﻿WEBVTT

00:00:01.334 --> 00:00:14.140

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:15.182 --> 00:00:20.908
من نقش بانوی پیر کوچولویی رو بازی می‌کنم
،که به طور خوشایندی چاقالو و پُرحرفه

00:00:21.022 --> 00:00:22.648
.که داره داستان زندگی‌اش رو تعریف می‌کنه

00:00:25.651 --> 00:00:29.905
،و هنوز دیگرانی وجود دارن که ازشون خوشم بیاد
.که دوست دارم ازشون فیلم بسازم

00:00:30.948 --> 00:00:36.662
،کسانی که کنجکاوی‌ام رو برانگیخته می‌کنن، محرک من هستن
.برام سوال ایجاد می‌کنن

00:00:37.121 --> 00:00:39.999
.گیج و مبهوتم می‌کنن، مجذوبم می‌کنن

00:00:42.168 --> 00:00:45.171
،الان زمانشه که راجع به خودم صحبت کنم
من فکر می‌کردم

00:00:45.296 --> 00:00:48.424
،اگه با مردم درد دل می‌کردیم
.دورنماهای جدیدی پیدا می‌کردیم

00:00:49.925 --> 00:00:53.721
،اگه با مردم درد دل می‌کردیم
.ممکن بود سواحلی رو پیدا کنیم

00:00:54.930 --> 00:00:59.894
.اینجا بذارش. خارج از علامت
.خارج از علامت

00:01:00.019 --> 00:01:03.272
.رو به دریا
.نه، رو به دریا

00:01:08.527 --> 00:01:10.237
.برش گردون. با زاویه زیاد

00:01:10.362 --> 00:01:14.116
.موازی با دریا
.به من نزدیک‌تر باشه سلین

00:01:16.202 --> 00:01:18.454
.بیارش بالا

00:01:22.583 --> 00:01:24.543
.ایده اینه

00:01:24.668 --> 00:01:27.838
اینجا. محکمه؟

00:01:27.963 --> 00:01:31.634
.باد شمالی بالا نگهش می‌داره

00:01:35.012 --> 00:01:37.807
.فکر می‌کنم که این روسری رو برای هدف خاصی گذاشتم

00:01:37.932 --> 00:01:42.812
،آرزو می‌کنم که این باد تموم شه
.و شما اینجوری ازم فیلم‌برداری کنی

00:01:42.937 --> 00:01:48.484
.این اونجوریه که می‌خوام ازم پرتره بگیری
.ایده‌ام اینه

00:01:48.609 --> 00:01:54.115
.از من در آینه خال‌خالی و پشت روسری فیلم بگیر

00:01:55.741 --> 00:02:01.413
این منو یاد اثاثیه اتاق خواب والدینم
.در بروکسل می‌اندازه

00:02:01.539 --> 00:02:05.209
.تخت و کمد شبیه این بود

00:02:05.334 --> 00:02:09.588
ولی اون صدای قیژ قیژ رو زمانی که
.مادرم درش رو وا می‌کرد رو نمیده

00:02:15.094 --> 00:02:18.139
،ما یه گرامافون دستی داشتیم

00:02:18.264 --> 00:02:22.643
.یکشنبه‌ها بابا به تینو روزی و رینا کتی گوش می‌داد

00:02:22.768 --> 00:02:27.648
.آخر هفته‌ها مامان سمفونی ناتمام شوبرت رو گوش می‌کرد

00:02:27.773 --> 00:02:32.903
.تنها موزیک کلاسیکی بودش که تو بچگی گوش می‌کردم
.عنوانش رو دوست داشتم

00:02:58.012 --> 00:03:01.515
سواحل انیس واردا

00:04:00.157 --> 00:04:02.618
،یه سری تجربیات رو دارم اضافه می‌کنم
تشکر از

00:04:02.743 --> 00:04:05.663
.جوونایی که این آینه‌ها رو حمل می‌کنن

00:04:05.788 --> 00:04:06.705
..امیلیان

00:04:06.830 --> 00:04:10.542
نیکولاس.. دوربینو می‌بینی؟ -
.بله، خوبه -

00:04:10.668 --> 00:04:13.629
سارا دوربینو می‌بینی؟ -
.اینجاست -

00:04:13.754 --> 00:04:15.756
و تو مارزولن؟ -
.بله -

00:04:15.881 --> 00:04:17.508
و تو سلین؟ -
.بله می‌بینم -

00:04:17.633 --> 00:04:20.719
ژروم؟ -
.آره من دوربینو می‌بینم -

00:04:20.844 --> 00:04:24.515
چه بد که پرتره‌ای از آلن که
.داره فیلم می‌گیره نیست

00:04:24.640 --> 00:04:28.435
.و دیدیر، پارتنرم
.دیدیر روژه، دوستم

00:04:28.560 --> 00:04:34.900
،همه این آدما مایلن که به خیال وارد بشن

00:04:35.025 --> 00:04:37.778
،یه چیز خیلی
.که من حتی نمی‌دونم چیه

00:04:37.903 --> 00:04:39.738
.و حتی اونا هم نمی‌پرسن

00:04:39.863 --> 00:04:42.700
.ازشون می‌خوام که کل زمان رو فیلم بگیرن

00:04:46.745 --> 00:04:47.746
.خوبه

00:05:00.175 --> 00:05:01.176
.حرکت کن

00:05:25.451 --> 00:05:29.538
..دریای شمال و ماسه‌هاش شروعیه برای من

00:05:29.663 --> 00:05:32.624
.که کمتر یا بیشتر خودمو بشناسم

00:05:34.543 --> 00:05:40.174
.این سواحل بلژیک رو کاملا می‌شناختم
.همه مسافرت‌های کودکی من بودن

00:05:40.299 --> 00:05:44.678
،وقتی صدای سواحلِ ناکلزوت، بلنکنبرگ،استند

00:05:44.803 --> 00:05:49.016
ماریاکرک، میدل‌کرک، پن، زیبرگ

00:05:49.141 --> 00:05:52.144
.می‌شنوم، صداشون برای من مثل موسیقی می‌مونه

00:05:58.567 --> 00:06:02.821
،من در شهر آرل بزرگ شدم
.برای همین منو آرلت خطاب می‌کردن

00:06:02.946 --> 00:06:06.408
،اسمم رو تو 18 سالگی عوض کردم
.انیِس رو انتخاب کردم

00:06:06.533 --> 00:06:10.996
.و به صورت رسمی هم تغییرش دادم

00:06:11.747 --> 00:06:15.167
نسبت به دوران کودکی‌ات نوستالژی داری؟ -
.نه اصلا -

00:06:15.292 --> 00:06:18.420
.ولی دوست دارم به عکس‌ها نگاه بندازم

00:06:18.545 --> 00:06:21.632
،پنج تا بچه بودیم

00:06:21.757 --> 00:06:26.220
،اما به طور ویژه‌ای یادمه که بین سه تای اول
.کوچیک‌ترین‌شون بودم

00:06:26.345 --> 00:06:30.391
.بعدش از دو تای آخر بزرگ‌تر شدم

00:06:30.516 --> 00:06:35.020
.اون وسط (از نظر سنی) احساس استقلال می‌کردم

00:06:35.145 --> 00:06:38.148
همه میگن که کودکی اساسیه که

00:06:38.273 --> 00:06:40.651
.پیکربندی رو مهیا می‌کنه
..نمی‌دونم

00:06:40.776 --> 00:06:42.986
.احساس ارتباط جدی‌ای با کودکی‌ام ندارم

00:06:43.112 --> 00:06:49.243
.ارتباطی جدی و یا الهامی با نوع رویکرد و افکارم نداره

00:06:49.368 --> 00:06:51.745
.خب، نمی‌دونم

00:06:51.870 --> 00:06:55.624
،اگه دختربچه‌ای رو تو این لباسای شنا ببینم
.دوست دارم نگاهش کنم

00:06:55.749 --> 00:06:59.795
و همینطور در عکسی که لباسی
.با بندهای بلند داره

00:07:03.465 --> 00:07:06.260
اینو می‌خرم. چنده؟

00:07:06.385 --> 00:07:07.719
.سه مشت

00:07:10.264 --> 00:07:12.224
.نمی‌دونم

00:07:12.349 --> 00:07:17.688
نمی‌دونم چه مفهومی داره که
.این حس رو دوباره خلق کنیم

00:07:18.939 --> 00:07:24.236
آیا ما موقعیت‌ها رو دوباره زندگی می‌کنیم؟
.برای من این سینماست. این یک بازیه

00:07:24.736 --> 00:07:27.072
آیا تصور می‌کنید که 70 سال بعد

00:07:27.197 --> 00:07:30.659
گل‌ها و صدف‌ها رو به هم متصل کنید؟

00:07:30.784 --> 00:07:33.036
شما باید منو به یاد بیارید که چند سالمه؟

00:07:39.918 --> 00:07:43.922
زمانی که چیدمان من برای
،مقبره زگوگو در معرض دید قرار گرفت

00:07:44.047 --> 00:07:48.844
،خیلی قبل‌تر از اینکه به بلژیک بیام
.(فهمیدم که این از کجا اومده (یا چطور الهام شده

00:07:50.971 --> 00:07:55.100
،تصور کردن خودمون جای کودکان
.مثل بازگشت به عقب می‌مونه

00:07:55.225 --> 00:07:59.938
،تصور خود قدیمی (باستانی) مون خنده‌داره
!شبیه یک جوک کثیفه

00:08:09.198 --> 00:08:12.242
،همیشه سرمایه‌‌گذاری کردن روی (یا معرفی کردن) کهنسالان رو دوست دارم

00:08:12.367 --> 00:08:15.621
،مردم خیلی پیر
،شهروندان سالخورده و فراتر

00:08:15.746 --> 00:08:18.373
.مثل هفت اتاق، آشپزخانه و حمام و مثل اینا

00:08:25.172 --> 00:08:28.717
.ما همچنین اینجا به قصد کازینو می‌اومدیم

00:08:33.263 --> 00:08:36.308
.از جین.بی خواستم که دیلر باشه

00:08:36.433 --> 00:08:38.143
.۱۷ سیاه، فرد، مانک

00:08:38.268 --> 00:08:40.521
.و من بازی‌کننده بودم

00:08:40.646 --> 00:08:41.855
.شرط بیشتری نبود

00:08:45.609 --> 00:08:48.237
۳۲ قرمز، جفت، پاس

00:08:49.530 --> 00:08:51.990
(پدر و مانک (باخت

00:08:53.617 --> 00:08:56.662
عزیزم، توانایی باخت زیاد رو داری؟

00:08:59.748 --> 00:09:04.461
.من پدرمو در این کازینو از دست دادم
.اوژن-ژان واردا

00:09:04.586 --> 00:09:10.551
..او بازی کرد.. او باخت
..او زمین خورد.. او مُرد

00:09:17.391 --> 00:09:21.770
شما دختر اوژن واردا هستید؟ -
.بله -

00:09:21.895 --> 00:09:25.983
(یونانی) -
.بله -

00:09:28.527 --> 00:09:32.823
(یونانی) -
.بله -

00:09:33.532 --> 00:09:34.700
..آیا شما دخترِ

00:09:35.409 --> 00:09:36.577
..آیا

00:09:45.419 --> 00:09:48.922
.اوژن هیچ وقت از خونواده‌اش حرفی نمی‌زد
.فراموش کرده بود که یونانیه

00:09:49.047 --> 00:09:51.300
.درخت خانواده

00:09:51.425 --> 00:09:53.343
.ژان، دکتر -
.پدربزرگم -

00:09:53.468 --> 00:09:57.014
.لوسین و جورج و اوژن رو داشت، پدرت

00:09:57.139 --> 00:10:01.810
:پدر پنج تا بچه داشت
.هلن، لوسین، من، ژان و سیلوی

00:10:01.935 --> 00:10:06.106
.عکسی از کل خونواده دارم
.فقط یک عکس

00:10:06.231 --> 00:10:08.984
.در حیاط خانه بروکسل گرفته شده

00:10:09.109 --> 00:10:11.445
.وقتی بچه بودم نمی‌دونستم که پدرم یونانیه

00:10:11.570 --> 00:10:14.114
.با اصل و نسبی یونانی، تابعیت‌یافته

00:10:14.239 --> 00:10:17.492
هیچ وقت پیشنهاد نمی‌داد که ما رو به یونان ببره

00:10:17.618 --> 00:10:20.954
.ما به عنوان بچه‌هایی فرانسوی در بروکسل بزرگ شدیم

00:10:21.622 --> 00:10:28.086
.چند وقت پیشا یه نامه از دکتری دریافت کردم

00:10:28.211 --> 00:10:29.671
گفته بود

00:10:29.796 --> 00:10:33.800
من در خانه دوران کودکی شما زندگی می‌کنم
.و قصد فروشش رو دارم

00:10:33.925 --> 00:10:35.927
دوست دارید دوباره ببینیدش؟

00:10:36.887 --> 00:10:39.139
،بنابراین به بروکسل رفتم

00:10:39.264 --> 00:10:44.019
‫خیابانِ Rue de l'Aurore
‫با دوربین کوچکم.

00:10:44.144 --> 00:10:46.855
.پیش به سوی خانهٔ دوران کودکی

00:10:51.109 --> 00:10:54.029
.گفتم: بیا از باغِ خونه شروع کنیم

00:10:56.948 --> 00:11:02.663
.شبیه بود، ولی با گیاهان پوشیده شده بود
.با دیواره‌های آجری سفیدرنگش

00:11:02.788 --> 00:11:06.833
،من شکل قلب حوضچه رو تشخیص میدم
.مخصوصا شکل گلابی‌طور رو

00:11:06.958 --> 00:11:09.378
.یک پل سیمانی هم داشتیم

00:11:09.503 --> 00:11:12.839
،باغِ خونه اینجاست
.ولی احساسات غایبن

00:11:12.964 --> 00:11:16.218
،نه خاطرات بازی‌هامون اینجاست
.نه اشک‌هامون

00:11:16.343 --> 00:11:20.639
،یه سری چیزا رو می‌دونم
.یه دونه رو مامانم درباره‌اش گفته بود

00:11:21.807 --> 00:11:26.228
(اینجا در بهترین لباسش (لباس کلیسا
.کنار پل ایستاده

00:11:26.937 --> 00:11:31.858
در بازار دستفروش‌های بروسکل
دو تا کارد قدیمی خریدم

00:11:31.983 --> 00:11:35.153
شبیه اونی که مامانم برای
.تمیزکاری برامون فرستاد

00:11:35.278 --> 00:11:38.448
.او گفته بود: از بالا به پایین انجامش بدین

00:11:38.573 --> 00:11:42.577
از یولاند مورو خواستم که اینو در
.یک آشپزخانه رویایی بگه

00:11:43.537 --> 00:11:44.955
.این زندگیه

00:11:46.289 --> 00:11:49.584
،زمان بچگی‌ام در روستای آردن

00:11:49.710 --> 00:11:53.714
.مادرم ما رو فرستاد برای تمیز کردن چاقوها

00:11:53.839 --> 00:11:57.134
،ما چاقوها رو اینطوری وارد خاک می‌کردیم

00:11:57.259 --> 00:12:00.679
.و از بالا به پایین می‌سابیدیمشون

00:12:04.433 --> 00:12:09.396
در خانه چیزهایی رو دوباره کشف کردم
.که باهام صحبت می‌کردن

00:12:11.440 --> 00:12:15.527
،به یاد دارم که مادرم کنار این پنجره
.زمانی که ملکه آسترید فوت شد، گریه کرد

00:12:15.652 --> 00:12:17.988
.او عکس‌های آسترید رو جمع کرده بود

00:12:19.448 --> 00:12:21.283
..همراه با همسرش؛ کینگ لئوپارد سوم

00:12:21.408 --> 00:12:22.993
..با لباس شب

00:12:23.118 --> 00:12:25.036
..با لباسی برای کمک به فقرا

00:12:25.162 --> 00:12:29.332
.یا بغل کردن بچه‌ای از کنگوی مستعمره بلژیک

00:12:29.458 --> 00:12:32.669
‫آسترید Lady Di دهه 30 میلادی بود.

00:12:32.794 --> 00:12:34.588
.او پایان تراژیک مشابهی داشت

00:12:34.713 --> 00:12:39.384
،او در یک حادثه رانندگی
.در اوج زیبایی و جوانی فوت شد

00:12:40.844 --> 00:12:45.932
درخواست کردک که اگه میشه به اتاقم
.در طبقه دوم برم

00:12:46.057 --> 00:12:48.226
.اتاق خواب دخترها به اتاق نشیمن تبدیل شده بود

00:12:48.351 --> 00:12:50.187
.و بالکن ما هنوز اونجا بود

00:12:50.312 --> 00:12:52.773
.فیلمبرداری احمقانه ای انجام دادم

00:12:52.898 --> 00:12:57.444
شما هنوز می‌تونستی کامبر ابی و باغ رو
.از بالا ببینی

00:12:59.696 --> 00:13:03.617
دوست داشتم موقعیت تخت سه خواهر رو
.پیدا کنم

00:13:03.742 --> 00:13:07.788
اون می‌خواست به من کالکشن قطار مینیاتوری‌اش
.رو نشون بده

00:13:08.955 --> 00:13:10.832
.من فقط قطار سوئیسی خریدم

00:13:10.957 --> 00:13:15.212
می‌تونی به من بگی که رنگشون اوریجیناله
یا دوباره رنگ‌آمیزی شدن؟

00:13:15.337 --> 00:13:19.800
.قطعا
مثل متخصص ماشین که می‌تونه حقیقت رو بگه

00:13:19.925 --> 00:13:24.554
که ماشین خریداری‌شده رنگ‌شده است
.(یا بی‌رنگه (فابریکه

00:13:24.679 --> 00:13:26.139
گرون‌ترینشون

00:13:26.264 --> 00:13:30.227
در اوایل دهه هشتاد میلادی
.۱۵۰۰ فرانک بلژیک آب خورد

00:13:30.352 --> 00:13:32.813
.این تیکه برنجی (فلز برنج) است

00:13:32.938 --> 00:13:37.192
.الان قیمتش ۸۰ هزار فرانک بلژیکه

00:13:37.317 --> 00:13:40.278
.فقط ۱۵۰ تا از اینا ساخته شد

00:13:41.571 --> 00:13:44.825
‫- و این یکی؟
‫- دستگاهی از Orient Express (سرویس حمل و نقل ریلی باسابقه بلژیکی)

00:13:44.950 --> 00:13:46.326
۳۰۰۰ فرانک -

00:13:46.451 --> 00:13:50.872
.ما این رو در قطار خودش خریدیم
شما اخیرا ازدواج کردی. کِی؟

00:13:50.997 --> 00:13:52.249
.آگوستِ دو سال پیش

00:13:52.374 --> 00:13:55.669
نمی‌تونست یکی از اینا رو بفروشه و
واست یه الماس بخره؟

00:13:55.794 --> 00:13:58.880
.در واقع داره شروع می‌کنه که بفروشتشون

00:13:59.005 --> 00:14:01.132
.در واقع یک سرمایه‌گذاریه

00:14:01.258 --> 00:14:05.470
.الان این کالکشن دو میلیون فرانک بلژیک می‌ارزه

00:14:05.595 --> 00:14:08.640
.دو میلیون؟ این یه شور و عشق واقعیه

00:14:08.765 --> 00:14:11.017
!ما به خودمون میگیم: مجنون قطارها

00:14:11.142 --> 00:14:13.478
،ولی واژه درست برای خوره‌های قطار

00:14:13.603 --> 00:14:19.901
،چه دوست‌داران قطار مینیاتوری چه واقعی
.«تِرِینوپات» هستش

00:14:22.445 --> 00:14:24.447
!ترینوپات

00:14:25.615 --> 00:14:27.367
.تجربه شگفت‌انگیزی بود

00:14:27.492 --> 00:14:31.955
مورد غیر معمولی بود که توسط این زوج

00:14:32.080 --> 00:14:33.790
.و کالکشنِ قطار رخ داد

00:14:39.379 --> 00:14:42.966
!قسمت خانه دوران کودکی افتضاح بود

00:14:43.091 --> 00:14:46.177
ولی به هر حال خانه و من به وسیله جنگ
.از هم جدا شده بودیم

00:14:47.929 --> 00:14:52.058
،بعد از جنگ
به ندرت به دریاچه‌های ایگزل برمی‌گشتم

00:14:52.183 --> 00:14:53.685
‫در انتهای خیابان  Rue de l'Aurore (خیابانی در آنتونی فرانسه)

