﻿WEBVTT

00:03:00.870 --> 00:03:20.870
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:31.611 --> 00:03:33.807
آقایان ؛ ورود شما دانشجویان پزشكي را...

00:03:34.613 --> 00:03:36.581
به سالن جدید جراحي تبریک میگویم.

00:03:36.648 --> 00:03:39.618
هر چند همانطور که مي بینین :
نميشه گفت کاملا نو هست.

00:03:39.718 --> 00:03:41.777
وقتي این ساختمان یه مدرسه بود : اینجا به
عنوان کتابخانه مورد استفاده قرار میگرفت.

00:03:42.555 --> 00:03:45.616
و شاید قبلش انبار شکر بوده.

00:03:45.691 --> 00:03:48.683
ولي مهم اينه که موقت
با غیر موقت ما گرفتیمش.

00:03:48.794 --> 00:03:51.764
اولین مرکز اختصاص داده
شده به جراحي مغز در این ایالت.

00:03:51.830 --> 00:03:54.561
و این یک قحم بزرگ
قدم بزرگ رو به جلوست.

00:03:54.633 --> 00:03:56.658
حالا شما شاهد یک عمل جراحي خواهید بود...

00:03:56.770 --> 00:03:59.796
که هرگز قبل از این در این ایالت انجام نشده.

00:04:00.572 --> 00:04:01.733
برش قسه‌تي از مغز یک زن...

00:04:01.840 --> 00:04:04.810
<i>که از افسردگي اسکيزوفرنيايي حاد رنج میبرد.</i>

00:04:05.612 --> 00:04:08.604
کارمند جدید ما دکتر جان
کوکروایز از شیکاگو...

00:04:08.715 --> 00:04:10.740
این جراحي را انجام خواهد داد.

00:04:51.725 --> 00:04:52.692
ستية :

00:05:56.724 --> 00:05:58.522
مي خواي بدوزي؟

00:06:01.829 --> 00:06:05.697
شما شاهد یک جراحي حساس
بر روي مغز انسان بودیدکه...

00:06:05.800 --> 00:06:09.634
.تحت ابتدايي ترین شرایط جراحي انجام شد...

00:06:09.704 --> 00:06:12.730
که امیدوارم هیچکدام از
شما دست به گریبانش نشین.

00:06:21.683 --> 00:06:23.549
خواهش میکنم , ببخشید.

00:06:29.825 --> 00:06:32.658
-پسر من کاملا میدونم تو چه احساسي داري.
-به مدت ۶ ماه..

00:06:32.761 --> 00:06:35.628
من بهت گوش دام » این قول و اون قول رو دادي.

00:06:35.731 --> 00:06:37.790
نم.

00:06:38.600 --> 00:06:41.661
تو مسئول بهداشت ايالتي نيستي.
خب , من هم یه پزشک جادوگر نیستم.

00:06:41.771 --> 00:06:44.570
من به دستيارهاي صحیح
آموزش دیده احتیاج دارم.

00:06:44.639 --> 00:06:47.609
من به یک اتاق جراحي بدون مشکل احتیاج دارم.

00:06:47.710 --> 00:06:49.610
حداقل با چراغهايي که روشن بمونن.

00:06:49.679 --> 00:06:52.546
میدونم : اما این یه بیمارستان ایالتیه...

00:06:52.647 --> 00:06:54.547
و ما بودجه كافي نداریم.

00:06:54.649 --> 00:06:56.777
<i>نمیتونم بهت قول بحم
که در آینده هم كافي بشه.</i>

00:06:58.853 --> 00:07:01.686
من برمیگردم شیکاگو یا یه
جايي که بودجه كافي داره.

00:07:01.757 --> 00:07:02.690
جان.

00:07:03.826 --> 00:07:05.692
قیل از اینکه بری...

00:07:05.761 --> 00:07:06.785
اینو بخون.

00:07:15.638 --> 00:07:16.799
ویولت ونبل کي هست؟

00:07:17.673 --> 00:07:19.664
بي خبریتو از شهر زيباي ما نشون دادی..

00:07:19.743 --> 00:07:22.610
خانم ونبل ثروتمندترین بانوي این شهره.

00:07:22.712 --> 00:07:24.646
یه زماني , شوهرش مالک همه چي بود.

00:07:24.780 --> 00:07:26.771
حالا بیوه شده ؛ و اون مالک همه چیه.

00:07:27.584 --> 00:07:30.747
"و کار آقاي دکتر کوکروایز
بسیار جالب توجه است..."

00:07:31.688 --> 00:07:33.782
باید مقاله ات در هرالد رو خونده باشه.

00:07:34.557 --> 00:07:37.754
"و فکر میکنم که بنيادي که
من قصد دارم تاسیس کنم...

00:07:38.561 --> 00:07:40.620
<i>بتونه مکی بکنه."</i>

00:07:41.664 --> 00:07:43.689
پسر : با یه چک امضا شده...

00:07:43.766 --> 00:07:46.633
اون میتونه همه ي مشکلات ما رو حل کنه.

00:07:46.803 --> 00:07:49.704
"در ضمن به احتیاج قوري وجود داره که..

00:07:49.806 --> 00:07:52.605
میخوام درباره اش با ایشون صحبت کنم.

00:07:52.776 --> 00:07:55.746
ساعت ۴:۳۰ روز سه شنبه مناسیه؟

00:07:56.580 --> 00:07:57.638
امروزه.

00:07:58.615 --> 00:07:59.776
احتیاج فوریش ميدوني چیه؟

00:08:00.550 --> 00:08:03.611
<i>نه . ولي میدونم احتیاج فوري ما چیه.
کمبود پول .پول اون.</i>

00:08:03.754 --> 00:08:05.552
اون جدیه؟

00:08:05.655 --> 00:08:07.623
ساعت ۴:۳۰ امروز عصر » ميفهمي.

00:08:07.691 --> 00:08:08.817
اینقدر میتونم بهت بگم که...

00:08:09.593 --> 00:08:12.688
من سالها سعي کردم
که فقط وكلاي ونبل رو ببینم.

00:08:12.796 --> 00:08:16.562
تو توسط خودش دعوت شدي ‏
این یه دعوت فرمایشیه.

00:08:16.667 --> 00:08:18.692
و بهین خاطر فکر میکنم جدي باشه.

00:08:18.802 --> 00:08:20.770
<i>اینم جدیه.</i>

00:08:21.571 --> 00:08:25.735
بیش از ۱۳*۰ پرونده مغزي
لاینز ویو قابل پيگيري واجرا نیستند.

00:08:38.823 --> 00:08:39.790
تعصر. یخحتیر .

00:08:40.591 --> 00:08:42.650
<i>-دکتر کوکروایز؟
-بله قربان.</i>

00:08:45.663 --> 00:08:46.824
بفرمایید بشینید.

00:08:47.598 --> 00:08:48.588
ممنون.

00:09:02.848 --> 00:09:04.543
خانم ونبل؟

00:09:04.649 --> 00:09:07.619
من دوشیزه فاکس هیل هستم.
منشي خانم ونبل.

00:09:07.686 --> 00:09:09.677
و شما دکتر کوکروایز هستید؟

00:09:09.788 --> 00:09:11.654
کي قرار داشتید؟

00:09:11.756 --> 00:09:12.723
چهار ونیم.

00:09:12.824 --> 00:09:16.692
بیست و سه ثانیه زود
اومدین بفرمایید بنشینید.

00:09:17.595 --> 00:09:18.619
درز _لسن ی -

00:09:22.600 --> 00:09:24.728
سباستین هميشه میگفت "
مامان » وقتي تو پایین مياي...

00:09:24.837 --> 00:09:27.602
انگار یه قدیس از دستگاه پایین میاد."

00:09:27.705 --> 00:09:32.541
-خانم ونیل دارن میان پایین.
- من احساس فرشته اي را دارم...

00:09:32.610 --> 00:09:35.545
که به زمین میاد...
مثل من ؛ در چشم انداز شناور ميشه.

00:09:37.683 --> 00:09:40.778
پسرم ؛ سباستین ؛
خيلي به فرهنگ روم باستان علاقه داشت.

00:09:41.587 --> 00:09:43.612
شما هم به روم باستان علاقه دارید دکتر...؟

00:09:43.755 --> 00:09:44.745
کوکروایز.

00:09:45.557 --> 00:09:47.582
من خيلي راجع به روم اطلاعات ندارم.

00:09:47.726 --> 00:09:51.663
امیراطور رم وقتي مردم
را به حضور مي پذیرفت...

00:09:51.730 --> 00:09:54.563
یه تخت داشت که در طي گفتگو...

00:09:54.666 --> 00:09:56.600
به شکل مرموزي به هوا بلند میشد...

00:09:56.702 --> 00:09:58.796
در میان بهت و حیرت تماشاگرها.

00:09:59.571 --> 00:10:02.541
ولي چون ما داریم در عصر دموكراسي
زندگي میکنیم : من برعکس عمل میکنم.

00:10:02.641 --> 00:10:04.541
بالا نمیرم .پایین میام.

00:10:04.643 --> 00:10:06.839
چطورین دکتر؟ اوه . معذرت میخوام . اسم شما"؟

00:10:07.614 --> 00:10:08.604
کوکروایز.

00:10:08.715 --> 00:10:11.616
یه کلمه هلندي به معناي شیرینه.

00:10:12.684 --> 00:10:16.621
من فقط یه گوشواره گذاشتم؟
یا رژ لیمو فراموش کردم!؟

00:10:16.756 --> 00:10:18.622
<i>،</i> تن...

00:10:18.724 --> 00:10:21.716
فکر میکنم بهم گفته شده
بود , شما بیوه هستید .

00:10:21.861 --> 00:10:24.558
بله هستم .الان صیح سفیده.

00:10:24.664 --> 00:10:26.758
سفید رنگ مورد علاقه پسر من بود.

00:10:29.769 --> 00:10:31.828
منتظر یه بیوه پیر بودي.

00:10:32.605 --> 00:10:34.699
<i>با یه سنجاق سینه ي لعل .</i>

00:10:34.807 --> 00:10:36.775
خب ,من منتظرهمه این چیزا در آینده هستم..

00:10:37.577 --> 00:10:41.707
<i>زندگي دزده.سباستین هميشه میکّْت
"زندگي همه چي رو میدزده "</i>

00:10:41.781 --> 00:10:43.772
میخوام باغشو نشونتون بهم.

00:10:44.617 --> 00:10:46.608
مطمننید میخواین بیرون برین خانم ونیل؟

00:10:46.719 --> 00:10:48.710
کاملا مطمئن.
اونا با من مثل یه مریض رفتار میکنن.

00:10:48.821 --> 00:10:50.789
میدونین » بهار گذشته من یه...

00:10:51.591 --> 00:10:54.617
من یه اختلال جرني در يكي از رگهام داشتم.

00:10:54.728 --> 00:10:56.560
دکترتون چي تشخیص داد؟

00:10:56.630 --> 00:10:57.688
مرض زندگي.

00:10:57.797 --> 00:11:02.598
بعد از همه اون اتفاقات ,
من شوهر و پسرم رو به خاک سپرم .من بیوه و...

00:11:02.736 --> 00:11:04.704
خزد)! دار)] <i>، </i> واسش وجود زدارە.

00:11:04.772 --> 00:11:06.797
والدینتو از دست ميدي » ميشي یتیم.

00:11:07.607 --> 00:11:10.668
تنها پسرتو از دست ميدي و...

00:11:14.782 --> 00:11:15.772
فاکس هیل.

00:11:17.618 --> 00:11:18.779
کجان؟

00:11:19.720 --> 00:11:21.620
من توي ایوان گذاشتمشون.

00:11:21.722 --> 00:11:25.681
این دفعه اونا رو با یه بسته پستي از
پنساکولا فرستادن. واسه همین دیر رسیدن.

00:11:25.793 --> 00:11:29.627
شاید یه روز دیگه ما اینقدر
گرسنگي بکشیم تا بمیریم. بیا دکتر.

00:11:30.698 --> 00:11:33.690
تو نامتون نوشته بودین یه موضوع فوري.

00:11:33.801 --> 00:11:37.601
باید بگم شما از عکستون
توي روزنامه خوشتیپ ترین.

00:11:37.671 --> 00:11:40.663
بدون اون روپوش زشتي که دکترا مي پوشن.

00:11:40.741 --> 00:11:43.608
ولي اونا که رنگ مورد علاقه پسر شمان ؛ سفید.

00:11:43.711 --> 00:11:45.805
چشاي شگفت انگیز.

00:11:46.614 --> 00:11:47.672
متل مال اوت.

00:11:47.749 --> 00:11:48.807
تن از روي عادت...

00:11:49.617 --> 00:11:53.781
من همش از روي عادت میگم
"شما باید پسر من سباستینو میدیدین."

00:11:54.589 --> 00:11:55.681
همون پسري که فوت کرد؟

00:11:55.757 --> 00:11:57.623
<i>بله . جولاي گذشته . در اروپا.</i>

00:11:57.725 --> 00:11:59.557
باید در زمان مرگ خيلي جوون بوده باشه.

00:12:00.762 --> 00:12:04.596
هر چقدر هم که ممکنه بنظر دیگران زیاد بیاد :
در واقع در جواني میمیرن.

00:12:36.798 --> 00:12:37.788
غیر منتظره س.

00:12:38.633 --> 00:12:40.658
متل طلوع آفرینش.

00:12:40.735 --> 00:12:42.669
این عقیده کي سباستین بود.

00:12:42.737 --> 00:12:46.605
بحشي از دشمني دائمیش با باغهاي محصور.

00:12:46.708 --> 00:12:50.645
بي شباهت با یه جنگل مواظبت شده نیست ۰
و بدون تعارف یه خورده ترسناک.

00:12:50.713 --> 00:12:52.613
همانطور که آفرینش بود.

00:12:52.715 --> 00:12:55.776
همانطور که آفرینش هست.
به وزوز اینا گوش کن.

00:12:56.552 --> 00:12:57.644
چي توشه؟

00:12:57.752 --> 00:13:00.619
<i>از این طرف: قبل از اینکه
خانم بیچاره ما از گرسنگي بمیره.</i>

00:13:00.723 --> 00:13:03.658
اسم لاتین گیاهها رو برچسباشون چاپ شده...

00:13:03.792 --> 00:13:05.783
بهشون الصاق شده ولي چایش کمرنگ شده.

00:13:06.562 --> 00:13:08.792
اونا قدیمیترین گیاهان روي زمینند.

00:13:09.598 --> 00:13:12.727
بازمانده هاي عهد جنگلهاي غول پیکر سرخس.

00:13:12.835 --> 00:13:14.735
اینجا خانم بیچاره منه.

00:13:15.738 --> 00:13:17.570
کک زنيد)!.

00:13:17.673 --> 00:13:20.734
خانم یه عطر عالي تراوش میکنه .

00:13:20.843 --> 00:13:22.641
که اینا رو جذب میکنه.

00:13:22.746 --> 00:13:24.680
اونا تو جامش شیرجه میزنن :

00:13:25.581 --> 00:13:26.639
و هیچوقت بیرون نمیان.

00:13:26.816 --> 00:13:29.615
ین عمل جراحي که شما انجام میدین
اسمش چي بود؟

00:13:30.720 --> 00:13:31.778
برش معز.

00:13:32.555 --> 00:13:33.818
- اون یه عمل غیر معموله که...
-من از این مگسا متتفرم.

00:13:34.591 --> 00:13:35.615
فاکس هیل.

00:13:35.725 --> 00:13:36.749
فاکس هیل.

00:13:37.660 --> 00:13:40.789
اون عاشق غذا دادن به خانم بد جنس ماست.
فاکس هیل یه خورده بیرحمه.

00:13:41.564 --> 00:13:44.590
چه زیاده خواه , واقعا : از
اوایل پاییز تا اواخریهار...

00:13:44.700 --> 00:13:46.634
خانم باید زیر شیشه نگهداري بشه.

00:13:46.702 --> 00:13:50.536
ما باید واسش بسته پر
ازمگس با قیمت زیاد تهیه کنیم.

00:13:50.640 --> 00:13:52.665
فاکس هیل , تو زحم‌تشو بکش.

00:13:52.743 --> 00:13:56.577
<i>- خانم امروز خيلي گشنه س.
-البته , خانم ونیل.</i>

00:13:56.680 --> 00:14:00.617
من تا حالا گیاه حشره
خوار ندیده بوحم.اسمش چیه؟

00:14:00.716 --> 00:14:02.707
ونوس حشره خوار.

00:14:02.853 --> 00:14:04.821
یه خلقت درنده...

00:14:05.622 --> 00:14:08.683
ماهرانه با نام الهه عشق نام‌گذاري شده.

00:14:09.658 --> 00:14:12.787
شغل فرزندتون چي بود؟
منظورم گذشته ازاین باغه؟

00:14:13.597 --> 00:14:16.589
من بارها به این پرسش جواب داده ان

00:14:16.700 --> 00:14:18.668
ميدوني » هنوز یه ذره واسم شوک برانگیزه
که بتونم باور کنم...

00:14:18.770 --> 00:14:21.740
سیاستین وتیل شاعر کاملا ناشناخته اي بوده.

00:14:21.838 --> 00:14:25.570
بجز واسه یک گروه کوچیک از دوستان :
به علاوه مادرش.

00:14:25.642 --> 00:14:26.609
پسرتون شاعر بود؟

00:14:26.711 --> 00:14:28.702
<i>اگر بخوام دقیق بگم . زندگیش شغلش بود.</i>

00:14:28.813 --> 00:14:31.680
بله , بله سباستین یه شاعر بود.

00:14:31.748 --> 00:14:34.718
به همین خاطره که میگم زندگیش کارش بود.

00:14:35.585 --> 00:14:39.715
واسه اینکه کار یه شاعر
زندگي شاعره و بر عکس.

00:14:39.790 --> 00:14:42.555
منظورم اینه که نميتوني سواشون کني.

00:14:42.626 --> 00:14:45.618
منظورم اینکه زندگي شاعر کارشه.

00:14:45.729 --> 00:14:49.791
و کارش زندگیش در وضعیت احساسي خاصه.

00:14:54.672 --> 00:14:57.698
-شما خوبین؟
-کاملا خوب : بهر حال خویم.

00:14:58.609 --> 00:15:00.805
این عمل جراحي شما واقعا جواب میده؟

00:15:01.678 --> 00:15:03.578
بله . بله , جواب میده.

00:15:03.680 --> 00:15:05.648
در هرحال هنوز در مرحله آزمایشیه.

00:15:05.750 --> 00:15:09.744
من جذب چيزيِ که در مقاله نوشته بودین شهم.

00:15:09.854 --> 00:15:12.755
راجع به چاقوي تیز در مغز.

00:15:12.857 --> 00:15:14.757
که شیطان روح را میکشه؟

00:15:15.793 --> 00:15:17.784
متاسفم یه کم هیجان زده شدم.

00:15:18.796 --> 00:15:23.563
<i>نه. چيزي که گُفتي
خودش تقریبا یه رگه هايي از شعر داشت.</i>

00:15:24.736 --> 00:15:28.764
خانم ونیل » شغل به پزشک هم زندگیشه.

00:15:28.841 --> 00:15:33.711
اما ما به کمک احتیاج داریم :
به ویژه در زمینه هاي تجربي مثل مورد من.

00:15:33.779 --> 00:15:37.647
به ویژه در یه بیمارستان ايالتي متل لین ویو.

00:15:38.649 --> 00:15:40.674
<i>در حال حاضر ما پول کمي داریم تقریبا هيچي.</i>

00:15:40.786 --> 00:15:42.618
بله . میدونم.

00:15:42.788 --> 00:15:43.778
دکتر...

00:15:44.655 --> 00:15:46.589
برادرزاده شوهرم...

00:15:46.657 --> 00:15:48.625
در به جاییه به اسم سیت مریس.

00:15:48.727 --> 00:15:49.785
دریاره اش شنیدم.

00:15:50.629 --> 00:15:52.620
یه خونه سرايداري واسه نگهداري دیوونه هاس.

00:15:52.731 --> 00:15:56.565
اون دختراز بيماري جنون جواني رنج مییره.

00:15:56.668 --> 00:15:57.658
جنون جواني؟

00:15:57.769 --> 00:16:00.795
در نتیجه اش اون مثل یه
بچه فقیر کلاه فروش » دیوانه بنظر میرسه.

00:16:01.607 --> 00:16:02.836
ميخواي استوديوي بزرگ سیاستین رو ببیني؟

00:16:03.609 --> 00:16:06.738
ته جنگله.

00:16:06.845 --> 00:16:08.711
<i>اونجا متل یه محل استراحت
قديمي در نیو ارلانه.</i>

00:16:08.780 --> 00:16:11.772
جاییکه که مرداي جوون میتونن

00:16:12.584 --> 00:16:13.779
شما اهل نیوارلان نيستي؟

00:16:14.553 --> 00:16:18.649
نه شیکاکو .در واقع جنون
جواني یه عبارت بي معنیه

00:16:18.758 --> 00:16:22.695
شیکاگو .هميشه میخواستم
قبل از مرگم دو جا رو ببینم

00:16:24.630 --> 00:16:25.791
ودثحێجکأگو

00:16:26.699 --> 00:16:28.667
حالا هیچکدومشونم نخواهم دید.

00:16:28.801 --> 00:16:32.738
واسه اینکه من باید هر اینچ و اونس
از توان اندکي که دارم رو ...

00:16:32.838 --> 00:16:35.671
جهت انجام کاري که دارم انجام میم بکارببرم.

00:16:35.742 --> 00:16:37.608
بنياديِ که منتسب به شماست؟

00:16:37.710 --> 00:16:40.577
ساختمان يادبوي براي پسرم.

00:16:40.679 --> 00:16:44.775
ميدوني , سباستین بعنوان یه شاعر
اسم عمومي و رسمي نداشت.

00:16:45.585 --> 00:16:47.553
خودش.

00:16:47.619 --> 00:16:49.610
از داشتنش سرباز میز د.

00:16:49.721 --> 00:16:53.715
از مقامهاي نادرستي که از
دل شهرت میان تنفر داشت

00:16:53.826 --> 00:16:57.729
از آوازه :
از انتفاع شخصي.

00:16:57.797 --> 00:17:01.700
اون به من میگفت:
"مامان ویولت تو بیشتر از من عمر ميكني

00:17:01.801 --> 00:17:05.635
و وقتي من رفتم تو ميتوني
هر کاري که ازش لذت مييريِ انجام بدي."

00:17:05.738 --> 00:17:08.708
معنیش اینه که آینده اش را پیش بيني میکرد.

