﻿WEBVTT

00:00:00.410 --> 00:00:11.789
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:17.790 --> 00:00:20.543
به طريقي که نتونن حقه ي اون را تشخيص بدن

00:00:22.710 --> 00:00:25.839
اما شعبده بازان مي توانند
و شعبده بازان اين کارو  ميکنند

00:00:27.758 --> 00:00:31.095
شيادين و تبهکاران هميشه اين کار رو مي کنند

00:00:32.514 --> 00:00:36.601
اونا شعبده باز نيستند
بلکه متقلب اند

00:00:36.602 --> 00:00:39.355
به ما دروغ مي گويند
ما را فريب مي دهند

00:00:41.691 --> 00:00:45.570
مشکلي نداره تا سر مردم را شيره بمالي
تا وقتي که ...

00:00:45.571 --> 00:00:49.366
تا وقتي که با اين کار بهشون يه درسي بدي
تا به دانسته هاشون افزوده بشه

00:00:49.367 --> 00:00:51.494
از اينکه جهان واقعي واقعا چطور کار مي کنه

00:00:53.288 --> 00:00:56.749
مهم نيست که چقدر باهوش يا تحصيل کرده باشيد

00:00:56.750 --> 00:00:59.638
شما باز هم فريب خواهيد خورد

00:03:02.592 --> 00:03:08.166
: فاش کردن رموز
شعبده بازان , افراد داراي قدرت هاي ذهني و ماورائي
و متقلبين

00:03:18.848 --> 00:03:20.682
سلام , حالتون چطوره امروز ؟

00:03:20.683 --> 00:03:21.974
خيلي خوبم , مرسي

00:03:21.975 --> 00:03:24.158
چيزي ميتونم براتون بيارم مثل ....؟

00:03:24.183 --> 00:03:24.894
قهوه

00:03:24.896 --> 00:03:27.231
اوه آره , براي من قهوه
لطفا

00:03:27.232 --> 00:03:29.972
قهوه تا يک دقيقه ديگه براتون مياد
خيلي خب باشه

00:03:33.821 --> 00:03:37.784
اوه قلبم دوباره به کار افتاد , اين خوبه
هميشه نشونه ي خوبيه

00:03:38.993 --> 00:03:43.622
خب ميدونيد که من هميشه توي جنگ با اين افراد
خود خوانده به قدرت ذهني و روحي بوده ام

00:03:43.623 --> 00:03:47.335
و من هميشه ازين کلمه توي پرانتز استفاده ميکنم , يادتون باشه

00:03:49.087 --> 00:03:51.965
افرادي که ملت را ميچاپن

00:03:51.966 --> 00:03:56.177
و بهشون کلک ميزنن و
خزعبلات و دروغ بهشون تحويل ميدن

00:03:56.178 --> 00:03:58.970
و اين چيزيه که من تمام عمرم رو صرف مبارزه باهاش کرده ام

00:03:58.971 --> 00:04:01.306
شعبده بازان به نظرم راستگو ترين افراد دنيا هستند

00:04:01.307 --> 00:04:03.935
اول بهتون ميگن که قراره بهتون کلک بزنن
و بعد انجامش ميدن

00:04:03.936 --> 00:04:08.105
يه لحظه بايستيد
بايد يه مقدار اينجا دعا کنم

00:04:08.106 --> 00:04:09.582
خيلي خب

00:04:09.989 --> 00:04:12.609
"جيمز رندي "
"نويسنده ي کتاب " درمانگران ايمان

00:04:12.610 --> 00:04:14.904
و مشهور به کاراگاه افراد صاحب قدرت ذهني روحي

00:04:14.905 --> 00:04:17.032
و ادعا هاي شگفت انگيز

00:04:17.033 --> 00:04:19.576
خوش آمد ميگيم به
"رندي شگفت انگيز"
<font color=#80ffff>(نام هنري و روي صحنه ي جيمز رندي)</c>

00:04:19.577 --> 00:04:23.203
اون اينجاست ! رندي شگفت انگيز
و درحال  خر و پوفه

00:04:23.204 --> 00:04:26.791
ميشه بهمون بگي که کي هستيد ؟
"رندي شگفت انگيزه "

00:04:26.792 --> 00:04:29.711
من در دوران کودکي توي يه خونه متحرک که
!به پدرم کمک کردم بسازه بدنيا اومدم

00:04:29.712 --> 00:04:32.256
! و وقتي 7 سالم شد , 11 ساله بودم
و خيلي سريع بزرگ شدم

00:04:32.257 --> 00:04:34.466
من يک شعبده بازم , و هميشه اين حرفه ام بوده

00:04:34.467 --> 00:04:37.344
يه ساحره ,يه تردست, يه حيله گر...دروغ گو, و متقلب,

00:04:37.345 --> 00:04:39.470
شارلاتان و تقلبي

00:04:39.471 --> 00:04:41.599
شما يک استاد شعبده باز هستيد

00:04:41.600 --> 00:04:45.603
برخي از مردم ميگن که شما بزرگترين هنرمند فرار از مرگ
از زمان "هوديني" بزرگ هستيد

00:04:45.604 --> 00:04:49.981
رندي" يک علاقه ي دروني و عميق در مورد"

00:04:49.982 --> 00:04:53.944
شعبده بازي داره و عاشق فريفتن است

00:04:53.945 --> 00:04:57.281
يک شعبده باز خوب بايد يک مقداري هم کلاه بردار خوبي باشه
به نظرم

00:04:57.282 --> 00:04:59.908
بايد يه جورايي جزو دسته تبهکاران باشه

00:04:59.909 --> 00:05:02.495
ولي جرئت کافي نداشته باشه که يک بانک واقعي رو بزنه

00:05:02.496 --> 00:05:07.250
او عاشق شعبده است , کل عمرش را صرف اجرا و شعبده بازي کرده

00:05:07.251 --> 00:05:12.172
بنابر اين خيلي رنجيده ميشه وقتي کسي از
اين روش ها و حقه هاي تردستي

00:05:12.173 --> 00:05:15.382
براي هر هدفي به جز سرگرمي به کار ميبرند

00:05:15.383 --> 00:05:17.551
خصوصا وقت هايي که از شعبده براي متقاعد کردن مردم

00:05:17.552 --> 00:05:21.973
در مورد اين چيزاي قدرت ذهني و ماورائي به کار ميره
و معتقده که اين کار بسيار پليد و زشته

00:05:21.974 --> 00:05:24.683
امشب بر روي اين صحنه شما شاهد مردي خواهيد بود که

00:05:24.684 --> 00:05:28.773
که ادعا داره مي تونه اشياء فيزيکي رو با
قدرت ذهنش جا به جا کنه

00:05:35.738 --> 00:05:37.865
شما در حال برگزاري تور در کشور بوده ايد براي

00:05:37.866 --> 00:05:40.199
فاش کردن حقه ي افراد داراي قدرت ذهني
روحي , درسته ؟
بله درسته

00:05:40.200 --> 00:05:42.827
و فکر ميکنم راه حلش خيلي سادست در اين مورد

00:05:42.828 --> 00:05:46.081
خب حالا چيزي که اينجا داريم تکه هاي
پلاستيک کوچک و سبکي هستند که

00:05:46.082 --> 00:05:49.208
که به طور ويژه مشخص خواهد کرد که
"آقاي "هايدريک

00:05:49.209 --> 00:05:52.671
در حال دميدن بر روي هر دوي مداد و ورقه است

00:05:52.672 --> 00:05:54.798
جيمز ؟
آماده ام

00:05:59.013 --> 00:06:02.765
رندي" ميگه : مردم توسط حقه بازي و فريب"
سرکيسه شده اند

00:06:02.766 --> 00:06:05.767
ومن به شما ميخوام بگم که چه اتفاقي داره ميافته

00:06:05.767 --> 00:06:08.437
و حتي فراتر از آن اين يک چالشي عظيم خواهد بود براي
ايجاد تغيير در مقياس جهاني

00:06:08.438 --> 00:06:11.190
اگر واقعا چيزي ماورا ي طبيعي
هست

00:06:11.191 --> 00:06:13.818
بيايد تا ببينيم چيه پس
اگر واقعا چيزي هست

00:06:13.819 --> 00:06:17.029
و از طرفي هم بيايد تا درگير سخنان و عبارت هاي
کليشه اي نشيم

00:06:17.030 --> 00:06:19.407
که جلوي رويمان قرار گرفته , و بر دوش ماست

00:06:19.408 --> 00:06:25.663
من همين الان به اندازه ي 6.5 روز قرص
خواب هوميوپتي <font color=#00ffff>(همانند درماني )</c> خوردم
<font color=#00ffff>(قرص هايي که در صورتي که بهش ايمان داشته باشي کار ميکنه)</c>

00:06:25.664 --> 00:06:27.916
پس جرا روي من تأثير نميزاره ؟

00:06:27.917 --> 00:06:30.375
مردم ميگن که آسيب اين کار چيه ؟
چرا اصلا بهشون اهميت ميدي ؟

00:06:30.376 --> 00:06:32.711
و بعدش جواب "رندي" رو شنيدم که گفت
:

00:06:32.712 --> 00:06:35.798
که باور هاي اشتباه ميتونن به شما آسيب برسونن
يا حتي باعث مرگ شما بشن

00:06:35.799 --> 00:06:38.343
مثلا" اين جراحان انرژي درماني و قدرت ذهني
با دست برهنه جراحي رو انجام ميدن

00:06:38.344 --> 00:06:40.469
و ادعا ميکنند که مثلا " تومور رو در آوردن

00:06:40.470 --> 00:06:42.972
يا بافت هاي مضر , بدون هيچ جاي زخمي

00:06:42.973 --> 00:06:45.100
و باور کنيد که کلک هاشون خيلي سادست

00:06:45.101 --> 00:06:47.018
و شما هم ميتونيد اون رو توي اسباب بازي فروشي
به ارزش 75 سنت بخريد

00:06:47.019 --> 00:06:50.480
حالا , چيزي که مشاهده خواهيد کرد
يک عمل جراحي با دست خالي است

00:06:50.481 --> 00:06:53.525
هدف او اين نيست که به شما بگه فلان چيز
واقعي هست يا نيست

00:06:53.526 --> 00:06:57.862
بلکه هدف او افزايش وسعت ديد شماست
تا شروع به پرسشگري بکنيد

00:06:57.863 --> 00:06:59.990
در مورد چيز هايي که جلوي روي شما رخ مي دهد

00:06:59.991 --> 00:07:02.702
اوه , نه , اون قسمت رو نبايد بيرون ميکشيدم

00:07:04.412 --> 00:07:07.914
بعضي از مردم فکر ميکنند که او کوته بين هست

00:07:07.915 --> 00:07:11.168
هميشه يه فرد خسته توي خونه است
در ايالت آيداهو  يا آيووا

00:07:11.169 --> 00:07:13.295
يا جاهايي مثل اين

00:07:13.296 --> 00:07:15.423
که توسط فضايي ها ربوده ميشه

00:07:15.424 --> 00:07:17.967
و آلت هاشون را با جزئيات زيادي
آزمايش و بررسي ميکنند

00:07:17.968 --> 00:07:20.303
و لحظه شماري ميکنند تا برند
در برنامه ي "اپرا "در موردش حرف بزنن

00:07:20.304 --> 00:07:23.390
و شرط ميبندم که شما همچنين به پري دندون و بابانوئل هم باور نداريد

00:07:23.415 --> 00:07:24.802
خب به بابا نوئل هنوز اميدوارم

00:07:24.850 --> 00:07:28.268
او يک داستان سراي بسيار عاليست
و مانند هر داستان سراي خوب ديگري

00:07:28.269 --> 00:07:30.855
خب احتمالا مقداري اطلاعات و جزئيات هم داره

00:07:30.856 --> 00:07:33.440
که ممکنه در صحنه هاي اصلي نشون نده

00:07:33.441 --> 00:07:35.736
به نظر من جالبه که

00:07:35.737 --> 00:07:39.155
که مردي که تمام عمرش رو صرف استفاده از
ابزار فريفتن کرده

00:07:39.156 --> 00:07:41.282
بياد و يک فريب واقعي رو برملا کنه

00:07:41.283 --> 00:07:46.079
و در مرکز زندگي او
يک فريفتن وجود داره

00:07:46.080 --> 00:07:48.331
و خوش آمديد به برنامه
"براي گفتن حقيقت"

00:07:48.332 --> 00:07:51.043
بيايد تا به ديدن شرکت کنندگان بريم

00:07:53.587 --> 00:07:58.132
يکي ازاين سه مرد مدعيست که توسط روحي
باستاني تسخير شده است

00:07:58.133 --> 00:08:01.011
شماره يک , اسم شما چيست ؟

00:08:01.012 --> 00:08:03.597
اسم من " خوزه آلوارز " ست

00:08:03.598 --> 00:08:07.308
شماره دو , اسم من " خوزه آلوارز " ست

00:08:07.309 --> 00:08:10.312
شماره سه , اسم من " خوزه آلوارز " ست

00:08:10.313 --> 00:08:13.732
فقط يک نفر از اين افراد
خوزه آلوارز" واقعيست"

00:08:13.733 --> 00:08:18.862
و او همچنين قسم خورده است تا
حقيقت را بگويد

00:08:28.707 --> 00:08:35.129
من اولين بار "خوزه آلوارز " را در کتابخانه عمومي
شهر" فورت لادرديل" کاليفرنيا ملاقات کردم

00:08:35.130 --> 00:08:37.131
و پيشنهاد دادم تا در مورد

00:08:37.132 --> 00:08:40.134
يکي از عکس هايي که در حال نگاه کردن بود
توضيح بدم

00:08:40.135 --> 00:08:43.220
اين يه گل واقعيه که روي کاکتوسه

00:08:43.221 --> 00:08:46.307
اره
همون کوچولو ها ,
و اين يکي رو ببين

00:08:46.308 --> 00:08:48.433
اره , نگاه کن فوق العادست واقعا

00:08:48.434 --> 00:08:52.481
اره , بايد از اينا بيشتر اين اطراف بکاريم
... ببين اين همونيه که چيدم براي

00:08:52.482 --> 00:08:54.691
و بعدش ما کل بعد از ظهر را

00:08:54.692 --> 00:09:00.196
درمورد علاقه ي مشترکمون
درباره ي اکتشافات فضايي گپ زديم

00:09:00.197 --> 00:09:02.947
يادم مياد که به کتابهايي در مورد تلسکوپ ها
نگاه ميکرديم

00:09:02.948 --> 00:09:06.077
و بهش گفتم که من خودم يکي تو خونه از اين مدل دارم
"مدل "کوئستار

00:09:06.078 --> 00:09:08.412
و بعدش رفتم پيش دوستانم

00:09:08.413 --> 00:09:13.167
و بهشون گفتم : اين مرد خارق العاده را ديدم امروز
و اميدوارم دوباره بتونم ببينمش

00:09:13.168 --> 00:09:16.046
و بعدش ما شب با يک سه پايه رفتيم بيرون

00:09:16.047 --> 00:09:19.132
و ماه هاي مشتري رو ديديم و همه ي چيزاي
زيباي ديگه مانند اين

00:09:19.133 --> 00:09:21.719
که هميشه خيلي هيجان انگيزه وقتي به کسي
نشون ميدي

00:09:21.719 --> 00:09:23.845
خصوصا اگر براي بار اول باشه

00:09:23.846 --> 00:09:28.558
و من خيلي حيرت زده شده بودم و گفتم

00:09:28.559 --> 00:09:30.728
بيشتر بايد با تو وقت بگذرونم

00:09:32.981 --> 00:09:36.233
وقتي براي اولين بار "رندي" را ديدم
نمي دونستم که واقعا کي هست

00:09:36.234 --> 00:09:38.484
باشه , فردا , در مورد فردا نميخوام
هيچي بشنوم

00:09:38.485 --> 00:09:40.737
و زماني که برنده جايزه مک آرتور شد همراهش بودم
<font color=#80ffff>جايزه اي با مبلغ تقربي نيم مليون دلار به تعداد 20 تا 30 نفر از شهروندان با استعداد آمريکايي</c>

00:09:40.738 --> 00:09:43.324
يک آقايي تماس گرفت
و گفت : ما از مؤسسه ي مک آرتور تماس ميگيريم

00:09:43.325 --> 00:09:45.451
و به من گفت که برنده جايزه شده ام

00:09:45.452 --> 00:09:48.912
و منم با با حالتي هوشمندانه جواب دادم
و داستان ميبافتم

00:09:48.913 --> 00:09:51.040
و بعد يک احساس واقعي بهم دست داد

00:09:51.041 --> 00:09:55.669
از تأثير بزرگ فرهنگي که او  گذاشته

00:09:55.670 --> 00:09:59.131
و کم کم من بيشتر درگير کار هاي او شدم

00:09:59.132 --> 00:10:03.928
در مورد تحقيق و جستجوي "رندي" در زمينه ي
ماوراي طبيعه

00:10:03.929 --> 00:10:07.140
و بعد او از من خواست تا نقش يک کلاهبردار
تقلبي مرتبط با ارواح را بازي کنم

00:10:07.141 --> 00:10:10.018
در پروژه اي که ما در طي آن با هم
شروع به  همکاري کرديم

00:10:12.192 --> 00:10:14.277
"پروژه ي فريب بزرگ "کارلوس
"حتي کوچکترين تأثيري نتوانست بگذارد"

00:10:16.275 --> 00:10:18.778
اين خانم نامش "جي زي نايت" ست

00:10:18.779 --> 00:10:22.363
او همچنين کسي ست که بهش "رمثا "هم مي گويند
يک روح مرموز مذکر

00:10:22.364 --> 00:10:25.741
که 35000 سال سن داره
و ادعاي سلطنت هم ميکنه

00:10:25.742 --> 00:10:28.244
حالا , بايد بدونيد که اين افراد خود خوانده ي
تسخير شده يا داراي الهام و پيغام

00:10:28.245 --> 00:10:31.290
که ادعاي برقراي ارتباط با
ارواح مرده ي کهن را دارند

00:10:31.290 --> 00:10:34.001
نه حتي با چند صد سال پيش , نه , نه

00:10:34.002 --> 00:10:37.421
نه از اين هم حريص تر اند
بلکه ده ها هزار سال پيش رو هدف گرفتند

00:10:37.422 --> 00:10:38.631
درسته
!

00:10:38.631 --> 00:10:40.882
و به طرز عجيب غريبي مثل اين هم حرف ميزنن

00:10:40.883 --> 00:10:43.970
خدا خيرت بده دکتر
پيپو پو  پي پوپو

00:10:43.971 --> 00:10:47.764
خيلي خب , ميگم که امروز حالتون چطوره
همانگونه که زمان را بوجود ميآوري تا وجود داشته باشي

00:10:47.765 --> 00:10:49.767
خيلي مشهور بودند , و سخنراني هايي انجام ميدادند

00:10:49.768 --> 00:10:51.017
و قيمت هر صندلي هم وحشتناک بالا بود

00:10:51.018 --> 00:10:54.688
اغلب مردم زيادي مي آيند و مؤسسه ي "رمثا " نيز

00:10:54.689 --> 00:10:58.484
تا دويست هزار دلار براي هر جلسه درآمد کسب ميکند

00:10:58.485 --> 00:11:01.354
و شما هم اولين مهمان 35000 ساله من هستيد

00:11:01.602 --> 00:11:03.769
عجب مزخرف بازيي بود واقعا

00:11:03.795 --> 00:11:06.764
نمي تونم حتي به يک واژه ي تکنيکي
درباره اين ماجرا فکر کنم

00:11:06.798 --> 00:11:08.010
اوه آره ,خودشه
"کسشعر محض "

00:11:08.078 --> 00:11:12.957
چيزي که واقعا اون خانم هست
چيزيست که شامل فعاليت هاي عصر جديد ميشود

00:11:12.958 --> 00:11:15.667
خيلي از مردم فکر ميکردند که چيزي واقعا
درست و رک هست

00:11:15.668 --> 00:11:18.087
چون چيزي را در تلوزيون مي بينند
و به اين نتيجه ميرسند که
<font color=#80ffff>(مواظب جعبه جادو باشيد )</c>

00:11:18.088 --> 00:11:21.507
واي خداي من , خب حتما"  اين خبرنگاران درستي و
صحتش رو چک کرده اند , پس درسته

00:11:21.508 --> 00:11:23.176
يک ضربه روحي از زندگي قبلي وي

00:11:23.177 --> 00:11:26.679
بعضي وقت ها به نظر ميرسه
که به نحوي وارد زمان حال ميشوند

00:11:26.680 --> 00:11:29.224
ما در حالتي قرار گرفته ايم که باور کنيم
چيز هايي شبيه

00:11:29.225 --> 00:11:32.059
مستندات, که صحت و اساسي ندارند در اصل
پس در واقع عين حقيقت اند

00:11:32.060 --> 00:11:34.355
وگر نه مانند مستندات حقيقي ارائه نمي شدند

00:11:34.356 --> 00:11:36.439
سلام

00:11:36.440 --> 00:11:38.232
ماجراي " کارلوس دروغين " شروع شد

00:11:38.233 --> 00:11:40.652
وقتي يک مکالمه تلفي 60 دقيقه اي از استراليا

00:11:40.653 --> 00:11:46.073
با رندي انجام شد , و ميخواستن که ثابت کنند
تسخير شدگان و ارتباطات با ارواح حقه بازيه

00:11:46.074 --> 00:11:47.868
توي اون تماس تلفني "رندي" بهشون گفت که

00:11:47.869 --> 00:11:51.955
شما نميتونيد ثابت کنيد که شخصي که ميگه
توسط يک

00:11:51.956 --> 00:11:56.292
روح 40000 ساله تسخير شده
داره دروغ ميگه

00:11:56.293 --> 00:12:01.049
: چيزي که "رندي" بهشون گفت اين بود
ما نياز داريم که يکي براي خودمون خلق کنيم

00:12:01.050 --> 00:12:03.842
نام او "کارلوس" است و احتمالا شما او را
در تلوزيون ديده ايد

00:12:03.843 --> 00:12:05.385
يا در اخبار و روزنامه ها

00:12:05.386 --> 00:12:08.638
کارلوس" در زمينه پر رمز و راز"
ارتباط با ارواح کار ميکند

00:12:08.639 --> 00:12:10.349
کارلوس" , اگه بهش ايمان داشته باشد"

00:12:10.350 --> 00:12:13.728
او يک پيامبر روحانيست که در واقع

00:12:13.729 --> 00:12:17.731
بدن اين هنرمند پورتو ريکويي 19 ساله
خوزه آلوارز " را تسخير کرده است"

00:12:17.732 --> 00:12:21.944
حقه ي "کارلوس" براي اين بود که نشون بده
چگونه رسانه گول ميخوره

00:12:21.945 --> 00:12:24.823
بيشتر اين شيرين کاريا
اگه به اندازه کافي جالب بودند

00:12:24.824 --> 00:12:27.783
و زياد جدي هم به بررسي درستي و صحت
موضوع نمي پرداختند

00:12:27.784 --> 00:12:31.454
خب , يکي از اولين کارايي که کرديم
براي معرفي "کارلوس" به عموم

