﻿WEBVTT

00:00:00.776 --> 00:00:20.776
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:52.800 --> 00:01:00.800
<c.color0080ff>برخوردها در انتهاي دنيا</c>

00:01:14.208 --> 00:01:18.736
<i>ورنر هرتزوگ: اين تصاوير از زير يخ‌‌هاي </i>
<i>درياي راس در جنوبگان گرفته شده است</i>

00:01:18.913 --> 00:01:22.371
<i>جايي که دليل اين بود که</i>
<i>ميخواستم به اين قاره بيايم</i>

00:01:25.253 --> 00:01:30.418
<i>تصاوير توسط يکي از دوستان من گرفته شده</i>
<i>يکي از اين غواصان متخصص.</i>

00:02:32.186 --> 00:02:36.213
<i>بهترين راه ارتباط هواپيماهاي ارتشي</i>
<i>خارج از نيوزيلند هستند که</i>

00:02:36.424 --> 00:02:40.190
<i>از قطعاتي از ايستگاه‌هاي قطبي</i>
<i>که با زنجير بسته‌شده اند، پر شده‌اند</i>

00:02:46.200 --> 00:02:51.570
<i>بيشتر مسافران چشم‌هايشان را به لپ‌تاپ‌ها</i>
<i>يا کتاب‌هايشان دوخته بودند</i>

00:02:51.672 --> 00:02:53.833
<i>و خيلي از آنها در حال خواب بودند</i>

00:02:58.112 --> 00:03:04.517
<i>آن کساني که ميخواستم آنها را در</i>
<i>جنوبگان در انتهاي دنيا ببينم‌شان کجا بودند؟</i>

00:03:04.618 --> 00:03:06.483
<i>روياهايشان کجا بود؟</i>

00:03:13.461 --> 00:03:17.955
<i>ما در جايي ناشناخته، در يک</i>
<i>خلأ به ظاهر بي‌پايان غوطه‌ور بوديم</i>

00:03:19.633 --> 00:03:23.933
<i>متحير بودم که حتي</i>
<i>در اين هواپيما هستم</i>

00:03:24.038 --> 00:03:27.974
<i>بنياد ملي علوم مرا به جنوبگان</i>
<i>دعوت کرده بود</i>

00:03:28.075 --> 00:03:31.533
<i>حتي با اينکه فکر کرده بود که من</i>
<i>بدون شک به آنجا نميايم تا</i>

00:03:31.645 --> 00:03:34.011
<i>فيلم ديگري در مورد پنگوئن‌ها بسازم</i>

00:03:35.716 --> 00:03:40.119
<i>سوالات من در مورد طبيعت که اجازه دادم</i>
<i>آنها بدانند، متفاوت بود.</i>

00:03:42.523 --> 00:03:44.855
<i>من به آنها گفتن همچنان متحيرم که</i>

00:03:44.959 --> 00:03:51.262
<i>چرا انسان‌ها نقاب يا پر به خود مي‌زنند</i>
<i>تا هويت‌شان را مخفي کنند</i>

00:03:52.600 --> 00:03:58.004
<i>و چر آنها اسب‌ها را زين‌ مي‌کنند و </i>
<i>احساس نياز مي‌کنند که مرد بد را بگيرند؟</i>

00:04:00.741 --> 00:04:02.538
Hi-yo, Silver!

00:04:05.112 --> 00:04:12.075
<i>و چرا اين گونه‌هاي‌ خاص مورچه‌</i>
<i>گله‌هاي شپش‌هاي گياهي را به عنوان برده‌ نگه ميدارند</i>

00:04:12.186 --> 00:04:14.654
<i>تا به آنها از قطرات شکر</i>
<i>شير دهند؟</i>

00:04:16.724 --> 00:04:21.457
<i>از آنها سوال کردم که چرا اينطور است</i>
<i>که يک حيوان فيلسوف مثل شامپانزه</i>

00:04:21.562 --> 00:04:24.087
<i>موجودات پست‌تر را تشخيص نميدهد؟</i>

00:04:26.067 --> 00:04:29.833
<i>مي‌تواند يک بز را زين کند و</i>
<i>به سوي غروب بتازد</i>

00:04:40.815 --> 00:04:47.015
<i>در ميان سوالات عجيبم، خودم را در حال</i>
<i>فرود روي باند يخي مک‌-موردو يافتم</i>

00:04:51.392 --> 00:04:56.830
<i>در بيشتر بهار و تابستان نيم‌کره‌ي جنوبي </i>
<i>که به درازاي اکتبر تا فوريه است</i>

00:04:56.997 --> 00:05:00.865
<i>هواپيماها مي‌توانند روي يخ درياي راس </i>
<i>به ضخامت 2.5متر فرود بيايند</i>

00:05:03.070 --> 00:05:06.733
<i>در ميان فاصله‌ي قله‌هاي</i>
<i>رشته کوه ترانساندارتيک</i>

00:05:08.609 --> 00:05:11.635
<i>خود مک‌-موردو بر روي يک جزيره قرار دارد</i>

00:05:13.681 --> 00:05:17.742
<i>درياي راس بزرگترين خليج</i>
<i>قاره است</i>

00:05:17.852 --> 00:05:21.344
<i>اين خليج به تنهايي سطح</i>
<i>ايالت تگزاس را مي‌پوشاند</i>

00:05:34.802 --> 00:05:37.464
<i>در اين اقيانوس يخ‌زده‌ي هم‌شکل</i>

00:05:37.571 --> 00:05:42.304
<i>اولين کشتي مکتشف</i>
<i>در ميان جريان‌هاي يخي گير کرده</i>

00:05:43.677 --> 00:05:47.636
<i>اينجا اردوي شکلتون رگ‌هاي</i>
<i>آنها را تخليه مي‌کند</i>

00:05:47.748 --> 00:05:51.684
<i>مدتي بعد خراب شده و </i>
<i>آنها را آنجا تنها مي‌گذارد.</i>

00:06:03.864 --> 00:06:06.890
<i>همه‌چيز در اين سفر نفرين شده بود.</i>

00:06:07.001 --> 00:06:10.903
<i>شامل اولين جد ماشين برفي</i>

00:06:11.005 --> 00:06:16.341
<i>آن ايده براي امکانات فني</i>
<i>صد سال قبل، بزرگ بود.</i>

00:06:17.945 --> 00:06:21.938
<i>در آن زمان، هر قدم به معناي</i>
<i>سختيِ بيش از اندازه بود.</i>

00:06:40.534 --> 00:06:43.731
<i>اولين چيزي که چشم مرا </i>
<i>هنگام پياده شدن گرفت</i>

00:06:43.837 --> 00:06:46.533
<i>اتوبوس بسيار بزرگ و راننده‌اش بود</i>

00:06:56.517 --> 00:07:01.250
- ما الان داريم کف رو تميز مي‌کنيم. ممنونم
<i>هي. خواهش مي‌کنم</i>

00:07:06.860 --> 00:07:10.887
اين ترا اتوبوس، اسمش ايوانه.
يکي از چندتا تو دنيا است.

00:07:10.998 --> 00:07:14.593
وزني در حدود 30تن داره
و بزرگترين وسيله‌ي نقليه‌ي قاره است

00:07:16.070 --> 00:07:19.039
وقتي برميگردي خونه چيکار ميکني؟
راننده تاکسي هستي؟

00:07:19.139 --> 00:07:21.300
من راننده تاکسي نيستم.

00:07:21.408 --> 00:07:25.003
قبل اينکه بيام جنوبگان
در واقع من يه بانکدار تو کلرادو بودم

00:07:25.145 --> 00:07:28.512
و بعد اينکه دو سال اونجا بودم
من قدم‌برداشتنم رو يه کمي تغيير دادم

00:07:28.716 --> 00:07:31.480
و تصميم گرفتم تا به
مردم گواتمالا کمک کنم.

00:07:31.585 --> 00:07:36.989
پس به تشکيلات صلح پيوستم و اونجا
روي گسترش کسب و کارهاي کوچک کار کردم.

00:07:37.191 --> 00:07:40.126
فقط دريافتم که دنيا فقط
در مورد پول نيست.

00:07:40.327 --> 00:07:42.591
جايي که من در گواتمالا کار ميکردم
تو بخش شمالي بود.

00:07:42.696 --> 00:07:49.329
يه روستاي ماياني ککچي که 99درصد ماياني هستن
و بنابرايم کس ديگه‌اي هم اسپانيايي حرف نميزنه

00:07:49.703 --> 00:07:52.501
من مجبور بودم که گفتگوي ماياني ککچي ياد بگيرم

00:07:54.241 --> 00:07:59.008
وقتي اولين بار رفتم چيسک. رفتم بيرون که
يه قدمي بزنم و قبل اينکه به خودم بيام

00:07:59.113 --> 00:08:03.049
شش نفر با قمه دورم داشتم. که منو انداخته بودن رو زمين
و ميخواستن باهام حرف بزنن

00:08:03.250 --> 00:08:07.152
معلوم شد که اون برادر کوچيکه بهشون
گفته که من رفتم اونجا بچه بدزدم.

00:08:07.254 --> 00:08:09.484
هرچند من نرفته بودم اونجا که بچه بدزدم...

00:08:10.491 --> 00:08:15.053
اونا منو گرفتن و برگردونن پش قاضي...قاضي من
و هيئت جوري يه پسر چهارده ساله داخل شهر بود.

00:08:15.162 --> 00:08:18.461
که ميتونست هم اسپانيايي و هم ککچي حرف بزنه

00:08:18.565 --> 00:08:20.396
خوشبختانه اونا گذاشتن من برم.

00:08:20.501 --> 00:08:23.937
و در پايان ما براي دو ساله که
دوست‌هاي خوبي شديم

00:08:24.338 --> 00:08:28.274
<i>- هيئت جوري تو رو تبرئه کرد</i>
- تبرئه شدم. از اونجا اومدم بيرون.

00:08:29.443 --> 00:08:30.774
<i>اما ميتونست خظرناک باشه</i>

00:08:30.878 --> 00:08:34.746
هست. هست. و ميدوني
يه قضيه‌ي ديگه که زياد ازش نميگذره اينه..

00:08:34.848 --> 00:08:36.907
که يه خانمي داشته از يه بچه عکس ميگرفته

00:08:37.017 --> 00:08:41.283
و ميدوني يه گروه مثل همون گروه با قمه‌هاشون
اونجا بودن و اون زياد خوش‌شانس نبوده.

00:08:41.822 --> 00:08:44.382
- نتونست زنده بيرون بياد
- چه اتفاقي براش افتاد؟

00:08:44.491 --> 00:08:47.426
با يک قمه کشته شد.

00:08:50.464 --> 00:08:54.696
<i>به ايستگاه مک‌-موردو نزديک ميشويم</i>
<i>بزرگترين پايگاه آمريکايي</i>

00:08:54.802 --> 00:08:57.771
<i>در واقع بزرگترين محل اسکان در جنوبگان.</i>

00:08:58.739 --> 00:09:01.970
درست اونجا کلبه‌ي کاپيتان اسکاته.
که تو سال 1902 ساخته شده.

00:09:03.777 --> 00:09:05.244
<i>در طول تابستان نيم‌کره‌ي جنوبي</i>

00:09:05.346 --> 00:09:09.715
<i>هزار نفر اينجا زندگي‌ مي‌کنند و</i>
<i>دوره‌ي عجيبي را تجربه مي‌کنند</i>

00:09:10.851 --> 00:09:13.217
<i>پنج ماه بدون شب</i>

00:09:16.357 --> 00:09:19.155
<i>مک‌-موردو به عنوان يک کلبه‌ي پشتيباني در حال خدمت است</i>

00:09:19.360 --> 00:09:23.262
<i>و امکانات آزمايشگاهي ثابتي براي</i>
<i>پژوهش فراهم مي‌کند</i>

00:09:24.631 --> 00:09:27.429
<i>تمام تصميمات در مورد پروژه‌هاي علمي</i>

00:09:27.534 --> 00:09:31.368
<i>توسط ميزبان من، بنياد ملي علوم</i>
<i>فراهم مي‌شود</i>

00:09:32.873 --> 00:09:36.832
<i>پشتيباني‌هاي روزانه</i>
<i>توسط يک پيمانکار صنايع دفاعي تامين ميشود</i>

00:09:38.312 --> 00:09:42.009
<i>از طرف برخي از ساکنان ناراضي قبلي</i>
<i>به من گفته شده</i>

00:09:42.116 --> 00:09:45.916
<i>که آنها کارها را در روح يک</i>
<i>مرکز اصلاحي انجام مي‌دهند</i>

00:09:49.223 --> 00:09:55.184
<i>درواقع آنها افراد مهرباني بودند که</i>
<i>بيش از اندازه به امنيت شخصي من اهميت ميدادند</i>

00:09:57.965 --> 00:10:01.867
<i>البته من انتظار</i>
<i>مناظر بکر را نداشتم</i>

00:10:01.969 --> 00:10:06.133
<i>و مرداني که در سازشي سعادتمند با</i>
<i>پنگوئن‌هاي کُرک‌دار به زندگي بپردازند</i>

00:10:06.273 --> 00:10:11.472
<i>اما همچنان از اينکه مک‌-موردو را در قالبي</i>
<i>شبيه به يک شهر بدريخت معدني يافتم متحير شده بودم</i>

00:10:11.612 --> 00:10:15.605
<i>شهري که با کاترپيلارها و تشکيلات </i>
<i>لرزان ساخت و ساز پر شده است</i>

00:10:51.952 --> 00:10:55.080
<i>آن کساني که ماشين‌هاي</i>
<i>سنگين را مي‌رانند چه کساني هستند؟</i>

00:10:55.255 --> 00:10:57.883
<i>و چه چيزي آنها را به جنوبگان آورده است؟</i>

00:10:59.259 --> 00:11:06.028
اين داستان طولاني‌ايه.
من خيلي چيزها رو امتحان کردم

00:11:07.468 --> 00:11:12.030
سرزمين‌هايي از ذهن و دنياهايي از ايده.

