﻿WEBVTT

00:00:01.200 --> 00:00:13.700

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:09.800 --> 00:02:13.200
.داستان‌های عاشقانه تماما مانند هم‌دیگرند

00:02:13.500 --> 00:02:18.400
.شروعی زیبا با پایانی تلخ
.داستان من اما کاملا متفاوت است

00:02:19.900 --> 00:02:24.400
...تولدم برای مثال
.بدون هیچ پدر و مادری

00:02:25.800 --> 00:02:29.000
.بهرحال این منم
.اولین عکسم

00:02:29.700 --> 00:02:34.700
شما‌ها روی پتویی درحال تکان دادن پاهای خود بودید
.اما من اصلا پایی نداشتم

00:02:35.000 --> 00:02:37.900
.تنها یک سر داشتم

00:02:38.300 --> 00:02:41.400
.چه وضعیت عجیبی برای زنده بودن

00:02:41.900 --> 00:02:44.300
.ولی چیزهای جالبی منتظرم هستند

00:02:49.200 --> 00:02:52.200
.در آن لحظه هنوز به دنیا نیامده بودم

00:02:53.600 --> 00:02:56.400
...و سپس ... کلیک

00:02:59.000 --> 00:03:01.300
.و متولد شدم

00:03:03.600 --> 00:03:05.200
.یکی

00:03:05.700 --> 00:03:07.500
آیا او فرزندی داشته؟

00:03:08.200 --> 00:03:10.200
.پنج و هفده دقیقه

00:03:11.200 --> 00:03:12.300
ساعت چنده؟

00:03:19.000 --> 00:03:20.700
،شجاع باش فرزندم

00:03:20.900 --> 00:03:24.800
تو به زودی در پیشگاه پروردگارمان
.و مریم مقدس قرار خواهی گرفت

00:03:25.400 --> 00:03:27.400
.نفرت‌انگیزه

00:03:41.400 --> 00:03:43.200
سیگار آخر؟

00:03:47.900 --> 00:03:50.000
!چه زیبا

00:03:50.200 --> 00:03:54.900
کمی سرد بود، اما پرنده‌ها
درحال خوندن بودند و این ...بو

00:03:57.200 --> 00:03:59.300
!پس جهان اینه

00:04:00.500 --> 00:04:03.400
...مطابق با قانون
[صحبت به عقب]

00:04:08.200 --> 00:04:13.400
.خوبه، خیلی خوبه
.و این تازه شروعشه

00:04:14.400 --> 00:04:18.800
وقتی بزرگ شم یاد می‌گیرم که ویولن بزنم
.و گربه‌ها رو بترسونم

00:04:19.000 --> 00:04:23.000
!خدایا، چه فرصت‌هایی
!نمی‌تونم صبر کنم

00:04:24.400 --> 00:04:28.400
مطابق با قانون ۸۳۶
[صحبت به عقب]

00:04:29.300 --> 00:04:32.700
،اما تشریفات و رسومی هم هست
،دنیا همینطوری درهم برهم نیست

00:04:32.900 --> 00:04:34.800
از همون ابتدای ابتدا .متوجهش شده بودم

00:04:35.000 --> 00:04:37.000
.به نام جمهوری...

00:04:42.600 --> 00:04:47.000
.در نهایت وارد دنیای واقعی شدم

00:04:47.200 --> 00:04:50.200
...چپ، راست، چپ

00:04:51.300 --> 00:04:55.200
،پاهایم مثل لاستیک بودند
،هنوز نمی‌توانستم درست راه بروم

00:04:55.400 --> 00:04:57.100
.اما این آقایون صبور بودند

00:04:57.400 --> 00:05:02.600
.اونی که چتر داره به من درس‌ زندگی می‌داد

00:05:04.800 --> 00:05:07.900
.ابتدای کار اونا باید دستام رو باز میکردند

00:05:20.300 --> 00:05:22.700
!زندانی رو بیرون بیارین

00:05:23.700 --> 00:05:26.800
امیدوارم -
خداوند تو رو ببخشد -

00:05:36.800 --> 00:05:39.000
.پسرم، دعا می‌کنیم

00:05:39.200 --> 00:05:42.300
(همه‌ی ده فرمان را بلدی؟ (فهرستی از دستورات مذهبی یهود به موسی
.از پنجره پرتش کردم پایین -

00:05:44.300 --> 00:05:47.200
چه بر سر اون مرد آوردی؟
اون مُرد؟

00:05:47.700 --> 00:05:52.200
زندگی ابدی فقط در انتظار کسانی است
.که صمیمانه از گناهان خود پشیمان هستند

00:05:52.800 --> 00:05:54.800
.زمان زیادی میبره

00:05:55.000 --> 00:05:58.700
!اعتراف کن، پسرم
همه چیز رو به من بگو

00:06:26.600 --> 00:06:28.100
!بلند شو! وقت اعدامه

00:06:43.200 --> 00:06:47.200
سالن سخنرانی که من را به آنجا بردند
.بسیار معروف و شناخته شده بود

00:06:47.500 --> 00:06:51.500
.سیستم آموزشی مشکل و پیچیده بود
.پسران و دختران جدا بودند

00:06:52.100 --> 00:06:56.100
.مرکز ستاد، بازیگوشی طبیعی ما رو درک کرده بود

00:06:57.000 --> 00:07:00.600
!ما تمام طول روز بازی می‌کردیم

00:07:01.500 --> 00:07:06.800
.با بازی کردن ما به افرادی محکم و قوی تبدیل شدیم

00:07:07.200 --> 00:07:12.000
که در آینده می‌توانستیم مسئولیت‌های
.مهمی در جامعه برعهده بگیریم

00:07:19.200 --> 00:07:22.800
،درحالیکه من به باقی بچه‌ها نگاه می‌کردم

00:07:23.100 --> 00:07:27.400
،فکر می‌کردم که چه ژنرال‌هایی

00:07:29.000 --> 00:07:32.300
.یا چه وزیرانی در آینده که دربین ما حضور دارند
کی میدونه چه آدمای دیگه‌ای هم ممکنه باشن؟

00:07:34.200 --> 00:07:37.500
.یکی از متد‌های آموزشی بازگرداندن غذا بود

00:07:37.800 --> 00:07:41.400
.زمانی که ما تا آخرین دانه برنج رو تحویل می‌دادیم

00:07:41.600 --> 00:07:44.300
.ما همگی یک چیز رو می‌دادیم

00:07:45.800 --> 00:07:50.300
ما بویی از خودخواهی و سایر
  رذایل زشت که میتونن

00:07:50.500 --> 00:07:53.000
.شخصیت یک فرد رو نابود کنن، نبرده بودیم

00:07:57.500 --> 00:08:01.900
.من تشویق شدم تا متکی به خودم باشم
.کارم تبدیل به لذت من شده بود

00:08:02.600 --> 00:08:07.000
.نمی‌تونستم زندگیمو بدون باز کردن کیسه‌ها تصور کنم

00:08:07.800 --> 00:08:10.900
.هر کیسه تکه‌ای از جوونی من بود

00:08:12.100 --> 00:08:15.400
قراره چی‌کاره بشی بدریچ؟
رفقام معمولا ازم می‌پرسیدن؟

00:08:15.700 --> 00:08:18.600
.و من می‌گفتم یک باز کننده

00:08:19.700 --> 00:08:23.500
...آرزو‌های پسرونه
.بوی چسب همه‌چیز من بود

00:08:24.500 --> 00:08:27.400
بعد متوجه شدم که به گوشت و
.خون علاقه مند شدم

00:08:27.700 --> 00:08:31.000
.وقتی که تقریبا آماده بودم تا وارد جهان واقعی بشم

00:08:31.000 --> 00:08:34.000
احساس به شورش کردم
...وقتی می‌گفتند

00:08:34.600 --> 00:08:38.300
محکوم رو بیاورید -
!نه، لطفا -

00:08:39.200 --> 00:08:41.000
چیزی می‌خوای بگی؟

00:08:45.100 --> 00:08:52.100
دادگاه متهم را طبق قانون ۳۸۲ گناهکار میشناسه

00:08:52.300 --> 00:08:56.200
[صحبت به عقب]

00:09:01.600 --> 00:09:03.900
...مجازات اعدام

00:09:09.700 --> 00:09:12.800
.نگران نباش، همه چیز درست میشه

00:09:14.200 --> 00:09:17.200
چی فکر میکنی، دکتر؟

00:09:27.800 --> 00:09:29.800
.دادگاه برای مشورت وقت تنفس اعلام می‌کنه

00:09:30.500 --> 00:09:32.600
.بالاخره یه چیز منطقی

00:09:33.600 --> 00:09:36.400
.بله من اینکار رو کردم

00:09:37.000 --> 00:09:41.000
پس تو انجام دادی؟
چه‌قدر میخوای به انکار کردن ادامه بدی؟

00:09:41.700 --> 00:09:44.700
ما همه چیز رو می‌دونیم -
.اما این دروغه -

00:09:45.000 --> 00:09:47.600
!ساکت
.وگرنه دادگاه رو تخلیه می‌کنم

00:09:51.800 --> 00:09:54.500
.همونطور که قبلا گفتم، من کسی رو نکشتم

00:09:54.800 --> 00:10:00.000
،برای آخرین بار می‌پرسم
آیا تو همسرت و معشوقه‌اش رو کشتی؟

00:10:00.400 --> 00:10:02.000
.من متوجه چیزی نشدم

00:10:02.400 --> 00:10:06.400
و متوجه نشدید که از چمدان خون می‌چکد؟

00:10:07.700 --> 00:10:10.100
شاید صاحبخونه یا رختشور

00:10:10.800 --> 00:10:13.600
و چه کسی جسد رو داخل چمدانت گذاشته بود؟

00:10:14.200 --> 00:10:17.200
.قاضی
.قبلا از من پرسیده بود

00:10:17.700 --> 00:10:21.500
چه کسی ازت پرسید؟ -
نمی‌دونم دیگه چی از من میخواین؟ -

00:10:21.700 --> 00:10:24.100
قاضی راجع به همه‌چی از من سوال کرد؟

00:10:24.400 --> 00:10:26.200
یک سوال دیگر از متهم

00:10:26.900 --> 00:10:30.200
.اسم من بدریچ فردریچه، یک قصابم

00:10:30.400 --> 00:10:34.900
.متولد یک سپتامبر ۱۸۸۹ در ترومبرک

00:10:35.700 --> 00:10:39.500
اسم و پیشه‌ات چیه؟
...تو به دنیا آمدی

00:10:40.200 --> 00:10:41.700
به هیچ وجه

00:10:43.000 --> 00:10:45.900
آیا از بیماری روحی رنج میبری؟

00:10:47.200 --> 00:10:49.700
پس اجازه بدین شروع کنیم

00:10:50.500 --> 00:10:53.600
.کمی تشریفات و یک خداحافظی

00:10:54.400 --> 00:10:57.900
،میدونین، ترک کردن جایی که همه چیز رو اونجا یاد گرفتین

00:10:58.200 --> 00:11:03.300
،چه‌جوری بشینین، چه‌جوری راه برین
جایی که همه خوبی‌ها رو میشناسی

00:11:03.600 --> 00:11:05.500
.اصلا آسون نیست

00:11:06.200 --> 00:11:10.500
.آسونه که بگی برو و از خودت مراقبت کن

00:11:11.900 --> 00:11:16.700
.خوشبختانه اونا چیزی به من برای شروع دادن

00:11:17.000 --> 00:11:18.800
،حلقه‌ای از مدیر

00:11:23.200 --> 00:11:24.800
،یک شونه

00:11:26.300 --> 00:11:29.100
یک چاقو و ۱۱.۶۰ نقدی

00:11:31.200 --> 00:11:34.100
یک ساعت، کلید

00:11:35.100 --> 00:11:37.400
،یک دستمال قدیمی

00:11:37.900 --> 00:11:42.300
،اما زیبا
دستبند‌های نقره.

