﻿WEBVTT

00:00:00.311 --> 00:00:30.311
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:32.311 --> 00:00:42.311
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:00:48.311 --> 00:00:53.279
‫[گزارش فرانسوی]

00:00:53.363 --> 00:01:01.227
‫[آرتور هویتزر جونیور]

00:01:01.301 --> 00:01:06.409
‫[انوی-سر-بلاس، فرانسه]

00:01:10.779 --> 00:01:12.812
‫با یک تعطیلات شروع شد.

00:01:13.306 --> 00:01:15.806
‫[میخانه، دخانیات، مجلات]

00:01:17.013 --> 00:01:19.612
‫«آرتور هویتزر جونیور»،
‫دانشجوی سال اول دانشکده،

00:01:19.679 --> 00:01:22.479
‫با اشتیاق برای فرار از آینده‌ای روشن
‫در "دشت‌های بزرگ"،

00:01:22.545 --> 00:01:26.046
‫پدر خود که مالک "لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"
‫بود را متقاعد کرد

00:01:26.113 --> 00:01:29.846
‫که هزینه های لازمه برای ادامه تحصیل وی
‫در آن‌سوی اقیانوس را فراهم سازد،

00:01:29.913 --> 00:01:31.648
‫که با نوشتن سفرنامه‌‌هایی،

00:01:31.672 --> 00:01:34.146
‫بتواند کسب و کار
‫خانوادگی را بیاموزد،

00:01:34.213 --> 00:01:38.133
‫تا برای مخاطبین مجله
‫"پیک‌نیک یکشنبه" منتشر شود.

00:01:50.746 --> 00:01:53.331
‫در طول ده سال بعد،
‫گروهی را جمع آوری کرد

00:01:53.355 --> 00:01:55.879
‫که متشکل از بهترین روزنامه‌نگاران
‫مهاجر زمان خودش بود.

00:01:55.946 --> 00:02:00.479
‫و "پیک‌نیک" را به
‫"گزارش فرانسوی" تغییر نام داد.

00:02:00.545 --> 00:02:04.512
‫گزارش‌های هفتگی واقعی
‫در مورد سیاست‌های جهانی،

00:02:04.579 --> 00:02:06.542
‫انواع و اقسام هنر ها، پوشاک،

00:02:06.566 --> 00:02:08.812
‫غذا های باکلاس، نوشیدنی های خوب،

00:02:08.879 --> 00:02:11.301
‫و داستان‌های متعدد
‫در مورد اشتیاق افراد

00:02:11.325 --> 00:02:12.979
‫در محله‌های دور و متفاوت.

00:02:15.046 --> 00:02:17.612
‫جهان را به کانزاس آورده بود.

00:02:22.479 --> 00:02:26.046
‫نویسندگان او تمام پایه و اساس
‫کتاب‌خانه های خوب آمریکایی بودند.

00:02:27.612 --> 00:02:28.879
‫«برنسن».

00:02:29.879 --> 00:02:31.512
‫«سازرک»،

00:02:32.545 --> 00:02:33.879
‫«کرمنتز»،

00:02:35.445 --> 00:02:37.023
‫و «روبیک رایت».

00:02:38.179 --> 00:02:40.640
‫یک خبر نگار که به عنوان بهترین نویسنده زنده

00:02:40.664 --> 00:02:43.066
‫از نظر کیفیت جملات در دقیقه تلقی می‌شود.

00:02:43.545 --> 00:02:46.236
‫دیگری نویسنده‌ای که
‫حتی یک مقاله هم ننوشته،

00:02:46.260 --> 00:02:48.950
‫اما سه دهه است که مکررا
‫مشغول رفت و آمد است.

00:02:49.512 --> 00:02:51.714
‫نویسنده‌ای نابینا که زیرکانه

00:02:51.738 --> 00:02:53.466
‫از دید دیگران می‌نوشت.

00:02:54.846 --> 00:02:56.993
‫با تجربه ترین زن جهان

00:02:57.017 --> 00:02:58.445
‫در دستور زبان.

00:03:00.445 --> 00:03:03.679
‫تصاویر روی جلد، آثاری از «هرمس جونز».

00:03:03.746 --> 00:03:05.746
‫«آرتور جونیور»، در عین خوش‌رفتاری...

00:03:05.812 --> 00:03:07.183
‫با نویسنده های خودش،

00:03:07.207 --> 00:03:09.545
‫با دیگر کارکنان مجله آنقدر محترم نبود.

00:03:09.612 --> 00:03:10.875
‫این دیگه چیه؟

00:03:10.899 --> 00:03:12.946
‫گفتم بوقلمون می‌خوام!

00:03:13.013 --> 00:03:14.695
‫گفتم کبابی و شکم پر باشه،

00:03:14.719 --> 00:03:16.401
‫کنارش هم چاقو و زائر باشه!

00:03:16.486 --> 00:03:17.987
‫سیستم مدیریت مالی او

00:03:18.011 --> 00:03:19.512
‫پیچیده، اما مؤثر بود.

00:03:19.597 --> 00:03:22.119
‫به مدت 15 سال هفته‌ای 150 فرانک بهش بده.

00:03:22.143 --> 00:03:25.445
‫با نرخ کلمه‌ای 5 سنت آمریکا،
‫بدون احتساب هزینه‌ها.

00:03:25.512 --> 00:03:27.715
‫متداول ترین و شاید سوال بر انگیز ترین

00:03:27.739 --> 00:03:29.512
‫توصیه ادبیاتی وی این بود که؛

00:03:29.579 --> 00:03:31.104
‫فقط یه جوری وانمود کن

00:03:31.128 --> 00:03:32.946
‫انگار عمدا اینطوری نوشتی.

00:03:33.013 --> 00:03:37.579
‫دقیقا پس از پنجاه سال غیبتش،
‫به "لیبرتی، کانزاس" بازگشت...

00:03:37.579 --> 00:03:39.545
‫...به مناسبت مراسم ختم خودش.

00:03:39.612 --> 00:03:41.965
‫که تا آن زمان تیراژ مجله

00:03:41.989 --> 00:03:44.800
‫ از نیم میلیون مشترک در
‫پنجاه کشور فراتر رفت.

00:03:45.416 --> 00:03:49.179
‫یک سبد حاوی از سنجاق‌ها،
‫نقاشی ها و نقل‌قول های رسمی

00:03:49.246 --> 00:03:51.018
‫همراهش به خاک سپرده شد.

00:03:51.042 --> 00:03:53.512
‫در کنار یک ماشین تحریر "آندرتی"،

00:03:53.579 --> 00:03:56.646
‫همچنین سه دسته از اوراق تحریر مصری.

00:04:00.979 --> 00:04:03.979
‫وی در قطعه تحریریه دفن شد.

00:04:06.512 --> 00:04:09.454
‫در وصیت‌نامه‌اش مقرر کرده بود

00:04:09.478 --> 00:04:11.402
‫که فورا پس از مرگش؛

00:04:11.487 --> 00:04:14.281
‫چاپخانه‌ها از بین رفته و منحل خواهند شد.

00:04:14.305 --> 00:04:16.812
‫تحریریه‌ها تخلیه و فروخته می‌شوند.

00:04:16.879 --> 00:04:20.146
‫پاداش‌های کلانی به کارکنان تعلق می‌گیرد
‫و از بند قراردادشان معاف می‌شوند.

00:04:20.213 --> 00:04:23.400
‫و این مجله برای همیشه متوقف خواهد شد.

00:04:23.879 --> 00:04:25.267
‫بنابراین،

00:04:25.291 --> 00:04:29.479
‫آگهی ترحیم این ناشر
‫همانند آگهی ترحیم این نشریه بود.

00:04:30.879 --> 00:04:34.512
‫با توجه به بخش‌های پر نشده قرارداد مشترکین،

00:04:34.597 --> 00:04:36.879
‫تمام هزینه‌های تحویل درب منزل
‫به آنها پس داده می‌شود.

00:04:39.646 --> 00:04:45.013
‫وفاتنامه او بر روی تخته‌ای نگارش شده
‫که بالای در دفترش است.

00:04:45.079 --> 00:04:46.979
‫مقاله «برنسن»؛ شاهکار بتنی.

00:04:47.046 --> 00:04:50.879
‫فقط توی جمله اولش سه تا فاعل،
‫دو تا فعل بدون صرف و نُه تا غلط املایی هست.

00:04:50.946 --> 00:04:52.612
‫بعضی‌هاشون عمدی بوده.

00:04:53.854 --> 00:04:55.846
‫داستان «کرمنتز»؛ تفسیر یک بیانیه.

00:04:55.955 --> 00:04:58.933
‫ما ازش 2500 کلمه خواستیم،
‫واسمون 14000 تا نوشت.

00:04:59.018 --> 00:05:01.159
‫به اضافه یادداشت‌های پایانی،
‫واژه‌نامه اصطلاحات و دو تا نتیجه‌گیری.

00:05:01.159 --> 00:05:02.779
‫یکی از بهترین داستان‌هاشه.

00:05:04.013 --> 00:05:05.946
‫- «سازرک»؟
‫- اینو که کلا نمی‌شه راستی‌آزمایی کرد.

00:05:06.013 --> 00:05:09.046
‫همه اسم‌ها رو که عوض می‌کنه،
‫فقط هم از ولگرد و دلال و معتاد می‌نویسه.

00:05:09.113 --> 00:05:10.779
‫خوراکش همین کاره.

00:05:12.046 --> 00:05:13.296
‫«روبیک رایت» چی؟

00:05:13.381 --> 00:05:15.163
‫در دفترش قفله، ولی صدای
‫ماشین تحریرش میاد.

00:05:15.302 --> 00:05:16.734
‫هولش نکن.

00:05:17.512 --> 00:05:18.779
‫سوال اینه مال کی چاپ نشه؟

00:05:18.846 --> 00:05:20.968
‫حتی هزینه چاپ دو تا مقاله
‫توی یکی هم زیاد می‌شه.

00:05:20.992 --> 00:05:23.113
‫که یعنی عمرا از پس هزینه‌هاش بر بیاییم.

00:05:25.712 --> 00:05:28.612
‫یه پیام از سرپرست دارم؛
‫یک ساعت تا رسیدن مطبوعات مونده.

00:05:29.445 --> 00:05:30.979
‫اخراجی.

00:05:31.686 --> 00:05:35.412
‫- جدی؟
‫- تو دفتر من گریه نکن.

00:05:36.766 --> 00:05:40.785
‫[گریه نکنید]

00:05:42.612 --> 00:05:44.414
‫سرتیترها رو کوتاه کنید،
‫تبلیغات رو کمتر کنید.

00:05:44.438 --> 00:05:46.479
‫به سرپرست بگید صفحات بیشتری می‌خواییم.

00:05:46.545 --> 00:05:48.479
‫قرار نیست مقاله کسی چاپ نشه.

00:05:49.946 --> 00:05:55.079
‫او نویسنده‌های خوب را لوس می‌کرد،
‫ترغیب می‌کرد و از آن‌ها محافظت می‌کرد.

00:05:55.846 --> 00:05:58.445
‫- نظرت چیه؟
‫- نظر من؟

00:05:59.213 --> 00:06:01.946
‫من بودم با آقای «سازرک» شروع می‌کردم.

00:06:02.013 --> 00:06:03.879
‫برایش مثل خانواده بودند.

00:06:14.347 --> 00:06:20.285
‫[خبرنگاری سوار بر دوچرخه]
‫[به قلم هرپسن سازرک]

00:06:21.923 --> 00:06:24.822
‫دوشنبه‌های "انوی" بی‌خبر صبح می‌شود.

00:06:51.356 --> 00:06:55.789
‫بیایید گشت و گذاری از طریق
‫ماشین‌زمان جواز شعر داشته باشیم،

00:06:55.856 --> 00:06:59.956
‫یک روز در "انوی" در طول 250 سال.

00:07:00.023 --> 00:07:03.889
‫شهر بزرگ در ابتدا صرفا
‫چند دهکده تجاری بود.

00:07:03.956 --> 00:07:06.756
‫فقط نام‌ها دست نخورده باقی ماندند.

00:07:06.822 --> 00:07:08.856
‫محله "واکس‌زن".

00:07:11.822 --> 00:07:13.856
‫میدان مسکونی "آجرکار".

00:07:16.756 --> 00:07:18.290
‫دالان "کشتارگاه".

00:07:21.756 --> 00:07:23.856
‫بن‌بست "جیب‌بُر".

00:07:27.113 --> 00:07:32.079
‫در این طرف شهر فروشگاه افسانه‌ای
‫مواد خوراکی و غذایی را...

00:07:32.146 --> 00:07:36.146
‫زیر یک سایبان وسیع از
‫شیشه و چدن را مشاهده می‌کنید،

00:07:36.213 --> 00:07:38.313
‫که البته اکنون تخریب شده،

00:07:38.380 --> 00:07:42.480
‫به لطف یک مرکز خرید چند طبقه
‫و پارکینگ اختصاصی.

00:07:43.480 --> 00:07:48.546
‫مانند هر شهر زنده دیگری، "انوی" خانه
‫حیوانات موذی بسیاری است.

00:07:50.979 --> 00:07:54.413
‫راه‌آهن زیرزمینی تحت استعمار موش‌ها است،

00:07:54.480 --> 00:07:58.838
‫بام خانه‌ها تحت استعمار گربه‌ها،

00:07:59.613 --> 00:08:03.246
‫کرم‌ها هم کانال‌های زهکشی
‫کم‌عمق را مستعمره کردند.

00:08:05.346 --> 00:08:08.246
‫پس از رسیدن میزبان‌ها،
‫پسران غارتگر گروه کُر،

00:08:08.313 --> 00:08:13.375
‫نیمه‌مست از خون عیسی مسیح، به قصد تخریب،
‫بازنشستگان بی‌احتیاط را تعقیب می‌کردند.

00:08:15.246 --> 00:08:20.912
‫و در بلوک "فلاپ"، دانش آموزان آنجا
‫گرسنه، مضطرب و بی‌پروا هستند.

00:08:21.413 --> 00:08:24.313
‫سالمندان هم در محله "هاول" زندگی می‌کنند.

00:08:28.179 --> 00:08:31.013
‫افراد مسن شکست خورده.

00:08:34.013 --> 00:08:35.333
‫"ماشین".

00:08:36.046 --> 00:08:38.316
‫نوعی نعمت محسوب می‌شود.
‫از یک طرف بوق می‌زند،

00:08:38.340 --> 00:08:41.146
‫می‌لغزد، سریع و قوی است و دنده عقب می‌رود.

00:08:41.213 --> 00:08:46.146
‫ولی از طرفی دودهای سمّی ساطع می‌کند
‫و باعث تصادفات خطرناک می‌شود،

00:08:46.213 --> 00:08:48.280
‫ترافیک شهری را بالا برده...

00:08:48.879 --> 00:08:50.779
‫ای کیر!

00:08:50.846 --> 00:08:52.546
‫اداره آمار محلی.

00:08:52.343 --> 00:08:55.773
‫ [زندان و آسایشگاه]

00:08:52.613 --> 00:08:55.979
‫میانگین بارندگی؛ 750 میلی‌متر.

00:08:56.046 --> 00:08:59.879
‫میانگین بارش برف؛ 190،000 دانه.

00:08:59.946 --> 00:09:03.313
‫هر هفته 8.5 جسد در
‫رودخانه "بلز" پیدا می‌شود.

00:09:03.380 --> 00:09:08.675
‫که این رقم همچنان با رشد جمعیت
‫و پیشرفت در بهداشت تغییری نکرده.

00:09:09.446 --> 00:09:12.846
‫مغازه‌داران و پسران پیک روزانه،

00:09:12.912 --> 00:09:16.946
‫حین غروب تبدیل به دلال
‫روسپی‌های ثبت‌نشده می‌شوند،

00:09:17.013 --> 00:09:20.480
‫و آرامشی بی‌وقفه بر فضای شهر حاکم می‌شود.

00:09:22.046 --> 00:09:24.375
‫سکوت شب‌ها با چه صدایی شکسته می‌شود؟

00:09:25.204 --> 00:09:27.513
‫و این صداها قرار است
‫به چه معماهایی تبدیل شوند؟

00:09:28.500 --> 00:09:31.079
‫شاید این ضرب‌المثل قدیمی
‫و مشکوک راست می‌گفت؛

00:09:34.413 --> 00:09:39.179
‫"در زیبایی بسیار، رازهای بسیار نهفته."

00:09:44.146 --> 00:09:47.380
‫«موش»، «حشره»، «دلال»، «روسپی».

00:09:47.446 --> 00:09:50.179
‫فکر نمی‌کنی این بار
‫یه مقدار زیاده رویه؟

00:09:50.246 --> 00:09:52.046
‫- واسه آدم‌های شایسته.
‫- اصلا نیست.

00:09:52.113 --> 00:09:53.812
‫اتفاقا باید واسشون جذاب باشه.

00:09:53.879 --> 00:09:56.879
‫«جیب‌بر»، «جنازه»، «زندان»، «ادرار»...

00:09:56.946 --> 00:10:00.146
‫- حالا نمی‌شه یه گل‌فروشی هم اضافه کنی؟
‫- نه، اصلا.

00:10:00.213 --> 00:10:03.413
‫- حداقل یه جای قشنگ؟
‫- از گل بدم میاد.

00:10:07.979 --> 00:10:11.812
‫در ضمن می‌تونی نیمه دوم
‫بند دوم رو از متن حذف کنی،

00:10:11.879 --> 00:10:13.779
‫یه جای دیگه تکرارش کردی.

00:10:14.346 --> 00:10:15.513
‫خیلی‌خب.

00:10:22.110 --> 00:10:28.009
‫[هنر و هنرمندان]

00:10:28.093 --> 00:10:33.968
‫[شاهکار بتنی]
‫[به قلم جی.کی.ال برنسن]

00:12:40.513 --> 00:12:45.879
‫بحث سخنرانی امروز درمورد نقاش بزرگی است

00:12:45.946 --> 00:12:48.879
‫که قلب تپنده هنرهای تجسمی
‫میان هنرمندان فرانسوی است،

00:12:48.946 --> 00:12:51.246
‫آقای «موزس روزنتالر».

00:12:51.313 --> 00:12:55.179
‫شهرتش بخاطر سبک جسورانه و دراماتیک

00:12:55.246 --> 00:12:59.380
‫و همچنین تولیدات عظیمش در میان‌سالی است،

00:12:59.446 --> 00:13:02.013
‫و البته اثر تابلو چندگانه معروفش ملقب به...

00:13:02.079 --> 00:13:05.213
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی".

00:13:05.280 --> 00:13:08.079
‫از نظر من ایشون یکی از مبتکرترین،

00:13:08.146 --> 00:13:13.442
‫و مسلما جنجالی ترین هنرمند نسل خودش است.

00:13:14.513 --> 00:13:17.513
‫اما چطوری این قطعه هنری بسیار مهم

00:13:17.580 --> 00:13:22.812
‫راه خودش رو به یک موقعیت دائمی و انحصاری
‫به اینجا، در مجموعه "کلمپت" پیدا می‌کنه؟

00:13:24.137 --> 00:13:26.504
‫داستانش در یک سالن غذاخوری شروع می‌شه.

