﻿WEBVTT

00:00:01.687 --> 00:00:07.487
‫نمایش دیک کوت، 21 ژانویه 1971

00:00:07.674 --> 00:00:09.592
‫یه داستان معروفی درباره
‫باستر کیتون هست...

00:00:09.717 --> 00:00:12.095
‫که توی سن فیلم‌های
‫کمدیش رو می‌ساخت،

00:00:12.762 --> 00:00:15.264
‫گمونم یه فیلمی به اسم
‫"هفت فرصت"‌ رو منتشر کرد،

00:00:15.598 --> 00:00:17.821
‫و توجه زیادی از
مخاطبینش رو جلب ‫کرد

00:00:17.845 --> 00:00:19.102
ولی پایان خوشی نداشت

00:00:19.477 --> 00:00:21.145
‫میدونین، آخرش همین جوری
‫دراز کشیده بود...

00:00:21.979 --> 00:00:24.691
‫و زن‌ها دنبالش می‌کردن،

00:00:24.816 --> 00:00:26.526
‫و با وجود اون همه عروس‌،
‫صحنه‌ی زیبایی رقم خورد

00:00:26.651 --> 00:00:29.271
‫و بعدش تیتراژ
اومد و فیلم ‫تموم شد

00:00:29.295 --> 00:00:31.614
...همین، و بعد تماشاچی‌ها گفتن

00:00:32.031 --> 00:00:33.049
‫که یه جای کار میلنگه...

00:00:33.074 --> 00:00:34.075
‫ولی درست آخرای فیلم...

00:00:34.158 --> 00:00:36.661
‫از دست زن‌ها فرار میکنه،
‫و میاد پایین کوه،

00:00:36.994 --> 00:00:40.164
‫و سنگ‌ها از جا تکون میخورن
‫و دنبالش راه میافتن...

00:00:40.289 --> 00:00:42.583
‫یه خنده‌ی بلند جمعیت میزنه
‫و بعدش تموم

00:00:43.334 --> 00:00:46.796
‫و اون گفت "یه پایان جدید
‫رو فیلمبرداری میکنیم"

00:00:47.547 --> 00:00:48.432
‫و بعد دوباره برگشت سر خونه اول

00:00:48.456 --> 00:00:49.340
‫و یه هفته‌ی دیگه فیلمبرداری کرد

00:00:49.465 --> 00:00:50.591
‫یه صحنه‌ی ریزش آوار
‫عجیب غریب ساخت

00:00:50.675 --> 00:00:54.095
‫با سه تا سنگ شروع کرد،
‫که بعدش بزرگتر شدن

00:00:54.220 --> 00:00:56.226
‫و نهایتا رسید به
سنگ‌های ‫خیلی بزرگ،

00:00:56.250 --> 00:00:57.640
که اندازه‌ی دوربین بودن،

00:00:58.182 --> 00:00:59.186
‫و افتاده بودن دنبالش

00:00:59.210 --> 00:01:01.644
این یکی ‫از بهترین سکانس‌هایی
بود که تاحالا ساخته شده

00:01:01.936 --> 00:01:05.648
‫دیک کوت

00:01:05.815 --> 00:01:08.693
‫خب، راستش اون یه هنرمند
‫پانتومیم بود

00:01:08.943 --> 00:01:11.946
‫فرانک کاپرا

00:01:13.948 --> 00:01:16.075
‫هنرمندهای لال‌بازی، در حقیقت
‫ورشکست شدن...

00:01:16.367 --> 00:01:17.744
‫و تازه‌شم، یه چیز جدید...

00:01:19.746 --> 00:01:21.581
‫صنعتشونو نابود کرد. صنعت کارتون

00:01:21.789 --> 00:01:22.622
‫چاک جونز،

00:01:22.646 --> 00:01:24.201
که بیشتر این فیلم‌ها
‫رو کارگردانی می‌کرد،

00:01:24.225 --> 00:01:25.168
مثل باگز بانی و رود رانر

00:01:25.293 --> 00:01:27.503
‫گفت که شدیدا تحت تاثیر
‫باستر کیتون بوده

00:01:29.495 --> 00:01:34.495
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:35.983 --> 00:01:38.973
‫نویسنده و کارگردان:‌ پیتر بوگدانوویچ

00:01:43.853 --> 00:01:47.231
‫[ باستر کبیر ]

00:01:48.608 --> 00:01:52.987
‫جوزف فرانک کیتون در 4 اکتبر
‫1895...

00:01:53.071 --> 00:01:54.405
‫در پیکوئه، کانزاس،‌ متولد شد

00:01:56.532 --> 00:01:57.591
‫پسر مایرا و جو کیتون،

00:01:57.615 --> 00:02:00.620
که بعنوان یه تیم ‫دونفره‌ی کمدین
توی وودویل نمایش اجرا می‌کردن

00:02:00.703 --> 00:02:01.932
‫که توی کل کشور هم می‌چرخیدن،

00:02:01.956 --> 00:02:03.956
برای همین ‫اون توی
پیکوئه،‌ کانزاس به دنیا اومد

00:02:04.082 --> 00:02:07.877
‫یه بخش کوچیک در حومه‌ی شهر که خونواده‌اش
‫ازش رد شدن

00:02:08.169 --> 00:02:10.880
‫جیمز کورتیس، شرح‌حال‌نویس
‫باستر کیتون

00:02:10.963 --> 00:02:13.049
‫مادر پدرش توی برنامه‌ی
‫داروی خونوادگی شرکت می‌کردن

00:02:13.257 --> 00:02:16.052
‫جو کیتون، مایرا کیتون

00:02:16.344 --> 00:02:18.388
‫جیمز کارن، بازیگر و دوست باستر کیتون

00:02:19.013 --> 00:02:20.890
‫وقتی نمایشونو اجرا کردن،

00:02:21.265 --> 00:02:22.350
‫یه چیزی باعث آزار
‫و اذیتشون شد،

00:02:23.393 --> 00:02:25.103
‫و تماشاچی‌ها خیال کردن که
‫یه چیز بامزه بوده،

00:02:26.104 --> 00:02:29.107
‫وقتی چهارساله شد، جو
‫فرانک کیتونِ کوچولو،

00:02:29.190 --> 00:02:32.151
‫واقعا تبدیل به یه ستاره
‫در وودویل شد،

00:02:32.235 --> 00:02:34.531
‫باستر درست مثل
پدرش لباس میپوشید،

00:02:34.555 --> 00:02:36.572
‫ریش، بدون سیبیل و یه پیشبند

00:02:36.739 --> 00:02:38.908
‫جو کیتون رفته بود روی میز...

00:02:39.158 --> 00:02:41.619
‫و حرکات آکروباتیک متنوع
‫انجام میداد

00:02:41.786 --> 00:02:46.332
‫و باستر پشت سرش
‫با یه جارو اومد

00:02:46.457 --> 00:02:48.000
‫اینجوری بود که نمایش شروع شد

00:02:48.376 --> 00:02:51.504
‫[ وقتی باستر یه بچه کوچولو بود ]

00:02:51.587 --> 00:02:53.519
‫اون بعنوان موشک
...انسانی‌ای که توی نمایش‌ها

00:02:53.543 --> 00:02:55.048
‫پدرش به سمت مادرش پرت می‌کرد،‌

00:02:55.072 --> 00:02:56.217
معروف شده بود

00:02:56.342 --> 00:02:58.177
‫حالا اسم اونا "سه کیتون" شده بود

00:02:58.302 --> 00:03:01.973
‫"سه کیتون‌ها" یکی از مهم‌ترین
‫نمایش‌های وودویل شده بودن

00:03:02.140 --> 00:03:03.484
‫بخاطر اینکه زیاد بامزه نبود،

00:03:03.508 --> 00:03:05.601
مردم با ‫تماشاش احساس
شوکه شدن یا ترس می‌کردن

00:03:05.727 --> 00:03:08.088
‫بخاطر اینکه رفتار باستر
روی استیج رو ‫می‌دیدن

00:03:08.112 --> 00:03:09.647
ولی این بیشتر یه جور توهم بود

00:03:10.064 --> 00:03:12.775
‫اونا یه دستگیره بهش وصل کرده بودن،
‫مثل یه کیف سامسونت...

00:03:12.859 --> 00:03:14.986
‫[ دیک فن دایک، بازیگر، دوست باستر کیتون ]

00:03:15.862 --> 00:03:18.740
‫[ جانی ناکسویل، بازیگر،
‫کمدین، بدلکار ]

00:03:19.073 --> 00:03:21.743
‫توی بعضی ایالت‌ها، پدر باستر
‫به بچه‌آزاری محکوم شده بود

00:03:21.868 --> 00:03:23.382
‫بخاطر اینکه توی نمایش،

00:03:23.406 --> 00:03:26.247
جو کوچولو تقریبا ‫همه
جا روی استیج میرفت

00:03:26.456 --> 00:03:27.435
‫و یه موقعی،

00:03:27.459 --> 00:03:28.926
به سمت یکی از
...افراد توی ‫جمعیت که

00:03:28.950 --> 00:03:30.418
اعصابش از گریه‌هاش
خرد شده بود، گفت

00:03:30.501 --> 00:03:32.587
‫من داشتم می‌گفتم "مشکلی پیش اومده"؟

00:03:32.795 --> 00:03:35.006
‫"اون مرد بدی نبود"

00:03:35.256 --> 00:03:37.021
‫"همیشه بهم می‌گفت که
خودمو جمع ‫و جور کنم

00:03:37.045 --> 00:03:38.217
قبل از اینکه ولم کنه و بره"

00:03:38.634 --> 00:03:41.721
‫اونا بارها دستگیر شدن، ولی تونستن
‫قانون رو دور بزنن

00:03:41.846 --> 00:03:44.182
‫چون همونطور که باستر گفته بود،
‫قانون میگه که..,

00:03:44.307 --> 00:03:47.518
‫"هیچ بچه‌ی زیر 16 سالی حق نداره
‫حرکات آکروباتیک بزنه...

00:03:47.643 --> 00:03:50.605
‫مثل راه رفتن روی طناب، نواختن
‫آلت موسیقایی، طناب بازی...

00:03:50.897 --> 00:03:54.400
‫همه چی توی قانون ذکر شده بود. من نباید
‫با لگد بزنن تو صورتم

00:03:54.776 --> 00:03:56.527
‫واقعا بعید بود...

00:03:56.694 --> 00:04:00.823
‫که جو کیتون واقعا بخواد و قصد
‫داشته باشه که به بچه‌اش صدمه بزنه

00:04:00.907 --> 00:04:03.201
‫بخاطر اینکه باستر ستاره‌ی
‫نمایش بود

00:04:05.495 --> 00:04:06.746
‫[ باستر اینجاست ]

00:04:08.206 --> 00:04:09.207
‫[ باستر مثل پدرش حقوقش را می‌گیرد ]
‫سه کیتون‌ها...

00:04:09.290 --> 00:04:12.168
‫هفته‌ای 750 دلار درآمد داشتند...

00:04:12.251 --> 00:04:15.088
‫250 دلارش مال باستر بود

00:04:15.171 --> 00:04:18.633
‫این واسه موقعی بود که پول تو
‫جیبی بچه‌ها، هفته‌ای 5 سنت بود...

00:04:18.716 --> 00:04:22.011
‫و اون داشت توی سن 12
‫سالگی ماشین شخصی خودش رو میروند

00:04:24.681 --> 00:04:28.851
‫درست مثل پدرش، که بهش یاد داد
‫چطور حرکات آکروباتیک رو بزنه

00:04:28.935 --> 00:04:32.146
‫و در حقیقت، از بین چندین
‫و چند اجرا،

00:04:32.271 --> 00:04:34.899
‫جو کوچولو فقط دو بار آسیب
‫خیلی کوچیکی دید

00:04:35.066 --> 00:04:37.568
‫ولی این بچه‌هه باعث
‫خندوندن مردم میشد

00:04:39.278 --> 00:04:41.197
‫هر بار می‌افتاد،‌ ملت
‫میزدن زیر خنده

00:04:41.406 --> 00:04:43.074
‫و از همین جا لقب
‫معروفش رو بدست آورد

00:04:44.742 --> 00:04:46.536
‫با توجه به حرفای پدر باستر، جو،

00:04:46.703 --> 00:04:48.470
‫شعبده‌باز معروف، هری هودینی،‌

00:04:48.494 --> 00:04:50.498
که ‫دوست شخصی
خونواده‌ی کیتون بود،

00:04:50.623 --> 00:04:52.712
‫بعد از اینکه دید
...بچه‌هه تو سن 6 ماهگی

00:04:52.736 --> 00:04:54.711
‫از پله‌ها افتاد
پایین و چیزش نشد،

00:04:54.794 --> 00:04:57.422
‫گفتش که "الحق پسره به پدرش رفته"

00:04:57.630 --> 00:05:00.091
‫هودینی شاید این حرفو نزده
‫باشه، ولی کی براش مهمه؟

00:05:00.758 --> 00:05:01.514
‫توی اون روزها،

00:05:01.538 --> 00:05:03.678
لغت باستر برای ‫توصیف
سقوط استفاده میشد

00:05:04.512 --> 00:05:06.347
‫هیچ چیز از این مناسب‌تر نبود

00:05:07.682 --> 00:05:09.339
‫در آخر، باستر
کیتون افتاد پایین،

00:05:09.363 --> 00:05:11.019
‫یکی از بامزه‌ترین
سقوط‌های سینما،

00:05:11.144 --> 00:05:12.021
...‫در طی دوران حرفه‌ایش

00:05:12.045 --> 00:05:13.896
یه سمفونی ‫واقعی از
سقوط‌ها رو درست کرده بود

00:05:26.701 --> 00:05:28.911
‫بعداً دوباره به این قضیه میپردازیم

00:05:29.078 --> 00:05:30.538
‫[ وودویل ]

00:05:31.914 --> 00:05:34.167
‫سه کیتون‌ها، مایرا، جو و باستر...

00:05:34.500 --> 00:05:36.753
‫یکی از بهترین نمایش‌های
‫وودویل رو ترتیب دادن

00:05:36.878 --> 00:05:38.337
‫که باز دوباره و دوباره در سراسر
‫کشور برگزار شد

00:05:38.671 --> 00:05:40.673
‫و همینطور که این نمایش
‫در حال رشد و پیشرفت بود،

00:05:41.007 --> 00:05:43.217
‫سه کیتون‌ها تبدیل به چهار
‫کیتون شدن

00:05:43.301 --> 00:05:44.302
‫[ هری جینگلز کیتون ]

00:05:44.469 --> 00:05:45.803
‫بعدش شدن 5 تا کیتون

00:05:45.887 --> 00:05:47.055
‫[ لوئیز کیتون ]

00:05:47.180 --> 00:05:50.016
‫ولی توی سال 1917، وقتی
‫باستر 21 ساله‌ش بود،

00:05:50.099 --> 00:05:51.642
‫نمایششون از هم پاشید

00:05:52.060 --> 00:05:54.604
‫[ لوئیز کیتون ]

00:05:54.687 --> 00:05:56.314
‫و اون به حمایت و پشتیبانی
‫از همه‌مون برخاست

00:05:56.773 --> 00:05:58.733
‫آره، اون تصمیم گرفت
‫که من و لوئیز...

00:05:58.816 --> 00:06:00.943
‫[ هری جینگلز کیتون ]

00:06:04.113 --> 00:06:06.324
‫باستر به نیویورک سفر
‫کرد تا قرارداد جدیدی ببنده...

00:06:06.449 --> 00:06:10.036
‫تا در نمایش سرگرمی سالیانه‌ی
‫برادران شوبرت شرکت کنه

00:06:10.119 --> 00:06:12.538
‫که اسمش "نمایش سیار 1917" بود

00:06:12.705 --> 00:06:15.416
‫که قرار بود در تئاتر وینتر گاردن
‫در برادوی پخش بشه

00:06:16.376 --> 00:06:18.669
‫ولی سرنوشت جور دیگری رقم خورد

00:06:19.962 --> 00:06:22.122
‫وقتی باستر داشت توی
خیابونی توی منهتن ‫راه میرفت،

00:06:22.146 --> 00:06:24.217
با یکی از دوستای قدیمیش
توی وودویل برخورد داشت

00:06:24.509 --> 00:06:27.011
‫که همراهش یه مرد قد بلند و قوی
‫هیکل بودن

00:06:27.428 --> 00:06:30.431
‫که در سراسر جهان شناخته شده بود

00:06:32.016 --> 00:06:33.668
‫شانس بهش رو کرد
و راسکو ‫آرباکل،

00:06:33.692 --> 00:06:35.812
ستاره‌ای که از سال 1914
...معروف شده بود

00:06:37.397 --> 00:06:39.399
‫و برای فردی به اسم جو اسکنک...

00:06:39.482 --> 00:06:40.983
‫در کلونی استودیوز در خیابون 48 ام شرقی...

00:06:41.150 --> 00:06:43.444
‫فیلم‌های کمدی می‌ساخت، جلوش
‫ظاهر شد

00:06:44.070 --> 00:06:46.030
‫هر فیلم کوتاه حدود 20 دقیقه طول می‌کشید

00:06:46.489 --> 00:06:47.550
‫آرباکل به کیتون گفت،

00:06:47.574 --> 00:06:50.118
شاید تو هم ‫بخوای بیای و
بخش‌هایی از فیلم رو ببینی

00:06:50.410 --> 00:06:53.788
‫[ پاول دولی، بازیگر، فیلمنامه‌نویس ]

00:06:53.871 --> 00:06:55.748
‫اون میدونست که آینده چه چیزی
‫رو براش در نظر گرفته

00:06:55.915 --> 00:06:57.551
‫باستر عاشق این
قضیه شد و خواست که

00:06:57.575 --> 00:06:59.460
‫قراردادش با برادران
شوبرت رو فسخ کنه

00:06:59.711 --> 00:07:02.463
‫[ دفترچه خاطرات باستر کیتون ]

00:07:02.714 --> 00:07:05.925
‫و با شرکت کمیک...

00:07:06.050 --> 00:07:08.594
‫که فیلم‌های کوتاه کمدی
‫میساخت...

00:07:09.595 --> 00:07:12.390
‫قرارداد امضا کنه. اولین
‫حضور باستر کیتون روی صحنه...

00:07:12.515 --> 00:07:14.964
‫توی فیلم کوتاهی
ساخته‌ی آرباکل، ‫به نام

00:07:14.988 --> 00:07:17.437
"قصاب جوان" بود که
در سال 1917 منتشر شد

00:07:18.479 --> 00:07:21.107
‫[ شیره قند، لطفا ]

00:07:41.210 --> 00:07:44.255
‫[ پول کجاست؟ ]

00:07:47.759 --> 00:07:50.011
‫[ توی سطله ]

00:08:49.070 --> 00:08:51.325
‫توی اکتبر همون سال، سال 1917،

00:08:51.349 --> 00:08:54.283
باستر ‫و بقیه شرکت‌های
...سازنده‌ی کمدی

00:08:54.409 --> 00:08:57.036
‫به اون سمت کشور مهاجرت کردن
‫تا فیلماشونو بسازن

00:08:57.286 --> 00:08:59.997
‫[ استودیو فیلم‌های کمدی 1918 ]

00:09:02.458 --> 00:09:05.253
‫در سال بعدی، وقتی که جنگ جهانی
‫اول در اروپا در گرفت،

00:09:05.503 --> 00:09:08.798
‫کیتون به خدمت ارتش در اومد
‫و در فرانسه خدمت کرد،

00:09:09.132 --> 00:09:10.591
‫و بیشتر مسئول سرگرم کردن
‫سربازها رو برعهده داشت

00:09:10.883 --> 00:09:16.097
‫[ پاتریشا الیوت توبیاس، موسس
‫انجمن بین المللی باستر کیتون ]

00:09:16.723 --> 00:09:18.599
‫اون توی خط مقدم نبود، ولی...

