﻿WEBVTT

00:00:06.946 --> 00:00:26.946
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:28.970 --> 00:04:31.973
(دختر بيان مي کند)
تمام زندگي انسان مي تواند در يک لحظه عوض شود

00:04:31.973 --> 00:04:34.475
و حتي نمي توان فهميد که چه موقع
اين اتفاق افتاده است

00:04:35.977 --> 00:04:38.980
قبل از آن ، فکر مي کنيم که اين جهان
را شناخته ايم

00:04:39.981 --> 00:04:43.484
و بعد از آن ، همه چيز متفاوت خواهد بود

00:04:45.987 --> 00:04:48.489
ممکن است بد نشود
. . . ولي هميشه اينطور نيست

00:04:49.490 --> 00:04:52.994
ولي متفاوت خواهد بود
براي هميشه

00:04:52.994 --> 00:04:55.997
(پيانو همچنان مي نوازد)

00:04:55.997 --> 00:04:59.000
(دختر)
من اين موضوع رو نمي دونستم

00:04:59.000 --> 00:05:02.003
تا اينکه اين اتفاق براي
خانواده ام افتاد

00:05:02.003 --> 00:05:05.006
من حتي نمي دانستم که "بعد"ي هم
وجود خواهد داشت

00:05:07.008 --> 00:05:11.512
من نمي دانستم که "گذشته" براي ما
تمام شده است

00:05:20.521 --> 00:05:23.024
(نت اشتباه نواخته مي شود)

00:05:34.035 --> 00:05:39.540
(آهنگ کلاسيک)

00:05:42.043 --> 00:05:45.046
(هر دو مي خندند)

00:05:47.048 --> 00:05:48.799
(صداي خنده)

00:05:50.564 --> 00:05:52.803
تي جي" ، بهت آسيبي نميزنه"
بهت قول ميدم

00:05:52.803 --> 00:05:54.805
اين کار ، مخصوص خودمه

00:05:54.805 --> 00:05:58.809
در حقيقت ، جادوييه
تا حالا نور "بو بو"ي جادويي ديده بودي ؟

00:06:00.811 --> 00:06:03.814
او نبايد سوار سورتمه ي برادرش ميشد

00:06:03.814 --> 00:06:06.317
اون کوفتي ، ازش بزرگتر بود
طبقه ي پايين کارت دارن

00:06:06.317 --> 00:06:08.319
(زمزمه ي مردم)

00:06:08.319 --> 00:06:11.822
"تي جي" ، پسر خوش شانسيه خانم "فولي"
ولي من حواسم بهش هست

00:06:11.822 --> 00:06:13.824
اگه گفت سرش داره گيج ميره
يا اينکه حال تهوع داشت

00:06:14.325 --> 00:06:17.828
يا حتي اگه خسته تر از معمول بود
باهام تماش بگيرين ، باشه ؟

00:06:17.828 --> 00:06:20.831
اين جادو نيست
فقط يه چراغ قوه است

00:06:21.332 --> 00:06:23.834
اوه ، واقعا ؟
بگيرش

00:06:25.336 --> 00:06:27.338
ديدي ؟

00:06:27.338 --> 00:06:29.340
بعدا مي بينمت

00:06:40.351 --> 00:06:42.853
"اون رفته ، "تريگ
نه ، لعنتي . هنوز شانس داريم

00:06:42.853 --> 00:06:44.855
بدش به من
تريگ" ، اون ديگه رفته"

00:06:44.855 --> 00:06:47.358
به هر حال ، قرار نبود دوام بياره

00:06:48.359 --> 00:06:50.361
ما سعيمون رو کرديم

00:06:50.361 --> 00:06:52.363
بياين تقسيمش کنيم

00:06:52.363 --> 00:06:54.365
چي شده ؟
. . . يک بي همه چيزي ، چسبونده بودش

00:06:54.365 --> 00:06:56.867
کنار جاده ي مزرعه ي قديمي
بعدش هم همون جا گذاشته بودش

00:06:56.867 --> 00:06:59.370
همون جا توي برف ها ، کنار حوضچه
افتاده بود

00:07:01.372 --> 00:07:03.374
مي دونين کيه ؟

00:07:03.374 --> 00:07:06.377
"مارتا تاورنر"

00:07:06.877 --> 00:07:08.879
"مارتا تاورنر"
اوهوم

00:07:08.879 --> 00:07:11.882
اوه ، قبلا ديدمش

00:07:11.882 --> 00:07:15.386
حتي فکر مي کنم باهاش حرف هم زدم
يادته "تريگ" ، وقتي رفته بودي تعطيلات ؟

00:07:15.386 --> 00:07:17.388
آره

00:07:23.394 --> 00:07:25.896
کسي که اين کار رو کرده ، هنوز اون بيرونه

00:07:26.397 --> 00:07:28.899
امکان داره هر جايي باشه

00:07:32.403 --> 00:07:35.872
هي ، بابا
"سه اونس تخم زيره ي سبز"

00:07:35.872 --> 00:07:38.875
اوهوم
اه ! تخم زيره ي سبز ديگه چه صيغه ايه ؟

00:07:39.376 --> 00:07:40.877
اوه ، هو ، اوه

00:07:41.378 --> 00:07:44.381
. . . مطمئنا ، اين خفن ترين

00:07:44.381 --> 00:07:48.385
باحال ترين و محرمانه ترين ترکيبيه
که تاحالا توي خوراک لوبيام ريختم

00:07:48.385 --> 00:07:51.388
(صداي بسته شدن در)
! سلام ، مامان

00:07:51.388 --> 00:07:54.391
! "سلام ، "ژاکوب

00:07:57.394 --> 00:08:01.398
پارس کردن "جيک" ، از هميشه
بدتر شده

00:08:01.398 --> 00:08:05.902
اوه مرد ! ماشينش همه جا رو گرفته

00:08:05.902 --> 00:08:10.407
بن" ؟ قسم ميخورم به زور ماشينم رو"
توي گاراژ جا کردم

00:08:10.407 --> 00:08:12.409
اگه درست پارک بشه
کارها راه ميفته

00:08:12.409 --> 00:08:14.911
اوم
(صداي خنده)

00:08:16.913 --> 00:08:18.915
سلام

00:08:18.915 --> 00:08:21.418
به من هم بدين

00:08:21.418 --> 00:08:23.920
هي ، داري مي لرزي

00:08:24.421 --> 00:08:26.423
فقط يه کم . . . سردمه
بگير بشين

00:08:26.423 --> 00:08:29.426
! بابا ، اين چيزها داره يه جوري ميشه
الان ميام

00:08:29.926 --> 00:08:32.429
. . . کارولين" ، اين ديگه"

00:08:32.429 --> 00:08:34.431
امروز يه اتفاقي توي بيمارستان
افتاده بود

00:08:34.431 --> 00:08:36.433
اتفاق" ؟"

00:08:36.933 --> 00:08:38.935
! بابا ، بيا ديگه

00:08:38.935 --> 00:08:41.438
. . . . آه

00:08:45.442 --> 00:08:47.444
! "فرن"
"دکتر "رايان

00:08:47.444 --> 00:08:51.948
از وقتي که اومديم اينجا ، "دکتر" صدام نزده بودي

00:08:55.452 --> 00:08:57.954
"سلام ، مامان . "بن
چطوري رئيس ؟

00:08:57.954 --> 00:08:59.956
امروز ديگه يونيفرم نپوشيدي
چه خبره ؟

00:08:59.956 --> 00:09:03.460
آه ، ببخشيد اگه سرزده اومدم و مزاحم
شام خوردنتون شدم

00:09:03.460 --> 00:09:06.463
چيزي مي خوري "فرن" ؟ يه آبجو ،البته اگه -
"در حال خدمت نيستي     - نه ، نه ، "بن

00:09:06.463 --> 00:09:08.465
خيلي ممون
مرسي

00:09:10.467 --> 00:09:11.968
ژاکوب" اين دور و بر نيست ؟"

00:09:12.469 --> 00:09:16.473
فکر مي کنم توي اتاقشه ، حتما اون هدفون لعنتيش
رو هم گذاشته توي گوشش ، مي شناسيش که

00:09:16.473 --> 00:09:18.475
نديدين که بياد تو ؟
من توي استوديو بودم

00:09:20.477 --> 00:09:23.480
کارش داري ؟
مي خواي بريم بياريمش ؟  الان ميرم

00:09:23.480 --> 00:09:25.482
آره ، برو عزيزم

00:09:26.983 --> 00:09:28.985
مشکلي پيش اومده ؟

00:09:32.489 --> 00:09:35.492
. . . خيلي خوب

00:09:35.992 --> 00:09:39.496
توي جاده ي اون مزرعه ي قديمي يه اتفاقي افتاده
يه اتفاق خيلي بد

00:09:39.496 --> 00:09:42.499
يه دختر کشته شده

00:09:42.499 --> 00:09:45.001
مي دونم ، ديدمش -
چي ؟ -

00:09:45.001 --> 00:09:47.003
ما هم ديديمش
نميشد کاري کرد

00:09:47.003 --> 00:09:49.506
. . . ميدوني ، خيلي
خيلي بد بود

00:09:49.506 --> 00:09:52.008
خداي من . من اومده بودم اينجا همين رو بگم

00:09:52.008 --> 00:09:54.010
خدايا ، اين قضيه چه ربطي به "ژاکوب" داره ؟

00:09:54.511 --> 00:09:56.012
. . . اوه ، من نمي خوام

00:09:56.513 --> 00:10:00.016
واقعا دوست ندارم اين رو بگم
واقعا نمي خوام

00:10:00.517 --> 00:10:02.519
ژاکوب" رو با اون دختره ديدن"

00:10:02.519 --> 00:10:04.521
خودش ، دختره رو از سر کارش سوار کرده بوده

00:10:04.521 --> 00:10:08.525
دختره ، توي مغازه ي "جيسي" کار ميکنه
اونجا بستني قيفي مي فروشه

00:10:08.525 --> 00:10:12.028
ژاکوب" با ماشينش اومده"
و با همديگه از اونجا رفتن

00:10:12.028 --> 00:10:14.531
تا حالا اين چيزها رو مي دونيم

00:10:15.031 --> 00:10:17.033
ژاکوب" ، آخرين نفريه که با اون دختره ديده شده"

00:10:17.033 --> 00:10:20.036
مي خواي بگي "ژاکوب" با اون
دختره "مارتا تاورنر" قرار داشته ؟

00:10:20.036 --> 00:10:22.539
. . . نه ، نه ، داره ميگه که

00:10:22.539 --> 00:10:25.041
. . . اومده توي آشپزخونه ي ما وايستاده و

00:10:25.041 --> 00:10:27.043
. . . ميگه که فکر ميکنه ، پسر ما . . .

00:10:27.544 --> 00:10:30.046
"اوه ، به خاطر خدا "فرن . . .
بن" ، هي ، هي"

00:10:30.547 --> 00:10:33.550
صبر کن ، اين قدر سريع تصميم نگير اول بايد باهاش
"صحبت کنم .      "ژاکوب

00:10:33.550 --> 00:10:36.553
. . . .يا عيسي م

00:10:36.553 --> 00:10:38.555
بالا نيست . همه جا رو گشتم
خيلي احمقانه است

00:10:38.555 --> 00:10:41.558
ماشينش توي گاراژه
خودم ديدمش

00:10:41.558 --> 00:10:44.060
کليدهاي زاپاس ماشينش رو دارين ؟

00:10:44.060 --> 00:10:46.062
آره ، فکر مي کنم داشته باشم
بابا

00:10:46.563 --> 00:10:48.565
يه اتفاقي افتاده ، "جوديت" ، ولي الان يه
سوء تفاهم پيش اومده

00:10:48.565 --> 00:10:50.567
بعدا برات توضيح ميديم ، باشه ؟
اوهوم

00:10:50.567 --> 00:10:53.570
خيلي خوب ، يه لحظه صبر کن . يه لحظه صبر کن
ما نمي تونيم اين کار رو بکنيم

00:10:53.570 --> 00:10:55.572
چه کاري رو ؟
چکار نمي تونين بکنين ؟

00:10:55.572 --> 00:10:59.075
تو نمي توني همين جوري بري ماشين يه نفر
رو ديد بزني . قانوني نيست . اون ماشين ، مال منه

00:10:59.075 --> 00:11:01.077
تو حکم بازرسي نداري
صبر کن ، صبر کن

00:11:01.578 --> 00:11:05.081
من مطمئنم که يه توضيح ساده واسه ي
اين قضايا وجود داره

00:11:05.081 --> 00:11:09.085
ژاکوب" و اون دختره "تاورنر" حتما قبل از اينکه"
اون اتفاق بيفته از هم جدا شدن

00:11:09.085 --> 00:11:11.588
مي فهمي چي مي گم ؟
حتما يه جايي پياده اش کرده

00:11:11.588 --> 00:11:15.091
شايد دختره ، يه جايي پياده شده و رفته باشه
. . . . . .يا هزار تا احتمال ديگه

00:11:19.596 --> 00:11:21.097
فرن" ، ما از کجا بدونيم "ژاکوب" سالمه ؟"

00:11:23.600 --> 00:11:29.105
شايد يه ديوونه اي هر دوشون رو سر به نيست
کرده باشه ، يا شايد "ژاکوب" رو دزديده باشه

00:11:30.106 --> 00:11:32.108
اوه ، خداي من

00:11:32.108 --> 00:11:35.612
کارولين" ، به خاطر خودش هم که شده ، بذار ماشين"
رو بگرديم ، شايد چيز به درد بخوري پيدا کرديم

00:11:37.614 --> 00:11:40.617
نه

00:11:40.617 --> 00:11:42.619
(آه مي کشد)

00:11:42.619 --> 00:11:45.121
شما والدينش هستين
مطمئنا مي خواين حمايتش کنين

00:11:45.121 --> 00:11:48.625
من ، خودم هم بچه دارم
. . . . ولي

00:11:48.625 --> 00:11:52.128
بن" ، آيا چيزي هست که بدوني و نخواي"
بهم بگي ؟

00:11:57.133 --> 00:11:59.135
. . . . تو چطور ، "جوديت" ؟ تو چيزي مي دوني
! هي ، هي

00:11:59.636 --> 00:12:02.138
نه ، نه ، نه ، به اون کاري نداشته باش
نمي خوام اون رو وارد قضيه بکني ، باشه ؟

00:12:02.639 --> 00:12:04.641
"خيلي خوب ، خواهش مي کنم ، "بن
هر چي مي دونم بهت ميگم

00:12:04.641 --> 00:12:06.643
اين "فرن" خودمونه
! مي دونم ، پسرم

00:12:06.643 --> 00:12:09.646
فقط ميخواد کمکمون کنه تا "ژاکوب" رو پيدا کنيم
من نمي خوام قضيه اينجوري بشه

00:12:09.646 --> 00:12:12.649
ولي اگه مجبور بشم ، ميرم قاضي "گردي" رو
پيدا مي کنم و ازش حکم تفتيش مي گيرم

00:12:12.649 --> 00:12:14.651
! آره ،آره .همين کار رو بکن
ما هم ،همين جا وايميستيم تا برگردي

00:12:14.651 --> 00:12:17.654
عيبي نداره
باشه

00:12:17.654 --> 00:12:21.658
عزيزم ، طبقه ي بالا رو گشتي ؟
مطمئني که همه جا رو نگاه کردي ؟

00:12:29.165 --> 00:12:32.168
(صداي استارت ماشين)

00:12:32.168 --> 00:12:34.170
"بايد ميذاشتيم ماشين رو نگاه کنه ، "بن

00:12:34.170 --> 00:12:38.174
عمرا اگه ميذاشتم
تا وقتي که يک وکيل بهم نگه ، اين کار رو نمي کنم

00:12:38.174 --> 00:12:40.677
ببين ، ما يه حقوقي اينجا داريم

00:12:40.677 --> 00:12:44.180
ژاکوب" هم هرجا که هست ، يا هر کاري که"
اونها فکر مي کنن کرده ، باز هم يه حقوقي داره

00:12:44.180 --> 00:12:46.683
ما فقط مي خوايم ، مراحل رو پله پله طي کنيم
باشه ؟

00:12:46.683 --> 00:12:49.686
من و تو ، همه جاي خونه رو
از بالا تا پايين مي گرديم

00:12:49.686 --> 00:12:51.688
من گاراژ و استوديو رو مي گردم

00:12:51.688 --> 00:12:55.191
اگه اونجا نبود ، به دوستهاش زنگ مي زنيم
"کارولين"

00:12:55.191 --> 00:12:57.694
بهتره به "وندل" هم زنگ بزنيم
مگه نه ؟

00:13:21.217 --> 00:13:22.719
(صداي جيغ و فرياد)

00:13:49.746 --> 00:13:53.249
(صداي خنده و خرخر)

00:13:58.254 --> 00:14:00.256
(صداي تو دماغي صحبت کردن)

00:14:41.798 --> 00:14:45.301
(نفس نفس زدن)

00:14:45.301 --> 00:14:47.804
(نفس نفس زدن)

00:14:51.808 --> 00:14:53.810
اوه ، نه

00:14:55.812 --> 00:14:58.314
(نفس نفس زدن)
"اوه ، "جيک

00:14:59.816 --> 00:15:04.320
(نفس نفس زدن)

00:15:04.320 --> 00:15:06.739
"من مي دونم ، "وندل

00:15:07.240 --> 00:15:09.742
مامان ؟
صبر کن ، صبر کن

00:15:09.742 --> 00:15:12.245
وقتي که "فرن" برگرده
. . . . .ما کاملا

00:15:16.249 --> 00:15:19.252
ممکنه اينجا شهر کوچيکي باشه
ولي مال خودمونم هست

00:15:21.754 --> 00:15:24.257
حتما اين کار رو مي کنه
قول ميدم

00:15:24.257 --> 00:15:26.259
فقط عجله کن ، باشه ؟

00:15:26.759 --> 00:15:29.262
وکلا
مامان ؟

00:15:29.262 --> 00:15:33.266
آره . "ژاکوب" امروز صبح خيلي
اعصابش خورد بود

00:15:33.266 --> 00:15:35.268
گفت که شايد اصلا مدرسه هم نره

00:15:40.273 --> 00:15:42.275
چرا ؟

00:15:44.277 --> 00:15:45.778
چي شده بود ؟

00:15:47.780 --> 00:15:51.284
. . . . . او و بابا ، خوب

00:15:51.284 --> 00:15:54.287
مي دوني ، بازم با هم دعوا کرده بودن

00:15:56.789 --> 00:15:59.292
چي ؟

00:15:59.792 --> 00:16:02.795
مي دوني ، "ژاکوب" مي خواست يه ماشين
. . . بزرگتر از مغازه ي "وينتر دنس" اجاره کنه

