﻿WEBVTT

00:00:07.610 --> 00:00:08.190
B

00:00:08.150 --> 00:00:08.980
B

00:00:07.400 --> 00:00:08.980
C

00:00:07.400 --> 00:00:09.000
C

00:00:07.400 --> 00:00:09.000
D

00:00:07.270 --> 00:00:07.320


00:00:07.320 --> 00:00:07.360


00:00:07.360 --> 00:00:07.400


00:00:07.400 --> 00:00:07.440


00:00:07.440 --> 00:00:07.480


00:00:07.440 --> 00:00:07.480


00:00:07.480 --> 00:00:07.520


00:00:07.480 --> 00:00:07.520


00:00:07.480 --> 00:00:07.520


00:00:07.520 --> 00:00:07.570


00:00:07.520 --> 00:00:07.570


00:00:07.520 --> 00:00:07.570


00:00:07.570 --> 00:00:07.610


00:00:07.570 --> 00:00:07.610


00:00:07.610 --> 00:00:07.650


00:00:07.610 --> 00:00:07.650


00:00:07.610 --> 00:00:07.650


00:00:07.650 --> 00:00:07.690


00:00:07.650 --> 00:00:07.690


00:00:07.650 --> 00:00:07.690


00:00:07.690 --> 00:00:07.730


00:00:07.690 --> 00:00:07.730


00:00:07.690 --> 00:00:07.730


00:00:07.730 --> 00:00:07.770


00:00:07.730 --> 00:00:07.940


00:00:07.730 --> 00:00:07.770


00:00:07.770 --> 00:00:07.820


00:00:07.770 --> 00:00:07.820


00:00:07.820 --> 00:00:07.860


00:00:07.820 --> 00:00:07.860


00:00:07.860 --> 00:00:07.900


00:00:07.860 --> 00:00:07.900


00:00:07.900 --> 00:00:08.980


00:00:07.900 --> 00:00:08.980


00:00:07.940 --> 00:00:08.980


00:00:20.000 --> 00:00:27.500

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:20.000 --> 00:00:27.500
bolboljan.net

00:00:31.830 --> 00:00:37.910
‫بیش از یک قرن پیش، موجوداتی که انسان ها رو شکار می‌کردند ناگهان پدیدار شدند.

00:00:39.490 --> 00:00:44.990
...تفاوت قدرت انسان و دشمن جدیدش اونقدر فاحش بود که

00:00:44.990 --> 00:00:49.200
‫...به سرعت بشریت رو تا مرز انقراض پیش برد.

00:00:51.370 --> 00:00:57.830
‫انسان های باقیمانده، سه دیوار ماریا، رز و شینا را ساختند

00:00:57.830 --> 00:01:01.410
‫که برای آنها یک قرن صلح و آرامش رو به ارمغان آورد.

00:01:01.410 --> 00:01:02.830
‫هرچند...

00:01:03.080 --> 00:01:08.750
‫منطقه شیگانشنا          سال 845

00:01:11.200 --> 00:01:13.540
...بشریت به یاد آورد

00:01:15.580 --> 00:01:18.950
...ترسی که از تسلط اون‌ها به جونش افتاده بود...

00:01:21.040 --> 00:01:26.120
‫...و حقارتی که از زندانی بودن در قفسی از دیوار بهش تحمیل شده بود.

00:02:01.040 --> 00:02:02.790
‫اونا داخلن!

00:02:07.120 --> 00:02:08.580
‫مامان!

00:02:10.790 --> 00:02:12.200
‫مامان!

00:02:13.950 --> 00:02:14.690
‫ارن!

00:02:14.690 --> 00:02:16.410
‫میکاسا! اون سرشو بگیر!

00:02:16.410 --> 00:02:18.290
‫باید این ستون رو تکون بدیم!

00:02:28.620 --> 00:02:30.910
!‫ارن! میکاسا رو بگیر و فرار کن

00:02:30.910 --> 00:02:32.370
‫بجنب!

00:02:32.370 --> 00:02:34.160
‫میخوام همینکارو بکنم!

00:02:34.160 --> 00:02:36.790
‫پس بجنب و زودتر از اونجا بیا بیرون!

00:02:36.790 --> 00:02:40.870
‫آوار پاهام رو له کرده...

00:02:40.870 --> 00:02:44.160
‫حتی اگه بتونم بیام بیرون، نمیتونم بدوم.

00:02:44.160 --> 00:02:45.200
‫متوجه نیستی؟

00:02:45.200 --> 00:02:47.200
‫پس خودم میبرمت!

00:02:47.200 --> 00:02:50.450
‫چرا هیچوقت به حرف مادرت گوش نمی کنی؟!

00:02:50.450 --> 00:02:53.330
!حداقل می‌تونی به آخرین حرفم گوش کنی

00:02:53.330 --> 00:02:55.450
‫میکاسا!

00:02:55.450 --> 00:02:57.120
‫نه...

00:02:57.120 --> 00:02:58.700
‫نه...!

00:03:00.290 --> 00:03:02.290
‫هانس!

00:03:02.290 --> 00:03:05.580
‫بچه ها رو بردار و از اینجا برو!

00:03:05.580 --> 00:03:08.450
‫منو دست کم نگیر، کارلا.

00:03:08.450 --> 00:03:12.740
‫میخوام این تایتان ها رو سلاخی کنم و هر سه‌تاتون رو نجات بدم!

00:03:12.740 --> 00:03:15.410
‫وایسا! باهاشون درگیر نشو!

00:03:33.870 --> 00:03:35.910
‫هی! هانس-سان!

00:03:35.910 --> 00:03:38.200
‫داری چیکار می‌کنی؟!

00:03:38.200 --> 00:03:41.160
‫مامان هنوز...!

00:03:41.160 --> 00:03:44.080
‫ارن! میکاسا!

00:03:44.080 --> 00:03:46.620
‫شما باید زنده بمونین!

00:03:55.740 --> 00:03:59.950
‫نکن!

00:04:25.240 --> 00:04:30.080
‫منطقه های شهری مثل شیگانشینا که تو نقاط حساس دیوار ها قرار دارن،

00:04:30.080 --> 00:04:37.370
‫برای جلب توجه تایتان ها و کاهش هزینه های امنیتی و تعداد سرباز ها مورد استفاده قرار میگیرن.

00:04:37.370 --> 00:04:40.790
‫با اینکه نقش خودش رو به عنوان هدف تایتان ها به خوبی انجام می داد،

00:04:40.790 --> 00:04:47.290
‫ولی شیگانشینا فقط یدونه دروازه داخلی داشت
.تا مردم بتونن ازش فرار کنن

00:04:50.660 --> 00:04:52.410
‫این دیگه...؟

00:04:52.410 --> 00:04:53.830
‫اون...!

00:04:54.910 --> 00:04:56.370
‫آتش!

00:04:59.080 --> 00:05:02.790
‫چند ساعت پس از پیدا شدن تایتان عظیم‌الجثه،

00:05:02.790 --> 00:05:07.040
‫تایتان زرهی دروازه داخلی دیوار رو کاملا نابود کرد...

00:05:07.040 --> 00:05:10.410
‫...صلح 100 ساله رو تیکه تیکه کرد.

00:05:10.410 --> 00:05:17.450
‫بشریت یک‌سوم قلمرو خودش رو از دست داد و از دیوار ماریا فرارکرد.

00:05:17.450 --> 00:05:20.790
‫تو نتونستی مادرت رو نجات بدی...

00:05:20.790 --> 00:05:23.490
‫...چون قدرتش رو نداشتی.

00:05:23.490 --> 00:05:26.830
‫من نتونستم با تایتان روبرو بشم...

00:05:27.790 --> 00:05:30.660
‫...چون شجاعتش رو نداشتم!

00:05:37.580 --> 00:05:40.660
‫من... میخوام...

00:05:40.660 --> 00:05:41.700
‫ارن.

00:05:41.700 --> 00:05:44.620
‫چت شده، ارن؟

00:05:44.620 --> 00:05:46.160
‫ارن...

00:05:47.330 --> 00:05:49.410
‫...نابودشون کنم!

00:05:50.370 --> 00:05:52.580
‫من میخوام تا آخرین‌شون رو...

00:05:52.580 --> 00:05:54.950
‫...از این دنیا ناپدید کنم!

00:06:02.920 --> 00:06:10.180
‫منطقه تروست    سال 850

00:06:03.790 --> 00:06:05.620 line:20%
‫دست به سینه!

00:06:05.620 --> 00:06:07.240
‫اطاعت!

00:06:07.240 --> 00:06:13.370 line:20%
‫شمایی که امروز از دانشکده فارغ‌التحصیل میشین،
‫سه راه دارین!

00:06:13.370 --> 00:06:17.490
‫گردان پادگان، که دیوار ها رو تقویت و از شهر ها محافظت می‌کنه!

00:06:17.490 --> 00:06:22.080
‫گردان پیشاهنگ، که جون‌تون رو بخطر میندازین تا خارج از دیوار ها رو تجربه کنین!

00:06:22.080 --> 00:06:27.490
‫و گردان پلیس داخلی، که مردم رو کنترل و نظم رو حفظ می‌کنه!

00:06:27.490 --> 00:06:30.870
‫مشخصاً، تنها کسانی که میتونن به پلیس داخلی ملحق بشن.

00:06:30.870 --> 00:06:34.370
‫ده نخبه دانشکده هستن که قبلا معرفی شدن!

00:06:37.540 --> 00:06:39.830
‫پنج سال از اون موقع گذشته...

00:06:39.830 --> 00:06:43.330
‫ما یک‌سوم قلمرو و 20% مردم‌مون رو از دست دادیم،

00:06:43.330 --> 00:06:47.040
‫ولی بشریت بالاخره داره موقعیت‌‌ش رو پس میگیره!

00:06:47.040 --> 00:06:51.790
‫ما میتونیم ببریم! مقابله بشریت تازه داره شروع میشه!

00:07:00.410 --> 00:07:01.580
‫آخ! داغه!

00:07:01.580 --> 00:07:02.790
‫این دیگه...؟!

00:07:08.790 --> 00:07:11.200
‫سال 850

00:07:11.200 --> 00:07:16.790
‫یکبار دیگه، بشریت توسط تایتان عظیم‌الجثه مورد تهدید قرار گرفت.

00:07:16.790 --> 00:07:21.740
‫شما دانشکده‌ای ها با موفقیت فارغ‌التحصیل شدین!
‫شما الان سرباز های شایسته‌ای هستین!

00:07:21.740 --> 00:07:24.160
‫تو این ماموریت خیلی بهتون امید دارم!

00:07:24.160 --> 00:07:26.450
‫حالت خوبه، آرمین؟!

00:07:26.450 --> 00:07:27.700
‫من خوبم!

00:07:27.700 --> 00:07:30.450
‫خیلی زود آروم میشم!

00:07:30.450 --> 00:07:32.120
‫ولی، این خیلی بده!

00:07:32.120 --> 00:07:37.160
دانش ما هنوز اونقدری نیست که بتونیم یه سوراخ
.با 8 متر ارتفاع رو به سرعت ببندیم

00:07:37.160 --> 00:07:41.160
‫اگه سوراخ رو نبندیم، این شهر هم از دست رفته!

00:07:41.160 --> 00:07:42.740
‫آرمین!

00:07:42.740 --> 00:07:45.950
‫آروم باش! اینبار مثل دفعه قبل نیست.

00:07:45.950 --> 00:07:49.580
!‫بشریت دیگه به تایتان‌ها نمی‌بازه

00:07:51.240 --> 00:07:53.120
‫متاسفم...

00:07:53.120 --> 00:07:54.620
‫حالم خوبه...

00:08:06.040 --> 00:08:07.990
‫اون همه تایتان؟!

00:08:09.160 --> 00:08:11.120
‫یه غیرعادی!

00:08:11.120 --> 00:08:12.370
‫وایسا!

00:08:37.120 --> 00:08:39.620
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

00:08:39.620 --> 00:08:40.540
‫ارن!

00:08:40.540 --> 00:08:43.200
‫برگرد اینجا، لعنتی!

00:08:43.200 --> 00:08:45.540
‫قراره واسه کشتن توماس تقاص پس بدی!

00:08:45.540 --> 00:08:49.120
‫نمیذارم! نمیذارم فرار کنی!

00:09:07.240 --> 00:09:09.370
‫وایسا! لطفا نکن!

00:09:09.370 --> 00:09:10.870
‫چرا...؟

00:09:10.870 --> 00:09:16.790
‫چرا وقتی دوستام دارن خورده میشن، دارم نگاه می کنم؟

00:09:18.240 --> 00:09:23.950
‫چرا... نمیتونم... تکون بخورم...؟

00:09:31.990 --> 00:09:34.830
‫آ-آرمین...

00:09:35.740 --> 00:09:38.950
‫ارن! ارن!

00:09:38.950 --> 00:09:40.870
‫ارن!

00:09:40.870 --> 00:09:46.200
‫طبق این کتاب، بیشتر دنیا با آب پوشیده شده که بهش میگن «دریا»!

00:09:46.200 --> 00:09:48.990
‫و این «دریا» کاملا آب‌نمکه!

00:09:48.990 --> 00:09:50.580
‫نمک؟!

00:09:50.580 --> 00:09:53.160
!تازه فقط همین دریای نمک نیست

00:09:53.160 --> 00:09:57.660
‫آب آتشین! سرزمین های یخی! برف‌پهنه های شنی!

00:09:57.660 --> 00:10:02.290
‫دنیای بیرون حتما باید چندین برابر بزرگتر از داخل این دیوار ها باشه!

00:10:02.290 --> 00:10:06.950
‫امیدوارم بتونیم یه روزی دنیای بیرون رو هم بگردیم!

00:10:20.290 --> 00:10:21.620
‫ارن!

00:10:22.660 --> 00:10:27.330
‫من اینجا مردن رو قبول نمی کنم...

00:10:27.330 --> 00:10:33.370
‫من باید... اونو ببینم...
‫دنیای بیرون رو...!

00:10:35.450 --> 00:10:37.870
‫ارن! بجنب!

00:10:57.080 --> 00:11:00.160
‫ما تو دنیای بی‌رحمی زندگی می‌کنیم.

00:11:00.160 --> 00:11:03.200
‫یه دنیای بی‌رحم که فقط برنده ها توش زندگی میکنن.

00:11:04.160 --> 00:11:10.620
‫تو همچین دنیایی، ارن بهم جایی رو داد تا خونه بدونمش.

00:11:10.620 --> 00:11:12.950
‫گرمه، نه؟

00:11:12.950 --> 00:11:18.490
‫اون چیزی بود که نمیتونستم دوباره از دست دادنش رو تحمل کنم.

00:11:21.490 --> 00:11:23.830
‫ارن کجاست؟

00:11:23.830 --> 00:11:25.200
‫آرمین؟

00:11:30.870 --> 00:11:33.370
‫متاسفم، میکاسا...

00:11:33.370 --> 00:11:36.990
‫باید من می‌بودم، نه ارن...

00:11:39.660 --> 00:11:41.040
‫آرمین.

00:11:44.290 --> 00:11:45.990
‫آروم باش.

00:11:45.990 --> 00:11:49.410
‫الان وقت این نیست که احساساتی باشی.

00:11:50.790 --> 00:11:52.580
‫حالا بلند شو.

00:11:53.740 --> 00:11:56.580
‫اگه تایتان هایی که اطراف مقر مرکزی جمع شدن رو بکشیم،

00:11:56.580 --> 00:12:00.330
‫میتونیم مخزن های گازمون رو دوباره پر کنیم و خودمونو به دیوار برسونیم.

00:12:00.330 --> 00:12:01.660
‫درسته؟

00:12:01.660 --> 00:12:04.700
‫ولی حتی با کمک تو، بازم خیلی زیادن...

00:12:04.700 --> 00:12:05.790
.می‌تونم

00:12:07.620 --> 00:12:10.200
‫من قوی‌ام.

00:12:10.200 --> 00:12:12.950
‫از همه شما قوی‌ترم.

00:12:12.950 --> 00:12:14.910
‫من خیلی قویم.

00:12:14.910 --> 00:12:20.370
‫برای همین، من میتونم تایتان هایی که اونجا هستن رو نابود کنم!

00:12:20.370 --> 00:12:22.620
‫حتی اگه مجبورشم تنها برم.

00:12:22.620 --> 00:12:25.580
‫واقعا میخوای تنهایی از پس اون همه تایتان بربیای؟!

00:12:25.580 --> 00:12:27.290
‫امکان نداره بتونی شکست‌شون بدی!

00:12:27.290 --> 00:12:30.120
.اگه نتونم، میمیرم

00:12:30.120 --> 00:12:32.660
‫ولی... اگه ببرم، زنده می‌مونم.

00:12:32.660 --> 00:12:35.120
‫و تنها راه زنده موندن، جنگیدن‌ﻪ!

00:12:46.410 --> 00:12:49.200
‫اون اصلا خود همیشگی و خونسردش نیست!

00:12:49.200 --> 00:12:52.040
!داره حواسشو از ناراحتی که داره پرت می‌کنه

00:12:53.660 --> 00:12:55.080
‫میکاسا!

00:12:58.790 --> 00:13:01.040
‫دوباره اینجوری شد...

00:13:01.040 --> 00:13:03.620
‫دوباره خانواده‌ام رو از دست دادم...

00:13:04.990 --> 00:13:09.580
‫باید دوباره با این درد روبرو بشم...

00:13:09.580 --> 00:13:13.790
‫...و دوباره همه چیز رو از اینجا شروع کنم؟

00:13:32.620 --> 00:13:34.240
‫چرا؟

00:13:34.240 --> 00:13:36.330
‫مطمئن بودم که تسلیم شدم...

00:13:41.620 --> 00:13:45.200
‫چرا... دارم بلند میشم؟

00:13:46.200 --> 00:13:48.540
‫چرا... دارم تقلا می‌کنم؟

00:13:49.790 --> 00:13:51.700
‫سرآخر...

00:13:53.240 --> 00:13:55.490
‫دیگه هیچ فایده‌ای تو زنده موندن نیست...

00:13:56.990 --> 00:13:58.990
‫پس چی داره منو تحریک می‌کنه؟

00:14:01.370 --> 00:14:02.990
‫بجنگ!

