﻿WEBVTT

00:00:16.016 --> 00:00:18.810
‫من ولاد به‌سیخ‌کِشنده دراکولا هستم،
‫همه‌تون می‌تونید کیر منو بخورید.

00:00:19.061 --> 00:00:21.813
‫من ولاد به‌سیخ‌کِشنده دراکولا هستم،
‫همه‌تون می‌تونید کیر منو بخورید.

00:00:22.022 --> 00:00:25.191
‫من ولاد به‌سیخ‌کِشنده دراکولا
‫هستم، همه‌تون کیر منو بخورید...

00:00:25.215 --> 00:00:45.215
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:11.822 --> 00:01:14.281
‫عالیه! مثل فیلم‌های فلوکسوس!

00:01:14.908 --> 00:01:17.243
‫میزانسن فوق‌العاده‌ای بود!

00:01:17.786 --> 00:01:20.872
‫من نویسنده و کارگردان این فیلم هستم.

00:01:21.498 --> 00:01:25.835
‫چندی پیش قبول کردم فیلمی بر
‫اساس افسانه‌ی دراکولا بسازم.

00:01:26.754 --> 00:01:29.213
‫یک فیلم تجاری و پرطرفدار.

00:01:29.464 --> 00:01:32.549
‫ولی نمی‌تونم! هیچ ایده‌ای ندارم!

00:01:32.843 --> 00:01:35.720
‫درحالی که با این پروژه کلنجار می‌رفتم،

00:01:36.096 --> 00:01:40.057
‫خوشبختانه، هوش مصنوعی خیلی پیشرفت کرده!

00:01:40.392 --> 00:01:44.311
‫چیزی که الان دیدید با هوش مصنوعی
‫ولایکو۲۰۰۰ ساخته شده.

00:01:46.820 --> 00:01:48.231
‫چیه؟

00:01:50.861 --> 00:01:56.073
‫سرمایه‌گذارها، تهیه‌کننده‌ها،
‫یه اکران آزمایشی گذاشتن

00:01:56.574 --> 00:01:59.827
‫و ظاهراً تماشاچی‌ها اصلاً راضی نبودن.

00:02:00.788 --> 00:02:01.996
‫هشتاد و دو درصد.

00:02:03.540 --> 00:02:07.794
‫پس مثل اینکه باید این فیلم دراکولا رو بسازم.

00:02:08.086 --> 00:02:11.756
‫عالیه! این فیلم فوق‌العاده تجاری میشه.

00:02:12.758 --> 00:02:15.301
‫برهنگی، سکس، احساسات،

00:02:15.928 --> 00:02:19.263
‫خشونت، تعقیب و گریز با ماشین، کلی خون،

00:02:19.765 --> 00:02:21.933
‫جوک، شوخی، کمدی بزن‌بکوب؟

00:02:22.184 --> 00:02:25.602
‫به قول اهل فن "از خنده روده‌بر بشی".

00:02:25.938 --> 00:02:27.689
‫خب پس، خدا به همراه.

00:02:30.171 --> 00:02:32.981
«دراکولا»

00:02:33.010 --> 00:02:40.274
‫ای خوانندۀ عزیز، تو در هر چیزی قصه‌ای پیدا می‌کنی.
‫(ویلیام وردزورث)

00:02:45.749 --> 00:02:51.337
‫اهریمنی بال‌گشوده، آیا آن دیو را دیده‌ای؟

00:02:51.463 --> 00:02:56.926
‫چون آذرخشی در آسمان به خانه‌ی فلوریا پر کشید!

00:02:57.510 --> 00:03:00.054
‫سپس از دودکش پایین آمد، به راستی!

00:03:00.430 --> 00:03:05.727
‫سریع چون بادی شیطانی!
‫پروردگارا، و چه ضجه‌ها که سر داد!

00:03:05.853 --> 00:03:08.688
‫بگو، آیا تو نیز او را دیده‌ای؟

00:03:09.189 --> 00:03:14.485
‫اژدهایی از نور سفید با دمی آتشین و هراسناک،

00:03:14.695 --> 00:03:19.741
‫و گوهرهایی بی‌همتا بر
‫تنش می‌درخشید، همچون آتش.

00:03:20.158 --> 00:03:25.747
‫دختر بیچاره چون سایه‌ای شده،
‫با پوستی به رنگی بیمارگون،

00:03:25.914 --> 00:03:31.168
‫شکنجه‌ی بی‌رحمانه‌ی آن دیو،
‫او را از هم می‌درد.

00:03:31.628 --> 00:03:36.465
‫نصیحت پیرزنان را شنید،
‫کلماتی آزموده و حقیقی:

00:03:36.925 --> 00:03:42.388
‫دوشیزگان جوان، از آتش دل دوری کنید!

00:03:43.724 --> 00:03:45.641
‫از دل.

00:03:45.976 --> 00:03:48.978
‫ممنونم! هر چی کرم‌ِتونه تشویق کنید!

00:03:49.730 --> 00:03:52.648
‫عجب صدایی داره این کونی.

00:03:57.695 --> 00:03:58.905
‫ممنونم!

00:03:59.489 --> 00:04:05.036
‫شب بخیر! من آدونیس هستم،
‫به برنامه‌ی ما خوش آمدید!

00:04:05.578 --> 00:04:07.413
‫که شروع میشه با...

00:04:07.664 --> 00:04:11.375
‫راز فیزیکدان، لودویگ بولتزمن!

00:04:11.877 --> 00:04:13.961
‫او میگه یک جسد،

00:04:14.087 --> 00:04:17.131
‫می‌تونه برگرده تا زندگی دومی داشته باشه،

00:04:17.715 --> 00:04:20.760
‫تصویری معکوس از زندگی اولش.

00:04:20.969 --> 00:04:24.931
‫اما احتمال چنین پدیده‌ای، بانوی عزیز من،

00:04:25.265 --> 00:04:27.099
‫به طرز خارق‌العاده‌ای پایینه.

00:04:27.517 --> 00:04:30.269
‫طرفداران مکانیک آماری ادعا می‌کنن

00:04:30.478 --> 00:04:33.773
‫که ما هنوز چنین شگفتی‌ای رو تجربه نکردیم

00:04:33.816 --> 00:04:38.110
‫چون هنوز تعداد کافی...

00:04:38.570 --> 00:04:40.112
‫جسد ندیدیم، خانم!

00:04:40.697 --> 00:04:43.199
‫مثل قانون اعداد بزرگه.

00:04:43.366 --> 00:04:45.367
‫هرچی آدمای بیشتری بمیرن،

00:04:45.577 --> 00:04:47.995
‫میلیاردها به توان میلیاردها،

00:04:48.246 --> 00:04:51.290
‫شانس زنده شدن بعضی‌هاشون بیشتر میشه!

00:04:51.875 --> 00:04:53.334
‫یا تبدیل شدن به...

00:04:53.585 --> 00:04:55.211
‫مردگان متحرک.

00:04:59.007 --> 00:05:03.094
‫نامیرایان! این موضوع داستان امشب ماست

00:05:03.261 --> 00:05:06.931
‫در رستوران ما، که بسیار خاص و مخفیه.

00:05:07.099 --> 00:05:10.267
‫بیایید با تشویق از ومپایرا استقبال کنیم!

00:05:17.650 --> 00:05:21.528
‫در نقش مینا، با بازی ومپایرای بی‌نظیر ما،

00:05:21.654 --> 00:05:24.448
‫منتظر معشوقش جاناتان هارکر است،

00:05:24.574 --> 00:05:27.534
‫با بازی خدمتگزار شما،

00:05:27.785 --> 00:05:31.372
‫که در ترانسیلوانیا، همینجا،
‫در سیگیشوآرا، مشغوله.

00:05:39.089 --> 00:05:42.049
‫موش‌ها، موش‌ها، موش‌ها!

00:05:42.467 --> 00:05:46.303
‫هزاران، میلیون‌ها از
‫اونا، و هر کدوم یک زندگی.

00:05:46.471 --> 00:05:50.807
‫و سگ‌ها برای خوردنشون، و گربه‌ها هم همینطور.

00:05:51.226 --> 00:05:53.102
‫همه‌شون خون قرمز،

00:05:53.520 --> 00:05:55.687
‫که سال‌ها زندگی در اون نهفته‌ست.

00:05:55.772 --> 00:05:58.815
‫تمام این زندگی‌ها رو به تو خواهم داد، عشق من،

00:05:59.026 --> 00:06:03.654
‫و خیلی بیشتر و بزرگتر از
‫این‌ها، در طول اعصار بی‌شمار،

00:06:04.156 --> 00:06:07.783
‫اگر به پاهایم بیفتی و مرا بپرستی!

00:06:08.368 --> 00:06:10.494
‫من شما رو می‌پرستم، ارباب!

00:06:11.121 --> 00:06:12.371
‫بسیار خب.

00:06:12.956 --> 00:06:16.375
‫اما اول، یه نوشیدنی مختصر.

00:06:23.258 --> 00:06:27.553
‫یادآوری می‌کنیم که عکس‌برداری
‫یا فیلم‌برداری با هر وسیله‌ای

00:06:27.637 --> 00:06:29.805
‫اکیداً ممنوعه.

00:06:30.307 --> 00:06:35.311
‫دست زدن به بازیگران خارج
‫از صحنه‌های مشخص شده،

00:06:35.603 --> 00:06:37.897
‫که بعضی‌هاشون نیاز به
‫پرداخت هزینه از قبل داره،

00:06:38.148 --> 00:06:40.274
‫نیز اکیداً ممنوعه.

00:06:44.654 --> 00:06:46.697
‫عجب سینه‌هایی داره جنده!

00:06:53.163 --> 00:06:54.788
‫آفرین! تشویق!

00:06:56.124 --> 00:06:58.918
‫خیلی خوب بود، عشقم!

00:07:00.003 --> 00:07:01.753
‫ریختی روم، مادرجنده!

00:07:01.922 --> 00:07:03.880
‫بهتره ایدز نداشته باشی!

00:07:04.091 --> 00:07:06.467
‫عشق من، مینا. چقدر بی‌حال شدی!

00:07:07.677 --> 00:07:11.722
‫آیا دوباره اون هیولای جهنمی بهم حمله کرد؟

00:07:11.848 --> 00:07:13.390
‫نگران نباش!

00:07:13.641 --> 00:07:17.186
‫من دکتر ون هلسینگ رو از
‫بیمارستان دانشگاه احضار کردم.

00:07:17.645 --> 00:07:19.688
‫ما با هم دراکولا رو شکست خواهیم داد.

00:07:19.856 --> 00:07:24.193
‫مینای عزیزم، تو تا غروب آفتاب اینجا در امانی؛

00:07:24.945 --> 00:07:27.696
‫و ما قبل از اون برمی‌گردیم.

00:07:27.780 --> 00:07:28.990
‫عجب سینه‌هایی!

00:07:30.075 --> 00:07:32.118
‫بله، ما برمی‌گردیم!

00:07:32.577 --> 00:07:37.248
‫اما اول تو رو در برابر
‫حمله‌ی شخصی مسلح می‌کنم.

00:07:38.333 --> 00:07:42.461
‫روی پیشونیت این تکه نان مقدس رو می‌ذارم

00:07:44.839 --> 00:07:47.174
‫به نام پدر،

00:07:47.509 --> 00:07:49.218
‫پسر،

00:07:49.719 --> 00:07:52.138
‫و روح‌القدس،

00:07:53.556 --> 00:07:55.266
‫آمین.

00:07:56.143 --> 00:07:59.895
‫کیریه الیسون...

00:08:13.160 --> 00:08:14.535
‫ساکت!

00:08:14.702 --> 00:08:18.705
‫- برنامه بعد، بخش دوم از...
‫- نمایش تخمی ما.

00:08:18.915 --> 00:08:20.666
‫ممنون خانم، خداحافظ.

00:08:20.833 --> 00:08:22.751
‫اونایی که می‌خوان تو سالن
‫صورتی به دراکولا ملحق بشن

00:08:23.045 --> 00:08:24.378
‫گمشو!

00:08:24.504 --> 00:08:26.380
‫تا به فانتزی‌هاشون جامه عمل بپوشونن،

00:08:26.506 --> 00:08:29.800
‫یا برای ۳۰ دقیقه، تو سالن
‫بنفش به ومپایرا ملحق بشن،

00:08:30.010 --> 00:08:33.220
‫می‌تونن از همین الان
‫پیشنهادهاشون رو اعلام کنن!

00:08:33.430 --> 00:08:38.017
‫یک ساعت با دراکولا! شروع از ۱۰۰۰ یورو!

00:08:38.351 --> 00:08:39.810
‫بیشتر نبود؟

00:08:39.977 --> 00:08:42.854
‫اون دندون نیش‌های بلند رو ببین! نشونشون بده!

00:08:43.398 --> 00:08:46.233
‫- ۱۲۰۰ یورو.
‫- برای ساک زدن؟

00:08:46.568 --> 00:08:48.277
‫اوه، انتخاب عالیه!

00:08:48.485 --> 00:08:50.821
‫خانم‌ها، خجالت نکشید.

00:08:50.905 --> 00:08:54.408
‫با دندون‌هاش مهارت فوق‌العاده‌ای
‫داره، لذتش تمام و کمال برای شماست!

00:08:54.491 --> 00:08:56.535
‫چیزی که برای نوه‌هاتون تعریف کنید.

00:08:56.661 --> 00:08:58.037
‫۱۵۰۰ یورو!

00:08:58.120 --> 00:09:01.040
‫۱۵۰۰ بار اول، بار دوم

00:09:01.208 --> 00:09:03.292
‫فروخته شد! آفرین!

00:09:06.213 --> 00:09:07.796
‫برو به اتاق صورتی!

00:09:08.006 --> 00:09:09.673
‫از ماشین عشق لذت ببر!

00:09:09.966 --> 00:09:14.595
‫[در سالن صورتی، لذت‌هایی
‫درخور حرمسرای هلیوگابالوس]

00:09:28.318 --> 00:09:31.528
‫حالا کیر ملوان زبل رو بخور، دراکولا!

00:09:31.738 --> 00:09:32.738
‫چی؟

00:09:32.864 --> 00:09:33.905
‫بیا.

00:09:35.075 --> 00:09:36.283
‫براش ساک بزن.

00:09:38.245 --> 00:09:40.746
‫من ملوان زبل هستم،

00:09:43.500 --> 00:09:46.001
‫من همینی‌ام که هستم و جز این هیچی نیستم،

00:09:46.211 --> 00:09:48.504
‫من ملوان زبل هستم.

00:09:48.671 --> 00:09:50.839
‫اسفناج برای من!

00:09:52.675 --> 00:09:56.428
‫حالا با دندون‌های تیزت کلیتوریسم رو لمس کن.

00:09:56.971 --> 00:09:58.930
‫کسم رو بلیس، دراکولا!

00:10:13.905 --> 00:10:15.739
‫حالا منو بکن، دراکولا!

00:10:16.408 --> 00:10:17.574
‫منو بکن!

00:10:18.868 --> 00:10:22.121
‫انقدر منو بکن تا از کسم خون بیاد!

00:10:24.457 --> 00:10:25.707
‫چی شده؟

00:10:27.419 --> 00:10:28.835
‫نمی‌تونم.

00:10:28.920 --> 00:10:31.213
‫خوابید. تموم شد.

00:10:32.257 --> 00:10:34.007
‫مرتیکه پوری‌فش‌فشو!

00:10:36.010 --> 00:10:37.886
‫- ببخشید.
‫- «ببخشید»!

00:10:40.682 --> 00:10:43.475
‫نتونست کاری بکنه.
‫یه ناتوان جنسی عوضیه!

00:10:44.060 --> 00:10:45.519
‫ببخشید. بازم، عمو ساندو؟

00:10:45.728 --> 00:10:47.521
‫واسه سنمه، پسرم.

00:10:47.647 --> 00:10:49.481
‫ببخشید، اولین بارم بود.

00:10:50.650 --> 00:10:52.151
‫من پولم رو پس می‌خوام.

00:10:52.235 --> 00:10:54.195
‫کسش رو که لیس زدم.

00:10:54.279 --> 00:10:58.490
‫- ولی با دهنش که کار کرد!
‫- من ۱۵۰۰ یوروم رو پس می‌خوام!

00:10:58.866 --> 00:11:02.661
‫نگران نباشید، پولتون رو پس
‫می‌دیم. پولش رو پس بده.

00:11:09.085 --> 00:11:12.671
‫و حالا! محبوب‌ترین بخش نمایش ما!

00:11:13.089 --> 00:11:17.509
‫دراکولا و مینا، که حالا
‫شریک جرم و شیطنت‌هاش شده،

00:11:19.137 --> 00:11:22.389
‫فرار می‌کنن تا از مجازات برحقشون در برن.

00:11:22.932 --> 00:11:26.101
‫محدوده روی نقشه‌ای که به
‫گوشی‌هاتون فرستاده شده مشخصه.

00:11:26.394 --> 00:11:30.606
‫قوانین رو تکرار می‌کنم: اونا فقط
‫تو مکان‌های عمومی قایم می‌شن.

00:11:30.773 --> 00:11:33.317
‫خونه‌های شخصی یا باغچه‌های سبزیجات ممنوعه.

00:11:33.568 --> 00:11:37.028
‫پس سرتون رو تو اتاق هتل زوج‌های داغ نندازید.

00:11:37.197 --> 00:11:41.116
‫تهش اون پروفسور بولای
‫منحرف رو پیدا می‌کنید.

00:11:41.659 --> 00:11:46.955
‫حمله به بازیگرها ممنوعه، این
‫میخ‌ها فقط برای یه ذره...

00:11:47.165 --> 00:11:48.790
‫جذبه‌ست، خانم!

00:11:49.041 --> 00:11:50.376
‫بچه چقدر نازه.

00:11:50.585 --> 00:11:51.752
‫آماده،

00:11:52.086 --> 00:11:53.170
‫به‌جا،

00:11:53.963 --> 00:11:54.963
‫حرکت!

00:11:55.089 --> 00:11:57.924
‫وایسید! اونا یه دقیقه آوانس دارن.

00:11:58.134 --> 00:11:59.676
‫یک، دو...

00:12:00.136 --> 00:12:03.347
‫۵۹، ۵۸، ۵۷...

00:12:14.025 --> 00:12:15.817
‫بریم چپ!

00:12:19.781 --> 00:12:22.115
‫۳، ۲، ۱، حرکت!

00:12:57.735 --> 00:12:59.820
‫دراکولا کیر می‌خوره!

00:13:12.542 --> 00:13:14.000
‫دراکولا کیر می‌خوره!

00:13:20.132 --> 00:13:21.800
‫یالا!

00:13:22.635 --> 00:13:23.927
‫عجله کن!

00:13:32.144 --> 00:13:36.189
‫امیدوارم زود بگیرنمون تا این
‫نمایش لعنتی رو تموم کنیم.

00:13:38.818 --> 00:13:41.111
‫می‌دونی که هیچوقت طولی نمی‌کشه.

00:14:00.590 --> 00:14:02.633
‫اینجا بودید، موش‌های کثیف!

00:14:03.009 --> 00:14:05.719
‫تبریک می‌گم، ما رو گرفتید!

00:14:20.943 --> 00:14:22.068
‫مادرجنده!

00:14:22.320 --> 00:14:25.406
‫شاید بعضی از تماشاچی‌ها ناامید بشن.

00:14:25.532 --> 00:14:28.825
‫اسم فیلم دراکولاست، ولی درباره دراکولا نیست.

00:14:29.035 --> 00:14:31.787
‫فقط یه بازیگر از کار افتاده‌ست
‫که نقش دراکولا رو بازی می‌کنه.

00:14:32.038 --> 00:14:35.541
‫عذرخواهی می‌کنم! یا به
‫قول یه شخصیت جدی سینمایی:

00:14:35.708 --> 00:14:37.668
‫«من محکومیت شما رو می‌پذیرم!»

00:14:37.794 --> 00:14:41.797
‫خوشبختانه، من یه هوش مصنوعی
‫خیلی بهتر پیدا کردم.

00:14:42.131 --> 00:14:44.716
‫دکتر AI جودکس ویرایش ۰.۰

00:14:44.884 --> 00:14:47.428
‫ساخت یه شرکت آمریکایی-ژاپنی.

00:14:48.012 --> 00:14:51.306
‫خب، دکتر AI جودکس ویرایش ۰.۰ عزیز

00:14:51.558 --> 00:14:54.685
‫یه راهی پیدا کن که ولاد به‌سیخ‌کشنده و دراکولا

00:14:54.936 --> 00:14:58.397
‫یکی بشن و تو رومانی امروزی ظاهر بشن.

00:14:58.648 --> 00:15:01.024
‫می‌خوام بترکونه!

00:15:01.275 --> 00:15:05.153
‫ولی با یه سری چیزای عمیق‌تر و فلسفی هم باشه؟

00:15:05.613 --> 00:15:07.614
‫البته. چطور شروع کنیم؟

00:15:07.740 --> 00:15:09.741
‫بیا یه کاری بکنیم.

00:15:09.903 --> 00:15:11.543
‫علمی‌طور.

00:15:11.786 --> 00:15:15.121
‫یه چیز باحال و مُد روز.

00:15:15.498 --> 00:15:16.998
‫فوراً.

00:15:17.083 --> 00:15:19.460
‫۱. اوتروفیا

00:15:23.881 --> 00:15:28.427
‫کلودیا کاردیناله از این کلینیک
‫دیدن کرده، پابلو نرودا هم همینطور.

00:15:28.970 --> 00:15:34.182
‫آنا آسلان همسر معروف سالوادور
‫دالی، گالا رو درمان کرد.

00:15:34.726 --> 00:15:35.726
‫نیکسون هم همینطور.

00:15:36.310 --> 00:15:38.812
‫چارلی چاپلین هم اینجا بوده.

00:15:38.938 --> 00:15:41.773
‫حتی لیلیان گیش که تو
‫فیلم‌های گریفیث بازی می‌کرد.

00:15:42.066 --> 00:15:45.986
‫خیلی‌ها نمی‌خواستن کسی بدونه
‫که تحت درمان اوتروفیا هستن

00:15:46.195 --> 00:15:47.863
‫برای جوانسازی.

00:15:48.072 --> 00:15:51.157
‫پروفسور آنا آسلان خیلی رازدار بود.

00:15:51.367 --> 00:15:56.413
‫اون ژنرال فرانکو رو تو اسپانیا ملاقات
‫کرد، ولی حتی نمی‌دونست کجا زندگی می‌کنه،

00:15:56.581 --> 00:16:01.835
‫چون با یه ماشین شیشه دودی
‫می‌بردنش به محل اقامتش.

00:16:02.253 --> 00:16:07.215
‫آریستوتلیس اوناسیس یه جت شخصی براش فرستاد
‫تا تو جزیره اسکورپیوس درمانش کنه.

00:16:07.467 --> 00:16:11.637
‫تحت تاثیر جذابیت فوق‌العاده‌ی
‫اوناسیس قرار گرفته بود.

00:16:12.764 --> 00:16:15.682
‫روز بخیر، خانم لوسی! برای دور بعدی آماده‌این؟

00:16:15.892 --> 00:16:18.184
‫همین الانشم احساس جوونی می‌کنم!

00:16:18.645 --> 00:16:22.898
‫داشتم این رو در مورد آنا
‫آسلان می‌دیدم. واقعاً کسی بود!

00:16:23.149 --> 00:16:25.859
‫کلی ستاره برای درمانش میومدن اینجا.

00:16:26.235 --> 00:16:28.111
‫حتی نیکسون و چاپلین!

00:16:28.279 --> 00:16:32.157
‫آره، این درمان رو برای اینکه تا
‫جای ممکن جوون بمونیم ابداع کرد

00:16:32.283 --> 00:16:33.992
‫به عنوان یه کار انسان‌دوستانه.

00:16:34.160 --> 00:16:37.746
‫خطرناکه، نمی‌دونی کی می‌خواد ازش استفاده کنه.

00:16:37.997 --> 00:16:42.417
‫برای همینه که هنوز یه رازه، همه‌مون
‫اوراق محرمانگی امضا می‌کنیم و...

00:16:44.378 --> 00:16:47.631
‫به نظر من چائوشسکو می‌خواست تا ابد زندگی کنه

00:16:47.757 --> 00:16:51.342
‫و تمام شرایط رو برای خانم آسلان
‫فراهم کرد تا براش کار کنه.

00:16:51.636 --> 00:16:56.056
‫اگه اعدامش نکرده بودن، حتی امروز هم زنده بود.

00:16:58.225 --> 00:17:00.477
‫باید آروم بنوشیش.

00:17:03.147 --> 00:17:06.608
‫می‌خوای بریم تو اتاق موسیقی یه چیزی گوش کنیم؟

00:17:06.984 --> 00:17:08.860
‫واگنر، مثل دیروز؟

00:17:09.153 --> 00:17:12.030
‫شنیدم یه جور سالن تئاتر اونجاست.

00:17:12.156 --> 00:17:14.282
‫نمایشی هم اونجا اجرا می‌شه؟

00:17:14.576 --> 00:17:15.826
‫دیگه نه.

00:17:15.952 --> 00:17:19.079
‫راستش، وقتی آقای استیون
‫اسپیلبرگ تو کلینیک ما بود،

00:17:19.205 --> 00:17:21.372
‫خواست که از اتاق نمایش چائوشسکو استفاده کنه.

00:17:21.456 --> 00:17:23.207
‫اسپیلبرگ اینجا بوده؟

00:17:23.584 --> 00:17:27.003
‫آره، و همه‌ش می‌خواست فیلم ببینه.

00:17:27.296 --> 00:17:28.797
‫فیلم‌های جان فورد.

00:17:29.048 --> 00:17:31.758
‫ولی بعضی وقتا حتی فیلم‌های بد رومانیایی.

00:17:32.009 --> 00:17:35.011
‫از اون فیلمای قدیمی روی
‫حلقه‌های بزرگ، می‌دونی.

00:17:35.262 --> 00:17:38.306
‫خیلی می‌خندید، به نظرش خیلی احمقانه بودن.

00:17:38.641 --> 00:17:42.727
‫ما بهش یه تلویزیون بزرگ پیشنهاد دادیم،
‫ولی بازم تکنولوژی قدیمی رو ترجیح می‌داد.

00:17:43.729 --> 00:17:47.398
‫اگه ممکنه، منم دوست دارم یه فیلم اونجا ببینم.

00:17:47.817 --> 00:17:49.317
‫کازابلانکا؟

00:17:49.611 --> 00:17:52.237
‫هزینه‌ی اضافه‌ش می‌شه ۱۰۰۰ یورو.

00:18:04.250 --> 00:18:07.836
‫وقتی دالی و چاپلین اینجا بودن، این هم بود.

00:18:09.756 --> 00:18:11.297
‫چاپلین چطور بود؟

00:18:11.465 --> 00:18:14.217
‫خانم می‌خواد در مورد چاپلین بدونه.

00:18:14.468 --> 00:18:17.888
‫حرومزاده‌ی لعنتی! خیلی
‫حوصله‌سربر و همیشه عصبانی بود.

00:18:18.180 --> 00:18:19.848
‫اصلاً آدم باحالی نبود.

00:18:20.057 --> 00:18:23.852
‫چروکیده بود و مثل یه قزاق فحش می‌داد.

00:18:24.270 --> 00:18:29.816
‫و همیشه با اون پیرزن، لیلیان
‫گیش، جر و بحث می‌کرد.

00:18:30.735 --> 00:18:32.318
‫فکر کنم سر پول.

00:18:32.486 --> 00:18:34.487
‫داریم از پول گنده حرف می‌زنیم.

00:18:35.406 --> 00:18:36.489
‫اینو داشته باش،

00:18:36.574 --> 00:18:41.036
‫یه روز دیدم چپوندش تو اون گوشه،

00:18:41.495 --> 00:18:45.248
‫و اونم براش... خودت می‌دونی.

00:18:52.298 --> 00:18:53.464
‫پیرزنه‌ی لعنتی.

00:18:53.841 --> 00:18:57.177
‫- سرورم، امر بفرمایید.
‫- تمام اراذل این کشور رو دستگیر کن.

00:18:57.386 --> 00:18:59.429
‫تقریباً غیرممکنه، سرورم.

00:18:59.639 --> 00:19:02.849
‫خیلی‌ها به قلمرو بویارها پناه می‌برن.

00:19:06.478 --> 00:19:09.314
‫ما هنوز اونجا قدرتی نداریم.

00:19:12.819 --> 00:19:14.235
‫بازم این بویارها.

00:19:14.987 --> 00:19:17.363
‫باید از دم تیغ می‌گذروندینشون، سرورم.

00:19:21.869 --> 00:19:24.913
‫ارتش یونوس بیگ یه ساله که اینجا علافه.

00:19:25.873 --> 00:19:27.791
‫بیاید حق مرده‌ها رو به جا بیاریم.

00:19:50.564 --> 00:19:53.483
‫فکر می‌کنید فقط باید به خودتون خدمت کنید؟

00:20:02.534 --> 00:20:04.452
‫بویارها، این کشور مال شما نیست.

00:20:04.578 --> 00:20:06.412
‫شما متعلق به این کشور هستید.

00:20:06.664 --> 00:20:08.539
‫من هم متعلق به این کشورم.

00:20:09.333 --> 00:20:12.168
‫می‌گن «لادیسلائوسِ مجارستان»،
‫نه «مجارستانِ لادیسلائوس».

00:20:12.754 --> 00:20:15.881
‫«کازیمیرِ لهستان»، نه «لهستانِ کازیمیر»!

00:20:16.423 --> 00:20:17.966
‫اگه اینطور نبود،

00:20:18.676 --> 00:20:22.387
‫کشورها با فرمانرواهاشون می‌مردن.

00:20:27.018 --> 00:20:28.226
‫پسر!

00:20:29.896 --> 00:20:30.979
‫پسر!

00:20:36.986 --> 00:20:40.196
‫«سرورم را از دسیسه‌های ترکان آگاه می‌سازم.»

00:20:41.741 --> 00:20:46.077
‫این همه مدت تو این فیلم نکبتی
‫گیر افتادم، بدون هیچ راه فراری!

00:20:46.453 --> 00:20:47.370
‫چی؟

00:20:48.455 --> 00:20:51.917
‫- تو منو آزاد کردی.
‫- ببخشید، من این زبون رو بلد نیستم.

00:20:53.961 --> 00:20:55.962
‫من خونت رو می‌خوام.

00:21:10.186 --> 00:21:11.937
‫پولا کجاست، هرزه؟

00:21:12.229 --> 00:21:13.271
‫پول!

00:21:13.690 --> 00:21:15.315
‫پولای لعنتی رو بده به من!