00:11:13.273 --> 00:11:17.004
و قبل از اينکه حتي بفهمم
شروع کردم به خوندن و نوشتن

00:11:17.110 --> 00:11:20.477
مادربزرگم برام کتاب اديسه و ايلياد
رو مي‌خوند

00:11:20.614 --> 00:11:24.948
پس من هم ماجراجوييم رو داخل فانتزيم آغاز کردم

00:11:25.052 --> 00:11:27.919
قبل از اينکه حتي معني

00:11:28.021 --> 00:11:31.889
انجام‌اش رو بفهمم. اما ذهن من و روح من
براش آماده بود.

00:11:32.025 --> 00:11:36.792
من قبلاً با اوديسه و با آرگوناتس
 به اون سرزمين‌هاي غريب و

00:11:36.930 --> 00:11:41.833
شگفت‌انگيز سفر ميکردم و
اونا هميشه همراه من موندند.

00:11:41.935 --> 00:11:46.804
همون افسونگري دنيا و من عاشق
دنيا شدم.

00:11:46.940 --> 00:11:52.537
و اين قضيه خيلي قدرتمند بود و
تو کل اين ايام همراه من بوده.

00:11:53.714 --> 00:11:57.309
<i>و اين چطور اتفاق افتاده که ما با همديگر
اينجا، در انتهاي دنيا</i>

00:11:57.417 --> 00:11:59.749
<i>برخورد مي‌کنيم؟</i>

00:11:59.853 --> 00:12:04.881
فکر مي‌کنم اينجا مکان منطقي‌اي براي
ملاقات يکديگه است چون اين مکان تقريباً..

00:12:04.992 --> 00:12:09.588
به عنوان انتخاب طبيعي براي افراديه که

00:12:10.497 --> 00:12:13.523
عزم اين رو دارن تا به حاشيه
نقشه بپرن.

00:12:13.634 --> 00:12:17.536
و ما همه اينجا همديگه رو ملاقات ميکنيم
جايي که تموم خطوط نقشه به هم ميرسن

00:12:18.739 --> 00:12:22.266
هيچ اشاره‌اي نشد که اينجا جنوبِ
قطب جنوبه.

00:12:24.678 --> 00:12:28.876
و فکر مي‌کنم يه جمعيت منصفانه
اينجا وجود داره.

00:12:28.982 --> 00:12:33.351
که مسافران تمام وقت و
کارکنان نيمه‌وقت هستند

00:12:33.453 --> 00:12:35.284
خب بله، اونها رويابين‌هاي حرفه‌اي هستند

00:12:35.389 --> 00:12:39.758
اونها هميشه رويا ميبينن و
و فکر ميکنم که اط طريق اونها

00:12:40.527 --> 00:12:44.588
روياهاي بزرگ کهکشاني به سرانجام ميرسن.

00:12:44.698 --> 00:12:48.566
چون دنيا، از طريق روياهاي ما
رويا ميبينه.

00:12:48.669 --> 00:12:52.935
و فکر مي‌کنم راه‌هاي

00:12:53.040 --> 00:12:55.838
متفاوت زيادي براي واقعيت وجود داره تا

00:12:55.943 --> 00:13:00.209
خودشو ارائه بده و رويا ديدن قطعاً
يکي از اون راه‌ها است

00:13:59.539 --> 00:14:02.406
<i>همانقدر که مک‌-مورد معمولي نمايان مي‌شود</i>

00:14:02.509 --> 00:14:06.172
<i>مشخص مي‌شود که پر از</i>
<i>اين رويابين‌هاي حرفه‌اي است</i>

00:14:08.682 --> 00:14:11.845
شب‌هنگام من توي تختم در
مک‌-موردو دراز کشيده بودم.

00:14:12.419 --> 00:14:17.823
دارم دوباره بالاي توده يخ بي15 راه ميرم.

00:14:17.924 --> 00:14:20.449
شايد به عنوان يک تکه از قطب جنوب
خوب باشه اما

00:14:20.560 --> 00:14:23.461
اما در واقع هنوز در ميان اقيانوس سرگردانم

00:14:24.431 --> 00:14:29.027
يک آواره غوطه‌ور در اقيانوس و
و در زير پاهايم

00:14:29.136 --> 00:14:31.832
مي‌تونم غرش يک توده ‌يخ رو حس کنم.

00:14:31.938 --> 00:14:35.396
ميتونم تغيير رو حس کنم. گريه‌ي يک توده ‌يخ

00:14:35.509 --> 00:14:39.036
همونطوري که داره نعره ميکشه و
و همونطوري که داره بستر اقيانوس رو ميخراشه

00:14:39.146 --> 00:14:43.082
همونطور که داره به جريان‌هاي اقيانوس، فرمان ميده
همينطوري که شروع ميکنه به شمال حرکت کنه

00:14:43.183 --> 00:14:48.018
حس مي‌کنم که اون صدا از درون
کف پاهاي من بيرون مياد.

00:14:48.121 --> 00:14:52.615
و داره بهم ميگه که اين توده يخ
داره به شمال مياد. اين روياييه که ميبينم.

00:15:05.539 --> 00:15:11.000
خب من حالا اينجا تو اين آزمايشگاه
 دوست‌داشتني گرم نشستم و اون بيرون

00:15:11.111 --> 00:15:15.343
محيطيه که اولين بار اسکات و شکلتون در حدود
صدسال پيش وقتي به اينجا اومدن باهاش مواجه شدن

00:15:16.383 --> 00:15:21.878
برخلاف اسکات و شکلتون که اين نظرو داشتن
که يخ يه نوع هيولاي ايستا است که

00:15:21.988 --> 00:15:24.957
که مجبورن ازش عبور کنن
تا به قطب جنوب برسن،

00:15:25.125 --> 00:15:27.612
ما دانشمندها حالا قابليت
اينو داريم تا به يخ به

00:15:27.613 --> 00:15:29.892
عنوان يک موجود زنده‌ي
در حال حرکت نگاه کنيم.

00:15:29.996 --> 00:15:34.456
که يه نوعي از تغيير بوجود آمده است.
مثل اين توده يخ هايي که من مطالعه‌شون ميکنم

00:15:36.336 --> 00:15:38.497
براي من سواري وحشي‌اي بود.

00:15:38.605 --> 00:15:43.008
اول از همه فهميدم که توده‌يخي که من
براي مطالعه‌اش اومدم

00:15:43.110 --> 00:15:47.137
نه تنها بزرگ‌تر از توده‌يخيه که
که تايتانيک رو از پا در آورده بود

00:15:47.380 --> 00:15:50.816
و نه تنها بزرگ تر از خود تايتانيک بود،

00:15:50.917 --> 00:15:54.409
بلکه بزرگ‌تر از کشوري بود که
تايتانيک رو ساخته بود.

00:15:54.521 --> 00:15:55.579
واقعاً بزرگه

00:15:56.723 --> 00:16:03.458
اين بي15 است. خب چيزي که ما اينجا ميبينم
اين صخره سفيده که در حدود 45متر ارتفاع داره

00:16:03.563 --> 00:16:08.830
خب اين به اين معنيه که بيشتر
از 300متر يخ هم در زير خط آب وجود داره

00:16:08.935 --> 00:16:13.133
اين کوه اونقدر بزرگه که آبي
که درونش داره

00:16:13.240 --> 00:16:18.701
ميتونه رودخانه‌ي اردن رو براي
هزار سال به جريان بندازه

00:16:18.812 --> 00:16:24.910
<i>اونقدر بزرگه که آب درونش ميتونه </i>
<i>رودخانه‌ي نيل را براي 75سال به جريان بندازه</i>

00:16:29.256 --> 00:16:31.281
اين يه کم از فيلميه
که ما گرفتيم.

00:16:31.391 --> 00:16:33.621
<i>وقتي داشتيم روي اون توده يخ پرواز ميکردم</i>

00:16:33.727 --> 00:16:37.356
<i>بزرگ به نظر ميومد و بالا سر ما جولان ميداد</i>
<i>حتي وقتي داخل هلي‌کوپتر بوديم</i>

00:16:37.464 --> 00:16:41.696
<i>و بالاي کوه يخ پرواز ميکرديم،</i>
<i>کوه‌يخ هميشه بالاسر ما بود.</i>

00:16:41.802 --> 00:16:45.602
<i>بالا سر ماست چون يه رازيه که</i>
<i>ما نمي‌تونيم بفهميم</i>

00:16:46.840 --> 00:16:51.243
<i>اين تصوير اولين باريه که ما</i>
<i>در مرکز توده يخ قرار گرفتيم.</i>

00:16:51.344 --> 00:16:53.073
<i>ما ابزارآلات‌مون رو نصب کرديم</i>

00:16:53.180 --> 00:16:57.742
<i>حالا ما شانس اينو داريم تا</i>
<i>ديده باني کنيم که توده يخ چگونه به شمال کشيده ميشه</i>

00:16:58.885 --> 00:17:02.377
<i>اونا خيلي بزرگن. اين يکي از عناصر ترسه</i>

00:17:02.489 --> 00:17:04.787
<i>ما نمي‌دونيم واقعاً چه اتفاقي</i>
<i>قراره در آينده بيفته</i>

00:17:04.925 --> 00:17:08.952
<i>وقتي اونا در نهايت شروع به ذوب‌شدن</i>
<i>در اقيانوس آنسوي جنوبگان کنن..</i>

00:17:11.198 --> 00:17:16.636
چيزي که الان اينجا داريم مي‌بينيم
يه نوعي از انيميشن مروز زمانه

00:17:16.736 --> 00:17:21.173
از تصوير ماهواره‌اي درياي يخ‌زده و
و قاره‌ي جنوبگان

00:17:21.308 --> 00:17:23.902
و چيزي که داريد مي‌بينيد 3 سايه خاکستريه

00:17:24.010 --> 00:17:26.979
اون سايه‌ي خاکستري کم‌رنگ
درياي يخ‌زده است

00:17:27.113 --> 00:17:31.243
و اين قطعات و چيزهاي کوچيک اينجا
اينها توده يخ‌هاي تايتانيک هستن

00:17:31.818 --> 00:17:36.721
اين رفيق کوچيک اينجا، در مقايسه با
 بقيه‌ي توده يخ‌ها زياد بزرگ نيست

00:17:36.957 --> 00:17:42.088
اما اين طرف‌ شايد به اندازه‌ي جزيره‌ي سيسيل
تو درياي مديترانه باشه

00:17:42.195 --> 00:17:45.756
مثل يه زنبور عسل کوچيکه که
با سرعت تو اين چرخه حرکت مي‌کنه

00:17:45.866 --> 00:17:49.199
همچنان که به سمت شمال کشيده ميشه
از اينکه داخل آب‌هاي گرمه خوشحاله

00:17:50.904 --> 00:17:57.241
من خوشحال ميشدم که جنوبگان را به عنوان
يک محيط ايستا و يکپارچه ببينيم

00:17:57.344 --> 00:18:02.907
يک محيط يکپارچه‌ي يخي , به شکلي که
مردم گذشته اون رو ميديدن

00:18:03.016 --> 00:18:07.510
اما حالا تفکرات آسوده‌ي ما در
مورد جنوبگان تموم‌ شده.

00:18:07.621 --> 00:18:11.182
حالا ما اون رو به عنوان يک موجود زنده‌ي
در حال حرکت مي‌بينيم

00:18:11.358 --> 00:18:17.319
که تغيير بوجود مياره و اون تغيير
به بقيه‌ي دنيا فرستاده ميشه

00:18:17.430 --> 00:18:22.458
احتمالاً در پاسخ به اون چيزهايي که دنيا
داره به جنوبگان ميفرسته

00:18:22.569 --> 00:18:26.300
قطعاً در عميق‌ترين سطح،
اين قضيه ترسناک ميشه که

00:18:26.406 --> 00:18:30.035
ببينيم چه بر سر اين عزيزان مياد
وقتي يکبار به سمت شمال بيان.

00:18:43.290 --> 00:18:47.590
<i>اگر مردان سفر شکلتون به زندگي ديگري برگردند</i>
<i>با چه محيطي </i>

00:18:47.694 --> 00:18:50.094
<i>مواجه خواهند شد؟</i>

00:18:54.668 --> 00:18:58.502
<i>شکلتون که اينجا مي‌بينيدنش</i>
<i>احتمالاً در نهايت به قطب مي‌رسد</i>

00:18:58.605 --> 00:19:02.268
<i>جستجويي که مجبور بود تنها</i>
<i>صد مايل مانده به آن،رهايش کند</i>

00:19:04.711 --> 00:19:07.271
<i>آيا هيچ يخي باقي خواهد بود؟</i>

00:19:07.380 --> 00:19:11.578
<i>آيا مجبور خواهد بود تا يک</i>
<i>جنوبگان مصنوعي را در يک استوديو بسازد؟</i>

00:19:11.685 --> 00:19:15.485
<i>و تلاش کند تا مسيرش را در ميان</i>
<i>توده يخ‌هاي کاغذهاي مچاله پيدا کند؟</i>

00:19:26.599 --> 00:19:31.366
<i>آيا تنها راه چاره‌ي مدرن‌مان</i>
<i>ساختن يخ با دستگاه‌ها خواهد بود؟</i>

00:19:32.238 --> 00:19:34.900
اين فراستي پسره. اينجا داخل مک‌-موردو.

00:19:35.008 --> 00:19:38.637
يه چيزي شبيه به بستني تو اين مناطقه و
و واقعاً موفقيت بزرگيه

00:19:38.745 --> 00:19:43.842
همه عاشقش هستن و چيزيه که هر روز
سه يا چهار بار ميرن سراغش

00:19:43.950 --> 00:19:47.750
و يه قالبي از بستني داره اما
به طور کامل بستني نيست.

00:19:49.055 --> 00:19:53.788
گريه زاري زيادي اينجا در مک-موردو
اتفاق ميفته وقتي که اين فراستي از کار ميفته

00:19:55.462 --> 00:19:56.724
خبر بديه

00:19:56.830 --> 00:20:03.099
کلمات زيادي در سرتاسر مک‌-موردو وقتي اين
فراستي پسر از کار ميفته در حال چرخشن

00:20:03.203 --> 00:20:05.068
واقعاً چيز خوبيه.

