﻿WEBVTT

00:00:00.898 --> 00:00:18.406
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:20.431 --> 00:00:30.431
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:00:33.650 --> 00:00:34.817
ممنون

00:00:37.028 --> 00:00:39.155
...آره، می‌شینم بازی رو ببینم دیگه

00:00:59.941 --> 00:01:01.769
اما واتسون؛ ]
[ کتاب‌فروشی کتاب‌های دست‌دوم - شهر لندن

00:01:01.793 --> 00:01:03.570
متیو لوئیس؛ ]
[ تاکسی مشکی - مانده در ترافیک

00:01:04.555 --> 00:01:06.219
رابی کالترین؛ ]
[ کافی‌شاپ - شهر چلسی

00:01:07.453 --> 00:01:11.234
با احترام به استحضار می‌رساند که شما به مراسم ]
[ بیستمین سالگرد هری پاتر: بازگشت به هاگواترز» دعوت شده‌اید»

00:01:32.600 --> 00:01:34.256
[ بازگشت فارغ‌التحصیلانِ سابق به هاگوارتز ]

00:01:39.513 --> 00:01:40.239
چی؟

00:01:40.278 --> 00:01:41.481
[ تام فلتون ]

00:01:41.677 --> 00:01:42.958
[ گری اولدمن ]

00:01:44.762 --> 00:01:46.347
!سلام

00:02:39.708 --> 00:02:42.832
اما واتسون؛ ]
[ هرماینی گرنجر - گریفندور

00:02:52.691 --> 00:02:54.878
روپرت گرینت؛ ]
[ ران ویزلی - گریفندور

00:02:59.118 --> 00:03:01.157
تام فلتون؛ ]
[ دریکو مالفوی - اسلیترین

00:03:05.221 --> 00:03:07.642
بانی رایت؛ ]
[ جینی ویزلی - گریفندور

00:03:15.071 --> 00:03:16.625
متیو لوئیس؛ ]
[ نویل لانگ‌باتم - گریفندور

00:03:19.131 --> 00:03:21.904
رابی کالترین؛ ]
[ روبیوس هاگرید - گریفندور

00:03:28.740 --> 00:03:30.607
رالف فاینز؛ ]
[ لرد ولدمورت - اسلیترین

00:03:37.528 --> 00:03:39.215
هلنا بونهام کارتر؛ ]
[ بلاتریکس لسترنج - اسلیترین

00:03:42.153 --> 00:03:44.081
گری اولدمن؛ ]
[ سیریوس بلک - گریفندور

00:03:45.294 --> 00:03:47.106
...و

00:03:47.294 --> 00:03:50.098
دنیل ردکلیف؛ ]
[ هری پاتر - گریفندور

00:03:57.729 --> 00:04:02.205
« بیستمین سالگرد هری پاتر: بازگشت به هاگوارتز »

00:04:16.289 --> 00:04:19.375
اون روح‌شم خبر نداشت که
دقیقاً در همین لحظه

00:04:19.458 --> 00:04:22.545
افرادی که مخفیانه
سراسر کشور جمع شده بودن

00:04:22.628 --> 00:04:27.091
گیلاس‌هاشون رو بالا آورده بودن
:و زیر لب زمزمه می‌کردن

00:04:27.762 --> 00:04:31.846
«به‌سلامتی هری پاتر، پسری که زنده ماند»

00:04:32.153 --> 00:04:35.941
«پسری که زنده ماند»

00:04:35.965 --> 00:04:38.933
:بخش یک
«پسری که زنده ماند»
هری پاتر و سنگ جادو - هری پاتر و تالار اسرار

00:04:39.167 --> 00:04:40.288
دن -
سلام حاجی -

00:04:40.313 --> 00:04:41.647
خوشحالم می‌بینمت

00:04:41.731 --> 00:04:43.149
چطوری پسر؟ -
تو چطوری داداش؟ -

00:04:43.174 --> 00:04:46.207 position:20% line:50%
کریس کلمبوس؛ ]
[ کارگردانِ دو قسمت اول

00:04:43.232 --> 00:04:46.277
خیلی خوشحالم که می‌بینمت
واقعاً عالیه

00:04:46.360 --> 00:04:48.112
این حرف نداره -
آره -

00:04:48.196 --> 00:04:50.156
،آخرین باری که اینجا بودیم
قدّت کوتاه‌تر بود

00:04:50.239 --> 00:04:52.200
خب.. فقط یه‌ذره

00:04:52.237 --> 00:04:54.476 position:20% line:50%
دفتر آلبوس دامبلدور؛ ]
[ مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز

00:04:52.306 --> 00:04:54.600
واقعاً لطف داری

00:04:54.660 --> 00:04:56.412
بالأخره اومدیم -
بعد از بیست سال -

00:04:56.495 --> 00:04:58.206
آره -
ولی عجیبه هـا -

00:04:58.289 --> 00:04:59.624
چطور شد که به تو رسید؟
...خب من

00:04:59.707 --> 00:05:01.125
هیچ‌وقت فرصت نشد این سؤال رو ازت بپرسم

00:05:01.209 --> 00:05:02.460
چی شد که کارگردان «هری پاتر» شدی؟

00:05:02.543 --> 00:05:03.544
به‌خاطر این شد که

00:05:03.628 --> 00:05:04.754
دخترم النور متقاعدم کرد

00:05:04.837 --> 00:05:06.422
کتاب‌هاشـو بخونم

00:05:06.505 --> 00:05:08.299
و من سه‌بار ساز مخالف زدم

00:05:08.382 --> 00:05:10.259
پس وقتی که کتاب «زندانی آزکابان» منتشر شد
...گفتم

00:05:10.343 --> 00:05:11.761
مرسی النور

00:05:11.844 --> 00:05:14.972
«گفتم: «باشه می‌خونم‌شون.. بالأخره

00:05:15.056 --> 00:05:17.058
و بعد بلافاصله فیلم‌ها رو تصور کردم

00:05:17.141 --> 00:05:19.781
تونستم کامل تجسم‌شون کنم
و این اتفاق دیگه برام تکرار نشد

00:05:19.930 --> 00:05:23.272
بعد باید می‌رفتم ادینبرو
که «جو رولینگ» رو ببینم

00:05:23.356 --> 00:05:26.901
و در کل بهش گفتم که
«ایدۀ من اینه»

00:05:26.984 --> 00:05:29.278
و اون گفت: «منم دقیقاً
«همچین تصوری از فیلمش دارم

00:05:29.362 --> 00:05:30.821
زمانی که کتاب‌هاش منتشر شد

00:05:30.905 --> 00:05:32.990
...صف بچه‌ها تو خیابون‌ها

00:05:33.074 --> 00:05:36.542
خب هزاران بچه رو می‌دیدی
که همه منتظر آخرین نسخه بودن

00:05:41.123 --> 00:05:44.627
خیلی‌ها داشتن عاشق
قلمِ جی. کی. رولینگ می‌شدن

00:05:44.710 --> 00:05:47.505
فکر کنم من اون‌موقع ۸ سالم بوده

00:05:47.588 --> 00:05:49.632
وقتی که اولین کتاب منتشر شد

00:05:49.715 --> 00:05:51.801
واسه ما یه سنت خونوادگی شده بود

00:05:51.884 --> 00:05:53.469
یادمـه بابام ادای تمام شخصیت‌ها
،رو درمی‌آورد

00:05:53.552 --> 00:05:56.347
و من و داداشم دیوونه‌ش شده بودیم

00:05:56.430 --> 00:05:58.557
و هی بهش التماس می‌کردیم
که باز ادامه بده

00:05:58.641 --> 00:05:59.934
و هر بار که یه فصل از کتاب تموم می‌شد

00:06:00.017 --> 00:06:01.435
ما می‌گفتیم: «یه فصل دیگه، تو رو خدا

00:06:01.519 --> 00:06:02.937
فقط یه فصل دیگه
تو رو خدا، لطفاً لطفاً

00:06:03.020 --> 00:06:04.146
«یکی دیگه، یکی دیگه، یکی دیگه

00:06:04.230 --> 00:06:05.523
یکی از هم‌کلاسی‌هام

00:06:05.606 --> 00:06:07.316
دو تا کتاب اول رو داشت

00:06:07.400 --> 00:06:09.277
و من رفته بودم شب خونه‌شون بمونم
:و بهم گفت

00:06:09.360 --> 00:06:11.487
«خب، سنگ جادو اونجا تو قفسۀ کتاب‌هاست»

00:06:11.570 --> 00:06:14.031
کل اون شب همین‌کارو کردیم

00:06:14.115 --> 00:06:15.616
همین‌طوری تو سکوت نشستیم

00:06:15.700 --> 00:06:16.993
و اون «تالار اسرار» رو می‌خوند

00:06:17.076 --> 00:06:18.494
و من «سنگ جادو» رو

00:06:18.577 --> 00:06:19.996
.و همین دیگه
دیگه هم بهش فکر نکردم

00:06:20.079 --> 00:06:21.664
موقعی که کتاب رو می‌خوندیم

00:06:21.747 --> 00:06:23.332
،فوراً با فرد و جورج همزادپنداری کردیم

00:06:23.416 --> 00:06:25.042
چون دو قلوهای زیادی
تو کتاب و رمان نیستن

00:06:25.126 --> 00:06:26.836
تالار اسرار اولین کتابی بود

00:06:26.919 --> 00:06:29.839
که من واقعاً تا دیر وقت
بیدار می‌موندم که بخونمش

00:06:29.922 --> 00:06:34.287
.قلم نویسنده زنده و واضح
می‌شد با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرد

00:06:34.312 --> 00:06:39.181
دنیای فوق‌العاده تو در تویی بود
که بی‌نقص طراحی شده بود

00:06:39.265 --> 00:06:41.147
فکر کنم همه اینو زود یادشون میره که

00:06:41.172 --> 00:06:43.505
مردم اون زمان داشتن از
مرگِ کتاب‌خوانی حرف می‌زدن

00:06:43.530 --> 00:06:46.022
به‌نظر من دید زیبا و خلاقانه‌ای
به زندگی داشت

00:06:46.105 --> 00:06:48.316
اعتقاد به فرصت‌ها و احتمالات بی‌شمار

00:06:48.399 --> 00:06:50.985
یکی از دلایلی که من انقدر
جی. کی. رو ستایش می‌کنم

00:06:51.068 --> 00:06:53.487
اینه که امروز میلیون‌ها نفری کتاب‌خوان شدن

00:06:53.571 --> 00:06:56.044
که اگه اون نبود، کل عمرشون
سمت کتاب خوندن هم نمی‌رفتن

00:06:56.122 --> 00:06:59.035
و بعد یک‌دفعه متوجهِ
قدرت نویسندگی می‌شید

00:06:59.118 --> 00:07:00.369
!هیپ هیپ، هری

00:07:00.453 --> 00:07:02.079
،و بعد درمورد تیم بازیگری

00:07:02.163 --> 00:07:06.751
خب.. گشتن به‌دنبال هری پاتر دیوانه‌وار بود

00:07:06.834 --> 00:07:09.378
<i>«دست‌اندرکاران فیلم جدید «هری پاتر
به‌دنبال بازیگران کودک</i>

00:07:09.462 --> 00:07:13.799
<i>برای سه نقش اصلیِ
این فیلم مولتی‌میلیون پوندی هستند</i>

00:07:15.217 --> 00:07:17.553
،یادمه اولین بار که.. رفتیم تست بدیم

00:07:17.636 --> 00:07:20.806
صدها یا حتی هزاران نفر اومده بودن

00:07:20.890 --> 00:07:22.141
و بعد متوجه شدیم که

00:07:22.224 --> 00:07:23.601
ما اونجا تنها دوقلوهایی بودیم

00:07:23.684 --> 00:07:25.019
که لباس‌های یکسان نپوشیده بودن

00:07:25.102 --> 00:07:26.896
پس آخرش بلند شدیم رفتیم

00:07:26.979 --> 00:07:30.191
دوتا پیراهنِ عین هم خریدیم

00:07:30.274 --> 00:07:31.901
از روی ویترین -
آره از روی ویترین -

00:07:31.984 --> 00:07:32.985
«گفتیم: «آره همین‌ها خوبن

00:07:33.069 --> 00:07:34.570
و بعدم اومدیم

00:07:34.653 --> 00:07:37.448
،ما رو گذاشته بودن اونجا بچرخیم
یعنی مثلاً جمع شده بودیم

00:07:37.531 --> 00:07:39.408
،تا وقتی که «مثلاً» دور شدن

00:07:39.492 --> 00:07:41.077
و البته که هنوز یه آقایی اونجا

00:07:41.160 --> 00:07:43.746
بوم صدابرداری رو گرفته بود بالای سرمون

00:07:43.829 --> 00:07:47.917
:بعد یه دختر بچه‌ای ازم پرسید
«این چیه؟»

00:07:48.000 --> 00:07:51.170
:فکر کنم که گفتم
«میکروفونـه دیگه، اسکل»

00:07:51.253 --> 00:07:52.463
گفتم دارن ازمون فیلمبرداری می‌کنن

00:07:52.546 --> 00:07:53.923
«این حقه‌شونـه

00:07:54.006 --> 00:07:55.674
انگار که قبلاً تجربۀ بازیگری داشتم

00:07:55.758 --> 00:07:57.426
و از اونجایی اینو یادمه که
اون دختره «اما» بود

00:07:57.510 --> 00:07:59.011
من کاملاً مسحورِ

00:07:59.095 --> 00:08:02.223
هیجاناتِ دور و بر
اون تست بازیگری شده بودم

00:08:02.306 --> 00:08:05.601
و از اولم می‌دونستم که
نقش هرماینی رو می‌خوام

00:08:05.684 --> 00:08:07.436
طوری که فکر کنم
مادر و پدرمـو ترسونده بود

00:08:07.520 --> 00:08:09.146
:چون پیش خودشون می‌گفتن

00:08:09.230 --> 00:08:12.024
اگه این نقش رو نگرفت»
«باهاش چی‌کار کنیم؟

00:08:12.108 --> 00:08:13.192
من فقط کلی هیجان داشتم

00:08:13.275 --> 00:08:14.527
اصلاً نگران نبودم

00:08:14.610 --> 00:08:17.227
یا بخوام به این فکر کنم که
یعنی چند قسمت قراره ازش بسازن

00:08:17.252 --> 00:08:19.031
:نه اصلاً. با خودم می‌گفتم
«چقدر خوش بگذره»

00:08:19.115 --> 00:08:20.991
فکر می‌کنم اولش
بیشتری فشاری که رومون بود

00:08:21.075 --> 00:08:22.410
این بود که کی می‌خواد
نقش هری پاتر رو بازی کنه

00:08:22.493 --> 00:08:23.828
هری رو پیداش نمی‌کردیم

00:08:23.911 --> 00:08:25.955
اصلاً هیچ‌جوره پیداش نمی‌کردیم

00:08:26.038 --> 00:08:27.581
و کم‌کم داشت یه‌جوری می‌شد

00:08:27.665 --> 00:08:28.958
داشتیم وحشت می‌کردیم

00:08:29.041 --> 00:08:32.545
من یه شب تو یکی از هتل‌های لندن بودم

00:08:32.628 --> 00:08:34.880
«و داشتم «دیوید کاپرفیلدِ
ساخت بی‌بی‌سی رو می‌دیدم

00:08:34.964 --> 00:08:36.632
بعد بلافاصله
،یه چراغ بالای سرم روشن شد

00:08:36.715 --> 00:08:38.592
و گفتم: «هری پاتر همینه

00:08:38.676 --> 00:08:41.429
این همون بچه‌ایـه که
«چند ماهه دنبالشیم

00:08:41.512 --> 00:08:43.139
واسه همین به مسئول انتخاب بازیگر گفتم

00:08:43.222 --> 00:08:45.307
گفتم که باید این پسره رو بیاریم تست بده

00:08:45.391 --> 00:08:46.976
اونم گفت: «اصلاً راه نداره

00:08:47.059 --> 00:08:49.937
پدر و مادرش نمی‌خوان
پای اون به این دنیا باز بشه

00:08:50.020 --> 00:08:51.480
«نمی‌خوان اون این نقش رو بازی کنه

00:08:51.564 --> 00:08:53.315
فکر می‌کنم قرارداد برای

00:08:53.399 --> 00:08:55.526
هر هفت‌تا فیلم بود
که همه تو لس‌آنجلس ضبط می‌شدن

00:08:55.609 --> 00:08:57.236
:واسه همین مامان و بابام می‌گفتن
نه، این»

00:08:57.319 --> 00:08:58.863
«خلل بزرگی تو زندگیش ایجاد می‌کنه

00:08:58.946 --> 00:09:01.323
خوش‌بختانه، دیوید هیمن (تهیه‌کنندۀ هری پاتر)

00:09:01.407 --> 00:09:03.993
چند هفته بعد رفت سینما

00:09:04.076 --> 00:09:05.828
ردیف جلویی‌مون، دو نفر

00:09:05.911 --> 00:09:07.329
یهو برگشتن

00:09:07.413 --> 00:09:09.457
دیوید هم که انقدر تهیه‌کنندۀ بزرگیـه

00:09:09.540 --> 00:09:13.335
پدر دن رو راضی کرد
که دن رو واسه یه تست بیاره

00:09:13.419 --> 00:09:17.298
و ما همون موقع
عملاً هری پاترمون رو گیر آوردیم

00:09:17.381 --> 00:09:18.883
و اکشن

00:09:18.966 --> 00:09:20.676
این یه تخم اژدهاست -
چیه؟ -

00:09:20.759 --> 00:09:22.511
همینه دیگه -
چیه؟ -

00:09:22.595 --> 00:09:23.637
تخم اژدها

00:09:23.721 --> 00:09:24.805
آها -
آره -

00:09:24.889 --> 00:09:26.182
من بچۀ شادی بودم که

00:09:26.265 --> 00:09:28.184
ظاهراً قیافۀ نگرانی داشتم

00:09:28.267 --> 00:09:30.686
می‌گفتن: «تو بی‌نظیری، ولی انگار

00:09:30.769 --> 00:09:33.022
«یه‌سری مشکلات جدی داشتی

00:09:33.105 --> 00:09:36.025
،والا وضعیت احساسی‌ای بود
که این بچه رو می‌دیدم

00:09:36.108 --> 00:09:37.943
که همین‌طوری سر جاش نشسته بود
و حرف می‌زد و با خودم می‌گفتم

00:09:38.027 --> 00:09:40.029
«آره خودشه. خداروشکر که پیداش کردیم»

00:09:40.112 --> 00:09:43.365
روپرت و اما رو راحت انتخاب کردیم

00:09:43.449 --> 00:09:45.284
چون انگار از خود کتاب پریده بودن بیرون

00:09:45.367 --> 00:09:47.036
یه سکانس آزمایشی
از سه‌تاشون با هم گرفتیم

00:09:47.119 --> 00:09:49.038
که مطمئن شیم
با هم هماهنگ‌ان

00:09:49.121 --> 00:09:51.707
که تو همون سکانس اول
به‌سرعت معلوم شد

00:09:51.791 --> 00:09:53.525
،یادتون باشه بچه‌ها
همین که اِما

00:09:53.550 --> 00:09:55.419
اطلاعات رو به‌دست آورد
بهش نزدیک‌تر شید

00:09:55.503 --> 00:09:57.004
و اکشن

00:09:58.214 --> 00:10:00.549
به ذهنم نرسیده بود توی اینو بگردم

00:10:00.633 --> 00:10:03.886
ترم اول یه‌دور محض تفریح خوندمش

00:10:03.969 --> 00:10:06.555
اینو تفریحی می‌خونی؟ -
خفه شو -

00:10:06.639 --> 00:10:09.350
،اگه فیلچ همین‌الانا سر و کله‌ش پیدا بشه

00:10:09.433 --> 00:10:12.353
گریفندور حداقل ۵۰ امتیاز از دست می‌ده

00:10:14.939 --> 00:10:18.025
می‌دونستم! ایناهاش

00:10:18.108 --> 00:10:20.569
نیکلاس فلامل تنها سازنده‌ی

00:10:20.653 --> 00:10:23.572
شناخته‌شدۀ سنگ جادو ـه

00:10:23.656 --> 00:10:25.074
چی چی؟ -
چی چی؟ -

00:10:25.157 --> 00:10:27.743
ای خدایا، شما دوتا اصلاً کتاب نمی‌خونید؟

00:10:27.826 --> 00:10:29.870
کات. آفرین بهتون

00:10:30.871 --> 00:10:32.039
خیلی خوشحالم که می‌بینم‌تون

00:10:32.122 --> 00:10:33.750
آره، واقعاً باورنکردنیـه، مگه نه؟

00:10:33.907 --> 00:10:36.877
چه حسی دارید که برگشتیم
داریم درمورد این‌چیزا صحبت می‌کنیم؟

00:10:34.800 --> 00:10:36.892 position:20% line:50%
[ سالن عمومی گریفندور ]

00:10:36.961 --> 00:10:40.005
خب، اولاً که خیلی احساساتی شدم

00:10:40.089 --> 00:10:43.050
و ثانیاً، من حس می‌کنم
انگار همین دیروز بوده

00:10:43.133 --> 00:10:46.220
و در عین حال، زمان زیادی هم گذشته

00:10:46.303 --> 00:10:47.805
آره، منم یه‌جورایی همین حس رو دارم
خیلی رؤیاییـه

00:10:47.888 --> 00:10:50.015
آدم حس نمی‌کنه زمان زیادی گذشته باشه

00:10:50.099 --> 00:10:52.851
حس نمی‌کنم هنوز وقتِ
ویژه برنامه‌مون رسیده باشه

00:10:52.935 --> 00:10:54.228
آره -
آره والا -

00:10:54.311 --> 00:10:56.355
من سنگ کلیه گرفتم
و بچه‌دار شدم

00:10:56.438 --> 00:10:57.773
پس قطعاً یه‌مقدار زمان گذشته

00:10:57.856 --> 00:10:59.692
آره گفته بودی -
دارم پیر می‌شم -

00:10:59.775 --> 00:11:02.736
ولی در عین حال، انقدر

00:11:02.820 --> 00:11:04.613
خاطره و این‌جور چیزا با هم داریم

00:11:04.697 --> 00:11:06.115
که باهمدیگه انجام می‌دادیم

00:11:06.198 --> 00:11:07.783
...که خیلی برامون راحته

00:11:07.866 --> 00:11:09.451
دوباره برگردیم به همون حال و هوا

00:11:09.535 --> 00:11:11.996
،اولین تست بازیگری‌مون
..روزی که با هم آشنا شدیم

00:11:12.079 --> 00:11:13.873
وای خدا، آره -
فکر کنم اولین بار بود که -

00:11:13.956 --> 00:11:15.624
من داشتم از اتاق پُرُو می‌اومدم بیرون

00:11:15.708 --> 00:11:19.461
و یه پسر مو خرماییِ دیگه‌ای رو دیدم
که داشت به سمت مخالف می‌رفت

00:11:19.545 --> 00:11:20.838
:نشد صورت‌شـو ببینم، ولی تو ذهنم گفتم

00:11:20.921 --> 00:11:22.131
تو حتماً یه هری دیگه‌ای»

00:11:22.214 --> 00:11:23.632
«که اومده امروز تست بده

00:11:23.716 --> 00:11:25.217
...و اونا -
آره آره آره -

00:11:25.301 --> 00:11:27.886
با ترکیب‌های مختلفِ ران و هری و هرماینی
ازمون تست می‌گرفتن

00:11:27.970 --> 00:11:29.305
یه باری رو یادمـه که

00:11:29.388 --> 00:11:31.098
ما سه‌تا رو با هم انداختن

00:11:31.181 --> 00:11:33.934
من یادمـه که وقتی
ما سه‌تا رو با هم انداختن

00:11:34.018 --> 00:11:36.770
یه حس و حال دیگه داشت -
آره. دقیقاً -

00:11:36.854 --> 00:11:39.481
.و انگار درست و راحت بود
یادمـه که قشنگ با هم مَچ شدیم

00:11:40.197 --> 00:11:41.333
رفته بودیم استودیو

00:11:41.358 --> 00:11:43.694
بهمون گفتن نقش‌ها به ما رسیده
و گفتن که: «باشه

00:11:43.777 --> 00:11:45.529
قراره اعلام کنیم که
نقش‌ها به شما رسیده

00:11:45.613 --> 00:11:48.324
و حالا خبرنگارهای زیادی
دم در خونه‌تون سبز می‌شن

00:11:48.407 --> 00:11:49.575
«پس خونه نرید

00:11:49.658 --> 00:11:51.035
تا الان که همچین

00:11:51.118 --> 00:11:53.912
همه‌چی رو زیر و رو کرده

00:11:53.996 --> 00:11:56.332
،خب.. نمی‌دونم

00:11:56.415 --> 00:11:59.126
اولین‌باره همچین اتفاقی برای من میفته

00:11:59.209 --> 00:12:02.171
هرماینی کاملاً با عقل من جور در می‌اومد

00:12:02.254 --> 00:12:03.797
خودم بودم

00:12:03.881 --> 00:12:05.507
یعنی من همون دختر بودم

00:12:05.591 --> 00:12:09.511
،خب، اِما مسلماً باهوش‌ترین آدم پشت‌صحنه بود

00:12:09.595 --> 00:12:11.096
و منظورم همه‌ست

00:12:11.180 --> 00:12:13.557
اون واقعاً.. دختر باهوشی بود

00:12:13.641 --> 00:12:16.060
من فکر می‌کنم
به شکل ترسناکی شبیه شخصیت‌امم

00:12:17.978 --> 00:12:20.856
چون خانوادۀ ما هفت نفره‌ست

00:12:20.939 --> 00:12:23.067
و من یه خواهر مو قرمز دارم

00:12:23.150 --> 00:12:24.443
و تو یه «پناهگاه» زندگی می‌کنم
[ نام خانۀ خانوادۀ ویزلی هم هست ]

00:12:24.526 --> 00:12:29.531
روپرت اون‌موقع آماده‌ترین
پسر ۱۲ سالۀ دنیا جلوی دوربین بود

00:12:29.615 --> 00:12:34.078
یعنی اون واقعاً... نمی‌دونم
نترس بود

00:12:34.161 --> 00:12:37.206
روپرت همون ران بود، می‌دونید

00:12:37.289 --> 00:12:39.625
و دن هم یه‌جورایی خود هری بود

00:12:39.708 --> 00:12:41.877
مشهور شدن چه حسی داره؟

00:12:41.960 --> 00:12:44.296
باحال می‌شه

00:12:44.380 --> 00:12:45.798
داشتیم درمورد این موضوع صحبت می‌کردیم

00:12:45.881 --> 00:12:48.384
که شما توی تست‌ها
چه فضای راحتی برامون محیا کرده بودید

00:12:48.467 --> 00:12:49.635
...و این‌که چطور

00:12:49.718 --> 00:12:51.762
همین راحتی به پشت‌صحنۀ فیلم هم منتقل شد

00:12:51.845 --> 00:12:54.556
من این‌طور یادمـه که
واسه شما خیلی آسون بود

00:12:54.640 --> 00:12:57.851
،خب، سر فیلم اول
من همیشه قلبم تو دهنم بود

00:12:57.935 --> 00:12:59.728
ولی خب.. اعتقادم اینه که

00:12:59.812 --> 00:13:01.605
نباید همچین اضطرابی رو منتقل کنی

00:13:01.689 --> 00:13:03.440
من می‌خوام همه راحت باشن

00:13:03.524 --> 00:13:05.150
همه احساس کنن عضو یه خونواده‌ان

00:13:05.234 --> 00:13:07.462
می‌خوام همه حس کنن
تو خونۀ خودشونن

00:13:15.797 --> 00:13:19.195
«سال اول در هاگوارتز»

00:13:28.382 --> 00:13:29.883
خب بچه‌ها، توجه کنید

00:13:29.967 --> 00:13:31.468
به اولین درس پروازتون خوش‌اومدین

00:13:31.552 --> 00:13:34.096
می‌خوام دست‌تون رو بیارید بالای جارو

00:13:34.179 --> 00:13:36.056
،تو چند هفتۀ اول فیلمبرداری

00:13:36.140 --> 00:13:39.727
بچه‌ها عملاً هنوز تو شوک‌ان

00:13:39.810 --> 00:13:42.438
حالا که بهش فکر می‌کنم
واقعاً متعجب‌ام

00:13:42.521 --> 00:13:44.648
که اون‌موقع کاملاً گیج نشده بودم

00:13:44.732 --> 00:13:46.734
هیس هیس هیس -
دن، این دفعه که -

00:13:46.817 --> 00:13:48.944
...ازش رو برگردوندی
،وقتی رو برگردوندی

00:13:49.027 --> 00:13:50.446
اینو بگیر

00:13:50.529 --> 00:13:52.573
و بالا رو نگاه کن
انگار می‌خوای برش داری، خب؟

00:13:52.656 --> 00:13:54.616
ولی فکر می‌کنم اونم
تا حدی لطفِ کریس

00:13:54.700 --> 00:13:56.076
و کل دست‌اندرکاران بود که

00:13:56.160 --> 00:13:57.703
کمک می‌کردن تمام‌مدت
به ما خوش هم بگذره

00:13:57.786 --> 00:13:59.788
مسلماً ما یه‌مشت بچه بیشتر نبودیم
و همه‌مون

00:13:59.872 --> 00:14:01.874
دنبال مسخره‌بازی بودیم

00:14:01.957 --> 00:14:04.001
کریس کلمبوس جوّ صحنه رو

00:14:04.084 --> 00:14:05.669
شبیه کارناوال‌ها کرده بود

00:14:05.753 --> 00:14:09.089
ما عملاً یه‌سری بچه بودیم که
سر صحنۀ فیلمبرداری کارای بچگونه می‌کردن

