﻿WEBVTT

00:00:00.963 --> 00:00:09.963
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:10.994 --> 00:00:18.964
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:00:20.611 --> 00:00:22.405
... اوه خدايا ، بايد يه راه بهتري باشه

00:00:22.572 --> 00:00:26.033
... بايد راه بهتري براي شرح دادنِ چيزها وجود داشته باشه

00:00:26.200 --> 00:00:30.371
تو چيدنِ کلمات در کنار هم به
... يه روشِ جديد ، استفاده از کلمات

00:00:30.538 --> 00:00:33.958
جوري که آدم رو به فَرايِ کلمات ببرن

00:00:34.125 --> 00:00:35.501
بايد راهي باشه

00:00:35.668 --> 00:00:38.170
خيلي خوشحالم که بلاخره
تونستيم همديگه رو ملاقات کنيم

00:00:38.337 --> 00:00:42.675
"ميدونم که از وقتي که "سونيا
بازنشست شده فرصت اين کارو نداشتيم

00:00:42.842 --> 00:00:45.970
ميدونم که اون... خيلي از رفتن ناراحته

00:00:46.137 --> 00:00:49.807
... ـ قابل درکه امّا
واقعاً مايه‌ي تاسفه

00:00:49.974 --> 00:00:53.769
بازنشستگي در اين سن... 70 سالگي ؟ چرا ؟

00:00:53.936 --> 00:00:57.398
... ـ خب
ـ به نظر من که اصلاً منطقي نيست

00:00:57.565 --> 00:01:01.277
... خب ، ميدونم که... شوهرش واضحه که

00:01:01.444 --> 00:01:05.907
... شوهر بيماره ، بچه‌ها نيازمندن ، بچه‌ها 40 سالشونه

00:01:06.073 --> 00:01:10.912
اما از هر وقت ديگه‌اي نيازمندتر
... هستن ، پس اين گيج‌کننده‌ست

00:01:11.078 --> 00:01:14.665
و چند وقته که تو با انتشارات کار ميکني ؟

00:01:14.832 --> 00:01:17.251
... ميدونم که پشت تلفن با هم صحبت کرديم

00:01:17.418 --> 00:01:20.087
براي يه چند سالي

00:01:20.254 --> 00:01:22.465
... خب ، من

00:01:22.632 --> 00:01:26.427
فکر ميکنم الان 8 سال ميشه
... که با انتشارات کار ميکنم

00:01:26.594 --> 00:01:29.472
و 7 سالِ گذشته رو به "سونيا" کمک ميکردم

00:01:29.639 --> 00:01:33.684
پس راستش ميدونم که به نظر
... مياد من تازه کارم اما من

00:01:33.851 --> 00:01:35.603
ـ خدايا
... ـ روي حساب شما کار ميکردم

00:01:35.770 --> 00:01:37.688
... و روي فروش شما کار ميکردم

00:01:37.855 --> 00:01:42.485
... و بايد بگم که در انتشارات هيجان زيادي در مورد

00:01:42.652 --> 00:01:45.196
کتاب جديد شما وجود داره

00:01:45.363 --> 00:01:49.617
و بدون اينکه بخوام زيادي فضولي کرده
... باشم چيزي هست که ممکن باشه

00:01:49.784 --> 00:01:53.955
ـ بتونيد با ما در ميون بزاريد ؟
ـ راستش نه ، در اين مرحله نه ، نه

00:01:54.121 --> 00:01:57.959
... متاسفم که انقدر رُک صحبت ميکنم امّا

00:01:58.125 --> 00:02:01.837
سونيا" هيچوقت به هيچ شکلي"
... در روند کاري من دخالت نکرد

00:02:02.004 --> 00:02:03.965
و هميشه کنترل رو در اختيار خودم گذاشت

00:02:04.131 --> 00:02:10.638
اون به من احترام و وقارِ استقلالِ کامل رو داد

00:02:14.141 --> 00:02:17.687
... ـ همه خيلي هيجان زده‌اَن ، ام
ـ عاليه

00:02:17.853 --> 00:02:19.981
چه چيزي از نوشتن من رو دوست داري ؟

00:02:20.147 --> 00:02:23.985
منظورم اينه که چه چيزي تورو
به سمت موضوع ميکشونه ؟

00:02:24.151 --> 00:02:26.612
... خب ، ام

00:02:27.655 --> 00:02:29.365
... بايد بگم ، من

00:02:29.532 --> 00:02:34.579
اولين کتاب شما که من خوندم "هميشه تو ، هرگز تو" بود

00:02:34.745 --> 00:02:38.666
... ـ و من
ـ "عملکرد بدن"رو خوندي ؟

00:02:38.833 --> 00:02:42.378
اون يکي از کتابهايي بود که خوشت اومد ؟

00:02:42.545 --> 00:02:47.091
اون کتابِ خيلي خيلي بهتري بود... صادقانه بگم

00:02:47.258 --> 00:02:51.220
هميشه تو ، هرگز تو" ، بله ، بعد از"
... اتمامِ خوندنِش تاثيرِش با آدم ميمونه

00:02:51.387 --> 00:02:54.390
... اه... "پوليتزر" برده اما
[جايزه‌اي در زمينه روزنامه‌نگاري ، ادبيات و موسيقي]

00:02:54.557 --> 00:02:59.312
با جايزه "فوتلينگ" کاملاً تفاوت داره
[اين جايزه فقط در اين فيلم وجود خارجي دارد]

00:02:59.478 --> 00:03:02.773
اوه آره ، راستش ميخواستم صحبت
... اون رو هم پيش بکشم ، اونها

00:03:02.940 --> 00:03:06.319
... اونها دنبال پاسخ هستن ، اونها... اونها

00:03:06.485 --> 00:03:08.988
... واضحه که اميدوارن شما بتونيد خودتون رو برسونيد و

00:03:09.155 --> 00:03:14.493
متوجه هستي که جايزه "فوتلينگ"رو در
زمينه رمان‌هاي داستاني هر سالِه نميدن ؟

00:03:14.660 --> 00:03:19.498
اين جايزه‌ايه که نويسنده‌ها به نويسنده‌ها اعطاء ميکنن

00:03:19.665 --> 00:03:24.795
... ـ خب
... ـ خيلي مفتخرم اما من... اه

00:03:24.962 --> 00:03:28.799
نميتونم حضور پيدا کنم ، نميتونم حضور پيدا کنم

00:03:29.842 --> 00:03:32.345
داره منو ميکشه

00:03:32.511 --> 00:03:34.805
... ـ اما
... ـ خب

00:03:34.972 --> 00:03:38.142
... نميتونم پرواز کنم ، متوجهي... پس

00:03:38.309 --> 00:03:41.062
نميتونم پرواز کنم

00:03:41.229 --> 00:03:45.149
... ـ و در کنار بقيه چيزها
... ـ شما رفتن با

00:03:45.316 --> 00:03:48.945
منظورم اينه ممکنه غير از پرواز کردن راه
ديگه‌اي براي رسوندن شما به انگليس باشه

00:03:49.111 --> 00:03:51.697
منظورم اينه که يه راه عبور وجود داره

00:03:51.864 --> 00:03:55.618
"يه کشتي هست ، کشتيِ "کوئين ماري 2
... که از "نيويورک" به "ساوتَمپتون" ميره

00:03:55.785 --> 00:03:59.163
... اتفاقاً من مديرِ خطوط کشترانيِ "کيونارد"رو ميشناسم

00:03:59.330 --> 00:04:01.749
... ميدونيد ، اونها به طور معمول هميشه عبور دارن

00:04:01.916 --> 00:04:05.044
... گذرهايي به اون طرف از اُقيانوسِ "اطلس" و مطمئنم

00:04:05.211 --> 00:04:09.257
و مطمئنم که اگر باهاش صحبت کنم
... حاضرن بهتون يه اتاق تشريفاتي بدن

00:04:09.423 --> 00:04:13.094
، و هر چيز ديگه‌اي که نياز داريد
... منظورم اينه که اگر در عوض شما

00:04:13.261 --> 00:04:16.681
... شايد يه صحبت کوچيک رويِ کشتي انجام بدين

00:04:16.847 --> 00:04:20.518
... ـ اوه ، خب ، من فکر نميکنم
... ـ شايد اونموقع بشه ترتيب چيزي رو داد

00:04:20.685 --> 00:04:23.354
... فقط بهم گوش کنيد ، فکر ميکنم

00:04:23.521 --> 00:04:26.941
آره ، فکر ميکنم اين راه حل
... رسوندن شما به اونجا باشه

00:04:27.108 --> 00:04:31.195
چونکه واضحه که جايزه براي شما خيلي
ارزش داره ، همونطور که بايد داشته باشه

00:04:31.362 --> 00:04:34.323
و ميدونم که اونها هيجان‌زده ميشن
... اگر شما بتونيد خودتون رو برسونيد

00:04:34.490 --> 00:04:39.078
و اين واقعاً يه روش دلپذير
براي سفر کردنه ، کشتيِه زيباييِه

00:04:39.245 --> 00:04:40.913
ميتونم مهمون هم بيارم ؟

00:04:41.080 --> 00:04:42.873
ـ بله ، البته
ـ چند تا ؟

00:04:45.876 --> 00:04:50.339
... و احساس اصلي من اينه که انگار من سَربارِ تو هستم و

00:04:50.506 --> 00:04:53.384
... خودم رو به زور اينجا جا ميکنم وقتي که ميدوني

00:04:53.551 --> 00:04:55.511
و من قدردانِ لطفت هستم و "ميکا" هم قدردانه

00:04:55.678 --> 00:04:59.932
ميدوني که خودم خواستم بياي
اينجا ، ميشه يادآوري کنم بهت ؟

00:05:00.099 --> 00:05:03.978
من دعوتت کردم ، من مادرت هستم ، من خانواده‌ت هستم

00:05:04.145 --> 00:05:07.940
... پس خانواده براي چيه اگر

00:05:10.192 --> 00:05:12.987
من هنوز متوجهِش نميشم

00:05:13.154 --> 00:05:17.575
... چي... چجوري... شما با هم اين شرکت رو درست کرديد

00:05:17.742 --> 00:05:20.036
... و من نميفهمم چجوري اون

00:05:20.202 --> 00:05:23.873
... ـ فکر ميکنم که اون فکر ميکنه
ـ تورو بيرون کرده ، چرا بايد اين کارو بکنه ؟

00:05:24.040 --> 00:05:27.293
اون از برنامه‌اي که من توسعه
... دادم استفاده کرد يا من

00:05:27.460 --> 00:05:31.297
ايده‌ي من بود ، اون در واقع... اون مهندس کار بود

00:05:31.464 --> 00:05:33.215
نميدونم عزيزم ، اصلاً نميفهمم

00:05:33.382 --> 00:05:37.261
راستش من هيچ فکري ندارم ، در مورد
اينکه با اين موضوع چي داره بهت ميگذره

00:05:37.428 --> 00:05:42.183
اينکه يه دوست با تو اين کارو بکنه خشم براَنگيزه

00:05:42.350 --> 00:05:45.561
... ـ يه شوکّه
ـ احساس خشونت بهم دست ميده

00:05:45.728 --> 00:05:49.232
ـ مامان
ـ خشونت واقعاً ، به راحتي

00:05:50.358 --> 00:05:53.319
نزار اون حرومزاده نزديک من بشه

00:05:53.486 --> 00:05:57.657
چرا به اين سفر نميري ؟
منظورم اينه که به نظر شگفت انگيز مياد

00:05:57.823 --> 00:06:01.577
خب ، "شريل" براي جلسه‌ي عفو مشروطِش
به زمان بيشتري براي آمادگي نياز داره

00:06:01.744 --> 00:06:05.581
مامان ، تا جلسه 6 ماه مونده

00:06:05.748 --> 00:06:09.669
ـ "روبرتا" ميره ، درسته ؟
ـ آره ، "روبرتا" قطعاً ميره

00:06:10.711 --> 00:06:14.257
و تو از وقتي که بابا مرده از "اليس" خبري نداري

00:06:14.423 --> 00:06:16.884
و آخرين بار کي اون و "روبرتا"رو ديدي ؟

00:06:17.051 --> 00:06:21.973
... اوه واو ، فکر نميکنم همديگه رو به مدّت... واو

00:06:22.139 --> 00:06:24.767
از وقتي که همه در "سن فرانسيسکو" دور هم جمع شديم

00:06:24.934 --> 00:06:31.399
ـ اون... اون چي... کي بود ؟
ـ اون... تقريباً بيش از 30 سال پيش بود

00:06:33.943 --> 00:06:35.945
خب ، بايد بري

00:06:36.988 --> 00:06:41.075
تو... فکر ميکنم تو بايد بري ، فقط براي
اينکه ببيني چرا الان خواسته تورو ببينه

00:06:41.242 --> 00:06:43.452
و چرا شما دو تا ؟ چرا الان ؟

00:06:46.205 --> 00:06:47.832
ـ چطوريد ؟
ـ خوبم

00:06:47.999 --> 00:06:52.128
خب من الان خيلي نااُميد هستم

00:06:52.295 --> 00:06:54.046
ـ اوه خدا
ـ ميدونم

00:06:54.213 --> 00:06:57.717
ـ من از قبل تماس گرفتم... تو "کَرول" هستي ؟
... ـ نه ، همونطور که ميتوني ببيني من "روبرتا" هستم

00:06:57.884 --> 00:06:59.760
ـ الان ديگه ميبينم
ـ اگر تُخمِ چشم داشته باشي

00:06:59.927 --> 00:07:03.347
دارم ، خيلي خب ، من جلوتر تماس گرفتم
... و با يه کسي به نام "کرول" صحبت کردم

00:07:03.514 --> 00:07:07.059
... شايد مديرتِه ، نميخوام تورو تويِ دردسر بندازم

00:07:07.226 --> 00:07:13.816
اما اون بهم گفت که شما سِتِ
... سوتين و شورتِ آبي طاووسي داريد

00:07:13.983 --> 00:07:19.322
و من براي اون اومدم اينجا و
تنها چيزي که دارم ميبينم آبيِ فيروزه‌ايه

00:07:19.488 --> 00:07:22.074
... ـ پس
... ـ ميتونم به اين اشاره کنم

00:07:22.241 --> 00:07:28.581
که فرق بين آبي طاووسي و آبي
فيروزه‌اي به نازکيه يه تارِ موئِه

00:07:28.748 --> 00:07:32.376
شايد براي تو ، من حس تشخيص رنگِ
خيلي توسعه يافته‌اي دارم ، من طرّاحم

00:07:32.543 --> 00:07:36.088
، خيلي زرد توي اين وجود داره
حالا بزار کمکت کنم که متوجه بشي

00:07:41.761 --> 00:07:45.056
... کِلُويس" ، يادت باشه من امروز به مدت دو هفته ميرم"

00:07:45.223 --> 00:07:47.433
و شونزدهم برميگردم ، باشه ؟

00:07:47.600 --> 00:07:50.228
ـ صبر کن ، تو داري ميري سفر ؟
ـ آره

00:07:50.394 --> 00:07:53.147
همه‌ي اينهارو سه هفته
پيش تو ايميل بهت گفتم

00:07:53.314 --> 00:07:56.984
ـ تمام برنامه سفرم رو بهت دادم
ـ من ايميلت رو نگرفتم

00:07:57.151 --> 00:07:59.278
ـ فکر کنم گرفتي
ـ من از تو ايميلي دريافت نکردم

00:07:59.445 --> 00:08:02.740
ـ چونکه خودم فرستادم
ـ باشه ، ميتوني کس رو بزاري شيفتت رو پوشش بده ؟

00:08:02.907 --> 00:08:06.661
ـ چون هفته آينده 5 روز برات شيفت گذاشتم
ـ نه ، اما فکر کنم تو ميتوني

00:08:06.827 --> 00:08:10.248
چونکه به عنوان مديريت اين کارِ توئه ، خداحافظي

00:08:15.544 --> 00:08:19.006
اون دو نفر ديگه که دعوت کرده کين ؟

00:08:19.173 --> 00:08:22.260
اونها... قديمي‌ترين دوستهاش از زمان دانشگاه هستن

00:08:22.426 --> 00:08:25.555
ـ واقعاً ؟
ـ به مدت 50 ساله که دوستن

00:08:25.721 --> 00:08:28.015
ـ يا مسيح
... ـ فقط داشتن ريلکس ميکردن

00:08:28.182 --> 00:08:30.142
يا گمون کنم چند وقتيه که
همديگه رو نديدن ، مطمئن نيستم

00:08:30.309 --> 00:08:32.436
... نميدونم ، براي نسل ما

00:08:32.603 --> 00:08:35.106
نميدونم دوستي براي يه مدت
طولاني چه شکلي خواهد بود

00:08:35.273 --> 00:08:37.316
حداقل من خودم بيشترين مدتي
... که دوستي داشتم براي 4 سال بوده

00:08:37.483 --> 00:08:40.069
... و اين خانمها به مدت 50 سال دوست بودن پس

00:08:40.236 --> 00:08:44.907
، سعي دارم بررسي‌ کنم و ياد بگيرم
شايد بتونم ازش چيزي ياد بگيرم ، ميدونيد ؟

00:08:46.909 --> 00:08:51.747
ـ و اون... شخصيت تلويزيوني‌اي چيزيه ؟
ـ نه ، نويسنده‌ست ، اون... يه نويسنده‌ست

00:08:51.914 --> 00:08:53.958
ـ اينو نميدونيد ؟
ـ تو در اين مورد هيچي بهمون نگفته بودي

00:08:54.125 --> 00:08:59.088
منظورتون چيه ؟ شما نميدونيد
عمه‌ي من کيه ؟ نميدونيد ؟

00:08:59.255 --> 00:09:02.091
"اَليس هيوز" ، نويسنده‌ي "هميشه تو ، هرگز تو"

00:09:02.258 --> 00:09:05.845
... جايزه "پوليتزر" برده ، از روش فيلم و ميني سريال ساختن

00:09:06.012 --> 00:09:09.432
توي 15 ، 20 سالِ گذشته يا همچين چيزي

00:09:09.599 --> 00:09:13.895
ـ نديدينش ؟
ـ اين خيلي سال پيش بوده ؟ يا جديده ؟

00:09:14.061 --> 00:09:17.189
واقعاً غافلگير شدم ، انگار... خب بايد بخونيدِش

00:09:17.356 --> 00:09:19.525
يه کتاب باورنکردني و يه فيلمِ عاليه

00:09:19.692 --> 00:09:22.403
ميتوني نري ؟ چرا بايد بري ؟

00:09:22.570 --> 00:09:23.988
ـ آره
ـ آه ، ممنون

00:09:24.155 --> 00:09:26.032
نه ، موقعيت "ممنون" بودن نيست

00:09:26.198 --> 00:09:29.869
اون لحظه خيلي عشق از جانبت
احساس کردم پس بايد ممنون ميگفتم