00:14:02.990 --> 00:14:06.700
‫بجنگ! بجنگ!

00:14:06.700 --> 00:14:08.120
‫ارن...

00:14:09.540 --> 00:14:12.200
‫متاسفم، ارن...

00:14:12.200 --> 00:14:14.580
‫دیگه تسلیم نمیشم...

00:14:17.660 --> 00:14:20.160
‫اگه من بمیرم...

00:14:20.160 --> 00:14:24.240
‫...مهم‌تر از همه، خاطراتی که ازت دارم رو هم از دست میدم.

00:14:24.240 --> 00:14:27.740
‫برای همین... هرکاری واسه بردن لازم باشه انجام میدم!

00:14:27.740 --> 00:14:29.950
‫هرکاری که واسه زنده موندن لازم باشه!

00:14:46.830 --> 00:14:48.580
‫یهو چی شد؟!

00:15:03.700 --> 00:15:05.200
‫یه تایتان...

00:15:06.200 --> 00:15:07.740
‫...داره یه تایتان...

00:15:09.700 --> 00:15:11.410
‫...دیگه رو میکشه...

00:15:21.370 --> 00:15:24.540
‫من کاملا گیج شده بودم

00:15:24.540 --> 00:15:27.990
‫ولی کورسویی از شادی رو هم حس کردم.

00:15:27.990 --> 00:15:30.330
‫چون چیزی که دیدم...

00:15:30.330 --> 00:15:34.200
‫...شبیه مظهر خشم بشریت بود.

00:15:48.790 --> 00:15:50.040
‫میکاسا!

00:16:28.990 --> 00:16:30.790
‫لعنتی!

00:16:33.990 --> 00:16:35.740
‫لعنتی!

00:16:40.410 --> 00:16:44.700
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

00:16:44.700 --> 00:16:47.450
‫من تسلیم شدن رو قبول نمی‌کنم!

00:16:47.450 --> 00:16:51.620
‫من نابودشون می‌کنم! تا آخری‌شون رو!

00:16:52.740 --> 00:16:56.330
‫با دست خودم!

00:17:00.700 --> 00:17:03.790
‫از این دنیا ناپدیدتون می‌کنم...

00:17:05.410 --> 00:17:09.410
‫بیشتر... میخوام...

00:17:09.410 --> 00:17:11.450
‫...بیشتر بکشم‌تون...

00:17:13.740 --> 00:17:15.620
‫ارن؟

00:17:23.910 --> 00:17:29.080
‫قبل از اینکه بفهمم، با سربازایی که فک می‌کردم هم‌رزمم هستن، محاصره شده بودم.

00:17:29.080 --> 00:17:32.870
‫جوری بود که انگار داشتن به یه هیولا نگاه می‌کردن...

00:17:32.870 --> 00:17:36.290
‫...درحالی که سلاح هایی که برای کشتن تایتان ها ساخته شده بود رو به بیرون کشیده بودن.

00:17:36.290 --> 00:17:38.700
‫نمیتونم به یاد بیارم چجوری به اینجا رسیدم،

00:17:38.700 --> 00:17:42.910
!مهم نیست چه اتفاقی بیوفته، اجازه نمیدم این جوری باشه که میمیرم

00:17:44.790 --> 00:17:46.330
‫ارن! آرمین!

00:17:46.330 --> 00:17:47.620
‫برین سمت دیوار!

00:17:51.620 --> 00:17:52.910
‫ارن.

00:17:54.200 --> 00:17:59.700
‫وقتی برگشتم، زیرزمینی که تمام مدت مخفی نگه داشته بودم رو بهت نشون میدم.

00:17:59.700 --> 00:18:04.200
‫این کلید رو همیشه با خودت داشته باش.

00:18:04.200 --> 00:18:08.240
‫و هروقت که دیدیش، به یاد بیار.

00:18:08.240 --> 00:18:11.700
‫به یاد بیار که باید زیرزمین رو ببینی!

00:18:13.740 --> 00:18:16.950
‫اگه زیرزمین رو ببینی، یه روزی حقیقت رو میفهمی!

00:18:16.950 --> 00:18:19.660
‫سفر سخت و دردناکی میشه...

00:18:19.660 --> 00:18:22.290
‫...ولی باید بهش برسی!

00:18:26.540 --> 00:18:30.740
‫اگه میخوای میکاسا، آرمین و بقیه رو نجات بدی...

00:18:30.740 --> 00:18:35.490
‫...باید یاد بگیری این قابلیت رو کنترل کنی!

00:18:44.370 --> 00:18:49.540
‫ارن با استفاده از قدرت تایتان‌ش، من و میکاسا رو نجات داد.

00:18:49.540 --> 00:18:52.700
‫درحالی که شرایط بدتر شده بود،

00:18:52.700 --> 00:18:57.540
‫اون بهم اعتقاد داشت و با اطمینان، همه چیز رو به من سپرد.

00:18:57.540 --> 00:19:00.370
‫«ارن دشمن بشریت نیست.»

00:19:00.370 --> 00:19:04.450
‫این کلمات، شهادتی بود که دادم، ولی...

00:19:05.450 --> 00:19:07.330
‫دیگه کافیه.

00:19:08.290 --> 00:19:13.330
‫میبینم که هنوز برخلاف هیکل‌ت، مثل یه آهوی جوون حساسی.

00:19:15.120 --> 00:19:17.580
‫ولی کسی که نجات‌مون داد.

00:19:17.580 --> 00:19:23.330
‫افسر ارشد تمام قلمرو جنوبی، فرمانده پیکسیس بود.

00:19:23.330 --> 00:19:29.080
‫اون ایده منو شنید و فورا نقشه رو عملی کرد.

00:19:29.080 --> 00:19:32.700
‫توجه!

00:19:32.700 --> 00:19:37.990
‫الان جزئیات عملیات بازپس‌گیری تروست رو توضیح میدم!

00:19:37.990 --> 00:19:44.370
اون نتیجه‌ی موفقیت‌آمیزِ آزمایش‌های فوق‌سری ما
.در حیطه تبدیل تایتان محسوب میشه

00:19:44.370 --> 00:19:49.290
‫در حالت تایتانی، اون صخره بزرگ نزدیک دروازه جلویی رو

00:19:49.290 --> 00:19:53.160
‫به دروازه شکسته منتقل می‌کنه و سوراخ رو میبنده!

00:19:53.160 --> 00:19:54.910
‫و ماموریت شما،

00:19:54.910 --> 00:20:00.830
‫اینه که حین حمل صخره، ازش دربرابر تایتان هایی که بهش حمله می‌کنن، محافظت کنین!

00:20:00.830 --> 00:20:03.450
‫درصورت موفقیت این عملیات،

00:20:03.450 --> 00:20:09.870
‫بشریت برای اولین بار، زمین رو از تایتان ها پس میگیره!

00:20:09.870 --> 00:20:13.620
‫برای انسان ها، این یک قدم کوچک...

00:20:13.620 --> 00:20:16.120
‫...جهش بزرگی به سمت جلو خواهد بود!

00:20:34.240 --> 00:20:36.790
‫ارن! منو نمیشناسی؟!

00:20:36.790 --> 00:20:41.120
‫من میکاسام! جزئی از خانواده‌ت!

00:20:41.120 --> 00:20:42.990
‫جاخالی بده، آکرمن!

00:20:46.330 --> 00:20:47.870
‫این دیگه چی بود؟!

00:20:47.870 --> 00:20:50.830
‫اون فقط یه تایتان معمولی و بی‌عقله!

00:20:50.830 --> 00:20:52.330
‫تغییر نقشه!

00:20:52.330 --> 00:20:56.410
‫باید تا موقعی که برش‌گردونیم، از یئگر در برابر بقیه تایتان ها محافظت کنیم!

00:20:56.410 --> 00:20:59.450
‫اون فرصت باارزشی برای بشریت‌ـه.

00:21:01.080 --> 00:21:02.580
‫من کجام؟

00:21:06.330 --> 00:21:08.120
‫من خونه‌ام...

00:21:08.120 --> 00:21:09.660
‫میکاسا!

00:21:09.660 --> 00:21:11.040
‫نقشه چی شد؟!

00:21:11.040 --> 00:21:12.450
‫شکست خورد!

00:21:12.450 --> 00:21:15.870
‫ما داریم مبارزه می‌کنیم چون نمیتونیم ارن رو از دست بدیم!

00:21:15.870 --> 00:21:18.200
‫ولی تایتان ها خیلی زیادن...

00:21:18.200 --> 00:21:20.950
‫با این وضع، داغون میشیم!

00:21:23.910 --> 00:21:26.160
‫از پشت سر تا پس گردن...

00:21:26.160 --> 00:21:29.870
‫...یک متر ارتفاع و ده سانتی متر از بغل!

00:21:31.910 --> 00:21:35.040
‫ارن... جوابمو بده...

00:21:35.040 --> 00:21:40.370
‫حتی با اینکه یه قدم بیرون دیوار، یه دنیای جهنمیه...

00:21:40.370 --> 00:21:45.290
!چرا می‌خواستی دنیای بیرون رو بگردی؟

00:21:47.540 --> 00:21:50.370
‫چرا؟

00:21:50.370 --> 00:21:51.700
‫چون...

00:21:51.700 --> 00:21:54.040
‫...من تو این دنیا متولد شدم!

00:22:02.910 --> 00:22:04.370
‫ارن!

00:22:07.540 --> 00:22:10.410
‫کاپیتان، دیگه نمیتونیم ادامه بدیم!

00:22:10.410 --> 00:22:13.160
‫الان فقط ما موندیم!

00:22:33.700 --> 00:22:37.290
‫باید ارن رو پشتیبانی کنیم! بقیه رو ازش دور نگه دارین!

00:22:40.620 --> 00:22:41.580
‫اینطرف!

00:22:41.580 --> 00:22:43.200
‫بیا منو بگیر!

00:22:49.450 --> 00:22:54.330
!چرا می‌خواستی دنیای بیرون رو بگردی؟

00:22:57.120 --> 00:23:02.160
‫از لحظه‌ای که بدنیا اومدیم، همه‌مون...

00:23:02.160 --> 00:23:03.870
‫...آزادیم...

00:23:05.990 --> 00:23:11.660
‫شاید بعضیا سعی کنن منکرش بشن، ولی مهم نیست چقدر قوی‌ان!

00:23:12.910 --> 00:23:18.620
‫آب آتشین... سرزمین های یخی... یا هر چیز دیگه!

00:23:18.620 --> 00:23:21.080
‫هرکس که بتونه اونا رو ببینه...

00:23:21.080 --> 00:23:25.330
‫...بزرگترین آزادی که این دنیا میتونه ارائه بده رو داره!

00:23:26.910 --> 00:23:28.950
‫بجنگ!

00:23:28.950 --> 00:23:32.120
‫اگه چیزی ارزش اینو داره که جونت رو از دست بدی، همینه!

00:23:33.910 --> 00:23:38.290
‫مهم نیست دنیا چقدر ممکنه ترسناک باشه!

00:23:40.450 --> 00:23:44.830
‫مهم نیست دنیا چقدر ممکنه بی‌رحم باشه!

00:23:47.950 --> 00:23:52.040
‫بجنگ! بجنگ!

00:23:52.040 --> 00:23:53.740
‫بجنگ!

00:24:01.410 --> 00:24:04.790
‫برو، ارن!

00:24:25.290 --> 00:24:26.950
‫بچه‌ها...

00:24:26.950 --> 00:24:30.740
‫مرگ‌تون بی‌ارزش نبوده...

00:24:36.080 --> 00:24:39.910
‫امروز، برای اولین بار تو تاریخ...

00:24:39.910 --> 00:24:42.450
‫...بشریت تایتان ها رو شکست داد!

00:24:44.700 --> 00:24:51.540
‫207نفر کشته یا مفقود، و 897 نفر مجروح شدن.

00:24:51.540 --> 00:24:55.990
‫هرچند این اولین بار بود که بشریت، جلوی حمله تایتان ها رو گرفت،

00:24:55.990 --> 00:25:01.950
‫افراد بسیار زیادی از دست رفتن تا این دستاورد تاریخی بدست بیاد.

00:25:05.120 --> 00:25:07.160
‫تو...

00:25:07.160 --> 00:25:10.330
‫...مارکو ئی؟

00:25:10.330 --> 00:25:12.330
‫متاسفم...

00:25:13.990 --> 00:25:16.540
‫متاسفم...

00:25:16.540 --> 00:25:21.080
‫معذرت‌خواهی کردن بی‌فایده‌س. باید بجنبیم و براشون مراسم بگیریم.

00:25:32.870 --> 00:25:39.160
‫رئیس نیرو های عملیاتی گردان پیشاهنگ، فرمانده اروین...

00:25:39.160 --> 00:25:41.160
‫...و کاپیتان لیوای!

00:25:43.240 --> 00:25:48.330
‫توی خونه‌ت تو شیگانشینا، زیرزمین دکتر یئگر...

00:25:48.330 --> 00:25:51.990
‫راز تایتان ها اونجاست، درسته؟

00:25:51.990 --> 00:25:54.330
‫بله، اینطور فک می‌کنم.

00:25:54.330 --> 00:25:57.580
‫این چیزیه که پدرم گفته.

00:25:57.580 --> 00:26:00.040
‫اگه بخوایم خونه‌ت رو بررسی کنیم،

00:26:00.040 --> 00:26:04.080
‫باید منطقه شیگانشینا به همراه دیوار ماریا رو پس بگیریم.

00:26:05.040 --> 00:26:10.540
‫بستن دروازه شکسته اونجا، بهترین راه برای انجام دادنشه.

00:26:10.540 --> 00:26:13.700
‫که یعنی به قابلیت تایتان‌ت نیاز خواهیم داشت.

00:26:14.990 --> 00:26:17.620
.عزم تو کلیده

00:26:17.620 --> 00:26:21.830
‫کلید نجات دادن نسل بشریت از این ناامیدی.

00:26:24.490 --> 00:26:26.160
‫من...

00:26:30.200 --> 00:26:32.540
‫من میخوام تا آخرین‌شون رو...

00:26:32.540 --> 00:26:37.160
‫...از این دنیا محو کنم.

00:26:37.160 --> 00:26:40.740
‫هوی. اون سوال لعنتی رو جواب بده، کودن.

00:26:40.740 --> 00:26:43.330
‫میخوای چیکار کنی؟

00:26:47.580 --> 00:26:50.540
‫میخوام به پیشاهنگ ها ملحق بشم...

00:26:50.540 --> 00:26:53.660
‫...و هر تایتانی که میتونم رو سلاخی کنم!

00:26:55.490 --> 00:26:59.370
‫عه، بد نبود.

00:26:59.370 --> 00:27:03.580
‫اروین، من مسئولیت‌شو میپذیرم.

00:27:03.580 --> 00:27:06.080
‫بالادستی ها رو مطلع کن.

00:27:06.080 --> 00:27:09.200
‫اگرچه لزوما بهش اعتماد ندارم.

00:27:09.200 --> 00:27:14.240
‫اگه بهمون خیانت کنه یا از کنترل خارج بشه، درجا میکشمش.

00:27:14.240 --> 00:27:16.120
‫قبولی.

00:27:16.120 --> 00:27:19.120
‫تو رو یکی از اعضای پیشاهنگ می کنم.

00:27:21.040 --> 00:27:25.580
‫تیم ویژه عملیاتی گردان پیشاهنگ... یا تیم لیوای.

00:27:25.580 --> 00:27:31.080
‫اونا بهترین نخبه های گردان پیشاهنگ هستن که توسط خود لیوای انتخاب شدن

00:27:31.080 --> 00:27:35.620
‫با اونا، برای سفر های بیرون دیوار آماده شدم.

00:27:35.620 --> 00:27:38.950
‫ولی همون موقع، حادثه‌ای اتفاق افتاد.

00:27:42.330 --> 00:27:45.370
‫سونی! بین!

00:27:45.370 --> 00:27:49.870
‫نه... بهم بگو این اتفاق نیوفتاده!

00:27:51.370 --> 00:27:53.620
‫اونا نمونه های آزمایشی باارزشی بودن...

00:27:53.620 --> 00:27:55.080
‫سربازا اینکارو کردن؟

00:27:55.080 --> 00:27:58.620
.آره. هنوز مجرم رو پیدا نکردن

00:27:58.620 --> 00:28:03.950
‫تایتان هایی که فرمانده بخش هانجی برای تحقیق، زنده دستگیر کرده بود

00:28:03.950 --> 00:28:07.240
‫توسط یه نفر کشته شدن.

00:28:07.240 --> 00:28:09.450
‫اینجا چی میبینی؟

00:28:11.620 --> 00:28:14.160
‫فک می‌کنی دشمن کیه؟

00:28:18.120 --> 00:28:21.410
‫ببخشید. چیز عجیبی واسه پرسیدن بود.

00:28:24.950 --> 00:28:30.290
.با وجود بازرسی‌ها، کسی که تایتان‌ها رو کشته بود شناسایی نشد

00:28:30.290 --> 00:28:35.620
‫ولی بعد از اینکه میکاسا، آرمین، و بقیه هم‌کلاسی ها گردان‌شون رو انتخاب کردن،

00:28:35.620 --> 00:28:37.580
‫آینده منتظرمون بود.

00:28:39.450 --> 00:28:43.700
‫57امین ماموریت اکتشاف خارجی شروع میشه!

00:28:43.700 --> 00:28:46.040
‫حرکت کنید!

00:28:48.040 --> 00:28:49.240
‫اورو-سان!

00:28:49.240 --> 00:28:53.330
‫فک می‌کنی اونا -هم‌کلاسی‌هام- میتونن تایتان ها رو تو مبارزه شکست بدن؟

00:28:53.330 --> 00:28:58.790
‫ها؟ پس یه ماه گذشته رو داشتی چه غلطی می‌کردی؟!

00:28:58.790 --> 00:29:00.790
‫گوش کن، پسر!

00:29:00.790 --> 00:29:05.990
‫تو ماموریت های اکتشاف خارجی، مبارزه با تایتان ها رو تا حد ممکن کم-

00:29:09.580 --> 00:29:13.370
‫آرایش اکتشاف دوربرد بگیرید!