00:11:44.000 --> 00:11:47.300
.از مهربونی اونها بود

00:11:52.500 --> 00:11:55.800
.بدرود خونه مادری من، بدرود

00:11:58.900 --> 00:12:01.800
.دروازه‌های جهان به روی من باز شده بودند

00:12:02.600 --> 00:12:06.400
با تمام افسانه‌ها و احتمالات پیش رو

00:12:08.700 --> 00:12:10.400
تو بازداشتی

00:12:10.800 --> 00:12:12.300
از کجا میدونی؟

00:12:14.100 --> 00:12:16.000
.تو این کار رو کردی

00:12:20.100 --> 00:12:21.600
!یه دست

00:12:27.900 --> 00:12:30.000
.این همسر توعه

00:12:31.400 --> 00:12:34.400
.متاسفانه کاملش نیست

00:12:34.600 --> 00:12:36.100
سیگار؟

00:12:38.300 --> 00:12:39.900
!اه

00:12:42.400 --> 00:12:44.200
!یه سر

00:12:49.700 --> 00:12:51.000
!یه پا

00:12:54.400 --> 00:12:56.200
!این یه زنه

00:12:56.800 --> 00:12:57.800
!نمیدونم

00:12:58.800 --> 00:13:00.300
.شاید تخم کبوتر

00:13:01.200 --> 00:13:03.100
تو این چمدون چی داری؟

00:13:06.000 --> 00:13:07.700
بدش من

00:13:12.900 --> 00:13:16.800
.یه ماهیگیر مشکوک با یه چمدون خیلی مشکوک دستگیر کردم

00:13:17.500 --> 00:13:20.100
!گمشو

00:13:21.000 --> 00:13:23.400
.ببخشید، بازرس

00:13:25.100 --> 00:13:28.200
.این اولین تجربه‌ی من با آدمای معمولی بود

00:13:28.400 --> 00:13:32.400
چقدر مهربانی در زیر این
!پوست سخت پنهان است

00:13:32.900 --> 00:13:35.400
.اونها دست منو گرفتند

00:13:36.000 --> 00:13:40.900
نمیتونستم خودم رو آزاد کنم برم سراغ آرزوهام
.چون برام یه باربر تدارک دیده بودند

00:13:43.000 --> 00:13:46.900
اما وقتی که من آرزوی آزادی خودم رو داشتم

00:13:47.300 --> 00:13:53.500
.اونها اجازه دادند من برم
.لطفا، لطفا خودتون امتحانش کنین

00:13:57.700 --> 00:14:02.000
.راهنمای من چه‌قدر محترم بود

00:14:02.300 --> 00:14:05.400
.مراقب من بود تا من بهتر و بهتر شوم

00:14:05.700 --> 00:14:09.700
پیش افرادی مثل اون، من هیچوقت تنها نمی‌مونم
!هیچوقت

00:14:10.000 --> 00:14:13.100
همیشه کسی هست که آدم بتونه بهش تکیه کنه
.و باهاش هم‌صحبت بشه

00:14:13.400 --> 00:14:15.700
.کسی که بتونم باهاش علایقمو به اشتراک بذارم

00:14:16.500 --> 00:14:21.000
اونا می‌دونستند که من به یک همسر احتیاج دارم
.و به‌همراه یک کیف به من دادنش

00:14:21.600 --> 00:14:26.200
من سردرگم اونجا با کسی که قرار بود
.عروس من بشه ایستاده بودم

00:14:27.400 --> 00:14:29.500
.نمیدونستم چجوری مراتب قدردانیمو اعلام کنم

00:14:30.500 --> 00:14:33.900
،این مرد خوب متوجه حسرت و ناراحتی من شد

00:14:35.300 --> 00:14:39.200
.و محترمانه به کناری رفت

00:14:40.800 --> 00:14:45.200
من هم مشتاقانه همسرم رو گرفتم و
.به سمت زندگی پیش روم حرکت کردم

00:14:45.600 --> 00:14:47.900
.عشق و شادی

00:14:50.600 --> 00:14:54.000
اونا یک واحد آپارتمان تو یه خونه‌ی خیلی خوب
.به من اختصاص داده بودند

00:14:54.300 --> 00:14:56.100
.که باعث آرامش من بود

00:14:56.600 --> 00:15:01.400
.نمی‌تونستم همسرم رو با خودم هرجایی ببرم

00:15:09.900 --> 00:15:13.800
اون هنوز تیکه تیکه بود و من چیز زیادی
.ازش نمی‌دونستم

00:15:14.200 --> 00:15:18.200
.فقط اینکه حدود ۷۰ کیلو وزنشه
.بد نیست

00:15:19.200 --> 00:15:22.300
.خیلی بهتر از یک علف هرز ۲۰ کیلوییه

00:15:25.800 --> 00:15:28.700
.اون آپارتمان هم خوب بود

00:15:29.400 --> 00:15:32.700
در آکادمی ما پنجره‌هایی
.به مراتب کوچکتر داشتیم

00:15:34.700 --> 00:15:38.100
.اما حتی یک ذره هم به بهم ریختگی اینجا نبود

00:15:38.600 --> 00:15:41.600
.اما من قرار نیست تمیزش کنم
.اول باید زنمو درست کنم

00:15:41.800 --> 00:15:45.200
بعد میتونیم باهم مرتبش کنیم و
.در کمترین زمانی انجام میشه

00:15:54.200 --> 00:15:56.000
.اصلا آسون نبود

00:15:56.200 --> 00:15:59.700
.اولین زنی بود که تاحالا دیده بودمش

00:16:00.300 --> 00:16:03.300
.اولش، خیلی معمولی به نظر می‌رسید

00:16:03.800 --> 00:16:08.400
عادت داشتم تا زن‌ها رو از پنجره‌ی آکادمی ببینم
.اما اونا از قبل ساخته و آماده شده بودند

00:16:14.700 --> 00:16:16.800
.هیچ دستور‌العملی نداشتم

00:16:17.400 --> 00:16:21.000
.من هرجوری درستش کنم، همونجوری میمونه

00:16:21.200 --> 00:16:25.200
.یه اشتباه کوچولو و ممکنه یه هیولا درست کنم

00:16:25.500 --> 00:16:28.900
.که نتونم اجازه بدم وارد خیابون بشه

00:16:46.300 --> 00:16:50.600
اسمشو چی باید بذارم؟
ناتالیا یا اولالیا؟

00:16:51.200 --> 00:16:55.000
نه خیلی طولانیه
زندگی کوتاهه

00:16:58.100 --> 00:16:59.500
.فهمیدم

00:16:59.700 --> 00:17:02.000
.جولیا، جولیا

00:17:03.600 --> 00:17:06.100
مثل خدا احساس یک خالق رو داشتم

00:17:06.400 --> 00:17:09.200
و بعد تصمیممو گرفتم

00:17:10.200 --> 00:17:12.000
!میخوام که یه قصاب بشم

00:17:25.200 --> 00:17:27.400
.اون زیبا بود

00:17:28.400 --> 00:17:30.300
و من فهمیدم که عاشقشم

00:17:34.600 --> 00:17:36.800
اون یه معجزه الهی بود

00:17:37.500 --> 00:17:40.100
اون مسحور‌کننده بود

00:17:41.300 --> 00:17:46.600
خیلی خوب سرهم‌بندی شده بود
.خوشبختی ما تازه شروع شده بود

00:17:48.800 --> 00:17:50.900
!ولی نه تو حموم

00:18:06.100 --> 00:18:08.000
...همم

00:18:08.800 --> 00:18:11.700
بدنش خیلی انعطاف‌پذیر بود

00:18:11.900 --> 00:18:15.500
.و همچنین سبک و نرم و لطیف

00:18:17.000 --> 00:18:19.900
از لطافت بدنش، خرد شدم

00:18:33.600 --> 00:18:37.600
!انگشت
تقریبا یادم رفته بود

00:18:37.900 --> 00:18:41.600
.ممکنه فکر کنه من نمیتونم تا پنج بشمارم

00:19:01.200 --> 00:19:03.200
اون واقعا جذاب بود

00:19:04.000 --> 00:19:06.000
...اون حرکات

00:19:06.400 --> 00:19:08.800
...اون لطافت، اون جذابیت

00:19:09.100 --> 00:19:12.700
!اون رفتار، اون اشرافیت، اون خلق و خوی

00:19:13.000 --> 00:19:16.300
...حالا باید این بدنامی کوچیک رو پاک کنم

00:19:17.200 --> 00:19:20.300
.و بالاخره اولین کلمه‌های شیرینش رو شنیدم

00:19:22.900 --> 00:19:25.000
.توی وحشی، اونو کُشتی

00:19:33.000 --> 00:19:36.700
بعد فهمیدم زندگی پر از
.شگفتی‌های عجیب غریبه

00:19:37.100 --> 00:19:42.200
به‌جای لذت بردن از اولین بعد‌ازظهر زیبام با جولیا

00:19:44.200 --> 00:19:47.300
.یه چیز کاملا غیرمنتظره اتفاق افتاد

00:19:48.500 --> 00:19:51.200
اون جوجه فوکولی پیداش شد

00:19:51.500 --> 00:19:55.200
.که انگار خیال می‌کرد جولیا واسه اون ساخته شده

00:19:55.900 --> 00:19:59.800
با گستاخی‌ای بیمارگونه
.از پنجره خودشو به داخل پرت کرد

00:20:00.000 --> 00:20:03.400
.تا فقط خوشحالی منو خراب کنه
.اسمش بردی بود

00:20:03.700 --> 00:20:05.300
اینو بگیر

00:20:05.500 --> 00:20:07.200
.و گرفت

00:20:07.600 --> 00:20:10.400
.مجبورش کردم تا به من تو تمیز کردن کمک کنه

00:20:13.100 --> 00:20:14.900
.خیلی کارشو خوب بلد بود

00:20:15.300 --> 00:20:19.200
.نصف اتاق رو برعهده گرفت و خیلی سریع تمومش کرد

00:20:19.900 --> 00:20:21.600
!دعا کن

00:20:22.600 --> 00:20:23.900
!برای نجات روح خودت

00:20:24.800 --> 00:20:28.200
چه لاف‌زنی -
 .سگ کثیف -

00:20:28.500 --> 00:20:31.400
اما اون شروع به ایجاد فضولی و مزاحمت کرد

00:20:31.800 --> 00:20:35.200
بدون هرگونه قصد شرارتی -
چی؟ -

00:20:35.700 --> 00:20:37.800
رفتی تو تخت من؟؟

00:20:40.800 --> 00:20:43.800
بدریچ، به‌خاطر خدا
.فقط اومده بود کارت بازی کنه

00:20:44.000 --> 00:20:46.900
.اوه، بیخیال
.اول تخت، حالا کارت‌ها

00:20:47.100 --> 00:20:49.200
.چه تنبل تن‌پروری

00:20:49.400 --> 00:20:52.900
.این تنبل و سست فقط دخالت میکرد
بستمش و انداختمش داخل کمد

00:20:53.200 --> 00:20:55.400
امیدوارم قصد دزدیدن
.کفشای ورنیم رو نداشته باشه

00:21:00.800 --> 00:21:03.300
مثل یه انبار هیزم!

