﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:22.000 --> 00:02:25.000
از همان اولین روز های بشریت
مرد ها علاقه  به چندهمسر داشتن داشتند

00:02:25.300 --> 00:02:28.000
حتی افراد مذهبی

00:02:28.300 --> 00:02:35.000
اما نسل جدید‌ انسان ها، عقاید جدیدی را باب
کردند و جهان را به جایی ایده آل نزدیک تر کردند

00:02:35.300 --> 00:02:40.500
:این عقیده این بود
"یک مرد و یک زن"

00:02:41.500 --> 00:02:46.000
البته نه در قوانین اساسی، در واقع قانون هایی که
در قوانین اساسی و ملی نیستند بیش از حد زیادند

00:02:46.300 --> 00:02:50.000
این قانون در قلب مرد ها شکل گرفت

00:02:50.300 --> 00:02:56.500
چرا که این حقیقت باید شکوفا شود که عظیم ترین
خوشبختی مرد ها در خلوص و وفادار بودن به یک نفر است

00:02:57.500 --> 00:03:05.000
زن های امروزی که از زمان کودکی طوری بار آمده اند
که فقط انتظار "یک همسر" را داشته باشند

00:03:05.300 --> 00:03:10.000
احتمالا بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت رنج میکشند
زیرا هنوز همه ی مرد ها به این حد از آگاهی نرسیده اند

00:03:10.300 --> 00:03:14.000
مگر آنکه شاید در تئوری رسیده باشند

00:03:15.000 --> 00:03:22.000
اگر در این داستان، تعدادی از مرد ها متوجهِ رنجی
که حاصل خودخواهیِشان است بشوند

00:03:22.300 --> 00:03:26.500
پس زحمتی که کشیدیم بیهوده نبوده

00:03:27.500 --> 00:03:35.000
"زمان و مکانِ این داستان "هیچ جا
و در‌ عین حال "همه جا" است

00:03:35.300 --> 00:03:41.000
حوادث این داستان هرگز اتفاق نیفتاده اند
و در عین حال همیشه اتفاق می افتند

00:03:41.000 --> 00:03:48.000
بگذارید یک روستای دور افتاده
در نیوانگلند را معرفی کنیم

00:04:01.500 --> 00:04:07.000
آنا مور و مادرش. ما او را
آنا صدا میزنیم

00:04:07.300 --> 00:04:12.300
ممکن‌ است تا اینجا او را "زن" خطاب کرده
باشیم، زیرا این داستان کاملا راجع به او نیست

00:04:33.500 --> 00:04:42.000
نیاز شدید به پول، مادر را وادار میکند که بخواهد از تریمونت ها
کمک بگیرد. خویشاوندان ثروتمندشان در بوستون

00:04:58.000 --> 00:05:03.500
اوه مادر. از درخواست پول کردن از اونا متنفرم

00:05:09.000 --> 00:05:14.000
......پس در آن گرگ و میش آشفته

00:05:30.000 --> 00:05:34.000
خیلی خب مادر. میرم

00:05:44.000 --> 00:05:48.500
زمان رفتن

00:05:59.000 --> 00:06:05.000
به دختر عموت، یعنی اِما بگو
اینو با دستای خودم براش دوختم

00:06:19.000 --> 00:06:25.500
روزنامه های مد میگن الان
این دستکش ها مد روز هستن

00:07:02.000 --> 00:07:14.000
وظیفه ای که با قدم های لرزان انجام میشود که
نشانه ی رابطه ی ضعیف با خویشاوندان است

00:07:20.500 --> 00:07:29.000
دختر عموهایش، یعنی تریمونت ها همان بعد از ظهری
که آنا رسید درحال برگزاری یک مهمانی بودند

00:07:53.500 --> 00:07:59.500
اِما تریمونت، دختر عمو

00:08:10.000 --> 00:08:15.000
دایانا تریمونت، دخترش

00:08:35.000 --> 00:08:38.000
صحبت های گاه به گاه راجع به جامعه

00:08:38.300 --> 00:08:45.000
لنکس سندرسونِ جذاب، کسی
که با پول پدرش زندگی می‌کند

00:08:51.000 --> 00:08:55.000
او در سه چیز متخصص است

00:08:55.000 --> 00:08:56.000
او در سه چیز متخصص است
خانم ها

00:08:56.000 --> 00:08:59.000
او در سه چیز متخصص است
خانم ها، خانم ها، خانم ها

00:10:17.500 --> 00:10:25.000
یک خانم جوانی اومده و میگه از فامیل های
شما‌ هستش، اسمش آنا موره، اون از گرینویل اومده

00:10:55.000 --> 00:11:01.000
فرزند عزیزم. چی تو رو به اینجا کشونده؟

00:11:04.500 --> 00:11:14.000
خب میدونید....راستش اخیرا وضع من و مادرم اصلا
.....خوب نبوده و من میخواستم از شما.....درخواستِ