00:09:19.100 --> 00:09:23.187
‫[ باب برگن، دوست النور کیتون ]

00:09:24.522 --> 00:09:26.733
‫و این قضیه روش تاثیر گذاشت.
‫تا آخر زندگیش

00:09:30.069 --> 00:09:32.289
‫باستر در آوریل سال 1919 برگشت،

00:09:32.313 --> 00:09:34.532
‫تا به کارش با آرباکل ادامه بده،

00:09:34.615 --> 00:09:37.160
‫کسی که ازش چیزهای زیادی
‫درباره کارگردانی یاد گرفته بود

00:09:37.285 --> 00:09:39.371
‫چون آرباکل تموم کارهاش
رو کارگردانی میکرد

00:09:39.395 --> 00:09:41.122
‫و از کمک به دوست
جدیدش لذت میبرد

00:09:41.205 --> 00:09:42.415
‫[ فرنچ استوارت، بازیگر ]

00:09:42.498 --> 00:09:45.752
‫اون به باستر کیتون یاد داد
‫چطوری فیلم بسازه

00:09:45.835 --> 00:09:48.317
‫باستر کیتون قطعات
دوربین رو از هم جدا ‫میکرد،

00:09:48.341 --> 00:09:49.714
و بعد دوباره سر هم میکرد

00:09:49.797 --> 00:09:51.437
‫فقط برای اینکه ببینه
چطوری کار میکنه

00:09:51.461 --> 00:09:52.967
‫و نزدیک بود که
آرباکل بزنه بکشتش

00:09:54.552 --> 00:09:58.723
‫دوباره پای سرنوشت به فیلم باز
‫شد، در دسامبر سال 1919...

00:09:59.015 --> 00:10:02.060
‫[ گردآوری،‌ 1920 ]

00:10:02.310 --> 00:10:04.312
‫[ ازدواج دیوانه‌وار، 1921 ]

00:10:04.604 --> 00:10:05.644
‫یادمه که اون روزها،

00:10:05.668 --> 00:10:08.024
یه فیلم ‫برای مدت
طولانی‌ای توی چشم‌ها میموند

00:10:08.107 --> 00:10:10.026
‫فیلم‌های مثل فیلم‌های آرباکل
‫یا فیلم‌های چاپلین...

00:10:10.151 --> 00:10:12.653
‫هم معروف بودن، هم سودآور بودن

00:10:12.820 --> 00:10:15.323
‫مردم حاضر بودن هرکاری بکنن
‫که این فیلم‌ها رو ببینن

00:10:15.406 --> 00:10:17.658
‫بعضی اوقات اونا شاکله‌ی
‫اصلی نمایش رو تشکیل میدادن

00:10:18.368 --> 00:10:21.412
‫جو اسکنک به کیتون گفت که...

00:10:21.621 --> 00:10:23.423
‫بیاد دوتا فیلم کمدی
رو کارگردانی کنه،

00:10:23.447 --> 00:10:25.249
و قرار ‫بود از طریق
شرکت مترو پخش بشه

00:10:25.750 --> 00:10:26.959
‫و توشون قرار بود که راسکو
‫آرباکل بازی کنه

00:10:27.085 --> 00:10:29.337
‫دوست عزیزم: برات یه عکس
‫از باستر کیتون میفرستم

00:10:29.462 --> 00:10:31.714
‫مرد ناراحتی که توی چندتا از فیلم‌های
‫من بازی کرد

00:10:31.839 --> 00:10:33.180
‫مردی که انتخاب کردم قراره که

00:10:33.204 --> 00:10:35.385
راه منو ‫در تولید فیلم‌های
کمدی کوتاه دنبال کنه

00:10:37.595 --> 00:10:41.099
‫کیتون شروع به کار در استودیوی
‫قدیمی چارلی چاپلین توی هالیوود کرد

00:10:41.224 --> 00:10:43.559
‫که حالا اسمش شده بود
‫استودیوی کیتون

00:10:43.976 --> 00:10:47.271
‫و این شد که، بین سالهای 1920 و 1923...

00:10:47.397 --> 00:10:50.066
‫باستر کیتون، هم کارگردانی،
‫هم بازیگری، و هم نویسندگیِ...

00:10:50.233 --> 00:10:53.486
‫19 تا فیلم کمدی کوتاه
‫و مشهور رو بدست گرفت

00:10:55.988 --> 00:10:58.032
‫[ کمدی‌های باستر کیتون ]

00:10:58.950 --> 00:11:01.035
‫اولین کمدی‌ای که خلق کرد،
‫اسمش "اشاره‌ی هشداردهنده" بود

00:11:01.202 --> 00:11:02.591
‫اسمی که به یه حرکت مسخره که

00:11:02.615 --> 00:11:05.206
برای ‫شناسایی اعضای باند
گنگ به کار میره، اشاره داره

00:11:05.498 --> 00:11:08.126
‫باستر کاملا از این فیلم
‫راضی نبود...

00:11:08.251 --> 00:11:10.253
‫و تا یک سال بعدش
‫منتشرش نکرد

00:11:13.297 --> 00:11:15.550
‫ولی قبل از اینکه برای ساختن
‫فیلم دیگه‌ای دست به کار بشه...

00:11:15.717 --> 00:11:18.511
‫داگلاس فیربنکس، ستاره‌ی اون
‫روزهای هالیوود...

00:11:18.761 --> 00:11:21.431
‫تونست مترو رو قانع کنه، و بذاره
‫که باستر...

00:11:21.556 --> 00:11:23.442
‫توی فیلم بلندی ایفای نقش کنه

00:11:23.466 --> 00:11:25.351
و نقش ‫اول فیلم "احمق" رو بگیره

00:11:27.228 --> 00:11:29.135
‫باستر عملکرد خوبی
توی این فیلم داشت،

00:11:29.159 --> 00:11:32.025
و تونست ‫به بنای هویتش به
عنوان یه شخص سنگدل، کمک کنه

00:11:32.150 --> 00:11:34.569
‫ولی الان که نگاهش می‌کنی، فیلم
‫خیلی سنتی به نظر میاد

00:11:35.403 --> 00:11:38.281
‫هیچ خلاقیت و چیز خاصی توی
‫پشت صحنه‌اش به کار نرفته

00:11:38.406 --> 00:11:40.366
‫ولی به شهرت و آبروی
‫باستر کیتون کمک کرد

00:11:41.659 --> 00:11:45.621
‫بلافاصله بعدش اون یه فیلم دیگه
‫به نام "یک هفته" رو درست کرد

00:11:45.747 --> 00:11:50.626
‫که اولین فیلمی بود که توسط باستر
‫کیتون پروداکشنز پخش شد

00:12:01.929 --> 00:12:05.808
‫توی داستان فیلم، باستر و همسر جدیدش...
‫یه خونه‌ی آماده رو...

00:12:06.434 --> 00:12:07.477
‫بعنوان کادوی عروسی، هدیه میگیرن

00:12:10.313 --> 00:12:13.441
‫ولی رقیب حسود باستر، ارقام
‫روی جعبه‌ها رو عوض میکنه...

00:12:13.775 --> 00:12:15.818
‫و باعث میشه که فاجعه به بار بیاد

00:12:16.361 --> 00:12:19.280
‫" یک هفته". توی زندگیم،
‫هیچ فیلمی بهتر از "یک هفته" ندیدم

00:12:35.129 --> 00:12:38.049
‫یه نقل قول معروف از والتر
‫کر هست که میگه...

00:12:39.342 --> 00:12:41.594
‫دیدن فیلم "یک هفته"...

00:12:42.178 --> 00:12:44.222
‫موهبت خاصیه چون چنین چیزی
‫دیگه نصیبتون نمیشه

00:12:45.056 --> 00:12:47.392
‫مثل دیدن یه باغ موقع
‫شکوفه و گل دادن میمونه

00:12:57.735 --> 00:12:58.653
‫من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

00:12:58.736 --> 00:13:01.948
‫[ ریچارد لوئیس، کمدین،
‫دوست النور کیتون ]

00:13:04.409 --> 00:13:07.870
‫گفتم: این بار اولیه که یه نفر
‫سعی کرده همچین کاری کنه

00:13:15.586 --> 00:13:17.964
‫اون حرکتی که روی قطار
‫زدن هم عالی بود

00:14:08.014 --> 00:14:08.848
‫کیتون گفت،

00:14:08.973 --> 00:14:10.901
‫من همیشه میخواستم
که بیننده‌ها ‫حدس بزنن که

00:14:10.925 --> 00:14:12.852
من میخوام چی کار کنم
تا من بهشون نارو بزنم

00:14:13.895 --> 00:14:16.498
‫این فیلم کمدی نقدهای
خیلی خوبی ‫دریافت کرد

00:14:16.522 --> 00:14:18.066
و برنده‌ی جوایز زیادی شد

00:14:18.399 --> 00:14:21.110
‫باستر کیتون و شرکتش در حال حرکت
‫در مسیر موفقیت بودن

00:14:21.194 --> 00:14:22.487
‫[ استودیوی باستر کیتون ]

00:14:25.990 --> 00:14:28.062
‫سه تا فیلم کوتاه دیگه
در ادامه‌اش ‫ساخته شد

00:14:28.086 --> 00:14:29.827
در سال 1920، فیلم
"زندانی شماره 13"،

00:14:36.959 --> 00:14:39.321
‫اگه یه چیزی بود که
باستر کیتون دوست ‫داشت،

00:14:39.345 --> 00:14:41.255
اونم ابداعات
مکانیکی توی فیلم بود

00:14:41.422 --> 00:14:42.995
‫که به وضوح توی
صحنه‌ها دیده میشد

00:14:43.019 --> 00:14:44.592
‫این قسمت از فیلم
مترسک رو ببینید

00:15:32.765 --> 00:15:36.060
‫[ کارل راینر، بازیگر،
‫کارگردان، فیلمنامه‌نویس ]

00:15:36.310 --> 00:15:40.732
‫یه ذهن فعال و خلاق داشت که باعث
‫میشد مردم از دستش بخندن

00:15:40.940 --> 00:15:43.776
‫توی حیاط پشتی خونه‌اش،
‫قطارهای کوچیکی درست کرده بود...

00:15:43.901 --> 00:15:45.862
‫قطارهایی که به این سمت
‫و اون سمت میرفتن...

00:15:45.945 --> 00:15:47.739
‫یه میز پیکنیک گذاشته بود اون گوشه...

00:15:47.905 --> 00:15:52.618
‫و توی آشپزخونه سوسیس درست
‫میکرد، و میذاشتشون روی قطار...

00:15:52.827 --> 00:15:54.454
‫و قطار صداکنان راه میافتاد
‫و میرفت

00:15:55.204 --> 00:15:56.748
‫اینجور آدمی بود

00:15:57.248 --> 00:16:00.168
‫و سومین فیلم کوتاه سال 1920. "همسایه‌ها"

00:16:00.418 --> 00:16:03.588
‫[ بیل هایدر، کمدین، بازیگر، فیلمنامه‌نویس ]

00:16:05.048 --> 00:16:06.507
‫سر باستر توی زمین گیر کرده

00:16:08.634 --> 00:16:10.720
‫و پدرش سعی میکنه بیرون بکشتش

00:16:10.845 --> 00:16:12.680
‫[ جو کیتون ]

00:16:15.683 --> 00:16:18.186
‫[ من یه راه بهتر میدونم که
‫گردنش هم نشکنی ]

00:16:18.853 --> 00:16:21.981
‫[ اون پسر منه، و اگه بخوام
‫گردنشو هم میشکنم ]

00:16:23.274 --> 00:16:26.486
‫تماشای اونا باحاله، چون یه پسریه
‫که سر به سر پدرش میذاره

00:16:26.778 --> 00:16:28.112
‫خیلی شیرینه

00:16:29.155 --> 00:16:31.282
‫که میبینی همه‌ش سر به
‫سر همدیگه میذارن و همو اذیت میکنن

00:16:35.395 --> 00:16:37.328
The following
year, that's 1921,

00:16:37.430 --> 00:16:39.397
Buster marries for
the first time.

00:16:39.499 --> 00:16:41.918
‫اون و بازیگر، ناتالی تلمج
‫باهم ازدواج کردن

00:16:42.044 --> 00:16:44.046
‫محل ازدواج، عمارت جو اسکنک
‫در لانگ آیلند بود

00:16:44.338 --> 00:16:47.841
‫اسکنک با خواهر ناتالی ازدواج
‫کرد، بازیگر معروف، نورما تلمج

00:16:47.925 --> 00:16:49.885
‫به همین خاطر باستر و اسکنک
‫باجناق همدیگه شدن

00:16:51.053 --> 00:16:55.098
‫توی همون سال، کیتون 6 تا
‫فیلم کمدی کوتاه منتشر کرد

00:16:56.600 --> 00:16:57.976
‫'خانه‌ی جن‌زده"

00:17:06.693 --> 00:17:07.861
‫"بدشانس"

00:17:07.945 --> 00:17:10.113
‫[ از کارش اخراج شده، شرکت اونو
‫بیرون کرده، شانس ازش رو برگردونده ]

00:17:11.949 --> 00:17:13.659
‫[ حالا فقط یه کار میشه کرد ]

00:17:19.790 --> 00:17:21.917
‫و اون فیلمی که قبلتر
‫بهش اشاره کردیم، "اشاره‌ی هشداردهنده"

00:17:25.671 --> 00:17:26.505
‫"بز"

00:17:26.630 --> 00:17:28.924
‫[ تحت تعقیب برای قتل،
‫جایزه‌ی 5000 دلاری ]

00:17:31.843 --> 00:17:34.513
‫"تئاتر"، تجربه‌ی کمدی باستر...

00:17:34.638 --> 00:17:37.766
‫که همه‌ی نقش‌ها رو
‫توی رویا مجسم میکنه

00:17:56.910 --> 00:18:01.373
‫و نهایتا فیلم کلاسیک عالیش، "قایق"

00:18:01.915 --> 00:18:04.042
‫که بخش طعنه‌آمیز ماجرا که اجراش
‫هم خیلی سخت بود...

00:18:04.167 --> 00:18:06.586
‫جایی بود که قایق بلافاصله بعد
‫از راه افتادنش غرق میشد

00:18:06.962 --> 00:18:08.380
‫ولی فیلمبرداریش سخت بود
‫چون قایق غرق نمیشد

00:18:09.756 --> 00:18:11.842
‫و باستر با خودش فکر کرد که تنها
‫راه خنده‌دار کردن این صحنه اینه که...

00:18:12.092 --> 00:18:15.679
‫باستر و تیمش یه سیستم
‫قرقره‌ی پیچیده بسازن...

00:18:15.762 --> 00:18:17.598
‫تا قایق رو بکشن زیر آب

00:18:18.307 --> 00:18:19.286
‫در این مقطع،

00:18:19.310 --> 00:18:22.269
"بی‌حس" لقب ‫باستر کیتون بود
و همه به این اسم می‌شناختنش

00:18:22.352 --> 00:18:24.938
‫این اسم مثل کلاهی که به
‫سرش میذاشت معروف شده بود

00:18:25.397 --> 00:18:27.274
‫آخرین چیزی که توی آب
‫غرق شد

00:18:28.358 --> 00:18:31.987
‫اگه بتونم نشونتون بدم، این یه
‫هدیه از طرف النور کیتون ـه

00:18:32.571 --> 00:18:37.159
‫و اون دقیقا بهم یه کلاه مثل
‫خودِ کلاه باستر بهم داد

00:18:40.621 --> 00:18:43.143
‫سرم از قبل اینکه فیلمبرداری
رو شروع ‫کنیم درد می‌کرد

00:18:43.167 --> 00:18:44.207
یه ساندویچ فاسد خوردم

00:18:45.167 --> 00:18:47.085
‫اسم خودِ قایق، دامفاینو بود

00:18:47.711 --> 00:18:52.341
‫اسمی که توسط اتحادیه‌ی بین‌المللی
‫باستر کیتون انتخاب شده بود

00:18:52.466 --> 00:18:53.592
‫دامفاینوها

00:18:54.843 --> 00:18:58.263
‫نکته‌ی طعنه‌آمیز فیلم وقتی که باستر
‫درخواست کمک می‌کنه...

00:18:58.388 --> 00:19:00.182
‫و ازش اسم قایق رو می‌پرسن

00:19:03.226 --> 00:19:04.478
‫[ دامفاینو ]

00:19:07.356 --> 00:19:08.774
‫[ منم نمیدونم ]

00:19:12.277 --> 00:19:16.031
‫خودِ قایق هم یه ابداع
‫مکانیکی دیگه توسط باستر کیتون ـه

00:19:16.949 --> 00:19:19.034
‫این ابداع اونقدرا کامل و بی‌عیب نیست

00:19:23.455 --> 00:19:28.335
‫اون به دنیا اومده بود که کمدین
‫فیلم‌های کوتاه بشه

00:19:28.543 --> 00:19:30.183
‫با اینکه صورتش انگار بی‌حس بود،

00:19:30.207 --> 00:19:31.588
‫ولی کلی حس توش جمع شده بود

00:19:31.713 --> 00:19:34.466
‫باستر چشم‌های بزرگی داشت

00:19:35.968 --> 00:19:37.010
‫و همینطور پاهای زیبایی

00:19:37.636 --> 00:19:38.800
‫صورت تهی‌ای داشت که

00:19:38.824 --> 00:19:41.223
می‌تونستی ‫هر احساسی
رو توش به وجود بیاری

00:19:41.306 --> 00:19:42.599
‫چهره‌ی یه سنگ‌دل و بی‌حس

00:19:44.268 --> 00:19:48.146
‫بهش می‌گفتن بی‌حس.
‫ولی اسم مناسبی نبود

00:19:48.438 --> 00:19:50.899
‫اتفاقا باستر توی صورتش می‌تونست
‫احساسات زیادی رو جلوه بده

00:19:51.024 --> 00:19:53.360
‫چشم‌های اکثر اوقات
احساسات رو ‫بروز می‌دادن

00:19:53.384 --> 00:19:54.653
اون هیچوقت لبخند نمی‌زد

00:19:54.778 --> 00:19:58.282
‫اون چهره‌اش مثل پانتومیم‌کارها
‫بود. مثل ژان لوئیس برو...

00:19:59.366 --> 00:20:02.911
‫[ مل بروکس، بازیگر، کارگردان،
‫فیلمنامه‌نویس ]

00:20:03.036 --> 00:20:04.329
‫باستر چهره‌ای داشت که...

00:20:04.538 --> 00:20:05.956
‫من تحت تاثیر قرار گرفتم

00:20:06.039 --> 00:20:09.334
‫این مرد می‌تونست کارهای زیادی
‫بدون یه کلمه حرف زدن بکنه

00:20:09.418 --> 00:20:10.782
‫و بدون اینکه حتی
صورتشو تکون بده

00:20:10.806 --> 00:20:12.504
‫و تو می‌فهمیدی دقیقا
داستان از چه قراره

00:20:12.879 --> 00:20:14.131
‫همه چیز توی چشم‌هاش بود...

