﻿WEBVTT

00:01:17.854 --> 00:01:24.146
‫[یک شاهزاده]

00:01:24.170 --> 00:01:54.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:14.645 --> 00:02:20.104
‫داستان درواقع با رسیدن کوتا شروع شد.

00:02:23.895 --> 00:02:26.395
‫واقعا بچه ظریف...

00:02:26.520 --> 00:02:28.854
‫و زیبایی بود.

00:02:42.979 --> 00:02:45.437
‫اصلا پرتوقع نبود.

00:02:46.770 --> 00:02:50.062
‫شاید من بودم که حاضر نبودم گوش کنم.

00:02:59.354 --> 00:03:02.770
‫خیلی به پدر و مادر کوتا فکر نمی‌کردم.

00:03:02.895 --> 00:03:05.645
‫اصلا از وجودشون در
‫سرزمینی دور مطلع نبودم...

00:03:05.770 --> 00:03:07.520
‫و خیال می‌کردم که مُرده باشن.

00:03:07.645 --> 00:03:10.687
‫بدون تصور کردنشون برام عزیز بودن.

00:03:16.812 --> 00:03:18.229
‫درسته...

00:03:18.354 --> 00:03:21.979
‫من واقعا توانایی لطافت نداشتم.

00:03:22.645 --> 00:03:25.770
‫همیشه می‌ترسیدم که افسار پاره کنه.

00:03:37.896 --> 00:03:40.146
‫نمراتش همیشه در مدرسه خوب بود...

00:03:40.271 --> 00:03:43.854
‫و فرانسوی صحبت کردن براش سخت نبود.

00:03:45.437 --> 00:03:48.062
‫پدرم می‌خواست که اون ثروتمند بشه...

00:03:48.187 --> 00:03:52.354
‫تا بهتر بتونه ریشه فقیرش رو مخفی کنه.

00:03:52.896 --> 00:03:55.979
‫انگار که پول می‌تونست
‫ لکه‌های وجودش رو پاک کنه.

00:03:56.104 --> 00:04:00.021
‫که در هر صورت کاملا خیالی بودند...

00:04:00.146 --> 00:04:04.479
‫زاده‌ی سکوت‌ها و رازها بودند.

00:04:26.062 --> 00:04:28.896
‫پدرم یک مهدکودک در ساسکس داشت...

00:04:29.021 --> 00:04:31.812
‫به من رگ فرانسوی داده بود...

00:04:31.937 --> 00:04:34.729
‫و حتی مرا فرانسوا صدا می‌کرد.

00:04:35.521 --> 00:04:38.271
‫معمولا برای سرزدن بهش به انگلیس می‌اومدم...

00:04:38.396 --> 00:04:40.854
‫تا گیاهانش که عمر بلندی داشتن
‫ رو از مهدکودک براش بیارم...

00:04:40.979 --> 00:04:43.687
‫گیاهانی که همچنان در فرانسه کمیاب بودند.

00:04:44.312 --> 00:04:47.729
‫قبلا با محموله‌ای از گیاهان...

00:04:47.854 --> 00:04:53.187
‫که در باغچه مدرسه که خودم
‫درست کرده بودم برمی‌گشتم.

00:04:57.021 --> 00:05:03.437
‫حالا به چیزی رسیدیم که باعث شد
‫ حین تحقیقات...

00:05:03.562 --> 00:05:05.437
‫و مرتب کردن این گیاهان براساس فرگشت...

00:05:05.562 --> 00:05:08.562
‫این پروژه رو شروع کنم...

00:05:08.687 --> 00:05:11.479
‫اون هم براساس چندین آزمایش.

00:05:11.604 --> 00:05:14.896
‫وقتی که نتیجه‌اش رو دیدم به نظرم زیبا بود.

00:05:15.021 --> 00:05:16.979
‫مثل یک شاهکار موسیقی بود.

00:05:17.104 --> 00:05:19.396
‫می‌خواستم واقعیش کنم...

00:05:19.521 --> 00:05:23.229
‫می‌خواستم ثابتش کنم...

00:05:23.354 --> 00:05:26.521
‫که مردم ببیننش، بوش کنن و لمسش کنن...

00:05:26.646 --> 00:05:28.437
‫این گیاهان رو با هم ببینید...

00:05:28.562 --> 00:05:30.937
‫یک سری از این‌ها مال ناحیه گرمسیر هستند...

00:05:31.062 --> 00:05:32.771
‫پس نمی‌شه که...

00:05:32.896 --> 00:05:36.104
‫اینجا در فضای باز پرورششون داد.

00:05:36.229 --> 00:05:39.312
‫احتمالا چندتاییشون باید در گلخانه باشند.

00:05:39.437 --> 00:05:43.521
‫ولی تعداد زیادیشون می‌تونن
‫ در فضای باز نورماندی رشد کنند.

00:05:43.646 --> 00:05:46.021
‫اساسا امکانش هست که ناحیه رو...

00:05:46.146 --> 00:05:52.854
‫با نیلوفرهای آبی و تک‌لپه‌ای‌ها
‫و دولپه‌ای‌ها پر کنیم.

00:05:52.979 --> 00:05:56.271
‫در این پروژه کالیکانتوس هست...

00:05:56.396 --> 00:05:59.229
‫ماگنولیا هست، کلرانتوس هست.

00:05:59.354 --> 00:06:01.562
‫همشون هستن.

00:06:04.937 --> 00:06:06.354
‫برادرم مارک...

00:06:06.521 --> 00:06:09.146
‫برای فرار از سال‌های تاتچر در انگلیس...

00:06:09.271 --> 00:06:10.729
‫اومده پیش من.

00:06:10.854 --> 00:06:12.354
‫اون یک گیاه‌شناس ماهره.

00:06:12.854 --> 00:06:16.562
‫در چندین ملک در ورنگویل سور مرسی کار کرده.

00:06:16.687 --> 00:06:18.729
‫به مدرسه من علاقه‌مند شده...

00:06:18.854 --> 00:06:21.854
‫و برای من هم پیشنهاد بدی نیست.

00:06:21.979 --> 00:06:25.396
‫او درگیر یک پروژه گیاهشناسی عجیب شده...

00:06:25.521 --> 00:06:28.479
‫تا یک جنگل بدوی رو بازسازی کنه.

00:06:30.729 --> 00:06:32.687
‫دعوتش کردم که قبل از این‌که...

00:06:32.812 --> 00:06:34.396
‫آلبرتو دانش‌آموزها رو برای بازدید از...

00:06:34.521 --> 00:06:38.146
‫باغش در سنت مارگارت سور مر
‫ ببره برامون سخنرانی کنه.

00:06:41.271 --> 00:06:43.729
‫وقتی که مسئولیت مدرسه رو قبول کردم...

00:06:43.854 --> 00:06:49.021
‫کلی بچه دیدم که با سوابق متفاوت میان اینجا.

00:06:52.187 --> 00:06:55.479
‫در جوانی نیاز به حساسیت خاصی داری...

00:06:55.604 --> 00:06:59.604
‫که به باغبانی علاقه‌مند بشی.

00:07:06.479 --> 00:07:09.604
‫پیر جوزف علاقه‌اش نمایان بود.

00:07:09.729 --> 00:07:13.812
‫علاقه‌مند و غیرقابل درک بود.

00:07:15.937 --> 00:07:18.687
‫ کارکنان و مردم محلی و باقی دانش‌آموزان...

00:07:18.812 --> 00:07:21.771
‫گاهی‌اوقات اون رو با
‫ یک کودن اشتباه می‌گرفتند.

00:07:25.187 --> 00:07:26.562
‫خلاصه...

00:07:26.687 --> 00:07:29.854
‫اولین کسی بود که قبل از کوتا...

00:07:29.979 --> 00:07:31.979
‫اون رو به فرزندی قبول کردم.

00:07:32.604 --> 00:07:34.521
‫علف شهپر.

00:07:34.646 --> 00:07:36.187
‫این علف شهپرها از جزیره کرس اومدن.