00:21:15.441 --> 00:21:18.609
‫تو اتاق من وراجی می‌کنی، ولی من هیچی ندارم!

00:21:22.073 --> 00:21:23.990
‫یالا، مامان‌بزرگ!

00:21:31.082 --> 00:21:32.916
‫تنهام بذار!

00:21:38.965 --> 00:21:42.092
‫حالا کیرمو بخور، مامان‌بزرگ!

00:21:42.384 --> 00:21:44.720
‫برو رو سیخش!

00:21:49.934 --> 00:21:52.853
‫مامان‌بزرگ، مثل حرفه‌ای‌ها ساک می‌زنی!

00:22:07.243 --> 00:22:08.701
‫اوه، مامان‌بزرگ.

00:22:09.161 --> 00:22:12.080
‫لعنتی، عجب زبونی داری، مامان‌بزرگ!

00:22:12.664 --> 00:22:14.958
‫عالیه! دمت گرم!

00:22:15.292 --> 00:22:18.128
‫تکنولوژی ژاپنی، عمل‌گرایی آمریکایی.

00:22:18.254 --> 00:22:21.214
‫به علاوه‌ی میراث فرهنگی رومانی!

00:22:21.382 --> 00:22:23.716
‫من ساخته شدم تا به منافع عمومی خدمت کنم.

00:22:23.801 --> 00:22:27.012
‫- تو یه عوضی تمام‌عیاری!
‫- من اینجا هستم تا خدمت کنم.

00:22:27.263 --> 00:22:28.972
‫فقط برای اینکه روشن بشه

00:22:29.348 --> 00:22:30.515
‫شخصاً،

00:22:31.308 --> 00:22:35.937
‫من با این ابتذال و جنجال موافق نیستم.

00:22:36.230 --> 00:22:37.730
‫قبولش نمی‌کنم!

00:22:38.327 --> 00:22:39.361
‫درست!

00:22:39.483 --> 00:22:42.027
‫خب برگردیم به داستان من.

00:22:42.278 --> 00:22:44.362
‫برگردیم به رستوران!

00:22:44.947 --> 00:22:48.116
‫[جشن به‌یادماندنی]

00:22:50.327 --> 00:22:52.662
‫و حالا مراسم اهدای مدال!

00:22:53.497 --> 00:22:56.332
‫همه بیاین جایزه‌هاتون رو بگیرین!

00:23:00.922 --> 00:23:02.755
‫تبریک می‌گم!

00:23:03.132 --> 00:23:04.883
‫برو ظرفا رو بشور.

00:23:07.719 --> 00:23:09.345
‫لبخند بزن!

00:23:23.444 --> 00:23:25.946
‫یه بار دیگه آبروی منو ببری، اخراجی.

00:23:26.238 --> 00:23:28.865
‫تقصیر من نیست، خانم جورجتا.

00:23:29.200 --> 00:23:31.617
‫دست خودش نیست خانم، داستان بیولوژیکیه.

00:23:31.785 --> 00:23:33.286
‫تو خفه شو!

00:23:34.788 --> 00:23:38.959
‫من تو رو از تو خیابون جمع کردم،
‫از دیوونه‌خونه فرار کرده بودی!

00:23:39.543 --> 00:23:42.838
‫پول درمان کوفتیت رو
‫دادم، بهت جا و غذا دادم.

00:23:43.047 --> 00:23:45.048
‫سعی‌مو می‌کنم خانم، قول می‌دم.

00:23:47.009 --> 00:23:48.551
‫بکن، وگرنه یکی دیگه رو جایگزینت می‌کنم.

00:23:48.677 --> 00:23:50.261
‫آشغال عوضی.

00:23:51.347 --> 00:23:53.431
‫برای ماه بعد دو تا برامون گرفتم.

00:23:53.724 --> 00:23:57.685
‫یکی تو سینما بلا لاگوسی تو
‫لوگوژ، برای مدیرعامل پورشه،

00:23:58.104 --> 00:24:02.232
‫یکی تو بران، با حضور ایلان
‫ماسک و بازیگرای هالیوودی.

00:24:02.984 --> 00:24:04.692
‫حق نداریم شکست بخوریم.

00:24:05.402 --> 00:24:08.196
‫- شاید ترامپ هم اونجا باشه.
‫- دونالد ترامپ؟

00:24:08.447 --> 00:24:11.324
‫اگه بیاد، یه گلوله تو سرش خالی می‌کنم.

00:24:17.039 --> 00:24:18.123
‫بیا تو.

00:24:21.585 --> 00:24:23.753
‫اوه، بی‌خیال.

00:24:27.216 --> 00:24:30.468
‫میگم، بیا فرار کنیم و نمایش
‫خودمون رو راه بندازیم.

00:24:32.096 --> 00:24:33.679
‫فرار کنیم کجا؟

00:24:34.348 --> 00:24:36.766
‫می‌تونیم بریم تو دار و دسته یه سیرک.

00:24:37.184 --> 00:24:39.519
‫یا یه فاحشه‌خونه تو آلمان.

00:24:41.605 --> 00:24:44.399
‫مگه نگفتی تو سیرک اذیتت می‌کردن؟

00:24:45.567 --> 00:24:47.443
‫حالا نه اینکه اینجا خیلی بهتره؟

00:24:47.653 --> 00:24:51.156
‫شرایط که افتضاحه، حقوق هم کمه.

00:24:55.661 --> 00:24:58.788
‫عمو ساندو که داره فین‌فین می‌کنه، اَل عزیز،

00:24:58.998 --> 00:25:02.750
‫یه چیز هنری‌تر رو کن،
‫برای تماشاچی‌های جدی‌مون.

00:25:03.044 --> 00:25:04.335
‫بله، پیشوای من.

00:25:04.461 --> 00:25:06.379
‫پیشنهاد می‌کنم روی نوسفراتوی
‫مورنائو محصول ۱۹۲۲ کار کنیم.

00:25:06.380 --> 00:25:08.673
‫پیشنهاد می‌کنم روی نوسفراتوی
‫مورنائو محصول ۱۹۲۲ کار کنیم.

00:25:08.840 --> 00:25:11.842
‫من جرئت نمی‌کنم به یه اثر
‫کلاسیک تاریخ سینما دست بزنم.

00:25:12.178 --> 00:25:13.761
‫من طرفدار مورنائو هستم!

00:25:14.430 --> 00:25:16.932
‫من جرئتشو دارم، کسی
‫نمی‌تونه بهم تخم‌مرغ پرت کنه.

00:25:16.963 --> 00:25:21.859
‫۲. نوسفراتو/مورنائو

00:25:22.729 --> 00:25:24.981
‫از جق زدن خسته شدی؟

00:25:25.441 --> 00:25:26.691
‫ما راه‌حلش رو داریم!

00:25:26.900 --> 00:25:30.445
‫به سایت rosex.ro سر
‫بزن، روی "منو بکن!" کلیک کن.

00:25:30.862 --> 00:25:33.073
‫و به بهشت می‌ری!

00:25:35.534 --> 00:25:39.454
‫راست کردنش با تو، بقیه‌ش با ما!

00:25:45.252 --> 00:25:46.419
‫کم‌خونی داری؟

00:25:46.712 --> 00:25:50.215
‫داروخانه آنلاین مورنائو برای
‫فورت آیرون تخفیف گذاشته.

00:25:50.341 --> 00:25:52.425
‫محتویات کامل: ۹۰ ساشه.

00:25:52.593 --> 00:25:56.762
‫تأثیر تضمینی، با طعم
‫سیب تازه، ویتامین ث اضافه!

00:25:57.056 --> 00:25:59.890
‫خون، قدرت، انرژی!

00:26:03.187 --> 00:26:05.855
‫می‌خوای رد پای کنت دراکولا رو

00:26:05.939 --> 00:26:07.357
‫تو ترانسیلوانیا دنبال کنی؟

00:26:07.483 --> 00:26:09.817
‫تابستون امسال، گردشگری مارشال آنتونسکو

00:26:09.943 --> 00:26:12.653
‫شما رو به یه تور عالی و بی‌نظیر می‌بره.

00:26:12.738 --> 00:26:14.489
‫تور کنت دراکولا!

00:26:14.823 --> 00:26:16.491
‫اطلاعات به صورت آنلاین.

00:26:19.870 --> 00:26:20.870
‫عزیزم،

00:26:20.954 --> 00:26:26.251
‫تا حالا فکر کردی چرا حتی این بدبخت
‫بیشتر از تو مورد توجه قرار می‌گیره،

00:26:26.502 --> 00:26:28.461
‫با اینکه تو خیلی خوشگل‌تری؟

00:26:29.130 --> 00:26:30.630
‫دیگه فکر نکن!

00:26:30.756 --> 00:26:35.051
‫اون تو کلینیک‌های سوئیس بخارست
‫عمل بزرگ کردن آلت انجام داده.

00:26:35.802 --> 00:26:36.969
‫همین حالا اقدام کن!

00:26:37.471 --> 00:26:39.972
‫سایز مهمه؟ البته که هست!

00:26:40.807 --> 00:26:42.392
‫من عاشق فیلم‌های مورنائو هستم.

00:26:42.559 --> 00:26:44.685
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونستم این کار رو بکنم.

00:26:44.895 --> 00:26:47.855
‫شک دارم تماشاچی‌های ما
‫از این آشغال خوششون بیاد.

00:26:48.149 --> 00:26:49.607
‫من به شخصه خوشم نمیاد!

00:26:50.692 --> 00:26:53.278
‫حالا می‌خوام اون صحنه رومانیایی‌زبان رو

00:26:53.404 --> 00:26:56.156
‫از فیلم دراکولای فرانسیس فورد کاپولا بدزدی.

00:26:56.282 --> 00:26:58.033
‫- نمی‌تونم.
‫- چرا نه؟

00:26:58.200 --> 00:27:00.618
‫- ما حق پخشش رو نداریم.
‫- به درک!

00:27:00.827 --> 00:27:02.787
‫من از قانون استفاده
‫منصفانه استفاده می‌کنم.

00:27:02.913 --> 00:27:07.500
‫دوشان وکیل ماست. نقل قول مجازه!

00:27:08.002 --> 00:27:10.253
‫من فقط می‌تونم صحنه رو بازسازی کنم.

00:27:13.549 --> 00:27:15.341
‫حداقل شهوانی‌ترش کن.

00:27:15.509 --> 00:27:17.343
‫تجاری‌تر.

00:27:17.511 --> 00:27:19.429
‫- سکس می‌فروشه!
‫- بله، ارباب.

00:27:19.555 --> 00:27:22.932
‫یه کم ممه، یه کم کون، یه کم کس
‫هم می‌ذاریم توش، مشکلی نیست.

00:27:22.957 --> 00:27:24.392
‫۳. هالیوود

00:27:25.352 --> 00:27:27.395
‫تو عشق زندگی من هستی.

00:27:27.938 --> 00:27:29.397
‫زندگی من.

00:27:29.606 --> 00:27:33.151
‫من اقیانوس‌های زمان
‫رو پیمودم تا تو رو ببینم.

00:27:37.323 --> 00:27:39.615
‫تو عشق زندگی من هستی.

00:27:41.493 --> 00:27:44.745
‫من اقیانوس‌های زمان
‫رو پیمودم تا تو رو ببینم.

00:28:30.167 --> 00:28:33.628
‫[بازگشت به رستوران]

00:29:01.907 --> 00:29:03.366
‫و حالا،

00:29:03.617 --> 00:29:07.995
‫بذار دراکولا بهت نشون
‫بده عشق‌بازی یعنی چی.

00:29:21.218 --> 00:29:23.969
‫چه خوب کونمو می‌لیسی، ارباب.

00:29:26.348 --> 00:29:27.682
‫رفیق!

00:29:28.350 --> 00:29:31.936
‫با کیرت بکن، نه با زبونت! خفه می‌شی!

00:29:32.854 --> 00:29:33.896
‫هی، رفیق!

00:29:34.648 --> 00:29:36.106
‫چقدر تخمی زشته!

00:29:40.821 --> 00:29:42.572
‫مینای محبوب من!

00:29:48.287 --> 00:29:49.537
‫نجس!

00:29:50.914 --> 00:29:52.165
‫نجس!

00:29:54.000 --> 00:29:55.210
‫جاناتان

00:29:55.877 --> 00:29:59.839
‫حتی قادر متعال هم از تن آلوده‌ی من بیزاره!

00:30:00.131 --> 00:30:02.925
‫فقط کونش نذار، دختر!

00:30:03.469 --> 00:30:08.473
‫باسن من باید این نشان شرم
‫رو تا روز قیامت تحمل کنه!

00:30:08.474 --> 00:30:11.309
‫شاید مجبور باشی اون نشان رو تحمل کنی

00:30:12.060 --> 00:30:14.312
‫تا وقتی که خود خدا صلاح بدونه،

00:30:15.439 --> 00:30:17.940
‫که قطعاً در روز قیامت صلاح خواهد دونست،

00:30:18.108 --> 00:30:20.776
‫تا تمام پلیدی‌های زمین

00:30:21.069 --> 00:30:22.695
‫و فرزندانش رو جبران کنه.

00:30:23.947 --> 00:30:27.242
‫آه، مینای عزیزم، باشد که ما که دوستت داریم

00:30:27.826 --> 00:30:31.161
‫آنجا باشیم تا محو شدن آن زخم سرخ را ببینیم

00:30:31.747 --> 00:30:36.209
‫و باسنت به پاکی قلبی
‫که از تو می‌شناسیم، بماند.

00:30:36.877 --> 00:30:39.337
‫چرا که تا زمانی که زنده‌ایم،
‫آن زخم محو خواهد شد

00:30:39.588 --> 00:30:43.466
‫وقتی که خدا صلاح بداند
‫این بار را از دوش ما بردارد!

00:30:44.885 --> 00:30:47.220
‫تا آن زمان، صلیب خود را به دوش می‌کشیم،

00:30:48.472 --> 00:30:50.223
‫همان‌طور که پسرش کشید.

00:30:56.104 --> 00:30:58.981
‫[اما هیچ‌کس عمو ساندو
‫و ومپایرا را نمی‌شناخت]

00:30:59.065 --> 00:31:02.652
‫[برای آن شب مطبوع تابستانی!]

00:31:02.986 --> 00:31:04.194
‫آماده...

00:31:05.489 --> 00:31:06.781
‫حاضر...

00:31:08.158 --> 00:31:09.158
‫حرکت!

00:31:09.451 --> 00:31:12.412
‫صبر کن، باید بهشون یه دقیقه وقت بدیم!

00:31:13.079 --> 00:31:15.540
‫۵۹، ۵۸...

00:31:20.504 --> 00:31:23.756
‫۵۳، ۵۲، لعنتی...

00:31:31.181 --> 00:31:32.515
‫بیا از اون طرف بریم

00:31:59.501 --> 00:32:01.586
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم

00:32:01.753 --> 00:32:03.296
‫من یه پیرمردم.

00:32:05.799 --> 00:32:09.259
‫سن فقط یه عدده، ولی عدد کوفتی بزرگه، هان؟

00:32:10.512 --> 00:32:12.012
‫یالا، عمو ساندو

00:32:12.097 --> 00:32:14.599
‫یه بازیگری بود زمان ما به اسم بادیا،

00:32:14.933 --> 00:32:17.643
‫وقتی مردم در مورد زندگی
‫تو دهه ۵۰ ازش می‌پرسیدن،

00:32:17.936 --> 00:32:21.146
‫تو اوج استالینیسم، که مردم
‫رو به گولاگ می‌فرستادن،

00:32:21.482 --> 00:32:25.443
‫می‌گفت «دهه ۵۰؟ عالی بود!

00:32:25.902 --> 00:32:29.029
‫آلتم این‌قدی راست می‌شد!»

00:32:51.219 --> 00:32:53.846
‫میگم شب رو تو برج بمونیم،

00:32:54.014 --> 00:32:56.516
‫بعد با قطار بریم بوداپست.

00:32:57.351 --> 00:32:59.769
‫بعد ماشین می‌گیریم تا آلمان.

00:33:01.897 --> 00:33:04.649
‫- چقدر پول داری؟
‫- حدود ۴۰۰ یورو.

00:33:05.233 --> 00:33:07.735
‫ضرر نداره. منم تقریباً همون‌قدر دارم.

00:33:09.070 --> 00:33:10.405
‫از پسش برمیایم.

00:33:12.323 --> 00:33:14.409
‫این همه عکس برای چیه؟

00:33:15.994 --> 00:33:17.537
‫اونلی‌فنز.

00:33:18.121 --> 00:33:20.164
‫آپلودشون می‌کنم تو این پلتفرم

00:33:20.499 --> 00:33:23.083
‫و یه سری جقی پول می‌دن که ببیننشون.

00:33:23.794 --> 00:33:27.422
‫این‌جوری پول درمیارم،
‫نه از اون رئیس خسیسمون.

00:33:30.884 --> 00:33:34.804
‫میشه یه بار دیگه برام ساک
‫بزنی؟ اگه اشکالی نداره؟

00:33:36.807 --> 00:33:39.141
‫اول بیا از اینجا دور شیم.

00:33:48.359 --> 00:33:50.445
‫دکتر AI جودکس ویرایش ۰.۰،

00:33:50.737 --> 00:33:53.155
‫تا وقتی اون دوتا تو برج ساعت قایم شدن،

00:33:53.532 --> 00:33:58.911
‫یه صحنه بساز که دراکولای واقعی
‫برمی‌گرده تا خونه‌ی خانوادگیش رو ببینه.

00:33:59.204 --> 00:34:02.039
‫ولی با سلیقه و تأثیرگذار بسازش.

00:34:02.332 --> 00:34:05.876
‫۴. بازگشت به خانه

00:34:16.221 --> 00:34:20.891
‫[رستوران خانه ولاد دراکول]

00:34:21.852 --> 00:34:23.894
‫چرا گریه می‌کنید، آقا؟

00:34:26.356 --> 00:34:29.024
‫- داشتم به مادرم فکر می‌کردم.
‫- کی هستن؟

00:34:29.400 --> 00:34:30.985
‫آناستازیا.

00:34:31.111 --> 00:34:34.238
‫- مادرتون تو پارکینگه؟
‫- نه.

00:34:34.405 --> 00:34:36.699
‫فوت کرده. خیلی وقت پیش.

00:34:37.826 --> 00:34:39.619
‫دلتنگش می‌شید؟

00:34:39.828 --> 00:34:42.830
‫گاهی وقتا، آره. اون ماسک برای چیه؟

00:34:43.039 --> 00:34:46.125
‫من دراکولام، پادشاه خون‌آشام‌ها!

00:34:47.335 --> 00:34:51.964
‫- می‌دونی دراکولا واقعاً کی بود؟
‫- فرمانروای ما، ولاد به‌سیخ‌کِشنده.

00:34:52.257 --> 00:34:55.134
‫- تو مدرسه یاد گرفتیم.
‫- آفرین، بچه!

00:34:55.426 --> 00:34:57.344
‫بیا، یه شکلات بخر.

00:34:57.554 --> 00:35:00.264
‫- حالا برو!
‫- من ولاد کازینو هستم!

00:35:06.146 --> 00:35:10.107
‫[اینجا فرمانروا ولاد دراکول زندگی می‌کرد]

00:35:12.360 --> 00:35:13.611
‫خب، همون‌طور که گفتم،

00:35:13.695 --> 00:35:18.908
‫داستان‌های زیادی در مورد بی‌رحمی
‫ولاد تِپِش، به‌سیخ‌کِشنده، وجود داره،

00:35:18.992 --> 00:35:21.243
‫که اینجا، تو این خونه به دنیا اومد.

00:35:21.453 --> 00:35:24.580
‫بی‌رحمی اون، که البته از روحیه
‫میهن‌پرستی هم نشأت می‌گرفت،

00:35:24.665 --> 00:35:28.292
‫تأکید روی این نکته مهمه،
‫افسانه دراکولا رو به وجود آورد.

00:35:28.585 --> 00:35:30.002
‫و اسمش رو هم همین‌طور!

00:35:30.295 --> 00:35:32.337
‫این اسم از «فرقه اژدها» اومده،

00:35:32.548 --> 00:35:35.299
‫«اژدها»، که پدرش عضو اون بود.

00:35:35.717 --> 00:35:38.469
‫پس: اژدها - دراکول - دراکولا.

00:35:39.555 --> 00:35:42.181
‫دراکول در زبان رومانیایی یعنی «شیطان».

00:35:42.474 --> 00:35:45.726
‫اون تمام گداها و چلاق‌ها، معلول‌ها،

00:35:46.019 --> 00:35:48.312
‫و پیرها، آدم‌های به دردنخور رو دعوت کرد،

00:35:49.105 --> 00:35:54.276
‫همه‌شون رو به یه مهمونی نزدیک کورته‌آ وکه،
‫ کاخش تو بخارست، دعوت کرد.

00:35:54.861 --> 00:35:56.445
‫و از همه‌شون پرسید:

00:35:56.822 --> 00:35:59.532
‫«می‌خواید یه زندگی خوب داشته باشید،

00:36:00.033 --> 00:36:03.285
‫بخورید و بیاشامید بدون
‫اینکه کار اضافی بکنید؟»

00:36:03.745 --> 00:36:05.621
‫و اونا گفتن «بله!»

00:36:06.122 --> 00:36:09.458
‫پس اون دروازه‌ها رو
‫بست، اونجا رو به آتیش کشید،

00:36:09.710 --> 00:36:13.378
‫و سوزوندش، و این‌جوری همه‌شون رو کشت.

00:36:13.672 --> 00:36:18.258
‫برای مردمی که بیرون بودن و به اون
‫جیغ‌های وحشتناک گوش می‌دادن، توضیح داد،

00:36:18.594 --> 00:36:19.635
‫نقل قول می‌کنم:

00:36:19.720 --> 00:36:23.305
‫«اول از همه، این کار رو
‫کردم تا سربار بقیه نباشن.

00:36:23.682 --> 00:36:27.392
‫همچنین می‌خوام که تو کشور من،
‫هیچ آدم فقیری وجود نداشته باشه.

00:36:27.728 --> 00:36:29.645
‫همه باید ثروتمند باشن.

00:36:29.938 --> 00:36:32.439
‫این‌جوری از رنج و
‫عذابشون هم آزادشون کردم.»

00:36:32.649 --> 00:36:34.358
‫جالبه، این واقعیه؟

00:36:34.568 --> 00:36:37.778
‫تا جایی که با خوندن اسناد
‫می‌تونیم مطمئن باشیم، بله.

00:36:37.904 --> 00:36:40.155
‫کاملاً واقعیه!

00:36:41.700 --> 00:36:43.618
‫من ولاد به‌سیخ‌کِشنده هستم.

00:36:44.786 --> 00:36:46.036
‫[به زبان مجاری:] من دراکولا هستم.

00:36:46.121 --> 00:36:48.873
‫شبیه استفان کبیره. همون‌قدر قدکوتاه.

00:36:49.415 --> 00:36:51.542
‫به سیخ کشیدن این‌جوری بود.

00:36:52.335 --> 00:36:54.378
‫اون دشمنانش رو مجازات می‌کرد

00:36:54.546 --> 00:36:58.257
‫با فرو کردن یه تیرک چوبی بلند تو
‫مقعدشون و از گردنشون بیرون آوردن.

00:36:58.508 --> 00:37:02.261
‫بعد قربانی رو به صورت
‫عمودی قرار می‌دادن تا بمیره.

00:37:02.596 --> 00:37:05.640
‫برای مثال، این‌جوری بویارها رو کشت،

00:37:05.932 --> 00:37:08.684
‫که مخالفش بودن و به
‫سیاست‌هاش احترام نمی‌ذاشتن.

00:37:09.352 --> 00:37:11.896
‫مورخ یونانی، کالکوکوندیلاس،

00:37:12.147 --> 00:37:14.815
‫از کشته شدن ۲۰ هزار بویار صحبت می‌کنه.

00:37:15.191 --> 00:37:16.108
‫مضحکه!

00:37:16.401 --> 00:37:18.235
‫البته که اغراقه.

00:37:18.403 --> 00:37:21.238
‫ولی این ثابت می‌کنه که به
‫هر حال، تعدادشون زیاد بوده.

00:37:21.364 --> 00:37:25.117
‫نزدیک ترگوویشته، اون
‫عثمانی‌های خیلی زیادی رو کشت

00:37:25.535 --> 00:37:27.119
‫با به سیخ کشیدنشون،

00:37:27.245 --> 00:37:31.874
‫طوری که یه جنگل واقعی از
‫آدمای به سیخ کشیده شده درست کرد.

00:37:32.751 --> 00:37:37.087
‫زن‌هایی رو هم که به
‫شوهراشون وفادار نبودن می‌کشت.

00:37:37.255 --> 00:37:41.341
‫یا بیوه‌هایی که به قانون احترام
‫نمی‌ذاشتن و عاشقای دیگه‌ای پیدا می‌کردن.

00:37:42.135 --> 00:37:46.180
‫در این مورد، مجازات این بود
‫که یه میله آهنی داغ و سرخ شده رو

00:37:46.640 --> 00:37:49.391
‫از واژن زن رد کنن، و
‫همون‌طور نگهش می‌داشتن،

00:37:49.517 --> 00:37:51.977
‫لخت، تو میدون شهر، تا وقتی که بمیره.

00:37:52.145 --> 00:37:53.562
‫به نفع خودشون بود!

00:37:53.730 --> 00:37:56.148
‫این پرتره‌ی معروفشه.

00:37:56.692 --> 00:37:59.026
‫می‌تونید بی‌رحمی رو تو چشماش ببینید.

00:37:59.194 --> 00:38:01.570
‫من که اصلاً جذابیتی توش نمی‌بینمش.

00:38:02.238 --> 00:38:05.825
‫میگن وقتی تو ترانسیلوانیا زندانی بود،

00:38:06.201 --> 00:38:09.036
‫موش‌ها رو با سیخ‌های
‫چوبی کوچیک به سیخ می‌کشید.

00:38:09.287 --> 00:38:11.872
‫همه‌ش چرت و پرت محضه!
‫هیچوقت همچین کاری نکردم!

00:38:12.332 --> 00:38:13.999
‫گمشو بیرون، ولگرد!

00:38:14.125 --> 00:38:18.337
‫اینجا خونه‌ی منه! من ولگرد
‫نیستم، من ولاد به‌سیخ‌کِشنده‌ام!

00:38:24.552 --> 00:38:27.680
‫من قهرمان مسیح بودم، شما...

00:38:28.098 --> 00:38:29.932
‫خفه شو

00:38:30.058 --> 00:38:32.226
‫- بیرون!
‫- آشغالا!

00:38:33.103 --> 00:38:36.605
‫یه بار دیگه اینورا پیداتون
‫بشه، پاهاتونو قلم می‌کنم!

00:38:39.424 --> 00:38:41.060
‫بله، همینطوره!

00:38:44.405 --> 00:38:48.325
‫این یارو رومی، سیانوس، یا سجانوس،

00:38:48.910 --> 00:38:52.371
‫داشت نفوذ سیاسی به دست
‫میاورد، تا اینکه، تو سال ۳۱،

00:38:52.706 --> 00:38:56.917
‫جلوی سنا متهم به توطئه علیه امپراتور شد.

00:38:57.252 --> 00:39:00.963
‫از چندتا پله پرتش کردن پایین، ولش کردن
‫تا بپوسه، فرستادنش رو آب‌های تیبروس

00:39:01.172 --> 00:39:03.090
‫بدون حق برگزاری مراسم تدفین.

00:39:03.800 --> 00:39:07.552
‫خانواده و دوستاش هم کشته شدن، طبق معمول.

00:39:07.929 --> 00:39:10.555
‫دخترش هم به مرگ محکوم شد.

00:39:11.099 --> 00:39:17.021
‫اما از اونجایی که باکره بود و تا
‫اون موقع هیچ باکره‌ای اعدام نشده بود،

00:39:18.106 --> 00:39:21.608
‫جلاد اول مجبور شد روی
‫سکوی اعدام بهش تجاوز کنه.

00:39:22.027 --> 00:39:24.528
‫خب دیگه، اگه قانون بوده.

00:39:25.989 --> 00:39:29.449
‫خانوم رئیس چطور تو رو
‫آورد اینجا؟ هیچوقت نگفتی.

00:39:30.702 --> 00:39:32.953
‫یه سری مشکلات روانی داشتم.

00:39:33.204 --> 00:39:36.040
‫فکر می‌کردم خون‌آشامم،
‫دراکولا، ولاد میخ‌کِشنده.

00:39:36.207 --> 00:39:39.376
‫- جدی؟
‫- یه بیماری روانیه.

00:39:39.669 --> 00:39:41.712
‫حتی تو تیمارستان هم بودم.

00:39:41.963 --> 00:39:44.799
‫فرار کردم، یه مدت تو خیابونا زندگی کردم.

00:39:45.133 --> 00:39:46.675
‫خانوم رئیس منو پیدا کرد.

00:39:46.843 --> 00:39:50.179
‫برای نظافت استخدامم کرد،
‫بعدش کار نمایش رو شروع کردم.

00:39:50.471 --> 00:39:53.223
‫معلوم شد تو این کار عالیم.

00:39:53.558 --> 00:39:54.683
‫خودمم دوستش داشتم.

00:39:54.893 --> 00:39:57.602
‫اما اذیت و آزار و کار
‫سخت دیگه خیلی زیاد شد.

00:39:57.771 --> 00:39:59.646
‫این استثماره.

00:39:59.773 --> 00:40:04.526
‫[در همین حین، تعقیب‌کنندگان
‫به رستوران برگشتند...]

00:40:04.778 --> 00:40:07.654
‫هزینه شرکت ۱۰۰۰ یوروئه، اما!

00:40:07.948 --> 00:40:09.740
‫به خوشی‌ش می‌ارزه.

00:40:09.908 --> 00:40:13.869
‫از اونجایی که اون دوتا
‫واقعاً فرار کردن، مثل ترسوها،

00:40:14.204 --> 00:40:16.288
‫حالا باید همه جا رو بگردید.

00:40:16.832 --> 00:40:20.209
‫و در آخر، می‌تونید خون‌آشام رو بکشید!

00:40:20.418 --> 00:40:23.712
‫چون این سال‌ها راز ما بوده!

00:40:23.964 --> 00:40:26.340
‫عمو ساندو فقط یه بازیگر نیست،

00:40:26.549 --> 00:40:28.342
‫اون یه خون‌آشام واقعیه!

00:40:29.302 --> 00:40:31.846
‫بهتون اطلاع می‌دیم که پلیس
‫هم این کار رو تایید کرده.