00:11:21.000 --> 00:11:27.500
شجاعتِ درخواست کردن را نمی یابد و جهت عوض
کردن بحث، هدیه ی مادرش را تقدیم میکند

00:12:52.500 --> 00:12:57.000
عذر می‌خوام

00:13:16.000 --> 00:13:24.000
خانم تریمونت خبر شرم آور آمدنِ دختر
عموی روستایی را به دخترش می دهد

00:13:28.500 --> 00:13:31.000
خب از شرش خلاص شو

00:13:37.500 --> 00:13:46.000
اما خواهران برای تحت تاثیر قرار دادن مهمان ها و عمه
بسیار ثروتمندشان تظاهر به خوش رفتاری با آنا می کنند

00:14:04.000 --> 00:14:09.000
هر دوتاتون رو از روی
عکس هاتون شناختم

00:14:39.000 --> 00:14:46.500
آره. من میخوام یه مدتی بمونم
البته اگه با هم سازش کنیم

00:14:54.000 --> 00:15:02.000
"بخش دوم"
در نزدیکی املا‌ک سندرسون، روستای بارتلت ها قرار دارد

00:15:07.000 --> 00:15:15.500
همینطور خانه ی اسکوایر بارتلت
ثروتمندترین کشاورز محله

00:15:21.500 --> 00:15:28.000
عقربه ی ساعت به شکوفه ها
و زمان بیداری اشاره میکند

00:15:56.000 --> 00:16:05.000
دیوید بارتلت, کسی ‌که اگرچه آنچنان ثروتمند نیست
اما توسط شاعران و آینده نگران بزرگی آموزش دیده است

00:16:22.000 --> 00:16:26.000
اسکوایر بارتلت, یک پیرمردِ با اصالت و سختگیر

00:16:26.300 --> 00:16:34.000
کسی که طبق برداشت خود از کتاب مقدس زندگی
"می‌کند. به ویژه بخش "کشتن دیگران، کاری حرام است

00:16:38.500 --> 00:16:44.000
خانم بارتلت، کسی که روح و ذاتش به اندازه ی
کتاب مقدس همسرش، پاک و شیرین است

00:16:53.500 --> 00:16:57.000
رویا های روزانه

00:17:16.500 --> 00:17:23.500
مهمانی بزرگِ تریمونت ها
اوجِ ثروتمند بودن و پول خرج کردن

00:17:58.000 --> 00:18:07.000
لباس آنا که خود آنا به همراه مادرش درست کرده بودند
تا اگر قرار شد او وارد جمع مردم شود آن را بپوشد

00:18:21.000 --> 00:18:29.000
لباست خوبه. از روی بالکن
میتونی رقص ما رو تماشا کنی

00:19:16.000 --> 00:19:26.000
عمه، فقط برای اینکه آن خواهران را که علاقه ی زیادی به آنا ندارند را تحریک کند، آنا را طور دیگری آماده و آرایش میکند

00:20:04.000 --> 00:20:09.600
اوه عمه. این لباس بالاش کجاست

00:20:47.000 --> 00:20:53.000
زیر‌ درخشش نورِ لامپ ها

00:20:56.000 --> 00:21:03.000
زیبایی و ظرافتِ آنا، به اشتهای خفته ی
سندرسون تازیانه می زند

00:22:01.000 --> 00:22:09.300
،در زیبایی ات، آفرودیته ی افسانه ای
لیلی مِید و آتنا جان دوباره می گیرند

00:23:00.900 --> 00:23:03.000
بیشتر بگو

00:23:34.300 --> 00:23:43.000
دخترعمو اِما، آنا‌ را با عجله به سمت تختش می‌بَرد
شاید دلیل این کارش این است که دخترش کمتر از آنا می‌درخشد

00:24:03.000 --> 00:24:10.000
سندرسون غرق در میلی دیگر می‌شود

00:24:44.000 --> 00:24:53.000
سندرسون پس از مدیریت چندین جلسه، بلاخره آنا را
فریب می‌دهد تا برای ملاقات با عمه به آپارتمانش بیاید

00:25:03.000 --> 00:25:07.500
صبر کنید. من عمه رو صدا می‌زنم

00:25:23.500 --> 00:25:27.000
عجیبه. اون اینجا نیست

00:25:29.000 --> 00:25:33.000
فقط پنج دقیقه. اون هر لحظه ای ممکنه بیاد

00:25:36.000 --> 00:25:42.000
اگه تا پنج دقیقه دیگه نیاد من باید برم

00:26:51.500 --> 00:26:55.500
....متوجه نیستی

00:26:59.500 --> 00:27:06.000
منظورم‌ اینه که.... میخوام باهام ازدواج کنی

00:27:21.500 --> 00:27:28.000
قلب بی تجربه ی آنا شیفته ی او شد

00:28:00.500 --> 00:28:06.000
خدایا. میخوام به همه بگم

00:28:12.500 --> 00:28:24.000
اما سندرسون، از‌ آنجایی که می‌ترسد این ازدواج بر خلاف میل پدرش که او را از لحاظ مالی تعیین میکند باشد، از آنا می‌خواهد این موضوع یک راز بماند