00:13:30.737 --> 00:13:33.637
‫نمایشگاه زیرسیگاری، گلدان و دست‌بافت،

00:13:33.704 --> 00:13:39.671
‫مجموعه‌ای از صنایع دستی زندانیان تازه‌کار
‫در آسایشگاه روانی "انوی".

00:13:39.737 --> 00:13:43.203
‫هرچند علت اینکه این آثار
‫در تاریخ هنر ماندگار شدند

00:13:43.270 --> 00:13:46.837
‫این بود که نقاشی‌های کوچک آقای «روزنتالر»

00:13:46.904 --> 00:13:52.671
‫که در آن زمان به جرم دو فقره قتل
‫به پنجاه سال حبس محکوم شده بود،

00:13:52.756 --> 00:13:55.771
‫توسط یک دلال آثار هنری...

00:13:55.837 --> 00:13:58.771
‫به نام آقای «جولین کادازیو» دیده شد،

00:13:58.837 --> 00:14:02.771
‫که دست بر قضا، ایشون هم به جرم
‫فرار از مالیات فروش درجه دو

00:14:02.837 --> 00:14:04.571
‫محکوم و زندانی شده بود.

00:14:05.571 --> 00:14:06.704
‫نگهبان.

00:14:11.304 --> 00:14:13.237
‫کی این رو کشیده؟

00:14:18.571 --> 00:14:20.533
‫شهروند "7524"

00:14:21.671 --> 00:14:26.337
‫مطمئنا هم بخش روانی
‫بالاترین سطح امنیتی رو داره.

00:14:26.404 --> 00:14:31.070
‫بنظرت می‌تونی من رو برای یه
‫بازدید دوستانه و کوتاه همراهی بکنی؟

00:14:53.470 --> 00:14:56.437
‫نقاشی «سیمون برهنه»
‫سلول جی، اتاق سرگرمی.

00:14:56.504 --> 00:14:57.604
‫می‌خوام بخرمش.

00:14:58.470 --> 00:14:59.633
‫چرا؟

00:15:00.170 --> 00:15:01.304
‫چون ازش خوشم میاد.

00:15:02.270 --> 00:15:03.771
‫فروشی نیست.

00:15:04.228 --> 00:15:05.295
‫معلومه که هست.

00:15:06.337 --> 00:15:08.103
‫نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

00:15:08.170 --> 00:15:09.337
‫- نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

00:15:09.404 --> 00:15:11.137
‫نه خیر، نیست.
‫- هست، مطمئنم هست.

00:15:11.203 --> 00:15:12.845
‫تمام هنرمند ها کارهاشون رو می‌فروشن.

00:15:12.845 --> 00:15:15.759
‫واسه همین هنرمند می‌شن.
‫که بفروشنش.

00:15:15.783 --> 00:15:17.604
‫اگه نخوای بفروشی که نمی‌کشی.

00:15:17.671 --> 00:15:20.103
‫سوال اینه؛ قیمت چقدره؟

00:15:23.256 --> 00:15:24.407
‫پنجاه تا سیگار.

00:15:24.431 --> 00:15:26.589
‫نه اصلا... بکنش 75 تا سیگار.

00:15:28.057 --> 00:15:30.124
‫چرا به اون نگهبانه نگاه می‌کنی؟

00:15:35.690 --> 00:15:37.289
‫«سیمون» خودشه.

00:15:46.723 --> 00:15:48.890
‫نمی‌خوام این اثر مهم رو
‫با پنجاه تا سیگار بخرم.

00:15:48.956 --> 00:15:51.222
‫- گفتم 75.
‫- یا 75 تا سیگار. یا اصلا با پول زندان.

00:15:51.289 --> 00:15:54.423
‫می‌خوام 250،000 فرانک
‫به صورت قانونی پرداخت کنم،

00:15:54.489 --> 00:15:55.790
‫سر قیمتش توافق داریم؟

00:16:03.322 --> 00:16:09.218
‫برای ودیعه هم الآن فقط 83 سنت،
‫یه شکلات بلوطی و چهار نخ سیگار دارم.

00:16:09.303 --> 00:16:11.289
‫درحال حاضر فقط همین همراهم هست.

00:16:11.374 --> 00:16:14.890
‫البته اگه بخوای می‌تونم یه چک
‫به مبلغ قرارمون بنویسم

00:16:14.975 --> 00:16:18.571
‫که پولش ظرف 90 روز به حسابت واریز بشه.
‫حساب بانکی‌ات مال کجاست؟

00:16:18.656 --> 00:16:19.856
‫ولش کن.

00:16:43.623 --> 00:16:45.211
‫حالا از کجا یاد گرفتی؟

00:16:45.235 --> 00:16:46.823
‫که اینطوری نقاشی بکشی.

00:16:46.890 --> 00:16:50.523
‫و اینکه کی رو کشتی؟
‫اصلا چقدر وضعت خرابه؟

00:16:50.589 --> 00:16:53.556
‫یه سری اطلاعات ازت می‌خوام
‫که بتونیم یه کتاب درموردت بنویسیم.

00:16:53.623 --> 00:16:55.389
‫اینطوری آدم مهم‌تری می‌شی.

00:16:55.456 --> 00:16:56.723
‫اسمت چیه...؟

00:16:59.289 --> 00:17:00.823
‫«موزس روزنتالر»؟

00:17:03.823 --> 00:17:06.025
‫در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد‎

00:17:06.049 --> 00:17:08.756
‫و فرزند یک پرورش‌دهنده
‫اسب یهودی مکزیکی بود.

00:17:08.823 --> 00:17:12.589
‫«میگل سبسشن ماریا موزس دی‌روزنتالر»

00:17:12.656 --> 00:17:16.690
‫با پشتوانه مالی بالا از جانب خانواده
‫در دانشکده باستان‌شناسی تحصیل کرد.

00:17:16.756 --> 00:17:21.456
‫اما تا اواخر جوانی‌اش، تمام صفات نیک
‫خانوادگی خودش را از دست داد،

00:17:21.523 --> 00:17:24.589
‫و صفاتی که جایگزین آن‌ها شدند این بود؛

00:17:25.456 --> 00:17:29.223
‫فضاحت.

00:17:29.389 --> 00:17:33.362
‫عطش.

00:17:33.489 --> 00:17:37.870
‫تنهایی.

00:17:37.990 --> 00:17:40.580
‫خطر آسیب جسمانی.

00:17:44.256 --> 00:17:48.455
‫بیماری روانی.

00:17:48.556 --> 00:17:49.956
‫و مسلما...

00:17:51.993 --> 00:17:53.459
‫جنایت خشونت‌آمیز.

00:18:13.356 --> 00:18:17.856
‫در ده سال اول حبس طولانی مدتش،
‫حتی یک بار هم دست به قلم نشد.

00:18:54.087 --> 00:18:56.298
‫[اولین روز یازدهمین سال حبس]

00:19:14.389 --> 00:19:16.923
‫اجازه ثبت نام دارم، نگهبان؟

00:19:17.007 --> 00:19:20.222
‫- نامه ثبت نام داری؟
‫- اینو می‌گی؟

00:19:23.127 --> 00:19:25.947
‫حواستون رو جمع کنید.
‫امروز یه زندانی جدید داریم.

00:19:26.423 --> 00:19:28.322
‫شهروند 7524، بفرما توضیح بده.

00:19:28.389 --> 00:19:30.589
‫- یعنی چی؟
‫- درمورد خودت به گروه بگو.

00:19:30.656 --> 00:19:32.523
‫- نمی‌خوام بگم.
‫- اجباریه.

00:19:32.589 --> 00:19:34.356
‫- خودشون من رو می‌شناسن.
‫- مسئله این نیست.

00:19:34.423 --> 00:19:36.623
‫- من هیچ متنی آماده نکردم.
‫- فقط یه چیزی بگو.

00:19:44.990 --> 00:19:49.952
‫من 3،647 شبانه روزه که اینجام.

00:19:51.623 --> 00:19:55.318
‫و 14،603 شبانه روز هم مونده تا برم.

00:19:55.923 --> 00:19:59.890
‫من هفته‌ای 7 لیتر دهانشویه می‌خورم.

00:20:00.690 --> 00:20:02.823
‫با این اوصاف...

00:20:02.890 --> 00:20:07.756
‫فکر کنم قبل اینکه دوباره آزاد بشم،
‫خودم رو تا سر حد مرگ مسموم می‌کنم.

00:20:08.923 --> 00:20:11.523
‫که باعث می‌شه...

00:20:12.356 --> 00:20:13.556
‫خیلی ناراحت بشم.

00:20:14.356 --> 00:20:16.890
‫باید یه تغییری به زندگی‌ام بدم.

00:20:16.956 --> 00:20:19.042
‫باید مسیرم رو عوض کنم.

00:20:19.723 --> 00:20:23.890
‫حاضرم هرکاری بکنم که
‫فقط سرم رو گرم بکنه.

00:20:25.823 --> 00:20:27.489
‫وگرنه...

00:20:28.823 --> 00:20:31.656
‫فکر کنم دست به خودکشی می‌زنم.

00:20:38.289 --> 00:20:42.556
‫واسه همین هم اومدم برای کلاس‌های
‫سفالگری و دست‌بافت ثبت نام کردم.

00:20:44.589 --> 00:20:46.256
‫اسمم «موزس»ـه.

00:20:47.523 --> 00:20:48.890
‫بفرما بشین.

00:21:02.289 --> 00:21:03.890
‫نگهبان، اسمت چیه؟

00:21:04.656 --> 00:21:05.790
‫«سیمون».

00:21:12.623 --> 00:21:16.189
‫برخی از زنان جذب
‫مردهای زندانی می‌شن.

00:21:16.256 --> 00:21:18.790
‫توی این شکی نیست.

00:21:18.856 --> 00:21:24.856
‫در اسارت احساسی هست که تجربه آزادی را
‫برای زندانیان افزایش می‌ده.

00:21:24.923 --> 00:21:27.489
‫و مطمئن باشید که احساس شهوانی‌ایه.

00:21:27.556 --> 00:21:29.222
‫اصلا خودتون ببینیدش.

00:21:29.289 --> 00:21:32.823
‫توی خانواده فقیر به دنیا اومد،
‫شونزده تا خواهر و برادر داشت.

00:21:32.890 --> 00:21:34.756
‫تا 20 سالگی سوادی نداشت،

00:21:34.823 --> 00:21:37.289
‫اکنون شده زنی با دارایی قابل توجه،

00:21:37.356 --> 00:21:38.556
‫درخشان...

00:21:38.623 --> 00:21:40.790
‫ای وای.
‫اشتباه شد، عکس خودمه.

00:21:42.656 --> 00:21:47.222
‫البته که «سیمون» تمام پیشنهادهای
‫«روزنتالر» برای ازدواج رو رد کرد.

00:21:47.289 --> 00:21:51.752
‫که تا جایی که ما خبر داریم، مشتاقانه
‫و مکررا از او درخواست ازدواج می‌کرد.

00:21:52.423 --> 00:21:55.389
‫می‌خوام به ساده‌ترین شکل ممکن بگم.

00:21:55.456 --> 00:21:57.756
‫دارم سعی می‌کنم جمله مناسب رو پیدا کنم.

00:21:58.489 --> 00:22:00.485
‫که احساساتم رو بیان کنم.

00:22:00.990 --> 00:22:03.256
‫- دوستت ندارم.
‫- دوستت دارم.

00:22:03.322 --> 00:22:05.523
‫- چی؟
‫- دوستت ندارم.

00:22:06.451 --> 00:22:08.984
‫- به این زودی؟
‫- چی به این زودی؟

00:22:09.050 --> 00:22:10.451
‫چطوری انقدر زود فهمیدی؟

00:22:10.517 --> 00:22:12.251
‫چطوری مطمئنی حس واقعیه؟

00:22:12.317 --> 00:22:13.750
‫مطمئنم.

00:22:16.284 --> 00:22:17.817
‫ناراحتم کردی.

00:22:17.883 --> 00:22:21.217
‫ظالمانه بودن حرفت،
‫سرد بودنت ناراحتم کرد.

00:22:21.284 --> 00:22:24.184
‫حرفی که می‌خواستی بزنی رو زدی،
‫منم خواستم جلوت رو بگیرم. همین.

00:22:24.251 --> 00:22:26.484
‫گفتم یه بخشی از حرفیه که می‌خواستم بزنم،

00:22:26.551 --> 00:22:28.883
‫هنوز وسطش بودم، ادامه داشت.

00:22:29.117 --> 00:22:30.251
‫نه.

00:22:31.084 --> 00:22:33.351
‫- چی نه؟ دوست داری...
‫-نه.

00:22:33.351 --> 00:22:34.417
‫- زن من بشی؟
‫- نه.

00:22:34.501 --> 00:22:37.846
‫لازمه لباس‌هات رو تنت کنم، ببرمت داخل
‫سلول و دوباره زندانی‌ات کنم؟

00:23:01.417 --> 00:23:03.150
‫ابزار نقاشی لازم دارم.

00:23:04.417 --> 00:23:07.484
‫پارچه، قاب، قلم‌مو، روغن تربانتین.

00:23:07.551 --> 00:23:11.017
‫- می‌خوای چی رو بکشی؟
‫- آینده رو.

00:23:15.117 --> 00:23:16.883
‫آینده یعنی تو.

00:23:18.451 --> 00:23:21.484
‫هرچند که کسی «جولین کادازیو»
‫رو یک حرفه‌ای تلقی نمی‌کنه،

00:23:21.551 --> 00:23:24.750
‫بهرحال یک رویا و تصوری در سر داشت.

00:23:24.817 --> 00:23:30.351
‫و لطف بزرگش به ما رو، درست در ساعتی
‫که از زندان آزاد شد انجام داد.

00:23:30.435 --> 00:23:33.818
‫[گالری کادازیو]

00:23:36.017 --> 00:23:38.783
‫دوره گل و کاسه‌های میوه گذشته.

00:23:38.850 --> 00:23:41.451
‫دوره ساحل و دریا هم گذشته.

00:23:41.517 --> 00:23:44.150
‫از زره و فرش و لوازم داخلی هم که متنفریم.

00:23:44.850 --> 00:23:46.117
‫من یه چیز جدید پیدا کردم.

00:23:57.017 --> 00:23:58.217
‫هنر مدرن؟

00:23:58.284 --> 00:24:00.783
‫هنر مدرن. تخصص جدید ما از همین لحظه.

00:24:00.850 --> 00:24:02.251
‫- درکش نمی‌کنم.
‫- معلومه که نمی‌کنی.

00:24:02.317 --> 00:24:03.517
‫- انقدر پیر شدم؟
‫- معلومه که شدی.

00:24:03.602 --> 00:24:05.850
‫- چرا انقدر خوبه؟
‫- اصلا خوب نیست، اشتباه نکن.

00:24:05.917 --> 00:24:07.017
‫این که نشد جواب.

00:24:07.084 --> 00:24:09.084
‫منظور من اینه؛ دختره رو توش می‌بینین؟

00:24:09.150 --> 00:24:12.284
‫- نه.
‫- باور کن، یه دختر توی نقاشیه.

00:24:14.551 --> 00:24:17.150
‫یک راهی که بشه باهاش فهمید
‫یه هنرمند سر از هنر مدرن در میاره

00:24:17.217 --> 00:24:20.750
‫اینه که از بخوای یه اسب، یا گل،
‫یا کشتی جنگی در حال غرق شدن رو نقاشی کنه.

00:24:20.817 --> 00:24:24.950
‫یا چیزی که قراره شبیه چیزی باشه
‫که توی دنیای واقعی هست.

00:24:25.017 --> 00:24:27.883
‫از پسش بر اومد؟
‫این رو ببین.

00:24:27.950 --> 00:24:30.317
‫با چوب کبریت سوخته، جلوی چشم خودم
‫توی 45 ثانیه این رو کشید.

00:24:30.384 --> 00:24:32.750
‫گنجشک عالی.
‫واقعا محشره.

00:24:32.817 --> 00:24:33.883
‫می‌شه نگهش دارم؟

00:24:33.950 --> 00:24:35.309
‫چرت نگو.
‫معلومه که نه.

00:24:35.394 --> 00:24:38.967
‫مسئله اینه اگه دلش بخواد
‫می‌تونه اینطوری نقاشی کنه،

00:24:38.991 --> 00:24:40.413
‫ولی بنظرش این بهتره.

00:24:40.883 --> 00:24:43.351
‫و منم یه‌جورایی باهاش موافقم.

00:24:43.417 --> 00:24:46.984
‫نقاشی «سیمون برهنه» اتاق سرگرمی
‫سلول جی، احتمالا یک شاهکاره

00:24:47.050 --> 00:24:50.017
‫که ارزش یک مبلغ قابل توجه،
‫و یا حتی گزاف رو داره.

00:24:50.917 --> 00:24:52.117
‫ولی فعلا نه.

00:24:53.004 --> 00:24:55.117
‫میلش باید ایجاد بشه.

00:24:57.451 --> 00:24:59.050
‫چقدر از حبسش مونده؟

00:25:01.972 --> 00:25:07.919
‫یک هفته بعد، دادخواستی جدید برای هیئت منصفه
‫از طرف شهروند 7524 در رابطه با...

00:25:07.919 --> 00:25:10.427
‫حمله، ضرب و جرح،
‫و تکه‌تکه کردن خشونت آمیز.

00:25:10.451 --> 00:25:15.546
‫آقای «روزنتالر»،
‫چرا ما باید شما رو آزاد کنیم؟

00:25:16.484 --> 00:25:18.950
‫چون تصادفی پیش اومد، عالی‌جناب.

00:25:19.883 --> 00:25:21.985
‫من قصد کشتن کسی رو نداشتم.

00:25:22.984 --> 00:25:26.050
‫تو گردن دو تا متصدی‌بار رو
‫با ارّه گوشتی بُریدی.

00:25:30.883 --> 00:25:32.950
‫اولین متصدی که اتفاقی بود.

00:25:33.984 --> 00:25:36.079
‫دومی هم دفاع از خود بود.

00:25:36.883 --> 00:25:39.317
‫فرض بگیریم که همینطوره،

00:25:39.384 --> 00:25:43.340
‫چه اقدامی می‌تونید برای ابراز پشیمانی،
‫یا حداقل غم و اندوه نسبت به...

00:25:43.364 --> 00:25:45.184
‫بریدن سر این افراد انجام بدید؟

00:25:49.716 --> 00:25:51.716
‫خودشون خواستن.

00:25:51.783 --> 00:25:53.878
‫- چی فرمودین؟
‫- ببخشید! اِم...

00:25:55.716 --> 00:26:00.616
‫توی آئین‌های دادگاهی یه بخشی هم هست که
‫اگه کسی اعتراض داشت اعلام بکنه؟

00:26:00.683 --> 00:26:02.115
‫مثل توی عروسی‌ها.

00:26:02.182 --> 00:26:04.182
‫- نه!
‫- خلاصه می‌کنم.

00:26:08.549 --> 00:26:11.182
‫هممون می‌دونیم ایشون یه قاتل هستن.

00:26:11.249 --> 00:26:14.749
‫مقصر قتل درجه یک،
‫یا هرچیزی که شما بگید هست،

00:26:14.816 --> 00:26:16.022
‫توی اونش بحثی نیست.

