﻿WEBVTT

00:00:09.441 --> 00:00:12.081
"فرانسه"

00:00:22.721 --> 00:00:26.601
"اخلاقيات"

00:00:27.241 --> 00:00:29.321
مي دوني اخلاقيات چيه؟

00:00:30.561 --> 00:00:32.041
.بهت مي گم چيه

00:00:33.201 --> 00:00:35.681
اخلاقيات واسه اون کساني ساخته شده
.که باهاش همه چيزو به نفع خودشون مي کنند

00:00:36.121 --> 00:00:37.201
.واسه ثروتمندها

00:00:38.041 --> 00:00:40.041
و مي دوني هميشه حق با کيه؟

00:00:42.281 --> 00:00:43.561
.با ثروتمندها

00:00:43.961 --> 00:00:45.601
و اين فقرا هستن
.که بهاش رو مي پردازن

00:00:46.401 --> 00:00:49.161
"عدالت"

00:00:50.161 --> 00:00:52.201
مي خواي اخلاقياتِ منو ببيني؟

00:00:52.601 --> 00:00:53.241
.آره

00:00:53.441 --> 00:00:54.041
آره؟

00:00:54.441 --> 00:00:55.041
.آره

00:00:55.241 --> 00:00:56.561
مطمئني که پشيمون نمي شي؟

00:00:56.801 --> 00:00:57.841
.نمي دونم

00:00:58.081 --> 00:01:00.041
.فکر کنم بترسوندت

00:01:00.241 --> 00:01:01.081
.يه نگاه بهش بنداز

00:01:02.281 --> 00:01:04.001
.اخلاقياتت بايد اين باشه

00:01:04.961 --> 00:01:07.041
مي دوني چرا اينو با خودم
اين ور اون ور حمل مي کنم؟

00:01:09.681 --> 00:01:14.321
به خاطر يه يارويي که لباسِ شيک و پيک مي پوشه
و با اخلاقياتش جلويِ همه خودنمايي مي کنه. گرفتي؟

00:01:15.921 --> 00:01:19.721
يارو خيلي خودشو
دست بالا مي گيره. گرفتي؟

00:01:19.921 --> 00:01:22.161
اي تويِ خودش و
.اون عدالت تُخميش

00:01:22.521 --> 00:01:24.401
... اما من

00:01:24.921 --> 00:01:26.361
.عدالتِ من اينه

00:01:29.561 --> 00:01:30.841
، با اين اسلحه
، چه حق باهات باشه

00:01:32.841 --> 00:01:34.321
، چه در اشتباه باشي

00:01:35.401 --> 00:01:37.321
.علي السويه ست ، رفيق

00:01:44.201 --> 00:01:45.921
"له سينما دو لا زون» تقديم مي کند»"

00:01:46.121 --> 00:01:47.761
تراژدي قصابِ سابقِ"
"همينک بيکاري

00:01:47.961 --> 00:01:49.241
"که براي بقا"

00:01:49.441 --> 00:01:51.161
در اعماقِ منجلاب کشورِ خود"
"دست و پا مي زند

00:01:51.641 --> 00:01:53.481
«من تنها مي ايستم»

00:01:54.001 --> 00:01:55.881
، هر کسي زندگيِ خودشو داره
.هر کسي اخلاقياتِ خودشو داره

00:01:56.801 --> 00:01:58.041
زندگيِ من؟

00:01:58.641 --> 00:02:00.801
.گفتن نداره
.چون زندگي يه آدمِ فروافتاده يِ اسف انگيزه

00:02:01.041 --> 00:02:03.161
.بايد يه روزي داستانش رو بنويسن

00:02:03.361 --> 00:02:06.041
، داستانِ مردي که مثل خيلي هاي ديگه بود
.تا جاي ممکن معمولي

00:02:06.601 --> 00:02:09.441
، داستان از فرانسه شروع مي شه
.گُه کده يِ عاشقانِ پنير و نازيسم

00:02:10.161 --> 00:02:12.521
مَردِ داستان ما سال 1939
.در نزديکيِ پاريس به دنيا مياد

00:02:12.761 --> 00:02:15.801
.سال 1941 مادرش ترکش مي کنه
.و او ديگه هيچوقت مادرش رو نمي بينه

00:02:16.201 --> 00:02:18.681
، پس از پايانِ جنگ و آزادسازيِ فرانسه
.سرانجام مي فهمه پدرش کي بوده

00:02:18.881 --> 00:02:21.641
يه کمونيستِ مبارزِ فرانسوي که تويِ
.اردوگاه هاي مرگ آلمان ها کشته شد

00:02:22.241 --> 00:02:23.001
.حالا او شش ساله هست

00:02:23.401 --> 00:02:24.841
، تلاطمِ دروني
.بخشي از وجودشه

00:02:25.041 --> 00:02:28.801
در اين ضمن ، معلمِ روحانيش ، عصمت و معصوميتِ اون رو
.به نام عيسي مسيح ازش مي قاپه

00:02:29.041 --> 00:02:32.721
، در سنِ 14 سالگي ، فقط به انگيزه يِ زنده موندن
.حرفه يِ قصابي رو فرا مي گيره

00:02:33.081 --> 00:02:35.481
برايِ مدتِ ده سال
، به حرفه هايِ مختلفي مي پردازه

00:02:35.681 --> 00:02:38.881
پني به پني پس انداز مي کنه
.تا بتونه پولِ باز کردنِ يه مغازه رو جمع کنه

00:02:39.241 --> 00:02:41.761
در سي سالگي موفق مي شه و
.مغازه اي رو در «اوبرويل» باز مي کنه

00:02:41.961 --> 00:02:45.441
، بعد از يکي دو سال سختي و مشقت کشيدن
.کاسبيِ گوشت اسبي که به راه انداخته ، رونق مي گيره

00:02:45.841 --> 00:02:49.201
.بالاخره حالا مي تونه مثلِ بقيه زندگيش رو شروع کنه
، پس با دخترِ جواني که در کارخانه اي شاغله ، نامزد مي کنه

00:02:49.601 --> 00:02:51.441
«و بکارتِ دختر رو در «هتل آينده
، بر مي داره

00:02:51.641 --> 00:02:53.281
هتلي که نزديکِ کارخانه اي هست
.که دختره داخلش کار مي کنه

00:02:53.481 --> 00:02:55.001
.اما وقايع شتابان به پيش مي رن

00:02:55.321 --> 00:02:59.561
، «نُه ماه بعد ، او پدرِ دختر بچه اي مي شه به نام «سينتيا
.دختر بچه اي که مادرش اون رو ترک مي کنه

00:03:00.121 --> 00:03:03.241
مادره هر دوي اونها رو ترک مي کنه و
.پدر مجبور مي شه دختر رو خودش به تنهايي بزرگ کنه

00:03:03.601 --> 00:03:06.121
سال ها مي گذرن. کاسبيِ گوشت اسب
.تقلا کنان به پيش ميره

00:03:06.561 --> 00:03:08.441
قصاب ، آپارتمانِ کوچکي رو
.به صورتِ اقساط مي خره

00:03:08.841 --> 00:03:11.161
.خودش دخترش رو بزرگ مي کنه
.دختر ، لام تا کام حرف نميزنه و صدايي ازش درنمياد

00:03:11.601 --> 00:03:13.801
.دختره به سن بلوغ مي رسه
.و کم کم شروع مي کنه به شکل گرفتن

00:03:14.201 --> 00:03:17.521
، پدره ، که ميلي به مجرد موندن نداره
.بايد در برابرِ وسوسه يِ ازدواج مجدد مقاومت کنه

00:03:17.881 --> 00:03:21.041
.و حالا هنگاميست که تراژدي اتفاق مي افته
.دختر جوان اولين قاعدگيِ خودش رو تجربه مي کنه

00:03:21.441 --> 00:03:24.121
، دختر ، به جان آمده از دردي ناآشنا
.راهيِ مغازه يِ پدرش مي شه

00:03:24.521 --> 00:03:26.881
در راه مغازه ، يک کارگر
.سعي مي کنه دختر رو اغوا کنه

00:03:27.321 --> 00:03:29.641
يه همسايه اونها رو از دور مي بينه
.و دختر رو پيش پدرش مي بره

00:03:30.001 --> 00:03:33.161
، پدر ، با ديدن خونِ رويِ دامن دختر
.به تنها چيزي که مي تونه پيش خودش فکر کنه تجاوزه

00:03:33.681 --> 00:03:36.161
پس کاردي به مشت مي گيره و
.شتابان به دنبالِ اون جنايتکار بيرون مي ره

00:03:36.561 --> 00:03:38.321
در محوطه يِ ساختمان سازيِ مجاور ، کارگرِ ديگري رو مشاهده مي کنه
.که البته همون کارگري نيست که با دخترش بود

00:03:38.681 --> 00:03:41.121
.قصاب با کارد به صورتِ کارگره مي زنه

00:03:41.521 --> 00:03:43.801
، مردِ بيگناه زنده مي مونه
، قصاب راهيِ زندان مي شه

00:03:44.241 --> 00:03:46.241
و دخترش به يک موسسه خيريه
.فرستاده مي شه

00:03:46.681 --> 00:03:48.681
.پدر چندين نامه به دختر مي نويسه
.ماه ها مي گذرند

00:03:48.881 --> 00:03:51.721
قصاب بالاجبار آپارتمان و
.مغازه اش رو واگذار مي کنه

00:03:52.121 --> 00:03:54.321
عاقبت از زندان بيرون مياد
.ولي همه چيز براش از دست رفته

00:03:54.721 --> 00:03:57.401
 ، برايِ زنده موندن
.در يک "بار" شغلي دست و پا مي کنه

00:03:57.761 --> 00:03:59.361
.او فاسقِ خانمِ صاحبِ "بار" ميشه

00:03:59.761 --> 00:04:01.721
زنه ازش حامله مي شه و
... بهش پيشنهاد ميده "بار" رو بفروشن

00:04:01.921 --> 00:04:04.161
و در شهرِ ديگه اي ...
.همه چيز رو از نو شروع کنند

00:04:04.561 --> 00:04:07.561
، "زن ادعا مي کنه با درآمدِ حاصل از فروشِ "بار
.استطاعتِ ماليِ کرايه يِ يک مغازه قصابي رو پيدا مي کنه

00:04:07.961 --> 00:04:09.601
مرد که انتخابِ ديگه اي نداره
.مي پذيره

00:04:09.961 --> 00:04:12.161
او براي اولين بار
.به ملاقاتِ دخترش مي ره

00:04:12.561 --> 00:04:15.801
.پدر با دختر خداحافظي مي کنه
.دختر بدون هيچ کلمه اي رفتنش رو تماشا مي کنه

00:04:16.201 --> 00:04:18.881
"صبح روزِ بعد ، مرد همراه خانمِ صاحبِ "بار
، پاريس رو ترک مي کنه

00:04:19.281 --> 00:04:22.321
به اين اميد که از تونلِ دخمه مانندِ
.تارِيکِ وجودِ خودش بگريزه

00:04:22.721 --> 00:04:24.881
اونها به شهر «ليل» مي رسن و در خانه يِ مادرِ
، زنِ صاحبِ "بار" منزل مي کنن

00:04:25.081 --> 00:04:27.561
به انتظار اينکه به زودي آپارتمان و مغازه اي
.پيدا کرده و بخرند

00:04:27.921 --> 00:04:29.601
، برخلافِ زادگاهش پاريس

00:04:29.801 --> 00:04:32.721
خيابان هاي اون شهرِ شماليِ فرانسه
.در نظرش غم انگيز و متروک هستن

00:04:33.161 --> 00:04:35.761
، براي اولين بار در زندگي
.خودش رو همچون يک غريبه احساس مي کنه

00:04:36.121 --> 00:04:39.201
، تصويرِ پدر مرحومش ، که او رو بالاجبار از کشور تبعيد کرده بودند
.و قصاب تقريباً چهره اش رو فراموش کرده بود ، دوباره مدام به ذهنش خطور مي کنه

00:04:39.601 --> 00:04:43.121
، اما قصاب ، مثل هر انسان ديگري
.موجوديست صرفاً محکوم به تنازعِ بقا

00:04:43.481 --> 00:04:46.881
بنابراين تصميم مي گيره گذشته اش و
.بي وفايي نسبت به دخترش رو فراموش کنه

00:04:47.281 --> 00:04:48.881
.و عشقش به دخترش رو هم

00:04:49.241 --> 00:04:51.081
.خوب ، عشق يه کلمه يِ قلمبه سلمبه ست

00:04:51.641 --> 00:04:54.281
تعداد کمي هستن که مي تونن ادعا کنن
.مي دونند عشق چي هست

00:04:56.881 --> 00:05:00.161
.بفرمائيد ، اين منم
.اين زندگيِ منه

00:05:00.441 --> 00:05:02.801
اما امروز ، دارم زندگي رو
.دوباره از اول شروع مي کنم

00:05:03.321 --> 00:05:05.601
... بله ، خانم ها و آقايان

00:05:05.801 --> 00:05:08.401
.امروز ، مهره هام رو از نو مي چينم

00:05:09.921 --> 00:05:12.601
"حومه يِ شهر «ليل» ، شمال فرانسه"

00:05:12.801 --> 00:05:13.961
"سوم ژانويه 1980"

00:05:40.081 --> 00:05:40.961
.شب بخير ، بچه ها

00:05:41.601 --> 00:05:42.521
.شب بخير ، مامان

00:05:46.121 --> 00:05:47.521
... اوه! ببخشيد

00:06:01.921 --> 00:06:04.721
همون سمتِ تختخواب دراز کشيدي
.که پدرم هميشه عادت داشت بخوابه

00:06:16.321 --> 00:06:18.041
نمي بيني
همينطوريش هم گرممه؟

00:06:18.241 --> 00:06:20.601
، بهترشه که نُطُق نکشه
.هم خودش ، هم ننه اش

00:06:20.801 --> 00:06:23.241
اگه مدام بخواد مزاحمم بشه
.صورتش رو صاف مي کنم

00:06:23.481 --> 00:06:25.481
.و نه فقط صورتش رو هم

00:06:31.681 --> 00:06:33.321
پس گفتي فردا مي ريم
مغازه رو مي بينيم؟

00:06:39.121 --> 00:06:40.161
.آره

00:07:01.881 --> 00:07:03.521
.آره ، ازش خوشم مياد

00:07:04.961 --> 00:07:07.001
اما هنوز هم ميگم
.يه خورده بيش از حد گرون ميگين

00:07:09.481 --> 00:07:12.081
پيش پرداخت رو
تا 10 درصد پايين بيارين

00:07:13.401 --> 00:07:15.081
.و مبلغ اجاره رو هم

00:07:15.361 --> 00:07:16.721
به نامِ شما؟

00:07:16.961 --> 00:07:19.241
.نه ... به نامِ من

00:07:28.041 --> 00:07:29.441
معامله يِ خوبي
.از آب درنمي اومد

00:07:29.641 --> 00:07:32.121
ترجيح ميدم تا موقعِ
.به دنيا اومدنِ بچه ، پولم رو خرج نکنم

00:07:32.881 --> 00:07:35.721
.اين چيزي نيست که توافق کرده بوديم
پس تا اون موقع چکار کنيم؟

00:07:35.961 --> 00:07:38.761
مي توني يه شغلِ موقت
!دست و پا کني. بيا بريم

00:07:39.761 --> 00:07:40.761
.خيلي هم ممنون

00:07:44.721 --> 00:07:45.961
".به يک نفر فروشنده يِ گوشت نيازمنديم"

00:07:46.161 --> 00:07:48.441
.مي بيني؟ يه فروشنده لازم دارن

00:07:49.841 --> 00:07:51.561
.من قصابم نه فروشنده يِ گوشت

00:07:55.401 --> 00:07:57.521
.از قصابي که آسون تره

00:07:59.881 --> 00:08:01.521
.آره ، راست ميگي

00:08:03.161 --> 00:08:04.521
داري چکار مي کني؟

00:08:05.081 --> 00:08:07.481
، مي خوام يه کم گوشت بخرم
.تازه ، اين پولِ خودمه

00:08:07.681 --> 00:08:09.881
، اين منم که حامله ام
!نه تويِ گُه

00:08:12.361 --> 00:08:13.641
.پس که اينطور

00:08:18.441 --> 00:08:21.401
.سوسيسِ گُه. شرابِ گُه

00:08:21.601 --> 00:08:23.681
يه خانواده يِ گُه
.تويِ يه سوراخِ کيريِ مسترابي

00:08:24.561 --> 00:08:26.681
.حالا خودتو نگاه کن ، قصاب

00:08:27.081 --> 00:08:28.801
!صحبت از يه زندگيِ جديد مي کردي

00:08:29.481 --> 00:08:31.521
از بس که اين دو نفر
، کثيف و نجس هستن

00:08:31.721 --> 00:08:35.001
بازرس بهداشت بايد به اين منزل هم
.بي خبر سَر کِشي کنه

00:08:36.721 --> 00:08:38.561
همين حالاشم اين جماعت ، نسبت به تو
.پير و پاتال هستن

00:08:38.921 --> 00:08:42.361
، چه برسه به اينکه با گذشت زمان
.بينايي ، رنگ و بو و بهداشت شون رو از دست بدن

00:08:43.241 --> 00:08:45.841
البته واسه خيکي خانم
.که نيازي به گذشت زمان هم نيست

00:08:47.521 --> 00:08:50.321
راستي ، والدينت هنوز زنده هستند؟

00:08:51.121 --> 00:08:53.481
، بهت که گفتم
.اون يتيم بزرگ شده

00:08:53.961 --> 00:08:55.641
.ببخشيد

00:09:09.441 --> 00:09:11.081
مطلبِ مهم اينه که
.لبخند بزني

00:09:12.561 --> 00:09:13.721
مي فهمي؟

00:09:15.921 --> 00:09:18.081
تا مشتري هايِ مغازه
.راغب به خريد بشن

00:09:20.441 --> 00:09:23.841
، اينجا يه فروشگاهِ بزرگ و با کلاسه
.با موسيقي و بقيه چيزها

