﻿WEBVTT

00:00:01.260 --> 00:00:10.860
توهو

00:00:11.800 --> 00:00:26.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:27.260 --> 00:00:30.460
!وای، فوجی-سان‌ـه -
!خیلی قشنگ‌ـه -

00:00:30.460 --> 00:00:33.160
!واقعاً که بهترین کوه تویِ ژاپن‌ـه

00:00:33.160 --> 00:00:34.820
اون چی‌ـه؟

00:00:36.470 --> 00:00:41.300
!اووو، اون دو تا برج‌ـایِ جدیدِ دوقلو تو تامایِ غربی هستن

00:00:36.470 --> 00:00:41.300
.کاپیتان‌پاران: تاما یه شهرـه به قسمت غربیِ توکیو چسبیده

00:00:41.300 --> 00:00:48.080
!یکیشون 319 متر و اون یکی 294 متر، ارتفاع داره؛ بلندترین دوقلوهای ژاپن‌ـَن

00:00:48.080 --> 00:00:50.250
!کاش می‌تونستیم داخلش‌ـو ببینیم

00:00:50.250 --> 00:00:54.080
!پروفسور! بیا وقتی که فردا از اردو برگشتیم، سرِ راهِ خونه هامون یه سر به اون جا هم بزنیم

00:00:54.080 --> 00:00:59.220
.هممم. یکم راهمون‌ـو دور می‌کنه ولی باشه

00:00:59.220 --> 00:01:01.760
...شهرِ تامایِ غربی

00:01:01.160 --> 00:01:08.400


00:01:01.160 --> 00:01:08.400


00:01:01.760 --> 00:01:05.090 line:20%
 ،همون جایی که قبلاً جرائمِ شهردارِ قبلیش‌ـو رو کردم

00:01:05.090 --> 00:01:09.170 line:20%
...همون جایی که موریا تِیجی می‌خواست، من‌ـو به شاگردی بگیره

00:01:09.170 --> 00:01:14.570
...این‌ـا رو ببین، این‌ـا خیلی عاشق اردو رفتن‌ـَن

00:01:14.570 --> 00:01:17.730
!ما داریم می‌ریم اردو، فرداش‌ـَم می‌ریم اردو

00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:19.660 --> 00:01:21.600


00:01:28.120 --> 00:01:31.120
!دستِ شما درد نکنه

00:01:31.120 --> 00:01:34.260
!چه خبرت‌ـه! برنج‌ـاتو که جا گذاشتی

00:01:34.260 --> 00:01:38.560
 !اگه یه دونه برنج‌ـَم تو بشقابت بمونه، دچارِ بدبختی میشی! مامانم می‌گه

00:01:38.560 --> 00:01:44.870
!درسته! شالیکارـا 88 برابر بیشتر زحمت می‌کشن تا برنج عمل بیارن

00:01:44.870 --> 00:01:46.440
‫88 برابر؟

00:01:46.440 --> 00:01:47.800
!آره

00:01:47.800 --> 00:01:53.240
اگه کاراکترـایِ کانجیِ برنج‌ـو از هم جدا کنین، ازش عدد 88 به دست میاد، درسته؟

00:01:53.240 --> 00:01:54.480
این طوری‌ـه؟

00:01:54.480 --> 00:01:56.750
!آره، آره -
 !راست می‌گی‌ـا -

00:01:56.750 --> 00:02:00.880
.«برایِ همین به دوره ی 88‌ ـُم می‌گن، «عصرِ برنج

00:02:00.880 --> 00:02:04.320
،«در حالی که الان داخلِ اون عصریم، به دوره ی 77 ‌ـُم هم می‌گن، «دوره ی شادی

00:02:04.320 --> 00:02:07.190
.«و به دوره ی 99 ـُم هم  می‌گن، «عصرِ سفید

00:02:07.190 --> 00:02:10.290
می دونین چرا به دوره ی 77‌ ـُم می‌گن، «عصرِ شادی»؟

00:02:10.290 --> 00:02:14.200
.چون که کاراکترهایِ کانجیِ «شادی» معادل 77‌ ـَن اگه اون‌ـو به صورت کانجی بنویسیم

00:02:14.200 --> 00:02:15.230
درسته؟

00:02:15.230 --> 00:02:18.830
‫«عصرِ سفید» هم دوره ی 99 ‌ـُم ‌ـه، به این خاطر که کانجیِ سفید، مثلِ کانجیِ
‫ 100 می‌مونه، البته اگه یه خط از کانجیش برداریم.

00:02:18.830 --> 00:02:23.340
!عـــه! شما دو تا مثل همیشه اطلاعاتِ زیادی دارین

00:02:23.340 --> 00:02:27.510
!شرط می‌بندم که همین الان هم در موردِ سن و سالتون دارین به ما دروغ می‌گین

00:02:27.510 --> 00:02:29.250
...زدی تو خال

00:02:29.250 --> 00:02:31.610
!خوب، الان یه معما دارم براتون

00:02:31.610 --> 00:02:36.290
می تونین حدس بزنین که دوره ی 44 ـُم، چه عصری می‌شه؟

00:02:36.290 --> 00:02:39.220
‫44؟

00:02:39.220 --> 00:02:42.290
!یه راهنمایی! از یه کانجی و سه تا کاتاکانا تشکیل شده

00:02:42.290 --> 00:02:43.730
!تازه نیازی هم نیست که کلمه ی عصرـو به آخرش اضافه کنین

00:02:43.730 --> 00:02:47.730
!نیازی نیست کلمه ی عصرـو بهش اضافه کنیم

00:02:47.730 --> 00:02:49.070
چی می‌تونه باشه؟

00:02:49.070 --> 00:02:49.600
چی می‌تونه باشه؟

00:02:49.600 --> 00:02:55.400
‫44... 88... او، نکنه...

00:02:55.400 --> 00:02:59.640
!پروفسور، من کشفِش کردم، ولی خیلی احمقانه‌س

00:02:59.640 --> 00:03:01.510
این طوری فکر می‌کنی؟

00:03:01.510 --> 00:03:04.950
تو چی، آی-کون؟ تو هم پیداش کردی؟

00:03:04.950 --> 00:03:07.280
!من‌ـَم نفهمیدم -
!من‌ــــَـم -

00:03:07.280 --> 00:03:08.680
!همچنین، بنده

00:03:08.680 --> 00:03:14.560
پس این‌ـَم از جواب! 44 نصفِ 88 ـه، درسته؟

00:03:14.560 --> 00:03:20.150
‫88 می‌شه «برنج» و نصفِش هم می‌شه «نصفِ برنج»، هان!

00:03:21.860 --> 00:03:22.860
...می دونستم

00:03:24.530 --> 00:03:27.240
!هان؟ چتون شده شما؟

00:03:27.240 --> 00:03:30.410
!نصفِ یه دونه برنج! بیاین دو تا نصفه رو بچسبونیم به هم

00:03:30.410 --> 00:03:31.400
افتاد؟

00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.450


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.800


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:41.990 --> 00:03:45.690


00:03:43.350 --> 00:03:45.520
.نصفِش‌ـو تو شلوارم خالی کردم

00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:45.400 --> 00:03:46.370


00:03:52.560 --> 00:03:54.300
!سرده

00:03:54.300 --> 00:03:55.300
به نظر میاد؛

00:03:55.300 --> 00:03:59.000
.قرارـه فردا برم به برج هایِ دوقلویِ تامایِ غربی

00:03:59.000 --> 00:04:01.660
!البته... اون هم میاد اون جا

00:04:06.040 --> 00:04:11.380
!گرفتی چی شد، آنیکی؟ برج‌ـایِ دوقلویِ تامایِ غربی

00:04:14.280 --> 00:04:18.390
!تا اونجا که یادمه، بهشون می‌گفتن، نزدیک ترین مکان به بهشت

00:04:18.390 --> 00:04:22.590
.درسته، اونجا نزدیک ترین محل به اون دنیاس

00:04:22.590 --> 00:04:25.250
به نظرت بهترین جا برایِ نصبِ چوبه‌ی دار نیست؟

00:04:52.150 --> 00:04:54.820
!کارآگاهِ دبیرستانی، کودو شین‌ایچی هستم

00:04:54.820 --> 00:04:58.830
﻿با دوستِ دورانِ کودکیم و همین‌طور هم کلاسیم، موری ران، رفته بودم به شهر بازی؛

00:04:58.830 --> 00:05:03.370
﻿!همون جا متوجه ِمعامله‌ی مشکوکِ یه مردِ سیاهپوش شدم

00:05:03.370 --> 00:05:05.600
﻿﻿...اینقدر غرق چوب زدنِ زاغ سیاه اون معامله بودم

00:05:05.600 --> 00:05:10.840
﻿﻿!که متوجه مردِ سیاهپوشِ دوم که از پشتِ سرم میومد نشدم...

00:05:10.840 --> 00:05:15.680
﻿﻿...به زور مجبورَم کرد تا یه کپسولِ سمی رو قورت بدم، ولی وقتی بیدار شدم

00:05:15.680 --> 00:05:18.780
﻿﻿!بدنم آب رفته بود...

00:05:18.780 --> 00:05:22.320
﻿،اگه می‌فهمیدن که کودو شین‌ایچی هنوزم زنده‌ـَس، دوباره می‌اومدن دنبالم

00:05:22.320 --> 00:05:25.420
﻿﻿!و جونِ همه‌ی اطرافیانم به خطر می‌افتاد

00:05:25.420 --> 00:05:29.230
﻿﻿.به نصیحتِ پروفسور آگاسا گوش دادم و تصمیم گرفتم هویتم‌ـو مخفی کنم

00:05:29.230 --> 00:05:33.260
﻿﻿.«وقتی ران اسم‌ـَمو پرسید، خیلی سریع جواب دادم،«اِدوگاوا کونان

00:05:33.260 --> 00:05:34.530
﻿﻿،برای جمع کردنِ اطلاعات در موردِ اون مرد‌ـایِ سیاهپوش

00:05:34.530 --> 00:05:37.860
﻿﻿.مجبور شدم با ران و پدرِ کارآگاهِش زندگی کنم

00:05:41.800 --> 00:05:43.810
...خیله خوب

00:05:43.810 --> 00:05:47.240
!من مخترعِ نابغه، آگاسا هیروشی هستم

00:05:47.240 --> 00:05:50.210
!بذارین از این فرصت استفاده کنم تا اختراعاتم رو براتون معرفی کنم

00:05:50.210 --> 00:05:54.250
!ساعت مچیِ مجهز به دارتِ بیهوشی! پاپیون صدا‌عوض‌کن

00:05:54.250 --> 00:05:56.320
!کفش‌هایِ مجهز به قدرتِ پیشرانِ شتابی

00:05:56.320 --> 00:05:58.820
!اسکیت‌بُردِ مجهز به موتورِ توربو

00:05:58.820 --> 00:06:02.220
!درضمن، یه عینکِ ردیابِ مجرم هم ساختم

00:06:02.220 --> 00:06:07.230
!یکی از لنزها به یه چیپِ با قابلیتِ جدید هم مجهز شده

00:06:07.230 --> 00:06:12.740
!و اون، هم تواناییِ زوم کردن‌ـه

00:06:12.740 --> 00:06:17.270
!همه ی این ها رو برایِ شین‌ایچیِ کوچیک‌شده ساختم

00:06:17.270 --> 00:06:22.510
...اون از این گَجِت ها استفاده می‌کنه تا پرونده ها رو با صدایِ موری-کون، حل کنه

00:06:22.510 --> 00:06:24.780
!و آدم‌بدـا رو بگیره...

00:06:24.780 --> 00:06:26.110
!بگیرِش

00:06:30.420 --> 00:06:33.320
!اووو، راستی! نزدیک بود فراموش کنم

00:06:33.320 --> 00:06:37.990
من اون نشانِ بچه‌کارآگاه‌ـا و ساعت‌مچی‌هایِ نورافکن رو هم ساختم

00:06:37.990 --> 00:06:41.730
!که اون و همکلاسی‌ـاش ازشون تو گروهِ کارآگاهیِ کودکانه‌شون استفاده می‌کنن

00:06:41.730 --> 00:06:47.300
.لازم به ذکرـه که به غیر از خودِ من، 4 نفرِ دیگه هم می‌دونن که اون واقعاً کی‌ـه

00:06:47.300 --> 00:06:51.310
...پدرش، یه نویسنده ی داستان هایِ جنایی، کودو یوساکو

00:06:51.310 --> 00:06:54.340
...مادرِش که قبلاً یه بازیگر معروف بوده، کودو یوکیکو

00:06:54.340 --> 00:06:57.480
...کارآگاه دبیرستانیِ غربِ کشور، هاتّوری هِیجی-کون

00:06:57.480 --> 00:07:01.420
.و همکلاسیش، هایبارا آی-کون

00:07:01.420 --> 00:07:03.750
.اسمِ واقعیش میانو شیهوـه

00:07:03.750 --> 00:07:06.490
،اون قبلاً برایِ مردـایِ سیاهپوش کار می‌کرده

00:07:06.490 --> 00:07:11.630
.ولی بعد از اینکه اون‌ـا خواهرش رو می‌کشن، سعی می‌کنه که از اُرگانِ فرار کنه

00:07:11.630 --> 00:07:18.400
.اون هم همون کپسولِ سمی ای رو خورده که شین‌ایچی خورده و بدنِ اون هم آب رفته

00:07:18.400 --> 00:07:23.340
!مردـایِ سیاهپوش، بدجوری دنبالِ هایبارا افتادن

00:07:23.340 --> 00:07:29.380
!و الان، بدون اطلاعِ من، یه سری اتفاقات در حالِ وقوع‌ـه

00:07:29.380 --> 00:07:33.750
!با این که کوچیک شدم، اما ذهنَم هنوز همون ذهنِ کارآگاهِ هُشیار‌ـه

00:07:33.750 --> 00:07:36.740
!همیشه، تنها و تنها، یک حقیقت وجود داره

00:07:42.320 --> 00:07:44.490
...آقا، من این جا دارم له می‌شم

00:07:44.490 --> 00:07:49.060
!برایِ این که الان، عقب نشستی! دفعه ی پیش جلو نشسته بودی

00:07:49.060 --> 00:07:51.970
...خوب، آخه این عقب بیشتر خوش می‌گذره

00:07:51.970 --> 00:07:54.340
.اوی، کونان. جمع و جور تر بشین

00:07:54.340 --> 00:07:58.510
!ای بابا، برایِ این جات تنگه چون اولِ صبحی، 5 تا کاسه برنج لمبوندی

00:07:58.510 --> 00:08:01.170
!معذرت... باید بخیزم اون ورتر، آیومی-چان

00:08:02.440 --> 00:08:05.350
!میتسوهیکو! بیا یه بازی راه بندازیم

00:08:05.350 --> 00:08:08.020
!پس بیاین بازیِ «30 ثانیه» رو انجام بدیم

00:08:08.020 --> 00:08:12.690
.تا 30 ثانیه تو ذهنِت میشمُری و کرنومترـو متوقف می‌کنی

00:08:12.690 --> 00:08:15.520
!باحاله! همگی بیاین بازی

00:08:15.520 --> 00:08:18.090
!من که مشغولِ رانندگی‌ـَم

00:08:18.090 --> 00:08:19.420
.من‌ـَم، انصراف می‌دم

00:08:22.130 --> 00:08:25.670
‫28، 29، 30!

00:08:25.670 --> 00:08:28.830
‫40 ثانیه! 10 ثانیه بیشتر!

00:08:31.640 --> 00:08:33.810
‫29، 30!

00:08:33.810 --> 00:08:35.510
‫27 ثانیه!

00:08:35.510 --> 00:08:36.840
!خیلی نزدیک بود

00:08:39.380 --> 00:08:40.020
‫30!

00:08:40.020 --> 00:08:41.420
!پوف

00:08:41.420 --> 00:08:45.390
‫59 ثانیه؟ مطمئنی که این خراب نشده؟

00:08:45.390 --> 00:08:47.380
!فکر کنم خودت خراب شدی، گِنتا-کون

00:08:49.930 --> 00:08:53.060
‫28! 29! 30!

00:08:53.060 --> 00:08:54.930
!درست، سرِ 30 ثانیه

00:08:54.930 --> 00:08:58.530
!سوگوی، آیومی-چان -
 !تو باید قدرتِ غیبی داشته باشی

00:08:58.530 --> 00:09:01.170
...شانسی بود، فقط

00:09:01.170 --> 00:09:06.610
آآآ، راستی، هایبارا. دیشب داشتی به کی زنگ می‌زدی؟

00:09:06.610 --> 00:09:10.450
به کسی زنگ نمی زدم. کوجیما-کون، مطمئنی خواب ندیدی؟

00:09:10.450 --> 00:09:12.440
اممم؟ خواب دیدم؟

00:09:16.500 --> 00:09:21.800


00:09:17.450 --> 00:09:19.190
!خیلی بلنده

00:09:19.190 --> 00:09:22.060
!سرِش‌ـو نمی تونم ببینم

00:09:22.060 --> 00:09:24.550
!به نظر میاد از ابرـا هم رفته باشه بالاتر

00:09:31.200 --> 00:09:32.770
!کونان-کون، تویی؟

00:09:32.770 --> 00:09:35.570
ها؟ ران-نِچان! چه خبر شده؟

00:09:35.570 --> 00:09:38.610
!بچــــه! شماها این جا چیکار می‌کنین؟

00:09:38.610 --> 00:09:41.640
.داشتیم از اردو بر می‌گشتیم، گفتیم وسطِ راه بیایم این جا رو هم ببینیم

00:09:41.640 --> 00:09:43.640
!عموجون، شما چی؟

00:09:44.780 --> 00:09:48.220
...توکیوا میو-کون، صاحبِ این برج‌ـای دوقلو

00:09:48.220 --> 00:09:50.950
...یکی از شاگردـایِ خصوصیِ من تو زمانِ دانشگاهِش بوده، می‌دونی

00:09:48.220 --> 00:09:50.950
.کاپیتان‌پاران: موری قبل از این که بره تو اداره ی پلیس، تدریس خصوصی می‌کرده

00:09:50.950 --> 00:09:55.460
!و اون مخصوصاً از من دعوت کرده تا برایِ افتتاحیه ی بزرگِ هفته ی آینده، حضور پیدا کنم

00:09:55.460 --> 00:09:56.730
.اووو؟ چیزی در موردِش نشنیده بودم

00:09:56.730 --> 00:10:00.830
!تو هم نشنیدی؟ اون حتی به من‌ـَم چیزی نگفته بود

00:10:00.830 --> 00:10:03.800
.فقط بعد از این که به خاطرِ رفتارِ عجیبِش گوشش‌ـو پیچوندم به این موضوع اعتراف کرد

00:10:03.800 --> 00:10:06.500
!اعتراف؟! من که چیزی رو مخفی نکرده بودم

00:10:06.500 --> 00:10:10.870
!گرفتم! شما دو تا اومدین تا مراقبِ عموجون باشین

00:10:10.870 --> 00:10:14.940
،هرچی نباشه، توکیوا میو-سان، دخترِ پولدارِ رئیسِ توکیوا زایباتسوـه

00:10:10.870 --> 00:10:14.940
،کاپیتان‌پاران: یک اصطلاح ژاپنی است که به شرکت‌های خوشه‌ای صنعتی و مالی، در امپراطوری ژاپن اشاره دارد
 که نفوذ و سیطره آنها، کنترل بخش‌های قابل توجهی از اقتصاد ژاپن را از دوره میجی تا پایان جنگ جهانی دوم
.در اختیار داشت. به عنوان مثال می‌توان از شرکت‌هایی مانند میتسوبیشی، میتسوی و سومیتومو نام برد

00:10:14.940 --> 00:10:16.810
!و هنوزـَم مجردـه

00:10:16.810 --> 00:10:20.480
!و از اون جایی که بابا و مامانِ ران کاملاً جدا از هم زندگی می‌کنن، اون نگران شده

00:10:22.550 --> 00:10:25.650
عذر می‌خوام، ولی ممکنه که شما موری کوگورو-ساما باشین؟

00:10:25.650 --> 00:10:26.990
!آآآ، های

00:10:26.990 --> 00:10:30.430


00:10:26.990 --> 00:10:30.930
.ساواگوچی هستم، منشیِ رئیس

00:10:30.930 --> 00:10:36.260
.در حالِ حاضر مهمون دارن، بنابراین باید غرفه هایِ نمایش رو نشونتون بدم

00:10:38.170 --> 00:10:41.140
‫ساختمون A کاملاً به دفاترِ اجاری اختصاص یافته.

