﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:33.100 --> 00:00:34.408
نیل اسپلس در-
رد رورر صحبت میکنه

00:00:34.601 --> 00:00:36.842
در محوطه دانشکده تگزاس

00:00:37.070 --> 00:00:39.107
این یک هشداره برای
شهروندان استین

00:00:39.306 --> 00:00:41.252
.از محوطه دانشکده دور بمونید

00:00:41.441 --> 00:00:43.648
.از محوطه دانشکده دور بمونید

00:00:43.844 --> 00:00:45.846
یک تک تیرانداز در ساختمان
دانشکده هست

00:00:46.079 --> 00:00:48.025
و قصد شلیک داره

00:01:00.093 --> 00:01:03.836


00:01:04.031 --> 00:01:08.844


00:01:09.036 --> 00:01:11.448


00:01:11.638 --> 00:01:13.447
دوشنبه،دوشنبه- ♪

00:01:13.640 --> 00:01:15.642


00:01:15.842 --> 00:01:17.651
با من خیلی خوبه- ♪

00:01:17.844 --> 00:01:19.653


00:01:19.846 --> 00:01:21.689
ما امتحان انسان شناسی داشتیم-

00:01:21.882 --> 00:01:24.795
برای همین اون روز
.زود از کلاس بیرون اومدیم

00:01:30.057 --> 00:01:32.628
من و دوست پسرم تام
داشتیم قهوه میخوردیم

00:01:32.826 --> 00:01:35.397
توی اتاقک چاک
در محوطه دانشجویی

00:01:37.531 --> 00:01:39.511
.هی،کلیر-

00:01:47.040 --> 00:01:48.485
میدونستیم که اگر سریع تر نریم-

00:01:48.675 --> 00:01:49.881
و سکه دیگه ای توی
مصرف سنج نندازیم

00:01:50.077 --> 00:01:52.489
اخطار خواهیم گرفت

00:01:52.679 --> 00:01:54.556
.وما دوتا اخطار داشتیم

00:01:54.748 --> 00:01:55.988
،فکر میکنم اگر سه تا میگرفتی

00:01:56.183 --> 00:01:57.992
دیگه نمیتونستی توی دانشکده پارک کنی

00:01:58.185 --> 00:02:03.828
بعضی مواقع فقط اینجوری-♪
مشخص میشه

00:02:04.024 --> 00:02:05.867
اوه،صبح دوشنبه♪

00:02:06.059 --> 00:02:08.096
تو هیچ اخطاری به من ندادی♪

00:02:08.328 --> 00:02:12.003
ما یجورایی داشتیم بحث میکردیم-

00:02:12.199 --> 00:02:14.008
خوب،اون نگران بود
که من

00:02:14.201 --> 00:02:16.010
بچه رو به اندازه
کافی تقویت نمیکنم

00:02:16.203 --> 00:02:19.116
ومن گفتم:"خوب،تام،من امروز
"صبح اب پرتقال خوردم

00:02:23.677 --> 00:02:25.350
و بعد احساس

00:02:28.215 --> 00:02:31.458
.تکون خوردن شدیدی به من دست داد

00:02:38.792 --> 00:02:41.705
طوری که انگار قدم
.به یک جریان برق گذاشتم

00:02:43.363 --> 00:02:45.969
.جوری که انگار دچار برق گرفتگی شدم

00:02:46.199 --> 00:02:47.872
----تام گفت
!عزیزم-

00:02:48.068 --> 00:02:51.140
،به سمت من اومد
...وبعد

00:03:10.891 --> 00:03:12.996
چکار میکنی؟-
از اونجا بلند شو

00:03:15.228 --> 00:03:18.175
!لطفا به دکتر زنگ بزن-
.کتابهات رو جمع کن-

00:03:22.169 --> 00:03:24.945
!لطفا!کمکمون کن-

00:03:40.320 --> 00:03:41.594
هر روز دیگه ای-♪
هر روز دیگه ای♪

00:03:41.788 --> 00:03:42.994
هر روز دیگه ای♪

00:03:43.190 --> 00:03:46.103
هر روز دیگه ای♪
از هفته روز خوبیه

00:03:46.293 --> 00:03:50.036
من وظیفه رسوندن روزنامه ها-
در اطراف دانشکده تگزاس رو داشتم

00:03:50.263 --> 00:03:51.606
این بزرگترین خط روزنامه رسانی
در استین بود

00:03:51.798 --> 00:03:55.007
و همه میخواستن
.که اون رو بگیرن

00:03:55.202 --> 00:03:56.476
.اون روز پسر خالم هم با من بود

00:03:56.670 --> 00:04:00.015
بعضی اوقات اون در روزنامه رسانی
.به من کمک میکرد

00:04:00.207 --> 00:04:01.982
من قرار نبود اون
.روز کار کنم

00:04:02.175 --> 00:04:03.779
مسئول همیشگی قرار بود

00:04:03.977 --> 00:04:05.957
اون روز از تعطیلات برگرده

00:04:06.146 --> 00:04:08.956
حدود ده صبح دفتر روزنامه
به من زنگ زد

00:04:09.149 --> 00:04:12.028
و پرسید که ایا من میتونم
یک روز دیگه کار روزنامه رسانی رو انجام بدم؟

00:04:13.653 --> 00:04:15.894
اما صبح دوشنبه♪

00:04:16.122 --> 00:04:20.161
صبح دوشنبه تضمین نمیکرد♪

00:04:22.028 --> 00:04:23.735
___اون♪

00:04:33.907 --> 00:04:35.909
من یا داشتم گزارش-
پر میکردم

00:04:36.142 --> 00:04:38.019
یا با گوش دادن به رادیو
توی غرب کشور

00:04:38.211 --> 00:04:42.682
کمی به خودم استراحت میدادم

00:04:44.251 --> 00:04:47.357
یکی از شعر هایی که
اون روز صبح پخش شد رو یادمه

00:04:47.554 --> 00:04:48.760
.که اهنگ"واترلو"بود

00:04:48.989 --> 00:04:50.093
واترلو♪-

00:04:50.323 --> 00:04:51.927
بعد از اون روز
...تقریبا احساس میکردم

00:04:52.158 --> 00:04:55.867
خوب،خطر بزرگی برای
.کسی توی راهه

00:04:56.062 --> 00:04:58.508
هر توله سگی روز خودش رو داره♪-

00:04:58.698 --> 00:05:00.700
هرکسی باید هزینه ای پرداخت کنه♪

00:05:00.901 --> 00:05:04.610
هر کس باید با خطرش رو به رو بشه♪

00:05:04.838 --> 00:05:06.010
.اون روز هوا گرم بود-

00:05:06.206 --> 00:05:08.914
احتمالا صد درجه بود

00:05:09.109 --> 00:05:10.247
من شروع به تحویل روزنامه ها کردم

00:05:10.443 --> 00:05:12.719
و من صدایی شنیدم شبیه
به ترکیدن چیزی

00:05:12.913 --> 00:05:14.688
انگار صدای ترقه بود

00:05:14.881 --> 00:05:17.293


00:05:17.517 --> 00:05:19.519


00:05:44.811 --> 00:05:47.314
استین،تگزاس♪-

00:05:49.215 --> 00:05:50.888
روز اول اگوست شروع شد-

00:05:51.084 --> 00:05:53.963
مثل یک روز عادی تابستون
در استین-تگزاس

00:05:54.154 --> 00:05:57.499
و راستش،روزی بود که
از جات تکون نمیخوردی

00:05:59.225 --> 00:06:01.762
و ما داشتیم سعی میکردیم
...تصمیم بگیریم

00:06:01.962 --> 00:06:03.771
خوب،امروز چی
رو پوشش میدیم؟

00:06:05.131 --> 00:06:07.611
...برج اصلی
دانشکده تگزاس

00:06:07.801 --> 00:06:08.973
و بعد رادیو -
به شماره من زنگ زد

00:06:09.169 --> 00:06:11.171
و من سعی میکردم سر
.در بیارم که اونا چی میگن

00:06:11.404 --> 00:06:12.610
.اما صدا خوب نمیومد

00:06:14.407 --> 00:06:16.819
من..نمیتونم...نمیتونم-
بفهمم چی دارین میگین

00:06:17.010 --> 00:06:18.455
.مدام صداتون قطع میشه

00:06:18.645 --> 00:06:22.957
...اون چیزی گفت درباره اینکه-
...44..108-

00:06:23.149 --> 00:06:26.153
بالاخره دانشکده تگزاس-
رو از بین حرفها رمز گشایی کردم

00:06:26.353 --> 00:06:31.029
پس..فقط گفتم که
دارم به سمت دانشکده تگزاس میرم

00:06:32.926 --> 00:06:34.200
،البته ما رادیو های پلیس رو در سراسر

00:06:34.427 --> 00:06:35.872
.اتاق خبر داشتیم

00:06:38.131 --> 00:06:39.303
وبعد...طی چند ثانیه-

00:06:42.969 --> 00:06:46.610
یک نفر بالای برج ایستاده-
و داره تیراندازی میکنه

00:06:46.806 --> 00:06:49.548
،به مردم تیراندازی میکنه
و دارن افسر هارو به

00:06:49.776 --> 00:06:51.847
بهترین نحوی که میتونن
به صحنه میفرستن

00:06:57.017 --> 00:06:59.019
.اپراتور پلیس-
.مایکل هال صحبت میکنه-

00:06:59.219 --> 00:07:02.223
همین الان یک تیر اندازی
در جلوی برج اتفاق افتاده

00:07:04.157 --> 00:07:06.831
من صدای چیزهایی که فکر میکردم
دوتا ترقه باشن شنیدم

00:07:07.027 --> 00:07:09.007
،و فکر کردم که یکی
هنوز از چهار جولای

00:07:09.195 --> 00:07:11.641
ترقه هاش رو نگه داشته

00:07:11.831 --> 00:07:13.367
.اپراتور پلیس

00:07:13.566 --> 00:07:16.012
سلام،دپارتمان زبان انگلیسی
.دانشگاه صحبت میکنه

00:07:16.202 --> 00:07:18.045
مطمئنیم که یکی اون
.بیرون تیر خورده

00:07:18.238 --> 00:07:19.979
.یک نفر داره از برج شلیک میکنه

00:07:20.173 --> 00:07:22.210
-وقتی که شروع شد من سر کلاس شکسپیر بودم

00:07:22.409 --> 00:07:25.413
و  ما به سمت پنجره های
بخش ساختمان انگلیسی دویدیم

00:07:27.247 --> 00:07:30.820
ما اونجا ایستاده بودیم
و از بالای شونه همدیگه نگاه میکردیم

00:07:32.552 --> 00:07:35.260
من متوجه شدم که کسی داشت-
از بالای برج شلیک میکرد

00:07:35.488 --> 00:07:38.094
،و اینکه اگر من میتونستم اونو ببینم
.اون هم میتونست من رو ببینه

00:07:38.324 --> 00:07:39.928
.افرادی دارن تیر اندازی میکنن-
.یک نفر تیر خورده

00:07:40.160 --> 00:07:41.605
. چهار ادم متفاوت

00:07:41.828 --> 00:07:43.432
بله خانم -
.گزارش شده

00:07:43.663 --> 00:07:45.700
اون میگه که چهار نفر
اونجا تیر خوردن

00:07:45.899 --> 00:07:48.937
،هنگامی که من دویدم پشت یک ماشین
صدای تیری که از اسلحه شلیک شد

00:07:49.169 --> 00:07:50.944
طوری بود که انگار کنار گوش من شلیک شده

00:07:51.171 --> 00:07:53.048
 میتونستم صدای کمانه
.کردن گلوله رو بشنوم

00:07:53.239 --> 00:07:54.912
وقتی که پرسیدم
،کسی تیر خورده یا نه

00:07:55.108 --> 00:07:56.917
،شخصی گفت پنج نفر

00:07:57.110 --> 00:07:58.748
.از جمله یک پسر کوچولوی روی دوچرخه

00:08:00.513 --> 00:08:02.925
وقتی که من تیر خوردم-
.ما هر دو افتادیم

00:08:05.118 --> 00:08:06.927
.حالت خوب میشه-

00:08:07.120 --> 00:08:08.861
.حالت خوب میشه،عزیزم

00:08:09.055 --> 00:08:10.363
.حالش خوب میشه

00:08:14.794 --> 00:08:17.900
خدای من!چه اتفاقی افتاد؟-
.اون تیر خورده-

00:08:24.804 --> 00:08:28.547
من اون روز از ساعت هشت و نیم صبح

00:08:28.741 --> 00:08:30.482
مشغول به کار در
دانشکده تگزاس بودم

00:08:30.710 --> 00:08:33.714
توجهم به صسمت دیگه خیابان جمع شد
یک گروه کوچیک جمع شده بودن

00:08:33.913 --> 00:08:36.154
چه اتفاقی افتاده؟-
.به نظر میاد که جنگ باشه

00:08:49.229 --> 00:08:50.640
از خیابان رد شدم و فهمیدم که

00:08:50.830 --> 00:08:53.003
.یک پسر تیر خورده

00:08:53.233 --> 00:08:56.077
خیلی خوب،بیاین
خونریزی رو متوقف کنیم

00:08:59.506 --> 00:09:02.953
و من خوب من سعی کردم
که فوران خون رو متوقف کنم

00:09:03.143 --> 00:09:04.952
حالت خوبه؟

00:09:05.145 --> 00:09:06.419
.حالت خوب میشه

00:09:09.282 --> 00:09:12.456
گزارشاتی رو شنیدم
که متوجه شدم مبنی بر تیراندازی هستن

00:09:12.652 --> 00:09:15.963
اما نمیتونستم بگم که
.از کجا میان

00:09:20.126 --> 00:09:23.039
من اصلا نمیدونستم که
چه اتفاقی افتاده

00:09:31.971 --> 00:09:35.009
...فکر کنم احساس کردم که انگار بچه

00:09:35.208 --> 00:09:38.018
به یک سمت افتاد؟

00:09:38.211 --> 00:09:42.216
پس فکر کردم که احتمالا
دیگه زنده نیست

00:09:42.448 --> 00:09:45.486
میدونین،در ماه هشتم
بچه خیلی تکون میخوره

00:09:45.685 --> 00:09:48.791
،و بعد از اینکه من تیر خوردم

00:09:48.988 --> 00:09:50.990
.بچه دیگه تکون نخورد

00:09:54.160 --> 00:09:56.538
.تام؟اون رو صدا زدم

00:09:56.729 --> 00:09:57.867
...تام

00:09:58.064 --> 00:10:01.136
اما تام هرگز چیز دیگه ای
نگفت

00:10:23.189 --> 00:10:27.001
میدونین،من-من- فکر کردم-
.که دیگه تموم شده

00:10:27.193 --> 00:10:28.399
مردای قانون میرسن اونجا
و بعد

00:10:28.595 --> 00:10:30.734
،معمولا تموم میشه
متوجهین؟

00:10:33.066 --> 00:10:34.943
تگزاس♪-

00:10:35.168 --> 00:10:38.206
میدونی که ما دوستت داریم♪

00:10:39.939 --> 00:10:42.010
و ستایشت میکنیم♪

00:10:42.208 --> 00:10:45.678
ما میخوایم تو بدونی♪

00:10:48.915 --> 00:10:51.088
و بعد من-من بالاخره متوجه -
شدم که داره اتفاقی میافته

