﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:16.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:25.154 --> 00:00:30.820
‫"به دلیل نقض ثابت شده از قوانین
ساختمان سازی، بند 765 و 517..."

00:00:30.844 --> 00:00:35.434
‫"مانزو اودوکر، رئیس ساخت و ساز، تیوبورتنسه،
‫محکوم به..."

00:00:35.458 --> 00:00:41.624
‫"هجده ماه بازداشت، جریمه نقدی 3،220،000 و
‫هزینه دادرسی میشود."

00:00:41.852 --> 00:00:48.387
‫"علاوه بر این، تمام ساختمان‌هایی که قبلاً
اسمشان آورده شده است، ‫و در منطقه ذکر شده هستند،"

00:00:48.411 --> 00:00:52.443
‫"باید تخریب شوند و این
حکم، بلافاصله قابل اجرا است."

00:00:52.467 --> 00:00:56.646
‫"به نام مردم ایتالیا،
‫حکم اجرا میشود."

00:01:00.991 --> 00:01:04.095
‫ما آماده‌ایم، قربان. -
‫شروع کنید... -

00:01:18.041 --> 00:01:19.531
‫اینجا رو امضا کنید.

00:01:24.580 --> 00:01:26.525
‫ممنون. -
‫بریم. -

00:02:40.415 --> 00:02:42.629
‫دکتر بونیفازی، خوش اومدید.

00:02:42.898 --> 00:02:46.619
‫شنیدیم که شما به مقام قاصی،
ارتقا پیدا کردید. ‫تبریک میگیم.

00:02:46.643 --> 00:02:47.612
‫ممنون.

00:02:47.636 --> 00:02:50.988
‫یه عالمه کار رو سرتون میریزه. -
‫آره واقعاً. -

00:04:23.666 --> 00:04:24.825
‫صبح بخیر، قربان.

00:04:45.289 --> 00:04:50.934
‫<i>سانتونجیتو لورنزو، </i>

00:04:50.958 --> 00:04:53.872
‫<i>مهندس ساخت ساز، کلمنتینی و جنوب پومیزیا...</i>

00:04:53.896 --> 00:04:57.266
‫<i>سهامدار بزرگراه سانتنوسیتو
‫و املاکی در لاتزیو...</i>

00:04:57.290 --> 00:05:00.577
‫<i>مدیرعامل شرکت هلدینگ نوسترا،</i>

00:05:00.601 --> 00:05:06.022
‫<i>معاون رئیس هتل سیسیل غربی و هتل‌
‫تورزیلو...</i>

00:05:06.270 --> 00:05:10.243
‫<i>...عضو شورای آجرهای خشتی و آسفالت لاتزیو</i>

00:05:11.671 --> 00:05:14.671
‫میخوای بری به کمپین تور سن لورنزو؟

00:05:17.888 --> 00:05:20.258
‫اولین نفری نیستی که سوارش کردم.

00:05:21.458 --> 00:05:23.527
‫میدونی چرا سوارت کردم؟

00:05:25.017 --> 00:05:28.493
‫تا بهت بگم،
‫راجع به شماها، چی فکر کنم.

00:05:29.279 --> 00:05:33.666
‫آدمای امثال من رو خوار میدونید،
‫ولی سوار ماشینامون میشید،

00:05:34.162 --> 00:05:37.077
‫بهمون میگید استثماركننده،
‫ولی خودتون مثل زالو، خونمون رو می‌مکید.

00:05:37.101 --> 00:05:42.377
‫و دست مریزاد بهتون، ‫چون عوض له
شدن زیر چنین چیزایی، تحملتون بیشتر میشه.

00:05:42.708 --> 00:05:44.791
‫"کمپین؟"

00:05:46.353 --> 00:05:51.185
‫می‌دونی واکنشم نسبت به کمپ‌ها و این
چادر زدن‌هاتون چیه؟ ‫جلوشونو نمی‌گیرم...

00:05:51.684 --> 00:05:56.138
‫عوضش، دورشو سیم خاردار برقی میکشم.

00:05:56.162 --> 00:06:02.386
‫و با جوونای زیر 25 ساله‌ای مثل تو،
‫که سرشون بو قرمه سبزی میده، پرش میکنم.

00:06:02.410 --> 00:06:07.804
‫امثال آدمایی که 16 ساعت در روز کار میکنن، ‫بی
وجدان‌ها...آنارشیست‌ها...مائوئیست‌ها و همه اونایی که عشق خون به پا کردنن.

00:06:08.304 --> 00:06:13.303
‫مثل ما نیستید که تو جنگ، جنگیدیم و
‫الان داریم برای منافع کشور، جون میکنیم.

00:06:16.031 --> 00:06:21.050
‫چند سالته؟ ‫شرط میبندم برای اینکه
پرت نشی تو این کمپین، میگی 26 سالته...

00:06:27.694 --> 00:06:33.088
‫یک کلمه از حرفامو نمیفهمی، اونوقت میزاری نیم
ساعت یه بند حرف بزنم. ‫گمشو بیرون، کله کیری.

00:06:38.472 --> 00:06:41.835
‫فاشیست! حرومزاده.

00:06:45.813 --> 00:06:51.416
‫<i>...رئیس انجمن رم پاک،
‫مدیر بانک صنعت تعاون... </i>

00:06:51.624 --> 00:06:54.682
‫<i>سهامدار شرکت سیمان سازی...</i>

00:06:54.706 --> 00:06:56.789
‫<i>رئیس شرکت، البسه ورزشی...</i>

00:06:56.841 --> 00:06:59.889
‫<i>دارای کارخونه‌ی مواد شوینده‌ی قابل تجزیه...</i>

00:06:59.913 --> 00:07:04.828
‫<i>مشاور کمپانی فیلمسازی کاریدی...</i>

00:07:04.964 --> 00:07:08.088
‫<i>رئیس داروسازی جنوب مرکزی...</i>

00:07:09.577 --> 00:07:13.534
‫اینو نگاه کن، صاف داره
میاد تو مسیر ممنوعه...

00:07:13.825 --> 00:07:16.033
‫بیا بهش یه درس حسابی بدیم.

00:07:16.970 --> 00:07:20.948
‫یارو سانتنوجیتو هستش،
‫از درس دادن بهش خبری نیست...

00:07:21.115 --> 00:07:23.007
‫قربون بر و بچ.

00:07:23.031 --> 00:07:26.488
‫صد بار جریمه‌ـش کردیم، همه‌شونم رد شدن...

00:07:28.321 --> 00:07:31.278
‫دِق و دلیه اون یکی رو،
سر این خالی می‌کنیم...

00:08:53.065 --> 00:08:56.915
‫<i>.سرایدار ساعت 10 صبح وارد اتاق دختر شد</ i>

00:08:56.939 --> 00:09:00.834
‫خانم...وای خدا! خدایا!

00:09:03.791 --> 00:09:11.281
‫<i>بعد از بارزسی اولیه، به دکتر برونوری خبر
داده شد. ‫وی به طور دقیق جسد رو بررسی کرد...</i>

00:09:11.428 --> 00:09:13.915
‫<i>و این شرح واقعه رو بیان کرد:</i>

00:09:13.939 --> 00:09:18.622
‫با همین بررسی‌های اولیه،
‫می‌تونم کبودی‌ها و کوفتگی‌‌ها رو ببینم...

00:09:18.646 --> 00:09:20.170
‫مشخصه که کتک خورده.

00:09:20.194 --> 00:09:25.778
‫اثری از تلاش برای خوب کردن جای زخم‌ها نیست،
‫نکته مهم‌تر اینکه...

00:09:25.802 --> 00:09:31.887
‫جسد و ملافه، کاملاً صاف
و دست نخورده پیدا شدن...

00:09:31.911 --> 00:09:37.309
‫که نشون میده، شخص دیگه‌ای هم،
‫در صحنه جنایت حضور داشته است.

00:09:37.581 --> 00:09:43.293
‫نه، آقای قاضی...دلیل اینکه به جای دکتر سیلوستری
که تو طبقه دوم بود، ‫به دکتر کارادینیری زنگ زدم،

00:09:43.335 --> 00:09:49.065
‫بخاطر این نبود که به مرگ خشونت
آمیز خانم سیلوانا، ‫مشکوک شده بودم.

00:09:49.089 --> 00:09:50.948
‫نه؟ -
‫نه قربان... -

00:09:50.972 --> 00:09:59.108
‫چون بهم گفتن دکتر سیلوستری تو بیمارستانه و
‫بیمارستان هم گفت، ایشون تو کلینیک هستن.

00:09:59.132 --> 00:10:00.510
‫آهان، فهمیدم...

00:10:00.534 --> 00:10:05.427
‫این روزا گیر انداختن یه دکتر،
‫مثل رسیدن به سایه خودته.

00:10:05.451 --> 00:10:10.870
‫تو میدویی سمتش و اونم هی ازت دور میشه،
‫کار دنیا همینه دیگه.

00:10:11.246 --> 00:10:14.175
‫پس شما مشکوک نشده بودید که...

00:10:14.803 --> 00:10:19.280
‫که اون دختر بخاطر مرگ غیر طبیعی، مُرده.

00:10:20.557 --> 00:10:23.190
‫دیشب، کِی اومد خونه؟

00:10:23.214 --> 00:10:27.817
‫والا اگه بدونم.
‫معمولاً! مستقیم از طریق گاراژ میومد تو.

00:10:28.005 --> 00:10:29.509
‫مستقیم از طریق گاراژ...

00:10:29.533 --> 00:10:35.095
‫آره...خیلی کم میدیدمش و می‌شناختمش.
‫تنها زندگی می‌کرد، یعنی مستقل بود.

00:10:35.119 --> 00:10:38.443
‫تنها زندگی می‌کرد...دیگه خودم معنیشو
میدونم. ‫لازم نیست بهش اشاره کنید.

00:10:38.467 --> 00:10:40.203
‫فقط خواستم کمکی کرده باشم.

00:10:40.705 --> 00:10:43.258
‫چرا چنین دختر جوونی،
‫تنها زندگی میکرده؟

00:10:43.593 --> 00:10:49.009
‫دیگه اگه اطلاعات بیشتری ازش می‌خواید،
‫والدینشو خبر کنید...دیگه می‌تونم برم؟

00:10:49.033 --> 00:10:51.101
‫معمولاً زیاد می‌دیدینش؟

00:10:51.125 --> 00:10:53.923
‫خیلی زیاد... -
‫خیلی کم. -

00:10:53.947 --> 00:10:58.861
‫کم یا زیاد؟
- ‫مثلاً، همون روز قتل، برای شام دعوتش کردیم... -

00:10:58.885 --> 00:11:04.961
‫ولی گفت، شبش با یه آدم کله گنده قرار داره،
‫ما هم دیگه نپرسیدیم کیه،

00:11:04.985 --> 00:11:10.645
‫بعد چون خوشمون نمیاد غذاها هدر برن،
همسایه‌مون، ‫بیوه کاسیوتی رو دعوت کردیم...

00:11:10.669 --> 00:11:14.442
‫که خیلی از هم بابت شام قدردانی کرد،
‫بعد صبح روز بعدش...

00:11:14.466 --> 00:11:18.512
‫ببینید آقای دادستان... -
‫سرایدار بهمون زنگ زد و گفت... -

00:11:19.633 --> 00:11:24.173
‫بچه‌مون... -
‫با اینکه با هم زندگی نمی‌کردیم... -

00:11:24.197 --> 00:11:29.070
‫ولی مستقل و رو پا وایستادن دخترمون،
‫همیشه نظیر نداشت.

00:11:29.094 --> 00:11:32.431
‫اگه از نزدیک می‌شناختیدش...بُمب
نشاط و انگیزه بود...

00:11:32.455 --> 00:11:38.389
‫ما "لودولتا" صداش می‌کریم، نگاه کنید،
‫از لحاظ مالی، تو تنگنای بدی قرار داریم...

00:11:38.430 --> 00:11:42.929
‫همسرم یه معلم بوده که
بازنشستگی خیلی کمی میگیره...

00:11:42.953 --> 00:11:45.730
‫تازه دیابت هم داره آقای قاضی...

00:11:45.754 --> 00:11:50.066
‫منم که...کارم نون و آبی توش نیست.
‫البته نقاش هستم.

00:11:50.090 --> 00:11:52.871
‫اینا مهم نیست...لطفاً از
بحث اصلی منحرف نشید.

00:11:52.974 --> 00:11:57.435
‫من یه زن مومن و مورد اعتماد همم،
‫این حرفو به اون شوهر بی غیرتم بگو.

00:11:59.157 --> 00:12:00.215
‫خداحافظ.

00:12:01.253 --> 00:12:02.290
‫خداحافظ.

00:12:02.747 --> 00:12:03.846
‫خداحافظ.

00:12:05.568 --> 00:12:06.727
‫خداحافظ.

00:12:06.751 --> 00:12:11.959
‫واقعیت فقط توش بدبختیه، آقای قاضی...
‫همون خواب و خیال، از همه چی بهتره.

00:12:12.706 --> 00:12:19.321
‫بچه‌ی ما خیلی زود ترک تخصیل کرد و
‫و وارد "دیگ بزرگ" شد.

00:12:19.345 --> 00:12:20.877
‫چی؟ دیگ بزرگ؟

00:12:20.901 --> 00:12:26.686
‫پول خوبی درمیاورد و هوای ما رو هم داشت.

00:12:26.710 --> 00:12:28.785
‫الان گفتید،
‫"دیگ بزرگ"...

00:12:29.491 --> 00:12:32.392
‫منظورتون از "دیگ بزرگ" یعنی چی؟

00:12:32.416 --> 00:12:34.289
‫از چه لحاظ؟

00:12:34.313 --> 00:12:36.977
‫یعنی شغلش دقیقاً چی بود؟

00:12:37.001 --> 00:12:39.540
‫به روابط عمومی ربط داره؟ -
‫از من می‌پرسید؟ -

00:12:39.564 --> 00:12:40.999
‫شما باید بدونید، نه من.

00:12:41.023 --> 00:12:45.772
‫اون پِی در پِی پول می‌گرفت...
‫به قول معروف، خانم خودش بود...

00:12:45.796 --> 00:12:49.690
‫مکانای خوب میرفت با مردای درست و حسابی میگشت...
- ‫آدمای کله گنده‌ای مثل تجار و بازرگان‌ها رو می‌شناخت... -

00:12:49.714 --> 00:12:52.816
‫که بعضیاشون خارجی بودن،
بعضیاشون از میلان و چندتایی از هم رُم...

00:12:52.840 --> 00:12:57.342
‫انگلیسی هم بلد بود...
- ‫هتل‌های محشر میرفت و سوار جت‌های شخصی میشد. -

00:13:00.197 --> 00:13:03.007
‫<i>بیا درباره اون پسر هم بهش بگیم...</i>

00:13:03.031 --> 00:13:06.991
‫فکر میکنی واقعاً نمی‌دونن،
‫دخترشون چی کاره بوده؟

00:13:07.512 --> 00:13:09.614
‫فکر نکنم بدونن.

00:13:09.638 --> 00:13:15.387
‫یه قضیه‌ای بود که ظاهراً
شخصیت بچه ما رو عوض کرد...

00:13:15.411 --> 00:13:17.495
‫تعریفش کنم؟ -
‫آره، بگید... -

00:13:17.599 --> 00:13:22.118
‫یه سال، زیاد بی قراری میکرد،
‫که نشون میداد عاشق شده بود.

00:13:22.142 --> 00:13:26.662
‫عاشق یه پسر جوون. -
‫یه علاف! حتی می‌خواست باهاش ازدواج کنه. -

00:13:26.686 --> 00:13:32.872
‫پس شغلشو ول کرد...
‫دیگه نه درآمدی داشت، نه پولی به ما میداد...

00:13:32.896 --> 00:13:35.123
‫می‌بینید عشق می‌تونه چیکارا کنه؟

00:13:35.147 --> 00:13:39.857
‫این علاف جوون، بر حسب اتفاق...

00:13:41.180 --> 00:13:44.168
‫روزسیونی سیریو نیست؟ -
‫شما از کجا می‌دونید؟ -

00:13:44.192 --> 00:13:49.753
‫قبلاً ازش سوال کردم، بسکتبال بازی میکنه و رشته‌ـشم، تنکسین رادیو هستش.
- ‫که عرضه یه قرون پول درآوردن رو هم نداره. -

00:13:49.777 --> 00:13:53.400
‫آره، آره...اینقدر جاده خاکی نزنید، لطفاً.

00:13:53.424 --> 00:13:59.340
‫باشه...چون دیگه بچه‌ـمون بهمون پول نمیداد،
‫زیر فشار فقر بودیم...

00:13:59.364 --> 00:14:03.300
‫راستیتش، یه بار از فرط گشنگی،
‫رفتیم تیتو...

00:14:03.324 --> 00:14:09.243
‫دعا میکردیم بتونیم یه کم پول دربیاریم، ‫چون شوهرم به
غیر از نقاش بودن، یه خواننده نیمه حرفه‌ای هم هست...

00:14:14.578 --> 00:14:20.806
‫ولی هیچ کی آدم حسابمون نکرد. ‫چون نوازنده‌های خیابونی،
جامعه‌ی خودشون رو دارن که به این راحتیا نمیشه اردش شد

00:14:20.830 --> 00:14:22.039
‫مامان!

00:14:22.456 --> 00:14:23.789
‫مامان!

00:14:24.040 --> 00:14:25.874
‫دخترم!

00:14:28.041 --> 00:14:30.834
‫هنوزم صورتش جلوی رومه، آقای قاضی...

00:14:31.209 --> 00:14:36.211
‫تو همون حالت زجه و زاری زدن گفت: ‫"مامان، بخاطر
همه‌ی دردسرایی که براتون درست کردم، منو ببخشید."

00:14:36.586 --> 00:14:40.421
‫"همه چی بین من و سیریو تموم شد...ولش کردم."

00:14:45.528 --> 00:14:47.734
‫شما هم تحت تاثیر قرار گرفتید، آقای قاضی؟

00:14:47.758 --> 00:14:53.260
‫پس دختر بیچارتون که می‌خواست با اون
یارو ازدواج کنه، ‫به "اون راه راست" برگشت.

00:14:53.469 --> 00:14:58.429
‫خیلی اوقات خوبی رو با هم داشتیم،
‫حتی تونستم دندونمو، پُر کنم.

00:14:58.888 --> 00:15:04.723
‫فکر میکنی، باباش، نمی‌دونسته دخترش یه فاحشه بوده؟ ‫'نخیر،
طرف از اون حرومزاده‌های روزگاره و خیلی هم خوب میدونسته.

00:15:05.870 --> 00:15:10.101
‫برای آخرین بار بهتون میگم،
‫مجبورش کردین وارد چه شغلی بشه؟

00:15:10.518 --> 00:15:14.454
‫ببخشید...ولی مجبورش
کردید، کلمه درستی نیست...

00:15:14.478 --> 00:15:18.580
‫هست.
- ‫میدونم تو عدالت همیشه باید بدترین چیزا رو در نظر گرفت... -

00:15:18.604 --> 00:15:22.520
‫ولی زندگی پر از ابهاماته... -
‫و این جادویی بودنشو نشون میده. -

00:15:22.544 --> 00:15:25.709
‫یه اسم چند تا از این
"آقایون" مهم رو بهم بگید.

00:15:25.733 --> 00:15:28.147
‫والا اگه بدونیم...

00:15:28.171 --> 00:15:30.231
‫بیخیال بابا...بریزید بیرون...

00:15:30.255 --> 00:15:35.838
‫اون یارویی که می‌خواست بهش یه شغل تو
فروشگاه‌های زنجیره‌ای، ‫استاندا بده، کی بود؟

00:15:35.862 --> 00:15:40.111
‫درسته...مهندس سانتو...سانتو آنتونیو...