00:10:41.140 --> 00:10:45.940
.و از طبقه‌ی 31 به بالا تماماً در اختیارِ شرکت توکیوا س

00:10:45.940 --> 00:10:48.740
.غرفه های نمایش هم در طبقاتِ دوم و سوم هستن

00:10:48.740 --> 00:10:51.510
می‌گم، این شرکت توکیوا چیکار می‌کنه؟

00:10:51.510 --> 00:10:53.680
،بیشتر کارـایِ نرم‌افزاریِ کامپیوتر رو انجام می‌دن

00:10:53.680 --> 00:10:57.020
!ولی بقیه ی کارهایِ مربوط به کامپیوتری رو هم  کم و بیش انجام می‌دن

00:10:57.020 --> 00:11:01.010
!یعنی، بازی هایِ کامپیوتری هم دارن؟ من که نمی تونم صبر کنم

00:11:07.960 --> 00:11:11.030
!این چیزـایِ فوق‌العاده رو ببینین

00:11:11.030 --> 00:11:13.640
!سلام به همگی! خوش اومدین

00:11:13.640 --> 00:11:16.040
!ایشون، هارا هستن، مدیرِ برنامه‌ریزی و همین‌طور یه برنامه‌نویس

00:11:16.040 --> 00:11:17.540
!خوشبختم از دیدارتون

00:11:17.540 --> 00:11:20.310
این دیگه چیه؟ -
 نکنه از این کنسول هایِ بازی تو گیم نت‌ـاس؟ -

00:11:20.310 --> 00:11:21.710
می خواین امتحانِش کنین؟

00:11:21.710 --> 00:11:25.710


00:11:21.710 --> 00:11:26.010
!این کامپیوتری‌ـه که  قیافه‌تون رو تو 10 سالِ آینده پیشبینی می‌کنه

00:11:26.010 --> 00:11:30.150
!اووو؟ تو ده سالِ آینده چه شکلی می‌شیم؟ این فوق‌العاده‌س

00:11:30.150 --> 00:11:31.890
!پروفسور! بیا امتحانِش کنیم

00:11:31.890 --> 00:11:35.020
!پس، لطفاً رویِ صندلی بنشینین

00:11:35.020 --> 00:11:39.830
...من که اصلاً خوش ندارم قیافه ی پیری‌ـامو تو 10 سالِ بعد ببینم

00:11:39.830 --> 00:11:42.490
!آماده این؟ برو که رفتیم

00:11:56.610 --> 00:12:01.620
!های... این‌ـَم از صورت هاتون تو ده سالِ آینده

00:12:01.620 --> 00:12:04.250
...چی شد؟! این که هیچ فرقی نکرده، اصلاً

00:12:04.250 --> 00:12:06.660
!این کامپیوترتون خراب شده

00:12:06.660 --> 00:12:09.590
.نه، خراب نشده

00:12:09.590 --> 00:12:11.750
!مالِ آیومی-چان رو ببینین

00:12:17.700 --> 00:12:19.640
!چه نازــــــه

00:12:19.640 --> 00:12:23.610
!تو خیلی ناز تر این دختر می‌شی

00:12:23.610 --> 00:12:26.280
!بچه ها که چیزی در موردِ جذابیت های یه آدم بزرگسال نمی دونن

00:12:26.280 --> 00:12:28.610
!به هر حال، بهتره ما هم امتحان کنیم -
!آره -

00:12:31.080 --> 00:12:34.120
!عه؟ -
 ...خوب نیست -

00:12:34.120 --> 00:12:36.120
!دقیقاً یه دبیرستانی شبیهِ این‌ـو می‌شناسم

00:12:36.120 --> 00:12:39.660
!اووو! من که فکر می‌کنم، هر دوشون خوشتیپ‌ـَن

00:12:39.660 --> 00:12:40.720
!واقعاً؟

00:12:40.720 --> 00:12:42.260
!آره

00:12:42.260 --> 00:12:44.250
!حالا نوبت ماست

00:12:48.700 --> 00:12:50.700
!من یه پیرزن شبیهِ این دیده بودم

00:12:50.700 --> 00:12:51.970
!خفه می‌شی یا نه؟

00:12:51.970 --> 00:12:53.970
!خیلی خوشکل‌ـه

00:12:53.970 --> 00:12:56.070
!اوهو؟

00:12:56.070 --> 00:12:58.310
!درست مثلِ اِری وقتی جوون بود

00:12:58.310 --> 00:13:01.680
!بابِ کارِ شین‌ایچی -
!ها؟ -

00:13:01.680 --> 00:13:05.080
!فکر کردن به این که اون آشغال، مخِ چنین جیگری رو زده، دیوونه‌م می‌کنه

00:13:05.080 --> 00:13:07.850
!این‌ـو نگو، سونوکو

00:13:07.850 --> 00:13:09.890
...این جوری‌ـام نی

00:13:09.890 --> 00:13:11.790
!چی فرمودی؟

00:13:11.790 --> 00:13:17.260
!چرا سرخ و سفید شدی، تو؟ -
...نه، اینجوری نیست -

00:13:17.260 --> 00:13:19.830
!بعدی، کونان و هایبارا

00:13:19.830 --> 00:13:20.730
!هان؟

00:13:20.730 --> 00:13:22.660
!اوی! هایبارا

00:13:22.660 --> 00:13:24.330
.همینجوری خوبه

00:13:24.330 --> 00:13:25.970
.من‌ـَم انصراف می‌دم

00:13:25.970 --> 00:13:28.670
،هر چی نباشه، ده سالِ بعد همون شین‌ایچی می‌شم

00:13:28.670 --> 00:13:31.840
.و هایبارا هم مثلِ میانو شیهو می‌شه

00:13:31.840 --> 00:13:33.710
!بدو ببینم

00:13:33.710 --> 00:13:37.850
!می خوام ببینم اون قیافه‌ی مارمولکِت چطوری می‌شه تا ده سالِ دیگه

00:13:37.850 --> 00:13:39.680
!تو هم همین‌طور، هایبارا-سان

00:13:39.680 --> 00:13:41.080
!وایسین

00:13:41.080 --> 00:13:42.850
!بیچاره شدم

00:13:42.850 --> 00:13:45.180
!من‌ـَم می‌خوام ببینم، چه شکلی می‌شی، کونان-کون

00:13:51.690 --> 00:13:54.200
...اِرور داد؟! عجیبه

00:13:54.200 --> 00:13:55.760
!شانس آوردیم

00:13:55.760 --> 00:13:59.100
...این شاید به این معنی باشه که هیچ کدوم از ما رنگِ ده سالِ بعدـو نمی بینیم

00:14:01.940 --> 00:14:05.910
!های! متوجه شدم

00:14:05.910 --> 00:14:10.180
!مینا-سان! می‌خوام اتاقِ مهمونیِ طبقه ی 75ـُم رو نشونتون بدم

00:14:05.910 --> 00:14:10.180
همگی

00:14:10.180 --> 00:14:12.810
...لطفاً دنبالم تا آسانسور بیاین

00:14:12.810 --> 00:14:14.920
!متأسفم -
 !موردی نداره -

00:14:14.920 --> 00:14:16.350
!خودش‌ـه

00:14:16.350 --> 00:14:21.120
!اون تو سالِ گراز به دنیا اومده، برایِ همین هم گاهی دست و پاچلفتی می‌شه

00:14:21.120 --> 00:14:23.460
ناروهودو! پس این اتفاق زیاد افتاده؟

00:14:34.000 --> 00:14:37.740
این آسانسور مستقیماً به طبقه ی 75‌ـُم می‌ره؟

00:14:37.740 --> 00:14:43.410
‫های، این آسانسورِ VIPـه، برایِ همین مستقیم می‌ره به هر طبقه ای که بخوایم!

00:14:43.410 --> 00:14:47.420
...تنها جایی هم که می‌شه از بیرون نگهِش داشت

00:14:47.420 --> 00:14:50.290
.سالنِ کنسرت تو طبقه ی 66 ـُم‌ـه

00:14:50.290 --> 00:14:52.520
!خیلی بالاییم

00:14:52.520 --> 00:14:54.790
!چه منظره ی فوق‌العاده ای

00:14:54.790 --> 00:14:57.120
!انگار داریم به بهشت نزدیک می‌شیم

00:15:09.400 --> 00:15:15.400
...ما داریم برایِ مهمونیِ افتتاحیه ی بزرگ آماده می‌شیم، برایِ همین شلوغ‌‌ـه این جا

00:15:18.780 --> 00:15:20.050
!موری-سنپای

00:15:20.050 --> 00:15:21.780
!توکیوا-کون! خیلی وقته، ندیدمت

00:15:21.780 --> 00:15:24.790
!ممنون که این همه راه‌ـو اومدین

00:15:24.790 --> 00:15:27.290
...نه بابا، البته قصد داشتم تنهایی بیام این جا، ولی

00:15:27.290 --> 00:15:31.130
!من دخترش‌ـَم، ران! مادرم‌ـَم سلام رسوند

00:15:31.130 --> 00:15:32.560
!اوی، ران

00:15:32.560 --> 00:15:33.960
!بذارین معرفی کنم

00:15:33.960 --> 00:15:36.100
!همکلاسیم، سوزوکی سونوکو -
 !سلام -

00:15:36.100 --> 00:15:38.070
!پروفسور آگاسا، مخترع -
!سلام -

00:15:38.070 --> 00:15:42.870
...و اِدوگاوا کونان-کون، هایبارا آی-چان، یوشیدا آیومی-چان

00:15:42.870 --> 00:15:44.410
...سوبورایا میتسوهیکو-کون...
!سلام -

00:15:44.410 --> 00:15:47.010
!و کوجیما گِنتا-کون...
!دومو -

00:15:47.010 --> 00:15:50.310
.از دیدنِ همه‌تون خوشحالم! من‌ـَم توکیوا میو هستم

00:15:50.310 --> 00:15:52.450
!حالا، اجازه بدین من معرفی کنم

00:15:52.450 --> 00:15:58.150
!استادِ هنرِ من و همین‌طور، نقاشِ سبکِ ژاپنی، کیساراگی هوسوی-سنسه

00:15:54.000 --> 00:15:58.000


00:15:58.150 --> 00:16:02.890
کیساراگی هوسوی؟ همون استادی که به خاطرِ نقاشی هاش رویِ کوه فوجی معروف‌ـه؟

00:16:02.890 --> 00:16:05.490
!من‌ـَم شما رو می‌شناسم

00:16:05.490 --> 00:16:08.260
شما، کوگورویِ چُرت‌زن همون کارآگاهِ معروف هستین، مگه نه؟

00:16:08.260 --> 00:16:11.030
!کوگورویِ خفته درسته

00:16:08.260 --> 00:16:11.030
نِموری نو کوگورو

00:16:11.030 --> 00:16:13.340
!این پیرمرده بویِ سگ می‌ده

00:16:13.340 --> 00:16:17.340
!ایشون هم ایواماتسو-سنسه هستن، از اعضایِ شورایِ شهر تامایِ غربی

00:16:14.000 --> 00:16:17.340


00:16:17.340 --> 00:16:21.850


00:16:17.340 --> 00:16:22.480
.ایشون ما رو از راه هایِ مختلف در ساخت این دو برج یاری کردن

00:16:25.500 --> 00:16:28.180
!و ایشون هم کازاما هیدِهیکو-سان هستن، معمارِ این دو برج

00:16:25.900 --> 00:16:32.050


00:16:28.180 --> 00:16:32.850
.من یه ارتباطِ کوچیک با شما دارم، موری-سان

00:16:32.850 --> 00:16:36.990
.من‌ـَم شاگردِ اون یارو، موریا تِیجی بودم

00:16:36.990 --> 00:16:38.530
!موریا تِیجی؟

00:16:38.530 --> 00:16:40.530
.ولی جایی برایِ نگرانی نیست

00:16:40.530 --> 00:16:44.300
!من دوست ندارم مثلِ موریا، این جا رو بترکونم

00:16:44.300 --> 00:16:46.940
ب-بترکونی؟

00:16:46.940 --> 00:16:50.910
چون اون‌ـا ارتفاعِ متفاوتی دارن و نا متقارن‌ـَن، درسته؟

00:16:50.910 --> 00:16:53.240
.اوهو؟ خیلی حالیت‌ـه، پسر کوچولو

00:16:56.310 --> 00:17:00.050
!زودباشین، زودباشین! می‌تونین از نزدیک ببینینِش

00:17:00.050 --> 00:17:02.040
!چه خوشکل‌ـه -
!خیلی بزرگ‌ـه -

00:17:07.560 --> 00:17:11.530
!اوووو! عجب ویویی داره از این جا

00:17:11.530 --> 00:17:15.030
.شما حتی میتونین، فوجی رو شب ها هم از این ارتفاع تماشا کنین

00:17:15.030 --> 00:17:16.300
حتی تو شب؟

00:17:16.300 --> 00:17:19.070
یعنی چی که می‌شه فوجی رو تو شب هم دید؟

00:17:19.070 --> 00:17:21.560
!بذار ببینیم از اون طرف چی پیداست؟

00:17:25.440 --> 00:17:29.110
این دیگه چیه؟ -
 ...مثلِ گنبد می‌مونه -

00:17:29.110 --> 00:17:31.450
‫برج B رو به دفاتر تجاری اختصاص دادیم!

00:17:31.450 --> 00:17:36.020
.طبقه هایِ پایینی رو فروشگاه‌ها تشکیل دادن و طبقه هایِ بالایی هم هتل شده

00:17:36.020 --> 00:17:38.920
،یه استخرِ سرپوشیده هم تو طبقه‌ی بالاییش داره

00:17:38.920 --> 00:17:41.660
!اون گنبد هم می‌تونه باز و بسته بشه

00:17:41.660 --> 00:17:43.930
!اوووو! عجب چیزی درست کردین

00:17:43.930 --> 00:17:48.960
می‌گم، میو-کون. می‌شه به من اجازه بدی، آخر همین هفته رو تو هتل سر کنم؟

00:17:48.960 --> 00:17:51.100
...ولی هنوز که افتتاحِش نکردیم

00:17:51.100 --> 00:17:53.370
...خوب بگو، نه دیگه

00:17:53.370 --> 00:17:59.040
.خیله خوب، یه سوییت براتون تو طبقه ی 67 ‌ـُم فراهم می کنم

00:17:59.040 --> 00:18:03.680
...اگه بشه می‌خوام با خودت‌ـَم شام بخورم

00:18:03.680 --> 00:18:07.380
...گلِ سینه‌ی عجیبی‌ـه

00:18:07.380 --> 00:18:09.550
از معشوقی-چیزی هدیه گرفتیش؟

00:18:09.550 --> 00:18:13.090
.نه، خودم خریدمِش

00:18:13.090 --> 00:18:15.990
!میو-کون! من دیگه دارم می‌رم

00:18:15.990 --> 00:18:17.590
!آه، همراهیتون می‌کنم

00:18:17.590 --> 00:18:19.580
!نیازی به بدرقه نیست

00:18:22.030 --> 00:18:25.070
...به نظر از عصبانی می‌اومد

00:18:25.070 --> 00:18:29.100
...میو-سان، همه‌ی نقاشی‌هاش رو خریده و به قیمتِ گزافی هم فروخته

00:18:29.100 --> 00:18:31.100
...نباید‌ـَم خوشحال باشه

00:18:37.150 --> 00:18:38.810
!شکلات

00:18:40.750 --> 00:18:45.150
!هاها! مچم‌ـو گرفتین! پس باید به شماها هم بدم

00:18:45.150 --> 00:18:47.160
!هورا

00:18:47.160 --> 00:18:49.160
!بفرمایید -
!ایتاداکیماس -

00:18:49.160 --> 00:18:51.990
!آریگاتو -
!تنکیو -

00:18:51.990 --> 00:18:55.730
...اون برنامه‌نویسِ محشری‌ـه، ولی هنوز بچه مونده

00:18:55.730 --> 00:18:59.130
!اووو، ولی برایِ همین‌ـه که می‌تونه بازی هایِ جالب بسازه

00:18:59.130 --> 00:19:00.170
...راستی

00:19:00.170 --> 00:19:06.070
من دارم رو یه بازیِ ویدئویی جدید کار می‌کنم؛ می‌تونم نظرتون رو در موردِش بدونم؟

00:19:06.070 --> 00:19:08.280
برایِ بازی؟ -
!البته که می‌شه -

00:19:08.280 --> 00:19:11.050
.من تو سوهو زندگی می‌کنم

00:19:11.050 --> 00:19:12.750
!ما هم تو بِیکا زندگی می‌کنیم

00:19:12.750 --> 00:19:15.620
!خیلی دور نیست، پس! فقط یکم اتوبوس‌سواری می‌خواد

00:19:15.620 --> 00:19:18.190
!می خواین یکشنبه ی بعدی بیاین؟

00:19:18.190 --> 00:19:21.690
!آره! حتماً میایم

00:19:21.690 --> 00:19:23.460
!چیزی شده، آی-چان؟

00:19:23.460 --> 00:19:24.790
.چیزی نیست

00:19:31.330 --> 00:19:33.130
.ران-سان

00:19:33.130 --> 00:19:37.170
.یه چیزی هست که باید تنهایی در موردِش باهات صحبت کنم

00:19:37.170 --> 00:19:39.470
می شه بعداً بیام حرف بزنیم؟

00:19:39.470 --> 00:19:41.480
.البته، اشکالی نداره

00:19:41.480 --> 00:19:44.140
.پس بعداً زمان و مکانِش رو بهت اطلاع می‌دم

00:19:47.380 --> 00:19:49.180
.ران-اونِسان

00:19:49.180 --> 00:19:51.450
.یه چیزی هست که باید تنهایی در موردِش باهات صحبت کنم

00:19:51.450 --> 00:19:52.780
ها؟

00:19:56.420 --> 00:19:58.920
...مشکل از موهام‌ـه. خودِ لعنتیش‌ـه

00:20:02.200 --> 00:20:04.690
...شاید باید موهام‌ـو فر کنم

00:20:07.200 --> 00:20:10.740
!اصلاً فکرش‌ـو هم نمی کردم که این روزـا چنین ماشینی ببینم

00:20:10.740 --> 00:20:14.210
مگه چی دیدی؟ -
‫- یه پورش 356A!