00:09:30.036 --> 00:09:33.456
... نه ، من بايد برم ، بايد برم ، ام

00:09:33.623 --> 00:09:39.045
بايد برم کارم رو بکنم ديگه ، ميدونيد ؟
از اين خانم‌هاي پيرِ دوست داشتني مراقبت کنم

00:09:39.211 --> 00:09:42.381
اون به شدّت ميخواد اين جايزه "فوتلينگ"رو
... دريافت کنه اما نميتونه پرواز کنه

00:09:42.548 --> 00:09:45.676
پس من در "کوئين ماري 2" براي خودش و
برادرزاده‌ش و دو تا از دوستهاش بليط گرفتم

00:09:45.843 --> 00:09:49.472
، من... اون سوار کشتي ميشه
... اون از کشتي استفاده ميکنه

00:09:49.639 --> 00:09:54.393
و بعد تو هم سوار کشتي ميشي ، به چه هدفي دقيقا ؟

00:09:54.560 --> 00:09:59.440
براي سالها به "سونيا" اشاره داشته که
... ميخواد دوباره سراغ يکي از شخصيت‌هاش بره

00:09:59.607 --> 00:10:02.652
و ما اميدواريم که "رُوينا" از "هميشه تو ، هرگز تو" باشه

00:10:02.818 --> 00:10:05.112
، اما در عين حال هر وقت هر کس به "هميشه تو
... هرگز تو" اشاره ميکنه ، از اون کتاب انتقاد ميکنه

00:10:05.279 --> 00:10:07.698
اگر انقدر از اون کتاب متنفره اصلا چرا از اول اونو نوشته ؟

00:10:07.865 --> 00:10:09.867
... ـ خيلي وقت پيش بوده ، من درک ميکنم که
ـ ميدوني چه گيرمون مياد ؟

00:10:10.034 --> 00:10:12.912
با شانس ما ادامه‌ي "عملکرد بدن" گيرمون مياد

00:10:13.079 --> 00:10:15.248
خب ، اشاره داشت که فکر ميکنه اون کتاب خيلي بهتريه

00:10:15.414 --> 00:10:18.209
... واي خداي من ، البته که گفت ، اينم يه فکري

00:10:18.376 --> 00:10:20.211
ادامه‌ي "هميشه تو ، هرگز تو" چطوره ؟

00:10:20.378 --> 00:10:24.298
و شايد از کتاب اصلي هم بشه بهترش کرد ؟
اين براي يه ايده‌ي جسورانه چطوره ؟

00:10:24.465 --> 00:10:27.343
کاملاً موافقم ، يه همين دليله که فکر
ميکنم بايد روي اون کشتي باشم

00:10:27.510 --> 00:10:30.721
خواسته‌ي بزرگيه ، فقط بحث هزينه‌ي
سفر نيست ، از دفتر دور خواهي بود

00:10:30.888 --> 00:10:34.600
ـ من راه ديگه‌اي نميبينم
ـ خيلي خب

00:10:34.767 --> 00:10:37.645
اما اگر اين جواب نده گردنِ خودته

00:10:40.314 --> 00:10:41.691
خيلي خب

00:13:48.419 --> 00:13:51.464
ـ احساس مفيد بودن دارم ، احساس مفيد بودن دارم
ـ آره

00:13:51.631 --> 00:13:53.841
ـ احساس شگفت انگيزيه
ـ احساس خوبيه

00:13:54.008 --> 00:13:57.303
بعضي وقتها که عفو نميگيرن دل آدم ميشکَنه

00:13:57.470 --> 00:13:59.889
... تو داشتي آماده‌شون ميکردي و کُميته‌ي عفو

00:14:00.056 --> 00:14:02.558
آره ، آره

00:14:02.725 --> 00:14:05.937
... ـ در هر صورت
ـ تو در حال مبارزهِ‌ي ارزشمندي هستي

00:14:06.103 --> 00:14:08.522
نميدونم ، سعيم رو ميکنم ، سعي ميکنم

00:14:08.689 --> 00:14:12.902
... اصلي‌ترين مساله ارتباط با زنهاست

00:14:13.069 --> 00:14:15.321
ـ موهبت بزرگيه
ـ همه چيزه

00:14:15.488 --> 00:14:16.864
موهبته

00:14:17.031 --> 00:14:20.493
تو چي "برت" ؟ تو چي کارا ميکني ؟

00:14:20.660 --> 00:14:24.747
... اوه خب ، چيز خاصي نيست واقعاً

00:14:24.914 --> 00:14:27.708
... من از کسي حمايت نميکنم جز

00:14:27.875 --> 00:14:31.712
... من از سينه‌بند خانم‌ها حمايت ميکنم عملاً ، فقط

00:14:31.879 --> 00:14:35.424
ـ براي چي عزيزم ؟
ـ من لباس زير ميفروشم

00:14:35.591 --> 00:14:40.012
ـ تو چي عزيزم ؟ تو داخل چي هستي ؟
ـ من لباس زير ميفروشم

00:14:40.179 --> 00:14:43.307
تايلر" ؛ تو کتابهارو آوردي ، من براتون کتاب آوردم"

00:14:43.474 --> 00:14:45.142
ـ اوه ، چه شگفت‌اَنگيز
... ـ پس اميدوارم

00:14:45.309 --> 00:14:50.481
اميدوارم به "قلمرويِ بوف" يه نگاهي
... بندازيد که اصلي‌ترين کتابشه

00:14:50.648 --> 00:14:56.112
بلادوين پيو" زياد نويسندگي"
... نکرده اما کاري که انجام داده

00:14:57.905 --> 00:15:03.369
... نوآورانه بود و فکر ميکنم مهمه که همه‌ي ما يجوري

00:15:03.536 --> 00:15:09.917
کاري که انجام داده رو به اشتراک
بزاريم و سرِ... مَزارِش بِايستيم

00:15:10.084 --> 00:15:12.753
ممنون

00:15:12.920 --> 00:15:19.093
... پس... صحبت از نوشتن شد ، من
... من خيلي در دسترس نخواهم بود

00:15:19.260 --> 00:15:22.305
من يه پيش‌نويس از يه رُمان
دارم که سعي دارم تمومش کنم

00:15:22.471 --> 00:15:25.016
... من ، اه

00:15:25.182 --> 00:15:27.351
... اين نشان

00:15:27.518 --> 00:15:30.605
ميدونيد ، اين جايزه رو هر سال نميدن

00:15:30.771 --> 00:15:34.400
... ـ اما با هم عصرونه ميخوريم و
ـ خوبه ، بله

00:15:34.567 --> 00:15:39.113
ميتونيد هر چيزي رو که از
دست ميدم برام تعريف کنيد

00:15:39.280 --> 00:15:43.200
اين به سلامتي ادامه‌ي گفت و گو از
جايي که سالها پيش رهاش کرده بوديم

00:15:43.367 --> 00:15:47.705
... ميدوني ؟ و به سلامتي شايد

00:15:47.872 --> 00:15:52.877
وصل شدن مجدد گروه سه تاييِ گذشته‌مون

00:15:53.044 --> 00:15:56.088
ـ سلامتي
ـ سلامتي

00:15:56.255 --> 00:16:00.718
ـ آره ، ممنون ، شب خوبي داشته باشيد
ـ شب بخير ، ممنون ، شب بخير

00:16:03.054 --> 00:16:06.474
هي "برت" ، ميخواي بعداً بريم يه نوشيدني بخوريم ؟

00:16:06.641 --> 00:16:09.268
نه ، نميتونم

00:16:32.208 --> 00:16:35.753
"هي ، وحشت نکن ، "کَرن" هستم ، نماينده‌ي "کَرن

00:16:35.920 --> 00:16:40.383
در واقع من توي اين کشتي هستم ، ميتوني
تا 15 دقيقه ديگه من رو توي بارِ سقف‌دار ببيني ؟

00:16:40.549 --> 00:16:41.926
چي ؟

00:16:42.927 --> 00:16:46.180
ـ سلام ، "کرن" ؟
ـ بله ، سلام

00:16:46.347 --> 00:16:47.765
ـ "تايلر" هستم
ـ ار آشناييت خوشحالم

00:16:47.932 --> 00:16:51.060
ـ بله ، منم همينطور
ـ از "اليس " خيلي در موردت شنيدم

00:16:51.227 --> 00:16:53.271
ـ واقعاً ؟
ـ آره

00:16:53.437 --> 00:16:55.815
ـ خوبه
ـ يه نوشيدني ميخوري ؟

00:16:55.982 --> 00:17:00.403
ـ آره ، البته ، تو چي گرفتي ؟
ـ وُدکا و آبِ گازدار

00:17:00.570 --> 00:17:05.032
خيلي خب ، ميتونم يه "مارگاريتا" داشته باشم ؟
[نوشيدني الکلي که ترکيبي از تِکيلا و آب مرکّبات است]

00:17:05.199 --> 00:17:06.701
ـ ميتوني "مارگاريتا" درست کني ؟
ـ آره البته

00:17:06.867 --> 00:17:10.913
اوه ، شگفت انگيزه ، من مهمونِ يه
دوستي هستم که قراره سخنراني کنه

00:17:11.080 --> 00:17:15.710
... پس خيلي خوش شانسم که رو اين کشتي هستم

00:17:15.876 --> 00:17:19.088
در غير اين صورت نميتونستم اينجا باشم و اين باشُکوهه

00:17:19.255 --> 00:17:22.842
آره ، ميدوني ، من الان توي ميخونه
... بودم ، توي اون يکي ميخونه

00:17:23.009 --> 00:17:27.138
... من توي ميخونه بودم و راستش تونستم فروش کنم

00:17:27.305 --> 00:17:31.142
... نبايد اين کارو کرد اما من تونستم

00:17:31.309 --> 00:17:35.730
مقدار زيادي از بندِ کفش‌هام رو به
يه يارويي از تويِ ميخونه بفروشم

00:17:35.897 --> 00:17:39.317
ـ آره ، آره
ـ به دست آوردن سود در کشتي

00:17:39.483 --> 00:17:43.738
من انجامش دادم ، آره ، انجامش دادم ، ميدونم

00:17:43.905 --> 00:17:46.782
ما داريم پول زيادي به دست مياريم

00:17:46.949 --> 00:17:49.577
يعني چقدر پول ؟

00:17:49.744 --> 00:17:51.579
ـ ميخواي بدوني ؟
ـ آره

00:17:51.746 --> 00:17:54.248
... ـ من تازه باهات آشنا شدم ، منظورم اينه که
ـ ميخوام بدونم

00:17:54.415 --> 00:17:56.250
بزار از اول شروع کنم

00:17:56.417 --> 00:18:00.004
... اليس" يه پيش‌نويسي داره که به زودي بايد تحويل بده"

00:18:00.171 --> 00:18:02.798
... و همه در انتشارات دارن يه کم عصبي ميشن

00:18:02.965 --> 00:18:05.176
... و در عجبن که آيا سَرِ وقت به اتمام ميرسه يا نه

00:18:05.343 --> 00:18:08.596
اينکه آيا ادامه‌اي براي "هميشه تو ، هرگز تو" خواهد بود يا نه

00:18:08.763 --> 00:18:12.516
مشکل اينجاست که هيچکس پيش‌نويس رو نديده

00:18:12.683 --> 00:18:16.687
يعني من که پيش‌نويسي نديدم ، تو پيش‌نويسي ديدي ؟

00:18:16.854 --> 00:18:19.732
نه ، من پيش‌نويسي نديدم

00:18:19.899 --> 00:18:22.818
... خب ، موضوع اينجاست

00:18:22.985 --> 00:18:25.363
... چند روز پيش بايد يه سري جواب ميگرفتم

00:18:25.529 --> 00:18:32.828
و هيچ جوابي نگرفتم و اگر به
... زودي اطلاعاتي به دست نيارم

00:18:32.995 --> 00:18:37.667
تويِ دردسرِ بزرگي ميافتم ، پس اين... خيلي مهمه

00:18:37.833 --> 00:18:42.296
و واقعاً ممنون ميشم اگر بتوني بهم کمک کني

00:18:42.463 --> 00:18:45.549
... من... واقعاً موقعيت حساسيه و

00:18:45.716 --> 00:18:48.344
ميدوني که ، نميخوام تو موقعيتِ
... نامناسبي بهش نزديک بشم

00:18:48.511 --> 00:18:52.014
و واقعاً نميتونم اونقدري بهش نزديک
... بشم که ببينم طرز تفکُرش چجوريه

00:18:52.181 --> 00:18:57.228
... و من فکر کردم که شايد بتوني بهم اطلاع بدي که

00:18:57.395 --> 00:19:03.192
... چطوريه ، که خوبه يا نه ، چه احساسي داره و... و بعد

00:19:03.359 --> 00:19:04.944
ـ درسته
ـ آره

00:19:29.677 --> 00:19:31.888
امروز با هيچ روزِ ديگه اي فرقي نخواهد داشت

00:19:32.054 --> 00:19:33.431
ـ باشه
... ـ و اين ميشه

00:19:33.598 --> 00:19:40.187
من شروع ميکنم به کار کردن روي
... پيش‌نويسم و بعدش ساعت 3 ميرم شنا

00:19:40.354 --> 00:19:45.651
خدمتکار... "پيِر" برام يه نهاري
... مياره ، فکر کنم ساعت 1

00:19:45.818 --> 00:19:50.907
بعدش شنا ميکنم و بعد برميگردم و
براي دو ساعت ديگه هم کار ميکنم

00:19:51.073 --> 00:19:52.909
ساعت 6 ، شروع ميکنم به آماده شدن براي شام

00:19:53.075 --> 00:19:59.123
شام ساعت 7 ، و بعدش برميگردم
به کار کردن يا تخت ، يا جفتش

00:20:00.166 --> 00:20:02.209
احتمالاً تويِ تخت کار ميکنم

00:20:02.376 --> 00:20:07.173
... و در اين مدت از من ميخواي که کاري

00:20:07.340 --> 00:20:09.759
... کاري قبل از نهار

00:20:09.926 --> 00:20:14.013
نه ، بيشترين کاري که از تو
... ميخوام ، فقط از تو ميخوام که

00:20:14.180 --> 00:20:17.683
حواست به اونها باشه و مطمئن بشي که خوشحالن

00:20:17.850 --> 00:20:20.978
من نميدونم که اونها در چه حالي هستن

00:20:21.145 --> 00:20:24.649
... ميدوني ، ديشب سعي کردم
بعد ازينکه من رفتم چي شد ؟

00:20:24.815 --> 00:20:27.568
ـ تو با "روبرتا" و "سوزان" رفتي بيرون ؟
ـ ام ، نه

00:20:27.735 --> 00:20:31.155
... با هم رفتن ؟ با هم حرف زدن ؟ اونها

00:20:31.322 --> 00:20:35.451
من... من نميدونم ، من... من رفتم اتاق خودم

00:20:35.618 --> 00:20:37.995
ـ و شروع کردم به نوشتن يه چيزهايي
ـ تو رفتي اتاقت ؟

00:20:38.162 --> 00:20:41.499
ـ آره
... ـ اما "تاي

00:20:43.167 --> 00:20:48.005
بخشي از... من... من واقعاً
ميخوام که حواست به اونها باشه

00:20:48.172 --> 00:20:50.841
چونکه نميتونم با اونها باشم و
... نميدونم که چه فکري دارن ميکنن

00:20:51.008 --> 00:20:54.720
... نميدونم که چي دارن ميگن ، نميدونم... من واقعاً

00:20:54.887 --> 00:20:58.933
براي من خيلي مهمه که يه چيزي از ذهنيت اونها بدونم

00:20:59.100 --> 00:21:03.729
... ـ باشه ، آره ، قطعاً ، من
ـ خب ؟

00:21:03.896 --> 00:21:07.441
... ـ اما من فقط ميخواستم
ـ اين منو به يه فکري انداخت راستش

00:21:07.608 --> 00:21:11.529
ميتوني پيش‌نويس که اونجا رو مبلِه رو بهم بدي ؟

00:21:16.951 --> 00:21:20.246
ـ و يه خودکار ، خودکار قرمزه
ـ آره

00:21:20.413 --> 00:21:22.582
دو تا خودکار داري

00:21:22.748 --> 00:21:24.792
ـ ممنونم عزيزم
ـ بفرما

00:21:24.959 --> 00:21:28.921
اين... اين کتاب جديدته ؟

00:21:30.464 --> 00:21:33.342
آره ، خودشه

00:21:34.802 --> 00:21:37.346
در مورد چيه ؟

00:21:39.640 --> 00:21:44.562
... در مورد گير انداختنِ رعد و برق داخل يه شيشه

00:21:44.729 --> 00:21:47.398
براي دوّمين باره

00:21:50.067 --> 00:21:51.611
خوبه

00:22:05.166 --> 00:22:07.835
... تا ساعت 3 تو اتاقشه ، بعد ميره شنا

00:22:08.002 --> 00:22:12.256
بعد برميگرده به اتاقش ، بعد شام ساعت 7 و بعد تخت

00:22:13.716 --> 00:22:15.968
ممنون

00:22:25.603 --> 00:22:28.356
بعد شام چي کار ميکني ؟

00:23:22.952 --> 00:23:28.165
، من خيلي کنجکاوم که با شما
... اليس" و "روبرتا" در مورد اينکه"

00:23:28.332 --> 00:23:36.383
بدون تکنولوژي بزرگ شدن چجوري
... بوده ، صحبت کنم ، بدون اينکه

00:23:37.550 --> 00:23:41.262
... نميتونم به اين فکر نکنم که شما يه نگاه

00:23:41.429 --> 00:23:47.143
... به اين تجربه داشتيد که حس پنهان نشدن

00:23:47.310 --> 00:23:52.064
... توسطِ يه وجوديتِ دروغين چه حسيه

00:23:52.231 --> 00:23:56.319
... يا اينکه در لحظات... با هم صميمي باشيد

00:23:56.485 --> 00:24:02.617
... پس به همين خاطر احساس ميکنم با 3 تا

00:24:02.783 --> 00:24:06.037
... ـ تقريباً
ـ دايناسور وقت ميگذروني

00:24:06.203 --> 00:24:08.456
... ـ نه ، ميخواستم بگم
ـ سر به سرت ميزارم

00:24:08.623 --> 00:24:10.583
... ـ خب ، ميدونم
ـ سر به سرت ميزارم

00:24:10.750 --> 00:24:15.254
... فقط فکر ميکنم... حقيقت داره که بعد از نسل شما

00:24:15.421 --> 00:24:20.509
... چه کسي قراره مشعل اين رو که

00:24:20.676 --> 00:24:25.348
انسانيّت واقعاً چي هست... حمل کنه

00:24:25.514 --> 00:24:28.476
فکر نميکنم انقدر هم متفاوت باشه ، ميدوني ؟

00:24:28.643 --> 00:24:34.190
ميدونم که شديداً متفاوت به نظر ميرسه
وقتي که از بيرون بهش نگاه ميکني