00:12:31.455 --> 00:12:34.123
ما مدارک جعلي رسانه اي ساختيم

00:12:34.124 --> 00:12:37.335
که به رسانه هاي استراليا تحويل داديم

00:12:37.336 --> 00:12:38.545
اين ديگه چه کوفتيه ؟

00:12:38.546 --> 00:12:41.006
ما روزنامه ها و مجلاتي رو از  خود ساختيم که

00:12:41.007 --> 00:12:43.800
که هيچ وقت وجود خارجي نداشتند ؛
همشون جعلي و خيالي بودند

00:12:43.801 --> 00:12:46.303
که همشون خبر ورود "کارلوس" بزرگ را
گزارش کرده بودند

00:12:46.304 --> 00:12:48.847
در محافل شکوهمند و عظيمي که اصلا هيچ وقت
وجود نداشته اند

00:12:48.848 --> 00:12:55.228
ولي هيچ کس درون اين رسانه ها هيچ گاه
به خودش زحمت نداد تا جزئيات يکي از اين مدارک
را چک کنه

00:12:55.229 --> 00:12:58.189
مي تونستند حتي تلفن رو بردارند و
يکيش رو لااقل چک کنن

00:12:58.190 --> 00:13:01.653
و پي ميبردند که کلک خورده اند

00:13:02.484 --> 00:13:04.738
اين اتفاق هيچگاه نيوفتاد

00:13:04.739 --> 00:13:07.782
مردي که در ايالات متحده نامي براي خود
به هم زده است

00:13:07.783 --> 00:13:09.368
اکنون در استراليا هم معروف شده است

00:13:09.369 --> 00:13:12.371
"خوزه لويي آلوارز "
يک ارتباط برقرار کننده با ارواح 19 ساله است

00:13:12.372 --> 00:13:15.333
پس از 60 ساعت از ورودمان

00:13:15.334 --> 00:13:20.837
ما حدودا" 8 حضور در شبکه هاي رسانه اي بزرگ
با سر تيتر روزنامه اي داشتيم

00:13:20.838 --> 00:13:26.134
تقريبا" همه توي استراليا از
حضور "کارلوس" خبر داشتند

00:13:27.721 --> 00:13:31.349
کهکشاني خواهد بود ....در طبيعت

00:13:31.350 --> 00:13:34.727
راستش رو بگم , همه ي اون کار هارو بدون
هيچ فکر کردني انجام مي دادم

00:13:34.728 --> 00:13:37.188
در غير اين صورت ممکن نبود که
بتونم انجام بدم

00:13:37.189 --> 00:13:39.691
يکشنبه ي گذشته
سالن اپراي سيدني

00:13:39.692 --> 00:13:42.319
سرتا سر با جمعيتي 500 نفري پر شده بود

00:13:42.320 --> 00:13:45.905
و به حرف هاي کارلوس گوش ميدادند  و سپس
از او سوال هايشان را مي پرسيدند که

00:13:45.906 --> 00:13:48.032
از طريق  دستياران وي انجام ميشد

00:13:48.033 --> 00:13:51.703
کريستال ها فسيل هايي هستند از
موجوداتي بسيار کهن

00:13:51.704 --> 00:13:53.955
او مطمئنا" داراي  قدرت هاي
ذهني روحي ست

00:13:53.956 --> 00:13:57.209
يه نوع انرژي است که احساس ميکنم از سمت وي
منتشر ميشه

00:13:57.210 --> 00:14:00.378
به نظرم عالي بود , خيلي خالص و دروني بود

00:14:00.379 --> 00:14:02.756
آيا حرف هاش رو باور مي کنيد ؟
بله , درحقيقت باورش مي کنم

00:14:02.757 --> 00:14:07.345
يکشنبه ي بعد , برنامه خبري سراسري استراليا
جعلي بودن کل ماجرا را منتشر کرد

00:14:07.346 --> 00:14:10.263
او خود را به عنوان مردي از ماوراء طبيعت
معرفي کرد

00:14:10.264 --> 00:14:13.475
مردي که قادر به انجام کارهاي خارق العاده بسيار يست
و عده ي کثيري او را باور کردند

00:14:13.476 --> 00:14:15.268
و او را به يک ستاره تبديل کردند

00:14:15.269 --> 00:14:17.479
در واقع همه ي آن چيزي جز يک حقه ي
ماهرانه بيشتر نبوده

00:14:17.480 --> 00:14:22.234
از مهم ترين فاکتورهاي ماجرا کارلوس اين بود که
اصلا " کارلوسي" وجود نداشته

00:14:22.235 --> 00:14:24.362
اين پيام و آموزه ي اصلي کار هاي "کارلوس" است

00:14:27.031 --> 00:14:29.575
اما اين کار حتي کوچکترين ضربه اي هم
به اين ماجرا وارد نکرد

00:14:29.576 --> 00:14:31.411
که کارلوس چه نوع حيله گري ست

00:14:31.412 --> 00:14:33.329
من کارلوس هستم

00:14:33.330 --> 00:14:38.375
هر چند که يک سال يا بيشتر زمان پيش از
رويداد در استراليا داشتم

00:14:38.376 --> 00:14:40.835
که در واقع " خوزه آلوارز " را ملاقات کرديم

00:14:40.836 --> 00:14:44.090
من واقعا" از تأثيري که اين ماجرا بر روي
رابطه ما داشت خوشحال بودم

00:14:44.091 --> 00:14:46.717
چون اين کار رابطه ما را باهم محکم کرد

00:14:46.718 --> 00:14:50.013
بعد از اين پروژه بود که يه جورايي
احساس کرديم ما به همديگر تعلق داريم

00:14:52.553 --> 00:14:54.639
" رندل جميز هميلتون زو اينگ"
متولد 1928 ,از شهر تورنتوي کانادا

00:14:59.065 --> 00:15:01.440
به نظرم در سنين کودکي بود که
متوجه شدم

00:15:01.441 --> 00:15:04.735
که احساساتم با همه ي اطرافيانم متفاوت است

00:15:04.735 --> 00:15:09.741
و تقريبا" برام ثابت شده بود که خوش آيند ديگران نيست<font color=#80ffff>
(رندي همجنس گراست و شريک زندگي او خوزه است )</c>

00:15:10.993 --> 00:15:14.538
و همچنين هميشه مقداري احساس
فرد خارج از گروه را داشتم
<font color=#80ffff>(رندي در 83 سالگي گي بودن خود را اعلام کرد )</c>

00:15:14.539 --> 00:15:18.959
پدرم فقط دوبار به صورت جدي در زندگي ام با من
حرف زد

00:15:18.960 --> 00:15:21.378
منا صدا زد و گوشه اي نشستيم با هم

00:15:21.379 --> 00:15:23.339
و شروع به گفتگو و بحث کرديم

00:15:23.340 --> 00:15:28.259
دوبار اين کار را کرديم و من هميشه غافل گير ميشدم

00:15:28.260 --> 00:15:33.307
و من تحصيلات خوبي به شيوه خودم داشتم
و سيستم آموزشي در

00:15:33.308 --> 00:15:37.644
تورنتوي کانادا در دوره ي ابتدايي به من
آزادي عمل ميداد

00:15:37.645 --> 00:15:41.314
و فقط براي امتحانات در مدرسه حضور ميافتم

00:15:41.315 --> 00:15:42.983
و آزاد بودم تا به گردش و جستجو بپردازم

00:15:42.984 --> 00:15:48.197
و در خيابان کوئين در تورنتو يک سالن کازينو
پيدا کردم که

00:15:48.198 --> 00:15:51.282
و تبليغات شوي" بلک استون" را
در آنجا بود که ديدم

00:15:51.283 --> 00:15:54.245
و تا آن زمان من يک شعبده باز نديده بودم

00:15:56.121 --> 00:15:58.458
"هري بلک استون "
قدم بر روي صحنه گذاشت و

00:15:58.458 --> 00:16:03.588
و کار هاي بسيار شگفت انگيزي انجام داد که
من حتي توي رويا هم تصور نميتونستم بکنم

00:16:03.589 --> 00:16:07.466
يک خانم جوان را از کنار صحنه به جلو آورد و

00:16:07.467 --> 00:16:10.471
و او را به حالت خلسه و مدهوشي برد

00:16:10.472 --> 00:16:11.680
"شاهزاده استرا "

00:16:13.307 --> 00:16:14.933
برخيز

00:16:14.934 --> 00:16:18.060
و او در هوا شناور شد

00:16:18.061 --> 00:16:19.812
و من با دقت نگاه کردم

00:16:19.813 --> 00:16:23.733
ولي نمي تونستم هيچ نوع وسيله اي رو ببينم
که او بهش متصل باشه

00:16:23.734 --> 00:16:27.320
تا باهاش توي هوا شناور باشه
و حرکت بکنه

00:16:27.321 --> 00:16:30.449
واقعا فوق العاده بود
. ميخکوب شده بودم

00:16:30.450 --> 00:16:34.996
چطور يک مرد قادر به انجام چنين کاريست

00:16:34.997 --> 00:16:37.748
و اون لحظه بود که تعيين کردم

00:16:37.749 --> 00:16:42.919
من ميخوام يک شعبده باز بزرگ بشم

00:16:42.920 --> 00:16:47.382
بنابر اين در 17 سالگي بود که مشخص کردم
قرار نيست از دبيرستان فارق التحصيل بشم

00:16:47.383 --> 00:16:51.554
و خونه را ترک کردم و به کارناوال پيوستم

00:16:51.555 --> 00:16:53.722
و هيچوقت به حونه بازنگشتم

00:16:53.723 --> 00:16:56.475
آيا ممکنه که من چيزي اونجا کشيده باشم از قبل ؟

00:16:56.476 --> 00:16:59.228
ميخوايد که يک نگاه ديگه بندازيد ؟
يک نگاه ديگه بکنيد  اينجا

00:16:59.229 --> 00:17:02.064
چيزي به جز چند تکه گچ خرد شده نيست , درسته ؟

00:17:02.065 --> 00:17:05.485
قبل از اينکه صفحات را باز کنيد
کلمه اي که به آن در کتاب نگاه کرديد چي بود ؟

00:17:05.486 --> 00:17:07.777
ميشه لطفا به ما هم بگيد ؟
"مکرل "

00:17:07.778 --> 00:17:11.615
من اون زمان کارايي مثل چيزي که بهش
خواندن ذهن گفته ميشه انجام مي دادم

00:17:11.616 --> 00:17:13.409
به نحوي حقه هاي روانشناسانه بود

00:17:13.410 --> 00:17:16.830
اين در تمام اين مدت دست شما بوده درسته ؟
بله درسته -

00:17:16.831 --> 00:17:20.416
ميشه بازش کنيد تا ببينيم که ارواح چه
پيامي برامون آورده اند ؟

00:17:20.417 --> 00:17:22.251
بهش نگيد چطور اينکار انجام شده

00:17:22.252 --> 00:17:25.297
زماني که اولين بار خودم رو به عنوان
يه شعبده باز معرفي کردم

00:17:25.298 --> 00:17:27.715
هميشه به تماشاچيانم ميگفتم : عصر بخير

00:17:27.716 --> 00:17:29.926
"اسم من رندالف بزرگه "

00:17:29.927 --> 00:17:32.803
"من يه دروغگو و متقلب و يه شارلاتان هستم "

00:17:32.804 --> 00:17:37.517
من بي وقفه بهتون دروغ خواهم"
" گفت ولي فقط براي

00:17:37.518 --> 00:17:39.686
"براي هدف سرگرم شدن  "

00:17:39.687 --> 00:17:44.066
"و اين دروغ ها ممکن نيست که از حقيقت قابل تشخيص باشند"

00:17:46.235 --> 00:17:51.699
رندي اون احساس را داشت تا از خود
زندگي هم بزرگتر باشه

00:17:51.700 --> 00:17:55.244
و راحت ترين راه براي بزرگتر بودن از خود واقعي
<font color=#00ffff>پن و تلر : کمدين و شعبده بازان حرفه و در)
(ارتباط  با مؤسسات شکاکين و آتئيست آمريکا</c>

00:17:55.245 --> 00:17:56.872
اينه که دروغ بگي

00:18:12.512 --> 00:18:15.640
من 21 ساله بودم که سرانجام

00:18:15.641 --> 00:18:18.101
اون تور دنيا رو ديدم چگونه است

00:18:18.102 --> 00:18:20.687
و براي من عالي بود , يه درجه من رو بالاتر
برده بود از سابق

00:18:20.687 --> 00:18:23.148
ولي همينطور يه سري مضراتي هم داشت

00:18:23.149 --> 00:18:26.400
مردم به واقع من رو توي خيابوني جايي
ميشناختند و من رو نگه ميداشتند و ازم سؤالات

00:18:26.401 --> 00:18:27.569
شخصي ميپرسيدند

00:18:27.570 --> 00:18:30.821
مثلا در مورد خوانواده و اين چيزا که فکر
ميکردند ميتونم پاسخ بدم

00:18:30.822 --> 00:18:35.910
و حتي گاهي بهم پول پيشنهاد ميدادند
تا پيش بيني کنم که آيا شوهري

00:18:35.911 --> 00:18:38.996
که دخترشون انتخاب کرده براش درست و مناسب
هست يا نه

00:18:38.997 --> 00:18:42.751
اين يه جورايي مخمصه اي بود که از اجرا هايم
برايم بوجود آمده بود

00:18:42.752 --> 00:18:45.211
و متوجه شدم که آيا يعني مردم واقعا اين
خزعبلات و مزخرفات رو باور ميکنند ؟

00:18:45.212 --> 00:18:48.465
کار با ذهن ها ميتونه يه معامله با شيطان
باشه

00:18:48.466 --> 00:18:53.011
اين يه احساس بسيار وسوسه کننده است
براي کسي که مي تونه

00:18:53.012 --> 00:18:57.432
با اين قدرت شما رو به کنترلش
بگيره و با مغزتون بازي کنه , بسيار حس وسوسه کننده ايست

00:18:57.433 --> 00:18:59.183
سپس شما بايد تصميم خودتون رو بگيريد

00:18:59.184 --> 00:19:01.060
که آيا شما از آن دسته افراد هستيد
پ<font color=#00ffff>روفسور وايزمن: روانشناس و جامعه شناس برجسته )
(وعضو هيئت شکاکان پرسشگر</c>

00:19:01.061 --> 00:19:03.730
که به چشم طرف نگاه مي کنيد
<font color=#00ffff>مجله علوم آمريکا او را برجسته ترين روانشناس)
( و متخصص علوم اجتماعي حال حاضر لقب داد</c>

00:19:03.731 --> 00:19:06.066
و با اينکه هيچي از آينده فرد مقابل خبر نداريد
<font color=#00ffff>و مقالات او در زمينه تحليل کشور ها و )
(شرکت ها از قبيل گوگل و تأثيرات مهمي داشته است</c>

00:19:06.067 --> 00:19:08.986
آماده ايد چيز هايي بهشون بگيد که کاملا
ميدونيد غير واقعيست
<font color=#00ffff>( </c><font color=#00ffff>کتاب هاي روانشناسي اش به 30 زبان ترجمه شده است )</c>

00:19:08.987 --> 00:19:10.529
که حتي ممکنه بهشون آسيب هم بزنه

00:19:10.530 --> 00:19:14.782
فقط محض اينکه پول را از جيبشان به جيب
خودتان انتقال بديد ؟

00:19:14.783 --> 00:19:18.579
شما اين نوع قدرت و تأثير گذاري را
به عنوان يه شعبده باز نداريد

00:19:18.580 --> 00:19:21.958
بلکه زماني آن دو را داريد که
شعبده باز بودن خود را منکر بشويد

00:19:24.002 --> 00:19:28.839
اون موج قدرت را ميشناسم که احساسش
ميکني

00:19:28.840 --> 00:19:31.134
وقتي يه حقه ي ساده را اجرا ميکنيد

00:19:31.135 --> 00:19:35.554
تا شخصي را وادار کنيد به فکر کردن به اين که
شما قدرتهايي داريد

00:19:35.555 --> 00:19:36.806
که در حقيقت نداريد

00:19:36.807 --> 00:19:43.062
و فکر ميکنم که خيلي به نفع دنيا شد وقتي که

00:19:43.063 --> 00:19:46.857
رندي آن قدرت را احساس کرد و سپس
آن را پس زد

00:19:46.858 --> 00:19:50.319
و از احساس آن قدرت بود که

00:19:50.320 --> 00:19:53.198
که او خشمگين شده بود

00:19:57.385 --> 00:19:59.471
<font color=#80ffff>"يروي گلر "
شخصي که شعبده باز بودن خود را منکر است</c>

00:19:59.497 --> 00:20:01.873
الان ميخوام بهتون " يوري گلر " را معرفي کنم

00:20:01.874 --> 00:20:06.126
برخي از او به عنوان شعبده باز ياد ميکنند و
قطعا او يک "شو من " هست

00:20:06.127 --> 00:20:09.673
او اجراهاي زيادي سرتاسر آمريکا
داشته

00:20:09.674 --> 00:20:11.633
آقايان و خانم ها
"يوري گلر "

00:20:13.594 --> 00:20:18.848
گفتند که اسمش "يوري گلر " هست
اون اسم برايم هيچ معنايي نمي داد

00:20:18.849 --> 00:20:22.061
اون توجه بخش تحقيقات
مؤسسه ي "استند فورد " رو به خودش
جلب کرده بود

00:20:22.062 --> 00:20:25.481
و دانشمندان اون بخش تقريبا"  کامل
متقاعد شده بودند که

00:20:25.482 --> 00:20:27.524
که اون شخص قدرت هاي ذهني روحي
فرا بشري داره

00:20:27.525 --> 00:20:30.734
کاري که ميکنم من در اصل
تله پاتي" ايست"
<font color=#80ffff>(ارتباط ذهن به ذهن)</c>

00:20:30.735 --> 00:20:32.988
و چيزيه که همه ميدونند که

00:20:32.989 --> 00:20:36.658
که دريافت افکار و انتقال افکار رو شامل ميشه

00:20:36.659 --> 00:20:38.786
و بعد من قدرتي ديگر هم دارم که

00:20:38.787 --> 00:20:42.456
که مطالعه کردم و گويا بهش ميگن
"سايکو کينيسي"
<font color=#80ffff>(جا به جايي اشيا با قدرت ذهن)</c>

00:20:42.457 --> 00:20:46.544
که يعني تکان دادن يا خم کردن يا شکستن اشيا

00:20:46.545 --> 00:20:49.422
داره ميشکنه
زير انگشت هام احساسش ميکنم

00:20:49.423 --> 00:20:51.841
ميبينيد چقدر راحت داره انجام ميشه ؟

00:20:51.842 --> 00:20:55.053
ببينيد ؛ انگار داره شبيه پلاستيک ميشه

00:20:55.054 --> 00:20:57.638
داره ميشکنه
داره ميشکنه

00:20:57.639 --> 00:20:58.931
ميتونيد

00:20:58.932 --> 00:21:01.558
ببينيد , اگه

00:21:02.853 --> 00:21:06.897
در سال 1972 يه تماس از
سرهنگ " آستين کيبلر "دريافت کردم

00:21:06.898 --> 00:21:09.525
که از بخش وزارت دفاع بود

00:21:09.526 --> 00:21:11.569
و اون رئيس بخشي بود که " آ.پ.ر.ا" خوانده ميشد

00:21:11.570 --> 00:21:14.281
سازمان تحقيقات پروژه هاي پيشرفته
<font color=#00ffff>پرفسور ري هايمن : روانشناس تجربي)
(و از همکاران نزديک رندي</c>

00:21:14.282 --> 00:21:16.533
و گفت : ميتوني همه ي کار هايي رو که ميکني الان

00:21:16.534 --> 00:21:18.785
رها کني و سريع بري به بخش تحقيقات بخش
"سازمان "استند فورد

00:21:18.786 --> 00:21:23.331
يکي از اين افراد مدعي قدرت ذهني اونجاست
و اگه تونست واقعا حرفش رو ثابت کنه

00:21:23.332 --> 00:21:25.208
ما  بايد سريع وارد عمل بشيم

00:21:25.209 --> 00:21:29.714
چون الان روس ها يه پروژه عظيم دارند اجرا
"ميکنند که اسمش هست " جنگ افزار هاي ذهني

00:21:31.257 --> 00:21:34.175
اين فيلم نشان دهنده ي 5 هفته تحقيقات

00:21:34.176 --> 00:21:37.846
در مؤسسه ي "استند فورد " بر
روي "يوري گلر " است

00:21:37.847 --> 00:21:39.306
يک جوان اسرائيلي

00:21:39.307 --> 00:21:42.851
اينجا ما يک آزمايش با دو سطح از مخفي کاري
انجام ميدهيم

00:21:42.852 --> 00:21:48.190
که شخصي شيء را به صورت تصادفي در يکي
از اين قوطي هاي آلومينيومي قرار ميدهد

00:21:48.191 --> 00:21:52.903
و حالا " گلر " بايد تعيين بکنه که

00:21:52.904 --> 00:21:57.158
در کدام يک از اين قوطي ها گلوله ي
فلزي قرار گرفته

00:21:57.159 --> 00:21:59.493
خب , "تارگ " و " پوتاف " , دو دانشمندي
بودند که

00:21:59.494 --> 00:22:02.538
که در آن زمان در آن بخش مسئول بودند
و دو فرد جالب بودند

00:22:02.539 --> 00:22:05.208
اول از همه , "تارگ " نا بينا بود

00:22:05.209 --> 00:22:06.668
و

00:22:06.669 --> 00:22:08.985
و يکي از مسئولين مشاهده گر براي کنترل آزمايش بود

00:22:08.986 --> 00:22:09.604
! بفرما

00:22:09.630 --> 00:22:14.258
و حالا انتخابش رو انجام ميده
و توپ فلزي پيدا ميشه

00:22:14.259 --> 00:22:17.886
اون يارو همشون رو مچل کرده بود , خيلي
فوق العاده بود

00:22:17.887 --> 00:22:20.848
و فکر ميکردند که جايزه نوبل در انتظارشونه

00:22:20.849 --> 00:22:24.310
چون اگه واقعا کشف کنيد که قدرت هاي فرابشري
و ذهني وجود دارند

00:22:24.311 --> 00:22:28.648
حتمي يکي دوتا نوبل براتون به همراه مياره

00:22:28.649 --> 00:22:33.444
و در اين آزمايش " گلر " درست حدس زد
چه عددي روي تاس قرار گرفته
که شماره 4 بود

00:22:33.445 --> 00:22:37.492
وقتي من گزارشم رو به دولت دادم که
"گلر "

00:22:37.493 --> 00:22:38.825
يه شياد به تمام معناست

00:22:38.826 --> 00:22:42.788
بعد " تارگ " و "پوتاف " متوجه شدند که
قرار نيست هيچ پولي به دستشون برسه

00:22:42.789 --> 00:22:46.416
از دولت
پس اونا " گلر "رو به يک تور سراسري بردند

00:22:46.417 --> 00:22:48.793
تا شهرتي بدست بياره که بتونه پول بسازه
از طريق روش خصوصي

