﻿WEBVTT

00:00:01.067 --> 00:00:24.605
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:24.867 --> 00:00:27.405
...چند ساعت بعد از پخش قراره

00:00:34.001 --> 00:00:35.833
.خدايا، اونو ببين
.نگاه کن من تو تلوزيون‌ام

00:00:35.962 --> 00:00:38.545
هي! فوق‌العاده نيست؟ -
.آره، همينطوره -

00:00:38.673 --> 00:00:40.710
.توي نيويورک هم قراره پخش بشه -
چي شد؟ -

00:00:40.841 --> 00:00:42.377
.توي تلوزيون نيويورک هم قراره پخش بشه -
!نه، نه -

00:00:42.552 --> 00:00:44.760
.آره قراره پخش بشه -
واقعا ميگي؟ داري جدي ميگي؟ -

00:00:44.887 --> 00:00:47.129
.آره، توي تلوزيون نيويورک هم ميري -
.يا خدا -

00:00:51.143 --> 00:00:53.305
.ميخوام اينو بذارم توي گوشِ‌ت

00:00:53.437 --> 00:00:54.644
واقعا؟ -
.باهاش از پشت صحنه باهات حرف ميزنن -

00:00:54.772 --> 00:00:58.561
.باهات در ارتباط ميمونن -
اين ضبط اصلي نيست که، درسته؟ -

00:00:58.693 --> 00:01:00.025
الان چنتا عکس ميگيرين ازم؟

00:01:00.194 --> 00:01:02.902
.نه اولش قراره بشيني اينجا -
.خداي من -

00:01:06.909 --> 00:01:08.741
،اتاق استراحت‌م بايد بهم نشون بدي کجاست

00:01:08.869 --> 00:01:10.155
،چون بدجوري حالم خرابه راستش

00:01:10.329 --> 00:01:11.911
...و هر لحظه ممکنه بالا بيارم، پس

00:01:12.039 --> 00:01:16.374
.سمت راست تَه راهروـه -
!خوبه. شوخي نميکنم -

00:01:24.385 --> 00:01:27.628
.ما آماده‌ايم آقايون
.نيويورک منتظر تصويرشه

00:01:31.231 --> 00:01:37.231
پنجم اکتبر 2011
چهارشنبه 13مهر 1390

00:01:58.753 --> 00:02:02.463
،اگه ميبينين چشمام يجوريه
.يذره گريه کرده بودم

00:02:02.590 --> 00:02:05.628
و بنظر مسخره مياد چون من تا حالا هيچوقت اين
.مردو نديده بودم

00:02:05.760 --> 00:02:11.552
،ميدونم زندگي زودگذره
،ولي من، ميدوني

00:02:11.682 --> 00:02:14.595
.انتظار داشتم کمي بيشتر زنده ميموند

00:02:14.727 --> 00:02:17.014
،مطمعنم همه همين حسُ دارم ولي
...ميدوني

00:02:17.146 --> 00:02:21.140
،اين چيزي که الان دارم استفاده‌ش ميکنم
.آي‌مک" ، اون درستش کرده"

00:02:21.275 --> 00:02:25.019
.اون "آي‌مک" رو به‌وجود آورده
.اون "مک‌بوک" رو هم درست کرده

00:02:25.154 --> 00:02:28.397
.اون "مک‌بوک پرو" رو درست کرده
."همينطور "مک‌بوک اير

00:02:28.532 --> 00:02:32.196
.اون "آيفون" رو به‌وجود آورده
.اون "آي‌پد رو به وجود آورده

00:02:34.038 --> 00:02:38.783
.آره اون "آي‌پد تاچ" رو درست کرده
.اون همه‌چيز درست کرده

00:03:04.607 --> 00:03:07.898
«متفاوت فکر کن»

00:03:07.905 --> 00:03:12.070
به‌کرات اتفاق ميافته که کل کره زمين با هم
،حس ميکنن که يکي رو از دست دادن

00:03:12.201 --> 00:03:14.067
،ولي بعد از مرگ استيو جابز

00:03:14.203 --> 00:03:17.162
بنيانگذار شرکت اپل
،و روياپرداز خارق‌العاده

00:03:17.289 --> 00:03:20.373
،تمام روز
.شاهد يجور عذاداري همگاني بوديم

00:03:20.501 --> 00:03:24.541
توي فيسبوک، ميليون‌ها نفر
.پروفايل‌هاي فيسبوکشون رو به لوگوي اپل تغيير دادن

00:03:24.672 --> 00:03:28.165
،يه‌جور مچ‌بند سياه
.براي ابراز قدرداني

00:03:28.384 --> 00:03:32.549
داريم پيام‌ها رو در شبکه‌هاي اجتماعي مشاهده ميکنيم
."با هشتگ "ممنونيم استيو

00:03:32.680 --> 00:03:34.387
تويت مورد علاقه من اين يکي بود

00:03:34.598 --> 00:03:39.184
که با چهار کلمه به سادگي نوشته بود
"آي‌سَد"
(سَد = غمگين)

00:03:52.575 --> 00:03:53.861
.سلام

00:03:57.997 --> 00:04:01.161
!وقتي استيو جابز فوت کرد، من گيج شده بودم

00:04:01.292 --> 00:04:05.081
چه جمعيت زيادي اندوه‌گين شدن با اينکه حتي استيو رو
!نميشناختن

00:04:05.212 --> 00:04:08.580
«من مراسم «جان لنون» و «مارتين لوتر کينگ
،رو ديده بودم

00:04:08.716 --> 00:04:12.300
ولي استيو جابز
.يه خواننده يا يک رهبر جنبش حقوق مدني نبود

00:04:13.512 --> 00:04:16.676
!بسياري از مفسرها سوپرايز شدن

00:04:16.807 --> 00:04:21.893
.از اين موج پر قدرت و با شدت احساسات

00:04:22.021 --> 00:04:27.016
چه چيزي بود؟
.و من فکر ميکنم که عشق حقيقي بود

00:04:27.151 --> 00:04:33.193
جابز ثابت کرد که تنها و تنها شخصي توي دنياس

00:04:33.324 --> 00:04:38.615
که ميتونه محصولات تکنولوژي رو درست کنه
.که مردم دوست دارن

00:04:41.248 --> 00:04:42.910
وال-ئي

00:04:43.793 --> 00:04:47.207
،من عاشق «وال-ئي» ام
،فيلمي که شرکت استيو جابز «پيکسار» توليدش کرده بود

00:04:47.338 --> 00:04:49.546
،و من عاشق آيفون‌م هستم

00:04:49.757 --> 00:04:54.047
ولي اندوه از دست دادن جابز بنظر
.فراتر از تنها محصولاتي‌ـه که درست کرده

00:04:54.178 --> 00:04:57.592
،ما براي خود اين شخص سوگواري کرديم
ولي براي چي؟

00:04:57.723 --> 00:05:01.888
،پشت صحنه
.جابز ميتونست بي‌رحم، فريبکار و ظالم باشه

00:05:02.019 --> 00:05:07.310
با اين‌حال اون قلب‌مون رو بدست آورد با
.قانع کردن‌مون که "اپل" اهداف بالاتري رو به نمايش ميذاره

00:05:07.441 --> 00:05:11.685
.مثل بقيه شرکت‌ها نبود
.تفاوت داشت

00:05:13.739 --> 00:05:18.609
صبح‌بخير و خوش آمديد
.به نشست سالانه سهامداران اپل در سال 1984

00:05:18.744 --> 00:05:21.157
،مايلم که با قسمتي از يک شعر قديمي آغاز کنم

00:05:21.288 --> 00:05:24.452
.«شعر تقريبا 20ساله‌اي از «ديلن
.«باب ديلن»

00:05:26.502 --> 00:05:29.711
بياييد اي نويسندگان و نقاداني"
".که با قلم هايتان پيشگويي مي کنيد
(منظور قدرت تاثيرگذاري روي افکار توده مردم است)

00:05:29.839 --> 00:05:32.422
و چشمانتان را باز نگاه داريد"
".اين فرصت ديگر نصيب تان نمي شود

00:05:32.591 --> 00:05:35.299
زودتر از موعد دهان باز نکنيد"
".چرا که چرخ هنوز در حال چرخش است

00:05:35.469 --> 00:05:37.836
".و معلوم نيست قرعه به نام چه کسي مي افتد"

00:05:37.972 --> 00:05:42.717
چرا که بازندگان امروز، برندگان فردا خواهند بود"
.چرا که زمانه در حال تغيير است

00:05:42.935 --> 00:05:46.849
،جابز عاشق «ديلن» بود
.شايد چون فقط يه خواننده معمولي نبود

00:05:47.022 --> 00:05:51.437
.اون قصه‌گويي بود که ميتونست هرچيزي که ما ازش ميخواستيم باشه

00:05:52.653 --> 00:05:55.987
من اصلا نميدونم که معناي آهنگ
"All Along The Watchtower"
.چيه

00:05:56.115 --> 00:05:58.402
،ولي بنظرم يکي از زيباترين و فراموش نشدني‌ترين

00:05:58.534 --> 00:06:04.326
.الماس‌هاي شعر هست
.و واسه من درست مثل استيو ميمونه

00:06:05.875 --> 00:06:09.118
There must be some way"
"...out of here, said the
...بايد يک راهي براي بيرون رفتن از اينجا باشه

00:06:09.253 --> 00:06:10.253
ادامه‌ش چي بود؟

00:06:10.296 --> 00:06:11.912
<i>Said the Joker to the Thief.</i>
":دلقك به دزد گفت"

00:06:12.256 --> 00:06:13.622
!استيو هر دوتاشون‌ـه

00:06:28.564 --> 00:06:31.932
<i>"There must be Some way out of here"</i>
...بايد يک راهي براي بيرون رفتن از اينجا باشه

00:06:32.067 --> 00:06:34.024
<i>Said the joker to the thief</i>
":دلقك به دزد گفت"

00:06:35.154 --> 00:06:38.568
<i>There's too much confusion</i>
،خيلي اوضاع بهم ريخته

00:06:38.741 --> 00:06:40.573
<i>I can't get no relief</i>
.نمي تونم آرامش داشته باشم

00:06:41.952 --> 00:06:44.660
<i>Businessmen, they drink my wine</i>
،كاسبها شراب مرا مي خورند

00:06:44.788 --> 00:06:48.202
<i>Plowmen dig my earth</i>
.زمين من را ميكَنند و حفاري مي كنند

00:06:48.334 --> 00:06:51.372
<i>None of them along the line</i>
هيچ كدام از اين افراد نميدونند

00:06:51.503 --> 00:06:54.667
<i>Know what any of it is worth</i>
.كه ارزش هر كدام از اين كارها چقدره

00:07:31.877 --> 00:07:34.039
.يه‌چيزي اينجا توي زندگي در جريانه

00:07:34.171 --> 00:07:38.006
.چيزي فراتر از يک کار يک خانواده و يک دوره زندگي

00:07:38.133 --> 00:07:40.876
.اين سکه روي ديگه‌اي هم داره

00:07:44.348 --> 00:07:45.714
همون چيزي‌ـه

00:07:45.891 --> 00:07:50.226
.که باعث ميشه شخصي بجاي بانکدار شدن شاعر بشه

00:07:51.939 --> 00:07:57.310
و من فکر ميکنم که همين روح و رمق رو
.ميشه در محصولات قرار داد

00:07:57.444 --> 00:07:59.902
و اون محصولات ميشه ساخته بشن
،و به‌دست مردم برسن

00:08:00.030 --> 00:08:02.363
.و اونا ميتونن اون روح و رمق رو حس کنن

00:08:05.661 --> 00:08:09.120
کامپيوتر دستگاهيه که تاثير زيادي روي زندگي
.روزمره ما داره

00:08:09.248 --> 00:08:11.991
يکي از راه‌هاي ساده‌اي که ميتونيم به چگونگي کارکردشون پي ببريم

00:08:12.126 --> 00:08:15.244
.اينه که کامپيوتر کاملا بي‌جان‌ـه

00:08:15.379 --> 00:08:18.417
!تا کسي بهش دستورالعملي رو نده قادر به انجام هيچ‌کاري نيست

00:08:20.384 --> 00:08:23.548
،وقتي من نوجوون بودم
.کامپيوترها چيز دوست‌داشتني نبودن

00:08:23.679 --> 00:08:25.466
.چيز ترسناکي بودن

00:08:25.597 --> 00:08:29.887
،عظيم و عجيب بودن
.که بدست شرکت‌هايي ناشناس درست شده بودن

00:08:30.019 --> 00:08:33.137
.ولي از ديد «جابز» متفاوت بودن

00:08:33.272 --> 00:08:36.185
.من اولين بار در 12 سالگي توي ناسا يک کامپيوتر ديدم

00:08:36.316 --> 00:08:39.650
.يک مرکز محلي ناسا توي محله‌مون بود
،يه‌جور پايانه بود

00:08:39.820 --> 00:08:42.187
.که به يک کامپيتر بزرگ‌تر تو يجاي ديگه وصل شده بود

00:08:42.322 --> 00:08:45.110
.اين يکي از دستگاه‌هاييه احتمالا در آينده ازش استفاده بشه

00:08:45.284 --> 00:08:47.446
.خيلي شبيه يک دستگاه تحرير معموليه

00:08:47.578 --> 00:08:49.035
زياد پيش مياد که تجهيزات قديمي

00:08:49.163 --> 00:08:51.029
.يجورايي براي دستگاه‌هاي ديگه طراحي شده باشن

00:08:51.165 --> 00:08:52.326
.واسه استفاده عموم نيستن

00:08:52.458 --> 00:08:57.044
دومين کامپيوتري که چند سال بعد ديدم
.بود  (hp 9100A) دستگاه

00:08:57.171 --> 00:08:59.959
. (hp 9100A) کامپيوتر محاسبه‌گر
"ماشين حساب"

00:09:00.090 --> 00:09:05.085
خيلي بزرگ بود. و لامپ پرتوي کاتدي
.خيلي کوچيکي هم داشت واسه صفحه نمايش

00:09:05.220 --> 00:09:08.839
. و منم فرصت کار کردن با يکيشون رو داشتم دور و بر سال 1968

00:09:08.974 --> 00:09:10.510
وقتي نوجوون بودم

00:09:10.642 --> 00:09:13.760
در  «Hewlett-Packard» هر سه‌شنبه شب به آزمايشگاه تحقيقاتي
،پالو آلتو" ميرفتم"
(شرکت اچ‌پي)

00:09:13.896 --> 00:09:18.061
و هر تک تک لحظاتي که داشتم
.رو صرف برنامه نويسي واسش ميکردم

00:09:18.192 --> 00:09:19.273
.مجذوبش شده بودم

00:09:21.487 --> 00:09:23.945
.ما يک دستگاه اشاره‌گر به اسم «ماوس» درست کرديم

00:09:24.073 --> 00:09:25.655
.خودمم نميدونم چرا اسمشو «ماوس» گذاشتيم
(به معناي موش، موشواره)

00:09:25.824 --> 00:09:30.194
در سال 1968، استاد دانشگاه استنفورد
،داگلاس انگلبارت»، مخترع ماوس»

00:09:30.329 --> 00:09:31.865
سوالي جديدي مطرح ميکرد

00:09:31.997 --> 00:09:36.241
.درباره ضرورت تغيير ماهيت ارتباط ما با کامپيوترها

00:09:36.376 --> 00:09:39.995
شما در محل کارِتون به‌عنوان يک کارمند باهوش

00:09:40.130 --> 00:09:42.964
بايد يک رايانه با صفحه نمايش داشته باشيد

00:09:43.092 --> 00:09:47.211
که يک کامپيوتر ديگه
.کل روز از تمام تغييرات‌ش پشتيباني تهيه کنه

00:09:47.346 --> 00:09:51.590
،و کاملا مسئوليت پذير باشه
پاسخگو

00:09:51.725 --> 00:09:53.933
،که پاسخگو تمام حرکاتي که انجام ميديد باشه

00:09:54.103 --> 00:09:56.060
بنظر شما ارزش اين کامپيوتر چقدره؟

00:09:56.230 --> 00:10:00.190
ما به يک رهبر که براي رسيدن به اين ارتباط کمک‌مون کنه
.نياز داشتيم

00:10:03.237 --> 00:10:08.278
من تمام دوران بزرگساليم رو صرف ساختن
.کامپيوترهاي شخصي کردم

00:10:08.408 --> 00:10:13.449
بنابراين، سرگذشت شغل من و حرفه من

00:10:13.580 --> 00:10:16.914
،و جووني من همه يک‌شکل هستن

00:10:17.084 --> 00:10:19.747
.و خيلي سخته که بخواي اونا رو از هم مجزا کني

00:10:29.054 --> 00:10:31.888
|  استيو وازنيک  |
من توي منطقه‌اي به اسم «سيليکون‌ولي» در کاليفورنيا
.به دنيا اومدم

00:10:32.015 --> 00:10:35.008
.و اونجا دور و برت پر از کيت‌هاي الکترونيکي‌ـه

00:10:35.144 --> 00:10:39.058
معلم الکترونيک من متوجه شد که من توانايي زيادي
توي کار با کامپيوترها دارم

00:10:39.189 --> 00:10:41.556
بيشتر از هرچيزي که ميتونست توي مدرسه بهم درس بده
.ميدونستم

00:10:41.692 --> 00:10:45.231
،اينو ميدونست که من وقتي نشستم توي کلاس
،فقط بخاطر اينه شيطنت کنم

00:10:45.362 --> 00:10:47.194
و با بقيه دانش آموزا مسخره بازي دربيارم

00:10:47.406 --> 00:10:49.773
مثلا يه‌تيکه سيمُ دور يچيزي بپيچم بزنم به راديو

00:10:49.908 --> 00:10:52.150
.تا وقتي زدنش به برق يهو بترکه

00:10:58.250 --> 00:10:59.832
،هرچي که فکر ميکنم

00:11:00.002 --> 00:11:02.415
يادم نمياد که هيچوقت با بچه‌هايي که تو زمينه‌اي
.غير از تکنولوژي بودن دوست بوده باشم

00:11:03.964 --> 00:11:07.457
.من با «واز» توي 12 يا 13 سالگي آشنا شدم

00:11:07.593 --> 00:11:10.301
اون اولين کسي بود که باهاش آشنا شدم و اطلاعات
.الکترونيکيش از من بيشتر بود

00:11:10.429 --> 00:11:14.764
و يکي از کارهايي که من و «واز» با هم انجام داديم
.ساختن "بلو باکس" بود

00:11:19.104 --> 00:11:20.970
،يه‌روز داشتم يه‌مجله ميخوندم

00:11:21.106 --> 00:11:25.350
.و به يه‌داستاني درمورد "فون فريکس" و "بلو باکس" برخوردم

00:11:27.404 --> 00:11:29.566
،وقتي "فون فريکس" يک مجمع داشتن

00:11:29.698 --> 00:11:33.442
،مثل هموني که اخيراً توي سالن اجتماعات هتل نيويورک داشتن

00:11:33.577 --> 00:11:38.197
.دم درب ماسک‌ها رو به مردم ميدادن
.هيچکس  از اسم واقعي خودش استفاده نميکرد

00:11:38.373 --> 00:11:43.289
بلو باکس" يه‌دستگاه کوچک بود که تون‌هاي خاصي رو"
روي تلفن‌ها ميذاشت

00:11:43.420 --> 00:11:46.709
و اون تون‌ها قادر بودن
.شما رو به هرجايي که دلتون بخواد وصل کنن

00:11:46.840 --> 00:11:49.628
،به نصفه‌هاش که رسيدم
زنگ زدم به استيو جابز

00:11:49.801 --> 00:11:52.760
.و داستان رو پشت تلفن واسش خوندم

00:11:52.971 --> 00:11:55.839
راهي بود براي دور زدن کل سيستم مخابرات

00:11:56.016 --> 00:11:58.178
.بطوري که فکر ميکرد که شما يک تلفن کامپيوتري هستين

00:11:58.310 --> 00:12:01.303
و در نتيجه راه رو براتون باز کنه که بتونين
.رايگان با تمام مناطق جهان تماس بگيريد

00:12:01.438 --> 00:12:05.148
ميشه از تلفن سکه هم زنگ بزنيد
،با وايت پلينزتو نيويورک تماس بگيريد

00:12:05.275 --> 00:12:06.766
.يا از طريق تماس ماهواره‌اي با اروپا تماس بگيريد

00:12:06.902 --> 00:12:09.485
و سه چهار بار دور دنيا رو دور بزنيد
.و درنهايت با تلفن عمومي کنارتون تماس بگيريد

00:12:09.655 --> 00:12:11.738
يه دادي توي تلفن بزنيد، 30 ثانيه طول نميکشه

00:12:11.865 --> 00:12:13.606
.که صداش از اون طرف از تلفن ديگه درمياد

00:12:13.784 --> 00:12:17.528
!مثلا ميگي سلام
بعد يه تاخير کوچيک داره، سلام حالت چطوره؟

00:12:17.663 --> 00:12:19.370
.خيلي ممنون
.يه همچين چيزي

00:12:19.498 --> 00:12:22.912
آدم از خودش ميپرسه چرا يکي
بايد بخواد همچين کاري رو انجام بده؟

00:12:23.085 --> 00:12:25.372
!تا مخابراتُ تيغ بزنه

00:12:25.504 --> 00:12:27.666
.لازمه بگم اين چيزا قانوني بودن

00:12:29.925 --> 00:12:33.509
.دانشکده که بودم خودمم يک «بلو باکس» داشتم
.خيلي برام مهم بود

00:12:33.637 --> 00:12:37.221
چون تماس‌هاي راه دور اون زمان خيلي
.گرون درميومدن

00:12:38.642 --> 00:12:41.851
.درضمن از طريق اين دستگاه با اين مرد خودمُ مرتبط ميديدم

00:12:42.104 --> 00:12:45.723
.فروش اين دستگاه همچنين براي جابز بسيار مهم بود

00:12:45.857 --> 00:12:49.567
حتي با اينکه کارهاي فني‌ش رو به ديگران
.سپرده بوده

00:12:49.695 --> 00:12:51.652
خب، من «بلو باکس» رو طراحي کردم
.و يه حقه توش پياده کردم

00:12:51.780 --> 00:12:54.067
.که تا حالا نشده توي زندگيم حقه‌ي به اون خوبي پياده کنم

00:12:55.784 --> 00:12:59.744
:بعد استيو جابز گفت
هي! چطوره اينا رو بفروشيم؟

00:12:59.871 --> 00:13:02.238
خيلي زود ديگه کسي نمونده بود که بخواي
،بهش زنگ بزني

00:13:02.374 --> 00:13:05.458
اما جادوي کار اين بود که دوتا جوون

00:13:05.585 --> 00:13:08.293
با قطعاتي به ارزش 100 دلار

00:13:08.422 --> 00:13:13.542
اين جعبه رو ساختن و صدها ميليون دلار
زيرساخت رو

00:13:13.677 --> 00:13:16.511
.در تمام شبکه تلفن کل جهان زير سلطه خودشون درآوردن

00:13:17.848 --> 00:13:22.764
.ما يجورايي ميتونستيم روي دنيا تاثير بذاريم

00:13:22.894 --> 00:13:24.556
،تو مورد «بلو باکس» مسئله تسلط مطرح بود

00:13:24.730 --> 00:13:27.143
اما درمورد «اپل» مسئله فراتر از تسلطه
.و اون تاثيرگذاريه

00:13:27.274 --> 00:13:32.235
.و اون تاثيرگذاريه

00:13:32.362 --> 00:13:33.819
،تا امروز به اين باورم که

00:13:33.947 --> 00:13:37.156
،اگه من تجربه ساخت «بلو باکس» رو نداشتيم

00:13:37.367 --> 00:13:39.654
.هرگز کامپيوتر اپل به‌وجود نميومد

00:13:39.786 --> 00:13:41.948
.از نظر من جابز هميشه يک قصه‌گو بود

00:13:42.122 --> 00:13:45.957
هميشه اين حس وجود داشت که اون در حال ساخت
.يک شخصيته

00:13:47.336 --> 00:13:50.079
اولين باري که کنارش نشستم
،تا روي يک مقاله کار کنم

00:13:50.213 --> 00:13:52.330
بلافاصله ازم پرسيد که من تا حالا

00:13:52.466 --> 00:13:57.586
کتاب
«ساختار انقلاب‌هاي علمي»
.از «توماس کوهن» رو خوندم يا نه

00:13:57.721 --> 00:14:00.464
«بنظرم انديشه‌اي رو که از اين کار «کوهن
،دريافت کرده بود

00:14:00.599 --> 00:14:02.932
.با شخصيت خودش پيوند زده بود

00:14:03.101 --> 00:14:06.219
يک نتيجه اتفاقي که درنهايت

00:14:06.355 --> 00:14:08.972
.تغييري در پاردايم‌ها يا نمونه‌ها به‌وجود مياره
به طوري که يک روز صبح

00:14:09.149 --> 00:14:10.890
.همه بيدار ميشن و به شيوه جديدي فکر ميکنن

00:14:11.026 --> 00:14:15.145
به باور من اون فکر ميکرد که کسيه که ميتونه اون
.پارادايم‌ها رو تغيير بده

00:14:15.280 --> 00:14:19.240
.اين بخش از ماجراي اون بود
.ميخواست که روي هر دو دنيا تاثيرگذار باشه

00:14:19.368 --> 00:14:22.952
،ميخواست هم يک شورشي باشه
.و هم به رسميت شناخته بشه

00:14:24.998 --> 00:14:29.663
.اين استشهاد تصويري «استيون پي جابز»‌ـه

00:14:29.795 --> 00:14:33.755
در ساعت 9:22 دقيقه صبح
.درحال ضبط هستيم

00:14:33.882 --> 00:14:38.252
ميشه به‌طور مختصر از تاريخچه استخدامي
خودتون بعد از سال 1973 بگيد؟

00:14:39.888 --> 00:14:45.555
،من در توي «آتاري» کار ميکردم
.که سازنده بازي‌هاي ويدئويي‌ـه

00:14:47.396 --> 00:14:51.766
چه سالي دقيقا؟ -
.نميدونم اوايل دهه 70 -

00:15:04.287 --> 00:15:08.372
.خلاقيت تا حد زيادي به هرج و مرج و بي قانوني مرتبطه

00:15:10.961 --> 00:15:13.419
| «يکي از بنيانگذاران «آتاري |
.من دوسال بود که در کار بازي‌هاي کامپيوتري بودم

00:15:13.547 --> 00:15:18.542
و فرهنگ شرکت ما اين بود که
."سخت کار کن و سخت بازي کن"

00:15:18.677 --> 00:15:20.760
«گناه اصلي در«اپل

00:15:20.887 --> 00:15:23.755
.در واقع پيش از پايگذاري شرکت رخ داد

00:15:23.890 --> 00:15:27.474
جابز دانشگاه رو ترک کرده بود
.و حالا به «سيليکون ولي» برگشته بود

00:15:27.602 --> 00:15:29.685
.واز» هم توي «اچ‌پي» کار ميکرد»

00:15:29.813 --> 00:15:31.224
.من خوره تکنولوژي بودم

00:15:31.356 --> 00:15:34.349
زماني که کار روزانه‌م که طراحي ماشين حساب
در «هولت پاکارد» بود، تموم ميشد

00:15:34.484 --> 00:15:36.191
.روي پروژه‌هاي کوچيک خودم کار ميکردم

00:15:36.319 --> 00:15:38.527
.در زمين بولينگ بازي «پونگ» رو ديدم
و به خودم گفتم

00:15:38.655 --> 00:15:41.614
،من که طراحي منطقي بلدم"
".به اصول الکترونيکي تلوزيون هم که واردم

00:15:41.741 --> 00:15:46.782
يه سيم بلند ميکنم توي تلوزيون خونه‌م و يه"
".پونگ» واسه خودم درست ميکنم»

00:15:46.913 --> 00:15:48.620
استيو از دانشگاه برگشت

00:15:48.748 --> 00:15:51.331
.و ديد من بازي «پونگ» خودم رو درست کردم

00:15:51.460 --> 00:15:54.248
همين موضوع اين ايده رو بهش داد
.«که بره سراغ «آتاري