00:26:16.107 --> 00:26:19.609
‫هرچند، ایشون از اون دسته آدم‌هاییه
‫که در هر نسل یک بار متولد می‌شه،

00:26:19.633 --> 00:26:23.182
‫اما کم پیش میاد این آدم رو از نزدیک ببینیم.

00:26:24.249 --> 00:26:25.978
‫یه نابغه هنری.

00:26:27.082 --> 00:26:30.216
‫حتما باید برای همچین شرایطی
‫یک سری تبعیض‌هایی هم باشه دیگه.

00:26:30.282 --> 00:26:34.249
‫حالا چه روانی باشه، چه نباشه.
‫تقصیر خودش که نیست.

00:26:34.316 --> 00:26:36.649
‫با کمال احترام، پیشنهاد می‌کنم...

00:26:38.483 --> 00:26:41.045
‫می‌شه راه‌های دیگه‌ای رو برای
‫مجازاتش در نظر گرفت؟

00:26:42.149 --> 00:26:46.982
‫حق «روزنتالر» برای آزادی مشروط
‫در طی دوران محکومیتش رد شد.

00:26:48.378 --> 00:26:50.282
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

00:26:50.349 --> 00:26:54.282
‫با این حال، «کادازیو»
‫و عموهایش به اتفاق آرا

00:26:54.349 --> 00:26:59.149
‫با تبلیغ هنرمند به عنوان رسانه انحصاری او
‫در سراسر جهان موافقت کردند.

00:26:59.233 --> 00:27:01.350
‫[کادازیو و روزنتالر]

00:27:01.483 --> 00:27:04.382
‫«سیمون» کل جهان را سفر کرد.

00:27:06.249 --> 00:27:07.749
‫گالری انوی.

00:27:10.282 --> 00:27:12.245
‫گالری سلطنتی.

00:27:13.516 --> 00:27:16.449
‫غرفه بین‌المللی نمایشگاه "لیبرتی" کانزاس.

00:27:16.516 --> 00:27:19.149
‫که نزدیک بود با خاک یکسان بشه.

00:27:19.216 --> 00:27:21.982
‫به طور خلاصه، اون نقاشی
‫سر و صدای زیادی به پا کرد.

00:27:24.115 --> 00:27:26.583
‫حتی کار های سابق این هنرمند،
‫که تقریبا فراموش شده بودند،

00:27:26.649 --> 00:27:30.416
‫در بازار به فروش خوبی رسیدند.

00:27:32.049 --> 00:27:36.182
‫در همین حین، «روزنتالر»
‫به کارش در زندان ادامه داد.

00:27:36.249 --> 00:27:39.716
‫شایان ذکر است که این هنرمند ترجیح داد،

00:27:39.783 --> 00:27:42.583
‫که مواد اولیه کار خودش را
‫در همان آسایشگاه روانی تهیه کند.

00:27:43.349 --> 00:27:44.844
‫تخم‌های له شده.

00:27:45.516 --> 00:27:47.382
‫خون گنجشک.

00:27:47.449 --> 00:27:49.082
‫روغن دستبند.

00:27:49.149 --> 00:27:51.049
‫ذغال‌سنگ، چوب‌پنبه و کود.

00:27:51.115 --> 00:27:53.049
‫و البته آتش.

00:27:53.115 --> 00:27:54.982
‫صابون ظرف‌شویی زرد و روشن.

00:27:55.049 --> 00:27:57.716
‫و کرم ارزان تازه، به عنوان عامل رنگ‌دانه.

00:27:59.182 --> 00:28:01.549
‫«سیمون» دوست داشت که ثابت بایستد.

00:28:01.616 --> 00:28:04.837
‫درواقع او استعداد زیادی در ثابت ماندن داشت.

00:28:04.861 --> 00:28:08.082
‫حتی به مدت بسیار زیاد، در یک شرایط دشوار.

00:28:08.149 --> 00:28:11.716
‫او کمتر به گرما و سرما حساس بود.

00:28:11.783 --> 00:28:14.683
‫حتی پس از نامطلوب ترین
‫شرایطی که در آن قرار می‌گرفت،

00:28:14.749 --> 00:28:19.015
‫نه دچار سوزش پوست می‌شد،
‫نه لکه و نه تاول.

00:28:19.425 --> 00:28:20.659
‫از طرف دیگر؛

00:28:20.744 --> 00:28:25.549
‫به قدری از بوی روغن تربانتین لذت می‌برد،
‫که سال‌ها بعد آن را به خودش می‌زد.

00:28:28.716 --> 00:28:30.749
‫«سیمون» بیش از یک منبع الهام بود.

00:28:35.749 --> 00:28:37.349
‫کلید رو بزن.

00:28:45.716 --> 00:28:48.516
‫کلید رو بزن، پدرسگ.

00:28:54.015 --> 00:28:56.249
‫چه مرگت شده؟
‫برگرد سر کارت.

00:28:57.182 --> 00:28:58.449
‫نمی‌تونم.

00:28:59.316 --> 00:29:01.282
‫برنمی‌گردم.
‫خیلی سخته.

00:29:02.349 --> 00:29:03.845
‫شکنجه‌ست.

00:29:04.416 --> 00:29:07.649
‫من واقعا یه هنرمند درحال شکنجه‌ام.

00:29:10.583 --> 00:29:12.182
‫الهی بمیرم.

00:29:12.716 --> 00:29:13.749
‫برو بیرون.

00:29:30.516 --> 00:29:32.182
‫همین رو می‌خواستی؟

00:29:40.328 --> 00:29:41.984
‫من توی مزرعه بزرگ شدم.

00:29:43.841 --> 00:29:46.678
‫ما شعر نمی‌نوشتیم.
‫موسیقی نمی‌ساختیم.

00:29:46.762 --> 00:29:50.078
‫مجسمه نمی‌تراشیدیم
‫یا نقاشی نمی‌کشیدیم.

00:29:50.607 --> 00:29:54.478
‫من تکنیک‌های هنر رو از کتاب‌های
‫داخل همین زندان یاد گرفتم.

00:29:54.562 --> 00:29:56.678
‫و به عنوان داوطلب
‫به اون‌ها آموزش دادم.

00:29:57.129 --> 00:29:59.845
‫نمی‌دونم چی می‌دونی،
‫فقط می‌دونم چی می‌خوای.

00:29:59.929 --> 00:30:03.345
‫می‌بینم زجر می‌کشی،
‫می‌بینم واست سخته،

00:30:03.429 --> 00:30:05.429
‫ممکنه حتی بدتر هم بشه...

00:30:05.513 --> 00:30:07.195
‫ولی بعدش قراره بهتر بشه.

00:30:07.297 --> 00:30:08.845
‫قراره هر مشکلی که داری رو درست کنی.

00:30:10.115 --> 00:30:11.616
‫مشکلت چیه؟

00:30:13.382 --> 00:30:16.545
‫- نمی‌دونم چی بکشم.
‫- می‌فهمی چی بکشی.

00:30:16.808 --> 00:30:18.411
‫و به خودت ایمان میاری،

00:30:18.753 --> 00:30:19.954
‫و تلاش و تقلا می‌کنی.

00:30:22.032 --> 00:30:23.388
‫و بعدش...

00:30:24.191 --> 00:30:25.278
‫در فصل بهار،

00:30:25.362 --> 00:30:28.778
‫یا شاید هم تابستان،
‫شاید هم پاییز،

00:30:29.041 --> 00:30:32.711
‫در کمترین حالتش زمستان،
‫این کار جدیدت تموم می‌شه.

00:30:34.599 --> 00:30:36.319
‫دقیقا قراره اینطوری باشه.

00:30:41.029 --> 00:30:43.045
‫اگه نری همین الآن کلید رو می‌زنم.

00:30:56.549 --> 00:30:59.549
‫گروه هنرمندان پلاستیک فرانسه.

00:30:59.616 --> 00:31:03.382
‫گروهی از افراد با نگرش،
‫با استعداد، کثیف، الکلی

00:31:03.449 --> 00:31:06.049
‫و مشتی آدم خشن و خلاق.

00:31:07.249 --> 00:31:10.349
‫اون‌ها الهام بخش همدیگه بودن،

00:31:10.416 --> 00:31:13.982
‫و شخصا به مدت دو دهه یا بیشتر
‫ به همدیگه حمله می‌کردند.

00:31:14.049 --> 00:31:15.416
‫دیگه باید نوشیدنی‌ام رو بخورم.

00:31:20.549 --> 00:31:23.449
‫یادتون نره، همونطور که می‌دونید

00:31:23.516 --> 00:31:27.583
‫در اون زمان از نظر اجتماعی پذیرفته بود
‫که یک نقاش یا مجسمه‌ساز،

00:31:27.649 --> 00:31:31.115
‫با صندلی یا آجر به همکار خودش حمله کنه.

00:31:31.182 --> 00:31:35.778
‫یا با چشم‌های کبود و دندون‌های شکسته
‫اطراف پرسه بزنن و از این حرف‌ها.

00:31:36.616 --> 00:31:40.149
‫البته ممکنه انتقاد تند و تیزی کرده باشم،
‫ولی با توجه به تجربیات خودم،

00:31:40.216 --> 00:31:43.683
‫«روزنتالر» به طرز غیر منتظره‌ای
‫هیجانی عمل می‌کرد.

00:31:43.749 --> 00:31:48.982
‫البته دارم به کمد خودش در زیر
‫استودیو بلوار "دو پلومبه" اشاره می‌کنم،

00:31:49.049 --> 00:31:51.616
‫که یک بار من رو گرفت و گذاشت اونجا،

00:31:51.683 --> 00:31:55.382
‫و به طرز نامناسبی، در گوشه اون کابین

00:31:55.449 --> 00:31:57.749
‫سعی کرد من رو بکنه.

00:31:57.816 --> 00:32:01.149
‫اصلا در دیوانه بودنش شکی نیست.

00:32:10.749 --> 00:32:14.082
‫البته که «کادازیو»ها،
‫نماینده تمام اونها بودند.

00:32:21.618 --> 00:32:23.758
‫[زندان و آسایشگاه روانی]

00:32:24.416 --> 00:32:26.249
‫سه سال گذشته.

00:32:26.316 --> 00:32:31.216
‫ما تو رو با یه نقاشی کوچیک و اغراق شده
‫تبدیل به بزرگترین هنرمند جهان کردیم.

00:32:31.282 --> 00:32:34.382
‫آثارت برای بقیه تدریس می‌شه.
‫وارد دایره‌المعارف شدی.

00:32:34.449 --> 00:32:37.349
‫حتی شاگردهای تو هم موفق شدن
‫و ثروت زیادی رو به فنا دادن.

00:32:37.416 --> 00:32:40.249
‫با این حال، طی تمام این مدت

00:32:40.316 --> 00:32:43.483
‫حتی به ما یه اثر جدید از خودت نشون ندادی.

00:32:43.549 --> 00:32:45.216
‫چقدر دیگه باید صبر کنیم؟

00:32:45.282 --> 00:32:47.316
‫حالا جواب نده، چون سوال نپرسیدم.

00:32:48.282 --> 00:32:50.382
‫دعوت‌نامه ها رو چاپ کردیم.

00:32:50.382 --> 00:32:54.249
‫همه قراره بیان.
‫همه منتقدان، جمع آوری کنندگان.

00:32:54.316 --> 00:32:56.982
‫حتی مقلدهای درجه دو که از تو تقلید کردن

00:32:57.049 --> 00:32:59.716
‫و احتمالا به جا های بهتری از تو رسیدن.

00:32:59.783 --> 00:33:03.282
‫حتی میزان رشوه‌ای که به نگهبان‌ها
‫داده شده مبلغ گزافیه.

00:33:03.349 --> 00:33:04.749
‫ولی ما پولش رو می‌دیم.

00:33:04.816 --> 00:33:07.049
‫پس هرکاری که داری می‌کنی،
‫فقط تمومش کن.

00:33:07.115 --> 00:33:08.449
‫نمایش دو هفته دیگه‌ست.

00:33:16.683 --> 00:33:18.649
‫راستی به نظر اون که آماده‌ست.

00:33:19.216 --> 00:33:20.316
‫آماده‌ست.

00:33:23.049 --> 00:33:25.282
‫یه سال وقت داشته باشم بهتر می‌شه.

00:33:27.816 --> 00:33:29.683
‫کارفرمای من در اون دوره،

00:33:29.749 --> 00:33:34.015
‫دعوت‌نامه جذاب رو با
‫اولویت سریع دریافت کرد.

00:33:34.082 --> 00:33:37.549
‫البته که منظورم «آپشر ماو کلمپت»ـه.

00:33:38.716 --> 00:33:42.716
‫یک کلکسیونر ماهر.
‫دوست‌دار بزرگ هنر آوانگارد.

00:33:42.783 --> 00:33:45.854
‫مجموعه او حتی در روزهای ابتدایی خودش،
‫همانند محل سکونتش،

00:33:45.878 --> 00:33:47.716
‫به اهمیت و شهرت بالایی رسیده بود.

00:33:47.783 --> 00:33:50.115
‫اولین کمیسیون آمریکایی برای «اینگو استین»،

00:33:50.182 --> 00:33:53.478
‫که به طور غیررسمی با نام
‫"دورستاپ هاوس" شناخته می‌شد.

00:33:54.049 --> 00:34:00.015
‫وظیفه من، یا به گویی امتیاز من این بود
‫که تحقیق، ضبط و مشاوره رو انجام بدم.

00:34:00.082 --> 00:34:03.478
‫هرچند که ایشون هر کاری که خودش
‫دلش می‌خواست انجام می‌داد.

00:34:04.483 --> 00:34:08.878
‫بنابراین، سفر طولانی ما از "لیبرتی"
‫به "انوی" آغاز شد.

00:34:10.049 --> 00:34:12.982
‫خانم «کلمپت» عزیز،
‫اگر اجازه هست صدا کنم «ماو»،

00:34:13.049 --> 00:34:15.691
‫لطفا با ما همراه باشید تا اولین
‫کار جدید و بسیار هیجان انگیز

00:34:15.715 --> 00:34:17.683
‫آقای «موزس روزنتالر»
‫را به نمایش در بیاوریم.

00:34:17.749 --> 00:34:20.182
‫که هنوز اجازه دیدنش به خود من داده نشده.

00:34:20.249 --> 00:34:24.416
‫ممکن است برای تسهیل دیدار
‫از این نمایشگاه ضروری باشد

00:34:24.501 --> 00:34:28.711
‫که ما به صورت مخفیانه
‫به محل استقرار این هنرمند برویم.

00:34:29.115 --> 00:34:33.583
‫لطفا برای سازماندهی مقدمات بازدید
‫به جزئیاتی که عرض می‌کنم توجه کنید.

00:34:34.074 --> 00:34:38.159
‫احتیاط کنید، کبریت، فندک و هیچ‌گونه
‫اشیاء تیزی همراه خود نیاورید.

00:34:38.530 --> 00:34:41.463
‫امیدوارانه چشم به انتظار تأیید شما هستیم.

00:34:41.530 --> 00:34:45.564
‫با احترام زیاد،
‫گالری "عمو و عموزاده‌های کادازیو".

00:34:48.997 --> 00:34:53.530
‫کالسکه بلافاصله درست در ساعت سه صبح،
‫و پس از آخرین تحویل دختران کار

00:34:53.615 --> 00:34:56.363
‫به مرکز مشروبات الکلی به دنبال ما آمد.

00:35:42.697 --> 00:35:44.764
‫«موزس»، اینجایی؟

00:35:47.997 --> 00:35:49.797
‫می‌خوای اول معرفی کنی؟

00:35:49.864 --> 00:35:53.852
‫یا نمی‌خوای یه خوش‌آمد گویی به
‫مهمون‌های ما که از مسیر طولانی

00:35:53.876 --> 00:35:55.864
‫برای دیدن کارهای تو اومدن بگی؟

00:35:55.997 --> 00:35:58.764
‫یا اصلا نمی‌دونم...

00:35:59.463 --> 00:36:00.497
‫هنوز هستی؟

00:36:03.627 --> 00:36:05.593
‫سکوت، لطفا!

00:36:06.397 --> 00:36:07.897
‫سکوت، لطفا!

00:36:11.797 --> 00:36:14.363
‫موفق شدم، خیلی خوبه!
‫تاریخ‌ساز می‌شه.

00:36:14.430 --> 00:36:15.997
‫شامپاین رو باز کنید!
‫موفق شدم.

00:36:16.064 --> 00:36:17.463
‫موسیقی!

00:36:23.064 --> 00:36:24.997
‫چرا مثل معلول ها نشستی روی ویلچیر؟

00:36:25.064 --> 00:36:27.031
‫باید پا شی برقصی!
‫موفق شدیم!

00:36:27.115 --> 00:36:29.025
‫هفته پیش قصد داشت با
‫چاقو خودش رو فلج کنه،

00:36:29.049 --> 00:36:31.259
‫ ولی خوشبختانه توی درمانگاه
‫تونستن شریان‌اش رو متصل کنن.

00:36:32.097 --> 00:36:33.664
‫خوشت اومد؟

00:36:34.764 --> 00:36:36.031
‫خوشم اومد؟

00:36:36.764 --> 00:36:38.173
‫آره.

00:36:38.306 --> 00:36:40.748
‫عکس خانم رو واست کشیدن.

00:36:44.497 --> 00:36:46.530
‫«ماو» رو ببین.
‫مجذوبش شده.

00:36:48.864 --> 00:36:50.664
‫نقاشی دیواریه، درسته؟

00:36:50.730 --> 00:36:53.597
‫دقیقا. ایشون بالا رتبه ترین
‫استاد آثار رنسانسیه.

00:36:53.664 --> 00:36:56.697
‫اون همون ریشه‌های «پیپرنو پیرلویجی» رو داره
‫درست در زمانی که...

00:36:56.764 --> 00:36:59.897
‫«مسیح در مذبح خداوند» را
‫در سال 1565 درخشان ساخت.

00:36:59.964 --> 00:37:04.897
‫هیچ‌کسی در جهان مثل «ماو کلمپت» از کانزاس
‫قادر نیست چیزی که جلوی چشمش هست رو درک کنه.

00:37:04.964 --> 00:37:07.497
‫اصلا باید مایه خجالت ما باشه
‫که در حضور او جمع شدیم.

00:37:07.564 --> 00:37:08.997
‫چرا گفت نقاشی دیواری؟

00:37:10.397 --> 00:37:12.730
‫توی دیوار نقاشی شده؟

00:37:13.597 --> 00:37:15.797
‫ای وای. یعنی چی؟

00:37:16.497 --> 00:37:18.530
‫اسکل پلشت.

00:37:18.597 --> 00:37:19.831
‫تو هم می‌بینی؟
‫نگاه کن!

00:37:20.000 --> 00:37:21.964
‫- بنظر من که خیلی محشره.
‫- حیاتیه!

00:37:22.133 --> 00:37:24.664
‫ممکنه یه نقطه عطف توی تکامل
‫هنر های تصویرنگاری انسانی باشه.

00:37:24.730 --> 00:37:27.964
‫که روی سیمان در سالن ورزشی حکاکی شده.

00:37:28.031 --> 00:37:29.564
‫حتی روی رادیاتور هم کشیده.

00:37:29.630 --> 00:37:33.497
‫شاید یکی از مرمتگرهای بنیاد هنر کلاسیک

00:37:33.564 --> 00:37:35.597
‫بتونه راهی برای استخراج نقاشی پیدا کنه.