00:10:51.284 --> 00:10:53.093
.که هرگز ندیده بودم

00:11:14.941 --> 00:11:18.388
من فکر کردم--صدها پنجره
اون بالا هست

00:11:18.578 --> 00:11:21.991
.و صد پلنگ سیاه

00:11:22.215 --> 00:11:24.388
.یک انقلاب

00:11:24.584 --> 00:11:26.894
و موهای پشت گردنم
سیخ شده بودن

00:11:28.488 --> 00:11:31.298
. و باید بگم که ترسیدم

00:11:31.491 --> 00:11:33.903
. این از من بزرگتر بود

00:11:35.628 --> 00:11:39.075
یک نفر بالای برج ایستاده-
و داره تیر اندازی میکنه

00:11:39.265 --> 00:11:40.608
. به مردم تیر اندازی میکنه

00:11:42.602 --> 00:11:44.809
من به مسوول پخش موزیک
که سر کارش بود گفتم

00:11:45.004 --> 00:11:48.076
بین اهنگ ها کمی اخبار پخش کن و
بیارش روی صدای من

00:11:52.278 --> 00:11:54.155
و از اونجا به بعد
.من به عهدش میگیرم

00:12:04.023 --> 00:12:07.698
من سخنرانیم رو همونطور که
به سمت برج میرفتم شروع کردم

00:12:07.927 --> 00:12:09.463
نیل اسپلس از
روور صحبت میکنه

00:12:09.662 --> 00:12:11.539
در محوطه دانشکده تگزاس

00:12:11.764 --> 00:12:13.971
این یک اخطار برای
شهروندان استین هست

00:12:14.167 --> 00:12:15.976
از محوطه دانشکده
دوری کنید

00:12:16.169 --> 00:12:18.376
یک تک تیرانداز در
محوطه دانشگاه هست

00:12:18.604 --> 00:12:21.380
. و قصد شلیک داره

00:12:21.607 --> 00:12:25.612
خوب،من انتظار یک روز-
معمولی رو داشتم

00:12:27.480 --> 00:12:30.188
و دختر هام رو گذاشته
بودم مهد کودک

00:12:30.383 --> 00:12:31.726
،همسرم سر کار بود

00:12:31.951 --> 00:12:33.897
و شیفتم تا سه بعد از ظهر شروع نمیشد

00:12:34.120 --> 00:12:35.656
نگاه دقیقی به فرشهاتون بندازین...-

00:12:35.855 --> 00:12:39.029
این جارو برقی هوور تگزاس
به محض جارو زدن کثیفی رو شکست میده

00:12:39.225 --> 00:12:42.331
این یک بخش خبری مهمه-

00:12:42.528 --> 00:12:44.530
یک تک تیرانداز با اسلحه
قدرتمند

00:12:44.731 --> 00:12:47.871
به جایگاه میز
بررسی  برج

00:12:48.067 --> 00:12:51.139
دانشکده تگزاس رفته

00:12:51.337 --> 00:12:53.476
. پس سراغ تلفن رفتم

00:12:55.408 --> 00:12:57.354
.اپراتور پلیس-
.هی،مارتینز صحبت میکنه

00:12:57.543 --> 00:12:59.022
کسی رو نیاز ندارن؟
ببخشید؟-

00:12:59.212 --> 00:13:00.555
.و من به ایستگاه زنگ زدم-

00:13:00.747 --> 00:13:02.749
.مارتینز صحبت میکنه
اونا به کسی نیاز ندارن؟

00:13:02.982 --> 00:13:04.893
.کاپیتان مارتینز روی خطه
میخواین که بیاد؟

00:13:05.084 --> 00:13:06.893
.اوه،بله،اقا

00:13:07.086 --> 00:13:08.929
اوه،اون میگه که
دوست داره بیاین،اگر که میتونین

00:13:09.155 --> 00:13:10.395
خیلی خب،همین الان میام

00:13:10.590 --> 00:13:12.331
خیلی خوب،باید برین دانشگاه

00:13:14.327 --> 00:13:17.934
بعد به زنم که سرکار بود-
زنگ زدم و گفتم

00:13:18.164 --> 00:13:20.110
عزیزم،من دارم میرم اونجا

00:13:20.333 --> 00:13:24.611
اما نگران نباش چون
کارم رو خوب انجام میدم

00:13:34.514 --> 00:13:36.687
نمیتونستم دوباره از -
خیابون رد بشم

00:13:38.117 --> 00:13:41.860
چون متوجه شدم که خودم هم
.ممکنه تیر بخورم

00:13:43.589 --> 00:13:45.967
.به ساختمان بعدی رفتم

00:13:49.796 --> 00:13:53.642
سعی کردم تلفنی پیدا کنم
و به همسرم زنگ بزنم

00:13:53.866 --> 00:13:55.777
همسرم میدونست که
اون ساعت زمان ناهارم بود

00:13:55.968 --> 00:13:58.414
و میدونستم که نگران میشه

00:13:58.604 --> 00:14:00.481
...پس

00:14:00.706 --> 00:14:02.982
میدونستم اگر بتونم
خودم رو به برج برسونم

00:14:03.209 --> 00:14:05.052
میتونستم با فروشگاه
...و همسرم

00:14:07.113 --> 00:14:08.558
.تماس بگیرم

00:14:14.987 --> 00:14:19.163
چه روز خوبیه♪ -
برای رویا دیدن

00:14:19.392 --> 00:14:22.805
چه روز خوبی برای♪
رویا دیدن پسر

00:14:22.995 --> 00:14:24.440
من به دبیرستان استین میرفتم-

00:14:24.630 --> 00:14:27.440
و در می سال 66فارغ التحصیل شدم

00:14:27.633 --> 00:14:30.443
میخواستم انگلیسی سال اول
رو از سر راه بردارم

00:14:30.636 --> 00:14:33.446
پس توی تابستون
به دانشکده تگزاس رفتم

00:14:33.639 --> 00:14:35.983
و حتی اگر زمان واقعا♪-
طرف من نباشه

00:14:36.175 --> 00:14:38.246
امروز یکی از همون روزهاییه♪
که باید برای قدم زدن بیرون رفت

00:14:38.444 --> 00:14:39.821
ما اونروز صبح رفتیم-
سر کلاس

00:14:40.012 --> 00:14:41.252
و بعد در حین ساعت ناهار

00:14:41.447 --> 00:14:44.018
من رفتم تا با جیمز لاو
شطرنج بازی کنم

00:14:44.250 --> 00:14:45.820
و با صورت روی زمین افتادم♪

00:14:46.018 --> 00:14:48.862
روی چمن تازه اصلاح شده یک نفر♪

00:14:49.088 --> 00:14:50.590
جیمز و من با هم دیگه در ماه می

00:14:50.790 --> 00:14:52.599
از دبیرستان استین فارغ التحصیل شده بودیم

00:14:52.792 --> 00:14:55.705
 من رفتم به جایی که اون
به تنهایی در کار افرینی زندگی میکرد

00:14:55.928 --> 00:14:57.839
امروز از زمانی که بیدار شدم♪

00:14:58.030 --> 00:15:00.601
اون داره به من و رویای♪
شیرینم نگاه میکنه

00:15:00.800 --> 00:15:02.302
ما داشتیم به چهل -
اهنگ برتر گوش میکردیم

00:15:02.502 --> 00:15:03.503
و توی اتاقش شطرنج
بازی میکردیم

00:15:05.037 --> 00:15:06.778
ما این برنامه رو قطع میکنیم -
تا اخبار مهم ای بی سی رادیو رو

00:15:06.973 --> 00:15:10.785
به گوش شما برسونیم

00:15:10.977 --> 00:15:14.686
اونا گفتن که کسی با-
اسلحه هوایی بالای برج ایستاده

00:15:14.881 --> 00:15:17.862
اسلحه هوایی؟-
داره با اسلحه هوایی شلیک میکنه-

00:15:18.050 --> 00:15:20.690
.به نظر ما خطرناک نبود
هیجان انگیز بود

00:15:20.887 --> 00:15:22.992
میخوای بریم ببینیم؟-
.اره،بیا بریم-

00:15:31.531 --> 00:15:33.636
بعضی چیزا میرن♪
و بعضی چیزا میمونن

00:15:33.833 --> 00:15:35.642
ما داشتیم از وسط جاده پایین میرفتیم-

00:15:35.835 --> 00:15:38.008
. و یک اقا برامون دست تکون داد

00:15:38.204 --> 00:15:40.980
برین بیرون،میفهمین؟-
خودتونو مخفی کنید

00:15:42.808 --> 00:15:44.845
"از خیابون برین بیرون"

00:15:49.148 --> 00:15:51.685
و این اولین علامتی بود که
ما گرفتیم

00:15:51.884 --> 00:15:53.261
و فهمیدیم که
.اوضاع خیلی خراب شده

00:16:00.326 --> 00:16:04.832
تا زمانی که من و جیمز-
وارد دانشکده شده بودیم

00:16:05.031 --> 00:16:07.272
مطمئن بودم بیشتر از
دو جین ادم به قتل رسیده بودن

00:16:07.500 --> 00:16:10.777
.و ما نمیدونستیم

00:16:11.003 --> 00:16:12.914
این اخبار مهم-
کی ال ار ان هست

00:16:13.105 --> 00:16:15.278
یک تک تیرانداز با اسلحه پر قدرت

00:16:15.508 --> 00:16:18.352
داره به افراد در محدوده
دیدش شلیک میکنه

00:16:18.544 --> 00:16:20.546
به تمام ساکنین محوطه استین
هشدار داده میشه

00:16:20.746 --> 00:16:23.522
که از محوطه دانشگاه
تگزاس دور بمونند

00:16:23.716 --> 00:16:25.286
. این یک منظره باور نکردنیه-

00:16:25.518 --> 00:16:27.464
در دانشکده ارام تگزاس

00:16:27.687 --> 00:16:29.963
دما حالا داره به صد درجه میرسه

00:16:30.189 --> 00:16:32.863
و یک مرد دیوانه بالای
برج قرار گرفته

00:16:33.059 --> 00:16:35.938
و به هرهدف متحرکی که میبینه شلیک میکنه

00:16:36.128 --> 00:16:38.130
تیری که به من خورد-
از من گذشت و

00:16:38.364 --> 00:16:40.037
و به بیرون از ساختمون
کمونه کرد

00:16:40.232 --> 00:16:42.041
همه واقعا وحشت زده بودن

00:16:42.234 --> 00:16:45.875
بعد چه اتفاقی افتاد؟-
بعد همه دوییدن-

00:16:46.072 --> 00:16:48.882
.مثل صحنه جنگ میمونه-

00:16:49.075 --> 00:16:51.487
و یک شلیک دیگه،دو نوع تیر شلیک میشن

00:16:51.711 --> 00:16:54.658
ظاهرا پلیس هم حالا داره تیر اندازی میکنه-

00:16:57.216 --> 00:17:00.095
با توجه به اتفاقی که-
برای دیگران افتاد،من خوش شانس بودم

00:17:00.286 --> 00:17:02.562
هیچ گزارشی مبنی بر اینکه اون مرد کی-
میتونه باشه ،وجود نداره

00:17:02.755 --> 00:17:04.063
،یا اینکه اون بالا چه کار میکنه

00:17:04.256 --> 00:17:05.894
یا چی باعث این دیوانگی کنونی شده

00:17:06.092 --> 00:17:08.766
ما در راه کتابخانه کارشناسی بودیم-

00:17:08.961 --> 00:17:10.963
تقریبا اون گوشه بودیم که شلیک کرد-

00:17:13.766 --> 00:17:14.744
و من حدود پانزده یا بیست دقیقه

00:17:14.934 --> 00:17:16.811
.روی زمین افتاده بودم

00:17:17.003 --> 00:17:18.914
ما نمیدونستیم که-
چه کسی کشته شده

00:17:20.106 --> 00:17:22.484
به شاگردان دانشکده شلیک شده بود

00:17:23.976 --> 00:17:26.013
.مردم داشتن میمردن

00:17:26.245 --> 00:17:27.747
. هرج  مرج شده بود-

00:17:30.950 --> 00:17:32.429
من داشتم از دوربین نگاه میکردم-

00:17:32.618 --> 00:17:34.427
،که ناگهان متوجه شدم

00:17:34.620 --> 00:17:37.032
اسلحه رو دقیقا به سمت من نشونه گرفته

00:17:37.256 --> 00:17:40.430
باورم نمیشه  چقدر نزدیک بود که تیر بخورم

00:17:40.626 --> 00:17:42.833
ما میتونیم حرکت زیر ساعت رو-

00:17:43.029 --> 00:17:44.940
در جنوب برج دانشکده تگزاس ببینیم

00:17:45.131 --> 00:17:46.940
.و پلیس ها دارن شلیک میکنن

00:17:47.133 --> 00:17:49.613
یک نفر هست که داره شلیک میکنه-

00:17:49.802 --> 00:17:50.803
.-به هرکسی که میبینه و

00:17:51.003 --> 00:17:52.812
اون چشه؟

00:17:53.005 --> 00:17:55.178
اون مرد در برج دانشکده پشت میز بررسی-

00:17:55.374 --> 00:17:56.682
.قرار گرفته

00:17:56.876 --> 00:17:59.015
پایین ساعت که حالا
دوازده و بیست و پنج دقیقرو نشون میده

00:17:59.211 --> 00:18:01.691
.و داره شلیک میکنه
.داره به سمت ما شلیک میکنه

00:18:01.881 --> 00:18:03.622
همه خیلی زجر کشیدن-

00:18:03.816 --> 00:18:06.023
.و ما هیچ کاری نمیتونستیم بکنیم

00:18:07.553 --> 00:18:10.397
من اون همه خون رو میبینم-

00:18:10.623 --> 00:18:12.967
...و فکر میکنم که

00:18:13.159 --> 00:18:15.537
فرصت خداحافظی کردن

00:18:15.728 --> 00:18:19.699
از مادر و پدرم یا
هر چیز دیگه ای پیدا نکردم

00:18:28.240 --> 00:18:30.914
راننده امبولانس
تماسی دریافت کرد

00:18:31.143 --> 00:18:33.817
،دقیقا همون اطراف
یک نفر دیگه هم بود

00:18:34.013 --> 00:18:37.051
که اونا میخواستن راننده ببرتش

00:18:37.249 --> 00:18:39.923
،به بیرون پنجره نگاه میکردم
و تیراندازی مستقیم بود

00:18:41.253 --> 00:18:42.994
،و البته دارم به این فکر میکنم که

00:18:43.189 --> 00:18:44.361
اگر سریعا از
،اینجا بیرون نریم

00:18:44.557 --> 00:18:46.002
.دوباره تیر میخورم

00:18:47.760 --> 00:18:49.933
اون یک پسر که روی دوچرخه بود رو ناکار کرد-

00:18:50.162 --> 00:18:52.267
به پنجره های خارج از
محوطه تگزاس تیر اندازی کرد

00:18:53.899 --> 00:18:55.037
امبولانس های بیشتری در طول دانشکده

00:18:55.234 --> 00:18:56.907
میرفتن، میومدن و جیغ میشکیدن

00:18:57.103 --> 00:18:58.514
و ظاهرا امبولانس ها دارند
افرادی که گزارش شده

00:18:58.704 --> 00:19:00.513
روی پیاده روی

00:19:00.706 --> 00:19:01.912
مقابل تئاتر وارسیتی و

00:19:02.108 --> 00:19:03.883
و بقیه ساختمان های کنارمحوطه دانشکده

00:19:04.076 --> 00:19:05.953
تیر خوردند رو حمل میکنن

00:19:06.178 --> 00:19:08.180
محوطه دانشگاه محاصره شده

00:19:08.380 --> 00:19:11.759
و تا الان به ما گزارش هایی رسیده مبنی بر اینکه

00:19:11.951 --> 00:19:13.760
افراد از تقریبا تمام مرده شور خانه های شهر

00:19:13.953 --> 00:19:15.899
دارن با امبولانس به بیمارستان رفت و امد میکنن

00:19:19.425 --> 00:19:20.699
،من در اون زمان نمیدونستم

00:19:20.893 --> 00:19:23.134
.اما داشتم خون زیادی از دست میدادم

00:19:24.897 --> 00:19:28.071
.احساس میکردم که دارم اب میشم

00:19:33.739 --> 00:19:36.083
.گرما واقعا کشنده بود

00:19:40.946 --> 00:19:42.254
کف خیابان اونقدر گرم بود

00:19:42.448 --> 00:19:44.951
که داشت پشت پاهام رو میسوزوند

00:19:47.052 --> 00:19:49.555
چند تا دانش اموز اونجا بودن
--ومن فریاد زدم

00:19:49.755 --> 00:19:51.393
"کسی اسلحه داره؟"