00:20:06.840 --> 00:20:10.901
<i>از شروع اولين روز ما فقط مي‌خواستيم</i>
<i>تا از اين محل بيرون برويم</i>

00:20:12.679 --> 00:20:18.379
<i>مک‌-مورود کنترل کامل امکانات مسکن،
ايستگاه راديويي خودش،</i>

00:20:18.485 --> 00:20:25.288
<i>يک سالن بولينگ و جاه‌طلبي‌هايي نظير</i>
<i>يک استوديوي ايروبک و کلاس‌هاي يوگا دارد.</i>

00:20:26.960 --> 00:20:29.019
<i>حتي يک دستگاه خودپرداز نيز دارد</i>

00:20:31.264 --> 00:20:36.827
<i>به علت تمام اين دلايل، من ميخواستم تا</i>
<i>هرچه زودتر که ممکن است وارد زمين بيرون شوم</i>

00:20:41.007 --> 00:20:46.138
<i>اما قبل از آنکه بتوانيم انجامش دهيم</i>
<i>براي تمام ساکنين مک‌-موردو اجباري است تا</i>

00:20:46.246 --> 00:20:50.478
<i>به مدرسه‌ي بقاء بروند قبل از</i>
<i>آنکه اجازه داده شود تا آنجا را ترک کنند</i>

00:20:55.288 --> 00:20:59.054
<i>اين دو روز تمرين، </i>
<i>گردشگر خوشحال ناميده ميشود</i>

00:21:09.636 --> 00:21:14.437
<i>دانش‌آموزان ساختن کلبه‌ها و </i>
<i>سنگرهاي بقاء را مي‌آموزند</i>

00:21:14.541 --> 00:21:19.501
<i>خبر بد اين است که شب‌هنگام</i>
<i>مجبوريد در ساخته‌ي خودتان بخوابيد</i>

00:21:19.679 --> 00:21:23.672
تا وقتي که با 10 تا انگشت دست و 10تا انگشت
پا کار رو تموم کنم، مشکلي نيست

00:21:38.398 --> 00:21:39.865
اوه. شرمندم.

00:21:39.966 --> 00:21:42.958
ما فقط بايد خودمون رو در قالب دو گروه
متفاوت جدا کنيم

00:21:43.169 --> 00:21:48.630
ما اين گروه رو اينجا در مورد جريان
اون وسيله‌ي آتش‌زا آگاه مي‌کنيم

00:21:48.741 --> 00:21:51.369
و بعدش بر ميگرديم و براي بقيه در مورد

00:21:51.478 --> 00:21:54.879
سطل سفيد روي سر توضيح خواهيم داد

00:21:54.981 --> 00:21:59.680
در اصل سعي ميکنيم شرايطي بوجود بياريم که
قادر به ديدنش نيستيم

00:21:59.786 --> 00:22:05.281
باد خيلي شدت داره، برف شروع به وزيدن مي‌کنه
و به شدت سرده.

00:22:05.391 --> 00:22:10.624
پوست‌ در معرض اين شرايط ممکنه دقيقاً
ايجاد سرمازدگي آني کنه

00:22:10.730 --> 00:22:14.393
بادها خيلي شديد هستند
مي‌تونيد به سادگي از موضع خودتون بيرون بياين

00:22:14.501 --> 00:22:19.200
بايستين و باد شما رو ميبره.
قابليت ديد تقريباً وجود نداره

00:22:19.405 --> 00:22:20.963
نمي‌تونيد پرچم به پرچم چيزي ببينيد و

00:22:21.074 --> 00:22:24.510
و ممکنه قابليت ديدن دست خودتون رو
در جلو صورت‌تون نداشته باشين.

00:22:24.611 --> 00:22:28.240
از اين رو چيزي که ما ميخوايم در قالب
يک شبيه‌ساز انجام بديم

00:22:28.348 --> 00:22:34.116
يک سطل ساختگيه تا شرايط
سفيد بيرون رو شبيه‌سازي کنه

00:22:34.220 --> 00:22:37.383
جايي که من حتي صداي خودم رو
به ندرت ميشنوم

00:22:37.490 --> 00:22:40.625
شما نمي‌تونيد حتي صداي
من رو بشنويد و قطعاً در

00:22:40.626 --> 00:22:43.827
حال حاضر من هم نمي‌تونم
هيچکدوم از شما رو ببينم

00:22:46.799 --> 00:22:48.994
خب اين کل ايده‌ي پشت
سطل روي سره.

00:22:49.102 --> 00:22:53.436
اينه که شبيه‌ساز يک محيط سفيد باشه و
کاملاً به خوبي کار مي‌کنه

00:22:54.574 --> 00:22:57.805
خب بعضي از پارامترها
اين خواهد بود که

00:22:57.911 --> 00:23:00.345
ما از داخل کلبه‌ي يخي شروع خواهيم کرد

00:23:00.446 --> 00:23:02.505
و فرض ميکنيم من گفتم که مي‌خوام برم دستشويي
و در واقع همين کار رو هم کردم

00:23:02.615 --> 00:23:06.210
من نياز داشتم که برم دستشويي و رفتم
حب من رفتم بيرون.

00:23:06.319 --> 00:23:08.651
حالا براي يه مدت زمانيه که
رفتم

00:23:08.755 --> 00:23:12.452
ميدونين مثل 10 يا 15 دقيقه يا يکهو
20دقيقه. شما اينطوري ميشين که

00:23:12.559 --> 00:23:15.756
اول از همه، شکلات کجاست؟ و دوم:
کوين کجا است؟

00:23:16.329 --> 00:23:18.559
- با ما هستي؟ شماره يک؟
- شماره يک بيرونه.

00:23:19.332 --> 00:23:24.269
<i>هدف مشخص است.</i>
<i>يافتن تعليم دهنده، در کنار دستشويي بيروني</i>

00:23:24.370 --> 00:23:26.736
شماره دو بيرونه

00:23:26.839 --> 00:23:29.706
شماره سه بيرونه. شماره سه بيرونه

00:23:29.809 --> 00:23:32.972
خيلي خب شماره يک، تو مجبوري که در
جهت ساده‌ي مشخص قدم برداري...

00:23:33.079 --> 00:23:35.775
و من...
يه طناب براي من بکش.

00:23:35.882 --> 00:23:37.110
شماره چهار بيرونه

00:23:37.617 --> 00:23:41.815
<i>به نظر خيلي خوب مي‌آيد، به نظر مي‌رسد</i>
<i>آنها در جهت صحيح حرکت مي‌کنند..</i>

00:23:42.021 --> 00:23:43.181
پنج بيرونه.

00:23:44.057 --> 00:23:45.251
شش بيرونه

00:23:45.792 --> 00:23:51.321
<i>اما البته خيلي زود سکاندار تغيير جهت ميدهد</i>
<i>و همه را با خود مي‌کشد</i>

00:24:13.786 --> 00:24:16.653
- يه نفر طناب رو بکشه..
- کسي اين بيرون هست؟

00:24:16.756 --> 00:24:18.383
اين بيرون... شماره3 اينجا است

00:24:20.760 --> 00:24:23.729
- تو کجايي شماره2؟
- پيداش کنين

00:24:54.227 --> 00:24:57.287
- ما اون يارو رو پيدا کرديم؟
- نه

00:25:02.502 --> 00:25:03.628
شماره يک، خيلي خب فکر کنم
بايد از اين سمت بريم

00:25:03.736 --> 00:25:06.967
از اينور بياين دنبال من بچه‌ها.. از اينور..

00:25:08.474 --> 00:25:10.442
صبر کن صبر کن.

00:25:11.577 --> 00:25:14.171
قسمتي از چيزي که ما ميخوايم اينجا انجام بديم
به نوعي يه فرصت آموختنه

00:25:14.280 --> 00:25:16.373
ببينم که اونا بفهمن چه کاري انجام دادن

00:25:16.482 --> 00:25:19.144
به کلبه برگردن و با يک نقشه‌ي جديد
بيا بيرون.

00:25:19.252 --> 00:25:23.382
يا اينکه اونا همينطوري به رفتن پايين ادامه ميدن و
اين پديده‌ خطاي زنجيره‌اي بحساب مياد

00:25:23.489 --> 00:25:25.548
جايي که يک اشتباه به
اشتباهي ديگه‌اي منجر ميشه

00:25:25.658 --> 00:25:28.320
و به سومين خطا ميرسه و
و اين طوري خيلي بد ميشه.

00:25:29.028 --> 00:25:30.791
کي داره اين خط رو ميکشه؟

00:25:30.897 --> 00:25:32.228
<i>- من</i>
<i>- شماره يک</i>

00:25:32.332 --> 00:25:35.358
<i>شماره يک، اونو نکش. اون خطيه که به
کلبه برميگرده</i>

00:25:35.468 --> 00:25:38.096
- من انتها رو دارم
- باشه. برگرديم به کلبه؟

00:25:38.271 --> 00:25:39.738
- برگرديم به کلبه
- برگرديم به کلبه

00:25:42.709 --> 00:25:45.269
<i>اما بجاي آنکه مرد انتهاي طناب</i>

00:25:45.378 --> 00:25:47.539
<i>همه را به سوي داخل بکشد،</i>

00:25:47.680 --> 00:25:50.581
<i>ناخودآگاه کاملاً برعکس حرکت مي‌کنند</i>

00:25:51.217 --> 00:25:54.846
<i>- شماره2 اينجا است. شماره3 اينجا است</i>
<i>- شماره3 اينجا است</i>

00:25:54.954 --> 00:25:56.216
<i>شماره چهار؟</i>

00:25:57.590 --> 00:26:01.082
<i>- به سمت خورشيد.</i>
<i>- نه. نه به سمت خورشيد</i>

00:26:01.361 --> 00:26:03.295
<i>- چپ</i>
<i>- بايد بريم چپ</i>

00:26:03.529 --> 00:26:05.394
<i>چپ. چپ بمون</i>

00:26:05.498 --> 00:26:08.558
<i>ما نمي‌دونيم اون چطوري ايستاده پس
شايد چپ براي اون يه سمت ديگه باشه</i>

00:26:09.302 --> 00:26:10.599
<i>- درسته
- شماره2</i>

00:26:11.037 --> 00:26:12.937
<i>- خيلي خب شماره يکم
من اينجام</i>

00:26:13.039 --> 00:26:18.033
<i>براي بيشتر وقت‌مان در اينجا</i>
<i>ما کارت‌پستال‌هاي زيباي شرايط آب‌وهوايي داشتيم</i>

00:26:19.746 --> 00:26:25.343
<i>اين ناراحت‌کننده بود زيرا من از آفتاب روي</i>
<i>پوستم و نگاتيو سلولوئيد منزجر ميشدم</i>

00:26:28.254 --> 00:26:34.318
<i>خب اين قضيه تقريباً به عنوان تسکيني شد </i>
<i>که چند روز بعد، شرايط آب‌وهوايي به ناگاه تغيير کرد</i>

00:26:47.106 --> 00:26:52.544
<i>طوفان خيلي زود فروکش کرد و ما قادر بوديم
تا براي اولين بار براي ترک مک‌-موردو اقدام کنيم</i>

00:26:55.615 --> 00:27:01.576
<i>ما روي ماشين‌هاي برفي بوديم و روبروي‌مان</i>
<i>مايل‌ها و مايل‌ها از اقيانوس يخ‌زده بود</i>

00:27:03.890 --> 00:27:06.408
<i>ما داشتيم به سمت يک کمپ زميني
متعلق به دانشمنداني

00:27:06.409 --> 00:27:08.623
<i>که در حال مطالعه‌ي فک‌ها
بودند حرکت ميکرديم</i>

00:27:12.799 --> 00:27:14.733
<i>شگفت‌آور بود که در نظر داشتيم</i>

00:27:14.834 --> 00:27:19.271
<i>که تنها حدود دو متر زير پاي ما</i>
<i>گستره‌ي درياي راس قرار داشت</i>

00:28:17.029 --> 00:28:20.521
<i>دانشمندان در اينجا </i>
<i>منحصراً به</i>

00:28:20.633 --> 00:28:23.431
<i>چرخه‌ي تغزيه اين فک‌‌هاي وِدل علاقه‌مند بودند</i>

00:28:24.403 --> 00:28:26.394
<i>تنها چند هفته بعد،</i>

00:28:26.639 --> 00:28:32.238
<i>توله‌ها به سرعت رشد مي‌کنند در حاليکه</i>
<i>مادرها در حدود 40درصد وزن بدنشان را از دست ميدهد</i>

00:28:44.524 --> 00:28:51.596
<i>گذاشتن کيسه روي سر فک، حيوان را</i>
<i>آرام مي‌کند تا دانشمندان نمونه شير را استخراج کنند</i>

00:29:06.145 --> 00:29:09.637
<i>خب اين به طور کامل يه گروه شگفت‌انگيز از</i>
<i>جانورها براي کار کردنن</i>

00:29:09.916 --> 00:29:13.079
<i>در فک‌هاي ودل بويژه،</i>
<i>مي‌تونيد ببينيد که اونها خيلي بزرگن</i>

00:29:13.185 --> 00:29:16.712
خيلي قوي هستن و تا حالا به ما
اجازه دادن تا روشون کار کنيم

00:29:16.822 --> 00:29:19.757
اونها خيلي پرتکاپو نيستن و
خيلي ترسو هستند

00:29:19.859 --> 00:29:24.262
حتي وقتي اونا داخل کيسه يا تور هستن و
و شروع به تقلا کردن ميکنن،

00:29:24.363 --> 00:29:26.456
وقتي رهاشون ميکنين، دراز ميکشن

00:29:26.566 --> 00:29:29.467
اون مادر که پشت سر ماست
همونه که تازه روش کار ميکرديم

00:29:29.569 --> 00:29:31.264
و حالا به همراه‌ توله‌اش خيلي آروم دراز کشيده

00:29:31.370 --> 00:29:34.305
توله‌هايي داريم که بعد از اينکه رهاشون ميکنيم
به فاصله‌ي چند دقيقه شروع به شير خوردن مي‌کنند

00:29:34.440 --> 00:29:39.400
حتي با اينکه اونها يه کم تو
درک اين مسئله آشفته ميشن

00:29:39.512 --> 00:29:43.107
خيلي راحت بهبود پيدا ميکنن و
به نظر مياد بعد از اين اتفاق خيلي معمولي رفتار ميکنن

00:29:43.215 --> 00:29:48.414
و واقعاً بهترين شرايط براي ما اينه که يک
نمونه حيواني داشته باشيم که بتونيم روشون کار کنيم

00:29:48.521 --> 00:29:53.288
که از کاري که داره روشون انجام ميشه
آشفته نشن

00:29:53.392 --> 00:29:54.586
يعني رفتار غيرطبيعي انجام بدن

00:29:54.694 --> 00:29:59.188
<i>چون ما مي‌خوايم بدونيم اين حيوون‌ها
تو اين شرايط چطور بقاء پيدا مي‌کنند</i>

00:30:03.035 --> 00:30:06.562
<i>در يک آزمايشگاه روي زمين</i>
<i>در مجاورت خانه‌ي حيوانات</i>

00:30:06.672 --> 00:30:08.765
<i>آنها نمونه‌هاي شير را آماده مي‌کنند</i>

00:30:08.874 --> 00:30:13.038
<i>که شايد باعث پيدايش بصيرتي براي</i>
<i>از دست دادن وزن انسان شود</i>

00:30:13.212 --> 00:30:17.740
اين تازه جمع‌آوري شده..هنوز از حرارت بدن حيوان
گرمه...و اگه ببينيد

00:30:18.651 --> 00:30:20.619
ببينيد مث...تقريباً...
تقريباً مثل واکس شمع‌سازي ميمونه

00:30:20.720 --> 00:30:25.851
واقعاً يه چيز ديگه است و اگه بزارم که
سرد بشه، واقعاً خيلي چسبناک ميشه

00:30:25.958 --> 00:30:29.951
من قادر نخواهم بود که در کل اينقدر سردش کنم
الان در دماي بدن قرار داره.