00:15:40.135 --> 00:15:41.924
‫درسته و سنت فرانسیس هم همینطور...

00:15:41.948 --> 00:15:46.700
‫اون یارویی که صاحب پلاست هستش،
‫همون کارخونه پلاستیک...

00:15:47.138 --> 00:15:49.409
‫پلاست؟ -
‫آره، آره... -

00:15:54.224 --> 00:15:58.264
‫سانتنوجیتو؟ -
‫آره، دقیقاً اسمش همینه. -

00:15:58.288 --> 00:16:03.162
‫خیلی مهربون بود و یه توصیه نامه هم
‫برای درخواست شغلش نوشت.

00:16:03.186 --> 00:16:05.559
‫این همه چیزی بود که می‌خواستم،
‫می‌تونید برید.

00:16:05.583 --> 00:16:07.165
‫باشه، بیا بریم.

00:16:10.308 --> 00:16:12.369
‫خداحافظ... -
‫فقط برید. -

00:16:42.261 --> 00:16:46.650
‫صبح بخیر پروفسور...نتایج آماده شدن؟

00:16:46.674 --> 00:16:50.421
‫آروم باش، عجله کار شیطونه...سلام.

00:16:50.754 --> 00:16:52.500
‫خانم کارمن. -
‫بله استاد؟ -

00:16:52.524 --> 00:16:58.037
‫به مازتی بگو اون مقالات راجع به اون دختر
مُرده رو بیاره، ‫قاضی بونیفازی اینجاست.

00:16:58.061 --> 00:17:00.431
‫چطوری؟ -
‫قربونت، خوبم...تو چطوری؟ -

00:17:00.455 --> 00:17:04.469
‫خسته‌ـم.
- ‫منم همینطور، میشه جلو جلو، نتایجو بهم بگی؟ -

00:17:04.493 --> 00:17:07.699
‫پستونای هلویی داشت...وایستا پروندشو بیارن.

00:17:07.990 --> 00:17:11.505
‫وضع یبوستت چطوره؟
- ‫برداشتی بهم آلو خشک بُخور شده دادی، توقع معجزه داشتی؟ -

00:17:11.529 --> 00:17:15.252
‫من با داروهای شیمیایی مخالفم.
‫الان بهت میگم اوضاع از چه قراره...

00:17:15.276 --> 00:17:19.249
‫یبوست فقط یه بهونه‌ای برای گذروندن
یه مدت طولانی، ‫تو دستشویی هستش...

00:17:19.273 --> 00:17:26.160
‫چون تو اون مکان، ‫داریم علیه
آشفتگی اجتماعی محیط بیرون، میجنگیم.

00:17:26.184 --> 00:17:31.780
‫انسان از عن بوجود اومده و به لطف پیشرفت لعنتی،
‫دوباره به عن و کود تبدیل میشه، موافق نیستی؟

00:17:31.804 --> 00:17:35.634
‫آره والا. - ‫کیا این تمدن صنعتی رو بهمون تحمیل کردن؟ لنین و مارکس؟
- ‫و دونالد داک... -

00:17:35.717 --> 00:17:38.299
‫مازتی! نتایج کالبد شکافی اونا چی شد؟

00:17:38.528 --> 00:17:40.356
‫این برای تویه. -
‫چی هست؟ -

00:17:40.380 --> 00:17:42.854
‫شکارچی و شکار در یک قاب. -
‫چه بویی میده... -

00:17:42.878 --> 00:17:47.017
‫آره. یه پرنده مُرده با یه ماهی مُرده،
‫داخل بدنش هستش.

00:17:47.041 --> 00:17:49.411
‫به این پرونده ربط داره؟ -
‫شاید نه... -

00:17:49.435 --> 00:17:51.288
‫شایدم داشته باشه، از کجا معلوم...

00:17:51.829 --> 00:17:57.842
‫بخاطر ضایعات کارخونه پلاستیک
پپلاست، کُشته شده. ‫همون شرکت منفور...

00:17:57.866 --> 00:17:59.674
‫که صاحبش، سانتنوجیتو هستش.

00:17:59.698 --> 00:18:06.231
‫همون پیمارنکاره؟
- ‫آره، تونسته کارخونه‌ـشو، با پول ملت بسازه. -

00:18:06.255 --> 00:18:09.874
‫و حالا می‌خوای بخاطر این آلودگی،
پاپیچش بشی. ‫کلاً درست بشو نیستی؟

00:18:09.898 --> 00:18:12.979
‫درست بشو؟ اگه اون ماهی رو خورده بودم، خدا بیامرز شده بودم.
- ‫کاشکی خورده بودی... -

00:18:13.187 --> 00:18:19.432
‫از پیشرفت بدت میاد، چون باعث مسمومیت شهروندا
میشه. ‫ولی تا حالا در این مورد چیکار کردی؟

00:18:19.806 --> 00:18:24.861
‫گور بابای شهروندا، ‫همه‌ی اونا عقده
دارن صنعتگر بشن و بقیه رو مسموم کنن.

00:18:24.885 --> 00:18:31.106
‫شما قاضی‌ها هنوز حالیتون نشده،
‫این مردم ایتالیا، هیچ لطفی بهشون نیومده؟

00:18:31.130 --> 00:18:33.771
‫ولی بازم عین چی، ازشون دفاع میکنید.

00:18:33.795 --> 00:18:37.001
‫بعضیاشون لیاقتشو دارن...اونایی
هم که ندارن، مجازات میشن.

00:18:37.625 --> 00:18:40.481
‫داری میگی، امثال ما لیاقت نداریم؟

00:18:40.505 --> 00:18:44.092
‫چیکار میخوای بکنی، رضا شاه؟
‫سر هممونو از دم بزنی؟

00:18:44.116 --> 00:18:47.786
‫برای دکترها، جریمه‌های مالی،
‫بیشتر عذابشون میده.

00:18:47.810 --> 00:18:52.777
‫چه جوک بی مزه‌ای...هیچم خنده دار نبود...مگه
نه مازتی؟ ‫این پرنده رو بزار تو فریزر.

00:18:52.881 --> 00:18:55.365
‫یه لِنگِشم برای شام پروفسور نگه دار.

00:18:55.574 --> 00:18:57.532
‫اینه... -
‫بزار ببینم. -

00:18:57.556 --> 00:18:59.619
‫تو که حالیت نمیشه.

00:18:59.643 --> 00:19:02.854
‫مرگ بین ساعت 12 شب و 2 نصف شب رخ داده...

00:19:02.878 --> 00:19:08.847
‫اون به خاطر ضرب و شتم نمرده،
‫کتک‌ها وحشیانه بودن، ولی عامل مرگ نبودن.

00:19:08.952 --> 00:19:11.393
‫پس چجوری مُرده؟ -
‫بزار ببینم... -

00:19:11.644 --> 00:19:17.655
‫آنالیز محتویات روده‌ها و کلیه‌ها... -
‫تغییر در بخش مجاری کلیه، معنیش یعنی چی؟ -

00:19:18.072 --> 00:19:21.492
‫یعنی بخاطر وجود یه نوع ماده مخدر تو بدنش، مُرده.
- ‫مواد مخدر؟ -

00:19:21.516 --> 00:19:25.770
‫چرا؟ نکنه اگه زنده بود، می‌خواستی حکم
جلبشو بگیری؟ ‫حالا طرف چیکاره بوده؟

00:19:25.794 --> 00:19:28.298
‫خب..."خانم" خودش بوده...

00:19:28.465 --> 00:19:29.694
‫فاحشه بوده؟

00:19:29.718 --> 00:19:31.196
‫آره دیگه.

00:19:31.220 --> 00:19:34.977
‫دقیقاً چه مواد مخدری بوده؟ -
‫یکم فهمیدنش وقت میبره... -

00:19:35.227 --> 00:19:40.212
‫قربونت، انجامش بده.
‫دیگه چه اطلاعاتی داری؟

00:19:40.236 --> 00:19:42.323
‫یه نظریه دارم...

00:19:43.388 --> 00:19:47.771
‫اینکه شاید تو تختش نمُرده بوده باشه. -
‫پس یکی بعد مرگش، گذاشتش اونجا... -

00:19:47.875 --> 00:19:50.061
‫احتمالش هست...

00:19:55.162 --> 00:20:00.743
‫صبح بخیر، دون مانزی، چه خبر؟
- ‫فعلاً که منتظر هستید، شاید بخواید یه نگاهی هم به این بندازید... -

00:20:01.284 --> 00:20:05.448
‫اوضاع این امضاهای مخالفت با طلاق چطوره؟ -
‫خب... -

00:20:06.115 --> 00:20:08.405
‫بده همه چیو امضا کنیم.

00:20:09.467 --> 00:20:12.212
‫این دیگه چیه؟
‫احضاریه از طرف دادگاه.

00:20:12.236 --> 00:20:14.294
‫بخاطر یه شهادت دادن هستش...

00:20:14.318 --> 00:20:17.209
‫شهادت کیلو چنده؟ بهشون
بگو اینقدر رو مُخم نرن...

00:20:17.233 --> 00:20:19.916
‫مهندس سانتنوجیتو؟ -
‫آره، ممنون...سه سوته برمی‌گردم. -

00:20:19.940 --> 00:20:24.604
‫اینو بنویس...میخوام دِ چیریکو رو بخرم، ‫ولی
از دفتر اسناد رسمی، یه گواهینامه میخوام.

00:20:25.562 --> 00:20:26.662
‫عزیزم!

00:20:26.686 --> 00:20:28.581
‫صبور باشید...

00:20:41.594 --> 00:20:43.676
‫تبریک میگم، دادستان.

00:20:54.920 --> 00:20:59.185
‫قاضی بونیفازی. -
‫همینو کم داشتیم...بعداً می‌بینمت. -

00:20:59.209 --> 00:21:00.351
‫صبح بخیر. -
‫صبح بخیر. -

00:21:00.375 --> 00:21:04.310
‫پرونده اون جنده معتاد رو هنور نبستی؟

00:21:04.334 --> 00:21:08.394
‫نه، نبستم...منتظر یه
چند تا معاینه دیگه هستم.

00:21:08.418 --> 00:21:12.811
‫تو همین حین، با دوست پسر قبلیشم حرف بزنید،
‫همون بچه جوونه که...

00:21:12.835 --> 00:21:16.895
‫حرف زدم...شب قتل، همراه با تیم بسکتبالش،
‫تو فاینزا بوده.

00:21:16.919 --> 00:21:19.753
‫بعدش، یکشنبه شب، برگشته. -
‫چه بد... -

00:21:19.815 --> 00:21:24.545
‫من دوبار برای سانتنوجیتو احضاریه فرستادم، ولی هنوز نیومده.
- ‫سانتنوجیتو؟ -

00:21:24.920 --> 00:21:27.626
‫آره، اون...ظاهراً دختر رو میشناخته.

00:21:27.650 --> 00:21:32.085
‫اگه امروزم پیداش نشه، کارابینیری رو میفرستم به زور بیارش.
- ‫یه لحظه وایستید... -

00:21:32.109 --> 00:21:34.168
‫دیگه جِلِز و وِلِز نمیزنی؟ -
‫جِلِز و وِلِز؟ -

00:21:34.192 --> 00:21:38.297
‫همیشه جِلِز و وِلِز میزنی..."بجنب", "پرونده
رو ببندش" ولی، ‫یهویی دیگه عجله نداری؟

00:21:38.360 --> 00:21:42.190
‫عجله چیه؟ فقط دارم بهت
یه مشاوره دوستانه میدم...

00:21:42.214 --> 00:21:45.941
‫قربونت، مشاوره دوستانه نخواستیم...
‫فقط صبر کن تا کارم تموم بشه.

00:21:45.965 --> 00:21:48.650
‫نمی‌تونی همکاری محترمانه منو رد کنی.

00:21:48.674 --> 00:21:51.046
‫همکاری محترمانه؟ تو که
همیشه‌ی خدا در حال فشار آوردنی...

00:21:51.070 --> 00:21:56.401
‫میدونم هدفت چیه،
‫می‌خوای منو وارد یه بازی روانی کنی.

00:21:56.425 --> 00:21:59.318
‫ولی نمیزارم از این کارا کنی.

00:21:59.342 --> 00:22:01.402
‫کسی "بازی روانی" نمیخواد انجام بده.

00:22:01.426 --> 00:22:06.843
‫پس این همه شیلنگ تخته
انداختن چیه، قاضی بنویفازی؟

00:22:07.010 --> 00:22:13.237
‫دیگ به دیگ میگه ته دیگت سوخت! ‫تو بخاطر دزدیدن دو
کیلو زردآلو، برای یه آدم بیچاره، حکم جبران خسارت بریدی.

00:22:13.261 --> 00:22:18.696
‫پس قضیه اینه...
- ‫لازم نیست واسه من نقش آدمای اخلاق گرا رو بازی کنی. -

00:22:18.720 --> 00:22:23.845
‫فقط داری از قانون سواستفاده میکنی.
- ‫اجازه نمیدم چنین گستاخی عوام فریبانه‌ای کنی... -

00:22:23.950 --> 00:22:28.405
‫یالا همین الان، همه‌ی حرفاتو پس بگیر.

00:22:28.429 --> 00:22:30.489
‫اگه من یه عوام فریبم، پس تو چی هستی؟

00:22:30.513 --> 00:22:32.573
‫حرفتو پس بگیر. -
‫که تو هم هی حاضر جوابی کنی. -

00:22:32.597 --> 00:22:35.448
‫یه دکتر روانشناس برو. -
‫خودت برو. -

00:22:35.472 --> 00:22:39.522
‫اگه من یه عوام فریبم، تو چی هستی؟
‫یه فاشیست؟ جوابمو بده.

00:22:39.546 --> 00:22:43.223
‫و دیگه هم با این لحن حرف زدن،
‫تو این راهروها، نزدیکم نمیشی.

00:22:43.473 --> 00:22:49.659
‫من وظایفمو میدونم. لازم نکرده
تو بهم یاد بدی. ‫خودم یه قاضیم.

00:22:49.683 --> 00:22:52.683
‫<i>منم همینطوز. -
‫برو بینیم بابا. -</i>

00:23:01.393 --> 00:23:04.036
‫<i>خدا رو شکر، تلفاتی درکار نبود.</i>

00:23:04.060 --> 00:23:11.811
‫<i>ساختمون غیر قابل استفاده اعلام شده و فعلاً
‫درشو بستن.</i>

00:23:12.832 --> 00:23:18.145
‫به نظرم تحت فشار خیلی زیادی از
دادخواست‌های معوقه، ‫کمر خم کرده.

00:23:18.728 --> 00:23:21.187
‫نظر شما درباره این این حادثه چیه؟

00:23:21.562 --> 00:23:24.664
‫فقط میدونم که از این جور اتفاقات،
‫قبلاً خبری نبود.

00:23:24.688 --> 00:23:32.855
‫دیگه وقتی تو یه ساختمون عهد دقیانوس ما رو قرار
بدن، ‫نباید از خرد و خاکشیر شدنش تعجب کرد...

00:23:33.314 --> 00:23:35.999
‫<i>دادگاه‌های قضایی، به طور
موقت، متوقف می‌شوند.</i>

00:23:36.023 --> 00:23:43.524
‫<i>مکان‌های اضطراری برای دفاتر قضایی در
دادگاه‌های بدوی، ‫مدارس و پادگان‌ها باز شده است.</i>

00:24:00.130 --> 00:24:02.193
‫به تو میگن آچار فرانسه خودمون...

00:24:10.986 --> 00:24:13.070
‫نه! هیچ وقت سه بار پشت سر هم نه.

00:24:50.262 --> 00:24:54.052
‫این یه توهین مستقیمه. منو برسون خونه.
‫نمی‌تونم که اینجوری پا شم بیام.

00:24:54.076 --> 00:25:00.368
‫من کُل روز سعی کردم باهاتون حرف بزنم. ‫به هر حال،
دستور دارم که شما رو فوراً نزد قاضی تحقیقات ببرم.

00:25:00.629 --> 00:25:01.670
‫شرمنده...

00:25:22.882 --> 00:25:26.080
‫مگه نمیریم دادگستری؟

00:25:26.414 --> 00:25:29.223
‫منو کجا میبرید؟ -
‫دیگه تقریباً رسیدیم... -

00:25:29.247 --> 00:25:33.831
‫یکی حسابی تقاص این کارو پس میده.
‫بزور منو با این لباس احضار میکنید...

00:25:34.436 --> 00:25:37.957
‫مایه ننگه.
‫یدفعه بگو این کلاه رو هم بزارم سرم دیگه.

00:25:38.332 --> 00:25:41.624
‫خدا کنه یه عالمه عکاس هم در کار باشه...
‫قراره حسابی حالشو ببرن.

00:25:43.291 --> 00:25:44.582
‫کجاییم؟

00:25:49.850 --> 00:25:51.329
‫نگهبانان به صف.

00:26:06.529 --> 00:26:09.816
‫تانک؟ اینجا چه خبره؟ جنگ شده؟ -
‫چی؟ -

00:26:09.840 --> 00:26:15.733
‫ارتش میخواد به جایی حمله کنه؟
- ‫نه...تو تلویزیون هم خبرش بود. موقتاً اومدیم اینجا. -

00:26:19.627 --> 00:26:20.585
‫این طرف.

00:26:24.562 --> 00:26:27.706
‫بعضیا همیشه در حال بازی بازین،
‫بعضیا همیشه در حال کار و جون کندن.

00:26:28.997 --> 00:26:37.431
‫(در حال گقتن نقل قولی از جیوآچینو بلی هستش.
‫ترجمه نشده.)

00:26:27.706 --> 00:26:28.956
‫از اینور.

00:26:37.431 --> 00:26:40.971
‫سخنای جیوآچینو بلی
رو، باید با آب طلا نوشت...

00:26:41.387 --> 00:26:45.195
‫<i>سواستفاده از قدرت در یک کشور کاملاً
تمامیت خواه، ‫بسیار اسف بار هستش.</i>

00:26:45.219 --> 00:26:49.442
‫<i>اینکار نشون دهنده بالاترین
درجه از سرکوبگریه...</i>

00:26:49.466 --> 00:26:54.377
‫و نشون میده وقتی قدرت زیر دستت باشه،
‫چجوری از خودت بی خود میشی...

00:26:54.401 --> 00:26:55.922
‫آقای عزیز!

00:26:56.900 --> 00:26:59.479
‫من که فقط همون "آقای عزیزشو" فهمیدم...

00:26:59.503 --> 00:27:01.561
‫بزارید به زبون اول ابتدایی ترجمه کنم...

00:27:01.585 --> 00:27:06.871
‫بدترین جرم، سواستفاده از قدرتی هستش که،
‫توسط جامعه به طرف داده شده.

00:27:06.895 --> 00:27:08.832
‫الان فهمیدید؟

00:27:08.978 --> 00:27:10.206
‫گوش میکنید...

00:27:10.852 --> 00:27:14.537
‫این یعنی خاموشی. پس
صداتون رو بیارید پایین و ‫بشینید.

00:27:19.285 --> 00:27:24.949
‫شما سانتنوجیتو لورنزو، ‫متولد تراپانی
در تاریخ در 28 نوامبر 1923 هستید...

00:27:25.282 --> 00:27:29.696
‫حرفه، کارآفرین،
‫کارتون به طور عمده تو رُم هستش...

00:27:29.988 --> 00:27:35.180
‫<i>هر چی بیشتر اوج بگیرن،
‫سقوطشون هم وحشتناک‌تر میشه...</i>

00:27:35.204 --> 00:27:38.848
‫<i>کافیه یه زنگ بزنم تا بدبخت بشی،</i>

00:27:39.171 --> 00:27:42.315
‫<i>یا حتی بهتر...بفرستمت وَر دلِ آخوندا.</i>

00:27:43.023 --> 00:27:45.522
‫خب دیگه، یه نگاه به این عکس بندازید.