00:20:14.210 --> 00:20:15.280
!نانی؟

00:20:15.280 --> 00:20:19.110
!شماها! اون آسانسور فقط مخصوصِ مهمون‌ـایِ ویژه‌س

00:20:19.110 --> 00:20:21.580
!کارمندـا باید از آسانسورـایِ اصلی استفاده کنن

00:20:21.580 --> 00:20:24.150
!ه-های -
!معذرت می‌خوایم -

00:20:24.150 --> 00:20:27.460
!می‌گم! اون ماشین‌ـو کجا دیدین؟! چه رنگی بود؟

00:20:27.460 --> 00:20:31.790
.اووو، جلویِ برج توقف کرده بود. مشکی بود

00:20:31.790 --> 00:20:33.780
!ماشینِ جین‌ـه

00:20:36.670 --> 00:20:38.230
!...وایسا، کونان-کون

00:20:38.230 --> 00:20:40.220
!اوی! کجا داری می‌ری؟

00:20:50.210 --> 00:20:51.870
!زودباش! زودباش

00:20:54.250 --> 00:20:55.910
!اوناهاش

00:21:07.730 --> 00:21:09.500
!لعنتی

00:21:09.500 --> 00:21:12.830
!ولی... چرا اومده بودن به این برج؟

00:21:28.480 --> 00:21:33.890
!حقیقت اینه که ، من همیشه، آیومی-چان رو دوست داشتم، از زمانِ مهدکودک

00:21:33.890 --> 00:21:38.260
...ولی به نظر میاد که اون از کونان-کون خوشش میاد

00:21:38.260 --> 00:21:40.260
!لطفاً بهم بگو، ران-سان

00:21:40.260 --> 00:21:41.430
...چطور می‌شه

00:21:41.430 --> 00:21:45.400
که یه دختر و پسر که از بچگی با هم بودن، مثل تو و شین‌ایچی-سان، عاشق بشن؟

00:21:45.400 --> 00:21:49.400
!وایسا، یه لحظه! شین‌ایچی و من، این جوری نیستیم

00:21:49.400 --> 00:21:55.240
...درضمن، همین اواخر متوجه شدم که نیم‌نگاهی هم به هایبارا-سان دارم

00:21:49.400 --> 00:21:55.240
...کاپیتان‌پاران: باید تو ادامه ی این جمله بگه، ساقی... یه پیک عرقِ دیگه برام بریز

00:21:55.240 --> 00:22:00.240
!من مردِ وحشتناکی هستم که همزمان به دو تا دختر علاقه پیدا کردم؟

00:22:06.220 --> 00:22:10.930
...این که چیزِ وحستناکی نیست! دوست داشتنِ بقیه خیلی هم چیزِ خوبی‌ـه

00:22:10.930 --> 00:22:14.260
!و فکر کنم باید قدرِ چنین احساسی رو بدونی

00:22:14.260 --> 00:22:15.400
!خوب؟

00:22:15.400 --> 00:22:18.600
!ولی شاید بهتر باشه، در حالِ حاضر دوست‌ـایِ صمیمیِ همدیگه بمونین

00:22:18.600 --> 00:22:20.640
...هم با آیومی-چان و هم با آی-چان

00:22:20.640 --> 00:22:24.610
!همین طور با کونان-کون و گِنتا-کون

00:22:24.610 --> 00:22:26.470
!متوجه شدم

00:22:26.470 --> 00:22:29.540
‫5 تا دونات با نصفِ قیمت!

00:22:29.540 --> 00:22:30.950
!خوش‌ اومدین

00:22:30.950 --> 00:22:35.220
.من واقعاً از کونان-کون خوشم میاد

00:22:35.220 --> 00:22:38.220
.ولی اون یه نفرِ دیگه رو دوست داره

00:22:38.220 --> 00:22:40.490
!منظورِت، آی-چان‌ـه؟

00:22:40.490 --> 00:22:43.430
!نه، تو رو دوست داره، ران-اونِسان

00:22:43.430 --> 00:22:45.260
!!شوخی نکن

00:22:45.260 --> 00:22:48.960
!کونان-کون، شما رو دوست داره! می‌دونم

00:22:48.960 --> 00:22:55.370
...پس دوست دارم که بهش بگین که شما، شین‌ایچی-سان رو دارین

00:22:55.370 --> 00:22:57.840
!شاید این‌جوری تسلیم بشه

00:22:57.840 --> 00:23:00.280
جانَم...؟

00:23:00.280 --> 00:23:03.340
...وگرنه دلم برایِ کونان-کونِ حیوونکی می‌سوزه

00:23:03.340 --> 00:23:07.420
...ولی ما که به صورتِ قطعی نمی دونیم که کونان-کون از من خوشش میاد

00:23:07.420 --> 00:23:09.280
!می دونم

00:23:09.280 --> 00:23:10.420
!از کجا؟

00:23:10.420 --> 00:23:13.320
!حسِ زنانه‌م

00:23:13.320 --> 00:23:14.650
...اووو

00:23:18.760 --> 00:23:20.700
!هان؟ چی گفتی؟

00:23:20.700 --> 00:23:24.800
!گفتم که... فکر کنم کونان-کون رو من کراش زده

00:23:24.800 --> 00:23:28.600
!چی؟! کراش نزده! خنگ نباش

00:23:28.600 --> 00:23:31.910
عه؟ جنابعالی از کجا می‌دونی؟

00:23:31.910 --> 00:23:38.380
!نه، اممم، عشقِ بچه ها مثلِ سرخک می‌مونه! زود خوب میشه

00:23:38.380 --> 00:23:41.250
!دست بردار! جدی بگیر قضیه رو

00:23:43.950 --> 00:23:48.460
.اگه این طورـه، لازم نیست دروغِ عجیب و غریبی بگی، فقط کافیه با خودت صادق باشی

00:23:48.460 --> 00:23:50.830
با خودم صادق باشم؟

00:23:50.830 --> 00:23:55.430
.اگه این کارـو بکنی، جواب خود به خود پیدا می‌شه

00:23:55.430 --> 00:23:57.420
!فعلاً! بعداً تماس می‌گیرم

00:24:05.040 --> 00:24:09.370
...البته من اونی‌ـَم که باید با خودم صادق باشم

00:24:10.500 --> 00:24:14.360


00:24:14.360 --> 00:24:16.700


00:24:21.660 --> 00:24:23.650
!چ-چیکار می‌کنی؟

00:24:28.850 --> 00:24:32.300


00:24:32.330 --> 00:24:35.470
.از شما فقط به یک دلیل دعوت کردم تا به این جا بیاین

00:24:35.470 --> 00:24:38.470
...حقیقت این‌ـه که یه مرد رو به ضرب چاقو کشتن

00:24:38.470 --> 00:24:40.440
.جسدِش هم تویِ یه سوییت در برج هایِ دوقلو پیدا شده

00:24:40.440 --> 00:24:42.080
ها؟ -
 !اون یارو -

00:24:42.080 --> 00:24:45.350
!اوکی ایواماتسو، عضوِ شورایِ شهر تامایِ غربی

00:24:45.350 --> 00:24:51.390
.شنیدم که وقتی از توکیوا میو-سان درخواست سوییت می‌کرده، اون جا بودین

00:24:51.390 --> 00:24:53.350
.چیبا-کون -
.های -

00:24:53.350 --> 00:24:58.530
.زمانِ تخمین زده شده برایِ مرگِ آقایِ اوکی از ساعت 10:00 شب تا ساعت 12:00 بوده

00:24:58.530 --> 00:25:02.460
.عقیده ی ما بر این‌ـه که از یه چاقو استفاده شده اما تو صحنه پیداش نکردیم

00:25:02.460 --> 00:25:07.100
.ولی یه فنجونِ «اوچوکو» تو دست‌ـای آقایِ اوکی بوده که از وسط دو نیم شده

00:25:07.100 --> 00:25:08.440
اوچوکو؟

00:25:08.440 --> 00:25:09.470
.این

00:25:09.470 --> 00:25:12.370
.این اوچوکو، خیلی هم گرانبها بوده

00:25:12.370 --> 00:25:17.410
احتمالِ این زیاده که آقایِ اوکی به دلیلِ عشقی که
 .به ساکه داشته این‌ـو همیشه به همراه داشته

00:25:17.410 --> 00:25:21.880
.و شاید هم این پیغام قبل از مرگی بوده که بشه با اون هویت قاتل رو مشخص کرد

00:25:21.880 --> 00:25:28.560
به عبارت دیگه، پلیس فکر می‌کنه که قاتل یکی از میون اون 5 نفرـه؟

00:25:28.560 --> 00:25:35.000
.همون طور که می‌دونین، اون هتل هنوز برایِ عموم افتتاح نشده

00:25:35.000 --> 00:25:40.670
!اوه! گرفتم! اون اوچوکو به شکلات اشاره داره

00:25:40.670 --> 00:25:44.470
!قاتل کسی بوده که عاشقِ شکلات بوده و اون کسی جز هارا یوشیاکی نیست

00:25:44.470 --> 00:25:45.840
!ها؟ -
!امکان نداره -

00:25:45.840 --> 00:25:47.740
!کارِ هارا-سان نبوده

00:25:47.740 --> 00:25:51.950
!هارا-سان، آدمِ مهربونی‌ـه! اون به ما شکلات داد

00:25:51.950 --> 00:25:52.710
!آره

00:25:52.710 --> 00:25:54.750
!ها؟ ساکت شو، بزغاله

00:25:54.750 --> 00:25:57.920
.هارا-سان به احتمالِ زیاد تبرئه می‌شه از این اتهام

00:25:57.920 --> 00:26:02.490
.از 5 نفری که موردِ بازجویی قرار دادیم، اون تنها شخصی بود که توجیهِ زمانیِ موثقی داشت

00:26:02.490 --> 00:26:04.560
توجیه زمانی؟

00:26:04.560 --> 00:26:08.900
!سربازرس-دونو اذیتم نکنین
!باید از همون اول این‌ـو می‌گفتین

00:26:08.900 --> 00:26:11.770
اون «اوچوکوچو» همون «اوچوکوچوی» نیست؟

00:26:08.900 --> 00:26:11.770
آدم دست و پاچلفتی

00:26:11.770 --> 00:26:15.540
.اگه این طور باشه، موری-سان مظنون ترین شخص برایِ ارتکابِ این قتل‌ـه

00:26:15.540 --> 00:26:17.440
!هااا، شیراتوری

00:26:17.440 --> 00:26:19.070
.شوخی کردم

00:26:19.070 --> 00:26:20.740
...عجب آدمی هستی

00:26:20.740 --> 00:26:22.980
انگیزه ی قتل چی بوده؟

00:26:22.980 --> 00:26:25.110
.همین الان که صحبت می‌کنیم، دارن رو این موضوع کار می‌کنن

00:26:25.110 --> 00:26:31.550
.اگرچه به عنوانِ یه عضوِ شورای شهر، آقایِ اوکی از شهردار هم بُرشِ بیشتری داشته

00:26:31.550 --> 00:26:37.130
...ظاهراً، خودِ ایشون‌ شورایِ شهرـو وادار به تجدید نظر کردن

00:26:37.130 --> 00:26:39.790
.تا از مانع تراشیشون برایِ احداثِ اون آسمون‌خراش‌ـا صرف نظر کنن

00:26:39.790 --> 00:26:41.800
...پس برایِ همین بود که میو-سان نتونست بهش نه بگه

00:26:41.800 --> 00:26:46.630
.آخه اوکی-سان درست قبل از افتتاحِ اون جا درخواستِ یه سوییت تو هتل کرد...

00:26:46.630 --> 00:26:50.810
،حالا که بهش فکر می‌کنم؛ گلِ سینه ای که زده بود

00:26:50.810 --> 00:26:53.210
.مثلِ همون اوچوکویِ شکسته بود

00:26:53.210 --> 00:26:55.910
!...یه لحظه وایسا، میو-کون که نمی تونه

00:26:55.910 --> 00:27:01.580
.نه. اتفاقاً برایِ اون خیلی آسون‌تر بوده تا اون جرم‌ـو مرتکب بشه

00:27:01.580 --> 00:27:06.490
‫هر چی نباشه، اون تو طبقه ی 68‌ ـُم برجِ B زندگی می‌کنه.

00:27:06.490 --> 00:27:09.760
.یه طبقه بالاتر از همون طبقه ای که مقتول، سوییت گرفته بوده

00:27:09.760 --> 00:27:12.090
...و-ولی

00:27:12.090 --> 00:27:14.500
...می گم. اون اوچوکو شبیهِ اون کاسه کوچیک‌ـایی نیست که

00:27:14.500 --> 00:27:17.930
موقع نقاشی به سبکِ ژاپنی ازش استفاده می‌کنن؟

00:27:17.930 --> 00:27:21.040
.بابایِ من‌ـَم برایِ سرگرم کردنِ خودِش، گاهی نقاشی ژاپنی می‌کشه

00:27:21.040 --> 00:27:25.910
!یادِ اون هاونی افتادم که برایِ ساییدنِ  پودر رنگ استفاده می‌شه

00:27:25.910 --> 00:27:29.110
...پس این اوچوکو، با آقایِ کیساراگی هم مرتبط‌ـه

00:27:29.110 --> 00:27:35.680
...ولی به نظر نمیاد که به ساواگوچی-سان یا کازاما-سان ارتباطی داشته باشه

00:27:35.680 --> 00:27:40.860
شیراتوری-سان، این حقیقت داره که کازاما-سان، شاگردِ موریا تِیجی بوده؟

00:27:40.860 --> 00:27:42.190
.درسته

00:27:42.190 --> 00:27:46.930
،ولی کارِ اون بیشتر فنی‌ـه تا این که مثلِ موریا، هنری عمل کنه

00:27:46.930 --> 00:27:49.160
.بنابراین اونقدر ها هم سبکِ خلاقانه ای نداره

00:27:49.160 --> 00:27:53.600
،در موردِ ساواگوچی چینامی-سان هم باید بگم که پدرش یه گزارشگرِ روزنامه بوده

00:27:53.600 --> 00:27:57.210
.و وقتی که اون دختر سالِ چهارم دانشگاهش رو می‌گذرونده، پدرِش تو حینِ کار فوت کرده

00:27:57.210 --> 00:28:00.710
ولی با این حال در حالِ بررسی رابطه ای بینِ اون و آقایِ اوکی
  ...هستیم که آیا رابطه ای وجود داشته یا نه

00:28:00.710 --> 00:28:02.040
.سربازرس-دونو

00:28:02.040 --> 00:28:06.210
...به نظرِ من که این اتفاق فقط به این دلیل رخ داده تا وجهه ی

00:28:06.210 --> 00:28:09.580
...فقط تو قسمتِ پایینیِ درِ کمد دیواری خون پر و پخش شده

00:28:09.580 --> 00:28:12.250
...نحوه ی پخش شدنِش هم خیلی عجیب‌ـه

00:28:13.550 --> 00:28:16.020
.اون چیزی نیست که یه بچه بخواد تماشاش کنه

00:28:16.020 --> 00:28:18.560
...های

00:28:18.560 --> 00:28:23.300
ولی موندم، جین و وودکا تو برج‌ـایِ دوقلو چیکار می‌کردن؟

00:28:23.300 --> 00:28:24.700
!وایسا

00:28:24.700 --> 00:28:28.340
!اون اوچوکو برایِ مصرفِ الکل بوده

00:28:28.340 --> 00:28:32.940
!اوی، هایبارا. یعنی ممکنه کارِ اون‌ـا باشه؟

00:28:32.940 --> 00:28:35.910
.این درسته که اون‌ـا از اسامیِ مشروب برایِ صدا کردنِ هم استفاده می‌کنن

00:28:35.910 --> 00:28:41.250
.ولی اینقدر احمق نیستن که چنین مدرکِ واضحی رو از خودِشون به جا بذارن

00:28:44.020 --> 00:28:46.010
هرچی سریع تر. گرفتین؟....

00:28:48.700 --> 00:28:51.200


00:28:55.700 --> 00:28:57.730
!میتسوهیکو-کون! بیا این جا

00:28:57.730 --> 00:28:59.770
!شما دو تا خیلی زود رسیدین

00:28:59.770 --> 00:29:01.200
!این خیلی هیجان‌انگیزـه

00:29:01.200 --> 00:29:04.640
!فکر کردن به این که از کونان-کون، جلو افتادیم، خیلی خوشحالم می‌کنه

00:29:04.640 --> 00:29:06.630
فرمودین از کی جلو افتادین؟

00:29:13.080 --> 00:29:14.950
!تو از کِی متوجه شدی؟

00:29:14.950 --> 00:29:18.850
!همیشه می‌شه دستِ شماها رو خوند

00:29:18.850 --> 00:29:23.290
...با خودتون گفتین که من شما رو از تحقیق رویِ پرونده منع می‌کنم

00:29:23.290 --> 00:29:25.160
چون که خیلی خطرناکه، درسته؟...

00:29:25.160 --> 00:29:27.150
!ب-بینگو

00:29:33.840 --> 00:29:37.810
!این دفعه خیلی دیر شده، ولی نباید سرخود دست به این کارـا بزنین

00:29:37.810 --> 00:29:39.670
!های

00:29:39.670 --> 00:29:42.780
این فسقلی‌ـا اصلاً می‌فهمن که دارن چیکار می‌کنن؟

00:29:42.780 --> 00:29:45.650
خوب؟ امروز قرارـه کی رو ببینیم؟

00:29:45.650 --> 00:29:49.320
!کازاما-سان و کیساراگی-سان! فردا هم هارا-سان

00:29:49.320 --> 00:29:52.150
،کازاما-سان تو سِتاگایا زندگی می‌کنه

00:29:52.150 --> 00:29:56.720
!ولی یه دفترِ کار هم تو آساهینو داره، درست سرِ راهمون به تامایِ غربی

00:29:56.720 --> 00:29:59.660
!تا وقتی افتتاحِ اون دو تا برج، همون جا می‌مونه

00:29:59.660 --> 00:30:01.300
...کیساراگی-سان هم مجردـه

00:30:01.300 --> 00:30:05.830
!و سه سالِ پیش یه خونه و یه استودیو تو آساهینو ساخته

00:30:05.830 --> 00:30:09.300
.اوووو، به نظر میاد، درسشون‌ـو از بر باشن

00:30:09.300 --> 00:30:12.970
!خیلی بد شد که هایبارا-سان باهامون نیومد، وگرنه با هم می‌رفتیم

00:30:12.970 --> 00:30:15.280
هان؟ مگه به اون‌ـَم گفته بودی؟

00:30:15.280 --> 00:30:16.210
!آره

00:30:16.210 --> 00:30:20.200
!ولی اون گفت که امروز باید خونه رو تمیزکاری کنه

00:30:34.460 --> 00:30:36.700
!اونیچان

00:30:36.700 --> 00:30:42.300
...فکر کنم، این سزایِ هر فردِ خائنی باشه

00:30:42.300 --> 00:30:46.140
!اونیچان! اونیچان

00:30:46.310 --> 00:30:50.010


00:30:52.710 --> 00:30:57.750
.فکر کنم، خونه ی کازاما-سان درست کنارِ ایستگاه باشه

00:30:57.750 --> 00:30:59.720
...و خونه ی کیساراگی-سان هم

00:30:59.720 --> 00:31:03.160
!آره، درست بالایِ اون تپه‌س

00:31:03.160 --> 00:31:06.490
!بهترـه اول، کازاما-سان‌ـو ببینیم

00:31:14.000 --> 00:31:17.040
وای! این اوتوکَدـه، آره؟

00:31:17.040 --> 00:31:19.740
دیگه طراحی‌هاتون‌ـو با کامپیوتر انجام می‌دین؟

00:31:19.740 --> 00:31:22.810
!اووو! تو واقعاً خیلی اطلاعات داری‌ـا

00:31:22.810 --> 00:31:26.110
.آره، دیگه اون میز و تخته هایِ طراحی کاربردِ چندانی ندارن

00:31:26.110 --> 00:31:29.350
تخته ی طراحی چیه؟

00:31:29.350 --> 00:31:32.890
که این طور! تا حالا در موردِشون نشنیدین، اصلاً؟

00:31:32.890 --> 00:31:36.220
...قبلاً‌ـا، باید یه کاغذِ بزرگو می‌ذاشتیم رو یه تخته ی بزرگ

00:31:36.220 --> 00:31:38.790
.و با خط کش و مداد روش طرح می‌کشیدیم

00:31:38.790 --> 00:31:40.900
اوه؟ واقعاً؟

00:31:40.900 --> 00:31:44.030
راستی، شما بچه ها به چیزی نیاز دارین؟

00:31:44.030 --> 00:31:45.900
!هوی! زودباش بپرس

00:31:45.900 --> 00:31:50.100
م-من؟ -
!همه‌ش فکرِ خودِت بوده -

00:31:50.100 --> 00:31:52.770
.باشه

00:31:52.770 --> 00:31:56.440
...راستِش، کازاما-سان! ما

00:31:56.440 --> 00:31:59.910
!به این نتیجه رسیدیم که شما خونه ی قشنگی دارین

00:31:59.910 --> 00:32:03.780
!این جا هوایِ سالم و تازه ای داره، تازه می‌تونین، فوجی-سان رو هم ببینین، هر روز