00:07:36.312 --> 00:07:39.896
‫متاسفانه با وجود این تابستان‌های گرم
‫ و خشک نابود شدن.

00:07:40.021 --> 00:07:43.562
‫این‌ها گیاهانی هستند که در
‫خاک مرطوب رشد می‌کنن.

00:08:20.937 --> 00:08:23.854
‫به سمت کارآموزی علاقه‌مند شدم.

00:08:23.979 --> 00:08:27.604
‫بهم هشدار دادن که این آخرین فرصت منه.

00:08:27.729 --> 00:08:30.396
‫معلم‌ها و والدینم بهم یه حق انتخاب دادن.

00:08:30.521 --> 00:08:34.021
‫ترجیح می‌دی قصاب باشی یا گل‌فروش؟

00:08:34.146 --> 00:08:36.396
‫گل رو انتخاب کردم.

00:08:38.437 --> 00:08:42.812
‫پدرم اسلحه‌ساز بود و مادرم تاکسیدرمیست.

00:08:44.104 --> 00:08:45.937
‫در یک دوره کارآموزی...

00:08:46.062 --> 00:08:47.729
‫در یک کالج آموزشی در ایوتوت ثبت نام کردم...

00:08:47.854 --> 00:08:51.437
‫شهری که در آن متولد شدم و از آن تنفر داشتم.

00:08:54.521 --> 00:08:56.687
‫از نقل‌مکان کردن از کنار رود ترس داشتم...

00:08:56.812 --> 00:09:00.271
‫جایی که اولین تجربیات جنسیم رو داشتم.

00:09:02.021 --> 00:09:04.729
‫من یک فرزند خجالتی و درون‌گرا بودم.

00:09:04.854 --> 00:09:06.187
‫دوست‌های خیلی کمی داشتم...

00:09:06.312 --> 00:09:08.271
‫و از کابوس‌های شبانه رنج می‌بردم...

00:09:08.396 --> 00:09:11.896
‫کابوس‌هایی که در آن والدینم مرا
‫تعقیب می‌کردند و می‌کشتند.

00:09:12.687 --> 00:09:17.687
‫ولی ترک کردن روستا باعث شد
‫ دیگر از آن فاصله لذت نبرم.

00:09:37.979 --> 00:09:41.271
‫والدینم چند سگ داشتند و من از آن‌ها
‫مراقبت می‌کردم و بهشان عشق می‌ورزیدم.

00:09:41.396 --> 00:09:44.104
‫و آن‌ها را خانواده واقعیم محسوب می‌کردم...

00:09:44.229 --> 00:09:45.812
‫و معمولا تنهایی با اون‌ها در ملکمان...

00:09:45.937 --> 00:09:48.146
‫روی یک تپه گرد که بلوط و راش داشت...

00:09:48.271 --> 00:09:50.687
‫بازی می‌کردم.

00:09:53.187 --> 00:09:56.979
‫حداقل آن‌ها مرا انسان فرض می‌کردند.

00:10:04.729 --> 00:10:07.687
‫حین تعطیلات تابستانی خداحافظی
‫طولانی‌ای با سگ‌ها داشتم...

00:10:07.812 --> 00:10:11.521
‫و اوضاع زندگی والدینم بدجور خراب شدند.

00:10:15.729 --> 00:10:18.312
‫دیگه نمی‌تونم...

00:10:18.437 --> 00:10:21.021
‫تحملت کنم.

00:10:23.396 --> 00:10:26.396
‫دیگه نمی‌تونم...

00:10:27.104 --> 00:10:29.229
‫وجودت رو تحمل کنم.

00:10:32.646 --> 00:10:34.812
‫نمی‌تونم خواسته‌ای که...

00:10:34.937 --> 00:10:37.646
‫در توانم نیست  رو برآورده کنم.

00:10:39.854 --> 00:10:42.271
‫شاید حتی زندگیم.

00:10:46.479 --> 00:10:48.562
‫راجر!

00:10:59.021 --> 00:11:01.604
‫مادرم همیشه اهل مطالعه...

00:11:01.729 --> 00:11:05.229
‫رمان‌های فانتزی انگلیسی و آمریکایی بود.

00:11:06.979 --> 00:11:09.729
‫قانع شده بود که روحی
‫که اسمش رو گذاشته بود راجر...

00:11:09.854 --> 00:11:11.729
‫اون رو راهنمایی می‌کرد.

00:11:11.854 --> 00:11:15.312
‫مکالماتی خیالی با راجر برقرار می‌‌کرد.

00:11:17.437 --> 00:11:19.937
‫هر وقت که رفتارم باب میلش نبود...

00:11:20.062 --> 00:11:21.521
‫من رو پیتر صدا می‌زد...

00:11:21.646 --> 00:11:23.021
‫و تا وقتی که ثابت می‌کردم پیتر نیستم...

00:11:23.146 --> 00:11:26.937
‫با من حرف نمی‌زد.

00:11:27.062 --> 00:11:29.562
‫که سخت بود.

00:11:35.187 --> 00:11:38.062
‫اعتیادش به الکل فقط باعث تشدید مهرورزی...

00:11:38.187 --> 00:11:40.729
‫و مشکلات احساسیش می‌شد.

00:11:41.396 --> 00:11:43.229
‫الان دیگه دائما با مادرم بحث می‌کردن...

00:11:43.354 --> 00:11:47.562
‫و ناراحتیشون رو با طعنه زدن
‫سر من خالی می‌کردند.

00:12:26.396 --> 00:12:29.229
‫یه قطعه مرکزی بزرگه، و گل‌هاش
‫ توی فوم فرو رفتن.

00:12:29.354 --> 00:12:31.229
‫پس باید از چاقوت استفاده کنی.

00:12:31.354 --> 00:12:34.146
‫ولی اگه واست راحت‌تره از
‫قیچی باغبانی استفاده کن.

00:12:34.271 --> 00:12:35.479
‫اون هم خوبه.

00:12:35.604 --> 00:12:37.521
‫وقتی چیدمان رو با فوم شروع می‌کنی...

00:12:37.646 --> 00:12:39.896
‫اول خوب خیسش کن.

00:12:40.021 --> 00:12:42.854
‫و همیشه از شاخ و برگ شروع کن.
‫پایه کار شاخ و برگه.

00:12:42.979 --> 00:12:45.604
‫به قطعه شکل می‌ده...

00:12:45.729 --> 00:12:48.729
‫و گل رو سرجاش نگه می‌داره.

00:12:48.854 --> 00:12:52.812
‫از اون‌جا که بزرگه باید همیشه
‫ اول برگ‌ها رو قرار بدم.

00:12:53.271 --> 00:12:55.396
‫دور می‌زنیم.

00:12:57.021 --> 00:12:59.437
‫همه‌چیز رو هرس می‌کنیم.

00:13:06.229 --> 00:13:08.354
‫- سلام خانم براون.
‫- سلام آملی.

00:13:08.479 --> 00:13:10.687
‫- چطوری؟
‫- خوبم.

00:13:10.812 --> 00:13:14.146
‫- می‌شه از پشت برم؟
‫- برو.

00:13:14.271 --> 00:13:16.146
‫ممنون.

00:13:17.437 --> 00:13:18.937
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

00:13:19.062 --> 00:13:21.854
‫- چطوری؟
‫- من خوبم، ممنون.

00:13:21.979 --> 00:13:24.562
‫- می‌خوام با پیر جوزف حرف بزنم.
‫- برو.

00:13:24.687 --> 00:13:26.312
‫خیلی ممنون.

00:13:26.437 --> 00:13:28.896
‫- سلام خانم براون.
‫- سلام پیر جوزف.

00:13:29.021 --> 00:13:31.062
‫- چطوری؟
‫- خوبم.

00:13:31.187 --> 00:13:34.979
‫داری چیزهای جدید یاد می‌گیری؟
‫چیکار می‌کنی؟

00:13:35.104 --> 00:13:36.479
‫پیر جوزف چیکار می‌کنه؟

00:13:36.604 --> 00:13:38.396
‫واسه یه عروسیه.