00:20:15.048 --> 00:20:15.966
‫نه صورتش

00:20:16.425 --> 00:20:19.011
‫[ سیبیل شفرد، بازیگر، تهیه‌کننده ]

00:20:19.845 --> 00:20:22.014
‫... که یه چیزیو بفروشی.
‫نیازی نیست واسش تلاش کنی

00:20:22.723 --> 00:20:24.057
‫کافیه که طبیعی رفتار کنی...

00:20:24.349 --> 00:20:27.561
‫باستر کیتون همیشه تراژدی داشت

00:20:27.936 --> 00:20:29.896
‫[ ورنر هرزوگ، کارگردان، فیلمنامه‌نویس،
‫تهیه کننده ]

00:20:30.397 --> 00:20:34.568
‫[ جان واتز، کارگردان، فیلمنامه‌نویس،
‫تهیه کننده ]

00:20:35.110 --> 00:20:37.891
‫اون می‌تونست با صورتش
احساسات زیادی رو ‫بروز بده

00:20:37.915 --> 00:20:39.823
و کلیشه‌های اون زمان رو نشون بده

00:20:40.365 --> 00:20:42.284
‫وقتی می‌بینیش، کم کم شروع
‫به ناپدید شدن میکنه

00:20:42.909 --> 00:20:44.036
‫خیلی راحت این کارو می‌کرد

00:20:47.164 --> 00:20:49.333
‫[ وقتی داری اینو میگی، بخند ]

00:20:50.334 --> 00:20:52.461
‫این چهره‌ی یه آدم بی‌حس بود

00:20:55.297 --> 00:20:57.132
‫مجبور نیستی بخندی

00:20:59.843 --> 00:21:01.845
‫فقط باعث خنده‌ام میشد

00:21:02.387 --> 00:21:06.975
‫من به تازگی فیلم اسپایدرمن رو ساختم،
‫و به طرز واضحی...

00:21:07.267 --> 00:21:11.146
‫توی اسپایدرمن، از باستر کیتون الهام
‫گرفتم. درسته که اسپایدرمن...

00:21:12.147 --> 00:21:12.981
‫چشم‌هاش یه کم جابجا میشه،
‫ولی چهره‌ی بی‌حس و سنگدلی داره

00:21:14.691 --> 00:21:19.071
‫من یه شخصیتی ساختم که هیچ حسی
‫درونش نداره، ولی...

00:21:19.738 --> 00:21:21.698
‫شخصیت بزرگی داره...

00:21:21.782 --> 00:21:25.452
‫و همینطور شوخ‌طبعی بالایی داره... بنابراین...

00:21:25.911 --> 00:21:28.664
‫برای دستیابی به این قضیه،
‫رفتم و فیلم‌های کیتون رو دیدم...

00:21:28.747 --> 00:21:31.875
‫و بعنوان پایه ازشون برای لحظات
‫زیادی از فیلم اسپایدرمن استفاده کردم

00:21:34.711 --> 00:21:38.882
‫در مجموع 7 فیلم کمدی کوتاه در سال
‫1922 توسط کیتون منتشر شد

00:21:39.716 --> 00:21:40.634
‫"سفیدپوست"

00:21:53.605 --> 00:21:55.148
‫"فامیل‌های زنم"

00:22:01.822 --> 00:22:04.074
‫[ اون یه هفته هم توی
‫این خونواده دووم نمیاره ]

00:22:06.994 --> 00:22:07.911
‫"آهنگر"

00:22:17.796 --> 00:22:18.797
‫"خیالپردازی"

00:22:20.257 --> 00:22:23.635
‫[ عزیزم، من توی بخش مالی کار می‌کنم
‫و پول زیادی میتونم به جیب بزنم ]

00:22:34.605 --> 00:22:35.731
‫"خانه‌ی برقی"

00:22:37.899 --> 00:22:40.277
‫[ پلکان ]

00:22:51.955 --> 00:22:54.416
‫و شاید هم یکی از کوتاه‌ترین‌ها
‫و به یادموندنی‌ترین فیلم‌هاش...

00:22:54.708 --> 00:22:56.168
‫"پلیس‌ها"

00:22:56.418 --> 00:23:00.589
‫[ نیک کرول، بازیگر، کمدین،
‫تهیه کننده ]

00:23:01.006 --> 00:23:05.761
‫اون می‌تونست توی سناریوهای
‫خیلی قوی کمدی ظاهر بشه...

00:23:06.178 --> 00:23:07.804
‫ولی خیلی جدی نقش بازی کنه

00:23:17.105 --> 00:23:18.618
‫این جنبه‌ی باحال کمدی ـه،

00:23:18.642 --> 00:23:21.151
‫که نه تنها بخش شوخ
طبعی رو بزرگ جلوه میده،

00:23:21.276 --> 00:23:23.695
‫بلکه اهمیت صحنه‌هایی که
‫بازی کرده رو هم زیادتر میکنه

00:23:28.825 --> 00:23:31.995
‫اون صحنه‌ی توی فیلم "پلیس‌ها" که
‫ماشین رو میگیره و پرواز میکنه...

00:23:32.079 --> 00:23:34.206
‫منظورم اینه که، باورنکردنیه

00:23:35.540 --> 00:23:36.792
‫با اینکه حتی نمیدونست
‫چطوری توجیهش کنه

00:23:36.917 --> 00:23:38.919
‫منم ازش پرسیدم که آیا فیلمبرداری
‫روی سرعت بیشتر بوده و گفت نه

00:23:39.836 --> 00:23:41.964
‫چطوری این کارو کرد؟
‫ابرانسانی بود

00:23:42.047 --> 00:23:44.132
‫هیچ حقه‌ای هم به کار نرفته
‫بود. پاک و تمیز

00:23:45.008 --> 00:23:47.302
‫هرکس دیگه‌ای بود، دستش
‫از جا کنده میشد

00:23:51.390 --> 00:23:53.892
‫[ اداره‌ی پلیس ناحیه‌ی پنجم ]

00:23:58.855 --> 00:24:02.484
‫... یکی از چیزایی که همیشه
‫اذیتم میکرد...

00:24:02.901 --> 00:24:06.113
‫[ کوئنتین تارانتینو، کارگردان،
‫تهیه کننده و فیلمنامه نویس ]

00:24:06.196 --> 00:24:09.283
‫چون واقعا از کمدی و کمدین‌ها
‫خوشم می‌اومد، این بود که...

00:24:09.616 --> 00:24:11.961
‫این حقیقت بود که
اونا مجبور بودن که

00:24:11.985 --> 00:24:15.205
خودشونو ‫ضعیفتر از باقی
مردها توی فیلم نشون بدن

00:24:15.289 --> 00:24:18.875
‫مجبور بودن اداهای بچگانه در بیارن،
‫مثل احمقا رفتار کنن...

00:24:19.001 --> 00:24:21.962
‫یا مجبور بودن بزدل خودشونو نشون
‫بدن، یا اینکه نشون بدن ترسیدن

00:24:22.087 --> 00:24:23.346
‫نکته‌ی مسخره ماجرا
اینجاست که باب هوپ،

00:24:23.534 --> 00:24:24.945
‫همچین چیزایی منو اذیت میکنه

00:24:24.969 --> 00:24:26.870
‫که چرا باید از بقیه
مردها پایینتر باشن

00:24:30.636 --> 00:24:33.556
‫چرا نمیتونن مرد واقعی باشن؟
‫مردونه باشن

00:24:33.723 --> 00:24:34.891
‫و باستر کیتون اینطوری بود

00:24:35.016 --> 00:24:37.018
‫و خودشو جلوی بقیه مردها
‫میذاشت، که ازش قدبلندتر بودن

00:24:37.143 --> 00:24:39.645
‫و به همین خاطر، همیشه یه کمبودی
‫توی قدش حس میشد

00:24:39.937 --> 00:24:42.273
‫اون واقعا یه قهرمان هیجان‌انگیز بود

00:24:44.817 --> 00:24:46.903
‫توی همون سال 1922،

00:24:46.986 --> 00:24:50.281
‫یه تقلیدی از ستاره‌ی معروف
‫وسترن، ویلیام اس. هارت کرد

00:24:50.364 --> 00:24:53.951
‫یه تقلید به نام "شمال یخ‌زده"
‫و هجوش، واقعا بی‌رحم بود

00:24:56.370 --> 00:24:58.553
‫هارت همیشه توی
فیلم‌هاش گریه می‌کرد، ‫برای

00:24:58.577 --> 00:25:00.708
همین هم باستر توی
این زمینه اغراق کرد

00:25:05.838 --> 00:25:09.008
‫باستر گفت "بیل هارت دوساله
‫که بعد از دیدن این فیلم...

00:25:09.133 --> 00:25:10.426
‫باهام حرف نزده"

00:25:12.178 --> 00:25:15.431
‫در همین حین، دوست باستر،
‫آرباکل...

00:25:15.556 --> 00:25:17.850
‫به جرم آدمکشی، پاش
‫به دادگاه کشیده شده بود...

00:25:18.100 --> 00:25:19.519
‫[ آرباکل را حکم اعدام تهدید می‌کند ]

00:25:23.314 --> 00:25:25.942
‫بعد از سه جلسه‌ی دادگاه،
‫راسکو تبرئه شد...

00:25:26.067 --> 00:25:26.827
‫ولی با اینحال،

00:25:26.851 --> 00:25:29.153
این رسوایی باعث شد ‫که
حرفه‌ی شغلیش به کل نابود بشه

00:25:29.362 --> 00:25:32.031
‫برای جلوگیری از هرگونه ارتباطی
‫با تراژدی آرباکل...

00:25:32.198 --> 00:25:34.292
‫اسکنک اسم شرکت
فیلمسازی کمیکی ‫رو

00:25:34.316 --> 00:25:36.410
به باستر کیتون
پروداکشنز تغییر داد

00:25:43.668 --> 00:25:46.838
‫دوتا فیلم آخرش که توی
‫سال 1923 منتشر شد...

00:25:47.129 --> 00:25:48.256
‫"بالوناتیک"

00:25:54.679 --> 00:25:57.056
‫و آخرین فیلمش "آشیونه‌ی عشق"

00:26:17.326 --> 00:26:20.746
‫به نحوی میشه گفت که باستر
‫کیتون شاکله‌ی فیلم‌هاست

00:26:20.913 --> 00:26:24.125
‫اون یکی از مبدعین سینماست

00:26:26.669 --> 00:26:29.306
‫این کتابیه به نام "باستر
کیتون در یادها ‫می‌ماند"

00:26:29.330 --> 00:26:30.590
این کتاب همیشه رو میزمه

00:26:30.882 --> 00:26:35.511
‫چون اون پدر صنعت من بود.
‫هنر من، شغل من

00:26:35.636 --> 00:26:38.389
‫اونطوری که اون فیلم میساخت
‫هنوزم پابرجا مونده

00:26:38.764 --> 00:26:40.558
‫و ما هم هنوز اساساً اونطوری
‫فیلم میسازیم

00:26:40.808 --> 00:26:42.101
‫اونا این فرم هنری رو خلق کردن

00:26:43.019 --> 00:26:44.353
‫اون کارگردان بزرگی بود

00:26:44.520 --> 00:26:46.939
‫خودشو تو موقعیت‌های
‫غیرممکنی قرار میداد

00:26:47.190 --> 00:26:50.943
‫شکی نیست که هر بازی‌ای،
‫یه افولی داره

00:26:52.612 --> 00:26:55.239
‫سینما بحث مهمی برای کیتون بود

00:26:55.406 --> 00:26:57.116
‫دوربین به زمین میخ نشده بود

00:26:57.241 --> 00:26:58.659
‫یا اینکه مثلا بیاد دوربین
‫رو به یه ماشین در حال حرکت میخ کنه

00:26:58.784 --> 00:27:02.371
‫ولی جوک‌هاش اصلِ کار بود.
‫بخاطر اینکه...

00:27:17.970 --> 00:27:19.955
و معلوم شد میشه
...اینم یه فیلم باشه

00:27:20.005 --> 00:27:24.844
‫و من همیشه یه جایی تو فیلم‌هام
‫اشاره می‌کنم که ما فیلم میسازیم

00:27:25.761 --> 00:27:27.847
‫درست وقتی داشتم اون
‫فیلم فضایی رو میساختم

00:27:33.760 --> 00:27:34.802
‫اون این کارو کرد

00:27:35.754 --> 00:27:39.508
‫باستر همیشه با من بوده.
‫و همیشه با من خواهد بود

00:27:39.841 --> 00:27:42.802
‫بدلکاری‌های ما همیشه واقعیه.
‫هیچ دغلی توی کار نیست

00:27:42.886 --> 00:27:45.222
‫کسی که بدلکاری‌ها رو
‫انجام میده، واقعا این کارا رو میکنه

00:27:45.347 --> 00:27:49.893
‫و درباره‌شون حس داره.
‫و منم درباره‌شون حس قوی‌ای دارم

00:27:50.018 --> 00:27:51.937
‫تا تونستم ازش حرکات
‫مختلفش رو تقلید کردم

00:27:52.437 --> 00:27:54.666
‫باستر گفت که وقتی
داری سقوط ‫می‌کنی،

00:27:54.690 --> 00:27:56.358
با دستات به زمین برخورد کن

00:27:56.483 --> 00:28:00.028
‫چون یه کم از شدت
‫برخورد کم میکنن!

00:28:00.278 --> 00:28:04.032
‫تاثیری که روی من گذاشت،
‫این بود که میدونست...

00:28:04.115 --> 00:28:07.118
‫چطوری این بدلکاری‌های
‫دیوانه‌وار رو انجام بده

00:28:07.244 --> 00:28:10.413
‫و با بدنش این حرکات
‫دیوانه‌وار رو بکنه

00:28:10.664 --> 00:28:14.251
‫ولی در عین حال، هیچوقت توی عملکردش
‫دچار اغراق نمیشد

00:28:14.543 --> 00:28:17.295
‫کنترل زیادی روی بدنش داشت.
‫چالاکی بالایی داشت

00:28:17.879 --> 00:28:19.339
‫مثل یه رقاص باله بود

00:28:19.631 --> 00:28:21.550
‫کنترل بدنش فوق‌العاده بود

00:28:25.387 --> 00:28:26.805
‫واقعا بدلکاری‌ها و حرکات
‫عالی‌ای میزد

00:28:27.013 --> 00:28:29.391
‫به نظرم حرکاتش رو هیچکس
‫جرئت نمیکرد انجام بده

00:28:31.476 --> 00:28:34.145
‫یا اینکه خیلی نترس بود.
‫یا اینکه دیوونه بود

00:28:34.646 --> 00:28:36.444
‫اون واقعا کاری که دارین
تماشا می‌کنین ‫رو میکنه،

00:28:36.468 --> 00:28:38.191
و توی تقریبا تمام فیلم‌هاش
این قضیه صدق میکنه

00:28:38.900 --> 00:28:40.610
‫[ لئونارد ملتین، منتقد
‫فیلم، تاریخ‌دان ]

00:28:41.528 --> 00:28:44.906
‫و به چشم من، بهترین جلوه‌ی ویژه
‫توی این فیلم‌ها، خودِ باستر ـه

00:28:50.745 --> 00:28:52.664
‫توی همون سال 1923،

00:28:52.914 --> 00:28:55.959
‫آرزوی دیرینه‌ی باستر بالاخره
‫به حقیقت پیوست

00:28:56.126 --> 00:28:58.295
‫و شروع به ساختن فیلم‌های خودش کرد

00:29:01.631 --> 00:29:05.302
‫توی همون دوره‌ی 12 ماهه‌ی
‫شلوغ، دوتاشو تموم کرد

00:29:06.344 --> 00:29:10.015
‫توی پنج سال بعدی، کیتر کارگردانی،
‫نویسندگی، و بازیگریِ...

00:29:10.098 --> 00:29:12.434
‫هشت فیلم طولانیِ کمدی
‫دیگه رو برعهده گرفت...

00:29:12.642 --> 00:29:15.562
‫و این ده فیلم تبدیل به بهترین
‫کارهای دوران حرفه‌ایش شدن

00:29:15.687 --> 00:29:18.648
‫شکی نیست که فیلم‌هایی
‫که اون توی دهه‌ی 1920 ساخت...

00:29:18.815 --> 00:29:23.445
‫شاهکار بودن. حالا بعدا
‫راجع به این قضیه صحبت میکنیم

00:29:25.989 --> 00:29:26.948
‫[ تصمیمات سال جدید 1929 ]

00:29:27.032 --> 00:29:28.909
‫به دنبال این رکوردهای فوق‌العاده...

00:29:29.034 --> 00:29:30.275
‫باستر مرتکب چیزی شد که

00:29:30.299 --> 00:29:32.412
خودش ‫بهش میگه
"بزرگترین اشتباه زندگیش"

00:29:33.121 --> 00:29:35.373
‫جو اسکنک باستر رو متقاعد کرد
‫که قراردادی رو...

00:29:35.457 --> 00:29:37.792
‫با برادر جو، نیک اسکنک،
‫تیو شرکت ام‌جی‌ام امضا کنه

00:29:37.918 --> 00:29:40.103
‫شرکتی که اون زمان بزرگترین
استودیو ‫توی هالیوود بود،

00:29:40.127 --> 00:29:41.213
و احتمالا شناخته‌شده‌ترین

00:29:42.506 --> 00:29:44.267
‫هم چارلی چاپلین
و هم هارولد ‫لوید،

00:29:44.291 --> 00:29:46.051
...به باستر اکیداً توصیه کردن که

00:29:46.176 --> 00:29:47.844
‫استقلال خودشو از دست نده

00:29:47.928 --> 00:29:50.597
‫ولی متاسفانه، باستر به جو
‫اسکنک اعتماد کرد...

00:29:50.722 --> 00:29:53.475
‫اونا دوستای خوبی بودن.
‫اونا باجناق هم بودن

00:29:53.850 --> 00:29:56.937
‫ولی درواقع اسکنک یه قراردادی
‫رو با ام‌جی‌ام امضا کرد

00:29:57.103 --> 00:29:59.231
‫و بعدش طوفانی سهمگین
‫برای باستر به راه شد

00:30:00.190 --> 00:30:01.884
‫باستر مصرف الکلش بالا رفته ‫بود

00:30:01.908 --> 00:30:03.443
و این باعث فروپاشی ازدواجش شد

00:30:03.568 --> 00:30:06.655
‫و بعدش صدا وارد عرصه‌ی
‫سینما شد و سلطنت رو برای خودش کرد

00:30:06.988 --> 00:30:10.283
‫دوران فیلم‌های صامت تموم
‫شده بود و همونطور که چاپلین میگفت...

00:30:10.700 --> 00:30:12.659
‫"درست همون موقع که یاد
گرفتیم ‫روش درست کار چیه،

00:30:12.683 --> 00:30:13.328
همه چی تموم شد"

00:30:13.787 --> 00:30:17.075
‫درست قبل اینکه
اون بدلکاری رو بکنه،

00:30:17.099 --> 00:30:20.293
‫توی فیلم استیم‌بوت
...بیل جونیور

00:30:20.418 --> 00:30:22.045
‫اونا اومدن سراغش و بهش گفتن که...