00:27:46.355 --> 00:27:47.396
‫نگاه.

00:27:53.226 --> 00:27:55.225
‫این کیه؟

00:27:56.038 --> 00:27:57.495
‫پس نمی‌شناسیدش...

00:27:57.599 --> 00:28:01.868
‫دختریه که با شرایط مرموزی مُرده،
‫خبرش تو روزنامه‌ها بود.

00:28:02.493 --> 00:28:03.534
‫نه.

00:28:04.762 --> 00:28:10.801
‫ولش شما سفارش این دختر رو برای کار کردن تو،
‫استاندا کردید.

00:28:11.925 --> 00:28:17.732
‫قاضی...دیدگاه تو در مورد
فعالیت‌های اقتصادی من، ‫خیلی سطحیه.

00:28:17.756 --> 00:28:20.272
‫من تو یه سطح "عمودی" حرکت میکنم.

00:28:20.296 --> 00:28:25.686
‫تاجری هستم که با هر کی بتونه
بهم مشاوره مفید بده، ‫رابطه دارم...

00:28:25.710 --> 00:28:30.874
‫اونایی که بتونن محصول ساخته
شده رو، به مصرف کننده نهایی بدن.

00:28:30.916 --> 00:28:32.172
‫به کی؟

00:28:32.799 --> 00:28:36.650
‫به مصرف کننده نهایی،
‫یعنی همون مُشتری.

00:28:36.775 --> 00:28:38.847
‫خب چرا همون نمیگید، مشتری؟

00:28:39.245 --> 00:28:43.953
‫یا خدا، چون خوشم نمیاد از
چنین کلمات سطحی استفاده کنم.

00:28:44.204 --> 00:28:46.022
‫تو کلمات بیشتر، ایده‌های بیشتری هستش.

00:28:46.046 --> 00:28:50.521
‫من از زبون منسجم و ساده
سازی نشده، خوشم میاد.

00:28:50.545 --> 00:28:54.897
‫بگید...مگه میشه از کلمه دیگه‌ای به
غیر از "ساده سازی نشده" استفاده کرد؟

00:28:55.734 --> 00:28:58.120
‫ساده سازی نشده؟
‫وضعیت بغرنج هم میشه بهش گفت...

00:28:59.899 --> 00:29:01.026
‫وضعیت بغرنج؟

00:29:01.050 --> 00:29:02.682
‫آره، بغرنج.

00:29:04.398 --> 00:29:06.801
‫آره...درسته...فقط آدمای
عادی از این حرفا میزن...

00:29:06.825 --> 00:29:10.463
‫فامیلی شما لورنزو هستش،
‫تا حالا کسی شما رو رنزو صدا کرده؟

00:29:10.487 --> 00:29:12.765
‫من که نگفتم اینجوری صدام کنن، حالا چرا؟

00:29:12.789 --> 00:29:21.264
‫چون تو دفترچه اون دختر مُرده، یه رنزو
نامی هستش. ‫با شماره تلفنش...3912793.

00:29:21.348 --> 00:29:23.964
‫شماره من نیست. -
‫خودمون اینو می‌دونیم... -

00:29:24.236 --> 00:29:27.602
‫مال یه کلوپ قایقرانی هستش که،
‫شما هم توش عضوید.

00:29:27.626 --> 00:29:32.498
‫رنزو...نکنه فکر کردی
خیلی اسم غیرمعمولی هستش؟

00:29:32.522 --> 00:29:34.591
‫می‌دونی چند تا رنزو، تو قایقرانی داریم؟

00:29:34.615 --> 00:29:37.335
‫آره، اتفاقاً اگه اسمشون رنزو نباشه،
‫اصلاً آدم حسابشون نمیکنن...

00:29:38.591 --> 00:29:41.204
‫پس هر دو تایی داریم فیلم
کمدی بازی میکنیم، آره؟

00:29:41.228 --> 00:29:45.831
‫طنز از آزادی میاد.
‫اگه سخیف باشه، رو همه چی تاثیر میزاره.

00:29:47.087 --> 00:29:49.389
‫حالا این قصیده، به پرونده ربط داره؟

00:29:49.619 --> 00:29:50.830
‫آره که داره...

00:29:50.854 --> 00:29:56.480
‫اعمال عدالت در یک محیط سرکوبگر
مانند پادگان‌ها ‫اختلال در آزادی شاهد هستش.

00:29:56.504 --> 00:29:59.140
‫اینجا، شما شدید مافوق و
‫منم شدم نوکر حلقه به گوش.

00:29:59.768 --> 00:30:07.092
‫ما اینجاییم، چون دادگستری که بوسیله پیمانکارهای
بی لیاقت و ‫سیاستمدارایه دو هزاری ساخته شده،

00:30:07.385 --> 00:30:09.269
‫رو سرمون خراب شده.

00:30:09.729 --> 00:30:13.119
‫حالا چرا با این لحن حرف میزنی، قاضی؟

00:30:13.537 --> 00:30:18.895
‫نکنه به خاطر اینه که منم یه پیمانکارم؟
‫جرمه؟ می‌خواید منو بخاطرش دستگیر کنید؟

00:30:19.041 --> 00:30:21.091
‫نکنه تو روسیه یا چین هستیم؟

00:30:21.266 --> 00:30:23.880
‫یا شایدم چون سیسیلی هستم...

00:30:23.904 --> 00:30:26.661
‫معلومه که نه، ‫فقط برای جواب
دادن به بعضی سوال‌ها اینجایید.

00:30:26.685 --> 00:30:30.806
‫من جوابامو دادم، ولی هنوزم نمی‌دونم واقعاً،
‫از جونم چی می‌خواید.

00:30:30.950 --> 00:30:36.098
‫بین شب 7 تا 8 ماه مِی، کجا بودید؟ -
‫حالا چرا دقیقاً اون شب؟ -

00:30:36.122 --> 00:30:38.326
‫چون شبی بوده که اون دختر، مُرده.

00:30:38.924 --> 00:30:42.073
‫پس میخوای بدونی من
عذر موجه‌ای دارم یا نه...

00:30:42.097 --> 00:30:43.309
‫تابلو بود...

00:30:43.333 --> 00:30:48.460
‫تو ایتالیا برای شهروندا اجباریه که
همیشه‌ی خدا، ‫یه عذر موجه داشته باشن...

00:30:48.484 --> 00:30:52.169
‫و هر موقع مقامات خواستن،
بهشون دو دستی تقدیم کنن.

00:30:52.193 --> 00:30:54.600
‫میشه یه سوال ازتون بپرسم؟ -
‫نه! چون این وظیفه منه. -

00:30:54.624 --> 00:30:59.483
‫کی همیشه یه عذر موجه داره؟ جنایتکارها.
‫برای همینم، من ندارم.

00:30:59.507 --> 00:31:02.059
‫پس ندارید... -
‫نخیر، ندارم. -

00:31:02.083 --> 00:31:06.616
‫باید یادم بیاد ده روز پیش چی کار کردم؟
‫هر روز، یه میلیون تا کار انجام میدم...

00:31:06.719 --> 00:31:09.064
‫ده روز پیش، شاید تو برلین بودم.

00:31:09.088 --> 00:31:11.908
‫معمولاً زیاد برلین میرم. مونیخ هم همینطور.

00:31:11.932 --> 00:31:13.474
‫صداتونو بیارید پایین. -
‫من که نمی‌تونم همه چیو یادم بیاد... -

00:31:13.498 --> 00:31:15.661
‫اینجا که حموم زنونه نیست.

00:31:16.300 --> 00:31:22.581
‫شب‌ها که پدرم از کار کردن دراومده،
میرم پیش خانوادم. ‫برای عذر موجه بسه؟

00:31:22.605 --> 00:31:26.392
‫نه! آخه خانواده فقط میتونه علیه‌ـت شهادت بده.
- ‫اینشو من تصمیم می‌گیرم. -

00:31:26.416 --> 00:31:31.670
‫من خونه میمونم. پیش زنم و بابام،
‫که اتفاقاً خیلی هم مریضه.

00:31:31.938 --> 00:31:35.623
‫پس چی برام باقی میمونه؟
‫یه آدمی که همه ازش متنفرن و قربانی تجارت.

00:31:35.647 --> 00:31:38.075
‫اونم وقتی که مقصرای اصلی دارن...

00:31:38.099 --> 00:31:40.959
‫آقای سانتنوجیتو، فقط به
سوالای من جواب بدید...

00:31:40.983 --> 00:31:45.987
‫وقتی همه چی میفته زیر دست دیوسالارها
و سیاستمدارها، ‫چی برای من باقی میمونه؟

00:31:46.011 --> 00:31:49.101
‫فقط خانواده. که دوستشونم دارم.

00:31:51.924 --> 00:31:53.157
‫همین الان یادم اومد...

00:31:53.181 --> 00:31:57.113
‫داشتم با بابام، منچ بازی میکردم...

00:31:57.137 --> 00:32:01.299
‫ورق بازی و از این چیزا منظورم
نیست. فقط منچ بازی. ‫روشنه؟

00:32:01.711 --> 00:32:03.480
‫بعداً می‌بینمتون. -
‫کجا میرید؟ -
‫بیرون. -

00:32:03.504 --> 00:32:07.934
‫مگه بهتون گفتم برید؟
‫چی باعث شد فکر کنید کارمون تموم شده؟

00:32:08.737 --> 00:32:10.787
‫وقتی میرید که من بهتون بگم.

00:32:41.477 --> 00:32:43.022
‫الان می‌تونید برید.

00:32:46.031 --> 00:32:48.936
‫مهندس...کلاه‌تون.

00:33:09.210 --> 00:33:14.935
‫از طرف نماینده مجلس منچلی، سناتور لاگونا،
‫وکیل بادالامنتی، بهتون زنگ زده شد...

00:33:14.959 --> 00:33:18.647
‫و همچنین از هیلتون، آقای بلو... -
‫بلومفیلد. -

00:33:18.771 --> 00:33:21.013
‫دیگه کیا؟ اسما رو بگو.

00:33:21.037 --> 00:33:24.887
‫نماینده مجلس کوپو یا کوپولو...
‫آقای پیلیالونگو...

00:33:24.911 --> 00:33:28.018
‫بعدش؟ -
‫وکیل بالزانی، سناتور اسپانو...

00:33:28.042 --> 00:33:32.040
‫دکتر تراپانی، کُنتس گوری،
‫ژنرال مرکینو...

00:33:33.647 --> 00:33:36.243
‫خانم کاروسو، نماینده مجلس، ریچی...

00:33:36.490 --> 00:33:39.433
‫اینا ازم چی میخواستن؟ -
‫می‌خواستن بدونن چه اتفاقی افتاده... -

00:33:39.457 --> 00:33:43.101
‫هیچ اتفاقی نیفتاده، فقط
یه شهادت ساده بود...

00:33:43.125 --> 00:33:44.649
‫هیچی.

00:33:53.303 --> 00:33:54.405
‫لورنزو...

00:33:57.609 --> 00:33:59.113
‫"لورنزو..."

00:33:59.979 --> 00:34:02.946
‫خدایا، دیگه امشب میخوای
چی تو کاسه‌ـم بزاری؟

00:34:03.584 --> 00:34:05.006
‫خبرای بد.

00:34:05.583 --> 00:34:07.131
‫"خبرای بد"...

00:34:07.818 --> 00:34:15.213
‫میگم برو تو شغل دادن اخبار بد،
‫برای خودت شرکت تاسیس کن...

00:34:15.643 --> 00:34:17.040
‫حرفتو بزن.

00:34:17.362 --> 00:34:24.905
‫پدرت رفته خودشو تو اتاقش حبس کرده، چون اون ‫گرتای جادوگر،
یه روز مرخصی گرفته. بعد زده آینه رو شکونده...پیرمرد بیچاره.

00:34:24.929 --> 00:34:27.054
‫تو هم که کلاً تو دنیای خودت سِیر میکنی...

00:34:27.078 --> 00:34:30.278
‫آخه سانتنوجیتوی بزرگ، یه آدم خرافاتیه...

00:34:30.302 --> 00:34:33.932
‫از مرگ، گشنگی و انقلاب میترسه...

00:34:33.956 --> 00:34:39.373
‫موقع بیدار شدن، حتماً باید با پای راستش از تخت پا بشه و تخمای اون مجسمه رو بمالونه.
- ‫اون گاله رو ببند... -

00:34:39.846 --> 00:34:43.261
‫این جلز و ولز کردن برای پدر
شوهرت، فقط از روی افاده هستش...

00:34:43.285 --> 00:34:49.108
‫تو میخوای مثل یه زن خونه دار غیر معمول به نظر بیای،
‫در حالی که یه زالویی هستی که عقده خیره سری داری.

00:34:49.132 --> 00:34:52.977
‫آدمای یه بعدی، عشق به دیگران رو،
‫با خیره سری اشتباه میگیرن.

00:34:53.001 --> 00:34:55.151
‫باریکلا...کجا این حرف تاثیرگذار رو خوندی؟

00:34:56.526 --> 00:34:58.093
‫کجا بودی؟

00:34:58.117 --> 00:35:01.962
‫تو دادگاه...البته یه پادگان.
‫بخاطر یه مشت دری وری.

00:35:01.986 --> 00:35:06.476
‫حداقل دروغای بهتری
بگو...تو یه آخوند و جاکشی.

00:35:06.500 --> 00:35:09.506
‫آره، جاکشم...چون با تو ازدواج کردم.

00:35:09.923 --> 00:35:12.428
‫تو بخاطر یه دلیل دیگه باهام ازدواج کردی.

00:35:12.970 --> 00:35:17.851
‫تا تجارتتو رو اون دلقکای انگلیسی
و کامیون‌هاشون گسترش بدی...

00:35:17.875 --> 00:35:22.297
‫مامان حق داشت. ‫می‌خواست تو رو
به مارشال مونتگومری گزارش بده.

00:35:22.321 --> 00:35:25.285
‫حرف، حرف، حرف... -
‫بزدل. -

00:35:27.330 --> 00:35:32.089
‫خاک بر سر من که با تو ازدواج کردم.

00:35:32.590 --> 00:35:36.222
‫بخند لاوینیا.
‫این اعصاب داغونتو، راحت کن.

00:35:36.451 --> 00:35:43.235
‫ولی منو قاطی توهمات خودت نکن...
‫چون امشب حسابی رو کِیفَم.

00:35:45.823 --> 00:35:50.039
‫شرط می‌بندم می‌تونم گند بزنم بهش... -
‫شرط می‌بندم نمی‌تونی. -

00:35:51.333 --> 00:35:54.046
‫فکر کنم می‌تونم. -
‫فکر کنم نمی‌تونی. -

00:35:56.050 --> 00:35:59.178
‫دخترت حامله هستش. -
‫چی چی گفتی؟ -

00:35:59.202 --> 00:36:02.061
‫دیدی عوضی؟

00:36:03.188 --> 00:36:04.149
‫جیوجی!

00:36:05.484 --> 00:36:07.446
‫اینم نتیجه آزادی دادن به بچه‌ها.

00:36:09.721 --> 00:36:10.661
‫جیوجی.

00:36:16.714 --> 00:36:17.548
‫چیه؟

00:36:17.924 --> 00:36:22.388
‫مامانت بهم گفت...حامله‌ای.
‫بگو دروغ میگه.

00:36:22.412 --> 00:36:26.398
‫چقدر جوش میزنی؟ فقط برای خنده بهش گفتم.

00:36:26.836 --> 00:36:28.587
‫چه جوکی هم بود...چون جدی گرفتش.

00:36:28.611 --> 00:36:30.698
‫اون کلاً ه رو از ب تشخیص نمیده.

00:36:34.016 --> 00:36:37.919
‫جیوجی...این روزا با 18 سال
سن، باکره بودن یه اسثنا هستش...

00:36:37.993 --> 00:36:42.584
‫ولی این دنیا با این که کرم خوردست،
‫نباید توش استثنا هم باشه؟

00:36:43.388 --> 00:36:45.809
‫فقط آدمایی با وجدان پاک،
میتونن دنیا را نجات بدن.

00:36:46.310 --> 00:36:49.834
‫خودتو پاک نگه دار، ارزش خودتو پایین نیار...
‫مردها آخوند هستند...

00:36:49.858 --> 00:36:54.659
‫شرمنده، ولی...امشب بابا
یکم ناخوش احوال هستش.

00:36:55.327 --> 00:36:57.998
‫پس یکم ازم دور شو، چون داری منو له میکنی.

00:36:58.875 --> 00:37:00.076
‫راسکال...

00:37:01.153 --> 00:37:07.903
‫می‌شناسمت...دوستم داری،
‫ولی تحسینم نمیکنی...درسته؟

00:37:08.297 --> 00:37:09.950
‫نه...تحسینتم میکنم...

00:37:09.974 --> 00:37:16.393
‫پس بگو، بابا، من تو رو بخاطر این، این و این، تحسین میکنم.
- ‫"بابا، من تو رو بخاطر این، این و این، تحسین میکنم. -"

00:37:17.346 --> 00:37:18.464
‫باشه...

00:37:20.493 --> 00:37:22.688
‫پاک بمون...

00:37:24.469 --> 00:37:28.093
‫و مهمتر از همه،
‫بزار همیشه اینجوری به هم بچسبیم.

00:37:40.289 --> 00:37:42.981
‫<i>الو؟ -</i>
‫بازم منم... -

00:37:43.230 --> 00:37:45.052
‫یه توصیه میخوام...

00:37:46.170 --> 00:37:51.471
‫به نظرت پشت همه‌ی کارهای این قاضی،
‫یه عقده خاصی وجود نداره؟

00:37:52.610 --> 00:37:54.771
‫عقده؟ چی باعث شد همچین فکری بکنی؟

00:37:54.795 --> 00:37:57.725
‫<i>چون تامین بودجه برای حزبش رو قبول نکردم.</i>

00:37:58.056 --> 00:38:02.363
‫می‌تونستم این خبر رو به وزیر بدم، ‫ولی
گفتم چون وکیلمی، ازت یه مشاوره‌ای بگیرم.

00:38:03.067 --> 00:38:05.528
‫اگه بخاطر تلافی باشه...

00:38:05.552 --> 00:38:07.623
‫داری هذیون میگی.

00:38:07.830 --> 00:38:11.765
‫گاهی وقتا موندم با این مغز خل و چلت،
‫چجوری این همه پول درآوردی؟

00:38:11.868 --> 00:38:15.285
‫واقعاً فکر کردی یه قاضی میاد،
‫چنین بازی مسخره‌ای راه بندازه؟

00:38:16.631 --> 00:38:20.862
‫خب روند بعضی پرونده‌ها همینه،
‫ممکنه به مذاقت خوش نیاد.

00:38:20.886 --> 00:38:23.761
‫باشه...پس دیگه خیالم راحت شد.

00:38:23.785 --> 00:38:27.437
‫معلومه...تو که اصلاً پات
تو قضیه گیر نیست، درسته؟

00:38:27.461 --> 00:38:30.708
‫به جون دخترم قسم می‌خورم. -
‫<i>باشه، باشه... -</i>

00:38:30.732 --> 00:38:32.803
‫<i>پس فکر کنم بزودی قال قضیه کنده میشه.</i>

00:38:33.818 --> 00:38:36.282
‫<i>راستی اسم این قاضی رو بهم نگفتی.</i>

00:38:36.510 --> 00:38:37.731
‫بونیفازی.

00:38:42.101 --> 00:38:44.251
‫چیه؟ دیگه الان نمی‌تونم خیالم راحت باشه؟

00:38:44.275 --> 00:38:47.257
‫نه خیلی...فقط بزار اینو بهت بگم که...