00:37:35.664 --> 00:37:38.845
‫این زندان حداکثرهای امنیتی رو داره، «ماو».
‫جزو اموال فدرالیه.

00:37:38.930 --> 00:37:41.397
‫حتی اگه کلی کاغذبازی هم راه بندازیم،

00:37:41.482 --> 00:37:44.697
‫سال‌ها باید با گروهی از وکلای متکبر و
‫نفرت انگیز و گرون‌قیمت مذاکره کنیم.

00:37:44.782 --> 00:37:46.926
‫اصلا مطمئن نیستم بشه جداش کرد،
‫نقاشی دیواریه.

00:37:47.463 --> 00:37:50.430
‫هی! این که نقاشی دیواریه!

00:37:51.575 --> 00:37:52.664
‫که چی؟

00:37:52.730 --> 00:37:54.964
‫اصلا توی خیالاتت می‌گنجه
‫که ما چه هزینه گزافی رو

00:37:55.031 --> 00:37:58.397
‫متحمل شدیم که به این
‫نقطه بدون بازگشت برسیم؟

00:37:58.463 --> 00:37:59.530
‫نگاهشون کن!

00:38:00.964 --> 00:38:02.031
‫ما رو نابود کردی!

00:38:02.097 --> 00:38:03.864
‫اصلا می‌فهمی یعنی چی؟

00:38:03.931 --> 00:38:05.497
‫تو که گفتی دوستش داری.

00:38:05.564 --> 00:38:08.897
‫الآن می‌گم کثافته!

00:38:08.964 --> 00:38:13.530
‫از روی صندلی بلند شو تا توی همین
‫اتاق سرگرمی بزنم لهت کنم!

00:38:15.597 --> 00:38:18.597
‫واسه من غرّش نکن، قاتل لعنتی.

00:38:18.664 --> 00:38:23.097
‫مرتیکه قاتلِ خودآزارِ
‫روانیِ دائم‌الخمرِ بی‌استعداد!

00:38:47.697 --> 00:38:49.730
‫چرا بهم نگفتی، نگهبان؟

00:38:50.730 --> 00:38:52.864
‫چون جلوش رو می‌گرفتی.

00:38:59.730 --> 00:39:01.430
‫باید باهاش کنار بیاییم.

00:39:01.497 --> 00:39:06.330
‫نیاز اون برای شکست خوردن قدرتمند تر
‫میل ما برای کمک به موفقیت خودشه.

00:39:06.397 --> 00:39:08.226
‫کم آوردم. شکست خوردم.

00:39:08.311 --> 00:39:10.764
‫- شکست خوردیم.
‫- حیف شد، ولی واقعیته.

00:39:12.397 --> 00:39:15.697
‫بهرحال، حداقل کس‌شعرش رو کشید.

00:39:17.064 --> 00:39:22.097
‫احتمالا جالب‌ترین تصویر
‫محیطیه که تو عمرم دیدم.

00:39:29.997 --> 00:39:31.597
‫کارت خوب بود، «موزس».

00:39:41.064 --> 00:39:45.126
‫آفرین، «موزس».
‫کار بزرگی کردی.

00:39:46.497 --> 00:39:49.031
‫اگه عمیق گچ‌کاری بشه،
‫می‌تونه بیشتر سالم بمونه.

00:39:50.397 --> 00:39:54.397
‫سر فرصت دوباره میام ببینمش.
‫اگه خدا بخواد.

00:39:54.463 --> 00:39:56.764
‫البته تو که قرار نیست جایی بری.

00:39:59.097 --> 00:40:00.831
‫همشون «سیمون»ـه.

00:40:15.897 --> 00:40:17.374
‫در اون لحظه،

00:40:17.459 --> 00:40:20.931
‫هردوی آن‌ها از تصمیم «سیمون»
‫برای استعفا از جایگاه خودش

00:40:21.016 --> 00:40:23.363
‫در زندان و آسایشگاه روانی "انوی"
‫در روز بعد آگاه شدند.

00:40:23.448 --> 00:40:25.897
‫غرامتی هم از جانب خانواده «کادازیو»

00:40:25.964 --> 00:40:29.931
‫به منظور ادامه همکاری به عنوان
‫مدل و منبع الهام «روزنتالر» پرداخت شد.

00:40:30.997 --> 00:40:35.564
‫او به پیش کودکی که در نوجوانی
‫به دنیا آورده بود بازگشته بود

00:40:35.977 --> 00:40:38.340
‫و آن‌ها دیگر از هم جدا نبودند.

00:40:39.444 --> 00:40:44.144
‫او و «روزنتالر»، تا آخر عمر هنرمند
‫با هم مکاتبات منظمی داشتند.

00:40:49.710 --> 00:40:52.111
‫خانم «کلمپت» مایل هستن
‫قطعه رو پیش‌خرید کنن.

00:40:53.411 --> 00:40:56.011
‫- همین قطعه؟
‫- بله، لطفا.

00:40:56.077 --> 00:41:00.344
‫اگه بخوان خرید رو نهایی کنن، این مبلغ
‫برای عموها و شما قابل قبوله؟

00:41:04.111 --> 00:41:05.673
‫پیش‌پرداخت هم می‌دین؟

00:41:06.378 --> 00:41:09.178
‫«ماو»؟ چقدر از مبلغ کلی بدیم؟

00:41:10.977 --> 00:41:14.244
‫به اون فرانسوی خسیس بگو
‫هیچ قولی بابتش نمی‌دم.

00:41:14.311 --> 00:41:17.211
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی"،

00:41:17.296 --> 00:41:22.311
‫تا بیست سال بعد متعلق
‫به نام «آپشر کلمپت» باقی ماند.

00:41:22.378 --> 00:41:23.444
‫آقای «کادازیو»؟

00:41:24.487 --> 00:41:27.494
‫- زندانی‌ها هم رشوه می‌خوان.
‫- کدوم زندانی‌ها؟

00:41:27.579 --> 00:41:30.406
‫همشون. اون بیرون یه گروه
‫عصبانی جمع شدن.

00:41:30.490 --> 00:41:32.251
‫ادعا می‌کنن این فرد نماینده اون‌هاست.

00:41:32.336 --> 00:41:35.211
‫بهشون بگو ما به جیب‌بر و متجاوز
‫رشوه نمی‌دیم. اخلاقی نیست.

00:41:35.295 --> 00:41:38.111
‫تازه، منم که توی جیبم
‫شیش میلیون فرانک ندارم.

00:41:44.977 --> 00:41:46.444
‫چطوری اومدین بیرون؟

00:41:46.765 --> 00:41:48.076
‫چی کار کنیم؟

00:41:48.100 --> 00:41:49.411
‫در رو قفل کن.

00:41:58.877 --> 00:42:01.444
‫در نتیجه، 72 تن از زندانیان

00:42:01.511 --> 00:42:03.777
‫و شش نفر از اعضای گروه
‫هنرمندان پلاستیک فرانسه

00:42:03.844 --> 00:42:05.806
‫کشته و یا شدیدا زخمی شدند.

00:42:06.211 --> 00:42:13.777
‫برای شجاعت «موسی روزنتالر» و نجات 9 نگهبان
‫و 22 بازدید کننده برجسته،

00:42:13.844 --> 00:42:16.516
‫و همچنین وزیر فرهنگ و انکشاف محلی،

00:42:16.540 --> 00:42:19.211
‫آزادی خود را با ضمانت
‫مادام‌العمر به دست آورد.

00:42:21.278 --> 00:42:24.473
‫و با نام "قلمرو شیر در قفس" از او یاد شد.

00:42:30.944 --> 00:42:34.844
‫پس از آن، طبق گفته های «ماو کلمپت»

00:42:34.911 --> 00:42:39.011
‫«کادازیو» و عموهایش ترتیبی دادند تا
‫کل اتاق سرگرمی در درون یک...

00:42:39.077 --> 00:42:43.810
‫هواپیمای 12 موتوره حمل و نقل "جالوت"،

00:42:43.877 --> 00:42:46.777
‫مستقیما از "انوی" به "لیبرتی" ببرند.

00:42:51.077 --> 00:42:53.373
‫به این شکل بود که هنر آوانگارد،

00:42:53.397 --> 00:42:57.077
‫جای خودش را در دل دشت‌های
‫کانزاس مرکزی پیدا کرد.

00:43:00.390 --> 00:43:06.390
‫[مجموعه کلمپت]

00:43:09.478 --> 00:43:14.340
‫مداد، خودکار، پاک‌کن، سنجاق،
‫تعمیر ماشین تحریر...

00:43:15.011 --> 00:43:19.111
‫چرا باید من هزینه هتل توی
‫سواحل اقیانوس اطلس شمالی رو بدم؟

00:43:19.178 --> 00:43:21.173
‫چون مجبور بودم اونجا بنویسمش.

00:43:21.911 --> 00:43:24.810
‫صبحانه، ناهار، شام، لباس‌شویی،
‫مشروب، میان‌وعده شبانه.

00:43:24.877 --> 00:43:30.278
‫مشکلت با همین میز و اتاقی که اینجا،
‫از طرف نشریه واست فراهم شده چیه؟

00:43:30.344 --> 00:43:33.311
‫امیدوارم که نخوای فراموش کنم بیست سال پیش

00:43:33.378 --> 00:43:35.944
‫بین من و «موزس» توی خوابگاه ساحلی
‫چه اتفاق‌هایی افتاد. عاشق بودیم.

00:43:36.011 --> 00:43:37.710
‫واسه تجدید خاطره رفتم اونجا.

00:43:38.044 --> 00:43:40.710
‫- به حساب من!
‫- آره، لطف کردی.

00:43:42.831 --> 00:43:44.231
‫اینم اضافه کن.

00:43:52.701 --> 00:43:58.646
‫[سیاست و شعر]

00:43:58.730 --> 00:44:04.644
‫[تفسیر یک بیانیه]
‫[به قلم لوسیندا کرمنتز]

00:44:06.197 --> 00:44:07.498
‫یکم ماه مارچ.

00:44:08.798 --> 00:44:11.965
‫مذاکرات بین دانشجویان و
‫مدیریت دانشگاه به طور ناگهانی

00:44:12.032 --> 00:44:17.164
‫در ساعات اولیه صبح پس از
‫یک بحث بلند و عصبانیت بسیار آغاز شد.

00:44:17.231 --> 00:44:20.227
‫و در نهایت با یک قمار پایان یافت.

00:44:20.312 --> 00:44:24.327
‫آن هم به شرط حقوق دسترسی آزاد پسران
‫به تمام خوابگاه‌های دانشجویان دختر.

00:44:25.131 --> 00:44:27.264
‫این اعتراض که به غایت موفقیت آمیز نبود...

00:44:27.348 --> 00:44:30.546
‫- «زفیرلی» داره جای فیلش رو تنگ می‌کنه.
‫- باید با رخ حمله کنه.

00:44:30.631 --> 00:44:35.398
‫...ظاهری سطحی به تلاشی مغرورانه
‫برای کرم ضد جوش و خواب‌های شهوانی داد.

00:44:38.698 --> 00:44:42.131
‫اما درواقع، جنسیت‌ها
‫به طور برابر شرکت کردند.

00:44:42.197 --> 00:44:43.431
‫خانم جوان!

00:44:44.197 --> 00:44:45.231
‫کفش‌هات!

00:44:46.765 --> 00:44:50.398
‫و تمام شرکت کنندگان به
‫محرومیت امیالشان تأکید داشتند،

00:44:50.464 --> 00:44:53.498
‫البته بیشتر می‌توان گفت
‫حقوق بیولوژکی آنها،

00:44:54.331 --> 00:44:57.031
‫حقوق آزاد بودن.
‫نقطه، سر خط.

00:44:57.765 --> 00:45:01.498
‫این اتفاق نمادین شد،
‫و بر سر زبان‌ها افتاد.

00:45:04.831 --> 00:45:06.364
‫پنجم مارچ.

00:45:06.431 --> 00:45:08.231
‫شام دیرهنگام در خانه "بی".

00:45:08.298 --> 00:45:11.126
‫پسر بزرگشان 19 ساله،
‫و از دیروز به خانه برنگشته بود.

00:45:11.210 --> 00:45:12.485
‫رادیو رو کم کن!

00:45:12.570 --> 00:45:15.731
‫پدرش در نیمه‌های شب که مشغول رژه رفتن
‫با هم‌رزمانش بود، اتفاقی او را دید.

00:45:16.026 --> 00:45:19.531
‫شعار آن‌ها؛
‫"کودکان غر می‌زنند"

00:45:20.029 --> 00:45:21.068
‫ممنون.

00:45:21.153 --> 00:45:23.731
‫البته یک مهمان شام
‫موفق نشد حضور پیدا کند.

00:45:24.052 --> 00:45:27.665
‫و از این بابت ممنونم. از ابتدا هم
‫به او اطلاعی نداده بودند.

00:45:27.731 --> 00:45:29.965
‫البته قصد توهین نداشتیم.

00:45:30.050 --> 00:45:34.164
‫فکر می‌کردیم اگه بهتون می‌گفتیم
‫ممکن بود دعوت ما رو رد کنید.

00:45:34.231 --> 00:45:35.593
‫درست فکر می‌کردین.

00:45:35.678 --> 00:45:40.299
‫طبق گزارشات اخبار محلی، میزان خشونت در
‫روش‌های کنترل جمعیت بیشتر شده است.

00:45:40.383 --> 00:45:43.331
‫حالا یه فرصتی بهش بده.
‫واقعا مرد باهوشیه.

00:45:43.416 --> 00:45:46.631
‫- چند وقته این فلانی رو می‌شناسی؟
‫- می‌دونم قصد خوبی دارین.

00:45:46.716 --> 00:45:49.798
‫با یک سوزن‌سوزن شدن
‫بر روی پوست شروع می‌شود.

00:45:54.531 --> 00:45:56.598
‫من ترشیده نیستم.

00:45:56.665 --> 00:45:59.618
‫- بنظر ما هم نیستی.
‫- معلومه که نیستی.

00:45:59.703 --> 00:46:03.264
‫سپس، قرمزی و تورم
‫ماهیچه‌های بیرونی چشم.

00:46:03.331 --> 00:46:06.765
‫گوش کن چی می‌گم،
‫من عمدا تنها زندگی می‌کنم.

00:46:06.831 --> 00:46:09.197
‫ترجیح من روابطی هستن که تموم می‌شن.

00:46:09.264 --> 00:46:12.231
‫من با انتخاب خودم نخواستم که
‫نه شوهر و نه بچه‌دار بشم.

00:46:12.298 --> 00:46:16.698
‫این دو تا چیز بزرگترین دلایل منع یک زن
‫برای نویسندگی هستن.

00:46:16.765 --> 00:46:19.264
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- چون ناراحت شدیم.

00:46:19.331 --> 00:46:22.097
‫- نمی‌خواییم تنها باشی.
‫- تنهایی مثل فقره.

00:46:22.164 --> 00:46:23.398
‫من ناراحت نیستم،
‫فقط چشم‌هام می‌سوزه.

00:46:23.464 --> 00:46:25.560
‫خونه شما یه مشکلی داره.

00:46:25.645 --> 00:46:28.307
‫در نهایت، درد سوزشی
‫باعث می‌شود که مخاط زیادی

00:46:28.331 --> 00:46:30.993
‫از سوراخ‌های بینی خارج شود
‫و گلودرد ایجاد شود

00:46:31.078 --> 00:46:32.160
‫نفس نکش.

00:46:45.131 --> 00:46:46.660
‫من لختم، خانم «کرمنتز».

00:46:47.231 --> 00:46:48.531
‫متوجه شدم.

00:46:48.598 --> 00:46:50.565
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- گاز اشک آور.

00:46:50.631 --> 00:46:51.631
‫و اینکه...

00:46:52.698 --> 00:46:54.431
‫گمونم ناراحت باشم.

00:46:57.197 --> 00:46:59.464
‫می‌شه لطفا برین؟
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشم.

00:47:04.264 --> 00:47:06.498
‫به ننه بابات بگو خونه‌ای.
‫نگرانت شدن.

00:47:06.565 --> 00:47:10.264
‫- پشت موانع منتظر من هستن.
‫- من که مانعی ندیدم.

00:47:10.331 --> 00:47:12.631
‫خب، هنوز دارن می‌سازنش.

00:47:13.765 --> 00:47:16.398
‫- چی می‌نویسی؟
‫- یه بیانیه.

00:47:16.464 --> 00:47:18.464
‫راستی، من بهشون گفتم
‫که «پال» رو دعوت نکنن.

00:47:18.531 --> 00:47:21.164
‫ممکنه ناراحت باشی،
‫ولی بنظر من حس تنهایی نمی‌کنی.

00:47:21.231 --> 00:47:22.352
‫دقیقا!

00:47:22.437 --> 00:47:25.164
‫دیدم توی اعتراضات داشتی
‫درمورد ما یادداشت برداری می‌کردی.

00:47:25.259 --> 00:47:28.064
‫درمورد ما یه داستانی داری؟
‫مردم اهل کانزاس.

00:47:28.131 --> 00:47:29.164
‫ممکنه.

00:47:29.249 --> 00:47:32.197
‫پس باید قطعنامه ما رو بخونی.

00:47:32.282 --> 00:47:33.798
‫خانواده‌ام فکر می‌کنن نویسنده خوبی هستی.

00:47:35.448 --> 00:47:36.482
‫بده ببینم.

00:47:45.698 --> 00:47:47.197
‫یه مقدار نم داره.

00:47:48.331 --> 00:47:49.698
‫واقعا می‌گی یا استعاره بود؟

00:47:49.765 --> 00:47:52.464
‫جفتش. با توجه به جلد و چهار جمله اول.

00:47:52.531 --> 00:47:55.631
‫- بیانیه من رو نقد نکن.
‫- بازخورد من رو نمی‌خوای؟

00:47:55.698 --> 00:47:57.460
‫بازخورد لازم ندارم، دارم؟

00:47:57.611 --> 00:48:00.798
‫علت اینکه دادم بخونی این بود که
‫از خوب بودنش تحت تأثیر قرار بگیری.

00:48:01.142 --> 00:48:02.817
‫با غلط املایی ها شروع می‌کنیم.

00:48:03.598 --> 00:48:07.164
‫اگه دانش‌آموز ها شکست بخورن،
‫دانشکده موفق می‌شه؟

00:48:07.231 --> 00:48:09.164
‫فعلا که مشخص نیست.

00:48:09.231 --> 00:48:11.264
‫- «پال دوال».
‫- «لوسیندا کرمنتز».

00:48:11.331 --> 00:48:12.927
‫حال شما؟

00:48:13.464 --> 00:48:15.193
‫ریش‌هات صورتم رو می‌خارونه.

00:48:16.264 --> 00:48:19.765
‫مهمان ناخوانده هم سر رسید.
‫چه حیف شد.

00:48:19.831 --> 00:48:21.798
‫از ماجرا هایش در شهر می‌گفت.

00:48:21.865 --> 00:48:26.731
‫قطار و اتوبوس‎های متوقف شده، شیشه‌های شکسته،
‫و سنگفرش هایی که در همه جهات پرواز می کنند.

00:48:27.831 --> 00:48:30.364
‫بگذریم، اومدم دیگه.

00:48:30.431 --> 00:48:32.775
‫«لوسیندا»ی معروف. سلام.