00:21:06.100 --> 00:21:09.500
!منطقی باش بدریچ
خونه چه شکلی قراره بشه ؟

00:21:21.800 --> 00:21:24.100
!تا آخرین پر رو ازش میکَنم

00:21:27.700 --> 00:21:31.200
عزیزم، داری چیکار میکنی؟
اینجا خیلی خوب بود!

00:21:31.700 --> 00:21:34.300
.داشت مثل یه توله سگ ادا درمیاورد

00:21:34.700 --> 00:21:38.500
باید فرق نظم و بهم ریختگی
.رو بهش یاد میدادم

00:21:39.300 --> 00:21:42.200
!اون اونجاست. من میدونم -
!نمیدونم در مورد چی حرف میزنی -

00:21:42.400 --> 00:21:45.500
.مشغول قلاب بافی بودم -
چه حیرت آور. هوم ؟

00:21:45.800 --> 00:21:48.300
،بالاخره موقع چرت زدن مچت رو گرفتم
...تو... تو

00:21:48.800 --> 00:21:50.200
!اون اونجاست

00:21:50.800 --> 00:21:54.000
 تو در پاردوبیتسه نیستی؟ (یکی از شهرهای جمهوری چک)
!باز کن -

00:21:54.200 --> 00:21:59.200
چطوری اون رو تحت تاثیر قرار میده؟
...شاید چون اون میتونه پرواز کنه

00:21:59.400 --> 00:22:02.900
من هیچ وقت اهل
.این جلف بازی ها نبودم

00:22:03.200 --> 00:22:06.800
ولی اون میخواست باهاش تنها باشه
.و من رو انداختند بیرون

00:22:07.000 --> 00:22:08.900
دارم میام عزیزم

00:22:59.800 --> 00:23:02.100
 ؟Slavickova کیه ؟ خانم

00:23:07.900 --> 00:23:11.900
هستم Slavickova دیدی؟ حالا من براش خانم

00:23:12.400 --> 00:23:15.200
،نمیدونم چرا
اما کناره‌گیری عاقلانه تره

00:23:15.500 --> 00:23:19.400
من نمیخوام ازدواج رو
.با دعوا شروع کنم

00:23:20.400 --> 00:23:23.900
،این اشتباه جولیا نیست
اون فقط برای چند دقیقه اونجا بود

00:23:24.100 --> 00:23:26.300
من باید براش توضیح میدادم
این رفتار مناسبی

00:23:26.600 --> 00:23:29.100
برای یک خانم جوان نیست که
شوهرش رو از آپارتمان بیرون بندازه

00:23:29.300 --> 00:23:32.200
.اونم در حال بهانه تراشی در مورد پاردوبیتسه

00:23:33.600 --> 00:23:36.900
جولی داری من رو وحشی میکنی -
!غیرممکنه -

00:23:37.400 --> 00:23:39.600
.اون الان سوار قطار شده

00:23:39.800 --> 00:23:42.300
مطمئنی که شوهرت برنمیگرده؟

00:23:53.000 --> 00:23:55.200
!نمیتونم شور و هیجان خودم رو کنترل کنم
!من یک زن متأهلم -

00:23:55.400 --> 00:23:57.600
!من شرمنده و خجالت زده میشم. نه

00:23:58.200 --> 00:24:00.000
!... نه
!مقاومت نکن -

00:24:09.000 --> 00:24:12.600
  داری چیکار میکنی؟ Jene-
.بیا باهم راحت باشیم -

00:24:16.600 --> 00:24:19.400
 امکان نداره، نه نه نه... Jene

00:24:20.000 --> 00:24:21.500
نه

00:24:21.800 --> 00:24:23.600
.خیلی بهتر قراره بشه

00:24:23.800 --> 00:24:26.400
داری من رو کجا میکشونی ؟
.خیلی مظلوم و بیگناه بود

00:24:28.200 --> 00:24:30.700
 این نمیتونه اتفاق بیفته !Jene نه

00:24:32.100 --> 00:24:35.500
!سوغاتی -
... اوه -

00:24:35.700 --> 00:24:37.400
!یه حلقه

00:24:37.700 --> 00:24:40.900
.اوه نیازی به این کار نبود

00:24:44.900 --> 00:24:48.000
چرا ؟ این کار مشکلی میتونه داشته باشه؟

00:24:49.200 --> 00:24:50.800
!عالیه

00:24:51.000 --> 00:24:55.000
من ترسم از اینه که
.مرزهای یه رابطه پاک و خالص رو زیر پا بگذاریم

00:24:57.700 --> 00:25:00.000
میدونی رویای چه چیزی رو دارم؟

00:25:00.300 --> 00:25:03.500
!حداقل یکبار تو زندگیم ببوسمت، جولیا

00:25:04.400 --> 00:25:06.200
من اونها رو پختم

00:25:06.500 --> 00:25:08.500
!خوشمزه ست

00:25:26.400 --> 00:25:29.100
عالیه، واقعا شگفت‌انگیزه

00:25:40.200 --> 00:25:43.200
خوشحالم که دوست داشتی

00:25:47.000 --> 00:25:49.400
من همیشه اشتها دارم

00:25:51.500 --> 00:25:53.100
!خاصه

00:25:55.000 --> 00:25:56.600
!خوشمزه ست

00:26:01.000 --> 00:26:02.600
دوسش داری؟

00:26:02.800 --> 00:26:04.500
!بینظیره

00:26:18.900 --> 00:26:20.400
!یه خوراکی لذیذ

00:26:21.600 --> 00:26:23.500
!احسنت

00:26:27.500 --> 00:26:29.400
.متشکرم جولیا

00:26:31.700 --> 00:26:33.900
.اوکی، میتونی جولیا صدام کنی

00:26:35.300 --> 00:26:38.000
.دوست دارم جولیا صدات بزنم

00:26:38.700 --> 00:26:41.300
صدام کنی Jenik و تو هم میتونی

00:26:42.900 --> 00:26:44.600
.یا دومینو

00:26:45.900 --> 00:26:49.700
چرا ورق بازی نکنیم؟
؟Frydrych خانم

00:26:53.000 --> 00:26:57.000
چیزی برای پنهان کردن وجود نداره آقای بردی؟
شما فقط برای بازدید اومدید

00:26:57.300 --> 00:27:01.000
شوهر شما از اینکه ما
.دوست شدیم خوشحال خواهد شد

00:27:02.500 --> 00:27:07.200
.مضطرب شدم
اگه آشنایی و صمیمیتی وجود داشته باشه چی ؟

00:27:07.400 --> 00:27:11.400
،جولیا فقط لباس شب تنش بود
اگه اون بخواد لباس براش بپوشونه چی؟

00:27:11.700 --> 00:27:13.800
!نه! اون نمیتونه انقدر جرأت داشته باشه

00:27:14.000 --> 00:27:16.600
ممکنه یکم پرده ها رو پایین بکشم؟

00:27:17.200 --> 00:27:19.500
،کار عموی منه
.بخاطر نقرس فوت کرد

00:27:19.700 --> 00:27:21.600
!زیباست

00:27:24.700 --> 00:27:27.800
!اوه، چقدر اصیل -
،میتونیم داخل اتاق استراحت بشینیم -

00:27:28.000 --> 00:27:30.300
قهوه دوست داری؟
.اصلا -

00:27:31.000 --> 00:27:33.300
کاملا منظم و مرتبه

00:27:36.900 --> 00:27:40.600
.بیا داخل. لطفا دور و بر رو نگاه نکن
.انتظار نداشتم بیای

00:27:41.400 --> 00:27:43.400
.یکم بهم ریخته ست

00:27:44.200 --> 00:27:46.800
.یعنی تو تنهایی -
.خوک -

00:27:47.500 --> 00:27:51.800
گوساله ؟ -
.شوهرم برای قصابی پیش بستانگان رفته -

00:27:53.000 --> 00:27:55.600
.این گلها برای تو عه

00:27:56.300 --> 00:27:57.800
همسرت خونه‌ ست؟

00:27:58.400 --> 00:27:59.500
.خوش اومدی

00:28:01.100 --> 00:28:04.200
!دوست داشتنیه -
...همم -

00:28:10.200 --> 00:28:11.800
!سلام

00:28:12.700 --> 00:28:15.000
یه لحظه! الان میام

00:28:15.400 --> 00:28:17.400
!بالاخره

00:28:17.800 --> 00:28:22.300
اما راحتی و آرامشم
.خیلی زود دچار لرزش شد

00:28:23.000 --> 00:28:26.900
این مشکوک نیست؟
،اون بدون کراوات اومد

00:28:27.000 --> 00:28:29.500
حالا داره این اطراف با
کفش های من قدم میزنه؟

00:28:29.800 --> 00:28:33.400
،من معمولا خوش خلقم
اما این دیگه خیلیه

00:28:33.700 --> 00:28:36.500
همسر خودم داره
کمد لباسهام رو تحویل میده؟

00:28:36.700 --> 00:28:38.600
.حتما باید دلیل مناسبی وجود داشته باشه

00:28:38.800 --> 00:28:42.500
.بله، بدون شک
در این لحظات تراژیک

00:28:42.500 --> 00:28:46.000
از زندگی من، یک رقیب
.بین من و جولیا هست

00:28:47.100 --> 00:28:51.400
در خونه متوجه شدم که من یه
.بچه دارم. کاملا بی حس شدم