00:16:03.296 --> 00:16:05.298
مي خواست باهاش بره تفريح
خيلي خوب ؟

00:16:06.799 --> 00:16:09.302
بعدش ، بابا بهش گفت : "چطور مي خواي
"پولش رو بدي ؟

00:16:09.802 --> 00:16:11.804
آقا ، ما اينجا يه قوانيني واسه ي اينجور"
چيزها داريم

00:16:12.305 --> 00:16:15.308
بهتره خودت ياد بگيري که چطور هزينه هات
"رو پرداخت کني

00:16:15.308 --> 00:16:18.811
مامان ، اون مي دونست که "جيک" هيچ وقت
پس انداز نمي کنه . اون مي دونست

00:16:18.811 --> 00:16:21.314
. . . . ولي مثل اينکه "جيک" از قبل

00:16:21.314 --> 00:16:24.317
به همه ي رفقاش ، قول اين
ماشين سواري رو داده بود

00:16:24.317 --> 00:16:27.820
". . .حتي درباره اش با "مار
مارتا" ؟"

00:16:28.821 --> 00:16:31.824
تو اين دختره رو مي شناسي ؟

00:16:31.824 --> 00:16:33.826
چند وقته که با هم بيرون ميرن ، "جود" ؟

00:16:33.826 --> 00:16:36.329
از سپتامبر

00:16:37.330 --> 00:16:39.832
ولي قسمم داده بود که به هيچ کس نگم

00:16:42.835 --> 00:16:47.340
جيک" هم به بابا گفت"
تو فکر مي کني ، چون يک هنرمند بزرگ هستي

00:16:47.340 --> 00:16:50.343
قوانين واسه ي تو درست نشده ،ولي من هميشه
بايد ازشون پيروي کنم ؟

00:16:50.343 --> 00:16:52.845
: جيک گفتش
"تو يه آدم رياکار هستي"

00:16:56.349 --> 00:16:59.352
بعد بابا ، يه دفعه کنترلش از دستش
خارج شد

00:17:00.353 --> 00:17:02.355
ولي هيچ وقت تاحالا اينجوري نشده بود

00:17:06.859 --> 00:17:10.363
اوه ، مامان
من خيلي مي ترسم

00:17:10.363 --> 00:17:13.366
هوم ، تو صورت هاشون رو نديدي

00:17:13.366 --> 00:17:16.369
تو اونجا نبودي

00:17:16.369 --> 00:17:22.375
خوب ، بابا ... بعضي وقتها مي خواد که "ژاکوب" بيشتر
احساس مسئوليت کنه ،براي همين اين کارها رو ميکنه

00:17:22.375 --> 00:17:24.877
ممکنه بعضي وقتها يه کم تند بره
"ولي اين اسمش عشقه ، "جود

00:17:25.378 --> 00:17:28.381
(با گريه)
مي فهمي ؟ عشقه

00:17:48.901 --> 00:17:51.904
(آه مي کشد)

00:18:06.952 --> 00:18:08.954
! خيلي خوب ، بيا بريم
باشه

00:18:56.502 --> 00:18:59.505
(نفس نفس زدن)

00:19:01.006 --> 00:19:06.011
(آزير پليس)

00:19:59.230 --> 00:20:02.233
من ميرم توي خونه
مامان

00:20:09.741 --> 00:20:11.743
(صداي کوبيدن در)
اوه

00:20:28.259 --> 00:20:30.261
چکار ميکني ، "بن" ؟

00:20:31.262 --> 00:20:33.264
دارم ماشينم رو چک مي کنم

00:20:39.270 --> 00:20:42.273
حق ندارم توي گاراژم باشم ؟

00:20:42.273 --> 00:20:45.276
چه مدته که اين بيروني ؟

00:20:45.276 --> 00:20:47.779
يه چند دقيقه اي ميشه

00:20:47.779 --> 00:20:51.783
فقط داشتم دور و بر رو نگاه مينداختم
مطمئن باش چيز مشکوکي نديدم

00:20:53.785 --> 00:20:56.788
"کليدها ، "بن -
حکم تفتيش چي شد ؟ -

00:20:58.790 --> 00:21:00.792
"اوه ، "بن

00:21:02.293 --> 00:21:04.295
چرا ميخواي دردسر درست کني ؟

00:21:06.798 --> 00:21:09.801
تو درست فکر نمي کني

00:21:09.801 --> 00:21:13.805
خوب ، من چطور مي تونم کمکت کنم ، اگه
تو بهم اعتماد نداشته باشي ؟

00:21:13.805 --> 00:21:15.807
بيا بگيرش

00:21:23.815 --> 00:21:25.316
(در کاپوت باز شد)

00:21:25.817 --> 00:21:29.821
(صداي نامفهوم صحبت پليس)

00:21:31.322 --> 00:21:33.324
هميشه اينقدر بهم ريخته است ؟

00:21:34.826 --> 00:21:38.830
يه سري وسيله هست که بايد اين ور و اون ور
برم . وسايل هنري

00:21:42.333 --> 00:21:44.335
اگه با ماشين "کارولين" ببرم
قاطي ميکنه

00:21:44.836 --> 00:21:47.839
جيپ هم ، براي اين کار خيلي کوچيکه

00:21:51.342 --> 00:21:53.344
زمين چي ؟

00:21:54.345 --> 00:21:56.848
اين همه خاک اره و ذره هاي چوب از کجا اومده ؟

00:21:56.848 --> 00:22:01.352
انگار ، تازه هم بريده شده اند

00:22:01.853 --> 00:22:05.356
فکر مي کني من احمقم ، "بن" ؟
فکر مي کني نمي فهمم ؟

00:22:05.356 --> 00:22:08.359
خيلي خوب
من خودم اينجا رو يه نگاه انداختم

00:22:08.359 --> 00:22:11.362
حالا شايد يه خورده خاک اره بيرون ريخته باشه
مگه جرمه ؟

00:22:13.364 --> 00:22:15.366
(آه مي کشد)

00:22:19.370 --> 00:22:21.372
اين ماشين بايد ضبط بشه

00:22:23.374 --> 00:22:25.877
يه چيزي هم هست که بايد بهت بگم

00:22:27.378 --> 00:22:30.381
. . . اگه معلوم بشه که پسرت توي دردسر افتاده

00:22:30.882 --> 00:22:33.384
تو هم توي مخمصه ميفتي . . .

00:22:33.384 --> 00:22:35.887
بياين يه نگاهي هم به اين اتاقک بندازيم

00:22:35.887 --> 00:22:38.890
مي خواي اتاق "ژاکوب" رو بگردي ؟
دقيقا درست حدس زدي

00:22:41.893 --> 00:22:44.896
اوه -
اگه تختش رو پيدا کردين ، به ما هم خبر بدين -

00:22:44.896 --> 00:22:47.398
يه چند سالي ميشه که نديديمش
از اين طرز برخوردت خوشم نمياد

00:22:47.398 --> 00:22:51.903
ما توي اين شرايط خاص
اسم اين رفتار رو ، "مؤدبانه" نميذاريم

00:22:51.903 --> 00:22:55.406
خوب ، ميدوني ، ما توي اين شرايط خاص
تاحالا قرار نگرفته بوديم

00:22:57.408 --> 00:23:00.912
خيلي خوب، من ميخوام توي کمد رو ببينم
ولي قبلش بايد اين صندوق رو بگردم

00:23:04.415 --> 00:23:06.918
زيرش رو هم بگردين
منظورم اينجاست

00:23:08.419 --> 00:23:10.421
حالا بريم سر وقت تخت

00:23:20.431 --> 00:23:22.934
(صداي صحبت نامفهوم)

00:23:36.447 --> 00:23:39.450
اينجا رو هم بگرد ، باشه ؟
چشم

00:23:44.455 --> 00:23:46.958
اوه

00:23:50.461 --> 00:23:52.463
هي ، بايد ما رو ببخشيد

00:23:53.965 --> 00:23:56.467
". . . املاک" ، "ساکنين" ، "جستجويي"

00:23:56.467 --> 00:23:58.469
حالا مي بيني براي چي
نمي فهمم چکار داره ميکنه

00:23:58.469 --> 00:24:01.472
خيلي احمقانه است . واسه چي
نميرن بيرون و دنبالش بگردن ؟

00:24:11.983 --> 00:24:14.986
خيلي خوب ، حالا

00:24:16.988 --> 00:24:19.490
توي "دراور" قايمش کرده بود

00:24:20.992 --> 00:24:22.994
خوب که چي ؟
. . . خوب

00:24:22.994 --> 00:24:24.996
يک رابطه پيدا کرديم
نظر تو غير از اينه ؟

00:24:25.496 --> 00:24:28.499
اين نشون ميده که اونها همديگه رو مي شناختن

00:24:28.499 --> 00:24:32.003
هيچ کي وانمود نمي کنه که
"اونها همديگه رو نمي شناختن ، "فرن

00:24:32.003 --> 00:24:34.005
ببخشيد که دير اومدم
خيلي معذرت ميخوام

00:24:34.505 --> 00:24:38.509
حتي اگه خودش باشه -
اوه ، خودشه ، "وندل" . اون "مارتا تاورنر" است -

00:24:38.509 --> 00:24:40.511
اين هم از حکم تفتيش

00:24:40.511 --> 00:24:43.014
خيلي خوب ، من يک ليست کامل
. . . از وسايلي که

00:24:43.014 --> 00:24:46.017
شما دارين از اينجا مي برين رو مي خوام
يه رسيد هم بايد بهم بدين

00:24:47.518 --> 00:24:49.520
! يالا
! باشه

00:25:01.032 --> 00:25:03.034
"اوه ، "کارولين

00:25:03.034 --> 00:25:05.036
آه ، يه چيز ديگه

00:25:06.537 --> 00:25:10.041
تو کي به "ژاکوب" ، جک لاستيکت رو قرض دادي ؟

00:25:10.041 --> 00:25:12.043
. . . جک تاير

00:25:14.045 --> 00:25:17.048
. . . من موندم ، آخه يه شورلت درب و داغون

00:25:17.048 --> 00:25:19.550
واسه چي بايد يک جک ، اون هم به اين گروني . . .
توش داشته باشه

00:25:19.550 --> 00:25:22.053
هي ، هي ، هي ، صبر کن
بهش جواب نده

00:25:22.053 --> 00:25:26.557
فصل ماهيگيري از آوريل شروع ميشه
بيا بريم تو و يه گپي با هم بزنيم ، باشه ؟

00:25:26.557 --> 00:25:29.060
ببين ، حتي امکان داره "ژاکوب" اونجا نبوده باشه

00:25:29.060 --> 00:25:32.063
"ولي دارن مقابل قانون قرار ميگيرن ، "وندل

00:25:32.063 --> 00:25:34.065
اينجوري به هيچ کس کمکي نميشه . به نظر ميرسه
که داري يک تحقيقات کامل رو هدايت مي کني

00:25:34.565 --> 00:25:36.567
من فقط دارم به عنوان يک دوست
اين حرف رو ميزنم

00:25:36.567 --> 00:25:39.570
"کارولين"
بيا اينجا ، لطفا

00:25:39.570 --> 00:25:42.073
(صحبت ادامه دارد ، نامفهوم)

00:25:42.073 --> 00:25:45.076
يعني ... منظورش چيه ؟
! ببين ، ببين ، گوش کن ببين چي ميگم

00:25:46.577 --> 00:25:48.579
توي ماشينش خون پيدا شده
خون ؟

00:25:48.579 --> 00:25:50.581
خون دختره رو روي جک ماشينش پيدا کردن
همه جا پر از خون بود

00:25:50.581 --> 00:25:53.084
از کجا مي دوني خون دختره بوده ؟

00:25:53.084 --> 00:25:56.087
اوه ، خدايا
شايد خون "ژاکوب" باشه

00:25:56.087 --> 00:25:58.589
بهم نشون بده . ميخوام ببينم
نه ، نه ، نه . نبايد ببيني

00:25:59.090 --> 00:26:02.593
باور کن
به هر حال ، همه چي رديفه

00:26:02.593 --> 00:26:05.096
چ... چي ؟
يعني چي "همه چي رديفه" ؟

00:26:05.096 --> 00:26:07.098
هر چي رو که ميشد ، سوزوندم

00:26:07.598 --> 00:26:09.100
جک رو هم باز کردم و کامل شستم
اوه ، نه

00:26:09.600 --> 00:26:12.103
. . . ولي ، وقت کافي نداشتم تا
ممکنه يه چيزهايي دستگيرشون بشه

00:26:12.103 --> 00:26:14.105
فيبرهاي کوچيک يا
تکه هاي خيلي ريز

00:26:14.105 --> 00:26:17.108
فقط خدا ميدونه تا الان چه جور تستهايي انجام دادن
چي داري ميگي ؟

00:26:17.108 --> 00:26:19.110
اگه يه کم بيشتر وقت داشتيم
. . . تو نبايد

00:26:19.110 --> 00:26:21.612
تو نبايد مدارکي رو که ممکنه باعث نجاتش بشه
از بين ببري

00:26:21.612 --> 00:26:25.116
اگه اون مدارک نشون ميداد که "ژاکوب" بي گناه بوده
مي دوني چي ميشه ؟

00:26:27.618 --> 00:26:29.620
"خواهش ميکنم ، "بن
يه لحظه صبر کن

00:26:30.121 --> 00:26:33.124
خواهش مي کنم
بايد يه کم فکر کنيم

00:26:33.124 --> 00:26:36.627
بايد تصميم بگيريم -
چي ؟ درباره ي چي بايد تصميم بگيريم ؟ -

00:26:38.129 --> 00:26:40.131
هيچ چي ديگه اون دختره رو زنده نمي کنه

00:26:40.631 --> 00:26:42.633
متاسفم ، ولي ديگه خيلي دير شده
! ما بايد به فکر "ژاکوب" باشيم

00:26:42.633 --> 00:26:45.636
ولي "ژاکوب" بي گناهه
اون قاتل نيست

00:26:45.636 --> 00:26:47.638
، هيچ اتفاقي هم نيفتاده باشه
الان "ژاکوب" درخطره

00:26:48.139 --> 00:26:50.141
از کجا ميدوني که اونها توي ماشين تنها بودن ؟

00:26:50.141 --> 00:26:54.145
يک نفر ديگه اونجا بوده که دختره رو کشته
و "ژاکوب" رو هم با خودش برده

00:26:54.145 --> 00:26:57.648
الان هم تو داري همه ي شواهدي که ممکنه
باعث پيدا کردن "ژاکوب" بشه رو از بين مي بري

00:26:57.648 --> 00:27:02.153
اگه يه تصادف اتفاق افتاده باشه و "ژاکوب" از ترس
فرار کرده باشه ، چي ؟

00:27:02.153 --> 00:27:04.655
"ما حقايق رو نمي دونيم ، "بن

00:27:05.156 --> 00:27:06.657
"ما حتي نمي دونيم واقعا چه اتفاقي افتاده ، "بن

00:27:07.158 --> 00:27:09.660
(صداي کاميون)

00:27:11.662 --> 00:27:15.166
خيلي خوب ، ديگه رفتن
نمي خواي بهم بگي چه چيزهايي مي دوني ؟

00:27:19.170 --> 00:27:22.173
هي ، هي ، هي . ببين
من دوست شما هستم

00:27:22.173 --> 00:27:24.675
و "ژاکوب" رو هم دوست دارم
خدايا

00:27:24.675 --> 00:27:26.677
هر کاري مي خواست بکنه
من هم همراهش بودم

00:27:27.178 --> 00:27:30.181
پارسال هم 50 دلار واسه ي
مسابقه ي دوچرخه سواري بهش قرض دادم

00:27:31.182 --> 00:27:34.185
من طرف شما هستم

00:27:34.185 --> 00:27:37.688
وندل" ، يه چيزي هست که تو بايد بدوني" -
! هي -

00:27:38.189 --> 00:27:41.692
چي شده ؟
چه اتفاقي افتاده ، "بن رايان" ؟

00:27:42.193 --> 00:27:46.197
نکنه مي خواي بهم ياد بدي چه موقع بايد حرف بزنم
و کي بايد ساکت باشم ؟

00:27:46.197 --> 00:27:49.200
تو اگه بخواي مي توني
. . . جلوي زبون خودت رو بگيري ، ولي

00:27:49.700 --> 00:27:51.702
! "ژاکوب"

00:27:53.204 --> 00:27:56.707
الو ؟ بله
شما کي هستين ؟

00:27:59.710 --> 00:28:02.213
(آه مي کشد)

00:28:02.213 --> 00:28:05.716
آه ... اميدوارم امشب راحت بخوابي
تو خيلي مهربوني

00:28:05.716 --> 00:28:09.220
کارولين" ، بهتره قطع کني"
! اين اولين خيرخواهيه که امشب زنگ زده

00:28:09.220 --> 00:28:11.222
بله ، هستي
تو افتخار نمي کني ؟

00:28:12.223 --> 00:28:15.226
اوه ، تو عقل درست و حسابي اي نداري

00:28:15.226 --> 00:28:18.229
ولي خيلي سريع واکنش نشون ميدي

00:28:18.229 --> 00:28:22.233
(نفس نفس زدن ، صداي گريه)

00:28:22.233 --> 00:28:23.734
عيبي نداره ، عزيزم

00:28:23.734 --> 00:28:25.736
عيبي نداره

00:28:27.238 --> 00:28:31.242
عيبي نداره

00:28:31.742 --> 00:28:33.244
عيبي نداره

00:28:33.744 --> 00:28:38.249
(صداي گريه)

00:29:21.123 --> 00:29:24.627
(نفس نفس زدن)

00:29:25.127 --> 00:29:27.630
خانم ؟

00:29:27.630 --> 00:29:30.633
. . . ما ... همه ي اين منطقه رو گشتيم و

00:29:30.633 --> 00:29:33.135
مثل اينکه همين تازگيها . . .
يه نفر سگش رو اونجا چال کرده

00:29:33.135 --> 00:29:36.138
اوه
ما بيرون آورديمش و دوباره گذاشتيم سر جاش

00:30:20.182 --> 00:30:22.685
بايد برگردم سر کارم

00:30:24.186 --> 00:30:26.689
يه دقيقه صبر کن
يه دقيقه صبر کن

00:30:28.691 --> 00:30:30.693
اين ديوونه بازيه

00:30:33.696 --> 00:30:36.198
خوب ، من هم بايد يه جوري
زندگيم رو بچرخونم

00:30:36.198 --> 00:30:40.202
اين شهر هم يه نيازهايي داره
. همه اش که خودمون و نيازهامون نيستيم که

00:30:42.705 --> 00:30:45.708
يا 15 دقيقه ي ديگه با چشم کبود
. . . بر مي گردم

00:30:45.708 --> 00:30:48.210
يا تمام روز رو اونجا مي مونم . . .