00:15:54.379 --> 00:15:56.746
،رفت و بورد رو بهشون نشون داد

00:15:56.923 --> 00:15:58.459
!و استخدام شد

00:15:58.592 --> 00:16:01.756
:استيو اومد و به روش معمولي «استيو جابز» گفت

00:16:01.887 --> 00:16:03.719
".تا استخدامم نکنيد از اينجا نميرم"

00:16:03.847 --> 00:16:10.515
.خيلي از مصر بودنش خوشم اومد
!يه دنده بيشتر نداشت: آخرين سرعت

00:16:10.645 --> 00:16:13.979
.من يه پروژه کوچيک داشتم که همه ردش ميکردن

00:16:14.107 --> 00:16:15.814
.«پروژه‌اي بود به‌نام «بريک‌اوت

00:16:15.942 --> 00:16:19.026
:آخرش گفتم
".استيو! بيا و اين کارو واسه من بکن"

00:16:19.154 --> 00:16:20.440
ته ذهنم ميدونستم تمام مدت

00:16:20.572 --> 00:16:26.489
که «واز» وقتي کارش با «اچ‌پي» تموم بشه
.مياد اونجا

00:16:26.620 --> 00:16:30.239
:با خودم گفتم
".خيلي‌خب، استيو رو ميذارم توي شيفت شب"

00:16:30.457 --> 00:16:33.495
.واز» هم که مياد اينجا»"
".اينجوري پول يدونه استيوُ ميدم دوتا ميگيرم

00:16:33.627 --> 00:16:37.416
استيو گفت: "ببين، «نولان باشنل» از آتاري ميخواد
".يه بازي جديد واسش درست کنيم

00:16:37.547 --> 00:16:39.504
.ولي اونطوري که استيو گفت فقط 4 روز وقت داريم

00:16:39.633 --> 00:16:42.467
وقتي بازي از قطعات الکترنيکي ساخته ميشه
.و يک برنامه نيست

00:16:42.594 --> 00:16:45.758
.انجامش توي 4 روز غيرممکن ميشه
.اينکار ماه‌ها زمان ميبره

00:16:47.766 --> 00:16:48.802
،من تمام قسمت طراحي کارو انجام دادم

00:16:48.934 --> 00:16:51.551
.و استيو مدتي طراحي رو روي بورد پياده مي‌کرد

00:16:52.562 --> 00:16:56.977
.ما 4روز و 4شب بي وقفه بيدار بوديم
.هردومونم به «مونونوکلئو عفوني» مبتلا شديم

00:16:57.108 --> 00:17:00.021
،ولي درنهايت «بريک‌اوت» رو به آتاري رسونديم
.و پولش رو ازشون گرفتيم

00:17:04.616 --> 00:17:07.654
.مدتي بعد من و «واز» سر شام بوديم

00:17:07.786 --> 00:17:10.153
.و اون داشت درمورد «بريک‌اوت» صحبت ميکرد

00:17:10.330 --> 00:17:13.539
:که من بهش گفتم
".خب، شما پول خوبي بابتش گرفتين"

00:17:13.667 --> 00:17:16.284
با گيجي نگام کرد، و من گفتم

00:17:16.419 --> 00:17:19.583
".خب آره. کار شما خيلي خوب بوده"

00:17:19.714 --> 00:17:24.800
فکرکنم حداقل يک پاداش 5000دلاري"
".بهتون داده باشن ديگه

00:17:24.928 --> 00:17:28.797
،درسته. 7هزار دلار به استيو داده بودن
و به من گفت 700 دلار دادن

00:17:28.932 --> 00:17:30.924
.و يه چک 350دلاري واسم نوشت

00:17:32.143 --> 00:17:34.226
خيلي دلم شکست
.چون ما با هم دوست بوديم

00:17:34.396 --> 00:17:36.558
و آدم با دوستش همچين کاري ميکنه؟

00:17:36.690 --> 00:17:39.774
،اگه بهم گفته بود که به اين پول نياز دارم
.خودم بهش ميگفتم همشو برداره

00:17:39.901 --> 00:17:42.518
.من همين که توي پروژه دخيل بودم خوشحال بودم

00:17:42.654 --> 00:17:45.237
...بنظرم استيو

00:17:47.325 --> 00:17:50.363
بسيار با انگيزه بود

00:17:50.495 --> 00:17:57.288
و زياد پيش ميومد که براي رسيدن به اهدافش
.ميانبر بزنه

00:18:15.937 --> 00:18:19.101
.اپل» يک برنامه تلوزيوني بود»
.که 30سال ادامه پيدا کرد

00:18:19.232 --> 00:18:21.690
.و استيو هم شخصيت اصلي‌ش بود

00:18:25.196 --> 00:18:28.405
.اين رو در دسامبر 1976 نوشتن

00:18:28.533 --> 00:18:32.743
"با اين شروع ميشه که ميگه: "اپل کيه؟
.خيلي زود بود

00:18:35.290 --> 00:18:39.250
.اون و «واز» با هم اومدن
.استيو موهاي بلندشو انداخته بود پشتش

00:18:39.419 --> 00:18:44.380
.يه ريش مدل «هو چي مين» هم گذاشته بود
.لباس طرح پاره و صندل پوشيده بود

00:18:44.507 --> 00:18:48.376
.ظاهر «وازنياک» حالا يذره بهتر بود، ولي زياد نه

00:18:48.511 --> 00:18:50.628
،از تبليغات «اينتل» خيلي خوشم ميومد

00:18:50.764 --> 00:18:53.757
:بنابراين يه روز بهشون زنگ زدم و گفتم
"کي کار تبليغات‌تون رو انجام ميده؟"

00:18:53.892 --> 00:18:56.805
".«گفتن، "خب، «ريجس مک‌کينا
"منم گفتم "«ريجس مک‌کينا» ديگه چيه؟

00:18:56.936 --> 00:18:58.768
".گفتن، "وسيله نيست اسم يه آدمه

00:18:58.897 --> 00:19:02.686
.وازنياک» يک مقاله فني درمورد «اپل2» داشت»

00:19:02.817 --> 00:19:05.776
.ميخواست توي مجله چاپش کنه

00:19:05.904 --> 00:19:10.274
.هيچکس نميتونست اين مقاله رو بخونه
.پر از اصطلاحات تخصصي و تکنيکي و از اين چيزا بود

00:19:10.450 --> 00:19:12.362
.بابراين بهش گفتم که بايد مقاله‌شُ باز نويسي کنم

00:19:12.494 --> 00:19:14.531
.و از اين حرف خوشش نيومد

00:19:14.663 --> 00:19:16.780
:گفت
".هيچکس حق نداره نوشته‌هاي منو باز نويسي کنه"

00:19:16.915 --> 00:19:18.872
:منم گفتم
،خب، پس ديگه کاري از دست من ساخته نيست"

00:19:19.000 --> 00:19:20.116
".ميتوني تشريف ببري

00:19:20.293 --> 00:19:23.536
استيو زنگ زد و تقريبا منُ قانع کرد

00:19:23.672 --> 00:19:25.789
.که ما با اون طرفيم

00:19:25.924 --> 00:19:28.883
،وازنياک» کار طراحي و ساخت رو انجام ميداد»

00:19:29.010 --> 00:19:30.876
.که البته در بيشتر کسب و کارها هم همينطوره

00:19:31.012 --> 00:19:32.719
.مهندسا بيشتر پشت صحنه ميمونن

00:19:32.931 --> 00:19:36.675
.و ما يا با سرمايه‌گذار سر و کار داريم يا بازارياب‌ها

00:19:38.103 --> 00:19:40.470
از اولش فکر ميکردي استيو همچين آدمي باشه؟

00:19:40.605 --> 00:19:44.269
بله صددرصد، کافي بود چند دقيقه
.رو باهاش بگذروني تا متوجه اين مسئله بشي

00:19:44.442 --> 00:19:45.808
اون اين قابليت رو داشت

00:19:45.944 --> 00:19:49.858
که در باره اين احتمال صحبت کنه که اين
.کامپيوتر ميتونه چه چيزايي باشه

00:19:49.989 --> 00:19:53.824
و بنظرم مسئله اصلي صرفاً فقط حرف زدن درمورد
،محصول نيست

00:19:53.952 --> 00:19:59.038
بايد با اين حرف‌ها اين ايده رو در مخاطب به وجود بياري
.که ببينه استفاده از اين محصول چه چيزهايي رو ممکن ميکنه

00:19:59.165 --> 00:20:02.249
.و نسل بعدي چه شکلي خواهد بود

00:20:02.377 --> 00:20:06.212
.در نتيجه اون يجور حس حرکت رو در مخاطب به‌وجود مياره

00:20:06.339 --> 00:20:09.127
چنتا ماشين حساب داري؟ -
.فکر کنم دوتا -

00:20:09.300 --> 00:20:11.963
درست، از دستگاه‌هاي عابربانک هم استفاده ميکني؟

00:20:12.095 --> 00:20:14.382
البته -
بنابرين زندگي داره تو رو -

00:20:14.639 --> 00:20:17.757
.اغوا ميکنه که کار کردن با اين ماشين‌ها رو ياد بگيري
،چيزي نيست که يهويي اتفاق ميافته

00:20:17.892 --> 00:20:21.306
و اونچه هم رخ ميده هيچ شباهتي به پيش‌بيني‌هاي
.سال 1984 و اون حوالي نداره

00:20:21.479 --> 00:20:24.187
همه‌چيز بسيار تدريجي و بسيار انساني اتفاق ميوفته

00:20:24.315 --> 00:20:26.807
.و مارو اغوا ميکنه که کار کردن با اين‌ها رو ياد بگيريم

00:20:28.987 --> 00:20:31.980
ايده تبديل اينکار از يک سرگرمي به يک

00:20:32.115 --> 00:20:34.778
،کامپيوتر شخصي از جانب استيو مطرح شد

00:20:34.909 --> 00:20:37.117
.اون ميخواست بگه که ما بايد خودمون رو متمايز کنيم

00:20:37.245 --> 00:20:38.907
و از اين قلمرو کساني که براي سرگرمي خودشون
.کار ميکنن خارج بشيم

00:20:39.038 --> 00:20:41.906
:و درنهايت اومد و گفت

00:20:42.041 --> 00:20:44.829
".بايد اسمش رو بذاريم کامپيوترهاي شخصي"

00:20:44.961 --> 00:20:46.577
کارشناسان صنايع معتقدن

00:20:46.713 --> 00:20:49.831
.ما ديگه در مرز انقلاب کامپيوترهاي شخصي نداريم

00:20:50.008 --> 00:20:51.544
،درست در وسطش هستيم
.ممنون

00:20:51.676 --> 00:20:52.883
و اين حيطه هر روز با افراد

00:20:53.011 --> 00:20:56.254
.بيشتر و بيشتري که بهش ملحق ميشن گرم‌تر هم ميشه

00:20:56.389 --> 00:21:00.053
.من بيشتر از کامپيترم براي پردازش کلمه استفاده ميکنم

00:21:00.185 --> 00:21:03.895
من براي برنامه‌هاي ارزيابي خورشيدي ازش
.استفاده ميکنم

00:21:04.022 --> 00:21:06.139
.کل سيستم حسابداري‌مون رو ريختيم روش

00:21:06.274 --> 00:21:08.061
.همسرم براي دستورالعمل‌هاي فروشگاه ازش استفاده ميکنه

00:21:08.193 --> 00:21:09.604
.براي انجام حساب و کتاب‌هاي دخل و خرجم

00:21:09.778 --> 00:21:11.394
.براي تابلوي کلوب‌ها ازش استفاده ميکنيم

00:21:11.571 --> 00:21:13.153
.بازي کردن -
.خريد کردن -

00:21:13.281 --> 00:21:15.568
.بودجه‌بندي -
.ثبت امتيازهاي ليگ بولينگ -

00:21:15.700 --> 00:21:18.158
پست الکترونيکي -
.با کامپيوتر ميشه خلاقيت به خرج داد -

00:21:18.286 --> 00:21:20.528
.ميتوني واسه هرچي دلت بخواد ازش استفاده کني

00:21:20.663 --> 00:21:22.620
اين يک دوچرخه قرن 21ـه

00:21:22.749 --> 00:21:26.618
.که يکي از توانايي‌هاي ذهني انسان رو تقويت ميکنه

00:21:26.753 --> 00:21:29.587
تاثيراتي که روي جامعه داره به همه‌جا گسترش پيدا ميکنه

00:21:29.714 --> 00:21:31.296
حتي فراتر از

00:21:31.424 --> 00:21:34.041
.تاثيرات انقلاب پتروشيمي

00:21:34.177 --> 00:21:35.177
،اگه اشتباه نکنم مجله «تايم» بود

00:21:35.303 --> 00:21:39.673
که نوشت اون دست تنها اين صنعت رو خلق کرد
.چون آروم و قرار نداشت

00:21:41.142 --> 00:21:44.601
مسئولين مجله «تايم» تصميم گرفتن

00:21:44.729 --> 00:21:50.191
،اون رو در اون سال به عنوان مرد سال

00:21:50.318 --> 00:21:52.560
.مرد کامپيوتري سال معرفي کنن

00:21:52.695 --> 00:21:56.063
.منُ به دفتر «سان فرانسيسکو» منتقل کردن

00:21:56.199 --> 00:21:59.363
| «گزارشگر سابق «تايمز |
کم کم متوجه شدم

00:21:59.494 --> 00:22:04.034
| «گزارشگر سابق «تايمز |
«در اين قسمت از «کاليفورنيا

00:22:04.165 --> 00:22:08.205
«بين «سن خوره» و «سان فرانسيسکو
روايت‌هاي زيادي درمورد

00:22:08.336 --> 00:22:09.952
شرکت‌هاي کوچيکي وجود داره

00:22:10.088 --> 00:22:13.081
که مردم در ساحل شرقي

00:22:13.216 --> 00:22:16.675
در اون زمان چيزي درموردشون نشنيده بودن
.و اهميتي هم براشون نداشت

00:22:16.803 --> 00:22:18.886
.اپل» خيلي توجه من رو جلب کرد»

00:22:19.013 --> 00:22:23.724
.استيو هم از اولين چهره‌هاي شرکت بود

00:22:23.935 --> 00:22:28.976
.و خوش‌صحبت‌ترين و جالب‌توجه‌ترين‌شون
.يجورايي هنرمند بود

00:22:29.107 --> 00:22:33.021
استيون جابز» در گاراژ منزلش در ساخته شدن»
.اولين کامپيوتر «اپل» نقش داشت

00:22:33.152 --> 00:22:36.190
.اون حالا 26 ساله و رئيس هيئت مديره‌ـست

00:22:37.323 --> 00:22:38.734
درمورد استفاده از

00:22:38.867 --> 00:22:40.984
.اسم «اپل» اختلاف نظرهايي وجود داشت

00:22:41.119 --> 00:22:43.953
تمام مدل صنعت کامپيوتر و کسب و کار کامپيوتر

00:22:44.080 --> 00:22:45.742
.آي‌بي‌اِم» بود»

00:22:45.874 --> 00:22:50.665
،يک خدمت ديگر متعلق به فردا
.از امروز توسط «آي‌بي‌اِم» ممکن شده

00:22:50.795 --> 00:22:53.412
.آي‌بي‌اِم» يک سازمان ناشناخته بود»

00:22:53.548 --> 00:22:56.712
.هيچکس نميدونست که مدير عاملش کيه
.اونا هم احتمالا نميدونستن

00:22:56.843 --> 00:23:02.009
لوگوي «آي‌بي‌اِم» طوري بود که انگار
.از مرمر رومي حکاکي شده

00:23:02.140 --> 00:23:04.848
.يه‌جور چيز سنگ مانند بود

00:23:04.976 --> 00:23:07.844
.ما درست برعکس اونو انتخاب کرديم

00:23:07.979 --> 00:23:11.268
.گفتيم بايد توجه زيادي رو به «استيو» جلب کنيم
.ميخواستيم داستان خودمون رو بگيم

00:23:11.399 --> 00:23:14.233
جابز» و همکلاسي دبيرستانش براي کار در اين گاراژ»

00:23:14.360 --> 00:23:16.693
.از شغل‌شون در شرکت‌هاي الکترونيکي استعفا دادن

00:23:16.821 --> 00:23:21.441
و با استفاده از قطعات کوچک سيليکوني
.يک بورد کوچيک کامپيوتري ساختند

00:23:26.789 --> 00:23:31.409
.جالبه که ماجراي گاراژ اون روزا کمتر سر زبون‌ها بود

00:23:31.586 --> 00:23:34.124
بعدها که افراد شروع کردن به نوشتن پس‌زمينه اونها

00:23:34.255 --> 00:23:39.046
.و اينجور چيزها، بيشتر بهش پرداخته شد

00:23:39.177 --> 00:23:45.174
،من اين حرف رو هم به «استيو» زدم
هم به مشتري‌هاي ديگه‌م؛

00:23:45.308 --> 00:23:49.177
گربه روي شيرواني داغ» آهنگي هست»
:که «تِوي» اون رو ميخونه و ميگه

00:23:49.312 --> 00:23:53.682
،اگر ثروتمند بودم»
در معبد مينشستم و صبح تا شام

00:23:53.816 --> 00:23:56.900
.براي حکما سخنراني ميکردم

00:23:57.028 --> 00:23:58.985
".و مهم نبود درست بگي يا غلط

00:23:59.113 --> 00:24:00.775
".ثروتمند که باشي همه فکر ميکنن خيلي سرت ميشه"

00:24:00.907 --> 00:24:02.523
در کسب و کار  فناوري هم

00:24:02.700 --> 00:24:06.535
.بايد نشون بدي که موفق هستي
.تا بتوني جايگاهي براي ديده شدن بدست بياري

00:24:06.704 --> 00:24:09.242
اين موضوع به کسب و کارهاي يک چهارم ميلياردي
.منجر شد

00:24:09.374 --> 00:24:13.334
و محبوب ترين کامپيوتر با ابعاد  ماشين تايپ رو
.که امروز در بازار موجوده به‌وجود آورده

00:24:13.461 --> 00:24:16.249
،استيو جابز
،درسته که اين ساخته دست توئه

00:24:16.422 --> 00:24:17.958
،و ازش کسب و کار راه انداختي

00:24:18.091 --> 00:24:20.549
.اما در اين حال تو يک فيلسوف هم هستي

00:24:20.718 --> 00:24:24.803
آيا اين احتمال رو هم رد نظر گرفتي
از تمام چيزها نتيجه بدي حاصل بشه؟

00:24:24.931 --> 00:24:27.264
خب، بنظروم يکي از چيزهايي که بايد
جدي بهش نگاه کرد

00:24:27.392 --> 00:24:30.100
اينه که بايد بچه‌هايي که از اين چيزها استفاده
.ميکنن رو زيرنظر بگيريم

00:24:30.228 --> 00:24:33.392
و اونچه از اين کار حاصل ميشه
.به‌هيچ عنوان آسيب رسان نيست

00:24:33.523 --> 00:24:35.014
درعوض ميبيني که اونها بلافاصله

00:24:35.191 --> 00:24:38.980
،بخش‌هايي از وجو خودشون رو بازتاب ميدن

00:24:39.112 --> 00:24:41.570
.بخش خلاق وجودي‌شون ابراز ميشه

00:24:49.539 --> 00:24:51.997
اون به دنبال کامپيوتري بود که مثل دنباله‌اي

00:24:52.125 --> 00:24:56.244
.از خويشتن افراد بنظر برسه

00:24:56.379 --> 00:25:00.293
.مردم دنبال همين بودن
و بنظرم اون هم اين مسئله رو حس کرده بود

00:25:01.426 --> 00:25:05.841
کتاب اول من درباره فرهنگ
.کامپيوتر «خويشتن دوم» نام داشت

00:25:05.972 --> 00:25:07.929
،نقل قولي که کتاب رو ازش برداشتم اين بود

00:25:08.057 --> 00:25:10.640
،زماني که به کامپيوتر فکر ميکني"

00:25:10.810 --> 00:25:14.850
بخش کوچکي از ذهن خودت رو
،در ذهن کامپيوتر ميذاري

00:25:14.981 --> 00:25:17.268
«.و ديدگاهت به خودت تغيير پيدا ميکنه

00:25:17.400 --> 00:25:23.021
،کل شرکت ما، پايه‌هاي فلسفي ما
همه

00:25:23.197 --> 00:25:27.282
.براساس يک اصل بنا شده
اين اصل اينه که چيزي بسيار خاص

00:25:27.410 --> 00:25:32.280
.و از نظر تاريخي بسيار متفاوت وجود داره

00:25:32.415 --> 00:25:36.876
.که زماني رخ ميده که يک کامپيوتر و يک فرد در کنار هم وجود دارن

00:25:38.379 --> 00:25:40.712
اين فرصت رو داشتي که با «جابز» ملاقات کني؟

00:25:40.923 --> 00:25:43.165
.بله چند بار ايشون رو ديدم

00:25:43.301 --> 00:25:45.293
از صحبت کردن با ايشون احساس کردي

00:25:45.428 --> 00:25:47.511
که واقعا ميفهمه چه کاري داره انجام ميده؟

00:25:47.638 --> 00:25:49.800
.بنظر من خوب ميدونست داره چکار ميکنه

00:25:51.017 --> 00:25:54.306
ميدونست چيزي بسيار شخصي خلق کرده

00:25:54.520 --> 00:25:57.513
که ميتونه با معرفي شدن به عنوان وسيله‌اي
.شخصي هم فروخته بشه

00:25:57.648 --> 00:26:00.231
.چيزي که براي خودت باشه

00:26:00.359 --> 00:26:04.478
.نه فقط براي خودت. اصلاً خودت بود

00:26:10.495 --> 00:26:12.737
ميشه جلوش رو نشونم بدي؟

00:26:12.914 --> 00:26:15.702
.اين همون قسمتيه که بيشتر مردم ميشناسنش

00:26:15.833 --> 00:26:19.577
.اين قسمتيه که همه به خاطر دارن
.در تبليغات

00:26:19.712 --> 00:26:23.331
.روي جلد مجله «تايم» که استيو اونو روي پاش گذاشته

00:26:26.177 --> 00:26:29.420
.همون رنگ بژ مشهوري که ديگه مثلش رو نخواهيم داشت

00:26:29.555 --> 00:26:31.217
.حتي در اون زمان هم ازش متنفر بود

00:26:31.349 --> 00:26:34.717
،ولي ديگه تا به اونجا برسيم
.يجورايي گيرش افتاده بوديم

00:26:37.647 --> 00:26:40.185
.دستگاه کوچيک و جالبي بود

00:26:44.612 --> 00:26:48.196
| «مدير مهندسي «مکينتاش |
.خيلي ناگهاني باهام تماس گرفت
.من توي «زيراکس» کار ميکردم

00:26:49.367 --> 00:26:52.326
| «مدير مهندسي «مکينتاش |
گوشي رو که برداشتم ديدم استيو جابزه

00:26:52.453 --> 00:26:55.946
،و گفت: "شنيدم آدم خوبي هستي

00:26:56.082 --> 00:26:59.496
.اما هرکاري که تا الان کردي بدرد نخوره
".بيا واسه من کار کن

00:27:00.878 --> 00:27:05.122
:اون زمان همسري داشتم که بهش گفتم
"يعني چي شده؟"

00:27:05.258 --> 00:27:06.920
"اوضاع چقدر ميتونه بد باشه؟ "

00:27:09.137 --> 00:27:11.379
.اون موقع هم متوجه نبودم که چقدر ميتونه بد باشه

00:27:15.101 --> 00:27:17.263
اولين سفر استيو به ژاپن

00:27:17.395 --> 00:27:20.433
براي اين بود که ببينه
.درمورد درايو ديسک دستگاه بايد چکار کنيم

00:27:20.565 --> 00:27:25.526
ما تاسيسات ديسک «سوني» رو
.در «آتسوگي، ژاپن» ديديم

00:27:25.653 --> 00:27:30.819
.اون علاقه زيادي به سوني داشت
.چون از نظر اون «واکمن» دستگاهي بود که دومي نداشت

00:27:36.205 --> 00:27:39.573
واکمن سوني» يک دستگاه پخش کاست استديوي کوچک»

00:27:39.750 --> 00:27:42.163
.با صدايي به واقع باورنکردني

00:27:44.964 --> 00:27:47.377
بنظرم اين اولين محصول در
طول تاريخ بشر بود

00:27:47.508 --> 00:27:50.751
.که به يک ميليارد دستگاه رسيد
.از همين‌ش خوشش مي‌اومد

00:27:51.804 --> 00:27:54.342
،يکي از چيزهايي که از نظر استيو اهميت داشت

00:27:54.473 --> 00:27:56.135
،و «جري مانوک» هم تسهيلش کرد

00:27:56.267 --> 00:27:58.680
.اين بود که همه اينجا رو امضا کردن

00:27:58.811 --> 00:28:02.304
،هم اونجا بودن
.اعضاي اوليه گروه

00:28:02.440 --> 00:28:08.983
و دستگاه رو امضا کردن
.اين امضاي استيو جابزه که اون وسطه

00:28:10.114 --> 00:28:11.946
.اسم من اينجاست

00:28:12.116 --> 00:28:13.607
.چرا اينکارو انجام دادين

00:28:13.743 --> 00:28:17.578
چون افرادي که روش کار ميکردن

00:28:17.705 --> 00:28:20.163
.خودشون رو هنرمند ميدونستن

00:28:20.291 --> 00:28:22.658
اينها افرادي هستن که اگه شرايط‌شون
جور ديگه‌اي بود

00:28:22.793 --> 00:28:27.003
،حالا يا شاعر بودن يا نقاش
اما بخاطر زمانه‌ي زندگي‌شون

00:28:27.131 --> 00:28:29.248
و ظهور اين رسانه جديد

00:28:29.383 --> 00:28:32.547
ميتونستن خودشون رو به اين شکل
.به هم نوعان‌شون نشون بدن

00:28:32.678 --> 00:28:36.046
.رسانه‌ي کامپيوتر

00:28:41.604 --> 00:28:45.223
.ما در معابد «کيوتو» مينشستيم

00:28:45.358 --> 00:28:49.728
کفش‌هامون رو دم در درمياورديم
.و همينطور مينشستيم

00:29:03.668 --> 00:29:07.332
بنظرت اين کار ديدگاه
زيبا شناسانه‌ي خاصي بهش ميداد؟

00:29:07.463 --> 00:29:11.582
.بله همينطوره
.يه جور سادگي

00:29:13.094 --> 00:29:16.053
فقط با حس کردن اون آرامش دروني

00:29:16.180 --> 00:29:20.299
که در بعضي اماکن در ژاپن
.کاملاً در دسترست قرار ميگيره

00:29:22.395 --> 00:29:25.934
.اون آدمي بود که بسيار از سکوت احساس آرامش ميکرد

00:29:36.075 --> 00:29:40.786
.استيو در نوعي بي قانوني حکمراني ميکرد
ايجاد آشفتگي آسونه

00:29:40.913 --> 00:29:44.827
،و اگه باهاش راحت باشي
.ميتوني بعنوان يک وسيله ازش استفاده کني

00:29:44.959 --> 00:29:48.123
اون از تعداد زيادي از وسايل به واقع آزار دهنده
.استفاده ميکرد

00:29:48.254 --> 00:29:52.624
.تا افراد ديگه رو هم در نقشه‌هاش دخيل کنه

00:29:52.758 --> 00:29:59.756
،آدم‌ها رو اغوا ميکرد
.ازشون بدگويي ميکرد، و ناديده‌شون ميگرفت

00:29:59.890 --> 00:30:01.597
.در عين حال با يک نفر هر سه اين کارها رو انجا ميداد

00:30:03.936 --> 00:30:07.976
،وقتي يه گروه هسته‌اي از ده آدم بزرگ داري

00:30:08.149 --> 00:30:12.610
ديگه بايد خودتون مراقب باشيد
.که چه کسان ديگه‌اي به گروه راه داده ميشن

00:30:12.737 --> 00:30:18.153
از نظر من مهم ترين کار فردي مقل من
.جذب کردن افراده

00:30:18.367 --> 00:30:21.860
استيو جابز همه مارو در جايي دور هم جمع کرد
.که هيچ قانوني نداشت