00:19:51.590 --> 00:19:53.001
.یک پسر گفت که داره

00:20:08.974 --> 00:20:11.011
میخوایش؟-
.اره-

00:20:11.243 --> 00:20:13.154
.اول اسلحه رو گرفتم

00:20:13.345 --> 00:20:16.087
،اما،ببینین ،من تا حالا با اسلحه دوربین دار
شلیک نکرده بودم

00:20:16.282 --> 00:20:17.625
من پسر ضعیفی بزرگ شده بودم

00:20:17.817 --> 00:20:19.694
و اسلحه بیست و دو بزرگترین
اسلحه ای بود که باهاش شلیک کرده بودم

00:20:21.153 --> 00:20:23.030
.داشتم میلرزیدم

00:20:24.190 --> 00:20:25.168
...و خوب،اون لرزش ناشی از

00:20:25.357 --> 00:20:28.031
خوب،ناشی از
اضطراب نبود

00:20:28.260 --> 00:20:31.036
.تلو تلو خوردن بود
.اره،تلو تلو خوردن

00:20:31.263 --> 00:20:32.333
نمیتونستم علامت ضربدر رو

00:20:32.531 --> 00:20:34.169
.روی مرکز چیزی قرار بدم

00:20:39.872 --> 00:20:41.874
اون پسر گفت که
..میتونه و

00:20:42.107 --> 00:20:44.018
خدا میدونه که اون از من
.چشمهای بهتری داشت

00:20:48.547 --> 00:20:50.652
وقتی بیلی اسپید تیر خورد-
ما داخل پارلین هال بودیم

00:20:52.651 --> 00:20:54.790
.خدای من،اون پلیس رو زد

00:20:54.987 --> 00:20:56.364
.بیلی اسپید-

00:20:59.024 --> 00:21:00.901
من به پایین نگاه کردم

00:21:01.126 --> 00:21:02.469
.ودیدم که بیلی تیر خورد

00:21:02.661 --> 00:21:04.868
!بیلی

00:21:05.064 --> 00:21:07.066
ما یک نفر رو اینجا داریم،که
.از مرکز برج اومده

00:21:07.299 --> 00:21:09.870
اسمتون رو میگید اقا؟
.للند امونز-

00:21:10.069 --> 00:21:12.049
بهتره که یکم-
.اینجا دولا بشین

00:21:12.238 --> 00:21:14.013
شما کنار پلیس ایستاده بودید
زمانی که تیر خورد؟

00:21:14.206 --> 00:21:16.379
.بله-
فقط یک گلوله شلیک شد؟-

00:21:16.575 --> 00:21:18.748
--خوب،اون
اون وقتی که،پلیس رو

00:21:18.978 --> 00:21:20.753
که با شاتگان هدف گرفته بود دید

00:21:20.980 --> 00:21:22.357
.گلوله بارونمون کرد

00:21:22.548 --> 00:21:24.152
،پلیس داشت راه میرفت
از تکیه گاه نزدیک

00:21:24.350 --> 00:21:27.991
 مجسمه جفرسون دیویس
به اون تیر اندازی کرد

00:21:28.187 --> 00:21:30.030
تیراندازی ها در همون زمان-
به شما نزدیک شدن؟

00:21:30.222 --> 00:21:32.065
.اوه،بله
.اطراف پر از تیراندازی بود

00:21:32.258 --> 00:21:34.067
چندین دانش اموز از-
در پشتی خارج شدن

00:21:34.260 --> 00:21:36.433
.و رفتن کنار اون

00:21:36.662 --> 00:21:39.199
یک دختر زیر پیرهنش رو در اورد

00:21:39.398 --> 00:21:42.402
و داشت از اون استفاده میکرد
.تا خونریزی رو متوقف کنه

00:21:42.601 --> 00:21:44.046
.اما خونریزی اون شدید بود

00:21:44.236 --> 00:21:47.046
پسری که با اون دختر بود
یک لیوان حلبی داشت

00:21:47.239 --> 00:21:50.049
.اون رو با اب پر کرده بود

00:21:50.242 --> 00:21:52.745
خیلی شبیه فیلمهای کابوی بود،مگه نه؟

00:21:52.945 --> 00:21:54.720
ما،ما هرکاری که میتونستیم-
برای اون کردیم

00:21:54.914 --> 00:21:56.188
اما در هر حال وقتی اون
رو به امبولانس منتقل کردن

00:21:56.382 --> 00:21:58.885
هنوز هوشیار بود،ما نمیدونیم

00:21:59.084 --> 00:22:00.290
.میتونست یه زخم سطحی باشه

00:22:00.519 --> 00:22:01.896
!بیلی

00:22:02.087 --> 00:22:04.067
.من دیدم که تیر به اینجا خورد

00:22:04.256 --> 00:22:07.135
پس،فکر کردم که حالش
خوب میشه،میدونین؟

00:22:09.228 --> 00:22:11.299
این لحظه ای بود که-

00:22:11.530 --> 00:22:13.942
افراد شجاع از
افراد ترسو جدا شدن

00:22:15.100 --> 00:22:16.408
من میدونستم که هیچ راهی نداره

00:22:16.602 --> 00:22:18.878
که از اونجا بیرون برم وکمکش کنم

00:22:19.071 --> 00:22:20.880
.نمیخواستم تیر بخورم

00:22:22.107 --> 00:22:24.144
لحظه ای تعیین کردنی بود

00:22:24.376 --> 00:22:27.789
چون من متوجه شدم
.که یک ترسو هستم

00:22:29.248 --> 00:22:32.388
من بیلی رو -
چند ساعت پیش ملاقات کرده بودم

00:22:33.919 --> 00:22:35.091
ما یکم با هم
.صحبت کردیم

00:22:35.287 --> 00:22:37.893
یه گفتگوی خوب
دوستانه

00:22:38.090 --> 00:22:40.434
.میخواست استعفا بده-
...گفت که

00:22:40.626 --> 00:22:42.230
چند ماه دیگه کار میکرد

00:22:42.428 --> 00:22:44.237
و بعد استعفا میداد
و برمیگشت دانشگاه

00:22:44.430 --> 00:22:45.932
و این اون کاری بود که
میخواست انجام بده

00:22:46.131 --> 00:22:50.910
و اوه،همسرش بچه داشت و خیلی چیزای دیگه

00:22:56.175 --> 00:22:58.485
--اگر کسی رو دیدم-
...اون پسر ازم پرسید،گفت

00:22:58.677 --> 00:22:59.917
بهش شلیک کنم؟-

00:23:00.112 --> 00:23:01.921
...ومن گفتم-

00:23:02.114 --> 00:23:04.094
"بزن بترکونش"

00:23:09.254 --> 00:23:11.530
،قبل از اینکه وارد برج بشم-

00:23:11.757 --> 00:23:14.795
،وکاری که کردم خیلی خوب نیست
پشت ستون

00:23:14.994 --> 00:23:17.201
در مرکز علمی مستقر شدم

00:23:25.471 --> 00:23:28.179
و انگشت وسطم
.رو بهش نشون دادم

00:23:34.680 --> 00:23:39.652
اون یکبار به ستون شلیک کرد
و زدتش

00:23:39.852 --> 00:23:41.058
.اما دوباره اینکارو نکرد

00:23:42.988 --> 00:23:45.059
من صبر کردم
تا فرد شروع به شلیک

00:23:45.290 --> 00:23:46.667
از سمت شرقی برج کرد

00:23:50.362 --> 00:23:54.401
و بعد از وسط خیابون به داخل برج دویدم

00:24:06.045 --> 00:24:10.084
میتونستی بدن هارو-
که روی مالت اصلی

00:24:11.984 --> 00:24:14.328
.داخل دانشکده افتاده بودن ببینی

00:24:14.520 --> 00:24:17.364
و اون موقع میدونستیم که
کاری نبود که

00:24:17.556 --> 00:24:19.365
بتونیم از اون دفتر انجام بدیم

00:24:19.558 --> 00:24:22.437
پس ما جدا از هم به بیرون نزدیک تر شدیم

00:24:33.105 --> 00:24:35.449
کنارمجسمه جفرسون دیویس رفتیم

00:24:35.674 --> 00:24:38.086
مردم میگن که اون مجسمه
.باید برداشته بشه

00:24:38.277 --> 00:24:40.120
و ایکه اون مجسمه
به اینجا تعلق نداره

00:24:40.345 --> 00:24:43.383
بخاطر جفرسون دیویس
و چیز هایی که اون نمادشونه

00:24:43.582 --> 00:24:47.120
،اما حداقل اون روز
پناه گاه کوچکی به من داد

00:24:49.054 --> 00:24:50.931
،در اون سمت مالت اصلی
تعداد زیادی از

00:24:51.123 --> 00:24:52.466
دانش اموزان هم اونجا بودن

00:24:52.691 --> 00:24:55.069
و همه به بدن
.هایی که افتاده بودن نگاه میکردند

00:24:58.130 --> 00:25:00.269
،و فکر میکنم که خسته کننده بود

00:25:00.466 --> 00:25:03.970
،بالاخره باید کاری انجام میشد
اما اگر برم اون بیرون

00:25:04.203 --> 00:25:06.979
.ممکنه که بمیرم

00:25:16.315 --> 00:25:18.420
مثل یک تصویر یخ زده بود-

00:25:21.620 --> 00:25:24.100
طبیعتا بعضی ها هنوز زنده بودن

00:25:24.289 --> 00:25:27.429
و پشت چیزهای کوچیک پنهان شده بودند

00:25:27.626 --> 00:25:30.937
تعدادی از مردم
واقعا..مرده به نظر می اومدن

00:25:32.231 --> 00:25:33.904
.من هرگز یک جسم مرده رو ندیده بودم

00:25:34.099 --> 00:25:36.101
اهمیتی نمیدادم حتی اگر
.به برج بمب میزدن

00:25:36.301 --> 00:25:39.908
فقط میخواستم یک هواپیما بیاد
و اون مرد رو با خودش ببره

00:25:40.105 --> 00:25:42.142
وقتی از میان دانشکده-
رد میشدی،دیگه چه چیزی دیدی؟

00:25:42.341 --> 00:25:44.014
شخص زخمی شده دیگری
هم دیدی؟

00:25:44.243 --> 00:25:46.484
اینبار تعدادی ادم روی-
مالت دراز کشیده بودن

00:25:46.678 --> 00:25:48.021
سه نفر از اونها ممکنه
که تیر خورده باشن

00:25:48.247 --> 00:25:49.920
و بقیه ممکنه فقط
.اونجا دراز کشیده باشن

00:25:51.517 --> 00:25:54.498
یک زن تاق باز روی
مالت دراز کشیده بود

00:25:54.686 --> 00:25:57.667
و به وضوح باردار بود

00:25:57.856 --> 00:26:00.769
. و به وضوح درد داشت

00:26:00.959 --> 00:26:02.097
مشاهده کردن اون زن سخت بود

00:26:02.294 --> 00:26:04.865
 ودونستن اینکه کسی
نمیتونست بهش برسه

00:26:05.097 --> 00:26:07.099
بدون اینکه
.خودش تیر بخوره

00:26:10.169 --> 00:26:12.012
،زیر مرکز برج-

00:26:12.204 --> 00:26:14.480
کلی از مردم اونجا بودن

00:26:14.673 --> 00:26:17.017
. وداشتن فریاد میزدن

00:26:17.209 --> 00:26:18.711
،اونها میگفتن

00:26:18.944 --> 00:26:21.857
ما باید به اون زن
!باردار کمک کنیم

00:26:22.047 --> 00:26:25.221
وبعد یک نفر دیگه فریاد زد

00:26:25.450 --> 00:26:28.488
نه،باید به اونایی کمک کنیم
که هنوز امیدی به زنده موندنشون هست

00:26:31.990 --> 00:26:33.526
....پس من فکر کردم

00:26:35.027 --> 00:26:37.303
...خوب

00:26:37.496 --> 00:26:39.567
احتمالا به من
کمک نمیشد

00:26:39.798 --> 00:26:42.142
هیچ تلاشی برا بیرون اوردن-
اون افراد صورت گرفته؟

00:26:42.334 --> 00:26:43.677
یک تیر دیگه،گزارش شده که

00:26:43.869 --> 00:26:45.871
هنوز داره از برج دانشگاه تیراندازی میکنه

00:26:48.574 --> 00:26:51.350
سعی کردم بفهمم
.چه اتفاقی افتاده

00:26:53.679 --> 00:26:56.558
.درد احساس نمیکردم

00:26:56.748 --> 00:26:58.989
بیشتر احساس میکردم که
یک چیز سنگین

00:26:59.184 --> 00:27:00.663
.داشت بهم فشار می اورد

00:27:04.189 --> 00:27:08.660
فکر کردم که انگار
از خارج از فضا تهاجم صورت گرفته

00:27:08.860 --> 00:27:11.500
چون احساس میکردم
انگار با یک جور

00:27:11.697 --> 00:27:15.509
تفنگ ضد ماده
بهم تیراندازی شده

00:27:15.701 --> 00:27:18.375
احساس میکردم این
اتفاقیه که داره برام میافته

00:27:25.944 --> 00:27:28.447
.اینکه داشتم...تجزیه میشدم

00:27:45.631 --> 00:27:50.102
بعد در یک لحظه
یک دختر به سمتم دوید

00:27:50.302 --> 00:27:52.304
...لطفا کم-
حالت خوبه؟-

00:27:52.537 --> 00:27:54.039
.بزار کمکت کنم
اون اومد-

00:27:54.239 --> 00:27:56.446
. و تقریبا کنارم زانو زد

00:27:56.642 --> 00:28:00.488
...وموهاش
قرمز بود و پایین میریخت

00:28:03.815 --> 00:28:05.954
.برو.برو-

00:28:08.654 --> 00:28:09.758
.بخواب زمین-

00:28:23.168 --> 00:28:25.079
اسمت چیه؟-

00:28:26.805 --> 00:28:27.647
.کلیر هستم-

00:28:27.839 --> 00:28:30.445
کلیر؟-

00:28:30.642 --> 00:28:32.451
.من ریتا ام

00:28:34.446 --> 00:28:36.585
حالا من کنارتم،باشه؟

00:28:41.019 --> 00:28:43.021
.اسمش ریتا بود-

00:28:47.459 --> 00:28:50.269
سعی کردم به مغازه-
و همسرم زنگ بزنم

00:28:55.133 --> 00:28:56.441
.خطوط شلوغ بودن

00:29:05.644 --> 00:29:08.124
.افسر دی رو دیدم-
اون تنها بود

00:29:10.048 --> 00:29:12.119
من رفتم پیشش و
بهش پیشنهاد کمک دادم

00:29:12.317 --> 00:29:14.058
.بیا از این طرف بریم-
.باشه-

00:29:16.154 --> 00:29:20.068
همونطور که پیش میرفت،من-
یکم جلوتر میرفتم

00:29:20.292 --> 00:29:21.669
.اروم حرکت میکردم

00:29:21.860 --> 00:29:23.339
و میخواستم  همونطور که ضبط میکردیم

00:29:23.528 --> 00:29:26.134
نقطه دید متفاوتی پیدا کنم،واینجور چیزها

00:29:28.900 --> 00:29:30.880
فکر میکنم این یک غریزه طبیعیه

00:29:31.069 --> 00:29:34.312
،هی،من باید برم نزدیک تر
،باید ببینم داره چه اتفاقی میافته