00:38:47.712 --> 00:38:53.924
‫تو یه روز برداشت 39 حکم بازداشت، ‫بخاطر سواستفاده
جنسی در آموزشگاه فرهنگی نوجوونا، صادر کرد.

00:38:54.007 --> 00:38:57.445
‫<i>از اون سرسختاشه...
‫با پدرت حرف زدی؟</i>

00:38:57.735 --> 00:38:59.515
‫الان میخوام برم حرف بزنم.

00:38:59.909 --> 00:39:01.586
‫فردا صبح بهم زنگ بزن.

00:39:09.548 --> 00:39:11.419
‫شب بخیر خانم. -
‫شب بخیر. -

00:39:11.443 --> 00:39:15.419
‫گذاشتیش تو تختش؟ -
‫آره، ولی فکر نکنم هنوز خوابیده باشه. -

00:39:23.122 --> 00:39:25.855
‫بابا، چطوری؟

00:39:26.000 --> 00:39:27.546
‫بد. -
‫چرا؟ -

00:39:27.570 --> 00:39:31.420
‫چون اومدی منو ببینی. -
‫عجب سنگدلی هستی. -

00:39:31.444 --> 00:39:35.503
‫سنگدلم، چون هیچ وقت نمیای منو ببینی.

00:39:35.527 --> 00:39:37.621
‫راست میگی. ولی همیشه‌ی خدا سرم شلوغه...

00:39:38.249 --> 00:39:39.924
‫هیس! گوش کن.

00:39:42.080 --> 00:39:44.572
‫بیا...به این گوش کن.

00:39:47.273 --> 00:39:50.058
‫میشنوی؟
‫صدای ویولون هستش.

00:39:51.440 --> 00:39:53.928
‫فقط وقتی ماه کامله، زده میشه.

00:39:53.952 --> 00:39:56.570
‫آهان...بیا بابا...

00:39:56.674 --> 00:40:00.252
‫صداش از تو اون جنگل،
‫نزدیک مزرعه میاد...

00:40:00.276 --> 00:40:02.848
‫درسته... -
‫به نظرت کی میتونه باشه؟ -

00:40:02.872 --> 00:40:05.654
‫بشین، بابا. -
‫شاید کار یه روان پریشه. -

00:40:05.678 --> 00:40:09.213
‫بیا کارت بازی کنیم. -
‫یا یه آدم درمونده... -

00:40:09.237 --> 00:40:10.595
‫بیا...

00:40:10.619 --> 00:40:13.718
‫کارت بازی؟ -
‫آره، درست مثل اون شب... -

00:40:13.822 --> 00:40:18.719
‫مثل شنبه که هفتم بود.
‫تمام شب داشتیم بازی می‌کردیم، یادته؟

00:40:18.743 --> 00:40:25.024
‫آره، همون شنبه که لاوینیا و جیوجی رفته بودن ایشیا.
- ‫درسته... -

00:40:31.850 --> 00:40:35.553
‫البته کُل شبو بازی نکردیم...

00:40:35.577 --> 00:40:40.812
‫فکر کنم حول و حوش ساعت 10،
‫بازیمون تموم شد و تو هم رفتی بیرون...

00:40:40.853 --> 00:40:44.078
‫بازی کن، بابا...آفرین، یه امتیاز برای تو.

00:40:45.167 --> 00:40:48.891
‫چه امتیازی؟ مگه میشه با کارت خال،
‫کارت‌های 5 یا 6 رو شکست داد؟

00:40:48.915 --> 00:40:51.927
‫من کارت خال رو داشتم و 6
مال تو بود. پس یه امتیاز گرفتی.

00:40:51.951 --> 00:40:54.798
‫چی داری برای خودت میبافی؟ -
‫راستی اشتباه میکنی... -

00:40:55.280 --> 00:40:58.944
‫من اصلاً اون شب بیرون نرفتم،
‫اینجا موندم و با تو بازی کردم.

00:40:59.174 --> 00:41:05.351
‫پسرم...چرا میخوای به زور تو سرم فرو کنی که،
‫اون شب اینجا بودی؟

00:41:05.979 --> 00:41:07.839
‫شاید به خاطر زنت هستش؟

00:41:07.863 --> 00:41:14.480
‫نکنه نمی‌خوای بدونه رفتی بیرون تا یه چند تا فاحشه رو ببینی...
- ‫نه... -

00:41:14.878 --> 00:41:20.678
‫راستشو بگو...
- ‫این فقط یه ورزش ذهنیه که توسط دکتر برات تجویز شده. -

00:41:21.222 --> 00:41:26.038
‫تا یادت بیاد، ‫تو یه روز خاص و
در ساعت خاص، چه اتفاقی افتاده.

00:41:26.488 --> 00:41:27.322
‫متوجه شدی؟

00:41:27.346 --> 00:41:34.748
‫فهمیدم، ولی برای اثباتش،
‫به ورزش ذهنی نیاز ندارم...

00:41:34.853 --> 00:41:40.024
‫مثلاً همین الان می‌تونم بگم، ‫کارت‌هات،
شش تا فنجون و دو تا خورشید هستش، آره؟

00:41:40.485 --> 00:41:42.537
‫دیدی؟ هنوز هیچی نشده، داری بهتر میشی.

00:41:43.667 --> 00:41:47.813
‫میگم بابا...شاید فقط تصور منه...ولی...

00:41:49.363 --> 00:41:52.689
‫این اواخر یکم بد عُنُق شدی...مشکل چیه؟

00:41:52.713 --> 00:41:58.492
‫تابلویه بد عنقم. ‫همیشه‌ی خدا،
تنهایی اینجا درو روم قفل کردید.

00:41:58.743 --> 00:42:00.585
‫بیا یه کاری کنیم...

00:42:02.637 --> 00:42:08.667
‫بیا بریم اون سفری که خیلی سال پیش،
‫دربارش حرف زدیم.

00:42:10.091 --> 00:42:12.161
‫فرار میکنیم...تو و من.

00:42:12.185 --> 00:42:16.474
‫بنازم به فکرت، پسرم.

00:42:16.498 --> 00:42:18.359
‫همین الان میریم.

00:42:18.383 --> 00:42:21.541
‫سوار کامیون میشیم...

00:42:21.565 --> 00:42:25.959
‫چادر، چراغ قوه، مشعل...

00:42:25.983 --> 00:42:30.485
‫و تفنگ شکاری رو هم برمیداریم.
‫خودمون دو تایی، مثل اون وقتا که بچه بودی.

00:42:30.946 --> 00:42:34.858
‫بالاخره از اینجا میزنم به چاک...

00:42:34.882 --> 00:42:41.163
‫دیگه مریض نیستم، شیلنگ تخته‌هام به راهه،
‫حافظه خوبی دارم...

00:42:41.750 --> 00:42:46.499
‫جنگل‌های بی پایان رو می‌بینیم...
‫رودخونه‌هایی به وسعت دریا...

00:42:46.523 --> 00:42:50.017
‫سوار قایق بخار میشیم... -
‫بزار منم حرف بزنم، بابا. -

00:42:50.041 --> 00:42:52.102
‫چیه؟ -
‫خوب گوش کن... -

00:42:52.126 --> 00:42:54.187
‫یه قاضی...

00:42:54.211 --> 00:42:59.942
‫اومده پاپیچ من شده.
‫اونم به خاطر کاری که انجام ندادم.

00:42:59.966 --> 00:43:06.718
‫اگه بفهمه شنبه شب، تمام وقت اینجا بودم،
‫میره تو افق محو میشه...

00:43:06.742 --> 00:43:12.369
‫وگرنه دیگه نمیزاره از کشور خارج بشم...
‫و با آفریقا هم باید خداحافظی کنی...

00:43:12.393 --> 00:43:15.705
‫پسرم...من که نمی‌تونم به یه قاضی دروغ بگم.

00:43:15.729 --> 00:43:17.918
‫اینکه اصلاً دروغ خساب نمیشه.

00:43:18.022 --> 00:43:19.979
‫شاید البته نیازی نباشه...

00:43:20.003 --> 00:43:26.738
‫ولی اگه ازت پرسید، راستشو بگو...
‫همین. بگو اون شب با تو بودم.

00:43:26.946 --> 00:43:32.844
‫روشنه. -
‫معلومه! می‌خوای بازم شهادت دروغ بدم. -

00:43:32.868 --> 00:43:38.932
‫به قاضی دروغ نمیگم.
‫سر قضیه آخر، نزدیک بود دستگیر بشم.

00:43:38.956 --> 00:43:42.852
‫ولی برای تو که مهم نیست.
‫بخاطر همینم سفر آفریقا رو کشیدی وسط.

00:43:42.876 --> 00:43:45.396
‫تو یه کلاه برداری. باید می‌دونستم.

00:43:45.420 --> 00:43:49.316
‫راستشو میگم.
‫شنبه شب، رفتی بیرون.

00:43:49.340 --> 00:43:53.718
‫چه راستی؟ تو پیری.
‫دیگه زِبارت در رفته!

00:43:53.823 --> 00:43:57.013
‫دیوونه که شدی! صدای ویولن هم می‌شنوی...

00:43:57.200 --> 00:44:00.408
‫بهت گفتم منم می‌شنوم،
‫ولی راستیتش اصلاً صدایی نمیاد.

00:44:00.432 --> 00:44:03.452
‫دروغ میگی. -
‫اون صدای ویولن، تو سر خودته. -

00:44:03.476 --> 00:44:04.453
‫دروغ میگی.

00:44:04.477 --> 00:44:07.623
‫سفر کیلو چنده؟...همینجا حبست میکنم.

00:44:07.647 --> 00:44:09.916
‫بیا ببینیم کی آخر سر، از رو میره.

00:44:09.940 --> 00:44:13.252
‫واقعاً صدای ویولن میومد. -
‫احمق! کله پوک. -

00:44:13.276 --> 00:44:14.360
‫واقعاً بود.

00:44:24.494 --> 00:44:28.327
‫یه کره پر چرب، یه تیکه پارمیژیانو،
‫یه چهارم لیوان مشروب.

00:44:28.351 --> 00:44:30.874
‫و فعلاً که منتظرم، دو
تا ساردین گراتن هم بیار.

00:44:31.666 --> 00:44:34.377
‫فقط دو تا و بدون سیر.

00:44:34.606 --> 00:44:37.397
‫آخه سیر دارن. -
‫آره؟ اشکال نداره، بیارشون. -

00:44:37.421 --> 00:44:39.941
‫آلو خشک نداشته باشه؟ -
‫نه... -

00:44:39.965 --> 00:44:44.594
‫راستی منتظر یه زنگ هستم... میشه بگی،
‫ماریا ترزا، تلفنو قطع کنه؟

00:44:45.428 --> 00:44:49.931
‫قاضی منتظر یه تماس تلفنیه. -
‫فقط یه دقیقه‌ی دیگه. -

00:44:52.538 --> 00:44:56.896
‫<i>کفش تن تاک!
‫با این کفش‌ها هیچ وقت خسته نخواهید شد.</i>

00:44:57.354 --> 00:44:59.981
‫<i>کفش تن تاک!</i>

00:45:00.398 --> 00:45:06.254
‫<i>در این کفش‌ها تکنولوژی الف ب پ ت ث،
به کار رفته شده، ‫و هیچ وقت خراب نمیشه...</i>

00:45:06.278 --> 00:45:09.489
‫<i>حتی بعد از هزار سال.
- ‫با کفش تن تاک، پیاده و بدون خسته شدن، دور دنیا رو بگردید. -</i>

00:45:11.929 --> 00:45:15.494
‫شرمنده دیر کردم...اجازه هست؟ -
‫خواهش میکنم. -

00:45:16.370 --> 00:45:19.122
‫بزارید کیف همونجا بمونه.

00:45:22.458 --> 00:45:25.919
‫واقعاً ترافیک وحشتناکیه...
‫سرحال به نظر میای.

00:45:26.545 --> 00:45:29.005
‫یه قهوه لطفاً.
‫ممنون.

00:45:29.652 --> 00:45:35.761
‫اینجا جایی هستش که غذا میخوری؟
‫خوبه...یه اتمسفر جالبی داره...

00:45:36.553 --> 00:45:38.722
‫بریم سر اصل مطلب، حسابدار چریونه.

00:45:44.664 --> 00:45:48.021
‫عالیجناب...ایرما دیگه خوشحال نیست.

00:45:48.605 --> 00:45:50.606
‫حس میکنم دیگه منو دوست نداره.

00:45:51.545 --> 00:45:53.835
‫خواستی منو ببینی که اینو بهم بگی؟

00:45:53.859 --> 00:45:58.029
‫هنوزم بعد این همه سال، کینه داری؟
‫بابت اون قضیه متاستفم.

00:45:59.280 --> 00:46:01.258
‫یه کم گراپا هم بیارید... -
‫باشه. -

00:46:01.282 --> 00:46:06.828
‫درباره کینه باهام حرف نزن.
‫وقتی ایرما رو ول کردم، فقط حس حقارت داشتم.

00:46:07.495 --> 00:46:08.746
‫منصفانه‌ـست.

00:46:09.789 --> 00:46:11.874
‫پس ازم چی می‌خوای؟

00:46:12.187 --> 00:46:14.918
‫یه کم بیشتر...نترس.

00:46:17.670 --> 00:46:21.966
‫عالیجناب، ‫اینجام تا یه درخواست
مصالحت آمیز داشته باشم...

00:46:22.195 --> 00:46:24.027
‫زنت هنوز دوست داره...

00:46:24.051 --> 00:46:26.862
‫هنوزم می‌خواد با فامیلی
بونیفازی صداش کنن...

00:46:26.886 --> 00:46:29.472
‫چرا پیش هم برنمی‌گردید؟

00:46:31.056 --> 00:46:35.727
‫اشتباه برداشت نکن، منم دوستش دارم.
‫ولی لیاقت شماست که خوشبخت باشید.

00:46:36.352 --> 00:46:40.648
‫برو دنبالش، دکتر ماریانو...
‫"عشق هیچ وقت نمی‌میره."

00:46:40.960 --> 00:46:45.485
‫گوش کن...صحبت کردن از عشق،
‫اونم تو سن و سال ما، زیاد جالب نیست.

00:46:45.819 --> 00:46:47.046
‫خودش تو رو فرستاده؟

00:46:47.070 --> 00:46:51.406
‫یا پیغمبر! اون روحشم از هیچی خبر نداره.

00:46:51.803 --> 00:46:58.263
‫من فالشو خوندم...توش اومده که،
‫میخواد به همون جاده قدیمیش برگرده...

00:46:58.287 --> 00:47:01.665
‫پس میخوای برش گردونم...

00:47:01.811 --> 00:47:03.726
‫باید همینجا با لگد بزنم تو کونت...

00:47:03.750 --> 00:47:07.122
‫وابسا...پس پول چی میشه؟

00:47:08.454 --> 00:47:11.470
‫پول بدم تا برش گردونم؟ -
‫نه، پول بدی تا نگهش دارم... -

00:47:11.494 --> 00:47:16.822
‫الان جواب نده. 24 ساعت دربارش فکر کن.
‫نیومدم ازت اخاذی کنم...

00:47:17.634 --> 00:47:23.293
‫ماه پیش، کیسه صفراشو عمل کردن،
‫خرج زیادی رو دستم گذاشت...

00:47:23.317 --> 00:47:26.439
‫<i>دکتر بونیفازی، تلفن شما رو میخواد. -</i>
‫فقط بزن به چاک. -

00:47:28.146 --> 00:47:29.978
‫گمشو بینیم بابا...

00:47:31.643 --> 00:47:33.600
‫الو؟ آره خودمم.
‫وصلم کنید.

00:47:45.736 --> 00:47:47.689
‫<i>الو؟ الو! بونیفازی؟</i>

00:47:47.713 --> 00:47:50.711
‫آهان، سلام.
‫اینو خاموشش کن...

00:47:51.002 --> 00:47:52.769
‫صبح بخیر پروفسور...نتایجو بگید.

00:47:52.793 --> 00:47:57.497
‫<i>نتایج آزمایش‌ها معلوم شد. -</i>
‫خبرای خوبی توشون هست؟ -

00:47:57.601 --> 00:48:02.157
‫بهتره خودت ببینی، نمی‌خوام درباره داروسازی،
‫با نفهمی مثل تو حرف بزنم.

00:48:02.181 --> 00:48:06.156
‫ما تو کلیه‌ها و کبد این دختر، ردپایی از...

00:48:06.531 --> 00:48:11.111
‫آلکالوئید مصنوعی پیدا کردیم.
‫شبیه هروئین هستش.

00:48:11.693 --> 00:48:16.041
‫که این یه داروی آلمانیه و
‫تو ایتالیا فروخته نمیشه.

00:48:16.065 --> 00:48:18.122
‫داروی آلمانی؟ -
‫<i>درسته. -</i>

00:48:18.146 --> 00:48:19.562
‫<i>اسمش روهنول هستش.</i>

00:48:20.061 --> 00:48:21.828
‫<i>یادداشتش کن...</i>
‫باشه...خودکار رو بده. -

00:48:21.852 --> 00:48:24.867
‫<i>روهنول، با ه دو چشمه -</i>
‫دوباره بگوش. -

00:48:24.891 --> 00:48:26.948
‫<i>رو -هنول. -</i>
‫روهنول. -

00:48:26.972 --> 00:48:29.429
‫<i>فهمیدی؟ -</i>
‫آره، فهمیدم. -

00:48:29.970 --> 00:48:31.694
‫دیگه چی؟ -
‫<i>هیچی. -</i>

00:48:31.718 --> 00:48:33.693
‫خبر خوبت این بود؟

00:48:33.717 --> 00:48:37.589
‫میخواستی چی باشه؟
‫آدرس و مشخصات قاتلو تقدیمت کنم؟

00:48:37.828 --> 00:48:40.315
‫باشه بابا...ممنون. بعداً می‌بینمت پروفسور.

00:48:45.290 --> 00:48:48.972
‫<i>من معولاً زیاد برلین و مونیخ میرم، که چی؟</i>

00:48:48.996 --> 00:48:52.618
‫من معولاً زیاد برلین و مونیخ میرم، که چی؟

00:48:52.642 --> 00:48:58.642
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:49:06.377 --> 00:49:11.227
‫موندم چرا اونا،
‫این کت و شلوار قشنگو، تنم کردن.

00:49:14.100 --> 00:49:15.224
‫لورنزو!

00:49:17.972 --> 00:49:19.221
‫بیا تو، بابا.

00:49:19.803 --> 00:49:21.302
‫خانم... -
‫بله؟ -

00:49:21.385 --> 00:49:25.941
‫بابا، تو که این دوستان رو
میشناسی، آقایون و خانم...

00:49:25.965 --> 00:49:29.896
‫بابا همیشه شاکی بود که ما
اونو تو خونه نگه میداریم...

00:49:29.920 --> 00:49:32.418
‫چرا نمیری یه هوایی تازه کنی؟

00:49:32.793 --> 00:49:34.166
‫شاید در مونته ماریو.

00:49:34.833 --> 00:49:38.431
‫ما کُلی سال، تو مونته ماریو زندگی کردیم.

00:49:38.455 --> 00:49:42.760
‫خیابون سانتا رپاراتا...بابا
قبلاً عاشق اونجا بود.

00:49:42.784 --> 00:49:44.009
‫مگه نه، بابا؟

00:49:44.033 --> 00:49:47.860
‫سانتا رپاراتا...یه خیابون دوست داشتنی...

00:49:47.884 --> 00:49:54.209
‫چه تصادفی...ما هم دقیقاً داریم میریم اونجا.
‫اگه بخواید، می‌تونیم شما رو هم برسونیم.