00:24:34.357 --> 00:24:37.193
... و اتفاقاتي که براي نسل شما افتاده

00:24:37.360 --> 00:24:40.655
منظورم اينه که از وقتي دو سالتون
... بوده داشتيد تايپ ميکرديد

00:24:40.821 --> 00:24:45.243
پس شما با اين مثل يه زائده
رويِ خودتون بزرگ شديد ، ميدوني ؟

00:24:45.409 --> 00:24:47.912
... اما من فکر ميکنم

00:24:49.080 --> 00:24:54.126
... بسته به اينکه به چي ملحق ميشي ، ميدوني ، کامپيوتر

00:24:54.293 --> 00:24:58.339
فيسبوک يا اينستاگرام و يا هر
... چيزي که بهش ملحق ميشي

00:24:58.506 --> 00:25:00.591
... يا نميشي

00:25:00.758 --> 00:25:05.930
... ارتباط انساني عملاً هموني هست که بوده چونکه

00:25:06.097 --> 00:25:07.974
عملاً انسان‌ها هموني هستن که بودن

00:25:42.341 --> 00:25:44.427
خب ، اين رو بايد به نام کي امضا کنم ؟

00:25:44.594 --> 00:25:47.638
آرابِلا" ، خيلي خوب ميشه"

00:25:47.805 --> 00:25:51.392
ـ نوه‌ام ميشه
ـ نوه ؟

00:25:51.559 --> 00:25:56.397
ـ اره ، فقط حدود 15 سالشه
ـ امروز 7 سالش شده ، تولدشه

00:25:56.564 --> 00:25:58.357
ـ تولدشه ؟
ـ اونم توي کشتيه

00:25:58.524 --> 00:26:01.193
ـ توي کشتيه ؟ کجاست ؟
ـ اوه ، آره ، کنارِ استخره

00:26:01.360 --> 00:26:03.905
ـ کنار استخر ؟
ـ طبيعتاً

00:26:04.071 --> 00:26:08.159
خب ، اين... شنا بلده ؟

00:26:14.749 --> 00:26:18.127
... خيلي خب ، همه با هم نگاه نکنيد

00:26:18.294 --> 00:26:21.672
اما کسي اون آقا که پشت من
سمت راست نشسته رو ميشناسه ؟

00:26:21.839 --> 00:26:26.052
امروز يه مُشت طرفدار دورش رو گرفته بودن

00:26:26.219 --> 00:26:29.513
اوه ، فکر کنم خودشه

00:26:29.680 --> 00:26:31.474
ـ ميدونم که خودشه
ـ کي ؟

00:26:31.641 --> 00:26:35.186
ـ کيه ؟
"کِلوين کِرَنز"

00:26:35.353 --> 00:26:37.271
ـ کي ؟
ـ اون ديگه کيه ؟

00:26:37.438 --> 00:26:39.982
ـ نويسنده‌ست
ـ اون يه نويسنده‌ي ژانرِ معمّاييه بزرگه

00:26:40.149 --> 00:26:43.819
ـ صدها کتاب نوشته
ـ کتابي ازش خوندين ؟

00:26:43.986 --> 00:26:45.655
ـ همه‌شون رو
ـ تقريباً همه رو

00:26:45.821 --> 00:26:50.660
ـ تک تکِ‌شون رو ، بعضي‌هاش رو دو بار
ـ خداي بزرگ ، چجوري اين امکان داره ؟

00:26:50.826 --> 00:26:54.664
... ـ چجوري ممکنه
ـ هيجانيه... مثل تو نيست

00:26:54.830 --> 00:26:58.501
، اصلاً مثل کتابهاي تو نيست
هيجان انگيزه ، يه نويسنده‌ي معمّايي

00:26:58.668 --> 00:27:01.045
ـ يه نويسنده‌ي هيجانيه
ـ بله متوجه شدم

00:27:01.212 --> 00:27:04.507
... چيزي که متوجه نميشم

00:27:04.674 --> 00:27:06.717
... اينه که چطور مردم

00:27:06.884 --> 00:27:11.639
... چجوري ميتونيد... يه همچين چيزاي بي محتوايي

00:27:11.806 --> 00:27:14.517
... همچين نوشته هايي براي من مثل

00:27:14.684 --> 00:27:17.228
اين بي محتواها براي من مثل جعبه مقوايي ميمونن

00:27:17.395 --> 00:27:21.607
ـ اما داستان محور هستن
ـ اما داستان خيلي ساده شده‌ست

00:27:21.774 --> 00:27:24.402
شبيه پازل ميمونن ، ميدوني ، فقط
... کافيه شکلها و رنگها رو مطابقت بدي

00:27:24.569 --> 00:27:27.697
، و بعد همه رو ميچيني کنار هم
خيلي تر و تميزه و بعدش هم تمومه

00:27:27.863 --> 00:27:32.159
و بعدش... ميدوني... يه عکسِه
که کاملاً به زندگي بي ربطه

00:27:32.326 --> 00:27:34.662
زندگي يه معماست ، يه معمايِ واقعي

00:27:34.829 --> 00:27:39.333
ـ درسته
ـ و با اين وجود بي صبرانه منتظر کتاب بعديش هستم

00:27:39.500 --> 00:27:42.878
و همچنين شبيه پازليِه که بايد حَلِش کرد

00:27:43.045 --> 00:27:46.048
ـ شايد برم اونجا پيشش
ـ نه ، نه ، نرو

00:27:46.215 --> 00:27:49.010
... نه ، هنوز نه ، نه

00:27:49.176 --> 00:27:50.887
تا بعد صبر کن

00:27:52.555 --> 00:27:54.056
ـ ممنونم
ـ خانم ، خواهش ميکنم

00:27:54.223 --> 00:27:57.810
ـ چطوره که امشب بريم نوشيدني بخوريم ؟
ـ اوه ، نميتونم

00:27:57.977 --> 00:27:59.729
من امشب به مهموني بالماسکه ميرم

00:28:02.690 --> 00:28:05.610
به نظر... جالب مياد

00:28:23.586 --> 00:28:25.880
ميتوني بياي بچرخيم ؟

00:28:27.548 --> 00:28:28.925
اره لعنتي

00:28:47.026 --> 00:28:50.029
پيش‌نويس رو ديدم

00:28:50.196 --> 00:28:52.949
فقط ديدمش... نخوندم... ازش پرسيدم در مورد چيه

00:28:53.115 --> 00:28:58.704
راستش علاقه اي به اشتراک گذاري
... داستان نداشت اما اينو گفت که

00:28:58.871 --> 00:29:05.461
در مورد... در مورد گير انداختنِ رعد و برق
داخل يه شيشه براي دومين باره

00:29:10.841 --> 00:29:14.637
... رعد و برق داخل يه شيشه براي دومين بار ، اون

00:29:14.804 --> 00:29:17.890
اين ميتونه معني ادامه يه کتاب رو بده ، نه ؟

00:29:20.977 --> 00:29:24.855
آره ، فکر کنم ممکنه ، ميتونه خيلي معني‌ها داشته باشه

00:29:25.022 --> 00:29:27.233
خب ، اين خيلي هيجان انگيزه

00:29:51.716 --> 00:29:55.011
فکر ميکردم که اين مسيريه که
... زندگيم رو ميخوام ببرم به سمتش

00:29:55.177 --> 00:30:00.141
و رفتم دانشگاه و يه جورايي... نميدونم

00:30:00.308 --> 00:30:02.101
... هر چقدر که بيشتر از پدرم فاصله گرفتم

00:30:02.268 --> 00:30:05.897
... بيشتر فهميدم که چه آدم ناقصيه

00:30:06.063 --> 00:30:10.151
... اون... يه جورايي يه آدم نادون بود

00:30:10.318 --> 00:30:13.905
... در سياست‌هاش و در

00:30:14.071 --> 00:30:18.034
... در طرز رفتاري که با

00:30:18.200 --> 00:30:22.288
مردم داشت ، به خصوص فکر ميکنم با خانم ها

00:30:22.455 --> 00:30:25.166
... و

00:30:25.333 --> 00:30:28.961
... و... آره... و بعدش

00:30:29.128 --> 00:30:35.468
... اون افتاد زندان چون

00:30:35.635 --> 00:30:41.140
از يه سري آدمهاي مهم در راس
... شرکت هايي که توي اونها کار ميکرد

00:30:41.307 --> 00:30:44.518
اخاذي کرده بود

00:30:44.685 --> 00:30:48.689
ـ آره
ـ نميدونم که در اين مورد چيزي شنيدي يا نه

00:30:48.856 --> 00:30:52.485
ـ آره ، يه چيزايي در موردش شنيدم

00:30:52.652 --> 00:30:56.030
... ـ به هر حال
ـ چيزي نيست

00:30:56.197 --> 00:31:01.702
خب... تو زوجي يا فرد ؟ من فردم

00:31:01.869 --> 00:31:04.997
ـ من زوجم
ـ باشه

00:31:05.164 --> 00:31:06.666
ـ خيلي خب
ـ شب بخير

00:31:06.832 --> 00:31:11.337
ـ شب بخير ، فردا ميبينمت ؟
ـ آره ، قطعاً

00:31:11.504 --> 00:31:13.673
ـ باشه
ـ باشه

00:31:41.492 --> 00:31:47.999
اين ايده که بياد اينجا و بعدش ازت
دوري کنه به نظر من عجيب مياد

00:31:48.165 --> 00:31:52.295
براي من هم خيلي عجيبه ، برام عجيبه
چون خيلي سريع پيشنهاد اومدن رو قبول کرد

00:31:52.461 --> 00:31:54.755
ميدوني ، دعوت رو سريع پذيرفت

00:31:54.922 --> 00:32:00.761
براي "سوزان" دو هفته طول کشيد تا
ترتيبات لازم تو زندگيش رو بده تا بتونه بياد

00:32:00.928 --> 00:32:05.725
... پس شايد سعي داره... ميخواسته بياد اينجا تا

00:32:05.892 --> 00:32:07.935
تا تورو ناراحت کنه

00:32:09.186 --> 00:32:11.439
... اوه ، فکر نميکنم

00:32:11.606 --> 00:32:13.482
... ـ يا شايد ميخواسته
ـ فکر ميکني هدفش اين بوده ؟

00:32:13.649 --> 00:32:15.318
... خب ، شايد در کُليّت هدفش اين نبوده اما ميدوني

00:32:15.484 --> 00:32:21.991
مثلاً وقتي من بچه بودم از پدر و مادرم
... عصباني ميشدم و سرشون داد ميزدم

00:32:22.158 --> 00:32:24.493
تا ببينم که دوستم دارن

00:32:24.660 --> 00:32:26.537
ميدوني که چي ميگم ؟
... از قصد اذيّتِ‌شون ميکردم

00:32:26.704 --> 00:32:30.374
، و وقتي که ناراحتي رو در چشم هاشون ميديدم
... اون ناراحتي بهم ميگفت که دوستم دارن

00:32:30.541 --> 00:32:33.169
و اين راهِ آرامش بخشيدن به خودم بودم

00:32:33.336 --> 00:32:36.422
اوه خدايا ، خب ، اين يه فکر خيلي خيلي وحشتناکه

00:32:36.589 --> 00:32:40.092
اميدوارم که اينجوري... اين
حقيقت داره و براي تو اتفاق افتاده

00:32:40.259 --> 00:32:42.845
... خب ، خودم انجامش دادم پس

00:32:43.012 --> 00:32:45.431
... آره ، اما فکر نميکنم تو

00:32:45.598 --> 00:32:51.257
مطمئنم که مادرت ثابت کرده که دوستِت داره اما نميتونم
تصوّر کنم که اون سيب‌زميني هم همين کارو کرده باشه

00:32:51.354 --> 00:32:52.730
بــله

00:32:52.897 --> 00:32:58.945
خب ، اين نزديک ترين چيزيه که
به يه موردِ به درد بخور پيدا کردم

00:32:59.111 --> 00:33:01.572
مِري ديکس" ، بندِ کفش درست ميکنه"

00:33:01.739 --> 00:33:05.826
کاش يه کم پُر زرق و برق تر بود
... اما فکر ميکنم پولدار باشه

00:33:05.993 --> 00:33:10.373
ميخوام که بفهمي واقعاً چقدر پول داره

00:33:10.539 --> 00:33:16.295
نقدينگي داره ؟ وضعيت تاهلِش چطورياست ؟

00:33:16.462 --> 00:33:22.385
با همسرِ قبليش بد رفتاري کرده يا نه ؟
... اون... منظورم اينه که... اگر من

00:33:23.803 --> 00:33:26.681
چيز ناجوري در موردش وجود داره ؟ زندان رفته ؟

00:33:26.847 --> 00:33:31.269
علاوه بر مابقي چيزها ، اين
براي آبروي من خوب نخواهد بود

00:33:31.435 --> 00:33:34.105
درسته ، درسته

00:33:34.272 --> 00:33:38.109
... ـ پس ميتوني
ـ پس ميخواي من برات يه کم تحقيقات کنم ؟

00:33:38.276 --> 00:33:41.153
ـ آره ، ميدونم که ميتوني
ـ اگر بخواي... آره ، دارمت

00:34:04.468 --> 00:34:06.846
کجاست ؟

00:34:36.167 --> 00:34:38.586
واي خدايا

00:34:54.769 --> 00:34:56.687
چيه ؟

00:35:02.985 --> 00:35:06.113
خب ، اين يه لکّه‌ست

00:35:06.280 --> 00:35:10.660
اما تبرئه شده ، مهمترين نکته همين نيست ؟

00:35:41.148 --> 00:35:43.776
ـ سلام
ـ سلام

00:35:44.986 --> 00:35:47.572
ـ چطور پيش ميره ؟
ـ آره ، خوبه ، تو چطوري ؟

00:35:47.738 --> 00:35:50.366
خوب پيش ميرم

00:35:50.533 --> 00:35:51.993
امروز چطوري ؟

00:35:52.159 --> 00:35:56.956
از زندگيم متنفرم ، از کارم بيزارم

00:35:57.123 --> 00:35:59.083
... من

00:35:59.250 --> 00:36:02.628
من به شدّت به پول نياز دارم

00:36:02.795 --> 00:36:07.842
من واقعاً به پول نياز دارم و در موقعيتي هم
نيستم که با مردي آشنا بشم که پولدار باشه

00:36:08.009 --> 00:36:11.721
منظورم اينه که اين مردهاي خسيسِ
... پير رو ميبينم که ميان به فروشگاه

00:36:11.888 --> 00:36:14.557
... و ميخوان براي دوست دخترِ نوجوون‌شون شورت بخرن

00:36:14.724 --> 00:36:17.810
... در حالي که من براشون گوشت فاسدِ پير هستم

00:36:17.977 --> 00:36:19.604
ـ از من خوششون نمياد
ـ اوه عزيزم

00:36:19.770 --> 00:36:21.355
... اما

00:36:21.522 --> 00:36:27.987
تو واقعاً فکر ميکني "اليس" و
کتابش باعث تغيير سرنوشت تو شدن ؟

00:36:29.363 --> 00:36:31.699
تو اينطور فکر نميکني ؟

00:36:31.866 --> 00:36:38.331
... ميدونم که من تيزترينِ آدمها نيستم اما

00:36:38.497 --> 00:36:45.254
من کتاب "اليس"رو خوندم ، اصلاً
به ذهنم خطور نکرد که در مورد توئه

00:36:45.421 --> 00:36:49.550
اصلاً به ذهنم خطور نکرد که "کرافرود"ه

00:36:49.717 --> 00:36:55.139
... اصلاً به ذهنم خطور نکرد که مکانيکه

00:36:55.306 --> 00:36:59.518
که هيچ ربطي به "روبرتا" داشته

00:36:59.685 --> 00:37:02.063
هيچي ، اصلاً به ذهنم خطور نکرد

00:37:02.230 --> 00:37:05.399
حتي اينکه اسم شخصيت "رُوينا" بود ؟

00:37:05.566 --> 00:37:07.818
چرا بايد فکر کنم اون تويي ؟

00:37:07.985 --> 00:37:11.822
"خب ، به ذهن همه اينطور خطور کرد "سوزان

00:37:11.989 --> 00:37:14.867
... قطعاً به ذهن "کرافورد" خطور کرد

00:37:16.494 --> 00:37:20.873
... و قاضي هم باهاش موافق بود ، پس ميدوني چي شد

00:37:21.040 --> 00:37:24.460
ـ من هيچي گيرم نيومد
ـ واي خدا ، اين افتضاحه

00:37:24.627 --> 00:37:26.712
... ـ ببين ، اون
ـ اين خيلي افتضاحه

00:37:26.879 --> 00:37:31.551
اون مرد خوبي بود ، خيلي ثروتمند
... بود ، به خوبي هوام رو داشت

00:37:32.718 --> 00:37:34.554
... ـ تا وقتي که
ـ ديگه نداشت

00:37:36.931 --> 00:37:39.892
خب در حال حاضر با کسي رابطه داري ؟

00:37:40.059 --> 00:37:43.896
نه ، در حال حاضر نه

00:37:44.063 --> 00:37:46.315
... من ، ام

00:37:46.482 --> 00:37:51.946
... اوکي ، اتفاقي عجيبي امروز صبح افتاد ، اون مرده

00:37:52.113 --> 00:37:56.242
... فکر ميکنم داشت از اتاق "اليس" ميومد بيرون

00:37:56.409 --> 00:37:59.787
وقتي که براي صبحانه رفتم پيشش

00:37:59.954 --> 00:38:01.831
ـ چي ؟
ـ آره

00:38:01.998 --> 00:38:04.375
يعني... يعني شب رو مونده بود ؟

00:38:04.542 --> 00:38:09.338
... ـ شايد ، نميدونم ، اين
ـ فکر ميکني با هم رابطه دارن ؟

00:38:09.505 --> 00:38:14.010
... دوباره ، آره ، نميدونم ، اما اين
... نميدونم چه دليل ديگه‌اي ميتونه

00:38:14.176 --> 00:38:18.931
که اون مرد از اتاقش بياد بيرون
... يا اينکه چرا به من چيزي نگه ، اما

00:38:19.098 --> 00:38:21.559
شايد رابطه‌ي مخفيانه‌اي داره ، خوش به حالش

00:38:21.726 --> 00:38:25.438
ميدونم ، آره ، يا خدا

00:38:25.605 --> 00:38:28.399
... پس اومدم بيرون و مدتي تنها زندگي کردم

00:38:28.566 --> 00:38:32.528
... و بعد به يه مردي به نام "يَن" معرفي شدم

00:38:32.695 --> 00:38:38.451
که مدير يه صندوق سرمايه گذاريه و
... بين "زوريخ" و "نيويورک" کار ميکنه

