﻿WEBVTT

00:01:59.285 --> 00:02:15.793
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:18.285 --> 00:02:21.793
شب بخير، آقاي اليوت -
شب بخير -

00:02:26.701 --> 00:02:29.927
اگه ممکنه دفترو امضا کنين -
بله -

00:02:29.951 --> 00:02:32.760
انگار خيلي سرتون شلوغ بوده، آقاي اليوت؟ -
همينطوره -

00:02:32.784 --> 00:02:35.429
دوشنبه يه نفر توي منچستر

00:02:35.453 --> 00:02:39.053
و امروزم يه نفر تو هالووي
هردوشون بخاطر قتلهاي معمولي

00:02:39.077 --> 00:02:41.344
اين يکي که براي فردا آماده کرديم
يه مورد خاص ه

00:02:41.368 --> 00:02:43.344
آره، خيلي

00:02:43.368 --> 00:02:45.594
حتي بعد از اين همه سال
...که تو اين شغلم

00:02:45.618 --> 00:02:47.844
مشتاقانه منتظرشم...

00:02:47.868 --> 00:02:49.928
بايد برم سراغ کارم -
شب بخير، آقاي اليوت -

00:02:49.952 --> 00:02:52.011
شب بخير -
مث هميشه ساعت 7 يه فنجون چاي؟ -

00:02:52.035 --> 00:02:54.011
لطفا

00:02:54.035 --> 00:02:57.845
حتي استاد خدابيامرزم
...آقاي بريِ کبير

00:02:57.869 --> 00:03:00.262
هيچوقت افتخار...
دار زدن يه دوک نصيبش نشد

00:03:00.286 --> 00:03:01.970
بله

00:03:01.994 --> 00:03:05.053
چه پاياني براي يک عمر
خدمت به جامعه

00:03:05.077 --> 00:03:07.969
پايان؟ -
آره، قصد دارم بازنشسته بشم -

00:03:07.993 --> 00:03:10.595
...بعد از خوردن بوقلمون

00:03:10.619 --> 00:03:13.846
ديگه با نون و پنير سير نميشم...

00:03:13.870 --> 00:03:16.629
همينجاست -
ممنون -

00:03:32.910 --> 00:03:34.929
رفتارش چطور بوده؟

00:03:34.953 --> 00:03:37.514
فکر کنم آرومترين موردي بوده
که تا حالا داشتين

00:03:37.538 --> 00:03:40.430
بدون شک بخاطر رفتار اشرافي

00:03:40.454 --> 00:03:45.013
يه محکوم بداخلاق
ممکنه اوضاع رو بهم بريزه

00:03:45.037 --> 00:03:47.888
بعضيهاشون هم
بيش از حد هيجان زده ميشن

00:03:47.912 --> 00:03:49.888
اصلا ملاحظه نميکنن

00:03:49.912 --> 00:03:53.929
کلنل، با در نظر گرفتن
...اهميت موضوع

00:03:53.953 --> 00:03:56.097
بزودي بازنشسته ميشم...

00:03:56.121 --> 00:04:00.723
آخرين اعدام يه دوک در کشور
يه خرابکاريِ بزرگ بود

00:04:00.747 --> 00:04:03.389
البته مال وقتي بود
که با تبر اعدام ميکردن

00:04:03.413 --> 00:04:05.555
بله

00:04:05.579 --> 00:04:08.263
داشت يادم ميرفت

00:04:08.287 --> 00:04:11.346
...بايد منو ببخشيد

00:04:11.370 --> 00:04:14.430
...ولي صبح موقعي که همديگه رو ديديم

00:04:14.454 --> 00:04:16.973
بايد از چه اصطلاحي استفاده کنم؟...

00:04:16.997 --> 00:04:19.514
جناب لرد؟ -
جناب دوک -

00:04:19.538 --> 00:04:22.931
جناب دوک؟

00:04:22.955 --> 00:04:25.130
ممنون

00:04:26.205 --> 00:04:28.972
صبح بخير، جناب دوک

00:04:28.996 --> 00:04:31.296
صبح بخير، جناب دوک

00:04:43.830 --> 00:04:46.806
شب بخير کلنل
با يه گيلاس شراب چطوري؟

00:04:46.830 --> 00:04:49.515
شب بخير، جناب دوک
ممنون، نه

00:04:49.539 --> 00:04:53.681
اومدم ببينم براي صبحانه
چيز خاصي مد نظرتون هست

00:04:53.705 --> 00:04:56.805
فقط قهوه و نان تست، ممنون

00:04:56.829 --> 00:04:58.807
و يه مقدار انگور

00:04:58.831 --> 00:05:00.807
دوست ندارم خواننده هاي روزنامه رو
...نا اميد کنم

00:05:00.831 --> 00:05:03.849
ولي براي يه صبحانه مقوي...
بيش از حد زوده

00:05:03.873 --> 00:05:05.932
قرارمون ساعت هشتِ ، درسته؟

00:05:05.956 --> 00:05:08.015
ساعت 8، بله

00:05:08.039 --> 00:05:12.047
اگه جسارت نباشه بايد بگم
از خونسرديتون تعجب ميکنم

00:05:13.538 --> 00:05:16.223
مث هميشه
...حق با دکتر جانسون بود

00:05:16.247 --> 00:05:18.267
وقتي ميگفت...
خاطر جمع باشيد، آقا "

00:05:18.291 --> 00:05:20.850
وقتي يه مرد بدونه تا چند ساعت ديگه "
...قراره اعدام بشه

00:05:20.874 --> 00:05:23.433
" تمرکز عجيبي پيدا ميکنه...

00:05:23.457 --> 00:05:26.933
بله، خب اگه کار ديگه اي
...از دستم برمياد

00:05:26.957 --> 00:05:28.933
خير...ممنون، کلنل

00:05:28.957 --> 00:05:32.890
فکر ميکنم صبح فرصت اينو
داشته باشيم با هم خداحافظي کنيم

00:05:32.914 --> 00:05:35.172
متاسفانه بايد بگم، بله

00:05:36.581 --> 00:05:39.383
شب بخير، جناب دوک -
شب بخير، کلنل -

00:05:48.123 --> 00:05:51.975
<i>...تاريخچه اي مختصر از وقايع</i>

00:05:51.999 --> 00:05:54.475
<i>...نوشته شده در آستانه اعدام</i>

00:05:54.499 --> 00:05:58.599
<i>توسط لويي دسکوين ماتزيني
...دهمين دوک چالفونت</i>

00:05:58.623 --> 00:06:02.017
<i>کسي که فکر ميکنه
...شايد خواندنش</i>

00:06:02.041 --> 00:06:05.217
<i>براي بازمانده ها...
موضوع جالبي نباشه</i>

00:06:10.582 --> 00:06:14.641
دوستان، من اصلا نميخواستم
شما در کنارم باشين

00:06:14.665 --> 00:06:18.757
ولي اگه ميخواين بخوابين
لطف کنين و سر و صدا نکنين

00:06:22.292 --> 00:06:25.268
<i>با وقت کمي که براي کامل کردن
...داستانم دارم</i>

00:06:25.292 --> 00:06:27.935
<i>انتخاب اينکه از کجا شروع کنم...
خيلي سخته</i>

00:06:27.959 --> 00:06:30.259
<i>شايد بهتر باشه
از همون اول شروع کنم</i>

00:06:31.792 --> 00:06:36.508
<i>من يه بچه سالم بودم
...از يه مادر انگليسي و يه پدر ايتاليايي</i>

00:06:38.041 --> 00:06:41.602
<i>که همون لحظه اولي که چشمش به من افتاد...
دچار سکته قلبي شد</i>

00:06:41.626 --> 00:06:45.852
<i>با اينحساب، حتما درک ميکنين
که خاطرات چنداني از اون نداشته باشم</i>

00:06:45.876 --> 00:06:48.884
<i>هرچيزي هم ميدونم
مادرم بهم گفته</i>

00:07:09.835 --> 00:07:12.759
پدرت مرد خيلي جذابي بود

00:08:05.961 --> 00:08:09.229
<i>مادرم دختر
...هفتمين دوک چالفونت بود</i>

00:08:09.253 --> 00:08:11.229
<i>از چالفونت کسل...</i>

00:08:11.253 --> 00:08:14.562
<i>...اون با خواننده جذابش فرار کرد</i>

00:08:14.586 --> 00:08:18.228
<i>و اون زرق و برق قرون وسطاييِ
...چالفونت کسل رو</i>

00:08:18.252 --> 00:08:20.770
<i>...با يه خونه راحت</i>

00:08:20.794 --> 00:08:23.387
<i>در خيابون بالاکلاوا عوض کرد...</i>

00:08:31.337 --> 00:08:35.604
<i>اونا فقير بودن، ولي 5 سال
...شاد و خوش داشتن </i>

00:08:35.628 --> 00:08:39.553
<i>قبل از اينکه ورود من پدرم رو بفرسته...
به دسته سرايندگان بهشت</i>

00:08:45.213 --> 00:08:48.106
<i>براي کم کردن فشار فقر
...بعد از مرگ پدرم</i>

00:08:48.130 --> 00:08:50.105
<i>...مادرم غرورشو کنار گذاشت</i>

00:08:50.129 --> 00:08:53.054
<i>و سعي کرد با خانواده ش...
آشتي کنه</i>

00:08:53.837 --> 00:08:57.480
<i>اونا حتي جواب نامه ش رو ندادن</i>

00:08:57.504 --> 00:08:59.938
<i>براي زنده نگه داشتن هردومون
...تصميم گرفت</i>

00:08:59.962 --> 00:09:02.553
<i>يه مستاجر به خونه بياره...</i>

00:09:04.380 --> 00:09:08.065
<i>تقريبا مث يه نوکر
تمام کارهاشو انجام ميداد</i>

00:09:08.089 --> 00:09:12.564
<i>احساس ميکرد خانواده ش توطئه چيدن
...تا منو از حق و حقوقم محروم کنن</i>

00:09:12.588 --> 00:09:14.731
<i>...و من دوران طفوليت تا بچگيم رو</i>

00:09:14.755 --> 00:09:18.346
<i>از طريق يه شجره نامه سپري کردم...</i>

00:09:19.087 --> 00:09:21.064
<i>...داراييهاي دوک توسط چارلز دوم</i>

00:09:21.088 --> 00:09:24.647
<i>...به کلنل هنري دسکوين بخشيده شده بود</i>

00:09:24.671 --> 00:09:29.014
<i>بخاطر خدماتي که به اعليحضرت...
در زمان تبعيد کرده بود</i>

00:09:29.797 --> 00:09:32.774
<i>...بخاطر خدماتش به اعليحضرت</i>

00:09:32.798 --> 00:09:35.815
<i>...بعد از استرداد اون توسط دوشسها</i>

00:09:35.839 --> 00:09:38.231
<i>...عنوانش اين امتياز رو بهش ميداد</i>

00:09:38.255 --> 00:09:41.138
<i>که بتونه با زنان درباري بپره...</i>

00:09:42.129 --> 00:09:45.775
<i>...اين امکان وجود داشت</i>

00:09:45.799 --> 00:09:50.181
<i>که بتونم توسط مادرم...
حق و حقوق خودمو بگيرم</i>

00:09:51.298 --> 00:09:53.523
<i>...مادرم خيلي صرفه جويي کرد</i>

00:09:53.547 --> 00:09:56.606
<i>و منو فرستاد...
بهترين مدرسه اي که ميتونست</i>

00:09:56.630 --> 00:09:59.482
<i>يکي از روزاي مدرسه
...اتفاق جالبي افتاد که در قياس</i>

00:09:59.506 --> 00:10:01.690
<i>با وضعيت الانم...
شرايط خنده داري بوجود مياره</i>

00:10:01.714 --> 00:10:04.439
ليونل هالند

00:10:04.463 --> 00:10:06.599
فرمان ششم چيه؟

00:10:07.507 --> 00:10:09.567
يالا ديگه

00:10:09.591 --> 00:10:12.025
يه نفر ديگه جواب بده

00:10:12.049 --> 00:10:14.066
من ميدونم، خانم واترمن
خواهش ميکنم

00:10:14.090 --> 00:10:17.140
لويي ماتزيني، بهش بگو

00:10:18.256 --> 00:10:20.982
" مبادا جنايت کنيد " -
کاملا درسته -

00:10:21.006 --> 00:10:23.607
فرمان ششم اينه
" مبادا جنايت کنيد "

00:10:23.631 --> 00:10:25.607
<i>...نه، در اونروزا</i>

00:10:25.631 --> 00:10:28.400
<i>با فرمان ششم...
اصلا مشکلي نداشتم</i>

00:10:28.424 --> 00:10:32.941
<i>تو سن هفت سالگي، خيلي سخت بود
که بخوام نگران اين چيزا باشم</i>

00:10:32.965 --> 00:10:35.942
<i>هرچند که اونقدر بزرگ بودم
که عاشق بشم</i>

00:10:35.966 --> 00:10:38.108
<i>پس سيبلا وارد داستانم ميشه</i>

00:10:38.132 --> 00:10:41.399
<i>سيبلا و برادرش، گراهام
...تنها دوستاي نزديکم بودن</i>

00:10:41.423 --> 00:10:43.774
<i>و ما باهم بزرگ شديم...</i>

00:10:43.798 --> 00:10:48.350
<i>با وجود اونا، مادرم خيالش راحت بود
که با بچه هاي محله معاشرت نميکنم</i>

00:10:49.092 --> 00:10:53.558
<i>حداقل پدرشون، دکتر هالوارد
شغل مهمي داشت</i>

00:10:54.299 --> 00:10:58.400
لويي، ما نبايد خيلي
در مورد آينده ت نگران باشيم

00:10:58.424 --> 00:11:00.775
پيدا کردن کار
بايد خيلي راحت باشه

00:11:00.799 --> 00:11:03.807
کار نه عزيزم، يه شغل آينده دار

00:11:05.465 --> 00:11:08.068
اميدوار بودم بري دانشگاه کمبريج

00:11:08.092 --> 00:11:10.568
دسکوينها هميشه ميرن ترينيتي

00:11:10.592 --> 00:11:13.610
و بعدش هم ميرن تو کار سياست

00:11:13.634 --> 00:11:16.725
ولي متاسفانه بلندپروازي
فايده اي نداره

00:11:17.800 --> 00:11:20.400
با اينحال، وقتي
...امتحاناتت رو پشت سر گذاشتي

00:11:20.424 --> 00:11:23.442
شايد بتوني وارد...
يکي از اون مشاغل مهم بشي

00:11:23.466 --> 00:11:27.474
اينروزا اکثر پسراي خانواده هاي مهم
مشاغل مهمي براي خودشون پيدا ميکنن

00:11:28.884 --> 00:11:31.809
کي رو ميشناسيم
که بتونه کمکمون کنه؟

00:11:32.551 --> 00:11:36.527
ما بغير از خانواده کسي رو
نميشناسيم، و اونا ما رو نميشناسن

00:11:36.551 --> 00:11:39.559
حداقل کاري که ميتونيم بکنيم
اينه که يبار ديگه سعيمون رو بکنيم

00:11:42.050 --> 00:11:44.609
بايد به لرد اسکوين دسکوين
نامه بنويسم

00:11:44.633 --> 00:11:47.609
مطمئنا ميتونه
تو بانکش يه کاري برات بکنه

00:11:47.633 --> 00:11:50.778
بانک، مادر؟
به اينم ميگن شغل؟

00:11:50.802 --> 00:11:53.361
اون يه بانک خصوصيِ، لويي عزيز

00:11:53.385 --> 00:11:56.027
اونا از پشت پيشخوان
پول رد و بدل نميکنن

00:11:56.051 --> 00:11:58.110
<i>...نامه بموقع فرستاده شد</i>

00:11:58.134 --> 00:12:00.443
<i>و ايندفعه يه جواب گرفتيم...</i>

00:12:00.467 --> 00:12:03.777
مادام، لرد اسکوين دسکوين "
...به من گفتن

00:12:03.801 --> 00:12:06.943
که به اطلاعتون برسونم
...که ايشون از وجود پسرتون

00:12:06.967 --> 00:12:10.028
بعنوان عضوي از خانواده دسکوين...
" اطلاعي ندارن

00:12:10.052 --> 00:12:12.611
امضا شده توسط منشيِ ايشان

00:12:12.635 --> 00:12:16.486
بايد خيلي احمق باشه، يعني همشون
...که وجود تو رو قبول نميکنن

00:12:16.510 --> 00:12:19.403
وقتي که ممکنه يروز...
دوک چالفونت بشي

00:12:19.427 --> 00:12:21.444
احتمالش خيلي کمه، مادر

00:12:21.468 --> 00:12:23.985
حداقل بايد 12 نفر
...جلوي من باشن

00:12:24.009 --> 00:12:26.402
حالا بماند اونايي که هنوز بدنيا نيومدن...

00:12:26.426 --> 00:12:28.902
اتفاقاي عجيبي افتاده

00:12:28.926 --> 00:12:32.112
نميخوام کفر بگم
...ولي با توجه به رفتارشون

00:12:32.136 --> 00:12:35.935
آرزو ميکنم هر 12 نفرشون...
فردا بميرن

00:12:37.010 --> 00:12:38.987
همه بغير از يه نفر، مادر

00:12:39.011 --> 00:12:42.269
چونکه شما بايد قبل از دوک شدن من
دوشس چالفونت بشين

00:12:45.010 --> 00:12:49.152
بالاخره يه کاري پيدا ميکنم
هرچند اونقدرا دهن پرکن نباشه

00:12:49.176 --> 00:12:51.863
متاسفانه همينطوره، لويي

00:12:51.887 --> 00:12:54.196
يه دسکوين تو بازار

00:12:54.220 --> 00:12:56.904
<i>آيا روياهاي احمقانه
...مادر بيچاره م</i>

00:12:56.928 --> 00:13:00.278
<i>توي ذهنم بذرهايي رو نميکاشتن
...که بعد از رشد کردن</i>

00:13:00.302 --> 00:13:03.904
<i>منجر به احساساتي ترين...
تلاشهاي جناييِ قرن بشه؟</i>

00:13:03.928 --> 00:13:06.487
<i>اگه اينطور بود
...اونموقع اطلاعي ازش نداشتم</i>

00:13:06.511 --> 00:13:08.861
<i>چونکه چيزاي ديگه اي
براي نگراني وجود داشت</i>

00:13:08.885 --> 00:13:11.529
<i>حتي دوکهاي قوي بايد غذا بخورن</i>

00:13:11.553 --> 00:13:14.655
<i>آقاي پرکينز که نزديک 15 سال
...مستاجر ما بود</i>

00:13:14.679 --> 00:13:16.738
<i>نهايت تلاششو...
براي کمک ميکرد</i>

00:13:16.762 --> 00:13:19.405
<i>اون تو يه مغازه
...پارچه فروشي کار ميکرد</i>

00:13:19.429 --> 00:13:21.446
<i>و براي منم اونجا يه کار پيدا کرد...</i>

00:13:21.470 --> 00:13:23.737
<i>...تنها آينده ممکن براي يه دوک چالفونت</i>

00:13:23.761 --> 00:13:27.821
<i>دستياري در يه مغازه پارچه فروشي بود...</i>

00:13:27.845 --> 00:13:32.270
<i>اين خفت به مدت
دو سال افسرده کننده ادامه داشت</i>

00:13:33.138 --> 00:13:36.363
<i>و يروز، مادر
...که عينکش شکسته بود</i>

00:13:36.387 --> 00:13:38.780
<i>و پول نداشت
...اونو تعمير کنه</i>

00:13:38.804 --> 00:13:41.322
<i>سر چهارراه کلپهام
...يه تراموا ميزنه بهش</i>

00:13:41.346 --> 00:13:43.562
<i>و بدجوري آسيب ميبينه...</i>

00:13:45.595 --> 00:13:48.687
لويي -
بله، مادر -

00:13:49.886 --> 00:13:52.614
...ميخوام توي چالفونت

00:13:52.638 --> 00:13:56.022
در قطعه خانوادگي دفن بشم...