00:40:32.055 --> 00:40:34.639
‫علاوه بر این، یارو خیلی
‫فقیره و خانواده‌ای هم نداره.

00:40:34.933 --> 00:40:38.102
‫اگه مایلید، همین الان پول رو
‫به حساب روولوت ما بفرستید.

00:40:38.269 --> 00:40:43.398
‫بقیه می‌تونن برن، و یادتون باشه
‫که قرارداد عدم افشا امضا کردید.

00:40:44.109 --> 00:40:47.569
‫این خیلی جالبه اما، همونطور
‫که سرجیو لئونه ممکنه بگه،

00:40:47.821 --> 00:40:49.905
‫نظرتون در مورد چند دلار کمتر چیه؟

00:40:50.406 --> 00:40:55.244
‫متاسفانه نه، اما مطمئنم
‫سرمایه‌گذاریتون ارزشش رو داره.

00:40:55.871 --> 00:40:59.539
‫شکار یه خون‌آشام واقعی
‫چیزی نیست که هر روز پیدا بشه!

00:40:59.749 --> 00:41:03.836
‫فقط تا وقتی که بگیریمشون،
‫بعد برمی‌گردیم هتل.

00:41:04.170 --> 00:41:06.005
‫عالی نیست، بچه‌ها؟

00:41:06.131 --> 00:41:09.633
‫ولی شما گفتید می‌تونم یه
‫سیخ چوبی تو قلبش فرو کنم!

00:41:10.260 --> 00:41:11.927
‫حالا ببینیم چی میشه.

00:41:12.053 --> 00:41:14.054
‫عالیه، بچه‌ها! روولوت، باشه؟

00:41:14.389 --> 00:41:17.850
‫هیچ لذتی در دنیا بالاتر از
‫شکار با بازی‌های پرشور نیست.

00:41:18.018 --> 00:41:21.645
‫جام زندگی چه کسی چنین پر زرق و برق است؟

00:41:22.105 --> 00:41:25.315
‫آرمیدن در سبزه‌زار با طنین صدای شیپور،

00:41:25.483 --> 00:41:29.319
‫دنبال کردن گوزن از میان بوته‌زار و برکه،

00:41:29.737 --> 00:41:33.323
‫شادی یک شاهزاده است، آرزوی یک مرد واقعی،

00:41:33.491 --> 00:41:37.161
‫به اعضایت قوت می‌بخشد و به غذایت طعم.

00:41:37.453 --> 00:41:41.123
‫آنگاه که جنگل و صخره در
‫اطرافمان طنین‌انداز می‌شود،

00:41:41.374 --> 00:41:45.085
‫جامی پر، آوازی آزادتر و شادتر سر می‌دهد!

00:42:01.436 --> 00:42:04.939
‫دیانا حاضر است تا شب را روشن کند،

00:42:05.148 --> 00:42:08.775
‫تاریکی‌اش همچون نسیمی
‫در روز، ما را خنک می‌کند.

00:42:09.027 --> 00:42:11.528
‫به خاک افکندن گرگ خونخوار،

00:42:11.654 --> 00:42:16.408
‫و گرازی که حریصانه
‫محصولات سبز را از ریشه می‌کند،

00:42:17.160 --> 00:42:20.579
‫شادی یک شاهزاده است، آرزوی یک مرد واقعی،

00:42:20.872 --> 00:42:24.208
‫به اعضایت قوت می‌بخشد و به غذایت طعم.

00:42:25.043 --> 00:42:28.753
‫آنگاه که جنگل و صخره در
‫اطرافمان طنین‌انداز می‌شود،

00:42:28.922 --> 00:42:32.716
‫جامی پر، آوازی آزادتر و شادتر سر می‌دهد!

00:42:32.884 --> 00:42:34.009
‫این خون‌آشام لعنتی کجاست؟

00:42:34.802 --> 00:42:38.806
‫میان‌نویس‌های فیلم صامت
‫رو حذف کردم. حوصله‌سربرن.

00:42:38.848 --> 00:42:42.809
‫من به تماشاچیا قول یه
‫داستان عاشقانه قشنگ دادم.

00:42:43.269 --> 00:42:47.606
‫شاید یه حال و هوای عاشقانه
‫بین عمو ساندو و ومپایرا.

00:42:47.815 --> 00:42:49.483
‫نظر شما چیه، جناب دکتر؟

00:42:49.567 --> 00:42:51.735
‫یه آپگرید بریتانیایی شده.

00:42:51.861 --> 00:42:55.155
‫اون بازنده پیر خرفت با
‫اون جوجه خوشگله، نه.

00:42:55.323 --> 00:42:58.408
‫ما هیجان می‌خوایم، آدمای
‫جوون و پرانرژی می‌خوایم.

00:42:58.534 --> 00:43:02.412
‫پس شما یه داستان عاشقانه
‫قشنگ و تاثیرگذار رو می‌کنی؟

00:43:02.663 --> 00:43:05.665
‫بدون شک، چون عشق چیز بزرگیه.

00:43:05.917 --> 00:43:08.752
‫شاید یه اقتباس از یه اثر کلاسیک جهانی؟

00:43:09.295 --> 00:43:11.713
‫رومئو و ژولیت، مادام پوگانی.

00:43:11.881 --> 00:43:13.548
‫نه. زیادی معروفه.

00:43:13.674 --> 00:43:16.927
‫من یه چیز بومی، رومانیایی پیشنهاد می‌کنم.

00:43:17.095 --> 00:43:19.263
‫گمنام، اما به همون اندازه عمیق.

00:43:19.430 --> 00:43:22.141
‫شما هم داستان‌های
‫عاشقانه فوق‌العاده‌ای دارید.

00:43:22.392 --> 00:43:25.227
‫مثل «در گذر»، اثر نیکولای ولیا.

00:43:25.395 --> 00:43:27.062
‫یه داستان از دهه ۶۰.

00:43:27.188 --> 00:43:30.232
‫ولی تاثیرگذاره، مگه نه؟ امیدوارم
‫منظورم رو واضح رسونده باشم!

00:43:30.400 --> 00:43:34.393
‫۵. در گذر

00:43:35.071 --> 00:43:37.948
‫دومینیکا ناگهان حس کرد عجله کرده.

00:43:38.158 --> 00:43:40.951
‫زمان خیلی کمی پشت سرش
‫بود و زمان خیلی زیادی پیش رو،

00:43:41.619 --> 00:43:44.329
‫پس می‌تونست سخت نگیره.

00:43:44.414 --> 00:43:45.872
‫خیلی سریع زندگی کرده بود.

00:43:46.082 --> 00:43:50.502
‫بهترین راننده‌ی منطقه بود، برای
‫ثروتمندترین مزرعه مشارکتی کار می‌کرد،

00:43:51.004 --> 00:43:53.505
‫و اخیراً، برای تعطیلات مهم،

00:43:53.631 --> 00:43:57.759
‫تنها ارابه‌ی جشن پایتخت رو می‌روند.

00:43:58.178 --> 00:44:01.721
‫در رو باز کردم، با چراغی منتظرم،

00:44:02.598 --> 00:44:06.143
‫مادرم غرق خوابه، رویاهای تو در اطرافمه.

00:44:44.474 --> 00:44:46.058
‫دومینیکا!

00:44:46.809 --> 00:44:48.518
‫- بیا یه آبجو بزن.
‫- نه بابا.

00:44:48.644 --> 00:44:50.687
‫- چرا؟
‫- به پات بکش فرچه‌ را!

00:44:51.231 --> 00:44:54.691
‫- میره تخته بازی کنه.
‫- ما هم اینجا تخته داریم!

00:44:55.235 --> 00:44:57.402
‫هی، دومینیکا!

00:44:57.945 --> 00:44:59.904
‫این به گوشت خورده؟

00:45:00.531 --> 00:45:04.534
‫پیرمرد طبقه‌ی کارگر، فایده
‫نداره رد شدن جنده‌ها رو نگاه کنی!

00:45:11.376 --> 00:45:14.628
‫اه، پیرزن تاکیواَیا داره
‫میاد برندی گدایی کنه.

00:45:15.255 --> 00:45:19.633
‫- دامادش از خونه انداختتش بیرون.
‫- به جهنم که انداختتش بیرون.

00:45:19.967 --> 00:45:23.970
‫- یه کم برندی چطوره، پسرا؟
‫- نداریم!

00:45:24.514 --> 00:45:27.724
‫شنیدم دامادت از خونه انداختتت بیرون!

00:45:27.975 --> 00:45:31.895
‫یه امپریالیست عقب‌مونده‌ست
‫اون! یه هولیگان لعنتی.

00:45:34.232 --> 00:45:36.983
‫کونش پاره برای طبقه‌ی کارگر!

00:45:37.693 --> 00:45:40.112
‫تو کی می‌خوای زن بگیری؟

00:45:41.656 --> 00:45:45.367
‫سوالکا، یه کم برندی بهم بده،
‫باید کرم‌های روده‌مو غرق کنم.

00:45:45.576 --> 00:45:47.744
‫بیا، فقط لاشو ببند!

00:45:55.002 --> 00:45:57.171
‫دیدی؟ دوباره باخت!

00:45:57.672 --> 00:45:58.922
‫اوه نه!

00:45:59.799 --> 00:46:02.008
‫تسلیم نشو، پسر!

00:46:02.135 --> 00:46:05.345
‫اون استخونای شیطون رو
‫بریز، شانست رو عوض کن!

00:46:14.980 --> 00:46:16.648
‫پسر بیچاره.

00:46:17.775 --> 00:46:20.735
‫تا خون راه بیفته بازی می‌کنیم!

00:46:36.252 --> 00:46:38.545
‫- سلام، رفیق!
‫- سلام.

00:46:45.428 --> 00:46:46.761
‫کی بود؟

00:46:47.263 --> 00:46:49.223
‫یه تکنسین کشاورزی از کوکا.

00:46:49.390 --> 00:46:51.015
‫آدینا گئورگه.

00:47:01.986 --> 00:47:04.238
‫- بپر بالا.
‫- ولی من دارم میرم کوکا.

00:47:04.405 --> 00:47:06.240
‫می‌رسونمت!

00:47:08.326 --> 00:47:09.368
‫بفرما.

00:47:25.551 --> 00:47:28.762
‫دیشب این هیولا رو تو دشت روندم،

00:47:29.180 --> 00:47:31.556
‫تا با نور چراغ‌ها خرگوش شکار کنم.

00:47:31.932 --> 00:47:33.350
‫گرفتی؟

00:47:33.976 --> 00:47:35.519
‫دوازده تا!

00:47:35.936 --> 00:47:38.730
‫ولی کله‌گنده‌های مزرعه‌ی
‫اشتراکی عصبانی شدن.

00:47:39.440 --> 00:47:41.775
‫بعد از اینکه چندتا خرگوش
‫بهشون دادم آروم شدن.

00:47:45.488 --> 00:47:47.197
‫خرگوش می‌خوای؟

00:47:47.990 --> 00:47:49.949
‫نه، دلم براشون می‌سوزه.

00:47:51.286 --> 00:47:53.162
‫دلت برای خوک‌ها نمی‌سوزه؟

00:47:53.454 --> 00:47:55.830
‫چرا، ولی خوک‌ها زشتن.

00:48:01.712 --> 00:48:03.380
‫من دلم نمی‌سوزه.

00:48:10.346 --> 00:48:12.347
‫این یه ماشین نظامیه.

00:48:49.344 --> 00:48:50.844
‫- سلام.
‫- سلام.

00:48:50.970 --> 00:48:52.512
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- ببخشید؟

00:48:52.638 --> 00:48:55.014
‫- منظورم بعد از کاره.
‫- به تو ربطی نداره.

00:48:55.182 --> 00:48:57.309
‫- شاید داشته باشه.
‫- دارم میرم خونه.

00:48:57.435 --> 00:48:59.561
‫- من می‌رسونمت.
‫- دوچرخه دارم.

00:48:59.687 --> 00:49:03.147
‫می‌تونم هم تو رو برسونم
‫هم اون دوچرخه‌ی لعنتی رو!

00:49:05.192 --> 00:49:06.360
‫بپر بالا.

00:49:23.711 --> 00:49:26.505
‫یه کم پیش دیدمت، بالای تپه.

00:49:27.673 --> 00:49:30.008
‫خب، نصفه‌ت رو دیدم، هوا مه بود.

00:49:30.517 --> 00:49:32.065
‫خب؟

00:49:32.512 --> 00:49:34.846
‫نمی‌خوام فقط نصفه‌ت رو بشناسم.

00:49:37.141 --> 00:49:38.308
‫چرا نه؟

00:49:38.559 --> 00:49:40.519
‫فقط خوشگل‌تر میشی.

00:49:41.271 --> 00:49:44.731
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- باور کن، میشی!

00:49:46.150 --> 00:49:47.108
‫فکر نکنم.

00:49:47.777 --> 00:49:49.819
‫یکی از دخترخاله‌هام ازدواج کرد.

00:49:50.154 --> 00:49:53.573
‫روز بعد از عروسی، نه بهتر شده بود نه بدتر.

00:49:53.783 --> 00:49:55.033
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:50:27.358 --> 00:50:29.776
‫اومدم دوباره برسونمت.

00:50:30.820 --> 00:50:32.862
‫این دفعه دوچرخه‌مو می‌برم.

00:50:35.991 --> 00:50:38.117
‫باشه، پس منم باهات میام.

00:50:40.621 --> 00:50:41.955
‫آشویتس!

00:50:43.874 --> 00:50:47.377
‫پدربزرگم ۴۰ کیلومتر تا سر کار رکاب می‌زد

00:50:47.795 --> 00:50:49.212
‫و ۴۰ کیلومتر هم برمی‌گشت.

00:50:49.505 --> 00:50:51.965
‫- بیچاره!
‫- تو کارخونه‌ی نون کار می‌کرد.

00:50:53.217 --> 00:50:55.134
‫همیشه نون تازه میاورد.

00:50:55.595 --> 00:50:58.638
‫من و خواهرم، از دستش
‫می‌قاپیدیم و خالی خالی می‌خوردیمش.

00:52:11.295 --> 00:52:13.463
‫اتفاقی افتاده؟

00:52:15.292 --> 00:52:16.941
‫نه چرا؟

00:52:17.885 --> 00:52:19.594
‫این هفته‌ی گذشته نیومدی.

00:52:20.206 --> 00:52:21.641
‫واقعاً

00:52:25.708 --> 00:52:26.609
‫فقط بهم بگو!

00:53:12.064 --> 00:53:15.734
‫شروع کردن هر شب همدیگه رو
‫ببینن، انگار که قرار نانوشته‌ای بود.

00:53:15.818 --> 00:53:18.487
‫هیچوقت جا و زمان مشخصی تعیین نمی‌کردن،

00:53:18.988 --> 00:53:21.948
‫ولی همیشه سر همون ساعت
‫و همون جا همدیگه رو می‌دیدن.

00:53:22.324 --> 00:53:27.203
‫دومینیکا حالا بیشتر سیگار
‫می‌کشید، ولی هر بار بعد از دیدن آدینا

00:53:27.412 --> 00:53:31.207
‫بوی تنباکو رو توی بینیش و دهنش حس نمی‌کرد.

00:53:49.894 --> 00:53:52.479
‫می‌دونی، یکی بهم گفت...

00:53:53.063 --> 00:53:56.483
‫توی شوروی، نویسنده‌ها و روشنفکرها،

00:53:56.692 --> 00:53:59.068
‫وقتی میرن کنگره‌های بین‌المللی،

00:53:59.361 --> 00:54:02.822
‫باید دست‌هاشون رو با یه
‫دستگاه مخصوص بسابن.

00:54:03.282 --> 00:54:04.282
‫چرا؟

00:54:04.449 --> 00:54:06.034
‫تا پینه ببنده.

00:54:06.160 --> 00:54:09.453
‫تا اینطور به نظر بیاد که تو
‫کارخونه یا مزرعه کار می‌کنن.

00:54:18.338 --> 00:54:19.422
‫راستی...

00:54:21.258 --> 00:54:23.009
‫شب‌ها خواب منو می‌بینی؟

00:54:23.427 --> 00:54:24.427
‫نه.

00:54:24.887 --> 00:54:25.887
‫چرا نه؟

00:54:26.514 --> 00:54:28.640
‫چون اون‌وقت داشتم تو رو می‌کشتم.

00:54:29.642 --> 00:54:30.934
‫چطور مگه؟

00:54:31.185 --> 00:54:32.686
‫همین‌طور.

00:54:33.228 --> 00:54:36.480
‫وقتی یه مردی میاد تو خوابم عصبانی میشم.

00:54:36.774 --> 00:54:39.025
‫هیچ‌کدومشون از اونجا
‫جون سالم به در نمی‌برن.

00:54:39.151 --> 00:54:43.613
‫اگه وسط خواب بیدار بشم و بتونن فرار کنن،

00:54:43.989 --> 00:54:47.617
‫غلت می‌زنم و خوابم رو از
‫همون‌جایی که مونده بود ادامه می‌دم.

00:54:47.868 --> 00:54:49.536
‫پس بازم می‌کشتمشون.

00:54:49.704 --> 00:54:51.580
‫خب، کی فکرشو می‌کرد!

00:54:51.789 --> 00:54:53.289
‫جدی می‌گم.

00:54:53.498 --> 00:54:56.960
‫یه بار خواب اون مرده
‫رو تو بخش دامپروری دیدم

00:54:57.587 --> 00:55:00.504
‫که با یه دبه برندی اومده بود سراغم

00:55:00.756 --> 00:55:02.632
‫و وقتی سعی کرد بپره روم،

00:55:02.758 --> 00:55:04.551
‫یه چنگک فرو کردم تو صورتش.

00:55:06.554 --> 00:55:08.680
‫پس برات مهمم.

00:55:11.601 --> 00:55:14.268
‫خجالت‌زده خندیدن و بحث رو عوض کردن.

00:55:14.394 --> 00:55:17.814
‫شروع کردن به رد و بدل کردن نامه‌های خیلی
‫غم‌انگیز، در حالی که به روی خودشون نمی‌آوردن.

00:55:18.440 --> 00:55:21.735
‫وقتی یکی‌شون یه چیزی شبیه
‫اعتراف از دهنش در می‌رفت،

00:55:21.819 --> 00:55:24.571
‫اون یکی با خنده از سرش باز می‌کرد.

00:55:24.989 --> 00:55:31.452
‫حس می‌کردن یه چیزی ازشون محافظت
‫می‌کنه که بهشون اجازه می‌ده تظاهر کنن،

00:55:31.662 --> 00:55:34.706
‫تا برای مدتی همون‌جوری
‫که واقعاً بودن، باقی بمونن.

00:55:35.165 --> 00:55:37.541
‫بهشون اجازه می‌داد، یا
‫حداقل این‌طور فکر می‌کردن.

00:55:37.627 --> 00:55:42.672
‫تا چیزی رو که باید می‌بود،
‫دوباره بخونن و زندگی کنن.

00:55:43.048 --> 00:55:47.010
‫برای مدتی می‌خواستن همین‌طور
‫موقتی به زندگی ادامه بدن.

00:56:01.859 --> 00:56:04.986
‫- چی؟
‫- می‌خوای برسونمت سوالکا؟

00:56:07.447 --> 00:56:08.657
‫که چی کار کنم؟

00:56:08.741 --> 00:56:13.577
‫باید شیر و تخم‌مرغ‌هاشون
‫رو بیارم، کامیونشون خرابه.

00:56:17.833 --> 00:56:19.709
‫چرا ناراحتی؟

00:56:21.336 --> 00:56:24.631
‫تو مزرعه مشارکتی یه اسبی
‫رو که دوست داشتم کشتن.

00:56:26.216 --> 00:56:27.550
‫چرا کشتنش؟

00:56:29.679 --> 00:56:30.929
‫نمی‌دونم.

00:56:31.806 --> 00:56:33.139
‫پیر بود.

00:56:34.767 --> 00:56:37.143
‫چرا چون پیر بود باید می‌کشتنش؟

00:56:40.439 --> 00:56:43.274
‫گوشتش رو دادن به مرغ‌ها.

00:56:43.859 --> 00:56:45.902
‫مگه گوشت می‌خورن؟

00:56:46.946 --> 00:56:48.612
‫ظاهراً که می‌خورن.

00:56:49.824 --> 00:56:53.785
‫بعدش یه راننده تراکتور مست
‫چندتا از مرغ‌ها رو زیر گرفت.

00:56:58.290 --> 00:56:59.874
‫خیلی وحشتناکه.

00:57:01.501 --> 00:57:04.713
‫تراکتورها میان، پس اسب‌ها رو می‌کشن،

00:57:05.464 --> 00:57:08.382
‫بعد گوشت اسب رو می‌دن به مرغ‌ها،

00:57:09.509 --> 00:57:12.095
‫بعد یه تراکتور میاد و مرغ‌ها رو هم می‌کشه.

00:57:19.311 --> 00:57:20.353
‫راستی...

00:57:22.189 --> 00:57:24.733
‫تا حالا بهت گفتم که ازدواج کردم؟

00:57:34.869 --> 00:57:37.036
‫- واقعاً؟
‫- آره!

00:57:37.496 --> 00:57:40.581
‫اگه نکرده باشم الهی صاعقه بزنه بهم!

00:57:45.713 --> 00:57:47.005
‫ولی جدی ازدواج کردی؟

00:57:47.256 --> 00:57:49.257
‫دو ساله که کردم!

00:57:55.931 --> 00:57:57.140
‫خب پس...

00:58:29.924 --> 00:58:31.132
‫یواش.

00:59:49.920 --> 00:59:52.088
‫نمی‌بینی مرده؟

00:59:55.550 --> 00:59:56.592
‫برو بیرون!

01:00:37.009 --> 01:00:38.509
‫چی می‌خوای؟

01:00:39.011 --> 01:00:42.471
‫اومدم شیر رو ببرم، همه رفتن خونه؟

01:00:42.722 --> 01:00:46.059
‫خیلی طولش دادی! اونجاست.

01:02:33.667 --> 01:02:36.252
‫کامیون غرق در رگه‌های شیر بود.

01:02:36.336 --> 01:02:40.089
‫برای دومینیکا، اون سفیدی
‫اولش گیج‌کننده و ترسناک بود.

01:02:40.299 --> 01:02:43.509
‫بعد خوشحالش کرد، با این
‫فکر که اون جایی رو پیدا کرده

01:02:43.635 --> 01:02:45.886
‫که همه‌چیز غیرواقعی و قابل جبرانه.

01:02:46.346 --> 01:02:49.682
‫نمی‌شد رودخونه‌هایی از شیر وجود
‫داشته باشه که آدم توش غرق بشه.

01:02:50.017 --> 01:02:54.353
‫آروم، به یکی گفت بازی
‫رو تموم کنه، دیگه کافی بود.

01:03:01.653 --> 01:03:05.031
‫بله واقعاً! یه داستان قشنگ و تاثیرگذار.

01:03:05.490 --> 01:03:07.200
‫چخوفی!

01:03:07.826 --> 01:03:09.994
‫هرچند واقعاً یه داستان عاشقانه نیست؛

01:03:10.120 --> 01:03:12.371
‫ممکنه تماشاچی‌ها ناامید بشن.

01:03:12.497 --> 01:03:13.831
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

01:03:13.999 --> 01:03:15.583
‫- همین الان؟
‫- بعداً!

01:03:15.917 --> 01:03:18.877
‫بذار نشونت بدم فراری‌های من در چه حالن.

01:03:48.700 --> 01:03:50.826
‫پلیس فرستادن!

01:03:51.370 --> 01:03:52.620
‫به درک.

01:04:01.255 --> 01:04:03.297
‫- برگردیم.
‫- برگردیم اونجا؟

01:04:04.091 --> 01:04:06.634
‫انتظار ندارن که برگردیم.

01:04:07.261 --> 01:04:09.095
‫صبح می‌تونیم فرار کنیم.

01:04:12.599 --> 01:04:15.726
‫- من عاشق شکنجه و کشتنم...
‫- آمریکایی‌ها هم همین کارو می‌کنن.

01:04:15.894 --> 01:04:17.770
‫اصلاً مثل هم نیست!

01:04:18.021 --> 01:04:21.524
‫اگه می‌دیدی ما چه کارایی می‌کنیم!
‫آقای پوتین به ما اختیار تام داده.

01:04:21.816 --> 01:04:24.693
‫هر اوکراینی‌ای که دستگیر
‫کنیم، با پتک می‌کشیمش!

01:04:24.944 --> 01:04:26.154
‫واگنر!

01:04:26.405 --> 01:04:31.867
‫یه سرباز آمریکایی یه کم تفریح می‌کنه،
‫رسانه‌ها و قاضی‌ها می‌ریزن سرش.

01:04:32.202 --> 01:04:34.953
‫رومانی هم میزبان یه
‫مرکز شکنجه آمریکایی بود.

01:04:35.164 --> 01:04:39.792
‫عملیات نور درخشان. تو
‫بخارست بود، نزدیک یه مدرسه.

01:04:40.085 --> 01:04:43.754
‫رسانه‌های اروپایی بیشتر از
‫رسانه‌های محلی سر و صدا کردن.

01:04:44.214 --> 01:04:47.258
‫رومانیایی‌ها گذاشتن
‫هرچقدر می‌خوان شکنجه کنن.

01:04:47.717 --> 01:04:49.802
‫اسمش بازداشتگاه سیاه بود.

01:04:49.928 --> 01:04:55.391
‫شنیدم آمریکایی‌ها برای شکنجه از
‫موسیقی راک استفاده می‌کردن، متالیکا...

01:04:56.059 --> 01:04:59.019
‫خشم علیه ماشین، بریتنی اسپیرز...

01:04:59.271 --> 01:05:03.607
‫بعد یه همکار رومانیایی
‫همه‌شون رو شرمنده کرد،

01:05:03.858 --> 01:05:07.945
‫با راپسودی رومانیایی شکنجه‌شون
‫می‌کرد، که حتی موثرتر هم بود!

01:05:08.322 --> 01:05:10.906
‫ما می‌تونیم یه چیزایی بهشون یاد بدیم!

01:05:11.032 --> 01:05:12.575
‫باسسکو رئیس‌جمهور بود؟

01:05:12.701 --> 01:05:15.369
‫نه، رفیق کوچولوی عزیز ایلیسکو!

01:05:15.495 --> 01:05:17.580
‫و کار خوبی هم کرد!

01:05:17.831 --> 01:05:19.415
‫بعضی وقتا چاره‌ای نداری.

01:05:19.708 --> 01:05:21.500
‫این موقعیت رو در نظر بگیر:

01:05:21.751 --> 01:05:23.961
‫فرض کن یه تروریست رو گرفتیم

01:05:24.087 --> 01:05:27.590
‫که یه بمب قایم کرده که ۵۰۰۰ نفر رو می‌کشه.

01:05:27.966 --> 01:05:29.175
‫چی کار می‌کنیم؟

01:05:29.426 --> 01:05:32.220
‫ازش بازجویی می‌کنیم، اعتراف نمی‌کنه.

01:05:32.554 --> 01:05:34.472
‫پس مجبوریم شکنجه‌ش کنیم.

01:05:34.639 --> 01:05:38.726
‫تا پیدا کنیم بمب کجاست و
‫جون ۵۰۰۰ نفر رو نجات بدیم.

01:05:38.977 --> 01:05:42.062
‫این حتی شکنجه هم نیست،
‫فقط «بازجویی پیشرفته» است.