00:09:24.561 --> 00:09:26.001
... بايد خوش برخورد بود

00:09:26.961 --> 00:09:28.001
مي فهمي؟

00:09:29.521 --> 00:09:30.321
.پس لبخند بزن

00:09:34.401 --> 00:09:36.081
.يالا ديگه ، لبخند بزن

00:09:41.321 --> 00:09:44.721
.فايده نداره
.يالا ، از اينجا برو بيرون

00:09:47.321 --> 00:09:48.761
!کُس خل

00:09:51.241 --> 00:09:53.001
با اين ننه من غريبم بازي ها
.نمي توني کار گير بياري

00:09:56.401 --> 00:10:00.401
چي؟ نتونستي اون
شغلِ فروشندگيه رو بدست بياري؟

00:10:01.681 --> 00:10:03.881
خيال کردي قراره تمام عمرت
فقط بشيني تلويزيون تماشا کني؟

00:10:04.081 --> 00:10:09.001
اگه اينقدر جنده دو زاري نبودي
.الان خودمون صاحبِ يه مغازه يِ قصابي شده بوديم

00:10:09.201 --> 00:10:10.121
.پس درِ دهنِ گاله تو بزار

00:10:18.361 --> 00:10:20.841
«برنده يِ مسابقات دوچرخه سواريِ «روبه"
".بايد در اوج آمادگي بدني باشه

00:10:21.041 --> 00:10:25.481
بايد بدونه تويِ اين شلوغي"
".چرخهاي دوچرخه اش رو کجا قرار بده

00:10:25.761 --> 00:10:29.481
بايد بدونه چه وقت خودش رو از بينِ"
".اين گروه بي نظم و ترتيب بِکَنه و جدا کنه

00:10:30.161 --> 00:10:31.801
اين طاقت فرساترين امتحان"
".براي يک دوچرخه سواره

00:10:33.201 --> 00:10:36.281
.ايشون دامادم هستن
.با آقاي دکتر «شُکرون» آشنا بشين

00:10:37.801 --> 00:10:42.041
ما با هم درباره يِ مشکلِ شما صحبت کرديم
و ايشون گفتن تويِ آسايشگاه سالمنداني که کار مي کنن

00:10:42.241 --> 00:10:44.321
.احتياج به يه کشيکِ شب دارن

00:10:45.281 --> 00:10:47.241
مادر خانم تون درباره يِ
.وضعيتِ شما برام گفتن

00:10:47.441 --> 00:10:49.441
، من هم اين شغل رو پيشنهاد دادم
.اگه بتونه کمکي بهتون بکنه

00:10:55.281 --> 00:10:58.321
خوب ، پس من
شماره تلفنم رو بهتون مي دم

00:10:58.521 --> 00:11:00.561
تا هر وقت خواستين
.تماس بگيريد

00:11:02.041 --> 00:11:03.881
.خوب ، روزتون خوش ، آقا

00:11:12.521 --> 00:11:16.881
خوب که اينطور! اين زنيکه يِ اکبيري
.پيش خودش منو کشيک چيِ خانه يِ سالمندان فرض کرده

00:11:17.401 --> 00:11:19.921
شايد ازم انتظار داره
کونشو هم واسش تميز کنم؟

00:11:21.121 --> 00:11:25.361
اما حداقلش اينه که اگه شب کار بشم
.ديگه از مصاحبت و همنشينيِ حال بهم زنشون معافم

00:11:26.441 --> 00:11:28.641
تا حالا شغلِ شب کاري داشتين؟

00:11:29.601 --> 00:11:30.641
... حقيقتش نه

00:11:30.841 --> 00:11:34.521
، به نظر کار ساده اي مياد
.ولي مي تونه سيستم بدنتون رو بهم بريزه

00:11:44.081 --> 00:11:46.761
قبلاً هيچوقت
توي خانه يِ سالمندان کار نکردين؟

00:11:46.961 --> 00:11:48.561
!اوه اوه ، پيف

00:11:48.761 --> 00:11:50.481
.خوب ، اونقدرها هم بد نمي گذره

00:11:50.721 --> 00:11:52.121
!پيف ، پيف

00:11:55.881 --> 00:11:59.041
هر چند جايِ دل آشوبي به نظر مياد
، و خيال مي کني کارِ اين پير و پاتال ها ديگه تمومه

00:11:59.241 --> 00:12:02.481
اما باورت نميشه
.پشت اين درها چه خبره

00:12:02.721 --> 00:12:03.921
.خودت مي بيني

00:12:13.761 --> 00:12:15.241
.اين هم دفترِ کارت

00:12:23.841 --> 00:12:25.521
به همين زودي
الان دو هفته اس که اينجام

00:12:25.721 --> 00:12:29.001
و هيچوقت از زمانِ زندان به بعد
.اينقدر احساسِ آرامش نکردم

00:12:29.961 --> 00:12:31.481
.اينجا از زندان بدتر نيست

00:12:32.281 --> 00:12:35.081
، حتي بهتر هم هست
.به غير از بويِ گندش

00:12:36.161 --> 00:12:38.161
.آدماي پير مثلِ گُه بويِ گند مي دن

00:12:38.401 --> 00:12:40.441
«خانه يِ سالمندانِ «دِبوسي"
"هجدهم مارس 1980 ، ساعت 4 صبح

00:12:41.201 --> 00:12:45.561
به هر حال ديگه از دستِ اون دو تا کُس پيره
.با اون آپارتمان شون ذله شده ام

00:12:46.521 --> 00:12:48.681
نمي ذارم به همين راحتي ها
.مَچَلم کنن

00:12:49.361 --> 00:12:52.161
اما از اونجايي که خيکي خانم
، با خودش مايه داره

00:12:52.481 --> 00:12:55.921
پتياره خيال مي کنه مي تونه
.هر کاري دلش خواست بکنه

00:12:56.481 --> 00:12:59.161
، امروزه دنيا اين طور پيش ميره
... هر چقدر پول بدي

00:12:59.361 --> 00:13:02.281
.همونقدر هم آش مي خوري ...
.هيچکس برات حتي يه قدم هم بر نمي داره

00:13:06.361 --> 00:13:07.081
دکترو نديدي؟

00:13:08.761 --> 00:13:09.441
.نه

00:13:09.761 --> 00:13:13.961
.يکي از پيرزن ها داره خفه مي شه
.مي توني کمکم کني؟ عجله کن

00:13:14.281 --> 00:13:16.121
... آره ، حتماً

00:13:30.361 --> 00:13:31.961
.عجله کن ، دستش رو نگه دار

00:14:28.801 --> 00:14:29.841
... بابايي

00:14:35.161 --> 00:14:38.641
.منو ... تنها نذار

00:14:49.081 --> 00:14:52.841
.همه چيز ... سياه و ... تاريکه

00:15:17.441 --> 00:15:21.761
"مرگ هيچ دري را نمي گشايد"

00:15:24.641 --> 00:15:27.041
مرگ ، از دور ، دست آخر
.همچين چيزِ بزرگي هم نيست

00:15:28.001 --> 00:15:32.481
.ماييم که اينقدر گنده اش کرده ايم
.اما از نزديک ، شبيهِ هيچ چيزِ ديگه اي نيست

00:15:33.761 --> 00:15:35.921
.فقط يه جسدِ بي جان بر جا مي مونه
.همين و بس

00:15:38.681 --> 00:15:43.201
، آدما مثل حيوانات هستند. دوستشون داري
.اما دفنشون که کردي همه چيز تمومه

00:15:44.641 --> 00:15:46.521
با اين وجود ، اين اولين باري بود
.که مرگ رو از نزديک مي ديدم

00:15:48.121 --> 00:15:49.721
از قرار معلوم
.اين خانمه هم همينطور

00:15:50.841 --> 00:15:53.761
به نظر کاملاً
.ناراحت و مشوش مياد

00:15:56.521 --> 00:15:59.481
اما در عين حال ، مرگ ، همچين چيزي هم نيست که
.لازم باشه اينقدر براش آخ و واخ کرد

00:16:02.081 --> 00:16:04.681
، خيله خوب ، آره
.تا خونه مي رسونمش

00:16:06.121 --> 00:16:07.481
.خيلي ضعيف و شکننده به نظر مياد

00:16:07.721 --> 00:16:10.401
.به علاوه ... خيلي هم خوشگله

00:16:13.601 --> 00:16:15.321
.تا خونه مي رسونمت

00:16:22.161 --> 00:16:23.961
.منو ياد دخترم مي اندازه

00:16:25.721 --> 00:16:29.761
شرط مي بندم الان «سينتيا» کوچولويِ من
.کاملاً تک و تنها باشه

00:16:31.921 --> 00:16:33.121
.بيا

00:16:37.121 --> 00:16:39.801
.اما تنهايي هم مفهومي نداره

00:16:41.161 --> 00:16:43.321
چون مي توني با دوست پسر
، يا دوست دخترت زندگي کني

00:16:43.521 --> 00:16:46.361
، يا حتي بچه هم داشته باشي
.و در عين حال تنهايِ تنها باشي

00:16:48.321 --> 00:16:51.281
.من تنهايِ تنهام
.اين خانم هم مثل منه

00:16:52.681 --> 00:16:56.281
، تنها به دنيا مياي ، تنها زندگي مي کني
.و تنها مي ميري

00:16:56.881 --> 00:16:59.521
.تنها ، هميشه تنها

00:16:59.801 --> 00:17:01.921
و حتي موقعي که
.سکس مي کني هم تنها هستي

00:17:02.121 --> 00:17:04.121
، تنها با گوشت و پوست و خونِ خودت
، تنها با زندگيِ خودت

00:17:04.321 --> 00:17:07.041
، زندگي اي که مثل يه تونلِ دخمه مانند مي مونه
.و تقسيم کردنش با ديگران غير ممکنه

00:17:08.321 --> 00:17:10.961
، و هر چقدر سن و سالت بالاتر مي ره
، تنهاتر ميشي

00:17:11.441 --> 00:17:14.921
و مدام خاطرات زندگي اي که از درون
.تباهه رو توي ذهن مرور مي کني

00:17:16.081 --> 00:17:17.241
... آره

00:17:18.361 --> 00:17:21.001
!«خوب ، اين هم خانم «فابين

00:17:21.761 --> 00:17:23.281
اين دور و برا چکار داره؟

00:17:25.641 --> 00:17:27.481
گُه بگيره! به همين زودي
.رسيديم خونه اش

00:17:33.841 --> 00:17:37.201
چيزِ عجيب اينه که هر وقت از يه دختر خوشم مياد
.همه چي رو به گا مي دم

00:17:37.401 --> 00:17:39.081
حتي وقتي هم که خود اونها
.طالب من باشن

00:17:39.321 --> 00:17:41.081
.و مطمئنم که اين يکي طالبِ منه

00:17:41.281 --> 00:17:44.921
اما ضعيفه ها تمامشون هميشه يه مرد يا نامزد دارن
.که توي ترشي خوابوندن

00:17:45.881 --> 00:17:47.921
.زندگي مثل يه تونله

00:17:48.121 --> 00:17:50.121
.و هر کس تونل خودش رو داره

00:17:50.361 --> 00:17:52.281
، اما در انتهاي تونل
.حتي کورسوي نوري هم وجود نداره

00:17:52.881 --> 00:17:54.561
.بعله، هيچي

00:17:54.761 --> 00:17:58.401
، قبل از اينکه به انتهاي تونل برسي
.حافظه از بين مي ره. پيرها اينو خوب مي دونن

00:17:58.601 --> 00:18:01.721
، يه زندگيِ حقير ، يه پس اندازِ حقير
، يه مستمري بازنشستگي حقير

00:18:01.921 --> 00:18:05.041
.و بعدش هم يه قبرِ حقير
.و همه به خاطر هيچ

00:18:05.241 --> 00:18:08.521
.همه چيزش بيهوده و عبثه
.حتي بچه داشتن

00:18:09.281 --> 00:18:12.401
، وقتي پير و ضعيف بشي
بچه هات پرتت مي کنن توي خانه يِ سالمندان

00:18:12.601 --> 00:18:14.881
تا تويِ تنهايي و سکوت
.نفس هاي آخرت رو بکشي

00:18:15.121 --> 00:18:16.641
.بچه ها هيچ غمِ تو رو نمي خورن

00:18:16.841 --> 00:18:19.921
.عشقِ والد و فرزندي وجود نداره
.همه اش افسانه ست

00:18:20.681 --> 00:18:23.161
همه مادرشون رو تا وقتي دوست دارن
.که بهشون شير مي ده

00:18:23.361 --> 00:18:25.761
پدرشون رو هم فقط تا وقتي دوست دارن
.که پولِ تو جيبي بهشون مي ده

00:18:26.441 --> 00:18:29.641
، اما همينکه پستون هايِ مادره خشک شد

00:18:29.841 --> 00:18:32.281
، يا جيبِ باباهه خالي شد

00:18:32.481 --> 00:18:34.681
نهايتِ لطفي که بچه مي کنه اينه که
، درو روشون قفل مي کنه

00:18:34.881 --> 00:18:38.321
، و مي ذاره بميرن
.قبل از اينکه براش خرج بتراشن

00:18:39.281 --> 00:18:41.601
.اينطورياست ، اين قانونِ زندگيه

00:18:41.801 --> 00:18:46.361
بچه ها فقط وقتي تظاهر به مهربوني مي کنن
.که پايِ ارث و ميراثي در ميون باشه

00:18:46.561 --> 00:18:48.841
اما وقتي هم که اون ارث و ميراث
، در حدِ يه يخچال يا يه تلويزيون باشه

00:18:49.041 --> 00:18:50.881
.ديگه حتي ارزش تظاهر کردن رو هم نداره

00:18:51.161 --> 00:18:54.761
چيزي که اکيداً براي بچه ها لازمه اينه که
.يه وجدانِ پاک و راحت براي خودشون بخرن

00:18:55.281 --> 00:18:59.601
به اين شکل که ماهي يه بار به والدين شون زنگ بزنن ، و وقتي که مُردند
.براشون چند قطره اشک بريزن ، اونوقت ديگه وظيفه شون رو انجام داده ان

00:19:00.801 --> 00:19:04.241
، عشق ، دوستي
.همه ش کُس و شعره

00:19:04.441 --> 00:19:07.561
جوون تر ها پيشِ خودشون خيال مي کنن
... مي تونن اين حقيقتِ تلخ رو پنهان کنن

00:19:07.761 --> 00:19:11.121
که روابط انساني هيچي نيست جز ...
.يه کاسبيِ پست و حقير

00:19:11.801 --> 00:19:16.001
، ما همه مون دوستي مي کنيم و عشق مي ورزيم
.اما به يه شيوه يِ حسابگرانه

00:19:16.441 --> 00:19:18.721
واقعيتِ قضيه به مراتب
.کثيف تر از اين حرف هاست

00:19:19.361 --> 00:19:22.761
شما عاشق مادرتون هستين چون جلوتون
.غذا مي ذاره و از مُردن نجاتتون مي ده

00:19:22.961 --> 00:19:27.361
عاشق دوستتون هستين چون براتون يه کار جور مي کنه که
.رزق و روزي تون رو باهاش در ميارين و از گرسنگي تلف نمي شين

00:19:27.561 --> 00:19:29.281
و عاشق زنِ پيرِ چاق تون هستين
، چون براتون غذا مي پزه

00:19:29.561 --> 00:19:33.601
آبِ خايه هاتون رو براتون خالي مي کنه و واسه تون بچه پس مي اندازه
، تا وقتي پير شدين ازتون مراقبت کنن

00:19:33.801 --> 00:19:35.881
و هميشه از مُردن تون
.در هراس باشن

00:19:37.241 --> 00:19:41.601
اما کافيه يه بار توي صورتِ بچه تون سيلي بزنين
.تا وقتي پير شدين ازتون انتقام بگيره

00:19:42.161 --> 00:19:43.881
... در حقيقت اون سيلي

00:19:44.201 --> 00:19:45.601
.دقيقاً همون چيزيه که مي خواد

00:19:45.801 --> 00:19:48.721
وقتي شما رو توي خانه يِ سالمندان پرت مي کنه
... اين کار براش بهترين بهانه ست

00:19:48.921 --> 00:19:51.041
... تا رويِ بي علاقگيِ طبيعي ...