00:17:09.742 --> 00:17:12.837
-تو خيلي شبیه اوني دکتر.
-از چه جهت؟

00:17:13.614 --> 00:17:16.549
چون حرفه پزشكي و جراحیت...

00:17:16.617 --> 00:17:19.552
به هنرت اختصاص داده شده اند.

00:17:19.686 --> 00:17:22.712
بله به هنرت .كاري که تو ميكني یه هنره.

00:17:22.823 --> 00:17:24.814
استفاده بردن از مردم .مثل اون.

00:17:25.626 --> 00:17:27.651
گیرا , خلاق.

00:17:27.828 --> 00:17:30.627
<i>تقریبا شبیه خدا.</i>

00:17:30.697 --> 00:17:32.825
متاسفم .هنر من برايِ کمکه...

00:17:33.634 --> 00:17:35.762
استفاده بردن نه, استفاده رسوندن.

00:17:37.738 --> 00:17:40.708
{کس --…سس-؟

00:17:40.808 --> 00:17:43.573
منظورم اینه که آخر سر...

00:17:43.844 --> 00:17:45.812
اوه , نمیدونم منظورم چیه.

00:17:46.814 --> 00:17:50.648
این یه کارگاه هنریه.استوديوي سباستین.

00:17:50.851 --> 00:17:52.819
زندگي اغلب آدما...

00:17:53.654 --> 00:17:56.555
همون چیزیه که هست.
اما صف آشغالها چي؟&gt;

00:17:56.624 --> 00:17:58.683
هر روز آشفغالهاي بیشتر . آوارهاي بیشتر.

00:17:58.792 --> 00:18:02.592
طولني طولني از آثغالس.

00:18:02.730 --> 00:18:06.564
<i>بدون امکان اینکه بشه همشونو تمیز کرد اما ۰</i>

00:18:07.601 --> 00:18:08.659
حدس می ز لم..

00:18:08.836 --> 00:18:12.773
نوميديِ خاموش لغتیه که
واسه اغلب زندگیها مناسبه.

00:18:14.608 --> 00:18:16.576
اما زندگي ما متفاوت بود.

00:18:16.645 --> 00:18:18.670
زندگي من و سد

00:18:19.613 --> 00:18:22.708
میدونم که بنظر میاد بيخودي
و از رويِ نااميدي حرف میزنم ...

00:18:22.816 --> 00:18:25.581
اما ما یه زوج مشهور بودیم.

00:18:25.654 --> 00:18:28.624
مردم راجع به سباستین و مادرش...

00:18:28.690 --> 00:18:30.818
یا خانم ونبل و پسرش حرف نمیزدن .نه.

00:18:31.626 --> 00:18:33.594
|وز[ و وپولت.

00:18:33.661 --> 00:18:35.629
ویولت و سباستین ؛ در لیدو هستن.
در ریتزهستن.

00:18:35.730 --> 00:18:36.788
در ریز هستن.

00:18:37.632 --> 00:18:40.795
و هر دفعه که ما جايي ظاهر ميشدیم...

00:18:41.603 --> 00:18:43.697
تمام توجهات به ما جلب میشد.

00:18:43.838 --> 00:18:45.806
بقیه همه تحت الشعاع قرار میگرفتن.

00:18:46.641 --> 00:18:49.611
پسرم

00:18:51.746 --> 00:18:53.714
روزظتوزو.

00:18:53.815 --> 00:18:58.548
هر روز ما هر روز رو:
مثل یه مجسمه حكاكي میکردیم.

00:18:59.722 --> 00:19:01.816
. و پشت سرمون روزاي
زيادي رو باقي گذاشتيم...

00:19:02.624 --> 00:19:04.683
مثل یه گالري مجسمه ...

00:19:05.761 --> 00:19:09.664
...تا ناگهان , تابستان گذشته...

00:19:10.632 --> 00:19:11.690
پسرتون فوت کرد؟

00:19:19.741 --> 00:19:23.678
شما گفتین فامیلتون از جنون جواني رنج مییره.

00:19:23.779 --> 00:19:26.578
باید یه تشخیص دقيقتري هم باشه.

00:19:26.848 --> 00:19:29.715
چه اسم زييايي واسه یه بيماري.

00:19:29.785 --> 00:19:32.584
مثل یه گل کمیاب بنظر میرسه .نه؟

00:19:32.688 --> 00:19:34.850
زيبايي شب جنون جواني.

00:19:37.560 --> 00:19:39.688
آشفتگیش به چه شکله؟

00:19:39.762 --> 00:19:40.786
دیوانه بازي.

00:19:41.664 --> 00:19:43.598
وسواس فكري آزاردهنده.

00:19:43.699 --> 00:19:46.566
اون خودشو با خاطرات عذاب میده.

00:19:46.669 --> 00:19:47.795
خاطره چي؟

00:19:48.571 --> 00:19:50.630
تصورات 0 اوهام.

00:19:51.607 --> 00:19:52.836
از شد-متن گذشت، شروع شد.

00:19:53.609 --> 00:19:55.805
<i>اولین باري که من فهمیدم
. بواسطه تماسي بود که...</i>

00:19:56.612 --> 00:19:58.546
از كلينيكي در پاریس باهام گرفته شد...

00:19:58.647 --> 00:20:01.639
و گفته شد که فا ّ میل شما حواسش
سر جاش نیست ما چکار یکنیم؟

00:20:01.751 --> 00:20:03.719
من تابستان گذشته حواس درستي نداشتم.

00:20:03.819 --> 00:20:07.687
سباستین تازه مرده بود و
من هر کاري تونستم کردم.

00:20:07.791 --> 00:20:10.726
گفتم "مستقیم با یه پرستار بفرستینش خونه"

00:20:10.794 --> 00:20:13.661
اونا رو تخت روان گذاشتز شتنش و...

00:20:13.830 --> 00:20:16.697
در اتاق خوابش خودشو زندوني میکرد ؛
مثل یه حیوون وحشي.

00:20:19.669 --> 00:20:23.628
و الن اوفا ازش ذگڕداريکئش
اوفا کتک... کفن...

00:20:23.706 --> 00:20:25.674
یا از پس وحشیگریاش بربیان.

00:20:25.809 --> 00:20:29.643
یاوه گویهاش.
یاوه گويهاي شرم آور وقیحش.

00:20:29.746 --> 00:20:33.705
- چه جور یاوگويي؟
- هذیان خيالي و یاوه گويي...

00:20:33.784 --> 00:20:35.616
از نوع نگفتني...

00:20:35.719 --> 00:20:37.778
<i>اغلب با یه رفتار شنیع به...</i>

00:20:38.588 --> 00:20:41.649
به شخصیت انساني پسر
من : سباستین حمله میکنه.

00:20:41.725 --> 00:20:44.786
و حالا در سیت ماريِ به من گفتن...

00:20:45.596 --> 00:20:47.564
راهیه ارشد بهم کگفت...

00:20:47.631 --> 00:20:49.827
باید یه جاي دیگه واسش پیدا کنیم.

00:20:52.769 --> 00:20:55.602
بعدش من راجع به شما خونمم...

00:20:55.706 --> 00:20:58.767
راجع به عمل جراحیتون و فکر کرم...

00:20:59.576 --> 00:21:01.670
"همین ممکنه جواب تمام دعاهاي ما باشه."

00:21:01.813 --> 00:21:03.838
شما باید بدونین عملي که من انجام میهم...

00:21:04.614 --> 00:21:07.640
بر اي بیمار انیه که ازشون قطع امید شده.

00:21:07.752 --> 00:21:10.653
اگر اون قطع امید شده نیست ؛
دیگه من نمیدونم کي هست.

00:21:10.755 --> 00:21:12.587
-چيزايي که اون میگه.

00:21:12.690 --> 00:21:14.681
-چيزاي وحشتز وحجشتناگک زشت.
-مثل؟

00:21:14.792 --> 00:21:16.692
همه چي؟

00:21:16.761 --> 00:21:17.819
مثل؟

00:21:18.796 --> 00:21:20.662
خب , خودت پرسیدی.

00:21:20.765 --> 00:21:23.598
اخیرا در سیت ماری...

00:21:23.668 --> 00:21:26.797
کاترین به باغیون پیر رو هتهم کرد
که باهاش عشقيازي کرده.

00:21:27.573 --> 00:21:29.632
اونا از پیرمرده سئوال کردن.

00:21:29.740 --> 00:21:31.606
درست برعکش بود.

00:21:31.709 --> 00:21:35.646
کاترین بهش پیشنهاد داده بود
و حرفاي زشتي بهش زده بود.

00:21:35.713 --> 00:21:37.772
وقتي فهمید دروغاش لو رفته :
کنک کاري کرد , جیغ کشید.

00:21:38.583 --> 00:21:40.574
چهار تا راهبه نمیتونستن کنترلش بکتن.

00:21:40.651 --> 00:21:44.554
و الان به من گوشزد داده شده : که اونا
تا آخر این هفته بیشتر نگه اش نمیدارن.

00:21:44.655 --> 00:21:45.816
حالا ميفهمي که چرا گفتم فوري.

00:21:46.625 --> 00:21:47.854
بله .کاملا .

00:21:48.627 --> 00:21:50.686
فکر میکنم باید هر چي زودتر ببینمش.

00:21:50.761 --> 00:21:53.662
کمکش کن .اگر تو نتوني من
دیگه عقلم به هیچ جايي نمیرسه.

00:21:53.765 --> 00:21:56.791
شاید منتقلش کنم به لاینز ویو.
شاید اونجا به راحتي...

00:21:57.602 --> 00:21:58.660
صیغهم .»&gt; میغعهح -

00:21:58.770 --> 00:22:00.761
مسئله مهم خودتي دکتر.

00:22:01.573 --> 00:22:03.701
و خوشحال ميشي اگر بدوني که در همین لحظه...

00:22:03.775 --> 00:22:07.712
کلاي من رويِ بنیاد یادبود سباستین ونبل
در حال کار کردن هستند.

00:22:07.813 --> 00:22:11.681
تا به فعالیت اشخاص جواني
مثل خودت کمک هزینه بدن.

00:22:11.783 --> 00:22:14.844
آدمايي که مرزهاي هنر و
علم را در هم مینوردند...

00:22:15.621 --> 00:22:16.747
اما معضل مالي دارن...

00:22:17.623 --> 00:22:21.582
خانم ونبل با عشقي که شما به کاترین دارین ۰
باید بدونین که...

00:22:21.693 --> 00:22:24.628
که خطر بزرگي در این عمل جراحي وجود داره.

00:22:24.697 --> 00:22:26.665
وقتي شما با یه شني خارجي
به مغز ضربه ميزني...

00:22:26.832 --> 00:22:28.800
... حتي با یه چاقوي به نازکي سوزن...

00:22:29.601 --> 00:22:31.660
حتي در دستان ماهرترین جراح...

00:22:32.704 --> 00:22:35.639
لگزوز خطر وجود دار)].

00:22:35.742 --> 00:22:38.575
ولي تسکینشون میده .اینو خودم خونم.

00:22:38.645 --> 00:22:41.706
آرومشون میکنه.
و یه دفعه صلح جوشون میکنه.

00:22:41.813 --> 00:22:43.747
بله , اما...

00:22:43.815 --> 00:22:45.579
ما چي؟

00:22:45.817 --> 00:22:49.685
خب » سالها طول میکشه که
ما متوجه بشیم که مزاياي سریع...

00:22:49.789 --> 00:22:52.656
... عمل جراحي باقي میمونن یا نه...

00:22:52.724 --> 00:22:54.852
... با فقط زودگذرن یا شاید...

00:22:55.762 --> 00:22:59.699
اما یه احتمال قوي هست که
تواناييهاي بیمار واسه همیشه محدود بشن.

00:22:59.799 --> 00:23:03.599
به تشویش حاد تسلي بده .
ولي توانايي رو محدود کنه.

00:23:03.669 --> 00:23:07.697
اما بزرگترین برکت واسه اونا دکتر آرامشه.

00:23:09.575 --> 00:23:12.567
فقط آراهش.

00:23:13.579 --> 00:23:14.842
بعد از اون همه...

00:23:15.682 --> 00:23:17.673
.. كايوسهاي وحشتناک...

00:23:17.850 --> 00:23:21.650
فقط بتونن چشماشونو به روي آسمون...

00:23:21.754 --> 00:23:23.848
پراز پرنده هاي وحشي درنده ببندن.

00:23:24.624 --> 00:23:27.650
گفتي آسمون پر از پرنده هاي وحشي درنده ؟

00:23:27.760 --> 00:23:28.727
هنن گفتم؟

00:23:28.829 --> 00:23:32.732
عجییه ؟ سالها بود راجع بهش فکر نکرده بودم.

00:23:32.799 --> 00:23:34.767
اما چرا ناگهان...؟

00:23:34.835 --> 00:23:39.568
بله ما اون پرنده ها رو یه
تابستان در پاسیفیک دیدیم.

00:23:39.707 --> 00:23:42.802
ميدوني » پسر من سباستین » در جستجوي...

00:23:43.743 --> 00:23:45.575
در جستجوي چي ؟

00:23:45.645 --> 00:23:47.670
پرنده هاي کمیاب گرسنه بود.

00:23:48.615 --> 00:23:49.810
این چيزي نبود که ميخواستي بگي.

00:23:52.619 --> 00:23:56.613
من میخواستم یگم .
پسرم سباستین »در جستجويِ خدا بود.

00:23:56.724 --> 00:23:59.659
اما حرفمو قطع کردم چون گفتم تو فکر ميكني:

00:23:59.760 --> 00:24:01.785
آچه دیوانه جوان پرمدعايي"

00:24:02.730 --> 00:24:04.528
که البته سباستین اصلا اينطوريِ نبود.

00:24:04.765 --> 00:24:07.791
این چیزیه که من تا حالا به کسي نگفتم.

00:24:07.868 --> 00:24:09.734
یه چیز خيلي وحشتناک ‏ یه چیز خيلي عجیب.

00:24:10.604 --> 00:24:14.563
منو پبخش اگر خل بنظر میرسم
ولي این کاملا حقیقت داره.

00:24:14.708 --> 00:24:17.678
ستین چهره خدا رو دید.

00:24:18.580 --> 00:24:19.809
دوست دارم راجع به اون بشنوم.

00:24:20.647 --> 00:24:22.672
بله.بله.

00:24:24.853 --> 00:24:28.721
<i>خيلي وقت پیش توي تابستان...</i>

00:24:28.822 --> 00:24:31.689
سباستین به من گفت "مامان
به این موضوع گوش کن

00:24:31.759 --> 00:24:35.593
و واسم یه مقاله اي ازهرمان ملویل...

00:24:35.697 --> 00:24:38.689
در شرح انکانتاداس از
جزایر اقیانوس آرام خوند.

00:24:40.668 --> 00:24:43.603
اون نوشته رو واسم خوند
و گفت باید بریم اونجا.

00:24:43.705 --> 00:24:45.673
بنابراین اون تابستان ما رفتیم اونجا...

00:24:45.774 --> 00:24:48.641
با به قایق کرایه اي به كشتي چهار بادیانه...

00:24:48.709 --> 00:24:52.543
از اون نوعي که ملویل باهاش ملواني میکرد.

00:24:52.647 --> 00:24:54.672
ما انکانتاداس رو دیدیم.

00:24:54.783 --> 00:24:57.650
ولي در انکانتاداس ما یه چيزي دیدیم...

00:24:57.752 --> 00:24:59.743
<i>که ملویل درباره آش ننوشته بود.</i>

00:25:00.655 --> 00:25:03.590
ما لاک پشتهاي دريايي زيبايي رو دیدیم
که از دریا بیرون میومدن...

00:25:03.691 --> 00:25:05.625
که تخم گذاريِ سالیانه بکنن.

00:25:05.693 --> 00:25:08.719
سـلي ڕکطر دربـڕاي ماد)!...

00:25:08.830 --> 00:25:12.664
از درياهاي مناطق استوايي میان بیرون .
روک ساحل شني داغ...

00:25:12.768 --> 00:25:16.762
... جزایر آتشفشاني تا
در ماسه ها چاله بکتن...

00:25:16.838 --> 00:25:19.671
و تخماشونو به چاله ها بسیرن.

00:25:19.774 --> 00:25:23.802
تخم گذاشتن در چاله ها داستاني
طاقت فرسا و طولاتي داره.

00:25:24.613 --> 00:25:25.774
وووزاي ڤەوم...

00:25:25.847 --> 00:25:28.680
...لک پشت ماده بینوا نیمه جون...

00:25:28.783 --> 00:25:31.718
...شناکنان به دریا برمیگرده ...

00:25:31.854 --> 00:25:34.551
اون هیچ وقت فرزنداشو نمي بینه.

00:25:34.857 --> 00:25:36.689
ولي ما دیدیم.

00:25:36.759 --> 00:25:40.821
سباستین دقیقا میدونست کي
بچه ها سر از تخم در میارن

00:25:41.629 --> 00:25:43.620
و ما همون زمان واسه همین برگشتيم.

00:25:43.699 --> 00:25:44.632
برگ کگشتین &gt;

00:25:44.732 --> 00:25:47.599
<i>سر وقت تا شاهد بیرون اومدن بچه ل«کیشتها...</i>

00:25:47.670 --> 00:25:49.729
و مهاجرت مایوسانه شون به دریا باشیم.

00:25:49.838 --> 00:25:54.742
ساحل باریک ؛ به رنگ
خاویار تماما در حرکت بود

00:25:54.844 --> 00:25:58.644
اما آسمون هم در حرکت بود :
پر از پرنده هاي گوشتخوار.

00:25:58.747 --> 00:26:00.647
و سرو صداي پرندگان...

00:26:00.716 --> 00:26:03.549
جيفهاي وحشیانه وحشتناکشون در حالیکه بالاي..

00:26:03.652 --> 00:26:05.746
ساحل سیاه و باریک انکانتاداس میچرخیدن

00:26:05.855 --> 00:26:09.689
زمانیکه بچه لاكيشتهاي تازه از تخم بیرون اومده
واسه بیرون اومدن از چاله هاي شني تقلا میکردن :

00:26:09.793 --> 00:26:11.693
و مسابقه شونو به سمت دریا شروع کردن.

00:26:11.760 --> 00:26:12.727
مسابقه به سمت دریا ؟

00:26:12.829 --> 00:26:15.560
واسه قرار از پرنده هاي گوشتخوار...

00:26:15.664 --> 00:26:18.565
که تقریبا آسمونو به سياهي ساحل کرده بودن.

00:26:18.668 --> 00:26:20.830
و من گفتم " نه سیاستین

00:26:21.638 --> 00:26:23.697
نه ۰ اينطوريِ نیست"

00:26:23.806 --> 00:26:25.638
اما اون منو وادار کرد نگاه کنم.

00:26:25.742 --> 00:26:27.801
اون منو مجبور کرد اون
منظره وحشتناک رو نگاه کنم.

00:26:28.578 --> 00:26:30.672
-چي اينطوري نیست ؟
-زندگي.

00:26:30.847 --> 00:26:32.679
من گفتم نه.

00:26:32.748 --> 00:26:35.774
نه , این حقیقت نداره.

00:26:36.686 --> 00:26:37.812
اما اون گفت حقیقت داره.

00:26:38.622 --> 00:26:42.559
اون گفت بنگاه کن ویولت,
اونجا به لب دریا نگاه کن.

00:26:42.659 --> 00:26:46.789
و من به لب دریا نگاه کردم و به وضوح دیم...

00:26:46.863 --> 00:26:50.595
در زمانیکه بچه لاکيشتهاي از تخم دراومده
مسیر شونو به سمت دریا پیش گرفتن...

00:26:50.701 --> 00:26:53.796
در حالیکه پرنده ها توي
آسمون منتظر بودن ؛ ناگهان

00:26:54.571 --> 00:26:57.563
واسه حمله پایین اومدن.

00:26:58.575 --> 00:27:01.567
اونا به سمت لاک پشتها شیرجه رفتن...

00:27:01.678 --> 00:27:03.646
...برشون گردوندن...

00:27:03.748 --> 00:27:06.718
تا قسمت پاييني نرم بدنشونو بي حفاظ بذارن...

00:27:06.816 --> 00:27:09.808
تا قسمت داخلي تنشونو پاره کنن...

00:27:10.688 --> 00:27:14.625
تا پاره پاره شون کنن و گوشتشونو بخورن.

00:27:16.726 --> 00:27:20.560
سباستین حدس زد شاید...

00:27:20.664 --> 00:27:23.634
. شاید فقط يكي از صدنا...

00:27:23.701 --> 00:27:25.635
<i>تونستن نجات پیدا کنو به دریا برسن.</i>

00:27:27.838 --> 00:27:31.570
طبیعت بر اساس دلسوزيِ آدما بنا نشده.

00:27:31.675 --> 00:27:33.575
طبیعت ظالمه.

00:27:33.777 --> 00:27:37.611
سباستین هميشه اینو میدونست.
از وقتي دنیا اومده بود میدونست «ولي من نه.

00:27:37.682 --> 00:27:42.552
من گفتم "نه , اینا فقط پرنده ها و لاک
پشتان : در مورد ما انسانها که اینطور نیست."

00:27:42.653 --> 00:27:44.678
اما من نمیدونستم که هست.

00:27:44.789 --> 00:27:49.625
در مورد همه يِ ما که بوسیله
این خلقت درنده به دام افتاده ایم.

00:27:49.794 --> 00:27:53.697
من نمیتونستم با چهره
ترسناک واقعیت مواجه بشم...

00:27:53.798 --> 00:27:56.631
حتي اون روز تو انکانتاداس...

00:27:56.734 --> 00:27:58.668
سباستین منو ترگ کرد ...

00:27:58.770 --> 00:28:01.796
و تمام روز داغ استوايي رو...

00:28:02.574 --> 00:28:05.737
در دیده باني کشتي گذروند
و به اون منظره در ساحل نگاه میکرد ...

00:28:05.843 --> 00:28:07.834
تا هوا کاملا تاریک شد.

00:28:08.646 --> 00:28:12.708
زمانیکه بادبانها رو پایین میاورد
گفت " من حالا اونو دیدم."

00:28:12.818 --> 00:28:14.582
و منظورش خدا بود.

00:28:14.720 --> 00:28:16.654
تو با 1 ور ميكني اون خدا رو دید؟

00:28:16.788 --> 00:28:20.588
اوهمه چي رو اون روز توي ساحل دید.

00:28:20.691 --> 00:28:23.592
ولي منم مثل شما بودم .گفتم نه.

00:28:23.694 --> 00:28:25.685
از باورش سرباز زدم .

00:28:25.764 --> 00:28:30.565
تا اینکه ناگهان تابستان گذشته ,
فهمیدم حق با پسرم بوده.