00:28:51.900 --> 00:28:55.600
آیا بردی پشت هم ایناست؟
یا من قبلا متوجه نشده بودم؟

00:28:55.900 --> 00:28:58.100
نتیجه گیری لعنتی

00:28:58.400 --> 00:29:00.800
باید وانمود میکردم
.که همه چی خوبه

00:29:01.300 --> 00:29:02.600
تا تا ، عزیزم

00:29:02.800 --> 00:29:04.800
.بابایی رفته بود که یه خوک سلاخی کنه

00:29:04.900 --> 00:29:07.600
آرهه! نمیتونم صبر کنم تا
.عموزاده رو ببینم

00:29:07.800 --> 00:29:12.100
ببخشید! جنگل پر از اینهاست
.و ما از روشون رد میشیم

00:29:13.300 --> 00:29:15.300
قارچ خریدی؟ همم؟

00:29:16.300 --> 00:29:19.000
چیکار میخوای بکنی؟
.با پسر عمو -

00:29:19.200 --> 00:29:20.800
کجا؟

00:29:21.200 --> 00:29:23.500
داخل جنگل، با پسرعمو

00:29:24.800 --> 00:29:26.500
اوه بالاخره اینجایی

00:29:27.400 --> 00:29:29.700
میخوام بدونم تمام این مدت
.کجا بودی

00:29:30.000 --> 00:29:33.900
داشتم با بچه بازی میکردم
!به جای رفتن به پاردوبیتسه

00:29:36.400 --> 00:29:39.600
به خودم گفتم آروم باش

00:29:40.900 --> 00:29:44.100
بیا این پسرعمو رو بررسی کنیم

00:29:46.300 --> 00:29:48.400
این برام خیلی آزاردهنده ست

00:29:50.300 --> 00:29:52.000
که مجبوریم به هم دروغ بگیم

00:29:54.600 --> 00:29:56.900
خانم

00:29:58.300 --> 00:30:02.800
دوستی واقعی با حقیقت پیوند داره
اینطور نیست؟

00:30:05.000 --> 00:30:08.400
.با پسر عموم -
میخوای بگی با کی بودی؟

00:30:12.400 --> 00:30:14.900
فکر کنم روی یه تکه چوب  پا گذاشتم

00:30:16.500 --> 00:30:18.800
واقعا؟
نمیتونی تصور کنی چقدر خوشحالم

00:30:19.600 --> 00:30:22.600
میتونی به دیدنم بیای،
شوهرم داره به جایی میره

00:30:22.800 --> 00:30:26.100
حقیقت داره
.باورم نمیشد

00:30:26.400 --> 00:30:31.100
بستن چشمهام به روی حقیقت
.هر چقدر هم بیرحمانه، فایده‌ای نداره

00:30:31.500 --> 00:30:34.900
احساس یه دختر بچه رو دارم
دوستم داری؟

00:30:35.100 --> 00:30:37.500
.بله، حال بهم زنه

00:30:38.500 --> 00:30:40.700
ماسه بهتره

00:30:41.500 --> 00:30:44.600
قبلا توی دریاچه گل و لای نبود
یادت میاد؟

00:30:47.500 --> 00:30:49.000
!بپر

00:30:51.000 --> 00:30:53.900
.شوهرم هیچ وقت نمیتونه این کار رو انجام بده

00:30:54.200 --> 00:30:55.800
حق با اون بود

00:30:56.000 --> 00:30:58.900
حتی به عنوان بچه هم دوست نداشتم
.ابتدا با پا تو آب بپرم

00:30:59.000 --> 00:31:03.000
آدم هیچ وقت نمیفهمه کجا قراره فرود بیاد
میتونستی روی کسی بپری

00:31:03.200 --> 00:31:06.600
فکر میکنم این بی مسئولیتیه
.اما انگار دیدگاه آقای بردی متفاوته

00:31:06.600 --> 00:31:08.100
عادیه

00:31:09.100 --> 00:31:12.600
براش ناراحت نیستی؟
!چه ماهی قشنگی

00:31:13.900 --> 00:31:16.900
.Frydrych دقیقا مثل شما خانوم

00:31:17.100 --> 00:31:19.200
!چه روز باشکوه و جذابیه

00:31:21.400 --> 00:31:27.000
.انگار یه جادوی خاصی داره -
.فقط تمرین کردن مهمه -

00:31:28.800 --> 00:31:32.800
از کجا اینهمه ماهی گرفتی؟
من میدونستم. میدونستم که همه اونها از کجا میاد

00:31:33.300 --> 00:31:37.300
!درآمدش هم از همین راهه
.از حیوونای بیچاره داخل باغ وحش دزدی میکنه

00:31:37.800 --> 00:31:40.400
اون چیزهای دزدی رو داخل
قایم میکرد Pavlinka کالسکه

00:31:40.600 --> 00:31:43.500
اهمیتی نمیده که اون تو
.خطر جدی‌ای میفته اگر چیزی پیدا کنن

00:31:45.000 --> 00:31:48.200
اوه، اونها چقدر بخشنده هستن

00:31:54.500 --> 00:31:57.600
مربی‌ها به اون ها
مقدار زیادی ماهی میدن

00:32:02.200 --> 00:32:07.100
یاد دادن همچین حقه‌ای به اونها
.کار چندان آسونی نیست

00:32:07.400 --> 00:32:12.800
فکر میکنی هر حیوونی میتونه
این رو یاد بگیره آقای بردی؟

00:32:25.700 --> 00:32:28.200
یه تیکه کامل نون
برای اون چیزی نیست

00:32:28.400 --> 00:32:32.100
امیدوارم کسی ما رو نبینه
کاملا ممنوعه

00:32:32.400 --> 00:32:35.900
بخاطر همین برای ناهار به اینجا اومدم
خیلی ارزونه

00:32:36.200 --> 00:32:39.400
متوجهم، اما چرا بین حیوانات؟

00:32:40.400 --> 00:32:43.600
.خیلی مشتاق بودم که دوباره ببینمت -
 چی گفتی؟

00:32:46.900 --> 00:32:49.800
مبالغه میکنی

00:32:50.100 --> 00:32:53.000
تا اونجایی که تقریبا غرق شده بودم

00:32:53.200 --> 00:32:55.900
و تمام مدت به تو فکر میکردم

00:32:56.300 --> 00:32:58.400
راس ساعت 2

00:32:59.000 --> 00:33:02.700
- من وقت شناسم، اینطور نیست؟
- همم، گرسنه رو ترجیح میدم.

00:33:03.000 --> 00:33:07.400
- اون حیوونها وحشی هستند. شنیدی؟
- همونطور که گفتم، دقیقا مثل خودت

00:33:07.700 --> 00:33:10.000
متوجه نشدم
میتونی بلندتر صحبت کنی؟

00:33:10.700 --> 00:33:12.700
اون روز متوجه

00:33:12.700 --> 00:33:16.300
ردی از بیگانگی از سمت آقای
بردی با همسرم شدم

00:33:17.100 --> 00:33:19.200
دلیلش تقریبا واضحه

00:33:19.500 --> 00:33:23.000
.دزدی اون چشم های جولیا رو باز کرد

00:33:24.000 --> 00:33:27.100
دزدی از بانک مسئله‌ای نیست
اما دزدی طعمه از اسب آبی

00:33:27.800 --> 00:33:31.100
.یه قصه دیگه ست

00:33:32.000 --> 00:33:35.300
این موجود بی صدا
آسیب پذیر

00:33:35.600 --> 00:33:37.800
به همسرم کمک کرد تا بفهمه

00:33:38.100 --> 00:33:41.000
اون شرور ظالم نمیتونه
جای شوهری باشه که

00:33:41.200 --> 00:33:44.900
سخت کار میکنه تا
به خانواده‌ش غذا بده

00:33:45.800 --> 00:33:48.300
و همسرش رو خوشحال کنه

00:33:48.400 --> 00:33:49.100
"تحویل گوشت تازه"

00:33:50.500 --> 00:33:53.200
احساس میکنم من برنده بودم

00:33:53.900 --> 00:33:57.800
در عرض چند روز فقط بخشهای کوچکی از
.خاطرات آقای بردی باقی میمونه

00:33:58.400 --> 00:34:02.000
شاید یکی دو روز
.و بعد دیگه تموم میشه

00:34:03.000 --> 00:34:04.700
ممنونم

00:34:07.200 --> 00:34:10.000
- متشکرم.
- خب، میتونی بری.

00:34:10.300 --> 00:34:13.600
- کنار قفس شیرها. ساعت 2.
- همسر شما چی؟

00:34:15.300 --> 00:34:17.900
اون با مرد دیگه‌ای قرار ملاقات داره.

00:34:18.200 --> 00:34:21.800
چه غافل گیر کننده!
 بوده، اینطور نیست؟Frantaاین مسئولیت

00:34:23.600 --> 00:34:25.900
میتونم به باغ وحش برم؟!

00:34:26.200 --> 00:34:28.000
رئیس.

00:34:28.200 --> 00:34:31.600
من دوباره خوشحال بودم

00:34:31.800 --> 00:34:36.800
کار لذت بخش بود. گاوها
زیر دست خودم پرورش پیدا میکردند

00:34:37.000 --> 00:34:41.000
و من در حال فکر کردن
به معشوقم بودم

00:34:44.900 --> 00:34:48.700
داشتم در مورد برنامه‌های
آینده‌مون فکر میکردم

00:34:49.200 --> 00:34:52.700
وقتی بردی ناپدید بشه
برای جولیا لباس خواهم خرید

00:34:53.800 --> 00:34:57.700
یه لباس تنگ جذاب
که کاملا فیت تنش باشه

00:35:00.000 --> 00:35:03.600
همچنین تصمیم دارم که
برای جولی ندیمه استخدام کنم

00:35:03.800 --> 00:35:06.800
تا اینطوری بتونه در آرامش
.دراز بکشه و استراحت کنه

00:35:08.300 --> 00:35:12.700
می‌تونه بعد از ده بلند شه و بعدش بره خرید.

00:35:13.000 --> 00:35:16.100
یا برای سلاخی کردن...اوه منظورم قدم زدنه.

00:35:16.400 --> 00:35:20.300
می‌تونیم تعطیلاتمونو یه‌جای خیلی دور بگذرونیم.

00:35:21.500 --> 00:35:23.800
جولیا عاشق کوهستانه.

00:35:24.200 --> 00:35:28.000
و منم مخالفش نیستم.

00:35:31.700 --> 00:35:35.700
- فوق‌العاده‌اس.
- آره، شگفت‌انگیزه.

00:35:36.600 --> 00:35:38.500
هیجان‌انگیز بود.

00:35:38.800 --> 00:35:42.300
چون به زودی انتهای آشنایی جولیا خواهد بود.