00:19:51.241 --> 00:19:54.401
که ما همگي نسبت به پدر و مادرامون احساس مي کنيم ...
.سرپوش بذاره و بروزش نده

00:19:55.321 --> 00:20:00.161
نه. از اون نوزادي که قصد دارن
.باهاش منو به دام بندازن ، خوشم نمياد

00:20:01.961 --> 00:20:04.401
و مي دونم که نوزاده هم
.همين حسو نسبت به من داره

00:20:06.761 --> 00:20:10.361
نه. عملِ گائيدن
.ارزشِ همچين چيزي رو نداره

00:20:10.961 --> 00:20:12.921
به هزينه يِ
.به مخمصه افتادن آدم تموم ميشه

00:20:13.241 --> 00:20:15.001
اما در عين حال
.باعث مي شه زمان بگذره

00:20:15.761 --> 00:20:19.921
اما همينکه ديگه تمايلي به سکس نداشته باشي
.اون موقع است که ديگه فاتحه ت توي اين دنيا خونده ست

00:20:20.121 --> 00:20:22.801
سکس کردن بهترين موهبتيه که اين زندگيِ مسترابي
.به آدم عرضه مي کنه

00:20:25.761 --> 00:20:29.361
فقط اون کُدِ توليد مثل
... که روي خايه ها نوشته شده

00:20:29.641 --> 00:20:30.841
هست که کورکورانه ...
.مورد احترام و ارزش گذاريه ، نه خودِ زندگي

00:20:35.721 --> 00:20:36.801
.ممنون

00:20:37.041 --> 00:20:40.481
.به دنيا بيا. بخور
.لَشِت رو بجنبون

00:20:40.681 --> 00:20:42.801
.بچه پَس بنداز
.و بمير

00:20:43.441 --> 00:20:47.521
.زندگي يه پوچيِ عظيمه
.هميشه همينطور بوده و هميشه هم خواهد بود

00:20:47.921 --> 00:20:51.961
پوچيِ عظيمي که بدون وجودِ من هم
.بي هيچ مشکلي ، اموراتش مي گذره

00:20:53.521 --> 00:20:55.561
ديگه از اين بازي ، هم خسته ام شده
.هم حالم بهم مي خوره

00:20:55.761 --> 00:20:58.201
.نه. ديگه نه

00:20:59.401 --> 00:21:03.001
.دلم مي خواد يه چيز شخصي رو زندگي کنم
.يه چيز پر شور و هيجان رو

00:21:03.201 --> 00:21:07.481
نمي خوام يه چرخ دنده يِ قابل تعويضِ معمولي
.تويِ اين دستگاهِ عظيم باشم

00:21:08.401 --> 00:21:11.601
روز مرگم ، مي خوام بدونم
کارهايي که انجام داده ام

00:21:11.801 --> 00:21:15.481
چيزي بيش از اون ريده مال بازي هاييه که
.مشنگ هاي رجاله اي که گُه هم بارشون نيست مي کنن

00:21:15.801 --> 00:21:18.201
 اما باز هم مي دونم
، وقتي کارم به اون مرحله برسه

00:21:18.961 --> 00:21:21.921
هر کُس کشي هم همون کارهايي که
.من کرده ام رو انجام داده

00:21:23.041 --> 00:21:27.441
، نمي دونم. بايد دليلش رو پيدا کنم
.هر چي که باشه

00:21:27.641 --> 00:21:32.441
همون دليلي که منو وادار مي کنه بخوام براي بيست سالِ ديگه
.تا موقعِ مرگم ، همينطور آويزون و پا در هوا بمونم

00:21:33.881 --> 00:21:37.161
اگه مي تونستم زندگيم رو
، دوباره از نو شروع کنم

00:21:37.361 --> 00:21:39.441
مي رفتم تو کارِ ساختِ
.فيلم سوپر

00:21:40.241 --> 00:21:42.001
بفرما ، حداقلش اينه که اينجا
.همه چيز شفافه

00:21:42.201 --> 00:21:45.921
کسايي که توي اين کار هستن ، معنايِ وجوديِ
.گونه و نوع مون ، بشر رو ، به تمام و کمال درک مي کنن

00:21:46.841 --> 00:21:49.761
يعني اين معنا که ما يا با يه کير به دنيا ميايم و
... فقط وقتي سود و ارزشي داريم

00:21:49.961 --> 00:21:53.081
، که مثل يه کير شق شده يِ قشنگ ...
.دورِ سوراخِ کُس مشغول چرخيدن باشيم

00:21:53.281 --> 00:21:58.161
يا اينکه با يه سوراخ به دنيا ميايم و قفط وقتي
.خوب و مفيد هستيم که مي گذاريم سوراخ مون رو گشادش کنن

00:21:59.121 --> 00:22:01.321
.اما باز هم در هر دو حالت تنها هستيم

00:22:02.321 --> 00:22:05.041
، منو مي گين
.من کير هستم

00:22:05.441 --> 00:22:09.281
.بله ، قربون
.من يه کيرِ بدبختِ بينوا هستم

00:22:09.881 --> 00:22:14.281
و براي اينکه مورد احترام باشم
.بايد هميشه راست و شق بمونم

00:22:16.161 --> 00:22:19.481
اما واسه خيکي خانمِ خودم
.ديگه نمي تونم راستش کنم

00:22:19.681 --> 00:22:22.641
هر چند که بايد هر چه زودتر
.با اون عجوزه يِ پير اين کارو بکنم

00:22:22.841 --> 00:22:27.401
اصلاً چرا سکس سه نفره نکنيم؟
.من ، مادره و دختره

00:22:28.361 --> 00:22:31.441
مطمئنم اون دو تا آدمِ منحرف
.از اين کار خوششون مياد

00:22:31.641 --> 00:22:35.081
، مامله مو مي چسبونم توي هر دو نفرشون
.اون هم توي تختِ باباجونش

00:22:35.401 --> 00:22:38.721
حتم دارم اون جنده يِ چاقالو
!از شهوت ديوونه مي شه

00:22:39.641 --> 00:22:41.641
"برجِ پابلو پيکاسو"

00:22:41.841 --> 00:22:44.281
"همان شب ، حوالي ساعت 10:30"

00:23:10.481 --> 00:23:12.001
اين وقتِ شب
سر و کله ات پيدا ميشه؟

00:23:12.281 --> 00:23:14.001
کُسِ خوبي کردي؟

00:23:14.841 --> 00:23:16.201
خوب بهت کُس داد؟

00:23:16.401 --> 00:23:17.361
چي؟

00:23:17.601 --> 00:23:20.081
اگه يادت رفته به يادت بيارم؟

00:23:21.641 --> 00:23:24.721
«خيال کردي خانمِ «فابين
بهم نگفت؟ ها؟

00:23:24.961 --> 00:23:27.161
برام گفت که امروز صبح
.تو رو با يه جنده ديده

00:23:27.601 --> 00:23:29.201
!من هيچ کاري نکردم

00:23:30.641 --> 00:23:32.361
اصلاً نبايد به اين آشغالدوني
.بر مي گشتم

00:23:32.641 --> 00:23:34.881
!پس برو ، گمشو بيرون
!گمشو بيرون ديگه

00:23:35.081 --> 00:23:35.961
!همين کارو هم مي خوام بکنم

00:23:36.161 --> 00:23:38.801
.واسه من خيلي هم بهتره
.اونوقت ديگه بچه فقط مالِ خودم مي شه

00:23:39.201 --> 00:23:40.761
!ازش يه بچه کوني بساز

00:23:41.041 --> 00:23:42.201
!آره ، مثلِ بابايِ اُبنه ايش

00:23:42.401 --> 00:23:43.081
"اُبنه اي"

00:23:43.481 --> 00:23:44.681
به من چي گفتي؟

00:23:44.921 --> 00:23:46.201
!اُب - نه - اي

00:23:46.641 --> 00:23:47.961
!اي کُسِ پتياره

00:23:48.481 --> 00:23:50.601
!کُس؟ کُس خودتي

00:23:50.801 --> 00:23:51.441
چي؟

00:23:51.641 --> 00:23:52.761
!کُس خودِ کُس کشت هستي

00:23:53.481 --> 00:23:55.681
مي زنم اون دهنِ گاله ات رو
!له و لورده مي کنم ها

00:23:56.201 --> 00:23:57.241
!کُس پيره يِ خيکي

00:23:58.681 --> 00:24:00.321
!زنيکه يِ گُه
!مسترابِ دگوري

00:24:17.161 --> 00:24:18.681
.الان مي رم تپانچه رو ميارم

00:24:18.881 --> 00:24:19.601
چي رو؟

00:24:19.841 --> 00:24:20.561
.تپانچه رو

00:24:20.761 --> 00:24:21.601
کدوم تپانچه؟

00:24:24.481 --> 00:24:25.881
پس تپانچه داري ، کجاست؟

00:24:26.241 --> 00:24:27.241
کجاست؟

00:24:27.441 --> 00:24:29.081
.اونجا

00:24:31.081 --> 00:24:31.921
اونجا کجاست؟

00:24:32.121 --> 00:24:34.401
.تويِ گنجه

00:24:34.681 --> 00:24:35.921
کدوم يکي؟

00:24:36.321 --> 00:24:37.521
.اون يکي

00:24:38.001 --> 00:24:39.241
اون کوچيکه؟

00:24:39.841 --> 00:24:41.041
!جنده يِ بازنشسته

00:24:47.321 --> 00:24:48.801
.مامان

00:24:49.121 --> 00:24:50.601
.بچه ام

00:24:51.921 --> 00:24:53.681
!بچه ام

00:24:54.881 --> 00:24:55.921
!ايناهاش

00:24:57.721 --> 00:24:58.841
!مامان

00:25:01.961 --> 00:25:03.801
.بچه ام رو کُشت

00:25:09.121 --> 00:25:10.961
.الان زنگ مي زنم به پليس

00:25:13.161 --> 00:25:15.841
!اي کُسِ زبل

00:25:16.121 --> 00:25:17.841
.واقعاً زنيکه يِ ناقلاييه

00:25:18.441 --> 00:25:20.121
.حالا آروم شو

00:25:20.561 --> 00:25:21.521
.آروم شو

00:25:21.721 --> 00:25:24.881
.بايد از اين آشغالدوني برم بيرون

00:25:27.201 --> 00:25:29.001
!بچه ام ، مامان ، بچه ام

00:25:29.441 --> 00:25:30.361
بچه ات کدومه؟

00:25:30.961 --> 00:25:34.161
، بچه ات الان ديگه تبديل شده به گوشتِ همبرگر
!به گوشتِ چرخ کرده

00:25:35.281 --> 00:25:38.641
شانسش گرفت که ديگه هيچوقت چشمش
!به صورتِ نجست نمي افته

00:25:40.121 --> 00:25:42.961
!بچه ام! بچه ام

00:25:43.201 --> 00:25:45.041
!بچه ام

00:25:46.681 --> 00:25:49.521
!بچه ام! بچه ام

00:25:52.561 --> 00:25:55.601
!مامان! مامان ، بچه ام

00:25:59.321 --> 00:26:02.441
!بي عرضه! مفتخور! حرومزاده

00:26:08.321 --> 00:26:10.481
!بچه ام

00:26:14.121 --> 00:26:15.361
!بچه ام

00:26:20.881 --> 00:26:24.121
احتمال داره اون دو تا جنده
.پليس رو خبر کنن

00:26:24.321 --> 00:26:26.241
.شايد هم تا الان اين کارو کرده باشن

00:26:26.441 --> 00:26:30.161
با اون مشت هايي که خورد
.لابد الان جنينش رو رويِ فرش ريده

00:26:30.361 --> 00:26:32.441
سقط جنين مي تونست برام
.خيلي هزينه بَر باشه

00:26:32.641 --> 00:26:35.481
گفتن نداره که چقدر برام طول مي کشيد
.وادارش کنم جنين رو سقط کنه

00:26:36.321 --> 00:26:38.321
حتي شايد زنيکه کاري که کردم رو
.به عنوان قتل به پليس گزارش کنه

00:26:38.521 --> 00:26:40.801
.اما خودش بود که باعثش شد

00:26:41.161 --> 00:26:43.641
لعنتي! حالا من بايد چکار کنم؟

00:26:43.841 --> 00:26:48.721
، هيچ هم پشيمون نيستم. همون بهتر که نوزاده مُرد
.تا به دنيا مي اومد و با اون دو تا منگول زندگي مي کرد

00:26:49.361 --> 00:26:52.401
حتماً الان خيکي خانم
.خيلي آزرده شده

00:26:53.401 --> 00:26:56.361
.آره ، بهتره ديگه اونجا برنگردم

00:26:56.561 --> 00:26:58.001
.نه امشب ، نه هيچوقت

00:26:58.721 --> 00:27:00.401
.فقط کافيه از ذهنم پاکش کنم

00:27:00.841 --> 00:27:04.601
ترجيح مي دم براي زنده موندن جون بکنم
.تا اينکه با اون دو تا هيولا سَر کنم

00:27:04.921 --> 00:27:07.721
نمي تونم با تمامِ
.اين دنيايِ نکبت گرفته کنار بيام

00:27:08.601 --> 00:27:13.041
، نه. مي خوام دوباره زندگيم رو از نو شروع کنم
.تنهايِ تنها ، تويِ پاريس

00:27:13.961 --> 00:27:17.521
، و براي اين کار
.اگه لازمه بد باشم ، بد مي شم

00:27:18.041 --> 00:27:20.441
.آره ، واقعاً بد

00:27:21.601 --> 00:27:23.361
.مي تونم اين کارو بکنم

00:27:25.161 --> 00:27:27.161
.اين تنها راهِ موفقيته

00:27:32.761 --> 00:27:36.481
آره. در واقع ، همين حالاشم
.زمانِ زيادي رو از دست داده ام

00:27:36.801 --> 00:27:39.041
، اما حالا
.با خودم يه اسلحه دارم

00:28:11.121 --> 00:28:13.121
.اميدوارم با اين موزيک حال کني

00:28:58.281 --> 00:29:00.521
رسيديم پاريس ، نيست؟

00:29:10.001 --> 00:29:15.201
.لعنتي ، پاريس هم مي تونه دلگير باشه
.اما در برابرش ، شهرستان جز نکبت هيچي نيست

00:29:15.681 --> 00:29:19.321
تعجب مي کنم مردم چطور زندگيشون رو
.توي همچون قبرستوني تلف مي کنن

00:29:19.721 --> 00:29:22.681
حدسم اينه که اين هالو ها
.مثل من ساخته نشده ان

00:29:28.721 --> 00:29:30.161
.دستت درد نکنه -
.خوش اومدي -

00:29:30.361 --> 00:29:32.721
اين هم فصلي ديگر در زندگيِ
.اين ساده لوحِ کُس مغزِ رقت انگيز

00:29:32.921 --> 00:29:36.841
اينکه چطور از دامي فرار کرد که اون دو تا عنکبوت
.که آب دهنشون از کِيف سرازير شده بود براش چيده بودن

00:29:37.761 --> 00:29:41.001
، به همين زودي حس بهتري دارم
.الان ديگه اون گُه دوني رو پشتِ سر گذاشته ام

00:29:42.161 --> 00:29:45.001
خودم هم نمي دونم چطور
.با فقط 300 فرانکي که دارم سر کنم

00:29:45.201 --> 00:29:47.481
اما اول از همه بايد
.براي امشب يه اتاق گير بيارم

00:29:47.681 --> 00:29:49.281
.و تازه چند تا رفيق هم مي شناسم

00:29:49.481 --> 00:29:50.961
.خوب ، خواهيم ديد چطور ميشه

00:29:51.601 --> 00:29:55.161
دست کم الان دوباره
.بين انسان هايِ واقعي هستم

00:29:56.441 --> 00:30:00.001
عجيبه ، اما حس مي کنم مي تونم
.رويِ ستاره يِ شانسم حساب کنم

00:30:00.601 --> 00:30:02.841
هر چند که بايد
.مراقب پليس ها هم باشم

00:30:03.041 --> 00:30:06.281
لابد الان خيکي خانم داره
.نقشِ قرباني رو واسه پليس ها بازي مي کنه

00:30:06.601 --> 00:30:10.601
ازش بر مياد ليستي از دوستايي که
.توي پاريس دارم تهيه کنه بده به پليس

00:30:11.641 --> 00:30:14.081
آره ، بايد چهارچشمي
.حواسم به همه جا باشه

00:30:14.281 --> 00:30:17.761
اما مي تونم مطمئن باشم که
.اينجا دستِ پليس بهم نمي رسه

00:30:18.841 --> 00:30:22.881
.توي يه ديسکو بودم. يه دختره هم اونجا بود
.ميخِ هم شده بوديم

00:30:23.921 --> 00:30:26.681
، ميشه اون اتاقِ طبقه يِ اول رو بهم بدين
همون که مشرف به خيابونه؟

00:30:26.921 --> 00:30:28.281
شما قبلاً هم اينجا بودين ، آقا؟

00:30:28.601 --> 00:30:30.161
.آره ، پونزده سال قبل

00:30:32.201 --> 00:30:34.241
.اتاقِ شماره يِ بيست و ششمه

00:30:34.801 --> 00:30:38.321
، کرايه اش ميشه روزي 60 فرانک
.پيشاپيش هم پولو مي گيريم

00:30:38.521 --> 00:30:43.041
هر روزي هم که بخواين بيشتر بمونين
.کرايه اش 60 فرانکه ، که باز هم پيش مي گيريم

00:30:43.601 --> 00:30:47.081
!شروع کردم به خوردنِ دختره
!نمي تونستم جلويِ خودمو بگيرم

00:30:47.801 --> 00:30:51.641
!تصورشو هم نمي توني بکني
!دختره چنان حالي بهم مي داد

00:30:51.841 --> 00:30:54.281
مثل يه حيوون شده بودم که
!افتاده بودم به گائيدنِ کونش

00:30:54.761 --> 00:30:59.361
، بعد جيغش دراومد! نمي دوني حاجي
!کونشو جر دادم

00:30:59.561 --> 00:31:01.961
!عجب شبِ باور نکردني اي بود

00:31:16.081 --> 00:31:17.121
.اين هم اتاق تون ، آقا

00:31:21.441 --> 00:31:25.641
.فعلاً پول امشب رو پرداخت مي کنم
.ببينم فردا چطور ميشه

00:31:32.721 --> 00:31:34.521
.باشه ، متشکرم ، آقا

00:31:46.761 --> 00:31:49.201
برام عجيبه که دوباره
، به اين اتاق برگشته ام

00:31:50.241 --> 00:31:52.081
همون اتاقي که
.نطفه يِ دخترم رو انداختم

00:31:54.321 --> 00:31:56.041
.مادرش عجب سکسي مي داد

00:31:57.921 --> 00:32:01.601
اما اگه مي دونستم
قراره چه ديوثي از آب در بياد

00:32:01.801 --> 00:32:03.361
.هيچوقت آبمو داخلش نمي پاشيدم

00:32:03.561 --> 00:32:05.521
.اما هميشه همين داستانه
... اجازه دادم آبم بريزه داخل

00:32:05.801 --> 00:32:07.801
و اينطوريه که امروز ...
.دخترم به وجود اومده

00:32:08.041 --> 00:32:09.601
، هر چند مادرش مُرده

00:32:09.801 --> 00:32:13.881
اما باز هم دخترم خاطره يِ حي و حاضرِ زمانيه که
.با اون زن توي اين تختخواب گذروندم

00:32:14.241 --> 00:32:15.601
، زنِ واقعي
.خيلي زيباست

00:32:15.801 --> 00:32:19.521
اما بيشترشون از اينکه
.با کير متولد نشده ان دمق اند

00:32:19.801 --> 00:32:24.961
وقتي فکرشو مي کنم که اون جنده ، من و بچه رو
.به خاطرِ يه پرتغالي ول کرد ، مي ريزم به هم

00:32:25.161 --> 00:32:27.161
بيشترِ زن ها
.مخلوقاتِ ضعيف و بدبختي هستن

00:32:28.561 --> 00:32:32.761
، از اونجايي که کير ندارن
... تنها راهي که مي تونن جلويِ يه مرد احساسِ قدرت کنن

00:32:32.961 --> 00:32:35.281
اينه که بهش خيانت کنند و ...
، خودشونو مثلِ کنه به يه کيرِ ديگه بچسبونن

00:32:35.481 --> 00:32:37.681
مخصوصاً وقتي که اون کيره
.پولِ بيشتري داشته باشه

00:32:37.881 --> 00:32:40.881
بخشِ دوست داشتني ماجرا اونجاييه که
، بعد از اينکه زنيکه گذاشت طرف خوب کُسِش رو با آبش پُر کنه

00:32:41.081 --> 00:32:43.961
اين شاهزاده يِ سوار بر اسب سفيد
.مثلِ يه پنيرِ گنديده ولش کرد و انداختش دور

00:32:44.921 --> 00:32:49.481
کاري که زنک کرد کارِ کثيفي بود
.اما اينقدر باهوش بود که اينو بپذيره

00:32:49.881 --> 00:32:51.361
.گذشته هيچوقت ولتون نمي کنه

00:32:51.841 --> 00:32:54.481
هميشه دست آخر
.تاوانِ اعمال مون رو مي ديم

00:32:54.721 --> 00:32:56.961
و اگه زنه آخرِ سَر
... خودشو زيرِ مترو انداخت

00:32:58.281 --> 00:32:59.721
.تقصيرِ از من نبود ...