00:13:57.305 --> 00:13:59.480
بله، مادر

00:14:07.971 --> 00:14:12.488
<i>به دوک نامه نوشتم
و اونو از وصيت مادر مطلع کردم</i>

00:14:12.512 --> 00:14:15.864
<i>ايشون به مختصرترين شکل ممکن
امتناع کردن</i>

00:14:15.888 --> 00:14:20.406
<i>وقتي کنار قبر مادر بيچاره م
...در اون قبرستون مهيب در حومه ايستاده بودم</i>

00:14:20.430 --> 00:14:25.188
<i>قسم خوردم که انتقام مادرم رو...
بخاطر اين طرز رفتار زننده خانواده ش بگيرم</i>

00:14:26.263 --> 00:14:29.489
<i>شايد اين حرف رو
...از روي هيجان جواني زده بودم</i>

00:14:29.513 --> 00:14:34.074
<i>ولي اونموقع حالت غوره اي رو داشتم...
که داره تبديل به انگور ميشه</i>

00:14:34.098 --> 00:14:37.115
<i>حتي کار به جايي کشيد
...که رفتم سراغ شجره نامه</i>

00:14:37.139 --> 00:14:39.948
<i>و افراد زنده اونو...
مشخص کردم</i>

00:14:39.972 --> 00:14:42.407
<i>ولي چطوري ميتونستم بهشون صدمه بزنم؟</i>

00:14:42.431 --> 00:14:45.032
<i>...چي ميتونستم ازشون بگيرم</i>

00:14:45.056 --> 00:14:48.490
<i>بغير از زندگيشون؟...</i>

00:14:48.514 --> 00:14:51.239
<i>يه لحظه اين فکر از ذهنم گذشت
...که هر 12 نفرشون</i>

00:14:51.263 --> 00:14:54.273
<i>...از صفحه شجره نامه پاک شدن</i>

00:14:55.057 --> 00:15:00.949
<i>بدست پسر فقيري از کپلهام که بطور...
معجزه آسايي به اين شجره نامه پيوند خورده</i>

00:15:00.973 --> 00:15:04.064
<i>حتي با خودم
نقشه اون کار هم ريختم</i>

00:15:04.972 --> 00:15:07.324
<i>ولي اونموقع
مشکلات مهمتري وجود داشت</i>

00:15:07.348 --> 00:15:10.981
<i>مستمريِ ناچيز مادر
همراه با خودش مُرد</i>

00:15:12.764 --> 00:15:17.658
<i>مشکل زندگي کردن با هفته اي 25 شيلينگ
...توسط دعوت دکتر هالوارد</i>

00:15:17.682 --> 00:15:19.867
<i>براي زندگي کردن با اونا حل شد...</i>

00:15:19.891 --> 00:15:23.658
<i>پذيرفتن يه آشناي فقير
...با اون وضعيت خيلي آزاردهنده بود</i>

00:15:23.682 --> 00:15:28.065
<i>ولي از طرفي ديدن هرروز سيبلا...
چيزي بود که نميشد ازش گذشت</i>

00:15:28.848 --> 00:15:32.199
لويي، خوشحالم که قبول کردي

00:15:32.223 --> 00:15:34.481
ميدوني که، فکر من بود

00:15:35.474 --> 00:15:38.034
برات يه چيزي آوردم -
لويي، نبايد اينکارو ميکردي -

00:15:38.058 --> 00:15:41.316
نميتوني از عهده ش بربياي

00:15:43.225 --> 00:15:45.659
چه بد، ليونل اومد

00:15:45.683 --> 00:15:47.941
سر شام ميبينمت

00:15:57.975 --> 00:16:01.909
<i>سالهاي بعد دل شکستگيهاي
...زيادي به همراه داشت</i>

00:16:01.933 --> 00:16:04.117
<i>...ولي با خودش ترقيهايي هم آورد</i>

00:16:04.141 --> 00:16:06.617
<i>...تور و روبان هفته اي 30 شيلينگ</i>

00:16:06.641 --> 00:16:09.534
<i>پارچه، 32/6...</i>

00:16:09.558 --> 00:16:14.357
<i>و بالاخره، لباس زير زنانه 35</i>

00:16:23.642 --> 00:16:26.160
<i>تصميم گرفتم
...حالا که قراره پارچه فروش باشم</i>

00:16:26.184 --> 00:16:29.284
<i>حداقل از نوع باکلاسش بشم...</i>

00:16:29.308 --> 00:16:33.493
<i>براي همين به يه فروشگاه مدرن و بزرگ
...که تازه تو وست اند افتتاح شده بود رفتم</i>

00:16:33.517 --> 00:16:36.942
<i>با حقوق بالاي...
هفته اي 2 پوند</i>

00:16:38.643 --> 00:16:42.202
<i>هر روز وقت ناهار
يه سري به وضعيت ارثيه م ميزدم</i>

00:16:42.226 --> 00:16:45.068
<i>بعضي وقتا ستون مرده ها
خبراي خوبي برام مياورد</i>

00:16:53.850 --> 00:16:57.318
<i>بعضي وقتا هم
ستون متولدين خبراي بد مياورد</i>

00:16:59.019 --> 00:17:02.527
<i>تولد دوقلوهاي دوک
ضربه سهمگيني بود</i>

00:17:04.227 --> 00:17:07.285
<i>خوشبختانه
...بيماري واگيردار ديفتري</i>

00:17:07.309 --> 00:17:10.161
<i>سريعا شرايط رو
...به حالت قبل برگردوند</i>

00:17:10.185 --> 00:17:14.119
<i>حتي پاداشي در ظاهر يه دوشس...
برام به ارمغان آورد</i>

00:17:14.143 --> 00:17:17.067
<i>اون تابستون، خانواده هالوارد
يه مهماني دادن</i>

00:17:25.394 --> 00:17:28.953
شب بخير، سيبلا -
سلام، لويي -

00:17:28.977 --> 00:17:31.952
خيلي جذاب شدي -
تو هم همينطور -

00:17:31.976 --> 00:17:35.694
مگه نه، ليونل؟ -
خيلي -

00:17:43.353 --> 00:17:45.495
<i>...بخاطر رفتار خوبي که باهام داشت</i>

00:17:45.519 --> 00:17:48.861
<i>تصميم گرفتم بعضي وقتا...
با جسارت بيشتري باهاش حرف بزنم</i>

00:17:49.894 --> 00:17:53.111
اين ديگه آخريش بود
خدا رو شکر

00:17:53.894 --> 00:17:56.244
عجب شبي -
بنظرم شب خيلي خوبي بود -

00:17:56.268 --> 00:17:58.495
شايد براي تو اينطور باشه

00:17:58.519 --> 00:18:03.080
زن بودن خيلي وحشتناکه
...مجبوري با مرداي خسته کننده برقصي

00:18:03.104 --> 00:18:05.954
به جوکهاشون بخندي...
در حاليکه دارن پاتو لگد ميکنن

00:18:05.978 --> 00:18:09.037
من پاتو لگد نکردم -
تو خسته کننده نيستي -

00:18:09.061 --> 00:18:11.945
و جوکهات خيلي بامزه ن -
ممنون -

00:18:12.978 --> 00:18:15.037
سيبلا؟

00:18:15.061 --> 00:18:18.069
سيبلا، با من ازدواج ميکني؟

00:18:20.145 --> 00:18:23.039
لويي، معلومه که نه...بلند شو

00:18:23.063 --> 00:18:25.122
شايد نيمه ايتاليايي باشي
...ولي با وجود

00:18:25.146 --> 00:18:27.747
اين نمايش عشقيِ خنده دار...
احمقتر بنظر ميرسي

00:18:27.771 --> 00:18:30.529
من مث احمقها هستم، نه؟ -
آره، خيلي -

00:18:37.229 --> 00:18:39.487
هنوزم مث احمقها هستم؟

00:18:45.813 --> 00:18:48.197
حالا، با من ازدواج ميکني؟

00:18:48.938 --> 00:18:50.956
نه

00:18:50.980 --> 00:18:54.321
چرا؟ -
چونکه به ليونل جواب مثبت دادم -

00:18:56.354 --> 00:18:58.871
نبايد اينکارو بکني -
چرا؟ -

00:18:58.895 --> 00:19:00.956
خب، اون خيلي سردِ
اون يه مرد نيست

00:19:00.980 --> 00:19:03.582
ببين کي اين حرفو ميزنه

00:19:03.606 --> 00:19:06.998
کي تا حالا شنيده يه مرد
کفش مستاجرا رو واکس بزنه؟

00:19:07.022 --> 00:19:10.247
فقط بخاطر اينکه مادرم فقير بود
دليل نميشه اين حرف زننده رو بزني

00:19:10.271 --> 00:19:12.706
ليونل يروز خيلي پولدار ميشه

00:19:12.730 --> 00:19:16.706
منم يروز ممکنه دوک بشم -
بُزک نمير بهار مياد -

00:19:16.730 --> 00:19:19.789
نه جدي ميگم، ممکنه
...مادرم دختر

00:19:19.813 --> 00:19:21.789
آره، ميدونم

00:19:21.813 --> 00:19:23.790
...خب، وقتي يه دوک شدي

00:19:23.814 --> 00:19:26.291
بيا اينجا و تاجت
...يا هرچي که اسمشه رو نشونم بده

00:19:26.315 --> 00:19:28.790
اونموقع شايد احساس حماقت کردم...
مگه نه؟

00:19:28.814 --> 00:19:30.540
آره، پشيمون ميشي

00:19:30.564 --> 00:19:34.238
بهرحال، من خيال دارم با ليونل ازدواج کنم
الانم ميخوام برم بخوابم

00:19:37.231 --> 00:19:40.030
پشيمون ميشي

00:19:42.522 --> 00:19:44.791
<i>...اگه يه لحظه معين وجود داشت</i>

00:19:44.815 --> 00:19:47.790
<i>که يه عزم قوي
...جاي اون افکار بي اساس رو بگيره</i>

00:19:47.814 --> 00:19:49.958
<i>همون موقع بود...</i>

00:19:49.982 --> 00:19:52.791
<i>دسکوين ها فقط با مادرم
...بد نکرده بودن</i>

00:19:52.815 --> 00:19:56.572
<i>اونا مانعي بين من...
و چيزايي که ميخواستم بودن</i>

00:19:57.647 --> 00:20:01.123
<i>هرچي بيشتر بهشون فکر ميکردم
...به اون آدمايي که در موردشون تحقيق کرده بودم</i>

00:20:01.147 --> 00:20:04.875
<i>تا اينکه اسم و گذشته شون رو
...مث خودم ميدونستم</i>

00:20:04.899 --> 00:20:08.333
<i>توي ذهنم بيشتر
...به هيولاهاي متکبري تبديل ميشدن</i>

00:20:08.357 --> 00:20:12.740
<i>که فقط تو دنيا وظيفه داشتن...
منو از حق و حقوقم محروم کنن</i>

00:20:14.940 --> 00:20:18.615
<i>چالفونت رو فقط موقعي
که مادر نقاشي کرد ديده بودم</i>

00:20:22.732 --> 00:20:26.084
<i>...رد شدن از اون دروازه باشکوه</i>

00:20:26.108 --> 00:20:28.792
<i>در روز بازديد
...با قيمت 6 پنس</i>

00:20:28.816 --> 00:20:30.875
<i>...تجربه تحقيرآميزي بود</i>

00:20:30.899 --> 00:20:33.250
<i>ولي خودمو وادار به تحمل کردم...</i>

00:20:33.274 --> 00:20:37.323
<i>ميخواستم از اون چيزي که هدف
گرفته بودم، نماي نزديکتري داشته باشم</i>

00:20:41.149 --> 00:20:44.324
<i>ميخواستم يه نظر اجمالي
به هدف اصلي بندازم</i>

00:20:48.316 --> 00:20:50.292
معذرت ميخوام، آقا

00:20:50.316 --> 00:20:53.876
<i>بين من و دوک شدن
...هشت نفر قرار گرفته بودن</i>

00:20:53.900 --> 00:20:56.667
<i>که از قرار معلوم...
دور از دسترس بود</i>

00:20:56.691 --> 00:20:59.125
<i>خيلي سخته که يه قتل
...تر و تميز انجام بدي</i>

00:20:59.149 --> 00:21:02.125
<i>در حاليکه با هيچکدومشون...
رابطه دوستانه اي نداشته باشي</i>

00:21:02.149 --> 00:21:05.293
<i>تقريبا ميخواستم
...بيخيال اون کار بشم</i>

00:21:05.317 --> 00:21:09.293
<i>تا اينکه يروز عصر، در حاليکه
...افکارم جاي ديگه اي بود</i>

00:21:09.317 --> 00:21:11.668
<i>تقدير خودشو نشون داد...</i>

00:21:11.692 --> 00:21:14.792
انگار جنساي خوبي اينجا پيدا نميشه

00:21:14.816 --> 00:21:17.293
فروشگاههاي لندن
خيلي از پاريس عقبترن

00:21:17.317 --> 00:21:19.626
اونا رو سريع ببند
تا با خودمون ببريمشون

00:21:19.650 --> 00:21:22.667
بذارشون به حسابم -
بله آقا، به چه اسمي؟ -

00:21:22.691 --> 00:21:25.742
آقاي اسکوين دسکوين

00:21:27.234 --> 00:21:30.544
<i>بالاخره، با يکيشون رو در رو شدم</i>

00:21:30.568 --> 00:21:34.043
<i>اين پسر لرد اسکوين دسکوين
...بود، همون بانکداره</i>

00:21:34.067 --> 00:21:36.668
<i>که کمکم نکرد
...يه شغل درست و حسابي پيدا کنم</i>

00:21:36.692 --> 00:21:39.742
<i>و باعث شد...
اين کار خفت بار رو داشته باشم</i>

00:21:40.526 --> 00:21:42.585
<i>...اين جوانک متکبر چه حقي داشت</i>

00:21:42.609 --> 00:21:46.127
<i>که اونطرف پيشخوان بايسته...
و به من دستور بده؟</i>

00:21:46.151 --> 00:21:49.586
<i>توي عصبانيت و هيجان بودم
و داشتم به حرفاشون گوش ميکردم</i>

00:21:49.610 --> 00:21:52.336
توي " ميدن هد " يه اتاق گرفتم

00:21:52.360 --> 00:21:54.336
جمعه بعد از ظهر ميريم اونجا

00:21:54.360 --> 00:21:56.086
مطمئني خطر نداره؟

00:21:56.110 --> 00:21:59.576
اونجا مطمئن ترين جاست
در حقيقت، يه جاي گمنامه

00:22:00.359 --> 00:22:03.918
هي تو، بهتره بجاي اينکه
به حرفاي ما گوش کني کارتو انجام بدي

00:22:03.942 --> 00:22:06.336
!چطور جرات ميکني به من دست بزني؟

00:22:06.360 --> 00:22:09.045
من علاقه اي
به حرفاي ابلهانه شما ندارم

00:22:09.069 --> 00:22:12.827
بايد بدوني استراق سمع
...اصلا کار مودبانه اي نيست

00:22:13.735 --> 00:22:16.035
حالا معلوم ميشه

00:22:17.527 --> 00:22:21.086
<i>نتيجه ش اين بود
که همون موقع اخراج شدم</i>

00:22:21.110 --> 00:22:23.752
<i>...تصميم گرفتم اين کارشو</i>

00:22:23.776 --> 00:22:27.586
<i>با اخراجش از دنيا...
به همون فوريت تلافي کنم</i>

00:22:27.610 --> 00:22:31.837
<i>شنيدن حرفاشون اين حسن رو داشت
که ميدونستم کجا پيداش کنم و بکشمش</i>

00:22:31.861 --> 00:22:35.703
<i>محل داروهاي دکتر هالورد
کارمو خيلي راحت ميکرد</i>

00:22:37.652 --> 00:22:40.628
<i>با حقوق هفته آخرم
...که دريافت کردم</i>

00:22:40.652 --> 00:22:44.244
<i>يه دست لباس مناسب...
براي آخرهفته تو ميدن هد تهيه کردم</i>

00:22:53.695 --> 00:22:56.296
<i>...ممکن بود منو يادشون بياد</i>

00:22:56.320 --> 00:22:58.296
<i>...ولي فکر کردم احتمالش خيلي کمه</i>

00:22:58.320 --> 00:23:01.545
<i>فروشنده يه فروشگاه
...از طبقه پايين بحساب ميومد</i>

00:23:01.569 --> 00:23:04.994
<i>که هميشه...
جاش اونور پيشخوان ه</i>

00:23:07.945 --> 00:23:11.121
<i>تصميم گرفتم دلمو به دريا بزنم</i>

00:23:12.321 --> 00:23:15.296
معذرت ميخوام، ممکنه لطف کنين
و کبريت رو بدين به من

00:23:15.320 --> 00:23:17.963
حتما -
ممنون -

00:23:17.987 --> 00:23:21.880
قبلا جايي همديگه رو نديديم؟ -
فکر نميکنم -

00:23:21.904 --> 00:23:24.662
جالبه، چون ميتونم قسم بخورم
شما رو يه جايي ديدم

00:23:25.403 --> 00:23:27.671
پارسال تو مونته نبودين؟ -
سال قبلش -

00:23:27.695 --> 00:23:30.464
حتما همونجا بوده
به من ملحق نميشين؟

00:23:30.488 --> 00:23:32.756
ممنون، باشه يروز ديگه

00:23:32.780 --> 00:23:34.996
ما خيلي خسته ايم

00:23:40.904 --> 00:23:44.089
<i>...از اينکه به اين زودي رفتن بهم برخورد</i>

00:23:44.113 --> 00:23:46.213
<i>...ولي نميشد اونا رو سرزنش کرد</i>

00:23:46.237 --> 00:23:49.080
<i>تعطيلات آخر هفته...
مث زندگي کوتاه بود</i>

00:23:49.946 --> 00:23:53.131
<i>فردا صبح
...منتظر بودم تا بيان پايين</i>

00:23:53.155 --> 00:23:55.455
<i>و همينطور بعد از ظهرش...</i>

00:23:57.947 --> 00:24:00.705
<i>تمام روز خبري ازشون نشد</i>

00:24:05.654 --> 00:24:07.912
<i>همينطور فردا صبحش</i>

00:24:23.239 --> 00:24:25.298
<i>ديگه احساساتي رفتار نميکردم</i>

00:24:25.322 --> 00:24:27.839
<i>تعطيلات داشت تموم ميشد
...و نميتونستم منتظر مشيت الهي بشينم</i>

00:24:27.863 --> 00:24:30.372
<i>تا يه فرصت ديگه جلو پام بذاره...</i>

00:24:31.114 --> 00:24:33.425
<i>...خيلي نا اميد شده بودم</i>

00:24:33.449 --> 00:24:36.665
<i>اونا رو دنبال کردم...
به اين اميد که متوجه من نشن</i>

00:24:37.448 --> 00:24:41.632
<i>يه مقدار سَم باهام بود، ولي اونا
حتي سبد پيک نيک هم با خودشون نياورده بودن</i>

00:24:41.656 --> 00:24:45.581
<i>امکان داشت بخاطر رفع خستگي
يه جا توقف کنن</i>

00:24:48.322 --> 00:24:50.966
<i>...بالاخره اينکارو کردن</i>

00:24:50.990 --> 00:24:53.290
<i>ولي نه براي رفع خستگي...</i>

00:24:54.157 --> 00:24:57.581
<i>با توجه به تجربه هاي قبلي
ميدونستم به اين زوديها راه نميفتن</i>

00:25:00.408 --> 00:25:04.574
بعد از بسته شدن دروازه آبگير در ساعت 2 "
...ممکن است جريان آب خطرناک باشد

00:25:04.575 --> 00:25:09.041
پس خواهشمند است تا قبل از آن...
" قايقهاي خود را از منطقه دور کنيد

00:25:18.032 --> 00:25:19.675
<i>بقيه ماجرا خودبخود اتفاق افتاد</i>

00:25:19.699 --> 00:25:23.758
<i>خوشبختانه تو استخر شهرداري کپلهام
...ياد گرفته بودم شنا کنم</i>

00:25:23.782 --> 00:25:26.832
<i>هرچند تا حالا فرصت نشده بود...
زير آبي رو امتحان کنم</i>

00:25:27.657 --> 00:25:30.382
<i>دعا ميکردم جلوي صورتشون
...از زير آب بيرون نيام</i>

00:25:30.406 --> 00:25:33.915
<i>هرچند اگه اينکارو هم ميکردم...
متوجه نميشدن</i>

00:25:38.991 --> 00:25:41.291
<i>تقارن زمان زيبايي بود</i>

00:26:15.368 --> 00:26:17.344
<i>...دلم براي اون دختر سوخت</i>

00:26:17.368 --> 00:26:21.260
<i>ولي با درخششي که
...در آخرين لحظه تو چهره ش ديدم</i>

00:26:21.284 --> 00:26:24.334
<i>ميدونستم مرگ زياد سختي...
نبايد داشته باشه</i>

00:26:33.659 --> 00:26:37.511
<i>تصميم گرفتم مکان و چگونگيِ
...حمله بعدي رو عقب بندازم</i>

00:26:37.535 --> 00:26:40.127
<i>تا وقتي که اعصابم برگرده سرجاش...</i>

00:26:40.868 --> 00:26:43.260
<i>بايد اينو در نظر داشته باشين
...که من خيلي جوان بودم</i>

00:26:43.284 --> 00:26:46.292
<i>و گذشته از اين...
آدم سنگدلي نيستم</i>

00:26:48.576 --> 00:26:51.168
<i>ناگهان يه فکر فوق العاده به سرم زد</i>

00:26:52.742 --> 00:26:56.960
<i>يه نامه مودبانه تسليت آميز
براي اسکوين دسکوين پير مينوشتم</i>

00:26:57.785 --> 00:27:01.595
<i>اينجوري احساس انتقام بخاطر
رفتار بيرحمانه ش با مادر مطبوعتر ميشد</i>

00:27:01.619 --> 00:27:05.011
<i>و اينطوري امکان داشت
...فرصت اينو پيدا کنم</i>

00:27:05.035 --> 00:27:07.418
<i>تا يه جايي تو بانکش دست و پا کنم...</i>

00:27:08.160 --> 00:27:11.084
<i>يه طعمه حسابي براي اسکوين دسکوين</i>

00:27:12.952 --> 00:27:15.669
لطفا بشينيد، آقاي ماتزيني

00:27:19.286 --> 00:27:21.544
حالتون چطوره؟

00:27:26.911 --> 00:27:29.086
پسر مرحومم

00:27:32.993 --> 00:27:34.970
فقدان بزرگي بود

00:27:34.994 --> 00:27:37.136
...اون جوان و احمق بود

00:27:37.160 --> 00:27:41.179
فکر ميکردم بخاطر اينه که
...تازه سن بلوغ رو پشت سر گذاشته

00:27:41.203 --> 00:27:44.596
ادب حکم ميکرد خدمت برسم
و همدردي خودمو اعلام کنم

00:27:44.620 --> 00:27:46.929
خوشحالم اينکارو کردين

00:27:46.953 --> 00:27:51.211
اتفاقهاي غم انگيزي مث اين باعث ميشن
آدم کدورتها رو کنار بذاره

00:27:52.036 --> 00:27:54.638
...اگه درست يادم بياد، آقاي ماتزيني

00:27:54.662 --> 00:27:58.305
...چند سال پيش يه نامه بدستم رسيد

00:27:58.329 --> 00:28:00.629
از طرف مادرتون...