00:30:48.210 --> 00:30:50.212
هي
هوم ؟

00:30:50.212 --> 00:30:52.214
دوستت دارم

00:30:55.718 --> 00:30:57.720
دوستت دارم

00:31:00.222 --> 00:31:02.224
خدافظ
خداحافظ

00:31:06.729 --> 00:31:10.232
(صداي ناقوس کليسا)

00:31:10.232 --> 00:31:14.236
(صداي ناقوس)
(آواز پرندگان)

00:31:21.744 --> 00:31:23.245
(آواز پرنده ها متوقف شد)

00:31:28.250 --> 00:31:30.753
(صداي گريه ي بلند)
آروم تر ، باشه ؟

00:32:07.790 --> 00:32:09.291
(صداي ناله)

00:32:21.303 --> 00:32:23.305
! "ژاکوب"

00:32:34.817 --> 00:32:37.319
اگه ديگه هيچ وقت نبينيمش چي ؟

00:32:40.823 --> 00:32:42.324
اوه ، عزيزم

00:32:44.326 --> 00:32:48.831
نه ، ايمانت رو از دست نده
. . . ما بايد اميد داشته باشيم که اون يه جورايي

00:32:49.331 --> 00:32:51.834
راه برگشت پيش ما رو پيدا مي کنه . . .

00:32:53.836 --> 00:32:57.339
و براي همه ي اين مسائل ، يه توضيحي وجود داره
من مطمئنم که همين طوره

00:32:58.340 --> 00:33:00.342
من مي دونم

00:33:34.376 --> 00:33:37.880
دوستان عزيز ، به خاطر وجود طوفان ، مدت
. . . زيادي طول کشيد

00:33:37.880 --> 00:33:39.882
تا به "بوستون" برسيم . . .

00:33:39.882 --> 00:33:42.885
مطمئن نبوديم که موفق بشيم
من احتمالا نقل مکان خواهم کرد

00:33:42.885 --> 00:33:44.887
احتمالا مدتي رو همين جا مي مونم

00:33:44.887 --> 00:33:47.890
سعي مي کنم يه چيزايي بنويسم . مي دونم که
شماها دعا نمي کنين . ولي الان اين کار رو بکنين

00:33:50.392 --> 00:33:53.395
روزهاي قبل از ديروز رو
به فراموشي بسپرين

00:33:53.395 --> 00:33:57.900
کارولين" ، اون زنده است"
اين مسخره است . اون "ژاکوب" نيست

00:33:57.900 --> 00:34:00.903
اين دستخطه خودشه
نه ، نه، نه . يه نفر مجبورش کرده اينها رو بنويسه

00:34:01.403 --> 00:34:03.906
حالا فرقش چيه ؟
اصل اينه که حداقل ، الان حالش خوبه

00:34:03.906 --> 00:34:06.408
چکار داري مي کني ؟
دارم به "فرن" زنگ مي زنم . فکر مي کنم قضيه ي مهميه

00:34:06.909 --> 00:34:09.912
، "فرن" ؟ ، "کارولين"
بهم گوش کن . گوش ميکني يا نه ؟

00:34:10.412 --> 00:34:13.415
اگه "فرن" اين رو ببينه ، اولين کاري که
. . . مي کنه ، از دادگاه حکم مي گيره

00:34:13.415 --> 00:34:15.417
تا نامه ها و تلفن هامون رو کنترل کنن . . .

00:34:15.417 --> 00:34:18.420
ديگه بايد فکر "جيک" رو هم از سرت
بيرون کني

00:34:18.420 --> 00:34:21.423
تازه اين اولشه

00:34:21.423 --> 00:34:23.926
بعدش يه گروه تعقيب توي کل "بوستون" راه
ميندازن

00:34:24.426 --> 00:34:26.929
اون دوباره فرار مي کنه
و اين دفعه خدا مي دونه کجا بره

00:34:26.929 --> 00:34:30.432
راجع بهش فکر کن
آيا ما واقعا مي خوايم که بگيرنش ؟

00:34:33.936 --> 00:34:38.440
من فقط پسرم رو ميخوام
مي خوام دوباره بغلش کنم

00:34:38.440 --> 00:34:41.443
من فقط ... پسرم رو مي خوام

00:34:41.443 --> 00:34:43.946
اوه ، هيس ، هيس ، هيس

00:34:43.946 --> 00:34:46.448
(صداي گريه)

00:34:49.167 --> 00:34:52.170
بيشتر از 30 تا است

00:34:55.674 --> 00:34:57.676
بيست و شش ، بيست و هفت ، بيست وهشت
اون همونيه که فکر مي کنم ؟

00:34:57.676 --> 00:34:59.678
بيست و نه ، سي

00:35:02.180 --> 00:35:04.182
"بن برايان"

00:35:06.184 --> 00:35:08.186
سرت رو بالا بگير
مي شنوي چي ميگم ؟

00:35:12.691 --> 00:35:15.193
"متاسفم ، "جو
من فقط يه کم تغيير احتياج دارم

00:35:37.215 --> 00:35:39.217
اوه

00:35:47.225 --> 00:35:51.229
. شب بخير ، "کارن" ، ساعت 8 مي بينمت
دکتر ، نوبت خانم "وبر" کنسل شد

00:35:51.730 --> 00:35:53.231
خودش گفت که شما
درک مي کنين

00:35:55.734 --> 00:35:58.737
باشه ، شب بخير
شب بخير

00:36:00.739 --> 00:36:03.742
سلام دکتر
"سلام "تي جي

00:36:03.742 --> 00:36:06.745
من تب دارم
تب داري ؟

00:36:06.745 --> 00:36:08.747
. . . . .اوه ، تو
بسه ، عزيزم

00:36:08.747 --> 00:36:10.749
متاسفم

00:36:27.933 --> 00:36:31.720
سنت لوئيس در 11 مارس
اين سومين کارته

00:36:31.720 --> 00:36:35.223
بعد ، توي لوس آنجلس بوده
دو روز بعد .      سلام

00:36:37.726 --> 00:36:39.728
اين يکي جديده
کاليفرنيا

00:36:45.233 --> 00:36:48.236
اين ، اينجا چکار ميکنه ؟
خراب ميشه

00:36:51.740 --> 00:36:54.743
همين ؟
همه ي واکنشت همين بود ؟

00:36:54.743 --> 00:36:57.245
ببين ، اينها رو به "فرن" نشون نميدي
باشه

00:36:57.245 --> 00:37:01.249
حتي به "وندل" و "بني" هم نشونشون نميدي

00:37:01.249 --> 00:37:04.753
اگه اينها جايي درز کنن ، ممکنه عليه
ژاکوب" ازشون استفاده بشه"

00:37:04.753 --> 00:37:08.256
در حقيقت ، ممکنه اگه صداش رو در نياريم
بعدا به دردمون بخورن

00:37:08.256 --> 00:37:10.258
به درد بخورن ؟

00:37:10.258 --> 00:37:12.260
صبر کن ، صبر کن

00:37:17.265 --> 00:37:20.769
"سلام ، "وندل

00:37:20.769 --> 00:37:23.772
. . . چي

00:37:23.772 --> 00:37:27.275
تلويزيون رو روشن کن ، کانال 3
آره ، ديديمش

00:37:27.275 --> 00:37:30.779
"ژاکوب رايان"

00:37:31.279 --> 00:37:35.283
پسر 16 ساله ي ساکن "هايلند" که يکي از مظنونين
. . . قتل "مارتا تاورنر" است

00:37:35.283 --> 00:37:37.285
مدت 5 هفته فراري بود

00:37:37.285 --> 00:37:39.788
اين نوجوان که لحظاتي پيش درباره اش صحبت کرديم
. . . امروز بعد از ظهر

00:37:39.788 --> 00:37:42.290
در ساختماني که پشت سرم مي بينيد . . .
دستگير شد

00:37:42.290 --> 00:37:44.793
ظاهرا ، اين نوجوان در منزل يکي از دوستانش
مخفي شده بوده

00:37:44.793 --> 00:37:48.296
ما مطلع شديم که هم اکنون ، او در
ندامتگاه نوجوانان نگهداري مي شود

00:37:48.296 --> 00:37:51.800
و انتظار مي رود که فردا
به جلسه ي دادگاه فرا خوانده شود

00:38:03.812 --> 00:38:05.814
(صداي بوق)

00:38:10.819 --> 00:38:12.821
از اين طرف

00:38:14.823 --> 00:38:16.825
(صداي صحبت نامفهوم)

00:38:37.345 --> 00:38:39.347
! "جيک" ، "جيک"

00:38:39.347 --> 00:38:42.350
سلام پسر
اوه ، خدا رو شکر که سالمي

00:38:48.857 --> 00:38:50.859
چطوري پسر ؟

00:38:53.361 --> 00:38:56.364
کجا بودي ؟

00:38:56.364 --> 00:38:58.867
جيک" ، اول از همه"
. . . خواهرت

00:38:58.867 --> 00:39:02.370
اون مي خواست بدونه که اون
. . . کارت پستال هايي

00:39:02.370 --> 00:39:07.375
که مي فرستادي ، واقعا خودت هم اونجاها
رفته بودي ؟

00:39:07.375 --> 00:39:10.378
يا تمام اين مدت ، توي خونه ي
دوستت "درن" مخفي شده بودي ؟

00:39:16.384 --> 00:39:18.386
بابات ازت يک سئوال پرسيد

00:39:20.388 --> 00:39:22.390
عزيزم ، باهامون حرف ميزني يا نه ؟

00:39:25.393 --> 00:39:28.396
فکر نمي کني که بتوني براي هميشه
همينطور ساکت بموني ، مگه نه "جيک" ؟

00:39:28.396 --> 00:39:31.900
پليس ها هيچي نمي دونن
ما هم هيچي بهشون نگفتيم

00:39:33.902 --> 00:39:35.904
هنوز از دستم عصباني هستي ؟

00:39:37.405 --> 00:39:40.909
آره ؟
مي دوني که پدرت ازت حمايت مي کرده ؟

00:39:40.909 --> 00:39:43.411
خواهش مي کنم حرف بزن
مي فهمي ؟

00:39:46.414 --> 00:39:48.917
! "جيکي"
. . . لعنتي ، مرتيکه

00:39:48.917 --> 00:39:51.920
هيچ ميدوني ما رو توي چه شرايطي قرار دادي ؟ . . .
شايد نمي دونه

00:39:51.920 --> 00:39:54.422
مي دوني واسه ي چي اينجايي ؟
بهت گفتن ؟

00:39:54.422 --> 00:39:56.424
مي دوني چه بلايي سر "مارتا تاورنر" اومده ؟

00:39:56.424 --> 00:39:58.927
واسه ات توي "هايلند" پرونده درست کردن
مي فهمي ؟

00:39:58.927 --> 00:40:03.932
ممکنه بتوني برگردي خونه
اول ، بايد واسه ي قاضي مدارک ارائه بشه

00:40:03.932 --> 00:40:07.936
بعدش ، "وندل" پيشت خواهد بود
من و بابات هم با تو هستيم

00:40:07.936 --> 00:40:10.939
"پس بهتره حرف بزني ، "جيک
توي دادگاه رو ميگم

00:40:11.439 --> 00:40:12.941
"جيک"

00:40:14.943 --> 00:40:17.445
به ما نگاه کن

00:40:18.446 --> 00:40:20.448
تو چت شده ؟

00:40:30.959 --> 00:40:35.463
يه کم درباره ي حرفهايي که مي خواي به "وندل" بزني
فکر کن . وقت اون رو هم مثل ما تلف نکن

00:40:55.483 --> 00:40:57.485
بيا بريم

00:41:08.997 --> 00:41:11.330
(صداي صحبت)

00:41:34.353 --> 00:41:36.355
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان

00:41:36.355 --> 00:41:40.860
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان

00:41:40.860 --> 00:41:43.362
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان

00:41:43.362 --> 00:41:45.364
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان

00:41:45.364 --> 00:41:49.368
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان
ضمانت نه . قاتلين بايد برن زندان

00:41:49.368 --> 00:41:51.871
مواظب باش ، لطفا
يه کم راه بدين . مواظب باش

00:41:51.871 --> 00:41:56.375
چرا دختره رو کشتي ؟

00:41:58.377 --> 00:42:01.380
ژاکوب رايان" ، اتهامي که عليه شما صادر"
شده رو شنيدين

00:42:01.380 --> 00:42:07.386
بنا به مذاکرات مسائل مربوط به نوجوانان ، بايد
کلمه ي "درست" يا "نادرست" رو بکار ببريد

00:42:07.386 --> 00:42:09.889
نظرتون راجع به اين اتهام چيه ؟

00:42:11.891 --> 00:42:15.394
نادرست

00:42:19.398 --> 00:42:22.902
ژاکوب رايان" ، يکي از مقيمان"
هميشگي منطقه محسوب ميشه

00:42:22.902 --> 00:42:26.405
او ، دانش آموز خوبيه و هميشه
شخصيت بي عيبي داشته

00:42:26.405 --> 00:42:29.408
و او هنوز در حال حاضر ، صغير محسوب ميشه

00:42:29.408 --> 00:42:33.913
بنابراين ، ما احتراما درخواست داريم
که بنا به ضمانت ، آزاد بشه

00:42:34.413 --> 00:42:36.415
. . . ژاکوب رايان" با يکي از"

00:42:36.916 --> 00:42:40.920
بدترين و نابخشودني ترين اتهامات . . .
متهم شده

00:42:40.920 --> 00:42:45.925
بعلاوه ، مردم ثابت خواهند کرد
. . . که او با شقاوت و خونسردي تمام

00:42:45.925 --> 00:42:47.927
. . . و با زيرکي خاصي . . .

00:42:47.927 --> 00:42:53.432
با تخريب مدارک و شواهد ، جرم خودش رو . . .
سنگين تر کرده

00:42:55.935 --> 00:42:58.437
. . . هيچ کدام از والدين شهر

00:42:58.437 --> 00:43:01.440
. . . "و مطمئنا هيچ دختري ، با آزاد بودن "ژاکوب رايان . . .

00:43:01.941 --> 00:43:04.944
احساس امنيت نخواهد کرد . . .

00:43:04.944 --> 00:43:07.947
مردم ، تقاضا دارند که درخواست
ضمانت مورد تاييد قرار نگيره

00:43:09.448 --> 00:43:11.951
ماريون" ، من با اين صحبت هاي شما"
. . . مبني بر اينکه

00:43:11.951 --> 00:43:15.955
اين پسر ، براي جامعه يک خطر به حساب . . .
مياد ، هم عقيده نيستم

00:43:16.455 --> 00:43:21.460
عاليجناب ، بنده حتي بر اين عقيده ام که مردم
براي او ايجاد خطر خواهند کرد

00:43:23.462 --> 00:43:25.965
متهم برخيزد

00:43:28.467 --> 00:43:30.970
آزادي قبل از جلسه ي دادگاه مانعي ندارد

00:43:32.471 --> 00:43:35.474
وجه کفالت 250.000 دلار مي باشد

00:43:36.475 --> 00:43:40.479
(گفتي پريشان بودي ؟)

00:43:40.479 --> 00:43:43.482
(همچنان ادامه دارد)

00:43:47.987 --> 00:43:51.991
خيلي خوب آقا ، خوب گوش کن . تو هر بلايي خواستي
مي توني سر خود احمقت در بياري

00:43:51.991 --> 00:43:53.993
ولي يادت باشه که نبايد اين در رو باز کني

00:43:54.493 --> 00:43:56.495
شنيدي ؟
"اوه ، "بن

00:43:56.495 --> 00:43:59.498
! "جود"

00:43:59.498 --> 00:44:02.001
! "ژاکوب"
برات يه کم کلوچه درست کردم

00:44:08.007 --> 00:44:11.510
ژاکوب" ؟" -
. . . شايد -

00:44:11.510 --> 00:44:15.014
. . . شايد اول يه کم سوپ بخواي بخوري يا

00:44:15.014 --> 00:44:17.016
شايد يک ساندويچ بخواي . . .

00:44:19.018 --> 00:44:21.520
مامان ، "ژاکوب" چش شده ؟

00:44:24.523 --> 00:44:27.526
فکر مي کنم بايد چند روز بهش فرصت بديم ، عزيزم

00:44:35.034 --> 00:44:37.036
اون روز صبح که دعوا کرديم

00:44:40.039 --> 00:44:42.541
من مشتم رو روش بلند کردم

00:44:42.541 --> 00:44:44.543
ممکن بود بزنمش

00:44:44.543 --> 00:44:47.046
"هر دومون هم اين رو فهميديم ، "کارولين

00:44:50.549 --> 00:44:53.552
با همون عصبانيتم ، از خونه انداختمش بيرون

00:44:55.054 --> 00:44:59.558
"ولي تو اين کار رو نکردي ، "بن
تو نزديش

00:44:59.558 --> 00:45:03.562
همه دعوا ميکنن
اين يه مسئله ي طبيعيه

00:45:03.562 --> 00:45:07.066
اگه قرار باشه که من واسه ي اين قضيه سرزنش
بشم ، ديگه چه جوري ميتونم تو روش نگاه کنم ؟

00:45:07.066 --> 00:45:09.068
نه

00:45:09.568 --> 00:45:12.071
ما حتي نمي دونيم چه اتفاقي افتاده

00:45:13.572 --> 00:45:16.075
. . . اگه شروع به سرزنش خودمون بکنيم

00:45:16.075 --> 00:45:18.577
چه جوري مي خوايم با اين قضيه کنار بيايم ؟ . . .