00:30:31.330 --> 00:30:34.595
شير فک‌هاي ودل در حدود
45درصد چربي و حدود

00:30:34.700 --> 00:30:39.899
60‌تا 65درصد ماده‌ي خشک داره

00:30:40.006 --> 00:30:41.200
ميزان پروتئين خيلي بالايي داره

00:30:41.340 --> 00:30:45.071
حدود 10تا 12درصد پروتئين داره و
هيچ لاکتوزي رو شامل نميشه

00:30:45.311 --> 00:30:46.471
که واقعاً خيلي غيرمعموليه.

00:30:47.713 --> 00:30:50.045
و خيلي چيزها در مورد اين مکان
وجود داره که غيرمعمولي هستن

00:30:50.149 --> 00:30:55.644
و يکي از چيزهايي که من دريافتم خيلي
شگفت‌آوره اينه که چقدر اينجا آروم ميشه

00:30:55.755 --> 00:30:56.949
آرام‌ترين مکانه.

00:30:57.056 --> 00:30:59.923
وقتي باد تموم ميشه، وقتي
ديگه بادي نيست

00:31:00.026 --> 00:31:02.551
نيمه‌شب بيدارت ميکنه چون
ديگه بادي وجود نداره

00:31:02.662 --> 00:31:03.993
و هيچ صدايي در کل وجود نداره.

00:31:04.096 --> 00:31:06.963
اگه بري بيرون روي يخ،
مي‌توني صداي قلب خودت رو بشنوي

00:31:07.066 --> 00:31:08.090
اينکه چطور هنوز وجود داره

00:31:08.200 --> 00:31:10.668
و مي‌توني صداي...
مي توني صداي ترک‌خوردن يخ رو بشنوي

00:31:10.770 --> 00:31:13.864
و يه صداييه شبيه به اينکه کسي پشت سرت داره
قدنم برميداره ولي فقط يخه

00:31:13.973 --> 00:31:17.704
يه جورايي،ميدونيد،اين ترک‌هاي کوچک حاصل از فشار
هميشه در حال حرکت هستند

00:31:17.877 --> 00:31:19.777
چون در واقع ما اينجا هستيم.
ما روي اقيانوس هستيم.

00:31:19.879 --> 00:31:24.043
ما رو زمين جامد نيستيم و شما
مي‌تونيد صداي فک‌ها رو بشنوين

00:31:24.150 --> 00:31:26.744
<i>مي‌تونيد صدا زدن فک‌ها رو بشنوين</i>
<i>و اين شگفت‌انگيز ترين صدا است</i>

00:31:26.886 --> 00:31:29.446
<i>اونا اين صداهاي غيرطبيعي رو در ميارن</i>

00:31:29.588 --> 00:31:31.021
<i>(</i>SEAL CALLING)

00:31:31.891 --> 00:31:34.382
<i>مث، نمي‌دونم، مث پينک‌فلويد يا</i>
<i>يه همچين چيزي صدا مي‌کنن</i>

00:31:34.493 --> 00:31:37.553
<i>مثل پستانداران صدا در نميارن</i>
<i>و قطعاً مثل حيوانات هم صدا نمي‌کنند</i>

00:31:39.031 --> 00:31:42.000
ميتونم اينو بگم که واقعاً اين صداها از اين دنيا بيرونه

00:31:50.409 --> 00:31:52.639
<i>شما به اينکه يه سطح جامده</i>
<i>عادت مي‌کنيد</i>

00:31:52.745 --> 00:31:56.442
و يه جورايي تو ذهن‌تون فکر مي‌‌کنيد که
روي زمين هستين و به طور ناگهاني

00:31:56.549 --> 00:31:58.540
يه صدايي ميشنوين
صدايي که داره از کف مياد.

00:31:58.651 --> 00:32:02.280
- شما صداي سوت و ضربه‌ها رو ميشنوين
- و غرش‌ها

00:32:02.388 --> 00:32:03.912
و غرش‌هايي که ميان و ....

00:32:04.023 --> 00:32:06.583
و در‌مي‌يابين که يه دنياي درست و حسابي
زير پاهاي شما قرار داره

00:32:06.692 --> 00:32:10.492
اينکه فک‌ها دارن پايين شما زير يخ
حرکت مي‌کنن، رقابت ميکنن و ميجنگن

00:32:10.596 --> 00:32:14.430
زماني که داخل يک کلبه خوابيدين يا
دارين تو يه آزمايشگاه تو يه کلبه کار مي‌کنين

00:32:15.601 --> 00:32:17.865
<i>(</i>SEALS CALLING)

00:33:28.073 --> 00:33:32.567
<i>ما خيلي زود به دنياي بدون روح</i>
<i>مک‌-موردوي امروزي بازگشتيم</i>

00:33:34.146 --> 00:33:39.413
<i>ديويد پاچکو در تعميرات و ساخت و ساز به عنوان</i>
<i>يک لوله‌کش ماهر کار ميکند</i>

00:33:40.286 --> 00:33:42.914
<i>او به ميراثي که دارد افتخار مي‌کند</i>

00:33:43.022 --> 00:33:47.220
<i>او از يک طرف آپاچي است اما</i>
<i>ادعا مي‌کند از تبار ديگري است</i>

00:33:47.960 --> 00:33:54.490
اين خنده‌داره اما من دست‌هام رو ميارم جلو
و اونها خيلي منحصر بفردن

00:33:56.101 --> 00:33:58.934
و دکتري که منو جراحي کرد
بهم گفت که

00:33:59.038 --> 00:34:03.372
که اين قضيه متعلق به خانواده‌ي سلطنتي
آزتک و اينکا است

00:34:03.475 --> 00:34:09.880
و يک انسان‌شناس هم به من اينو گفت که
يکي از دختران ما هم خيلي شبيه به اينه

00:34:09.982 --> 00:34:12.280
اما من هرجايي ميرم
تا سعي کنم يه نفر رو پيدا کنم.... ميبينيد؟

00:34:12.384 --> 00:34:14.784
و ميتونم برشون گردونم تا اگه
شما ميخوايد از اين سمت هم ببينيد

00:34:14.887 --> 00:34:18.015
اين خيلي منحصر بفرده. اين خط اينجا

00:34:18.123 --> 00:34:24.323
و من احساس باوقاربودن داشتم وقتي بهم گفتن
که اين قضيه از خانواده‌هاي سلطنتي سرخپوست‌ها مياد

00:34:24.430 --> 00:34:29.458
وقتي داري کار مي‌کني کدوم انگشت‌ها
براي کار يا اشاره‌کردن بهتره؟

00:34:29.568 --> 00:34:31.263
نميدونم بايد اينو بگم...اين خيلي خنده داره

00:34:31.370 --> 00:34:35.466
اما قبلاً در مدرسه من گچ رو
با اين نميگرفتم و

00:34:35.574 --> 00:34:38.543
و قبلاً با اين اشاره ميکردم و
و اونها پدرم رو صدا ميکردن و

00:34:38.644 --> 00:34:40.043
ميگفتن: اون پسر بدي بود!

00:34:40.145 --> 00:34:42.773
اما من هنوز عادت اشاره کردن
به اون شکل رو دارم

00:34:42.915 --> 00:34:46.112
من قفسه سينه‌ي بزرگي دارم و
اون جراح نميتونست کيسه صفرام رو پيدا کنه

00:34:46.218 --> 00:34:51.952
يه قفسه سينه بزرگ مثل اونايي که آزتک‌ها داشتن
دارم و گمون کنم....

00:34:54.159 --> 00:34:57.019
اگه ميتونيد به جنوبگان
بياين، لطفاً بياين.

00:34:57.020 --> 00:35:00.723
بعلاوه اينکه از گرم شدن کره
زمين آگاه باشين...اين واقعيه

00:35:00.833 --> 00:35:07.568
من يه فرد سبزم. اونقدر سبزم که در توانم هست
من خونه‌هاي خشتي و خونه‌هاي خورشيدي ميسازم.

00:35:07.673 --> 00:35:14.636
من وقتي برميگردم خونه هم يه پيمانکارم و اين
براي يه اقليت کوچک سخته که انجامش بدن اما...

00:35:19.518 --> 00:35:22.817
<i>(</i>SPEAKING SPANISH)

00:35:56.221 --> 00:35:59.588
روح، آتشي از نياکان من

00:36:14.373 --> 00:36:18.935
<i>ماجراجويي بعدي ما را 85کيلومتر</i>
<i>ديگر روي اقيانوس يخ‌زده برد</i>

00:36:26.085 --> 00:36:30.419
<i>ما از جزيره‌ي راس به سمت</i>
<i>جنوبگان مرکزي در حال حرکت بوديم</i>

00:36:32.358 --> 00:36:35.293
<i>فضاي خالي بين اين قله‌ها</i>

00:36:35.394 --> 00:36:39.194
<i>بزرگتر از اندازه‌ي</i>
<i>قاره‌ي آمريکاي شمالي است</i>

00:36:40.366 --> 00:36:46.066
<i>وسعت اصلي آن با لايه‌ي يخي به</i>
<i>ضخامت 2750متر پوشانده شده است</i>

00:36:48.073 --> 00:36:49.870
<i>ما به سمت نيو هاربور در حال حرکت بوديم</i>

00:36:49.975 --> 00:36:55.003
<i>يک کمپ غواصي</i>
<i>که در خط ساحلي اقيانوس قرار داشت</i>

00:36:55.114 --> 00:36:58.106
<i>در سمت راست درياي يخ زده است</i>
<i>جايي که آنها غواصي مي‌کنند‌</i>

00:36:58.250 --> 00:37:01.310
<i>کمپ، خودش در زمين استوار ساخته شده</i>

00:37:10.095 --> 00:37:15.294
<i>ما توسط دوستمان هنري کايسر يک نوازنده و</i>
<i>متخصص غواصي خوش‌آمدگويي شديم</i>

00:37:15.401 --> 00:37:19.565
<i>که فيلم زير آب‌اش</i>
<i>مرا به اينجا آورد.</i>

00:37:20.906 --> 00:37:25.070
<i>ما در زمان مناسبي رسيديم و </i>
<i>مستقيماً به اين پناهگاه آمديم</i>

00:37:25.177 --> 00:37:29.614
<i>که از يک سوراخ مخصوص غواصي در کنار</i>
<i>کمپ نيو هابر محافظت مي‌کند</i>

00:37:31.817 --> 00:37:36.015
<i>سام بازر رييس تيم</i>
<i>علمي زميني است</i>

00:37:36.655 --> 00:37:39.351
<i>ما او را در حالتي افسرده پيدا کرديم</i>

00:37:39.458 --> 00:37:42.256
<i>سم بازر، اين براي تو
يه روز مخصوصه؟</i>

00:37:45.364 --> 00:37:47.525
خب فکر مي‌کنم

00:37:47.633 --> 00:37:51.160
هرکسي وقتي به يه نقطه‌اي رسيد
بايد توقف کنه

00:37:51.270 --> 00:37:54.671
جايي که اون کاري که ميخواستن انجام بدن،
انجام دادن.

00:37:54.773 --> 00:37:58.140
و امروز احتمالاً آخرين غواصي جنوبگان من
خواهد بود، فکر کنم.

00:37:58.243 --> 00:37:59.335
فکر مي‌کنم ما چيزي که ميخواستيم
بدست آورديم..

00:37:59.445 --> 00:38:03.074
حداقل من به اون چيزي که اينجا ميخواستم
انجام بدم دست پيدا کردم

00:38:03.182 --> 00:38:08.984
و فکر کنم وقتشه که توپ رو براي نسل بعدي
زيست‌شناسان پاس بدم.

00:38:09.088 --> 00:38:11.249
خب يه جورايي يه روز مخصوصه.

00:38:12.391 --> 00:38:16.191
<i>من شنيدم که او همچنين يکي از</i>
<i>طرفداران پروپاقرص مباحث علمي‌-تخيلي است</i>

00:38:16.295 --> 00:38:19.856
مخلوقاتي که اين پايين هستن
اونها مث مخلوقات علمي‌-تخيلي ميمونن

00:38:19.965 --> 00:38:25.267
يه جوري ترتيب داده شدن که ميتونن شما رو
با لکه‌هاي کوچک ببلعند.