00:30:22.170 --> 00:30:24.506
‫ببین، ام‌جی‌ام همین الان
‫حق و حقوقت رو مال خودش کرد

00:30:24.589 --> 00:30:26.341
‫و بعدش دچار مشکلاتی
‫با همسرش شد...

00:30:26.466 --> 00:30:30.303
‫و از دو طرف قبل اینکه اون بدلکاری
‫رو انجام بده، ضربه خورد

00:30:30.387 --> 00:30:32.430
‫که ممکن بود باعث کشتنش بشه

00:30:33.723 --> 00:30:34.933
‫ولی با اینحال این کارو انجام داد

00:30:41.022 --> 00:30:44.442
‫اگه یک یا دو سانتر اونورتر
‫می‌خورد یا نقصی توی کار می‌بود..,

00:30:44.526 --> 00:30:45.527
‫ممکن بود باستر کشته بشه

00:30:45.610 --> 00:30:50.198
‫اینقدر دپرس و افسرده بود
‫که براش مهم نبود

00:30:51.241 --> 00:30:52.439
‫و این بدلکاری،

00:30:52.463 --> 00:30:56.079
احتمالا بدلکاری‌ای هستش ‫که
بیشتر از بقیه توی تاریخ استفاده

00:31:07.900 --> 00:31:11.069
‫توی فیلم کله‌خر 2 هم
‫ازش استفاده کردیم

00:31:11.904 --> 00:31:14.656
‫مردی که بدلکاری‌ رو آماده کرده بود،
‫گفت: "ببینید، وقتی اونجا وایسید...

00:31:14.907 --> 00:31:18.118
‫دیگه نباید تکون بخورید. یه دیوار
‫استیل 7 متری بالا سرتونه"

00:31:18.368 --> 00:31:19.578
‫و بعدش گفتن "اکشن"

00:31:20.704 --> 00:31:24.166
‫یه چند قدم رفتم جلو، و بعدش
‫یکی گفت "کات، کات، کات"

00:31:24.458 --> 00:31:26.418
‫از جام تکون خوردم...

00:31:29.171 --> 00:31:32.925
‫توی استیج سکوت حکم‌فرما بود... همه ساکت
‫بودن بجز دختر 9 ساله‌ام...

00:31:33.759 --> 00:31:36.512
‫که میگفت: "بابا، احمقی چیزی هستی؟
‫چی کار میکنی"؟

00:31:36.637 --> 00:31:38.931
‫و این باعث شد یکم جو آرومتر بشه

00:31:39.056 --> 00:31:41.016
‫ولی هرچی بود باحال بود.
‫احتمالا باحالتر از قبل

00:31:41.809 --> 00:31:44.728
‫توی همه‌ی فیلمهای کوتاه و
‫بلندش، به غیر از "ژنرال"،

00:31:44.853 --> 00:31:46.313
‫باستر هیچ دیالوگی رو نمیگفت

00:31:46.396 --> 00:31:48.357
‫اون و افرادش به شروعی تازه
‫و خوب فکر می‌کردن...

00:31:48.565 --> 00:31:50.442
‫و بعد پایانی راضی‌کننده
‫به داستان می‌دادن

00:31:50.567 --> 00:31:51.973
‫و یه جمله معروف داشت که میگفت:

00:31:51.997 --> 00:31:53.403
‫"وسط داستان هم
خودبخود درست میشه"

00:31:53.570 --> 00:31:55.114
‫آره

00:31:55.864 --> 00:31:57.032
‫شنیده بودم این جمله‌ش رو

00:31:57.199 --> 00:32:00.285
‫اگه هر اتفاقی توی
‫اون لحظه میافتاد...

00:32:00.786 --> 00:32:02.871
‫میگفت "یه فکری می‌کنیم
‫و درستش می‌کنیم"

00:32:02.996 --> 00:32:04.082
‫این باعث میشد که

00:32:04.106 --> 00:32:07.000
فضا برای ‫کارهای
فی‌البداهه و خودجوش باز باشه

00:32:07.084 --> 00:32:09.336
‫وقتی اوضاع اینجوری باشه،
‫روی داستان تاثیر میذاره

00:32:09.461 --> 00:32:10.407
‫و بجای اینکه توی
این مسیر حرکت کنی،

00:32:10.431 --> 00:32:11.213
‫توی اون یکی مسیر حرکت میکنی

00:32:11.338 --> 00:32:12.064
‫توی فیلم "سه عصر"،

00:32:12.088 --> 00:32:14.174
در حالی که ‫اون از یه ساختمون
...به ساختمون بعدی میرفت

00:32:14.425 --> 00:32:15.634
‫[ بن منکیویکز، شخصیت تلویزیونی،
‫تهیه کننده ]

00:32:15.717 --> 00:32:16.552
‫ولی اون موفق نمیشد...

00:32:17.678 --> 00:32:19.612
‫برای همین کارشو
به فیلم واگذار کرد،

00:32:19.636 --> 00:32:21.849
‫و آره، تبدیل شد به
یه سکانس فوق‌العاده

00:32:56.759 --> 00:32:59.470
‫توی ام‌جی‌ام، چنین چیزی
‫شدیداً غیرقابل قبول بود

00:33:01.847 --> 00:33:04.057
‫[ خب، بالاخره اومدی. بریم ]

00:33:05.100 --> 00:33:06.445
‫دیالوگ‌ها قسمت ضروری کار ‫بودن،

00:33:06.469 --> 00:33:07.686
همه چیز به دقت نوشته شده بود،

00:33:07.811 --> 00:33:09.141
‫درباره‌ش بحث میشد،
و بودجه‌بندی ‫شده بود

00:33:09.165 --> 00:33:10.397
و همچنین طبق ساعت
برنامه‌ریزی شده بود

00:33:10.689 --> 00:33:14.109
‫باستر همه‌ی قدرتش رو از دست داد.
‫آزادی عملش رو از دست داد

00:33:14.193 --> 00:33:16.210
‫اونا اونو انداختن توی
چرخ‌گوشت‌کنشون،

00:33:16.234 --> 00:33:18.197
‫که در واقع همون
سیستم تولیدشون بود

00:33:18.489 --> 00:33:19.594
‫کمدین‌هایی مثل باستر،

00:33:19.618 --> 00:33:21.992
به این عادت ‫داشتن که
وقت استراحت داشته باشن

00:33:22.117 --> 00:33:22.574
‫برن بیرون،

00:33:22.598 --> 00:33:23.994
توی فضای باز فیلمبرداری ‫کنن،
و بعد جلوی جمعیت اجراش کنن

00:33:24.453 --> 00:33:27.206
‫بعد دوباره فیلمبرداری کنن، به
‫ساختار فیلم فکر کنن...

00:33:27.456 --> 00:33:29.041
‫و همینطور مدام در حرکت
‫باشن...

00:33:29.124 --> 00:33:31.460
‫ولی ام‌جی‌ام اینطوری ساخته
‫نشده بود

00:33:32.920 --> 00:33:35.172
‫کیتون به این عادت داشت که
‫فیلم‌هایی بسازه که معمولا...

00:33:35.506 --> 00:33:39.259
‫دو یا سه برابر فیلم‌های
‫عادی خرج برمیداره

00:33:39.593 --> 00:33:41.864
‫مثلا فیلم استیم‌بوت بیل جونیور،

00:33:41.888 --> 00:33:44.515
بعنوان ‫مثال 500
هزار دلار خرج برداشت

00:33:44.765 --> 00:33:47.142
‫همون سال، یکی از فیلمای
‫لان چینی...

00:33:47.267 --> 00:33:50.604
‫که چینی هم خیلی توش معروف بود،
‫175 هزار دلار خرج برداشت

00:33:52.356 --> 00:33:54.483
‫بلافاصله بعد از اولین
فیلمی که باستر ‫برای ام‌جی‌ام،

00:33:54.507 --> 00:33:55.317
به نام "فیلمبردار"،

00:33:55.442 --> 00:33:57.027
‫میشد فرق رو تشخیص داد

00:33:57.152 --> 00:33:58.851
‫حتی کلاهش هم عوض شده بود

00:33:58.875 --> 00:34:01.532
‫و یه کلاه جدیدتر
براش انتخاب کرده بودن

00:34:03.075 --> 00:34:05.031
‫لحظات خوبی توی فیلم وجود داشت،

00:34:05.055 --> 00:34:07.329
‫ولی زمانبندی و
ساختار کلیش ضعیف بود

00:34:29.167 --> 00:34:31.301
His last silent film which
he neither conceived nor

00:34:31.403 --> 00:34:35.338
directed "Spite Marriage" has
only one memorable sequence

00:34:35.440 --> 00:34:38.774
and the studio
wanted to cut it.

00:34:38.876 --> 00:34:42.245
Luckily they didn't succeed
and Keaton scores one final

00:34:42.347 --> 00:34:44.647
slapstick classic as
he tries to put his

00:34:44.749 --> 00:34:46.349
drunken wife to bed.

00:34:46.451 --> 00:34:48.651
It is a routine he would
repeat on stages throughout

00:34:48.753 --> 00:34:50.753
the rest of his career.

00:35:36.801 --> 00:35:42.905
باستر توی اولین ‫فیلم همراه
با دیالوگش نقش‌آفرینی کرد

00:35:42.607 --> 00:35:45.443
‫و بعدش همون سال، فیلم
‫"سربازهای پیاده" اومد،

00:35:55.687 --> 00:35:57.321
‫"آزاد و رها"

00:35:58.248 --> 00:35:59.124
‫آرایش بگیرید!

00:36:00.259 --> 00:36:02.553
‫برش دار، برش دار

00:36:02.720 --> 00:36:05.306
‫جفتشون خوب نبودن.
‫ولی جفتشون معروف شدن

00:36:10.644 --> 00:36:13.314
‫وقتی اولین بار در سال 1969
‫فیلم "آزاد و رها" رو دیدم،

00:36:13.439 --> 00:36:16.192
‫نوشتم و یادمه نقل قول کردم
‫که: "این فیلم حوصله‌سربر،

00:36:17.443 --> 00:36:20.362
‫فضای فیلم جوری طراحی شده بود
‫که ستاره رو نابود کنه...

00:36:20.487 --> 00:36:24.158
‫که واقعا همه چیز به هم ریخته بود.
‫که کیتون در حال غرق شدنه...

00:36:24.491 --> 00:36:25.326
‫پایان نقل قول

00:36:25.409 --> 00:36:27.453
‫طرف گفت من کمدین خیلی خوبی ام

00:36:27.620 --> 00:36:30.664
‫و یه قرارداد خوب باهام میبندن
‫و همه چی عالی پیش میره

00:36:30.789 --> 00:36:34.418
‫البته، که باستر نقشی توی کارگردانی
‫کار یا نویسندگی کار نداشت...

00:37:08.059 --> 00:37:11.837
‫یا سه فیلمی که توش جیمی
‫دورانت بازی میکرد

00:37:10.528 --> 00:37:13.030
‫اونا همه‌شون فیلم‌های
‫افتضاحی بودن

00:37:13.405 --> 00:37:15.292
‫و میشه دید که باستر از این وضع
‫خشنود نبود قیافه‌ش شبیه بدبختا بود

00:37:15.376 --> 00:37:17.369
‫اونا نمی‌فهمیدن که
این مرد یه نابغه‌ست

00:37:17.393 --> 00:37:18.963
‫و اینجوری نمیشه ازش کار گرفت

00:37:19.047 --> 00:37:22.550
‫و نمیشه گذاشتش توی یه رده
‫با جیمی دورانت. چه فیلم آشغالی بود

00:37:22.675 --> 00:37:23.509
‫این چیه؟

00:37:24.052 --> 00:37:26.512
‫[ چی؟ نوشیدنی نداریم؟ ]

00:37:29.347 --> 00:37:31.892
‫کانگورو، یکی از حیوونای بومی استرالیا

00:37:34.186 --> 00:37:35.020
‫چی شده؟

00:37:35.395 --> 00:37:37.439
‫خواهرم با یکی از اونا ازدواج کرد

00:37:39.149 --> 00:37:41.610
‫باستر مرد به شدت میانه‌رو
‫و معمولی‌ای بود

00:37:42.277 --> 00:37:43.403
‫زیاد حرف نمیزد

00:37:44.237 --> 00:37:45.697
‫برای اینکه از خودش
‫محافظت کنه...

00:37:45.822 --> 00:37:47.365
‫همه چی رو میریخت توی خودش

00:37:47.532 --> 00:37:50.285
‫خودش رو بابت تمام مشکلات
‫مقصر میدونست

00:37:50.702 --> 00:37:51.536
‫من بودم میگفتم،

00:37:52.037 --> 00:37:54.581
‫این عوضیا باهات خوب
‫رفتار نکردن

00:37:56.374 --> 00:37:57.626
‫ولی اونقدرا هم بد نبودن

00:37:58.502 --> 00:38:00.212
‫باهات بد رفتار کردن، نه...

00:38:01.213 --> 00:38:03.090
‫اون امیدشو از دست داد

00:38:04.132 --> 00:38:07.385
‫در سال 1932، همسر باستر،
‫ناتالی،‌ ازش طلاق گرفت

00:38:07.469 --> 00:38:09.221
‫و نهایتا اسم فامیلی بچه‌ها رو...

00:38:09.304 --> 00:38:12.015
‫از کیتون به تلمج تغییر داد

00:38:12.182 --> 00:38:13.771
‫که باعث شکسته‌شدن باستر شد

00:38:13.795 --> 00:38:15.727
‫اولین ازدواجش
پایان خیلی بدی داشت

00:38:15.852 --> 00:38:18.396
‫اون گفت "منم البته شوهر
‫ایده‌آلی نبودم"

00:38:18.563 --> 00:38:21.400
‫وقتی وارد رختکن میشی
‫چی کار میتونی بکنی؟

00:38:21.775 --> 00:38:24.945
‫وقتی میری اونجا و یه دختر
‫وایساده و منتظرته؟

00:38:25.654 --> 00:38:26.747
‫من گفتم، واقعا
این اتفاق افتاده؟

00:38:26.771 --> 00:38:27.864
‫و اون گفت، همه‌ش
این اتفاق میافتاد

00:38:30.283 --> 00:38:31.666
‫سال بعدش، سال 1933،

00:38:31.690 --> 00:38:34.329
‫کیتون دچار مشکلات
مصرف الکل بیشتری شد

00:38:34.704 --> 00:38:37.207
‫و بعد از اینکه چندبار به
‫مرکز ترک اعتیاد فرستاده شد...

00:38:37.624 --> 00:38:40.293
‫اونجا با یه دختر جوونی به
‫اسم می اسکریون آشنا شد

00:38:40.502 --> 00:38:42.129
‫که نهایتا باهاش ازدواج کرد

00:38:42.254 --> 00:38:45.257
‫لوئیز بی. میر، از شرکت ام‌جی‌ام،
‫از دست اعتیاد باستر خسته شد...

00:38:45.424 --> 00:38:46.550
‫و اخراجش کرد

00:38:46.675 --> 00:38:50.512
‫بدترین رفتاری بود که میشد با همچین
‫استعداد نابی انجام داد

00:38:51.221 --> 00:38:53.557
‫اونا برای چند سال نابودش کردن

00:38:53.765 --> 00:38:56.351
‫ابوت و کستلو، بدترین فیلم‌هاشونو
‫توی ام‌جی‌ام ساختن

00:38:56.560 --> 00:38:59.104
‫لورل و هاردی بدترین فیلماشونو
‫توی ام‌جی‌ام ساختن

00:38:59.229 --> 00:39:01.523
‫برادران مارکس، بعد از مرگ
‫اروین تلبرگ...

00:39:01.648 --> 00:39:03.942
‫بدترین فیلماشونو توی ام‌جی‌ام ساختن

00:39:04.151 --> 00:39:05.766
‫این استودیو

00:39:05.790 --> 00:39:10.657
جای مناسبی برای ساخت
‫کمدی‌های مضحک و خنده‌دار نبود

00:39:10.782 --> 00:39:13.160
‫شدت اعتیاد زیاد شد، و بعد
‫از سه سال...

00:39:13.368 --> 00:39:14.828
‫می از باستر طلاق گرفت

00:39:15.036 --> 00:39:15.984
‫این مورد،

00:39:16.008 --> 00:39:18.874
بعلاوه‌ی مشکلات مالی ‫دیگه،
نهایتاً طاقت باستر رو طاق کرد

00:39:19.249 --> 00:39:22.794
‫و اون دچار فروپاشی عصبی شد...

00:39:23.086 --> 00:39:24.337
‫و اومدن و با لباس دیوونه‌ها
‫راهی تیمارستانش کردن

00:39:25.172 --> 00:39:27.299
‫[ پرونده‌ی روانی باستر کیتون ]

00:39:27.924 --> 00:39:29.762
‫روزنامه‌های اون
زمان می‌نوشتن که

00:39:29.786 --> 00:39:31.970
‫ممکنه دیگه باستر
نتونه ایفای نقش کنه

00:39:33.472 --> 00:39:35.390
‫تا اون موقع، اون همه‌ی فیلم‌های
‫خفنش رو درست کرده بود

00:39:35.515 --> 00:39:36.892
‫و توی سراشیبی زندگیش قرار داشت

00:39:37.225 --> 00:39:40.145
‫وی توی دهه‌ی 1930 یه
‫فیلم توی فرانسه ساخت

00:39:40.228 --> 00:39:42.314
‫که هیچوقت توی آمریکا
‫اکران نشد

00:39:42.731 --> 00:39:43.899
‫وقتی با کشتی برگشت...

00:39:44.900 --> 00:39:48.111
‫[ بیل اروین، بازیگر، کمدین،
‫فیلمنامه نویس ]

00:39:48.278 --> 00:39:49.988
‫کمدین بزرگ وودویل،

00:39:50.072 --> 00:39:51.740
‫میدونین، همه‌ش تند
‫تند حرف میزد...

00:39:53.075 --> 00:39:54.785
‫مثل بارون مونکوزن...

00:39:55.035 --> 00:39:55.994
‫با لهجه...

00:39:56.244 --> 00:39:58.747
‫و کیتون خیلی توی این
‫چیزا مهارت داشت

00:39:59.623 --> 00:40:01.008
‫و اونا فیلم رو
جوری چیده بودن ‫که

00:40:01.032 --> 00:40:02.417
این دوتا باهم مکامله داشته باشن

00:40:02.542 --> 00:40:03.460
‫عمه‌ام سوفی...

00:40:04.127 --> 00:40:06.129
‫وسط اقیانوس، رفتی پایین
‫که عمه‌ات سوفی رو ببینی؟

00:40:06.213 --> 00:40:07.964
‫- آره
‫- چطوری رفتی پایین؟

00:40:08.048 --> 00:40:10.550
‫از قایق پیاده شدم، رفتم
‫پایین تا ببینمش

00:40:10.842 --> 00:40:13.386
‫چون کیتون می‌تونست با نقشش
‫ارتباط برقرار کنه...

00:40:13.512 --> 00:40:15.424
‫ولی از ته قلبش و با
عشق این ‫کارو نمی‌کرد

00:40:15.448 --> 00:40:16.306
خسته به نظر میرسید

00:40:16.431 --> 00:40:20.393
‫نمی‌تونست همزمان با بازیگر روبرو
‫قدم برداره...