00:48:33.364 --> 00:48:35.464
‫نمی‌دونستم قراره بیای.
‫بهم چیزی نگفته بودن.

00:48:35.531 --> 00:48:37.498
‫این یه قرار رسمی نیست.

00:48:43.498 --> 00:48:44.531
‫عصر بخیر.

00:48:53.865 --> 00:48:55.197
‫شما شروع کنید.

00:49:09.264 --> 00:49:10.496
‫دهم مارس.

00:49:10.581 --> 00:49:13.131
‫خدمات شهری یک هفته متوقف شده.
‫شاید بیشتر هم شود.

00:49:13.216 --> 00:49:15.431
‫حمل و نقل عمومی، در حالت تعلیق.

00:49:15.498 --> 00:49:18.598
‫انبوه زباله‌ها؛ جمع نشده.
‫اعتصاب در مدارس.

00:49:18.665 --> 00:49:20.431
‫نه پست، نه شیر.

00:49:20.498 --> 00:49:21.565
‫منم.

00:49:21.650 --> 00:49:23.164
‫کی اوضاع به روال عادی برمی‌گردد؟

00:49:23.249 --> 00:49:27.227
‫هفته بعد؟ ماه بعد؟ چه زمانی
‫دوباره شرایط زندگی متعادل می‌شود؟

00:49:27.364 --> 00:49:28.531
‫کسی نمی‌دونه.

00:49:28.597 --> 00:49:30.064
‫این چیه؟

00:49:30.131 --> 00:49:31.598
‫یه ضمیمه اضافه کردم.

00:49:31.665 --> 00:49:33.097
‫- شوخی می‌کنی.
‫- شوخی ندارم.

00:49:33.164 --> 00:49:34.898
‫بیانیه من رو تموم کردی؟ اونم بدون من؟

00:49:34.898 --> 00:49:36.765
‫یه جوری نوشتم انگار مال خودته، گمونم.

00:49:36.831 --> 00:49:39.693
‫فقط از کلمات واضح‌تر، مختصر تر،
‫و کمتر شاعرانه استفاده کردم.

00:49:39.895 --> 00:49:43.164
‫اینطور بگم؛ این اولین
‫بیانیه‌ای نیست که من بررسی کردم.

00:49:48.114 --> 00:49:52.860
‫تصورش غیرممکن است که این
‫دانش‌آموزان به وجد آمده، خام و شجاع...

00:49:54.169 --> 00:49:56.235
‫...قرار است به کلاس‌هایشان برگردند.

00:50:04.765 --> 00:50:06.464
‫کی بود؟

00:50:06.531 --> 00:50:08.164
‫- مامانت.
‫- مامانم!

00:50:08.231 --> 00:50:09.798
‫مامانم؟

00:50:09.865 --> 00:50:11.531
‫چی می‌خواست؟
‫بهش گفتی اومدم اینجا؟

00:50:11.598 --> 00:50:13.364
‫- آره.
‫- چرا؟

00:50:13.431 --> 00:50:15.360
‫خودش پرسید. من که دروغ نمی‌گم.

00:50:15.598 --> 00:50:18.097
‫- ناراحت شد؟
‫- فکر نکنم.

00:50:18.164 --> 00:50:20.064
‫- چی گفت؟
‫- سر تکون داد.

00:50:20.131 --> 00:50:21.198
‫تو چی گفتی؟

00:50:21.283 --> 00:50:24.145
‫گفتم دارم درمورد تو و دوست‌هات
‫یه مقاله می‌نویسم.

00:50:24.716 --> 00:50:28.164
‫- جدی؟
‫- هزار کلمه اولش هم نوشتم.

00:50:28.231 --> 00:50:29.598
‫ازش خواستم باهاش مصاحبه کنم.

00:50:29.665 --> 00:50:32.064
‫- موافقت کرد؟
‫- آره، معلومه.

00:50:34.492 --> 00:50:37.451
‫حالا دیگه ناراحتم!
‫اصلا نمی‌دونم چه حسی دارم.

00:50:37.926 --> 00:50:40.525
‫تو دردسر افتادم؟
‫چرا مامانم انقدر آروم برخورد کرد؟

00:50:40.592 --> 00:50:41.988
‫اصلا کار درستیه؟

00:50:42.492 --> 00:50:44.992
‫اینا رو اصلا ثبت نمی‌کنی.
‫همه چیز زندگی منه.

00:50:47.659 --> 00:50:49.092
‫حالا چه خاکی به سرم بریزم؟

00:50:50.592 --> 00:50:53.321
‫من باید بی‌طرفی
‫روزنامه‌نگاری رو حفظ کنم.

00:51:02.592 --> 00:51:04.959
‫بی‌رحم بودنت رو دوست دارم.

00:51:05.026 --> 00:51:07.059
‫گمونم یکی از زیبایی‌هات باشه.

00:51:08.959 --> 00:51:11.492
‫هیچی نشده هزار کلمه هم نوشتی؟

00:51:13.926 --> 00:51:15.492
‫کار پسره بود.

00:51:15.756 --> 00:51:19.692
‫قدرت هزار ساله جمهوری‌خواهان رو
‫توی دو هفته از بین بردند.

00:51:19.759 --> 00:51:21.525
‫چرا و چطوری؟

00:51:21.592 --> 00:51:24.088
‫قبل از شروع از کجا شروع شد؟

00:51:28.975 --> 00:51:30.173
‫[کافه له‌سان بلگ]

00:51:30.173 --> 00:51:33.240
‫دوره دیگری بود.
‫"انوی" دیگری بود.

00:51:33.307 --> 00:51:37.773
‫فکر کنم شیش ماه پیش بود.
‫هنوز خواهر هام 12 سالشون بود.

00:51:43.706 --> 00:51:46.140
‫با ترانه‌های "کریز" و "لی‌شو" رقصیدی.

00:51:48.606 --> 00:51:52.207
‫با همون مدل‌مو توی پمپیدو بودی،
‫یا کروتون، یا فروت‌دی‌مر.

00:51:53.639 --> 00:51:57.773
‫با ادبیات محاوره‌ای و اصطلاحات فلسفی
‫و حرکت دست صحبت می‌کنی.

00:51:59.639 --> 00:52:04.040
‫تا جایی که می‌تونی سر مسائل مختلف
‫بحث می‌کنی که مکالمه رو گرم کنی.

00:52:04.124 --> 00:52:06.606
‫با تمام چیزهایی که گفتی مخالفم.

00:52:06.973 --> 00:52:08.806
‫هر دسته یک رقیب داشت.

00:52:11.859 --> 00:52:14.973
‫پیچ‌ها، با مهره‌ها درگیر بودن.
‫چوب‌ها با سنگ‌ها.

00:52:15.040 --> 00:52:17.140
‫ما کتاب‌خون‌ها هم علیه ورزشکار ها بودیم.

00:52:17.207 --> 00:52:21.506
‫تا اینکه «میچ‌میچ» سال آخر شکست خورد
‫و مجبور شد برای خدمت بره.

00:52:21.573 --> 00:52:23.606
‫به مدت سه ماه توی منطقه "ماسترد".

00:52:50.332 --> 00:52:52.054
‫[احضار اجباری برای خدمت سربازی]

00:52:52.139 --> 00:52:54.451
‫[یک ماه بعد]

00:52:54.535 --> 00:52:58.477
‫اصول اخلاقی‌اش وقتی قبول کرد طرف یک ارتش
‫امپریالیست توی جنگ نابرابر تمامیت خواهی بجنگه کجا رفت؟

00:52:58.562 --> 00:53:01.906
‫واسه خدمت فرستادنش "ماسترد".

00:53:01.990 --> 00:53:03.990
‫- اجباریه.
‫- فرقی نمی‌کنه.

00:53:05.073 --> 00:53:06.906
‫- ببخشید؟
‫- گفتم فرقی نمی‌کنه.

00:53:07.773 --> 00:53:08.973
‫با چه جرأتی؟

00:53:09.040 --> 00:53:10.844
‫کی بهت اجازه داده
‫دوست ما رو تحقیر کنی؟

00:53:10.844 --> 00:53:13.948
‫به این فکر کردی الآن احتمالا
‫داره یه جایی تنهایی توی شب رژه می‌ره؟

00:53:14.033 --> 00:53:17.079
‫با یه کیسه 22 و نیم کیلویی باروت
‫و سیب‌زمینی هایی که باید پوست بکنه،

00:53:17.164 --> 00:53:19.740
‫درحالی که زیر بارون داره
‫توی یه قوطی حلبی مدفوع می‌کنه؟

00:53:19.806 --> 00:53:21.539
‫دلش نمی‌خواد توی ارتش باشه.

00:53:21.623 --> 00:53:24.477
‫- ولی اجباریه.
‫- باید نشانش رو آتیش بزنه و پستش رو ترک کنه

00:53:25.670 --> 00:53:28.682
‫حداقل مجازات: شش ماه حبس
‫و علامت سیاه با جوهر دائمی

00:53:28.840 --> 00:53:32.539
‫گفتنش درحالی که توی
‫کافه دنج "سان‌بلگ" لم دادی آسونه.

00:53:33.592 --> 00:53:34.816
‫فرقی نمی‌کنه.

00:53:36.962 --> 00:53:39.777
‫این یه بار حق با اونه.

00:53:40.040 --> 00:53:41.973
‫«میچ‌میچ»، اینجا چی کار می‌کنی؟

00:53:42.040 --> 00:53:44.658
‫قرار بود تا دو ماه دیگه
‫توی واحد ماسترد باشی.

00:53:44.743 --> 00:53:49.107
‫پنج سال بعد، من بودم که
‫تفسیر شاعرانه «میچ‌میچ سیمکا» رو

00:53:49.192 --> 00:53:51.455
‫از خدمت سربازی ترجمه کردم.

00:53:51.495 --> 00:53:54.846
‫[بدرود، زیفرلی]
‫[نویسنده: میچ‌میچ سیمکا]

00:53:54.940 --> 00:53:58.173
‫صحنه فلش‌بک پرده دوم
‫اجرای "بدرود، زیفرلی".

00:53:58.240 --> 00:54:00.977
‫در آفریقای شمالی تیر خورده بودم.

00:54:01.573 --> 00:54:05.344
‫در آمریکای جنوبی یک ترکش انفجاری
‫با دست چپم اصابت کرد.

00:54:05.639 --> 00:54:08.873
‫در آسیای شرقی، من به یک انگل
‫میکروبیولوژیکی نادر در ناحیه

00:54:08.940 --> 00:54:13.944
‫تحتانی شکم مبتلا شدم و
‫تا امروز همچنان با من هست.

00:54:14.973 --> 00:54:17.910
‫ولی از پوشیدن این یونیفرم پشیمون نیستم.

00:54:18.773 --> 00:54:21.539
‫و تا شونزده سال دیگه،
‫مستمری هم می‌گیرم.

00:54:22.940 --> 00:54:25.173
‫خب اینم داستان قبل خواب، خانم‌ها. خاموشی!

00:54:25.671 --> 00:54:28.073
‫چراغ‌ها خاموش! زیر پتو!

00:54:28.140 --> 00:54:29.940
‫دعاهاتون رو بخونید!

00:54:34.639 --> 00:54:36.977
‫- آمین.
‫- آمین.

00:54:44.906 --> 00:54:47.107
‫«میچ‌میچ».

00:54:47.173 --> 00:54:49.873
‫«میچ‌میچ»، می‌خوای چی‌کاره بشی؟

00:54:49.940 --> 00:54:52.977
‫- چی؟
‫- می‌خوای چی‌کاره بشی، «میچ‌میچ»؟

00:54:53.562 --> 00:54:56.606
‫با نمره‌ای که آوردم،
‫می‌تونم دستیار داروخانه بشم.

00:54:56.673 --> 00:54:58.773
‫حالا از کارش راضی هستی؟

00:54:58.840 --> 00:55:01.606
‫ناراضی هم نیستم.
‫باید بیشتر درس می‌خوندم.

00:55:01.673 --> 00:55:04.539
‫- تو چی، «روبوشون»؟
‫- من انتخاب دیگه‌ای ندارم.

00:55:04.606 --> 00:55:06.273
‫باید توی کارخونه شیشه‌سازی پدرم کار کنم.

00:55:06.340 --> 00:55:09.173
‫- باید جاش رو پر کنم.
‫- طبیعیه.

00:55:09.240 --> 00:55:11.173
‫«وژرارد»، برنامه تو چیه؟

00:55:11.240 --> 00:55:15.207
‫گمونم مثل بقیه پسرهای فامیل
‫یه پسر ولخرج جذاب بشم.

00:55:15.273 --> 00:55:17.073
‫- پسر های فامیلتون عالی‌ان.
‫- واقعا دوستشون دارم.

00:55:17.140 --> 00:55:19.173
‫تو چی، «مورسو»؟

00:55:21.140 --> 00:55:23.007
‫«مورسو»، تو می‌خوای چی‌کاره بشی؟

00:55:25.639 --> 00:55:26.840
‫معترض.

00:55:28.140 --> 00:55:30.906
‫- چی گفت؟
‫- گفت "معترض".

00:55:30.973 --> 00:55:32.940
‫- یعنی چی؟
‫- چه بدونم.

00:55:33.007 --> 00:55:36.573
‫من فکر می‌کردم «مورسو» می‌خواد
‫پروفسور ژئوشیمی بشه.

00:55:36.639 --> 00:55:38.073
‫«مورسو» گریه می‌کنه.

00:55:38.140 --> 00:55:39.644
‫- هیس!
‫- کی گفت هیس!

00:55:40.173 --> 00:55:41.240
‫دیگه نمی‌خوام.

00:55:43.040 --> 00:55:46.506
‫«مورسو»، فقط هشت هفته مونده
‫که دوره رو تموم کنیم.

00:55:46.573 --> 00:55:48.073
‫منظورم دوره نبود.

00:55:50.040 --> 00:55:55.806
‫یعنی تا وقتی بریم خونه، و تا سن بازنشستگی،
‫اون دوره 48 ساله زندگی خودم...

00:55:55.873 --> 00:55:57.673
‫اون رو نمی‌خوام.

00:55:58.673 --> 00:56:02.973
‫من نمی‌تونم خودم رو به عنوان
‫یه مرد بالغ توی دنیای والدینمون تصور کنم.

00:56:11.873 --> 00:56:14.173
‫«مورسو»! از پنجره پرید!

00:56:15.973 --> 00:56:17.773
‫- مُرد؟
‫- نمی‌دونم.

00:56:17.840 --> 00:56:19.040
‫ارتفاعش چقدره؟

00:56:19.107 --> 00:56:20.508
‫پنج طبقه با سقف بلند.

00:56:20.593 --> 00:56:23.040
‫دیروز بارون اومده بود.
‫شاید گِل هنوز نرم باشه.

00:56:23.107 --> 00:56:24.173
‫تکون نمی‌خوره.

00:56:25.840 --> 00:56:27.173
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:28.840 --> 00:56:30.140
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:31.573 --> 00:56:32.840
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:33.873 --> 00:56:35.207
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:36.040 --> 00:56:37.240
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:38.173 --> 00:56:39.706
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:40.445 --> 00:56:41.790
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

00:56:50.889 --> 00:56:52.670
‫دیگه نمی‌تونم به این نشان درود بفرستم.

00:57:09.596 --> 00:57:13.429
‫صبح روز بعد، «میچ‌میچ» به اتهام
‫فرار از خدمت و هتک حرمت دستگیر شد.

00:57:13.496 --> 00:57:19.496
‫کافه "سان‌بلگ" به مقر جنبش انقلابی برای
‫سرنگونی جامعه ارتجاعی نئولیبرال تبدیل شد.

00:57:19.581 --> 00:57:20.563
‫چی کار می‌کنی؟

00:57:21.265 --> 00:57:23.164
‫«فرانسوا ماری شاروی» رو
‫جای «تیپ‌تاپ» گذاشتم.

00:57:23.329 --> 00:57:26.952
‫می‌تونن با هم کنار بیان.
‫«تیپ‌تاپ» و «شاروی».

00:57:27.037 --> 00:57:29.662
‫«تیپ‌تاپ» یه کالا ـست که توسط
‫یه انتشارات موسیقی منتشر می‌شه

00:57:29.746 --> 00:57:31.866
‫متعلق به یک مجموعه
‫که توسط یه بانک کنترل می‌شه

00:57:31.950 --> 00:57:33.557
‫که توسط یک بوروکراسی
‫یارانه‌ای دریافت می‌کنه

00:57:33.581 --> 00:57:35.300
‫که رهبری دست نشانده
‫یه دولت اقماری رو حفظ کنه.

00:57:35.384 --> 00:57:38.500
‫با هر نُتی که اون می‌خونه، یه روستایی
‫توی آفریقای غربی باید بمیره.

00:58:08.162 --> 00:58:13.596
‫در ادامه، نزاع غیرقابل پیش‌بینی
‫بین بزرگان و جوانان "انوی" همراه شد.

00:58:14.995 --> 00:58:16.157
‫"آگوست".

00:58:16.258 --> 00:58:19.496
‫محکومیت جنبش دانشجویی "نجوای جامعه".

00:58:20.262 --> 00:58:21.266
‫"سپتامبر"

00:58:21.375 --> 00:58:24.362
‫لغو مجوز کافه "سان‌بلگ"
‫طی یک دستور رسمی.

00:58:26.362 --> 00:58:27.663
‫"اکتبر"

00:58:27.748 --> 00:58:31.629
‫کمیته تبلیغات سیاسی یک برج
‫جاسوسی رادیویی بر بام گروه فیزیک برپا کرد.

00:58:33.129 --> 00:58:34.179
‫"نوامبر"

00:58:34.264 --> 00:58:37.329
‫محدودیت برنامه غذایی برای
‫کافه‌تریا مقطع کارشناسی.

00:58:38.229 --> 00:58:39.400
‫"دسامبر"

00:58:39.485 --> 00:58:42.196
‫اعتراض بررسی در کتاب‌خانه مرکزی.

00:58:42.281 --> 00:58:48.133
‫ممنوعیت قانونی هرگونه گردش، تا پنج دقیقه
‫پیش از جریمه کتاب‌های به عمل آمده.

00:58:48.429 --> 00:58:49.466
‫"ژانویه"

00:58:49.551 --> 00:58:51.629
‫«میچ‌میچ» به حضانت والدین آزاد شد.

00:58:53.262 --> 00:58:54.696
‫"فوریه"

00:58:54.763 --> 00:58:56.463
‫طغیان خوابگاه دختران.

00:58:58.095 --> 00:59:00.362
‫که در نهایت منجر شد به...

00:59:01.196 --> 00:59:02.262
‫"مارچ"

00:59:02.329 --> 00:59:03.962
‫انقلاب صفحه شطرنج.

00:59:06.636 --> 00:59:08.400
‫[سفید]

00:59:21.746 --> 00:59:23.473
‫[اسب به QB3]

00:59:25.612 --> 00:59:28.600
‫اسب به QB3

00:59:39.231 --> 00:59:41.900
‫جناب شهردار،
‫حرکت کرد.

00:59:51.458 --> 00:59:54.904
‫اسب، اسب رو می‌زنه.

01:00:01.229 --> 01:00:02.563
‫کدوم صفحه‌ای؟

01:00:02.647 --> 01:00:04.647
‫- فصل نهم.
‫- پاراگراف نهایی.