00:28:30.769 --> 00:28:32.828
چيزيِ که اون تو انکانتا‌اس بهم نشون داد..

00:28:33.639 --> 00:28:34.765
مخوف بود...

00:28:34.840 --> 00:28:37.673
حقیقت گریزنایذیر.

00:28:52.624 --> 00:28:53.591
او)] <i>،</i> وڕولت <i>، </i>

00:28:53.825 --> 00:28:55.691
به من وقت داده بودي حالا
اينطوري مياي سر قرار.

00:28:55.761 --> 00:28:56.694
سلام زن عمو واي.

00:28:57.597 --> 00:28:58.689
شما دوتا اینجا چکار میکنین؟

00:28:58.764 --> 00:29:02.564
همانطور که خودت گفتي
واسه خاطر لباسايِ پسرعمو سباستین اومدیم.

00:29:02.668 --> 00:29:03.658
یادت مباد؟

00:29:03.736 --> 00:29:06.603
بنایراین به خودمون لطف کردیم : اومدیم داخل.

00:29:06.672 --> 00:29:09.733
این نامه باید وقتي منو ترسوندي
بهم گیر کرده باشه.

00:29:09.809 --> 00:29:11.800
شاید به آستینت گیر کرد.

00:29:12.611 --> 00:29:15.603
این خانم هالي هست...
مادر دختري که توي سیت ماري هست.

00:29:15.714 --> 00:29:17.682
و اون پسرشه » جرج.

00:29:17.784 --> 00:29:21.618
ظاهرا من در یک لحظه زودگذر گفتم
که اون میتونه لباساي سباستین رو برداره.

00:29:21.721 --> 00:29:25.817
یادت نیست هفته ي قبل
در ایلین تاتویلر چي گفتي؟

00:29:26.626 --> 00:29:28.594
گفتي از اونجاییکه من دانشگاه میرم...

00:29:28.662 --> 00:29:31.597
میتونم لباساي سباستین رو بردارم :
که اینجا بلا استفاده افتادن.

00:29:31.698 --> 00:29:32.756
دردموزةك <i>،</i> خودت.

00:29:33.566 --> 00:29:35.625
تو گفتي که یسرم میتونه..

00:29:35.802 --> 00:29:39.568
خب » من آتهام سخاوت رو تحمل میکنم.
حالا راضي شدین؟

00:29:39.806 --> 00:29:43.674
زن عمو ویولت نسبت به خانواده اش
خيلي سخاوتمنده , آقاي...

00:29:43.743 --> 00:29:44.801
اسم شما رو نمیدونم.

00:29:45.612 --> 00:29:47.740
-دکتر کوکروایز
-دکتر؟ شما دکترین؟

00:29:48.648 --> 00:29:50.707
-ویولت عزیزم تو دوباره مريیضي؟
97۰ عزیز.

00:29:50.818 --> 00:29:52.650
خیالم راحت شد.

00:29:52.753 --> 00:29:55.779
نگران بودم يكي دیگه از
اون تشنجها کرده باشي.

00:29:55.856 --> 00:29:57.585
اون تشنجهاي عصبي منظورمه.

00:29:57.690 --> 00:30:01.627
من هیچوقت تشنج عصبي نداشتم.
ما داشتیم در مورد دختر تو حرف میزدیم.

00:30:01.695 --> 00:30:02.685
کني؟

00:30:03.564 --> 00:30:05.760
بره کوچولوي من .دختر کوچولوي بينواي من .

00:30:06.567 --> 00:30:07.693
دکتر ميتوني بهش کمک کني؟

00:30:09.703 --> 00:30:12.695
مامان اینجا رو نگاه کن ابریشم سفید.

00:30:12.839 --> 00:30:14.739
ساخت رم.

00:30:15.642 --> 00:30:18.577
<i>او&lt;. پسر.خداییش این نمیخواد بوسه بچینه ؟</i>

00:30:18.712 --> 00:30:21.807
من گفتم لباسا رو برداري جرج
نه اینکه جلويِ من جولانشون بدي.

00:30:22.583 --> 00:30:24.847
حالا چرا هردوتون به خودتون لطف نمیکنین
و بیرون نمیرین؟

00:30:25.652 --> 00:30:27.711
-بقیه ي لباسا رو بعدا بیرین.

00:30:27.789 --> 00:30:29.814
خيلي طول نمیکشه.فقط دو ثانیه تا تموم بشه.

00:30:30.624 --> 00:30:31.785
باورش برام غیر ممکنه...

00:30:32.593 --> 00:30:34.755
دڕگع جلوي اون در قدم ذهبزذە...

00:30:34.828 --> 00:30:38.628
با اون » با تمام اون مردم
جوان زرنگي که میشناخت.

00:30:38.733 --> 00:30:40.667
همه در حال خنده و مشغول...

00:30:40.735 --> 00:30:44.763
بذله گويهاي ماهر انه که
ماور اي تصور من بودن.

00:30:44.839 --> 00:30:46.603
اون خيلي هم سریسر همه میذاشت.

00:30:46.707 --> 00:30:47.674
ميدوني دکتر...

00:30:47.742 --> 00:30:51.576
اون به من میگفت تور رويِ این میز...

00:30:51.679 --> 00:30:53.647
توسط راهبه هاي نابینا

00:30:53.748 --> 00:30:56.581
در باژیک یافته شده , فکرشو بکنین

00:30:56.650 --> 00:30:58.709
فکر میکنم در مورد همه چي بحث کردم.

00:30:58.820 --> 00:30:59.753
این کیه؟

00:30:59.854 --> 00:31:02.846
-اپن دخأژر)! س.
- او)! <i>،</i> اون وردمەلێك.

00:31:03.625 --> 00:31:05.821
-تعجب میکنم چرا سباستین اونو اینجا گذاشته.

00:31:06.594 --> 00:31:07.789
-ممکنه دوسش داشته.

00:31:08.763 --> 00:31:11.596
جرج چیاولت رو تموم کن و برو بیرون.

00:31:12.734 --> 00:31:15.795
- باشه .زن عمو واي.
-اين باید بهار گذشته گرفته شده باشه.

00:31:16.604 --> 00:31:18.663
<i>کتي لباس ماردي رس شو پوشیده.</i>

00:31:18.773 --> 00:31:22.801
یادت میاد واي » چقدر دوست داشتني شده بود؟
و تو بهش کت خزتو قرض دادي.

00:31:23.611 --> 00:31:25.636
من همه چي یادمه.

00:31:26.649 --> 00:31:29.641
فکر میکنم بعد از ظهر خوبي نبود.

00:31:29.784 --> 00:31:31.548
چي شده بود؟

00:31:31.654 --> 00:31:34.624
او یه دختر دوست داشتني بود ... هست.

00:31:34.722 --> 00:31:37.623
و من باید بگم در میان تمام بستگان من...

00:31:37.725 --> 00:31:42.595
تمام بستگان دلپذیر من : او تنها کسي
بود که منو از همه بیشتر دوست داشت.

00:31:42.765 --> 00:31:44.699
و بدلیل این باید نجاتش بدی...

00:31:44.800 --> 00:31:48.566
چون جنون ترسناکترین سرنوشتي هست
که در این کره خاكي وجود داره.

00:31:48.670 --> 00:31:52.629
تمام اقلام اینجا توسط
مامورین بیمه فهرست شده.

00:31:52.708 --> 00:31:55.734
اطمینان دارم اونا ناراحت
میشن اگر چیزي گم بشه.

00:31:55.845 --> 00:31:57.711
فکر ميكني من کیم؟

00:31:57.779 --> 00:32:00.714
در اون صورت جرج لباي من مهر و موم شده اند.
هیچ دفاعي ازت نمیکنم.

00:32:00.882 --> 00:32:03.613
حالاً هر دوک شما لطفا برین.

00:32:03.686 --> 00:32:05.780
<i>-تقریبا ساعت ۵ هست.
-درسته.</i>

00:32:06.589 --> 00:32:08.751
ویولت هميشه ساعت ۰۵

00:32:08.858 --> 00:32:11.828
شرابشو با سباستین میخوره...
منظورم اینکه میخورد .

00:32:12.628 --> 00:32:13.789
حالا تنها میخورمش.

00:32:14.663 --> 00:32:16.791
خب , ما الان باید پرواز کنیم.

00:32:16.866 --> 00:32:20.769
من دعا میکنم شما بتونین به
طفلک کتي من کمک کنین دکتر.خدا حافظ

00:32:20.837 --> 00:32:25.673
ویولت خداحافظ .تشکر کن جرج.

00:32:25.775 --> 00:32:28.745
خداحافظ زن عمو ویولت .بابت همه چي ممنون.

00:32:28.811 --> 00:32:33.612
اونا اقتضاح نیستن ؟
من و سباستین فکر مي کردیم که...

00:32:33.717 --> 00:32:35.742
چطوريِ این خانواده در هلند...

00:32:35.819 --> 00:32:39.551
تونستن دختريِ به کميابي کاترین داشته باشن.

00:32:39.723 --> 00:32:41.748
تو ازسباستین خوشت میومد...

00:32:41.857 --> 00:32:44.656
و اون جذب تو میشد.

00:32:44.761 --> 00:32:48.664
او مغروربه خانواده یا پول نبود .
ولي در واقع مغرور بود.

00:32:48.765 --> 00:32:52.599
او مغرور دلربايي و ظرافت اشیا...

00:32:52.669 --> 00:32:56.697
و جذابیت شخصيتي و زييايي فيزيكي مردم بود.

00:32:56.773 --> 00:32:58.707
ما همیشه به دسته کوچولوی...

00:32:58.808 --> 00:33:03.678
بي نقص از آدماي زییا و جوون داشتیم که
هميشه هر وقت سفر میکردیم دور و بر ما بودند.

00:33:04.714 --> 00:33:07.649
ی.

00:33:07.752 --> 00:33:10.585
-او۵ » خبم.
-نه ,نه خواهش میکنم.

00:33:10.654 --> 00:33:14.818
مال یه دلقک دربار هست.
کمیایه. متعلق به * +۵ سال پیشه.

00:33:15.659 --> 00:33:17.718
خواهش میکنم روش بشین.

00:33:18.596 --> 00:33:21.827
یه چیز خنده داریگو .نذار گریه ام بگیره.

00:33:23.601 --> 00:33:26.627
مي ترسم دلقک بدي باشم.

00:33:26.804 --> 00:33:30.638
میدونین .من نگران میشم وقتي مردم
میخوان جلوي گریه شونو بگیرن.

00:33:30.708 --> 00:33:32.836
<i>زمان دارو و شراب یخ زده تون.</i>

00:33:33.644 --> 00:33:34.805
حالا که اینطوریه ۰

00:33:36.747 --> 00:33:39.614
این داروخانه که میخواد منو
زنده نگه داره زیبا نیست؟

00:33:39.750 --> 00:33:41.616
خاکس هل ...

00:33:41.686 --> 00:33:45.782
این ظرفا رو ازاین خانواده هالي دورکن.
رنگ نقره رو میبرن.

00:33:46.591 --> 00:33:47.649
بله , خانم ونبل.

00:33:47.824 --> 00:33:51.761
هر روز من و اون ساعت 0۵...

00:33:51.862 --> 00:33:55.765
و مشرویمونو میخوردیم.
و نور سباستین مقدس بالاي سر ما منعکس بود.

00:33:56.634 --> 00:33:58.796
ولي شما تابستان گذشته اینجا موندین.

00:33:59.604 --> 00:34:02.733
بله.من حالم خوب نبود.
اون کاترین رو با خودش برد.

00:34:02.807 --> 00:34:04.775
7 مرد.
- درد اتر یگ حمله قلبي.

00:34:05.643 --> 00:34:06.667
اون همراهش بود؟

00:34:06.811 --> 00:34:11.681
اون وقتي که سباستین مرد همراهش بود.
همون روزيِ بود که او مشاعرش رو از دست داد.

00:34:11.782 --> 00:34:14.581
كي اونو ميبيني دکتر؟

00:34:14.720 --> 00:34:16.745
به محض اینکه بتونم.

00:34:17.656 --> 00:34:22.594
چي میتونم به دکتر هاکس تادر
در مورد علاقه کمک شما به خودمون بگم؟

00:34:22.661 --> 00:34:24.755
نميتوني تا وقتي که کاترین رومي ببيني و...

00:34:24.830 --> 00:34:28.664
زماني که تشخیص ميدي جراحیت
کمکش میکنه يا نه: صیر کني؟

00:34:28.767 --> 00:34:30.758
بله . البته میتونم صبر کنم.

00:34:30.836 --> 00:34:33.669
اما این هیچ ارتباطي به...

00:34:33.772 --> 00:34:38.642
نمیدونم چرا ولي ما هميشه مشتاق
شنیدن چيزيِ که ناراحتمون میکنه هستیم.

00:34:38.777 --> 00:34:40.711
نیستیم دکتر؟

00:34:41.680 --> 00:34:42.841
مي فههم.

00:34:45.817 --> 00:34:48.582
لطفا به خودتون زحمت ندین.
میتونم راه خروجم رو پیدا کنم.

00:34:48.654 --> 00:34:52.682
یک میلیون سال قبل دایناسورها
برگاي اون درختا رو میخوردن.

00:34:52.792 --> 00:34:55.762
دایناسورها گیاهخوار بودن :
واسه همین نسلشون منقرض شد.

00:34:55.827 --> 00:34:58.626
اونا با توجه به اندازه
شون » خيلي محجوب بودن.

00:34:58.764 --> 00:35:01.825
سیس موجودات گوشتخوار...
اونايي که گوشت میخورند؛

00:35:02.635 --> 00:35:04.797
قاتلها ۰ زمین رو به ارث بردن.

00:35:05.571 --> 00:35:07.733
و هميشه موندني شدن نه؟

00:35:26.626 --> 00:35:29.823
من خواهر فيليسيتي هستم کاترین.

00:35:30.762 --> 00:35:33.629
لطفا پاشو .با من بیا.

00:36:34.728 --> 00:36:35.786
کاترین .

00:36:37.831 --> 00:36:40.596
.من وحشي نیستم خواهر.

00:36:58.652 --> 00:36:59.642
چاي کار داري

00:37:03.757 --> 00:37:05.691
فقط یه سیگار میکشم.

00:37:06.593 --> 00:37:06.821
نه.

00:37:07.629 --> 00:37:11.657
ميدوني ما اجازه نداریم
در سیت مار سیگار بکشیم.

00:37:11.733 --> 00:37:12.825
خواهش میکتم بذار کشم.

00:37:13.635 --> 00:37:14.693
-خواهش میکنم.
یدش اینجا.

00:37:14.802 --> 00:37:16.600
گردن کلفت نباش.

00:37:16.671 --> 00:37:18.696
سرپيچي بعدا تلافي میشه.

00:37:18.806 --> 00:37:22.572
- باشه من بهاشو مي پردازم.
-حالا سیگار

00:37:22.644 --> 00:37:24.772
من دستمو واسش دراز میکنم.

00:37:25.580 --> 00:37:27.674
-تو منو سوزوندي.

00:37:27.782 --> 00:37:30.649
-تو از قصد منو سوزوندي.

00:37:30.753 --> 00:37:31.686
تو گفتي...

00:37:31.754 --> 00:37:34.587
تو ته روشن سیگارو به دست من چسيوندي.

00:37:34.689 --> 00:37:37.852
من تحت فشار ریاست و گردن كلفتي
خيلي کلافه هستم.

00:37:38.660 --> 00:37:39.786
کلافه از ...

00:37:40.762 --> 00:37:43.823
ديد دکتر.اون عمدا دست منو سوزوند.

00:37:44.666 --> 00:37:47.761
-!-هةر)] پێك رو دلمهاثزون بذاربن.
-تن بذارم.

00:37:48.637 --> 00:37:51.607
- بيمارهايي که در دسته وحشیها...
-خواهر.

00:37:51.807 --> 00:37:55.607
باشه دکتر .من بیرون منتظر میمونم.

00:37:58.680 --> 00:38:00.580
فقط بیرون در.

00:38:02.818 --> 00:38:06.652
ميدوني دکتر تو خيلي شجاع هستي
که با من تنها تو اتاق ميموني.

00:38:06.789 --> 00:38:08.621
چرا عفو بدمموزوني؟

00:38:08.691 --> 00:38:09.749
اوه , خيلي بدتر از این.

00:38:10.725 --> 00:38:12.819
مي بيني که من در دسته وحشیها قرار دارم.

00:38:13.596 --> 00:38:16.691
من درصدد حمله به تو هستم
و بعدش تو رو متهم به تجاوز مي کنم.

00:38:17.665 --> 00:38:18.723
- تو از اینکار| ميكتي ؟

00:38:18.801 --> 00:38:21.668
معلومه .واسه همینه که من تويِ قرنطینه ام.

00:38:22.605 --> 00:38:25.836
من به یه پیرمرد باغبون پرهیزکار تعرض کرهم.

00:38:26.609 --> 00:38:29.840
وقتي اون درخواست منو رد کرد ؛
من بهش انگ فسق زهم.

00:38:30.713 --> 00:38:31.805
یاس 5
بعدش تنييبه دم

00:38:33.649 --> 00:38:34.741
راست بود؟

00:38:35.584 --> 00:38:37.609
.که تنبیه شم ؟ بله.

00:38:37.821 --> 00:38:39.653
که به ناحق اونو متهم کردي؟

00:38:39.788 --> 00:38:41.756
<i>البته اونو به ناحق متهم کرهم.</i>

00:38:42.691 --> 00:38:43.817
گذشته از تمام اینا , من دیوانه ام.

00:38:44.627 --> 00:38:46.755
این از اون دسته كارايي
که یه زن دیوانه میکنه.

00:38:48.631 --> 00:38:51.794
<i>علاوه بر این توجه نکردي که...</i>

00:38:52.602 --> 00:38:53.763
ی
چقدر عجیب بهت نگاه میکنم؟

00:38:54.604 --> 00:38:55.571
ميکني؟

00:38:55.672 --> 00:38:58.698
چطوري به چشات خیره شهم.

00:38:58.842 --> 00:39:02.779
|ون زده.

00:39:03.580 --> 00:39:06.572
چرا اینقدر وحشت زده هستن ؟ کمک احتیاج داري؟

00:39:06.750 --> 00:39:08.684
از من کمک ميخواي؟

00:39:10.620 --> 00:39:11.815
دارم

00:39:12.756 --> 00:39:14.781
مطمئنا تو دليلي براي اینجا بودن داري.

00:39:15.725 --> 00:39:20.629
بعدش حالا من میخوام بهت حمله کنم .بله حمله.

00:39:20.730 --> 00:39:22.698
<i>ولي بخاطر زیباییت نیست.</i>

00:39:22.800 --> 00:39:26.600
نه بخاطر این سیگاراس دکتر .بذار يکي بکشم.

00:39:26.670 --> 00:39:27.831
البته .بفرما.

00:39:30.641 --> 00:39:31.699
تو خوبي.

00:39:33.710 --> 00:39:36.611
-تو كي هستي؟
-من یه دکترم.

00:39:37.682 --> 00:39:39.707
-از طرف زن عمو اومدي ؟
-اره

00:39:40.617 --> 00:39:43.746
-چون نتایج درمان من مثبت نبودن
-اونا میگن.

00:39:43.820 --> 00:39:48.656
و تو دعوت شدي که تلاشتو
واسه یه مورد کاملا مایوسانه يکني؟

00:39:50.728 --> 00:39:51.820
خودت چي فکر ميکني؟

00:39:55.733 --> 00:39:56.859
از کجا مياي؟

00:39:57.635 --> 00:39:58.625
لاینز ویو.

00:40:04.642 --> 00:40:05.837
تیمارستان ايالتي.

00:40:07.712 --> 00:40:09.612
محلي که یه سالن طبالي ي هم داره.

00:40:09.780 --> 00:40:13.580
جايي که شما اسمشو سالن طبالي گذاشتي :
یه تالار شکنجه نیست.

00:40:13.718 --> 00:40:15.709
در واقع سالن تفریحه.

00:40:16.854 --> 00:40:18.822
اونا هميشه منو نگه میدارن.

00:40:20.591 --> 00:40:22.616
متل یه حیوون وحشي توي قفس.

00:40:24.595 --> 00:40:25.858
اون بيرحمه نه؟

00:40:26.630 --> 00:40:27.597
کي؟

00:40:27.698 --> 00:40:30.599
زن عمو ویولت.
فکر ميكني به خاطر چي من اینجام؟

00:40:30.702 --> 00:40:32.796
جايي که هیچکس نمي تونه
منو بیینه یا صدامو بشنوه؟

00:40:33.605 --> 00:40:35.699
<i>بط ۳
از شما متنفره.</i>

00:40:36.574 --> 00:40:37.598
<i>زر ی</i>

00:40:37.709 --> 00:40:38.801
<i>تو ازش نفرت داری؟</i>

00:40:39.878 --> 00:40:41.710
چي نفرت؟

00:40:42.647 --> 00:40:43.614
نه.

00:40:44.616 --> 00:40:45.879
من اصلا نمیدونم معني نفرت چیه.

00:40:46.651 --> 00:40:49.586
من نمي فهمم چطور یه آدم عاقل
میتونه نفرت هم داشته باشه؟

00:40:49.687 --> 00:40:51.655
<i>و واقعا فکر میکنم که خودم سالهم...</i>

00:40:52.657 --> 00:40:55.649
برخلاف اون چيزي که شواهد نشون میدن.

00:40:55.794 --> 00:40:59.628
زن عمويِ شما , خانم ونیل...

00:40:59.731 --> 00:41:01.790
بیشتر از من نمي تونه به خودش کمک کنه.

00:41:02.601 --> 00:41:04.729
به خودت ار ۲ نوا
خودش کمک کنه ؟ منظورتون چیه؟

00:41:05.704 --> 00:41:07.798
ميدوني , ما همه عاشق سباستین بودیم.

00:41:08.607 --> 00:41:12.669
زن ؛ مرد؛ بچه , حیوون , جسم ؛ گیاه...

00:41:12.811 --> 00:41:15.837
باستین یه
بود : بشر نبود.

00:41:17.816 --> 00:41:20.751
طفلي زن عمو واي از همون اول به دام افتاد.

00:41:20.819 --> 00:41:24.551
از اول عاشق سباستین شد و بس.

00:41:24.656 --> 00:41:26.784
اون بخاطر سباستین از همه چي دست کشید.

00:41:27.759 --> 00:41:29.625
حتي از شوهرش.

00:41:29.761 --> 00:41:31.786
وقبل چطور آدعي بود؟

00:41:32.799 --> 00:41:35.598
وقبل ترد خوبي بود...