00:29:13.370 --> 00:29:20.580
‫این سفر برای این بود که راهی به شیگانشینا و خونه ارن باز کنیم.

00:29:20.580 --> 00:29:27.910
‫اگرچه، یه هدف ثانویه هم داشت، که اروین بغیر از چند نفر، از بقیه مخفی نگه داشته بود.

00:29:27.910 --> 00:29:34.580
‫ورود یه تایتان، باعث تغییر سریع وضعیت شد.

00:29:34.580 --> 00:29:35.910
‫آرمین!

00:29:38.660 --> 00:29:43.540
‫این یکی یجورایی از بقیه تنومند تره.

00:29:43.540 --> 00:29:44.790
!کارم تمومه

00:29:44.790 --> 00:29:48.910
‫جان! تلافی اون دیوونه خودکشی رو سرش دربیار!

00:29:51.080 --> 00:29:53.160
‫اون وایساد؟

00:29:53.160 --> 00:29:55.990
‫خودش بود! اون کشتش!

00:29:55.990 --> 00:29:58.790
‫اون تو جناح راستی خودشو به کشتن داد!

00:29:58.790 --> 00:30:01.330
‫انتقام اون دیوونه خودکشی رو بگیر!

00:30:01.330 --> 00:30:02.580
‫راینر...

00:30:32.540 --> 00:30:34.540
.شمشیراتونو آماده کنین

00:30:38.120 --> 00:30:42.740
‫اگه خودش رو نشون بده، فقط یه لحظه فرصت داریم.

00:30:50.950 --> 00:30:52.790
!نمی‌تونی فرار کنی

00:31:01.330 --> 00:31:03.580
‫ارن! حواست به جلو باشه و راهتو ادامه بده!

00:31:03.580 --> 00:31:06.540
‫داری میگی فرار کنم و بیخیال اونا بشم؟!

00:31:06.540 --> 00:31:07.950
‫آره! منظورم همینه!

00:31:07.950 --> 00:31:10.450
‫نمی‌فهمم چرا داریم میذاریم اونا بمیرن!

00:31:10.450 --> 00:31:13.740
‫کاپیتان تصمیم گرفته لازم نیست تو بدونی!

00:31:13.740 --> 00:31:17.120
‫چرا من همیشه باید به بقیه تکیه کنم؟

00:31:17.120 --> 00:31:18.950
‫من خودم میتونم تنهایی مبارزه کنم!

00:31:18.950 --> 00:31:21.660
‫داری چیکار می‌کنی، ارن؟!

00:31:21.660 --> 00:31:25.290
‫فقط وقتی اجازه داری اونکارو بکنی که جونت در خطر باشه!

00:31:25.290 --> 00:31:27.830
!‫این قرارمون بود، درسته؟

00:31:29.540 --> 00:31:31.580
‫ارن!

00:31:31.580 --> 00:31:33.830
‫حرفات اشتباه نیست.

00:31:35.740 --> 00:31:37.660
‫اگه میخوای انجامش بدی، انجامش بده.

00:31:40.330 --> 00:31:42.040
‫میتونم بگم.

00:31:42.040 --> 00:31:48.490
‫اون یه هیولای واقعیه، و نه بخاطر قابلیت تایتانش.

00:31:48.490 --> 00:31:50.240
‫انتخاب کن.

00:31:50.240 --> 00:31:56.540
‫به خودت اعتماد می‌کنی، یا به من، این بچه ها، و تمام گردان پیشاهنگ؟

00:31:58.040 --> 00:32:01.830
‫من انتخاب درست رو نمی‌دونم. هیچوقت نمیدونستم.

00:32:01.830 --> 00:32:07.660
‫چه به خودم اعتماد کنم چه به تصمیم های هم‌رزم های مورد اعتمادم،

00:32:07.660 --> 00:32:10.660
‫هیچ چیزی نیست که مشخص کنه نتیجه‌اش چی میشه.

00:32:10.660 --> 00:32:17.330
‫پس، بهترین کاری که میتونی رو انجام بده... 
‫ کاری رو انتخاب کن که کمتر پشیمون بشی.

00:32:19.580 --> 00:32:21.330
‫من باهاتون میام!

00:32:24.080 --> 00:32:25.990
‫بذار برم!

00:32:31.740 --> 00:32:33.290
‫متاسفم!

00:32:33.290 --> 00:32:36.160
‫ادامه بدین! باید ازش جلو بیوفتیم!

00:32:44.290 --> 00:32:46.620
‫آتش!

00:32:57.580 --> 00:33:03.200
‫هدف اصلی نقشه اروین، گیر انداختن یه تایتان هوشمند بود...

00:33:03.200 --> 00:33:06.620
‫...با استفاده از ارن برای بیرون کشیدنش.

00:33:06.620 --> 00:33:13.120
‫با دستگیر کردنش، امیدوار بود راز های تایتان ها رو فاش کنه.

00:33:13.120 --> 00:33:14.740
‫هرچند...

00:33:29.490 --> 00:33:36.160
‫این نشون میده... دشمن خودشو آماده کرده تا همه چیز رو دور بندازه.

00:33:36.160 --> 00:33:39.580
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم هدف‌مون برای نابودی اطلاعات...

00:33:39.580 --> 00:33:41.950
‫...به هم‌نوع‌خواری متوسل بشه.

00:33:46.080 --> 00:33:48.410
‫کاپیتان لیوای؟

00:33:48.410 --> 00:33:50.200
‫نه... اون نیست!

00:33:50.200 --> 00:33:51.290
‫کی هستی؟!

00:34:00.620 --> 00:34:02.240
‫گونتر-سان!

00:34:02.240 --> 00:34:04.330
‫ارن! واینستا!

00:34:04.330 --> 00:34:05.490
‫به حرکت ادامه بده!

00:34:05.490 --> 00:34:07.240
‫ولی گونتر-سان-!

00:34:08.160 --> 00:34:09.080
‫اون کیه؟!

00:34:09.080 --> 00:34:11.120
‫از ارن محافظت کنین!

00:34:11.120 --> 00:34:12.870
‫اون تایتان مونث‌ـه؟!

00:34:12.870 --> 00:34:16.240
!کارت تمومه، حتی اگه لازم باشه منم بمیرم

00:34:18.410 --> 00:34:24.040
‫اگه دشمن میتونه سالم باقی بمونه...

00:34:24.040 --> 00:34:28.080
.‫...ممکنه بتونه دوباره تایتان رو ظاهر کنه

00:34:39.830 --> 00:34:41.790
‫لعنتی... چجوری تونستی؟!

00:34:41.790 --> 00:34:44.200
‫ایندفعه خودم میکشمش!

00:34:44.200 --> 00:34:46.200
‫نکن!

00:34:46.200 --> 00:34:48.950
‫ما سه تا دخلش رو میاریم!

00:34:48.950 --> 00:34:52.290
‫تو فقط تا جایی که میتونی، سریع برو سمت مقر مرکزی!

00:35:05.410 --> 00:35:06.700
‫کورش کردیم!

00:35:06.700 --> 00:35:09.870
‫حداقل برای یک دقیقه باید تو تاریکی مطلق باشه!

00:35:14.950 --> 00:35:16.120
‫ما میخوام تیکه تیکه‌ت کنیم...

00:35:16.120 --> 00:35:17.330
‫...و دست هات رو...

00:35:17.330 --> 00:35:18.580
‫...ببریم!

00:35:22.120 --> 00:35:23.370
‫افتادن!

00:35:24.410 --> 00:35:26.080
‫بعدی گردنه!

00:35:30.120 --> 00:35:31.660
‫الد!

00:35:38.290 --> 00:35:39.700
‫فقط یه چشم؟!

00:35:39.700 --> 00:35:42.200
‫اون فقط یه چشمش رو سریع تر بازیابی کرد؟!

00:35:42.200 --> 00:35:44.910
‫پترا! بجنب!

00:35:49.450 --> 00:35:51.080
‫تو مردی!

00:35:53.370 --> 00:35:57.740
‫چی؟ چرا شمشیرهام نرفتن توش؟

00:36:02.830 --> 00:36:04.540
‫من میخوام...

00:36:05.450 --> 00:36:07.490
‫من میخوام...

00:36:09.450 --> 00:36:11.040
‫...بکشمش!

00:36:22.790 --> 00:36:25.540
‫اون غرش... نکنه...!

00:36:26.660 --> 00:36:29.700
‫من انتخاب اشتباهی کردم...

00:36:29.700 --> 00:36:33.120
‫...چون خواستم به هم‌تیمی‌هام اعتماد کنم!

00:36:33.120 --> 00:36:36.740
‫اگه به خودم اعتماد داشتم و از اول باهاش می‌جنگیدم...!

00:36:36.740 --> 00:36:40.080
‫اگه فقط از همون اولش کشته بودمش...

00:36:40.080 --> 00:36:43.620
‫...اونوقت شاید بچه ها هنوز زنده بودن!

00:36:45.120 --> 00:36:49.040
‫با شکست 57امین ماموریت اکتشاف خارجی،

00:36:49.040 --> 00:36:53.700
‫اروین و بقیه عوامل به پایتخت احضار شدن...

00:36:53.700 --> 00:36:57.290
‫...و دستور گرفتن تا ارن رو تحویل بدن.

00:36:59.410 --> 00:37:02.620
‫فکر می‌کنیم بدونیم تایتان مونث کیه.

00:37:02.620 --> 00:37:05.950
‫این دفعه دستگیرش می‌کنیم.

00:37:05.950 --> 00:37:08.120
‫پس‌فردا انجامش میدیم،

00:37:08.120 --> 00:37:13.410
‫وقتی که داریم تو راه پایتخت، از منطقه استوهس رد میشیم.

00:37:13.410 --> 00:37:15.660
‫هدف یکی از اعضای پلیس داخلی‌ـه.

00:37:15.660 --> 00:37:17.370
‫پلیس داخلی؟

00:37:17.370 --> 00:37:22.200
‫ممکنه با شما تو دسته 104ام دانشکده آموزش دیده باشه.

00:37:22.200 --> 00:37:25.540
‫اسم دختری که فکر می‌کنیم تایتان مونث‌ـه...

00:37:25.540 --> 00:37:27.910
‫جـ-جدی نمیگی که...

00:37:39.660 --> 00:37:42.870
‫...آنی لئونهارت‌ـه.

00:37:47.290 --> 00:37:48.660
‫ارن!

00:37:49.830 --> 00:37:51.040
‫ارن!

00:37:51.040 --> 00:37:54.290
‫آرمی.ن بود که شناسایی‌ش کرد

00:37:54.290 --> 00:37:58.410
‫تایتان مونث از همون اول میدونست چه شکلی هستی.

00:37:58.410 --> 00:38:02.200
‫بعلاوه، اون به لقب «دیوونه خودکشی»ت واکنش نشون داد،

00:38:02.200 --> 00:38:05.330
‫چیزی که فقط همکلاسی های ما میدونستن.

00:38:05.330 --> 00:38:06.790
‫ولی مهم ترین دلیل،

00:38:06.790 --> 00:38:11.740
‫اینه که معتقدم اون سونی و بین رو کشته.

00:38:13.040 --> 00:38:17.160
‫کشتن اونا، نیاز به مهارت واقعی داره،

00:38:17.160 --> 00:38:20.910
‫برای همین از دستگاه ODM که بهش عادت کرده استفاده کرد.

00:38:20.910 --> 00:38:24.450
‫خب، ولی اونا بازرسی وسایل رو انجام دادن.

00:38:24.450 --> 00:38:26.330
‫آنی پاک بود.

00:38:26.330 --> 00:38:30.990
.دستگاهی که اون روز آورد، مال مارکو بود

00:38:30.990 --> 00:38:31.950
‫ارن.

00:38:31.950 --> 00:38:35.740
‫این بحث راجب آنی، چیزی رو یادت نمیاره؟

00:38:42.290 --> 00:38:44.120
‫خودت میدونی، مگه نه؟

00:38:45.330 --> 00:38:49.830
‫میدونی که تایتان مونث، آنی‌ـه.

00:38:49.830 --> 00:38:51.330
‫میدونم.

00:38:51.330 --> 00:38:53.120
‫قبلا شکست خوردم...

00:38:53.120 --> 00:38:57.830
‫...وقتی به دوستام و رابطه‌ای که داشتیم متوسل شدم...

00:38:59.410 --> 00:39:01.160
‫به یاد بیار...

00:39:11.410 --> 00:39:14.790
‫من میخوام... ناپدیدشون کنم...!

00:39:14.790 --> 00:39:16.410
‫نه...

00:39:16.410 --> 00:39:18.200
‫سلاخی‌شون کنم!

00:39:22.080 --> 00:39:26.160
‫وقتی برای فکر کردن به اینکه درسته یا غلطه نیست!

00:39:26.160 --> 00:39:28.120
‫فقط عمل کن!

00:39:28.120 --> 00:39:31.330
‫سعی نکن همه چی رو گل و بلبل تموم کنی!

00:39:31.330 --> 00:39:32.990
‫درسته...

00:39:32.990 --> 00:39:34.740
‫میکاسا!

00:39:34.740 --> 00:39:37.580
‫ما تو یه دنیای بی‌رحم زندگی می‌کنیم!

00:39:59.660 --> 00:40:00.990
‫ارن!

00:40:02.160 --> 00:40:03.830
‫ارن...

00:40:03.830 --> 00:40:05.290
‫آنی...

00:40:05.290 --> 00:40:11.330
‫همیشه جوری رفتار می‌کردی که انگار همه چیز حوصله‌ت رو سر برده.

00:40:12.290 --> 00:40:16.370
‫تنها وقتی که پر از انرژی بنظر می‌رسیدی...

00:40:16.370 --> 00:40:19.910
‫...وقتی بود که میخواستی حرکت های جنگی‌ت رو به رخ بکشی!

00:40:36.120 --> 00:40:37.370
‫هوی...

00:40:47.660 --> 00:40:49.120
‫آنی...

00:40:50.450 --> 00:40:54.490
‫همه چیزی که ازت میخوام... یه چیزه...

00:40:57.410 --> 00:41:01.040
‫حتی اگه تمام دنیا رو علیه خودت کردی، مشکلی نیست

00:41:06.870 --> 00:41:09.290
‫پس بهم قول بده...

00:41:10.490 --> 00:41:12.830
‫...که برمیگردی...

00:41:28.740 --> 00:41:31.240
‫ها؟ داره چیکار می‌کنه؟

00:41:34.370 --> 00:41:36.120
‫دارن ترکیب میشن؟!

00:41:40.790 --> 00:41:45.330
‫مدرک کلیدی‌مون رو نخور، کودن...

00:41:46.620 --> 00:41:49.370
‫آنی داشت گریه می‌کرد.

00:41:49.370 --> 00:41:54.450
‫بعد از اینکه اونجوری دیدمش، کاملا بی‌حرکت شدم.

00:41:56.290 --> 00:41:59.910
‫بنظر میاد نقشه همچین موفقیت‌آمیز نبود.

00:41:59.910 --> 00:42:07.660
‫نه، میتونم بگم گردان پیشاهنگ بی‌تقصیره. البته حدودا.

00:42:09.620 --> 00:42:11.660
‫بهتره امیدوار باشیم.

00:42:20.160 --> 00:42:22.490
‫هـ-هوی، اون...

00:42:22.490 --> 00:42:23.830
‫...یه تایتان؟!

00:42:23.830 --> 00:42:26.120
‫اون تو دیوار چیکار می‌کنه؟

00:42:26.120 --> 00:42:27.490
‫غیرممکنه!

00:42:29.490 --> 00:42:33.120
‫اون فقط تصادفی اونجاست؟

00:42:33.120 --> 00:42:37.040
!یا این یعنی...؟

00:42:41.740 --> 00:42:43.410
‫کشیش نیک؟

00:42:43.410 --> 00:42:46.410
‫هرکاری می‌کنی...

00:42:46.410 --> 00:42:50.740
‫فقط نذار نور خورشید به اون تایتان برسه!

00:42:52.660 --> 00:42:59.450
‫از اون به بعد، اتفاقاتی که تابحال نشنیده بودیم به وقوع پیوستن، یکی بعد یکی دیگه.

00:42:59.450 --> 00:43:03.120
‫بهم بگو، به اون اسلحه چی میگن؟

00:43:05.240 --> 00:43:08.910
‫همونی که رو کمرته و باهاش پرواز می‌کنی.

00:43:08.910 --> 00:43:11.660
‫خوش... بر...گشتی...

00:43:15.540 --> 00:43:18.540
‫شما هم دیوار رو تا اینجا دنبال کردین؟

00:43:18.540 --> 00:43:19.620
‫آره.

00:43:19.620 --> 00:43:21.490
‫سوراخ رو کجا پیدا کردین؟

00:43:21.490 --> 00:43:22.910
‫ها؟

00:43:23.910 --> 00:43:26.950
‫باوجود اینکه هیچ گزارشی از سوراخ توی دیوار نبود،

00:43:26.950 --> 00:43:31.700
‫تایتان ها از ناکجاآباد ظاهر شدن در حالی که تعدادشون در حال زیاد شدن بود.

00:43:32.870 --> 00:43:38.370
‫در همون زمان، کشیش نیک از کلیسای دیوار سکوتش رو در مورد

00:43:38.370 --> 00:43:42.910
‫راز دیوار که قسم خورده بود با خودش به گور ببره، شکست.

00:43:42.910 --> 00:43:50.330
می‌تونم اسم کسی که کتاب مقدس بهمون دستور داده
.بهش نظارت داشته باشیم رو بهتون بگم

00:43:50.330 --> 00:43:51.830
‫نظارت؟

00:43:53.410 --> 00:43:58.240
‫اون فرد امسال به گردان پیشاهنگ ملحق شده.

00:44:00.490 --> 00:44:03.120
‫اسم ایشون...

00:44:03.120 --> 00:44:04.490
‫بیخیال، کریستا!

00:44:04.490 --> 00:44:06.330
‫برج داره خراب میشه!

00:44:06.330 --> 00:44:07.450
‫میوفتی!

00:44:07.450 --> 00:44:10.490
‫ولی اونا دارن به جای ما میمیرن!

00:44:10.490 --> 00:44:11.950
‫نانابا-سان...

00:44:11.160 --> 00:44:12.910
‫نه! نکن!