00:22:48.794 --> 00:22:50.296
تا به آزمايشاتشون ادامه بدند

00:22:50.297 --> 00:22:52.381
من خيلي از مقالات آزمايشات در مورد
او را خونده ام

00:22:52.382 --> 00:22:55.426
از مؤسسه ي "استندفورد" و از بخش
تحقيقات علمي

00:22:55.427 --> 00:22:57.011
روزنامه نيويورک تايمز

00:22:57.012 --> 00:23:00.180
و شهرت زيادي پيدا کرده اين آقا
"آقاي " يوري
"يوري گلر "

00:23:00.181 --> 00:23:04.059
و اميدواريم که امشب چيز هاي مهيج و جالبي را
ببينيم

00:23:04.060 --> 00:23:06.687
لطفا خوش آمد بگيد به
"يوري گلر "

00:23:08.065 --> 00:23:10.232
"جاني کارسن "
اون دوره "مرد" زمان خودش بود

00:23:10.233 --> 00:23:13.527
همه ي ملت برنامه اش رو از شبکه ان بي سي
نگاه ميکردند

00:23:13.528 --> 00:23:16.823
و از آنجايي که خودم بارها
مهمان برنامه شون بوده ام

00:23:16.824 --> 00:23:19.825
ازم خواستند که اگه ميتونم بيام کاليفرنيا

00:23:19.826 --> 00:23:21.327
تا اون شب توي برنامه باشم

00:23:21.328 --> 00:23:23.413
و منم گفتم : خب خيلي دير خبر داده ايد بهم

00:23:23.414 --> 00:23:28.127
ولي به جاش با مدير برنامه حرف ميزنم

00:23:28.128 --> 00:23:32.797
و بهش ميگم که چطوري صحنه رو آماده کنه
که اگر واقعيت داشته باشه

00:23:32.798 --> 00:23:34.214
پس " گلر " ميتونه از پسش بر بياد

00:23:34.215 --> 00:23:37.093
ولي اگه متقلب باشه ؛ " گلر " نميتونه
از پس اين تست بر بياد

00:23:37.094 --> 00:23:39.803
هنوز حالت خوب نشده ؟
نه-

00:23:39.804 --> 00:23:43.100
سوالات بيشتر بپرسم به جاش ؟
نه بيا تا انجامش بديم -
مرکز ايالت داکوتاي جنوبي چيه ؟-

00:23:44.643 --> 00:23:46.895
نه , قصد ندارم که بهت فشار بيارم

00:23:46.896 --> 00:23:50.148
باشه ؛ بزار ببينم

00:23:50.149 --> 00:23:54.279
من گفتم : خيلي خب , حالا ميخوام که ظرف هاي
آلومينيومي را

00:23:54.280 --> 00:23:57.823
از ته با چسب پلاستيکي سيماني سنگين کنيد

00:23:59.242 --> 00:24:01.493
به سيني يا چيزي نچسبونيد

00:24:01.494 --> 00:24:04.204
فقط ته قوطي ها رو سنگين کنيد
و بزاريد خوب خشک بشه

00:24:04.205 --> 00:24:07.041
و وقتي روي سيني گذاشته بشند ديگه
تکون تکون نميخورن

00:24:07.042 --> 00:24:10.586
و گفتم به خاطر اينکه اون اين حقه ي
قوطي هاي خالي فيلم رو

00:24:10.587 --> 00:24:13.298
با تکون دادن سيني انجام ميده و نگاه ميکنه
ببينه که هر قوطي چطوري تکون ميخوره

00:24:15.133 --> 00:24:17.928
اول ميخوام اون هايي که خالي اند رو حذف کنم

00:24:17.929 --> 00:24:21.847
بدون دست زدن بهشون ديگه ؟
خيلي مشکوکه اين آقا به من -

00:24:21.848 --> 00:24:23.516
من کارم با تو به مشکل خورده

00:24:23.517 --> 00:24:26.519
من نميخوام اينطوري باشه ؛ واقعا ميگم
فقط به نگاه کردن ادامه بده -

00:24:31.400 --> 00:24:35.070
بزار يه مقدار استراحت کنم , باشه ؟
باشه خيلي خب -

00:24:35.071 --> 00:24:40.033
اونا در حقيقت مجبور شدند تا برنامه رو 20
دقيقه قطع کنند تا اون

00:24:40.034 --> 00:24:42.870
! تا بشينه فکر کنه يا بپرسه که حالا چکار بايد بکنه

00:24:42.871 --> 00:24:45.496
و بعد دوباره اومدند و به حضار گفتند که

00:24:45.497 --> 00:24:47.957
بعد از يه تبليغات بازرگاني خيلي طولاني

00:24:47.958 --> 00:24:49.626
خيلي خب , برگشتيم روي آنتن باز

00:24:49.627 --> 00:24:53.212
شما " يوري " داشتيد مي گفتيد که امشب چي شده
امشب احساس قدرت نمي کني ؟ هان ؟

00:24:53.213 --> 00:24:56.633
نه احساس قدرت نمي کنم
اون شب " گلر " مجبور شد بيخيال بشه و بره

00:24:56.634 --> 00:25:00.554
يه شکست بزرگ بود براش ؛ يه شکست قطعي

00:25:00.555 --> 00:25:06.017
و به خاطر اينه که دستياران "کارسن " از
دستور عمل هايي که بهشون داده بودم پيروي کردند

00:25:06.018 --> 00:25:07.477
نا اميد نشيد
نه نشده ام -
منم  نشده ام-

00:25:07.478 --> 00:25:10.690
فکر ميکرديم که ديگه آينده اي براي
ادامه ي اين کارهاش وجود نداره

00:25:10.691 --> 00:25:14.694
و خيلي خيلي اشتباه ميکرديم
سخت در اشتباه بوديم واقعا

00:25:17.029 --> 00:25:19.406
يه گره ي پيش آهنگي بهش بزن

00:25:19.407 --> 00:25:22.076
اين خيلي به نظر محکم نيست ؛ يه گره ديگه بزن روش

00:25:22.077 --> 00:25:23.494
ميشه لطفا ؟ يکي ديگه روش بزن

00:25:23.495 --> 00:25:26.039
فقط محض احتياط ميگم
نميخوام از دور قوزک پاهام در بياد

00:25:26.040 --> 00:25:29.125
بفرما-
مگه چيکارت کردم ؟ چرا ازم متنفري ؟ -

00:25:29.126 --> 00:25:32.044
حالا ميخوام ببينم که ميتونم باز کنم طناب را
يا نه , شايد يه مقداري طول بکشه ولي

00:25:32.045 --> 00:25:34.589
ميبينيم چقدر زمان ميبره , ميشه لطف کني و
زمان رو با ساعتت بگيري ؟

00:25:34.590 --> 00:25:37.300
يه ساعت اگه داري بهش نگاه کن ببين
چقدر طول ميکشه ,

00:25:37.326 --> 00:25:40.413
تو چطور ؟ تو هم ساعت داري ؟
هي منم يه ساعت دارم
و 2.5 ثانيه طول کشيد

00:25:40.414 --> 00:25:43.764
فکر کنم يه کف مرتب بايد برام بزنيد حالا

00:25:43.765 --> 00:25:47.018
"يکي از بزرگترين قهرمانان "رندي
هري هوديني " بزرگ بود"

00:25:47.019 --> 00:25:51.064
و سرگذشت زندگي " هوديني " خيلي شبيه به
سرگذشت زندگي خود "رندي" ست
<font color=#80ffff>(آدام سويج : هنرمند و طراح و نويسنده )</c>

00:25:51.065 --> 00:25:53.608
که شروع کار رو با شعبده بازي هاي
بزرگ آغاز کردند
<font color=#80ffff>(و مجري برنامه محبوب خرافه زدايان)</c>

00:25:53.609 --> 00:25:55.902
و با شعبده هاي فرار از مرگ
و اجرا کردن هاي عالي

00:25:55.903 --> 00:25:58.697
و يک روشنگر و خرافه زدا

00:25:58.698 --> 00:26:01.159
و هردو زندگي خود را صرف نجات مردم از دست
متقلبين و کلاهبرداران کردند

00:26:01.185 --> 00:26:03.966
خب , ايده اين کار يه جورايي به صورت
طبيعي و غريزي در ذهنم شکل گرفت

00:26:03.967 --> 00:26:07.329
که بنيان زندگي ام را بر روي کارهاي هوديني
و ماجراجويي هايش بسازم

00:26:07.330 --> 00:26:09.957
و شايد يه سري حقه ها و کارهايش رو بتونم
منم انجام بدم

00:26:09.958 --> 00:26:11.919
و شايد بتونم بعضي هاش رو حتي بهتر
و ماهرانه تر کنم

00:26:11.920 --> 00:26:14.963
"بگو : " بازشو قفل رمزدار
"بازشو اي قفل رمز دار "

00:26:14.964 --> 00:26:18.676
اوه ببينيد , داره باز ميشه

00:26:21.513 --> 00:26:23.180
ميخواستم رکوردهاي هوديني رو بشکنم

00:26:23.181 --> 00:26:26.476
ميخواستم مدت زمان بيشتري از هوديني توي
تابوت آهني بمونم

00:26:26.477 --> 00:26:29.102
و از کت هاي دست بسته سريع تر از او
بيرون بيام

00:26:29.103 --> 00:26:32.939
و يا از زنجير ها و پا بند ها و
دستبند ها سريع تر خلاص بشم

00:26:32.940 --> 00:26:35.108
و هميشه ميگفتم : اگه اون تونسته
اين کار رو بکنه ؛ پس من ميتونم به اوج برسونمش

00:26:35.109 --> 00:26:37.569
هيچ چيزي نبود که اون نتونه انجامش بده

00:26:37.570 --> 00:26:40.322
يا اينکه حداقل تظاهر کنه که ميتونه انجام بده

00:26:40.323 --> 00:26:43.867
زمان داره همچنان روي ساعت پيش ميره و
اون داره يه رکورد جهاني را

00:26:43.868 --> 00:26:47.872
در بعضي مواقع ميشد که يه طناب 100 متري
روي صحنه به صندلي ميبستم

00:26:48.916 --> 00:26:51.710
و فقط آرزو ميکردم که سالن آتيش نگيره

00:26:51.711 --> 00:26:54.546
چون امکانش خيلي هست که همه بزارند برند
و شما کباب بشيد

00:26:59.384 --> 00:27:02.888
اما بعضي ديگه از کار ها مانند
آويزون شدن بالاي آبشار نايجل

00:27:02.889 --> 00:27:06.267
و فرار از يک کت دست بسته توي دماي 0 درجه
اونوقت آدم يه مقدار حواسش بيشتر جمع ميشه

00:27:15.068 --> 00:27:18.903
# بچه هاي مليارد دلاري

00:27:18.904 --> 00:27:20.363
# Hey!

00:27:20.364 --> 00:27:22.574
# بچه هاي مليارد دلاري... #

00:27:22.575 --> 00:27:24.158
توي سال 73 , با آلبوم بچه هاي مليارد دلاري

00:27:24.159 --> 00:27:26.286
ما با خودمون گفتيم که اين آلبوم همش در مورد
افراط و زياده روي ايست

00:27:26.287 --> 00:27:28.872
پس بيايد افراط رو بيشتر کنيم

00:27:28.873 --> 00:27:30.540
بيايد تا از توهم و جادو استفاده کنيم

00:27:30.541 --> 00:27:34.419
اگه بتوني کله ي خودت رو بزني،
هم ميتونه ترسناک و هم جالب باشه

00:27:34.420 --> 00:27:37.923
اما بايد به دست يه حرفه اي اجرا ميشد

00:27:37.924 --> 00:27:41.386
پس بايد مي رفت سراغ حرفه اي ترين شعبده باز
و "رندي" بهترين بود اون زمان

00:27:43.507 --> 00:27:46.194
<font color=#00ffff><b>رندي در لباس خود جلاد</b></c>

00:27:50.562 --> 00:27:53.482
من قبلش هيچوقت اسم "اليس کوپر " به
گوشم نخورده بود

00:27:54.607 --> 00:27:58.611
و فکر کردم يه خانم باشه , مي بينيد
ضايع بازي کردم

00:27:58.612 --> 00:28:02.658
و بعد بهش گفتم باشه
خوش ميگذره

00:28:05.995 --> 00:28:09.705
او کم کم تبديل به يه اسطوره ي
فرهنگ پاپ شد

00:28:09.705 --> 00:28:12.166
و همه چيز هاي ديگه
"تا حضورش در برنامه " روز هاي خوش

00:28:12.167 --> 00:28:14.417
عصر خوش آقايون
من "رندي شگفت انگيز" هستم

00:28:14.418 --> 00:28:16.754
هي
رندي شگفت انگيز " رو باش"

00:28:16.755 --> 00:28:20.508
حضورم در برنامه ي "روز هاي خوش " به
آينده ي شغلي ام خيلي کمک کرد

00:28:20.509 --> 00:28:24.762
هي " فانزي " ممنونم , واقعا نجاتمون دادي
شوخيت گرفته بابا -

00:28:24.763 --> 00:28:27.265
واو -
هي-

00:28:27.266 --> 00:28:30.060
فعلا " ؛ بعدا ميبينمت دادا
خوش باشي

00:28:30.061 --> 00:28:33.647
اين کار عرصه ي شو و اجراست

00:28:33.648 --> 00:28:35.606
و اين بخشي از

00:28:35.607 --> 00:28:39.652
کار هاي من بود که بر پايه ي کار هاي قبلي
هوديني بنا شده بود

00:28:39.653 --> 00:28:41.279
و با آزمون و خطا به آنها رسيده بود

00:28:41.280 --> 00:28:43.741
و منم از مثال ها و نمونه کار هايش
استفاده کردم

00:28:43.742 --> 00:28:47.577
اين تردستي در واقع کمي بيشتر از 50 سال
پيش اولين بار بوجود آمده

00:28:47.578 --> 00:28:50.038
توسط هوديني بزرگ مرحوم

00:28:50.039 --> 00:28:53.167
از من خواسته شد که يک برنامه اجرا کنم براي
"يادبود و تکريم از "هري هوديني

00:28:53.168 --> 00:28:57.380
من قراره تمام بدنم را داخل اين محفظه جا بدم
و مقداري از آب آن خارج خواهد شد

00:28:57.381 --> 00:29:01.424
و سپس دوباره مقداري آب درون آن ريخته
تا اينکه تا لب پر شود و بعد در آن قفل خواهد شد

00:29:01.425 --> 00:29:06.305
و قرار بود که تردستي بشکه شير رو انجام بدم
و اين تمريني بود-

00:29:06.306 --> 00:29:10.143
شايد حدود 20 دقيقه قبل از اجراي اصلي روي آنتن

00:29:10.144 --> 00:29:13.146
و سعي کردم تا شعبده را اجرا کنم

00:29:14.857 --> 00:29:17.107
ولي نمي تونستم از اون بشکه ي شيري بيرون بيام

00:29:17.108 --> 00:29:22.071
و يه قطعه اي گير کرده بود
و صداي ترک خوردن شنيدم

00:29:22.072 --> 00:29:26.408
بعد معلوم شد که چندتا مهره هاي بدن خودم
بوده که ترک خورده بود

00:29:26.409 --> 00:29:31.831
و دردش ميشه گفت يه جورايي ؛ خيلي کم بود

00:29:31.832 --> 00:29:36.210
و توي دردسر جدي افتاده بودم
و مي دونستم که اگر وحشت کنم ... ميميرم

00:29:36.211 --> 00:29:40.423
پس نتيجه ي امر همين بود
نبايد وحشت کرد

00:29:40.424 --> 00:29:43.092
فقط بايد خودم رو رها ميکردم تا توي آب غرق بشم

00:29:43.093 --> 00:29:45.596
و تا حدي توي دردسر افتاده بودم

00:29:45.597 --> 00:29:50.559
و در نهايت شنيدم که دارند قفل دريچه را باز مي کنند

00:29:50.560 --> 00:29:53.978
و منم سريع پريدم بيرون از آب

00:29:53.979 --> 00:29:57.566
و نجات پيدا کردم
خيلي نزديک بود بميرم

00:29:57.567 --> 00:30:01.778
خانم ها و آقايون ؛ خوش آمد بگيد به
"رندي خارق العاده "

00:30:01.779 --> 00:30:03.280
و برگشتم از بيمارستان

00:30:03.281 --> 00:30:06.574
و در آخر اون ويژه برنامه رفتم روي صحنه
با يه تخت چرخدار بيمارستاني

00:30:06.575 --> 00:30:08.201
من همين الان از بيمارستان دارم ميام

00:30:08.202 --> 00:30:10.747
و بهم گفته اند که ترک خوردگي دو جانبه دارم

00:30:10.748 --> 00:30:13.082
در قسمت مهره هاي فقراتم

00:30:13.083 --> 00:30:16.461
و اين کاري نيست که بهتون توصيه کنم
براي تفريح انجام بديد

00:30:16.462 --> 00:30:18.545
برايم فاجعه ي بزرگي نبود

00:30:18.546 --> 00:30:22.007
و در نقطه اي از کارم رسيده بودم که
به خودم گفتم

00:30:22.008 --> 00:30:23.717
شايد زمان اون رسيده که از اين
شغل خداحافظي کنم

00:30:23.718 --> 00:30:26.137
رندي شايد مي تونست به کارش براي مدت ها
بيشتر هم ادامه بده
<font color=#00ffff>(جيمي سوئيس : شعبده باز و مورخ تاريخ شعبده)</c>

00:30:26.138 --> 00:30:28.514
يادم مياد که بهم ميگفت
"به زماني ميرسي که"
<font color=#00ffff>(و استاد شعبده با ورق بازي)</c>

00:30:28.515 --> 00:30:31.642
ديگه کسي نميخواد يه پيرمرد کوچولو"
"و ببينه که از يه قوطي مياد بيرون

00:30:31.643 --> 00:30:34.729
شنيدم که اين قراره آخرين تردستي فرار شما
خواهد بود

00:30:34.730 --> 00:30:37.440
بله , آخرين فرار از کت دست بسته ي من
خواهد بود

00:30:37.441 --> 00:30:39.860
و شايد يه کار هايي مثه فرار از زندان و اين
تردستي هاي کوچيک ديگه رو ادامه بدم

00:30:39.860 --> 00:30:42.944
ولي ميخوام از اين به بعد اين تردستي
رو به جوون تر ها بسپارم

00:30:42.969 --> 00:30:43.820
چند سالتونه ؟

00:30:43.821 --> 00:30:47.575
من 55 سال دارم الان ؛ و فکر کنم ديگه
بيرون رفتن از اين کار باشه

00:30:47.576 --> 00:30:50.161
فکر کنم اين کار بهش اين فرصت رو داد که

00:30:50.162 --> 00:30:55.458
تا بر روي چيزي تمرکز کند که او خودش

00:30:55.459 --> 00:30:57.544
آن را هدف بهتر و بزرگتر قلمداد ميکند

00:31:05.470 --> 00:31:09.513
به نام مقدس عيسي مسيح
هر کسي با بيماري هاي استخواني

00:31:09.514 --> 00:31:13.935
همه ي کساني که مشکلات کمر و
يا ستون فقرات دارند

00:31:13.936 --> 00:31:16.689
همشون رو بياريد اينجا
اين پايين

00:31:16.690 --> 00:31:20.734
تا به حال همچين چيزي رو احساس کرده بوديد ؟
مثل يه آتش مايع و گرم جريان داره

00:31:20.735 --> 00:31:22.986
که داره توي کل اين ساختمان جريان پيدا مي کنه

00:31:22.987 --> 00:31:25.281
اوه ؛ ممنونم يا عيسي مسيح

00:31:25.282 --> 00:31:27.325
اوه ؛ خداوندا

00:31:27.326 --> 00:31:31.537
بزاريد بره ؛ اين قدرت روح القدس است

00:31:31.538 --> 00:31:34.622
در طي دهه ي 80 ؛ مجالس درمان با ايمان

00:31:34.623 --> 00:31:37.752
خيلي خيلي باب شده بود ؛ تقريبا همه جاي
دنيا رو ميگم

00:31:37.753 --> 00:31:40.921
خدايا اين پاي او را شفا بده ؛ بگذار تا
گرده ي ستون فقراتش بهبود يابد

00:31:40.922 --> 00:31:44.133
و داره به نام عيسي مسيح شفا پيدا ميکنه الان

00:31:44.134 --> 00:31:46.886
و منم کلي تحقيق وبررسي انجام دادم
و به ديدن کلي از اين اجرا ها رفتم

00:31:46.887 --> 00:31:48.960
همون مراسم هاي خيمه اي

00:31:48.986 --> 00:31:52.643
و مشاهده کرديم که درمان يا شفا
پيدا کردني هيچگاه رخ نميداد

00:31:52.644 --> 00:31:55.813
ولي من خودم خيلي مجذوب کارهاي
شخصي به نام " پيتر پاپ آف" شده بودم

00:31:58.749 --> 00:32:02.522
"افشاي ماجراي" پاپ آف
سلام پيتر ... صدام رو ميشنوي ؟

00:32:03.571 --> 00:32:05.697
شما سرطان داخل شکمتون داريد ؟

00:32:05.698 --> 00:32:08.824
آماده اي که خداوند اون سرطان رو داخل
شکمت بسوزونه ؟

00:32:08.825 --> 00:32:13.413
شخصي مانند کشيش "پيتر پاپ آف " شخصي بسيار
خطرناک بود

00:32:13.414 --> 00:32:18.210
به نظر من شخصي بسيار حيله گر و عوضي بود

00:32:18.211 --> 00:32:21.422
چون ايمان مردم را ميگرفت و

00:32:21.423 --> 00:32:25.591
و امنيت و آرامش را از آنان سلب ميکرد
و حتي گاهي آسيب فيزيکي به آنان ميزد

00:32:25.592 --> 00:32:27.469
چون متقاعدشون ميکرد مثلا

00:32:27.470 --> 00:32:32.105
ديگه لازم نيست که پيش دکتر بروند
و مسيح اونا رو شفا ميده

00:32:32.131 --> 00:32:34.768
اگه الان قرص و دارو همراه داريد ؛
اکنون براي نشانه اي از ايمان سرشار شما

00:32:34.769 --> 00:32:37.354
از شما ميخوام که
همشون رو پرت کنيد توي راهرو ها

00:32:37.355 --> 00:32:41.984
شما هايي که توي طبقه ي بالا نشسته ايد
همشون رو بريزيد به پايين ؛ آمين

00:32:41.985 --> 00:32:45.822
همشون رو بريزيد کنار
بريزيد کنار

00:32:46.990 --> 00:32:49.699
خب شخصي مثل " پاپ آف " که به گرد همايي هاي
کليسايي و ديني ميرفت و

00:32:49.700 --> 00:32:52.912
و انگار که ميتونست صداي خدا رو بشنوه و
انگار همه چيز رو در مورد

00:32:52.913 --> 00:32:54.497
مردم ميدونه ؛ حتي نوع لباسشون

00:32:54.498 --> 00:32:56.749
و مثلا کسي رو صدا ميزد و همه رو تحت
تأثير قرار ميداد

00:32:56.750 --> 00:33:00.836
آيا اين , جان شما هستي؟
شماره ي 3784 , خيابون آرچ وود