00:14:09.173 --> 00:14:10.591
اوهوم -
خاطره‌ای که -

00:14:10.674 --> 00:14:13.010
...از فیلم اول
از قسمت «سنگ جادو» دارم

00:14:13.093 --> 00:14:14.803
این بود که تازه بازیِ «اسلم» رو یاد گرفته بودم
[ یک نوع بازی با ورق ]

00:14:14.887 --> 00:14:17.222
اتفاقاً یه کار دیگه‌ای هم که زیاد می‌کردیم
این بازی بود

00:14:17.306 --> 00:14:18.515
خدای من -
دست‌دست -

00:14:18.599 --> 00:14:19.975
چقدر دست می‌زدیم -
وای دست‌دست -

00:14:20.058 --> 00:14:21.393
...و دست‌های همه‌مون سرخ

00:14:21.477 --> 00:14:23.145
قشنگ دست‌هامون سرخ می‌شد

00:14:23.228 --> 00:14:24.646
از بس محکم همدیگه رو می‌زدیم -
فکر کنم آپگریدشـم کرده بودیم -

00:14:24.730 --> 00:14:26.815
با بند انگشت‌هامون -
و ساق پاهامون -

00:14:26.899 --> 00:14:28.233
آره -
نسخۀ ساق پا رو یادمـه -

00:14:28.317 --> 00:14:30.068
هوم -
آره آره آره -

00:14:31.195 --> 00:14:33.822
ببخشید. باید جبران کنم

00:14:33.906 --> 00:14:36.533
!من قهرمان شدم

00:14:36.617 --> 00:14:39.161
احتمالاً کار خودشون رو
خیلی سخت‌تر کرده بودن

00:14:39.244 --> 00:14:40.996
که گذاشتن ما تا می‌تونیم
خوش بگذرونیم

00:14:41.079 --> 00:14:42.623
چون حواس‌مون از

00:14:42.706 --> 00:14:44.249
کاری که باید می‌کردیم
پرت شده بود

00:14:44.333 --> 00:14:47.085
،و برای بیننده‌های دیگه‌مون
تلۀ موش بگیرید

00:14:47.169 --> 00:14:48.545
عزیزم، اونو نمال روی دماغت

00:14:48.629 --> 00:14:49.922
گریمت پاک می‌شه

00:14:50.005 --> 00:14:51.632
خب یکی از مشکلات اصلی این بود که

00:14:51.715 --> 00:14:54.843
،وسط یه برداشت
...توجه ما یهو

00:14:54.927 --> 00:14:57.054
به یه‌چیز دیگه جلب می‌شد
و می‌رفت و می‌اومد

00:14:57.137 --> 00:14:59.014
یه دیالوگ می‌گفتن
بعد به دوربین لبخند می‌زدن

00:14:59.097 --> 00:15:01.683
و انقدر خوشحال بودن که
دارن تو فیلم هری پاتر بازی می‌کنن

00:15:01.767 --> 00:15:04.228
که نمی‌تونستن انقدری
هیجان‌شون رو کنترل کنن

00:15:04.311 --> 00:15:06.188
که واسه کل سکانس
تمرکزشون رو جمع کنن

00:15:06.271 --> 00:15:07.773
بچه‌ها بچه‌ها بچه‌ها

00:15:07.856 --> 00:15:10.734
کلمبوس زیاد با بچه‌ها کار کرده بود

00:15:10.818 --> 00:15:12.778
و رفتارش با بچه‌ها محشر بود
حرف نداشت

00:15:12.861 --> 00:15:15.364
کنارشون زانو می‌زد
و باهاشون حرف می‌زد

00:15:15.447 --> 00:15:17.866
و نزدیک هم می‌شدن
که کسی حرف‌هاشونـو نشنوه

00:15:17.950 --> 00:15:19.409
اون خیلیم مثل باباها بود

00:15:19.493 --> 00:15:20.953
،و.. قشنگ می‌شد اینو حس کرد

00:15:21.036 --> 00:15:23.705
انگار که عضوی از خونواده‌ش بودی

00:15:23.789 --> 00:15:26.041
یه‌کم شل‌تر اینو بگیر

00:15:26.124 --> 00:15:28.126
،و راحت حرف بزن
می‌دونی چی میگم؟

00:15:28.210 --> 00:15:29.419
آره -
تو این‌طوری -

00:15:29.503 --> 00:15:31.255
،سفت می‌گیریش دستت
...ولی می‌تونی

00:15:31.338 --> 00:15:32.673
...فکرشـو بکنی»

00:15:32.756 --> 00:15:34.758
«معلومه که می‌تونم ازش استفاده کنم
این‌شکلی، خب؟

00:15:34.842 --> 00:15:36.552
آره -
ولی بازم آفرین -

00:15:36.635 --> 00:15:38.220
،ولی کار راحتی نیست
چون تو رفتار

00:15:38.303 --> 00:15:40.389
،با بچه‌ها خیلی باید صبور باشی

00:15:40.472 --> 00:15:43.475
مخصوصاً بچه‌هایی که بیش‌فعال

00:15:43.559 --> 00:15:45.387
و تحریک‌پذیر بودن
مثل ما

00:15:47.215 --> 00:15:48.814
[ بانک جادوگران گرینگوت ]

00:15:48.897 --> 00:15:50.534
تو آسمون‌ها دنبال‌تون می‌گشتم
رو زمین پیداتون کردم

00:15:50.559 --> 00:15:52.943
سلام -
پیچیده بودیم -

00:15:53.026 --> 00:15:54.695
دوتا گریفندور واسه خودتون خلوت کردین

00:15:54.778 --> 00:15:56.572
بیا بغلم ببینم -
خوشحالم می‌بینمت، داداش -

00:15:57.698 --> 00:16:00.868
کریس کلمبوس چطوری روحیه‌شـو
انقدر بالا نگه می‌داشت؟

00:16:00.951 --> 00:16:02.911
همین‌طوری می‌چرخیدیم
فکر کنم همه‌مون تقریباً ۱۱ سال‌مون بود

00:16:02.995 --> 00:16:05.205
شاید می‌تونستی کاری کنی
سه نفر کارشونـو درست انجام بدن

00:16:05.289 --> 00:16:06.665
ولی این دلیل نمی‌شد که
پنج نفر دیگه

00:16:06.748 --> 00:16:08.125
تو پس‌زمینه کارشونـو درست انجام بدن

00:16:08.208 --> 00:16:09.626
...نه. نه. روپرت هم که
کسی جلودارش نبود

00:16:09.710 --> 00:16:11.253
همین که شروع می‌کرد
...وقتی سیلش راه می‌افتاد

00:16:11.336 --> 00:16:13.005
وای آره -
ولی مسئله همینه -

00:16:13.088 --> 00:16:14.590
واسه همین جواب داد، مگه نه؟

00:16:14.673 --> 00:16:15.924
چون کلمبوس اجازه داده بود

00:16:16.008 --> 00:16:17.426
که خودمون باشیم -
آره. درسته -

00:16:17.509 --> 00:16:19.303
اصلاً یادم نمیاد یه‌موقع
حس کرده باشم که سر کارم

00:16:19.386 --> 00:16:20.929
ولی این خیلی مهمه، نه؟
...که ما

00:16:21.013 --> 00:16:22.431
آره. به‌نظر من اصلاً
همینه که وقتی نگاش می‌کنی

00:16:22.514 --> 00:16:23.724
این حس رو منتقل می‌کنه
...که انگار

00:16:23.807 --> 00:16:25.267
بچه‌ایم -
آره درسته -

00:16:25.350 --> 00:16:26.602
...ولی جای خنده‌دارش این بود که

00:16:26.685 --> 00:16:28.270
...دورمون تمام

00:16:28.353 --> 00:16:30.647
بزرگان صنعت بازیگری بریتانیا بودن

00:16:30.731 --> 00:16:32.733
و ما هیچکس رو نمی‌شناختیم

00:16:32.816 --> 00:16:34.651
من.. تا یه مدت فکر می‌کردم

00:16:34.676 --> 00:16:37.460
ریچارد هریس» اینجا راهنمای تورـه»
[ هنرپیشۀ ایرلندی ]

00:16:40.657 --> 00:16:43.577
فکر نکنم هیچ‌کدوم از بچه‌ها اون‌موقع

00:16:43.660 --> 00:16:45.329
متوجه اهمیت و سنگینیِ

00:16:45.412 --> 00:16:47.247
افرادی که باهاشون کار می‌کردن
بوده باشن

00:16:47.620 --> 00:16:49.875
اون کسی که هاگرید
تو روستا دیده، غریبه نبوده

00:16:49.958 --> 00:16:51.627
اسنیپ بود، که یعنی

00:16:51.710 --> 00:16:53.670
اون می‌دونه چطور می‌تونیم
از فلافی رد بشیم

00:16:53.754 --> 00:16:55.172
...و حالا که دامبلدور هم رفته

00:16:55.255 --> 00:16:56.673
عصر شما بخیر

00:16:56.757 --> 00:16:59.301
خاندان سلطنتی انگلیسی دنیای بازیگران

00:16:59.384 --> 00:17:00.886
<i>چه توضیحی داری؟</i>

00:17:00.969 --> 00:17:02.554
<i>!به‌خدا من نمی‌دونم چطور شد</i>

00:17:02.638 --> 00:17:04.932
وقتی به کسانی فکر می‌کنم که تونستم

00:17:05.015 --> 00:17:08.268
کنارشون بزرگ بشم
و به صحبت‌هاشون گوش بدم

00:17:08.352 --> 00:17:10.854
و تیزیِ همه رو ببینم

00:17:10.938 --> 00:17:13.398
بازیگرهای بزرگ‌تر که اومدن

00:17:13.482 --> 00:17:15.484
همچین شر و شیطون بودن
به‌شکل بامزه‌ای

00:17:18.111 --> 00:17:19.279
خیلی عالیه

00:17:19.363 --> 00:17:20.822
مثلاً رابی کالترین

00:17:20.906 --> 00:17:21.949
اون خیلی بچه بود

00:17:22.032 --> 00:17:23.825
یعنی قشنگ نابالغ

00:17:23.909 --> 00:17:27.329
و خیلی.. بامزه بود

00:17:27.412 --> 00:17:28.580
خیلی دوست داشت ما رو بخندونه

00:17:28.664 --> 00:17:30.457
و کارشـم خوب بلد بود

00:17:30.540 --> 00:17:32.709
هر چی بگین رو امتحان کردم

00:17:32.793 --> 00:17:35.379
انواع کرم‌ها
انواع ژل‌ها

00:17:35.462 --> 00:17:36.838
اصلاح‌کردن رو امتحان کردم

00:17:36.922 --> 00:17:38.715
..هر لحظه.. بیدار که می‌شم انگار

00:17:38.799 --> 00:17:40.968
شوهرم تهدید می‌کنه که ترکم می‌کنه

00:17:41.051 --> 00:17:42.511
اگه واقعاً منو دوست داشت

00:17:42.594 --> 00:17:44.888
یه‌خرده ریش براش چیزی نبود

00:17:44.972 --> 00:17:47.349
ولی خیلی آدم چِغریـه

00:17:47.859 --> 00:17:50.179
[ سالن عمومی گریفندور ]

00:17:50.394 --> 00:17:52.854
...اون حجم از محبت و گرمی از طرف شما

00:17:52.922 --> 00:17:55.174
آخی -
همه‌چی رو عوض کرده بود -

00:17:55.273 --> 00:17:57.025
خب ما کلی با هم وقت می‌گذروندیم

00:17:57.109 --> 00:17:59.236
آره می‌دونم
من یه زمانی با تو بیشتر از

00:17:59.319 --> 00:18:01.029
بچه‌های خودم وقت می‌گذروندم

00:18:01.113 --> 00:18:02.114
آره. باورنکردنی بود

00:18:02.197 --> 00:18:03.740
وای می‌دونم

00:18:03.824 --> 00:18:05.575
،فکر کنم بیشتر سکانس‌های موردعلاقه‌م
اگه راست‌شـو بخوای

00:18:05.659 --> 00:18:08.996
،حالا که فکرشـو می‌کنم
با تو و بچه‌ها توی کلبۀ هاگرید بود

00:18:09.079 --> 00:18:10.956
همه‌ش به اون سکانسی فکر می‌کنم

00:18:11.039 --> 00:18:12.541
که بهم گفتن لجن‌خون -
آره -

00:18:12.624 --> 00:18:14.835
و اون روز خیلی باهام مهربون بودی

00:18:14.918 --> 00:18:17.045
چون که خب روز اولم بود

00:18:17.261 --> 00:18:18.729
و سکانس مهمی بود

00:18:23.093 --> 00:18:24.428
«به من گفت «لجن‌خون

00:18:25.353 --> 00:18:26.888
نگو

00:18:26.972 --> 00:18:28.223
لجن‌خون چیه؟

00:18:28.306 --> 00:18:30.142
یعنی خون کثیف

00:18:30.225 --> 00:18:33.061
لجن‌خون در واقع لقب بدی
برای مَشَنگ‌زاده‌هاست

00:18:33.145 --> 00:18:36.481
کسی که پدر و مادرش قدرت جادویی ندارن
یکی مثل من

00:18:36.565 --> 00:18:38.692
شما سه‌تا هنرپیشه‌های بزرگی شدید

00:18:38.775 --> 00:18:40.110
سر ضبط این فیلم

00:18:40.193 --> 00:18:42.279
حس می‌کردی واقعاً وارد دنیاشون شدی

00:18:42.362 --> 00:18:42.987
آره

00:18:43.012 --> 00:18:45.032
تو تمام صحنه‌هایی که استوارت کریگ
،طراح‌شون بود

00:18:45.115 --> 00:18:46.846
توجه به دقت و ظرافت مثال‌زدنی بود

00:18:49.313 --> 00:18:51.235
«خلقِ غیرممکن»

00:18:51.329 --> 00:18:54.583
من همیشه اصرار داشتم که
هاگوارتز نباید این حس رو منتقل کنه

00:18:54.666 --> 00:18:58.837
که انگار نمی‌تونه
تو دنیای واقعی وجود داشته باشه

00:18:58.920 --> 00:19:01.089
به من آزادی خلاقیت زیادی داده بودن

00:19:01.173 --> 00:19:04.426
واسه همین می‌تونستیم
این دنیا رو از بیخ بسازیم

00:19:04.509 --> 00:19:07.304
بعضی از صحنه‌های فیلمبرداری هری پاتر
،واسه منم باورنکردنی بودن

00:19:07.387 --> 00:19:08.889
منی که ۳۵ ساله این کار شغل‌مـه

00:19:08.972 --> 00:19:10.265
«می‌دونی چیه؟ «عجبیاً غریبا
[ تکه‌کلام ران ویزلی ]

00:19:10.348 --> 00:19:12.934
،اولین باری که رفتم پشت صحنه رو ببینم

00:19:13.018 --> 00:19:14.811
،سرسرای بزرگ» رو نشونم دادن»

00:19:14.895 --> 00:19:18.106
که واقعاً دیوانه‌کننده بود

00:19:18.190 --> 00:19:20.609
کف زمین تماماً ماسه‌سنگ‌ـه

00:19:20.692 --> 00:19:22.778
تو خیلی از صحنه‌ها ۲۵۰ تا
سیاهی‌لشکر بودن

00:19:22.861 --> 00:19:24.654
همه‌شون حدود ۱۸ سال‌شون بود
و موقع راه رفتن زمین رو می‌لرزوندن

00:19:24.738 --> 00:19:26.364
نمی‌شه کف زمین از جنس پلاستیک باشه

00:19:26.448 --> 00:19:28.158
باید اصل جنس باشه

00:19:28.241 --> 00:19:30.786
و این شمع‌های روشنی که
با سیم بالا و پایین می‌شدن

00:19:30.869 --> 00:19:32.496
یکی از لحظات موردعلاقه‌م
تو کل دوران فیلمبرداری

00:19:32.579 --> 00:19:34.122
لحظه‌ای بود که تمام اون شمع‌های شناور

00:19:34.206 --> 00:19:35.832
داشتن طناب‌هایی که باهاشون
وصلِ سقف شده بودن

00:19:35.916 --> 00:19:37.459
رو می‌سوزوندن
و دونه دونه می‌افتادن

00:19:37.542 --> 00:19:39.795
گوشه گوشۀ سرسرای بزرگ -
صدها شمع واقعی -

00:19:39.878 --> 00:19:41.588
...که واقعاً هم روشن بودن -
«وای خدا» -

00:19:41.671 --> 00:19:44.633
روی ریسمان آویزون از سقف

00:19:44.716 --> 00:19:46.468
خیلی‌هاش الان جلوه‌های تصویری
به حساب می‌اومد

00:19:46.551 --> 00:19:48.053
همین که ما تونستیم
...تو اون صحنۀ فیلمبرداری باشیم

00:19:48.136 --> 00:19:49.805
واقعاً درسته
خیلی باحال بود

00:19:49.888 --> 00:19:51.348
ممنونم، استوارت کریگ -
آره -

00:19:51.431 --> 00:19:53.341
آره -
خیلی دوسِت داریم، استوارت کریگ -

00:20:03.318 --> 00:20:05.237
ضبط سکانس مسابقۀ کوییدیچ از همه سخت‌تر بود

00:20:05.320 --> 00:20:06.488
و حضّار باید خیلی سریع

00:20:06.571 --> 00:20:07.989
قوانین بازی رو یاد می‌گرفتن

00:20:08.073 --> 00:20:10.534
یاد گرفتن کوییدیچ خیلی سخت نیست

00:20:10.617 --> 00:20:14.162
هر تیم ۷ بازیکن داره
سه‌تا مهاجم، دو مدافع

00:20:14.246 --> 00:20:16.832
یه دروازه‌بان و جستجوگر.. که تویی

00:20:16.915 --> 00:20:20.210
آره، جو رولینگ عملاً
یه دفترچۀ راهنما برامون نوشت

00:20:20.293 --> 00:20:21.586
دفترچه‌ای از قوانین بازی کوییدیچ

00:20:21.670 --> 00:20:24.840
که تمام جزئیات بازی
توش توضیح داده شده بود

00:20:24.923 --> 00:20:26.800
،بعد استوارت کریگ، طراح تولیدمون

00:20:26.883 --> 00:20:29.010
نمای زمین کوییدیچ رو طراحی کرد

00:20:29.094 --> 00:20:34.015
و جداً زمینی ساخت که
حس می‌کردی اصلی و واقعیـه

00:20:34.099 --> 00:20:37.018
اونم برای بازی‌ای که کاملاً تخیلی بود

00:20:37.102 --> 00:20:40.021
شور و انرژیِ زیاد

00:20:40.105 --> 00:20:41.523
!آماده، اکشن

00:20:41.606 --> 00:20:44.484
!و گل می‌زنه -
!آنجلینا جانسون گل می‌زنه -

00:20:44.568 --> 00:20:46.278
ده امتیاز برای گریفندور

00:20:46.361 --> 00:20:47.529
همیشه می‌خواستم اینو بهت بگم

00:20:47.612 --> 00:20:48.947
ولی یه جا بود

00:20:49.030 --> 00:20:50.323
تو روز دوم یا سوم

00:20:50.407 --> 00:20:53.034
،دوربین میاد تو صورتت و میگی

00:20:53.118 --> 00:20:54.578
«ما قرار نیست بریم خونه، نه واقعاً»

00:20:54.661 --> 00:20:58.165
برگشتن به خونه حس عجیبی داره، نه؟

00:20:58.248 --> 00:21:00.417
من قرار نیست برم خونه

00:21:00.500 --> 00:21:02.335
نه واقعاً

00:21:02.419 --> 00:21:04.004
...اشک تو چشمام جمع شد
هنوزم وقتی بهش فکر می‌کنم

00:21:04.087 --> 00:21:06.381
اشکم در میاد
...با خودم می‌گفتم: «این پسره

00:21:06.464 --> 00:21:08.383
«این بچه چه بازیگر معرکه‌ایـه

00:21:08.466 --> 00:21:10.635
...وای -
و همون موقع بود که -

00:21:10.719 --> 00:21:13.044
اون یه‌جورایی یه دنیای کاملاً جدید
به رومون باز کرد

00:21:13.069 --> 00:21:15.599
و قسمت اول مجموعه فیلم‌ها
خیلی کتاب‌داستانی و جذاب بود

00:21:15.682 --> 00:21:16.892
...آره، خیلی دوست‌داشتنیـه و

00:21:16.975 --> 00:21:18.268
«مثل «به هاگوارتز خوش‌آمدید

00:21:18.351 --> 00:21:19.728
تا وقتی به آخر فیلم می‌رسی

00:21:19.811 --> 00:21:21.354
...اونجا که
من صورت یه مَردی رو ذوب می‌کنم

00:21:21.438 --> 00:21:22.731
آره دقیقاً

00:21:26.902 --> 00:21:29.654
فیلم اول خیلی گرفت -
آره -

00:21:29.738 --> 00:21:32.282
و وقتی بازخورد خوبی گرفت
و مردم خود فیلم رو

00:21:32.365 --> 00:21:33.575
،قبول کردن که هیچ

00:21:33.658 --> 00:21:35.076
...بازیگرها رو هم پذیرفتن -
آها آره -

00:21:35.160 --> 00:21:36.703
،سر فیلم دوم خیلی بهم خوش گذشت

00:21:36.786 --> 00:21:39.306
«تالار اسرار»
چون دیگه.. آزاد بودم

00:21:55.141 --> 00:21:59.602
«اصول خانوادگی خاندان ویزلی»

00:22:03.146 --> 00:22:06.191
خب، یالا. هیس هیس

00:22:06.274 --> 00:22:07.817
باشه، بیاید

00:22:09.361 --> 00:22:10.403
هیس، بیا

00:22:12.197 --> 00:22:14.115
صبح بخیر، ویزلی‌ها

00:22:14.199 --> 00:22:15.784
صبح بخیر، بابا

00:22:15.867 --> 00:22:19.079
من عاشق سکانس‌هایی بودم
که بچه‌های ویزلی

00:22:19.162 --> 00:22:20.622
جمع‌شون جمع بود
«مثل سکانس‌های «پناهگاه

00:22:20.705 --> 00:22:22.290
یه حال و هوای آشفته‌ای داشت

00:22:22.315 --> 00:22:24.649 position:20% line:50%
[ پناهگاه ویزلی ]

00:22:22.374 --> 00:22:25.126
همه یه‌جورایی فی‌البداهه بازی می‌کردن

00:22:25.210 --> 00:22:27.128
نکتۀ جالبِ پناهگاه تا جایی که یادمـه
این بود که

00:22:27.212 --> 00:22:28.421
مدام عوض می‌شد

00:22:28.505 --> 00:22:30.090
یه‌جورایی منقبض و منبسط می‌شد

00:22:30.173 --> 00:22:32.926
یه لحظه می‌دیدی یه شومینۀ بزرگ
پر از پودر پرواز دارن

00:22:33.009 --> 00:22:36.221
...و بعد یهو
کوچیک‌تر شد

00:22:36.304 --> 00:22:39.015
آره، مثل یه صحنۀ زنده و جاندار بود
که تغییر می‌کرد

00:22:39.099 --> 00:22:40.350
حس می‌کنم عضو خونوادۀ ویزلی بودن

00:22:40.433 --> 00:22:41.935
بهترین بخش تجربه‌م تو هری پاتر بود

00:22:42.018 --> 00:22:44.354
،خب ما خانوادۀ هاگوارتزمون رو هم داشتیم
ولی من واقعاً

00:22:44.437 --> 00:22:46.940
حس خاصی داشتم
از این‌که یه خونوادۀ جدا داشتیم

00:22:47.023 --> 00:22:48.525
بی‌نظیر بود -
و سکانس‌هایی که -

00:22:48.608 --> 00:22:49.818
جدا گرفتیم

00:22:49.901 --> 00:22:51.611
کار با جولی فوق‌العاده‌ست

00:22:51.695 --> 00:22:54.948
:ما.. ران می‌گفت
«سلام مامانی. سلام بابایی»

00:22:55.031 --> 00:22:57.575
جولی والترز که نقش مادر من رو
،بازی می‌کرد، همون خانم ویزلی

00:22:57.659 --> 00:23:00.453
خیلی.. خیلی به من لطف و محبت داشت

00:23:00.537 --> 00:23:02.497
اون حتی یه‌جورایی
منو زیر بال و پرش گرفت

00:23:02.580 --> 00:23:04.874
و قشنگ عین یه مادر بود برام

00:23:04.958 --> 00:23:07.502
دوقلوها کسایی بودن که
من واقعاً باهاشون صمیمی شده بودم

00:23:07.585 --> 00:23:09.878
واقعاً عین برادرهای بزرگ خودم بودن

00:23:09.910 --> 00:23:11.673
،جولی والترز و مارک ویلیامز

00:23:11.756 --> 00:23:13.383
مثل خونوادۀ دومم بودن

00:23:13.466 --> 00:23:14.884
اونا همیشه تقریباً تو نقش‌شون می‌موندن

00:23:14.968 --> 00:23:16.678
...و یه‌جورایی

00:23:16.761 --> 00:23:18.221
با هم بازی می‌کردن

00:23:18.305 --> 00:23:20.390
دامبلد.. دوم.. میت

00:23:20.473 --> 00:23:22.183
کی؟ کی رو میگی عزیزم؟

00:23:22.267 --> 00:23:24.463
دامبلدور حتماً می‌دونه که تو اینجایی، هری

00:23:25.770 --> 00:23:27.063
!کات

00:23:27.147 --> 00:23:28.773
وایسا، وایسا

00:23:28.857 --> 00:23:30.525
این درست نیست

00:23:30.608 --> 00:23:31.693
باورم نمی‌شه

00:23:31.776 --> 00:23:33.236
چه خوشتیپ شدین -
سلام -

00:23:33.320 --> 00:23:34.779
چطوری؟
چقدر عالی

00:23:34.863 --> 00:23:36.031
شماها چطور مطورید؟ -
خیلی خوبیم، ممنون -

00:23:36.114 --> 00:23:37.490
تو چطوری؟ -
منم خوبم -

00:23:37.574 --> 00:23:39.200
این چقدر هیجان‌انگیزه -
آره -

00:23:39.284 --> 00:23:40.618
بعد از آزکابان، اولین باره که برمی‌گردم

00:23:40.702 --> 00:23:42.370
نمی‌دونستیم قراره برگردی یا نه

00:23:42.454 --> 00:23:48.835
اصول خانوادگی ویزلی‌ها
!فکر، ملاحضه و خوش‌گذرونی بود

00:23:48.918 --> 00:23:52.339
خب هری، تو که باید
خوب مشنگ‌ها رو بشناسی

00:23:52.422 --> 00:23:56.051
بگو ببینم، اردک پلاستیکی
دقیقاً چه کاربردی داره؟

00:23:56.134 --> 00:23:58.678
موقعی که دور هم جمع می‌شدیم
خیلی طبیعی بود

00:23:58.762 --> 00:24:01.848
واقعاً به‌جز نام‌مون
همه‌جوره یه خانواده بودیم

00:24:01.931 --> 00:24:03.475
باحالیش به همین بود
و این‌که می‌بینی

00:24:03.558 --> 00:24:06.519
هر نوع آدمی توشون هست

00:24:06.603 --> 00:24:09.731
و بعد دقیقاً نقطۀ مقابل اینو
توی خاندان مالفوی می‌بینی

00:24:09.814 --> 00:24:13.151
آره، همیشه مقایسۀ این دو خانواده در کنار هم
مقایسۀ خیلی خوبیه

00:24:13.234 --> 00:24:14.903
مثل کارد و پنیر بودن

00:24:14.986 --> 00:24:17.739
الان نه، دریکو. مؤدب باش

00:24:19.449 --> 00:24:22.077
آقای پاتر
«آشنایی با مالفوی‌ها»

00:24:22.981 --> 00:24:24.621
لوسیوس مالفوی هستم

00:24:25.293 --> 00:24:26.373
بالأخره آشنا شدیم

00:24:26.456 --> 00:24:27.874
اولین‌بار وقتی با هری پاتر آشنا شدم

00:24:27.957 --> 00:24:29.417
که هر جا می‌رفتم، همه تو مترو

00:24:29.501 --> 00:24:31.336
کتاب‌هاشـو می‌خوندن

00:24:31.419 --> 00:24:33.088
فکر می‌کنم برای این
نقش لوسیوس به من رسید

00:24:33.171 --> 00:24:34.672
چون‌که اون نقش رو نمی‌خواستم

00:24:34.756 --> 00:24:36.299
من رفتم برای نقش گیلدروی لاکهارت تست بدم

00:24:36.383 --> 00:24:37.926
و کریس گفت: «خیلی خوب بود

00:24:38.009 --> 00:24:39.594
«ممکنه برای یک نقش دیگه هم تست بدین؟

00:24:39.677 --> 00:24:41.805
قرار بود من نقش کاپیتان هوک
تو فیلم «پیتر پن» رو بازی کنم

00:24:41.888 --> 00:24:43.098
:و با خودم می‌گفتم
خب دوست ندارم نقش»

00:24:43.181 --> 00:24:44.599
«دوتا از شخصیت‌های شرور کودکان رو بازی کنم

00:24:44.682 --> 00:24:47.227
و در حال دندون‌قروچه کردن
فیلمنامه رو می‌خوندم

00:24:47.310 --> 00:24:48.770
شدیداً گوش‌تلخ شده بودم

00:24:48.853 --> 00:24:51.064
که البته دقیقاً هم همین لازم بود

00:24:51.147 --> 00:24:54.442
و ازم خواستن نقش لوسیوس رو بازی کنم
و دم‌شون گرم که این‌کارو کردن

00:24:54.526 --> 00:24:56.444
چطور جرئت می‌کنی؟

00:24:56.528 --> 00:24:58.655
نقش لوسیوس توی این داستان
به‌نظر من این بود که

00:24:58.738 --> 00:25:01.700
توضیح بدیم چرا دریکو همچین بچۀ زورگوی

00:25:01.783 --> 00:25:04.911
بی‌رحم و سادیستی بود تو مدرسه

00:25:04.994 --> 00:25:07.831
موهای قرمز و شنل دست‌دوم

00:25:07.914 --> 00:25:10.083
حتماً از خاندان ویزلی هستی

00:25:10.166 --> 00:25:12.210
دریکو» دست‌پروردۀ مادر پدرشـه»

00:25:12.293 --> 00:25:15.296
و واقعاً هم مادر و پدر داغونی داره

00:25:15.380 --> 00:25:17.090
‫اگه هاگرید اولین تأثیر گذار روی تربیتت باشه،

00:25:17.173 --> 00:25:18.466
‫به احتمال زیاد
‫اینطوری حرف می‌‍‌زنی...