00:44:11.950 --> 00:44:12.910
‫و گلگار-سان...

00:44:12.910 --> 00:44:14.660
‫بابا، نکن!

00:44:14.660 --> 00:44:15.790
‫بابا!

00:44:15.790 --> 00:44:18.490
‫ببخشید! نه، نکن!

00:44:18.490 --> 00:44:21.450
‫بابا! نه!

00:44:21.450 --> 00:44:24.040
‫اون بین ما کوچیک‌ترینه.

00:44:24.040 --> 00:44:26.290
‫مو های بلند طلایی داره.

00:44:26.290 --> 00:44:29.450
‫و، دیگه...

00:44:29.450 --> 00:44:30.370
‫خوشگله.

00:44:30.370 --> 00:44:32.790
‫همیشه وقتش رو با یمیر میگذرونه.

00:44:32.790 --> 00:44:35.330
‫ها؟ یمیر؟

00:44:35.330 --> 00:44:36.620
‫بیا.

00:44:39.120 --> 00:44:40.450
‫ممنون.

00:44:40.450 --> 00:44:42.740
‫اونو واسه چی میخوای؟

00:44:45.290 --> 00:44:47.910
‫میخوام با این بجنگم.

00:44:47.910 --> 00:44:49.450
‫یمیر...

00:44:50.540 --> 00:44:52.330
‫کریستا.

00:44:52.330 --> 00:44:57.410
‫من هیچ حقی ندارم که بهت بگم چجوری زندگی کنی.

00:44:57.410 --> 00:45:02.160
‫درواقع، این چیزی بیشتر از آرزوی من نیست...

00:45:03.540 --> 00:45:07.370
‫ازت میخوام... طوری زندگی کنی که بهش افتخار کنی.

00:45:11.120 --> 00:45:13.410
‫یمیر! وایسا!

00:45:17.160 --> 00:45:18.870
‫یمیر!

00:45:38.580 --> 00:45:43.580
‫کریستا و بقیه که در قلعه اوتگارد توسط تایتان ها مورد حمله قرار گرفته بودن...

00:45:43.580 --> 00:45:49.790
‫...توسط کسی که مثل ارن، میتونست به تایتان تبدیل بشه، نجات پیدا کردن. یه هم‌رزم از دسته 104ام.

00:45:52.330 --> 00:45:54.040
‫غیرممکنه...

00:45:54.040 --> 00:45:56.450
‫یمیر هم...

00:45:56.450 --> 00:45:58.120
‫یمیر...

00:46:07.540 --> 00:46:09.620
‫اسم واقعی من...

00:46:10.620 --> 00:46:13.240
‫...هیستوریا‌ـه.

00:46:16.080 --> 00:46:21.620
‫و یه بار دیگه، وضعیت شدیدا تغییر کرد.

00:46:23.200 --> 00:46:24.290
‫آنی؟

00:46:24.290 --> 00:46:25.290
‫آره.

00:46:25.290 --> 00:46:31.620
‫دو نفر دیگه هم از دسته 104ام دانشکده هستن که از همون منطقه دختره اومدن.

00:46:32.580 --> 00:46:36.700
‫راینر براون... و برتولت هوور.

00:46:41.330 --> 00:46:45.410
‫به عنوان هم‌رزم، باورش برام سخته.

00:46:45.410 --> 00:46:47.700
‫برتولت که زیاد حرف نمیزنه به کنار،

00:46:47.700 --> 00:46:53.200
‫راینر برای همه مثل برادر بزرگتر میمونه، و به اون اندازه مکار نیست که همه‌مون رو فریب بده.

00:46:54.120 --> 00:46:56.330
‫موافقم.

00:46:56.330 --> 00:47:00.200
‫وقتی که داشتیم با تایتان مونث مبارزه می‌کردیم، راینر از جون مایه گذاشت.

00:47:00.200 --> 00:47:04.080
‫اگه فرار نمی‌کرد، حتما تو دستش له-

00:47:05.120 --> 00:47:07.410
‫چی شده؟

00:47:07.410 --> 00:47:10.580
‫راینر تونست فرار کنه، ولی...

00:47:10.580 --> 00:47:13.330
‫...آنی یهو مسیرش رو عوض کرد...

00:47:13.330 --> 00:47:17.080
‫...و به سمتی که ارن بود دوید.

00:47:17.080 --> 00:47:21.160
‫موقعی که اون اتفاق افتاد، تایتان مونث داشت به کف دستش نگاه می‌کرد.

00:47:21.160 --> 00:47:25.120
‫ممکنه با شمشیرش، یه پیام روی دستش نوشته باشه.

00:47:26.290 --> 00:47:27.990
‫راینر ممکنه...

00:47:32.490 --> 00:47:33.870
‫ارن.

00:47:33.870 --> 00:47:35.240
‫یه دقیقه وقت داری؟

00:47:35.240 --> 00:47:37.910
‫باید صحبت کنیم.

00:47:37.910 --> 00:47:39.370
‫راجب چی؟

00:47:40.540 --> 00:47:45.740
‫پنج سال پیش، ما دیوار رو نابود کردیم و حمله‌مون به بشریت رو شروع کردیم.

00:47:45.740 --> 00:47:50.240
‫ای بابا... اگه یه تایتان باشه که زیردیوار  تونل بکنه چی؟

00:47:50.240 --> 00:47:53.120
‫اونوقت پیدا کردن سوراخ سخت میشه.

00:47:53.120 --> 00:47:56.580
‫من تایتان زرهی‌م و اینم تایتان عظیم‌الجثه‌س.

00:47:56.580 --> 00:48:00.620
.‫فعلا، باید روی سالم برگردوندن یمیر تمرکز کنیم

00:48:00.620 --> 00:48:04.540
‫حتی با اسب ها هم هنوز باید نگران تایتان ها باشیم.

00:48:06.080 --> 00:48:07.540
‫چی داری میگی؟

00:48:07.540 --> 00:48:09.790
‫چرا داری بهش میگی، راینر؟

00:48:09.790 --> 00:48:15.120
‫هدف اصلی‌مون این بود که مطمئن بشیم تمام بشریت نابود بشه،

00:48:15.120 --> 00:48:19.080
‫ولی الان، دیگه نیازی به این کار نیست.

00:48:19.080 --> 00:48:20.240
‫ارن.

00:48:20.240 --> 00:48:26.160
‫اگه تو موافق باشی که باهامون بیای، دیگه مجبور نیستیم دیوار های بیشتری رو خراب کنیم.

00:48:27.160 --> 00:48:28.410
‫میفهمی، نه؟

00:48:29.870 --> 00:48:32.700
‫هی! داریم میریم!

00:48:34.410 --> 00:48:37.700
‫خسته شدی، نه؟

00:48:37.700 --> 00:48:42.580
‫تازشم، اگه تو واقعا تایتان زرهی بودی که میخواد بشریت رو نابود کنه...

00:48:42.580 --> 00:48:46.660
‫...چرا باید یهویی همچین چیزی رو ازم بپرسی؟

00:48:46.660 --> 00:48:52.040
‫فکر کردی چی میشه؟ اینکه سرم رو تکون میدم و میگم «رواله، بریم»؟

00:48:58.790 --> 00:49:01.040
‫که اینطور.

00:49:01.040 --> 00:49:03.620
‫درسته.

00:49:03.620 --> 00:49:06.080
‫چه فکری داشتم می‌کردم؟

00:49:17.830 --> 00:49:22.740
‫الان خیلی دیر شده... دیگه نمیدونم چی درسته.

00:49:22.740 --> 00:49:25.950
‫ولی الان تنها انتخاب برای من...

00:49:25.950 --> 00:49:29.120
‫...اینه که با عواقب کار هام روبرو بشم...

00:49:30.580 --> 00:49:32.910
...‫...و به عنوان یه جنگجو

00:49:32.910 --> 00:49:36.160
‫...وظیفه‌م رو تا تهش انجام بدم!

00:49:38.950 --> 00:49:42.580
‫تمومش می‌کنیم! همینجا و همین الان!

00:49:51.830 --> 00:49:54.580
‫ارن! فرار کن!

00:49:59.870 --> 00:50:02.870
‫ارن! از اونجا دور شو!

00:50:25.830 --> 00:50:27.910
‫یمیر!

00:50:28.830 --> 00:50:31.830
‫میخوام برگردم به زادگاهی که از دست دادیم.

00:50:31.830 --> 00:50:35.330
‫این تنها چیزیه که بهش اهمیت میدم.

00:50:36.830 --> 00:50:38.540
‫برتولت...

00:50:38.540 --> 00:50:40.370
‫راینر...

00:50:44.450 --> 00:50:50.040
‫خائن های عوضی!

00:51:12.790 --> 00:51:14.700
‫میکاسا؟

00:51:14.700 --> 00:51:16.540
‫آرمین! ارن کجاست؟!

00:51:16.540 --> 00:51:18.870
‫میکاسا، آروم باش!

00:51:18.870 --> 00:51:22.620
‫نباید تکون بخوری! نمی‌دونیم چقدر صدمه دیدی!

00:51:27.870 --> 00:51:30.200
‫کجاست؟!

00:51:30.200 --> 00:51:32.700
‫ارن رو بردن.

00:51:34.290 --> 00:51:37.410
‫یمیر هم همینطور، برتولت و راینر بردنشون.

00:51:38.910 --> 00:51:44.370
‫ارن... به تایتان زرهی باخت.

00:51:44.370 --> 00:51:47.240
‫از اون موقع پنج ساعتی میشه.

00:51:49.450 --> 00:51:51.290
‫کسی...؟

00:51:51.290 --> 00:51:53.740
‫کسی دنبالشون رفته؟

00:51:55.040 --> 00:51:56.540
‫نه...

00:51:59.870 --> 00:52:03.240
‫هی، آرمین.

00:52:03.240 --> 00:52:05.080
‫چرا؟

00:52:05.080 --> 00:52:10.370
‫چرا ارن همیشه به یه جایی دور از ما میره؟

00:52:10.370 --> 00:52:13.740
‫درسته، حالا که گفتی...

00:52:13.740 --> 00:52:20.870
‫ارن همیشه خودش میره و ما رو ول می‌کنه...

00:52:20.870 --> 00:52:27.200
‫فکر کنم این جوریه که اتفاق ها قراره پیش بره... حداقل برای ارن.

00:52:33.950 --> 00:52:38.450
‫ولی همه چیزی که من میخوام... اینه که کنارش باشم.

00:52:41.200 --> 00:52:44.700
‫میکاسا؟ بیدار شدی؟

00:52:44.700 --> 00:52:46.240
‫مطمئنم گشنه‌ای.

00:52:46.240 --> 00:52:47.700
‫بیا، اینو بخور.

00:52:49.080 --> 00:52:50.740
‫بگیرش، آرمین.

00:52:52.540 --> 00:52:56.740
‫مثل همیشه، فقط جیره نظامی هستش.

00:53:01.950 --> 00:53:06.290
‫مزه‌ش نه بده نه خوبه. مثل همیشه‌س.

00:53:11.290 --> 00:53:14.410
‫حالا که حرفش شد، شما هم مثل همیشه‌این.

00:53:14.410 --> 00:53:20.700
‫حتی از اون روز های خوب قدیم، شما دو تا همیشه باید 
‫گندکاری های اون بچه بداخلاق رو جمع می‌کردین.

00:53:20.700 --> 00:53:24.450
‫این چیزیه که من بهش میگم رابطه داغون. واقعا که.

00:53:26.620 --> 00:53:30.540
‫من اون روز های خوب قدیم رو دوست داشتم.

00:53:30.540 --> 00:53:37.200
‫اگه از ارن می‌پرسیدی، می‌گفت اونروزا چیزی بغیر از آرامش الکی نبودن.

00:53:37.200 --> 00:53:42.740
‫ولی برای من، اینکه یه سرباز بی‌مصرف و مست باشم از خوشحال بودن هم اونورتره.

00:53:43.790 --> 00:53:50.740
‫اگه این یعنی روز های ساده و معمولی گذشته برمیگرده، هرکاری که لازم باشه انجام میدم.

00:53:50.740 --> 00:53:53.620
‫مهم نیست چقد طول بکشه تا به اونجا برسم.

00:53:54.700 --> 00:53:56.790
‫من هم میام.

00:53:56.790 --> 00:54:02.540
‫بدون شما سه‌تا باهم، نمیتونم اون روز های خوب قدیم رو برگردونم.

00:54:12.200 --> 00:54:15.410
‫فعلا بریم یه جایی که تایتان نباشه!

00:54:15.410 --> 00:54:18.330
‫باید تا جایی که میشه دور بشیم!

00:54:18.330 --> 00:54:20.830
‫تایتان من خیلی سریع نیست.

00:54:20.830 --> 00:54:24.330
‫اگه محاصره بشم، نمیتونم از شما ها محافظت کنم!

00:54:24.330 --> 00:54:28.240
‫پس چرا تا نیمه‌شب صبر نمی‌کنیم؟!

00:54:28.240 --> 00:54:31.540
‫علامت دودی؟ پیشاهنگ ها برای نجات ما اومدن؟

00:54:31.540 --> 00:54:33.490
‫باید فرمانده اروین باشه.

00:54:33.490 --> 00:54:35.410
‫حریف سختیه!

00:54:37.200 --> 00:54:40.080
‫لعنتی... واقعا انقدر نزدیک‌ن؟

00:54:44.200 --> 00:54:45.790
‫نور؟

00:54:45.790 --> 00:54:47.870
‫سربازان، متفرق شین!

00:54:47.870 --> 00:54:50.580
‫ارن رو پیدا کنین و برش گردونین.

00:55:10.080 --> 00:55:12.290
‫به پیش!

00:55:16.290 --> 00:55:20.290
‫فرمانده اروین!

00:55:20.290 --> 00:55:24.370
‫به پیش!

00:55:24.370 --> 00:55:26.540
‫ارن جلوتونه!

00:55:26.540 --> 00:55:28.870
‫به پیش!

00:55:57.910 --> 00:56:00.700
‫همه سرباز ها، عقب نشینی!

00:56:12.700 --> 00:56:14.830
‫ارن! میکاسا!

00:56:37.990 --> 00:56:39.450
‫ارن!

00:56:44.330 --> 00:56:45.830
‫هانس-سان!

00:56:48.200 --> 00:56:49.540
‫فقط نگاه کن.

00:56:49.540 --> 00:56:54.790
‫میخوام انتقام مادرت رو بگیرم و تیکه تیکه‌ش کنم!

00:56:56.240 --> 00:56:57.870
‫هانس-سان!

00:57:01.660 --> 00:57:03.290
‫کریستا!

00:57:03.290 --> 00:57:05.580
‫کُنی، این اشتباهه.

00:57:05.580 --> 00:57:08.370
‫اسم من هیستوریا‌ـه.

00:57:08.370 --> 00:57:09.580
‫یمیر...

00:57:09.580 --> 00:57:13.540
...تو خودت اینو بهم گفتی، ما دیگه

00:57:14.700 --> 00:57:17.330
!زندگی کردن برای دیگران رو تموم می‌کنیم

00:57:17.330 --> 00:57:21.540
!ما از این به بعد، فقط برای خودمون زندگی می‌کنیم

00:57:30.040 --> 00:57:31.580
‫چت شده؟!

00:57:35.330 --> 00:57:36.790
‫ارن!

00:57:56.410 --> 00:57:57.950
‫همین الان...

00:57:57.950 --> 00:58:00.290
‫...من باید یه تایتان بشم...

00:58:02.910 --> 00:58:05.120
‫...یا اینکه همش واسه هیچی بوده!

00:58:43.540 --> 00:58:45.700
‫ارن...

00:58:45.700 --> 00:58:47.540
‫هیچی عوض نشده!

00:58:47.540 --> 00:58:51.290
‫یخورده هم عوض نشدی، لعنتی!

00:58:51.290 --> 00:58:54.790
‫هنوزم همون بی‌مصرفی هستی که بودی!

00:58:56.370 --> 00:58:59.120
‫هیچی عوض نشده!

00:58:59.120 --> 00:59:01.040
‫مامان...

00:59:01.040 --> 00:59:06.700
‫هنوزم... نمیتونم هیچ کاری بکنم.

00:59:06.700 --> 00:59:08.160
‫ارن...

00:59:15.240 --> 00:59:17.410
‫این درست نیست.

00:59:18.330 --> 00:59:19.950
‫ارن...

00:59:21.160 --> 00:59:23.450
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

00:59:27.990 --> 00:59:31.910
‫تو همیشه... کنارم بودی.

00:59:31.910 --> 00:59:33.580
‫ممنون.

00:59:37.490 --> 00:59:42.080
‫تو نشونم دادی... چجوری با هدف زندگی کنم.

00:59:43.040 --> 00:59:44.830
‫ممنون.

00:59:50.290 --> 00:59:52.040
‫و تو...

00:59:54.950 --> 00:59:57.370
‫این شال رو دورم پیچیدی.

00:59:57.370 --> 00:59:59.160
‫ممنون.

01:00:09.620 --> 01:00:14.370
‫من اونو... هرچند بار که بخوای دورت می‌پیچم.

01:00:16.370 --> 01:00:20.700
‫الان و بعدا... هرچقدر که بخوای!

01:01:02.410 --> 01:01:05.120
‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی الان فرصت ماست!

01:01:05.120 --> 01:01:06.580
‫بجنبین فرار کنین!

01:01:06.580 --> 01:01:07.830
‫باشه!

01:01:07.830 --> 01:01:09.830
‫پس اینجوریه...

01:01:09.830 --> 01:01:13.540
‫واسه همین بود که راینر خیلی راجب ارن نگران بود.

01:01:13.540 --> 01:01:16.910
‫پس یعنی، حتی داخل دیوار ها هم...

01:01:16.910 --> 01:01:18.830
‫...آینده‌ای هست.

01:01:20.910 --> 01:01:23.120
‫این خیلی بده...

01:01:23.120 --> 01:01:28.370
چرا کنترل‌کننده باید دست بدترین آدم ممکن باشه؟

01:01:28.370 --> 01:01:30.830
‫باید پسش بگیریم...

01:01:30.830 --> 01:01:34.370
‫میتونم بگم... بدون شک...