00:14:54.895 --> 00:14:58.148
.یه دفعه واقعا عالی بود
،۲۷ ساله‌ام

00:14:58.273 --> 00:15:02.861
اولین نمایشِ اولنی فیلم من
.در سالن بزرگه

00:15:02.986 --> 00:15:06.281
.همچنین اولین اقامت من در یک هتل لوکسه

00:15:08.116 --> 00:15:10.702
این خوشی شاهانه رو مدیون ژاک لدو هستم؛

00:15:10.827 --> 00:15:14.664
،کارگردان سینماتک سلطنتی بلژیک
.که هزینه‌اش رو پرداخت کرد

00:15:16.333 --> 00:15:21.046
چهره‌اش آشناست، چون که
کریس مارکر در اسکله ازش بازی گرفت

00:15:21.171 --> 00:15:25.759
،به عنوان یک مخترع شکست‌خورده
.دانشمندی دیوانه

00:15:25.884 --> 00:15:29.512
.با هم دوست شدیم
.با هم در مورد سینما صحبت کردیم

00:15:29.638 --> 00:15:31.514
.به بازار دستفروش‌ها رفته بودیم

00:15:31.640 --> 00:15:35.477
،او دنبال کتاب‌های قدیمی بود
.و من دنبال عکس‌های قدیمی

00:15:35.602 --> 00:15:37.896
.عکس‌های قدیمی از خانواده‌های ناشناس

00:15:40.106 --> 00:15:42.567
عکس‌های خانوادگی ما از بازار دستفروش‌ها
جان سالم به در برده بودن

00:15:42.692 --> 00:15:46.947
چون که مادر اونا رو گرفت
.زمانی که در ۱۰ می ۱۹۴۰ بروکسل رو ترک می‌کردیم

00:15:50.617 --> 00:15:54.621
،در شلوغی و صداهای وحشتناک بمب و آمبولانس
.ما فرار کردیم

00:15:54.746 --> 00:15:55.789
،بابا در چرخ

00:15:55.914 --> 00:15:59.000
مامان و پنج تا بچه به سختی در ماشین
خودشونو جا دادن

00:15:59.125 --> 00:16:01.336
در مهاجرت جمعی سراسر فرانسه

00:16:01.461 --> 00:16:04.089
.در کنار مردم در کالسکه‌ها و با پای پیاده

00:16:08.385 --> 00:16:12.555
با دوستان دوران بچگی‌ام دلفین‌ها

00:16:12.681 --> 00:16:16.851
کنار این ساحل
جایی که شن‌ها عالی هستن

00:16:16.977 --> 00:16:21.690
‫لب ساحلی که بهش میگن La Corniche

00:16:24.234 --> 00:16:27.487
.مهاجرت دسته‌جمعی ما رو به سِت آورد

00:16:27.612 --> 00:16:32.409
،سِت؛ با تپه‌های وال شکلش
،بندر ماهیگیری‌اش

00:16:32.534 --> 00:16:37.247
.سرباز جنگی مشهورش و ساحل بزرگش

00:16:37.372 --> 00:16:41.126
،امروز به این ساحل برگشنم
.از نظر زمانی) رو به عقب)

00:16:41.251 --> 00:16:43.336
.در جهت معکوس، مثل فیلم‌ها

00:16:52.178 --> 00:16:56.099
،و حالا من رو به عقب پارو می‌زنم
.به اسکله‌ای که اونجا زندگی می‌کردیم

00:16:57.434 --> 00:17:00.270
.رو خودِ اسکله نه، بلکه کنارش

00:17:01.980 --> 00:17:05.316
.روی یک قایق بادبانی ثابت در بندر

00:17:05.442 --> 00:17:08.570
.ترافیک با پل‌ها کنترل می‌شد

00:17:08.695 --> 00:17:13.491
.و ما با یک مجرای آبی به شهر متصل می‌شدیم

00:17:13.616 --> 00:17:19.497
‫یک کابل برق و یک پل عابر پیاده
‫.رو به Palais Consulaire بودند

00:17:26.588 --> 00:17:28.965
:در مدرسه دو چیز اجباری بود

00:17:29.090 --> 00:17:31.426
،روپوش‌های پیچی

00:17:31.551 --> 00:17:34.512
.و آواز خواندن برای مارشال پتان

00:17:34.637 --> 00:17:38.308
مارشال، اینجا ما ایستاده‌ایم

00:17:38.433 --> 00:17:42.771
قبل تو، ما فرانسه رو حفظ کردیم

00:17:42.896 --> 00:17:47.567
..ما، پسرانت، قسم خوردیم در راه تو

00:17:47.692 --> 00:17:51.279
«ما، پسرانت..!»
!درسته. ما اینو می‌خوندیم

00:17:51.404 --> 00:17:53.615
.و لِی‌لِی بازی می‌کردیم

00:17:53.740 --> 00:17:56.534
.بازی دیگه ماهیگیری کنار قایق‌ها بود
(ماهی گوبی (یه نوع ماهی آزاده به نظر

00:17:56.659 --> 00:17:59.245
دخترا چیزی به قلاب گیر کرد؟

00:17:59.370 --> 00:18:01.623
فکر می‌کنید که می‌خواید کوسه شکار کنید؟

00:18:01.748 --> 00:18:04.584
.ماهی گوبی واسه خوردن مناسب نیست
.ما به آب برشون می‌گردوندیم

00:18:07.712 --> 00:18:12.300
.این اسکله رو به خوبی یادمه
.اینجا زمین بازی و باغ ما بود

00:18:13.593 --> 00:18:16.346
.صحنهٔ کوتاهِ تکرارشونده‌ای وجود داشت

00:18:24.687 --> 00:18:27.315
.بهش توجهی نمی‌کردیم

00:18:27.440 --> 00:18:29.526
‫و مامان، رو به Palais

00:18:29.651 --> 00:18:33.571
مشغول شستن شش دست ملحفه بود
.و متوجه نمی‌شد

00:18:33.696 --> 00:18:36.616
.هیچ‌وقت چیزی نمی‌دید

00:18:36.741 --> 00:18:37.867
،به محض اینکه از مدرسه به خونه می‌رسیدیم

00:18:37.992 --> 00:18:40.411
هی، اینو تا حالا دیدی؟

00:18:40.537 --> 00:18:44.958
..خب به هر حال روی قایق
.ما باید جلیقه‌های نجاتمون رو می‌پوشیدیم

00:18:45.083 --> 00:18:47.836
،ما اونا رو مثل کرست می‌پوشیدیم

00:18:47.961 --> 00:18:52.423
و مامان گنی می‌پوشید که بهش
.«اسکندالز» می‌گن

00:18:52.549 --> 00:18:54.759
،او نگران دوری همسرش بود

00:18:54.884 --> 00:18:57.595
.و برای برادر از دست‌داده‌اش در جنگ ماتم گرفته بود

00:18:57.720 --> 00:19:00.348
.اروپا در آتش و جنگ بود

00:19:00.473 --> 00:19:03.685
،سِت هنوز منطقه‌ای محفوظ (از جنگ) بود
.اما با کمبود مواد غذایی مواجه بود

00:19:03.810 --> 00:19:07.772
.ما روی قایق تجمع کرده بودیم. او با قایق سازگار شد اما چیزی ازش نمی‌دونست

00:19:07.897 --> 00:19:12.193
او زن دریایی نبود؛
.شنا بلد نبود و مضطرب بود

00:19:15.989 --> 00:19:20.994
ولی ما بچه‌ها در طول جنگ و همینطور روی قایق
.خیلی بهمون خوش می‌گذشت

00:19:21.119 --> 00:19:24.664
.مامان می‌ترسید که تو آب بیافتیم

00:19:24.789 --> 00:19:29.502
.جلیقه‌های نجات به کار آمدن
.هر پنجشنبه یکی داخل آب می‌پرید

00:19:35.091 --> 00:19:39.637
من دوست داشتم با گروهی از
.دختران پیشاهنگ هم‌خوانی کنم

00:19:39.762 --> 00:19:45.059
بلبل کوچک جنگل
بلبل کوچک وحشی

00:19:45.185 --> 00:19:48.062
ما در جنگل کمپ زده بودیم

00:19:48.188 --> 00:19:50.773
.تنها سفری که اجازه داشتیم اون موقعا بریم

00:19:50.899 --> 00:19:56.112
به آلپ رفته بودیم و به یاد میارم که
.گاهی اعضای گروه از هم جدا میشدن

00:19:56.237 --> 00:19:58.615
،همونطوری که بعدها که بیشتر متوجه شدم

00:19:58.740 --> 00:20:03.786
تعدادی از مادران کمین‌گاه، دخترانِ
.یهودی جوان رو به سمت سوئیس اسکورت می‌کردن

00:20:03.912 --> 00:20:06.497
.نمی‌دونستم که اونا یهودی هستن

00:20:14.380 --> 00:20:16.591
پنجاه سال بعد فیلم کوتاهی ساختم

00:20:16.716 --> 00:20:18.968
.درباره وحشتی که به یهودی‌ها تحمیل شده بود

00:20:22.013 --> 00:20:25.141
‫.و درباره مردمی که به نام The Righteous شناخته می‌شدن

00:20:25.266 --> 00:20:28.603
.چون اونا هزاران کودک رو نجات دادن

00:20:28.728 --> 00:20:34.400
.اونا کشاورز، چوپان، کشیش و معلم بودن.. مردم معمولی

00:20:44.994 --> 00:20:47.247
،عکس‌هاشون رو انتشار دادم
ناشناس‌هاشون رو

00:20:47.372 --> 00:20:50.792
.روی زمین، زیر چندین پرده نمایش

00:20:54.462 --> 00:20:56.547
نمایشِ صحنه‌های ناخوشایند

00:20:56.673 --> 00:20:59.050
از پلیس فرانسه که بچه‌های یهودی رو
،دستگیر می‌کردن

00:21:02.345 --> 00:21:05.348
،بردنشون به اردوگاه‌های کار اجباری

00:21:11.104 --> 00:21:15.733
،گفتن و فیلم ساختن ازش، حتی به صورت داستانی
.رعشه به وجود آدم می‌اندازه

00:21:20.863 --> 00:21:22.490
،زمان گذشت

00:21:22.615 --> 00:21:26.828
.و می‌گذره، به جز در کنار ساحل‌ها که بی‌زمان و ابدی هستن

00:21:26.953 --> 00:21:28.788
،در ساحل دوران نوجوانی من

00:21:28.913 --> 00:21:33.334
شنا کردن رو خاطرم نیست، اما ماهیگیری و
تور ماهیگیری رو یادمه

00:21:33.459 --> 00:21:36.045
..اینایی که روی اسکله هستن

00:21:36.170 --> 00:21:38.756
‫اونایی که در Pointe Courte هستن، جایی که
‫.من پرسه می‌زدم

00:21:41.926 --> 00:21:44.679
.عکس‌هایی می‌گرفتم

00:21:44.804 --> 00:21:47.473
.یک همسایگی خاص رو کشف کردم

00:21:47.598 --> 00:21:51.728
،به داستان‌های مردم گوش می‌کردم
.علی‌الخصوص کهنسالان

00:21:53.521 --> 00:21:57.150
،می‌خواستم باهاشون یه کاری کنم
.یه فیلم بسازم

00:21:57.275 --> 00:21:59.402
به نظر می‌رسید که دارم برای
،ساخت یک مستند متریال رو مهیا می‌کنم

00:21:59.527 --> 00:22:02.447
.ولی بخشی از فیلم درباره زوجی بود

00:22:02.572 --> 00:22:04.198
.ما به هیچ وجه دیوانه‌وار عاشق هم نیستیم

00:22:04.324 --> 00:22:07.327
،سیلویا مونفور و فیلیپ نوآر در اولین فیلمش

00:22:07.452 --> 00:22:10.663
سخاوتمندانه در پروژه تجربی سینمایی من
.همکاری کردن

00:22:10.788 --> 00:22:14.625
.یک ساختار خاص رو برای فیلم در نظر داشتم

00:22:14.751 --> 00:22:19.339
،تصمیم بر این بود که دو فیلم در یک فیلم باشه
.(با فصل‌هایی (بخش‌هایی) متناوب (پشت سر هم و تکرارشونده

00:22:19.464 --> 00:22:24.052
،مثل رمانی از فاکنر که خوانده بودم
«نخل‌های وحشی»

00:22:24.177 --> 00:22:28.765
،پس می‌خواستم بخش مرد ماهیگیر رو داشته باشم
.و بعدش بخش زوج رو

00:22:28.890 --> 00:22:31.601
،دو داستان بدون هیچ زمینه‌ اشتراکی

00:22:31.726 --> 00:22:34.437
‫به جز در مکانِ Pointe Courte

00:22:38.024 --> 00:22:41.319
.او (زن) مکانی که مرد متولد شده بود رو پیدا کرد

00:22:41.444 --> 00:22:44.655
.مرد خونه‌ها و خیابون‌ها رو نشونش داد

00:22:46.866 --> 00:22:50.953
از سوزو و پیر خواستم که
.برای مدتی اونجا بایستن

00:22:51.079 --> 00:22:54.082
،با یک دوربین ۱۶ میلیمتری
ازشون شات‌های تست گرفتم

00:22:54.207 --> 00:22:56.125
.در همون حالی که اهالی اونجا بهشون نگاه می‌کردن

00:22:58.044 --> 00:23:01.964
،قبل از اینکه تدوین به اتمام برسه
.پیر به خاطر سرطان فوت شد

00:23:04.675 --> 00:23:06.928
،سوزو دو تا پسرشون رو بزرگ کرد

00:23:07.053 --> 00:23:10.264
بلیز و وینسنت

00:23:10.390 --> 00:23:13.059
دعوتشون کردم که یه جشن کوچیکی با هم بگیریم

00:23:13.184 --> 00:23:15.061
.همراه با ارابه‌دستیِ فیلم

00:23:15.186 --> 00:23:19.107
تدارکی برای اینکه بهشون تصاویر تستی‌ای رو
.نشون بدم که هیچ‌وقت ندیده بودن

00:23:32.453 --> 00:23:36.874
،اونا پدرشون رو در عکس دیده بودن
.ولی در تصویر محرک ندیده بودن

00:23:48.010 --> 00:23:50.972
.سفر شبانهٔ کوتاهی با پیر

00:23:52.723 --> 00:23:57.895
،بچه‌هایی که در فیلم بودن
.الان جزء قدیمی‌های این منطقه هستن

00:23:58.020 --> 00:24:01.107
.چون ما در موردش شنیدیم

00:24:01.232 --> 00:24:05.111
.من تو بخشی که قایق می‌رسه بودم

00:24:05.236 --> 00:24:07.530
.و صدف‌ها رو تخلیه می‌کنه

00:24:07.655 --> 00:24:10.074
..پسر کوچیکی که تو قایقه

00:24:10.199 --> 00:24:12.118
اون تو بودی؟ -
.بله -

00:24:12.243 --> 00:24:14.078
.پسر کوچیکی که بزرگ شده

00:24:16.080 --> 00:24:17.957
.انگورت رو ببر

00:24:18.082 --> 00:24:20.710
.و دده کوچولویی که انگورش رو می‌بره

00:24:20.835 --> 00:24:25.381
معاون شهردار شد زمانی که
.شورای شهر کمونیستی بود

00:24:25.506 --> 00:24:30.720
‫(او دوبار قهرمان مسابقات the Great Jousts (نیزه‌بازی
‫در سال‌های ۷۸ و ۸۷ شده. درسته؟

00:24:30.845 --> 00:24:33.764
.بله، حافظه خوبی داری
.چیزهای باستانی رو خوب می‌شناسی

00:24:33.890 --> 00:24:36.559
،میراث فرهنگی-باستانی‌ام رو حمی‌شناسم
.و دوستانم رو هم می‌شناسم

00:24:43.065 --> 00:24:44.275
.این دده است

00:25:03.294 --> 00:25:05.963
.تصاویر در سال ۲۰۰۷ گرفته شده

00:25:07.006 --> 00:25:10.468
.و این تصاویر در سال ۱۹۵۴

00:25:11.427 --> 00:25:12.803
.ما یک قلب رو تشکیل داده بودیم

00:25:12.929 --> 00:25:15.223
‫در Pointe Courte، بومیان منطقه
‫.منو شگفت‌زده می‌کردن

00:25:19.268 --> 00:25:21.729
.اونا منو به دنیای نیزه‌بازها راه دادن

00:25:27.485 --> 00:25:32.114
‫و اسم من رو روی یک خیابان
‫.از کانال تا the Étang de Thau گذاشتن

00:25:39.539 --> 00:25:43.251
اپنا حتی یک سپر کوچیک و هم سایز خودم
.بهم دادن

00:25:43.376 --> 00:25:45.378
.و یک نیزه هم‌سایزش

00:25:45.503 --> 00:25:48.256
کل این میزانسن

00:25:48.381 --> 00:25:54.345
‫با خلوص نیت، شیوه من برای ابراز قدردانی از خانواده Pointus
‫.هستش که منو به فرزندخواندگی پذیرفتن

00:25:55.846 --> 00:25:59.100
،خانواده دیگری که منو پذیرفتن
.خانواده اشلگل بودن

00:25:59.225 --> 00:26:02.353
.تابستونا رو با اونا می‌گذروندم

00:26:02.478 --> 00:26:08.359
یک زوج با سه دختر که بالکنی داشتن
.که به قایق ما دید داشت

00:26:08.484 --> 00:26:12.280
،پشت این سه تا پنجره کرکره‌ای
.سه تا خواهر بودن

00:26:12.405 --> 00:26:16.450
آندرهآ هنرمند شد و
.با ژان ویلار ازدواج کرد

00:26:16.576 --> 00:26:21.205
دومین بچه سوزو بود که پیشاهنگ من محسوب می‌شد
.و موسیقی رو به من شناسوند

00:26:22.748 --> 00:26:26.419
با لینو، سومین دختر خونواده
.در سال هشتم ملاقات کردم

00:26:26.544 --> 00:26:28.546
،در ده سالی که با هم بودیم

00:26:28.671 --> 00:26:31.799
،سفر کردیم، اکتشافاتی انجام دادیم
.جو دوسر کاشتیم

00:26:32.925 --> 00:26:37.722
با هم به ساحل رفته بودیم تا
.یک مرد ماهیگیر با تور رو ببینیم

00:26:37.847 --> 00:26:39.432
پسرانِ بیاسکامانو

00:26:39.557 --> 00:26:42.685
دوباره همون‌جایی که
.پدرشون تابستون‌ها رو می‌گذروند، چادر زدن

00:26:43.561 --> 00:26:46.856
.خواهرشون پاتریشیا وسایل رو می‌آورد

00:26:46.981 --> 00:26:49.317
.ماهیتابه‌ای که مامان قهوه‌اش رو توش درست می‌کرد

00:26:49.442 --> 00:26:52.028
.انیس خوش‌شانسه چون ما همه وسایلو نگه داشتیم

00:26:52.153 --> 00:26:54.071
.حتی فانوس رو

00:26:55.615 --> 00:26:59.702
،پدرشون چارلز
.به من یاد داد که چطوری تور رو ترمیم کنم

00:27:03.122 --> 00:27:05.875
بعد از ماهیگیری رو به یاد میارین؟

00:27:06.000 --> 00:27:07.793
.خیلی سال پیش

00:27:07.918 --> 00:27:13.382
..به خاطر میارم، بله
.ولی فقط به صورت مبهم

00:27:13.507 --> 00:27:16.427
.می‌دونی، ۸۲ سالمه

00:27:16.552 --> 00:27:19.221
.بنابراین گاهی حافظه‌ام رو از دست میدم

00:27:20.806 --> 00:27:22.642
.روش شیرینی برای ارائه‌اش

00:27:26.312 --> 00:27:31.567
،پسرانش آلدو و فانفان
.مقداری تور ماهیگیری رو جمع و جور می‌کنن

00:27:31.692 --> 00:27:36.113
.اینجا پسر سوزو بلیز کمک می‌کنه

00:27:36.238 --> 00:27:39.533
.در سمت دیگه کریستف ویلار پسر آندره است

00:27:39.659 --> 00:27:42.411
.او در سِت زندگی می‌کنه و نقاشه

00:27:42.536 --> 00:27:44.789
.استفان ویلار موزیسینه

00:27:44.914 --> 00:27:49.293
.این میزش بود
.اینجا کار می‌کرد، رو به دریا

00:27:52.213 --> 00:27:56.258
متوجه میشی که پسراتون چقدر شبیه ویلار هستن؟

00:27:56.384 --> 00:27:57.301
.نه

00:27:58.260 --> 00:28:03.057
.مدتی قبل اینو به ما با قطعیت می‌گفت

00:28:04.934 --> 00:28:10.314
،و همچنین از مدتی قبل
.آندره‌آ داشت حافظه‌اش رو از دست میداد