00:38:38.618 --> 00:38:41.370
... پس ما با هم وارد رابطه شديم

00:38:41.537 --> 00:38:44.040
... و اوضاع به نظر ميرسيد خيلي خوب پيش ميره

00:38:44.206 --> 00:38:47.043
... همخونه شديم

00:38:47.209 --> 00:38:51.088
فکر ميکردم براي اولين بار تويِ
... يه رابطه ي بزرگسالانه هستم

00:38:51.255 --> 00:38:54.383
... انگار که اون واقعاً جدّيه

00:38:54.550 --> 00:38:57.386
... انگار که وقتش بود که من ديگه آروم بگيرم

00:38:57.553 --> 00:39:01.307
انگار که نميدونستم چرا اينجوري
... فکر ميکردم اما تو ذهنم ميگفتم که

00:39:01.474 --> 00:39:04.644
وقتِ بزرگ شدنه ، انگار که اين همينه ، اين خودِ طرفه

00:39:04.810 --> 00:39:09.023
... من ازدواج خواهم کرد ، ازش بچه‌دار خواهم شد

00:39:09.190 --> 00:39:14.904
... و من... فکر ميکردم اين مرحله‌ي بعدي زندگي منه

00:39:15.071 --> 00:39:17.240
... در مورد بچه دار شدن صحبت کرديم اما اون مطمئن نبود

00:39:17.406 --> 00:39:20.034
... و نميدونست که کي آماده ميشه پس ميدوني

00:39:20.201 --> 00:39:25.790
گفت : چطوره که تخمک‌هات رو منجمد
... کني ، پس پارسال من اينکارو کردم

00:39:28.000 --> 00:39:31.254
با وجود اينکه ميدونستم که من
... ديگه اين موقع‌ها آماده خواهم بود

00:39:31.420 --> 00:39:33.297
... منظورم اينه که بيشتر دوستهام بچه دارن و

00:39:33.464 --> 00:39:37.802
ـ درسته
... ـ ميدوني ، اونها تشکيل خانواده دادن و

00:39:37.969 --> 00:39:40.429
نميدونم ، وقتي به عنوان يه زن
... به اين سن ميرسي مسخره‌ست

00:39:40.596 --> 00:39:44.850
... احساس ميکني که اگر اين کارو نکني ، اينجوري

00:39:45.017 --> 00:39:48.479
... خب ، اينجوري فرصتت رو از دست ميدي يا مثلاً

00:39:48.646 --> 00:39:50.773
عقب ميموني

00:39:50.940 --> 00:39:53.359
... ـ ببخشيد ، فقط
ـ نه ، مشکلي نيست ، تو خوبي ؟

00:39:53.526 --> 00:39:58.614
آره ، آره ، من خوبم ، خوبم ، فقط راستش
تا حالا در اين مورد صحبت نکرده بودم

00:39:59.657 --> 00:40:02.034
ببخشيد

00:40:02.201 --> 00:40:04.870
مسخره‌ست ، واقعاً

00:40:05.037 --> 00:40:08.291
نميدونم

00:40:08.457 --> 00:40:10.668
... واقعاً ديوونگيه ، 20 سالگيت رو که ميگذروني ميگي

00:40:10.835 --> 00:40:12.753
... خدا نکنه که باردار بشم چونکه اين فاجعه خواهد بود

00:40:12.920 --> 00:40:16.173
: و بعد وقتي به 35 ميرسي همه ميگن
"در مورد بچه دار شدن فکر ميکني ؟"

00:40:16.340 --> 00:40:18.259
مثلاً ، بايد... قرار نيست بچه دار بشي ؟

00:40:18.426 --> 00:40:21.888
... پس همه چيز خيلي سريع تغيير ميکنه

00:40:22.054 --> 00:40:25.516
، فکر ميکردم اين اتفاقيه که قراره بيافته
اينکه من و "ين" قراره ازدواج کنيم

00:40:25.683 --> 00:40:30.521
پس وقتي که تقريباً دو ماه
... پيش ، خب... باهام تموم کرد

00:40:30.688 --> 00:40:33.649
... خيلي زياد غافلگير شدم و

00:40:33.816 --> 00:40:38.863
ديگه عملاً بي خانمان بودم چون
... تو خونه‌ي اون زندگي ميکرديم و

00:40:40.573 --> 00:40:46.078
آره ، من... گمون کنم که هنوز دارم با اينا کنار ميام

00:41:01.719 --> 00:41:03.095
ـ عصر بخير
ـ سلام

00:41:03.262 --> 00:41:09.060
"اين کارت هديه ويژه براي "مانيکور
... و "پديکور" بهم داده شده

00:41:09.227 --> 00:41:12.605
که خيلي هم خوبه اما من دوست ندارم
... کسي دستها و پاهام رو لمس کنه

00:41:12.772 --> 00:41:15.066
پس ميخوام با پول نقد تعويضش کنم لطفاً

00:41:15.233 --> 00:41:19.862
ما نميتونيم اين کارو بکنيم خانم ، اما در عوض
... ميتونيم بهتون يه سرويس ديگه پيشنهاد بديم

00:41:20.029 --> 00:41:22.990
... ميتونم با

00:41:23.157 --> 00:41:25.159
ميتونيد هزينه‌ش رو به کارت اعتباريم پرداخت کنيد ؟

00:41:25.326 --> 00:41:27.787
... متاسفانه نه ، چونکه اين يه هديه‌ست

00:41:27.954 --> 00:41:30.706
پس فقط ميتونيم با يه سرويس ديگه عوضش کنيم

00:41:30.873 --> 00:41:33.042
... بزاريد بهتون نشون بدم که چه چيزهايي داريم

00:41:33.209 --> 00:41:37.380
با پولي که داريد ميتونيد هر کدوم از اينهارو داشته باشيد

00:41:37.546 --> 00:41:40.591
مردها هم اينجا ماساژ ميگيرن ؟

00:41:40.758 --> 00:41:42.802
بله ، ما براي همه اينجا ماساژ داريم ، بله

00:41:42.969 --> 00:41:45.638
در حال حاضر مردي در حال ماساژ هست ؟

00:41:45.805 --> 00:41:49.058
ـ بله هستن خانم
ـ چه نوع ماساژهايي ميگيرن ؟

00:41:49.225 --> 00:41:51.686
اونها همه نوع... همه مدل ماساژي
که داريم رو استفاده ميکنن

00:41:51.852 --> 00:41:55.106
، در حال حاضر يه مرد داخل هستن
ايشون دارن ماساژ اسپورت ميگيرن

00:41:55.273 --> 00:41:57.483
اه... خب ، من هم ميخوام ماساژ اسپورت بگيرم

00:41:57.650 --> 00:41:59.068
ـ ماساژ اسپورت ؟ باشه
ـ بله لطفاً

00:42:09.036 --> 00:42:12.081
ـ هم قيمت هستن ؟
ـ بله ، هم قيمتن

00:42:12.248 --> 00:42:16.043
"فقط محض احتياط بيايد بگيم که رفتيم به "بوردو
[يعني ميخواد شرابّ بوردو سفارش بده]

00:42:16.210 --> 00:42:20.381
اينجوري کرد و الانم داره اينطوري ميکنه

00:42:20.548 --> 00:42:24.385
چرا نميري پيشش و باهاش حرف نميزني ؟

00:42:24.552 --> 00:42:28.097
ـ "تايلر" ، من هيچوقت همچين کاري نميکنم
... ـ اون به نظر مياد

00:42:28.264 --> 00:42:32.059
واي خداي من ، واقعاً نميشه
... که از "کلوين کرنز" هول بَرِت داره

00:42:32.226 --> 00:42:34.103
... "ـ "کلوين
ـ اوه خداي من

00:42:34.270 --> 00:42:38.149
به نظر ميومد با آدمهايي که ديروز
ميرفتن پيشش خيلي مهربون بود

00:42:38.316 --> 00:42:42.111
واقعاً ؟ اوه ، غافلگير نشدم

00:42:42.278 --> 00:42:44.488
فکر ميکنم احتمالاً مرد دوست‌داشتني‌ايه

00:42:44.655 --> 00:42:48.326
صحبت نويسندگي شد ، کتابت چطور پيش ميره ؟

00:42:51.621 --> 00:42:54.916
ممنون که اينو ازم پرسيدي

00:42:59.128 --> 00:43:02.882
خب... راستش پيش نميره

00:43:03.049 --> 00:43:08.137
پيش نميره ، در موردش به "تايلر" غُر ميزدم

00:43:08.304 --> 00:43:11.432
... از اين بابت عذر ميخوام ، اما فقط

00:43:11.599 --> 00:43:15.144
من... به ديوار خوردم ، بعضي وقتها اتفاق ميافته

00:43:15.311 --> 00:43:19.273
بعضي وقتها آدم... فکرش مسدود ميشه

00:43:19.440 --> 00:43:22.026
خب ، شايد بهتر باشه يه استراحتي به خودت بدي

00:43:22.193 --> 00:43:25.655
... ميخواي فردا چايي بخوريم با هم ؟ ميتونيم به

00:43:25.821 --> 00:43:27.657
اتاقِ مَنشورها بريم ، چايي‌هايي خوبي داره

00:43:30.910 --> 00:43:32.620
خيلي دوست دارم

00:43:36.540 --> 00:43:39.293
... نميدونستم که دوست داري يا نه

00:43:39.460 --> 00:43:41.128
تا حالا به اَفلاک‌نما رفتي ؟

00:43:41.295 --> 00:43:43.673
نه ، هيچوقت ، يا شايد وقتي که بچه بودم

00:43:43.839 --> 00:43:48.261
خب ، از ستاره‌ها ، سيّارات و جهان خوشت مياد ؟

00:43:48.427 --> 00:43:54.058
ـ آره ، من عاشق جهانم
ـ خب ، پس احتمالاً از اين هم لذّت ببري

00:43:54.225 --> 00:43:58.854
آسمان شب ، هم زيباست و هم مرموز

00:43:59.021 --> 00:44:01.941
... موضوع داستانهاي چادرهايِ شبانه

00:44:02.108 --> 00:44:04.402
افسانه هاي باستان و هِيبَت

00:44:04.569 --> 00:44:07.196
... تمام مدتي که انسان وجود داشته

00:44:07.363 --> 00:44:09.657
... زير آسمون سياهِ باز زندگي ميکرده

00:44:09.824 --> 00:44:13.619
... انسانهاي اوليه از تغييرات شبانه آگاه بودن

00:44:13.786 --> 00:44:16.330
... همانطور که سيارات در آسمان حرکت ميکردن

00:44:16.497 --> 00:44:18.374
... ماه دور و نزديک ميشد

00:44:18.541 --> 00:44:22.587
و برخي اوقات شهاب سنگها در
... راستاي اُفق شعله ميکشيدن

00:44:22.753 --> 00:44:26.048
... به آرامي ، مشاهده هاي ساده‌ي اوليه

00:44:26.215 --> 00:44:28.968
الگوهايي رو مشخص کردن
... که ميشد بهشون اتّکا کرد

00:44:29.135 --> 00:44:31.804
که اولين تقويمها رو به وجود آوردن

00:44:31.971 --> 00:44:34.265
... وقتي چرخه‌ي سالانه مشخص شد

00:44:34.432 --> 00:44:37.101
... سکونت و کشاورزي ميتونستن توسعه پيدا کنن

00:44:37.268 --> 00:44:40.229
... و اولين تمدن ها شکوفا شدن

00:44:40.396 --> 00:44:43.190
... در همين حال اولين نقشه هاي از آسمان

00:44:43.357 --> 00:44:47.278
پُر نورترين ستاره ها رو به
... عنوان صُوَر فلکي مشخص کردن

00:44:47.445 --> 00:44:51.115
که باعث کمک به طرحهاي جهت يابي شد

00:45:25.191 --> 00:45:27.235
ـ عصر بخير خانم
ـ سلام

00:45:27.401 --> 00:45:30.363
چجوري ميتونم کمکتون کنم ؟
به نظرم مياد که گم شديد

00:45:30.529 --> 00:45:32.156
نه ، گم نشدم ، فقط دارم ميگردم

00:45:32.323 --> 00:45:36.077
، در واقع شما اجازه نداريد اينجا باشيد
اينجا بخشي از قسمت هاي مخصوص خدمه‌ي کشتيه

00:45:36.244 --> 00:45:37.954
ـ اوه باشه
ـ و شما بيمه نيستيد

00:45:38.120 --> 00:45:40.915
... ـ پس اگر اتفاقي براتون بيافته
ـ خب ، کجا بايد برم ؟

00:45:41.082 --> 00:45:44.001
خب کجا ميخوايد بريد که من همراهيتون کنم لطفاً ؟

00:45:44.168 --> 00:45:45.544
باشه ، مشکلي نيست

00:46:37.805 --> 00:46:40.641
کلوين کرنز" تويِ اين کشتيه ؟"

00:46:41.851 --> 00:46:44.645
وايسا ، اون... اين واقعاً مساله‌ي بزرگيه ؟

00:46:44.812 --> 00:46:47.690
ـ بيخيال ، بايد اسمش رو شنيده باشي
ـ نه ، هيچوقت در موردش نشنيدم

00:46:47.857 --> 00:46:50.067
منظورم اينه که خيلي بزرگه

00:46:50.234 --> 00:46:52.778
اون مرد خودش تنهايي يه انتشاراته

00:46:52.945 --> 00:46:56.949
... تمام کتاب هاش به فيلم تبديل ميشه ، تمام کتابهاش

00:46:57.116 --> 00:46:59.535
ـ به همه زبوني ترجمه ميشن
"ـ ايول "کلوين

00:46:59.702 --> 00:47:03.581
... اون گنده‌ست ، مثلاً از همه‌ي نويسنده‌ها رو هم بزرگتره

00:47:03.748 --> 00:47:06.042
"ـ خوش... خوش به حال "کلوين
ـ آره

00:47:06.208 --> 00:47:08.294
خوش به حالش

00:47:08.461 --> 00:47:12.131
... خب من يه فکر داشتم

00:47:12.298 --> 00:47:14.967
تو... رقص دوست داري ؟

00:47:15.134 --> 00:47:16.719
ـ رقصيدن ؟
ـ آره

00:47:16.886 --> 00:47:21.349
ـ يعني فقط براي تفريح ؟
ـ نه ، يه کلوبِ رقص روي کشتي هست

00:47:21.515 --> 00:47:23.517
... فکر کنم ديسکو مانند باشه

00:47:23.684 --> 00:47:27.355
و فکر کردم که شايد با هم بريم اگر علاقه داري

00:47:28.439 --> 00:47:29.815
باشه

00:47:47.250 --> 00:47:50.253
ممنون که باهام اومدي اونجا

00:47:50.419 --> 00:47:51.796
ـ خوش گذشت
ـ خوش گذشت ، آره

00:47:51.963 --> 00:47:54.257
ـ شب بخير
ـ از ديدنت خوشحال شدم

00:47:54.423 --> 00:47:56.801
ـ ميبينمت
ـ خيلي خب ، شب خوبي داشته باشي

00:48:19.782 --> 00:48:22.034
... خدايا ، همين الان متوجه شدم

00:48:22.201 --> 00:48:25.454
... ديشب يه خواب ديدم

00:48:25.621 --> 00:48:27.665
... گمون کنم

00:48:29.292 --> 00:48:34.005
شايد به خاطر همين بوده که به
از دست ندادن... ارتباط فکر ميکردم

00:48:34.171 --> 00:48:40.052
... خواب ديدم که يه دوستيم که ديگه زنده نيست

00:48:40.219 --> 00:48:42.305
اومد پيش من

00:48:43.931 --> 00:48:47.435
... آگاه بودم که دارم خواب ميبينم

00:48:47.602 --> 00:48:50.062
... آگاه بودم که

00:48:52.356 --> 00:48:56.569
: اين شخص داشت بهم ميگفت
"اين راهيه که از اين به بعد با هم ارتباط داريم"

00:48:56.736 --> 00:48:59.906
اوه امکان نداره

00:49:00.072 --> 00:49:02.658
واي خداي من

00:49:02.825 --> 00:49:05.703
آره

00:49:05.870 --> 00:49:09.749
... آره ، ما هيچوقت

00:49:09.916 --> 00:49:12.168
آدم هارو از دست نميديم

00:49:13.210 --> 00:49:14.587
خدايا

00:49:20.384 --> 00:49:23.512
ـ سلام خوشگله
ـ سلام

00:49:23.679 --> 00:49:26.641
اين کتاب رو متوجه ميشي ؟

00:49:28.226 --> 00:49:30.394
ميدوني که چي قراره بگي ؟

00:49:30.561 --> 00:49:34.440
... ميخوام بگم که هر اقدامي يه عواقبي داره

00:49:34.607 --> 00:49:41.405
و عواقب کارهايِ اون رويِ زندگي من غير قابل قبوله

00:49:41.572 --> 00:49:44.951
و کمترين کاري که ميتونه بکنه عذرخواهيه

00:49:47.662 --> 00:49:51.374
فکر ميکني چه واکنشي نشون ميده ؟

00:49:51.540 --> 00:49:53.960
... اون

00:49:54.126 --> 00:49:59.257
خب ، من... اون... اون مُنکِر
ميشه ، اينو ميگه... انکار ميکنه

00:49:59.423 --> 00:50:04.470
ميگه که کلاً بر اساسِ يه نفر ديگه بوده

00:50:06.973 --> 00:50:09.976
اون شبيه پروفسور "آزبورن" نبود ؟

00:50:10.142 --> 00:50:14.730
ـ نديدمش
ـ با پروفسور "آزبورن" مو نميزد

00:50:14.897 --> 00:50:17.900
ـ يادت مياد ؟
... ـ من... چطوري

00:50:18.067 --> 00:50:21.195
اگر هم ميديدمش مثل تو واکنش نشون نميدادم

00:50:21.362 --> 00:50:24.949
ـ اوه خداي من
ـ چه اتفاقي افتاده ؟

00:50:25.116 --> 00:50:27.910
... هيچي ، هيچي ، من

00:50:28.077 --> 00:50:30.538
فکر نميکنم

00:50:30.705 --> 00:50:32.623
با خودش و خانمش سه تايي خوابيديم

00:50:32.790 --> 00:50:35.001
... خب

00:50:36.210 --> 00:50:38.546
... خب ، خب ، خب

00:50:41.591 --> 00:50:44.886
ـ فقط همين ؟
ـ آره ، فقط سه تايي بود ديگه

00:50:45.052 --> 00:50:48.097
... چهار تايي يا پنج تايي که نبود

00:50:48.264 --> 00:50:50.433
گروهي که نبود

00:51:33.559 --> 00:51:36.729
... اين واقعاً نميتونه دفعه‌ي اولت باشه

00:51:37.730 --> 00:51:39.774
"کرن"

00:51:42.235 --> 00:51:44.654
يه شايعه شنيدم که روي کشتي هستي

00:51:44.820 --> 00:51:46.864
خب ، شايعه نيست

00:52:02.088 --> 00:52:05.132
... تعداد زيادي هستن ، يعني افراد ثابقاً ارتشي داريم