01:01:34.370 --> 01:01:37.790
...تنها کسی که تو دنیا نمی‌خواستم اونو داشته باشه

01:01:37.790 --> 01:01:41.410
‫...تویی، ارن!

01:01:41.410 --> 01:01:43.950
‫ازم دور شین!

01:01:43.950 --> 01:01:47.370
‫عوضیا! همه‌تون رو می‌کشم!

01:01:51.330 --> 01:01:53.990
‫خوب نیست! برتولت!

01:01:54.950 --> 01:01:56.120
‫ارن!

01:01:57.450 --> 01:01:58.240
‫سوار شو!

01:01:58.240 --> 01:02:00.290
‫آرمین!

01:02:00.290 --> 01:02:02.040
‫بجنب!

01:02:02.040 --> 01:02:04.240
‫نزارین این فرصت از دست بره!

01:02:04.240 --> 01:02:06.290
‫عقب‌نشینی کامل!

01:02:09.040 --> 01:02:10.660
‫يمير!

01:02:10.660 --> 01:02:14.450
‫هوی، ایکبیری! چیکار داری می‌کنی؟! داریم برمی‌گردیم!

01:02:20.080 --> 01:02:22.660
‫متاسفم...

01:02:29.870 --> 01:02:32.160
‫يمير! کجا داری میری؟!

01:02:32.160 --> 01:02:32.850
‫ولش کن!

01:02:32.850 --> 01:02:34.540
‫ولی یمیر-

01:02:42.200 --> 01:02:48.540
‫تو اون لحظه، نتونستم انگیزه پشت رفتار يمير رو بفهمم...

01:02:48.540 --> 01:02:52.700
‫...ولی تایتان زرهی دیگه تعقیب‌مون نکرد.

01:03:09.090 --> 01:03:13.010
‫منطقه تروست

01:03:11.950 --> 01:03:13.200 line:20%
‫دوباره بگو؟

01:03:14.660 --> 01:03:19.700
‫تایتان هایی که تو این حادثه نقش داشتن... شهروند های راگاکو بودن.

01:03:21.620 --> 01:03:25.660
‫به زبون دیگه، هویت حقیقی تایتان ها...

01:03:25.660 --> 01:03:28.040
‫...انسانه؟

01:03:30.790 --> 01:03:33.950
‫هنوز... مدرکی براش نداریم.

01:03:42.290 --> 01:03:43.660
‫اروین.

01:03:46.540 --> 01:03:50.080
‫هوي. بهم بگو.

01:03:50.080 --> 01:03:52.450
‫برای چی داری می‌خندی؟

01:03:52.450 --> 01:03:58.080
‫چندی بعد، کشیش نیک که هویت هیستوریا رو فاش کرده بود، به قتل رسید.

01:03:58.080 --> 01:04:02.200
‫دولت هم همه فعالیت های گردان پیشاهنگ رو متوقف کرد.

01:04:02.200 --> 01:04:04.580
‫و بعد از دستگیری اروین،

01:04:04.580 --> 01:04:08.790
‫به گردان پیشاهنگ دستور دادن تا ارن و هیستوریا رو تحویل بدن.

01:04:08.790 --> 01:04:15.200
‫متاسفانه نقشه پوشوندن دیوار با قابلیت تایتان ارن متوقف شد.

01:04:15.200 --> 01:04:16.160
‫مراقب باشین!

01:04:16.160 --> 01:04:17.450
‫پشت سرمون!

01:04:21.990 --> 01:04:23.700
‫آ-آرمـ-

01:04:23.700 --> 01:04:26.120
‫منظورم اینه کریستا و ارن!

01:04:26.120 --> 01:04:28.950
‫اونا دوباره دزدیده شدن!

01:04:30.990 --> 01:04:33.620
‫این واقعا عملیه؟

01:04:33.620 --> 01:04:37.410
‫اون به هیچ وجه شبیه من نیست...

01:04:37.410 --> 01:04:40.490
‫اون صورت اسبی؟ آره...

01:04:37.410 --> 01:04:40.490 line:20%
مترجم : صورت کشیده و دراز، چانه نازک و دندان های بزرگ

01:04:44.410 --> 01:04:49.120
‫آره؟ خوشت میاد؟ بذار ناله هاتو بشنوم.

01:04:49.120 --> 01:04:53.410
خب؟ چطوره؟ حس خوبی نداره؟

01:04:53.410 --> 01:04:57.080
‫حاضرم بمیرم تا صدای نازک قشنگت رو بشنوم.

01:05:02.740 --> 01:05:06.700
‫واسه همین بود نمیخواستم یه بار دیگه این کارا رو انجام بدم!

01:05:06.700 --> 01:05:09.620
‫از اینکه بدل‌ش باشم متنفرم!

01:05:09.620 --> 01:05:12.290
‫هوی! از جلوی راه برین کنار!

01:05:13.410 --> 01:05:15.410
‫یه چیزی ایراد داره...

01:05:15.410 --> 01:05:18.160
‫پلیس داخلی نمیتونه پشت اینا باشه.

01:05:18.160 --> 01:05:23.160
‫اونا بیش از حد مغرورن. از آماتور ها استفاده نمی کنن!

01:05:23.160 --> 01:05:26.450
‫نیفا، چیزی راجب کنی جلاد شنیدی؟

01:05:26.450 --> 01:05:29.200
‫اون قاتل سریالی تو پایتخت؟

01:05:29.200 --> 01:05:32.200
‫کسی که گلوی بیش از 100 نفر از پلیس داخلی رو بریده؟

01:05:32.200 --> 01:05:36.160
ولی اون فقط یه افسانه شهری از چن سال پیشه، مگه نه؟

01:05:36.160 --> 01:05:38.990
‫اون واقعیه، داستان ها هم درست‌ن.

01:05:40.080 --> 01:05:43.120
‫زمانی که یه بچه بودم، یه مدتی باهاش زندگی کردم.

01:05:43.120 --> 01:05:45.830
‫چرا؟ اصن چرا این حرفا رو میزنی؟

01:05:45.830 --> 01:05:48.160
‫الان وقتی شوخی کردن نیست.

01:05:49.870 --> 01:05:51.040
‫نیفا!

01:06:01.120 --> 01:06:03.700
‫چه خبر، لیوای.

01:06:04.700 --> 01:06:07.120
بالاخره بزرگ شدی؟

01:06:14.040 --> 01:06:16.490
‫کنی!

01:06:19.580 --> 01:06:21.080
‫بــوم!

01:06:37.200 --> 01:06:38.490
‫هیستوریا!

01:06:41.950 --> 01:06:43.040
‫ارن‌!

01:06:52.790 --> 01:06:56.830
‫لعنتی! اونا تک تک حرکت هامون رو پیشبینی کردن!

01:07:19.830 --> 01:07:21.580
‫ای بابا!

01:07:21.580 --> 01:07:26.490
‫لعنتی... با این وضعیت، تیمم، ارن و هیستوریا رو هم از دست میدم.

01:07:27.330 --> 01:07:32.580
...چه احساس عجیبی
‫بوی یه موش کثیف رو از این بار حس می‌کنم...

01:07:32.580 --> 01:07:35.290
‫بیا بیرون، موش کوچولو...

01:07:35.290 --> 01:07:37.290
‫پیدات کردم!

01:07:37.290 --> 01:07:40.080
‫سم‌پاش اومده موش ها رو نفله کنه!

01:07:40.080 --> 01:07:42.950
‫بنگ! بنگ!

01:07:45.620 --> 01:07:48.740
‫ها؟! اینجا نیستی؟!

01:07:48.740 --> 01:07:51.740
‫اینجام، کنی. چن وقتی شده.

01:07:51.740 --> 01:07:54.910
‫هیچ وقت فکرش رو نمی‌کردم ممکنه هنوز زنده باشی.

01:07:54.910 --> 01:07:58.040
‫مشتاق دیدنت تو یه مبارزه بودم.

01:07:58.040 --> 01:08:03.370
‫هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم چیزایی که بهت یاد دادم، اینجوری به دادت برسن.

01:08:05.950 --> 01:08:09.330
‫تو اون آشغال‌دونی، هیچ راهی بجز زنده موندن نداشتیم.

01:08:09.330 --> 01:08:12.700
‫هر روز زنده موندن، هر چیزی که داشتیم رو ازمون گرفت.

01:08:12.700 --> 01:08:19.410
‫و وقتی فهمیدیم که دنیا واقعا چقدر بزرگه، میدونی مثل جهنم درد داشت.

01:08:19.410 --> 01:08:22.370
‫ولی یه چیزی نجاتمون داد...

01:08:22.370 --> 01:08:26.790
‫ما کاری که میخواستیم بکنیم رو پیدا کردیم. خیلی ساده‌س.

01:08:26.790 --> 01:08:28.450
‫ساده‌س، ولی حقیقت اینه که...

01:08:28.450 --> 01:08:32.540
.تنها چیزی که به زندگیمون انگیزه می‌داد، داشتن سرگرمی بود

01:08:32.540 --> 01:08:37.870
‫سرگرمی؟ پس ترکوندن کله یکی از هم‌تیمی‌هام یکی دیگه از سرگرمی‌هاته؟

01:08:37.870 --> 01:08:43.040
‫معلومه... برای رسیدن به هدف اصلیم، هر چن نفر که لازم باشه رو می‌کشم.

01:08:43.040 --> 01:08:46.540
‫تو هم فرق نمی‌کنی. تو هم وقتی برات سود داشته باشه، می‌کشی.

01:08:46.540 --> 01:08:47.790
‫درسته...

01:08:51.790 --> 01:08:53.080
‫وایسا!

01:08:53.080 --> 01:08:55.040
‫کاپیتان...

01:08:55.040 --> 01:08:56.160
‫شلیک اسلحه!

01:08:56.160 --> 01:08:56.730
‫ها؟

01:08:56.730 --> 01:08:58.120
‫از اونجا!

01:08:59.080 --> 01:09:01.240
‫صدای چن تا شلیک شنیدم!

01:09:02.990 --> 01:09:04.950
‫فکر می‌کنی اتفاقی افتاده؟

01:09:04.950 --> 01:09:07.370
‫احتمالش زیاده.

01:09:07.370 --> 01:09:09.620
‫کاپیتان این پیام رو بهمون رسوند...

01:09:09.620 --> 01:09:14.580
‫از این به بعد، با انسان ها هم مبارزه می‌کنیم، نه فقط تایتان ها.

01:09:17.870 --> 01:09:20.540
‫لطفا منو بخاطر همه چیز ببخش.

01:09:20.540 --> 01:09:24.740
‫برای محافظت از تو، راه دیگه‌ای نداشتم.

01:09:24.740 --> 01:09:27.410
‫بـ-بابا...

01:09:27.410 --> 01:09:31.700
‫تو خاصی... خون سلطنتی درت جریان داره.

01:09:33.870 --> 01:09:36.410
‫درون... من؟!

01:09:36.410 --> 01:09:40.330
‫خانواده ریس ما، نسل سلطنتی واقعیه.

01:09:40.330 --> 01:09:45.830
‫و چون تو خاصی، تنها کسی هستی که میتونه تمام بشریت رو نجات بده.

01:09:45.830 --> 01:09:48.330
‫پس، بیا بریم، هیستوریا.

01:09:48.330 --> 01:09:51.950
‫به جایی که همه چیز شروع شد...

01:09:51.950 --> 01:09:57.990
‫بعد از فهمیدن اینکه ریس، خانواده سلطنتی واقعیه، اروین یک کودتا برپا کرد.

01:09:57.990 --> 01:10:01.830
‫به کمک زکّری، فرمانده همه گردان ها،

01:10:01.830 --> 01:10:05.330
‫دولتی که بر قدرت بود رو خلع کرد.

01:10:06.240 --> 01:10:12.240
‫تا موقعی که بشریت درگیره، باید بذاریم دولت هر کاری دلش میخواد انجام بده.

01:10:12.240 --> 01:10:14.290
‫همونطور که فرمانده پیکسیس می‌گفت،

01:10:14.290 --> 01:10:18.870
‫اونا هرجور بود، راهی برای زنده نگه داشتن بشریت تا الان پیدا کردن.

01:10:18.870 --> 01:10:22.370
‫باید بذارم ارن بره، روی جون هم‌رزم هام خطر کنم،

01:10:22.370 --> 01:10:28.290
بیخیال زندگی و وظیفه‌م بشم و همه‌شون رو به دولت بسپرم؟

01:10:28.290 --> 01:10:32.370
‫اگه بشریت خیلی باارزش تر از زندگی یه نفره...

01:10:35.910 --> 01:10:39.240
‫وظيفه‌ت مثل همیشه دردناکه.

01:10:39.240 --> 01:10:42.490
.مردن برات گزینه آسون تریه

01:10:43.870 --> 01:10:47.830
اگه اینطوره، پس چرا همونطور که گفتی عمل نکردی؟

01:10:49.370 --> 01:10:51.450
‫من...

01:10:51.450 --> 01:10:54.120
‫...یه رویایی دارم.

01:10:54.120 --> 01:10:56.580
‫رویایی که از وقتی بچه بودم، داشتم...

01:11:02.120 --> 01:11:07.160
‫قبل از اتمام شب، در تمام منطقه خانواده ریس سرباز خواهیم داشت.

01:11:07.160 --> 01:11:11.490
‫متاسفانه، شک دارم اونقدر منتظر بمونه.

01:11:11.490 --> 01:11:17.040
‫اگه عجله نکنیم و به اونجا نرسیم، ممکنه ارن خورده بشه.

01:11:17.040 --> 01:11:21.160
‫ارن صحبت بین يمير و برتولت رو شنید...

01:11:21.160 --> 01:11:27.410
‫اگه یه تایتان، کسی که میتونه تبدیل به تایتان بشه رو بخوره، قدرت‌ش رو بدست میاره.

01:11:27.410 --> 01:11:30.410
‫اگه این واقعا درست باشه...

01:11:30.410 --> 01:11:37.620
‫کی و کجا ارن به تایتان تبدیل شده؟ و برای گرفتن قدرتش، چه کسی رو خورده؟

01:11:37.620 --> 01:11:40.540
‫یه موقعی، من پنج تا بچه داشتم.

01:11:42.200 --> 01:11:46.700
ولی همسرم و همه بچه‌هام من‌جمله فریدا

01:11:46.700 --> 01:11:52.620
‫پنج سال پیش توسط پدرش، گریشیا یئگر، کشته شدن.

01:11:59.240 --> 01:12:06.290
‫پنج سال پيش، پدرم از بقیه تایتان ها بالاتر بود.

01:12:06.290 --> 01:12:10.160
‫اون خواهر هیستوریا رو خورد و قدرتش رو دزدید...

01:12:10.160 --> 01:12:14.120
‫...و بعدش من... پدرم رو خوردم.

01:12:16.870 --> 01:12:19.910
‫بابا؟

01:12:28.910 --> 01:12:33.120
‫الان، اون قدرت درون ارن‌ـه.

01:12:33.120 --> 01:12:34.950
‫اگرچه، اون قدرت...

01:12:34.950 --> 01:12:40.790
‫نمیتونه کاملا خودش رو بروز بده مگر اینکه خون خانواده ریس درش جاری باشه.

01:12:40.790 --> 01:12:45.160
‫تا موقعی که یه قطره از اون قدرت درش باقی مونده باشه...

01:12:45.160 --> 01:12:48.240
‫...این جهنم تا ابد ادامه داره.

01:12:48.240 --> 01:12:50.040
‫ها؟

01:12:50.040 --> 01:12:51.870
‫پس...

01:12:51.870 --> 01:12:55.290
‫هوی، هوی، هوی، هوی، هوی، هوی!

01:12:55.290 --> 01:12:57.120
‫کنی.

01:12:57.120 --> 01:13:02.740
‫پس اگه کسی که ارن رو می‌خوره، از خانواده ریس نباشه، نمیتونه پادشاه واقعی بشه؟

01:13:02.740 --> 01:13:04.330
‫درسته.

01:13:04.330 --> 01:13:10.790
‫پـ-پس... حتی اگه من تبدیل به تایتان بشم و ارن رو بخورم، هیچی نمیشه؟

01:13:10.790 --> 01:13:12.580
‫حالا میفهمم...

01:13:12.580 --> 01:13:17.580
.‫قدرت تایتان من... از همون اول نباید دست من می‌بود

01:13:17.580 --> 01:13:23.200
‫این پدرم بود که این جهنمی رو شروع کرد که جون خیلی از آدما رو گرفت.

01:13:23.200 --> 01:13:26.370
‫هیچ‌وقت نمیتونم جبرانش کنم.

01:13:26.370 --> 01:13:28.240
‫این نباید اتفاق میوفتاد...

01:13:28.240 --> 01:13:30.490
‫اون روز های تمرین...

01:13:30.490 --> 01:13:33.290
‫اون رویای اونطرف دیوار...

01:13:33.290 --> 01:13:37.040
‫من... نباید اتفاق میوفتاد.

01:13:38.040 --> 01:13:41.240
‫هر دوتون تبدیل به تایتان میشین و مبارزه می‌کنین.

01:13:41.240 --> 01:13:44.910
‫اگه هیستوریا ببره، تو به صلح‌ت میرسی.

01:13:44.910 --> 01:13:49.580
‫ولی اگه به ارن ببازی، وضعیت همینجوری میمونه.

01:13:52.950 --> 01:13:56.490
به آروم نفس کشیدن ادامه بدم تا جایی که کم بیارم و بمیرم؟

01:13:56.490 --> 01:13:59.870
‫اصن میتونی اونو زنده بودن حساب کنی؟!

01:14:00.910 --> 01:14:02.580
‫بابا...

01:14:04.410 --> 01:14:08.410
‫چرا خانواده ریس... تو کل این 100 سال...

01:14:08.410 --> 01:14:13.200
‫...تایتان ها رو نابود و بشریت رو آزاد نکرد؟

01:14:13.200 --> 01:14:17.660
‫اونم وقتی که قدرتی رو دارین که کل تایتان ها رو کنترل می‌کنه ...

01:14:17.660 --> 01:14:23.240
‫چون اولین پادشاه ریس، کسی که این دنیا رو درون دیوار ها ساخت...