00:29:34.506 --> 00:29:37.077
،ما مطمئن نیستیم که
پلیس ها دارن تیراندازی میکنن

00:29:37.309 --> 00:29:39.311
اما صدای شلیک هارو میشنویم
...و

00:29:39.511 --> 00:29:40.854
...اما من،باور کنید

00:29:41.046 --> 00:29:43.219
سعی نمیکردم که
.خودم رو توی خطر قرار بدم

00:29:43.415 --> 00:29:44.860
زیر ساعت در محدوده جنوبی

00:29:45.050 --> 00:29:46.495
برج دانشکده تگزاس

00:29:46.685 --> 00:29:48.528
و پلیس ها دارن
.تیرادازی میکنن

00:29:48.720 --> 00:29:50.996
.من یک هواپیمارو دیدم

00:29:51.189 --> 00:29:52.167
.که دور برج میچرخید

00:29:52.357 --> 00:29:54.928
یک هواپیمای کوچیک
.تک موتوره بود

00:29:55.160 --> 00:29:57.106
اما با وجود موج های
،گرما و باد

00:29:57.329 --> 00:30:01.038
هواپیما نمیتونست یک
شات دقیق از تک تیر انداز داشته باشه

00:30:09.207 --> 00:30:10.447
،دپارتمان پلیس استین

00:30:10.675 --> 00:30:12.450
اونا سلاح هایی نداشتن
که بتونه از زمین

00:30:12.677 --> 00:30:14.418
به بالای برج برسه

00:30:14.613 --> 00:30:16.388
. مثل یک جنگ بود

00:30:16.581 --> 00:30:18.117
از همه اطراف
.تیراندازی میشد

00:30:18.350 --> 00:30:20.853
،در یک لحظه-
دیدم که یک شهروند

00:30:21.052 --> 00:30:23.191
با یک تفنگ گوزن کش
داره از پشت سرم میاد

00:30:23.388 --> 00:30:25.390
.و به سمت برج میدووه

00:30:25.590 --> 00:30:27.126
من نمیدونم این -
،پارتیزان ها از کجا اومده بودن

00:30:27.359 --> 00:30:31.933
اما پارلین هال پر شده بود
از شهروندانی با اسلحه های بزرگ

00:30:32.130 --> 00:30:35.202
و اونا شروع به تیراندازی کردن

00:30:35.400 --> 00:30:37.971
.هورمون تستوسترون زیادی ترشح میشد

00:30:38.203 --> 00:30:39.307
این یک شهروند معمولی بود که-

00:30:39.538 --> 00:30:41.074
گزارش من داخل
رادیو رو شنیده بود

00:30:41.273 --> 00:30:42.775
.وتصمیم گرفت که به کمک بیاد

00:30:44.075 --> 00:30:45.918
،ما در اون زمان نمیدونستیم

00:30:46.111 --> 00:30:49.320
اما اتفاقی داشت برای
پخش رادیویی من میافتاد

00:30:49.548 --> 00:30:51.824
سیگنال هایی به شبکه های
رادیویی اعمال میشد

00:30:52.050 --> 00:30:54.587
و به تمام رسانه های دیگر
خبری سراسر شهر

00:30:57.055 --> 00:30:59.831
،حدود ساعت دوازده و پانزده دقیقه
تلفن ها در کی تی بی سی

00:31:00.058 --> 00:31:02.800
با درخواست هایی برای
گزارش تلفنی به تمام ایستگاه های رادیویی

00:31:02.994 --> 00:31:06.601
 در ناحیه امریکای شمالی شروع به زنگ خوردن کردند

00:31:06.798 --> 00:31:08.903
گزارشات به ایستگاهای رادیویی
ضبط میشدند

00:31:09.100 --> 00:31:12.570
،داخل لنگرگاه،الاسکا
،هالی فاکی،نوا اسکوشا

00:31:12.771 --> 00:31:15.911
سن دیگو،کالیفرنیا
و حتی هونولولو،هاوایی

00:31:16.107 --> 00:31:18.951
تکرار میشه که یک تک تیرانداز-
با اسلحه پر قدرت

00:31:19.144 --> 00:31:21.021
بالای برج دانشکده استین تگزاس

00:31:21.246 --> 00:31:22.953
قرار گرفته

00:31:23.148 --> 00:31:25.355
ما اینجاییم تا-
...اخبار ویژه کی تی بی سی رو به شما بدیم

00:31:25.584 --> 00:31:27.154
،در سرتاسر ایالات متحده

00:31:27.352 --> 00:31:30.094
ایستگاه های رادیویی تماس میگرفتند
تا گزارشی بگیرند از اینکه

00:31:30.288 --> 00:31:31.926
.چه اتفاقی داره در استین میافته

00:31:32.123 --> 00:31:34.797
شما دارید به صورت زنده به برج دانشکده

00:31:34.993 --> 00:31:36.870
تگزاس استین نگاه میکنید

00:31:37.095 --> 00:31:41.043
یک تک تیر انداز
یا بیشتر از یک تک تیرانداز

00:31:41.266 --> 00:31:44.713
درست اون لبه زیر ساعت
جای داره

00:31:44.936 --> 00:31:48.008
یک پسر در حالی که توی محوطه نشسته بود

00:31:48.206 --> 00:31:49.480
از پنجره تیر خورده

00:31:49.674 --> 00:31:52.177
طبق گزارشات،دو نفر دیگر هم
در خیابان تیر خوردن

00:31:52.377 --> 00:31:53.617
.خیابان گوادالوپ

00:31:53.812 --> 00:31:56.691
مردم در سراسر دانشکده تگزاس

00:31:56.882 --> 00:32:00.056
.پشت درختها قایم شده اند

00:32:00.285 --> 00:32:03.391
تعدادی پشت دیوار ها
پنهان شدند

00:32:03.622 --> 00:32:06.034
.مقابل ساختمان اصلی

00:32:06.224 --> 00:32:07.726
به مردم هشدار داده شده
از محوطه دانشگاه تگزاس

00:32:07.959 --> 00:32:10.166
.دور بمونند

00:32:10.362 --> 00:32:12.069
،این پخش زندست که به شما ارائه میشه

00:32:12.297 --> 00:32:14.709
.از کی ال ار ان شبکه نه

00:32:14.900 --> 00:32:17.881
من واقعا نمیدونستم-
انتظار چه چیزی رو داشته باشم

00:32:18.069 --> 00:32:20.071
برج دانشگاه
...میز بررسی

00:32:20.305 --> 00:32:23.081
،زیر--زیر ساعت
و داره شلیک میکنه

00:32:23.308 --> 00:32:24.981
 اون به سمت ما شلیک میکنه

00:32:25.176 --> 00:32:26.519
،ما توده ای از دود دیدیم
دوباره داره شلیک میکنه

00:32:26.711 --> 00:32:28.156
.این حالا یه نبرده

00:32:28.346 --> 00:32:30.383
نبردی بین نیروهای پلیس و تک تیرانداز

00:32:30.582 --> 00:32:32.391
من میتونستم صدای -
.تمام تیرادازی هارو بشنوم

00:32:32.584 --> 00:32:34.393


00:32:34.586 --> 00:32:36.259
.صدای تمام اژیر ها

00:32:39.491 --> 00:32:41.061
میدونستم که به اصطلاح
فاجعه بود

00:32:41.259 --> 00:32:45.935
چون تنها ماشین هایی که اژیر
 میزدن امبولانس ها بودن

00:32:49.034 --> 00:32:52.208
من افسر مارتینز رو-
.در خیابان بیست و یکم دیدم

00:32:52.404 --> 00:32:55.908
!مارتینز
!هی،افسر

00:32:56.107 --> 00:32:59.919
،و من به سمتش فریاد زدم
.اما اون صدام رو نشنید

00:33:15.594 --> 00:33:17.369
سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم-

00:33:17.562 --> 00:33:18.973
و بالای برج رو  نبینم

00:33:19.197 --> 00:33:23.202
چون میدونستم اگر من بتونم بالای برج رو ببینم

00:33:23.401 --> 00:33:24.937
.تک تیرانداز هم میتونست منو ببینه

00:33:28.206 --> 00:33:31.915
تا وقتی که به مالت جنوبی رسیدم دویدم

00:33:32.110 --> 00:33:34.056
کنار مجسمه جفرسون دیویس

00:33:37.716 --> 00:33:41.061
...مردم زخمی اونجا بودن

00:33:43.288 --> 00:33:44.995
،و افرادی که مرده بودن

00:33:47.158 --> 00:33:49.638
ادمایی که من شرایطشون رو نمیدونستم

00:33:49.828 --> 00:33:51.899
اونجا روی پیاده رو افتاده بودن

00:34:01.806 --> 00:34:05.015
یک زن باردار اونجا بود
که به خودش میپیچید

00:34:05.243 --> 00:34:08.019
و زیر افتاب داغ تقلا میکرد

00:34:08.246 --> 00:34:09.987
تمرین های من در ارتش
به من یاد داده بود

00:34:10.181 --> 00:34:13.424
که اول باید یک ستاد
فرماندهی راه اندازی کنی

00:34:13.618 --> 00:34:16.997
و بعد یک تیم حمله
.ترتیب میدی

00:34:22.127 --> 00:34:25.597
فکر کردم که شاید بتونم به
داخل برج برم

00:34:25.797 --> 00:34:28.038
و به مردمی که به اونجا میرن
کمک برسونم

00:34:40.011 --> 00:34:43.390
ماموریت من این بود
که به داخل برج برم

00:34:46.151 --> 00:34:47.630
.نگران نباش-

00:34:49.320 --> 00:34:50.856
.حالمون خوب میشه-

00:34:52.524 --> 00:34:54.401
. من خستم-

00:34:54.626 --> 00:34:57.197
اره،دیگه خیلی-
طول نمیکشه

00:34:57.395 --> 00:34:58.635
.نگران نباش

00:34:58.830 --> 00:35:01.333
ما اونجا دراز کشیده بودیم-
و فقط حرف میزدیم

00:35:03.468 --> 00:35:06.472
که یک جورایی فوق العاده بود

00:35:06.671 --> 00:35:08.412
.چون من رو بیدار نگه میداشت

00:35:09.908 --> 00:35:11.751
و من نمیدونم که اگر بیهوش میشدم

00:35:11.976 --> 00:35:15.253
.چه اتفاقی میافتاد

00:35:15.480 --> 00:35:19.519
دبیرستان--دبیرستان-
کجا رفتی کلیر؟

00:35:19.718 --> 00:35:22.927
فکر کنم سعی میکردیم-
درباره اینکه من کی هستم صحبت کنیم

00:35:23.154 --> 00:35:25.760
.واینکه تام کی بود

00:35:27.225 --> 00:35:29.000
....کلیر،چه کلاسایی

00:35:29.194 --> 00:35:32.073
این دوره چه
کلاسایی میگیری؟

00:35:33.765 --> 00:35:35.870
..دارم انسان شناسی میگیرم-

00:35:38.369 --> 00:35:41.509
.با تام
.درباره تام بهم بگو-

00:35:43.174 --> 00:35:44.585
.تام اکمن-

00:35:44.776 --> 00:35:49.350
من تام اکمن
توماس فردریک اکمن رو

00:35:49.547 --> 00:35:53.359
وقتی ملاقات کردم که دراوایل
شش ماهگی بارداریم بودم

00:35:53.551 --> 00:35:55.087
زرد رنگ اصلیه♪

00:35:55.286 --> 00:35:58.790
 و من به وضوح باردار بودم-

00:35:59.023 --> 00:36:01.367
♪در صبح

00:36:01.559 --> 00:36:03.732
اون داشت سعی میکرد بفهمه که
من باردار هستم

00:36:03.928 --> 00:36:06.772
.یا فقط چاقم

00:36:06.965 --> 00:36:07.966
وقتی که ما برمیخیزیم♪

00:36:08.199 --> 00:36:10.110
من فکر کردم-
که اون زیباست

00:36:10.301 --> 00:36:12.212
اون زمانیه که-♪
اون زمانیه که♪

00:36:12.403 --> 00:36:14.110
اون زمانیه که♪
اون زمانیه که♪

00:36:14.305 --> 00:36:18.776
اون یک جورهایی فوق العاده وبی نقص بود-

00:36:18.977 --> 00:36:22.083
،نمیدونم
ما فقط..عاشق هم بودیم

00:36:22.280 --> 00:36:28.253
میدونین،واقعا،کاملا به هم
متصل بودیم

00:36:28.453 --> 00:36:30.933
اون با من درباره همه
چیز صحبت میکرد

00:36:31.122 --> 00:36:33.500
.درباره کل زندگیش

00:36:33.725 --> 00:36:34.931
در صبح♪

00:36:35.126 --> 00:36:36.503
.اون زیاد میخندید-

00:36:36.728 --> 00:36:38.833
،بانجو میزد
که خیلی باحال بود

00:36:39.063 --> 00:36:40.940
.میخواست که یک شاعر بشه

00:36:41.132 --> 00:36:43.271
اون زمانه که♪
اون زمانه که♪

00:36:43.468 --> 00:36:46.938
اون زمانیه که من از همه
بیشتر دوستش دارم♪

00:36:47.138 --> 00:36:48.981
،و ما خیلی خوشحال بودیم-

00:36:50.675 --> 00:36:53.155
،ما فقط خیلی خیلی
خوشحال بودیم

00:36:53.344 --> 00:36:57.121
ابی رنگ اسمونه♪

00:36:57.315 --> 00:36:59.989
،نمیتونستیم از هم دور بمونیم-

00:37:00.185 --> 00:37:02.597
.پس اون نقل مکان کرد پیش ما

00:37:02.787 --> 00:37:05.961
صبح♪

00:37:06.157 --> 00:37:09.297
وقتی ما برمیخیزیم♪

00:37:09.494 --> 00:37:12.998
نمیدونم
...ما فقط عاشق هم شدیم و

00:37:14.032 --> 00:37:15.511
،و وقتی این معلوم شد
تصمیم گرفتیم

00:37:15.700 --> 00:37:17.111
که برای انسان شناسی
.با هم ثبت نام کنیم

00:37:19.337 --> 00:37:23.012
کلیر،صدای من رو میشنوی؟-
فقط نفس بکش

00:37:23.208 --> 00:37:24.278
.با من بمون،کلیر

00:37:25.376 --> 00:37:27.788
--هی

00:37:27.979 --> 00:37:29.219
صدام رو میشنوی؟-
با من بمون،کلیر

00:37:30.949 --> 00:37:32.019
کلیر؟
بله؟-

00:37:32.217 --> 00:37:33.321
صدام رو میشنوی؟-
.اره-

00:37:33.518 --> 00:37:36.988
.خوبه،دختر خوب-

00:37:40.491 --> 00:37:42.994
.حالت خوبه

00:37:43.194 --> 00:37:45.640
من تلفن رو برداشتم و-
اولین شماره رو گرفتم

00:37:45.830 --> 00:37:47.571
من یک سیگنال شلوغ رو گرفته بودم

00:37:47.799 --> 00:37:50.973
چونکه همه چیز
مسدود شده بود

00:37:53.004 --> 00:37:55.041
من فقط نیاز داشتم تا به طبقه بالا برسم

00:37:55.240 --> 00:37:57.811
و بفهمم که نقشه بازی چی بود

00:38:08.753 --> 00:38:12.428
اوه،خدای من،از اعماق قلبم
.از اینکه تورا ناراحت کردم متاسفم