00:52:05.299 --> 00:52:09.971
... آدمهايي رو داريم که خودشون رو دوباره از نو ساختن

00:52:10.137 --> 00:52:13.140
... و اون آدمها در کل معمولاً خيلي مشتاق هستن

00:52:13.307 --> 00:52:17.937
چون پول زيادي خرج کردن تا به جايي که هستن برسن

00:52:18.104 --> 00:52:21.399
پس دوست داري که يه کم بيشتر
... مراقبشون باشي ، ميدوني ، اونها

00:52:21.566 --> 00:52:25.444
... اونها ميخوان که بازار رو درک کنن

00:52:25.611 --> 00:52:28.614
... آدمهاي ثابقاً ارتشي ، اونها مستقل هستن

00:52:28.781 --> 00:52:33.786
ميتوني بفرستيشون بيرون تا کاري رو
... انجام بدن و به هيچ حمايتي از داخل

00:52:33.953 --> 00:52:35.997
شرکت احتياج ندارن

00:52:36.163 --> 00:52:39.959
اما ميدوني ، کار من اينه که به
... اتفاقات جاري نظارت کنم

00:52:40.126 --> 00:52:42.670
و پول رو موقع اومدن شمارش کنم

00:52:42.837 --> 00:52:44.672
ـ اين قسمت احتمالاً باحاله
ـ آره

00:52:44.839 --> 00:52:48.467
اشکال نداره که بريم به اتاق بغلي ؟

00:52:48.634 --> 00:52:50.678
ـ اصلاً ، اصلاً
ـ عاليه ، بريم

00:52:50.845 --> 00:52:52.680
ـ عاشق دنبال کردنت هستم
ـ بايد کسي رو ملاقات کنم

00:52:52.847 --> 00:52:57.685
منظورم اينه که از جاه طلبي خوشم
مياد ، حقيقتاً ، اما برنامه‌ت چيه ؟

00:52:57.852 --> 00:53:03.232
برنامه‌م اين بود که تو زمان درست بهش نزديک بشم

00:53:03.399 --> 00:53:06.527
ـ فکر ميکني ايده‌ي بديه ؟
ـ فکر ميکنم ايده‌ي افتضاحيه

00:53:06.694 --> 00:53:09.196
اصلاً فکر نميکنم که بتوني رويِ
اين کشتي بهش نزديک بشي

00:53:09.363 --> 00:53:12.575
فکر ميکنم که فراريش ميدي

00:53:12.742 --> 00:53:19.540
... فکر ميکنم ممکنه از سرسختيت خوشش بياد اما واقعاً

00:53:20.625 --> 00:53:25.004
خودش تصميم ميگيره که چي
کار کنه و واقعاً از کنترل تو خارجه

00:53:31.467 --> 00:53:33.721
"ـ "اليس" ، "اليس

00:53:33.888 --> 00:53:35.848
سلام

00:53:36.015 --> 00:53:41.103
اليس"... ببخشيد ، ايشون "اليس هيوز"ه ، ايشون "ورنِن"ه"

00:53:41.270 --> 00:53:43.314
ـ "ورنن" ، سلام
ـ از آشنايي باهاتون خوشبختم

00:53:43.481 --> 00:53:46.359
ـ افتخاره
ـ اون تو هواپيماييِه

00:53:46.525 --> 00:53:48.819
ـ خب
ـ ميخواي به ما ملحق بشي ؟

00:53:48.986 --> 00:53:50.613
لطفاً

00:53:50.780 --> 00:53:52.865
اوه نه ، مساله‌اي نيست

00:53:53.032 --> 00:54:00.039
داشتم تو کشتي ميچرخيدم و از
... گل فروشي رد شدم و فکر کردم

00:54:00.206 --> 00:54:03.251
چرا دارم اينو مثل يه احمق اينور و اونور ميبرم ؟

00:54:03.417 --> 00:54:05.962
بزاريد... بزارمش اينجا

00:54:06.128 --> 00:54:08.005
شايد سر شام ببينمت

00:54:08.172 --> 00:54:10.216
ـ تو... قطعاً
ـ از آشنايي شما خوشحال شدم

00:54:10.383 --> 00:54:11.759
ـ مشتاق شام هستم
ـ افتخاره

00:54:11.926 --> 00:54:14.345
ـ مراقب باشيد
ـ خداحافظ

00:54:16.931 --> 00:54:20.434
ـ به نظر مهربون مياد
ـ آره ، نويسنده‌ي خيلي خوبيه

00:54:20.601 --> 00:54:23.271
با هم دانشگاه ميرفتيم

00:54:23.437 --> 00:54:28.234
... منظورم اينه که ديوونگيه واقعاً ، شما ميخوايد که يه

00:54:28.401 --> 00:54:31.362
... ـ ادامه بنويسه
ـ ادامه‌ي اين رو

00:54:31.529 --> 00:54:33.322
يعني همه ميخوان که براي اين ادامه بنويسه

00:54:33.489 --> 00:54:38.119
آره ، اما اون هيچوقت اين کارو
... نميکنه ، اون کتاب براش مقدسه

00:54:38.286 --> 00:54:39.787
اينطور فکر نميکني ؟

00:54:48.546 --> 00:54:51.173
تايلر" ، "روبرتا" هستم ، به کمکت نياز دارم"

00:54:55.052 --> 00:54:57.763
ببخشيد ، بعضي وقتا ممکنه
... يه کم زمان ببره چون شايد

00:54:57.930 --> 00:55:00.057
دو طبقه‌ست ، ميتونه طبقه‌ي بالا باشه

00:55:00.224 --> 00:55:03.477
ـ اينجا... دو طبقه‌ست ؟
ـ آره

00:55:04.520 --> 00:55:07.273
اتاقِ بزرگيه ، آره

00:55:10.568 --> 00:55:14.113
خب ، کاغذ و خودکار اينجاست

00:55:14.280 --> 00:55:16.616
اوه ، ممنونم

00:55:16.782 --> 00:55:18.993
خب

00:55:35.259 --> 00:55:38.387
يه روزي اون کتاب تموم ميشه

00:55:49.398 --> 00:55:52.485
... ميخوام امروز شمارو

00:55:52.652 --> 00:55:55.571
... به... سفري ببرم

00:55:55.738 --> 00:56:00.159
سفري درون چشم‌اندازِ الهام بخشيِ من

00:56:00.326 --> 00:56:04.080
... بعضي وقتها منابعي که نويسندگان استفاده ميکنن

00:56:04.247 --> 00:56:07.625
... خيلي بهشون نزديک هستن

00:56:07.792 --> 00:56:12.463
... خانواده ، دوستان ، دشمنان

00:56:14.131 --> 00:56:17.176
... و بعضي اوقات منابع ما رهگذراني

00:56:17.343 --> 00:56:21.597
... از زماني ديگر هستن ، از دنيايي ديگر

00:56:21.764 --> 00:56:26.519
... بِلادوين پيو" نويسنده‌ي ولزي بود که"

00:56:26.686 --> 00:56:30.648
... در حين تغيير آخرين قرن ، پايان قرن نوزدهم

00:56:30.815 --> 00:56:34.986
... در گمنامي زندگي ميکرد ، کاملاً ناشناخته بود

00:56:35.152 --> 00:56:37.905
... تا مدت‌ها پس از مرگش

00:56:38.072 --> 00:56:40.992
... و حتي حالا هم خيلي آشنا نيست

00:56:41.158 --> 00:56:46.414
... حتي در خيلي از گردهمايي هاي ادبي کمياب هم اون

00:56:46.581 --> 00:56:51.294
اون براي ما ناشناخته‌ست ، به جز اونهايي که
... هنوز انقدر ثابت ايستاده‌ان تا گوش فرا گيرن

00:56:52.253 --> 00:56:55.631
... نوشته... تنها بازمانده‌ش... تنها رُمانش

00:56:55.798 --> 00:57:01.971
که اسمش... که من فکر ميکنم
... شاهکارِ اون... اون دورانه

00:57:02.138 --> 00:57:04.765
اون رمان "قلمروي بوف" نام داره

00:57:04.932 --> 00:57:07.518
... وقتي من اين رمان رو ميخوندم

00:57:07.685 --> 00:57:11.063
... براي... براي من غير ممکنه

00:57:11.230 --> 00:57:15.526
که به اين فکر نکنم که چه
... معجزه‌ايه که اين دنيا ظهور کرد

00:57:15.693 --> 00:57:21.866
که چه معجزه‌ايه که شعور و هوشياري ظهور کرد

00:57:22.033 --> 00:57:24.118
ميدونيد ؟

00:57:26.495 --> 00:57:30.833
... "و چه معجزه‌ايه که "بلادوين پيو

00:57:31.000 --> 00:57:34.420
... فکرها و تجاربش

00:57:34.587 --> 00:57:38.549
... ميتونن از زمان گذر کنن

00:57:40.593 --> 00:57:45.097
و به داخل هوشياريِ من نفوذ کنن

00:57:46.307 --> 00:57:48.726
اين يه معجزه‌ست

00:57:48.893 --> 00:57:51.103
سوالي هست ؟

00:57:53.231 --> 00:57:55.942
خب ، من يه سوال دارم

00:57:56.108 --> 00:58:00.529
منظورم اينه که ، نميدونم ، مطمئناً ترفيعِ
... قلمرويِ بوف" از "بلادوين پيو" بود"

00:58:00.696 --> 00:58:05.576
... اما من در مورد "عملکرد بدن" سوالي داشتم

00:58:05.743 --> 00:58:09.622
... و مخصوصا اينکه چه وقتي الهام گرفتي که بنويسيش

00:58:09.789 --> 00:58:15.670
هميشه ميدونستي که "خاطرات جورجيا"رو قراره درونش جا بدي ؟
کتابي نوشته توماس گُلتز در مورد جنگ و]
[هرج و مرج سيساسي در قفقاز پس از شوروي

00:58:17.213 --> 00:58:21.217
... من فکر کردم که با مهارت بسياري اين کار انجام شده

00:58:22.260 --> 00:58:25.179
... و... همه ميدونن که اين کتابِ بسيارِ شخصي‌ايه

00:58:25.346 --> 00:58:29.058
... آشکاره ، پس من از گفتن اين احساس بدي ندارم

00:58:29.225 --> 00:58:34.188
منظورم اينه که کاري که با اون دختر انجام
... دادي... با از دست دادنِ خواهرش

00:58:34.355 --> 00:58:38.818
... و برادري که اميدي بهش نيست که يه بيمار روانيه

00:58:38.985 --> 00:58:44.824
... کسي که بهش احتياج داري ، ميدوني
کسي که بهش احتياج داري و ازش وحشت داري

00:58:44.991 --> 00:58:47.493
... جوري که اون خاطرات به کار اومدن

00:58:47.660 --> 00:58:52.790
کتاب رو به بالاترين درجه از... ادبيات براي من رسوندن

00:58:52.957 --> 00:58:56.794
در اين فکرم که چجوري... چجوري... اين کارو کردي

00:58:56.961 --> 00:58:59.505
... ـ ميدونستي که ميخواي اين کارو بکني يا
ـ اوه ممنونم

00:58:59.672 --> 00:59:02.216
بابت اين سوال خيلي ممنونم

00:59:16.731 --> 00:59:20.443
ـ دوستات اومدن
ـ دوستام ، ميخوام که با "روبرتا" آشنا بشي

00:59:20.610 --> 00:59:22.111
ـ سلام
ـ چه افتخار دلپذيري

00:59:22.278 --> 00:59:24.488
"ـ و "سوزان
ـ چه افتخار زيبايي

00:59:24.655 --> 00:59:27.783
"کلوين کرنز" و برادرزاده‌ام ؛ "تايلر"

00:59:27.950 --> 00:59:30.328
ـ سلام "تايلر" ، مرد جوون خوش چهره
ـ اوه ، از آشناييتون خوشحالم

00:59:30.494 --> 00:59:33.748
از آشنايي با شما خوشحالم ، پس
شما همه‌تون با هم مسافرت ميکنيد

00:59:33.915 --> 00:59:37.418
بله ، اينجا يه ميز پُر از طرفدار داري ، ميدوني ؟

00:59:37.585 --> 00:59:43.090
واقعاً ؟ خب ، اين فوق‌العاده‌ست ، ميدوني ، ممنونم

00:59:43.257 --> 00:59:47.178
... پس همه‌تون به يه مقصد مشترک ميريد

00:59:47.345 --> 00:59:49.972
ـ اوه خب ، بله
ـ تو دوستات رو همراهت ميبري ؟

00:59:50.139 --> 00:59:51.557
ـ اين اتفاقيه که اينجا داره ميافته ؟
ـ بله

00:59:51.724 --> 00:59:54.727
... اما اول به يه زيارت کوچيک ميريم

00:59:54.894 --> 00:59:59.148
سرِ مزارِ "بلادوين پيو" خارج از "کارديف" ، به صومعه
[شهري در انگلستان]

00:59:59.315 --> 01:00:02.026
ـ چه شگفت انگيز ، خيلي خاصه
... ـ آره ، آره ، فکر ميکنم

01:00:02.193 --> 01:00:06.697
... فکر ميکنم به نوعي خاص باشه اما

01:00:06.864 --> 01:00:11.702
ميخواستم ازت بپرسم که
... چقدر طول ميکشه تا يکي از

01:00:11.869 --> 01:00:15.581
ـ کتابهات رو بنويسي ؟
ـ نوشتن يه دونه‌ش ؟

01:00:15.748 --> 01:00:18.751
... خب ، شايد من حدود

01:00:18.918 --> 01:00:25.800
، يک ماه رو صرف طرحِ کلّي داستان ميکنم
... و بعدش شايد سه ماه براي نوشتنِش

01:00:25.967 --> 01:00:27.677
... پس شايد چهار ماه

01:00:27.843 --> 01:00:30.805
بعضي‌هاشون حداکثر چهار ماه و نيم

01:00:30.972 --> 01:00:34.517
سعي کردم... تا حالا چيزي زودتر از سه ماه ننوشتم

01:00:34.684 --> 01:00:37.478
از چيزي که فکر ميکردم بيشتره

01:00:37.645 --> 01:00:39.564
... خب

01:00:39.730 --> 01:00:44.151
اين جالبه ، يه رَوندِه ، مگه نه ؟

01:00:44.318 --> 01:00:48.573
خب ، من يه روندي دارم که
خيلي به خصوصه ، ميدوني ؟

01:00:48.739 --> 01:00:51.158
... خب ، به هر حال

01:00:51.325 --> 01:00:54.870
ـ بابت جايزه تبريک ميگم
ـ خيلي ممنونم

01:00:55.037 --> 01:00:57.164
افتخار بزرگيه ، فکر ميکنم خيلي خاصّه

01:00:57.331 --> 01:01:00.459
ـ و چه دلپذير بود که با همه‌ي شما آشنا شدم
ـ ممنونم ، به همچنين

01:01:00.626 --> 01:01:02.795
ـ ممنونم ، ممنونم
ـ باز هم ميبينمتون ، آره

01:01:02.962 --> 01:01:05.715
و شما رو هم ميبينم ، مراقب خودتون باشيد

01:01:05.881 --> 01:01:07.884
ـ خداحافظ
ـ عصرونه خوبي داشته باشيد

01:01:08.050 --> 01:01:10.052
ممنون ، شما هم همينطور

01:01:12.305 --> 01:01:13.973
چه مرد خوبي

01:01:16.309 --> 01:01:19.979
ـ چه آقايي ، مگه نه ؟
ـ چه با شخصيت ، با کلاس

01:01:23.608 --> 01:01:26.819
ـ امروز نشد با هم باشيم
ـ آره ميدونم ، متاسفم

01:01:26.986 --> 01:01:29.363
ـ چطوره که الان بريم نوشيدني بخوريم ؟
ـ نميتونم

01:01:29.530 --> 01:01:31.532
ـ چرا ؟
ـ چون دارم به جشن ميرم

01:01:31.699 --> 01:01:33.659
اوه ، جشن

01:01:33.826 --> 01:01:35.912
باشه

01:01:47.381 --> 01:01:49.425
اونها شخصيت‌هاي نماديني هستن

01:01:49.592 --> 01:01:53.346
... براي شخصيت هاي آمريکايي الان بهترين زمانه چون

01:01:53.512 --> 01:01:55.473
ـ سلام
ـ سلام

01:01:55.640 --> 01:01:57.058
ـ تو اينجايي ، عاليه
ـ شما با هم آشنا شديد ، درسته ؟

01:01:57.225 --> 01:01:58.809
بله

01:01:58.976 --> 01:02:02.021
ـ چطور پيش ميره ؟ ببخشيد مزاحم شدم
ـ نه ، اصلاً مزاحمت ايجاد نکردي

01:02:02.188 --> 01:02:05.441
ـ حرفمون داشت تموم ميشد ، خوشحال شدم ديدمت
ـ از ديدنت خوشحال شدم مرد

01:02:05.608 --> 01:02:08.444
ـ تنهاتون ميزارم ، بعداً ادامه ميديم ؟
ـ بله

01:02:08.611 --> 01:02:11.656
ـ همديگه رو دوباره به زودي ميبينيم
ـ آره

01:02:11.822 --> 01:02:15.159
ـ ببخشيد که فراريت دادم
ـ نه ، شوخي ميکني ؟

01:02:15.326 --> 01:02:17.745
شب خوبي داشته باشي

01:02:17.912 --> 01:02:22.375
ـ اوضاع چطوره ؟
ـ ميدونه که کي هستي ؟

01:02:22.541 --> 01:02:25.461
اوه آره ، آره ، ميدونه ، ميدونه

01:02:25.628 --> 01:02:27.672
ـ و اين برات مهم نيست ؟
ـ اون مشکلي نيست ، نگران نباش

01:02:27.838 --> 01:02:31.551
نه ، اون... چيزي نميگه ، نگران نباش

01:02:31.717 --> 01:02:35.179
خب ميدوني که اون و "اليس" الان
ديگه دوستن ، با هم صحبت ميکنن

01:02:35.346 --> 01:02:37.890
... آره ، آره ، من

01:02:38.057 --> 01:02:41.185
... راستش من همه چيز رو بهش گفتم و

01:02:41.352 --> 01:02:45.815
... همه‌ي ماجرا براش خيلي جالب بود در واقع

01:02:45.982 --> 01:02:48.359
... و اون نصيحت خوبي بهم کرد ، اون

01:02:48.526 --> 01:02:51.237
... بهم گفت که احتمالاً فکر خوبي نيست که

01:02:51.404 --> 01:02:57.076
توي اين سفر به "اليس" نزديک
... بشم پس من عقب ميکشم و

01:02:57.243 --> 01:02:59.203
ـ آره ، فکر ميکنم حق با اونه
ـ عاليه

01:03:42.747 --> 01:03:46.417
راستي اون يادداشت رو گرفتي ؟
اوني که تو اتاقت گذاشتيم ؟