00:40:21.853 --> 00:40:24.773
‫و دارم بهت میگم. اون یه دختری
‫بود که پیانو میزد

00:40:25.357 --> 00:40:28.443
‫میزد... و تعلیم میداد...

00:40:29.444 --> 00:40:30.737
‫چرا هیچی نمیگی؟

00:40:31.279 --> 00:40:32.656
‫و بینشون خشمی در جریان بود

00:40:33.031 --> 00:40:35.117
‫میدونی، یه بار یه ماهی دیدم
‫که داشت پیانو رو کوک میکرد

00:40:35.742 --> 00:40:36.993
‫میدونی چه ماهی‌ای بود؟

00:40:37.911 --> 00:40:39.621
‫نمیدونم

00:40:39.704 --> 00:40:42.541
‫و جک پرل، خرش رو گرفت...

00:40:45.836 --> 00:40:48.171
‫خیلی عجیب بود... کیتون با خودش میگفت...

00:40:48.338 --> 00:40:50.465
‫داره با خودش چی فکر میکنه؟
‫من چرا اینجام؟

00:40:50.590 --> 00:40:55.470
‫چرا دارم بعنوان دستیار
‫توی این فیلم کمدی کار میکنم؟

00:40:56.555 --> 00:40:59.141
‫بعد از یکسال تمام
‫که لب به الکل نزد،

00:40:59.224 --> 00:41:02.769
‫چیزی که به قول خودش آخرین
‫نوشیدنی‌اش بود رو سر کشید...

00:41:02.894 --> 00:41:05.355
‫و بعد از اون، خیلی به ندرت
‫دوباره سراغ الکل برگشت

00:41:05.605 --> 00:41:06.781
‫توی سالهای آخر عمرش،

00:41:06.805 --> 00:41:08.942
هر شب فقط ‫یه لیوان
...نوشیدنی می‌خورد

00:41:09.234 --> 00:41:11.528
‫فقط یه لیوان که اونم اثر
‫بدی روش نمیذاشت

00:41:11.695 --> 00:41:15.657
‫[ باستر کیتون، کمدین سالم و هوشیار،
‫به کار برگشت ]

00:41:17.284 --> 00:41:18.577
‫کمک!‌ کمک!

00:41:18.785 --> 00:41:20.407
‫از سال 1934 تا 1938،

00:41:20.431 --> 00:41:23.999
باستر توی ‫16 تا فیلم
کمدی کوتاه ایفای نقش کرد

00:41:24.082 --> 00:41:26.460
‫و این فیلم‌ها رو شرکتی به اسم
‫اجوکیشنال پیکچرز ساخت

00:41:26.626 --> 00:41:29.254
‫اون باز هم تاثیر زیادی روی ساختار
‫یا کارگردانی‌ِ کار نداشت

00:41:29.379 --> 00:41:31.506
‫اما یه سری لحظات کلیدی
‫توی کار دیده میشد

00:41:32.924 --> 00:41:34.050
‫[ فرد نابالغ، 1937 ]

00:41:40.682 --> 00:41:41.641
موقع دیگه باستر تونسته بود که

00:41:41.665 --> 00:41:43.185
‫به طور کامل به
مشکلات الکلش غلبه کنه

00:41:43.435 --> 00:41:45.353
‫ولی یکی از ستاره‌های
‫همبازیش گزارش داده که...

00:41:45.479 --> 00:41:49.316
‫بین صحنه‌ها، باستر می‌رفته
‫گوشه‌ی استیج و گریه میکرده

00:41:52.986 --> 00:41:56.239
‫در سال 1939، برای شرکت
‫کلمبیا پیکچرز...

00:41:56.364 --> 00:41:58.158
‫باستر استخدام شد که توی ده
‫تا فیلم کمدی کوتاه بازی کنه

00:41:58.408 --> 00:42:00.869
‫باز هم، هیچ کنترلی روی روند
‫فیلمها نداشت

00:42:03.038 --> 00:42:05.999
‫[ آفت از سمت غرب، 1939 ]

00:42:10.587 --> 00:42:13.715
‫ستاره‌ها قایم باشک بازی می‌کردن.
‫توی همچین شبی بود

00:42:17.301 --> 00:42:19.249
‫اونا همه یه تیکه‌هایی از
جادوی کیتون ‫رو داشتن،

00:42:28.646 --> 00:42:30.523
‫میخوای با من برقصی؟

00:42:31.733 --> 00:42:32.567
‫اگه بخوام چی؟

00:42:45.393 --> 00:42:48.730
‫به همه‌ی این فیلم‌ها با یه کلمه‌ی معروف
‫اشاره کرد: "متقلبین"

00:42:49.815 --> 00:42:51.321
‫از سال 1937 تا 1950،

00:42:51.345 --> 00:42:55.237
باستر بعنوان نویسنده‌ی ‫بخش
طنز توی ام‌جی‌ام کار میکرد

00:42:55.362 --> 00:42:57.447
‫وی توی بعضی از سکانس‌ها هم
‫نقش کارگردان رو داشت

00:42:57.614 --> 00:42:58.750
‫به رد اسکلتون کمک کرد که

00:42:58.774 --> 00:43:01.243
بعضی از فیلم‌های ‫کلاسیکش
...از دوران فیلم‌های صامت رو

00:43:01.535 --> 00:43:02.065
‫بازسازی کنه

00:43:02.089 --> 00:43:02.826
مثل فیلم "آمریکایی‌های
جنوبی" ‫که

00:43:02.850 --> 00:43:03.703
براساس فیلم "ژنرال"
در 1948 ساخته شد

00:43:04.579 --> 00:43:06.790
‫خب، من ترجیح میدادم
‫که شاید کار یه شهروند بوده باشه

00:43:08.625 --> 00:43:11.503
‫اون تیکه‌های طنز و جوک رو
‫به برادران مارکس و بقیه پیشنهاد میکرد

00:43:11.628 --> 00:43:12.838
‫باستر خیلی متواضع بود

00:43:13.046 --> 00:43:17.634
‫[ رد اسکلتون ]

00:43:17.759 --> 00:43:19.344
‫...میگفت به نظرم جالب میشه

00:43:19.719 --> 00:43:21.349
‫ولی بعدش میرفتم بیرون و
سعی ‫میکردم انجامش بدم،

00:43:21.373 --> 00:43:22.305
...ولی اون همیشه سعی میکرد

00:43:22.389 --> 00:43:24.808
‫که بقیه رو قانع کنه که
‫انگار ایده مال من بوده

00:43:25.142 --> 00:43:26.309
‫وقتی به کار جدیدش...

00:43:26.434 --> 00:43:29.771
‫توی ام‌جی‌ام مشغول شد، حقوقش
‫از هفته‌ای 3000 دلار...

00:43:29.896 --> 00:43:31.565
‫به هفته‌ای 100 دلار کاهش پیدا کرد

00:43:31.773 --> 00:43:34.234
‫این، تموم اون پولی بود که
‫واسه کار کردن براشون میگرفتی

00:43:35.277 --> 00:43:37.362
‫درحالی که اخیرا یکی از بزرگترین
‫ستاره‌های استودیو بودی

00:43:37.487 --> 00:43:38.132
‫و اون میگفت

00:43:38.156 --> 00:43:38.866
خب، من همچین آدمی ام

00:43:38.890 --> 00:43:40.115
‫ارزشم بیشتره، پس
بهم بیشتر پول میدن

00:43:40.740 --> 00:43:43.702
‫این رویکرد و نگرش خیلی منفی‌ایه

00:43:44.703 --> 00:43:46.913
‫[ کیتون با رقاص عروسی می‌کند ]

00:43:46.997 --> 00:43:50.375
‫در سال 1940، کیتون برای
‫آخرین بار ازدواج کرد

00:43:50.625 --> 00:43:53.086
‫و همسرش النو نوریس زیبا و دوست‌داشتنی بود

00:43:53.211 --> 00:43:56.339
‫وقتی النور یه رقاص بود، اونا
‫باهم آشنا شدن

00:43:56.798 --> 00:44:01.303
‫اون زن بسیار خونگرم
‫و عالی‌ای بود

00:44:01.511 --> 00:44:05.474
‫خیلی برای باستر توی میانسالی
‫و سالهای بعدش مهم بود

00:44:05.640 --> 00:44:07.684
‫اون جون باستر رو نجات داد

00:44:07.767 --> 00:44:12.272
‫و زندگی خیلی رک و رو راست
‫و بدون شیله پیله‌ای داشتن

00:44:12.814 --> 00:44:14.858
‫النور شخصیتی بود که همه
‫چی رو میگفت

00:44:15.525 --> 00:44:16.818
‫و همزمان،

00:44:17.402 --> 00:44:19.821
‫حاضر بود هرکاری بکنه

00:44:20.363 --> 00:44:22.199
‫تا اسم و رسم باستر
‫باقی بمونه

00:44:23.200 --> 00:44:25.285
‫میشه به النور هر از گاهی
‫نقش اون زنِ بی‌هوش...

00:44:25.410 --> 00:44:27.287
‫توی فیلم "ازدواج براساس
‫نفرت" رو داد

00:44:27.412 --> 00:44:29.164
‫وقتی که باستر همسر مستش
‫رو میبره توی تخت میخوابونه

00:44:29.498 --> 00:44:31.500
‫اونا همه جا باهم همراه بودن
‫و کمک به هم می‌کردن

00:44:31.583 --> 00:44:33.877
‫از جمله‌ توی برنامه تلویزیونی
‫مشهور اد سالیوان

00:44:34.503 --> 00:44:38.423
‫ازدواج موفقی بود که تا آخر
‫عمرش دووم آورد

00:44:38.507 --> 00:44:40.467
‫دراز بکش. این بهترین توصیه‌ایه
‫که میتونم بهت بکنم

00:44:47.933 --> 00:44:50.143
‫نورافکن میخوای؟ برای
‫اینکه توی فیلمبرداری بهتر بیفته

00:44:52.354 --> 00:44:55.315
‫بیا. این قشنگ عرق
‫روی پیشونیش رو نشون میده

00:44:58.568 --> 00:44:59.820
‫من باید هوشیار بشم

00:45:06.409 --> 00:45:07.638
‫در سال 1947،

00:45:07.662 --> 00:45:11.373
باستر برای یک فصل توی ‫سیرک
مادرانو توی پاریس ظاهر شد

00:45:11.748 --> 00:45:12.958
‫موفقیت بزرگی رو اونجا کسب کرد

00:45:13.041 --> 00:45:15.794
‫و طی سالهای بعدیش بارها برگشت

00:45:16.670 --> 00:45:20.257
‫دو سال بعد، در سال 1949،
‫وقتی 54 سالش بود...

00:45:20.549 --> 00:45:23.718
‫دوباره با یه نقش مکمل روبروی جودی
‫گارلند به شرکت ام‌جی‌ام برگشت

00:45:23.927 --> 00:45:26.596
‫توی فیلم موزیکال "روزهای
‫خوش گذشته در تابستان"

00:45:27.889 --> 00:45:30.600
‫حتی نویسندگی و کارگردانی یه
‫سکانس توی فیلم رو هم برعهده داشت

00:45:31.101 --> 00:45:32.727
‫[ نویسنده و کارگردان سکانس: باستر کیتون ]

00:45:33.478 --> 00:45:35.647
‫که هم جودی و هم ون جانسون
‫توش ایفای نقش می‌کردن

00:45:37.615 --> 00:45:41.786
‫- شرمنده خانم
‫- حواست باشه کجا میری

00:45:41.911 --> 00:45:43.079
‫اجازه بدین کلاهتونو درست کنم

00:45:43.746 --> 00:45:45.623
‫- نه ، درست نشد
‫- کلاهمو ول کن

00:45:46.082 --> 00:45:47.124
‫اینم چتر شما

00:45:47.583 --> 00:45:48.960
‫واقعا نمیدونم چی شد

00:45:49.085 --> 00:45:50.878
‫اینم کیفتون،‌ خانم

00:45:52.004 --> 00:45:54.048
‫خیلی شرمنده‌ام، خانم

00:45:54.423 --> 00:45:55.466
‫تو رو خدا ول کن!

00:45:58.886 --> 00:46:00.721
‫- ولم کن
‫- متاسفم

00:46:02.348 --> 00:46:03.849
‫- اینم کلاه شما
‫- مرسی

00:46:04.684 --> 00:46:06.602
‫- یه چیزی نیست
‫- پرنده‌ام کوش؟

00:46:06.686 --> 00:46:09.563
‫اینم پرنده‌تون خانم. شدیدا
‫متاسفم

00:46:09.897 --> 00:46:11.148
‫پرنده‌هه چی شده؟

00:46:12.775 --> 00:46:15.194
‫ببینید، این کارت منه

00:46:15.695 --> 00:46:18.072
‫من اینجا کار میکنم، حالا
‫برید برا خودتون خرید کنید

00:46:18.155 --> 00:46:19.433
‫و هرچیزی که
نابود کردم رو بخرید،

00:46:19.457 --> 00:46:20.574
‫من خوشحال میشم پولشونو بدم

00:46:20.992 --> 00:46:23.119
‫- خیلی ممنون
‫- خداحافظ

00:46:25.162 --> 00:46:26.038
‫یه لحظه

00:46:26.789 --> 00:46:27.665
‫هی!

00:46:29.750 --> 00:46:33.462
‫همون سال، نویسنده،
‫شاعر، و منتقد فیلم، جیمز ایجی...

00:46:33.587 --> 00:46:35.981
‫مقاله‌ی معروفش درباره
دوران فیلم‌های ‫صامت رو

00:46:36.005 --> 00:46:37.383
توی مجله‌ی لایف منتشر کرد

00:46:37.508 --> 00:46:39.552
‫که اسمش این بود:
‫"کمد‌ی‌ها: بزرگترین دوره"

00:46:39.677 --> 00:46:43.389
‫که توش بارها و بارها از باستر
‫به همراه چاپلین و لوید اسم برده شده،

00:46:43.556 --> 00:46:46.183
‫که در حقیقت یکی از سه کمدین
‫برتر اون زمان بود

00:46:46.392 --> 00:46:47.852
‫هری لنگدون چهارمیش بود

00:46:49.103 --> 00:46:51.939
‫این باعث شد که یه
‫برنامه تلویزیونی نیم ساعته توی لس آنجلس راه بیفته

00:46:52.064 --> 00:46:53.858
‫به اسم "نمایش باستر کیتون"

00:47:11.329 --> 00:47:13.468
‫این برنامه باعث شد پای
باستر ‫به برنامه‌های دیگه،

00:47:13.492 --> 00:47:14.665
...تبلیغات تلویزیونی بیشتر

00:47:14.916 --> 00:47:17.335
‫فیلم‌های صنعتی و غیره باز بشه...

00:47:17.793 --> 00:47:20.046
‫[ باستر کیتون ]

00:47:21.571 --> 00:47:24.699
‫این تشویق بود؟ شما یه بلوند
‫آمریکایی زنده هستین..

00:47:27.345 --> 00:47:30.265
‫سوالو درست شنیدم؟
‫شما یه بلوند آمریکایی زنده هستین؟

00:47:30.348 --> 00:47:31.183
‫درسته

00:47:31.766 --> 00:47:32.601
‫نه!

00:47:32.525 --> 00:47:34.527
‫یکی اومد پایین. 9 تا
‫دیگه مونده، آقای کوباک

00:47:34.610 --> 00:47:36.904
‫باستر کیتون به چشم من خدا بود

00:47:37.238 --> 00:47:38.112
‫شنیده بودم که

00:47:38.136 --> 00:47:40.783
قراره یه پیام بازرگانی ‫به
سبک فیلم‌های صامت درست کنن

00:47:40.867 --> 00:47:42.285
‫[ قهرمان ما، معروف
‫ترین ون آمریکا ]

00:47:42.368 --> 00:47:43.745
‫و می‌دونستم که هرجور
‫شده باید ببینمش

00:47:51.294 --> 00:47:53.838
‫من نقش یه پلیس رو داشتم و
‫ما حدود شش نفر بودیم

00:47:53.963 --> 00:47:55.089
‫و افتادیم دنبال باستر

00:48:01.971 --> 00:48:04.588
‫بیشتر بازیگرها حدود
35 یا 40 سالشون ‫بود،

00:48:04.612 --> 00:48:06.267
و باستر نزدیک 70 سالش بود

00:48:06.351 --> 00:48:07.518
‫و ما رو جا گذاشت

00:48:14.901 --> 00:48:16.235
‫[ شرکت ماشین‌سازی فورد ]

00:48:16.402 --> 00:48:19.572
‫تمام و صد درصد تلاش و هم و غمش
‫رو میذاشت برای کار جلوی دوربین

00:48:20.656 --> 00:48:22.950
‫[ اتفاق جالبی که در راه بازار افتاد ]

00:48:24.494 --> 00:48:25.745
‫شرمنده، خانم جوان

00:48:26.496 --> 00:48:27.538
‫...شرمنده ولی...

00:48:28.331 --> 00:48:30.083
‫چه عزیزی

00:48:30.375 --> 00:48:31.888
‫و مهم نبود که پیام بازرگانی
تلویزیونی ‫باشن یا چی

00:48:31.912 --> 00:48:32.418
همه‌شونو می‌دیدم

00:48:32.585 --> 00:48:34.114
‫و همه‌شون ارزش دیدن داشتن

00:48:34.138 --> 00:48:35.838
چون ‫همه‌شون یه حسی بهت میدادن

00:48:36.005 --> 00:48:38.466
‫[ نوشیدنی سایمون پیور به شما
‫معرفی می‌کند: باستر کیتون ]

00:48:44.847 --> 00:48:46.432
‫[ تلفن ]

00:48:54.946 --> 00:48:57.115
‫یه مجموعه‌ی کامل برای نورث‌وست
‫اورینت ساخت

00:48:57.198 --> 00:48:58.616
‫به قلبت بال بده

00:48:59.425 --> 00:49:01.343
‫در شمال‌غرب به سمت
‫فلوریدا پرواز کن

00:49:01.510 --> 00:49:05.222
‫از نوشیدنی لذت ببر، فیله مینیون
‫یا دم خرچنگ توی پروازت بخور

00:49:05.306 --> 00:49:07.766
‫[ نورث‌وست اورینت ]

00:49:08.809 --> 00:49:11.020
‫[ ایرلاینز ]

00:49:11.478 --> 00:49:14.273
‫تمام بخش‌های سرویس
‫شاهنشانی نورث‌وست...