00:30:21.996 --> 00:30:26.457
.اون يک ديوانه بود. يک ديوانه نابغه
.کارش اين بود که همه‌چيزو به جنب و جوش دربياره

00:30:26.584 --> 00:30:29.918
بيشتر افراد در زندگي به آدم ميگن

00:30:30.087 --> 00:30:32.295
.که روياهاش ممکن يا عملي نيست

00:30:32.423 --> 00:30:34.460
،وقتي سنت زير 30ساله
.دوست نداري همچين حرفي بشنوي

00:30:34.592 --> 00:30:36.254
.فقط ميخواي با سرعت به سمت روياهات حرکت کني

00:30:36.385 --> 00:30:37.876
آدم از خودش ميپرسه چرا داره اينکارو انجام ميده؟

00:30:38.095 --> 00:30:39.882
من که به هيج‌وجه بخاطر استيو جابز نيست که اينکارو
.ميکنم

00:30:40.014 --> 00:30:42.597
بخاطر هدفي انجامش ميدم که فکر ميکنم خيلي بزرگتر
.و بهتر از اونه

00:30:42.725 --> 00:30:45.968
،همه ميخواستن کار کنن
.نه فقط بخاطر اينکه کاري بود که بايد انجام بشه

00:30:46.145 --> 00:30:48.512
.بخاطر اينکه چيزي بود که واقعا بهش ايمان داشتيم

00:30:48.647 --> 00:30:54.143
.ما کامپيوترهاي شخصي رو به اين صورت ميبينيم
.ما ميخوايم دنيا به اين شکل باشه

00:30:54.278 --> 00:30:56.770
و از اين طريقه که تغيير ميکنيم

00:30:56.906 --> 00:30:58.488
.ما ميدونيم که ميخوايم اوضاع چه شکلي باشه

00:30:58.616 --> 00:31:00.983
.ميخوايم مردم رو تغيير بديم
.ميخوايم تغيير به‌وجود بياريم

00:31:01.160 --> 00:31:04.153
«احساس ميکردم که کارم در «مکينتاش

00:31:04.288 --> 00:31:07.747
.اين بود که بخش رو منظم اداره کنم

00:31:07.875 --> 00:31:11.710
تا بتونيم شرايط رو از يک ور رفتن
شلوغ و پلوغ با

00:31:11.837 --> 00:31:14.545
يه مشت سخت افزار و نرم افزار

00:31:14.673 --> 00:31:17.336
.به چيزي تبديل کنيم که يجور محصول تجاري بشه

00:31:17.468 --> 00:31:20.131
.و منم همين کارو کردم
.کار دستگاه رو تموم کردم

00:31:29.021 --> 00:31:32.514
.الان سال 1984 ـه

00:31:32.650 --> 00:31:35.484
.آي‌بي‌اِم» به تهديد اصلي تبديل شد»

00:31:35.611 --> 00:31:38.570
،آي‌بي‌اِم» همه چيزو ميخواد»
و تمام سلاح‌هاش رو به سمت

00:31:38.697 --> 00:31:43.032
« آخرين مانعش به تسلط صنعت نشانه رفته: « اپل

00:31:43.160 --> 00:31:46.494
آيا «بيگ بلو» بر کل صنعت کامپيوتر تسلط پيدا ميکنه؟

00:31:46.622 --> 00:31:50.457
بر تمام عصر اطلاعات؟؟
آيا حق با «جورج اورول» بود؟

00:31:51.627 --> 00:31:55.462
سال 1984
مکينتاش
آگهي تبليغاتي سوپربول

00:31:58.592 --> 00:32:01.551
.اون تبليغ باز هم يک تضاد با «آي‌بي‌اِم» بود

00:32:01.679 --> 00:32:03.636
.اصلا هدف همين بود -
.درسته -

00:32:03.764 --> 00:32:06.222
.تماشاگران کاربران بي مغز «آي‌بي‌اِم» بودن

00:32:06.350 --> 00:32:08.216
.درسته
.براي استيو اين عالي بود

00:32:08.352 --> 00:32:12.596
.چون ميتونست نمايش آدم بده، آدم خوبه رو اجرا کنه
.و عاشق اين نقش بود

00:32:12.731 --> 00:32:16.645
،در 24 ژانويه، کامپيوتر اپل
.مکينتاش رو معرفي خواهد کرد
و بعد خواهيم ديد که چرا سال 1984
.شباهتي به کتاب 1984 نخواهد داشت

00:32:37.256 --> 00:32:38.872
،وقتي به پشت صحنه‌ها نگاه ميکنم

00:32:39.091 --> 00:32:42.505
.کنايه اين تبليغ بنظرم خيلي واضحه

00:32:42.636 --> 00:32:44.548
.امروز اپل بسيار قدرتمنده

00:32:46.348 --> 00:32:48.214
ولي حتي در سال 1984

00:32:48.392 --> 00:32:51.135
وقتي اپل خودش رو يک شرکت ضد فرهنگ عمومي
،معرفي کرد

00:32:51.312 --> 00:32:54.771
.کار کردن در اپل بسيار مشکل‌تر از «آي‌بي‌اِم» بود

00:32:56.859 --> 00:32:59.021
بنظرم اگه با بسياري از افراد در تيم
،مک» صحبت کنيد»

00:32:59.153 --> 00:33:05.150
بهتون ميگم که در طول عمرشون
.سخت‌تر از اون زمان کار نکرده بودن

00:33:05.326 --> 00:33:07.033
بعضي‌هاشون بهتون ميگن

00:33:07.286 --> 00:33:08.993
.تو عمرشون هرگز به اون خوشحالي نبودن

00:33:09.121 --> 00:33:11.033
اما فکرکنم همه‌شون بهتون بگن

00:33:11.165 --> 00:33:14.499
بي شک يکي از قدرتمندترين و عزيزترين تجربيات
درطول

00:33:14.627 --> 00:33:15.993
.زندگي‌شون بوده و هست

00:33:16.128 --> 00:33:18.962
بله همين رو گفتن -
...بنابراين -

00:33:21.759 --> 00:33:23.751
...ميدوني

00:33:25.429 --> 00:33:29.969
.بعضي از افراد تحمل چنين چيزهايي رو ندارن

00:33:35.773 --> 00:33:38.356
.من درنهايت کل زندگي‌م رو تغيير دادم

00:33:38.567 --> 00:33:40.775
.در همون دوره همسرم رو از دست دادم

00:33:40.903 --> 00:33:44.567
.فرزندانم رو از دست دادم

00:33:44.740 --> 00:33:48.450
با کار کردن در «مک» کل ساختار زندگي‌م

00:33:48.577 --> 00:33:52.571
.براي هميشه تغيير کردن

00:33:52.706 --> 00:33:54.789
چون کار خيلي سخت شده بود؟

00:33:54.917 --> 00:33:56.374
.کار که سخت بود

00:33:56.502 --> 00:33:58.539
.تعهدي هم که براي انجام کار لازم بود خيلي بالا بود

00:33:58.671 --> 00:34:01.664
من سه‌شنبه صبح ميرفتم سرکار

00:34:01.799 --> 00:34:03.665
،نصف مردم از من متنفر بودن

00:34:03.801 --> 00:34:05.417
چهارشنبه صبح برميگشتم

00:34:05.594 --> 00:34:08.177
،دوباره نصف مردم ازم متنفر بودن
.ولي اون نصفه ديگه بود

00:34:08.347 --> 00:34:10.760
.اون لباس وجهه زيادي به آدم ميداد

00:34:10.891 --> 00:34:13.599
.اينه که هميشه در تعرض بودم

00:34:16.814 --> 00:34:20.524
.اين قطعه‌ايه که نوشتيش
ميخواي بخونيش؟

00:34:21.860 --> 00:34:26.400
.مرگ استيو مرا شوکه کرد

00:34:26.532 --> 00:34:31.402
،ما براي کمي بيش از 3 سال
،از 1982 تا 1985

00:34:31.537 --> 00:34:34.245
.زمان‌هاي زيادي رو با هم بوديم

00:34:34.415 --> 00:34:38.500
.ما با هم کلي سفر به ژاپن داشتيم
.صميمي بوديم

00:34:38.627 --> 00:34:41.665
.بعد از اون، چندبار ديگه ديده بودمش

00:34:41.797 --> 00:34:44.164
.سال‌ها بود او را نديده بودم

00:34:44.341 --> 00:34:48.676
او از بسياري جهات فردي استثنايي بود
.و از جهات ديگر کاملاً معمولي

00:34:48.804 --> 00:34:52.263
اينکه مرگ او مردم را
در سرتاسر جهان غمناک کرد

00:34:52.474 --> 00:34:57.139
،در ابتدا کمي برايم تعجب برانگيز بود
.بعد بنظرم عادي اومد

00:34:57.271 --> 00:35:00.059
،«او براي آنها ترکيبي بود از«جيمز دين

00:35:00.190 --> 00:35:04.059
.پرنسس ديانا» و «جان لنون» و شايد بابانوئل»

00:35:04.194 --> 00:35:07.858
اين بابانوئل چه چيزهايي در ساکش داره؟

00:35:08.782 --> 00:35:12.651
«آي‌پاد»، «آي‌فون»
.و «آي‌پد» که وسيله‌اي کاملا شخصيه

00:35:12.786 --> 00:35:17.781
.زماني که آن را در دست ميگيري، گرمايش را حس ميکني
.زماني که تنها هستي برايت آواز ميخواند

00:35:17.916 --> 00:35:19.373
.آن را نوازش ميکني

00:35:21.879 --> 00:35:23.165
.در آن سه سال که با هم بوديم

00:35:23.297 --> 00:35:26.256
.من به اندازه يکي دو دهه تجربه کسب کردم

00:35:26.425 --> 00:35:31.796
استيو در 56سال زندگي‌اش به اندازه
.دو قرن زيست

00:35:31.930 --> 00:35:36.470
،او تمام کارهايي را که ميخواست
.انجام داد و همه را نيز با روش خودش

00:35:36.602 --> 00:35:39.470
.او تمام زندگي‌اش را تمام و کمال زيست

00:35:39.605 --> 00:35:43.064
هرچند شايد براي ما که در نزديکي او
.زندگي ميکرديم زياد گران نبود

00:35:47.613 --> 00:35:50.071
بالاخره اون دوست من بود، ميدوني؟

00:35:50.199 --> 00:35:53.317
!حالا هرقدر هم که آدم عجيبي بنظر برسه

00:35:55.621 --> 00:35:58.489
.بله، درسته
.اون يکي از شخصيت‌هاي اسطوره‌اي بود

00:35:58.624 --> 00:36:05.667
آره، آره. خيلي از اونها اينجا روي زمين
.زياد جذاب نيستن

00:36:05.798 --> 00:36:09.337
...اما لحظاتي وجود داره که ناگهان

00:36:11.095 --> 00:36:13.712
.به تنها کسي تبديل ميشن که ميتونسته انجامش بده

00:36:13.931 --> 00:36:15.297
.درسته

00:36:15.474 --> 00:36:19.093
.آره، و ما رو هم تغيير ميدن -
.درسته -

00:36:32.449 --> 00:36:35.783
،اگه مرگ وجود نداشت
.پيشرفت بسيار کمي حاصل ميشد

00:36:35.911 --> 00:36:39.325
من اطمينان دارم در ابتدا  بخشي از زندگي بدون
مرگ پيش رفته

00:36:39.498 --> 00:36:44.835
و مشخص شده زندگي بدون مرگ کارکرد چندان
.مطلوبي نداره

00:36:44.962 --> 00:36:48.330
چون جا رو براي جواناني باز نميکرد که 50سال پيش

00:36:48.507 --> 00:36:52.922
.نميدونستن دنيا چه شکليه

00:36:53.053 --> 00:36:56.763
اما امروز اون رو بدون پيش فرض ميبينن
و روياي اين رو در سر دارن

00:36:56.890 --> 00:36:59.257
.که بر اين پايه چطور خواهد شد

00:37:04.106 --> 00:37:07.190
همون لحظه‌اي که متوجه بشي متيوني زندگي
،رو بر هم بزني

00:37:07.317 --> 00:37:09.149
.قادر به تغييرش ميشي، خودت ميتوني بهش شکل بدي

00:37:09.278 --> 00:37:11.895
.اونوقته که ميخواي زندگي رو تغيير بدي و بهترش کني

00:37:12.030 --> 00:37:14.022
.چون از بسياري جهات خيلي داغونه

00:37:15.159 --> 00:37:18.243
،همين که اينکارو ياد بگيري
.ديگه مثل گذشته نخواهي بود

00:37:23.792 --> 00:37:24.999
.فقط همينجا باش

00:37:26.003 --> 00:37:30.964
.قضاوت نکن
.تلاش نکن
.دست نکش
.شروع نکن
.فقط همينجا باش

00:37:31.091 --> 00:37:32.707
.همين کافيه

00:37:36.638 --> 00:37:39.005
.کافيه که بدوني من دوسِت دارم

00:37:42.686 --> 00:37:47.306
من و استيو دو هفته بعد از شروع سال اول
.دانشکدمون در «دانشگاه ريد» با هم آشنا شديم

00:37:47.441 --> 00:37:51.651
هردوي ما کتاب «اکنون اينجا باش» رو خريده بوديم

00:37:51.820 --> 00:37:55.734
.که کتاب خيلي غيرمعمولي بود

00:37:55.866 --> 00:37:58.984
و اين کتابو همه‌جا با خودم ميبردم
.به اين اميد که کسي رو پيدا کنم تا درموردش باهاش حرف بزنم

00:37:59.119 --> 00:38:02.362
.و استيو تنها کسي بود که اون هم اين کتاب رو خونده بود

00:38:09.838 --> 00:38:11.295
،وقتي به هند رفتيم

00:38:11.423 --> 00:38:15.918
.به‌دنبال تجربيات بي نظير ميگشتيم

00:38:16.053 --> 00:38:19.592
.ما معلم مذهبي
.يا مکتب خاصي رو در ذهن نداشتيم

00:38:19.723 --> 00:38:22.841
.درنتيجه چهار ماه سفر کرديم

00:38:22.976 --> 00:38:29.940
.و تجربيات خوبي بدست آورديم
.البته تجربيات روشنگري خاص و بزرگي نداشتيم

00:38:30.067 --> 00:38:32.434
:بعدها استيو گفت

00:38:32.611 --> 00:38:35.103
ما متوجه شده بوديم که قرار نيست با کسي"

00:38:35.239 --> 00:38:37.447
".ملاقات کنيم که به ما روشنگري اعطا کنه

00:38:40.202 --> 00:38:42.410
مذهب «هيندو» آدم رو ياد

00:38:42.579 --> 00:38:46.448
.مادر «ترزا» ميندازه که به فقرا غذا ميده

00:38:46.625 --> 00:38:49.959
.اين مسيري نيست که استيو پيمود

00:38:50.087 --> 00:38:52.750
.ارزش‌هاي استيو اين چيزها نبود

00:38:55.717 --> 00:38:57.834
سال بعد از سفر هند بود که

00:38:57.970 --> 00:39:02.010
.اون با مرکز «ذن» در «لس آلتوس» مرتبط شد

00:39:02.140 --> 00:39:08.603
ذن» به خلوص، سادگي، پاکي»

00:39:09.481 --> 00:39:15.273
.پايان دادن به دوگانگي خود و زندگي اهميت ميداد

00:39:15.404 --> 00:39:18.488
.و اين چيزها خيلي براي استو جذاب بود

00:39:18.657 --> 00:39:23.322
پايه کار اينه که کناره بگيري
.و براي خودت چيزي خلق کني

00:39:23.453 --> 00:39:27.447
به هر روشي که دوست داري
.به زندگي خودت، زندگي ببخشي

00:39:28.917 --> 00:39:31.000
،استيو زماني که داشت اپل رو ميساخت

00:39:31.128 --> 00:39:34.917
.سخت دنبال يک مربي ميگشت

00:39:39.428 --> 00:39:43.217
.کوبان چينو» به مشاور روحاني جابز تبديل شد»

00:39:43.390 --> 00:39:47.725
کوبان» جابز رو تشويق کرد بجاي اينکه»
،به يک سومعه عقب نشيني کنه

00:39:47.853 --> 00:39:51.563
.در کا و زندگيش «ذن» رو پيدا کنه

00:39:51.773 --> 00:39:54.857
اما اون‌ها درباره مسير روشن‌گري
.با هم اختلاف نظر داشتن

00:40:08.123 --> 00:40:14.916
.استيو هميشه ميگفت: " من رو راهب کن
".خواهش ميکنم من رو راهب کن

00:40:15.047 --> 00:40:18.336
".ميگفتم: "نه...تا وقتي برام مدرک رو کني

00:40:20.093 --> 00:40:26.055
...23سال پيش که در کاليفورنيا زندگي ميکردم

00:40:26.183 --> 00:40:27.970
...نيمه شب

00:40:28.101 --> 00:40:32.892
.زنگ خونه‌م به صدا دراومد
.درو باز کردم و اون رو ديدم

00:40:33.023 --> 00:40:36.061
،18ساله بود

00:40:36.193 --> 00:40:39.436
.ميخواست من رو ببينه

00:40:40.489 --> 00:40:44.073
...به چشم‌هاش نگاه کردم، و

00:40:44.201 --> 00:40:48.070
.وضعيت چشماش افتضاح بنظر ميرسيد
.ولي مشخص بود ديوانه نيست

00:40:48.205 --> 00:40:51.414
.گفتم بايد باهاش صحبت کنم

00:40:51.541 --> 00:40:57.037
.براي قدم زدن اونو به مرکز شهر «لس آلتوس» بردم

00:40:58.090 --> 00:41:00.207
.تمام مغازه‌ها تعطيل بودم

00:41:00.342 --> 00:41:06.304
.يه بار به اسم «تي‌کاپ» باز بود

00:41:07.724 --> 00:41:10.842
.رفتيم و لب پيشخوان نشستيم

00:41:12.479 --> 00:41:17.725
.من قهوه ايرلندي سفارش دادم و اون آبميوه

00:41:18.986 --> 00:41:23.071
.بعد از اينکه نوشيديم شروع کرد به حرف زدن

00:41:24.241 --> 00:41:29.453
".گفت: "احساس ميکنم روشنگري به من رو کرده

00:41:29.579 --> 00:41:32.367
".نميدونم بايد باهاش چکار کنم"

00:41:35.669 --> 00:41:41.131
.گفتم اين عاليه
.خيلي عاليه

00:41:43.135 --> 00:41:45.798
.حالا بايد ببرام مدرک رو کني

00:41:50.058 --> 00:41:53.597
يک هفته بعد با يک ورقه

00:41:53.895 --> 00:41:59.107
.آهني فلزي در دستش برگشت

00:42:00.277 --> 00:42:03.941
...خيلي سيم و اينجور چيزا بهش وصل بود

00:42:04.072 --> 00:42:06.689
.من نميدونستم چيه

00:42:07.325 --> 00:42:12.286
.يه قعطه از يک کامپيوتر شخصي بود

00:42:14.041 --> 00:42:20.129
،گفت: "اين رو من طراحي کردم
".دوستم «واز» هم کمکم کرده

00:42:21.298 --> 00:42:26.510
"بهش ميگيم ليسا"

00:42:26.636 --> 00:42:28.593
".اسمشُ گذاشتم ليسا"

00:42:29.639 --> 00:42:34.851
.که اسم دخترش هم بود

00:42:36.271 --> 00:42:40.436
.اين پايه‌ي کامپيوتر اپل بود

00:42:42.360 --> 00:42:49.324
من هنوز هم مطمعن نيستم
.اين مدرک واقعي بود يا نه

00:42:49.451 --> 00:42:54.663
.اون فرد درخشاني بود
.اما بنظرم زيادي باهوش بود

00:42:59.377 --> 00:43:03.917
طرح داستان ليسا چه اهميتي داشت؟

00:43:04.049 --> 00:43:07.463
.«يه کامپيوتر بود به اسم «ليسا

00:43:07.594 --> 00:43:12.714
و همه واسشون سوال شده بود
.که اسم اين کامپيوتر رو از روي کي انتخاب کردن

00:43:14.559 --> 00:43:17.973
.من اسم کامپيوتر رو «ليسا» نذاشته بودم

00:43:18.980 --> 00:43:22.439
.«خودم هم کنجکاو بودم بدونم چرا اسمش شده «ليسا

00:43:24.027 --> 00:43:26.861
،حالا چه منصفانه بود چه نه

00:43:26.988 --> 00:43:30.356
.بنظر من يه بخش مهمي از ماجرا بود

00:43:51.304 --> 00:43:53.967
.17ساله بودم و تو محوطه نشسته بودم

00:43:54.099 --> 00:43:57.809
،اوايل بهار بود
.هم سرد بود هم گرم

00:43:57.978 --> 00:44:03.645
| نويسنده سيب گاز زده |
.که قبلا نديده بودم

00:44:03.775 --> 00:44:09.692
| نويسنده سيب گاز زده |
.باورم نميشد چقدر زيباست

00:44:09.823 --> 00:44:16.161
،خارج از محوطه شروع کرد به راه رفتن
.افتادم دنبالش

00:44:16.288 --> 00:44:19.702
:با خودم گفتم
.برم خودمو بهش معرفي کنم

00:44:20.834 --> 00:44:24.999
بعدش گفتم: برم چي بگم! چي بهش بگم؟

00:44:25.130 --> 00:44:28.339
.چند ماه بعد داشتم روي يه فيلم کار ميکردم

00:44:28.466 --> 00:44:33.962
،تمام شب رو کار کرده بوديم
.که يهو اون از توي تاريکي اومد بيررون

00:44:34.097 --> 00:44:38.637
.خيلي با اعتماد به نفس و عجيب غريب بود

00:44:38.768 --> 00:44:44.810
شلوار جين به پاش زار ميزد از بس که
.سوراخ سوراخ بود

00:44:44.983 --> 00:44:48.272
.خيلي مصمم و مصر بنظر ميرسيد

00:44:48.403 --> 00:44:53.990
.بعد يه شعر از «باب ديلان» بهم داد

00:44:54.159 --> 00:44:56.446
."بانوي غمگين‌چشم مرغزار"

00:44:59.080 --> 00:45:02.790
اون اشعار «باب ديلان» رو بازنويسي ميکرد
.تا با زندگي خودش هماهنگ بشه

00:45:05.086 --> 00:45:09.501
و بعد يه نگاهي به محوطه انداخت و

00:45:09.633 --> 00:45:13.502
...تاريکي روي صورتش سايه انداخت

00:45:14.763 --> 00:45:21.681
،يجور نگراني و تشويش و عدم توازن
.که براي من شوکه کننده بود

00:45:21.811 --> 00:45:25.555
:اون زمان اونقدر جوان بودم که با خودم فکر ميکردم
".نکنه من چيزي گفتم که ناراحت شد"

00:45:25.690 --> 00:45:28.353
.اما بعدها متوجه شدم که موضوع اين نبوده

00:45:28.485 --> 00:45:30.477
.اين بخشي از ماهيت وجودي اون بود

00:45:30.612 --> 00:45:33.275
،يکي از چيزهايي که من جذبش شدم همين بود

00:45:33.406 --> 00:45:36.274
.که در درونش اتفاقات زيادي در جريان بود

00:45:39.746 --> 00:45:43.831
،استيو آدم رمانتيکي بود
.و واقعا عاشق «کريستين» بود

00:45:44.000 --> 00:45:47.334
،بنظرم اون يک نيروي اغواگر در زندگي استيو بود

00:45:47.462 --> 00:45:54.005
و خواست قلبي استيو اين بود
.که نميخواست اونو پس بزنه

00:45:54.135 --> 00:45:56.422
و اصلي‌ترين چيز و اولويت شماره يک استيو

00:45:56.554 --> 00:46:00.093
.اين بود که يه تکوني به «اپل» بده

00:46:00.225 --> 00:46:03.684
.براي همين نميخواست روي چيز ديگه‌اي تمرکزکنه

00:46:05.230 --> 00:46:08.268
،من در ژوئن سا 77 بهشون ملحق شدم

00:46:08.400 --> 00:46:13.520
.و ستايي يه خونه در «کوپرتينو» اجاره کرديم

00:46:15.282 --> 00:46:19.401
.اپل داشت پا ميگرفت
.من و استيو دوباره داشتيم عاشق هم ميشديم

00:46:19.536 --> 00:46:22.153
.اما حالا بالا و پايين‌هامون خيلي زياد شده بود

00:46:22.289 --> 00:46:26.624
جوري بود که من احساس عدم امنيت ميکردم
،چون اون نامهربوني ميکرد

00:46:26.751 --> 00:46:30.165
.ولي باز به هم چسبيده بوديم

00:46:32.549 --> 00:46:36.042
نميدونستم با سرعت ذهن استيو
و اون سرعتي که چيزهاي منفي رو

00:46:36.177 --> 00:46:39.295
.به من نسبت ميداد بايد چکار کنم

00:46:39.472 --> 00:46:44.934
و زماني که متوجه شدم
،بايد رابطه‌مون رو تموم کنم

00:46:48.565 --> 00:46:51.478
.و اين ارتباط جواب نميده

00:46:51.609 --> 00:46:57.571
«و نميخوام کنار اين آدم‌ها يعني «دنيل
.و يا حتي استيو باشم

00:46:57.699 --> 00:47:03.320
.و اينطوري فايده‌اي نداره
.همون موقع بود که حامله شدم

00:47:04.873 --> 00:47:07.866
زماني که به استيو گفتي باردار شدي
چه اتفاقي افتاد؟

00:47:10.920 --> 00:47:13.583
.در اتاق غذا خوري ماجرا رو به استيو گفتم

00:47:13.840 --> 00:47:18.926
.استيو دندوناشُ بهم چسبوند

00:47:19.179 --> 00:47:22.923
...و با عصبانيت

00:47:23.099 --> 00:47:26.137
،مثل يه نوجوون از اتاق رفت بيرون

00:47:26.269 --> 00:47:27.805
.و درو به هم کوبيد

00:47:39.032 --> 00:47:41.274
.اون باردار شد

00:47:41.409 --> 00:47:46.495
:و استيو يه‌بند ميگفت
.بچه من نيست. بچه من نيست"

00:47:46.623 --> 00:47:49.161
".بچه من نيست

00:47:49.334 --> 00:47:53.954
.هرچند که اين حرف معقولي نبود

00:47:55.965 --> 00:47:59.458
«3روز بعد از تولد «ليسا
.استيو پيداش شد

00:47:59.594 --> 00:48:02.302
...ما با هم توي يه دشت نشسته بوديم

00:48:02.430 --> 00:48:05.423
و درباره‌ي اسمي که هر دو روش

00:48:07.477 --> 00:48:10.811
.توافق داشته باشيم بحث ميکرديم

00:48:10.939 --> 00:48:13.602
.ميدونست که خودش پدر بچه‌ست

00:48:15.193 --> 00:48:19.938
،«ميخواست اسمشُ بذاره «کلر

00:48:20.073 --> 00:48:23.783
،و من نميخواستم اسمش «کلر» باشه
،چون زيادي شبيه اسم «کلارا» بود

00:48:23.910 --> 00:48:25.572
.که مادر استيو بود

00:48:25.703 --> 00:48:27.319
،خلاصه، کتاب رو زير و رو ميکرديم

00:48:27.455 --> 00:48:29.617
،داشتيم روي همه اسما فکر ميکرديم

00:48:29.749 --> 00:48:32.332
!«که من آخرش گفتم «ليسا

00:48:33.628 --> 00:48:37.963
!گفت: آره
.هردو عاشق اين اسم شديم

00:48:38.091 --> 00:48:44.759
اما بعدا متوجه شدم که قصد داشته
که اسم يه خط کامپيوترهاش

00:48:44.889 --> 00:48:47.051
.«يا کامپيوتر بعديش رو بذاره «کلر

00:48:47.225 --> 00:48:50.559
.تازه بعدا اينو متوجه شدم

00:48:50.687 --> 00:48:55.899
خلاصه برگشته بود به اپل و اين
.اسم رو به «ليسا» تغيير داده بود

00:49:01.823 --> 00:49:04.861
اينکه کسي همچين

00:49:04.993 --> 00:49:11.957
.هوش و تخيل و جسارت رو داشته باشه
که اينطوري

00:49:12.083 --> 00:49:16.999
که استيو اين نام گذاري رو انجام داد
روي کامپيوتر اسمي بذاره و فکر کنه