00:38:12.657 --> 00:38:16.230
از همه گناهانم بخاطر
مجازات تو نفرت دارم

00:38:16.427 --> 00:38:18.873
 ازهمه مهم تر اینکه
تورا ازرده خاطر کردند

00:38:19.063 --> 00:38:23.239
خدای من،تو کاملا خوبی
و لیاقت تمام عشق مرا داری

00:38:23.434 --> 00:38:27.075
من قاطعانه با لطف تو مدیریت میکنم

00:38:27.272 --> 00:38:30.947
تا دیگر گناه نکنم و از
موارد نزدیک گناه دوری کنم

00:38:44.422 --> 00:38:47.926
چی شده،جری؟-
.لعنتی،نمیدونم-

00:38:48.126 --> 00:38:49.571
.خوبه که اینجایی-

00:38:49.761 --> 00:38:51.104
من یک نفر رو نیاز دارم-

00:38:51.296 --> 00:38:53.776
تا پلیس داخل دانشگاه رو در
ساختمان حفاظت ملاقات کنه

00:38:53.965 --> 00:38:55.603
بله،مک کوی صحبت میکنه-
ادامه بدید

00:38:55.800 --> 00:38:58.610
به یک نفر نیاز داریم که-
به ساختمان حفاظت دانشگاه بره

00:38:58.803 --> 00:39:02.046
و اونا باهاش میرن
.به طبقه بیست و هفتم

00:39:02.240 --> 00:39:04.584
اوه،باشه0-
گفتین اتاقک حفاظت دانشکده؟

00:39:04.776 --> 00:39:06.551
بقیه افسر هارو اونجا میبینم؟-

00:39:06.744 --> 00:39:07.984
واحد بیست و پنج به استیت واید-

00:39:08.212 --> 00:39:10.920
ده-چهار،الان دارم-
.به اون سمت میرم

00:39:18.056 --> 00:39:21.060
کنر،اسکوایست،شپرد و مو اومدن

00:39:22.160 --> 00:39:24.606
 .و اونها اسلحه های گاز اشک اور داشتن

00:39:24.796 --> 00:39:28.107
بعد از فیلیپ پرسیدم
شاتگان با خودت اوردی؟

00:39:28.299 --> 00:39:30.677
.واون گفت که نه

00:39:30.902 --> 00:39:32.438
.ارزو میکردم که اورده بود

00:39:39.444 --> 00:39:40.980
کلیر؟کلیر؟-

00:39:41.179 --> 00:39:43.420
هنوز صدام رو میشنوی؟

00:39:43.614 --> 00:39:45.252
کلیر،به من نگاه کن

00:39:47.952 --> 00:39:49.659
.به من نگاه کن

00:39:49.854 --> 00:39:51.765
اون منو به صحبت-
کردن وامیداشت

00:39:51.956 --> 00:39:52.957
تا من هوشیاریم رو از دست ندم

00:39:53.157 --> 00:39:55.467
.نگران نباش-
.حالمون خوب میشه-

00:39:55.660 --> 00:39:58.937
اما جواب دادن داشت برای من-
سخت و سخت تر میشد

00:39:59.130 --> 00:40:01.041
.با من بمون-

00:40:01.265 --> 00:40:04.007
.کلیر،به من نگاه کن
.اما اون مصر بود-

00:40:04.202 --> 00:40:07.615
.به سوال پرسیدن از من ادامه میداد-

00:40:07.805 --> 00:40:09.876
.مشکلی نیست،کلیر

00:40:14.979 --> 00:40:17.357
.خیلی زیبا بود-

00:40:17.548 --> 00:40:19.858
.یک حرکت فداکارانه

00:40:20.051 --> 00:40:22.497
،میدونم که درد داره

00:40:22.687 --> 00:40:24.394
اما فقط یکم
دیگه صبر کن

00:40:26.057 --> 00:40:29.527
،میدونین-
خورشید دقیقا جلومون بود

00:40:32.330 --> 00:40:35.004
،من سرتا پا لباس مشکی پوشیده بودم
مثل یک احمق

00:40:35.199 --> 00:40:39.306
و ناگهان احساس سرگیجه کردم

00:40:39.504 --> 00:40:41.040
.تهوع

00:40:41.239 --> 00:40:43.048
،من احساس تهوع میکردم

00:40:43.241 --> 00:40:45.084
و داشتم تعادلم رو
از دست میدادم

00:40:47.211 --> 00:40:49.191
.اون دختر واقعا،واقعا حامله بود

00:40:49.380 --> 00:40:53.089
.میتونستم تکون خوردنشو ببینم
.میدونستم که تیر خورده و اسیب دیده

00:40:55.420 --> 00:40:58.867
من به داخل سایه زیر بوته ها خزیدم

00:40:59.057 --> 00:41:01.094
جایی که خیلی
خنک تر و ساکت تر بود

00:41:01.325 --> 00:41:04.738
صبر بی انتها و وحشت بی انتها حاکم بود-

00:41:06.164 --> 00:41:08.269
نا امیدی و ناچاری

00:41:08.499 --> 00:41:12.106
اینکه تو نمیتونی کاری بکنی
تا این اتفاق متوقف بشه

00:41:12.336 --> 00:41:15.943
یا اینکه  نمیتونی به مردمی
کمک کنی که زجر میکشن

00:41:18.042 --> 00:41:21.353
...هر پانزده دقیقه

00:41:27.018 --> 00:41:30.056
زنگ بالای برج دانشگاه
به صدا در می اومد

00:41:30.254 --> 00:41:35.101
،و من فکر میکردم
پانزده دقیقه بیشتر

00:41:35.293 --> 00:41:39.571
پانزده دقیقه اضافه تر
از زمانی که اونها روی اسفالت داغ دراز کشیدن

00:41:42.133 --> 00:41:43.578
..فکر میکنم-

00:41:45.103 --> 00:41:47.413
فقط میخواستم
چشمهام رو ببندم

00:41:49.073 --> 00:41:50.313
.سعی کردم حرکت نکنم

00:41:50.541 --> 00:41:52.987
.بی حرکت بمون-
همه چی درست میشه،باشه؟

00:41:53.211 --> 00:41:55.248
سعی کردم وانمود -
کنم که مردم

00:41:55.446 --> 00:41:57.722
تا اون دوباره
.بهم شلیک نکنه

00:41:59.217 --> 00:42:03.996
اسفالت اونقدر داغ بود
که در لحظاتی

00:42:04.222 --> 00:42:08.261
،تصمیم گرفتم که
دیگه نمیتونم تحمل کنم

00:42:17.835 --> 00:42:20.111
وقتی که از زیر-
اون بوته ها در اومدم

00:42:20.304 --> 00:42:22.409
میدونستم که کاری
باید انجام بشه

00:42:26.310 --> 00:42:28.415
شخصی باید بیرون میرفت
.و اونهارو میاورد

00:42:31.449 --> 00:42:34.919
یادمه که به اسمون نگاه میکردم-

00:42:35.119 --> 00:42:37.360
.اون خیلی ابی بود

00:42:39.857 --> 00:42:41.165
...و فکر میکردم

00:42:43.528 --> 00:42:45.974
احتمالا همینه

00:42:46.164 --> 00:42:50.169
"احتمالا این دیگه اخرشه"

00:42:53.771 --> 00:42:55.978
این زمانیه که من-
تصمیم گرقتم برم اون بیرون

00:43:00.478 --> 00:43:03.220
.و ما باید سریع حرکت میکردیم
این رو میدونستیم

00:43:05.016 --> 00:43:07.690
و میتونستیم ببینیم
یک دوربین اونجابود

00:43:08.986 --> 00:43:12.126
.زمان عجیب میگذشت
اروم

00:43:15.660 --> 00:43:19.005
،من پاهای کلیر رو گرفتم
.جیمز دستهاش رو

00:43:21.966 --> 00:43:24.071
!تام

00:43:25.536 --> 00:43:27.140
!تام

00:43:37.014 --> 00:43:39.517
.هیچوقت انقدر نترسیده بودم-

00:43:39.717 --> 00:43:42.163
.هیچ وقت انقدر نترسیده بودم

00:43:44.222 --> 00:43:45.667
. وما اونهارو فراری دادیم

00:43:45.856 --> 00:43:48.860
ما اون رو در امنیت
به پشت بوته ها رسوندیم

00:43:49.060 --> 00:43:51.062
. و اونجا نشوندیمش

00:43:51.262 --> 00:43:56.075
و بقیه مردم اون رو
جایی بردن که امبولانس اونجا بود

00:43:58.869 --> 00:44:01.076
..یک

00:44:01.272 --> 00:44:02.945
یک نقطه سرد هست

00:44:03.174 --> 00:44:05.882
که الان میتونم پشتم احساسش کنم

00:44:06.077 --> 00:44:09.854
،و وقتی که بهش فکر میکنم
.به اندازه یک انگوره

00:44:10.047 --> 00:44:13.051
--اون
.اون نزدیک ستون فقراتمه

00:44:13.251 --> 00:44:14.855
تقریبا بین سرشونه هام

00:44:15.052 --> 00:44:16.725
و جاییه که من انتظار داشتم

00:44:16.921 --> 00:44:18.400
اگر تیر خوردم

00:44:19.624 --> 00:44:22.901
...گلوله بهش برخورد میکنه

00:44:23.094 --> 00:44:25.096
،زمانی که از پله ها پایین میرفتم

00:44:25.296 --> 00:44:30.143
---عینک اهسته
.من داشتم عین یک خوک عرق میکردم

00:44:30.368 --> 00:44:33.747
عینک اروم
.از روی صورتم افتاد

00:44:33.938 --> 00:44:36.646
بدون اون عینک

00:44:36.874 --> 00:44:38.046
همه چیز داشت برام تار میشد

00:44:38.242 --> 00:44:39.448
.و قادر نبودم چیزی ببینم

00:44:42.113 --> 00:44:45.890
من باید دوباره
به بیرون از پوشش برمیگشتم

00:44:46.083 --> 00:44:47.562
.تا عینکم رو بردارم

00:44:59.096 --> 00:45:02.976
...دوست پسرش

00:45:03.167 --> 00:45:05.977
اون--اون هم
برده شده بود

00:45:09.473 --> 00:45:11.077
یکی از افرادی که الان بعد از

00:45:11.275 --> 00:45:13.687
دویدن به  داخل اسفالت ها
برای نجات دادن افراد تیر خورده

00:45:13.911 --> 00:45:16.482
از نفس افتاده،براهام الیسون از استین هست
اون در ویتنام بوده

00:45:16.681 --> 00:45:18.126
و حالا دوساله که برگشته

00:45:18.316 --> 00:45:20.592
براهام،چند نفر
رو اون بیرون نجات دادی؟

00:45:20.785 --> 00:45:22.321
.امروز،دو نفر

00:45:22.520 --> 00:45:24.830
باید چه کار میکردی؟

00:45:25.022 --> 00:45:27.263
.سخت میدویدم و سروصدا نمیکردم

00:45:27.458 --> 00:45:28.994
برای بلند کردنشون مشکلی داشتی یا-

00:45:29.193 --> 00:45:31.469
تیراندازی زمانی که اون بیرون
بودی بهت نزدیک نشد؟

00:45:31.662 --> 00:45:34.006
.تیراندازی ها نزدیک من نشدن-
.فقط نفر اخر،اون مرده بود

00:45:34.198 --> 00:45:37.042
،این بدن یک مرده بود
بلند کردنش یکم سخت بود

00:45:37.268 --> 00:45:40.477
خیلی شل،نه مثل
کسی که ناکار شده باشه

00:45:40.671 --> 00:45:43.049
چند نفر رو امروز-
دیدی که مردن؟

00:45:43.274 --> 00:45:46.653
.فقط یک نفر-
.امیدوارم بیشتر نشه-

00:45:49.280 --> 00:45:52.022
.میدونستم باید چکار کنم

00:45:54.151 --> 00:45:59.066
دونستن اینکه باید از اون
پله ها بالا میرفتم حس غریبی بود

00:45:59.290 --> 00:46:00.963
داری کجا میری؟-

00:46:01.158 --> 00:46:02.398
.بالا-

00:46:04.395 --> 00:46:06.534
.منم باهات میام-

00:46:09.533 --> 00:46:12.013
زمانی که ما به پاگرد
اول رسیدیم

00:46:12.203 --> 00:46:14.911
من میتونستم صورت
یک مرد جوون رو ببینم

00:46:15.139 --> 00:46:16.516
.خدای بزرگ-

00:46:16.707 --> 00:46:19.984
چشمهاش باز بودن و -
اون مرده بود

00:46:20.177 --> 00:46:22.020
من سریع به گوشه چرخیدم

00:46:22.213 --> 00:46:25.023
،و یک زن جوان رو دیدم

00:46:25.216 --> 00:46:27.719
،یک زن جوان مرده
،که روی پاهاش افتاده بود

00:46:29.587 --> 00:46:32.329
و زن دیگری بود که اونجا
افتاده بود

00:46:32.523 --> 00:46:36.096
و...و ما به پهلو برش گردوندیم

00:46:36.327 --> 00:46:39.365
تا توی خون خودش غرق نشه

00:46:39.563 --> 00:46:41.736
یک مرد جوان اونجا بود
که زخمی شده بود

00:46:41.932 --> 00:46:44.936
به دیوار تکیه داده و
هنوز بهوش بود

00:46:45.169 --> 00:46:47.615
پسر که لب راه پله بود-
مارو دید

00:46:49.073 --> 00:46:52.384
و من و مارتینز ازش پرسیدیم

00:46:52.576 --> 00:46:54.715
چند نفر
.داشتن شلیک میکردن

00:46:56.180 --> 00:46:59.218
و اون جواب داد:یک نفر

00:46:59.417 --> 00:47:03.058
اون پسر گفت:اون بیرونه

00:47:03.254 --> 00:47:05.029
. و به طبقه بالا اشاره کرد

00:47:14.064 --> 00:47:15.566
پس ما بازی میکنیم تا ببریم؟

00:47:17.134 --> 00:47:18.636
البته که همین کارو میکنیم-

00:47:19.937 --> 00:47:23.077
پس فکر میکنم که بهتر باشه-
من رو حمایت کنی

00:47:23.274 --> 00:47:25.276
...من بهش نگاه کردم و-

00:47:25.476 --> 00:47:30.949
فکر کردم که اون یک افسر
از مرکز دیگست

00:47:31.148 --> 00:47:33.253
خودت رو حمایت شده در نظر بگیر

00:47:35.986 --> 00:47:37.988
باشه،اماده ای؟

00:47:38.222 --> 00:47:39.667
.من پوششت میدم-

00:47:43.594 --> 00:47:47.736
ما به راهمون تا داخل
اتاق ادامه دادیم

00:47:50.167 --> 00:47:53.341
و یک زن رو پیدا کردیم که
به پشت روی زمین افتاده بود