00:28:01.495 --> 00:28:03.754
مادر مرحومم

00:28:10.495 --> 00:28:13.054
سلام، لويي
انگار خيلي خوشحالي

00:28:13.078 --> 00:28:15.054
تو هم همينطور -
من خبرايي دارم -

00:28:15.078 --> 00:28:17.055
منم همينطور -
چي هست؟ -

00:28:17.079 --> 00:28:18.806
نه، اول تو بگو

00:28:18.830 --> 00:28:21.972
من و ليونل تاريخ ازدواجمون رو
براي دو ماه آينده تعيين کرديم

00:28:21.996 --> 00:28:23.972
تبريک ميگم

00:28:23.996 --> 00:28:27.056
نه، بايد به اون تبريک بگم
از تو تعريف ميکنم

00:28:27.080 --> 00:28:30.138
حالا نوبت توئه -
به هيجان خبر تو نميرسه -

00:28:30.162 --> 00:28:33.680
امروز رفتم لرد اسکوين دسکوين رو ببينم
...پسر داييم، ميدوني که

00:28:33.704 --> 00:28:36.388
اون تو شهر يه بانک خصوصي داره

00:28:36.412 --> 00:28:38.930
بهم پيشنهاد کار
...با حقوق هفته اي 5 پوند رو داد

00:28:38.954 --> 00:28:41.256
همراه با ترفيع عالي...

00:28:42.664 --> 00:28:46.755
لويي، خيلي برات خوشحالم

00:28:47.996 --> 00:28:52.139
لويي، يادت مياد؟ -
چي رو؟ -

00:28:52.163 --> 00:28:55.764
...يبار، تو همين اتاق

00:28:55.788 --> 00:28:58.431
...بعد از پارتي

00:28:58.455 --> 00:29:00.890
تو رو بوسيدم -
آره -

00:29:00.914 --> 00:29:03.056
و تو رفتار وحشتناکي باهام داشتي

00:29:03.080 --> 00:29:05.140
آره

00:29:05.164 --> 00:29:09.089
فاميل بودنت با خانواده دسکوين رو
مسخره کردم

00:29:09.830 --> 00:29:11.806
ببخشيد

00:29:11.830 --> 00:29:13.806
الان اونو جديتر ميگيري؟

00:29:13.830 --> 00:29:16.139
آره

00:29:16.163 --> 00:29:18.673
...لويي، منو ببوس

00:29:19.497 --> 00:29:21.798
تا نشون بدي منو بخشيدي...

00:29:25.497 --> 00:29:29.099
نه، کار درستي نيست
تو با ليونل نامزد کردي

00:29:29.123 --> 00:29:31.807
اونشب خيلي بي ادبانه رفتار کردم

00:29:31.831 --> 00:29:35.172
وقتي بي ادبانه رفتار ميکني
ازت خوشم مياد

00:29:41.832 --> 00:29:45.058
تو کسي هستي که بايد
...تمام زندگي برقصه، سيبلا

00:29:45.082 --> 00:29:48.090
و اميدوارم ليونل هم پاتو لگد نکنه...

00:29:52.206 --> 00:29:54.599
<i>...کارفرماي جديدم به اندازه کافي متواضع بود</i>

00:29:54.623 --> 00:29:58.549
<i>ولي بايد قبل از بالا رفتن از نردبان...
اونو امتحان ميکردم</i>

00:30:04.999 --> 00:30:08.642
خيلي خوبه

00:30:08.666 --> 00:30:12.224
<i>بنظر ميرسيد کانديداي بعدي براي
...از بين بردن، هنري دسکوين جوان باشه</i>

00:30:12.248 --> 00:30:15.141
<i>...24ساله، تازه ازدواج کرده بود</i>

00:30:15.165 --> 00:30:17.224
<i>و هنوز بچه نداشت...</i>

00:30:17.248 --> 00:30:20.309
<i>تا اونموقع اطلاعات زيادي
...از دسکوينها</i>

00:30:20.333 --> 00:30:22.559
<i>از طريق روزنامه ها
...بدست آورده بودم</i>

00:30:22.583 --> 00:30:25.351
<i>و براي نزديکي به هنري...
يه سري به اونا زدم</i>

00:30:25.375 --> 00:30:27.850
<i>يه چيزي پيدا کردم</i>

00:30:27.874 --> 00:30:30.976
<i>تجهيزات لازم رو خريدم
...دسته دوم</i>

00:30:31.000 --> 00:30:34.017
<i>و آخر هفته اونا رو...
به محل مورد نظر بردم</i>

00:30:34.041 --> 00:30:37.433
<i>در طول هفته چندتا کتاب
...در مورد عکاسي خونده بودم</i>

00:30:37.457 --> 00:30:40.350
<i>و فهميدم
...که اسرار دوربين</i>

00:30:40.374 --> 00:30:42.893
<i>احتياج به چيزي
...بيشتر از يه هوش معمولي داره</i>

00:30:42.917 --> 00:30:46.851
<i>بعلاوه تنظيم سوژه...
در حالت برعکس</i>

00:30:46.875 --> 00:30:50.466
<i>اينجوري شد که اولين بار
هنري دسکوين رو ديدم</i>

00:31:05.334 --> 00:31:08.977
<i>بنظر ميرسيد روشم
براي نزديک شدن به اون جواب داده بود</i>

00:31:09.001 --> 00:31:12.351
معذرت ميخوام
اين يه مدل " تورنتن پيکارد " ه؟

00:31:12.375 --> 00:31:14.809
آره...شما عکاس هستين؟

00:31:14.833 --> 00:31:17.142
بطور تفريحي
يه مدل " سنگر شپرد " دارم

00:31:17.166 --> 00:31:19.142
يه سنگر شپرد؟ -
دوربين خوبيه -

00:31:19.166 --> 00:31:21.810
با ديافراگم مرکزي
و تمام تجهيزات ديگه

00:31:21.834 --> 00:31:24.769
چرا نمياي خونه م
تا بهت نشونش بدم؟

00:31:24.793 --> 00:31:27.218
خيلي دوست دارم ببينمش

00:31:28.084 --> 00:31:32.061
من دسکوين هستم -
منم ماتزيني -

00:31:32.085 --> 00:31:34.727
<i>...بنظر آدم خيلي خوبي ميومد</i>

00:31:34.751 --> 00:31:37.801
<i>و ناراحت بودم از اينکه...
مجبوريم آشناييِ کوتاه مدتي داشته باشيم</i>

00:31:38.626 --> 00:31:41.144
از اين آلونک بعنوان تاريک خونه
استفاده ميکنم

00:31:41.168 --> 00:31:43.352
اگه اونو مخصوص اينکار ميساختن
بهتر از اين ميشد

00:31:43.376 --> 00:31:45.437
تمام تجهيزات رو از شهر آوردم

00:31:45.461 --> 00:31:49.020
و بايد بگم نتيجه ش
عالي بوده

00:31:49.044 --> 00:31:52.135
عکسايي رو که از دهکده گرفتم
بهت نشون ميدم

00:31:55.168 --> 00:31:58.644
اينجا کاملا ضدنوره، بغير از اين

00:31:58.668 --> 00:32:03.478
اينجا همه چي در دسترسه
ماده ثبوت و ظهور، عدسيهاي مختلف

00:32:03.502 --> 00:32:06.687
عاليه -
زياد بد نيست، نه؟ -

00:32:06.711 --> 00:32:09.271
صحبت از دهکده شد
...ميدونم خيال داري

00:32:09.295 --> 00:32:12.312
چندتا از عکسايي که گرفتي رو
...به روزنامه ها يا مجلات بدي

00:32:12.336 --> 00:32:14.636
فقط يه موردي هست

00:32:15.669 --> 00:32:18.353
مطمئنم بچه باحالي هستي
وگرنه همچين درخواستي نميکردم

00:32:18.377 --> 00:32:20.352
چه درخواستي؟

00:32:20.376 --> 00:32:24.145
خيلي ممنون ميشم
اگه اون عکس آخري رو چاپ نکني

00:32:24.169 --> 00:32:27.438
مسافرخونه؟ ولي خيلي زيبا بود -
آره -

00:32:27.462 --> 00:32:30.895
راستش همسرم نسبت به اينجور جاها
...نظر خوبي نداره

00:32:30.919 --> 00:32:32.978
منم اونجاها نميرم...
فهميدي؟

00:32:33.002 --> 00:32:35.271
اصلا دلم نميخواد برات دردسر درست کنم

00:32:35.295 --> 00:32:38.553
ميدونستم ميشه روت حساب کرد
بخاطرش يه مشروب بزنيم؟

00:32:41.169 --> 00:32:44.437
مگراينکه خودتم مخالف مشروب باشي

00:32:44.461 --> 00:32:46.563
نه -
عاليه -

00:32:46.587 --> 00:32:50.179
چي بخوريم؟
شِري يا ويسکي؟

00:32:52.378 --> 00:32:54.803
يکم از اون ماده ظهور

00:32:55.586 --> 00:32:59.354
<i>تصوير ذهني اي که با صحبتهاي هنري
...از زنش ساخته بودم</i>

00:32:59.378 --> 00:33:03.147
<i>جايي بغير از...
تحسين جذابيتش برام باقي نذاشت</i>

00:33:03.171 --> 00:33:06.688
<i>اون بلند و قلمي
و به زيباييِ سوسن سفيد بود</i>

00:33:06.712 --> 00:33:09.647
عزيزم، ايشون آقاي ماتزيني هستن
اون يه دوربين تورنتن پيکارد داره

00:33:09.671 --> 00:33:12.439
آقاي ماتزيني، همسرم

00:33:12.463 --> 00:33:14.855
من خودم عکاس نيستم
...آقاي ماتزيني

00:33:14.879 --> 00:33:18.271
ولي خوشحال ميشم...
از دوستان مشتاق شوهرم پذيرايي کنم

00:33:18.295 --> 00:33:21.470
يکم شِري ميخورين؟ -
...ممنون، من -

00:33:26.713 --> 00:33:30.314
من و شوهرم لب به الکل نميزنيم
...ولي دليلي نميبينم

00:33:30.338 --> 00:33:32.772
اين قانون رو...
در مورد مهمانها هم اجرا کنيم

00:33:32.796 --> 00:33:34.772
يه گيلاس شِري، هاروود

00:33:34.796 --> 00:33:36.897
من اون بيرون
چندتا فيلم چاپ نشده دارم

00:33:36.921 --> 00:33:39.388
اگه ايرادي نداره
ميرم يه سري بهشون بزنم

00:33:40.629 --> 00:33:43.272
خيلي وقته اين اطراف هستين
آقاي ماتزيني؟

00:33:43.296 --> 00:33:45.314
فقط چند ساعتِ

00:33:45.338 --> 00:33:47.314
...داشتم از دهکده رد ميشدم

00:33:47.338 --> 00:33:50.232
گفتم تو مسافرخونه ...
يکم استراحت کنم

00:33:50.256 --> 00:33:53.565
بنظرم خيلي زيبا اومد -
واقعا زيباست -

00:33:53.589 --> 00:33:57.856
ولي متاسفانه تاثير زيادي
روي مردم اينجا داره

00:33:57.880 --> 00:33:59.940
صاحبش درشکه چيِ سابق خودمون ه

00:33:59.964 --> 00:34:02.731
تا حالا چندين بار در مورد مقدار مشروبي
...که به اينجا وارد ميشه صحبت کردم

00:34:02.755 --> 00:34:04.898
ولي اصلا گوش نميکنه...

00:34:04.922 --> 00:34:07.315
هرچي باشه باهاش امرار معاش ميکنه

00:34:07.339 --> 00:34:09.649
فکر نميکنم حق داشته باشه
...با استفاده از

00:34:09.673 --> 00:34:12.264
نقاط ضعف مردم...
امرار معاش بکنه

00:34:13.090 --> 00:34:15.482
اينجور که شما ميگين
واقعا مايه دلسوزيِ

00:34:15.506 --> 00:34:18.232
واقعا اسفناکِ
ميشه يه لحظه منو ببخشيد؟

00:34:18.256 --> 00:34:20.648
هاروود

00:34:20.672 --> 00:34:23.689
<i>حالا ميفهميدم
...چرا هنري توي اون مسافرخونه بود</i>

00:34:23.713 --> 00:34:26.316
<i>و مشروبهاش رو...
توي تاريک خونه قايم ميکرد</i>

00:34:26.340 --> 00:34:29.732
<i>خانم دسکوين زن زيبايي بود
ولي خيلي سختگير بود</i>

00:34:29.756 --> 00:34:33.566
<i>نميدونستم چطوري
...بايد توجهشو جلب کنم</i>

00:34:33.590 --> 00:34:36.941
<i>و تصميم گرفتم از سلاح خودش...
برعليهش استفاده کنم</i>

00:34:36.965 --> 00:34:40.399
متاسفانه فقط ميتونيم شما رو
به يه غذاي ساده دعوت کنيم، آقاي ماتزيني

00:34:40.423 --> 00:34:43.982
شما لطف دارين
ولي من مزاحم نميشم

00:34:44.006 --> 00:34:47.390
اصلا مزاحمتي نيست -
متاسفانه همينطوره -

00:34:48.548 --> 00:34:51.724
ميتونم توضيح بدم؟ -
بفرماييد -

00:34:54.840 --> 00:34:57.358
...وقتي شوهرتون اسمشو بهم گفت

00:34:57.382 --> 00:35:01.306
تازه فهميدم...
تو چه موقعيت وخيمي قرار گرفتم

00:35:02.507 --> 00:35:05.857
مادرم يکي از اعضا خانواده دسکوين بود

00:35:05.881 --> 00:35:08.816
اون با يه فرد از طبقه پايين ازدواج کرد
البته اينجور که اونا فکر ميکنن

00:35:08.840 --> 00:35:11.442
و از اونروز
...ديگه اونو به رسميت نشناختن

00:35:11.466 --> 00:35:14.318
همينطور وجود منو...

00:35:14.342 --> 00:35:17.862
هرچند شايد تو اين موقعيت
...خجالت بکشين اينو تو روم بگين

00:35:17.883 --> 00:35:22.265
ولي احساس ميکنم شما و شوهرتون...
ترجيح ميدين من سر ميزتون نباشم

00:35:23.007 --> 00:35:26.651
مطمئنا شما بهتر ميتونين
اينو براي شوهرتون توضيح بدين

00:35:26.675 --> 00:35:29.609
طبعا، منم به سرعت
اينجا رو ترک ميکنم

00:35:29.633 --> 00:35:32.850
آقاي ماتزيني، لطفا بشينيد

00:35:36.675 --> 00:35:39.943
شما احساسات خودتون رو
با ظرافت ابراز کردين

00:35:39.967 --> 00:35:42.692
من در مورد گذشته خانواده
...که گفتين چيزي نميدونم

00:35:42.716 --> 00:35:45.609
ولي بيشتر وقتا احساس ميکنم
...نگرش خانواده شوهرم

00:35:45.633 --> 00:35:47.776
...که به مرور زمان کمرنگتر شده

00:35:47.800 --> 00:35:50.317
اونا بيش از حد به
...اصالت خانوادگي فکر ميکنن

00:35:50.341 --> 00:35:52.652
در عوض خيلي کم به وظايفش...

00:35:52.676 --> 00:35:57.068
رفتار صادقانه شما باعث شد بيش از قبل
به درستيِ اين نظريه اطمينان پيدا کنم

00:35:57.092 --> 00:36:00.318
...لرد تنيسون ميگه
[آلفرد تنيسون 92-1809 ]

00:36:00.342 --> 00:36:02.942
...قلبهاي مهربان بالاتر از تاجها هستن "

00:36:02.966 --> 00:36:06.151
" و ايمان ساده بالاتر از خون نرماندي...

00:36:06.175 --> 00:36:08.693
اميدوارم براي ناهار بمونين

00:36:08.717 --> 00:36:12.818
در اينصورت
باعث خوشحالي و افتخارمه

00:36:12.842 --> 00:36:15.944
<i>...جا زدن خودم بعنوان يه آدم بي ريا</i>

00:36:15.968 --> 00:36:17.986
<i>...خيلي موفقيت آميز بود</i>

00:36:18.010 --> 00:36:22.642
<i>چونکه خانم دسکوين ازم دعوت کرد...
تعطيلات آخر هفته رو باهاشون بگذرونم</i>

00:36:24.092 --> 00:36:27.902
<i>وقتي به فضاي کاملا متفاوت
...کپلهام برگشتم</i>

00:36:27.926 --> 00:36:31.611
<i>ديدم خونه رو کاملا براي
...ازدواج سيبلا و ليونل آماده کردن</i>

00:36:31.635 --> 00:36:34.236
<i>که روز بعد برگزار ميشد...</i>

00:36:34.260 --> 00:36:37.277
<i>اونشب قبل از اينکه بخوابم
...يه سر به اتاق زمان کودکي زدم</i>

00:36:37.301 --> 00:36:39.559
<i>تا کتابي رو...
که اونجا گذاشته بودم بردارم</i>

00:36:48.342 --> 00:36:50.361
چرا تو فکري؟

00:36:50.385 --> 00:36:52.726
سلام، لويي

00:36:55.428 --> 00:36:59.528
اونقدرا که يه دختر جوان
تو موقعيت تو بايد خوشحال باشه نيستي

00:36:59.552 --> 00:37:03.028
داشتم به اوقات خوشي
که تو اين اتاق داشتيم فکر ميکردم

00:37:03.052 --> 00:37:06.736
من و تو و گراهام -
و ليونل -

00:37:06.760 --> 00:37:09.643
آره، و ليونل

00:37:11.677 --> 00:37:15.445
!لويي، نميخوام با ليونل ازدواج کنم

00:37:15.469 --> 00:37:19.654
چرا؟ -
!اون خيلي خسته کننده ست -

00:37:19.678 --> 00:37:22.404
بايد بگم که اون بيشترين توانايي رو
...براي ميانسال شدن از خودش نشون ميده

00:37:22.428 --> 00:37:25.986
که من تو يه جوان 24 ساله...
باهاش روبرو شدم

00:37:26.010 --> 00:37:29.820
بهرحال، براي اين حرفا
يکم دير شده، نه؟

00:37:29.844 --> 00:37:33.112
ميدونم
همين اوضاع رو بدتر ميکنه

00:37:33.136 --> 00:37:36.395
هميشه بهت گفتم بايد با من ازدواج کني -
ميدونم -

00:37:37.345 --> 00:37:40.103
همين اوضاع رو بدتر ميکنه

00:37:54.346 --> 00:37:57.438
امروز از همه روزا خوشکلتر شدي

00:38:00.929 --> 00:38:04.187
تو مرد خوش شانسي هستي، ليونل
اينو از من داشته باش

00:38:08.887 --> 00:38:12.072
<i>تو اين فکر بودم
...حتي اگه سيبلا دروغ بگه</i>

00:38:12.096 --> 00:38:14.738
بازم نميتونست جلوي احساسمو بگيره...