00:28:59.000 --> 00:29:04.500
عمه ی خیره چشم به سفر
سالانه اش به اروپا می‌رود

00:29:05.500 --> 00:29:12.500
"سکانس گمشده"
عمه و دو دخترش آنا را در هال می‌بینند

00:29:13.500 --> 00:29:19.500
گفتی که فردا قراره به خونَت برگردی آنا؟

00:29:20.000 --> 00:29:25.300
نه.....یعنی آره.....درسته
قراره برگردم

00:29:26.000 --> 00:29:36.000
سندرسون آدمی است که اگر به چیزی که می‌خواهد نرسد
تا جایی که شده پیش می‌رود تا از راهی دیگر آن را به دست آورد

00:29:49.500 --> 00:29:52.000
نقشه های شیطانی

00:29:59.500 --> 00:30:06.000
شور‌ و‌ اشتیاق چیزی از وجدان نمی‌داند و با خیانت یا
هر روش دیگری، خواستار رسیدن به خواسته اش است

00:30:24.500 --> 00:30:31.000
سندرسون، آنا را تحریک می‌‌کند که آنا قبل
از بازگشت به خانه اش با او ازدواج کند

00:31:31.000 --> 00:31:38.300
خیلی دور تر‌ از اینجا، دیوید بارتلت
در حال دیدن یک کابوس است

00:32:29.500 --> 00:32:36.000
نگران نباش. همه چیز مرتبه
مگه به من اعتماد نداری؟

00:32:53.000 --> 00:32:56.500
پس ازدواج صورت گرفت

00:33:34.000 --> 00:33:40.000
عروس به هتل "گل رز" می‌رود

00:34:17.500 --> 00:34:26.500
این موضوع برای آنا، تحقق رویایی از زمان دختربچگی اش
است. اما برای سندرسون صرفا یک ماجراجویی جدید است

00:34:50.500 --> 00:35:01.000
در‌ اینجا وجدان‌ سعی میکند کاری کند. شاید کوچکترین وقفه ای
.....هم بتواند از وقوع این فاجعه جلوگیری کند. اما

00:35:23.500 --> 00:35:27.000
شو....شوهرم

00:36:22.500 --> 00:36:28.000
بعد از ظهر از دفتر پستیِ بارتلت دزدی شد

00:36:43.000 --> 00:36:49.500
چهره ی ترسناک قانون

00:37:36.000 --> 00:37:45.000
ست هولکامب در انتظار مارتا پرکینز است
او بیست سال مارتا را دنبال کرده بود

00:37:50.500 --> 00:37:57.000
ست با بهانه ی "زندگی طولانی تلخ" مشروبش را می‌نوشد

00:38:03.000 --> 00:38:11.000
مارتا پرکینز، یک زن نسبتا میانسال
زمانی که‌ او باشد، کسی نیازی به روزنامه ندارد(از همه ی اخبار با خبر است)

00:38:25.300 --> 00:38:28.000
پاسبان در تعقیب

00:38:32.000 --> 00:38:36.000
ناپلئون، اسب آتشینَش

00:38:39.500 --> 00:38:44.500
ناپلئون قبول‌ نمی‌کند از تپه بالا برود

00:39:09.500 --> 00:39:14.000
ناپلئون وسوسه می‌شود

00:39:48.300 --> 00:39:54.000
نمیتونم‌ این مرد ها رو وادار کنم
تا دست‌ از‌ دنبال کردنم بردارن

00:40:17.000 --> 00:40:28.500
خبرای خوب. از دفتر پستی سرقت شده. ظاهرا
هشتاد و دو دلار. ضرر بزرگی برای دولته

00:40:41.500 --> 00:40:48.000
من اجازه نمیدم کسی به قانون بخنده ست هولکامب

00:40:53.000 --> 00:40:59.000
"سکانس گمشده"
ست و پاسبان با هم دعوا و کتک کاری می‌کنند

00:41:09.000 --> 00:41:12.500
هر دوی آن ها برنده می‌شوند

00:41:31.000 --> 00:41:38.000
"بخش چهارم"
یک روز از ماه عسل، قبل از اینکه آنا به همراه راز بزرگش به خانه اش برگردد

00:41:44.000 --> 00:41:48.500
قول بده. فقط دو روز

00:42:13.000 --> 00:42:16.500
آنا به خانه اش بر می‌گردد

00:42:39.500 --> 00:42:48.000
آنا با اشاره به ثروتی که با منشا ناشناخته در راه
است، اضطراب مادرش را تبدیل به خوشحالی می‌کند