01:00:05.463 --> 01:00:07.400
‫تو به این می‌گی بیانیه؟

01:00:09.160 --> 01:00:10.536
‫- تو کی هستی؟
‫- گمون کنم.

01:00:10.620 --> 01:00:11.902
‫معنی‌اش همینه.

01:00:15.519 --> 01:00:17.500
‫صفحه دوم، بیانیه هفتم.

01:00:20.696 --> 01:00:25.629
‫با وجود خلوص آرمان خود،
‫که تمدنی آزاد و بدون مرز ایجاد کنند؛

01:00:25.696 --> 01:00:30.129
‫با این‌حال، دانش‌آموزان پیش از همبستگی،
‫به چند گروه تقسیم شدند.

01:00:32.239 --> 01:00:34.366
‫صفحه پنج، حکم 1(ب)

01:00:35.733 --> 01:00:39.396
‫اکنون یک مسئله مشخص است،
‫می‌خواهند جواب والدینشان را بدهند.

01:00:39.481 --> 01:00:42.196
‫دنبال چه هستند؟
‫که از خیال‌های خود محافظت کنند.

01:00:42.262 --> 01:00:43.596
‫یک ایده مبهم.

01:00:46.033 --> 01:00:48.900
‫صفحه یازده، ضمیمه شماره رومی 3.

01:00:51.196 --> 01:00:53.429
‫من متقاعد شده‌ام که آن‌ها بهتر از ما هستند.

01:00:55.998 --> 01:01:00.766
‫کی بودجه غیررسمی برای تولید انبوه این

01:01:00.850 --> 01:01:05.200
‫سند مبهم و احمقانه و به طرز
‫ناجوری شاعرانه رو داده؟

01:01:05.284 --> 01:01:07.284
‫من صندوق‌دار بودم خیر سرم!
‫اصلا کی گفت ضمیمه بنویسید؟

01:01:10.029 --> 01:01:12.463
‫راستش پیشنهاد خانم «کرمنتز» بود.
‫درواقع ضمیمه.

01:01:12.547 --> 01:01:16.496
‫- خانم «کرمنتز» این رو نوشته؟
‫- فقط چند تا بند رو اصلاح کرد.

01:01:19.002 --> 01:01:22.166
‫اصلا چرا اقدامی انجام داد؟
‫باید بی‌طرفی روزنامه‌نگاری رو حفظ می‌کرد.

01:01:25.750 --> 01:01:28.366
‫ما نخواستیم تو یا خانم «کرمنتز»
‫جای ما صحبت کنید.

01:01:28.450 --> 01:01:30.450
‫کار تو شطرنج بازی کردنه.

01:01:33.062 --> 01:01:34.429
‫اون رو واسه تو نوشتم.

01:01:38.098 --> 01:01:41.766
‫من این رو یادگاری نگه می‌دارم، ولی درکل؛
‫با هر حرفی که زدی مخالفم.

01:01:42.196 --> 01:01:45.563
‫به خودم یادآوری می‌کنم،
‫من در این مانیفست یک میهمان‌ام.

01:01:45.629 --> 01:01:49.296
‫مسئله‌ی من نیست. دخالت نکن، «لوسیندا».
‫دهنت رو باز نکن.

01:01:49.362 --> 01:01:50.700
‫باید یه چیزی بگم.

01:01:51.496 --> 01:01:54.162
‫تو واقعا دختر باهوشی هستی، «جولیت».

01:01:54.229 --> 01:01:56.995
‫امکانش هست فقط یه دقیقه
‫لوازم آرایشت رو بذاری کنار

01:01:57.062 --> 01:01:59.162
‫و امکانش هست فقط یک دقیقه
‫جای کس دیگه فکر نکنی؟

01:01:59.229 --> 01:02:01.429
‫بعدش شاید متوجه بشید
‫شما توی یک جناح هستین.

01:02:01.496 --> 01:02:02.995
‫حتی پلیس ضد شورش.

01:02:04.188 --> 01:02:06.933
‫من با شما موافق نیستم، خانم «کرمنتز»
‫من فقط به خودم فکر می‌کنم.

01:02:06.953 --> 01:02:07.966
‫مثل بقیه.

01:02:07.969 --> 01:02:09.836
‫- اینطوری هم نیست.
‫- بعضی‌ها اینطوری نیستن.

01:02:11.029 --> 01:02:12.162
‫حرکت بعدی.

01:02:12.355 --> 01:02:15.538
‫فکر کردی من خودم نمی‌دونم؟
‫و مسائل مهم رو جدی نمی‌گیرم؟

01:02:15.772 --> 01:02:17.245
‫مطمئن باشید مسئله این نیست.

01:02:17.329 --> 01:02:19.596
‫واقعا بی‌احترامی کردم.

01:02:19.663 --> 01:02:21.429
‫یادداشتم رو پس می‌گیرم.

01:02:22.802 --> 01:02:23.857
‫هرطور راحتی.

01:02:24.329 --> 01:02:26.933
‫- عذرخواهی می‌کنم.
‫- آفرین.

01:02:27.897 --> 01:02:28.930
‫ببخشید.

01:02:29.529 --> 01:02:31.696
‫- گرفتم.
‫- ممنون.

01:02:33.095 --> 01:02:35.666
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

01:02:38.408 --> 01:02:41.296
‫- از چی مطمئنم؟
‫- مطمئنی بچه نیستی؟

01:02:42.197 --> 01:02:43.380
‫شک ندارم.

01:02:43.729 --> 01:02:46.854
‫پس یاد بگیر عذرخواهی رو قبول کنی.
‫درس مهمیه.

01:02:46.938 --> 01:02:49.995
‫این جنگه! آمریکایی پیر
‫درمقابل نوجوان‌های انقلابی فرانسوی.

01:02:50.079 --> 01:02:51.766
‫برای کی مهمه؟

01:02:52.629 --> 01:02:53.696
‫آدم بزرگ‌ها.

01:02:56.998 --> 01:02:58.665
‫حرکت بعدیمون.
‫شهردار منتظره.

01:03:01.085 --> 01:03:03.833
‫خوشم نمیاد باهاش می‌خوابی، خانم «کرمنتز».

01:03:04.206 --> 01:03:05.666
‫ما هممون آزادی داریم.

01:03:05.666 --> 01:03:07.976
‫اصلا واسه همون داریم می‌جنگیم.

01:03:08.060 --> 01:03:11.900
‫اعتراض من به اینه که؛
‫فکر می‌کنم عاشق «زیفرلی» شدی.

01:03:11.984 --> 01:03:14.433
‫اشتباهه، یا در کمترین حالت مبتذله!

01:03:14.517 --> 01:03:16.033
‫زنیکه ترشیده!

01:03:19.362 --> 01:03:21.463
‫به حیثیت من رحم کن.

01:03:23.162 --> 01:03:25.648
‫ایشون ترشیده نیست.
‫عاشق من هم نیست.

01:03:25.672 --> 01:03:27.496
‫دوست ما ـست.
‫منم دوستشم.

01:03:27.563 --> 01:03:29.984
‫اون گیج شده. اونم می‌خواد کمکمون کنه.

01:03:30.008 --> 01:03:32.429
‫اون عصبانیه.
‫اونم خیلی نویسنده خوبیه.

01:03:33.995 --> 01:03:36.463
‫احساس تنهایی داره، مگه نه؟

01:03:38.029 --> 01:03:39.063
‫بعضی‌وقت‌ها.

01:03:40.563 --> 01:03:45.129
‫راست می‌گه. باید بی‌طرفی ژورنالیستی رو
‫حفظ می‌کردم. اگه همچین چیزی باشه.

01:03:47.162 --> 01:03:49.663
‫لطفا، منو ببخشید خانم «کرمنتز».

01:03:54.973 --> 01:03:56.433
‫هنوز جوابی نیست.

01:03:57.719 --> 01:04:00.466
‫گلوله‌های پلاسکی
‫و گاز اشک‌آور.

01:04:03.895 --> 01:04:05.266
‫وقت تموم!

01:04:06.466 --> 01:04:08.133
‫کیش و مات فنی.

01:04:15.629 --> 01:04:18.062
‫فقط آتیش بازیه.

01:04:18.129 --> 01:04:20.095
‫اون بهترینه.

01:04:20.162 --> 01:04:22.985
‫انقدر بحث نکنید،
‫برید عشق‌بازی کنید.

01:04:25.493 --> 01:04:26.566
‫من باکره‌ام.

01:04:27.563 --> 01:04:29.962
‫منم همینطور.
‫به جز خانم «کرمنتز».

01:04:31.329 --> 01:04:32.529
‫حدس می‌زدم.

01:04:45.496 --> 01:04:46.996
‫پانزدهم مارچ.

01:04:50.429 --> 01:04:54.863
‫یک پاراگراف عجولانه‌ای
‫در ابتدای کتابم پیدا کردم.

01:04:54.929 --> 01:04:57.562
‫دقیق نمی‌دونم «زیفرلی» کِی
‫فرصت کرد این رو بنویسه.

01:04:57.629 --> 01:05:00.229
‫آخر همون شب، که خواب بودم؟

01:05:00.295 --> 01:05:02.562
‫شاعرانه‌ست، اما لزوما بد نیست.

01:05:02.629 --> 01:05:04.166
‫همچین چیزی نوشته؛

01:05:08.329 --> 01:05:10.663
‫پس‌نویس یک ضمیمه.

01:05:10.729 --> 01:05:14.456
‫من یک ستاره دنباله‌دار سریع و سرکش هستم
‫که در فضا و زمان کیهانی به سمت...

01:05:14.480 --> 01:05:16.498
‫...قسمت‌های بیرونی کهکشان حرکت می‌کنم.

01:05:16.863 --> 01:05:18.596
‫انگیزه ما چه بود؟

01:05:20.729 --> 01:05:22.896
‫یادآور شدن دو خاطره.

01:05:22.963 --> 01:05:25.562
‫تو، با بوی شامپوهای معمولی داروخانه،

01:05:25.629 --> 01:05:29.000
‫درکنار بوی خاکستر سیگار،
‫و نان سوخته.

01:05:29.496 --> 01:05:31.663
‫او، با بوی بنزین ارزان‌قیمت،

01:05:31.729 --> 01:05:35.829
‫بوی قهوه بسیار شیرین در دهان،
‫کرم کره کاکائو.

01:05:35.896 --> 01:05:37.362
‫تابستان‌هایش را کجا می‌گذراند؟

01:05:38.896 --> 01:05:41.329
‫می‌گویند این عطرها را نمی‌شود فراموش کرد.

01:05:41.396 --> 01:05:42.763
‫مغز انسان اجازه‌اش را نمی‌دهد.

01:05:43.829 --> 01:05:45.763
‫هیچ‌وقت کتاب مادرم را نخواندم.

01:05:45.848 --> 01:05:49.195
‫به من می‌گفتند پدرم در طی آخرین جنگ
‫واقعا ستودنی بود.

01:05:49.262 --> 01:05:50.529
‫بهترین پدر و مادر.

01:05:52.262 --> 01:05:53.933
‫خوابگاه دختران.

01:05:54.362 --> 01:05:55.566
‫اولین بار بود که واردش می‌شدم،

01:05:55.566 --> 01:05:57.963
‫به جز موقع شورش که برای خراب
‫کردنش آمده بودم داخل.

01:05:58.657 --> 01:06:02.641
‫گفتم؛ از بیانیه من انتقاد نکن.
‫او گفت؛

01:06:02.726 --> 01:06:04.300
‫لباس‌هات رو دربیار.

01:06:04.763 --> 01:06:07.166
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشیدم.

01:06:07.863 --> 01:06:11.030
‫چشم‌های مسخره و بزرگش
‫مرا موقع شاشیدن تماشا می‌کرد.

01:06:14.863 --> 01:06:16.863
‫و بعد هزاران بوسه،

01:06:16.948 --> 01:06:20.229
‫آیا مزه لب‌های من
‫بر نوک زبانش در خاطرش می‌ماند؟

01:06:21.829 --> 01:06:25.663
‫عذر می‌خوام، خانم «کرمنتز».
‫می‌دونم از ادبیات جنسی خوشت نمیاد.

01:06:31.963 --> 01:06:36.829
‫جمله اضافی در پایین صفحه به دلیل
‫فونت کاملا نامفهوم شده.

01:06:42.226 --> 01:06:46.295
‫بازنگری یک مانیفست.
‫صفحه چهارم، ستاره اول.

01:06:48.295 --> 01:06:49.596
‫ترویجِ...

01:06:52.156 --> 01:06:52.617
‫[درحال پخش]

01:07:09.429 --> 01:07:10.562
‫زود برمی‌گردم.

01:07:18.283 --> 01:07:19.763
‫«زیفرلی»!

01:07:49.595 --> 01:07:52.413
‫او ستاره سریع و سرکشی نیست...

01:07:52.498 --> 01:07:56.208
‫...که به سمت بیرون از کهکشان
‫در فضازمان کیهانی می‌رود.

01:07:59.496 --> 01:08:02.162
‫بلکه پسری است که در جوانی خواهد مُرد.

01:08:03.696 --> 01:08:06.362
‫در این سیاره غرق خواهد شد.

01:08:06.429 --> 01:08:09.262
‫آن هم در جریان دائمی رودی عمیق و کثیف...

01:08:09.329 --> 01:08:13.396
‫که شبانه روز در رگ‌ها و شریان
‫شهر کهن او جاری است.

01:08:15.529 --> 01:08:17.929
‫با والدینش نیمه‌شب تماس خواهند گرفت،

01:08:17.996 --> 01:08:19.929
‫فورا حاضر می‌شوند،

01:08:19.996 --> 01:08:24.462
‫یکی از آن‌ها برای تاکسی دست تکان می‌دهد،
‫که بروند جنازه پسرشان را شناسایی کنند.

01:08:26.863 --> 01:08:30.229
‫تصویر او، به مقادیر زیاد...

01:08:30.295 --> 01:08:32.763
‫مانند آدامس به یاد این
‫قهرمان فروخته می‌شود.

01:08:32.829 --> 01:08:35.700
‫به کسانی که امیدوار هستند
‫یک روزی همچین چیزی شوند.

01:08:36.396 --> 01:08:38.429
‫خودشیفتگی تأثیرگذار نوجوانانه.

01:08:38.513 --> 01:08:41.885
‫[مرگ پسر با استعداد شطرنج باز
‫و فعال جنبش جوانان]

01:08:48.789 --> 01:08:52.242
‫[کافه له‌سان بلگ]

01:08:54.729 --> 01:08:56.229
‫سی‌ام مارچ.

01:09:00.796 --> 01:09:03.562
‫آن طرف خیابان استعاره‌ای خیره کننده است.

01:09:03.629 --> 01:09:08.000
‫زنگ به صدا در می‌آید
‫و بچه‌ها با عجله به کلاس برمی‌گردند.

01:09:13.329 --> 01:09:16.529
‫تابی کهنه در محیط
‫متروکه مدرسه تاب می‌خورد.

01:09:27.963 --> 01:09:29.195
‫بیا تو!

01:09:54.551 --> 01:10:00.356
‫[طعم و عطر]

01:10:00.682 --> 01:10:06.448
‫[اتاق غذاخوری کمیسر پلیس ویژه]
‫[به قلم روبیک رایت]

01:10:17.996 --> 01:10:21.796
‫یکی بهم گفت شما حافظه تصویری دارید.

01:10:21.863 --> 01:10:24.529
‫- واقعیت داره؟
‫- درست نیست.

01:10:24.596 --> 01:10:26.829
‫من حافظه نوشتاری دارم.

01:10:26.896 --> 01:10:30.496
‫من کلمات نوشته شده را
‫با دقت و جزئیات به خاطر دارم.

01:10:30.562 --> 01:10:34.800
‫حافظه من در بقیه زمینه‌ها
‫بیشتر حالت گمان زدن داره.

01:10:35.329 --> 01:10:38.462
‫نزدیکان خودم من رو به چشم
‫یک آدم فراموشکار می‌بینن.

01:10:38.529 --> 01:10:41.462
‫با این حال، شما تمام کلماتی
‫که تا حالا نوشتید رو یادتون هست.

01:10:41.529 --> 01:10:43.863
‫رمان، مقاله، شعر، نمایش‌نامه...

01:10:43.929 --> 01:10:46.729
‫و عشق‌های نافرجام، بله.
‫متأسفانه خاطرم هست.

01:10:47.596 --> 01:10:50.229
‫- می‌شه امتحان کنم؟
‫- اگه لازمه.

01:10:50.295 --> 01:10:57.266
‫مگر اینکه مخاطب‌ها و بیننده‌های شما
‫بخوان تبلیغ پودر دندان جمنای رو ببینن.

01:10:57.896 --> 01:11:02.362
‫اثر مورد علاقه خودم اونیه که درمورد آشپزه،
‫همونی که آدم‌ربا ها توش مسموم می‌شن.

01:11:02.429 --> 01:11:05.229
‫آیا دانش‌آموزان
‫رویای طعم‌ها را می‌بینند؟

01:11:05.295 --> 01:11:08.729
‫این اولین سوال خبرنگار برای این مجله بود

01:11:08.796 --> 01:11:13.295
‫که پیش از دیدار با
‫ستوان «نسکافیه» آماده کرده بود.

01:11:13.362 --> 01:11:16.629
‫سرآشپز عالی رتبه در دفتر مرکزی منطقه
‫در شبه جزیره رودخانه باریک

01:11:16.696 --> 01:11:19.629
‫که با نام "رانیر دونگله" شناخته می‌شد.

01:11:19.696 --> 01:11:23.696
‫تمام این سوالات در آن
‫عصر پر ماجرا بی‌پاسخ می‌ماند.

01:11:24.863 --> 01:11:26.629
‫ادامه بدم؟

01:11:27.362 --> 01:11:28.462
‫بفرمایید.

01:11:29.129 --> 01:11:32.363
‫[اداره پلیس]

01:11:34.127 --> 01:11:36.560
‫به اندازه کافی زود رسیدم.

01:11:38.860 --> 01:11:40.860
‫اگر چه گروه اتاق‌ها در طبقه ماقبل آخر...

01:11:40.945 --> 01:11:43.593
‫از عمارت بزرگ به طور پیش فرض
‫در پلان طبقه مشخص شده بود

01:11:43.659 --> 01:11:46.731
‫که در پشت یک "برگه مزه" نوشته شده بود.

01:11:46.931 --> 01:11:49.061
‫[دعوتنامه شام با کمیسر
‫سرآشپز: نسکافیه]

01:11:49.061 --> 01:11:53.061
‫تقریبا یافتن آن غیرممکن بود.
‫حداقل برای این خبرنگار.

01:11:53.127 --> 01:11:57.227
‫در نقشه‌خوانی کارش خوب نیست؛
‫از نفرین‌های همجنسگرایی.

01:12:02.674 --> 01:12:05.027
‫آقای «نسکافیه» برای خودش
‫نام و آوازه‌ای ساخته.

01:12:05.094 --> 01:12:07.853
‫سرآشپزها، پلیس‌ها و رؤسا
‫از ایشون تمجید می‌کنن.

01:12:07.877 --> 01:12:11.051
‫دیگه از دزدان و خائنان و خبرچین‌ها که نگم.