00:49:17.130 --> 00:49:23.001
،کسي سر در نمياره
.چيزهاي زيادي از شخصيت اين آدم رو نشون ميده

00:49:25.513 --> 00:49:29.507
اين يه داستان بسيار پر معناس

00:49:29.642 --> 00:49:33.477
و به روشن کردن ابعاد شخصيتي اين فرد
.کمک زيادي ميکنه

00:49:41.529 --> 00:49:45.489
مادري که من رو به‌دنيا آورد
،يک دانشجو جوان بي‌شوهر بود

00:49:45.617 --> 00:49:48.485
و تصميم گرفت من رو براي فرزندخواندگي
.به کسي بسپاره

00:49:48.620 --> 00:49:50.327
،همه‌چيز آماده بود که

00:49:50.455 --> 00:49:53.948
يک وکيل و همسرش
.من رو به فرزندي بپذيرن

00:49:54.083 --> 00:49:56.075
،ولي وقتي به‌دنيا اومدم

00:49:56.252 --> 00:50:00.087
اونا در آخرين لحظه به اين نتيجه رسيدن
.که ترجيح ميدن دختر داشته باشن

00:50:00.256 --> 00:50:02.669
درنتيجه نصف شب به پدر و مادرم که
اسم‌شون در ليست

00:50:02.842 --> 00:50:05.755
،انتظار بوده زنگ ميزنن
و ميگن که

00:50:05.970 --> 00:50:09.839
"به‌طور غيرمنتظره‌اي يک نوزاد پسر داريم، ميخوايدش؟"

00:50:09.974 --> 00:50:12.307
"اونها هم ميگن، "معلومه

00:50:13.311 --> 00:50:15.644
مادري که من رو به دنيا آورد بعدا متوجه شد

00:50:15.772 --> 00:50:18.355
که مادرم هيچوقت از دانشگاه نشده

00:50:18.525 --> 00:50:21.484
.و پدرم هيچوقت از دبيرستان فارغ‌التحصيل نشده

00:50:21.653 --> 00:50:25.738
براي همين هم حاضر نشد
.اوراق نهايي فرزندخواندگي رو امضا کنه

00:50:25.865 --> 00:50:27.731
تازه چند ماه بعد وقتي پدر و مادرم بهش

00:50:27.867 --> 00:50:31.827
.قول دادن که من رو به دانشگاه بفرستن قانع شد

00:50:32.038 --> 00:50:34.826
.اين شروع زندگي من بود

00:50:38.044 --> 00:50:41.788
يک تضاد ديگه درمورد اون اين بود
که از اينکه اون رو

00:50:41.923 --> 00:50:44.666
،براي فرزندخواندگي سپرده بودن عصباني بود

00:50:44.801 --> 00:50:47.635
.و در کودکي ميخواست راه ديگه‌اي رو بره

00:50:47.762 --> 00:50:50.220
.بله، تضاد خيلي بزرگيه

00:50:50.390 --> 00:50:55.602
،حتي اولين بار که من استيو رو ديدم
اين مسئله فرزندخواندگي هنوز

00:50:55.728 --> 00:51:01.690
.مسئله احساسي بزرگي در زندگي‌ش بود

00:51:01.818 --> 00:51:05.607
يادمه همينجا روي چمن ايستاده بودم

00:51:05.738 --> 00:51:09.948
و به «ليسا مک‌مويلر» که اون طرف خيابون زندگي ميکرد
،گفتم من فرزندخونده هستم

00:51:10.076 --> 00:51:14.116
:گفت
"اين يعني پدر و مادر واقعيت تو رو نمي‌خواستن؟"

00:51:14.247 --> 00:51:17.115
.واي بد صاعقه‌اي بهم زد
.يادم مياد دويدم و رفتم توي خونه

00:51:17.250 --> 00:51:21.335
،فکر کنم گريه هم ميکردم
.از پدر و مادرم همين سؤال رو پرسيدم

00:51:21.462 --> 00:51:23.374
:منو نشوندن و گفتن
.نه، اشتباه متوجه شدي"

00:51:23.506 --> 00:51:26.624
".ما گشتيم و مخصوصا تو رو انتخاب کرديم

00:51:29.095 --> 00:51:33.339
اين بي‌شک يک تصوير بسيار تعيين کننده در
،زندگي اون بود

00:51:33.516 --> 00:51:36.759
اينکه هم طرد شده بود
.و هم اينکه خاص بود

00:51:39.689 --> 00:51:41.772
.آي‌پي‌او» مربوط به نوامبر 1980 بود»

00:51:41.899 --> 00:51:45.267
،تا تابستان 1980
،ديگه مشخص شده بود که اين اتفاق ميافته

00:51:45.403 --> 00:51:48.487
و سرمايه خالص استيو از 10 ميليون

00:51:48.615 --> 00:51:51.232
.به حدود 200 ميليون ميرسه

00:51:51.409 --> 00:51:56.655
بنظرم اون اين فرصت رو داشت که کاملا
.خودش رو از نو بسازه

00:51:57.874 --> 00:52:02.164
،در بازسازي خودش
.بعضي از افرادي رو که بهش کمک کرده بودن رو رها کرد

00:52:03.129 --> 00:52:04.961
،واز» هيچ استعدادي در مديريت نداشت»

00:52:05.089 --> 00:52:09.254
براي همين اپل رو با يه بسته بزرگ سهام
.و مستمري مادام‌العمر ترک کرد

00:52:10.178 --> 00:52:14.468
.دنيل کاتکي» يکي از اولين کارمندان اپل بود»

00:52:14.599 --> 00:52:17.467
در مسير «آي‌پي‌او» (همون بازار سهام)، يکي
از کارمندان اجرايي اپل

00:52:17.602 --> 00:52:20.561
پيشنهاد کرد که هر ميزان سهامي رو که
.استيو دريافت ميکنه به «دنيل» هم بدن

00:52:20.688 --> 00:52:24.898
:استيو جواب داد
.باشه پس. هيچي بهش نميدم"

00:52:29.072 --> 00:52:33.442
جابز همچنين فرصتي گير آورده بود که تاريخچه رو
.با «کريستين» از نو بنويسه

00:52:33.576 --> 00:52:38.196
او داستاني درست کرد که در اون ميگفت
،کريستين» شرکاي جنسي زيادي داشته»

00:52:38.331 --> 00:52:40.288
و بعد ادعا کرد که خودش عقيم‌ـه

00:52:40.458 --> 00:52:45.169
و درنتيجه از نظر فيزيکي امکانش وجود نداره
.که بتونه بچه‌دار بشه

00:52:48.675 --> 00:52:53.170
،يک زن با يک بچه
.من تهديد بزرگي براشون محسوب ميشدم

00:52:53.304 --> 00:52:56.638
:اگه برميگشت و ميگفت
،من نميتونم انجامش بدم، ولي بذا کمکت کنم"

00:52:56.766 --> 00:52:59.884
".چون ميتونم توي اينکار مفيد باشم

00:53:00.019 --> 00:53:02.011
...اونوقت

00:53:02.188 --> 00:53:04.771
.خيلي چيزها جبران ميشد

00:53:04.899 --> 00:53:09.109
اما بنظر ميرسيد که اصلا اين چيزها
.براش مطرح نيست

00:53:10.571 --> 00:53:14.281
زماني که به دستور دادگاه آزمايش دي‌ان‌اي انجام شد
،و ثابت شد پدر بچه‌ست

00:53:14.450 --> 00:53:17.693
.او از جدال با «کريستين» در دادگاه دست برداشت

00:53:17.870 --> 00:53:19.702
،در آن زمان «کريستين» کمک‌هاي دولتي دريافت ميکرد

00:53:19.872 --> 00:53:24.958
جابز با بي ميلي پذيرفت که هرماه
.500دلار به عنوان نفقه براي بچه پرداخت کنه

00:53:26.462 --> 00:53:30.832
،زماني که ارزش اپل همگاني شد
.دارايي او نزديک به 200 ميليون دلار بود

00:53:30.967 --> 00:53:33.710
،استيو بسيار موفق بود

00:53:33.845 --> 00:53:37.509
و با اين‌حال رفتار بدي با
.افراد بسياري داشت

00:53:37.682 --> 00:53:41.926
مگه براي موفق شدن چقدر بايد عوضي بود؟

00:53:42.061 --> 00:53:44.018
پيام اخلاقي اين داستان چيه؟

00:53:44.147 --> 00:53:46.389
.سلام. من «مکينتاش» هستم

00:53:46.566 --> 00:53:50.276
با افتخار مردي رو معرفي ميکنم

00:53:50.403 --> 00:53:53.692
.که براي من همچون پدر بوده است
«استيو جابز»

00:54:14.677 --> 00:54:17.545
.اون نميدونست معناي ارتباط واقعي چيه

00:54:19.182 --> 00:54:24.268
براي همين هم به بخشي از فناوري‌اي
.تبديل شده بود که جهان رو به‌ هم مرتبط ميکرد

00:54:25.188 --> 00:54:27.054
متوجه معني‌ش ميشين؟

00:54:29.025 --> 00:54:32.735
.استيو نوع ديگه‌اي از ارتباطات رو خلق کرد

00:54:39.035 --> 00:54:41.072
.ديشب چشم روي هم نذاشتم

00:54:41.245 --> 00:54:47.412
زماني که استيو جابز
داره «آي‌فون» رو معرفي ميکنه

00:54:47.585 --> 00:54:52.922
:اون جنبه از احساسش ديده ميشه که داد ميزنه
".من عاشق اين وسيله‌م"

00:54:53.049 --> 00:54:54.631
اين بينظير نيست؟

00:54:54.842 --> 00:55:01.430
،اون وسايلش رو خيلي دوست داشت
.اما خودش بين مردم چنان دوست‌داشتني نبود

00:55:01.599 --> 00:55:03.807
.آدم مهربوني نبود

00:55:03.935 --> 00:55:06.518
،اولا که به زن‌بازي مشهور بود

00:55:06.646 --> 00:55:07.932
و درضمن معروف بود که

00:55:08.064 --> 00:55:13.059
به هيچکسي
.اهميت نميده و آدم سرسخت و خشنيه

00:55:14.153 --> 00:55:19.114
مردم هم بخاطر شخصيت‌ش باهاش ارتباط
.برقرار نميکردن

00:55:19.242 --> 00:55:22.076
.مردم رابطه خاصي باهاش نداشتن

00:55:22.203 --> 00:55:25.947
يچيزي از کتاب
«اکنون اينجا باش»
.از «رام داس» يادم مياد

00:55:26.082 --> 00:55:30.326
بعد از اينهمه سال

00:55:30.461 --> 00:55:34.751
،اينه که زماني کسي به روشنگري ميرسه

00:55:36.259 --> 00:55:40.128
ولي زماني اين اتفاق براش ميوفته که هنوز
...به "من" خودش وابستگي داره

00:55:41.264 --> 00:55:46.100
.اسم اين وضعيت «زنجير طلايي»ـه

00:55:49.063 --> 00:55:52.022
.و بنظرم اين همون اتفاقيه که براي استيو افتاد

00:55:53.484 --> 00:55:59.606
...اون به شکوه، بزرگي و روشنگري رسيد، اما

00:56:01.242 --> 00:56:03.108
...اما اون

00:56:04.120 --> 00:56:05.531
.خرابش کرد

00:56:08.457 --> 00:56:11.040
استيو جابز خرابش کرد؟

00:56:11.168 --> 00:56:14.707
چند نفر در دنيا اين حرف رو باور ميکنن؟

00:56:14.839 --> 00:56:18.048
.او محصولاتي درست کرد که همه عاشقش بودن

00:56:18.217 --> 00:56:22.803
.اون موفق‌ترين کارآفرين عصر کامپيوتر بود

00:56:22.930 --> 00:56:25.843
چطور کسي ميتونه بگه که اون ميتونه چيزي رو خراب کنه؟

00:56:27.685 --> 00:56:30.143
.کارآفرين فرديه که ميخواد تکوني به همه‌چيز بده

00:56:30.271 --> 00:56:34.060
،ميخواد همه‌چيز رو عوض کنه
.کسي که يه روش بهتر واسه همه‌چي سراغ داره

00:56:34.191 --> 00:56:37.559
.اما اين شخص از اون کساييه که کُفرت رو بالا ميارن

00:56:37.737 --> 00:56:40.650
کامپيوتر «اپل» از شريک بنيانگذار و رئيس سابقش
.استيو جابز» شکايت کرد»

00:56:40.781 --> 00:56:43.319
.تا مانع يک شرکت رقيب به دست اون بشه

00:56:43.451 --> 00:56:48.037
جابز هفته گذشته در نبردي تلخ با هيئت مديره
.و مديران شرکت، از اپل استعفا داد

00:56:48.164 --> 00:56:49.746
.اپل» درحال سازماندهي مجدد خودشه»

00:56:49.874 --> 00:56:53.663
«جان اسکالي» شرکت رو از «استيون جابز»
.تحويل گرفت

00:56:53.794 --> 00:56:56.662
.درباره جدايي‌تون از اپل برامون بگيد

00:56:56.839 --> 00:57:01.049
.خب، خيلي دردناک بود
.زياد هم دوست ندارم درمورد حرف بزنم

00:57:04.430 --> 00:57:06.843
اصلا چي ميتونم بگم؟
!آدم نامناسبي رو استخدام کردم

00:57:06.974 --> 00:57:09.432
&lt;منظورتون «اسکالي»ـه -
.آره -

00:57:09.560 --> 00:57:15.682
و... اون همه چيزهايي رو که من 10سال
.براي رسيدن بهشون تلاش کرده بودم رو از بين برد

00:57:30.915 --> 00:57:35.205
بعد از ترک «اپل» در سال 1985 چي‌کار کردين؟

00:57:35.378 --> 00:57:39.167
.دو شرکت تاسيس کردم

00:57:39.298 --> 00:57:41.164
يکي کارش رو

00:57:41.300 --> 00:57:46.546
با خريد بخش گرافيک کامپيوتري
لوکاس فيلم» شروع کرد»

00:57:46.722 --> 00:57:49.465
.اسمش رو به «پيکسار» تغيير داديم

00:57:49.600 --> 00:57:53.139
.پيکسار» رو «ديسني» خريد»

00:57:53.270 --> 00:57:56.559
.من در هيات مديره شرکت «والت ديسني» عضويت دارم

00:57:57.775 --> 00:58:00.392
.اونيکي هم اسمش «نکست» بود

00:58:02.947 --> 00:58:06.065
، «آيا اون از ترک يا به عبارتي طرد شدن از «اپل

00:58:06.200 --> 00:58:08.317
کينه‌اي به دل گرفته بود؟

00:58:08.452 --> 00:58:13.368
...آيا استيو حالا ديگه توي طبيعت وحش افتاده بود؟آيا اون

00:58:13.499 --> 00:58:15.456
گمون نميکنم خودش اصلا
.احساس ميکرد که اونجا افتاده باشه

00:58:15.584 --> 00:58:19.498
.بنظرم حس ميکرد که در مسير درست قرار گرفته
.انگار که يه ماموريتي داشت

00:58:19.630 --> 00:58:21.587
کجا داريم ميريم؟

00:58:21.757 --> 00:58:24.340
در سال 1986، بعد از اينکه اپل رو ترک کرد

00:58:24.468 --> 00:58:27.302
،و در مسير آغاز شرکت خودش بود

00:58:27.513 --> 00:58:30.631
اسکواير» قانعش کرد که يک هفته از وقتش رو»
.به يه خبرنگار اختصاص بده

00:58:30.808 --> 00:58:33.391
،من يک هفته رو با استيو سپري کردم

00:58:33.519 --> 00:58:36.853
،خيلي باهاش صحبت ميکردم
،با هم شام ميخورديم، در جلساتش شرکت ميکردم

00:58:36.981 --> 00:58:41.442
و «جابز» رو به شکل واقعي اون زمانش
.از نزديک ديدم

00:58:41.569 --> 00:58:44.812
...ولي خب، قبول دارم
.ميخوام يکم عقب نشيني کنم

00:58:44.947 --> 00:58:46.483
:بالاخره يکي بايد بگه که

00:58:46.615 --> 00:58:49.733
،ما ميتونيم اينکارو انجام بديم"
،ميتونيم اينو به واقعيت تبديل کنيم

00:58:49.869 --> 00:58:53.158
".و سطح توانايي ما براي دستاوردي 16 ماهه اينجاست

00:58:53.289 --> 00:58:55.656
،ولي اون فقط ميگفت هرچيزي که

00:58:55.833 --> 00:58:58.246
".از يه پورت «مک آتر» بيشتر باشه روبايد فراموش کرد"

00:58:58.377 --> 00:59:00.164
.و پسر، اين حرفش باعث ميشد دود از کله‌م بلند شه

00:59:00.296 --> 00:59:02.834
،اگه در جلسه‌اي کسي مي‌گفت

00:59:03.007 --> 00:59:07.297
"من يه ايده عالي دارم"
،اما وقتي مطرحش ميکرد و اون ازش خوشش نميومد

00:59:07.428 --> 00:59:09.715
.همونجا اين آدم رو با خاک يکسان ميکرد

00:59:09.889 --> 00:59:11.881
ولي مشکلي که من دارم اينه که

00:59:12.016 --> 00:59:14.975
،اولا آيا همه باور ميکنن که کار بزرگ شروع شده

00:59:15.102 --> 00:59:16.809
و دوماً زماني که بخش نرم افزار در تابستان

00:59:16.937 --> 00:59:19.054
،يا بهار 87 اعلام کرد که چه کارهايي ازش ساخته‌س

00:59:19.190 --> 00:59:20.431
آيا واقعا حقيقت رو ميگفت؟

00:59:20.608 --> 00:59:22.816
«خب، «جورج
!من که نميتونم دنيارو تغيير بدم

00:59:22.943 --> 00:59:25.105
ازم ميخواي چيکار کنم؟؟ راه حلت چيه؟

00:59:25.237 --> 00:59:26.899
،نه، ولي ميدوني
...درسي که از اين جريان ميگيرن اينه که

00:59:27.031 --> 00:59:29.318
.اونچه من ميخوام احتمالا اهميتي نداره

00:59:29.450 --> 00:59:31.567
.بايد واقعيت‌هاي اينجا رو درنظر گرفت

00:59:31.702 --> 00:59:35.036
.چه از نظر روان‌شناختي و چه بازار

00:59:35.164 --> 00:59:39.124
اين چيزها همه در قضاوت شخصي من
.نقش بازي ميکنن

00:59:39.251 --> 00:59:42.119
و من فکر ميکنم
.اين فرصت محدوديه که در اختيار ما قرار گرفته

00:59:42.254 --> 00:59:44.712
.و ما خوش شانسيم که اين فرصت رو داريم
.هيچکس همچين کاري رو نکرده

00:59:44.882 --> 00:59:47.124
.اين فرصت عاليه
.ما 18 ماه وقت داريم

00:59:48.177 --> 00:59:52.046
.مقاله درباره افرادي بود که ديوانه کار کردن هستن

00:59:52.181 --> 00:59:54.924
و استيو جابز در اين زمينه ديوانه آدمي بود
.که به ذهنم ميرسيد

00:59:55.142 --> 00:59:57.225
براي همين بود که ميخواستم درباره
.اون بنويسم

00:59:57.353 --> 01:00:00.061
.اتصالات قطعه اول رو چندبار درست کردين

01:00:00.189 --> 01:00:01.976
.ميدوني، مثل راهبي درميان کشيش‌ها

01:00:02.108 --> 01:00:05.226
رابطه اين ساعات کاري افراطي

01:00:05.361 --> 01:00:08.274
24ساعته‌ي 7روز هفته و اين زندگي رهباني چيه؟

01:00:08.405 --> 01:00:12.240
آيا اون اينطور خودش رو وقف کرده بود؟

01:00:12.368 --> 01:00:17.159
،ببين... خب
بيشتر مردم اينطوري به شکل دغدغه‌مند

01:00:17.289 --> 01:00:19.576
.خودشون رو کاملا وقف يک چيز نميکنن

01:00:20.918 --> 01:00:28.633
،درست مثل يک راهب
.فرد براي اينکار بايد مسائل فردي رو کنار بذاره

01:00:28.759 --> 01:00:32.093
و استيو جابز دقيقا به شيوه‌اي
.مثبت اين خصلت رو داشت

01:00:32.094 --> 01:00:44.894
<c.cyan>|   مـــترجـــم   |
.::::    عـــلـــی حـــیـــدری   ::::.
ــــــــــــــــــــــــــــ</c>

01:00:46.777 --> 01:00:48.894
جابز صحبت از تبديل شدن به يک راهب رو کرده بود

01:00:49.029 --> 01:00:53.069
«اون هم در اين معبد دور افتاده «ذن» که «کوبان‌چينو
.در آنجا درس خونده بود

01:00:59.915 --> 01:01:02.407
.نميفهميدم از چه چيزي خوشش اومده

01:01:05.546 --> 01:01:10.587
آيا نظم و انضباظ راهب‌ها رو دوست داشت؟
يا تمرکز خدشه ناپذيرشون رو؟

01:01:29.041 --> 01:01:31.821
در تمرینات جابز دوست داشت ذهن خودش و کاوش کنه

01:01:31.822 --> 01:01:33.779
.و نحوه کارکرد اون رو تغيير بده

01:01:33.949 --> 01:01:36.566
تمرکزش روي روح اشياء بود

01:01:36.702 --> 01:01:39.866
.و در دستگاه‌هايي که ميساخت به دنبال کمال بود

01:01:40.748 --> 01:01:44.412
اما از نظر «کوبان» جابز
.اصل مطلب رو از قلم انداخته

01:01:44.585 --> 01:01:47.953
اينکه جستجو به دنبال کمال براش هرگز
آرامش يا هماهنگي

01:01:48.088 --> 01:01:50.671
.با افراد اطرافش رو بهمراه نداشت

01:01:52.968 --> 01:01:56.837
.اما هماهنگي چيزي بود که جابز در ژاپن به دنبالش ميگشت

01:01:58.682 --> 01:02:03.097
،او ده‌ها بار به اونجا رفت
.نه فقط براي کسب و کار

01:02:03.229 --> 01:02:06.393
،اون در هتل‌هاي گران قيمت ميموند
،«نه در معابد «ذن

01:02:06.523 --> 01:02:09.732
اما درست در پايان کارش مدا در تلاش بود
.که به اونجا برگرده

01:02:15.908 --> 01:02:18.651
.اون با «لورن پاول» آشنا و بعدها ازدواج کرد

01:02:18.786 --> 01:02:21.529
جابز 3تا از 4فرزندش از جمله «ليسا» رو

01:02:21.664 --> 01:02:23.496
.به اونجا ميبرد

01:02:26.085 --> 01:02:29.249
،رابطه استيو با «ليسا» پر از مشکل باقي موند

01:02:29.463 --> 01:02:34.174
،اما چندسال قبل از مرگ جابز
.ليسا» از يک لحظه آشتي نوشت»

01:02:36.512 --> 01:02:40.677
،من پيش اون زندگي نميکردم
،ولي خودش گاهي به خونه‌مون سر ميزد

01:02:40.891 --> 01:02:44.601
براي چند دقيقه يا چند ساعت کوتاه گويي يکي خدايان
.درميان ما بود

01:02:46.146 --> 01:02:49.264
اون توي گياه‌خواري بسيار سخت‌گيرتر از من و مادرم
بود

01:02:49.400 --> 01:02:51.357
.و بسيار سر اين مسئله متمرکز بود

01:02:51.485 --> 01:02:55.604
يه روز وقتي شنيد توي سوپ کره هست
.هرچي توي دهنش بود رو تف کرد بيرون

01:02:55.739 --> 01:02:59.949
.وقتي پيشش بودي ميتونستي انواع سالادها رو بخوري

01:03:01.370 --> 01:03:05.159
اون اعتقاد داشت بهترين محصول از منابع
.لم‌يزرعه که بدست مياد

01:03:05.291 --> 01:03:07.328
.همچون لذتي که از خودداري حاصل ميشه

01:03:07.459 --> 01:03:11.669
اون معادلاتي رو بلد بود که بيشتر مردم
.چيزي ازشون نميدونستن

01:03:11.797 --> 01:03:14.585
.اينکه چيزها به عکس خودشون تبديل ميشن

01:03:16.218 --> 01:03:19.757
اما زماني که من رو با خودش به يک سفرکاري در
توکيو» برد»

01:03:19.888 --> 01:03:23.973
به بار سوشي در زيرزمين هتل «اکورا» رفتيم

01:03:24.101 --> 01:03:28.846
.که سقف خيلي بلند و مبل‌هاي کوتاهي داره
«مثل صحنه‌اي از فيلم‌هاي «هيچکاک

01:03:28.981 --> 01:03:33.271
اون بزرگترين سيني‌هاي سوشي «اوناگي» و برنج
.و مار ماهي سرخ کرده سفارش داد

01:03:33.402 --> 01:03:37.442
.اونقدر زياد سفارش بود که مشخص بود نميتونستيم همشو بخوريم

01:03:37.573 --> 01:03:40.941
.وليي انگار ميخواستيم مطمعن بشيم که تموم نميشن

01:03:41.118 --> 01:03:44.111
،اين اولين باري بود که من کنارش آرامش

01:03:44.246 --> 01:03:48.160
.و رضايت داشتم
اين سيني‌هاي گوشت و فراواني

01:03:48.292 --> 01:03:53.003
شبيه ارتباط و گرمايي بودن
که بعد از اون همه سالاد سرد ميومدن

01:03:53.172 --> 01:03:58.463
به اين معنا بود که فضايي که تا پيش از اين
.خارج از دسترس بوده، الان باز شده

01:03:58.594 --> 01:04:01.302
،اون کمتر سرسخت بنظر ميومد

01:04:01.430 --> 01:04:05.174
حتي شبيه يه انسان شده بود
،زير اون سقف بلند و صندلي‌هاي کوتاه

01:04:05.392 --> 01:04:07.554
.درکنار گوشت و من

01:04:09.605 --> 01:04:14.600
.اما اين قضيه ادامه پيدا نکرد
.بعد از اون به خونه و به سراغ سالاد‌هامون برگشتيم

01:04:14.735 --> 01:04:18.695
حالا که گزينه‌ي ديگه‌اي رو هم ديده بودم
.اين کمتر راضيم ميکرد

01:04:24.244 --> 01:04:27.863
درنهايت چه اتفاقي براي «نکست» افتاد؟ -
.اپل» خريداريش کرد» -

01:04:27.998 --> 01:04:33.289
چه سالي؟ -
.فکر ميکنم سال 1997 -

01:04:33.462 --> 01:04:37.923
،زماني که اپل «نکست» رو خريد
.اپل حسابي بهم ريخته بود

01:04:38.050 --> 01:04:39.791
.براحتي ميشد ديد اين مسئله رو

01:04:39.927 --> 01:04:41.043
«کامپيوتر «اپل

01:04:41.178 --> 01:04:43.465
پيشگامي در کامپيوترهاي شخصي و کسب و کار
نرم افزار

01:04:43.597 --> 01:04:44.883
.وارد دوران سختي شده

01:04:45.015 --> 01:04:46.347
،در دوره‌اي 3 ماهه

01:04:46.475 --> 01:04:50.435
.سود اپل بيش از 50 ميليون دلار کاهش يافت

01:04:50.562 --> 01:04:54.397
در فصل اخير اپل با ضرر بسيار و کاهش شديد سود
،رو به رو بوده که

01:04:54.525 --> 01:04:56.642
.که اين شرکت رو به سمت تغيير مالکيت سوق ميده

01:04:56.777 --> 01:04:59.645
«استيو جابز» به همراه «استيو وازنياک»
،اپل رو بنيانگذاري کردن

01:04:59.780 --> 01:05:02.363
،و در روز جمعه
«اپل بار ديگه با برگردوندن «جابز

01:05:02.491 --> 01:05:04.232
به عنوان مشاور، به ريشه‌هاش بازگشت

01:05:04.368 --> 01:05:06.655
تا يکي از شگفت‌آورترين فصل‌هاي کتاب
«سيليکون ولي»