01:03:46.584 --> 01:03:48.753
چي... يه يادداشت چيزي نيست

01:03:48.920 --> 01:03:53.466
... منظورم اينه که اون با من يه قرار گذاشت... براي چايي

01:03:53.633 --> 01:03:56.260
... و من کارم رو قطع کردم و رفتم

01:03:56.427 --> 01:04:00.223
اينجوري نيست که من ساعتها فرصت
... داشته باشم که تو کشتي بچرخم و

01:04:00.389 --> 01:04:02.266
ـ درسته
ـ با مردها آشنا بشم

01:04:02.433 --> 01:04:05.519
ـ من براي اين اينجا نيومدم
ـ پس تو رفتي و بعدش چي شد ؟

01:04:05.686 --> 01:04:08.814
من راس ساعت 2 براي چايي
... اونجا بودم و اونم اونجا بود

01:04:08.981 --> 01:04:13.986
شبيه کيسه‌ي لوبيا اونجا پيش يه
دودو" نشسته بود که قرارِش بود"
[نام پرنده‌ي درشت جثه‌اي که منقرض شده است]

01:04:14.153 --> 01:04:17.657
... و واضحه که من ، ميدوني

01:04:17.823 --> 01:04:21.160
قرارتون رو کنسل کرد ؟ کنسل شد ، باهاش ملاقات نکردي

01:04:21.327 --> 01:04:25.957
... خب ، نميدونم چي کار بايد ميکرديم ، همراه با يه

01:04:26.123 --> 01:04:29.126
ـ "دودو" همديگه رو ميديدين ؟
ـ يه آدم که... آره

01:04:29.293 --> 01:04:34.507
نبايد اين حرف رو بزنم ، اون احتمالاً
... يه مرد خوب و بي خبره که

01:04:34.674 --> 01:04:40.888
که نميدونسته در چنگال يه پرنده گوشت خوار قرار داره

01:04:41.055 --> 01:04:43.349
... اما من نميدونم چي... نميدونم اون

01:04:43.516 --> 01:04:47.144
نميدونم که اون چي ميخواد ، چونکه من
فقط ميخوام بهش دسترسي پيدا کنم

01:04:47.311 --> 01:04:48.729
درسته

01:04:48.896 --> 01:04:51.691
"يادت مياد که من ، تو و "اليس
همديگه رو در "سن فرانسيسکو" ديديم ؟

01:04:51.857 --> 01:04:53.693
اون همه سال پيش ؟

01:04:53.859 --> 01:04:57.405
اونجا بود که موضوع علني شد

01:04:58.573 --> 01:05:03.494
... مستاصل بودم که به کسي اعتماد کنم

01:05:03.661 --> 01:05:08.541
... و شما دو تا نزديکترين افراد زندگي من بوديد پس

01:05:11.043 --> 01:05:15.047
وقتي که توي بار شام خورديم تو رفتي بالا و خوابيدي

01:05:15.214 --> 01:05:18.509
... و من و "اليس" تنها مونديم و من فکر کردم

01:05:18.676 --> 01:05:23.431
... خب ، "اليس" هميشه به زندگي بقيه افراد علاقه‌منده

01:05:25.433 --> 01:05:29.520
و بعد اشتباه مرگبار گفتن همه
چيز به "اليس"رو ، مرتکب شدم

01:05:33.482 --> 01:05:36.193
... چيزي که فهميدم اين بود که

01:05:36.360 --> 01:05:40.740
... اگر خودت نتوني رازي نگه داري

01:05:40.907 --> 01:05:44.118
نميتوني از افراد ديگه بخواي رازي رو نگه دارن

01:05:45.494 --> 01:05:47.747
حقيقت داره

01:05:49.373 --> 01:05:51.375
حقيقت داره

01:06:08.601 --> 01:06:12.063
... چيزي که من ميخوام بهت بگم اينه که

01:06:14.273 --> 01:06:18.194
... من نرفتم بالا که بخوابم

01:06:20.947 --> 01:06:25.201
... يه گارسون خيلي... خيلي بانمک اونجا بود

01:06:25.368 --> 01:06:27.662
... و

01:06:30.289 --> 01:06:32.792
... اين

01:06:34.293 --> 01:06:37.462
دو حرفي و سه کلمه‌ايه

01:06:38.464 --> 01:06:40.967
ـ عزيزم
ـ ازت متنفرم

01:06:41.133 --> 01:06:43.970
تعظيم کن هرزه ، تعظيم کن

01:06:44.136 --> 01:06:47.014
اونها يه شب خيلي شگفت انگيز رو
... با هم ميگذرونن ، خيلي مست ميکنن

01:06:47.181 --> 01:06:49.725
... کلي مشروب ميخورن

01:06:49.892 --> 01:06:53.271
و آره ، خيلي خوب با هم
... کنار ميان ، با هم ميخوابن

01:06:53.437 --> 01:06:57.775
... و دختره نميدونه که اين يارو در واقع يه متصّديِ باره

01:06:57.942 --> 01:07:01.696
... اينکه پولدارو اين حرفا نيست

01:07:01.862 --> 01:07:06.409
اما عاشق هم ميشن و خنده‌داريش همين اشتباهاتِه

01:07:06.576 --> 01:07:10.371
... يه جورايي مسخره‌ست اما در نهايت عاشق هم ميشن

01:07:10.538 --> 01:07:13.916
بر خلاف اينکه جفتشون تظاهر
به چيزي که نبودن کرده بودن

01:07:14.083 --> 01:07:16.460
که يه جورايي... همه‌ي داستانه

01:07:16.627 --> 01:07:20.423
ـ ميدوني کي نقش مرده رو بازي ميکنه ؟
ـ اون... اون يه کُمدينِه

01:07:20.590 --> 01:07:25.636
با نمکه ، صورت شگفت انگيزي
داره اما فيلم خيلي دلرباييه

01:07:25.803 --> 01:07:28.431
ـ بايد ببينيش ، درخشانه
ـ ميخوام ببينمش

01:07:28.598 --> 01:07:31.976
... دارم سعي ميکنم به اين فکر کنم
... راستش من خودم در تويِ اشتباهاتِ خنده دار بودم

01:07:32.143 --> 01:07:35.563
... وقتي که کلاس ششم بودم ، پس وقتي صحبت اين

01:07:40.109 --> 01:07:42.612
کرن" ؟"

01:07:42.778 --> 01:07:44.739
سلام

01:07:45.740 --> 01:07:48.659
و "تايلر" ؟

01:07:48.826 --> 01:07:50.995
سلام

01:07:52.455 --> 01:07:53.831
صبر کن

01:08:03.382 --> 01:08:06.761
... پس به خاطرش دروغ گفتي چون

01:08:08.679 --> 01:08:10.723
ازش خوشت مياد

01:08:18.314 --> 01:08:23.903
اين... از دليل هاي خوبيه که براي
دروغ گفتن به ذهن من ميرسه

01:08:29.951 --> 01:08:31.994
... پس

01:08:38.626 --> 01:08:41.420
امشب ملاقاتش ميکني ؟

01:08:42.505 --> 01:08:44.382
نميدونم

01:08:53.307 --> 01:08:56.936
اون مردي که صبح ها هميشه
ميبينم از اتاقت مياد بيرون کيه ؟

01:09:02.191 --> 01:09:04.986
اوه ، اون مرد

01:09:11.450 --> 01:09:14.495
... اون مرد

01:09:14.662 --> 01:09:18.749
احتمالاً تنها دليل اينه که باعث ميشه بتونم ادامه بدم

01:09:21.586 --> 01:09:24.088
به جز تو

01:09:24.255 --> 01:09:25.631
ممنون

01:09:36.642 --> 01:09:39.729
ـ سلام
ـ سلام ، چطوريد ؟ چه سورپرايزي

01:09:39.896 --> 01:09:42.773
ـ خوب ، خوب
ـ چه روزِ با نسيمِ خُنَکي

01:09:42.940 --> 01:09:46.736
ـ آره ، عاشق مِه هستم
ـ يه بحث صميمانه کوچيک

01:09:46.903 --> 01:09:50.364
ـ ميدوني ، من داشتم در موردت فکر ميکردم
ـ واقعاً ؟

01:09:50.531 --> 01:09:54.952
... خب ، يکي از زنهايي که باهاشون کار ميکنم

01:09:55.119 --> 01:09:59.290
... شوهرش که کُتَکِش ميزد رو مسموم کرده

01:09:59.457 --> 01:10:02.835
... و حدس بزن که فکرش رو از کجا آورده

01:10:03.002 --> 01:10:05.755
از همسر اول من البته

01:10:05.922 --> 01:10:09.508
ـ يا شايد هم همسر دومَم
ـ اوه خداي من ، اوه خدايا

01:10:09.675 --> 01:10:12.803
ـ نه ، نه ، اما الان کُلّي در موردت ميدونم
ـ بله

01:10:12.970 --> 01:10:16.891
"نه ، از يکي از اولين کتابهاي "آگاتا کريستي

01:10:17.058 --> 01:10:21.562
"ـ "قتل راجر اَکرويد
"ـ دقيقاً ، "قتل راجر اَکرويد

01:10:21.729 --> 01:10:24.941
خب ، من اين کتاب رو از زنم دور نگه داشتم

01:10:25.107 --> 01:10:27.026
و به همين خاطره که هنوز زنده اي

01:10:27.193 --> 01:10:31.530
پس تو در مورد مسموم کردن داشتي
... فکر ميکردي ، اما چرا ؟ چونکه فقط

01:10:31.697 --> 01:10:33.532
... اوه نه ، چونکه من

01:10:33.699 --> 01:10:38.496
اين زن افتاده زندان براي اينکه سعي
داشته خودش و بچه‌اش رو نجات بده

01:10:38.663 --> 01:10:41.582
، و نميخواسته که شوهرش رو بکشه
... فقط ميخواسته ناتوانش کنه که

01:10:41.749 --> 01:10:44.085
بتونه جلويِ خشونت رو بگيره

01:10:44.252 --> 01:10:46.629
اما اون ميميره

01:10:46.796 --> 01:10:49.840
ـ خيلي متاسفم ، اين خيلي ناخوشاينده
ـ بله ناخوشاينده

01:10:50.007 --> 01:10:51.384
با افراد زيادي که مسموم ميکنن سر و کار داري ؟

01:10:51.551 --> 01:10:54.762
... آره ، اوه نه ، نه ، زياد نه

01:10:54.929 --> 01:11:01.352
منظورم اينه که از هر سلاحي که
در دسترس باشه استفاده ميکنن

01:11:01.519 --> 01:11:03.896
... ـ و
ـ ميتونم بهتون ملحق بشم ؟ اشکال نداره بشينم ؟

01:11:04.063 --> 01:11:05.648
ـ البته ، بشين
ـ نه ، بهمون ملحق شو

01:11:05.815 --> 01:11:08.234
ـ من اخيراً مجذوب مسمويت شدم
ـ چرا ؟

01:11:08.401 --> 01:11:12.905
دارم به اين فکر ميکنم که در مورد کسي
بنويسم که افراد رو مسموم ميکنه

01:11:13.072 --> 01:11:18.452
... فکر ميکنم... فکر ميکنم از لحاظ فلسفي مسموميت

01:11:18.619 --> 01:11:22.832
يه راهِ کشتنِ خيلي صميمانه‌ست
و همچين خيلي هم ظالمانه‌ست‎

01:12:43.788 --> 01:12:45.456
اون چطوره ؟

01:12:47.917 --> 01:12:50.127
غير قابل مقاومت

01:13:10.481 --> 01:13:12.608
ـ سلام
ـ ببخشيد

01:13:12.775 --> 01:13:16.028
ـ ببخشيد دير کردم ، ممنونم
ـ سلام

01:13:18.114 --> 01:13:20.533
ـ همه خوبن ؟
ـ همه خوبن

01:13:20.700 --> 01:13:25.496
ـ کار چطور پيش ميره ؟
... اوه ، خب ، نه

01:13:25.663 --> 01:13:28.165
نه به خوبي‌اي که من دلم ميخواد

01:13:28.332 --> 01:13:31.711
ـ ممنون
ـ خواهش ميکنم

01:13:32.878 --> 01:13:35.715
تايلر" کجاست ؟"

01:13:35.881 --> 01:13:37.884
نمياد

01:13:38.050 --> 01:13:41.095
ـ نمياد ؟
ـ يه قرار داره

01:13:42.847 --> 01:13:48.603
ـ با کي ؟
ـ با يه نفر که روي کشتي باهاش آشنا شده

01:13:49.937 --> 01:13:52.273
... پس

01:13:52.440 --> 01:13:55.401
يه خانم مُسن تر... ظاهراً

01:13:55.568 --> 01:14:00.114
ـ يه خانم مسن تر ؟ چقدر مسن تر ؟
ـ مثلاً 80 ساله ؟

01:14:02.950 --> 01:14:05.536
اگر اينجوري بود غافلگير ميشدم

01:14:05.703 --> 01:14:09.248
... ـ اما احتمالاً 26 ساله يا
ـ اوه ، اوه ، درسته

01:14:09.415 --> 01:14:11.000
يا 36

01:14:11.167 --> 01:14:15.129
ـ 36 اختلاف سني قابل توجهي خواهد بود

01:14:15.296 --> 01:14:18.424
ـ يا شايدم بيشتر ، کي ميدونه ؟
ـ واقعاً ؟

01:14:18.591 --> 01:14:20.718
من ديگه واقعاً سن آدمهارو نميتونم بفهمم

01:14:20.885 --> 01:14:23.471
ـ آره ، منم نميتونم
ـ واقعاً نميتونم

01:14:24.972 --> 01:14:27.183
... اليس" ، نميدونم برنامه‌ت چطوريه"

01:14:27.350 --> 01:14:30.519
... اما اگر فردا قبل يا بعد از شنات آزادي

01:14:30.686 --> 01:14:34.357
شايد بتونيم با هم يه چايي يا نوشيدني بنوشيم

01:14:35.524 --> 01:14:37.693
... خب ، من

01:14:39.028 --> 01:14:42.865
خيلي دوست دارم اما در واقع
... فردا يه جلسه کاري دارم

01:14:43.032 --> 01:14:46.661
ـ اوه متاسفم
ـ نميدونم حتّي وقت شنا پيدا ميکنم يا نه

01:14:46.827 --> 01:14:50.790
کي ميدونه که چقدر طول ميکشه
يا چه اتفاقي ميافته ؟

01:14:50.957 --> 01:14:55.127
ـ اما بزار يه زمان ديگه اي انجامش بديم ، قول ؟
ـ آره ، دوست دارم ، عاليه

01:14:58.589 --> 01:15:02.260
ـ عجب روزي
ـ آره

01:15:02.426 --> 01:15:04.387
شوکه کننده

01:15:05.596 --> 01:15:07.473
آره

01:15:09.100 --> 01:15:10.643
چه حسي داري ؟

01:15:12.728 --> 01:15:15.690
... راستش حس خوبي دارم ، يه جورايي

01:15:16.732 --> 01:15:20.152
ـ صادقانه بگم يه کم راحت شدم
ـ آره

01:15:21.946 --> 01:15:23.864
... راستش بايد به تو بگم که

01:15:28.160 --> 01:15:29.996
آره فکر ميکنم بايد از تو يه کم عذرخواهي کنم

01:15:30.162 --> 01:15:32.164
احساس بدي دارم که تورو کشوندم به اين ماجرا

01:15:32.331 --> 01:15:36.877
ميدونم که نميخواستي به عمه‌ات دروغ
... بگي و من يه جورايي مجبورت کردم

01:15:37.044 --> 01:15:39.255
... و در اين مورد حس بدي دارم

01:15:39.422 --> 01:15:42.508
و واضحه که اون در مورد تو خيلي سطح بالا فکر ميکنه

01:15:42.675 --> 01:15:45.261
... اون عاشقته ، فکر ميکنه... ميدوني
... خيلي زياد بهت اهميت ميده

01:15:45.428 --> 01:15:50.433
و امروز وقتي باهاش صحبت کردم
... اين واضح بود و فکر ميکنم

01:15:50.600 --> 01:15:55.605
اين احتمالاً بخشي از دليلي بود
... که نسبت به من بخشنده بود پس

01:15:55.771 --> 01:15:59.775
ممنونم به خاطر... ممنون به خاطر
همه چي ، به خاطر اين هفته

01:15:59.942 --> 01:16:01.736
... ـ اوه خب
ـ تو شگفت انگيز بودي

01:16:01.903 --> 01:16:07.325
ميدونم که کاملاً به طور نامناسبي
... کلّي موضوع که احتمالاً نبايد رو

01:16:07.491 --> 01:16:11.203
با تو در ميون گذاشتم و به خاطرش
... خيلي معذرت ميخوام و

01:16:11.370 --> 01:16:14.749
ـ آره ، ممنونم
ـ خب ، اين... لطف تورو ميرسونه

01:16:14.916 --> 01:16:20.296
... قدردانِ اين سپاسگزاريت هستم و من

01:16:21.380 --> 01:16:25.343
... اين... شناخت تو خيلي دلپذير بوده و

01:16:25.509 --> 01:16:30.139
من اوايل در مورد اينکه رابطه‌مون
... چجوري خواهد بود شک داشتم

01:16:30.306 --> 01:16:33.351
... و احساس ميکردم

01:16:33.517 --> 01:16:36.020
... نميدونم... ميخواستم که تورو بشناسم

01:16:36.187 --> 01:16:40.566
و هيجان زده و اميدوارم که
... بتونم به شناختنت ادامه بدم و

01:16:42.485 --> 01:16:45.071
... نميدونم ، شايد ، ميدوني... ما

01:16:45.238 --> 01:16:50.743
... زندگي‌مون در آينده... چه شکلي ميتونه باشه

01:16:50.910 --> 01:16:53.537
... اينکه ، نميدونم... فقط

01:16:53.704 --> 01:16:56.666
... شايد ، ام

01:16:56.832 --> 01:17:00.836
... احتمالاً يکي از بزرگترين هدايايِ اين

01:17:01.003 --> 01:17:05.132
... اين... کشتي به من اين بوده

01:17:06.634 --> 01:17:09.470
... شناختنِ تو ، پس

01:17:18.312 --> 01:17:22.858
... تو اين... فکر بودم که اگر

01:17:27.113 --> 01:17:31.075
... ميدونم که اين سوال يه جورايي ديوونگيه اما

01:17:34.954 --> 01:17:38.124
... اگر شايد تو بخواي

01:17:41.419 --> 01:17:43.212
... اگر

01:17:43.379 --> 01:17:46.465
تو که من رو به قرار گذاشتن دعوت نميکني ، ميکني ؟

01:17:46.632 --> 01:17:49.010
، شوخي ميکنم ، شوخي ميکنم
فقط يه لحظه قيافه‌ات ناجور شد