00:25:18.550 --> 00:25:19.968
‫"خیلی‌خب، رفیق"

00:25:20.051 --> 00:25:21.511
‫دوست داشتنی
‫و خیلی با عاطفه میشی

00:25:21.594 --> 00:25:24.180
‫خوشگل نیست؟
‫اوه، بنده خدا

00:25:24.264 --> 00:25:27.600
‫ببینین، مامانیش رو می‎شناسه

00:25:27.684 --> 00:25:29.477
‫اووه!

00:25:30.562 --> 00:25:32.147
‫اگه بابات یه روانی باشه...

00:25:32.230 --> 00:25:34.691
‫که همش یه عصای کبری دستشه

00:25:34.774 --> 00:25:36.985
‫احتمالا آدم دوستانه‌ای از آب در نمیای

00:25:37.068 --> 00:25:39.362
‫37، برداشت اول.
‫نشان دوربین

00:25:39.446 --> 00:25:43.533
‫تام، یادت باشه، آروم.
‫داری داستانی رو تعریف می‏کنی

00:25:43.616 --> 00:25:47.162
‫ولی شیطانی، با لطافت.
‫آماده و حرکت

00:25:47.245 --> 00:25:49.497
<i>‫ من لحظه‎‏ای که تام رو دیدم </i>
<i>‫ ازش خوشم اومد </i>

00:25:49.581 --> 00:25:52.459
‫اون فقط همیشه خیلی دوست داشتنی بود

00:25:52.542 --> 00:25:55.170
‫کار کردن با جیسون واقعا لذت بخش بود

00:25:56.254 --> 00:25:58.715
‫درواقع، کار کردن با جیسون
‫همیشه لذت بخش نبود

00:25:58.798 --> 00:26:03.219
‫فوراً میشد یه آدم خُشک...

00:26:03.303 --> 00:26:05.430
‫بد رفتاری که تا به حال
‫تو عمرم دیده بودم

00:26:05.513 --> 00:26:08.224
<i>‫ فقط یادمه که دستش رو گرفتم </i>
<i>‫ و فقط... </i>

00:26:08.308 --> 00:26:10.059
<i>‫ و تا جایی که تونستم بد رفتار کردم </i>

00:26:10.143 --> 00:26:13.021
<i>‫ و صورت کوچولوش رو می‌دیدم که </i>
<i>‫ دائما دنبال رضایت من بود </i>

00:26:13.104 --> 00:26:15.773
‫اولین صحنه‏ای که من بازی کردم
‫درواقع بُرش خورد...

00:26:15.857 --> 00:26:17.358
‫و الان بین صحنه‏های حذف شده‏ست

00:26:17.442 --> 00:26:19.652
<i>‫ دریکو به یه چیزی دست زد، </i>
<i>‫ و من از این عصا استفاده کردم </i>

00:26:19.736 --> 00:26:20.820
<i>‫ و این کارو کردم </i>

00:26:20.904 --> 00:26:23.364
‫به هیچی دست نزن، دریکو

00:26:23.448 --> 00:26:25.492
‫ولی نمی‌دونستم دندون‌هاش چقدر تیز بودن

00:26:25.575 --> 00:26:27.619
‫و رفتن تو دست‌های تام

00:26:27.702 --> 00:26:31.039
‫و اون بهم نگاه کرد
‫و چشم‏هاش پر از اشک شد

00:26:31.122 --> 00:26:32.540
‫بله، پدر

00:26:32.624 --> 00:26:34.459
‫و من گفتم، "تام، خیلی عذر می‏خوام،
‫نمی‎‏‌دونستم...

00:26:34.542 --> 00:26:36.252
‫چقدر دندون‏ها تیز بودن
‫و عصا چقدر سنگین بود"

00:26:36.336 --> 00:26:37.879
‫و اون گفت،
‫"نه، نه، اشکال نداره

00:26:37.962 --> 00:26:39.005
‫واسه صحنه خوب بود"

00:26:39.088 --> 00:26:40.548
‫نقش یه پدر خبیث رو بازی می‏کرد،

00:26:40.632 --> 00:26:42.091
‫و بعد که می‌گفتن "کات"

00:26:42.175 --> 00:26:43.718
‫بعدش میومد و بغلت می‏کرد
‫و می‌گفت،

00:26:43.801 --> 00:26:45.553
‫"اوه، زیاد محکم زدمت؟
‫زیاد محکم زدمت؟"

00:26:45.637 --> 00:26:48.556
‫اون واقعا آدم دو رویی هستش

00:26:51.100 --> 00:26:53.686
‫آره! آره!

00:26:53.770 --> 00:26:56.606
‫ووهو! آره!

00:26:56.689 --> 00:26:58.816
‫هری پاتر

00:26:58.900 --> 00:27:00.610
‫دیدنت باعث افتخاره

00:27:00.693 --> 00:27:02.403
‫یادمه به یکی از دوستام گفتم،

00:27:02.487 --> 00:27:06.157
‫"می‌دونی، یه نقش رو گرفتم.
‫نقش یه الف تو هری پاتره"

00:27:06.241 --> 00:27:11.996
‫و جیغ‎های از روی شادی
‫و ناامیدی کامل...

00:27:12.080 --> 00:27:15.166
‫از درک نکردنم،
‫می‎دونی،

00:27:15.250 --> 00:27:17.502
‫که این شخصیت چقدر مهم بوده

00:27:20.838 --> 00:27:22.423
‫یه صحنه رو گرفتیم
‫و اون گفت،

00:27:22.507 --> 00:27:24.384
‫"ممنون، فعلا کافیه،
‫و من یه لگد تو هوا زدم

00:27:24.467 --> 00:27:26.427
‫و رفتم پایین
‫و یه ضربه با چوبم زدم

00:27:26.511 --> 00:27:28.012
‫و کریس گفت، "کات

00:27:28.096 --> 00:27:29.931
‫میشه جایی که جیسون لیز خورد
‫رو تمیز کنیم، لطفا؟"

00:27:30.014 --> 00:27:31.683
‫و من گفتم،
‫"نه، لیز نخوردم"

00:27:31.766 --> 00:27:33.268
‫گفت، "پس چی شد؟"

00:27:33.351 --> 00:27:35.687
‫منم گفتم،
‫"با لگد دابی رو انداختم پایین پله‎‏ها"

00:27:42.110 --> 00:27:44.028
‫و با خودم فکر کردم،
‫"این قراره...

00:27:44.112 --> 00:27:46.364
‫بدجور باحال بشه"

00:27:46.447 --> 00:27:48.783
‫آقای مالفوی

00:27:48.866 --> 00:27:51.369
‫آقای مالفوی!

00:27:51.452 --> 00:27:53.913
‫یه چیزی که مال شماست
‫دست منه

00:27:55.039 --> 00:27:57.500
‫جوراب رقت‌انگیزه،
‫مگه نه، از یه جهت؟

00:27:57.584 --> 00:27:59.669
<i>‫ ولی از جهت دیگه حکم همه‏چی رو داره </i>

00:27:59.752 --> 00:28:03.131
<i>‫ و به نظرم همین، </i>
<i>‫ زیبایی شخصیته </i>

00:28:03.214 --> 00:28:06.509
‫ارباب به دابی جوراب داده؟

00:28:06.593 --> 00:28:08.678
‫چی؟
‫من چیزی...

00:28:08.761 --> 00:28:12.807
‫ارباب به دابی لباس هدیه داده

00:28:12.890 --> 00:28:15.810
‫دابی آزاده

00:28:15.893 --> 00:28:17.854
‫یکی از موضوعات اصلی اتحادی...

00:28:17.937 --> 00:28:20.356
‫از دوستانیه که پایدارن

00:28:34.662 --> 00:28:37.665
‫پس من و تو یکی از بهترین
‫خنده‏هامون رو...

00:28:37.749 --> 00:28:39.208
‫- آره
‫- همراه با ریچارد هریس باهمدیگه داشتیم

00:28:39.292 --> 00:28:42.253
<i>‫ و یه نسخه رباتی... </i>

00:28:42.337 --> 00:28:43.588
<i>‫ از فاکسِ ققنوس داشتیم </i>

00:28:43.671 --> 00:28:45.381
‫و یه پرنده گنده‎‏ی قرمز بود

00:28:45.465 --> 00:28:46.841
‫- که تو زندگی واقعی وجود نداره
‫- که وجود نداره

00:28:46.924 --> 00:28:48.551
‫یعنی...
‫غیر واقع گرایانه نبود

00:28:48.635 --> 00:28:50.219
‫یعنی، به گمونم امکانش بود

00:28:50.303 --> 00:28:53.890
<i>‫ ریچارد اومد داخل و به ققنوس نگاه کرد </i>
<i>‫ و گفت، </i>

00:28:53.973 --> 00:28:57.018
<i>‫ "عجب، این روزها خیلی عالی </i>
<i>‫ این پرنده‏ها رو تربیت می‏کنن" </i>

00:28:57.101 --> 00:28:58.811
<i>‫ چون تو چشم‏هاش یه دوربین کار گذاشته بودن، </i>

00:28:58.895 --> 00:29:00.688
<i>‫ پس می‏تونستن ببینن که ریچارد </i>
<i>‫ داره بهش نگاه می‏کنه، </i>

00:29:00.772 --> 00:29:02.106
<i>‫ و بعد با خودشون می‏‎گفتن، </i>

00:29:02.190 --> 00:29:04.484
<i>‫ "خب، نمی‌خوایم که خرابش کنیم، </i>

00:29:04.567 --> 00:29:06.319
‫پس می‌ذاریم پرنده همینطوری واکنش نشون بده
‫و تکون بخوره"

00:29:06.402 --> 00:29:08.279
‫و بعد البته، می‏دونی،
‫وارد یه چرخه شدیم

00:29:08.363 --> 00:29:10.365
‫که ریچارد می‏گفت،
‫پرنده داره بهم واکنش نشون میده"

00:29:10.448 --> 00:29:14.577
‫آه، ققنوس‏ها حیوانات شگفت‎انگیزی هستن

00:29:14.661 --> 00:29:18.039
‫می‌تونن بارهای سنگینی رو حمل کنند،

00:29:18.122 --> 00:29:21.501
‫و اشک‏هاشون قدرت شفابخشی دارن

00:29:21.584 --> 00:29:23.044
‫- هیچوقت بهش نگفتیم
‫- نه، اصلا بهش نگفتیم

00:29:23.127 --> 00:29:24.170
‫- نه
‫- اون فکر می‏کرد که...

00:29:24.253 --> 00:29:25.588
‫- یه پرنده واقعیه
‫- آره

00:29:25.672 --> 00:29:27.173
‫دیوونه‏وار بود که
‫ما بخشی ازش بودیم

00:29:27.256 --> 00:29:28.925
‫می‏دونی، من کس دیگه‏ای
‫رو نمی‌شناسم...

00:29:29.008 --> 00:29:30.510
‫که می‏تونست مثل تو
‫این مجموعه فیلم‌ها رو شروع کنه

00:29:30.593 --> 00:29:31.969
‫خب، این حس عالی‏ای بهم میده

00:29:32.053 --> 00:29:33.304
‫همیشه بخاطر رفتن احساس گناه می‏کردم

00:29:33.388 --> 00:29:34.722
‫- واقعا میگم
‫- احساس گناه نکن

00:29:34.806 --> 00:29:37.308
‫وقتی باهاتون خداحافظی کردم،
‫با خودم می‏گفتم...

00:29:37.392 --> 00:29:39.394
‫"باورم نمیشه که دارم اینا رو ول می‏کنم"

00:29:39.477 --> 00:29:41.229
‫و خدایی به نظرم تو هیچوقت...

00:29:41.312 --> 00:29:44.148
‫بخاطر چیزی که از دو فیلم اول
‫با ماها...

00:29:44.232 --> 00:29:46.275
‫بدست آوردی
‫به اندازه کافی ازت تقدیر نشد

00:29:46.359 --> 00:29:47.819
‫پس بخاطرش ازت خیلی ممنونم

00:29:47.902 --> 00:29:50.571
‫بهترین تجربه زندگیم بوده

00:29:53.241 --> 00:29:56.661
<i>‫ نمی‌تونی تشخیص بدی که </i>
<i>‫ مهم نیست... </i>

00:29:56.744 --> 00:29:59.956
<i>‫ یه شخص چه چیزی به دنیا میاد </i>

00:30:00.039 --> 00:30:02.917
<i>‫ بلکه مهم اینه که به چه چیزی تبدیل میشن </i>

00:30:07.101 --> 00:30:11.601
‫بخش دو:
‫«به بلوغ رسیدن»
‫هری پاتر و زندانی آزکابان - ‫هری پاتر و جام آتش

00:30:12.051 --> 00:30:14.883 position:20% line:50%
[ گری اولدمن در نقش سیریوس بلک ]

00:30:12.308 --> 00:30:14.977
‫سلام

00:30:17.348 --> 00:30:19.767
‫اوه، ممنون که اومدی

00:30:19.851 --> 00:30:21.352
‫ممنون که حرف می‎زنی

00:30:23.020 --> 00:30:26.482
‫اون کیه؟
‫اون مَرد

00:30:26.566 --> 00:30:28.109
‫اون کیه؟

00:30:28.192 --> 00:30:30.820
<i>‫ اون سیریوس بلک‌ـه </i>

00:30:32.530 --> 00:30:35.283
<i>‫ سیریوس بلک یه شخصیت ضروری واسه هری هستش </i>

00:30:35.366 --> 00:30:36.784
‫بخشی از مضامین جوئه...

00:30:36.868 --> 00:30:38.619
‫که میگه "کتاب رو از رو جلدش قضاوت نکن،
‫می‏‎دونی؟

00:30:38.703 --> 00:30:40.455
‫برای هری سیریوس بلک به عنوان یه تبهکار...

00:30:40.538 --> 00:30:42.665
‫تفسیر میشه

00:30:42.749 --> 00:30:44.792
‫یه قاتل فرار کرده

00:30:44.876 --> 00:30:46.794
‫منظورت سیریوس بلک هستش؟

00:30:46.878 --> 00:30:48.588
‫ولی اون چه ربطی به من داره؟

00:30:48.671 --> 00:30:50.882
<i>‫ ولی وقتی هری اونو... </i>

00:30:50.965 --> 00:30:53.009
<i>‫ تو فیلم سوم می‎بینه </i>

00:30:53.092 --> 00:30:56.804
‫می‌فهمه اون کسی نیست
‫که بهش گفتن

00:30:56.888 --> 00:30:58.639
‫اون یه آدم خیلی متفاوته

00:30:58.723 --> 00:31:01.601
<i>‫ و گری هم بازیگر خیلی فوق‌العاده‏ای هستش </i>

00:31:01.684 --> 00:31:03.644
‫یکی از دلایلی که اونو انتخاب کردیم
‫اینه که خب...

00:31:03.728 --> 00:31:06.147
‫اون پتانسیل تاریکی رو داره

00:31:06.230 --> 00:31:11.819
‫ولی روح و گرمای وجود عالی‎ای داره

00:31:11.903 --> 00:31:13.654
‫میشه بپرسم، اولین بار..

00:31:13.738 --> 00:31:15.698
‫کِی بود که واسه نقش سیریوس
‫باهات حرف زدن؟

00:31:15.782 --> 00:31:17.325
‫من از هری پاتر اطلاع داشتم،

00:31:17.408 --> 00:31:20.828
‫ولی بیشتر واسه بچه‏ها بود

00:31:20.912 --> 00:31:24.332
‫آدما بهم می‏‎گفتن که کتاب‏ها رو بخونم
‫و منم بچه داشتم

00:31:24.415 --> 00:31:27.335
‫پس بالاخره گذرم بهش می‏‎خورد

00:31:27.418 --> 00:31:31.214
‫و بعد داشتن رویه یکم تاریک‏‎تری
‫رو در پیش می‎‏گرفتن

00:31:31.297 --> 00:31:32.882
‫- آره
‫- کتاب جالب بود

00:31:32.965 --> 00:31:35.468
‫با آلفونسو آشنا شدم،
‫و فکر کنم اون زمان،

00:31:35.551 --> 00:31:36.844
‫اون بیشتر از همه سر زبون‏ها بود

00:31:36.928 --> 00:31:38.554
‫حالا یادتون باشه، بچه‏ها
‫که باید...

00:31:38.638 --> 00:31:40.807
‫- از قورباغه‌تون مراقبت کنین
‫- آره. نگران نباش

00:31:40.890 --> 00:31:44.435
‫برای "آزکابان"،
‫به سن بلوغ رسیدنه

00:31:44.519 --> 00:31:47.772
<i>‫ اونا در آستانه عبور بین دوران بچگی... </i>

00:31:47.855 --> 00:31:50.608
<i>‫ و سال‌های نوجوونی‎شون هستن </i>

00:31:50.691 --> 00:31:54.028
‫در دو فیلم اول،
‫هری هنوز بچه‎‏ست

00:31:54.111 --> 00:32:00.368
<i>‫ خوش بینی بیشتری دور و بر </i>
<i>‫ خود لحن وجود داره </i>

00:32:00.451 --> 00:32:03.120
<i>‫ با اینحال، وقتی 13 سالش میشه </i>

00:32:03.204 --> 00:32:04.455
<i>‫ یه ابر بزرگ هست </i>

00:32:04.539 --> 00:32:07.375
<i>‫ که روی هرچی که اطراف هری وجود داره </i>
<i>‫ سایه می‌ندازه </i>

00:32:07.458 --> 00:32:11.045
‫و ما نیاز داشتیم که اون رو
‫از نظر سبکی هم بیان کنیم

00:32:19.762 --> 00:32:21.889
‫قضیه چیه؟

00:32:21.973 --> 00:32:25.309
‫نمی‏دونم، شاید قطار خراب شده

00:32:33.359 --> 00:32:38.155
<i>‫ فیلم "زندانی آزکابان" </i>
<i>‫ واقعا حس یه عصر جدیدی داشت </i>

00:32:38.239 --> 00:32:40.908
‫داستان خیلی تاریک‎تری داشت

00:32:40.992 --> 00:32:43.744
‫کلی موضوعات بالغانه‎ای توش داشت

00:32:43.828 --> 00:32:46.247
<i>‫ توصیفاتی که جی. کی. رولینگ.... </i>

00:32:46.330 --> 00:32:49.083
<i>‫ از دیوانه‌ساز‌ها داره </i>
<i>‫ خیلی ترسناکن، </i>

00:32:49.166 --> 00:32:53.129
<i>‫ و واقعا می‏خواستم اینو نشون بدم </i>
<i>‫ که دیوانه‌ساز‎‏‏ها... </i>

00:32:53.212 --> 00:32:57.592
‫کاری که می‏کنن اینه که
‫همه خوشی رو ازت می‌بلعن

00:32:57.675 --> 00:33:02.013
<i>‫ که داشتن ذات هری رو می‌مَکیدن </i>

00:33:02.096 --> 00:33:05.099
<i>‫ ولی به نظرم مهم‎ترین مهره... </i>

00:33:05.182 --> 00:33:08.352
<i>‫ برای رسیدن به این </i>
<i>‫ اجرای دن بود </i>

00:33:09.896 --> 00:33:12.940
‫"آزکابان" کِی بود...
‫چند سالت بود؟

00:33:13.024 --> 00:33:14.275
‫14

00:33:14.358 --> 00:33:15.568
‫- واقعا؟
‫- آره

00:33:15.651 --> 00:33:17.153
‫- بار اولی که همدیگه رو دیدیم؟
‫- آره

00:33:17.236 --> 00:33:20.615
‫فکر کنم من یه‌جور خصوصیت پدرانه ذاتی داشتم

00:33:26.787 --> 00:33:28.831
‫می‏خوای منو بکشی، هری؟

00:33:28.915 --> 00:33:30.750
‫اولین کسی که...

00:33:30.833 --> 00:33:32.668
‫موقعی که اونا اومدن رو یادمه
‫گری بود

00:33:32.752 --> 00:33:34.253
‫یادم میاد. یادمه...

00:33:34.337 --> 00:33:36.797
‫یادمه تو درمورد گری باهام حرف زدی

00:33:36.881 --> 00:33:39.467
‫آره، می‏گفتی "گوش کن، اما
‫باید خونسردیت رو حفظ کنی

00:33:39.550 --> 00:33:42.011
‫چون گری اولدمن
‫بازیگر بزرگیه

00:33:42.094 --> 00:33:44.597
‫و تو باید خونسردیت رو حفظ کنی،
‫و منم می‏‎گفتم "باشه"

00:33:44.680 --> 00:33:46.349
‫که درواقع داشتم...

00:33:46.432 --> 00:33:48.100
‫ترس‏های خودم رو تجسم می‏کردم
‫چون من با خودم می‏گفتم...

00:33:48.184 --> 00:33:51.103
‫"دن، باید خونسردیت رو حفظ کنی.
‫این آدم بازیگر بزرگیه"

00:33:52.229 --> 00:33:54.815
<i>‫ دن اولش کمی دلهره داشت </i>

00:33:54.899 --> 00:33:58.319
‫و گری فوق‌العاده سخاوتمند بود
‫هم به عنوان یه شخص،

00:33:58.402 --> 00:34:01.197
‫و هم به عنوان یه بازیگر،
‫و بلافاصله از اون استقبال کرد

00:34:01.280 --> 00:34:04.325
<i>‫ و تو روند بازیگری سهیمش کرد </i>

00:34:04.408 --> 00:34:07.620
‫واقعا دیدن اون دو نفر قشنگ بود

00:34:07.703 --> 00:34:12.166
‫و تقریبا انگار اون رابطه داشت
‫تقلید میشد...

00:34:12.249 --> 00:34:15.211
<i>‫ چون از جهات زیادی، </i>
<i>‫ هری از سیریوس بلک... </i>

00:34:15.294 --> 00:34:17.171
<i>‫ یه توتم ساخته بود </i>

00:34:17.254 --> 00:34:20.466
‫توتمی که یه جورایی کناره گیره...

00:34:20.549 --> 00:34:22.510
‫و از جهات زیادی ترسناکه

00:34:22.593 --> 00:34:24.804
<i>‫ و توی فیلم خلاف این نبود </i>

00:34:24.887 --> 00:34:27.431
<i>‫ که وقتی بفهمن واقعا کی هستن </i>

00:34:27.515 --> 00:34:30.017
<i>‫ اون موقع‌ست که یهو </i>
<i>‫ پیوند فوق‌العاده‎ای بوجود میاد </i>

00:34:30.101 --> 00:34:32.269
‫بین برداشت‌ها می‏‎دیدیشون...

00:34:32.353 --> 00:34:35.106
‫که کنار همدیگه نشستن،
‫باهم حرف می‎زنن و می‎‏خندن

00:34:35.189 --> 00:34:38.025
<i>‫ و می‌تونستی ببینی که دن </i>
<i>‫ چطور به گری نگاه می‏کرد... </i>

00:34:38.109 --> 00:34:41.862
<i>‫ ستایش و احترامی که براش داشت </i>

00:34:41.946 --> 00:34:43.531
‫تمام چیزهای آخر کار
‫تو شیون آوارگان،

00:34:43.614 --> 00:34:45.199
‫حس می‌کنم که من و روپرت
‫و ما فقط...

00:34:45.282 --> 00:34:46.409
‫تو اون صحنه داشتیم تنیس تماشا می‏کردیم
‫و فقط می‌‍‌گفتیم...

00:34:46.492 --> 00:34:47.952
‫"به این میگن بازیگری، بچه‏ها

00:34:48.035 --> 00:34:50.037
‫این چیزیه که توش باید پیشرفت کنیم"

00:34:50.121 --> 00:34:52.206
<i>‫ تیم اسپال بود </i>

00:34:52.289 --> 00:34:54.166
‫- آلن ریکمنِ بی‌همتا
‫- آره

00:34:54.250 --> 00:34:58.212
‫دیوید تیولیس، تو،
‫اما، روپرت

00:34:58.296 --> 00:35:00.047
‫واقعا لطف داری که من،
‫اما و روپرت رو...

00:35:00.131 --> 00:35:01.173
‫شامل این گروه کردی

00:35:01.257 --> 00:35:02.633
<i>‫ اینکه بازیگری شما رو ببینیم </i>
<i>‫ و همینطورم... </i>

00:35:02.717 --> 00:35:04.343
<i>‫ شما رو به چشم آدم عادی ببینیم </i>

00:35:04.427 --> 00:35:06.554
‫و فقط این بازیگرهای فوق‎العاده رو ببینیم...

00:35:06.637 --> 00:35:08.222
‫که اینطوری بودن، "اوه آره، نه

00:35:08.305 --> 00:35:10.141
‫شما آدمین
‫و بین کار خوش گذرونی هم می‎کنین

00:35:10.224 --> 00:35:11.976
‫و کل روند کار نیازی نیست
‫دردآور باشه"

00:35:12.059 --> 00:35:13.936
<i>‫ می‌تونه دشوار باشه </i>
<i>‫ و بعضی وقت‏ها تو... </i>

00:35:14.020 --> 00:35:16.397
<i>‫ عجایب اینو هم بهم نشون دادی </i>
<i>‫ و اون واقعا مهم بود </i>

00:35:16.480 --> 00:35:18.065
‫- بیا بکشیمش!
‫- صبر کن

00:35:18.149 --> 00:35:23.362
‫من صبرم رو کردم!
‫12 سال صبر!

00:35:23.446 --> 00:35:25.156
‫تو آزکابان!

00:35:25.239 --> 00:35:26.615
‫من توی عمرم با همچین...

00:35:26.699 --> 00:35:29.035
‫مجموعه بازیگرهایی
‫صحنه‏ای رو نگرفته بودم

00:35:29.118 --> 00:35:30.703
<i>‫ صحنه خیلی طولانی‏ای هستش </i>

00:35:30.786 --> 00:35:32.663
<i>‫ صحنه‌ای هستش که توش </i>
<i>‫ کلی پیچش داستانی داره </i>

00:35:32.747 --> 00:35:35.207
<i>‫ و خیلی خوش می‏گذشت </i>

00:35:35.291 --> 00:35:38.878
‫صحنه دشواریه که ریسک‏های زیادی تو کاره

00:35:38.961 --> 00:35:41.422
‫نه! من بهت اعتماد کردم!

00:35:41.505 --> 00:35:45.009
<i>‫ و میشه دید که روپرت </i>
<i>‫ و اما و دن... </i>

00:35:45.092 --> 00:35:48.095
<i>‫ بطور کامل به صحنه دل دادند </i>

00:35:48.179 --> 00:35:51.599
‫عاشقشم.
‫خاطره خیلی عالی‏ای ازش دارم

00:35:51.682 --> 00:35:54.226
‫به دامبلدور گفتم که داشتی
‫به یه دوست قدیمیت کمک می‌کردی...

00:35:54.310 --> 00:35:56.771
‫که وارد قلعه بشه،
‫و حالا اینم مدرکش

00:35:56.854 --> 00:35:58.814
‫عالیه، اسنیپ.
‫یه بار دیگه،

00:35:58.898 --> 00:36:00.816
‫تو ذهن مایل و فراگیرت
‫رو به کار گرفتی،

00:36:00.900 --> 00:36:03.110
‫و طبق معمول،
‫به نتیجه اشتباه رسیده

00:36:03.986 --> 00:36:05.821
<i>‫ من همیشه عاشق شخصیت سیریوس بودم </i>

00:36:05.905 --> 00:36:07.615
‫عاشق رابطه‌ام که هری و سیریوس دارن

00:36:07.698 --> 00:36:11.577
‫اون مثل یه عموی باحال می‌مونه
‫که حکم یه برادر بزرگ‏تر رو هم داره

00:36:11.660 --> 00:36:14.288
<i>‫ اونو یه آدم شرور توصیف کردن </i>

00:36:14.372 --> 00:36:16.874
‫و بعد دکمه‏ای داره که
‫که میگی،

00:36:16.957 --> 00:36:19.960
‫"اوه، براش پاپوش دوختن
‫و اون آدم خوبیه"

00:36:20.044 --> 00:36:21.462
<i>‫ و خیلی مهربون </i>
<i>‫ و خیلی دل‏گرم... </i>

00:36:21.545 --> 00:36:22.797
‫- و دل‏گرم و مهربون...
‫- و باحاله

00:36:22.880 --> 00:36:24.673
‫- و یه جورایی خفنه
‫- آره

00:36:24.757 --> 00:36:27.676
‫کاش من کل داستان رو می‏دونستم

00:36:27.760 --> 00:36:29.678
‫می‌دونی، ما داستان رو
‫کتاب به...

00:36:29.762 --> 00:36:31.097
‫آره، کتاب به کتاب می‎فهمیدیم

00:36:31.180 --> 00:36:32.598
‫- نمی‏دونم تو...
‫- اصلا

00:36:32.681 --> 00:36:34.058
‫چون تو هری پاتر بودی،
‫شاید تو...