00:41:35.735 --> 00:41:38.602
ولي کم استعداد...

00:41:40.640 --> 00:41:42.665
این چيزيِ بود که سباستین در مورد اون میگفت.

00:41:42.742 --> 00:41:45.712
سباستین اینها رو میگفت و ظالم بنظر نمیومد :

00:41:45.811 --> 00:41:50.612
ولي اگه من و یا زن عمو واي بخوایم
شبیه اون حرف بزنیم بي عاطفه حساب میشیم.

00:41:50.850 --> 00:41:52.716
درحالیکه واقعا اينطوري نیستیم.

00:41:53.653 --> 00:41:54.814
هر چند کاراي وحشتناكي انجام میدیم.

00:41:55.688 --> 00:41:57.656
منظورت از وحشتناک چیه؟

00:41:58.825 --> 00:42:02.591
زن عمو واي بخاطر سباستین گذاشت شوهرش بمیره.

00:42:02.762 --> 00:42:04.753
بعضي از مردم عقیده دارن اونو کشت.

00:42:05.832 --> 00:42:07.732
چطوري؟

00:42:08.668 --> 00:42:12.696
یه تابستون ۰ سباستین تصمیم گرفت
از مصييتهاي این دنیا خلاص شه ۰

00:42:12.806 --> 00:42:16.606
و یه راهب بودايي بشه.
اون به كوههاي تبت درهیمالیا رفت.

00:42:16.710 --> 00:42:20.772
موهاشو تراشید یه کاسه چوبي واسه
.گدايي برنج دستش گرفت و خوش بود.

00:42:20.847 --> 00:42:22.747
تا زن عمو واي رفت پیشش.

00:42:22.850 --> 00:42:24.716
خب؟ چکار کرد؟

00:42:25.618 --> 00:42:29.680
توي یه آلونک زندگي میکرد : نذر و دعا میکرد خلاصه
هر کاري که زنها توي این کشورها انجام میدن .

00:42:29.756 --> 00:42:33.624
هرکاري که بتونه بهش نزدیگ بشه
و بهش برسه و باعث بشه که برگرده خونه.

00:42:34.761 --> 00:42:36.729
<i>زمانیکه اونا اونجا بودن پیغام رسید که...</i>

00:42:36.797 --> 00:42:39.858
وقبل دار)! تيشرت! و ثپخواد زن :(-دمو رو.

00:42:40.734 --> 00:42:42.600
و اون موندنو انتخاب کرد؟

00:42:43.604 --> 00:42:45.766
اون انتخاب کرد که شوهرش تنها بمیره.

00:42:47.808 --> 00:42:51.745
اگر سباستین رو ميشناختي :
ميفهميدک که زن عمو انتخاب دیگه اي نداشت ...

00:42:51.845 --> 00:42:56.612
همانطور که هیچکدوم از
ما انتخاب دیکه اي نداشت .

00:42:57.718 --> 00:42:59.584
ما وسیله اي میشدیم تا به
چيزي که میخواست برسه

00:42:59.686 --> 00:43:00.710
وسیله؟

00:43:00.854 --> 00:43:03.653
منظورت اینه که اون عادت داشت
مردم رو وسیله قرار بده؟

00:43:03.891 --> 00:43:05.586
بله.

00:43:06.693 --> 00:43:09.822
استفاده از مرهم.

00:43:10.665 --> 00:43:14.863
نداشتن توانايي استفاده از مرحم باشه.

00:43:15.702 --> 00:43:17.693
-ادامه بده.
-تاکجا؟

00:43:17.804 --> 00:43:18.828
هرجا.

00:43:19.774 --> 00:43:22.800
به اولین خاطره اي که یادت مباد.

00:43:24.645 --> 00:43:25.771
اولین خاطره ام.

00:43:26.814 --> 00:43:29.647
در سالن رقص باله در ماردي گرس بود.

00:43:29.850 --> 00:43:32.615
سالن باله ماردي گرس؟ بله؟

00:43:33.821 --> 00:43:36.586
نخستین خاطره من.

00:43:36.791 --> 00:43:38.589
بهار سال گذشته بود.

00:43:39.627 --> 00:43:40.788
قبل از بهار سال گذشته...

00:43:41.629 --> 00:43:43.723
من چيزيِ یادم نمیاد.اصلا.

00:43:44.800 --> 00:43:48.828
مثل اینکه زندگیم همون شب
آغاز شد و همون شیم به پایان رسید.

00:43:52.774 --> 00:43:54.606
درباره اش برام توضیح بده.

00:43:55.677 --> 00:43:56.838
توي اون باله...

00:43:59.714 --> 00:44:03.673
توسط پسريِ به اونجا برده شدم که اونقدر
مست بود که نمیتونست رو پاهاش وایسه.

00:44:03.785 --> 00:44:06.846
میخواستم برم خونه .کتم در اتاق رختکن بود.

00:44:07.655 --> 00:44:11.649
اونا نمیتونستن قبضشو تو جیب پسره پیدا کنن.
من گفتم :"ولش کنین"...

00:44:14.730 --> 00:44:17.700
يكي بازومو گرفت و گفت:

00:44:17.800 --> 00:44:19.700
"من با اتومبیل میرسونمت خونه"

00:44:20.803 --> 00:44:25.570
از هتل که بیرون اومدیم کتشو درآورد
و روي شونه هاي من گذاشت...

00:44:25.708 --> 00:44:27.608
بعد من بهش نگاه کردم.

00:44:28.677 --> 00:44:31.647
واقعا فکر نمیکردم قبلش اونو دیده باشم.

00:44:32.848 --> 00:44:34.646
اون منو برد خونه.

00:44:34.883 --> 00:44:36.749
اول بردم یه جاي دیگه.

00:44:37.753 --> 00:44:40.779
نزدیک دولینگ اکس در
انتهاي خیابان اسیلانداز.

00:44:41.690 --> 00:44:45.684
او توقف کرد.
من پرسیدم واسه چي توقف کردي؟

00:44:46.795 --> 00:44:48.627
جواب نداد.

00:44:48.864 --> 00:44:51.765
فقط یه کبریت روشن کرد سیگار بکشه...

00:44:51.868 --> 00:44:55.702
من بهش نگاه کردم و
فهمیدم واسه چي توقف کرده.

00:44:58.741 --> 00:45:03.577
فکر کنم قیل از اینکه اون از ماشین
پیاده شه . من از ماشین پیاده شدحم و ما...

00:45:04.647 --> 00:45:08.606
و ما پیاده از میان بلوطهاي پرشکوه مه آلود
روي چمنهاي خیس راه افتادیم مثل...

00:45:09.785 --> 00:45:11.844
اینکه يکي...

00:45:12.656 --> 00:45:14.784
...اونجا کمک میخواست.

00:45:19.663 --> 00:45:21.654
و بعدش؟

00:45:26.670 --> 00:45:27.796
<i>بعد گمش کرهم.</i>

00:45:29.673 --> 00:45:32.574
بعد اون منو برد خونه.

00:45:32.843 --> 00:45:35.778
بعد حرف بدي به من زد.گفت:

00:45:37.614 --> 00:45:38.809
"بهتره همدیگر رو فراموش کنیم...

00:45:39.749 --> 00:45:42.775
همسر من در انتظار تولد یه بچه س"

00:45:47.590 --> 00:45:50.582
من فقط وارد خونه شم
اونجا نشستم یه مدتي فکر کردم.

00:45:51.796 --> 00:45:56.597
ناگهان ؛ یه تاکسي گرفتم و
با عجله به سالن باله هتل روزولت برگشتم.

00:45:56.666 --> 00:45:58.634
رقص هنوز ادامه داشت.

00:45:58.736 --> 00:46:01.603
فکر کردم برگشتم تا کت قرضیمو بردارم.

00:46:01.705 --> 00:46:05.642
ولي اصلا به خاطراون برنگشته بودم.

00:46:05.709 --> 00:46:08.770
برگشته بودم تا توي سالن باله
یه سر و صدايي راه بندازم.

00:46:09.580 --> 00:46:12.845
من حتي اصلا کت قديمي پوست روباه خاكستري
زن عمو واي رو از رختكني برنداشتم.

00:46:13.684 --> 00:46:17.814
مستقیما به سالن رقص هجوم بردم و اونو...

00:46:18.655 --> 00:46:20.783
کف زمین انداختم و شروع به...

00:46:21.625 --> 00:46:25.562
زدن مهشت به صورت و سینه اش کرهم تا...

00:46:28.799 --> 00:46:31.632
پسر عمو سباستین منو از اونجا دور کرد.

00:46:33.838 --> 00:46:35.670
دوشیزه کاترین.

00:46:42.613 --> 00:46:43.637
دوشیزه کاترین.

00:46:45.716 --> 00:46:48.617
اینجاست .دوشیزه کاترین اینجاست.

00:46:49.787 --> 00:46:51.846
روخ و جسمش.

00:46:52.890 --> 00:46:56.656
و حالا بیا تا یه بازي شروع کنیم.
به تصاویر دور ویر نگاه کن.

00:46:56.727 --> 00:47:01.563
بگو اولین چيزيِ که در مورد اونا به ذهن من .
به ذهن بينواي أسیب دیده من میرسه چیه؟

00:47:01.700 --> 00:47:02.758
باشه.

00:47:04.835 --> 00:47:08.772
اون سایه روي دیوار شبیه چیه؟

00:47:09.875 --> 00:47:12.606
شبیه یه سایه روي یه دیوار.

00:47:12.711 --> 00:47:14.702
فکر کنم قرار بود که بازيِ کنیم.

00:47:14.880 --> 00:47:16.609
باشه.

00:47:17.582 --> 00:47:19.846
من جنگلها :

00:47:20.652 --> 00:47:22.711
درختها و یک دختر رو مي بینم.

00:47:23.623 --> 00:47:26.615
<i>و اون درختا جنگل دولینگ اکس هسنند...</i>

00:47:26.858 --> 00:47:31.694
و اون شکل زجرکشیده دختره س » کاترینه که..

00:47:31.797 --> 00:47:32.855
از دست داد)].

00:47:34.599 --> 00:47:36.693
دارم سعي میکلم :
کاري کنم که واسش متاسف بشي.

00:47:36.868 --> 00:47:37.835
امیدوارم بتونم.

00:47:41.740 --> 00:47:43.731
باورت میکنم.

00:47:47.613 --> 00:47:49.809
در مورد بل.

00:47:51.750 --> 00:47:54.742
اون منو دوست داشت :
بنابراین منم عاشقش بومم.

00:47:54.853 --> 00:47:58.585
چطوري ؟
منظورم اینه که چطوري عاشقش بودي؟

00:47:58.891 --> 00:48:00.859
فقط به شكلي که اون قبول میکرد.

00:48:05.631 --> 00:48:09.568
<i>-من سعي کردن نجاتش بهم دکتر.
-از چي نجاتش بدي؟</i>

00:48:10.736 --> 00:48:15.674
کلا یه جور تصوريِ از خودش داشت...

00:48:16.709 --> 00:48:19.644
شبیه قرباني شدن واسه...

00:48:19.746 --> 00:48:21.805
- یه نوع تصور ترسناک از...
- خدا؟

00:48:23.851 --> 00:48:27.685
یله , سباستین که خيلي نجیب ومهربون بود

00:48:27.754 --> 00:48:31.588
در جهان چيزيِ دید که
نجییانه و مهربانانه نبود.

00:48:31.692 --> 00:48:35.788
یه چیز وحشتناک درخود خودش

00:48:36.662 --> 00:48:38.630
چي بود؟ بهم بگب؟

00:48:39.665 --> 00:48:42.726
<i>- یه روز در کابزادلو...</i>

00:48:45.706 --> 00:48:49.665
جايي که تابستان گذشته رفتیم. جايي که..

00:48:49.843 --> 00:48:51.868
جايي که سباستین مرد؟

00:48:52.879 --> 00:48:54.608
بله.

00:48:54.881 --> 00:48:55.814
شد؟

00:48:57.851 --> 00:49:00.650
میگن از سکته قلبي , ولي من یادم نمیاد.

00:49:00.720 --> 00:49:02.620
<i>واقعا یادم نمیاد.</i>

00:49:02.723 --> 00:49:06.682
تب-وفاي تن بعدش وثكحكەبي بودم.

00:49:07.728 --> 00:49:09.662
چيزايي میگفتم که الان یادم نمیاد.

00:49:09.830 --> 00:49:11.696
واسه همینه که الان اینجام.

00:49:11.798 --> 00:49:15.598
چون تن تيك گ، ترحم...

00:49:15.702 --> 00:49:18.672
و بعدش حتي بیاد نمیارم چي گفتم.

00:49:18.739 --> 00:49:20.639
سعي کن یادت بیاد.

00:49:24.612 --> 00:49:28.606
تو وسباستین تابستان گذشته...

00:49:29.617 --> 00:49:30.778
سعي کن یادت بیاد.

00:49:39.593 --> 00:49:42.688
ساحل خيلي سفید بود.

00:49:43.831 --> 00:49:46.596
اوه : خورشید شعله ور بود.

00:49:47.702 --> 00:49:52.572
شبیه این بود که چشم خدا
داره ما رو نگاه میکنه.

00:49:52.774 --> 00:49:54.799
شعله ور ؛ شعله ور

00:49:55.843 --> 00:49:58.608
اونروز هیچ هوايي نبود.

00:49:58.713 --> 00:50:01.648
خورشید همه کي هوا رو سوزونده بود.

00:50:02.684 --> 00:50:06.712
بیرون مثل داخل یه کوره داغ بود.

00:50:09.857 --> 00:50:13.623
<i>- بعد اونا اوهدن
ی نت</i>

00:50:14.697 --> 00:50:16.756
از تمام قسه‌تهاي ساحل.

00:50:18.666 --> 00:50:20.691
و اون سروصداي وحشتناکي که میساختن.

00:50:21.869 --> 00:50:26.670
سر و صداي آلات موسيقي که
کاملا از حلب ساخته شده بودن.

00:50:27.609 --> 00:50:28.667
کي بودن؟

00:50:30.812 --> 00:50:33.747
و اون ... اون موزیک.

00:50:34.883 --> 00:50:36.783
اون موزیک وحشتناک.

00:50:38.721 --> 00:50:40.689
اون موزیک رو میشنوم.

00:50:41.690 --> 00:50:43.681
هنوز میشنومش.

00:50:44.627 --> 00:50:47.653
نزدیگ و نزدیکتر ميشه.

00:50:54.670 --> 00:50:59.608
چي شد ؟ بعدش چي شد؟ بعدش یادم نمیاد.

00:50:59.875 --> 00:51:02.674
کاترین همین الان این سر و صدا رو تموم کن.

00:51:02.745 --> 00:51:05.612
-دکتر » من باید شما رو فورا بیینم.
-از اینجا برین بیرون.

00:51:05.781 --> 00:51:08.876
خواهر برو بیرون و تا وقتي نگفتم برنگرد.

00:51:16.760 --> 00:51:19.695
یام نمیاد.

00:51:19.763 --> 00:51:23.791
-یادم نمیاد.
"مهم نیست.

00:51:24.633 --> 00:51:25.759
نگران نباش .مهم نیست.

00:51:25.869 --> 00:51:28.736
ولي من باید یام بیاد .میخوام که یادم بیاد.

00:51:28.837 --> 00:51:30.635
پس موفق ميشي.

00:51:30.740 --> 00:51:31.866
تو کمکم ميكني؟

00:51:32.675 --> 00:51:35.645
-اگر تو اجازه بدي.
-حتما.

00:51:39.783 --> 00:51:41.683
نباید این کار رو میکردم.

00:51:41.784 --> 00:51:44.719
چرا؟
چر یه بوسه يٍِ دوستانه بود نه؟

00:51:45.822 --> 00:51:47.654
شاید نبود.

00:51:48.692 --> 00:51:50.660
ممکنه الان تو فکر کني تمام اون...

00:51:50.760 --> 00:51:53.730
قصه ها در مورد اون باغیونه راسته.

00:51:53.830 --> 00:51:56.595
هر چي حقیقت داشته باشه ما پیداش میکنیم.

00:52:10.614 --> 00:52:14.744
میخوام بدوني که من میتونم جذاب جلوه کنم..

00:52:15.619 --> 00:52:17.610
اگر موهامو مرتب کتم و اگر...

00:52:18.855 --> 00:52:21.722
وقتي در لینزویو هستم
میتوتم لباس زیبا تنم کنم!"؟

00:52:21.826 --> 00:52:23.624
اگر دوست داشته باشي.

00:52:26.664 --> 00:52:30.658
فقط تصور کن یه بار دیگه بتونم...

00:52:30.735 --> 00:52:32.635
<i>...گاري که دوست دارم انجام بنم.</i>

00:52:54.825 --> 00:52:57.795
<i>بیا بیرون پسر .میخوام بهت یه چيزيِ نشون بهم.</i>

00:53:05.637 --> 00:53:10.598
یه نگاه طولاتي اونجا
بنداز .بهم بگو چي ميبيني؟

00:53:10.809 --> 00:53:14.768
قوطيهاي کنسرو و به تابلوي دیرینک نيهاي.

00:53:14.846 --> 00:53:16.780
<i>این چيزايي که تو ميبيني متعلق به گذشته س.</i>

00:53:16.881 --> 00:53:19.748
بخاطر محبت یه مرد جوان مصمم از شیکاگو..

00:53:19.818 --> 00:53:22.617
یه ساختمون جدید در این محل احداث خواهد شد..

00:53:22.687 --> 00:53:27.625
؛ وقف شده جهت جراحي اعصاب :
پیشکش یادبود سباستین ونبل.

00:53:28.660 --> 00:53:30.651
آرزو داشتم اینقدر خوش بین بودم.

00:53:32.664 --> 00:53:34.860
دارم روي وکلا و حسابداراي ونبل کار میکنم.

00:53:35.667 --> 00:53:37.635
وگوش کن » داریم...

00:53:37.702 --> 00:53:41.764
به عدد بزرگ ؛
رند و زيياي یک میلیون دلار میرسیم.

00:53:41.873 --> 00:53:45.832
- همین .بدون هیچ تبصره اي؟
-بدون هیچ تبصره اي.

00:53:46.612 --> 00:53:49.638
چون اون میخواد تو و نه هیچ کس ديگري
عمل جراحي اون فامیلشو انجام بده.

00:53:49.748 --> 00:53:52.809
نمیشه ازش خورده گرفت.
هيچكي بهتر از تو نیست.

00:53:54.821 --> 00:53:58.655
واسه اون دختر یه اتفاق وحشتناک افتاده.

00:53:59.625 --> 00:54:03.789
تجربه اي ترسناک و ضريتي و ..تو این مایه ها.

00:54:03.895 --> 00:54:05.624
<i>چی؟</i>

00:54:05.797 --> 00:54:07.822
<i>نمیدونم .هنوز پیداش نکرهم.</i>

00:54:08.800 --> 00:54:11.792
و اون از اینکه بخودش اجازه
بده تا یادش بیاد . خودداري میکنه.

00:54:12.737 --> 00:54:15.604
اون باید مجبورشه تا یادش بیاد.

00:54:16.876 --> 00:54:17.843
بیا تو.

00:54:18.678 --> 00:54:19.804
<i>ببخشید دکتر هاکس تیدر.</i>

00:54:20.613 --> 00:54:23.605
خانم هالي و پسرش اینجان.
میخوان بیمار جدید رو ببینن.

00:54:23.749 --> 00:54:25.808
ممکن هست بگین تو دفتر من منتظر باشن؟

00:54:26.619 --> 00:54:28.644
-دوشیزه کاترین چطوره؟
-خيلي دوست داشتنیه.

00:54:28.754 --> 00:54:32.713
<i>امروز صبح موهاشو درست کرد
و لباساي خودشو پوشید.</i>

00:54:32.792 --> 00:54:36.820
من تا حالا لباسهايي مثل لباساي
این دختر ندیم .اصل پاریس.

00:54:37.763 --> 00:54:40.755
ممنون دوشیزه بنسون .من میام.

00:54:41.767 --> 00:54:45.670
ولي اون یه مریضه.
تو نميتوني اجازه بدي لباساي شخصیشو بیوشه.

00:54:45.739 --> 00:54:48.731
توي بخش پرستار| فرستادمش.
من نمیخوام توي زندون باشه.

00:54:48.842 --> 00:54:50.708
بخشڕر٫مه1[ر|؟

00:54:50.877 --> 00:54:53.642
میدونم خطر کردم.

00:54:53.713 --> 00:54:56.774
میخوام واسه یه مدتي اون حس نکنه که مریضه.

00:54:56.850 --> 00:55:00.844
۱ ؛ میخوام حس کنه آزاده :
ازاد از محدودیتها , مراقیتها.

00:55:01.654 --> 00:55:02.712
این کاملا نامعموله.

00:55:02.890 --> 00:55:04.858
<i>جنون هم همینطور.
بخاطر همینه که ما اینجا هستیم.</i>

00:55:05.658 --> 00:55:08.753
تمام هدفت اینه که این جراحي انجام ندي.

00:55:09.662 --> 00:55:12.791
<i>-ولي ساختمان جدید فقط واسه همین منظظوره.</i>

00:55:13.600 --> 00:55:15.864
براي جراحي وقف شده.

00:55:16.637 --> 00:55:17.570
بله میدونم.

00:55:17.671 --> 00:55:21.767
خانم ونبل فکر میکنه
تو داري واسه جراحي آماده ميشي.

00:55:22.843 --> 00:55:24.641
صیده تم .

00:55:39.793 --> 00:55:41.784
کني اونجاس ؟ جرج دستمو بگیر.

00:55:41.895 --> 00:55:45.627
خيلي استرس دارم.
توي پوست خودم نمیگنجم.

00:55:45.700 --> 00:55:47.725
<i>ماما پس کن.</i>

00:55:54.776 --> 00:55:55.743
گربه کوچولو.

00:55:55.810 --> 00:55:58.677
دوشیزه بنسون .واسه ناهار نمیرین؟

00:55:58.780 --> 00:55:59.713
ممنون دکتر.

00:55:59.814 --> 00:56:03.648
کوچولوي بينواي من .فرشته مه من.

00:56:03.718 --> 00:56:07.552
-اینجا.
-خوبه مامان .من خيلي خویم.

00:56:07.689 --> 00:56:10.659
آره » خيلي خوشگل شدي كتي و جالب توجه.

00:56:10.725 --> 00:56:13.820
-تو هم همینطور جرج .جالب توجه شدي.
-ما میخواستیم تو رو ببینيم...

00:56:14.629 --> 00:56:16.825
<i>ولي ویولت مي گفت تا زماني که.</i>

00:56:17.633 --> 00:56:20.864
چون دکتر| نمیخواستن هیچکس تو رو ببیا
ماهم نیومدیم.