00:49:16.150 --> 00:49:20.029
‫فقط خطوط هواپیمایی نورث‌وست
‫اورینت به فلوریدای آفتابی پرواز دارن

00:49:23.000 --> 00:49:24.585
‫به آلاسکای پرماجرا،

00:49:24.752 --> 00:49:26.337
‫به هاوایی رومانتیک،

00:49:26.879 --> 00:49:30.883
‫از ساحل به ساحل و به
‫سمت شرق اسرار آمیز

00:49:31.008 --> 00:49:37.181
‫[ خطوط هواپیمایی نورث وست اورینت ]

00:49:39.076 --> 00:49:40.994
‫یه مجموعه برای الکا زلتزر درست کرد

00:49:41.119 --> 00:49:43.789
‫ببخشید،‌ قربان؟
‫شما برای سال جدید تصمیمی گرفتین؟

00:49:44.248 --> 00:49:46.792
‫آره، همیشه الکا زلتزر رو
‫دم دست نگه دار

00:49:47.084 --> 00:49:50.420
‫از این کار خوشش اومد، و معلوم شد
‫که استعداد این کار رو داشته

00:49:50.504 --> 00:49:53.257
‫و با 5000 دلار یا 10 هزار
‫دلار از اونجا اومد بیرون

00:49:53.507 --> 00:49:56.635
‫همه داره توی سیرک بهشون
‫خوش میگذره. به جز من

00:49:57.678 --> 00:49:58.846
‫خسته شدم

00:49:58.929 --> 00:50:03.350
‫لطفا دقت کنید، دقت کنید.
‫مربی شیر، دچار سانحه‌ی جزئی شده...

00:50:03.725 --> 00:50:05.966
‫ مرد بالنی شماره13
الان داوطلب شد که جاش رو بگیره

00:50:05.990 --> 00:50:08.230
من داوطلب شدم

00:50:09.189 --> 00:50:12.484
‫مرد بیچاره، سرش درد میکنه

00:50:12.693 --> 00:50:14.027
‫... دلش درد میکنه

00:50:15.571 --> 00:50:17.447
‫به الکا زلتزر احتیاج داری

00:50:17.573 --> 00:50:19.283
‫خیلی توی تلویزیون فعالیت می‌کرد

00:50:19.408 --> 00:50:22.578
‫توی دوربین مخفی اد سالیوان
‫هم دیدمش

00:50:22.786 --> 00:50:25.330
‫دوربین مخفی، دوربین مخفی

00:50:25.455 --> 00:50:27.166
‫که خودمم باید بگم که توش رفتم

00:50:29.209 --> 00:50:30.586
‫و بهم ده دلار بابتش
‫پول دادن

00:50:31.170 --> 00:50:34.339
‫و آلن پنت... آلن، امیدوارم اون
‫بالا توی آسمونا جات خوب باشه...

00:50:35.299 --> 00:50:37.718
‫و فرشته‌ها باهات راه بیان

00:50:40.429 --> 00:50:42.598
‫حالا حواستون به فلفل باشه.
‫سَرش می‌پَره

00:50:45.434 --> 00:50:47.186
‫ساعتش افتاد توی سوپ

00:50:49.271 --> 00:50:50.606
‫داره سعی می‌کنه
‫جلوی خنده‌اش رو بگیره

00:51:03.535 --> 00:51:06.246
‫عالی بود

00:51:06.663 --> 00:51:08.248
‫و اصلا هم براش
‫تلاشی نکرد

00:51:23.972 --> 00:51:27.559
‫زمانبندیش خیلی دقیق بود

00:51:27.768 --> 00:51:30.938
‫واقعا توی این کار ماهره.
‫نگاهش کنین

00:51:42.157 --> 00:51:43.534
‫یه جورایی جادو ـه

00:51:44.660 --> 00:51:45.744
‫واقعی نیست

00:51:52.709 --> 00:51:54.545
‫نگاه کنین دقیق

00:52:04.805 --> 00:52:08.308
‫[ این زندگی توست ]

00:52:08.433 --> 00:52:12.104
‫این زندگی توست. توی این فیلم
‫مردی رو میبینی که...

00:52:12.187 --> 00:52:15.357
‫به بی‌حس بودن عادت کرده، که
‫به ظاهر به احساساتش غلبه کرده،

00:52:15.566 --> 00:52:17.484
‫واقعا فیلم بینظرییه

00:52:17.609 --> 00:52:20.320
‫و بعدش وضعیت دشوار میشه و باید
‫با مادرت بری زندگی کنی

00:52:20.821 --> 00:52:23.532
‫توی اولین خونه‌ای که براش
‫خریدی

00:52:24.074 --> 00:52:26.827
‫و یه دختری اومد به خونه‌تون،
‫که با خونواده‌ات دوست شد

00:52:26.910 --> 00:52:29.333
‫دختری که کوچیک‌ترین
کورسوهای ‫ناامیدی رو از بین برد

00:52:29.357 --> 00:52:30.205
و لبخند جاش گذاشت

00:52:30.289 --> 00:52:32.207
‫اون الان اینجاست، النور نوریس

00:52:32.291 --> 00:52:35.961
‫که 16 سال پیش همسرت
‫شد! خانم کیتون

00:52:36.503 --> 00:52:37.838
‫چه دختر زیبایی

00:52:40.617 --> 00:52:42.869
‫اینجا بشینین، نزدیک باستر

00:52:43.704 --> 00:52:45.247
‫یکی از اینا... کراوات منه...

00:52:48.966 --> 00:52:50.342
‫درستش کنین، مادر

00:52:50.634 --> 00:52:55.047
‫معنی این همه سال زندگی با
‫باستر چی بوده، النور؟

00:52:55.289 --> 00:52:58.584
‫ما خوشبخت بودیم. ما روزهای
‫بدی هم گذروندیم، البته

00:52:59.001 --> 00:53:01.629
‫ولی باستر خیلی خوشحال بود.
‫میخواست برگرده سر کار

00:53:02.338 --> 00:53:05.424
‫من بهش خیلی افتخار میکنم،
‫جوری که دوباره سر پا شد

00:53:05.550 --> 00:53:07.844
‫قطعا. آمریکا خوشحاله
‫که باستر به کار برگشته

00:53:08.094 --> 00:53:11.013
‫تو یه نمایشی رو نوشتی که النور
‫هم بتونه توش باهات اجرا داشته باشه

00:53:11.389 --> 00:53:12.932
‫تو برای این تمرین کردی؟

00:53:17.061 --> 00:53:18.451
‫خب، برای اینکه دیگه
گردهمایی‌مون ‫کامل بشه،

00:53:18.475 --> 00:53:19.605
و نزدیک‌ترین افراد
...کنار هم باشن

00:53:19.730 --> 00:53:23.317
‫اینم از دوتا پسرت، باب از نوادا...

00:53:23.484 --> 00:53:25.528
‫و جیم از لس آنجلس.
‫این از باب...

00:53:28.197 --> 00:53:29.323
‫اینم از جیم...

00:53:30.199 --> 00:53:33.744
‫باب، تو توی کار ساخت و سازی؟
‫نظرت درباره‌ی پدرت چیه؟

00:53:33.828 --> 00:53:36.873
‫اون همیشه به ما
‫لطف داشته، رالف

00:53:37.415 --> 00:53:40.835
‫من فکر کردم و فهمیدم که علاوه
‫بر مهارت‌های عالیش توی کمدین بودن...

00:53:41.586 --> 00:53:43.087
‫اون کلاً بازیگر خوبی بود

00:53:43.254 --> 00:53:46.043
‫اگر می‌تونست توجهش رو
بذاره روی ‫نقش‌های دراماتیک،

00:53:46.067 --> 00:53:47.175
...که بعدا هم گذاشت

00:53:47.800 --> 00:53:50.511
‫خیلی توشون موفق بود

00:53:50.595 --> 00:53:51.929
‫می‌تونی همینطوری اخراجشون کنی

00:53:52.513 --> 00:53:55.099
‫ازشون سلب مسئولیت کنی و
‫آبرشون رو ببری...

00:53:55.558 --> 00:53:59.854
‫[ تئاتر رین‌گولد، جنبش، 1954 ]

00:53:59.937 --> 00:54:02.982
‫و وقتی اعتراض میکنم، اونا
‫میان و بازم منو میندازن زندان...

00:54:03.232 --> 00:54:06.444
‫چون اونا گناهکار نیستن، اونا
‫فقط جزئی از یه ماشینن

00:54:06.694 --> 00:54:07.934
‫ماشینی که طراحی شده برای اینکه

00:54:07.958 --> 00:54:09.197
‫برامون خوشبختی به ارمغان بیاره

00:54:09.489 --> 00:54:13.284
‫ماشینی که یه قلب شکسته رو به یه
‫عدد توی کاتالوگ تغییر میده

00:54:13.451 --> 00:54:18.623
‫که میگه یه بچه گرسنه‌ست.
‫یا فلان رقم چیه

00:54:18.706 --> 00:54:19.945
‫ دستگیرش کنین

00:54:19.969 --> 00:54:23.711
‫ ماشینی که معنی خوبی،
دلگرمی و همراهی رو فراموش کرده

00:54:25.421 --> 00:54:27.465
‫وقتی میگی برات مهمه،
‫دروغ میگی

00:54:27.632 --> 00:54:29.300
‫ممکن نیست که برات مهم باشه

00:54:29.842 --> 00:54:31.055
‫دیگه برای هیچ
کدوممون ‫مهم نیست

00:54:31.079 --> 00:54:32.178
یادمون رفته مهم بودن یعنی چی

00:54:33.679 --> 00:54:36.224
‫در سال 1950، باستر برای مدت کوتاهی...

00:54:36.349 --> 00:54:38.113
‫توی فیلم درام
هالیوودی بیلی ‫وایلدر،

00:54:38.137 --> 00:54:39.852
به نام "سانست
بلوار" ایفای نقش کرد

00:54:39.977 --> 00:54:41.354
‫جایی که نقشِ...

00:54:41.437 --> 00:54:43.648
‫یکی از افرادی رو داشت که پای
‫میز نشسته بودن و کارت بازی می‌کردن

00:54:43.773 --> 00:54:46.150
‫بقیه هم که دور میز بودن،
‫هم‌بازیاش بودن

00:54:46.776 --> 00:54:49.695
‫یه بازیگر هم که از دوران فیلم‌های
‫صامت به یاد دارید

00:54:50.696 --> 00:54:52.907
‫همه‌ش به چشم نوچه
‫اون افراد دور میز رو می‌دیدم

00:54:53.574 --> 00:54:54.617
‫یک خشت

00:54:55.243 --> 00:54:56.077
‫یک دل

00:54:58.746 --> 00:54:59.622
‫پیک

00:55:00.581 --> 00:55:01.457
‫رد میکنم

00:55:02.750 --> 00:55:04.335
‫حاکم نداریم. رد میکنم

00:55:06.087 --> 00:55:06.921
‫رد میکنم

00:55:07.797 --> 00:55:10.967
‫در سال 1953، به همراه
‫چارلی چاپلین...

00:55:11.092 --> 00:55:13.970
‫توی تعداد زیادی از سکانس‌های
‫فیلم "روشنی‌های صحنه" ایفای نقش کرد

00:55:14.095 --> 00:55:16.931
‫برای دوست‌داران سینمای
‫صامت، این لحظه، بسیار نایاب بود

00:55:17.098 --> 00:55:18.766
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بتونیم
‫چنین چیزی رو ببینیم

00:55:20.268 --> 00:55:21.212
‫اولین و آخری باری که

00:55:21.236 --> 00:55:23.729
دوتا غول ‫از ابتدای کار
هالیوود کنار هم قرار گرفته بودن

00:55:23.896 --> 00:55:24.939
‫و باهم توی یه فیلم ظاهر شدن

00:55:34.532 --> 00:55:37.160
‫صحنه‌ی فوق‌العاده‌ای بود

00:55:37.618 --> 00:55:39.579
‫[ نورمن لوید، همراه کیتون و چاپلین
‫در فیلم "روشنی‌های صحنه" حضور داشت ]

00:55:41.164 --> 00:55:46.002
‫فکر می‌کردم مردیه که از یه دنیای
‫دیگه اومده

00:56:01.976 --> 00:56:05.605
‫من یادگاری‌های زیادی از کیتون داشتم

00:56:06.272 --> 00:56:09.192
‫النور عزیز، همه‌ش
‫راه میرفت و میگفت که...

00:56:09.317 --> 00:56:12.464
‫"آره، وقتی داشتن فیلمبرداریش
‫می‌کردم من اونجا بودم

00:56:12.488 --> 00:56:13.529
من همراهش بودم"

00:56:13.946 --> 00:56:17.950
‫منم می‌پرسیدم، "چارلی چطوری
‫با باستر رفتار می‌کرد؟"

00:56:18.075 --> 00:56:20.661
‫و اون گفت جوری باهاش رفتار
‫می‌کرد انگار پادشاهه

00:56:24.624 --> 00:56:29.754
‫توی آخرین صحنه‌ی فیلم،
‫باستر سعی می‌کنه مطمئن بشه که...

00:56:29.837 --> 00:56:33.049
‫چارلی بهترین شاتی که ممکن هست رو...

00:56:33.257 --> 00:56:34.425
‫از صحنه‌ی مرگش، میگیره

00:56:37.053 --> 00:56:38.679
‫چارلی، این صحنه رو طراحی کرد...

00:56:38.930 --> 00:56:43.643
‫اون توی مرکز دوربینه، به نظر
‫میاد که بیهوش شده...

00:56:43.976 --> 00:56:45.451
‫اون نمیتونه دوربین رو ببینه،

00:56:45.475 --> 00:56:48.231
و هیچکس هم نبود ‫که کارگردانی
حرکات چارلی رو انجام بده

00:56:49.023 --> 00:56:52.485
‫باستر... به طور شانسی کنار من بود

00:56:53.152 --> 00:56:56.113
‫من نمی‌دونستم. تا اینکه
‫صداشو شنیدم

00:56:58.449 --> 00:57:01.953
‫و درحالی که دوربین میرفت عقب،
‫شنیدم که باستر گفت...

00:57:02.036 --> 00:57:06.999
‫"تکون نخور، چارلی. تو الان توی
‫مرکز دوربین هستی. خوبه"

00:57:09.001 --> 00:57:13.965
‫دوتا نابغه بودن که باهم
‫همکاری می‌کردن

00:57:16.884 --> 00:57:19.095
‫به طور ناگهانی در سال 1957،

00:57:19.220 --> 00:57:21.556
‫شرکت پارامونت حق ساخت
‫فیلم از زندگی باستر رو خرید...

00:57:21.681 --> 00:57:24.559
‫و یه فیلم بیوگرافی با بازی
‫دونالد او کانر ساخت...

00:57:24.684 --> 00:57:26.686
‫که اسمش "داستان باستر کیتون" بود

00:57:26.894 --> 00:57:30.064
‫که تقریبا هیچ ربطی به داستان
‫زندگی واقعی باستر نداشت

00:57:30.314 --> 00:57:32.817
‫ولی 50 هزار دلاری که باستر
‫بابت این قضیه به جیب زد...

00:57:32.984 --> 00:57:36.362
‫باعث شد بتونه توی وودلند
‫هیلز، کالیفرنیا، یه مزرعه بخره

00:57:36.696 --> 00:57:38.447
‫و باقی عمرش رو اونجا زندگی کنه

00:57:38.573 --> 00:57:40.616
‫من باستر کیتون هستم، ستاره‌ی وودویل
‫از کجا باید مجوز عبور بگیرم؟

00:57:40.867 --> 00:57:42.994
‫- اونجا، از دفتر مدیر استودیو
‫- مرسی

00:57:43.202 --> 00:57:44.912
‫فقط یه لحظه، مجوز شما کجاست؟

00:57:45.413 --> 00:57:46.414
‫دارم میرم داخل بگیرمش

00:57:46.539 --> 00:57:48.332
‫نمیشه برین داخل. اگه مجوز
‫نداشته باشین، نمیشه

00:57:48.499 --> 00:57:50.710
‫بله، ولی الان چی کار کنم؟

00:57:50.835 --> 00:57:53.045
‫اگه استودیو بخوادتون،
‫خبر میده

00:57:57.884 --> 00:58:02.472
‫[ استودیوی فیمس ]

00:58:18.028 --> 00:58:20.448
‫شب اسکار توی هالیووده

00:58:22.116 --> 00:58:26.078
‫در سال 1960، باستر یه جایزه‌ی
‫ویژه از طرف آکادمی اسکار گرفت

00:58:26.203 --> 00:58:28.748
‫بعنوان تقدیری برای 40 سال
‫خدمت در صنعت سینما

00:58:28.873 --> 00:58:31.734
‫باید جایزه و تقدیری هم...

00:58:31.943 --> 00:58:34.737
‫از تمام کسانی که این همه فیلم
‫درست کردن صورت بگیره

00:58:41.785 --> 00:58:43.056
‫در 1964،

00:58:43.080 --> 00:58:44.986
باستر توی یه فیلم
کوتاه ایفای ‫نقش کرد،

00:58:45.010 --> 00:58:46.916
که توسط نمایشنامه‌نویس
،پیشروی ایرلندی

00:58:47.041 --> 00:58:49.960
‫ساموئل بکت نوشته شده بود و اسم
‫فیلم، لغتِ "فیلم" بود

00:58:50.294 --> 00:58:51.921
‫و همه‌ی فیلم در قسمت پایینی
‫محله منهتن فیلمبرداری شد

00:58:52.213 --> 00:58:55.966
‫باستر میگفت که روحشم خبر
‫نداره که فیلم درباره چی بوده

00:58:56.050 --> 00:58:58.385
‫ولی بعضی از طرفداراش
‫از این فیلم بدشون می‌اومد

00:58:58.552 --> 00:59:01.805
‫تا به امروز، این تصمیم، یکی از
‫تصمیمات بحث برانگیز باستر بود

00:59:07.811 --> 00:59:11.231
‫سال بعدی، سال 1965، توی یه
‫فیلم کوتاه دیگه ایفای نقش کرد

00:59:11.314 --> 00:59:13.984
‫که برای شرکت راه‌آهن ملی
‫کانادا ساخته شد و اسمش...

00:59:14.568 --> 00:59:15.527
‫"مرد راه‌آهن" بود

00:59:15.819 --> 00:59:16.945
‫[ هم‌اکنون کانادا را ببینید! ]

00:59:18.029 --> 00:59:20.574
‫مثل فیلمای صامت دهه 20 بود

00:59:25.328 --> 00:59:27.390
‫و تونسته بود که دوباره بعد از
این همه سال ‫کار توی استودیو،

00:59:27.414 --> 00:59:28.457
دوباره اون لحظات رو تجربه کنه

00:59:30.083 --> 00:59:33.378
‫[ کارگردان: جرالد پاترتون ]

00:59:33.962 --> 00:59:36.798
‫و اونا هم جا و هم مکانشو داشتن،
‫و بین 6 تا 8 هفته وقت داشتن،

00:59:37.090 --> 00:59:39.426
‫و موقع کار کردن، صحنه‌های
‫طنز خلق می‌کردن...

00:59:40.886 --> 00:59:43.680
‫و باستر دوباره همون مردی بود که
‫در سال 1924 بود...

00:59:50.061 --> 00:59:51.646
‫چقدر عالی که این فرصت
‫نصیبش شده بود

00:59:51.980 --> 00:59:54.149
‫که برای یه بار دیگه با
‫این شخصیت، فیلم بسازه

00:59:54.649 --> 00:59:56.818
‫آماده. بسیار خب. حرکت. دوربین

00:59:56.943 --> 00:59:58.312
‫یک فیلم مستند هم به طور
همزمان ‫با ساختِ این فیلم،

00:59:58.336 --> 00:59:58.987
...از جزئیات مراحل ساخت

00:59:59.237 --> 01:00:02.949
‫در حال ساخت بود. که شامل صحنه‌های
‫بسیار جالب و جذابی بود

01:00:03.033 --> 01:00:04.868
‫صحنه‌هایی که توش کیتون سعی
‫داره که طنز خلق کنه

01:00:05.076 --> 01:00:06.870
‫این شاتی از پل بود
‫که گرفتیم

01:00:07.078 --> 01:00:08.246
‫این دره رو اینجا ببینید

01:00:08.413 --> 01:00:10.707
‫این پل خیلی بزرگ...