00:33:00.837 --> 00:33:05.758
خداوند داره اون لخته هاي خون رو از
رگهاش ميشوره ؛ و از شاهرگ هاش پاک ميکنه

00:33:05.759 --> 00:33:08.303
! عيسي مسيح

00:33:08.304 --> 00:33:09.681
بفرما
اينم از اين

00:33:10.071 --> 00:33:12.576
و به نظر مي اومد که داره از حقه هاي
تأثير رواني استفاده ميکنه ؛

00:33:12.602 --> 00:33:15.156
و ما فقط ميخواستيم بفهميم از
کجا اطلاعات مردم رو بدست مياره

00:33:15.181 --> 00:33:16.936
و رندي داشت ميومد به شهر -

00:33:16.937 --> 00:33:21.941
و گفت : ميخواي به ديدن اجراي اين
مبلغ مسيحي " پيتر پاپ آف "بريم

00:33:21.942 --> 00:33:25.319
و خيلي هم معروف و شناخته شدست و اتفاقا
توي شهر هست الان

00:33:25.320 --> 00:33:28.656
و قراره شفا دادن ها و احيا کردن هاش را هم اجرا کنه
و هزاران نفر هم ميان اونجا

00:33:28.657 --> 00:33:31.910
منم گفتم : آره خيلي دوست دارم بيام

00:33:31.911 --> 00:33:34.580
آيا اين روبي , "روبي هريس" هست ؟

00:33:34.581 --> 00:33:38.584
پس ما هم رفتيم و با "رندي " نشسته بوديم و
هزاران هزار نفر بودند که

00:33:38.585 --> 00:33:41.545
عجله کن بيا اينجا "روبي " , داره ميادش

00:33:41.546 --> 00:33:45.257
همشون باور داشتند که اين شخص با خداشون
ميتونه ارتباط بر قرار کنه

00:33:45.258 --> 00:33:48.427
! و او هم ميتونه واقعا شفاشون بده

00:33:48.428 --> 00:33:52.806
خب حالا گوش بديد ؛ ميخوام که بگم مشکل اين خانم
چيه ولي نمي خوام که بلند به همه اعلام کنم

00:33:52.807 --> 00:33:56.811
چون رازه ؛ و به ما اعتماد کرده اعلام نکنيم
و عيسي مسيح نميخواد آبروي مؤمنش بره , درسته ؟

00:33:56.812 --> 00:34:01.232
و در اون لحظه بود که متوجه شدم , داستان
بزرگي در جريانه اونجا ؛ خيلي بزرگتر از تصور من بود

00:34:01.233 --> 00:34:03.150
<font color=#80ffff>Yes! Yes! Yes! Yes!</c>

00:34:03.151 --> 00:34:06.235
خدا قراره همشون رو از بين ببره برات

00:34:06.236 --> 00:34:08.447
همينه ؛ خودشه
يا عيسي مسيح

00:34:08.448 --> 00:34:10.116
بايد اين رو بهتون بگم که

00:34:10.117 --> 00:34:13.703
تجربه ي بسيار فوق العاده اي بود

00:34:13.704 --> 00:34:19.167
به خاطر احساساتي که افراد  به همراه اشک
و گريه همراه داشتند

00:34:19.168 --> 00:34:22.337
يا عيسي مسيح , الحمدالله

00:34:22.338 --> 00:34:27.300
و ميلرزيدند و کل اين انرژي که در فضا وجود داشت

00:34:27.301 --> 00:34:29.553
بالاخره روي شما هم تأثير ميگذاره ؛ حتي اگه
معتقد نباشيد و شکاک باشيد

00:34:29.554 --> 00:34:31.389
واقعا يه تأثيري روي شما ميگذاره

00:34:31.390 --> 00:34:36.018
الحمد الله , پاشو رو پاهات راه برو
ديگه هيچ دردي احساس نمي کني

00:34:36.019 --> 00:34:38.020
دوازده ساله اين درد رو دارم
حالا ديگه هيچ دردي احساس نميکنم

00:34:39.397 --> 00:34:44.027
نگاهش کنيد , داره چطور ميره
داره ميره ؛ الحمد الله

00:34:45.904 --> 00:34:50.993
اوه ؛ شکر خدا رو بگيد
ميدونيد که داريد شيطان رو عذاب ميديد با اين کار
هان ؟

00:34:52.952 --> 00:34:56.288
بعد از مدتي ؛ نشسته بودم اونجا
و بعد از اينکه احساسات  درونم رو برانگيخته کرده بود

00:34:56.289 --> 00:35:00.250
ناگهان " پاپ آف " گفت که حالا افرادي رو
نياز دارم تا بيان و پول جمع کنند

00:35:00.251 --> 00:35:04.588
و در واقع 15 عدد سطل داشت براي اين
جمع آوري ها و منم بايد با يک از سطل ها پول جمع ميکردم

00:35:04.589 --> 00:35:08.633
خداوند حالا داره اون غده ي تيروئيدت
رو لمس ميکنه

00:35:08.634 --> 00:35:12.212
و مردم هم داشتند بي وقفه 5 دلاري
و 10 و 20 دلاري ميريختند

00:35:12.246 --> 00:35:15.683
چون تحت تأثير يکي از حرف هاي
خود " پاپ آف " بودند که ميگفت
هرچي بدي 10 برابر به جاش پس ميگيري

00:35:15.684 --> 00:35:20.104
خب حالا اگه يه دونه 1 دلاري بندازي داخل
به جاش 10 دلاري پس ميگيري تو زندگي
اگه 100 دلاري بندازي

00:35:20.105 --> 00:35:23.816
کلي پول جاش پس ميگيري , و اين مردم هم
همه ي اين چيزا رو باور ميکردند

00:35:23.817 --> 00:35:27.445
و اينم خودشه
يه شفا از دست عيسي مسيح

00:35:27.446 --> 00:35:30.656
تو اي روح خبيث و ناپاک ناشنوايي
به نام مسيح دستانت رو از اين خانم بکش

00:35:30.657 --> 00:35:34.661
خدوندا ، بگذار اين گوش ها باز شوند
اينم از اين

00:35:34.662 --> 00:35:36.330
هر چه بيشتر نزديک شدم

00:35:36.331 --> 00:35:39.749
متوجه يه چيزي توي گوشش شدم ؛ يه وسيله اي
توي سوراخ گوشش جاساز بود

00:35:39.750 --> 00:35:43.336
يه قطعه ي کوچيک پلاستيکي غير قابل تشخيص بود
و بعدش اومدم پيش "رندي " و گفتم

00:35:43.337 --> 00:35:44.963
هي ، فکر کنم متوجه شدم جريان چيه

00:35:44.964 --> 00:35:49.717
من گفتم : چي شده ؟
گفت يه سمعک شنوايي خاص توي گوش چپ داره

00:35:49.718 --> 00:35:52.804
خب , حالا مردي که خودش ناشنوا شفا ميده

00:35:52.805 --> 00:35:56.850
شما ديگه فکر نميکنيد که خودش يه سمعک
نياز داشته باشه ؛

00:35:56.851 --> 00:36:00.229
خب حالا صدام چطوريه براي شما ؟
بلند -
بلند -

00:36:00.230 --> 00:36:03.649
بعد از اون متوجه شدم که الان ديگه به
کمک هاي فني تکنيکي نياز داريم

00:36:03.649 --> 00:36:07.361
پس منم با استخدام يک کارآگاه خصوصي
به نام "الک جيسون " از کمکش بهره گرفتم

00:36:07.362 --> 00:36:08.820
صبر کن

00:36:08.821 --> 00:36:11.198
و حالا .... اکشن

00:36:11.199 --> 00:36:14.701
يک روز "رندي " باهام تماس گرفت و گفت که
"گويا " پيتر پاپ آف

00:36:14.702 --> 00:36:16.453
داره از ارتباطات راديويي استفاده مي کنه

00:36:16.454 --> 00:36:18.580
ولي نمي تونستند بفهمن چطور و از کجا

00:36:18.581 --> 00:36:20.415
و ميخواستند بدونند

00:36:20.416 --> 00:36:22.501
که آيا من ميتونم فرکانسش رو شنود
يا شناسايي کنم

00:36:22.502 --> 00:36:24.962
گفتم که نميتونم 100 درصد تضمين کنم

00:36:24.963 --> 00:36:29.384
حتي کمتر از 50 درصد شايد
شايد 25 درصد احتمال موفقيت باشه

00:36:30.594 --> 00:36:33.304
ميدونستيم که " پاپ آف " کمک رسان همراه خود داره
يا چيزي که خودش اون رو سرويس خدماتي ميگفت

00:36:33.305 --> 00:36:35.348
و در سانفرانسيسکو در اجرا بود

00:36:35.349 --> 00:36:37.726
و ماهم به خودمون گفتيم که بهتره به موقع
خودمون رو برسونيم داخل

00:36:37.727 --> 00:36:41.979
آيا شما به صورت مالي هم از
ستاد "پاپ آف" حمايت مي کنيد ؟
بله تا آخرين سکه اي که دارم -

00:36:41.980 --> 00:36:43.648
چه چيز شما رو امروز به اينجا کشيده ؟

00:36:43.649 --> 00:36:46.692
خب من براي ديدن يه معجزه
يه شفا يافتن فيزيکي اينجا هستم

00:36:46.693 --> 00:36:50.530
روز برگزاري برنامه من به عنوان يه مامور
امنيتي لباس يونيفرم پوشيدم

00:36:50.531 --> 00:36:54.325
نشان , پيراهن فرم , بي سيم , کليد
و همه وسايل کامل

00:36:54.326 --> 00:36:55.452
همه چيز

00:36:55.453 --> 00:36:59.164
من مأمور امنيتي نيستم , فقط شبيه يکيشون
لباس پوشيدم چون جزو نقشه اختفاي منه

00:36:59.165 --> 00:37:01.292
و خيلي دست پاچه بودم

00:37:03.045 --> 00:37:07.589
و من هم با گريم و استتار
به عنوان "ادام جرسين " وارد سالن شدم

00:37:07.590 --> 00:37:10.800
اگه اون دوکلمه رو کنار هم بگذاريد و
حروف را از نو بچينيد

00:37:10.801 --> 00:37:12.385
در واقع اسم خودم ميشه
"جيمز رندي "

00:37:12.386 --> 00:37:17.057
پس من هم يه کريدور رفتم پايين تر و
وسايلم رو نصب کردم

00:37:17.058 --> 00:37:20.143
که در کيف هايي مخفي کرده بوديم

00:37:20.144 --> 00:37:24.565
و اسکنر (جستجو گر) راديويي من در حال بررسي
امواج بود براي پيدا کردن فرکانس هاي تازه

00:37:24.566 --> 00:37:27.193
هر چيزي که که جديد باشه و جزو امواج معمولي
و ثابت محيط نباشه

00:37:27.194 --> 00:37:30.320
آماده بشيد

00:37:30.321 --> 00:37:31.489
آماده بشيد

00:37:32.973 --> 00:37:34.850
شکر خداوندا

00:37:34.909 --> 00:37:38.662
و ناگهان روي اسکنر يه چراغ روشن شد که
نشون ميداد يه فرکانسي هست که

00:37:38.663 --> 00:37:42.583
و اسکنر در اون فرکانس ثابت شده بود

00:37:42.584 --> 00:37:46.045
و چيزايي شنيدم که گويا الان که
بيشتر بهش فکر ميکنم , صداي پاي کسي بود

00:37:46.046 --> 00:37:49.090
صداي کفش پاشنه بلندي که روي يه سطح
محکم راه ميرفت

00:37:49.091 --> 00:37:51.843
چه تعداد از شما فکر ميکنه که الان
زمان مناسبيه تا حمد خداوند رو بگوييم ؟

00:37:51.844 --> 00:37:56.096
بعد شنيدم که کسي داره به ميکروفون
نزديک و نزديک تر ميشه

00:37:56.097 --> 00:37:59.142
و يک صداي زنانه گفت : سلام پيتي

00:37:59.143 --> 00:38:02.311
"سلام پيتي , صدام رو ميتوني بشنوي ؟ "

00:38:02.312 --> 00:38:04.648
" اگه نميتوني پس توي دردسر افتاده اي "

00:38:04.649 --> 00:38:09.695
! آره خودشه
داشتن از يک فرکانس راديويي استفاده ميکردند
و من هم پيداش کردم

00:38:09.696 --> 00:38:11.029
به نام عيسي مسيح

00:38:11.030 --> 00:38:13.490
'جودي دين ؛ جودي دين '

00:38:13.491 --> 00:38:15.617
آيا اين "جودي" يست که

00:38:15.618 --> 00:38:17.203
جودي ؟

00:38:17.204 --> 00:38:19.163
دين ؟ جودي دين ؟

00:38:19.164 --> 00:38:21.497
' نه ؛ قراره در سمت راست تو باشه'

00:38:21.498 --> 00:38:23.792
بفرما اومد

00:38:23.793 --> 00:38:27.420
' خيلي خب ؛ او ساکن خيابون4267 مسترسون '

00:38:27.421 --> 00:38:31.341
خيابون 4267 مسترسون ؟
ميتونم ببينم که فرشتگان خداوند
الان بالاي اون خونه ميچرخن

00:38:31.342 --> 00:38:32.426
روزا ؟

00:38:32.427 --> 00:38:37.055
'کاميير.'
آيا اين "کاميير" هست ؟
تو کلي دارو  هم داري مصرف ميکني ؟

00:38:37.056 --> 00:38:41.351
اون امشب با پسرش "کيپر" اومده
که توي سينش يه غده داره

00:38:41.352 --> 00:38:43.354
يک دقيقه صبر کن ؛" کيپر" کيه ؟

00:38:43.355 --> 00:38:47.149
آيا يه غده توي سينه اش داره ؟
ميخواي که خداوند اون غده رو بسوزونه ازبين ببره ؟

00:38:47.150 --> 00:38:51.028
کيپر " پاشو بايست ؛ خداوند حالا اون غده رو آبش ميکنه"
برات از بين ميبره

00:38:51.029 --> 00:38:54.616
و اونها خودشون برگه هاي دعا پر ميکردند که
نوشته مثلا : من سرطان دارم

00:38:54.617 --> 00:38:57.076
و يا اين مشکل رو دارم يا فلان مشکل رو دارم

00:38:57.077 --> 00:39:00.205
و اون هم اين اطلاعات رو مستقيم براي
پاپ آف " از ميکروفون ميگه "

00:39:00.206 --> 00:39:02.999
و اون هم اين اطلاعات را طوري ميگه به مردم که

00:39:03.000 --> 00:39:05.084
که انگار خدا بهش ميگه

00:39:05.085 --> 00:39:07.170
'مارتا زاکورسکي'

00:39:07.171 --> 00:39:10.507
آيا اين" مارتا"ست ؟ آيا اين "زاکورسکي" است ؟

00:39:10.508 --> 00:39:14.135
ولدون کرب
آيا اين "ولدون کرب" ست ؟-
- 'کرب'
- کرب؟

00:39:14.136 --> 00:39:17.388
'پگي وايت '
پگي وايت ؟-

00:39:17.389 --> 00:39:20.309
'شماره ي 1302 سلانو'
- شماره ي 1302 سلانو ؟

00:39:20.310 --> 00:39:23.269
'بچرخ به سمت چپت'
الحمد الله-
'ايناهاش خودشه '

00:39:23.270 --> 00:39:26.231
اون عمل برداشتن رحم داشته و'
'ديگه نمي تونه هورمون مصرف کردن رو ادامه بده

00:39:26.232 --> 00:39:28.191
'او مشکلات کليوي و همينطور چشم داشته'

00:39:28.192 --> 00:39:29.860
ميخواي که خداوند کليه هايت رو لمس کنه ؟

00:39:29.861 --> 00:39:32.863
حالا , بزار اون گوش هات باز بشه , به نام خداوند
همين الان , يا عيسي مسيح

00:39:32.864 --> 00:39:36.576
با قدرت روح القدس , اکنون مسيح داره مياد
اي شيطان برو عقب

00:39:36.577 --> 00:39:39.035
و پيوند اکنون شکسته شد

00:39:39.036 --> 00:39:43.414
به نام عيسي مسيح , تو اي
روح خبيث

00:39:43.415 --> 00:39:46.669
و به خودم گفتم , خيلي خب من ديگه از اينجا
ميزنم بيرون , و رفتم وسايلم رو جمع کردم

00:39:46.670 --> 00:39:49.380
و دستگاه ها رو خاموش کردم و کيف ها رو
برداشتم

00:39:49.381 --> 00:39:51.841
و از پله ها رفتم پايين و رفتم بيرون
در هواي آزاد

00:39:51.842 --> 00:39:55.052
و قلبم داشت از جا در مي اومد چون
الان همه ي مدارک رو در دست داشتم

00:39:55.053 --> 00:39:57.722
نه تنها ما مدارکي که نياز داشتيم را بدست آورديم

00:39:57.723 --> 00:39:59.724
بلکه بيش از چيزي که حتي نياز داشتيم
گير آورديم

00:39:59.725 --> 00:40:00.976
به چنگ آورده بوديمشون

00:40:04.145 --> 00:40:05.771
پس رفتم توي برنامه ي "جاني کارسون " و

00:40:05.772 --> 00:40:09.357
و زماني که صداي وحي الهي اومد که
صداي خانم "پاپ آف" بود

00:40:09.358 --> 00:40:13.529
سلام پيتي , صدام رو ميتوني بشنوي ؟
اگه نميتوني پس توي دردسر افتاده اي

00:40:13.530 --> 00:40:17.450
و "جاني " ناگهان فهميد که عجب حيله گري و
حقه بازي

00:40:17.451 --> 00:40:18.784
و گفت : اوه , کثافت

00:40:18.785 --> 00:40:21.830
.... و معلوم شد که گويا فرکانس خدا که
در ضمن نميدونستم که خدا راديو استفاده ميکنه

00:40:21.831 --> 00:40:26.251
که فرکانس خدا 39.170 مگاهرتز مي باشد و
اينکه خدا يه خانمه , مشخصا

00:40:26.252 --> 00:40:29.044
و صداش هم خيلي شبيه همسر "پاپ آف" هست
"اليزابت پاپ آف "

00:40:29.045 --> 00:40:30.296
آيا خودش هنوز اين نوار رو شنيده ؟
نه-

00:40:30.297 --> 00:40:33.465
نه تا اين لحظه از اين ماجرا خبر نداشت
خيلي جالبه -

00:40:33.466 --> 00:40:36.887
حتي نميتونم تصور کنم نوعي از زندگي را که

00:40:36.888 --> 00:40:40.724
که درآمد خود و خانوادت و سالم زيستن
همه ي آنها وابسته باشه به

00:40:40.725 --> 00:40:42.559
! روزانه دروغ گفتن تو باشه

00:40:42.560 --> 00:40:46.104
به نظرم به طريقي پيش خودشون فکر مي کنند

00:40:46.105 --> 00:40:50.234
کاري که مي کنند به طريقي خوب است و
يه جورايي کارهاشون توجيه اخلاقي که خودشون

00:40:50.235 --> 00:40:52.195
براي خودشون اختراع کرده اند  و فکر مي کنند
درست و صحيح است داره

00:40:52.196 --> 00:40:55.363
يه مقدار قدرت خداوندي مضاعف

00:40:55.364 --> 00:40:59.116
خب ؛ به ثمر رسيد کارمون
ما اين مرد را رسوا کرديم

00:40:59.117 --> 00:41:02.246
اونم توي بزرگترين و معروف ترين برنامه ي
تلوزيوني آن زمان

00:41:02.247 --> 00:41:05.040
و به مدت کمي بعد از آن اعلام ورشکستگي کرد

00:41:05.041 --> 00:41:06.668
آه ؛ شکوه خداوند را

00:41:06.866 --> 00:41:09.749
کارسون " : خيلي خب , ميريم يه استراحتي"
بکنيم و بر گرديم

00:41:15.931 --> 00:41:20.522
" جيمز رندي "
در مبارزه با متقلبين

00:41:24.895 --> 00:41:27.689
خيلي خب , ميبينم که چه کاري از دستم بر مياد

00:41:27.690 --> 00:41:33.090
بزن بريم , نه يه لحظه صبر کنيد ميخوام
از اون شيرين بازي هاي " جکي گيليسون " رو انجام بدم

00:41:33.988 --> 00:41:36.405
اره باشه , خودمم نمي دونم چيه

00:41:36.406 --> 00:41:38.660
حالا مي خوام يکم کشش رقص باله اجرا کنم

00:41:39.827 --> 00:41:43.414
اوه , نه
نميتونم اونجوري کش و قوس بيام ديگه

00:41:43.415 --> 00:41:45.831
: خيلي اين عبارت گفته شده که
<font color=#00ffff>(بيل ناي :رئيس سازمان مطالعات سياره اي آمريکا)</c>

00:41:45.832 --> 00:41:47.333
" اگر در عشق باشي, ميخواي به دنيا خبر بدي "

00:41:47.334 --> 00:41:49.335
هي شايد جواب بده
منم نمي دونم چي ميشه

00:41:49.336 --> 00:41:51.923
و " جيمز رندي " هم در عشق با حقيقت هست

00:41:57.178 --> 00:42:02.892
و اين افراد به اصطلاح داراي قدرت ذهني و روحي
و همه ي بقيه ي شارلاتان ها و کلاهبرداران ديگر

00:42:02.893 --> 00:42:06.395
دارند از نا آگاهي ما پول بدست مي آورند و ما هم
بايد خودمون مقداري از تقصير را به گردن بگيريم

00:42:06.396 --> 00:42:09.607
پس بيايد تا دست به کار بشيم و يه کاري
براي اين وضعيت انجام بديم

00:42:09.608 --> 00:42:11.900
دوتا هشت را با يه ده عوض ميکنم

00:42:11.901 --> 00:42:15.487
و حالا مردي که ترس خود خدا را در دل مبلغينش
مي اندازد

00:42:15.488 --> 00:42:17.866
" رندي شگفت انگيز "
<font color=#00ffff>(راهپيمايي خرد و منظق , واشيگتن , 2012)</c>

00:42:19.660 --> 00:42:24.539
جيمز رندي " فقط در مورد شکاک بودن در مورد"
قدرت هاي ماورائي نيست

00:42:24.539 --> 00:42:28.126
بلکه رويه ي او در مورد گسترش عمومي
ديدگاه علمي و درست است

00:42:28.127 --> 00:42:32.756
علم و دانش بيشتر دنياي کنوني ما را که
امروزه در آن زندگي مي کنيم شکل داده است

00:42:32.757 --> 00:42:37.802
ولي محافظت شبانه روزي ما از آن هيچوقت
نمي تونه آروم بگيره

00:42:40.806 --> 00:42:43.600
آدم ميخواد که همه مردم تحصيل کرده بشوند

00:42:43.601 --> 00:42:46.686
و اين مردم رو بگيريشون و تکونش بدي و بهشون
بگي :  گوش بده به من , گوش کن

00:42:46.687 --> 00:42:49.887
چالش يک مليون دلاري , واقعيست
خانم ها و آقايون

00:42:49.912 --> 00:42:51.023
<font color=#00ffff>جايره ي 1 مليون دلاري که مؤسسه ي "رندي " به
هر کس که قدرت هاي ماورائي دارد ميدهد</c>