00:38:26.171 --> 00:38:29.800
اما ناجورتر از نوع کلاسيک لکه‌هاي علمي-تخيلي هستن

00:38:29.908 --> 00:38:32.001
اين‌ها ريشه پيچک‌هايي دارن که
که شما را بدام ميندازن

00:38:32.111 --> 00:38:34.341
و همين که بيايد تا از شرشون خلاص شين

00:38:34.446 --> 00:38:37.813
با حرکات خودتون، بيشتر و بيشتر به دام ميفتين

00:38:37.916 --> 00:38:41.545
و بعد از اينکه عصباني و ناراحت شدين و
خسته شدين

00:38:41.987 --> 00:38:46.447
اين مخلوقات شروع ميکنن و ميان داخل و
شما رو از هم جدا ميکنن!

00:38:46.558 --> 00:38:48.492
خب اين يه مثالي از اين
مخلوقاته

00:38:48.594 --> 00:38:52.086
يه گونه‌هاي ديگري از چيزهاي کرم‌مانندي
هستن که آرواره‌هاي وحشتانکي دارن

00:38:52.831 --> 00:38:56.665
و دندون‌ها و فقط گاز ميگيرن
تا گوشت شما رو پاره کنن

00:38:57.803 --> 00:39:02.240
اين واقعاً خشونته.
يه جهان که به طرز وحشيانه‌اي خشنه که‌

00:39:02.341 --> 00:39:07.108
براي ما نامفهومه.
ما در روکشي از نئوپرن (پلاستيک) قرار گرفتيم

00:39:07.212 --> 00:39:09.737
ميدونيد و ما خيلي بزرگتر از اون جهانيم

00:39:09.982 --> 00:39:12.644
پس اين زياد روي ما تاثير نميگذاره
اما اگه کوچيک ساخته ميشدين

00:39:12.751 --> 00:39:17.347
بصورت کوچک تو اون جهان بودين,
يه مکان وحشتانکي براي قرار گرفتن بود. واقعاً وحشتناک

00:39:17.956 --> 00:39:20.550
<i>و اين جهاني است که
قبل از انسان‌ها وجود داشته</i>

00:39:20.659 --> 00:39:24.288
آيا فکر مي‌کنيد که جدال انسان‌ها با
ديگر حيوانات اونها

00:39:24.396 --> 00:39:29.663
رو از اقيانوس‌ها فراري داده؟
و انسان‌ها روي خشکي خزيدن تا از اين مکان دور باشن؟

00:39:29.768 --> 00:39:33.295
بله من بدون شک فکر مي‌کنم که
اين دقيقاً نيرويي بوده که

00:39:33.405 --> 00:39:36.340
اتفاقات وحشتناک را پشت سر بگذاريم و
 ترک‌شون کنيم

00:39:36.508 --> 00:39:39.773
تا داخل مخلوفات بزرگتر رشد و تکامل
پيدا کنيم تا از

00:39:39.912 --> 00:39:44.008
از چيزي که واقعاً در مقياس ريز هست فرار کنيم يعني:
مقياس کوچک شده.

00:39:46.718 --> 00:39:47.810
بله

00:39:55.093 --> 00:39:58.995
<i>آب زير يخ منفي دو درجه سيلسيوس است</i>

00:40:02.834 --> 00:40:06.201
اين ما رو از سرما حفظ ميکنه.

00:40:16.481 --> 00:40:17.505
ميخواي بازش کنم؟

00:40:17.616 --> 00:40:19.015
- آره؟ آماده اي؟
- آره

00:40:36.201 --> 00:40:39.261
عمليات غواصي: ساعت الان...

00:40:40.272 --> 00:40:43.173
و من ساعت 2:30 دقيقه بهتون زنگ ميزنم.

00:40:52.384 --> 00:40:57.219
<i>براي من، غواصان مثل فضانوردانند</i>
<i>که در فضا غوطه‌ور هستند</i>

00:40:58.390 --> 00:41:01.917
<i>اما کار آنها بسيار خطرناک است</i>

00:41:02.060 --> 00:41:05.928
<i>آنها بدون طناب غواصي ميکنند</i>
<i>تا آزادي عمل بيشتري داشته باشند</i>

00:41:08.567 --> 00:41:11.001
<i>اما اينجا نمي‌توانيد به قطب‌نما رجوع کنيد</i>

00:41:11.103 --> 00:41:16.473
<i>اينجا بسيار به قطب مغناطيسي نزديک است</i>
<i>عقربه احتمالاً بطور کامل بالا يا پايين را نشان ميدهد</i>

00:41:18.477 --> 00:41:22.914
<i>به يک طريقي، شما بايد راه </i>
<i>برگشت به سمت حفره‌ي خروجي را پيدا کنيد</i>

00:41:23.015 --> 00:41:25.916
<i>يا اينکه زير سقفي از يخ بدام خواهيد افتاد</i>

00:43:38.150 --> 00:43:42.086
خب من يه سري مناطقي انتخاب کردم
که اين روزن‌داران درختي رو داشت.

00:43:42.187 --> 00:43:45.987
و اونها چيزايي هستن که در حال حاضر بهشون
علاقه‌منديم تا بفهميم که اونا گوشتخوارن يا

00:43:46.091 --> 00:43:50.494
که اونا مخلوقات ميگو مانند يا چند سلولي را
ميخورن يا نه

00:43:51.096 --> 00:43:55.396
و همچنين يه تعداد کمي توتيا پيدا کردم که
فکر مي‌کنم

00:43:55.500 --> 00:43:59.800
که اونها اون گونه‌اي هستند که
يک نوع کرم انگلي داخل مقعدشون زندگي ميکنه

00:43:59.938 --> 00:44:02.600
کاملاً يه کرم اسکارلت زيبا است.

00:44:02.707 --> 00:44:06.404
اما فکر مي‌کنم
احتمالاً اين روش وحشتناکي براي زندگي کردنه

00:44:12.484 --> 00:44:14.952
<i>دارم بهتون ميگم آقايون</i>
<i>علم موافقت کرده</i>

00:44:15.053 --> 00:44:17.749
<i>مگر اينکه يه کاري انجام بشه و </i>
<i>سريع هم انجام بشه، </i>

00:44:17.856 --> 00:44:23.158
<i>انسان به عنوان گونه ي قالب زنده بر زمين</i>
<i>ظرف يکسال منقرض خواهد شد</i>

00:44:25.997 --> 00:44:28.022
<i>سم بازر علاقه دارد تا فيلم‌هاي</i>

00:44:28.133 --> 00:44:31.762
<i>علمي‌-تخيلي روز قيامت را</i>
<i>به پژوهشگران نشان دهد</i>

00:44:33.805 --> 00:44:39.437
<i>بسياري از آنها شک‌هاي بزرگي براي</i>
<i>حضور طولاني ما روي اين سياره ابراز مي‌کنند</i>

00:44:40.812 --> 00:44:44.270
<i>آنها پيش‌بيني ميکنند، طبيعت
ما را پايين خواهد کشيد</i>

00:44:44.382 --> 00:44:48.182
<i>در خانه‌هايتان بمانيد، تکرار مي‌کنم</i>
<i>در خانه‌هايتان بمانيد</i>

00:44:48.286 --> 00:44:50.584
<i>امنيت شخصي‌تان، امنيت</i>
<i>کل شهر</i>

00:44:50.689 --> 00:44:55.058
<i>بستگي به همکاري کامل شما با</i>
<i>برنامه‌هاي نظامي دارد</i>

00:44:55.160 --> 00:45:01.099
<i>بله. شهرها، نسل‌ها، حتي خود تمدن</i>
<i>تهديد به نابودي شده است</i>

00:45:01.700 --> 00:45:04.328
<i>زيرا در يک لحظه از </i>
<i>خشونت حاصل از تاريخ</i>

00:45:05.036 --> 00:45:09.132
<i>غريزه، ديوانگي، حکمفرمايي</i>
<i>بهترين خلقت خودش را نوشته</i>

00:45:09.241 --> 00:45:12.301
<i>براي توليد در آن جهنم چرخان از</i>
<i>غبار راديواکتيو</i>

00:45:12.577 --> 00:45:17.605
<i>جايي که همه‌چيز بسيار وحشتناک</i>
<i>بسيار عذاب‌آور، بسيار شنيع است</i>

00:45:17.816 --> 00:45:21.013
<i>زبان از توصيف آن قاصر است</i>

00:45:27.926 --> 00:45:31.384
<i>ممکن است ما شاهدان به حقيقت پيوستن</i>
<i>پيشگويي‌هاي کتاب مقدس باشيم</i>

00:45:31.563 --> 00:45:35.090
<i>و تخريب و تاريکي جاي</i>
<i>خلقت را بايد بگيرد</i>

00:45:35.600 --> 00:45:38.364
<i>و جانوران بايد سلطنت جهان را در دست بگيرند</i>

00:45:38.470 --> 00:45:40.836
<i>بله، زمين آلوده شده</i>
<i>توسط دسته‌هاي زنبور..</i>

00:45:40.939 --> 00:45:44.898
<i>اين فقط يه تکه از گُله
بدنش يه جايي تو گل اونطرف‌ها مونده </i>

00:45:45.010 --> 00:45:48.502
<i>تمام چيزي که غواصان با خود</i>
<i>از کف اقيانوس آوردند</i>

00:45:48.613 --> 00:45:54.108
<i>چند قاشق پر از ماسه‌ي داراي </i>
<i>مخلوقات عجيب تک‌-سلولي است.</i>

00:45:54.219 --> 00:45:56.585
<i>که دانشمندان اينجا آنها را مطالعه مي‌کنند</i>

00:45:57.856 --> 00:46:03.226
<i>آنها به عنوان روزن‌داران درختي،
نخستين موجودات تک سلولي شناخته مي‌شوند</i>

00:46:04.663 --> 00:46:07.791
<i>شاخه‌هاي آنها به شکل درختان در مي‌آيد</i>

00:46:07.899 --> 00:46:12.427
<i>شاخه‌ها پاي کاذب بيرون مي‌دهند</i>
<i>پاي ميکروسکوپي دروغيني که</i>

00:46:12.537 --> 00:46:18.271
<i>دانه‌هاي ماسه را جمع‌آوري و در داخل پوسته محافظ</i>
<i>درون شاخه‌ها سوار مي‌کنند</i>

00:46:20.679 --> 00:46:24.274
<i>اينها پاهاي کاذبي هستند که
توسط روزن‌ها ترشح مي‌شوند</i>

00:46:24.382 --> 00:46:27.783
اونها نازک، دراز و طرح‌هاي پيچک‌ شکل دارند

00:46:29.321 --> 00:46:30.948
چيزي که انجام ميده اينه که بيدارش ميکنه

00:46:31.056 --> 00:46:34.822
<i>پاهاي کاذب رو بيرون ميفرسته و
هر ذره‌اي رو از داخل محيطش ميقاپه و</i>

00:46:34.926 --> 00:46:37.326
<i>اونا رو به سمت بدنش ميکشه</i>

00:46:38.730 --> 00:46:42.222
<i>يه طرح خاص در مورد روشي که اونا
ذرات رو دسته‌بندي ميکنن وجود داره</i>

00:46:42.367 --> 00:46:45.461
<i>اونها ميتونند ذرات اصلي رو از
همه‌چيز در محيط انتخاب کنند و</i>

00:46:45.570 --> 00:46:49.131
<i>و با اونا تموم مي‌کنن
اونا معمارهاي زيبايي هستن</i>

00:46:49.841 --> 00:46:53.368
اين ميتونه يه ظاهر اوليه از
هوش باشه؟

00:46:53.511 --> 00:46:57.174
- من اينو با دلواپسي فراواني ميگم
- بله من هم مجبورم با دلواپسي فراواني اينو بگم

00:46:57.282 --> 00:47:00.615
چون يه داستان‌هايي هست درباره‌ي

00:47:00.719 --> 00:47:04.246
<i>که چگونه اين ترکيبات زنده
اين مباحثه را درست مي‌کنند</i>

00:47:04.389 --> 00:47:06.516
براي مثال از قرن گذشته

00:47:06.625 --> 00:47:10.254
يه دانشمندي بوده که...
يه دانشمند بريتانيايي به نام هرون-آلن که..

00:47:10.362 --> 00:47:13.798
که ظاهراً در طول يکي از مباحثه‌ها

00:47:13.898 --> 00:47:16.628
که در يکي از انجمن‌هاي بريتانيا بوده

00:47:16.735 --> 00:47:20.068
به اين حقيقت اشاره ميکنه که
هر تعريفي از هوش

00:47:20.171 --> 00:47:25.199
که فرمول‌بندي شده ميتونه توسط اين
مخلوقات تک‌-سلولي انجام بشه.