00:45:22.081 --> 00:45:26.085
هر وقت که خودش آماده باشه
بهمون ميگه که چه اتفاقي افتاده . مطمئن باش

00:45:27.086 --> 00:45:29.588
. . . ولي الان

00:45:29.588 --> 00:45:33.092
مهمترين مسئله ، همين باهم بودنمونه
و اينکه "ژاکوب" رو در کنارمون داريم

00:45:37.096 --> 00:45:39.598
اون برگشته پيشمون
اون برگشته پيشمون

00:46:31.150 --> 00:46:33.152
(صداي ناله)

00:46:35.154 --> 00:46:37.656
(صداي گريه)

00:46:37.656 --> 00:46:39.658
اونها شاهد عيني دارن

00:46:39.658 --> 00:46:44.163
ولي هنوز ادعايي مبني بر اينکه
کسي همه ي حادثه رو ديده باشه نکردن

00:46:44.163 --> 00:46:47.666
البته هنوز نه
پس اينها دقيقا ميگن چه چيزي رو ديدن ؟

00:46:47.666 --> 00:46:51.670
فکر مي کنم
ديدن که جفتشون توي ماشين با هم بودن

00:46:52.171 --> 00:46:55.674
ديدن که ماشينشون طرفهاي
مزرعه ي قديمي وايستاده ؟

00:46:59.178 --> 00:47:03.682
دادستان ميگه شواهدي دارن که نشون ميده
ژاکوب" مدارک رو از بين برده"

00:47:03.682 --> 00:47:06.685
بايد هم اين رو بگه
مگه نه ؟

00:47:06.685 --> 00:47:10.189
اونها هنوز آلت قتاله رو پيدا نکردن -
. . . ولي ، ولي مطمئنا -

00:47:10.189 --> 00:47:12.191
اين موضوع ، به حل پرونده ي ما کمک مي کنه

00:47:12.191 --> 00:47:15.194
منظورم اينه که تو داري ميگي پرونده ناقصه -
در حال حاضر همين طوره -

00:47:15.194 --> 00:47:17.196
من ميگم ممکنه اينطور باشه

00:47:17.196 --> 00:47:20.699
ولي من نمي فهمم . واسه ي چي تو داري
ما رو ترک ميکني ؟

00:47:21.700 --> 00:47:24.703
من اين کار رو نمي کنم

00:47:26.705 --> 00:47:28.707
موضوع اين نيست

00:47:30.209 --> 00:47:32.711
. . . ببين ، من ... من

00:47:32.711 --> 00:47:35.214
من مي تونم باهاتون کار کنم

00:47:35.714 --> 00:47:37.216
ولي شما به يک حرفه اي نياز دارين

00:47:37.716 --> 00:47:39.718
يک نفر از دايره ي جنايي

00:47:39.718 --> 00:47:43.222
و باور کنين ، اين بابايي که دارم
. . . درباره اش حرف ميزنم

00:47:43.222 --> 00:47:45.224
بهترينه . . .

00:47:45.224 --> 00:47:47.226
"پانوس دمريس"

00:47:47.226 --> 00:47:49.728
يک يوناني - آمريکايي
که توي "اسپرينگفيلد" زندگي ميکنه

00:47:55.734 --> 00:47:58.237
فقط يک پرونده رو توي عمرش
از دست داده

00:48:00.239 --> 00:48:03.742
يه کاري ميکنه که هيئت منصفه
! راي به قديس بودن "ژاکوب" بدن

00:48:03.742 --> 00:48:08.747
پس حقيقت اتفاقي که افتاده چي ميشه ؟
مگه اين موضوع اهميت نداره ؟

00:48:11.750 --> 00:48:15.254
حقيقت ، خانم "رايان" ؟
حقيقت هميشه ساده نيست

00:48:29.768 --> 00:48:34.273
منظورم اينه که ، شما مگه قبل از اينکه پرونده اي
رو شروع کنين نگاه نمي کنين که طرف بيگناهه يا نه ؟

00:48:34.273 --> 00:48:37.776
بسياري از موکلين من درمورد هر اتهامي که
. . . روشون بذارين ، بي گناه نبودن

00:48:38.277 --> 00:48:40.779
ولي اين باعث نميشه که ازشون به خوبي
دفاع نشه ، مگه نه ؟

00:48:41.280 --> 00:48:44.283
از نظرتون اشکالي نداره اگه در کنار صحبت
غذا هم بخوريم ؟

00:48:46.785 --> 00:48:50.789
"شما اسمش رو چي ميزارين ، آقاي "دمريس
نهار دير وقت يا شام زود هنگام ؟

00:48:51.790 --> 00:48:54.793
فکر ميکنم صبحانه باشه

00:48:54.793 --> 00:48:58.297
من يک ديدار ، قبل از جلسه دادگاه داشتم
و اصلا وقت نداشتم

00:48:58.797 --> 00:49:01.300
. . . خيلي خوب ، پس
"پسرتون ، "ژاکوب

00:49:03.302 --> 00:49:07.306
از اين چيزايي که شما تعريف کردين ، به نظر
يک پسر معمولي مياد

00:49:07.306 --> 00:49:10.809
منظورم حتي همين سکوتش هم هست
اميدوارم زياد دوام بياره

00:49:11.310 --> 00:49:13.812
شايد همه ي اين قضيه يه دفعه
از بين بره

00:49:13.812 --> 00:49:16.315
نوجوون ها ، آره ؟
خدا کمکمون کنه

00:49:17.316 --> 00:49:19.318
. . . ولي ، بذارين

00:49:19.318 --> 00:49:23.322
بذارين ازتون يه سئوالي بپرسم ، البته اين سئوال
رو بيطرفانه فرض کنين ، باشه ؟

00:49:23.822 --> 00:49:27.326
اين سئوال درباره ي چيزي نيست ، مگر خشم

00:49:27.326 --> 00:49:31.330
آيا "ژاکوب" مشکل خاصي براي ابراز خشمش داشت ؟

00:49:31.330 --> 00:49:33.832
آيا همه چي رو توي خودش مي ريخت ؟

00:49:34.333 --> 00:49:38.337
آيا ديده بودين که يه دفعه منفجر بشه ؟ ميدونين ، اينها
رو دارم مي پرسم تا پيشينه اش معلوم بشه

00:49:38.337 --> 00:49:41.340
منظورم حتي دروغ هايي است که احتمالا ميگفته
بايد اين قضايا رو برام تعريف کنين

00:49:41.340 --> 00:49:44.343
البته فکر نکنين که من دادستان هستم
نه ، اون ... هيچ پيش زمينه اي نداشت

00:49:44.343 --> 00:49:48.347
ژاکوب" پسر خيلي مهربوني است"

00:49:48.347 --> 00:49:50.849
محجوب . علاقه مند . همه ازش خوششون ميومد
حتما ، حتما

00:49:51.350 --> 00:49:54.853
ولي بايد درک کنين که ، آقا و خانم "رايان" ... ببخشيد
بهتون بگم آقا يا دکتر ؟

00:49:54.853 --> 00:49:58.357
بن" و "کارولين" صدامون کنين"
. . . باشه . الان شما بايد اين موضوع رو درک کنين که

00:49:58.357 --> 00:50:02.861
هيئت منصفه ، در اينجور پرونده ها
خيلي احساساتي برخورد مي کنن

00:50:03.362 --> 00:50:07.366
اونها تمايل دارن فکر کنن که هر جا دود باشه
حتما آتش هم وجود داره

00:50:07.366 --> 00:50:12.371
هي . من ميتونم برم اون بالا و باهاشون درباره ي اين
بحث کنم که "ژاکوب" بهترين بچه ي دنياست

00:50:12.371 --> 00:50:14.373
اين هم ميتونه يک استراتژي باشه
ولي اونها چي فکر مي کنن

00:50:14.373 --> 00:50:16.875
. . . ولي چيزي که مي بينن و درک مي کنن

00:50:19.378 --> 00:50:21.880
و هرگز فراموش نمي کنن ، اين است . . .

00:50:23.382 --> 00:50:25.384
... تو نمي توني
نمي توني اين کار رو بکني

00:50:25.384 --> 00:50:28.887
. . . نه ، دکتر "رايان" ، من
. . . شما نمي تونين اينجا بشينين و درحاليکه ساندويچ

00:50:29.388 --> 00:50:31.390
چطور انتظار دارين ما توي اين ماجرا پيروز بشيم ؟ -
"دکتر "رايان -

00:50:31.390 --> 00:50:33.892
من سخيف القلب نيستم
همچين استنباطي نکنين

00:50:33.892 --> 00:50:37.896
ولي اين قضيه ، ربطي به دلسوزي نداره
من فکر مي کردم که شما گفتين اين جنازه رو ديدين

00:50:37.896 --> 00:50:41.400
اين يک جنازه ي معمولي نيست . کسي بوده که من
مي شناختمش . يک بار هم درمانش کرده بودم

00:50:41.400 --> 00:50:43.402
فقط دليلش اينه که شما هميشه از اين
. . . جور چيزها مي بينين

00:50:43.902 --> 00:50:47.906
شما همه ي عمرتون رو با جرم و جنايت و آدم هاي
ترسناک سپري کردين ، ولي ما نه

00:50:47.906 --> 00:50:49.908
نه ؟ خوب ، پس خيلي خوش شانس هستين

00:50:49.908 --> 00:50:52.911
من يک پزشک هستم ، و چيزي وجود نداره که نديده باشم
ولي ما الان داريم درباره ي پسرم صحبت مي کنيم

00:50:53.412 --> 00:50:56.415
دکتر "رايان" ، شايد بخواين بهتون يادآوري کنم که هميشه
پاي پسر يک آدم درميونه ... حالا هرکي ميخواد باشه

00:50:56.415 --> 00:51:00.419
. . . تحريکم نکنيد آقا ، چون ممکنه
هي ، هي ، هي ، هي

00:51:00.919 --> 00:51:03.422
يه کم آروم باشين
"منظورم همه مونه "کارولين

00:51:03.422 --> 00:51:07.426
اين قضيه ، ما رو به هيچ جا نمي رسونه
بيا بريم عزيزم

00:51:07.426 --> 00:51:09.928
ببينين ، من متاسفم رفقا

00:51:09.928 --> 00:51:12.931
. . . ولي اگه الان از من خوشتون نمياد

00:51:13.432 --> 00:51:16.435
وقتي بلند شم و جلوي هيئت منصفه . . .
. . . حرف بزنم

00:51:16.435 --> 00:51:21.940
و اثبات کنم که پسرتون به دليل نداشتن
تعادل رواني جرم رو مرتکب شده ، چي بهم ميگين ؟

00:51:23.442 --> 00:51:25.444
اگه بگم مست بوده يا اينکه مواد زده بوده

00:51:25.444 --> 00:51:27.946
هي ، هي ، صبر کن بينيم
آره ، يا اينکه حشيش مصرف کرده بوده

00:51:28.447 --> 00:51:31.950
پسر من ، مواد مصرف نمي کنه
ممکنه پسر شما باشه ، ولي موکل من هم هست

00:51:31.950 --> 00:51:35.454
و من براي اينکه چطور ازش دفاع کنم
از شما دستور نمي گيرم

00:51:35.454 --> 00:51:38.957
من هر کاري لازم باشه انجام ميدم

00:51:38.957 --> 00:51:43.962
و اگه از روش من خوشتون نمياد
صبر کنين تا خبر اعلام جرمش رو بشنوين

00:51:45.464 --> 00:51:47.966
"ببينين ، دکتر "رايان
شما ميخواين با من وارد اين پناهگاه بشين يا نه ؟

00:51:47.966 --> 00:51:50.469
خيلي خوب ، پس بهتره که آماده بشين

00:51:50.969 --> 00:51:56.475
رفتار پزشک وارتون رو کنار بذارين و بهم اعتماد کنين
تا من هم بتونم به خوبي شما در کارم موفق بشم

00:52:03.982 --> 00:52:08.487
شما حاضرين اين کار رو بکنين ، آقاي "دمريس" ؟
حاضرين پرونده ي ما رو قبول کنين ؟

00:52:10.489 --> 00:52:12.491
براي پسرتون ، بله

00:52:14.493 --> 00:52:16.995
بله ، من از "ژاکوب" دفاع خواهم کرد

00:52:28.005 --> 00:52:29.507
جيک" ؟"

00:52:30.007 --> 00:52:33.010
مي دونم که نمي خواي صحبت کني
ولي بايد تو رو مي ديدم

00:52:36.514 --> 00:52:38.516
ميشه بيام اونجا ؟
خواهش ميکنم ؟

00:53:07.044 --> 00:53:09.046
ممکنه ازت يک سئوال بپرسم ؟

00:53:13.050 --> 00:53:15.052
اصلا جايي رفتي "جيک" ؟

00:53:19.557 --> 00:53:23.060
خيلي خوب ، خوبه
مي فهمم

00:53:25.563 --> 00:53:28.065
. . . ولي بايد بدوني

00:53:28.065 --> 00:53:31.569
وقتي توي زندان بودي
سعي کردم بيام پيشت

00:53:32.570 --> 00:53:34.572
ولي بهم اجازه ندادن

00:53:34.572 --> 00:53:37.575
جيک" ، من واقعا مي خواستم ببينمت"

00:53:37.575 --> 00:53:41.078
اونها يه جوري رفتار مي کنن که انگار ميخوان
ازم در مقابل همه چيز مراقبت کنن

00:53:41.078 --> 00:53:44.081
دقيقا . اونها حتي نمي تونن
از خودشون مواظبت کنن

00:53:46.083 --> 00:53:49.587
من خيلي چيزها شنيدم
مي دونم چه اتفاقي داره ميفته

00:53:51.088 --> 00:53:53.591
. . . مثلا

00:53:53.591 --> 00:53:56.093
مامان مجبور شد دفترش رو تعطيل کنه

00:53:56.093 --> 00:53:58.596
خودش که ميگه موقتيه

00:53:58.596 --> 00:54:00.598
حتما
بابا بي خيال

00:54:03.100 --> 00:54:06.103
خوب ، به هر حال ، همه اش همين بود

00:54:06.103 --> 00:54:09.607
فقط مي خواستم ازت درباره ي کارت پستال ها بپرسم
چيز مهمي نيست

00:54:11.609 --> 00:54:14.111
جود" ، صبر کن . نرو"

00:54:14.612 --> 00:54:19.116
"يک ، يا دو بار در هفته ، مي رفتم فرودگاه "لوگان

00:54:19.116 --> 00:54:23.120
بعد ، اون پروازي که مي خواستم رو پيدا مي کردم

00:54:23.120 --> 00:54:27.124
بعدش هم ، افرادي رو پيدا مي کردم که براشون زحمتي
نبود تا يک کارت پستال از اونجا برام بفرستن

00:54:29.627 --> 00:54:33.130
بهشون ميگفتم که از تعطيلات برگشتم
ولي يادم رفته که اين کارت رو پست کنم

00:54:33.631 --> 00:54:37.134
و نمي خوام پدر و مادرم فکر کنن
که دلم براشون تنگ نشده

00:54:37.635 --> 00:54:39.637
بعدش ، مينشستم توي يکي از اون صندلي ها
مي دوني که ؟

00:54:39.637 --> 00:54:42.139
توي سالن انتظار فروذگاه

00:54:46.143 --> 00:54:48.145
. . . چشمام رو اينجوري مي بستم

00:54:50.147 --> 00:54:52.149
و مينشستم . . .

00:54:55.152 --> 00:54:57.154
اونوقت من هم باهاشون مي رفتم سفر

00:54:58.656 --> 00:55:01.659
به همه ي اون مکان هايي که اونها رفته بودن

00:55:04.662 --> 00:55:07.164
از اين قضيه هيچي نميگي ، مگه نه ؟

00:55:07.164 --> 00:55:09.166
هيچ کس بويي نمي بره

00:55:28.018 --> 00:55:30.020
(صداي زنگ تلفن)

00:55:30.020 --> 00:55:32.022
صبر کن

00:55:33.524 --> 00:55:35.025
(صداي زنگ)

00:55:36.527 --> 00:55:38.529
الو

00:55:38.529 --> 00:55:40.531
(صداي خنده)

00:55:42.032 --> 00:55:45.536
بله آقا ، مي فهمم
اوه ، خيلي مقدس وار شد

00:55:45.536 --> 00:55:49.540
اينجور برداشت مي کنم که شما اولي رو مي خواين
درسته ؟

00:55:51.542 --> 00:55:54.545
خيلي خوب ، حالا ميخوام که خوب گوش کنين
نه ، نه ، شما گوش کنين

00:55:55.045 --> 00:55:57.548
شما ، شهروند نمونه ، مي خوام اين رو بدونين
که پسر من بي گناهه

00:55:58.048 --> 00:56:01.552
اون يک مرد جوان آزاده که قانونا و با ضمانت اينجاست
. . . و هيچ چيزي بر عليه اون

00:56:02.052 --> 00:56:03.554
نه ، نه ، شما اشتباه مي کنين

00:56:04.054 --> 00:56:08.058
تا وقتي که توي جلسه ي دادگاه مجرم شناخته نشه
! از شما گناهکارتر نيست

00:56:08.559 --> 00:56:11.562
پس خوب خوابي رفيق
و هي ، توي کليسا بهت خوش بگذره

00:56:11.562 --> 00:56:14.064
(صداي قطع کردن تلفن)

00:56:14.064 --> 00:56:16.066
آره ، بابا
تو خيلي باحالي

00:56:16.066 --> 00:56:18.068
واقعا حرفهاش رو باور کردي ؟

00:56:24.575 --> 00:56:27.578
. . . خوب
البته که باور کردم

00:56:27.578 --> 00:56:29.580
. . . تمام سيستم قضايي ما

00:56:29.580 --> 00:56:32.082
منظورم کل سيستم نيست
قسمت مربوط به خودم رو ميگم

00:56:32.082 --> 00:56:34.585
آيا باور مي کنين که من گناهکار نباشم ؟

00:56:36.587 --> 00:56:38.589
"جيک"

00:56:38.589 --> 00:56:40.591
من نمي دونم

00:56:40.591 --> 00:56:42.593
. . . ولي

00:56:42.593 --> 00:56:45.596
. . . حالا که اينجايين ، مي تونيم

00:56:45.596 --> 00:56:47.598
درباره اش حرف بزنيم . . .