00:35:43.600 --> 00:35:47.600
افتادن آقای بردی در باغ وحش مانعی بینشون
به وجود آورد.

00:35:48.100 --> 00:35:50.800
و جولیا حاضر نبود اونو کنار بزنه.

00:35:51.100 --> 00:35:54.300
سرانجام، آخرین روز آشناییشون.

00:35:57.600 --> 00:35:59.900
فکر کرد نمیتونم ببینمش.

00:36:00.200 --> 00:36:03.200
اما از نزدیک اتفاقایی که در جریان بود
رو زیر نظر داشتم.

00:36:03.400 --> 00:36:07.800
دیدن این تراژذی لذت بخش بود.
باید چهره اندوهگین اونو می‌دیدین.

00:36:08.800 --> 00:36:10.600
این مشکل توعه مرد.

00:36:10.800 --> 00:36:14.600
این به‌خاطر پریدن به طبقه‌ی سومه.

00:36:14.800 --> 00:36:18.400
الان متوجه میشی که عشق حقیقی
چه معنایی میده.

00:36:20.000 --> 00:36:22.900
جهان پر از کلاهبردار
و تنبله،

00:36:23.100 --> 00:36:25.800
که اهداف ترسناکشون رو دنبال می کنند،

00:36:26.300 --> 00:36:28.600
اما عشق حقیقی همیشه غالب میشه.

00:36:35.400 --> 00:36:36.800
اوه!

00:36:39.600 --> 00:36:41.500
گوشت اسب.

00:36:42.000 --> 00:36:44.900
- چی میخوای بخری بدا؟
- تمیز کننده دودکش.

00:36:45.500 --> 00:36:49.000
- چی؟ کی رو امروز صبح ملاقات کردی؟
- چه شانسی.

00:36:52.500 --> 00:36:54.800
به سختی میدونم امروز رو فراموش کنم.

00:36:55.200 --> 00:36:59.200
یه خوش شانسی درجه یک آوردم
ولی همچنین یه فاجعه خیلی بزرگ.

00:37:00.100 --> 00:37:04.800
اون روز تو مسابقات من
تمام پول خودمو قمار کردم

00:37:05.200 --> 00:37:07.600
بهرحال زندگی همینه.

00:37:08.300 --> 00:37:10.400
یه یادداشت واست میذارم.

00:37:10.800 --> 00:37:12.400
گمشو!

00:37:12.600 --> 00:37:15.200
- خیلی سخاوتمندی
- من؟ بله.

00:37:15.700 --> 00:37:18.800
بعضی وقت‌ها یاد من و دریاچه میوفتی؟

00:37:19.800 --> 00:37:21.800
میدونی چه‌قدر عاشق اسب‌هام؟

00:37:22.400 --> 00:37:24.800
چه سورپرایزی، آقای بردی.

00:37:27.300 --> 00:37:31.900
آقای بردی از زندگیمون رفت،
اما به‌جاش بی‌پولی اومد.

00:37:32.100 --> 00:37:35.000
سخت بود که وانمود کنی هیچ اتفاقی نیوفتاده.

00:37:35.100 --> 00:37:37.900
من دل‌شکسته بودم و داشتم پول‌هایی

00:37:38.100 --> 00:37:43.800
رو که به سختی به دست آورده بودم
و می‌تونست پشتوانه‌ای برای کودکیمون بشه رو خرج می‌کردم.

00:37:45.500 --> 00:37:49.000
اما وقتی استرس بر ما غلبه
کرد، پاولینکا اومد.

00:37:49.400 --> 00:37:52.200
اون واقعا با استعداد بود.

00:37:52.800 --> 00:37:56.500
اون راه‌حلی بود برای مشکلات مالی ما.

00:37:57.200 --> 00:37:59.100
همه‌ی اون چیزی که نیاز داشت یه آتش کوچیک بود.

00:37:59.800 --> 00:38:02.500
می‌تونست پول‌ها رو ازش بیرون بکشه.

00:38:02.800 --> 00:38:04.500
گاهی یکصد کرونا.

00:38:05.000 --> 00:38:07.500
یا حداقل پنج.

00:38:09.600 --> 00:38:12.800
به‌خاطر اون، وضع ما روز به روز بهتر می‌شد.

00:38:13.800 --> 00:38:18.600
اون قادر بود روزانه دو لیتر شیر به ما بده.
که میشد ۷۰۰ لیتر در سال.

00:38:18.800 --> 00:38:21.800
بعد از مدتی تونستیم پولی کسب کنیم.

00:38:22.800 --> 00:38:27.800
اون به خوبی پاداش می‌گرفت.
ما سخت کار می‌کردیم.

00:38:28.800 --> 00:38:32.000
ما صبورانه باد از بادکنک خالی می‌کردیم.

00:38:32.200 --> 00:38:39.200
تا فقط خنده‌های شادی از اون موجود
کوچولوی بامزه بشنویم.

00:38:42.500 --> 00:38:44.300
اما خیلی زود شادیمون به پایان رسید.

00:38:44.600 --> 00:38:47.100
بچه‌ی عزیزمون، کوچک و کوچک‌تر میشد.

00:38:47.300 --> 00:38:50.900
دیگه نمی‌تونست آتش‌سوزی راه بندازه.
دندوناشو از دست داد و دیگه نتونست راه بره.

00:38:51.100 --> 00:38:54.400
بیشتر اوقات افتاده بود و در آخر دیگه
نمی‌تونست بلند شه.

00:38:54.700 --> 00:38:56.500
فقط سه کیلو بود.

00:38:57.800 --> 00:39:00.700
پایان اجتناب‌ناپذیر بود.

00:39:01.400 --> 00:39:05.100
یک روز ما پاولینکا
را از دست دادیم

00:39:09.200 --> 00:39:11.500
عزاداری ما طولی نکشید.

00:39:11.700 --> 00:39:15.700
نامه‌ای دریافت کردیم که پدر زنم قراره
به دنیا بیاد.

00:39:16.200 --> 00:39:20.000
جولیا دیگه قرار نبود یتیم باشه.

00:39:20.500 --> 00:39:23.200
البته که ما کنجکاو بودیم تا ببینیم چه شکلیه.

00:39:23.400 --> 00:39:27.800
میگفتن قراره یه مرد خیلی پولدار بشه.

00:39:41.800 --> 00:39:44.800
با کلی انتظار، ما اونو به خونه آوردیم.

00:39:49.200 --> 00:39:53.500
ما نتونستیم برای تولدش حاضر باشیم.

00:39:53.800 --> 00:39:57.800
من با جولیا جای دوری بودیم.
وقتی که اون هنوز تو دستگاه اطفال زودرس بود.

00:40:01.200 --> 00:40:05.100
اخبار تولدش در یک دریاچه‌ی کوهستانی به ما رسید.

00:40:14.100 --> 00:40:17.100
وقتی که ما به سلامتی زندگی شاد
پیش روی اون نوشیدیم.

00:40:17.800 --> 00:40:20.700
فهمیدم چه‌قدر خوشبختم.

00:40:20.900 --> 00:40:25.300
منطقی بود که اشتباه کوچک جولیا رو ببخشم.

00:40:26.400 --> 00:40:29.000
تامل من بالاخره جواب داد.

00:40:29.200 --> 00:40:31.400
ما خوشحال بودیم.

00:40:33.500 --> 00:40:36.600
مطمئناً می تونین طغیان
عصبانیت رو تو قلب من درک کنید،

00:40:36.800 --> 00:40:39.600
وقتی که این جوجه فوکولی دوباره پیداش شد.

00:40:39.800 --> 00:40:41.600
تا جولیای من رو بگیره.

00:40:49.300 --> 00:40:54.100
از گستاخیش میخکوب شده بودم.

00:41:10.800 --> 00:41:15.200
به شدت از درون داغون شده بودم و
از خودم می‌پرسیدم

00:41:15.500 --> 00:41:18.200
چرا داره اینجور رفتار میکنه؟

00:41:58.400 --> 00:41:59.900
واقعا فکر میکنه

00:42:00.100 --> 00:42:03.800
من بیکار میشینم تا ببینم
خوشبختیم داره از بین میره؟

00:42:31.400 --> 00:42:34.000
من خیلی خوشحالم که شما نجات یافتید.

00:42:34.400 --> 00:42:36.600
- هم...
- اوه!

00:42:37.900 --> 00:42:39.900
و بالاخره تصمیممو گرفتم.

00:42:40.200 --> 00:42:42.500
این مرد باید بمیره!

00:42:42.600 --> 00:42:45.200
گفتن این حرف وحشتناکه، ولی باید انجام بشه.

00:42:45.300 --> 00:42:49.200
وگرنه این ولگرد هیچوقت درس نمی‌گیره.

00:43:01.400 --> 00:43:03.000
اون زنده‌اس!

00:43:08.300 --> 00:43:10.800
به هیچ وجه احساس نمی‌کردم که یک قاتلم.

00:43:11.100 --> 00:43:13.800
نه، نه، نه!

00:43:14.700 --> 00:43:17.500
من پنهانی آدم نمی‌کشتم.

00:43:17.800 --> 00:43:22.900
تصمیم گرفتم تا اونو در مقابل عموم غرق کنم.
مثل زنان زناکاری که در گذشته غرق شدند.

00:43:24.800 --> 00:43:28.500
خیلی تعجب نکردم وقتی دیدم
بقیه هم موافق این کارند.

00:43:28.800 --> 00:43:31.000
اون کامل شناخته شده بود.
این بردی!

00:43:31.300 --> 00:43:33.900
آنها او را به عنوان یک موذی آزار‌دهنده می شناختند.

00:43:34.400 --> 00:43:38.800
اونها خوشحال بودن که اون بالاخره
دست از آزار برمیداره.

00:43:42.800 --> 00:43:44.300
تموم شد!

00:43:45.700 --> 00:43:47.400
Béda...

00:43:47.600 --> 00:43:49.400
Béda!

00:44:01.900 --> 00:44:04.100
یکی داره غرق میشه!

00:44:04.500 --> 00:44:07.600
احساس گناه نمی‌کردم.

00:44:09.000 --> 00:44:11.800
اما جولیا منو گیج کرده بود.

00:44:12.400 --> 00:44:14.800
این خیلی شوکه کننده بود
Béda.

00:44:15.200 --> 00:44:17.400
تقریبا باورنکردنی بود.

00:44:17.700 --> 00:44:19.200
داشت می‌خندید!

00:44:20.000 --> 00:44:23.600
دقیقا لحظاتی بعد از ناپدید شدن میان امواج مردی که

00:44:23.800 --> 00:44:26.300
اون به‌خاطرش
حاضر بود به خانواده خیانت کنه.

00:44:26.700 --> 00:44:30.000
خیانتش منو شوکه کرد.

00:44:31.200 --> 00:44:32.200
Trump!