00:28:10.439 --> 00:28:14.735
.چیزی که به یاد میاره شعره

00:28:14.860 --> 00:28:18.698
،حفظ کردن رو دوست دارم
.شعرها رو با قلبم می‌شناسم

00:28:21.826 --> 00:28:26.372
‫ژان و آندره ویلار اسم ویلاشون رو
‫.High Noon گذاشتن

00:28:26.497 --> 00:28:29.375
(بعد از (خواندنِ کتابِ) پل والری (شاعر فرانسوی
.به نام قبرستان کنار دریا

00:28:34.338 --> 00:28:37.174
این سقف جایی بود که (قایق‌هایی با) بادبان‌های کبوتری
.گذر می‌کردند

00:28:37.299 --> 00:28:41.262
به آرامی تکان می‌خورد
کنار هر کاج و معبدی

00:28:41.387 --> 00:28:44.807
ظهر سوزان با تابشی خاص به آرامش می‌رسد

00:28:44.932 --> 00:28:49.061
،دریا، دریا
دریا همیشه از نو زاده می‌شود

00:28:52.648 --> 00:28:55.151
هر مردی که به دریا خیره شود اولیس است

00:28:55.276 --> 00:28:58.904
.که هیچ‌وقت نمی‌خواهد به خانه رود

00:28:59.029 --> 00:29:04.118
تمام بچه‌هایی که دوستشان دارم، و تمام مردانی
.که به دریا خیره شدند را اولیس خطاب می‌کنم

00:30:00.132 --> 00:30:04.303
.زمانی که نوجوون بود رویاهایی داشتم
.تصور می‌کردم که به سیرک پیوستم

00:30:06.806 --> 00:30:11.769
،واقعیت معنای زیادی برام نداشت
.و از زندگی کردن هیچی نمی‌دونستم

00:30:11.894 --> 00:30:16.106
.سوال نمی‌پرسیدم
می‌دونستم که زن‌ها بچه میارن

00:30:16.232 --> 00:30:19.735
ولی مامان هیچ‌وقت بهم نگفت
که دخترها هم پریود میشن

00:30:19.860 --> 00:30:23.614
یا زن‌ها و مردها وقتی با هم تنها و لختن
.چیکار می‌کنن

00:30:35.292 --> 00:30:38.504
،نباید با تورها بازیگوشی کنید
.اونا واسه ماهیگیری هستن

00:30:47.388 --> 00:30:50.099
الان در بندر سِت زمانیه که

00:30:50.224 --> 00:30:54.228
به طور کسالت‌باری ماهیگیران رو نگاه می‌کنم

00:30:54.353 --> 00:31:00.693
.که در قایق‌های لاتین با دکل‌های باستانی هستن

00:31:00.818 --> 00:31:03.362
،با تشکر از موسیو مستر

00:31:03.487 --> 00:31:07.825
من و لینو با قایق لاتین روی دریاچه نمک تائو
.جهت‌یابی کردیم

00:31:07.950 --> 00:31:10.870
".آب زیادی در دریاست"
.پدرش می‌گفت

00:31:15.165 --> 00:31:19.295
دارم راهی میشم رو دریای سِت
خودمم و خودم، با یک قایق لاتین

00:31:19.420 --> 00:31:22.673
.بستگی به پل داره که از موتور قایق استفاده کنم یا از بادبان

00:31:22.798 --> 00:31:24.258
‫پلِ Savonnerie

00:31:27.094 --> 00:31:30.431
‫،در طولِ Cadre Royal
‫.جایی که مسابقات نیزه‌بازی برگزار میشه

00:31:33.017 --> 00:31:34.768
‫به سمتِ پلِ Civette

00:31:51.869 --> 00:31:55.748
‫،از پل Victoire
‫که برمی‌گرده

00:31:55.873 --> 00:31:59.335
‫.به پُلِ Tivoli  که داره بالا میره

00:31:59.460 --> 00:32:03.464
‫و نزدیک Pointe Courte دو پُل وجود داره
‫.که گذرگاه قطار هستن

00:32:08.552 --> 00:32:12.806
من نام اولین فیلمم رو
.بعد از این همسایگی گذاشتم

00:32:12.932 --> 00:32:14.516
.این آخرین شات فیلمه

00:32:19.980 --> 00:32:22.900
کی به پاریس می‌رسیم؟ -
.فردا صبح -

00:32:33.077 --> 00:32:37.164
"ما می‌گفتیم "از پاریس بالا میریم
!انگار که فرانسه عمودیه

00:32:41.877 --> 00:32:45.965
،کل خونواده من جمله پدرم
در پاریس جمع بودن

00:32:46.090 --> 00:32:48.384
.زمانی که جنگ هنوز ادامه داشت

00:32:48.509 --> 00:32:52.012
.کوپن جیره غذایی، (کفش‌های) تخته چوبی

00:32:52.137 --> 00:32:55.557
.پاریس پُر از آلمانی بود
.اشغال، میدونی

00:32:58.143 --> 00:33:01.563
.خیابونا سرد و تاریک بودن

00:33:01.689 --> 00:33:03.691
.چراغ‌های خیابون خاموش بودن

00:33:05.776 --> 00:33:10.698
در خانه‌ها، پنجره‌ها رو با کاغذ آبی
.پوشانده بودیم

00:33:13.117 --> 00:33:18.664
،دوران دبیرستان، در طول حملات هوایی
.کلاس‌ها در زیرزمین برگزار میشد

00:33:18.789 --> 00:33:21.542
.شعرهای مالارمه در میان کیسه‌های شن

00:33:21.667 --> 00:33:24.753
به ما دو تا بیسکوئیت غنی‌شده با ویتامین
.در روز داده میشد

00:33:31.927 --> 00:33:36.598
،من از برج ایفل یا نوتردام بالا نرفتم

00:33:36.724 --> 00:33:39.977
.ولی در کرانه رودخونه، کنار قایق‌ها پرسه می‌زدم

00:33:40.102 --> 00:33:43.397
دلم واسه بندر سِت و مرغان دریایی‌اش
.تنگ شده بود

00:33:45.232 --> 00:33:48.360
.اونا به ندرت تو خونه درباره جنگ بحث می‌کردن

00:33:48.485 --> 00:33:51.155
.مردم غالبا به شکل روزمره زندگی می‌کردن

00:33:53.032 --> 00:33:57.953
.زمانی که پاریس آزاد شد، ما در روستا بودیم
.دلمون برای پاریس تنگ شده بود

00:33:58.078 --> 00:34:02.833
،اولین دوره نهایی دیپلم
جوراب سفید و ساق‌کوتاه

00:34:02.958 --> 00:34:08.464
دومین دوره نهایی دیپلم رو
.در مدرسه لوور شروع کردم

00:34:08.589 --> 00:34:14.053
‫برای رسیدن به اونجا، از
‫.پُل محبوبم Pont des Arts عبور می‌کردم

00:34:14.178 --> 00:34:19.600
.چه لذتی
.به هر حال سال اول با شور و حرارت گذشت

00:34:19.725 --> 00:34:21.351
‫...Philippe de Champaigne

00:34:21.477 --> 00:34:23.020
.و خواهرش در صومعه

00:34:24.354 --> 00:34:25.981
‫...Cézanne

00:34:26.106 --> 00:34:27.816
.و مادر متواضعش

00:34:29.735 --> 00:34:32.154
.کتاب‌های تاریخ هنر سیاه و سفید بودن

00:34:32.279 --> 00:34:35.074
اونا رو از کتابخانه لوور
.امانت می‌گرفتم

00:34:36.700 --> 00:34:40.954
(یادمه که در بانک‌های رود سن (دو بانک معروف دو طرف رود سن
 .مطالعه می‌کردم، درست زیرش
(احتمالا منظورش زیر تابلوی بانک‌های سن، اثری از آندره درین هستش)

00:34:44.041 --> 00:34:47.753
.سال‌ها بعد متنی رو نوشتم؛ نائوسیکا

00:34:47.878 --> 00:34:53.175
،داستان دختری با پدری یونانی
.که در مدرسه لوور رشته هنرهای باستانی رو می‌خونه

00:34:53.300 --> 00:34:55.844
.فرانس دونیاک نقش انیس رو بازی ‌کرد

00:34:55.969 --> 00:34:59.098
و زرار دوپاردیوی جوان
.نقش بیتنیک رو بازی می‌کرد

00:35:10.901 --> 00:35:13.362
.کتابامو پس بده
واسه چی برداشتی‌شون؟

00:35:13.487 --> 00:35:16.949
.جواب اول: نه
.جواب دوم: چون‌ که پول ندارم بخرمشون

00:35:17.074 --> 00:35:19.952
.دلیل نمیشه برشون داری -
!بله مطمئنا -

00:35:20.077 --> 00:35:23.413
.نیاز محرکه
.من به کتاب‌های هنر نیاز دارم، درست مثل تو

00:35:23.539 --> 00:35:25.541
.خوبه، بدزد
.ولی کتاب‌های منو نه

00:35:25.666 --> 00:35:29.419
.جوونا همه شبیه هم هستن
آرزوی انقلاب دارن

00:35:29.545 --> 00:35:32.756
،فقط برای آزار رساندن به نسل قبل
.بورژوازی

00:35:32.881 --> 00:35:34.842
.از کهنسالان بدزد، نه از جوونا

00:35:34.967 --> 00:35:38.762
،جوانان مقدس
.بورژوازی و لاغیر

00:35:38.887 --> 00:35:42.516
.من اونا رو باید بخرم -
.این یعنی اینکه پول داری -

00:35:42.641 --> 00:35:44.685
،تو پول داری
.بنابراین من کتابا رو می‌برم

00:35:44.810 --> 00:35:47.604
.کتابا رو بردم -
.الان زنگ می‌زنم -

00:35:47.729 --> 00:35:49.815
.به آمبولانس یا پلیس زنگ بزن

00:35:49.940 --> 00:35:53.527
ولی جراتش رو نخواهی داشتت. مگه نسبت به پلیس
نفرتی جزئی نداری؟

00:35:53.652 --> 00:35:56.864
پلیس) مردم فقیری که نیاز به فرهنگ دارن)
رو زندانی می‌کنه

00:35:56.989 --> 00:36:01.034
..بدون کتاب و دلگرمی
.جرات نداری

00:36:06.540 --> 00:36:09.793
.پسرهای زیادی رو نمی‌شناختم

00:36:09.918 --> 00:36:13.755
،نگران بودم، محتاط بودم و احساس ناامنی می‌کردم
.توسط هر چیزی ترسانده می‌شدم

00:36:13.881 --> 00:36:16.175
.و مشکلی داشتم که باید حل می‌شد

00:36:16.300 --> 00:36:21.722
چطوری به زندگی مردانی وارد می‌شدم
.که همیشه منو می‌ترسوندند

00:36:21.847 --> 00:36:23.599
.تصاویر بدی از مردان داشتم

00:36:25.058 --> 00:36:27.269
.باید بکارتم رو از دست می‌دادم

00:36:28.687 --> 00:36:33.150
باید یک مرد رو
.برای انجام این عمل خاص پیدا می‌کردم

00:36:33.275 --> 00:36:36.236
!در خیالم.. غریبه‌ای نازک نارنجی

00:36:36.361 --> 00:36:39.239
.در واقعیت.. یک بزرگسالِ نازک نارنجی

00:36:42.242 --> 00:36:46.038
هیچ چیزی توان مقابله با
،اشعار و نقاشی‌های سوررئالیستی رو نداشت

00:36:46.163 --> 00:36:51.919
‫عشق دیوانه‌وار، و
‫.Baudelaire, Rilke, Prévert و Brassens

00:36:52.044 --> 00:36:56.048
.با شانس بازی کردیم
.ما "اجساد نفیس" را بازی کردیم

00:37:01.261 --> 00:37:04.097
.در شکم این نهنگ احساس امنیت می‌کنم

00:37:04.223 --> 00:37:07.392
،پناهگاهی در برابر دنیا

00:37:07.517 --> 00:37:11.813
،پناهگاهی در برابر بادهای ساحلی
!درون پناهگاه ساحلیِ من

00:37:13.774 --> 00:37:17.569
امروز تصاویری رو خلق می‌کنم که
،برای مدت زیادی منو تسخیر کردن

00:37:17.694 --> 00:37:20.239
از کلاس‌های دوره لیسانس
.در دانشگاه سوربن

00:37:23.492 --> 00:37:25.744
،هیج‌وقت نمی‌فهمیدم که اون چی میگه

00:37:25.869 --> 00:37:29.748
ولی زمانی که از
،نهنگی که یونس رو بلعید حرف می‌زد

00:37:29.873 --> 00:37:34.753
یا اینکه یونس در شکم وال تمایلی
..به خارج شدن نداشت

00:37:34.878 --> 00:37:38.882
،درگیر داستان و خوشحال می‌شدم
.مثل امروز

00:37:40.676 --> 00:37:45.639
،سنِ پرسیدن بود
،نمی‌دونستیم چی می‌خوایم

00:37:45.764 --> 00:37:48.308
.دونستن اینکه چی نمی‌خوای

00:37:48.433 --> 00:37:52.479
.ترجیح میدم یک سیب در اتاقم بخورم -
چی گفتی؟ -

00:37:52.604 --> 00:37:57.401
،من تازه فارغ‌التحصیل شدم
.و سه روزه که ۱۸ ساله شدم

00:37:57.526 --> 00:38:01.196
،فرار کردن، بدون گفتن به کسی
.ضروری به نظر می‌رسید

00:38:01.321 --> 00:38:03.991
،مخفیانه نقشه‌ای کشیدم

00:38:04.116 --> 00:38:09.329
چند تا چیز رو فروختم و یه بلیط قطار درجه ۳
به مقصد مارسی خریدم

00:38:09.454 --> 00:38:12.291
و یک بلیط روی عرشه برای
.جزیره کورسیکا

00:38:14.835 --> 00:38:17.629
.آه، اولین شب آزادی من

00:38:17.754 --> 00:38:19.965
،زیر ستاره‌ها

00:38:20.090 --> 00:38:22.217
روی عرشه درون یک حلقه طناب
.خودمو جمع کرده بودم

00:38:26.263 --> 00:38:29.433
،به محض رسیدن به آژاکسیو
روی اسکله ساکن شدم

00:38:29.558 --> 00:38:31.560
.با یک تور ماهیگیری قدیمی

00:38:31.685 --> 00:38:33.520
،چون می‌دونستم که چطوری تعمیرش کنم

00:38:33.645 --> 00:38:37.316
،ماهیگیری که به کمک نیاز داشت
.متوجه شد و منو استخدام کرد

00:38:40.819 --> 00:38:46.325
اولین کار من پارو زدن بود در زمانی که
.اونا تور رو می‌اندازن یا بالا می‌کشن

00:38:46.450 --> 00:38:50.078
ولی قایق بزرگ‌تر از این بود
.و سه تا ازشون موجود بود

00:38:51.788 --> 00:38:55.000
سه ماه از کار سخت و زندگی مشترکِ بی‌ابهام

00:38:55.125 --> 00:38:59.671
با این مردان ساکت، منو قوی و
.خالی از ترس کرد

00:39:01.214 --> 00:39:03.884
،شروع خوبی بود
.البته نه به عنوان یک حِرفه

00:39:04.009 --> 00:39:07.679
.باید به پاریس برمی‌گشتم تا چیزی رو یاد بگیرم

00:39:07.804 --> 00:39:09.389
!بله، عکاس

00:39:10.766 --> 00:39:13.393
من کلاس‌های شبانه عکاسی رو می‌گذروندم

00:39:13.518 --> 00:39:20.567
‫در Vaugirard، جایی که ژاک دمی
‫.دو سال بعد برای تحصیل درسینما اونجا اومد

00:39:20.692 --> 00:39:23.779
.کارآموزی با متخصصین رودین

00:39:23.904 --> 00:39:26.073
.در تاریک‌خانه اجازه داده نمی‌شد

00:39:26.198 --> 00:39:29.076
کار من برش عکس‌های چاپ‌شده

00:39:29.201 --> 00:39:32.871
.و روتوش اونا با گواش و کمی تُف! بود

00:39:36.458 --> 00:39:39.294
اونا به من چند تا عکس چاپ‌شده دادن
.که فرسوده‌شده بودن

00:39:40.712 --> 00:39:42.589
.اون عکس‌ها مثل اینا زیبا بودن

00:39:42.714 --> 00:39:45.717
مثل سقف
.که تعمیرش رو به تعویق انداخته بودم

00:39:47.386 --> 00:39:49.596
،گواهینامهٔ آموزشی
:وسیله مورد نیاز اول

00:39:49.721 --> 00:39:53.475
،یک اتاقک واقعی، همونطوری که ما بهشون میگیم

00:39:53.600 --> 00:39:55.811
و یک دوربین دسته دو رولی‌فلکسِ مادر
که خریداری شد

00:39:55.936 --> 00:40:00.232
‫.از مجلهٔ Détéctive

00:40:00.357 --> 00:40:05.320
‫،اولین شغل با درآمد در Galeries Lafayette
‫.۴۰۰ کودک در روز

00:40:05.445 --> 00:40:08.198
.سپس یک اجرای زنده با راه‌آهن فرانسه

00:40:08.323 --> 00:40:15.080
عکس‌هایی از دوستانم، هنرمندان و صنعتگران
.که اکثرا اهلِ سِت بودن

00:40:15.205 --> 00:40:18.542
از بچه‌های آندره و ژان ویلار عکاسی کرده بودم

00:40:18.667 --> 00:40:22.796
‫.در ساحل سِت و در Parc Montsouris

00:40:22.921 --> 00:40:25.799
‫یک روز در فستیوال Avignon ازم خواست

00:40:25.924 --> 00:40:28.885
،که در حالی که دستش بهش تکیه داره
.ازش عکس بگیرم

00:40:30.595 --> 00:40:33.640
،سال قبل رو، ۱۹۴۷
.از دست داده بودم

00:40:33.765 --> 00:40:36.059
.مشغول ماهیگیری در کورسیکا بودم

00:40:36.184 --> 00:40:40.147
.در این زمان من رفتم، در حالی که هیجان‌زده بودم

00:40:53.368 --> 00:40:56.580
‫،کاخ Papal رو پیدا کردم

00:40:56.705 --> 00:41:00.250
حیاط؛ جایی که
،ویلار استیج‌اش رو ساخته بود

00:41:00.375 --> 00:41:02.127
.این برای ریچارد دوم بود

00:41:04.212 --> 00:41:07.799
.دیگر نمایشنامه‌ای (نمایشی) در باغ وجود ندارد

00:41:07.924 --> 00:41:10.802
ولی من اونجا با موزیسین‌های دورگردی
.ملاقات کردم

00:41:14.181 --> 00:41:15.432
اهل کجایی؟

00:41:15.557 --> 00:41:17.642
‫.Brazil, Salvador, Bahia

00:41:23.356 --> 00:41:28.069
‫Avignon Festival, 2007
‫.Saint Charles Chapel

00:41:28.195 --> 00:41:32.324
،مدیران جشنواره؛ وینسنت و هورتنس
به من پیشنهاد کردن تا نمایشگاهی بر پا کنم

00:41:33.283 --> 00:41:35.118
از عکس‌هایی که از این فستیوال
.در سال‌های اولیه‌اش گرفتم

00:41:38.830 --> 00:41:43.001
‫برای کسانی که نمی‌دونن بگم که
‫.ژان ویلار فستیوالِ Avignon رو بنا کرد

00:41:44.461 --> 00:41:48.340
.مرد بزرگی در تئاتر و بازی چشمگیری بود

00:41:52.093 --> 00:41:56.723
،در سال ۱۹۸۴
وقتی که این عکس رو

00:41:56.848 --> 00:42:03.813
،از ویلار بعد از از دست دادن تاج و تختش گرفتم
،تکان دادن دستش در رها کردن

00:42:03.939 --> 00:42:08.276
من خیلی خجالت‌زده بودم که
.دستش در عکس محو شده

00:42:08.401 --> 00:42:13.823
،تحت فشار این عکس شارپ و واضح
.احساس می‌کردم عکسم یک شکست مطلقه