00:33:00.041 --> 00:33:02.441
واضحه که لياقتش
.بيشتر از اين نبود

00:33:02.881 --> 00:33:05.401
لعنتي! در هم شکستن
.خيلي دردناکه

00:33:05.681 --> 00:33:08.281
اما اينکه هيچ کسو نداشته باشي که بتوني
.روش حساب کني ، بيرحمانه است

00:33:08.481 --> 00:33:10.881
هر چقدر کمتر داشته باشي
.بيشتر مردم ازت دوري مي کنن

00:33:11.121 --> 00:33:15.721
، هر چقدر دوست داري از بچه هات براشون تعريف کن
.از مغازه يِ سابقت ، از ارزش و شايستگي اي که داري

00:33:16.001 --> 00:33:19.921
، اما اون هتل داره ، حتي به اصطلاح دوست و رفيقات
، يا اون متصدي "بار" کنجِ خيابون

00:33:20.161 --> 00:33:21.441
.هيچکدوم به تُخمشون هم نيست

00:33:21.641 --> 00:33:24.561
، کافيه بفهمن پولي در بساط نداري
.اونوقته که مي زنن زيرِ کونت و مي اندازنت بيرون

00:33:25.001 --> 00:33:27.761
و تازه اين کارو به تحقيرآميزترين
.شيوه يِ ممکن انجام مي دن

00:33:28.001 --> 00:33:30.441
عوضِ اينکه توي ايامِ سختي و روزِ مبادا
... دستِ کسي رو بگيرن

00:33:30.641 --> 00:33:35.521
، مُفت مُفت ، کونِ پولدارها رو مي بوسن
.فقط به اميدِ اينکه پولداره يه نيم نگاه بهشون بندازه

00:33:36.001 --> 00:33:38.601
از بس که بوسيدن و ليسيدن
.لب و لوچه شون گُهي شده

00:33:39.001 --> 00:33:40.841
اما من ، ترجيح مي دم
.فقير و شرافتمند باشم

00:33:41.561 --> 00:33:44.481
همينکه جايي يه کار دست و پا کنم و بتونم
.يه خوراک معمولي بخرم و بخورم ، برام کافيه

00:33:44.681 --> 00:33:46.401
.و نذارم اين رجاله ها بيفتن دنبال کونم

00:33:46.601 --> 00:33:49.121
، شايد خوشبختيِ عظيمي نباشه
.اما واسه من همين هم کافيه

00:33:50.241 --> 00:33:53.841
بايد خيلي پوستم کلفت شده باشه
.که اومدم جلويِ مغازه يِ سابقم

00:33:55.041 --> 00:33:57.761
از کي مي تونم يه کم پول قرض بگيرم؟

00:34:01.721 --> 00:34:05.281
نه ، قصد ندارم دنبال کار
.آواره بشم و خودمو کنف کنم

00:34:06.001 --> 00:34:08.321
بايد هر طور شده
.عزت نفسِ خودمو حفظ کنم

00:34:08.961 --> 00:34:11.641
به عنوان آخرين راهِ چاره
.هميشه مي تونم تپانچه هه رو بفروشم

00:34:12.201 --> 00:34:14.481
شايد اينطور 200 يا 300 فرانک
.دستمو بگيره

00:34:21.121 --> 00:34:23.761
.صبح بخير ، يه فنجون قهوه ، لطفاً

00:34:27.401 --> 00:34:28.801
... يه فنجون قهوه ، لطفاً

00:34:30.161 --> 00:34:32.281
اگه چايِ نعناع دار مي خواي
.تشريف ببر مغازه يِ اون سمتِ خيابون

00:34:32.561 --> 00:34:34.801
.من که چاي نعناع دار سفارش ندادم

00:34:36.681 --> 00:34:38.521
، تموم کرديم
.امروز صبح هم برامون جنس نيومده

00:34:39.321 --> 00:34:41.641
اما براي مشتريايِ ديگه
... سرو کرده اين که

00:34:42.721 --> 00:34:44.921
، گفتمت که تموم کرديم
.جنس هم برامون نيومده

00:34:46.761 --> 00:34:48.361
اين جاکش بازي ها ديگه چيه ، هان؟

00:34:49.041 --> 00:34:53.481
، ميگي تموم کردين ، جنس هم براتون نيومده
.اما برايِ بقيه يِ مشتري ها همين رو سرو کرده اين

00:34:54.601 --> 00:34:57.721
مودب باش ، باشه؟
.اينجا محلِ کسب و کار منه

00:34:57.961 --> 00:34:59.321
.من مودب هستم

00:35:00.241 --> 00:35:03.081
.نخير ، من تويِ محلِ کسب و کار شما نيستم
.تويِ يه قهوه خونه هستم

00:35:03.321 --> 00:35:04.401
پس خواهشاً براي من هم
.مثل بقيه سرو کنين

00:35:04.601 --> 00:35:06.161
.هي ، دارم احترامتو نگه مي دارم ها

00:35:06.401 --> 00:35:07.681
شما اينجايين که
.براي من و امثالِ من قهوه سرو کنين

00:35:07.921 --> 00:35:10.641
.دارم احترامتو نگه مي دارم
.پس واسه من توي محلِ کسب و کارِ خودم گُه خوري نکن

00:35:10.881 --> 00:35:12.921
حالا اون کونِ عربت رو بجنبون و
.بزن به چاک

00:35:15.441 --> 00:35:18.601
بايد يه سَر بري
.مغازه يِ سابقت رو ببيني

00:35:19.601 --> 00:35:21.201
مي دوني ، همون مغازه يِ
.قصابيِ سابقت رو ميگم

00:35:21.441 --> 00:35:22.681
چطور مگه؟

00:35:23.241 --> 00:35:26.521
.خوب ، اون عربه
.خيلي جالبه

00:35:27.281 --> 00:35:31.161
.منظورم اينه که تمامِ گوشت ها رو دستش مونده ان
.هيچ کسي طرفش نميره

00:35:33.201 --> 00:35:37.681
اما ما همه در عجبيم که تو چطور اون کارو کردي؟
.تو که همه چيز بر وفقِ مرادت بود

00:35:38.521 --> 00:35:42.721
به سَرت چي اومده؟
چطور کارِت به اينجا کشيد؟

00:35:44.721 --> 00:35:46.001
.قيافه ات داغونه

00:35:46.361 --> 00:35:47.921
واقعاً؟ -
.آره -

00:35:48.161 --> 00:35:50.801
از يه آدمِ بيکار چه انتظاري داري؟

00:35:51.201 --> 00:35:52.441
.تاسف آوره

00:35:52.681 --> 00:35:55.961
.و اوضاع مدام داره بدتر هم ميشه

00:35:56.401 --> 00:35:57.961
!نه بابا؟

00:36:00.641 --> 00:36:01.921
.اما تو

00:36:03.121 --> 00:36:06.201
، مي دوني
مي دوني چکار مي توني بکني؟

00:36:06.401 --> 00:36:09.561
.مي توني ... بري بنگاهِ کاريابي

00:36:14.241 --> 00:36:17.161
قيافه يِ رنگ پريده ات رو که ببينن
.همه چي حله

00:36:18.801 --> 00:36:23.521
اگه نمي خواي کارت به اونجا بکشه
، که کون لختي توي فاضلاب زندگي کني

00:36:25.241 --> 00:36:28.961
، بهتره يه کاري دست و پا کني
.بهتره خودتو يه سر و ساموني بدي

00:36:30.721 --> 00:36:32.041
دنبالِ چه جور کاري هستين؟

00:36:33.321 --> 00:36:34.641
.قصابي

00:36:35.441 --> 00:36:36.721
.حتي يه دونه هم سراغ نداريم

00:36:37.361 --> 00:36:38.801
فروشندگيِ گوشت چي؟

00:36:39.041 --> 00:36:40.241
.اون هم همينطور

00:36:42.721 --> 00:36:45.161
.بريد يه وقت ديگه سَر بزنين

00:36:47.441 --> 00:36:48.321
.ممنون

00:37:09.921 --> 00:37:13.281
هي. مي تونم ببينم
.خوشت مياد يه خورده حال کني

00:37:14.921 --> 00:37:16.321
.معلومه

00:37:20.841 --> 00:37:22.041
... خوب پس

00:37:24.521 --> 00:37:26.761
.يه دقيقه صبر کن تا بيام

00:37:29.161 --> 00:37:31.641
.مي برمت يه جايي

00:37:47.521 --> 00:37:49.361
اين يارو ديگه چه مرگشه؟

00:37:50.201 --> 00:37:53.361
مشنگه؟ يا از اينکه زنه مي خواد
کيرمو بخوره حسوديش شده؟

00:37:53.601 --> 00:37:55.001
!ژان» دوباره ويرش گرفته»

00:37:55.241 --> 00:37:58.161
چرا که نه؟
.راستيتش زنه به تيپِ من نمي خوره

00:37:58.361 --> 00:38:00.641
اما نمي تونم پيشنهادشو
.به اين خاطر رد کنم

00:38:04.441 --> 00:38:06.361
ظاهرش که
.هم جوونه ، هم حشري

00:38:07.441 --> 00:38:10.681
اميدوارم بتونم از پسِ اين کار بر بيام
... و اگه هم نتونستم

00:38:10.921 --> 00:38:14.041
هميشه مي تونم بگم ...
.به اين خاطر بود که من يه آدمِ احساساتي هستم

00:38:20.961 --> 00:38:22.881
اين ديگه چه گُهيه گذاشتي؟

00:38:23.721 --> 00:38:26.921
اين اولين کُسِ عقب افتاده اي نيست که
.جرش مي دم

00:38:29.441 --> 00:38:33.001
مثلاً اين حال و هواتو
عوض مي کنه ، گرفتي؟

00:38:34.481 --> 00:38:38.561
مثلاً منظورم اينه که مثلاً مي خوام
.يه کم بهت انرژي بدم

00:38:41.081 --> 00:38:42.201
... مثلاً مي خوام

00:38:42.641 --> 00:38:46.761
، يه خورده عطشت رو بيشتر کنم. مثلاً اين حال و هوا رو عوض و بدل مي کنه ...
.همونطور که مي خوايم سيالات مون رو عوض و بدل کنيم

00:38:47.001 --> 00:38:51.921
چون حتي اگه انرژي هامون
... واقعاً از يه رنگ نباشن

00:38:52.761 --> 00:38:58.001
خوب مثلاً تو ، اين واقعاً فقط پول نيست که ...
به من مي دي ، مي فهمي؟

00:39:02.961 --> 00:39:05.921
، مي دوني ، اين مثلاً
، مي دوني

00:39:06.281 --> 00:39:10.281
، اين انرژيه که به من مي دي
چون من هم بهت انرژي مي دم ، خوب؟

00:39:10.601 --> 00:39:12.681
... ها؟ تو

00:39:17.201 --> 00:39:18.641
موافقي ، مگه نه؟

00:39:20.681 --> 00:39:22.401
موافقي ، مگه نه؟

00:39:23.201 --> 00:39:25.361
.بذار دستتو ببينم

00:39:33.721 --> 00:39:36.001
.چقدر بدنت حسِ خوبي ميده

00:39:45.721 --> 00:39:48.641
.ببين ، من هم راست کردم

00:39:53.321 --> 00:39:54.921
... بابايي

00:39:57.081 --> 00:39:59.441
تو که بهم صدمه نمي زني ، مگه نه؟

00:40:00.921 --> 00:40:02.841
.بيا

00:40:04.961 --> 00:40:07.161
.اوه ، آره ، بيا

00:40:30.841 --> 00:40:34.081
چه بد که نگذاشت به شيوه يِ
.خودم عمل کنم

00:40:35.241 --> 00:40:38.321
.حتي اين هم نشد
.به اين ميگن بدبختيِ کامل

00:40:40.121 --> 00:40:43.161
.يه جنده
.و همه شون هم عين هم هستن

00:40:44.961 --> 00:40:48.081
، همون حالت هاي سکس هميشگي
.همون محيطِ محقرِ هميشگي ، همون بويِ گندِ هميشگي

00:40:48.881 --> 00:40:51.001
و منو باش که براي اين
.پول هم مي دم

00:40:52.161 --> 00:40:54.801
.اوضاع به نظر خرابه ، قصاب
.واقعاً خراب

00:40:55.121 --> 00:40:56.921
.بايد بيدار بشي
.سريع

00:40:57.801 --> 00:41:01.681
.بايد يه سَر برم «رولاند» پير رو ببينم
.اون بهترين مشتريم بود

00:41:01.961 --> 00:41:05.441
.اميدوارم بازنشسته نشده باشه
.مدت هاي طولاني بود که قصد داشت خودشو بازنشست کنه

00:41:05.641 --> 00:41:09.161
رولاند» پير مهربون ، لابد چند تا اسکناسي»
.واسه يِ روز مبادا يه جا مخفي کرده

00:41:09.961 --> 00:41:13.321
هي حواسم نبود ، اميدوارم اون جنده يِ رواني
!سوزاک به جونم نيانداخته باشه

00:41:13.561 --> 00:41:16.001
ديگه همينم کمه يه کير رو دستم بيفته
.که ازش چرک و عفونت چک چک مي کنه

00:41:16.241 --> 00:41:19.401
شکرِ خدا آخرين باري که اين مصيبت سَرم اومد
.توي ارتش خدمت مي کردم

00:41:19.961 --> 00:41:23.961
.نه ، نه ، نمي تونم همچين کاري بکنم
.قرضِ اول رو که گرفتي ، بعدش مياي سراغِ بعدي

00:41:24.201 --> 00:41:26.881
چطور ازمون انتظار داري
همچين کاري بکنيم؟

00:41:27.361 --> 00:41:30.281
.بي خيال ، اون رفيقمه

00:41:30.481 --> 00:41:32.921
.من که نمي گم نيست

00:41:33.121 --> 00:41:37.641
، اما زمين پُر از دوست ها و رفيق هاست
.مخصوصاً وقتي محتاج بشي

00:41:38.601 --> 00:41:41.561
، خيله خوب. گوش کن
.بهش بگو که من بهش سَر زدم

00:41:41.881 --> 00:41:45.721
.حتماً ، بهش مي گم
.نمي دوني چقدر خوشحال مي شه

00:41:46.961 --> 00:41:48.921
حيف که تويِ دوره يِ بد و داغوني
.پيشم اومدي

00:41:49.161 --> 00:41:51.881
.نمي تونم بهت کمک مالي کنم

00:41:52.201 --> 00:41:53.041
حتي 200 فرانک هم نداري؟

00:41:53.241 --> 00:41:54.201
.حتي اينقدر هم ندارم

00:41:54.401 --> 00:41:55.681
مي خواي جيب هامو ببيني؟

00:41:55.921 --> 00:41:56.841
.نه ، بي خيالش

00:41:57.081 --> 00:42:00.921
تنها کاري که مي تونم بکنم
.اينه که يه چيزي واسه خوردن بهت بدم

00:42:02.561 --> 00:42:06.801
هر از گاهي هم مي تونم
.يه جايي بهت بدم واسه خوابيدن

00:42:07.881 --> 00:42:11.121
اگه بخواي ، يکي دو روز مي تونم
.واسه جايِ خوابت يه کاري بکنم

00:42:12.361 --> 00:42:13.721
.نه ، مشکلِ جاي خواب ندارم

00:42:14.521 --> 00:42:17.001
مي دوني ، کف گيرم
.به تهِ ديگ خورده

00:42:17.481 --> 00:42:20.761
يه کم پول به دوستي که
.برام مثلِ پسرم بود قرض دادم

00:42:21.521 --> 00:42:23.641
.اما پوله رو ديگه بهم بر نگردوند

00:42:23.881 --> 00:42:27.521
نهايتِ چيزي که دارم و مجبورم باهاش بسازم
.حق بيمه تامين اجتماعيه