00:56:47.598 --> 00:56:51.101
ولي حقيقت هرچي باشه ، ما کنارت خواهيم بود

00:56:51.602 --> 00:56:54.605
البته
اوه ، اينها همه اش يه مشت چرت و پرت احساساتيه

00:56:54.605 --> 00:56:58.108
خودم رو ميگم . مي فهمين ؟
هي ، هي ، اينقدر سريع نرو

00:56:58.108 --> 00:57:00.110
چرت و پرت احساساتي" ؟"

00:57:00.110 --> 00:57:03.614
همه ي پدر و مادرها همچين چيزهايي ميگن
واقعا ؟ واقعا ميگن ؟

00:57:03.614 --> 00:57:07.117
آيا همه شون هم آلت قتاله رو مخفي مي کنن
"و مدارک رو از بين مي برن . . .    "کارولين

00:57:07.117 --> 00:57:09.119
و به پليس دروغ ميگن ؟

00:57:09.119 --> 00:57:12.122
واقعا اين کار رو مي کنن ؟
تو اين رو مي دوني ؟

00:57:17.628 --> 00:57:21.632
چطور ميتونم اينجا بشينم و درباره ي
کشتن يک آدم صحبت کنم ؟

00:57:22.132 --> 00:57:25.636
جيک" ، فرار نکن"
خواهش مي کنم

00:57:26.637 --> 00:57:29.139
تو الان توي خونه اي
ديگه فرار نکن

00:57:30.140 --> 00:57:33.644
. . . اگه بهتون بگم چه اتفاقي افتاد
من اون کار رو نکردم

00:57:35.145 --> 00:57:38.649
کار من نبود ، باشه ؟

00:57:49.159 --> 00:57:52.162
امسال ، زياد با هم بيرون رفتيم

00:57:52.162 --> 00:57:55.165
همه اش مي خواستم بهتون بگم

00:57:55.165 --> 00:57:57.668
مي خواستم شما بدونين
. . . اما

00:57:57.668 --> 00:58:00.671
به "مارتا" گفته بودم که شماها
خيلي باحالين

00:58:00.671 --> 00:58:04.174
ولي فکر اينکه بخواد ملاقاتتون کنه و باهاتون
حرف بزنه ، يه جورهايي مي ترسوندش

00:58:06.677 --> 00:58:10.180
اون روز دعواي بدي داشتيم

00:58:12.683 --> 00:58:17.688
از همون لحظه اي که از جلوي مغازه ي
. . . بستني فروشي سوارش کردم ، مي گفت

00:58:17.688 --> 00:58:21.692
بهتره با ماشين کرايه اي به جشن رقص . . .
زمستاني نريم

00:58:21.692 --> 00:58:27.197
مي گفت ، اين روش تويه ، مال هردومون نيست
آخرش هم گفت که تيکه ي همديگه نيستيم

00:58:28.198 --> 00:58:30.200
(صداي آه کشيدن)

00:58:31.702 --> 00:58:35.205
من سعي کردم براش توضيح بدم
. . . ولي اون

00:58:35.706 --> 00:58:38.709
وقتي داشتم رانندگي مي کردم . . .
همه اش سرم داد مي کشيد

00:58:38.709 --> 00:58:42.212
بعد گفت
"همين جا نگه دار"

00:58:45.716 --> 00:58:47.217
اونجا بود که فهميدم

00:58:47.718 --> 00:58:50.721
اون از دست من عصباني نيست

00:58:50.721 --> 00:58:54.224
از دست همه چي و همه کس
ناراحته

00:58:54.224 --> 00:58:58.228
مخصوصا ، به خاطر اينکه گذاشتم اين اتفاق
. . . براش بيفته ، چون معلوم شد که

00:58:58.729 --> 00:59:00.731
من حامله ام

00:59:07.237 --> 00:59:10.240
حتي قضيه پيچيده تر هم شد

00:59:11.241 --> 00:59:14.244
چون فکر مي کرد که بچه ، مال ما دوتا نيست

00:59:14.244 --> 00:59:18.248
. . . نگفت که ممکنه مال کي باشه ، ولي

00:59:18.248 --> 00:59:21.251
.... مطمئنا اون
. . . ميدونين چي مي خوام بگم

00:59:23.253 --> 00:59:25.756
زياد اين ور اون ور پرسه ميزد

00:59:25.756 --> 00:59:28.258
من حتي فکر هم نمي تونستم بکنم

00:59:28.258 --> 00:59:32.262
فکر مي کرد که بچه مال ما نيست
چون ما خيلي مراقب بوديم

00:59:33.764 --> 00:59:35.766
براي همين حسابي داغون شده بود

00:59:35.766 --> 00:59:38.769
من ازت متنفرم"
"ديگه نمي خوام ببينمت

00:59:38.769 --> 00:59:43.774
اون حتي مسخره ام هم مي کرد
چون خيلي مراقبش بودم

00:59:43.774 --> 00:59:46.276
چون فقط يک ابله
اونجوري فکر مي کرد

00:59:46.777 --> 00:59:48.779
من گفتم
ديگه بسه . بيا بريم"

00:59:49.279 --> 00:59:53.283
اگه دوست داشته باشي ، مي توني بچه ات رو نگه داري"
اگر هم دوست داري ، با همون يارو بمون

00:59:53.283 --> 00:59:55.285
"واسه ي من اهميتي نداره

00:59:55.285 --> 00:59:58.789
بعد يه دفعه يه جوري شد

00:59:58.789 --> 01:00:00.791
جيک" ، صبر کن"

01:00:00.791 --> 01:00:02.793
هنوز نرو

01:00:02.793 --> 01:00:05.796
(صداي بوق)

01:00:07.297 --> 01:00:09.299
به کمک احتياج دارين ؟

01:00:09.299 --> 01:00:11.301
! نه ، مشکلي نيست

01:00:17.307 --> 01:00:19.309
. . . ببين

01:00:19.309 --> 01:00:21.311
(صداي آه)

01:00:21.311 --> 01:00:23.313
من منظورم اين نبود

01:00:24.314 --> 01:00:27.818
متاسفم
راست ميگم

01:00:31.321 --> 01:00:32.823
بيا اينجا
بهت نشون بدم

01:00:42.332 --> 01:00:46.336
بعد ، يه کم ديگه هم وايستاديم

01:00:46.336 --> 01:00:49.339
. . . با همديگه بوديم و

01:00:49.339 --> 01:00:51.341
. . . خيلي خوب بود ، اما

01:00:52.843 --> 01:00:56.346
ديگه هر دومون خسته شده بوديم . . .

01:00:56.847 --> 01:00:58.348
براي همين ، ديگه تمومش کرديم

01:00:58.849 --> 01:01:02.352
ديگه داشت دير ميشد
براي همين ماشين رو روشن کردم

01:01:06.857 --> 01:01:08.859
همه اش همين بود

01:01:12.863 --> 01:01:15.866
سعي کرديم درش بياريم
هلش بديم

01:01:15.866 --> 01:01:20.871
اول من ، بعد هر دوتامون . حتي سعي کرديم
کفپوش ها رو هم زير لاستيک بذاريم

01:01:20.871 --> 01:01:23.874
ولي فقط باعث شد بيشتر فرو بريم

01:01:23.874 --> 01:01:26.877
اينجا بود که گفت
جک رو بيار"

01:01:26.877 --> 01:01:29.880
يه کم برف بذار زير شيارها
"و جک بزن

01:01:29.880 --> 01:01:33.383
ولي اين کار هم فايده نداشت -
براي همينه که نمي تونم باهات بمونم -

01:01:33.383 --> 01:01:37.888
دوباره اعصاب هردومون خورد شد
تو باعث شدي اين اتفاق برامون بيفته

01:01:37.888 --> 01:01:39.890
خفه شو ، باشه ؟

01:01:39.890 --> 01:01:43.393
اگه با "کوين" يا "مت" رفته بودم ، الان ديگه
خونه بودم

01:01:43.894 --> 01:01:47.397
گفتم خفه شو ، مي فهمي ؟ -
بچه مايه دار -

01:01:47.397 --> 01:01:50.901
. . . کثافت عوضي ، عوضي پولدار -
گفتم خفه شو -

01:01:53.403 --> 01:01:54.905
من اون کار رو کردم

01:01:58.909 --> 01:02:00.410
بهش سيلي زدم

01:02:03.413 --> 01:02:04.915
يه دفعه از دستم در رفت

01:02:15.926 --> 01:02:18.929
واقعا بايد ادامه بدم ؟
خواهش ميکنم ؟

01:02:19.429 --> 01:02:22.432
بله ، مجبوري

01:02:25.936 --> 01:02:27.437
هنوز ديلم دستش بود

01:02:27.938 --> 01:02:29.439
. . . تو

01:02:38.448 --> 01:02:42.452
ضربه اش با يک اينچ فاصله از کنارم رد شد
قسم ميخورم ، فقط يک اينچ

01:02:44.955 --> 01:02:48.458
(صداي خرخر کردن از روي عصبانيت)

01:02:51.962 --> 01:02:53.964
! اوه

01:02:54.464 --> 01:02:55.966
(صداي برخورد فلز)

01:02:56.466 --> 01:02:57.968
(صداي نفس نفس زدن)

01:03:02.472 --> 01:03:05.475
. . . همين يک کلمه
قتل

01:03:05.475 --> 01:03:08.478
فکرش هم ناممکن به نظر مي رسيد

01:03:12.482 --> 01:03:15.485
اصلا نمي خواستم همچين اتفاقي بيفته

01:03:15.485 --> 01:03:18.488
. . . من
من توي اون لحظه ، خودم نبودم

01:03:19.990 --> 01:03:23.994
. . . اگه ضربه ي من هم از يک اينچيش رد ميشد

01:03:25.495 --> 01:03:26.997
يک اينچ
. . . درست مثل

01:03:28.999 --> 01:03:31.001
مثل وقتي که اون من رو زد

01:03:32.002 --> 01:03:34.504
. . . اونوقت بزرگترين مشکلم اين ميشد که

01:03:34.504 --> 01:03:38.508
توي راهروي مدرسه بهش سلام بکنم يا نه . . .

01:03:49.519 --> 01:03:51.521
عزيزم

01:03:53.523 --> 01:03:55.025
متشکرم

01:03:56.526 --> 01:03:58.528
هوم

01:03:58.528 --> 01:04:00.530
حالا ديگه مي دونيم

01:04:00.530 --> 01:04:03.533
"حداقل ، ديگه سرنخي داريم "بن

01:04:03.533 --> 01:04:08.038
اگه همينطوري که براي ما تعريف کرد
. . . توي دادگاه هم تعريف کنه

01:04:08.038 --> 01:04:12.042
اونجا ، براي افرادي تعريف ميکنه که دوستش ندارن
نه ، حرفهاش رو باور مي کنن

01:04:12.042 --> 01:04:15.045
اونها مي فهمن که فقط يک تصادف بوده

01:04:16.046 --> 01:04:19.049
حاضري روي آزاديش شرط ببندي ؟

01:04:20.550 --> 01:04:24.054
پس ، کار درست چيه ؟
مطمئنا بايد بهشون حقيقت رو بگه

01:04:26.056 --> 01:04:29.059
"البته ، "بن
بايد بهشون بگه

01:04:29.059 --> 01:04:31.561
ولي بذار اول با "پانوس" صحبت کنه
باشه ؟

01:04:31.561 --> 01:04:35.065
"ما وکيل نيستيم ، "کارولين
شايد راه بهتري هم وجود داشته باشه

01:04:35.065 --> 01:04:37.067
من نمي دونم
بفرمايين

01:04:38.068 --> 01:04:41.071
فردا صبح مي برمش
باشه ؟

01:05:20.644 --> 01:05:23.647
خيلي زود بيدار شدي

01:05:23.647 --> 01:05:25.649
جايي نمي رفتم

01:05:29.653 --> 01:05:32.155
اونها ماشين رو نگه داشتن

01:05:37.661 --> 01:05:39.663
ولي تميزه

01:05:39.663 --> 01:05:41.665
البته اميدوارم اينطور باشه

01:05:52.676 --> 01:05:56.680
من نمي فهمم
مامان هم ديشب يه چيزهايي مي گفت

01:05:56.680 --> 01:06:01.184
"اوه ، "جيک
هيچ کدوم ار اين چيزها مهم نيست

01:06:02.185 --> 01:06:05.188
باور کن
ديگه مشکلي نيست

01:06:05.188 --> 01:06:09.192
بابا ، تو رو هم بايد بندازن زندون

01:06:09.192 --> 01:06:12.195
اگه قرار باشه يک کدوممون رو ببرن
بهتره من رو انتخاب کنن

01:06:12.195 --> 01:06:13.697
چي داري ميگي ؟

01:06:15.699 --> 01:06:18.201
ژاکوب" ، گوش کن ببين چي ميگم"

01:06:18.702 --> 01:06:22.706
اون شب ، وقتي اومدم اينجا ، نمي دونستم دارم
چکار مي کنم ... همه اش غريضي بود

01:06:24.207 --> 01:06:27.210
ولي شايد واسه مون يک شانس
بوجود آورده باشم

01:06:27.210 --> 01:06:31.214
اونها آلت قتاله رو پيدا نکردن ، هيچ مدرکي ندارن
حتي شاهد هم ندارن

01:06:32.716 --> 01:06:34.718
ما هم اصلا اقرار به جرمت رو نشنيديم

01:06:34.718 --> 01:06:36.720
مي فهمي چي ميگم ؟

01:06:36.720 --> 01:06:40.223
اصلا در اين باره هيچ حرفي نزدي
ما هم هيچي نشنيديم

01:06:42.726 --> 01:06:46.229
جيک" ، لازم نيست عليه خودت"
شهادت بدي

01:06:46.229 --> 01:06:48.231
حالا ، منصفانه است
قانوني هم هست

01:06:48.231 --> 01:06:50.734
اين سيستم اينجوري کار مي کنه

01:06:51.735 --> 01:06:55.238
پس ، اگه صدامون در نياد

01:06:55.238 --> 01:06:57.240
شايد ، پرونده بسته بشه

01:06:57.240 --> 01:06:59.743
. . . شايد

01:06:59.743 --> 01:07:03.747
شايد تو رو آزاد کنن
اون وقت مي توني به زندگيت برسي

01:07:03.747 --> 01:07:05.749
آره ، ولي چند تا شاهد هستن

01:07:05.749 --> 01:07:09.252
يه عده که ديدن ما اونجا پارک کرديم
لازم نيست اونجا بودنت رو انکار کني

01:07:09.252 --> 01:07:11.755
توي برف گير کرده بودي ، درسته ؟

01:07:11.755 --> 01:07:14.758
باهاش دعوا هم کردي
و با عصبانيت ازش جدا شدي

01:07:14.758 --> 01:07:17.260
اون رو با ماشين و کليدهاش تنها گذاشتي

01:07:17.260 --> 01:07:21.264
پس نمي دوني که وقتي تنها شده چکار کرده
ما هم نمي دونيم

01:07:21.264 --> 01:07:24.768
يه لحظه صبر کن ، ولي ماشين که اينجا بوده -
تو تجديد نظر کردي -

01:07:24.768 --> 01:07:27.771
برگشتي و جسدش رو پيدا کردي

01:07:27.771 --> 01:07:29.773
ولي شکه شده بودي

01:07:29.773 --> 01:07:33.276
مگه اين ممکن نيست ؟
. . . چون مي دونستي که بهت مظنون ميشن

01:07:33.276 --> 01:07:36.780
ماشين رو برگردوندي اينجا ، ولي هنوز توي شک بودي
"براي همين فرار کردي "بوستون

01:07:36.780 --> 01:07:38.782
احمقانه است ، آره

01:07:38.782 --> 01:07:40.784
ولي قتلي در کار نيست

01:07:43.286 --> 01:07:45.789
کاش راه ديگه اي هم بود

01:07:45.789 --> 01:07:49.793
تمام شب بيدار بودم و مغزم رو زير و رو مي کردم
تا ببينم راه بهتري هم هست يا نه

01:07:56.299 --> 01:07:58.802
. . . اگه راستش رو گفته بودم

01:07:59.302 --> 01:08:03.807
اينکه فرار کردي و براي کمک نرفتي
. . . اصلا هم قدم جلو نذاشتي

01:08:03.807 --> 01:08:06.810
جيک" ، فکر مي کني اين حرفها"
چطور به نظر مي رسه ؟

01:08:08.812 --> 01:08:12.315
تو لازم نيست هيئت منصفه رو متقاعد کني
اين ، کار "پانوس" است

01:08:12.315 --> 01:08:15.819
بذار دادستان هم کارش رو بکنه

01:08:15.819 --> 01:08:19.322
. . . تنها چيزي که ميگم ، اينه که

01:08:19.823 --> 01:08:21.825
بيا پرونده رو براشون تکميل نکنيم . . .