00:43:00.500 --> 00:43:05.000
عادات قدیمی لذت بخش تر از آن
هستند که بشود ازشان دست کشید

00:43:33.000 --> 00:43:39.500
ملاقات های مخفیانه ی آن ها کمتر
......و کمتر می‌شوند تا زمانی که

00:45:39.000 --> 00:45:44.300
در جواب به نامه ی فوریِ آنا

00:46:15.000 --> 00:46:19.000
خیلی خب. صبر می‌کنم

00:46:55.000 --> 00:47:00.000
به هیچکس، چیزی درباره ی
ازدواجمون نگفتی؟

00:47:04.500 --> 00:47:12.000
آنا دلیل ساده اش از‌ اینکه چرا‌ نمی‌تواند به
نگه‌ داشتن این راز ادامه دهد را می‌گوید

00:47:23.000 --> 00:47:27.000
نباید به هیچکس چیزی بگی

00:47:43.000 --> 00:47:45.000
خیلی خب

00:47:45.600 --> 00:47:48.000
اگه میخوای بدونی چرا

00:47:48.000 --> 00:47:50.000
دلیلش اینه که

00:47:50.700 --> 00:47:53.000
ما اصلا ازدواج نکردیم

00:48:21.500 --> 00:48:27.500
.فقط داری شوخی می‌کنی. بگو
شوخی می‌کنی دیگه؟

00:48:38.500 --> 00:48:44.500
ما مطمئنا ازدواج کردیم
حلقه.....حلقمونو ببین

00:49:53.000 --> 00:50:00.000
ازدواج ممکنه همه چیزِ من رو نابود کنه
.......من میخواستم درستش کنم. ولی

00:50:18.500 --> 00:50:27.000
محض رضای خدا ماجرا رو غمگین نکن
بهت یه عالمه پول میدم و میتونی منو فراموش کنی

00:51:19.500 --> 00:51:23.000
مادر. مادر

00:51:39.300 --> 00:51:43.000
زمانی که مادر برگشت

00:52:16.000 --> 00:52:26.000
مدتی بعد آنا که پس از مرگ مادرش تنها شده است، با خجالت و شرمی که همراهش است در روستای "بلدن" قایم می‌شود

00:52:44.500 --> 00:52:48.000
زایمان. اوقاتی سخت برای یک زن

00:52:53.000 --> 00:52:59.500
.سایه هایی که مانع رسیدن نور می‌شوند
بچه ای بدون اسم

00:54:00.000 --> 00:54:05.000
دخترم. بچت خیلی مریضه

00:54:17.500 --> 00:54:24.500
تا وقتی برگردم هر ساعت حدود ده قطره
از این به همراه کمی آب بهش بده

00:54:41.500 --> 00:54:46.000
شوهرت کجاست؟

00:54:53.000 --> 00:54:56.000
اوه. اون.......اون رفته

00:55:11.500 --> 00:55:22.000
خانم صاحبخانه با جدیّت به آنا گوشزد می‌‌کند که اگر فرزندش
بدون غسل تعمید شدن بمیرد، هرگز خدا را نخواهد دید

00:55:55.000 --> 00:56:05.500
درمانده و تنها در ساعت های ترسناکِ
شب و به شدت نگران برای روح فرزندش

00:56:29.300 --> 00:56:34.000
او خودش مراسم تعمید را انجام می‌دهد

00:56:45.000 --> 00:56:51.300
......به نام پدر، پسر

00:57:03.000 --> 00:57:08.100
و روح القدس

00:57:18.000 --> 00:57:24.000
من تو را غسل تعمید می‌دهم لنکس
و تو را به او میسپارم
(لنکس نام کوچک سندرسون نیز بود)

00:57:50.500 --> 00:57:54.300
بی خوابی

00:58:00.500 --> 00:58:06.000
دست های کوچکش درحالی که روی سینه ی
مادرش بودند سرد و بی‌ جان شدند

00:59:14.300 --> 00:59:19.600
دخترم. فرزندت مُرده

01:00:01.500 --> 01:00:06.700
سندرسون در املاک خارج از
شهرش در روستای بارتلت ها

01:00:27.500 --> 01:00:35.000
همه‌ دارن راجع به اینکه تو شوهری نداری
صحبت میکنن. تو باید از اینجا بری

01:01:10.000 --> 01:01:16.000
.او وسایلش را جمع می‌کند
.او راهی می‌شود

01:02:00.000 --> 01:02:09.000
سلام‌ هولر. پسر بارتلت داره خودشو توی طویله آماده
می‌کنه تا کِیت‌، یعنی دختر برادرِ اسکوایر رو ببینه

01:02:36.500 --> 01:02:40.000
یک ناظرِ بی ملاحظه

01:03:03.300 --> 01:03:09.100
اوه. سلام. سلام هولر. زودباش
وقتشه بریم دنبال کِیت

01:04:08.500 --> 01:04:14.000
آنا در جست و جوی یک شغل
به روستای بارتلت ها می‌رسد

01:04:42.900 --> 01:04:48.100
کیت، دختر برادرِ اسکوایر از سفر
کوتاهش‌ به بوستون بر می‌گردد