00:13:38.521 --> 00:13:41.479
‫- یه قطعه مرکزی بزرگه.
‫- درسته.

00:14:02.521 --> 00:14:05.104
‫اولین باری که کلاس جدیدم رو دیدم یادمه...

00:14:05.229 --> 00:14:08.604
‫توی مرکز تمرین و آموزشی در ایوتوت بود...

00:14:08.729 --> 00:14:11.146
‫سی و دو جفت چشم که بهم خیره شده بودن...

00:14:11.271 --> 00:14:15.979
‫با ترکیبی از انتظار و ترس و احترام و دوری.

00:14:18.479 --> 00:14:20.604
‫پیر جوزف به اون سمت خیره شده بود.

00:14:20.729 --> 00:14:24.521
‫کیلومترها دورتر بود.
‫چشم‌هاش به دوردست خیره شدن...

00:14:24.646 --> 00:14:28.354
‫و اون رو از کلاس درس خیلی دور کرده بودن.

00:14:35.771 --> 00:14:38.062
‫رسما در بغل من افتاد.

00:14:38.187 --> 00:14:40.271
‫من رو غافلگیر کرد.

00:14:42.271 --> 00:14:44.396
‫دوریش من رو آزار می‌داد.

00:14:44.521 --> 00:14:48.271
‫پرهیزش از تماس باعث می‌شد
‫نتونم تمرکز کنم.

00:14:52.521 --> 00:14:54.229
‫اون روز...

00:14:54.354 --> 00:14:58.062
‫برخلاف لحن مثبتم سعی می‌کردم...

00:14:58.229 --> 00:15:02.021
‫جوانان رو به کلاس گیاهشناسیم علاقه‌مند کنم.

00:15:17.729 --> 00:15:20.187
‫با وجود تجربه نداشتن در زمینه تدریس...

00:15:20.312 --> 00:15:24.146
‫فرانسوا براون در مدرسه‌اش
‫بهم یک شغل داده بود.

00:15:24.937 --> 00:15:28.479
‫چون به گیاه و کتاب خیلی علاقه داری آلبرتو.

00:15:28.604 --> 00:15:31.146
‫چون خوب همه جا رو گشتی.

00:15:31.271 --> 00:15:33.021
‫و به خاطر علم و دانشی که...

00:15:33.146 --> 00:15:36.104
‫از تماشای دقیق مردم و مناظر به دست آوردی...

00:15:36.229 --> 00:15:38.687
‫در خونه‌هاشون، یه هر جایی که هستند.

00:15:41.187 --> 00:15:44.396
‫اولین روز ترم به اون جذب شدم.

00:15:44.521 --> 00:15:47.437
‫بعد این‌که آخرین والدین رفتند
‫و سکوت برقرار شد...

00:15:47.562 --> 00:15:49.229
‫شروع به حرف زدن کرد.

00:15:50.062 --> 00:15:52.937
‫امسال خیلی خاصه.

00:15:53.062 --> 00:15:56.062
‫معلومه که بود! بچه‌ای که از
‫ ازدواج به دست نیاورده بود...

00:15:56.187 --> 00:15:58.146
‫بالاخره پیداش شده بود.

00:15:58.271 --> 00:16:00.687
‫کوتای جوان من رو تحت‌تاثیر قرار داد.

00:16:00.812 --> 00:16:04.062
‫با چهره لاغرش که ترکیبی
‫ از نژاد هندی و تبتی بود...

00:16:04.187 --> 00:16:07.521
‫پوست قهوه‌ای روشنش و بدن ضعیفش...

00:16:07.646 --> 00:16:09.562
‫مثل خیلی‌های دیگه که دیده بودم...

00:16:09.687 --> 00:16:11.771
‫در دره‌های هیماچال پرادش.

00:16:15.729 --> 00:16:18.104
‫آلبرتو بهم کمک کرد که با کوتا صمیمی بشم...

00:16:18.229 --> 00:16:21.729
‫و به هند که که ریشه‌‌اش بود آشناش کنم...

00:16:21.854 --> 00:16:25.187
‫مثل یک گیاه. چطور می‌شد که فکر نکنم...

00:16:25.312 --> 00:16:26.646
‫چیزی که به خونه آورده بودم...

00:16:26.771 --> 00:16:30.604
‫و خوب وفق گرفته بود.

00:16:34.646 --> 00:16:36.604
‫چیزی نگفت.

00:16:37.896 --> 00:16:41.437
‫مدتی طولانی چیزی از خشم نشون نداد...

00:16:41.562 --> 00:16:45.521
‫در صورتی که همکلاسی‌هاش خیلی اذیتش می‌کردن.

00:16:45.646 --> 00:16:46.812
‫حتی خیال می‌کردم...

00:16:46.937 --> 00:16:50.229
‫از این‌که تحقیر بشه خوشش میاد.

00:16:50.604 --> 00:16:55.229
‫و متوجه شدم که خودم هم در
‫تسلیم شدنش مشارکت دارم...

00:16:55.354 --> 00:16:59.229
‫چون خود من هم به طرز
‫ وحشتناکی...

00:16:59.354 --> 00:17:01.687
‫نسبت به همه بچه‌هایی
‫که ازشون مراقبت می‌کردم...

00:17:01.812 --> 00:17:04.979
‫به قصد مراقبت کنترل‌گر بودم.

00:17:25.604 --> 00:17:27.854
‫مادرم پدرم رو از خونه بیرون کرده بود.

00:17:27.979 --> 00:17:30.729
‫اون به کلبه شکاریش در هاگلویل ان کاکس...

00:17:30.854 --> 00:17:32.271
‫در چند کیلومتری خانه پناه برده بود...

00:17:32.396 --> 00:17:34.771
‫و سگ‌ها رو با خودش برده بود.

00:17:35.686 --> 00:17:37.811
‫ کلبه همیشه پر از دوستان شکارچی بود.

00:17:37.936 --> 00:17:40.771
‫فقط می‌خواستن که بخورن و بنوشن...

00:17:47.229 --> 00:17:48.854
‫گاهی‌اوقات پسرعموم رو اونجا می‌دیدم...

00:17:48.979 --> 00:17:50.936
‫و با هم عشق‌بازی می‌کردیم.

00:17:51.061 --> 00:17:54.311
‫کیر خوبی داشت که سرش خیلی خوب بود.

00:17:54.436 --> 00:17:56.271
‫با شکمی قشنگ...

00:17:56.396 --> 00:17:59.354
‫و تخم‌هاش بین پاهاش جا خشک کرده بودن.

00:17:59.479 --> 00:18:01.229
‫اون هم مشغول کارآموزی بود...

00:18:01.354 --> 00:18:05.436
‫ولی میلش به شکار باعث شد
‫که قصابی رو انتخاب کنه.

00:18:19.771 --> 00:18:22.146
‫کسی خورده؟

00:18:27.686 --> 00:18:31.186
‫به تازگی با مینو آشنا شده بودم.
‫کارآموز خباز.

00:18:31.311 --> 00:18:34.271
‫که بین موادفروش‌ها آشنا داشت...

00:18:34.396 --> 00:18:38.061
‫و به اندازه کافی حشیش
‫و ال‌اس‌دی خریده بود...

00:18:38.186 --> 00:18:41.104
‫که بتونیم به مدت یه هفته...

00:18:41.229 --> 00:18:43.479
‫توی هتل نشئه باشیم.

00:18:47.479 --> 00:18:50.896
‫در اون زمان ارتباطمون با
‫ واقعیت رو از دست دادیم...

00:18:51.021 --> 00:18:54.436
‫و به دنیای فانتزی برگشتیم.

00:18:55.354 --> 00:18:58.479
‫- چی شکار می‌کنیم؟
‫- صبح؟

00:18:58.604 --> 00:19:00.686
‫آره، صبح.

00:19:00.811 --> 00:19:03.146
‫باید بدونی دیگه.

00:19:04.146 --> 00:19:06.936
‫- غافلگیریه.
‫- ممکنه این اطراف گراز نباشه.