00:49:54.233 --> 00:50:01.311
‫ما الان تو حومه شهر و نزدیک به دریا هستیم... ‫چرا
باید بخوام برای آب و هوا عوض کردن، برم مونته ماریو؟

00:50:01.893 --> 00:50:04.599
‫لورنزو...این آدما کیَن؟

00:50:05.141 --> 00:50:09.301
‫تو مونته ماریو، یه دیووخونه هم هستش.
‫میخوای منو ببری اونجا، من که دیوونه نیستم.

00:50:09.325 --> 00:50:11.382
‫بجنب! برو بگیرش.

00:50:11.406 --> 00:50:14.633
‫منو حبس نکنید.
‫من دیوونه نیستم.

00:50:16.860 --> 00:50:20.919
‫من دیوونه خونه نمیام.
‫ترجیح میدم خودمو بُکُشم.

00:50:22.522 --> 00:50:24.708
‫چی شده؟
‫لورنزو؟

00:50:28.455 --> 00:50:33.135
‫آقای ریزیو، بچه بازی درنیارید.
‫اونا اونجا کمکتون میکنن.

00:50:33.159 --> 00:50:36.323
‫من اونجا بیا نیستم. نمی‌خوام برم.

00:50:36.739 --> 00:50:41.170
‫بچه خوبی باش، بابابزرگ. بیمارستان که نیست.
‫جای خوبیه.

00:50:41.194 --> 00:50:42.193
‫من دیوونه نیستم.

00:50:42.256 --> 00:50:43.567
‫بگیرش.

00:50:44.150 --> 00:50:47.647
‫لاوینیا! کمکم کن! لورنزو.

00:50:48.105 --> 00:50:49.729
‫لورنزوووو.

00:50:56.619 --> 00:50:58.284
‫به چی زُل زدی؟

00:50:59.595 --> 00:51:02.843
‫نه تو نگاهت حس ترحم می‌بینم و نه پشیمونی.

00:51:04.217 --> 00:51:06.881
‫ترحم و قدرت، با هم آبشون تو یه جوب نمیره.

00:51:08.276 --> 00:51:10.979
‫جمله خوبی بود...بهتره آویزه گوشم کنمش.

00:51:11.003 --> 00:51:14.476
‫لورنزو! برای چی بردیش دیوونه خونه؟

00:51:14.500 --> 00:51:17.456
‫یالا جواب بده. -
‫<i>گمشو...دارم گریه میکنم. -</i>

00:51:17.539 --> 00:51:20.911
‫یعنی اینقدر مایه دردسرت بود؟
‫خاک بر سرت.

00:51:23.055 --> 00:51:26.823
‫ترجیح میدی من بیفتم زندان یا
‫اون بره دیوونه خونه؟

00:51:48.555 --> 00:51:49.845
‫خداحافظ، دکتر.

00:51:52.884 --> 00:51:55.133
‫دیگه می‌تونی بری،
‫برای برگشتن، تاکسی میگیرم.

00:52:10.016 --> 00:52:13.909
‫صبح بخیر. میخوام با پدر مهندس،
‫سانتنوجیتو حرف بزنم.

00:52:14.200 --> 00:52:15.990
‫بنده قاضی بونیفازی هستم.

00:52:16.323 --> 00:52:19.571
‫آقای ریزیرو....الان...

00:52:20.570 --> 00:52:23.526
‫شرمندم...فکر کنید خونه خودتونه...

00:52:55.541 --> 00:52:56.706
‫صبح بخیر...

00:53:19.250 --> 00:53:21.912
‫معذرت میخوام...چرا هنوز سرپا وایستادید؟

00:53:21.936 --> 00:53:23.661
‫من لاوینیا سانتنوجیتو هستم.

00:53:23.685 --> 00:53:26.701
‫انگار می‌خواید با آقای...
‫لطفاً بشینید.

00:53:26.725 --> 00:53:30.181
‫نه، ممنون. -
‫می‌خواستید پدر شوهرمو ببینید. -

00:53:31.014 --> 00:53:35.178
‫اتفاقاً پیش پاتون...یه اتفاقی افتاد...
‫یه بحران وحشتناک.

00:53:35.344 --> 00:53:38.259
‫اونو با آمبولانس بردن. -
‫پس اون بود... -

00:53:38.624 --> 00:53:39.925
‫چه نوع بحرانی؟

00:53:40.029 --> 00:53:45.130
‫بیچاره سنش بالا رفته و سالخورده شده.
‫کلاً بشر، گونه شکننده‌ای هستش... مگه نه؟

00:53:45.297 --> 00:53:51.231
‫یه مدتی داشتیم به بردنش فکر می‌کردیم، ‫ولی به
تعویق می‌نداختیمش...آخه می‌دونید که، دوستش داریم.

00:53:51.480 --> 00:53:53.809
‫چرا می‌خواستید اونو ببینید؟

00:53:53.833 --> 00:53:56.432
‫میشه حداقل با شوهرتون حرف بزنم؟

00:53:56.456 --> 00:53:59.306
‫نه، شوهرم رفته شهر.

00:53:59.330 --> 00:54:01.388
‫نمی‌خواست اون وضعو ببینه...

00:54:01.412 --> 00:54:04.157
‫صحنه دلخراشی بود...

00:54:04.181 --> 00:54:07.491
‫یه نوشیدنی میل دارید، آقای قاضی؟ -
‫نه،ممنون. -

00:54:08.782 --> 00:54:11.239
‫البته، اگه یه قرص روهنول
داشته باشید،ممنون میشم.

00:54:11.385 --> 00:54:12.322
‫ببخشید؟

00:54:13.321 --> 00:54:14.404
‫روهنول

00:54:14.820 --> 00:54:17.860
‫یه مُسکن هستش، برای سر دردم خوبه.

00:54:18.818 --> 00:54:21.837
‫من هم سر درد دارم...بخاطر
عوض شدن وضع آب و هواست.

00:54:22.108 --> 00:54:26.688
‫دوباره اسمشو بگید؟ -
‫روهنول...یه داروی آلمانی هستش. -

00:54:27.188 --> 00:54:29.603
‫شوهرتون زیاد آلمان میره؟

00:54:30.144 --> 00:54:34.308
‫آره، ولی آخه ربطش چیه؟
‫می‌تونم به جاش، یه چیز دیگه‌ای بهتون بدم...

00:54:34.371 --> 00:54:37.931
‫نه، ممنون...دیگه داره دیر میشه.
‫بهتره برم. خداحافظ.

00:54:51.652 --> 00:54:52.880
‫لورنزو؟

00:55:32.148 --> 00:55:34.022
‫اینجا چیکار میکنید؟

00:55:36.833 --> 00:55:40.476
‫شرمنده بابت لایی کشیدنام...
‫اینجوری سریعتر میرسیم رُم.

00:55:40.893 --> 00:55:42.558
‫اشکالی نداره.

00:55:45.265 --> 00:55:52.219
‫واقعاً راست میگن تو وحشتناک‌ترین زمان‌ها، ‫مسخره‌ترین
و پیش پا افتاده‌ترین چیزا، میان تو ذهن آدم.

00:55:52.615 --> 00:55:57.341
‫مثل آدمی که میخواد دار زده بشه و
‫تو اون وضع، کلید میکنه رو دندون طلایی جلاد.

00:55:57.799 --> 00:56:02.380
‫به نظرم چیزی کوچیک و خنده دار...

00:56:03.088 --> 00:56:07.502
‫میتونه نماد چیز بزرگتر و نجیب‌تر باشه.

00:56:08.886 --> 00:56:09.917
‫خدا؟

00:56:11.499 --> 00:56:12.495
‫بابا.

00:56:12.519 --> 00:56:15.538
‫برای همینم خوشحالم که شما رو سوار کردم.

00:56:15.976 --> 00:56:18.474
‫چون امروز تو خونه‌مون
یه خلأ بزرگ وجود داره.

00:56:19.932 --> 00:56:22.742
‫هیچ فایده‌ای نداره بخوام الان برگردم خونه.

00:56:23.242 --> 00:56:25.949
‫مخصوصاً وقتی که همین
الان از خونه اومده باشی بیرون.

00:56:26.490 --> 00:56:27.843
‫نمی‌فهمم چی میگید.

00:56:28.156 --> 00:56:34.444
‫نمی‌فهمم چرا اول فیلم بازی میکنی خونه نیستی،
‫بعدش جلو من فیلم بازی میکنی که داری از رُم میای.

00:56:39.503 --> 00:56:41.023
‫پس راستشو میگم...

00:56:41.377 --> 00:56:43.022
‫چاره دیگه‌ای هم نداری.

00:56:43.355 --> 00:56:46.204
‫تصمیم گرفتم باهات حرف بزنم،
‫برای همین وایستادم.

00:56:46.228 --> 00:56:49.663
‫و منم تصمیم گرفتم گوش بدم،
‫برای همین سوار شدم.

00:56:50.226 --> 00:56:51.745
‫پس وقت نمایشه.

00:56:52.495 --> 00:56:57.864
‫من چیزی درباره این رونیل...رونوییل نمی‌دونم. ‫رونهول.
-

00:56:57.888 --> 00:56:59.220
‫رونهول...

00:56:59.491 --> 00:57:02.843
‫و همون طور که قبلاً بهتون گفتم،
‫اون دختر رو هم نمیشناسم.

00:57:03.134 --> 00:57:07.774
‫دکتر بونیفازی، واقعاً
فکر می‌کنید من یه قاتلم؟

00:57:07.798 --> 00:57:09.776
‫بهم نگاه کنید و بگید...

00:57:10.088 --> 00:57:13.201
‫دارم بهت نگاه میکنم،
‫ولی تو اول حواست به اون کامیون باشه.

00:57:14.586 --> 00:57:18.073
‫بهت میگم که نظرم
درباره‌ی همه‌ی این اتفاقا چیه.

00:57:19.843 --> 00:57:22.838
‫یه دیوس، به اون دختر
مواد خورونده و کتکش زده،

00:57:22.862 --> 00:57:24.944
‫به هر دلیل کثیفی که بوده.

00:57:25.204 --> 00:57:27.578
‫ولی ما بالاخره حقیقت رو می‌فهمیم.

00:57:30.930 --> 00:57:36.073
‫و بعد وقتی فهمید دختر خیلی حالش
بده، دیوس خان ترسید و ‫بردش خونه‌ـش.

00:57:37.530 --> 00:57:43.336
‫کبودی روی سرش، ‫میتونه به خاطر خوردن
سرش به دیوار یا یه چیزی مثل این، بوده باشه.

00:57:43.360 --> 00:57:47.774
‫اگه طرف یه دکتر خبر میکرد،
‫مطمئناً اون دختر، زنده میموند.

00:57:48.357 --> 00:57:50.772
‫ولی طرف از گند رسواییش می‌ترسید.

00:57:50.918 --> 00:57:54.912
‫پس ولش کرد،
‫تا تو تختش جون بده.

00:57:54.936 --> 00:57:57.307
‫و تو این جنایت،
‫شما قیافه منو می‌بینید.

00:57:57.331 --> 00:57:59.972
‫نه...حرف تو دهن من نزارید.

00:57:59.996 --> 00:58:03.431
‫ولی اومدید بابامو ببینید،
‫تا بفهمید عذرم راست بوده یا نه...

00:58:03.827 --> 00:58:07.553
‫من خیلی نگرانم.
‫برای همین می‌خواستم باهات حرف بزنم.

00:58:08.969 --> 00:58:11.884
‫مطبوعات همیشه جون میدن برای اینجور خبرها...

00:58:12.051 --> 00:58:15.025
‫در واقع، این ممکنه تبدیل به یه رسوایی بشه.

00:58:15.049 --> 00:58:19.338
‫و پای افرادی فراتر از من میاد وسط.

00:58:19.442 --> 00:58:23.752
‫آدمایی که باهام از لحاظ کاری یا دوستی،
‫مرتبط هستن.

00:58:24.043 --> 00:58:26.500
‫مقاماتی از پایتخت...

00:58:26.875 --> 00:58:28.438
‫اعضای پارلمان...

00:58:28.750 --> 00:58:30.730
‫معاونین...

00:58:30.938 --> 00:58:33.668
‫یا حتی آدمای کله گنده‌تر...

00:58:34.585 --> 00:58:38.395
‫می‌خواستم درباره یه موضوع ظریف دیگه هم،
‫باهاتون حرف بزنم...

00:58:38.419 --> 00:58:40.753
‫یه نفر رو لازم دارم...

00:58:41.962 --> 00:58:43.337
‫که بتونم بهش تکیه بدم.

00:58:43.525 --> 00:58:45.504
‫به کی؟ -
‫به شما. -

00:58:47.151 --> 00:58:50.190
‫به کسی با موقعیت اخلاقی ثابت.

00:58:50.214 --> 00:58:51.857
‫حتی اگه باهام پدر کُشتگی داشته باشه.

00:58:51.881 --> 00:58:57.841
‫من فقط با آدمایی سر و کار دارم که
‫ازم چیزی بخوان.

00:58:58.382 --> 00:58:59.900
‫یا تو ازشون بخوای...

00:58:59.924 --> 00:59:00.758
‫درسته...

00:59:01.175 --> 00:59:05.509
‫می‌بینید چه آدم پر کنایه‌ای هستید؟
‫همیشه آماده و اعتماد به نفس دارید.

00:59:06.322 --> 00:59:08.406
‫من، از طرف دیگه...

00:59:15.491 --> 00:59:17.470
‫همیشه در حال غرق شدنم...

00:59:18.720 --> 00:59:22.471
‫حالا مهم نیست نَشتی قایقم کجا باشه...

00:59:23.326 --> 00:59:26.347
‫مظنون شدن، تهدید یه رسوایی،

00:59:26.952 --> 00:59:29.056
‫ناراضی بودن همسر.

00:59:29.369 --> 00:59:32.765
‫"تشکیلات سانتنوجیتو"

00:59:33.828 --> 00:59:36.201
‫"بهشت روی زمین"
‫چی چی هست؟

00:59:36.225 --> 00:59:39.660
‫تو این سرزمین متروک ولی زیبا...

00:59:39.684 --> 00:59:42.619
‫قصد داریم درختای صد ساله رشد بدیم.

00:59:42.643 --> 00:59:45.268
‫تا جایگزین درختای سوخته بشن...

00:59:46.539 --> 00:59:48.519
‫خب...عوامل طبیعی سوزوندشون.

00:59:49.436 --> 00:59:51.061
‫کُلبه‌ها...

00:59:51.645 --> 00:59:53.104
‫خونه‌های شیک...

00:59:54.396 --> 00:59:58.039
‫مدارس، مراکز خرید، مهد کودک، گاوداری،

00:59:58.063 --> 01:00:00.647
‫شیر تازه...همه در نزدیکی
جبهه‌ی دریا قرار میگیرن.

01:00:00.751 --> 01:00:03.731
‫با قیمتایی بسیار مناسب.

01:00:04.731 --> 01:00:06.270
‫شما خانواده دارید؟ -
‫نه. -

01:00:06.294 --> 01:00:12.233
‫مهم نیست...ما برای مجردها هم،
‫راه حل داریم.

01:00:13.317 --> 01:00:18.526
‫اقساطش هلو برو تو گلویه...
‫بدون هیچ مشکلی.

01:00:18.839 --> 01:00:20.485
‫تقریباً مجانی درمیاد.

01:00:25.507 --> 01:00:28.820
‫بچه‌های خوبین...معمولاً سوارشون میکنم.

01:00:29.883 --> 01:00:31.446
‫من متعلق به جوونام.

01:00:31.821 --> 01:00:35.572
‫اونا آینده هستن، ما گذشته...
‫نظر شما چیه؟

01:00:36.905 --> 01:00:39.198
‫فقط میخوام سر وقت برسم.

01:00:39.573 --> 01:00:41.073
‫ساعت نزدیکای 2 هستش.

01:00:41.761 --> 01:00:45.550
‫اونجا تخم مرغای خیلی خوشمزه‌ای
درست میکنن... ‫با نعناع و پنیر میهن.

01:00:45.574 --> 01:00:50.825
‫خدا حفظشون کنه...
- ‫بعد یکم جلوتر، یه سوپ فروشی محشر وجود داره. -

01:00:50.930 --> 01:00:52.989
‫من اهل سوپ، موپ، نیستم.

01:00:53.013 --> 01:00:57.535
‫از این سوپ‌های ماهی لاتزیویی نیست...
‫باهاش انگشتاتم میخوری...

01:00:57.910 --> 01:00:59.619
‫چیزیو از دست نمیدیم...

01:01:02.536 --> 01:01:05.120
‫بهترین تخم مرغی بود
که تو این چند ماه خوردم.

01:01:05.495 --> 01:01:09.455
‫خوشحالم که می‌بینم از اون زبون
"اساطیری" دیگه استفاده نمی‌کنید.

01:01:10.413 --> 01:01:12.872
‫اعتراف میکنم،
‫گهگاهی اینجوری حرف میزنم.

01:01:13.789 --> 01:01:15.456
‫حرفشم نزن. -
‫نه، نه. -

01:01:15.831 --> 01:01:19.374
‫پس قربون لطفت. -
‫از من تشکر نکن، هر کی دُنگ خودشو میده. -

01:01:20.145 --> 01:01:22.291
‫پنج هزارتا. -
‫سر گردنست. -

01:01:23.333 --> 01:01:24.375
‫آره...

01:01:25.624 --> 01:01:27.499
‫چه مکان آرومی...

01:01:28.291 --> 01:01:30.582
‫اونم وقتی تو دنیا،
‫دیگه آرامشی در کار نیست.

01:01:31.353 --> 01:01:33.248
‫دکتر بونیفازی عزیز...

01:01:34.332 --> 01:01:37.977
‫بعضی وقتا فکر میکنم،
‫همه چیزو بریزم دور و فقیر بشم...

01:01:38.019 --> 01:01:40.997
‫تو جمع فقرا هم...
‫چند تایی دوست دارم.

01:01:41.456 --> 01:01:43.080
‫خیلی سخت نیست.

01:01:43.455 --> 01:01:49.014
‫کافیه وقتی از تختت پا میشی، ‫وسواس
درآوردن یک میلیارد دیگه نداشته باشی...

01:01:49.038 --> 01:01:53.787
‫و اون دم و دستگاه‌های غول
پیکری که ساختی رو، ‫بزاری کنار.

01:01:53.850 --> 01:01:56.846
‫این دستگاه‌های غول پیکر شاید منو نابود کنن،

01:01:56.870 --> 01:02:01.203
‫ولی در کنارش، همه کسایی که بهم
وابسته و نون خورم هستن، هم ‫نابود میشن.

01:02:01.245 --> 01:02:06.327
‫متاستفانه، امثال ما تو جامعه،
غیر قابل جایگزین هستن.

01:02:06.661 --> 01:02:08.015
‫تو این جامعه...

01:02:10.931 --> 01:02:14.802
‫هر چی بیشتر باهاتون حرف میزنم،
‫بیشتر حس میکنم دارم تو گِل فرو میرم.

01:02:14.826 --> 01:02:15.948
‫پس حرف نزن.

01:02:15.972 --> 01:02:19.677
‫نمی‌تونم، من یه سخنرانم،
‫صحبت دارو و علاج منه...

01:02:19.701 --> 01:02:20.760
‫آره، می‌دونم...

01:02:20.784 --> 01:02:23.409
‫باید حرف بزنم تا احساس زنده بودن کنم...

01:02:23.794 --> 01:02:25.669
‫اگه خفه بشم، از ترس می‌میرم.

01:02:26.117 --> 01:02:27.426
‫این آشفته بازار رو نگاه...

01:02:27.450 --> 01:02:30.699
‫آره، من از مُردن می‌ترسم.
‫از گفتنش خجالت نمیکشم.