01:05:05.000 --> 01:05:14.700
.پروفسور؛ استاد شبانه تابستانی اسکوایر بارتلت
.او درباره پروانه ها مطالعه میکند

01:05:49.000 --> 01:05:55.000
اون دختر برادرِ جوونت که منتظر
بودی‌ از بوستون برگرده ایشونه؟

01:08:11.600 --> 01:08:15.800
من دنبال یه کار هستم

01:08:26.500 --> 01:08:32.000
کار؟ به نظر نمیاد تو نیرویی
برای کار کردن داشته باشی

01:08:53.000 --> 01:08:58.000
اهل کجایی؟
خانوادت کجان؟

01:09:04.000 --> 01:09:08.000
من خانواده ندارم

01:09:30.600 --> 01:09:39.500
تا جایی که می‌دونیم اون ممکنه یه زن بدکاره باشه
که‌ در حال ولگردیه. من اونو به خونه ی خودم نمیارم

01:09:49.600 --> 01:09:55.000
ببخشید خانم جوان. ولی
کمکی‌ از‌ دستم بر نمیاد

01:10:08.700 --> 01:10:17.000
هر چه قدر با یک زن مثل اون بد رفتار کنی
داری با من اون بد رفتاری رو می‌کنی

01:10:21.500 --> 01:10:25.000
توی کتاب مقدس گفته شده
نباید به این شکل رفتار کرد

01:10:42.500 --> 01:10:49.100
خیلی خب. بهش یه فرصت می‌دیم.‌ اجازه نمیدم
کسی بگه من بر خلاف کتاب مقدس عمل کردم

01:11:28.000 --> 01:11:36.000
دخترم. هرچی که باعث آزارت میشه باید به یاد بیاری
که خداوند حواسش بهت هست و نباید نگران باشی

01:12:10.000 --> 01:12:13.000
بازگشت کِیت به خانه

01:12:36.500 --> 01:12:45.000
از زمان بچگیِ کِیت و دیوید، اسکوایر و خانواده اش تصمیم
گرفته بودند زمانی که این‌ دو بزرگ شدند، با هم ازدواج کنند

01:13:16.500 --> 01:13:19.500
تحسین آشکار

01:13:41.000 --> 01:13:48.000
پروفسور پس از دیدن کِیت، به فرضیه ی
علمی عشق در نگاه اول اعتقاد پیدا می‌کند

01:14:11.300 --> 01:14:16.000
اوه پروفسور. بند کفش من بازه

01:16:05.000 --> 01:16:12.000
خب خب. سندرسونِ همسایه. از
زمانی که کِیت رفته ندیدمتون

01:16:21.500 --> 01:16:26.300
کِیت. نفر بعدی ای که چشم
سندرسون را گرفته

01:16:53.600 --> 01:17:01.000
دیوید. تا قبل از غذا وقت داری به سندرسون
گوساله ای که میخواد بخره رو نشون بدی

01:19:32.000 --> 01:19:36.000
اینجا چیکار می‌‌کنید؟

01:19:44.000 --> 01:19:47.500
دارم کار می‌کنم

01:19:55.000 --> 01:20:01.000
نمی‌تونید اینجا بمونید
من اینجا زندگی می‌کنم

01:20:20.000 --> 01:20:25.000
بیاید داخل خانم سندرسون
غذا آماده ست

01:21:39.700 --> 01:21:45.600
حق با پدر شماست. متاسفانه فکر می‌کنم
به‌ اندازه ی کافی برای این کار نیرو ندارم

01:21:53.600 --> 01:22:03.000
لطفا نرید خانم مور. من.....یعنی ما خیلی از شما
....خوشمون میاد. با گذر زمان قدرتتون بیشتر میشه. و

01:22:26.000 --> 01:22:29.500
آنا. دیوید. بیاید داخل

01:23:16.000 --> 01:23:23.000
پایان قسمت اول

01:23:30.000 --> 01:23:38.500
Way down East
قسمت دوم

01:23:44.600 --> 01:23:53.000
حالا گذشته ی آنا پشت سر گذاشته شده و تبدیل به یک راز شده است و آنا تبدیل به عضوی محبوب از خانواده شده است

01:24:43.000 --> 01:24:46.000
و کِیت

01:24:46.700 --> 01:24:56.500
"سکانس گمشده"
سندرسون در حالی که در حال قدم زدن در باغ با کِیت
است سعی می‌کند او را در آغوش بگیرد؛ اما کِیت می‌رود

01:26:00.000 --> 01:26:11.500
دیوید پس از اینکه می‌فهمد آنا در زندگی اش گناهی نداشته، به این فکر می افتد که او، فرشته ی رویاهایش است