00:19:07.061 --> 00:19:09.354
‫اگه بری و ردشون رو ببینی...

00:19:09.479 --> 00:19:10.811
‫یعنی هستن.

00:19:10.936 --> 00:19:12.561
‫فقط صبح‌ها.

00:19:12.686 --> 00:19:14.436
‫- خیلی زوده.
‫- مزاحمشون می‌شی.

00:19:14.561 --> 00:19:16.354
‫دو ساعت قبل باید فراریشون بدی.

00:19:16.479 --> 00:19:19.396
‫بهتره از دو روز قبل بری.

00:19:19.521 --> 00:19:21.729
‫باید صبح باشه.

00:19:21.854 --> 00:19:23.811
‫اون‌ها شبگردن.

00:19:23.936 --> 00:19:25.311
‫مشخصا اگه سگ ببری...

00:19:25.436 --> 00:19:28.061
‫پدرم که همیشه دنبال شکارچی بود...

00:19:28.186 --> 00:19:29.436
‫ازم پرسید که دوستی دارم...

00:19:29.561 --> 00:19:32.061
‫که به شکار علاقه داشته باشه یا نه.

00:19:32.186 --> 00:19:36.186
‫من هم مینو رو دعوت کردم.
‫چون می‌دونستم شکارچی‌ها حشریش می‌کنن.

00:19:36.604 --> 00:19:38.646
‫مجوز شکارت رو گرفتی؟

00:19:38.771 --> 00:19:41.311
‫- هنوز نه.
‫- نه؟

00:19:41.604 --> 00:19:43.686
‫گرفتنش سخته؟

00:19:44.229 --> 00:19:45.896
‫کمابیش.

00:19:46.686 --> 00:19:47.729
‫یعنی چی؟

00:19:47.854 --> 00:19:51.186
‫الان باید کلی آزمون بدی.

00:19:51.311 --> 00:19:55.311
‫آزمون عملی و تئوری هست.

00:19:55.436 --> 00:19:58.311
‫برای آزمون تئوری باید وارد یک اتاق بشی.

00:19:58.436 --> 00:20:01.729
‫و باید بتونی ردپای حیوانات رو تشخیص بدی.

00:20:01.854 --> 00:20:04.561
‫یا توی موقعیت شکار...

00:20:04.686 --> 00:20:07.271
‫باید بدونی که آیا...

00:20:07.396 --> 00:20:10.146
‫حق شلیک داری یا نه.

00:21:23.646 --> 00:21:25.686
‫حین سال اول کارآموزیم...

00:21:25.811 --> 00:21:29.396
‫با آلبرتو دوست شدم. معلم گیاهشناسیم...

00:21:29.521 --> 00:21:33.729
‫که در کمال تعجب والدینم
‫ به من علاقه‌کند شده بود.

00:21:36.186 --> 00:21:39.479
‫زندگیم در خانه جز آشوب چیزی نداشت.

00:21:39.604 --> 00:21:42.604
‫مادرم یا تهدید می‌کرد که ما رو می‌کشه...

00:21:42.729 --> 00:21:44.561
‫یا هم خودکشی می‌کنه.

00:21:44.686 --> 00:21:46.979
‫بالای پله‌های خونه می‌ایستاد...

00:21:47.104 --> 00:21:49.436
‫و التماس می‌کرد که من هلش بدم پایین.

00:21:51.771 --> 00:21:53.396
‫سلام.

00:21:59.979 --> 00:22:01.811
‫فقط دارم نگاه می‌کنم.

00:22:04.771 --> 00:22:07.061
‫سعی کردم جلوی خوردنش رو بگیرم.

00:22:07.186 --> 00:22:08.936
‫ولی خودم مشکلات شخصیم رو داشتم...

00:22:09.061 --> 00:22:11.479
‫و کاری از دستم برنمی‌اومد.

00:22:13.271 --> 00:22:14.896
‫سال تحصیلیم داشت به پایان می‌رسید.

00:22:15.021 --> 00:22:16.396
‫اگه می‌خواستم این مسیر رو ادامه بدم...

00:22:16.521 --> 00:22:19.271
‫باید یه صاحب‌کار جدید پیدا می‌کردم.

00:22:19.396 --> 00:22:22.521
‫فرانسوا مادرم رو تشویق کرد
‫ که بذاره ادامه بدم.

00:22:22.646 --> 00:22:25.146
‫برای قانع کردنش بهش گفت
‫که من یک هنرمند هستم...

00:22:25.271 --> 00:22:27.436
‫که باعث خنده من شد.

00:22:31.396 --> 00:22:32.811
‫چقدره؟

00:22:32.936 --> 00:22:34.771
‫واسه فروش نیست.

00:22:34.896 --> 00:22:37.146
‫نه، رنگش رفته.

00:22:37.979 --> 00:22:39.604
‫باشه.

00:22:43.896 --> 00:22:45.686
‫خداحافظ.

00:22:53.811 --> 00:22:55.561
‫حالت خوبه؟

00:22:56.854 --> 00:22:58.811
‫آره خوبم.

00:22:59.396 --> 00:23:01.896
‫از آخرین باری که سیگار کشیدی خیلی می‌گذره؟

00:23:02.646 --> 00:23:04.436
‫آره.

00:24:28.104 --> 00:24:32.104
‫در بهوپال فیلم برداری کردم.
‫شب رسیدیم.

00:24:33.061 --> 00:24:35.436
‫شب رسیدم.

00:24:35.561 --> 00:24:40.479
‫صدای بوق شنیدم. می‌تونستم
‫کامیون‌ها رو در دوردست ببینم.

00:24:40.979 --> 00:24:43.061
‫و من داشتم...

00:24:43.811 --> 00:24:48.936
‫به تراژدی گاز اتحادیه کاربید فکر می‌کردم.

00:24:50.271 --> 00:24:52.811
‫و خیلی تاثیرگذار بود.

00:24:56.436 --> 00:24:59.186
‫توی فیلمم لحاظش کردم.

00:25:02.146 --> 00:25:08.186
‫و به پسری فکر کردم که سعی داشتم پیداش کنم.

00:25:11.436 --> 00:25:15.811
‫در آخر پیداش کردم.

00:25:18.979 --> 00:25:22.561
‫به سمت هم دویدیم.

00:25:22.686 --> 00:25:26.561
‫هم‌دیگه رو بغل کردیم و گریه کردیم.

00:25:41.021 --> 00:25:43.854
‫با پسری آشنا شدم که همین الانش...

00:25:43.979 --> 00:25:45.854
‫از لحاظ شهوانی از من مبتکرتر بود...

00:25:45.979 --> 00:25:48.354
‫و میل به طغیان داشت.

00:25:49.271 --> 00:25:52.229
‫از دید من فقط یک بازی خطرناک بود...

00:25:52.354 --> 00:25:55.104
‫که ممکن بود هر لحظه نفس من رو بند بیاره.

00:25:55.229 --> 00:25:57.186
‫صبحی چسبناک همراه با عزیمتی عجولانه...

00:25:57.396 --> 00:25:59.104
‫و بدون بازگشت.

00:25:59.229 --> 00:26:01.646
‫من اون پسری بودم...

00:26:01.771 --> 00:26:04.146
‫که قادر بود بدون پشیمانی...

00:26:04.271 --> 00:26:06.396
‫دروغ‌های آشکار بگه...

00:26:06.521 --> 00:26:08.479
‫و با این‌حال توسط یک میل
‫شدید شکنجه می‌شدم...

00:26:08.604 --> 00:26:10.311
‫میل برای تعلق به کسی...

00:26:10.436 --> 00:26:14.146
‫که دست سنگینی را روی بدنم حس کنم.

00:26:22.521 --> 00:26:25.646
‫آلبرتو باعث شده بود عاشق اسم گل‌ها...

00:26:25.771 --> 00:26:28.896
‫و شاعرانی مثل نووالیس و دنیس بشم.

00:26:29.811 --> 00:26:32.146
‫اولین مجموعه اشعارش رو برام فرستاد...