00:42:14.950 --> 00:42:18.828
،الان من عکس‌های محو رو دوست دارم
.مخصوصا در جلوی قاب

00:42:18.954 --> 00:42:21.706
.اینا آن و ژرار فلیپ هستن

00:42:23.708 --> 00:42:29.506
،دوست دارم از تیری (اسم خاص) فیلم بگیریم
(کاشی‌های اجدادی‌مون رو دوباره بازگردونیم (نشون بدیم

00:42:29.631 --> 00:42:32.717
این ایده گسست و تکه‌تکه شدن
.کاملا برای من جذابه

00:42:34.511 --> 00:42:39.224
این به طور طبیعی با سوال‌های
.حافظه مطابقت داره

00:42:39.349 --> 00:42:41.643
آیا ممکنه دوباره ساخته بشه

00:42:41.768 --> 00:42:47.148
،همچین شخصیتی مثل ژان ویلار
که بسیار استثنا بود؟

00:42:52.862 --> 00:42:57.409
.این عکس از ژان فلیپ ۵ متر طول داره

00:42:57.534 --> 00:43:02.122
.وجهِ پازل‌گونهٔ چیزها منو خوشحال می‌کنه

00:43:06.251 --> 00:43:10.338
.یه چیزی از خوابگرد در این کاراکتر وجود داره

00:43:10.463 --> 00:43:15.635
از جرارد خواستم که لباس شاهزاده هامبورگ رو
.در روز روشن بپوشه

00:43:15.760 --> 00:43:18.680
،ایده من خلق کردن بود

00:43:18.805 --> 00:43:24.060
،با یک آفتاب روشن
.اثر یک ماه کامل

00:43:25.895 --> 00:43:30.942
،مثل فلش زدن دوربین‌ها در روز افتتاحیه
.که ما اثرشون رو می‌دونیم

00:43:31.067 --> 00:43:34.904
.شلوغه، همه مشوش هستن
.سر و صدا و شلوغی

00:43:38.575 --> 00:43:42.454
.همیشه اینجوریه
(تعریف و تمجیدها، تشکرها، (خیلی منتظر این مراسم بودم‌ها

00:43:45.290 --> 00:43:48.084
.احساسات چیزیه که نمیشه کنترلش کرد

00:43:49.836 --> 00:43:52.172
البته جالبه که

00:43:52.297 --> 00:43:56.343
ویلار رو با یه عینک آفتابی که
،جای سیبلش گذاشته ببینیم

00:43:57.636 --> 00:44:01.890
.بر خلاف حالت طبیعی
.او داره بازیگراش رو نگاه می‌کنه

00:44:02.015 --> 00:44:03.850
..ولی من

00:44:05.518 --> 00:44:08.480
.اکثر کسایی که می‌بینم فوت شدن

00:44:08.605 --> 00:44:13.109
.واسه همین براشون گل رز آوردم
.رز و بگونیا

00:44:15.362 --> 00:44:18.698
..برای کازارس، اونی که رفت
.بگونیا

00:44:20.200 --> 00:44:24.287
.بگونیا برای ژرارد فلیپِ درگذشته
.برای نوآرِ (اسم شخص) درگذشته

00:44:24.412 --> 00:44:27.916
.برای دنر، درگذشته
.برای ژرمن مونترو، درگذشته

00:44:29.334 --> 00:44:31.670
.برای ویلار، که بسیار تحسینش می‌کنم

00:44:31.795 --> 00:44:35.965
.برای این مردِ جوانِ پُر زرق و برق
.همه دخترا عاشقش بودن

00:44:36.091 --> 00:44:37.509
.و او مُرده است

00:44:38.802 --> 00:44:41.471
.از صمیم قلبم براشون گریه می‌کنم

00:44:42.722 --> 00:44:46.685
اونا رو به عنوان یک آرتیست به نمایش گذاشتم

00:44:46.810 --> 00:44:50.814
،که به کاری که می‌تونه انجام بده افتخار می‌کنه
،مفتخر از اینکه دعوت شده

00:44:50.939 --> 00:44:54.567
:و مفتخر از زمانی که مردم میگن
"وای چه عکس‌های زیبایی"

00:44:54.693 --> 00:44:56.111
"چه عبادتگاه کوچکِ زیبایی"

00:44:57.529 --> 00:44:59.364
"چقدر جوون و زیبا بودن"

00:45:02.075 --> 00:45:07.288
.طبیعتا من ژاک (ژاک دمی همسرش) رو به یاد میارم
.تمام این فوت‌شده‌ها یادِ ژاک رو برام زنده می‌کنن

00:45:09.499 --> 00:45:11.376
..هر اشکی

00:45:11.501 --> 00:45:16.881
،هر گلی، هر رُزی، هر بگونیایی
.برای ژاکه

00:45:20.468 --> 00:45:22.804
.او (برای من) عزیزترینِ مُرده‌هاست

00:45:36.568 --> 00:45:39.863
‫،با او (ژاک) در سال ۱۹۵۸
‫.در فستیوالِ Tours ملاقات کردم

00:45:39.988 --> 00:45:45.285
در سال ۱۹۵۹ ژاک اومد اینجا
.تا با من در این خونه زندگی کنه

00:45:45.410 --> 00:45:46.828
.و حیاط

00:45:49.330 --> 00:45:53.543
.اینجا جاییه که متئو و روزالی رو بزرگ کردیم

00:45:53.668 --> 00:45:58.965
روزالی طراح لباس شد و
.متئو هم بازیگره

00:46:00.341 --> 00:46:05.638
،این حیاط که الان خیلی دلرباست
در منطقه‌ای افتضاح بود

00:46:05.764 --> 00:46:08.099
.زمانی که اولین بار در سال ۱۹۵۱ اینجا اومدم

00:46:10.602 --> 00:46:14.189
ایده اینو داشتم که اینجا رو به عنوان
.یک مجموعه (یا استودیو) بازسازی کنم

00:46:14.314 --> 00:46:15.774
این خیابون بود

00:46:15.899 --> 00:46:20.320
.بین یک بقالی قدیمی و یک فروشگاه کشاورزی

00:46:20.445 --> 00:46:22.071
.دوستش داشتم

00:46:22.197 --> 00:46:25.867
:پدرم اومد به دیدارم. گفت
"می‌خوای توی این اسطبل زندگی کنی؟"

00:46:25.992 --> 00:46:30.455
گفتم بله. منتظر و باش و ببین
.بعدا زیبا خواهد شد

00:46:32.457 --> 00:46:37.170
بعدش پدرم مُرد و
من به این جای درب و داغون اسباب‌کشی کردم

00:46:37.295 --> 00:46:40.215
.بدون سیستم گرمایشی و حموم، هیچی نداشت

00:46:40.340 --> 00:46:43.885
.فقط یک توالت ترکی در حیاط داشت

00:46:44.010 --> 00:46:48.348
.بقایای کسانی که اینجا کار می‌کردن مونده بود

00:46:48.473 --> 00:46:51.559
،حتی قاب
.مثل این یکی

00:46:53.728 --> 00:46:55.605
!حقیقتا اینو از اینجا برداشتم

00:46:57.440 --> 00:46:59.025
.و حس کردم زیباست

00:47:00.109 --> 00:47:03.154
!کالدر باهاش حال می‌کرد

00:47:03.279 --> 00:47:06.199
رفت‌وآمدِ همسایه‌طوری‌اش به حیاط
.رو دوست داشتم

00:47:06.324 --> 00:47:09.911
از تحرکات فوق‌العادهٔ بچگانه‌اش
.تعدادی عکس گرفتم

00:47:10.036 --> 00:47:12.789
.کالدر گفت که اونا رو در مدت زمان کوتاهی ساخته

00:47:12.914 --> 00:47:16.251
یکی به من داد به عنوان پاداشِ زمانی که
.برای عکس‌هاش گذاشتم

00:47:16.376 --> 00:47:19.295
!عجب رفیقی
!چه مرد فوق‌العاه‌ای

00:47:20.713 --> 00:47:24.467
!در ساحل سِت مثل پَر (سبک و پُر جنب و جوش) بود
!بسیار شاد بود

00:47:26.344 --> 00:47:29.472
،من از این قاب آینه‌ای درست کردم
.و در چند فیلم ازش استفاده کردم

00:47:30.890 --> 00:47:36.521
،اگه می‌خوای به تماشاگران نگاه کنی
.باید به دوربین نگاه کنی

00:47:38.231 --> 00:47:40.650
.من پیوسته به دوربین نگاه می‌کنم

00:47:40.775 --> 00:47:46.114
حتی وقتی از کار فوری‌ام در خصوص راه‌اندازیِ
.یک تاریک‌خانه مجهز صحبت می‌کنم

00:47:46.239 --> 00:47:48.825
.جایی که نگاتیوها تبدیل به عکس میشن

00:47:50.118 --> 00:47:54.747
.روزای اولی که عکاسی می‌کردم خیلی سخت بود
.تنها بودم

00:47:54.873 --> 00:47:59.502
،زندگی‌ای تقریبا انفرادی
،با خوشی‌های گذرا

00:47:59.627 --> 00:48:01.963
..کراش‌ها!، داستان‌های عشقی

00:48:03.715 --> 00:48:06.843
تعدادی زمستان سرد و وحشتناک
.رو پشت سر گذاشتیم

00:48:06.968 --> 00:48:10.388
.یک اجاق گودین با زغال سنگ تحویل گرفتم

00:48:12.807 --> 00:48:19.439
هر روز سطلمو برمی‌داشتم و
.می‌رفتم که زغال بردارم

00:48:25.862 --> 00:48:32.118
با لباسی از خز خرگوش و
(کلاه و دستکش پشمی زندگی می‌کردم. (همواره تنم بود

00:48:32.243 --> 00:48:34.621
.روزها سپری می‌شد

00:48:34.746 --> 00:48:36.664
حیاطِ سرد

00:48:36.789 --> 00:48:41.169
مهیا شده بود برای صحنهٔ
.جین بیرکین و لارا بتی

00:48:41.294 --> 00:48:46.507
.کوچک آ: صبوری
.کوچک ب: شجاعت

00:48:46.633 --> 00:48:51.137
.قانونِ فرد باهوشِ بیکار

00:48:51.262 --> 00:48:54.599
!اوه رفیق
.حتما از سرما رنج زیادی کشیدی

00:48:54.724 --> 00:48:55.934
‫.But come

00:48:57.393 --> 00:48:59.562
.رئیسم دنبال یک کارمند می‌گرده

00:49:02.023 --> 00:49:04.317
.من تو رو معرفی کردم

00:49:09.072 --> 00:49:12.867
همسایه‌مون نونوای خوبی بود که
.اجرای (سیرکِ) ما رو در نونوایی‌اش قبول کرد

00:49:12.992 --> 00:49:16.371
!داستان شما حتما خنده‌داره

00:49:19.123 --> 00:49:21.793
من نونوا بودم و
.اون طراح لباس بود

00:49:21.918 --> 00:49:26.464
اون نونوا بود
.و برگشت به مکانی که من اهل اونجا بودم

00:49:26.589 --> 00:49:28.549
.من نون براش می‌بردم

00:49:28.675 --> 00:49:33.388
چهارشنبه‌ها، زمانی که قرار بود بیاد
.نمی‌تونستم برای دیدنش صبر کنم

00:49:36.140 --> 00:49:37.934
.از هنرش خوشم میومد

00:49:38.059 --> 00:49:40.853
خوشحال بودم که می‌خواستم همسر
.یک نونوا بشم

00:49:40.979 --> 00:49:42.855
،و همچنین

00:49:43.982 --> 00:49:45.817
.او خوشتیپ بود

00:49:47.527 --> 00:49:50.530
.اغلب همسایه‌هام مدل‌هام بودن

00:49:50.655 --> 00:49:53.157
.بقالِ تونسی

00:49:53.282 --> 00:49:56.494
،و بیانونیدا
.که زن جالبی بود

00:49:56.619 --> 00:49:58.621
در یک حیاط مشابه حیاط من
،زندگی می‌کرد

00:49:58.746 --> 00:50:03.042
با همسر و پسرش اولیس که
.من خیلی دوستش داشتم

00:50:03.167 --> 00:50:05.378
.کارم رو در حیاط به نمایش می‌ذاشتم

00:50:05.503 --> 00:50:10.466
‫،همسایه‌ها می‌اومدن
‫آرتیست‌هایی مثل Hartung

00:50:10.591 --> 00:50:13.553
‫...Prassinos, Brassai

00:50:14.929 --> 00:50:17.306
،تصویر برهنه‌ای به شکل گردو

00:50:17.432 --> 00:50:19.892
.و یک سیب‌زمینی به شکل قلب

00:50:20.018 --> 00:50:22.729
فقط یک مورد در سال ۱۹۵۳

00:50:22.854 --> 00:50:26.357
‫و صدها مورد در سال ۲۰۰۳
‫در نمایشگاه Patatutopia

00:50:26.482 --> 00:50:31.029
‫در Venice Art Biennia، با ۷۰۰ کیلو
‫.سیب‌زمینی واقعی روی کف زمین

00:50:57.305 --> 00:51:01.517
،برای جذب بازدیدکننده‌ها
،من به شکل سیب‌زمینی سخنگو اون اطراف چرخ می‌زدم

00:51:01.642 --> 00:51:04.854
.انواع مختلف سیب‌زمینی‌ها رو نام می‌بردم

00:51:11.402 --> 00:51:14.947
..وقتی درآوردمش، لباسم عکسی داشت با یک سر

00:51:16.532 --> 00:51:17.950
..یا یک گربه

00:51:19.368 --> 00:51:20.787
..یا یک کاشی سرامیکی

00:51:22.205 --> 00:51:23.623
..یا تصویری موزائیکی

00:51:23.748 --> 00:51:26.501
.شبیه اولین سلف پرتره رسمی‌ام

00:51:27.710 --> 00:51:31.422
..موزائیک و نقاشی‌های دیواری
.من عاشق هنرهای باستانی بودم

00:51:31.547 --> 00:51:36.344
،(زنان در آثار پیر دلا فرانچسکا (نقاش ایتالیایی
منو به سیلویا مونفورت سوق داد

00:51:36.469 --> 00:51:40.306
که همراه بود با فیلیپ نوآر (در فیلم اشاره کوتاه) که
.مقداری شبیه فیلیپ لو بن (فیلیپ سوم ملقب به فیلیپ نیک) است

00:51:41.557 --> 00:51:44.769
‫،برای به تصویر کشیدن این زوج
‫.چندین اثر از Braque (نقاش فرانسوی) رو دیده بودم

00:51:47.021 --> 00:51:51.234
قبلش پیکاسو رو با میل و اشتیاق زیادی
.کشف کرده بودم

00:51:53.194 --> 00:51:55.613
.باید برای زوج دیالوگ می‌نوشتم

00:51:56.989 --> 00:52:01.202
که این کار رو یکشنبه‌ها در حیاط
.انجام می‌دادم

00:52:01.327 --> 00:52:04.705
.اگه صلح می‌خوای، من می‌تونم ترک کنم

00:52:04.831 --> 00:52:07.834
.تو فقط از خوشحالی صحبت می‌کنی
.درسته

00:52:09.627 --> 00:52:10.962
،برای تدوین

00:52:11.087 --> 00:52:15.967
.آلن رنه برای همکاری داوطلبانه به جمع پیوست

00:52:16.092 --> 00:52:18.719
.به ویژگی‌های کلاسیکش خیره میشم

00:52:18.845 --> 00:52:22.890
اونا شور و اشتیاق و دقت و کنجکاوی‌اش در مورد
،هنر، فرهنگ

00:52:23.015 --> 00:52:25.935
.و پیچیدگی سوررئالیسم رو فاش نمی‌کردن

00:52:26.060 --> 00:52:29.397
.حتی یک پلان از دست رفته رو هم فیلمبرداری کرد

00:52:29.522 --> 00:52:33.776
‫حیاط خانه‌ام نقشِ یک پلان اتصالی به
‫.خیابانی در La Pointe Courte رو فراهم می‌کرد

00:52:33.901 --> 00:52:38.030
یک بار دیگه بهم خواهی گفت که
.این نمی‌تونه ادامه داشته باشه

00:52:38.156 --> 00:52:39.907
.شاید

00:52:40.032 --> 00:52:42.702
.دستیار آلن رنه، آن ساروت (تدوینگر، که تدوین هیروشیما عشق من رو هم انجام داده) بود

00:52:42.827 --> 00:52:46.205
.که منو به مادرش ناتالی ساروت (نویسنده فرانسوی، از برجسته‌ترین‌های رمان نوی فرانسه) معرفی کرد

00:52:46.330 --> 00:52:49.959
‫،(با ویژگی‌های سیوکسی‌اش (Sioux
‫.تیزبین‌ترینِ نویسنده‌ها بود

00:52:50.084 --> 00:52:55.047
،او منو روشن کرد، روی کارهام تاثیر گذاشت
.و دوستی باهاش بسیار مسرت‌بخش بود

00:52:56.757 --> 00:52:59.677
زمانی که در سال ۱۹۵۵
،در حال تدوین بودیم

00:52:59.802 --> 00:53:04.015
:این رفیقمون اغلب به آلن رنه زنگ می‌زد
.کریس مارکر

00:53:04.140 --> 00:53:05.641
،وقتی او می‌اومد

00:53:05.766 --> 00:53:10.646
ما فقط کت چرم، چکمه‌ها، دستکش
.و عینکش رو می‌دیدیم

00:53:12.607 --> 00:53:17.945
اونقدر شخصیتش مختص به خودش و خاصه که گربه‌ای
داره که نمایانگر شخصیتشه، که اسمشو گذاشته
«گیوم در مصر»

00:53:18.070 --> 00:53:21.699
او نویسنده فیلم‌های جالب و
.تفسیرهای گوناگونیه

00:53:23.201 --> 00:53:25.244
.در آینده باید باهاش کار کنم

00:53:25.369 --> 00:53:29.040
،اون دوست و مصاحبه‌کننده منه
.ولی صداش رو تغییر دادم

00:53:30.124 --> 00:53:35.421
برای چی از عکاسی به سینما رفتی؟

00:53:35.546 --> 00:53:38.633
.به یاد میارم که دنبال واژه‌ها بودم

00:53:38.758 --> 00:53:43.346
،فکر می‌کردم که اگه بتونی عکس‌ها و واژه‌ها رو با هم جفت کنی
.می‌تونی به سینما برسی

00:53:43.471 --> 00:53:46.349
.البته خیلی زود یاد گرفتم که سینما یه چیز دیگه است

00:53:46.474 --> 00:53:49.644
آیا یه سینه‌فیل به حساب میومدی؟ -
.نه -

00:53:49.769 --> 00:53:54.398
من سینه‌فیل نبودم. تا سن ۲۵ سالگی فقط ۱۰ تا فیلم
.دیده‌ بودم

00:53:55.650 --> 00:53:58.444
به مدرسه فیلم‌سازی نرفتم و
.به عنوان دستیار کارگردان هم کار نکردم

00:53:58.569 --> 00:54:03.366
از تخیلم استفاده می‌کردم و
.درونش غوطه‌ور می‌شدم

00:54:04.575 --> 00:54:09.789
من ساپورت شدم و
.از تکنسین‌های سخاوتمند کمک گرفتم

00:54:09.914 --> 00:54:12.959
اشتباه از اونا نبود که
.فیلم ضرر مالی کرد

00:54:16.254 --> 00:54:20.841
.به کار عکاسی برای ویلار ادامه دادم

00:54:20.967 --> 00:54:24.428
‫مرکز تئاتر بین‌المللی مردمی (TNP) از کاخ Papal
‫.به کاخ Chaillot نقل مکان کرد

00:54:25.554 --> 00:54:29.725
‫تقریبا هر روز
‫.از تپهٔ Trocadero بالا می‌رفتم

00:54:29.850 --> 00:54:31.477
.یه ماشین نیاز داشتم

00:54:31.602 --> 00:54:35.314
(اولین ژیانم رو (فرانسویا به ژیان میگن دو شو
.در حیاط پارک می‌کردم

00:54:35.439 --> 00:54:40.236
حیاط و گاراژ اینقدر باریک بودن که
.مجبور بودم کلی ماشینو جابه‌جا کنم