01:08:24.828 --> 01:08:29.332
. . . براي همين فکر کردم
. . . از اونجايي که پليس بهم مظنونه

01:08:29.332 --> 01:08:32.335
. . . دنبال ماشين هم مي گردن ، پس

01:08:33.837 --> 01:08:35.839
فکر کردم بهتره سوار ماشين هاي گذري بشم

01:08:38.341 --> 01:08:40.343
(صداي صاف کردن گلو)

01:08:42.846 --> 01:08:48.351
. . . مي دونم که واقعا کارم احمقانه بوده ، ولي

01:08:48.351 --> 01:08:50.353
(صداي آه کشيدن)

01:08:51.855 --> 01:08:56.359
مي دونين ، چيز زيادي از اين قضايا
"درست يادم نمياد ، آقاي "دمريس

01:08:56.359 --> 01:08:59.863
از وقتي که برگشتم و جسدش رو ديدم
چيز زيادي يادم نمياد

01:09:03.867 --> 01:09:05.869
(صداي خاموش کردن ضبط صوت)

01:09:08.371 --> 01:09:12.876
بسيار خوب ، "ژاکوب" ، اگه بگيم که براي من
اينجوري معلوم ميشه که کار خودت بوده ، تو چي ميگي ؟

01:09:12.876 --> 01:09:16.379
با يه چيزي زدي توي سرش و فرار کردي

01:09:16.379 --> 01:09:18.882
! ولي من اين کار رو نکردم -
نه ، نه ،نه -

01:09:18.882 --> 01:09:23.887
نه ، مثلا من الان دادستان هستم و تو اون بابايي
هستي که زده مغز "مارتا" رو داغون کرده

01:09:23.887 --> 01:09:27.891
چطور مي خواي بهم ثابت کني که اين کار رو نکردي ؟

01:09:30.894 --> 01:09:32.896
. . . خوب ، من
نه ،نه ، نه ، نه

01:09:33.897 --> 01:09:35.899
به اين سئوال جواب نميدي

01:09:35.899 --> 01:09:39.903
"يادت باشه ، "ژاکوب
لازم نيست به اين سئوال جواب بدي

01:09:39.903 --> 01:09:43.406
اونها خودشون بايد بهش جواب بدن
بايد يه اتهامي بهت بچسبونن

01:09:43.406 --> 01:09:46.409
تو لازم نيست ، خلافش رو ثابت کني

01:09:48.912 --> 01:09:50.914
خوب ؟
چطور به نظر مياد ؟

01:09:51.414 --> 01:09:55.919
خوب ، هيئت منصفه دوشنبه ي آينده جلسه داره
ولي ما بايد خيلي چيزها رو آماده کنيم

01:09:55.919 --> 01:09:58.922
منظورت اينه که دوشنبه ، دادگاه شروع ميشه ؟ -
نه ، نه ، نه -

01:09:58.922 --> 01:10:00.924
هنوز جلسه شروع نميشه

01:10:00.924 --> 01:10:05.929
هيئت منصفه ، مدارک رو بررسي مي کنه ، بعد تصميم
مي گيره که مدارک کافي براي متهم کردنت هست يا نه

01:10:05.929 --> 01:10:09.933
حالا ، اگه واقعا خوش شانس باشي
حتي ممکنه دادگاه هم نري

01:10:09.933 --> 01:10:14.437
ولي اگه ليست نهايي شاهد ها و سخنراني ها
رو ببينم ، بهتر مي تونم نظر بدم

01:10:16.940 --> 01:10:18.942
ممنونم

01:10:18.942 --> 01:10:21.444
خيلي خوب . مرسي
خداحافظ

01:10:21.444 --> 01:10:25.448
اوه ، "جيک" ، متاسفم
من واقعا بعضي وقتها خيلي دير مي گيرم

01:10:25.448 --> 01:10:28.451
من واقعا کنجکاوم
بذار ازت يک سئوال بپرسم

01:10:28.451 --> 01:10:31.454
شما دو تا درباره ي چي داشتين دعوا مي کردين ؟

01:10:31.454 --> 01:10:33.957
منظورم اينه که
چي باعث شد اينقدر عصباني بشي ؟

01:10:33.957 --> 01:10:36.960
نمي تونم باور کنم
که اين موضوع يادم رفته بود

01:10:36.960 --> 01:10:38.962
اول از همه اينکه اون حامله بود

01:10:40.463 --> 01:10:44.467
فکر کنم بهتر باشه بشيني ، پسر -
يالا ديگه -

01:10:49.973 --> 01:10:53.977
بچه ، مال يه نفر ديگه بود
البته خودش اينطور فکر مي کرد

01:10:55.979 --> 01:10:57.981
چي ؟
خبر خوبيه ؟

01:10:57.981 --> 01:11:02.986
واقعا خوبه دوست من
اين بهترين خبريه که امروز شنيدم

01:11:02.986 --> 01:11:06.489
تو باور کردي که بچه ممکنه مال تو نباشه ؟

01:11:07.490 --> 01:11:09.993
منظورت چيه ؟

01:11:09.993 --> 01:11:11.995
. . . مي خواي بگي

01:11:11.995 --> 01:11:14.497
مي دوني . درسته
همونه

01:11:16.499 --> 01:11:20.003
. . . خوب ، آره ، ولي
. . . ما هميشه

01:11:20.003 --> 01:11:22.505
کنترل شده  بود
شايد اينطور باشه پسر . آره

01:11:22.505 --> 01:11:25.008
خودش هم قسم مي خورد که مال
يه نفر ديگه است

01:11:25.008 --> 01:11:29.012
بگير DNA برو آزمايشگاه و يک آزمايش
همين کار رو هم کردم

01:11:31.014 --> 01:11:35.018
. . . پانوس" ، من نميدونم"
ما هنوز متوجه نشديم

01:11:35.018 --> 01:11:37.520
"به اين ميگن شک منطقي ، آقاي "رايان

01:11:37.520 --> 01:11:41.524
فکر کنين يه نفر که دليل خوبي براي حسادت داره
داشته "ژاکوب" و "مارتا" رو تعقيب مي کرده

01:11:41.524 --> 01:11:44.527
به اين فکر کنين که ممکنه دوست پسر اشتباهي رو
گرفته باشن

01:11:48.031 --> 01:11:50.033
خوب ؟

01:11:53.036 --> 01:11:55.038
خوب چي ؟

01:11:55.038 --> 01:11:57.040
به نظرت چطور بود ؟

01:11:59.042 --> 01:12:03.546
منظورت چيه : اون خوشش اومد يا من ؟
از چي ؟

01:12:03.546 --> 01:12:05.548
از داستانت

01:12:05.548 --> 01:12:08.051
خوب ، آره ، فکر مي کنم خوشش اومد

01:12:08.051 --> 01:12:10.053
داستان ما

01:12:12.555 --> 01:12:15.058
جيک" ، حالت خوبه ؟"

01:12:15.058 --> 01:12:17.060
(صداي چراغ)

01:12:36.579 --> 01:12:38.581
چي ؟

01:12:43.086 --> 01:12:45.088
اون روز صبح رو يادته ؟

01:12:47.590 --> 01:12:51.094
اون دعوايي که با هم کرديم ؟
يادته بهم چي گفتي ؟

01:12:51.094 --> 01:12:54.597
گفتي ديگه وقتشه که ياد بگيرم
چطور رو پاي خودم وايستم

01:12:54.597 --> 01:12:56.599
و من رو رياکار خطاب کردي

01:12:58.101 --> 01:13:02.605
جيک" ، اگه خوشت نمياد"
مي تونيم برگرديم همون جا

01:13:02.605 --> 01:13:05.608
هنوز خيلي دير نشده
اوه ، مرد

01:13:07.110 --> 01:13:10.613
مطمئني اين بهترين کاره ؟

01:13:10.613 --> 01:13:14.117
من از 12 فوريه به اين طرف
از هيچ چيز ديگه اي ، اين قدر مطمئن نبودم

01:13:14.117 --> 01:13:17.620
ولي ، اين تنها کاريه که مي تونيم بکنيم ، پسر
مجبوريم اين کار رو بکنيم

01:13:17.620 --> 01:13:20.123
الان به تنها چيزي که فکر مي کنم
نجات جون تويه

01:13:20.123 --> 01:13:22.625
بعدا ، مي تونيم مسئله ي وجدانت رو حل کنيم

01:13:23.126 --> 01:13:25.628
آيا اين رياکارانه است ؟
نمي دونم

01:13:26.129 --> 01:13:28.631
. . . ولي بدترين چيزي که ميشه به آدم نسبت داد

01:13:29.132 --> 01:13:31.634
اينه که از خونواده ات حمايت نکني

01:13:31.634 --> 01:13:34.137
. . . من

01:13:34.137 --> 01:13:36.139
(صداي آه کشيدن)

01:13:36.139 --> 01:13:39.642
من واقعا از همه ي کارهايي که برام انجام ميدين
متشکرم

01:13:39.642 --> 01:13:41.644
. . . من

01:13:43.646 --> 01:13:46.649
بابا ، واقعا ممنونم
باشه ؟

01:13:47.650 --> 01:13:49.652
واقعا راست ميگم

01:13:51.154 --> 01:13:52.655
بيا

01:13:55.658 --> 01:13:59.662
حرفي نزدين ، "بن" ؟
هيچي ؟

01:13:59.662 --> 01:14:02.165
انتخاب خودش بود
زندگي خودشه

01:14:04.667 --> 01:14:07.170
هيچ کاريش هم نميشه کرد

01:14:07.170 --> 01:14:09.172
ما انتخاب هاش رو بررسي کرديم

01:14:09.172 --> 01:14:11.174
انتخاب ها" ؟"

01:14:12.175 --> 01:14:14.177
بن" ، اون پسرته"

01:14:14.177 --> 01:14:17.680
اون الان ترسيده ، و ممکنه هر کاري ازش سر بزنه

01:14:17.680 --> 01:14:21.184
هر کاري حاضره بکنه تا رضايتت
رو دوباره بدست بياره

01:14:21.184 --> 01:14:23.186
از دست نداده بودش که بخواد بدست بيارش

01:14:23.186 --> 01:14:27.190
اگه نمي دوني ، بدون که به رضايت تو هم احتياج داره
اون وقته که مشکل بزرگي پيدا مي کني

01:14:27.190 --> 01:14:29.192
چطور جرات مي کني ؟
چطور جرات مي کني ؟

01:14:29.192 --> 01:14:33.696
تموم شد ، ترتيبش داده شد -
جيک" هم مثل تو مدارک رو از بين برد" -

01:14:33.696 --> 01:14:36.199
درسته
اصلا لازم نبود دستهاي نازک نارنجيت رو کثيف کني

01:14:36.199 --> 01:14:38.701
يک کم از اينجا بردار
يه کم به اونجا اضافه کن

01:14:38.701 --> 01:14:42.705
چطور يادم رفته بود که
چقدر خوب مي توني همه چيز رو درست کني ؟
بالاخره يکي مون بايد يه کاري مي کرد

01:14:42.705 --> 01:14:45.708
فکر مي کني حالا براش ساده تر شده

01:14:45.708 --> 01:14:48.711
نمي بيني که چطور دست هاش رو بستي ؟

01:14:49.212 --> 01:14:53.216
حالا بايد از تو هم مثل خودش دفاع کنه

01:14:53.716 --> 01:14:55.218
تو چي مي خواي ؟
چي ؟

01:14:55.718 --> 01:14:58.721
مي خواي 20 - 30 سال بعد زندگيش رو توي
. . . زندون بگذرونه

01:14:59.222 --> 01:15:00.723
اون هم بخاطر يک اشتباه
بخاطر يک لحظه غفلت ؟

01:15:01.224 --> 01:15:04.727
مي خواي همه ي جوونيش رو توي زندون بگذرونه ؟

01:15:05.228 --> 01:15:07.730
اينجوري کي سود ميکنه ؟
کي ؟

01:15:09.732 --> 01:15:11.234
اوه ، عزيزم

01:15:11.734 --> 01:15:14.737
. . . دير يا زود ، بالاخره يه نفر بايد بخشيده بشه

01:15:14.737 --> 01:15:18.741
يا اون ، بابت کاري که کرده
يا ما ، بخاطر اينکه وقتي مي تونستيم ، کاري براي
نجاتش نکرديم

01:15:23.746 --> 01:15:25.748
تو خودت دوست نداري "ژاکوب" رو ببخشي ؟

01:15:33.756 --> 01:15:36.759
"هي ... "جود

01:15:42.765 --> 01:15:44.767
(صداي بسته شدن در)

01:15:50.773 --> 01:15:52.775
(صداي صحبت کردن مردم)

01:16:06.289 --> 01:16:08.291
خبرهاي خوب

01:16:08.291 --> 01:16:12.795
خوب ، داشتم ميومدم ، يه سري هم به آزمايشگاه زدم

01:16:12.795 --> 01:16:16.799
. . . آناليز غشاء جنيني رو انجام داده بودن

01:16:16.799 --> 01:16:20.803
و اون نمونه ي خوني که "ژاکوب" داده بود
رو هم آزمايش کرده بودن

01:16:20.803 --> 01:16:23.306
خيلي خوب ، يه کم قضيه از نظر علمي پيچيده است
. . . ولي

01:16:23.306 --> 01:16:25.308
ژاکوب" ، پدر اون بچه نيست"

01:16:25.308 --> 01:16:27.310
بينگو

01:16:27.310 --> 01:16:30.313
اوه ، مرد . من رو باش
جلوي يه دکتر ميگم قضيه پيچيده است

01:16:30.313 --> 01:16:32.815
ولي به هر حال کارمون گرفت ، مگه نه ؟

01:16:32.815 --> 01:16:36.319
منظورم اينه که مي تونن بگن طرف حسادت مي کرده
که البته اين يک انگيزه به حساب مياد

01:16:36.319 --> 01:16:39.822
بهمون اين اجازه رو ميده که بريم سراغ دختره
و شخصيتش رو زير سئوال ببريم

01:16:39.822 --> 01:16:43.326
مارتا تاورنر" ، همين الان 50 تا از راي هاي"
مثبت رو از دست داد

01:16:43.326 --> 01:16:46.829
: اينجوري به قضيه نگاه کنين
اين مسئله ، همه رو مشکوک مي کنه

01:16:46.829 --> 01:16:49.832
و شک ، بچه جون ، بهترين دوستمونه

01:16:49.832 --> 01:16:52.835
خانم "رايان" ؟

01:16:52.835 --> 01:16:55.338
! از من دور شو
"ببخشيد ، خانم "رايان

01:16:55.338 --> 01:16:58.341
چه اتفاقي افتاده ؟
شما رو پس فردا ساعت 10 مي بينم

01:16:58.341 --> 01:17:00.343
بله ، مشکلي نيست

01:17:00.843 --> 01:17:04.347
بن" ؟ "بن" ؟"
! لعنت بهشون ! همه شون رو بيخيال شو

01:17:04.347 --> 01:17:07.350
من اعتراف نکرده ام
! و اين کار رو هم نمي کنم

01:17:07.350 --> 01:17:11.354
! پس هر چي دوست دارين مي تونين بنويسين
! بياين ، اين رو داشته باشين

01:17:11.354 --> 01:17:14.857
تو اعتراف نکردي ؟
پس بايد راهي براي مراقبت باشه

01:17:14.857 --> 01:17:18.861
يه جور امتياز که نتونن از زير زبونت حرف بکشن

01:17:18.861 --> 01:17:22.365
چرا همين رو نمي نويسي ؟
ميتونه اصلاحيه اي براي هيئت منصفه باشه

01:17:22.365 --> 01:17:24.867
! از وکيلم بپرسين
چي رو داري مخفي مي کني ؟

01:17:25.368 --> 01:17:28.371
نشنيدي چي گفتم ؟

01:17:28.371 --> 01:17:32.375
! بهت گفتم اگه سئوالي داري ، بيا بيرون و ازم بپرس
من سئوالي نداشتم

01:17:32.375 --> 01:17:35.878
برام اين امتياز رو بگيرين
برام اين امتياز رو بگيرين" ، از خودم يکي برات درست کنم ؟"

01:17:35.878 --> 01:17:38.881
چيزي به اسم مصونيت والدين و فرزند وجود نداره

01:17:38.881 --> 01:17:41.884
بايد يکي باشه
مي دوني چه انتظاري داري ؟

01:17:41.884 --> 01:17:44.887
قبل از هر چيز ، داري با اين کار واسه ي خودت
زندان مي تراشي

01:17:44.887 --> 01:17:48.391
در ضمن ، من رو هم ميخواي زنداني کني
و مطمئن باش يه همچين اتفاقي نخواهد افتاد

01:17:48.391 --> 01:17:50.393
منظورش از "امتياز" چي بود ؟

01:17:51.894 --> 01:17:54.897
يه جوري رفتار مي کني ، انگار داريم
چيزي رو درباره ي "ژاکوب" پنهان مي کنيم

01:17:54.897 --> 01:17:59.402
همه ي حرفهام رو مي پيچوندن تا ازم آتو بگيرن

01:17:59.402 --> 01:18:03.406
من از اين بازي خوشم نمياد
بهشون هم گفتم . يه صحبت هايي هم براشون کردم

01:18:03.406 --> 01:18:06.909
در چه موردي صحبت کردي ؟
فکر کنم اون قسمتش رو نبودم
من واسه ي پسرم معامله نمي کنم

01:18:06.909 --> 01:18:10.413
و بهشون کمک نمي کنم تا مجرم اعلامش کنن
! "خدايا ، "بن

01:18:10.413 --> 01:18:13.916
"من اعتراف نمي کنم ، "پانوس
نه امروز ، نه هيچ وقت ديگه

01:18:13.916 --> 01:18:16.919
اگه قراره برم زندان ، عيبي نداره

01:18:16.919 --> 01:18:20.923
اگه کار بيشتري هم هست که بتونم انجام بدم ، مطمئن
باش انجام خواهم داد

01:18:20.923 --> 01:18:22.925
(صداي فرياد خبرنگار ها)

01:18:22.925 --> 01:18:24.927
چکار داري مي کني ؟

01:18:33.235 --> 01:18:35.104
(صداي ضربه روي در)

01:18:35.104 --> 01:18:38.107
اوه . يه لحظه صبر کنين
بن" ، خواهش مي کنم"

01:18:41.110 --> 01:18:43.112
مامان ، مي تونم باهات صحبت کنم ؟

01:18:45.614 --> 01:18:47.616
اوهوم

01:18:52.121 --> 01:18:54.623
مامان ، دارن دروغ ميگن

01:18:54.623 --> 01:18:58.127
دارن کل ماجرا رو عوض مي کنن

01:18:58.127 --> 01:19:01.130
چطور مي توني بهشون همچين اجازه اي بدي ؟

01:19:02.131 --> 01:19:06.135
. . . خوب ، الزاما مردم به دادگاه نميان تا

01:19:06.135 --> 01:19:09.138
درباره ي اتفاقي که افتاده ، حقايقي رو . . .
بيان کنن

01:19:10.639 --> 01:19:14.643
اونها ... ميرن تا به بهترين نحو ، از خودشون
دفاع کنن

01:19:15.144 --> 01:19:18.147
ولي شما شنيدين که "ژاکوب" چي گفت
و چه اتفاقي افتاده

01:19:19.648 --> 01:19:22.651
مي خواين اون کاري که بابا گفت
انجام بدين ؟

01:19:22.651 --> 01:19:24.653
"جود"

01:19:24.653 --> 01:19:29.158
. . . تا حالا نشده که يک رازي رو از دستت کشف کني

01:19:29.158 --> 01:19:34.163
ولي چون مي دوني که اگه لو بديش
بهش آزار مي رسه ، پس اين کار رو نکني ؟

01:19:34.663 --> 01:19:37.166
. . . منظورم اينه که ، اين

01:19:37.166 --> 01:19:39.168
اين معنيش ، دروغ گويي نيست . . .