00:26:32.271 --> 00:26:35.936
‫«آزمایش غزلیات».
‫که کنار تختم گذاشتمش.

00:26:39.729 --> 00:26:40.979
‫همراهش ک نامه بود...

00:26:41.104 --> 00:26:43.186
‫که گفته بود تابستان را
‫در پرتغال خواهد بود...

00:26:43.311 --> 00:26:45.729
‫اما پاییز به دیدنم میاد.

00:28:03.271 --> 00:28:04.686
‫در پشت پلیموت پدرم...

00:28:04.811 --> 00:28:06.186
‫در حالی که شب را به
‫ سرعت می‌گذراند...

00:28:06.311 --> 00:28:07.729
‫تا به ایوتوت برگردد...

00:28:07.854 --> 00:28:10.271
‫مینو آبش را در دهانم ریخت.

00:28:11.271 --> 00:28:15.979
‫مزه آب منی‌اش بعد از این‌که یک روز را در
‫ جنگل سپری کرده بود مثل آجیل راش بود.

00:28:23.229 --> 00:28:25.479
‫در کابین به داخل سوله رفتم...

00:28:25.604 --> 00:28:27.811
‫تا در کمد لباس‌چرک‌های پدرم مخفی شوم...

00:28:27.936 --> 00:28:29.936
‫که خشتکش لباس زیر سفیدش...

00:28:30.061 --> 00:28:31.604
‫که لکه شاش داشت را بو بکشم...

00:28:31.729 --> 00:28:33.896
‫و یاد شب‌های یک‌شنبه بیفتم...

00:28:34.021 --> 00:28:35.436
‫که وقتی از شکار برمی‌گشت...

00:28:35.561 --> 00:28:38.229
‫مرا همراه خودش به حمام می‌برد.

00:28:39.729 --> 00:28:41.896
‫آب باعث می‌شد که آلتش متورم شود...

00:28:42.021 --> 00:28:43.354
‫که به نظرم...

00:28:43.479 --> 00:28:46.104
‫جذاب‌ترین چیز دنیا بود.

00:29:12.271 --> 00:29:15.854
‫درحالی که پدرم داشت در
‫بیمارستان از سرطان خون می‌مرد...

00:29:15.979 --> 00:29:17.854
‫من می‌خواستم در کلبه زندگی کنم.

00:29:17.979 --> 00:29:21.062
‫مادرم شدیدا با این ایده مخالف بود.

00:29:21.187 --> 00:29:25.146
‫در هر صورت من اونجا اقامت گزیدم.

00:29:25.271 --> 00:29:27.562
‫از کلبه سرقت شده بود.

00:29:27.687 --> 00:29:29.812
‫مجسمه حیوانات رو دزدیده بودند...

00:29:29.937 --> 00:29:33.187
‫اسلحه‌های مخفی زیر
‫میز را دزدیده بودند.

00:29:35.812 --> 00:29:38.146
‫اونجا احساس آرامش داشتم.

00:29:39.104 --> 00:29:41.271
‫به کابین نفوذ کرده بودند...

00:29:41.396 --> 00:29:45.521
‫ولی رسما آخرین آثار شکار ناپدید شده بود...

00:29:45.646 --> 00:29:48.062
‫و این مایه آرامش بود.

00:29:48.187 --> 00:29:50.104
‫تنها یک عکس باقی‌مانده بود.

00:29:50.229 --> 00:29:53.104
‫عکس پدربزرگ و پدر و عموهام بود...

00:29:53.229 --> 00:29:55.896
‫که مفتخرانه جلوی صف
‫ قربانی‌هایشان قد علم کرده بودند.

00:29:56.021 --> 00:29:58.771
‫دوجین خرگوش که آویزان شده بودند.

00:29:59.437 --> 00:30:03.729
‫دوباره با دیدن این سلاخی وحشت کردم.

00:30:03.854 --> 00:30:05.771
‫عکس رو برعکس کردم...

00:30:05.896 --> 00:30:08.021
‫تا خرگوش‌ها شرف از
‫ دست رفته خود را بازیابند.

00:30:08.146 --> 00:30:12.187
‫سر برعکس نیاکانم باعث خنده من شد.

00:30:13.521 --> 00:30:17.312
‫تصمیم گرفتم که کلبه شکار سابق
‫ را تبدیل به مکان عبادت کنم...

00:30:17.437 --> 00:30:18.937
‫عبادتگاه سنت هوبرت...

00:30:19.062 --> 00:30:22.771
‫تقدیم به حیواناتی که
‫توسط نیاکانم سلاخی شدند.

00:30:50.229 --> 00:30:53.521
‫- راحتی؟
‫- آره...

00:30:54.729 --> 00:30:56.521
‫- سلام آقای آبری.
‫- سلام.

00:30:56.646 --> 00:30:58.312
‫بیا.

00:30:58.437 --> 00:31:00.896
‫- سلام.
‫- پیر جوزف.

00:31:01.021 --> 00:31:03.604
‫که اومده واسه تو کار کنه.

00:31:03.729 --> 00:31:05.396
‫اودیل!

00:31:12.812 --> 00:31:14.604
‫- سلام.
‫- سلام.

00:31:14.729 --> 00:31:16.562
‫- سلام.
‫- حالتون چطوره؟

00:31:16.687 --> 00:31:19.521
‫- پیر جوزف.
‫- خوشوقتم.

00:31:20.562 --> 00:31:24.854
‫واسه کارآموزی اومده پیش تو.

00:31:24.979 --> 00:31:26.604
‫عالیه.

00:31:26.729 --> 00:31:31.229
‫خب بیا. گلخونه رو بهت نشون می‌دیم.

00:31:54.312 --> 00:31:56.271
‫صاحب‌کار جدیدم آقای آبری نام داشت.

00:31:56.396 --> 00:31:57.354
‫آدرین!

00:31:57.479 --> 00:32:01.187
‫شغلش ترکیب گلخانه‌داری و فروش بذر بود.

00:32:03.771 --> 00:32:06.937
‫فورا کشش جنسی‌ای احساس کردم.

00:32:50.271 --> 00:32:52.562
‫بهتر شد. داری یاد می‌گیری.

00:34:17.687 --> 00:34:21.521
‫کوتا معمولا مشکل پوستی داشت.

00:34:21.646 --> 00:34:23.562
‫پوستش خیلی ظریف بود...

00:34:23.687 --> 00:34:27.187
‫و نمی‌تونست با آب‌وهوای
‫نورماندی وفق پیدا کنه.

00:34:29.604 --> 00:34:33.646
‫یادمه که اون زمان دکتر پیشنهاد کرده بود...

00:34:33.771 --> 00:34:36.604
‫که پیش یک روانشناس ببرمش.

00:34:37.729 --> 00:34:40.229
‫بچه جلوی خود پزشک...

00:34:40.354 --> 00:34:42.937
‫با این تصمیم مخالفت کرد...

00:34:43.062 --> 00:34:45.312
‫و مطمئن شدم که خوبه...

00:34:45.437 --> 00:34:47.229
‫همون‌طور به من نگاه کرد...

00:34:47.354 --> 00:34:49.854
‫و تکرار کرد که همه‌چیز خوبه...

00:34:49.979 --> 00:34:52.396
‫و اصلا نگران نیست.

00:34:54.187 --> 00:34:57.812
‫طرح‌هایی روی پوستش پدیدار شد.

00:35:30.562 --> 00:35:32.646
‫این زرده چیه؟

00:35:33.312 --> 00:35:35.437
‫شاش و روغن بزرک.

00:35:38.021 --> 00:35:39.437
‫معمولا کلبه رو ترک می‌کردم...

00:35:39.562 --> 00:35:41.062
‫و پیش دخترعموم سیلوی می‌رفتم...

00:35:41.187 --> 00:35:43.396
‫که در منزل مادرش بخوابم.

00:35:43.521 --> 00:35:45.771
‫گاهی‌اوقات به مادرش دروغ می‌گفت...

00:35:45.896 --> 00:35:48.646
‫تا بذاره شب رو پیش آلبرتو باشم.