00:54:42.363 --> 00:54:43.906
..مقداری به جلو

00:54:45.700 --> 00:54:47.285
.مقداری عقب

00:54:48.995 --> 00:54:53.749
مجبور بودم ۱۴ بار عقب و جلو کنم
.تا توی گاراژ ماشینو جا بدم

00:54:55.710 --> 00:54:59.171
،در روز خوبم
!۱۳ بار این کار رو انجام می‌دادم

00:55:04.719 --> 00:55:07.847
،یک جهش بزرگ رو به جلو انجام بده
!و به چین برو

00:55:07.972 --> 00:55:12.727
من به اونا (احتمالا چینیا) گفتم که شما چین‌شناسِ قهار و
.عکاس خوبی هستی

00:55:14.186 --> 00:55:17.648
:کارها رو آوردم
...لایکا، رولفلیکس (مدل و برند دوربین)، لولهٔ آکاردئونی

00:55:17.773 --> 00:55:20.443
.مثل یک قاطر بار شده بودم

00:55:20.568 --> 00:55:23.779
.هزاران تصویر بازگردوندم

00:55:23.904 --> 00:55:25.865
روی کار تمرکز می‌کردم

00:55:25.990 --> 00:55:29.285
.و انگیزه جمعیِ این انقلاب جدید

00:55:31.495 --> 00:55:35.082
،گاهی توقف می‌کردم
.چون مناظر بسیار زیبا بودن

00:55:41.547 --> 00:55:44.383
،سال ۱۹۵۷ در چین

00:55:44.508 --> 00:55:47.386
هر جایی این والس رو می‌شنیدم
.شگفت‌زده می‌شدم

00:55:53.517 --> 00:55:58.230
در مهدکودک‌ها، در کمال تعجب
.کودکان لباس‌های رنگی پوشیده بودن

00:55:58.356 --> 00:56:01.567
در حالی که هنوز در فرانسه به بچه‌ها
.رنگ‌های آبی و صورتی می‌پوشونن

00:56:05.988 --> 00:56:10.117
کلاه‌ها رو با خودم آوردم که
.روزالی سال بعد سرش کرد

00:56:12.995 --> 00:56:14.538
،قبل اینکه به دنیا بیاد

00:56:14.663 --> 00:56:18.000
نامه‌هایی رو به پدر آینده‌اش که
.باهاش در رابطه عاشقانه بودم نوشتم

00:56:20.711 --> 00:56:23.964
اما ماجرای عشقی ما تموم شد زمانی که
.رزالی داشت شکل می‌گرفت

00:56:25.633 --> 00:56:27.760
.پاکت‌ نامه‌ها رو تزئین کرده بودم

00:56:27.885 --> 00:56:29.387
.او همه رو بازگردوند

00:56:29.512 --> 00:56:32.848
،یک بسته از نامه‌هاش درست کردم
.هرگز دوباره خوانده نشدن

00:56:34.350 --> 00:56:37.728
،روزالی رو به تنهایی بزرگ کردم
.(و بعدش با ژاک (ژاک دمی

00:56:43.776 --> 00:56:45.444
.ما اغلب به نوارموتیه می‌رفتیم

00:56:45.569 --> 00:56:49.198
ژاک می‌خواست این جزیره رو که تو ایام نوجوونی
.اینجا کمپ می‌کرده رو نشونم بده

00:56:52.618 --> 00:56:56.080
.او داشت دنبال خونه مرد ماهیگیر می‌گشت

00:56:56.205 --> 00:56:58.791
.یک آسیاب متروکه رو پیدا کردیم

00:56:58.916 --> 00:57:02.169
.من شیفتهٔ یک دستکش آویزان در آنجا شدم

00:57:05.047 --> 00:57:07.967
.محصولات جزیره سیب زمینی و صدف هستند

00:57:10.594 --> 00:57:14.682
..چه صدف‌های زیبایی
..چه ماسل‌های (صدف دوکفه‌ای) زیبایی

00:57:14.807 --> 00:57:18.227
..چه موج زیبایی
!موجِ نو

00:57:18.352 --> 00:57:23.524
!هی! صدف، ماسل، موج
.کافیه

00:57:23.649 --> 00:57:26.944
..در عوضش به ما در مورد تولد موج نو بگو

00:57:27.069 --> 00:57:33.826
،تروفو، گدار، رنه
..شابرول، ریوت، دمی

00:57:33.951 --> 00:57:35.911
و خودت، واردا؟

00:57:37.371 --> 00:57:42.042
‫خب، گدار اومده بود که Beauregard (تهیه‌کننده فیلم‌های گدار مثل از نفس افتاده و تحقیر) رو ببینه

00:57:42.168 --> 00:57:46.213
.و گفت: "فیلمی خواهم ساخت که شما رو به اوج برگردونه
".عالی خواهد شد

00:57:46.338 --> 00:57:49.341
.حق با اون بود
.او «از نفس افتاده» رو ساخت

00:57:49.467 --> 00:57:51.552
.موفقیت بزرگی بود

00:57:51.677 --> 00:57:55.890
.تماشگران دوستش داشتن
ژرژ دو بورگار از گدار خواست

00:57:56.015 --> 00:58:00.811
دوستایی مثل خودت داری که فیلم ارزون بسازن"
"که خوب فروش کنه؟

00:58:00.936 --> 00:58:03.355
،گدار بهش ژاک دومی رو معرفی کرد

00:58:03.481 --> 00:58:07.568
.که فیلم «لولا» رو با «آنوک امی» ساخت

00:58:07.693 --> 00:58:09.278
:بنابراین بورگار به دِمی گفت

00:58:09.403 --> 00:58:12.448
،گروهی از مردهایی می‌خوام که شبیه خودت باشن"
"کسی رو می‌شناسی؟

00:58:12.573 --> 00:58:15.659
ژاک گفت نه نمی‌شناسم، اما دختری رو
.برای این منظور سراغ دارم؛ انیس واردا

00:58:15.784 --> 00:58:17.161
:بورگار به من گفت

00:58:17.286 --> 00:58:20.873
،مثل رفیقات باش"
"!فیلمای ارزون و کوچیکِ سیاه و سفید بساز

00:58:20.998 --> 00:58:24.460
پس من «کلئو از ۵ تا ۷» رو
.با کرونی مارشان ساختم

00:58:28.923 --> 00:58:35.179
همه درها باز هستن

00:58:35.846 --> 00:58:39.099
هوا خیلی سرده

00:58:39.225 --> 00:58:42.603
ما باید سریعا فیلمبرداری می‌کردیم و
.روی محتوا (مضمون) فوکوس می‌کردیم

00:58:42.728 --> 00:58:44.647
.کلئو از این می‌ترسه که سرطان داشته باشه

00:58:44.772 --> 00:58:50.110
،دقیقه به دقیقه دنبالش می‌کردم، در زمان واقعی
.در موقعیتی واقعی

00:58:52.947 --> 00:58:56.825
(می‌خواستم فیلم با زمانی عینی (آبجکتیو

00:58:56.951 --> 00:59:00.287
،همونطوری که به ساعت‌های اطرافمون نگاه می‌کنیم

00:59:00.412 --> 00:59:05.793
،(ترکیب بشه با زمان درونی و ذهنی (سوبژکتیو
.همونطوری که کلئو در طول فیلم تجربه‌اش می‌کنه

00:59:10.339 --> 00:59:13.008
،قبل و در طول فیلم‌برداری

00:59:13.133 --> 00:59:17.388
.نقاشی‌های بالدونگ گرین (نقاش آلمانی قرن ۱۶) رو در نظر داشتم

00:59:17.513 --> 00:59:21.850
.زیبائی شهوانی و مرگ استخوانی

00:59:21.976 --> 00:59:24.228
.گوشت شیرین نمی‌تواند همیشه زنده بماند

00:59:26.522 --> 00:59:30.651
ترسش از سرطان و مرگ
،با ترس دیگری ملاقات می‌کند

00:59:30.776 --> 00:59:33.946
ترس از یک سرباز از جنگِ الجزایر

00:59:34.071 --> 00:59:36.782
آن جنگ استعماری
.مورد اعتراض بسیاری قرار گرفت

00:59:36.907 --> 00:59:40.077
.دیگران اماکن تظاهرات رو بمباران کردند

00:59:40.202 --> 00:59:43.163
.هنوز دیگران در آن جنگ شرکت می‌کردند

00:59:43.289 --> 00:59:46.709
،در فیلم
آنتوان بورسیه نقش سرباز رو

00:59:46.834 --> 00:59:50.212
،قبل از رفتن به الجزایر بازی می‌کرد
که در همون شب

00:59:50.337 --> 00:59:53.674
موقعیتی از دوستی مهیجی با یک
.بلوند قدبلند رو تجربه می‌کنه

00:59:55.926 --> 00:59:59.888
.فیلم برای جشنواره کن انتخاب شد

01:00:00.014 --> 01:00:02.182
.کورین حس می‌کرد در اون روز تبدیل به ملکه شده

01:00:02.308 --> 01:00:06.520
.هیچکس منو نمی‌شناخت و شناسایی‌ام نمی‌کرد
.همه چیز گیجم کرده بود

01:00:06.645 --> 01:00:10.274
.قبلش ما فیلم رو قبل از نمایش معرفی کردیم

01:00:10.399 --> 01:00:16.572
مجری برنامه، لئون زیترون منو به نامِ
!انیس وارگا" معرفی کرد"

01:00:16.697 --> 01:00:20.826
‫.احتمالا به خاطر حضور دختران وارگا در فیلم Casino de Paris

01:00:20.951 --> 01:00:26.665
‫،بعد از نمایش فیلم
‫.ما خارج از ساختمان قدیمی موزه Palais برای عکس ایستادیم

01:00:26.790 --> 01:00:29.335
‫(طراح لباس TNP (تئاتر بین‌المللی مردمی
‫،لباسم رو دوخته بود

01:00:29.460 --> 01:00:33.297
!به اضافه مقداری پولک‌دوزیِ سیرکی
.به پیشنهاد و درخواستِ خودم

01:00:33.422 --> 01:00:36.550
،هیچ‌وقت تصورش رو نمی‌کردم که کلئو به هر جایی دعوت بشه

01:00:36.675 --> 01:00:38.427
،با من یا بدون من

01:00:38.552 --> 01:00:41.764
،و اینکه من به اینجا و اونجا سفر کنم
،همراه یا بدونِ ژاک

01:00:41.889 --> 01:00:46.268
که فیلم‌های لو و خلیجِ فرشتگانش
،به کلی جشنواره رفته

01:00:46.393 --> 01:00:49.313
‫.قبل از تورِ بزرگِ The Umbrellas of Cherbourg

01:00:51.273 --> 01:00:55.819
،در سال ۱۹۶۲، توقفی در کوبا
.در میانه انقلابش

01:01:02.618 --> 01:01:05.371
این سوسیالیسم بود و چا-چا-چا

01:01:05.496 --> 01:01:09.833
،با امیدها و انرژی بزرگ
.زیبا برای شاهد بودن

01:01:09.958 --> 01:01:12.503
عکس‌هایی گرفتم برای اینکه
.بعدا تبدیل به فیلمشون کنم

01:01:16.256 --> 01:01:19.301
.باید از فیدل کاسترو فیلم می‌گرفتم

01:01:19.426 --> 01:01:25.391
وقتی عکس گرفتم، یک آرمانگرای قدبلند
.رو دیدم که بال‌هایی سنگی داره

01:01:29.144 --> 01:01:32.106
و مجبور شدم از برداشت نیشکر هم
.عکس بگیرم

01:01:46.495 --> 01:01:48.872
.تغییراتِ آب‌ و هواییِ بنیادی

01:01:48.997 --> 01:01:51.667
‫،در مرگ زمستان در Noirmoutier

01:01:51.792 --> 01:01:55.629
من چهار هزار عکس از کوبا
دسته‌بندی و آماده کرده بودم

01:01:55.754 --> 01:01:57.631
.برای فیلمِ پویانمایی‌ام

01:02:01.468 --> 01:02:02.594
،ژاک و من

01:02:02.720 --> 01:02:06.390
،رسیدن به جزیره رو دوست داشتیم
.درست بعد از اینکه جزر و مد جاده رو پاک می‌کرد

01:02:06.515 --> 01:02:07.725
.ما اون جزیره رو دوست داشتیم

01:02:07.850 --> 01:02:10.936
.اونجا زندگی می‌کردیم، اونجا می‌نوشتیم

01:02:14.940 --> 01:02:16.525
.کنار دریا حس خوبی دارم

01:02:19.361 --> 01:02:23.157
،مثل دریا
..با رنگ‌های متغیرش

01:02:23.282 --> 01:02:27.286
،ممکنه منم کمی شبیه‌اش باشم
.حاکستری و آبی

01:02:29.955 --> 01:02:36.920
.دوست دارم فیلم‌های آرامش‌بخش بسازم
.فیلم‌هایی در مورد خوشحالی

01:02:38.839 --> 01:02:41.842
فیلمی ساختم در مورد
.یک خوشحالیِ ویژه

01:02:41.967 --> 01:02:45.929
من این فیلم رو در مناظر زیبا و دلپذیرِ
.ایل-دو-فرانس ساختم
(منطقه‌ای در شمال فرانسه که شامل پاریس هم میشه)

01:02:46.054 --> 01:02:48.390
که امپرسیونیست‌ها رو
.سخت تحت تاثیر قرار میده

01:02:52.978 --> 01:02:56.315
،داستان ساده‌ای داره
.البته نه خیلی ساده

01:02:56.440 --> 01:02:59.067
.داستانی از یک خانواده کوچک

01:02:59.193 --> 01:03:03.363
.با حضور ژان-کلود-درو و همسر و فرزندانش

01:03:06.074 --> 01:03:11.121
ما همه حالت لطیف والدین رو
.زمانی که به فرزندانشون خیره میشن رو می‌شناسیم

01:03:11.246 --> 01:03:13.791
،لطافت
.گفتنش کافی نیست

01:03:19.046 --> 01:03:22.341
.بیا ببین
بیا ببین.. هلن

01:03:22.466 --> 01:03:26.053
.می‌دونی ژاک این عکس رو گرفت

01:03:26.178 --> 01:03:28.889
برای من ترسناکه که از شما دو نفر
.فیلم‌برداری کنم

01:03:29.014 --> 01:03:31.975
همیشه دوست داشتم که شما دو نفر رو
.با هم ببینم

01:03:32.100 --> 01:03:35.854
،بچه‌های خوشگل من
،فرزندان ژاک و آنتونی

01:03:35.979 --> 01:03:40.692
،بزرگ‌شده توسط ژاک
.بچه‌های خوشگل من. اینجان

01:03:40.818 --> 01:03:42.694
.همونطور که ما (زیبا) هستیم

01:03:44.029 --> 01:03:48.116
،این روزالیه
(در انتهای فیلم چترهای شربورگ (از ژاک دمی

01:03:48.242 --> 01:03:50.619
.دختر دوست‌داشتنی‌ای بود

01:03:50.744 --> 01:03:54.498
،به من دستمزد دادن
.یه چتر کوچولو خریدم و به فروشگاه رفتم

01:03:54.623 --> 01:03:58.710
.اینجا اونو در «یکی می‌خواند، دیگری نه» می‌بینیم

01:03:58.836 --> 01:04:01.463
.برای جشن تولد هجده سالگیم -
.تو بحثی نداشتی -

01:04:01.588 --> 01:04:04.925
!انتخابی نداشتم
.انتخابی نداشتم

01:04:05.050 --> 01:04:08.095
..و این یکی، متئو دمی

01:04:08.220 --> 01:04:10.305
.من بزرگ شدنش رو روی پرده دیدم

01:04:17.145 --> 01:04:20.482
.ظاهرا نازیسم در ابتدا زیاد گسترده نبوده

01:04:20.607 --> 01:04:23.026
.اونا فقط ۶ تا عضو داشتن

01:04:23.151 --> 01:04:27.322
،ولی این داستانه
.او هنوز زنده است و می‌تونه نجاتمون بده

01:04:29.700 --> 01:04:32.786
(او منو در پاستیش (تقلید آگاهانه و ستایشگرانه در هنر
،از فیلم «دوران طلایی» شگفت‌زده کرد

01:04:32.911 --> 01:04:34.413
.در ادای دین به لوئیس بونوئل

01:04:45.465 --> 01:04:47.301
این مت کوچولوی منه؟

01:04:49.094 --> 01:04:51.346
‫زمانی که Daguerreotypes رو
‫فیلم‌برداری می‌کردم

01:04:51.471 --> 01:04:53.891
.متئو دمی کوچیک بود

01:04:54.016 --> 01:04:57.144
اونو دیر به دنیا آورده بودم و
.دوست نداشتم ترکش کنم

01:04:57.269 --> 01:05:00.397
.فیلم‌برداری در اطراف خونه مناسب من بود

01:05:00.522 --> 01:05:02.941
.منو نزدیک خونه نگه می‌داشت

01:05:03.066 --> 01:05:06.612
همسایه‌های بازاری و تاجر من قبول کردن
که به کافه بیان

01:05:06.737 --> 01:05:08.447
.برای نمایش میستاگ

01:05:08.572 --> 01:05:11.033
اونا به ما اجازه دادن که
.در مغازه‌هاشون فیلم‌برداری کنیم

01:05:11.158 --> 01:05:13.660
.قول دادم که از برق خودمون استفاده می‌کنیم

01:05:13.785 --> 01:05:17.706
،یه رشته سیم از درگاه پست کشیدم

01:05:17.831 --> 01:05:21.335
هر روز صبح سیم رو می‌کشیدیم

01:05:21.460 --> 01:05:27.299
،به کافه، نونوایی
به مغازه فروشنده آکاردئون

01:05:27.424 --> 01:05:30.427
،مردی که ساعت می‌فروخت

01:05:30.552 --> 01:05:35.974
،اون طرف خیابون
خیاط، ابزارفروشی

01:05:36.099 --> 01:05:40.938
،سپس پایین‌تر
قصاب، بقال

01:05:41.063 --> 01:05:45.984
و در آخر این زوجی که من خیلی دوستشون داشتم؛
.آقا و خانوم شاردون بلو

01:05:48.362 --> 01:05:51.365
.گفتم که از ۹۰ متر فراتر نمی‌رم

01:05:51.490 --> 01:05:53.158
.این محدودیت بود

01:05:53.283 --> 01:05:56.662
در شب ما رشته سیم رو جمع می‌کردیم

01:05:56.787 --> 01:06:00.415
.و چراغ‌ها رو سر جاشون می‌ذاشتیم

01:06:00.540 --> 01:06:05.754
سیم به همون شکل در داخل شیار گیر می کرد
.و من به خونه می اومدم

01:06:05.879 --> 01:06:07.297
.ما برق رو قطع می کردیم

01:06:09.675 --> 01:06:13.387
،یه بار داستان این رشته‌سیم بلند رو تعریف کردم

01:06:13.512 --> 01:06:17.349
،نود متر و همه
:و یکی گفت

01:06:17.474 --> 01:06:22.229
تو نمی‌خواستی این بند ناف رو"
".قطع کنی

01:06:22.354 --> 01:06:24.690
.ممکنه حق با اونا باشه

01:06:29.778 --> 01:06:33.323
نمای خونه ما
.دچار تحول شد

01:06:33.448 --> 01:06:36.827
شیر بلفورت هم همینطور؛
.که به محله سلطنت می‌کرد

01:06:36.952 --> 01:06:40.580
آندره برتون پیشنهاد داد که
.اون یه استخون بجوئه

01:06:40.706 --> 01:06:43.583
.و من اونو با گربه‌ام زوگو تعویض کردم

01:06:51.049 --> 01:06:56.805
زوگو یک نماد هم هست و
.لوگوی کمپانی تولیدی ماست

01:06:56.930 --> 01:06:58.598
‫.Ciné Tamaris
‫
‫(کمپانی ساخت و پخش فیلم واردا و دِمی)

01:06:58.724 --> 01:07:02.644
می‌خوای با سلسیا رُز صحبت کنی؟
..یه چند لحظه لطفا

01:07:02.769 --> 01:07:05.814
.من برای اجاره فیلم «پوست میمون» تماس گرفتم
(فیلمی موزیکال از ژاک دمی)