01:14:23.240 --> 01:14:27.700
.‫...می‌خواست که ما توسط تایتان‌ها کنترل بشیم

01:14:27.700 --> 01:14:33.040
‫اولین پادشاه باور داشت این تنها راه برای رسیدن به صلح واقعیه.

01:14:37.740 --> 01:14:39.330
‫کریستا.

01:14:42.080 --> 01:14:45.620
‫ازت میخوام... جوری زندگی کنی که بهش افتخار کنی.

01:14:55.240 --> 01:14:57.620
‫هیستوریا.

01:15:02.080 --> 01:15:07.620
!‫خدا دیگه چیه؟! فقط داری یه بهونه می‌تراشی تا از بقیه آدما استفاده کنی

01:15:07.620 --> 01:15:11.660
‫دیگه بسه! نمیذارم منو بکشی!

01:15:15.410 --> 01:15:16.910
‫بابا...

01:15:17.910 --> 01:15:19.540
‫اوری...

01:15:19.540 --> 01:15:21.370
‫فریدا...

01:15:21.370 --> 01:15:23.290
‫منتظرم بمونین...

01:15:23.290 --> 01:15:26.910
‫من... الان...

01:15:36.950 --> 01:15:38.370
‫هیستوریا!

01:15:39.790 --> 01:15:41.040
‫خوبی؟

01:15:41.040 --> 01:15:42.120
‫میکاسا!

01:15:42.120 --> 01:15:44.410
‫کاپیتان؟ بچه‌ها...

01:15:48.040 --> 01:15:49.790
‫کُنی، يالا!

01:15:49.790 --> 01:15:51.080
‫منو بیخیال شین!

01:15:51.080 --> 01:15:53.660
‫کاپیتان! بجنب و فرار کن!

01:15:55.830 --> 01:15:56.790
‫آزاد شد!

01:15:56.790 --> 01:15:57.990
‫برین عقب!

01:16:07.910 --> 01:16:10.790
‫متاسفم، بچه‌ها...

01:16:14.830 --> 01:16:18.200
‫من چیزی جز یه بی‌مصرف نبودم...

01:16:18.200 --> 01:16:24.330
‫حتی از اولش هم من امید بشریت نبودم...

01:16:28.330 --> 01:16:30.490
‫زره؟

01:16:30.490 --> 01:16:34.040
این دیگه چی بود؟ فک می‌کنی قهرمان تراژیکی چیزی هستی؟

01:16:30.490 --> 01:16:34.040 line:20%
مترجم : قهرمان تراژیک، شخصیت اصلی که تو نمایش های درام سختی زیاد می‌کشه

01:16:34.040 --> 01:16:38.290
‫کی فقط با قدرت خودت تنهایی به یه چیزی رسیدی؟

01:16:38.290 --> 01:16:39.910
‫عجب بی‌مایه‌ای هستی.

01:16:39.910 --> 01:16:42.330
‫ما سخت تر از این رو هم گذروندیم.

01:16:42.330 --> 01:16:44.410
‫ولی من قرار نیست بهش عادت کنم!

01:16:44.410 --> 01:16:46.040
‫من ارن رو می‌برم.

01:16:46.040 --> 01:16:47.450
‫بی‌فایده‌س.

01:16:47.450 --> 01:16:49.120
‫ما نمی‌تونیم فرار کنیم.

01:16:49.120 --> 01:16:50.620
‫پس هیچ‌کاری نکنیم؟

01:16:50.620 --> 01:16:54.200
‫میخوای همینجا بشینیم و دست همدیگه رو بگیریم تا له بشیم یا تا حد مرگ بسوزیم؟

01:16:54.200 --> 01:16:58.290
‫میدونی، از اینکه هر دفعه اینکارو انجام بدم متنفرم، ولی...

01:16:58.290 --> 01:17:00.490
‫ارن.

01:17:00.490 --> 01:17:02.950
‫تو باید انتخاب کنی.

01:17:07.080 --> 01:17:08.950
‫من باهاتون میام.

01:17:16.290 --> 01:17:18.080
‫ارن!

01:17:18.080 --> 01:17:20.080
‫متاسفم...

01:17:20.080 --> 01:17:22.660
‫ازاونجایی که این آخرشه، فقط همین یه بار...

01:17:22.660 --> 01:17:25.580
‫...ازت میخوام بذاری...

01:17:25.580 --> 01:17:28.080
‫بذاری به خودم باور داشته باشم!

01:17:39.990 --> 01:17:42.700
‫همگی! برین زیر ارن!

01:17:54.330 --> 01:17:56.740
‫رود ریس که تبدیل به تایتان شده بود،

01:17:56.740 --> 01:18:01.700
‫قبل از خزیدن به سمت منطقه اروود، کلیسا رو نابود کرد.

01:18:01.700 --> 01:18:08.620
‫حین انفجار، ارن تونست برای اولین بار سخت‌سازی رو با موفقیت انجام بده.

01:18:11.370 --> 01:18:12.740
‫هیستوریا.

01:18:12.740 --> 01:18:14.830
‫یادم رفت بهت بگم...

01:18:14.830 --> 01:18:17.040
‫ما ازت میخوایم کاری رو انجام بدی.

01:18:17.040 --> 01:18:18.370
‫چشم.

01:18:20.830 --> 01:18:23.040
‫دستورات اروین.

01:18:23.040 --> 01:18:27.660
‫وقتی که این جنک تموم شد، از اونجایی که جانشین بحق تاج و تخت هستی...

01:18:27.660 --> 01:18:29.330
‫...ملکه میشی.

01:18:31.240 --> 01:18:33.200
‫مـ-ملکه؟!

01:18:33.200 --> 01:18:39.080
‫کودتا موفقیت‌آمیز بود، ولی مردم از گردانی که کنترل رو بدست بگیره، پیروی نمی‌کنن.

01:18:39.080 --> 01:18:41.450
‫چیزی که ما نیاز داریم، داستانیه تا پخشش کنیم.

01:18:41.450 --> 01:18:46.540
‫اینکه وارث واقعی، تاج رو از پادشاه‌ قلابی پس گرفته.

01:18:46.540 --> 01:18:48.160
‫من...

01:18:50.830 --> 01:18:53.950
‫وظیفه بعدی من، اینه که ملکه باشم؟!

01:18:53.950 --> 01:18:56.240
‫اطاعت.

01:18:56.240 --> 01:18:58.330
‫هیستوریا...

01:18:58.330 --> 01:19:01.950
‫کاپیتان، یه شرطی دارم.

01:19:01.950 --> 01:19:03.240
‫ها؟

01:19:03.240 --> 01:19:07.950
‫از اونجایی که سرنوشتم دست خودمه، میخوام از جونم مایه بزارم.

01:19:07.950 --> 01:19:10.410
‫چی تو فکرته، اروین؟!

01:19:10.410 --> 01:19:14.160
‫شهروند ها رو بدون تخلیه تو شهر نگه داریم؟!

01:19:14.160 --> 01:19:18.700
‫همین که خورشید بیاد بالا، اون تایتان کار همه‌مون رو میسازه!

01:19:18.700 --> 01:19:24.160
‫تایتان هدف، به طور عجیبی به سمت محل هایی که مردم زیادی باشن، کشیده میشه.

01:19:24.160 --> 01:19:25.790
‫بنابراین، غیرعادی‌ـه.

01:19:25.790 --> 01:19:36.160
‫پایتخت میتراس

01:19:25.790 --> 01:19:36.160
‫منطقه اروود

01:19:25.790 --> 01:19:30.830
‫اگه همین الان بخواین مردم رو به دیوار شینا تخلیه کنین،

01:19:30.830 --> 01:19:36.080
‫اون به سمت‌شون کشیده میشه و توی مسیرش، دیوار رو نابود می‌کنه.

01:19:36.080 --> 01:19:41.370
‫اگه قراره جلوی اون تایتان رو بگیریم، باید اینکارو بیرون از دیوار های منطقه اروود انجام بدیم.

01:19:41.370 --> 01:19:44.870
‫توپ های دیواری میتونن خیلی موثر باشن، ولی...

01:19:44.870 --> 01:19:48.120
‫اگه برای از پا درآوردنش کافی نباشه...

01:19:48.120 --> 01:19:51.910
‫گردان پیشاهنگ هر چه در توان داشته باشه انجام میده.

01:19:56.870 --> 01:19:58.120
‫میگم.

01:19:59.080 --> 01:20:02.540
‫بچه های این شهر...

01:20:02.540 --> 01:20:04.910
‫...اون روز رو به یادم میاره.

01:20:06.870 --> 01:20:07.990
‫آره...

01:20:07.990 --> 01:20:13.540
‫هیچکس فکرشو نمی کنه که امروز، یه تایتان بزرگ تر از دیوار حمله می‌کنه.

01:20:14.540 --> 01:20:18.540
‫ممکنه سرآخر همون منظره‌ای رو ببینن که ما اون روز دیدیم.

01:20:18.540 --> 01:20:20.990
‫ولی یه فرق بزرگ داره.

01:20:20.990 --> 01:20:24.290
‫بالای دیوار ها، سرباز ها ایستادن تا با تایتان رودررو بشن.

01:20:24.290 --> 01:20:26.990
‫و اون ما هستیم.

01:20:26.990 --> 01:20:29.790
‫آره، همون گوشه بذارشون رو هم.

01:20:35.240 --> 01:20:36.490
‫ارن.

01:20:36.490 --> 01:20:39.990
‫وقتی واسه کار نکردن نداریم. مشغول شو.

01:20:43.660 --> 01:20:44.870
‫ارن!

01:20:45.950 --> 01:20:47.450
‫و-وایسا!

01:20:47.450 --> 01:20:49.620
‫داری چیکار می‌کنی؟!

01:20:49.620 --> 01:20:51.080
زخم کردن؟

01:20:51.080 --> 01:20:52.950
‫برای اون کار خیلی زوده!

01:20:52.950 --> 01:20:54.160
‫نه...

01:20:54.160 --> 01:20:57.450
‫فقط داشتم دخل یه عوضی بی‌مصرف رو می‌آوردم.

01:20:57.450 --> 01:21:01.540
‫امیدوارم مرده باشه و بره دیگه برنگرده.

01:21:01.540 --> 01:21:02.990
‫آتش!

01:21:06.410 --> 01:21:10.080
‫هیستوریا واقعا قوی شده.

01:21:10.080 --> 01:21:13.700
‫فکر می‌کردم از اون ضعیف‌هاس، ولی اشتباه می‌کردم.

01:21:13.700 --> 01:21:17.290
‫اون ضعیفه، من بودم.

01:21:17.290 --> 01:21:18.830
‫حمله رو...

01:21:20.160 --> 01:21:21.700
‫...شروع کنید!

01:21:38.490 --> 01:21:39.790
‫ارن!

01:22:00.240 --> 01:22:04.450
‫همه سرباز ها! با مانور سه بعدی کارشو تموم کنین!

01:22:04.450 --> 01:22:06.080
‫شاید غول‌پیکر باشه،

01:22:06.080 --> 01:22:10.120
‫ولی نقطه حیاتی‌ش هنوز یک متر ارتفاع و ده سانتی متر عرض داره.

01:22:10.120 --> 01:22:11.910
‫تا موقعی که بدن اصلی‌ش رو نابود نکنیم،

01:22:11.910 --> 01:22:15.830
‫اون دوباره بوجود میاد و یه محافظ حرارتی دیگه رو درست می‌کنه.

01:22:15.830 --> 01:22:17.410
‫ما فقط یه فرصت داریم.

01:22:17.410 --> 01:22:18.540
‫داغه!

01:22:18.540 --> 01:22:21.660
‫لعنتی! کدومشونه؟!

01:22:21.660 --> 01:22:23.620
‫هیستوریا؟!

01:22:23.620 --> 01:22:28.200
‫دلایل‌ت رو درک می‌کنم، ولی...
‫نمی‌تونم بهت اجازه بدم وارد جنگ بشی.

01:22:28.200 --> 01:22:30.410
‫فرمانده، لطفا!

01:22:30.410 --> 01:22:33.950
‫بالاخره وظیفه‌ای که باید انجامش بدم رو فهمیدم!

01:22:33.950 --> 01:22:36.990
‫بخاطر همینه که من الان اینجام!

01:22:36.990 --> 01:22:41.120
‫بخاطر خودخواه بودنم، معذرت میخوام.

01:22:41.120 --> 01:22:45.790
‫ولی این اولین باریه که... جلوی پدرمادرم دراومدم.

01:22:45.790 --> 01:22:49.580
‫این اولین مبارزه من... با پدرمه.

01:22:55.240 --> 01:22:56.410
‫بابا!

01:22:56.410 --> 01:22:57.950
‫بهم گوش کن، بابا!

01:22:57.950 --> 01:22:59.740
‫میتونیم تایتان ها رو بکشیم، یه بار و برای همیشه!

01:22:59.740 --> 01:23:01.330
.می‌دونی از پسش بر میام، داداش

01:23:01.330 --> 01:23:04.660
‫آلما، تو تنها کسی هستی که منو درک می‌کنه...

01:23:04.660 --> 01:23:06.290
‫اوه، خدا...

01:23:24.160 --> 01:23:26.990
تو کسی بودی که ضربه نهایی رو زدی؟

01:23:28.450 --> 01:23:31.990
تمام اونا... خیالات من بودن؟

01:23:31.990 --> 01:23:34.620
‫من... واقعا...

01:23:34.620 --> 01:23:38.120
‫...دارم به میل خودم رفتار می‌کنم؟

01:23:38.120 --> 01:23:40.160
‫ولی...

01:23:40.160 --> 01:23:42.830
‫کسی که همیشه با موج پیش میره...

01:23:43.740 --> 01:23:45.990
‫بدون شک، من...

01:23:47.740 --> 01:23:49.330
‫من...

01:23:50.410 --> 01:23:53.540
‫من هیستوریا ریس هستم.

01:23:53.540 --> 01:23:56.080
‫حاکم برحق دیوار ها.

01:24:01.490 --> 01:24:02.790
‫کنی.

01:24:09.240 --> 01:24:12.160
‫با اون سوختگی و خونریزی...

01:24:12.160 --> 01:24:15.080
.دیگه نمیشه بهت کمکی کرد...

01:24:17.620 --> 01:24:19.370
اینطوریه؟

01:24:20.660 --> 01:24:22.490
‫نمیدونم...

01:24:25.660 --> 01:24:31.160
‫من این یکی رو از کیف رود کش رفتم.

01:24:31.160 --> 01:24:37.200
‫انگار اگه اینو تزریق کنم... تبدیل به تایتان میشم.

01:24:37.200 --> 01:24:42.370
‫وقت و زورشو داشتی که به خودت تزریق کنی.

01:24:42.370 --> 01:24:44.950
چرا اینکارو نکردی؟

01:24:44.950 --> 01:24:49.330
‫آره... من... نمیخوام بمیرم...

01:24:49.330 --> 01:24:51.790
.‫...و قدرت میخواستم

01:24:53.330 --> 01:24:56.620
‫ولی... میدونی...

01:24:56.620 --> 01:24:57.990
ها؟

01:25:08.370 --> 01:25:13.540
‫همه کسایی که دیدم... مثل هم بودن.

01:25:14.740 --> 01:25:16.950
‫مست بودن...

01:25:16.950 --> 01:25:19.080
‫زن ها...

01:25:19.080 --> 01:25:22.200
‫حتی پرستیدن خدا...

01:25:22.200 --> 01:25:29.370
‫هر کسی باید مست چیزی باشه تا بتونه ادامه‌ش بده...

01:25:29.370 --> 01:25:33.910
‫هر کسی... برده یه چیزی بود.

01:25:33.910 --> 01:25:36.410
‫حتی اون...

01:25:43.870 --> 01:25:46.950
و-و تو چی هستی؟

01:25:46.950 --> 01:25:48.870
‫یه قهرمان؟!

01:25:50.990 --> 01:25:52.200
‫کنی.

01:25:52.200 --> 01:25:54.740
‫هرچی که میدونی رو بهم بگو!

01:25:54.740 --> 01:25:58.870
‫چرا اولین پادشاه نمی خواست بشریت نجات پیدا کنه؟!

01:25:58.870 --> 01:26:01.200
‫چه بدونم...

01:26:01.200 --> 01:26:04.620
‫ولی... ما آکرمن ها...

01:26:04.620 --> 01:26:08.540
‫...باهاش مقابله کردیم... بخاطر همون دلیل.

01:26:10.870 --> 01:26:14.490
‫انگار فامیلی من هم آکرمن‌ـه.

01:26:14.490 --> 01:26:15.950
‫تو...

01:26:15.950 --> 01:26:19.200
با مادرم چه ارتباطی داشتی؟

01:26:19.200 --> 01:26:21.490
‫ههه، کودن...

01:26:22.450 --> 01:26:25.200
‫فقط برادرش بودم.

01:26:32.490 --> 01:26:35.790
اونروز... چرا؟

01:26:35.790 --> 01:26:38.120
چرا منو ول کردی؟

01:26:42.740 --> 01:26:45.040
‫چون...

01:26:45.040 --> 01:26:48.370
...من قرار نبود...

01:26:48.370 --> 01:26:51.080
...پدر کسی باشم...

01:26:58.540 --> 01:27:01.790
‫دو ماه بعد

01:27:03.290 --> 01:27:05.950
‫آخرین عملیات برای بازپس‌گیری دیوار ماریا...

01:27:05.950 --> 01:27:07.790
‫...شروع میشه!

01:27:10.580 --> 01:27:15.410
‫حالا با داشتن قدرت باارزش سخت‌سازی تایتان،

01:27:15.410 --> 01:27:20.450
‫پیشاهنگ ها به شیگانشینا، جایی که همه چیز شروع شد، برگشتند.

01:27:20.450 --> 01:27:21.910
‫هرچند...

01:27:35.620 --> 01:27:37.700
‫به گشتن ادامه بدین!

01:27:37.700 --> 01:27:39.740
!متحداش رو پیدا کنید

01:27:47.370 --> 01:27:53.290
‫هر دومون دنبال یه چیز هستیم. اینکه این مسئله رو همین جا و همین الان حل کنیم.

01:27:53.290 --> 01:27:55.540
‫بشریت یا تایتان ها؟!