00:47:57.508 --> 00:48:00.614
.باید ادامه بدیم-

00:48:09.153 --> 00:48:13.033
تیراندازی بیرون
دقیقا مثل رعد و برق بود

00:48:18.429 --> 00:48:19.703
حواست بهم هست؟-

00:48:21.031 --> 00:48:21.975
.حواسم بهت هست-

00:48:24.201 --> 00:48:25.680
مارتینز به سمت در رفت

00:48:25.870 --> 00:48:28.316
و با باز کردن در به
مشکل برخورده بود

00:48:32.376 --> 00:48:35.619
،خوب،زمان داره میگذره
...ولی

00:48:37.214 --> 00:48:40.457
تو احساس نمیکنی
که زمان داره میگذره

00:48:40.651 --> 00:48:42.324
میفهمین چی میگم؟

00:48:54.732 --> 00:48:57.736
.بیا بریم-
.تو باید اون گوشه رو پوشش بدی

00:48:57.968 --> 00:49:00.812
،اگر کسی اون اطراف اومد
بهش شلیک کن

00:49:22.493 --> 00:49:23.836
.من این گوشه رو پوشش میدم-

00:49:24.028 --> 00:49:25.837
رفیق پلیست از-
اینور رفت

00:49:26.030 --> 00:49:28.101
،کرام گفت
"میری تا به دوست

00:49:28.332 --> 00:49:29.902
پلیست کمک کنی؟"

00:49:30.100 --> 00:49:33.946
فکر کنم--فکر کنم الان-
انتخاب زیادی ندارم،دارم؟-

00:49:41.845 --> 00:49:45.054
من برگشتم و یک افسر رو دیدم-
که میشناختمش،هوستون مک کوی

00:49:45.249 --> 00:49:49.061
،تمام چیزی که من داشتم یک اسلحه 38بود
پس...پس اون شاتگان

00:49:49.253 --> 00:49:51.756
در اون لحظه خیلی
زیبا به نظر میرسید

00:49:53.891 --> 00:49:55.268
.برو پایین

00:50:07.771 --> 00:50:09.307
. دوتا افسر های دیگه از این سمت رفتن-

00:50:09.540 --> 00:50:10.780
.من پوششت میدم
.گرفتم-

00:50:11.875 --> 00:50:14.048
.یک تصویر اومد توی ذهنم

00:50:14.244 --> 00:50:15.723
.پسرام وهمسرم

00:50:17.982 --> 00:50:20.792
و بلافاصله از
ذهنم بیرون رفت

00:50:24.555 --> 00:50:25.590
من ترس از

00:50:25.789 --> 00:50:27.894
،کشته شدن نداشتم
وقعا نداشتم

00:50:28.092 --> 00:50:32.063
زمانی برای فکر کردن-
به ترس نبود

00:50:33.631 --> 00:50:36.077
حالا،من احمق یا
دروغگو هستم

00:50:36.266 --> 00:50:39.475
اگر که میگفتم نترسیدم

00:50:39.670 --> 00:50:41.616
.من ترسیده بودم

00:50:41.805 --> 00:50:44.615
.اما تو اونو پشت سر میزاری

00:50:44.808 --> 00:50:49.951
نمیتونی ترس رو مقابلت داشته باشی
و همزمان کارت رو انجام بدی

00:50:50.147 --> 00:50:52.093
فقط میدونستم که به کسی اجازه نمیدم-

00:50:52.282 --> 00:50:53.852
. تا من رو تبدیل به یک مرده کنه

00:50:54.084 --> 00:50:56.086
من صدای دویدن
سوژه رو شنیدم

00:50:56.286 --> 00:50:59.756
من یکبار در تلاش
برای متوقف کردنش شلیک کردم

00:51:02.092 --> 00:51:05.630
!چی؟-
ببخشید-

00:51:05.829 --> 00:51:08.708
من شنیدم که در سمت
دیگری شروع به دویدن کرد

00:51:10.367 --> 00:51:11.641
گفتنش به شما بیشتر از

00:51:11.835 --> 00:51:13.439
انجام دادنش زمان میبره

00:51:15.139 --> 00:51:16.880
.من اسلحم رو خالی کردم-

00:51:30.521 --> 00:51:32.626
،یکم صدای تیراندازی اومد-

00:51:32.823 --> 00:51:34.860
.وبعد همش تموم شد

00:51:56.914 --> 00:51:58.894
در زمانی که من-
...اسلحم رو خالی کرده بودم

00:51:59.083 --> 00:52:01.393
در زمانی که من-
...اسلحم رو خالی کرده بودم

00:52:01.585 --> 00:52:02.996
.مک کوی شلیک کرد-

00:52:03.187 --> 00:52:05.167
--مک کوی خیلی نزدیک بود-
من شاتگان رو از

00:52:05.355 --> 00:52:06.891
مک کوی گرفتم و به اون شلیک کردم

00:52:07.091 --> 00:52:09.503
یک بار دیگه
. و اون داشت به زمین میخورد

00:52:13.030 --> 00:52:14.703
،وقتی که اینکار تموم شد

00:52:14.898 --> 00:52:18.243
زانو هام مثل لاستیک شده بودن

00:52:18.435 --> 00:52:22.178
احساس میکردم که
با یه پتک برخورد کردم

00:52:22.372 --> 00:52:24.045
.منظورم اینه که تمام انرژیم ته کشیده بود

00:52:24.241 --> 00:52:28.849
،و داشتم میلرزیدم،دور ها
و گلوله ها هنوز به بالا می اومدن

00:52:30.614 --> 00:52:34.027
و من گفتم که بسمه و  اونجارو ترک کردم

00:52:34.218 --> 00:52:36.027
دانشگاه برای تمام اهداف عملی

00:52:36.220 --> 00:52:37.597
.پاک شده

00:52:37.788 --> 00:52:39.028
، پلیس به برج راه پیدا کرده و

00:52:39.223 --> 00:52:41.464
تمام افراد رو در
برج دانشگاه نگه داشته

00:52:41.692 --> 00:52:42.932
و پلیس های اصلی دارن
بیرون میان

00:52:43.127 --> 00:52:44.731
و از میان دانشکده عبور میکنن

00:52:44.928 --> 00:52:46.271
.محوطه دانشگاه محاصره شده

00:52:46.463 --> 00:52:48.739
من یک دستمال رو تکون دادم-
،تا اونها شلیک کردن رو از پایین

00:52:48.932 --> 00:52:50.934
روی زمین متوقف کنن

00:52:57.274 --> 00:53:00.255
،وقتی که اون پرچم به احتزاز دراومد
من اون زمان میدونستم که تموم شده

00:53:02.579 --> 00:53:05.116
همش صدای بم،بم،بم،بم
...فقط

00:53:05.315 --> 00:53:07.591
--چونکه ما
کلی از افراد داشتن

00:53:07.785 --> 00:53:09.992
از تمامی جهات به
برج شلیک میکردن

00:53:10.220 --> 00:53:12.564
و همشون به ارومی متوقف شدن

00:53:12.756 --> 00:53:13.666
،خانم ها و اقایان
این خبر تازه

00:53:13.891 --> 00:53:15.097
.به اتاق خبر رسیده

00:53:15.292 --> 00:53:17.795
تک تیرانداز در حال
تکون دادن یک پرچم سفید دیده شده

00:53:17.995 --> 00:53:19.599
در سمت غربی ساختمان

00:53:19.797 --> 00:53:21.799
با توجه به گزارشاتی که
،به تازگی به اتاق خبر رسیدن

00:53:21.999 --> 00:53:24.001
تک تیرانداز در حال
تکون دادن یک پرچم سفید دیده شده

00:53:24.234 --> 00:53:27.010
در سمت غربی ساختمان

00:53:27.237 --> 00:53:30.013
نیل اسپلس
با یک بیانیه

00:53:30.240 --> 00:53:32.015
از اتاق خبر رادیوی کی تی بی سی
.صحبت میکنه

00:53:32.242 --> 00:53:33.812
تک تیر انداز مرده

00:53:34.011 --> 00:53:35.422
نیل اسپلس
با یک بیانیه

00:53:35.612 --> 00:53:36.989
از اتاق خبر رادیوی کی تی بی سی
.صحبت میکنه

00:53:37.181 --> 00:53:38.819
تک تیر انداز مرده

00:53:39.016 --> 00:53:42.623
،تیراندازی حالا متوقف شده
و ساعت یک و بیست و سه دقیقست

00:53:47.157 --> 00:53:52.004
وقتی که گفتم"تک تیرانداز
مرده"مثل این بود که

00:53:52.196 --> 00:53:55.700
...مثل یک-

00:53:55.933 --> 00:53:58.311
.اه بزرگ ناشی از راحت شدن بود

00:53:58.502 --> 00:54:01.779
صدای اژیر ها
ناگهان قطع شد

00:54:01.972 --> 00:54:04.111
.گلوله ها متوقف شدن

00:54:06.143 --> 00:54:07.884
. و همه چی اروم بود

00:54:09.780 --> 00:54:12.659
.یک نفر یک پرچم تکون داد

00:54:12.850 --> 00:54:16.627
.ومن...شروع به راه رفتن در اطراف کردم

00:54:17.888 --> 00:54:19.663
.همه جا خون ریخته بود

00:54:23.193 --> 00:54:25.799
مردم از ساختمون ریختن بیرون

00:54:25.996 --> 00:54:28.067
.همه به جلو قدم برمیداشتیم

00:54:30.734 --> 00:54:33.340
به نظر میومد که
ما زمین رو پر کردیم

00:54:58.996 --> 00:55:00.566
،اول تعداد کمی از مردم بودن-

00:55:00.764 --> 00:55:02.072
،و بعد شاید دوازده نفر
.و بعد صدها نفر

00:55:06.904 --> 00:55:08.577
من به یاد ندارم که کسی-

00:55:08.772 --> 00:55:12.083
درباره اتفاقی که افتاده بود
به طور مفصل حرف زده باشه

00:55:13.744 --> 00:55:17.248
،میدونین
فقط وحشت و شک

00:55:17.447 --> 00:55:19.688
.یجور حس خالی بودن

00:55:23.287 --> 00:55:26.097
اونها طوری بودن که-
انگار محسور شده بودن

00:55:28.125 --> 00:55:30.196
اونها-اونها همدیگرو
در اغوش نمیگرفتن

00:55:30.394 --> 00:55:35.036
با همدیگه صحبت نمیکردن

00:55:35.232 --> 00:55:38.111
بیشتر اونها انگار جنب و جوش داشتن

00:55:38.302 --> 00:55:41.943
،در اطراف قدم میزدن
و خیره بودند و به این فکر میکردن که

00:55:42.139 --> 00:55:45.882
"چه بلایی به سر دنیای من اومده؟"

00:55:57.487 --> 00:56:00.798
اونها اسم افرادی رو که-
مرده بودن نمیدونستن

00:56:00.991 --> 00:56:02.902
و ما هم نمیدونستیم چه
اتفاقی افتاده

00:56:03.093 --> 00:56:04.436
.تا همون روز چند ساعت دیرتر

00:56:06.930 --> 00:56:09.968
.زمان خیلی غم انگیزی بود
.خیلی غم انگیز

00:56:10.167 --> 00:56:11.737
نه فقط برای مردمی که
عزیزانشون رو از دست دادند

00:56:11.935 --> 00:56:13.312
یا داشتن از دست میدادند

00:56:13.503 --> 00:56:17.918
،بلکه برای کل دانشکده
.کل شهر و کل ایالت

00:56:18.108 --> 00:56:19.951
این چیزی نبود که-

00:56:20.143 --> 00:56:23.090
میتونستی از برج
زیبای ما انتظار داشته باشی

00:56:28.185 --> 00:56:31.291
من فقط اونجا نشستم و مردم-
رو نگاه میکردم که دور هم جمع میشدن

00:56:33.156 --> 00:56:34.863
این اتفاقی بود که من برای

00:56:35.092 --> 00:56:36.867
.یک ساعت و نیم جزوش بودم

00:56:39.029 --> 00:56:40.474
.برای من تموم شده بود

00:56:45.002 --> 00:56:46.447
بانک خون شهر تراویس-

00:56:46.636 --> 00:56:48.172
درخواست کرده که
فورا به اونجا مراجعه کنیم

00:56:48.372 --> 00:56:51.285
به این نوع خون
--ها نیاز اورژانسی داریم

00:56:51.475 --> 00:56:52.977
،نوع او مثبت

00:56:53.176 --> 00:56:56.282
،او منفی
،ای مثبت

00:56:56.480 --> 00:56:58.892
بهشون التماس میکردم-
که لباسم رو پاره نکنن

00:56:59.116 --> 00:57:02.290
چون اولین روزی بود
که پوشیده بودمش

00:57:02.486 --> 00:57:06.628
اون اولین و تنها لباس
حاملگیم بود

00:57:06.823 --> 00:57:09.861
.اون خیلی زیبا بود
تام بهم کمک کرده بود تا انتخابش کنم

00:57:13.196 --> 00:57:16.075
پدر من پایین شهر توی -
یک تعمیراتی کفش کار میکرد

00:57:16.299 --> 00:57:17.539
و بعد یک نفر پیشش اومد

00:57:17.734 --> 00:57:19.873
و ازش پرسید که ایا
میدونست چه اتفاقی داره میافته؟

00:57:20.070 --> 00:57:23.051
.پدرم گفت نه
،و اون مرد گفت

00:57:23.240 --> 00:57:25.686
"خوب،کلی تیراندازی اتفاق افتاده"

00:57:25.876 --> 00:57:27.878
اون گفت:"خوب،کلی تیراندازی اتفاق افتاده

00:57:28.078 --> 00:57:29.079
،و اوه،راستی

00:57:29.312 --> 00:57:33.021
پسرت تیر خورده و
کشته شده

00:57:33.216 --> 00:57:35.696
،اون رفت ونه،مادرم رو برداشت
و هردوتای اونها

00:57:35.886 --> 00:57:37.058
.با عجله به بیمارستان اومدن

00:57:37.254 --> 00:57:40.895
اون،اون نمیخواست
...باور کنه

00:57:41.091 --> 00:57:43.901
تا زمانی که چیزی
...بود تا،تا بتونه

00:57:44.094 --> 00:57:45.937
.قبولش کنه

00:57:46.163 --> 00:57:50.908
در حالی که مادرم
..داشت مثل

00:57:51.101 --> 00:57:54.605
.فکر میکنم مثل یک مادر رفتار میکرد

00:57:54.838 --> 00:58:00.845
پدر و مادرم برای ساعت ها
متوجه نشدن که من حالم خوبه