00:38:14.762 --> 00:38:18.114
<i>زمان، انتقاممو از ليونل ميگرفت</i>

00:38:18.138 --> 00:38:20.239
<i>:يه ضرب المثل ايتاليايي ميگه</i>

00:38:20.263 --> 00:38:24.896
<i>انتقام غذاييه که آدماي با سليقه "
" ترجيح ميدن اونو سرد بخورن</i>

00:38:27.512 --> 00:38:30.446
<i>شنبه بعد
...نصف شب لندن رو ترک کردم</i>

00:38:30.470 --> 00:38:33.230
<i>و قبل از طلوع...
رسيدم خونه هنري</i>

00:38:36.721 --> 00:38:39.365
<i>...سه دقيقه طول کشيد تا تونستم</i>

00:38:39.389 --> 00:38:42.531
<i>بجاي پارافين چراغ تاريک خونه...
بنزين بريزم</i>

00:38:42.555 --> 00:38:45.323
<i>بعد از اون يه چند ساعتي
...روي چمنها خوابيدم</i>

00:38:45.347 --> 00:38:48.855
<i>تا وقت مناسب برسه...
و وارد خونه بشم</i>

00:38:50.638 --> 00:38:53.364
<i>اونروز با تعليق جانکاهي
براي من ميگذشت</i>

00:38:53.388 --> 00:38:56.782
<i>...هنري هم مدام عکس ميگرفت</i>

00:38:56.806 --> 00:39:00.939
<i>ولي انگار براي رفتن به تاريک خونه...
اصلا عجله اي نداشت</i>

00:39:03.889 --> 00:39:05.781
!عالي بود، اديت

00:39:05.805 --> 00:39:09.231
<i>از اين ميترسيدم
نکنه اصلا نره تاريک خونه</i>

00:39:10.930 --> 00:39:14.615
ميخوام برم قبل از صرف چاي
اين عکسها رو چاپ کنم، دوست داري بياي؟

00:39:14.639 --> 00:39:17.490
البته، ولي يکم سرم درد ميکنه
فکر کنم بخاطر آفتابِ

00:39:17.514 --> 00:39:20.032
متاسفانه مواد شيميايي برام خوب نيست

00:39:20.056 --> 00:39:22.741
من و آقاي ماتزيني با هم چاي ميخوريم

00:39:22.765 --> 00:39:25.282
بهترين چيز براي سردرد همينه

00:39:25.306 --> 00:39:27.907
متاسفانه هنري فکر ميکنه
من زياد علاقمند نيستم

00:39:27.931 --> 00:39:31.323
بعضي وقتا فکر ميکنم زياده روي ميکنه

00:39:31.347 --> 00:39:33.366
يجورايي، خودمو مقصر ميدونم

00:39:33.390 --> 00:39:36.158
قبل از اينکه ازدواج کنيم
چندتايي سرگرمي داشت

00:39:36.182 --> 00:39:38.523
يه زمان بهترين بخش روزش رو
تو کلاب سپري ميکرد

00:39:40.057 --> 00:39:44.440
فکر کردم اونجور زندگي زياد سالم نيست
و تشويقش کردم بياد تو حومه زندگي کنه

00:39:45.349 --> 00:39:49.241
اميدوار بودم مث خودم به کمکهاي اجتماعي
در اين منطقه علاقمند بشه

00:39:49.265 --> 00:39:52.366
ولي تو ماه عسلمون
...به عکاسي علاقه پيدا کرد

00:39:52.390 --> 00:39:56.190
و از اونموقع به بعد تبديل به...
بزرگترين شيفتگيِ زندگيش شده

00:39:57.974 --> 00:40:00.409
آقاي ماتزيني -
بله -

00:40:00.433 --> 00:40:03.117
اميدوارم ببخشيد در مورد
...مسايل شخصي باهاتون صحبت ميکنم

00:40:03.141 --> 00:40:06.283
ولي نگرانم از اينکه هنري وقت زيادي
...صرف عکاسي ميکنه

00:40:06.307 --> 00:40:08.533
و براي فعاليتهاي مفيد...
وقتي نميذاره

00:40:08.557 --> 00:40:11.492
کار درستي ميکنم
که اونو بحال خودش گذاشتم؟

00:40:11.516 --> 00:40:14.241
<i>نميتونستم مستقيما بگم
...که براي هنري</i>

00:40:14.265 --> 00:40:16.242
<i>...وقتي براي فعاليتهاي ديگه باقي نمونده</i>

00:40:16.266 --> 00:40:18.825
<i>براي همين در مورد آينده حرف زدم...</i>

00:40:18.849 --> 00:40:21.117
هيچوقت نخواسته وارد سياست بشه؟

00:40:21.141 --> 00:40:24.243
نه -
هيچ جاه طلبي اي نداره؟ -

00:40:24.267 --> 00:40:28.150
فقط يکي...اونم اينه که
جايزه اول عکاسي در بروکسل رو ببره

00:40:29.308 --> 00:40:30.908
چي شده؟

00:40:30.932 --> 00:40:34.742
فقط دارن آخر باغ
يه مقدار برگ آتش ميزنن

00:40:34.766 --> 00:40:37.525
ولي اينوقت سال نبايد اينکارو بکنن

00:40:39.683 --> 00:40:42.285
!هنري -
شما همينجا بمونين -

00:40:42.309 --> 00:40:44.775
<i>لازم نيست بگم که خيلي دير رسيدم</i>

00:40:46.350 --> 00:40:49.410
<i>مزاسم تشييع در کليساي دهکده
...در چالفونت برگزار شد</i>

00:40:49.434 --> 00:40:51.817
<i>نزديک به قطعه خانوادگي...</i>

00:40:53.641 --> 00:40:56.451
<i>...خانم دسکوين که در من</i>

00:40:56.475 --> 00:40:59.493
<i>مردي حساس
...و با عزم بالا رو تشخيص داده بود</i>

00:40:59.517 --> 00:41:02.661
<i>ازم درخواست کرد که در سفر خارج از شهر...
همراهيش کنم</i>

00:41:02.685 --> 00:41:05.452
...هرچيزي زمان مناسب خودش رو داره "

00:41:05.476 --> 00:41:09.275
" و زمان هرچيزي در بهشت تعيين شده...

00:41:10.100 --> 00:41:13.827
" زمان بدنيا اومدن و زمان مردن "

00:41:13.851 --> 00:41:17.285
<i>نکته جالب براي من در اون مراسم
...اين بود که</i>

00:41:17.309 --> 00:41:20.493
<i>براي اولين بار...
تمام دسکوين ها رو يکجا ميديدم</i>

00:41:20.517 --> 00:41:23.077
<i>از طرفي خوشحال
...و از طرفي ناراحت بودم</i>

00:41:23.101 --> 00:41:26.786
<i>از اينکه تا کجا...
مجبور بودم سفر کنم</i>

00:41:26.810 --> 00:41:29.068
<i>جناب دوک اونجا بود</i>

00:41:31.976 --> 00:41:35.650
<i>کارفرماي من
لرد اسکوين دسکوين اونجا بود</i>

00:41:37.102 --> 00:41:40.277
<i>آدميرال لرد هوراشيو دسکوين
اونجا بود</i>

00:41:42.936 --> 00:41:45.860
<i>ژنرال لرد روفوس دسکوين اونجا بود</i>

00:41:48.936 --> 00:41:51.985
<i>بانو آگاتا دسکوين اونجا بود</i>

00:41:55.768 --> 00:41:59.619
<i>و کسي که بالاي منبر
...چرنديات تمام نشدني ميگفت</i>

00:41:59.643 --> 00:42:01.745
<i>جناب کشش لرد هنري دسکوين...</i>

00:42:01.769 --> 00:42:05.954
...زندگي اونقدر کوتاهِ

00:42:05.978 --> 00:42:09.245
...که بهتره بجاي اندوختن ثروت

00:42:09.269 --> 00:42:11.828
به خلق خدا کمک کنيم...

00:42:11.852 --> 00:42:14.495
<i>مطمئنم دسکوين ها
...با هم توافق کرده بودن</i>

00:42:14.519 --> 00:42:16.703
<i>که خودشون وارد
...کار ملک و املاک بشن</i>

00:42:16.727 --> 00:42:20.153
<i>و احمق خانواده رو...
بفرستن کشيش بشه</i>

00:42:21.394 --> 00:42:24.152
خب...خداحافظ ، عزيزم

00:42:25.020 --> 00:42:27.371
خداحافظ -
ديگه گريه نکن -

00:42:27.395 --> 00:42:30.653
اين شتريِ که دم خونه همه ميخوابه
همه مون به اينجا تعلق داريم

00:42:31.395 --> 00:42:35.828
اين قطعه خانوادگي، تنها چيزيه
که بطور دائم از يه نفر باقي ميمونه

00:42:35.852 --> 00:42:38.079
مرده سوزي کار واقعا احمقانه ايِ

00:42:38.103 --> 00:42:41.413
کي دلش ميخواد ببينه
عزيزشو توي کوره بذارن؟

00:42:41.437 --> 00:42:44.537
آقا، فکر کنم خانم دسکوين بهتره برن
هوا داره سرد ميشه

00:42:44.561 --> 00:42:47.154
خانم دسکوين بهتر ميدونن چيکار کنن

00:42:48.437 --> 00:42:51.163
خوشحالم پسرعمو هنري هست
که ترتيب کارو بده

00:42:51.187 --> 00:42:55.204
آدم خسته کننده ايه
ولي تو خانواده اين کارا بعهده اونه

00:42:55.228 --> 00:42:57.454
اينروزا مردم عقايد عجيبي دارن

00:42:57.478 --> 00:42:59.580
همين چند وقت پيش بود
...که يه نفر برام نامه نوشت

00:42:59.604 --> 00:43:02.664
و ميخواست مادرشو که معلوم نيست...
کجايي بود اينجا دفن کنه

00:43:02.688 --> 00:43:05.664
همينو کم داشتيم
غريبه ها رو هم اينجا دفن کنيم

00:43:05.688 --> 00:43:08.081
براي خودمون هم جا نيست

00:43:08.105 --> 00:43:11.372
<i>همونجا بطور خصوصي
...بهش قول دادم</i>

00:43:11.396 --> 00:43:13.612
<i>که بزودي يه جايي تو قطعه براش پيدا کنم...</i>

00:43:18.479 --> 00:43:21.706
عمو اتلرد آدم زياد مبادي آدابي نيست

00:43:21.730 --> 00:43:23.830
ممکن بود باهاش بحثم بشه

00:43:23.854 --> 00:43:26.447
ممنون که مداخله کردي

00:43:29.189 --> 00:43:31.914
...خونه خيلي خالي شده

00:43:31.938 --> 00:43:34.696
با اينحال همه جاي خونه حضور داره...

00:43:35.771 --> 00:43:38.913
زندگي کردن توي اون خونه
خيلي سخته

00:43:38.937 --> 00:43:41.457
مجبورين اونجا بمونين؟
...يه محيط جديد

00:43:41.481 --> 00:43:43.498
...مجبورم

00:43:43.522 --> 00:43:45.498
بخاطر يه دليل...

00:43:45.522 --> 00:43:49.206
اگه برم ميگن
از حقايق و شايعات فرار کردم

00:43:49.230 --> 00:43:52.790
شايعات؟ -
توي دهکده -

00:43:52.814 --> 00:43:55.248
اونا خيلي غيبت ميکنن

00:43:55.272 --> 00:43:58.530
ميگن هنري مخفيانه مشروب ميخورده

00:43:59.397 --> 00:44:01.956
حتي ميگن دليل حادثه همين بوده

00:44:01.980 --> 00:44:06.656
مطمئنم هنري هيچوقت
دور از چشم شما کاري نميکرد

00:44:07.857 --> 00:44:10.073
منم همينطور

00:44:11.356 --> 00:44:13.373
در غير اينصورت، دوام نمياوردم

00:44:13.397 --> 00:44:17.332
راه زيادي در پيش داريم
سعي کنين يکم بخوابين

00:44:17.356 --> 00:44:19.915
به اين راحتي خوابم نميبره

00:44:19.939 --> 00:44:22.749
لطفا سعي کنين

00:44:22.773 --> 00:44:24.948
اجازه بدين

00:44:27.982 --> 00:44:30.167
<i>...مطمئنم اين فکر</i>

00:44:30.191 --> 00:44:34.458
<i>به ذهن هرکسي ميرسيد
...که من بايد تاج دوکها رو بذارم سرم</i>

00:44:34.482 --> 00:44:38.614
<i>و اديت دسکوين بعنوان دوشس...
کنار من باشه</i>

00:44:39.356 --> 00:44:42.500
<i>تحمل ناراحتي
...همراه با حفظ شان</i>

00:44:42.524 --> 00:44:44.833
<i>جوري منو تحت تاثير قرار داد
...که احساس کردم</i>

00:44:44.857 --> 00:44:47.916
<i>زني اينجا قرار داره...
که صفاتش با زيباييش هماهنگي داره</i>

00:44:47.940 --> 00:44:50.333
<i>...تصميم گرفتم بعد از اينکه</i>

00:44:50.357 --> 00:44:53.573
<i>اين دوره سوگواري به پايان برسه...
بهش اظهار عشق کنم</i>

00:44:55.108 --> 00:44:59.125
<i>سيبلا؟ آره، اون براي يه دختر حومه شهري
خيلي زيبا بود</i>

00:44:59.149 --> 00:45:03.333
<i>و دليل خاصي وجود نداشت
که ما به رابطه دوستانه مون ادامه نديم</i>

00:45:03.357 --> 00:45:07.074
<i>ولي صورتش اصلا
به تاج دوشسي نميومد</i>

00:45:09.608 --> 00:45:12.667
آقا، اين ليست صورتحساب
مبادلات اين هفته ست

00:45:12.691 --> 00:45:15.250
اونايي که درخواست تجديدنظر کردن رو
با قرمز مشخص کردم

00:45:15.274 --> 00:45:19.417
اتچيسون، آره
پل و کارتر، بله

00:45:19.441 --> 00:45:21.792
ناليس ليميتد، نه

00:45:21.816 --> 00:45:23.793
...ردبنک و هالند

00:45:23.817 --> 00:45:25.834
تو اونجا يه دوست داري، نه؟

00:45:25.858 --> 00:45:28.708
يه آشنا
ليونل هالند رو ميشناسم

00:45:28.732 --> 00:45:31.127
بنظرت آدم خوش حسابيِ؟

00:45:31.151 --> 00:45:33.168
من اطلاعي ندارم، آقا

00:45:33.192 --> 00:45:35.409
ممنون

00:45:40.191 --> 00:45:43.335
ماتزيني؟ -
بله، آقا -

00:45:43.359 --> 00:45:46.418
اين مدت پيشرفتت رو
...زير نظر داشتم

00:45:46.442 --> 00:45:50.001
و خوشحالم از اينکه
...در مورد دعوتت به شرکت

00:45:50.025 --> 00:45:52.335
اشتباه نکرده بودم...

00:45:52.359 --> 00:45:56.627
از اونجايي که در تو
...شايستگيِ اينو ميبينم

00:45:56.651 --> 00:45:59.752
که عضوي از
...خانواده دسکوين بشي

00:45:59.776 --> 00:46:03.168
تصميم گرفتم تو رو بعنوان
...منشي خصوصيِ خودم منصوب کنم

00:46:03.192 --> 00:46:06.284
با حقوق ساليانه 500 پوند...

00:46:07.067 --> 00:46:10.335
...آقا، من نميتونم -
لطفا قبول کن -

00:46:10.359 --> 00:46:13.951
اين پست رو
براي پسرم در نظر گرفته بودم

00:46:14.901 --> 00:46:18.918
فقط ميتونم بگم
...نهايت سعيمو خواهم کرد

00:46:18.942 --> 00:46:21.201
تا ياد اونو گرامي بدارم...

00:46:24.360 --> 00:46:26.378
<i>...خانه هالوارد رو ترک کردم</i>

00:46:26.402 --> 00:46:29.294
<i>و توي سنت جيمز...
يه آپارتمان گرفتم</i>

00:46:29.318 --> 00:46:31.962
<i>کلپهام بدون حضور سيبلا
...جذابيتي برام نداشت</i>

00:46:31.986 --> 00:46:35.077
<i>که اين همه راه رو...
بين حومه و شهر برم و بيام</i>

00:46:37.027 --> 00:46:41.118
<i>بهرحال، براي اون خيلي راحتتر بود
براي ديدنم ميومد اينجا</i>

00:46:54.319 --> 00:46:58.045
اجازه بدين يه نگاه
به خانم هالند زيبا بندازم

00:46:58.069 --> 00:47:01.411
نه، خانم هالوارد رو ترجيح ميدم -
خودمم همينطور -

00:47:02.360 --> 00:47:05.837
لويي، ديدن تو در اينجا
کار درستي نيست

00:47:05.861 --> 00:47:09.453
چرا؟ -
يه زن متاهل به خونه يه مرد مجرد بياد؟ -

00:47:10.320 --> 00:47:12.838
...يه مجرد خطرناک

00:47:12.862 --> 00:47:14.838
توي آپارتمانش...

00:47:14.862 --> 00:47:17.078
من...خطرناک؟

00:47:19.153 --> 00:47:21.921
اين کار وقتي اشتباهه
که مردم خبردار بشن

00:47:21.945 --> 00:47:24.837
اين آپارتمان خيلي مطمئنه
براي همين انتخابش کردم

00:47:24.861 --> 00:47:28.162
تا زناي جوان
با خيال راحت بيان به ديدنت؟

00:47:29.320 --> 00:47:31.744
فقط يه زن جوان

00:47:32.986 --> 00:47:35.339
از کجا ميدونستي که مياد؟

00:47:35.363 --> 00:47:37.579
اميدوار بودم

00:47:40.528 --> 00:47:43.828
از ماه عسلت لذت بردي؟ -
حتي يه ذره -

00:47:44.861 --> 00:47:47.630
اصلا؟

00:47:47.654 --> 00:47:49.829
اصلا

00:47:51.404 --> 00:47:54.172
ايتاليا چطور بود؟ -
!اوه، حرفشم نزن -

00:47:54.196 --> 00:47:57.422
هروقت ميخواستم برم خريد
...ليونل منو ميکشوند کليسا

00:47:57.446 --> 00:47:59.422
يا گالري هنري...

00:47:59.446 --> 00:48:02.880
ميگفت ميخواد ذهنشو پرورش بده -
ميتونست تو اتاق خواب اينکارو بکنه -

00:48:02.904 --> 00:48:07.005
بايد براي حرفايي
...که پشت سرش ميزني سرزنشت کنم

00:48:07.029 --> 00:48:09.204
ولي نميتونم...

00:48:10.196 --> 00:48:14.798
لويي، بنظرم با کسل آورترين
مرد لندن ازدواج کردم

00:48:14.822 --> 00:48:17.080
در لندن -
!در اروپا -

00:48:20.696 --> 00:48:24.672
...مرداي ايتاليايي خيلي جذابن

00:48:24.696 --> 00:48:27.997
ولي حتي يه لحظه هم نتونستم...
از دست ليونل فرار کنم

00:48:29.488 --> 00:48:32.381
داشت يادم ميرفت...تو ايتاليايي هستي

00:48:32.405 --> 00:48:34.621
نيمه

00:48:39.864 --> 00:48:42.173
...لويي

00:48:42.197 --> 00:48:45.288
ميتونم باهات روراست باشم

00:48:46.655 --> 00:48:49.674
اگه نتوني حرفتو به من بزني
پس به کي ميخواي بگي؟

00:48:49.698 --> 00:48:51.840
دارم ديوونه ميشم

00:48:51.864 --> 00:48:55.372
هروقت بهم دست ميزنه
ميخوام جيغ بکشم

00:49:09.823 --> 00:49:12.081
چيکار دارم ميکنم؟

00:49:13.157 --> 00:49:15.132
خودت خوب ميدوني

00:49:15.156 --> 00:49:17.633
داري با آتش بازي ميکني

00:49:17.657 --> 00:49:19.832
حداقل گرمم ميکنه

00:49:21.031 --> 00:49:23.248
بايد برم

00:49:24.657 --> 00:49:26.799
ليونل امشب تو خونه شام ميخوره

00:49:26.823 --> 00:49:28.882
ليونل فردا شب کجا شام ميخوره؟

00:49:28.906 --> 00:49:31.498
با چندتا از همکاراش

00:49:32.365 --> 00:49:34.674
و تو فردا شب کجا شام ميخوري؟

00:49:34.698 --> 00:49:36.549
اينجا؟

00:49:36.573 --> 00:49:38.791
اينجا

00:49:43.949 --> 00:49:46.216
<i>پرنده زندانيِ بيچاره</i>

00:49:46.240 --> 00:49:50.301
<i>هروقت دلش ميخواست ميتونست بياد
و پيشم بال بال بزنه</i>

00:49:50.325 --> 00:49:52.967
<i>براي وقت گذروني
...کاراي نامطبوع زيادي داشتم</i>

00:49:52.991 --> 00:49:55.050
<i>...منتظر بودم تا وقت مناسب برسه</i>

00:49:55.074 --> 00:49:57.133
<i>...تا اين اجازه رو بخودم بدم</i>

00:49:57.157 --> 00:49:59.666
<i>و به اديت ابراز عشق کنم...</i>

00:50:00.407 --> 00:50:04.051
<i>بعد از مراسم تشييع
...لرد هنريِ جوان</i>

00:50:04.075 --> 00:50:07.175
<i>نتونستم اون
...موعظه ملال آور رو فراموش کنم</i>

00:50:07.199 --> 00:50:10.008
<i>براي همين تصميم گرفتم
...جناب کشيش لرد دسکوين رو</i>

00:50:10.032 --> 00:50:12.092
<i>نفر بعديِ ليستم کنم...</i>

00:50:12.116 --> 00:50:14.843
<i>...براي همين تصميم گرفتم</i>

00:50:14.867 --> 00:50:17.759
<i>به کسوت يه اسقف دربيام
...که تو تعطيلاتِ</i>

00:50:17.783 --> 00:50:20.875
<i>و براي کليساش...
مشغول جمع کردن کپيِ نقوش ه</i>

00:50:23.908 --> 00:50:26.333
عصر بخير، سرورم

00:50:27.075 --> 00:50:30.551
<i>برام خيلي تازگي داشت
...کسي منو با اون عنوان خطاب کنه</i>

00:50:30.575 --> 00:50:32.551
<i>ولي سريع خودمو جمع و جور کردم...</i>

00:50:32.575 --> 00:50:36.551
عصر بخير، داشتم از اين نقش زيبا
کپي برميداشتم

00:50:36.575 --> 00:50:40.427
جد همسر مرحومم

00:50:40.451 --> 00:50:43.093
اجازه بدين خودمو معرفي کنم

00:50:43.117 --> 00:50:46.968
هنري دسکوين
رييس کليساي بخش

00:50:46.992 --> 00:50:50.708
سپتيموس ويلکينز
اسقف ماتابلند

00:50:51.868 --> 00:50:56.593
داشتم تعطيلاتم رو اطراف
کليساي زيباي شما ميگذروندم

00:50:56.617 --> 00:51:01.418
متوجه پنجره سقف شدين؟ -
...پن -

00:51:03.201 --> 00:51:05.261
!فوق العاده ست

00:51:05.285 --> 00:51:08.427
گچکاريِ زيبايي داره

00:51:08.451 --> 00:51:12.344
شايد بخاطر مقامتون بتونم
...يکي دو جاي ديگه هم نشونتون بدم

00:51:12.368 --> 00:51:14.469
که بهشون افتخار ميکنيم...