00:32:03.780 --> 00:32:05.020
!عجب، خری‌ـه

00:32:05.020 --> 00:32:07.520
!ما گروهِ بچه‌کارآگاه‌ـاییم

00:32:07.520 --> 00:32:08.990
ها؟

00:32:08.990 --> 00:32:12.320
!داریم رویِ مرگِ اوکی-سان تحقیق می‌کنیم

00:32:14.230 --> 00:32:16.430
!خوب، خوشحالم که این‌ـو می‌شنوم

00:32:16.430 --> 00:32:22.470
!خوب، بفرمایین! هرچی که دوست دارین بپرسین، کارآگاه کوچولوـا

00:32:22.470 --> 00:32:27.480
حالا که اجازه فرمودین، مایلم نظرتون رو در موردِ اوکی-سانِ مرحوم جویا بشم؟

00:32:27.480 --> 00:32:30.140
!رفتی سرِ اصلِ مطلب، که این طور

00:32:30.140 --> 00:32:32.450
!به نظرِ من اون یه پیرمرد بی ادب بود

00:32:32.450 --> 00:32:37.150
،ولی من این پروژه رو به خاطرِ بُرِشِ اون تو اداره ی عمران به دست آوردم

00:32:37.150 --> 00:32:39.420
!پس از این نظر، قدردانِش هستم

00:32:39.420 --> 00:32:44.590
در طولِ کار رویِ پروژه ی طراحیِ اون دو آسمان‌خراش، با ایشون به مشکل برنخورده بودین؟

00:32:44.590 --> 00:32:46.830
...با اوکی-سان که نه

00:32:46.830 --> 00:32:48.900
پس با یه شخصِ دیگه کلنجار می‌رفتین، درسته؟

00:32:48.900 --> 00:32:52.230
...ها؟ نه، منظورم این نبود

00:32:54.870 --> 00:32:57.140
...او؟ اون عکس

00:32:57.140 --> 00:33:01.940
آآآه، اون پسرم‌ـه... بامزه‌س، مگه نه؟

00:33:01.940 --> 00:33:06.880
.واقعاً... وقتی شب‌ـا تنها کار می‌کنم، دلم برایِ شنیدنِ صداش تنگ می‌شه

00:33:06.880 --> 00:33:11.220
!بعضی وقت‌ـا که می‌دونم خوابه زنگ می‌زنم به مادرِش! همچین بابایِ نادونی هستم

00:33:14.350 --> 00:33:17.150


00:33:22.960 --> 00:33:24.290
...یالا دیگه

00:33:27.100 --> 00:33:31.090
...می گم، ماها گروهِ بچه‌کارآگاه‌ـا هستیم

00:33:34.210 --> 00:33:36.410
...ما در حالِ تحقیق رویِ مرگ اوکی-سان

00:33:36.410 --> 00:33:40.380
!بچه ها رو چه به دخالت تو کارِ مسئولین برقراریِ نظم

00:33:40.380 --> 00:33:42.040
!...نه، اممم

00:33:45.220 --> 00:33:48.920
.ولی این که دستِ خالی از این جا بیرونتون کنم هم جایز نیست

00:33:48.920 --> 00:33:51.410
.به عنوانِ سوغاتی یه سری چیزِ خوب بهتون می‌دم

00:33:57.360 --> 00:33:59.900
...من به هنر نقاشی احترام می‌ذارم، ولی

00:33:59.900 --> 00:34:02.240
...مگه نیومده بودیم، این جا برایِ بازجویی

00:34:02.240 --> 00:34:05.410
به نظرم این یه موردـو باید بسپریم دستِ پلیس، هان؟

00:34:05.410 --> 00:34:08.010
...دقیقاً

00:34:08.010 --> 00:34:10.000
.ساعت 6:00 شد. بهترـه برگردیم، خونه

00:34:12.800 --> 00:34:15.400


00:34:22.320 --> 00:34:25.190
!ص-صدایِ چی بود که اومد؟

00:34:25.190 --> 00:34:27.520
آآ، شاید صدایِ خروپفِ خودم بوده؟

00:34:42.010 --> 00:34:44.010
هایبارا، نصفه شب با تلفن حرف می‌زد؟

00:34:44.010 --> 00:34:48.550
یادته گنتا-کون موقع برگشتنِ از اردو چی می‌گفت؟

00:34:48.550 --> 00:34:52.390
...حدس می‌زنم واقعاً داشته با تلفن حرف می‌زده

00:34:52.390 --> 00:34:56.490
ولی اون که کسی رو نداره که بهش زنگ بزنه، درسته؟

00:34:56.490 --> 00:34:58.960
.من بهش اعتماد دارم

00:34:58.960 --> 00:35:03.230
...ولی احتمالِش هست که از مردـایِ سیاهپوش ترسیده باشه

00:35:03.230 --> 00:35:06.220
...شاید دوباره مجبورش کرده باشن تا به ارگان ملحق بشه

00:35:08.070 --> 00:35:11.400
!چیزی نیست، پروفسور. جایی برایِ نگرانی نیست. فعلاً

00:35:17.010 --> 00:35:18.980
!هی، بازـَم که زود اومدین

00:35:18.980 --> 00:35:20.150
!صبح بخیر، کونان-کون

00:35:20.150 --> 00:35:22.980
!چرا اینقدر لفتِش دادی؟ -
!زیرِ پامون علف سبز شد -

00:35:22.980 --> 00:35:25.390
!هایبارا-سان هم می‌خواد هارا-سان‌ـو ببینه

00:35:25.390 --> 00:35:27.990
...ها؟ که این طور

00:35:27.990 --> 00:35:33.650
مشکلی داره؟ یعنی من حق ندارم به بازی‌ـای ویدئویی علاقه داشته باشم؟

00:35:41.040 --> 00:35:45.030
!اتاقِ 407. این خونه ی هارا-سان‌ـه

00:35:47.510 --> 00:35:50.610
...هان؟ در بازـه

00:35:50.610 --> 00:35:53.010
!چقدر حواسپرت‌ـه

00:35:53.010 --> 00:35:55.000
!هارا-سان! ما اومدیم

00:35:57.650 --> 00:36:00.310
!...ک-کونان-کون! هارا-سان

00:36:02.060 --> 00:36:03.720
!پلیس و آمبولانس

00:36:10.030 --> 00:36:13.670
!به سینه‌ش شلیک کردن! بلافاصله مرده

00:36:13.670 --> 00:36:16.100
!یه چاقو؟

00:36:16.100 --> 00:36:18.090
یعنی می‌خواسته کیک بخوره؟

00:36:20.740 --> 00:36:23.780
یه فنجونِ اوچوکو؟

00:36:23.780 --> 00:36:26.270
!این یعنی کارِ همون قاتل‌ـه

00:36:33.350 --> 00:36:35.390
خوب، دکتر؟

00:36:33.350 --> 00:36:35.390
.کاپیتان‌پاران: اینجا می‌گه کِنشیکان، به معنیِ دکتر پزشکیِ قانونی یا کالبد شکاف ولی ترجمه کردم، دکتر

00:36:35.390 --> 00:36:39.090
،باید یه کالبدشکافی انجام بدم تا مطمئن بشم

00:36:39.090 --> 00:36:44.060
.ولی اون بینِ بعد از ظهر تا غروبِ دیروز کشته شده بوده

00:36:44.060 --> 00:36:48.070
.به نظر میاد که قصد داشته کیکِ شکلاتی بخوره

00:36:48.070 --> 00:36:54.580
...پس، وقتی که قاتل واردِ این جا شده، مقتول سعی کرده با اون چاقویِ نقره باهاش بجنگه

00:36:54.580 --> 00:36:59.080
ولی باید چه فکری برایِ این فنجونِ اوچوکو برداریم؟

00:36:59.080 --> 00:37:04.150
.مشخص نیست؟ این کارِ یه قاتلِ سریالی بوده که آقایِ اوکی رو هم کشته

00:37:04.150 --> 00:37:09.590
...حالا مشخص شد که این اوچوکو یه پیغامِ قبل از مرگ از طرفِ مقتول نبوده

00:37:09.590 --> 00:37:12.760
.بلکه یه پیغامِ از طرفِ قاتل‌ـه

00:37:12.760 --> 00:37:14.530
!چطوری، پسر

00:37:14.530 --> 00:37:16.530
کارت تموم شد، تومه-سان؟

00:37:16.530 --> 00:37:20.700
آره، می‌گم، شنیدم شماها بودین که پیداش کردین؟

00:37:20.700 --> 00:37:23.170
.آره، خیلی شوکه کننده بود

00:37:23.170 --> 00:37:25.110
اوو، این همون فنجونِ اوچوکوـه؟

00:37:25.110 --> 00:37:26.540
.درسته

00:37:26.540 --> 00:37:28.870
.هان؟ هیچ خونی روش نریخته

00:37:31.150 --> 00:37:33.750
می گم، تومه-سان. این همه ی تیکه هایِ اون فنجون‌ـه؟

00:37:33.750 --> 00:37:37.650
!البته! هیچ خرده ریزی از زیرِ دستِ متجسس تومه در نمی ره

00:37:37.650 --> 00:37:39.120
!خوب، فعلاً

00:37:39.120 --> 00:37:44.110
حالا فهمیدی که کارِ اون‌ـا نیست؟
.هیچ وقت از این کارـا نمی کنن و چیزی جا نمی ذارن

00:37:50.160 --> 00:37:53.900
.بعد از اجرایِ کالبدشکافی تونستیم زمانِ تقریبیِ مرگِش‌ـو تخمین بزنیم

00:37:53.900 --> 00:37:56.570
.دیروز عصر، بین ساعت هایِ 5:00 و 6:00

00:37:56.570 --> 00:38:01.640
.درضمن، تمامِ اطلاعاتِ کامپیوتر آقایِ هارا هم پاک شدن

00:38:01.640 --> 00:38:05.150
.احتمالاً انگیزه‌شون همین بوده

00:38:05.150 --> 00:38:10.320
...آقایِ کیساراگی بینِ ساعت 5:00 و 6:00 با کونان-کون و دوستاش بوده و تبرئه می‌شه

00:38:10.320 --> 00:38:14.690
...از اون طرف هم آقایِ کازاما نمی تونسته خودِش رو به موقع به محل قتل رسونده باشه

00:38:14.690 --> 00:38:16.790
.بعد از این که کونان-کون و دوستاش اون جا رو ترک کرده بودن...

00:38:16.790 --> 00:38:19.160
میو-کون چطور؟

00:38:19.160 --> 00:38:23.260
.نه توکیوا-سان و نه ساواگوچی-سان؛ هیچ کدوم توجیهِ موثقی ندارن

00:38:23.260 --> 00:38:26.170
...متأسفم، موری-کون، ولی فکر می‌کنم که قاتل

00:38:26.170 --> 00:38:32.170
.یه نفر از بینِ توکیوا میو-سان، کازاما هیدِهیکو و یا ساواگوچی چینامی-سان باشه...

00:38:32.170 --> 00:38:36.780
.و احتمالِ این هم وجود داره که این قتل‌ـا ادامه دار باشن

00:38:36.780 --> 00:38:42.920
،بنابراین، بازرس مِگوره ازشون خواست تا مراسمِ افتتاحیه ی یکشنبه رو به تعویق بندازن

00:38:42.920 --> 00:38:44.720
.ولی اون خانوم گوش نکرد

00:38:44.720 --> 00:38:47.710
.فقط هم این نیست، اون این‌ـو به من داد تا به شما بدم

00:38:51.530 --> 00:38:54.260
...این یه دعوتنامه برایِ مراسم‌ـه

00:38:54.260 --> 00:38:58.870
!و اسمِ کونان-کون و باقیِ بچه ها رو هم توش لیست کرده

00:38:58.870 --> 00:39:00.670
!ها؟! ما هم همین طور؟

00:39:00.670 --> 00:39:04.000
!ای بابا، ، چی با خودِش فکر می‌کنه؟

00:39:31.530 --> 00:39:33.370
!آنیکی

00:39:33.370 --> 00:39:34.840
اوضاع از چه قرارـه؟

00:39:34.840 --> 00:39:38.740
.مدیر عکسِ اون زن‌ـو تأیید کرده

00:39:38.740 --> 00:39:44.280
...فکرکرده می‌تونه با قایم شدن تو این زباله دونی از دستِ اُرگان قایم بشه

00:39:44.280 --> 00:39:46.810
،تمامِ اجاره ی یکسالِش‌ـو یه جا پرداخت کرده بوده

00:39:46.810 --> 00:39:49.250
.هیچ کس هم جوابِ  تلفنِ این خونه رو نمی داده...

00:39:49.250 --> 00:39:55.020
،همسایه ها می‌گفتن که شنیدن چند بار این تلفن پیغام ضبط می‌کرده

00:39:55.020 --> 00:39:58.930
...ولی در کمالِ تعجب، وقتی بررسیش کردم

00:39:58.930 --> 00:40:01.930
.هیچ پیامی، روش ضبط نشده بود...

00:40:01.930 --> 00:40:07.570
عه؟! آ-آره، اون دیگه چیه؟

00:40:07.570 --> 00:40:11.440
.زن‌ـا همیشه زن می‌مونن

00:40:11.440 --> 00:40:15.910
.یه لپتاپ تو ماشین‌ـه، برو بیارش

00:40:15.910 --> 00:40:19.280
.برنامه ی ردیابِ ارگان روش نصبه

00:40:19.280 --> 00:40:23.580
.با این می‌تونیم تو 20 ثانیه تمامِ تماس‌ـاش‌ـو ردیابی کنیم

00:40:23.580 --> 00:40:24.920
!گرفتم

00:41:08.000 --> 00:41:11.870
.های، میانو هستم. در حالِ حاضر خونه نیستم

00:41:11.870 --> 00:41:15.860
.لطفاً بعد از شنیدنِ صدایِ بوق پیغامِ خودتون‌ـو بذارین

00:41:17.640 --> 00:41:20.710
...آبجی؟ منم

00:41:20.710 --> 00:41:24.700
...دارم می‌رم به مهمونی افتتاحیه ی برج های دوقلو

00:41:25.680 --> 00:41:27.640


00:41:25.680 --> 00:41:27.640


00:41:31.890 --> 00:41:33.790
...کودو-کون

00:41:33.790 --> 00:41:36.860
.می دونستم داری به خواهرت زنگ می‌زنی

00:41:36.860 --> 00:41:42.360
.داشتی به تلفنِ خونه‌ای که قبل از مرگِش زندگی می‌کرده زنگ می‌زدی

00:41:42.360 --> 00:41:46.700
.که این طور! پس می‌خواستی با خواهرِ مرحومت حرف بزنی

00:41:49.400 --> 00:41:52.140
...می دونم که چه احساسی داری، ولی این کار خطرناک‌ـه

00:41:52.140 --> 00:41:54.800
!هیچ کس نمی دونه من چه حسی دارم

00:41:56.680 --> 00:41:59.580
!اوی، هایبارا -
!وایسا -

00:41:59.580 --> 00:42:01.570
...بذار یکم آروم بگیره

00:42:17.700 --> 00:42:22.740
!لعنتی! فقط چند ثانیه ی دیگه لازم بود تا ردِش‌ـو بزنیم

00:42:22.740 --> 00:42:23.700
!آنیکی

00:42:23.700 --> 00:42:29.510
...های، میانو هستم. در حالِ حاضر خونه نیستم. لطفاً بعد از

00:42:29.510 --> 00:42:31.680
!پیامِش‌ـو پاک کرد

00:42:31.680 --> 00:42:35.620
نکنه اون زنه می‌دونه که ما این جاییم، هان؟

00:42:35.620 --> 00:42:42.460
.نه، مسئله این نیست. اون پیام‌ـا رو پاک می‌کنه تا کسی بهشون گوش نده

00:42:42.460 --> 00:42:44.430
...اون هیچ وقت تو خواب‌ـَم نمی بینه که ما این جا نشستیم و داریم

00:42:44.430 --> 00:42:48.730
.به صداش از پشتِ تلفن به صداش گوش می‌دیم...

00:42:48.730 --> 00:42:51.260
فکر می‌کنی دوباره زنگ بزنه؟

00:42:51.260 --> 00:42:53.800
.شک دارم

00:42:53.800 --> 00:42:59.470
!ولی به نظر میاد، از بهشت داره برامون کمک غیبی می‌رسه

00:42:59.470 --> 00:43:02.140
...مهمونیِ افتتاحیه ی برج‌ـایِ دوقلو

00:43:05.480 --> 00:43:09.120
.بالاخره باید با سرنوشتت روبرو شی، شِری

00:43:09.120 --> 00:43:12.780
...می خوام صورتِ سرد و بی جونت‌ـو ببینم

00:43:17.700 --> 00:43:19.500


00:43:27.700 --> 00:43:30.200
.در موردِ دیشب، متأسفم

00:43:30.200 --> 00:43:37.480
.می دونستم که کارِ خطرناکی‌ـه؛ می‌دونستم که باید دست از این کار بکشم

00:43:37.480 --> 00:43:42.820
...با این حال، هر وقت که حسِ تنهایی  می‌کنم یا نگرانی میاد سراغم

00:43:42.820 --> 00:43:45.650
...بدون فکر می‌رم سراغِ تلفن

00:43:45.650 --> 00:43:49.660
...فقط به خاطرِ این که اون ده ثانیه، صدایِ خواهرم‌ـو بشنوم

00:43:49.660 --> 00:43:52.650
.باکایارو! تو که تنها نیستی

00:43:56.530 --> 00:44:01.640
.می دونستم که باید کم کم متوقفِش کنم؛ ولی دیگه زنگ نمی زنم

00:44:01.640 --> 00:44:04.470
.نگران نباش. اون پیام‌ـا رو پاک کردم

00:44:07.640 --> 00:44:11.980
...ولی این اواخر به این فکر افتادم که من کی ‌ـَم

00:44:14.820 --> 00:44:20.050
...موندم کی‌ـَم... و به کجا تعلق دارم

00:44:20.050 --> 00:44:22.960
.جایی برایِ موندن ندارم

00:44:22.960 --> 00:44:25.830
!ها؟! هایبارا-سان جایی نداره؟

00:44:25.830 --> 00:44:27.690
چی داری می‌گی، هایبارا؟

00:44:27.690 --> 00:44:31.830
!هایبارا-سان، تو مگه اون جا نمی شینی؟

00:44:31.830 --> 00:44:33.570
!جایِ من‌ـَم که این جاست

00:44:33.570 --> 00:44:35.040
!این‌ـَم جایِ من‌ـه

00:44:35.040 --> 00:44:37.030
!و این یکی هم مالِ من‌ـه

00:44:39.070 --> 00:44:42.060
...دیدی؟ بهت که گفتم تنها نیستی

00:44:48.850 --> 00:44:51.000


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980


00:44:50.990 --> 00:44:52.980
اتاق نظارت

00:44:54.880 --> 00:44:58.200


00:45:25.120 --> 00:45:28.920
!هوی! اون دختره ی لوسِ مایه‌دار، کجا مونده؟

00:45:28.920 --> 00:45:30.720
!گفت، تو راهه

00:45:30.720 --> 00:45:32.590
!دیگه نمی تونم برایِ مهمونی صبر کنم

00:45:32.590 --> 00:45:36.700
!شرط می‌بندم یه عالمه غذا تعارف می‌کنن -
!من یه سینی برنج و مارماهی می‌خوام -

00:45:36.700 --> 00:45:39.700
.فکر نکنم از این چیزـا داشته باشن

00:45:39.700 --> 00:45:42.600
...می گم، فکر می‌کنی، هارا-سان، مدیر برنامه ریزی

00:45:42.600 --> 00:45:46.640
می تونسته با مردـایِ سیاهپوش همدست باشه؟

00:45:46.640 --> 00:45:48.740
.امکانِش هست

00:45:48.740 --> 00:45:51.610
،اون‌ـا هر آدمِ جوونِ با استعدادی رو که ببینن، می‌خوان جذبِش کنن

00:45:51.610 --> 00:45:55.620
.حالا می‌خواد اون جوون سیاستمدار باشه، تاجر باشه، دکتر باشه، یه هر کاره ی دیگه ای...