00:58:01.044 --> 00:58:03.081
بیمارستان برکینریج -
مثل یک دیوانه خانه شده

00:58:03.280 --> 00:58:05.886
حداقل هفده نفر تحت
مراقبت هستن

00:58:06.083 --> 00:58:09.087
ما گزارش های تایید نشده ای داریم
که دو نفر مردن

00:58:09.286 --> 00:58:10.924
ما یک لیست از اسمها داریم

00:58:11.121 --> 00:58:12.122
این اسمها تازه به ما
داده شده اند

00:58:12.355 --> 00:58:14.028
از طرف مدیریت بیمارستان

00:58:14.224 --> 00:58:16.932
قربانیان شناسایی شده عبارتند از:اسکار رویالا

00:58:17.127 --> 00:58:19.129
،بیلی اسپید،رابرت بویر

00:58:19.362 --> 00:58:22.969
،پاول سانتنگ
،روی اسمیت،بیلی اسنودم

00:58:23.200 --> 00:58:24.941
.جو،نگهش دار-
.یک دقیقه صبر کن

00:58:25.135 --> 00:58:26.546
پاول از اتاق خبر
صحبت میکنه

00:58:26.736 --> 00:58:29.148
اون لیست اسم ها رو دوباره میگی،لطفا؟

00:58:29.372 --> 00:58:30.749
یکی از افرادی که با-
عجله به اتاق خبر ما اومد

00:58:30.941 --> 00:58:35.321
تا به ما کمک کنه پاول بولتن بود

00:58:35.545 --> 00:58:37.957
اون تقریبا باز نشسته شده بود

00:58:38.148 --> 00:58:40.321
و من جاش رو به عنوان

00:58:40.550 --> 00:58:42.996
کارگردان اخبار تلویزیونی گرفته بودم

00:58:43.220 --> 00:58:45.291
پاول داشت اونجا در
اتاق خبر کار میکرد

00:58:45.489 --> 00:58:49.062
وقتی که جو
.لیست اسم هارو خوند

00:58:49.259 --> 00:58:53.002
پاول در اون لحظه رفتار
قابل توجهی نشون داد

00:58:53.230 --> 00:58:55.733
روی اسمیت،بیلی اسنودم
.جو،صبر کن-

00:58:55.932 --> 00:58:56.967
.یک دقیقه صبر کن

00:58:57.167 --> 00:58:58.976
پاول از اتاق خبر
صحبت میکنه

00:58:59.169 --> 00:59:01.171
همه درباره اون لیست
اسم کنجکاون

00:59:01.404 --> 00:59:03.509
فکر میکنم تو اسم نوه من
رو اون تو داری

00:59:03.740 --> 00:59:05.686
دوباره اون لیست اسم رو بخون،لطفا

00:59:12.582 --> 00:59:14.960
"....فکر میکنم تو اسم"

00:59:18.588 --> 00:59:22.468
"فکر میکنم تو اسم نوه من

00:59:22.659 --> 00:59:25.606
"فکر میکنم تو اسم نوه من رو توی اون لیست داری

00:59:25.795 --> 00:59:26.865
...اه

00:59:27.097 --> 00:59:29.475
،و جو گفت
"باشه،باشه،اینکار رو میکنم"

00:59:29.666 --> 00:59:31.873
و دوباره اون-اون لیست رو مرور کرد

00:59:32.102 --> 00:59:38.314
و،بله،اون نوه هم اسمش بود
پاول بولتن سانتگ

00:59:38.508 --> 00:59:42.718
،اون زمان نمیدونستیم که کشته شده

00:59:42.946 --> 00:59:44.118
.اما شده بود

00:59:44.314 --> 00:59:48.820
،حقیقتا
.من الان شکستم

00:59:49.019 --> 00:59:50.396
...فکر بخاطر اینه که

00:59:50.620 --> 00:59:52.497
فکر میکنم بخاطر اینه که
حالا خودم نوه دارم

00:59:56.993 --> 01:00:01.373
من برای هفت هفته تحت-
مراقبت شدیدی بودم

01:00:05.235 --> 01:00:09.149
ریتا وقتی که توی بیمارستان
بودم به دیدنم اومد

01:00:09.339 --> 01:00:10.716
حالت چطوره؟-

01:00:16.680 --> 01:00:18.853
...من-

01:00:19.049 --> 01:00:20.858
...من،اه

01:00:21.051 --> 01:00:24.260
.الان حالم بهتره
.برات یه چیزی درست کردم-

01:00:24.487 --> 01:00:26.865
.چیز زیادی نیست
...من فقط

01:00:27.057 --> 01:00:30.527
اون اومد و یک نقاشی
.رو که کشیده بود برام اورد

01:00:37.234 --> 01:00:40.113
،من فقط،میدونین
.خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم

01:00:40.337 --> 01:00:42.180
از اینکه اون نقاشی رو برام اورد

01:00:42.372 --> 01:00:45.376
و فکر میکنم که...اه،تنها
باری بود

01:00:45.575 --> 01:00:48.112
که بعد از اون همدیگرو دیدیم

01:00:50.013 --> 01:00:53.426
...همین اواخر من متوجه شدم که

01:00:55.085 --> 01:00:58.123
که چقدر،فوق العاده
از خودش شجاعت به خرج داد

01:00:58.355 --> 01:01:00.357
حالت خوبه؟-
.بزار کمکت کنم

01:01:00.557 --> 01:01:04.630
ما از انواع مردم که
درگیر این قضیه بودن شنیدیم

01:01:04.861 --> 01:01:06.932
.که چقدر ترسیده بودن

01:01:07.130 --> 01:01:10.373
و با این حال اون
اومد درست پیش من

01:01:10.567 --> 01:01:13.605
،منظورم اینه که
.این خیلی فداکارانه بود

01:01:15.472 --> 01:01:16.951
،چرا اینکارو کردی؟
میدونین

01:01:17.140 --> 01:01:18.949
چی بهت جرعت این رو داد که

01:01:19.142 --> 01:01:21.213
بیرون بیای و اینکارو بکنی؟

01:01:21.411 --> 01:01:23.118
و ایا ترسیده بودی؟

01:01:23.313 --> 01:01:27.261
ترسیده بودی از اینکه
ممکنه کشته بشی؟

01:01:28.318 --> 01:01:30.229
فقط یک ادم خیلی بخشنده میتونه-

01:01:30.420 --> 01:01:33.731
بره و روی سیمان داغ دراز بکشه

01:01:33.923 --> 01:01:35.095
.توی یک روز با دمای صد درجه

01:01:35.292 --> 01:01:37.738
،یک جورایی،میدونین
 اون شرایط

01:01:37.927 --> 01:01:41.238
یک قهرمان رو از وجودش
بیرون کشید

01:01:46.069 --> 01:01:48.913
یک جای مخصوص در بهشت -
برای ادم های این چنینی هست

01:01:49.105 --> 01:01:51.813
.اون زن فوق العادست

01:01:55.478 --> 01:01:57.424
هنگامی که گزارشگر ها و عکاسان مختلف ما

01:01:57.614 --> 01:01:59.958
فیلم رو برای
،مرور کردن به عقب میکشیدن

01:02:00.150 --> 01:02:02.824
و ما داستان ها و اطلاعاتشون رو میگرفتیم

01:02:03.019 --> 01:02:06.865
 وقتی که تصویر کامل تری
از اینکه خرابی از کجا بود گرفتیم

01:02:07.090 --> 01:02:09.092
،و به فیلم نگاه میکردیم

01:02:09.292 --> 01:02:11.966
...حتی هولناک تر به نظر میومد

01:02:13.963 --> 01:02:15.271
. از چیزی که میتونستی تصورش رو بکنی

01:02:15.465 --> 01:02:18.446
اخبار تلویزیونی کی تی بی سی
حالا تقدیم میکند

01:02:18.635 --> 01:02:21.047
یک برنامه مخصوص برای
قتل عام امروز

01:02:21.271 --> 01:02:22.807
. در شهر پایتخت

01:02:23.006 --> 01:02:26.112
نیل اسپلس،ویرایشگر
اخبار تلویزیونی اینجاست

01:02:27.610 --> 01:02:29.214
.شب خوش-
یکی از بدترین

01:02:29.446 --> 01:02:32.017
قتل عام های تاریخ امروز
در استین رخ داد

01:02:32.215 --> 01:02:36.220
،با شمارش رسمی امشب
چهل و نه نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند

01:02:36.453 --> 01:02:39.229
شانزده نفر مرده
و سی وسه نفر زخمی شده اند

01:02:39.456 --> 01:02:42.027
،این اتفاق شب قبل
وقتی که بر طبق گزارشات یک مرد

01:02:42.225 --> 01:02:43.636
مادر و همسرش رو کشت

01:02:43.827 --> 01:02:46.068
همان مرد به یک انبار
مهمات دستبرد زد و

01:02:46.296 --> 01:02:48.037
امروز اماده شده
و به عرشه مشاهده

01:02:48.231 --> 01:02:51.508
برج دانشگاه استین تگزاس رفت

01:02:51.701 --> 01:02:54.307
بعد از ان وحشت از
برج به پایین میبارید

01:02:54.504 --> 01:02:56.415
،چارلز جی ویتمن

01:02:56.639 --> 01:02:58.414
توسط دو پلیس شهر

01:02:58.641 --> 01:03:00.416
در عرشه مشاهده کشته شد

01:03:00.643 --> 01:03:03.647
این دو پلیس  توسط یک
مرد استینی،الن کرام همراهی شدند

01:03:03.847 --> 01:03:06.691
داستان اینکه چطور اون ها
نود دقیقه وحشت رو به پایان رسوندند

01:03:06.883 --> 01:03:08.885
این عصر در
کنفرانس خبری

01:03:09.085 --> 01:03:11.326
با مدیریت پلیس کلانتر استین
باب مایلز،گفته شد

01:03:11.521 --> 01:03:12.898
شماها به محض اینکه-
اون رو مشاهده کردید شلیک کردین؟

01:03:13.089 --> 01:03:14.591
کسی ازش نخواست-
تا تسلیم بشه یا

01:03:14.824 --> 01:03:17.430
یا تمومش کنه یا هرچیزی
قبل از اینکه تیراندازی ها شروع شد؟

01:03:17.660 --> 01:03:20.038
نه،همونطور که یک دقیقه پیش گفتم

01:03:20.230 --> 01:03:23.609
اقای کرام یک تیر به دیوار غربی شلیک کرد

01:03:23.833 --> 01:03:26.404
وقتی که افسر مارتینز
گوشه رو زیر نظر داشت

01:03:26.603 --> 01:03:29.413
اقای ویتمن اسلحش رو شارژ کرده
واماده ی تیراندازی بود

01:03:29.606 --> 01:03:35.215
افسر مارتینز راهی نداشت
تا متوجه بشه که چه افسر دی

01:03:35.412 --> 01:03:38.052
یا اقای کرام بیرون اومده بودن

01:03:38.248 --> 01:03:39.386
و توی مکانی بودن که
شلیک انجام میشه

01:03:41.684 --> 01:03:43.630
در کنفرانس خبری طبیعتا
،مک کوی بود

01:03:43.853 --> 01:03:46.925
،جری دی
.الن کرام و من

01:03:50.393 --> 01:03:51.736
،اگر اشکالی نداشته باشه-

01:03:51.928 --> 01:03:53.566
من صحبت هارو برای
گروه انجام بدم

01:03:53.763 --> 01:03:56.972
.و نه،نه
اگر اشتباه کردم

01:03:57.200 --> 01:04:00.647
اقای مارتینز میتونن
من رو متوقف کنن و اوه،اشتباهم رو تصحیح کنن

01:04:00.870 --> 01:04:02.645
خبر نگاران سوال میپرسیدن-

01:04:02.872 --> 01:04:05.944
و کلانتر مایلز همشون رو پاسخ میداد

01:04:06.142 --> 01:04:08.213
ما فقط برای به صورت
نمادین اونجا بودیم

01:04:08.411 --> 01:04:12.951
.چون کلانتر از پسش برمیومد

01:04:13.149 --> 01:04:15.959
مردی که کنار منه الن کرام هست-

01:04:16.152 --> 01:04:18.428
اون مورد حمایت قرار گرفته بود
تا با دو پلیسی که نبرد اسلحه

01:04:18.621 --> 01:04:20.965
رو به پایان رسونده بودن
به بالای برج بره

01:04:21.157 --> 01:04:22.898
حواست بهم هست؟-

01:04:23.092 --> 01:04:24.332
.حواسم بهت هست

01:04:24.561 --> 01:04:26.768
اقای کرام میتونین بهم بگین-
در وهله اول چی باعث شد

01:04:26.963 --> 01:04:28.965
که شما داخل ساختمان برج باشین؟

01:04:29.165 --> 01:04:31.975
..خوب من،اه-

01:04:32.168 --> 01:04:33.977
وقتی درگیر این
قضیه شدم که از پنجره

01:04:34.170 --> 01:04:36.741
کارافرینی دیدم که در
اون سمت خیابان یک پسر تیر خورده

01:04:36.940 --> 01:04:38.283
من از خیابان رد
شدم تا تحقیق کنم

01:04:38.475 --> 01:04:39.954
چون فکر کردم که
.یک دعوای کوچیکه

01:04:40.143 --> 01:04:42.783
و به محض اینکه از در
بیرون اومدم،صدای تیراندازی شنیدم

01:04:42.979 --> 01:04:44.856
و شما دقیقا-
رفتین داخل برج؟

01:04:45.081 --> 01:04:47.618
بله اقا.نمیتونستم دوباره-
از خیابون برگردم

01:04:47.817 --> 01:04:49.626
چون میترسیدم که خودم
هم تیر بخورم

01:04:49.819 --> 01:04:53.858
،پس من به ساختمان بعدی رفتم
و ساختمان بعدی

01:04:54.090 --> 01:04:55.967
من فکر کردم که شاید بتونم
وقتی رفتم اونجا کمکشون کنم

01:04:56.159 --> 01:04:58.002
پس تا زمانی که از سمت
دیگر برج شلیک کنه صبر کردم

01:04:58.194 --> 01:04:59.434
.و بعد خودم به داخلش دویدم

01:04:59.629 --> 01:05:00.835
اقای کرام من-
میدونم که از طرف

01:05:01.030 --> 01:05:03.977
تمام شهروندان استین
و تمام پلیس های شهر استین

01:05:04.167 --> 01:05:05.271
سپاس گزاریمون از شما

01:05:05.468 --> 01:05:07.470
رو بیان میکنم

01:05:07.670 --> 01:05:10.276
برای پایان دادن به
حکفرمایی وحشت

01:05:10.473 --> 01:05:11.679
در محوطه دانشکده استین تگزاس

01:05:11.875 --> 01:05:14.651
من تا حالا افراد-
شجاع تری از اونا ندیده بودم

01:05:14.844 --> 01:05:16.949
،تصمیماتشون درست بود

01:05:17.146 --> 01:05:19.126
،سر وقت انجام شد

01:05:19.315 --> 01:05:22.524
و به شکل قابل احترامی پایان گرفت

01:05:22.719 --> 01:05:25.325
اگر مجبور بودم
،یکبار دیگه این کار رو با این مرد ها انجام بدم