01:05:06.870 --> 01:05:08.486
.به رشته تحرير دربياد

01:05:08.622 --> 01:05:09.954
استيو

01:05:20.467 --> 01:05:23.960
.من در فوريه سال 97 به شرکت ملحق شدم

01:05:24.096 --> 01:05:27.464
.بعد از چند روز کاملا شوکه شده بودم

01:05:29.810 --> 01:05:33.520
| سرپرست سخت‌افزار |
1997-2006
.و اوضاع به‌هم ريخته بود

01:05:33.647 --> 01:05:36.811
نکست» تازه خريداري شده بود»

01:05:36.942 --> 01:05:39.025
.و تغييرات بزرگي درحال انجام بود

01:05:39.236 --> 01:05:43.651
،در اون زمان استيو هم نقشي داشت
.اما در حاشيه بود

01:05:43.782 --> 01:05:46.570
،من 10ساله که اينجا نبودم

01:05:46.702 --> 01:05:50.446
.بنابراين، احساس جالبي دارم

01:05:50.622 --> 01:05:53.239
،يخورده عجيب هست
.ولي برام غريبه نيست

01:05:53.375 --> 01:05:54.832
،در همون زمان بود

01:05:54.960 --> 01:05:57.953
که شروع کردن به گشتن دنبال يک
.مديرعامل تمام وقت

01:05:58.088 --> 01:06:00.330
.و در اون زمان استيو مشارکت‌ش خيلي بيشتر شد

01:06:00.466 --> 01:06:01.752
.هنوز مديرعامل نبود

01:06:01.884 --> 01:06:05.343
بنظرم خودش هم صددرصد مطمعن نبود
.که ميشه شرکت رو نجات داد يا نه

01:06:05.471 --> 01:06:08.054
.و به‌همين خاطر يکم آروم قدم برميداشت

01:06:08.223 --> 01:06:12.843
اون بايد دراين مورد تصميم ميگرفت
که آيا واقعا آماده‌س تا اين نقش رو بپذيره يا نه

01:06:12.978 --> 01:06:16.312
چون مديرعامل اپل بودن
.تمام وقته و نيروي آدم رو ميگيره

01:06:16.440 --> 01:06:18.932
و فکر نميکنم در اون زمان استيو
مايل بود اينکارو که

01:06:19.067 --> 01:06:23.232
که بعدها معلوم شد تا آخر عمرش بهش مشغول
.بود، رو انجام بده

01:06:23.363 --> 01:06:28.904
.من عنوان مديرعامل موقت رو پذيرفتم
و قبول کردم به مدت 90 روز برگردم

01:06:29.036 --> 01:06:32.746
.تا يک مديرعامل تمام وقت رو استخدام کنيم

01:06:35.959 --> 01:06:38.246
تلاش براي استخدام مديرعامل به کجا رسيد؟

01:06:38.378 --> 01:06:40.085
.در اين‌کار شکست خوردم

01:06:45.928 --> 01:06:48.716
قهرمان اين بخش ابتدايي داستان
کسي نيست جز

01:06:48.847 --> 01:06:50.088
«فرد اندرسون»

01:06:50.265 --> 01:06:53.508
.فرد» شرکت رو از نظر مالي بازسازي کرد»
( مدير مالي اپل بين سال‌هاي 1997-2004 )

01:06:53.644 --> 01:06:56.762
و براي ما زمان خريد تا پايه‌هاي
.اپل امروزي رو بسازيم

01:06:56.897 --> 01:07:00.015
.فرد» حتي روي استراتژي محصول هم تاثير داشت»

01:07:00.150 --> 01:07:02.642
،چون زماني که استيو برگشت

01:07:02.778 --> 01:07:06.567
.اولين پروژه‌اي که شروع کرديم يک کامپيوتر شبکه بود

01:07:06.740 --> 01:07:09.733
،اون زمان روي بورس بود
ولي به‌هيچ وجه محصولي نبود که مشتري بخواد

01:07:09.910 --> 01:07:11.572
:اونو بخره. «فرد» مدام مي‌گفت
،يه دقيقه صبر کنين"

01:07:11.703 --> 01:07:13.285
".ما بايد يه محصولي براي مصرف‌کنندها داشته باشيم

01:07:13.413 --> 01:07:15.120
بايد روي يه «مک» رده پايينتر تمرکز کنين"

01:07:15.290 --> 01:07:17.498
چون يه همچين چيزيه که ميتونه وضع
".شرکت رو تغيير بده

01:07:18.293 --> 01:07:21.627
خلاصه که تيم اجرايي و استيو
به اين نتيجه رسيدن که از روي کار

01:07:21.755 --> 01:07:26.420
.«کامپيوتر شبکه بريم سراغ ساختن «آي‌مک

01:07:26.635 --> 01:07:29.423
اينم از اين، خودشه. ميبينين؟

01:07:34.101 --> 01:07:37.435
.در دنياي کامپيوترها يا بايد بکشي و يا کشته بشي

01:07:37.563 --> 01:07:40.397
و گفته شده اون بچه عشق الکترونيک داشت
.جوان‌مرگ ميشد

01:07:40.524 --> 01:07:44.143
رفتيم سراغ رنگ‌هايي که درواقع روح دستگاه
.رو به نمايش بگذاره

01:07:44.361 --> 01:07:47.229
.و در عين قدرتمند بودن، باحال هم هست

01:07:49.866 --> 01:07:52.483
اولين کاري که به ذهنم رسيد انجام بدم اينه که
.کمي اطلاعات جديد رو در اختيارتون بذارم

01:07:52.703 --> 01:07:56.117
ما موفق شديم از ضرر 1ميليارد دلاري در سال گذشته

01:07:56.248 --> 01:08:01.243
در سه فصل اول به درآمدي 200 ميليون دلاري
.دست پيدا کنيم

01:08:01.378 --> 01:08:03.335
.پسر! يکسال چه تفاوت‌ها که ميتونه ايجاد کنه

01:08:03.463 --> 01:08:05.705
.حدس بزنين چي شده
!مک» برگشته»

01:08:16.018 --> 01:08:19.978
اون از اون آدم‌هايي بود که ميتونست
خودش رو درمورد چيزهايي

01:08:20.105 --> 01:08:22.597
.قانع کنه که لزوما حقيقت نداشتن

01:08:22.733 --> 01:08:26.226
مثلا ميتونست بره سراغ مردم
و ازشون بخواد کاري رو انجام بدن

01:08:26.403 --> 01:08:28.486
.که از نظر اونا غيرقابل انجامه

01:08:29.823 --> 01:08:32.736
.استيو واقعيت رو دستکاري ميکرد

01:08:32.868 --> 01:08:35.030
اگه به آدم ميگفت آسمون سبزه
تا مدتي به اين فکر

01:08:35.162 --> 01:08:37.154
:مي‌افتادي که
".آره راست ميگه‌ها، آسمون سبزه"

01:08:39.875 --> 01:08:45.291
.از نظر من... بازاريابي به ارزش‌ها بستگي داره

01:08:45.464 --> 01:08:50.380
.اين دنيايي بسيار پيچيده‌ست
.دنيايي بسيار پر سر و صداس

01:08:50.510 --> 01:08:53.799
و ما اين فرصت رو نداريم که

01:08:53.930 --> 01:08:59.426
.کاري کنيم که مردم چندان مارو بياد بيارن
.اين مسئله درمورد تمام شرکت‌ها صدق ميکنه

01:09:00.479 --> 01:09:02.596
درنتيجه ما بايد خيلي روشن

01:09:02.731 --> 01:09:05.064
اون چيزهايي که ميخوان درمورد ما بدونن رو
.بهشون ميگيم

01:09:05.192 --> 01:09:07.400
مشتريان ما ميخوان بدونن که «اپل» کيه

01:09:07.527 --> 01:09:09.393
.و ما چه چيزي رو نمايندگي ميکنيم

01:09:09.529 --> 01:09:15.321
...اونچه ما داريم، چيزيه که به من

01:09:15.452 --> 01:09:17.910
.انگيزه حرکت ميده...

01:09:21.208 --> 01:09:22.824
! به افتخار ديوانه‌ها

01:09:22.959 --> 01:09:25.292
جابز انقدر تحت تاثير اين تبليغ قرار گرفته بود که

01:09:25.504 --> 01:09:28.997
گفت يک نسخه هم ازش ساخته بشه که
.صداي خودش رو روش ضبط کنن

01:09:29.132 --> 01:09:32.466
.ميخ‌هاي گرد در سوراخ‌هاي مربع‌شکل

01:09:32.594 --> 01:09:35.883
افرادي که چيزها رو به شيوه
.متفاوتي ميبينن

01:09:36.014 --> 01:09:40.475
،کساني که زياد به قوانين علاقه‌مند نيستن
.و احترامي براي وضعيت موجود قائل نيستن

01:09:41.687 --> 01:09:47.604
،ميشه از اين افراد نقل قول آورد
.باهاشون مخالفت کرد، آون‌ها رو بالا برد يا به زمين کوبيد

01:09:47.734 --> 01:09:51.068
،اما تنها کاري که نميشه درموردشون انجام داد
.ناديده گرفتن اونهاست

01:09:51.196 --> 01:09:53.108
.چون اونها اوضاع رو تغيير ميدن

01:09:53.240 --> 01:09:59.362
درحالي که بعضي ممکنه بگن
.اونها ديوونه هستن، از نظر ما نبوغ رو ميشه در اونها ديد

01:10:00.580 --> 01:10:04.199
چون افرادي که اونقدر ديوانه هستن
...که فکر کنن ميتونن دنيا رو تغيير بدن

01:10:05.460 --> 01:10:07.827
.همون کساني هستن که درنهايت اينکارو انجام ميدن

01:10:11.967 --> 01:10:15.711
اين به افتخار کساييه که
.دنيا رو تغيير دادن

01:10:16.805 --> 01:10:21.266
.بعضي از اونها هنوز زنده‌ن و بعضي ها نه

01:10:21.393 --> 01:10:26.934
،اما اونهايي که امروز زنده نيستن
.اگه زماني از کامپيوتر استفاده ميکردن

01:10:27.065 --> 01:10:28.226
.حتما از «مک» استفاده ميکردن

01:10:32.738 --> 01:10:34.855
:موضوع اين کمپين تبليغاتي اينه
".متفاوت فکر کنيد"

01:10:37.492 --> 01:10:39.154
".متفاوت فکر کنيد"

01:10:39.286 --> 01:10:41.824
جابز با يک جمله درخشان و نه‌چندان

01:10:41.955 --> 01:10:47.872
ادبي، داستان تغيان و پيروزي نبوغ بي همتايي رو
.بيان ميکرد

01:10:48.003 --> 01:10:51.838
آيا جابز ميخواست با اين کمپين
متفاوت فکر کنيد." خودش رو مطرح کنه؟"

01:10:52.007 --> 01:10:55.421
،او بيش از يک مديرعامل
،خودش رو بعنوان يک پيشگو ميديد

01:10:55.552 --> 01:10:58.886
.مردي که ميتونست آينده تکنولوژي رو پيشبيني کنه

01:11:09.107 --> 01:11:10.848
،ميدونين، خيلي وقت‌ها

01:11:10.984 --> 01:11:16.150
محصولات بزرگ حاصل درکنار هم قرار گرفتن
.مجموعه‌اي از فناوري‌هاي مناسب هستن

01:11:16.281 --> 01:11:19.695
و استيو نبوغ خاصي در اين زمينه داشت

01:11:19.826 --> 01:11:22.443
.که بگرده و بهترين گزينه رو انتخاب کنه

01:11:22.621 --> 01:11:26.331
ما اين فرصت رو داشتيم که با دستگاه‌هاي
،پخش موسيقي زيادي کار کنيم

01:11:26.458 --> 01:11:28.245
.که همه‌شونم افتضاح بودن

01:11:28.418 --> 01:11:32.662
:براي همين هم استيو بهمون گفت
".بريد و يه دستگاه موسيقي بسازيد"

01:11:32.798 --> 01:11:37.042
من يه تيم کوچيک رو دور هم جمع کردم
،تا ببينم واسه انجامش بايد چکار کنيم

01:11:37.177 --> 01:11:40.636
و نتيجه اين شد که فناوري هنوز براي
.انجام اين کار آماده نبود

01:11:40.764 --> 01:11:44.178
«بعد، در فوريه 2001 کارکنان «توشيبا

01:11:44.309 --> 01:11:47.518
.هارد درايو 1.8اينچي رو بيرون دادن

01:11:47.646 --> 01:11:48.932
همين که ديدمش فهميدم همون چيزيه

01:11:49.064 --> 01:11:51.147
.که واسه ساختن «آي‌پاد» بهش نياز داريم

01:11:51.274 --> 01:11:55.268
:رفتم پيش استيو و گفتم
".خيلي‌خب، حالا ميدونم چطوري انجامش بدم"

01:11:55.403 --> 01:11:56.814
".10ميليون دلار لازم دارم"

01:11:56.947 --> 01:12:00.440
:استيو هم گفت
".باشه، الان يه چک 10 ميليون دلاري برات مينويسم"

01:12:00.617 --> 01:12:03.655
،رفتم پيش «فرد» تا مطمعن بشم چک برگشت نميخوره

01:12:03.787 --> 01:12:06.279
:فرد» گفت»
".آره، حله شروع کن"

01:12:06.414 --> 01:12:08.576
،خلاصه يه تيم دست و پا کردم

01:12:08.708 --> 01:12:12.577
.کمي بعد در همون سال «آي‌پاد» رو بيرون داديم

01:12:46.079 --> 01:12:49.948
.نبوغ جابز در شيوه‌اي بود که «آي‌پاد» رو فروخت

01:12:50.083 --> 01:12:53.747
.اين دستگاهي براي شما نبود
.خودِ شما بود

01:12:56.131 --> 01:12:59.295
مردم گاهي فراموش ميکنن که چقدر
.منحصر به‌فرد هستن

01:12:59.426 --> 01:13:03.170
.و چه ديدگاه‌ها و چه احساسات منحصر به فردي دارن

01:13:03.388 --> 01:13:04.799
کل صنعت کامپيوتر ميخواد

01:13:04.931 --> 01:13:09.301
اين جنبه انساني رو فراموش کنه
،و تنها روي فناوري تمرکز کنه

01:13:09.436 --> 01:13:12.349
.اما از نظر ما اين سکه روي ديگه‌اي هم داره

01:13:12.480 --> 01:13:14.563
و اون اينه که شما با اين چيزها چکار ميکنين؟

01:13:14.733 --> 01:13:18.693
آيا ميتونيم چيزي فراتر از صفحات گسترده کامپيوتري
و پردازشگر کلمات بسازيم؟

01:13:18.820 --> 01:13:21.813
آيا ميتونيم به شما کمک کنيم
خودتون رو به روشي غني‌تر ابراز کنين؟

01:13:24.743 --> 01:13:29.078
،ارزش اصلي «اپل» در اينه که ما باور داريم

01:13:29.205 --> 01:13:33.575
مردم با اشتياق‌شون ميتونن دنيا رو

01:13:33.752 --> 01:13:35.869
.به‌سمت بهتر شدن سوق بدن

01:13:36.004 --> 01:13:37.961
.باور ما اينه

01:13:39.674 --> 01:13:42.257
.استيو خيلي درمورد ارزش‌هاي شرکت صحبت ميکرد

01:13:42.385 --> 01:13:44.217
و گفته بود «اپل» شرکتيه که

01:13:44.346 --> 01:13:47.259
.براي اين طراحي شده که جهان رو به جاي بهتري تبديل کنه

01:13:47.390 --> 01:13:50.053
آيا اين باور قلبي استيو بود؟

01:13:50.185 --> 01:13:52.552
.آره بنظرم اين باور قلبي استيو بود

01:13:52.729 --> 01:13:55.312
من فکر ميکنم که واقعا ميخواست جهان رو
.به جاي بهتري تبديل کنه

01:13:55.523 --> 01:14:00.063
فکر ميکنم اون با توليد محصولات عالي که

01:14:00.195 --> 01:14:03.814
،استفاده ازشون آسون بود
،و زيبا بودن

01:14:03.949 --> 01:14:06.407
.فکر ميکرد ميتونه زندگي مردم رو بهتر کنه

01:14:09.788 --> 01:14:11.370
آيا اين کافيه؟

01:14:11.498 --> 01:14:15.117
،آيا ساختن و فروختن محصول
،حتي اگه خيلي خوب باشه

01:14:15.251 --> 01:14:18.870
،حتي اگر بهترين باشه
براي تبديل جهان به مکاني بهتر کافيه؟

01:14:20.799 --> 01:14:22.210
.اپل» يه کسب و کاره»

01:14:22.342 --> 01:14:25.506
و ما درمورد کسب و کارها اي احساس رو داريم که

01:14:25.720 --> 01:14:29.339
،تنها هدف‌شون پول سازي براي سهامدارانه
درسته؟

01:14:29.474 --> 01:14:30.931
.همين و بس. نه هيچ چيز بيشتري

01:14:31.059 --> 01:14:32.891
ايجاد اين تداعي شايد يکي

01:14:33.103 --> 01:14:36.517
.از بزرگترين دستاوردهاي استيو بود

01:14:36.648 --> 01:14:39.015
.به صف شده که پخش‌شون کنه -
.عاليه -

01:14:41.945 --> 01:14:45.780
| «مدير ارشد «آيفون |
2005 - 2007
دستگاه‌هاي پخش موسيقي تازه در ابتداي

01:14:45.907 --> 01:14:47.569
راهشون بودن
.انرژي خيلي زيادي وجو داشت

01:14:47.742 --> 01:14:52.533
،از يه طرف گروه بزرگي از عکاس‌ها رو داشتيم

01:14:52.664 --> 01:14:56.578
يادمه وقتي ديدم اين همه آدم

01:14:56.751 --> 01:14:59.243
،دوربين‌هاشون رو به سمت استيو گرفتن

01:14:59.379 --> 01:15:02.122
:با خودم ميگفتم
".هيچ خبر ندارن که قراره چه اتفاقي بيافته"

01:15:02.257 --> 01:15:03.964
.و راستشو بخوايم خودمونم خبر نداشتيم

01:15:07.262 --> 01:15:09.595
.ممنون که تشريف آورديد

01:15:09.764 --> 01:15:11.926
.ميخوايم امروز با هم تاريخ‌ساز بشيم

01:15:13.059 --> 01:15:14.766
،هربار که مراسم «اپل» در جريانه

01:15:14.894 --> 01:15:18.934
هميشه گروهي از مردم در بين تماشاگرها هستن
که حسابي ديوانه‌ن

01:15:22.861 --> 01:15:26.400
.«اسمش رو گذاشتيم «آي‌فون

01:15:28.199 --> 01:15:34.821
،امروز... امروز
.اپل قصد داره که تلفن رو از نو اختراع کنه

01:15:34.956 --> 01:15:38.700
،پس بذارين بجاي حرف زدن در اين مورد
.بهتون نشونش بديم

01:15:38.877 --> 01:15:42.917
زماني که محصول رو نمايش ميدي
و کاري رو انجام ميدي که نميشه از پيش اونو

01:15:43.048 --> 01:15:44.505
.برنامه ريزي کرد
.امکانش هست که اشکالات زيادي پيش بياد

01:15:44.632 --> 01:15:48.376
:وقتي استيو گفت
"اين چيزيه که امروز ميخوام بهتون نشون بدم"

01:15:48.511 --> 01:15:50.002
.همه چيز عوض ميشه

01:15:50.180 --> 01:15:51.512
پيامي که اون سعي داره منتقل کنه

01:15:51.639 --> 01:15:53.596
.به شکل اعمالي بسيار ويژه تغيير جهت ميده

01:15:53.725 --> 01:15:57.719
.بذاريد تصوير در تصويرش رو به کار بندازم

01:15:57.896 --> 01:16:01.060
.کافيه دکمه «اسليپ وِيک»ـش رو بزنم

01:16:01.191 --> 01:16:03.103
.اينم از اين

01:16:03.234 --> 01:16:06.568
براي باز کردن قفل تلفن فقط کافيه
.انگشتم رو روش بکشم

01:16:06.696 --> 01:16:09.154
خيلي‌خب، ميخواين دوباره ببينينش؟

01:16:10.825 --> 01:16:14.034
.نمايش اون بخش‌هاي مجزاي زيادي داشت

01:16:14.245 --> 01:16:20.037
،ما يه فلاسک ويسکي اسکاچ همراهمون داشتيم
،و بعد از هر قسمت

01:16:20.168 --> 01:16:24.003
.کسي که مسئول اون بخش بود يه کم ازش ميخورد

01:16:24.130 --> 01:16:26.497
.ميخواي يه تماس با «جاني آيو» بگيرم

01:16:26.716 --> 01:16:27.923
،کافيه فقط اينجا رو فشار بدم

01:16:28.051 --> 01:16:30.589
«که اطلاعات تماس «جاني آيو
.با تمام اطلاعات ديگه‌ش رو برام به نمايش بگذاره

01:16:30.720 --> 01:16:33.428
!واي، تماس با «جاني آيو» خداي من

01:16:33.556 --> 01:16:36.469
به يک عالمه روش اين کار ميتونست خراب
.از آب دربياد

01:16:36.601 --> 01:16:39.935
سلام «جاني»، حالت چطوره؟ -
خوبم. تو چطوري؟ -

01:16:40.063 --> 01:16:44.649
،خب، بعد از گذشت دوسال و نيم
نميدوني چقدر خوشحالم که دارم اولين تماس

01:16:44.776 --> 01:16:47.564
.عمومي رو با «آي‌فون» برقرار ميکنم

01:16:50.532 --> 01:16:51.943
.بعد رفت سراغ موسيقي

01:16:52.075 --> 01:16:54.283
.«خب بريم سراغ «ديلان

01:16:54.410 --> 01:16:56.322
بيايد آهنگ
«لايک اِ رولينگ استون»
.رو پخش کنيم

01:16:58.998 --> 01:17:00.614
.بعد مرورگر اينترنت رو باز کرد

01:17:00.750 --> 01:17:04.243
.ميخوام «سافاري» رو بهتون نشون بدم
.که چطور روي اين تلفن کار ميکنه

01:17:04.379 --> 01:17:06.541
!بريم سراغ اينترنت. بوم

01:17:06.673 --> 01:17:08.335
!باورنکردنيه

01:17:08.466 --> 01:17:11.129
و بعد در پايان زماني ميرسه که

01:17:11.261 --> 01:17:13.298
.همه اينها رو با هم ترکيب ميکنه

01:17:13.429 --> 01:17:17.013
آخر سر که هزاران قهوه لاته رو به اون زن
بيچاره

01:17:17.142 --> 01:17:19.429
.کارمند «استار باکس» پايين جاده سفارش ميده

01:17:19.561 --> 01:17:21.974
.صبح بخير
با «استار باکس» تماس گرفتين. چه کمکي از من ساخته‌ست؟

01:17:22.105 --> 01:17:24.563
،بله، من ميخواستم چهار هزارتا لاته سفارش بدم
.ميبرم

01:17:24.691 --> 01:17:26.102
.نه شوخي کردم

01:17:26.234 --> 01:17:29.648
.اشتباه گرفتم
.ممنون خداحافظ

01:17:29.779 --> 01:17:31.486
.خيلي‌خب

01:17:38.746 --> 01:17:41.284
.همين که نمايش به پايان رسيد از اونجا رفتيم

01:17:41.416 --> 01:17:46.252
.رفتيم «سن‌فرانسيسکو» واسه يه بنامه مزخرف

01:17:53.595 --> 01:17:55.507
.شب به ياد موندني بود

01:17:56.681 --> 01:18:00.220
.پسر! سال‌ها اضطراب يجا تخليه شد

01:18:00.351 --> 01:18:03.594
،و فرداش و روز بعدش هم رفتيم
.و بازم همين کارو تکرار کرديم

01:18:03.730 --> 01:18:05.596
.بايد محصول رو تموم ميکرديم
.کار سختي بود

01:18:05.773 --> 01:18:08.311
به خصوص با اون سردردي که از
.اون همه مشروب خوردن داشتيم

01:18:08.443 --> 01:18:10.355
.ولي خب خيلي خوش گذشت

01:18:10.486 --> 01:18:14.321
،بزرگترين چيزي که درست کرده
.بي شک «آي‌فون»ـه

01:18:14.449 --> 01:18:15.985
،اون «آي‌فون» رو درست کرد

01:18:16.159 --> 01:18:19.778
و دنيا رو با صفحه لمسي و باقي
.امکاناتش شوکه کرد

01:18:24.459 --> 01:18:28.829
...همش 13 دقيقه مونده و بعدش

01:18:30.548 --> 01:18:33.086
!بازي شروع ميشه -
.آره -

01:18:42.435 --> 01:18:46.475
.با کشيدن انگشت قفلش باز ميشه -
!چه  باحال -

01:18:56.199 --> 01:18:57.690
ايناهاشش

01:19:00.203 --> 01:19:03.696
.الان دقيقا 200 روزه که «آي‌فون» عرضه شده

01:19:03.831 --> 01:19:07.040
و من بسيار خشنودم که اعلام کنم

01:19:07.168 --> 01:19:10.502
.تا اين لحظه ما 4 ميليون «آي‌فون» به فروش رسونديم

01:19:23.685 --> 01:19:27.645
.امروز ميخوايم «آي‌فون 3جي» رو معرفي کنيم

01:19:33.653 --> 01:19:39.194
،در کمي بيشتر از دوسال
.ما 30 ميليون «آي‌فون» رو به فروش رسونديم

01:19:47.542 --> 01:19:50.250
،با اين خريد
.زندگي خودتُ تغيير دادي

01:19:50.378 --> 01:19:52.210
!ايول

01:20:04.517 --> 01:20:08.431
چطور ميتونم کمک‌تون کنم؟ -
آي‌فون 4». «آي‌فون 4» کجاست؟» -

01:20:08.563 --> 01:20:12.398
،خيلي معذرت ميخوام
.درحال حاضر تموم کرديم

01:20:12.525 --> 01:20:16.690
اما يه تعداد ديگه تلفن
.اچ‌تي‌سي» هم برامون اومده»

01:20:16.821 --> 01:20:19.780
چي؟ اون ديگه چيه؟
يه نوع «آي‌فون»ـه؟

01:20:19.907 --> 01:20:22.695
.«نه، همون تلفن 4جي «اسپرينت

01:20:22.827 --> 01:20:25.240
خب اگه ‌«آي‌فون» نيست به چه دردم ميخوره؟

01:20:25.371 --> 01:20:28.364
،خب، شبيه «آي‌فون»ـه
.ولي صفحه‌شم بزرگتره

01:20:28.499 --> 01:20:29.660
واسم مهم نيست.َ

01:20:29.792 --> 01:20:32.455
.سرعت اينترنتش 3برابر بشتره

01:20:32.587 --> 01:20:35.204
.واسم مهم نيست-
.پول چاپ ميکنه اصلا -

01:20:35.340 --> 01:20:38.253
.واسم مهم نيست -
.3تا آرزوي آدم رو برآورده ميکنه -

01:20:38.384 --> 01:20:40.842
.حتي اگه آرزوت «آي‌فون» باشه

01:20:40.970 --> 01:20:43.462
.هيچکدوم از اينا واسم مهم نيست -
.خيلي‌خب، باشه -

01:20:43.598 --> 01:20:46.466
ميشه بگي اصلا معلومه
از چيِ اين «آي‌فون 4» خوشت اومده؟

01:20:46.601 --> 01:20:48.558
.اگه ناراحت نميشي البته

01:20:48.686 --> 01:20:50.393
.از اينکه «آي‌فون»ـه

01:21:00.615 --> 01:21:05.201
اولين گروه افرادي رو که درمورد
.آي‌فون» باهاشون مصاحبه کردم يادم مياد»

01:21:05.328 --> 01:21:07.911
دهه‌ها بود که با مردم درمورد
.کامپيوترهاشون مصاحبه ميکردن

01:21:10.166 --> 01:21:16.333
ولي تا اونموقع نديده بودم چنين ارتباطي رو
.با يه شيء برقرار کنن

01:21:18.299 --> 01:21:21.918
،اولش
همه دوست داشتن بشينن کنارت

01:21:22.053 --> 01:21:25.763
و تمام چيزهايي رو که در «آي‌فون»شون بود
.رو بهت نشون بدن