00:47:27.278 --> 00:47:30.975
<i>بله، هوش حاشيه‌دار</i>
<i>در سطح تک سلولي</i>

00:47:31.182 --> 00:47:34.743
<i>منظورم اينه که اين نمايش يکي از بهترين</i>
<i>توانايي‌هاي ما است واقعاً</i>

00:47:34.919 --> 00:47:38.753
<i>طوري که اونها پوست خودشون رو مي‌سازند</i>
<i>تقريباً هنره.</i>

00:49:25.630 --> 00:49:30.329
<i>من متوجه شدم که غواصان </i>
<i> در روال خودشان، در کل زياد صبحت نمي‌کنند</i>

00:49:33.972 --> 00:49:37.567
<i>براي من، آنها همانند کشيش‌هايي بودند</i>
<i>که براي جنايت آماده مي‌شدند</i>

00:50:02.066 --> 00:50:07.197
<i>زير يخ، غواصان خودشان را در</i>
<i>واقعيتي جداگانه پيدا مي‌کنند</i>

00:50:07.572 --> 00:50:12.407
<i>جايي که فضا و زمان</i>
<i>بُعد عجيب جديدي بدست ميآورند</i>

00:50:12.544 --> 00:50:16.810
<i>آن‌ اندک کساني که اين جهان را در</i>
<i>زير آسمان يخي تجربه کرده‌اند</i>

00:50:17.315 --> 00:50:20.876
<i>اغلب از آن به عنوان </i>
<i>رفتن به داخل کليسا ياد مي‌کنند</i>

00:54:44.449 --> 00:54:49.716
<i>در بازگشت از دنياي عجيب زير آب،</i>
<i>دانشمندان نمونه‌ها را مطالعه مي‌کنند</i>

00:54:51.089 --> 00:54:55.958
<i>يکي از مهمترين پژوهشگران دنيا در زمينه‌ي خود</i>
<i>دکتر پاولفسکي </i>

00:54:56.060 --> 00:54:59.894
<i>دنباله‌ي دي.ان.اي روزن‌داران را مطالعه‌ مي‌کند</i>

00:54:59.997 --> 00:55:06.129
<i>چيزي که در مورد حقيقت يکي از سوالات اساسي</i>
<i>در مورد زندگي روي زمين مبهم به نظر ميآيد</i>

00:55:08.005 --> 00:55:12.635
<i>در روشي مشابه، کيهان‌شناسان براي</i>
<i>پيدا کردن مبدأ پيدايش جهان جستجو مي‌کنند</i>

00:55:12.977 --> 00:55:19.246
<i>دانشمندان در اينجا تکامل زندگي را تا</i>
<i>اولين قدم‌هايش رديابي مي‌کنند</i>

00:55:22.753 --> 00:55:27.247
<i>بعضي وقت‌ها بلوک‌هاي حاوي دنباله‌هاي</i>
<i>دي‌.ان. اي با همديگر مطابق ميشوند</i>

00:55:29.927 --> 00:55:33.954
جان، تو امروز تا اينجاي کار چه چيزي از
نمونه‌هايي که ما پيدا کرديم، پيدا کردي؟

00:55:34.065 --> 00:55:35.930
- سه نمونه جديد
- سه نمونه جديد

00:55:36.033 --> 00:55:38.524
سه نمونه جديد داخل ظرفه.
خيلي فوق‌العاده است.

00:55:38.636 --> 00:55:42.595
- اين از سايت رومئو است؟
- بله. از سايت رومئو است

00:55:42.707 --> 00:55:48.168
يه دونه نقره‌اي کوچيکه با دوتا درازمانند.
نمي‌دونيم چيه

00:55:48.279 --> 00:55:50.213
ما بايد دي‌.ان.‌اي رو هم انجام بديم.
ما چيزي نميدونيم.

00:55:50.314 --> 00:55:52.475
<i>اين لحظه‌ي بزرگيه؟</i>

00:55:53.251 --> 00:55:56.243
- بله. بله. اينطوره.
- بله. هر زماني شما

00:55:56.354 --> 00:55:59.812
شناخت اين نوع مخلوقات رو افزايش بدين
خيلي هيجان انگيزه.

00:55:59.924 --> 00:56:02.893
بله. اين خيلي خاص و ويژه است

00:56:11.869 --> 00:56:14.531
از تموم نوازندگان راک در سرتاسر دنيا عذر ميخوام

00:56:17.775 --> 00:56:21.233
<i>همين که اهميت اين کشف</i>
<i>غرق مي‌شود</i>

00:56:21.345 --> 00:56:26.544
<i>سم بازر و گروهش نقشه مي‌کشند تا</i>
<i>اين اتفاق را به روش خودشان جشن بگيرند</i>

00:56:29.720 --> 00:56:33.520
<i>آنها دارند براي کنسرت انتهاي شب</i>
<i>در هواي آزاد تمرين مي‌کنند</i>

00:57:30.715 --> 00:57:35.516
<i>بعد از آنکه هلي‌کوپتر ما را به</i>
<i>مک‌-موردو برگرداند</i>

00:57:35.987 --> 00:57:42.586
<i>هيچکسي بيرون نبود. ساعت آفتابي</i>
<i>ساعتي نزديک به 1 بامداد را نشان مي‌داد</i>

00:57:57.508 --> 00:58:02.639
<i>مثل شب نبود. بنابراين </i>
<i>ما نگاهي به اطراف انداختيم</i>

00:58:02.747 --> 00:58:08.549
<i>اين ساختار محجوب، براي مدتي حس</i>
<i>کنجکاوي مرا برانگيخت</i>

00:58:45.623 --> 00:58:50.617
<i>اينجا در ميان اين گوجه‌هاي نارس</i>
<i>ما به اين مرد جوان رسيديم.</i>

00:58:51.362 --> 00:58:53.660
<i>او چگونه به اين مکان رسيده است؟</i>

00:58:53.964 --> 00:58:57.297
آره. خب. ميدونيد من دوست دارم اينو بگم

00:58:57.401 --> 00:59:00.165
اگه شما هرکسي رو که بسته نشده بگيريد
اونها يه جورايي..

00:59:00.271 --> 00:59:02.398
به پايين اين سياره سقوط مي‌کنند..خب

00:59:02.506 --> 00:59:05.475
ميتونيد خب ما هم بسته نشده بوديم.
اين طوريه که اومديم اينجا. ميدونيد

00:59:05.576 --> 00:59:07.806
ما همه در پايان‌هاي سستي هستيم و
اينجا همه با هم هستيم.

00:59:07.912 --> 00:59:10.403
يادم مياد وقتي اولين بار
اومدم اينجا يه جورايي

00:59:10.514 --> 00:59:13.677
از حس شناخت افراد با علامت گذاري قبيله‌ايم
لذت ميبردم

00:59:13.784 --> 00:59:16.878
ميدونيد. اينطوري بودم:
<i>"هي، اونا افراد من هستن"</i>

00:59:16.987 --> 00:59:22.619
دکترها ظرف ميشورن و زبان‌شناسان
در يک قاره‌ي بدون زبان هستند.

00:59:22.727 --> 00:59:24.752
و اينم يه چيزيه. بله. خيلي خوبه.

00:59:24.862 --> 00:59:28.389
بله. مخصوصاً من در يک برنامه‌ي فارغ‌التحصيلي
بودم و ما تقسيم شده بوديم تا

00:59:28.499 --> 00:59:32.993
تا يه سري کارها با يکي از
کسايي که به عنوان

00:59:33.104 --> 00:59:37.336
سخنگوي زبان مادري شناخته ميشد انجام بديم.
يه فرد شايسته با زبان مادري

00:59:37.441 --> 00:59:40.410
يکي از زبان‌هاي مردم وينه‌باگو، يعني هو-چانگ

00:59:40.511 --> 00:59:42.502
فکر کنم اين طوري بود که اونا معرفيش ميکردن و...

00:59:42.947 --> 00:59:45.507
<i>براي کوتاه کردن يک داستان پيچيده</i>

00:59:45.616 --> 00:59:48.499
<i>او از ايدئولوژي‌هاي عصر جديد
که از</i> <i>ادعاهاي مسخره‌

00:59:48.500 --> 00:59:51.612
در مورد جادوي سياه و سفيد ساخته
شده اند</i>

00:59:51.722 --> 00:59:54.088
<i>و در دستور زبان اين زبان جاسازي شده اند فرار کرده</i>

00:59:56.494 --> 00:59:59.588
<i>از اين رو در اين روند احمقانه دانشگاه</i>

00:59:59.697 --> 01:00:02.928
<i>خيلي بهتر است بگذاريم زباني بميرد تا</i>
<i>آنکه آنرا حفظ کنيم</i>

01:00:04.769 --> 01:00:08.068
<i>او مجبوره بوده کل پژوهش دکترايش را نابود کند</i>

01:00:08.572 --> 01:00:11.939
خب فقط تصور کنيد حدود 90درصد

01:00:12.042 --> 01:00:15.341
زبان‌ها در طول عمر زندگي من
احتمالاً از بين ميرن

01:00:15.513 --> 01:00:17.378
اين تاثير فاجعه باري بر

01:00:17.748 --> 01:00:21.047
زيست‌بوم داره.
اينکه از اين نوع انقراض صحبت کنيم

01:00:21.152 --> 01:00:24.315
از لحاظ فرهنگي ما داريم در مورد
چيزهاي مشابهي حرف ميزنيم.منظورم اينه

01:00:24.422 --> 01:00:27.585
ميدونيد، اگه شما تمام

01:00:27.825 --> 01:00:31.386
ادبيات روسيه يا يه چيزي مثل اون رو از
دست بدين چي ميشه؟ اگه تمام زبان اسلاوي

01:00:31.495 --> 01:00:35.864
بردارين و فقط بندازينش دور، ميدونيد چي ميگم؟
و ديگه تولستويي وجود نداشته باشه؟

01:00:36.934 --> 01:00:41.132
<i>براي من مشخص شد که هنگامي که</i>
<i>ما با او در اين گلخانه صحبت ميکرديم</i>

01:00:41.238 --> 01:00:44.503
<i>احتمالاً سه يا چهار زبان از ميان رفته‌اند</i>

01:00:45.776 --> 01:00:49.234
<i>در تلاش ما براي حفظ نمونه‌هاي</i>
<i>در معرض خطر،</i>

01:00:49.346 --> 01:00:52.338
<i>بنظر ميرسيد ما از چيزي به همان مقدار</i>
<i>اهميت، چشم‌پوشي کرديم</i>

01:00:54.118 --> 01:00:58.384
<i>براي من، اين نشانه‌اي از</i>
<i>تمدني عميقاً آشفته است</i>

01:00:58.489 --> 01:01:03.449
<i>جايي که در آغوش گيران نهنگ‌ها و درختان</i>
<i>با عجيب‌بودنشان، قابل قبول هستند</i>

01:01:03.561 --> 01:01:07.327
<i>در همين حين، هيچکس آخرين سخنگويان يک</i>
<i>زبان را در آغوش نمي‌گيرد</i>

01:01:16.340 --> 01:01:20.333
<i>مک-‌موردو پر از شخصيت‌هايي </i>
<i>مانند زبان‌شناس ما است</i>

01:01:20.911 --> 01:01:25.245
<i>متل غم‌انگيز يکنواخت پر شده از کوريدرها</i>
<i>گمراه‌کننده است</i>

01:01:27.051 --> 01:01:31.988
<i>پشت هر در، يک نفر با داستاني</i>
<i>ويژه براي بيان وجود دارد</i>

01:01:35.359 --> 01:01:41.491
<i>تو دهه‌ي هشتاد، من يه کاميون آشغالي رو از</i>
<i>وسط آفريقا عبور دادم. از لندن تا نايروبي</i>

01:01:41.966 --> 01:01:45.732
<i>يه سفري بود. چهار ما داخل يک</i>
<i>کاميون آشغالي. وحشتناک بود</i>

01:01:45.836 --> 01:01:47.589
<i>تو موقعيت‌هاي بي‌شمارمون
ما تقريباً به...

01:01:47.590 --> 01:01:50.136
نمي‌دونم بگم مردن يا چيز ديگه
نزديک شديم ولي

01:01:50.241 --> 01:01:52.368
<i>به تنگناهايي رسيديم</i>
<i>جايي که</i>

01:01:52.476 --> 01:01:55.877
نمي‌دونستيم قراره ازش بيايم بيرون.
ميدونيد....

01:01:55.980 --> 01:01:58.949
ما توسط ارتش در اوگاندا دستگير شديم

01:01:59.049 --> 01:02:02.780
و رسماً ما را دزديدن و
ماشين برگردونده شد

01:02:02.887 --> 01:02:06.379
و داشتيم به انتبه برميگشتيم.
ما از اون يکي قسر در رفتيم

01:02:06.490 --> 01:02:12.156
داشتيم براي يه کشتي در وادي‌-حلفا
انتظار ميکشديم

01:02:12.563 --> 01:02:15.157
همون يکي که منفجر شد و 800نفر توش مردن

01:02:15.266 --> 01:02:17.962
خب، ما سوار اون نشديم و
از وسط يه صحرا عبور کرديم

01:02:18.068 --> 01:02:21.834
و اونجا گير کرديم. براي پنج روز گير کرديم.

01:02:22.273 --> 01:02:28.940
پنج روز با جون کندن و خزيدن با اون کاميون.
ما از ظروف استفاده مي‌کرديم.

01:02:29.046 --> 01:02:33.415
از ظروف غذا براي بستن روي تايرها
استفاده مي‌کردم

01:02:34.051 --> 01:02:37.885
هيچ آبي نداشتيم. و اون از تموم تانک‌هاي آب
براي گازوئيل استفاده کرده بود

01:02:37.988 --> 01:02:41.151
پس رسماً ما يک فنجان يا دو فنجان
آب در روز داشتيم

01:02:41.425 --> 01:02:44.053
<i>داستان او تا ابد ادامه دارد</i>

01:02:44.161 --> 01:02:46.561
<i>او با يک نوع مالاريا برخورد داشته</i>

01:02:46.730 --> 01:02:52.362
<i>با يک دسته از فيل‌هاي خشمگين که در ميان</i>
<i>مردابي از تسه تسه‌هاي در حال پرواز به دنبال اون بوده‌اند</i>

01:02:52.469 --> 01:02:56.769
<i>در يک جنگ داخلي گير افتاده. </i>
<i>يک شب را در فرودگاهي منفجر شده گذرانده</i>

01:02:56.874 --> 01:02:59.843
<i>با شورشي‌هايي که در يک درگيري کافه‌اي</i>
<i>مي‌جنگيده و تيراندازي ميکرده اند</i>

01:02:59.944 --> 01:03:03.311
<i>و در نهايت توسط خلبانان مست</i>
<i>روسي که در حال اسکي کردن</i>

01:03:03.414 --> 01:03:06.440
<i>روي حفره‌هاي باند فرودگاه</i>
<i> بوده‌اند، نجات پيدا کرده است</i>

01:03:06.650 --> 01:03:10.416
<i>اين روشيه که شما خودتون رو</i>
<i>به هرجايي در جنوبگان ميرسونين</i>

01:03:12.456 --> 01:03:17.086
<i>در رويدادي که اينجا آنرا قطار عجايب مي‌خوانند</i>
<i>در يکي از کافه‌هاي مک-موردو</i>

01:03:17.461 --> 01:03:22.694
<i>کرن، بدون هيچ جاي تعجب، يکي از</i>
<i>محبوب‌ترين بازيگران است</i>

01:03:25.703 --> 01:03:29.537
<i>اين کار مشهور او است.</i>
<i>نمايش سفر به عنوان کيف دستي</i>

01:03:34.578 --> 01:03:36.443
ببرش خونه

01:03:46.924 --> 01:03:48.448
- تو فکر يکي ديگه‌اي؟
- آره

01:03:48.559 --> 01:03:52.825
من از اکوادور تا ليما، پايختخت پرو داخل
يک لوله فاضلاب سفر کردم

01:03:54.932 --> 01:03:59.767
يادم رفت اينو بگم. من يه بار از دنور
تا بوليوي با سر جاده ايستادن، سفر کردم

01:04:00.104 --> 01:04:04.268
و برگشتن هم هيمنطور. و ما سوار يه
کاميوني شديم که

01:04:04.375 --> 01:04:10.109
يه کاميون کفي‌دار با سه تا لوله فاضلاب بزرگ پشتش
بود. خب من روزها...براي روزهايي

01:04:10.547 --> 01:04:13.248
پشت اين کاميون داخل يه
لوله فاضلاب بودم و و دنيا رو

01:04:13.249 --> 01:04:15.678
تماشا ميکردم که همينطور
رد ميشه مثل اين..