00:42:28.361 --> 00:42:31.441
حتي اونقدر پول ندارم
.که برم خانه يِ سالمندان

00:42:33.441 --> 00:42:37.321
.تو که اخلاقمو مي شناسي
.اگه مي تونستم دريغ نمي کردم

00:42:39.081 --> 00:42:43.201
، هر از گاهي سَر بزن
، هر وقت که خواستي

00:42:44.161 --> 00:42:46.441
.هميشه اينجا يه تيکه نون گيرت مياد

00:42:48.201 --> 00:42:50.481
راستي دخترت ، حالش خوبه؟

00:42:53.281 --> 00:42:54.681
.خوبه

00:42:57.001 --> 00:42:58.561
.آره ، حالش خوبه

00:43:01.401 --> 00:43:03.641
گوش کن ، تو به خاطر اون هم که شده
.بايد مبارزه کني

00:43:04.681 --> 00:43:08.761
.منو که مي شناسي
.من هميشه همينطور زندگي کردم

00:43:09.001 --> 00:43:10.921
.هميشه تقلا و مبارزه کردم

00:43:14.521 --> 00:43:19.321
هر چند که چيز زيادي بدست نياوردم و
.همونطور که گفتم فقط بيمه تامين اجتماعي دارم

00:43:22.921 --> 00:43:25.441
اما مي دوني ، هر وقت خواستي
.مي توني يه سَر اينجا بزني

00:43:27.201 --> 00:43:29.601
هميشه يه لقمه نونِ خوردن
.اينجا هست که بهت تقديم کنم

00:43:38.961 --> 00:43:41.801
زندگي
.هر روزِش يه مبارزه ست

00:43:43.561 --> 00:43:46.041
، بايد مبارزه کني
.بايد استوار باشي

00:43:47.841 --> 00:43:49.241
.راجع بهش فکر کن

00:43:52.361 --> 00:43:54.481
، من هم همين کارو مي کنم
.مبارزه مي کنم

00:43:54.921 --> 00:43:57.321
و هميشه هم
.سرسختانه مبارزه کرده ام

00:44:03.281 --> 00:44:05.361
سعي کن خودتو
.از اين وضعيت در بياري

00:44:05.601 --> 00:44:09.121
، تو هم مثل خودمي
.تو هم بختت سياهه

00:44:09.681 --> 00:44:13.201
، مي دوني ، بين پولدارها و فقرا
.هميشه اين فقرا هستن که بايد قرباني بشن

00:44:13.801 --> 00:44:16.001
و از قضايِ روزگار
.ما هم فقير هستيم

00:44:17.481 --> 00:44:20.241
، خوب ، دوباره بهمون سَر بزن
.هميشه از ديدنت خوشحال مي شم

00:44:22.121 --> 00:44:24.601
.اميدوارم شرايط برات بهتر بشه

00:44:30.001 --> 00:44:31.081
.آره

00:44:46.641 --> 00:44:51.001
، آره ، فقط به اندازه يِ پولِ خريدِ يه ساندويچه
.و بعدش

00:44:52.321 --> 00:44:55.161
يا بايد همبرگر بخرم يا چيزبرگر ، پوله براي خريدِ
.هر دو تاشون کافي نيست. تازه اون هم بدونِ مخلفات

00:44:57.041 --> 00:45:00.841
... چقدر اينجا گرمه
و بعدش فردا رو چکار کنم؟

00:45:01.961 --> 00:45:04.161
.نمي خوام بيفتم به گدايي کردن

00:45:04.601 --> 00:45:06.121
.اون هم تويِ اين سن و سال

00:45:06.401 --> 00:45:08.681
.اون هم تويِ مملکتِ خودم

00:45:09.721 --> 00:45:11.561
.آخ که چقدر عاشقِ کشورم هستم

00:45:12.201 --> 00:45:13.321
!فرانسه

00:45:13.641 --> 00:45:15.321
!فرانسه يِ بيچاره

00:45:15.521 --> 00:45:17.441
تمامِ بدبختي هايِ دنيا
.هوار شده سرت

00:45:18.721 --> 00:45:22.841
.ديگه نه کارخونه اي هست ، نه شغلي
.هيچي به جز ويراني و بيکاري

00:45:24.401 --> 00:45:27.961
!لعنتي ، دارم از گرسنگي هلاک مي شم
.حتي يه مشروب فروشي هم توي ديدرس نيست که لبي تر کنم

00:45:28.681 --> 00:45:30.521
نزديک ترين مشروب فروشي تا اينجا
.دست کم يه مايل راهه

00:45:30.961 --> 00:45:32.921
همينجا بمونم
.برام بهتره

00:45:33.161 --> 00:45:36.081
بعدش فردا مي تونم
.يه ته بندي بکنم

00:45:36.641 --> 00:45:40.001
بايد بخوابم. کسي که مي خوابه
.گرسنگيش رو فراموش مي کنه

00:45:40.481 --> 00:45:43.081
.حتي شايد فردا گرسنه ام نباشه

00:45:44.761 --> 00:45:47.801
.متاسفم ، اما اوضاعِ مغازه خراب شده

00:45:48.961 --> 00:45:51.441
.تقريباً ورشکسته شده ام
چرا يه سر نمي ري پيشِ «آنتوان»؟

00:45:51.641 --> 00:45:54.001
.شايد «آنتوان» بتونه کمکت کنه

00:45:55.041 --> 00:45:58.721
باور کن هيچ کاري نمي تونم برات بکنم. فقط مي تونم
.يه تيکه گوشت بدم بخوري. اما همش همين

00:45:59.801 --> 00:46:01.921
، نمي تونم استخدامت کنم
.دوست قديمي

00:46:05.641 --> 00:46:07.721
اگه فقط برايِ همين امروز باشه چي؟

00:46:08.041 --> 00:46:10.081
نه ، نمي تونم کمکي
.بهت بکنم. گوش کن

00:46:11.321 --> 00:46:13.481
تو که رئيس سلاخ خونه
رو مي شناسي؟

00:46:13.721 --> 00:46:15.121
کشتارگاه گوشت اسب فرانسه" رو ميگي؟" -
.آره -

00:46:15.321 --> 00:46:17.281
.خوب ، يه سري بهش بزن
.برو ببينش

00:46:17.961 --> 00:46:19.041
.آره

00:46:20.841 --> 00:46:23.081
.اوضاعِ کار خرابِ خرابِ خرابه

00:46:23.761 --> 00:46:26.321
.هيچ کاري نمي شه کرد
.هيچ فروشي نداريم

00:46:26.881 --> 00:46:29.241
حتي همين هفته يِ قبل
.مجبورم شدم يکي رو اخراج کنم

00:46:29.721 --> 00:46:32.081
حتي نتونستم کاري کنم
.که سَرِ کارش بمونه

00:46:32.321 --> 00:46:33.881
.روزگارِ خيلي سختيه

00:46:35.161 --> 00:46:36.401
... ببين

00:46:38.001 --> 00:46:40.201
خوش ندارم درخواست کنم
... ولي

00:46:41.521 --> 00:46:45.921
مي توني براي چند روز يه کم پولِ نقد بهم قرض بدي
تا وقتي که کار پيدا کنم؟

00:46:47.041 --> 00:46:50.361
همين الان حقوق يک ماهم عقب افتاده و
!هنوز پرداختش نکردن. يک ماهِ تمام

00:46:52.441 --> 00:46:54.041
منظورمو گرفتي؟

00:46:59.041 --> 00:47:02.081
.شنيدم سلاخ خونه هاي ديگه ، دارن نفر استخدام مي کنن
.سعي خودتو بکن. آدم هيچوقت نمي دونه چي پيش مياد

00:47:02.361 --> 00:47:04.601
.بايد سعي خودتو بکني. بايد بري ببينيشون

00:47:36.801 --> 00:47:44.161
زندگي کردن"
"عملي خودخواهانه است

00:47:44.601 --> 00:47:52.201
تنازع بقا"
"قانون ژنتيکي است

00:47:57.001 --> 00:48:00.881
درست نيست برم از اون عمده فروشي اي که سابقاً
.تهيه کننده يِ گوشتِ قصابيم بود درخواستِ کار کنم

00:48:03.881 --> 00:48:07.001
مخصوصاً اگه تصميم داشته باشم
.يه مغازه يِ قصابيِ ديگه باز کنم

00:48:08.281 --> 00:48:10.601
آره ، به درست بودنِ اين کار
.شک دارم

00:48:13.801 --> 00:48:18.801
اما به جهنم. با اون همه گوشتي که ازشون خريد کردم
.حداقلش اين درخواستي که ازشون دارم رو بهم بدهکار هم هستن

00:48:20.161 --> 00:48:22.681
فکر کنم يارو رئيسه
.ازم خيلي هم خوشش ميومد

00:48:27.441 --> 00:48:31.361
البته چندان معني نداره که واسه مشتريِ خودت
.معرفت به خرج بدي

00:48:33.681 --> 00:48:38.001
، اما باز هم اگه کاري سراغ داشته باشن
.من به عنوان يه قصاب سابق ، نسب به بقيه در اولويت هستم

00:48:38.561 --> 00:48:42.481
فقط اميدوارم درباره يِ اون عربه اي که
.مغازه ام رو صاحب شد چيزي ازم نپرسه

00:48:52.321 --> 00:48:53.881
پس تو کِي مي خواي
کرايه يِ اتاقتو پرداخت کني؟

00:48:54.121 --> 00:48:55.761
.همين الان دارم مي رم پول بيارم

00:48:56.001 --> 00:48:57.321
!قرمساق

00:48:57.641 --> 00:49:01.121
بهترشه که پاپي ام نشه
!وگرنه مُخشو مي ريزم تو دهنش

00:49:02.921 --> 00:49:05.401
خوب که چي؟
.ديگه آب از سرم گذشته

00:49:05.761 --> 00:49:08.561
.ديگه هيچي واسه از دست دادن ندارم
.شايد اوضاع برام از اين هم خرابتر بشه

00:49:08.801 --> 00:49:11.681
، درسته که کارِ قصابي رو به خاطر پولش مي کردم
... اما وقتي اسب ها رو مي کُشي

00:49:12.601 --> 00:49:15.921
، هر چند شايد ناخوشايند باشه و ازش لذتي نبري
.اما اعصابِ آدمو آروم مي کنه

00:49:17.241 --> 00:49:18.041
.آره

00:49:18.961 --> 00:49:21.241
.فقط بايد گوشتِ مرغوبي باشه

00:49:25.241 --> 00:49:28.521
.ما همديگرو مي شناسيم
من مشتري تون بودم ، خاطرتون هست؟

00:49:29.801 --> 00:49:31.681
.و بعدش شما ورشکسته شدين

00:49:33.041 --> 00:49:34.041
.آره

00:49:35.961 --> 00:49:41.481
البته ذبحِ حيوانات ، نسبت به اداره کردنِ يه مغازه يِ بزرگِ گوشت فروشي
.مثلِ مالِ شما ، کارِ کوچيک و راحت تريه

00:49:42.041 --> 00:49:44.201
شايد اين حرف
.تا اندازه اي درست باشه

00:49:44.561 --> 00:49:48.041
گوش کنيد. ممکنه براي رختشورخونه مون
.به يه نفر نياز داشته باشيم

00:49:48.721 --> 00:49:50.401
فُرمِ تقاضا نامه يِ استخدام رو پُر کردين؟

00:49:50.601 --> 00:49:51.761
.آره

00:49:52.921 --> 00:49:54.241
.سن تون رو پُر نکردين

00:49:54.481 --> 00:49:55.681
.پنجاه

00:49:58.801 --> 00:50:01.881
خوب. پس شما سوء سابقه نداريد؟

00:50:02.361 --> 00:50:05.721
... آره. نه. خوب

00:50:06.441 --> 00:50:09.921
.راستش چند وقتي زندان بودم
.همش به خاطر يه اشتباه بود

00:50:12.081 --> 00:50:14.761
فکر کردم يه نفر
.به دخترم دست درازي کرده

00:50:18.801 --> 00:50:23.121
گوش کنيد ، نمي تونم اين حقيقت رو پنهان کنم که ما
.تقاضا نامه هايِ استخداميِ زيادي دست مون داريم

00:50:24.841 --> 00:50:27.241
و من تنها تصميم گيرنده يِ
.امور استخدامي نيستم

00:50:27.881 --> 00:50:31.321
... پس کاري که مي کنيم اينه که
... شما با منشيِ من تماس بگيرين

00:50:32.441 --> 00:50:34.521
.اولِ ماهِ آينده ...

00:50:38.121 --> 00:50:40.481
نمي شه زودتر باشه؟

00:50:40.961 --> 00:50:43.641
حتماً درک مي کنيد که
، اگه فقط تنها با من بود

00:50:44.681 --> 00:50:46.401
شما تقريباً مي تونستيد
.رويِ استخدامتون حساب کنيد

00:50:56.801 --> 00:50:58.001
.ممنونم

00:50:59.441 --> 00:51:01.001
.ببخشيد مزاحم تون شدم

00:51:01.241 --> 00:51:02.321
.خواهش مي کنم

00:51:08.841 --> 00:51:11.441
چطور شد؟ اين بچه سوسول
با من اينطوري رفتار مي کنه؟

00:51:11.641 --> 00:51:14.441
!نکنه دارم خواب مي بينم
... انگار خبر ندارم زنش ترکش کرده

00:51:14.681 --> 00:51:18.241
وقتي يکي از مَردايِ زيردستش ، ماهيچه يِ کيرشو ...
.تنگِ سوراخِ اين بابا انداخته بود ، زنش مچشو ميگيره و همون روز ولش ميکنه

00:51:18.521 --> 00:51:22.881
تمامِ قصاب هاي گوشتِ اسب تويِ پاريس ، خبر دارن که
.آقا «بلانشتِ» نازنازي ، کُشته مُرده يِ کيره

00:51:23.121 --> 00:51:24.881
يارو هر وقت بخواد جلق بزنه
.کيرشو مي ذاره تويِ سوراخ کونِ خودش

00:51:25.121 --> 00:51:28.761
اصلاً اين چکاره ست که بخواد اينقدر مغرور هم باشه؟
.شنيدم که پدرش هم از همين قماش بوده

00:51:29.041 --> 00:51:31.761
تعجب مي کنم چرا اينقدر بين پولدارها
.بچه کوني وجود داره

00:51:32.001 --> 00:51:33.801
لابد به خاطر اينه که
.فعاليتِ فيزيکي ندارن

00:51:34.961 --> 00:51:38.801
اينقدر لم مي دن و پولِ يامفت پارو مي کنن
.که ژن هاشون تحليل ميره و ضعيف و فاسد ميشه

00:51:39.121 --> 00:51:42.721
"آره والا ، به خاطر همينه که فرانسه مثلِ "کيک ميوه اي
!شُل و ول شده ، نه مثل "گوشت اسب" سفت و سخت

00:51:43.321 --> 00:51:44.681
مردکِ دروغگو
!کُس و شعر تحويلم ميده

00:51:44.881 --> 00:51:46.881
خاک بر سرِ من
!که اين آدم فرانسويه

00:51:47.561 --> 00:51:50.961
فرانسه دستِ امثالِ همين بابا افتاده که عملاً
.تبديل شده به قلمرويِ رجاله هاي نامرد

00:51:51.201 --> 00:51:53.441
، هر قدر خوش پوش تر باشن
.آدماي پفيوزتري هستن

00:51:53.961 --> 00:51:58.161
!تقاضا نامه يِ استخدام رو بذار تو کونت
.بايد همون موقع ، در جا حسابشو مي رسيدم

00:51:58.481 --> 00:52:01.681
بايد با لگد مي کوبيدم تو صورتش
.تا از سوء سابقه ام خوب مطمئن بشه

00:52:01.881 --> 00:52:04.681
اين کير ليس پيشِ خودش چه فکري کرده؟
خيال مي کنه من جذامي ام؟

00:52:04.921 --> 00:52:08.201
اگه خودش هم رفته بود زندان آب خنک خورده بود
!مي فهميد دنيا دست کيه

00:52:08.441 --> 00:52:12.401
.اما پولدارها اصلاً به ندرت مي افتن زندان
.شايد هر ده سال يه بار ، يه استثناء بين شون پيدا بشه

00:52:12.721 --> 00:52:14.441
.زندان رو ساختن واسه فقرا

00:52:14.641 --> 00:52:17.201
.و قوانين رو ساختن به نفعِ پولدارها

00:52:17.401 --> 00:52:21.561
.تا فقرا حق دزديدن نداشته باشن
.تا پولدارها لخت شون کنن ، بگائنشون و جرشون بدن

00:52:21.761 --> 00:52:23.041
اما قانون با اين کارِ پولدارها
!هيچ مشکلي نداره

00:52:23.241 --> 00:52:25.521
رجاله هايِ يقه سفيدِ بورژوايي مثل اون
، مي تونن پولت رو

00:52:25.721 --> 00:52:28.081
.خوشبختيت رو ، شان و مقام انسانيت رو بدزدن
.همه هم از راهِ کاملاً قانوني

00:52:28.281 --> 00:52:32.921
هر روز اين حروم خور ها و پسرايِ اين حروم خور ها ، با قوانيني که
... توسطِ کساني نوشته شده که با اينها دستشون توي يه کاسه ست ، حمايت مي شن

00:52:33.201 --> 00:52:35.801
تا دستشون رو خيلي راحت بکنن توي جيبت ...
.و انگشتشون رو هم بکنن توي کونت

00:52:36.801 --> 00:52:40.401
، اونوقت کس و کارِ شما ، زنِ تون ، بچه هاتون و بقيه
.ازتون انتظار دارن لبخند هم بزنين

00:52:40.601 --> 00:52:43.601
باشه. من لبخند مي زنم. اما بذاريد
.حق انتقام رو براي خودم محفوظ نگه دارم