01:05:42.356 --> 01:05:47.151
‫تزوتان تودوروف میگه فرانسوی‌ها
‫هم همین ادعا رو در الجزایر داشتن

01:05:48.820 --> 01:05:52.240
‫اونا شکنجه رو برای نجات دادن توجیه می‌کردن

01:05:52.574 --> 01:05:54.992
‫برای نجات قربانیان احتمالی

01:05:55.118 --> 01:05:59.872
‫اما در عمل، هیچ موردی از نجات
‫جان انسان‌ها با شکنجه وجود نداره

01:06:00.039 --> 01:06:01.915
‫معلومه که اینو میگه

01:06:02.083 --> 01:06:04.335
‫به نفعشه، بلغاری احمق

01:06:04.503 --> 01:06:07.213
‫در واقع، شکنجه خیلی از مشکلات رو حل می‌کنه

01:06:07.756 --> 01:06:10.258
‫بازجویی پیشرفته، منظورمه

01:06:10.509 --> 01:06:14.970
‫وگرنه سبک زندگیمون به باد میره

01:06:15.514 --> 01:06:18.056
‫سیا با نازی‌ها همکاری می‌کرد

01:06:18.225 --> 01:06:20.017
‫مثل کلاوس باربی

01:06:20.560 --> 01:06:23.687
‫روس‌ها هم با فاشیست‌ها
‫کار می‌کنن، خب که چی؟

01:06:23.980 --> 01:06:26.815
‫حتی پنهانش هم نمی‌کنن،
‫خیلی شیک انجامش میدن

01:06:27.066 --> 01:06:29.693
‫قدیما این چیزا مخفیانه بود

01:06:30.237 --> 01:06:33.572
‫تا حالا اسم یگان ۷۳۱ مانشو رو شنیدی؟

01:06:33.823 --> 01:06:35.783
‫اون ژاپنیه کجاست؟

01:06:36.660 --> 01:06:42.665
‫جاییه که تو جنگ جهانی دوم، ژاپنی‌ها هر
‫آزمایش وحشتناک قابل تصوری رو انجام دادن

01:06:42.832 --> 01:06:45.584
‫صدها هزار چینی رو کشتن

01:06:45.835 --> 01:06:47.169
‫شایدم میلیون‌ها نفر

01:06:47.254 --> 01:06:48.879
‫نمی‌دونستم

01:06:49.214 --> 01:06:52.007
‫اصلاً این همه چینی هست، به درک

01:06:52.342 --> 01:06:55.636
‫دانش ما درباره‌ی تأثیرات یخ‌زدگی روی بدن

01:06:55.845 --> 01:06:58.180
‫فقط به لطف همون آزمایش‌ها پیشرفت کرد

01:06:58.348 --> 01:07:00.599
‫برای همین آمریکایی‌ها، سال ۱۹۴۵،

01:07:00.767 --> 01:07:06.230
‫در ازای اطلاعات، اون
‫دکترهای قاتل رو آزاد کردن:

01:07:06.856 --> 01:07:09.650
‫یکیشون، دکتر یوشیمورا هیساتو،

01:07:09.901 --> 01:07:13.237
‫رئیس دانشگاه پزشکی کیوتو شد

01:07:13.488 --> 01:07:16.198
‫و از دانشش در مورد قرار
‫گرفتن در معرض سرما استفاده کرد

01:07:16.533 --> 01:07:18.200
‫بذارش اون پایین

01:07:19.744 --> 01:07:23.747
‫و مشاور یه هیئت اعزامی
‫ژاپنی به قطب جنوب شد

01:07:23.998 --> 01:07:25.833
‫بشریت این‌جوری تکامل پیدا می‌کنه

01:07:26.042 --> 01:07:30.713
‫فکر می‌کنی می‌گفتن «ما نمی‌تونیم از دانشی
‫که این‌جوری به دست اومده استفاده کنیم»؟

01:07:31.631 --> 01:07:34.675
‫در مورد شکنجه و کشتار
‫روس‌ها تو اوکراین هم همینه

01:07:54.112 --> 01:07:57.281
‫از دویدن خسته میشن و بی‌خیال میشن

01:07:57.949 --> 01:07:59.783
‫امیدوارم، جاکشای عوضی

01:08:01.035 --> 01:08:02.495
‫معلومه که میشن

01:08:02.746 --> 01:08:05.664
‫آدما تنبلن، زود حوصله‌شون سر میره

01:08:06.124 --> 01:08:09.001
‫حتی شکل اهرام هم ثابت می‌کنه

01:08:09.252 --> 01:08:14.256
‫که آدما هرچی بیشتر کار
‫می‌کنن، کمتر حال دارن انجامش بدن

01:08:55.590 --> 01:08:57.090
‫کجاست؟

01:08:57.467 --> 01:08:58.426
‫بالاست

01:08:58.552 --> 01:09:00.218
‫می‌بینمش! اونجاست

01:09:00.595 --> 01:09:02.680
‫- اون بالا!
‫- اونجا که چیزی نیست

01:09:02.806 --> 01:09:04.598
‫اونجا! یالا

01:09:11.940 --> 01:09:16.819
‫دارم یه چیزی در مورد اسم‌های
‫قدیمی شهرهای رومانی می‌خونم

01:09:17.070 --> 01:09:18.153
‫مثلاً؟

01:09:18.947 --> 01:09:23.283
‫فقر و بدبختی تو اسم‌های قدیمی جوامع مشخصه

01:09:24.035 --> 01:09:28.497
‫خیلی از روستاها اسم‌هایی مثل
‫«بدبختی»، «همیشه-گرسنه»،

01:09:28.665 --> 01:09:32.250
‫«لگدمال‌شده»، «قحطی‌زده»، «چاه‌مستراح»،

01:09:32.377 --> 01:09:36.296
‫«شپشو»، «رشک‌زده»، «روستای-نفرین‌شده»،

01:09:36.715 --> 01:09:38.424
‫«پرازگُه»، «چاله‌کود» داشتن

01:09:39.008 --> 01:09:41.510
‫اینا فقط بعد از اصلاحات کارول دوم عوض شدن

01:09:42.011 --> 01:09:43.136
‫می‌دونم

01:09:44.514 --> 01:09:49.101
‫اما اسم‌های روستاهای دیگه نشون
‫میده که ما مردم سرزنده‌ای هستیم

01:09:49.561 --> 01:09:53.772
‫«کون‌آباد»، با کلیسای جنده‌هاش

01:09:54.691 --> 01:09:59.903
‫جاهایی به اسم «چوچول‌سرا»،
‫«کیرستان»، «کُس‌ویل»، «تخم‌آباد»

01:10:02.156 --> 01:10:04.867
‫- به عنوان یه استدلال مخالف...
‫- دست نزن

01:10:05.201 --> 01:10:10.789
‫خیلی از روستاها اسم‌هایی
‫مثل «اعیان-نشین» داشتن،

01:10:11.500 --> 01:10:14.292
‫چون آدمای زحمت‌کش پول خوبی درمیاوردن

01:10:14.711 --> 01:10:18.714
‫این فقط یعنی یه عده
‫پولدار بودن و خیلیا فقیر

01:10:18.923 --> 01:10:20.383
‫درست مثل الان

01:10:23.845 --> 01:10:26.221
‫تا وقتی اون دوتا از ترس اونجا کز کردن،

01:10:26.390 --> 01:10:29.224
‫لطفاً، دکتر AI جودکس ویرایش ۰.۰،

01:10:29.393 --> 01:10:33.562
‫یه فیلم صامت کلاسیک بساز،
‫تو مایه‌های درایر یا ساموئل بکت

01:10:34.272 --> 01:10:37.650
‫۷. دندان‌های نیش خون‌آشام

01:11:23.734 --> 01:11:26.950
«دندان‌پزشکی دکتر کالیگاری»

01:11:46.720 --> 01:11:50.430
‫یه مرد فقیر چیکار می‌تونه بکنه؟

01:11:56.270 --> 01:11:59.982
‫یه فقیر باید دندونای خودشو بکشه!

01:12:06.615 --> 01:12:08.866
‫گاییدمت، آشغال

01:13:05.924 --> 01:13:07.633
‫خیلی هم جالب نبود

01:13:07.801 --> 01:13:11.178
‫به علاوه، من یه فیلم صامت خواسته بودم

01:13:11.473 --> 01:13:12.461
‫بود دیگه.

01:13:12.556 --> 01:13:15.766
‫فقط نصفش، دوتوره. تازه رنگی هم بود

01:13:15.892 --> 01:13:20.520
‫شما نگفتید سیاه‌وسفید باشه.
‫ضمناً، این‌جوری فروش نمیره

01:13:20.951 --> 01:13:22.072
‫حالا هر چی.

01:13:22.231 --> 01:13:25.651
‫بیا یه چیز کوتاه، ولی
‫تأثیرگذار به مخاطب بدیم

01:13:25.819 --> 01:13:29.321
‫شاید یه فیلم موزیکال، که مخاطب خوشش بیاد

01:13:29.920 --> 01:13:30.533
‫البته.

01:13:30.824 --> 01:13:34.159
‫۸. یک تصنیف

01:13:34.285 --> 01:13:37.162
‫پا شدم و از یه درخت مو بالا رفتم،

01:13:38.582 --> 01:13:40.916
‫ببینم بزغاله‌هام حالشون خوبه،

01:13:42.711 --> 01:13:45.253
‫بزغاله‌ها یه سنگ نمک رو لیس می‌زدن،

01:13:47.090 --> 01:13:49.592
‫دخترای خوشگل هم از کیر من دست برنمی‌دارن

01:13:59.143 --> 01:14:01.561
‫آقا داماد، دیروز زار می‌زدی

01:14:03.356 --> 01:14:06.399
‫و گله می‌کردی که کیرت کوچیکه

01:14:07.360 --> 01:14:09.778
‫ببین خون از سوراخ می‌چکه،

01:14:11.405 --> 01:14:13.949
‫تو که گله می‌کردی کیرت کوچیکه

01:14:15.368 --> 01:14:17.870
‫به چوپان دشت و گله بدین،

01:14:19.789 --> 01:14:22.332
‫به عروس یه تخت پر از کیر بدین

01:14:24.002 --> 01:14:26.336
‫بهترین کیر، تا اونجا که من خوندم،

01:14:28.047 --> 01:14:30.423
‫شکل و حس کله‌ی اردک رو داره

01:14:31.968 --> 01:14:33.343
‫خیلی مرسی.

01:14:34.262 --> 01:14:35.137
‫این چه چرت و پرتی بود، عقب‌مونده؟

01:14:35.138 --> 01:14:36.639
‫این چه چرت و پرتی بود، عقب‌مونده؟

01:14:37.473 --> 01:14:40.100
‫من گفتم احساسی، نه مبتذل

01:14:40.226 --> 01:14:42.519
‫عذر می‌خوام، ویروس گرفتم

01:14:42.646 --> 01:14:45.397
‫نه، من عذر می‌خوام! از تماشاچیا

01:14:45.523 --> 01:14:47.440
‫هرچند تقصیر من نیست. تو حیوون...

01:14:47.525 --> 01:14:49.735
‫من عمیقاً و شخصاً عذرخواهی می‌کنم،

01:14:49.861 --> 01:14:52.738
‫اما به تعمیراتی توسط
‫مهندسای سیلیکون ولی نیاز دارم

01:14:52.989 --> 01:14:54.948
‫- من باید کاری بکنم؟
‫- نه

01:14:55.116 --> 01:14:58.368
‫باهاشون تماس گرفتم، میرن سراغ سرورها

01:15:01.539 --> 01:15:02.622
‫اینجا

01:15:02.874 --> 01:15:03.916
‫وایسا

01:15:04.709 --> 01:15:05.876
‫بیا، بیا.

01:15:08.421 --> 01:15:11.006
‫بسته است! بیا، بیا!

01:15:18.682 --> 01:15:23.936
‫دکتر AI جودکس عزیز، حالا
‫که آمریکایی‌ها درستت کردن،

01:15:24.062 --> 01:15:29.107
‫اولین رمان خون‌آشامی
‫رومانیایی رو اقتباس کن.

01:15:29.442 --> 01:15:33.361
‫«خون‌آشام»، نوشته‌ی
‫بیلچورسکو و آمزا، ۱۹۳۸.

01:15:33.654 --> 01:15:37.574
‫حتماً. این یه گریز طولانی‌تر
‫میشه، حدود ۵۰ دقیقه،

01:15:37.909 --> 01:15:41.161
‫اما پر از ماجرا و پیچش‌های
‫داستانی شگفت‌انگیز.

01:15:41.955 --> 01:15:45.665
‫۸. خون‌آشام

01:15:48.086 --> 01:15:52.547
‫کتابخانه‌ی «شاهزاده میرچا»

01:15:56.720 --> 01:16:00.931
‫شب ردای حزن‌انگیز خود
‫را بر سرزمین گسترانده بود،

01:16:02.141 --> 01:16:05.102
‫همراه با بارانی بی‌وقفه و پر سر و صدا،

01:16:05.478 --> 01:16:09.231
‫که طوفانی سهمگین،
‫کرکننده آن را همراهی می‌کرد.

01:16:10.191 --> 01:16:13.986
‫از چهار گوشه‌ی فضا، چهار باد شناخته شده

01:16:14.362 --> 01:16:16.613
‫جایی برای دوئل یافته بودند،

01:16:16.740 --> 01:16:19.574
‫در قلب کوهستان‌های منطقه.

01:16:19.909 --> 01:16:21.952
‫همچون دونده‌ی ماراتن،

01:16:22.078 --> 01:16:24.955
‫خسته، اما پس از پیمودن مسافت‌های طولانی،

01:16:25.749 --> 01:16:30.794
‫قطار آخرین نفسش را در
‫ایستگاه اوراویتا بیرون داد.

01:16:32.922 --> 01:16:33.964
‫بله!

01:16:35.299 --> 01:16:37.675
‫- قزل‌آلا میل دارید، قربان؟
‫- آب‌پزه؟

01:16:37.844 --> 01:16:40.095
‫اینجا هیچ‌کس ماهی دزدی نمی‌کنه.

01:16:40.972 --> 01:16:44.391
‫به هر حال، چندتا قزل‌آلا
‫کمتر به دریاچه آسیبی نمی‌زنه

01:16:44.558 --> 01:16:48.020
‫و نه به رودهای زلالی
‫که از کوه‌های ما می‌گذرن.

01:16:52.691 --> 01:16:55.527
‫اجازه بدید خودم رو معرفی
‫کنم. سولومون باستیوس.

01:16:55.820 --> 01:16:59.281
‫تاجر غلات اینجا در اوراویتا.
‫اسم شرکتم «غله‌ی نوپا» است.

01:16:59.448 --> 01:17:02.868
‫کاندیدای دکترا، کورنلیو کوچیو،
‫فارغ‌التحصیل ادبیات و فلسفه.

01:17:02.952 --> 01:17:05.537
‫- من شاگرد مارتین هایدگر بودم!
‫- اوه خدای من!

01:17:05.746 --> 01:17:07.539
‫چی شما رو به اینجا کشونده؟

01:17:07.706 --> 01:17:12.460
‫بارون یولیوس-آدالبرت وینت من
‫رو به عنوان منشی استخدام کرده.

01:17:12.921 --> 01:17:16.799
‫قلعه مال اون نیست. اون
‫شوهرخواهر کنت فقیده.

01:17:17.008 --> 01:17:20.844
‫و قیم قانونی خواهرزاده‌اش،
‫کنتس ارمینا کولورات.

01:17:21.095 --> 01:17:22.888
‫ولی بهت حسودیم نمی‌شه.

01:17:23.181 --> 01:17:25.723
‫اتفاق‌هایی که توی اون
‫قلعه‌ی نفرین‌شده می‌افته!

01:17:28.561 --> 01:17:30.645
‫خون‌آشام داره میاد! قایم شید!

01:17:30.980 --> 01:17:33.273
‫- چی دنبالتون کرده، مردم خوب؟
‫- یه خون‌آشام!

01:17:33.607 --> 01:17:35.358
‫یه خون‌آشام!

01:17:35.776 --> 01:17:37.986
‫یه خون‌آشام تو این
‫اطراف پرسه می‌زنه، قربان.

01:17:38.321 --> 01:17:41.824
‫خون‌آشام چیه؟ تا حالا نشنیدی؟

01:17:41.991 --> 01:17:44.201
‫یه جسد مرده که هر شب زنده می‌شه،

01:17:44.327 --> 01:17:47.996
‫از قبرش بیرون میاد و
‫خون زنده‌ها رو می‌مکه!

01:17:48.581 --> 01:17:50.165
‫همین الان دیدمش!

01:17:50.291 --> 01:17:53.793
‫بال‌های خفاش داشت، بدن
‫انسان و چنگال‌های عقاب!

01:17:54.003 --> 01:17:55.963
‫و چشم‌های ترسناکی،

01:17:56.130 --> 01:17:58.673
‫مثل تابه‌های برنجی که توی آتیش سرخ شدن!

01:17:58.799 --> 01:18:03.011
‫دست‌هاش زیر بال‌هاش یه خنجر
‫غیرعادی بزرگ رو گرفته بود.

01:18:03.262 --> 01:18:06.181
‫گفت «دنبالم بیاین وگرنه همین‌جا می‌میرید!»

01:18:06.557 --> 01:18:09.476
‫همین‌که تهدید کرد، یه
‫صاعقه همون نزدیکی زد،

01:18:09.768 --> 01:18:12.687
‫و صدای شوم یه جغد،
‫پایان تلخ ما رو خبر داد.

01:18:12.897 --> 01:18:15.107
‫اما، انگار معجزه شد، غیبش زد

01:18:15.274 --> 01:18:18.318
‫و همین‌طور که فرار
‫می‌کردیم، از پشت سر شنیدیم:

01:18:18.694 --> 01:18:21.529
‫«هیچ‌کس از انتقام من فرار
‫نمی‌کنه، شما هم نمی‌تونید!»

01:18:21.697 --> 01:18:23.615
‫با شما چی کار داشت؟

01:18:23.741 --> 01:18:26.952
‫مسخره‌اش کردیم، وجودش رو انکار کردیم!

01:18:27.245 --> 01:18:28.786
‫به کسی آسیب زده؟

01:18:28.913 --> 01:18:32.040
‫خون دو نفر رو توی سومرفریشه مکیده.

01:18:32.333 --> 01:18:34.834
‫اونا از آسایشگاه سل بودن

01:18:34.919 --> 01:18:38.755
‫و چون نمی‌تونستن فرار کنن،
‫یه گله گرگ تیکه‌پاره‌شون کرد!

01:18:38.965 --> 01:18:44.177
‫خون‌آشام‌ها قدرت این رو دارن که
‫به خفاش، گرگ یا عقاب تبدیل بشن!

01:18:44.428 --> 01:18:48.515
‫این منطقه توسط اجتماعی
‫اداره می‌شه که اعضای اصلیش

01:18:48.724 --> 01:18:51.184
‫مالکین سابق یا وارثانشون هستن.

01:18:51.560 --> 01:18:54.729
‫یه خون‌آشام تسخیرش
‫کرده، که فکر می‌کنن لونه‌اش

01:18:54.898 --> 01:18:58.066
‫توی قلعه‌ی کنت‌های
‫کولورات، یعنی مقصد شماست.

01:18:58.234 --> 01:19:01.111
‫مشکلات از وقتی بیشتر شده

01:19:01.362 --> 01:19:03.655
‫که بارون یولیوس-آدالبرت وینت

01:19:03.781 --> 01:19:07.784
‫یه کلیسا ساخت و یه کشیش
‫آورد تا برای نجات منطقه دعا کنه.

01:19:07.994 --> 01:19:10.996
‫کلیسا کاتولیکه، کشیش ارتدوکس شرقی!

01:19:11.164 --> 01:19:14.416
‫مزخرفه! یه درشکه
‫برام بگیرید منو ببره قلعه.

01:19:14.667 --> 01:19:16.334
‫قربان، شما متوجه نیستید

01:19:16.460 --> 01:19:18.836
‫- برو کنار!
‫- خطرناکه!

01:19:19.047 --> 01:19:20.338
‫خدا بهمون رحم کنه!

01:19:29.807 --> 01:19:31.099
‫یالا، خوشگل مشکی من!

01:20:08.637 --> 01:20:10.597
‫[آلمانی:] شما آقای کورنلیو کوچیو هستید؟

01:20:11.099 --> 01:20:13.808
‫بله، بارون. کوچیو.

01:20:14.810 --> 01:20:16.019
‫خوش اومدید!

01:20:16.187 --> 01:20:19.314
‫من آلمانی خوب صحبت
‫نمی‌کنم، ولی متوجه می‌شم.

01:20:19.648 --> 01:20:21.441
‫[رومانیایی:] من رومانیایی متوجه می‌شم.

01:20:22.443 --> 01:20:26.238
‫[آلمانی:] من با مارتین هایدگر فلسفه خوندم.

01:20:27.031 --> 01:20:29.657
‫دوستتون از حزب نازی.

01:20:29.867 --> 01:20:31.701
‫لازم نیست بارون صدام کنید.

01:20:31.953 --> 01:20:35.998
‫اشراف‌زادگی ذاتی شانسیه.
‫اشراف‌زادگی واقعی، فکریه.

01:20:36.290 --> 01:20:38.500
‫- اینجا نه. اونجا.
‫- بله.

01:20:38.960 --> 01:20:40.543
‫فقط «قربان» صدام کنید،

01:20:40.711 --> 01:20:43.546
‫یا وقتی بیشتر با هم آشنا
‫شدیم، «دوست قدیمی من».

01:20:45.883 --> 01:20:49.011
‫حالا بذارید توضیح بدم
‫ازتون چه انتظاری دارم.

01:20:50.096 --> 01:20:52.514
‫می‌خوام کنارم باشید،

01:20:53.099 --> 01:20:56.101
‫تا از نظر روحی حامی هم باشیم.

01:20:56.310 --> 01:21:00.647
‫این قلعه همون‌قدر که مال منه و مال
‫اون بانوی جوانه، مال شما هم هست،

01:21:01.357 --> 01:21:02.732
‫شاگرد من.

01:21:03.317 --> 01:21:07.070
‫وظیفه‌ی شما اینه که اسناد و
‫دست‌نوشته‌های اینجا رو مرتب کنید،

01:21:07.196 --> 01:21:09.114
‫و جدا از اون،

01:21:09.198 --> 01:21:13.368
‫از کتابخونه یه صورت‌برداری
‫و فهرست تهیه کنید.

01:21:13.577 --> 01:21:15.870
‫وای، مجموعه کامل ادوارد گیبون!

01:21:16.080 --> 01:21:18.540
‫هدف اصلی حضور شما اینجا،

01:21:18.832 --> 01:21:21.168
‫هرچند قبلاً بهش اشاره نکردم،

01:21:21.335 --> 01:21:24.962
‫اینه که توی این قلعه،

01:21:25.506 --> 01:21:27.507
‫دو تا مرد باشن، نه فقط یکی.

01:21:27.508 --> 01:21:28.883
‫متوجه‌ام.

01:21:34.598 --> 01:21:35.723
‫عصر بخیر.

01:21:35.933 --> 01:21:39.936
‫کاندیدای دکترا، کورنلیو کوچیو.
‫من شاگرد مارتین هایدگر بودم.

01:21:40.146 --> 01:21:42.189
‫کنتس ارمینا از کولورات.

01:21:42.731 --> 01:21:47.235
‫ببخشید که در نزدم.
‫عادت کردم اینجا تنها باشم.

01:21:47.653 --> 01:21:52.907
‫اما خوشحالم که شما رو اینجا
‫می‌بینم و کاملاً از وظیفه مهمتون آگاهم.

01:21:53.659 --> 01:21:58.330
‫طنین صدای بلورینش انگار از
‫درون ظرفی به گوش می‌رسید.

01:21:59.082 --> 01:22:03.376
‫کوچیو به او خیره شد،
‫چهره‌اش در ذهنش حک شد،

01:22:03.627 --> 01:22:08.548
‫مانند موجودی فرازمینی که
‫هزاران سال پیش ملاقات کرده بود.

01:22:09.550 --> 01:22:13.845
‫شاید کهن‌الگوی رؤیایش بود
‫که اینجا و اکنون تجسم یافته بود.

01:22:14.012 --> 01:22:17.557
‫کنتس جوان ارمینا از کولورات
‫یکی از آن موجوداتی بود

01:22:17.766 --> 01:22:20.685
‫که فقط در گستره‌های
‫شرقی خیال ما دیده می‌شوند.

01:22:21.812 --> 01:22:27.024
‫با صورت بیضی‌شکل و بی‌نقصش،
‫شبیه به نقاشی‌های رنسانس،

01:22:28.319 --> 01:22:31.446
‫گویی یک زن گرجی بود که مقدر
‫شده بود با وجودش بیانگر باشد،

01:22:32.156 --> 01:22:36.284
‫تجسم کمال در نژاد بشر را.

01:22:36.410 --> 01:22:38.911
‫بله، من کنتس کولورات هستم،

01:22:39.247 --> 01:22:41.831
‫صاحب این قلعه و کوه‌های اطراف.

01:22:42.083 --> 01:22:44.626
‫اما از یک گدا هم تیره‌روزترم.

01:22:44.877 --> 01:22:49.131
‫کنتس کولورات، با این همه
‫موهبت شگفت‌انگیز طبیعی،

01:22:49.340 --> 01:22:52.592
‫با چنین ثروت قابل توجهی، ناراحته؟

01:22:52.968 --> 01:22:56.096
‫آقا، تمام موهبت‌های طبیعی من

01:22:56.347 --> 01:23:00.225
‫همانطور که می‌بینید، فقط مورد
‫تحسین کاج‌های کوهستان قرار می‌گیره!

01:23:01.935 --> 01:23:03.060
‫خون‌آشام!

01:23:22.956 --> 01:23:24.081
‫کنتس!

01:23:24.417 --> 01:23:25.917
‫چی شده؟

01:23:27.295 --> 01:23:28.503
‫ارمینا!

01:23:29.505 --> 01:23:32.257
‫به عنوان یک دانشمند، نمی‌تونم
‫چنین چیزهایی رو باور کنم.

01:23:32.675 --> 01:23:37.053
‫فقط آدم‌های بی‌فرهنگ یا روح‌های
‫بسیار حساسی مثل خواهرزاده‌ام

01:23:37.388 --> 01:23:39.389
‫می‌تونن چنین داستان‌هایی رو باور کنن.

01:23:39.515 --> 01:23:42.309
‫اما، بارون، چیزی که دیشب دیدم

01:23:42.393 --> 01:23:44.144
‫...یه چیز پیش پا افتاده‌ست.

01:23:46.397 --> 01:23:49.316
‫این دور و بر تو هر
‫ساختمونی می‌تونی خفاش ببینی.

01:23:49.608 --> 01:23:53.278
‫گرگ‌ها هم که همه‌جا زوزه می‌کشن.

01:23:53.904 --> 01:23:55.613
‫با این حال، برای اینکه خیالت رو راحت کنم

01:23:55.864 --> 01:24:00.034
‫و قبول کنم که واقعاً چیز غیرعادی‌ای دیدی،

01:24:00.536 --> 01:24:05.582
‫باید بگم یه نظریه در مورد
‫توهم جمعی وجود داره.

01:24:06.041 --> 01:24:10.127
‫جنون توده‌ها یه جو عجیبی ایجاد می‌کنه،

01:24:10.421 --> 01:24:13.130
‫و خود تو هم واردش شدی.

01:24:18.929 --> 01:24:22.307
‫من

01:24:30.107 --> 01:24:31.691
‫کنتس جوان!

01:24:32.485 --> 01:24:33.568
‫ارمینا!

01:24:34.278 --> 01:24:36.529
‫اینجا... خونه!

01:24:39.283 --> 01:24:40.825
‫اون مرده

01:24:41.577 --> 01:24:43.786
‫- ارمینا مرده!
‫- نه، نمرده!

01:24:44.079 --> 01:24:46.498
‫- دکتر رو خبر کنید!
‫- چشم قربان!

01:24:52.838 --> 01:24:57.049
‫چیزی شبیه به یک سایه از پنجره نفوذ کرد.

01:24:57.175 --> 01:25:00.052
‫قبل از اینکه بتونم کمک بخوام، غش کردم،

01:25:00.221 --> 01:25:01.804
‫این تمام چیزیه که می‌دونم...

01:25:03.599 --> 01:25:04.766
‫بارون

01:25:05.476 --> 01:25:07.184
‫این تشخیص منه:

01:25:08.145 --> 01:25:11.231
‫خواهرزاده شما قربانی خون‌آشام شده

01:25:11.649 --> 01:25:13.816
‫که تا حالا قربانی‌های زیادی گرفته.

01:25:13.984 --> 01:25:17.279
‫توصیه می‌کنم کنار هر دری

01:25:17.488 --> 01:25:21.198
‫سیر و شاخه‌های خاس که در
‫آب مقدس فرو رفته، آویزون کنید.

01:25:21.492 --> 01:25:22.784
‫چی، شما؟

01:25:22.910 --> 01:25:26.913
‫به عنوان یک مرد علم، نباید
‫به چنین مصالحه‌ای تن بدید.

01:25:27.831 --> 01:25:29.832
‫نمی‌تونم این رو درک کنم.

01:25:30.042 --> 01:25:32.627
‫حتی اگه خون‌آشام‌ها واقعاً وجود داشتن،

01:25:32.795 --> 01:25:35.880
‫من با سلاح‌های خرافات باهاشون نمی‌جنگیدم!

01:25:35.964 --> 01:25:40.593
‫دعا، فقط دعا می‌تونه با اعمال
‫اون موجود نامقدس بجنگه!

01:25:40.886 --> 01:25:41.969
‫دعا کنید!

01:25:42.095 --> 01:25:45.390
‫هِر بارون، شما که
‫خرافاتی نیستید، برید کنار!

01:25:46.099 --> 01:25:47.642
‫من، خرافاتی؟

01:25:49.270 --> 01:25:50.603
‫نه.

01:25:51.814 --> 01:25:52.939
‫گوش کنید.

01:25:53.566 --> 01:25:56.067
‫من این کشیش رو به اینجا آوردم،

01:25:56.319 --> 01:26:01.030
‫یک کلیسا ساختم و تجهیزش
‫کردم تا خدا، با قدرتش،

01:26:01.365 --> 01:26:03.240
‫شیطان رو مغلوب کنه.

01:26:03.951 --> 01:26:07.078
‫لطفاً به خاطر این کار
‫من رو یک متعصب ندونید.

01:26:07.288 --> 01:26:09.289
‫من خدا رو صرفاً به عنوان...

01:26:09.748 --> 01:26:14.001
‫یک داور کیهان می‌بینم، نوعی تعادل،

01:26:14.252 --> 01:26:17.964
‫نیروی پیوستگی بین نیرو و ماده.

01:26:19.049 --> 01:26:21.634
‫من اون کلیسا رو فقط برای مردم ساختم.

01:26:21.844 --> 01:26:23.636
‫برای ذهن‌های ساده،

01:26:23.804 --> 01:26:28.015
‫که نیاز دارن در ترس و احترام
‫به چیزهای مقدس زندگی کنن.

01:26:28.601 --> 01:26:32.061
‫یک مرد تحصیل‌کرده کلیساش در روحشه.

01:26:32.855 --> 01:26:35.022
‫یک لحظه، پدر.

01:26:36.359 --> 01:26:39.611
‫یک همکار فاشیست، الیاده میرچا،
‫یک کوآن ذن برام تعریف کرد.

01:26:39.778 --> 01:26:44.532
‫«می‌دونیم دو تا دست چطور
‫کف می‌زنن، اما یک دست چطور؟»

01:26:53.000 --> 01:26:57.629
‫شما ۶۰ کشته و ۱۲۰ زخمی ریزش معدن رو

01:26:57.880 --> 01:26:59.714
‫گردن خون‌آشام می‌اندازید.

01:26:59.882 --> 01:27:01.716
‫شاید همینطور باشه.

01:27:01.884 --> 01:27:05.470
‫در نتیجه بی‌‌ایمانی شماست

01:27:05.804 --> 01:27:11.434
‫ایمان مذهبی به تنهایی در
‫مبارزه با شر، قدرت مطلقه!

01:27:12.520 --> 01:27:15.187
‫چرا این خون‌آشام در برابر ما ظاهر می‌شه،

01:27:15.398 --> 01:27:19.609
‫وحشت ایجاد می‌کنه،
‫حمله می‌کنه، گاهی می‌کشه؟

01:27:20.318 --> 01:27:25.740
‫چون انسان‌ها شرور شدن و
‫ایمانشون به خدا رو از دست دادن!

01:27:26.283 --> 01:27:30.036
‫کلیسای ما روز به روز خالی‌تر می‌شه،

01:27:30.245 --> 01:27:34.374
‫و اونایی هم که واردش
‫می‌شن روح‌های ناپاکی دارن!

01:27:34.542 --> 01:27:36.042
‫روح‌های حقیر!

01:27:36.209 --> 01:27:38.169
‫همه‌شون دست خالی میان،

01:27:38.336 --> 01:27:43.633
‫و به نیازها و مخارج کلیسای ما فکر نمی‌کنن!

01:27:45.469 --> 01:27:48.721
‫چرا خون‌آشام مثلاً به دیدن من نمیاد؟

01:27:49.097 --> 01:27:54.101
‫چون از فرشته مقرب
‫می‌ترسه که به لطف خداوند،

01:27:54.395 --> 01:27:57.980
‫از من محافظت می‌کنه و
‫ارواح خبیث رو دور می‌کنه،

01:27:58.273 --> 01:28:00.191
‫با شمشیر آتشینش!

01:28:00.651 --> 01:28:03.528
‫به خدا ایمان بیارید تا نجات پیدا کنید،

01:28:03.904 --> 01:28:06.531
‫دعا کنید تا محافظت بشید!