01:02:31.158 --> 01:02:36.678
‫زندگی خیلی کوتاه هستش.
- ‫برای همینم باید یکم بیشتر، جدی‌تر زندگی کنیم. -

01:02:36.969 --> 01:02:38.448
‫هیچ شکی در موردش نیست.

01:02:41.760 --> 01:02:45.031
‫دریا رو وقتی بچه بودیم،
‫یادتون میاد؟

01:02:45.572 --> 01:02:48.030
‫وقتی که تعطیلات مثل یه ماجراجویی بود.

01:02:48.655 --> 01:02:52.571
‫وقتی که عاشق قافیه‌ها و قصه‌ها بودیم...

01:02:52.957 --> 01:02:58.196
‫حقایق کوچیک و ساده درباره هستی...
‫ولی بعدش چی شد؟

01:02:58.987 --> 01:03:01.279
‫تنها رها شدیم...

01:03:02.070 --> 01:03:07.736
‫تعطیلات را بین آنتزیو و نتتونو ‌گذرونیم.

01:03:08.486 --> 01:03:14.336
‫یه هتل بزرگ، که الان فقط خرابه‌ای هستش که،
‫جغدها توش زندگی میکنن...

01:03:14.360 --> 01:03:18.669
‫ایوان زیر ستاره‌ها رو یادم میاد،
‫گروه جاز...

01:03:18.693 --> 01:03:21.526
‫بوی ماهی سرخ شده...

01:03:22.359 --> 01:03:27.275
‫خانم‌هایی در لباس ساتن...

01:03:27.567 --> 01:03:29.834
‫بعد رفتیم چزناتیکو.

01:03:29.858 --> 01:03:33.042
‫بابام همیشه لباس سفید می‌پوشید.

01:03:33.066 --> 01:03:36.191
‫و من عقده، جکی کوگان شدن رو داشتم.
‫(بازیگر آمریکایی)

01:03:37.232 --> 01:03:41.523
‫شن میریختم توی لباس شنام،
‫تا هیکلم عضلانی بشه.

01:03:42.690 --> 01:03:47.606
‫و مامانم همیشه بعد حموم کردنم، بهم زرده تخم مرغ میداد.
- ‫برای من هلو بود. -

01:03:53.012 --> 01:03:54.355
‫عجیبه...

01:03:55.188 --> 01:03:59.539
‫انسان تنها حیوونی هستش که
‫مدام در حال رشد روانیه.

01:03:59.563 --> 01:04:03.705
‫ولی وقتی بزرگ میشیم،
‫موانع مبهمی میاد سر راهمون،

01:04:03.729 --> 01:04:07.062
‫که نمیزارن بقیه راهو ببینیم.

01:04:07.395 --> 01:04:12.287
‫درسته. پس بیا این موانع رو کنار بزنیم.

01:04:12.311 --> 01:04:18.185
‫بیا ثابت کنیم این یه نظریه نادرست هستش...
‫بیا حرف بزنیم...

01:04:18.977 --> 01:04:22.643
‫به چزناتیکو فکر کن.
‫چه سالی اونجا بودی؟

01:04:23.018 --> 01:04:26.077
‫از 1930 تا...

01:04:26.101 --> 01:04:30.642
‫منم اونجا بودم. سال 1933.
‫کدوم حموم میرفتید؟

01:04:31.684 --> 01:04:34.683
‫روستیکِلی، نزدیک پولیتیما. -
‫ما هم همینطور. -

01:04:35.183 --> 01:04:39.516
‫درسته! پس باید یانکی‌ها یا
گاوچرون‌ها رو خوب بشناسید...

01:04:39.766 --> 01:04:43.741
‫درسته، یانکی‌ها.
‫با اون مدل موهای باحالشون.

01:04:43.765 --> 01:04:47.432
‫برای همینه که حس میکنم،
‫باید باهاتون حرف بزنم.

01:04:48.556 --> 01:04:51.889
‫بدون این که روحم خبردار باشه،
‫تو رو میشناختم.

01:04:52.473 --> 01:04:54.615
‫با هم بازی می‌کردیم، یادته؟

01:04:54.639 --> 01:04:58.677
‫بهم میگفتن چوب کبریت سوخته، چون خیلی لاغر بودم.
- ‫ولی من یه جورایی چاق بودم. -

01:04:58.701 --> 01:05:00.073
‫یادمه...

01:05:00.097 --> 01:05:05.155
‫یه بار یه بادبادک بزرگ ساختیم و تو خرابش کردی.
- ‫آره! سفید، قرمز و سبز بود. -

01:05:05.179 --> 01:05:08.679
‫یه بار دیگه هم، نون و پنیر منو دزدیدی. -
‫آره... -

01:05:08.721 --> 01:05:10.179
‫چوب کبریت سوخته...

01:05:10.720 --> 01:05:14.113
‫آره، خب...اون روزا من یه جورایی...

01:05:14.137 --> 01:05:15.386
‫بی مصرف بودی؟

01:05:15.699 --> 01:05:18.362
‫آره، بودم... -
‫و هنوزم هستی. -

01:05:18.386 --> 01:05:21.487
‫چون تو سال 1933، من تو چزناتیکو نبودم.

01:05:21.511 --> 01:05:23.570
‫چون چیزی به اسم روستیکِلی نداریم.

01:05:23.594 --> 01:05:25.677
‫و هیچ وقت بادبادک هم نساختم.

01:05:25.906 --> 01:05:29.135
‫حتی یک کلمه حرف راست هم،
‫تو چیزایی که گفتی نبود.

01:05:29.447 --> 01:05:32.319
‫و تازه می‌خواستی بهم رشوه هم بدی. -
‫حقیقت نداره. -

01:05:32.343 --> 01:05:36.068
‫نکنه یادت رفته یه کلبه بهم پیشنهاد دادی؟ -
‫چی؟ کلاً زدی جاده خاکی... -

01:05:36.092 --> 01:05:42.276
‫فکر کردی چرا قاضی شدم؟
‫برای پولدار شدن؟ کلبه داشتن؟

01:05:42.300 --> 01:05:46.858
‫مثل اینکه یادت رفته تو سال 63 و 67،
‫دو بار بخاطر اسلحه کشی...

01:05:46.882 --> 01:05:49.150
‫کارت به دادگاه کشیده. -
‫ولی تبرئه شدم. -

01:05:49.174 --> 01:05:50.840
‫به خاطر کمبود مدارک...

01:05:51.215 --> 01:05:55.069
‫و بعدشم سعی کردی تجارت شریکتو بدزدی و
‫اونم خودکشی کرد.

01:05:55.277 --> 01:05:57.607
‫اون توهم توطیه داشت و ثابت هم شده بود.

01:05:57.631 --> 01:05:59.169
‫تو یه کاری کردی اینجوری جا بیفته.

01:05:59.193 --> 01:06:05.148
‫پس نه تنها گذشته‌مو موشکافی کردی، ‫بلکه
به ناهار دعوتم کردی تا یه گوشه گیرم بندازی.

01:06:05.172 --> 01:06:09.314
‫چه حرکت سخیفی! برای من تله گذاشتی.

01:06:09.338 --> 01:06:11.397
‫اتفاقاً تو برام تله گذاشتی. -
‫نه. -

01:06:11.421 --> 01:06:15.355
‫میدونستی می‌خوام درباره اون روهنول بپرسم...

01:06:15.379 --> 01:06:18.087
‫تو خیلی از من باهوش‌تری. -
‫شاید... -

01:06:18.295 --> 01:06:21.937
‫حالا وقتشه تو بهم گوش کنی.

01:06:21.961 --> 01:06:27.561
‫دیگه حالم از قوانینی که همش به
نفع امثال شماهاست، ‫به هم میخوره.

01:06:27.585 --> 01:06:30.686
‫که باعث میشه آدمای
سودجویی مثل تو، زندگی کنن.

01:06:30.710 --> 01:06:34.331
‫آدمایی مثل من؟ مگه من چیم؟...بگو ببینم.

01:06:34.355 --> 01:06:39.709
‫تو یه شهروند مطیع قانون هستی... ‫درختا رو
نمی‌سوزونی، مالیاتتو میدی، پولتو خرج کشور خودت میکنی،

01:06:39.844 --> 01:06:45.934
‫به محیط زیست احترام میزاری، هوا و رودخونه‌ها رو آلوده
نمیکنی، ‫رشوه نمیدی و جلوی گربه‌های سیاه هم ترمز میکنی.

01:06:45.958 --> 01:06:47.395
‫قاضی!

01:06:47.419 --> 01:06:54.907
‫این قاضی تصمیم گرفته بعضی قانونایی که، ‫میزاره
افراد ثروتمند به دیگران آسیب بزنن رو، عوض کنه.

01:06:54.931 --> 01:06:56.994
‫این دقیقاً همون چیزیه که من میگم.

01:06:57.018 --> 01:06:59.999
‫دستتو به من نزن! چترباز!

01:07:00.023 --> 01:07:05.341
‫تو یه مرد پست و بزدلی. -
‫آره، من بزدلم. چون تو منو می‌ترسونی. -

01:07:05.365 --> 01:07:10.975
‫چون از همون اول بسم الله، یه کلمه
ترسناک رو تو چشات خوندم، ‫"ایدئولوژی"!

01:07:10.999 --> 01:07:14.797
‫تو از من، تا سطح ایدئولوژیکی متنفری.

01:07:15.297 --> 01:07:17.801
‫نسبت بهم یه تعصب عجیبی داری.

01:07:18.866 --> 01:07:21.307
‫اصلاً قاضی خوبی نیستی.

01:07:32.012 --> 01:07:37.351
‫تقدیم به دوریس دریل، به خاطر حضور
خارق العاده‌اش در فیلم، ‫"جغد چشم آتشین"...

01:07:37.375 --> 01:07:41.080
‫جایزه صدف طلایی سال 1971، آفرین.

01:07:42.412 --> 01:07:46.867
‫خیلی خوشحالم که صدف طلایی رو گرفتم...

01:07:47.221 --> 01:07:53.111
‫میخوام خیلی بهتر و بزرگتر بشم...

01:07:56.608 --> 01:08:00.105
‫تبریک میگم دوریس...
‫برات خیلی خوشحالم...

01:08:25.105 --> 01:08:28.914
‫من نه تهیه کننده هستم و نه کاری
به سینما دارم. ‫تو کار نفت هستم...

01:08:36.865 --> 01:08:39.779
‫بیا یه چند تا عکس بگیریم. -
‫منو ببخشید... -

01:08:46.357 --> 01:08:50.475
‫اینجایید...میدونم روز مناسبی نیست،
‫ولی از اونجایی که اینجایید...

01:08:50.499 --> 01:08:54.326
‫گفتید که اونا مهمون‌های
مهمی از کویت هستن...

01:08:54.350 --> 01:08:59.821
‫من زنای سبک نوردیک رو توصیه میکنم.
‫آدمای دشداشه پوش، عاشقشن.

01:08:59.845 --> 01:09:01.716
‫یه نگاه بندازید...

01:09:01.740 --> 01:09:05.799
‫کارلا...خیلی جذابه...
‫معلم دانشگاه تربیت بدنی هستش...

01:09:06.257 --> 01:09:10.711
‫یا ماریسا، خیلی با کلاسه.
‫یا یکی مثل دوریس...

01:09:11.294 --> 01:09:13.958
‫امثالشو رو هوا میقاپن...

01:09:15.290 --> 01:09:17.996
‫ما این بلوند طبیعی رو هم داریم،

01:09:18.600 --> 01:09:20.078
‫این یکی هم همینطور...

01:09:21.202 --> 01:09:23.218
‫این یکی نه...نه...

01:09:23.242 --> 01:09:26.049
‫چرا نه؟ دقیقاً همونیه که دنبالشم.

01:09:26.073 --> 01:09:28.963
‫ولی طرف مُرده، دختر بیچاره. -
‫دقیقاً. -

01:09:28.987 --> 01:09:31.068
‫من پلیسم.

01:09:31.485 --> 01:09:34.292
‫شمارتو از تو دفترچه همین دختر پیدا کردیم...

01:09:34.316 --> 01:09:38.309
‫و قاضی بونیفازی هم میخواد با
شما آقای رونچرینی، ‫حرف بزنه.

01:09:38.333 --> 01:09:42.716
‫حتما...خوشحال میشم حرف بزنم...

01:09:43.048 --> 01:09:46.413
‫رونچرینی، هیچ وقت، هیچ
ترسی از پلیس‌ها نداشته.

01:10:18.606 --> 01:10:21.722
‫<i>اون اسکوتر رو تکونش بده! یالا.</i>

01:10:28.742 --> 01:10:32.605
‫دکتر بونیفازی. -
‫حرفی برای گفتن به مطبوعات نداریم. -

01:10:32.689 --> 01:10:35.098
‫من برای سوال کردن نیومدم،
‫برای تقدیم کردن اینجام...

01:10:36.988 --> 01:10:39.252
‫چرا اینجوری بهم نگاه میکنید؟

01:10:40.062 --> 01:10:46.539
‫بهمون دستور داده شده، ‫اسم سانتنوجیتو
رو در رابطه با اون دختر مُرده، نیاریم.

01:10:46.563 --> 01:10:53.352
‫برای روزنامه‌های دیگه، ‫حالا چه
خصوصی یا دولتی هم، همین اتفاق افتاده.

01:10:53.376 --> 01:10:55.411
‫برای همین، براتون اینا رو آوردم.

01:10:55.536 --> 01:11:03.636
‫اگه می‌خواید جواب لطفمو بدید، اسم اون خواننده‌ مشهوری که تو
اون پرونده نوجوون‌ها ‫درگیر شده بود رو بهم بگید، عالی میشه.

01:11:04.384 --> 01:11:07.790
‫کون لقت...فقط می‌خواستم کمک کنم...

01:11:08.621 --> 01:11:11.778
‫من نخواستم وکیلتون بیاد، چون هنوز یه... -
‫میدونم. -

01:11:13.149 --> 01:11:16.472
‫هنوزم یه شاهدم.
‫دیگه روش کارو یاد گرفتم.

01:11:16.576 --> 01:11:18.549
‫ولی نگرانیم این نیست.

01:11:19.089 --> 01:11:24.382
‫داشتم به اون ملاقات غیر
رسمیمون فکر می‌کردم...

01:11:24.406 --> 01:11:31.444
‫همونجا بود که فهمیدم چه جور گرایش‌هایی،
‫نسبت به بعضی از آدما دارید...

01:11:31.468 --> 01:11:35.287
‫باید قبول کنم، که ظاهر آدما همیشه غلط اندازه.
- ‫درسته. -

01:11:35.311 --> 01:11:39.569
‫و واقعاً این رونچرینی فلوریانو رو می‌شناسید؟

01:11:40.316 --> 01:11:44.613
‫نزدیک دو ساعته منو منتظر نگه داشتید تا فقط این سوالو بپرسید؟
- ‫می‌شناسیدش؟ -

01:11:44.637 --> 01:11:45.592
‫آره...

01:11:46.049 --> 01:11:49.847
‫یه مردیه که روابط عمومی خوبی داره...

01:11:49.871 --> 01:11:52.297
‫البته، خیلی نمیشه بهش گفت مرد...

01:11:52.321 --> 01:11:58.840
‫ما ازش اغلب برای کارهای تبلیغاتی، ‫کنفرانس‌ها،
مهمونی‌ها، شام‌ها و از این جور کارها، استفاده میکنیم.

01:11:58.864 --> 01:12:02.101
‫و اینم بخاطر یه کار تبلیغاتی بوده؟ -
‫این چیه؟ -

01:12:02.125 --> 01:12:05.394
‫یه کپی از چک 300 هزار لیره‌ای شما،

01:12:05.876 --> 01:12:11.614
‫که توسط شما امضا شده و به رونچرینی تحویل
داده شده و بعد ‫به سیلوانا لازورینی داده شده.

01:12:11.638 --> 01:12:13.709
‫که چی؟ -
‫یعنی سه روز قبل مرگش. -

01:12:13.733 --> 01:12:14.864
‫خب؟

01:12:15.493 --> 01:12:19.725
‫یعنی، رانچرینی تحت بازجویی گفت:

01:12:19.799 --> 01:12:24.646
‫آره...مهندس سانتنوجیتو، سیلوانا
لازورینی رو، ‫خیلی خوب میشناخت.

01:12:24.670 --> 01:12:26.804
‫منظورتون از "خیلی خوب" یعنی چی؟

01:12:26.828 --> 01:12:32.088
‫یعنی از همون شناختایی که،
‫آخرش کارشون به تخت میکشه.

01:12:33.890 --> 01:12:39.628
‫میشه ازتون بپرسم چرا همیشه انکار می‌کردید،
‫سیلوانا لازورینی رو نمی‌شناختید؟

01:12:39.652 --> 01:12:41.723
‫چون، چون...

01:12:41.747 --> 01:12:44.426
‫توضیح دادنش به اون صورت، آسون نیست...

01:12:44.450 --> 01:12:47.216
‫می‌تونید به دروغ گفتن به قاضی، متهم بشید.

01:12:47.257 --> 01:12:51.113
‫فاضی، بیخیال...بیا
سنگامونو با هم وا بکنیم...

01:12:51.364 --> 01:12:54.651
‫درسته، من انکار کردم...ولی نگاه...

01:12:54.675 --> 01:12:57.776
‫خودتون دلیلشو میدونید...

01:12:58.446 --> 01:13:00.057
‫ما ایتالیایی هستیم...

01:13:00.081 --> 01:13:04.834
‫نظریه شما درباره موانع روانشناختی... -
‫بیخیال اون شو... -

01:13:04.858 --> 01:13:07.663
‫خیلی در مورد ایتالیایی‌ها، صدق نمیکنه.

01:13:07.687 --> 01:13:13.868
‫ما همه با هم، دستمون یه کاسه هستش.
‫شاید بعضیا کمتر دستشون توش باشه...

01:13:14.161 --> 01:13:20.321
‫ولی میخوام ازتون این سوال رو ببپرسم...

01:13:20.824 --> 01:13:29.582
‫به نظرتون خیلی حرکت غیراخلاقی هستش که مردی در
موقعیت من، ‫نخواد رابطه‌شو با یه فاحشه، لو بده؟

01:13:30.420 --> 01:13:34.506
‫دارید در مورد یه دختر مُرده حرف میزنید و منم
‫دستم تو هیچ کاسه‌ای نیست...متوجه شدید؟

01:13:34.779 --> 01:13:36.078
‫شرمندم...

01:13:36.622 --> 01:13:41.274
‫می‌خوام بگم که من با اون دختر بیچاره...

01:13:41.379 --> 01:13:44.459
‫فقط یه ملاقاتای گهگاهی داشتم، پس...

01:13:45.129 --> 01:13:46.554
‫فقط؟

01:13:47.916 --> 01:13:48.749
‫نه.

01:13:49.561 --> 01:13:55.682
‫میخواستم یه چیز دیگه هم بگم.
‫اجازه هست؟

01:13:56.015 --> 01:13:59.888
‫یه چیزی که رونچرینی، بهتون نگفته.

01:14:00.138 --> 01:14:01.970
‫چی؟ تعریف کنید...

01:14:02.969 --> 01:14:07.321
‫<i>با اینکه شک ندارم اون بچه کونی بهت گفته...
‫ولی خودمم بهت میگمش...</i>

01:14:08.612 --> 01:14:18.103
‫خیلی شسته و رفته میگمش...تو تجارت، ‫موقع شام با
یه نفر، بیشتر از ده تا جلسه، میتونی موفقیت کسب کنی.

01:14:18.127 --> 01:14:20.497
‫شوخ طبعی و جو صمیمانه‌ای با خودش داره.