01:19:39.168 --> 01:19:42.171
اين يعني ... حقيقت چيزي رو نگي

01:19:42.171 --> 01:19:44.173
چون اين کار رو بقيه ي مردم مي کنن

01:19:44.173 --> 01:19:48.677
چون ممکنه با اين کار ، يه نفر به جزاي عملش نرسه
پس بايد دروغ بگيم ؟

01:19:50.179 --> 01:19:52.181
بعضي وقت ها ... آدم فقط
. . . براي فهميدن و درک کردن

01:19:52.181 --> 01:19:54.183
. بعضي چيزها ، هنوز خيلي جووني . . .
همين

01:19:54.183 --> 01:19:58.187
خودم دارم بعضي چيزها رو ياد مي گيرم

01:19:58.187 --> 01:20:01.190
. . . عزيزم ، يه روزي تو هم
! "بهم نگو "يه روزي

01:20:01.190 --> 01:20:04.693
. . . مي فهمي بابا چي
! "نمي تونم تحمل کنم ، شما بگين "يه روزي

01:20:04.693 --> 01:20:07.196
اين قضيه ، همين الان داره اتفاق ميفته

01:20:07.196 --> 01:20:10.199
تو گذاشتي بابا متقاعدت کنه

01:20:10.199 --> 01:20:13.202
حالم بهم مي خوره

01:20:13.202 --> 01:20:17.206
هيچ کس اهميت نميده من چي فکر مي کنم
من فقط يک بچه ي احمقم

01:20:18.707 --> 01:20:22.211
هيچ کس حتي فکرش رو هم نمي کنه
که من برم و بگم

01:20:22.211 --> 01:20:24.213
چي رو ميخواي بگي ؟

01:20:24.213 --> 01:20:26.715
! خودتون مي فهمين
"جوديت"

01:20:26.715 --> 01:20:29.718
(صداي کوبيدن در)

01:20:32.721 --> 01:20:36.225
"کارولين"
خوابي ؟

01:20:36.225 --> 01:20:38.227
هوم

01:20:39.728 --> 01:20:42.731
قصه ي "آبراهام" و "ايزاک" رو يادته ؟

01:20:45.234 --> 01:20:47.236
. . . خدا به "آبراهام" ميگه

01:20:47.736 --> 01:20:49.738
ايمانت رو ثابت کن . . .

01:20:49.738 --> 01:20:53.242
ايزاک" ، پسر دلبندت رو ببر و قرباني کن"

01:20:55.244 --> 01:20:57.246
چرا ؟
. . . چون من خدا هستم

01:20:57.246 --> 01:20:59.248
و اينطور دستور ميدم . . .

01:21:00.249 --> 01:21:02.251
و "آبراهام" ميره که اين کار رو انجام بده

01:21:02.251 --> 01:21:04.753
، خيلي ناراحت ميشه
ولي باز هم مي خواد اين کار رو انجام بده

01:21:04.753 --> 01:21:06.755
مي خواد گلوي پسرش رو ببره

01:21:06.755 --> 01:21:08.757
اگه اين ، اون چيزيه که خدا مي خواد

01:21:10.259 --> 01:21:12.761
آبراهام" خيلي فرمانبردار بود"

01:21:12.761 --> 01:21:14.763
و بسيار درست کار هم بود

01:21:17.266 --> 01:21:21.270
ولي هر بار که اين داستان رو تعريف مي کنن
نکته ي اصلي رو فراموش مي کنن

01:21:23.272 --> 01:21:25.274
کي به عنوان يک پدر بهش نگاه مي کنه ؟

01:21:37.286 --> 01:21:39.288
(صداي صحبت آرام مردم)

01:22:00.309 --> 01:22:02.311
"صبح بخير ، "کارولين
سلام

01:22:04.313 --> 01:22:08.317
اولين مرتبه است که خون ميدي ؟
بله

01:22:08.317 --> 01:22:10.319
(صداي آه کشيدن)

01:22:12.821 --> 01:22:14.823
(صداي فلاش تانک توالت)

01:22:30.339 --> 01:22:32.341
"خانم "تاورنر

01:22:34.343 --> 01:22:36.345
اوه ، خواهش مي کنم

01:22:41.850 --> 01:22:45.854
اين روزها ، براي من ... براي همه ي ما
. . . سخت ترين اوقات

01:22:45.854 --> 01:22:50.359
من فقط ... الان خيلي وقته که نخوابيدم

01:22:50.359 --> 01:22:53.862
همه اش داشتم به "مارتا" فکر مي کردم

01:22:54.363 --> 01:22:57.366
و مي خوام بدونين که چقدر متاسفم

01:22:57.366 --> 01:23:00.869
واقعا بايد من رو ببخشيد

01:23:03.872 --> 01:23:06.375
. . . مي دونم که چيزي رو عوض نمي کنه ، ولي

01:23:06.875 --> 01:23:09.378
. . . اوه ، خدا ، اگه بتونين

01:23:09.878 --> 01:23:11.880
چي ؟
اگه چکار بتونم بکنم ؟

01:23:11.880 --> 01:23:14.883
. . . اگه بتونين يه جوري

01:23:14.883 --> 01:23:18.887
به ما به چشم انسان نگاه کنين ، به چشم يک خانواده
منظورم اينه

01:23:18.887 --> 01:23:22.391
اگه اينجوري نگاه کنين ، ما خيلي بيچاره هستيم

01:23:23.892 --> 01:23:28.897
چرا بايد اينجوري باشين ؟
بهم بگين

01:23:28.897 --> 01:23:31.900
سر صبح ، وقتي باهاش خدافظي کردم
هنوز زنده بود

01:23:31.900 --> 01:23:35.404
شما يک دکتر هستين
شما به اين موضوع فکر کنين ، اون الان کجاست

01:23:35.404 --> 01:23:37.906
و شما هر چي بگين
ممکن نيست که از طرف من رحمي وجود داشته باشه

01:23:37.906 --> 01:23:40.909
اوه ، من نيومدم که بخشش شما رو داشته باشم

01:23:40.909 --> 01:23:44.913
... من ... من فقط
شما دارين سعي مي کنين که اون رو ازم بگيرين

01:23:44.913 --> 01:23:47.416
با اون وکيل کله گنده و اون همه پولتون . . .

01:23:47.416 --> 01:23:50.919
اون الان مي تونه توي خيابون آزاد بچرخه
ولي شما مي خواين اون رو ازم بگيرين

01:23:50.919 --> 01:23:54.923
آدم هايي مثل شما فکر مي کنن دنيا مال اونهاست

01:23:54.923 --> 01:23:57.426
(صداي صحبت مردم)

01:24:11.440 --> 01:24:13.942
(صداي شکستن شيشه)

01:24:13.942 --> 01:24:15.944
يا عيسي مسيح

01:24:23.452 --> 01:24:25.454
داخل بمونين ، به پليس زنگ بزنين -
"نه ، "بن -

01:24:25.954 --> 01:24:27.956
! بابا ، نرو -
! هي -

01:24:28.457 --> 01:24:32.461
بيا اينجا حرومزاده -
من زدم . بياين بريم -

01:24:32.961 --> 01:24:34.963
! "بن" -

01:24:40.969 --> 01:24:43.972
! هي ! هي ، تو
! "بيا ! "جيک" ! "جيک

01:24:43.972 --> 01:24:46.975
! خواهش مي کنم ! بيا بريم
! يالا

01:24:47.476 --> 01:24:50.979
(صداي فرياد)

01:24:57.986 --> 01:25:00.989
! مامان
! خدايا

01:25:00.989 --> 01:25:02.991
! لعنتي

01:25:02.991 --> 01:25:04.993
حالت خوبه ؟
آره

01:25:04.993 --> 01:25:09.498
! بفرما ! تقصير شماست
! هر دوتون

01:25:09.498 --> 01:25:12.501
! شما ، همه مون رو تبديل به يک عده ديوونه کردين
خفه شو ، باشه ؟

01:25:12.501 --> 01:25:15.504
کاش اصلا بر نمي گشتي
چرا همون جا نموندي ؟

01:25:17.005 --> 01:25:19.508
! ازت متنفرم
! ازت متنفرم

01:25:19.508 --> 01:25:22.010
! اوه
"عيبي نداره ، "جيک

01:25:22.010 --> 01:25:24.012
(صداي فرياد)

01:25:24.012 --> 01:25:26.014
! آااه ! خدا

01:25:26.014 --> 01:25:28.016
! کمک
! "ژاکوب"

01:25:28.016 --> 01:25:31.019
! بشين روي زمين

01:25:31.520 --> 01:25:34.022
چيزي نيست
چيزي نيست

01:25:34.022 --> 01:25:36.525
بيا خيلي آروم ، يواش بلندش کنيم

01:25:36.525 --> 01:25:39.528
چيزي نيست . يالا عزيزم
بذار ببينم . بذار ببينم

01:25:40.529 --> 01:25:43.031
اين هم از اين
تموم شد ، تموم شد

01:25:43.031 --> 01:25:46.034
. . . نه ، نه . نمي تونم
نمي تونم اينجا بهش رسيدگي کنم

01:25:46.034 --> 01:25:48.537
بايد ببرمش مطب
من هم باهات ميام

01:25:49.037 --> 01:25:51.039
نه ، تو همين جا با "جوديت" بمون
. . . کارولين" ، من"

01:25:51.039 --> 01:25:53.041
"خواهش مي کنم ، "بن

01:25:59.047 --> 01:26:01.550
درد نداره ، قول ميدم

01:26:07.556 --> 01:26:09.057
اين هم از اين

01:26:09.558 --> 01:26:12.060
حالا مي خوام ببندمش

01:26:12.060 --> 01:26:15.564
ديگه لازم نيست نگران عفونت باشيم

01:26:15.564 --> 01:26:18.066
باشه ؟

01:26:18.066 --> 01:26:22.070
بعد از تزريق ، الان ممکنه احساس خواب آلودگي کني

01:26:22.070 --> 01:26:25.073
اگه اينجوري شد ، راحت بگير بخواب
باشه ، عزيزم ؟

01:26:25.073 --> 01:26:27.075
باشه

01:26:31.079 --> 01:26:33.081
مامان ؟
اوهوم ؟

01:26:35.083 --> 01:26:37.085
جود" درست ميگه"

01:26:38.587 --> 01:26:42.090
اگه من از اينجا برم ، وضعتون خيلي بهتر ميشه

01:26:42.090 --> 01:26:44.092
شايد بهتر باشه همين کار رو بکنم

01:26:44.092 --> 01:26:46.094
حتي حرفش رو هم نزن

01:26:49.097 --> 01:26:52.100
منظورم فقط شما نيستين
. . . منظورم

01:26:52.601 --> 01:26:55.103
منظورم ، کل شهر بود

01:26:55.604 --> 01:26:57.606
منظورم اينه که اونها هم همين رو مي خوان ، مگه نه ؟

01:26:57.606 --> 01:27:00.108
نه

01:27:00.609 --> 01:27:03.612
. . . نه ، "جيک" ، اون آدمها

01:27:03.612 --> 01:27:06.615
اونها يه عده بزدل بودن

01:27:07.115 --> 01:27:09.117
. . . اگه فردا توي مغازه ببينيشون

01:27:09.117 --> 01:27:12.621
لبخند مي زنن و پول خرد بهت ميدن . . .

01:27:15.624 --> 01:27:18.126
من ترسو هستم

01:27:18.126 --> 01:27:20.128
من ترسو هستم

01:27:24.132 --> 01:27:27.636
احساس مي کنم تکه تکه شدم ، مي فهمي ؟

01:27:28.637 --> 01:27:31.640
. . . و

01:27:31.640 --> 01:27:34.142
اگه توي خودم نگهش دارم
. . . مثل اين مي مونه که

01:27:37.646 --> 01:27:39.648
مسموم شدم ، مي فهمي ؟ . . .

01:27:39.648 --> 01:27:42.651
اگه راستش رو بگم ، بابا هم ميره زندون

01:27:42.651 --> 01:27:44.653
اونوقت ازم متنفر ميشه

01:27:47.155 --> 01:27:49.157
در هر دو صورت ، کارم تمومه

01:27:50.659 --> 01:27:53.662
بابات ، هيچ وقت ، هيچ وقت ازت متنفر نميشه

01:27:56.665 --> 01:27:58.667
. . . بابات ، دوستت داره

01:28:00.168 --> 01:28:02.170
"اون هم خيلي زياد ، "ژاکوب . . .

01:28:07.175 --> 01:28:10.178
. . . درست يا غلط ، اون با همه ي وجود

01:28:10.178 --> 01:28:12.180
دوستت خواهد داشت . . .

01:28:12.180 --> 01:28:14.182
. . . بعضي وقتها ، خيلي سخت ميشه

01:28:14.182 --> 01:28:17.185
چون اون هميشه خيلي مطمئنه . . .

01:28:19.187 --> 01:28:22.190
ولي لازم نيست تو هم اون جوري باشي

01:28:23.191 --> 01:28:25.694
مي دوني ؟

01:28:25.694 --> 01:28:29.197
. . . ميشه که با يه نفر هم عقيده باشي

01:28:30.699 --> 01:28:32.200
ولي دوستش هم داشته باشي . . .

01:28:39.708 --> 01:28:43.211
. . . بعضي وقتها ، ما بايد

01:28:43.211 --> 01:28:45.714
بايد تصميم خودمون رو بگيريم . . .

01:28:47.215 --> 01:28:50.719
آره
آره ، ولي اون خيلي روي من ريسک کرده

01:28:51.219 --> 01:28:53.221
هوم

01:28:53.221 --> 01:28:55.223
حتي به عاقبتش هم فکر نکرده

01:28:55.223 --> 01:28:57.225
فقط ، کارش رو انجام داده

01:29:03.231 --> 01:29:05.233
مامان ؟
هوم ؟

01:29:07.235 --> 01:29:09.237
چطور مي تونم مايوسش کنم ؟

01:29:12.741 --> 01:29:15.243
چطور مي تونم اين کار رو باهاش بکنم ؟

01:29:16.745 --> 01:29:18.747
آره

01:29:20.248 --> 01:29:22.250
چطور مي خواي اين کار رو بکني ؟

01:29:43.954 --> 01:29:45.956
(صداي صحبت زير لبي)

01:29:45.956 --> 01:29:47.958
خانم "رايان" ؟

01:30:00.971 --> 01:30:02.973
دکتر "رايان" ؟

01:30:08.479 --> 01:30:11.982
! اوناهاش

01:30:12.483 --> 01:30:13.984
! "دکتر "رايان
دکتر "رايان" ، آيا شما هم اعتراف نمي کنين ؟

01:30:14.485 --> 01:30:17.488
!چطور بود ، سرباز ؟ -
بهشون گفتم -

01:30:17.488 --> 01:30:19.490
ديدي ؟
بهت چي گفته بودم ؟

01:30:19.490 --> 01:30:23.994
کاري نداشت
نه ، منظورم اينه که بهشون حقيقت رو گفتم

01:30:23.994 --> 01:30:25.996
چي ؟

01:30:25.996 --> 01:30:28.499
"بن" و "ژاکوب" ، راستش رو بهت نگفتن ، "پانوس"

01:30:28.999 --> 01:30:32.002
نمي تونم باور کنم که اين موضوع رو نمي دونستي
! هي ، هي

01:30:32.503 --> 01:30:34.505
نمي دونم مي خواي چکار کني
با من بيا

01:30:35.005 --> 01:30:36.507
ميشه يه صحبتي برامون بکنين ، خواهش مي کنم ؟

01:30:37.007 --> 01:30:38.509
! "دکتر "رايان
! ببخشيد

01:30:42.513 --> 01:30:44.515
بگو

01:30:44.515 --> 01:30:46.517
گفتنش سخته
اونها 20 دقيقه ، اون تو بودن

01:30:47.017 --> 01:30:50.020
مسئله اي نيست
بيست دقيقه ! درباره ي چي صحبت مي کردن ؟

01:30:52.022 --> 01:30:54.024
خيلي خوب ، نوبت منه

01:30:54.024 --> 01:30:56.026
ژاکوب" نمي دونه ، مگه نه ؟"

01:30:58.529 --> 01:31:00.531
حداقل "بن" که خبر داره ؟

01:31:02.533 --> 01:31:05.035
اوه ، خدايا

01:31:08.038 --> 01:31:11.542
تنها چيزي که مي تونم بگم اينه که اميدوارم مثل پسرش
عصبي نباشه ، وگرنه بايد برات نگران بشم

01:31:11.542 --> 01:31:14.044
مثل پسرش نيست

01:31:14.044 --> 01:31:16.547
پسرش ، مال خودش رو داره
اين اسلحه رو

01:31:16.547 --> 01:31:20.050
اين جک ماشين ، که گفتي باهاش اون رو کشته
الان کجاست ؟

01:31:20.050 --> 01:31:24.555
پيداش نمي کني ، بهت قول ميدم
ولي بهت نمي گم

01:31:24.555 --> 01:31:26.557
خودت هم ديديش ؟ -
اوهوم -

01:31:28.058 --> 01:31:30.060
خوب ، پس يک شايعه به حساب مياد

01:31:30.060 --> 01:31:34.064
درست مثل همين اعترافاتي که معمولا ميشه
اين هم يه جور شهادت ، عليه "بن" و "ژاکوب" حساب ميشه

01:31:34.064 --> 01:31:37.568
هيچ مدرکي هم وجود نداره
پانوس" ، اين اتفاق يک تصادف بوده"

01:31:37.568 --> 01:31:40.070
چرا "ژاکوب" نبايد راستش رو بگه ؟

01:31:40.070 --> 01:31:43.073
ژاکوب" موکل منه ، نه تو و نه همسرت"
"ژاکوب"

01:31:43.073 --> 01:31:45.576
. . . و حاضر نيستم بذارمش توي مکان متهمين

01:31:45.576 --> 01:31:48.078
تا "ماريان پاينور" تکه تکه اش کنه

01:31:48.078 --> 01:31:51.582
من ، حتي اگه تو نخواي ، از پسرت دفاع خواهم کرد

01:31:54.585 --> 01:31:57.588
حتي اگه اين کار ، باعث بشه تو بي آبرو بشي

01:31:58.589 --> 01:32:01.091
من ؟
. . . سرد

01:32:01.091 --> 01:32:04.094
. . . انتقام جو . . .