01:07:13.780 --> 01:07:15.574
..الو؟ لطفا پشت خط بمونید

01:07:20.162 --> 01:07:22.497
!دیگه چای نداریم

01:07:22.622 --> 01:07:24.458
تخمین زدی؟

01:07:24.583 --> 01:07:26.460
.هنوز نه، هنوز نه

01:07:28.086 --> 01:07:31.423
‫!بفرمایید اینم از Jacquotreel ها -
‫.ممنونم -

01:07:38.263 --> 01:07:40.807
..در جریان می‌ذارمتون
انیس؟

01:07:40.932 --> 01:07:42.142
.اول من

01:07:43.560 --> 01:07:45.145
.به استفانی مراجعه کنید

01:07:45.270 --> 01:07:48.648
‫بانکِ Neuflize OBC؟

01:07:48.774 --> 01:07:51.860
ما وام بدون بهره نیاز داریم

01:07:51.985 --> 01:07:56.531
.برای اینکه فیلم رو به راحتی تمام کنیم
.لطفا

01:07:56.656 --> 01:08:00.494
تحمل کردن بار و هزینه تولید
.یک فیلم بسیار سخته

01:08:02.746 --> 01:08:06.208
شما باید یک بالانس دقیقی بین
اونچه از فیلم در تصور دارید

01:08:06.333 --> 01:08:09.753
.با مسائل مالی و هزینه فیلم برقرار کنید

01:08:09.878 --> 01:08:14.299
،بله، شما باید هزینه کنی
.اما شما باید هزینه فیلم رو هم دربیاری

01:08:14.424 --> 01:08:17.219
.پول نباشه، جایزه‌ای هم در کار نیست

01:08:17.344 --> 01:08:19.805
در یک کمد، یا روی شن‌ها

01:08:19.930 --> 01:08:22.808
.جایزه‌های دِمی و من بهم متصل‌اند

01:08:22.933 --> 01:08:26.603
.نخل طلا از کن و شیر طلایی از ونیز

01:08:47.999 --> 01:08:50.001
.برید، برو

01:08:55.215 --> 01:08:58.343
.ما ساحل رو دو روز داشتیم
.روز اول خوشگل بود

01:08:58.468 --> 01:09:02.264
.روز دوم، وضعیت بده
.شن‌ها خیسن

01:09:02.389 --> 01:09:04.933
.خبر خوب اینه که ما پرنده‌ها رو داریم

01:09:26.371 --> 01:09:29.708
.در خانه. گربه‌ها اینجان

01:09:29.833 --> 01:09:31.710
.این دو تا همینطور

01:09:31.835 --> 01:09:34.713
،خانواده‌ای خیالی که در خیابان پیدا شد

01:09:34.838 --> 01:09:37.632
به همراه یک ساعت به درد نخور
.و دو صندلی

01:09:40.510 --> 01:09:43.972
،ولی برای بعضی مردم
.پیدا کردن معنی خوردن رو میده

01:09:44.097 --> 01:09:47.976
.اونا در پسماند غذایی ما زندگی می‌کنن
.اونا زمانی به فروشگاه میرن که همه چی تموم شده

01:09:48.101 --> 01:09:50.353
.مردم دورریزِ زیادی دارن

01:09:52.189 --> 01:09:53.940
.اونا زباله‌ها رو زیر و رو می‌کنن

01:09:55.984 --> 01:09:58.778
،در گذشته
.اونا به ضرورت جست‌وجو می‌کردن

01:09:58.904 --> 01:10:01.656
.امروزه هم داستان همونه

01:10:01.781 --> 01:10:03.909
،دیدنِ هدررفتِ غذایی بالا

01:10:04.034 --> 01:10:10.248
..زمانی که خیلیا گرسنه هستن
.این واقعا اسفناکه

01:10:10.373 --> 01:10:12.042
،من می‌تونستم بهشون نزدیک بشم

01:10:12.167 --> 01:10:14.794
و گاهی به روش خودم
ازشون فیلم بگیرم

01:10:14.920 --> 01:10:18.840
ممنونم از این دوربین‌های دیجیتال
.کوچک که صدا رو هم ضبط می‌کنن

01:10:23.428 --> 01:10:26.473
من حتی می‌تونستم با یک دست
.از دست دیگه‌ام فیلم بگیرم

01:10:29.935 --> 01:10:34.314
گرفتن کامیون‌ها
در سفر دراز شمال به جنوب

01:10:34.439 --> 01:10:36.233
‫برای فیلم‌برداریِ مستندِ Gleaners

01:10:36.358 --> 01:10:40.278
.و از لب ساحل تا مرکز فرانسه

01:10:40.403 --> 01:10:44.908
اینا مجموعه‌هایی هستن که
از بچگی تصورشون می‌کردم

01:10:45.033 --> 01:10:48.870
به کمک پازل‌هایی که الان
.به بازار دستفروش‌ها انتقال پیدا کردن

01:10:48.995 --> 01:10:51.706
،روزها گذشتن
"منطقه کورز، شهرستان تول"

01:10:51.831 --> 01:10:53.708
منطقه لو، شهر کئور

01:10:56.628 --> 01:10:58.880
من پرسه زدن در بازار دستفروش‌ها
.رو دوست دارم

01:10:59.005 --> 01:11:03.551
،شکار کردن، گپ زدن، قدم زدن
.فیلم‌برداری کردن و پیدا کردن چیزها

01:11:08.431 --> 01:11:12.477
‫.(اوه ببین یه بشقاب از Liège (شهری در بلژیک
‫،اینو به برادران داردن خواهم داد

01:11:12.602 --> 01:11:15.063
.برادرانِ سینماییِ من

01:11:16.523 --> 01:11:19.401
‫یک چرخ خیاطی، مثل اونی که
‫.تو فیلم L'Opéra Mouffe هستش
‫(فیلم کوتاه خاطرات یک زن باردار از انیس واردا - ۱۹۵۸)

01:11:24.656 --> 01:11:26.574
.و تعدادی کارت فیلم

01:11:31.288 --> 01:11:33.415
.فیلم محبوبِ من

01:11:37.669 --> 01:11:40.130
((: بفرما! ده سنت برای فیلم خودم

01:11:51.141 --> 01:11:52.475
..ژاک دمی

01:11:57.188 --> 01:11:58.523
..ژان کوکتو

01:12:06.114 --> 01:12:10.285
قبل از اینکه تبدیل به کارت سینمایی
،کله مقوایی بشیم

01:12:10.410 --> 01:12:13.705
.موجوداتی گوشتی و خونی بودیم

01:12:13.830 --> 01:12:15.915
.عاشق، مثل مارگاریت

01:12:52.786 --> 01:12:54.954
،ما یک تخت، یک میز

01:12:55.080 --> 01:12:58.041
‫بچه‌ها، بازی‌ها و
‫.سفر به جزیرهٔ Noirmoutier رو به اشتراک می‌ذاشتیم
‫(همه‌چی‌مون مشترک بود)

01:12:58.166 --> 01:13:01.378
اما حیاط موجب این شد که
.دو منطقه داشته باشیم

01:13:01.503 --> 01:13:03.630
(این چیزیه که میشل مانسو (روزنامه‌نگار چپ فرانسوی
.مشاهده کرد

01:13:03.755 --> 01:13:06.966
در یک سمت، ژاک به همراه
(میشل لوگران (آهنگساز فیلم‌های واردا و دِمی و مولیگان

01:13:07.092 --> 01:13:10.095
!اینجا سینما در هر گوشه‌ای ساخته میشه

01:13:10.220 --> 01:13:16.142
در طول حیاط ما انیس واردا رو
به همراه میشن پیکولی می‌بینیم

01:13:16.267 --> 01:13:18.228
‫در حال تموم کردن
‫آخرین فیلم واردا «آفریده‌ها» The Creatures

01:13:18.353 --> 01:13:20.939
..ادگار. می‌چرخی و بلافاصله

01:13:22.982 --> 01:13:25.026
..به محض اینکه می‌چرخی

01:13:25.151 --> 01:13:27.737
.آماده‌ای؟ حرکت

01:13:27.862 --> 01:13:28.947
ادگار؟

01:13:32.033 --> 01:13:34.744
اتصال پلان‌ها در پاریس خیلی آسان‌تره

01:13:34.869 --> 01:13:41.084
‫نسبت به برگردوندن پیکولی
‫.به جزیره Noirmoutier، جایی که فیلم‌برداری می‌کردیم

01:13:41.209 --> 01:13:44.796
.ما اونجا اقامت داشتیم، اغلب اونجا می‌رفتیم

01:13:44.921 --> 01:13:47.340
.جزیره برام الهام‌بخش بود
(مخلوقین؛ فیلمی از انیس واردا)

01:13:52.053 --> 01:13:55.974
،در فیلم
.پیکولی با یک اسب حرف می‌زنه

01:13:56.099 --> 01:14:00.395
،سپس با همسرش؛ کاترین دنو
در سکوت

01:14:00.520 --> 01:14:02.355
.بعد از یک تصادف

01:14:06.901 --> 01:14:09.237
‫او شبیه یک فرشتهٔ بشارت بود
‫
‫(.Angel of Annunciation در انجیل لوقا اومده که همون فرشته گابریل هستش که به زکریا مژده بچه‌دار شدن رو میده. تابلویی از سیمونه مارتینی هم به نام The Angel of the Annunciation وجود داره)

01:14:09.362 --> 01:14:11.823
.زمانی که خبر میده اونا قراره بچه‌دار بشن

01:14:19.038 --> 01:14:23.042
،ژاک همون نزدیکای جزیره بود
.درحال آماده‌سازی فیلمی با میشل

01:14:23.168 --> 01:14:27.005
گاهی سر فیلم‌برداری میومد و
.عکس پلوراید می‌گرفت

01:14:28.423 --> 01:14:31.926
،ولی برای فیلم‌های دیگه
.ما هر کدوم مسیر (جدای) خودمون رو داشتیم

01:14:32.051 --> 01:14:37.348
ما همو به ندرت و جداگانه سر صحنه فیلم‌های هم
.ملاقات می‌کردیم

01:14:40.560 --> 01:14:44.355
می‌خوام به این نکته اشاره کنم
که گدار، در دوستی

01:14:44.481 --> 01:14:47.567
اجازه می‌داد که ازش بدون عینک فیلم‌برداری کنم

01:14:47.692 --> 01:14:51.488
.چشمان زیباش و سینماش رو دوست داشتم

01:14:51.613 --> 01:14:53.239
.تعداد کمی عکس گرفتم

01:14:55.241 --> 01:14:58.870
عوامل فیلم چترهای شربورگ
.مثل یک خونواده بودن

01:15:00.747 --> 01:15:04.083
‫و کاترینِ زیبا در le quai des Adieux

01:15:04.209 --> 01:15:06.836
بارونیِ استخونی‌رنگ
و در بک‌گراند هم ژاک

01:15:08.171 --> 01:15:12.425
.اینجا ژاک در (برگ‌های) نخل طلای خودش احاطه شده

01:15:12.550 --> 01:15:15.136
.فیلمش در آمریکا محبوب بود

01:15:15.261 --> 01:15:19.140
.و کمپانی کلمبیا پیشنهاد کاری جذابی بهش داد

01:15:20.475 --> 01:15:23.019
من ژاک رو دنبال می‌کردم
،به خاطر اینکه دوستش داشتم

01:15:23.144 --> 01:15:26.648
و اونا بهش یک پیشنهاد ماجراجویانه
.شگفت‌انگیز هالیوودی رو دادن

01:15:26.773 --> 01:15:28.691
.انتظار نداشتم که زیاد بمونیم

01:15:28.816 --> 01:15:30.109
ولی در واقع

01:15:30.235 --> 01:15:33.821
،این شهر بلافاصله منو وسوسه کرد

01:15:33.947 --> 01:15:36.658
.بلافاصله منو مجذوب خودش کرد

01:15:36.783 --> 01:15:40.078
جنبش‌های هیپی شهر و مردمش
.رو آشفته کرده بود

01:15:40.203 --> 01:15:44.123
،آزادی، صلح، عشق
.مرگ بر جنگ ویتنام

01:15:44.249 --> 01:15:48.503
،زنده باد بلک پنترز
..آزادی زنان

01:15:48.628 --> 01:15:52.090
تجمعات بزرگ صلح در پارک‌ها انجام میشد

01:15:54.801 --> 01:15:57.887
.ژاک به دنبال پارتنری برای آنوک اِمی می‌گشت

01:15:58.012 --> 01:16:02.183
ازم خواست که از یک بازیگر جوان
.به نام هریسون فورد تست بگیرم

01:16:02.308 --> 01:16:05.853
ولی استودیوها بهش توصیه کرده بودن
.که بازیگری رو فراموش کنه

01:16:08.314 --> 01:16:10.316
.او هنوزم به اون قضیه می‌خنده

01:16:10.812 --> 01:16:16.443
رئیس استودیو به من گفت که منو فراموش کرده
.و آینده‌ای در کار ندارم

01:16:19.070 --> 01:16:19.530
برداشت دوم

01:16:20.159 --> 01:16:24.789
‫،در سال‌های ۱۹۶۷ و ۶۸
‫.فیلم عشق شیرها (Lions Love) رو فیلم‌برداری کردم

01:16:24.914 --> 01:16:27.584
،سپس ما برگشتیم
ده سال بعد

01:16:27.709 --> 01:16:31.212
‫،و من مستند Mur Murs رو فیلم‌برداری کردم
‫..اما

01:16:31.337 --> 01:16:35.508
،فکر کردن در موردش
.زمان همه‌اش رو قاطی (گیج و مشوش) می‌کنه

01:16:35.633 --> 01:16:38.428
زمانی که ما در بورلی هیلز
،با یک درخت نخل زندگی می‌کردیم

01:16:38.553 --> 01:16:41.472
،و یک استخر بچگانه

01:16:41.598 --> 01:16:44.684
.روزالی تلویزیون و تبلیغاتشون رو کشف کرد
(باهاشون آشنا شد)

01:16:44.809 --> 01:16:47.937
ده سال بعد متئو عاشق پین‌بالِ

01:16:48.062 --> 01:16:50.440
.کنارِ خونه شد

01:16:53.234 --> 01:16:57.822
.خاطراتم مثل مگس‌های گیجی دور سرم می‌چرخن

01:16:57.947 --> 01:17:01.075
.من در به یاد آوردنشون تردید دارم

01:17:01.200 --> 01:17:02.952
.نمی‌خوام

01:17:03.077 --> 01:17:06.873
.و حالا من به لوکیشن فیلم‌هام برمی‌گردم

01:17:06.998 --> 01:17:09.334
.مطمئن نیستم که در این باره خوشحال باشم

01:17:22.138 --> 01:17:25.350
‫والِ چشم‌آبی منو یاد
‫.ژاک پره‌وِر (Prévert) می‌اندازه
‫(شاعر فرانسوی)

01:17:25.475 --> 01:17:27.685
استخرهای شنای کالیفرنیا

01:17:27.810 --> 01:17:32.190
‫منو یاد فیلم هالیوودیِ هیپی‌ام
‫.Lions Love And Lies می‌اندازه

01:17:36.064 --> 01:17:38.650
چقدر منو دوست داری؟

01:17:39.067 --> 01:17:42.946
.اندازه ۱۲ تا بلو‌بری آبیِ کبودرنگ

01:17:43.571 --> 01:17:45.824
اندازهٔ (اتومبیل) رومئو مدل ۱۹۷۵

01:17:46.116 --> 01:17:47.409
اندازهٔ اسپاگتیِ ناهار

01:17:48.873 --> 01:17:51.668
،این دو نفر رادو و راگنی بودن

01:17:51.793 --> 01:17:55.129
‫نویسنده و بازیگرِ موزیکالِ معروفِ Hair

01:17:55.254 --> 01:17:57.965
،و ویوای مقدس
،الههٔ اندی وارهول

01:17:58.091 --> 01:18:01.094
که من باهاش در
.کارخونه‌ای در نیویورک ملاقات کردم

01:18:03.346 --> 01:18:05.473
اینجا اونا در یک رابطه زناشوییِ
.سه‌نفره هستن

01:18:07.016 --> 01:18:10.019
.خبرهای یک ترور رو تماشا می‌کنن

01:18:10.890 --> 01:18:12.642
سناتور رابرت فرانسیس کندی

01:18:14.185 --> 01:18:18.898
.ساعت یک و چهل و چهار دقیقه صبح امروز درگذشت

01:18:19.487 --> 01:18:23.408
:شعار اون زمان در عمل
،سکس و سیاست

01:18:23.533 --> 01:18:25.702
.سیاست و سکس

01:18:26.364 --> 01:18:29.826
،این یک ناهار تلویزیونی نیست
.این یک ناهار در منظره است

01:18:31.457 --> 01:18:32.328
،همینطور برای میز امیلی

01:18:33.668 --> 01:18:37.171
.که رو به منظره مورد علاقه بود؛ ساحل

01:18:42.176 --> 01:18:47.390
،گاهی ما دوربین رو اینجا می‌ذاشتیم
.روشنش می‌کردیم و منتظر می‌موندیم

01:18:49.767 --> 01:18:54.605
،رهگذران میزانسن خودشون رو داشتن
.اونا دنبال جا (فضا) می‌گشتن

01:18:54.731 --> 01:18:59.610
‫شانس با من یار بود
‫.در حین ساخت این فیلم که Documenteur نام داره

01:18:59.736 --> 01:19:01.612
،یه روز دیگه زمان فیلم‌برداری

01:19:01.738 --> 01:19:05.616
شانس یک مشاجرهٔ ناخوشایندِ عاشقانه
.نصیبمون کرد

01:19:05.742 --> 01:19:08.911
.به ما توسط صدای عصبانی‌طوری هشدار داده شد
.دوربین رو گردش افقی (پَن) دادم

01:19:46.741 --> 01:19:48.993
من ازشون خواستم اگه دوربین
.باعث آزارشونه متوقف کنیم

01:19:49.118 --> 01:19:50.203
.اونا نمی‌تونستن اهمیتی بدن

01:19:50.328 --> 01:19:53.539
پس من سابین رو فرستادم که
.از کنارشون رد بشه

01:19:57.794 --> 01:20:01.172
چطوری سابین مامو رو توصیف کنم؟
..زیباییِ خیره‌کننده‌اش

01:20:01.297 --> 01:20:04.217
،و خنده‌هاش
.که بعدش هیچ‌وقت نشنیدیمش

01:20:04.342 --> 01:20:07.887
.یک تدوینگر بود
.قبول کرد که نقش مادر متئو رو ایفا کنه

01:20:08.012 --> 01:20:11.641
.مادر و پسرش
.امیلی و مارتین

01:20:13.434 --> 01:20:15.019
،در گذشته

01:20:15.144 --> 01:20:17.522
.فهمیدم که او یک منِ دیگره
(یه نسخه دیگه‌ای از خودم رو کشف کردم)

01:20:18.689 --> 01:20:21.150
مارتین چطوره؟ -
.خوبه -

01:20:21.275 --> 01:20:22.819
و تام؟

01:20:22.944 --> 01:20:25.112
.از هم جدا شدیم

01:20:25.238 --> 01:20:28.157
!باورم نمیشه، (حداقل) نه در مورد شما دو نفر

01:20:28.282 --> 01:20:30.952
.شما خیلی خوب با هم کنار اومدین

01:20:32.078 --> 01:20:36.082
بهم بگو، حالت خوبه؟ -
.نه -

01:20:49.846 --> 01:20:52.348
اگه خوشحال نباشم، چیکار می‌خوایم بکنیم؟

01:20:54.725 --> 01:20:58.896
اگه او خوشحال نباشه، چیکار می‌تونم بکنم؟

01:20:59.021 --> 01:21:02.024
اگه اونا خوشحال نباشن، چیکار می‌تونن بکنن؟

01:21:02.149 --> 01:21:04.402
مردان یا زنان، چیکار می‌تونن بکنن؟

01:21:08.114 --> 01:21:10.324
این اسکله در اقیانوس آرام

01:21:10.449 --> 01:21:13.286
.آخرِ خطِ شتاب به سوی غربه

01:21:15.705 --> 01:21:18.583
برای تعداد زیادی مهاجرِ
،امیدوار به موفقیت

01:21:18.708 --> 01:21:20.293
.اینجا پایان آرزوهاست

01:21:21.878 --> 01:21:25.923
اما یک مکان مورد علاقه برای افراد عجیب و غریب
.ساحل ونیزِ کالیفرنیا است

01:21:29.047 --> 01:21:31.466
،ما همه همسایه هستیم
.هر جا که باشیم

01:21:33.676 --> 01:21:35.678
نگرش واقعیه کالیفرنیاییه. درسته؟

01:21:36.346 --> 01:21:41.392
.درسته. اینجا غربه. هیچ‌جایی مثل اینجا نیست

01:21:41.606 --> 01:21:45.192
،در این ساحل
.من دوست دارم که رفقای همه دوره‌ها (زمان‌ها) رو ببینم