01:14:20.521 --> 01:14:27.205
‫تو این جور مواقع، دخترای خوشگل مهم‌تر
هم میشن. ‫مخصوصاً اگه راحت پا بدن...

01:14:28.204 --> 01:14:30.367
‫بیا حتی خلاصه‌ترش کنیم...

01:14:30.391 --> 01:14:40.361
‫حرکت خیلی مرسومیه که موقع شام‌های خاص، دخترای زیبا رو
‫به آدمای بیزینس من معرفی کنی؟ جواب بدید، بله یا نه.

01:14:40.385 --> 01:14:41.173
‫آره.

01:14:41.197 --> 01:14:46.628
‫اینجوری اون مرد فکر میکنه،
‫واقعاً اون دختر رو اغوا کرده؟

01:14:46.652 --> 01:14:47.419
‫آره.

01:14:47.443 --> 01:14:55.105
‫پس بخاطر اینکه حسابی داره تو ابرها
سِیر میکنه، ‫تو تجارت باهاتون نرم‌تر میشه.

01:14:56.667 --> 01:14:57.343
‫درسته.

01:14:58.353 --> 01:15:04.766
‫اگه موقع شام، ترفندای بیشتری داشته باشی، ‫درصد
موفقیتت، حتی از رفتن رو تخت با یه زن هم بیشتر میشه.

01:15:05.786 --> 01:15:07.764
‫الان باید بگم آره یا نه؟

01:15:09.180 --> 01:15:13.469
‫اغلب مرحوم لازورینی رو،
‫تو چنین شام‌هایی میاوردید؟

01:15:13.573 --> 01:15:16.943
‫البته این یه جرمه.
‫چون میدونم به چی فکر میکنی...

01:15:16.967 --> 01:15:21.589
‫تو نمیدونی من به چی فکر میکنم.
‫فقط جواب بده، آره یا نه؟

01:15:24.056 --> 01:15:24.858
‫آره.

01:15:24.931 --> 01:15:27.353
‫<i>اشتباه شده، عالیجناب...</i>

01:15:27.377 --> 01:15:32.499
‫داشتم از اونجا رد میشدم که،
‫موتورم یدفعه خراب شد...

01:15:32.832 --> 01:15:35.497
‫کار سرنوشت بود، بعد یه
پنجره رو باز دیدم و پریدم تو...

01:15:38.683 --> 01:15:42.594
‫این درسته که یه بار، ‫یه مرد تُجار
آمریکایی به این باور رسیده بود که...

01:15:42.618 --> 01:15:45.967
‫یکی از همین دخترا،
‫دختر یه تاجری بود که...

01:15:45.991 --> 01:15:48.656
‫که تو تجارت با هم رابطه‌ی نزدیک داشتن؟

01:16:06.583 --> 01:16:09.503
‫نه...من در این مورد چیزی نمیدونم.

01:16:10.185 --> 01:16:15.638
‫در قانون مجازات دو ماده
وجود دارد، 531 و 536...

01:16:15.662 --> 01:16:20.007
‫تحریک به تن فروشی؟
‫بابا بیخیال...

01:16:20.031 --> 01:16:21.030
‫پس این قانونا رو می‌دونید.

01:16:21.054 --> 01:16:27.849
‫هیچ تحریکی در کار نبود، خودشون با عقل سلیم انجامش
میدن. ‫چون جامعه همینیه که هست...و خودتونم خوب میدونید.

01:16:27.873 --> 01:16:29.981
‫و من جامعه رو اینجوری نساختم.

01:16:30.005 --> 01:16:32.623
‫این کارو میکنن، چون بهشون پول داده میشه.

01:16:32.647 --> 01:16:34.968
‫این یه دستمزد نیست، فقط یه هدیه بود.

01:16:34.992 --> 01:16:38.846
‫تن فروشی میکنن،
‫چون خیلی سریع میشه باهاش پول درآورد.

01:16:38.870 --> 01:16:42.640
‫من براش یه شغل تو استاندا پیدا کردم،
‫چرا اونجا نموند؟

01:16:42.664 --> 01:16:48.248
‫راستی، از مواد مخدر هم استفاده میکرد؟ -
‫باز برگشتیم سر خونه‌ی اول... -

01:16:49.729 --> 01:16:52.212
‫نه، من چیزی در این مورد نمیدونم.

01:16:53.235 --> 01:16:58.197
‫و بهتون اطمینان میدم این
گرایش‌های والا گرایانه‌تون علیه من...

01:16:58.221 --> 01:16:59.841
‫چی؟ چی؟

01:17:01.333 --> 01:17:04.428
‫باشه بابا، بنویس، مدارکتون علیه من...

01:17:04.452 --> 01:17:08.973
‫و من اصرار شما رو به گذاشتن
من رو صندلی متهم، ‫رد میکنم.

01:17:08.997 --> 01:17:12.030
‫این چیزیه که خودتون باعثش شدید...

01:17:12.054 --> 01:17:17.752
‫اگه می‌تونستید اثبات کنید شب بین 7 تا 8 می
کجا بودید، ‫روی این صندلی قرار نمی‌گرفتید.

01:17:17.776 --> 01:17:18.909
‫مگه یه بار نگفتم؟

01:17:18.933 --> 01:17:24.634
‫به غیر از شهادت پدرتون، هیچ عذر
دیگه‌ای ندارید... ‫فقط حرفای شما رو دارم.

01:17:25.130 --> 01:17:29.302
‫مگه کافی نیست؟ -
‫در صورت محاکمه، نه، کافی نیست. -

01:17:29.550 --> 01:17:31.719
‫دارم بهتون اخطار میدم. -
‫محاکمه؟ -

01:17:32.855 --> 01:17:35.640
‫من هیچ زیر آبی نرفتم،
‫کاشکی یکی اون شب حرفامو باهاتون مینوشت...

01:17:35.664 --> 01:17:41.714
‫من فقط گفتم، فکر کنم
اون شبو با پدرم گذروندم...

01:17:41.738 --> 01:17:46.034
‫فکر نمی‌کردم بازجویی دیگه‌ای در کار باشه،
‫پس دیگه بهش فکر نکردم.

01:17:46.137 --> 01:17:47.291
‫به چی فکر نکردید؟

01:17:47.315 --> 01:17:52.107
‫به اینکه اون شب کجا بودم...
‫یه دقیقه بهم وقت بدید تا یادم بیاد...

01:17:52.644 --> 01:17:54.669
‫باشه...دربارش فکر کنید.

01:17:56.714 --> 01:17:59.296
‫و دفعه دیگه، وکیلتون رو هم بیارید.

01:17:59.812 --> 01:18:03.592
‫<i>قسم می‌خورم عالیجناب...کار سرنوشت بود.</i>

01:18:03.944 --> 01:18:07.042
‫<i>آره، اتفاقاً سرنوشت در
ادامه میخواد بفرستتت زندان.</i>

01:18:07.930 --> 01:18:15.384
‫خوب همه پرونده‌ها رو برام بفرست تا بعدش ببینیم،
‫تو جلسه بعدی هیئت مدیره، باید چیکار کنیم...

01:18:15.408 --> 01:18:19.002
‫چطور پیش رفت؟
‫چی بهت گفت؟

01:18:19.333 --> 01:18:22.059
‫بشین...شما دیگه می‌تونید برید، خانم.

01:18:26.439 --> 01:18:32.305
‫داره به خاطر عذرم بهم فشار میاره...
‫من اون شب، میخواستم برم خونه‌ی اون دختر.

01:18:33.586 --> 01:18:38.106
‫تو هم واقعاً ما رو گرفتی...مگه
اومدیم مهد کودک؟ ‫چرا بهم نگفتی؟

01:18:38.130 --> 01:18:42.568
‫من حتی خونه‌ـشم نرفتم، ‫فقط حدود
ساعت نه و نیم، از تو خیابون جمعش کردم...

01:18:42.592 --> 01:18:44.162
‫بعد منو تو خونه‌ـش راه نداد.

01:18:44.431 --> 01:18:47.402
‫به نظر ناراحت میومد و منم رفتم.

01:18:47.426 --> 01:18:49.182
‫حرفمو باور نمیکنی؟ -
‫نه. -

01:18:49.533 --> 01:18:52.879
‫حالا می‌بینی چرا بهت نگفتم؟ احمق...

01:18:53.210 --> 01:18:58.742
‫آخه کی حرف منو باور میکنه که بعدش رفتم،
‫اون جنگل‌هایی که تو آتیش سوختن رو چک کنم؟

01:18:58.766 --> 01:19:02.316
‫کسی هم تو رو دید؟
- ‫نه، هیچ کی منو تو اون جنگل ندید. پس کسی نمیتونه شهادت بده. تُف بهش. -

01:19:02.340 --> 01:19:05.480
‫قبوله، حرفتو باور میکنم...گفتی داشت گریه میکرد؟
- ‫آره. -

01:19:05.707 --> 01:19:10.207
‫پس شاید با یه کسی بوده...
- ‫من از کدوم جهنم دره‌ای بدونم؟ چرا قبول نمیکنن شاید خودکشی بوده باشه؟ -

01:19:10.231 --> 01:19:12.503
‫یه ضرب المثل هست که میگه:

01:19:12.875 --> 01:19:16.498
‫"چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است"...

01:19:16.997 --> 01:19:21.762
‫من برای ضرب المثل بهت پول نمیدم.
‫طرف میخواد منو نابود کنه.

01:19:21.786 --> 01:19:23.160
‫متوجه هستی؟

01:19:23.785 --> 01:19:27.342
‫فهمیده میشناسمش و داره از
همین استفاده میکنه، ‫تا میخکوبم کنه.

01:19:27.366 --> 01:19:30.319
‫تو یه عذر درست و حسابی میخوای...
‫یکی رو لازم داری...

01:19:30.343 --> 01:19:31.530
‫کی؟

01:19:31.946 --> 01:19:35.236
‫یکی که تو دردسر افتاده باشه...
‫یه آدم مهم...

01:19:38.390 --> 01:19:39.587
‫دارم.

01:19:41.606 --> 01:19:43.064
‫<i>تبریک میگیم.</i>

01:19:44.438 --> 01:19:54.848
‫<i>جایزه پلاک نقره‌ای به جولیانا پزیکو،
‫برای 50 سال فعالیت در صنعت نساجی.</i>

01:19:56.243 --> 01:19:59.363
‫سلام. -
‫سلام...شنیدم دنبال من میگشتی. -

01:19:59.387 --> 01:20:03.110
‫آره، بابت پلاک بهت تبریک میگم. -
‫پلاک؟ بیشتر شبیه سنگ قبرمه...

01:20:03.134 --> 01:20:07.378
‫"برای فعالیت مداوم و گشودگی زیاد"...
‫در واقع، ورشکسته شدم رفته...

01:20:07.402 --> 01:20:09.273
‫طلاست...میخوای بخریش؟

01:20:09.297 --> 01:20:10.564
‫حساب بانکی نداری؟

01:20:10.588 --> 01:20:14.793
‫حساب بانکی کجا بود؟ فقط
یه سگ گشنه برام مونده...

01:20:15.085 --> 01:20:20.266
‫اونا میگن، ما جزو آدمای شهید و ملوان
هستیم... ‫ظاهراً تنها شهید اینجا که منم...

01:20:20.290 --> 01:20:24.579
‫من 200 تا قایق فروخته نشده،
بادبان و موتور رو دستم مونده.

01:20:28.555 --> 01:20:32.782
‫چقدر برای برگشتن تو بازی، لازم داری؟ -
‫نیم میلیارد، چرا؟ -

01:20:33.781 --> 01:20:36.817
‫کسیو میشناسی که نیم میلیون جیرینگی بهم بده؟

01:20:36.841 --> 01:20:41.169
‫شنبه‌ها چی کارا میکنی؟ -
‫هیچی، فقط خودمم و خودم... -

01:20:41.193 --> 01:20:44.604
‫همه بهم پشت کردن و منم
دیگه نمی‌خوام کسی رو ببینم...

01:20:44.628 --> 01:20:47.290
‫حالا چرا می‌پرسی؟
‫میخوای با همدیگه بریم مراسم رقص؟

01:20:47.314 --> 01:20:49.854
‫منظورم شنبه، هفتم ماه مِی که
میشه پونزده روز پیش، ‫هستش.

01:20:49.958 --> 01:20:52.106
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

01:20:52.130 --> 01:20:53.803
‫بعداً تو کارخونه‌ـت حرفامونو میزنیم.

01:20:53.827 --> 01:20:56.079
‫از اون کارخونه...فقط اسمش مونده...

01:20:56.103 --> 01:21:00.423
‫پس بیا پیش خودم،
‫می‌تونم اون پولو از بانک برات بگیرم.

01:21:00.447 --> 01:21:03.009
‫من که گیج شدم...داری مسخرم میکنی؟

01:21:03.033 --> 01:21:07.378
‫جدی میگم...ولی در ازاش یه لطف میخوام.

01:21:07.606 --> 01:21:11.950
‫هر کاری باشه! اصلاً
دستمم برات قطع میکنم، لوره.

01:21:13.026 --> 01:21:15.692
‫<i>رم. جوایز توسط معاون شهردار...</i>

01:21:15.716 --> 01:21:19.374
‫<i>به افراد مهمی تحویل داده شد.</i>

01:21:19.398 --> 01:21:22.891
‫<i>به صنعتگران و بازرگانانی که،</i>

01:21:22.915 --> 01:21:25.477
‫<i>در سال گذشته، سرآمد بودند.</i>

01:21:25.501 --> 01:21:29.843
‫<i>در میان آنها، مهندس سانتنوجیتو،
‫بخاطر فعالیت‌های مختلفش...</i>

01:21:29.867 --> 01:21:31.787
‫<i>و آقای دل توماسو حضور داشتند.</i>

01:21:31.811 --> 01:21:36.256
‫<i>دو اپراتور اقتصادی که
همیشه هدف یکسانی داشتند...</i>

01:21:36.280 --> 01:21:41.346
‫<i>تأثیر عمده در فعالیت تولید،
‫افزایش اقتصاد کشور...</i>

01:21:41.370 --> 01:21:43.438
‫<i>و فرصت شغل داشتن برای همه.</i>

01:21:44.473 --> 01:21:51.714
‫"من در خانه خود در نزدیکی دریاچه نِمی بودم، جایی که
مهندس سانتنوجیتو، ‫حدود ساعت 9 شب، با ماشینش سر رسید..."

01:21:53.121 --> 01:21:54.224
‫درسته.

01:21:54.248 --> 01:21:59.593
‫"ما درباره تجارت من و به ویژه در مورد
‫پیشنهاد سانتنوجیتو درباره راه اندازی..."

01:21:59.617 --> 01:22:02.596
‫"یک کارخانه کشتی سازی در جیانوتری،
‫بحث کردیم."

01:22:05.265 --> 01:22:08.241
‫پس 3 ساعت بحث کردید، شایدم بیشتر.

01:22:08.265 --> 01:22:13.082
‫درسته! حدودای ساعت 1، گشنمون شد...

01:22:13.106 --> 01:22:18.047
‫پس رفتم آشپزخونه تا یه چیزی درست کنم،
‫آخه توش ماهرم...

01:22:18.071 --> 01:22:23.616
‫همین طور که داشتیم درباره اون معامله
بحث می‌کردیم، ‫ماکارونی درست کردم...

01:22:23.885 --> 01:22:27.299
‫لوره...از اون ماکاورنی که
برات درست کردم، به قاضی بگو...

01:22:27.402 --> 01:22:29.264
‫اینش دیگه مهم نیست...

01:22:29.368 --> 01:22:32.343
‫پس خودت درستشون کردی؟ -
‫آره، با لب و دهنتون بازی میکرد. -

01:22:32.367 --> 01:22:36.874
‫منظورم اینه که، کَس دیگه‌ای تو خونه نبود؟
‫مگه پرسنل آشپزخونه ندارید؟

01:22:36.898 --> 01:22:40.205
‫من زنم مُرده، تنها زندگی میکنم...

01:22:40.229 --> 01:22:45.729
‫و چون خیلی دیر وقت بود،
‫دیگه نخواستم مستخدمم رو بیدار کنم.

01:22:45.753 --> 01:22:49.246
‫به علاوه، دلم میخواد
برای دوستام، آشپزی کنم.

01:22:49.270 --> 01:22:55.104
‫"حدود 4 صبح، علی رغم اصرار من ،
‫مهندس سانتنوجیتو به خانه بازگشت."

01:22:55.311 --> 01:22:58.704
‫نگران سلامتی پدرش بود. -
‫درسته. -

01:23:00.959 --> 01:23:02.097
‫که اینطور.

01:23:03.173 --> 01:23:04.142
‫خوبه...

01:23:04.166 --> 01:23:08.127
‫اینجا رو امضا کنید، آقای دل توماسو.

01:23:08.151 --> 01:23:11.855
‫دکتر بونیفازی، همکارم و من، ‫می‌خواستیم
بابت این تلاش خستگی ناپذیر شما....

01:23:11.879 --> 01:23:15.584
‫برای این پرونده تشکر کنیم.

01:23:15.608 --> 01:23:19.440
‫خوشحالیم که بالاخره همه چیز،
‫با رضایت متقابل، حل و فصل شد.

01:23:19.464 --> 01:23:22.721
‫اون خودکار منه. -
‫شرمندم. -

01:23:23.021 --> 01:23:28.096
‫من یه مرد صادق و درستکار رو تحسین میکنم،
‫حتی اگه باهام سر جنگ داشته باشه...

01:23:28.120 --> 01:23:31.439
‫این دفتر رو با یاد گرفتن
یه درس بزرگ، ترک میکنم...

01:23:31.463 --> 01:23:36.605
‫ممنون از چیزی که بهم آموختید و ‫بهم یه
نگاه اجمالی از روشنفکری، نشون دادید...

01:23:36.905 --> 01:23:42.934
‫اون صبح رو تو ساحل فراموش نمیکنم.
‫یه نگاه اجمالی به روحی بزرگ داشتم.

01:23:42.958 --> 01:23:44.237
‫لورنزو...

01:23:50.206 --> 01:23:54.220
‫راستی، میخوام با یه نفر
در مورد شما، حرف بزنم...

01:23:55.343 --> 01:24:00.500
‫دفتریار، به مارشال کاسیوتلی بگو
که برای دیدنم، ‫بیاد دفتر اسناد دادگاه.

01:24:30.552 --> 01:24:34.771
‫هیچ سابقه کیفری درباره دل توماسو
وجود نداره. ‫برام خدمتکارشو پیدا کنید.

01:24:34.795 --> 01:24:35.374
‫حتماً.

01:24:35.398 --> 01:24:41.845
‫این خدمتکارش یعنی سِتیمیو...میخوام فوراً باهاش
حرف بزنم. ‫اصلاً هم نباید دل توماسو خبردار بشه.

01:24:42.178 --> 01:24:47.270
‫بدون هیچ حکمی؟
- ‫اون مستخدم فقط یه شاهده، بعدش دیگه کاری باهاش نداریم. -

01:24:47.294 --> 01:24:48.726
‫میخوام این پرونده رو ببندم.

01:24:48.750 --> 01:24:51.375
‫بسته که شده بود...ولی شما
میخواید دوباره بازش کنید...

01:24:51.399 --> 01:24:55.063
‫منظورت چیه؟ نباید شهادت اون آدمو،
‫دقیق بررسی کنیم؟

01:24:55.087 --> 01:24:58.449
‫آره...ولی شما واقعاً تحمل
ریخت اون مهندس رو ندارید...

01:24:58.473 --> 01:25:03.353
‫بس کن...برام مستخدم رو پیدا کن و
‫بیارش دفترم.

01:25:03.377 --> 01:25:05.534
‫میریم دادگستری؟ -
‫آره، میریم اونجا. -

01:25:05.558 --> 01:25:08.114
‫پس دیگه برمی‌گردیم خونه...