00:44:33.000 --> 00:44:36.300
از جایی که چهره واقعی
همسرم رو کشف کردم فرار کردم

00:44:36.500 --> 00:44:39.000
همسری که تا دیروز عاشقش بودم.

00:44:41.800 --> 00:44:45.800
تحت شرایطی که دیگه نتونیم باهم زندگی کنیم

00:44:47.100 --> 00:44:50.000
جولیا رو ترک خواهم کرد.

00:44:51.900 --> 00:44:54.900
به محض اینکه به خونه برسیم، ترکش میکنم.

00:45:04.900 --> 00:45:08.700
باید قبل از سفر طولانیت یه چیزی بخوری.

00:45:08.900 --> 00:45:11.000
نیازی به درمان ندارم، جولیا.

00:45:11.200 --> 00:45:13.600
- بدش به من
- یه لحظه، Beda

00:45:13.900 --> 00:45:17.400
- صبر بهترین درمانه.
- اون دیوونه بود.

00:45:17.700 --> 00:45:19.400
من گرسنه بودم.

00:45:19.700 --> 00:45:24.100
هر زن دیگه‌ای میتونست یه بوقلمون سرخ کنه،
ولی اون حتی بلد نبود به نون کره بزنه.

00:45:24.500 --> 00:45:26.200
یک لحظه

00:45:32.800 --> 00:45:35.000
او مثل یک دیوونه رفتار می‌کرد.

00:45:35.400 --> 00:45:37.300
چرا انقدر طولش میدی؟

00:45:37.600 --> 00:45:39.600
دیگه دارم از گشنگی کور میشم.

00:45:39.800 --> 00:45:41.500
Julinka!

00:45:41.800 --> 00:45:43.400
Juli!

00:45:43.500 --> 00:45:45.800
من آشپز و ظرفشور توام؟

00:45:46.000 --> 00:45:47.900
اونم آره، اما نیمرو بهتره.

00:45:48.600 --> 00:45:51.900
- ساردین میخوای؟
- همم.

00:45:52.700 --> 00:45:58.400
همچنین روزنامه‌های Prague Woman, Her Daily
و Czech Word.

00:45:59.800 --> 00:46:02.400
صاحبخونه برعهده میگیره.

00:46:02.800 --> 00:46:04.900
ما باید شیر رو لغو کنیم.

00:46:06.200 --> 00:46:11.000
خب Bedrisek
چی قراره بخوره؟

00:46:12.500 --> 00:46:14.000
یه لباس راحتی.

00:46:14.300 --> 00:46:17.400
- دنبال چی میگردی؟
- تخم‌مرغ آبپز.

00:46:23.200 --> 00:46:26.900
- میخوام یه صبحونه‌ی خوشمزه درست کنم.
- چی؟

00:46:27.800 --> 00:46:30.600
میدونی چیه؟ صبحت بخیر.

00:46:38.400 --> 00:46:41.600
آخرین شب عروسیمون شروع شد.

00:46:42.600 --> 00:46:45.800
برگردوندن باکرگیش آسون نبود

00:46:46.200 --> 00:46:48.600
خیلی منو اذیت کردی.

00:46:49.300 --> 00:46:51.900
از اون ور
Julia.

00:46:52.200 --> 00:46:54.200
دیگه دختر کوچولوت نمیشم.

00:46:54.500 --> 00:46:59.500
- همینو میخوام.
- چرا به فکر خوشحالی من نیستی؟

00:47:01.100 --> 00:47:04.400
- یکم دیگه.
- لطفا Bedrichu
چی کار داری میکنی؟

00:47:04.600 --> 00:47:07.300
- باکره‌ای؟
- نه، نمیخوام

00:47:09.900 --> 00:47:13.200
- نمیخوام، Béda, نه...
- بهش عادت میکنی؟

00:47:16.000 --> 00:47:18.100
چراغ‌هارو خاموش کن
Béda!

00:47:19.100 --> 00:47:21.800
- واقعا عاشق منی؟
- به هیچ وجه.

00:47:22.100 --> 00:47:26.600
- می‌ترسم، خیلی بد بشه.
- قراره ازش لذت ببری، باور کن.

00:47:27.000 --> 00:47:29.900
چرا انقدر عجله داری؟
داره بدم میاد دیگه.

00:47:30.200 --> 00:47:32.400
منو خوشحال میکنه.

00:47:37.200 --> 00:47:39.200
آروم باش، عزیز دلم.

00:47:39.500 --> 00:47:42.800
هیچ مردی تاحالا منو تو لباس شبم ندیده بود.

00:47:43.000 --> 00:47:46.100
جدی نیستی که؟
یه دکمه دیگه...

00:47:47.200 --> 00:47:49.700
من خجالت می‌کشم.

00:47:50.700 --> 00:47:53.400
نه، این خیلی بده.
چی‌ کار میخوای بکنی؟

00:47:53.600 --> 00:47:56.800
تا الان که خیلی خوب بوده.

00:47:57.000 --> 00:47:59.800
نه، نه...
Béda!

00:48:00.600 --> 00:48:04.000
می‌تونیم امشب جدا بخوابیم، نظرت چیه؟

00:48:07.400 --> 00:48:10.400
- آره و برای همیشه هم.
- دختر کوچولوت رو دوست داری؟

00:48:14.000 --> 00:48:18.000
بالاخره میتونم جولی رو به خونواده‌اش برگردونم.

00:48:18.800 --> 00:48:21.900
میتونم با افتخار انجامش بدم.

00:48:22.100 --> 00:48:24.300
دوشیزه‌اس.

00:48:26.100 --> 00:48:30.100
تبریکات و سوال‌‌ها تموم نمیشدن.
عروسیش چه‌جوری بود؟

00:48:30.500 --> 00:48:34.500
وقتی برای خطبه بره،
آیا به دنبال معصومیتش خواهد بود؟

00:48:34.800 --> 00:48:37.900
میتونین تصور کنین که چه‌قدر
درهم برهم و بی‌ربط بودن.

00:48:38.100 --> 00:48:42.100
وقتی همه‌ی عمه‌ها و برادر‌زاده‌ها و
پسر عمو‌ها اومده بودن تا

00:48:42.600 --> 00:48:46.300
ببینن چه‌جوری یه زن متاهل وارد فاز مجردی میشه.

00:49:03.600 --> 00:49:09.000
[صحبت به عقب]

00:49:10.000 --> 00:49:11.000
...زن بی‌چاره‌ام Bozka...

00:49:11.300 --> 00:49:16.000
[صحبت به عقب]

00:49:19.800 --> 00:49:21.100
 غذا بخوریم.

00:49:59.200 --> 00:50:04.700
فرصتی بدست آورده بودم تا از شر آشغالی
که سالها مانعی سر راه من بود خلاص بشم.

00:50:06.700 --> 00:50:08.800
- خیلی خوبه، متشکرم.
- ممنون.

00:50:09.000 --> 00:50:10.400
واقعا ممنون.

00:50:10.600 --> 00:50:11.900
ممنون.

00:50:12.200 --> 00:50:13.600
متشکرم.

00:50:13.900 --> 00:50:15.400
- مرسی.
- ممنون, Amálka.

00:50:15.700 --> 00:50:18.400
- ممنونم.
- دستتون درد نکنه.

00:50:19.600 --> 00:50:23.100
- اوه، یه چاقوی بزرگ. به چه دردی میخوره؟
- مرسی عمه جون.

00:50:23.300 --> 00:50:26.500
برای کشتنه.
گوشت، جولیا، گوشت.

00:50:28.700 --> 00:50:32.300
فقط تشریفات قبل
از خدا باقی می مونن.

00:50:42.800 --> 00:50:48.200
در پناه خداوند باشید.
باشد تا زندگیتان پر از شادی شود.

00:50:50.600 --> 00:50:53.800
آنچه خدا سرهم میکند ،
انسان ‌نتواند جدایش کند.

00:50:55.800 --> 00:50:58.500
- قبول میکنم.
- جولیا، اکنون در حضور خداوند از تو می‌پرسم

00:50:58.700 --> 00:51:02.100
آیا Bedrich رو به عنوان همسر خود قبول میکنی؟

00:51:02.300 --> 00:51:05.300
- قبول می‌کنم.
- بدریچ، اکنون در حضور خداوند از تو می‌پرسم

00:51:05.500 --> 00:51:09.300
آیا Julia رو به عنوان همسر خود قبول میکنی؟

00:51:10.200 --> 00:51:13.500
- نه.
- خیلی مضطرب نیستی؟

00:51:26.200 --> 00:51:28.900
یک قسمت زندگیم تموم شد.

00:51:29.400 --> 00:51:33.300
حالا دارم از جام آزادی و استقلالم می‌نوشم.

00:51:35.100 --> 00:51:39.000
من آخرین ریزه کاری‌ها
را که فراموش کرده‌ام انجام میدهم

00:51:41.300 --> 00:51:44.900
وقتشه تا به بزرگترین اشتباهی که
تو زندگیم انجام دادم پایان بدم.

00:51:47.500 --> 00:51:51.800
بدرود و به امید اینکه دیگه هیچوقت
همدیگر رو ملاقات نکنیم.

00:51:55.200 --> 00:51:58.700
در این لحظه قلبم
مثل یک دیوونه لرزید

00:51:59.500 --> 00:52:02.700
دختری رو دیدم که منو طلسم کرد.

00:52:03.000 --> 00:52:07.500
اسمش Anezka
بود.
یک تزیین کننده‌ی ویترین بود.

00:52:07.800 --> 00:52:10.800
همون بار اول که دیدمش عاشقش شدم.

00:52:11.300 --> 00:52:14.700
از همون موقع فقط به فکر این بودم که
چه‌جوری ازش بخوام تا فقط دستاشو بگیرم.

00:52:14.900 --> 00:52:17.000
آیا فقط یه تصادف ساده بود، یا سرنوشت من اینه؟

00:52:17.200 --> 00:52:20.300
وقتی دیدم اون با عشق اون اندام‌ها رو
لمس میکنه.

00:52:20.500 --> 00:52:24.100
میدونستم که اون روح عجیب منو درک میکنه.

00:52:25.000 --> 00:52:27.600
اون میتونست همسر بهتری از جولیا باشه.

00:52:29.100 --> 00:52:33.100
نمی‌دونستم از چندتا مانع باید عبور کنم تا

00:52:34.600 --> 00:52:37.900
بتونیم همدیگر رو در آغوش بگیریم.

00:52:44.200 --> 00:52:47.300
من آزادیم رو یکم وحشیانه جشن گرفتم.

00:52:47.600 --> 00:52:52.600
خب که چی، تا چند روز بعد اوکی میشم.
و زندگی جدیدم با Anezka رو شروع میکنم.

00:52:54.600 --> 00:52:58.400
اما وحشت دیدن دوباره‌ی جولیا در کنار من بود.