01:12:11.136 --> 01:12:16.660
‫این یک نمونه عالی از آشپزی است
‫که با نام "هنر پلیسی" شناخته می‌شود.

01:12:21.227 --> 01:12:24.860
‫"هنر پلیسی" با یک میان وعده پیک نیک
‫و یک ون پلیس آغاز شد.

01:12:24.927 --> 01:12:27.527
‫اما تکامل یافت و تبدیل به
‫چیزی شدیدا مغذی شد.

01:12:27.593 --> 01:12:32.493
‫و اگر به خوبی درست شود،
‫شدیدا دل‌پذیر است.

01:12:33.760 --> 01:12:34.894
‫مبانی؛

01:12:34.961 --> 01:12:36.994
‫قابل حمل، با پروتئین بالا،

01:12:37.061 --> 01:12:41.227
‫قابل خوردن با یک دست باشد، که دست دیگر
‫بتواند ترتیب اسلحه و مدارک را بدهد.

01:12:49.560 --> 01:12:52.794
‫اکثر غذاها نیم‌پز هستند.
‫نباید ترد باشند.

01:12:52.860 --> 01:12:54.161
‫غذای بی‌صدا.

01:12:56.894 --> 01:13:01.994
‫سس‌ها خشک شده و پودر می‌شوند تا از
‫ریزش و خطر آلوده شدن صحنه جرم جلوگیری شود.

01:13:03.894 --> 01:13:07.027
‫مشتری‌ها باید یک چنگال
‫همراه خود داشته باشند،

01:13:07.094 --> 01:13:11.593
‫که اکثرا روی آن‌ها شعار و یا اطلاعات مربوطه
‫که از کدام بخش آمده‌اند حک شده.

01:13:26.966 --> 01:13:28.599
‫[قفس مرغ شماره 1]

01:13:38.194 --> 01:13:40.860
‫نقشه‌ات برای کشتن من چیه؟

01:13:44.094 --> 01:13:48.127
‫فکر کنم تو این مورد
‫سوء تفاهمی رخ داده باشه.

01:13:51.994 --> 01:13:55.827
‫خیلی وقته توی قفس مرغ هستی؟

01:14:02.760 --> 01:14:04.061
‫عذرخواهی می‌کنم.

01:14:12.004 --> 01:14:13.916
‫[روبیک رایت اینجا بود]

01:14:18.194 --> 01:14:22.527
‫حتی در دوران شاگردی آقای «نسکافیه»
‫در آتش نشانی شهرستان

01:14:22.593 --> 01:14:27.061
‫میل به بلند مرتبه بودن داشت،
‫و هیچ رتبه‌ای بالاتر از...

01:14:27.146 --> 01:14:32.027
‫سرآشپز در اتاق غذاخوری
‫کمیسر ویژه پلیس شهرداری نبود.

01:14:41.094 --> 01:14:43.061
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام.

01:14:45.027 --> 01:14:46.961
‫مشکلی نیست.
‫اصلا مشکلی نیست.

01:14:47.045 --> 01:14:49.864
‫- اینجا جای شماست.
‫- خوش اومدین.

01:14:49.961 --> 01:14:54.493
‫آقای «رایت»، مادرم «لویز د لا ویلا» رو
‫معرفی کنم، می‌تونی صداش کنی مامان.

01:14:54.560 --> 01:14:56.364
‫- هممون می‌گیم مامان.
‫- عصر بخیر، جناب.

01:14:56.364 --> 01:14:58.660
‫اینم قدیمی ترین دوست من، «شوفلور»ـه.

01:14:58.727 --> 01:15:04.560
‫وقتی باهاش آشنا شدم یه شاگرد جوان بود،
‫یه دسته دندون کامل هم داشت.

01:15:04.627 --> 01:15:06.964
‫الآن شده عینهو جنازه.

01:15:07.927 --> 01:15:11.431
‫خدمتکار هم اون گوشه هستن،
‫«پترولمن موپاسان».

01:15:12.094 --> 01:15:13.927
‫- ککتل.
‫- چشم، قربان.

01:15:17.660 --> 01:15:20.660
‫اینم پسرم «جی‌جی»،
‫با لباس آزمایشگاه جنایی.

01:15:20.727 --> 01:15:24.194
‫چی رو از مدارک شخصی من دزدیدی؟

01:15:24.261 --> 01:15:25.931
‫پرونده‌های حل نشده.

01:15:26.527 --> 01:15:29.660
‫- به آقای «رایت» سلام کن.
‫- سلام آقای «رایت».

01:15:29.727 --> 01:15:30.994
‫سلام «جی‌جی».

01:15:31.531 --> 01:15:34.334
‫اسم کاملش؛ «ایزیدور شریف د لا ویلا»

01:15:37.097 --> 01:15:39.164
‫کمیسر پلیس و تنها پسرش،

01:15:39.336 --> 01:15:42.264
‫مردی بیوه و پسری بی‌مادر،
‫از خانواده‌شان در زادگاه پسر جدا شدند.

01:15:42.349 --> 01:15:44.564
‫و اندوه مشترک خود را تقویت کردند.

01:15:44.631 --> 01:15:46.363
‫«جی‌جی» شش سالش بود.

01:15:47.230 --> 01:15:50.264
‫مدرسه او، اداره و ماشینِ پلیس بود.

01:15:51.497 --> 01:15:55.297
‫وظیفه تدریس او با استادان قانون،
‫در زمینه اجرای قانون بود.

01:15:56.697 --> 01:16:00.401
‫اولین نقاشی‌هایش چهره‌نگاری هایی
‫از شاهدین عینی بودند.

01:16:03.330 --> 01:16:05.711
‫اولین کلماتی که یاد گرفت "کد مورس" بودند.

01:16:06.497 --> 01:16:09.234
‫به گمانم کاملا واضح بود.

01:16:09.631 --> 01:16:12.631
‫او به دنیا آمده بود تا روزی
‫جای کمیسر را بگیرد.

01:16:14.531 --> 01:16:16.930
‫آره، اسم شما رو توی مجله خوندم.

01:16:18.230 --> 01:16:22.397
‫- راضی بودی؟
‫- البته.

01:16:22.464 --> 01:16:23.631
‫نویسنده خوب.

01:16:26.264 --> 01:16:29.330
‫مطمئنا با شهرت و آوازه این نابغه...

01:16:29.397 --> 01:16:32.664
‫نیاز به معرفی نداره؛ ستوان «نسکافیه».

01:16:32.731 --> 01:16:34.063
‫کاملا می‌شناسم.

01:16:47.364 --> 01:16:53.063
‫نوشیدنی، یک عرق شیری و ارغوانی،
‫بسیار معطر و درمانی،

01:16:53.130 --> 01:16:57.997
‫دارویی ضعیف که در لیوانی کوچک خنک شده،

01:16:58.063 --> 01:17:02.297
‫و یک نسخه مینیاتوری از فلاسک مکش‌دار است
‫که در اردوگاه‌ها و مدارس کاربرد دارد.

01:17:02.364 --> 01:17:03.631
‫مثل یک‌جور طلسم...

01:17:03.716 --> 01:17:08.397
‫که در طول 60 ثانیه آینده قرار بود
‫به طرز فجیعی شکسته شود.

01:17:08.464 --> 01:17:13.097
‫در سه خط زمانی هیجان‌انگیز و تلنبار شده،
‫چنین اتفاقاتی رخ داد؛

01:17:16.664 --> 01:17:17.968
‫اول.

01:17:19.197 --> 01:17:22.297
‫آقای «نسکافیه» مراسم
‫عجیب خودش را آغاز کرد.

01:17:22.364 --> 01:17:25.963
‫نه می‌توانم بفهمم، و نه توصیف کنم
‫که پشت درهای آشپزخانه چه می‌گذشت.

01:17:26.030 --> 01:17:29.077
‫من همیشه به اندازه لذت بردن
‫از کار هنرمند راضی بوده‌ام،

01:17:29.162 --> 01:17:32.397
‫بدون اینکه بخواهم اسرار
‫سکنه یا روغن نقاشی را فاش کنم.

01:17:33.464 --> 01:17:34.631
‫دوم.

01:17:40.164 --> 01:17:41.664
‫«پترولمن موپاسان»،

01:17:41.731 --> 01:17:45.997
‫در پاسخ به سیگنالی که به صورت نامنظم
‫روشن می‌شد، تلفن را برای رئیسش آورد.

01:17:53.497 --> 01:17:55.197
‫می‌شنوم.

01:17:59.497 --> 01:18:04.564
‫محض اطلاع باید بگم ما پسر شما رو دزدیدیم،
‫و جایی هستیم که هرگز ما رو پیدا نمی‌کنی.

01:18:04.803 --> 01:18:09.364
‫"چرتکه" رو آزاد و یا اعدام کن،
‫تا پسرت رو سالم و سلامت تحویل بدیم.

01:18:09.449 --> 01:18:12.997
‫وگرنه تا فردا صبح پسرت
‫به طرز وحشتناکی می‌میره.

01:18:20.230 --> 01:18:21.697
‫سوم.

01:18:21.764 --> 01:18:26.631
‫نورگیر یک مهدکودک موقتی که نیمه‎باز بود.

01:18:53.263 --> 01:18:57.185
‫[کلوروفورم]
‫(بی‌هوش کننده)

01:19:01.063 --> 01:19:04.130
‫آخرین تعقیب و گریز با اینکه کمی خیالی بود،

01:19:04.197 --> 01:19:07.997
‫ولی به صورت واضح در یک کمیک استریپ
‫منتشر شده در هفته بعد به تصویر در آمد.

01:19:19.944 --> 01:19:24.132
‫[سه روز پیش]

01:19:42.597 --> 01:19:44.930
‫با وجود جنگ‌های گروهی "انوی"،

01:19:44.997 --> 01:19:48.531
‫"زمستان موج جنایت" تعداد زیادی از
‫اراذل و اوباش را به کام مرگ رساند.

01:19:48.597 --> 01:19:53.230
‫همچنین جان درصد زیادی از
‫شهروندان بی‌گناه را نیز گرفت.

01:19:55.164 --> 01:19:59.230
‫با دستگیری ناگهانی «آلبرت چرتکه»
‫حسابدار محکوم به اخاذی،

01:19:59.315 --> 01:20:04.164
‫به جرم در اختیار داشتن یک کیف حاوی
‫حقوق و دستمزد سه اتحادیه بزرگ شهر،

01:20:04.249 --> 01:20:09.230
‫امیدهای جامعه قانونمند در یافتن
‫راه حلی سریع برای بحران جانی دوباره گرفت

01:20:14.364 --> 01:20:19.930
‫هرچند، این تغییر شرایط قفس ساکنان
‫دنیای جنایتکار را تکان داد.

01:20:26.097 --> 01:20:32.164
‫خودم شخصا موفق نشدم "چرتکه" رو بشناسم،
‫اما قفس مرغ رو می‌شناختم.

01:20:32.230 --> 01:20:34.030
‫اینم بگم که این‌ها رو توی مقاله ننوشتم.

01:20:34.097 --> 01:20:36.297
‫با اسم آقای «هویتزر» آشنایی دارید؟

01:20:36.364 --> 01:20:38.097
‫البته، «آرتور هویتزر جونیور».

01:20:38.164 --> 01:20:40.197
‫بنیانگذار و سردبیر "گزارش فرانسوی".

01:20:40.264 --> 01:20:42.686
‫اولین هفته من توی "انوی" بود که...

01:20:42.771 --> 01:20:46.397
‫منو به دلیل بدشانسی توی
‫یه میخونه دستگیر کردن

01:20:46.464 --> 01:20:48.564
‫نزدیک‌های بلوک آپارتمانی "فلاپ"،

01:20:48.631 --> 01:20:52.197
‫با چند نفر از دوست‌های خودم
‫که تازه آشنا شده بودیم.

01:20:52.264 --> 01:20:53.697
‫به چه جرمی؟

01:20:54.197 --> 01:20:55.375
‫عشق.

01:20:56.464 --> 01:21:01.531
‫می‌دونی، مردم یا از خشم، عصبانیت،
‫غرور شما می‌ترسن و یا نمی‌ترسن...

01:21:01.597 --> 01:21:06.468
‫ولی اگه توی عشق به سمت اشتباه بری،
‫ممکنه بدجور توی دردسر بیفتی.

01:21:07.097 --> 01:21:10.531
‫توی مورد من، شش روز بازداشت همراهش بود.

01:21:10.597 --> 01:21:14.264
‫هیچ‌کس اون‌قدر واسش مهم نبود که
‫نجاتم بده یا سرزنشم کنه.

01:21:14.330 --> 01:21:18.631
‫و تنها شماره‌ای که توی حافظه
‫نوشتاری من موندگار شد...

01:21:18.697 --> 01:21:21.030
‫چاپ بخش 92211 بود.

01:21:21.097 --> 01:21:24.930
‫البته متأسفیم که نمی‌تونیم هیچ‌کدوم
‫از این آثار رو منتشر کنیم.

01:21:25.015 --> 01:21:28.097
‫خوشحال می‌شم در آینده موارد ارسالی
‫بیشتری از شما داشته باشیم.

01:21:28.164 --> 01:21:30.668
‫یا اگه گذرتون به "انوی" افتاد...

01:21:36.063 --> 01:21:38.097
‫تو عمرم ندیده بودمش.

01:21:38.164 --> 01:21:41.330
‫فقط چون دنبال کار بودم،
‫می‌دونستم چطوری بهش نزدیک بشم.

01:21:44.479 --> 01:21:45.901
‫[درخواست شغل]

01:21:59.997 --> 01:22:01.701
‫بذار ببینم...

01:22:02.597 --> 01:22:05.664
‫روزنامه دبیرستان، باشگاه شعر و انجمن تئاتر.

01:22:05.731 --> 01:22:08.664
‫شعر و آهنگ‌سازی ترانه مدرسه.

01:22:08.731 --> 01:22:12.197
‫محقق جوان، گزارشگر جوان، و دستیار سردبیر.

01:22:12.264 --> 01:22:14.697
‫آتیش‌سوزی و قتل.
‫من از اینجا شروع کردم.

01:22:14.764 --> 01:22:17.063
‫البته پدرم صاحب روزنامه بود.

01:22:17.130 --> 01:22:19.664
‫یه‌کم ورزش، یه‌کم جنایت، یه‌کم سیاسی.

01:22:19.731 --> 01:22:22.164
‫دو بار در فهرست نهایی بهترین مقالات.

01:22:22.230 --> 01:22:26.168
‫ساحل شرقی، غرب میانه، و شرق.
‫جای بزرگیه.

01:22:26.997 --> 01:22:28.701
‫بیست سالی هست نرفتم اونجا.

01:22:29.397 --> 01:22:32.668
‫الآن نه. دارم مصاحبه کاری می‌گیرم.

01:22:33.364 --> 01:22:36.264
‫نمونه مقالاتت خوبن.
‫توی تاکسی دوباره می‌خونمشون.

01:22:36.330 --> 01:22:37.963
‫تا حالا نقد کتاب نوشتی؟

01:22:39.164 --> 01:22:40.164
‫اصلا.

01:22:40.249 --> 01:22:43.364
‫تا آزاد شدنت یه چند ساعتی
‫اینجا وقت داری.

01:22:45.464 --> 01:22:48.097
‫این رو بخون،
‫و 300 کلمه بنویس.

01:22:48.164 --> 01:22:52.397
‫بهت 500 فرانک می‌دم، منهای 250 فرانکی
‫که به عنوان وثیقه گذاشتم.

01:22:52.464 --> 01:22:55.664
‫ولی با هزینه‌های دیگه جبرانش می‌کنم.

01:22:55.731 --> 01:23:00.930
‫پیش‌نویس اولت رو فردا واسم بیار.
‫و هرطوری که نوشتی...

01:23:00.997 --> 01:23:03.963
‫فقط یه طوری وانمود کن انگار عمدی بوده.

01:23:12.164 --> 01:23:13.397
‫ممنونم.

01:23:15.997 --> 01:23:17.364
‫گریه نکن.

01:23:25.431 --> 01:23:28.030
‫به "شب هزار حلزون" معروف شد.

01:23:28.097 --> 01:23:29.334
‫برگشتم سر داستان.

01:23:29.897 --> 01:23:32.930
‫چگونه کمیسر و تیم نخبه متشکل از
‫کارشناسان و تحلیلگران او، موفق شدند...

01:23:33.015 --> 01:23:36.431
‫به این سرعت لانه آدم‌ربایان را پیدا کنند؟

01:23:40.772 --> 01:23:41.806
‫خب...

01:23:45.664 --> 01:23:47.431
‫خودم هم نمی‌دونم.

01:23:50.697 --> 01:23:53.097
‫گمونم با ابزار تجارت.

01:23:54.780 --> 01:23:56.301
‫سوال رو تکرار می‌کنم.

01:23:59.697 --> 01:24:02.030
‫ولی موفقیت آمیز بود.

01:24:36.330 --> 01:24:37.631
‫آن‌ها کی بودند؟

01:24:39.464 --> 01:24:41.030
‫هویت آن‌ها بعدها فاش شد.

01:24:42.097 --> 01:24:44.230
‫گروهی از راهزنان و افراد مسلح

01:24:44.297 --> 01:24:46.531
‫که توسط رؤسای مزدور
‫"انوی" استخدام شده بودند.

01:24:46.597 --> 01:24:49.130
‫و شبکه دلالان زیرزمینی آن‌ها.

01:24:50.731 --> 01:24:55.697
‫«جو لفور» راننده، یک نوازنده آینده‌دار.

01:24:55.764 --> 01:25:00.531
‫«استتسون»، «اسپنسر» و
‫«هیرونیموس فون‌آلتمن» مغزهای متفکران هلندی.

01:25:00.597 --> 01:25:04.130
‫«مارکونی بروتلی»،
‫آنارشیست مدیترانه‌ای.

01:25:05.230 --> 01:25:08.063
‫جمعی از ولگردها، عموزاده‌های دور.

01:25:09.297 --> 01:25:12.464
‫گروهی از دختران نمایشی،
‫که همه معتاد هستند.

01:25:14.464 --> 01:25:20.164
‫همچنین یک زندانی مدبر که مصمم به رهایی خود
‫و کاهش هزینه‌های مالیات دهندگان است.

01:25:30.997 --> 01:25:32.164
‫صدای چیه؟

01:25:33.970 --> 01:25:37.063
‫حباب‌های داخل رادیاتور. فشرده شده.

01:25:37.130 --> 01:25:38.597
‫شبیه کد مورسه.

01:25:40.097 --> 01:25:41.963
‫ممکنه، شاید.

01:25:43.564 --> 01:25:46.330
‫راستی من «جی‌جی»ام.
‫اسم تو چیه؟

01:25:46.397 --> 01:25:48.898
‫من که اسمم رو نمی‌گم.
‫من مجرمم.

01:25:50.164 --> 01:25:53.531
‫تو که مجرم نیستی. فقط یه
‫دختر نمایشی هستی که گیج شده.

01:25:53.597 --> 01:25:56.030
‫- هه.
‫- هه به خودت.

01:25:56.497 --> 01:25:57.930
‫خفه.

01:25:58.597 --> 01:26:01.464
‫چشم‌هات چه رنگیه؟ آبی؟

01:26:10.997 --> 01:26:12.130
‫سلام.

01:26:13.631 --> 01:26:15.030
‫سلام.