01:25:08.404 --> 01:25:11.105
‫جریمه رو بده، مارشال...خیلی سریع.

01:25:12.352 --> 01:25:18.478
‫اِی دو دره باز...این
نخودها الان یه ماهه اینجان...

01:25:18.502 --> 01:25:22.945
‫یدفعه تو بیا بشین جای من...
‫بیاید، خانما.

01:25:22.969 --> 01:25:27.661
‫مراقب زبونت باش...این ده هزارتا رو بگیر و
‫بقیه‌شو بهم بده.

01:25:27.685 --> 01:25:31.276
‫ده هزارتا؟ این همه پولم کجا بود؟ ‫تو هم
کُشتی ما رو با این پولای گندت ستیمیو...

01:25:31.300 --> 01:25:33.377
‫میشه یه دقیقه باهاتون حرف بزنم؟

01:25:34.125 --> 01:25:37.592
‫تو بگو یه ساعت، جذاب خان...
‫چشماتو برم...

01:25:37.616 --> 01:25:43.368
‫خاک بر سرشون که چنین پستی بهت دادن...
‫فکر کردم موهای بلند براتون غَدغَنه...

01:25:43.392 --> 01:25:45.030
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

01:25:45.054 --> 01:25:51.245
‫"اینو ببر و اونو نبر...مثل خل و چلا کار
میکنیم... ‫به غیر از اون یارویی که همیشه تنبله..."

01:25:52.159 --> 01:25:56.148
‫نه! اینا نیستن.
‫اینا رو بردار.

01:25:57.291 --> 01:25:58.982
‫آروم بابا...

01:26:02.656 --> 01:26:14.137
‫"بهتر نیست از روی مهربونی چند نفرو اعدام کنیم،
‫تا اینکه بزاریم همون چند طرف، از فرط گشنگی بمیرن؟"

01:26:14.721 --> 01:26:17.268
‫همیشه حق با بِلی هستش...

01:26:17.644 --> 01:26:19.355
‫این سوسکو نگاه کن...

01:26:19.522 --> 01:26:23.280
‫حواست به حرفایی که میزنی و
‫حتی نمیزنی، باشه.

01:26:24.323 --> 01:26:27.431
‫هفتم ماه مه در خانه‌ای در
نزدیکی نمی چه اتفاقی افتاد؟

01:26:27.455 --> 01:26:29.518
‫یادم نمیاد...

01:26:29.542 --> 01:26:36.928
‫پس اون شبو یادت نمیاد، ‫ولی امروز
صبح با افسر مارشیونه رو خوب یادته...

01:26:36.952 --> 01:26:40.021
‫آقای عزیز...قبلاً توضیح دادم...

01:26:40.605 --> 01:26:46.283
‫معمولاً با سربازها و آتش نشان‌ها گپ میرنم...

01:26:46.659 --> 01:26:49.957
‫از کجا میدونستم برای دستگیر کردنم اومده؟

01:26:50.312 --> 01:26:56.011
‫قبول دارم از خط قرمز عبور کردم،
‫ولی واقعاً عقلو از سر آدم میپروند...

01:26:56.418 --> 01:27:00.256
‫تو بازداشت نیستی...
‫ولی کاری که انجام دادی، اشتباهه...

01:27:00.280 --> 01:27:02.865
‫کاملاً حق با شماست...

01:27:02.889 --> 01:27:04.976
‫بیخیال اون قضیه میشیم...

01:27:06.385 --> 01:27:10.790
‫ولی باید دست از دروغ گفتن برداری. -
‫باشه...باشه... -

01:27:11.416 --> 01:27:13.498
‫میشه برم بشاشم؟

01:27:14.206 --> 01:27:16.140
‫اول، حقیقتو بهم بگو.

01:27:16.164 --> 01:27:23.036
‫شب 7 می، مهندس سانتنوجیتو تو
خونه‌ی نزدیک نمی بود؟ ‫جوابمو بده، یالا.

01:27:24.930 --> 01:27:26.534
‫نبود.

01:27:26.825 --> 01:27:30.449
‫و تا بعد نصف شب هم بیدار بودم.

01:27:31.282 --> 01:27:36.654
‫آقا قبل من رفتن خوابیدن،
‫و منم داشتم مقدمات... -
‫وایسا... -

01:27:38.986 --> 01:27:40.087
‫دوباره بگو...

01:27:40.111 --> 01:27:46.501
‫من تا بعد نصف شب بیدار بودم و
‫ایشون زودتر از من، رفتن خوابیدن.

01:27:46.525 --> 01:27:49.499
‫یه بطری آب گرم هم که من براشون
آماده کرده بودم رو، ‫با خودشون بردن.

01:27:49.523 --> 01:27:53.646
‫مهندس سانتنوجیتو، اصلاً
اون شب نیومد. مطمئنم.

01:27:53.875 --> 01:27:59.893
‫دل توماسو بهت پول داده بود تا تو
شهادت اولت بگی، ‫سانتنوجیتو، باهاش بوده؟

01:28:01.059 --> 01:28:05.825
‫آخه گفتش که زن سانتنوجیتو خیلی حسوده...

01:28:05.849 --> 01:28:10.805
‫منم میدونم یه زن چقدر
میتونه خونه خراب کن باشه...

01:28:11.138 --> 01:28:18.551
‫مهندس بهم هدیه داد و گونه‌ـمو نیشگون گرفت.
‫خیلی آدم مهربون و فروتنی هستش...

01:28:19.509 --> 01:28:23.153
‫میشه یه لیوان آب بدید؟ حتی آب معدنی هم نمیخوام - ‫باشه...
-

01:28:23.757 --> 01:28:28.064
‫پیرونتی...آب داریم؟ -
‫خب...کی قراره بره بیاره؟ -

01:28:28.088 --> 01:28:31.670
‫ظاهراً تو که نمیری. -
‫زحمت نکشید، اشکالی نداره. -

01:28:32.211 --> 01:28:36.293
‫میتونم تشنگی رو تحمل کنم، ولی دستشویی رو...
- ‫یکم بیشتر نگهش دار. -

01:28:36.959 --> 01:28:39.833
‫درباره یه هدیه حرف زدی.
‫چقدر بود؟

01:28:40.291 --> 01:28:41.864
‫صد هزار لیر.

01:28:41.888 --> 01:28:45.796
‫چک داد؟ -
‫نه، پول نقد بود... -

01:28:45.820 --> 01:28:49.892
‫هی میخواستم خُردش کنم،
‫ولی همه شک برشون میداشت...

01:28:49.916 --> 01:28:53.619
‫پس از آقا خواستم برام خردش کنه،
‫ولی دیگه بهم پسش نداد...

01:28:53.643 --> 01:28:57.224
‫خیله خب، دیگه میتونی بری بشاشی. -
‫ممنون. -

01:28:57.248 --> 01:29:02.507
‫ولی از دادگستری بیرون نرو و ‫یادت
باشه، باید حرفایی که زدی رو، دوباره بگی.

01:29:02.531 --> 01:29:03.879
‫یه سیگار بهم بده.

01:29:03.903 --> 01:29:09.207
‫درباره اون افسر...میدونم قضیه فراموش شده...
‫ولی نگرانم مامانم خبردار بشه...

01:29:09.863 --> 01:29:13.115
‫هفتاد و شش سالشه و تا
حالا نُه بار ما رو نفرین کرده.

01:29:13.139 --> 01:29:15.737
‫بفرما تو...مارشال.

01:29:15.761 --> 01:29:19.897
‫در مورد اون قضیه با افسرمون...
‫همه چی ختم به خیر شد، دیگه؟

01:29:20.307 --> 01:29:22.618
‫من راضیش کردم که شکایت نکنه.

01:29:22.642 --> 01:29:24.338
‫خداحافظ بونیفازی. -
‫خداحافط کولومبو. -

01:29:24.362 --> 01:29:28.311
‫پیرونتی، دستشویی رو بهش نشون بده و
برش گردون. ‫بعداً دوباره لازمش داریم.

01:29:28.335 --> 01:29:31.571
‫میتونم برم؟ -
‫آره... -
‫ممنونم! ممنونم!. -

01:29:32.103 --> 01:29:38.018
‫حکم جلب رو با استناد به ماده‌های 575 و 372،
‫به خاطر شهادت دروغ، آماده کنید.

01:29:38.042 --> 01:29:42.588
‫و همچنین با استناد به ماده‌ی...وایسا...

01:29:42.875 --> 01:29:43.273
‫اینجاست...378.

01:29:43.297 --> 01:29:44.081
‫از طرف برلیتز "اسکول" زنگ زدن. -
‫چی؟ -

01:29:44.185 --> 01:29:44.682
‫برلیتز اسکول. -
‫مدرسه برلیتز...باشه. -

01:29:44.706 --> 01:29:45.312
‫جایی که اون دختر مُرده، انگلیسی یاد گرفت.

01:29:45.336 --> 01:29:46.131
‫چند تا دقترچه ازش، پیششون باقی مونده بود.

01:29:46.155 --> 01:29:47.500
‫معلمش گفتش که...
- ‫بعداً نگاهشون میکنم. تو فعلاً منتظر حکم‌ها وایسا و بعد بلافاصله دستگیری‌ها رو شروع کن. -

01:29:47.524 --> 01:29:48.909
‫لیپارینی، وقتی کارت تموم شد... دادرسی برای دادگاه رو آماده
میکنم. ‫امروز از ناهار خبری نیست، باید تا دیر وقت کار کنیم.

01:29:49.018 --> 01:29:49.649
‫امروز؟ -
‫آره، امروز...چرا؟ -

01:29:49.673 --> 01:29:50.625
‫مگه امروز چه مشکلی داره؟
- ‫آخه بازی فوتباله...بین ایتالیا و انگلیس... -

01:29:52.511 --> 01:29:53.777
‫بزرگترین مجموعه هتل در منطقه آوریلیا
هستش... ‫سه برج در بهترین شرایط ممکن...

01:29:53.801 --> 01:29:55.534
‫با لب و دهنتون بازی میکنه،
‫فقط 30 متر با دریا فاصله داره...

01:29:55.558 --> 01:29:56.804
‫و برای گرفتن این حق امتیاز، دوستان سوئیسی
من، ‫حتی یه قرون هم خرج رو دستمون نیفتاده....

01:29:56.828 --> 01:29:58.312
‫چون فاسد بودن، تنها راه سرعت
بخشیدن به بوروکراسی هستش...

01:29:58.336 --> 01:29:59.176
‫حتی میشه گفت، فساد یه پیشرفته.

01:29:59.200 --> 01:30:00.093
‫استخر این ساختمون‌ها، میشه خود دریا...

01:30:00.162 --> 01:30:01.393
‫جدا از ارزشهای ساختاری،
‫همچنین مانعی طبیعی در برابر...

01:30:11.341 --> 01:30:12.507
‫<i>بیست و چهار دقیقه از نیمه دوم گذشته...</i>

01:30:12.567 --> 01:30:13.684
‫<i>نتیجه همچنان یک بر یک مساوی هستش...</i>

01:30:13.708 --> 01:30:26.274
‫بخاطر بازی فوتبال ایتالیا -انگلیس،
‫بسته هستیم.

01:30:26.298 --> 01:30:42.298
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:31:56.400 --> 01:32:00.516
‫"ترجمه از انگلیسی:"

01:32:26.298 --> 01:32:31.931
‫"از همه چی خسته شدم..."

01:32:37.022 --> 01:32:42.005
‫"افعال بی قاعده."

01:32:42.113 --> 01:32:55.684
‫"به مامان صد هزار لیر دادم...
‫ژاکت آبی، کفش و کیف خریدم..."

01:32:55.708 --> 01:32:57.768
‫"به بابا، 50 هزار لیر دادم..."

01:32:57.792 --> 01:33:01.773
‫ایتالیا گل زد!
‫ما جلو افتادیم!

01:33:08.858 --> 01:33:13.777
‫"یازدهم مارس، برای سومین بار
سیریو تماس گرفت ... بی فایده هستش...""

01:33:14.485 --> 01:33:20.592
‫"از دید برود، هر آنکه از دیده برفت."
‫...من معنی این جمله رو نمیدونم..

01:33:21.821 --> 01:33:24.822
‫"بابا برای رهن خونه، چهارشنبه زنگ میزنه..."

01:33:27.490 --> 01:33:34.367
‫"درس تموم شد" ‫ولی چجوری باید
گفت همه چی تموم شد؟ چجوری میگنش؟

01:33:34.701 --> 01:33:40.411
‫"نوزدهم آوریل، به سیریو فکر میکنم...
‫کجاست...چیکار میکنه..."

01:33:40.744 --> 01:33:44.013
‫"سانتنوجیتو زنگ زد، برای سه
شنبه یه ناهار تجاری درکاره..."

01:33:44.037 --> 01:33:46.121
‫"بودن با نبودن، مسیله این است..."

01:33:50.008 --> 01:33:52.224
‫"اینکه بخوام فاحشه باشم یا نباشم..."

01:33:52.248 --> 01:33:54.850
‫"چرا این کارو میکنم؟
‫تا زندگی بهتری داشته باشم."

01:33:54.874 --> 01:33:58.917
‫"و آیا کار بدی هستش؟
‫و برای کی این کارو میکنم؟ دیگران؟"

01:33:58.959 --> 01:34:04.753
‫"و این دیگران، کیا هستن؟ بابا، مامان،
‫اون آمریکایی با دندون طلاش..."

01:34:04.805 --> 01:34:09.213
‫"شامپو، قرص و آهنگ آرتا
فرانکلین رو باید بخرم..."

01:34:10.630 --> 01:34:16.858
‫"پنجم می، به سانتنوجیتو زنگ زدم. این هفته
بهم نیازی نداشت. ‫دوشنبه بهش زنگ میزنم..."

01:34:16.882 --> 01:34:19.383
‫"بله قربان...همیشه در خدمت هستم..."

01:34:19.675 --> 01:34:26.510
‫"هشتم می، به اون درخواست شغلی جواب دادم، ‫گفتن
حقوق ماهانم هشتاد هزارتاست...گفتم بهش فکر میکنم."

01:34:27.011 --> 01:34:29.696
‫"به مامان 300 هزارتا
برای ترمیم حموم پول دادم..."

01:34:29.720 --> 01:34:35.889
‫"شنبه، دهم می، اعصابم خُرده و به سیریو
زنگ زدم. ‫اون جواب داد، ولی قطع کردم."

01:34:42.516 --> 01:34:49.185
‫"دیگه نمی‌تونم تحمل کنم...تنها و خسته‌ـم.
‫کاشکی می‌تونستم بخوابم..."

01:34:54.874 --> 01:35:00.186
‫"چرا اینا رو می‌نویسم؟ ‫معمولاً در رابطه
با این چیزا، آدما با مامانشون حرف میزنن."

01:35:00.210 --> 01:35:04.524
‫"ولی شاید مامان نداشتن بهتره...
‫چه بد که من یکی دارم."

01:35:11.193 --> 01:35:16.045
‫"هفتم می، یه ماشین خاکستری یا
سفید، زد به عقب ماشینم و فرار کرد"

01:35:16.069 --> 01:35:20.026
‫"سرم به شیشه‌ی جلوی ماشین خورد،
‫سر و زانوهام خیلی درد میکنن..."

01:35:20.050 --> 01:35:24.280
‫"کاشکی بیشتر صدمه میدیدم،
‫تا دیگه به هیچی فکر نکنم..."

01:35:25.239 --> 01:35:29.866
‫نشونه‌هایی از کبودی و کوفتگی وجود داره،
‫یکی اونو کتک زده.

01:35:30.137 --> 01:35:33.742
‫اون تو تختش نمُرده،
‫یکی بعدش آوردش اونجا.

01:35:33.784 --> 01:35:35.826
‫<i>عجب احمقی هستم...</i>

01:35:40.244 --> 01:35:43.763
‫"ماه دیگه تولدمه،
‫ولی دیگه اینجا نیستم..."

01:35:43.787 --> 01:35:48.390
‫"پارسال با سیریو رفتیم ساحل،
‫خیلی خوش گذشت..."

01:35:48.414 --> 01:35:50.498
‫"خیلی خوشحال بودیم..."

01:35:51.144 --> 01:35:53.291
‫"سیریو گفتش میخواد باهام ازدواج کنه..."

01:35:54.916 --> 01:35:56.333
‫"ترجمه از انگلیسی:"

01:36:02.669 --> 01:36:03.878
‫"هفتم می..."

01:36:10.776 --> 01:36:12.255
‫"روهنول."

01:36:14.298 --> 01:36:18.383
‫اصلاً قاضی خوبی نیستی.
‫نسبت بهم یه تعصب عجیبی داری.

01:36:32.867 --> 01:36:36.031
‫تو میخوای منو بخاطر کارایی
که قبلاً کردم مجازات کنی.

01:36:36.055 --> 01:36:40.015
‫نه بخاطر این جنایتی که توش
بی گناهم و خودتم خوب میدونی.

01:36:40.328 --> 01:36:45.826
‫برعکس، عذر ساختگیه تو،
‫مقصر بودنت رو در مرگ سیلوانا اثبات میکنه.

01:36:45.850 --> 01:36:48.786
‫تو فقط میخوای منو نابود کنی.

01:36:48.810 --> 01:36:56.455
‫اگه من فرق داشتم و دیدگاه‌های سیاسیم
مثل تو بود، ‫اونوقت از نظرت بی گناه بودم.

01:36:56.479 --> 01:37:00.290
‫اگه از این جامعه متنفر هستی،
‫من حتی بیشتر ازش متنفرم.

01:37:00.314 --> 01:37:05.292
‫برای همینم تصمیم گرفتم که،
‫دشمن جامعه بشم.

01:37:05.316 --> 01:37:11.359
‫تو نمی‌تونی منو بشکونی! مراقب باش قاضی!
‫همین فردا آزاد میشم.

01:37:14.902 --> 01:37:19.529
‫<i>مهندس سانتنوجیتو، جرم قتلش، اثبات شد.</i>

01:37:20.029 --> 01:37:26.698
‫می‌خوام بفرستنم آسایشگاه.
‫مثل پتروچی عضو شورا!

01:37:26.969 --> 01:37:28.758
‫ما همه در برابر قانون، یکسانیم.

01:37:28.782 --> 01:37:31.634
‫نفرین پدرم، یقه‌ـمو گرفت.

01:37:31.658 --> 01:37:36.177
‫من ثمره رنجوندن اون هستم.
‫من یه آدم گیج شدم.

01:37:36.201 --> 01:37:39.428
‫من دیگه تو این دنیا نیستم.
وارد یه اختر دیگه شدم.

01:37:39.452 --> 01:37:49.456
‫"زندگی مجموعه منظمی از بی نظمی‌هاست..."

01:38:01.543 --> 01:38:05.003
‫زنده باد! زنده باد ایتالیا!

01:38:07.420 --> 01:38:11.297
‫ما بردیم! ما انگلیسو شکست دادیم.

01:38:12.297 --> 01:38:13.381
‫ما حرف نداریم.

01:38:25.197 --> 01:38:27.386
‫ما مستیم.

01:39:50.435 --> 01:39:53.999
‫زنده باد بونینسنیا.
‫(بازیکن سابق تیم ایتالیا)

01:39:54.666 --> 01:39:57.084
‫زنده باد ریورا

01:39:57.292 --> 01:40:00.585
‫زنده باد ایل دوسه.
‫(نخست وزیر سابق ایتالیا.)
‫زنده باد ایتالیا.

01:40:28.636 --> 01:40:34.346
‫بای مور...ای حرومزاده!

01:40:49.393 --> 01:40:53.937
‫بابی چارلتون، بیا سرشو بگیر.

01:40:53.961 --> 01:41:09.961
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.