01:21:25.973 --> 01:21:29.557
با گذشت زمان اين تمايل کمتر شد

01:21:29.685 --> 01:21:34.350
و حالا چيزي بيشتر شده بود که من بهش
.پديده تنهاييِ با هم» ميگم»

01:21:37.860 --> 01:21:42.025
.درنهايت اين به يک فناوري ايزوله کننده تبديل شد

01:21:53.376 --> 01:21:55.413
«فيلم «تا پايان جهان» «ويم وندرز

01:21:55.545 --> 01:21:56.706
رو ديدي؟

01:21:56.838 --> 01:22:00.832
.آره، خيلي دوستش دارم
،مردم عاشق روياهاشون ميشن

01:22:00.967 --> 01:22:04.631
و با کلاه‌هايي روي سر و صفحاتي
در مقابل‌شون

01:22:04.762 --> 01:22:09.052
،اين طرف و اون طرف ميرن
.درحالي که مجذوب روياهاشون شدن

01:22:09.225 --> 01:22:13.344
،وقتي اومدم «کلر» رو نجات بدم
تنها چيزي که براش اهميت داشت

01:22:13.479 --> 01:22:16.847
.پيدا کردن باتري نو براي صفحه نمايش ويديويي‌ش بود

01:22:19.068 --> 01:22:20.730
.يجورايي مثل اونه

01:22:20.862 --> 01:22:24.947
،يه دستگاه رويا سازه
و آدم محو دنيايي ميشه

01:22:25.074 --> 01:22:28.988
.که در صفحات نمايش‌اش پيدا ميشه

01:22:30.371 --> 01:22:34.706
.و چهره پشت اين فناوري «اسستيو جابز» بود

01:22:55.980 --> 01:23:00.020
نظرتون درباره مسئوليت‌هاي قدرتي که

01:23:00.151 --> 01:23:03.485
رسيدن به سطح خاصي از موفقيت با خودش
به همراه مياره؟

01:23:03.613 --> 01:23:07.027
قدرت؟ چي هست اصلا؟

01:23:19.045 --> 01:23:22.834
.6ماه فرصت دارين که پلاک روي ماشين‌تون نصب کنين

01:23:22.965 --> 01:23:28.552
براي همين اون هر 6 ماه يکبار
،همون ماشين خاص رو کرايه ميکرد

01:23:28.679 --> 01:23:30.841
.که پلاک واسش نذاره

01:23:31.015 --> 01:23:32.677
بنظرم به بقيه ميگفت

01:23:32.808 --> 01:23:37.394
.هدفش اينه که مردم نشناسنش

01:23:37.522 --> 01:23:39.434
ولي خب، هيچ چيزي قابل تشخيص‌تر از

01:23:39.565 --> 01:23:41.898
مردي که در يه مرسدس نقره‌اي بدون پلاک
.نشسته نيست

01:23:42.026 --> 01:23:44.643
.تو منطقه از دور داد ميزد که «استيو جابز»ـه

01:23:44.779 --> 01:23:48.568
.رانندگي تا محل کار استيو جابز

01:23:48.699 --> 01:23:51.612
.رانندگي به‌همراه «استيوي»، يه رفيق خوب و قديمي

01:23:53.955 --> 01:23:57.574
،نگاهش کن
.رفت تو لاين کناري

01:23:57.708 --> 01:24:01.577
اين يجورايي نشون دهنده اين تفکرشه که
.فکر ميکرد فراتر از قانون قرار داره

01:24:15.726 --> 01:24:19.436
درضمن جابز از سر عادت مرسدس بنز بدون پلاک
خودش رو در محل پارک

01:24:19.564 --> 01:24:22.477
.معلولين در اطراف محوطه «اپل» پارک ميکرد

01:24:23.901 --> 01:24:26.393
در محله «ولي» عکس گرفتن مردم کنار استيو

01:24:26.529 --> 01:24:29.317
.به يجور تفريح تبديل شده بود

01:24:41.627 --> 01:24:45.371
اون در «ولي» يک قهرمان بود
،چون پولش از پارو بالا ميرفت

01:24:45.506 --> 01:24:46.917
،«اما برخلاف «بيل گيتس

01:24:47.049 --> 01:24:50.838
جابز» به مردم ميگفت بذل و بخشش پول»
.وقت تلف کردنه

01:24:50.970 --> 01:24:56.932
اپل» تحت مديريت جابز برنامه‌هاي بشر دوستانه»
.رو متوقف کرد

01:24:57.059 --> 01:25:00.177
جابز مدام طوري رفتار ميکرد
،که انگار «اپل» هنوز درحال پا گرفتنه

01:25:00.354 --> 01:25:04.644
،اما تا سال 2010
.اين شرکت يکي از گرانترين شرکت‌ها در جهان بود

01:25:05.693 --> 01:25:09.232
جابز درميان افراد مشهور و ثروتمند
.شخصيت قابل توجهي بود

01:25:09.405 --> 01:25:14.742
يک صاحب کسب و کار که -
.خلاف جهت فرهنگ قالب حرکت ميکرد
اما ارزش‌هاي او بعنوان يک شهروند چه بود؟ -

01:25:14.869 --> 01:25:17.452
آيا اون به قدرت براي تغيير جهان علاقه‌مند بود؟

01:25:17.580 --> 01:25:20.823
و يا حق اينکه قدرت رو بدون مسئوليت
در اختيار داشته باشه داشت؟

01:25:24.420 --> 01:25:27.128
تجربه‌اي رو داري که چند نفري بر سر تو

01:25:27.256 --> 01:25:28.963
با هم ميجنگيدن، درسته؟

01:25:29.091 --> 01:25:32.004
«واي! خدا. من رفتم به «پالم -
.بعد عده‌اي ديگه به «پالم» رفتن -

01:25:32.136 --> 01:25:33.593
آره آره

01:25:33.721 --> 01:25:36.384
استيو عصباني بود؟ -
.واي پسر! آره -

01:25:36.515 --> 01:25:40.759
.من استعفا دادم
،داشت مراتبش طي ميشد، که هيچي نشده

01:25:40.895 --> 01:25:45.265
در عرض 20 دقيقه مسئول اجرايي
:استيو بهم زنگ زد که

01:25:45.441 --> 01:25:48.684
".استيو ميخواد ببينتت"

01:25:49.904 --> 01:25:53.068
.نشسته بود
.همينجوري نشسته بود و منو نگاه مي‌کرد

01:25:53.199 --> 01:25:56.613
منم شروع کردم به اداي سخنراني که
:آماده کرده بودم که بهم گفت

01:25:56.744 --> 01:26:00.863
"ميدوني که گند زدي به «بلوتوث»، مگه نه؟"

01:26:00.998 --> 01:26:03.115
...منم يهو ساکت شدم، مونده بودم چي بگم

01:26:03.334 --> 01:26:06.748
.بعدش تا نيم ساعت داشت مخمُ ميخورد

01:26:06.879 --> 01:26:09.087
:درست مثل پدرخونده حرف ميزد

01:26:09.215 --> 01:26:12.424
،تو عضوي از خانواده من هستي"
"و «اپل» هم خانواده منه

01:26:12.551 --> 01:26:14.258
".و تو نبايد از خانواده من بري "

01:26:14.428 --> 01:26:18.342
:در آخر گفت
،اگه انتخابت ترک خانواده من باشه"

01:26:18.516 --> 01:26:23.181
اگه تصميم بگيري حتي يک عضو از خانواده من
،رو از من جدا کني

01:26:23.312 --> 01:26:25.429
".شخصاً ترتيبي ميدم که ديگه نتوني قد راست کني

01:26:26.565 --> 01:26:28.602
جابز براي اينکه خانواده رو کنار هم

01:26:28.734 --> 01:26:33.570
نگه‌داره، حاضر بود کاري کنه که
..اپل» قانون رو دور بزنه و زيرپا بذاره»

01:26:33.698 --> 01:26:36.862
در سال 2011، يک شکايت بوسيله

01:26:36.992 --> 01:26:40.281
بيش از 64هزار کارمند «سيليکون ولي» تنظيم شده بود

01:26:40.454 --> 01:26:44.698
مشخص کرد که جابز
«به همراه مديرعامل‌هاي «گوگل»، «اينتل» و «ادوبي

01:26:44.834 --> 01:26:48.373
.با هم توافق کردن که کارمندان هم ديگه رو استخدام نکنن

01:26:48.546 --> 01:26:51.664
،اگه در «اپل» يا جايي مشابه‌ش کارکني

01:26:51.799 --> 01:26:54.758
يک شرکت ديگه هم وجود داره که
.امکان جابجايي‌ات به اونجا وجود داره

01:26:54.885 --> 01:26:57.798
که با بردن مهارتت به اونجا
.ميتوني پول بيشتري به دست بياري

01:26:57.930 --> 01:27:00.843
.اونها با استعفاي شما موافقت نميکنن
.به تماس‌هاتون جواب نميدن

01:27:00.975 --> 01:27:03.513
درسته! چون اجازه استخدام کارمندهاي
.همديگه رو ندارن

01:27:03.644 --> 01:27:06.057
.دقيقا -
.خب اين کار قانوني نيست -

01:27:06.188 --> 01:27:08.054
بله. ميدونين قويترين مدرک چي بوده؟

01:27:08.190 --> 01:27:10.477
.ايميل‌هاي مرحوم «استيو جابز» بزرگ

01:27:10.609 --> 01:27:12.271
واقعا؟ -
.خيلي زياد بودن، بله -

01:27:17.742 --> 01:27:20.701
کمتر از يکماه بعداز اينکه يکي از بنيانگذاران گوگل
«سرگي برين»

01:27:20.828 --> 01:27:22.865
،از جانب جابز تهديد شد

01:27:22.997 --> 01:27:28.538
،گوگل» فهرستي از افرادي تهيه کرد»
.«که نبايد استخدام ميشدن. ازجمله کارمندان «اپل

01:27:28.669 --> 01:27:31.207
،دوسال بعد «گوگل» دوباره براي اينکار تلاش کرد

01:27:31.338 --> 01:27:34.206
اما «جابز» به مديرعامل گوگل
اريک اشميت» ايميل زد»

01:27:34.341 --> 01:27:36.754
تا توافق مردانه‌اي که
.با هم کرده بودن رو بخاطرش بياره

01:27:39.263 --> 01:27:41.596
اشميت» با اطمينان دادن به جابز»

01:27:41.724 --> 01:27:45.593
که فرد خاطي در عرض 1 ساعت اخراج ميشه
.او رو آروم کرد

01:27:45.728 --> 01:27:48.436
زماني که جابز مطلع شد که اون زن از کار
،برکنار شده

01:27:48.689 --> 01:27:52.399
.در ايميلي خوشنودي خودش رو اعلام کرد

01:27:58.032 --> 01:28:01.275
يکي داره مياد بيرون
ازش فيلم بگيريم؟

01:28:05.539 --> 01:28:08.031
دارين از داخل فيلم ميگيرين؟

01:28:08.167 --> 01:28:10.625
.از لوگوي اپل روي در فيلم ميگيريم

01:28:10.753 --> 01:28:14.212
.باشه، ولي اينجا اجازه عکاسي وجود نداره

01:28:14.340 --> 01:28:16.081
«امشب يکي از رسوايي‌هاي «وال استريت

01:28:16.217 --> 01:28:19.051
.به يکي از شرکت‌هاي مهم آمريکايي رسوخ کرد

01:28:19.178 --> 01:28:20.714
.«شرکت «اپل

01:28:20.846 --> 01:28:23.304
موضوع براساس يک نقشه احتمالي‌ـه

01:28:23.432 --> 01:28:27.676
که براي گزارش کمتر از ارزش واقعي هزينه‌هاي
،اپل تا 40 ميليون دلاره

01:28:27.812 --> 01:28:29.553
از جمله 20 ميليون دلاري

01:28:29.688 --> 01:28:33.227
که به عنوان امور معوقه مستقيم به جيب

01:28:33.400 --> 01:28:38.236
.مديرعامل مشهور شرکت «استيو جابز» سرازير شده

01:28:38.364 --> 01:28:42.904
اولين بار بعد از اينکه سردبير مجله‌ي
.فورچون» شدم استيو جابز رو ملاقات کردم»

01:28:43.953 --> 01:28:46.661
بهش گفتم:"ببين ما خيلي دوست داريم
رابطه خوب و مفيدي با «اپل» داشته باشيم

01:28:46.789 --> 01:28:47.789
".و درباره شما مقاله بنويسيم

01:28:47.915 --> 01:28:50.498
:و اون گفت
".ببين، يه راه براي اينکار وجود داره"

01:28:50.626 --> 01:28:52.788
،اگه ميخواين چيزي درباره ما بنويسين

01:28:52.920 --> 01:28:56.789
بايد بهمون زنگ بزنين و پيشنهاد اينکار
".رو مطرح کنين و ما هم درباره‌ش فکر ميکنيم

01:28:56.924 --> 01:28:59.792
،و ايده‌هايي واستون آماده ميکنيم"

01:28:59.927 --> 01:29:02.169
اين ايده‌ها رو که پيدا کرديم باهاتون تماس ميگيريم

01:29:02.304 --> 01:29:06.969
تا مشخص کنيم نويسنده‌اي که از ميان
".کارکنان شما که قراره اين مقاله‌ رو بنويسه کي بايد باشه

01:29:07.101 --> 01:29:11.220
"!گفتم: "استيو ولي ما اينجوري کار نميکنيم

01:29:11.355 --> 01:29:13.438
".که گفت: " با «اپل» بايد اينجوري کار کنين

01:29:14.441 --> 01:29:15.441
،خلاصه به خودم گفتم

01:29:15.526 --> 01:29:18.610
چطوره يه مقاله درمورد سهام بنويسيم؟"

01:29:18.737 --> 01:29:21.104
".چون کسي سر از اون قضيه در نياورد

01:29:21.240 --> 01:29:25.860
بنابراين يکي از بهتري خبرنگارهاي تحقيقي‌مون رو
،مأمور اين کار کردم

01:29:25.995 --> 01:29:26.995
«پيتر الکايند»

01:29:27.121 --> 01:29:30.535
استيو جابز يه گروه بسيار با خوب از
.کارکنان با استعداد رو در اطراف خودش داشت

01:29:30.708 --> 01:29:34.998
و اون مايل بود از سهام بودجه‌اي رو دراختيار
،اونها بذاره

01:29:35.129 --> 01:29:37.337
.که ديگه فکر رفتن شرکت ديگه به سرشون نزنه

01:29:37.464 --> 01:29:39.376
.چون منافع اينکار خيلي بالا بود

01:29:39.508 --> 01:29:44.628
نکته اصلي اينه که
،اگه قيمت سهام بالا بره

01:29:44.763 --> 01:29:47.881
،که ما هميشه اميدواريم همين اتفاق بيافته

01:29:48.017 --> 01:29:53.308
تعداد زنجيرهاي طلايي هم به طرز قبل توجهي
،بيشتر ميشه

01:29:53.439 --> 01:29:56.648
.اين چيزيه که من اميدوارم بيافته

01:29:57.526 --> 01:29:59.734
،براي چرب کردن اين معاملات

01:29:59.862 --> 01:30:04.072
شرکت‌ها به کارمندان اجرايي اجازه ميدادن
در تاريخ‌هايي در گذشته سهام خريداري کنن

01:30:04.199 --> 01:30:05.360
که در اون تاريخ قيمت سهام پايين‌تر بوده

01:30:05.492 --> 01:30:08.451
و به اين ترتيب در يک چشم به هم زدن
.يک ميليون دلار به جيب بزنن

01:30:08.579 --> 01:30:10.366
.‌نام داده بودن  <font color=#FF8000>‌امور معوقه</c> به اينکار

01:30:10.497 --> 01:30:12.329
،و بهترين راه حل به‌نظر ميرسيد

01:30:12.541 --> 01:30:13.541
.ولي يه اشکال وجود داشت

01:30:13.709 --> 01:30:16.952
اينکار
.غيرقانوني بود

01:30:17.087 --> 01:30:20.580
«200شرکت عمومي در «ايالات متحده

01:30:20.758 --> 01:30:24.923
در زمينه اتهام سهام معوقه براي
.کارمندان رده بالاي خود تحت برسي قرار دادن

01:30:26.305 --> 01:30:28.137
،امور معوقه» يه بازي خطرناک بود»

01:30:28.265 --> 01:30:30.928
،که باعث به زندان افتادن چندين مسئول بالا رتبه شد
،اون هم به جرم کلاه برداري

01:30:31.060 --> 01:30:34.553
،اين موضوع در زمان مديريت جابز
.به عملي معمول تبديل شده بود

01:30:34.730 --> 01:30:37.143
اپل درنهايت يه برسي داخلي ترتيب داد

01:30:37.274 --> 01:30:38.560
و هزاران مورد پيدا کرد

01:30:38.734 --> 01:30:40.942
.که برخورد درستي با سهام به عمل نيومده بود

01:30:41.070 --> 01:30:43.608
هيچکدوم از اين کارها
بر مبناي گزارشات خوش شرکت

01:30:43.864 --> 01:30:46.072
.تا پيش از برگشت استيو جابز انجام نشده بود

01:30:46.200 --> 01:30:49.238
يکي از مشاوران مهم در بسياري از
امور معوقه مشکل‌ساز

01:30:49.370 --> 01:30:52.989
يک وکيل قدرتمند در «سيليکون ولي» به‌نام
.لري سانسيني» بود»

01:30:53.123 --> 01:30:55.206
لري سانسيني» جادوي سياهش رو»

01:30:55.334 --> 01:30:57.496
.در دنياي «سيليکون ولي» پراکنده کرده بود

01:30:57.628 --> 01:31:01.372
اون کسي بود که در گوش مديرعامل‌هاي تمام
:شرکت‌هاي بزرگ فناوري خونده بود

01:31:01.548 --> 01:31:03.039
".اين کارو به اين شکل ميتونين انجام بدين"

01:31:03.175 --> 01:31:05.918
شکي نيست که ارتباط بسيار نزديکي
.هم با استيو جابز داشت

01:31:06.053 --> 01:31:09.546
سانسيني از زماني که اپل در 1980 عمومي شد
جابز رو ميشناخت

01:31:09.723 --> 01:31:13.307
و از اعضاي هيئت مديره «پيکسار» بود و همون موقع
برنامه بزرگ

01:31:13.435 --> 01:31:16.644
.داخلي امور معوقه رو براي کامندان ارشد ترتيب داد

01:31:19.733 --> 01:31:23.101
تحقيقات خود «اپل» که به رهبري
،اَل گور» انجام ميشد»

01:31:23.237 --> 01:31:26.025
.رسماً اعمال خلافي رو در اين زمينه پيدا و گزارش کرد

01:31:26.156 --> 01:31:28.864
نتيجه‌اي که گرفتن اين بود که
استيو جابز زياد

01:31:28.993 --> 01:31:31.531
به امور مربوط به حسابداري اين مسئله
.وارد نيست

01:31:31.662 --> 01:31:34.826
،ميدونم شما حسابدار نيستيد
اما آيا متوجه اصول کلي

01:31:34.999 --> 01:31:38.618
پذيرفته‌شده‌ي حسابداري هستين؟

01:31:38.794 --> 01:31:40.456
.راستش نه

01:31:40.587 --> 01:31:42.419
مدير مالي جابز

01:31:42.548 --> 01:31:45.416
فرد اندرسون» جهل او رو درمورد حسابداري»
.زير سؤال برد

01:31:45.551 --> 01:31:48.009
،فرد اندرسون» که قهرمان دوران بازگشت اپل بود»

01:31:48.137 --> 01:31:52.632
همون کارمند ارشدي بود که مسئوليت
.امور معوقه به گردنش بود

01:31:52.808 --> 01:31:55.926
،به عنوان مدير مالي ارشد اپل
،«آقاي «اندرسون

01:31:56.061 --> 01:31:59.304
شما مسئوليت کامل داشتين
که مطمعن بشيد تمام امور شرکت

01:31:59.440 --> 01:32:03.104
،اعلام شده با گزارش‌هاي مالي هم‌راستاست
درسته؟

01:32:03.235 --> 01:32:05.352
،به توصيه وکيل‌هام

01:32:05.487 --> 01:32:09.572
من بر اساس ماده 5 قانون اساسي
.از حق پاسخ ندادنم استفاده ميکنم

01:32:09.700 --> 01:32:11.282
،«در تحقيقات «اس.سي.سي

01:32:11.410 --> 01:32:14.619
اپل رسما تمام تقسيرها رو به گردن
.اندرسون» انداخت»

01:32:14.788 --> 01:32:17.121
وي مجبور شد از هيئت مديره اپل استعفا بده

01:32:17.249 --> 01:32:20.413
.و 6.5 ميليون دلار جريمه پرداخت کنه

01:32:20.544 --> 01:32:24.288
اما وکيل «اندرسون» در اظهارات غيرمعمول
روشن کرد

01:32:24.423 --> 01:32:28.838
که «اندرسون» به گفته‌هاي جابز اعتماد کرده بود
که بعدها مشخص شد کذب بوده

01:32:28.969 --> 01:32:32.838
«و «اندرسون» خطرات امور معوقه رو براي «جابز
.توضيح داده بوده

01:32:32.973 --> 01:32:37.559
اين کاملا با اصرار جابز و شرکت

01:32:37.686 --> 01:32:40.224
مبني بر اينکه جابز اصلا از اينکه اين کار
.مشکل آفرينه اطلاعي نداشته، در تناقض بود

01:32:40.355 --> 01:32:42.938
از نظر من اين اظهار که
استيو جابز هيچ‌چيز نمي‌دونست

01:32:43.067 --> 01:32:45.605
و «فرد اندرسون» و «نانسي هاينن» کاملا
،مسئول بودن

01:32:45.861 --> 01:32:46.861
.خيلي مسخره بود

01:32:47.988 --> 01:32:49.354
شرکت  تاييد کرده که

01:32:49.490 --> 01:32:52.483
شخص «جابز» از سهام معوقه بهره برده

01:32:52.618 --> 01:32:55.611
.که به تاريخ کاذب اکتبر 2011 تنظيم شده

01:32:55.746 --> 01:32:58.580
،«به گزارش خود شرکت اپل به «اس.اي.سي

01:32:58.707 --> 01:33:03.168
:که بوده
گزارشي دروغين زمان اين پاداش رو يک جلسه ويژه"
،هيئت رئيسه اعلام کرده

01:33:03.295 --> 01:33:06.879
.درحالي که اصلا چنين جلسه‌اي وجود نداشته

01:33:07.007 --> 01:33:12.969
جابز در يک جلسه دروغين هيئت رئيسه
.به ارزش 7.5 ميليون دلار سهم، پاداش دريافت ميکنه

01:33:13.097 --> 01:33:15.054
جريان چي بوده؟

01:33:15.182 --> 01:33:17.174
در ابتدا تمام انگشت‌هاي اتهام

01:33:17.309 --> 01:33:19.972
به سمت يکي ديگه از اعضاي تيم بازگشت اپل
،نشانه رفته بوده

01:33:20.104 --> 01:33:21.766
،«مشاور ارشد «نانسي هاينن

01:33:21.939 --> 01:33:25.523
.که زمان بندي جلسه کاذب رو تاييد کرده بود

01:33:25.651 --> 01:33:28.894
،«مثل «اندرسون
«بدون قبول، يا رد گناهانش با «اس.اي.سي

01:33:29.029 --> 01:33:31.692
.مصالحه کرد

01:33:31.865 --> 01:33:37.156
.اما سکوت‌ش سؤال برانگيز شد
آيا او به تنهايي تصميم گرفت که اعلام کنه يک

01:33:37.287 --> 01:33:41.907
جلسه دروغين انجام شده
که استيو جابز رو ثروتمند‌تر کنه؟

01:33:42.042 --> 01:33:44.079
اين کارها به خواست چه کسي انجام شد؟

01:33:45.587 --> 01:33:51.083
همون‌طور که در گفتگوهاي يک ساعت پيش
،شاهد بوديم

01:33:51.218 --> 01:33:55.963
من زمان زيادي رو صرف مراقبت از
افرادم در اپل کردم

01:33:56.098 --> 01:34:02.971
و تلاش کردم اونا رو نسبت به
کار کردن و تلاش در اپل مشتاق و علاقه‌مند کنم

01:34:03.105 --> 01:34:08.351
به‌طوري که اينکار براي خود و خانواده‌هاشون
.ارزشمند باشه

01:34:09.319 --> 01:34:13.359
اما احساس کردم که هيئت مديره چنين
.کاري رو براي من انجام نميده

01:34:13.490 --> 01:34:17.325
.درسته -
...درنتيجه -

01:34:20.706 --> 01:34:24.575
،"ضربه روحي"
.کاملا اين حس‌م رو توصيف ميکنه

01:34:24.710 --> 01:34:27.999
دور و بر 4 يا 5 سال بود که

01:34:28.130 --> 01:34:30.622
،مشغول به کار بودم

01:34:30.757 --> 01:34:34.592
.و خانواده‌م رو زياد نميديدم

01:34:34.720 --> 01:34:37.178
و با تمام اينها احساس ميکردم

01:34:37.306 --> 01:34:40.140
،اينجا هيچکس حواسش به من نيست
ميدونين؟

01:34:40.267 --> 01:34:41.428
.بله

01:34:41.560 --> 01:34:47.852
،ميخواستم اونها يکاري بکنن
.و خب... درموردش با هم صحبت کرديم

01:34:48.025 --> 01:34:51.143
.شکي نيست که اون بود که خط ميداد

01:34:51.278 --> 01:34:53.611
،«با اين‌حال بعد از تحقيق «اس.اي.سي

01:34:53.739 --> 01:34:56.982
.بنظر ميرسيد اون مصدونيت رو داره

01:34:58.035 --> 01:35:01.949
،کاش بدون اينکه من پيشنهادي ميدادم
:خودشون ميومدن و ميگفتن

01:35:02.080 --> 01:35:05.699
"استيو! اين امتياز جديد رو واست داريم"

01:35:05.834 --> 01:35:08.702
بدون اينکه من بخوام باهاشون چونه بزنم

01:35:08.837 --> 01:35:12.956
،يا درگيرش بشم

01:35:13.091 --> 01:35:16.129
اينجوري براي
وجهه شرکت هم خيلي بهتر ميشد

01:35:16.261 --> 01:35:23.054
.چون اون موقع حس بهتري هم به من ميداد

01:35:24.895 --> 01:35:26.682
،به گفته يکي از تحليلگران

01:35:26.813 --> 01:35:28.770
،اگه جابز بخاطر امور معوقه به زندان ميوفتاد

01:35:28.899 --> 01:35:32.859
.ارزش شرکت تا 22 ميليون دلار افت ميکرد

01:35:35.530 --> 01:35:37.988
،اما جابز مرد شماره يک اپل بود

01:35:38.116 --> 01:35:43.362
.«و اپل هم شرکت شماره يک «سيليکون ولي

01:35:43.497 --> 01:35:46.990
.سنگ بناي کل اقتصاد آمريکا

01:35:47.125 --> 01:35:49.868
اما اپل به واقع
چقدر آمريکايي بود؟

01:35:51.505 --> 01:35:54.248
آيا سوگند ياد ميکنين که
در شهادت‌تون چيزي جز حقيقت رو نگيد؟

01:35:54.383 --> 01:35:56.841
،«زماني که سناي «ايالات متحده
،جانشين جابز

01:35:57.010 --> 01:35:59.502
از «تيم کوک» درباره امور مالياتي شرکت
،سوال کرد

01:35:59.638 --> 01:36:03.097
،بسياري از اعضاي کميته فرعي
مقداري از وقت‌شون رو براي ثبت

01:36:03.225 --> 01:36:08.095
،در سوابق به اين اختصاص دادن که
.چقدر مايل بودن سرسخت عمل کنن

01:36:08.230 --> 01:36:13.771
،من عاشق «اپل» هستم
.و به‌عنوان يک شرکت آمريکايي خيلي به اپل افتخار ميکنم

01:36:13.902 --> 01:36:17.316
.اپل» يک داستان موفقيت آمريکاييه»

01:36:17.531 --> 01:36:22.401
محصولاتش بسيار شناخته‌شده هستن
.و در سرتاسر جهان استفاده ميشن