01:26:35.000 --> 01:26:45.000
کنار رودخانه و با موسیقی آرام می‌نشینند و بوی
خوش گل های تابستانی از مزارع به مشامشان می‌رسد

01:27:14.000 --> 01:27:23.500
"و با این همه هیجان، یک علم دوست"
"رویاهایی دید که چطور در زندگی اش با دخترک باشد"
(دیوید برای او شعر می‌خواند)

01:27:28.000 --> 01:27:37.300
"یک قلب برای یک قلب، یک روح برای یک روح"
"یک عشق برای یک عشق، حتی تا بی نهایت"

01:27:49.500 --> 01:27:58.100
و این عشق آتشین فقط توسط ارواحِ
زندگی گذشته اش می‌تواند متوقف شود

01:28:18.500 --> 01:28:26.000
فقط دارم سعی می‌کنم که بگم عاشقتم آنا
انگار از همون اول عاشقت بودم

01:28:46.500 --> 01:28:52.000
آنا به او می‌گوید که هرگز نباید
دوباره به این شکل صحبت کند

01:29:30.500 --> 01:29:36.300
"تابستان می‌رود                         زمستان می آید"
"نمی‌توانیم سال را کنترل کنیم       نه. نمی‌توانیم"

01:29:36.300 --> 01:29:42.300
"دست سرنوشت         همه چیز عجیب هدایت می‌شود"

01:29:55.000 --> 01:30:02.600
عشق پروفسور روی قلبش سنگینی می‌کند، تا جایی
که او نهایتا به خارج از شهر می‌رود تا کِیت را ببیند

01:30:51.000 --> 01:30:57.000
می‌خوام چند تا لطیفه ی
بامزه براتون بخونم

01:31:01.000 --> 01:31:06.000
به نظرتون چرا یه مرغ
از خیابون عبور می‌‌کنه؟

01:31:07.500 --> 01:31:10.500
ربطی به شما خروسا نداره

01:31:17.600 --> 01:31:20.500
خدایی بامزه نیست؟

01:31:25.500 --> 01:31:28.300
سه تا تخم مرغ
دو تا تخم خروس

01:32:27.500 --> 01:32:33.500
.....خانم کِیت..... می‌خوام بپرسم..... اگر
......‌‌اگر می‌خواید.......میشه

01:33:48.500 --> 01:33:57.000
"سکانس گمشده"
ست روزنامه می‌خواد، پاسبان یه تیکه پاره می‌کنه و بهش میده و می‌خنده

01:34:26.000 --> 01:34:34.000
یخ ها به زودی آب میشن؛ وقتی سیل
شروع بشه بهتره از یه جای امن نگاهش کرد

01:34:37.000 --> 01:34:44.500
آنا پس از اینکه خریدِ وسایل لازم برای مهمانی بزرگ که قرار
است عصر برگزار شود را فراموش می‌کند، به فروشگاه می‌رود

01:34:53.000 --> 01:34:57.000
شرور هنوز او را تعقیب می‌کند

01:36:06.000 --> 01:36:11.000
خیاطیِ کنار فروشگاه مواد غذایی

01:37:01.600 --> 01:37:08.000
"ماریا پول"، آن زن صاحبخانه از "بلدن"
به روستای بارتلت ها می آید

01:38:38.500 --> 01:38:44.100
اون آنا مور هستش. توی خونه ی
اسکوایر بارتلت زندگی می‌کنه

01:38:50.800 --> 01:38:55.000
مور؟ اسم اون مور نیست

01:38:59.000 --> 01:39:07.500
اون توی خونه ی من زندگی می‌کرد و می‌گفت اسمش
خانم لنکس هست و متاهله. اما‌ اون شوهر نداشت

01:39:27.000 --> 01:39:32.000
و بعدش یه بچه به دنیا آورد

01:40:02.600 --> 01:40:09.000
اسکوایر فکر می‌کنه که‌ دیگه وقتشه
دیوید و کِیت به همدیگه برسن

01:40:35.000 --> 01:40:41.500
این وظیفه ی منه که برم و حقایقی که این زن
پنهان کرده رو به گوش اسکوایر برسونم

01:40:58.000 --> 01:41:05.000
پدرم داره سعی میکنه ما رو به هم برسونه؛ ولی من
فکر نمی‌کنم بدون وجود عشق امکانش باشه. تو چی؟

01:42:11.600 --> 01:42:17.600
به سمت خانه ی اسکوایر
برای دادن اخبار جدید

01:44:37.000 --> 01:44:46.300
فرض کنید اسکوایر. وقتی اولین بار من رو دیدید بهم مشکوک بودید. اگر درست فکر می‌کردید هیچ امیدی به بخشش می‌بود؟

01:44:52.000 --> 01:45:00.500
وقتی قانون شکسته بشه دیگه شکسته شده. درسته؟
یه اشتباه اشتباهه و هیچ چیزی نمیتونه درستش کنه