01:00:10.791 --> 01:00:12.751
‫می‌تونیم دوتا بخش طنزآمیز
‫اینجا پیاده کنیم

01:00:13.335 --> 01:00:16.129
‫نمیدونم...

01:00:16.254 --> 01:00:17.547
‫اصلا نمیدونم کجام

01:00:18.757 --> 01:00:21.760
‫نقشه رو با خود میبرم، و وقتی
‫بازش میکنم، میبینم توش گیر کردم

01:00:21.885 --> 01:00:24.930
‫وقتی میرسم اینجا، دوربین داره
‫از این حالت مسخره‌ شات میگیره...

01:00:25.013 --> 01:00:25.813
‫من دارم تعقیبشون می‌کنم

01:00:25.837 --> 01:00:27.516
و همزمان با ‫این کاغذی که
به سرم گیر کرده، در جنگم

01:00:28.600 --> 01:00:30.811
‫کارگردان تصمیم گرفت که ایده‌ی
‫باستر رو قبول نکنه

01:00:31.520 --> 01:00:32.720
‫و بجای اینکه توی نقشه گیر کنه،

01:00:32.744 --> 01:00:34.629
کیتون ‫درحالی که داری کارهای
،رختشوییش رو انجام میده

01:00:34.653 --> 01:00:35.273
از پل میگذره

01:00:36.316 --> 01:00:38.902
‫چی شده؟ بهتون نگفت
‫باید چی کار کنین؟

01:00:39.069 --> 01:00:40.821
‫نه. نمی‌دونستم که تیکه‌ی
‫طنزم رو جایگزین کرده

01:00:41.530 --> 01:00:42.227
‫مهم نیست

01:00:42.251 --> 01:00:44.366
هنوزم دوتا شات مونده ‫تا
سکانس تکمیل بشه، باستر

01:00:44.491 --> 01:00:45.742
‫قراره یه شات دور از پل بگیریم...

01:00:46.284 --> 01:00:47.410
‫در حالی که دارن از روش رد میشن

01:00:49.204 --> 01:00:52.833
‫اینجا مرکزِ طنزه، شات دوردستی
‫که از پل گرفته میشه

01:00:52.999 --> 01:00:54.835
‫پل چی میگه؟ پل اصلا جزو
‫قسمت طنز ماجرا نیست

01:00:54.960 --> 01:00:57.546
‫پل فقط برای تنش و هیجانه

01:00:57.754 --> 01:01:00.507
‫قرار نیست اتفاق طنزی روی
‫پل بیفته. معنی‌ای نداره

01:01:03.593 --> 01:01:06.429
‫جای خطرناکیه، ممکنه اتفاق
‫ناگواری رخ بده

01:01:06.680 --> 01:01:08.723
‫این تنها چیزیه که بامزه‌ست

01:01:09.349 --> 01:01:13.186
‫دلیل اصلی اینکه چرا نذاشتن
‫اون کارو بکنی رو میدونم

01:01:13.270 --> 01:01:15.311
‫که خودتو بپیچونی توی
نقشه و روزنامه و اینا

01:01:15.335 --> 01:01:16.565
‫بخاطر اینکه خیلی خطرناکه

01:01:17.649 --> 01:01:19.651
‫اونا گفتن "کی قسمت‌های
‫طنز رو پیشنهاد کرده؟"

01:01:19.818 --> 01:01:21.194
‫من گفتم "معمولا خودم میدونم
‫دارم چی کار میکنم"

01:01:27.659 --> 01:01:31.163
‫خطرناک نیست. بچه بازیه بابا

01:01:31.188 --> 01:01:32.486
♪ So I'm going to
take my money ♪

01:01:32.589 --> 01:01:35.256
♪ And I'll pick
it up tonight ♪

01:01:37.094 --> 01:01:38.693
But his most
noticeable acting work here

01:01:38.795 --> 01:01:40.929
at the end of his career
was in a couple

01:01:41.031 --> 01:01:44.599
of movies in the
inordinately popular

01:01:44.701 --> 01:01:47.035
teenage beach party
series of the 60's.

01:01:48.905 --> 01:01:50.638
Including "Beach
Blanket Bingo" and

01:01:50.741 --> 01:01:52.673
"How To Stuff A Wild Bikini."

01:01:52.776 --> 01:01:54.209
- Bwana?

01:01:58.215 --> 01:02:00.381
Sorry, I
was on a house call.

01:02:02.119 --> 01:02:03.885
The young kids
seemed to like old Buster,

01:02:03.987 --> 01:02:06.821
but had not a clue
of his storied past.

01:02:06.923 --> 01:02:09.190
Tell daughter
to come here.

01:02:10.927 --> 01:02:13.094
Daughter is real pro.

01:02:13.196 --> 01:02:15.296
They call her the
witch's witch.

01:02:18.568 --> 01:02:21.402
Frankie here wants to get back
to beach where Dee Dee is,

01:02:21.504 --> 01:02:23.537
like right now.

01:02:27.778 --> 01:02:30.044
Daughter, you good kid.

01:02:31.547 --> 01:02:32.881
He was working
right up until the last,

01:02:32.983 --> 01:02:35.917
I mean he was dying
when he made "The Scribe."

01:02:36.019 --> 01:02:37.986
The director of that film
told me that they had a

01:02:38.088 --> 01:02:41.289
double on set and Keaton
was appalled that

01:02:41.391 --> 01:02:44.225
he would be expected to
use a double anywhere.

01:02:48.498 --> 01:02:50.364
There were a couple of long
shots where the double is

01:02:50.466 --> 01:02:53.268
actually seen because he was
terminally ill at that point.

01:03:07.918 --> 01:03:11.880
‫اون در اول فوریه سال 66 فوت شد

01:03:12.256 --> 01:03:15.634
‫من داشتم روی یه برنامه تلویزیونی
‫در نیویورک کار میکردم

01:03:16.427 --> 01:03:19.888
‫و پسرم زنگ زد و گفت، بابا
‫کارت تموم شده؟

01:03:20.014 --> 01:03:21.557
‫و منم گفتم، نه هنوز کار داریم

01:03:21.640 --> 01:03:23.517
‫و گفت، هروقت کارت تموم شد، زنگ بزن

01:03:25.894 --> 01:03:27.133
‫منم وقتی کارم تموم شد زنگ زدم

01:03:27.157 --> 01:03:28.647
و گفتم ‫که کارم تموم
شده و قضیه چیه؟

01:03:29.857 --> 01:03:32.443
‫اونم گفت که باستر
‫رو از دست دادیم

01:03:44.204 --> 01:03:45.873
‫اون وقتی وایساده بود، مرد

01:03:46.498 --> 01:03:47.750
‫اون یه کارت‌باز حرفه‌ای بود

01:03:48.042 --> 01:03:50.252
‫یکی از بهترین‌ کارت‌بازهای دنیا

01:03:51.337 --> 01:03:55.382
‫برای مدت طولانی‌ای از این
‫راه پول در می‌آورد

01:03:55.883 --> 01:03:57.843
‫و با افراد مهمی از شرکت
‫ام‌جی‌ام...

01:03:58.218 --> 01:04:02.556
‫مثل لوئیز بی. میر، و بقیه افرادی
‫که اخراجش کردن...

01:04:02.848 --> 01:04:04.224
‫بازی می‌کرد

01:04:04.725 --> 01:04:08.896
‫توی خونه‌اش، یه اتاق
‫کوچولو داشت

01:04:09.021 --> 01:04:10.856
‫که آماده‌ی کارت‌بازی بود

01:04:11.523 --> 01:04:14.068
‫توی روز آخر عمرش...
‫بی‌قرار بود

01:04:14.568 --> 01:04:16.153
‫... و بد بازی میکرد

01:04:17.112 --> 01:04:19.031
‫و در حالت ایستاده بازی میکرد

01:04:23.535 --> 01:04:25.245
‫بعدش نشست و مرد

01:04:28.916 --> 01:04:32.503
‫من فوریه سال قبلش، برای
‫مراسم ختم استن لورل رفته بودم،

01:04:33.754 --> 01:04:37.091
‫و دقیقا یک سال بعد، توی
‫فوریه، توی همون کلیسا...

01:04:37.424 --> 01:04:38.967
‫برای مراسم ختم باستر رفتم

01:04:41.178 --> 01:04:43.889
‫و همه اونجا بودن، جز خود باستر

01:04:54.274 --> 01:04:58.028
‫در پاییز 1965، چند
‫ماه قبل از مرگ باستر،

01:04:58.278 --> 01:05:00.990
‫جشنواره فیلم ونیز از باستر..,

01:05:01.073 --> 01:05:03.993
‫بخاطر دوران حرفه‌ایش تقدیر کرد...

01:05:04.118 --> 01:05:07.746
‫و مخصوصاً به طور ویژه بابت ده تا فیلم گرون‌قیمتی
‫که در دهه 1920 ساخته بود

01:05:20.968 --> 01:05:23.637
‫که اولیشون اسمش "سه عصر" بود

01:05:23.846 --> 01:05:27.641
‫که باستر در واقع به نحوی از فیلم طولانی
‫و درام دی.دابلیو. گریفیث...

01:05:27.933 --> 01:05:28.892
‫به نام "بی‌صبری" تقلید کرد،

01:05:30.493 --> 01:05:33.928
between Keaton, his
beloved, and the villain,

01:05:34.030 --> 01:05:36.597
always Wallace Beery, over
three wildly different

01:05:36.699 --> 01:05:38.433
time periods.

01:05:38.534 --> 01:05:40.468
The stone age.

01:05:52.682 --> 01:05:54.983
Ancient Rome.

01:06:31.687 --> 01:06:33.787
And the then-current 1923.

01:06:53.943 --> 01:06:54.891
‫با اینحال،

01:06:54.915 --> 01:06:57.781
اولین فیلمش که یه ‫داستان خطی
...و دنباله‌دار رو دنبال می‌کرد

01:06:58.198 --> 01:07:01.430
‫فیلم فوق‌العاده درجه یکش... ‫به اسم
"مهمان‌نوازی ما" بود. ‫که یه شاهکار واقعی بود

01:07:05.455 --> 01:07:08.458
‫داستان فیلم درباره‌ی دشمنی و خصومت
‫بین هتفیلد و مک‌کوی هستش

01:07:08.624 --> 01:07:10.585
‫جایی که باستر، هدف اصلیه

01:07:14.995 --> 01:07:17.456
‫وقتی که خونواده‌ی دختری
‫که عاشقش میشه...

01:07:17.539 --> 01:07:18.529
‫هویت واقعیش رو می‌فهمن

01:07:18.553 --> 01:07:20.500
و میفهمن ‫که توی این
خصومت و دعوا نقش داره

01:07:20.625 --> 01:07:22.461
‫باستر تبدیل به یه هدف متحرک میشه

01:07:23.462 --> 01:07:27.215
‫و فیلم توی دورانی که سلاح
‫کمری رواج داشت، ضبط شده

01:07:29.593 --> 01:07:31.142
‫در نهایت، متوجه این قضیه میشه،

01:07:31.166 --> 01:07:33.722
اما ‫باستر اینم میفهمه که
...پدره به پسرهاش گفته که

01:07:33.847 --> 01:07:37.476
‫نمیتونن تا زمانی که باستر توی خونه‌شون
‫مهمونه، بکشنش

01:07:37.520 --> 01:07:38.813
‫باز هم می‌بینیم که

01:07:38.837 --> 01:07:42.191
کیتون از وضعیت ‫جنایت‌آمیز
و تاریک فیلم لذت میبره

01:08:14.724 --> 01:08:17.977
‫در واقع، اول فیلم بازی
‫کاملا جدیه

01:08:18.060 --> 01:08:21.439
‫و فیلم در حالت دراماتیکی
‫فیلمبرداری شده

01:08:22.940 --> 01:08:26.652
‫شکی وجود نداره که کیتون
‫سعی داشت که شروع داستان رو...

01:08:26.777 --> 01:08:27.760
‫تا حد ممکن تاریک کنه،

01:08:27.784 --> 01:08:29.989
تا نشون بده ‫که خطر واقعی
در کمین شخصیت کیتون هست

01:08:30.156 --> 01:08:32.496
‫که باعث میشه وقتی
باستر به ‫صحنه برسه،

01:08:32.520 --> 01:08:33.993
بخش طنز ماجرا قوت بگیره

01:08:48.966 --> 01:08:51.761
‫علاوه بر اینها، کیتون
‫روی صحت تاریخی ماجرا هم تاکید داشت...

01:08:51.886 --> 01:08:54.764
‫و کار رو با درست‌کردن یه
جایگزین مسخره ‫اما واقعی،

01:08:54.788 --> 01:08:55.932
از یه قطار شروع کرد

01:08:56.098 --> 01:08:59.477
‫که در واقع این قطار، ترکیبی از
‫دوتا قطاری بودن که...

01:08:59.560 --> 01:09:01.354
‫یکیشون آمریکایی و یکیشون انگلیسی بود

01:09:17.620 --> 01:09:21.082
‫در قسمت پایانی، بهترین بدلکاری
‫کیتون رو می‌بینیم...

01:09:21.207 --> 01:09:23.167
‫که دوستش رو از آبشار نجات میده

01:09:23.334 --> 01:09:27.295
‫دختری که اونجا بود، همسر اون
‫موقعش، ناتالی تلمج بود

01:09:55.191 --> 01:09:57.902
‫دوتا فیلم کلاسیک کیتون
‫در سال 1924 منتشر شد

01:09:58.319 --> 01:10:00.613
‫شرلوک جونیور، که موقع
‫ضبط این فیلم...

01:10:00.738 --> 01:10:03.241
‫خودشو تصور میکرد توی فیلم...

01:10:10.039 --> 01:10:11.550
‫و حقه‌های بسیار
فوق‌العاده‌ای به خرج داد

01:10:11.574 --> 01:10:13.084
‫و سبک جدیدی از
فیلمبرداری رو به کار گرفت

01:10:13.334 --> 01:10:14.229
‫سکانس رویایی،

01:10:14.253 --> 01:10:16.963
حتی همین امروزه هم
‫دستیابی بزرگی محسوب میشه

01:10:17.129 --> 01:10:19.307
‫و فکر این که تونست
این کارو انجام بده،

01:10:19.331 --> 01:10:21.509
‫به همون زیبایی که
سال 1923 انجام داد،

01:10:21.592 --> 01:10:23.135
‫واقعا عالیه

01:11:13.603 --> 01:11:17.523
‫و یه سکانسی هست که ثابت می‌کنه
‫باستر واقعا بیلیارد باز قابلی بود

01:11:17.690 --> 01:11:20.860
‫قبلا مشخص شده که توپ شماره
‫13 توش بمب داره

01:11:21.068 --> 01:11:22.313
‫برای همین کیتون سعی میکنه که

01:11:22.337 --> 01:11:24.363
با مهارت ‫فوق‌العاده‌اش
به اون توپ ضربه‌ای نزنه

01:11:34.373 --> 01:11:38.419
‫باستر لطف بزرگی به من کرد، و چوب
‫بازیش رو به من اهدا کرد...

01:11:38.753 --> 01:11:42.882
‫بسیار نوک‌تیز و دقیق بود.
‫و الانم خیلی مثل روز اولشه

01:11:43.966 --> 01:11:45.134
‫اسم باستر روش نوشته شده

01:11:46.511 --> 01:11:48.971
‫احتمالا الان کلی پولش
‫باشه، مگه نه؟

01:11:50.139 --> 01:11:51.307
‫هیچوقت حاضر نیستم بدمش بره

01:11:57.688 --> 01:12:01.400
‫توی این فیلم، باستر
‫دچار یه مصدومیت جدی هم شد

01:12:03.444 --> 01:12:05.447
‫البته هیچکس سر این
قضیه بحث نداره ‫که

01:12:05.471 --> 01:12:07.365
باستر طی دوران
کاریش خیلی مصدوم شد

01:12:07.448 --> 01:12:09.158
‫[ نزدیک به غرق‌شدن، در فیلم
‫"مهمان‌نوازی ما" ]

01:12:09.325 --> 01:12:11.619
‫[ قوزک پای شکسته در فیلم
‫"خانه‌ی برقی" ]

01:12:12.161 --> 01:12:14.163
‫[ بی‌هوش شدن در اثر
‫شلیک توپ، در فیلم ژنرال ]

01:12:15.456 --> 01:12:18.000
‫[ کبودی چشم، فیلم "اتاق
‫نشیمن، اتاق خواب و حمام ]

01:12:19.502 --> 01:12:21.214
‫ولی توی فیلم شرلوک جونیور،

01:12:21.238 --> 01:12:23.589
‫باستر گردنش شکست
و تا سالها نمیدونست

01:12:23.881 --> 01:12:27.510
‫آب یهو پاشید و باستر افتاد روی
‫ریل و باعث شد گردنش بشکنه...

01:12:27.635 --> 01:12:30.054
‫ولی خب از روی حرکاتش نمیشد
‫تشخیص داد که گردنش شکسته

01:12:30.263 --> 01:12:31.066
‫ولی ضربه‌ی شدیدی بود

01:12:31.090 --> 01:12:32.598
و همه‌ی ‫اتفاقات توی
یه شات فیلمبرداری شد

01:12:33.850 --> 01:12:36.477
‫تا یه مدت سردرد داشت، ولی
‫حس نمیکرد که مشکلی پیش اومده

01:12:36.894 --> 01:12:40.022
‫سالها بعد، یه پزشکی بهش گفت
‫که "کی گردنت شکسته؟"

01:12:40.189 --> 01:12:43.109
‫باستر جواب داد، گردنم نشکسته.
‫و دکتر گفت که چرا شکسته

01:12:45.611 --> 01:12:47.067
‫کیتون از راسکو آرباکل خواست که

01:12:47.091 --> 01:12:49.115
با ‫یه اسم مستعار توی
کارگردانی کار کمک کنه

01:12:49.240 --> 01:12:50.324
‫بخاطر رسوایی‌‌ای که
‫براش پیش اومده بود

01:12:50.408 --> 01:12:53.327
‫باستر پیشنهاد اسم
‫ویل بی. گود رو داد

01:12:53.536 --> 01:12:55.621
‫ولی راسکو اسم ویلیام
‫گودریچ رو انتخاب کرد

01:12:55.705 --> 01:12:57.331
‫که اسم وسط پدرش بود

01:12:57.665 --> 01:13:00.191
‫ولی باستر فهمید که متاسفانه،

01:13:00.215 --> 01:13:03.004
این ‫راسکو دیگه راسکوی سابق نیست

01:13:07.550 --> 01:13:11.804
‫توی همون سال 1924، یه فیلم
‫کلاسیک دیگه از باستر منتشر شد...

01:13:11.929 --> 01:13:15.016
‫که جزو فیلمهای معروفش هست،
‫به نام "کشتی‌ران"

01:13:15.474 --> 01:13:18.019
‫که سرمنشاء این فیلم، این حقیقت
‫بود که یکی از همکارای باستر...