01:36:22.536 --> 01:36:25.870
،درست مثل ميليون‌ها نفر ديگه در سرتاسر دنيا
.من هم در جيبم يک موبايل «آي‌فون» دارم

01:36:26.039 --> 01:36:27.871
اما چيزي که شايد به اون اندازه شناخته شده نباشه

01:36:28.041 --> 01:36:32.411
اينه که اپل درضمن يک سيستم پيشرفته
،دور ردن ماليات رو در اختيار داره

01:36:32.546 --> 01:36:36.586
سيستمي که با استفاده از اون
بيش از صد ميليار دلار رو

01:36:36.717 --> 01:36:39.630
.در مخفيگاه‌هاي مالياتي خارج کشور انباشته

01:36:41.805 --> 01:36:45.173
مخفيگاه مالياتي «اپل» در سرزمين‌هاي سرسبز
ايرلند بود

01:36:45.309 --> 01:36:49.303
جايي که جابز و تيمش در اوايل
.دهه 80 شرکت‌هاي سرمايه‌گذاري رو داير کردن

01:36:49.438 --> 01:36:52.476
در اين برنامه به نام
.دَبل آيريش» معروفه»

01:36:53.692 --> 01:36:55.399
املاک صنعتي «هالي هيل» رو نميشه

01:36:55.527 --> 01:36:58.235
.با «سيليکو ولي» در «کاليفورنيا» مقايسه کرد

01:36:58.363 --> 01:37:02.573
«اين احساس وجود داره که اپلِ «کورک
.ممکنه به چيزي مثل «سيليکون هيل» تبديل بشه

01:37:07.414 --> 01:37:12.955
امروز اپل بيش از 137 ميليارد دلار
.از سودش رو در خارج از کشور نگه ميداره

01:37:13.128 --> 01:37:18.089
که بسياري از اونها در دوشرکت ايلنديه که
.يکيش هيچ کامندي نداره

01:37:18.216 --> 01:37:22.381
در حالي که اسکناس‌هاي واقعي
،در دست بانک‌هاي نيويورک‌ـه

01:37:22.512 --> 01:37:26.347
«سود کاغذي از دفتري در «رينو، نوادا
عبور ميکنه

01:37:26.475 --> 01:37:31.266
و از اونجا به جزيره «امرالد» ميره
.و در اونجا نرخي کمتر از 1درصد ماليات بهش ميخوره

01:37:32.397 --> 01:37:34.605
سناتور ما مفتخريم که تمام فعاليت‌هاي کسب و کار ما

01:37:34.733 --> 01:37:36.816
يا اکثريت قريب به اتفاق
.اون در «ايالات متحده» انجام ميشه

01:37:36.943 --> 01:37:40.027
درسته. اما سودي که از اون حاصل ميشه
در «ايرلند» و در شرکت‌هايي انباشته ميشه

01:37:40.197 --> 01:37:43.861
که تحت کنترول شما هستن و مالياتي
.پرداخت نميکنن

01:37:44.034 --> 01:37:48.495
بخشي از داستان
اين شرکت‌هاي جديد اين بود که

01:37:48.622 --> 01:37:53.708
همه‌شون به شيوه‌اي نشون‌دهنده چيزي
.درباره آمريکا بودن

01:37:55.128 --> 01:37:58.838
«هم «گوگل» و هم «اپل
براي عرضه کردن شرکت‌هاشون

01:37:58.965 --> 01:38:02.254
.فضليت سياسي رو در نظر گرفته بودن

01:38:02.386 --> 01:38:09.179
و حالا که معلوم ميشد کارشون ربطي به فضائل
.سياسي نداره، خيلي آشفته کننده بود

01:38:14.064 --> 01:38:19.025
استيو جابز
ميگفت قصد داره دنيا رو تغيير بده، اما به چه‌شکلي؟

01:38:20.153 --> 01:38:23.772
شرکت‌ها در سراسر جهان انتخاب‌شون رو ميکنن
،که با کارکنان‌شون چه رفتاري داشته باشن

01:38:23.907 --> 01:38:26.900
چه‌چيزي در اختيار ديگران بذارن
.و پولشون رو کجا ببرن

01:38:27.035 --> 01:38:29.197
انتخاب‌هاي استيو چي بود؟

01:38:29.329 --> 01:38:32.447
.اون در تفکر سادگي رو پيدا کرد

01:38:32.582 --> 01:38:38.203
.عاشق ايده «اکنون اينجا باش» بود
اما «اينجا» کجا بود؟

01:38:39.756 --> 01:38:42.874
،خانم‌ها و آقايون
هم‌اکنون در فرودگاه

01:38:43.009 --> 01:38:46.093
.بين‌المللي «پکن» فرود اومديم

01:38:53.478 --> 01:38:56.687
«بنظرم خيلي مهم بود که «چين
پوشش داده بشه

01:38:56.815 --> 01:39:01.276
چون اپل تمام محصولاتش رو
.اونجا درست ميکرد

01:39:01.403 --> 01:39:04.316
درسته که خودشون
،محصولات‌شون رو طراحي ميکنن

01:39:04.448 --> 01:39:06.781
.اما کار ساخت در چين انجام ميشه

01:39:06.908 --> 01:39:10.777
درنتيجه در انقلاب صنعتي
.يه کشور ديگه گير افتاده بود

01:39:10.912 --> 01:39:13.655
.و خيلي از اين مسائل از کنترل «اپل» خارج بود

01:39:19.671 --> 01:39:22.709
در انفجارهايي که در دوتا از کارخانه‌هاي
«توليدي «اپل

01:39:22.841 --> 01:39:25.925
،اتفاق افتاد 4 کارگر کشته

01:39:26.052 --> 01:39:28.135
.و 77 نفر زخمي شدن

01:39:29.514 --> 01:39:31.756
مواد حلالي که براي براق کردن
«صفحات لمسي «اپل

01:39:31.892 --> 01:39:35.385
.به کار ميرفت، قدرتمند اما خطرناک بودند
و باعث آسيب به اعصاب ميشدن

01:39:35.520 --> 01:39:39.434
که به ضعف و از بين رفتن حس لامسه
.در کارگران منجر ميشد

01:39:39.566 --> 01:39:44.311
اونها از دست مزدهاي پايين و فشار بسيار براي
.برآوردن زمانبندي‌هاي سختگيرانه اپل شکايت داشتند

01:39:45.363 --> 01:39:48.151
در کارخانه‌هاي چيني
،بسياري از شرکت‌هاي فناوري

01:39:48.325 --> 01:39:50.282
مس، کروم و فلزات سنگين ديگه

01:39:50.410 --> 01:39:54.370
.اشباح شد و آب‌هاي منطقه رو آلوده کرد

01:39:54.498 --> 01:39:56.660
گاه سطح مواد شيميايي چنان بالا ميرفت که

01:39:56.791 --> 01:39:59.625
تأسيسات آب و فاضلاب هم نميتونستن
به خوبي آب رو تصفيه کنن

01:39:59.753 --> 01:40:01.836
.تا دوباره بشه ازش استفاده کرد

01:40:03.924 --> 01:40:09.420
،«در سال 2010، فعال چيني «ما جُن
با تمام کارخانه‌هاي فناوري تماس گرفت

01:40:09.554 --> 01:40:13.514
تا درباره اين مسئله با آنها گفتگو کنه
.و حتي شخصاً براي «جابز» نامه نوشت

01:40:13.642 --> 01:40:17.932
درنهايت تمام شرکت‌ها پاسخ دادن
!«به استثناي يکي. «اپل

01:40:18.063 --> 01:40:20.726
تا زماني که «جابز» شرکت رو ترک نکرده بود

01:40:20.857 --> 01:40:24.066
.اپل» حتي موافقت نکرد با «ما جُن» صحبت کنه»

01:40:29.991 --> 01:40:32.278
،فاکس‌کان» بزرگترين تأمين کننده «اپل»ـه»

01:40:32.410 --> 01:40:36.780
براي همين هم از نظر استانداردها
،و باقي مسائل مرتبط

01:40:36.915 --> 01:40:38.497
.همه‌چيز به اينجا بستگي داره

01:40:40.544 --> 01:40:43.662
اين جوانان از روستاها

01:40:43.797 --> 01:40:49.293
و شرايط فقر بسيار شديد
.در جستجوي زندگي بهتر به اينجا اومدن

01:40:54.182 --> 01:40:56.925
،«سان دان‌يونگ»، با اسم مستعار «يونگ»

01:40:57.060 --> 01:40:59.848
از يک روستاي کوهستاني کوچک به‌نام
.فاکس‌کان» اومد»

01:41:02.482 --> 01:41:04.690
او در بخش ارتباطات محصول
،مشغول به کار شد

01:41:04.818 --> 01:41:08.186
مسئول امنيت نمونه‌هاي «آي‌فون» بود که
براي مقر

01:41:08.446 --> 01:41:10.938
.اپل در «سيليکون ولي» ارسال ميشد

01:41:11.074 --> 01:41:17.366
«در سال 2009، يکي از نمونه‌هاي اوليه «آي‌فون 4
.در شيفت کاري «يونگ» مفقود شد

01:41:19.753 --> 01:41:24.753
:«يونگ»
.از وقتي به شرکت اومدم، هيچ چيزي براي خودم برنداشتم

01:41:24.754 --> 01:41:28.498
سان دان‌يونگ» اولين کارگر»
کارخونه بود

01:41:28.633 --> 01:41:31.046
.که توجهات به سمتش جذب شد

01:41:31.177 --> 01:41:37.390
چيزي که داستان اون رو بسيار واضح ميکنه
اينه که در عصر و دوره امروز که دوربين‌هاي امنيتي

01:41:37.517 --> 01:41:41.056
،همه‌چيز و تک به تک حرکاتش رو ضبط ميکردن

01:41:41.187 --> 01:41:45.807
اون با دوستانش در «توئيتر» چيني
،گفتگوهايي کرده بود

01:41:45.942 --> 01:41:49.856
.که از طريق اونا ميشد اتفاقي که افتاده رو رديابي کرد

01:41:50.864 --> 01:41:53.026
يونگ» پيش از اينکه مفقودي نمونه رو»

01:41:53.241 --> 01:41:56.405
.به حراست «فاکس‌کان» گزارش بده

01:41:57.120 --> 01:42:00.284
.همه‌جا رو دنبالش گشت
اونشب مسئولان اون رو به اتاق بازجويي بردن

01:42:00.457 --> 01:42:01.914
و در اونجا مورد ضرب و شتم قرار گرفت

01:42:02.042 --> 01:42:05.626
و بعد بهش گفتن صبح پليس براي
.بازجويي از او مياد

01:42:06.671 --> 01:42:10.961
بالاخره در ساعت 10:41 دقيقه شب
.به «يونگ» اجازه دادن کارخونه رو ترک کنه

01:42:11.092 --> 01:42:13.459
او پياده به يک کافي‌نت رفت

01:42:13.595 --> 01:42:16.804
.و در اونجا به‌صورت آنلاين با دوستانش چت کرد

01:42:17.805 --> 01:42:26.805
.سگ‌هاي کثافت! اينها انسان نيستن
...کاش يکي بود که «فاکس‌کان» رو درست ميکرد
.حتي حق دارن خونه آدم رو هم بگردن

01:42:26.806 --> 01:42:31.806
هر وقت بخوان آدمو بازداشت ميکنن
.و کتک ميزنن

01:42:32.781 --> 01:42:35.649
او حدود ساعت 1:30 دقيقه صبح ارتباطش رو
.با اينترنت قطع کرد

01:42:37.035 --> 01:42:39.903
کمي بعد، دوربين‌هاي امنيتي تصوير او رو در آسانسور

01:42:40.038 --> 01:42:42.826
.مجتمع مسکوني ثبت کردن

01:42:42.957 --> 01:42:46.200
او در طبقه دوازدهم از آسانسور خارج شد
.و به دوست دخترش پيام فرستاد

01:42:46.201 --> 01:43:01.201
.عزيز دلم، خيلي متأسفم
.فردا برو خونه به دردسر افتادم
.به خانواده‌ام چيزي نگو
.سعي نکن با من تماس بگيري
.خيلي خيلي متأسفم

01:43:02.936 --> 01:43:09.729
،در ساعت 3:33دقيقه صبح
.دوربين‌هاي امنيتي شاهد خودکشي «سان دان‌يونگ» بودن

01:43:15.657 --> 01:43:19.526
،در طول تقريبا دوسال اخير
.18خودکشي رخ داده

01:43:19.661 --> 01:43:24.998
فاکس‌کان» اين تورها رو براي نجات افرادي نصب»
.کرده بود که ميوفتادن

01:43:25.125 --> 01:43:27.412
،کسايي که از ساختمون ميپريدن

01:43:27.544 --> 01:43:29.831
اونها هم تور امنيتي نصب کرده بودن

01:43:29.963 --> 01:43:33.001
.که مانع افتادن اين افراد بشن

01:43:38.972 --> 01:43:41.806
با احتساب اقدام به خودکشي
.اونها امسال 13 مورد داشتن

01:43:41.933 --> 01:43:43.890
.تا به اين لحظه

01:43:44.018 --> 01:43:49.730
.با اينحال هنوز 400هزار نفر در اينجا کار ميکنن

01:43:49.858 --> 01:43:53.852
بنابراين، 13 نفر از 400هزار نفر
.يعني 26نفر در سال

01:43:53.987 --> 01:44:00.109
...400هزارنفر
.يا بذاريد بگم 7 نفر از هر 100 هزار نفر

01:44:00.243 --> 01:44:04.328
،اين هنوز کمتر از «ايالات متحده»ـست
.که نرخ 11نفر از هر 100هزار نفر رو داره

01:44:04.497 --> 01:44:06.113
.ولي درهر حال خيلي ناراحت کننده‌ست

01:44:06.249 --> 01:44:08.161
.درسته
.همه هم در يک محل هستن

01:44:08.293 --> 01:44:10.706
.خب، با تعداد افراد سنجيده ميشه

01:44:10.920 --> 01:44:14.834
.با سنجش تعداد افراد انجام ميشه
.قضيه درحال برسيه

01:44:14.966 --> 01:44:18.710
.و اين... خيلي ناراحت‌کنندس

01:44:18.845 --> 01:44:22.338
بنابراين ما هم افرادي رو فرستاديم
،تا ته و توي قضيه رو دربيارن

01:44:22.515 --> 01:44:25.007
و از اون مهم‌تر بتونن بفهمن که ما
.چطور ميتونيم کمک کنيم

01:44:31.024 --> 01:44:34.734
،اپل تنها شرکتي نيست که محصولش در چين توليد ميشه

01:44:34.903 --> 01:44:38.817
ولي يک تفاوت با بقيه شرکت‌ها داره
.اونم حاشيه بسيار پرسودش‌ـه

01:44:38.948 --> 01:44:43.033
.سود هر «آي‌فون 4» بالاي 300دلار بود

01:44:43.203 --> 01:44:48.119
با اين‌حال «اپل» به اضاي هر تلفن
.12 دلار به کارگراي چيني پرداخت ميکرد

01:44:48.249 --> 01:44:51.959
اگر جابز واقعا «متفاوت فکر ميکرد» آيا نبايد
به افرادي که پيش از اينکه

01:44:52.086 --> 01:44:53.918
آي‌فون» به دست مشتريان برسه»

01:44:54.047 --> 01:44:58.041
از زير دست اونها ميگذشت بيشتر اهميت ميداد؟

01:45:06.142 --> 01:45:09.977
وقتي من مقالات مهمي رو
،درباره «اپل» مي‌نوشتم

01:45:10.104 --> 01:45:13.268
80درصد نامه‌هايي که دريافت ميکرديم
.تنفر آميز بودن

01:45:15.568 --> 01:45:21.155
حتي معقول‌ترين و منطقي‌ترين انتقادات

01:45:21.282 --> 01:45:27.404
«درباره رفتار با کارگران «چين
.به خاطر اعتراض‌شون، اصلا مهم نبود و ديده نميشد

01:45:27.580 --> 01:45:30.072
.مردم نميخواستن گوش بدن

01:45:30.208 --> 01:45:33.952
.اونها عاشق اين شرکت بودن
.عاشق محصولاتش بودن

01:45:34.087 --> 01:45:37.706
عاشق اين جاگاهي بودن که نگه‌داشتن اين وسيله
در دستان‌شون بهشون ميداد

01:45:37.841 --> 01:45:41.255
،و تمام مدت بهش نگاه ميکردن
.و حس آرامش داشتن

01:45:41.386 --> 01:45:46.131
و حاضر بودن دو روز توي صف بايستن
.تا يکي از اونا رو بخرن

01:45:46.266 --> 01:45:48.679
.و نميخواستن اين چيزها رو بشنون

01:45:54.440 --> 01:45:57.774
من يکي از افرادي بودم که احساس ميکردم
.حتما بايد يک «آي‌فون» داشته باشم

01:45:57.902 --> 01:46:00.610
،اصلا نميخواستم حرفي از محصولات ديگه بشنوم

01:46:00.738 --> 01:46:02.479
و خلاف منطق باور داشتم

01:46:02.657 --> 01:46:06.025
که «آي‌فون» داشتن من رو به جريان
.بهتري تبديل ميکنه

01:46:06.160 --> 01:46:09.995
،وقتي اين وسيله در جيب من بود
،هر لحظه آزادي که داشتم

01:46:10.123 --> 01:46:14.538
،دستم به سمتش کشيده ميشد
.درست مثل درست «فرودو» که جذب حلقه ميشد

01:46:15.420 --> 01:46:18.413
جادوي واقعي‌ش اينه که اين داستان‌ها

01:46:18.548 --> 01:46:24.010
.درباره شرکتي گفته ميشه که تلفن ميسازه

01:46:25.513 --> 01:46:27.926
.تلفن يه وسيله افسانه‌اي نيست

01:46:31.227 --> 01:46:38.851
.و باعث ميشه کمتر از خودمون به «اپل» شک کنيم

01:46:40.570 --> 01:46:43.859
،اين افسانه‌ها درباره فناوري

01:46:43.990 --> 01:46:50.863
به‌طور کلي به دست‌اندرکاران فناوري امکان ميده
کارهايي رو انجام بدن که اگه

01:46:50.997 --> 01:46:54.161
.به دست شرکت‌هاي ديگه انجام ميشد
.فجيع بنظر ميومد

01:46:56.169 --> 01:46:58.411
!داسنتان جالبيه

01:46:58.546 --> 01:47:03.041
،دزدي درش داره
.خريد اموال دزدي وجود داره، اخاذي درش وجود داره

01:47:03.176 --> 01:47:05.839
.مطمعنم سکس هم يه جايي‌ش وجود داره

01:47:05.970 --> 01:47:07.336
جداً؟

01:47:07.472 --> 01:47:10.465
!پس يکي بايد ازش يه فيلم بسازه

01:47:10.600 --> 01:47:13.058
،اگر قرار بود درباره‌ش فيلمي ساخته بشه

01:47:13.186 --> 01:47:16.679
صحنه اول بايد در يک آبجو فروشي در
.سيليکون ولي» باشه»

01:47:16.814 --> 01:47:19.602
گري پاول» اپل، درحالي که جرئه‌اي از»

01:47:19.776 --> 01:47:23.235
آبجو رو مينوشيد، نمونه اوليه جديد «آي‌فون» رو
.امتحان ميکرد

01:47:25.114 --> 01:47:28.607
اما زماني که «پاول» از اونجا بيرون ميومد
.يه چيزي رو اونجا جا گذاشت

01:47:28.785 --> 01:47:30.526
.آي‌فون»ـش رو»

01:47:30.703 --> 01:47:35.823
«يک دانشجوي کالج به نام «برايان هوگان
.گوشي رو روي يکي از چهارپايه‌هاي بار پيدا کرد

01:47:37.168 --> 01:47:39.080
،ايميلي به دست ما رسيد که يکي ادعا ميکرد

01:47:39.212 --> 01:47:43.547
.نمونه اوليه «آي‌فون» پيش اونه

01:47:43.716 --> 01:47:47.881
،اون به دژ امنيتي «اپل» نفوذ کرده بود

01:47:48.012 --> 01:47:50.470
و چيزي رو که شديدا ازش محافظت ميشد
.رو ديده بود

01:47:50.598 --> 01:47:54.433
اما اون زمان که
،قدرت به دست استيو جابز بود و در اوج قدرتش بود

01:47:54.560 --> 01:47:56.552
.هيچوقت امکان نداشت که اشتباهي انجام بدن

01:47:56.729 --> 01:47:58.641
.خيلي خيلي هيجان انگيز بود

01:47:58.815 --> 01:48:01.728
،در اون زمان درز اطلاعات از اپل
.زياد اتفاق نميوفتاد

01:48:01.859 --> 01:48:04.852
:وبعد من رفتم پيش نيک و گفتم

01:48:04.988 --> 01:48:08.072
،فکر ميکنيم که اين قضيه حقيقت داره"
".و اونها پول ميخوان

01:48:08.199 --> 01:48:10.191
:و نيک گفت
".هرچي تو بگي"

01:48:10.326 --> 01:48:14.115
از نظر ما هيچ شکي وجود نداشت
.که بايد اين ماجرا رو بنويسيم يا نه

01:48:14.247 --> 01:48:17.411
بنظرم اونچه خيلي براي استيو جابز
،آزاردهنده بوده

01:48:17.542 --> 01:48:19.784
اين بود که اون تا قبل از اين رابطه‌ي

01:48:19.919 --> 01:48:22.332
.بسيار کنترل‌شده‌تري با مطبوعات داشت

01:48:22.463 --> 01:48:25.171
.نقشه ما اين بود که ازش عکس بگيريم

01:48:25.299 --> 01:48:28.508
درموردش بنويسيم و بعد
.«برشگردونيم به «اپل

01:48:28.636 --> 01:48:31.174
.سلام، من «جيسون چِن» هستم
.اين «آي‌فون» جديده

01:48:31.305 --> 01:48:33.342
.اينها بعضي از ويژگي‌هاي جديدش‌ـه

01:48:33.474 --> 01:48:36.888
.اولش مشکلي نبود
.تمام آدم‌هاي عشق تکنولوژي نگاه‌ش کردن

01:48:37.020 --> 01:48:38.431
.اما بعد ماجرا همگاني شد

01:48:40.523 --> 01:48:43.857
.به مهم‌ترين خبر در تاريخ فناوري تبديل شد

01:48:46.237 --> 01:48:49.321
.سلام، استيو جابز هستم"
".لطفا تلفن من رو پس بدين

01:48:49.449 --> 01:48:51.566
.صداش خيلي جذاب بود

01:48:51.701 --> 01:48:55.945
،درست همون‌جور که کلاه‌تون رو
.از دوست‌تون که بهش قرض دادين طلب ميکنين

01:48:56.080 --> 01:49:00.791
.من قبلاً چند باري ديده بودمش
.ميدونستم که صداي خودشه

01:49:00.918 --> 01:49:02.409
".گفت: "من از دست‌تون عصباني نيستم

01:49:02.545 --> 01:49:04.582
".يکي که با خودمون کار ميکرد، گمش کرده"

01:49:04.714 --> 01:49:06.706
حالا شما هم تفريح‌تون رو کردين"
و ما هم تا قبل از اينکه اين تلفن

01:49:06.883 --> 01:49:08.499
".به دست کساني بيوفته که نبايد، اونو لازم داريم

01:49:08.634 --> 01:49:12.127
:اونجا بود که به خودم گفتم
"مگه همين الان دست کسايي که نبايد نيست؟"

01:49:13.128 --> 01:49:17.128
حدس بزن کي بهم زنگ زد -
نميدونم کي؟ +
استيو جابز -

01:49:17.560 --> 01:49:21.895
:در اون لحظه «نيک» بهم گفت
".بگو نامه بزنه"

01:49:22.023 --> 01:49:24.015
يه نامه رسمي بنويسه و توي نامه"
".درخواستش رو مطرح کنه

01:49:24.150 --> 01:49:26.688
".ما به يه مدرک نياز داريم که نشون بده قضيه واقعيه"

01:49:26.903 --> 01:49:29.941
.در تماس بعدي گفت حاضر نيست مدي تلفن بشه

01:49:30.073 --> 01:49:32.235
،اونجا بود که حسابي لحنش رو تغيير داد

01:49:32.366 --> 01:49:34.983
چون اين مسئله روي فروش
.مدل فعلي تاثير زيادي ميذاشت

01:49:35.203 --> 01:49:36.910
که خيلي نااميد کننده بود، ميدوني؟

01:49:37.038 --> 01:49:39.530
يه عالمه داستان درمورد اين آدم تعريف ميکنن
.که بگن پول براش اهميت نداره

01:49:39.665 --> 01:49:42.078
".ولي اون گفت: "اين موضوع خيلي جديه

01:49:42.210 --> 01:49:45.123
اگه بخوام مدرک کاغذي بهتون بدم"
،و اين دردسرو به جون بخرم

01:49:45.254 --> 01:49:48.088
.به‌جاش يه کار بهتر ميکنم
".و به اين معنيه که يکي از سازمان شما سر از زندان در مياره

01:49:48.216 --> 01:49:51.300
به عنوان گزارشگري که
،با شرکت‌هاي بزرگ مشکل داره

01:49:51.427 --> 01:49:55.046
:اين حرف مثل اين ميمونه که بگي
".شهيدم کن، خواهش ميکنم، شهيدم کن"

01:49:55.181 --> 01:49:59.266
".من براي يه «آي‌فون» ميرم زندان، جدي ميگم"

01:49:59.393 --> 01:50:03.228
:بعداً دوباره زنگ زد و گفت
".باشه، نامه رو بهتون ميديم"

01:50:03.356 --> 01:50:05.564
.و خيلي سرد و خشک صحبت ميکرد

01:50:05.691 --> 01:50:08.729
،خلاصه نامه رو برامون فرستادن
«و يه وکيل رو هم از طرف «اپل

01:50:08.903 --> 01:50:11.236
.فرستادن خونه «جيسون» که تلفن رو بگيره

01:50:11.364 --> 01:50:13.572
.مبادله خيلي سردي بود

01:50:13.741 --> 01:50:16.279
:اون گفت
".ظاهرا يه چيزي که مال منه پيش شماست"
.يا يه همچين چيزي

01:50:16.410 --> 01:50:19.494
.من هم اونو دادم بهش
.گفت خيلي ممنون و رفت

01:50:19.622 --> 01:50:22.490
آيا از نظر «اپل» اين پايان کار بود؟

01:50:22.625 --> 01:50:23.957
.نه، البته که نه

01:50:24.085 --> 01:50:27.704
.تازه بعد از اون کابوس شروع شد

01:50:54.782 --> 01:50:58.526
پليس واقعا نياز بود اينجوري در طرف رو بکوبه؟

01:50:58.661 --> 01:51:01.950
مگه نميدونن يه اَپ واسه اينکار هست؟
:d

01:51:02.081 --> 01:51:04.448
هرکسي که قبلاً با جابز کار کرده بود

01:51:04.584 --> 01:51:07.702
ميدونست موارد ديگه‌اي هم وجود داره
.که از باج خواستن

01:51:07.837 --> 01:51:10.625
.ولي اين احتمالا بيش از همه اين وقايع ديگه عمومي شد

01:51:11.841 --> 01:51:15.460
.من و همسرم شام رفته بوديم بيرون
،وقتي برگشتيم خونه

01:51:15.595 --> 01:51:18.133
.متوجه شديم در گاراژ بازه

01:51:18.264 --> 01:51:21.632
:با خودم گفتم
"!چه خبرشده قضيه چيه؟"

01:51:21.767 --> 01:51:24.510
،و کامل بازش کردم
.بعد متوجه شدم چند نفر هم توي گاراژ هستن

01:51:24.687 --> 01:51:28.180
:و با خودم گفتم
".خداي من! دزد بهم زده"

01:51:28.316 --> 01:51:30.774
.ولي بعد که دقيقتر نگاه کردم ديدم پليس‌ان

01:51:33.070 --> 01:51:35.778
پليس اموال شخصي «چِن» رو از جمله

01:51:35.948 --> 01:51:38.691
4کامپيوتر، دو تلفن همراه

01:51:38.826 --> 01:51:41.409
.و يک جعبه از کارت‌هاي شغلي او رو توقيف کرد

01:51:43.164 --> 01:51:48.205
،«و فيلم «گيزمودو
.پرسش‌هايي درمورد نقشه و انگيزه اون‌ها مطرح کرد