00:36:34.141 --> 00:36:35.392
‫فقط ریکمن.
‫ریکمن می‏دونست. فقط اون

00:36:35.476 --> 00:36:37.103
‫- ریکمن؟
‫- دید کامل رو داشت

00:36:37.186 --> 00:36:38.395
‫چه خوب تظاهر کرد

00:36:38.479 --> 00:36:40.189
‫همون اوایل به جو گفت،

00:36:40.272 --> 00:36:42.733
‫گفته بود، فکر کنم باید بدونم که چی میشه"

00:36:42.817 --> 00:36:44.151
‫باید بدونم

00:36:45.402 --> 00:36:48.739
‫بهم یه دلیل بده.
‫بهت التماس می‏کنم

00:36:48.823 --> 00:36:50.449
<i>‫ ریکمن واقعا می‌دونست، مگه نه؟ </i>

00:36:50.533 --> 00:36:51.784
‫می‏دونست، آره

00:36:51.867 --> 00:36:53.327
‫و هیچوقت نه به کریس گفت
‫و نه به کس دیگه‌ای

00:36:53.410 --> 00:36:54.787
‫کریس بهش می‏گفت،

00:36:54.870 --> 00:36:56.080
‫"چرا این کارو می‏کنی؟"

00:36:56.163 --> 00:36:57.623
‫اونم می‎‏‏گفت، "بعداً بهت میگم"

00:37:02.169 --> 00:37:04.880
‫آره، "وقتی زمانش رسید
‫خودت می‏فهمی"

00:37:04.964 --> 00:37:06.382
‫یه دهه صبر کن

00:37:06.465 --> 00:37:10.261
‫دن یه بازیگر بچه نبود.
‫یه بازیگر دیگه بود

00:37:10.344 --> 00:37:12.513
‫آلفونسو گفت،
‫"حالا شما نوجوونین،

00:37:12.596 --> 00:37:14.014
‫و منم مثل نوجوون باهاتون رفتار می‏کنم"

00:37:14.098 --> 00:37:15.558
‫و اون اولین کسی بود که...

00:37:15.641 --> 00:37:18.018
‫- بهمون تکالیف خونگی داد
‫- آره

00:37:18.102 --> 00:37:19.395
‫آروم باشین، آروم باشین

00:37:19.478 --> 00:37:21.313
<i>‫ می‌خواست ما رو بشناسه، </i>

00:37:21.397 --> 00:37:24.358
‫پس ترتیب یه تمرینی رو داده بود
‫که ازمون خواست...

00:37:24.441 --> 00:37:26.235
‫از زبون شخصیت‌مون انشاء بنویسیم

00:37:28.946 --> 00:37:31.198
<i>‫ اون می‏گفت، </i>
<i>‫ شما دیگه تا الان این شخصیت‏ها رو... </i>

00:37:31.282 --> 00:37:33.534
<i>‫ بهتر از حدی که من ممکنه بفهمم... </i>

00:37:33.617 --> 00:37:36.495
<i>‫ اونا کی هستن، می‏شناسین </i>
<i>‫ پس شما بهم بگین </i>

00:37:36.579 --> 00:37:38.122
<i>‫ و حدوداً... </i>

00:37:38.205 --> 00:37:40.082
<i>‫ نصف یه برگه A4 که رسید، </i>
<i>‫ با خودم گفتم، </i>

00:37:40.166 --> 00:37:42.168
‫حس می‏کنم همه‎چی رو نوشتم

00:37:42.251 --> 00:37:45.462
‫یعنی، جو یه 500 صفحه‏ای
‫در این مورد نوشته،

00:37:45.546 --> 00:37:48.048
‫ولی حس می‏کنم این یه برگه
‫کامل خلاصه‌اش می‌کنه

00:37:48.132 --> 00:37:50.384
‫عالیه، خیلی‏خب. آره، ایول.
‫بهش افتخار می‏کنم. می‌برمش

00:37:50.468 --> 00:37:54.555
‫معلومه که اِما 12 صفحه می‎‏نویسه،

00:37:54.638 --> 00:37:56.015
‫اونم به قشنگی کامل

00:37:56.098 --> 00:38:00.186
‫روپرت چیزی رو تحویل نداد

00:38:00.269 --> 00:38:01.729
‫من انجامش ندادم

00:38:01.812 --> 00:38:03.564
‫و گفتم، "روپرت، انشات کجاست؟"

00:38:03.647 --> 00:38:09.111
‫اونم گفت، "خب، با خودم گفتم
‫که ران این کارو نمی‏کنه..."

00:38:09.195 --> 00:38:11.989
‫پس منم انجامش ندادم

00:38:12.072 --> 00:38:14.241
‫یعنی، خوشبختانه
‫آلفونسو یه‌جورایی فهمید...

00:38:14.325 --> 00:38:16.118
‫اینکه انجامش ندادم

00:38:16.202 --> 00:38:17.536
‫خیلی به شخصیتم می‏خورد

00:38:17.620 --> 00:38:21.081
‫روپرت، ران هستش

00:38:21.165 --> 00:38:23.876
<i>‫ صددرصد ران هستش </i>

00:38:23.959 --> 00:38:28.422
‫اما فقط بازیگر خیلی بی‌زحمتیه

00:38:28.506 --> 00:38:30.299
<i>‫ اون خیلی آماده می‏کنه </i>

00:38:30.382 --> 00:38:32.760
‫وقتی داری صحنه رو می‏گیری،
‫انگار همه‏چی...

00:38:32.843 --> 00:38:34.428
‫داره ازش جاری میشه

00:38:34.511 --> 00:38:37.556
<i>‫ حقیقت اینه که اونا </i>
<i>‫ بازیگرهای عالی‎ای هستن </i>

00:38:37.640 --> 00:38:41.685
<i>‫ سیریوس بلک بخاطر اینکه... </i>

00:38:41.769 --> 00:38:46.190
<i>‫ هری می‌فهمه اون واقعا کیه </i>
<i>‫ به رستگاری میرسه </i>

00:38:46.273 --> 00:38:48.192
<i>‫ لحظه‎‏ای از رهایی بزرگی هستش، </i>

00:38:48.275 --> 00:38:49.944
<i>‫ از آزادی‌ای بزرگ </i>

00:38:50.027 --> 00:38:54.031
‫و همه اینا به صورت نمادین
‫در پرواز دو نفری اونا...

00:38:54.114 --> 00:38:57.743
‫در شب زیر ماه نقره‌ای بیان میشه

00:39:02.623 --> 00:39:04.458
<i>‫ مثل یه خانواده می‏موند، مگه نه؟ </i>

00:39:04.541 --> 00:39:05.668
‫آره

00:39:05.751 --> 00:39:08.045
‫بیشتر از هر تجربه دیگه‎ای بود

00:39:08.128 --> 00:39:09.797
‫هیچوقت تو فیلم‏ها
‫همچین چیزی نصیبت نمیشه

00:39:09.880 --> 00:39:11.632
‫چون با یه سری آدما کار می‏کنی

00:39:11.715 --> 00:39:13.217
‫و باهاشون دوست میشی

00:39:13.300 --> 00:39:15.928
‫و بعد بیشترشون رو دیگه
‫هیچوقت نمی‌بینی

00:39:16.011 --> 00:39:19.223
‫ولی با "پاتر" برمی‏گردی...

00:39:19.306 --> 00:39:23.852
‫و همین اینطوریش کرد
‫که چیزهای دیگه‌ای هم بود...

00:39:23.936 --> 00:39:26.021
‫- ولی اون خیلی خاصش کرد
‫- آره

00:39:26.105 --> 00:39:28.357
‫فقط این حس رو داره
‫می‎دونی، با تو اینا بودن...

00:39:28.440 --> 00:39:30.818
‫می‏تونی بخشی از تاریخچه فیلم بشی

00:39:32.450 --> 00:39:36.701
‫«عصر جدید بزرگ»

00:39:39.576 --> 00:39:41.495
‫هاگوارتز انتخاب شده که...

00:39:41.578 --> 00:39:44.999
‫میزبان مسابقات سه جادوگر باشه

00:39:47.626 --> 00:39:49.128
‫"جام آتش"

00:39:49.211 --> 00:39:52.172
‫طی تمام چیزهای مسابقات سه جادوگر،

00:39:52.256 --> 00:39:57.094
<i>‫ خیلی دوست داشتنی بود </i>
<i>‫ که سورپرایز بشی و تحت تاثیر قرار بگیری </i>

00:39:57.177 --> 00:40:02.850
‫و با جادوی صحنه‌ها
‫مات و مبهوت بشی

00:40:02.933 --> 00:40:04.184
‫و متعجب بشی

00:40:04.268 --> 00:40:05.519
<i>‫ مثلا، یادمه بوبتان‏ها رو دیدم... </i>

00:40:05.602 --> 00:40:07.396
<i>‫ که اومدن و ورودشون رو انجام دادن </i>

00:40:07.479 --> 00:40:09.690
<i>‫ و درامسترنگ‏ها </i>

00:40:09.773 --> 00:40:11.525
‫خیلی خفن بود

00:40:13.277 --> 00:40:15.696
‫با چهارمین فیلم،
‫یه کارگردان بریتانیایی می‏خواستیم

00:40:15.779 --> 00:40:17.406
‫یه چیزه کاملا تئاتری می‏خواستیم

00:40:17.489 --> 00:40:18.824
‫کات، خیلی ممنون

00:40:18.907 --> 00:40:22.911
‫مایک فقط یه مَرد...

00:40:22.995 --> 00:40:25.914
‫پر سر و صدا و پرشوره

00:40:27.583 --> 00:40:29.418
<i>‫ اون واسه اون فیلم </i>
<i>‫ کارگردان بی‏نقصی بود </i>

00:40:29.501 --> 00:40:32.004
‫واقعا فیلم قلمبه سلمبه،

00:40:32.087 --> 00:40:36.008
<i>‫ پر اکشن، شگفت‎‏انگیز </i>
<i>‫ و غیر عادی‌ای بود </i>

00:40:36.091 --> 00:40:37.676
‫من مایک رو دوست دارم.
‫آدم معرکه‏ای بود

00:40:37.760 --> 00:40:39.720
<i>‫ یعنی، تقریباً انگار خودش </i>
<i>‫ از تو کتاب اومده بود </i>

00:40:39.803 --> 00:40:42.556
‫مثل یه شخصیت هاگوارتز می‏موند

00:40:42.639 --> 00:40:44.850
‫چهارمین کتاب، بزرگ‏ترین‎شونه

00:40:44.933 --> 00:40:47.561
‫حدود 900 صفحه‏ست.
‫میشه در رو باهاش نگه داشت

00:40:47.644 --> 00:40:49.188
‫یه آجر کار می‏مونه

00:40:49.271 --> 00:40:50.647
‫حرکت!

00:40:50.731 --> 00:40:53.651
<i>‫ و با خودم می‏گفتم، </i>
<i>‫ اگه واقعا قراره... </i>

00:40:53.734 --> 00:40:55.569
‫بچه‏ کوچولوها رو غرق در فیلم کنه

00:40:55.652 --> 00:41:01.408
‫پس باید انرژی فوق‌العاده‏ای داشته باشه

00:41:01.492 --> 00:41:04.745
<i>‫ اون یه‏جورایی یه فشفشه انرژی بود </i>

00:41:04.828 --> 00:41:06.413
<i>‫ سر چیزها خیلی هیجان‏‎زده می‎شد </i>

00:41:06.497 --> 00:41:08.749
‫و اون واقعا یه خصوصیتِ...

00:41:08.832 --> 00:41:10.584
‫بچه‏گونه دوست داشتنی‏‎ای داشت

00:41:10.667 --> 00:41:13.420
<i>‫ شوخ طبعی رو هم دوست داشت </i>
<i>‫ و همیشه... </i>

00:41:13.504 --> 00:41:15.339
<i>‫ سعی می‏کرد تو هر صحنه پیداش کنه </i>

00:41:15.422 --> 00:41:18.175
‫احتمالا بعد از دوتا فیلم بود

00:41:18.258 --> 00:41:20.260
‫که یه‏جورایی کم کم استرسم گرفت

00:41:20.344 --> 00:41:22.096
‫- و یادمه...
‫- تغییر مایک بود

00:41:22.179 --> 00:41:23.430
‫موقعی که کلمبوس رفت

00:41:23.514 --> 00:41:24.848
‫بدون شک یکم فرق ایجاد کرد

00:41:24.932 --> 00:41:26.392
‫آره، حال و هواش فرق می‏کرد

00:41:26.475 --> 00:41:28.435
‫- مایک نیوول
‫- مایک مثل آدمای بالغ باهامون رفتار می‏کرد

00:41:28.519 --> 00:41:29.686
‫- بخاطر همین بود
‫- آره

00:41:29.770 --> 00:41:31.605
‫- به گمونم واقعا اونطوری باهامون رفتار می‏کرد
‫- آره

00:41:31.689 --> 00:41:33.315
‫سر صحنه بهمون خوش می‏گذشت

00:41:36.693 --> 00:41:40.072
<i>‫ دوقلوهای ویزلی </i>
<i>‫ که خیلی دوستشون داشتم، </i>

00:41:40.155 --> 00:41:42.658
<i>‫ باید دعوا می‏کردن </i>

00:41:42.741 --> 00:41:44.952
‫داشتیم صحنه‏ای رو انجام می‏‎دادیم
‫که فِرِد و جورج...

00:41:45.035 --> 00:41:47.121
‫از مسابقات سه جادوگر رد شده بودن

00:41:47.204 --> 00:41:49.873
<i>‫ و کلاه‏گیس و ریش پوشیده بودیم </i>

00:41:49.957 --> 00:41:51.709
<i>‫ که عین پیرمردها بود </i>

00:41:51.792 --> 00:41:53.544
<i>‫ و مایک گفت، "خیلی‏خب، پس فکر کنم </i>
<i>‫ شما واقعا... </i>

00:41:53.627 --> 00:41:54.878
<i>‫ از دست همدیگه کلافه می‏شید. </i>
<i>‫ به نظرم باید... </i>

00:41:54.962 --> 00:41:56.422
<i>‫ بخاطرش باهم یه دعوای </i>
<i>‫ درست و حسابی بکنید </i>

00:41:56.505 --> 00:42:00.467
‫این دو نفر یه‏جورایی داشتن
‫همدیگه رو فشار می‎‏دادن

00:42:00.551 --> 00:42:02.136
‫کات!

00:42:02.219 --> 00:42:04.638
‫و من گفتم، "نه، بیخیال پسرا،
‫خدایی مثلا دعواست"

00:42:04.721 --> 00:42:05.973
<i>‫ مایک اومد پیش‎مون. </i>
<i>‫ گفت، </i>

00:42:06.056 --> 00:42:07.141
‫نه، نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه

00:42:07.224 --> 00:42:08.684
‫خیلی‏خب، کی می‏خواد دعوا کنه؟

00:42:08.767 --> 00:42:11.270
‫و مثل یه احمق،
‫من گفتم، "اوه آره، باشه"

00:42:11.353 --> 00:42:14.523
‫خب البته،
‫من سر اون صحنه یه مَرد چاق...

00:42:14.606 --> 00:42:15.983
‫60 ساله بودم

00:42:16.066 --> 00:42:20.195
‫و واقعا نباید اون کارو می‏کردم

00:42:20.279 --> 00:42:22.865
‫پس شیرجه زدم روم و...

00:42:22.948 --> 00:42:25.367
‫و منم اینطوری کردم

00:42:25.451 --> 00:42:27.911
‫که گفتم، "باشه"
‫منم همون کارو باهاش کردم

00:42:27.995 --> 00:42:30.873
<i>‫ یادم میاد که دور کمرش رو گرفتم </i>

00:42:30.956 --> 00:42:33.417
<i>‫ و سعی می‏کردم اینور و اونور تابش بدم </i>

00:42:33.500 --> 00:42:36.003
‫و دوتا از دنده‏هام ترک برداشتن

00:42:36.086 --> 00:42:39.423
‫و از اونجا به بعد بدجور درد می‏کشیدم

00:42:39.506 --> 00:42:41.925
‫ولی البته، نقطه فوق‏العاده‎اش اینجا بود که...

00:42:42.009 --> 00:42:44.636
‫که اونقدر خودم رو خجالت زده کردم

00:42:44.720 --> 00:42:47.431
‫که همه بخاطرش خیلی حالشون بهتر شد

00:42:47.514 --> 00:42:51.101
‫می‏دونی کِی نباید دنده کارگردان رو بشکونی؟

00:42:56.699 --> 00:43:01.001
‫«جادوی در هوا»

00:43:02.446 --> 00:43:03.697
<i>‫ تو "جام آتش"، </i>

00:43:03.780 --> 00:43:06.492
‫اون فیلم همش درمورد نوجوون‌هاست،

00:43:06.575 --> 00:43:08.202
‫می‌دونی، واسه اولین بار
‫به یکی علاقه پیدا می‌کنی

00:43:08.285 --> 00:43:10.996
‫از یکی درخواست قرار می‌کنی،
‫که باهم به مراسم یول برین

00:43:11.079 --> 00:43:13.415
<i>‫ اونا همه اون مراحل یه‏جورایی </i>
<i>‫ ضایعی که... </i>

00:43:13.499 --> 00:43:14.875
‫تو دوران نوجوونیت می‏گذرونی
‫رو منعکس کرده بودن

00:43:14.958 --> 00:43:16.543
‫و واقعا هم همچین حسی داشتن

00:43:16.627 --> 00:43:19.046
‫چون به معنای واقعی داشتیم
‫همینا رو تجربه می‏کردیم

00:43:19.129 --> 00:43:21.924
‫میزانِ آماده‌سازی و مربی‌گری‌ای...

00:43:22.007 --> 00:43:23.509
‫که من و اما به همدیگه می‏کردیم

00:43:23.592 --> 00:43:25.385
‫یعنی به جنس مخالف‎مون پیامکی می‏گفتیم
‫مثلا...

00:43:25.469 --> 00:43:26.929
‫اگه اون به یه پسر پیام می‌داد
‫یا من به یه دختر پیام می‌دادم

00:43:27.012 --> 00:43:28.764
‫من می‏گفتم،
‫"اون اینقدر برام بوس فرستاده

00:43:28.847 --> 00:43:30.557
‫چیکار کنم؟
‫این یه کابوسه"

00:43:30.641 --> 00:43:34.228
‫ما یه‏جور رابطه برادر بزرگ‏تر،
‫خواهر کوچیک‏تر داشتیم

00:43:34.311 --> 00:43:36.021
<i>‫ فیلم خیلی جالبی بود </i>

00:43:36.104 --> 00:43:38.190
‫از این نظر که هورمون‏های زیادی
‫تو فضا پخش بود

00:43:39.608 --> 00:43:40.943
<i>‫ علاقه‏‎های به همدیگه بود، </i>

00:43:41.026 --> 00:43:42.528
<i>‫ و آدما باهم بیرون می‎رفتن </i>

00:43:42.611 --> 00:43:44.404
‫و بهم می‏زدن
‫درست همونطوری که...

00:43:44.488 --> 00:43:45.781
‫همونطور که من تو مدرسه
‫این کارها رو می‏کردم

00:43:45.864 --> 00:43:47.991
‫دقیقا همون محیط بود

00:43:48.075 --> 00:43:50.661
<i>‫ ولی فقط تو یه کلاس دفاع در برابر هنرهای تاریک بود </i>

00:43:53.872 --> 00:43:57.334
‫اون فیلم احتمالا اوج هورمون بود،
‫حداقل واسه من که بود

00:44:01.004 --> 00:44:02.589
<i>‫ دقیقا همون چیزی بود که </i>
<i>‫ انتظار داشتی </i>

00:44:02.673 --> 00:44:04.258
‫و مخصوصاً چهارمین فیلم که...

00:44:04.341 --> 00:44:07.302
‫بوبتان‌‏ها و درامسترنگ‌‏ها توش بودن

00:44:07.386 --> 00:44:09.680
<i>‫ پس درکل یه عالمه... </i>

00:44:09.763 --> 00:44:11.431
<i>‫ نوجوانان هورمونی داشتی </i>

00:44:11.515 --> 00:44:14.434
‫و بعد، دو گروه بزرگ از
‫آدم‏‎های جدید هم اضافه شدن

00:44:14.518 --> 00:44:17.271
‫و همه‌شونم از عمد
‫واسه فیلم جذابن

00:44:17.354 --> 00:44:19.898
‫پس، آره...
‫همون...

00:44:19.982 --> 00:44:21.608
‫اون فیلم، آره
‫همش رو فعال کرده بود

00:44:21.692 --> 00:44:24.319
‫اونا چرا باید گروهی جایی برن؟

00:44:24.403 --> 00:44:27.281
<i>‫ اون فقط یه پسر نوجوونِ </i>
<i>‫ یکم معذبه... </i>

00:44:27.364 --> 00:44:29.491
<i>‫ به طرز خیلی غیر قابل توجهی </i>

00:44:29.575 --> 00:44:30.951
‫که به گمونم یه‏جورایی
‫واسه شخصیتِ...

00:44:31.034 --> 00:44:32.703
‫یه قهرمان توی چیزی
‫حس قابل توجهی داره

00:44:32.786 --> 00:44:34.288
‫تو اژدها می‏کُشی

00:44:34.371 --> 00:44:35.956
‫اگه تو نتونی دختر تور کنی،
‫پس کی می‏تونه؟

00:44:36.039 --> 00:44:37.583
‫فکر کنم الان حاضرم پیش اژدها باشم

00:44:37.666 --> 00:44:41.253
‫جو طی اون سال‏ها
‫با عزت از اون نوشته بود،

00:44:41.336 --> 00:44:46.383
‫و حس می‏کنم خیلی زور بازیگری‌ای نیاز نبود

00:44:46.466 --> 00:44:51.471
‫که وارد جنبه بچه مثبتیِ ضایع
‫نوجوونیم بشم

00:44:51.555 --> 00:44:53.974
‫- چو
‫- بله؟

00:44:54.057 --> 00:44:57.185
‫فقط می‌خواستم بدونم که...

00:44:57.269 --> 00:44:59.479
‫شاید بخوای باهام به مجلس رقص بیای؟

00:44:59.563 --> 00:45:02.107
‫ببخشید، نشنیدم

00:45:02.190 --> 00:45:04.318
‫بدون شک یه داستان به بلوغ رسیدن بود

00:45:08.447 --> 00:45:10.032
‫یکی از بزرگ‏ترین مجموعه صحنه‏ها...

00:45:10.115 --> 00:45:11.908
‫مراسم کریسمس بود

00:45:11.992 --> 00:45:18.665
‫مراسم یول،
‫اول از همه، یه رقصه

00:45:18.749 --> 00:45:22.628
<i>‫ صحنه‏‌ای که دانش‎آموزها </i>
<i>‫ قراره رقصیدن یاد بگیرن، </i>

00:45:22.711 --> 00:45:24.004
‫تقریباً یه رقص مدرسه‎ای معمولی...

00:45:24.087 --> 00:45:25.505
‫در اون سن بود

00:45:25.589 --> 00:45:27.966
‫دخترها یه طرف،
‫پسرها یه طرف

00:45:28.050 --> 00:45:30.677
<i>‫ ما تو یه اتاق بزرگ </i>
<i>‫ توی آکسفورد بودیم </i>

00:45:30.761 --> 00:45:32.638
‫مگی دقیقا وسط بود
‫و گفت،

00:45:32.721 --> 00:45:34.514
‫خیلی‏خب، من رقصیدن رو یادتون میدم

00:45:34.598 --> 00:45:38.685
<i>‫ معلومه که روپرت رو انتخاب می‏کنه </i>
<i>‫ و میگه، </i>

00:45:38.769 --> 00:45:40.520
‫دست راستت رو...

00:45:40.604 --> 00:45:42.522
‫- دور کمرم بگیر
‫- چی؟

00:45:42.606 --> 00:45:46.109
‫بچه 14 سالشه، و خوب بده
‫چطور آدما رو به خنده بیاره

00:45:46.193 --> 00:45:48.111
‫عالیه

00:45:48.195 --> 00:45:49.696
<i>‫ و بطور عجیبی، حس خیلی... </i>

00:45:49.780 --> 00:45:51.198
‫خودآگاه بهم دست داد...
‫واقعا نمی‏دونستم...

00:45:51.281 --> 00:45:54.368
<i>‫ تا به حال با یه خانوم نرقصیده بودم </i>

00:45:54.451 --> 00:45:56.119
‫پس یه‏جورایی خیلی برام جدید بود

00:45:56.203 --> 00:45:58.872
‫عمراً بذارین فراموشش کنه، مگه نه؟

00:45:58.955 --> 00:46:00.374
‫عمراً

00:46:00.457 --> 00:46:02.668
‫و آره، البته
‫جیمز، اولیور، دوقلوها

00:46:02.751 --> 00:46:05.337
‫یه کله داشتن مسخره‏ام می‏کردن

00:46:05.420 --> 00:46:06.922
<i>‫ اذیتش می‏کردیم... </i>

00:46:07.005 --> 00:46:08.173
<i>‫ در هر صورت اذیتش می‏کردیم </i>

00:46:08.256 --> 00:46:09.216
‫قبل از اینکه اصلا فیلم‌برداری شروع بشه

00:46:09.299 --> 00:46:10.884
‫یه‏جورایی متقاعدم کردن

00:46:10.968 --> 00:46:12.469
‫قبل از اینکه فیلم‏برداریش کنیم

00:46:12.552 --> 00:46:15.222
‫که یه روتین رقص کامل برنامه‏ریزی شده بود

00:46:15.305 --> 00:46:17.391
‫بهش گفتیم،
‫"قدم‏هات رو بلدی؟

00:46:17.474 --> 00:46:19.476
‫می‏دونی دیگه، درسته؟
‫نه می‏دونی، روتین رو می‏گیم

00:46:19.559 --> 00:46:21.103
‫یعنی، ما الان 6 هفته‏ست...

00:46:21.186 --> 00:46:22.562
‫که داریم یه روتین رو تمرین می‏کنیم
‫یا همچین چیزی"

00:46:22.646 --> 00:46:25.524
‫فقط سعی می‏کردن
‫بیشتر بهم فشار وارد کنن

00:46:25.607 --> 00:46:27.609
‫و این طرف

00:46:27.693 --> 00:46:30.112
‫حالا، در نهایت تو باید رقص رو پیش ببری

00:46:30.195 --> 00:46:31.279
‫فهمیدی؟

00:46:31.363 --> 00:46:32.698
‫کات!

00:46:33.740 --> 00:46:38.203
<i>‫ یکی از لذت‏‎بخش‏ترین روزها </i>
<i>‫ مجلس رقص بزرگ بود </i>

00:46:38.286 --> 00:46:40.580
‫چون یه عالمه آدم‌‎ جوون...

00:46:40.664 --> 00:46:42.916
‫فوق‏العاده زیبا
‫بطور بی‌نقصی لباس پوشیده بودن

00:46:44.584 --> 00:46:46.336
‫لعنتی

00:46:50.257 --> 00:46:53.301
‫اونا چی‏ان؟
‫اونا چی‏ان؟

00:46:53.385 --> 00:46:54.636
‫روپوش لباسم

00:46:54.720 --> 00:46:56.346
<i>‫ لباس‏هایی که تن‏مون بودن </i>

00:46:56.430 --> 00:46:57.931
<i>‫ یقه‌های خیلی پهن... </i>

00:46:58.014 --> 00:47:00.475
‫و یه‏جور دم‎‏های بلند داشتن
‫و آره،

00:47:00.559 --> 00:47:02.978
‫و اصلا به هیچ‏وجه...

00:47:03.061 --> 00:47:05.147
‫احساس خفن بودن نمی‏کردی

00:47:05.230 --> 00:47:07.357
‫شبیه خواهر مادربزرگم تسی شدم

00:47:09.860 --> 00:47:12.112
‫بوی اونو هم میدم

00:47:12.195 --> 00:47:15.282
‫فقط یادم میاد که یه یقه شش لایه...

00:47:15.365 --> 00:47:17.826
<i>‫ خیلی زمخت تنت کرده بودی </i>

00:47:17.909 --> 00:47:19.286
<i>‫ اوه، حاشیه چین‌دار رو میگی، آره </i>

00:47:19.369 --> 00:47:20.829
‫ولی راستش، یه‏جورایی دوستش داشتم

00:47:20.912 --> 00:47:22.831
‫یه‏جورایی خیلی ویزلی‏ای بود

00:47:22.914 --> 00:47:25.125
‫- آره، حرف نداشت
‫- حس کردم که ترکوندم

00:47:25.208 --> 00:47:26.793
‫آدم‏های زیادی نیستن که
‫از پسش بربیان

00:47:26.877 --> 00:47:28.503
‫مشخصه که اما خوشگل شده بود...

00:47:28.587 --> 00:47:30.630
‫و لباس فوق‏العاده‏ای تنش کرده بود

00:47:30.714 --> 00:47:32.549
‫و من و روپرت انگار...