01:27:55.540 --> 01:27:59.490
‫کدوم سمت زنده میمونه؟! کدوم سمت هلاک میشه؟!

01:27:59.490 --> 01:28:00.990
‫اینجا...

01:28:00.990 --> 01:28:02.290
...جاییه که...

01:28:02.290 --> 01:28:05.490
‫...خونه صداش می‌کردیم!

01:28:05.490 --> 01:28:07.330
!پسش می‌گیرم

01:28:07.330 --> 01:28:12.160
‫همه‌تون رو تیکه تیکه می‌کنم... و چیزی که دزدیدین رو پس می‌گیرم!

01:28:24.370 --> 01:28:26.950
‫با کمک نیزه های رعد،

01:28:26.950 --> 01:28:30.790
‫پیشاهنگ‌‌ها تایتان زرهی رو گیر انداختن،

01:28:30.790 --> 01:28:36.580
‫ولی ضدحمله دشمن، فراتر از انتظارات بود.

01:28:36.580 --> 01:28:37.950
‫علامت داد!

01:28:46.410 --> 01:28:48.950
‫راینر!

01:28:50.410 --> 01:28:51.790
‫هانجی!

01:29:03.700 --> 01:29:04.990
‫لعنتی...

01:29:23.040 --> 01:29:26.330
‫ارن! برو اون پای درازش رو قفل کن!

01:29:29.290 --> 01:29:32.950
‫آرمین، ما باید از دور بررسی‌ش کنیم.

01:29:32.950 --> 01:29:35.910
‫باید مطمئن بشیم راهی برای شکست دادنش هست!

01:29:35.910 --> 01:29:37.740
‫حالا! پخش شین!

01:29:47.200 --> 01:29:48.450
ها؟

01:29:54.950 --> 01:29:56.540
‫ارن!

01:29:58.450 --> 01:30:00.950
‫هوی! اسب ها فرار کردن!

01:30:00.950 --> 01:30:02.580
‫این وظیفه تو بود!

01:30:02.580 --> 01:30:04.870
‫خفه شو! مگه مهمه؟!

01:30:04.870 --> 01:30:06.660
‫چی گفتی؟!

01:30:06.660 --> 01:30:10.950
‫اون پیشاهنگ ها خیلی قوی بودن و تو یه لحظه کشته شدن!

01:30:10.950 --> 01:30:13.450
‫تو هم به خوبی من میدونی!

01:30:13.450 --> 01:30:16.240
‫چه سودی تو محافظت از اسب ها هست...

01:30:16.240 --> 01:30:19.490
!‫...وقتی کسی نمونده که سوارشون بشه؟

01:30:20.700 --> 01:30:26.660
‫اگه نقشه خوب پیش بره، شاید بتونی تایتان هیولا رو ناکار کنی.

01:30:26.660 --> 01:30:28.660
‫ولی لازمه که نیرو ها...

01:30:28.660 --> 01:30:30.990
.‫...و خودم جونمون رو فدا کنیم

01:30:35.950 --> 01:30:37.620
‫واسه اینکه عملی بشه...

01:30:37.620 --> 01:30:40.200
برای ‫اینکه از این جوونا بخوایم بمیرن،

01:30:40.200 --> 01:30:45.040
‫یه دغل‌باز حرفه‌ای و یه مشت دروغ لازم میشه.

01:30:45.040 --> 01:30:49.660
‫اگه من پیشقراول ها رو هدایت نکنم، هیچکس پیروی نمی کنه.

01:30:49.660 --> 01:30:52.580
‫و قبل از بقیه، میمیرم.

01:30:52.580 --> 01:30:58.200
‫بدون اینکه متوجه بشم چی تو زیرزمین هست...

01:30:58.200 --> 01:30:59.540
ها؟

01:31:06.700 --> 01:31:08.410
‫من...

01:31:08.410 --> 01:31:10.830
‫میخوام به زیرزمین برم.

01:31:11.740 --> 01:31:14.240
‫همه کارایی که تا الان انجام دادم...

01:31:14.240 --> 01:31:17.240
‫بخاطر این بود که فکر می‌کردم همچین روزی میرسه.

01:31:18.450 --> 01:31:20.080
‫ولی، لیوای...

01:31:21.950 --> 01:31:25.120
میتونی اونا رو ببینی؟ همرزم هامون رو؟

01:31:28.700 --> 01:31:31.660
‫همرزم هامون دارن بهمون نگاه می کنن.

01:31:31.660 --> 01:31:35.240
‫میخوان بدونن چه اتفاقی برای قلب هایی که دادن میوفته.

01:31:39.490 --> 01:31:42.370
‫تو خوب جنگیدی.

01:31:42.370 --> 01:31:45.990
‫همش به لطف توئه که اینقدر جلو اومدیم.

01:31:47.700 --> 01:31:49.870
‫من انتخاب می کنم.

01:31:51.580 --> 01:31:54.240
‫بیخیال رویات شو و بمیر.

01:31:54.240 --> 01:31:57.580
‫نیرو ها رو مستقیم ببر سمت جهنم.

01:31:57.580 --> 01:32:00.950
‫من اون تایتان هیولا رو ناکار می کنم.

01:32:05.620 --> 01:32:07.830
‫حمله!

01:32:10.740 --> 01:32:12.790
حمله انتحاری؟

01:32:12.790 --> 01:32:17.040
‫منو باش که فکر می کردم میتونن بهتر از اینا رو انجام بدن...

01:32:17.040 --> 01:32:19.490
‫حالا! آتش!

01:32:23.660 --> 01:32:26.200
‫آخرین ماموریت‌مون رو اعلام می کنم!

01:32:26.200 --> 01:32:31.080
‫منتظر میمونیم تا آماده پرتاب کردن بشه و همزمان همگی علامت های دودی‌مون رو شلیک می‌کنیم.

01:32:31.080 --> 01:32:34.410
‫اینکار تا یه حدی باید دقت‌ش رو کم کنه.

01:32:34.410 --> 01:32:39.870
‫زمانی که ما داریم به عنوان طعمه عمل می‌کنیم، کاپیتان لیوای تایتان هیولا رو میکشه.

01:32:39.870 --> 01:32:42.370
‫این نقشه ماست.

01:32:42.370 --> 01:32:43.700
ها؟

01:32:43.700 --> 01:32:47.200
ازم میخوای فقط با مانور سه‌بعدی برم دنبالش؟

01:32:47.200 --> 01:32:49.410
‫اون تو یه محوطه خالی وایساده.

01:32:49.410 --> 01:32:52.450
‫حتی یه درخت یا خونه هم تو دید نیست.

01:32:52.450 --> 01:32:53.830
‫اشتباهه...

01:32:54.790 --> 01:32:58.990
‫یه خط از چیزایی که هم‌قدش هستن ردیف شدن.

01:33:00.410 --> 01:33:03.200
‫مخفیانه با استفاده از تایتان ها خودت رو بهش نزدیک کن...

01:33:03.200 --> 01:33:05.700
‫...و تایتان هیولا رو بکش.

01:33:12.870 --> 01:33:15.330
‫متاسفم...

01:33:15.330 --> 01:33:20.620
‫ما با اعتماد به زندگانی که معنای جان‌نثاری ما رو پیدا می‌کنند، میمیریم!

01:33:20.620 --> 01:33:26.700
‫این تنها راهیه که میتونیم جلوی این دنیای بی‌رحم وایسیم!

01:33:26.700 --> 01:33:28.910
‫سربازان من، بخروشید!

01:33:28.910 --> 01:33:31.160
‫سربازان من، فریاد بزنید!

01:33:31.160 --> 01:33:34.240
‫سربازان من، بجنگید!

01:33:43.450 --> 01:33:45.200
‫من یه نقشه دارم.

01:33:45.200 --> 01:33:47.660
‫همه شما باید راینر رو ببرید یه جای دیگه.

01:33:47.660 --> 01:33:50.870
‫من و ارن برتولت رو شکست میدیم.

01:33:51.790 --> 01:33:55.200
.خودمون دوتا شکستش می‌دیم

01:33:56.990 --> 01:33:58.200
‫باشه.

01:34:00.740 --> 01:34:02.450
چی شده؟

01:34:02.450 --> 01:34:04.990
‫تایتان های من افتادن...

01:34:20.160 --> 01:34:22.830
باید حواسم به کسی باشه؟

01:34:22.830 --> 01:34:26.620
‫آره، کاپیتان لیوای خطرناکه.

01:34:26.620 --> 01:34:28.790
این لیوای‌ـه؟

01:34:29.990 --> 01:34:31.200
‫پس گردن‌م!

01:34:33.580 --> 01:34:34.990
چی-؟

01:34:34.990 --> 01:34:36.790
‫نمیتونم چیزی رو ببینم!

01:34:37.700 --> 01:34:39.580
چشمام رو ناکار کرد؟

01:34:41.200 --> 01:34:42.540
‫پاهام!

01:34:44.080 --> 01:34:47.080
!حسابی داشته بهت خوش میگذشته ها؟

01:34:47.080 --> 01:34:49.040
‫لعنتی! سخت‌ش می‌کنم!

01:34:49.040 --> 01:34:50.450
‫لعنت، به موقع نمیشه!

01:34:50.450 --> 01:34:53.200
!بذار بیشتر بهت حال بدم

01:35:10.160 --> 01:35:13.870
هنوز کسی اونجا زنده‌س؟

01:35:13.870 --> 01:35:20.490
‫اگه باشه، حتی دم مرگ هم، این تزریق اونا رو به تایتان تبدیل می‌کنه.

01:35:31.370 --> 01:35:35.240
‫به دلایلی، وقتی به دنیای بیرون فکر می‌کنم...

01:35:35.240 --> 01:35:37.660
‫...شجاعتم بیشتر میشه.

01:35:44.080 --> 01:35:45.790
‫ارن، بیدار شو!

01:35:48.370 --> 01:35:50.540
‫بیا بریم دریا رو ببینیم!

01:36:00.620 --> 01:36:02.540
‫وایسا...

01:36:02.540 --> 01:36:05.990
‫من بهش قول دادم...

01:36:05.990 --> 01:36:08.950
‫...که می‌کشمت، مهم نیست چی بشه.

01:36:09.950 --> 01:36:11.870
‫من قول دادم!

01:36:24.950 --> 01:36:26.410
‫لعنتی...

01:36:32.870 --> 01:36:34.290
‫ارن!

01:36:44.990 --> 01:36:46.870
‫آرمین...

01:36:46.870 --> 01:36:49.790
‫تمام مسیر تا آخرش...

01:36:49.790 --> 01:36:51.790
‫...خوب جنگیدی.

01:36:59.870 --> 01:37:01.490
چرا؟

01:37:01.490 --> 01:37:03.700
‫نمیتونم آرمین رو شکست بدم...

01:37:04.950 --> 01:37:06.660
‫میدونستم...

01:37:06.660 --> 01:37:09.040
‫استخوان هاش تحلیل نمیرن!

01:37:09.040 --> 01:37:11.830
‫اگه تکیه‌گاه تو ماهیچه نباشه، ثابت باقی میمونه!

01:37:11.830 --> 01:37:17.700
‫ولی مهم‌تر از همه، وقتی که داره بخار آزاد می‌کنه، نمیتونه تکون بخوره!

01:37:17.700 --> 01:37:21.910
ولی، آرمین... اینجوری میخوای تمومش کنی؟

01:37:21.910 --> 01:37:25.790
‫با اون هوشت، بهترین نقشه‌ای که تونستی بکشی...

01:37:25.790 --> 01:37:30.370
‫...این بود که تا حد مرگ بسوزی؟

01:37:30.370 --> 01:37:34.490
‫نمیتونم نفس بکشم! باید ولش کنم...

01:37:34.490 --> 01:37:36.700
‫نه! هنوز نه!

01:37:36.700 --> 01:37:39.040
‫کافی نیست!

01:37:39.040 --> 01:37:42.410
‫باید زمان بیشتری بخرم!

01:37:42.410 --> 01:37:45.740
میخواد به چی برسه؟ انحرافیه؟

01:37:45.740 --> 01:37:49.080
‫ولی هنوز ارن اونطرف له شده افتاده.

01:37:50.040 --> 01:37:52.330
‫برای تو سریع تمومش می‌کنم.

01:37:55.700 --> 01:37:57.490
‫دووم بیار!

01:37:57.490 --> 01:37:59.990
‫ولش نکن!

01:37:59.990 --> 01:38:02.370
‫همه‌شو به ارن میسپارم!

01:38:02.370 --> 01:38:06.830
‫رویاهام... زندگی‌م... همه چیز!

01:38:06.830 --> 01:38:12.290
‫این آخرین و تنها چیزیه که باید بدم!

01:38:12.290 --> 01:38:14.450
‫مطمئنم...

01:38:14.450 --> 01:38:16.620
...ارن...

01:38:16.620 --> 01:38:19.790
‫...به دریا... میرسه!

01:38:21.410 --> 01:38:22.950
‫اون به جای من...

01:38:24.740 --> 01:38:26.700
‫...به دریا نگاه می‌کنه!

01:38:29.910 --> 01:38:31.540
‫تموم شد...

01:38:35.790 --> 01:38:37.450
‫...سخت‌سازی؟

01:38:43.870 --> 01:38:45.330
!گیرت آوردم

01:39:17.830 --> 01:39:20.950
‫ارن... تو باید بدونی.

01:39:20.950 --> 01:39:24.240
ما قول دادیم با هم به دریا بریم، نه؟

01:39:24.240 --> 01:39:27.200
تا حالا تو زندگی‌م بهت دروغ گفتم؟

01:39:33.990 --> 01:39:35.450
‫آرمین...

01:39:36.540 --> 01:39:40.200
چرا... تو فرار نکردی؟

01:39:45.830 --> 01:39:47.540
یه تایتان؟

01:39:51.240 --> 01:39:53.540
‫فقط یه قدم بیا جلوتر!

01:39:53.540 --> 01:39:56.700
‫تکون بخور تا کارش رو تموم کنم!

01:40:00.740 --> 01:40:03.120
‫تو...

01:40:03.120 --> 01:40:05.660
‫...ارن یئگری؟

01:40:05.660 --> 01:40:08.450
‫خوب نیستش! باید قبل از هر اتفاقی، بکشمش!

01:40:08.450 --> 01:40:11.540
‫اصن شبیه پدرت نیستی.

01:40:13.120 --> 01:40:15.160
پدرم...؟

01:40:17.700 --> 01:40:20.660
‫هوی... شوخی‌ت گرفته!

01:40:20.660 --> 01:40:23.040
تمام راهو تا اینجا تعقیبم کرده؟

01:40:23.990 --> 01:40:28.040
‫ارن! یه روزی، برای نجات دادنت برمی‌گردم!

01:40:32.910 --> 01:40:34.540
فرار کرد؟

01:40:37.740 --> 01:40:39.410
‫کاپیتان!

01:40:39.410 --> 01:40:41.290
!مخزن گازم تموم شد

01:40:41.290 --> 01:40:44.040
‫دنبالش میرم! مخزن و شمشیرت رو بده من!

01:40:44.040 --> 01:40:44.990
‫باشه!

01:40:44.990 --> 01:40:46.240
‫بجنب!

01:40:53.990 --> 01:40:56.160
‫امروز میخوام بهتون توضیح بدم...

01:40:56.160 --> 01:41:00.330
‫...چجوری میخوایم از این تزریق، بهترین استفاده رو ببریم.

01:41:01.240 --> 01:41:04.120
‫کسی به بهش تزریق‌شده تبدیل به یه تایتان میشه،

01:41:04.120 --> 01:41:08.080
‫و کسی که مثل ارن، میتونه به تایتان تبدیل بشه رو میخوره.

01:41:08.080 --> 01:41:12.740
‫با اینکار، هرچند در ابتدا تایتان فاقد ادراک میشن،

01:41:12.740 --> 01:41:17.620
‫به انسانی تبدیل میشن که میتونه اون قدرت تایتانی رو کنترل کنه.

01:41:17.620 --> 01:41:24.040
‫علاوه‌بر‌اون، میتونیم کسی رو که دم مرگ هست رو باهاش نجات بدیم.

01:41:25.540 --> 01:41:28.080
‫ما فقط همین یدونه رو داریم.

01:41:28.080 --> 01:41:31.910
‫تصمیم استفاده ازش رو به کاپیتان لیوای محول می‌کنم.

01:41:33.580 --> 01:41:35.870
‫آره! ادامه بده!

01:41:37.870 --> 01:41:40.410
‫آرمین داره دوباره نفس می‌کشه!

01:41:41.790 --> 01:41:45.290
‫یالا! فقط به نفس کشیدن ادامه بده!

01:41:46.740 --> 01:41:48.200
آرمین؟

01:41:48.200 --> 01:41:50.990
‫کاپیتان! سرنگ رو بیار!

01:41:53.580 --> 01:41:57.620
‫آرمین رو به تایتان تبدیل می‌کنیم و مجبورش می‌کنیم برتولت رو بخوره!

01:41:57.620 --> 01:41:59.870
‫بجنب و بهش تزریق کن!

01:42:02.330 --> 01:42:03.660
‫باشه...

01:42:06.540 --> 01:42:09.580
‫کاپیتان... لیوای...

01:42:09.580 --> 01:42:12.200
‫بالاخره پیداتون کردم.

01:42:12.200 --> 01:42:14.870
‫فرمانده اروین بدجور زخمی شده!

01:42:14.870 --> 01:42:18.660
‫شکمش پاره شده... و بعضی اندام ها نابود شدن!

01:42:18.660 --> 01:42:21.450
‫خونریزی متوقف نمیشه!

01:42:21.450 --> 01:42:24.910
‫فکر کردم تزریق ممکنه بتونه کمکش کنه، ولی...

01:42:24.910 --> 01:42:26.450
چی فکر می‌کنین؟

01:42:32.240 --> 01:42:33.540
ها؟

01:42:44.450 --> 01:42:47.660
‫من تزریق رو... روی اروین انجام میدم.

01:43:11.660 --> 01:43:14.080
‫تو هم باید به خوبی من اینو بدونی!

01:43:14.080 --> 01:43:18.620
‫بدون استعداد اروین، بشریت نمیتونه تایتان ها رو شکست بده!