01:51:48.336 --> 01:51:53.252
چرا بايد بعد از اينکه «چن» تلفن
رو برگردوند به خونه‌ش حمله بشه؟

01:51:53.382 --> 01:51:57.422
اونها حکم تفتيش‌شون رو به من نشون دادن
:و گفتن

01:51:57.553 --> 01:51:59.340
".ما عضو تيم «ري‌اکت» هستيم"

01:51:59.472 --> 01:52:02.590
،بعد از اينکه خونه رو گشتن
.من رفتم و اين تيمي رو که گفته بودن رو «گوگل» کردم

01:52:02.725 --> 01:52:04.762
مأموراني که به آپارتمان «چن» هجوم بردن

01:52:04.894 --> 01:52:08.433
بخشي از نيروي ضربت جنايي کمتر شناخته شده
،ملقب به «ري‌اکت» بودند

01:52:08.564 --> 01:52:11.773
که از مأموران محلي، کشوري و فدرال تشکيل شده بودند

01:52:11.901 --> 01:52:15.394
و فعاليت‌هاي جاسوسي سازماني رو
.در «سيليکون ولي» تحت نظارت داشتند

01:52:17.406 --> 01:52:20.319
،اولين واکنش من اين بود که
".واي! اين خيلي باحاله. درمورد اپل‌ـه"

01:52:21.410 --> 01:52:23.197
«کريس فيزل»
معاون دادستاني

01:52:23.329 --> 01:52:25.867
.و مشاور «ري‌اکت» در اين پرونده بود

01:52:26.040 --> 01:52:28.032
،«بعد از هجوم به منزل «چِن

01:52:28.167 --> 01:52:31.501
.جابز شخصاً در «اپل» با «فيزل» ديدار کرد

01:52:31.629 --> 01:52:35.669
.خيلي خيلي مؤدب و بسيار پرانرژي بود

01:52:36.634 --> 01:52:39.718
کمي در اين مورد صحبت کرد که دوست داره جريان
.به چه شکلي پيش بره

01:52:39.845 --> 01:52:42.337
از بعضي واقعياتي که در جريان اين پيگرد
.رخ ميداد خوشش نميومد

01:52:42.473 --> 01:52:46.592
و درباره تصميم‌هاي ما رد
.جريان پرونده بسيار ازمون حمايت کرد

01:52:46.727 --> 01:52:48.764
نظر مردم در اين مورد چيه؟

01:52:48.896 --> 01:52:51.809
نظر خود شما چيه؟ -
...خب، من ميتونم بهتون بگم که -

01:52:51.941 --> 01:52:58.279
دادستاني همچنان در حال انجام تحقيقاته
.و من خيلي درجريانش نيستم

01:52:58.406 --> 01:53:01.945
اون کاملاً در ماجرا دخيل بود
و خيلي هم بهش علاقه‌مند بود

01:53:02.076 --> 01:53:03.658
و ميخواست دقيقا در جريان باشه

01:53:03.786 --> 01:53:06.028
.و بدونه که روند تحقيق در چه وعضيت‌ـه

01:53:06.956 --> 01:53:10.449
جابز دلايل بسياري براي درجريان قرار گرفتن
ماجرا داشت

01:53:10.584 --> 01:53:13.622
.چون «ري‌اکت» يک سازمان کاملاً دولتي نبود

01:53:13.754 --> 01:53:15.086
اين سازمان کميته رهبري داشت

01:53:15.256 --> 01:53:19.216
«که از بسياري از شرکت‌هاي بزرگ در «ولي
.تشکيل شده بود

01:53:19.385 --> 01:53:22.799
در شهري که اين چنين تحت تسلط تکنولوژي
،قرار داشت

01:53:22.930 --> 01:53:25.297
آيا سازمان‌هاي اجرايي قانون به بازوي قدرت

01:53:25.433 --> 01:53:27.846
بزرگترين شرکت‌ها تبديل شده بودن؟

01:53:31.272 --> 01:53:38.361
اون درباره‌ي اون‌چيزي که ميساخت
.بسيار يک دنده و احساسي رفتار ميکرد

01:53:38.487 --> 01:53:42.151
،و تنها تشبيهي که به ذهنم ميرسه اينه که
،اگه کسي بچه شما رو بدزده

01:53:42.325 --> 01:53:44.191
چقدر ناراحت ميشيد؟

01:53:44.410 --> 01:53:48.871
.آقاي جابز هم همين احساس رو داشت
.احساس مي‌کرد يکي بچه‌ش رو دزديده

01:53:51.375 --> 01:53:53.332
،«با وجود فشارهاي «اپل

01:53:53.461 --> 01:53:56.454
دادستاني تصميم گرفت اتهامات عليه «چِن» رو
پيگيري نکنه

01:53:56.589 --> 01:53:59.252
.چون او وسيله دزديده شده رو در اختيار نداشت

01:53:59.383 --> 01:54:01.591
.اون فقط يه خبرنگار بود که داشت روي يک مقاله کار ميکرد

01:54:02.970 --> 01:54:06.805
زماني که
،ماجراي «گيزمودو» اتفاق افتاد

01:54:06.932 --> 01:54:11.723
من توصيه‌هاي زيادي از طرف مردم
:دريافت ميکردم که

01:54:11.854 --> 01:54:18.146
نبايد يک خبرنگار رو به اين دليل تحت پيگرد قانوني"
قرار بدي، که ميخواسته با

01:54:18.277 --> 01:54:22.567
.مال دزدي ازت اخاذي کنه
".بايد فراموشش کني

01:54:22.698 --> 01:54:27.113
.اپل» حالا يه شرکت بزرگه»"
".نذار پاي مطبوعات به ميون بياد

01:54:27.244 --> 01:54:29.201
".بذار فراموش بشه"

01:54:29.330 --> 01:54:34.496
و من عميقاً به اين مسئله فکر کردم
و به اين نتيجه رسيدم که

01:54:34.627 --> 01:54:37.711
بدترين اتفاقي که ميتونه در حال رشد ما

01:54:37.838 --> 01:54:42.333
،و تاثيرگذارتر شدن ما در جهان بيافته اينه که

01:54:42.468 --> 01:54:48.886
.اينه که ارزش‌هاي اساسي‌مون رو زير پا بذاريم
.و چنين چيزي رو راحت فراموش کنيم

01:54:49.058 --> 01:54:53.223
.من نميتونستم چنين کاري بکنم
.ترجيح ميدادم بجاش استعفا بدم

01:54:54.313 --> 01:54:57.351
جابز از چه ارزش‌هايي حرف ميزد؟

01:54:57.483 --> 01:55:02.478
،زماني که «اپل»، «آي‌بي‌ام» رو شکست داد
.ماجرا مثل نبرد «داود و جالوت» بود

01:55:02.655 --> 01:55:08.026
،اما زماني که «اپل» به «جالوت» تبديل شد
جابز داشت براي کي شاخ و شونه ميکشيد؟

01:55:12.665 --> 01:55:17.501
نکته غم انگيزش اينجاس که
بعد از اون چند ماه براش باقي مونده بود؟

01:55:17.628 --> 01:55:22.999
،اين آدم در اون زمان خبر داشت

01:55:23.175 --> 01:55:30.173
،ميدونست که درحال مرگه
و با اين حال ده دقيقه از زندگي‌ش رو

01:55:30.307 --> 01:55:33.345
صرف صحبت کردن از اين آدم‌هايي کرد
که يک تلفن رو در يک بار پيدا کرده بودن

01:55:33.477 --> 01:55:38.268
و بعد يه مقاله درباره‌ش نوشتن؟
يکم عجيب نيست؟

01:55:41.444 --> 01:55:45.028
.داستان سوم من درباره‌ي مرگ‌ـه

01:55:46.073 --> 01:55:50.067
حدود يک سال پيش تشخيص داده شد که من
.سرطان دارم

01:55:50.244 --> 01:55:52.236
،در ساعت 7:30 صبح اسکن رو انجام دادم

01:55:52.371 --> 01:55:55.455
.و يک تومور به وضوح در پانکراس من ديده شد

01:55:55.583 --> 01:55:57.575
.روحمم خبر نداشت پانکراس چيه اصلاً

01:55:57.710 --> 01:55:59.292
دکترها بهم گفتن

01:55:59.420 --> 01:56:03.414
،اين بي شک نوعي از سرطانه که درماني نداره

01:56:03.549 --> 01:56:07.634
.و من بيش از سه تا شش ماه ديگه زنده نخواهم بود

01:56:07.761 --> 01:56:12.347
دکتر من بهم توصيه کرد که برم خونه
،و به کارهاي نيمه تمامم سر و ساماني بدم

01:56:12.516 --> 01:56:15.850
:وقتي دکترها همچين حرفي ميزنن يعني
".خودت رو براي مُردن آماده کن"

01:56:15.978 --> 01:56:17.765
يعني برو و هرچيزي رو که فکر ميکردي

01:56:17.897 --> 01:56:21.732
براي گفتن به بچه‌هات ده سال ديگه وقت داري

01:56:21.859 --> 01:56:23.316
.در طول چند ماه بهشون بگو

01:56:23.444 --> 01:56:28.610
.اين تشخيص تمام رو ذهنم رو مشغول کرده بود
.همون شب، ازم نمونه برداري شد

01:56:28.741 --> 01:56:32.075
،بيهوش شده بودم
،اما همسرم که اونجا در کنارم بود بهم گفت

01:56:32.286 --> 01:56:35.450
،زماني که دکترها سلول‌ها رو زير ميکروسکوپ ديدن

01:56:35.581 --> 01:56:38.289
،شروع به گريه کردن
چون مشخص شد که اين نوع

01:56:38.417 --> 01:56:42.752
.بسيار نادري از سرطان پانکراس‌ـه
.که با جراحي قابل درمانه

01:56:42.880 --> 01:56:46.499
،جراحي روي من انجام شد
.و خداروشکر الان حالم خوبه

01:56:50.137 --> 01:56:52.845
استيو جابز در جشن فارغ‌التحصيلي
«استنفورد»

01:56:52.973 --> 01:56:56.557
،در سال 2005
.خيلي با احساس درباره سرطان‌ش صحبت کرد

01:56:56.685 --> 01:56:58.677
و به وضوح طوري قصه رو گفت

01:56:58.812 --> 01:57:01.350
،که انگار بلافاصله پس از تشخيص

01:57:01.524 --> 01:57:04.312
.جراحي، و کاملا درمان شده

01:57:04.443 --> 01:57:05.729
.اما اين حقيقت نداشت

01:57:05.861 --> 01:57:09.445
چيزي که من بعد از ماه‌ها گزارش متوجه‌ش شدم
،اين بود که

01:57:09.573 --> 01:57:12.316
از 9ماه پيش سرطان استيو جابز تشخيص
داده شده بود

01:57:12.451 --> 01:57:16.195
،و اون به مدت 9 ماه حاضر نشده بود

01:57:16.372 --> 01:57:19.831
که جراحي يا هر نوع درمان دارويي ديگه‌اي رو

01:57:19.959 --> 01:57:22.622
که پزشک‌ها براي افزايش احتمال زنده ماندن‌ش
.ضروري ميدونستن رو انجام بده

01:57:22.753 --> 01:57:24.745
،و بجاي انجام جراحي

01:57:24.880 --> 01:57:28.590
به سراغ روش‌هاي دارويي جايگزين رفته بود

01:57:28.717 --> 01:57:30.800
.تا سعي کنه خودش سرطان رو درمان کنه

01:57:31.971 --> 01:57:34.714
کارآفرين‌ها نيازي بيمارگونه براي کنترل

01:57:34.848 --> 01:57:36.760
.سرنوشت خودشون دارن

01:57:36.892 --> 01:57:38.178
،اگه لازم باشه رنج رو هم تحمل ميکنن

01:57:38.310 --> 01:57:40.142
فقط براي اينکه به سرنوشت خودشون
تسلط داشته باشن

01:57:40.312 --> 01:57:42.304
.و به دست کسه ديگه‌اي نسپارن‌ش

01:57:42.439 --> 01:57:47.525
،شايعات درباره‌ي سلامتي استيو جابز
.باعث نوسان در قيمت سهام «اپل» شده بود

01:57:47.653 --> 01:57:49.861
،ارزش سهام شرکت مدتي بالا رفت

01:57:49.989 --> 01:57:53.699
و بعد با بازگشايي مجدد بازار سهام
.در معادلات بعد از ساعات اداري افت شديدي داشت

01:57:53.826 --> 01:57:55.783
قيمت سهام «اپل» همراه با هر گرم وزني

01:57:55.911 --> 01:57:58.824
.که جابز در ماه اخير از دست داده، افت کرد

01:58:00.207 --> 01:58:02.665
اپل» در موقعيت بسيار خطرناکي قرار داشت»

01:58:02.793 --> 01:58:04.625
،که جابز تصميم گرفت
:نامه‌اي بنويسه و اعلام کنه

01:58:04.753 --> 01:58:06.619
".من هيچ مشکلي ندارم، اين فقط يک مشکل جزئي‌ـه"

01:58:06.755 --> 01:58:09.247
.ولي اين يه مشکل کوچيک نبود

01:58:10.676 --> 01:58:14.169
،استيو جابز» با پنهان کردن بيماري‌اش از دنيا»

01:58:14.346 --> 01:58:16.804
.هدفي رو دنبال ميکرد

01:58:16.932 --> 01:58:18.719
،سرمايه گذارها ميخوان از اين چيزها باخبر باشن

01:58:18.851 --> 01:58:20.558
،«چون اون زمان خريد سهام «اپل

01:58:20.728 --> 01:58:22.640
.معادل خريدن استيو جابز بود

01:58:22.813 --> 01:58:26.227
اون اين وظيفه رو داشت که بلافاصله

01:58:26.358 --> 01:58:27.849
.درباره بيماري جدي‌ش به سهام‌دارها بگه

01:58:29.028 --> 01:58:31.736
آدم از نظر شخصي دوست داره حريم شخصي
،استيو رو رعايت کنه

01:58:31.864 --> 01:58:34.823
،اما استيو تمام توجهات رو معطوف خودش کرده بود

01:58:34.950 --> 01:58:38.739
.و راهي براي برداشتن اين توجهات از روش وجود نداشت
.فقط به اين خاطر که اينجوري راحت نيست

01:58:41.624 --> 01:58:44.367
،بعد از اينکه همه خبردار شدن
.من استيو رو ديدم

01:58:44.501 --> 01:58:47.084
:شروع به صحبت درباره «اپل» کرد و گفت

01:58:47.212 --> 01:58:51.456
".ميدوني، «اپل» شرکتيه که هيچ شعبه‌اي نداره"

01:58:51.592 --> 01:58:53.709
".ما کاغذ بازي‌هاي زيادي نداريم"

01:58:53.844 --> 01:58:56.757
منم گفتم: "استيو از اين ميشه يه مقاله عالي براي
".فورچون» درست کرد»

01:58:56.889 --> 01:59:02.510
:يه نگاه بهم انداخت و گفت
"نه"

01:59:02.645 --> 01:59:08.391
".گمون نکنم تو بتوني اين داستان رو بنويسي. الان نه"

01:59:09.985 --> 01:59:11.601
".الان نه"

01:59:11.820 --> 01:59:15.734
،و بعد يه حرفي زد که کل اتاق سکوت شد

01:59:15.866 --> 01:59:19.826
...گفت: "ميدوني، ما و «فورچون» قبلا

01:59:21.163 --> 01:59:24.702
،دوستاي خيلي خوبي بوديم

01:59:24.833 --> 01:59:31.797
من قبلا با «فورچون» دوست بودم
".و ديگه نه. تمومه

01:59:31.924 --> 01:59:35.463
،و بعد يادمه که اشک توي چشماش جمع شد

01:59:35.594 --> 01:59:37.051
،يه اشک روي شيشه عينک‌ش بود

01:59:37.179 --> 01:59:41.674
و قطره اشک ديگه‌اي روي گونه‌ش غلطيد
،و افتاد روي پيراهن‌ش

01:59:41.809 --> 01:59:46.850
.و داشت گريه ميکرد
.و کل اتاق در سکوت مطلق فرو رفته بود

01:59:48.899 --> 01:59:52.609
«مدير عامل «اپل»، «استيو جابز
،امروز از زمان پيوند کبدش در پنج ماه پيش

01:59:52.736 --> 01:59:54.602
.براي اولين بار در انظار عمومي ديده شد

01:59:54.738 --> 01:59:55.854
،براي نخستين بار

01:59:55.989 --> 01:59:58.902
مدير عامل 54 ساله به‌طور عمومي اعلام کرد

01:59:59.034 --> 02:00:02.493
که در بهار امسال پيوند کبدي انجام داده
.که زندگي‌ش رو نجات داده

02:00:02.621 --> 02:00:08.242
خب، من ميدونستم که کبد يه فرد 20 و خورده‌اي
.ساله رو بهم پيوند زدن

02:00:11.880 --> 02:00:16.500
دوست دارم کمي زمان رو صرف استفاده از تمام
افراد در اجماع «اپل» بکنم

02:00:16.635 --> 02:00:20.845
.که از دل و جون از من حمايت کردن
.خيلي برام ارزش داشت

02:00:20.973 --> 02:00:25.843
«و ميخوام تشکري ويژه از «تيم کوک

02:00:25.978 --> 02:00:29.688
.و کل تيم اجرايي «اپل» داشته باشم

02:00:29.815 --> 02:00:32.228
اونها واقعا نهايت تلاش‌شون رو کردن

02:00:32.359 --> 02:00:36.478
و با توانايي بسيار
.شرکت رو در اون دوره سخت پيش بردن

02:00:36.613 --> 02:00:38.946
.خيلي ازتون ممنونم بچه‌ها
.لطفا تشويق‌شون کنيد

02:00:40.492 --> 02:00:42.074
.اون عاشق کارش بود

02:00:42.202 --> 02:00:44.239
،من يه ايميل از اون دارم که نوشته

02:00:44.371 --> 02:00:46.863
،ما هردومون خوش‌شانس هستيم"
بخت با ما يار بود

02:00:46.999 --> 02:00:49.366
که در سن کم وارد کاري شديم که بهش علاقه‌منديم

02:00:49.543 --> 02:00:52.286
".و توانستيم مدت طولاني به اين کار ادامه بديم

02:00:52.421 --> 02:00:54.834
:و بعد نوشته
"مگه آدم چي غير از اين ميخواد؟"

02:00:56.216 --> 02:01:00.927
،ما شايد کمي بيشتر تجربه داشته باشيم
،بي‌شک بيشتر ضربه ميخوريم

02:01:01.054 --> 02:01:04.764
.ولي ارزش‌هاي اساسي ما يکي هستن

02:01:04.892 --> 02:01:09.512
اصلا نميفهمم چه لزومي داره که حتما بايد
.با بزرگ‌تر شدن تغيير کني

02:01:12.024 --> 02:01:14.357
.الان ديگه «اپل» شرکت بزرگي بود

02:01:14.526 --> 02:01:18.816
.يکي از بزرگترين شرکت‌هاي دنيا

02:01:21.283 --> 02:01:24.867
،ولي هربار که «جابز» رو ميديديم
.کوچک‌تر بنظر ميرسيد

02:01:28.373 --> 02:01:32.287
،هرچه توليداتش قويتر ميشدن
.شخص جابز ضعيفتر ميشد

02:01:32.419 --> 02:01:35.912
اين بسيار صميمانه‌تر از يک لپ تاپ

02:01:36.048 --> 02:01:39.291
.و بسيار توانمندتر از يه تلفن هوشمنده

02:01:39.426 --> 02:01:41.258
.به‌خصوص با اين صفحه نمايش بزرگ و زيبا

02:01:41.386 --> 02:01:45.175
بنظرم بخش بسياري از سوگ ناشي از
مرگ جابز

02:01:45.307 --> 02:01:50.473
،در اصل بخاطر اين ترس بود
که ما در دهه گذشته در دستان او

02:01:50.646 --> 02:01:52.979
.احساس راحتي بسياري ميکرديم

02:01:53.106 --> 02:01:57.771
اين بينظيره که ميتوني اينترنت رو در
.دستانت داشته باشي

02:01:57.903 --> 02:02:00.190
.اون به کارهاي بينظيرش ادامه داد

02:02:00.322 --> 02:02:04.282
و حالا رفته، و فکر نميکنم که وجود داشته باشه
.که بتونه جاش رو بگيره

02:02:04.283 --> 02:02:18.283
.استيو! فکر ميکنم تولدت روزي در همين هفته باشه
.فقط خواستم سلامي کرده باشم و برات آرزوي سلامتي کنم
.به فکر هستم
دوست دارت، ريجس و دايان

02:02:18.284 --> 02:02:26.284
ممنون، ريجس و دايان
بله، همين پنج‌شنبه پنجاه و شش ساله ميشم
.گمونم حالا هر تولدي ازش جشن گرفتن رو داره
با بهترين آرزوها
استيو

02:02:28.285 --> 02:02:36.285
«آغاز به کار «آي‌کلاود
آخرين حضور استيو در انظار عمومي

02:02:36.984 --> 02:02:38.725
.خوش اومديد

02:02:44.700 --> 02:02:46.066
.ممنونم

02:02:58.463 --> 02:03:00.170
.خيلي خيلي ممنونم

02:03:03.969 --> 02:03:05.551
...اين هميشه کمک ميکنه -
!ما عاشقتيم -

02:03:05.721 --> 02:03:09.305
.ممنون

02:03:09.516 --> 02:03:12.805
.هميشه کمک کنندس و من بسيار قدردانشم

02:03:12.936 --> 02:03:16.850
،او در ماه اوت رسماً از سمت‌ش کناره گيري کرد

02:03:16.982 --> 02:03:20.475
دو هفته قبل‌ش «اپل» به با ارزش‌ترين
.شرکت روي زمين تبديل شده بود

02:03:20.652 --> 02:03:22.268
.و خيلي ممنون که تشريف آوردين

02:03:49.932 --> 02:03:52.925
در اين حيطه نميشه يک کتاب مرجع نوشت

02:03:53.060 --> 02:03:55.643
.که دويست سال مطالعه بشه

02:03:55.771 --> 02:03:58.104
،يا نقاشي بکشي که قرن‌ها بهش نگاه کنن

02:03:58.231 --> 02:04:01.941
يا کليسايي بسازي که قرن‌ها تحسين بشه

02:04:02.069 --> 02:04:03.981
.و با شگفتي بهش نگاه بشه. نه

02:04:04.112 --> 02:04:06.445
،در اين حيطه کار تو بعد از

02:04:06.573 --> 02:04:08.485
.ده سال منسوخ ميشه

02:04:08.617 --> 02:04:11.234
و ديگه بعد از 10 سال تا 20 سال
.کارت قابل استفاده نيست

02:04:11.370 --> 02:04:13.282
،ديگه نميشه برگشت و از «اپل 1» استفاده کرد

02:04:13.413 --> 02:04:14.574
.چون ديگه نرم افزاري براش وجود نداره

02:04:14.748 --> 02:04:17.206
،ده سال ديگه يا همين حدود
.از «اپل 2» هم نميشه استفاده کرد

02:04:17.334 --> 02:04:19.792
.حتي نميشه روشنش کرد که ببينيم چه شکلي بوده

02:04:21.546 --> 02:04:25.005
.يجورايي مثل رسوب سنگ ميمونه

02:04:25.133 --> 02:04:26.840
،دارين يه کوه ميسازين

02:04:26.969 --> 02:04:30.133
و سهم شما اضاف کردن لايه‌ي کوچکي

02:04:30.263 --> 02:04:32.255
از سنگ‌هاي رسوبي براي اينه که
.کوه رو کمي بلند کنين

02:04:32.391 --> 02:04:35.975
،اما هيچکس روي سطح لايه‌ي شما رو نميبينه
مگر اينکه ديد

02:04:36.144 --> 02:04:37.851
.اشعه ايکس داشته باشه

02:04:41.274 --> 02:04:44.688
،در ژاپن
،ايده‌اي موصوم به «مونونو آوره» وجود داره

02:04:44.820 --> 02:04:48.154
".که به معناي "آگاهي ويژه از چيزهاست

02:04:48.281 --> 02:04:51.240
اين ايده غم گذر زندگي رو تجليل ميکنه

02:04:51.368 --> 02:04:55.157
و در برگي که فرو ميوفته زيبايي بيشتري ميبينه
.تا برگي که به شاخه چسبيده

02:04:56.415 --> 02:04:59.328
.شايد معنايي که ژاپن براي جابز داشت به همين دليل بود

02:04:59.459 --> 02:05:04.329
اندوه روح به شکلي که در زيبايي اطراف
.نشان داده بشه

02:05:09.261 --> 02:05:11.878
در پايان همون سؤالي برام باقي موند

02:05:12.014 --> 02:05:13.550
.که سفرم رو باهاش شروع کردم

02:05:13.682 --> 02:05:18.222
"چرا اينهمه غريبه براي استيو جابز اشک ميريزن؟"

02:05:18.353 --> 02:05:21.642
زيادي ساده انگارانه‌س اگر بگيم چون
او محصولاتي رو بهمون داد که مورد علاقه‌مون بود

02:05:21.815 --> 02:05:25.684
اون‌هم بدون اينکه بپرسيم
چرا ما اينها رو به اين شکل دوست داريم؟

02:05:25.861 --> 02:05:28.069
حتي اين نتيجه گيري هم زيادي ساده انگارانه‌س

02:05:28.238 --> 02:05:30.355
که ما اين چيزها را دوست داريم چون ما رو به جهاني گسترده تر

02:05:30.490 --> 02:05:33.608
و به مردمي که از ما دور هستن در زندگي‌مون
،پيوند ميدن

02:05:33.785 --> 02:05:37.119
.چون همين دستگاه‌ها در عين حال ما رو از هم جدا ميکنن

02:05:39.708 --> 02:05:43.577
شايد ماهيت متناقض تجربه ما با اين ابزار

02:05:43.712 --> 02:05:46.295
.آينه متناقض موجود در شخص جابز هم باشه

02:05:48.675 --> 02:05:52.715
،او هنرمندي بود که به دنبال کمال بود
.اما هرگز به آرامش نرسيد

02:05:54.973 --> 02:05:58.842
،او مثل يک راهب متمرکز بود
.اما مثل راهب‌ها با ديگران همدل نبود

02:06:01.104 --> 02:06:04.814
او آزادي رو براي ما آورد اما
،در درون يک باغ در بسته

02:06:04.941 --> 02:06:07.058
.که کليدش در دست خوش بود

02:06:11.323 --> 02:06:13.315
،بنظرم براي آشتي دادن اين تناقضات

02:06:13.450 --> 02:06:17.194
.لازمه به نيمه ديگه رابطه‌مون با «جابز» فکر کنيم

02:06:17.329 --> 02:06:18.991
.به خودمون

02:06:22.250 --> 02:06:26.460
،همونطور که «جابز» ميخواست
.صفحه «آي‌فون» من تاريکه

02:06:26.630 --> 02:06:29.213
.يک منظره «ذن» از ناديدني‌ها

02:06:29.341 --> 02:06:34.302
،اگر بهش زل بزنم
،بازتاب مبهمي رو از خودم ميبينم

02:06:34.429 --> 02:06:37.046
اما اين برداشت تنها لحظه کوتاهي طول ميکشه

02:06:37.182 --> 02:06:40.766
تا وقتي که من کليد «هوم» رو فشار ميدم
.و صفحه روشن ميشه

02:06:40.936 --> 02:06:44.771
اما شايد من بايد يک دقيقه رو
،صرف توجه به همين بازتاب کنم

02:06:44.940 --> 02:06:50.937
،و از خودم بپرسم
من با خريد اين محصول دارم چه ميکنم؟

02:06:51.071 --> 02:06:53.563
ماهيت کامل من با سازنده اين

02:06:53.740 --> 02:06:58.155
دستگاه جادويي و صميمانه چيه؟

02:06:58.179 --> 02:07:08.179
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:07:08.203 --> 02:07:18.203
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

02:07:18.500 --> 02:07:19.967
روحش شاد یا یادش گرامی