01:05:25.522 --> 01:05:26.899
.قطعا انجام میدادم

01:05:27.123 --> 01:05:29.865
کلانتر پلیس یک چک
از شهر استین

01:05:30.059 --> 01:05:31.504
برای هزینه های یک روز

01:05:31.694 --> 01:05:34.800
شهروند حمایت شده،به من داد

01:05:37.133 --> 01:05:39.010
.البته من قبولش نکردم

01:05:41.871 --> 01:05:44.545
یکجورایی سر از خیابان فرودگاه سردراوردیم-

01:05:44.741 --> 01:05:48.655
در یک محوطه خالی
با یک جعبه مشروب درجه یک

01:05:48.845 --> 01:05:50.654
،سلاح هامون رو دراوردیم

01:05:50.847 --> 01:05:53.521
هنوز هم لباس ها
..و تمام وسایلمون باهامون بود ولی

01:05:55.885 --> 01:05:57.922
.دیگه پلیس نبودیم

01:06:04.060 --> 01:06:06.939
،اگر من فقط رفته بودم داخل
اگر درست به

01:06:07.163 --> 01:06:08.767
،داخل اون اسانسور رفته بودم

01:06:08.998 --> 01:06:10.944
اون دکمه رو
...به طبقه بالا فشار داده بودم

01:06:14.837 --> 01:06:16.373
.گرفته بودمش و کارش رو تموم میکردم

01:06:16.573 --> 01:06:19.383
،گرفته بودمش و کارش رو تموم میکردم-

01:06:19.576 --> 01:06:21.613
بیلی اسپید هنوز زنده بود

01:06:21.844 --> 01:06:22.754
!بیلی-

01:06:22.946 --> 01:06:25.017
،و خیلی های دیگه مطمئنم-

01:06:26.883 --> 01:06:30.626
....ولی-ولی-ولی
این اتفاق نیافتاد

01:06:34.424 --> 01:06:36.734
.باید-میتونستم

01:06:38.061 --> 01:06:40.268
.اما نکردم

01:06:43.866 --> 01:06:45.903
...باید،میتونستم،باید-

01:06:46.102 --> 01:06:48.912
.باید،میتونستم
.اما نکردم

01:06:49.105 --> 01:06:54.054
.پس...نمیدونم

01:06:58.114 --> 01:07:00.993
خوب،اگر بگم که توی-
زندگیم روی من تاثیر نذاشته

01:07:01.217 --> 01:07:04.721
.بیانیه حقیقی نخواهد بود

01:07:04.921 --> 01:07:07.629
..اما من،ام

01:07:07.824 --> 01:07:09.394
.سعی کردم

01:07:09.592 --> 01:07:12.630
سعی کردم که
.فراموشش کنم

01:07:12.829 --> 01:07:14.638
متنفرم که ببینم مردم صدمه میخورن

01:07:14.831 --> 01:07:16.970
،اما،میدونی
باید واقع بین باشی

01:07:17.166 --> 01:07:18.941
و بدونی که این اتفاقات میافتن

01:07:19.135 --> 01:07:22.082
پس باید یک راهی داشته باشی
تا باهاش بسازی

01:07:22.271 --> 01:07:24.342
چطور از پس
مشکلات بر بیای

01:07:29.145 --> 01:07:31.989
اگر کسی ازم میپرسید
،چه حسی داری

01:07:32.181 --> 01:07:33.819
...خوب

01:07:35.118 --> 01:07:37.826
.خوب،من هیچی نمیگفتم

01:07:38.021 --> 01:07:39.500
--این چیزیه که
،این سوال رو قبلا ازم پرسیدن

01:07:39.689 --> 01:07:42.101
باعث شد چه-چه
احساسی پیدا کنی؟

01:07:42.291 --> 01:07:44.931
و بعد من
...مجبورم که بگم،خوب

01:07:45.128 --> 01:07:47.768
چطور باید رنگهای رنگین کمان رو

01:07:47.964 --> 01:07:50.672
برای یک نفر که کور به دنیا اومده توصیف کنم؟

01:07:50.867 --> 01:07:53.370
،نمیتونی
چون هیچی کلمه ای نیست

01:07:54.537 --> 01:07:56.676
.اوه،نمیدونم

01:08:02.979 --> 01:08:07.553
این تی شرتیه که-
من اونروز تنم بود

01:08:07.784 --> 01:08:11.789
احتمالا وقتی تیر اندازی
رخ داد من

01:08:11.988 --> 01:08:14.662
.نود پوند بودم

01:08:14.857 --> 01:08:17.360
این پارگی کوچیک
اینجارو میبینین؟

01:08:17.560 --> 01:08:19.403
این جایی که
گلوله ازش رد شد

01:08:22.065 --> 01:08:23.874
،این پسر خاله منه
لی زامورا

01:08:24.067 --> 01:08:26.877
وقتی که من دوچرخه رو
میروندم و روزنامه هارو

01:08:27.070 --> 01:08:31.075
در برج دانشگاه تگزاس
میرسوندم اون با من بود

01:08:32.075 --> 01:08:33.918
،داشتم فکر میکردم که-
میدونین

01:08:34.143 --> 01:08:37.215
من دراین باره قبلا
با هیچکس صحبت نکردم

01:08:39.816 --> 01:08:41.420
،و فکر کردم،میدونین

01:08:41.651 --> 01:08:45.656
،شاید کمک کنه
میدونین،که این کار خوب رو انجام بدم

01:08:45.855 --> 01:08:50.600
و بشینم و برای اولین بار
با یک نفر دربارش حرف بزنم

01:08:50.827 --> 01:08:52.033
شاید این کاری باشه
.که نیاز دارم انجام بدم

01:08:55.998 --> 01:08:59.036
اگر شما رفقا این فرصت
رو به ما نداده بودین

01:08:59.235 --> 01:09:03.911
هیچوقت نمیتونستم این پسر خالم
رو ببینم،حالا میتونم

01:09:04.107 --> 01:09:08.954
.زمان زیادی گذشته
منظورم اینه که،تقریبا پنجاه سال

01:09:13.015 --> 01:09:15.017
اون یه دنیای-
متفاوت بود

01:09:16.519 --> 01:09:18.897
.هیچکس هرگز دربارش صحبت نکرد

01:09:19.088 --> 01:09:21.261
من کلیر رو-

01:09:21.457 --> 01:09:24.097
.تا چند ماه پیش ندیده بودم

01:09:26.863 --> 01:09:28.536
من هیچوقت نمیدونستم
ارتلی کی بود

01:09:28.731 --> 01:09:32.144
بالاخره به این نتیجه رسیدم
که شاید فرشته ای چیزی بوده

01:09:39.242 --> 01:09:41.882
.من هفده سالم بود-
.تا اون زمان مرگ رو ندیده بودم

01:09:42.078 --> 01:09:43.887
درمورد اسلحه ها هیچ چیز
نمیدونستم

01:09:44.080 --> 01:09:48.051
چیزی نبود جز
یک زخم خام،بزرگ و عمیق

01:09:48.251 --> 01:09:50.959
.میدونی،توی روانم
.توی خاطراتم

01:09:51.154 --> 01:09:52.997
زمان زیادی گذشته
...و اه

01:09:56.225 --> 01:09:58.831
هنوز هم خامه،ما نه
به خامیی که یک زمانی بود

01:09:59.762 --> 01:10:01.002
،خیلی وقتا

01:10:01.230 --> 01:10:03.938
بدترین روزهای عمرت.

01:10:04.133 --> 01:10:07.512
.شخص و خصوص هستن

01:10:07.737 --> 01:10:09.512
...شاید برای همینه که من
...یکجورایی

01:10:13.142 --> 01:10:14.849
درونم قایمش کردم

01:10:18.147 --> 01:10:20.184
من احساس گناه میکنم که
به اندازه کافی زود بیرون نرفتم

01:10:20.416 --> 01:10:23.260
.اوه،ارتلی
...میدونی،اینکه تو

01:10:23.452 --> 01:10:24.863
.ارتلی-

01:10:25.087 --> 01:10:26.794
--اره،فقط
فکر میکنم احساس گناه

01:10:26.989 --> 01:10:29.595
با اتفاقاتی مثل این همراه میشه
.اره،اره،اره-

01:10:29.792 --> 01:10:31.965
.یک حس گناه عجیب-

01:10:35.865 --> 01:10:39.176
.دانشگاه فقط برای یک روز بسته بود
فقط همین

01:10:39.368 --> 01:10:41.712
اونا اومدن داخل
و خون رو پاکسازی کردن

01:10:44.207 --> 01:10:49.054
فکر میکنم دانشگاه
باید یک یادبود بزاره

01:10:49.278 --> 01:10:53.055
هنوز کلی از خانواده و دوستان

01:10:53.282 --> 01:10:55.159
اون مردمی که کشته یا زخمی
شدن هستن

01:10:57.019 --> 01:11:00.728
،پاول سانتگ
،کلودیا رات

01:11:00.957 --> 01:11:04.336
،رابرت بویر
،بیلی اسپید

01:11:04.527 --> 01:11:07.872
،روی اسمیت
،ادنا تاونزلی

01:11:08.064 --> 01:11:12.535
،مارگوریتا لمبورت
،مارک گبور

01:11:12.735 --> 01:11:16.877
،توماس اکمن
،هری والچاک

01:11:17.073 --> 01:11:20.316
،توماس اشتون
،توماس چاک

01:11:20.509 --> 01:11:23.922
،کارن گریفین
،دیوید گانبای

01:11:24.146 --> 01:11:25.989
و بچه من

01:11:29.051 --> 01:11:34.057
. اونها گفتن من میتونم بچه داشته باشم
اما من هیچوقت حامله نشدم

01:11:34.924 --> 01:11:37.564
.اما تونستم یک بچه رو قبول کنم

01:11:37.760 --> 01:11:39.899
.من پسرم سیراک رو قبول کردم

01:11:40.096 --> 01:11:41.905
اون متولد اوتوپیا بود

01:11:42.098 --> 01:11:44.874
ومن وقتی چهار سالش بود
قبولش کردم

01:11:45.067 --> 01:11:47.877
.وحالا اون بیست و هفت سالشه

01:11:48.070 --> 01:11:51.517
سیراک بچه
.فوق العاده ای بود

01:11:51.707 --> 01:11:53.243
،و زمان هایی هستند
که با وجود اینکه

01:11:53.442 --> 01:11:55.615
پوست اون قهوه ایه
و مال من سفید

01:11:55.845 --> 01:11:59.622
زمان هایی هستند که
به یاد ندارم

01:11:59.849 --> 01:12:02.955
که برای من
اونجا نبوده باشه

01:12:03.185 --> 01:12:07.895
...اما بچه ای که
من رویاشو دیدم

01:12:08.090 --> 01:12:11.071
از اول و هنوز هم
اون رویا هارو دارم

01:12:11.260 --> 01:12:15.367
اینکه پیداش کردم
و دارمش

01:12:15.564 --> 01:12:17.544
. وخیلی خوشحالم

01:12:17.733 --> 01:12:21.374
اما بعد به یک جای دیگه
.نگاه میکنم و اون رفته

01:12:31.113 --> 01:12:33.115
من نگاه کردن به برج رو یادمه
،البته،خیلی زیاد

01:12:33.316 --> 01:12:35.796
،و از محوطه اصلی میتونی ببینی که

01:12:35.985 --> 01:12:38.761
یک جمله از انجیل هست

01:12:38.955 --> 01:12:40.957
حقیت را بدان
و حقیقت تورا ازاد میکند

01:12:42.959 --> 01:12:46.338
.من دربارش فکر کردم

01:12:46.562 --> 01:12:48.235
...یکی از حقایقی که یاد گرفتم

01:12:50.466 --> 01:12:53.174
اینه که هیولاهایی
میان ما قدم میزنن

01:12:55.004 --> 01:12:58.975
مردمی اون بیرون هستن که
به چیزهای غیر قابل تصور فکر میکنن

01:12:59.175 --> 01:13:00.984
و بعد کارهای غیر قابل تصور انجام میدن

01:13:07.083 --> 01:13:09.029
،در طی سال ها-
اون در بخش

01:13:09.251 --> 01:13:12.425
بزرگی از ذهنم میخکوب شد

01:13:12.621 --> 01:13:16.194
اما بیشتر که زندگی کردم و
بیشتر که دیدم

01:13:16.425 --> 01:13:19.599
این بچه های ارزشمند کوچیکی که بزرگ میشن

01:13:19.795 --> 01:13:22.002
،و بعضی اوقات کارای هولناکی انجام میدن

01:13:22.198 --> 01:13:25.372
هرچقدر که بیشتر دیدم
بیشتر به اون فکر میکنم

01:13:25.601 --> 01:13:29.447
،به عنوان یک مرد جوان خیلی اسیب دیده

01:13:29.638 --> 01:13:32.050
.اون حدودا بیست وپنج ساله بود که مرد

01:13:32.274 --> 01:13:36.450
عکسی از اون در
سن سه سالگی هست

01:13:36.645 --> 01:13:40.991
یک اسلحه رو در
هر دو طرف ساحل در دست داره

01:13:41.183 --> 01:13:43.993
من به اون مثل
همون بچه سه ساله ای که

01:13:44.186 --> 01:13:47.030
روی نیمکتم مینشست نگاه میکنم

01:13:47.223 --> 01:13:51.672
،من یک معلمم
و اون سن رو دوست دارم

01:13:51.861 --> 01:13:54.364
کلی ارزو و کلی قول

01:13:56.065 --> 01:13:59.137
چطور میتونم از یه
همچین ادمی متنفر باشم؟

01:13:59.335 --> 01:14:00.541
،نمیتونم ازش متنفر باشم
با وجود

01:14:00.736 --> 01:14:04.582
خرابی بزرگی که
به بار اورده

01:14:04.807 --> 01:14:07.219
.من نمیتونم ازش متنفر باشم
.نمیتونم اینکارو بکنم

01:14:09.078 --> 01:14:12.651
ایا میبخشینش؟-
بله،میبخشمش-

01:14:12.848 --> 01:14:16.159
چطور میتونم نبخشم؟
من خیلی بخشیده شدم

01:14:27.596 --> 01:14:29.405
،وحشت از اینها-
،بیمار های بین ما

01:14:29.598 --> 01:14:33.410
باید در وحشت تمدن های غیر معقول ما پیدا بشه

01:14:33.602 --> 01:14:37.414
،یک اشتیاق عجیب به خشونت
یک بی احترامی به زندگی

01:14:37.606 --> 01:14:39.882
در بخش هایی پرورش داده شده توسط
دولت هایی که

01:14:40.076 --> 01:14:42.181
در قالب دفاع شخصی

01:14:42.378 --> 01:14:45.359
به جوانانشون اموزش
میدن تا بکشند یا ازار بدند

01:14:45.548 --> 01:14:47.357
جامعه ای که در اون
معروف ترین

01:14:47.550 --> 01:14:51.020
کارکاتور های روزنامه
،برنامه های تلویزیونی

01:14:51.220 --> 01:14:53.097
و فیلم ها
اونهایی هسند که

01:14:53.289 --> 01:14:56.463
معانی جدید مرتکب شدن به
اسیب های بدنی رو اختراع میکنند

01:14:56.692 --> 01:14:59.195
مردمی که
تقریبا میتونن سکوت کنن

01:14:59.395 --> 01:15:02.239
درحالی که تمدن خودشون
داره زیر اجبار

01:15:02.431 --> 01:15:05.469
فلسفه  غارنشینی که ممکن هست

01:15:05.701 --> 01:15:07.738
.درست باشه در حال تکه تکه شدنه

01:15:07.937 --> 01:15:11.976
به نظر میاد که جرم چارلز جوزف ویتمن

01:15:12.208 --> 01:15:14.154
.جرم جامعه بود

01:15:14.376 --> 01:15:17.414
والتر کرانکیت هستم
.شب بخیر

01:15:47.643 --> 01:15:49.350
،یک نفر به من گقت

01:15:49.578 --> 01:15:52.787
چرا میخوام همه این
هارو دوباره دوره کنم؟

01:15:52.982 --> 01:15:57.294
چرا میخوام بیرونش بیارم؟
اینکه اینکار خیلی دردناک خواهد بود

01:15:57.486 --> 01:16:01.024
.این اتفاق فاجعه بار بود
فاجعه بار

01:16:01.257 --> 01:16:04.204
،میدونین
من هنوز هم اون غم از دست دادن رو دارم

01:16:04.426 --> 01:16:09.933
اما چیزی که دردناکه اینه
که احساسی نداشته باشی

01:16:10.132 --> 01:16:14.137
درباره کل این موضوع
و نزاری که مردم

01:16:14.336 --> 01:16:15.974
،در این باره بفهمن
و نتونی درباره

01:16:16.172 --> 01:16:17.981
.اتفاقی که اونروز افتاد حرف بزنی

01:16:18.174 --> 01:16:19.517
.این بود که خیلی دردناک بود

01:16:19.708 --> 01:16:22.552
پس این خیلی ارامش بخش بود

01:16:24.180 --> 01:16:25.625
،میدونین
چیزهای کوچیک

01:16:25.814 --> 01:16:30.627
میتونن تغییرات عظیمی
توی اتفاقی مثل این ایجاد کنن

01:16:32.000 --> 01:17:02.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:17:02.024 --> 01:18:02.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.