00:45:55.620 --> 00:45:57.350
حتی مشاور اوکی-سان‌ـو؟

00:45:57.350 --> 00:46:00.920
.اونقدرـا هم قدرت نداشته، ولی شاید جوون که بوده رفته باشن، سراغِش

00:46:00.920 --> 00:46:04.060
...به هر حال، وقتی که واردِ ارگان می‌شی

00:46:04.060 --> 00:46:10.130
.هر کسی که سعی کنه فرار کنه یا خیانتی مرتکب بشه، کارِش به مرگ ختم می‌شه

00:46:10.130 --> 00:46:12.800
.درست همون طور که اون‌ـا سعی دارن من‌ـو بکشن

00:46:12.800 --> 00:46:17.170
...در این صورت، اگه یکی از اون 4 نفر قاتل باشه

00:46:17.170 --> 00:46:17.970
.آره

00:46:17.970 --> 00:46:21.980
...احتمالِش زیاده که قاتل به ارگانِ سیاه مربوط باشه

00:46:21.980 --> 00:46:24.780
!سلام! ببخشید که معطلتون کردم

00:46:24.780 --> 00:46:27.810
!سونوکو! موهات چرا این شکلی شدن؟

00:46:27.810 --> 00:46:30.750
!به خاطر اون عکس این‌کارـو کردم

00:46:30.750 --> 00:46:33.990
!تصمیم گرفتم، از اون پیروی کنم و موهام‌ـو فر کنم

00:46:33.990 --> 00:46:36.650
خوب؟ بهم میاد یا نه؟

00:46:40.830 --> 00:46:43.000
!هان؟! به نظر میاد حرفی داشته باشی

00:46:43.000 --> 00:46:44.760
!ن-نه! ندارم

00:46:44.760 --> 00:46:48.270
!اوهو! نکنه عاشقِ سونوکو-سان شدی؟

00:46:48.270 --> 00:46:49.670
!شوخی می‌کنی، کونان؟

00:46:49.670 --> 00:46:51.660
...ای-اینجوری نیست

00:46:55.340 --> 00:46:57.670
...شاید من‌ـَم باید موهامو فر کنم

00:47:04.750 --> 00:47:07.320
!سربازرس! ما هم باید واردِ مهمونی بشیم

00:47:07.320 --> 00:47:14.190
!نه! با توجه به اون «نه»ای که توکیوا-سان گفت، بهترـه همه‌مون همین جا منتظر بمونیم

00:47:14.190 --> 00:47:17.530
...تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که دعا کنیم، اتفاقی نیفته

00:47:26.840 --> 00:47:30.110
!وای! خاویار، جیگرِ غاز، اردک

00:47:30.110 --> 00:47:32.380
!این دیگه زیاده‌روی‌ـه

00:47:32.380 --> 00:47:36.250
!فکر کنم‌، من‌ـَم بخوام امتحانِش کنم -
!نخیر، شما غذای ژاپنی میل می‌کنی -

00:47:36.250 --> 00:47:39.240
.برات یه بشقابِ کم کالری ردیف می‌کنم

00:47:40.850 --> 00:47:43.360
...شبیه همسرـایِ پیله باهات رفتار می‌کنه ها

00:47:43.360 --> 00:47:45.930
!همیشه به خاطرِ اون مجبورم گرسنگی بکشم

00:47:45.930 --> 00:47:48.760
!این ماشین، خیلی خفن‌ـه

00:47:48.760 --> 00:47:51.400
!فورد موستانگِ کانوِرتیبِل‌ـه

00:47:51.400 --> 00:47:54.770
ولی چطوری، چیزِ به این بزرگی رو آوردن، این جا؟

00:47:54.770 --> 00:47:58.770
.احتمالاً همه‌شون باهم هلِش دادن تا این جا

00:47:58.770 --> 00:48:01.910
.نه، اون‌ـا از آسانسور بابری استفاده کردن

00:48:01.910 --> 00:48:04.240
آسانسورِ باربری؟

00:48:04.240 --> 00:48:06.280
!ما هم یه دونه تو آپارتمانمون داریم

00:48:06.280 --> 00:48:09.020
!از آسانسورـایِ معمولی بزرگ‌تره،  برایِ همین راحت می‌شه باهاش اساس برد

00:48:09.020 --> 00:48:11.790
!یعنی یه فیل‌ـَم توش جا می‌شه، پس؟

00:48:11.790 --> 00:48:13.950
...فکر کنم، آره

00:48:13.950 --> 00:48:16.950
.البته فکر نمی کنم، کسی فیل‌ـو بخواد ببره تو واحدِش

00:48:24.060 --> 00:48:26.970
!خیلی خوشکل‌ـه

00:48:26.970 --> 00:48:30.200
،اگه شین‌ایچی این جا بود، این منظره ی قشنگ‌ـو همراه من تماشا می‌کرد

00:48:30.200 --> 00:48:32.770
!آیا چنین روزِ فرخنده ای را خواهم دید

00:48:32.770 --> 00:48:33.910
!مگه نه؟

00:48:33.910 --> 00:48:36.280
!حرفی ندارم

00:48:36.280 --> 00:48:40.180
،در واقع دوست داشتم از اون یکی برج هم فوجی-سان نمایان باشه

00:48:40.180 --> 00:48:43.880
.اما صاحبِ این جا چنین اجازه ای رو نمی داد

00:48:43.880 --> 00:48:47.550
‫او، راستی. نمیشه کوهِ فوجی رو از برجِ B دید.

00:48:52.990 --> 00:49:02.070
!از همگی ممنونم که به مراسمِ افتتاحیه  برج هایِ دوقلو، تشریف فرما شدن

00:49:02.070 --> 00:49:05.840
.مایلم این مراسم رو با یه بازیِ کوتاه، آغاز کنم

00:49:05.840 --> 00:49:09.880
،بازی ای که پدرِ مرحومم توکیوا کانِناری خیلی بهش علاقه داشتن

00:49:09.880 --> 00:49:13.980
!و همین طور مصادف شده با 30‌امین سالگردِ تشکیلِ شرکت توکیوا

00:49:13.980 --> 00:49:17.820
!و اون هم، «بازیِ 30 ثانیه»‌ـَس

00:49:17.820 --> 00:49:20.490
!درست مثلِ همون که به ذهنِ تو رسید

00:49:20.490 --> 00:49:24.960
کسانی که به صورت کامل حدس بزنن یا از بقیه به زمانِ موردِ نظر نزدیک تر باشن

00:49:24.960 --> 00:49:32.570
!این موستانگِ کانوِرتیبلی که این جاست رو برنده خواهند شد

00:49:32.570 --> 00:49:34.930
!سوگه -
!یه ماشین -

00:49:34.930 --> 00:49:39.270
!اون یه کانورتیبلِ خارجی‌ـه -
!خیلی باحال‌ـه -

00:49:39.270 --> 00:49:44.010
اگرچه اگه دو نفر برنده شدن، صاحبِ اون ماشین با سنگ، کاغذ، قیچی مشخص خواهد شد

00:49:44.010 --> 00:49:50.580
!و بازنده  باید به یه دوچرخه و یه کلاهِ ایمنی بسنده کنه

00:49:50.580 --> 00:49:53.590
!من که دوچرخه ی کوهستان‌ـو ترجیح می‌دم -
!من‌ـَم -

00:49:53.590 --> 00:49:56.160
!ما نمی تونیم ماشین‌سواری کنیم

00:49:56.160 --> 00:50:00.930
!ای ولا، میتسوهیکو -
!آیومی-چان‌ـو هم می‌بریم -

00:50:00.930 --> 00:50:03.530
!پیروزی از آنِ ماست

00:50:03.530 --> 00:50:06.200
یعنی کونان-کون کجا رفته؟

00:50:06.200 --> 00:50:10.870
از افرادیِ که می‌خوان در این مسابقه شرکت کنن، خواهش
 .می کنم، ساعت هاشون رو تحویل بدن

00:50:10.870 --> 00:50:16.880
اون ها رو بعد از اتمامِ بازی با جواهراتی که متناسب باشه
 !باهاشون، تزئین می‌کنیم و پسشون می‌دیم

00:50:16.880 --> 00:50:20.550
وای، جواهر؟

00:50:20.550 --> 00:50:23.320
...توکیوا زایباتسو داره ولخرجی می‌کنه

00:50:23.320 --> 00:50:26.020
!های

00:50:26.020 --> 00:50:28.250
!هر کدوم انداختین، یه پرچم بردارین

00:50:28.250 --> 00:50:29.590
!بفرمایید

00:50:32.230 --> 00:50:34.330
!بفرمایین -
!نه، ممنون -

00:50:34.330 --> 00:50:36.030
.من‌ـَم نمی خوام

00:50:36.030 --> 00:50:40.170
.بنده نه ساعتی به مچ می‌بندم و نه تمایلی برایِ بازی کردن دارم

00:50:40.170 --> 00:50:43.830
!خوب! می‌شه از بچه ها خواهش کنم، بیان بالایِ سِن

00:50:49.340 --> 00:50:52.830
هان؟ کونان و هایبارا بازی نمی کنن؟

00:50:54.910 --> 00:50:57.080
!حالا، شروع می‌کنیم

00:50:57.080 --> 00:51:03.060
!به محضِ این که با اشاره ی ایشون تا 30 شمردین، پرچمتون رو بالا بیارین

00:51:03.060 --> 00:51:04.960
!بریم تو کارِش

00:51:04.960 --> 00:51:07.290
!آماده... شروع

00:51:13.100 --> 00:51:15.100
‫- 8. 9. 10.
‫- 15. 16.

00:51:15.100 --> 00:51:17.100
‫21. 22. 23.

00:51:17.100 --> 00:51:23.210
‫- 7. 8. 9.
‫- 8. 9. 10.
‫- 6... 7... 8...

00:51:23.210 --> 00:51:27.950
‫24. 25. 26. 27 ...

00:51:27.950 --> 00:51:30.320
!وای، نه! شمارش از دستم در رفت

00:51:30.320 --> 00:51:31.650
!های

00:51:31.650 --> 00:51:33.020
!های -
!های -

00:51:33.020 --> 00:51:36.460
!اُه اُه! من‌ـَم باید کاری رو بکنم که بقیه می‌کنن

00:51:36.460 --> 00:51:37.420
!های

00:51:37.420 --> 00:51:41.090
!تمام -
 !اون پرچم آبی که اون جاست -

00:51:41.090 --> 00:51:45.470
!تبریک می‌گم! شما برنده ی جایزه ی بزرگِ ما شدین

00:51:45.470 --> 00:51:47.100
!بابا

00:51:47.100 --> 00:51:49.040
!شوخی می‌کنی؟

00:51:49.040 --> 00:51:53.040
!عه، شمایین، موری-سنپای! بفرمایین بالا

00:51:53.040 --> 00:51:55.740
!عذر می‌خوام

00:51:55.740 --> 00:51:59.380
!حضار گرامی! ایشون کارآگاهِ بزرگ، موری-کوگورو-سان هستن

00:51:59.380 --> 00:52:02.150
می شه چند کلام برامون حرف بزنین؟

00:52:02.150 --> 00:52:05.810
!خوب، فقط می‌خواستم با زندگیِ ماشین اجاره‌ای خداحافظی کنم

00:52:07.590 --> 00:52:10.290
...از دستِ تو بابا

00:52:10.290 --> 00:52:15.030
!اشتباه کردم -
!من‌ـَم هنوز رو 25 بودم -

00:52:15.030 --> 00:52:16.690
.من رو 12 بودم

00:52:23.000 --> 00:52:24.540
...متوجه شدم. خوشحال می‌شم اگه

00:52:24.540 --> 00:52:27.740
...معذرت می‌خوام. کازاما-سان، می‌شه بیاین

00:52:27.740 --> 00:52:29.070
.عذر می‌خوام

00:52:36.350 --> 00:52:40.190
،و اکنون، شاهدِ کارهایِ ارزشمندِ مهمانِ اصلیمون

00:52:40.190 --> 00:52:49.030
!استادِ سبکِ ژاپنی نقاشی این کشور، کیساراگی هوسوی-سنسه، خواهیم بود

00:52:49.030 --> 00:52:52.100
کیساراگی-سنسه عمیقاً به فوجی-سان، علاقه دارن؛

00:52:52.100 --> 00:52:56.570
!و در مدتِ این 30 سال، جلوه هایِ مسحورکننده ای از اون رو رویِ بوم آوردن

00:52:56.570 --> 00:53:00.570
...و اکنون، آخرین کارِشون رو که برایِ جشنِ افتتاحیه ی

00:53:00.570 --> 00:53:05.680
!برج هایِ دوقلو آماده کردن و متعلق به شاگردِشون، توکیوا میو هست رو خواهیم دید...

00:53:05.680 --> 00:53:09.340
!«این شما و این هـــم، «فوجی در برفِ بهاره

00:53:15.360 --> 00:53:16.460
!اون...؟

00:53:16.460 --> 00:53:17.790
!چی؟

00:53:22.060 --> 00:53:23.390
!خ-خانوم

00:53:26.130 --> 00:53:27.460
!لعنتی

00:53:29.370 --> 00:53:32.070
!بیارینِش پایین! میو-کون‌ـو بیارین پایین

00:53:32.070 --> 00:53:33.810
!پرده رو هم ببند

00:53:33.810 --> 00:53:35.140
!های

00:53:47.090 --> 00:53:49.080
...دیر شده

00:53:52.260 --> 00:53:55.090
!سیمِ پیانو رو از گردنبندِ مرواریدِش رد کردن؟

00:53:55.090 --> 00:53:59.400
!سیم پیانو به اون جا می‌رسه؟

00:53:59.400 --> 00:54:01.100
...اون

00:54:01.100 --> 00:54:02.740
!یه فنجونِ اوچوکوـه...

00:54:02.740 --> 00:54:04.730
!پس، نکنه... این قتل‌ـَم...؟

00:54:06.370 --> 00:54:08.540
!چی گفتی؟! توکیوا میو-سان؟

00:54:08.540 --> 00:54:09.870
!راه بیفتین -
 !های -

00:54:29.200 --> 00:54:31.560
...عکسِ فوجی-سان

00:54:31.560 --> 00:54:35.500
.شما حتی تو شب هم می‌تونین فوجی رو ببینین از این جا

00:54:35.500 --> 00:54:38.640
پس، منظورِش این عکس بود؟

00:54:38.640 --> 00:54:44.440
.در واقع، این قلابِ انتهایِ سیم پیانو به گردنبندِ میو-کون وصل شده بوده

00:54:44.440 --> 00:54:46.480
،سیم از بالایِ صحنه پایین اومده

00:54:46.480 --> 00:54:50.320
.وقتی هم که نقاشی رو پایین آوردن، اون به بالا کشیده شده

00:54:50.320 --> 00:54:53.490
ناروهودو، اون موقع چه  کسی رویِ استیج حضور داشته؟

00:54:53.490 --> 00:54:56.190
.فقط من و کیساراگی-سنسه

00:54:56.190 --> 00:54:58.590
.پس لطفاً همون جاهایی که بودین، بایستین

00:54:58.590 --> 00:55:00.460
.چیبا-کون؛ تو هم به جایِ توکیوا-سان وایسا

00:55:00.460 --> 00:55:01.430
.های

00:55:01.430 --> 00:55:04.760
.این چراغ‌ـا نشونِ ما بودن. وسطی هم مالِ میو-سان بود

00:55:06.600 --> 00:55:08.700
.من این جا ایستاده بودم

00:55:08.700 --> 00:55:11.700
در همون حین، تو هم تو قسمتِ کناریِ استیج بودی، درسته ساواگوچی-سان؟

00:55:11.700 --> 00:55:15.880
...بله. من مسئولِ پایین و بالا بردنِ نقاشی بودم

00:55:15.880 --> 00:55:17.880
و قضیه ی اون گردنبندِ مروارید چیه؟

00:55:17.880 --> 00:55:22.720
...ایشون می‌گفت که از یه نفر هدیه گرفته، ولی نمی دونم از کی

00:55:22.720 --> 00:55:24.650
کی این نقاشی رو به این جا آوردن؟

00:55:24.650 --> 00:55:30.290
.دیشب. من در حضورِ کیساراگی-سنسه نقاشی رو به این جا آوردم

00:55:30.290 --> 00:55:34.530
...به این معنی که نباید اون سیم رو به راحتی بسته باشن

00:55:34.530 --> 00:55:36.530
.متأسفانه هیچ ایده ای در موردِ حرف‌هاتون ندارم

00:55:36.530 --> 00:55:38.930
.حالا یادم اومد، کیساراگی-سان

00:55:38.930 --> 00:55:42.200
...شنیدم از دستِ میو-کون خیلی عصبانی بودین، آخه همه تابلوهاتون رو خریده بوده

00:55:42.200 --> 00:55:44.740
.و بعداً به قیمت گزافی فروخته...