00:51:14.493 --> 00:51:16.511
خيلي علاقه مندم

00:51:16.535 --> 00:51:19.511
...جالب توجه ترين بخش کليسا

00:51:19.535 --> 00:51:23.053
يادبود خاندان دسکوين...

00:51:23.077 --> 00:51:25.886
...تمام اعضاي خانواده

00:51:25.910 --> 00:51:29.719
که به دانشکده افسري رفتن
...و منم افتخارشو دارم

00:51:29.743 --> 00:51:33.836
در اين قطعه خانوادگي دفن شدن...

00:51:34.994 --> 00:51:40.553
اينجا ميتوني
اولين دوک و دوشس رو ببيني

00:51:40.577 --> 00:51:44.878
مردگان زنده ها رو زير نظر دارن

00:51:46.119 --> 00:51:49.178
اين کليسا
...از ارزش زيادي برخورداره

00:51:49.202 --> 00:51:53.211
همينطور با يه معماري جذاب...

00:51:54.245 --> 00:51:57.387
...ملاحظه ميکني که کليساي کوچک ما

00:51:57.411 --> 00:52:01.596
...ستونها و کنده کاريهاي زيبايي داره

00:52:01.620 --> 00:52:06.128
که نمايانگر قدمت بالاي اونه...

00:52:07.661 --> 00:52:10.794
برجسته کاريهاش واقعا نمونه ست

00:52:12.452 --> 00:52:14.628
...و من هميشه ميگم

00:52:15.453 --> 00:52:18.221
...که پنجره غربي من

00:52:18.245 --> 00:52:22.045
...تمام ويژگيهاي سبک چاسر رو داره

00:52:22.787 --> 00:52:24.763
...بايد بگم که

00:52:24.787 --> 00:52:28.420
اون از تمام معاصرينش جلوتر بود...

00:52:29.954 --> 00:52:32.378
حالا ميرسيم به حوض غسل تعميد

00:52:33.328 --> 00:52:36.430
<i>بالاخره کاري رو که انتظار داشتم کرد
و منو براي شام دعوت کرد</i>

00:52:36.454 --> 00:52:40.013
<i>جناب لرد هنري
...از اون کشيشهاي متجدد نبود</i>

00:52:40.037 --> 00:52:43.972
<i>که اصول کاريشو...
وارد زندگيِ شخصي بکنه</i>

00:52:43.996 --> 00:52:46.389
<i>...با اينحال، از خودش علاقه زيادي</i>

00:52:46.413 --> 00:52:48.972
<i>نسبت به بالا رفتن آمار مسيحيها
...در ماتابلند نشون داد</i>

00:52:48.996 --> 00:52:51.305
<i>که برام موضوع جذابي نبود...</i>

00:52:51.329 --> 00:52:53.596
...انجمن ترفيع دانش مسيحيها

00:52:53.620 --> 00:52:56.639
کتابهاي خوب زيادي رو
...در اختيار ما گذاشته

00:52:56.663 --> 00:52:58.930
که به ماتابلي ترجمه شدن...

00:52:58.954 --> 00:53:02.222
ولي هيچکدوم از افراد بومي
...نميتونن حتي زبون خودشون رو بخونن

00:53:02.246 --> 00:53:06.389
شما ميتونين ماتابلي صحبت کنين؟ -
نه مث يه بومي -

00:53:06.413 --> 00:53:09.597
...خيلي دوست داشتم

00:53:09.621 --> 00:53:12.847
يکم ماتابلي صحبت کنين...

00:53:12.871 --> 00:53:15.764
متاسفانه ماتابليِ من زياد خوب نيست

00:53:15.788 --> 00:53:18.838
زود باشين، سرورم

00:53:20.122 --> 00:53:25.547
مثلا بگين
دانيل وارد کمينگاه شيرها شد

00:53:31.664 --> 00:53:34.213
...دانيل

00:53:36.997 --> 00:53:39.380
البته اين يه اصطلاح محاوره اي بود

00:53:40.122 --> 00:53:42.422
خيلي جالب بود

00:53:43.664 --> 00:53:46.465
سرورم، ميشه شراب رو بدين؟

00:53:50.956 --> 00:53:54.431
شرابش چطور بود؟ -
فوق العاده -

00:53:54.455 --> 00:53:57.224
کاکبرن 69

00:53:57.248 --> 00:53:59.965
بنظرم بهترين سال ممکن

00:54:02.289 --> 00:54:06.557
هرچند که دکترم نظر ديگه اي داره

00:54:06.581 --> 00:54:08.840
نظرش چيه؟

00:54:10.290 --> 00:54:13.756
پرهيز از الکل

00:54:14.706 --> 00:54:17.257
سيگار برگ ميکشين؟

00:54:18.123 --> 00:54:20.423
ممنون

00:54:50.291 --> 00:54:55.924
اون مدام در مورد سلامتيم
بهم هشدار ميده

00:55:00.500 --> 00:55:03.142
...ولي من بهش ميگم

00:55:03.166 --> 00:55:06.768
...چه ضرري ممکنه داشته باشه "

00:55:06.792 --> 00:55:09.633
...يه گيلاس در عصر "

00:55:11.209 --> 00:55:13.184
" يا حتي دوتا؟...

00:55:13.208 --> 00:55:15.466
اصلا ضرري نداره

00:55:16.583 --> 00:55:20.467
پس شما به من خرده نميگيرين؟ -
ابدا -

00:55:21.500 --> 00:55:24.101
...ميخوام بگم

00:55:24.125 --> 00:55:28.685
...بدون بي احترامي به مقام بالاي خودم

00:55:28.709 --> 00:55:32.559
...که ملاقات با شما

00:55:32.583 --> 00:55:38.009
لذتي برام داشت که از هيچکدوم...
از اعضا کليسا انتظار نداشتم

00:56:10.710 --> 00:56:13.603
<i>همونجور که حدس ميزدم
...معلوم شد</i>

00:56:13.627 --> 00:56:17.686
<i>دکتر لرد هنري تشخيص داد که مرگش
...بخاطر زياده روي در خوردن شرابِ</i>

00:56:17.710 --> 00:56:20.769
<i>و از روي ادب...
اونو حمله قلبي اعلام کرد</i>

00:56:20.793 --> 00:56:24.187
<i>وقتي برگشتم لندن
...تصميم گرفتم از روي قاعده</i>

00:56:24.211 --> 00:56:27.269
<i>کوچکترين مانع رو...
از سر راه بردارم</i>

00:56:27.293 --> 00:56:32.427
<i>ليدي آگاتا دسکوين يکي از
پيشگامان انجمن انتخابات زنان بود</i>

00:56:38.377 --> 00:56:42.104
<i>پيامد اين کارها اين بود
...که وجهه عموميش</i>

00:56:42.128 --> 00:56:45.103
<i>هميشه تحت نظر پليس شهر بود...</i>

00:56:45.127 --> 00:56:47.394
<i>...وقتي توي عموم ظاهر نميشد</i>

00:56:47.418 --> 00:56:50.313
<i>به اين معني بود...
که هنوز در زندان به سر ميبره</i>

00:56:50.337 --> 00:56:53.812
<i>در حقيقت، قبل از اينکه
...فرصت مناسب گير بيارم</i>

00:56:53.836 --> 00:56:56.895
<i>مجبور شدم به نهضت ملحق بشم...</i>

00:56:56.919 --> 00:56:59.270
<i>...نقشه مخفي ليدي آگاتا اين بود که</i>

00:56:59.294 --> 00:57:01.521
<i>...که آزاديش از زندان رو</i>

00:57:01.545 --> 00:57:05.012
<i>با ريختن بروشورها روي وايت هال...
و وست اند جشن بگيره</i>

00:57:37.879 --> 00:57:40.429
<i>...يه تير در هوا شليک کردم</i>

00:57:41.587 --> 00:57:43.763
<i>اونم مستقيم وسط برکلي افتاد زمين...</i>

00:57:45.296 --> 00:57:49.554
<i>آدميرال لرد هوراشيو دسکوين
بنظر مشکل بزرگتري ميومد</i>

00:57:50.338 --> 00:57:52.638
<i>...اون بندرت پاشو تو خشکي ميذاشت</i>

00:57:53.963 --> 00:57:58.429
<i>کم کم داشتم به اين فکر ميفتادم
...اين کار شدني نيست</i>

00:58:01.087 --> 00:58:04.398
<i>اما خودش کارو برام راحت کرد
...و دچار يه فاجعه دريايي شد</i>

00:58:04.422 --> 00:58:07.106
<i>که دليل اصليش
...ترکيبي از لجبازي</i>

00:58:07.130 --> 00:58:09.605
<i>...و پاک بودن روان بود</i>

00:58:09.629 --> 00:58:11.804
<i>متاسفانه در يکي از سفرهاي درياييش...</i>

00:58:12.838 --> 00:58:15.097
ببرش بطرف بندر

00:58:17.130 --> 00:58:20.305
مطمئنا منظورتون سمت راست نيست، قربان -
!بندر -

00:58:29.214 --> 00:58:31.648
<i>...هردو کشتي سريعا غرق شدن</i>

00:58:31.672 --> 00:58:34.190
<i>...خوشبختانه تمام خدمه نجات پيدا کردن</i>

00:58:34.214 --> 00:58:36.472
<i>بغير از يکي...</i>

00:58:37.505 --> 00:58:40.232
<i>آدميرال لرد هوراشيو
...در آخرين لجبازيش</i>

00:58:40.256 --> 00:58:43.014
<i>تصميم گرفت با کشتيش پايين بره...</i>

00:58:46.881 --> 00:58:50.315
<i>از طرف ديگه
...ژنرال لرد روفوس دسکوين</i>

00:58:50.339 --> 00:58:52.732
<i>...که هيچوقت از تعريف کردن در مورد</i>

00:58:52.756 --> 00:58:55.399
<i>...جنگهاي آفريقاي جنوبي خسته نميشد</i>

00:58:55.423 --> 00:58:57.399
<i>هدف خيلي راحتي به شمار ميومد...</i>

00:58:57.423 --> 00:59:00.440
همون موقع
...دشمن که مخفي شده بود

00:59:00.464 --> 00:59:04.274
از پشت تپه ها بيرون اومدن...

00:59:04.298 --> 00:59:09.191
تا وقتي سفيديِ چشماشون رو
نديده بودم دستور آتش ندادم

00:59:09.215 --> 00:59:13.274
!اونموقع فرمان دادم، آتش

00:59:13.298 --> 00:59:15.473
بــوم، بــوم، بــوم

00:59:16.298 --> 00:59:19.775
<i>بنظر کسي که ميان
...غرش توپ زندگي کرده لايق اينه که</i>

00:59:19.799 --> 00:59:21.983
<i>بوسيله انفجار بميره...</i>

00:59:22.007 --> 00:59:24.607
<i>...براي همين تو يه شيشه خاويار</i>

00:59:24.631 --> 00:59:27.858
<i>يه بمب دستيِ ساده
...ولي قوي رو جاسازي کردم</i>

00:59:27.882 --> 00:59:31.608
<i>و با پست...
اونو براي ژنرال فرستادم</i>

00:59:31.632 --> 00:59:34.316
...وانمود کردم که ازشون رودست خوردم

00:59:34.340 --> 00:59:36.608
و اسبم رو فرستادم که بره...

00:59:36.632 --> 00:59:42.442
همون موقع بود که دشمن
از پشت تپه ها بيرون اومد

00:59:42.466 --> 00:59:44.733
...نذاشتم کسي شليک بکنه

00:59:44.757 --> 00:59:47.891
تا اينکه سفيديِ چشماشون رو ديديم...

00:59:52.965 --> 00:59:56.443
تو کريما از اين چيزا زياد ميخوردم

00:59:56.467 --> 00:59:59.933
تنها کاري که خوب بلد بودن انجام بدن

01:00:02.966 --> 01:00:05.474
<i>حتي يه ذره ش هم نموند</i>

01:00:08.842 --> 01:00:13.776
هرکي باشه فکر ميکنه
خانواده نفرين شده، ماتزيني

01:00:13.800 --> 01:00:15.775
همينطوره، آقا

01:00:15.799 --> 01:00:18.485
نميدونم متوجه هستي
...اين اتفاقات غم انگيز

01:00:18.509 --> 01:00:20.860
چقدر دارن تو رو...
به موفقيت نزديکتر ميکنن

01:00:20.884 --> 01:00:24.776
حتي بهش فکر هم نکردم، آقا -
وقتشه که فکر کني -

01:00:24.800 --> 01:00:28.401
متوجه نيستي که تو
جانشين احتمالي دوک هستي؟

01:00:28.425 --> 01:00:31.527
...در صورت مرگ احتماليِ دوک

01:00:31.551 --> 01:00:34.610
بين تو و اون مقام...
فقط من وجود دارم

01:00:34.634 --> 01:00:37.319
و منم پام لب گوره

01:00:37.343 --> 01:00:40.443
من از همون اولين فاجعه
ديگه حال درست و حسابي ندارم

01:00:40.467 --> 01:00:43.194
يعني ممکنه من دوک چالفونت بشم؟

01:00:43.218 --> 01:00:45.601
يعني به احتمال زياد ميشي

01:00:46.676 --> 01:00:48.861
در اينصورت
...برات مناسبتره

01:00:48.885 --> 01:00:52.360
...ديگه کارمند اينجا نباشي

01:00:52.384 --> 01:00:56.143
و بشي شريک من...

01:00:56.926 --> 01:00:58.903
واقعا باعث مسرت و افتخارمه

01:00:58.927 --> 01:01:03.435
اگه بياي اينجا
همه چيزو دقيق برات توضيح ميدم

01:01:12.302 --> 01:01:18.153
اگه مادرت زنده بود
قبل از تو به موفقيت ميرسيد

01:01:18.177 --> 01:01:20.154
<i>...اولين کارم بعنوان شريک</i>

01:01:20.178 --> 01:01:22.570
<i>اين بود که
...با ليونل مصاحبه کنم</i>

01:01:22.594 --> 01:01:25.185
<i>در حاليکه کلاه ابريشمي اش...
دستش بود</i>

01:01:25.927 --> 01:01:30.945
براي صرفه جويي در وقت، احتمال دادم
براي مهلت گرفتن براي صورتحسابت اومده باشي؟

01:01:30.969 --> 01:01:33.112
راستش، رفيق
...فروش پاييني داشتيم

01:01:33.136 --> 01:01:36.237
و بازار اونطور که انتظار داشتيم...
جواب نداد

01:01:36.261 --> 01:01:39.195
...بايد به اين نکته اشاره کنم که

01:01:39.219 --> 01:01:42.945
ما وظيفه داريم
...باعث دلگرميِ سرمايه گذارها بشيم

01:01:42.969 --> 01:01:46.644
نه اينکه تمام معاملات رو بخطر بندازيم...

01:01:48.469 --> 01:01:51.154
<i>خوشحال ميشدم
اگه کارشو راه نمينداختم</i>

01:01:51.178 --> 01:01:53.570
<i>با اينحال، ليونل ورشکسته
...به سختي ميتونست</i>

01:01:53.594 --> 01:01:56.195
<i>...جوابگوي ولخرجيهاي سيبلا باشه</i>

01:01:56.219 --> 01:01:58.321
<i>و منم قصد نداشتم...
اينکار بوسيله من انجام بشه</i>

01:01:58.345 --> 01:02:03.238
...بسيار خب، بهتون مهلت مجدد ميديم
با سود 3 و نيم درصد

01:02:03.262 --> 01:02:06.279
<i>بنظرم وقت اون رسيده بود
...که در مورد اديت دسکوين</i>

01:02:06.303 --> 01:02:08.278
<i>دست بکار بشم...</i>

01:02:08.302 --> 01:02:11.113
داره سرد ميشه
ميشه بريم داخل؟

01:02:11.137 --> 01:02:13.405
ميدونم چرا داري ميلرزي

01:02:13.429 --> 01:02:15.821
بخاطر سرما نيست

01:02:15.845 --> 01:02:18.237
نه

01:02:18.261 --> 01:02:20.446
مدام به اون فکر ميکنم

01:02:20.470 --> 01:02:24.197
ميدونم
ولي ميشه فراموشش کني؟

01:02:24.221 --> 01:02:27.562
...نميخوام سنگدل باشم، ولي باور کن -
خواهش ميکنم -

01:02:28.303 --> 01:02:30.604
اونجا نه

01:02:31.971 --> 01:02:34.281
چونکه اون صندليِ هنري بود

01:02:34.305 --> 01:02:36.896
از اونروز تا حالا
کسي ازش استفاده نکرده

01:02:37.637 --> 01:02:39.655
از هيچکدوم از وسايلش

01:02:39.679 --> 01:02:43.063
همه چي دست نخورد باقي مونده
ميز تحريرش، لباسهاش

01:02:44.304 --> 01:02:46.938
در غير اينصورت
نميتونم تاب بيارم

01:02:49.263 --> 01:02:51.781
ميخواي اين خونه رو تبديل به معبد کني

01:02:51.805 --> 01:02:55.896
اشتباه ميکني
معبد جاي زندگي نيست

01:02:57.096 --> 01:03:01.032
...هميشه بهت احترام گذاشتم
...به اصولت، به شجاعتت

01:03:01.056 --> 01:03:03.272
بيشتر از هر زني که تا حالا ديدم...

01:03:04.180 --> 01:03:07.364
در قبال خودت و بقيه
...وظيفه داري

01:03:07.388 --> 01:03:09.614
...حتي در قبال هنري

01:03:09.638 --> 01:03:13.240
که بازم زندگي کني...
در زمان حال، در آينده

01:03:13.264 --> 01:03:15.439
چه آينده اي براي من وجود داره؟

01:03:21.972 --> 01:03:25.282
خيال دارم يه حرف گستاخانه بزنم

01:03:25.306 --> 01:03:28.115
اگه خواستين ميتونين
منو از خونه بندازين بيرون

01:03:28.139 --> 01:03:30.698
...ميخوام اينو بگم

01:03:30.722 --> 01:03:34.823
اگه احساس ميکنين پشتيبانيِ دائمي يه نفر
...که شما رو تحسين ميکنه

01:03:34.847 --> 01:03:37.490
...مساعدتون رو فراهم ميکنه

01:03:37.514 --> 01:03:40.615
براي من نهايت افتخاره
...که بهم اجازه بدين

01:03:40.639 --> 01:03:42.815
بهتون پيشنهاد ازدواج بدم...

01:03:44.973 --> 01:03:47.272
آقاي ماتزيني

01:03:53.515 --> 01:03:55.898
شوکه شدم

01:03:57.306 --> 01:04:00.074
خيلي خوشحال شدم

01:04:00.098 --> 01:04:02.324
...واقعا ممنونم، ولي

01:04:02.348 --> 01:04:05.690
حتي فکر ازدواج مجدد رو...
نميتونم بکنم

01:04:07.348 --> 01:04:10.898
من خيلي بي موقع
و گستاخانه حرف زدم

01:04:12.223 --> 01:04:16.200
خواهش ميکنم حرفي که زدم رو
...به حساب بي ادبيِ من بذارين

01:04:16.224 --> 01:04:18.783
و انگار همچين حرفي زده نشده...

01:04:18.807 --> 01:04:21.532
<i>وقتي برگشتم
سيبلا منتظرم بود</i>

01:04:21.556 --> 01:04:24.408
<i>از ديدنش خوشحال شدم
...وقتي با سيبلا بودم</i>

01:04:24.432 --> 01:04:26.617
<i>...اصلا به اديت فکر نميکردم</i>

01:04:26.641 --> 01:04:30.024
<i>و همينطور وقتي با اديت بودم...
اشتياق ديدن سيبلا رو نداشم</i>

01:04:31.890 --> 01:04:34.533
ببخشيد دير کردم
حوصله ت سر رفته بود؟

01:04:34.557 --> 01:04:36.533
نه

01:04:36.557 --> 01:04:39.450
داشتم به آتش نگاه ميکردم
و فکر ميکردم

01:04:39.474 --> 01:04:41.617
درباره چي؟

01:04:41.641 --> 01:04:44.784
اينکه يه زمان روي اين آتش
...شاه بلوط کباب ميکرديم

01:04:44.808 --> 01:04:47.242
و اينکه از اون موقع...
اتفاقات زيادي افتاده

01:04:47.266 --> 01:04:49.242
مثلا؟

01:04:49.266 --> 01:04:53.284
اينکه بهم گفتي با ليونل ازدواج نکنم
...و تو يروز براي خودت دوک ميشي

01:04:53.308 --> 01:04:56.118
و من بهت خنديدم...

01:04:56.142 --> 01:04:58.659
و اينکه با ليونل ازدواج کردم

01:04:58.683 --> 01:05:01.358
و حالا تقريبا داري دوک ميشي

01:05:02.558 --> 01:05:04.702
برامون خيلي بهتره
اگه از هم دور باشيم

01:05:04.726 --> 01:05:08.858
گفتنش براي تو آسونه
تو که با ليونل ازدواج نکردي

01:05:09.600 --> 01:05:11.826
ما وقتي بخوايم همديگه رو ميبينيم

01:05:11.850 --> 01:05:14.201
و مجبور نيستيم وقتي نخوايم
همديگه رو ببينيم

01:05:14.225 --> 01:05:17.368
ولي اکثر وقتا که
من ميخوام ببينمت اينجا نيستي

01:05:17.392 --> 01:05:20.201
تمام آخر هفته اينجا نبودي -
مجبور بودم برم -

01:05:20.225 --> 01:05:22.784
کجا؟ -
...براي ديدن خانم دسکوين -

01:05:22.808 --> 01:05:25.493
بيوه پسر داييم که کشته شد...