01:43:18.620 --> 01:43:23.990
‫هیچ فرقی... با اینکه آرمین رو... از دست بدیم نداره.

01:43:23.990 --> 01:43:25.450
‫ارن!

01:43:25.450 --> 01:43:29.370
همیشه... اینجوری نبوده؟

01:43:29.370 --> 01:43:33.580
‫اون دلیل اینه که شهر تروست رو با پوشوندن صخره نجات دادیم.

01:43:33.580 --> 01:43:36.290
‫اون هویت آنی رو فاش کرد.

01:43:36.290 --> 01:43:38.950
‫تنها دلیلی که برتولت رو نجات دادیم...

01:43:38.950 --> 01:43:42.410
‫...همش بخاطر آرمین بود!

01:43:42.410 --> 01:43:46.540
‫کسی که قراره بشریت رو نجات بده، نه منم نه فرمانده!

01:43:46.540 --> 01:43:48.240
‫آرمین‌ـه!

01:43:49.580 --> 01:43:53.870
‫کسی که بشریت رو نجات میده... فرمانده اروین‌ـه.

01:43:53.870 --> 01:43:59.160
‫وقتی که فرمانده رو زنده پیدا کردم، میخواستم کارش رو تموم کنم.

01:44:00.790 --> 01:44:06.040
‫ولی... خیلی براش آسون بود.

01:44:06.040 --> 01:44:10.490
‫با خودم گفتم که باید بیشتر از این جهنم رو تجربه کنه.

01:44:14.990 --> 01:44:16.370
‫هانجی...

01:44:20.410 --> 01:44:25.120
‫هوی... شوخیت... گرفته دیگه...

01:44:25.120 --> 01:44:26.830
‫غیرممکنه...

01:44:30.870 --> 01:44:32.700
‫کاپیتان...

01:44:33.790 --> 01:44:38.830
راجب... دریا... میدونی؟

01:44:38.830 --> 01:44:43.870
‫مهم نیست چقدر دور نگاه کنی، اون از افق رد میشه.

01:44:43.870 --> 01:44:46.700
‫یه چشمه غول‌پیکره.

01:44:47.700 --> 01:44:48.660
‫آرمین گفت-

01:44:48.660 --> 01:44:51.540
‫هوی! تمومش کن!

01:44:51.540 --> 01:44:54.790
‫یه دریا اون طرف دیوار هست...

01:44:54.790 --> 01:44:58.450
‫...و گفتش با هم میریم اونجا!

01:44:58.450 --> 01:45:01.370
‫آرمین به چیزایی بیشتر از جنگیدن اهمیت می‌داد!

01:45:01.370 --> 01:45:03.700
‫اون رویا داشت!

01:45:07.370 --> 01:45:09.700
‫همه از اینجا برین!

01:45:09.700 --> 01:45:13.660
‫میخوام اروین رو مجبور کنم برتولت رو بخوره!

01:45:15.080 --> 01:45:17.830
‫یالا. بیا بریم، میکاسا.

01:45:26.450 --> 01:45:29.870
‫بیاین با دیدن دریا شروع کنیم!

01:45:29.870 --> 01:45:32.990
‫بالاخره میبینی! واقعا وجود داره!

01:45:39.370 --> 01:45:41.540
‫من...

01:45:41.540 --> 01:45:44.120
‫میخوام به زیرزمین برم.

01:45:45.160 --> 01:45:47.040
‫واقعا که.

01:45:47.040 --> 01:45:50.200
‫عین همدیگه‌ن...

01:45:50.200 --> 01:45:53.240
‫تک تکشون عین بچه ها گریه می‌کنن...

01:45:53.240 --> 01:46:00.080
‫هر کسی باید مست چیزی باشه تا بتونه ادامه‌ش بده...

01:46:00.080 --> 01:46:05.040
‫هر کسی... برده یه چیزی بود.

01:46:05.040 --> 01:46:07.450
‫ولی بیشتر از این حرفاست.

01:46:07.450 --> 01:46:09.200
‫دریا...

01:46:16.450 --> 01:46:18.910
‫اروین!

01:46:18.910 --> 01:46:21.160
‫سنسی...

01:46:21.160 --> 01:46:25.580
‫از کجا میدونیم آدمای بیشتری...

01:46:25.580 --> 01:46:29.080
‫...بیرون دیوارا نیستن؟

01:46:37.790 --> 01:46:39.740
‫لیوای...

01:46:39.740 --> 01:46:41.490
‫ممنون.

01:46:56.580 --> 01:46:57.910
‫کاپیتان...

01:46:57.910 --> 01:47:01.370
‫چرا... اینکارو...؟

01:47:01.370 --> 01:47:06.160
فکر می‌کنی... میتونی ببخشیش؟

01:47:06.160 --> 01:47:09.290
‫اون هیچ انتخاب دیگه‌ای بجز شیطان شدن نداشت.

01:47:10.410 --> 01:47:13.160
‫ما کسایی بودیم که اینو میخواستیم.

01:47:14.120 --> 01:47:19.200
‫و سرآخر، وقتی که بالاخره از این جهنم آزاد شده،

01:47:19.200 --> 01:47:23.040
‫ما میخواستیم یه بار دیگه برش‌گردونیم.

01:47:23.040 --> 01:47:27.490
‫ولی بنظرم... وقتشه بذاریم استراحت کنه.

01:47:30.330 --> 01:47:33.700
چرا... منو انتخاب کردی؟

01:47:34.620 --> 01:47:36.870
‫مهم نیست چجوری بهش نگاه کنی،

01:47:36.870 --> 01:47:40.990
فرمانده اروین انتخاب درست واسه برگردونن نبود؟

01:47:40.990 --> 01:47:44.410
‫تصمیم نهایی انتخاب تو به عهده من بود.

01:47:44.410 --> 01:47:45.830
‫نه...

01:47:45.830 --> 01:47:49.870
‫من تصمیم گرفتم اینجا جایی باشه که اروین میمیره.

01:47:50.990 --> 01:47:53.120
‫من...

01:47:53.120 --> 01:47:55.700
‫...یه رویا دارم.

01:47:55.700 --> 01:47:58.870
‫یکی که از وقتی که بچه بودم داشتم...

01:47:58.870 --> 01:48:02.620
‫زمانی میرسه که ما... حقیقت دنیامون رو می‌فهمیم.

01:48:02.620 --> 01:48:04.990
.و من باید بخاطرش، اونجا باشم...

01:48:04.990 --> 01:48:08.450
انقدر برات مهمه؟

01:48:08.450 --> 01:48:10.370
بیشتر از پاهات؟

01:48:10.370 --> 01:48:11.990
‫آره.

01:48:11.990 --> 01:48:14.990
بیشتر از پیروزی بشریت؟

01:48:14.990 --> 01:48:16.540
‫آره.

01:48:22.700 --> 01:48:24.160
‫اینجاست.

01:48:24.160 --> 01:48:26.870
‫زیر این، پله ها به زیرزمین هستن.

01:48:26.870 --> 01:48:28.290
‫خوبه.

01:48:34.700 --> 01:48:36.080
‫باز شد.

01:48:37.370 --> 01:48:40.990
این... یه نقاشیه؟

01:48:40.990 --> 01:48:42.620
‫بذار ببینمش.

01:48:44.120 --> 01:48:46.580
‫اون دست‌خط دکتر یئگرـه.

01:48:48.450 --> 01:48:50.580
‫«این یه طراحی نیست.

01:48:50.580 --> 01:48:54.410
بجاش، از نور بازتاب شده از جسم استفاده می‌کنه

01:48:54.410 --> 01:48:57.540
‫و تصویر رو روی کاغذ مخصوص میسوزونه.

01:48:57.540 --> 01:49:00.200
‫بهش عکاسی میگن.

01:49:00.200 --> 01:49:01.660
‫من از جایی...

01:49:01.660 --> 01:49:05.660
‫بیرون دیوار ها... جایی که انسان ها به زیبایی زندگی می‌کنن اومدم.

01:49:06.790 --> 01:49:09.740
‫بشریت هلاک نشده.

01:49:10.740 --> 01:49:15.040
‫من از نژادی به نام «الدین» ها بدنیا اومدم.

01:49:15.040 --> 01:49:18.950
جد ما، یمیر فریتز قدرت تایتان ها رو بدست آورد

01:49:18.950 --> 01:49:21.700
‫و به بقیه مردم ظلم کرد.

01:49:21.700 --> 01:49:27.240
‫ولی 80 سال پیش، زمانی که کشور بزرگ مارلی، جنگ عظیم تایتان ها رو پیروز شد

01:49:27.240 --> 01:49:30.660
‫و امپراطوری الدیا منحل شد...

01:49:30.660 --> 01:49:36.950
پادشاه فریتز در قلمرو خودش تو پارادیس سه دیوار بزرگ ساخت

01:49:36.950 --> 01:49:40.240
‫و مردم‌ش رو در اونجا به پناهندگی گرفت.

01:49:40.240 --> 01:49:42.950
‫هرچند، نه همه‌شون رو.

01:49:42.950 --> 01:49:47.290
الدین‌هایی که در سرزمین اصلی رها شدن

01:49:47.290 --> 01:49:51.540
.در منطقه‌ای زندانی شدن و با تبعیض باهاشون رفتار شد

01:49:51.540 --> 01:49:54.540
اون موقع، من عضو

01:49:54.540 --> 01:49:59.240
‫گروهی انقلابی به اسم «احیاطلبان الدیا» شدم.

01:49:59.240 --> 01:50:04.580
‫اونجا بود که من داینا فریتز، زنی با خون سلطنتی رو دیدم.

01:50:04.580 --> 01:50:08.040
‫که بهم یه پسر هدیه داد، زیک.

01:50:08.040 --> 01:50:14.740
و برای بازپس‌گیری امپراطوری، زیک رو تربیت کردم تا سرباز مارلی بشه

01:50:14.740 --> 01:50:19.490
‫تا هفت تایتان رو به دست بیاره.

01:50:19.490 --> 01:50:24.540
‫هرچند، زیک بهمون خیانت کرد.

01:50:24.540 --> 01:50:26.120
‫رسیدیم.

01:50:27.950 --> 01:50:30.990
.‫اینجا... پارادیسه

01:50:30.990 --> 01:50:32.410
‫درسته.

01:50:32.410 --> 01:50:36.700
محل مجازات برای خائنان الدیایی: جزیره پارادایس

01:50:36.700 --> 01:50:39.580
‫اینجا جاییه که حبس ابدت رو میگذرونی.

01:50:39.580 --> 01:50:42.040
.‫به عنوان یه تایتان خالص

01:50:55.700 --> 01:50:58.990
‫هم‌رزم هام به تایتان تبدیل شدن.

01:50:58.990 --> 01:51:01.910
‫بعدش، داینا هم.

01:51:04.700 --> 01:51:07.910
‫گریشا، من...

01:51:07.910 --> 01:51:12.990
‫مهم نیست چه شکلی بشم، قول میدم که بیام و پیدات کنم.

01:51:12.990 --> 01:51:16.490
‫داینا!

01:51:27.740 --> 01:51:30.120
‫ارن، آروم باش.

01:51:30.120 --> 01:51:31.990
‫الان تو زندانی.

01:51:31.990 --> 01:51:35.290
‫تو میکاسا بخاطر سرپیچی از مافوق، تو زندانین.

01:51:35.290 --> 01:51:38.580
داشتی کابوس میدیدی، ارن؟

01:51:38.580 --> 01:51:41.910
‫آره... درسته...

01:51:41.910 --> 01:51:47.160
‫حس می‌کنم... از طولانی ترین خوابی که تا حالا دیدم بیدار شدم.

01:51:49.120 --> 01:51:52.660
‫نه، خواب نبود...

01:51:52.660 --> 01:51:54.240
‫خاطرات...

01:51:55.370 --> 01:51:57.370
‫اون تایتان...

01:51:57.370 --> 01:51:59.450
‫اون تو بودی...

01:52:01.080 --> 01:52:02.830
‫داینا...

01:52:09.870 --> 01:52:14.330
...‫اون روز خبرچینی رو دیدم که خودشو یک افسر مارلیایی جا زده بود

01:52:14.330 --> 01:52:17.450
‫...و به احیاطلب‌ها اطلاعات میداد.

01:52:17.450 --> 01:52:22.740
‫من قدرت تایتانم رو از این مرد که اسمش «جغد» بود گرفتم.

01:52:25.240 --> 01:52:30.490
‫اگه تایتان بنیان‌گذار دست مارلی‌ها بیوفته، کار الدیا تمومه.

01:52:31.540 --> 01:52:34.990
‫پادشاه داخل دیوار ها نمیذاره این اتفاق بیوفته.

01:52:34.990 --> 01:52:37.040
‫پادشاه داخل دیوار ها مبارزه نمی‌کنه.

01:52:39.160 --> 01:52:41.910
پادشاه دیوار ها، خاطرات مردمش رو دزدید

01:52:41.910 --> 01:52:46.580
.و مجبورشون کرد باور کنن بشریت فرای دیوار ها هلاک شده

01:52:46.580 --> 01:52:51.700
‫باید اون پادشاه عوضی رو پیدا کنی و تایتان بنیان‌گذار رو ازش بگیری.

01:52:51.700 --> 01:52:54.370
‫این ماموریت ماست.

01:52:55.620 --> 01:52:58.450
آقای یئگر بعدا در این ماموریت موفق شد

01:52:58.450 --> 01:53:02.450
‫و تایتان بنیان‌گذار رو برای فرزندش، ارن، به ارث گذاشت.

01:53:02.450 --> 01:53:08.240
‫ارن در گذشته تونسته تایتان های معمولی رو برای فرار از وضعیتی خطرناک، کنترل کنه.

01:53:08.240 --> 01:53:15.330
‫پس شاید حتی بدون خون سلطنتی، برای ارن ممکن باشه که بتونه از اون قدرت به درستی استفاده کنه.

01:53:15.330 --> 01:53:17.700
‫درسته...

01:53:17.700 --> 01:53:22.080
‫فقط تو اون لحظه، احساس کردم همه‌چیز به هم مرتبط شدن.

01:53:24.540 --> 01:53:27.290
‫من داینا فریتز هستم.

01:53:27.290 --> 01:53:30.370
‫من از نسل خانواده سلطنتی هستم.

01:53:30.370 --> 01:53:34.080
.‫اگه کسی با خون سلطنتی به تایتان تبدیل بشه و من باهاش تماس پیدا کنم

01:53:34.080 --> 01:53:38.660
‫ممکنه بتونم از قدرت تایتان بنیان‌گذار استفاده کنم.

01:53:38.660 --> 01:53:42.080
‫درسته... فقط یه احتماله...

01:53:42.080 --> 01:53:47.740
ولی اگه این احتمال رو بدونن، ارتش چه بلایی سر هیستوریا میاره؟

01:53:50.620 --> 01:53:54.870
‫شش سال بعد از اولین حمله تایتان عظیم‌الجثه...

01:53:55.830 --> 01:53:59.790
‫به پناهنده ها اجازه داده شد تا به شهرشون برگردن.

01:53:59.790 --> 01:54:05.330
‫و پیشاهنگ ها یکبار دیگه، سفر خودشون رو فراتر از دیوار ماریا ادامه دادند.

01:54:10.080 --> 01:54:12.040
‫خانواده تشکیل بده.

01:54:12.040 --> 01:54:13.080
‫ها‌؟

01:54:13.080 --> 01:54:16.540
‫همسرت، بچه‌ت، همسایه‌‌ت اگه لازم شد...

01:54:16.540 --> 01:54:19.080
‫کسی رو داخل دیوار ها دوست داشته باش.

01:54:20.910 --> 01:54:23.990
‫اگه نتونی اینکارو بکنی، این فقط تکرار میشه.

01:54:23.990 --> 01:54:28.910
‫همون سرگذشت... همون اشتباهات... بار ها و بار ها...

01:54:28.910 --> 01:54:34.540
‫برای نجات میکاسا، آرمین و بقیه، باید تا تهش رو بری

01:54:34.540 --> 01:54:39.200
‫میکاسا؟ آرمین؟ اونا کی هستن؟

01:54:39.200 --> 01:54:42.620
‫کی میدونه؟ مطمئن نیستم...

01:54:42.620 --> 01:54:44.700
‫اینا خاطرات کی هستن؟

01:54:53.410 --> 01:54:58.160
‫اینجا جاییه که مردم الدیا به تایتان تبدیل میشن.

01:54:58.160 --> 01:55:01.120
‫و... اونطرف‌ش...

01:55:17.120 --> 01:55:19.160
‫ببین!

01:55:19.160 --> 01:55:21.910
‫بهت گفته بودم، ارن!

01:55:21.910 --> 01:55:25.330
‫یه چشمه نمکی خیلی بزرگ که تاجر ها کل عمرشون رو صرفش کنن

01:55:25.330 --> 01:55:28.620
‫و هنوز نتونن کل‌ نمک‌ش رو بیرون بکشن.

01:55:28.620 --> 01:55:32.790
!‫چیزایی که راجبش حرف می‌زدم، اشتباه نبودن

01:55:34.950 --> 01:55:36.790
‫آره...

01:55:36.790 --> 01:55:40.040
‫خیلی بزرگه...

01:55:43.660 --> 01:55:46.700
‫دیدی، ارن! بیرون دیوار ها-

01:55:46.700 --> 01:55:48.620
‫یه دریا هست.

01:55:51.410 --> 01:55:55.740
‫اونطرف دریا... آزادیه.

01:55:57.830 --> 01:56:00.740
‫این چیزی بود که همیشه بهش باور داشتم.

01:56:05.200 --> 01:56:07.450
‫ولی در اشتباه بودم.

01:56:08.660 --> 01:56:13.990
‫اونطرف دریا... دشمنه!

01:56:13.990 --> 01:56:19.580
‫تک تک اینا دقیقا همونجوریه که تو خاطرات پدرم دیدم.

01:56:27.620 --> 01:56:29.080
‫هی...

01:56:31.200 --> 01:56:36.290
‫اگه همه دشمن هامون... که اونجا هستن رو بکشیم...

01:56:36.290 --> 01:56:40.580
‫...ما بالاخره... آزاد میشیم؟

01:56:40.900 --> 01:56:50.900
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:56:50.930 --> 01:57:00.930
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.