00:35:48.771 --> 00:35:50.604
‫سیلوی توی کتاب‌فروشی کار می‌کرد...

00:35:50.729 --> 00:35:52.896
‫و معمولا فرانسوا رو می‌دید...

00:35:53.021 --> 00:35:56.187
‫گاهی‌اوقات همراه پسرخوانده‌اش.

00:35:56.312 --> 00:36:00.771
‫اینطوری هر از گاهی اخباری
‫ از کوتا به من می‌رسید.

00:36:12.187 --> 00:36:15.604
‫روزیر دی مارینبورگ.
‫دی مارینبورگ.

00:36:20.521 --> 00:36:23.646
‫روزیر اوک.

00:36:25.979 --> 00:36:29.271
‫روزیر کوسپیده.

00:36:37.396 --> 00:36:39.312
‫یه گیاه قشنگ.

00:36:54.271 --> 00:36:57.187
‫واسه اون چنگال لازمه.
‫باید که...

00:36:57.312 --> 00:36:58.812
‫باید بذاری...

00:36:58.937 --> 00:37:02.021
‫اگه ریشه رو به اندازه کافی جدا نکنی...

00:37:02.146 --> 00:37:05.312
‫قاصدک دوباره رشد می‌کنه.

00:37:21.187 --> 00:37:22.521
‫حدس بزن چی شده.

00:37:22.646 --> 00:37:25.396
‫الان چند تا علف شهپر دیدم.

00:37:26.896 --> 00:37:28.812
‫خیلی بودن.

00:37:31.979 --> 00:37:35.687
‫گوش کن، تو برای من شانس آوردی.

00:37:35.812 --> 00:37:38.104
‫الان گریه‌ام می‌گیره.

00:37:38.229 --> 00:37:39.687
‫باورم نمی‌شه.

00:37:39.812 --> 00:37:42.646
‫مردم وحشت می‌کنن.

00:37:43.312 --> 00:37:45.687
‫تونستم علف شهپر پرورش بدم!

00:37:45.812 --> 00:37:48.187
‫اینجا یه توده بزرگ هست.

00:37:50.354 --> 00:37:52.604
‫محشره!

00:37:52.729 --> 00:37:55.062
‫حتی اینجا نکاشته بودم.

00:37:55.187 --> 00:37:57.312
‫بیشتره!

00:37:57.437 --> 00:37:59.854
‫دارن تکثیر می‌شن.

00:38:00.979 --> 00:38:04.062
‫- محشره!
‫- علف شهپر چیه؟

00:38:04.187 --> 00:38:06.937
‫اینه. همین کوچولوها.

00:38:11.396 --> 00:38:14.521
‫سطحش رو می‌گردم ببینم هاگ هست یا نه.

00:38:16.104 --> 00:38:17.812
‫همینه.

00:38:17.937 --> 00:38:21.229
‫اگه تونستم علف شهپر پرورش بدم.

00:38:23.437 --> 00:38:26.979
‫می‌گردم ببینم سطحش هاگ داره یا نه.

00:38:30.604 --> 00:38:32.312
‫چطوری آشنا شدید؟

00:38:32.437 --> 00:38:33.646
‫چطوری آشنا شدید؟

00:38:33.771 --> 00:38:36.021
‫توی ساحل ورنگویل.

00:38:37.187 --> 00:38:39.229
‫جایی که شهرت بدی داره.

00:38:41.771 --> 00:38:46.229
‫شریک سابقم رو هم اونجا دیدم.

00:38:46.354 --> 00:38:48.396
‫نمی‌دونم چه سالی بود.

00:38:50.396 --> 00:38:53.646
‫کالج ژان روستاند می‌رفت.

00:38:53.771 --> 00:38:57.187
‫به باغبانی و این چیزها علاقه داشت.

00:38:59.354 --> 00:39:00.979
‫ولی...

00:39:01.896 --> 00:39:04.021
‫مشخص شد که خودخواهه...

00:39:04.146 --> 00:39:06.312
‫پس نمی‌شد ادامه داد.

00:39:06.437 --> 00:39:08.771
‫می‌دونی خودخواهی چیه دیگه؟

00:39:17.937 --> 00:39:22.354
‫خودخواهی درواقع یعنی که
‫خودت رو دوست نداری.

00:39:22.479 --> 00:39:25.396
‫یعنی اعتماد به نفس نداری.

00:39:31.979 --> 00:39:33.812
‫تو چی؟

00:41:24.479 --> 00:41:26.187
‫من رو حشری می‌کنی.

00:41:26.312 --> 00:41:27.729
‫شنبه‌ها همراه آدرین...

00:41:27.854 --> 00:41:31.062
‫به بازار پاویلی می‌رفتیم که گیاه بفروشیم.

00:41:31.187 --> 00:41:34.062
‫زود می‌‌رفتیم که قبل آماده شدن...

00:41:34.187 --> 00:41:35.937
‫واسه عشق‌بازی وقت داشته باشیم.

00:41:40.937 --> 00:41:44.646
‫فهرست جاهایی که سکس کردیم خیلی طولانی بود.

00:41:46.979 --> 00:41:49.021
‫غرفه روبه‌رویی ما...

00:41:49.146 --> 00:41:51.771
‫مال یه زنبوردار به اسم مویزه بود.

00:41:51.896 --> 00:41:54.104
‫مرد سرسختی بود.

00:41:54.229 --> 00:41:56.229
‫وقتی از کنار فروشگاهش رد می‌شدی...

00:41:56.354 --> 00:42:00.812
‫رایحه عسل و موم فضا رو پر می‌کرد.

00:42:01.479 --> 00:42:03.521
‫آدم درخشانی بود.

00:42:03.646 --> 00:42:07.104
‫یعنی حداقل برای من
‫درخشش جنسی‌ای داشت.

00:42:25.812 --> 00:42:29.229
‫نمایش یک فیلم مردم‌گیاه‌شناسی...

00:42:29.354 --> 00:42:33.062
‫در مورد شمن‌ها که در هیمالیا
‫گیاهان دارویی جمع‌آوری می‌کردن...

00:42:33.187 --> 00:42:34.646
‫احساس خاصی از...

00:42:34.771 --> 00:42:37.187
‫اشتیاق را میان دانش‌آموزانم
‫ به وجود آورده بود.

00:42:37.312 --> 00:42:40.396
‫ولی پیر جوزف ساکت مونده بود.

00:42:41.396 --> 00:42:43.562
‫بعد کمی بعدتر شبی بعد عشق بازی...

00:42:43.687 --> 00:42:45.396
‫درون آغوشم آمد...

00:42:45.521 --> 00:42:48.021
‫شنیدم که زمزمه می‌کرد...

00:42:48.146 --> 00:42:50.479
‫به نظرت می‌تونم همراهت بیام...

00:42:50.604 --> 00:42:53.312
‫که گیاهان محله‌اشون رو ببینیم؟

00:42:53.437 --> 00:42:56.396
‫«آره. می‌تونیم فیلم درست کنیم.»

00:43:03.979 --> 00:43:05.937
‫آدرین بهم پنج هفته وقت داد...

00:43:06.062 --> 00:43:10.229
‫که برای فیلمبرداری
‫از هیمالیا با آلبرتو برم.

00:43:10.354 --> 00:43:14.021
‫آلبرتو از گل‌ها فیلم می‌گرفت
‫و من نقاشیشون می‌کردم.

00:43:14.146 --> 00:43:17.812
‫اسم فیلم «خاطره‌ی یک باغ» بود.

00:43:51.021 --> 00:43:52.896
‫وقتی به اونجا رسیدیم هیجان‌زده بودیم.

00:43:53.021 --> 00:43:55.479
‫با ارتفاعی بیش از چهار هزار متر...

00:43:55.604 --> 00:43:58.771
‫تا گل‌هایی رو پیدا کنیم که
‫توی باغمون پرورش دادیم...

00:43:58.896 --> 00:44:02.521
‫مثل ماکلیا کورداتا و خشخاش آبی.

00:44:04.271 --> 00:44:07.104
‫آلبرتو از فیلیپه ژاکوته نقل‌قول کرد.