01:05:25.517 --> 01:05:28.702
انگار همه پسر داييهات کشته شدن

01:05:28.726 --> 01:05:32.743
اصلا تعجب نميکردم
اگه تو همه اونا رو کشته بودي

01:05:32.767 --> 01:05:35.358
چقدر دست و پا چلفتيم

01:05:47.018 --> 01:05:50.734
چي باعث شد اين حرفو بزني؟ -
فقط حماقت -

01:05:51.477 --> 01:05:54.910
اگه قول بدي به کسي نگي
ميذارم از راز مرگبارم باخبر بشي

01:05:54.934 --> 01:05:57.578
من همشون رو کشتم

01:05:57.602 --> 01:06:00.401
خيلي وقته بهت شک کردم

01:06:01.393 --> 01:06:03.494
اون چه شکليه؟ -
کي؟ -

01:06:03.518 --> 01:06:08.078
خانم دسکوين -
...خب اون، قدبلند، قلمي -

01:06:08.102 --> 01:06:11.619
خوشکله؟ -
خب از نظر بعضيها خوشکله -

01:06:11.643 --> 01:06:15.401
از نظر تو چي؟ -
ميشه گفت، تا حالا بهش فکر نکردم -

01:06:16.478 --> 01:06:20.194
اگه در مورد من ميپرسيد
چي بهش ميگفتي؟

01:06:28.436 --> 01:06:32.287
بهش ميگفتم که تو يه ترکيب زيبا
از بي نقصي هستي

01:06:32.311 --> 01:06:36.120
...ميگفتم دماغت زيادي کوچکه

01:06:36.144 --> 01:06:39.203
...و دهنت يکم گشاده

01:06:39.227 --> 01:06:42.121
ولي چهره ت
...چيزيه که يه مرد هميشه

01:06:42.145 --> 01:06:44.454
تو روياهاش دنبالش ميگرده...

01:06:44.478 --> 01:06:48.329
...ميگفتم که تو مغرور، خودپسند

01:06:48.353 --> 01:06:51.528
بيرحم و متقلبي...

01:06:52.770 --> 01:06:55.621
ميگفتم که تو بينظيري

01:06:55.645 --> 01:06:59.154
ميگفتم که تو...سيبلا

01:06:59.978 --> 01:07:02.204
چه حرفاي قشنگي

01:07:02.228 --> 01:07:04.662
جدي گفتم

01:07:04.686 --> 01:07:07.153
بيا و بازم اونا رو بهم بگو

01:07:11.854 --> 01:07:14.621
...ميگفتم دماغت زيادي کوچکه

01:07:14.645 --> 01:07:19.779
دهنت...آره دهنت
يکم گشاده

01:07:26.478 --> 01:07:30.289
<i>يکم بعد از اون
کارفرمام سکته رو زد</i>

01:07:30.313 --> 01:07:32.289
<i>...کار زيادي نميشد کرد</i>

01:07:32.313 --> 01:07:35.288
<i>و دکتر پيش بيني کرد...
حداکثر يکماه زنده بمونه</i>

01:07:35.312 --> 01:07:37.996
<i>خوشحال بودم
...بعد از اونهمه خوبي که بهم کرد</i>

01:07:38.020 --> 01:07:40.497
<i>ديگه مجبور نبودم...
پيرمرد رو بکشم</i>

01:07:40.521 --> 01:07:43.872
<i>بزودي تنها مانعي که بين من
...و ميراثم قرار ميگرفت</i>

01:07:43.896 --> 01:07:46.205
<i>خود دوک بود...</i>

01:07:46.229 --> 01:07:48.538
<i>...نميتونستم جزييات قتلشو طرح ريزي کنم</i>

01:07:48.562 --> 01:07:52.581
<i>بخاطر زندگي اي که بين اون...
ديوارهاي سنگي براي خودش درست کرده بود</i>

01:07:52.605 --> 01:07:55.789
<i>داشتم براي صدمين بار
...جزييات نقشه رو بررسي ميکردم</i>

01:07:55.813 --> 01:07:59.780
<i>همينطور که يروز منتظر بودم...
سيبلا بياد آپارتمانم</i>

01:08:06.772 --> 01:08:09.956
عصر بخير، آقاي ماتزيني -
!خانم دسکوين -

01:08:09.980 --> 01:08:12.040
...داشتم از سنت جيمز رد ميشدم

01:08:12.064 --> 01:08:15.072
و پيش خودم فکر کردم...
يه سري بهتون بزنم

01:08:18.771 --> 01:08:21.124
بنظرتون عاقلانه بود؟
يعني بي احتياطي نکردين؟

01:08:21.148 --> 01:08:24.623
بعضي از ديدارها
بايد تابع شرايط خاصي باشه

01:08:24.647 --> 01:08:27.831
مطمئنا براي يه زن ديدن مردي
با شهرت شما خطري نداره

01:08:27.855 --> 01:08:30.039
منظورم شهرت شما بود

01:08:30.063 --> 01:08:33.291
از اونجايي که آماده مهمان نوازي نيستم
اميدوارم ملاقات کوتاهي باشه

01:08:33.315 --> 01:08:36.207
ممنون از اينکه به فکر من هستين

01:08:36.231 --> 01:08:39.623
فقط يه موضوع مهم هست
که براي صحبت کردن درباره ش اومدم

01:08:39.647 --> 01:08:43.448
در مورد چيزي که تو آخرين ديدارمون
...بهم گفتين خيلي فکر کردم

01:08:44.190 --> 01:08:47.281
و خسته م شد اينقدر به اين فکر کردم...
که اگه هنري بود چيکار ميکرد

01:08:48.023 --> 01:08:50.790
...يادمه يبار بهم گفت

01:08:50.814 --> 01:08:54.207
خوبيهاي تو "
" از سر يه مرد خيلي زياده، اديت

01:08:54.231 --> 01:08:57.615
بعضي وقتا ميگم کاش بقيه هم "
" ميتونستن يه قسمتي ازت داشته باشن

01:08:59.523 --> 01:09:01.750
در مورد پيشنهادي که بهم دادين
...دوباره فکر کردم

01:09:01.774 --> 01:09:04.782
بخاطرش بازم ممنونم...
و با خوشحالي قبول ميکنم

01:09:05.607 --> 01:09:07.791
منو غافلگير کردين

01:09:07.815 --> 01:09:11.448
بنظرم بهتره حداقل تا سه ماه
به کسي چيزي نگيم

01:09:12.191 --> 01:09:14.167
هرجور شما ميدونين

01:09:14.191 --> 01:09:16.166
...تو اين شرايط جديد

01:09:16.190 --> 01:09:18.458
فکر کنم با توجه به موقعيت شما
...بهترين کار ممکن

01:09:18.482 --> 01:09:21.293
هرچند که نيت خيري دارين...
اينه که ملاقاتهامون رو کوتاه کنيم

01:09:21.317 --> 01:09:26.417
اگه توجهتون بعنوان يه شوهر
...به اندازه ملاحظه تون بعنوان يه دوست باشه

01:09:26.441 --> 01:09:29.490
پس بهترين تصميم ممکن رو گرفتم...

01:09:36.483 --> 01:09:39.875
فکر نميکنين بهتر باشه
...عمو اتلرد بعنوان بزرگ خانواده

01:09:39.899 --> 01:09:42.116
از موضوع خبردار بشه؟...

01:09:42.858 --> 01:09:45.793
شايد بهتر باشه
آره، براش يه نامه مينويسم

01:09:45.817 --> 01:09:47.793
خداحافظ ، لويي

01:09:47.817 --> 01:09:50.116
خداحافظ ، اديت

01:09:51.524 --> 01:09:54.658
پشت سرت
خوشبخت ترين مرد لندن رو جا ميذاري

01:10:02.442 --> 01:10:04.543
<i>...اين خبري نبود</i>

01:10:04.567 --> 01:10:07.117
<i>که بخوام باهاش...
سيبلا رو غافلگير کنم</i>

01:10:07.817 --> 01:10:09.792
<i>...اين موضوع به اون ربطي نداشت</i>

01:10:09.816 --> 01:10:13.459
<i>ولي زنا استاد هياهو
...بخاطر هيچي هستن
</i>

01:10:13.483 --> 01:10:17.326
<i>و ميخوان نشون بدن اين وسط ضربه خوردن...
درحاليکه همش زير سر خودشونه</i>

01:10:19.150 --> 01:10:22.617
<i>بهرحال، تا قبل از روبرو شدن
با اون طوفان سه ماه وقت داشتم</i>

01:10:34.150 --> 01:10:37.128
عطر گل سرخ زدي؟

01:10:37.152 --> 01:10:40.868
نه...چرا؟ -
بوي گل سرخ مياد -

01:10:41.609 --> 01:10:45.377
توي پله ها يه زن خوشکل رو ديدم

01:10:45.401 --> 01:10:47.378
حتما خانم دسکوين بوده

01:10:47.402 --> 01:10:49.836
اون اينجا چيکار ميکرد؟ -
اومده بود منو ببينه -

01:10:49.860 --> 01:10:52.461
براي چي؟ -
کار...کسب و کار خانوادگي -

01:10:52.485 --> 01:10:55.118
بذار برات يه گيلاس شري بيارم

01:10:58.901 --> 01:11:02.044
<i>فرداش يا چند روز بعدش
يه نامه از ليونل بدستم رسيد</i>

01:11:02.068 --> 01:11:05.962
<i>اون ميخواست توي خونه ش
در مورد موضوع حساسي باهام صحبت کنه</i>

01:11:05.986 --> 01:11:09.086
<i>يجورايي آشفته شدم
...نود درصد اينجور مواقع</i>

01:11:09.110 --> 01:11:12.045
<i>وقتي ميگن که ميخوان
...در مورد موضوع حساسي صحبت کنن</i>

01:11:12.069 --> 01:11:15.754
<i>در واقع ميخوان در مورد...
يه موضوع فوق العاده زمخت حرف بزنن</i>

01:11:15.778 --> 01:11:19.586
<i>دو روز بعد يه سفر ملال آور
به بيزواتر داشتم</i>

01:11:19.610 --> 01:11:23.128
<i>تعجبي نداشت از اينکه ليونل
اونطرف پارک زندگي کنه</i>

01:11:23.152 --> 01:11:26.504
سلام رفيق، يه مشروب بزن

01:11:26.528 --> 01:11:29.129
نه، ممنون
وسط روز هيچوقت نميخورم

01:11:29.153 --> 01:11:32.753
ايرادي نداره من بخورم؟
گرمم ميکنه

01:11:32.777 --> 01:11:35.336
اتفاقا ميخواستم بگم امروز خيلي گرمه

01:11:35.360 --> 01:11:38.504
شوخي کردم، رفيق -
آره -

01:11:38.528 --> 01:11:42.619
بشين، رفيق -
نه ممنون، ترجيح ميدم بايستم -

01:11:45.070 --> 01:11:48.588
روز گرميه، نه؟
منظورم براي اين وقت سال ه

01:11:48.612 --> 01:11:52.171
دقيقا
همينطور يروز پر مشغله

01:11:52.195 --> 01:11:54.712
ميشه در مورد مسئله اي که بخاطرش
ميخواستي منو ببيني حرف بزنيم؟

01:11:54.736 --> 01:11:58.453
درسته، يه موضوع حساس رفيق

01:11:59.778 --> 01:12:03.380
به خودم گفتم
" لويي يه مرد متواضع و با تجربه ست "

01:12:03.404 --> 01:12:06.297
هميشه متواضع بودي -
ممنون -

01:12:06.321 --> 01:12:11.421
هميشه تواضعت رو بخاطر اينکه گذاشتي
سيبلا بجاي خودت با من ازدواج کنه تحسين ميکنم

01:12:11.445 --> 01:12:13.880
بعضيها با اين قضيه
يجور ديگه برخورد ميکردن

01:12:13.904 --> 01:12:16.796
ولي تو گفتي
" اون به بهترين نفر ميرسه "

01:12:16.820 --> 01:12:19.047
و وقتي من بردم
تو مث يه جنتلمن رفتار کردي

01:12:19.071 --> 01:12:21.213
...براي همين فکر کردم

01:12:21.237 --> 01:12:24.296
از اونجايي که يه زمان
...به سيبلا علاقه داشتي

01:12:24.320 --> 01:12:28.589
و من و تو دوستاي قديمي هستيم...
ازت ميخوام بهمون کمک کني

01:12:28.613 --> 01:12:30.589
بهتون کمک کنم؟

01:12:30.613 --> 01:12:33.297
يبار بهت گفتم
که اوضاع بازار زياد خوب نيست

01:12:33.321 --> 01:12:37.754
بعد از اون بدتر هم شد
من ورشکست شدم

01:12:37.778 --> 01:12:42.631
براي همين پيش خودم گفتم
...چرا با دوست قديميم، ماتزيني صحبت نکنم "

01:12:42.655 --> 01:12:47.298
کسي که يه زمان در اوج خوشي
...دور آتيش مينشستيم

01:12:47.322 --> 01:12:49.964
"و شاه بلوط برشته ميکرديم...

01:12:49.988 --> 01:12:52.131
متاسفانه حافظه ت ياري نميکنه

01:12:52.155 --> 01:12:56.631
هرچقدر قوه تخيل قوي اي هم داشته باشي
نميتوني بگي من و تو هيچوقت باهم دوست بوديم

01:12:56.655 --> 01:13:00.298
اگه درست يادم بياد، من و تو از روز اولي
...که همديگه رو ديديم از هم متنفر بوديم

01:13:00.322 --> 01:13:03.048
نفرتي که طي سالها افزايش پيدا کرد...

01:13:03.072 --> 01:13:06.964
هميشه فکر ميکردم رفيقمي
هميشه همينطور بوده

01:13:06.988 --> 01:13:09.048
...براي همين بخودم گفتم

01:13:09.072 --> 01:13:13.872
بهتره بهت هشدار بدم هرچي بيشتر
در اينباره حرف بزني فقط وقت خودتو تلف کردي

01:13:14.655 --> 01:13:16.757
ميدوني داري چيکار ميکني؟

01:13:16.781 --> 01:13:19.757
داري منو محکوم به مرگ ميکني -
منظورت چيه؟ -

01:13:19.781 --> 01:13:23.632
: فقط يه راه برام باقي مونده
خودمو خلاص کنم

01:13:23.656 --> 01:13:26.131
...اگه ميدونستي
اين نمايشت چقدر مسخره ست

01:13:26.155 --> 01:13:29.799
ميدونم که بخاطر
اون خانم کوچولو اينکارو ميکني

01:13:29.823 --> 01:13:33.549
مسخره بازي درنيار -
لويي، ازت تقاضا ميکنم -

01:13:33.573 --> 01:13:37.381
بخاطر خودم نه
بخاطر اون خانم کوچولو

01:13:37.405 --> 01:13:42.623
لطفا دست از اين مسخره بازي بردار

01:13:55.115 --> 01:13:58.507
فقط ميتونم بگم تو يه آدم پستي

01:13:58.531 --> 01:14:00.873
يه پستِ متکبر

01:14:02.407 --> 01:14:05.217
بذار يه اتفاق نه چندان دور رو
بهت يادآوري کنم

01:14:05.241 --> 01:14:10.300
وقتي من شاگرد پارچه فروش بودم
و تو پسر يه پدر پولدار، هيچ لطفي بهم نکردي

01:14:10.324 --> 01:14:13.883
حالا موقعيتمون برعکس شده
و تو داري گريه ميکني تا در حقت لطف کنم

01:14:13.907 --> 01:14:16.800
شاگرد پارچه فروش...درسته

01:14:16.824 --> 01:14:19.591
يه شاگرد مغازه پاپتي
بيشتر از اين نيستي

01:14:19.615 --> 01:14:22.800
...الان خيلي ادعات ميشه

01:14:22.824 --> 01:14:26.291
ولي مادرت با يه...
خواننده دوره گرد ازدواج کرد

01:14:28.490 --> 01:14:30.468
بلند شو بايست

01:14:30.492 --> 01:14:32.792
گفتم بلند شو بايست

01:14:33.825 --> 01:14:37.749
تحمل اينو ندارم که اسم مادرمو
از زبون کثيفت بشنوم

01:14:45.492 --> 01:14:49.009
اگه حرفمو گوش کني
ميري سرتو ميگيري زير شير آب سرد

01:14:49.033 --> 01:14:53.000
شان من بالاتر از اونه
که با يه مست ساده لوح دعوا کنم

01:15:04.783 --> 01:15:07.843
<i>ادامه دادن اون درگيري
...بيشتر از اين فايده اي نداشت</i>

01:15:07.867 --> 01:15:10.292
<i>براي همين برگشتم آپارتمانم...</i>

01:15:16.825 --> 01:15:19.802
<i>دوش گرفتم و تصميم داشتم
...يکم استراحت کنم</i>

01:15:19.826 --> 01:15:22.292
<i>تا اون صحنه نامطبوع رو...
از ذهنم پاک کنم</i>

01:15:24.409 --> 01:15:26.959
<i>ولي انگار به ما نيومده استراحت کنيم</i>

01:15:31.577 --> 01:15:33.835
سيبلا

01:15:36.493 --> 01:15:40.093
لويي، ببخشيد نگرانت ميکنم
...حتما خيلي کار داري

01:15:40.117 --> 01:15:42.844
ولي خبر مهمي دارم...

01:15:42.868 --> 01:15:46.960
خبراي بد
فکر کردم همين الان بايد بهت بگم

01:15:54.285 --> 01:15:56.586
ليونل قضيه ما رو فهميده

01:15:57.452 --> 01:15:59.636
اينکه من ميام اينجا

01:15:59.660 --> 01:16:01.835
واقعا؟ -
آره -

01:16:03.826 --> 01:16:08.429
ديشب دعواي وحشتناکي
باهاش داشتم

01:16:08.453 --> 01:16:12.304
خب، فکر کنم حتي ليونل هم
اونقدر احمق نباشه که تا ابد بشه گولش زد

01:16:12.328 --> 01:16:14.919
وقتي موضوع رو بشنوي
نميتوني اينقدر خونسرد باشي

01:16:15.952 --> 01:16:18.220
خيال داره براي طلاق اقدام کنه

01:16:18.244 --> 01:16:20.711
چه آدم ساده ايه

01:16:21.786 --> 01:16:26.711
تا اونجا که ميدونم
فقط يه راه حل وجود داره

01:16:27.828 --> 01:16:31.678
و اون چيه؟ -
ليونل هنوز منو دوست داره -

01:16:31.702 --> 01:16:35.346
تنها چيزي که براش اهميت داره
خوشبختيِ منه

01:16:35.370 --> 01:16:39.179
ممکنه نجيبانه رفتار کنه
و بذاره ازش طلاق بگيرم

01:16:39.203 --> 01:16:41.461
اگر؟

01:16:42.202 --> 01:16:44.428
...اگه تو موقعيتي باشم که براش توضيح بدم

01:16:44.452 --> 01:16:49.638
در غير اينصورت نه فقط
...موقعيت دوک آينده رو بخطر ميندازه

01:16:49.662 --> 01:16:53.670
همينطور براي...
دوشس آينده چالفونت هم بد ميشه

01:16:54.870 --> 01:16:57.171
که اينطور

01:17:02.870 --> 01:17:05.929
تو موجود باهوشي هستي، سيبلا
ولي نه اونقدر باهوش

01:17:05.953 --> 01:17:07.930
منظورت چيه؟

01:17:07.954 --> 01:17:10.472
منظورم اينه که نه فقط ميدونم
...داري ازم حق السکوت ميگيري

01:17:10.496 --> 01:17:12.555
کلمه زشتيِ
...ولي مناسب بنظر ميرسه

01:17:12.579 --> 01:17:15.139
همينطور ميدونم داري بهم رودست ميزني...

01:17:15.163 --> 01:17:17.347
عواقبش رو ميبيني

01:17:17.371 --> 01:17:19.629
همينطوره

01:17:22.579 --> 01:17:27.056
بذار برات توضيح بدم، حتما فکر کردي
...دست خيلي خوبي داري

01:17:27.080 --> 01:17:29.305
اما
...اين " اما " خيلي مهمه

01:17:29.329 --> 01:17:33.471
برحسب اتفاق ورقهايي تو دست منه...
که تو حتي از وجودشون خبر نداري

01:17:33.495 --> 01:17:35.473
حالا کي داره بلوف ميزنه؟

01:17:35.497 --> 01:17:38.306
چونکه برحسب اتفاق
همين يکساعت قبل پيش ليونل بودم

01:17:38.330 --> 01:17:41.764
و از طرز رفتار و حرف زدنش
...کاملا واضح بود

01:17:41.788 --> 01:17:45.222
که او کوچکترين ظني
...نسبت به رابطه ما نداره

01:17:45.246 --> 01:17:48.390
و بغير از اون
...همونجور که خودش گفت

01:17:48.414 --> 01:17:53.463
دوستان قديمي که يه زمان دور آتيش...
مينشستيم و شاه بلوط برشته ميکرديم

01:17:54.914 --> 01:17:58.056
بغير از اينکه بايد ازت
...بخاطر افتخاري که دادي تشکر کنم

01:17:58.080 --> 01:18:00.807
بايد بگم که نميتونم پيشنهادتو قبول کنم
...چون خودم برنامه ديگه اي دارم

01:18:00.831 --> 01:18:02.806
که قبول کردنشو برام غيرممکن ميکنه...