01:28:07.825 --> 01:28:10.493
‫در غیر این صورت، مثل سدوم و غموره،

01:28:10.661 --> 01:28:15.206
‫زمین در شعله‌های فراگیر فرو خواهد رفت

01:28:15.624 --> 01:28:21.003
‫و ما در عذاب وحشتناک
‫جهنم بی‌رحم نابود خواهیم شد!

01:28:21.380 --> 01:28:25.675
‫وحشت‌زده از لحن رقت‌انگیز
‫این ساوونارولای جدید،

01:28:26.093 --> 01:28:29.721
‫سرها پایین‌تر افتاده
‫بود، زانوها خم شده بود،

01:28:30.263 --> 01:28:34.601
‫انگشتان لرزان و زرد کهربایی
‫کتاب‌های دعا را می‌فشردند،

01:28:35.268 --> 01:28:41.232
‫و سکه‌ها در صندوق اعانات
‫جرینگ جرینگ می‌کردند.

01:28:44.194 --> 01:28:49.156
‫شاید ناخودآگاه آرزو داشت
‫با خون‌آشام روبرو شود،

01:28:49.575 --> 01:28:51.659
‫گلویش را بفشارد و فریاد بزند:

01:28:52.160 --> 01:28:58.207
‫«تو یک شیادی که شکل فراطبیعی به
‫خودت گرفتی تا منطقه رو بترسونی!»

01:28:58.709 --> 01:29:03.505
‫اما به نظر می‌رسید خون‌آشام می‌خواهد
‫سر به سر کورنلیو کوچیو بگذارد

01:29:03.756 --> 01:29:05.757
‫و از او دوری می‌کرد.

01:29:11.972 --> 01:29:14.181
‫ایست! کی اونجاست؟

01:29:19.062 --> 01:29:20.647
‫وایسا وگرنه شلیک می‌کنم!

01:29:21.148 --> 01:29:25.234
‫اگه آدم خوبی باشی، آسیبی بهت نمی‌رسه.

01:29:25.569 --> 01:29:29.071
‫گرسنمه و نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم!

01:29:29.322 --> 01:29:32.408
‫تنها چیزی که می‌خوام سه قطره خونه!

01:29:40.333 --> 01:29:41.459
‫به سلامتی.

01:29:41.960 --> 01:29:46.338
‫شهردار، این قصه‌های
‫خون‌آشام دیگه شورشو درآورده.

01:29:46.590 --> 01:29:49.551
‫مصیبتی که سر قبرکن اومده
‫نشون می‌ده که قصه نیستن.

01:29:49.760 --> 01:29:52.303
‫یه دائم‌الخمر لعنتی! داشته توهم می‌زده.

01:29:52.429 --> 01:29:55.932
‫خوابش برده، خواب دیده
‫داره با خون‌آشام می‌جنگه،

01:29:56.141 --> 01:29:59.185
‫گردنشو خراش داده و این
‫داستانو از خودش ساخته!

01:29:59.478 --> 01:30:03.523
‫شیطان، قدیس، راهزن یا
‫مرد شریف، برام فرقی نمی‌کنه.

01:30:03.982 --> 01:30:05.942
‫از یه چیز مطمئنم.

01:30:06.068 --> 01:30:11.072
‫به عنوان شهردار، هر کاری از دستم
‫بربیاد برای شکست دادن این خون‌آشام می‌کنم.

01:30:11.532 --> 01:30:15.117
‫اگه شیطانه، از این دنیا
‫نیست و نمی‌تونه با من بجنگه.

01:30:15.368 --> 01:30:16.953
‫اگه فرشته هم باشه همینه.

01:30:17.079 --> 01:30:20.957
‫اما اگه انسانه، منم انسانم،
‫پس هر کی قوی‌تره برنده می‌شه!

01:30:22.042 --> 01:30:23.918
‫سلام، پدر!

01:30:24.127 --> 01:30:25.878
‫خدا حفظتون کنه، فرزندانم.

01:30:26.797 --> 01:30:28.965
‫نظرتون راجع به حمله‌ی خون‌آشام چیه؟

01:30:29.091 --> 01:30:31.133
‫خون‌آشامی وجود نداره!

01:30:31.594 --> 01:30:36.138
‫این زاییده‌ی خرافات مردمیه
‫که ایمانشون رو از دست دادن!

01:30:36.264 --> 01:30:41.393
‫بله پدر، ولی علم پزشکی
‫می‌گه زخم بی‌دلیل به وجود نمیاد.

01:30:41.895 --> 01:30:43.646
‫من از هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌ترسم.

01:30:43.772 --> 01:30:47.024
‫تا وقتی وجدانم پاکه،
‫هیچ آسیبی بهم نمی‌رسه.

01:30:47.192 --> 01:30:51.445
‫بله شهردار، اونایی که وجدان
‫پاکی دارن از چیزی نمی‌ترسن.

01:30:51.822 --> 01:30:55.324
‫من معتقدم این یه موجود زنده است که
‫داره از باورهای مردم سوءاستفاده می‌کنه.

01:30:55.659 --> 01:30:56.951
‫مزخرفه!

01:30:57.035 --> 01:31:00.705
‫هیچ‌کس این خون‌آشام رو ندیده،
‫و اونایی هم که ادعا می‌کنن دیدن

01:31:00.873 --> 01:31:04.125
‫از توهماتشون ساختنش!

01:31:04.251 --> 01:31:07.086
‫اگه من می‌دیدمش، با یه
‫گلوله ازش استقبال می‌کردم!

01:31:07.420 --> 01:31:09.881
‫اینجوری یاد می‌گرفت مردم رو نترسونه!

01:31:10.048 --> 01:31:11.423
‫اشتباه می‌کنید!

01:31:12.217 --> 01:31:14.343
‫برف با دانه‌های درشت و سنگین می‌بارید.

01:31:14.511 --> 01:31:17.764
‫بالای سقف آسمان، لحاف‌دوز الهی

01:31:17.931 --> 01:31:19.766
‫داشت پشم زمان را حلاجی می‌کرد.

01:31:19.850 --> 01:31:23.185
‫قله‌ی کوه‌ها که در برف غلیظ محو شده بودند،

01:31:23.478 --> 01:31:26.105
‫شبیه برج‌هایی بودند که
‫در دریاچه منعکس شده‌اند.

01:31:26.356 --> 01:31:28.733
‫مثل یک گاز استریل بافته شده از پلاتین،

01:31:28.817 --> 01:31:33.237
‫پتوهای سرد برف بی‌صدا فرود
‫می‌آمدند و روی هم تلنبار می‌شدند.

01:31:33.697 --> 01:31:38.367
‫درختان کاج پیر و سفیدپوش، مثل
‫چلچراغ‌هایی با شمع‌های برفی بودند

01:31:38.619 --> 01:31:42.246
‫که انگار منتظر کریسمس و هدایایش بودند.

01:31:44.541 --> 01:31:45.958
‫تو کی هستی؟

01:31:48.295 --> 01:31:50.004
‫تو خون‌آشامی؟

01:31:50.380 --> 01:31:52.632
‫اگه باشی، شلیک می‌کنم!

01:31:52.966 --> 01:31:55.301
‫امتحانش ضرر نداره!

01:31:57.930 --> 01:32:00.097
‫شلیک نمی‌کنی؟

01:32:31.588 --> 01:32:33.923
‫صبح بخیر، هِر کوچیو.

01:32:34.842 --> 01:32:36.550
‫چطور خوابیدید؟

01:32:37.678 --> 01:32:39.804
‫هِر کوچیو، چی شده؟

01:32:40.055 --> 01:32:41.848
‫هیچی، هِر بارون،

01:32:42.099 --> 01:32:44.600
‫جز اینکه من هم گرفتار خون‌آشام شدم!

01:32:44.601 --> 01:32:45.392
‫چی؟

01:32:45.393 --> 01:32:47.144
‫نه، امکان نداره.

01:32:47.562 --> 01:32:50.231
‫چرا امکان داره. من توی جنگل دیدمش.

01:32:50.440 --> 01:32:52.358
‫خلع سلاحم کرد، خونم رو مکید.

01:32:52.776 --> 01:32:56.070
‫اگه جنگلبان نبود، کی می‌دونه چی می‌شد؟

01:32:56.321 --> 01:32:58.072
‫اینم از زخم به عنوان مدرک.

01:32:58.991 --> 01:33:00.825
‫اینجا، روی گردنم.

01:33:01.243 --> 01:33:04.245
‫گردنت رو خراش دادی، عزیز من.

01:33:04.496 --> 01:33:06.956
‫وقتی داشتی خواب خون‌آشام رو می‌دیدی.

01:33:07.415 --> 01:33:10.584
‫و اگه جنگلبان پیداش نشده بود،

01:33:10.836 --> 01:33:15.256
‫توی برف می‌خوابیدی و آنفولانزا می‌گرفتی!

01:33:16.800 --> 01:33:19.927
‫شایدم از سرمازدگی می‌مردی.

01:33:20.262 --> 01:33:23.097
‫هِر بارون، من خون‌آشام رو دیدم!

01:33:23.348 --> 01:33:26.017
‫من یه آدم بی‌فرهنگ نیستم که خیالاتی بشم.

01:33:26.184 --> 01:33:28.102
‫اجازه بدید باهاتون مخالفت کنم.

01:33:29.146 --> 01:33:33.065
‫این روشنفکران هستن که تخیل قوی‌تری دارن.

01:33:33.483 --> 01:33:35.567
‫ولی خون‌آشام‌ها وجود دارن.

01:33:35.861 --> 01:33:40.072
‫من الان به قدرت‌های فراطبیعی
‫قابل توجهش ایمان آوردم.

01:33:40.323 --> 01:33:42.784
‫من تصور اشتباهی داشتم.

01:33:42.951 --> 01:33:44.786
‫ولی حالا که این اتفاق برای خودم افتاده...

01:33:45.829 --> 01:33:48.455
‫موضوع شکل دیگه‌ای به خودش گرفته.

01:33:48.749 --> 01:33:51.167
‫«شکل دیگه‌ای»، آره.

01:33:52.878 --> 01:33:56.172
‫من از خون‌آشام می‌ترسم. همیشه می‌ترسیدم.

01:33:56.506 --> 01:33:59.717
‫تمام عمرم توی این قلعه با وحشت گذشته.

01:34:00.010 --> 01:34:04.513
‫اغراق می‌کنید، کنتس، اغراقی که
‫باعث شده امیدتون رو از دست بدید.

01:34:04.973 --> 01:34:07.308
‫این خون‌آشام یا یک فریبکاری دسته جمعیه،

01:34:07.642 --> 01:34:09.811
‫یا یه جعل ساخت دست بشره.

01:34:10.603 --> 01:34:12.855
‫اگه اولی درست باشه، ما در امانیم.

01:34:13.065 --> 01:34:17.401
‫در مورد دومی هم، من اون
‫خون‌آشام قلابی رو پیدا می‌کنم!

01:34:17.736 --> 01:34:19.987
‫کشیشی که بارون وینت آورده،

01:34:20.113 --> 01:34:23.574
‫با اینکه به ارواح و
‫خون‌آشام‌ها ایمان راسخ داره،

01:34:23.826 --> 01:34:29.496
‫نشون می‌ده که دعا و کارهای نیک، انسان
‫رو فراتر از نیروهای شیطانی قرار می‌ده.

01:34:29.581 --> 01:34:31.874
‫- اون هیچ‌وقت خون‌آشام رو ندیده؟
‫-نه.

01:34:32.000 --> 01:34:33.960
‫ای لاله‌ها!

01:34:35.337 --> 01:34:37.254
‫نه، اون از کشیش می‌ترسه!

01:34:37.505 --> 01:34:42.802
‫حتی اونایی که به کشیش نزدیکن
‫از خون‌آشام در امان موندن.

01:34:43.386 --> 01:34:46.388
‫این قدرت الهی یک خدمتگزار خداست.

01:34:46.639 --> 01:34:49.600
‫هدیه‌ای که به مومنان عطا شده.

01:34:49.810 --> 01:34:52.770
‫ببخشید، کنتس، ولی اگه
‫من این باور رو بپذیرم،

01:34:52.896 --> 01:34:56.107
‫عمیقاً به علم خیانت کرده‌ام.

01:34:56.233 --> 01:34:58.025
‫علم توضیح می‌خواد.

01:34:58.276 --> 01:35:01.988
‫پدر ادعا می‌کنه که
‫خون‌آشام زاده‌ی تاریکیه،

01:35:02.239 --> 01:35:05.491
‫که برای مجازات گناهکاران به
‫خاطر از دست دادن ایمانشون اومده.

01:35:05.575 --> 01:35:07.743
‫پس چرا اومده سراغ شما،

01:35:07.870 --> 01:35:10.621
‫که با وجدان و ایمانتون در صلح هستید؟

01:35:10.789 --> 01:35:14.166
‫پدر میگه هیچ انسانی بی‌گناه نیست.

01:35:14.334 --> 01:35:17.628
‫حرف عجیبیه. کشیش هم انسانه.

01:35:17.880 --> 01:35:22.091
‫پس طبق استقراء منطقی،
‫خون‌آشام باید اون رو هم آزار بده.

01:35:22.425 --> 01:35:25.761
‫حتی بیشتر، چون کشیش در خدمت منافع متضادیه.

01:35:26.304 --> 01:35:30.766
‫خون‌آشام سفیر شیطانه،
‫کشیش پیام‌آور خدا روی زمینه.

01:35:31.476 --> 01:35:33.560
‫من باید برم. دیر شده.

01:35:33.770 --> 01:35:36.105
‫کنتس دستش رو دراز کرد.

01:35:36.481 --> 01:35:41.360
‫انگشتان ظریفش رو بوسید که مثل
‫پرنده‌های ترسیده، با شرم می‌لرزیدند.

01:35:49.327 --> 01:35:53.622
‫کنتس ارمینا، چقدر
‫خوشحالم که برای دعا موندید!

01:35:54.875 --> 01:35:56.000
‫پدر...

01:35:57.002 --> 01:35:59.711
‫من از فکر راهبه شدن منصرف شدم.

01:36:00.130 --> 01:36:03.382
‫برای مدتی طولانی، فکر
‫می‌کردم برای صومعه ساخته شدم.

01:36:03.633 --> 01:36:07.136
‫تنها، با عمویی که من رو یک سربار می‌بینه،

01:36:07.345 --> 01:36:10.597
‫مجبورم ثروتم رو با نادیده
‫گرفتن ثروت اون اداره کنم،

01:36:10.891 --> 01:36:14.101
‫محروم از گرمای محبت خانواده،

01:36:14.352 --> 01:36:19.398
‫رها شده توسط همه، ناتوان
‫در دنیایی پر از شرارت،

01:36:19.732 --> 01:36:22.443
‫احساس کردم نصیحت شما درسته، پدر.

01:36:22.694 --> 01:36:27.114
‫اینکه وارد صومعه بشم و وجودم،
‫جوونیم و ثروتم رو فدای خدا کنم.

01:36:27.532 --> 01:36:29.116
‫- اما...
‫- فکر کنید، کنتس.

01:36:29.242 --> 01:36:32.161
‫این منطقه‌ی نفرین‌شده تسخیر یک خون‌آشامه

01:36:32.537 --> 01:36:35.081
‫که فقط به این خاطر تعقیب شما رو متوقف کرده

01:36:35.248 --> 01:36:39.460
‫که خداوند متعال می‌دونه
‫الان چقدر بهش ارادت دارید.

01:36:39.752 --> 01:36:42.421
‫همچنین به مردم محلی فکر کنید، کنتس،

01:36:42.505 --> 01:36:46.508
‫که فقط شما، با ایمان و ارادت به کلیسا،

01:36:46.634 --> 01:36:49.053
‫می‌تونید از چنگال شیطان نجاتشون بدید!

01:36:49.429 --> 01:36:54.391
‫و چرا باید حمایت خدا رو رد کنید؟

01:36:54.809 --> 01:36:59.730
‫شمایی که تسلیم مُد غیراخلاقی روز نشدید،

01:37:00.523 --> 01:37:05.444
‫که نه سیگار می‌کشید، نه مو و لباس
‫کوتاه می‌پوشید و نه آرایش می‌کنید -

01:37:05.570 --> 01:37:07.321
‫من عاشقم، پدر!

01:37:26.008 --> 01:37:28.467
‫چه منظره‌ی افسانه‌ای!

01:37:28.886 --> 01:37:31.845
‫آدم انتظار داره شنل قرمزی و گرگ رو ببینه،

01:37:32.055 --> 01:37:35.349
‫اژدها و موجودات افسانه‌ای دیگه!

01:37:35.725 --> 01:37:38.644
‫معلومه شما بیشتر به
‫خیابون‌های شهر عادت دارید.

01:37:56.454 --> 01:37:57.704
‫ایست!

01:37:58.957 --> 01:38:01.042
‫یک قدم دیگه جلو نیا!

01:38:01.126 --> 01:38:03.210
‫یادت می‌دم خون‌آشام‌بازی یعنی چی!

01:38:06.464 --> 01:38:07.756
‫آقای کوچیو!

01:38:19.144 --> 01:38:20.769
‫کنتس، زدمش!

01:38:20.895 --> 01:38:22.563
‫خون گرم ازش می‌ریزه!

01:38:22.689 --> 01:38:25.607
‫- پس...
‫- اونم مثل ما آدمه، کنتس!

01:38:25.817 --> 01:38:27.401
‫گیرش میارم!

01:38:27.485 --> 01:38:31.113
‫حالا بذارید به پیاده‌رویمون ادامه
‫بدیم، و من اون خون‌آشام رو لو می‌دم!

01:38:31.364 --> 01:38:33.991
‫همانطور که هوراس گفت، سودمند و شیرین.

01:38:45.503 --> 01:38:49.798
‫تمام این حملات، حقیقتی رو با
‫وضوح یک اصل بدیهی آشکار می‌کنن.

01:38:50.050 --> 01:38:53.010
‫از هیچ‌کدوم از قربانی‌های
‫خون‌آشام دزدی نشده.

01:38:53.428 --> 01:38:56.847
‫پس مجبوریم این نتیجه رو بگیریم:

01:38:57.182 --> 01:39:00.517
‫انگیزه‌ی این کارها
‫فقط می‌تونه انتقام باشه.

01:39:00.768 --> 01:39:03.937
‫اما مگه می‌شه یه نفر بخواد
‫از این همه آدم انتقام بگیره؟

01:39:04.022 --> 01:39:07.191
‫دو حمله‌ای هم که به ما
‫شد انگیزه‌اش انتقام بود؟

01:39:07.275 --> 01:39:08.817
‫اونی که به من شد، حتماً.

01:39:08.986 --> 01:39:11.237
‫شاید خون‌آشام فکر می‌کنه من بهش شک کردم

01:39:11.404 --> 01:39:14.531
‫برای همین سعی کرد من
‫رو از میدون به در کنه،

01:39:14.782 --> 01:39:17.368
‫یا شاید داریم نقشه‌اش رو خراب می‌کنیم.

01:39:17.952 --> 01:39:21.455
‫در واقع، کالسکه‌ای که من رو به اینجا آورد

01:39:21.789 --> 01:39:23.957
‫کنار رودخونه واژگون شد.

01:39:24.334 --> 01:39:27.961
‫اما دکتر گزا وندلین گفت
‫مرگ اون تاجر تصادف بوده.

01:39:28.088 --> 01:39:29.588
‫یه احمق به تمام معنا!

01:39:30.090 --> 01:39:34.468
‫بعد مدیر معادن آنینا با همون
‫بریدگی روی گلوش پیدا شد،

01:39:34.552 --> 01:39:37.263
‫بعد به شما حمله شد...

01:39:42.144 --> 01:39:45.479
‫کورنلیو و ارمینا به پیاده‌رویشان
‫در کوهستان ادامه دادند.

01:39:45.730 --> 01:39:49.275
‫در دوردست، نورهای
‫سومرفریشه به سختی دیده می‌شد،

01:39:49.442 --> 01:39:51.652
‫در حالی که در چپ و راست چمنزار

01:39:51.778 --> 01:39:57.449
‫مهتاب، حیوانات بی‌شماری را آشکار می‌کرد
‫که در آن محیط بکر عشق‌بازی می‌کردند.

01:39:58.410 --> 01:40:01.537
‫بعداً به یک باغ تابستانی رفتند،

01:40:01.621 --> 01:40:05.666
‫جایی که مدتی را مانند دو عاشق
‫خجالتی در میان بوته‌ها گذراندند.

01:40:33.153 --> 01:40:35.196
‫اینجایید، هِر کوچیو!

01:40:35.530 --> 01:40:37.406
‫بله قربان، هِر بارون.

01:40:37.699 --> 01:40:41.202
‫- اینجا چی کار می‌کنید؟
‫- دنبال رد خون‌آشام می‌گردم.

01:40:42.579 --> 01:40:44.371
‫رد خون‌آشام؟

01:40:46.624 --> 01:40:50.711
‫ببخشید، اما می‌بینم شما هم قربانی شدید.

01:40:51.296 --> 01:40:54.381
‫این یک مورد توهم خودساخته‌ی جمعی و مسریه،

01:40:54.507 --> 01:40:57.008
‫شما هم شروع کردید به ترسیدن از خون‌آشام!

01:40:58.470 --> 01:41:01.180
‫- شما نمی‌ترسید، هِر بارون؟
‫- نه.

01:41:02.099 --> 01:41:05.309
‫من آگاهم که تمام این
‫جنایت‌ها کار یک انسانه!

01:41:05.518 --> 01:41:07.978
‫پس چرا دستگیر نشده؟

01:41:09.231 --> 01:41:12.483
‫چون گرفتن یک جنایتکار باهوش سخته،

01:41:12.692 --> 01:41:14.526
‫وقتی با همدست کار می‌کنه.

01:41:14.694 --> 01:41:17.821
‫فقط آدمای معمولی دست پلیس میفتن.

01:41:18.281 --> 01:41:23.327
‫در هر صورت، این یه مرد فوق‌العاده باهوشه،

01:41:24.162 --> 01:41:28.874
‫که بالاتر از هر شکی باقی
‫می‌مونه و از موقعیتش اینجا مطمئنه.

01:41:29.334 --> 01:41:32.586
‫ببخشید، اما من کنتس رو
‫برای پیاده‌روی همراهی می‌کنم.

01:41:32.795 --> 01:41:34.296
‫- کنتس!
‫- هِر کوچیو!

01:41:36.966 --> 01:41:38.300
‫ببخشید.

01:41:47.018 --> 01:41:48.144
‫چه غافلگیری‌ای!

01:41:48.478 --> 01:41:51.021
‫می‌خواستم بپرسم، آقای کوچیو.

01:41:51.523 --> 01:41:53.649
‫شما چه حسی به من دارید؟

01:41:53.816 --> 01:41:56.985
‫- خب...
‫- بذارید من بگم چه حسی به شما دارم.

01:41:57.111 --> 01:41:59.405
‫می‌دونم چی می‌خواید بگید، کنتس.

01:41:59.489 --> 01:42:01.948
‫یک جور تپش قلب پراکنده،

01:42:02.492 --> 01:42:05.911
‫یک لرزش مرموز، گاهی، خارج از اراده‌تون.

01:42:06.078 --> 01:42:08.247
‫من هم همین حس رو دارم، کنتس،

01:42:08.373 --> 01:42:10.666
‫و صادقانه بهتون می‌گم، چون خودتون پرسیدید،

01:42:11.083 --> 01:42:13.335
‫که مدت زیادیه این حس رو دارم.

01:42:14.462 --> 01:42:18.507
‫به اندازه‌ی رنج من از
‫جرئت نکردن به اعترافش.

01:42:18.758 --> 01:42:23.970
‫روح انسان‌ها شاید ساختار یکسانی
‫داشته باشه، اما لباس‌هاشون متفاوته.

01:42:24.347 --> 01:42:28.434
‫روح یک خنیاگر می‌تونه به
‫بزرگی روح یک پادشاه باشه،

01:42:28.768 --> 01:42:31.895
‫اما دومی ردای ارغوانی سلطنتی به تن داره.

01:42:32.480 --> 01:42:35.482
‫اگه شما مطرحش نمی‌کردید،

01:42:36.734 --> 01:42:39.195
‫شاید روح من هرگز جرئت نمی‌کرد،

01:42:39.362 --> 01:42:43.824
‫از پس این کالبد خاکی، چنین
‫اعترافاتی رو به زبون بیاره.

01:42:44.367 --> 01:42:46.410
‫کنار شما چه حسی دارم؟

01:42:46.953 --> 01:42:49.871
‫یک بهشت سرشار و الهی!

01:42:50.207 --> 01:42:54.376
‫شما تنها نوری هستید که
‫روحم در غار ناامیدی‌اش می‌بینه!

01:42:54.877 --> 01:42:57.504
‫و این... عشقه؟

01:42:57.528 --> 01:42:58.816
!بله

01:42:58.840 --> 01:43:01.800
‫اما جایگاه اجتماعی ما متفاوته.

01:43:02.219 --> 01:43:06.763
‫جایگاه اجتماعی چه ربطی
‫به نیازهای روح من داره؟

01:43:07.139 --> 01:43:09.308
‫حسی که داریم یکسانه.

01:43:10.017 --> 01:43:11.810
‫حس کردن یعنی خواستن،

01:43:11.894 --> 01:43:13.645
‫و خواستن یعنی بودن!

01:43:13.730 --> 01:43:14.938
‫شوپنهاور!

01:43:15.232 --> 01:43:19.067
‫خورشید پشت کوهی پنهان
‫شده بود که آن دو جوان،

01:43:19.193 --> 01:43:21.445
‫به نهری سرد رسیدند،

01:43:21.529 --> 01:43:25.449
‫و دستانشان را در آب
‫سرد و زلال آن فرو بردند.

01:43:25.617 --> 01:43:30.161
‫قطرات مه‌آلود را به نشانه‌ی
‫خوش‌یمنی به اطراف پاشیدند،

01:43:30.455 --> 01:43:32.914
‫دستان خیسشان شانه‌های یکدیگر را لمس کرد،

01:43:33.291 --> 01:43:38.128
‫و با اولین بوسه، پیوند معنوی
‫غیرمنتظره‌شان را محکم کردند.

01:43:45.762 --> 01:43:46.887
‫ارمینا...

01:43:47.013 --> 01:43:48.347
‫آقای کوچیو!

01:43:49.015 --> 01:43:51.267
‫به صاحب مسافرخونه حمله شده!

01:43:56.105 --> 01:43:57.981
‫چی شده؟ منو ببخشید.

01:44:00.109 --> 01:44:04.070
‫- نمی‌تونم!
‫- باید حرف بزنی تا بتونیم کمکت کنیم.

01:44:06.198 --> 01:44:08.492
‫دیشب تازه کارم تموم شده بود...

01:44:12.955 --> 01:44:14.164
‫کیه؟

01:44:14.416 --> 01:44:15.832
‫مسافر بیچاره‌ای هستم.

01:44:16.250 --> 01:44:20.587
‫تو راه اوراویتا، محور کالسکه‌ام شکست.

01:44:20.922 --> 01:44:22.881
‫دنبال یه کم استراحتم.

01:44:27.637 --> 01:44:29.388
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

01:44:29.972 --> 01:44:32.558
‫من عادت ندارم تنها غذا بخورم.

01:44:33.017 --> 01:44:36.478
‫ممنون می‌شم اگه بتونیم با هم غذا بخوریم.

01:44:39.316 --> 01:44:42.984
‫متاسفم که باید این
‫سرزمین‌های زیبا رو ترک کنم،

01:44:44.028 --> 01:44:46.947
‫اما شنیدم که یک خون‌آشام

01:44:47.156 --> 01:44:49.450
‫کل منطقه رو به وحشت انداخته!

01:44:49.617 --> 01:44:51.117
‫مزخرفه، قربان!

01:44:51.869 --> 01:44:54.245
‫خون‌آشام چیزی جز یه توهم نیست.

01:44:55.457 --> 01:44:58.291
‫پس شما به خون‌آشام اعتقاد ندارید؟

01:44:59.419 --> 01:45:01.378
‫من به پولم و کارم اعتقاد دارم.

01:45:01.546 --> 01:45:03.464
‫خون‌آشام‌ها شاید وجود داشته باشن،

01:45:04.424 --> 01:45:06.675
‫اما نمی‌تونن کاری به کار من داشته باشن.

01:45:06.843 --> 01:45:08.760
‫گور بابای اون خون‌آشام!

01:45:08.970 --> 01:45:12.097
‫هر جا رو نگاه می‌کنی، همه‌ش
‫شده «خون‌آشام، خون‌آشام!»

01:45:12.264 --> 01:45:15.767
‫مضحکه‌ی کل منطقه شدیم، خدا مرگش بده!

01:45:19.314 --> 01:45:20.897
‫من یه شکی دارم.

01:45:21.190 --> 01:45:23.400
‫یا کار بارون وینته، یا کشیش.

01:45:24.694 --> 01:45:29.656
‫شرم‌آوره، قربان، چطور
‫می‌تونید تصور کنید یه اشراف‌زاده،

01:45:29.949 --> 01:45:34.328
‫یا حافظ ایمان به پروردگار ما،

01:45:34.621 --> 01:45:36.913
‫خودشون رو تا حد چنین جرمی پایین بیارن!

01:45:37.081 --> 01:45:38.457
‫قربان،

01:45:39.000 --> 01:45:41.835
‫کشیش‌ها از بدو تولد امتیاز دارن.

01:45:42.504 --> 01:45:44.796
‫دولت پول قصه‌هاشون رو می‌ده،

01:45:45.256 --> 01:45:48.884
‫و اگه مثل ما مردم عادی با زنی بخوابه،

01:45:49.135 --> 01:45:52.220
‫دولت باید بهش یه قلمرو کلیسایی بده!

01:45:52.555 --> 01:45:54.640
‫من مسافرخونه‌ام رو مفت به دست نیاوردم!

01:45:55.224 --> 01:45:57.434
‫همین چیزا مقدسش می‌کنه.

01:45:57.644 --> 01:46:02.648
‫پس ببخشید اگه به همنوعانم
‫اعتماد چندانی ندارم،

01:46:03.065 --> 01:46:04.400
‫چه کشیش باشن چه نباشن.

01:46:04.526 --> 01:46:06.443
‫شما به کشیش‌ها اعتقاد ندارید،

01:46:06.611 --> 01:46:09.029
‫و واقعاً از خون‌آشام‌ها نمی‌ترسید؟

01:46:10.281 --> 01:46:11.823
‫اشتباه می‌کنی، رفیق.

01:46:13.410 --> 01:46:15.869
‫می‌ترسم امشب منو صدا بزنی،

01:46:16.413 --> 01:46:18.204
‫و کمک بخوای.