00:52:43.841 --> 00:52:45.721
.تنها اميد نهاييم به همينه

00:52:45.961 --> 00:52:49.041
.امروز آدمايي مثل «روبسپير» به درد فرانسه مي خورن
روبسپير : از رهبران انقلاب کبير فرانسه که گناهکاران و بيگناهانِ]
[.بسياري را زير تيغ گيوتين فرستاد و سرانجام خود نيز توسط گيوتين کُشته شد

00:52:49.321 --> 00:52:52.681
نه تنِ لش هاي خيکيِ کيک ميوه خور
.که به دروغ مدعي هستن دارن واسه مون مملکت اداره مي کنن

00:52:52.921 --> 00:52:55.961
قرن هاست که توي اين کشور
.اوضاع همين بوده و شايد هم بدتر

00:52:56.161 --> 00:52:58.801
اما امروز ملت کُس خل تر از اون هستن
.که توانايي انقلاب کردن داشته باشن

00:52:59.041 --> 00:53:01.521
واسه همين ، تنها کاري که مي مونه
.شخصاً انتقام گرفتنه

00:53:01.881 --> 00:53:03.281
.آره ، مثل من

00:53:03.481 --> 00:53:05.321
.و اين به نفع همه هم هست

00:53:05.521 --> 00:53:09.561
، اگه «روبسپير» قهرمان ملي بود
، من هم مي شم ، هر چند در يه مقياس کوچکتر

00:53:09.761 --> 00:53:14.121
با کُشتن اون خوک همجنس بازِ بورژوا
.که فقط به خاطر اينکه زندان رفته بودم منو استخدام نکرد

00:53:14.321 --> 00:53:18.041
واسه چي؟ نکنه مي خواد من هم يه آدم بي عرضه بشم
که به خاطر چندرغاز واسه کيرش ساک بزنم؟

00:53:18.281 --> 00:53:19.801
ها؟ نقشه اش اينه؟

00:53:20.241 --> 00:53:23.001
خيله خوب ، حالا نشونش مي دم
.خشونتِ واقعي يعني چي

00:53:23.241 --> 00:53:26.401
تلافيِ اون همه خفت و حقارتي که
... توي اين پنجاه سال کونمو پاره کرده رو

00:53:26.681 --> 00:53:29.721
، اين اِوا خواهر بايد تويِ شش دقيقه ...
.تويِ شش دقيقه يِ تمام زجرکُش شدن پس بده

00:53:30.321 --> 00:53:32.961
حتي بهش فرصت اينکه از اين قضيه
.درس عبرت بگيره رو هم نمي دم

00:53:33.201 --> 00:53:36.641
، نه. درس عبرت گرفتن از اين ماجرا
.مي مونه براي خونواده اش و دوستاش

00:53:36.881 --> 00:53:38.961
آدمايي که پول دارن
.هميشه دوست هم دارن

00:53:39.721 --> 00:53:42.601
.نه مثل من که هيچ دوستي ندارم
.به غير از اسلحه ام

00:53:43.881 --> 00:53:45.321
.نگاه کن
.اونجا يه "بار" هست

00:53:45.601 --> 00:53:49.401
يه نوشيدني به سلامتي اون رجاله مي رم بالا
.که خبر نداره حکم مرگ خودشو امضاء کرده

00:53:49.721 --> 00:53:53.041
.آره. هنوز يه خورده پول باهام هست
.فکر کنم 11 فرانک باشه

00:53:53.881 --> 00:53:56.401
از الان مي تونم فردا رو ببينم
.که دهن يارو سرويس شده

00:53:56.881 --> 00:53:59.681
جلويِ سلاخ خونه منتظرش مي شم
.تا از سرِ کار برگرده

00:53:59.921 --> 00:54:02.961
تا بيرون اومد ، دنبالش مي کنم ، اگه هم
.اون بچه کونيِ منحرف متوجه شد ، مي رينه به خودش

00:54:03.161 --> 00:54:06.761
اما از روي بلانسبت فرهيختگي
.نظمِ قدم هاش رو حفظ مي کنه و اينطوري من مي رسم بهش

00:54:08.161 --> 00:54:10.361
امروز کار و بار چطور بود؟

00:54:10.561 --> 00:54:12.921
دنبال نخود سياه فرستادنِ کسايي که دنبال کار مي گردن
کار سختي که نيست ، ها؟

00:54:13.201 --> 00:54:16.081
چقدر وقتي که پشت ميزت نشسته بودي و
!به ريشم مي خنديدي ، قدرتمند به نظر مي رسيدي

00:54:16.281 --> 00:54:19.121
حال و احوال؟
منو يادت هست ، ها؟

00:54:19.961 --> 00:54:25.041
، مي بيني ، تو يه خونه داري ، يه ماشين ، لباس هاي شيک
.و پولِ کلوني که خوش و خرم توي بانک خوابونده اي

00:54:25.321 --> 00:54:28.761
خوب ، عوضش من بعد از 35 سال
.حمالي کردن ، آه در بساط ندارم

00:54:29.561 --> 00:54:33.161
باقيمونده يِ زندگي من به اون تقاضا نامه يِ استخدام نازنازيت
.بسته نيست. به اسلحه ام بسته ست

00:54:33.401 --> 00:54:37.921
.گمونم به اسلحه عادت نداشته باشي
.اشکال نداره ، چون من هم  به پول عادت ندارم

00:54:38.321 --> 00:54:40.721
اما مي دوني ، اي کاش من هم مثل تو
.يه زندگي عادي داشتم

00:54:40.961 --> 00:54:43.121
بعد از 35 سال کارِ شرافتمندانه

00:54:43.361 --> 00:54:46.481
عمده فروشي که سابقاً گوشتِ قصابيم رو ازش تهيه مي کردم
.باهام مثل يه زباله يِ بي مقدار رفتار مي کنه

00:54:50.761 --> 00:54:53.321
.خيله خوب ، آق رئيس نازنازي
.من شکست خوردم. هر چي تو بگي

00:54:53.641 --> 00:54:56.281
.من يه علافِ ولنگار بيشتر نيستم
.اما حالا اين علافِ ولنگار با خودش اسلحه داره

00:54:56.481 --> 00:54:58.481
شرمنده که ديگه نمي توني
.واسم شاخ و شونه بکشي

00:54:58.681 --> 00:55:01.361
، بنابراين ، بين خودمون بمونه
.مي خوام حرف آخرو بزنم

00:55:01.601 --> 00:55:05.881
با اين لحن حرف مي زنم و به اينجا که رسيدم اسلحه رو مي ذارم روي گردنش
.و تماشا مي کنم چطور صورت اين اِوا خواهر از ترس مچاله مي شه

00:55:06.081 --> 00:55:09.401
پس چي شد؟ به همين زودي ريدي به خودت؟
چرا مثل دختر بچه ها رفتار مي کني؟

00:55:09.601 --> 00:55:12.841
چون من يه آدم بيکارِ دربدر هستم مي ترسي؟
يا شايد چون سابقه دار هستم؟

00:55:13.721 --> 00:55:15.401
مي دوني اين علافِ ولنگار
چي مي گه؟

00:55:15.641 --> 00:55:16.841
!کونت پاره س

00:55:17.041 --> 00:55:20.121
، چون از بينِ تمام نژادهاي بشري توي دنيا
.يه نژاد هست که انقراضش واجبه

00:55:20.321 --> 00:55:21.921
حدس بزن کدوم يکي؟
!نژاد تو

00:55:22.121 --> 00:55:23.321
نژادِ پولدارهاي دروغگو و
.عاشقان نازيسم

00:55:23.521 --> 00:55:26.481
بعد ماشه رو مي کشم و
.صورتش رو مي پاشم تو هوا

00:55:26.721 --> 00:55:29.201
هنوز داري گوش ميدي؟
.و دوباره شليک مي کنم

00:55:29.401 --> 00:55:32.441
 : صداشو مي شنوم که داره جيغ مي کشه
!نه! نه! نه

00:55:32.761 --> 00:55:34.241
، مي بيني
آق رئيس نازنازي؟

00:55:34.441 --> 00:55:38.241
.زندگي بعضي وقتها خشن ميشه
!ها؟ انتظارش رو نداشتي ، ها؟ کُس کش

00:55:41.001 --> 00:55:42.041
چقدر شد؟

00:55:42.281 --> 00:55:43.161
.دوازده فرانک

00:56:03.121 --> 00:56:05.081
اگه 11 فرانک و 20 سانتيم بدم
اشکال نداره؟

00:56:06.481 --> 00:56:07.441
!اوه

00:56:10.801 --> 00:56:11.521
تو ديگه چه مرگته؟

00:56:16.721 --> 00:56:19.361
مي خواي کيرمو بليسي؟ ها؟

00:56:21.361 --> 00:56:22.761
مي خواي برام ساک بزني؟

00:56:26.281 --> 00:56:27.201
.آدمِ چندش

00:56:35.361 --> 00:56:37.361
.کاکاسياهِ کوني

00:56:43.401 --> 00:56:44.121
، گفتم

00:56:44.361 --> 00:56:45.241
.کاکاسياهِ کوني

00:56:47.241 --> 00:56:48.881
!کافيه ، برو بيرون

00:56:49.241 --> 00:56:50.721
... چي؟ من که کاري نکردم

00:56:50.961 --> 00:56:52.121
کري يا چيزِ ديگه س؟

00:56:52.361 --> 00:56:53.641
!من هيچ کاري نکردم

00:56:53.881 --> 00:56:55.001
!گورتو از اينجا گُم کن

00:56:55.241 --> 00:56:56.641
!من هيچ کاري نکردم

00:56:56.881 --> 00:56:57.921
!برو بيرون ، مادر جنده

00:56:58.161 --> 00:56:59.321
!دستتو بکش ، مردک

00:57:02.641 --> 00:57:06.801
اين تفنگو مي بيني؟ دست از سرِ پسرم بردار
.وگرنه با همين کونتو منفجر مي کنم

00:57:07.001 --> 00:57:10.721
، وگرنه مُختو مي ريزم بيرون
!مادر گائيده

00:57:11.841 --> 00:57:13.321
!يا گورتو از اينجا گم کن يا بمير

00:57:24.841 --> 00:57:26.001
.خيلي هم خوب

00:57:27.081 --> 00:57:27.721
.خيلي هم خوب

00:57:28.881 --> 00:57:30.001
.اُبنه اي

00:57:33.001 --> 00:57:36.001
.عوضي اومدي ، حاجي
ببينم شب کُنِ تو کيه ، کون پاره؟

00:57:36.601 --> 00:57:39.401
!کونِ مستتو بجنبون گمشو بيرون
.نگاش کن کلاً به گا ست

00:57:39.921 --> 00:57:43.481
.ناکس خيال مي کنه قانونو خودش نوشته
حالا داره کجا مي ره؟

00:57:43.961 --> 00:57:45.081
.به همون جايي که ازش اومده ، رفيق

00:57:45.281 --> 00:57:46.721
.يارو مستِ پاتيله

00:57:46.961 --> 00:57:49.881
، اين رئيس عجب آدم نازنينيه
ديدي چطور روش اسلحه کشيد؟

00:57:50.841 --> 00:57:53.001
.من بودم ماشه رو مي چکوندم

00:57:53.241 --> 00:57:54.641
.پس عجب حرومزاده يِ پستي هستي

00:57:54.881 --> 00:57:58.241
.حتماً داري شوخي مي کني. اين که يه الکلي بيشتر نبود
.يه دور ديگه واسه ما بريز ، رئيس

00:58:00.321 --> 00:58:01.041
فقط يکي؟

00:58:01.321 --> 00:58:03.121
.آره ، واسه من و اين دوستام

00:58:03.481 --> 00:58:06.961
!حرومزاده هايِ کير ليس
.صبر کنين برم اسلحه يِ خودمو بيارم

00:58:07.201 --> 00:58:09.761
، هنوز منو نشناختين
.مونده تا بدونين من کي هستم

00:58:10.041 --> 00:58:13.281
.هيچوقت نبايد در برابر بي حرمتي کم آورد
.آدم بايد مرد باشه جواب بي حرمتيو بده

00:58:13.841 --> 00:58:16.241
.بايد سريع و شديد دست به کار بشم

00:58:16.801 --> 00:58:18.721
حالا مي بينين ، بهشون نشون ميدم که
.توي اين مملکت ، عدالت رو چطور بايد اجرا کرد

00:58:18.921 --> 00:58:21.281
شک ندارم که اون رجاله ها
.در برابر اسلحه ام تعظيم مي کنن

00:58:21.481 --> 00:58:25.361
.بدون انتقام ، هيچ عدالتي برقرار نمي شه
.قصد هم ندارم پيش پليس ها سوسه بيام

00:58:27.161 --> 00:58:30.401
.با خودمه که عدالتِ بي ناموسو اجرا کنم
.دخلِ هر چي رجاله ست رو ميارم

00:58:30.761 --> 00:58:32.241
.به هيچ قرمساقي هم متوسل نمي شم

00:58:32.881 --> 00:58:36.561
يه گلوله توي کله هاي پوک شون کافيه
.تا اين انگل ها غزل خداحافظي رو بخونن

00:58:40.041 --> 00:58:42.481
.گُهش بزنن! بهتره خشاب رو چک کنم

00:58:46.321 --> 00:58:47.441
!سه تا گلوله

00:58:49.001 --> 00:58:51.241
.يکي براي رئيس
.يکي براي پسرش

00:58:51.481 --> 00:58:54.321
و يکي هم واسه اون بچه سوسولِ مو بورِ کير ليسي که
.بهم گفت مست

00:58:54.521 --> 00:58:57.441
!بهشون نشون ميدم که احترام چيه
.بهتره موقع شليک به دو نفر اول ، درست هدف بگيرم

00:58:57.641 --> 00:59:02.121
.اصلاً نمي دونم اينها از کدوم فاضلابي سر و کله شون پيدا شده
.مطمئنم اهل اينجا نيستن

00:59:02.641 --> 00:59:06.041
.اما پدره صليب گردنش بود
.شايد اسپانيايي تبار يا پرتغالي تبار باشه

00:59:06.801 --> 00:59:09.721
بعضي هاشون براي اينکه بتونن از مرز رد شن و به کشورمون بيان و
.اقامت بگيرن ، حتي اسم و مذهب شون رو عوض مي کنن

00:59:10.001 --> 00:59:14.121
، اما من ، من فرانسوي خالص و خُلص هستم
.نشون شون ميدم تويِ اين مملکت ، شان و مقام انساني يعني چي

00:59:22.921 --> 00:59:24.761
آهاي! بيرون مياي يا نه؟

00:59:25.281 --> 00:59:27.001
!بيا بيرون ، جاکش باشي

00:59:31.801 --> 00:59:32.881
بيرون مياي يا نه؟

00:59:36.481 --> 00:59:38.241
!يالا بيا بيرون ، اُبنه اي

00:59:40.441 --> 00:59:43.481
!هي ، با تو هستم

00:59:47.801 --> 00:59:50.681
!جراتشو نداري ، ها؟

00:59:52.321 --> 00:59:53.841
!يالا ديگه ، اُبنه اي

01:00:04.201 --> 01:00:05.921
.نشونت مي دم من کي هستم

01:00:07.921 --> 01:00:09.721
!مرتيکه يِ کير ليس

01:00:12.761 --> 01:00:14.561
!اُبنه ايِ کون ده

01:00:55.681 --> 01:00:58.521
، شما خيال مي کنين اينجا جهان متمدنه
.اما در واقع اينجا جنگل وحوش بيشتر نيست

01:00:58.761 --> 01:01:02.921
و تويِ جنگل ، هر کس
.زورش بيشتر باشه براش بهتره

01:01:03.161 --> 01:01:08.721
وگرنه طعمه يِ راحت الحلقوم بقيه هستين و مجبورين
.از ترسِ کون تون ، مدام در حال دويدن و فرار باشين

01:01:08.921 --> 01:01:12.161
همه چيز هم بستگي به اين داره که موقعِ تولد
.چقدر با شانس به دنيا اومده اين

01:01:12.361 --> 01:01:16.321
، اگه مثل خيلي ها فقير به دنيا اومدين
.مجبورين به سلطه يِ ديگران تن بدين

01:01:16.561 --> 01:01:20.081
از دستورات شون پيروي کنين ، تحقير رو تحمل کنين
.و شايد هم طعمه يِ خشونت بشين

01:01:20.561 --> 01:01:22.961
، اگه هم پولدار به دنيا اومده اين
.فکر و ذکرتون مراقبت از پول و مال تونه

01:01:23.281 --> 01:01:26.281
کاري رو مي کنيد که بقيه يِ پولدارها مي کنن ، يعني
، وانمود مي کنيد که عاشق همسر و بچه ها و دوستانتون هستين

01:01:26.481 --> 01:01:28.801
همونطور که اونها وانمود مي کنن
.عاشق شما هستن

01:01:29.041 --> 01:01:31.081
اما روزي که زندگي و
، خونه تون آتش بگيره

01:01:31.321 --> 01:01:34.761
، وقتي که کاخِ روياهايِ بورژوا منشانه تون فرو بريزه
، و هيچ چيز توي بساط تون باقي نمونه

01:01:35.001 --> 01:01:39.761
، برادرهاتون و به اصطلاح دوستان تون
.همه با هم دست به يکي مي کنن تا خُردتون کنن

01:01:40.161 --> 01:01:43.961
البته بي سر و صدا. با تظاهر به اينکه
.دارن دستِ دوستي به طرفتون دراز مي کنن

01:01:44.241 --> 01:01:46.401
فلاکتِ شما دقيقاً همون چيزيه که اونها نياز دارن
.تا احساسِ لذت و خوشي بهشون دست بده

01:01:46.601 --> 01:01:49.281
، هر چقدر شما بدبخت تر باشين
، بيشتر درخواست کمک مي کنين