01:18:02.830 --> 01:18:04.806
مثلا؟

01:18:04.830 --> 01:18:08.005
قصد دارم بزودي خبر نامزديم
با خانم دسکوين رو اعلام کنم

01:18:16.873 --> 01:18:20.256
ميتونم بگم که رفتار نفرت انگيزي داشتي؟

01:18:22.330 --> 01:18:26.589
تا حالا به اين فکر کردي، سيبلا
که ما خيلي بدرد هم ميخوريم، من و تو؟

01:18:31.831 --> 01:18:36.466
درخواست زياديِ که ازت بخوام
تا دم در منو همراهي کني؟

01:18:43.165 --> 01:18:46.224
<i>نميدونستم آيا گفتن
...رازمون به دوک</i>

01:18:46.248 --> 01:18:49.392
<i>يه مانور زيرکانه بود يا نه
...که معلوم شد حق با منه</i>

01:18:49.416 --> 01:18:54.340
<i>چونکه از من و اديت دعوت شد...
چند روزي رو در قصر بگذرونيم</i>

01:18:55.082 --> 01:18:59.016
<i>بايد اعتراف کنم که بخاطر اين موفقيت
...در پوست خودم نميگنجيدم</i>

01:18:59.040 --> 01:19:01.309
<i>...اين دفعه که به دروازه قصر رسيدم</i>

01:19:01.333 --> 01:19:04.965
<i>شرايطش با دفعه آخر...
زمين تا آسمون فرق کرده بود</i>

01:19:05.790 --> 01:19:08.382
<i>يه مهماني جمع و جور خودموني بود</i>

01:19:09.123 --> 01:19:13.392
<i>مهمانان اونروز خانم لدپول
...با دخترش ماد بود</i>

01:19:13.416 --> 01:19:16.308
<i>که از نظر ظاهر
...دست کمي از گاو لدپول نداشت</i>

01:19:16.332 --> 01:19:18.392
<i>و بهره اي از قدرت بيان نبرده بود...</i>

01:19:18.416 --> 01:19:22.341
اين فصل به اُپرا هم رفتين؟ -
نه -

01:19:24.790 --> 01:19:28.267
<i>بعد از ظهر
اتلرد ازم خواست يه دوري تو قصر بزنيم</i>

01:19:28.291 --> 01:19:30.308
<i>احساس خوبي از بالاي قصر ايستادن
...به آدم دست ميداد</i>

01:19:30.332 --> 01:19:33.517
<i>و اينکه تمام اون هکتارها
...تا چشم کار ميکرد</i>

01:19:33.541 --> 01:19:36.142
<i>بزودي مال من ميشد...</i>

01:19:36.166 --> 01:19:40.509
<i>و جالب بود که تمام قصر رو قبلا
با همون تور 6 پني ديده بودم</i>

01:19:41.334 --> 01:19:43.851
<i>تا حالا تو ساختموني نبودم
...که اينهمه ولخرجي شده باشه</i>

01:19:43.875 --> 01:19:46.059
<i>با اسباب و آلات مرگهاي خشن...</i>

01:19:46.083 --> 01:19:48.267
ببين چه وزني داره

01:19:48.291 --> 01:19:51.384
حتما اجدادمون
مردان خوبي بودن، لويي

01:19:53.709 --> 01:19:55.934
<i>...بنظر آدماي مريض الحالي ميومدن</i>

01:19:55.958 --> 01:19:59.176
<i>که اينهمه آلات قتاله...
تو خونه نگه ميداشتن</i>

01:19:59.917 --> 01:20:05.051
<i>روز داشت تموم ميشد که ديدم ميزبانم
هنوز سرحاله و من هيچ نقشه اي نکشيدم</i>

01:20:11.751 --> 01:20:14.227
اديت زن زيباييه

01:20:14.251 --> 01:20:16.227
مرد خوش شانسي هستي، لويي

01:20:16.251 --> 01:20:18.894
اصلا از اين موضوع خبر نداشتم

01:20:18.918 --> 01:20:21.311
ممنون -
نظرت در مورد ماد چيه؟ -

01:20:21.335 --> 01:20:26.310
دختر زيباييه، هرچند
خيلي نتونستم باهاش صحبت کنم

01:20:26.334 --> 01:20:28.968
ملال آورترين زني که تا حالا ديدم

01:20:30.709 --> 01:20:33.144
همينطور ساده

01:20:33.168 --> 01:20:36.051
ولي خيلي خوب تربيت شده

01:20:37.668 --> 01:20:40.261
نسل خوبي تحويل ميده، ردپول

01:20:41.002 --> 01:20:43.927
و اکثرا پسرزا هستن

01:20:45.252 --> 01:20:47.227
...اينطور که متوجه شدم

01:20:47.251 --> 01:20:49.977
بعد از ظهر با مادرش صحبت کردم

01:20:50.001 --> 01:20:53.145
خوشحال شد ميخوام دخترشو
از چنگش دربيارم

01:20:53.169 --> 01:20:55.469
تبريک ميگم

01:20:56.502 --> 01:20:59.228
وظيفه خانوادگي

01:20:59.252 --> 01:21:01.562
و اين وصلت
کِي قراره صورت بگيره؟

01:21:01.586 --> 01:21:04.312
بزودي
من که جوونتر از اين نميشم

01:21:04.336 --> 01:21:08.187
شايد همون اول پسر گيرم نياد
ولي عروسيِ خوبي ميشه

01:21:08.211 --> 01:21:10.927
ماد با سنت مارگارتها
هيچ سنخيتي نداره

01:21:11.710 --> 01:21:15.052
براي ماه عسل ميريم ريويرا
بعد از اون يه سر به ايتاليا ميزنيم

01:21:15.795 --> 01:21:18.678
تحميل کردن اون به دوستان
کار عاقلانه اي نيست

01:21:19.836 --> 01:21:23.178
وقتي صاحب خانواده بشه
از شر همشون راحت ميشه

01:21:24.836 --> 01:21:27.645
<i>اين خبر
...منو شديدا به فکر فرو برد</i>

01:21:27.669 --> 01:21:30.146
<i>...اگه با خودم سَم داشتم</i>

01:21:30.170 --> 01:21:32.979
<i>احتمالا همون موقع در مورد اتلرد
...دست بکار ميشدم</i>

01:21:33.003 --> 01:21:36.137
<i>و عواقب بازجويي رو به جون ميخريدم...</i>

01:21:37.753 --> 01:21:40.980
<i>...يه چيزي روشن بود
...اگه تا زماني که تو قصر بودم</i>

01:21:41.004 --> 01:21:43.522
<i>...نميتونستم از شرش خلاص بشم</i>

01:21:43.546 --> 01:21:46.804
<i>بايد شاهد تباه شدن...
تمام زحماتم ميشدم</i>

01:21:49.503 --> 01:21:52.636
آرزوي يه پايان خوش رو براتون ميکنم

01:21:54.921 --> 01:21:57.230
<i>فردا صبح
...براي شکار با اتلرد رفتيم بيرون</i>

01:21:57.254 --> 01:21:59.230
<i>يا بهتره بگم
...براي ديدن اتلرد در حال شکار</i>

01:21:59.254 --> 01:22:02.730
<i>چونکه اصول من...
با خون و خونريزي کاملا مغايره</i>

01:22:02.754 --> 01:22:05.897
امرز سراغ تله ها رفتي، هاسکينز؟ -
هنوز نه، جناب دوک -

01:22:05.921 --> 01:22:08.605
انگار يکي اونجا تو تله افتاده

01:22:08.629 --> 01:22:14.095
اينروزا خيليشون رو از دست ميديم
بايد تله هاي انساني بيشتري کار بذاريم

01:22:21.754 --> 01:22:24.897
الان هاسکينز پوستتو ميکنه

01:22:24.921 --> 01:22:26.897
بعد ميذاره بري

01:22:26.921 --> 01:22:30.430
چنان درسي بهش بده
که ديگه پاشو تو زميناي من نذاره

01:22:40.671 --> 01:22:42.847
کافيه

01:22:51.130 --> 01:22:54.523
اونا رو از اينجا دور کن، هاسکينز
وگرنه همديگه رو خبر ميکنن

01:22:54.547 --> 01:22:56.805
بله، جناب دوک

01:22:58.172 --> 01:23:00.565
فکر کنم تله هاي انساني غيرقانوني باشه -
همينطوره -

01:23:00.589 --> 01:23:02.564
اگه بره پيش پليس چي؟

01:23:02.588 --> 01:23:05.523
اينطوري بخاطر ورود غيرقانوني
شش ماه ميندازنش زندان

01:23:05.547 --> 01:23:09.764
اگه دهنشو ببنده
فقط چند روز تو رختخواب ميفته

01:23:10.506 --> 01:23:12.764
اگه بودي کدومو انتخاب ميکردي؟

01:23:17.464 --> 01:23:20.432
مطمئن باش بهترين راه برخورد
با اين دزدا همينه

01:23:21.173 --> 01:23:24.807
فکر کنم قوطي سيگارم افتاده باشه
خودمو بهتون ميرسونم

01:23:42.673 --> 01:23:44.651
پيداش کردي؟ -
آره، ممنون -

01:23:44.675 --> 01:23:48.525
اگه دوست داشته باشي
بعد از ظهر دوباره ميايم اينجا

01:23:48.549 --> 01:23:50.691
باعث افتخاره

01:23:50.715 --> 01:23:55.515
<i>بعد از ناهار رفتيم که
پرنده هاي بيگناه بيشتري رو بکشيم</i>

01:23:56.257 --> 01:23:58.233
گوش کنين -
چي شده؟ -

01:23:58.257 --> 01:24:01.108
يه صدايي شنيدم
انگار يه نفر داشت بين سرخسها ميدويد

01:24:01.132 --> 01:24:03.765
!يکي ديگه از اون دزداي بي سر و پا
بيا

01:24:08.425 --> 01:24:11.016
يه نفر اينجا بود
نگاه کنين

01:24:12.258 --> 01:24:13.858
!لعنتي

01:24:13.882 --> 01:24:17.057
لويي، منو از اينجا بيار بيرون
زود باش

01:24:20.842 --> 01:24:23.776
ديوونه شدي؟ -
آروم باش، اتلرد -

01:24:23.800 --> 01:24:26.401
ميخوام يه لحظه باهات صحبت کنم

01:24:26.425 --> 01:24:29.808
اگه صدات دربياد
بي معطلي مُختو ميترکونم

01:24:31.341 --> 01:24:33.526
...اگه کسي صداي شليک رو بشنوه

01:24:33.550 --> 01:24:37.308
ميدوم بطرف قصر...
و فرياد ميزنم، کمک

01:24:38.091 --> 01:24:40.693
...بهشون ميگم افتادي تو تله

01:24:40.717 --> 01:24:43.359
و تفنگت تصادفا شليک کرد...

01:24:43.383 --> 01:24:45.641
پس صدات درنياد

01:24:46.718 --> 01:24:49.443
...براي اينکه کمتر درد بکشي

01:24:49.467 --> 01:24:51.726
خلاصه ميگم...

01:24:55.425 --> 01:24:58.434
بعد از اينکه حرفم تمام شد
ميکشمت

01:24:59.467 --> 01:25:02.194
تو ششمين دسکوين هستي
!که ميکشم

01:25:02.218 --> 01:25:04.985
ميخواي بدوني چرا؟

01:25:05.009 --> 01:25:08.101
بخاطر بلايي که دسکوينها
سر مادرم آوردن

01:25:08.843 --> 01:25:14.777
چونکه اون بجاي پول و زمين
...از روي عشق ازدواج کرد

01:25:14.801 --> 01:25:17.860
اونا به زندگي
...در فقر و بدبختي محکومش کردن

01:25:17.884 --> 01:25:20.484
در يک کلام اونو مهياي...
همچين شرايطي نکرده بودن

01:25:20.508 --> 01:25:23.653
خود تو حاضر نشدي
...آخرين وصيتشو قبول کني

01:25:23.677 --> 01:25:25.944
و اجازه بدي...
در چالفونت دفن بشه

01:25:25.968 --> 01:25:29.727
وقتي ديدم تابوت کوچکشو
...دارن ميذارن زير خاک

01:25:30.510 --> 01:25:33.643
و اينکه کاري کردين
...از شدت تنهايي دِق کنه

01:25:34.551 --> 01:25:38.935
قسم خوردم از غرور غيرقابل تحملتون...
انتقام بگيرم

01:25:39.885 --> 01:25:44.768
انتقامي که ميخوام
تکميلش کنم

01:25:47.761 --> 01:25:50.154
واضحه عقلتو از دست دادي

01:25:50.178 --> 01:25:52.153
همين الان اون اسلحه رو بده من

01:25:52.177 --> 01:25:54.435
نه

01:25:56.010 --> 01:26:01.269
فکر کنم جراحتي که از اينجا برميداري
با داستاني که قراره براشون بگم جور درمياد

01:26:10.469 --> 01:26:12.529
!کمک

01:26:12.553 --> 01:26:15.987
!کمک

01:26:16.011 --> 01:26:18.778
<i>...اينگونه بود که اتلرد</i>

01:26:18.802 --> 01:26:23.018
<i>هشتمين دوک چالفونت...
بموقع به قطعه خانوادگي پيوست</i>

01:26:28.011 --> 01:26:30.405
<i>دسکوينهاي کمي مونده بودن
...تا براش عزاداري کنن</i>

01:26:30.429 --> 01:26:34.321
<i>کارفرماي من، کسي که نهمين دوک چالفونت بود
...بعد از اينکه</i>

01:26:34.345 --> 01:26:39.145
<i>فهميد به عنوان دوکي رسيده...
از شدت شوک وارده غزل خداحافظي رو خوند</i>

01:26:40.345 --> 01:26:45.104
<i>به اين ترتيب...من دهمين
دوک چالفونت شدم</i>

01:26:48.511 --> 01:26:51.739
<i>خوشبختانه، نهمين دوک
...قبل از مردن وقت کرد</i>

01:26:51.763 --> 01:26:55.479
<i>تا وصيت کنه...
تمام سهامشو به من واگذار کنه</i>

01:26:57.887 --> 01:27:00.145
اينو از اينجا بردار

01:27:08.137 --> 01:27:11.322
<i>يک روز يا دو روز بعد، از طرف زميندارها
...مهماني اي برپا شد</i>

01:27:11.346 --> 01:27:13.448
<i>تا ساکن شدن من در قصر رو...
خوش آمد بگن</i>

01:27:13.472 --> 01:27:16.656
و به شما قول ميدم
...اولين وظيفه من

01:27:16.680 --> 01:27:21.905
و خانم دسکوين، که اين افتخارو به من دادن
...و با ازدواج با من موافقت کردن

01:27:21.929 --> 01:27:26.573
رفاه اين منطقه...
و کساييِ که در اون زندگي ميکنن

01:27:26.597 --> 01:27:31.356
خدا همتون رو حفظ کنه

01:27:35.722 --> 01:27:37.781
!زنده باد جناب دوک

01:27:37.805 --> 01:27:40.064
!زنده باد جناب دوک

01:27:47.097 --> 01:27:49.614
جناب دوک
پنيمن از مزرعه اسپراکت هستم

01:27:49.638 --> 01:27:51.616
خانم پنيمن

01:27:51.640 --> 01:27:53.699
پسرم، تام
از مزرعه اسپراکت

01:27:53.723 --> 01:27:57.022
آقاي ويوالد
از مزرعه اسپراکت

01:27:57.847 --> 01:28:00.105
مزرعه اسپراکت؟

01:28:00.930 --> 01:28:03.647
نه، جناب دوک
از اسکاتلند يارد

01:28:06.015 --> 01:28:07.990
اسکاتلند يارد؟

01:28:08.014 --> 01:28:10.356
يه موضوع حساس پيش اومده

01:28:15.599 --> 01:28:17.658
لطفا دنبالم بياين

01:28:17.682 --> 01:28:21.981
<i>ضربه اينقدر ناگهاني بود
که نميتونستم فکرمو متمرکز کنم</i>

01:28:23.181 --> 01:28:25.823
<i>کدوم يکيشون ممکن بود باشه؟</i>

01:28:25.847 --> 01:28:29.783
<i>اسکوين جوان؟
هنري؟ اتلرد؟</i>

01:28:29.807 --> 01:28:33.325
<i>کشيش بخش؟ ژنرال؟</i>

01:28:33.349 --> 01:28:37.482
<i>ليدي آگاتا؟
يا همشون؟</i>

01:28:42.724 --> 01:28:46.407
بنظرم شما بايد دوک چالفونت باشين؟

01:28:46.431 --> 01:28:50.324
درسته -
...من کارآگاه برگوين هستم -

01:28:50.348 --> 01:28:52.534
از بخش تحقيقات جنايي...

01:28:52.558 --> 01:28:54.992
من حکم بازداشت شما
به جرم قتل رو دارم

01:28:55.016 --> 01:28:57.284
قتل؟

01:28:57.308 --> 01:28:59.283
...قتل ليونل هالند در

01:28:59.307 --> 01:29:01.700
قتل کي؟ -
...قتل آقاي ليونل هالند -

01:29:01.724 --> 01:29:05.075
به آدرس
number 242 Connaught Square...

01:29:05.099 --> 01:29:07.565
در روز 17 اکتبر...

01:29:18.309 --> 01:29:21.534
<i>کاملا گيج شده بودم
...سعي کردم تمام وقايع رو بخاطر بيارم</i>

01:29:21.558 --> 01:29:25.242
<i>که ممکن بود به اين...
کنايه نه چندان جالب مربوط بشه</i>

01:29:25.266 --> 01:29:27.741
<i>فقط اين فکر به ذهنم خطور کرد
...که ممکنه ليونل</i>

01:29:27.765 --> 01:29:29.868
<i>از شدت مستي خودکشي کرده باشه...</i>

01:29:29.892 --> 01:29:33.326
<i>ولي چطوري
اونو انداختن گردن من؟</i>

01:29:33.350 --> 01:29:36.826
<i>زمان به اين سوال پاسخ ميداد</i>

01:29:36.850 --> 01:29:40.858
<i>دليل نمي ديدم که از
...مزاياي مقامم استفاده نکنم</i>

01:29:45.100 --> 01:29:48.909
<i>سعي کردم تمرين کنم
رفتارم جلوي مجلس اعيان چطوري باشه</i>

01:29:48.933 --> 01:29:53.076
لويي دسکوين ماتزيني
...دوک چالفونت

01:29:53.100 --> 01:29:56.369
شما، بعنوان عضو مجلس اعيان انگليس
متهم به قتل هستين

01:29:56.393 --> 01:29:58.619
نظرتون چيه، جناب دوک؟

01:29:58.643 --> 01:30:02.993
نسبت به جرمي که به آن متهم شدين
آيا گناهکار هستين يا بيگناه؟

01:30:03.017 --> 01:30:05.775
بي گناه -
چطور محاکمه ميشيد؟ -

01:30:07.018 --> 01:30:12.494
توسط خدا و هيات منصفه -
باشد که خدا در اين راه شما را ياري دهد -

01:30:12.518 --> 01:30:17.161
سوگند ميخورم
...چيزي بغير از حقيقت به زبان نيارم

01:30:17.185 --> 01:30:19.203
باشد که خدا کمکم کند...

01:30:19.227 --> 01:30:22.911
خانم هالند
...ميشه خدمت آقايون عرض کنين

01:30:22.935 --> 01:30:25.535
...شب قبل از مرگ شوهرتون

01:30:25.559 --> 01:30:27.942
چه گفتگويي با هم داشتين؟...

01:30:29.267 --> 01:30:32.661
...بهم گفت که لويي
...متهم

01:30:32.685 --> 01:30:36.162
قراره فردا بياد تا در مورد...
موضوع حساسي باهام حرف بزنه

01:30:36.186 --> 01:30:38.444
نگفت که چه موضوعي بوده؟

01:30:40.269 --> 01:30:43.819
اون فهميده بود
...که من و متهم با هم

01:30:45.519 --> 01:30:47.777
که با هم رابطه نامشروع دارين؟

01:30:48.518 --> 01:30:50.787
بله -
طرز رفتارش چطور بود؟ -

01:30:50.811 --> 01:30:54.036
احساس ميکرد
...درست ترين کار اينه که

01:30:54.060 --> 01:30:58.579
رو در رو بهش بگه که قراره...
ترتيب مقدمات طلاق رو بده

01:30:58.603 --> 01:31:00.662
...با شناختي که از متهم داشتين

01:31:00.686 --> 01:31:03.319
انتظار داشتين...
چه عکس العملي نشون بده؟

01:31:04.394 --> 01:31:07.245
انتظار داشتم خيلي عصباني بشه

01:31:07.269 --> 01:31:11.078
اون جانشين دوک بود
من ديگه اهميتي براش نداشتم

01:31:11.102 --> 01:31:14.620
که اينطور
پس ميخواست شما رو دست بسر کنه

01:31:14.644 --> 01:31:16.621
بله -
...خانم هالند -

01:31:16.645 --> 01:31:19.746
عذر ميخوام از اينکه
...شما رو تو همچين موقعيتي قرار ميدم

01:31:19.770 --> 01:31:24.195
ولي ميشه خدمت هيات منصفه عرض کنين...
جنازه شوهرتون رو در چه وضعيتي پيدا کردين؟

01:31:26.270 --> 01:31:29.194
تقريبا ساعت 4:30 بود که برگشتم

01:31:31.311 --> 01:31:35.279
ايرادي نداره اگه شاهد ميخواد بشينه

01:31:39.229 --> 01:31:41.862
بله، خانم هالند؟

01:31:43.020 --> 01:31:45.788
تقريبا ساعت 4:30 بود که برگشتم

01:31:45.812 --> 01:31:48.871
رفتم به اتاق شوهرم

01:31:48.895 --> 01:31:51.737
...کف زمين افتاده بود

01:31:52.520 --> 01:31:55.163
در حاليکه يه خنجر...
توي سينه ش فرو رفته بود

01:31:55.187 --> 01:31:57.456
آخرين سوال، خانم هالند

01:31:57.480 --> 01:32:01.321
تا حالا شده بود شوهرتون
تهديد به خودکشي بکنه؟

01:32:02.063 --> 01:32:05.071
هيچوقت -
ممنون، خانم هالند -

01:32:08.020 --> 01:32:10.122
...موکلم از جناب قاضي اجازه ميخوان

01:32:10.146 --> 01:32:12.705
که خودشون از شاهد سوال کنن...