00:55:44.740 --> 00:55:48.810
!فکر کنم این موضوع به سختی بتونه انگیزه ای برایِ کشتنِ یه انسان، محسوب بشه

00:55:48.810 --> 00:55:55.820
...ولی، با توجه به حرف‌هایی که قبلاً ازتون شنیدم، این انگار یه سری قتلِ سریالی‌ـه

00:55:55.820 --> 00:56:03.960
اگه این طور باشه، به خاطرِ این که در موردِ قتلِ دوم، یه توجیهِ
 .موثق داشتم، نمی تونه کارِ من باشه

00:56:03.960 --> 00:56:07.560
،ما هیچ وقت به کیساراگی-سان اون دو تا فنجونِ اوچوکویِ آخری رو نشون ندادیم

00:56:07.560 --> 00:56:11.560
پس اون نباید ازشون اطلاع می‌داشته تا یکیشون رو این جا رها کنه و ما رو بخواد گول بزنه

00:56:11.560 --> 00:56:13.400
...می گم

00:56:13.400 --> 00:56:14.770
،درست بعد از این که نور رفت

00:56:14.770 --> 00:56:19.310
.فکر می‌کنم که یه نفر به میو-سان نزدیک شد و یه چیزی بهش گفت

00:56:19.310 --> 00:56:22.640
!واقعاً؟ -
!زن بود یا مرد؟ -

00:56:22.640 --> 00:56:26.280
...البته بویِ یه عطرِ شدیدـو حس کردم

00:56:26.280 --> 00:56:28.510
!های! من بودم که باهاشون حرف زدم

00:56:28.510 --> 00:56:33.350
...ولی فقط بهش نزدیک شدم تا دوباره برنامه‌ها رو باهاشون چک کنم

00:56:33.350 --> 00:56:34.420
!آها

00:56:34.420 --> 00:56:37.260
!سربازرس! می‌دونم کارِ کی بوده

00:56:37.260 --> 00:56:39.430
!ها؟

00:56:39.430 --> 00:56:44.600
!قاتل تو هستی، ساواگوچی چینامی-سان

00:56:44.600 --> 00:56:47.430
ن-نه! چطور می‌تونین چنین حرفی رو بزنین؟

00:56:47.430 --> 00:56:49.270
.ساواگوچی-سان

00:56:49.270 --> 00:56:53.340
،به من گفته شده که پدرت یه گزارشگر با حس عدالت‌جوییِ قوی بوده

00:56:53.340 --> 00:56:57.980
.و همیشه هم دنبالِ سیاستمدارهایی می‌افتاده که کارِ اشتباه انجام می‌دادن

00:56:57.980 --> 00:57:01.350
،بعد از فوتِ ایشون، شما در شرکت توکیوا استخدام شدین

00:57:01.350 --> 00:57:03.350
.و منشیِ خودِ رئیسِ شرکت شدین

00:57:03.350 --> 00:57:06.420
،اگرچه، در طولِ ساختِ برج هایِ دو قلو

00:57:06.420 --> 00:57:08.920
.شاهد یه سری زد و بند هایِ پشت پرده بودین

00:57:08.920 --> 00:57:13.430
،میو-کون و هارا-سان، به همراهِ همدیگه به عضو شورایِ شهر رشوه می‌دادن

00:57:13.430 --> 00:57:17.460
.و از اون می‌خواستن از نفوذِ خودِش برایِ تغییر نظرِ شورا استفاده کنه

00:57:17.460 --> 00:57:21.800
.با توجه به شخصیتی که از پدرتون به ارث بردین، شما نتونستین اون ها رو ببخشین

00:57:21.800 --> 00:57:24.640
!برایِ همین هم هر سه ی اون ها رو کشتین

00:57:24.640 --> 00:57:27.640
!ن-نه

00:57:27.640 --> 00:57:29.340
!ولی، موری-کون

00:57:29.340 --> 00:57:32.350
...فکر نمی کنم که هیچ ارتباطی بینِ ایشون و

00:57:32.350 --> 00:57:35.410
!اون فنجون هایِ اوچوکو که تویِ صحنه هایِ قتل وجود داشتن، باشه

00:57:35.410 --> 00:57:40.320
!نه، سربازرس-دونو! کانجیِ کلمه ی اوچوکو،  به معنایِ «دهنِ گراز» هم هست

00:57:40.320 --> 00:57:44.320
،ساواگوچی-سان هم تو سالِ گراز به دنیا اومده بوده

00:57:44.320 --> 00:57:47.760
!و یکی از کانجی هایِ اسمِش هم معنیِ دهان می‌ده

00:57:47.760 --> 00:57:54.770
خلاصه بگم، ایشون اون اوچوکوهایِ شکسته رو در محلِ قتل به عنوانِ یه پیام جا می‌ذاشتن

00:57:54.770 --> 00:57:59.010
!نشانِ خشمِ عاشقانه و نابودگری که از پدرشون به ارث برده بودن

00:57:59.010 --> 00:58:01.740
!اووو! فهمیدم

00:58:01.740 --> 00:58:04.230
!همه چی با هم جور در میاد، با این که خوابت هم نبرده

00:58:07.350 --> 00:58:12.620
.اون چیزی جز یه تفسیرِ تحمیلیِ ماهرانه نبود

00:58:12.620 --> 00:58:13.750
!چی گفتی؟

00:58:13.750 --> 00:58:17.020
!آخه، این اوچوکوی آخری نشکسته بود

00:58:17.020 --> 00:58:19.360
...اگه می‌خواست خشمِ نابودگرِش رو نشون بده، باید می‌شکستِش

00:58:19.360 --> 00:58:22.020
!تو یکی خفه شو

00:58:24.860 --> 00:58:26.400
!آخ، آخ

00:58:26.400 --> 00:58:28.400
.به نظر میاد، اوضاعِ سختی داری

00:58:28.400 --> 00:58:30.870
!اگه چیزی می‌دونی، بهم بگو خوب

00:58:30.870 --> 00:58:32.470
!چیزی نمی دونم

00:58:32.470 --> 00:58:37.380
.تمامِ چیزی که می‌تونم بگم، اینه که میو-سان، اون موقع، باید خیلی مست می‌بوده

00:58:37.380 --> 00:58:38.810
ها؟

00:58:38.810 --> 00:58:42.150
...در غیرِ این صورت، فکر نمی کنی که اون باید وقتی که می‌فهمید سیمِ پیانو

00:58:42.150 --> 00:58:44.810
به گردنبندِش قلاب شده، کاری می‌کرد؟...

00:58:50.060 --> 00:58:54.990
!یه مروارید! این جا چیکار می‌کنه؟

00:58:54.990 --> 00:58:57.930
!وایسایو! یعنی ممکنه...؟

00:58:57.930 --> 00:59:01.070
!کازاما-سان!  شما دیدی که من کاری نکردم! درسته؟

00:59:01.070 --> 00:59:04.670
...نه، آخه اینقدر تاریک بود که چیزی نمی دیدم

00:59:04.670 --> 00:59:07.330
...اگه اون شخص قاتل باشه، پس

00:59:23.020 --> 00:59:27.460
!که این طور! انگیزه‌ش همین بوده

00:59:27.460 --> 00:59:30.120
...ولی، اگه این طور باشه، پس اون ماجرا

00:59:38.770 --> 00:59:44.510
!ناروهودو! پس معنیش همین بوده

00:59:44.510 --> 00:59:46.450
!همه چی رو متوجه شدم

00:59:46.450 --> 00:59:49.940
!یه شمایِ کلی از هر سه قتلِ رازآلود به دست آوردم

00:59:59.870 --> 01:00:04.370


01:00:10.870 --> 01:00:12.860
!چی شد؟

01:00:21.650 --> 01:00:24.820
!این لرزش برایِ چیه؟ -
زلزله س؟ -

01:00:24.820 --> 01:00:27.820
!آخه چه اتفاقی داره می‌افته؟

01:00:27.820 --> 01:00:29.620
!انفجار؟ -
 !چی؟ -

01:00:29.620 --> 01:00:30.520
!کجا آخه؟

01:00:30.520 --> 01:00:35.590
‫اتاقِ الکترونیکِ B4 و اتاقِ کامپیوتر تو طبقه ی چهلم.

01:00:35.590 --> 01:00:38.000
!اتاقِ کامپیوتر؟ -
 !ها؟ -

01:00:38.000 --> 01:00:41.630
!کازاما-سان! کامپیوترِ مرکزیِ توکیوا اون جاست

01:00:41.630 --> 01:00:44.040
!تمامِ داده هایِ حیاتی‌مون نابود می‌شن

01:00:44.040 --> 01:00:46.940
 !آتیش‌ـَم از طبقه هایِ پایینی داره میاد سمتِ بالا

01:00:44.040 --> 01:00:48.940


01:00:44.040 --> 01:00:48.940


01:00:44.040 --> 01:00:48.940


01:00:46.940 --> 01:00:49.510
!لطفاً هر چه سریع‌تر ساختمون رو تخلیه کنین

01:00:49.510 --> 01:00:50.880
!متوجه شدم

01:00:50.880 --> 01:00:54.250
!سربازرس! به نظر میاد، خیلی سریع باید این جا رو تخلیه کنیم

01:00:54.250 --> 01:00:59.090
!اگه اتاقِ برق منفجر شده، باید برقِ اضطراری هم قطع  شده باشه

01:00:59.090 --> 01:01:01.550
!پس آسانسورـا هم کار نمی کنن، هان؟

01:01:01.550 --> 01:01:02.790
.نه

01:01:02.790 --> 01:01:06.630
!وایسین، ممکنه آسانسور شیشه ای کار کنه

01:01:06.630 --> 01:01:07.790
!واقعاً؟

01:01:07.790 --> 01:01:10.790
!اون یه منبعِ برقِ دیگه داره، برایِ مهمون‌ـای ویژه تعبیه شده بود

01:01:14.730 --> 01:01:16.540
!کار می‌کنه

01:01:16.540 --> 01:01:19.000
بیشترین ظرفیتِش چند نفرـه؟ -
 .نه تا آدم بالغ -

01:01:19.000 --> 01:01:21.640
!خیلی طول می‌کشه تا همه رو بفرستیم بیرون

01:01:21.640 --> 01:01:23.740
!راهِ فرارِ دیگه ای هم هست؟

01:01:23.740 --> 01:01:26.080
،اگه از پله هایِ اضطراری برایِ رسیدن به طبقه ی شصتم استفاده کنیم

01:01:26.080 --> 01:01:29.280
‫ می‌تونیم از پلِ هوایی برایِ رفتن به برجِ B استفاده کنیم.

01:01:29.280 --> 01:01:33.690
!خیله خوب! زن‌ـا، بچه ها و سالمندـا با آسانسور برن پایین

01:01:33.690 --> 01:01:36.680
!بقیه هم از پله هایِ اضطراری استفاده کنن

01:02:00.350 --> 01:02:01.750
!شرح موقعیت؟

01:02:01.750 --> 01:02:06.720
!اتاقِ برق منفجر شده، سیستم اطفاء حریقِ ساختمون هم از کار افتاده

01:02:06.720 --> 01:02:08.950
!درـایِ خروجِ اضطراری؟ -
!بسته شدن -

01:02:08.950 --> 01:02:11.920
‫می تونیم برسیم به پلی که می‌رسه به برجِ B؟

01:02:11.920 --> 01:02:13.330
!یه آسانسورِ مستقیم به اونجا وجود داره

01:02:13.330 --> 01:02:17.160
‫خیله‌خوب! تیم های A و B  برن به اتاقِ برق!

01:02:17.160 --> 01:02:20.130
‫تیمِ C به همراهِ خودِ من می‌ریم تا از پل خودمو‌ن‌ـو به اون یکی برج برسونیم.

01:02:20.130 --> 01:02:21.600
!و از اون جا بریم به طبقه ی چهلم

01:02:21.600 --> 01:02:22.930
!ها

01:02:25.600 --> 01:02:27.210
!برو کونان-کون

01:02:27.210 --> 01:02:29.240
.تو اول برو، ران-نِچان

01:02:29.240 --> 01:02:30.570
!بیا برو دیگه

01:02:33.910 --> 01:02:35.750
!بیش از حدِ ظرفیت‌ـه

01:02:35.750 --> 01:02:36.780
!کونان-کون

01:02:36.780 --> 01:02:39.650
!چیزیم نمی شه! با آسانسورِ بعدی میام

01:02:39.650 --> 01:02:41.640
!شما برین، لطفاً

01:02:43.220 --> 01:02:47.130
!باقیِ خانم ها، کونان-کون و کیساراگی-سان

01:02:47.130 --> 01:02:49.160
!با آسانسورِ بعدی، می‌رن

01:02:49.160 --> 01:02:52.630
.من از پله ها می‌رم

01:02:52.630 --> 01:02:55.770
ولی، مگه می‌تونین؟

01:02:55.770 --> 01:02:57.840
!با من مثلِ یه بچه قرتی رفتار نکن

01:02:57.840 --> 01:03:00.640
!آآآآ! های، متوجه شدم

01:03:00.640 --> 01:03:03.140
!خوب، کازاما-سان. راهنماییشون کن

01:03:03.140 --> 01:03:09.280
!خیله‌خب! همگی، من راه‌ـو نشون می‌دم! لطفاً دنبالم بیاین

01:03:09.280 --> 01:03:13.950
.شیراتوری-کون، شماها هم برین. بعداً خودم‌ـو بهتون می‌رسونم

01:03:13.950 --> 01:03:15.650
!چشم

01:03:15.650 --> 01:03:17.650
...پروفسور، متنفرم  از این خواهشی که دارم ازت ولی

01:03:18.920 --> 01:03:20.590
.خیله خوب، متوجه شدم

01:03:24.760 --> 01:03:26.090
هان؟

01:03:28.830 --> 01:03:30.170
!عذر می‌خوام

01:03:32.810 --> 01:03:34.710
!بفرمایین -
...ولی -

01:03:34.710 --> 01:03:36.010
!چیزیمون نمی شه

01:03:36.010 --> 01:03:40.680
!ما از پلِ طبقه ی 60 استفاده می‌کنیم تا بریم به برجِ کناری

01:03:40.680 --> 01:03:43.420
!اون پایین می‌بینیمِتون

01:03:43.420 --> 01:03:46.420
!خوب، زودباش، زودباش

01:03:46.420 --> 01:03:47.750
!ممنون، بچه ها

01:03:51.460 --> 01:03:55.130
!وای، نه! خیلی تاریک شد! اصلاً نمی تونم چیزی رو تو تاریکی تشخیص بدم

01:03:55.130 --> 01:04:00.330
...اوی! حالا چیکار کنیم؟ ساعت‌ـای نورافکنمون‌ـو هم که دادیم به اون‌ـا

01:04:00.330 --> 01:04:03.900
!اووو! این جوری که خیلی بد می‌شه

01:04:03.900 --> 01:04:08.310
ای بابا. آخه بعد از پیاده شدن باید به فکرش می‌افتادین؟

01:04:08.310 --> 01:04:12.810
!که این‌طور! تو و کونان-کون تو بازی شرکت نکرده بودین

01:04:12.810 --> 01:04:14.450
!پس باید عجله کنیم

01:04:14.450 --> 01:04:19.150
اوووی، صبر کنین! نمی شه صبر کنیم تا آسانسور دوباره بیاد بالا؟

01:04:19.150 --> 01:04:22.720
!احمقی؟ اون یکی هم پرِ پر می‌شه

01:04:22.720 --> 01:04:25.380
!به هر حال، بهتره خیلی زود خودمون‌ـو برسونیم، طبقه ی شصتم

01:04:54.350 --> 01:04:55.680
!بریم

01:05:06.370 --> 01:05:09.770
.حجم و زمانبندیِ این انجارـا از قبل برنامه‌ریزی شده بود

01:05:09.770 --> 01:05:14.770
!یعنی ممکنه که مردـای سیاهپوش بمب‌ـو کار گذاشته باشن؟

01:05:14.770 --> 01:05:19.180
...اگه این طور باشه، می‌تونم تصور کنم که چرا اتاقِ کامپیوترـو هم منفجر کردن

01:05:19.180 --> 01:05:20.510
ولی دیگه چرا اتاقِ برق‌ـو ترکوندن؟

01:05:23.250 --> 01:05:24.580
!لطفاً برین داخل

01:05:26.820 --> 01:05:30.460
.شما هم همین‌طور، چینامی-سان. می‌تونیم در موردِ جزئیات بعداً صحبت کنیم

01:05:30.460 --> 01:05:31.790
.متوجه شدم

01:05:48.470 --> 01:05:53.480
فقط به خاطرِ این که سیستم اطفاء حریق فعال نشه
 این کارـو کردن؟ یا یه هدف دیگه داشتن؟

01:05:53.480 --> 01:05:57.980
!خیلی خوبه که این آسانسور منبعِ برقِ خودِش‌ـو داره

01:05:57.980 --> 01:06:01.320
!وگرنه مجبور بودیم، اون همه راه‌ـو تا پایین، پیاده بریم

01:06:03.320 --> 01:06:04.650
!م-ماساکا؟

01:06:13.830 --> 01:06:15.160
!جین

01:06:31.280 --> 01:06:34.780
!بخواب، شری، آروم بخواب

01:06:37.620 --> 01:06:40.110
!سونوکو-نِچان! شرتت پیداست

01:06:46.170 --> 01:06:49.000
!نانی؟! نانی؟! چرا متوقف شدیم؟

01:06:52.170 --> 01:06:55.170
نکنه یه نفرِ دیگه‌س؟

01:06:55.170 --> 01:06:59.510
!نشونِ لیزر محو شد! شاید فهمیده که اشتباه گرفته؟

01:07:12.620 --> 01:07:14.560
!فایده نداره! تکون نمی خوره

01:07:14.560 --> 01:07:16.890
!ران-نِچان! من‌ـو بذار رو شونه هات -
!ها؟ باشه -

01:07:27.510 --> 01:07:29.170
!بیا بالا

01:07:31.680 --> 01:07:33.670
!کونان-کون، بذار من انجامِش بدم

01:07:39.650 --> 01:07:41.590
!تو می‌تونی، ران-نِچان

01:07:41.590 --> 01:07:42.920
!لطفاً

01:07:47.930 --> 01:07:49.260
!کارت درسته، ران

01:08:03.140 --> 01:08:06.680
کدوم طبقه ایم؟ -
.چهل و پنجم -

01:08:06.680 --> 01:08:09.310
!این طبقه یه پل داره

01:08:09.310 --> 01:08:10.980
!اوه، نه! دود

01:08:13.290 --> 01:08:16.120
!باید از پل رد شین تا برسیم به برجِ کناری

01:08:21.990 --> 01:08:23.990
!من‌ـَم. اون ور اوضاع چطورـه؟

01:08:26.000 --> 01:08:28.990
.خوب نیست، فقط مردـا دارن از پله ها می‌رن

01:08:32.440 --> 01:08:36.040
،اون احتمالاً همون بالا مونده، بعد از این که شک کرده ما افتادیم دنبالِش

01:08:36.040 --> 01:08:39.080
.ولی هنوز در نرفته

01:08:39.080 --> 01:08:41.010
.پل‌ـو منفجر کن

01:08:41.010 --> 01:08:44.010
!خانوم‌ـا! همگی می‌تونیم با  گذشتن از این به ساختمون روبرویی برسیم

01:08:53.030 --> 01:08:55.360
!نگاه کن، پل اون جاست

01:09:05.370 --> 01:09:07.360
!بپــــا، کونان-کون

01:09:20.150 --> 01:09:24.020
!چه اتفاقی افتاد؟ -
!پل ـا تخریب شدن و افتادن -

01:09:24.020 --> 01:09:26.630
!موری-سان -
!آسانسورِ شیشه‌ای هم متوقف شده -

01:09:26.630 --> 01:09:27.960
!چی؟

01:09:30.030 --> 01:09:31.360
!ران

01:09:39.500 --> 01:09:42.570
!ران! حالِت خوبه؟

01:09:42.570 --> 01:09:46.380
!ما سالمیم

01:09:46.380 --> 01:09:48.280
!حالا چیکار کنیم، کونان-کون؟

01:09:48.280 --> 01:09:51.050
!این خیلی بدـه! راهِ فرارِمون از بین رفت

01:09:51.050 --> 01:09:51.720
!ها؟

01:09:51.720 --> 01:09:53.710
!اون سمتِ درِ خروجِ اضطراری، پر از دودـه

01:09:58.190 --> 01:09:59.180
...نه

01:10:05.060 --> 01:10:06.390
حالا چیکار کنیم؟

01:10:08.230 --> 01:10:10.200
.باطریش تموم شد

01:10:10.200 --> 01:10:14.200
اگه بخوایم بی ‌گدار به آب بزنیم، اوضاع خطرناک می‌شه
.بهترـه این جا منتظرِ کمک بمونیم

01:10:18.080 --> 01:10:19.570
حالِت خوب‌ـه، کونان-کون؟

01:10:34.190 --> 01:10:36.180
!ران-نِچان! ماساکا؟

01:10:37.360 --> 01:10:40.350
...نمی دونم، مثلِ فیلم‌ـا جواب بده یا نه، ولی

01:10:42.570 --> 01:10:44.560
!محکم بچسب؛ کونان-کون

01:10:53.110 --> 01:10:54.580
!اُه! ران-سان‌ـه

01:10:54.580 --> 01:10:56.570
!چی؟! بده ببینم

01:10:59.850 --> 01:11:02.180
!چ-چیکار می‌خواد بکنه؟

01:11:16.300 --> 01:11:19.540
!ران-نِچان، ترسیدی؟

01:11:19.540 --> 01:11:21.570
!ترسیدم

01:11:21.570 --> 01:11:27.570
...ولی تو پیشِ منی؛ به شین‌ایچی هم قول دادم منتظرِش بمونم

01:11:30.180 --> 01:11:32.840
...باید زنده بمونم تا بتونم منتظرِش بمونم

01:11:37.820 --> 01:11:42.260
...کونان-کون، من

01:11:42.260 --> 01:11:45.600
!درست می‌شه، ران-نِچان

01:11:45.600 --> 01:11:48.930
...می دونم چه حسی داری، اینقدر حسِت زیاده که باعثِ درد می‌شه