01:21:45.318 --> 01:21:48.571
،تریسی و جیمی مک‌براید

01:21:48.696 --> 01:21:52.909
فیلمساز مستقلی که
.باهاش در سال ۱۹۶۸ ملاقات داشتم

01:21:53.034 --> 01:21:57.955
..مِی ۱۹۶۸ در فرانسه
!چیزی آشنا به نظر نمیاد؟

01:21:58.080 --> 01:22:00.791
.من اونجا نبودم، همین

01:22:00.917 --> 01:22:06.088
،ولی در سال ۶۸
.بلک پنترز در حال سازماندهی شدن بودند

01:22:06.213 --> 01:22:07.673
.و من ازشون فیلم گرفتم

01:22:12.845 --> 01:22:15.473
.اونا اعتراض می‌کردن، من فیلم می‌گرفتم

01:22:15.598 --> 01:22:18.893
.و من با معترضان به جنگ ویتنام راهپیمایی کردم

01:22:20.431 --> 01:22:26.104
،در طول جنگ ویتنام جوونا اعتراض می‌کردن
.که این الان اتفاق نمی‌افته

01:22:26.479 --> 01:22:28.524
برای جنگ در عراق؟ منظورت اینه؟ح -

01:22:29.399 --> 01:22:31.567
،دیگه براشون اهمیتی نداره
.جون هیچ خدمت و سربازی‌ای وجود نداره

01:22:32.323 --> 01:22:35.117
،خدمت سربازی‌ای در کار نیست
.اما مردم کشته میشن

01:22:35.242 --> 01:22:37.536
.تکریم و بزرگداشت در ساحل

01:22:40.623 --> 01:22:44.335
،در این گالری
.هنرمندان پوستر طراحی می‌کنن

01:22:44.460 --> 01:22:48.047
،۳۰ هزار تا از اونا عرضه شدن

01:22:48.172 --> 01:22:51.342
ولی آرتیست نمی‌دونه که این عمل
.چه تاثیری داره

01:22:53.552 --> 01:22:56.263
.با دوستمان جری آیرس آشنا شدم

01:22:56.389 --> 01:22:59.725
او یکی از کسانی بود که ژاک رو
در سال ۱۹۶۷ به کمپانی کلمبیا آورد

01:22:59.850 --> 01:23:01.602
.(و به او کارت سفید داد (تاییدش کرد

01:23:01.727 --> 01:23:05.940
او همچین ماجراهای من با کمپانی‌های هالیوودی رو
.دنبال می‌کرد

01:23:06.978 --> 01:23:10.314
،من کار انیس رو دوست داشتم
که شانس همکاری با کمپانی کلمبیا رو هم داشت

01:23:11.232 --> 01:23:15.111
ولی او زد رو دست مردی که
از لُپش نیشگون گرفته بود و
.بودجه از دست رفت

01:23:15.695 --> 01:23:17.240
ولی من بچه کوچیک نبودم که -
!از لپش نیشگون بگیرن

01:23:18.531 --> 01:23:21.743
.ولی تو فیلم نساختی
«عشق و صلح»
.او زنگ زد و یک فیلم فوق‌العاده میشد

01:23:22.118 --> 01:23:25.913
اونا نمی‌خواستن به من اجازه -
.فاینال کات رو بدن، این دلیل بزرگی بود
.می‌دونم -

01:23:26.502 --> 01:23:28.462
.استودیوها رو فراموش کنیم

01:23:28.587 --> 01:23:33.009
‫از پول فرانسوی استفاده کردم برای ساخت فیلمی
‫درباره نقاشی‌های دیواری: Mur Murs

01:23:34.885 --> 01:23:38.472
.این یکی یه تبلیغه برای مغازه لباس عروسی

01:23:42.226 --> 01:23:46.063
این نقاشی بلند
روی ۶ کیلومتر از دیوار کشیده شده که

01:23:46.188 --> 01:23:48.649
.«بهشت خوک‌ها» نامگذاری شده

01:23:52.445 --> 01:23:56.407
.اطراف یک کارخونه سوسیس رو احاطه کرده

01:23:56.532 --> 01:23:59.744
.اونا هر روز ۶ هزار خوک رو  می‌کشن

01:24:06.542 --> 01:24:11.047
دیگر نقاشی‌های دیواری
.مشکلات محلی رو بیان می‌کردن

01:24:11.172 --> 01:24:13.340
.الکل، زنانِ کتک‌خورده

01:24:15.259 --> 01:24:18.054
.فقر، مواد مخدر

01:24:18.179 --> 01:24:21.015
.و مطالباتِ گروه‌های خاص

01:24:26.103 --> 01:24:31.609
اما اینجا فردی همسرش رو نقاشی کرده
.تا موج‌سواران لذت ببرن

01:24:38.949 --> 01:24:42.369
.با دوستانم به ساحل برگشتم

01:24:42.495 --> 01:24:46.624
دوست داشتم از هر کدومشون
.یک فیلم کوتاه بسازم

01:24:46.749 --> 01:24:48.167
,Lisa

01:24:48.292 --> 01:24:49.627
,Gwen

01:24:49.752 --> 01:24:50.878
,Tom

01:24:51.003 --> 01:24:52.463
Lynn

01:24:54.131 --> 01:24:55.049
.and Alain

01:24:56.884 --> 01:25:00.638
دوستمون آلن رونی ما رو به
.جیم موریسون معرفی کرد

01:25:00.763 --> 01:25:05.267
.می‌رفتیم که جیم رو در کنسرت ببینیم
.چند باری به خانه آمده بود

01:25:05.392 --> 01:25:07.436
:حرف‌هایی کوتاه و حاشیه‌ای در فرانسه

01:25:07.561 --> 01:25:11.607
‫یه بار آلن و جیم رو
‫به Chambord بردم

01:25:11.732 --> 01:25:15.611
‫برای دیدن ژاک که در حالِ
‫.فیلمبرداری اثر داستانی-پریانی‌اش «Peau d'Âne» بود

01:25:19.615 --> 01:25:23.577
.با پرنسس مورد علاقه‌اش کاترین دنو

01:25:23.702 --> 01:25:26.747
.اونا به عنوان سینه‌فیل میومدن، به عنوان دوست

01:25:26.872 --> 01:25:29.291
!پایانِ گفتار حاشیه‌ای

01:25:29.416 --> 01:25:30.960
:یه سری حرف‌های حاشیه‌ای دیگه در پرانتز بگم

01:25:31.085 --> 01:25:34.964
،یک برانچ کالیفرنیایی برای دو نفر
.که دوربین رو به اشتراک می‌ذارن

01:25:35.089 --> 01:25:37.550
ایژن؛ دستیارم
.و من

01:25:45.599 --> 01:25:46.809
مرسی

01:25:49.895 --> 01:25:53.023
فراموش کردم که داشت ازم فیلم‌برداری میشد

01:25:53.149 --> 01:25:57.653
،و در حال تمیز کردن خودم شکار شدم
.با ظرافت کمتری نسبت به یک گربه

01:26:01.866 --> 01:26:03.367
!پایانِ پرانتزِ حاشیه‌ای

01:26:04.702 --> 01:26:08.622
دوست داشتم که
یک داستان کوچک عاشقانه ساحلی رو بگم؛

01:26:08.747 --> 01:26:11.709
.داستانِ پاتریشیا کناپ و زلمان کینگ

01:26:15.520 --> 01:26:17.522
.اسم من پاتریشیا کناپه

01:26:20.066 --> 01:26:23.987
.در ساحل‌هایی مثل میشیگان بزرگ شده‌ام

01:26:26.823 --> 01:26:28.491
.اسم من زلمان کینگه

01:26:32.579 --> 01:26:34.956
.من در ساحل‌های نیوجرسی بزرگ شدم

01:26:36.791 --> 01:26:37.792
.و من پت (پاتریشیا) رو ملاقات کردم

01:26:39.044 --> 01:26:46.134
‫و ما ۴۵ ساله با هم هستیم
‫.در ساحلی به نامِ on the duck hand

01:26:48.887 --> 01:26:53.558
و ما در ساحلی ازدواج کردیم
.که فاصله کمی از اینجا داره

01:26:59.272 --> 01:27:05.695
.کشیش ما یک جوراب زرد و یک جوراب قهوه‌ای داشت

01:27:06.655 --> 01:27:10.867
.و شن‌ها تنها شاهدان ما بودند

01:27:21.528 --> 01:27:24.949
.پاتریشیا اسم پرنده‌ها و فرشته‌ها رو می‌دونه

01:27:27.326 --> 01:27:30.246
.اونا از او و خونواده‌اش محافظت می‌کنن

01:27:40.714 --> 01:27:46.553
الان خیلی وقته که اونا رو
.در یک هارمونیِ عاشقانه تماشا می‌کنم

01:27:46.679 --> 01:27:48.764
.موجی از لطافت برای این زوج

01:27:50.849 --> 01:27:52.726
!و یه کوچولو حسادت

01:27:55.646 --> 01:27:56.855
.غمگینم

01:28:34.184 --> 01:28:38.689
،برگردیم به فرانسه
.خانه و درختِ حیاط

01:28:42.818 --> 01:28:44.069
ژاک و من

01:28:44.194 --> 01:28:47.948
روی فیلم‌های کمتر خوشایندتری
.نسبت به قبل کار می‌کردیم

01:28:50.200 --> 01:28:53.287
ساندرین بونر نقش مونا رو در
.فیلمِ «ولگرد» داشت

01:28:53.412 --> 01:28:55.497
.یک شورشی زیبا بدون دلیل خاصی

01:29:03.005 --> 01:29:06.842
،فیلم پرتره‌ای از یک زن جوان مرموزه

01:29:06.967 --> 01:29:10.095
به این سمت کشیده میشه توسط کسایی
که این مسیر رو براش تعیین کردن

01:29:10.220 --> 01:29:13.265
.ما نگاهی اجمالی به او می‌کنیم

01:29:13.390 --> 01:29:16.477
ماجراها و مواجهه او
.با ۱۳ شات تراولینگ از هم جدا میشن

01:29:16.602 --> 01:29:18.354
..تمام حرکت‌ها از راست به چپه

01:29:21.482 --> 01:29:24.485
همه‌اش با موزیک یوآنا بروزویچ

01:29:24.610 --> 01:29:26.362
.که به طور ویژه برای این پلان‌ها ساخته شده

01:29:30.199 --> 01:29:31.742
می‌تونی منو ببری؟ -
.بله -

01:29:31.867 --> 01:29:35.245
.کیفمو میارم

01:29:35.371 --> 01:29:36.789
.مونا سرکشه

01:29:36.914 --> 01:29:38.165
!پفیوزا

01:29:38.290 --> 01:29:40.751
.مونا می‌خواست آزاد باشه

01:29:40.876 --> 01:29:44.421
.شاشیدم تو منشی بودن
،من همه اون کارفرماهای کوتوله رو پشت سر گذاشتم

01:29:44.546 --> 01:29:46.799
.من اینجا به کسی نیازی ندارم

01:29:50.803 --> 01:29:52.304
مطمئن نیستم که چه زمانی متوجه شدم

01:29:52.429 --> 01:29:56.392
.که این تنها یک سوال درباره آزادی نیست

01:29:56.517 --> 01:30:00.604
مبارزات فمینیستی برای بقا
.باید به صورت جمعی انجام بشه

01:30:00.729 --> 01:30:03.148
مرگ بر خشونت علیه زنان

01:30:03.273 --> 01:30:05.192
.شوونیسمِ مردانه می‌کشد
(شوونیسم: میهن‌پرستیِ افراطی)

01:30:06.318 --> 01:30:09.405
در میان مطالبات، ضروری‌ترین‌شون

01:30:09.530 --> 01:30:12.699
.حق انتخاب بچه‌دار شدن یا نشدن بود

01:30:12.825 --> 01:30:16.161
نه بابا، نه پاپ، نه پادشاه
(از فیلم «یکی می‌خواند، دیگری نه»)

01:30:16.286 --> 01:30:20.457
نه قاضی، نه دکتر، نه قانون‌گذار

01:30:20.582 --> 01:30:23.252
.نمی‌تونن به جای من انتخاب کنن

01:30:23.377 --> 01:30:28.132
،تلاش می‌کردم که یک فمینیست سرخوش باشم
.ولی خیلی عصبانی بودم

01:30:28.257 --> 01:30:33.262
تجاوز، خشونت خانگی، ختنه و برش کلیتوریس

01:30:33.387 --> 01:30:37.433
..سقط جنین در شرایط ناگوار

01:30:37.558 --> 01:30:40.936
دختران جوان برای لایه‌برداریِ پوستی به بیمارستان میرن

01:30:41.061 --> 01:30:45.315
:و اینترن‌های تازه‌کار که بهشون میگن
"بدون بیهوشی، به شما یاد داده خواهد شد"

01:30:48.735 --> 01:30:51.155
ما دو بار این

01:30:51.280 --> 01:30:57.077
خانه صورتیِ دوست‌داشتنی رو
.برای سقط جنینِ مخفیانه قرض دادیم

01:30:59.872 --> 01:31:02.499
من در میان زنانی بودم
.که مانیفستی رو امضا کرده بودن

01:31:02.624 --> 01:31:06.211
:یک روزنامه اونو اینطوری دوبله (تعبیر) کرد
!مانیفستِ ۳۴۳ فاحشه

01:31:06.336 --> 01:31:10.466
:چون ما اعلام کرده بودیم
!ما سقط جنین کردیم! ما رو قضاوت کن

01:31:10.591 --> 01:31:14.136
،درست یا غلط
ولی امضاکنندگانِ کم و بیش معروف

01:31:14.261 --> 01:31:17.514
،زمانی که زن‌هایی که سقط جنین‌کرده قضاوت می‌شدن
.پرازیت ایجاد می‌کردن

01:31:17.639 --> 01:31:21.935
:مبارزات یکسان در همه جا
!حقوق زنان! حقوق کارگران

01:31:23.479 --> 01:31:27.232
برای این قسمت، ژاک دمی
به همراه میشل کلمبیه

01:31:27.357 --> 01:31:31.528
راهی رو برای بیان اعتصاب بزرگ در نانت
.پیدا کردند

01:31:31.653 --> 01:31:34.323
.اسم فیلم «اتاقی در شهر» بود

01:31:35.324 --> 01:31:37.993
ما نمی‌خوایم هیچ دردسری ایجاد بشه

01:31:38.118 --> 01:31:42.247
!بذار ما رد بشیم! ما میدون رو خالی نمی‌کنیم

01:31:42.372 --> 01:31:46.502
بذار ما رد بشیم

01:31:46.627 --> 01:31:50.672
ما اینجاییم که برای حقمون مبارزه کنیم

01:31:50.797 --> 01:31:53.383
.شما اجازه ندارید -
.این یه فیلمه -

01:31:53.509 --> 01:31:56.178
اما من و دلفین سریگ واقعا رفتیم

01:31:56.303 --> 01:32:00.807
‫به دادگاه Bobigny، در سال ۱۹۷۲
‫برای حق سقط جنین

01:32:00.933 --> 01:32:03.101
!و در حالی که من تا چشام حامله بودم

01:32:03.227 --> 01:32:06.647
اونا ما رو به پشت موانع هُل می‌دادن
.و ما می‌خندیدیم و فریاد می‌زدیم

01:32:08.524 --> 01:32:13.779
،دِلفین تو دوران جوونی‌اش شبیه انگلیسیا بودش
.و ما با هم دوست شدیم

01:32:13.904 --> 01:32:17.574
،من توی حیاط از دلفین عکس گرفت
.مثل باقی بازیگرا

01:32:19.368 --> 01:32:21.995
.و بعدها دوباره، در حیاط

01:32:22.120 --> 01:32:25.541
عاشق این بودم که چطور یک فمینیست
.به یک پری تبدیل میشه

01:32:28.502 --> 01:32:31.713
عصاهای جادویی
.همیشه اونجایی نیستن که شما انتظارشو دارین

01:32:39.012 --> 01:32:42.182
!حرکت موج‌وار و سریع عصا
.ژاندارک

01:32:47.688 --> 01:32:50.232
جین همچنین می‌خواستیک پلان
.در این نقش داشته باشه

01:32:53.986 --> 01:32:56.405
.با لهجه من این امکان‌پذیره

01:32:56.530 --> 01:33:00.200
:تصور کنید
!من انگلیسی‌ها رو از فرانسه بیرون می‌کنم

01:33:00.325 --> 01:33:02.160
!جواب نمیده
(به قول فراستی‌پورِ تواب «در نمیاد!»)

01:33:18.176 --> 01:33:19.970
،اینو قبلا گفتم

01:33:20.095 --> 01:33:22.973
خاطرات مثل مگس‌هایی هستن
..که در هوا ازدحام می‌کنن

01:33:23.098 --> 01:33:26.018
.تکه‌های بهم‌ریختهٔ حافظه
(نما از مستندیه که واردا برای جین بیرکین ساخته)

01:33:26.143 --> 01:33:28.228
فکر می‌کنی که از پسش برمیای؟

01:33:28.353 --> 01:33:30.981
.ما داریم تیکه‌تیکه و کوتاه فیلم‌برداری می‌کنیم

01:33:31.106 --> 01:33:35.277
.مثل حل کردن پازل می‌مونه
تیکه‌ها رو کنار هم می‌چینی

01:33:35.402 --> 01:33:38.989
.تا به هم متصل بشن
.ولی یه حفره در مرکز وجود داره

01:33:39.114 --> 01:33:42.451
،این در مهمونی شبانه اتفاق می‌افته
یهو سکوت فراگیر میشه

01:33:42.576 --> 01:33:45.787
:و یکی میگه
"!یه آهنگی واسمون بخون"

01:33:45.912 --> 01:33:48.957
یک آهنگ؟ گینزبرگ

01:33:49.082 --> 01:33:52.502
اگه من اغلب تردید دارم

01:33:52.628 --> 01:33:56.673
..بینِ من و خودم

01:33:58.008 --> 01:34:01.970
اگه تاب بخورم بین احساسات

01:34:02.095 --> 01:34:04.056
..و بازی

01:34:04.765 --> 01:34:07.976
ذره‌ای از من، ذره‌ای از من

01:34:08.101 --> 01:34:11.396
،همه رو بیرون می‌ریزم
بعدش کمی مرتب می‌کنم

01:34:11.521 --> 01:34:15.692
،حتی وقتی همه چیو بیرون می‌ریزیم
.(مقدار کمی فاش می‌کنیم (آشکار می‌کنیم

01:34:17.986 --> 01:34:21.031
،برج ایفل در روز
،برج ایفل در شب

01:34:22.616 --> 01:34:27.412
من یک یادبود یک روزه در
.ستایش شکوه سینما ساختم

01:34:27.537 --> 01:34:28.997
ژیگا ورتوف
((فیلمساز پیشرو اهل شوروی (مستندساز)

01:34:29.122 --> 01:34:33.293
.یک چشم، یک دوربین، یک نگاه خیره
!حرکت

01:34:33.418 --> 01:34:38.715
،و این آقای سینماست
.صد ساله و باشکوه

01:34:38.840 --> 01:34:41.093
!من از نسل طلایی‌ام
(یا: من دوران طلایی را همراه خودم دارم)

01:34:41.218 --> 01:34:43.720
.پیرمردی با حافظه‌ای محوشده

01:34:43.845 --> 01:34:46.848
.این مشکل مادر و آزادی‌اش بود

01:34:46.973 --> 01:34:49.559
،او گیج شده بود
.حافظه‌اش رو از دست داد

01:34:49.685 --> 01:34:52.354
او اسم فرزندان و خواهرها و برادرهاش
.رو با هم قاطی می‌کرد

01:34:54.147 --> 01:34:56.483
ولی کی می‌خواست تصحیحش کنه؟

01:34:56.608 --> 01:35:02.114
.او حق داشت هذیان و پرت‌وپلا بگه
.برای من خوشایند و حتی خنده‌دار بود

01:35:02.239 --> 01:35:04.866
.من دیوید اُ سلزنیک هستم
(تهیه‌کننده ربکا و  بر باد رفته)