01:04:15.786 --> 01:04:18.186
تموم چيزي که ميتوني ببيني

01:04:20.324 --> 01:04:24.454
<i>سفر براي آنهايي که از آزادي محروم بوده‌اند</i>
<i>حتي معناي بيشتري هم دارد</i>

01:04:25.229 --> 01:04:28.562
<i>اينها آنهايي هستند که در جنوبگان مي‌يابيد</i>

01:04:28.666 --> 01:04:32.033
<i>لبور زيکا به عنوان مکانيک همراه با ابزار کار مي‌کند</i>

01:04:32.136 --> 01:04:35.299
<i>او پشت ميله‌ي فولادي همچون</i>
<i>يک زنداني زندگي کرده است</i>

01:04:35.539 --> 01:04:38.269
<i>تو فرار کردي و اين جريان چگونه قصه بزرگي بود؟</i>

01:04:38.375 --> 01:04:43.836
بله يه قصه نبود اما...

01:04:43.947 --> 01:04:48.179
<i>اتفاقات تراژيک پيرامون فرارش،</i>
<i>او را به اين روز انداخته</i>

01:04:53.490 --> 01:04:57.187
- مجبور نيستي در موردش صحبت کني
- باشه. خيلي ممنون

01:04:58.162 --> 01:05:02.929
براي من، بهترين تعريف گرسنگي،
تعريف نان است

01:05:04.068 --> 01:05:07.003
يه شاعر يه بار اينو گفته بود فکر کنم

01:05:08.405 --> 01:05:12.068
و براي من بهترين تعريف از آزادي
اون چيزيه که جلو روي خودت داري

01:05:12.176 --> 01:05:13.507
تو خيلي سفر ميکني.

01:05:13.610 --> 01:05:14.770
- بله. درسته.
- به ما نشون بده

01:05:14.912 --> 01:05:19.815
اين آزادي منه و من خوشحال ميشم
که به شما نشون بدم.

01:05:22.553 --> 01:05:27.081
<i>او يه کوله‌پشتي بسته‌بندي شده با خودش داره و</i>
<i>آماده است که هرلحظه حرکت کنه</i>

01:05:27.191 --> 01:05:32.458
<i>درونش همه چيزهايي است که او نياز دارد</i>
<i>تا در يک لحظه اطلاع‌دادن، آنها را بسته بندي کند</i>

01:05:32.563 --> 01:05:38.627
<i>يک کيسه خواب، يک چادر، لباس</i>
<i>ظروف پخت و پز</i>

01:05:41.371 --> 01:05:43.066
وزن کل‌ اينا چقدره؟

01:05:43.173 --> 01:05:48.907
اين..معمولاً من بيشتر از 20کيلو وسيله نميبرم.
اين محدوديت منه.

01:05:49.012 --> 01:05:52.209
و همچنين محدوديت خطوط هواپيمايي هم هست.

01:05:56.620 --> 01:06:00.954
<i>بعضي از محتويات کوله‌پشتي‌اش</i>
<i>بسيار غافلگيرکننده اند.</i>

01:06:16.473 --> 01:06:19.340
اين تقريباً اندازه‌‌ي قايقه

01:06:19.443 --> 01:06:22.810
- چقدر سريع ميتوني يه جايي رو ترک کني؟
- اوه، من هميشه آماده‌ي رفتنم

01:06:22.946 --> 01:06:29.818
کوله‌ي من هميشه آماده است و
و من هميشه براي ماجرا و کشف

01:06:31.221 --> 01:06:33.689
کشف افق‌هاي جديد آماده ام.

01:06:40.664 --> 01:06:43.895
<i>در برگشت به روزهاي آماندسن،</i>
<i> اسکات و شکلتون</i>

01:06:44.201 --> 01:06:47.762
<i>اکتشاف علمي قاره‌ي جنوبگان آغاز شده است</i>

01:06:47.871 --> 01:06:52.570
<i>و افتتاح اين قاره‌ي ناشناخته، بزرگترين</i>
<i>دستاوردشان است</i>

01:06:55.612 --> 01:07:00.140
<i>اما يک چيز در مورد نخستين کاشفان</i>
<i>درست به نظر نمي‌آيد</i>

01:07:02.252 --> 01:07:06.814
<i>عقده اينکه اولين نفري باشي که</i>
<i>پايت را روي قطب جنوب ميگذاري</i>

01:07:09.726 --> 01:07:13.753
<i>اين براي شهرت شخصي و </i>
<i>افتخار امپراتوري بريتانيا بوده</i>

01:07:15.365 --> 01:07:20.769
<i>اين کلبه‌ي اصلي شکلتون است</i>
<i>که براي صد سال بدون تغيير حفظ شده</i>

01:07:25.142 --> 01:07:27.940
<i>اما در يک راه، از قطب جنوب به اين سو</i>

01:07:28.045 --> 01:07:30.843
<i>هيچ توسعه ممکني وجود نداشته است</i>

01:07:30.948 --> 01:07:35.681
<i>و امپراتوري شروع به محو شدن</i>
<i>در ورطه‌ي تاريخ کرده است</i>

01:07:38.121 --> 01:07:41.887
<i>حالا همه‌ي اينها مثل يک فروشگاه منقرض شده است</i>

01:07:50.100 --> 01:07:53.729
<i>در يک سطح فرهنگي،</i>
<i>اين به معناي پايان ماجرا است</i>

01:07:55.372 --> 01:08:00.241
<i>افشاي آخرين نقاط اين زمين،</i>
<i>برگشت‌ناپذير بود</i>

01:08:00.644 --> 01:08:04.705
<i>اما غمگين به نظر ميرسد که</i>
<i>قطب جنوب يا قله اورست،</i>

01:08:04.815 --> 01:08:07.875
<i>در صلحي در شأن و منزلت‌شان، رها نشدند</i>

01:08:11.555 --> 01:08:16.015
<i>شايد اين آرزوي بيهوده‌اي باشد که</i>
<i>تعداد کمي لکه سفيد روي نقشه‌هايمان نگه داريم</i>

01:08:16.260 --> 01:08:21.197
<i>اما ماجراجويي انسان، در حس اصلي‌اش</i>
<i>معناي آنرا گم مي‌کند</i>

01:08:21.298 --> 01:08:25.200
<i> و تبديل به مسئله‌ اي براي کتاب رکوردهاي جهان،
گينس مي‌شود.</i>

01:08:29.873 --> 01:08:33.969
<i>اسکات و آماندسن به وضوح،</i>
<i>اولين پيشکسوتان بوده‌اند</i>

01:08:34.311 --> 01:08:38.509
<i>و از آنجا به بعد آن قضايا</i>
<i>با جستجوهاي پوچ رو به انحطاط گذارده شد</i>

01:08:39.016 --> 01:08:44.010
<i>يک مرد فرانسوي از وسط صحراي بزرگ آفريقا
با ماشينش که در دنده ي عقب گير کرده عبور مي‌کند</i>

01:08:44.488 --> 01:08:48.720
<i>و من در حال انتظار براي اولين دونده</i>
<i>با پاي برهنه بر نوک قله‌ي اورست هستم</i>

01:08:48.825 --> 01:08:53.387
<i>يا اولين کسي که در حال رقص روي چوب پوگو</i>
<i>به قطب جنوب ميرسد</i>

01:08:55.165 --> 01:09:00.296
<i>خب من اين ايده که رکورد گينس رو در هر</i>
<i>قاره بشکنم رو داشتم</i>

01:09:00.971 --> 01:09:02.598
و جنوبگان  ششمين قاره خواهد بود.

01:09:03.073 --> 01:09:06.839
خب حالا من دارم سعي ميکنم در مورد
راه رسيدن به جنوبگان  فکر کنم

01:09:06.944 --> 01:09:10.436
<i>اشريتا فورمن نمي‌خواهد به</i>
<i>اين شکل سفر کند</i>

01:09:10.547 --> 01:09:14.540
<i>زيرا او قبلاً يک رکورد گينس</i>
<i>با اين نظم در اختيار دارد</i>

01:09:15.585 --> 01:09:17.348
<i>و همچنين در اين يکي</i>

01:09:17.454 --> 01:09:22.482
<i>پس، او بر رويکرد کسل‌کننده‌تري</i>
<i>تصميم گرفت و سوار يک هواپيما شد</i>

01:09:22.793 --> 01:09:24.385
ما به جنوبگان پرواز کرديم

01:09:24.494 --> 01:09:26.587
بهرحال، خيلي دلهره‌آور بود زيرا من
در جنوبگان بودم

01:09:26.697 --> 01:09:28.597
و سعي ميکردم تا رکورد گينس رو بشکنم

01:09:28.699 --> 01:09:31.031
حضور در جنوبگان همانند حضور
بر روي ماهه

01:09:31.134 --> 01:09:35.230
خيلي..منظورم اينه... خيلي آرومه و
خيلي پاکه

01:09:35.339 --> 01:09:38.797
خيلي متروکه. منظورم اينه
که واقعاً جاي عالي‌ايه.

01:09:43.981 --> 01:09:48.714
<i>جنوبگان، ماه نيست حتي با اينکه</i>
<i>گاهي اينطور به نظر مي‌آيد</i>

01:09:51.088 --> 01:09:52.612
<i>با اين حال، در اين سياره</i>

01:09:52.723 --> 01:09:57.683
<i>مک -موردو به چيزي که يک پايگاه فضايي آينده</i>
<i>شبيه آن است، نزديک‌تر مي‌شود</i>

01:10:07.771 --> 01:10:11.901
<i>ما مک‌موردو را براي رفتن به محل پنگوئن‌ها</i>
<i>در کيپ رويدز ترک کرديم.</i>

01:10:12.409 --> 01:10:14.934
<i>همه در مورد پنگوئن‌ها صحبت ميکردند</i>

01:10:15.045 --> 01:10:19.948
<i>هرچند سوالاتي که من داشتم</i>
<i>براحتي پاسخ داده نشدند</i>

01:10:22.486 --> 01:10:25.387
<i>من به يک متخصص پنگوئن‌ها در اين بيرون ارجاع داده شدم</i>

01:10:25.689 --> 01:10:28.453
<i>که آنها را تقريباً براي 20سال مطالعه ميکرد</i>

01:10:30.427 --> 01:10:33.294
<i>به من گفته شد که او مرد کم‌حرفي است</i>

01:10:33.397 --> 01:10:38.699
<i>که در تنهايي خود، ديگر گفتگوهاي زيادي </i>
<i>با انسان‌ها نمي‌کند</i>

01:10:39.369 --> 01:10:42.896
<i>اما دکتر اينلي بهترين سعي‌اش را کرد</i>

01:10:43.006 --> 01:10:45.566
خب ما اينجا در کيپ رويدز هستيم

01:10:46.676 --> 01:10:51.909
الان سال 2006 هست و
و نزديک صدمين سالگرد

01:10:52.015 --> 01:10:56.281
اولين مطالعه‌ي پنگوئني است که
تا اون موقع انجام شده بوده

01:10:56.553 --> 01:10:59.454
که اينجا در کيپ رودز هم صورت گرفته
توسط

01:10:59.556 --> 01:11:02.525
<i>يک شخصي که يه قسمتي از</i>
<i>اردوي شکلتون بوده.</i>

01:11:06.129 --> 01:11:10.088
اونا همشون يه تابستون خوب داشتن و
همگي خيلي چاق شدن

01:11:11.001 --> 01:11:12.434
اونا

01:11:13.603 --> 01:11:18.267
قلمروهاشون را برگزيدن و تخم‌ها هم
گذاشته‌ شده و ماده‌ها هم رفتن.

01:11:18.375 --> 01:11:22.607
و اينجا در حال حاضر فقط نرها
هستند که روي تخم‌ها خوابيدند

01:11:23.814 --> 01:11:28.046
از چربي ذخيره‌شون استفاده ميکنن و
براي برگشت ماده‌ها انتظار ميکشن

01:11:28.151 --> 01:11:31.018
تا اونا رو خلاص کنن و بعدش برن به دريا

01:11:33.390 --> 01:11:36.188
<i>من سعي کردم تا گفتگو را ادامه دهم</i>

01:11:36.660 --> 01:11:41.120
<i>دکتر اينلي من جايي خوندم که
پنگوئن‌هاي همجنس‌‌گرا هم وجود دارند</i>

01:11:41.698 --> 01:11:43.689
<i>مشاهدات شما چي ميگه؟</i>

01:11:47.971 --> 01:11:49.905
من هيچوقت...