00:56:21.803 --> 00:56:23.737
<i>وج 3 لباس قشنگه.</i>

00:56:23.839 --> 00:56:25.603
شیرینم از کجا آوردیش؟

00:56:25.707 --> 00:56:27.732
<i>در پاریس .پسر عمو سباستین برام خرید.</i>

00:56:27.843 --> 00:56:31.609
منم يکي از لباساي اونو پوشينم.

00:56:31.680 --> 00:56:33.705
آره , تشخیصش دادم.

00:56:33.815 --> 00:56:36.807
این نشونه مهربوني زن عمو وا نیست
که تمام لباساي سباستین رو به جرج داده؟

00:56:37.619 --> 00:56:39.678
البته اون نمیتونست استفاده اي از اونا بکنه.

00:56:39.754 --> 00:56:43.657
اما فکر پشت این کار زییاس.

00:56:43.792 --> 00:56:45.817
اخیرا زن عمو واي رو دیدین؟

00:56:46.628 --> 00:56:48.858
آره .ما دیشب در منزلش دیدیمش.

00:56:49.631 --> 00:56:51.827
ما رو به یه شام خصوصي
کوچیک دعوت کرده بود.

00:56:52.634 --> 00:56:54.762
سوار اون آسانسوره شده بود...

00:56:54.870 --> 00:56:57.862
-واقعا که یه وسیله تحسین برانگیزه...
-مامان باید در مورد کارمون صحبت کنیم.

00:56:58.640 --> 00:57:01.666
شما میدونین بچه ها چطورین.
چقدر انتقاد میکنن.

00:57:01.809 --> 00:57:03.834
زن عمو واي دیشب چي گفت؟

00:57:04.646 --> 00:57:07.741
که تو در دستان یک مرد توانا قرار داري.

00:57:07.850 --> 00:57:10.820
و منم میتونم بگم این دستها توانا هستن.

00:57:11.620 --> 00:57:13.850
آقاي بروسارد ؛ وکیل جدیدمون...

00:57:14.656 --> 00:57:16.852
مرد خيلي خوبیه...
کوهي از استقامت...

00:57:17.659 --> 00:57:20.629
در تمام این چند ماه دردناک

00:57:20.696 --> 00:57:23.791
ميدوني این واقعه تقرییا ویولت رو کشت.
من میدونم .من اونجا بودم.

00:57:23.899 --> 00:57:28.735
شما هیچوقت اونو , اون طور که من دیدم ندیدین
زجه میزد مثل یه زن دیوانه.

00:57:30.807 --> 00:57:33.742
<i>منظورم اینه که قلبش شکست.</i>

00:57:35.712 --> 00:57:36.838
سباستین تمام زندگي اون بود.

00:57:37.647 --> 00:57:39.706
او زمین زیر پاي سباستین رو سجده میکرد.

00:57:39.782 --> 00:57:43.719
وقتي اون نامه رو از اون محل با اسم مسخره..

00:57:43.820 --> 00:57:44.787
کدوم نامه؟

00:57:44.854 --> 00:57:49.690
از طرف نويسندگاني که فکر میکنم
بهش گفتن چه اتفاقي واسه سباستین در...

00:57:49.759 --> 00:57:52.785
سم اونجا چي بود؟
کجا فوت کرد؟

00:57:53.630 --> 00:57:54.791
-کایزا دیلویو.

00:57:54.898 --> 00:57:56.764
-شما نامه رو ديدي؟
-نه.

00:57:56.832 --> 00:58:00.666
ولي حدس میزنم که توضیح حمله قلبي سباستین..

00:58:00.770 --> 00:58:02.636
و اینکه کاترین...

00:58:02.772 --> 00:58:04.672
اوضاع خوبي نداشت . در نامه داده شده بود.
بچه يِ بینوايِ من.

00:58:04.741 --> 00:58:07.733
من الان خویم مامان .نیستم دکتر؟

00:58:08.678 --> 00:58:09.736
<i>البته که هستي.</i>

00:58:09.880 --> 00:58:12.679
و نگران این نباش که مردم چي میگن.

00:58:12.783 --> 00:58:15.753
هيچكي تو شهر نمیدونه که چي بهت گذشته.

00:58:15.819 --> 00:58:17.719
صلا.
میدونه جرج؟ |

00:58:17.821 --> 00:58:20.654
حتي هیچ کسي نمي دونه از اروپا برگشتي.

00:58:20.724 --> 00:58:22.658
وقتي ازتون سئوال...

00:58:22.759 --> 00:58:26.787
میگیم که رفته خارج که تحصیل کنه.

00:58:27.731 --> 00:58:28.823
ما میتونیم با کاترین تنها صحبت کنیم؟

00:58:29.632 --> 00:58:31.828
بله در مورد یه موضوع فاميلي کوچیک.

00:58:32.635 --> 00:58:36.663
فقط چند تا برگه هست که باید امضا بشن.
یه موضوع کاري.

00:58:38.776 --> 00:58:40.642
واسه تو مسئله اي نیست؟

00:58:40.743 --> 00:58:44.737
نگران نباش دکتر : از وقتي بهم اجازه داده
شده سیگار بکشم. یه بره حرف گوش کن شهم.

00:58:44.849 --> 00:58:48.581
دختر کوچولوي من همیشه یه بره مهربون بوده.

00:58:50.721 --> 00:58:51.745
درز _لسن ی -

00:58:51.769 --> 00:58:57.769
بلبل جان
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:59:00.699 --> 00:59:04.693
-کني,سباستین یه وصیتنامه از خودش باقي گذاشته
-یه وصیت نامه سخاوتمندانه و متفکر انه.

00:59:04.768 --> 00:59:08.602
به من و تو هر کدوم ۵۰۰۰۰ دلار اختصاص داده

00:59:08.706 --> 00:59:10.640
پنجاه هزار دلار با مالیات پرداخت شده.

00:59:10.742 --> 00:59:13.803
ستین هميشه مهربون بود نه؟
-درسته.

00:59:13.878 --> 00:59:15.642
ولي پا، ێزوني وجود دار)!.

00:59:15.747 --> 00:59:19.809
؛ خيلي پیچیده اس كتي .
ولي آقاي بروسارد وکیل جدیدمون...

00:59:20.618 --> 00:59:24.612
<i>- داره تمام تلاششو میکنه که , گواهي صحت
وصیت نامه رو بگیره -ولي گواهي صادرنهیشه.</i>

00:59:24.722 --> 00:59:25.848
-چرا؟
-&lt;زن عمو واي نیمذاره.

00:59:26.624 --> 00:59:30.652
خب . ميدوني به تو و بیماریت مربوط ميشه.

00:59:31.662 --> 00:59:35.792
-معنیش اینکه اون به من اعتماد نداره که صاحب این پول باشم؟
-ینجاه هزار تا واسه زن عمو واي پولي نیست

00:59:36.601 --> 00:59:39.730
<i>پس چی؟
-وقتي تو در اروپا حرقاي احمقانه اک...</i>

00:59:39.838 --> 00:59:43.797
<i>خفه شو مامان.کتي غریبه نیست.هستي کتي؟</i>

00:59:44.609 --> 00:59:47.738
-وقتي من حرفاي احمقانه در اروپا زهم...
-بله تو یه چيزايي گفتي...

00:59:47.846 --> 00:59:50.645
تو یه قصه يِ احمقانه در مورد سباستین ساختي.

00:59:50.749 --> 00:59:52.843
-و 29
فقتي زن عمو

00:59:53.652 --> 00:59:56.815
اصلا حرفي نمیزد بجز
اینکه میگفت تو ورورميکردي.

00:59:56.888 --> 01:00:01.587
این اصطلاح اون در مورد این موضوعه که
تو داستانهايي در مورد سباستین "ورور"ميكني.

01:00:01.693 --> 01:00:04.719
-و اینکه اون چطوري زندگي کرد و چطوری...
-مرد..

01:00:05.697 --> 01:00:07.859
در جايي به اسم کایزا دیلیو.

01:00:08.733 --> 01:00:11.634
در هر حال چيزي که تو گفتي
اونو کاملا دگرگون کرد.

01:00:11.704 --> 01:00:16.642
وقتي دکترا در موردتو به نتیجه رسیدن تو واقعا دیوانه شده
بوديِ و همون وقت زن عمو خواست تو در سیت ماريِ بموني.

01:00:16.741 --> 01:00:20.678
یا حتي اینجا .جاي قشنگي بنظر میرسه.

01:00:20.745 --> 01:00:23.737
-با دکتر خوب و قابل.
-ادامه بده.

01:00:24.617 --> 01:00:26.779
اجازه کتبي واسه نگهداري
تو در اینجا لازم بود.

01:00:26.886 --> 01:00:30.754
پس این دلیل اون مهموني شام خصوصي بوده.

01:00:31.624 --> 01:00:32.785
کي تو باید بفهمي.

01:00:33.593 --> 01:00:35.789
این ۱۰۰۶۰۶۰ دلار مهمترین چیزه.

01:00:36.596 --> 01:00:38.826
جرج الان از همه جور مزایا برخورداره.

01:00:39.632 --> 01:00:43.660
چيزايي که نتونستیم از سال ۱۹۲۹ بهش بدیم. همون سالي
که پدرت کشته شد و اندوخته هامون شروع به ته کشیدن کرد.

01:00:43.736 --> 01:00:46.706
مادر تو اون برگه ها رو امضا نكردي؟

01:00:46.772 --> 01:00:49.833
-تو منو به لاینز ویو نسپردي؟
-هنوز نه.

01:00:50.643 --> 01:00:53.840
ولي کتي » با راهي که زن عمو واي تعیین
کرده ۰ انتخاب دیگه اي اصلا وجود نداره.

01:00:54.647 --> 01:00:55.705
مامان مجبوره که امضاش کنه.

01:00:55.815 --> 01:00:59.752
علاوه بر این , عسلکم ‏
این موضوع هميشگي نیست.

01:00:59.852 --> 01:01:02.787
در واقع اونا گفتن بلافاصله
بعد از اون عمل کوچیک جراحي...

01:01:06.859 --> 01:01:09.794
کدوم عمل کوچیک جراحي؟

01:01:09.862 --> 01:01:13.799
|و۵ .|و۵.

01:01:14.735 --> 01:01:18.638
فقط یه عمل جراحي کوچولو وجود داره
که اینجا انجامش میدن.

01:01:18.704 --> 01:01:21.765
رو مغزه .بهش میگن برش مغز.

01:01:21.875 --> 01:01:24.845
ممکته در مور دش سشنیده با خونده باشي.

01:01:25.612 --> 01:01:28.638
این تخصص اون دکتر خوب جوانه.

01:01:28.715 --> 01:01:32.583
در مورد جنونهايي که هیچ
اميدي به بهبودشون نیست.

01:01:32.686 --> 01:01:35.849
دکتر جمجمه رو سوراخ و مغز رو جراحي میکنه.

01:01:36.623 --> 01:01:40.582
اوه عزیزم «درموردش صحبت نکن .لطفا.

01:01:40.694 --> 01:01:44.688
-تو نميتوني بهشون اجازه بدي.
-بس کن .دنیا به آخر نرسیده.

01:01:44.798 --> 01:01:47.699
<i>-امضا نکن.
-اونا گفتن اصلا صدمه اي بهت نمیزنه.</i>

01:01:47.801 --> 01:01:50.702
- بهشون اجازه نده.
-میگن حتي سختر از یه جراحي لوزه هم نیست.

01:01:50.771 --> 01:01:53.741
و بعد از اون تو دوباره خوب ميشي.

01:03:57.833 --> 01:03:59.767
دوشیزه کاترین.

01:04:01.738 --> 01:04:03.832
- اون چهره ها
- نگاه کن , بخاطر عشق...

01:04:04.607 --> 01:04:07.577
-اونو برگردون به اتاقش.
-تو اینجا چكارميكني؟

01:04:12.682 --> 01:04:14.673
دکتر ما همین الان از دفتر شما اومدیم.

01:04:14.784 --> 01:04:17.845
-اون سر و صداها واسه چي بود؟ آتش سوزي شده؟
-چه اتفاقي افتاده؟

01:04:18.655 --> 01:04:22.717
نمیدونم .ما داشتیم یه گپ خودموني
درمورد شیوه درمان شما میزدیم.

01:04:22.792 --> 01:04:26.660
و ناگهان اون از اتاق پرید بیرون
و از سرسرا رفت پایین.

01:04:26.763 --> 01:04:30.791
من اطمینان دارم کار که
شما و ویولت دارین انجام میدین درسته.

01:04:30.900 --> 01:04:33.665
-راه شما براش خویه.
-یالا.

01:04:33.736 --> 01:04:35.830
-ازتون سپاسگزاریم.
-یالا.

01:04:36.639 --> 01:04:37.800
مراقیش باشین.

01:04:37.907 --> 01:04:40.706
دکتر وان ویچ رو واسم میگیرین؟

01:04:40.778 --> 01:04:41.802
-ممنون.

01:04:46.884 --> 01:04:49.615
ـاوئا ئراحقژت کردن.

01:04:49.820 --> 01:04:52.812
دوشیزه کاترین » هیچوقت فرار نکن.

01:04:53.657 --> 01:04:55.625
کجا رو میبرین دکتر؟

01:04:56.727 --> 01:04:58.695
اصلا مطمئن نیستم که بخوام همچین کاريِ بکنم.

01:04:58.795 --> 01:05:01.628
کجاي مخم رومييري دکتر؟

01:05:01.699 --> 01:05:04.862
جلوشو؟
یا یه خورده عقبتر؟

01:05:05.669 --> 01:05:07.763
فکر میکنم که باید سرمو بتراشم.

01:05:08.806 --> 01:05:12.709
حالا درست کردن امروز صبح موهام:
چقدر بيخودي بنظر میرسه.

01:05:12.810 --> 01:05:15.780
چون یه کم بعدش باید تمامش رو بتراشم.

01:05:16.614 --> 01:05:18.605
آره‌ابهت میگم .مسخره به نظر میرسه.

01:05:20.618 --> 01:05:22.677
تو کسي بودي که ميخواستي به من کمک کني.

01:05:24.822 --> 01:05:25.789
کمکم کن.

01:05:25.890 --> 01:05:27.722
اینطوري حرف نزن.

01:05:27.792 --> 01:05:30.784
چرانه؟ حالا دیوونه بنظر میام نمیام ؟

01:05:30.896 --> 01:05:32.864
-داري سعي ميكني بياي؟
-نه و من دیوانه نیستم.

01:05:33.764 --> 01:05:36.790
تو خودت سعي کردي منو متقاعد کني دکتر ,
که من دیوانه نیستم.

01:05:36.902 --> 01:05:39.872
ديوانگي یه لغت بي معنیه.

01:05:40.839 --> 01:05:43.774
ولي برش مغز یه معني روشن داره , نیست؟

01:05:43.874 --> 01:05:48.812
ميخواي عملم کني؟ بگو , خواهش میکنم ؟

01:05:49.648 --> 01:05:51.742
هنوز نمیدونم.

01:05:54.786 --> 01:05:55.844
طفلي دکتر.

01:05:57.756 --> 01:05:59.724
اذیتت میکنم , نه؟

01:06:00.658 --> 01:06:01.750
آرەتابپکني.

01:06:02.662 --> 01:06:04.687
سعي میکنم دیگه نکنم.

01:06:08.768 --> 01:06:11.703
-چشم دکتر.

01:06:11.903 --> 01:06:14.634
-باید لباس قشنگم رو دربیارم؟

01:06:14.707 --> 01:06:15.833
-الیته که نه.

01:06:20.713 --> 01:06:23.876
من میخوام کمکت کنم.
بهم اعتماد کن.

01:06:25.651 --> 01:06:26.880
من میخوام بهت اعتماد کنم.

01:06:28.687 --> 01:06:32.783
بنظرم خيلي به کمک احتیاج دارم.

01:06:40.866 --> 01:06:43.836
-چشماي کي؟

01:06:44.670 --> 01:06:45.728
دکتر.

01:06:46.806 --> 01:06:49.605
عجیبه که چرا بور نیست.

01:06:49.709 --> 01:06:51.803
معمولا كسايي که چشماشون آبیه بور هستن.

01:06:52.612 --> 01:06:54.603
-من بلوندم.
-آره؟

01:06:54.679 --> 01:06:58.582
جالبه .قصد داریم بعدا بریم سراغ بلوندها.

01:06:58.751 --> 01:07:00.845
بلوندها آخر فهرست غذا بودن.

01:07:01.654 --> 01:07:04.885
حالا فقط استراحت کن.خودتو رهاکن.

01:07:06.826 --> 01:07:11.662
تابستان گذشته سباستین
گرسنه بلوندها شده بود.

01:07:11.797 --> 01:07:13.788
و از تیره ها سیر شده بود.

01:07:14.600 --> 01:07:16.625
گرسنه بورها.

01:07:16.837 --> 01:07:18.828
توي بروشور مسافرتي که انتخاب کرد...

01:07:18.904 --> 01:07:22.738
همش تبلیغات كشورهاي
شمالي با آدماي بلوند بود.

01:07:23.709 --> 01:07:26.838
فکر میکنم در استگهلم و کینهاگ ؛
برامون جا رزرو کرده بود.

01:07:28.648 --> 01:07:32.676
سیر از تیره ها و گرسنه بورها.

01:07:33.687 --> 01:07:37.624
این روشي بود که اون در مورد
مرحم صحبت میکرد مثل اینکه اونا...

01:07:37.824 --> 01:07:39.849
اقلام یه فهرست غذايي هستند.

01:07:40.760 --> 01:07:43.593
این خوشمزه بنظر میرسه.

01:07:43.830 --> 01:07:45.855
اون اشتها برانگیزه.

01:07:46.800 --> 01:07:49.861
یا اون اشتها برانگیز نیست.

01:07:51.805 --> 01:07:55.639
فکر میکنم اون بدلیل خوردن فقط قرص و سالاد..

01:07:55.742 --> 01:07:58.803
<i>هميشه تقریبا نیمه قحطي زده بود.</i>

01:08:00.681 --> 01:08:02.615
حالا فقط استراحت کن.

01:08:06.754 --> 01:08:09.587
ما به شمال پرواز خواهیم کردپرنده ي کوچولو.

01:08:10.691 --> 01:08:14.685
این اسمي بود که بعضي وقتها
اون منو باهاش صدا میزد » پرنده ي کوچولو.

01:08:16.698 --> 01:08:21.636
و ما در زیر اون نورهاي
تابناک سرد شمالي قدم خواهیم زد.

01:08:23.638 --> 01:08:26.767
من تا حالا شفق شمالي ندیدم.

01:08:32.647 --> 01:08:34.877
خب اون هیچوقت هم اون نورها رو ندید.

01:08:37.719 --> 01:08:41.656
اون میگفت :همه کي ما بچه هايي هستیم...

01:08:42.657 --> 01:08:44.591
در یه مهد کودک بزرگ...

01:08:45.760 --> 01:08:47.751
که سعي میکنیم نام خدا رو...

01:08:47.862 --> 01:08:50.854
با دیکته غلط بنویسیم.

01:09:13.855 --> 01:09:14.822
ممنون.

01:09:17.893 --> 01:09:20.658
میخوام باهاتون صحبت کنم.

01:09:20.763 --> 01:09:24.666
<i>اود. این فراموشي بزرگترین عیب هنه.</i>

01:09:24.733 --> 01:09:27.600
یه هدیه براتون دارم .این کتاب.

01:09:27.703 --> 01:09:28.795
ممنون.

01:09:29.805 --> 01:09:32.706
<i>شعر تابستان.</i>

01:09:32.808 --> 01:09:36.642
این جلد شامل یک شعره :
شبیه بقیه که اونا رو هم توي خونه دارم.

01:09:36.712 --> 01:09:39.773
هر کدوم با عنوان شعر
تابستان و تاریخ اون تابستان

01:09:39.882 --> 01:09:42.749
اگر دوست داشته باشي بقیه روهم واست میارم.

01:09:42.852 --> 01:09:44.752
اون در طول سال فقط یک شعر مي نوشت؟

01:09:44.820 --> 01:09:48.586
یه دونه واسه هر تابستون
زمانیکه ما به سفر میرفتیم.

01:09:48.757 --> 01:09:52.694
نه ماه دیگه سال فقط صرف
تدارک و آماده سازي میشد.

01:09:52.796 --> 01:09:54.628
نه ما؟

01:09:54.697 --> 01:09:56.665
بله به اندازه زمان یه بارداري.

01:09:57.666 --> 01:09:59.794
نتیجه میگیرم که خلق یه شعر کار مشکلیه.

01:09:59.903 --> 01:10:00.870
با من آره.

01:10:01.770 --> 01:10:03.636
بدون من » غیر ممکن.

01:10:03.740 --> 01:10:06.869
دکتر اون پارسال شعري ننوشت.

01:10:07.644 --> 01:10:08.668
ولي اون پارسال فوت کرد.

01:10:08.745 --> 01:10:10.645
اون بدون من مرد.

01:10:10.747 --> 01:10:12.681
این شعر آخرین تابستانش بود.

01:10:13.783 --> 01:10:18.619
خانم ونبل » پسرتون دقیقا چطوريِ مرد؟

01:10:18.888 --> 01:10:21.880
بهتون گفتم در اثر حمله قلبي.

01:10:22.692 --> 01:10:24.660
همون چيزيِ که در نامه گفته شده بود؟

01:10:24.894 --> 01:10:28.762
کاترین از کجا میدونه که
من به نامه دریافت کردم؟

01:10:28.865 --> 01:10:31.630
کاترین .نه اون خيلي مختصر میدونه.

01:10:31.835 --> 01:10:33.701
یادش نمیاد.

01:10:33.803 --> 01:10:37.797
بیماریش همینه.اونجا بوده ولي یادش نمیاد.

01:10:38.675 --> 01:10:39.733
خانم هالي به من گفت.

01:10:39.843 --> 01:10:44.644
پس اونم ديدي؟

01:10:44.715 --> 01:10:46.843
باید گم نامه اي در کار نبود.
فقط یه گواهي فوت بود.

01:10:47.650 --> 01:10:48.845
<i>چرا؟</i>

01:10:49.752 --> 01:10:50.810
فکر میکنم مهمه.

01:10:51.621 --> 01:10:53.817
میخوام بدونم روزيِ که پسرتون
فوت کرد چه اتفاقي افتاد؟

01:10:54.725 --> 01:10:56.716
فردا بهتون.

01:10:57.727 --> 01:11:00.890
همینطور فردا مجوزجراحي هم در اختیارتونه.