01:13:18.102 --> 01:13:21.105
‫توی کشتی یو.اس.اس. بوفورد،
‫کشتی‌ران بوده

01:13:21.480 --> 01:13:23.065
‫باستر با یه کشتی میتونه
‫چی کار کنه؟

01:13:23.357 --> 01:13:25.568
‫صرفا تونست یه شاهکار
‫کمدی ازش در بیاره

01:13:25.735 --> 01:13:27.737
‫که توش هم باستر، هم
‫دختری که عاشقش بود...

01:13:28.112 --> 01:13:31.157
‫و خواستگاریش رو بهش جواب
‫منفی داده بود، آخر سر تنها موندن...

01:13:31.282 --> 01:13:34.785
‫و با سری‌ای از اتفاقات توی
‫کشتی متروکه‌ای مواجه شدن

01:13:41.500 --> 01:13:43.002
‫یکی از به یاد موندنی‌ترین سکانس‌ها،
‫سکانس بعدیه...

01:13:43.085 --> 01:13:47.173
‫که هردوشون می‌فهمن که یه نفر
‫دیگه هم توی کشتی هست

01:14:46.849 --> 01:14:48.118
‫کیتون به طرز عجیبی،

01:14:48.142 --> 01:14:51.396
پس‌زمینه‌ی خراب و ‫داغون
...شخصیتش رو بازسازی میکنه

01:14:51.521 --> 01:14:53.606
‫و این بار، یه افتتاحیه‌ی مقرون
‫به صرفه برای فیلم در نظر میگیره

01:15:13.099 --> 01:15:15.000
‫[ باهام ازدواج میکنی؟ ]

01:15:15.063 --> 01:15:18.481
‫[ قطعا نه ]

01:15:35.206 --> 01:15:39.586
‫[ به نظرم یه پیاده‌روی
‫طولانی برام مفیده ]

01:15:54.216 --> 01:15:56.719
‫ولی شیرین‌کاری‌های زیادی
‫میشه روی کشتی انجام داد

01:16:39.553 --> 01:16:43.349
‫[ خطر! کارگران مشغول کارند ]

01:17:22.304 --> 01:17:24.514
‫سال بعدش، 1925،

01:17:24.598 --> 01:17:27.726
‫باستر فیلمی درست کرد که اونچنان
‫بهش علاقمند نبود

01:17:27.935 --> 01:17:29.709
‫ولی جو اسکنک فیلمنامه‌اش
رو برای ‫باستر خرید

01:17:29.733 --> 01:17:30.938
تا بتونه ازش یه فیلم در بیاره

01:17:31.104 --> 01:17:33.440
‫و باستر هم حس کرد که باید
‫نهایت سعیش رو بکنه

01:17:34.024 --> 01:17:36.902
‫فیلم "هفت فرصت" جزو بهترین
‫فیلم‌های باستر به حساب نمیاد

01:17:37.027 --> 01:17:40.238
‫ولی شامل بهترین خلاقیت‌های
‫باستر میشه

01:17:40.656 --> 01:17:41.883
‫سکانسی که توش هزاران زن،

01:17:41.907 --> 01:17:44.076
دنبال ‫باستر راه افتادن،
و بعدش ریزش آوار

01:17:44.201 --> 01:17:45.535
‫که اول فیلم هم نشون دادیم

01:17:45.911 --> 01:17:48.038
‫اینم یه سکانس فوق‌العاده‌ی دیگه

01:18:21.863 --> 01:18:24.005
‫فیلم دیگه‌ای که توی
سال 1925 ‫منتشر شد،

01:18:24.029 --> 01:18:25.951
داستان عاشقانه‌ی
...غیرعادی‌ای بود

01:18:26.034 --> 01:18:29.538
‫بین باستر و یه گاو بالغ به
‫نام "چشم قهوه‌ای"

01:18:29.830 --> 01:18:32.416
‫"برو به سمت غرب"، قطعا
‫جزو خنده‌دارترین فیلماش به حساب نمیره...

01:18:32.582 --> 01:18:36.461
‫ولی به شدت تاثیرگذاره.
‫و عشق بین گاو و باستر، ملموسه

01:18:36.878 --> 01:18:40.674
‫در انتها، چشم قهوه‌ای، هرجا
‫که باستر میرفت، دنبالش میکرد

01:18:44.076 --> 01:18:45.828
‫[ روی اون گاو یه نشونه بذار ]

01:19:30.332 --> 01:19:33.418
‫در سال 1926، یکی از
‫خنده‌دارترین فیلمای کیتون...

01:19:33.544 --> 01:19:36.213
‫و یکی از ناشناخته‌ترین
‫فیلم‌های امروزش...

01:19:36.672 --> 01:19:39.925
‫به نام "بتلینگ باتلر" منتشر شد

01:19:40.050 --> 01:19:43.762
‫فیلمی که درباره‌ی مردیه که ادعا
‫می‌کنه بوکسور معروفیه

01:19:44.054 --> 01:19:45.264
‫چون صرفاً اسمش شبیه به اونه

01:19:45.472 --> 01:19:47.307
‫برای اینکه دختر موردعلاقه‌اش
‫رو بتونه تحت تاثیر قرار بده...

01:19:47.766 --> 01:19:49.107
‫مردی که نقشش رو
،باستر بازی میکنه

01:19:49.131 --> 01:19:50.686
فکر میکنه که مجبور
...نیست وارد رینگ بوکس بشه

01:19:50.811 --> 01:19:52.354
‫تا بتونه دل دختره رو ببره،
‫ولی میفهمه که مجبوره

01:19:52.646 --> 01:19:54.731
‫و اولین باری که برای تمرین
‫وارد رینگ بوکس میشه...

01:19:55.065 --> 01:19:56.817
‫یکی از خنده‌دارترین بخش‌های فیلمه

01:20:38.609 --> 01:20:39.943
‫[ دستاتو ببر بالا! ]

01:22:00.149 --> 01:22:01.942
‫تقریبا اولای فیلم بتلینگ باتلر،

01:22:02.068 --> 01:22:04.528
‫کیتون که یه بچه‌ی لوسه،
‫میره ماهیگیری...

01:22:10.493 --> 01:22:12.036
‫و به یه اردک شلیک میکنه

01:22:13.704 --> 01:22:17.708
‫و این سکانس که همه‌ش توی یه شات
‫فیلمبرداری شده، مجموعه‌ای از...

01:22:17.917 --> 01:22:19.251
‫شیرین‌کاری‌هاست که خیلی
‫بی‌نقص انجام شدن

01:23:28.404 --> 01:23:29.989
‫و این اولین کات این بخش بود

01:23:39.582 --> 01:23:42.001
‫عصر بخیر. اورسون ولز هستم

01:23:43.377 --> 01:23:46.714
‫باعث افتخارمه که...

01:23:47.631 --> 01:23:49.967
‫امشب، خدمتتون...

01:23:50.718 --> 01:23:53.012
‫یکی از بهترین فیلم‌های
‫صامت رو معرفی کنم

01:23:53.137 --> 01:23:55.389
‫یکی از بهترین فیلم‌های
‫تمام دوران

01:23:55.514 --> 01:23:56.849
‫یکی از فیلم‌های موردعلاقه‌ام،

01:23:57.391 --> 01:24:01.896
‫"ژنرال". به کارگردانی و بازیگری
‫باستر کیتون

01:24:05.399 --> 01:24:07.401
‫بعدش، در سال 1926،

01:24:07.485 --> 01:24:11.072
‫فیلمی وارد کار شد که به زعم
‫خیلی‌ها، بهترین کار باستر کیتون ـه

01:24:11.280 --> 01:24:12.311
‫"ژنرال"

01:24:12.335 --> 01:24:15.451
کمدی‌ای که درباره‌ی ‫جنگ
داخلی به زیبایی تمام ساخته شد

01:24:17.036 --> 01:24:20.247
‫که اخیرا توسط تاریخدان‌ها
‫و منتقدان فیلم...

01:24:20.373 --> 01:24:23.209
‫رتبه‌ی 18 رو در بین بهترین‌ فیلم‌های
‫تمام دوران گرفته

01:24:23.334 --> 01:24:26.045
‫و همینطور رتبه‌ی اول رو در
‫بین تمام فیلم‌های صامت

01:24:26.921 --> 01:24:30.257
‫تعداد کمی از فیلم‌های تاریخ
‫توانایی برابری با این فیلم رو دارن

01:24:30.966 --> 01:24:32.802
‫و هیچ فیلمی توانایی برابری با
‫این فیلم رو توی موضوع ساختش، نداره

01:24:33.427 --> 01:24:37.765
‫میشه گفت که صد برابر بهتر
‫از فیلم "بربادرفته"ست

01:24:42.144 --> 01:24:44.146
‫ولی وقتی که فیلم اکران شد،

01:24:44.605 --> 01:24:46.816
‫آنچنان استقبال خوبی ازش نشد

01:24:47.108 --> 01:24:50.537
‫و توسط افرادی که معتقد بودن جالب
نیست ‫که کشته‌شدن آدم‌ها رو ببینیم،

01:24:50.561 --> 01:24:51.696
مورد نقد واقع شد

01:25:29.316 --> 01:25:32.620
‫باستر کیتون قبل از اینکه
مقوله‌ی کمدی سیاه ‫وارد بشه،

01:25:32.644 --> 01:25:34.071
چنین کمدی‌ای ساخته بود

01:25:36.907 --> 01:25:40.327
‫فیلم به موفقیت زیادی دست
‫نیافت، با اینحال...

01:25:40.411 --> 01:25:44.206
‫باستر خودش همیشه گفته که
‫ژنرال بهترین فیلمشه

01:25:44.331 --> 01:25:47.585
‫ژنرال نه تنها یه فیلم
‫به شدت خنده‌داره...

01:25:47.668 --> 01:25:50.921
‫بلکه از دید منی که طرفدار
‫سینمای اکشن هستم...

01:25:51.005 --> 01:25:53.758
‫یکی از بهترین فیلمای اکشنه

01:26:15.112 --> 01:26:18.074
‫باستر تصمیم گرفت که نقش یه
‫سرباز جنوبی رو بازی کنه...

01:26:18.199 --> 01:26:20.777
‫چون فکر می‌کرد که بیننده‌ها با
سرباز ‫شمالی هم‌دردی نمی‌کنن

01:26:20.801 --> 01:26:21.911
چون اونا جنگ رو برده بودن

01:26:25.039 --> 01:26:28.501
‫اون یه نسخه‌ی مرگبارتر از شیرین‌کاری
‫فیلم کشتی‌ران رو اینجا اجرا کرد

01:27:34.024 --> 01:27:38.195
‫اون همچنین توی این فیلم، گرون‌قیمت‌ترین
‫سکانس تک‌شات ضبط شده...

01:27:38.320 --> 01:27:40.239
‫در بین فیلم‌های صامت
‫سینما رو ضبط کرد

01:27:58.007 --> 01:28:01.010
‫دوتا فیلم آخر مستقل باستر...

01:28:01.135 --> 01:28:04.096
‫که از لحاظ خنده‌دار و کمدی بودن،
‫میشه گفت از همه کمدی‌تر بودن،

01:28:07.183 --> 01:28:09.769
‫اولیش کالج بود، که در سال 1927
‫روی پرده رفت

01:28:10.019 --> 01:28:12.688
‫موفقیت زیادی کسب نکرد، ولی
‫هنوزم نمیشه فهمید که چرا

01:28:12.855 --> 01:28:15.274
‫چون پر از صحنه‌های خنده‌دار بود

01:28:15.608 --> 01:28:16.753
‫هارولد لوید در سال1925

01:28:16.777 --> 01:28:20.237
تونست موفقیت ‫زیادی با
فیلم "دانشجوی سال اول" کسب کنه

01:28:20.571 --> 01:28:22.920
‫داستان فیلم درباره‌ی کالجی
بود که بهش ‫وارد شده بود

01:28:22.944 --> 01:28:24.367
و موضوعیتش حول فوتبال می‌چرخید

01:28:24.742 --> 01:28:27.745
‫کیتون هم سعی کرد از هر ورزش
‫دیگه‌ای توی فیلمش کمک بگیره

01:29:04.365 --> 01:29:05.208
‫در ابتدای فیلم،

01:29:05.232 --> 01:29:07.785
باستر سعی میکنه که بعنوان ‫یه
نوشابه‌فروش توی یه مغازه استخدام بشه

01:29:07.868 --> 01:29:09.745
‫و به دنبال اینه که به جایگاه
‫نوشابه‌فروش حرفه‌ای برسه

01:29:29.473 --> 01:29:30.975
‫و ادعا میکنه که میتونه جای فروشنده
‫فعلی رو پر کنه و چیزی ازش کم نداره

01:29:31.559 --> 01:29:35.312
‫بعدش، شاهد یکی از قدرتمندترین
‫سکانس‌های کمدی کیتون هستیم...

01:30:50.137 --> 01:30:51.347
‫توی سکانس بعدی...

01:30:51.472 --> 01:30:55.726
‫تعداد زیادی از همکلاسی‌هاش
‫دارن باستر رو اذیت می‌کنن...

01:32:21.302 --> 01:32:25.098
‫آخرین فیلم مستقل باستر در
‫1928 منتشر شد

01:32:25.223 --> 01:32:28.226
‫آخرین سال معجزه‌آسای
‫سینمای صامت

01:32:28.601 --> 01:32:29.633
‫استیم‌بوت بیل جونیور

01:32:29.657 --> 01:32:32.480
هنوزم یکی از ‫خلاقانه‌ترین
ساخته‌های کمدی کیتون حساب میشه

01:32:35.525 --> 01:32:38.153
‫که اوجش سکانسیه که طوفان میاد

01:33:45.804 --> 01:33:46.796
‫داستان براساس پسریه که

01:33:46.820 --> 01:33:49.557
سعی میکنه ‫پدرش رو که مدت‌هاست
ازش دور بوده، تحت تاثیر قرار بده

01:33:49.808 --> 01:33:53.853
‫و پدرش هم فورا کارای پسرش بدش میاد
‫و اصلا تحت تاثیر قرار نمیگیره

01:33:54.104 --> 01:33:55.188
‫مخصوصا خیلی از کلاهش
‫بدش میاد

01:33:55.772 --> 01:33:57.023
‫اولین چیز، یه کلاه جدید وارد میشه

01:34:07.283 --> 01:34:10.370
‫ولی باستر اینجا یه
‫شیرین‌کاری ریز میزنه...

01:34:10.537 --> 01:34:12.831
‫و خیلی سریع کلاهش
‫رو جابجا میکنه...

01:34:12.956 --> 01:34:14.582
‫و کلاه معروفش رو که مدت‌ها
‫بهش معروف بود، سرش میذاره

01:34:20.839 --> 01:34:25.176
‫باستر عاشق دختر صاحب
‫ثروتمند کشتی میشه

01:34:25.301 --> 01:34:27.679
‫صاحب کشتی‌ای که سعی داره
‫پدر ورشکست‌شده‌ی باستر رو...

01:34:27.762 --> 01:34:29.556
‫از کار خارج کنه

01:34:30.932 --> 01:34:35.020
‫پدر دختر، ورود باستر رو
‫به کشتی قدغن میکنه

01:34:36.062 --> 01:34:37.505
‫ولی پدر باستر پاشو
تو یه کفش میکنه

01:34:37.529 --> 01:34:39.315
‫که باستر پا پس نمیکشه
و سر موضع خودش هست

01:34:39.441 --> 01:34:41.359
‫و باید سوار کشتی بشه

01:34:41.693 --> 01:34:43.862
‫این قضیه منتج به یکی
‫از خنده‌دارترین سکانس‌ها میشه

01:34:43.945 --> 01:34:48.241
‫شاهکار صامتی که به زیبایی
‫و ظرافت تمام، ساخته شده

01:34:48.491 --> 01:34:50.326
‫دهمین فیلمش طی پنج سال

01:35:35.914 --> 01:35:37.874
‫[ این برای این کار ساخته شده ]

01:35:47.300 --> 01:35:50.303
‫و اینطور شد که دهه‌ی
‫پادشاه کبیر به اتمام رسید

01:35:52.639 --> 01:35:54.766
‫استقلالش، ازدواجش،

01:35:54.891 --> 01:35:55.797
‫فیلم‌های صامتش،

01:35:55.821 --> 01:35:58.561
و هرآنچه که ‫بهش دست یافته
بود... به فراموشی سپرده شد

01:36:00.605 --> 01:36:05.318
‫و طولی نکشید که طعمه‌ی...

01:36:05.443 --> 01:36:07.445
‫ایالات متحده‌ی فراموشی شد

01:36:10.364 --> 01:36:14.243
‫در 1965، یک سال قبل
‫از فوت کیتون،

01:36:14.618 --> 01:36:17.872
‫در جشنواره‌ی فیلم ونیز، قدردانی
‫ویژه‌ای از باستر کبیر شد...

01:36:18.581 --> 01:36:19.522
‫و جمعیت سرپا ایستادن

01:36:19.546 --> 01:36:21.667
و برای مدت ‫طولانی‌ای
براش کف زدن و تشویقش کردن

01:36:21.751 --> 01:36:22.830
‫مدتی که طولانی‌ترین
...زمان تشویق

01:36:22.854 --> 01:36:23.878
در بین جشنواره‌های فیلم
ایتالیا به حساب میاد

01:36:24.795 --> 01:36:27.339
‫برای بیش از ده دقیقه، ملت
‫به تشویق ادامه دادن...

01:36:27.673 --> 01:36:29.341
‫و باستر اشک شوق میریخت

01:36:30.251 --> 01:36:31.252
‫براش سخت بود باور کنه که...

01:36:31.377 --> 01:36:36.049
‫این افراد فیلم‌هایی که چند ده سال پیش
‫ساخته شدن رو اینقدر دوست دارن

01:36:37.675 --> 01:36:40.011
‫النور بهم گفت که برای
‫باستر غیرقابل درک بود که...

01:36:40.094 --> 01:36:42.597
‫با گذشت 50 سال از ساخت‌ فیلم‌ها...

01:36:42.722 --> 01:36:46.517
‫هنوز ازشون قدردانی میشد. جوری که
‫انگار تازه اکران شده بودن

01:36:47.268 --> 01:36:48.436
‫و این قضیه براش قابل درک نبود

01:36:50.980 --> 01:36:51.893
‫چیزی که فوق‌العاده‌ست اینه که

01:36:51.917 --> 01:36:53.107
‫فیلم‌های باستر، محدود
به زمان نیستن

01:36:53.233 --> 01:36:58.238
‫یه کمدی این شکلی که هروقت
‫ببینیش باعث خنده‌ات میشه

01:36:59.614 --> 01:37:00.682
‫اون‌موقع‌ها خنده‌دار بوده،

01:37:00.706 --> 01:37:02.533
الانم هست. ‫و صدسال
دیگه هم خنده‌دار خواهد بود

01:37:04.911 --> 01:37:08.706
‫راجع به چندتا فیلم‌ساز
‫میشه این حرف رو زد؟

01:37:10.667 --> 01:37:12.043
‫اون گفت که "اونا منو
‫یادشون میمونه"

01:37:12.585 --> 01:37:17.006
‫و بله، قطعا باستر هرگز
‫فراموش نخواهد شد

01:37:17.007 --> 01:37:27.007
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:37:46.121 --> 01:37:50.540
‫راوی: پیتر بوگدانوویچ