01:01:49.481 --> 01:01:51.081
و اونها بيشتر
.احساس برتري و تسلط مي کنن

01:01:51.321 --> 01:01:52.881
.شما رو خُردتون مي کنن

01:01:54.521 --> 01:01:57.561
آره ، فکر نمي کنم
.ديگه هيچوقت حالم خوب بشه

01:01:58.481 --> 01:02:00.441
: ديگه به اون مرحله اي که نبايد رسيدم
.در هم شکستن

01:02:01.121 --> 01:02:04.801
تا گردن تويِ گُه فرو رفته ام. مدام دارم
.پايين و پايين تر مي رم ، تا به عمق و نهايتش برسم

01:02:05.881 --> 01:02:09.481
.اما ترسي ندارم. برعکس
.از هيچکس درخواست کمک نمي کنم

01:02:10.721 --> 01:02:13.161
.مي خوام دورتر برم
.مي خوام تمام مسير رو برم

01:02:13.361 --> 01:02:16.641
مي خوام توي اين اقيانوسِ گُهي که توش اسير شده ام
.يه تونل براي خروج بکنم

01:02:16.881 --> 01:02:19.201
: اين چيزيه که به حساب مياد
.رفتنِ مسير تا به آخر

01:02:20.161 --> 01:02:24.401
، تمامِ هستي و زندگيم يه تپاله يِ عظيم بوده
اون هم صرفاً به خواست و اراده يِ مادرِ جنده يِ خودم

01:02:24.601 --> 01:02:27.561
که خودش عشق و حالش رو کرد و رفت
.و من هيچوقت حتي قيافه اش رو هم نديدم

01:02:30.881 --> 01:02:33.001
.دوباره بگو

01:02:33.241 --> 01:02:36.601
!دوباره بگو ، کون گائيده يِ بوزينه صورت
.اگه راست ميگي هنوز مَرد هستي

01:02:37.081 --> 01:02:37.681
!بمير

01:02:39.801 --> 01:02:42.361
دهن اون رجاله
.شروع ميکنه به خون شاشيدن

01:02:42.641 --> 01:02:47.881
فرياد مي زنه کمکش کنن. اما هيچکس جلو نمياد
.غير از اون پسرِ پخمه يِ گُهش

01:02:48.321 --> 01:02:49.281
!آدمِ چندش

01:02:50.681 --> 01:02:53.801
و گلوله يِ سوم رو هم نگه مي دارم
.واسه اون رفيقم توي سلاخ خونه

01:02:54.001 --> 01:02:57.961
درِ دفتر کارشو باز مي کنم
.و تقاضا نامه يِ استخداميم رو مي دم دستش

01:02:58.241 --> 01:02:59.081
.و بعدش شما ورشکسته شدين

01:03:21.881 --> 01:03:25.641
بله. بعد از اينکه حسابِ اون مشنگ ها رو رسيدم
.بايد مغزِ خودمو پريشون کنم

01:03:26.521 --> 01:03:28.641
.يه مرگ قشنگ در خورِ يه قصاب

01:03:30.241 --> 01:03:32.561
اگه تصميم به مُردن بگيرم
.احتمالِ هر کاري از طرفِ من وجود داره

01:03:33.761 --> 01:03:35.921
هيچ مجازاتي که در کار نباشه
.يعني اينکه جنايتي هم در کار نبوده

01:03:37.001 --> 01:03:41.921
اون کرم هاي کراواتيِ خوش دک و پوزِ اتو کشيده
.اجازه يِ لذت هايي از اين دست رو نمي دن

01:03:43.641 --> 01:03:45.601
.من اين نوع آدم ها رو از خودم نمي دونم

01:03:46.001 --> 01:03:48.681
توي تمام مدتِ زندگيم
.اين بي شرف ها نذاشتن سَر بلند کنم

01:03:49.361 --> 01:03:52.601
، به نامِ اخلاقيات شون
.کونم گذاشتن

01:04:02.681 --> 01:04:05.681
پس چرا نبايد مغزمو پريشون کنم؟

01:04:05.921 --> 01:04:08.841
من سه تا گلوله دارم و حتي
، اگه يکي رو واسه خودم نگه دارم

01:04:09.041 --> 01:04:11.361
باز هم واسه بقيه
.دو تا گلوله باقي مي مونه

01:04:11.961 --> 01:04:15.201
.آره. هيچکس دلش برام تنگ نميشه

01:04:15.561 --> 01:04:17.521
مرگم واسه تمامِ دنيا
.خيلي هم عالي ميشه

01:04:18.961 --> 01:04:22.001
آره ، نفس آخرو مي کشم
.و بعدش هيچ

01:04:22.361 --> 01:04:25.401
فقط خلاء و پوچي ... درست مثلِ
.قبل از اينکه به دنيا بيام

01:04:40.321 --> 01:04:43.961
اما «سينتيا» چي؟ اصلاً اين حقو دارم
که اينطور دستِ خالي تنهاش بذارم؟

01:04:44.161 --> 01:04:45.681
حتي بدون خداحافظي کردن باهاش؟

01:04:45.921 --> 01:04:49.641
مي تونم اجازه بدم بزرگ بشه و
توي خيابون ها بيفته به فاحشگي؟

01:04:50.241 --> 01:04:54.201
تا تمامِ نامردهاي پاريس
بکُننش و جرش بدن؟

01:04:55.961 --> 01:04:56.601
.نه

01:04:57.681 --> 01:04:59.401
.من پدرش هستم

01:04:59.641 --> 01:05:03.401
و حتي اگه قبول کنم که به دنيا اومدنش
.اشتباه بود ، مسئوليت اين اشتباه با منه

01:05:55.761 --> 01:05:59.721
.اوه آره. اون خوکِ خيکيِ تويِ سلاخ خونه

01:06:00.441 --> 01:06:04.041
چنان خونشو بريزم که تا حالا هيچ آدميزادي
.اونطور خون نريخته باشه

01:06:04.801 --> 01:06:07.921
.آخرين دردِ زندگيشو بهش مي چشونم
.و از اون طرف ، آخرين لذتِ زندگي خودم رو مي چشم

01:06:08.361 --> 01:06:13.441
اون بايد به جاي تمامِ کساني که فرصتِ شليک بهشون
.پيدا نمي کنم هم تاوان بده

01:06:14.401 --> 01:06:17.481
حتي اگر هم بين جماعتي که
.بهم ظلم کردن بدترين آدم نباشه

01:06:18.481 --> 01:06:22.121
، حالا که قصد دارم دخلِ يکي از اون مشنگ ها رو بيارم
.اونو انتخاب مي کنم چون بدترين مشنگيه که مي شناسم

01:06:22.441 --> 01:06:26.801
و امروز قصد دارم
.اون کونِ مامانيشو با گلوله بترکونم

01:06:27.361 --> 01:06:31.641
آره. اين تنها عمليه که
... شان و وقار انسانيم رو بهم بر مي گردونه

01:06:31.961 --> 01:06:34.521
و براي ادامه دادن به اين زندگي ...
.بهم اراده مي ده

01:06:35.241 --> 01:06:37.321
.هيچ راهِ حلِ ديگه اي وجود نداره

01:06:37.521 --> 01:06:42.601
، روشنه. هر کس با اخلاقياتِ خودش
.هر کس با عدالتِ خودش

01:06:42.881 --> 01:06:46.201
من يکي که اخلاقيات و عدالتِ خودمو
.قبلاً ساختمش

01:06:53.681 --> 01:06:55.641
.بهت گفته بودم برمي گردم

01:07:04.921 --> 01:07:07.241
مي خوام برج ايفل رو
.بهش نشون بدم

01:07:07.881 --> 01:07:09.921
، خيله خوب
.روزِ خوبي داشته باشين

01:07:10.681 --> 01:07:11.801
.متشکرم

01:07:38.441 --> 01:07:41.761
!چقدر در عرضِ چند ماه تغيير کرده
.اصلاً نشناختمش

01:07:41.961 --> 01:07:44.481
شايد به همين زوديا صورتش کم کم
.تبديل بشه به چهره يِ مادرش

01:07:45.881 --> 01:07:49.641
و قيافه يِ من ده سال بعد چطوري خواهد بود؟
.شرط مي بندم تا اون موقع مُرده ام

01:07:50.361 --> 01:07:52.761
با حال بود اگه ميشد
.از آينده خبر داشت

01:07:53.041 --> 01:07:56.841
کي مي دونه؟ با يه کم شانس ، شايد
.به زودي جنگ شروع بشه. جنگ جهاني سوم

01:07:57.121 --> 01:08:00.161
، و تمام حرومزاده هاي دور و برم
.دل و روده هاشون توي جنگ بريزه بيرون

01:08:02.441 --> 01:08:04.601
، اما چرا فقط تو فرانسه جنگ بشه
پس کشورهايِ ديگه چي؟

01:08:04.961 --> 01:08:06.921
.ما که از آلماني ها بدتر نيستيم

01:08:07.161 --> 01:08:10.321
بله ، آلماني ها هم بايد
.از روي زمين محو بشن

01:08:11.721 --> 01:08:14.361
آلماني ها همشون يا نازي هستن
.يا نواده هاي نازي ها

01:08:14.761 --> 01:08:16.841
.اونها بودن که پدرم رو کُشتن

01:08:21.161 --> 01:08:24.281
سال 1988 ساليه که آلمان
.توسط روسيه نابود ميشه

01:08:25.121 --> 01:08:27.281
!به افتخارش يه کفِ مرتب بزنين

01:08:29.241 --> 01:08:31.201
اما من دارم به چي فکر مي کنم؟

01:08:32.201 --> 01:08:34.401
امشب عجالتاً ديگه نمي خوام
.تعلقي به اين دنيا داشته باشم

01:08:35.401 --> 01:08:39.161
.تمامِ اون چيزها رو منم که مي دونم
.دخترم که حتي روحش هم خبر نداره

01:08:40.521 --> 01:08:42.001
.چقدر عجيب

01:08:45.121 --> 01:08:48.281
، زندگي چقدر سريع مي گذره
.آخرش هم واسه هيچ و پوچ

01:08:49.481 --> 01:08:54.041
، با مزه ست. دخترم ساکت و بي حرکته
.انگار مي ترسه

01:08:55.081 --> 01:08:57.921
حتماً حس کرده که
.قرار نيست بريم برج ايفل

01:08:58.241 --> 01:08:59.681
.بايد بهش دلداري بدم

01:09:02.721 --> 01:09:07.041
.ما داريم به يه سفرِ طولاني مي ريم
.يه سفرِ خيلي خيلي طولاني

01:09:08.601 --> 01:09:10.201
.فقط ما دو نفر

01:09:11.441 --> 01:09:13.361
، تو هم همينو مي خواي
مگه نه؟

01:09:14.881 --> 01:09:15.601
"هشدار"

01:09:15.841 --> 01:09:19.561
شما 30 ثانيه فرصت داريد تا سالن را ترک کرده و"
"از تماشايِ ادامه يِ اين فيلم صرف نظر کنيد

01:09:19.841 --> 01:09:24.601
.شايد گرسنگيه که باعث شده اينقدر تمرکزِ حواس پيدا کنم
.هر چقدر کمتر بخورين ، قوه يِ ادراک تون بيشتر ميشه

01:09:25.121 --> 01:09:28.001
ميگن توي اردوگاه هايِ مرگ ، بعضي از اسرا
.حتي امواج مغناطيسي رو هم مي ديدن

01:09:28.881 --> 01:09:31.721
.حالا ديگه همه چيز درست مي شه
.اميدوارم

01:09:32.041 --> 01:09:35.121
.ديگه چيزي واسه از دست دادن ندارم
.خودمو قوي تر از هميشه حس مي کنم

01:09:35.561 --> 01:09:38.081
زندگي
.کشمکش و تقلايِ مدامه

01:09:38.281 --> 01:09:41.041
و براي موفق شدن
.نمي تونين درنگ کنين

01:09:41.241 --> 01:09:43.161
زندگي انرژي خيلي زيادي
.از آدم مي گيره

01:09:45.881 --> 01:09:50.961
، هتل آينده ، 23 مارس 1980"
"حوالي ظهر

01:10:04.561 --> 01:10:08.361
.دخترم خوشبخته که پدر داره
.من که پدر خودمو هيچوقت نديدم

01:10:08.721 --> 01:10:11.521
همه اش هم تقصيرِ آلمان هاي سوسيس خوره
.که اونو کُشتنش

01:10:12.801 --> 01:10:15.321
اما چرا دخترم اينقدر تغيير کرده؟

01:10:15.801 --> 01:10:18.441
شايد تويِ اون موسسه يِ خيريه
باهاش کاري کرده باشن؟

01:10:20.521 --> 01:10:22.521
.نه ، فکر نکنم

01:10:23.121 --> 01:10:25.321
تقريباً تمام کارکنانِ اونجا
.زن هستن

01:10:27.561 --> 01:10:29.881
، خيلي زيباست
.طفلک دخترکم

01:10:30.641 --> 01:10:32.521
.بهش افتخار مي کنم

01:10:33.521 --> 01:10:37.881
.اندام بي نقصي داره
.خيلي قشنگ تر از اندامِ مادرشه

01:10:39.641 --> 01:10:42.121
.هي ، بايد حمامش کنم

01:10:42.401 --> 01:10:47.241
.نه. اينجا فقط سينکِ ظرفشويي داره
.تازه خطر اين هم هست از هدفي که دارم پرت بشم

01:10:49.001 --> 01:10:52.001
.تپانچه. بله. اسلحه

01:10:52.721 --> 01:10:54.241
.نبايد بترسم

01:10:56.001 --> 01:10:58.721
اگه خيلي لفتش بدم
.ممکنه تصميمم عوض بشه

01:11:00.041 --> 01:11:01.521
.بذار اينو روشن کنم

01:11:02.081 --> 01:11:05.561
عملِ خشونت آميزي که مي خوام مرتکب بشم
... عملِ سودمندي خواهد بود

01:11:05.761 --> 01:11:08.481
که اجازه مي ده از اين دستگاه عظيمي که توش گير افتاديم ...
.فرار کنيم و در عين حال ، مناعتِ طبع مون هم حفظ بشه

01:11:12.361 --> 01:11:15.641
.مُردن بايد مثلِ خوابيدن باشه

01:11:16.641 --> 01:11:17.881
فقط اينکه
.بهتر از خوابيدنه

01:11:28.721 --> 01:11:30.721
ديگه لازم نيست
.به 90 يا 99 سالگي برسي

01:12:10.361 --> 01:12:13.601
همينه . ما کاري رو کرديم
.که بايد مي کرديم

01:12:13.921 --> 01:12:16.481
اما به قشنگيِ اون طوري که
.فکر مي کردم نبود

01:12:16.961 --> 01:12:20.161
حالا بذار به اين درد و رنج
.پايان بديم

01:12:20.361 --> 01:12:22.201
ما ديگه چيزي
.واسه از دست دادن نداريم

01:12:22.561 --> 01:12:25.801
آره ، خودشه. من اين کارو
.به خاطرِ خير و صلاحِ خودت مي کنم

01:12:26.001 --> 01:12:28.761
اين وظيفه يِ منه که تو رو از ساليانِ دردناکي
.که پيشِ رو داري معاف کنم

01:12:28.961 --> 01:12:32.481
.اون طرف منتظرم باش
.پشتِ سرت من هم ميام

01:12:33.801 --> 01:12:35.361
.دردش فقط يه ثانيه ست

01:12:40.561 --> 01:12:41.481
.تمام شد

01:13:09.801 --> 01:13:12.001
اونجا چه خبره؟

01:13:12.361 --> 01:13:13.601
.آره ، تمام شد

01:13:16.161 --> 01:13:17.561
!درو باز کن

01:13:19.841 --> 01:13:21.041
!لطفاً درو باز کن

01:13:22.481 --> 01:13:24.321
!وگرنه پليس رو خبر مي کنم

01:13:28.281 --> 01:13:29.201
!باز کن

01:13:29.681 --> 01:13:31.401
.اي کاش تيرم خطا نمي رفت

01:13:31.681 --> 01:13:33.521
!دارم ميرم کليد رو بيارم ها

01:13:34.241 --> 01:13:35.561
.يالا ديگه ، بمير

01:13:36.001 --> 01:13:39.001
، يالا ، جون بده ديگه
.بخُشکي شانس

01:13:39.201 --> 01:13:41.641
.با کارد سريعتر انجام مي شد

01:13:41.841 --> 01:13:45.001
.قبلاً با کارد خوک کشته بودم
.يه کشيش بهم ياد داد

01:13:45.201 --> 01:13:46.601
کافيه تيغ رو
.به سياهرگِ زير گلو فرو کنين

01:13:47.041 --> 01:13:50.081
.داره مثل گوسفند سر بريده دست و پا مي زنه
.داره زجر مي کشه. نمي تونم تحملش کنم

01:13:50.681 --> 01:13:52.961
.کُشتن حيووناي سلاخ خونه آسون تر بود
من چکار مي تونم  بکنم؟

01:13:53.481 --> 01:13:56.641
نمي فهمم. اصلاً چرا دارم همچين کاري مي کنم؟
.اون داره مي ميره. و اين برخلاف خواسته يِ منه

01:13:56.841 --> 01:14:00.561
.يه نيرويِ برتر داره منو هدايت مي کنه
.اون داره همون جايي مي ميره که نطفه اش بسته شد

01:14:01.241 --> 01:14:04.041
.اين من نيستم. همون نيرويِ برتره ست
.اون برمي گرده به همون جايي که ازش اومده بود

01:14:04.241 --> 01:14:06.481
.تويِ محکمه هم همينو مي گم
کدوم محکمه؟

01:14:06.721 --> 01:14:09.001
کاش مي شد برگشت اولِ کار
.تا به خودم شليک مي کردم

01:14:09.201 --> 01:14:12.841
.داره حالم به هم مي خوره. بايد کارشو تموم کنم
.نبايد بالا بيارم ، الان وقتش نيست ، نبايد روي دخترم استفراغ کنم

01:14:13.041 --> 01:14:14.521
.نمي تونم
.بد جوري داره اذيت مي شه

01:14:14.961 --> 01:14:17.441
.بايد مغزم رو روشن نگه دارم. اين وضع نمي تونه تا ابد طول بکشه
.يالا کارشو تموم کُن. نمي توني اينطور دختره رو به گا بدي