01:11:01.699 --> 01:11:02.860
و حالا فکر میکنم که بهتره من برم.

01:11:03.633 --> 01:11:05.727
وکیلهام منتظر من هستن.

01:11:05.835 --> 01:11:10.773
شما فکر میکنین مسائل مربوط به ساختمان یاد بود
آسونه باید اونقدر برگه امضا کنم تا از پا بیافتم.

01:11:10.875 --> 01:11:14.607
نه اینکه به این کار عادت ندارم. نه.

01:11:14.712 --> 01:11:16.874
-اون شک داشت که...
-خانم ونبل.

01:11:17.882 --> 01:11:18.872
یسر تون..

01:11:19.884 --> 01:11:21.648
پسرم چي؟

01:11:22.653 --> 01:11:25.679
ى رود؟
ززدکي چطور -"

01:11:26.757 --> 01:11:27.849
اون پاکدامن بود.

01:11:28.792 --> 01:11:29.884
منطورتون اینه که کاملا مجرد بود؟

01:11:33.864 --> 01:11:35.889
بله .باور نمیکنین نه؟

01:11:36.735 --> 01:11:38.829
-شما باور میکنین که اون هرگز...

01:11:38.904 --> 01:11:41.669
دقیقا .مثل اینکه نذر کرده بود.

01:11:41.772 --> 01:11:44.867
ممکنه شبیه غرور بنظر برسه ولي...

01:11:45.677 --> 01:11:48.647
ولي واقعا من تنها کس زندگیش بودم که..

01:11:48.712 --> 01:11:51.682
که در برابر خواسته هايي
که اون ازم داشت خشنود بومم.

01:11:51.783 --> 01:11:54.684
بعد از مدتي پسرم مردم رو رها میکرد ۰
مرخصشون میکرد ؛

01:11:54.786 --> 01:11:57.778
چون رفتارشون در مقابل اون اونقدر...

01:11:57.856 --> 01:12:01.690
-خالصانه؟
-اونقدر که سباستین انتظار داشت , خالصانه نبود.

01:12:01.859 --> 01:12:03.827
<i>میخواي کاترین رو ببینی؟</i>

01:12:05.797 --> 01:12:06.764
نطقیه؟

01:12:07.632 --> 01:12:08.724
<i>همکته کمک کنه.</i>

01:12:08.833 --> 01:12:11.598
ولي وکلام.

01:12:11.703 --> 01:12:14.729
البته شما میتونین قبلش از
وکلاتون بخواین منتظرتون بمونن.

01:12:14.873 --> 01:12:16.705
بله .الیته.

01:12:17.676 --> 01:12:21.840
چه دکتر مصمم و مجاب کننده اي.

01:12:38.830 --> 01:12:42.733
زيربيهوشي بوده .داره بهوش میاد.

01:12:43.703 --> 01:12:46.638
دلفرییه ؟ نه؟

01:12:46.771 --> 01:12:47.795
<i>زر ی</i>

01:12:57.650 --> 01:12:58.811
ما کجاییم؟

01:13:04.724 --> 01:13:06.886
خيلي عجیب و وحشت زده...

01:13:12.631 --> 01:13:15.726
متاسفم .داشتم خواب میدیمم.

01:13:16.837 --> 01:13:17.861
سلام 0 کاترین.

01:13:22.776 --> 01:13:26.735
فکر میکنم زودتر از اینا
باید همدیگه رو میدیدیم.

01:13:26.912 --> 01:13:29.847
در سیت ماري نمیذاشتن کسي تو رو ببینه.

01:13:30.816 --> 01:13:32.841
مامان امروز اینجا بود.

01:13:33.686 --> 01:13:37.714
امروز بود نه؟ من بخاطر این تزریقها
تسلسل زماني رو گم کردم.

01:13:37.824 --> 01:13:39.724
خيلي خوب بنظر ميرسي.

01:13:39.926 --> 01:13:44.727
<i>مامان 1 چطور سما 9 جبزر ین ۸ :
۱۱ دو مجبو کرد که منو به اینجا بسیر ا..</i>

01:13:44.797 --> 01:13:46.629
و بعدش به اونا اجازه بده...

01:13:46.767 --> 01:13:48.792
اون آزار دهنده بنظر میاد دکتر.

01:13:49.636 --> 01:13:53.664
زن عمو واي.من آزار کشیده ام نه آزار دهنده.

01:13:53.840 --> 01:13:56.866
فکر نميكني من دلایل واضحي
واسه يِ این حرفم دارم؟

01:13:57.844 --> 01:14:00.711
مادرم رو مجبور کردي که برگه رو امضا کنه.

01:14:00.814 --> 01:14:03.715
من هرگز کسي رو به هیچ کاري مجیور نکردم.

01:14:03.784 --> 01:14:05.616
اوه : بله .شما اینکار رو کردي.

01:14:07.821 --> 01:14:10.756
و حالا تو ۱۶۰۶۶۰ دلار رو زیر...

01:14:10.858 --> 01:14:13.828
دماغ مادر بینوا و جرج حریص گرفتي...

01:14:13.894 --> 01:14:15.885
تا مامان رو مجبور کني که برگه رو امضا کنه..

01:14:16.697 --> 01:14:17.823
دکتر » من دليلي براي موندن...

01:14:18.832 --> 01:14:21.802
در اینجا و گوش دادن به این حرفها نمي بینم.

01:14:21.903 --> 01:14:24.770
من در اتاق آفتابگیر منتظرتون میمونم.

01:14:57.738 --> 01:14:59.900
دکتر میخوام باهاتون تنها حرف بزنم.

01:15:00.708 --> 01:15:03.700
کاترین میخواست قبل از رفتنتون شما رو ببینه.

01:15:04.679 --> 01:15:07.649
من تابستان گذشته
نمیخواستم جاي شما رو بگیرم.

01:15:07.782 --> 01:15:09.807
لطفا باور کن » زن عمو واي.

01:15:10.685 --> 01:15:12.744
ولي سباستین اصرار کرد اون گفت...

01:15:12.821 --> 01:15:15.813
شما براي مسافرت با اون كافي نبودین.

01:15:16.624 --> 01:15:18.786
اون لمهغرکقاك <i>،</i>
ێظبرابن اصرار کرد کک تن...

01:15:18.893 --> 01:15:21.658
تابستان گذشته بجاي شما با اون برم.

01:15:21.863 --> 01:15:23.854
و اون تابستان گذشته مرد.

01:15:25.900 --> 01:15:30.736
زن عمو ویولت دوست دار بهت بگم؟

01:15:50.759 --> 01:15:53.694
نو عاشق سباستین شدي نه؟

01:15:53.795 --> 01:15:56.856
من سعي کردم بهش چيزيِ رو بدم
که شما همیشه بهش داده بودین.

01:15:57.666 --> 01:15:59.828
درک مطلق و عشق...

01:16:00.637 --> 01:16:04.870
من ویسرم یه اعتماد و عشق کمیاب
و عالي نسبت بهم داشتیم.

01:16:05.674 --> 01:16:07.665
یه عهد یه پیمان

01:16:07.744 --> 01:16:09.872
- من راجع به اون پیمان همه چي رو میدونم.
- اون پیمان رو شکست وقتي...

01:16:10.680 --> 01:16:13.877
کاترین رو ؛ نه منو با خودش
.در زمانیکه شعر مینوشت به سفر برد.

01:16:14.751 --> 01:16:17.812
حتي وقتي من با اون بودم .
بعضي اوقات وحشت زده میشد.

01:16:17.920 --> 01:16:19.786
ولي من میدونستم کي و براي چي.

01:16:19.856 --> 01:16:23.690
روي یه صندلي رویروش مي نشستم
و دستاشو لمس میکردم.

01:16:23.759 --> 01:16:27.787
هيچي نمي گفتم . فقط نگاهش میکردم
و دستاشو با دستام لمس میکرهم.

01:16:29.699 --> 01:16:32.828
بعدش وقتي صیح میشد :
شعر تابستاني ادامه پیدا میکرد.

01:16:32.902 --> 01:16:34.734
تا به اتمام رسید.

01:16:34.837 --> 01:16:37.772
- من نتونستم کمکش کنم.
-طبیعیه .او مال من بود.

01:16:37.840 --> 01:16:39.808
من میدونستم چطوري کمکش کنم.

01:16:39.909 --> 01:16:41.638
-&lt;من سعي کردم.
-گفتم , تو لطف کردي.

01:16:41.710 --> 01:16:42.871
خيلي خب .من تو کارش واموندم.

01:16:43.680 --> 01:16:47.617
میدونم اون روزيِ که ما
روانه کابز| دیلیو شدیم..

01:16:47.717 --> 01:16:49.685
جايي که داشت شعرشو مي نوشت...

01:16:49.752 --> 01:16:53.586
- بله .یه چیزيِ شکسته بود.

01:16:53.690 --> 01:16:56.751
<i>-رشته ي مروارید مادرهاي پیر...
یر ؟</i>

01:16:56.859 --> 01:16:58.827
- که به بچه هاشون مي چسین.
-که جلوي مرگشونو بگیرن.

01:16:59.629 --> 01:17:00.858
نه زندگي .جلوي زندگیشونو بگیرن.

01:17:01.664 --> 01:17:03.792
1
تو چي میدوني؟ تو آهم ویرانگر.

01:17:03.900 --> 01:17:06.733
- ما سرخوش و سرزنده بودیم.
-شما فقط زنده مونده بودین.

01:17:06.836 --> 01:17:08.736
<i>هر دوتون .استفاده !استفاده!</i>

01:17:08.838 --> 01:17:12.604
مردم وسايلي براي عیش شما بودن.

01:17:12.710 --> 01:17:14.701
این چيزيِ بود که شما بهم درس میدادین.

01:17:14.777 --> 01:17:18.873
-شما چيزي مافوق انسان خالي و فاني , بودین.
- ما فقط به خودمون احتیاج داشتیم ؛نه به هیچکس دیگه.

01:17:19.817 --> 01:17:24.721
سباستین فقط تا زماني که تو
هنوز واسش مفید بودي , به تو نیاز داشت.

01:17:24.822 --> 01:17:28.759
-مفید؟
-منظورم اينه که جوور ن » جالب توجه.

01:17:28.826 --> 01:17:30.760
اون دار)! ورورعپکقاك و دروغ.

01:17:30.861 --> 01:17:33.728
- اون منزل مادرشو رو ترک کرد چون واي جذابیتشو..
-تو اونو دزديدي.

01:17:33.831 --> 01:17:35.799
جذابیتشو از دست داده بود.

01:17:35.866 --> 01:17:38.836
جذابیت تو رابطه یه مادر و پسر چه معني داره؟

01:17:39.637 --> 01:17:39.865
بهتون میگم.

01:17:40.671 --> 01:17:43.834
-میتونیم این دروغا رو تموم کنیم؟
-بله مغز منو ببرین.

01:17:43.907 --> 01:17:45.705
اشتباه بود دکتر...

01:17:45.776 --> 01:17:48.677
رفتن من با سباستین اشتباه بود.

01:17:48.912 --> 01:17:51.677
وقتي اون منزل مادرشو ترک کرد :
زن عمو واي دچار تشنج شد.

01:17:51.749 --> 01:17:52.716
نخیر تشنجي درکار نبود.

01:17:54.818 --> 01:17:57.788
سباستین منزل مادرشو ترک کرد »
شبیه به اينکه از اسباب بازیش خسته شده باشه.

01:17:57.889 --> 01:18:00.881
و منو بعنوان اسباب بازي جدید با خودش برد.

01:18:01.659 --> 01:18:03.787
آ فرش بود.
- و این آخرین سفرش بو - دروعن.

01:18:03.895 --> 01:18:05.795
ميدوني دکتر . ما هردو...

01:18:07.666 --> 01:18:09.634
- ما طعمه بودیم
-طعمه؟

01:18:09.700 --> 01:18:12.692
براک سباستین.او بعنوان
دام از ما استفاده میکرد.

01:18:13.672 --> 01:18:17.802
زمانیکه زن عمو دیگه نمیتونست
ماهيهاي بهتريِ رو به تور بندازه , ولش کرد.

01:18:17.908 --> 01:18:20.775
طعمه واسه چي؟
ماهي هاي بهتر چي بودن؟

01:18:20.845 --> 01:18:22.779
ما واسش آهم جور مي کردیم.

01:18:23.682 --> 01:18:27.778
زن عمو اینکارو در جاهاي شيكي که
تا قبل از تابستان گذشته میرفتن انجام میداد.

01:18:27.886 --> 01:18:29.854
سباستین از مردم خجالت مي
کشید , ولي زن عمو نه. 1210

01:18:32.791 --> 01:18:35.658
ولي ما هر دو یه کار واسه اون میکردیم.

01:18:35.894 --> 01:18:37.885
ما هر دو واسش وسیله اي براي ارتباط بودیم.

01:18:39.699 --> 01:18:42.862
من نمي تونم به این حرفهاي وقیح گوش بدم.

01:18:43.635 --> 01:18:46.798
بریدن حقیقت از مغز
من.اين چیزیه که تو ميخواي؟

01:18:46.871 --> 01:18:50.671
ولي نمي توني.
حتي خدا هم نمي تونه حقیقت رو عوض کنه.

01:18:50.775 --> 01:18:51.901
من وتو هيچي نبودیم بجز یه جفت...

01:18:52.677 --> 01:18:53.803
-دکتر.
-اين حقیقته

01:18:53.913 --> 01:18:56.610
ميبيني اون چطور با زیونش ما رو نابود میکنه؟

01:18:56.715 --> 01:18:58.809
این قصه کي زشت رو از مخش ببر.

01:18:59.617 --> 01:19:02.848
چقدر حاضريِ بخاطرش بدي؟

01:19:03.656 --> 01:19:05.852
منو از این دور کن .بیرون از اینجا.

01:19:06.659 --> 01:19:07.785
بیرون این..

01:19:11.764 --> 01:19:14.893
-پرستار؛ محلول آمونیاک لطفا.
-یله دکتر.

01:19:15.701 --> 01:19:17.669
-چي شده؟
-&lt;غش کرده.

01:19:17.737 --> 01:19:20.604
نه .نه , غش نکردم.

01:19:20.806 --> 01:19:22.638
فقط کمي...

01:19:22.875 --> 01:19:25.640
سرگیجه » همش همینه.

01:19:25.745 --> 01:19:29.648
دکتر هاکس تادر :
به من تا حم اتومبیلم کمک مي کني؟

01:19:29.715 --> 01:19:31.615
فکر نمي کنم الان رفتنتون صحیح باشه.

01:19:31.717 --> 01:19:34.687
چه باشه چه نباشه , من دارم میرم خونه.

01:19:53.874 --> 01:19:56.844
فردا , من میخوام اون دختر جراحي بشه.

01:19:56.909 --> 01:20:01.847
این مسئله به دکترش مربوط ميشه.
کسي که قراره جراحي رو انجام بده.

01:20:02.649 --> 01:20:06.677
تا زماني که جراحي انجام بشه
دیگه نمیخوام خبري از شما بشنوم.

01:20:06.701 --> 01:20:26.701
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:22:24.660 --> 01:22:26.685
نه 4

01:22:29.665 --> 01:22:30.689
خواهش میکنم : نه.

01:22:35.939 --> 01:22:39.705
-ميخواي این بیمارستان رو نابود کني؟
-خودت بهتر اینو ميدوني.

01:22:39.776 --> 01:22:42.802
<i>ما میومد اگر مییرید پایین؟</i>

01:22:42.911 --> 01:22:44.675
اون ترسیده بود .اون...

01:22:44.781 --> 01:22:47.648
دلیل بودن بیمارها در اینجا اینه
که اونا نمیتونن فکر کنن.

01:22:48.650 --> 01:22:50.618
بعد از ۲۴ ساعت مشاهده...

01:22:50.720 --> 01:22:54.816
در طول زمانیکه قصد داشت خودشو بکشه مردها
را تحریک و اتاق نشیمن رو به آشوب کشید.

01:22:54.891 --> 01:22:57.792
-اون در رو اشتباهي باز کرد.
-زماني که داشت فرار میکرد.

01:22:57.894 --> 01:23:02.730
شوب بدي به پا شد و اون مسبیش بود.
براش بهانه نتراش.

01:23:02.832 --> 01:23:04.857
و گزارش اور 1...

01:23:05.768 --> 01:23:08.738
هذیان اینکه جهان داشت او را مي درید..

01:23:08.838 --> 01:23:11.671
که مردي با تهدید دوئل به او تجاوز کرد.

01:23:11.774 --> 01:23:14.641
-دوثل اکس.
-اینجا مدارک بيشتري از جنون عاشقانه اش وجود داره.

01:23:14.712 --> 01:23:16.771
در سیت ماريِ نتونستن نگهش دارن .چرا؟

01:23:16.879 --> 01:23:19.644
بخاطر وقاحت و وحشیگریش.

01:23:19.750 --> 01:23:21.878
بخاطر حمله جنسي اش به یه باغبون ۶۰ ساله.

01:23:22.685 --> 01:23:24.653
مسئله اينطوريِ نبود.

01:23:24.721 --> 01:23:27.782
سعي کرد يكي از خواهرها رو
با شعله سیگار بسوزونه.

01:23:27.858 --> 01:23:30.725
بله .تحریکش کردن.
من اونجا بودم , خودم دیدم.

01:23:30.827 --> 01:23:33.819
تحریک ؟ کي یه بیمار آشفته روتحریک میکنه؟

01:23:34.631 --> 01:23:35.723
تعجب ميكني نه؟

01:23:35.832 --> 01:23:38.699
و این بالا , اون سعي میکنه خودشو بکشه.

01:23:38.769 --> 01:23:41.830
دلایل متقاعد کننده ديوانگي.اینطور نیست؟

01:23:42.740 --> 01:23:43.901
من به زمان احتیاج دارم.

01:23:44.908 --> 01:23:47.673
فردا كي به اتاق عمل احتیاج داري؟

01:23:48.712 --> 01:23:51.647
گفتم به زمان بيشتري احتیاج دارم.

01:23:57.921 --> 01:24:01.755
دکتر گلن کلیمر کلینیک سیاتل رو برام بگیر.

01:24:02.693 --> 01:24:05.856
ميدوني منم به اندازه تو
به اون ساختمون احتیاج دارم.

01:24:06.664 --> 01:24:07.825
گُوشي دستمه.

01:24:08.833 --> 01:24:13.771
بهم یه روز بیشتر قرصت بده ببینم میتونم
از اون سد عیور کنم و به حقیقت برسم یا نه.

01:24:13.871 --> 01:24:15.805
این یه اورژانس پزشکیه.

01:24:15.874 --> 01:24:17.638
میخوام یه چيزي رو امتحان کنم.

01:24:17.741 --> 01:24:20.733
فردا میخوام در منزل خانم ونبل
یه چيزي رو امتحان کنم.

01:24:20.911 --> 01:24:22.709
چرا خانم ونبل؟

01:24:22.813 --> 01:24:26.807
نمیدونم .احساس میکنم یه
جورايي توي اون باغه...

01:24:26.918 --> 01:24:30.912
<i>يعني تو اون جنگله ۰
ما بتونیم حقیقت روکشف کنیم ...</i>

01:24:31.690 --> 01:24:34.716
نگاه کن ؛ تو نميخواي خانم ونبل پولش رو..

01:24:34.793 --> 01:24:36.852
به کلینیک سیاتل بده ميخواي؟

01:24:37.629 --> 01:24:41.691
و نميخواي کسي بتونه بگه که ما با شتاب...

01:24:41.799 --> 01:24:43.858
یا برخلاف اخلاق عمل کردیم , ميخواي؟

01:24:46.705 --> 01:24:47.695
تلفن رو کنسل کن.

01:24:48.740 --> 01:24:50.902
ولي مطمنن شو کجا میتونم
دکتر کیلمر رو پیدا کنم.

01:25:25.710 --> 01:25:27.701
خانم ونبل الان میان پایین.

01:25:27.847 --> 01:25:31.806
- همونطور که خواستین بقیه اینجان.
-لطفا به آفتابگیر دعوتشون کن.

01:25:32.685 --> 01:25:33.846
<i>البته دکتر.</i>

01:25:35.788 --> 01:25:36.812
کتي . کر کل ی

01:25:36.922 --> 01:25:38.754
بعداخانم هالي.

01:25:38.858 --> 01:25:41.657
چيزايي که میخواستین آماده کردم.

01:25:41.727 --> 01:25:43.889
- تو اتاق پيذيرايي هستن.

01:25:50.836 --> 01:25:52.736
اینجا چه خبره؟

01:25:53.639 --> 01:25:55.664
<i>ببخشید منتظرتون گذاشتم دکتر کوکروایز.</i>

01:25:55.776 --> 01:25:58.802
میخواستم همه ي برگه هايي که خواسته بودین
رو بیارم ؛ جاشونو گم کرده بودم.

01:25:59.645 --> 01:26:01.807
پسرم هميشه میگفت "مادر , اگر تو.."

01:26:03.682 --> 01:26:06.743
شما دوتا اینجا چکار میکنین
و دکتر کوکروایز کجاس؟

01:26:06.820 --> 01:26:08.788
ولي من فکر کردم تو ما رو دعوت کردي.

01:26:08.888 --> 01:26:11.755
دکتر کوکروایز از من خواست ازشون بخوام بیان.

01:26:12.759 --> 01:26:13.817
الیته.

01:26:13.927 --> 01:26:15.759
دکتر هاکس تادر...

01:26:16.629 --> 01:26:18.791
میخوام جاري مو به شما معرفي کنم , خانم...

01:26:18.898 --> 01:26:20.627
کاترین کجاست؟

01:26:20.700 --> 01:26:21.792
تو آفتابگیر

01:26:22.669 --> 01:26:25.661
خانم هالي و پسرشون میتونن
در باغ منتظر ما بمونن؟

01:26:25.772 --> 01:26:27.706
البته فاکس هیل؟

01:26:27.874 --> 01:26:30.844
نمیدونم چرا همه مرموز به نظر میان.

01:26:30.911 --> 01:26:33.903
بعضي از يادداشتهاي سباستین رو واستون آوردم.
تکه پاره هاش رو.

01:26:34.714 --> 01:26:35.909
و این چيزيِ که میخواستین.

01:26:36.683 --> 01:26:37.775
گواهي فوت پسرتون؟

01:26:37.851 --> 01:26:41.719
- خانم ونبل این باید واستون دردآور باشه.
-اگر نميتوني اسپانيولي بخوني من...

01:26:41.822 --> 01:26:43.654
بخون}.

01:26:44.758 --> 01:26:46.658
خب » من ترجمه اش رو هم دارم.