01:32:04.094 --> 01:32:08.098
پر از افکار موهوم و ديوانه وار درباره ي پسرت و
اون معشوقه ي بي کلاسش

01:32:08.098 --> 01:32:11.602
عزيزم ، وقتي کارم باهات تموم بشه ، مثل
مديا" در افسانه هاي يونان به نظر خواهي رسيد"

01:32:11.602 --> 01:32:15.105
پانوس" ، اگه تو بخواي اين مسئله رو مخفي کني"

01:32:15.105 --> 01:32:17.608
اگه بالاخره ، يه جايي قبول نکنيم که واقعا
. . . چه اتفاقي افتاده

01:32:18.108 --> 01:32:22.112
حقيقت چي بوده ؟
کارولين" ، چقدر طول مي کشه تا اين موضوع رو بفهمي ؟"

01:32:22.112 --> 01:32:25.616
اونها برداشت خودشون از قضيه رو ميگن
ما هم مال خودمون رو

01:32:26.116 --> 01:32:29.119
و اين 12 نفر تصميم مي گيرن ، حقيقت چي بوده -
ولي حقيقت گفته نميشه -

01:32:29.119 --> 01:32:31.622
تو الان داري يک مجادله ، قبل از جلسه بوجود مياري

01:32:31.622 --> 01:32:34.625
من دارم درباره ي نجات پسرت صحبت مي کنم -
من هم همين طور -

01:32:36.627 --> 01:32:40.130
"معلومه که من چرا اين کار رو کردم ، "پانوس

01:32:40.130 --> 01:32:44.134
در انتها ، فقط يک حقيقت باقي مي مونه

01:32:44.134 --> 01:32:46.637
حقيقت مطلق

01:32:46.637 --> 01:32:50.140
من ازت سئوال نکردم ، چون
به اجازه ات احتياجي نداشتم

01:32:51.141 --> 01:32:52.643
ديگه بهش احتياجي نداريم

01:32:56.146 --> 01:32:58.148
اوه ، دکتر عزيز من

01:33:00.651 --> 01:33:03.153
تو و اون حقايق مطلقت

01:33:03.153 --> 01:33:05.656
. . . بالاخره خواهيد ديد که اصولتون چقدر بي پايه است

01:33:05.656 --> 01:33:08.659
البته ، وقتي که خونواده ات به باد رفت . . .

01:33:09.159 --> 01:33:11.662
اون وقته که ديگه حتي يک کلمه از حرفهات
رو هم نمي توني پس بگيري

01:33:16.166 --> 01:33:18.168
"ژاکوب" ، "ژاکوب"
چيه ؟

01:33:18.168 --> 01:33:21.171
يالا ، بيدار شو
بيا ببين مادرت چکار کرده

01:33:21.171 --> 01:33:25.175
اون هم الان که جلسات داره شروع ميشه
نتونست اون دهن گشادش رو بسته نگه داره

01:33:25.175 --> 01:33:27.678
بابا ، بسه ديگه . اين جوري حرف نزن
چي شده ؟ مشکل چيه ؟

01:33:27.678 --> 01:33:30.180
برو خودش بهت ميگه

01:33:30.180 --> 01:33:32.182
بهش بگو
بهش بگو

01:33:32.182 --> 01:33:36.186
چه بلايي سر زندگيمون قراره بياد ، ها ؟

01:33:37.187 --> 01:33:39.690
چه جور زندگي اي ، براي همه مون درست کردي ؟

01:33:41.191 --> 01:33:45.195
من دوستت دارم و مي خواستم
نجاتت بدم

01:33:45.195 --> 01:33:48.198
اين چه جور نجات دادنيه ؟
به چه عنواني ؟

01:33:48.198 --> 01:33:51.201
براي اين 16 سالي که عمر کرده
براي همه ي اون چيزي که هست

01:33:51.201 --> 01:33:54.204
اين چيزها ارزش ندارن ؟ -
اوه -

01:33:54.204 --> 01:33:56.707
تو هيچ وقت نخواستي نجاتش بدي
. . . تو اين زندگي رو براش درست کردي

01:33:56.707 --> 01:33:59.209
ولي حاضر نيستي ببخشيش -
"من همه مون رو مي بخشم "بن -

01:33:59.209 --> 01:34:01.211
جيک" ، به خاطر خدا به حرف هاش گوش نکن"

01:34:01.712 --> 01:34:03.213
الان وقت کنار کشيدن نيست
اوه ، تنهاش بذار

01:34:03.714 --> 01:34:06.216
هنوز شانس داريم
مگه ديگه بهش ايمان نداري ؟

01:34:06.216 --> 01:34:09.219
هنوز مي تونيم باهاش بجنگيم ، هر دومون با هم
تو برو کنار

01:34:09.219 --> 01:34:12.723
از پسرم دور شو
پس يه جوري رفتار کن که انگار پسرت است

01:34:12.723 --> 01:34:15.726
"ژاکوب" ، "جيک"
من اين کار رو براي تو کردم ، براي هر دوتون

01:34:15.726 --> 01:34:18.228
من فقط سعي داشتم بهت کمک کنم . مي فهمي ؟
! اوه ، بي خيال بابا

01:34:18.228 --> 01:34:21.732
بايد واقعا خيلي پررو باشي که بخواي پسرت
خيانتت رو درک کنه

01:34:21.732 --> 01:34:24.735
من خيا. . . . . ، تو نبايد همچين حرفي بزني -
! لعنتي ، بسه ديگه -

01:34:24.735 --> 01:34:26.737
باشه ؟

01:34:30.741 --> 01:34:32.743
هر دوتون رو ميگم

01:34:42.703 --> 01:34:45.205
! هي ، مامان ! مامان
! پا شو

01:34:45.205 --> 01:34:47.708
ژاکوب" رفته"
هوم ؟

01:34:47.708 --> 01:34:49.710
چي ؟

01:34:54.214 --> 01:34:57.217
ژاکوب" ! اون رفته"
رفته

01:35:01.722 --> 01:35:03.724
آشپزخونه و حياط پشتي رو بگرد

01:35:04.224 --> 01:35:05.726
نگاهشون کردم
يه بار ديگه بگرد

01:35:18.238 --> 01:35:20.240
اوه ، نه

01:35:20.240 --> 01:35:22.242
اوه

01:35:29.249 --> 01:35:32.252
جيپ نيست . دوباره فرار کرده
اين دفعه ديگه واي نميسته

01:35:32.252 --> 01:35:35.756
نه ، اون لباس يا غذايي بر نداشته
"من مطمئنم ، "بن

01:35:35.756 --> 01:35:38.258
شايد فکر کرده لازمش نميشه

01:35:38.258 --> 01:35:42.262
شايد مستقيم بکوبه به يه درخت

01:35:42.262 --> 01:35:45.265
اوه ، خداي من

01:35:45.265 --> 01:35:47.768
نه ، امکان نداره

01:35:58.779 --> 01:36:00.781
بن" ؟ "کارولين" ؟"

01:36:00.781 --> 01:36:03.784
فکر کنم بهتر باشه تو هم با من بياي

01:36:42.322 --> 01:36:44.324
اونها مي دونن ؟
آها

01:36:48.829 --> 01:36:51.832
. . . . ژاکوب" ، داشتي فرار مي کردي"

01:36:51.832 --> 01:36:55.335
نه ، اومده بودم تا حقيقت رو بهشون بگم
همه چيز رو

01:36:55.335 --> 01:36:57.337
همونطور که به شما گفتم

01:36:59.339 --> 01:37:01.842
ولي شما باور نمي کنين

01:37:01.842 --> 01:37:04.344
. . . معلوم شد که به همين سادگي ها هم نيست

01:37:04.344 --> 01:37:06.346
حتي اگه شما بخواين . . .

01:37:06.346 --> 01:37:09.850
معلوم شد که گفته هاي من ، تا وقتي که والدينم
پاش رو امضاء نکرده باشن ، قانوني نيست

01:37:12.853 --> 01:37:14.855
بابا ؟

01:37:16.857 --> 01:37:20.360
نظر تو اينه ؟
. . . "تو همين رو مي خواي ؟ ، ولي "جيک

01:37:20.360 --> 01:37:22.863
تو هنوز از ماجراي ديشب ناراحتي . . .

01:37:22.863 --> 01:37:26.366
فکرت درست کار نمي کنه
خواهش ميکنم ، چرا ، چرا

01:37:26.366 --> 01:37:28.869
دارم درست فکر مي کنم

01:37:28.869 --> 01:37:32.372
من تمام سعيم رو مي کنم تا براي شما مشکلي پيش نياد
ولي ممکنه براتون دردسر درست بشه

01:37:32.372 --> 01:37:34.875
و من متاسفم

01:37:34.875 --> 01:37:37.377
. . . اين واقعا اون چيزيه که

01:37:37.377 --> 01:37:41.381
"اوه ، خداي من ، "جيک
تو تا حالا اين جوري فکر مي کردي ؟

01:37:41.381 --> 01:37:43.383
واقعا آره ؟

01:37:45.385 --> 01:37:47.387
اهميتي نميدم که چه بلايي سرم بياد

01:37:47.387 --> 01:37:49.890
شما فکر مي کنين براي چي دارم اين کار رو مي کنم ؟

01:37:49.890 --> 01:37:53.894
فکر مي کنين من ، يک قلدر خودخواه هستم ؟

01:37:53.894 --> 01:37:56.897
هميشه بايد راه خودم رو داشته باشم ؟
"جيک"

01:37:58.398 --> 01:38:01.401
نه . يادته بهم چي گفتي ؟

01:38:02.402 --> 01:38:04.905
. . . گفتي بدترين لقبي که ممکنه يه نفر بدن

01:38:04.905 --> 01:38:08.408
اينه که طرف از خونواده اش حمايت نمي کنه . . .

01:38:10.410 --> 01:38:14.414
اين راه منه
اين روش حمايت منه

01:38:15.916 --> 01:38:18.919
حمايت از خودمون
از خونواده مون

01:38:24.925 --> 01:38:28.929
اونها احتمالا ، فقط با امضاء مامان هم
حرفهام رو قبول مي کنن

01:38:29.429 --> 01:38:31.431
ولي مي خوام که تو اين کار رو انجام بدي

01:38:31.932 --> 01:38:34.434
خواهش مي کنم
اين کار رو برام بکن

01:38:38.438 --> 01:38:40.440
خواهش مي کنم
به خاطر من اين کار رو بکن

01:39:01.962 --> 01:39:04.464
بايد قوي مي بودم

01:39:06.466 --> 01:39:10.470
بايد از اول يقين مي داشتم
چون ، اين اون چيزيه که همه تون ازم انتظار داشتين

01:39:16.977 --> 01:39:18.979
ولي ، من نمي تونم اين کار رو بکنم

01:39:18.979 --> 01:39:20.981
(صداي برخورد با ميز)

01:39:25.485 --> 01:39:29.489
من به هيچ وجه نمي تونم دست به کاري بزنم
که تو رو ازم جدا کنه

01:39:29.990 --> 01:39:31.992
"من خيلي دوستت دارم ، "جيک

01:39:34.995 --> 01:39:37.998
هيچي نمي تونه من رو از شما جدا کنه

01:39:42.002 --> 01:39:45.505
اوه ، پسر . پسرم

01:39:48.008 --> 01:39:50.010
(صداي گريه)

01:39:53.013 --> 01:39:55.515
کاش ميشد به عقب برگرديم

01:39:55.515 --> 01:39:57.517
آره

01:39:57.517 --> 01:40:00.020
من نمي دونستم که شما چقدر من رو دوست دارين

01:40:05.525 --> 01:40:07.027
نمي دونستم

01:40:10.030 --> 01:40:13.033
جوديت" ؟"

01:40:14.534 --> 01:40:16.036
"جيک"

01:40:21.541 --> 01:40:23.543
لنگ ديل" ، قاضي خوبيه"

01:40:23.543 --> 01:40:26.546
باهوش و منصفه
. . . و فکر مي کنم ، تونستم متقاعدش کنم

01:40:26.546 --> 01:40:29.049
که زندان در اين پرونده . . .
غير متجانسه

01:40:29.049 --> 01:40:32.052
فکر مي کنم کارها رديفه

01:40:32.052 --> 01:40:34.554
ولي شما ديگه راهي واسه ام نذاشتين

01:40:35.055 --> 01:40:39.059
فکر مي کنم ما بهترين موکليني که داشتي نبوديم

01:40:39.059 --> 01:40:41.061
چرا پرونده رو ول نکردي ، "پانوس" ؟

01:40:41.061 --> 01:40:44.064
همونطور که بهتون گفتم
من از "ژاکوب" دفاع مي کردم

01:40:44.064 --> 01:40:47.067
يا شايد هم مي خواستم ببينم شما دوتا
تصميم بعديتون چيه

01:40:47.067 --> 01:40:49.569
(صداي قاضي)

01:40:49.569 --> 01:40:52.572
دادگاه ناحيه ي 3 رسمي اعلام ميشه

01:40:52.572 --> 01:40:55.575
جناب قاضي "هنري لنگ ديل" تشريف مياورند
همه برخيزيد

01:40:57.577 --> 01:40:59.579
لطفا بنشينيد

01:41:03.083 --> 01:41:05.585
. . . تمام مدارک و شهادت ها را بررسي گرديده

01:41:06.086 --> 01:41:09.089
و در اين پرونده که . . .
. . . بر عليه "ژاکوب رايان" شکايت شده

01:41:09.089 --> 01:41:12.592
دادگاه ، اکنون آماده ي بيان حکم مي باشد . . .

01:41:13.093 --> 01:41:15.595
. . . مرگ "مارتا تاورنر" به عقيده ي اين دادگاه

01:41:15.595 --> 01:41:19.099
به عمد و از روي قصد قبلي صورت نگرفته است . . .

01:41:19.099 --> 01:41:22.102
(صداي پچ پچ مستمعين)

01:41:22.102 --> 01:41:26.606
دعواي شديدي رخ داده و نزاع دوطرفه ي سختي
اتفاق افتاده ، ولي قصد جنايت در کار نبوده

01:41:26.606 --> 01:41:30.110
(پچ پچ ادامه دارد)

01:41:32.112 --> 01:41:36.616
مرد جوان ، مي دانم که پشيماني شديد
خودتون رو اعلام کردين

01:41:36.616 --> 01:41:38.618
. . . و با آزادي تمام اعتراف کردين . . .

01:41:38.618 --> 01:41:43.623
و اين کار رو داوطلبانه و بدون درخواست کاهش مجازات
انجام دادين

01:41:45.125 --> 01:41:49.129
با اين وجود ، شما سزاوار مجازات هستيد

01:41:49.629 --> 01:41:52.632
با فرار خودتون و با پنهان کردن خودتون از
. . . ديد قانون

01:41:52.632 --> 01:41:54.634
. . . بعد از اينکه "مارتا تاورنر" به قتل رسيد . . .

01:41:54.634 --> 01:41:57.637
باعث بوجود آمدن شک و ترديد زيادي
براي کارهايي که انجام داده ايد شديد

01:41:58.138 --> 01:42:02.142
همچنين ، شما به مواظبت هايي که بنا به قانون
بايد انجام مي داديد ، توجه نکرديد

01:42:05.145 --> 01:42:07.147
ژاکوب رايان" ، لطفا برخيزيد"

01:42:12.152 --> 01:42:14.154
. . . من شما را مجرم اعلام مي کنم

01:42:14.154 --> 01:42:18.658
براي قتل غير عمد از درجه ي دوم

01:42:18.658 --> 01:42:21.661
. . . شما از اين مکان ، به مرکز اصلاح نوجوانان

01:42:22.162 --> 01:42:24.664
. . . در "فرامينگهام" فرستاده خواهيد شد . . .

01:42:24.664 --> 01:42:27.667
و در آنجا دوره ي محکوميت خودتون را . . .
که کمتر از 5 سال است ، خواهيد گذراند

01:42:27.667 --> 01:42:31.171
(صداي چکش)

01:42:51.191 --> 01:42:53.693
هنوز فکر مي کني ارزشش رو داشت ؟

01:43:03.870 --> 01:43:08.875
پدرم مجبور شد به خاطر از بين بردن شواهد
يک سال در زندان به سر ببره

01:43:08.875 --> 01:43:13.380
ژاکوب" ، بعد از دو سال ، از محکوميت آزاد شد"

01:43:13.380 --> 01:43:16.383
ولي بايد کلاس هاي مشاوره را مي گذروند

01:43:18.385 --> 01:43:20.887
بنابراين ، هر دوشون پيشمون برگشتن

01:43:20.887 --> 01:43:22.889
ولي ديگه هيچ کدوممون آزاد نيستيم

01:43:22.889 --> 01:43:25.892
هر کدوم از ما ، ديگه شناخته شده هستيم

01:43:25.892 --> 01:43:28.895
. . . قبل
و بعد از اتفاق

01:43:30.397 --> 01:43:32.399
. . . الان به "ژاکوب" نگاه مي کنم

01:43:32.399 --> 01:43:35.402
و فکر مي کنم که . . .
چقدر زندگيمون مي تونست متفاوت باشه

01:43:35.402 --> 01:43:39.406
زندگي همه مون . و اين ناراحت کننده ترين
قسمتشه

01:43:39.906 --> 01:43:41.908
! هي ، "جود" ، نگاه کن

01:43:45.412 --> 01:43:47.914
. . . ولي اخيرا ، گاهي اوقات

01:43:47.914 --> 01:43:51.418
احساس مي کنم که دوباره دارم زنده ميشم . . .

01:43:51.418 --> 01:43:53.420
و اين ، يه جورايي ترسناکه

01:43:53.920 --> 01:43:55.922
حتي نمي دونم آيا اين احساس
بايد وجود داشته باشه يا نه

01:43:57.924 --> 01:44:02.929
شايد نبايد انتظار داشت که خوشبختي
براي هميشه از زندگي آدم بره

01:44:02.929 --> 01:44:05.932
دردسر هم ، همين طوره

01:44:05.932 --> 01:44:09.936
تمام زندگي يک نفر ، ممکنه توي يک لحظه عوض بشه

01:44:09.936 --> 01:44:12.439
و هيچ وقت نميشه گفت که اون لحظه
کي اتفاق ميفته

01:44:12.463 --> 01:44:24.463
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

01:44:24.487 --> 01:44:36.487
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.