01:14:17.641 --> 01:14:20.721
.اعمالِ آدم برگشتي ندارن. يه گلوله يِ ديگه شليک کن
.آبي که رفت ديگه به جو بر نمي گرده

01:14:20.921 --> 01:14:23.801
اما اونوقت ديگه واسه خودم و اون آق رئيسِ کوني
.گلوله کم ميارم

01:14:24.001 --> 01:14:27.481
.تير که شليک شد به راهش ادامه مي ده ، خيلي سريع
.تا انگشت بجنبوني ، يه بچه به دنيا اومده

01:14:28.041 --> 01:14:29.521
.حالا ديگه قضيه يِ خير در برابر شره
.يه بار ديگه انگشتتو رويِ ماشه بجنبون

01:14:29.801 --> 01:14:31.001
.بايد انتخاب کني

01:14:36.041 --> 01:14:39.001
.هرگز نمي شه اشتباهات رو درست کرد
.خطاها روي هم جمع ميشن تا وقتي که زمان پاک شون کنه

01:14:39.201 --> 01:14:41.561
.اما مرگ خطا نداره
.مرگ تنها راه خروج از اين بن بسته

01:14:41.761 --> 01:14:43.801
.دخترکم به همين زودي براي هميشه مُرد
.حالا نوبت خودمه

01:14:44.001 --> 01:14:47.001
.يالا کله يِ گُهتو بترکون بفرست جهنم
.مغزِ خودت رو هم بهمون نشون بده

01:14:47.201 --> 01:14:49.841
فراموش کردن اين ساده ست که ما همه صرفاً
.از گوشت و چربي و استخوان ساخته شده ايم

01:14:50.761 --> 01:14:52.921
اين منم ، يه تکه گوشت که
.زيادي فکر مي کنه. هي فکر مي کنه

01:14:53.161 --> 01:14:57.601
.رجاله ها بودن که دخترمو کُشتن. جلويِ فکر کردن گوشت رو بگير
.بذار يه خُرده استراحت کنه

01:14:57.801 --> 01:15:01.001
قصاب ، يالا گوشتت که به درد استيک مي خوره رو بنداز بيرون
.همه ببينن. يه کسي به دخترم دست درازي کرده

01:15:01.241 --> 01:15:04.201
يارو هيچ حقي نداشت. من چي دارم مي گم؟
.اُبنه ايِ کثيف. قيمه قيمه ش مي کنم

01:15:04.401 --> 01:15:07.041
.خير و خوبي بايد برنده بشه. اين وظيفه يِ منه
.کارگر

01:15:07.241 --> 01:15:09.481
.نه. قصاب
.کمونيست مثل بابام

01:15:09.681 --> 01:15:14.041
.بابام خواهان خير و خوبي بود. اما آلمان هاي سوسيس خور کُشتنش
.اُبنه ايه بود که دخترمو کُشت. پس من هم اونو مي کُشم

01:15:14.321 --> 01:15:18.721
حکمِ اعدام. خدا رو شکر که يانکي ها و سرخ ها
، مغزِ آلمان ها رو ريختن بيرون

01:15:18.921 --> 01:15:22.521
و کونِ زن هاي فاسدِ فرانسوي که همسرشون شده بودن رو
.پاره کردن. قيمه قيمه ش مي کنم

01:15:22.721 --> 01:15:25.521
 اما فراموش کردند اين عشق اهريمني به نازيسم که
.بين ملت مون شايع هست رو خفه کنن

01:15:25.721 --> 01:15:28.481
.مردک اُبنه اي منتظرم بمون که دارم ميام. حقتو ميذارم کفِ دستت
... اما چرا اونها قبل از ترکِ فرانسه

01:15:28.681 --> 01:15:31.881
کونِ بورژواهايِ پولداري که خايه هايِ آلمان ها رو ...
ليس مي زدن پاره نکردن و تُخم هاشونو نکشيدن؟

01:15:32.081 --> 01:15:35.441
، مردک بايد زجر بکشه. آمريکايي ها کارِشون درسته
.خيلي از ما پيش تر هستن

01:15:35.641 --> 01:15:38.761
.تقريباً ديگه تمومه. قيافه اشو تماشا کن
.اما مادرم چي؟ اون رو هم همين مردک کُشت

01:15:38.961 --> 01:15:42.321
.نه ، من هنوز همون هستم که بودم
.يتيم. بيکار. قصاب. مادرم خبيث بود

01:15:42.521 --> 01:15:46.121
شليک کن ، اگه مردش هستي. مادرم جنده اي بود که
.يهودي ها و کمونيست ها رو به نازي ها لو مي داد

01:15:46.561 --> 01:15:48.561
تو اُبنه اي هستي يا چيز ديگه؟
.اين شره که اغلب برنده ست

01:15:48.801 --> 01:15:52.961
.اين گلوله رو واسه آق رئيس نگه دار
، مثلاً عيسي آدمِ خوبي بود. اما به زندان انداختنش

01:15:53.241 --> 01:15:57.681
.و به صليبش کشيدنش. شر هميشه يه دور پيش تره
.کشيش هاي جا نماز آب کشِ خدا فروش ، تمثالش رو به نفع خودشون مصادره کردن

01:15:57.881 --> 01:16:01.201
.خوبي مُرده. و اسمي هم ازش نمونده
.نمي دونم چرا. اينه که شر حکمفرما شده

01:16:01.401 --> 01:16:03.841
.نه ، شر رو بايد با گلوله از پا درآورد
.آره ، شر رو. اما من ، من که آدم خوبي هستم

01:16:04.041 --> 01:16:07.281
.من بايد به اون آق رئيس شليک کنم نه به خودم
.يه پدر ، يه دختر ، يه تپانچه

01:16:08.161 --> 01:16:10.681
.امروز شر دنيا رو گرفته
.خوبي بايد حکمفرما بشه. بوي گندِ دنيا در اومده

01:16:10.881 --> 01:16:14.161
.نمي تونم باور کنم که دخترم مُرده
.توي اين دنيا براي آدم هايِ پاک هيچ جايي وجود نداره

01:16:14.361 --> 01:16:16.041
.شايد نمُرده باشه
.بگير که من هم دارم ميام

01:16:16.401 --> 01:16:18.721
.خدايا من دوستت دارم ، عيسي مسيح رو هم دوست دارم
.آدم نبايد اينقدر زود بميره

01:16:18.921 --> 01:16:22.121
اما کمکم کن اين قالب پنيريِ کرم زده يِ بوگندويي که
.منو توش گير انداختي رو پاره کنم و ازش دربيام

01:16:22.321 --> 01:16:25.201
شايد دخترم فقط ادايِ مُردن درمي آورد. کرم هايِ رجاله
.همه جا هستن. نمي تونم باور کنم که ديگه همه چيز تموم شده

01:16:25.401 --> 01:16:29.121
.تازه پنير واسه اون کرم ها کافي نيست
.اونها کرم هاي گوشت خوار هستن. اونها منو مي خوان

01:16:29.321 --> 01:16:32.561
.کرم هاي رجاله کت و شلوارِ شيک و مرتب مي پوشن
.ادعا مي کنن به نام تو که خالقشون هستي به اين دنيا اومده ان

01:16:32.881 --> 01:16:34.721
.دخترم خيلي زيباست
.مي دونم مرگش حقيقت نداره

01:16:35.041 --> 01:16:37.241
.اونها همه شون نازيست هستن
چرا من اينطور دخترمو از ريخت انداختم؟

01:16:37.441 --> 01:16:40.521
.شر درون من بود
.حالا حداقل ديگه دست کسي به دخترم نمي رسه

01:16:40.921 --> 01:16:44.961
.اونها موفق شدن شر رو پنهاني به درونِ من وارد کنن
.توي مُرده شور خونه ، اون نامردها انگشت تو کُسِ جسدِ دخترکم مي کنن

01:16:45.201 --> 01:16:49.281
.نه ، نبايد بذارم شر وارد بدن دخترم هم بشه
.بايد اين گلوله رو براي آش و لاش کردنِ آلت تناسلي دخترم خرج کنم

01:16:49.481 --> 01:16:52.161
.اينقدر بدگمان نشو. اون پاکه
.بايد برم سراغِ مرحله يِ بعدي برنامه ام

01:16:52.361 --> 01:16:54.921
دخترم الان منتظر منه. معلوم نيست کجا. همه چيز داره
.طبق برنامه زمان بندي پيش ميره. يالا برو جلو

01:16:55.121 --> 01:16:57.681
.سينتيا» ، ديدم که جسمت رو ترک کردي»
.من با چشماي خودم روحت رو ديدم

01:16:57.881 --> 01:16:59.841
، هميشه قتلِ اول
.مشکل ترينه

01:17:00.041 --> 01:17:01.961
چند ثانيه ديگه صبر کن
.تا من هم بيام

01:17:02.161 --> 01:17:04.961
، اون جنده يِ پير سگ ، زنِ خودم
.که با خيانتش روي هيکلم ريد هم لابد منتظرمه

01:17:05.281 --> 01:17:06.881
همون جنده اي که
.سينتيا» رو پَس انداخت»

01:17:07.081 --> 01:17:10.121
.ما بيگناه و معصوم هستيم. آروم باش
.پيروزي با پروردگاره. نفس عميق بکش

01:17:10.321 --> 01:17:13.641
.دارم ميام دخترکم. تا ده بشمار
."خودشه. "ده

01:17:13.841 --> 01:17:17.761
.نُه". عشق ِ من ، گذشته يِ خودمو همينجا به جا مي ذارم"
اما مغزم چي؟ چرا داره مي سوزه؟

01:17:17.961 --> 01:17:20.321
بعد از اينکه بميرم با مغزم و کيرم
چکار مي کنن؟

01:17:20.521 --> 01:17:23.441
هوا خيلي سوزنده ست. تويِ مُرده شور خونه
.مغزمو جمع مي کنن و کيرم رو مي بُرن و هر دو رو ميذارن توي شيشه

01:17:23.641 --> 01:17:26.321
.توي اتاقِ غسالخونه يه ماده يِ مخصوص مي زنن
.علم همينه ، کرم هايِ کراواتي

01:17:26.521 --> 01:17:29.841
تويِ اين هتل ، حتي پولِ هوايي که تنفس مي کنين رو هم
.توي صورتحساب ازتون مي گيرن. يا پولِ هوا رو بده يا از خفگي بمير

01:17:30.041 --> 01:17:34.121
.همه شون بچه کوني هستن. مُردن بايد چيز قشنگي باشه
.اي کاش واسه همه يِ آدما گلوله داشتم

01:17:34.321 --> 01:17:36.681
.بايد شمرد. اينجا يا جايِ اونهاست يا من
.پس با خودمه که از اينجا برم

01:17:37.401 --> 01:17:38.241
."ده"

01:17:38.521 --> 01:17:40.321
.سينتيا» منتظرمه»
."نُه". منتظرم باش ، عزيزکم. "هشت"

01:17:42.161 --> 01:17:43.841
.هفت". اما ما دوباره برمي گرديم"
.شش". آره"

01:17:44.681 --> 01:17:48.521
.پنج". و دفعه يِ بعدي من رئيس جمهور مي شم"
.چهار". به خاطر تو هم که شده رئيس جمهور مي شم"

01:17:48.721 --> 01:17:52.121
.سه". به فرانسه حکومت خواهم کرد"
.دو". و همشون رو از کون مي کُنم"

01:17:52.321 --> 01:17:56.641
.يک". اينجورياس. نمي تونن از دستم فرار کنن"
.چکوندن ماشه. و به زودي پوچي و خلاء

01:17:56.841 --> 01:18:00.761
تنها چيزي که مي تونن از من گير بيارن
.تکه هاي مغزمه. خلاء و پوچي. دارم ميام

01:18:00.961 --> 01:18:02.401
.تمومه

01:18:22.201 --> 01:18:25.241
.نه ، اين منم
.اين هم سَرَمه

01:18:26.881 --> 01:18:29.081
.نه ، نمي تونم اين کارو بکنم

01:18:29.641 --> 01:18:32.001
.من آدم خوبي هستم
.و بايد خوب باقي بمونم

01:18:34.641 --> 01:18:36.681
عجيبه که به هر کاري دست مي زنم
.نمي شه

01:18:37.161 --> 01:18:40.041
، اون از تولدم ، جوونيم
.زندگي عاشقانه ام و مغازه ام

01:18:41.481 --> 01:18:44.121
.اصلاً نبايد هيچوقت به اين دنيا ميومدم
.نه

01:18:44.961 --> 01:18:46.441
.هيچوقت

01:18:46.841 --> 01:18:49.241
.کلِ زندگيم يه اشتباهه

01:18:50.961 --> 01:18:52.761
.به غير از دخترم

01:18:54.641 --> 01:18:56.801
.مي دونم قراره چه اتفاقي بيفته

01:18:58.801 --> 01:19:03.441
.اين لحظه رو قبلاً هم تجربه کرده ام
.آره ، هزاران بار

01:19:06.361 --> 01:19:08.761
انگار دوباره داره اتفاق ميفته
.و هميشه هم به يک شکل

01:19:14.961 --> 01:19:17.001
، عاشقتم
.بيشتر از هر چيز ديگه

01:19:44.121 --> 01:19:46.281
.منو تنها نذار

01:21:35.601 --> 01:21:39.881
"اخلاقيات"

01:22:13.801 --> 01:22:18.441
"انسان موجودي اخلاقي است"

01:23:05.961 --> 01:23:08.281
نمي دونم امروز
.قراره چطور به آخر برسه

01:23:09.121 --> 01:23:12.281
، اما اينجا ، کنارِ تو
.من وجود دارم

01:23:13.241 --> 01:23:15.161
.و شاد و خوشبخت هستم

01:23:16.001 --> 01:23:17.921
.شاد و خوشبخت تر از هميشه

01:23:18.681 --> 01:23:20.601
.بقيه يِ چيزها اهميتي ندارن

01:23:20.841 --> 01:23:23.921
.شايد اين آخرين روزِ زندگي مون باشه
.شايد هم نه

01:23:24.521 --> 01:23:27.681
شايد هيچوقت
.به خودم شليک نکنم

01:23:28.161 --> 01:23:30.361
.شايد با تو عشق بازي کنم

01:23:30.921 --> 01:23:33.281
.و فردا بندازنم حبس

01:23:33.561 --> 01:23:35.841
، حبس براي ماه ها
.يک سال يا دو سال

01:23:36.041 --> 01:23:39.521
خوب که چي؟
.زندان که آخرِ دنيا نيست

01:23:40.121 --> 01:23:43.241
، اگه اوضاع از بد هم بدتر بشه
.هميشه مي تونم خودمو حلق آويز کنم

01:23:44.601 --> 01:23:47.361
، هر اتفاقي که بيفته
... حتي اگه حبسم هم بکنن

01:23:47.601 --> 01:23:49.961
من اين لحظه رو ...
.تا آخرِ عمر همراهِ خودم خواهم داشت

01:23:50.281 --> 01:23:54.401
اين ميل و رضايت دروني رو با خودم خواهم داشت که
.ميل و خواسته يِ خودمو برآورده کردم ، نه ميل و خواسته يِ ديگران رو

01:23:55.081 --> 01:23:57.841
دست آخر ، شايد
.زندگي من هم معنايي داشته باشه

01:23:58.241 --> 01:23:59.641
.اينکه از تو محافظت کنم

01:23:59.921 --> 01:24:03.081
که برات خوشبختي اي رو به ارمغان بيارم
.که هيچ کسِ ديگه اي تويِ اين دنيا ، هرگز نمي تونه بهت ببخشه

01:24:03.961 --> 01:24:08.281
.تو دختر کوچولويِ مني
.و من تو رو تبديل به ... يه زن مي کنم

01:24:10.721 --> 01:24:13.881
.ما اين کارو خواهيم کرد
.و با شادي و خوشبختي زندگي مي کنيم

01:24:14.201 --> 01:24:16.601
.اين رازِ ما خواهد بود

01:24:18.201 --> 01:24:23.081
به هر تقدير ، چه ما اين کارو بکنيم و چه نکنيم
.هيچ تغييري در روندِ بشريت اتفاق نمي افته

01:24:23.641 --> 01:24:26.121
، اما اين کار ، هم براي من ، و هم براي تو
.همه چيزو تغيير خواهد داد

01:24:26.361 --> 01:24:29.921
.مردم خيال مي کنن آزاد هستن
.اما آزادي وجود نداره

01:24:30.841 --> 01:24:34.161
فقط قوانين وجود دارن که بيگانگان
.اونها رو براي منفعتِ خودشون ساخته ان

01:24:34.361 --> 01:24:37.241
همون قوانيني که ما و امثالِ ما رو
.تويِ ناشادي و بدبختي محدود و مقيد مي کنه

01:24:37.761 --> 01:24:41.161
و يکي از همين قوانينِ من درآوردي مي گه که
.من نبايد عاشق تو باشم

01:24:41.481 --> 01:24:42.841
.چون تو دخترِ من هستي

01:24:43.041 --> 01:24:44.121
و چرا؟

01:24:44.641 --> 01:24:48.121
، اگه اونها اين عشق رو برايِ ما ممنوع کرده ان
.مطمئناً به خاطرِ اون نيست که اين عشقي اهريمنيه

01:24:48.881 --> 01:24:50.961
بلکه به خاطرِ اينه که اين عشق
.خيلي نيرومنده

01:25:00.161 --> 01:25:03.641
عشق ، تنها چيزيه که مي بينم
.بينِ ما دو نفر وجود داره

01:25:05.761 --> 01:25:07.401
.عاشقتم

01:25:07.921 --> 01:25:09.801
.همين و بس

01:25:37.561 --> 01:25:43.281
شما در حالِ تماشاي"
"فيلمي از «گاسپار نوئه» بوديد

01:25:45.282 --> 01:26:15.282
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.