01:26:46.726 --> 01:26:48.626
همانطور که میبینید ,نه
معمايي در کار بوده...

01:26:48.728 --> 01:26:51.720
نه چيزيِ که دختره در اون زمان
یا هر وقت دیگه اي گفته باشه.

01:26:51.799 --> 01:26:54.666
میگه جسد ية جورايي...

01:26:54.801 --> 01:26:56.792
در اثر سقوط آسیب دیده .اون کجا افتاد؟

01:26:56.870 --> 01:27:00.738
روي زمین .وقتي در ظل آفتاب...

01:27:00.842 --> 01:27:02.833
در خيابوناي یه ده ملالت
انگیز ميميري ؛ کجا مي افتي؟

01:27:03.710 --> 01:27:04.734
جسدش رو دیدین؟

01:27:04.846 --> 01:27:07.713
اونجا یه جاي بدوي بود.
تابوت مهر وموم شده بست ما رسید.

01:27:07.814 --> 01:27:08.804
مهر و موم شده؟

01:27:09.649 --> 01:27:10.707
حرف و شایعه اي ؟

01:27:10.785 --> 01:27:13.811
<i>شایعه اي وجود نداشت .قلبش ایستاد و افتاد.</i>

01:27:14.689 --> 01:27:17.624
من حالا تو باغ منتظر میمونم.
اونجا به من احتیا ج دارین؟

01:27:17.692 --> 01:27:18.853
بله , اگر لطف کنین.

01:27:20.628 --> 01:27:21.686
دکتر هاکس تادر...

01:27:21.863 --> 01:27:24.764
<i>بذار باغ پسرمو بهتون نشون بهم.</i>

01:27:24.865 --> 01:27:29.632
خيلي نامعموله .مثل آغاز خلقت.

01:27:31.873 --> 01:27:33.841
باغ سباستین.

01:27:36.644 --> 01:27:38.635
هنوز میتونم گریه کنم.

01:27:39.780 --> 01:27:41.680
دارم خواب میبینم؟

01:27:41.817 --> 01:27:43.785
واقعي بنظر نمیاد.

01:27:46.655 --> 01:27:50.751
کتت رو در مياري ؟الان
نوبت یه تزریق دیگه اس.

01:27:51.860 --> 01:27:53.760
این دفعه چیه؟

01:27:54.763 --> 01:27:55.855
یه چیز متفاوت.

01:27:56.631 --> 01:27:57.655
سرم حقیقت؟

01:27:57.766 --> 01:28:00.736
بله .هرچند چنین چيزي وجود نداره.

01:28:00.869 --> 01:28:02.633
هر &lt;&lt;

01:28:02.704 --> 01:28:03.762
یا سرم حقیقت؟

01:28:03.906 --> 01:28:05.840
خب , حقیقت وجود دار.

01:28:05.908 --> 01:28:07.637
یه جايي.

01:28:11.713 --> 01:28:14.648
و حالا تو ازم ميخواي که
شروع کنم از ۱*۶۰ برعکس بشمرم؟

01:28:16.785 --> 01:28:20.881
-دوست داريِ برگردي عقب؟
-بله .اوه , عاشقشم.واقعا عاشقشم.

01:28:24.660 --> 01:28:25.752
100

01:28:25.827 --> 01:28:27.795
99, ۰

01:28:27.896 --> 01:28:29.625
۹

01:28:35.737 --> 01:28:37.728
الان حسش میکنم.

01:28:37.840 --> 01:28:38.773
چه خنده دار.

01:28:38.874 --> 01:28:40.842
چشماتو واسه به دقیقه بیند.

01:28:53.855 --> 01:28:56.620
تپخوام با، بم بدي.

01:28:56.692 --> 01:28:58.683
بگو .مال خودت.

01:28:59.662 --> 01:29:01.653
میخوام بهم تمام مقاومتت رو بدي.

01:29:01.831 --> 01:29:03.799
مقاومت ؟ در برابر چي؟

01:29:04.667 --> 01:29:04.895
هر تس

01:29:06.702 --> 01:29:09.728
<i>در مقابلش مقاومت نمیکتم.</i>

01:29:09.839 --> 01:29:12.809
بعضي وقتا مرحم فکر میکنن :
که مقاومت نمیکنن ولي در واقع میکنن.

01:29:15.812 --> 01:29:19.749
<i>حقیقت ته یه چاه بي انتهاس.</i>

01:29:20.883 --> 01:29:22.647
چرا ؟

01:29:25.688 --> 01:29:26.849
چشماتو باز کن.

01:29:29.693 --> 01:29:30.888
چرا سعي کردي خودئو

01:29:33.663 --> 01:29:35.688
این چيزي نیست که همه میخوان؟

01:29:35.765 --> 01:29:37.665
که دیگه مزاحمت ایجاد نکنم ؟

01:29:38.635 --> 01:29:40.694
مادر و جرج پولاشون رو گرفتن.

01:29:40.804 --> 01:29:42.772
تو ساختمونت رو گرفتي.

01:29:42.872 --> 01:29:44.636
زن عمو واي...

01:29:44.874 --> 01:29:45.898
ادامه بده.

01:29:47.777 --> 01:29:49.871
ميدوني فکر میکنم ميخواي چکار کني؟

01:29:51.815 --> 01:29:53.806
فکر میکنم ميخواي هبینوتیزمم کني.

01:29:54.852 --> 01:29:56.684
داري...

01:29:56.754 --> 01:29:57.812
خیره به من نگاه ميكني.

01:29:58.789 --> 01:30:02.783
یه کار عجبيي داري با من با چشمات ميكني.

01:30:02.893 --> 01:30:03.860
چشمات.

01:30:04.762 --> 01:30:07.754
<i>-این کاریه که داري ميكکني؟
-اين چیزیه که حس ميكتي من دارم انجام میحم؟</i>

01:30:08.665 --> 01:30:09.655
حس میکنم...

01:30:13.737 --> 01:30:16.672
فقط با این دارو نیست که
ميخواي کارت رو انجام بدي.

01:30:20.677 --> 01:30:21.906
من دستام رو دراز میکنم.

01:30:22.714 --> 01:30:26.810
ازت میخوام که دستات رو روي دست من
بذاري و تمام مقاومتت رو بدي به من.

01:30:26.885 --> 01:30:30.822
تمام مقاومتها رو از دست خودت
به سمت دست من پاس بده.

01:30:32.724 --> 01:30:34.624
ات دستي...

01:30:34.892 --> 01:30:36.826
ولي هیچ مقاومتي تويِ اونا نیست.

01:30:37.662 --> 01:30:38.720
تو حقیقت ماجرا رو ميگي؟

01:30:41.799 --> 01:30:44.734
هيچي نگفته نمیمونه.همه چي دقیقا گفته میشه؟

01:30:44.869 --> 01:30:46.860
دقیقا همه چیز.

01:30:48.706 --> 01:30:49.901
چون مجیورم.

01:30:55.947 --> 01:30:56.914
...؟.

01:30:57.749 --> 01:30:58.739
میتونم پاشم؟

01:30:58.850 --> 01:31:02.684
<i>بله . البته . ولي مواظب باش.
ممکته سرت گچ بخوره.</i>

01:31:03.922 --> 01:31:05.686
تصینتو نتم .

01:31:08.794 --> 01:31:10.626
بهم بگو.

01:31:10.862 --> 01:31:12.694
بعدش فکر میکنم بتونم.

01:31:12.798 --> 01:31:13.890
پاشو.

01:31:21.773 --> 01:31:22.899
الان میتونم.

01:31:23.875 --> 01:31:27.675
- اوه سرگیجه دارم .کمکم کن.
-خوبه .تو خوبي.

01:31:31.716 --> 01:31:32.842
حمایتم کن.

01:31:33.686 --> 01:31:35.677
خيلي تنهام.

01:31:39.859 --> 01:31:41.623
بذار ...

01:31:41.727 --> 01:31:42.751
بذار ...

01:31:50.803 --> 01:31:53.864
ینت بیرون دکتر. | لي نداره.

01:31:54.673 --> 01:31:55.868
الان مياییم.

01:32:03.682 --> 01:32:04.808
حاضري؟

01:32:19.899 --> 01:32:21.765
تسناد ح کاتر ین .

01:32:22.802 --> 01:32:24.634
حالا ؛ کاترین...

01:32:24.737 --> 01:32:26.899
تو ميخواي حقیقت ماجرا رو بگي.

01:32:27.707 --> 01:32:28.799
از کجا شروع کنم؟

01:32:28.875 --> 01:32:30.866
از جايي که فکر ميكني شروع شد.

01:32:31.778 --> 01:32:33.678
<i>من فکر میکلم...</i>

01:32:33.779 --> 01:32:35.838
از روزيِ که سباستین توي این
خونه متولد شد شروع شد.

01:32:35.948 --> 01:32:37.677
-&lt;من اهمیت نمیدم.

01:32:37.751 --> 01:32:42.621
پس بذار از بعدش شروع کنیم.
چرا از تابستان گذشته شروع نکنیم؟.

01:32:42.722 --> 01:32:43.712
تایستان گذشته &gt;

01:32:43.823 --> 01:32:45.848
تابستان گذشته .چطوري شروع شد؟

01:32:46.726 --> 01:32:47.852
اون بعد از...

01:32:48.728 --> 01:32:49.820
جریان دولینگ اکس شروع شد.

01:32:49.896 --> 01:32:54.629
- چيزي در مورد اون نگو کتي.
-خانم هالي .حرف رو قطع نکنین.

01:32:54.901 --> 01:32:56.892
بعد از اون جریان...

01:32:57.737 --> 01:33:00.763
صبح روز بعد من شروع به نوشتن خاطراتم..

01:33:00.841 --> 01:33:02.866
از زبان سوم شخص کرمم .مثل...

01:33:03.678 --> 01:33:06.704
"او هنوز امروز صبح
داره به زندگي ادامه میده"

01:33:06.880 --> 01:33:08.905
معني او » در واقع من بود.

01:33:09.684 --> 01:33:12.779
"بعدا چي بسرش میاد ؟ خدا میدونه "

01:33:13.688 --> 01:33:16.658
نمیتونم هیچ جا برم بیرون.

01:33:16.724 --> 01:33:18.783
حقیقته.اون نمیتونست اتاقشو ترگ کنه.

01:33:18.858 --> 01:33:20.656
خفه شو مامان.

01:33:20.728 --> 01:33:21.786
نوشتم:

01:33:22.730 --> 01:33:24.630
"او امروز صیح زود بیدارشد"

01:33:24.832 --> 01:33:27.767
قهوه اش رو نوشید , لباس پوشید...

01:33:27.868 --> 01:33:29.666
رفت یه قدم مختصر بزنه..."

01:33:29.803 --> 01:33:31.828
<i>کی؟
9</i>

01:33:33.741 --> 01:33:34.799
تن -

01:33:35.910 --> 01:33:38.743
از اسپلانید به خیابان کانال...

01:33:38.813 --> 01:33:41.874
در حالیکه توسط یه گله
گرگ سبريايي تعقیب میشد.

01:33:42.850 --> 01:33:46.844
تمام چراغ قرمز ها رو رد میشد
و نمیتونست منتظر چراغ سبز وایسه.

01:33:47.756 --> 01:33:51.886
تا جاییکه فکر کرد داره
به دولینگ اکس بر میگر ده.

01:33:56.797 --> 01:33:58.765
همه چي سرد و تاریک.

01:33:59.868 --> 01:34:01.700
ولي اون...

01:34:01.803 --> 01:34:02.827
دهان داغ پر اشتیاق...

01:34:03.771 --> 01:34:05.796
اون یه مرد متاهل خيلي معمولي بود.

01:34:06.642 --> 01:34:06.904
و بعد ؟

01:34:08.876 --> 01:34:12.779
یه روز صبح پسرعمو سباستین
اومد و گفت "پاشو."

01:34:12.880 --> 01:34:15.747
"خب اگر بعد از اون مردنت هنوز زنده اي
حرف شنو باش"

01:34:15.817 --> 01:34:17.808
منم پا شدم.
منو به یه جايي در مرکز شهر برد.

01:34:18.687 --> 01:34:22.624
که عکس واسه یاسیورت میگرفتن.

01:34:22.723 --> 01:34:24.817
گفت "امسال تابستان
مامان نمیتونه با من بیاد"

01:34:25.661 --> 01:34:27.925
"امسال تابستان تو بجاي مامان با من مياي "

01:34:28.697 --> 01:34:32.656
- فقط این عقیده کاترین بود نه اون.
-خانم ونبل.

01:34:32.933 --> 01:34:34.662
و پسرعموتون ؟

01:34:34.903 --> 01:34:37.736
او کمکم کرد به زندگي برگردم.

01:34:37.839 --> 01:34:40.740
در پاریس , بارسلونا ؛ رم...

01:34:40.809 --> 01:34:44.746
تمام اون شهرهاي خارجي زیبا
که تا اونموقع ندیده بودم رو باهم دیدیم.

01:34:44.846 --> 01:34:45.813
واون...

01:34:45.914 --> 01:34:47.780
چي بهشون میگفت ؟

01:34:47.849 --> 01:34:49.817
اون روزاي تابناگ...

01:34:49.918 --> 01:34:53.786
که همیشه ظهر بود و ما هیچ سایه اي نداشتیم.

01:34:53.890 --> 01:34:54.823
ولي بعد...

01:34:55.657 --> 01:34:56.647
بعد چي؟

01:34:56.892 --> 01:34:58.656
در آملفي...

01:34:59.729 --> 01:35:03.723
ی بالاي درياي مدیترانه ,
توي یه باغ من بازوشو گرفتم.

01:35:04.667 --> 01:35:05.896
یازوشو گرقتي .بله"&gt;

01:35:06.669 --> 01:35:09.730
خيلي نرمال بنظر میرسید :
ولي اون ازم کناره گرفت.

01:35:09.872 --> 01:35:12.933
<i>چون از اینکه توسط این
خانم لهس بشه بیزار بود.</i>

01:35:13.776 --> 01:35:17.804
<i>من فقط واسه اینکه قدرداني خودمو از
محبتهاش نشون بهم . این کار رو کرهم.</i>

01:35:17.914 --> 01:35:19.746
نمي خواستم...

01:35:20.683 --> 01:35:22.651
هیچ چیز دیگه اي نبود.

01:35:23.920 --> 01:35:25.718
در هر حال...

01:35:25.922 --> 01:35:28.721
همونجا در آملفي بود که...

01:35:28.825 --> 01:35:32.784
ناگهان تابستان گذشته...
شروع به بيقراري کرد و...

01:35:33.797 --> 01:35:34.855
ادامه بده.

01:35:37.667 --> 01:35:38.828
نمیتونست ادامه بده.

01:35:38.935 --> 01:35:41.700
نمیتونست شعر تابستانیش رو بنویسه.

01:35:41.838 --> 01:35:44.808
من دفترچه اش رو اینجا دارم .,خب؟

01:35:44.874 --> 01:35:48.868
عنوان "شعر تابستان"و تاریخ تابستان ۰۱۹۲۷

01:35:49.679 --> 01:35:53.673
و بعدش » صفحه هاي خالي ,
صفخات خالي .هیچ و هیچ.

01:35:53.751 --> 01:35:55.776
احساس شاعر طوریه که باید به چيزيِ تکیه کنه

01:35:55.885 --> 01:35:57.876
چيزيِ نرم و سبک شبیه تارعنکبوت.

01:35:58.789 --> 01:36:00.814
اون تکیه گاه , شاعر رو از تباهي حفظ میکنه.

01:36:00.891 --> 01:36:02.859
آدماي خيلي کمي به تنهايي
میتونن از پسش برییان.

01:36:03.659 --> 01:36:05.787
حعايت زطدي احڤبـج دار)!.
تن اولو تل-الم ولي اون زداد.

01:36:05.863 --> 01:36:08.662
راست میگه .من از دستش دادم.

01:36:08.765 --> 01:36:10.756
نتونستم ازتار در برابر پارگي محافظت کنم.

01:36:10.868 --> 01:36:12.893
<i>من پاره شدنش رو دیدم ولي نتونستم
نجاتش بهم و يا اینکه تعمیرش کنم.</i>

01:36:13.670 --> 01:36:17.629
حالا داره واقعیتها در میاد بیرون.
شاید تصدیق کنه که واقعا چه اتفاقي افتاد.

01:36:17.741 --> 01:36:18.708
چه اتفاقي افتاده &gt;

01:36:18.809 --> 01:36:20.777
که چطوري کشتش

01:36:20.844 --> 01:36:23.745
چطوريِ در کابزادیلبو به قتلش رسوند؟
ازش بپرس.

01:36:28.919 --> 01:36:30.853
واقعا چه اتفاقي افتاد؟

01:36:33.925 --> 01:36:35.893
زن عمو دیگه جوون نبود.

01:36:36.693 --> 01:36:37.888
ما به کایزادیلیو رفتیم.

01:36:38.763 --> 01:36:41.698
و ناگهان از عصر به ساحل تغییرش داد.

01:36:41.799 --> 01:36:42.891
از عصر به ساحل؟

01:36:43.768 --> 01:36:47.864
منظورم اینه که از عصر به بعد از ظهر.

01:36:47.938 --> 01:36:52.671
<i>بعد از ظهرها شروع کرد به ساحل رفتن.</i>

01:36:52.811 --> 01:36:55.746
چه ساحلي بود ؟ یه ساحل عمومي؟

01:36:55.814 --> 01:36:57.680
بله +عمومي.

01:36:57.749 --> 01:36:59.911
ادعاهاي شبیه اینه که دست اونو رو میکنه.

01:37:00.885 --> 01:37:04.822
بعد از اون همه چي که من در مورد مشکل پسندي
پسرم بهتون گفتم میتونین قبول کنین که...

01:37:04.923 --> 01:37:08.826
<i>که سباستین به یه جاي کیف
یه ساحل عمومي مجاني نزدیک یه لنگرگاه بره؟</i>

01:37:08.927 --> 01:37:12.659
من میخوام اون هر چي میخواد بگه.

01:37:12.864 --> 01:37:13.854
ادامه بده.

01:37:14.766 --> 01:37:16.894
نمیخوام ادامه بحم.

01:37:17.702 --> 01:37:21.866
هر بعد از ظهر تو و پسرعموت
به این ساحل عمومي مجاني میرفتین ؟

01:37:22.774 --> 01:37:26.802
این يكي مجاني نبود.مجانیه درست بغلش بود.

01:37:26.911 --> 01:37:29.710
یه حصار توري بین ساحل مجاني...

01:37:29.781 --> 01:37:32.773
و ساحل يولي که ما رفته بودیم وجود داشت.

01:37:33.686 --> 01:37:35.677
اونجا هيچي که تو رو اذیت کنه اتفاق نیفتاد؟

01:37:36.821 --> 01:37:38.755
-چرا افتاد
-چي؟

01:37:38.823 --> 01:37:42.623
اون واسم یه مایو خرید
که من نمیخواستم بپوشم.

01:37:42.728 --> 01:37:44.696
خندیدم و گفتم "نمیتونم اینو بپوشم"

01:37:44.762 --> 01:37:47.788
چون که توش کاملا لخت بنظر میام.

01:37:47.900 --> 01:37:50.665
-منظورت چیه؟
-مايوي جلفي بود ؟

01:37:50.769 --> 01:37:54.797
یه مایوي یه تکه بود .
از پارچه سفيديِ دوخته شده بود که...

01:37:54.907 --> 01:37:57.638
آب کاملا شفاف و بدن نماش میکرد.

01:37:57.709 --> 01:38:00.610
بهش گفتم نمیخوام با این شنا کنم...

01:38:00.713 --> 01:38:03.842
<i>ولي اون دستم رو چنگ زد
و به زور منو انداخت تو آب.</i>

01:38:03.949 --> 01:38:05.849
کامل فرو رفتم توي آب...

01:38:05.917 --> 01:38:08.887
<i>وقتي از آب بیرون اومحم.</i>

01:38:09.688 --> 01:38:12.817
چرا اینکار رو کرد؟
ميدوني چرا اینکار رو کرد؟

01:38:12.925 --> 01:38:14.757
بله.

01:38:14.827 --> 01:38:16.852
براي جلب توجه.

01:38:17.663 --> 01:38:19.654
چرا ؟ چون فکر میکرد تو تنهايي؟

01:38:19.732 --> 01:38:22.702
فکر میکرد میتونه شوکه ات کنه
که از حالت افسردگي دربياي؟

01:38:23.703 --> 01:38:26.866
ميدوني چرا اون کار رو کردم .بهت گفتم.

01:38:27.640 --> 01:38:29.768
من واسش متل به یاانداز عمل میکردم.

01:38:30.943 --> 01:38:34.675
سباستین تنها بود دکتر.

01:38:34.748 --> 01:38:38.844
اون دفترچه کبود خالي بزرگ و بزرگتر شد.

01:38:38.919 --> 01:38:41.786
بزرگ -بزرگ وخألي.

01:38:41.887 --> 01:38:45.755
به بزرگي اون آسمون و درياي خالي و آبي.

01:38:47.893 --> 01:38:52.660
بزودي وقتي که هوا گرمتر شد و ساحل شلوغتر..

01:38:52.766 --> 01:38:55.633
او دیگه به اون منظور به من احتیاج نداشت.

01:38:55.935 --> 01:39:00.805
آدمايي از توري ساحل مجاني بالا میرفتن
یا اطرافش شنا میکردن.

01:39:01.775 --> 01:39:05.803
<i>بنابراین حالا او به من اجازه داد
لباس نجیبانه تیره اي بپوشم.</i>

01:39:05.879 --> 01:39:08.905
من به انتهاي پرت ساحل واسه
نوشتن کارت پستال و...

01:39:09.683 --> 01:39:12.812
نامه رفتم تا در مجله سوم شخصي خودم
ازشون نگهداري کنم.

01:39:12.887 --> 01:39:16.881
تا زمان ملاقات با هاش
در بیرون حمام عمومي در خیابان فر| رسید...

01:39:17.857 --> 01:39:19.825
اومد بیرون...

01:39:19.926 --> 01:39:20.859
درحالیکه تعقییش میکردن...

01:39:21.795 --> 01:39:23.661
کیا تعقییش میکردن؟

01:39:23.731 --> 01:39:28.635
مردم جوان گرسنه اي که از

01:39:29.737 --> 01:39:31.933
اون بهشون انعام میداد مثل اینکه...

01:39:32.706 --> 01:39:36.643
اونا همگي کفشاشو واکس زدن
یا واسش تاکسي خبر کردن.

01:39:36.743 --> 01:39:38.905
هر لحظه جمعیت بزرگتر میشد...