01:26:19.230 --> 01:26:22.531
‫واسم لالایی بخون. می‌ترسم.

01:26:23.138 --> 01:26:26.138
‫[ترانه در چشمه زلال]

01:26:26.278 --> 01:26:29.701
‫♪ تا چشمه زلال ♪

01:26:29.785 --> 01:26:32.701
‫♪ مرا همراهی می‌کند ♪

01:26:33.105 --> 01:26:37.260
‫♪ در نظرم آب زیبا بود ♪

01:26:37.344 --> 01:26:39.934
‫♪ پس درش حمام کردم ♪

01:26:41.135 --> 01:26:44.701
‫♪ از عشق من به تو خیلی می‌گذرد ♪

01:26:44.785 --> 01:26:48.001
‫♪ و هیچ‌گاه فراموشت نمی‌کنم ♪

01:26:51.697 --> 01:26:53.664
‫خوابت برد؟

01:26:54.597 --> 01:26:55.697
‫آها.

01:26:59.664 --> 01:27:03.197
‫کمیسر «جی‌جی» را با
‫تمام وجودش دوست داشت.

01:27:03.264 --> 01:27:09.134
‫هرچند که ذهن او، آن ماشین فوق‌العاده
‫برای کشف و بررسی فعالیت‌های مجرمانه،

01:27:10.330 --> 01:27:13.647
‫- از زمان شام درست کار نمی‌کرد.
‫- مامان، گرسنمه.

01:27:13.731 --> 01:27:15.930
‫شام. شام.

01:27:16.189 --> 01:27:18.664
‫و داشت کالری زیادی می‌سوزاند.

01:27:21.297 --> 01:27:27.297
‫«نسکافیه» که پس از شش سال به میدان
‫بازگشته بود، آماده متأثر کردن بقیه بود.

01:27:30.203 --> 01:27:31.373
‫شام.

01:27:32.536 --> 01:27:35.303
‫تغییری فوری.

01:27:43.103 --> 01:27:44.336
‫«نسکافیه».

01:27:44.403 --> 01:27:50.103
‫حتی زمانی که ضعیف‌ترین رایحه‌ها از آشپزخانه
‫یک آشپز بزرگ به مشام کمیسر می‌رسید،

01:27:50.169 --> 01:27:54.303
‫او مشغول طرح‌ریزی و تنظیم
‫یک نبرد چند جانبه بود.

01:27:54.370 --> 01:27:55.503
‫برای شروع...

01:27:55.588 --> 01:27:59.802
‫تخم‌مرغ قناری فلفلی
‫که با مرنگ سرو می‌شود.

01:27:59.951 --> 01:28:01.951
‫یه واحد کماندو برای ایمن‌سازی
‫تمام نقاط دسترسی جنوب و غرب بفرستید.

01:28:02.036 --> 01:28:04.173
‫بعد...

01:28:04.203 --> 01:28:08.303
‫قلوه‌های آب پز شده با آلو
‫از درخت روی پشت بام خانه شهردار.

01:28:11.036 --> 01:28:12.069
‫و بعد...

01:28:13.169 --> 01:28:15.740
‫رول خمیر پُر شده با گوشت چرخ‌کرده.

01:28:17.266 --> 01:28:19.169
‫سوپ صدف.

01:28:19.656 --> 01:28:22.503
‫یک کبوتر رنده شده
‫فوق‌العاده از پارک شهری

01:28:22.570 --> 01:28:23.836
‫و در نهایت...

01:28:24.539 --> 01:28:27.136
‫پودینگ خامه‌ای.

01:28:30.270 --> 01:28:32.136
‫می‌شه این وسط یه سوالی بپرسم؟

01:28:32.203 --> 01:28:35.103
‫بفرمایید. فقط بذارید صفحه رو
‫توی ذهنم یادداشت کنم.

01:28:35.188 --> 01:28:36.221
‫معذرت می‌خوام.

01:28:36.873 --> 01:28:39.436
‫نوشته‌های شما درمورد متفکرین فرانسوی،
‫سیاه‌پوستان آمریکایی...

01:28:39.503 --> 01:28:41.802
‫- عاشقانه‌های جنوبی...
‫- و ضد سیاه‌پوستان.

01:28:41.869 --> 01:28:43.536
‫ضد سیاه‌پوستان.

01:28:43.603 --> 01:28:48.503
‫کتاب مذهبی، اسطوره‌شناسی، فولکلور،
‫جنایت واقعی و جنایت دروغین

01:28:48.570 --> 01:28:51.103
‫داستان‌های ارواح، پیکارسک، بیلدونگسرومن.
‫(سبک‌های رمان)

01:28:51.169 --> 01:28:54.935
‫ولی طی تمام این سال‌ها،
‫بیشتر درمورد غذا نوشتید.

01:28:55.203 --> 01:28:56.503
‫چرا؟

01:28:57.836 --> 01:28:59.670
‫کی؟ چی؟ کجا؟ کِی؟ چطوری؟

01:28:59.755 --> 01:29:05.270
‫سوالات درستی هستن، ولی من به عنوان دستیار
‫ویراستار یاد گرفتم که تحت هیچ شرایطی

01:29:05.336 --> 01:29:10.607
‫اگه در توانم برای مقابله با انگیزه‌ام هست،
‫هیچ‌وقت از یک مرد نپرسم "چرا".

01:29:11.169 --> 01:29:13.470
‫روی طرف فشار می‌ذاره.

01:29:13.536 --> 01:29:14.769
‫عذرخواهی می‌کنم ولی...

01:29:14.836 --> 01:29:16.169
‫- شکنجه.
‫- می‌خوام جوابم رو بگیرم.

01:29:16.236 --> 01:29:17.370
‫...اگه مایل باشید.

01:29:17.455 --> 01:29:21.036
‫خود اندیشی رذیله‌ای هست که بهتره
‫توی خلوت انجام بشه یا اصلا انجام نشه.

01:29:22.136 --> 01:29:23.240
‫خب...

01:29:24.336 --> 01:29:27.136
‫من از فرط خستگی
‫جواب سوال شما رو می‌دم.

01:29:29.036 --> 01:29:31.769
‫ولی راستش رو بگم
‫حتی نمی‌دونم قراره چی بگم.

01:29:35.136 --> 01:29:38.873
‫یک زیبایی غمین بخصوصی...

01:29:39.370 --> 01:29:43.436
‫برای مهاجرهای بی‌همدمی است که در شهر
‫غریبی که ماه در آن کامل است قدم می‌زند.

01:29:43.503 --> 01:29:47.169
‫که برای من می‌شه "انوی" فرانسه.

01:29:48.136 --> 01:29:49.932
‫همدم من...

01:29:50.603 --> 01:29:54.203
‫همدم من در به اشتراک گذاشتن
‫روزهای درخشانم با...

01:29:56.936 --> 01:29:58.312
‫...با هیچ‌کس نبود.

01:29:59.069 --> 01:30:04.936
‫اما همیشه، جایی در امتداد خیابان یا بلوار،
‫میزی برای من بود.

01:30:06.069 --> 01:30:10.136
‫آشپز، پیشخدمت، بطری، لیوان، آتش.

01:30:12.203 --> 01:30:14.303
‫خودم این زندگی رو انتخاب کردم.

01:30:16.493 --> 01:30:22.805
‫انزوا همراه و مونس من بود
‫که به من قوت قلب می‌داد.

01:30:24.902 --> 01:30:27.340
‫یادتون هست که کجای داستان بودیم؟

01:30:28.336 --> 01:30:30.969
‫معلومه که می‌دونم، خنگول.
‫"در همان حین..."

01:30:31.036 --> 01:30:33.303
‫"در همان حین، آن طرف خیابان..."

01:30:34.401 --> 01:30:35.401
‫[اطلاعات...]

01:30:35.485 --> 01:30:38.840
‫اطلاعات جدید: لانه مظنونین در
‫طبقه بالایی است،

01:30:38.924 --> 01:30:40.873
‫افسران پلیس در منطقه حاضر هستند.

01:31:26.136 --> 01:31:29.470
‫شلیک نکنید!
‫شلیک نکنید!

01:31:38.277 --> 01:31:41.069
‫در آرامش میان زد و خورد،
‫یک سرایدار پیری بود...

01:31:41.154 --> 01:31:45.370
‫که کهنه سرباز دو جنگ بود. آن طرف خیابان
‫لنگ می‌زد، تا پیغام مرموزی را برساند.

01:31:45.454 --> 01:31:47.384
‫[آشپز را خبر کن]

01:31:47.468 --> 01:31:50.335
‫[یک ساعت بعد]

01:31:58.339 --> 01:32:02.470
‫روی صحبتم با رهبر آدم‌ربا های طبقه بالاییه.

01:32:02.536 --> 01:32:05.203
‫توی لونه خودتون آشپزخونه دارید؟

01:32:05.270 --> 01:32:07.069
‫پسرم با غذا بخوره!

01:32:07.136 --> 01:32:12.069
‫بذارید یه آشپز بفرستیم اونجا،
‫به همراه لوازم و آذوقه.

01:32:12.136 --> 01:32:17.303
‫ایشون غذای کافی برای شما
‫و همه همدست‌هاتون درست می‌کنه.

01:32:18.203 --> 01:32:19.869
‫ما غذامون رو خوردیم.

01:32:26.336 --> 01:32:30.470
‫پلیس مخفیه؟ یا خود «نسکافیه»ـه؟

01:32:58.403 --> 01:33:00.203
‫پای مرغ سیاه.

01:33:12.503 --> 01:33:18.270
‫از آنجا که خواستند آشپز پیش‌مرگ شود،
‫او سم کشنده را وارد دهانش کرد.

01:33:24.020 --> 01:33:25.587
‫برای پسره می‌برم.

01:33:27.421 --> 01:33:28.820
‫وایستید.

01:33:30.521 --> 01:33:32.254
‫طرز تهیه‌اش رو بنویس.

01:33:34.546 --> 01:33:36.296
‫[پس از شام]

01:33:43.987 --> 01:33:45.120
‫کمک...

01:33:48.220 --> 01:33:52.120
‫اما «نسکافیه» به لطف
‫پوستِ کلفتش زنده ماند.

01:33:52.187 --> 01:33:54.354
‫تقویت شده و توان‌مند،
‫فصل به فصل...

01:33:54.421 --> 01:33:56.354
‫...با غنی‌ترین و قوی‌ترین
‫ظروف و ماهیتابه‌ها...

01:33:56.421 --> 01:34:01.254
‫و ظرف‌های سس در معده‌اش،
‫که فراتر از معده معمولی انسان‌ها بود.

01:34:02.354 --> 01:34:04.020
‫البته او خبر داشت...

01:34:04.105 --> 01:34:09.254
‫«جی‌جی» نفرت عمیقی نسبت به
‫هر شکل و شمایلی از تربچه داشت...

01:34:09.321 --> 01:34:15.154
‫و حتی در تمام دوران کودکی‌اش
‫یک بار هم به تربچه‌ای دست نزد...

01:34:15.220 --> 01:34:17.087
‫اما دست بر قضا...

01:34:18.287 --> 01:34:20.587
‫...راننده هم از تربچه متنفر بود.

01:36:25.287 --> 01:36:26.820
‫فرمون رو بگیر!

01:36:50.554 --> 01:36:53.020
‫شاید هیجان انگیز ترین اتفاقی که

01:36:53.087 --> 01:36:56.924
‫در تمام طول آن قرار شام
‫شاهدش بودم این بود...

01:37:09.254 --> 01:37:11.154
‫شوخ‌طبعی دل‌نشین.

01:37:11.220 --> 01:37:16.953
‫آقای «آلبرت»، حسابداری که از
‫تمام ماجراها به دور بود...

01:37:17.020 --> 01:37:20.321
‫فراموش کرده بودند در قفس مرغ است،
‫و نزدیک بود از شب پنج‌شنبه تا صبح دوشنبه

01:37:20.387 --> 01:37:23.087
‫در سلول خودش از گشنگی تلف شود.

01:37:23.154 --> 01:37:27.258
‫البته این مورد بخشی از شخصیت
‫مدبر آقای «نسکافیه» بود

01:37:27.343 --> 01:37:30.587
‫که یک املت پلیسی برای زندانی درست کرد،
‫که داغِ داغ تحویلش داد.

01:37:30.654 --> 01:37:33.020
‫که در یک حکم بازرسی قدیمی پیچیده بودش.

01:37:34.853 --> 01:37:36.987
‫در آن روز "چرتکه" حسابی غذا خورد.

01:37:39.953 --> 01:37:42.120
‫و می‌رسیم به پودر دهان "جمنای".

01:37:45.120 --> 01:37:47.187
‫قرار بود مقاله‌ات درمورد
‫یه آشپز بزرگ باشه.

01:37:47.254 --> 01:37:48.254
‫یه بخشی ازش هست.

01:37:48.799 --> 01:37:50.332
‫تو بخش "طعم و عطرها".

01:37:50.417 --> 01:37:52.870
‫خودم می‌دونم. مأموریت من واضح بود.

01:37:53.421 --> 01:37:56.287
‫شاید متوجه نشدی که...

01:37:56.354 --> 01:37:59.820
‫من برخلاف میل خودم مورد اصابت
‫گلوله و نارنجک قرار گرفتم.

01:38:00.354 --> 01:38:04.624
‫من فقط قرار بود شام به اونجا برم،
‫و به همون خوبی بود که شرح دادم.

01:38:05.154 --> 01:38:07.853
‫کلا یه جمله از خود «نسکافیه» نوشتی.

01:38:10.599 --> 01:38:14.736
‫خب، یه بخشی از حرف‌هاش رو ننوشتم.
‫چون خیلی ناراحتم کرد.

01:38:15.532 --> 01:38:17.265
‫اگه دوست داری می‌تونم بنویسمش.

01:38:18.766 --> 01:38:20.832
‫مگه چی گفت؟

01:38:40.570 --> 01:38:44.936
‫«مارتین»... «مارتین»...
‫«گیوم مارتین».

01:38:54.399 --> 01:38:55.999
‫یه طعمی داشت.

01:38:57.933 --> 01:38:59.566
‫ببخشید؟

01:39:00.866 --> 01:39:06.799
‫نمک‌های مسموم تربچه یه طعمی داشتن.

01:39:07.833 --> 01:39:10.870
‫یه طعمی که برای من هم آشنا نبود.

01:39:11.399 --> 01:39:15.532
‫مثل یه جور خاک تلخ...

01:39:16.399 --> 01:39:19.332
‫تند و کپک زده...

01:39:20.432 --> 01:39:21.503
‫و روغنی.

01:39:22.666 --> 01:39:25.466
‫تو عمرم همچین طعمی رو نچشیده بودم.

01:39:26.365 --> 01:39:28.332
‫طعم خوبی نداشت...

01:39:28.799 --> 01:39:31.365
‫فوق‌العاده سمی هم بود،

01:39:31.432 --> 01:39:33.799
‫ولی همچنان طعم جدیدی بود.

01:39:34.833 --> 01:39:37.299
‫عجیبه که توی این سن
‫همچین چیزی تجربه کردم.

01:39:39.399 --> 01:39:41.833
‫شجاعتت رو تحسین می‌کنم، ستوان.

01:39:42.499 --> 01:39:44.466
‫من شجاع نیستم.

01:39:44.966 --> 01:39:46.799
‫من فقط...

01:39:46.866 --> 01:39:48.766
‫حوصله نداشتم که...

01:39:48.833 --> 01:39:50.833
‫بقیه رو از خودم ناامید کنم.

01:39:52.666 --> 01:39:54.399
‫می‌دونی که... من یه خارجی‌ام.

01:39:55.699 --> 01:39:57.899
‫این شهر پر شده از
‫کسایی مثل ما، مگه نه؟

01:39:58.899 --> 01:40:00.799
‫منم خارجی‌ام.

01:40:02.866 --> 01:40:04.966
‫دنبال یک چیز گم شده‌ام.

01:40:06.866 --> 01:40:09.365
‫چیزی که فراموش کردم.

01:40:12.499 --> 01:40:14.666
‫شاید اگه شانس بیاریم...

01:40:14.733 --> 01:40:17.666
‫چیزی که یک زمانی...

01:40:17.733 --> 01:40:20.299
‫بهش می‌گفتیم خونه رو پیدا کنیم.

01:40:29.033 --> 01:40:32.432
‫بهترین بخشش همینه.

01:40:32.499 --> 01:40:34.733
‫علت نوشتنش همین بوده.

01:40:36.866 --> 01:40:38.799
‫اصلا موافق نیستم.

01:40:40.799 --> 01:40:43.999
‫خب، بگذریم... این بخش رو حذف نکن.

01:40:58.935 --> 01:41:04.875
‫[افول و مرگ]

01:41:13.990 --> 01:41:15.527
‫همه اومدن؟

01:41:16.123 --> 01:41:18.623
‫فکر کنم خودتون می‌دونید،
‫حمله قلبی بود.

01:41:20.690 --> 01:41:21.723
‫معذرت می‌خوام.

01:41:33.990 --> 01:41:35.190
‫گریه نکن.

01:41:42.223 --> 01:41:46.723
‫- کسی نمیاد جنازه رو ببره؟
‫- توی سردخونه اعتصاب کردن.

01:41:50.223 --> 01:41:53.023
‫- کی همراهش بود؟
‫- تنها بود.

01:41:53.090 --> 01:41:55.190
‫تلگرام‌های تولدش رو می‌خوند.

01:41:57.489 --> 01:42:00.157
‫شمع‌ها رو روشن نکن. مُرده.

01:42:01.190 --> 01:42:02.890
‫من یه تیکه می‌خوام.

01:42:03.523 --> 01:42:04.727
‫منم همینطور.

01:42:05.823 --> 01:42:08.523
‫باید یه چیزی بنویسیم.
‫کی پایه‌ست؟

01:42:08.589 --> 01:42:10.923
‫- ما یه مورد داریم.
‫- طراحی جلدش هم با من.

01:42:13.823 --> 01:42:15.556
‫خودشه.

01:42:19.623 --> 01:42:21.456
‫با هم می‌نویسیم.

01:42:21.523 --> 01:42:24.123
‫- چی رو بنویسیم؟
‫- آگهی درگذشت.

01:42:25.823 --> 01:42:28.790
‫«آرتور هویتزر جونیور» در شمال کانزاس...

01:42:28.856 --> 01:42:32.090
‫در 16 کیلومتری مرکز جغرافیایی
‫ایالات متحده آمریکا متولد شد.

01:42:32.157 --> 01:42:33.623
‫در پنج سالگی مادرش را از دست داد.

01:42:33.708 --> 01:42:36.527
‫فرزند ناشر روزنامه و مؤسس این مجله.

01:42:36.612 --> 01:42:38.860
‫"گزارش فرانسوی"، که سابقا
‫نامش "پیک‌نیک" بود.

01:42:38.945 --> 01:42:42.656
‫یک مکمل عمدتا خوانده نشده
‫از"لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"

01:42:42.723 --> 01:42:45.523
‫- با یک تعطیلات شروع شد.
‫- واقعیت داره؟

01:42:45.589 --> 01:42:46.623
‫یه جورایی.

01:42:48.923 --> 01:42:50.656
‫بعدش چی؟

01:42:52.916 --> 01:43:09.916
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:43:13.916 --> 01:44:20.916
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.