00:52:58.800 --> 00:53:00.600
نمیتونه اینجوری باشه!

00:53:00.800 --> 00:53:05.600
این باید یه کابوس وحشتناک باشه.
اینجا چه خبره؟

00:53:07.900 --> 00:53:10.500
هه! پدر زنم هم اینجاست!

00:53:10.800 --> 00:53:14.400
امیدوارم نخواد که جولیا رو برگردونه.
البته، به نظر هم نمیرسه که بخواد.

00:53:16.400 --> 00:53:18.900
خب، فرزندانم

00:53:19.500 --> 00:53:23.500
اگه اشتباه نکنم، شما تصمیمتونو گرفتین.

00:53:24.200 --> 00:53:27.200
- و مانع من نشه
- متاسفم که بگم

00:53:27.900 --> 00:53:31.700
- آقای بدریچ حالش خوبه
- اگه خانم منطقی باشه

00:53:31.800 --> 00:53:33.500
این اتفاق نمیفته.

00:53:38.100 --> 00:53:42.900
پدر زنم اعتراضی نداشت.
ولی فاجعه رخ داد.

00:53:43.700 --> 00:53:47.200
درست همون لحظه، مادر زنم به دنیا اومد.

00:53:51.900 --> 00:53:55.800
خیلی واسش بهتر بود.
اون فرد ساکت و خوبی بود.

00:53:58.300 --> 00:54:02.900
از وقتی زندگی جدیدم شروع شده،

00:54:03.600 --> 00:54:07.600
فرقی نمیکرد که اوضاع خوب باشه یا بد.
من خوشحال بودم..

00:54:07.700 --> 00:54:11.300
اما این بار نه.
احساس بدی داشتم.

00:54:11.600 --> 00:54:13.400
کمک!

00:54:18.100 --> 00:54:21.900
مگه اینکه از روی جسد من رد بشی!
خوشبختانه من هنوز اینجام.

00:54:22.200 --> 00:54:24.100
نمیتونم بذارم همچین چیزی اتفاق بیوفته.

00:54:24.600 --> 00:54:26.900
مطمئنا نه، چی میگی؟

00:54:27.100 --> 00:54:29.500
من تصمیممو گرفتم و اون کاری رو که میخوام انجام میدم.

00:54:29.900 --> 00:54:33.400
من برنامه‌هاتون رو بهم می‌ریزم.
میتونین مطمئن باشین.

00:54:34.000 --> 00:54:37.300
خواهید دید که من چیکار میکنم.

00:54:37.400 --> 00:54:40.100
[صحبت به عقب]

00:54:48.000 --> 00:54:49.900
اون واقعا یه سخنور وراجه.

00:54:50.200 --> 00:54:54.200
اون حتی هنوز مدرسه نرفته.
قراره یه پتیاره بشه.

00:54:56.300 --> 00:55:00.100
یه دلیل خوب دیگه تا از این خونواده فرار کنم.

00:55:00.500 --> 00:55:03.200
اگه منطق سرتون نمیشه پس...

00:55:04.300 --> 00:55:07.500
جولیا رو به زور برمی‌گردونم و فرار می‌کنم.

00:55:19.600 --> 00:55:23.600
اگه کسی میتونه آدم بدزده، پس هم میتونه بده.

00:55:24.000 --> 00:55:27.800
حیله بود.
صدای غاز‌ها رو درمی‌اورد

00:55:28.000 --> 00:55:32.000
تا خونواده‌اش نفهمن نزدیک خونه‌اس.

00:56:06.900 --> 00:56:09.600
جولیا نمیدونست که چه‌خبره.

00:56:09.800 --> 00:56:13.800
اون موجود خسته‌کننده فکر کرد فقط تفریحه.

00:56:14.200 --> 00:56:17.900
از همه‌جا بی‌خبر بود.

00:56:19.400 --> 00:56:23.800
اونا تعجب میکنن وقتی جولیا رو تو اتاقش ببینن.

00:56:26.300 --> 00:56:28.600
یه موفقیت بزرگ بود.

00:56:29.800 --> 00:56:34.200
حالا آزادم که با عشقم باشم.

00:56:34.900 --> 00:56:37.100
زود باش! Anezka
منتظره!!

00:56:42.700 --> 00:56:43.800
اما افسوس!

00:56:44.400 --> 00:56:47.200
از کجا باید میفهمیدم که اونا
جولیا رو خیلی زود دوباره بر‌می‌گردونن؟

00:56:47.500 --> 00:56:50.100
مثل بازی پینگ پونگ بود.

00:57:03.500 --> 00:57:07.100
قبل اینکه بتونم بار و بندیلمو ببندم
دوباره برگشت.

00:57:07.400 --> 00:57:11.000
اونا سریعتر از من بودن.
من ناامید شده بودم.

00:57:16.400 --> 00:57:19.300
اوه بدریچ، ما دوباره با همیم.

00:57:20.000 --> 00:57:22.000
این وحشتناکه

00:57:23.000 --> 00:57:26.000
پدر مادرم مخالف عشق بین ما هستن.

00:57:26.700 --> 00:57:30.100
زن سابقم هنوز داره از عشق میگه.

00:57:30.400 --> 00:57:31.600
احتمالا باهاش حرف زدن.

00:57:31.900 --> 00:57:35.500
به نظر می رسد تنها یک راه حل وجود دارد.
حل و فصل دوجانبه.

00:57:36.200 --> 00:57:39.100
تصمیم ما قطعیه.

00:57:39.800 --> 00:57:41.800
من یک اینچ هم حتی عقب نمیکشم.

00:57:41.800 --> 00:57:44.800
- شخصیتم اینجوریه.
- چه اطمینانی

00:57:44.800 --> 00:57:47.400
میدونی چه معنایی برای خانواده‌مون داره؟

00:57:47.700 --> 00:57:51.700
خب، گاو، خوک و از این دست.
خلاصه هرچی تو انبار باشه جناب.

00:57:52.300 --> 00:57:55.500
بدریچ گوساله ها رو قصابی میکنه.
میدونستی مادر؟

00:57:56.500 --> 00:58:00.500
اینم دوست دارم. درست مثل هر مادر خوبی میدونم چی مهمه.

00:58:01.500 --> 00:58:04.500
این هم خوبه ولی من میخوام چیز دیگه‌ای بدونم.

00:58:04.700 --> 00:58:07.500
شغل شما چیه آقای فردریش؟

00:58:08.000 --> 00:58:11.800
خاطرات اما در درجه
اول نوه‌هاتون، خانم.

00:58:12.400 --> 00:58:14.300
میدونستم.

00:58:14.800 --> 00:58:17.200
اما قراره چی با ما برسه؟

00:58:18.300 --> 00:58:21.300
دخترتون.
جولی.

00:58:22.800 --> 00:58:24.500
نه خیلی متفاوت‌تر.

00:58:25.300 --> 00:58:29.600
و اون چیه آقای فردریش؟
فرش یا چیز شبیه بهش؟

00:58:31.000 --> 00:58:34.800
شاید یه عتیقه، درسته؟

00:58:37.300 --> 00:58:40.900
آقا و خانم Councillor,
من ازتون یک درخواست صمیمانه دارم.

00:58:41.300 --> 00:58:44.600
دخترمون به ما گفته بود که شما درخواستی دارید.

00:58:46.200 --> 00:58:49.600
بله مقداری رام
(عرق نیشکر)

00:58:51.400 --> 00:58:54.600
می‌خواهین چیزی تو چاییتون بریزین؟

00:58:55.700 --> 00:58:59.500
خب جولینکا، چیزی برای مهمونمون بیار.

00:59:01.000 --> 00:59:04.500
امیدوارم شما برای همیشه دوست خانوادگی ما بمونین.

00:59:07.300 --> 00:59:10.900
- به هیچ وجه!
- ما باید کار شما رو به همه بگیم.

00:59:12.300 --> 00:59:14.700
شما مرد شجاعی هستین.

00:59:19.600 --> 00:59:21.900
لطفا، خواهش میکنم.

00:59:23.200 --> 00:59:26.100
عصر بخیر خانم.
فریدریش.

00:59:26.600 --> 00:59:30.400
پدر، مادر، این آقای بدریچه،
کسی که منو نجات داد

00:59:34.200 --> 00:59:36.800
کی میتونه باشه؟

00:59:41.300 --> 00:59:44.100
من به کاباره رفتم.

00:59:44.600 --> 00:59:49.900
صرفا برای تجربه ولی رفتار اونا مورد علاقه‌ی منه.

00:59:50.700 --> 00:59:54.700
دخترا لباس گرم
می‌پوشند، موسیقی می‌گذارند

00:59:55.300 --> 00:59:58.100
گاهی با موضوعات گوناگون.
من هیجان زده شده بودم.

01:00:06.700 --> 01:00:09.000
ناگهان میخکوب شدم.

01:00:12.300 --> 01:00:15.900
جولی دوباره اونجا بود.
حس کردم دارم خواب می‌بینم.

01:00:18.600 --> 01:00:21.800
زندگیم نابود میشه وقتی می‌بینم
شما برای من نیستین.

01:00:22.400 --> 01:00:25.400
آیا مقدر شده همه‌ی ما خودکشی کنیم؟

01:00:25.900 --> 01:00:27.900
چرا که نه؟ میتونی شروع کنی.

01:00:28.300 --> 01:00:30.900
جولی، نمیخوای که یه صحبت جدی داشته باشیم؟

01:00:33.500 --> 01:00:35.500
فکر کنم نمیتونم هیچوقت انجامش بدم.

01:00:46.600 --> 01:00:49.100
من تقریباً ناامید شدم،

01:00:49.400 --> 01:00:53.200
ولی مردی که رو صحنه بود
فکری به کله‌ام انداخت.

01:00:56.100 --> 01:00:59.400
جولیا باید غیب بشه.

01:01:00.500 --> 01:01:04.400
یادم اومد که چه‌قدر ساده از شر آقای بردی خلاص شدم.

01:01:04.700 --> 01:01:08.500
اوکی، یه قتل دیگه.
هیچ راه دیگه‌ای نداره.

01:01:09.700 --> 01:01:12.400
من به یه بهونه نیاز داشتم.

01:01:12.800 --> 01:01:16.600
عشقم، تمایل به خودکشی تو قلب منو از هم پاشیده.

01:01:17.400 --> 01:01:21.000
من عاشقتم و میخوام که تو رو متقاعد کنم.

01:01:21.200 --> 01:01:25.200
امشب بیا کاباره.
تو باید خوش بگذرونی.

01:01:25.600 --> 01:01:28.300
بدریچ فردریش دوست‌داشتنی.

01:01:28.600 --> 01:01:33.400
اما احتیاط منو مجبور کرد بهونه رو فراموش کنم.