00:44:07.979 --> 00:44:11.312
‫گل‌های آشنا برای فراموش پایان سفر کافیست...

00:44:11.437 --> 00:44:13.646
‫به هنگامی که رهسپار بالاخره متوجه می‌شود...

00:44:13.771 --> 00:44:16.229
‫که با وجود آن‌که مسیر همیشه
‫ به خانه بازمی‌گردد...

00:44:16.354 --> 00:44:18.729
‫به طرز اجتناب‌ناپذیری...

00:44:18.854 --> 00:44:21.812
‫از هر منزلی نیست دور می‌شود.»

00:47:54.187 --> 00:47:56.021
‫واقعا خیلی قشنگ بود.

00:47:56.146 --> 00:47:58.896
‫اون بخش خیلی قشنگ بود.

00:47:59.021 --> 00:48:00.937
‫- قشنگ بود.
‫- بذاریمش؟

00:48:01.062 --> 00:48:03.604
‫آره، بذارش.

00:48:11.229 --> 00:48:13.146
‫چطوری تکرارش کنم؟

00:48:35.271 --> 00:48:39.729
‫یک روز یک‌شنبه بعد از ظهر
‫در کلبه آدرین گفت:

00:48:39.854 --> 00:48:41.229
‫توی شهر حوصله‌ات سرمی‌ره آلبرتو.

00:48:41.354 --> 00:48:43.979
‫بیا پیش من و فیلمت رو بساز.

00:48:44.104 --> 00:48:45.979
‫اینجا کسی مزاحمت نمی‌شه.

00:48:46.104 --> 00:48:49.312
‫و دیدن پیر جوزف هم راحت‌تره.

00:48:51.187 --> 00:48:52.562
‫مثل تمامی مردم خوب روستا...

00:48:52.687 --> 00:48:54.354
‫زن و بچه‌اش هم مخالفت نکردن.

00:48:54.479 --> 00:48:56.062
‫واسه‌شون طبیعی بود...

00:48:56.187 --> 00:48:59.437
‫مثل بردن یک حیوان بی‌پناه به خانه.

00:49:52.937 --> 00:49:57.187
‫«خاطره‌ی یک باغ» رو در حیاط
‫مدرسه پخش کردیم.

00:49:57.312 --> 00:50:00.687
‫در مقایسه با هیجان پرسروصدای
‫ همکلاسی‌هاش...

00:50:00.812 --> 00:50:04.146
‫ناراحتی کوتا محسوس بود.

00:50:04.271 --> 00:50:07.312
‫متوجه شده بود که ما...

00:50:07.437 --> 00:50:10.062
‫بخشی از هویت مخفیش رو لمس کردیم.

00:50:13.146 --> 00:50:15.687
‫مناظر بر او نقش بسته بودند...

00:50:15.812 --> 00:50:18.937
‫گویی که که صدای چوپان‌هایی
‫بودند که در مسیر دیدیم.

00:50:42.937 --> 00:50:46.229
‫کوتا تبدیل مردی جوان و خوش‌قیافه شده بود.

00:50:47.354 --> 00:50:51.312
‫تصمیم گرفته بود برای سفر به هند بره.

00:50:52.062 --> 00:50:55.312
‫پیشنهاد نداد که همراهش بریم.

00:50:55.437 --> 00:50:59.437
‫می‌خواست به تنهایی به
‫دنبال ردپای نیاکانش بره.

00:51:00.979 --> 00:51:03.687
‫بچه‌ای که همیشه...

00:51:03.812 --> 00:51:06.312
‫از قلبم دورش می‌کردم...

00:51:06.437 --> 00:51:09.479
‫ناگهان بسیار دلتنگش بودم.

00:51:10.354 --> 00:51:12.396
‫می‌ترسیدم که از دستش بدم.

00:51:18.062 --> 00:51:22.521
‫متوجه شد که نیاکانش از
‫خانواده شاهزاده‌ای هستند.

00:51:22.979 --> 00:51:25.896
‫اون زمان دیگه ارتباطش رو
‫تقریبا کاملا قطع کرد...

00:51:26.021 --> 00:51:29.604
‫و به جست‌وجوی تولد جدیدش ادامه داد...

00:51:29.729 --> 00:51:33.271
‫که او را از لحاظ اجتماعی از ما برتر کرد.

00:51:35.062 --> 00:51:38.104
‫هم‌دیگر را به مدت چندین ماه ندیدیم.

00:51:41.479 --> 00:51:44.937
‫کوتا آغشته به چیزی نامرئی شد که...

00:51:45.062 --> 00:51:47.396
‫خودش را وقف آن کرده بود.

00:51:49.021 --> 00:51:51.937
‫به او غرور خاصی می‌داد...

00:51:52.062 --> 00:51:56.729
‫ترکیبی از تکبر و تفکر.

00:53:26.312 --> 00:53:28.146
‫بعد از مرگ آدلی...

00:53:28.271 --> 00:53:32.104
‫آدرین بازنشسته شد و من استعفا دادم.

00:53:52.687 --> 00:53:54.062
‫به مویزه پیشنهاد دادم...

00:53:54.187 --> 00:53:57.687
‫مویزه‌ای که همچنان دنبال جای
‫جدیدی برای زنبورستانش بود...

00:53:57.812 --> 00:54:00.354
‫که چندین کندو در جنگل بگذارد.

00:54:08.604 --> 00:54:11.437
‫اصول زنبورداری را به من یاد داد.

00:54:11.562 --> 00:54:13.396
‫تحت تاثیر قرار گرفته بودم.

00:54:13.521 --> 00:54:17.146
‫قدرت و مهربانی و عشقش نسبت به زنبورها...

00:54:17.271 --> 00:54:20.729
‫او را تبدیل به پدر معنوی من کرد.

00:54:33.937 --> 00:54:35.896
‫بیا اوردت.

00:54:39.229 --> 00:54:40.854
‫بیا!

00:55:04.562 --> 00:55:07.396
‫از کجا نقاشی یاد گرفتی؟

00:55:08.229 --> 00:55:13.646
‫توی ایوتوت کلاس هنر رفتم.

00:55:13.771 --> 00:55:16.896
‫بهشون گفتم که از آخرین...

00:55:17.021 --> 00:55:19.979
‫از آخرین باری که نقاشی کشیدم
‫ پنجاه سال می‌گذره و ازش متفرم.

00:55:31.021 --> 00:55:32.104
‫سرده.

00:55:32.229 --> 00:55:33.646
‫- جدا؟
‫- خوب و سرده.

00:55:33.771 --> 00:55:35.646
‫خوب و سرده.

00:55:35.771 --> 00:55:40.062
‫درسته. نوبت توئه.
‫چی می‌کشی؟

00:56:14.854 --> 00:56:16.854
‫ایست قلبی کرد.

00:56:16.979 --> 00:56:19.271
‫زنش پیداش کرد که توی
‫محل نگه‌داری عسل‌هاش در...

00:56:19.396 --> 00:56:21.312
‫رو د اویسیو بلو در سنت وندریل
‫روی زمین افتاده بود.

00:56:21.437 --> 00:56:24.062
‫جایی که بهش کمک می‌کردم
‫عسل استخراج کنه.

00:56:25.229 --> 00:56:26.979
‫حالا که مویزه مرده بود.

00:56:27.104 --> 00:56:30.146
‫من مراقب زنبورهای یتیمش بودم.

00:56:30.271 --> 00:56:33.896
‫طوری به سنت وندریل می‌رفتم
‫ که انگار سفر زیارتیه.

00:59:34.937 --> 00:59:37.854
‫پیر جوزف بزرگ‌تر شده بود.

00:59:37.979 --> 00:59:40.979
‫واسه خودش باغبانی شده بود.

00:59:41.812 --> 00:59:43.312
‫بین خانواده‌های ثروتمند...

00:59:43.437 --> 00:59:44.687
‫بدون دردسر مشتری پیدا می‌کرد...

00:59:44.812 --> 00:59:47.312
‫که به مهدکودک آدرین رفته بودند.