00:47:32.632 --> 00:47:35.051
‫نمی‏‌دونم، رفقای "آستین پاورز"

00:47:35.135 --> 00:47:37.262
‫یا همچین چیزی
‫از بغل‌مون آویزونن

00:47:37.345 --> 00:47:40.474
‫اون خیلی خوشگل شده

00:47:40.557 --> 00:47:43.977
<i>‫ فکر کنم واسه اولین بار، </i>
<i>‫ هری و ران... </i>

00:47:44.060 --> 00:47:46.354
<i>‫ مخصوصاً ران... </i>

00:47:46.438 --> 00:47:51.568
‫هرماینی رو به عنوان یه زن جوون دیدن

00:47:51.651 --> 00:47:55.989
<i>‫ نه فقط به عنوان یار و همراه که دارن </i>

00:47:56.072 --> 00:47:59.409
‫اون هرماینی گرنجر هستش؟
‫با ویکتور کرام؟

00:47:59.493 --> 00:48:02.329
‫نه، اصلاً و ابداً

00:48:03.830 --> 00:48:05.832
‫یعنی، همه می‏تونن یه‌جورایی
‫باهاش ارتباط بگیرن

00:48:05.916 --> 00:48:07.501
‫من یه‏‏جورایی از همینِ
‫این داستان‏ها خوشم میاد

00:48:07.584 --> 00:48:10.420
<i>‫ که خیلی برابر زندگی همه قرار می‏‎گیرن </i>

00:48:10.504 --> 00:48:14.883
‫مثل اولین مراسم رقص مدرسه
‫و اون جور احساسات

00:48:14.966 --> 00:48:18.178
<i>‫ اون اضطراب‌ها، نداشتن اعتماد بنفس </i>

00:48:18.261 --> 00:48:21.515
‫می‌دونستم خیلی مهمه،
‫و وضعم افتضاح بود

00:48:21.598 --> 00:48:23.141
‫من...

00:48:23.225 --> 00:48:25.727
<i>‫ فقط می‏دونستم که مثل... </i>

00:48:25.811 --> 00:48:27.813
<i>‫ یه لحظه‏ای می‏مونه که جوجه اردک </i>
<i>‫ تبدیل به قو میشه </i>

00:48:27.896 --> 00:48:30.690
<i>‫ می‌دونستم که یهو کلی فشار ایجاد شده </i>

00:48:30.774 --> 00:48:33.527
‫حالا، دست‌هات رو تکون نده، خب؟

00:48:33.610 --> 00:48:34.861
‫مایک نیوول راهنماییم کرد...

00:48:34.945 --> 00:48:37.322
‫تا توی اون لباس
‫از پله‏ها پایین بیام

00:48:37.405 --> 00:48:38.949
‫"دست‏هات زیادی دارن تاب می‏خورن

00:48:39.032 --> 00:48:41.368
‫خیلی سریع داری راه می‎ری.
‫باید آروم‏تر راه بری"

00:48:41.451 --> 00:48:43.495
<i>‫ یعنی اون یه میلیون جهات مختلف... </i>

00:48:43.578 --> 00:48:44.955
<i>‫ سر اینکه چطور از پله پایین برم </i>
<i>‫ بهم گفت </i>

00:48:45.038 --> 00:48:47.249
‫و معلومه خب،
‫از پله‏ها افتادم

00:48:47.332 --> 00:48:50.502
<i>‫ ما نوجوون‏های خیلی معذبی بودیم </i>

00:48:50.585 --> 00:48:52.254
<i>‫ اونا گفتن... </i>

00:48:52.337 --> 00:48:54.214
‫"باید واسه این یه سری قدم‏های رقص یاد بگیرین"

00:48:54.297 --> 00:48:55.924
‫بهم اعتماد که داری، مگه نه؟

00:48:56.007 --> 00:48:58.343
<i>‫ من رقاص نیستم، </i>
<i>‫ و عمراً بتونم برقصم </i>

00:48:58.426 --> 00:49:00.929
‫آره، حس می‏کنم
‫تو اون صحنه رقص...

00:49:01.012 --> 00:49:02.389
‫خیلی خُشکم

00:49:05.183 --> 00:49:08.395
‫اوه، اونجا رو باش. اونجا رو باش.
‫حیرت‏زده‏ست

00:49:08.478 --> 00:49:10.397
‫مَرد خوش شانسیه.
‫مَرد خوش شانسیه

00:49:10.480 --> 00:49:13.692
‫من و اِما همیشه همدیگه
‫رو دوست داشتیم، واقعا میگم

00:49:13.775 --> 00:49:16.570
‫رفتم تو اتاقی که بهمون درس می‎دادن

00:49:16.653 --> 00:49:18.196
<i>‫ تکلیفی که مدرس داده بود... </i>

00:49:18.280 --> 00:49:21.616
<i>‫ این بود که تصورت از خدا رو بکِشی </i>

00:49:21.700 --> 00:49:26.663
‫و تام یه دخترِ روی اسکیت رو کشیده بود
‫که کلاه برعکس پوشیده

00:49:26.746 --> 00:49:29.207
<i>‫ و والا نمی‏دونم چطور بگم... </i>

00:49:29.291 --> 00:49:31.126
<i>‫ عاشقش شدم دیگه </i>

00:49:31.209 --> 00:49:33.920
فکر کنم روی صندلی گریم
نشسته بودم

00:49:34.004 --> 00:49:36.256
و یکی یه چیزی گفت
توی این مایه ها که

00:49:36.339 --> 00:49:37.465
"آره، اون روت کراش داشت"

00:49:37.549 --> 00:49:39.009
قبلاً هر روز میومدم

00:49:39.092 --> 00:49:40.760
و دنبال شماره‌ش توی
لیست تماس‌ها میگشتم

00:49:40.844 --> 00:49:42.304
شماره ی 7 بود

00:49:42.387 --> 00:49:44.472
و اگه شماره‌ش توی
لیست تماس‌ها بود

00:49:44.556 --> 00:49:47.100
هیجان اون روز بیشتر میشد

00:49:47.183 --> 00:49:49.269
اون 3 سال از من بزرگتر بود

00:49:49.352 --> 00:49:53.189
:پس برای اون اینجوری بود مثلا که
"تو مثل خواهر کوچکتر منی"

00:49:53.273 --> 00:49:55.358
<i>من خیلی روش
حساس شده بودم</i>

00:49:55.442 --> 00:49:58.028
آره، همیشه نقطه ضعف
داشتم بهش

00:49:58.111 --> 00:50:01.072
و این هنوزم ادامه داره

00:50:01.156 --> 00:50:03.950
فکر کنم حقیقت این بود که، تام

00:50:04.034 --> 00:50:09.039
کسی بود که معمولاً میتونستم
باهاش آسیب پذیر باشم

00:50:09.122 --> 00:50:10.707
همیشه رابطمون یه جورایی مثلاً

00:50:10.790 --> 00:50:12.208
نمیدونم، شبیه نسبت فامیلی بود

00:50:12.292 --> 00:50:14.628
هیچوقت، هیچوقت، هیچ اتفاق

00:50:14.711 --> 00:50:16.171
<i>رومانتیکی بینمون نیفتاد</i>

00:50:16.254 --> 00:50:18.632
فقط همدیگه‌رو دوست داشتیم

00:50:18.715 --> 00:50:20.467
فقط همینو میتونم بگم

00:50:25.889 --> 00:50:27.807
...باهمدیگه! یک

00:50:27.891 --> 00:50:29.392
دو، سه

00:50:35.941 --> 00:50:40.153
«توی «جام آتش
دنیا تغییر حالت میده

00:50:40.236 --> 00:50:43.823
و یهویی، ولدمورت ظاهر میشه

00:50:43.947 --> 00:50:47.947
«اسم‌اش را نبر»

00:50:50.622 --> 00:50:53.083
<i>نقش رو به ریف فاینز دادم، چون</i>

00:50:53.166 --> 00:50:56.628
<i>اون یکی از قوی‌ترین
هنرپیشه‌های نسل خودش‌ـه</i>

00:50:56.711 --> 00:50:59.589
میدونستم که اون قدرت بزرگی داره

00:50:59.673 --> 00:51:04.344
<i>یه جور شخصیت حساس، دقیق و نافذ</i>

00:51:04.427 --> 00:51:07.639
<i>بچه‌های خواهرم اون موقع</i>

00:51:07.722 --> 00:51:09.516
<i>حدوداً 10، 11، 12 ساله بودن</i>

00:51:09.599 --> 00:51:12.102
گفتم "مارتا، درمورد هری پاتر
"مطمئن نیستم

00:51:12.185 --> 00:51:14.145
"ولدمورت، چی هست؟"

00:51:14.229 --> 00:51:15.438
"چی؟"

00:51:15.522 --> 00:51:17.649
ازت خواستن نقش ولدمورت‌رو"
"بازی کنی؟

00:51:17.732 --> 00:51:19.693
"باید انجامش بدی"

00:51:25.240 --> 00:51:27.450
<i>و بعد به من چندتا
نقاشی نشون دادن</i>

00:51:27.534 --> 00:51:28.910
ایده‌های طراحی شده از گریم

00:51:28.994 --> 00:51:31.037
<i>انتظارشو نداشتم</i>

00:51:31.121 --> 00:51:34.165
<i>و با خودم فکر کردم
"عجب گریم قوی‌ایه"</i>

00:51:34.249 --> 00:51:36.543
ولدمورت اصلا برام حس
انسان بودن نمیداد

00:51:36.626 --> 00:51:38.795
حس کردم ماهیت شیطانی داشت

00:51:38.878 --> 00:51:40.213
<i>میدونم قبلاً انسان بوده</i>

00:51:40.296 --> 00:51:42.924
<i>اما به یه چیز مار مانندی
تبدیل شد</i>

00:51:43.008 --> 00:51:44.259
مسئله‌ی بعدی صداش بود

00:51:44.342 --> 00:51:46.928
یه جورایی مار مانند
نجوا گونه، خشن و گرفته

00:51:47.012 --> 00:51:51.349
....یه چیزی که باید
صدای نجوا گونه‌ای بود

00:51:51.433 --> 00:51:54.310
نفس روی نفس

00:51:54.394 --> 00:51:57.147
"...آه، هری پاتر"

00:51:57.230 --> 00:51:59.357
برای مردن جلو بیا

00:51:59.441 --> 00:52:02.652
ریف میخواست کاملاً شیطانی

00:52:02.736 --> 00:52:03.820
و فرازمینی باشه

00:52:03.903 --> 00:52:06.156
<i>و بهترین راه برای انجامش</i>

00:52:06.239 --> 00:52:08.575
<i>این بود که دماغش‌رو بکنیم</i>

00:52:08.658 --> 00:52:10.910
اون دماغ داره
«خطر لو رفتن داستان»

00:52:10.994 --> 00:52:12.787
<i>با برچسب پوشیده شده بود</i>

00:52:12.871 --> 00:52:16.875
تا یکم از چیزی که توی فیلم بود
ترسناک بودنش کمتر شه

00:52:16.958 --> 00:52:18.668
به جز مواقعی که میگفتن
"حرکت"

00:52:18.752 --> 00:52:20.754
و به دلایلی
ازش وحشت داشتم

00:52:20.837 --> 00:52:24.507
میتونم لمس‌ت کنم

00:52:24.591 --> 00:52:26.426
<i>گریم حدوداً سه ساعت
طول می‌کشید</i>

00:52:26.509 --> 00:52:28.636
<i>گریم دست، ناخن، دندون</i>

00:52:28.720 --> 00:52:31.264
و حتی دماغم

00:52:31.347 --> 00:52:35.894
...احساس

00:52:37.771 --> 00:52:41.274
<i>قوی بودن می‌کردم، احساس
قدرتمندی و شیطانی داشتم</i>

00:52:41.357 --> 00:52:46.863
مسئله‌ی بزرگ این بود که یکی از
کسایی که تصور می‌کردی

00:52:46.946 --> 00:52:51.409
قراره خیلی توی داستان مهم باشه
سدریک دیگوری‌ـه

00:52:51.493 --> 00:52:56.247
<i>توی اون رویارویی
سدریک کشته میشه</i>

00:52:56.331 --> 00:52:58.291
اون یکی رو بکش

00:52:58.374 --> 00:53:00.835
<i>!آوادا کداورا -</i>
!سدریک -

00:53:02.462 --> 00:53:07.759
<i>و هری موفق میشه
که جنازه رو برداره</i>

00:53:07.842 --> 00:53:12.180
و برش گردونه به خط پایان مسابقه

00:53:12.263 --> 00:53:16.392
<i>و پدر سدریک دیگوری فکر می‌کرد
پسرش برنده شده</i>

00:53:16.476 --> 00:53:19.354
و بعد میفهمه که پسره مُرده

00:53:19.437 --> 00:53:21.689
و مثل سگ زوزه میکشه

00:53:21.773 --> 00:53:23.149
"اون پسر منه"

00:53:25.902 --> 00:53:28.822
!اون پسر منه

00:53:28.905 --> 00:53:31.866
<i>یهویی، یه چیز کاملاً غیر منتظره</i>

00:53:31.950 --> 00:53:34.452
<i>و جدی اتفاق میفته</i>

00:53:34.536 --> 00:53:38.164
و یهویی متوجه میشی این فیلم
در مورد زندگی نیست

00:53:38.248 --> 00:53:39.374
در مورد مرگ‌ـه

00:53:39.457 --> 00:53:40.834
<i>خیلی صحنه‌ی بزرگی‌ـه</i>

00:53:40.917 --> 00:53:42.418
<i>چون برای اولین بارم هست که</i>

00:53:42.502 --> 00:53:45.421
<i>هری یه جورایی
مرگ رو حس می‌کنه</i>

00:53:45.505 --> 00:53:47.549
مرگ یه شخص جوون
که بهش نزدیک‌ـه

00:53:48.633 --> 00:53:50.844
<i>این صحنه‌ای بود که یادمه
متفاوت بود</i>

00:53:50.927 --> 00:53:52.679
<i>...اوه، این
آره این فیلم بچه‌هاست</i>

00:53:52.762 --> 00:53:54.514
<i>اما خدای من، چیزای
چالش برانگیزی توش هست</i>

00:53:54.597 --> 00:53:59.018
اون برگشته، اون برگشته
ولدمورت برگشته

00:53:59.102 --> 00:54:01.271
<i>لحظه‌ی مرگ سدریک دیگوری</i>

00:54:01.354 --> 00:54:05.817
<i>لحظه‌ایه که مجموعه فیلم‌ها
به بلوغ میرسه</i>

00:54:05.900 --> 00:54:10.071
و حالا بچه‌ها دوران بچگی‌رو
پشت سر گذاشتن

00:54:10.155 --> 00:54:12.282
<i>و قراره با خطرهای بزرگسالی</i>

00:54:12.365 --> 00:54:14.617
<i>رو به رو شن</i>

00:54:14.701 --> 00:54:17.871
<i>و همه‌ی اینا از اون
لحظه‌ی مرگ شروع شد</i>

00:54:17.954 --> 00:54:20.707
سدریک دیگوری کشته شد

00:54:20.790 --> 00:54:22.542
توسط لرد ولدمورت

00:54:24.335 --> 00:54:27.005
<i>هر سه تاشون توی
بدبختی سیر می‌کنن</i>

00:54:27.088 --> 00:54:30.550
و همونطور که میدونیم
این باعث ایجاد دوستی میشه

00:54:38.266 --> 00:54:40.685
<i>خلاصه بگم، تو توسط  </i>

00:54:40.768 --> 00:54:43.188
<i>توانایی عشق ورزیدنت
محافظت میشی</i>

00:54:43.271 --> 00:54:45.690
<i>دامبلدور با صدای بلند گفت</i>

00:54:45.773 --> 00:54:48.526
<i>این تنها محافظتی‌ـه که احتمال داره</i>

00:54:48.610 --> 00:54:52.238
<i>در برابر وسوسه‌ی قدرتی
مثل ولدمورت جواب بده</i>

00:54:52.322 --> 00:54:54.532
<i>با وجود همه‌ی وسوسه‌ها</i>

00:54:54.616 --> 00:54:58.036
<i>وقتی همه‌ی سختی‌هارو
تحمل کنی</i>

00:54:58.119 --> 00:55:01.372
<i>قلبت پاک میمونه</i>

00:55:03.096 --> 00:55:07.596
:بخش سه
«نور و تاریکی درون»
هری پاتر و محفل ققنوس - هری پاتر و شاهزاده‌ی دورگه

00:55:15.345 --> 00:55:17.764
چقدر مهربونی که اجازه دادی
این کارو توی خونه‌ت انجام بدیم

00:55:17.847 --> 00:55:19.891
میدونم، خیلی مهربونم

00:55:19.974 --> 00:55:21.392
میدونی همیشه میخواستم
چیکار کنم؟

00:55:21.476 --> 00:55:24.520
...بذار ببینیم میتونیم
اینه که برم این بالا

00:55:25.980 --> 00:55:28.358
اون، ببین، اونا واقعاً
خوب به نظر نمیان

00:55:29.984 --> 00:55:32.278
هنوز اینجان -
واقعاً هنوز اینجان -

00:55:32.362 --> 00:55:35.782
کسی بهشون غذا داده؟
خیلی ناراحت کننده‌ست

00:55:35.865 --> 00:55:37.533
خب، حالا تو میتونی
هری پاتر باشی

00:55:37.617 --> 00:55:38.826
باشه، ممنون

00:55:40.745 --> 00:55:42.622
من از راست میرم پایین
تو از چپ برو

00:55:42.705 --> 00:55:45.375
آره، بیا مسابقه بدیم، باشه؟
برو سر جات، آماده، برو

00:55:45.458 --> 00:55:46.751
اوه، خدایا

00:55:47.877 --> 00:55:49.420
ما داریم این پایین
ماچ و بوسه میکنیم

00:55:50.713 --> 00:55:52.382
فراموشش کن -
میدونی چیه؟ -

00:55:52.465 --> 00:55:54.634
از یه چیزی عکس گرفتم

00:55:54.717 --> 00:55:57.971
دیشب، فکر کردم این چیزارو پیدا کنم

00:55:58.054 --> 00:56:00.056
و ازت امضا خواسته بودم

00:56:00.139 --> 00:56:01.307
خدایا، واقعاً؟

00:56:01.391 --> 00:56:02.558
نه، بلند بخون

00:56:02.642 --> 00:56:06.104
خیلی خوشحالم دیدمت
چی نوشته؟

00:56:06.187 --> 00:56:07.689
اچ بی سی عزیز -
آره -

00:56:07.772 --> 00:56:11.734
مایه‌ی خوشحالی‌ـم بود که همبازی"
"و زیرلیوانی‌ـت بودم
[شباهت زیرلیوانی و همبازی در انگلیسی]

00:56:11.818 --> 00:56:15.419
عجب بازی با کلمات
هوشمندانه‌ای

00:56:15.530 --> 00:56:16.823
هنوزم یه جورایی
راضی‌ـم ازش

00:56:16.906 --> 00:56:18.324
شاعر بودی
آره، آره

00:56:18.408 --> 00:56:19.784
چون همیشه آخرش مجبور بودم"

00:56:19.867 --> 00:56:21.869
لیوان قهوه‌ـت رو نگه دارم
"دوست دارم

00:56:21.953 --> 00:56:23.579
چی نوشته؟

00:56:26.916 --> 00:56:28.459
میتونی درمیون بذاریش -
میتونم -

00:56:28.543 --> 00:56:30.253
الان میتونیم درمیون بذاریمش
نوشتم "دوست دارم

00:56:30.336 --> 00:56:32.005
و کاش 10 سال زودتر
به دنیا میومدم

00:56:32.088 --> 00:56:33.506
"شاید یه شانسی داشتم

00:56:33.589 --> 00:56:34.966
الان اشکالی نداره

00:56:35.049 --> 00:56:36.342
با کلی عشق"
"و ممنون که باحال بودی

00:56:36.426 --> 00:56:37.552
قشنگ نیست؟

00:56:37.635 --> 00:56:39.012
باید همیشه با دقت
ازش نگه داری کنم

00:56:39.095 --> 00:56:41.723
ممنون -
توی دستشویی‌مه، دن -

00:56:48.479 --> 00:56:49.856
<i>یه طوفان در راهه، هری</i>

00:56:49.939 --> 00:56:52.025
بهتره وقتی میرسه
هممون آماده باشیم

00:56:57.864 --> 00:57:00.408
<i>من توی فیلم پنجم بودم
«محفل ققنوس»</i>

00:57:00.491 --> 00:57:01.909
آره -
ببین، دندونامو دارم -

00:57:01.993 --> 00:57:03.328
هلنا دندوناشو آورده -
دندونام -

00:57:03.411 --> 00:57:04.954
بهم اطمینان داده که

00:57:05.038 --> 00:57:06.914
اینارو هیچ نوع تمیزکاری‌ای نکرده

00:57:06.998 --> 00:57:10.752
نه، اینا عتیقه‌ی واقعی‌ـه
یازده سال زمان این توئه

00:57:10.835 --> 00:57:13.338
...آره بوی بدی میده، ولی

00:57:13.421 --> 00:57:14.756
همینجوری میذاریش
توی دهنت، آره؟

00:57:14.839 --> 00:57:16.007
نه، ولی دندونا کمک کننده بودن

00:57:16.090 --> 00:57:17.508
آره -
خب، رفتن تو -

00:57:17.592 --> 00:57:19.552
نظرت چیه؟ -
آره، یادم رفته بود -

00:57:19.635 --> 00:57:20.720
منو یادت میاد؟

00:57:20.803 --> 00:57:22.305
اینو...یادمه...آره

00:57:25.892 --> 00:57:27.852
دندونا کمک کننده بود -
واسه شخصیت؟ -

00:57:27.935 --> 00:57:29.604
فکر کنم میخواستم دیده نشم

00:57:29.687 --> 00:57:31.773
وقتی اولش پیشنهاد
بهم داده شد، جو برام

00:57:31.856 --> 00:57:33.149
یه پیام مخفیانه نوشته بود
که میگفت

00:57:33.232 --> 00:57:34.692
شاید چیز زیادی توی
این صفحه نباشه

00:57:34.776 --> 00:57:36.861
ولی اون قراره یه کار مهمی بکنه

00:57:36.944 --> 00:57:38.279
بازی نقش بلاتریکس
سرگم‌کننده بود

00:57:38.363 --> 00:57:40.031
چون پرورش دادن
یه شخصیت بچه‌گونه بود

00:57:40.114 --> 00:57:42.575
و شیطون

00:57:42.658 --> 00:57:44.077
و کاملاً آشوب طلب -
و روانی، آره -

00:57:44.160 --> 00:57:45.286
یه حالت بازیگوشی داشت

00:57:45.370 --> 00:57:46.662
بازیگوشی داشت

00:57:46.746 --> 00:57:48.206
که حتی آزار دهنده‌ترش می‌کرد

00:57:48.289 --> 00:57:49.749
معلومه که بلاتریکس
فکر نمی‌کنه شیطان‌ـه

00:57:49.832 --> 00:57:51.167
فکر می‌کنه برعکس‌ـشه -
نه، درسته -

00:57:51.250 --> 00:57:52.585
پس باید یه دلیلی برای

00:57:52.668 --> 00:57:54.670
صدمه زدن به آدما
براش میساختم

00:57:54.754 --> 00:57:58.925
و دلیلش برای اون اینه که
اون بی احساس‌ـه

00:57:59.008 --> 00:58:01.386
این باعث میشه
احساس قدرتمندی کنه

00:58:01.469 --> 00:58:03.054
!ها

00:58:03.137 --> 00:58:05.890
پاتر کوچولو، موچولو

00:58:10.728 --> 00:58:13.022
بلاتریکس یه چیز
وحشی بود

00:58:13.106 --> 00:58:14.440
که قابل کنترل نبود

00:58:14.524 --> 00:58:15.817
هیچوقت نمیدونی

00:58:15.900 --> 00:58:17.652
حرف بعدی‌ای که از
دهنش میاد بیرون چیه

00:58:19.362 --> 00:58:21.197
<i>برای یه هنرپیشه خیلی
هیجان انگیزه، چون مثلا</i>

00:58:21.280 --> 00:58:23.783
هرکاری که توی یه سکانس می‌کنه
دلیل نمیشه که

00:58:23.866 --> 00:58:25.243
توی سکانس بعدی هم بکنه

00:58:25.326 --> 00:58:27.370
یادمه سعی می‌کردم
مسئولیت صحنه‌رو داشته باشم

00:58:27.453 --> 00:58:28.955
و اون داشت بهش خوش میگذشت

00:58:30.540 --> 00:58:32.125
<i>اجازه داشت هرکاری
میخواست بکنه</i>

00:58:32.208 --> 00:58:33.960
میتونست وراجی کنه
میتونست بالا پایین بپره

00:58:34.043 --> 00:58:35.461
آروم باش

00:58:35.545 --> 00:58:37.130
<i>و هرچی میخواد بگه</i>

00:58:37.213 --> 00:58:40.633
...و ندونستن این که
سعی کنم کنترلش کنم

00:58:40.716 --> 00:58:42.260
!دورگه‌ی کثیف

00:58:42.343 --> 00:58:44.637
اشکال نداره، اون فقط یه
پسر بچه‌ی کنجکاوه، مگه نه؟

00:58:44.720 --> 00:58:46.305
همش میخواستم بگم
"خفه شو"

00:58:46.389 --> 00:58:48.349
دریکو

00:58:56.816 --> 00:58:58.609
من کشتمت، مگه نه؟ -
...کشتی، ولی -

00:58:58.693 --> 00:59:00.153
آره، متاسفم

00:59:00.236 --> 00:59:01.863
باید انجام میشد

00:59:01.946 --> 00:59:03.823
یادمه روی یه عالمه وِرد
و این چیزا کار می‌کردیم

00:59:03.906 --> 00:59:05.366
<i>چون تو جادوگر
خیلی خوب بودی</i>

00:59:05.450 --> 00:59:07.118
<i>من جادوگر خوبی بودم</i>

00:59:07.201 --> 00:59:09.620
<i>و یه دوئل واقعی داشتیم
و اونا خیلی جاهاشو کات کردن</i>

00:59:10.746 --> 00:59:11.664
و این خیلی بده

00:59:11.747 --> 00:59:12.999
چون فکر می‌کردم که

00:59:13.082 --> 00:59:14.834
من هفته‌ها رفتم
مدرسه‌ی چوب‌دستی

00:59:14.917 --> 00:59:16.919
و چند روز روی اون
صحنه بودیم

00:59:17.003 --> 00:59:18.379
چند روز داشت فیلمبرداری میشد

00:59:18.463 --> 00:59:20.631
فکر کنم یکی از اولین
کارهام بود

00:59:20.715 --> 00:59:22.425
و تو افتادی توی پرده
پرده بود؟

00:59:22.508 --> 00:59:23.551
آره، آره

00:59:23.634 --> 00:59:25.094
رفتم توی پرده

00:59:25.178 --> 00:59:28.681
بعد یه حدس و گمانی بود
که آیا اون برمیگرده؟

00:59:28.764 --> 00:59:30.975
میشه از پرده اومد بیرون؟

00:59:31.058 --> 00:59:32.685
نه، نمیشه -
نه، نمیشه -

00:59:32.768 --> 00:59:35.021
<i>!آوادا کداورا</i>

00:59:51.954 --> 00:59:53.164
...میخوام بگم که

00:59:53.247 --> 00:59:54.373
این برای هممون
چیز جالبی بود

00:59:54.457 --> 00:59:55.833
یعنی برای بازیگرای جوون‌تر

00:59:55.917 --> 00:59:58.252
چون یه گروه خاصی بودن
...مثل مگی

00:59:58.336 --> 01:00:00.421
آره -
دیوید بردلی و اَلن -

01:00:00.505 --> 01:00:02.715
مارو از وقتی 11 یا 12 سالمون بود
میشناختن

01:00:02.798 --> 01:00:05.176
و وقتی تو اومدی
من 15 یا 16 سالم بود

01:00:05.259 --> 01:00:07.512
پس تو، گری و دیوید

01:00:07.595 --> 01:00:09.889
با ما بیشتر مثل آدم بزرگا
رفتار میکردین، دوس داشتم

01:00:09.972 --> 01:00:11.933
اینو توی ما دیدین
...که چندتامون

01:00:12.016 --> 01:00:13.726
یه جورایی آماده‌ایم
"میشه بهمون فشار بیارین؟"

01:00:13.809 --> 01:00:15.895
ما هم میخوایم سعی کنیم"
"بازیگر بشیم

01:00:17.026 --> 01:00:21.026
«بزرگ شدن»

01:00:23.736 --> 01:00:26.405
<i>وقتی به «محفل ققنوس» رسیدیم</i>

01:00:26.489 --> 01:00:29.075
<i>دنیا داشت سیاسی‌تر میشد</i>

01:00:29.158 --> 01:00:31.536
<i>و من حس کردم
کارگردانی لازم داریم</i>

01:00:31.619 --> 01:00:34.247
<i>که بتونه اینو به طرز
سرگرم‌کننده‌ای مدیریت کنه</i>