01:39:39.680 --> 01:39:42.650
پر سر و صداتر , حریصانه تر

01:39:42.749 --> 01:39:45.775
نهایتا از رفتن به اونجا دست برداشتيم.

01:39:45.886 --> 01:39:49.823
<i>و بعد ش؟ بعد از اینکه از رفتن
به ساحل عمومي دست کشیدید؟</i>

01:39:49.890 --> 01:39:51.619
بعد یه روزه...

01:39:51.726 --> 01:39:55.856
چند روز بعد از اینکه
ما دیگه به ساحل نرفتیم...

01:39:56.664 --> 01:39:59.634
یه روز سفید تا
بناک بود.

01:39:59.734 --> 01:40:03.864
نه یه روز داغ آبي , بلکه یه روز داغ سفید.

01:40:04.805 --> 01:40:08.867
ما به ناهار دیروقت در تنها
رستوران کهنه اطراف دریا خوردیم.

01:40:08.943 --> 01:40:11.742
سباستین مثل هوا سفید شده بود.

01:40:11.812 --> 01:40:16.750
اون یه کت شلوار سفید با
به کلاه و کراوات سفید پوشیده بود.

01:40:16.884 --> 01:40:20.878
و با یه دستمال ابريشمي سفید شروع به...

01:40:21.656 --> 01:40:23.647
لمس اینجا و اونجاي صورت و گلوش کرد...

01:40:23.759 --> 01:40:26.729
و مرتب قرصهاي کوچیک سفید
به داخل دهانش پرت میکرد.

01:40:26.827 --> 01:40:30.786
میدونستم که مشکل قلبي داشت
و همین مسئله اونو ترسونده بود.

01:40:30.899 --> 01:40:32.867
<i>مرتب میگفت : بریم شمال"</i>

01:40:32.933 --> 01:40:37.666
فکر میکنم واسه کابزادیلیو
دیگه کافیه ؛ نیست؟

01:40:37.739 --> 01:40:38.831
منم فکر کردم کافیه.

01:40:38.940 --> 01:40:42.672
بعدش اون بچه هاي کنار ساحل...

01:40:42.778 --> 01:40:46.681
ساحلي که با حصار سيمي
از رستوران جدا شده بود.

01:40:46.748 --> 01:40:50.776
میز ما کمتر از یک یارد با
حصار سيمي فاصله داشت.

01:40:50.852 --> 01:40:53.822
و اون بچه ها...

01:40:53.922 --> 01:40:55.754
یه گروه بودن.

01:40:55.857 --> 01:40:57.882
مثل یه گله پرنده هاي جسور بنظر میرسیدن...

01:40:58.694 --> 01:41:00.822
حصار رو با، شدت ڤکون تپدادن.

01:41:00.896 --> 01:41:02.864
مثل اینکه با باد به اونجا آورده شده بودن...

01:41:03.666 --> 01:41:06.636
با باد گرم و سفید از طرف دریا.

01:41:06.735 --> 01:41:09.864
و همه فریاد میزدن "نان نان نان"

01:41:10.673 --> 01:41:11.834
نون میخواستن؟

01:41:11.907 --> 01:41:14.774
با دهنشون صداي بوقلمون در میاوردن...

01:41:14.877 --> 01:41:17.812
مشتاشونو توي دهنشون مي چیوندن و...

01:41:17.880 --> 01:41:21.680
با نیشخند ترسناک صداي بوقلمون در میاوردن.

01:41:22.751 --> 01:41:26.813
از اينکه به اونجا اومده بودیم پشیمون
شده بودیم . ولي دیگه خيلي دیر شده بود.

01:41:26.889 --> 01:41:28.789
چرا دیر شده بود ؟

01:41:28.890 --> 01:41:30.915
گفتم که, پسرعمو سباستین حالش خوب نبود.

01:41:31.728 --> 01:41:33.924
<i>* </i> خبره و شده بودن.

01:41:34.697 --> 01:41:37.689
ولي میگفت به اون هيولاهاي کوچولو نگاه نکن.

01:41:37.800 --> 01:41:39.859
گدايي یه معضل اجتماعي توي این کشوره.

01:41:40.670 --> 01:41:42.764
اگر بهشون نگاه کني از این کشور بیزار میشم.

01:41:42.839 --> 01:41:45.740
و این بيزاري کل دنیا رو واست زشت میکنه.

01:41:46.876 --> 01:41:47.900
ادامه بده.

01:41:50.913 --> 01:41:52.677
ادامه بده.

01:41:56.786 --> 01:41:57.810
ادامه بده.

01:41:58.821 --> 01:42:01.620
دارم ادامه میدم.

01:42:01.724 --> 01:42:04.853
دسته ی بچه ها شروع
کردن واسه ما به آواز خوندن.

01:42:05.661 --> 01:42:07.789
-شروع به چي؟
-واسه ما شروع به نواختن ساز کردن.

01:42:07.864 --> 01:42:11.767
موزیک مینواختن.
اگر بشه اسمشو موزیک گذاشت.

01:42:11.835 --> 01:42:15.897
وسایل موسيقي شون شبیه آلات ضربي بود.
ميدوني منظورم چیه؟

01:42:16.706 --> 01:42:19.641
آره .آلات ضربي .مثل طبل.

01:42:19.743 --> 01:42:24.681
<i>دراون ساحل شني مشتعل
تا اونجايي که تونستم تشخیص بهم ...</i>

01:42:24.748 --> 01:42:28.685
وسایل موسیقیشون قوطيهاي حلبي بودند
که باهم به طناب کشیده شده بودند.

01:42:28.752 --> 01:42:30.880
ویه جور اجسام فلز : اجسام فلزي دیگه...

01:42:31.688 --> 01:42:34.714
که صاف شده بودند و به عنوان...

01:42:34.792 --> 01:42:35.782
به عنوان چي؟

01:42:35.893 --> 01:42:36.860
سنج ازشون استفاده میکردن ميفهمي؟

01:42:37.661 --> 01:42:38.787
ورقه هاي برنجي که به هم میزننشون.

01:42:38.896 --> 01:42:39.886
درسته.

01:42:40.697 --> 01:42:44.725
قوطيهاي حلبي و سنجهاي مسطح
که باهم برخورد میکردن.

01:42:45.669 --> 01:42:49.628
چيزاي دیگه هم داشتن .همه جور چیز.

01:42:49.740 --> 01:42:54.678
چيزايي که واسه تولید سر وصدا ساخته بودن
و یا از کنار ساحل برداشته بودن.

01:42:55.746 --> 01:42:58.647
یه موزيكي که فقط ایجاد سر وصدا میکرد.

01:42:58.749 --> 01:42:59.682
ادامه بده.

01:42:59.750 --> 01:43:01.844
<i>دارم ادامه میم الان
هيچي نمیتونه جلومو بگیره.</i>

01:43:01.952 --> 01:43:05.911
پسر عموت سباستین از این موزیک استقبال کرد؟

01:43:06.690 --> 01:43:08.715
-از موزیک ترسیده بود.
-ترسیده بود ؟ چرا؟

01:43:08.792 --> 01:43:12.660
فکر کنم بعضي از نوازنده ها رو شناخته بود.

01:43:12.797 --> 01:43:13.855
بعضي از پسرا رو.

01:43:14.832 --> 01:43:16.891
از بچه تا بزرگتر.

01:43:17.669 --> 01:43:19.865
چکارکرد؟ به مدیر رستوران شکایت کرد؟

01:43:20.672 --> 01:43:21.901
کدوم مدیر ؟ جدا؟

01:43:22.674 --> 01:43:23.835
تو پسر عموي منو نمي شناختي.

01:43:24.709 --> 01:43:25.676
منظورت چیه؟

01:43:26.845 --> 01:43:30.839
او همه چي رو همانطور که بود مي پذیرفت...

01:43:30.949 --> 01:43:35.887
و فکر میکرد هیچکس حق نداره
که هیچ دخالت يا شكايتي بکنه.

01:43:36.688 --> 01:43:39.851
ولو اينکه اون میدونست چیزي بده .
قبول میکرد که بده.

01:43:39.924 --> 01:43:41.915
چيزيِ که اشتباهه , اشتباهه دیگه.

01:43:42.728 --> 01:43:46.892
هر عکس العملي در مورد هر چيزي
رو ناشایست میدید.

01:43:47.699 --> 01:43:50.862
اون حسي که از درون هدایتش کرد :

01:43:50.936 --> 01:43:53.906
باعث شد چه عکس العملي نشون بده؟

01:43:54.706 --> 01:43:58.734
ناگهان از پشت میز پاشد و گفت:

01:43:58.844 --> 01:44:01.814
بس کنین .ساکت شین .من حالم خوب نیست.

01:44:01.913 --> 01:44:04.939
من مشکل قلبي دارم.
کار اتون داره منو مریض میکنه.

01:44:05.718 --> 01:44:08.813
این اولین باريِ بود که
پسر عمو سباستین تلاش کرد...

01:44:08.920 --> 01:44:11.787
تا آدمها رو ادب کنه.

01:44:11.856 --> 01:44:16.760
که فکر میکنم اشتباه بزرگش هم بود.

01:44:16.861 --> 01:44:21.697
او بعد از گذاشتن پول صورتحساب
رويِ میز با احتیاط از رستوران بیرون رفت.

01:44:21.800 --> 01:44:23.825
و از اون مکان فرار کرد.

01:44:23.903 --> 01:44:24.870
کردم.

01:44:25.671 --> 01:44:29.767
بیرون کاملا سفید بود.

01:44:29.875 --> 01:44:32.640
سفید و گرم و مشتعل...

01:44:32.745 --> 01:44:36.739
تو سباستین رو بیرون از رستوران
به طرف اون خیابون سفید تعقیب کردي؟

01:44:36.815 --> 01:44:37.873
در امتداد ساحل دوید.

01:44:38.684 --> 01:44:41.654
-تو هم در امتداد ساحل دويدي؟
- نه , نه.

01:44:41.720 --> 01:44:42.881
از اون طرف نرفتیم.

01:44:45.724 --> 01:44:49.854
<i>من به ندرت پیشنهاد
میدام . ولي این دفعه دانم.</i>

01:44:49.929 --> 01:44:51.795
چه پيشنهادي دادي؟

01:44:51.898 --> 01:44:55.835
نزدیک وروديِ کافه خشکش زده بود.

01:44:55.902 --> 01:44:58.872
بنابراین من گفتم "یالا بریم"یادم میاد گفتم:

01:44:59.706 --> 01:45:03.665
لنگرگاه پایین این راهه و احتمال اینکه
بتوتیم نزدیک اونجا تاکسي پیدا کنیم بیشتره.

01:45:03.776 --> 01:45:06.802
یا چرا برنمیگردیم به رستوران و
ازشون نمیخواهیم یه تاكسي واسمون خبر کنن؟

01:45:06.879 --> 01:45:09.712
.اوه باله باله .اينطوري بهتر ۵"

01:45:09.816 --> 01:45:13.844
و اون گفت "دیوانه اي ؟ دویاره برگردیم
به اون جاک کنیف ؟ هرگز"

01:45:13.954 --> 01:45:17.857
دار و دسته بچه ها حرفاي زشتي
در مورد من به پیشخدمتها گفتن.

01:45:17.958 --> 01:45:20.859
من گفتم "خب , بیا بریم
پایین به سمت لنگرگاه."

01:45:20.961 --> 01:45:25.865
و سعي نکنیم که بيخودي توي
این گرماي کشنده از اون تیه بالا بریم."

01:45:25.933 --> 01:45:28.800
پسر عمو سباستین گفت " لطفا خفه شو"

01:45:28.902 --> 01:45:32.896
ذار من این موقعیت رو کنترل کنم ميذاري؟
من میخوام خودم اوضاع رو بدست بگیرم.

01:45:34.741 --> 01:45:38.837
و به سمت خیابون شبیدار جهید درحالیکه
یه دستش رو به داخل کتش فرو برده بود.

01:45:39.646 --> 01:45:43.640
<i>اونجا بود که فهمیدم بخاطر
تیش قلبش داره درد میکشه.</i>

01:45:43.750 --> 01:45:48.654
<i>ولي وحشتزده قدمهاش رو سریع و سریعتر کرد.</i>

01:45:48.755 --> 01:45:49.916
هرچي سریعتر راه میرفت...

01:45:50.690 --> 01:45:53.682
اون بلندتر و نزدیکتر میشد.

01:45:53.761 --> 01:45:54.785
چي نزدیکتر میشد؟

01:45:54.894 --> 01:45:56.692
موزیک!

01:45:56.796 --> 01:45:57.763
دوباره موزیک؟

01:45:57.832 --> 01:45:58.890
دوباره موزیک.

01:45:59.734 --> 01:46:01.828
سروصداي گروهي که تعقییش میکردن.

01:46:01.936 --> 01:46:05.702
داشتن تعقیبش میکر دن..داشتن تعقیبش میکر دن.

01:46:05.773 --> 01:46:08.640
به سمت بالاي خیابون سفید شعله ور.

01:46:08.742 --> 01:46:12.838
به سمت بالا .مستقیم.تنها راهي که باز بود
همون بود » بنابراین از اون طرف رفت.

01:46:13.681 --> 01:46:15.877
سعي کرد از اون خیابونا فرارکنه؟

01:46:16.684 --> 01:46:20.712
سعي کرد از اون خیابونا فرار کنه...

01:46:20.821 --> 01:46:21.879
ولي راه فرار پیدا نمیکرد؟

01:46:22.691 --> 01:46:25.786
راه فرار پیدا نمیکرد.

01:46:25.860 --> 01:46:27.851
دسته بچه ها...

01:46:27.962 --> 01:46:31.660
وقتي سعي کرد فرار کنه...

01:46:31.800 --> 01:46:33.700
از اون خیابونا...

01:46:33.934 --> 01:46:38.735
پایین کوچه ها ي کوچیک بغلي ؛ بین ساختمونا..

01:46:38.807 --> 01:46:41.640
اونا از هر طرف اومدن.

01:46:41.743 --> 01:46:43.837
تنها مسیر به سمت
سمت بالا بود.

01:46:43.912 --> 01:46:45.880
مسیر » مستقیم به
سمت بالا بود.

01:46:46.681 --> 01:46:48.649
<i>بالاي اون شیبها ۰ خيابوناي سفید...</i>

01:46:48.750 --> 01:46:52.914
زیر نور خورشید , و خورشید شبیه یه استخون
سفید بزرگ از یه جونور غول پیگر بود...

01:46:53.688 --> 01:46:54.917
که توي آسمون به آتش کشیده شده بود.

01:46:55.724 --> 01:46:57.818
سباستین به دویدن به سمت بالا ادامه داد.

01:46:57.893 --> 01:47:00.658
<i>هنوز نمیدونم چطور میتونست بدو.
اون هیچوقت نمي دوید.</i>

01:47:00.762 --> 01:47:02.890
ولي دوید و دوید ودوید...

01:47:03.698 --> 01:47:05.826
بجايي که سفیدتر و خالیتر بود...

01:47:05.901 --> 01:47:07.699
چي خالیتر بود؟

01:47:07.769 --> 01:47:10.864
زور... زور وآلممەون.

01:47:11.673 --> 01:47:15.906
<i>اون شیبها . خيابوناي سفید و خورشید و
همه چیز به شکل سفید و خالي برافروخته شدند.</i>

01:47:16.912 --> 01:47:18.903
اون خیابونا به کجا منتهي میشدن؟

01:47:19.715 --> 01:47:20.705
به تاکجا آباد!

01:47:20.782 --> 01:47:21.749
هیچوقت نرسید...؟

01:47:21.850 --> 01:47:26.720
هیچوقت به پایانشون نرسید. اونا در
آخردنیا متوقف شدند .بي مکان بي زمان.

01:47:29.724 --> 01:47:31.658
بجز؟

01:47:31.793 --> 01:47:33.887
بالاي تیه.

01:47:34.664 --> 01:47:38.794
یه چيزي یه جا یه ویرانه.

01:47:40.937 --> 01:47:42.632
مثل چي؟

01:47:42.737 --> 01:47:45.866
مثل ورودي...

01:47:46.676 --> 01:47:49.873
یه معبد ویران شده...

01:47:50.679 --> 01:47:53.842
یه معبد ویران شده باستاني...

01:47:53.950 --> 01:47:56.851
که اون واردش شد.

01:48:01.791 --> 01:48:03.725
و اونا ناگهان بهش حمله کردن...

01:48:05.896 --> 01:48:08.695
اونجا تو اون...

01:48:08.764 --> 01:48:11.734
و تو کاترین تو بعدش چکار کردي؟

01:48:12.836 --> 01:48:14.895
من فریاد سیاستین رو شنیدم.

01:48:18.942 --> 01:48:21.707
فقط یکبار فریاد کشید.

01:48:29.953 --> 01:48:32.650
کمک!

01:48:36.659 --> 01:48:37.717
کمک!

01:48:38.795 --> 01:48:39.887
و بعدش ؟ بعد ؟

01:48:40.697 --> 01:48:42.756
فرار کردم .اونا گذاشتن من فرار کنم.

01:48:42.865 --> 01:48:43.923
اونا حتي منو ندیدن.

01:48:44.700 --> 01:48:44.893
به کجا فرار کردي؟

01:48:45.736 --> 01:48:46.703
پایین.

01:48:46.770 --> 01:48:49.740
به سمت پیشخدمتها , پلیس .مرهم...

01:48:49.840 --> 01:48:52.832
از خونه هاشون بیرون دویدن.
برگشتیم بالا به جايي که .

01:48:52.943 --> 01:48:56.846
پسر عمو سباستین...

01:48:58.882 --> 01:49:03.649
لخت دراز کشیده بود...

01:49:03.755 --> 01:49:06.656
روک سنگاي شکسته.

01:49:07.859 --> 01:49:10.885
و شما این قسمتش رو باور نمیکنین.

01:49:11.696 --> 01:49:16.634
هيچکي ؛ هيچكي نمیتونه باور کنه.

01:49:19.770 --> 01:49:21.932
بنظر میرسید مثل اینگه...

01:49:22.740 --> 01:49:25.801
مثل اینکه اونا حریصانه خوردنش!

01:49:26.877 --> 01:49:29.778
مثل اینکه اونا پاره اش کردن.

01:49:29.880 --> 01:49:33.714
یا با دستاشون بدنشو تکه تکه کردن...

01:49:33.884 --> 01:49:37.787
یا با چاقو یا با اون قوطي
حلبيهاي کنگره دار تیز...

01:49:37.888 --> 01:49:39.788
که باهاش موزیک میزدن...

01:49:40.892 --> 01:49:44.760
مثل اینکه تکه هاي بدنشو ...

01:49:44.862 --> 01:49:49.766
پاره کردن و در دهانهاي حریصشون چیوندن.

01:49:52.870 --> 01:49:57.808
دیگه هیچ صدايي نبود.

01:50:02.747 --> 01:50:04.841
ولي سباستین...

01:50:07.786 --> 01:50:11.916
روک اون سنگها دراز کشیده بود...

01:50:12.690 --> 01:50:16.786
چاک خورده و له شده.

01:50:27.740 --> 01:50:28.901
او)!

01:50:34.746 --> 01:50:35.907
خانم ونبل.

01:50:41.820 --> 01:50:43.788
تو اينجايي.

01:50:43.889 --> 01:50:45.823
فکر کردم هنوز توي عرشه اي.

01:50:45.924 --> 01:50:50.760
کلاهت کجاست؟ اوه عزیزم .تو تب داري.

01:50:50.829 --> 01:50:53.855
تمام طول روز بالايِ اون
بادبانها زیر آفتاب سوزان ؛

01:50:54.667 --> 01:50:57.796
داشتي پرنده ها گرسنه و
ترسناک رو نگاه ميكردي.

01:50:57.870 --> 01:51:00.862
من نمیدونم توي منظره هاي وحشتناک

01:51:01.674 --> 01:51:04.769
واسه هر دومون کافیه .عزیزم.

01:51:04.877 --> 01:51:06.936
این آفتاب لعنتي.

01:51:36.710 --> 01:51:37.905
البته خدا بیرحمه.

01:51:38.712 --> 01:51:42.740
نيازي نداریم که به انکانتاداس بریم
تا اینو بفهمیم نه؟

01:51:42.849 --> 01:51:44.715
نو شناختیم. همیشسشه
اونو ته ما واسه همی

01:51:44.819 --> 01:51:46.844
چهره کي وحشي که اون به مردم نشون میده...

01:51:46.920 --> 01:51:49.651
و بانگ خشم آلودي که اون فریاد میزنه.

01:51:49.756 --> 01:51:54.694
این همه چيزايي هست که در حال حاضر ما از
خدا میبینیم یا میشنویم.هيچکي نمیدونه چرا.

01:51:54.861 --> 01:51:55.919
یه تفاوت بین ما...

01:51:56.696 --> 01:51:58.892
و بقیه وجود داره که ما اونو میشناسیم
ولي بقیه نه. بخاطر همینه که ما خوشبختيم.

01:51:59.667 --> 01:52:01.635
برو استراحت کن عزیزم.

01:52:01.735 --> 01:52:03.703
مراقب تبت باش.

01:52:03.803 --> 01:52:07.865
من میرم کاییتان رو ببینم تا بهش بگم
مسیر رو به سمت خونه تغییر بده.

01:52:08.676 --> 01:52:10.804
|و۵ <i>، </i>

01:52:10.911 --> 01:52:14.814
چه تابستان دلفرييي .فقط ما دو نفر.

01:52:14.915 --> 01:52:16.815
و وپولت.

01:52:16.917 --> 01:52:18.851
ويولن و.

01:52:18.919 --> 01:52:21.786
تنها راهي که تا هميشه پابرجاست.

01:52:21.889 --> 01:52:24.756
او,! ط خو عزڕزم.

01:52:24.825 --> 01:52:27.795
همدیگر رو داریم و
تا ابد به هیچکس احتیاج نداریم.

01:52:41.809 --> 01:52:45.643
تمام شواهد میگن که داستان دختره راسته.

01:52:51.787 --> 01:52:54.813
جرج بهش بگو با ما بیاد خونه.

01:52:54.890 --> 01:52:57.689
-دکتر؟
-کاترین خوب ميشه.

01:52:57.793 --> 01:52:58.885
-نمیتونه بیاد خونه؟
-نگران نباش .میاد.

01:52:59.694 --> 01:53:01.924
-چرا مادرتونو نمییرین؟
-الیته یال مامان.

01:53:13.842 --> 01:53:14.809
دوشیزه کاترین؟

01:53:15.877 --> 01:53:17.845
اون اینجاس دکتر.

01:53:19.816 --> 01:53:21.807
دوشیزه کاترین اینجاس

01:53:21.831 --> 01:53:41.831
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.