00:42:51.024 --> 00:42:55.571
چرا الان يه صف طولاني از افراد
جلوي اين مؤسسه نيست

00:42:55.572 --> 00:43:00.034
و چرا مثلا " يوري گلر " امروز اينجا نيست
براي برنده شدن 1 مليون دلار

00:43:00.035 --> 00:43:02.580
خيلي محکم ببند ؛ بيخيال بابا
يه مقدار محکم ترش کن

00:43:02.619 --> 00:43:05.122
خيلي خب , من اين صندلي رو نياز دارم

00:43:05.123 --> 00:43:07.375
جناب , ميشه لطفا اين صندلي رو بياريد
جلو بزاريد ؟

00:43:11.264 --> 00:43:13.349
ميلان , ايتاليا

00:43:14.507 --> 00:43:17.176
من يه نسخه ي قديميش رو دارم -
آره چاپ سري اوله -

00:43:18.679 --> 00:43:20.471
مقداري که اون سفر مي کنه

00:43:20.472 --> 00:43:23.599
و حجم افرادي که ملاقات مي کنه در طي آن

00:43:23.600 --> 00:43:28.102
او واقعا زندگي هزاران هزار نفر
را متحول کرده است

00:43:28.103 --> 00:43:29.647
با باز کردن چشم هاي آنان

00:43:36.155 --> 00:43:40.491
منم بايد برم دوربين خودم رو بيارم
و چندتايي عکس از اينجا براي خودم بگيرم

00:43:40.492 --> 00:43:42.620
فقط براي اينکه دل "خوزه " را بسوزونم

00:43:44.038 --> 00:43:46.707
الان به فکرشي ؟

00:43:46.708 --> 00:43:48.541
هميشه هستم

00:43:48.542 --> 00:43:49.961
هر دقيقه

00:43:51.754 --> 00:43:53.963
هر دقيقه
چون اون اينجا پيشم نيست الان

00:43:58.160 --> 00:44:01.200
"مرکز هنري فرهنگي هاليوود"
هاليوود , فلوريدا

00:44:09.814 --> 00:44:13.400
بعضي وقت ها به اين فکر مي کنم که
عجب زوج عجيب قريبي هستيم ما

00:44:13.401 --> 00:44:18.028
او خيلي منطقي يست و بيشتر هم

00:44:18.029 --> 00:44:21.909
در گير تفکرات علمي و شکاک بودن
و اين جور چيز هاست

00:44:21.910 --> 00:44:27.082
و من بعضي وقت ها احساس ميکنم که مقداري يا
حتي کاملا در تضاد با شخصيت اون هستم

00:44:27.180 --> 00:44:30.641
و به نحوي ما بالاخره توانسته ايم
که يک زندگي باهم بسازيم

00:44:32.045 --> 00:44:35.424
و من خوشم مياد از اين وضعيت ؛
وضعيتي که ما با هم کاملا در تضاد هستيم

00:44:47.144 --> 00:44:52.523
و " رندي " هميشه از تصميمات و شخصيت من
حمايت کرده است

00:44:52.524 --> 00:44:55.819
همه وقت , از زمان اولين ملاقاتمون تا به امروز

00:44:58.238 --> 00:44:59.698
فقط يه چيز شگفت انگيز ست

00:45:01.868 --> 00:45:04.953
نمي خواستم  از عمد تشابه با اسمش به وجود بياد ؛
ولي يه زندگي شگفت انگيز

00:45:04.954 --> 00:45:06.747
با او بودن

00:45:08.873 --> 00:45:11.085
حتي زندگي ام رو بدون او نميتونم
تصور کنم

00:45:18.509 --> 00:45:22.972
خيلي خب ؛ بهم خبر بده که کي فرودگاه رو
ترک ميکني

00:45:22.973 --> 00:45:25.265
باشه , باي باي

00:45:25.266 --> 00:45:28.311
گفت که منتظر وسايلشون هستند

00:45:35.568 --> 00:45:38.446
مردم خندشون ميگره که منم بهش ميگم
شگفت انگيز

00:45:39.947 --> 00:45:41.991
اما دوست دارم که بهش بگم شگفت انگيز

00:45:50.876 --> 00:45:53.337
يه مقداري خسته ام , مي دوني که ؟

00:45:56.006 --> 00:45:59.092
اوه خيلي خوش حالم برگشتم خونه

00:45:59.093 --> 00:46:02.762
خيلي خوش حالم برگشتي پيشم , شگفت انگيز

00:46:02.763 --> 00:46:05.347
خيلي خوبه بعد از اون همه سفر بالاخره
اومدم خونه

00:46:05.348 --> 00:46:09.268
حالا ميخوام يه چيزي نشونت بدم ,
باشه-

00:46:09.269 --> 00:46:11.562
همونطور که ميبيني يه عصاي جديد دارم حالا

00:46:11.563 --> 00:46:14.191
آره , هي

00:46:14.192 --> 00:46:17.152
و حالا هم تأثير کاملش رو بهت نشون ميدم

00:46:17.153 --> 00:46:19.737
خب بزار ببينمش , خيلي خفنه اين

00:46:19.738 --> 00:46:23.116
اين رو "چيکپ و ميسمو " بهم هديه دادند
<font color=#00ffff>مؤسسه ي تحقيقات شکاکانه)
(انگليسي ايتاليايي در مورد فراطبيعه</c>

00:46:23.117 --> 00:46:24.991
اوه , اوه
چه باحال

00:46:24.992 --> 00:46:26.953
اوه , اينجا رو يادم مياد کجاست

00:46:26.954 --> 00:46:28.956
آره , قبلا  اينجا زندگي ميکرديم انگار

00:46:30.832 --> 00:46:34.753
خيلي ناز شديم مگه نه ؟
اره معلومه هستيم-

00:46:34.754 --> 00:46:38.174
عکس قشنگيه
آره خيلي قشنگه -

00:46:40.635 --> 00:46:45.764
اين کسي ست که توي سن 17 سالگي خونه را
ترک کرد تا به يک سيرک ملحق بشه

00:46:45.765 --> 00:46:50.936
و به تمام اون داستان هاي جالب سفر کنه

00:46:50.937 --> 00:46:53.856
که در طي زندگي داشته است

00:46:53.857 --> 00:46:59.027
اووه  , به نظر اين يکي بد طعم شده
خب بندازش بره پس  -

00:46:59.028 --> 00:47:02.450
نه نه, کلي بخش هاي ديگش رو ميشه هنوز
استفاده کرد

00:47:02.475 --> 00:47:03.491
نه نه نه -
چرا ميشه -

00:47:03.492 --> 00:47:06.912
بعدا خودم اون يکي رو ميندازمش بره -
آره معلوم ميري اينکار رو ميکني -

00:47:08.372 --> 00:47:10.123
يک سفر خيلي مهيج بوده تا اينجا

00:47:10.124 --> 00:47:15.338
و من خيلي احساس خوشبختي مي کنم که اين شانس
رو داشته ام تا بخشي از آن باشم

00:47:23.722 --> 00:47:25.808
"ظهور دوباره " گلر
نبرد خم کردن اشيا

00:47:27.307 --> 00:47:30.186
يکبار ديگه
بزار تا به آرامي بگيرمش توي دستم

00:47:34.899 --> 00:47:37.025
... من حتي دست هم بهش نميزنم و

00:47:37.026 --> 00:47:39.362
ببين , الان پلاستيکي شده

00:47:41.198 --> 00:47:45.450
وقتي " گلر " توي برنامه ي شبانگاهي بود
<font color=#00ffff>مايکل شرمر : نويسند و پژوهشگر علمي و)
(مؤسس مجله و سازمان "شکاکي" در آمريکا</c>

00:47:45.451 --> 00:47:48.661
و "رندي" به "جاني" کمک کرده بود تا کاري کنه
که اون نتونه حقه هاي خودش رو اجرا کنه

00:47:48.662 --> 00:47:51.664
و همه اطمينان داشتند که ديگه اين
پايان کار " گلر " ست

00:47:51.665 --> 00:47:55.252
تمومه ديگه , کارش خلاص
اشتباه کني و لو بري کارت تموم ميشه

00:47:55.253 --> 00:47:57.379
نه , دو روز بعد رفت و
توي برنامه ي "مرو گريفن " بود

00:47:57.380 --> 00:47:59.590
و تنها چيزي که من ميگم اينه که
" خم شو "

00:47:59.591 --> 00:48:02.217
خم شو , خم شو

00:48:02.218 --> 00:48:04.303
خيلي خب , ببين
ميتوني ببينيش ؟

00:48:04.304 --> 00:48:07.806
ميگم که اين واقعا خم شده
اين کليد واقعا خم شده

00:48:07.807 --> 00:48:12.394
حالا اتفاقي که رخ ميده اينه که
انرژي از ذهن من متصاعد ميشه و

00:48:12.395 --> 00:48:17.065
و در دستانم حضور پيدا مي کنه و در نهايت
و باعث ميشه ساختار مولکوليش تغيير پيدا کنه

00:48:17.066 --> 00:48:21.654
خب حالا به جاي خم بشو من به اين ساعت
خراب ميگم که کار کن

00:48:21.655 --> 00:48:25.366
يک , دو , سه
" ! کار کن "
<font color=#00ffff>ابله ها رو نگاه کنيد</c>

00:48:25.367 --> 00:48:29.370
يه لحظه صبر کن , داره کار مي کنه
خدايا داره اين کار ميکنه

00:48:29.371 --> 00:48:32.790
ساعت مادرت داره باز کار مي کنه
معجزه نيست ؟

00:48:32.791 --> 00:48:35.334
همشون شروع به کار کردند
دارند کار ميکنن

00:48:35.335 --> 00:48:37.920
ساعت " من يه متقلب نيستم " داره کار ميکنه

00:48:37.921 --> 00:48:40.089
اول از همه
من با اين قدرت ها به دنيا آمده ام

00:48:40.090 --> 00:48:42.300
وقتي 4 سالم بود داشتم سوپ ميخوردم که

00:48:42.301 --> 00:48:43.927
و يادتون باشه که 4 ساله بودم

00:48:43.928 --> 00:48:46.221
و ناگهان قاشق شروع به خم شدن در دستم کرد

00:48:46.222 --> 00:48:50.141
حالا , خب شايد "گلر " اولين  نفري بود که يه
ستاره ي معروف از ماجراي قدرت هاي ذهني شد

00:48:50.142 --> 00:48:54.562
که گويا توسط جامعه علمي و دانشمندان
هم پذيرفته شده بود

00:48:54.563 --> 00:48:58.483
يوري" خودش را به آزمايش هاي علمي براي"
تعيين واقعيت يا حقه بودن

00:48:58.484 --> 00:49:02.862
کار هايش گذاشته که تحت شرايط
کنترل شده و بازبيني نزديک قرار داشته

00:49:02.863 --> 00:49:05.865
حالا اين رو ميخوام بهتون بگم
اين يه حقه يا تردستي نيست

00:49:05.866 --> 00:49:10.079
دانشمنداني بودند که کل آينده شغليشون را
در خطر قرار داده بودند

00:49:10.080 --> 00:49:12.998
در بررسي و اثبات اين قدرت ها

00:49:12.999 --> 00:49:15.667
رندي " خيلي از دست " گلر" عصباني شده بود"

00:49:15.668 --> 00:49:19.004
که از حقه و حيله براي گول زدن دانشمندان
استفاده ميکرد

00:49:19.005 --> 00:49:21.841
به نظرش اين کار اون خيلي غير اخلاقي و قبيح بود

00:49:21.842 --> 00:49:26.678
و به عقيده ي اون اين کار فاحشه گري از
شعبده بازي است که "رندي "به آن عشق مي ورزيد

00:49:26.679 --> 00:49:28.972
رندي " شما سرتاسر کشور سفر کرده ايد و"

00:49:28.973 --> 00:49:32.393
و يه جورايي کار هايي که " هوديني " در اواخر
ميکرد را انجام ميدي , رسوا کردن حيله گران

00:49:32.394 --> 00:49:34.437
که ادعا ميکنند قدرت هاي ذهني برتر و ماورائي دارند
و شما ادعا ميکنيد شعبده بازيست فقط

00:49:34.438 --> 00:49:38.857
اين کليد خونه ي منه و
يوري گلر " اون رو "

00:49:38.858 --> 00:49:42.278
و با انگشتش اينطوري کرد , بدون هيچ فشاري
وفقط همين

00:49:42.279 --> 00:49:45.114
و بعد کليد خم شد
ميبينيد که الان

00:49:45.115 --> 00:49:48.035
و من هم اين را با خودم حمل ميکنم چون ديگه
به او و کارهاش ايمان آوردم

00:49:48.036 --> 00:49:52.079
و اين هم کليد کاملا مشابه به اون
اين رو براي من خمش کن

00:49:52.080 --> 00:49:54.957
ميشه ته کليد را به نرمي توي دستت بگيري

00:49:54.958 --> 00:49:56.792
و من ميخوام که به آرامي فقط نوازشش کنم

00:49:56.793 --> 00:50:00.130
خب حالا انگار فشار کافي نميارم تا خم بشه ؛
نه -
باشه پس -

00:50:00.131 --> 00:50:02.466
حالا ميشه به دوربين هم نشون بدي ؟

00:50:02.467 --> 00:50:05.635
حالا بهم بگو , آيا به اندازه ي اين کليد
قبلي خم شده يا نه ؟

00:50:05.636 --> 00:50:08.055
حالا ميخواي اين يکي کليد رو هم پيش خودت
نگه داري " باربرا "؟

00:50:09.556 --> 00:50:12.059
به نحوي من هميشه داشتم " گلر " را سرتاسر
کشور تعقيب ميکردم

00:50:12.060 --> 00:50:14.477
چون اگر توي يه برنامه ي تلوزيوني بزرگ ظاهر ميشد

00:50:14.478 --> 00:50:18.356
منم بعدش ميرفتم به اون برنامه و فقط
حقه هاش رو دوباره براي همه تکرار ميکردم

00:50:18.357 --> 00:50:20.775
خب حالا , وقتي آقاي " گلر" اين کار
رو ميکنه يه چيزي ميگه مثل " خم شو " ولي

00:50:20.776 --> 00:50:22.569
ولي من اين رو نمي گم
"من به جاش ميگم : "کلم بروکلي

00:50:22.570 --> 00:50:25.447
چون اين فقط از اون شعبده هاي جادوگريه که
قبلا

00:50:25.448 --> 00:50:27.867
وقتي من بچه بودم پشت جعبه غلات صبحانه
نوشته بودند

00:50:27.868 --> 00:50:31.119
اوه خداوندا "بتسي" ؛ ميشه بگي الان
که کليد خم شده يا نه ؟

00:50:31.120 --> 00:50:33.038
و منم تصميم گرفتم تا يک کتاب در مورد اين مرد بنويسم

00:50:33.039 --> 00:50:35.499
: يک کتاب نوشتم و عنوانش بود
حقيقت هايي در مورد يوري گلر

00:50:35.500 --> 00:50:40.045
و زماني وارد بازار شد که شهرت و محبوبيت
يوري گلر " در اوج بود "

00:50:40.046 --> 00:50:43.966
انرژي القايي ذهن من ساختار مولکولي فلز
را ذوب ميکند

00:50:43.967 --> 00:50:45.843
به نظر مياد که ... اوه نگاه کنيد

00:50:47.971 --> 00:50:51.058
من ميخوام که خم بشه و
ميگم "خم شو " بهش

00:50:56.396 --> 00:50:59.065
و "رندي" و "گلر " درست مثل گلادياتور ها با هم
رويارويي ميکردند

00:50:59.066 --> 00:51:01.610
و ديدنش مقابله هاشون جالب بود ؛
ميتوني اون تردستي خم شدن قاشق رو انجام بدي ؟-

00:51:01.611 --> 00:51:03.863
شوخيت گرفته ؟ اين راحت ترين کار ممکنه

00:51:06.072 --> 00:51:07.907
هيچ گرمايي بوجود نيومده
خودتون ببينيد

00:51:07.908 --> 00:51:10.284
ميگن که من اشعه ليزري توي سگک کمربندم
قايم ميکنم

00:51:10.285 --> 00:51:12.161
و با اون ميتونم کليد ها رو خم کنم

00:51:12.162 --> 00:51:15.373
نگاهش کن , داره خم ميشه و انگار تبديل ميشه به
مايع

00:51:15.374 --> 00:51:16.916
درست جلوي چشماي شما

00:51:16.917 --> 00:51:19.628
اين چيزا قديما پشت جعبه غلات
"صبحانه نوشته بود بابا " لري

00:51:19.629 --> 00:51:22.464
اما گويا که بعضي دانشمندان يا غلات صبحانه
نميخورن

00:51:22.465 --> 00:51:24.299
يا اينکه تا به حال پشت جعبه اش را نخوانده اند
<font color=#00ffff>(اين حقه حتي براي بچه ها هم پيش پا افتادس)</c>

00:51:24.300 --> 00:51:28.972
اين نشان رسمي کار منه و شما به هيچ وجه
نميتونيد پشت جعبه ي غلات صبحانه پيداش کنيد

00:51:30.224 --> 00:51:32.891
چطوري اين کار رو کردي ؟
خب منم بهش فکر کردم همين

00:51:32.892 --> 00:51:34.184
اين يه تردستي با حرکات سريع و ريز دست است

00:51:34.185 --> 00:51:36.727
و توضيح دادن اين تردستي به شما يه
يه سري سر نخ ميده

00:51:36.728 --> 00:51:38.856
ولي همه ي سرنخ ها براي حلش رو نميده

00:51:38.857 --> 00:51:41.775
در اغلب اجرا ها اگر نخوام بگم در تقريبا همه ي آنها

00:51:41.776 --> 00:51:43.445
من فقط ميرفتم به برنامه و کار هاي اون را
دوباره تکرار ميکردم براي همه

00:51:45.739 --> 00:51:48.407
ولي هواداران و کساني که به او ايمان
: داشتند ميگفتند

00:51:48.408 --> 00:51:51.160
خب اجرا هاي تو به عنوان يه شعبده باز خيلي خوبه
ولي

00:51:51.161 --> 00:51:53.621
ولي آقاي " گلر " که از تردستي و شعبده
استفاده نميکنه که

00:51:53.622 --> 00:51:56.039
اما اون افرادي که واقعي و بدون تردستي کارت هاي
درست رو حدس ميزنند چي ؟

00:51:56.040 --> 00:51:58.250
تا به حال زمان هايي هم که شکست ميخورند و
غلط حدس ميزنند رو جايي ثبت شده ديدي؟

00:51:58.251 --> 00:52:01.086
مثلا خبر داشتيد که " گلر " اين آزمايش را 100 ها بار
انجام داد تا به نتيجه ي دلخواهش رسيد و درست بالاخره حدس زد

00:52:01.087 --> 00:52:02.295
فکر ميکنيد همه ي کار هاي من تقلبيست ؟

00:52:02.296 --> 00:52:05.175
خب چه تفاوتي بين کار هاي من
و " گلر" وجود داره ؟

00:52:05.176 --> 00:52:07.302
اينه که .... چون .... خب

00:52:09.054 --> 00:52:13.099
خب , فکر کنم که جوابي براي اين ندارم واقعا

00:52:13.100 --> 00:52:17.312
چون شعبده بازارن ميتوانند اين کار ها رو با
تردستي کپي وشبيه سازي کنند

00:52:17.313 --> 00:52:21.565
و اين به معناي آن نيست که افراد داراي
قدرت هاي ذهني و ماورايي هم حقه ميزنند

00:52:21.566 --> 00:52:24.652
هر کسي ميتونه از
اثر نقاشي " مونا ليزا " کپي درست کنه

00:52:24.653 --> 00:52:27.154
ولي اين کار
اون ها رو "لئوناردو داوينچي " نمي کنه

00:52:27.155 --> 00:52:29.116
همه به يادتون باشه اين حرف

00:52:33.245 --> 00:52:36.956
شعبده بازان ميگن : نه
من دانشمندان را کلک زده ام

00:52:36.957 --> 00:52:40.669
ميگن من فريبشون داده ام ؛ هميشه يه
راهي پيدا ميکنند که اين رو بگن

00:52:40.670 --> 00:52:42.087
من اون ها رو به اين چالش دعوت ميکنم که

00:52:42.088 --> 00:52:44.716
چرا خود شما هم نميريد و داخل
يه آزمايشگاه تست نميديد مثل من؟

00:52:44.867 --> 00:52:46.661
به همون طريقي که من خودم تست دادم

00:52:48.199 --> 00:52:50.284
"پروژه ي آلفا "
من باور نميکنم که اونها دارند ما را فريب ميدهند

00:52:50.805 --> 00:52:54.141
عقيده ي من هميشه اين بوده که
"فرا روانشناسي  يا همون  روانشناسي ماوراي طبيعه"

00:52:54.142 --> 00:52:56.561
حتي هر چقدر هم که پيشرفته يا قدرتمند باشه

00:52:56.562 --> 00:52:59.104
باز هم نمي تونه که به خوبي به قضاوت

00:52:59.105 --> 00:53:03.191
اينکه کجا شخصي داره فريبشون ميده يا نه

00:53:03.192 --> 00:53:07.572
و من به اين نتيجه گيري رسيده ام که
تنها راهي که ميشه بهشون نشون داد

00:53:07.572 --> 00:53:13.118
اينه که يک حقه ي بزرگ و جامع
با استفاده از چند حقه باز قابل اعتماد خودم

00:53:13.119 --> 00:53:16.789
در يک محيط آزمايشگاهي بوجود بياورم

00:53:16.790 --> 00:53:22.128
"من کتاب "رندي
حقايق در مورد يوري گلر " را گرفتم و خوندم"

00:53:22.129 --> 00:53:25.590
و از اون کتاب تونستم روش هايي را خلق کنم
که بتونم اشيا را خم کنم

00:53:25.591 --> 00:53:28.801
و حتي روش هايي هم از خودم
بوجود اوردم تا حدي که بچه ها توي دبيرستان

00:53:28.802 --> 00:53:31.597
اشيا نقره اي ميدزديند و مي اومدند
پيش من تا براشون خم کنم

00:53:31.598 --> 00:53:33.556
و منم خيلي توي اين شيوه خبره شده بودم
و نميدونم چرا

00:53:33.557 --> 00:53:36.393
:ولي يک نامه به "رندي " نوشتم و گفتم
هي , اگه يه زماني به يه پسر بچه براي

00:53:36.394 --> 00:53:38.852
گول زدن دانشمندان نياز داشتي , من
خوش حال ميشم باهات همکاري کنم

00:53:38.853 --> 00:53:42.899
بعد از اينکه کتاب " جادوي يوري گلر " را خوندم

00:53:42.900 --> 00:53:47.404
منم خودم به يکي از حرفه اي ترين افراد در
خم کردن اشيا تبديل شدم

00:53:47.405 --> 00:53:50.824
و باعث شد احساس کنم که بايد
با "جيمز رندي" ارتباط بر قرار کنم و بگم

00:53:50.825 --> 00:53:52.951
اوه مايکل ؛ تو
هم عجب قدرت هاي ذهني  داري

00:53:52.952 --> 00:53:56.789
و باعث ميشه تا در دماي 180 درجه
پيچ و خم برداره اين شکلي