01:00:34.330 --> 01:00:36.791
دیوید ییتس خیلی با بازیگرا
خوب کار می‌کنه

01:00:36.874 --> 01:00:39.835
به بهترین روش
بهشون فشار میاره

01:00:39.919 --> 01:00:43.256
از پیشرفتی که صرفاً برای
پیشرفت باشه

01:00:43.339 --> 01:00:45.883
باید جلوگیری کرد

01:00:45.967 --> 01:00:49.303
دیوید آدم مهربون و آرومی بود

01:00:49.387 --> 01:00:52.682
<i>که واقعاً به همه‌ی
شخصیت‌ها اهمیت میداد</i>

01:00:52.765 --> 01:00:54.433
<i>و همینطور من کلی
دیدارهای دونفره</i>

01:00:54.517 --> 01:00:55.893
<i>با دیوید ییتس داشتم</i>

01:00:55.977 --> 01:00:57.937
<i>من رفتم سر فیلم
"محفل ققنوس"</i>

01:00:58.020 --> 01:00:59.939
<i>توی فکرم بازیگرای جوون بودن
به این که</i>

01:01:00.022 --> 01:01:02.275
<i>کل داستان رو بزرگ کنیم
فکر می‌کردم</i>

01:01:02.358 --> 01:01:04.610
<i>اینکه یکم بالغانه‌ترش کنیم</i>

01:01:04.694 --> 01:01:08.072
و یه جورایی ریشه‌ای
و یکم تاریک‌تر

01:01:12.660 --> 01:01:14.954
<i>باید رشد می‌کرد
و بزرگ‌تر میشد</i>

01:01:15.037 --> 01:01:17.331
<i> ترسناک و ترسناک‌تر میشد</i>

01:01:19.125 --> 01:01:21.168
!اه

01:01:21.252 --> 01:01:24.964
<i>یه افزایش بزرگی توی
حجم و پیچیدگی داشتیم</i>

01:01:25.047 --> 01:01:28.593
از بچه‌گونه بودن رسیدیم به
اتفاقات تاثیرگذار

01:01:28.676 --> 01:01:31.596
و جزئی از دنیای بزرگ بودن

01:01:31.679 --> 01:01:33.973
اون فقط یه بچه‌ست

01:01:34.056 --> 01:01:35.391
یکم دیگه بگی باعث میشی

01:01:35.474 --> 01:01:36.892
یکراست به عضویت محفل دربیاد

01:01:36.976 --> 01:01:38.519
خوبه، من میخوام عضو شم

01:01:38.603 --> 01:01:40.605
اگه ولدمورت ارتش درست می‌کنه
پس من میخوام بجنگم

01:01:44.734 --> 01:01:48.029
<i>وقتی شروع کردم
چیزی که دیوید و استودیو</i>

01:01:48.112 --> 01:01:49.822
راجبش باهام حرف زدن
این بود که

01:01:49.905 --> 01:01:54.744
اِما مطمئن نیست بخواد
برای یه قسمت دیگه برگرده

01:01:55.578 --> 01:01:56.954
اوه، هری

01:01:59.915 --> 01:02:02.668
مردم حتماً کاری که
اون کرد‌ رو فراموش می‌کنن

01:02:02.752 --> 01:02:04.837
و اینکه چقدر خوب
انجامش داد

01:02:05.921 --> 01:02:08.758
<i>دن و روپرت
اونا همدیگه‌رو داشتن</i>

01:02:08.841 --> 01:02:10.843
<i>منم دوستای صمیمی
خودم‌رو داشتم</i>

01:02:10.926 --> 01:02:12.678
ولی اِما نه تنها جوون‌تر بود

01:02:12.762 --> 01:02:16.474
اون...تنها بود

01:02:16.557 --> 01:02:20.603
یه قسمت دفتر خاطراتمو
...پیدا کردم که یه جورایی

01:02:21.437 --> 01:02:25.399
<i>میتونستم ببینم که
اون زمان، تنها بودم</i>

01:02:25.483 --> 01:02:27.193
هیچوقت توی فیلم
راجبش حرف نزدیم

01:02:27.276 --> 01:02:28.903
چون هممون بچه بودیم

01:02:29.987 --> 01:02:31.530
<i>به عنوان یه پسر 14 ساله</i>

01:02:31.614 --> 01:02:33.199
هیچوقت برنمی‌گشتم
به یه 14 ساله‌ی دیگه

01:02:33.282 --> 01:02:34.533
:بگم
هی، چطوری؟"

01:02:34.617 --> 01:02:36.410
"همه چی خوبه؟

01:02:36.494 --> 01:02:38.037
<i>«پس «محفل ققنوس</i>

01:02:38.120 --> 01:02:40.206
وقتی بود که اوضاع داشت
برای هممون جالب میشد

01:02:40.289 --> 01:02:42.541
اما تو داشتی به کنار کشیدن
فکر می‌کردی

01:02:42.625 --> 01:02:44.210
هیچوقت درست راجب
این باهات حرف نزدم

01:02:44.293 --> 01:02:46.879
آره... فکر کنم

01:02:46.962 --> 01:02:48.422
فکر کنم ترسیده بودم -
آره -

01:02:48.506 --> 01:02:50.049
نمیدونم، تاحالا شده فکر کنی

01:02:50.132 --> 01:02:51.384
به یه نقطه عطفی برسی
...وقتی که بگی

01:02:51.467 --> 01:02:53.052
آره، کاملاً

01:02:53.135 --> 01:02:54.428
این یه جورایی همیشگی‌ـه

01:02:54.512 --> 01:02:56.430
آره، منم همچین
لحظه‌هایی داشتم

01:02:56.514 --> 01:02:57.723
یه جورایی کل مدت

01:02:59.517 --> 01:03:03.104
<i>میتونم بگم منم احساساتی
شبیه اِما داشتم</i>

01:03:03.729 --> 01:03:05.940
یه جورایی به این فکر می‌کردم
که اگه تمومش کنم

01:03:06.023 --> 01:03:08.567
...زندگی چطوری میشه، ولی

01:03:08.651 --> 01:03:10.861
<i>هیچوقت راجبش
...حرف نزدیم، فکر کنم</i>

01:03:10.945 --> 01:03:12.738
<i>داشتیم با روش خودمون
باهاش کنار میومدیم</i>

01:03:12.822 --> 01:03:14.532
هممون یه جورایی
توی لحظه بودیم

01:03:14.615 --> 01:03:18.536
توی اون زمان
به فکرمون نرسید

01:03:18.619 --> 01:03:22.289
که هممون یه جورایی
احساسات مشابه داریم

01:03:23.916 --> 01:03:26.377
...آره

01:03:26.460 --> 01:03:30.256
مسئله‌ی مشهوریت بالاخره
محکم ضربه‌شو زد

01:03:32.133 --> 01:03:35.469
کسی مجبور نبود منو
قانع کنه که ادامه بدم

01:03:36.929 --> 01:03:39.265
<i>طرفدارا خالصانه میخواستن
ما موفق شیم</i>

01:03:39.348 --> 01:03:42.768
و ما خالصانه هوای
همدیگه‌رو داشتیم

01:03:42.852 --> 01:03:44.061
این خیلی عالی‌ـه

01:03:53.529 --> 01:03:55.281
<i>جالبه که اینجور فیلم‌ها</i>

01:03:55.364 --> 01:03:57.283
<i>...چقدر براشون مهم‌ـه، چون</i>

01:03:57.366 --> 01:04:00.244
<i>اونا کنار ما بزرگ شدن
و بهشون کمک کرده</i>

01:04:00.327 --> 01:04:02.663
<i>با مسائل سخت
زندگیشون کنار بیان</i>

01:04:02.747 --> 01:04:06.041
و من افتخار می‌کنم که
جزئی از چیزی باشم که

01:04:06.125 --> 01:04:09.920
برای خیلی‌ها
اهمیت زیادی داره

01:04:16.010 --> 01:04:17.178
داشتم به چیزی که

01:04:17.261 --> 01:04:19.472
دامبلدور بهم گفت
فکر می‌کردم

01:04:19.555 --> 01:04:20.806
چی بود؟

01:04:21.724 --> 01:04:24.727
که با اینکه یه جنگ در انتظارمونه

01:04:24.810 --> 01:04:27.271
یه چیزی داریم
که ولدمورت نداره

01:04:28.189 --> 01:04:29.315
آره؟

01:04:31.442 --> 01:04:33.652
چیزی که ارزش جنگیدن داره

01:04:36.947 --> 01:04:39.825
با پسرم، بیلی عادت داشتیم
هرشب اونارو ببینیم

01:04:39.909 --> 01:04:41.786
اگه شنبه شب‌ها
افسردگی می‌گرفت

01:04:41.869 --> 01:04:44.163
فیلم هری پاتر میدید

01:04:44.246 --> 01:04:45.664
مکان امن‌ـش بود

01:04:45.748 --> 01:04:47.374
خیلی مشتاقم یه روزی با

01:04:47.458 --> 01:04:49.335
بچه‌های فرضی‌ـم فیلم‌هارو ببینم

01:04:49.418 --> 01:04:51.879
تاثیرش خیلی زیادـه
فوق العاده‌ست

01:04:51.962 --> 01:04:53.172
باورنکردنی‌ـه

01:04:56.884 --> 01:05:00.137
از وقتی 11 سالم بود
واسه جی کی رولینگ نامه مینوشتم

01:05:00.221 --> 01:05:01.847
<i>تا ازش تشکر کنم
که بگم</i>

01:05:01.931 --> 01:05:04.809
که زندگی بدون هری پاتر
یکم برام نا امید کننده بود

01:05:04.892 --> 01:05:06.977
<i>خوشبختانه، نامه‌رو خوند</i>

01:05:07.061 --> 01:05:08.521
<i>و جوابشو داد</i>

01:05:08.604 --> 01:05:12.525
پس من یکی از آدمای
خوش‌شانسی هستم که میتونن بگن

01:05:12.608 --> 01:05:14.401
جی کی رولینگ دوستِ نامه‌ایم بود

01:05:18.030 --> 01:05:20.074
<i>اولین قسمت تست بازیگری</i>

01:05:20.157 --> 01:05:21.742
به طرز دیوونه کننده‌ای عمومی‌ـه

01:05:21.826 --> 01:05:23.869
عملاً همه میتونن بیان

01:05:25.329 --> 01:05:26.872
این بلیط من‌ـه
برو که بریم

01:05:26.956 --> 01:05:27.915
بریم لندن

01:05:27.998 --> 01:05:29.625
پرواز می‌کنیم، معلومه

01:05:29.708 --> 01:05:33.128
<i>و هزاران نفر صف میبندن</i>

01:05:33.212 --> 01:05:36.090
<i>خیلی واضح دَن رو یادمه</i>

01:05:36.173 --> 01:05:37.550
<i>توی تست صحنه‌ـم بود</i>

01:05:37.633 --> 01:05:38.968
گیاه دارواش

01:05:40.511 --> 01:05:42.096
یادمه باهام حرف میزد

01:05:42.179 --> 01:05:43.806
و من هی یادم میرفت
جوابش‌رو بدم

01:05:43.889 --> 01:05:46.559
چون عادت داشتم توی
صفحه‌ی تلویزیون ببینمش

01:05:46.642 --> 01:05:48.143
...پس اینجوری بودم

01:05:49.103 --> 01:05:51.063
فکر کنم همین یه جورایی با

01:05:51.146 --> 01:05:55.860
فاز لونا لاوگوود همخونی داشت
چون یه ذره تو فضا بود

01:05:55.943 --> 01:05:57.319
سلام همگی

01:05:58.571 --> 01:06:00.322
قیافه‌ـت وحشتناکه، رون

01:06:00.406 --> 01:06:04.201
و بعد اون یه دنیای مخفی
از آدمای عجیب پیدا کرد

01:06:04.285 --> 01:06:07.329
وصله‌های ناجور، آدمایی
که قدرت‌های عجیبی داشتن

01:06:07.413 --> 01:06:09.915
ولی هنوزم به شدت
انسانیت داشتن

01:06:09.999 --> 01:06:11.750
<i>عمیق و آسیب پذیر بودن</i>

01:06:11.834 --> 01:06:13.794
<i>فیلم‌ها یه جورایی
به آدما اجازه میداد</i>

01:06:13.878 --> 01:06:15.462
<i>قسمت‌هایی از
وجودشون رو بپذیرن</i>

01:06:15.546 --> 01:06:18.591
<i>پس یکم حس آزادی میداد
که ببینی عجیب بودنت</i>

01:06:18.674 --> 01:06:21.760
به عنوان یه ابرقدرت توی
تلویزیون نمایش داده بشه

01:06:21.844 --> 01:06:23.762
اولین باری که دیدمتون‌رو یادمه

01:06:23.846 --> 01:06:26.932
ناجورترین گروهی که تاحالا
چشمم بهشون افتاده

01:06:27.016 --> 01:06:28.601
و حالا هممون اینجاییم

01:06:28.684 --> 01:06:30.144
هنوزم یه گروه وصله‌ی ناجوریم

01:06:30.227 --> 01:06:32.980
خب، شاید ولی
همدیگه‌رو داریم

01:06:34.023 --> 01:06:35.691
توی مدرسه خوب نبودم

01:06:35.774 --> 01:06:37.484
راهنمای گیاهان دارویی»
گوشاک» برات بهتره

01:06:37.568 --> 01:06:39.403
من دوستای زیادی نداشتم

01:06:40.237 --> 01:06:42.364
جلوی پاتو نگاه کن
لانگ‌باتم

01:06:44.199 --> 01:06:45.743
<i>فکر کنم وصله‌ی ناجور بودن
خیلی خوبه</i>

01:06:45.826 --> 01:06:48.120
و فکر کنم احتمالاً به خاطر
همین انقدر معروفه

01:06:48.203 --> 01:06:50.789
همه میخوان بدونن که
به جایی تعلق دارن

01:06:50.873 --> 01:06:53.334
<i>یه احساس خوب راحتی
نسبت به تنها بودن‌ـه</i>

01:06:53.417 --> 01:06:54.877
<i>من بچه‌ی خجالتی‌ای بودم</i>

01:06:54.960 --> 01:06:57.254
<i> با این حس که
ندونم جایگاه‌ـم کجاست</i>

01:06:57.338 --> 01:07:00.799
میتونستم همذات‌پنداری کنم

01:07:00.883 --> 01:07:02.801
<i>سخت تلاش کردن مهم‌ـه</i>

01:07:02.885 --> 01:07:04.470
اما یه چیزی از اونم مهم‌تره

01:07:04.553 --> 01:07:06.764
!استوپفای -
باور داشتن به خودت -

01:07:09.183 --> 01:07:12.227
<i>همه با دیدن این شخصیت ها
که به جایی</i>

01:07:12.311 --> 01:07:15.397
تعلق نداشتن، بیشتر
احساس تعلق کردن

01:07:17.951 --> 01:07:19.786
«وقتی هری، جنی رو دید»
<i>بانی، وقتی اومد</i>

01:07:20.569 --> 01:07:23.864
فقط 9 سالش بود، شاید

01:07:23.948 --> 01:07:25.449
مامی، پولیورم رو دیدی؟

01:07:25.532 --> 01:07:27.785
آره، عزیزم
روی گربه بود

01:07:27.868 --> 01:07:29.244
سلام

01:07:29.328 --> 01:07:32.373
همیشه برام هری، جنی
رابطه‌شون

01:07:32.456 --> 01:07:35.250
این که چطور به آرومی
پیشرفت کرد

01:07:35.334 --> 01:07:39.505
و درگیر شدن با
کل خانواده‌ی ویزلی

01:07:39.588 --> 01:07:42.883
<i>و اینکه خودِ هری
تبدیل به یه ویزلی شد</i>

01:07:43.968 --> 01:07:45.511
چیزی بود که هیچوقت
انتظارشو نداشتم

01:07:45.594 --> 01:07:47.262
مخصوصاً با خوندن کتاب‌ها

01:07:47.346 --> 01:07:49.014
<i>بانی جوون‌ترین بود</i>

01:07:49.098 --> 01:07:51.600
:پس اینجوری بودم که
"چی؟ این عجیبه"

01:07:52.601 --> 01:07:54.061
چشمات‌رو ببند

01:07:54.144 --> 01:07:56.271
<i>و یه جور فشاری بود</i>

01:07:56.355 --> 01:08:00.025
که عشق قهرمان داستان باشی

01:08:00.109 --> 01:08:02.194
پس همه‌ی آدمای صحنه
شش یا هفت ساله

01:08:02.277 --> 01:08:04.571
که تو رو میشناسن
شاهد بزرگ شدنت بودن

01:08:04.655 --> 01:08:07.116
<i>و حالا قراره بوسیدنت رو ببینن</i>

01:08:07.199 --> 01:08:08.409
ایول، خوبه

01:08:15.708 --> 01:08:18.294
<i>خیلی شخصیت‌های
خانم عالی‌ای بودن</i>

01:08:18.377 --> 01:08:20.754
که جو خلق کرد
و فکر می‌کنم این خیلی مهم‌ـه

01:08:20.838 --> 01:08:26.343
من خیلی افتخار می‌کنم به
شخصیت بانی، ایوانا و کیتی

01:08:26.427 --> 01:08:27.845
و اینکه چجور آدمایی شدن

01:08:27.928 --> 01:08:31.056
همشون فعال‌های اجتماعی
فوق‌العاده‌ای شدن

01:08:31.140 --> 01:08:34.727
هرکدوم از این دخترها
...انسان های

01:08:34.810 --> 01:08:36.895
دوست داشتنی
و عالی‌ای بودن

01:08:41.984 --> 01:08:43.902
دلم برای همنشینی باهات
تنگ شده بود

01:08:43.986 --> 01:08:45.738
واقعاً؟ ممنون -
معلومه -

01:08:45.821 --> 01:08:47.406
چیزی برداشتی؟
چون من خیلی چیزا دزدیدم

01:08:47.489 --> 01:08:48.782
واقعاً؟ -
آره، آره -

01:08:48.866 --> 01:08:50.451
من برنداشتم

01:08:50.534 --> 01:08:52.077
باید بهت میگفتم -
یکم خیالم راحته -

01:08:52.161 --> 01:08:55.247
چون واقعاً سعی کردم
چوب‌دستی‌ـم رو بدزدم

01:08:55.330 --> 01:08:56.707
و نگرانم که اگه میدزدیدم

01:08:56.790 --> 01:08:58.208
احتمالاً تا الان یه جایی
گمش کرده بودم

01:08:58.292 --> 01:09:00.169
میدونی که کار نمی‌کنه، تام

01:09:00.252 --> 01:09:01.545
خب، به من قول داده بودن

01:09:01.628 --> 01:09:04.548
که در طول زمان
...با تمرینات کافی

01:09:04.631 --> 01:09:06.508
کار می‌کنه -
آره -

01:09:06.592 --> 01:09:08.469
ولی الان که بهش فکر می‌کنم
بامزه بود

01:09:08.552 --> 01:09:10.763
که این حرکات پیچیده‌ی
شگفت انگیز رو انجام میدادیم

01:09:10.846 --> 01:09:12.348
و هیچ اتفاقی نمیفتاد

01:09:12.431 --> 01:09:14.641
به جز یه بار که برای
من یه اتفاقی افتاد

01:09:14.725 --> 01:09:17.644
اونا گفتن، این دفعه قراره
هاگوارتز رو بترکونیم

01:09:17.728 --> 01:09:19.772
آره، تونستی انجامش بدی، مگه نه؟
آره، آره، آره

01:09:19.855 --> 01:09:21.940
و اونا گفتن با حرکتِ تو
انجامش میدیم

01:09:22.024 --> 01:09:24.318
وقتی وِرد رو بخونی
میترکه

01:09:26.236 --> 01:09:30.240
و من واقعاً با عکس العمل خودم

01:09:30.324 --> 01:09:32.618
ترسیدم و سورپرایز شدم
!چون با خودم فکر کردم، وای

01:09:36.205 --> 01:09:38.123
<i>یه هیجانِ قدرتِ
وحشتناکی بود</i>

01:09:38.207 --> 01:09:39.625
<i>درسته</i>

01:09:39.708 --> 01:09:41.835
فقط چوب‌دستی‌ـم رو

01:09:41.919 --> 01:09:43.962
نشونه میگرفتم
و اون میترکید

01:09:44.046 --> 01:09:45.798
آره لذت بخش تر از این بود که

01:09:45.881 --> 01:09:47.674
یه پَر رو به پرواز دربیاری

01:09:47.758 --> 01:09:50.469
آره

01:09:51.428 --> 01:09:52.805
<i>پس دریکو با اون قفسه‌ی عجیب</i>

01:09:52.888 --> 01:09:54.348
<i>داشت چیکار می‌کرد؟</i>

01:09:54.431 --> 01:09:56.975
و اون آدما کی بودن؟
متوجه نیستین؟

01:09:57.059 --> 01:09:59.394
اون یه مراسم بود
مراسم عضویت

01:09:59.478 --> 01:10:00.687
بس کن، هری

01:10:00.771 --> 01:10:01.980
میدونم منظورت
از این حرفا چیه

01:10:02.064 --> 01:10:04.358
این اتفاق افتاده
اون یکی از اوناست

01:10:04.441 --> 01:10:05.526
یکی از کیا؟

01:10:06.610 --> 01:10:07.861
هری فکر می‌کنه که

01:10:07.945 --> 01:10:10.239
دریکو مالفوی الان یه
مرگ خوار‌ـه

01:10:11.320 --> 01:10:13.727
«دریکو»

01:10:14.243 --> 01:10:16.036
<i>بچه‌ای که محبت و عشق</i>

01:10:16.120 --> 01:10:19.123
<i>والدین یا یه بزرگسال‌رو
دریافت نکرده</i>

01:10:19.206 --> 01:10:22.334
ممکنه حس خشم و نفرت
نسبت به دنیا پیدا کنه

01:10:22.417 --> 01:10:23.877
<i>و بره به سمت تاریکی</i>

01:10:23.961 --> 01:10:26.088
چطور جرئت می‌کنی توی خونه‌ـم
اینجوری باهام حرف بزنی؟

01:10:26.171 --> 01:10:27.381
!لوسیوس

01:10:27.464 --> 01:10:29.675
بیشتر مسیر زندگی دریکو

01:10:29.758 --> 01:10:31.385
صرف این میشه که

01:10:31.468 --> 01:10:32.886
سعی کنه پدرش‌رو
راضی کنه یا نه

01:10:32.970 --> 01:10:34.847
<i>توی فیلم ششم
مجبورش می‌کنن که</i>

01:10:34.930 --> 01:10:37.266
<i>بدترین کار ممکن رو بکنه
یا سعی کنه بدترین کارو بکنه</i>

01:10:37.349 --> 01:10:40.519
<i>یعنی کشتن دامبلدور و مشخصاً
می‌بینیم که از درون خرد میشه</i>

01:10:40.602 --> 01:10:44.481
دریکو، سال‌ها پیش
پسری‌رو میشناختم

01:10:44.565 --> 01:10:47.568
که تمام تصمیمات
اشتباه‌رو گرفت

01:10:48.819 --> 01:10:51.697
لطفاً بذار کمکت کنم -
کمکت‌رو نمیخوام -

01:10:52.698 --> 01:10:54.700
متوجه نیستی؟

01:10:54.783 --> 01:10:56.451
مجبورم این کارو بکنم

01:10:57.536 --> 01:10:59.621
مجبورم تو رو بکشم

01:10:59.705 --> 01:11:01.248
وگرنه اون منو می‌کشه

01:11:01.331 --> 01:11:02.833
<i>درمورد تام، چیزی که «شاهزاده‌ی
دورگه» رو عالی می‌کرد</i>

01:11:02.916 --> 01:11:05.544
این بود که یهو این پسر بد

01:11:05.627 --> 01:11:07.087
<i>که توی فیلم‌های قبلی</i>

01:11:07.171 --> 01:11:10.048
<i>همیشه یه شخصیتی
سطحی داشت</i>

01:11:10.132 --> 01:11:12.718
تونستیم بهش
این فرصت‌رو بدیم

01:11:12.801 --> 01:11:17.139
که مسیر جالب و
پیچیده‌تری رو طی کنه

01:11:17.222 --> 01:11:19.308
<i>و باهاش ملاقات کردم
و گفتم "ببین، تام</i>

01:11:19.391 --> 01:11:21.977
این فرصت‌رو داری
"که واقعا بدرخشی

01:11:22.060 --> 01:11:25.230
یادمه دیوید ییتس گفت
اگه بتونیم

01:11:25.314 --> 01:11:28.692
فقط 1% همدلی یا دلسوزی
برای اون بگیریم

01:11:28.775 --> 01:11:30.569
<i>یعنی کارمون رو انجام دادیم</i>

01:11:30.652 --> 01:11:32.029
انجامش بده

01:11:32.988 --> 01:11:34.531
<i>از نظر من، دریکو قهرمان‌ـه</i>

01:11:34.615 --> 01:11:36.033
<i>هری همیشه کار
درست‌رو انجام میده</i>

01:11:36.116 --> 01:11:37.534
هری همیشه انتخاب
درست می‌کنه

01:11:37.618 --> 01:11:39.495
هیچوقت براش دوراهی نبوده

01:11:39.578 --> 01:11:42.623
<i>دریکو زنجیره‌ی این
خانواده‌ی افتضاح رو میشکنه</i>

01:11:42.706 --> 01:11:45.083
<i>دربرابر مسئولیتی که داره
و کاری که ازش انتظار دارن انجام بده</i>

01:11:45.167 --> 01:11:49.421
و دیدن اینکه تام چطوری این کشمکش‌رو
جلوی دوربین نشون میده

01:11:49.504 --> 01:11:51.590
<i>اشاره کردن به اون
تفاوت‌های ظریف</i>

01:11:51.673 --> 01:11:52.758
اون همه پیچیدگی

01:11:52.841 --> 01:11:54.509
اون میدون
مین‌گذاری شده‌ی اخلاقی

01:11:54.593 --> 01:11:58.388
که یواش از توش رد شد
واقعاً تاثیرگذار بود

01:11:58.472 --> 01:11:59.806
نه

01:12:11.693 --> 01:12:13.278
سورس

01:12:22.162 --> 01:12:23.747
لطفاً

01:12:24.665 --> 01:12:26.500
<i>!آوادا کداورا</i>

01:12:37.052 --> 01:12:38.804
مشخصاً خیلی عالیه
که برگشتیم اینجا

01:12:38.887 --> 01:12:41.807
...ولی این حس رو دارم که

01:12:41.890 --> 01:12:44.810
شوکه کننده‌ست که این همه آدم

01:12:44.893 --> 01:12:47.562
زودتر از اون چیزی
که فکر می‌کردیم

01:12:47.646 --> 01:12:49.648
از پیشمون رفتن

01:12:49.731 --> 01:12:54.403
مثل هلن، اَلن و ریچارد

01:12:54.486 --> 01:12:57.322
آره...مثل خانواده بودن برامون

01:12:57.406 --> 01:12:59.157
همونجوری میشد
براشون سوگواری کرد

01:12:59.241 --> 01:13:02.327
آره -
خیلی زود بود -

01:13:02.411 --> 01:13:03.954
آره

01:13:13.964 --> 01:13:17.009
<i>دلت واسه مُرده‌ها نسوزه، هری</i>

01:13:17.092 --> 01:13:19.511
<i>واسه زنده‌ها دلسوزی کن</i>

01:13:19.594 --> 01:13:23.765
<i>و بیشتر از همه، کسایی که
بدون عشق زندگی می‌کنن</i>

01:13:29.104 --> 01:13:32.774
آدم نباید توی
رویاها غرق شه، هری

01:13:32.858 --> 01:13:35.110
و زندگی کردن‌رو فراموش کنه

01:13:38.113 --> 01:13:43.368
ریچارد هریس خیلی آدم خاص
و گرمی بود

01:13:44.661 --> 01:13:46.496
<i>خیلی مهربونی بود</i>

01:13:48.665 --> 01:13:50.167
ریچارد کلاسیک بود

01:13:50.250 --> 01:13:52.878
احتملاً یکی از بامزه‌ترین
آدمایی که دیده‌ـم

01:13:52.961 --> 01:13:54.880
یه پسر شیطون 11 ساله بود

01:13:54.963 --> 01:13:57.966
که توی بدن یه
مرد 70 و خورده‌ای ساله گیر کرده

01:13:58.050 --> 01:14:00.302
یه چرخِ دیگه برامون میزنی؟

01:14:02.054 --> 01:14:03.597
اون یه برقی توی
چشماش داشت

01:14:03.680 --> 01:14:06.016
که باعث میشد دامبلدور
خیلی خوبی بشه، درضمن

01:14:06.099 --> 01:14:08.143
به طرز وحشتناکی بامزه بود

01:14:09.770 --> 01:14:11.188
جِرم گوش

01:14:11.271 --> 01:14:15.984
ریچارد گریفیس به اندازه‌ی
آقای دورسلی جذاب بود

01:14:16.068 --> 01:14:19.071
چیزی به اسم جادو
وجود نداره

01:14:20.113 --> 01:14:23.408
<i>اون شرارت خودش‌رو
پذیرفته بود</i>

01:14:23.492 --> 01:14:25.577
با شور و شوق زیاد

01:14:25.660 --> 01:14:27.954
<i>مرگ اون بیشتر از همه
روی من تاثیر گذاشت</i>

01:14:28.038 --> 01:14:29.581
<i>چون توی اطلاعات دادن
بخشنده بود</i>

01:14:29.664 --> 01:14:31.583
میخواست همه‌چی رو
باهات درمیون بذاره

01:14:38.256 --> 01:14:42.427
برام سوال بود که کی
قراره ببینمتون، آقای پاتر

01:14:43.428 --> 01:14:46.264
خیلی احساس خوش‌شانسی میکنم

01:14:46.348 --> 01:14:47.933
که یه ذره تماس داشتم

01:14:48.016 --> 01:14:50.227
<i>با این آدمای فوق‌العاده‌ای
که فوت کردن</i>

01:14:51.603 --> 01:14:54.106
روزی که خیلی پیر میشم میگم

01:14:54.189 --> 01:14:56.775
"من این اسطوره‌رو میشناختم"

01:14:56.858 --> 01:14:58.735
میدونم که نباید اینجا باشم

01:15:00.362 --> 01:15:03.573
خود لرد سیاه حرف زدن
راجب‌ـش رو برام قدغن کرده

01:15:03.657 --> 01:15:05.367
<i>هلن مک‌کروری نقش
همسر من‌رو بازی می‌کرد</i>

01:15:05.450 --> 01:15:07.327
...گفتم، "فکر کنم من

01:15:07.411 --> 01:15:09.788
"بهترین بازیگر زندگیم‌رو دیدم

01:15:10.831 --> 01:15:11.957
بیا

01:15:12.040 --> 01:15:13.959
خیلی خوش‌شانسم
که باهاش کار کردم

01:15:14.042 --> 01:15:16.128
و پشت صحنه‌ها باهم

01:15:16.211 --> 01:15:18.922
<i>کلی هرهر و کرکر
راه مینداختیم</i>

01:15:20.882 --> 01:15:22.592
<i>اون خیلی چیزا بهم یاد داد</i>

01:15:23.760 --> 01:15:25.804
ببین حتی نمی‌تونم مثل آدم بگم

01:15:30.183 --> 01:15:31.685
اون یه توانایی‌ای داشت، آره

01:15:31.768 --> 01:15:36.523
که می‌تونست همدردی زیادی
رو از چشماش نشون بده

01:15:37.232 --> 01:15:39.729
و.. کار کردن با اون
واقعاً از شانس خوبم بود

01:15:44.739 --> 01:15:46.158
من می‌تونم بهتون یاد بدم

01:15:46.241 --> 01:15:50.537
چطوری ذهن رو طلسم
و حواس پنج‌گانه رو به دام بندازید