01:17:49.176 --> 01:17:51.721
... درسته ، درسته ، شد ، من

01:17:51.888 --> 01:17:57.685
تو اين فکر بودم که شايد بتونم
يه وقتي به زودي ببوسمت

01:18:11.115 --> 01:18:13.409
لعنت

01:18:17.496 --> 01:18:19.624
اوه ، گندش بزنن

01:18:43.648 --> 01:18:47.318
... فکر ميکنم

01:18:47.485 --> 01:18:49.820
... من

01:18:49.987 --> 01:18:53.366
يک کم خودم رو احمق جلوه دادم

01:18:58.162 --> 01:19:00.248
چجوري ؟

01:19:00.414 --> 01:19:07.672
... من... يه پيشنهادي مطرح کردم که... پاسخ

01:19:07.838 --> 01:19:10.758
پاسخي نگرفتم

01:19:15.763 --> 01:19:17.932
... خب ، نميتوني

01:19:19.350 --> 01:19:22.436
اميدوارم که از اين پشيمون نباشي

01:19:22.603 --> 01:19:27.608
اون... اون... فقط تلاشه ، ميدوني ؟

01:19:28.901 --> 01:19:32.405
... اگر تلاش نکني ، اگر ريسک نکني

01:19:32.572 --> 01:19:34.699
دونستن اين خوبه

01:19:37.618 --> 01:19:41.706
منظورم اينه که... در اينجور موارد نبايد خجالتي باشي

01:19:41.872 --> 01:19:46.252
اين... اين جذب شدن به کسي

01:19:46.419 --> 01:19:48.754
... فکر ميکنم جذب شدن

01:19:48.921 --> 01:19:53.009
نيروي حرکت دهنده‌ي دنياست در حقيقت

01:19:54.051 --> 01:19:56.888
ـ اين يه حقيقته
... ـ خب ، مثل

01:19:58.472 --> 01:20:01.893
... جاذبه يا کششِ قطبها به هم

01:20:02.059 --> 01:20:05.730
... اينکه چي باعث ميشه پروانه هاي پادشاه
[پروانه هايي که معمولاً در آمريکاي شمالي وجود دارن]

01:20:07.064 --> 01:20:09.442
به اون طرفِ دنيا سفر کنن

01:20:09.609 --> 01:20:13.696
... اگر از درون قلبت جذبِ کسي ميشي

01:20:13.863 --> 01:20:19.160
ميدوني... و بهشون نگاه ميکني و احساس
... ميکني و ميتوني روحِشون رو ببيني

01:20:20.870 --> 01:20:22.580
... اين

01:20:23.789 --> 01:20:25.791
... در اين

01:20:27.001 --> 01:20:31.005
... اين هيچ نسخه‌ي بدي دَرونش وجود نداره

01:20:31.172 --> 01:20:34.175
... که بخواي قسمتي از اون باشي

01:20:34.342 --> 01:20:37.595
... و ما بايد

01:20:37.762 --> 01:20:41.891
... واي خدا... گرامي بداريمِش ، اين ، اين

01:20:42.058 --> 01:20:44.810
ما خوشبختيم که اين احساس رو داريم

01:20:44.977 --> 01:20:51.359
... اين عالي‌ترين ، کامل‌ترين تعريف از زنده بودنه

01:20:51.525 --> 01:20:53.444
... پس

01:20:54.779 --> 01:20:57.323
... فکر ميکني تو... تو

01:20:57.490 --> 01:21:01.494
چجوري تموم شد ؟ منظورم اينه که فکر
ميکني دوباره امتحان ميکني ؟

01:21:01.661 --> 01:21:03.371
ـ نه
ـ نه ؟

01:21:03.537 --> 01:21:06.707
نه ، نه

01:21:08.376 --> 01:21:12.129
... ميدوني "سوز" ، من متقاعد شدم

01:21:12.296 --> 01:21:17.802
که من رو به اين سفر دعوت کرده تا بفهمه
... که بعد از طلاقم چه اتفاقي برام افتاده

01:21:17.969 --> 01:21:23.266
‎ميخواد در موردش ادامه‌ي اون کتابِ لعنتيش رو بنويسه

01:21:23.432 --> 01:21:24.934
ـ مطمئنم
ـ نه

01:21:25.101 --> 01:21:27.603
ـ ميدونم
ـ نه ، بايد ازش بپرسي

01:21:27.770 --> 01:21:31.023
ـ نه
ـ بايد رُک باشي و ازش بپرسي

01:21:31.190 --> 01:21:34.777
ميدوني ، چيزهايي که در حينِ
صحبت‌هاش گفت رو شنيدي

01:21:34.944 --> 01:21:38.823
... اون از چيزها و آدمهاي زندگيش استفاده ميکنه

01:21:38.990 --> 01:21:43.077
ـ خب من... من يکي از اون آدمهام
ـ ميدونم که هستي ، ميدونم که هستي

01:21:43.244 --> 01:21:47.790
اما اين کاريه که نويسنده‌ها ميکنن و هيچوقت
قصد نداشته به تو صدمه بزنه ، بهت قول ميدم

01:21:47.957 --> 01:21:49.959
ـ هيچوقت قصد نداشته به تو صدمه بزنه
"ـ اون براش مهم نيست "سوزان

01:21:50.126 --> 01:21:52.962
فکر ميکنم براش مهمه ، تو براش مهمي

01:21:53.129 --> 01:21:55.423
و چرا بايد دوباره در مورد تو بنويسه ؟

01:21:55.590 --> 01:21:58.050
اون عاشقته ، اون درگيرِ توئه

01:21:58.217 --> 01:22:01.762
... اون گفت که از آدمهاي توي زندگيش استفاده ميکنه

01:22:01.929 --> 01:22:04.765
و اون ميخواد از من براي ادامه‌ي کتاب استفاده کنه

01:22:04.932 --> 01:22:07.310
من اينو باور ندارم عزيزم ، واقعاً ندارم

01:22:07.476 --> 01:22:11.314
ميدونم اگر بپيچونيش ميتونه اينجوري به نظر بياد

01:22:11.480 --> 01:22:14.191
... اگر به طرفِ ديگه بپيچونيش

01:22:14.358 --> 01:22:18.654
ميدوني ، اون هم همون خاطرات ما
از روزهاي با هم بودنمون رو داره

01:22:18.821 --> 01:22:20.740
ـ اونها مقدسّن
ـ آره

01:22:20.907 --> 01:22:25.161
شايد مقدس نباشن ، مقدس يه کم بزرگه

01:22:25.328 --> 01:22:28.706
اما ميدوني منظورم چيه ، چيزي که اونروز
... داشتيم در موردش صحبت ميکرديم

01:22:28.873 --> 01:22:32.418
ـ اون هم اون خاطرات رو داره
ـ آره اما اون الان متفاوته

01:22:32.585 --> 01:22:35.129
ميدونم که هست ، اون واقعاً تغيير کرده

01:22:35.296 --> 01:22:37.298
خيلي تغيير کرده

01:22:37.465 --> 01:22:39.675
ـ هميشه اينجوري صحبت ميکرد ؟
ـ نه

01:22:39.842 --> 01:22:41.552
ـ نميکرد ؟
ـ نه ، نميکرد

01:22:41.719 --> 01:22:46.057
ـ در عجبم که چرا اينجوري صحبت ميکنه
ـ ميدونم

01:22:56.275 --> 01:23:00.154
فقط براي اينکه بدوني "اليس" من رو
به شام با همه‌ شما دعوت کرده

01:23:01.280 --> 01:23:03.574
اوه لعنتي

01:23:03.741 --> 01:23:07.036
... راستش "کرن" در مورد کارِ چاپ خيلي اميدواره

01:23:07.203 --> 01:23:12.416
منظورم اينه که به نظر من بر خلاف تمام
... دلايل اينطور فکر ميکنه اما اگر بتوني

01:23:12.583 --> 01:23:16.504
در مورد اينکه انتشارات حالا و در آينده
... چه کاري ميخواد انجام بده توضيح بدي

01:23:16.671 --> 01:23:19.882
نا کارآمدها کنار گذاشته شدن

01:23:20.049 --> 01:23:21.926
... زمان قابل توجهي بوده

01:23:22.093 --> 01:23:23.678
... يه تغييراتي در انتشارات به وجود اومده

01:23:23.844 --> 01:23:28.224
اما به اينکه از اين نقطه رو به جلو چه
کار خواهيم کرد احساس خوشبيني دارم

01:23:28.391 --> 01:23:31.602
و من... ما براي "اليس" نقشه‌هاي هيجان انگيزي داريم

01:23:31.769 --> 01:23:35.565
"ميدونيد ، "سونيا" بهم گفت که "اليس
... خيلي در مورد کارش مرموزه

01:23:35.731 --> 01:23:39.777
ـ ما اصلاً فکرشم نميکردم که چقدر مرموزه
... ـ خب ، من

01:23:39.944 --> 01:23:42.154
... منظورم اينه که هنوز نتونستم نتيجه گيري کنم که

01:23:42.321 --> 01:23:47.159
کدوم يکي از شخصيت‌هاي ادبيت رو قراره احيا کني

01:23:47.326 --> 01:23:49.954
اميدوارم که "روينا" از "هميشه تو ، هرگز تو" باشه

01:23:50.121 --> 01:23:56.210
"آره ، من عاشق اينم که ببينم "روينا
در 35 سالِ گذشته در چه حالي بوده

01:23:56.377 --> 01:23:58.713
... اوه عزيزم ، ميدوني

01:23:58.879 --> 01:24:00.381
... بزار بگم که

01:24:00.548 --> 01:24:04.218
... ـ در اين مورد
... "ـ فکر ميکنم همه اهميت ميدن که "روينا

01:24:04.385 --> 01:24:06.012
فکر نميکنم که واقعاً براي کسي مهم باشه

01:24:06.178 --> 01:24:09.724
اينکه بعد از ازدواج فاجعه بار چي به سر "روينا" اومد ؟

01:24:09.891 --> 01:24:13.603
دوباره عشق رو پيدا کرد ؟
تونست دوباره حرفه‌اي پيدا کنه ؟

01:24:13.769 --> 01:24:15.479
بچه دار شد ؟

01:24:15.646 --> 01:24:19.859
... روينا" يه شخصيت ادبي دوست داشتنيه"

01:24:20.026 --> 01:24:22.153
ـ واقعاً هست ، هست
"ـ "برت ، "برت

01:24:22.320 --> 01:24:25.781
... چيزي که در اين مورد ميخوام بگم... و

01:24:25.948 --> 01:24:28.492
... بايد برات شفاف سازي کنم

01:24:28.659 --> 01:24:32.663
هر شخصيتي که در موردش
مينويسم اساساً در مورد خودمه

01:24:32.830 --> 01:24:35.708
، منظورم اينه که صادقانه بگيم
اين کاريه که نويسنده‌ها ميکنن ، مگه نه ؟

01:24:35.875 --> 01:24:39.045
... ـ بزار من... فقط... فکر نميکنم
... ـ و يه چيز ديگه

01:24:39.211 --> 01:24:45.218
من هيچوقت با دو نفر به اين
اندازه خود شيفته سر يه ميز نبودم

01:24:45.384 --> 01:24:49.597
فکر نميکنم که بوده باشم ، اين اولين باره ، اولين

01:24:52.099 --> 01:24:55.311
ما به هم اهميت ميديم ، مگه نه ؟

01:24:55.478 --> 01:24:58.314
ـ ما به همديگه اهميت ميديم ؟
ـ بله البته

01:24:58.481 --> 01:25:03.569
، بله ، ما به هم اهميت ميديم
اين در جووني‌تون اتفاق افتاده

01:25:03.736 --> 01:25:07.365
اين خيلي وقت پيش... در جووني‌تون اتفاق افتاده

01:25:07.531 --> 01:25:14.038
و امروز ، دقيقاً امروز ما بيشتر
زندگي‌مون رو پشت سر گذاشتيم

01:25:14.205 --> 01:25:20.378
... درسته ؟ ميخوايد اين جنگ قديم رو

01:25:20.544 --> 01:25:24.423
در مدت کمي که برامون باقي مونده ادامه بدين ؟

01:25:24.590 --> 01:25:27.051
ميدونيد که ديروز چه اتفاق افتاد ؟

01:25:27.218 --> 01:25:30.054
وقتي که ارتباطمون با دنيا قطع شده بود ؟

01:25:30.221 --> 01:25:32.056
ميدونيد چه اتفاقي افتاد ؟

01:25:32.223 --> 01:25:34.058
، نميدونيد چه اتفاقي افتاد
ميدونيد چه اتفاقي افتاد ؟

01:25:34.225 --> 01:25:36.269
ـ کسي نميدونه چه اتفاقي افتاده ؟
... ـ من داشتم کار ميکردم پس

01:25:36.435 --> 01:25:38.980
، خب ، البته که داشتي کار ميکردي
... تو هميشه در حال کاري

01:25:39.146 --> 01:25:40.565
بله

01:25:41.691 --> 01:25:44.110
... "ايلان ماسک"

01:25:45.319 --> 01:25:50.408
... تعداد زيادي ماهواره‌ي مخابراتي به آسمون فرستاد

01:25:51.701 --> 01:25:54.996
... که دقيقاً شبيه ستاره‌ها هستن

01:25:55.162 --> 01:25:56.664
دقيقاً شکل ستاره‌ها

01:25:56.831 --> 01:26:00.876
... پس الان وقتي انسانها به آسمون خيره ميشن

01:26:01.043 --> 01:26:06.966
... نميدونن که به يه ستاره خيره شدن يا به يه دستگاه

01:26:08.467 --> 01:26:14.098
... و ما سَرِ اين ميز... سر اين ميز

01:26:14.265 --> 01:26:19.103
... ما در بين آخرين... آخرين

01:26:19.270 --> 01:26:21.772
... آخرين... آخرين

01:26:21.939 --> 01:26:26.068
... کسايي هستيم که

01:26:26.235 --> 01:26:31.824
آسممون شب واقعي ، حقيقي ، صادقانه و
... درست رو از اقيانوس مشاهده کرديم

01:26:31.991 --> 01:26:35.036
... ما ستاره‌هارو ديدم

01:26:35.202 --> 01:26:37.788
فقط ستاره‌هارو

01:27:13.366 --> 01:27:17.036
ـ جمع کردي ؟
ـ دارم ميکُشَمِش

01:27:17.203 --> 01:27:21.249
ـ واقعاً ؟ داري وسيله جمع کردن رو ميکُشي ؟
ـ نه

01:27:24.794 --> 01:27:27.755
نه کتابم رو

01:27:32.635 --> 01:27:36.639
پاکش کردم... از کامپيوترم

01:27:36.806 --> 01:27:39.141
همه‌ش رو پاک کردم

01:27:40.726 --> 01:27:44.480
و نسخه کاغذيش رو هم انداختم سطل آشغال

01:27:44.647 --> 01:27:46.816
چرا ؟

01:27:46.983 --> 01:27:49.026
... اون

01:27:54.073 --> 01:27:59.036
ميدوني چيه ؟ مثل صيقل دادن
گلدون وقتيه که خونه داره خراب ميشه

01:28:05.167 --> 01:28:07.628
تو نميدوني

01:28:07.795 --> 01:28:09.755
تو نميدوني دارم در مورد چي صحبت ميکنم

01:28:11.340 --> 01:28:14.135
... در هر حال ، من

01:28:14.302 --> 01:28:18.639
بعداً ازت ميخوام که چمدون هاي
بزرگتر رو برام بياري پايين ، باشه ؟

01:30:40.573 --> 01:30:44.201
فکر ميکنم که کلمات اهميت
دارن ، فکر ميکنم که مهمن

01:30:45.244 --> 01:30:50.625
چه کلماتي رو براي شرح چيزي
استفاده کردن ، براي بيانِ چيزي

01:30:50.791 --> 01:30:55.504
... زمان ميبره که اونها رو به وجود بياري

01:30:55.671 --> 01:30:59.884
، کلمه‌ي درست ، کلمه‌ي درست
فقط يک کلمه هست که درسته

01:31:01.886 --> 01:31:05.932
من تاسف ميخورم... ميدونيد ، بعضي وقتها صبر
ميکنم و صبر ميکنم تا يه کلمه بهم الهام بشه

01:31:06.098 --> 01:31:09.143
صبر ميکنم... يه هفته منتظر ميشم

01:31:09.310 --> 01:31:12.772
... نه ، اما روي کشتي برام جالب بود که

01:31:12.939 --> 01:31:18.653
که چطور مشتاق بودن که ما از کلمه
... قايق" براي "کشتي" استفاده نکنيم"

01:31:18.819 --> 01:31:22.615
... چونکه "قايق" يه جورايي کوچک تره

01:31:22.782 --> 01:31:26.661
... يا وقتي که ميگفتن بهش نگيد کشتي تفريحي

01:31:26.827 --> 01:31:29.956
... اين يه کشتي تفريحي نيست ، يه کشتيه گذريه

01:31:34.001 --> 01:31:39.590
و داره گذر ميکنه ، آدم از منطقه‌ي
زماني عبور ميکنه ، آدم حسش ميکنه

01:31:39.757 --> 01:31:43.928
ـ بله همينطوره
ـ گذر به سمت چيزي ناشناخته

01:31:44.095 --> 01:31:48.099
منظورم اينه که... يه کشتي تفريحي
... فقط به نظر ميرسه گردش ميکنه

01:31:48.266 --> 01:31:50.059
و احمقانه‌ست

01:31:53.854 --> 01:31:55.523
... "اليس"

01:31:56.649 --> 01:31:59.944
... چيزي که اينجا ميخوام پيدا کنم اينه که

01:32:00.111 --> 01:32:03.281
تويِ واقعي کيه ؟

01:32:05.491 --> 01:32:08.286
... من فقط

01:32:09.412 --> 01:32:12.540
من ديگه نميدونم که تو واقعاً کي هستي

01:32:12.707 --> 01:32:16.961
منظورم اينه که... کسي ديگه به تو اعتماد داره ؟

01:32:17.128 --> 01:32:20.298
... و اين برات سخته ؟ يعني

01:32:20.464 --> 01:32:24.093
تو باهاش مشکلي نداري ؟
به نظر مياد باهاش مشکلي نداري

01:32:26.178 --> 01:32:30.600
... منظورت چيه ؟ چون من از زندگيم مينويسم و

01:32:30.766 --> 01:32:34.604
اوه آره ، از زندگي خودت مينويسي
اما از زندگي ديگران هم مينويسي

01:32:34.770 --> 01:32:41.319
و اون ديگران به عنوان يه جور خيانت تجربه‌ش ميکنن

01:32:42.361 --> 01:32:45.197
... ـ واضحه که تو
ـ خب ، ميدوني ، تو

01:32:46.616 --> 01:32:48.492
خيانت

01:32:48.659 --> 01:32:54.540
فکر ميکنم آدم احتمالاً به کسايي خيانت
... ميکنه که از همه بيشتر دوستشون داره