01:12:25.370 --> 01:12:27.360
!اوه نه! شلنگ آتیش گرفته

01:12:46.430 --> 01:12:48.590
حالِت خوبه، کونان-کون؟

01:12:48.590 --> 01:12:51.590
!آ-آره! تو محشری، ران-نِچان

01:12:56.230 --> 01:12:57.400
!موری-سان

01:13:01.240 --> 01:13:02.570
!ران

01:13:03.540 --> 01:13:06.240
!سونوکو -
 !خداروشکر که سالمی -

01:13:06.240 --> 01:13:08.240
!ای بابا! مجبوری، دیوونه بازی در بیاری؟

01:13:13.650 --> 01:13:14.980
!مراقب باشین

01:13:17.920 --> 01:13:19.910
!ببین! آسانسورِ شیشه ای

01:13:25.600 --> 01:13:27.530
!پروفسور! اون یارو کجاست؟

01:13:27.530 --> 01:13:31.270
!ها؟ ببخشید! گمِشون کردم

01:13:31.270 --> 01:13:34.270
!بچه ها رو هم نمی بینم

01:13:34.270 --> 01:13:35.600
!چی؟

01:13:36.610 --> 01:13:39.270
!آیومی! گِنتا! میتسوهیکو! صدام‌ـو دارین؟

01:13:41.280 --> 01:13:43.350
!صدات میاد! کونان-کون

01:13:43.350 --> 01:13:45.320
!شما کجایین؟

01:13:45.320 --> 01:13:49.390
...در واقع روبرویِ پلِ طبقه ی 60 ـُمیم

01:13:49.390 --> 01:13:50.720
!چی؟

01:13:52.890 --> 01:13:54.960
!اون بالان؟

01:13:54.960 --> 01:13:57.460
!تاکاگی-کون! هلیکوپتر خبر کن

01:13:57.460 --> 01:13:58.790
!آآآ، های

01:14:21.790 --> 01:14:23.460
!آقا! من چراغ‌قوه‌تون‌ـو قرض می‌گیرم

01:14:23.460 --> 01:14:24.790
!وایسا! پسر

01:14:28.030 --> 01:14:29.060
!چی شد...؟

01:14:29.060 --> 01:14:31.500
!اون صدا -
!صدای اسکیت‌بردِش‌ـه -

01:14:31.500 --> 01:14:32.830
!کونان؟

01:14:46.380 --> 01:14:47.510
!اوخ

01:14:47.510 --> 01:14:48.850
!عجب کارِ خفنی کردی، پسر

01:14:48.850 --> 01:14:50.380
!خیلی باحالی

01:14:50.380 --> 01:14:52.450
!تو ناجیِ مایی

01:14:52.450 --> 01:14:56.440
!ای بابا! الان وقت جَو زده شدن نیست

01:14:58.920 --> 01:14:59.890
!چی شد...؟

01:14:59.890 --> 01:15:02.460
!اسکیت‌بردِ کونان-کون‌ـه

01:15:02.460 --> 01:15:05.860
!کونان-کون همین الان از پلِ طبقه شصتم، پرید

01:15:05.860 --> 01:15:07.200
!چی؟

01:15:09.470 --> 01:15:10.540
!مِگوره هستم

01:15:10.540 --> 01:15:13.370
!سربازرس! ما داریم می‌ریم رو پشتِ بوم

01:15:13.370 --> 01:15:14.910
!از خلبانِ هلیکوپتر بخواین بیاد اون جا

01:15:14.910 --> 01:15:16.900
!ما»؟! کجایین الان؟»

01:15:24.820 --> 01:15:27.890
‫15 طبقه بالا رفتن خیلی سخته...

01:15:27.890 --> 01:15:30.820
!تو می‌تونی، گِنتا-کون! تقریباً رسیدیم

01:15:30.820 --> 01:15:32.150
...آ-آره

01:15:35.690 --> 01:15:37.630
.شما بچه ها برین بالا

01:15:37.630 --> 01:15:39.960
ها؟ کجا داری می‌ری، کونان-کون؟

01:15:44.470 --> 01:15:47.130
!اوی! کجا داری می‌ری؟ اوی

01:15:48.740 --> 01:15:50.040
موضوع چی بود؟

01:15:50.040 --> 01:15:53.180
!تو که می‌دونی کونان-کون چه اخلاقی داره! حتماً یه فکر به ذهنِش رسیده

01:15:53.180 --> 01:15:55.510
!بهترـه بریم بالا رویِ سقف

01:15:57.180 --> 01:15:59.170
!ب-بذارین یه دقیقه من‌ـَم فکر کنم

01:16:11.800 --> 01:16:13.100
!یه نفر این جاست

01:16:13.100 --> 01:16:15.760
.همونی‌ـه که اوکی-سان و میو-سان رو به قتل رسونده

01:16:19.770 --> 01:16:22.870
،اون تصمیم داشته تا به دلیلِ خاصی میو-سان رو به قتل برسونه

01:16:22.870 --> 01:16:25.880
.برایِ همین‌ـَم اون گردنبندِ مروارید رو بهِش هدیه داده بوده

01:16:25.880 --> 01:16:28.880
بهش گفته بوده اون گردنبندـو  موقع مراسمِ افتتاحیه به گردن بندازه

01:16:28.880 --> 01:16:32.220
.و اون تابلویی که بهش هدیه داده بوده رو رویِ استیج نمایش بده

01:16:32.220 --> 01:16:34.210
...پس قاتل باید

01:16:37.660 --> 01:16:40.650
...آره، استادِ نقاشیِ ژاپنیِ میو-سان

01:16:43.130 --> 01:16:45.120
!کیساراگی هوسوی-سان...

01:16:57.810 --> 01:16:59.640
...تا جایی که به یاد دارم، تو

01:16:59.640 --> 01:17:03.580
.اِدوگاوا کونان هستم؛ یه کارآگاه

01:17:03.580 --> 01:17:10.160
.گردنبندی که میو-سان داده بودین، جوری ساخته شده بود که به راحتی باز بشه

01:17:10.160 --> 01:17:15.530
.و شما مجبور بودین که یه گردنبندِ دیگه آماده داشته باشین

01:17:15.530 --> 01:17:19.500
،در طولِ مهمونی، گردنبند رو درآوردین

01:17:19.500 --> 01:17:21.500
...و به قلابِ انتهاییِ سیمِ پیانو گیرِش دادین

01:17:21.500 --> 01:17:26.570
.از تابلویِ نقاشیِ کوهِ فوجی آویزونِش کردین و لابلای پرده ی استیج قایمِش کردین

01:17:26.570 --> 01:17:30.510
...بعد از اون از چراغ‌ـای کفِ استیج استفاده کردین تا میو-سان رو پیدا کنین

01:17:30.510 --> 01:17:33.240
.گردنبندِش رو باز کردین

01:17:33.240 --> 01:17:38.650
«بعدِش هم به میو-سانِ از همه جا بی خبر گفتین که «اشکالی نداره، الان پیداش می‌کنم

01:17:38.650 --> 01:17:41.750
...و بعدش اون یکی گردنبند رو به گردنِش انداختین

01:17:41.750 --> 01:17:45.520
.همون گردنبند که سیمِ پیانو از  داخلِش رد شده بود

01:17:45.520 --> 01:17:46.190
...به عبارت دیگه

01:17:46.190 --> 01:17:50.200
.اون قلاب به گردنبندِ میو-سان گیر نکرده بود

01:17:50.200 --> 01:17:53.900
.اون گردنبند از همون ابتدا یه قلاب رویِ خودِش داشته

01:17:53.900 --> 01:17:56.870
.برایِ همین هم اون اصلاً متوجهِش نشده

01:17:56.870 --> 01:18:03.810
این مروارید که از رویِ زمین برش داشتم، همون موقعی رویِ
 .زمین افتاده بود که گردنبند اولی رو باز کرده بودی

01:18:03.810 --> 01:18:07.210
...فنجونِ اوچوکویی که رویِ استیج افتاده بود رو هم از قصد اون جا انداخته بودی تا

01:18:07.210 --> 01:18:08.980
.اون قتل رو در امتدادِ اون قتل هایِ سریالی جلوه بدی...

01:18:08.980 --> 01:18:13.550
.وایسا. کیساراگی-سان که برایِ قتلِ هارا-سان توجیه زمانیِ موجه داشته

01:18:13.550 --> 01:18:18.550
.البته که داشته. چون یه نفرِ دیگه هارا-سان رو کشته بوده

01:18:29.570 --> 01:18:31.600
!آتیش به طبقه ی 70 ـُم رسیده

01:18:31.600 --> 01:18:33.940
!هی! اون هلیکوپترِ نجاتِ لعنتی کجاست؟

01:18:33.940 --> 01:18:35.970
!الان، دوباره می‌پرسم، قربان

01:18:35.970 --> 01:18:37.310
...کونان-کون

01:18:38.610 --> 01:18:41.180
،اون شب، بعد از این که ما رفتیم

01:18:41.180 --> 01:18:45.350
.شما رفته بودی به آپارتمانِ هارا-سان تا بکشیش

01:18:45.350 --> 01:18:47.250
...ولی

01:18:47.250 --> 01:18:51.360
.به سینه ی هارا-سان یه تیر اصابت کرده بود و همون جا افتاده بود

01:18:51.360 --> 01:18:55.260
،به سرعت افکارِتون رو جمع کردین و اون رو هم ادامه ی قتل هایِ سریالی جلوه دادین

01:18:55.260 --> 01:18:58.900
.تا بتونین برای خودتون یه توجیه در زمانِ قتل بتراشین

01:18:58.900 --> 01:19:02.330
،چرا که با وجودِ اون قتل هایِ سریالی ، اگه برایِ یکی از قتل ها هم توجیه داشتین

01:19:02.330 --> 01:19:04.940
.دیگه شما رو مظنون به حساب نمی آوردن

01:19:04.940 --> 01:19:10.140
پس شما اون فنجونِ اوچوکو رو درست مثلِ ماجرایِ
 .قتلِ اوکی-سان شکسته اون جا رها کردین

01:19:10.140 --> 01:19:14.610
.وقتی که این کار رو کردین، تکه هایی از اون رویِ خونِ  لخته شده افتادن

01:19:14.610 --> 01:19:20.850
برایِ همین هم هیچ کدوم از تکه هایِ  فنجونِ تو کیسه ی تومه-سان
.اثری از خون رویِ خودِشون نداشتن

01:19:20.850 --> 01:19:25.260
،و از رویِ عکسِ  گرفته شده از صحنه ی قتلِ اوکی-سان تویِ اون هتل

01:19:25.260 --> 01:19:29.090
...که فقط قسمتِ پایینیِ درِ کمد دیواری خونی شده بود، فهمیدم

01:19:29.090 --> 01:19:34.100
.که یکی از تابلو هایِ طوماری ای که شما کشیده بودین، اون جا آویزون شده بود...

01:19:34.100 --> 01:19:39.240
شما اون تابلویِ طوماری رو بهونه ای برایِ ملاقات اون تو اتاقِش قرار داده بودین

01:19:39.240 --> 01:19:41.640
.و با همون هم حواسِش رو از نیتِ واقعیتون پرت کرده بودین

01:19:41.640 --> 01:19:45.680
.این واقعاً تئوریِ خیلی جالبی بود، کارآگاه کوچولو

01:19:45.680 --> 01:19:47.680
...ولی تئوریِ تو هیچ وجهه ی

01:19:47.680 --> 01:19:50.670
.من مدرک دارم. اون‌ـَم درست داخلِ اون عصاست

01:19:54.690 --> 01:19:59.180
!اولین گردنبندی که میو-سان به گردن انداخته بوده، باید داخلِ اون باشه

01:20:12.300 --> 01:20:16.370
تو از کجا می‌دونی که داخلِ این قایمِش کردم؟

01:20:16.370 --> 01:20:17.740
...صدا

01:20:17.740 --> 01:20:23.410
.صدایِ اون عصا قبل و بعد از قتلِ میو-سان با هم یه تفاوت هایی داشت

01:20:23.410 --> 01:20:25.410
.واقعاً که گوش هایِ یه کارآگاه رو داری

01:20:31.290 --> 01:20:33.280
!اوه! اومدِش

01:20:41.300 --> 01:20:43.170
ولی انگیزه‌ش برایِ قتل چی بوده؟

01:20:43.170 --> 01:20:46.770
برایِ این بوده که میو-سان تابلوهاش رو در ازایِ یه عالمه پول فروخته بوده؟

01:20:46.770 --> 01:20:51.880
.نه. انگیزه ی اون به احتمالِ زیاد، از خودِ برج‌هایِ دوقلو ناشی می‌شده

01:20:51.880 --> 01:20:56.750
...دلیلِ این هم که اوکی-سان رو کشتین و سعی در قتلِ هارا-سان داشتین هم

01:20:56.750 --> 01:21:00.220
...همین بوده...؛ تمامِ نقاشی هایی که از کوهِ فوجی کشیده بودین...

01:21:00.220 --> 01:21:03.790
.از یه زاویه و از یه نما کشیده شده بودن...

01:21:03.790 --> 01:21:06.390
شما اون ها رو از یه مکان کشیده بودین، درسته؟

01:21:09.730 --> 01:21:15.400
.اون‌ـا رو از رویِ یه تپه که تو حاشیه ی تامایِ غربی پیدا کرده بودم، می‌کشیدم

01:21:15.400 --> 01:21:20.740
.دهه ها از اون تپه برایِ کشیدنِ نقاشی هام استفاده می‌کردم

01:21:20.740 --> 01:21:25.940
.ولی همون طور که پیر و پیرتر می‌شدم، بالا رفتن از اون تپه هم برام دشوار تر می‌شد

01:21:25.940 --> 01:21:31.880
پس 3 سالِ پیش، اون تپه رو خریدم و یه خونه اون جا ساختم

01:21:31.880 --> 01:21:35.090
.تا بتونم تو زمانِ باقیمونده از زندگیم رو به نقاشی از کوه فوجی اختصاص بدم

01:21:35.090 --> 01:21:40.890
.اتاقِ کارم رو هم تو بهترین نقطه ی خونه در نظر گرفته بودم

01:21:40.890 --> 01:21:48.070
.از اون پنجره، یه نمایِ فوق‌العاده از کوه فوجی داشتم

01:21:48.070 --> 01:21:51.400
!و بعد اون زن همه چی رو خراب کرد

01:22:01.380 --> 01:22:06.780
پس، نکنه، اون فنچون‌ـایِ شکسته نمادِ فوجی-سان بودن؟

01:22:06.780 --> 01:22:08.790
...آره، یه نشونی از خشمِ ایشون

01:22:08.790 --> 01:22:12.920
.که نشونگرِ این بود که اون برج ها کوه فوجی رو به دو نیم کرده بودن

01:22:12.920 --> 01:22:17.260
!ولی اون فنجون، موقعِ مرگِ میو-سان شکسته نشده بود

01:22:17.260 --> 01:22:20.830
،اون رو فقط اون جا گذاشته بوده تا بگه ادامه ی قتل‌ـایِ سریالی بوده

01:22:20.830 --> 01:22:23.800
.و دلیلی هم نداشته تا پیغامی رو اون جا باقی بذاره

01:22:23.800 --> 01:22:28.940
.چون که خودِ میو-سان کوه فوجی رو به دو نیم قسمت کرده بوده

01:22:28.940 --> 01:22:32.080
،حالا که می‌دونم اون گردنبند رو به عنوان مدرک کشف کردین

01:22:32.080 --> 01:22:35.070
.نمی تونم راهم‌ـو با گفتگو از میونِ شما باز کنم

01:22:49.130 --> 01:22:53.460
.ببخشید، به عنوانِ یه کارآگاه نمی تونم اجازه ی مردن بهت بدم

01:22:56.970 --> 01:22:59.960
!هِی! این پایین

01:23:00.910 --> 01:23:05.440
از کجا انگیزه ی کیساراگی هوسوی رو فهمیده بودی؟

01:23:05.440 --> 01:23:09.510
.از همون موقعی که پا تویِ خونه‌ش گذاشته بودیم، یه چیزی بهم سیخونک می‌زد

01:23:09.510 --> 01:23:11.880
،وقتی که به ایستگاهِ آساهینو رسیدیم

01:23:11.880 --> 01:23:16.290
.پشتِ سرِ میتسوهیکو دیدم که اون برج‌ـایِ دوقلو فوجی-سان رو به دو نیم کرده بودن

01:23:16.290 --> 01:23:20.290
.و خونه ی کیساراگی-سان هم درست در خلافِ جهتِ اون بود

01:23:20.290 --> 01:23:25.460
.ولی یه پنجره ی بزرگ تو اتاقِ کارِش بود که پرده هاش رو کشیده بودن

01:23:25.460 --> 01:23:31.900
...پس اون نمی خواسته بقیه منظره ی دو نیم شدن فوجی-سان رو از خونه ی اون ببینن

01:23:31.900 --> 01:23:36.010
.ولی یه چیزِ دیگه هم هست -
 منظورِت، قاتلِ هارا-سان‌ـه، آره؟ -

01:23:36.010 --> 01:23:41.110
.این فقط یه فرضیه‌س، ولی اون یه چاقویِ نقره ای داشت

01:23:41.110 --> 01:23:44.650
.«تو ژاپنی، به نقره ای می‌گن، «گین

01:23:44.650 --> 01:23:46.150
.ببین

01:23:46.150 --> 01:23:51.290
.ولی اون «جین» ـی که رویِ بطری مشروب نوشته شده، جورِ دیگه ای تلفظ می‌شه

01:23:51.290 --> 01:23:52.620
!جین

01:23:56.560 --> 01:24:00.230
.احتمالاً اون موقع، جین اسلحه‌ش رو سمتِ هارا-سان نشونی رفته بوده

01:24:00.230 --> 01:24:04.070
.اون هم بلافاصله چاقویِ نقره ای رو از رویِ میز بر می‌داره

01:24:04.070 --> 01:24:08.340
...حتی جین هم فرض رو بر این می‌ذاشته که اون چاقو رو برایِ جنگیدن برداشته بوده

01:24:08.340 --> 01:24:11.910
.و هیچ وقت فکر نمی کرده که اون چاقو در واقع یه پیام‌ـه...

01:24:11.910 --> 01:24:14.050
یعنی هارا-سان با اون‌ـا کار می‌کرده؟

01:24:14.050 --> 01:24:20.380
آره، احتمالاً به پایگاهِ اطلاعاتِ اون‌ـا نفوذ کرده بوده و اطلاعات محرمانه‌شون رو دزدیده بوده

01:24:20.380 --> 01:24:24.920
،برایِ همین هم کشتنِش، تمامِ اطلاعاتِ کامپیوترِ خونه‌ش رو پاک کرده بودن

01:24:24.920 --> 01:24:32.300
و مرکزِ اصلیِ ذخیره ی داده هایِ توکیوا رو هم منفجر کرده بودن، چون
 .احتمال می‌دادن به اون جا هم  اطلاعاتِ اُرگان‌ـو منتقل کرده باشه

01:24:32.300 --> 01:24:36.130
...پس این اتفاقی بوده که افتاده

01:24:36.130 --> 01:24:38.600
!اُه، نه! باطریش تموم شد

01:24:38.600 --> 01:24:41.970
!می رم بالا تا از یه نفر بخوام برایِ جابجا کردنِ کیساراگی-سان، کمکم کنه

01:24:41.970 --> 01:24:43.460
!تو همین جا بمون

01:25:13.200 --> 01:25:16.640
!هورا -
!نجات پیدا کردیم -

01:25:16.640 --> 01:25:19.630
!باد نمیاد! پس باید همه چی اوکی باشه

01:25:36.030 --> 01:25:38.360
!برگردین، بچه ها! زود باشین

01:25:47.410 --> 01:25:49.740
!ک-کی این کارـو کرد؟

01:25:52.310 --> 01:25:55.350
.این باعث می‌شه اون هلیکوپتر نتونه بشینه

01:25:55.350 --> 01:26:01.120
...حتی اگه منتظر بمونن تا آتیش متوقف بشه، هنوزـَم

01:26:01.120 --> 01:26:02.450
!وقتِشون به سر می‌رسه...