01:15:50.620 --> 01:15:53.748
آلن ریکمن هیچ‌وقت مثل بچه‌ها
با من حرف نمی‌زد

01:15:53.832 --> 01:15:57.210
همیشه نظرها و فکرهای منو

01:15:57.294 --> 01:16:01.923
،خیلی جدی می‌گرفت
که همین منو مجذوب خودش کرده بود

01:16:02.007 --> 01:16:05.844
آلن از دوستان خوب من بود
و وقتی اون سکانس آخر رو گرفتیم

01:16:05.927 --> 01:16:07.637
آخرین سکانس اون

01:16:08.513 --> 01:16:12.017
به شما جواب پس می‌ده

01:16:12.100 --> 01:16:14.519
فقط و فقط شما

01:16:15.353 --> 01:16:16.772
مطمئنی؟

01:16:16.855 --> 01:16:19.107
یه‌کمی ازش می‌ترسیدم

01:16:19.191 --> 01:16:22.444
،از دقت عملش
از دیالوگ‌گوییِ ماهرانه‌ش

01:16:22.527 --> 01:16:24.738
و ما یه‌جورایی به‌طرز جالبی
شاخ به شاخ پیش می‌رفتیم

01:16:24.821 --> 01:16:26.531
می‌دونید، اسنیپ و ولدمورت رو میگم

01:16:26.615 --> 01:16:28.074
دوتا بازیگر می‌تونن لذت زیادی

01:16:28.158 --> 01:16:29.826
از رقابت استعاری با هم ببرن

01:16:29.910 --> 01:16:33.121
آلن از این نظر
در قامت یک بازیگر واقعاً یه جادوگر بود

01:16:38.126 --> 01:16:40.587
کسایی که ما رو دوست دارن
هیچ‌وقت کاملاً از پیش‌مون نمی‌رن

01:16:41.963 --> 01:16:43.715
و همیشه می‌تونی پیداشون کنی

01:16:46.384 --> 01:16:47.552
اینجا

01:16:55.138 --> 01:16:58.443
«...به یادِ»

01:17:23.505 --> 01:17:25.006
این رو به‌خاطر بسپار

01:17:26.258 --> 01:17:28.176
تو تنها نیستی

01:17:32.360 --> 01:17:33.987
چوب‌دستی ارشد

01:17:36.351 --> 01:17:38.979
قدرتمندترین چوب‌دستی تمام دوران

01:17:39.062 --> 01:17:41.439
سنگ رستاخیز

01:17:45.986 --> 01:17:48.947
شنل نامرئی

01:17:50.198 --> 01:17:52.450
کنار همدیگه، "یادگاران مرگ" رو تشکیل میدن

01:17:52.534 --> 01:17:56.329
کنار هم یک ارباب مرگ ایجاد می‌کنند

01:17:57.414 --> 01:17:59.416
پسری که زنده موند

01:18:02.043 --> 01:18:03.169
!هری

01:18:09.092 --> 01:18:10.427
<i>بیا و بمیر</i>

01:18:10.510 --> 01:18:11.428
!نه

01:18:14.180 --> 01:18:16.016
<i>!آوادا کداورا</i>

01:18:28.653 --> 01:18:31.990
<i>پیشگیری‌هایی که برای محافظت از
خانواده‌هاشون کرده بودن</i>

01:18:32.073 --> 01:18:35.410
<i>باعث شد بیشتر از هرچیز دیگه‌ای متوجه بشه</i>

01:18:35.493 --> 01:18:38.163
<i>که اونا واقعا می‌خواستن باهاش بیان</i>

01:18:38.246 --> 01:18:42.167
و اینکه کاملا می‌دونستند
قضیه چقدر قراره خطرناک باشه

01:18:42.250 --> 01:18:44.961
<i>می‌خواست بهشون بگه اینکار
،چقدر براش ارزش داشته</i>

01:18:45.045 --> 01:18:49.215
<i>ولی نتونست کلمه‌هایی که
اهمیتش رو برسونه رو پیدا کنه</i>

01:18:52.325 --> 01:18:58.480
:بخش چهار
«چیزی که ارزش جنگیدن دارد»
هری پاتر و یادگاران مرگ، بخش ۱ و ۲

01:18:58.600 --> 01:19:00.185
هم خیلی باحاله

01:19:00.268 --> 01:19:03.438
،هم واقعا خیلی... خیلی عجیب و غریبه
مثلا، اینجا قدم زدن

01:19:03.521 --> 01:19:06.858
،دیدن وسایل صحنه فیلمبرداری
،که تو بچگیامون توش بودیم

01:19:06.941 --> 01:19:08.735
که با همه‌چیز جوری رفتار می‌کردیم که

01:19:08.818 --> 01:19:10.696
که بچه‌های اون سنی دارن
فقط میای خوش می‌گذرونی

01:19:10.721 --> 01:19:11.780
آره -
عجیب و غریبه -

01:19:11.863 --> 01:19:13.073
من دارم یک سری، لحظات عجیب
و نوستالژیکی تجربه می‌کنم

01:19:13.156 --> 01:19:14.366
همستر منو یادته؟

01:19:14.449 --> 01:19:15.408
کسی همتسر منو یادش هست؟

01:19:15.492 --> 01:19:16.868
آره -
میلی -

01:19:16.951 --> 01:19:18.203
آره. اسم اون همستر رو یادم نبود

01:19:18.286 --> 01:19:19.579
متأسفم -
آره، آره، آره -

01:19:19.663 --> 01:19:20.872
.اشکالی نداره
روحت شاد، میلی

01:19:20.955 --> 01:19:22.415
یادمه که یه همستر داشتی

01:19:22.499 --> 01:19:24.084
و بطور خیلی مبهمی یادمه
حسودیم شده بود بهت

01:19:24.167 --> 01:19:26.461
که سر سحنه با خودت حیوون داشتی -
براش یه تابوت درست کردن -

01:19:26.544 --> 01:19:27.879
بخش نجاری‌مون -
آره راست میگی -

01:19:27.962 --> 01:19:30.090
،وقتی میلی مرد
دیزاینرهای صحنه‌مون

01:19:30.173 --> 01:19:33.802
تابوت چوبی دستساز براش درست کردن

01:19:33.885 --> 01:19:35.470
داخلش رو با مخمل تزیین کرده بودن

01:19:35.553 --> 01:19:36.721
خیلی قشنگ بود -
!اوه -

01:19:36.805 --> 01:19:38.890
و... اسمش رو هم روش حک کرده بودن

01:19:38.973 --> 01:19:41.267
،چونکه من، منظورم اینه که من
خیلی ناراحت بودم

01:19:41.351 --> 01:19:42.560
براش ادای احترام هم کردیم؟

01:19:42.644 --> 01:19:44.229
حس می‌کنم چندتا جمله به یادش گفتیم

01:19:44.312 --> 01:19:47.607
همه‌اش می‌خواستم میلی مرده رو
،بردارم، و، مثلا

01:19:47.691 --> 01:19:49.776
میلی مرده رو فشار بدم و بهش دست بزنم

01:19:49.859 --> 01:19:51.486
،و اونم اینجوری بود که، "اما

01:19:51.569 --> 01:19:54.739
،میلی دیگه الان، میدونی
"باید توی تابوتش بمونه

01:19:54.823 --> 01:19:57.117
من بخش‌های بزرگی رو از این قضیه فراموش کردم

01:19:57.200 --> 01:20:00.078
حس نمی‌کنم از اون موقع خیلی گذشته باشه

01:20:00.161 --> 01:20:01.663
می‌دونم

01:20:01.746 --> 01:20:03.039
قیافه‌مون هنوزم از قسمت آخر بهتره

01:20:03.123 --> 01:20:04.749
آره -
منم می‌خواستم بگم -

01:20:04.833 --> 01:20:06.167
،که خب خیلی خوبه. یعنی
قبل اون اتفاق فیلمبرداریش کردیم

01:20:08.712 --> 01:20:10.755
کیف‌ات پیشته؟ -
آره -

01:20:10.839 --> 01:20:12.048
پلیور؟

01:20:12.132 --> 01:20:15.385
من که فقط یه پیشونی بودم
با یه لباسی که چاق نشونم بده

01:20:15.468 --> 01:20:17.554
...آره، من خیلی، من -
...فکر می‌کنم که یه جورایی -

01:20:17.637 --> 01:20:18.972
آره، تا ته قضیه رو رفتی

01:20:19.055 --> 01:20:20.390
،اینجوری بودی که
"...هرچی دارین رو کنین، اون"

01:20:20.473 --> 01:20:21.474
.آره، همینطوره
همه‌شو بهم بدین

01:20:21.558 --> 01:20:22.684
آره، کم نذاشتی

01:20:22.767 --> 01:20:25.186
آره -
خیلی بهت افتخار می‌کردم -

01:20:27.188 --> 01:20:29.190
<i>هیکس دیگه‌ای واقعا نمی‌تونه درک کنه</i>

01:20:29.274 --> 01:20:31.484
<i>چیزی که تجربه کردیم:
چیز واقعا منحصر به فردیه</i>

01:20:31.568 --> 01:20:34.821
فکر می‌کنم دیوید ییتس قبلنا
ما رو یه جور فضانورد توصیف کرده بود

01:20:34.904 --> 01:20:38.825
چونکه واقعا کس دیگه‌ای همچین چیزی رو
در این مقیاس تجربه نکرده بود

01:20:38.908 --> 01:20:41.578
و ما تا همیشه گریبان گیرش خواهیم بود

01:20:46.499 --> 01:20:47.917
<i>چندا از شیرین‌ترین خاطراتی که دارم</i>

01:20:48.001 --> 01:20:49.544
از سه‌تامون
اینه که هرکدوممون

01:20:49.627 --> 01:20:52.046
یه جورایی می‌دونستیم که باید
هوای همدیگه رو داشته باشیم

01:20:52.130 --> 01:20:53.548
همون به شکل‌های کوچولو

01:20:53.631 --> 01:20:55.467
<i>،اینجوری که مثلا
خیلی هوا سرده</i>

01:20:55.550 --> 01:20:58.803
...مثلا، همه‌مون قراره
همه باهمدیگه وای می‌ایستیم

01:20:58.887 --> 01:21:00.430
یا اینکه من خیلی خسته باشم

01:21:00.513 --> 01:21:03.391
،اشکالی نداره، دن
،اگر که من، مثلا، رو شونه‌ات خوابم ببره

01:21:03.475 --> 01:21:07.145
،مثلا، بین این دوتا سکانس
...چونکه خیلی خسته‌ام یا

01:21:07.228 --> 01:21:09.481
فکر می‌کنم که همه‌مون
...خوابمون برده توی شرایط

01:21:09.564 --> 01:21:10.899
مثلا روی... روی همدیگه

01:21:10.982 --> 01:21:12.817
توی، مثلا، چندتا کلیساهای خیلی بزرگ

01:21:12.901 --> 01:21:15.570
و چیزمیز توی انگلیس

01:21:15.653 --> 01:21:17.322
<i>میزان اعتمادی که من داشتم</i>

01:21:17.405 --> 01:21:20.492
و توی اون ۱۰ سال باهمدیگه ساختیم
،اینجوری بود که

01:21:20.575 --> 01:21:22.160
،اگر که می‌خواستیم بدلکاری انجام بدیم

01:21:22.243 --> 01:21:24.996
اطمینان داشتم که یکی‌تون قراره منو بگیره

01:21:25.079 --> 01:21:26.790
حس می‌کنم که اون قدر اعتماد و تکیه داشتن

01:21:26.873 --> 01:21:28.917
و اون خودش، می‌دونین

01:21:29.000 --> 01:21:30.502
محل‌های کاری زیادی نیستش که

01:21:30.585 --> 01:21:32.003
اونقدر زمان داشته باشی
این اعتمادهارو بدست بیاری

01:21:32.086 --> 01:21:33.755
.و جوری نبود که بکلام بیاریش
،انگاری

01:21:33.838 --> 01:21:35.590
سه‌تایی‌مون می‌تونستیم ارتباط برقرار کنیم

01:21:35.673 --> 01:21:37.884
بدون اینکه لازم باشه چیزی بهم بگیم

01:21:37.967 --> 01:21:39.844
از قبل می‌دونستیم چه اتفاقی باید بیافته

01:21:39.928 --> 01:21:43.264
خیلی قوی پشت همدیگه رو داشتیم

01:21:44.516 --> 01:21:46.100
باید لباسم رو عوض کنم

01:21:52.440 --> 01:21:53.691
چطوری، هرماینی؟

01:21:53.775 --> 01:21:55.735
تلسم غیر قابل تشخیص گسترش

01:21:57.028 --> 01:21:58.404
چقدر تو خارق‌العاده‌ای واقعا

01:21:59.489 --> 01:22:01.449
همیشه با لحن متعجب این حرفو می‌زنی

01:22:01.533 --> 01:22:03.993
<i>این فیلم‌ها واقعا حس و حال‌شون فرق می‌کرد</i>

01:22:04.077 --> 01:22:05.578
<i>از هاگوارتز دور بودیم</i>

01:22:05.662 --> 01:22:08.748
اکثر اوقات در جاهای مختلف کمپ می‌زدیم

01:22:08.832 --> 01:22:10.500
<i>تن‌اش خیلی تاریک‌تر بود</i>

01:22:10.583 --> 01:22:12.210
<i>انگاری یه فیلم متفاوت بود</i>

01:22:12.293 --> 01:22:14.295
دامبلدور شمارو فرستاده همه‌ی این
،جان‌پیچ‌ها رو پیدا کنین

01:22:14.379 --> 01:22:16.047
ولی بهتون نگفته چطوری نابودشون کنین؟

01:22:16.130 --> 01:22:17.757
،چیز خوب و متفاوتیه
،بنظرم

01:22:17.841 --> 01:22:21.261
چونکه تونستیم کلی کارهای
جدی دیگه انجام بدیم

01:22:21.344 --> 01:22:22.929
<i>و فرصت واقعی‌ای بود</i>

01:22:23.012 --> 01:22:24.556
تا این کاراکترها رو بصورت عمیق‌تری بشناسیم

01:22:24.639 --> 01:22:26.432
میای یا می‌خوای بمونی؟

01:22:30.979 --> 01:22:33.398
اون شب دیدم‌تون

01:22:33.481 --> 01:22:36.025
ران، اونکه... اونکه چیزی نبود

01:22:38.111 --> 01:22:39.320
...ران

01:22:40.071 --> 01:22:42.073
<i>صحنه‌ای که من فکر می‌کردم
خیلی قراره ضایع باشه</i>

01:22:42.156 --> 01:22:43.908
<i>و اصلا بابتش مطمئن نبودم</i>

01:22:43.992 --> 01:22:45.910
همونی بود که باهم می‌رقصیدیم

01:22:45.994 --> 01:22:48.079
آره -
مثلا من... حالا شده یکی از -

01:22:48.162 --> 01:22:51.499
،محبوب‌ترین صحنه‌هام از کل سری فیلم‌ها

01:22:51.583 --> 01:22:54.085
<i>چون اون مقدار صمیمیتی که من و تو</i>

01:22:54.169 --> 01:22:56.087
<i>،باهمدیگه داشتیم
اون موقع، فکر نمیکردم</i>

01:22:56.170 --> 01:22:58.131
<i>بتونم با بازیگر دیگه‌ای
اون صحنه رو انجام بدم</i>

01:22:58.214 --> 01:22:59.841
،خب، صحنه‌ی جالبی هم هست چونکه انگار

01:22:59.924 --> 01:23:01.718
اولش داشتیم فیلم‌های هری پاتر بازی می‌کردیم

01:23:01.801 --> 01:23:03.636
،بعدش تو فیلم آخر
،کارگردان اومد و گفت که

01:23:03.720 --> 01:23:05.763
هی، چطوره که با آهنگ نیک کیو پنج دقیقه"

01:23:05.847 --> 01:23:07.265
"آهسته برقصید؟

01:23:07.348 --> 01:23:08.600
ما هم اینجوری بودیم که، "وایسا ببینم
"چه فیلمیو داریم روش کار می‌کنیم؟

01:23:08.683 --> 01:23:10.143
"اینجوری که، "عالی شد، ولی باشه

01:23:34.459 --> 01:23:35.668
<i>توی اون صحنه خیلی چیزا گفته میشه</i>

01:23:35.752 --> 01:23:37.462
<i>به کلام نیومد. خیلی اونشو دوست داشتم</i>

01:23:37.545 --> 01:23:39.797
<i>،و همچنین اونطور که برای کارکتر‌ها</i>

01:23:39.881 --> 01:23:41.507
<i>تونستن یه لحظه استراحت کنن و خوش بگذرونن</i>

01:23:41.591 --> 01:23:43.009
حس می‌کنم که من و تو هم
تونستیم یه لحظه خوش بگذرونیم

01:23:43.092 --> 01:23:44.469
آره صددرصد -
...که ماهم مطمئنا -

01:23:44.552 --> 01:23:45.970
در اون لحظه بهش نیاز داشتیم

01:23:46.054 --> 01:23:47.805
می دونی؟ -
آره، کاملا -

01:23:47.889 --> 01:23:50.934
.ای کثافت عوضی
یعنی کسی نیست بهش بتونیم اعتماد کنیم؟

01:23:51.017 --> 01:23:52.810
<i>اون ماجرای... اون سکانس فیلم آخری بودش</i>

01:23:52.894 --> 01:23:54.646
که ما داشتیم توی جنگل می‌دوییدیم

01:23:54.729 --> 01:23:56.147
داشتیم توی جنگل‌ها با سرعت می‌رفتیم

01:23:56.230 --> 01:23:58.107
سعی می‌کردیم از دست قاپ‌زن‌ها فرار کنیم

01:23:58.191 --> 01:23:59.525
و حرکت

01:24:01.069 --> 01:24:03.655
.خب، بیکار نباشین دیگه
بقاپین‌شون دیگه

01:24:03.738 --> 01:24:05.990
<i>،راستشو بخواین، من یادمه من و تو، اِما</i>

01:24:06.074 --> 01:24:07.283
<i>...شدیدا رقابتی شده بودیم باهم</i>

01:24:07.367 --> 01:24:08.576
<i>بطرز مسخره‌ای رقابتی</i>

01:24:08.660 --> 01:24:10.870
در رابطه با اینکه کی سریع‌تر می‌تونه بدو ـه

01:24:10.954 --> 01:24:12.664
!بزن قدش. خیلی خفن بود
!وو-هوو

01:24:12.747 --> 01:24:14.415
<i>،حس می‌کنم روپرت اینجوری بود که همه‌اش</i>

01:24:14.499 --> 01:24:16.000
<i>یکمی زیادی اینجوری بود که
"هرکاری عشق‌تونه بکنید"</i>

01:24:16.084 --> 01:24:18.002
،و اینطوری بود که
"شما کار خودتونو بکنین"

01:24:18.086 --> 01:24:19.254
...آره -
منم اینجا وایمی‌ایستم -

01:24:19.337 --> 01:24:21.339
برای من، دویدن خودش بدلکاریه

01:24:21.422 --> 01:24:23.007
راه رفتن هم بدلکاریه

01:24:25.927 --> 01:24:27.345
اوفف

01:24:29.263 --> 01:24:30.848
من به هیچ عنوان دوست ندارم

01:24:30.932 --> 01:24:32.642
،صحنه‌های زیادی از خودمو تو اون حالت ببینم

01:24:32.725 --> 01:24:34.435
ولی شما دوتا رو تماشا کردم
و بنظرم فوق‌العاده‌این

01:24:34.519 --> 01:24:36.354
ولی یادمه که خیلی چیز خوب و شیرینی بود

01:24:36.437 --> 01:24:38.773
من راستیتش یادمه
سه‌تامون بهم دیگه می‌گفتیم

01:24:38.856 --> 01:24:40.984
که داشتیم کارمونو خوب انجام میدیم
یا اینکه صحنه‌ای رو خوب اجرا کردیم

01:24:41.067 --> 01:24:43.069
مخصوصا چونکه از بچگی شروع کرده بودیم

01:24:43.152 --> 01:24:44.570
و واقعا نمی‌دونستیم داریم چیکار می‌کنیم

01:24:44.654 --> 01:24:46.197
برای همین وقتی که دیدیم خودمون

01:24:46.280 --> 01:24:47.991
داریم بازیگری واقعی انجام میدیم
"می‌گفتی، "اوه، ایول

01:24:48.074 --> 01:24:49.701
"اون... چه باحاله" -
"آره، "آفرین -

01:24:49.784 --> 01:24:51.160
انگاری، آره اونجوری که... گمونم
همه‌مون داریم بهتر میشیم

01:24:51.244 --> 01:24:52.328
ترکوندی -
عالیه. آفرین -

01:24:52.412 --> 01:24:53.913
آره، آره -
منظورم اینه که -

01:24:53.997 --> 01:24:58.584
مشخصا، بوسیدن ما دوتا
ترسناک‌ترین چیز ممکن بود

01:24:58.668 --> 01:25:00.003
...که ما دوتا-
اوه -

01:25:00.086 --> 01:25:02.296
آره -
می‌تونستیم بهش بخوریم -

01:25:03.581 --> 01:25:06.985
«انتظار»

01:25:07.010 --> 01:25:08.594
من هرماینی گرنجر هستم

01:25:08.678 --> 01:25:11.222
و شما کی باشین؟

01:25:11.305 --> 01:25:14.100
من ران ویزلی هستم -
خوشبختم -

01:25:14.183 --> 01:25:18.521
"درستش لوی-اوووو-سا ـه"
"لوی-او-ساه که نه"

01:25:18.604 --> 01:25:20.773
کابوسه به خدا

01:25:20.857 --> 01:25:22.900
تعجبی نداره دوستی پیدا نکرده

01:25:24.694 --> 01:25:26.237
فکر کنم شنید چی گفتی

01:25:26.320 --> 01:25:28.448
تو کل سری فیلم‌ها خیلی بهش اشاره شده بود

01:25:28.531 --> 01:25:29.699
هشت‌تا فیلم

01:25:29.782 --> 01:25:31.409
من عاشق رابطه‌ی عاطفی ران و هرماینی‌ام

01:25:31.492 --> 01:25:34.078
<i>و اینکه چطور دائما تحت داستان‌های فیلم</i>

01:25:34.162 --> 01:25:35.997
<i>محو میشه و میره</i>

01:25:36.080 --> 01:25:37.707
...اه... ام

01:25:42.545 --> 01:25:46.340
<i>این رابطه برای مدت خیلی طولانی‌ای
جلوش گرفته میشد</i>

01:25:46.424 --> 01:25:48.259
...یه خرده خمیر دندون

01:25:50.094 --> 01:25:52.764
اسلاگهورن هم کریسمس رو
برگذار می‌کنه، میدونی

01:25:52.847 --> 01:25:54.182
و باید دوتایی رفت

01:25:54.265 --> 01:25:56.100
گمونم به مکلاگن میگی باهات بیاد؟

01:25:56.184 --> 01:25:59.562
بیننده‌ها بی‌صبرانه منتظر
بوسیدن این دوتا هستن

01:25:59.645 --> 01:26:01.272
،راستش
می‌خواستم به تو بگم

01:26:01.355 --> 01:26:02.940
واقعا؟

01:26:03.024 --> 01:26:04.859
<i>...یه صحنه‌ای هست که ما باید
خیلی شیرین و خوبه</i>

01:26:04.942 --> 01:26:06.361
<i>که باید وقتی خوندینش راجع بهش حرف بزنیم</i>

01:26:06.444 --> 01:26:07.653
چونکه قراره این هفته بوسه بین

01:26:07.737 --> 01:26:09.197
ران و هرماینی رو فیلمبرداری کنیم -
چی؟ -

01:26:09.280 --> 01:26:10.656
...بوسه بین ران و هرماینی رو توی

01:26:10.740 --> 01:26:11.949
این هفته؟ -
این هفته؟ -

01:26:12.033 --> 01:26:13.951
توی تالار اسرار

01:26:14.035 --> 01:26:16.746
<i>،تو این لحظه‌ای که به شدت توی خطر هستند</i>

01:26:16.829 --> 01:26:20.166
<i>برمی‌گردن به سمت همدیگه و همو می‌بوسن</i>

01:26:23.002 --> 01:26:25.922
<i>هفت‌تا فیلم منتظر این لحظه بودیم</i>

01:26:26.005 --> 01:26:28.257
<i>،توی واگن‌هاشون با جفتشون حرف زدم</i>

01:26:28.341 --> 01:26:30.468
<i>مطمئن شدم که هرجفتشون با این کار راحتن</i>

01:26:30.551 --> 01:26:34.347
<i>انگاری داشتم برای یه مسابقه‌ی
بزرگ ورزشی آماده‌شون می‌کردم</i>

01:26:34.430 --> 01:26:36.557
<i>،می‌دونی، اینکه بگی
خیلی خب بچه‌ها، شما می‌تونید"</i>

01:26:36.641 --> 01:26:38.309
"خیلی قراره عالی باشه

01:26:38.392 --> 01:26:40.978
قرار بود این، مثلا، یک لحظه‌ی
بوسیدن خیلی دراماتیکی باشه

01:26:41.062 --> 01:26:42.480
...چونکه من و تو هی خرابش می‌کردیم

01:26:42.563 --> 01:26:43.940
همه‌اش می‌زدیم زیر خنده -
آره، آره -

01:26:44.023 --> 01:26:45.316
و منم خیلی ترسیده بودم

01:26:45.399 --> 01:26:46.692
...که هیچوقت نمی‌تونیم انجامش بدیم چونکه

01:26:46.776 --> 01:26:48.027
نمی‌تونستیم قضیه رو جدی بگیریم

01:26:49.737 --> 01:26:51.781
من قضیه رو بهتر نکردم
چون بطرز قابل ملاحظه‌ای

01:26:51.864 --> 01:26:54.158
بهم گفتن که داشتم عن بازی در می‌آوردم

01:26:54.242 --> 01:26:55.618
،و اینجوری بودم که

01:26:55.701 --> 01:26:57.328
من میاو روی صحنه و"
"بوسیدن‌تون رو تماشا می‌کنم

01:26:57.411 --> 01:26:59.205
خب، همه می‌خواستن برای اون صحنه اونجا باشن

01:26:59.288 --> 01:27:01.707
چون همه اینجوری می‌گفتن که
"قراره خوب باشه بچه‌ها"

01:27:01.791 --> 01:27:03.978
...انگاری که ما نیاز داریم -
واقعا بابتش متأسفم بچه‌ها -

01:27:04.041 --> 01:27:04.836
آره، آره، آره

01:27:04.919 --> 01:27:06.671
می‌دونستم یه جورایی که من باید

01:27:06.754 --> 01:27:08.548
کسی باشم که این کارو عملی کنه

01:27:08.631 --> 01:27:12.385
<i>،چونکه روپرت قرار نبود اینکارو بکنه
برای همین من باید دلو می‌زدم به دریا</i>

01:27:12.468 --> 01:27:14.095
رحم هم نکرد

01:27:14.178 --> 01:27:17.473
یه جورایی نیاز به حرکت قبلی داشتم
تا بتونم بوسه رو انجام بدم

01:27:17.557 --> 01:27:20.476
و روپرت، تو اون برداشت اول
،می‌تونستم تقریبا ببینم

01:27:20.560 --> 01:27:24.188
،دیدم صورت روپرت از شدت تعجب منفجر شد

01:27:24.272 --> 01:27:26.274
،چونکه فکر کرد
"تازه برداشت اول بود"

01:27:26.357 --> 01:27:28.359
.یه جورایی فکر کنم چشمم سیاهی رفت
فقط یادمه

01:27:28.442 --> 01:27:31.362
صورتت داشت نزدیک‌تر و نزدیک‌تر میشد به من

01:27:31.445 --> 01:27:32.905
<i>،هربار که راجع به این حرف می زنی</i>

01:27:32.989 --> 01:27:35.324
انگاری یه داستان ترسناکه واقعا

01:27:35.408 --> 01:27:36.367
توی ذهنت

01:27:36.450 --> 01:27:38.744
اونقدرا بد نبود، می‌دونم

01:27:50.131 --> 01:27:52.592
<i>بوسیدن روپرت یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که</i>

01:27:52.675 --> 01:27:54.302
<i>من باید انجام می‌دادم</i>

01:27:54.385 --> 01:27:57.180
<i>،حس درستی نمی‌داد</i>

01:27:57.263 --> 01:27:59.056
<i>از همه نظر حس غلطی داشت</i>

01:27:59.140 --> 01:28:02.185
چونکه دن، روپرت، و من
خیلی مثل برادر خواهریم

01:28:06.314 --> 01:28:07.565
هری؟

01:28:07.648 --> 01:28:09.233
،هر سه‌تامون
فکر کنم، خیلی مشابه بودیم

01:28:09.317 --> 01:28:12.153
در اینکه چه معنایی برامون داشتش

01:28:13.154 --> 01:28:15.323
،اون صحنه رو یادمه که تو برگشتی گفتی
،نه، بچه‌ها"