00:53:56.790 --> 00:54:00.459
در مدت کوتاهي بعد از اون ؛
مقدار قابل ملاحضه اي پول

00:54:00.460 --> 00:54:03.878
به يک دانشگاه داده شد تا

00:54:03.879 --> 00:54:07.132
تا آزمايشات روانشاسي ماورائي اجرا کنند

00:54:07.133 --> 00:54:11.011
"آزماشگاه " مک لب
توسط " جيمز مک دونالد " سرمايه گذاري شد

00:54:11.012 --> 00:54:14.431
و گفت : بريد و برايم چندتا ستاره پيدا کنيد

00:54:14.432 --> 00:54:17.727
و اين کار به دانشمندي
به نام "پيتر فيليپس " محول شد

00:54:17.728 --> 00:54:21.063
به ما گفته شد
که 300 نفر داوطلب حاضر شده اند

00:54:21.064 --> 00:54:25.526
و "مک لب " هم فقط در نهايت به بررسي دقيق
فقط نفر مدعي پرداخت

00:54:25.527 --> 00:54:28.405
"خود من و  "استيو شاو

00:54:28.406 --> 00:54:32.951
اونوقت ديگه پروژه ي آلفا آماده ي
شروع بود

00:54:36.580 --> 00:54:40.041
من به "سنت لوئيز " پرواز کردم و اصلا
خبر نداشتيم که ماجرا از چه قراره

00:54:40.041 --> 00:54:42.543
نمي دونستيم که آيا قراره آينه هاي يک طرفه
براي آزمايشات استفاده کنند يا

00:54:42.544 --> 00:54:44.253
يا از دوربين هاي مخفي شده در گوشه ها

00:54:44.254 --> 00:54:47.049
اصلا خبر نداشتيم جريان چيه

00:54:47.050 --> 00:54:51.386
من 17 سالم بود
و اولين سالم در پيش دانشگاهي بود

00:54:51.387 --> 00:54:55.890
و قرار بود چند حقه ي اساسي را به کساني بزنم که

00:54:55.891 --> 00:54:59.602
خيلي تجربه داشتند و خيلي راحت ميتونستند
حقه هاي من رو تشخيض بدند

00:54:59.603 --> 00:55:03.816
و فکر کنم اون زمان
لقمه ي بزرگتر از دهنم برداشته بودم

00:55:03.817 --> 00:55:07.611
من " پيتر فيليپس " به همراه " مارک شيفر" هستم

00:55:07.612 --> 00:55:10.613
ويديويي که خواهيد ديد در مورد مجموعه اي از

00:55:10.614 --> 00:55:13.409
قسمت ها و کليپ هايي در مورد قدرت هاي ذهني و ماورايي است

00:55:13.410 --> 00:55:17.037
دو شخص مورد آزمايش دو مرد حدودا 21 ساله
هستند

00:55:17.038 --> 00:55:19.290
"آقاي " ام . اي " و  آقاي " اس . اس

00:55:19.291 --> 00:55:23.543
آنها هر کدام به صورت مجزا به ما قدرت هاي خم
کردن اشيا فلزيشان را نشان داده اند

00:55:23.544 --> 00:55:27.464
من نوشته اي براي پرفسور " فيليپس " نوشتم
تا او را آگاه کنم

00:55:27.465 --> 00:55:31.218
که چگونه بايد "بچه هاي آلفا " را
تحت نظر بگيره

00:55:31.219 --> 00:55:34.805
در حقيقت من يک ليست شامل 11 مورد
قانون برايش فرستادم

00:55:34.806 --> 00:55:36.725
تا بتواند کنترل آزمايش ها را حفظ کند

00:55:37.116 --> 00:55:40.519
به فرد مورد آزمايش اجازه ندهيد تا قوانين
تعيين شده براي آزمايش را دچار تغيير کند

00:55:40.520 --> 00:55:43.773
و بهانه هايي از جمله
" ارتعاشات يا نيرو ها درست کار نمي کنند "
را قبول نکنيد

00:55:43.774 --> 00:55:45.941
يا مثلا
"احساس خوبي نميکنم "

00:55:45.942 --> 00:55:47.275
و مهم تر از همه

00:55:47.276 --> 00:55:48.903
شما به يک شعبده باز خبره نيازمنديد تا

00:55:48.904 --> 00:55:52.240
تا شما را از حقه ها و کلک ها آگاه کند

00:55:52.241 --> 00:55:55.076
خيلي سريع بود ؛
وقتي من و "استيو " شروع کرديم

00:55:55.077 --> 00:55:58.997
"تقريبا خط به خط همه ي اون هشدار هاي "رندي
به دانشمندان را , يا زير پاگذاشتيم

00:55:58.998 --> 00:56:00.623
يا تغييرشون داديم

00:56:00.623 --> 00:56:03.627
مايک " که کنار شما نشسته
و لباس سفيد به تن داره "

00:56:03.628 --> 00:56:06.630
الان يک قاشق برداشته که الآن قصد داره روي
آن تأثير بگذاره

00:56:06.631 --> 00:56:12.968
يکي از هشدار هاي "رندي " به دانشمندان اين بود
که همه ي اشيا مورد آزمايش را با مواد پاک نشدني
علامت گذاري کنيد

00:56:12.969 --> 00:56:15.180
يا يک خراش و يا طرح روي سطح
اشيا که قابل کپي کردن نباشه

00:56:15.181 --> 00:56:17.015
چيزي که دائمي باشه

00:56:17.016 --> 00:56:21.060
و همچنين طوري باشه که ما نتونيم سريع در
طي آزمايش کپي يا جعل کنيم

00:56:21.061 --> 00:56:23.897
روانشانسان ماورا طبيعه
با اون همه هوش و داناييشون

00:56:23.898 --> 00:56:28.694
تصميم گرفتند که به سادگي از
برگه هاي کاغذي وصل شده با نخ به قاشق ها استفاده کنند

00:56:28.695 --> 00:56:31.201
ميتونم اين برگه نشون رو ازش جدا کنم ؟
<font color=#00ffff>شرايط آزمايش که رندي)
(توصيه کرده بود به دست آنها تغيير کرد</c>

00:56:31.259 --> 00:56:32.948
آره حتما , هر کاري دوست داري بکن

00:56:33.533 --> 00:56:36.993
و ما هم اون برگه هاي علامت دار با نخ رو از
قاشق ها جدا کرديم

00:56:36.994 --> 00:56:38.786
به عنوان اينکه کار کردن باهاشون راحت تر بشه

00:56:38.787 --> 00:56:41.915
و در زماني که همه يه يک قاشق تمرکز کرده بودند

00:56:41.916 --> 00:56:46.920
مسئله اين بود که خم شد روي قاشق
در حال کنترل و برگه هاي نشان دار آنها را عوض کرد

00:56:46.921 --> 00:56:49.548
پس در نتيجه قاشق تحت کنترل شبيه قاشق
آزمايشي ميشد

00:56:49.549 --> 00:56:51.759
آره ؛ معلومه که هر کدوم علامت هاي مخصوص به
خود را دارند

00:56:51.760 --> 00:56:53.344
و اينطوري گول نميتونيم بخوريم

00:56:53.345 --> 00:56:57.266
من هيچ چيزي احساس نکردم ؛ ولي
گويا اين طوري شده

00:56:58.726 --> 00:57:02.269
ما فکر ميکرديم که اگر دانشمندان در حال استفاده
از بنيان هاي علمي محکم هستند

00:57:02.269 --> 00:57:05.023
و اکثريت جامعه ي روانشناسي ماورا طبيعه هم
از همين بنيان ها و اصول استفاده ميکردند

00:57:05.024 --> 00:57:06.775
پس در واقع اونها از بنيان ها و اصول علمي
درست استفاده نميکردند

00:57:06.776 --> 00:57:12.655
و اگر ما هم ميتونيم کار هايي که " گلر " يا
اس .آر . آي" ميتونن انجام بدن را کپي کنيم"

00:57:12.656 --> 00:57:17.661
تحت شرايطي مشابه و مورد آزمايش هاي
علمي تأييد شده قرار بگيريم

00:57:17.662 --> 00:57:19.997
پس اونوقت ميتونيم که دست "گلر " را رو کنيم
و اون را پايين بکشيم

00:57:19.998 --> 00:57:23.124
در حالي که ادعا هاي " گلر " توسط
دانشمندان اثبات شده است

00:57:23.125 --> 00:57:27.628
ما اول از همه در تلاش براي تعيين سطوح
توانايي "مايک" و استيو " هستيم

00:57:27.629 --> 00:57:31.341
چون ظاهرا مشخص شده است که

00:57:31.342 --> 00:57:35.137
که برخي از آن شامل تکان دادن اشيا کوچک از روي
ميز مي باشد

00:57:35.138 --> 00:57:40.308
و از جمله اشيا فلزي زيادي مانند کليد يا
ميله هاي فلزي و يا تکه شمش ها فلزي

00:57:40.309 --> 00:57:42.811
بعضي اوقات با لمس کردن و گاهي هم از راه دور

00:57:42.812 --> 00:57:45.982
و همچنين تأثير گذاشتن بر روي فيلم هاي عکاسي

00:57:45.983 --> 00:57:49.652
ما در تلاش بوديم کاري کنيم تا
روانشناسان ماورا طبيعه

00:57:49.653 --> 00:57:51.153
قوانين خودشون رو زير پا بگذارند
<font color=#00ffff>(کلک بخورند)</c>

00:57:51.154 --> 00:57:57.201
و در پس ماجرا ما به "رندي " خبر ميداديم
که چطور از پس هر تست بر اومديم

00:57:57.202 --> 00:58:02.039
و "رندي " هم با آزمايشگاه " مک لب " در
مکاتبه بود که

00:58:02.040 --> 00:58:07.504
چگونه ميتونن آزمايشات و تست هاي خودشون را
در برابر حقه هاي ما ايمن کنند تا ديگه شکست نخورند

00:58:07.505 --> 00:58:09.839
و نيازي به گفتن نيست که جريان خيلي
پيچيده شده بود

00:58:09.840 --> 00:58:12.634
و هر چه پيش تر ميرفتيم ما مجبور ميشديم تا
خلاقيت ونوآوري بيشتري از خود مي داشتيم

00:58:12.635 --> 00:58:16.513
يک وسيله ي ديگر که فعاليت هاي ماورائي را
ميتواند آشکار سازد

00:58:16.514 --> 00:58:20.642
يک پروانه ي چرخان سبک وزن قرار گرفته در بالاي
يک ميله بلند است که

00:58:20.643 --> 00:58:22.602
در زير يک محفظه ي شيشه اي

00:58:22.603 --> 00:58:27.357
يکي از آزمايشات اين بود که پروانه ي چرخان
در بالاي يک ميله ي فلزي بود و

00:58:27.358 --> 00:58:30.985
و يک محافظ شيشه اي در بالاي کل آن قرار
ميگرفت

00:58:30.986 --> 00:58:35.158
و وظيفه ي محول شده به ما اين بود که
آن پروانه را به حرکت در آوريم

00:58:35.184 --> 00:58:38.054
بدون دست زدن يا برداشتن محافظ شيشه اي

00:58:38.351 --> 00:58:40.829
به نظرم اين آزمايش خيلي خوبي بود

00:58:40.830 --> 00:58:43.499
و اين به خوبي زيرش متصل شده

00:58:43.500 --> 00:58:47.336
من خيلي حيرت زده شده بودم , و بعد سمت
ديگه ي اتاق را نگاه کردم و

00:58:47.337 --> 00:58:51.965
و ديدم که استيو به پروانه متمرکز شده است
و بعد ناگهان پروانه شروع به حرکت کرد

00:58:51.966 --> 00:58:55.510
و در اينجا مشاهده ميکنيد که استيو در حال
چرخاندن پروانه است

00:58:55.511 --> 00:58:59.223
و او پروانه را به شکل ساعت گرد مي چرخاند

00:58:59.224 --> 00:59:01.893
و اونها گفتند : براي اينکه جريان هوا يا حقه
بازي هاي ديگري از اين قبيل نباشه

00:59:01.893 --> 00:59:04.436
ميتوني اون رو به سمت راست حرکت بدي ؟

00:59:04.437 --> 00:59:07.106
پس منم شروع کردم به تمرکز و اون هم به آرامي
شروع کرد به حرکت کردن

00:59:07.107 --> 00:59:08.941
و به سمت راست شروع به حرکت کردند

00:59:08.942 --> 00:59:12.528
و من روحم هم خبر نداشت که چطوري داره
اون رو به حرکت در مياره

00:59:12.529 --> 00:59:16.490
و اگه به دقت نگاه کنيد ؛
پروانه شروع کرده به چرخش پاد ساعت گرد

00:59:16.491 --> 00:59:18.200
: و "مايک " رو به من کرد و گفت

00:59:18.201 --> 00:59:20.577
ميخواي بريم بيرون يه چيزي بخوريم و بيايم ؟

00:59:20.578 --> 00:59:23.123
من مي دونستم چي ميخواد , ميخواست
بدونه که من چطوري اون حقه را اجرا کردم

00:59:23.124 --> 00:59:24.415
پس منم باهاش رفتم

00:59:24.416 --> 00:59:27.168
و بهم گفت " استيو " : چطوري اين کار رو کردي ؟

00:59:27.169 --> 00:59:30.463
و منم گفتم : هي "مايک " بعد از ساعت ها نشستن
داخل اون اتاق

00:59:30.464 --> 00:59:33.842
و تمرکز کردن ها ؛ بالاخره پي بردم که واقعا
من قدرت هاي فرا بشري دارم

00:59:33.843 --> 00:59:36.678
فکر کنم بعدش بلندش کردم و کوبوندمش به ديوار

00:59:36.678 --> 00:59:41.599
و ميخواستم که منم بدونم ؛ و يعد مشخص شد که
اتفاقا يک تردستي خيلي ساده بوده

00:59:41.600 --> 00:59:45.102
و بعد از اون به ظاهر مکالمه ي کوتاهمون
توي راهرو

00:59:45.103 --> 00:59:48.816
ديگه حالا هر دوتامون ميتونستيم
اون پروانه را حرکت بديم

00:59:48.817 --> 00:59:52.069
و مسئولين آزمايشگاه " مک لب " نفهميدند
چطور

00:59:52.070 --> 00:59:54.071
من فکر نمي کنم که اونها ما را فريب ميدن

00:59:54.072 --> 00:59:57.199
خصوصا به خاطر تحقيقات اخيرمون در سال گذشته

00:59:57.200 --> 01:00:00.869
که ما در طي آن در تلاش هر چه ممکن
براي اعمال شرايط کنترل شده

01:00:00.870 --> 01:00:04.289
و حتي از کمک و مشورت شعبده بازان هم استفاده کرديم

01:00:04.290 --> 01:00:07.042
تا ببينيم که آيا هنوز ميتوان اختلال در روند
تست ها ايجاد کرد يا خير

01:00:07.043 --> 01:00:09.670
و مدارکي پيدا کرديم که مشخص کرد
مي توان اختلال ايجاد کرد

01:00:09.671 --> 01:00:12.548
ولي تحت اين شرايط و قوانين جديد
بسيار مؤثر نخواهد بود

01:00:12.549 --> 01:00:17.261
و به نحوي کنترل هاي شديد تر
از اين عامل پيشگيري کرده است

01:00:17.262 --> 01:00:19.555
ولي همچنان ممکن است
عواملي شرايط آزمايش را دچار خطا کنند

01:00:19.556 --> 01:00:21.181
در طي دوره ي آلفا

01:00:21.182 --> 01:00:23.768
کنترل هاي جديد باعث بسيار سخت تر شدن
آزمايش ها شده بود

01:00:23.769 --> 01:00:26.770
و هر چقدر کنترل ها شديد تر ميشد
نتايج موفقيت آميز ما کمتر ميشد

01:00:26.771 --> 01:00:29.857
ولي باور و ايمانشان به ما هيچ وقت کم نميشد

01:00:29.858 --> 01:00:32.651
ما مدعي نيستيم که اين ويديو شامل
مدارک مستدل

01:00:32.652 --> 01:00:34.612
براي اثبات قدرت هاي ذهني و ماورائي ست

01:00:34.613 --> 01:00:37.574
بلکه ما اين را ويديويي تخصصي

01:00:37.575 --> 01:00:41.411
و نا کامل ولي پر محتوي به حساب مي آوريم

01:00:41.437 --> 01:00:43.522
کمي بيش تر از 4 سال شده بود

01:00:43.547 --> 01:00:46.447
حدودا" مجموع 180 ساعت تست و آزمايش
در آزمايشگاه "مک لب " انجام شده بود

01:00:47.216 --> 01:00:49.302
و بعد از اون همه سال متقاعد کردن مردم

01:00:49.326 --> 01:00:51.411
که داراي قدرت هاي ذهني فرا بشري  هستم

01:00:51.436 --> 01:00:53.522
شک بسيار بزرگي داشتم که

01:00:53.547 --> 01:00:55.632
که کاري ما داريم ميکنيم چطور
روي اين افراد تأثير خواهد گذاشت

01:00:56.475 --> 01:00:58.561
و اين را زماني متوجه شدم که
در حال کار با يک تهيه کننده ي بي بي سي بودم

01:00:59.557 --> 01:01:01.642
به نام " توني ادواردز" که

01:01:01.982 --> 01:01:05.653
گفت ميخواد توانايي هاي ما رو
فيلم بگيره و ضبط بکنه

01:01:05.679 --> 01:01:09.379
ما در شرايطي با او آشنا شديم که
به ما شک و ترديد داشت

01:01:09.730 --> 01:01:11.815
و ما سپس او را به جايي رسانديم که

01:01:11.840 --> 01:01:13.926
از طريق آشنايي و شناخت ما
و با اجراي توانايي هامون براي او

01:01:14.333 --> 01:01:15.049
در پشت دوربين

01:01:15.074 --> 01:01:17.158
و او را به يک معتقد و باورمند به توانايي
هاي ما تبديل کرديم

01:01:17.408 --> 01:01:19.494
رندي " به او هم همان 11 دستور عمل "
جلوگيري و محافظت را داد

01:01:19.519 --> 01:01:21.075
که به آزمايشگاه "مک لب " داده بود

01:01:21.357 --> 01:01:24.309
ولي تفاوتش در اينجا بود که "توني " نگاهي
:بهشون انداخت و گفت

01:01:24.335 --> 01:01:25.573
خيلي خب باشه ؛ من طبق همه ي اين ها
عمل خواهم کرد

01:01:25.599 --> 01:01:28.019
چون اگه بتونم " رندي " را متقاعد کنم اينبار

01:01:28.044 --> 01:01:30.130
پس اون موقع ميتونم
بقيه دنيا را هم متقاعد کنم

01:01:30.469 --> 01:01:33.960
ما همه ميخوايم تا اون خم کردن هاي
واضح را روي فيلم ضبط کنيم

01:01:34.189 --> 01:01:36.274
شاهدين و اجرا کننده

01:01:36.299 --> 01:01:37.641
و دو متخصص فلز شناس

01:01:37.667 --> 01:01:40.423
و سه دوربين فيلم برداري در زواياي مختلف

01:01:40.973 --> 01:01:43.056
اينها شرايطي است
که داوطلبين حاضر به پذيرفتن آن هستند

01:01:47.171 --> 01:01:49.256
بعد از 6 ساعت فيلم برداري ... هيچ چيزي رخ نداد

01:01:50.135 --> 01:01:51.367
لعنت بهش

01:01:51.392 --> 01:01:53.691
ما تمام روز را با " توني " نشسته بوديم
اونجا

01:01:54.811 --> 01:01:57.606
و هيچ چيزي رخ نميداد
به هيچ وجه چيزي خم نميشد

01:01:58.211 --> 01:02:00.238
و به محض اينکه دوربين ها را خاموش کردند
در پايان روز

01:02:00.337 --> 01:02:02.406
ما شروع کرديم به خم کردن همه چيز

01:02:02.431 --> 01:02:03.598
! هر چيزي که در اون مکان آزمايشي بود

01:02:03.664 --> 01:02:04.483
همه چيز را خم ميکرديم

01:02:04.616 --> 01:02:06.702
انگار که

01:02:06.727 --> 01:02:08.811
گوي جادويي را

01:02:08.837 --> 01:02:10.923
در نوک انگشتان دستش داشت

01:02:10.948 --> 01:02:12.176
و بعد ناگهان اون رو رها کرده بود

01:02:12.201 --> 01:02:14.286
توني" واقعا بي اعصاب و داغون شده بود"

01:02:14.311 --> 01:02:15.771
و شروع کرده بود به جيغ کشيدن

01:02:15.797 --> 01:02:18.508
و گريه کردن و ياوه گويي و ديوانه بازي

01:02:18.533 --> 01:02:20.183
و ميگفت :  "رندي " شيطان است
کار خودشه

01:02:20.209 --> 01:02:22.176
تقصير "رندي " است که نتونستم اين برنامه
را ضبط کنم

01:02:22.201 --> 01:02:24.285
و نبايد هيچ وقت به حرف هاش گوش ميکردم

01:02:24.311 --> 01:02:26.126
نبايد هيچ وقت از دستور عمل هاش پيروي ميکردم
همش تقصير اونه

01:02:26.399 --> 01:02:29.022
مرد بيچاره عقل و هوشش را پاک از دست
داده بود

01:02:29.296 --> 01:02:30.916
خيلي ترسناک بود اون لحظه

01:02:30.941 --> 01:02:34.043
اونم براي دوتا پسر بچه ي جوون که متوجه شده
بوديم چطور به کسي با اين کار صدمه زده بوديم

01:02:34.139 --> 01:02:37.100
و در اون لحظه بود که من و "استيو " متوجه
شديم

01:02:37.101 --> 01:02:38.517
ديگه نميتونيم بيش از اين
به اين کار ادامه بديم

01:02:38.518 --> 01:02:43.565
ما نميتونيم مسئول اينچنين صدمات روحي رواني
به کسي باشيم

01:02:43.566 --> 01:02:46.276
با استفاده از توانايي هايمون در فريب دادن
افراد

01:02:46.277 --> 01:02:48.444
و "رندي " گفت فقط چند ماه ديگه بيشتر
طول نمي کشه

01:02:48.445 --> 01:02:50.322
ما يه برنامه ي تلوزيوني قراره داشته
باشيم

01:02:50.323 --> 01:02:53.867
و اونجاست که ميخوايم به دنيا معرفي کنيم
شماها واقعي نيستيد

01:02:55.370 --> 01:02:57.622
رندي " واقعا اون سرلشکر گروه بود"

01:02:57.623 --> 01:03:00.498
از اون سرلشکر هاي در خط مقدم به
حساب مياد

01:03:00.499 --> 01:03:03.210
و گاهي اوقات او

01:03:03.211 --> 01:03:06.587
ووروجک هاش رو ميفرسته تا کارهاش
رو پيش ببرند

01:03:06.588 --> 01:03:11.096
ولي هميشه از فاصله اي دور
در حال نقشه کشي سر ميز استراژي است