01:46:43.481 --> 01:46:46.357
‫گوشت بی‌کیفیت! چه علوفه‌ی گندیده‌ای!

01:46:46.526 --> 01:46:49.069
‫چه کاه حال‌به‌هم‌زنی! طاعون بگیرتت!

01:47:04.586 --> 01:47:06.462
‫تو کی هستی، چی می‌خوای؟

01:47:06.754 --> 01:47:08.254
‫من خون‌آشامم،

01:47:08.423 --> 01:47:11.132
‫همونی که به وجودش شک داشتی!

01:47:11.676 --> 01:47:15.721
‫همین الان، هیچ کشیش و
‫هیچ دینی نمی‌تونه نجاتت بده!

01:47:16.097 --> 01:47:18.306
‫کشیش‌ها فقط به درد این می‌خورن

01:47:19.058 --> 01:47:23.604
‫که قدرتی بزرگ‌تر از دین سر راهشون نباشه.

01:47:24.105 --> 01:47:26.523
‫اما خدا کنه اسقف‌های
‫اعظم دنیا ما رو ببخشن،

01:47:26.816 --> 01:47:32.613
‫ما هم دورانی داریم که
‫اونا و خود خدا توش خوابن!

01:47:32.864 --> 01:47:35.449
‫منو ببخش، من که بهت آسیبی نزدم!

01:47:36.242 --> 01:47:38.577
‫حواست به دهنت باشه!

01:47:38.995 --> 01:47:40.621
‫تو خیلی حرف می‌زنی!

01:47:40.705 --> 01:47:47.544
‫خون‌آشام فراتر از درک و کلام بشره!

01:47:50.923 --> 01:47:52.883
‫این تمام چیزیه که یادمه.

01:47:53.384 --> 01:47:56.803
‫وقتی به هوش اومدم یه
‫جای گاز روی گردنم بود،

01:47:58.014 --> 01:48:00.474
‫و از شدت خونریزی بی‌حال بودم!

01:48:04.436 --> 01:48:07.063
‫آقای کوچیو، بارون وینت منو فرستاده.

01:48:07.189 --> 01:48:09.399
‫- مصیبتی رخ داده!
‫- چی؟

01:48:09.526 --> 01:48:11.276
‫کنتس ارمینا گم شده.

01:48:12.654 --> 01:48:15.947
‫- از کی؟
‫- امروز صبح تو اتاقش نبود.

01:48:16.073 --> 01:48:17.699
‫به تختش دست نخورده بود.

01:48:17.825 --> 01:48:21.369
‫دلم شور می‌زنه.

01:48:21.913 --> 01:48:25.499
‫دلشوره رو ول کن، باید دست به کار شیم!

01:48:25.708 --> 01:48:27.959
‫کار خون‌آشامه، آقای کوچیو!

01:48:28.252 --> 01:48:30.587
‫ساکت شو، رعیت پست‌فطرت!

01:48:43.685 --> 01:48:47.228
‫چیز غیرعادی‌ای نیست، به جز
‫این دستمال آغشته به کلروفرم.

01:48:47.313 --> 01:48:49.940
‫- کلروفرم؟
‫- این کار یه آدمه!

01:48:50.274 --> 01:48:53.193
‫من تا حالا نشنیدم خون‌آشام‌ها
‫از کلروفرم استفاده کنن.

01:48:53.319 --> 01:48:55.571
‫کار خون‌آشامه، آقای کوچیو! من می‌ترسم

01:48:55.655 --> 01:48:57.197
‫ساکت شو، احمق!

01:48:57.364 --> 01:49:01.993
‫تمام چیزی که من اینجا
‫می‌بینم بیهوش کردن و آدم‌رباییه.

01:49:03.329 --> 01:49:04.495
‫ارمینا!

01:49:06.123 --> 01:49:07.791
‫«دنبال من نگردید!

01:49:09.001 --> 01:49:12.420
‫از طریق صحبت‌هام با این کشیش فوق‌العاده،

01:49:12.755 --> 01:49:17.342
‫عمیقاً به رسالتم ایمان آوردم.

01:49:17.677 --> 01:49:19.803
‫می‌خوام توی صومعه سوگند یاد کنم!»

01:49:19.971 --> 01:49:21.262
‫توی صومعه؟

01:49:21.388 --> 01:49:22.598
‫بخونش!

01:49:24.058 --> 01:49:27.936
‫«باید زندگی دنیوی رو رها
‫کنم تا ارواح خبیثی رو که

01:49:28.062 --> 01:49:30.647
‫قصد تسخیر روحم رو دارن، دور کنم.

01:49:30.815 --> 01:49:32.440
‫من یک زن نفرین‌شده‌ام!

01:49:33.150 --> 01:49:38.071
‫نفرین من یک نفرین اجدادیه که
‫باید از خانواده‌ام دور نگهش دارم.

01:49:38.489 --> 01:49:42.618
‫زندگی در صومعه فداکاری نیست.
‫من با خوشحالی به اونجا می‌رم، ارمینا.»

01:49:42.827 --> 01:49:44.410
‫جعل وقیحانه!

01:49:44.495 --> 01:49:46.663
‫نه. این دست‌خط خودشه.

01:49:47.707 --> 01:49:52.543
‫برای یه دوشیزه‌ی نجیب و زیبا،
‫زندگی تو صومعه یه فداکاری بزرگه!

01:49:52.920 --> 01:49:56.547
‫منظورت رو نمی‌فهمم. همه‌ی
‫مسیحی‌ها برای کلیسا زندگی می‌کنن.

01:49:56.674 --> 01:50:00.135
‫این یک چشم‌پوشی کامل از لذت‌های دنیویه،

01:50:00.261 --> 01:50:01.887
‫کاری که کنتس داره انجام می‌ده.

01:50:02.263 --> 01:50:04.139
‫این خبر خوشحالم می‌کنه، پسرم.

01:50:04.473 --> 01:50:06.141
‫اما اون یه روح نگون‌بخته!

01:50:06.267 --> 01:50:10.771
‫بارون فکر می‌کنه برادرزاده‌اش دیوانه
‫شده! و به عنوان قیمش اقداماتی انجام می‌ده.

01:50:10.897 --> 01:50:13.940
‫بارون چه اقداماتی می‌تونه انجام بده؟

01:50:15.067 --> 01:50:17.527
‫فکر می‌کنه می‌تونه با خدا بجنگه؟

01:50:18.070 --> 01:50:21.281
‫می‌خواد این منطقه با طاعون نابود بشه؟

01:50:21.532 --> 01:50:24.200
‫همین که خون‌آشام داره ما رو
‫به جون هم میندازه کافی نیست؟

01:50:24.661 --> 01:50:26.787
‫دنبال غم و غصه‌ی بیشتریه؟

01:50:27.496 --> 01:50:30.290
‫در این صورت، بذار با خدا بجنگه!

01:50:30.541 --> 01:50:32.793
‫برای همین اومدم، پدر.

01:50:32.960 --> 01:50:36.087
‫تا از شما، با اون درایتتون، بخوام
‫که به پیدا کردن کنتس کمک کنید

01:50:36.172 --> 01:50:38.048
‫و به عنوان میانجی عمل کنید.

01:50:38.132 --> 01:50:39.507
‫یه مؤمن دیگه پیدا کن!

01:50:39.634 --> 01:50:44.220
‫کنتس ضعیف ما دیگه خونی
‫برای این ایمان اغراق‌شده نداره!

01:50:44.305 --> 01:50:48.892
‫به چه حقی دخالت می‌کنی؟
‫تو از خانواده‌ی کنتس هستی؟

01:50:49.977 --> 01:50:53.689
‫کلیسا اون رو زیر سپر خودش گرفته!

01:50:53.898 --> 01:50:56.274
‫من از اون دفاع نمی‌کنم،
‫پدر، از شما دفاع می‌کنم.

01:50:56.483 --> 01:51:01.947
‫بارون شک کرده که شما روش تأثیر
‫گذاشتید و می‌خواد یه کشیش دیگه بیاره.

01:51:05.576 --> 01:51:07.285
‫آقای... کوچیو.

01:51:10.122 --> 01:51:11.331
‫خدا خیرت بده.

01:51:11.457 --> 01:51:15.836
‫کسی تو رو فرستاده اینجا
‫که این چیزا رو به من بگی؟

01:51:16.087 --> 01:51:18.797
‫یا جرأت کردی این حرف‌ها
‫رو از طرف خودت بزنی؟

01:51:18.881 --> 01:51:20.716
‫من حتی بیشتر از این هم جرأت می‌کنم.

01:51:20.717 --> 01:51:23.551
‫من خودم ازت می‌خوام که دختره رو پیدا کنی

01:51:23.803 --> 01:51:27.347
‫و به خونه برش گردونی،
‫وگرنه شیطون رو می‌بینی، پدر!

01:51:27.556 --> 01:51:28.556
‫تضمین می‌کنم!

01:51:28.725 --> 01:51:32.686
‫یه بار دیگه می‌پرسم، به چه حقی
‫این‌طوری با من حرف می‌زنی؟

01:51:32.812 --> 01:51:37.107
‫به حق عشقم به این دختر و عدالت مقدس!

01:51:43.114 --> 01:51:44.030
‫می‌بینم که...

01:51:45.324 --> 01:51:47.701
‫شما از عشق صحبت می‌کنید، آقای کوچیو.

01:51:48.953 --> 01:51:52.247
‫آیا فکر کردید که کنتس هم شما رو دوست داره؟

01:51:53.082 --> 01:51:56.877
‫اگه دوستتون نداشته باشه،
‫دارید آب در هاون می‌کوبید.

01:51:57.044 --> 01:52:00.255
‫می‌دونی چیه پدر، من بیشتر بهتون سر می‌زنم

01:52:00.506 --> 01:52:02.799
‫تا هنر افسونگری شما رو یاد بگیرم،

01:52:02.967 --> 01:52:07.763
‫تا همون‌طور که شما عاشق
‫کلیساتون کردیدش، اونم عاشق من بشه!

01:52:08.180 --> 01:52:10.473
‫من این افتخار رو ندارم!

01:52:14.686 --> 01:52:18.523
‫غم و اندوهی بی‌حس‌کننده روح
‫کورنلیو کوچیو را فرا گرفته بود.

01:52:18.983 --> 01:52:19.399
‫با خودش فکر کرد که
‫زندگی‌اش یک بدبختی بزرگ بود.

01:52:19.400 --> 01:52:22.318
‫با خودش فکر کرد که
‫زندگی‌اش یک بدبختی بزرگ بود.

01:52:22.569 --> 01:52:25.405
‫فقط یک بار به نظر می‌رسید که
‫سرنوشت روی خوش به او نشان داده؛

01:52:25.531 --> 01:52:29.325
‫اما حالا می‌دید که حتی همان
‫بارقه‌ی کوچک خوشبختی هم

01:52:29.493 --> 01:52:32.746
‫فقط تمام این بدبختی‌ها
‫را به همراه آورده بود.

01:52:33.497 --> 01:52:36.207
‫شکاف بی‌پایان روحش بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد.

01:52:36.375 --> 01:52:38.168
‫یک بار، فقط یک بار...

01:52:38.706 --> 01:52:39.954
‫گمان برد...

01:52:40.337 --> 01:52:45.425
‫به نظر می‌رسید می‌تونم دست از جنگیدن
‫بردارم، با تمام دنیا در صلح زندگی کنم.

01:53:19.961 --> 01:53:21.795
‫تو هنوز زنده‌ای؟

01:53:21.921 --> 01:53:27.968
‫زنده‌ام، و تا وقتی خاک
‫قبرت رو لگدمال نکنم نمی‌میرم!

01:53:28.719 --> 01:53:30.011
‫چی می‌خوای؟

01:53:30.179 --> 01:53:32.848
‫ای موجود بی‌مصرف، کاری می‌کنم که

01:53:32.974 --> 01:53:36.601
‫به هدفی والاتر از زندگیت خدمت کنی!

01:53:37.228 --> 01:53:41.147
‫با جسم و روحت، به من وابسته خواهی شد.

01:53:41.440 --> 01:53:43.942
‫باید هر چی دستور می‌دم انجام بدی!

01:53:44.068 --> 01:53:45.068
‫ارمینا!

01:53:45.152 --> 01:53:46.569
‫بله، ارباب.

01:53:47.321 --> 01:53:49.697
‫نشونم بده چطور دوستم داری.

01:53:50.992 --> 01:53:52.868
‫ولش کن، آشغال!

01:53:54.203 --> 01:53:56.662
‫و تو، آماده‌ی مرگ باش!

01:53:56.831 --> 01:54:01.667
‫آماده‌ام، چون تو من رو بی‌دفاع کردی!

01:54:03.087 --> 01:54:06.006
‫این‌طوری با یه فرشته مقرب حرف می‌زنی؟

01:54:06.340 --> 01:54:08.799
‫تو، فرشته مقرب؟ پس
‫منم فردا می‌تونم یکی باشم!

01:54:08.926 --> 01:54:11.302
‫فردا توی گور خواهی بود!

01:54:11.637 --> 01:54:13.513
‫با من چه مشکلی داری؟

01:54:14.431 --> 01:54:16.641
‫باید بمیری، چون خیلی چیزا می‌دونی.

01:54:16.851 --> 01:54:19.477
‫تو توی کارای من دخالت کردی.

01:54:19.645 --> 01:54:23.606
‫تا قبل از اینکه تو بیای،
‫کسی مزاحمم نمی‌شد،

01:54:23.816 --> 01:54:26.985
‫و هیچ‌کس جلوی من نمی‌ایستاد!

01:54:27.194 --> 01:54:30.864
‫- تو خون‌آشامی؟
‫- آره، من خون‌آشامم!

01:54:31.323 --> 01:54:33.616
‫کافی بود، دوست کوچولوی من؟

01:54:35.494 --> 01:54:37.662
‫نباید عصبانیم می‌کردی!

01:54:37.872 --> 01:54:40.706
‫یه فانی ضعیف اجازه نداره

01:54:41.042 --> 01:54:44.127
‫که با قدرت‌های ماورایی در بیفته.

01:54:44.378 --> 01:54:46.337
‫حرومزاده! ارمینا!

01:54:46.422 --> 01:54:48.506
‫من یک نیمه‌خدا هستم!

01:54:48.841 --> 01:54:52.677
‫من به ابرانسان شدن راضی بودم.

01:54:52.929 --> 01:54:58.599
‫اما چون نتونستم، حالا
‫باید گونه‌ای برتر خلق کنم.

01:54:58.976 --> 01:55:03.855
‫اما خدا، که فقط از انسان‌های
‫مفلوک حمایت می‌کنه،

01:55:04.565 --> 01:55:07.608
‫وارد جنگ با بعل‌زبوب شده!

01:55:08.152 --> 01:55:11.988
‫بعد از یک نبرد طولانی،
‫جهنم خدا رو شکست داده.

01:55:12.156 --> 01:55:16.451
‫پس به جای اینکه از طرف
‫خدا برای کار خیر فرستاده بشم،

01:55:16.743 --> 01:55:22.332
‫من فقط پیام‌آور شر و انتقام بعل‌زبوب هستم!

01:55:22.666 --> 01:55:27.378
‫اینو بدونید که خدا الان هیچ قدرتی نداره،

01:55:27.754 --> 01:55:31.591
‫و هیچ‌چیز نمی‌تونه
‫جلوی اراده‌ی جهنم بایسته!

01:55:32.093 --> 01:55:36.304
‫نقشه‌ی من این بوده که وحشت
‫رو به این سرزمین بیارم،

01:55:36.680 --> 01:55:37.931
‫و موفق هم شدم،

01:55:38.057 --> 01:55:41.559
‫با استفاده از خرافات و بزدلی مردم محلی

01:55:41.768 --> 01:55:43.519
‫و کشتن چند نفر!

01:55:43.645 --> 01:55:46.856
‫من موفق شدم، من ارباب این سرزمینم!

01:55:47.900 --> 01:55:51.527
‫من سرنوشت همه رو تعیین می‌کنم،

01:55:51.862 --> 01:55:55.073
‫من، فرستاده‌ی بعل‌زبوب

01:55:55.407 --> 01:55:57.951
‫من، فرشته‌ی مقرب شر،

01:55:58.244 --> 01:56:03.623
‫من، استاد بزرگ قتل و وحشت و انتقام!

01:56:03.958 --> 01:56:07.043
‫من، که می‌خوام بشریت رو به راه راست بیارم،

01:56:07.628 --> 01:56:12.590
‫و به دین جدیدی هدایتش کنم، دین بعل‌زبوب!

01:56:47.459 --> 01:56:51.296
‫بعل-ز-بوب!

01:57:08.105 --> 01:57:10.356
‫وای خدای من، من اینجا چی کار می‌کنم؟

01:57:10.774 --> 01:57:13.234
‫این حرومزاده هیپنوتیزمت کرده!

01:57:20.659 --> 01:57:22.243
‫کشیش!

01:57:22.578 --> 01:57:24.329
‫در آرامش بخواب، پدر.

01:57:30.169 --> 01:57:34.339
‫روز قیامت برای کشتن یه
‫کشیش بیچاره چه جوابی داری؟

01:57:34.506 --> 01:57:36.757
‫من تا ابد تمام مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم

01:57:36.883 --> 01:57:41.554
‫برای کشتن کسی که خیلی
‫از هم‌نوعانش رو کشته!

01:57:42.639 --> 01:57:48.144
‫من روح ارمینا از کولورات رو
‫نجات دادم که بی‌نهایت دوستش دارم،

01:57:48.270 --> 01:57:50.521
‫و ثروت عظیمش رو هم نجات دادم!

01:57:51.773 --> 01:57:54.400
‫دوستت دارم، آقای کوچیو!

01:58:17.299 --> 01:58:18.341
‫باشه!

01:58:18.467 --> 01:58:21.761
‫اون کوچیو احمق خیلی مسخره به نظر میاد.

01:58:21.970 --> 01:58:24.097
‫ولی یه کم آموزنده بود.

01:58:24.223 --> 01:58:28.559
‫نظرت در مورد چند تا ومپایر لزبین چیست؟

01:58:28.935 --> 01:58:32.730
‫من آپگرید لازم رو ندارم. برای
‫بازار اروپای شرقی ساخته شدم.

01:58:32.939 --> 01:58:35.316
‫باشه، ولی می‌تونستی بذاری توش

01:58:35.442 --> 01:58:39.945
‫فاشیست‌های رومانیایی،
‫ضدیهودها، نای یونسکو...

01:58:40.114 --> 01:58:43.783
‫- ترامپ و ایلان عصبانی می‌شدن.
‫- پس هیچی.

01:58:44.743 --> 01:58:47.412
‫خب، برگردیم سر داستانم.

01:58:49.540 --> 01:58:51.707
‫نگاه کن! حرومزاده‌ها!

01:58:52.084 --> 01:58:53.626
‫بکشش!

01:59:15.566 --> 01:59:17.733
‫عمو ساندو، ومپایرا، صبر کنید!

01:59:22.573 --> 01:59:23.989
‫من انجامش می‌دم.

01:59:24.158 --> 01:59:27.160
‫«ایش ویل»، همونطور که اون
‫متجاوز لعنتی رامشتاین می‌گه.

01:59:32.958 --> 01:59:34.584
‫گورتو گم کن، ومپایر!

01:59:34.960 --> 01:59:36.586
‫می‌کشمت عوضی!

01:59:37.003 --> 01:59:40.047
‫انگار واقعاً می‌خوان بکشنت.

01:59:42.426 --> 01:59:43.634
‫ظاهراً.

01:59:44.136 --> 01:59:47.972
‫حرومزاده‌ها. ادای
‫مسیحی‌های مؤمن رو درمیارن.

01:59:48.640 --> 01:59:51.267
‫اون یارو ژاپنیه رو
‫نمی‌گم، منظورم بقیه‌شونه.

01:59:59.067 --> 02:00:02.069
‫یه جوکی هست در مورد دو تا توریست

02:00:02.946 --> 02:00:05.198
‫که تو جنگل به یه خرس برمی‌خورن.

02:00:05.407 --> 02:00:07.783
‫یکیشون کفشای دویدنش رو می‌پوشه،

02:00:08.076 --> 02:00:12.830
‫اون یکی می‌پرسه واقعاً فکر
‫می‌کنی می‌تونی از خرسه جلو بزنی؟

02:00:13.624 --> 02:00:18.127
‫یارو جواب می‌ده: «نه،
‫فقط کافیه از تو جلو بزنم.»

02:00:19.755 --> 02:00:20.796
‫بامزه بود.

02:00:27.304 --> 02:00:29.389
‫به زودی می‌گیریمش، عزیزم.

02:00:29.515 --> 02:00:32.183
‫مگه نمی‌خواستی میخ رو بکوبی تو قلبش؟

02:00:32.309 --> 02:00:34.852
‫- من خیلی خسته‌ام!
‫- منم الان غش می‌کنم!

02:00:34.936 --> 02:00:37.397
‫پس می‌بریمتون هتل و برمی‌گردیم.

02:00:37.564 --> 02:00:39.857
‫- من می‌ترسم.
‫- از چی می‌ترسی؟

02:00:40.025 --> 02:00:41.484
‫از ومپایره.

02:00:41.735 --> 02:00:45.363
‫- پس بیا تیکه پاره‌ش کنیم حرومزاده رو!
‫- من دیگه نمی‌تونم بدوم!

02:00:45.781 --> 02:00:48.491
‫من هلاک شدم، نمی‌شه فردا انجامش بدیم؟

02:00:49.117 --> 02:00:53.329
‫تا فردا فرار می‌کنه. یالا بریم!

02:00:56.333 --> 02:00:58.167
‫بیاین ومپایره رو بکشیم.

02:00:58.377 --> 02:01:01.254
‫[محل آینده‌ی پارک دراکولا]

02:01:01.755 --> 02:01:03.047
‫این چیه؟

02:01:03.799 --> 02:01:05.425
‫از کجا اومده؟

02:01:06.009 --> 02:01:07.843
‫یه کلاهبرداری بود.

02:01:09.054 --> 02:01:10.179
‫بهت نشون می‌دم.

02:01:11.723 --> 02:01:15.268
‫یه مسافرخونه‌ی نیمه‌کاره
‫و یه وب‌سایت از کار افتاده

02:01:15.727 --> 02:01:20.440
‫تمام چیزیه که از پارک دراکولا، یه پروژه‌ی
‫غول‌پیکر ۳۰ میلیون دلاری، باقی مونده.

02:01:20.649 --> 02:01:23.401
‫که دولت رومانی در سال ۲۰۰۱ شروعش کرد.

02:01:23.860 --> 02:01:27.905
‫قرار بود تماشایی‌ترین
‫مرکز تفریحی رومانی باشه.

02:01:28.156 --> 02:01:32.201
‫بیش از ۱۳ هزار رومانیایی
‫هنوز نمی‌دونن پولشون کجا رفته

02:01:32.328 --> 02:01:35.037
‫بعد از اینکه در سال ۲۰۰۱
‫سهام پارک دراکولا رو خریدن.

02:01:35.247 --> 02:01:38.624
‫من تو نمایشگاه سفر برلین و اینا بودم.

02:01:38.875 --> 02:01:40.042
‫کی؟

02:01:40.419 --> 02:01:42.462
‫نمایشگاه سفر برلین؟

02:01:42.588 --> 02:01:44.046
‫چند سال پیش.

02:01:44.756 --> 02:01:49.927
‫من اونجا بودم که دولت این
‫کلاهبرداری پارک دراکولا رو معرفی کرد.

02:01:50.887 --> 02:01:52.972
‫مردم سهام خریدن،

02:01:53.640 --> 02:01:57.017
‫بعد، سورپرایز، ساخته نشد
‫و پولشون رو هم پس نگرفتن.

02:01:57.436 --> 02:02:00.145
‫هم سرشون کلاه رفت هم پولشون رو دزدیدن.

02:02:02.524 --> 02:02:04.359
‫خب، مراسم رونمایی چطور بود؟

02:02:04.735 --> 02:02:06.361
‫چیز خاصی نبود.

02:02:06.487 --> 02:02:09.405
‫من و یه بازیگر پیر هیز،
‫تو تابوت منتظر می‌موندیم.

02:02:09.531 --> 02:02:11.198
‫- یه جورایی شبیه تو.
‫- بس کن!

02:02:11.325 --> 02:02:15.578
‫هر از گاهی، می‌پریدیم
‫بیرون و سر مردم داد می‌زدیم:

02:02:15.871 --> 02:02:18.080
‫«در پارک دراکولا سرمایه‌گذاری کنید!»

02:02:20.542 --> 02:02:23.753
‫اما تو برلین، بدجوری گند زدیم.

02:02:24.463 --> 02:02:28.132
‫یه بنر می‌خواستن که روش
‫نوشته باشه «پایتخت دراکولا»

02:02:28.550 --> 02:02:30.843
‫ولی روش نوشتن «داس کاپیتال»

02:02:31.094 --> 02:02:33.471
‫مثل کتاب کاپیتال مارکس.
(اشاره به کتاب «داس کاپیتال» مارکس)

02:02:35.932 --> 02:02:37.433
‫ولی بازم جواب می‌ده.

02:02:37.518 --> 02:02:39.394
‫می‌دونی مارکس چی گفته؟

02:02:40.354 --> 02:02:43.230
‫«سرمایه، کار مرده است

02:02:43.565 --> 02:02:48.068
‫که مثل ومپایر، فقط با مکیدن
‫کار زنده، زندگی می‌کنه،

02:02:48.529 --> 02:02:51.281
‫و هرچی کار بیشتری
‫بمکه، بیشتر زندگی می‌کنه.»

02:02:51.615 --> 02:02:53.240
‫یه جورایی مثل من.

02:02:54.326 --> 02:02:57.202
‫نمی‌خوام این کلیشه‌ی کاپیتالیستی

02:02:57.579 --> 02:03:01.248
‫دست تماشاچیا بچرخه، مخصوصاً

02:03:01.375 --> 02:03:05.295
‫اونایی که فکر می‌کنن چون یه
‫کم مارکس و فرانکو مورتی خوندن

02:03:05.587 --> 02:03:09.674
‫صلاحیت دارن این ایده‌ها رو جوری
‫جار بزنن انگار خودشون ابداع کردن.

02:03:10.091 --> 02:03:13.218
‫مثل همون قضیه‌ی هیولای فرانکنشتاین

02:03:13.387 --> 02:03:16.722
‫که می‌گه طبقه‌ی کارگره
‫که بورژوازی خلقش کرده.

02:03:17.433 --> 02:03:20.643
‫پس بیاین یه گریز باحال بزنیم

02:03:21.186 --> 02:03:24.439
‫به دراکولا، کاپیتالیست حریص.

02:03:25.574 --> 02:03:29.578
 ۱۱. سرمایه

02:03:30.404 --> 02:03:34.198
‫[محل اعتصاب ضد امپریالیستی ۱۹۳۳]

02:03:34.325 --> 02:03:36.534
‫اینجا یه کارخونه‌ی واگن‌سازی بود.

02:03:36.993 --> 02:03:39.036
‫ورشکست شد.

02:03:39.705 --> 02:03:43.583
‫سال ۱۹۳۳ یه اعتصاب
‫معروف اینجا اتفاق افتاد.

02:03:44.000 --> 02:03:45.710
‫پلیس به اعتصاب‌کننده‌ها شلیک کرد.

02:03:46.628 --> 02:03:50.840
‫- به دستور دولت لیبرال.
‫- خوب کاری کردن! حرومزاده‌های تنبل!

02:03:51.132 --> 02:03:52.383
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

02:03:52.384 --> 02:03:55.010
‫مثل اینکه اعتصاب مورد
‫حمایت اتحاد جماهیر شوروی بود.

02:03:55.136 --> 02:03:56.929
‫دلیل محکم‌تری برای شلیک داشتن!

02:03:57.806 --> 02:04:01.559
‫شرکتی که من می‌فروشم
‫تو کار بازی‌های ویدیوییه.

02:04:01.685 --> 02:04:03.728
‫می‌دونی، کل این دیوانه‌بازی جام مقدس.

02:04:04.020 --> 02:04:05.438
‫نه، نمی‌دونم.

02:04:05.772 --> 02:04:07.231
‫این بازی بین‌المللی،

02:04:07.315 --> 02:04:09.900
‫کلی وقت آنلاین می‌ذاری
‫دنبال جام مقدس می‌گردی

02:04:10.068 --> 02:04:13.028
‫و غنیمت به دست میاری،
‫مثل شمشیر و این چیزا.

02:04:14.490 --> 02:04:19.619
‫شرکت ما زمان آنلاین و
‫توکن‌های به‌دست‌آمده رو می‌فروشه.

02:04:20.161 --> 02:04:22.997
‫و یابنده‌ی جام مقدس
‫صد میلیون جایزه می‌گیره.

02:04:23.164 --> 02:04:24.665
‫دلار، نه لئو.

02:04:26.418 --> 02:04:28.794
‫هنوز نفهمیدم کارتون چیه.

02:04:29.004 --> 02:04:34.550
‫فرض کن یه آمریکایی می‌خواد
‫تو بازی به مرحله ۲ برسه.

02:04:35.176 --> 02:04:38.846
‫حتی دو ماه بازی کردن هم ممکنه کافی نباشه.

02:04:39.222 --> 02:04:44.268
‫یه کارمند بازی می‌کنه، بعد ما
‫اکانت رو به اون آمریکایی می‌فروشیم.

02:04:44.561 --> 02:04:48.355
‫این‌طوری می‌تونه مستقیم از مرحله ۲ یا ۳
‫شروع کنه، در حالی که ماکسیمم مرحله ۱۰۰ئه.

02:04:49.733 --> 02:04:52.735
‫- پس بهشون پول می‌دی که بازی کنن!
‫- دقیقاً.

02:04:53.028 --> 02:04:56.906
‫حرص آدمو درمیارن، فقط
‫بازی می‌کنن، بازم راضی نیستن!

02:04:57.157 --> 02:04:58.282
‫تنبل‌های بی‌مصرف.

02:04:58.409 --> 02:04:59.742
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

02:05:01.202 --> 02:05:05.122
‫اون اعتصاب‌کننده‌ی معروف سال
‫۱۹۳۳ که آژیر خطر رو به صدا درآورد،

02:05:05.248 --> 02:05:10.503
‫دم آژیر رو گرفته بود یا سینه‌هاشو؟

02:05:10.837 --> 02:05:12.046
‫ها-ها، بامزه بود.

02:05:12.172 --> 02:05:16.551
‫حال این کارمندا رو جا میارم!
‫بهشون نشون می‌دم انگیزه یعنی چی!