01:28:15.406 --> 01:28:17.241
<i>من کسی‌ام که باید برم تکی سراغ کارهای خودم</i>

01:28:17.325 --> 01:28:19.076
توی این... این یکی"

01:28:19.160 --> 01:28:20.578
و من بغلت کردم که خداحافظی بکنم

01:28:20.661 --> 01:28:23.206
منم باهات میام -
نه، مار رو بکشین -

01:28:25.666 --> 01:28:28.586
<i>می‌دونستم دارم با
سری فیلم‌ها خداحافظی می‌کنم</i>

01:28:28.669 --> 01:28:30.463
<i>می‌دونستم که دارم با تو خداحافظی می‌کنم</i>

01:28:30.546 --> 01:28:32.882
و من باید این قضیه رو به نمایش می‌کشیدم که

01:28:32.965 --> 01:28:38.054
من واقعا چه حسی داشتم راجع به
اینکه همه‌چیز قرار بود تموم بشه

01:28:38.137 --> 01:28:39.555
آره

01:28:42.932 --> 01:28:49.033
«نبرد آخر»

01:28:51.526 --> 01:28:52.902
<i>تصویر خیلی حماسی‌ایه</i>

01:28:52.985 --> 01:28:54.946
<i>حمل شدن هری از روی پل</i>

01:28:57.698 --> 01:29:00.952
<i>اگر که از جو یا هرکسی که خیلی
،تو ماجراش هست بپرسین</i>

01:29:01.035 --> 01:29:03.788
<i>بهتون می‌گن که نبرد بین خوبی و بدیه</i>

01:29:03.871 --> 01:29:05.331
به همین سادگیه

01:29:08.626 --> 01:29:11.545
من خیلی مدیون نویل‌ام
به عنوان یه کاراکتر

01:29:11.629 --> 01:29:13.089
<i>،من خیلی، خیلی خجالتی بودم
...نمی‌تونستم</i>

01:29:13.172 --> 01:29:14.715
<i>هیچوقت نمی‌تونستم تو کلاس حرف بزنم</i>

01:29:14.799 --> 01:29:16.008
سر هیچی دستم رو بالا نمی‌بردم

01:29:16.092 --> 01:29:18.761
<i>چونکه میشه گفت همون کاراکتر هستم</i>

01:29:20.346 --> 01:29:24.100
داستان عالیه نویل
اینه که اون قهرمانه‌ست

01:29:26.227 --> 01:29:27.770
<i>اون تیکه‌ی فوق‌العاده‌ی آخرش</i>

01:29:27.853 --> 01:29:29.814
اون سخنرانی عالی متیو، می‌دونید

01:29:31.732 --> 01:29:33.609
خوبی باید پیروز بشه، البته

01:29:34.485 --> 01:29:35.987
این مهم نیست که هری مرده

01:29:36.070 --> 01:29:37.446
بیخیال شو، نویل

01:29:37.530 --> 01:29:39.657
هر روز آدما می‌میرن

01:29:39.740 --> 01:29:41.492
امشب هری رو از دست دادیم

01:29:43.703 --> 01:29:47.331
هنوزم با ماست، این تو

01:29:50.251 --> 01:29:51.752
مرگش برای هیچی نبوده

01:29:51.836 --> 01:29:53.504
<i>،ولی کاری که هری پاتر برای من کرد</i>

01:29:53.587 --> 01:29:57.383
<i>هم... هم به عنوان یه داستان
...و هم یه بازیگر داخلش</i>

01:29:57.466 --> 01:29:59.010
ولی مرگ تو قراره پوچ باشه

01:29:59.093 --> 01:30:01.387
<i>اول اینکه بهم کمک کرد
اول چیزی که نیستم رو پیدا کنم</i>

01:30:01.470 --> 01:30:05.016
.قلب هری برای ما تپید
برای همه ماها

01:30:05.099 --> 01:30:08.436
<i>،که، بنابر این
در نهایت، چیزی که هستم رو پیدا کردم</i>

01:30:10.438 --> 01:30:12.273
<i>!کانفرینگو</i>

01:30:21.449 --> 01:30:23.576
<i>،به کتاب نگاه می‌کنیم
و آخرین رویارویی</i>

01:30:23.659 --> 01:30:25.703
بین ولدمورت وهری

01:30:25.786 --> 01:30:27.079
<i>توی سرسرای بزرگ برگزار میشه</i>

01:30:27.163 --> 01:30:29.248
<i>با مقدار خیلی زیادی تماشاگر</i>

01:30:29.332 --> 01:30:32.793
و من واقعا چیز خاکی‌تر و قوی‌تر

01:30:32.877 --> 01:30:35.296
<i>و غریزی‌تر از اون می‌خواستم</i>

01:30:35.379 --> 01:30:39.258
چونکه این دو دشمن انگاری باهم ارتباط

01:30:39.342 --> 01:30:43.721
،روحی، میشه گفت داشتند
،به این روش عجیب، جان پیچانه‌ای که بود

01:30:43.804 --> 01:30:45.431
<i>پیش خودم گفتم، عالی نمیشد اگر که</i>

01:30:45.514 --> 01:30:49.894
اگر که دن رالف رو بگیره
و از این برج اونو بکشونه پایین؟

01:30:49.977 --> 01:30:53.230
بجنب تام، بیا همونطوری که
ماجرا رو شروع کردیم تمومش کنیم

01:30:53.314 --> 01:30:55.066
باهمدیگه

01:30:55.149 --> 01:30:57.568
<i>،وقتی که باهم پرت میشن
در هم آمیخته میشن</i>

01:30:57.651 --> 01:30:59.737
<i>اون رابطه‌ی عمیقی که ما میشه گفت</i>

01:30:59.820 --> 01:31:02.865
<i>،بین داستان‌ها و فیلم‌ها حس‌اش می‌کردیم</i>

01:31:02.948 --> 01:31:04.533
<i>در اون لحظه به نمایش در میاد</i>

01:31:04.617 --> 01:31:06.952
قبل از اینکه بخورن زمین و تو حیاط غلت بزنن

01:31:11.123 --> 01:31:12.541
<i>یادمه خیلی از لحاظ فیزیکی خسته بودم</i>

01:31:12.625 --> 01:31:13.918
تمام توان‌مون رو گذاشتیم

01:31:14.001 --> 01:31:15.544
دیگه آخرش فکر می‌کنم
داشتیم از خستگی می‌مردیم

01:31:15.628 --> 01:31:17.421
<i>چندین ماه توی سرما
داشتیم فیلم‌برداری می‌کردیم</i>

01:31:17.505 --> 01:31:18.547
<i>و آسمون‌ها هم خاکستری بودن</i>

01:31:18.631 --> 01:31:20.257
<i>ساعد دستم خیلی گرفته بود</i>

01:31:20.341 --> 01:31:22.301
<i>،چونکه اینو داشتیم
،این جریانی که درونت هست</i>

01:31:22.385 --> 01:31:24.637
...باید

01:31:24.720 --> 01:31:26.055
<i>برش می‌گردوندی سمت اون</i>

01:31:26.931 --> 01:31:30.309
<i>،علاوه بر چالش فیزیکی ساختن فیلم‌ها</i>

01:31:30.393 --> 01:31:32.853
،اون فشار کوچیک بودش که با خودت می‌گفتی

01:31:32.937 --> 01:31:34.605
تو کسی هستی که اینو تموم می‌کنه"

01:31:34.688 --> 01:31:37.608
<i>.باید به خوبی تموم بشه
باید معنا دار باشه</i>

01:31:37.691 --> 01:31:40.945
<i>.باید به دل بیننده بشینه
"باید معنا رو برسونه</i>

01:32:23.465 --> 01:32:29.756
«شروعی تازه»

01:32:30.494 --> 01:32:33.330
تو کی هستی؟ -
سلام، اسم من اما واتسون هستش -

01:32:33.414 --> 01:32:35.291
نقش هرماینی گرنجر رو بازی می‌کنم

01:32:35.374 --> 01:32:37.835
خیلی ترسیده‌ام -
نه، هرگز -

01:32:37.918 --> 01:32:39.670
چی؟ -
بیخیال هیچی -

01:32:39.753 --> 01:32:41.046
دوست نداری اینطوری دیده بشی؟

01:32:41.130 --> 01:32:42.590
آره -
چرا؟ -

01:32:42.673 --> 01:32:44.175
چون اون کلیپس توی موهاش رو دوست نداره

01:32:44.258 --> 01:32:46.010
آره -
آقای ردکلیف -

01:32:46.093 --> 01:32:47.803
بله. آه -
آه؟ -

01:32:47.887 --> 01:32:49.263
!دوربین، آه

01:32:49.346 --> 01:32:50.723
تو از مطبوعاتی؟

01:32:50.806 --> 01:32:52.808
.من از طرف مطبوعاتم، دقیقا
از کجا فهمیدی؟

01:32:52.892 --> 01:32:54.852
.امروز روز اولته
چه حسی داری؟

01:32:54.935 --> 01:32:57.188
حسه
واقعا فوق‌العاده‌ای داره

01:32:57.271 --> 01:32:58.397
هیجان زده‌ای؟

01:32:58.481 --> 01:33:01.484
خیلی زیاد. بی‌صبرانه منتظرم

01:33:01.567 --> 01:33:04.778
،بعد از همه‌ی این آمادگی‌ها
بلاخره داره اتفاق می‌افته

01:33:04.862 --> 01:33:07.448
.خیلی خب، برگرد سر کار
یه سریا باید آرایشت کنن

01:33:07.531 --> 01:33:08.991
آره -
خیلی خب -

01:33:13.662 --> 01:33:15.539
حالا که راجع بهش فکر میکنی، نظرت چیه، روپ؟

01:33:15.623 --> 01:33:16.832
<i>...اینکه برگردی بهش نگاه کنی</i>

01:33:16.916 --> 01:33:18.083
،مثلا، برای من
خاطرات خیلی خوبیه

01:33:18.167 --> 01:33:19.460
مثلا، برای تو چطوریه؟

01:33:19.543 --> 01:33:21.128
خیلی افتخار می‌کنم که بخشی ازشون بودم

01:33:21.212 --> 01:33:23.756
فکر می‌کنم اون آخراش
،یه جورایی عجیب و غریب بود

01:33:23.839 --> 01:33:25.716
مخصوصا تموم کردنشون

01:33:25.799 --> 01:33:27.384
حس می‌کنم دیگه از دستم در رفته بود

01:33:27.468 --> 01:33:29.553
که من کی بودم
کاراکتره کیه

01:33:29.637 --> 01:33:32.223
واقعا نمی‌دونستم کجا
تموم می‌شدن و کجا شروع می‌شدن

01:33:32.306 --> 01:33:33.641
،آره، یه سری چیزا هست که من مثلا می‌گفتم

01:33:33.724 --> 01:33:34.683
من... من کی‌ام؟

01:33:34.767 --> 01:33:35.768
مثلا، خودم چیا دوست دارم؟

01:33:35.851 --> 01:33:37.186
چی... چی برام اهمیت داره؟

01:33:37.269 --> 01:33:38.479
مثلا، چیزای عجیب و غریب دیگه

01:33:38.562 --> 01:33:39.772
حتی اسمم هم حس اینکه اسم خودم باشه رو نداشت

01:33:39.855 --> 01:33:41.106
آره -
حس می‌کردم که من تنها -

01:33:41.190 --> 01:33:42.399
واقعا یه کاری رو بلد بودم انجام بدم

01:33:42.483 --> 01:33:43.817
آره -
بلد بودم چطور نقش ران رو بازی کنم -

01:33:43.901 --> 01:33:45.277
،ران کاراکتر مورد علاقه‌ام بود

01:33:45.361 --> 01:33:47.571
برای همین خیلی باحال بود
که توی فیلم نقش اون باشم

01:33:47.655 --> 01:33:49.073
<i>میشه گفت انگاری ما</i>

01:33:49.156 --> 01:33:52.826
<i>شدیدترین حالت متد اکتینگ رو داشتیم</i>

01:33:52.910 --> 01:33:54.828
<i>همیشه باید یه‌جایی تموم میشد دیگه</i>

01:33:54.912 --> 01:33:58.415
هیچوقت قرار نبود تا ابد اینکارو بکنیم

01:33:58.499 --> 01:34:00.251
،اون احساسی که الان نسبت بهش دارم

01:34:00.334 --> 01:34:03.420
مثلا، تورو اینجا می‌بینم
...اینکه یه مدت پیش هم نبودیم

01:34:04.338 --> 01:34:06.298
بذار سعی کنم احساساتی نشم

01:34:06.382 --> 01:34:09.009
حس می‌کنم انگار تو
یه ستونی از زندگی من هستی

01:34:09.093 --> 01:34:10.261
،چیز واقعا قدرتمندیه

01:34:10.344 --> 01:34:11.679
چونکه من شاهد بزرگ شدنت بودم

01:34:11.762 --> 01:34:12.763
ما بزرگ شدن همدیگه رو دیدیم

01:34:12.846 --> 01:34:13.973
باهمدیگه بزرگ شدیم

01:34:14.056 --> 01:34:16.308
.ما یه خانواده‌ایم
همیشه همینطور خواهیم بود

01:34:16.392 --> 01:34:19.311
...لازم نیست همدیگه رو ببینیم
اوه، خدای من

01:34:19.395 --> 01:34:23.357
با اینکه همیشه همدیگه رو نمی‌بینیم

01:34:23.440 --> 01:34:25.192
...آره، اون یه

01:34:26.652 --> 01:34:27.903
...قوی‌ایه...

01:34:27.987 --> 01:34:29.937
پیوند قوی‌ایه
که ما همیشه قراره داشته باشیم

01:34:29.962 --> 01:34:33.617
و ما همیشه بخشی از زندگی همدیگه خواهیم بود

01:34:44.295 --> 01:34:47.381
اوه، خیلی از دیدنت خوشحالم -
خیلی خوشحالم دیدمت -

01:34:49.300 --> 01:34:50.551
دوست دارم

01:34:56.557 --> 01:34:57.641
به عنوان یه دوست

01:35:00.227 --> 01:35:01.812
محض اطلاع -
محض اطلاع -

01:35:01.895 --> 01:35:03.480
برای بینندگان

01:35:03.564 --> 01:35:06.817
.ولی واقعیته
خیلی عشق و علاقه هستش

01:35:06.901 --> 01:35:08.444
اوه، ممنونم، روپس

01:35:08.527 --> 01:35:09.987
بیاید یه دور تمرینی بریم

01:35:10.070 --> 01:35:12.531
،و می‌تونیم برش گردونیم
می‌خوام که برگرده از اول

01:35:12.615 --> 01:35:14.742
هروقت آماده بودین، و حرکت

01:35:15.868 --> 01:35:18.621
<i>وقتی داشتیم فیلمبرداری
،اون صحنه‌های آخر رو تموم می‌کردیم</i>

01:35:18.704 --> 01:35:23.000
<i>یکی از آخرین صحنه‌هایی که
اون جلسه فیلمبرداری کردیم</i>

01:35:23.083 --> 01:35:25.461
داشتیم از کنار دوربین شیرجه می‌زدیم

01:35:25.544 --> 01:35:28.505
و روی این تشک خیلی بزرگی که بود می‌افتادیم

01:35:28.589 --> 01:35:31.175
،آخر سر به اون خطم شدش
اون یدونه برداشت

01:35:31.258 --> 01:35:33.344
پریدن توی شومینه بود

01:35:33.427 --> 01:35:36.847
<i>میشه گفت خیلی کنایه از چیزی که
واقعا داشت می‌افتاد بود</i>

01:35:36.930 --> 01:35:39.683
<i>،باید می‌پریدیم روی یه تشک، دیگه</i>

01:35:39.767 --> 01:35:41.810
که به یه دنیای دیگه سفر کنیم

01:35:42.728 --> 01:35:46.231
<i>مجموع احساساتمون واقعا قابل لمس بودش</i>

01:35:46.315 --> 01:35:48.067
<i>و... و برای افرادی که ازشون حمیات می‌کردن</i>

01:35:48.150 --> 01:35:50.152
<i>و تو کل مسیر در کنارشون بودن</i>

01:35:50.235 --> 01:35:53.822
<i>همه کسایی که شاهد بزرگ شدن‌شون بودن</i>

01:35:57.618 --> 01:36:00.079
<i>،توی اون روز آخر
دیگه رد داده بودم</i>

01:36:02.498 --> 01:36:05.125
<i>خب، یادمه که همه‌مون
همدیگه رو بغل کرده بودیم</i>

01:36:07.378 --> 01:36:11.882
،هر سه‌تامون یه جورایی، میشه گفت
بطور کلی نابود شده بودیم

01:36:14.259 --> 01:36:16.387
<i>فکر کنم اولین بار بود که
به خودمون اجازه داده بودیم</i>

01:36:16.470 --> 01:36:20.891
که اصلا پردازش کنیم
یا متوجه بشیم که انجامش دادیم

01:36:20.974 --> 01:36:22.810
<i>تونستیم تمومش کنیم</i>

01:36:22.893 --> 01:36:24.478
<i>،خیلی هم میشه گفت در من ریشه پیدا کرده</i>

01:36:24.561 --> 01:36:27.272
<i>یعنی من زندگی‌ام رو با این فیلم‌ها می‌سنجم</i>

01:36:27.356 --> 01:36:29.400
،مثلا یکی میگه
"اوه کی گواهینامه‌ات رو گرفتی؟"

01:36:29.483 --> 01:36:32.194
،منم میگم
"تو فیلم محفل ققنوس"

01:36:32.277 --> 01:36:36.949
<i>تمام بخش‌های زندگی‌ام
به هری پاتر متصله</i>

01:36:38.826 --> 01:36:41.537
وقتی آدمایی رو می‌بینم که
بخش خیلی مهمی

01:36:41.620 --> 01:36:44.248
از زندگی‌شونه، یا کتاب‌ها
،یا فیلم‌ها به هر نحوی

01:36:44.331 --> 01:36:45.916
،مثلا، بخشی از وجودشونه

01:36:45.999 --> 01:36:48.585
،اون، آره
باعث میشه خیلی احساس افتخار کنی

01:36:48.669 --> 01:36:50.838
هری پاتر یه چیزی داره که

01:36:50.921 --> 01:36:52.589
باعث میشه زندگی حس غنی‌تری پیدا کنه

01:36:52.673 --> 01:36:55.843
مثلا، وقتی اوضاع خیلی تیره و تار میشه
و شرایط خیلی سخت می‌شن

01:36:55.926 --> 01:36:58.262
داستان‌ها به ما جاهایی می‌دن
که می‌تونیم بریم

01:36:58.345 --> 01:37:02.850
جایی که می‌تونیم استراحت کنیم
و حس کنیم در بر گرفته شدیم

01:37:02.933 --> 01:37:04.601
فکر نمی‌کنم کامل متوجه‌اش شده بودم

01:37:04.685 --> 01:37:07.062
که این فیلم‌ها چقدر تأثیر گذار بودن
وقتی که توشون بودیم

01:37:07.146 --> 01:37:08.772
،تعداد آدمایی که مثلا اومدن گفتن

01:37:08.856 --> 01:37:10.774
اینا تنها فیلم‌هایی هستند که"
من و بابام باهمدیگه تماشا کردیمشون

01:37:10.858 --> 01:37:12.317
مثلا، ما نمی‌تونیم راجع به چیز دیگه‌ای حرف بزنیم

01:37:12.401 --> 01:37:13.777
،و مثلا
باهمدیگه هری پاتر رو می‌بینیم

01:37:13.861 --> 01:37:15.320
"و این چیز مشترک بین‌مون بوده

01:37:15.404 --> 01:37:18.699
خیلی فوق‌العاده‌ست که... که
یه جور بخش کوچیکی از اون باشی

01:37:18.782 --> 01:37:21.952
،و این که ببینی مثلا دوباره زنده میشه
،رسانه‌های جدیدی پیدا می‌کنه

01:37:22.035 --> 01:37:24.079
مثل اون برنامه‌ی تئاتر
"موجودات شگفت انگیز"

01:37:24.163 --> 01:37:26.790
،میشه گفت یه جورایی تا ابد پایداره

01:37:26.874 --> 01:37:28.792
و دیدنش چیز فوق‌العاده‌ایه

01:37:28.876 --> 01:37:31.587
!هری پاتر! هری پاتر

01:37:31.670 --> 01:37:34.798
هیچ‌چیزی مثل داستان‌های هری پاتر نیست

01:37:34.882 --> 01:37:36.175
داستان‌هایی که درونشون گفته میشه،

01:37:36.258 --> 01:37:38.385
ماجراجویی‌های فردی کاراکتر‌ها

01:37:38.469 --> 01:37:39.970
<i>فکر می‌کنم که اون خیلی</i>

01:37:40.053 --> 01:37:42.347
<i>تأثیر دگرگون شونده‌ای روی مردم داره</i>

01:37:42.431 --> 01:37:43.348
<i>اون جادو ـه</i>

01:37:43.432 --> 01:37:44.808
چه خوشگله اینجا

01:37:44.892 --> 01:37:48.812
هر بچه‌ای با خودش می‌گه که
چطور قراره با بقیه اخت بگیره

01:37:48.896 --> 01:37:52.316
و مسیر شگفت‌انگیزیه که
هر بچه‌ای توش پا می‌ذاره

01:37:52.399 --> 01:37:54.735
دابی همیشه هوای هری پاتر رو خواهد داشت

01:37:54.818 --> 01:37:56.987
،خیلی الهام بخشه که افراد جوون بگن

01:37:57.070 --> 01:37:59.531
اوه، اون می‌تونم من باشم"
اون لحظه شک و تردید رو داشته باشم

01:37:59.615 --> 01:38:02.576
یا اونجوری خراب کنم یا اونجوری
"با پدر مادرم اون بحث رو داشته باشم

01:38:04.328 --> 01:38:06.163
نزدیک من بمون

01:38:06.246 --> 01:38:08.207
تا آخرش

01:38:09.416 --> 01:38:12.252
من متوجه شدم که
اون دنیای خیلی شگفت‌انگیزیه

01:38:12.336 --> 01:38:13.712
بخوای توش دخیل باشی

01:38:13.796 --> 01:38:16.423
...و اون یه
دنیای قشنگیه

01:38:16.507 --> 01:38:17.466
هری

01:38:17.549 --> 01:38:18.967
هری

01:38:19.051 --> 01:38:20.511
هری

01:38:20.594 --> 01:38:22.513
<i>و همین‌شه که خاصیت درمانی</i>

01:38:22.596 --> 01:38:24.890
و خوبی داره، جوری ساخته شده

01:38:24.973 --> 01:38:27.684
افرادی که در غیر این صورت
،احساس تنهایی می‌کردن

01:38:27.768 --> 01:38:29.269
<i>حس کنن به جایی تعلق دارن</i>

01:38:29.353 --> 01:38:31.230
نده بهش هری -
هیس -

01:38:33.065 --> 01:38:34.858
بیشتر طرفدار‌ها که... میان سمت من

01:38:34.942 --> 01:38:36.193
و الان باهام سلام می‌کنن

01:38:36.276 --> 01:38:38.028
موقع فیلم‌ها حتی بدنیا هم نیومده بودن

01:38:38.111 --> 01:38:42.908
برای همین خیلی سریع باعث میشه
حس کنی یکم پیرتر شدی

01:38:42.991 --> 01:38:45.619
همچنین حس قدرشناسی میده به آدم

01:38:45.702 --> 01:38:49.248
اینکه به نسل‌های بعدی هم منتقل شده

01:38:49.331 --> 01:38:51.291
خودتو برای باله آماده کردی، پاتر؟

01:38:55.254 --> 01:38:57.381
یکی از چیزهای منحصر به فرد
،هری پاتر

01:38:57.464 --> 01:38:59.925
جدا از تخیلات خارق‌العاده‌ی کلمات

01:39:00.008 --> 01:39:03.720
<i>و کاراکترهایی که جو رولینگ اونها رو خلق کرد</i>

01:39:03.804 --> 01:39:07.057
<i>این بود که می‌تونید
چندتا بچه‌ی کوچیک رو ببینید</i>

01:39:07.140 --> 01:39:09.893
تبدیل به آدم‌های بالغ می‌شن

01:39:09.977 --> 01:39:11.979
<i>و این داستان رو روی فیلم ببینین</i>

01:39:12.062 --> 01:39:14.398
<i>فکر نمی‌کنم تاحالا همچین چیزی رو دیده باشیم</i>

01:39:14.481 --> 01:39:16.108
<i>فکر هم نمی‌کنم بازم شاهدش باشیم</i>

01:39:16.191 --> 01:39:18.527
من حس می‌کنم خیلی خوششانسم تونستم بخشی از

01:39:18.610 --> 01:39:23.073
دنیایی باشم که مردم انقدر دوست دارن
و باعث خوشحالیشون میشه

01:39:23.156 --> 01:39:24.283
...اون حسی که بهت داده میشه

01:39:24.366 --> 01:39:26.034
که تو می‌تونی خودتو توش غرق بکنی

01:39:26.118 --> 01:39:27.953
<i>اون شکل سالم فرار از واقعیت</i>

01:39:28.036 --> 01:39:30.914
<i>اون، فکر می‌کنم، کاریه که هری پاتر می‌کنه</i>

01:39:30.998 --> 01:39:32.583
و داستان‌ها هم برای همین هستند

01:39:32.666 --> 01:39:34.751
اونا یک راهنمایی برای چجوری زندگی کردنن

01:39:34.835 --> 01:39:36.128
فکر می‌کنم پایان یک دورانی بود

01:39:36.211 --> 01:39:37.796
اون ده... ده سال از عمرم بود

01:39:37.880 --> 01:39:40.883
من... بچه‌های من در طولش بزرگ شدن، البته

01:39:40.966 --> 01:39:44.803
،و این هم اتمام داستان رابی کالترین
،بهترین جنگلبان در هاگوارتز

01:39:44.887 --> 01:39:46.597
آخرین روزش در هری پاتر

01:39:51.685 --> 01:39:53.729
<i>،میراث این فیلم‌ها، اینه که، بنظرم</i>

01:39:53.812 --> 01:39:55.606
<i>نسل بچه‌های من</i>

01:39:55.689 --> 01:39:58.191
<i>اونو به بچه‌هاشون نشون می‌دن</i>

01:39:58.275 --> 01:40:01.194
برای همین می‌تونید ۵۰ سال دیگه هم
میشه راحت تماشاشون کرد

01:40:02.279 --> 01:40:05.282
...متأسفانه من اینجا نخواهم بود، ولی

01:40:05.991 --> 01:40:08.785
یه دقیقه‌ام بهش فکر نکنید

01:40:08.869 --> 01:40:11.747
ولی هگرید پیشتون می‌مونه، آره

01:40:13.206 --> 01:40:16.335
<i>،حالا که یه جورایی بهش نگاه می‌کنم</i>

01:40:16.418 --> 01:40:17.836
<i>خاطرات خیلی خوبی‌ان</i>

01:40:17.920 --> 01:40:20.339
.خیلی راجع بهش فکر می‌کنم
دوران خیلی خوبی بود

01:40:20.422 --> 01:40:22.382
...واقعا همینطور بود، اون

01:40:22.466 --> 01:40:24.176
<i>خیلی فوق‌العاده بود</i>

01:40:24.259 --> 01:40:28.889
،میشه گفت بهترین
و شگفت‌انگیز ترین تجربه بود

01:40:28.972 --> 01:40:32.392
...و من واقعا نمی‌تونم براتون توصیفش کنم

01:40:32.476 --> 01:40:34.686
آخه، اونا خیلی آدمای خوبی‌ان

01:40:34.770 --> 01:40:37.147
<i>...خیلی مهربون بودن، و</i>

01:40:37.230 --> 01:40:40.400
هر جفتشون مسئولیت رو خیلی جدی بدوش کشوندن

01:40:40.484 --> 01:40:44.446
و من خیلی بابتش ازشون ممنونم

01:40:44.529 --> 01:40:45.864
<i>واقعا مثل یک خانواده می‌مونه</i>

01:40:45.948 --> 01:40:48.784
<i>میشه گفت بطور خیلی ذاتی‌ای باهم متصلیم</i>

01:40:49.952 --> 01:40:51.995
آدمای خیلی مهمی برای من هستن

01:40:52.913 --> 01:40:55.165
<i>دست‌اندرکاران این فیلم‌ها فوق‌العاده بودن</i>

01:40:55.248 --> 01:40:58.877
...آدم‌هایی توی این فیلم‌ها هستند که

01:40:58.961 --> 01:41:03.757
بنیاد چیزی‌ان که من الان هستم

01:41:06.259 --> 01:41:09.513
به عنوان یه آدم به عنوان یه بازیگر

01:41:09.596 --> 01:41:11.515
<i>خیلی خوش‌شانسم
تبدیل شدم به آدمی که الان هستم</i>

01:41:11.598 --> 01:41:13.267
<i>و اینکه این زندگی الانم رو دارم</i>

01:41:13.350 --> 01:41:16.061
و اینکه دارم با این افراد اطرافم
الان کار می‌کنم

01:41:16.144 --> 01:41:20.232
ولی بدون این هیچکدومش امکان پذیر نمی‌بود

01:41:20.315 --> 01:41:24.778
پس آره، خیلی... اون خیلی

01:41:24.861 --> 01:41:26.822
ده سال خیلی خوبی بود

01:41:30.450 --> 01:41:33.578
<i>اکسپکتو پترونوم</i>

01:41:44.881 --> 01:41:47.676
بازم بعد این همه سال؟

01:41:47.759 --> 01:41:49.803
تا همیشه

01:41:50.988 --> 01:42:00.988
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.::   @bollbolljan_com  ::.

01:42:11.085 --> 01:43:14.085
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.