01:45:09.000 --> 01:45:14.000
درسته. فقط‌ داشتم فرضا می‌گفتم

01:45:21.000 --> 01:45:26.000
در راه مراسم رقصِ بزرگ در طویله

01:46:54.500 --> 01:47:02.000
یه خانمی به اسم ماریا پول از روستای بلدن
............توی خیاطی بود و گفت

01:47:17.000 --> 01:47:21.100
نه. نباید اینا رو می‌گفتم

01:47:24.000 --> 01:47:27.500
.....آخه

01:47:39.600 --> 01:47:43.000
خدایا. واقعا افتضاحه

01:47:46.500 --> 01:47:51.500
اما قبل از اینکه مارتا اخبار
......هیجان انگیزش را بدهد

01:48:06.000 --> 01:48:15.000
آنها در راه مراسم بزرگ، در خانه ی اسکوایر توقف
کردند تا با یک رقص قدیمی خودشان را گرم کنند

01:49:09.000 --> 01:49:13.500
نه. من به مهمونی دعوت نشدم

01:49:23.600 --> 01:49:28.000
پروفسور؛ گیج، اما خوشحال

01:51:07.500 --> 01:51:19.000
🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶

01:51:52.600 --> 01:51:59.000
دیوید به دلایلی متوجه می‌شود
که علاقه ای به این مهمانی ندارد

01:52:22.000 --> 01:52:26.000
رقص در طویله

01:53:20.100 --> 01:53:29.500
سندرسون بیشتر و بیشتر از حضور آنا نگران می شود
و می‌ترسد او در رابطه اش با کِیت دخالت کند

01:53:35.000 --> 01:53:40.600
من نمیتونم بذارم تو اینجا
که من زندگی می‌کنم بمونی

01:54:05.600 --> 01:54:12.300
فرض کن اونا از گذشتت با خبر
بشن. بعدش مجبور میشی بری

01:54:17.000 --> 01:54:22.500
فرض کن اونا از گذشتت با خبر بشن

01:54:29.300 --> 01:54:36.100
اما برای مرد ها اوضاع متفاوته
کسی اهمیتی نمیده

01:56:23.000 --> 01:56:28.300
حداقل مارتا از فرصتش برای
صحبت با اسکوایر استفاده کرد

01:57:00.000 --> 01:57:05.000
بین تو و لنکس سندرسون خبریه؟

01:57:09.000 --> 01:57:13.000
چرا چنین‌ سوالی می‌پرسی؟

01:57:22.000 --> 01:57:27.000
چون دیگه نمی‌تونم ساکت بمونم

01:57:36.500 --> 01:57:41.300
من عاشقتم. می‌خوام با هم ازدواج کنیم

01:58:06.600 --> 01:58:14.600
راجع به آنا موره. اون توی روستای بلدن
با اسم خانم لنکس زندگی می‌کرده

01:58:19.500 --> 01:58:21.300
اون یه بچه به‌ دنیا آورد

01:58:22.000 --> 01:58:24.500
اما اون حلقه ی ازدواج نداشت

01:58:25.000 --> 01:58:27.000
پس یعنی شوهر نداشت

01:58:47.000 --> 01:58:52.000
همین امشب اونو از خونَم بیرون می‌کنم

01:58:55.500 --> 01:59:00.300
نه نه. باید برای‌ این حرفا مدرکی باشه

01:59:08.000 --> 01:59:14.000
فردا صبح به بلدن می‌رم و اگر
.....این حرفا حقیقت داشته باشن

01:59:20.000 --> 01:59:23.500
لطفا. لطفا این کارو نکن

01:59:43.600 --> 01:59:48.100
من هیچوقت نمیتونم با کسی ازدواج کنم

02:00:36.500 --> 02:00:44.100
صبح روز بعد: اسکوایر در راهِ بلدن است تا
درباره ی حرف هایی که مارتا زده تحقیق کند

02:01:06.600 --> 02:01:11.000
اسکوایر حتما کار مهمی داره. درسته؟

02:01:29.000 --> 02:01:36.000
"سکانس گمشده"
دیوید آنا را در سالن ناهارخوری می‌بیند

02:01:36.500 --> 02:01:42.000
بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم آنا
حداقل یه دلیل بهم بده

02:01:42.700 --> 02:01:48.300
آنا به دیوید وظیفه اش برای ازدواج
با کِیت را یادآوری می‌کند

02:01:49.000 --> 02:01:53.300
آنا. تو عاشقمی

02:01:54.000 --> 02:02:03.000
"سکانس گمشده"
پس از اینکه دیوید می‌رود، مادر و کِیت آنا را می‌بینند

02:02:03.300 --> 02:02:09.500
ای زن عوضی. تو می‌دونستی که از اول
قرار بود دیوید با کِیت ازدواج کنه