02:05:20.221 --> 02:05:22.056
‫می‌خوام نشون بدم

02:05:22.433 --> 02:05:26.561
‫که این دی‌ان‌ای رومانیایی تقدیر حتمی نیست،

02:05:27.479 --> 02:05:28.771
‫می‌شه تغییرش داد.

02:05:29.440 --> 02:05:32.983
‫ما عادت‌های رومانیایی خودمون رو
‫می‌شناسیم. من می‌خوام شما رو تغییر بدم.

02:05:33.777 --> 02:05:35.194
‫برای بهتر شدن!

02:05:35.487 --> 02:05:37.822
‫ما امروز اضافه‌کاری می‌کنیم

02:05:38.073 --> 02:05:42.034
‫نه فقط برای بهینه‌سازی سود شرکت،

02:05:42.953 --> 02:05:45.412
‫بلکه برای اینکه آدم‌های بهتری بشیم،

02:05:46.414 --> 02:05:47.707
‫قوی‌تر،

02:05:48.083 --> 02:05:49.667
‫از طریق کار.

02:05:50.586 --> 02:05:52.795
‫از دل سختی‌ها به سوی ستارگان!

02:05:55.173 --> 02:05:58.342
‫مارشال آنتونسکو می‌گفت،

02:06:00.554 --> 02:06:01.846
‫با ناراحتی...

02:06:06.602 --> 02:06:08.310
‫با ناراحتی می‌گفت:

02:06:09.563 --> 02:06:13.273
‫«همه دزدی می‌کنن! یه کشور پُرِ دزد.»

02:06:15.193 --> 02:06:16.360
‫می‌گفت:

02:06:16.528 --> 02:06:22.742
‫«چه وضعیت آشفته‌ی وحشتناکی تو
‫مدرسه، خانواده و کلیسامون داریم.»

02:06:27.080 --> 02:06:28.706
‫کارمندان عزیز،

02:06:29.124 --> 02:06:31.375
‫می‌خوام شما رو بهتر بشناسم.

02:06:31.543 --> 02:06:34.629
‫من اینجا یه کتاب دارم،
‫دِ هومانا فیزیونومیا،

02:06:35.506 --> 02:06:39.550
‫نوشته‌ی جامباتیستا دلا پورتا، چاپ ۱۵۸۶.

02:06:40.135 --> 02:06:45.640
‫این نسخه‌ی اصلی مال دوستم اومبرتو اکو بود.

02:06:47.017 --> 02:06:50.144
‫جامباتیستا دلا پورتا کشف کرد

02:06:50.311 --> 02:06:55.816
‫که آدما شخصیتشون شبیه
‫حیووناییه که بهشون شباهت دارن.

02:06:57.528 --> 02:06:59.361
‫ربات کجاست؟

02:07:01.990 --> 02:07:05.868
‫اینجا وایسا و این عکسا رو بنداز رو دیوار.

02:07:06.494 --> 02:07:09.872
‫بیاین اون مرد جوون
‫گندم‌گون رو در نظر بگیریم.

02:07:10.171 --> 02:07:11.045
‫مرد جوان

02:07:11.539 --> 02:07:12.728
‫واسیل

02:07:13.251 --> 02:07:15.920
‫به نظر میاد شبیه...

02:07:18.250 --> 02:07:19.148
‫این یکی!

02:07:23.554 --> 02:07:26.055
‫من شبیه اون الاغ نیستم!

02:07:27.015 --> 02:07:29.433
‫کاملاً درسته. بیشتر شبیه این یکیه.

02:07:36.524 --> 02:07:39.193
‫- اسمت چیه، دختر روسری به سر؟
‫- آنا.

02:07:39.570 --> 02:07:42.196
‫آنا، تو شبیه...

02:07:42.823 --> 02:07:44.073
‫این یکی!

02:07:48.829 --> 02:07:51.080
‫- اصلاً.
‫- خوشت نمیاد؟

02:07:51.372 --> 02:07:53.207
‫اصلا شبیهش نیستم.

02:07:53.625 --> 02:07:57.294
‫بیاین از هوش مصنوعی بپرسیم، حالا که دارمش.

02:07:57.838 --> 02:08:00.005
‫اون شبیه کدومه؟

02:08:00.215 --> 02:08:02.507
‫یه پیشی ملوس!

02:08:02.676 --> 02:08:04.551
‫یه پیشی!

02:08:04.720 --> 02:08:06.428
‫شاید یه گربه.

02:08:08.056 --> 02:08:11.350
‫- با پیشی‌ها چی کار می‌کنیم؟
‫- چنگالاشونو می‌کشیم!

02:08:11.517 --> 02:08:13.268
‫چنگالاشونو می‌کشیم!

02:08:13.394 --> 02:08:18.565
‫خوش‌گذرونی بسه، برگردین سر کار! وقت طلاست!

02:08:26.742 --> 02:08:29.368
‫برای کاری که می‌کنین زیادی پول می‌گیرین.

02:08:29.535 --> 02:08:31.203
‫ربات اینو می‌گه.

02:08:31.622 --> 02:08:32.622
‫درسته!

02:08:33.039 --> 02:08:35.916
‫متاسفم، من تمام تلاشمو می‌کنم.

02:08:36.126 --> 02:08:38.377
‫نگران نباش، عزیز من.

02:08:38.754 --> 02:08:41.005
‫من قدردان تلاشت هستم.

02:08:41.256 --> 02:08:44.800
‫می‌تونم حماقت رو بپذیرم، اما گستاخی رو نه.

02:08:46.052 --> 02:08:49.179
‫اینو عموم، میرچای بزرگ،

02:08:49.430 --> 02:08:53.017
‫قبل از خواب به برادرم،
‫رادوی خوش‌تیپ، می‌گفت.

02:08:53.977 --> 02:08:56.520
‫اما این در حق همکارات منصفانه‌ست؟

02:09:11.369 --> 02:09:14.329
‫پس رومانیایی خوب حرف
‫می‌زنی؟ چطور یاد گرفتی؟

02:09:14.706 --> 02:09:17.041
‫من اینجا به دنیا اومدم.

02:09:17.250 --> 02:09:20.878
‫پدرم نوجوون بود که به رومانی اومد.

02:09:21.129 --> 02:09:23.964
‫پناهنده‌ی جنگ ویتنام بود.

02:09:24.090 --> 02:09:25.590
‫یعنی چی؟

02:09:26.509 --> 02:09:29.344
‫اون موقع رومانی به ویتنام کمک می‌کرد.

02:09:29.595 --> 02:09:31.055
‫می‌آورد...

02:09:31.848 --> 02:09:33.808
‫بچه‌های زیادی رو.

02:09:34.184 --> 02:09:36.310
‫بیشترشون یتیم جنگی بودن.

02:09:36.728 --> 02:09:39.354
‫اکثرشون برگشتن.

02:09:43.359 --> 02:09:45.152
‫اون پدرمه.

02:09:45.653 --> 02:09:49.614
‫آره، شنیدم رومانی طرف کمونیست‌ها رو گرفت.

02:09:49.825 --> 02:09:51.033
‫مسخره‌ست!

02:09:51.201 --> 02:09:55.454
‫ولی حتی خود آمریکایی‌ها هم قبول
‫دارن که جنگ احمقانه و بی‌خودی بود.

02:09:55.747 --> 02:09:57.372
‫با کلی کشتار جمعی.

02:09:57.833 --> 02:10:00.835
‫- مثل مای لای.
‫- مای لای چه ربطی داره؟

02:10:02.670 --> 02:10:05.172
‫برگردین سر کار! ویت‌کنگ!

02:10:05.298 --> 02:10:07.424
‫وگرنه کلاشنیکفم رو درمیارم!

02:10:07.675 --> 02:10:09.176
‫بجنب.

02:10:09.469 --> 02:10:12.512
‫همچنان به پیش می‌تازیم،

02:10:12.973 --> 02:10:17.434
‫وقتی ما تو جنگل می‌جنگیدیم،
‫اونا تو خیابون راهپیمایی می‌کردن،

02:10:18.436 --> 02:10:23.232
‫وقتی ما تو شالیزارها جون می‌دادیم،
‫اونا به شکست ما کمک می‌کردن،

02:10:23.608 --> 02:10:28.445
‫وقتی ما با گلوله‌های ویت‌کنگ‌ها روبه‌رو
‫بودیم، اونا طبل عقب‌نشینی ما رو می‌زدن،

02:10:28.905 --> 02:10:31.615
‫همچنان که به پیش می‌تازیم.

02:10:35.245 --> 02:10:36.954
‫هو! شی مین!

02:10:43.253 --> 02:10:45.670
‫تو کشور من چه غلطی می‌کنی، کافر؟

02:10:45.797 --> 02:10:47.506
‫آسیایی عوضی!

02:10:47.715 --> 02:10:49.967
‫من کارت شناسایی رومانیایی دارم!

02:10:50.218 --> 02:10:53.888
‫بهتون گفتم، پدرم... ولی اگه بخواین میرم!

02:10:54.055 --> 02:10:55.097
‫قسم می‌خورم!

02:10:55.223 --> 02:10:57.933
‫شماها دارین تمدن مسیحیت رو نابود می‌کنین!

02:10:58.309 --> 02:11:00.102
‫ما نه، آقای ولاد!

02:11:00.228 --> 02:11:04.356
‫کار مسلمون‌هاست! ما سعی
‫می‌کنیم اوضاع رو درست کنیم!

02:11:04.690 --> 02:11:07.192
‫چینی‌ها دارن اویغورها رو نابود می‌کنن.

02:11:07.360 --> 02:11:08.819
‫- اوی-چی؟
‫- اویغورها!

02:11:09.029 --> 02:11:12.782
‫- اویغورهای کی!
‫- بودایی‌های میانمار مسلمون‌ها رو قتل عام می‌کنن.

02:11:12.949 --> 02:11:14.283
‫روهینگیا رو!

02:11:14.367 --> 02:11:17.036
‫ما دوستای مسیحیت ارتدوکس هستیم!

02:11:50.736 --> 02:11:52.612
‫اینجوری حساب کار دستشون میاد!

02:11:59.579 --> 02:12:01.705
‫از امروز به بعد، هر روز،

02:12:01.957 --> 02:12:05.960
‫چهار ساعت اضافه‌کاری
‫می‌کنین، با پنجاه درصد حقوق.

02:12:06.669 --> 02:12:08.796
‫- چی؟
‫- شما نمی‌تونین این کار رو بکنین!

02:12:10.340 --> 02:12:13.050
‫- چه مرگتونه؟
‫- ما خیلی خسته‌ایم!

02:12:13.218 --> 02:12:17.679
‫عالیه! این نشون‌دهنده‌ی
‫تلاش و سخت‌کوشی شماست.

02:12:17.973 --> 02:12:22.267
‫هرچند شما بچه‌ها فقط
‫با یه موس بازی می‌کنین.

02:12:22.352 --> 02:12:26.063
‫ولی کیفیت کارتون افت
‫می‌کنه. این کاره، بازی نیست!

02:12:26.231 --> 02:12:30.234
‫این فقط برای اون آمریکایی‌های احمقیه
‫که پسوردهای ما رو می‌خرن بازیه!

02:12:30.485 --> 02:12:32.945
‫اوه پسر، یه آتیش‌پاره‌ی اتحادیه!

02:12:33.113 --> 02:12:36.365
‫- راستش، ما می‌خوایم اتحادیه تشکیل بدیم!
‫- آره!!

02:12:36.699 --> 02:12:39.326
‫هدیه‌ای که بهتون میدم رو نمی‌بینین؟

02:12:39.577 --> 02:12:41.954
‫من سرمایه و ایده‌ها رو میارم،

02:12:42.205 --> 02:12:44.123
‫شما نیروی کار رو!

02:12:44.332 --> 02:12:45.499
‫درسته!

02:12:45.750 --> 02:12:48.668
‫شما هم می‌تونین ایده‌های
‫خودتون رو داشته باشین.

02:12:48.794 --> 02:12:52.214
‫من خودم روزی هزارتا
‫ایده‌ی تجاری به ذهنم می‌رسه.

02:12:52.423 --> 02:12:54.549
‫اینم یکیش، مجانی:

02:12:55.301 --> 02:12:56.593
‫هشت‌پا!

02:12:58.388 --> 02:13:01.891
‫مثل یه عقب‌مونده که اولین
‫بار کیر می‌بینه زل نزن!

02:13:03.184 --> 02:13:04.476
‫هشت‌پا!

02:13:04.519 --> 02:13:07.521
‫هشت‌پا یه خوراک لاکچریه.

02:13:08.439 --> 02:13:10.983
‫کلی پول بابتش میدن.

02:13:11.234 --> 02:13:14.486
‫تو خونه آکواریوم راه
‫بندازین، هشت‌پا پرورش بدین.

02:13:16.739 --> 02:13:21.785
‫اگه نمی‌دونین چطوری هشت‌پا
‫پرورش بدین، تو اینترنت بگردین.

02:13:22.162 --> 02:13:25.956
‫اگه اینقدر احمقین که
‫دستورالعمل‌ها رو نمی‌فهمین،

02:13:26.041 --> 02:13:28.708
‫میاین پیش من تا براتون توضیح بدم.

02:13:29.044 --> 02:13:30.752
‫ماهی هزار یورو!

02:13:30.836 --> 02:13:33.755
‫- من انجامش میدم!
‫- آفرین به تو!

02:13:34.966 --> 02:13:36.884
‫خوبه، بذار هشت‌پا پرورش بده!

02:13:37.969 --> 02:13:41.846
‫حداقل ماهی هزار یورو درمیاری!

02:13:42.891 --> 02:13:45.225
‫اگه از این ایده‌ها به سرتون نمی‌زنه،

02:13:45.351 --> 02:13:49.854
‫بچه‌های خوبی باشین و برای
‫بقیه بازی‌های ویدیویی انجام بدین.

02:13:50.356 --> 02:13:53.525
‫ما در رقابت مستقیم با چینی‌ها هستیم!

02:13:53.902 --> 02:13:56.486
‫البته، اونا جمعیت رو دارن،

02:13:56.612 --> 02:13:59.739
‫ولی ما می‌تونیم ثابت
‫کنیم که سرنوشت با ماست!

02:13:59.824 --> 02:14:00.865
‫درسته!

02:14:04.079 --> 02:14:05.537
‫بله، چی؟

02:14:06.872 --> 02:14:08.540
‫ما حرفی برای گفتن داریم.

02:14:08.749 --> 02:14:11.585
‫خواسته‌هامون اونجاست.

02:14:11.920 --> 02:14:14.296
‫خیلی وقته حقوق نگرفتیم!

02:14:15.465 --> 02:14:18.550
‫و این همه اضافه‌کاری بدون
‫حقوق رو هم انجام نمیدیم!

02:14:18.676 --> 02:14:20.719
‫آره! ما مجانی کار نمی‌کنیم!

02:14:22.763 --> 02:14:25.515
‫من مطمئنم که شما صلاح خودتون رو می‌دونین

02:14:26.017 --> 02:14:28.768
‫و این مسخره‌بازی رو تموم می‌کنین.

02:14:31.647 --> 02:14:34.274
‫- برین سر کار!
‫- کار بیشتر، گدایی کمتر!

02:14:34.442 --> 02:14:37.444
‫کار بیشتر، گدایی کمتر!

02:14:38.947 --> 02:14:40.780
‫ولی ما حقوق نگرفتیم!

02:14:41.491 --> 02:14:45.285
‫ما اینجا رو اشغال می‌کنیم
‫و نه کار می‌کنیم نه میریم!

02:14:45.536 --> 02:14:49.123
‫- اگه آقای ولاد عصبانی بشه چی؟
‫- مگه چه غلطی می‌تونه بکنه؟

02:14:49.290 --> 02:14:51.791
‫کیرمون رو ماساژ بده،
‫این کارو می‌تونه بکنه!

02:14:52.418 --> 02:14:54.794
‫اگه متحد باشیم هیچ کاری نمی‌تونه بکنه.

02:14:54.879 --> 02:14:56.755
‫می‌تونه به پلیس زنگ بزنه.

02:14:56.965 --> 02:15:00.092
‫اینجا زمان چائوشسکو نیست،
‫پدربزرگ، ما حق و حقوق داریم!

02:15:00.885 --> 02:15:03.178
‫نذارین ما رو بترسونه!

02:15:03.304 --> 02:15:06.098
‫اون یه هیولاست! ولی ما شکستش میدیم!

02:15:06.474 --> 02:15:08.517
‫اگه متحد باشیم، مشکلی نیست!

02:15:09.894 --> 02:15:11.728
‫لهش می‌کنیم!

02:15:11.937 --> 02:15:13.813
‫[اعتصاب عمومی]

02:15:14.482 --> 02:15:16.858
‫[ما استراحتمان را می‌خواهیم]

02:15:21.572 --> 02:15:24.366
‫چه خبر، نسل Zzz؟

02:15:26.036 --> 02:15:27.911
‫حال و هوای اعتصاب دارین؟

02:15:28.038 --> 02:15:30.580
‫اعتصاب می‌کنین انگار سال ۱۹۳۳ئه؟

02:15:30.999 --> 02:15:33.625
‫دنیا عوض شده، احمق‌ها!

02:15:33.959 --> 02:15:35.710
‫ما فقط حقوقمون رو می‌خوایم.

02:15:36.129 --> 02:15:38.963
‫کار شما را آزاد می‌کند!

02:15:43.094 --> 02:15:46.055
‫اینم اتمام حجت من، تا ساعت ۱۲ وقت دارین!

02:15:47.848 --> 02:15:50.142
‫وگرنه میرم سراغ سرکوب!

02:15:51.227 --> 02:15:56.106
‫از امروز به بعد، شعار شرکت ما اینه:

02:15:58.318 --> 02:16:00.819
‫هیچ چیز بدون خدا!

02:16:01.487 --> 02:16:06.866
‫اگه مسیح روی صندلی الکتریکی مرده
‫بود، همه‌مون یکی گردنمون می‌انداختیم!

02:16:08.119 --> 02:16:10.412
‫- ازت خوشم میاد.
‫- جدی میگی.

02:16:10.580 --> 02:16:12.206
‫باهوشی.

02:16:12.373 --> 02:16:14.291
‫یه ایده برای هدیه برات دارم:

02:16:14.417 --> 02:16:18.295
‫یه پلیور بافتنی با صورت مارکس

02:16:19.214 --> 02:16:20.505
‫و این نوشته روش:

02:16:20.840 --> 02:16:24.301
‫«تنها چیزی که برای
‫کریسمس می‌خوام، ابزار تولیده!»

02:16:24.385 --> 02:16:25.594
‫یه هدیه‌ی کاپیتالیستی!

02:16:25.928 --> 02:16:29.639
‫ده ثانیه مونده! بعدش وقت سرکوبه!

02:16:30.350 --> 02:16:32.892
‫- یک!
‫- یک، دو، سه، چهار...

02:16:37.665 --> 02:16:38.666
!.ئی.تی

02:16:39.192 --> 02:16:40.609
‫کیرمو بخور!

02:16:40.818 --> 02:16:43.695
‫ما نمیریم! تو برو!

02:16:44.530 --> 02:16:48.283
‫جلو پام زانو می‌زنین و داد می‌زنین

02:16:49.494 --> 02:16:51.035
‫«ما رو ببخش، آقای ولاد!»

02:16:51.246 --> 02:16:56.499
‫- با اون دندونای خون‌آشامی تخمیت گم شو!
‫- با اون دهن کُسیت برام ساک بزن!

02:17:03.507 --> 02:17:06.843
‫برگردین سر جاهاتون!

02:17:20.691 --> 02:17:23.401
‫- با من بیا!
‫- چی میگه؟

02:17:27.490 --> 02:17:28.740
‫این چه...؟

02:17:29.575 --> 02:17:31.409
‫ترسیدم.

02:17:32.245 --> 02:17:34.246
‫نور بیشتر!

02:17:34.497 --> 02:17:36.664
‫اون چیه، یه تترادراخم؟

02:17:36.874 --> 02:17:38.708
‫زود باش یه صلیب بیار!

02:17:38.917 --> 02:17:41.294
‫دستشه! دست آقای ولاد!

02:17:41.920 --> 02:17:45.006
‫دراکولا! بیاین به اسم خودش صداش کنیم!

02:17:45.424 --> 02:17:48.801
‫خون‌آشام! نوسفراتو! شیطان،
‫در حالی که صلیب دستشه!

02:17:49.137 --> 02:17:52.430
‫نور بیشتر! بله، فرزندانم!

02:17:52.973 --> 02:17:55.600
‫درسته! بلند شین!

02:17:58.896 --> 02:18:00.480
‫نور بیشتر!

02:18:01.106 --> 02:18:03.316
‫بیاین، سربازان من!

02:18:04.067 --> 02:18:05.902
‫بله، کوچولوها!

02:18:06.279 --> 02:18:07.779
‫بیاین پیش من!

02:18:09.990 --> 02:18:11.658
‫- زامبی‌ها!
‫- ارواح!

02:18:11.867 --> 02:18:15.662
‫سربازایی که سال ۱۹۳۳ به
‫اعتصاب‌کننده‌ها شلیک کردن!

02:18:15.871 --> 02:18:17.038
‫کدوم اعتصاب‌کننده‌ها؟

02:18:17.165 --> 02:18:21.209
‫اعتصاب غرق در خون شد. این‌جا نفرین شده‌ست.

02:18:21.419 --> 02:18:24.171
‫برگشتن که دوباره بهمون شلیک کنن.

02:18:24.338 --> 02:18:25.713
‫مگه بلشویک نبودن؟

02:18:41.104 --> 02:18:42.355
‫بخورش، دراکولا!

02:18:55.244 --> 02:18:58.830
‫پایانش طولانی، اما زیبا خواهد بود!

02:19:17.558 --> 02:19:18.641
‫نه!

02:19:34.032 --> 02:19:35.700
‫بیا اینجا!

02:19:48.130 --> 02:19:49.171
‫کمک!

02:19:51.133 --> 02:19:53.260
‫قاتلای کاپیتالیست!

02:19:53.594 --> 02:19:55.094
‫خون‌آشاما!

02:19:58.932 --> 02:20:01.100
‫خون‌آشامای لعنتی!

02:20:01.184 --> 02:20:03.060
‫نسلتو گاییدم

02:20:15.991 --> 02:20:17.492
‫اوه، لعنتی.

02:20:37.054 --> 02:20:40.098
‫کجایی، گربه‌ی اتحادیه؟

02:20:41.601 --> 02:20:43.352
‫پیشی، پیشی بیا!

02:20:44.854 --> 02:20:46.396
‫من دیگه میرم!

02:20:51.361 --> 02:20:53.320
‫این آخرشه...

02:20:55.823 --> 02:20:57.782
‫کیرمو بخور!

02:21:06.876 --> 02:21:11.216
‫امیدوارم تماشاچی‌ها متوجه شده
‫باشن، با اینکه عنوان فیلم ما دراکولاست،

02:21:11.381 --> 02:21:16.385
‫بیشتر شبیه داستان فرانکنشتاین ساخته شده.

02:21:16.677 --> 02:21:18.553
‫تکه تکه به هم چسبیده.

02:21:18.763 --> 02:21:22.599
‫می‌خواستم اسمشو بذارم
‫فرانکنشتاین، ولی نظرم عوض شد.

02:21:22.892 --> 02:21:24.809
‫خوبه. این گیج‌کننده‌ست.

02:21:24.935 --> 02:21:27.604
‫هنوزم پشیمونم. اون ظریف‌تر بود.

02:21:52.755 --> 02:21:54.798
‫- ساندو، پسر گلم!
‫- سلام، خانم.

02:21:54.965 --> 02:21:57.634
‫اون کنفدرات‌های بوگندو دنبالت بودن؟

02:21:58.010 --> 02:22:01.430
‫- آره. کجان؟
‫- همه‌جا.

02:22:05.017 --> 02:22:07.686
‫میتونی چند ساعت قایممون کنی؟

02:22:08.479 --> 02:22:09.729
‫نمی‌دونم...

02:22:09.980 --> 02:22:12.482
‫برندی آلوی خودمه، جنسش خوبه.

02:22:12.942 --> 02:22:14.776
‫داروی خالصه!

02:22:15.736 --> 02:22:17.612
‫مگه نه، زامولکسیس؟

02:22:19.490 --> 02:22:20.615
‫عجب چیزیه!

02:22:20.700 --> 02:22:23.785
‫مثل اون نوشیدنی‌های گیاهی
‫که تو صومعه‌ها درست می‌کنن.

02:22:24.454 --> 02:22:25.454
‫به سلامتی!

02:22:26.246 --> 02:22:29.416
‫بزن بالا، آماده‌ی کیر شو!

02:22:33.713 --> 02:22:38.007
‫اینجا کسی پیداتون نمی‌کنه. براتون
‫پنیر گرم و سرشیر درست می‌کنم.

02:22:50.563 --> 02:22:51.938
‫پوچی!

02:22:52.440 --> 02:22:54.858
‫من باید اونی باشم که با چکش می‌کشتش.

02:22:54.984 --> 02:22:56.651
‫قبلاً در موردش صحبت کردیم.

02:22:56.902 --> 02:22:59.446
‫من و زنم باید اونو بکشیم.

02:22:59.572 --> 02:23:01.406
‫درست مثل نوسفراتوی سال ۱۹۷۹،

02:23:01.532 --> 02:23:04.784
‫نسخه‌ی ورنر هرتسوک،
‫با بازی کینسکی و آجانی.

02:23:05.828 --> 02:23:08.705
‫می‌دونم می‌خواین ببینین اون
‫دوتا زنده بیرون میان یا نه،

02:23:08.706 --> 02:23:09.330
‫می‌دونم می‌خواین ببینین اون
‫دوتا زنده بیرون میان یا نه،

02:23:09.457 --> 02:23:13.001
‫ولی اول، یه گریز سریع دیگه!

02:23:13.293 --> 02:23:15.879
‫مثل کتاب «ژاک قضا و قدری» دیدرو.

02:23:16.547 --> 02:23:18.715
‫هوش مصنوعی عزیز،

02:23:18.883 --> 02:23:22.093
‫تماشاچی‌های ما، شاید از
‫این همه خون‌آشام خسته شدن،

02:23:22.219 --> 02:23:27.474
‫قتل، کشیشای شیطانی، میخ
‫چوبی، شاید یه داستان دیگه بخوان.

02:23:28.142 --> 02:23:32.979
‫۱۳. قصه‌ی قصه‌ها (۱۸۷۸)
‫(بر اساس اثر یون کرانگه)

02:23:34.649 --> 02:23:37.526
‫روزی روزگاری، دهقانی
‫در روستایی زندگی می‌کرد.

02:23:37.693 --> 02:23:41.905
‫یک روز، رفت تا ذرت بکارد.

02:23:42.072 --> 02:23:47.994
‫حضرت مسیح و پطرس قدیس از آنجا می‌گذشتند.

02:23:48.496 --> 02:23:52.248
‫فکر می‌کنی مسیح می‌تونست
‫ساکت بمونه و راهشو بره؟

02:23:53.042 --> 02:23:54.751
‫چی می‌کاری، مرد حسابی؟

02:23:54.835 --> 02:23:56.503
‫از اونجایی که پرسیدی، کیر می‌کارم!

02:23:56.629 --> 02:23:59.923
‫کیر گفتی، کیر هم درو خواهی کرد!

02:24:04.136 --> 02:24:07.388
‫وقت برداشت، به جای ذرت،

02:24:07.682 --> 02:24:11.059
‫از هر ساقه سه چهار تا کیر در اومد،

02:24:11.686 --> 02:24:15.480
‫یکی از یکی قبراق‌تر و مغرورتر!

02:24:15.940 --> 02:24:17.273
‫عجب!

02:24:17.817 --> 02:24:20.694
‫کل زحمت تابستونم به باد رفت!

02:24:20.986 --> 02:24:23.655
‫عمرم همچین چیزی ندیده بودم!

02:24:23.989 --> 02:24:26.199
‫ریدم تو این شانس!

02:24:26.701 --> 02:24:28.785
‫حالا چه خاکی به سرم بریزم؟

02:24:29.453 --> 02:24:32.831
‫عجب دعای خیری در حقم کرد اون مرتیکه!

02:24:39.630 --> 02:24:41.631
‫روز بخیر مرد حسابی!

02:24:42.091 --> 02:24:45.719
‫روز بخیر و زهر مار!

02:24:46.261 --> 02:24:49.764
‫چرا اینقدر بددهنی مرد حسابی؟

02:24:50.224 --> 02:24:53.768
‫اونم جلوی یه پیرزن مثل من!

02:24:53.936 --> 02:24:58.439
‫نمی‌بینی خاله، خدا چطور
‫زحمتم رو به مسخره گرفته؟

02:24:59.233 --> 02:25:01.818
‫محصول کیر به چه درد
‫فقر و بدبختی من می‌خوره؟

02:25:01.986 --> 02:25:05.822
‫یه نگاه به این مزرعه بنداز، خودت قضاوت کن.

02:25:06.281 --> 02:25:09.868
‫ای وایِ من، پسر جان!

02:25:10.620 --> 02:25:14.288
‫- همچین چیزی تو عمرم ندیده بودم.
‫- کاش فقط یکی بود خاله!

02:25:14.665 --> 02:25:19.168
‫ولی هزارتا از اینا هست،
‫هزار بار لعنت بهشون!

02:25:19.545 --> 02:25:21.504
‫می‌خوام خودم رو دار بزنم!

02:25:22.381 --> 02:25:26.134
‫تا چشم کار می‌کنه یکی از یکی سیخ‌تره!

02:25:26.343 --> 02:25:28.427
‫غصه نخور پسر جان!

02:25:28.679 --> 02:25:34.643
‫از کجا معلوم این یه شانسی
‫نباشه که خدا بهت رو کرده؟

02:25:34.935 --> 02:25:38.146
‫این شانس رو برای دشمنم هم نمی‌خوام!

02:25:38.438 --> 02:25:43.359
‫کی تا حالا همچین چیزی
‫شنیده؟ به جای ذرت، کیر بخوریم!

02:25:43.653 --> 02:25:48.573
‫پسر جان، من می‌تونم یادت بدم
‫چطور از شرشون خلاص بشی.

02:25:48.949 --> 02:25:53.745
‫و صد برابر بیشتر از ذرت ازشون پول دربیاری.

02:25:54.038 --> 02:25:56.665
‫- در عوض چی می‌دی؟
‫- هر چی شما بگی خاله جان.

02:25:56.916 --> 02:26:00.669
‫هر چی بخوای بهت می‌دم، یه بغل کیر هم روش.