01:03:11.261 --> 01:03:15.931
او تصوراتي از اينکه چه اتفاقاتي خواهد افتاد
داره

01:03:15.932 --> 01:03:19.059
روز سرانجام ميرسه
همون روزي که من و "مايک " منتظرش بوديم

01:03:19.060 --> 01:03:21.563
ما قرار بود تا اعلام کنيم که همه ي ماجرا
يه حقه و فريب عظيم بوده است

01:03:21.564 --> 01:03:25.691
و حالا ميخوام از اين دو آقا
يک سوال ساده و سر راست بپرسم

01:03:25.692 --> 01:03:28.569
ميتونيد بهمون بگيد که چطور اين کارا
رو ميکنيد ؟

01:03:28.570 --> 01:03:32.239
و وقتي رفتم پشت ميکروفون گفتم : خب
خيلي ساده است

01:03:32.240 --> 01:03:36.035
خب اگه بخوام صادق باشم
ما تقلب ميکرديم

01:03:36.036 --> 01:03:39.371
فلاش دوربين ها شروع شد و همهمه ي تماشاچيان
در سالن به جريان افتاد

01:03:39.372 --> 01:03:43.835
و من و"استيو" در اون لحظه اعتراف کرديم که

01:03:43.836 --> 01:03:48.424
که پروژه ي آلفا و ماها به عنوان افراد داراي
قدرت هاي ذهني و ماورائي

01:03:48.425 --> 01:03:50.925
چيزي بيش از يک فريب و حقه ي کوچيک
نيست

01:03:50.926 --> 01:03:54.429
شعبده باز " رندي شگفت انگيز " و الان او روي
خط با شماست

01:03:54.430 --> 01:03:56.222
بفرمائيد ؛ شما کلام آخر را با او خواهيد داشت

01:03:56.223 --> 01:03:59.184
من به اين فکر بودم که ايشون
چه فکر ميکنن در مورد

01:03:59.185 --> 01:04:02.396
اينکه اين يه جورايي روشي غير اخلاقي
براي انجام اين آزمايش عظيم بوده

01:04:02.397 --> 01:04:05.273
و اينکه آيا اين باعث تأثير بر جوامع علمي و

01:04:05.274 --> 01:04:07.108
و به خصوص تأثير منفي بر روانشاسي ماورا طبيعه؟

01:04:07.109 --> 01:04:08.485
من خوش حالم اعلام کنم که

01:04:08.486 --> 01:04:11.489
که رئيس سازمان مطالعات روانشناسي ماورا طبيعه
اينطور گفتند که

01:04:11.490 --> 01:04:14.033
اين يک آزمايش خارق العاده بوده و نياز
بوده که انجام بشه

01:04:14.034 --> 01:04:16.803
که نتايج آن
براي همگان سودمند است

01:04:16.829 --> 01:04:18.328
که به نظرم اين هدفي بود که
در ابتداي کار هم داشتيم

01:04:18.329 --> 01:04:21.039
و همچنين بايد گفت که کارگردان اون برنامه گفته

01:04:21.040 --> 01:04:23.543
اين کار خيلي قبيح و زشتي بوده که کردين

01:04:23.543 --> 01:04:27.046
او اظهار کرده که شما مطالعه ي اين زمينه را
سالها به عقب برده ايد

01:04:27.047 --> 01:04:30.674
اگه "فيليپ" اين را گفته پس جواب من هم

01:04:30.675 --> 01:04:33.177
به اينکه مطالعات روانشناسي ماوراي طبيعه را
سالها به عقب انداختم , نه

01:04:33.178 --> 01:04:34.762
نه , اونها بودند که ميخواستند به عقب ببرند

01:04:34.763 --> 01:04:37.390
من بودم که آوردمش به قرن بيستم

01:04:37.391 --> 01:04:40.018
احساس خيلي بدي بهم دست داد

01:04:40.019 --> 01:04:42.936
واقعا به اين چيز ها باور داشتند و من
هم گفتم اگه

01:04:42.937 --> 01:04:45.855
متوجه بشند که چطور توسط يه نفر
فريب خورده اند , اونوقت شايد

01:04:45.856 --> 01:04:47.087
در آينده بيشتر دقت کنند

01:04:47.112 --> 01:04:49.199
اما احساس بدي داشتم باز در انتها

01:04:52.573 --> 01:04:55.116
خب يه جورايي شما کنار کشيديد در اواسط
دهه ي 70 , هان

01:04:55.117 --> 01:04:57.660
و اخيرا دوباره برگشته ايد , در طي اين مدت
چي کار ميکرديد ؟

01:04:57.661 --> 01:05:00.789
در اون زمان ميخواستم که فقط ثروتمند بشم

01:05:00.790 --> 01:05:03.208
و يک شخص بسيار مهم را ملاقات کردم

01:05:03.209 --> 01:05:06.794
که رئيس بزرگترين کمپاني استخراج معدن در
انگلستان بود

01:05:06.795 --> 01:05:09.255
او به من نشان داد تا چطور از استعداد هايم

01:05:09.256 --> 01:05:12.383
براي پيدا کردن ذخاير نفت و طلا و مواد معدني
استفاده کنم

01:05:12.384 --> 01:05:15.721
و من خيلي در اين زمينه موفق بوده ام
شما تأييد ميکرديد مکان ها رو ؟

01:05:15.722 --> 01:05:18.432
اره , دقيقا
ولي هنوزم خيلي توي بحث و جدل گرفتارم

01:05:18.433 --> 01:05:21.768
خيلي از افراد هستند که فکر ميکنند من متقلب
و يا شعبده باز و اينا هستم

01:05:21.769 --> 01:05:26.774
ولي من همه ي اين افراد رو دوسشون دارم
چون براي من شهرت مجاني ميسازند

01:05:26.775 --> 01:05:28.818
بيا تا اون کار رو با ترسيم اجرا کنيم

01:05:28.819 --> 01:05:32.278
ميدونين چندين بار افراد شکاک
سعي کرده اند من رو به زمين بزنن ؟

01:05:32.279 --> 01:05:37.701
ميدونين چند بار "رندي " تلاش کرد
تا سابقه کاري من رو نابود کنه ؟

01:05:37.702 --> 01:05:39.870
ولي با حقارت شکست خوردند همه
<font color=#00ffff>(يوري گلر)</c>

01:05:39.871 --> 01:05:42.790
روزنامه " پرسشگر ملي " يا هر چيز ديگه اي
رو برداريد يه نگاهي بکيند

01:05:42.791 --> 01:05:45.751
و شما مليارد ها از اين افراد داراي قدرت
هاي ذهني و فرا طبيعي پيدا ميکنين

01:05:45.752 --> 01:05:49.547
و به فيلم هاي هاليوود نگاه کنيد که در مورد
فرا زميني ها و سفينه هاشون ميسازه

01:05:49.548 --> 01:05:53.510
و يا قدرت هاي ذهني و
يا قدرت هاي فرا بشري و ماورايي

01:05:53.511 --> 01:05:55.971
شوخيتون گرفته ؟ اين کار الانه از
هر زماني بزرگتر شده

01:05:55.972 --> 01:05:58.430
شما نميپذيرفتيد,  و شما مجموعه قوانين
و استاندارد هاي خودتون رو بوجود آوردين

01:05:58.431 --> 01:06:01.767
و چيزي که شما آن را درک نميکنيد
اينه که راه پي بردن به هر گونه پديده ي ماورائي

01:06:01.768 --> 01:06:04.103
اينه که اول شما بهش ايمان بياوريد

01:06:04.104 --> 01:06:05.522
نه به گونه اي ديگه

01:06:05.523 --> 01:06:09.150
زماني که شما بهش ايمان بياوريد
اتفاق خواهد افتاد , اتفاق خواهد افتاد

01:06:09.151 --> 01:06:13.195
"حتي شما آقا , "رندي نه چندان شگفت انگيز
شما هم يک فرد مدعي قدرت ماورائي هستيد

01:06:13.196 --> 01:06:14.948
چه بخواي چه نخواي باورش کني

01:06:14.948 --> 01:06:17.576
مليون ها مليون انسان روي
اين سياره هستند که

01:06:17.577 --> 01:06:19.787
که راه هايي ديگر براي درک و احساس
دارند

01:06:19.788 --> 01:06:21.997
من نگفتم که اين چيز ها اتفاق نيوفتاده است

01:06:21.998 --> 01:06:24.707
چرا چندتا روزنامه نميخوني و بري خودت رو درست کني

01:06:24.708 --> 01:06:27.698
مردم فکر مي کنند به چيز هايي  باور دارند که مي خوان
باور داشته باشن

01:06:27.723 --> 01:06:28.712
نه اينطور نيست

01:06:28.713 --> 01:06:31.715
ما اکثرا به چيز هايي باور داريم که
نياز داريم بهشون باور داشته باشيم

01:06:31.716 --> 01:06:33.174
تو ميگي که "يوري گلر " متقلب است

01:06:33.175 --> 01:06:35.844
ولي پاشدي اومدي اينجا و فقط
حرف ميزني

01:06:35.845 --> 01:06:37.262
و هيچ کاري اجرا نکرده اي هنوز

01:06:37.263 --> 01:06:39.890
حالا ميريم پيام هاي بازرگاني رو ببينيم و تو
هم ميتوني بري گمشي ديگه

01:06:39.891 --> 01:06:41.310
و بدون تو به ادامه برنامه ميرسيم

01:06:42.603 --> 01:06:45.688
جامعه اصلا گوشش بدهکار نيست

01:06:45.689 --> 01:06:49.108
وقتي که بهشون حقايق درست و پوست کنده ميگي

01:06:50.234 --> 01:06:54.947
ترجيح ميدند به چيزي که يک شخصيت کاريزماي
الهي و محبوب ميگه باور کنند

01:06:54.948 --> 01:06:58.408
تا اينکه فکر کنند حقيقت چي ميتونه باشه واقعا

01:06:58.409 --> 01:07:00.619
حالا بهتون ميگم که شما قراره

01:07:00.620 --> 01:07:03.246
يک آهنگ پيروزي در قلب خود داشته باشيد

01:07:03.247 --> 01:07:06.668
ترجيح ميدهند تا عشق بازي را همراه با دروغ
گويي در کنار هم داشته باشند

01:07:06.669 --> 01:07:10.840
مليارد ها معتقد وجود داره

01:07:12.258 --> 01:07:14.675
مليارد ها انسان به خدا باور دارند

01:07:14.676 --> 01:07:17.846
نميتونيد اين مسئله را ناديده بگيريد

01:07:17.847 --> 01:07:19.764
اون خودشه

01:07:19.765 --> 01:07:22.392
اين کاريه که "رندي " در تلاشه انجام بده

01:07:22.393 --> 01:07:25.228
اون در تلاشه بگه که اين کار ها
دروغ و فريب است

01:07:25.229 --> 01:07:27.313
پس همه چيز هاي ديگه هم دروغ و فريبه

01:07:27.314 --> 01:07:31.110
او در تلاشه بگه که هيچ برنامه ي الهي وجود نداره

01:07:31.111 --> 01:07:35.405
ولي در حقيقت نرخ بازديد هاي ما
بيشتر و بيشتر هم شده

01:07:35.406 --> 01:07:40.284
و موضوع اينه که " پاپ آف " دوباره برگشت سر
کار قبلي

01:07:40.285 --> 01:07:43.539
تنها تفاوتي که باعث شد اين بود که
ديگه از فرستنده راديويي استفاده نميکرد

01:07:43.540 --> 01:07:45.165
چون حالا نيازي هم نداشت بکنه

01:07:45.166 --> 01:07:48.711
فقط حالا ديگه کار هاي احمقانه تري ميکنه که
مردم باز هم قبول مي کنند

01:07:48.712 --> 01:07:53.632
, اين آب همان برکه است که حضرت خودش
مؤمنين مسيحي را

01:07:53.633 --> 01:07:57.220
در آن وارد کرد , در طي فاجعه ي اتمي چرنوبيل
<font color=#80ffff>(Whaaaaat?)</c>

01:07:57.221 --> 01:08:02.517
ده ها هزار نفر مردند در حالي که همه ي
مسيحيون به طرز معجزه آسايي نجات يافتند
<font color=#80ffff>(Whaaaaaaaaaaaaaaat????)</c>

01:08:02.518 --> 01:08:05.059
من و "رندي" يکبار در مورد اين مسئله صحبت کرديم

01:08:05.060 --> 01:08:08.356
شايد ما در طرف غلط اين تجارت قرار گرفته ايم
شايد ما بايد اون طرف ماجرا مي بوديم

01:08:08.357 --> 01:08:11.400
منظورم اينه که اون يارو داره هر ماه
مليون ها دلار درآمد بدست مياره

01:08:11.401 --> 01:08:14.279
در حالي که من ماهانه مليون ها دلار
در آمد ندارم

01:08:14.279 --> 01:08:17.656
و وقتي من و "رندي "داشتيم بحث ميکرديم
به يه سري

01:08:17.657 --> 01:08:20.368
کلک هاي خيلي زيرکانه رسيديم که ميشه باهاش
افراد رو گول زد

01:08:20.369 --> 01:08:21.829
افراد کلاهبردار  را در حقيقت

01:08:28.544 --> 01:08:31.837
خب , حالا
يک ؛ دو ؛ سه

01:08:40.847 --> 01:08:42.516
بزن قاچش کن حالا
قاچش کن

01:08:44.101 --> 01:08:45.811
ببر کيک رو

01:08:47.689 --> 01:08:49.565
"تولدت مبارک "شگفت انگيز

01:08:49.566 --> 01:08:50.941
در روزهاي نخستين فکر کنم

01:08:50.942 --> 01:08:54.945
فکر کنم "رندي " يه جورايي رابطه اش
با "خوزه" را مخفي ميکرد

01:08:54.946 --> 01:08:58.407
ولي فکر نکنم "رندي "براي مقاصد بدي
اون رو مخفي نگه ميداشت

01:08:58.408 --> 01:09:01.034
و فکر کنم چيزي بود که در آن زمان
ممکن بود عليه او و کارش استفاده کنند

01:09:01.035 --> 01:09:04.163
و فکر کنم براي "رندي" خيلي طول کشيد
تا متوجه بشه که الانه

01:09:04.164 --> 01:09:07.582
و در اين سن و سال ديگه نيازي نيست چيزي را
مخفي نگه داشت

01:09:07.583 --> 01:09:11.837
?بزاريد داستانم رو بگم در مورد پسر جشن تولدي?
"رندي"

01:09:11.838 --> 01:09:14.924
?و يه کسي رو ديد و گفت اين خيلي خفنه?

01:09:14.925 --> 01:09:19.721
?اولين کاري که کردند يه تيم تشکيل دادند?

01:09:19.722 --> 01:09:23.015
?و باهم دارند روياي آمريکايي رو زندگي ميکنن?

01:09:23.016 --> 01:09:26.226
من يادم مياد زماني رو که "رندي" عمومي
اعلام کرد

01:09:26.227 --> 01:09:29.480
در سال 2010 بود و در سن 81 سالگي

01:09:29.481 --> 01:09:32.608
من گفتم : هي مطمئني ؟ مطمئني از اين تصميم ؟

01:09:32.609 --> 01:09:37.448
ولي اين فقط يک عمل از روي صداقت بود

01:09:40.493 --> 01:09:45.414
و ساختن يک زندگي بر پايه اخلاقيات

01:09:45.415 --> 01:09:49.709
در کنار حقيقت گفتن واقعيت

01:09:49.710 --> 01:09:53.839
او نياز داشت که حقيقت خودش رو اعلام کنه به عموم

01:09:54.965 --> 01:10:00.220
خيلي ممنون ؛ ممنون از تشريف آوردنتون
"به جشن تولد" رندي

01:10:00.221 --> 01:10:04.725
و رفاقت هاتون با ما ,و پشتيباني هاتون از
هر دوي ما

01:10:04.726 --> 01:10:07.227
و همين ديگه
همه چيزيه که بايد ميگفتم

01:10:10.273 --> 01:10:14.568
قبلتر , همه چيز براي نامرئي شدن بود

01:10:14.569 --> 01:10:18.406
و حالا همه چيز بايد عکس آن بشه

01:10:25.455 --> 01:10:28.624
<font color=#80ffff>جمعه , 9 سپتامبر</c>
من اينجا توي خونه بودم که

01:10:28.625 --> 01:10:33.088
يه نگاهي به بيرون انداختم و ديدم
که يه مأمور پليس بيرون ايستاده

01:10:34.548 --> 01:10:36.800
و بعد اومدند داخل و همه جا رو زير و
رو کردند

01:10:36.800 --> 01:10:40.845
از کلانتري و پليس اف بي آي هم بودند

01:10:40.846 --> 01:10:45.850
و توي خونه ميچرخيدند
که يه وقت کسي در نره از اينجا

01:10:45.851 --> 01:10:47.851
من وحشت کرده بودم

01:10:47.852 --> 01:10:50.147
و هيچ نميدونستم که چرا اينجا هستند

01:10:52.608 --> 01:10:54.776
شنيدم که يکي در رو سريع پشت سر هم
مي کوبه

01:10:54.777 --> 01:10:59.322
و رفتم دم در و بعد خودشون همه ريختند داخل

01:10:59.323 --> 01:11:01.909
و گفتند : "خوزه آلوارز" کجاست ؟

01:11:03.368 --> 01:11:06.789
و بعد بهش دست بند زدند و بردنش
بيرون

01:11:08.123 --> 01:11:12.044
و فقط ديدم که سوار ماشين کردنش و رفتند

01:11:14.112 --> 01:11:19.782
خوزه" به جرم جعل هويت و پاسپورت"
دستگير شد

01:11:21.135 --> 01:11:25.521
اتهام وارده به او 25 سال زندگي با
هويت جعلي است

01:11:27.523 --> 01:11:31.429
: "فريب "خوزه
"من کاري را کردم که بايد ميکردم "

01:11:39.697 --> 01:11:42.660
... عجب وضعيتيه
... عجب وضعيته

01:11:44.327 --> 01:11:46.955
... خيلي

01:11:46.956 --> 01:11:49.040
خيلي آزار دهنده ست

01:11:50.125 --> 01:11:54.587
وقتي پليس اومد و شريک زندگيم رو دستگير کرد

01:11:54.588 --> 01:11:57.006
و با دست بند بردنش , من عاجز شده بودم

01:11:57.007 --> 01:12:01.135
و روي لبه ي تاريکي ايستاده بودم

01:12:01.136 --> 01:12:04.888
و هيچ کشتي ايي در نزديکي نبود و قرار بود
داخل آب سقوط کنم

01:12:04.889 --> 01:12:07.601
نميدونستم چيکار بايد بکنم

01:12:07.602 --> 01:12:10.478
مهم نيست اسمش چيه
من که ميدونم اون کيه

01:12:10.479 --> 01:12:13.565
و همچنين ميدونم چه چيزي هست

01:12:13.566 --> 01:12:15.525
و او شريک زندگي منه

01:12:15.526 --> 01:12:18.322
و او خيلي خيلي براي من مهمه

01:12:22.631 --> 01:12:26.465
بعد از 6 هفته "خوزه " به قيد
وسيقه آزاد شد و در انتظار حکمش است

01:12:32.544 --> 01:12:38.175
در طي 25 سال گذشته همه من رو به
نام "خوزه آلوارز " مي شناختند

01:12:39.717 --> 01:12:43.430
ولي در حقيقت اسم اصلي من

01:12:43.431 --> 01:12:46.057
ديوي اورنگل پنيا آرتيگا" هست"
<font color=#80ffff> (Deyvi Orangel Pena Arteaga)</c>

01:12:48.101 --> 01:12:50.810
من در "ونزوئلا " متولد شده ام

01:12:50.811 --> 01:12:53.105
و بزرگ شده ي شهر " کاراکس" هستم

01:12:53.106 --> 01:12:55.607
و در "ونزوئلا" هم جنس گرا بودن

01:12:55.608 --> 01:13:01.113
وحشتناک ترين و پست ترين  چيز ممکنه

01:13:01.114 --> 01:13:03.992
و ميدونستين که هر کسي که با شما دوسته

01:13:03.993 --> 01:13:07.245
يا عزيزان شما يا هر کسي با فهميدن
اين قضيه , عليه شما ميشدند

01:13:07.245 --> 01:13:09.415
مطمئنا" اين طوريه

01:13:09.416 --> 01:13:11.875
و ميدونستم که بايد حتما مخفي نگهش دارم

01:13:13.710 --> 01:13:17.546
وقتي 16 سالم بود توي يه مهموني بودم و

01:13:17.547 --> 01:13:20.507
و سه نفر اومدند و من رو از پشت گرفتند

01:13:20.508 --> 01:13:22.928
و يکيشون يه تفنگ گذاشت روي سرم

01:13:22.929 --> 01:13:25.888
و شروع کرد به داد و بيداد کردن در مورد
اين چيزا

01:13:25.889 --> 01:13:28.976
مثل " کوني کير خور " و از اين چيزاي زشت

01:13:29.092 --> 01:13:32.637
و به خودم گفتم يا بايد از اينجا بزنم
بيرون يا اينکه کشته ميشم

01:13:33.732 --> 01:13:37.442
و به اينجا اومدم براي تحصيل در رشته ي هنر

01:13:37.443 --> 01:13:40.112
و ديدم که , واو

01:13:40.113 --> 01:13:44.616
ديگه مجبور نيستم مخفي باشم ؛
ديگه نميخواد مراقب اين چيزا و خطرات باشم

01:13:44.617 --> 01:13:48.078
ولي باز هم توي ذهن آدم يه چيزي ميگه که

01:13:48.079 --> 01:13:51.249
براي بقا و ادامه ي زندگيم بايد اين مسئله را
مخفي نگه دارم و تظاهر کنم

01:13:52.959 --> 01:13:57.296
ولي راهي نبود که بتونم توي اين کشور بمونم

01:13:58.549 --> 01:14:01.300
و تا اينکه "رندي" رو ملاقات کردم

01:14:04.137 --> 01:14:08.182
خب من کسي رو پيدا کرده بودم که
يه اسم جعلي براي اقامتم در آمريکا داشت

01:14:10.810 --> 01:14:15.148
و به من گفتند که اين شخص فوت کرده است

01:14:15.149 --> 01:14:18.569
و اين اسم حالا به کسي تعلق نداره

01:14:20.780 --> 01:14:25.910
من هم يه مدتي با اين قضيه دست و پنجه نرم
کردم

01:14:25.911 --> 01:14:28.369
که آيا به اين کار تن بدم و ريسک کنم يا نه

01:14:28.370 --> 01:14:31.205
ولي راه ديگه اي نداشتم اون زمان

01:14:31.206 --> 01:14:34.543
پس منم تصميم گرفتم که انجامش بدم
و اسم جعلي رو بگيرم