02:02:10.200 --> 02:02:16.300
اگر دیوید عاشقت باشه قبول نمی‌کنه
با هیچکس دیگه ای ازدواج کنه آنا

02:02:17.000 --> 02:02:21.000
باید چیکار کنیم؟

02:02:21.300 --> 02:02:25.000
......و در همین زمان سندرسون

02:03:09.400 --> 02:03:14.500
اسکوایر سر ظهر به بلدن می‌رسد

02:03:45.000 --> 02:03:51.500
همش حقیقت داره. بچه ی اون
توی همین اتاق به دنیا اومد

02:04:19.000 --> 02:04:22.000
بعد از ظهر

02:05:02.500 --> 02:05:06.300
گل های رز در زمستان

02:05:14.000 --> 02:05:19.300
آنا پس از فهمیدن وضعیت کِیت و وجود
سندرسون در کنارش نگران او می‌شود

02:05:20.000 --> 02:05:30.000
"سکانس گمشده"
سندرسون دست کِیت را می‌گیرد، اما آنا از قصد با
انداختن خوراکی نزدیک او مانع از این کار می‌شود

02:06:39.000 --> 02:06:44.500
دیگه غذایی که تو درست
کردی رو نمی‌خوام

02:06:56.500 --> 02:07:02.500
دیگه وقتش رسیده که وسایلت رو
جمع کنی و از این خونه بری

02:07:19.500 --> 02:07:24.500
هیچ حرفی نزن
فقط برو

02:08:11.000 --> 02:08:16.300
اون داره از خونه ی من گم میشه بیرون

02:08:24.500 --> 02:08:30.000
من همه چیز رو راجع به اون فهمیدم
اون توی این خونه جایی نداره

02:08:41.000 --> 02:08:43.800
اون مادر یک‌ بچه هستش

02:08:44.000 --> 02:08:45.800
اما اون

02:08:46.000 --> 02:08:48.000
هیچ شوهری نداره

02:09:15.300 --> 02:09:19.500
بهشون بگو که این حرفا دروغه آنا

02:09:26.600 --> 02:09:28.000
نمی‌تونم

02:10:34.500 --> 02:10:41.000
شما خیلی چیزا فهمیدید؛ اما چرا
کل داستان رو نشنیدید؟

02:10:53.700 --> 02:10:59.000
این که من یه دختر احمق بودم که گول
خوردم و وارد یه ازدواج احمقانه شدم

02:11:04.000 --> 02:11:13.300
چرا راجع به زندگیِ این مرد که فکر می‌‌کنید یک
مهمون با شرف و متشخصه تحقیق نمی‌‌کنید؟

02:11:18.000 --> 02:11:22.500
چون که اون مردی که به من خیانت
کرد و احمقم کرد همین مرد بود

02:12:17.800 --> 02:12:21.500
و سپس طوفان

02:14:39.500 --> 02:14:42.300
قندسازی

02:14:50.500 --> 02:14:56.300
آنا توی طوفان گم شده
افرادتو برای کمک جمع کن. سریع

02:17:07.500 --> 02:17:12.000
او ترسیده و آشفته است
رودخانه صدایش می‌زند

02:17:33.500 --> 02:17:35.800
طوفان‌ آرام می‌شود

02:18:10.500 --> 02:18:13.500
شکسته شدن عظیمِ یخ ها

02:21:18.000 --> 02:21:23.000
تکه های یخ از هم جدا می‌شوند و
به سمت آبشار هدایت می‌شوند

02:23:53.000 --> 02:23:56.000
زودباشید. زودباشید
دکترو خبر کنید

02:24:19.600 --> 02:24:22.300
صبح روز بعد

02:25:26.600 --> 02:25:30.000
اسکوایر درخواست بخشش می‌کند

02:26:05.500 --> 02:26:13.300
آنا. می‌دونم کاری که کردم‌ درست نبوده. اگر
هنوز منو می‌خوای می‌تونم باهات ازدواج کنم

02:26:27.000 --> 02:26:33.500
"سکانس گمشده"
کِیت پشتش را به سندرسون می‌کند و
ست، مارتا را از سندرسون دور می‌کند

02:27:00.000 --> 02:27:02.300
ب......بله
(این بله در جواب سوال عاقد است که می‌پرسد طرف مقابل را به عنوان همسرتان قبول می‌کنید)

02:27:27.500 --> 02:27:30.000
بله

02:27:37.800 --> 02:27:41.300
ناظرانِ علاقه مند به موضوع

02:28:04.000 --> 02:28:09.000
ست. تو‌ این زن را به عنوان همسر
آینده ات قبول می‌کنی؟

02:28:16.600 --> 02:28:19.000
ب........بله

02:28:19.024 --> 02:28:31.024

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:29:23.000 --> 02:29:34.000
یک مرد برای یک زن
پیوند می‌خورند به صورت مقدس
و شیرین ترین زندگی ها را رقم می‌زنند

02:29:34.600 --> 02:29:45.300

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.