01:32:12.729 --> 01:32:15.446
جناب قاضي اجازه ميدن

01:32:18.564 --> 01:32:22.748
خانم هالند، شما معنيِ
سوگند خوردن رو که ميدونين؟

01:32:22.772 --> 01:32:25.280
البته

01:32:26.438 --> 01:32:30.279
ميدونين که يه زندگي
بستگي به راستگوييِ شما داره؟

01:32:31.438 --> 01:32:33.654
بله

01:32:34.647 --> 01:32:37.706
من ميگم که داستانتون در مورد
...گفتگويي که شب قبل از حادثه

01:32:37.730 --> 01:32:40.165
با شوهرتون داشتين...
کاملا ساختگيِ

01:32:40.189 --> 01:32:42.623
اينطور نيست

01:32:42.647 --> 01:32:45.206
من اعتقاد دارم
که شوهرتون خودکشي کرده

01:32:45.230 --> 01:32:48.790
اون هيچوقت بدون اينکه
پيغامي برام بذاره اينکارو نميکرد

01:32:48.814 --> 01:32:51.280
ميتونين قسم بخورين
که خودکشي نکرده؟

01:32:52.022 --> 01:32:54.322
پليس تمام اتاق رو وارسي کرد

01:32:55.564 --> 01:32:57.780
اونا هيچي پيدا نکردن

01:32:59.023 --> 01:33:03.448
من اعتقاد دارم که شهادت شما
بخاطر انگيزه انتقام بر اساس دروغ بنا شده

01:33:06.773 --> 01:33:10.581
اينطور نيست

01:33:10.605 --> 01:33:12.582
اينطور نيست

01:33:12.606 --> 01:33:16.124
اعتقاد دارم که متهم
...با اين حرفاشون فقط

01:33:16.148 --> 01:33:18.874
قصد پريشانيِ شاهد رو دارن...

01:33:18.898 --> 01:33:21.365
سرورم، فقط قصد
پيدا کردن حقيقت رو دارم

01:33:22.190 --> 01:33:25.949
جناب دوک
اين خواسته تمام افراد اينجاست

01:33:27.690 --> 01:33:31.948
قسم ميخورم
که جز حقيقت چيزي بر زبان نيارم

01:33:35.189 --> 01:33:39.291
شما اديت دسکوين ماتزيني، دوشس چالفونت هستين؟ -
بله -

01:33:39.315 --> 01:33:43.458
کِي و کجا با متهم ازدواج کردين؟

01:33:43.482 --> 01:33:47.500
ديروز صبح
در زندان پنتنويل

01:33:47.524 --> 01:33:51.417
...ميخواستم به تمام دنيا با قاطعيت بگم

01:33:51.441 --> 01:33:53.699
که به بيگناهيش ايمان دارم...

01:33:54.940 --> 01:33:57.458
...ميخواستم با ازدواجم نشون بدم

01:33:57.482 --> 01:33:59.916
...هرچند که اونو گمراه کردن

01:33:59.940 --> 01:34:03.293
با مهرباني و تواضع ذاتي
...که از اون سراغ دارم

01:34:03.317 --> 01:34:06.292
و همين باعث ميشه
...نتونه از يه زن کمک بگيره

01:34:06.316 --> 01:34:08.292
با اين وجود
...اونو بعنوان مردي ميبينم

01:34:08.316 --> 01:34:11.125
که ميتونم با نهايت اطمينان...
باقيِ زندگيمو دست اون بسپارم

01:34:11.149 --> 01:34:13.950
اين نظر من تنها نيست

01:34:14.691 --> 01:34:18.992
شوهر سابقم، هنري
...و عمو اتلردم، دوک هشتم

01:34:19.733 --> 01:34:22.992
متاسفانه قادر نيستن...
امروز شهادت بدن

01:34:23.692 --> 01:34:27.627
اگه اونا و بقيه اعضاي خانواده دسکوين
...زنده بودن

01:34:27.651 --> 01:34:31.251
مطمئنم تمام حرفايي رو که زدم...
تصديق ميکردن

01:34:31.275 --> 01:34:33.533
ممنون، سرورم

01:34:34.316 --> 01:34:36.500
...مرحوم مشتريِ همون بانکي بودن

01:34:36.524 --> 01:34:39.418
که شما مدير و رييس اون هستين؟... -
درسته -

01:34:39.442 --> 01:34:42.002
...در يک موقعيت معمولي مربوط به کار

01:34:42.026 --> 01:34:45.002
براي ديدنتون به دفتر ميومد... -
بله -

01:34:45.026 --> 01:34:48.376
ولي اوندفعه از شما خواست به خونه ش برين... -
درسته -

01:34:48.400 --> 01:34:52.085
از شما براي صحبت در مورد کار دعوت کرد؟ -
بله -

01:34:52.109 --> 01:34:54.534
و شما انتظار دارين
هيات منصفه حرفتون رو باور کنن؟

01:34:55.359 --> 01:34:58.919
بله -
...در طول اين صحبت کاري -

01:34:58.943 --> 01:35:02.294
اون گريه کرد، به زانو افتاد...
و تهديد به خودکشي کرد

01:35:02.318 --> 01:35:05.836
بله -
بين صحبتهاي کاري يه امر طبيعه؟ -

01:35:05.860 --> 01:35:08.669
خير -
اما اونروز اتفاق افتاد -

01:35:08.693 --> 01:35:12.085
بله -
و شما انتظار دارين هيات منصفه باور کنن؟ -

01:35:12.109 --> 01:35:15.877
بله -
...بعد...اين صحبت کاري -

01:35:15.901 --> 01:35:18.502
...به جاهاي باريک کشيده شد

01:35:18.526 --> 01:35:21.336
و اون به شما وحشيانه حمله کرد... -
بله -

01:35:21.360 --> 01:35:24.920
بين صحبتهاي کاري يه امر طبيعه؟ -
خير -

01:35:24.944 --> 01:35:27.712
اما اونروز اتفاق افتاد -
بله -

01:35:27.736 --> 01:35:32.003
و شما انتظار دارين هيات منصفه باور کنن؟ -
بله -

01:35:32.027 --> 01:35:34.502
بسيار خب

01:35:34.526 --> 01:35:38.169
شما جريان اون شوهر حسود
و فاسق همسرش رو شنيدين
که کارشون به دعوا کشيده ميشه؟

01:35:38.193 --> 01:35:41.170
بله -
بارها؟ -

01:35:41.194 --> 01:35:46.286
اين يکي از اون اتفاقهاييِ
که فقط تو قصه هاي مبتذل ميفته

01:35:47.194 --> 01:35:50.170
در اينصورت
...بهتون اطمينان ميدم که اين اتفاق افتاده

01:35:50.194 --> 01:35:52.254
نه تو قصه، بلکه تو واقعيت...

01:35:52.278 --> 01:35:55.753
بهتون اطمينان ميدم که اينطور نيست -
...من ميگم تو همچين موقعيتي -

01:35:55.777 --> 01:35:59.878
و اينکه اصلا خبر نداشتين
...همسر آينده تون چقدر خانم روشنفکريِ

01:35:59.902 --> 01:36:02.503
فکر کردين اگه
...پاتون به يه مورد طلاق باز بشه

01:36:02.527 --> 01:36:06.296
ممکنه اين شانس رو ازتون بگيره
...که در آينده

01:36:06.320 --> 01:36:09.078
با يه زن زيبا و ثروتمند ازدواج کنين...

01:36:09.945 --> 01:36:11.921
نه، اصلا اينطور نيست

01:36:11.945 --> 01:36:16.837
با اينحال، قصد داشتين با خانم هالند بهم بزنين -
نه -

01:36:16.861 --> 01:36:20.536
با اينکه قصد داشتين
با يه خانم ديگه ازدواج کنين؟

01:36:28.028 --> 01:36:31.829
بايد اعتراف کنم از تصميمشون
بوي توطئه مياد

01:36:40.654 --> 01:36:46.205
سروران گرامي
:سوال من از هيات منصفه اينه

01:36:46.946 --> 01:36:48.922
...آيا زنداني

01:36:48.946 --> 01:36:52.755
بخاطر جرمي که بهش متهم شده
...گناهکاره

01:36:52.779 --> 01:36:55.121
يا بي گناه؟...

01:36:58.196 --> 01:37:00.338
از نظر من گناهکاره

01:37:00.362 --> 01:37:03.797
از نظر من گناهکاره

01:37:03.821 --> 01:37:06.664
از نظر من گناهکاره

01:37:14.530 --> 01:37:18.506
فکر کردم شايسته تر بود
...اگه همونجور که امروز صبح

01:37:18.530 --> 01:37:21.788
همسر عزيزم اومده بود ديدنم...
براي خداحافظي ميومد

01:37:22.989 --> 01:37:25.922
از طرف ديگه
...بنظرم اومدن تو به اينجا

01:37:25.946 --> 01:37:28.206
اصلا به مذاقم خوش نمياد...

01:37:28.989 --> 01:37:32.965
نتونستم اون نگاه تنفر آميزت رو
...که موقع

01:37:32.989 --> 01:37:35.423
خروج از دادگاه بهم انداختي...
تاب بيارم

01:37:35.447 --> 01:37:39.589
از اونجايي که شهادت تو
...باعث شد طناب دار بيفته دور گردنم

01:37:39.613 --> 01:37:42.506
نبايد انتظار يه نگاه گرم...
و محبت آميز رو داشته باشي

01:37:42.530 --> 01:37:46.039
هيچ اميدي نيست؟ -
چه اميدي ممکنه باشه؟ -

01:37:47.282 --> 01:37:49.674
فقط داشتم فکر ميکردم

01:37:49.698 --> 01:37:52.590
...اون سوالي که تو دادگاه کردي

01:37:52.614 --> 01:37:55.623
در مورد اينکه...
ليونل برات يه يادداشت ميذاشت

01:37:56.823 --> 01:37:59.923
فرض کن اينکارو کرده باشه؟
...فرض کن پيدا ميشد

01:37:59.947 --> 01:38:03.673
حتي الان، تو اين شب آخر؟...

01:38:03.697 --> 01:38:07.540
معجزه ميشد -
ممکنه معجزه اتفاق بيفته -

01:38:08.699 --> 01:38:11.624
معجزه ها اتفاق ميفتن

01:38:14.948 --> 01:38:16.924
که اينطور

01:38:16.948 --> 01:38:20.799
عجيبه، نه
چطور همه چي عوض ميشد؟

01:38:20.823 --> 01:38:23.674
اگه بجاي اديت
...با من ازدواج ميکردي

01:38:23.698 --> 01:38:27.591
يا تو بجاي ليونل
با من ازدواج ميکردي

01:38:27.615 --> 01:38:32.342
اون الان زنده بود
و تو هم قرار نبود فردا صبح دار بزنن

01:38:32.366 --> 01:38:35.791
مگراينکه
تو يه نفر ديگه رو کشته باشي

01:38:40.198 --> 01:38:43.206
زدن اين حرفا ديگه فايده اي نداره -
واقعا؟ -

01:38:46.116 --> 01:38:48.468
...يادته اون قديما

01:38:48.492 --> 01:38:51.676
چه بازي اي ميکرديم...
ايني، ميني، مايني، مو؟

01:38:51.700 --> 01:38:57.167
کاکاسياه رو از انگشتش بگيرين -
اگه داد زد بذارين بره...يه نفر ميسوخت -

01:38:58.366 --> 01:39:02.092
کاکاسياههاي زيادي ميسوختن
حالا به هر طريق ممکن

01:39:02.116 --> 01:39:05.624
و همشون هم دسکوين بودن

01:39:09.243 --> 01:39:12.501
انگار که ما خانوادگي
زندگيهاي کوتاه مدتي داريم؟

01:39:13.367 --> 01:39:17.009
البته، اديت
...تنها دسکوينيِ که با ازدواج

01:39:17.033 --> 01:39:19.708
ميشه آينده بهتري براش پيش بيني کرد...

01:39:22.658 --> 01:39:24.801
بغير از يه معجزه

01:39:24.825 --> 01:39:27.343
مث هموني که در موردش حرف زديم

01:39:27.367 --> 01:39:31.010
<i>خودش بود
...اون يادداشت خودکشي رو پيدا کرده بود</i>

01:39:31.034 --> 01:39:34.427
<i>اگه در عوض...
اديت رو ميکشتم</i>

01:39:34.451 --> 01:39:37.427
پس الان دوتا معجزه
تو ذهنمون داريم، درسته؟

01:39:37.451 --> 01:39:39.426
آره

01:39:39.450 --> 01:39:43.208
کاش ميشد يجوري
اين دوتا باهم ارتباط داشتن؟

01:39:44.283 --> 01:39:46.709
فکر ميکنم يجورايي داشته باشن

01:39:48.493 --> 01:39:50.752
نظرت چيه؟

01:39:52.202 --> 01:39:54.460
وقت تمامه

01:39:58.368 --> 01:40:00.626
نظرت چيه؟

01:40:01.534 --> 01:40:06.167
بيچاره اديت، متاسفانه
اونم نميتونه عمر زيادي داشته باشه

01:40:09.118 --> 01:40:12.711
به اميد ديدار، لويي -
به اميد ديدار -

01:40:13.744 --> 01:40:15.845
<i>بغير از قبول کردن پيشنهادش
چيکار ميتونستم بکنم؟</i>

01:40:15.869 --> 01:40:19.053
<i>هرچي باشه
...بعد از اون ميتونستم تصميم بگيرم</i>

01:40:19.077 --> 01:40:22.010
<i>کدوم يکي از اون دوتا کاکاسياه...
بايد زنده بمونه</i>

01:40:22.034 --> 01:40:24.386
<i>اديت عزيز</i>

01:40:24.410 --> 01:40:26.386
<i>سيبلاي دلربا</i>

01:40:26.410 --> 01:40:30.460
<i>چقدر باهم فرق داشتن
و هرکدومشون رو چقدر خوب ميشناختم</i>

01:40:31.202 --> 01:40:33.178
<i>يا اينطور فکر ميکردم</i>

01:40:33.202 --> 01:40:36.471
<i>اما اونشب گذشت
و هيچ اتفاقي نيفتاد</i>

01:40:36.495 --> 01:40:39.179
<i>چند دقيقه بيشتر به ساعت 8 نمونده بود</i>

01:40:39.203 --> 01:40:42.970
<i>و فهميدم سيبلا
...ديروز فقط براي اذيت کردن من اومده بود</i>

01:40:42.994 --> 01:40:46.219
<i>تا فقط اميدهاي واهيِ منو بالا ببره...</i>

01:40:46.243 --> 01:40:49.471
<i>از من بعيد بود
که متوجه نشدم</i>

01:40:49.495 --> 01:40:53.670
<i>ولي اينکار از سيبلا
اصلا بعيد نبود</i>

01:41:17.704 --> 01:41:19.962
به اين زودي؟

01:41:20.745 --> 01:41:22.721
اصلا متوجه گذر زمان نشدم

01:41:22.745 --> 01:41:24.721
...ميگن وقتي يه دزد ميره پاي چوبه دار

01:41:24.745 --> 01:41:27.388
تا اونجا که ميتونه
...آروم قدم برميداره

01:41:27.412 --> 01:41:30.003
ولي از هميشه زودتر ميرسه...

01:41:30.745 --> 01:41:32.721
بعنوان تقاضاي آخر
...اگه حرفي دارين

01:41:32.745 --> 01:41:37.098
کلنل، فکر کنم فقط بايد
از مهربانيِ شما تشکر کنم

01:41:37.122 --> 01:41:39.338
دوستانتون رو معرفي نميکنين؟

01:41:40.621 --> 01:41:44.337
آقاي اليوت
و جناب دوک چالفونت

01:41:46.037 --> 01:41:48.304
صبح بخير، جناب دوک

01:41:48.328 --> 01:41:50.305
يه لحظه بيشتر طول نميکشه

01:41:50.329 --> 01:41:54.390
اول، اگر جناب دوک
...به بنده اجازه بدن

01:41:54.414 --> 01:41:57.306
...دوست دارم يه قطعه شعر رو

01:41:57.330 --> 01:42:01.129
که خودم اونو نوشتم...
در اين صبح غم انگيز بخونم

01:42:02.330 --> 01:42:05.755
جناب دوک اجازه ميدن؟ -
خواهش ميکنم -

01:42:09.121 --> 01:42:13.765
" دوست من، بينديش "

01:42:13.789 --> 01:42:16.682
ببخشيد

01:42:16.706 --> 01:42:19.348
...سرورم، بينديش "

01:42:19.372 --> 01:42:22.764
ماداميکه "
...اين دم فاني بازدم دارد

01:42:22.788 --> 01:42:25.807
...هرچند کوتاه، اما هست "

01:42:25.831 --> 01:42:29.973
چقدر فاصله "
...بين تولد و مرگ کوتاه است

01:42:29.997 --> 01:42:35.548
در حاليکه تنها چيزي که باقي ميماند...
" جاودانگي است

01:42:37.123 --> 01:42:40.215
" آماده باشيد، سرورم "

01:42:43.956 --> 01:42:46.172
کلنل؟

01:42:51.081 --> 01:42:53.099
سرورم
...خوشحالم که به اطلاعتون برسونم

01:42:53.123 --> 01:42:56.183
همين الان از اداره کل...
زنگ زدن

01:42:56.207 --> 01:42:59.349
يه يادداشت پيدا شده
...که مطمئنا دستخط آقاي هالندِ

01:42:59.373 --> 01:43:02.182
و نشون ميده که خودکشي کرده...

01:43:02.206 --> 01:43:04.349
اين يه معجزه ست

01:43:04.373 --> 01:43:07.506
آره...مث معجزه ميمونه

01:43:08.248 --> 01:43:10.224
...تا دستورات بعدي برسه

01:43:10.248 --> 01:43:13.631
خوشحال ميشم...
توي دفترم ازتون پذيرايي کنم

01:43:14.706 --> 01:43:17.758
روز بخير -
روزتون بخير، جناب دوک -

01:43:25.582 --> 01:43:29.674
هيچوقت به اندازه الان
از خلاصي از يه ماموريت خوشحال نشده بودم

01:43:30.457 --> 01:43:32.433
طفلک اليوت

01:43:32.457 --> 01:43:34.808
اگه اصرار نميکرد
...اون شعر ناپسند رو بخونه

01:43:34.832 --> 01:43:38.059
قبل از اينکه خبر بي گناهيم برسه...
منو يه دار تر و تميز زده بود

01:43:38.083 --> 01:43:41.434
اون خيلي مشتاق اينکار بود

01:43:41.458 --> 01:43:43.684
ميخواستم قبل از اينکه برين
...بهتون بگم

01:43:43.708 --> 01:43:45.850
جمعيت زيادي...
اون بيرون منتظرتون ايستادن

01:43:45.874 --> 01:43:47.850
...حالا که از مردن من لذت نبردن

01:43:47.874 --> 01:43:50.266
تنها کاري که ميتونم بکنم اينه که...
بذارم منو زنده ببينن

01:43:50.290 --> 01:43:53.183
بهرحال
...اون بيرون خانم دسکوين هستن

01:43:53.207 --> 01:43:55.633
و همينطور خانم هالند...

01:43:57.459 --> 01:44:00.684
اون ترانه چي بود؟
...چطور ميتونم با يکيشون خوشبخت بشم "

01:44:00.708 --> 01:44:02.684
در حاليکه...
" اوني که خوشکلتره از من دوره

01:44:02.708 --> 01:44:04.851
خداحافظ

01:44:04.875 --> 01:44:07.133
خداحافظ ، جناب دوک

01:44:39.543 --> 01:44:41.894
<i>...چطور ميتونم با يکيشون خوشبخت بشم</i>

01:44:41.918 --> 01:44:44.468
<i>در حاليکه اوني که خوشکلتره...
از من دوره</i>

01:44:46.459 --> 01:44:49.310
جناب دوک -
بله؟ -

01:44:49.334 --> 01:44:51.685
...من از طرف مجله تيبيت ميام

01:44:51.709 --> 01:44:53.727
و مجله اين وظيفه رو
...به من محول کرده

01:44:53.751 --> 01:44:56.394
تا خاطرات شما رو منتشر کنم...

01:44:56.418 --> 01:44:58.728
خاطرات من؟

01:44:58.752 --> 01:45:01.260
خاطراتم

01:45:03.377 --> 01:45:05.593
خاطراتم

01:45:05.599 --> 01:45:15.815
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:45:16.377 --> 01:45:40.593
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.