01:35:04.991 --> 01:35:06.660
.روز قبل هیچکاک بودی

01:35:06.785 --> 01:35:09.579
،من ژان رنوارم، خون‌آشام
کاترین دنو

01:35:09.705 --> 01:35:12.249
و.. دیوید اُ سلزنیک

01:35:12.374 --> 01:35:14.710
من سازندهٔ

01:35:14.835 --> 01:35:19.172
سه چهار تا موجود رویایی هستم
.که الان تبدیل به ستارگان بزرگی شدن

01:35:19.297 --> 01:35:23.093
.کله‌ام پُر از ستاره و چهره و زیبائی هستش

01:35:23.152 --> 01:35:23.860
(فیلم هزار و یک شب از انیس واردا)

01:35:33.353 --> 01:35:34.730
.یک رویاست

01:35:34.788 --> 01:35:36.123
.واقعیه

01:35:36.982 --> 01:35:39.985
داشتن وسایل و تیم فوق‌العاده

01:35:40.110 --> 01:35:42.529
برای فیلم‌برداری و فیلم ساختن
.از چنین ستاره‌هایی مثل یک رویا بود

01:35:42.654 --> 01:35:47.284
اما به خاطر یه سری دلایل
،شاید این کار اشتباه من بود

01:35:47.409 --> 01:35:49.453
!فیلم کله پا شد

01:35:54.207 --> 01:35:57.544
،در مورد آقای معروف سینما

01:35:57.669 --> 01:36:01.548
او همچنین پیرمردی کوچک و تنها
در تمام طول شب بود

01:36:01.673 --> 01:36:03.592
.به امید کسی که او رو ملاقات کنه

01:36:10.766 --> 01:36:13.935
.پیر شدن با هم حس بهتری داره

01:36:14.060 --> 01:36:17.606
این برنامه ما بود، حتی خیلی بیشتر
.زمانی که دوباره به هم پیوستیم

01:36:17.731 --> 01:36:21.401
.شیرین و غافل‌گیرکننده بود

01:36:21.526 --> 01:36:25.322
،ما با هم به مسافرت می‌رفتیم
.در یک نقاشی ژست گرفتیم

01:36:27.365 --> 01:36:29.743
.به ساحل‌ها و موزه‌ها می‌رفتیم

01:36:31.828 --> 01:36:36.917
(اون اطراف با بیل ویولا و روشنبرگ (نقاش آمریکایی
.پرسه می زدیم

01:36:37.042 --> 01:36:39.085
.ما به ژاک مونوری نزدیک بودیم

01:36:42.172 --> 01:36:44.508
.و ما با گربه پراسینو زندگی می‌کردیم

01:36:46.885 --> 01:36:52.015
!ما نگاه می‌کردیم. با هم. و بوم

01:36:52.140 --> 01:36:55.811
.ژاک بیمار شد
.یک بیماری کشنده

01:37:16.289 --> 01:37:20.752
.او مریض بود. زیاد خونه می‌موند

01:37:20.877 --> 01:37:23.797
.حالا برو، بذا بنویسم

01:37:25.340 --> 01:37:29.010
او در مورد کودکی‌اش در گاراژی
در نانت می‌نوشت؛

01:37:29.135 --> 01:37:32.097
.جایی که با خونواده‌اش زندگی می‌کرد

01:37:32.222 --> 01:37:34.307
.ازم خواسته بود که نوشته‌ها رو در شب بخونه

01:37:34.432 --> 01:37:37.727
:یه روز گفتم
".این منو ترغیب می‌کنه که یه فیلم بزرگ بسازم"

01:37:37.853 --> 01:37:41.690
:او گفت
".من توانش رو ندارم. تو بساز"

01:37:41.815 --> 01:37:46.194
:گفتم
"اگه در مورد کودکی‌ات فیلم بسازم خوشحال میشی؟"

01:37:46.319 --> 01:37:48.029
:گفت
".آره. انجامش بده"

01:37:50.240 --> 01:37:53.493
می‌دونستیم که ژاک دیگه
.زمان زیادی نداره

01:37:53.618 --> 01:37:56.413
.روزالی، متئو و من کنارش بودیم

01:37:56.538 --> 01:38:01.585
،روزالی و من نوبتی مراقبت از ژاک رو به عهده می‌گرفتیم
.به خصوص وقتی که تولید فیلم شروع شد

01:38:01.710 --> 01:38:07.966
‫کمپانیِ Cine-Tamaris باید به سرعت هزینه ساخت رو
‫.فراهم و عوامل رو جمع می‌کرد

01:38:08.091 --> 01:38:11.303
،من یادمه عوامل رو
،در قبال فیلم بسیار باانگیزه بودن

01:38:11.428 --> 01:38:14.806
.نسبت به من بسیار سخاوتمند و حساس بودن

01:38:14.931 --> 01:38:19.227
،به خصوص ماری ژو
.که خیلی به من و ژاک نزدیک بود

01:38:19.352 --> 01:38:21.897
،اخیرا با بعضاشون دیدار کردم

01:38:22.022 --> 01:38:26.192
و ما بادیدیر و میرلی در مورد اون لحظات خاص
.صحبت کردیم

01:38:28.069 --> 01:38:31.197
،ژاک فوت شد
.او می‌دونست که داره می‌میره

01:38:31.323 --> 01:38:34.075
،می‌دونست که ایدز درمان نداره

01:38:34.200 --> 01:38:37.245
.او می‌دونست که بیماری همینطور رو به وخامت میره

01:38:37.370 --> 01:38:39.623
.همه این چیزا رو می‌دونستیم

01:38:39.748 --> 01:38:46.338
.هیچ‌کس در موردش صحبت نمی‌کرد
.این یک سکوتِ محبت‌آمیز بود

01:38:46.463 --> 01:38:51.843
ژاک به صورت کاملا محترمانه
.در موردش (بیماری) صحبت نمی‌کرد

01:38:51.968 --> 01:38:55.805
،ما این سکوت رو پذیرفتیم
.چون که سکوتِ ژاک بود

01:38:55.931 --> 01:38:59.643
این انتخاب ژاک بود که سکوت پابرجا بمونه
.و ما هم قبول کردیم

01:38:59.768 --> 01:39:02.062
،قبلش، در سال ۱۹۸۹

01:39:02.187 --> 01:39:06.650
،ایدز بیماری شرم‌آوری قلمداد میشد

01:39:06.775 --> 01:39:08.234
.تابو بود

01:39:08.360 --> 01:39:11.571
.بیماری‌اش بخشی از پروژه بود

01:39:11.696 --> 01:39:14.950
به همون مقداری که برای تو تلاش می‌کردیم
.برای او هم تلاش می‌کردیم

01:39:15.075 --> 01:39:16.576
.بله -
.برای همه ما -

01:39:16.701 --> 01:39:19.079
!او برای خودش کسی بود، ژاک دمی

01:39:19.204 --> 01:39:21.414
..این ایده رو داشتیم که

01:39:21.539 --> 01:39:26.086
تا جایی که امکانش هست با فیلم‌برداریِ فیلم
.ژاک رو همراهی کنیم

01:39:30.590 --> 01:39:35.637
من نمی‌دونستم که نظرش در مورد
،بازسازی چیه

01:39:35.762 --> 01:39:39.349
که بازسازی ما از اونچه او تجربه کرده
.یا گفته چطوری بوده

01:39:39.474 --> 01:39:43.228
.گاهی با خواهر و برادرش میومد

01:39:43.353 --> 01:39:44.854
.مادرش هم میومد

01:39:45.814 --> 01:39:47.357
!شما توجه جمعیتی رو جلب خواهید کرد

01:39:47.482 --> 01:39:53.238
:مقداری نگران این بودم که او مداخله کنه یا بگه
"..اینطوری نبود"

01:39:53.363 --> 01:39:55.323
.بهش نزدیک شدم

01:39:55.448 --> 01:39:57.450
"چطور بود؟ خیلی فرق نداشت؟"

01:39:57.575 --> 01:40:01.162
"می‌تونستی کودکی خودت رو درونش ببینی؟"

01:40:01.287 --> 01:40:05.208
:و او گفت
"!اوه بله. دقیقا همونه. من اونجام"

01:40:05.333 --> 01:40:10.255
کلماتش منو به ادامه دادن
.و سازماندهی فیلم تشویق می‌کرد

01:40:10.380 --> 01:40:13.341
.چندین فیلم وجود داشت
.یکی سیاه و سفید بود

01:40:13.466 --> 01:40:16.261
ادای احترامی بود به فیلم‌های
.دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی

01:40:16.386 --> 01:40:19.931
.داستان ژاک رو از سن ۹ تا ۱۹ سالگی بیان می‌کرد

01:40:20.056 --> 01:40:24.394
.ما به ساده‌ترین شکل ممکن نماها رو گرفتیم

01:40:24.519 --> 01:40:28.982
،سپس یک پیشنهاد وجود داشت
.که می‌تونست یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد باشه

01:40:29.107 --> 01:40:32.652
،اگه در زندگی ژاک کنکاش کنیم
آیا می‌تونیم صحنه‌هایی رو پیدا کنیم

01:40:32.777 --> 01:40:34.571
صحنه‌های فیلم‌های خودش بودن؟

01:40:34.696 --> 01:40:37.741
‫اگه اینطوره، صحنه‌ای از فیلم Jacquot of Nantes

01:40:37.866 --> 01:40:40.618
،موتور هنوز اولش صدا میده
.ولی طبیعیه

01:40:40.744 --> 01:40:42.454
.ممنونم

01:40:42.579 --> 01:40:44.873
شد صحنه‌ای از...
یکی از فیلم‌های ژاک

01:40:45.582 --> 01:40:48.960
موتور هنوز اولش صدا میده
.ولی این طبیعیه

01:40:50.670 --> 01:40:54.299
یا برعکس. صحنه‌ای از
یکی از فیلم‌هاش رو انتخاب می‌کردم

01:40:54.424 --> 01:40:59.387
و متنی براش می‌نوشتم که به صورت طبیعی
.بشه اجراش کرد

01:40:59.512 --> 01:41:00.555
.تقریبا خوبه

01:41:02.098 --> 01:41:06.311
.فیلم دیگه‌ای وجود داره
.ژاک هنوز زنده است

01:41:06.436 --> 01:41:10.565
،دز این زمان دشوار
،این راه سختی که او درش بود

01:41:10.690 --> 01:41:14.861
تموم کاری که می‌تونستم انجام بدم این بود که
.کنارش باشم، تا جایی که ممکنه نزدیکش باشم

01:41:17.781 --> 01:41:21.284
،به عنوان یک فیلمساز
.تنها گزینه‌ام فیلم گرفتن ازش بود

01:41:21.409 --> 01:41:24.621
.در اکستریم کلوز آپ
،پوستش، چشمش

01:41:24.746 --> 01:41:28.875
،موهاش که شبیه منظره‌ایه
.دستاش، لکه‌هاش

01:41:29.000 --> 01:41:34.631
من باید این کار رو انجام می‌دادم. این تصاویر رو
.از او و مربوط به او می‌گرفتم

01:41:34.756 --> 01:41:37.675
.ژاک مرده، ولی ژاک هنوز زنده است

01:41:40.095 --> 01:41:43.932
.فیلم‌برداری در ۱۷ اکتبر تموم شد

01:41:44.057 --> 01:41:47.936
.و ژاک در ۲۷ اکتبر ۱۹۹۰ فوت کرد

01:42:28.852 --> 01:42:32.647
‫این زن‌ها همگی
‫.پنجره‌هایی از جزیره Noirmoutier هستن

01:42:32.772 --> 01:42:35.650
ازشون فیلم گرفتم و
به این سبک معرفی‌شون کردم

01:42:35.775 --> 01:42:39.654
که بتونیم انتخاب کنیم که
به حرف‌های کدومشون گوش کنیم

01:42:39.779 --> 01:42:43.116
.فرد به فرد، به صورت محرمانه

01:42:43.241 --> 01:42:47.120
،حضورِ تیری هنوز خونه رو پُر می‌کنه

01:42:47.245 --> 01:42:49.289
،بوی او

01:42:49.414 --> 01:42:54.669
دو روز پیش لوبیا سبزهایی رو خوردیم
.که او از فروشگاه خریده بود

01:42:54.794 --> 01:42:56.546
..هنوز تازه هستن

01:43:04.554 --> 01:43:09.142
!او به معنای واقعی مرد بود، او بود
.هرگز با کلمات قابل توصیف نیست

01:43:12.228 --> 01:43:16.816
از دریا آمد
،بعد از نوشیدن

01:43:16.941 --> 01:43:19.360
.رفت به تخت خواب، خوابید
..همین

01:43:23.156 --> 01:43:26.117
من بخشی از فیلم بودم
.و در سکوت موندم

01:43:29.454 --> 01:43:33.958
‫نمایش فیلمم در بنیاد Cartier Foundation رو
‫.مدیونِ Hervé Chandez هستم

01:43:34.083 --> 01:43:37.962
،هیچ ایده‌ای نداشت که با دعوت کردن من
.چقدر منو خوشحال می‌کنه

01:43:38.087 --> 01:43:42.175
.فیلمساز پیر به یک هنرمند جوان تبدیل شده

01:43:42.300 --> 01:43:46.012
،پنجره‌های نمایانگر، قلب در زمستان

01:43:46.137 --> 01:43:49.098
.بلکه رنگ‌های پلاستیکیِ تابستان

01:44:15.667 --> 01:44:17.877
.تقریبا ۸۰ ساله بودم

01:44:18.002 --> 01:44:23.007
!در فرانسه مصطلحه به سال میگن جارو
.۸۰ جارو ازم سپری شده

01:44:23.132 --> 01:44:27.595
.توسط تکنسین‌ها و دوستاشون محاصره شده بودم

01:44:27.720 --> 01:44:31.015
‫.ادای احترامی بود به Sempé
‫
‫(هنرمندِ کارتونیستِ فرانسوی)

01:44:31.140 --> 01:44:33.268
:نوشتهٔ تابلوی انیس)
(همه‌جا احساس درد دارم

01:44:34.686 --> 01:44:39.941
خوش‌شانسم که تو کار توسط روزالی
.و کریستوف والو یاری داده میشم

01:44:40.066 --> 01:44:41.567
.او یک طراح صحنه است

01:44:41.693 --> 01:44:46.864
او به خاطر حس مد و فشنی که میده
.و کاریکاتورهاش معروفه

01:44:46.990 --> 01:44:52.412
‫در Noirmoutier چند کلبه دیدیم که
‫.برای نمایشگاه بسازه

01:44:52.537 --> 01:44:54.956
.به عنوان مثل، کلبهٔ پرتره

01:44:55.081 --> 01:44:57.834
،پُر از مردم جزیره‌نشین

01:44:57.959 --> 01:45:02.213
زنانی که اینجا و آنجا باهاشون برخورد کردم
.بسیار زیبان

01:45:05.425 --> 01:45:08.177
.بک‌گراندی مشابه برای هر زن

01:45:08.303 --> 01:45:10.305
.و یکی دیگه برای مردان

01:45:10.430 --> 01:45:12.849
یا این بک‌گراند اونجا چرخیدم

01:45:12.974 --> 01:45:15.810
پشت سر اونایی که می‌خواستن
.ژست بگیرن قرار دادم

01:45:20.398 --> 01:45:22.608
.برای خونواده‌ام هم از اونا استفاده کردم

01:45:22.734 --> 01:45:25.361
.روزالی

01:45:25.486 --> 01:45:27.822
:سه پسرش
والنتین

01:45:29.782 --> 01:45:32.327
،آگوستین

01:45:32.452 --> 01:45:34.203
.و کوئنتین

01:45:35.913 --> 01:45:38.374
متئو

01:45:38.499 --> 01:45:41.252
ژوسفین

01:45:41.377 --> 01:45:43.379
.و پسرشون کنستانتین

01:45:45.173 --> 01:45:48.468
همگی با هم
.مجموع خوشحالی‌های من هستن

01:45:48.593 --> 01:45:54.640
ولی نمی‌دونم که اونا رو می‌شناسم
.یا می‌تونم درکشون کنم

01:45:54.766 --> 01:45:56.601
.من فقط دنبالشون میرم

01:46:02.273 --> 01:46:05.068
.یه روز همسایه‌ای اومد به ملاقات ما

01:46:05.193 --> 01:46:08.488
پدرش از آسیابی فیلم گرفته بود
که الان در اختیار ماست

01:46:08.613 --> 01:46:10.907
.با یک دوربینِ نه و نیم میلیمتری

01:46:11.032 --> 01:46:15.328
ممنونم از همسایه‌مون ساتی
.که همچین تصاویر نایابی رو گرفته

01:46:15.453 --> 01:46:18.831
.اسم آسیاب آدام گراویه بوده
.او یازده تا فرزند داشته

01:46:25.838 --> 01:46:27.924
!مامان رو گرفتم

01:46:43.189 --> 01:46:46.234
.اغلب نوشتن رو متوقف می‌کنم

01:46:46.359 --> 01:46:51.072
دنیا حال و روز خوشی نداره و
.من عمیقا منقلب و شوکه شدم

01:46:51.197 --> 01:46:55.701
،در همین لحظه
.مصیبت‌ها، جنگ‌ها، زمین‌لرزه‌ها

01:46:55.827 --> 01:46:59.664
من در امنیت نشسته‌ام
.و اون شرایط رو تصور می‌کنم

01:46:59.789 --> 01:47:03.084
،مردمی بدون سرپناه
.کل خونواده‌ها در جاده

01:47:03.209 --> 01:47:08.214
بی‌حرکت نشسته‌ام
.و در فکر عزیزانم هستم

01:47:08.339 --> 01:47:12.051
.خانواده مفهومی تا حدی متراکم و جمع‌ و جوره

01:47:12.176 --> 01:47:17.473
ما از نظر ذهنی اونا رو کنار هم جمع می‌کنیم
.و اونا رو مثل یک جزیره صلح‌آمیز و آرام تصور می‌کنیم

01:47:51.757 --> 01:47:54.385
.این کلبه داستانی داره

01:47:54.510 --> 01:47:57.889
روزی روزگاری
دو بازیگر خوب و خوش‌سیما

01:47:58.014 --> 01:48:02.602
.در فیلمی بازی کردند که شکست (مالی) خورد

01:48:02.727 --> 01:48:04.312
،خوشه‌چین که من هستم

01:48:04.437 --> 01:48:07.398
نسخه‌های رها شده از فیلم رو
نجات دادم

01:48:07.523 --> 01:48:10.151
.و حلقه‌ها رو باز کردم

01:48:10.276 --> 01:48:13.696
و دو بازیگر خوب و خوش سیما

01:48:13.821 --> 01:48:16.782
دیوارها و روکشی شدن
.که نور آفتاب بهشون می‌خوره

01:48:19.827 --> 01:48:22.580
سینما چیه؟

01:48:22.705 --> 01:48:24.582
نور از جایی میاد

01:48:24.707 --> 01:48:28.211
،توسط عکس‌ها محصور میشه
.کم و بیش تیره یا رنگی

01:48:33.508 --> 01:48:39.347
اینجا، حس می‌کنم که در سینما زندگی می‌کنم
.و خانه‌ام سینماست

01:48:39.472 --> 01:48:41.891
.فکر می‌کنم که همیشه درون سینما زندگی کردم

01:48:44.511 --> 01:48:48.140
برای زن، زندگی، آزادی

01:49:08.125 --> 01:49:11.629
!تمام نشده
.گاهی پرده دوباره باز میشه

01:49:11.754 --> 01:49:13.297
.یکی از شما پرس‌وجو می‌کنه

01:49:13.422 --> 01:49:15.841
!تولدت مبارک، انیس

01:49:30.815 --> 01:49:35.695
بعد ار جشن خودمو تنها دیدم
!و جارو‌ها رو شمردم

01:49:35.820 --> 01:49:40.700
بله دقیقا ۸۰ تا هستن
.که شامل این ۴ تا هم میشن

01:49:40.825 --> 01:49:43.327
.سپس یکی دیگه با ایمیل فرستاده شد

01:49:43.452 --> 01:49:46.706
!یک ایده خونین دیگه از گیوم

01:49:46.831 --> 01:49:49.584
همه اینا دیروز اتفاق افتاد
.و این همین حالا جزئی از گذشته است

01:49:51.877 --> 01:49:56.007
.حسی که فورا با تصویر آمیخته می‌شود، باقی خواهد ماند

01:49:58.467 --> 01:50:00.595
.همینطوری که زندگی می‌کنم، به یاد هم میارم

01:50:00.619 --> 01:50:12.619

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:50:12.643 --> 01:50:24.643

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.