01:32:54.707 --> 01:33:00.087
چونکه ميدوني که انتظار بخشيده شدن داري

01:33:00.254 --> 01:33:03.049
... کسايي که خيلي خوب نميشناسي رو

01:33:03.215 --> 01:33:05.843
... سعي ميکني گمراه کني يا تحت تاثير قرار بدي

01:33:06.010 --> 01:33:09.889
با اونها با لطافت بيشتري رفتار ميکني ، اين تجربه‌ي منه

01:33:10.056 --> 01:33:13.976
... اما من فکر ميکنم بخشيدن سخت‌تره

01:33:14.143 --> 01:33:18.105
... وقتي که آدم تويِ آوارِ

01:33:18.272 --> 01:33:21.609
چيزي که قبلاً زندگيش بوده غرق شده

01:33:22.693 --> 01:33:27.698
... اين کار به وسعت روحِ بزرگتري نياز داره

01:33:27.865 --> 01:33:31.452
بزرگتر از چيزي که اکثرِ مردم دارن

01:33:31.619 --> 01:33:35.831
... تو به اين سفر اومدي تا... تا

01:33:38.876 --> 01:33:43.256
... منو سرزنش کني يا ببخشي يا

01:33:45.216 --> 01:33:47.593
چيز ديگه‌اي استخراج کني ؟

01:33:47.760 --> 01:33:49.929
... يه عذرخواهي يا

01:33:50.096 --> 01:33:55.560
تا ارتباط دوباره... شايد... وصل کردن دوباره دوستي‌مون ؟

01:33:55.726 --> 01:33:59.021
چرا قبول کردي که بياي ؟

01:34:01.941 --> 01:34:04.902
يه عذرخواهي ميخواستم

01:34:05.069 --> 01:34:09.782
... ميخواستم که تو حداقل به آسيبي که

01:34:09.949 --> 01:34:12.618
زندگي من وارد کردي اذعان کني

01:34:16.247 --> 01:34:18.749
... و

01:34:18.916 --> 01:34:22.878
... و ميخواستم در قِبالِش

01:34:25.047 --> 01:34:28.092
يه کم جبرانِ خسارت استخراج کنم

01:34:31.679 --> 01:34:37.602
... چون اگر تو ميخواي ادامه‌اي براي کتاب بنويسي

01:34:38.895 --> 01:34:43.691
در مورد 35 ساله گذشته برات ميگم

01:34:43.858 --> 01:34:48.154
... من تمام جزئيات پست و ناجور رو بهت ميدم

01:34:48.321 --> 01:34:50.781
... تو کتابي

01:34:50.948 --> 01:34:54.911
تو کتابي عالي خواهي داشت

01:34:55.077 --> 01:34:57.580
... و تنها چيزي که من ميخوام

01:34:59.123 --> 01:35:01.792
سي درصد از سوده

01:35:01.959 --> 01:35:06.756
صبر کن ، الان... تو الان چي گفتي ؟

01:35:06.923 --> 01:35:10.009
خب ، فکر ميکنم که شنيدي

01:35:10.176 --> 01:35:13.054
و فکر ميکنم که عادلانه‌ست

01:35:15.223 --> 01:35:17.600
واي خداي من

01:35:21.270 --> 01:35:24.106
... واي خداي من ، من

01:35:26.567 --> 01:35:30.988
... فهميدم که اين در چه مورديه ، اين در مورد

01:35:31.155 --> 01:35:34.492
اين در مورد عشق نيست ، اين در مورد پوله

01:35:34.659 --> 01:35:37.954
خيلي متاسفم ، اينو متوجه نبودم

01:35:40.581 --> 01:35:42.833
بهت يه چک ميدم

01:35:49.298 --> 01:35:53.094
ـ ما واقعاً همديگه رو از دست داديم ، ميدوني ؟
ـ آره ، از دست داديم

01:35:55.763 --> 01:35:58.724
من وقتي "اَل" بودي عاشقت بودم

01:36:09.360 --> 01:36:12.321
خب ، فردا ميبينمت

01:38:02.765 --> 01:38:05.184
... "ـ ببخشيد "تايلر
ـ سلام

01:38:05.351 --> 01:38:09.397
من دکتر "ميچل" هستم ، من پزشک
اليس" هستم ، بيا داخل ، لطفاً"

01:38:09.564 --> 01:38:13.150
چي شده ؟ خوابيده ؟

01:38:13.317 --> 01:38:16.612
... خيلي متاسفم که بهت اطلاع بدم

01:38:16.779 --> 01:38:21.117
اما عمّه‌ت در وسطاي شب فوت شده

01:38:21.284 --> 01:38:23.578
واي نه

01:38:24.662 --> 01:38:28.624
... ـ "اليس" يه وضعيت جدّي
ـ لعنت

01:38:28.791 --> 01:38:32.003
"به نام "انسداد سياهرگ‌هاي عُمقي
... داشت و اين يه لخته‌ي خونه

01:38:32.169 --> 01:38:36.048
که ميتونه به داخل ريه ها ، قبل و يا مغز حرکت کنه

01:38:36.215 --> 01:38:40.803
در حال حاضر مطمئن نيستيم که کدومش اتفاق
افتاده تا وقتي که گزارش پزشکي قانوني رو بگيريم

01:38:40.970 --> 01:38:43.222
من خيلي متاسفم

01:38:44.891 --> 01:38:49.478
پزشکي قانوني هم مثل پليس تو راهه

01:38:49.645 --> 01:38:52.940
اگر ميخواي قبل ازينکه برسن زماني رو باهاش تنها باشي

01:38:53.107 --> 01:38:56.193
ـ آره ، اين خيلي عالي ميشه
ـ خيلي خب ، من پشت درم

01:38:56.360 --> 01:38:58.029
ـ ممنون
ـ خواهش ميکنم

01:39:41.113 --> 01:39:44.951
... بهم گفته بود که ميخواد به انگليس بره تا

01:39:45.117 --> 01:39:48.120
... جايزه "فوتلينگ" رو بگيره

01:39:48.287 --> 01:39:50.957
... مزارِ "بلادوين پيو"رو ببينه

01:39:51.123 --> 01:39:54.710
و همينطور در مراسم جوايز
... در مورد "بلادوين" صحبت کنه

01:39:54.877 --> 01:39:58.339
... يه زماني قصد داشت که پرواز کنه

01:39:58.506 --> 01:40:02.593
من گفتم که قطعاً فکر خوبي
... نيست که با هواپيما سفر کنه

01:40:02.760 --> 01:40:04.512
... اينکه اصلاً سفر کردن فکر خوبي نيست

01:40:04.679 --> 01:40:06.973
... شديداً بهش توصيه کردم که در "نيويورک" بمونه

01:40:07.139 --> 01:40:11.435
... اما همينطور که همتون ميدونيد ، "اليس" ، "اليس"ه ديگه

01:40:11.602 --> 01:40:16.440
و اون خيلي قوي اراده‌ست و
... در نهايت تصميم گرفت که بره

01:40:16.607 --> 01:40:20.736
پس اون موقع باهاش صحبت کردم
... که شايد بهتر باشه منم باهاش بيام

01:40:20.903 --> 01:40:22.863
که با داروهاش بهش کمک کنم

01:40:23.030 --> 01:40:26.117
دارويي که ما معمولاً در اين شرايط
... استفاده ميکنيم رقيق کننده‌ي خونه

01:40:26.284 --> 01:40:28.494
اما نياز بود که تزريق بشه

01:40:28.661 --> 01:40:31.289
من صبح ها و عصرها تزريق هارو انجام ميدادم

01:40:31.455 --> 01:40:35.668
... ميتونم بپرم وسط حرفتون و بپرسم که ميتونسته با

01:40:35.835 --> 01:40:39.422
... يه بحث احساسي

01:40:39.589 --> 01:40:43.359
با يه برخورد احساسي اتفاق افتاده باشه ؟

01:40:43.426 --> 01:40:49.181
احتمال زياد نه ، همونطور که گفتم اينجور
... چيزها طبيعت غيرقابل پيش بيني دارن

01:40:49.348 --> 01:40:52.727
... و ميتونن اتفاق بيافتن و هيچ ربطي به اينکه

01:40:52.894 --> 01:40:55.980
در زندگي شخصي اون فرد چه خبره نداره

01:40:56.147 --> 01:40:57.565
پس نه

01:41:03.988 --> 01:41:08.034
نبايد برم پروازهامون رو تغيير بدم ؟

01:41:08.200 --> 01:41:11.662
... ـ اوه محض رضاي خدا
... ـ خب

01:41:11.829 --> 01:41:14.081
... ـ ما بايد
ـ به کِي تغيير بديم ؟

01:41:14.248 --> 01:41:17.209
ـ فردا ؟
ـ شايد پس فردا

01:41:17.376 --> 01:41:22.214
ما بايد وسايل "اليس"رو جمع کنيم
و بعد وسايل خودمون رو جمع کنيم

01:41:24.717 --> 01:41:27.887
... نميدونم... من... من يه جورايي

01:41:28.054 --> 01:41:31.807
... اين براي من حس درستي نداره

01:41:31.974 --> 01:41:35.937
يا اينکه الان پروازهامون رو رزرو
... کنيم ، احساس ميکنم بايد

01:41:36.103 --> 01:41:38.648
... احساس ميکنم سفر تموم نشده ، مثلاً

01:41:38.814 --> 01:41:44.153
، ما بايد مزار "بلادوين"رو ببينيم
همونطور که "اليس" ميخواست

01:41:45.238 --> 01:41:49.075
اون مارو به اينجا آورد ، اون مارو انتخاب کرد

01:41:49.242 --> 01:41:51.827
سه تا... فقط ما سه تا

01:41:51.994 --> 01:41:56.123
... شخصاً براي من ، من... زندگي من

01:41:57.333 --> 01:42:03.673
من... هر چيز خوبي که در زندگي من هست به نظر مياد
به شکل هاي خيلي زيادي به "اليس" ربط دارن

01:42:03.839 --> 01:42:08.302
من خيلي از خانواده‌اي که توش
... به دنيا اومده بودم شرمسار بودم

01:42:08.469 --> 01:42:12.098
... براي مدت زيادي ، تا وقتي که "اليس" رو ديدم

01:42:13.599 --> 01:42:16.018
... و

01:42:16.185 --> 01:42:21.232
من نميتونم اينجارو بدون رفتن
... سر اون مزار ترک کنم ، من

01:42:21.399 --> 01:42:24.569
باعث ميشه... حالم رو بد ميکنه

01:43:41.979 --> 01:43:45.399
کسي چيزي نميخواد بگه ؟

01:43:45.566 --> 01:43:48.236
تايلر" ، من اصلاً اين زن رو نميشناسم"

01:43:48.402 --> 01:43:51.322
حتّي از نوشتنش هم خوشم نمياد

01:43:52.907 --> 01:43:55.660
اين به خاطر "اليس"ه

01:44:07.046 --> 01:44:09.298
گمون کنم بايد بريم پس

01:44:13.094 --> 01:44:14.762
من يه نوشيدني نياز دارم

01:44:32.321 --> 01:44:35.533
... يه ويراستار يا يه نويسنده پيدا نميشه

01:44:35.700 --> 01:44:38.077
کسي که بتونه باهاش کاري بکنه ؟

01:44:38.244 --> 01:44:40.037
... صادقانه ، اين

01:44:40.204 --> 01:44:43.291
نميدونم چيه يا چي کار ميشه باهاش کرد

01:44:43.457 --> 01:44:46.460
گمون کنم بشه اسمش رو آزمايشي گذاشت

01:44:46.627 --> 01:44:50.673
ميتونيم آنلاين منتشرِش کنيم و از
مردم بابت خوندنش پول بگيريم

01:44:50.840 --> 01:44:54.886
من شخصاً با انجام اين کار راحت نيستم

01:44:55.052 --> 01:44:59.432
، ببين ، اين هر چي که هست
... واضحه که در مراحل اوليه‌ست

01:44:59.599 --> 01:45:01.601
و قرار نبوده که چاپ بشه

01:45:01.767 --> 01:45:04.270
داشته چيزي رو امتحان ميکرده و
نتونسته کارش رو به اتمام برسونه

01:45:04.437 --> 01:45:06.981
آره اما شايد مردم اينو جالب بدونن

01:45:07.148 --> 01:45:10.902
خواننده‌هاش ، اديب‌ها

01:45:11.068 --> 01:45:14.322
ببين ، شايد کس ديگه اي بتونه بهت کمک کنه

01:45:14.488 --> 01:45:17.783
گفتي که داده به تو ، ميتوني
باهاش هر کاري که ميخواي بکني

01:45:17.950 --> 01:45:20.703
تو به من نياز نداري ، نه براي اين

01:45:20.870 --> 01:45:25.291
ـ "روبرتا" ، تو فروشگاه بهت نياز داريم
"ـ آره ، دارم ميام "کلويس

01:45:25.458 --> 01:45:29.378
همين الان ميام ، دارم ميام

01:45:29.545 --> 01:45:32.632
ـ آره مامان
ـ بايد برات ارسالش کنم ؟

01:45:32.798 --> 01:45:35.301
دارم ميام ، چي ؟

01:45:35.468 --> 01:45:38.512
نه ، نه ، نه ، نگهش دار

01:45:38.679 --> 01:45:41.432
"بدش به "تايلر

01:45:41.599 --> 01:45:46.437
اين... اين چطوره ؟ ادامه‌ي کتاب چطوره ؟

01:45:46.604 --> 01:45:50.191
... ادامه‌اي با آدم‌هاي واقعي و نام واقعيِ افراد

01:45:50.358 --> 01:45:53.903
... مکان‌ها ، در مورد چيزهايي که بعد از انتشار

01:45:54.070 --> 01:45:57.823
هميشه تو ، هرگز تو" در زندگي من اتفاق افتاده"

01:45:57.990 --> 01:46:00.076
اين چطوره ؟

01:46:00.243 --> 01:46:04.121
... روبرتا" ، اگر يه زماني تو اون کتاب رو نوشتي"

01:46:04.288 --> 01:46:06.123
دوست دارم ببينمش

01:46:06.290 --> 01:46:10.461
... من کلاَ اين داستان نماينده رو متوجه نميشم

01:46:10.628 --> 01:46:13.089
... اما با "کرن" صحبت کردم

01:46:13.256 --> 01:46:16.717
... و اون گفت که چون الان ديگه تورو نمايندگي ميکنه

01:46:16.884 --> 01:46:18.719
نميتونه نماينده من هم باشه

01:46:18.886 --> 01:46:20.888
ـ نه ، نه ، نه ، نه
ـ آره

01:46:21.055 --> 01:46:23.558
... ـ خب ، اما اون ميتونه برات يه
ـ يه تضادِه

01:46:23.724 --> 01:46:27.895
خب ، اما اون ميتونه برات يه
... نماينده و يه وکيل پيدا کنه اما

01:46:28.062 --> 01:46:31.691
تو ميتوني از نماينده قبلي من استفاده کني ، اين
عاليه ، اون عاشق اين ميشه که نمايندگي تورو بکنه

01:46:31.857 --> 01:46:33.985
ـ باشه
ـ از خداش هم باشه

01:46:34.151 --> 01:46:37.113
چونکه قرارداد 50-50 بسته ميشه ، ما
قراره که 50-50 نصفش کنيم ، درسته ؟

01:46:37.280 --> 01:46:39.490
ـ اينکه اصلاً با عقل جور در نمياد
ـ چرا ؟

01:46:39.657 --> 01:46:43.661
ـ نويسنده توئي ،50-50 نميشه
ـ چرا ميشه

01:46:43.828 --> 01:46:45.913
... منظورم اينه که مگر اينکه تو بيشتر بخواي ، يعني

01:46:46.080 --> 01:46:48.791
ـ مزخرف نگو
ـ تو به نماينده نيازي نداري

01:46:50.334 --> 01:46:54.880
تو خودت از نماينده بهتري ، ببين ، من
خيلي خوشحالم که دارم اين کارو ميکنم

01:46:55.047 --> 01:46:59.468
اين نظر منه ، 50-50 تقسيمش ميکنيم ، تمومه

01:46:59.635 --> 01:47:02.471
فراموشش کن ، بزار به جلو بريم و شروع کنيم

01:47:02.638 --> 01:47:05.641
... ـ تو چيزي براي
... ـ اين ممکنه که جالب باشه

01:47:05.808 --> 01:47:12.064
اما معلوم شده که ماده‌ي اصليِ
... ضدِ يخ "اِتيلِن گِليکول" هست

01:47:12.231 --> 01:47:15.067
ـ داخل ضد يخ ؟
... ـ داخل ضد يخ ، صبر کن ، حالا

01:47:15.234 --> 01:47:19.989
که نه تنها به شدّت سميه اما خيلي هم شيرينه

01:47:21.240 --> 01:47:26.203
پس وقتي که آدمها ميخوان کسي رو مسموم
کنن خيلي مواقع ازش استفاده کردن

01:47:26.370 --> 01:47:31.626
... و حالا 17 ايالت توليدکنندگان رو

01:47:31.792 --> 01:47:35.129
مجبور کردن که چيزي اضافه کنن
که مزه‌ش رو خيلي تلخ کنه

01:47:36.422 --> 01:47:39.008
که 33 ايالت باقي ميمونه که اين کارو نکردن

01:47:39.175 --> 01:47:40.551
دقيقاً

01:47:40.718 --> 01:47:43.804
پس من داشتم فکر ميکردم که
... اون در بخشي از نقشه‌اش

01:47:43.971 --> 01:47:47.600
... در ايالتي زندگي ميکنه که اين قانون رو نداره

01:47:47.767 --> 01:47:50.436
ـ يا به يکي از اون ايالت‌ها نقل مکان ميکنه
ـ و بعد به يکي از اون ايالت‌ها نقل مکان ميکنه

01:47:50.603 --> 01:47:53.022
و بعد به يکي از اون ايالت‌ها نقل مکان ميکنه

01:49:23.446 --> 01:49:25.698
... وقتي من اين رمان رو ميخونم

01:49:25.865 --> 01:49:29.076
... براي... براي من غير ممکنه

01:49:29.243 --> 01:49:33.623
که به اين فکر نکنم که چه
... معجزه‌ايه که اين دنيا ظهور کرد

01:49:33.789 --> 01:49:39.921
که چه معجزه‌ايه که شعور و هوشياري ظهور کرد

01:49:40.796 --> 01:49:44.550
... "و چه معجزه‌ايه که "بلادوين پيو

01:49:44.717 --> 01:49:47.720
... فکرها و تجاربش

01:49:47.887 --> 01:49:52.350
... ميتونن از زمان گذر کنن

01:49:52.516 --> 01:49:56.604
... و به داخل هوشياريِ من نفوذ کنن

01:49:57.563 --> 01:50:10.940
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:50:12.100 --> 01:52:18.907
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>