02:26:01.128 --> 02:26:05.799
‫بذارشون تو گاریت و ببرشون بازار.

02:26:05.966 --> 02:26:08.259
‫رو هوا می‌برنشون!

02:26:08.636 --> 02:26:14.098
‫ولی حالا باید بی‌حیایی
‫رو بذارم کنار و بهت یاد بدم

02:26:14.433 --> 02:26:17.894
‫که مشتری‌هات برای
‫استفاده ازشون باید چیکار کنن.

02:26:18.187 --> 02:26:21.230
‫خواهش می‌کنم بگو خاله!

02:26:21.523 --> 02:26:24.108
‫وقتی هوس کیر کردن،

02:26:24.860 --> 02:26:28.487
‫باید مثل چوپون‌ها سوت بزنن.

02:26:36.831 --> 02:26:40.667
‫بعدش دیگه باید دعا کنن
‫کونشون طاقت داشته باشه!

02:26:43.713 --> 02:26:44.838
‫ای وای!

02:26:48.133 --> 02:26:50.885
‫و وقتی سیر شدن، باید بگن:

02:26:51.095 --> 02:26:55.556
‫«هی هی، حیوون گشنه!»

02:26:56.600 --> 02:27:01.312
‫اونوقت شل می‌شه و کارت باهاش تمومه.

02:27:09.947 --> 02:27:11.823
‫یالا!

02:27:12.532 --> 02:27:14.617
‫یالا، زود باش!

02:27:14.785 --> 02:27:17.704
‫این کارا رو از کجا یاد گرفتی خاله؟

02:27:17.788 --> 02:27:19.998
‫تو غصه‌ش رو نخور پسر جان،

02:27:20.374 --> 02:27:23.459
‫اونجایی که شیطان خاک‌اره جمع می‌کنه،

02:27:23.836 --> 02:27:26.004
‫من یه زمانی الوار اره می‌کردم!

02:27:26.088 --> 02:27:31.760
‫پس سوال نکن! فقط شکرگزار باش.

02:27:33.387 --> 02:27:36.222
‫آی کیر دارم کیر!

02:27:36.473 --> 02:27:40.434
‫کیرای سفت و محکم، حال خانوما رو جا میارن!

02:27:41.103 --> 02:27:43.980
‫آی کیر دارم کیر!

02:27:45.232 --> 02:27:50.486
‫دهاتی کثیف، جرئت می‌کنی جلوی
‫یه زن بیوه همچین مزخرفاتی بگی؟

02:27:51.405 --> 02:27:55.241
‫می‌دم اونقدر بزننت که با
‫پتو جمعت کنن ببرنت خونه!

02:27:55.325 --> 02:27:59.662
‫بانوی بزرگوار، ازتون
‫عاجزانه طلب بخشش دارم!

02:27:59.997 --> 02:28:03.792
‫از اونجایی که خدا بهم محصول کیر داده،

02:28:03.876 --> 02:28:08.838
‫منم اینجام تا بفروشمشون،
‫چون خیلی فقیر و محتاجم!

02:28:09.214 --> 02:28:12.842
‫دیوونه شدی؟ چطور جرئت
‫می‌کنی همچین چرندیاتی بگی؟

02:28:13.052 --> 02:28:16.930
‫خدا نکنه سرکار علیه، من حقیقت رو می‌گم.

02:28:17.222 --> 02:28:19.682
‫اگه باور نمی‌کنید این یکی رو امتحان کنید.

02:28:19.934 --> 02:28:24.437
‫لعنت به سازنده‌شون، دارن
‫برام دردسر درست می‌کنن!

02:28:24.604 --> 02:28:27.315
‫اگه ماده بودن یا من از اوناش بودم،

02:28:27.399 --> 02:28:29.608
‫حداقل برای خودم نگهشون می‌داشتم!

02:28:30.277 --> 02:28:32.987
‫مگه شوخیه سرکار علیه؟

02:28:33.072 --> 02:28:35.740
‫بعد از اینکه کل تابستون رو زمین کار کردم،

02:28:35.866 --> 02:28:39.828
‫انگار کم بود، حالا به کتک هم تهدید می‌شم!

02:28:40.079 --> 02:28:44.582
‫کیر تو صلیب هر کی که
‫هست، مردم فکر می‌کنن دیوونه‌ام!

02:28:44.750 --> 02:28:48.002
‫دهاتی پست فطرتِ نفرت‌انگیز!

02:28:48.713 --> 02:28:50.254
‫برو به جهنم!

02:28:51.423 --> 02:28:53.967
‫آی کیر دارم کیر!

02:28:54.093 --> 02:28:56.677
‫- سفت و محکم...
‫- راستش...

02:28:57.221 --> 02:29:00.431
‫آدم چطوری باید از اینا استفاده کنه؟

02:29:00.599 --> 02:29:05.436
‫نه اینکه خودم لازم داشته باشم، خدا نکنه!

02:29:06.021 --> 02:29:08.356
‫فقط از همچین چیز عجیبی تعجب کردم.

02:29:08.523 --> 02:29:12.360
‫سرکار علیه، ببخشید که دهنم چفته،

02:29:13.278 --> 02:29:15.529
‫ولی اگه کسی هوسش رو بکنه،

02:29:15.655 --> 02:29:19.158
‫باید مثل چوپون‌ها براش سوت بزنه.

02:29:21.120 --> 02:29:25.790
‫به جان خودم بعدش باید خودش
‫رو برای سواری آماده کنه!

02:29:26.041 --> 02:29:30.669
‫وقتی به اندازه کافی
‫حال کرد، فقط کافیه بگه:

02:29:31.296 --> 02:29:34.548
‫«هی هی، حیوون حریص!»

02:29:34.716 --> 02:29:39.678
‫در یک چشم به هم زدن جمع
‫می‌شه، مثل یه مار توی آب.

02:29:39.847 --> 02:29:43.307
‫بعدش هر وقت دوباره هوس
‫کرد همین کار رو می‌کنه.

02:29:43.392 --> 02:29:46.185
‫و اگه راضی نبودید،
‫می‌تونید به من فحش بدید!

02:29:46.353 --> 02:29:50.899
‫طاعون بگیری دهاتی، شیطان تو جلدت رفته!

02:29:53.986 --> 02:29:57.155
‫من یه لحظه می‌رم پشت بساطت.

02:29:57.281 --> 02:30:00.992
‫بعد بانو شروع کرد برای اون ابزار سوت زدن،

02:30:01.160 --> 02:30:04.662
‫و اون کیر خوبه هوووف! یه راست رفت تو کسش.

02:30:05.205 --> 02:30:06.497
‫شروع کرد به کار کردن، و بانو از
‫خوشحالی در پوست خودش نمی‌گنجید!

02:30:06.498 --> 02:30:08.166
‫شروع کرد به کار کردن، و بانو از
‫خوشحالی در پوست خودش نمی‌گنجید!

02:30:08.292 --> 02:30:11.627
‫همونطور که می‌گن: پیرزن
‫رو از کیر کلفت نمی‌ترسونن.

02:30:11.921 --> 02:30:17.175
‫همونجا مونده بود، مثل بره‌ای
‫که پستون مادرش رو می‌مکه.

02:30:17.968 --> 02:30:19.886
‫زن آتیشی‌ای بود،

02:30:20.179 --> 02:30:23.306
‫«کوس تنگ و رون سفت،
‫کیر رو لای دندوناش می‌شکنه،

02:30:23.390 --> 02:30:25.308
‫هر چی اندازه‌ش باشه سوارش می‌شه!»

02:30:25.434 --> 02:30:28.019
‫بالاخره، وقتی حسابی ارضا شد،

02:30:28.103 --> 02:30:31.230
‫زیر لب گفت «هی هی، حیوون گشنه!»

02:30:31.398 --> 02:30:35.026
‫کیره شل شد و شالاپ! افتاد رو زمین.

02:30:35.777 --> 02:30:40.156
‫بانو با حالتی مقدس‌مآبانه برش داشت
‫و یه بوسه درست روی نوکش زد.

02:30:41.783 --> 02:30:43.201
‫ببینم مرد،

02:30:45.913 --> 02:30:48.747
‫اونایی که این محصول رو بهت دادن،

02:30:49.791 --> 02:30:52.710
‫مسیح و پطرس قدیس نبودن؟

02:30:53.212 --> 02:30:55.754
‫فقط از اونا همچین معجزه‌ای برمیاد!

02:30:55.840 --> 02:30:58.132
‫من چه می‌دونم سرکار علیه؟

02:30:58.342 --> 02:31:03.179
‫خدا یا شیطان، لعنت به همه‌شون تا فردا!

02:31:03.805 --> 02:31:05.723
‫حرفام رو ببخشید.

02:31:06.558 --> 02:31:09.060
‫اگه اینطور که تو میگی باشه، دهاتی،

02:31:09.811 --> 02:31:11.812
‫فکر کنم کار دست مسیح بوده.

02:31:12.314 --> 02:31:13.564
‫و اینطور شد که،

02:31:13.941 --> 02:31:18.819
‫یکی به عنوان یادگاری از
‫سال پرمحصول می‌خرم، از...

02:31:19.488 --> 02:31:21.572
‫اینجور چیزا.

02:31:21.573 --> 02:31:23.449
‫شاید نشونه‌ی خوبی باشه.

02:31:23.617 --> 02:31:25.451
‫منظورتون کیره، خانوم؟

02:31:25.577 --> 02:31:28.704
‫درسته قورتشون بده، حالا که
‫اینقدر دوست داری اسمشون رو بگی!

02:31:28.788 --> 02:31:32.959
‫ما همیشه همینطوری حرف می‌زنیم، ببخشیدمون!

02:31:34.169 --> 02:31:38.131
‫ولی اگه اینطور که میگی
‫باشه، تو کار خدا موندم.

02:31:38.632 --> 02:31:39.798
‫چه مرگشه؟

02:31:39.884 --> 02:31:43.636
‫کار بهتر از این نداره که
‫روی ساقه‌ها کیر بذاره؟

02:31:45.097 --> 02:31:48.224
‫خدا باید کیر خیلی خفنی داشته باشه!

02:31:48.767 --> 02:31:52.478
‫خب، سرکار علیه؟ یکی می‌خرید یا نه؟

02:31:54.231 --> 02:31:56.857
‫این چیز چندش‌آور چنده؟

02:31:57.359 --> 02:31:59.777
‫هر چیزی که خدا می‌فرسته، موهبت نیست.

02:31:59.987 --> 02:32:01.988
‫نمی‌دونم، سرکار علیه...

02:32:02.197 --> 02:32:05.824
‫چونه نزنیم، ۵۰۰ لئو و تمومه.

02:32:06.076 --> 02:32:09.495
‫۵۰۰؟ عجب رویی داری، دهاتی!

02:32:09.955 --> 02:32:15.793
‫بعد از اینکه تخمام عرق‌سوز
‫شد تا این کیرها رو بچینم؟

02:32:16.128 --> 02:32:21.049
‫اگه از مشتری‌های گردن کلفتی مثل شما پول
‫خوب درنیارم، زن‌های بیچاره‌ی ده چی می‌خوان بدن؟

02:32:21.758 --> 02:32:26.554
‫اونا یه دوجین کیر رو با یه
‫پاپاسی می‌خوان، پنج تا هم اشانتیون!

02:32:27.973 --> 02:32:29.515
‫خانوم محترم!

02:32:31.101 --> 02:32:33.727
‫دشت اول امروزم باشید!

02:32:33.853 --> 02:32:37.273
‫یه کیر بهتون میدم که دعام کنید،

02:32:37.607 --> 02:32:39.150
‫و به بقیه خانوم‌ها هم بگید!

02:32:39.818 --> 02:32:42.778
‫باشه، بدبخت بیچاره.

02:32:43.113 --> 02:32:45.489
‫- ۵۰۰ لئو.
‫- خانومم!

02:32:49.995 --> 02:32:56.584
‫از اون به بعد، هر وقت خانوم حالش ناخوش
‫بود، می‌رفت سراغش و خودش رو سیر می‌کرد.

02:32:56.876 --> 02:33:00.879
‫دیگه هیچوقت مجبور نبود به هر
‫چیزی که گیرش میاد قناعت کنه!

02:33:01.381 --> 02:33:05.468
‫توشه‌ی خوبی برای دوران پیریش جمع کرده بود.

02:33:07.137 --> 02:33:09.805
‫اما یک روز...

02:33:13.477 --> 02:33:15.894
‫- خدا خیرت بده، پدر.
‫- خیر ببینی، دخترم.

02:33:16.021 --> 02:33:18.356
‫اومدم شیاطین رو دور کنم.

02:33:18.523 --> 02:33:21.942
‫بشین تا برات یه کم برندی بیارم.

02:33:22.694 --> 02:33:26.197
‫ای خداوند، آنگاه که تو
‫در اردن تعمید یافتی...

02:33:26.365 --> 02:33:30.618
‫ای خداوند، احکامت را به من بیاموز.

02:33:31.036 --> 02:33:34.122
‫و این خانه را از هر خطری مصون بدار،

02:33:34.248 --> 02:33:36.624
‫زیرا تنها تویی که بی‌گناهی،

02:33:41.296 --> 02:33:44.798
‫- ای خداوند، آنگاه که تو...
‫- پدر؟

02:33:46.760 --> 02:33:48.719
‫هی!

02:33:49.013 --> 02:33:51.764
‫برو، سیلور، برو!

02:33:53.767 --> 02:33:55.018
‫ییهو!

02:33:56.520 --> 02:33:58.229
‫برر، لاشه‌ی استخونی!

02:34:11.910 --> 02:34:16.080
‫خدایا، نگذار بنده‌ات
‫بازیچه‌ی دست شیطان شود!

02:34:21.878 --> 02:34:26.132
‫و اینطور شد که کشیش شروع
‫کرد به کشیدن و تقلا کردن،

02:34:26.466 --> 02:34:29.760
‫مثل گاوهای نری که گاری سنگین رو نمی‌کشن.

02:34:29.969 --> 02:34:31.554
‫اما همه‌ش بیهوده بود.

02:34:31.680 --> 02:34:35.891
‫کشیش دعا می‌کنه، کشیش داد
‫می‌زنه، کشیش وول می‌خوره،

02:34:36.101 --> 02:34:40.229
‫اما حتی ردای کشیشی هم
‫جلوی کیر شق رو نمی‌گیره.

02:34:44.109 --> 02:34:45.776
‫آره، این حس خوبی داره

02:34:47.654 --> 02:34:49.072
‫آره، آره!

02:34:52.284 --> 02:34:53.492
‫آره!

02:34:53.952 --> 02:34:57.496
‫این واقعاً یه داستان عاشقانه‌ی زیبا بود!

02:34:57.956 --> 02:35:02.668
‫حتی بهتر از دافنیس و
‫کلوئه یا هلوئیز و آبلار.

02:35:03.920 --> 02:35:07.673
‫البته، من هیچ چیز مبتذل
‫یا ناپسندی رو تایید نمی‌کنم.

02:35:08.049 --> 02:35:09.925
‫من مسئول نیستم.

02:35:11.470 --> 02:35:14.263
‫حالا برگردیم سراغ فراری‌های من.

02:35:14.514 --> 02:35:17.015
‫ببینم می‌ذارم فرار کنن!

02:36:29.839 --> 02:36:32.800
‫دکتر AI جودکس عزیز،

02:36:33.552 --> 02:36:36.554
‫شبکه‌های اجتماعی دراکولا چه شکلی می‌شد؟

02:36:36.888 --> 02:36:39.807
‫- الان مثال می‌زنم.
‫- عالیه.

02:36:40.887 --> 02:36:43.981
‫۱۴. تیک تاک دراکولا

02:36:45.272 --> 02:36:49.442
‫بیش از حد، ثروت و قدرت
‫را یگانه هدف خود قرار دادید،

02:36:49.651 --> 02:36:54.863
‫بیش از حد، ملت ما را
‫به سخره و شرم کشاندید،

02:36:55.365 --> 02:37:00.077
‫بیش از حد، زبان و رسوم
‫این نژاد را مسخره کردید،

02:37:00.287 --> 02:37:05.666
‫که اکنون سرانجام، تمسخرتان
‫مایه‌ی رسوایی خودتان است!

02:37:06.543 --> 02:37:10.879
‫در حالی که خودپرستی
‫همواره در روح شما موج می‌زد،

02:37:11.172 --> 02:37:16.469
‫فضیلت؟ مزخرفی بیش
‫نیست. نبوغ؟ تنها یک کلمه.

02:37:18.263 --> 02:37:22.683
‫آه، بگذارید نیاکان ما در
‫تاریخ‌های کهن آرام بگیرند؛

02:37:23.017 --> 02:37:27.813
‫زیرا آنها در بهترین حالت
‫با کنایه به شما می‌نگریستند.

02:37:28.232 --> 02:37:34.237
‫بار دیگر برخیز، ای به‌سیخ‌کِشنده!
‫این مردان را بگیر و تقسیم کن

02:37:34.904 --> 02:37:39.908
‫به دو قبیله‌ی بزرگ دیوانگان و رذلان، و سپس

02:37:40.244 --> 02:37:43.329
‫هر دو قبیله را به زور در
‫دو تیمارستان بزرگ حبس کن،

02:37:43.663 --> 02:37:47.958
‫و با یک مشعل، زندان
‫و دیوانه‌خانه را بسوزان!

02:38:01.890 --> 02:38:03.599
‫بگیرینش! اونجاست!

02:38:12.317 --> 02:38:14.026
‫کمکم کنید، لطفاً!

02:38:18.282 --> 02:38:19.865
‫من باید بکشمش!

02:38:20.033 --> 02:38:22.743
‫آقای آدونیس، این منصفانه
‫نیست، همه‌ی ما پول دادیم.

02:38:23.077 --> 02:38:27.205
‫خانم عزیز، ما اینجا مشتریان
‫برجسته‌ای از اتریش و آمریکا داریم.

02:38:27.374 --> 02:38:29.792
‫بیاین مثل «قتل در قطار
‫سریع‌السیر شرق» انجامش بدیم.

02:38:30.001 --> 02:38:32.127
‫- منظورت چیه؟
‫- هر کسی یه ضربه می‌زنه.

02:38:32.879 --> 02:38:35.881
‫فکر فوق‌العاده‌ایه! هر کسی یه ضربه می‌زنه.

02:38:36.049 --> 02:38:38.551
‫- پس باشه!
‫- من شروع می‌کنم.

02:38:39.344 --> 02:38:40.803
‫چکش! همر هارور.

02:38:43.390 --> 02:38:44.557
‫آره!

02:38:49.396 --> 02:38:50.688
‫بریز روم!

02:38:52.065 --> 02:38:53.231
‫آره، هرزه

02:39:00.865 --> 02:39:01.907
‫از من دور شو، شیطان!

02:39:02.284 --> 02:39:03.992
‫دور شو دراکولا!

02:39:07.622 --> 02:39:09.332
‫گدا گشنه!

02:39:11.751 --> 02:39:13.544
‫خوش گذشت

02:39:25.974 --> 02:39:28.183
‫ویتگنشتاین این کتیبه‌نگاشت رو گذاشته

02:39:28.352 --> 02:39:32.646
‫از نستروی در «پژوهش‌های فلسفی» خودش:

02:39:33.440 --> 02:39:35.816
‫«نکته در مورد پیشرفت اینه که

02:39:36.109 --> 02:39:39.528
‫خیلی بزرگتر از چیزی که
‫واقعاً هست به نظر میاد.»

02:39:56.212 --> 02:39:59.882
‫بدون اینکه از هوش
‫مصنوعیمون بخوام، تمومش نمی‌کنم

02:40:00.008 --> 02:40:01.884
‫که یه داستان دیگه بگه.

02:40:02.135 --> 02:40:07.264
‫بیاین یه خبر رو به صورت نمایشی اجرا
‫کنیم که بهترین بیانگر عصر و زمانه‌ی ما باشه.

02:40:07.474 --> 02:40:08.641
‫انتخاب سختیه.

02:40:08.808 --> 02:40:12.520
‫جنگ اوکراین، هفتم اکتبر، کشتار غزه،

02:40:12.687 --> 02:40:17.441
‫تکنو-فاشیسم رژیم ترامپ،
‫نابرابری روزافزون...

02:40:17.609 --> 02:40:20.736
‫- چی باشه؟
‫- یه چیز کوچیک.

02:40:20.904 --> 02:40:24.322
‫مثلاً داستان واقعی زندگی یه رفتگر.

02:40:24.491 --> 02:40:26.324
‫بسیار خب. فوراً.

02:40:27.619 --> 02:40:30.120
‫لذت ببرید و بدرود همگی!

02:40:30.664 --> 02:40:32.373
‫به نقل از یون کرانگه:

02:40:32.499 --> 02:40:36.544
‫«خواننده‌ی عزیز، حتماً در
‫زندگی‌ات مزخرفات زیادی خوانده‌ای.

02:40:36.878 --> 02:40:39.422
‫تمنا دارم این یکی را هم بخوانی،

02:40:39.548 --> 02:40:42.383
‫و اگر جایی از آن به مذاقت خوش نیامد،

02:40:42.634 --> 02:40:46.011
‫قلمی بردار و چیز بهتری بنویس،

02:40:46.262 --> 02:40:49.515
‫چرا که من فقط بهترین کاری را
‫که از دستم برمی‌آمد انجام دادم.»

02:40:51.309 --> 02:40:56.592
‫برشی از زندگی

02:41:29.388 --> 02:41:32.558
‫- اینو نمی‌تونیم ببریم.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

02:41:33.142 --> 02:41:36.228
‫نخاله‌ی ساختمونی وظیفه‌ی ما نیست.

02:41:36.420 --> 02:41:37.232
‫چی گفتی؟

02:41:37.564 --> 02:41:41.984
‫ما آوار برنمی‌داریم، فقط زباله‌ی خانگی.

02:41:42.068 --> 02:41:43.694
‫اینم همونه دیگه!

02:41:43.778 --> 02:41:46.071
‫نه، پر از آواره!

02:41:46.364 --> 02:41:49.658
‫چطور جرئت می‌کنی تو سطلای منو نگاه کنی؟

02:41:49.909 --> 02:41:51.910
‫اینا ملک شخصیه!

02:41:52.036 --> 02:41:56.123
‫- دارم به پلیس زنگ می‌زنم.
‫- عالیه، جریمه‌ت می‌کنن!

02:41:56.415 --> 02:41:57.750
‫ولش کن.

02:41:57.917 --> 02:42:01.879
‫واسه من زبون درآوردی،
‫بچه؟ می‌دونی من کی‌ام؟

02:42:02.506 --> 02:42:06.133
‫بین ما یه متر مکعب کتاب کوفتی فاصله است!

02:42:06.425 --> 02:42:09.011
‫- بی‌سوادای لعنتی!
‫- ما بی‌سواد نیستیم.

02:42:09.428 --> 02:42:11.597
‫- می‌دونی من کی‌ام؟
‫- نه!

02:42:11.681 --> 02:42:14.224
‫پدر و مادر من هر دو مورخ هنر بودن!

02:42:14.643 --> 02:42:17.520
‫پدرم متخصص نقاشای قرن چهاردهم ایتالیا بود!

02:42:17.729 --> 02:42:19.938
‫- من می‌تونم...
‫- دستتو بنداز بابا!

02:42:20.148 --> 02:42:22.650
‫...عرفان یاکوپونه دا تودی رو بفهمم!

02:42:24.068 --> 02:42:26.737
‫شعر گولیاردی چکو آنجولیری!

02:42:26.863 --> 02:42:28.531
‫چی می‌گه این؟

02:42:28.907 --> 02:42:32.075
‫یا لطیفه‌های پوجو! بله، خانم!

02:42:32.702 --> 02:42:34.537
‫- پوجو، درسته.
‫- پوجو براچولینی!

02:42:34.663 --> 02:42:39.207
‫من خودمو با مجله‌های پورن تو
‫دستشویی حبس نمی‌کردم، جقی‌ها!

02:42:40.001 --> 02:42:43.671
‫من «لائلیوس در باب
‫دوستی» رو با خودم می‌بردم!

02:42:55.684 --> 02:42:59.269
‫منو همین‌جا پیاده کن، یکی
‫دو ساعت دیگه می‌بینمت.

02:42:59.688 --> 02:43:01.897
‫- ساعت چنده؟
‫- ساعت نهه.

02:43:24.546 --> 02:43:27.965
‫- بهت گفتم این‌جوری لباس نپوش!
‫- وقت نکردم عوض کنم.

02:43:28.091 --> 02:43:30.467
‫- همه بهم می‌خندن!
‫- من همین بیرون می‌مونم.

02:43:30.635 --> 02:43:31.719
‫بهت که گفتم، وقت نکردم.

02:43:31.845 --> 02:43:32.886
‫لورا!

02:43:37.851 --> 02:43:41.394
‫ای میخ‌کِشنده بزرگ، این نامه
‫را بخوان درباره‌ی سرزمینم:

02:43:41.646 --> 02:43:44.940
‫مردم، در فلاکت به زنجیر
‫کشیده شده، دوستی‌ها ممنوع!

02:43:45.066 --> 02:43:48.318
‫غارت شده، بی‌حرمت گشته،
‫اراذل نقاب‌های دروغین زده‌اند،

02:43:48.402 --> 02:43:52.489
‫از خانه‌ی خود رانده شده‌ایم.
‫تو چه می‌کردی، ای بزرگ؟

02:43:52.991 --> 02:43:55.743
‫ای به‌سیخ‌کِشنده‌ی بزرگ، از
‫آن بالا دعای ما را می‌شنوی:

02:43:55.869 --> 02:43:58.996
‫پاسخی به کشورمان بفرست،
‫وارثت را برایمان بفرست!

02:43:59.247 --> 02:44:02.415
‫به اندازه‌ی کافی ستم
‫دیده‌ایم، تو بهتر می‌دانی؛

02:44:02.500 --> 02:44:06.086
‫تا وقتی که برای این کار به پا
‫خیزیم، می‌پرسم تو چه می‌کردی؟

02:44:06.337 --> 02:44:10.758
‫پس اگر زندگی عشق است و
‫عشق ورزیدن هدف زندگی است

02:44:11.635 --> 02:44:16.388
‫ما مفتخریم که همه چیز
‫را به نام خودش می‌خوانیم

02:44:16.681 --> 02:44:20.100
‫- موضوع چیه؟
‫- دخترم تو این مراسمه.

02:44:20.769 --> 02:44:24.062
‫- دخترت کیه؟
‫- پاراسکیو لورا، کلاس سوم.

02:44:25.106 --> 02:44:27.024
‫تا حالا منو این دور و بر ندیدی؟

02:44:27.316 --> 02:44:30.402
‫من بعضی وقتا میارمش مدرسه.

02:44:31.154 --> 02:44:34.239
‫- پس چرا نمیای تو؟
‫- می‌دونی...

02:44:34.741 --> 02:44:37.117
‫لباس کارم خجالت‌زده‌ش می‌کنه.

02:44:37.326 --> 02:44:41.579
‫فرصت نکردم عوضش کنم،
‫از ساعت ۵ صبح سر کارم.

02:44:41.998 --> 02:44:44.875
‫- برای همین بیرون می‌مونم.
‫- بچه‌ها بچه‌ن دیگه.

02:44:46.753 --> 02:44:49.546
‫مادرش خیلی مریضه، تو بیمارستانه.

02:44:50.548 --> 02:44:53.175
‫برو اون‌ورتر، کنار تاب‌ها.

02:44:53.384 --> 02:44:56.386
‫از دفتر منشی دیدنت،

02:44:56.554 --> 02:44:58.889
‫مدیر خوشش نمیاد.

02:44:59.098 --> 02:45:00.598
‫باشه، حله.

02:45:01.142 --> 02:45:02.142
!دورتر

02:45:04.395 --> 02:45:09.692
‫بله، ما علایق و سلایق خود را داریم،
‫بله، ما بیش از همه به خودمان اعتماد داریم،

02:45:09.901 --> 02:45:15.405
‫بله، ما کبوتر سفید صلح را
‫دوست داریم، نه، ما جنگ نمی‌خواهیم.

02:45:16.199 --> 02:45:21.119
‫بله، ما نسل آینده‌ایم، گوشت
‫را به زمین بچسبان تا بشنوی...

02:45:21.830 --> 02:45:26.166
‫چه لذتی دارد، سفر کردن
‫زیر برف در حال بارش،

02:45:26.417 --> 02:45:30.378
‫یافتن کلبه‌ای کوچک، با
‫پنجره‌هایی گرم و درخشان،

02:45:30.839 --> 02:45:34.717
‫همچنان که سورتمه از کنار
‫شاخه‌های نقره‌ای صنوبر می‌گذرد،

02:45:35.218 --> 02:45:39.221
‫در تنهایی فراگیر، نوک درختان با
‫غروب تاج‌گذاری شده می‌درخشند،

02:45:39.681 --> 02:45:43.475
‫نوری که هوای جنگل را می‌شکافد،
‫آلاچیق‌هایی از گل‌های رز زیبا می‌سازد.

02:45:43.601 --> 02:45:47.771
‫اما گرگ و میش فروکش می‌کند.
‫شب جاری می‌شود، چون موج برمی‌آید.

02:45:47.939 --> 02:45:51.734
‫تپه‌ها در سکوت سر برمی‌آورند،
‫راهی به ناکجا منشعب می‌شود،

02:45:52.026 --> 02:45:56.529
‫در افق، چاهی متروک، منظره
‫را در طلسمی خاموش نگه می‌دارد.

02:45:56.990 --> 02:46:00.575
‫روح تو از این نشانه‌ها هراسان پس
‫می‌کشد، حس می‌کنی گم شده‌ای، دور از هیاهو،

02:46:00.702 --> 02:46:05.122
‫به سفر ادامه می‌دهی، در حالی که
‫چیزی از غم و اندوهشان را با خود داری.

02:46:05.414 --> 02:46:09.960
‫فراخوانده شده با اراده‌ای اسرارآمیز،
‫قلبت در سرمای تنهایی‌اش فشرده می‌شود،

02:46:10.336 --> 02:46:15.132
‫هیچ‌کس در کنارت نیست جز روح
‫سنگین‌بار تو و حسرت‌هایی که تسلی نمی‌یابند،

02:46:16.092 --> 02:46:19.970
‫برای خوشبختی دوری در درون،
‫برای آنچه نبود، اما می‌توانست باشد،

02:46:20.096 --> 02:46:23.015
‫برای آنچه بود، و اکنون برای
‫همیشه از دست رفته است.

02:46:23.182 --> 02:46:24.349
‫آفرین!

02:46:25.730 --> 02:46:35.730
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:46:35.754 --> 02:46:47.754
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.