00:59:47.437 --> 00:59:50.271
‫یکیشون کاترین دوبریل بود.

00:59:50.396 --> 00:59:53.479
‫مدیر هتل بزرگ ورنگویل.

00:59:53.604 --> 00:59:55.104
‫مثل همه مردم محلی...

00:59:55.229 --> 00:59:56.937
‫اون هم به باغبانی علاقه داشت...

00:59:57.354 --> 01:00:01.062
‫و باغی مخفی با حصار داشت...

01:00:01.187 --> 01:00:04.229
‫که گیاهان رونده پرورش می‌داد...

01:00:04.354 --> 01:00:05.937
‫مخصوصا آکبیا...

01:00:06.062 --> 01:00:08.271
‫که در میان خزندگان بومی تکثیر می‌شد...

01:00:08.396 --> 01:00:11.521
‫و در فرانسه به گیاه
‫«زن کتک‌خورده» مشهور بود.

01:00:11.646 --> 01:00:14.146
‫پیر جوزف خیلی زود...

01:00:14.271 --> 01:00:16.062
‫با این زن خاک‌دوست صمیمی شد...

01:00:16.187 --> 01:00:18.937
‫تا جایی که برای بیان زیباییش...

01:00:19.062 --> 01:00:22.771
‫او را «مشتری مو آکبیایی» صدا می‌کرد.

01:00:23.104 --> 01:00:25.896
‫او نوعی شیفتگی بر پیر جوزف
‫احساس می‌کرد...

01:00:26.021 --> 01:00:28.104
‫و حین بازدیدهای او...

01:00:28.229 --> 01:00:30.521
‫نزد تو معتمد شد.

01:01:08.854 --> 01:01:11.146
‫پیر جوزف فکر وحشتناکی در سر داشت.

01:01:11.271 --> 01:01:13.812
‫فانتزی یک کلبه.

01:01:13.937 --> 01:01:17.646
‫خانه کوچکش برای روحیه هوس‌انگیزش کافی نبود.

01:01:17.771 --> 01:01:19.562
‫رویای یک خانه سیاه...

01:01:19.687 --> 01:01:23.771
‫بر فراز دریایی از گل سرخ داشت.

01:01:24.729 --> 01:01:27.729
‫در این جنگل، به مانند هر فضای بسته دیگری...

01:01:27.854 --> 01:01:29.062
‫احساس ترس از فضای بسته داشتم...

01:01:29.187 --> 01:01:33.521
‫پس طبیعتا مناظر لبه جنگل را انتخاب کردم...

01:01:33.646 --> 01:01:37.396
‫سمت مشرف به مرتع و غروب آفتاب.

01:01:37.854 --> 01:01:39.812
‫توافق کردیم که...

01:01:39.937 --> 01:01:42.729
‫له رونسیر را تمیز کنیم.

01:01:42.854 --> 01:01:45.021
‫که تا جای امکان...

01:01:45.146 --> 01:01:47.479
‫فضا را برای «ماریای سیاه»مان باز کنیم.

01:02:37.396 --> 01:02:39.271
‫آلبرتو کمی در معماری دانش داشت...

01:02:39.396 --> 01:02:42.021
‫و نقشه‌ای برای کلبه کشید.

01:02:42.146 --> 01:02:44.229
‫پنج متر در شش متر.

01:02:44.354 --> 01:02:46.771
‫کاملا چوبی. بر روی پایه.

01:02:46.896 --> 01:02:50.479
‫با سقف آهنی راه‌راه و سایه‌‌بان.

01:02:50.604 --> 01:02:53.979
‫درها و پنجره‌ها بازیافتی بودند.

01:02:55.104 --> 01:02:57.562
‫برای اتمام باید با قیر نقاشی می‌شد.

01:04:38.437 --> 01:04:40.021
‫یه روز آدرین در مورد...

01:04:40.146 --> 01:04:42.187
‫آگهی‌ای در اتحادیه کشاورزان گفت...

01:04:42.312 --> 01:04:45.396
‫یک پیشنهاد کاری باغبانی در عمارت والمونت.

01:06:36.479 --> 01:06:40.187
‫حس عجیبیه که بعد این همه مدت هم رو ببینیم.

01:06:42.104 --> 01:06:45.229
‫کوتا پرسید «بعد این همه مدت؟»

01:07:10.146 --> 01:07:12.146
‫یک روز...

01:07:12.271 --> 01:07:14.271
‫از کنار املاک متروک گذشته بود...

01:07:14.396 --> 01:07:18.021
‫و احساس کرده بود وظیفه داره که احیاش کنه.

01:07:19.187 --> 01:07:21.312
‫همین الانش هم از مافیای روسی...

01:07:21.437 --> 01:07:22.771
‫که با قطع کردن راش‌های چندصدساله...

01:07:22.896 --> 01:07:25.854
‫پارک رو نابود کرده بودن نجاتش داده بود.

01:07:38.687 --> 01:07:40.771
‫گفت که «در تاریک‌ترین لحظات زندگیم...

01:07:40.896 --> 01:07:43.896
‫به تو فکر کردم.»

01:07:48.687 --> 01:07:51.979
‫گفتم که «وقتی که اومدی فرانسه رو یادمه.»

01:07:54.437 --> 01:07:58.104
‫هر دو به طرز عجیبی احساس می‌کردیم
‫که یک‌دیگر رو می‌شناسیم.

01:08:21.979 --> 01:08:25.979
‫پشتم گفت که «سکوت بینمون رو دوست دارم.»

01:08:27.146 --> 01:08:31.104
‫من هم از جوانی و زیباییش خجالت می‌کشیدم.

01:08:37.479 --> 01:08:40.979
‫ناگهان از من پرسید...

01:08:41.104 --> 01:08:43.979
‫«کی قراره یک فیلم با هم درست کنیم؟»

01:08:44.104 --> 01:08:48.146
‫«قلعه رنسانس من پس زمینه خوبی می‌شه، نه؟»

01:08:53.479 --> 01:08:56.354
‫شاهزاده از شب‌های بی‌خوابیش بهم گفت..

01:08:56.479 --> 01:08:58.229
‫که چطور در تختش دراز می‌کشیده...

01:08:58.354 --> 01:09:01.021
‫و بی‌وقفه تمام 73 قسمت...

01:09:01.146 --> 01:09:04.312
‫سریال «بازی تاج و تخت» رو تماشا می‌کرده.

01:09:04.437 --> 01:09:07.354
‫اعتراف کرد که به فانتزی
‫ قهرمانانه اعتیاد داره...

01:09:07.479 --> 01:09:10.646
‫همچنین به فیلم‌های مستهجن
‫بی‌دی‌اس‌ام غیرحرفه‌‌ای...

01:09:10.771 --> 01:09:14.021
‫و این‌که دنبال یه باغبان
‫می‌گرده که شلاقش بزنه.

01:12:35.229 --> 01:12:37.437
‫دائما صدای واق‌واق...

01:12:37.562 --> 01:12:39.562
‫سگ بیچاره‌ای رو از دوردست می‌شنیدم.

01:12:39.687 --> 01:12:44.021
‫که نمی‌ذاشت از همنشینیمون لذتی ببرم.

01:12:44.812 --> 01:12:48.146
‫فردا صبح درخواست توضیح داشتم.

01:12:48.271 --> 01:12:49.854
‫خودش رو گره زد...

01:12:49.979 --> 01:12:52.104
‫و گفت که مالکین مافیایی سابق...

01:12:52.229 --> 01:12:55.437
‫سگ رو ترک کردن.

01:12:56.604 --> 01:12:59.021
‫و نتونسته آزادش کنه...

01:12:59.146 --> 01:13:01.646
‫چون می‌ترسیده فرار کنه.

01:13:06.229 --> 01:13:08.521
‫حس بدی داشتم.

01:17:28.312 --> 01:17:30.479
‫چیزی نیست سگ. چیزی نیست.

01:17:30.503 --> 01:17:40.503
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:17:40.527 --> 01:17:50.527
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.