01:01:33.900 --> 01:01:37.000
تمام مسیر‌هامو از بین بردم

01:01:41.300 --> 01:01:43.300
وقت عمل بود.

01:01:43.700 --> 01:01:46.900
اینجا عالیه.
هیچکس این نزدیکیا نیست.

01:01:48.100 --> 01:01:50.400
شبیه خودکشی به نظر خواهد رسید.

01:01:51.200 --> 01:01:54.900
اما اون متقابلا مقاومت کرد. و من نتونستم انجامش بدم.

01:01:56.600 --> 01:01:58.000
اوکی.

01:01:58.200 --> 01:02:01.000
صبر کن! صبر کن.

01:02:01.300 --> 01:02:04.800
اونا مجبور بودن برنامه خودشونو
دنبال کنن و نمی خواستن برگردن

01:02:05.100 --> 01:02:08.400
تقصیر منه.
دفعه‌ی دیگه سریعتر میشم.

01:02:09.600 --> 01:02:12.600
جولیا فقط یکم شنواییشو از دست داد،
فقط همین.

01:02:15.500 --> 01:02:18.100
نقشه بعدیم زیرکانه‌تر بود.

01:02:21.600 --> 01:02:22.700
...و

01:02:24.200 --> 01:02:25.600
موفقیت...

01:02:30.700 --> 01:02:34.000
جولیا! اوه خدای من
چی کار داری میکنی؟

01:02:35.800 --> 01:02:37.400
نکن!

01:02:40.600 --> 01:02:44.600
تلاش دومم هم به ثمر نرسید.

01:02:45.600 --> 01:02:48.400
به عنوان یه آدمکش واقعا بدرد نمیخورم.

01:02:49.400 --> 01:02:54.600
افسرده از شکست و معذب از نیازم به Anezka
تصمیم گرفتم که دیگه وارد عمل بشم.

01:02:55.200 --> 01:02:59.000
به سادگی Anezka
رو پیش خودم بردم.

01:03:00.800 --> 01:03:04.800
واقعا تاثیر عمیقی روش گذاشته بود.

01:03:12.300 --> 01:03:15.000
دیدن لباس عروسش، منو یاد اتفاقت گذشته انداخت.

01:03:15.300 --> 01:03:17.200
قلبم درد گرفت.

01:03:17.500 --> 01:03:21.500
چرا اون موقع این دختر نبود؟

01:03:21.800 --> 01:03:23.900
همه چیز فرق می‌کرد.

01:03:24.900 --> 01:03:26.800
اما بعد چی می‌شد؟

01:03:27.200 --> 01:03:30.400
اون جولیای سمج دوباره اینجاست.
لحظه‌های آخره.

01:03:33.100 --> 01:03:36.000
آقای فردریش با من چیکار کردی؟

01:03:36.300 --> 01:03:39.600
- فکر کردم که منو دوست داری.
- امکان نداره!

01:03:40.200 --> 01:03:44.000
- بالاخره بیرون میکشمت.
- تو به من قول ازدواج دادی

01:03:44.200 --> 01:03:46.200
درواقع...البته

01:03:47.000 --> 01:03:48.800
بهش اجازه دادی بیاد اینجا

01:03:49.000 --> 01:03:50.200
کافیه!

01:03:50.500 --> 01:03:53.200
Anezka من
به حد کافی خوب بود.

01:03:53.600 --> 01:03:59.900
در ازای تمامی مشکلاتی که جولیا به وجود آورد
بهش چندتا کلاه گیس داد.

01:04:01.500 --> 01:04:04.200
-مجبور بودم بهش زنگ بزنم تا سفارش بدم
- کافیه!

01:04:04.200 --> 01:04:06.500
می‌تونست همه چیز رو بده.

01:04:10.400 --> 01:04:13.200
- یکی دیگه داری؟
- .یکی دیگه داری

01:04:14.600 --> 01:04:16.500
این خانم کیه، آقای فریدریش؟

01:04:16.800 --> 01:04:17.900
اینجا چی‌کار داره؟

01:04:18.200 --> 01:04:20.900
اون مفت‌خور؟ بدریچ!

01:04:21.200 --> 01:04:25.200
Anezka, بهت گفته بودم که نیای.

01:04:27.000 --> 01:04:30.600
خب! جولیا، آنزکای دوست‌داشتنی منو فراری داد؟؟

01:04:31.200 --> 01:04:33.900
داشتم از عصبانیت دیوونه میشدم.

01:04:36.000 --> 01:04:40.400
همین الان میکشمش.
با هر چیزی که دستم باشه.

01:04:45.000 --> 01:04:47.000
همینه.

01:04:50.800 --> 01:04:52.800
.به زودی خواهد مرد

01:04:53.000 --> 01:04:56.400
و من میتونم دنبال آنزکا برم.
و فریاد بزنم: برگرد!

01:04:56.800 --> 01:05:01.600
ترغیب به ضربه به گلویش خیلی زیاد بود.

01:05:02.000 --> 01:05:03.300
اینجا!

01:05:04.000 --> 01:05:05.400
...اوکی

01:05:06.400 --> 01:05:08.900
یکم عمیق‌تر.

01:05:09.700 --> 01:05:11.000
اوکی!

01:05:12.000 --> 01:05:13.900
استخون اونجاست،

01:05:15.900 --> 01:05:17.500
فقط یکم دیگه...

01:05:18.000 --> 01:05:19.400
همینه!

01:05:21.200 --> 01:05:23.800
...اوکی
ولی صبر کن

01:05:24.200 --> 01:05:28.000
من به خودم اطمینان دادم.
انگشت واقعا ظریف‌ترین عضو بدنه.

01:05:30.800 --> 01:05:32.500
تموم شد.

01:05:38.600 --> 01:05:41.300
حالا صبر میکنم تا نفس آخرشو بکشه.

01:05:44.900 --> 01:05:47.300
اوکیه، آقای فردریش.

01:05:48.600 --> 01:05:50.800
شاید Bonelet

01:05:57.800 --> 01:06:00.000
خوشمزه‌اس.

01:06:01.300 --> 01:06:03.200
این طعم.

01:06:03.700 --> 01:06:06.600
غیر ممکنه!!
سگ جون بود

01:06:06.800 --> 01:06:09.400
اون حتی میتونست یه دستگاه کمباین
رو قورت بده.

01:06:09.600 --> 01:06:13.400
ذهنم درگیر فکری شد.
نکنه رویین تن باشه؟

01:06:14.000 --> 01:06:15.800
تو مرتبی

01:06:16.100 --> 01:06:18.300
تو با تجربه‌ای.

01:06:18.600 --> 01:06:20.500
چه‌قدر مسخره

01:06:20.800 --> 01:06:24.600
یه زمانی میتونستم کارای بزرگ انجام بدم.
نه این مزاحمت‌های بی‌ارزش.

01:06:24.800 --> 01:06:28.700
چه شرم‌آور
- تو فقط یه آتش‌نشان نیستی.

01:06:29.300 --> 01:06:31.200
تو یه آشپز هم هستی

01:06:32.000 --> 01:06:35.700
اون توهین باعث شد تا یه فکر بکر به ذهنم برسه.

01:06:36.500 --> 01:06:39.000
که همیشه به مخیله کسی نمیرسه.

01:06:47.800 --> 01:06:52.500
حالا مطمئن بودم که جولیا کارش تموم شده.

01:06:58.200 --> 01:07:02.900
وقتی برای اولین بار دیدمت فردریش

01:07:04.200 --> 01:07:09.000
حس کردم شروع یه چیز زیباست

01:07:09.700 --> 01:07:12.400
- یه چیز جاودانه
- اشتباه می‌کردی،

01:07:13.300 --> 01:07:17.000
- فقط چند ثانیه و برای همیشه تموم میشه.
- این نردبون خیلی درازه.

01:07:17.700 --> 01:07:21.700
اما تو دستای تو من احساس امنیت میکنم.
هیچی برام اتفاق نمیفته.

01:07:22.200 --> 01:07:26.700
- خب، خواهیم دید.
- این خسارت، قابل ملاحظه میشه.

01:07:27.800 --> 01:07:31.500
من دارم باور میکنم که تو توسط سرنوشت به دستای من فرستاده شدی.

01:07:31.900 --> 01:07:34.100
شاید گربه بوده.

01:07:34.600 --> 01:07:37.200
یکی باید آتش رو راه انداخته باشه.

01:07:37.500 --> 01:07:40.800
وحشتناک بود!
چی میشد اگه من داخل آتش میمردم؟

01:07:41.400 --> 01:07:45.400
- مهم نیست خانم
- من زندگیمو به شما مدیونم.

01:07:46.600 --> 01:07:50.500
شما کی هستین؟ آتش نشان شجاع.

01:07:51.000 --> 01:07:53.800
چشماتو ببند که سرت گیج نره.

01:07:54.200 --> 01:07:56.400
اوه، خدای من.
خیلی بلنده.

01:07:57.000 --> 01:08:00.100
نترس.

01:08:01.100 --> 01:08:03.600
بدترین چیز رو پشت سر گذاشتی.

01:08:04.000 --> 01:08:06.000
Hop!

01:08:06.100 --> 01:08:08.000
امیدوارم خاکسترت تو آرامش باشه جولیا.

01:08:12.800 --> 01:08:15.400
بعد آزادی دوباره، دنبال آنزکا رفتم.

01:08:17.600 --> 01:08:21.900
اما وقتی به هدفم رسیدم
بیش از اندازه دودل بودم.

01:08:22.000 --> 01:08:27.100
می‌دونستم که به خاطر کشتن جولیا مجازات میشم
زندان منتظر منه.

01:08:28.300 --> 01:08:31.600
یه خداحافظی طولانی بود با عشق حقیقیم.

01:08:31.900 --> 01:08:34.100
من این فکر رو میکردم که اون منتظرمه.

01:08:34.300 --> 01:08:36.700
سی سال آینده رو تو زندان گذروندم.

01:08:38.800 --> 01:08:42.200
سخت بود، فقط آب با نون...

01:08:42.500 --> 01:08:44.700
من فقط به‌خاطر عشقم به آنزکا نجات پیدا کردم.

01:08:44.900 --> 01:08:48.100
که سی سال به‌خاطر من صبر کرد.

01:08:49.000 --> 01:08:52.200
و بالاخره اون روزی که از زندان آزاد شدم رسید!

01:08:52.900 --> 01:08:56.900
هر دو با موهای خاکستری
پیرمرد و پیرزن

01:08:57.800 --> 01:09:01.700
پیری خودمون رو پر سر و صدا می‌گذروندیم
صحبت‌های بی‌معنی ولی دلنشین میکردیم

01:09:02.100 --> 01:09:04.500
!نهایت خوشحال بودیم

01:09:04.524 --> 01:09:16.524

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:09:16.548 --> 01:09:23.548

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.