01:26:05.060 --> 01:26:06.390
...نابود شدم

01:26:10.600 --> 01:26:13.800
!چه بلایی داره سرِ این ساختمون میاد؟

01:26:13.800 --> 01:26:17.300
.از الان باید فقط صبر کنیم تا آتیشِ رویِ بوم ، خاموش بشه

01:26:17.300 --> 01:26:19.630
.فکر نکنم برایِ صبر کردن وقت داشته باشیم

01:26:26.040 --> 01:26:27.370
!یه بمب؟

01:26:28.480 --> 01:26:31.470
...بمب‌ـا رو زیرِ میزـا کار گذاشتن. تایمرشون هم

01:26:36.190 --> 01:26:38.360
!فقط 4 دقیقه مونده

01:26:38.360 --> 01:26:41.690
لعنتی! اون‌ـا نقشه داشتن، آخرِ کار اتاقِ مهمونی رو هم منفجر کنن

01:26:41.690 --> 01:26:44.020
!پس هنوزـَم مشخص نیست که اون‌ـا واقعاً دنبالِ چه کسی افتادن

01:26:57.110 --> 01:26:58.510
...ران

01:26:58.510 --> 01:26:59.840
!زودباشین

01:27:09.120 --> 01:27:10.790
!کاپیتان! بهشون نمی رسه

01:27:10.790 --> 01:27:13.090
!لعنتی! این خوب نیست

01:27:13.090 --> 01:27:15.750
!وایسا ببینم! اون یکی پشتِ بوم

01:27:24.840 --> 01:27:26.600
!یوش! سویچِش این جاست

01:27:26.600 --> 01:27:30.440
!که این طور! می‌خوایم سوارِ این ماشین بشیم و تا سقفِ ساختمونِ کناری بپریم

01:27:30.440 --> 01:27:32.110
!جواب نمی ده

01:27:32.110 --> 01:27:38.450
.بینِ دو تا ساختمون 50 متر فاصله‌س! اگه بخوایم از این یکی به اون بپریم، 60 متر می‌شه

01:27:38.450 --> 01:27:41.750
.آخه این دو تا ساختمون، 20 متر اختلافِ ارتفاع دارن

01:27:41.750 --> 01:27:46.720
،رویِ زمین یه شیء می‌تونه در جهت افقی با یه سرعت ثابت حرکت کنه

01:27:46.720 --> 01:27:52.560
.ولی به دلیلِ گرانش زمین، اون شیء دچارِ افزایش سرعت در یه اندازه ی معین می‌شه

01:27:52.560 --> 01:27:55.870
...معادله ی سقوط از ارتفاع 20 متری

01:27:55.870 --> 01:27:59.140
‫این جوریه که t برابر رادیکال 2s بر مقدارِ ثابتِ gـه.

01:27:59.140 --> 01:28:00.740
‫t که همون زمان‌ـه،

01:28:00.740 --> 01:28:06.180
‫g هم که همون مقدارِ شتاب بر اثر گرانشِ زمین‌ـه، یعنی 9/80 متر بر مجذور ثانیه.

01:28:06.180 --> 01:28:08.810
‫s هم که فاصله ی سقوط‌ـه، یعنی 20 متر.

01:28:08.810 --> 01:28:13.680
.معادله رو که حل کنیم، زمان برابر می‌شه با 2/02 ثانیه

01:28:13.680 --> 01:28:17.590
.به عبارت دیگه، تقریباً 2 ثانیه طول می‌کشه تا 20 مترپرواز کنیم

01:28:17.590 --> 01:28:21.360
...باید 60 مترـو تو دو ثانیه طی کنیم، یعنی

01:28:21.360 --> 01:28:26.330
‫30 متر به ازایِ هر یه ثانیه؛ یا 108 کیلومتر بر ساعت، سرعت می‌خوایم.

01:28:26.330 --> 01:28:30.840
.با توجه به اندازه ی این اتاق، نهایت بتونیم به سرعت 50 یا 60 کیلومتر بر ساعت برسیم

01:28:30.840 --> 01:28:35.770
...یعنی قبلِ این که به اون یکی ساختمون برسیم با مخ اومدیم رویِ زمین

01:28:35.770 --> 01:28:37.610
ولی اگه این کارـو کنیم چی؟...

01:28:37.610 --> 01:28:40.340
!نکنه می‌خوای هماهنگ با انفجار بپری؟

01:28:40.340 --> 01:28:43.210
!هان؟ چی؟! درباره ی چی حرف می‌زنین؟

01:28:43.210 --> 01:28:48.190
!کونان-کون می‌خواد از  انفجارِ این جا برایِ  بیشتر پریدن استفاده کنه

01:28:48.190 --> 01:28:50.290
!چی؟

01:28:50.290 --> 01:28:53.290
!اگه قرار باشه بیشتر از این معطل کنیم، همه با هم می‌میریم

01:28:53.290 --> 01:28:54.620
!بریم تو کارِش

01:28:57.660 --> 01:28:59.930
!بریم تو کارِش، کونان-کون -
!انجامِش می‌دیم -

01:28:59.930 --> 01:29:01.870
!یه کارِ سوپر خفن می‌کنیم

01:29:01.870 --> 01:29:05.200
.کلیدِ موفقیتِمون، زمان‌سنجیِ خیلی دقیق‌ـه

01:29:05.200 --> 01:29:10.210
...بمب وقتی باید منفجر بشه که ماشین از پنجره عبور کرده باشه

01:29:10.210 --> 01:29:13.240
.و گرنه، سرعت نمی گیریم و مستقیماً سقوط می‌کنیم

01:29:13.240 --> 01:29:17.880
.آره، مشکل این جاست که از داخلِ ماشین، نمی تونیم تایمری که اونجاست‌ـو ببینیم

01:29:17.880 --> 01:29:21.490
...باطریِ ساعتِ من‌ـَم که تموم شده

01:29:21.490 --> 01:29:23.850
!اگه این طورـه، ما آیومی-چان‌ـو داریم

01:29:23.850 --> 01:29:26.860
!ممکنه اون بتونه 30 ثانیه رو دقیق محاسبه کنه

01:29:26.860 --> 01:29:29.460
...ولی اون چند وقت پیش اشتباه شمرد

01:29:29.460 --> 01:29:31.330
...آآآ

01:29:31.330 --> 01:29:33.500
چی فکر می‌کنی، آیومی-چان؟ می‌تونی انجامِش بدی؟

01:29:33.500 --> 01:29:38.300
!...خیلی مطمئن نیستم، ولی... اگه تو کنارم باشی، کونان-کون

01:29:38.300 --> 01:29:39.700
!ها؟

01:29:39.700 --> 01:29:44.240
!فکر کنم بتونم، اگه تو کنارم باشی

01:29:44.240 --> 01:29:45.570
...آیومی

01:29:49.380 --> 01:29:53.980
اگه این طورـه چطورـه من پایِ تایمر بایستم و تا 30
 ...ثانیه مونده به انفجار براتون بشمارم

01:29:53.980 --> 01:29:57.590
و بعد بیام سوارِ ماشین شم؟...

01:29:57.590 --> 01:30:00.760
!وقتِ فکر کردن، نیست! بهترـه بریم تو کارِش

01:30:00.760 --> 01:30:04.560
!چی؟! تو اتاقِ مهمونی بمب گذاشتن؟

01:30:04.560 --> 01:30:06.900
!همین الان، بگین گنبدِ رو پشتِ بوم رو باز کنن

01:30:06.900 --> 01:30:09.630
!پشتِ بوم؟ -
 !زودباشین -

01:30:09.630 --> 01:30:10.960
!کازاما-سان

01:30:12.940 --> 01:30:17.610
!موشی موشی؟ من‌ـَم! سقفِ استخرـو باز کنین! همین الان

01:30:17.610 --> 01:30:18.940
!معذرت می‌خوام

01:30:18.940 --> 01:30:21.810
!چیکار می‌خوای بکنی، کونان-کون؟

01:30:21.810 --> 01:30:25.350
!ران-نِچان، الان میام اون ور

01:30:25.350 --> 01:30:27.680
!زودباشین -
!الو؟ کونان-کون؟ -

01:30:35.330 --> 01:30:36.660
!خیله‌خوب

01:30:52.310 --> 01:30:54.410
‫55. 54.

01:30:54.410 --> 01:30:55.910
‫53. 52.

01:30:55.910 --> 01:30:58.320
‫51. 50.

01:30:58.320 --> 01:30:59.650
‫49. 48.

01:30:59.650 --> 01:31:02.620
‫47. 46. 45.

01:31:02.620 --> 01:31:04.520
‫44. 43.

01:31:04.520 --> 01:31:06.560
‫42. 41.

01:31:06.560 --> 01:31:09.590
‫40. 39. 38.

01:31:09.590 --> 01:31:11.530
‫37. 36.

01:31:11.530 --> 01:31:14.600
‫35. 34. 33.

01:31:14.600 --> 01:31:16.630
‫32. 31.

01:31:16.630 --> 01:31:17.640
‫30!

01:31:17.640 --> 01:31:18.440
‫29!

01:31:18.440 --> 01:31:19.340
‫28!

01:31:19.340 --> 01:31:20.470
!هایبارا-سان

01:31:20.470 --> 01:31:21.540
!چه خبر شده؟

01:31:21.540 --> 01:31:24.640
!هایبارا-سان! دست از شمردن بر نمی‌داره

01:31:24.640 --> 01:31:25.640
!چی؟

01:31:25.640 --> 01:31:28.550
!هایبارا! چیکار داری می‌کنی؟! بیا دیگه

01:31:28.550 --> 01:31:31.950
...احمق نباش. این جوری دقیق‌تره

01:31:31.950 --> 01:31:35.420
!نگو که اون می‌خواد این جا بمونه و جونِش‌ـو برایِ ما فدا کنه؟

01:31:35.420 --> 01:31:36.420
‫21!

01:31:36.420 --> 01:31:37.750
‫20!

01:31:44.360 --> 01:31:45.130
!چیکار داری می‌کنی؟

01:31:45.130 --> 01:31:50.400
!مامانم بهم گفته اگه یه دونه برنج‌ـَم تو بشقاب جا بمونه، دچارِ بدبختی می‌شی

01:31:50.400 --> 01:31:51.540
‫11!

01:31:51.540 --> 01:31:52.540
‫10!

01:31:52.540 --> 01:31:53.800
‫9! 8!

01:31:53.800 --> 01:31:55.370
‫- بیا!
‫- 7!

01:31:55.370 --> 01:31:57.370
‫- 6! 5!
‫- برو که رفتیم!

01:31:57.370 --> 01:31:58.380
‫4!

01:31:58.380 --> 01:31:59.380
‫3!

01:31:59.380 --> 01:32:00.380
‫2!

01:32:00.380 --> 01:32:00.950
‫1!

01:32:00.990 --> 01:32:02.280
!صفر

01:32:09.690 --> 01:32:11.020
!هایبارا-سان

01:32:13.660 --> 01:32:16.320
!امکان نداره، ولت کنم

01:32:18.460 --> 01:32:21.630
!اُه، نه! اینجوری اون می‌خوره به اون کریستال‌ـا

01:32:23.000 --> 01:32:24.990
!این‌ـو قرض می‌گیرم

01:32:55.070 --> 01:32:56.400
!کونان-کون

01:32:59.170 --> 01:33:00.600
!ران-نِچان

01:33:00.600 --> 01:33:01.770
!ما خوبیم

01:33:01.770 --> 01:33:03.100
!هورا

01:33:06.840 --> 01:33:09.980
!راستی، کونان-کون! تو کجا رانندگی یاد گرفتی؟

01:33:09.980 --> 01:33:11.970
...بابام تو هاوایی بهم یاد داده

01:33:20.460 --> 01:33:25.230
.آنیکی؛ 5 تا بچه و یه پیرمرد تو ماشین بودن

01:33:25.230 --> 01:33:29.600
.به نظر میاد اصلاً نرفته باشه تو اون مهمونی

01:33:29.600 --> 01:33:33.470
.مهم نیست. ما به هدفی که می‌خواستیم، رسیدیم

01:33:33.470 --> 01:33:38.010
...آره. ولی فکر می‌کنی، اون به ما خیانت می‌کرد و

01:33:38.010 --> 01:33:42.550
اطلاعاتِ کامپیوتریِ اُرگان‌ـو کش می‌رفت؟...

01:33:42.550 --> 01:33:44.580
گرفتی چی شد، آنیکی؟

01:33:44.580 --> 01:33:48.090
!گفت، اون هکره از داخلِ برج‌ـایِ دوقلوی شهرِ تامایِ غربی‌ـه

01:33:48.090 --> 01:33:50.520
...به احتمالِ زیاد باید کارِ هارا باشه

01:33:50.520 --> 01:33:55.490
.ما ترتیب هارا و کامپیوترـایِ مرکزیِ توکیوا رو دادیم

01:33:55.490 --> 01:33:58.480
.الان دیگه اطلاعاتِ سازمان به بیرون درز نمی کنه

01:34:02.770 --> 01:34:07.840
،امیدوار بودم، اون ساختمون‌ـو به چوبه ی دارِ اون ‌ـَم تبدیل کنم

01:34:07.840 --> 01:34:09.830
.ولی انگار باید این سرگرمی رو به وقتِ دیگه ای موکول کنم

01:34:09.850 --> 01:34:17.850
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:34:17.880 --> 01:34:27.880
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:34:28.090 --> 01:34:30.860
...باورم نمی شه که کیساراگی-سان پشتِ این قضایا بوده

01:34:30.860 --> 01:34:32.560
...خیلی شوکه کننده‌س

01:34:32.560 --> 01:34:36.830
!این طوری فکر می‌کنین؟ من که از همون اول بهش مشکوک بودم

01:34:36.830 --> 01:34:39.900
.این دیگه از محدوده ی تحقیقاتِ پلیس هم فرا تر می‌ره

01:34:39.900 --> 01:34:45.580
.آره، احتمالاً اون‌ـا هیچ وقت نمی فهمن که جین، هارا-سان‌ـو به قتل رسونده

01:34:45.580 --> 01:34:48.570
...حقیقتِ پشتِ اون انفجارـا هم همیشه تو پرده ی ابهام باقی می‌مونه

01:34:53.550 --> 01:34:57.920
.خیلی ازت ممنونم؛ تو من‌ـو نجات دادی

01:34:57.920 --> 01:35:01.630
!نه! به عنوانِ یه مرد فقط وظیفه‌مو انجام دادم

01:35:01.630 --> 01:35:05.120
تو هم همین طور، کوجیما-کون. حالا دیگه به من می‌گی یه دونه برنج، هان؟

01:35:08.700 --> 01:35:13.340
!ولی خودمونیم، آیومی! چطور تونستی  دوباره 30 ثانیه رو درست بشماری؟

01:35:13.340 --> 01:35:14.670
!شانسی بود

01:35:18.340 --> 01:35:22.180
!راستِش، به خاطرِ تو بود، کونان-کون

01:35:22.180 --> 01:35:24.580
...وقتی تو کنارم باشی، هیجان زده می شم

01:35:24.580 --> 01:35:27.580
!و می تونم با شمارشِ ضربانِ قلبم، درست بشمارم

01:35:27.580 --> 01:35:30.850
...حالا، یادم اومد، اون موقع هم که تونستی 30 ثانیه رو بشماری

01:35:30.850 --> 01:35:34.060
‫28! 29! 30!

01:35:34.060 --> 01:35:37.230
...برایِ همین می خواستی کنارت باشم

01:35:37.230 --> 01:35:39.730
!میتسوهیکو-کون، تو هم واقعاً محشری

01:35:39.730 --> 01:35:40.700
...نه، بابا

01:35:40.700 --> 01:35:42.100
!تو هم همین‌طور، گِنتا-کون

01:35:42.100 --> 01:35:43.200
!جداً؟

01:35:43.200 --> 01:35:47.670
!هوی، الان می خوای چیکار کنی؟ -
!منظورِت چیه؟ -

01:35:47.670 --> 01:35:51.380
!اگه کاری کنی که یوشیدا-سان گریه کنه، کاری می کنم که پشیمون بشی

01:35:51.380 --> 01:35:52.710
...اوی، اوی

01:35:58.710 --> 01:36:03.710
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:36:03.710 --> 01:36:08.710
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:36:09.200 --> 01:36:16.840
. کارِ شاقّی نیست! از الان دیگه مشکلی نداره! می تونیم بسازیمِش

01:36:18.960 --> 01:36:27.520
!بیا یه کاریش بکنیم، همون طور که می خواستیم! تا روزی که ببینمِت

01:36:29.070 --> 01:36:38.910
چیزی ندارم از خودم، ولی چشام‌ـو می بندم تا باور کنم؛ که یه جایی هست که من و تو تا بد بتونیم توش بمونیم

01:36:39.170 --> 01:36:49.960
همیشه شجاع باش و عشق بورز، تو قلبِت؛ حتی اگه فکر می کنی فایده ای نداره

01:36:50.240 --> 01:37:00.760
.نه، اون شبیهِ من نیست...   آره، حالا که جهت باد تغییر کرده، بهتره پر بکشیم

01:37:11.780 --> 01:37:19.740
...این یه رویا نیست؟! تو نمی تونی تسلیم شی. این جوری نمی تونه باشه؟! تا انتها

01:37:21.710 --> 01:37:30.120
هیچکس متوجه نمی شه که این تازه شروع کارِ ماست؛ ولی ما مطمئناً انجامِش می دیم...

01:37:31.510 --> 01:37:41.550
برایِ این که تو قلبت نورِ امیدـو می بینم؛  تو سیاه ترین اوقات هم ، همون باعث می شه آرزو ها رنگِ واقعیت به خودشون بگیرن

01:37:41.810 --> 01:37:52.560
همیشه؛ به این باور داشته باش، بیا فقط آینده رو ببینیم، حتی اگه مجبور به تحملِ چیزهایِ دردناکی باشیم

01:37:52.820 --> 01:38:03.530
نه) اون شبیه من نیست؛ (آره) این لحظه به تویی تبدیل می‌شه که فرداها زندگی می‌کنی)

01:38:03.530 --> 01:38:08.800
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:38:08.800 --> 01:38:13.840
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:38:14.800 --> 01:38:19.750
...بعضی وقت‌ـا می‌بری... بعضی وقت‌ـا می‌بازی... هیچ اهمیتی نداره، آره

01:38:25.230 --> 01:38:29.880
تو اشتباه می کنی ولی اون دلیلی داره... اون دلیل هم به دست آوردنِ شانسِ پیروزی‌ـه

01:38:29.880 --> 01:38:34.570
...خدا خیرت بده برایِ این که خودت هستی... بعضی وقت‌ـا زندگی خیلی قشنگ‌ـه، آره

01:38:35.000 --> 01:38:40.270
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:38:40.270 --> 01:38:45.100
همیشه زندگیم‌ـو می دم؛ همیشه زندگیم‌ـو به تو می دم

01:38:47.900 --> 01:38:50.500
همیشه زندگیم‌ـو بهت می‌دم

01:38:50.500 --> 01:38:56.000
همیشه زندگیم‌ـو می‌دم

01:39:04.800 --> 01:39:07.840
!اوی، وایسا! نگو که این ماشین، ماشینِ من‌ـه...؟

01:39:07.840 --> 01:39:12.830
!درسته! این همون موستانگِ کانوِرتیبِلی‌ـه که به عنوانِ جایزه برنده شدی

01:39:14.480 --> 01:39:16.810
...ماشینِ رویایی‌ـــم

01:39:24.350 --> 01:39:28.350
<c.colorffaa4e>!نه، صبر کن، اگه بتونم خشکِش کنم، شاید بشه ازش استفاده کرد</c>