01:14:35.669 --> 01:14:39.506
ولي زياد نميدونستم واقعا دارم چکار ميکنم
اون زمان

01:14:39.507 --> 01:14:41.551
مثل توپ برفي که معلوم نيست داخلش
چي باشه

01:14:42.801 --> 01:14:46.305
يکي از اين سه مرد تظاهر ميکنه که
تسخير شده است

01:14:46.306 --> 01:14:48.808
شماره ي 2 , اسم شما چيه ؟

01:14:48.809 --> 01:14:51.102
اسم من "خوزه آلوارز "هست

01:14:51.103 --> 01:14:54.604
فقط يکي از اين افراد "خوزه آلوارز " واقعيست

01:14:54.605 --> 01:14:58.692
و تنها کسي است که قسم خورده تا حقيقت
را بگه

01:15:01.530 --> 01:15:04.865
و درحال تلاش براي فرار از اين شرايط
وحشتناک بودم

01:15:04.866 --> 01:15:08.119
به طريقي افتادم توي يه جور سياه چال ديگه
با اين کار

01:15:11.498 --> 01:15:14.000
"با هويت "خوزه آلوارز

01:15:14.001 --> 01:15:16.461
من تقاضاي پاسپورت کردم با اون اسم

01:15:16.462 --> 01:15:20.506
و بعد رفتم به استراليا تا ماجراي فريب
کارلوس " ساختگي را بازي کنم"

01:15:20.507 --> 01:15:24.843
و من هم بر آن شدم که او را تعليم بدم تا
چگونه به يک فرد مرتبط با ارواح  تبديل بشه

01:15:24.844 --> 01:15:29.682
من در رستاخيز هاي زيادي زندگي کرده ام

01:15:29.683 --> 01:15:32.435
آخرين آن در ونزوئلا بود

01:15:32.436 --> 01:15:34.854
همينطور خيلي باز کن دست هات رو
خيلي باز کن

01:15:34.855 --> 01:15:36.856
چون قرار بري روي يک صحنه ي بزرگ ديگه

01:15:36.857 --> 01:15:40.736
و سريع ياد ميگرفت کار ها رو
و ما از روش هاي "پيتر پاپ آف " استفاده ميکرديم

01:15:40.737 --> 01:15:44.071
من شنيده ام که شما
معروف به "متقلب و شارلاتان" هستيد

01:15:44.072 --> 01:15:46.032
اين حرف بي شرمانه ايست

01:15:46.033 --> 01:15:48.408
خب اين حرف بي شرمانه ايست

01:15:48.409 --> 01:15:49.702
کارش عالي بود

01:15:49.703 --> 01:15:52.581
و بعد از مدتي ؛ اين حالا کاريه که
به خوبي انجام ميده

01:15:52.582 --> 01:15:56.585
من از اين بدن،
بدن "خوزه آلوارز " استفاده ميکنم

01:15:56.586 --> 01:16:00.171
او يک هنرمند در ايالات متحده است

01:16:00.172 --> 01:16:03.467
همه ي اين برنامه ها
خلاف شخصيت و هويت دروني من بود

01:16:04.719 --> 01:16:07.597
مي دونستم که دارم نقش اين شخصيت
جعلي رو بازي ميکنم ولي

01:16:07.598 --> 01:16:10.683
ولي احساس يه آدم پست و کم ارزش
رو ميکردم

01:16:12.101 --> 01:16:14.645
ولي خب مجبور بودم ادامش بدم

01:16:16.839 --> 01:16:18.924
نميخوام ديگه ادامه بدم

01:16:19.983 --> 01:16:22.069
نميخوام ديگه به اين کار ادامه بدم

01:16:22.696 --> 01:16:24.906
نه -
نه-

01:16:26.950 --> 01:16:31.706
بعد مشخص شد که شخصي واقعي وجود داره
"به نام "خوزه آلوارز

01:16:33.249 --> 01:16:38.835
و حالا بعد از 25 سال تصميم گرفته تا براي
پاسپورت تقاضا کنه

01:16:38.836 --> 01:16:40.921
که من داشته ام با هويتش زندگي
ميکرده ام

01:16:40.922 --> 01:16:42.924
زمان گفتن حقيقت در حال رسيدنه

01:16:42.925 --> 01:16:46.553
ميشه حالا "خوزه آلوارز " واقعي
بلند بشه و بايسته ؟

01:16:56.230 --> 01:16:59.898
مشکل آنجاست که زماني که شروع ميکني به
همه بگي هويت اصلي شما اينه

01:16:59.899 --> 01:17:04.028
سخت ميشه که از اين قضيه فاصله بگيريد
چون به مردم دروغ گفته ايد که کي هستيد

01:17:04.029 --> 01:17:05.613
جلوي روشون بهشون دروغ گفته ايد

01:17:05.613 --> 01:17:08.784
خيلي سخت بود وقتي
که داشتم خودم دانشمندان رو گول ميزدم

01:17:08.785 --> 01:17:13.497
اول به چشم دشمن بهشون نگاه ميکردم ,
يه جورايي من بودم عليه دشمن

01:17:13.498 --> 01:17:17.335
ولي با گذشت زمان با هم رفيق شده بوديم
قوانين را هم نقض ميکرديم ؟-

01:17:18.614 --> 01:17:19.384
شايد

01:17:19.410 --> 01:17:21.380
کلاهبرداري و تقلب هم بود توي بعضي موارد ؟

01:17:21.381 --> 01:17:22.965
قطعا بود

01:17:22.966 --> 01:17:25.508
در زمان انجامش به اين ها هم فکر ميکرديم ؟

01:17:25.509 --> 01:17:27.844
نه فکر نميکنم هيچکدوم از ما
در مورد اين فکر ميکرديم

01:17:27.845 --> 01:17:30.597
چون فکر ميکرديم نتايج آخري ؛ راه رسيدن
به آنها توجيه ميکنه

01:17:31.975 --> 01:17:34.685
عمل فريب ؛ لايه هاي بسيار زيادي داره

01:17:34.686 --> 01:17:37.229
مثلا نقطه ي اوج فريب هست که

01:17:37.230 --> 01:17:39.398
و افراد در اون مرحله به زندان مي افتن

01:17:39.399 --> 01:17:42.067
ولي بعد شما شعبده بازاني دارين که

01:17:42.068 --> 01:17:44.529
که با حقيقت بازي ميکنن

01:17:44.530 --> 01:17:47.700
و در شغل فريب دادن مردم هستند

01:17:48.910 --> 01:17:51.535
پروژه هاي "آلفا " و " کارلوس " و
"پاپ آف "

01:17:51.536 --> 01:17:54.246
اين لو دادن هاي بزرگ از حقه بازي و فريب

01:17:54.247 --> 01:17:58.793
در واقع اين ها افراد تبهکاري هستند
در زمينه ي خودشون پس , درسته ؟

01:17:58.794 --> 01:18:01.129
ولي تبهکاراني در زمينه ي خوب

01:18:02.381 --> 01:18:04.799
در اصل اين معناي چيزيه که به آن
دروغگوي صادق" گفته ميشه"

01:18:04.800 --> 01:18:09.139
اين تفاوتي است بين استفاده از فريب و نيرنگ
براي پوشاندن حقيقت و

01:18:09.337 --> 01:18:12.590
و استفاده از فريب و نيرنگ براي آشکار
کردن حقيقت

01:18:14.894 --> 01:18:18.604
تا الان شما چيزي نگفته ايد از اينکه

01:18:18.605 --> 01:18:22.692
در واقع "خوزه "  در اصل " ديوي" است

01:18:22.693 --> 01:18:25.654
و اين چيزيه که دوستدارم باهاش شروع کنم

01:18:25.655 --> 01:18:29.282
به نظر خوب بود اگه شما چيزي ميگفتيد مثلا
مثل

01:18:29.283 --> 01:18:32.952
احساس ميکنم بايد يه اعترافي بکنم

01:18:32.953 --> 01:18:36.331
نه , نه , نه
اين کار فقط به گناه کار بودن اعتراف ميکنه

01:18:36.332 --> 01:18:39.252
بايد يک قضيه اي رو روشن کنم

01:18:39.253 --> 01:18:41.210
اين طوري بهتره

01:18:41.211 --> 01:18:43.963
از بزرگ شدن اين ماجرا مي ترسيد ؟

01:18:43.964 --> 01:18:47.927
همه نوعي ترس در مورد اين قضيه دارم ؛ بله

01:18:49.054 --> 01:18:51.430
ترس از چي ؟
من متوجه نميشم

01:18:51.431 --> 01:18:55.601
ميبيني که نميخوام بگم : آره ميدونستم هويت
جعلي داشت

01:18:55.602 --> 01:18:59.774
... و به ملت آمريکا خيانت کرده و اين چيزا

01:19:01.150 --> 01:19:04.194
خب نميخوام اينا رو به زبون بيارم

01:19:04.195 --> 01:19:06.861
ببين در چه وضعيتي قرار داشته

01:19:06.862 --> 01:19:08.572
توي جهنم زندگي ميکرده

01:19:08.573 --> 01:19:10.658
اگه برميگشت ونزوئلا

01:19:10.659 --> 01:19:15.872
به صورت مداوم مورد آزار و اذيت و سو استفاده

01:19:15.873 --> 01:19:18.583
و حمله قرار ميگرفت

01:19:18.584 --> 01:19:20.126
نه نميتونستم اين رو تحمل کنم

01:19:20.127 --> 01:19:22.127
من

01:19:22.128 --> 01:19:25.216
من بايد اتفاقي که مي ديدم داشت مي افتاد را مي پذيرفتم

01:19:26.384 --> 01:19:30.387
هيچکدوم از اين چيزهاي اين نوار نبايست
استفاده بشه در فيلم اصلي

01:19:30.388 --> 01:19:33.848
اگه فکر ميکردم که چيزيش قراره استفاده بشه

01:19:33.849 --> 01:19:36.059
اونوقت کل فيلمبرداري رو ممنوع ميکردم

01:19:36.059 --> 01:19:38.728
ولي من با شما ميخواستم صادق باشم

01:19:38.729 --> 01:19:41.648
و در اين حين داره فيلمم ضبط ميشه و
بايستي به شما هم اعتماد کنم

01:19:41.649 --> 01:19:44.479
و اعتماد هم ميکنم
و خواهم کرد

01:19:44.504 --> 01:19:45.694
ولي ما در اين باره حرف زديم قبلا-

01:19:45.695 --> 01:19:50.408
من خوشحالم داستاني رو بگم که به شما
جلوي دوربين گفتم

01:19:50.409 --> 01:19:53.243
خوبه ؛ ديگه ازتون چيز ديگه اي نميخوام

01:19:53.244 --> 01:19:55.697
ولي ميخوام که اون بقيه بخش
حرف هام حذف بشه لطفا

01:19:55.722 --> 01:19:57.622
اين بخش آخر ؟
باشه

01:19:57.623 --> 01:20:00.334
باشه فهميدم
فهميدم

01:20:02.045 --> 01:20:04.255
نگران چيزي نباش

01:20:06.550 --> 01:20:09.761
من بهتون اعتماد دارم وگر نه
حاضر به انجام اين کار نميشدم

01:20:15.267 --> 01:20:18.562
ما همه داستان هاي پيچيده اي در زندگي شخصي داريم

01:20:19.980 --> 01:20:22.649
و زماني که اين چنين اتفاقي رخ ميده

01:20:22.650 --> 01:20:25.859
با ايده ي اصلي که اون فرد راستگو و درست کاريه
جور در نمياد

01:20:25.860 --> 01:20:28.696
پس بايد يه فکري براي اين قضيه بشه و

01:20:28.697 --> 01:20:32.159
و مثل بقيه ,اون هم شايد بتونه يه سري
چيز رو درست کنه و تغيير بده يا اينکه
به کل همش از بين بره

01:20:34.035 --> 01:20:40.835
در زمينه ي سرگرمي يه تمايلاتي
براي فريب خوردن وجود دارد

01:20:42.128 --> 01:20:46.465
مثل وقتي است که دوتا نقاشي از پيکاسو روي
ديوار باشه

01:20:46.466 --> 01:20:50.050
يکي واقعيست
و ديگري جعلي

01:20:50.051 --> 01:20:52.054
ولي هر دو به يک شکل اند

01:20:52.055 --> 01:20:53.515
آسيب و خطري براي کسي وجود نداره که

01:20:55.558 --> 01:20:59.854
در پايان روز , چيزي براي آشکار کردن نيست

01:21:01.814 --> 01:21:04.984
چون کاري که من ميکنم واقعيست
<font color=#80ffff>(اين هنوز ول کن خودش نيست)</c>

01:21:04.985 --> 01:21:06.528
کاري که شما هم ميکنيد واقعيه

01:21:27.299 --> 01:21:31.011
ففکر کنم ديشب يه مقدار تونستم بخوابم
گاهي تونستم يه مقدار بخوابم

01:21:31.936 --> 01:21:36.302
نه ماه پس از دستگيري "ديوي پنتا " روز
اعلام حکم او فرا رسيد

01:21:38.102 --> 01:21:41.854
امروز به صورت رسمي ميفهميم که قاضي
چه حکمي صادر ميکنه

01:21:44.025 --> 01:21:45.859
بايد درست بشه

01:21:49.988 --> 01:21:53.033
وگر نه من ديگه نميدونم بايد چکار کنم و يا

01:21:54.368 --> 01:21:56.245
اينکه "خوزه " چيکار بايد بکنه

01:22:01.000 --> 01:22:04.253
اون قاضي ويژه ي مهاجرته

01:22:04.254 --> 01:22:07.715
و گويا دوست داره که

01:22:10.087 --> 01:22:11.510
به ترک از خاک حکم بده

01:22:13.471 --> 01:22:15.306
و اين پايان زندگيش ميشه

01:22:25.692 --> 01:22:30.281
پايان او و پايان ما باهم به صورت خودکار

01:22:31.905 --> 01:22:34.493
زندگيش الان واقعا روي هواست

01:22:37.746 --> 01:22:39.413
و احساس ميکنم که يه جورايي

01:22:39.414 --> 01:22:43.334
بايد يه شعبده ايي چيزي انجام بدم

01:22:43.335 --> 01:22:47.046
تا بتونم به همينجا که به آن تعلق داره برگردونمش

01:22:47.047 --> 01:22:49.383
نه پشت ميله ها

01:22:58.708 --> 01:23:02.425
هيچ دوربيني اجازه ي ورود
به اين جلسه ي دادگاه را نداشت

01:23:04.086 --> 01:23:12.242
ديوي " به اتهامات وارده گناهکار شناخته شده"
و براي 3 ساعت دوستان و همراهان او در حال
گواهي دادن براي او هستند

01:23:20.206 --> 01:23:24.459
من در شرايط کاملا معلقي بودم

01:23:24.460 --> 01:23:28.129
و همينطور منتظر بودم ببينم که چه حکمي
صادر ميکنه

01:23:28.130 --> 01:23:32.009
چيزي بود که اميدوار بودم رخ بده
چيزي بود که همه اميدوار بوديم رخ بده

01:23:34.595 --> 01:23:35.805
پيروز شديم

01:23:35.806 --> 01:23:37.641
اين يکي رو برديم

01:23:39.975 --> 01:23:42.666
ديوي " به 6 ماه حبس خانگي و 150 ساعت"
انجام خدمات اجتماعي محکوم شد

01:23:44.801 --> 01:23:48.107
هرچند , به خاطر اعمال وي او قادر به دريافت
شهروندي ايالات متحده نخواهد بود

01:23:50.988 --> 01:23:54.616
همه خيلي قشنگ صحبت ميکردند
<font color=#80ffff>(دوستان و حاميانش)</c>

01:24:04.418 --> 01:24:07.838
نميدونم چه احساسي دارم ولي احساس

01:24:09.924 --> 01:24:13.302
احساس سپاس  دارم
سپاس گذارم

01:24:14.345 --> 01:24:17.596
من يه نفر نيستم ؛ من يه شريک زندگي دارم

01:24:17.597 --> 01:24:21.559
براي يک چهارم قرن
من اين شريک زندگي را داشته ام

01:24:21.560 --> 01:24:24.103
ما باهم يک عنصر هستيم

01:24:24.104 --> 01:24:27.607
و هيچگاه ترديدي نداشته ام که بخوام کمکش کنم

01:24:27.608 --> 01:24:29.903
به هر نحو و راه ممکن

01:24:32.155 --> 01:24:34.364
من "رندي " رو خوب ميشناسم

01:24:34.365 --> 01:24:40.882
او يک مأموريت در اين دنيا داره
"به عنوان "رندي شگفت انگيز

01:24:40.908 --> 01:24:43.206
ولي در همراهي او در زندگي

01:24:43.207 --> 01:24:50.424
مردم نمي دونند که چقدر
در مورد ناخوشي بقيه اهميت ميده

01:24:51.633 --> 01:24:55.887
و اين فقط از نظر اجتماعي نيست

01:24:55.888 --> 01:24:58.097
بلکه از لحاظ شخصي هم همينطوره

01:24:58.098 --> 01:25:03.644
و من خودم را در معادله ي اون براي اهميت
به ناخوشي بقيه قرار ميدم

01:25:03.645 --> 01:25:06.772
... که او

01:25:06.773 --> 01:25:11.820
او هر کاري که لازمه
تا کسي را نجات بده مي کنه

01:25:17.076 --> 01:25:18.994
نگرانش نباش
آره

01:25:22.456 --> 01:25:26.626
اينجا خوبه ؟
نه يه مقداري اين سمتي-

01:25:26.627 --> 01:25:30.171
اينجا -
باشه

01:25:30.172 --> 01:25:32.257
خب -
خيلي خب

01:25:32.258 --> 01:25:35.510
چي فکر ميکني ؟  نه ؟ آره ؟

01:25:35.511 --> 01:25:37.011
رندي" سالها پيش گفت"

01:25:37.012 --> 01:25:40.391
چيزي نيست که انسان بتونه بسازه که من نتونم
ازش خلاص بشم

01:25:42.185 --> 01:25:44.728
اين جمله در حقيقت جمله ي "هوديني " بوده

01:25:44.729 --> 01:25:47.398
و تفاوتش اينه که "هوديني " ميدونين که

01:25:47.399 --> 01:25:49.107
اگه کسي چيزي رو ميآورد براش

01:25:49.108 --> 01:25:51.693
مثلا يه دست بند که به هيچ وجهي نمي تونست
ازش خلاص بشه

01:25:51.694 --> 01:25:54.279
"اونوقت , همراهان "هوديني
قلچماق هاي "هوديني " مي اومدند و طرف را

01:25:54.280 --> 01:25:55.989
ميبردند و تا حد مرگ کتکش ميزدند

01:25:55.990 --> 01:25:58.450
و تماشاچيان هيچوقت چهره ي طرف رو
نمي ديدند

01:25:58.451 --> 01:26:00.243
اما باهاتون سر هر چيز شرط ميبندم که

01:26:00.244 --> 01:26:03.957
که " رندي " واقعا منظورش اين بود
که چيزي نيست که نتونه ازش خلاص بشه

01:26:05.000 --> 01:26:09.129
يا اينکه حداقل تظاهر کنه ميتونه ازش خلاص بشه

01:26:09.130 --> 01:26:10.922
: از زبون خودش ميگم براتون

01:26:12.090 --> 01:26:13.384
من يک شعبده بازم :

01:26:14.592 --> 01:26:17.596
ميدونيم که چطور مردم رو گول زد

01:26:17.597 --> 01:26:21.308
و همينطور ميتونم تشخيص بدم که چه زماني مردم
گول خورده اند

01:26:23.226 --> 01:26:26.468
من ميتونم به روش هاي بيشماري شما را
گول بزنم و فريب بدم

01:26:26.494 --> 01:26:28.732
و شما حتي متوجه هم نميشيد و
شما نميتونيد مچم رو بگيريد

01:26:30.651 --> 01:26:33.445
بعضي از مردم باورشون نميشه که

01:26:33.446 --> 01:26:38.658
يک شعبده باز ميتونه
به طريقي که متوجه اون نشوند فريبشون بده

01:26:38.659 --> 01:26:41.412
ولي شعبده بازان ميتونن و
شعبده بازان اينکار را ميکنن

01:26:42.664 --> 01:26:45.164
خيلي به خودتون مطمئن نباشيد

01:26:45.165 --> 01:26:48.758
مهم نيست چقدر باهوش يا تحصيل کرده ايد

01:26:48.783 --> 01:26:50.868
باز هم گول ميخوريد

01:27:06.651 --> 01:27:10.586
"الک جيسون اکنون متخصص بازسازي صحنه جرم است"

01:27:15.087 --> 01:27:18.031
استيو شاو اکنون به شعبده و"
"تردستي  با نام هنري بناچک مشغول است

01:27:18.232 --> 01:27:20.215
خب اين عجيبه , اين همه ي چيزيه که در اختيار دارم

01:27:21.115 --> 01:27:23.007
و اصلا نميدونم اين چيه

01:27:27.591 --> 01:27:31.750
"مايکل ادواردز "
هنوز هم در حال تردستي است
و مديرعامل يک شرکت در فينيکس است

01:27:36.066 --> 01:27:39.697
يوري گلر" ديگه خودش را داراي "
قدرت هاي ماورايي خطاب نميکنه

01:27:39.698 --> 01:27:44.257
او اکنون خود را داراي قدرت هاي
راز آلود و جادوئي" معرفي ميکنه"

01:27:44.257 --> 01:27:48.622
جواهرات من باعث آزاد شدن قدرت هاي ذهن شما ميشه

01:27:48.623 --> 01:27:50.717
بله درسته -
همش توي ذهن شماست فقط

01:27:50.718 --> 01:27:55.587
و همينطور توي شبکه خودش جواهرات ميفروشه

01:27:59.881 --> 01:28:04.719
خوزه آلوارز" اصلي عروسي خواهرش را از دست "
داد به خاطر اينکه نتوانست به موقع پاسپورت بگيره

01:28:09.036 --> 01:28:12.024
دو هفته بعد از آنکه قانون ازدواج
همجنس گرايان به صورت فدرال تأييد شد

01:28:12.025 --> 01:28:15.315
رندي "و "ديوي" به واشيگتن دي سي رفتند و "
ازدواج کردند

01:28:43.590 --> 01:28:50.228
رندي" در آخر به فيلمسازان اجازه داد تا از "
همه ي فيلم هاي گرفته شده از او در فيلم اصلي
استفاده شود

01:27:01.933 --> 01:27:07.574
<font color=#80ffff>?تو لمس کردن هاي جادويي داري?</c>

01:27:09.175 --> 01:27:13.138
<font color=#80ffff>که باعث ميشه من بدرخشم?</c>

01:27:14.045 --> 01:27:21.431
<font color=#80ffff>جادو و سحر ميکنه ?
زنگوله را به صدا درمياره
?اون لمس هاي جادويي تو</c>

01:27:23.466 --> 01:27:28.033
<font color=#80ffff>?? اوه , وقتي زيبايي تو رو احساس ميکنم</c>

01:27:48.532 --> 01:27:55.095
<font color=#80ffff>? اوه,  درخشش رو احساسش ميکنم ?</c>

01:28:09.891 --> 01:28:14.318
<font color=#00ffff>?و بعد لمس کردن هاي تو رو احساس کردم?</c>

01:28:14.319 --> 01:28:17.863
<font color=#00ffff>?و حالا ميدونم که?</c>

01:28:17.865 --> 01:28:20.891
<font color=#00ffff>... ميتونم بهت برگردونم اون?</c>

01:28:20.892 --> 01:28:27.703
<font color=#00ffff>?لمس جادوئيت رو </c>

01:28:24.154 --> 01:28:36.698
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.