01:11:51.374 --> 01:11:54.434
<i>يا رفتار عجيب جنسي
ميتونيد در موردش صحبت کنيد؟</i>

01:11:54.578 --> 01:12:00.016
بله.. يه چيزهايي هست... من روابط سه ضلعي
ديدم يه جايي که مثلاً

01:12:01.118 --> 01:12:05.521
يک ماده و دو نر هستند و
ماده تخم يا تخم‌هاش رو ميگذاره...

01:12:07.023 --> 01:12:12.188
و نرها ماده رو در طول فصل
با هم مبادله ميکنند و

01:12:14.931 --> 01:12:21.803
در ابتدا اين اشتباهات هويتي در مورد جنسيت
پنگوئن‌ها است

01:12:24.241 --> 01:12:28.507
يا يه نفر اخيراً چيزي که اونا بهش
ميگن تن‌فروشي را تعريف کرده

01:12:29.980 --> 01:12:34.849
<i>يه جرياني که مثلاً يک ماده که نتونسته</i>
<i>براي لانه‌اش سنگ جمع کنه</i>

01:12:34.951 --> 01:12:37.317
<i>و البته يه سري پنگوئن‌ها هستند که...</i>

01:12:37.420 --> 01:12:39.854
<i>که تنها راهي که سنگ جمع ميکنن</i>
<i>دزديدن از بقيه است براشون.</i>

01:12:39.956 --> 01:12:43.084
<i>خب به اين منظور که اينکار رو انجام بدن</i>
<i>اونا مجبورن مطيع باشن</i>

01:12:43.426 --> 01:12:48.489
به منظور اينکه به يک نر نزديک بشن
که براي پيدا کردن جفت تبليغ ميکنه

01:12:48.598 --> 01:12:55.231
خب اون ماده مياد داخل، تو لانه اون ميشينه
و گاهي اوقات اونها آميزش انجام ميدن

01:12:55.505 --> 01:12:58.668
اما در واقع انديشه‌ي اون ماده
اينه که يک سنگ برداره

01:12:58.775 --> 01:13:02.541
و خب همونقدر سريع که بتونه
با يک سنگ از اونجا فرار ميکنه

01:13:05.815 --> 01:13:11.549
دکتر اينلي آيا چيزي به عنوان
جنون در ميان پنگوئن‌ها وجود دارد؟

01:13:12.389 --> 01:13:16.485
من سعي‌ مي‌کنم از تعريف جنون يا
اختلال خودداري کنم

01:13:16.593 --> 01:13:21.929
<i>منظور من اين نيست که يک پنگوئن</i>
<i>شايد تصور کنه که لنينه</i>

01:13:22.032 --> 01:13:26.492
<i>يا ناپلئون بناپارته اما اونا ميتونن</i>
<i>ديوونه بشن چون</i>

01:13:26.603 --> 01:13:29.697
<i>به اندازه‌ي کافي از خونه خودشون</i>
<i>شريک داشتن؟</i>

01:13:33.977 --> 01:13:38.175
خب من هرگز نديدم که يک پنگوئن
سرش رو به يک سنگ بکوبه

01:13:39.983 --> 01:13:42.816
اونا گيج ميشن

01:13:42.919 --> 01:13:47.151
<i>اونا در جايي هستن که نبايد باشن</i>
<i>جايي بسيار دور از اقيانوس</i>

01:13:51.761 --> 01:13:56.460
<i>اين پنگوئن‌ها همگي در حال حرکت</i>
<i>به سوي آب‌هاي آزاد در سمت راست هستند.</i>

01:14:00.704 --> 01:14:04.800
<i>اما يکي از آنها چشم ما را گرفته.</i>
<i>آن يکي در مرکز تصوير.</i>

01:14:06.009 --> 01:14:10.503
<i>او حتي به سمت زمين‌هاي تغذيه</i>
<i>در لبه‌ي يخ هم نميرود</i>

01:14:10.614 --> 01:14:12.878
<i>يا به خانه‌شان بر نمي‌گردد</i>

01:14:14.884 --> 01:14:19.583
<i>مدت کوتاهي پس از آن ما او را ديديم که</i>
<i>مستقيم به سمت قله‌ها در حال حرکت بود</i>

01:14:19.689 --> 01:14:21.714
<i>در حدود 70کيلومتر دورتر</i>

01:14:24.494 --> 01:14:28.191
<i>دکتر اينلي براي ما توضيح داد</i>
<i>که حتي اگر او را بگيريم و</i>

01:14:28.298 --> 01:14:30.459
<i>و به خانه‌شان بازگردانيم</i>

01:14:30.567 --> 01:14:34.731
<i>او بلافاصله درست به سمت قله‌ها</i>
<i>بر خواهد گشت</i>

01:14:37.140 --> 01:14:38.539
<i>اما چرا؟</i>

01:14:49.452 --> 01:14:53.115
<i>يکي از اين پنگوئن‌هاي گيج شده يا نامرتب</i>

01:14:53.456 --> 01:14:56.186
<i>در کمپ غواصي نيو هاربر سر و کله‌اش پيدا شد</i>

01:14:56.293 --> 01:15:00.059
<i>که تا اينجاي کار در حدود 80کيلومتر از جايي
که بايد باشد دور است</i>

01:15:04.901 --> 01:15:09.838
<i>قوانين براي انسان‌ها اين است که</i>
<i>مزاحم پنگوئن نشوند يا او را نگه ندارند</i>

01:15:09.939 --> 01:15:13.875
<i>همچنان بايستند و بگذارند تا او راه خودش را برود</i>

01:15:17.447 --> 01:15:22.510
<i>و اينجا او به سمت داخل اين قاره‌ي پهناور</i>
<i>در حال حرکت است.</i>

01:15:23.553 --> 01:15:28.820
<i>با 5000کيلومتر مسير جلو رويش،</i>
<i>او به سمت مرگ قطعي در حال حرکت است.</i>

01:15:41.304 --> 01:15:45.365
<i>آخرين کمپ زميني که ما</i>
<i>از آن بازديد گرديم در قله اربوس بود</i>

01:15:46.476 --> 01:15:50.378
<i>اين آتشفشان فعال، 3800متر بلندي دارد</i>

01:15:51.681 --> 01:15:57.119
<i>از اهميت ويژه‌اي برخوردار است زيرا درون آن</i>
<i>دهانه و ماگماي لايه‌هاي داخلي</i>

01:15:57.320 --> 01:15:59.345
<i>بطور مستقيم در حال خارج شدن است</i>

01:16:01.057 --> 01:16:04.356
<i>تنها دو آتشفشان ديگر از اين نوع</i>
<i>در جهان وجود دارد</i>

01:16:04.828 --> 01:16:08.787
<i>يکي در کنگو و ديگري در اتيوپي</i>

01:16:09.366 --> 01:16:12.392
<i>بخاطر نزاع‌هاي سياسي اين دو مکان،</i>

01:16:12.502 --> 01:16:17.303
<i>بسيار راحت‌تر است تا مطالعات زميني را</i>
<i>اينجا در جنوبگان اعمال کنيم</i>

01:16:19.209 --> 01:16:24.203
<i>اولين نکته، ما براي قوانين و مقررات برخورد با</i>
<i>اين آتشفشان آموزش ديديم</i>

01:16:25.148 --> 01:16:29.244
اولين چيز خيلي مهم که وقتي اينجا
در دهانه ايستادين بايد تو ذهن داشته باشين

01:16:29.352 --> 01:16:33.652
اينه که درياچه‌ي مذاب ميتونه
هر لحظه، منفجر بشه

01:16:33.757 --> 01:16:39.559
و اگه اينطور بشه خيلي مهمه که توجه‌تون رو
به سمت درياچه نگه دارين

01:16:40.130 --> 01:16:43.930
و بمب هايي که دارن تو هوا حرکت ميکنن
رو تماشا کنين و

01:16:44.067 --> 01:16:49.130
و سعي کنيد اوني که داره به سمت‌تون مياد انتخاب کنيد و
از سر راهش برين کنار

01:16:49.773 --> 01:16:55.040
آخرين چيزي که بايد انجام بدين اينه که پشت به
دهانه کنيد يا بدويد يا پناه بگيريد

01:16:55.178 --> 01:16:59.638
توجه‌تون رو به سمت درياچه‌ي مذاب نگه دارين و
به بالا نگاه کنيد و از سر راه برين کنار

01:17:01.584 --> 01:17:06.578
<i>ما خوش‌شانس بوديم که درياچه‌ي مذاب در اين روز</i>
<i>در حال پوشيده‌شدن در مه نبود</i>

01:17:07.957 --> 01:17:10.949
<i>ايني که اينجاست دوربين مشاهده‌گر جديده</i>

01:17:12.595 --> 01:17:16.998
<i>ويليام مک‌لين‌تاش در اينجا رهبر</i>
<i>تيم آتشفشان‌شناسان است</i>

01:17:18.101 --> 01:17:22.094
اين دوربين براي شورش‌هاي داخل زندان يا
براي ضد انفجار بودن طراحي شده

01:17:22.572 --> 01:17:26.099
<i>و با اين تفلون ضخيم
روکش داده شده</i>

01:17:26.776 --> 01:17:30.212
ايني که اينجاست لنزشه.. اين دوربينيه که

01:17:30.647 --> 01:17:36.347
دوربين داخل‌اش توسط يک شرکت کوچک
کانادايي به نام سي‌سي تي‌وي ساخته شده

01:17:36.820 --> 01:17:40.153
محيط داخلي مخصوصاً براي انفجار
طراحي شده

01:17:41.591 --> 01:17:42.580
<i>تا ضدانفجار باشه</i>

01:17:42.692 --> 01:17:46.822
اين يه انفجار از درياچه ي مذاب بود که همين حالا
اتفاق افتاد و هيچ بمبي تا حالا نبوده

01:17:54.704 --> 01:17:58.003
<i>اين درياچه‌ي ماگما است</i>
<i>که 30سال قبل از آن فيلمبرداري شده است</i>

01:18:00.944 --> 01:18:05.540
<i>در آن زمان تلاشي جسورانه براي رسيدن</i>
<i>داخل دهانه وجود داشت</i>

01:18:14.824 --> 01:18:17.520
<i>در نيمه راه زمين مسطحي قرار دارد</i>

01:18:17.827 --> 01:18:22.127
<i>از آنجا، سوراخي کاملاً باز مستقيماً</i>
<i>به داخل ماگما باز مي‌شود</i>

01:18:42.418 --> 01:18:45.216
<i>آنها نزديک به فاجعه اند</i>

01:18:55.398 --> 01:19:01.735
<i>ماگما منفجر شده و يکي از آنها را مورد حمله قرار ميدهد</i>
<i>که با صدمات خفيف از آنجا دور مي‌شود</i>

01:19:09.946 --> 01:19:14.645
<i>امروزه مذاب توسط دوربين دکتر</i>
<i>مک‌لين‌تاش ديده‌باني مي‌شود</i>

01:19:46.749 --> 01:19:51.686
<i>دکتر کلايو اوپنهايمر يک انگليسي واقعي</i>
<i>از دانشگاه کمبريج</i>

01:19:51.788 --> 01:19:54.527
<i>ما را با شال راه راهش غافلگير کرد.
چيزي که</i>

01:19:54.528 --> 01:19:57.624
عنوان اداي احترامي به مکتشفان
قديمي آنرا پوشيده است</i>

01:19:58.761 --> 01:20:03.255
<i>او بخارهاي گازي آتشفشان‌ها را</i>
<i>در سرتاسر جهان مطالعه کرده است</i>

01:20:03.866 --> 01:20:06.926
اگه اين يکي از اون آتشفشان‌هاي
فعال در اندونزي بود من

01:20:07.036 --> 01:20:10.437
خيلي بيشتر در مورد ايستادن روي دهانه‌اش
محتاط بودم

01:20:10.540 --> 01:20:13.441
اين نوع خيلي خوش‌خيمي از آتشفشانه

01:20:13.810 --> 01:20:19.612
و حتي فوران‌هايي که ما تو اين بازه‌ي تاريخي ديديم
امور بسيار جزئي‌اي هستند

01:20:20.083 --> 01:20:22.847
اگه ما به ثبت‌هاي زمين‌شناسي برگرديم

01:20:22.952 --> 01:20:24.715
ميبينيم که فوران‌هاي آتشفاني عظيم،

01:20:25.888 --> 01:20:29.949
فوران‌هاي بزرگ، فوران‌هاي انفجاري که
باعث توليد

01:20:30.493 --> 01:20:32.461
هزاران مايل مکعب از آهک ميشن
وجود دارن که

01:20:32.562 --> 01:20:36.362
روي بخش هاي بزرگي از زمين با
خاکستر خوبي ميبارن

01:20:36.833 --> 01:20:40.826
و اين نشون داده شده که تأثير قوي‌اي بر
روي آب و هوا داشته

01:20:41.304 --> 01:20:44.796
و يکي از بزرگترين اين اتفاقات
74هزار سال قبل بوده

01:20:45.208 --> 01:20:48.302
که حتي استدلال شده که تاثير بسزايي
بر روي نياکان ما انسان‌ها داشته

01:20:48.411 --> 01:20:50.311
و شايد نقش مهمي در ريشه‌ها و

01:20:50.680 --> 01:20:54.116
<i>پراکندگي انسان‌هاي اوليه داشته</i>

01:20:57.453 --> 01:21:01.651
خب اينها دوباره اتفاق خواهند افتاد و
هرچه ما بيشتر در مورد اونها بدونيم

01:21:01.758 --> 01:21:06.286
بهتر ميتونيم براي
احتمال وقوع‌شون آماده بشيم

01:21:11.200 --> 01:21:16.194
<i>براي اين و دلايل بسيار ديگر،</i>
<i>حضور ما بر روي اين سياره</i>

01:21:16.439 --> 01:21:19.272
<i>بنظر نمي‌آيد پايدار باشد</i>

01:21:19.375 --> 01:21:24.369
<i>تمدن تکنولوژيک ما، ما را</i>
<i>بويژه آسيب‌پذير مي‌کند</i>

01:21:25.848 --> 01:21:30.376
<i>در سرتاسر صنف دانشمندان در مورد</i>
<i>تغيير اقليم آب و هوا صحبت مي‌شود</i>

01:21:31.754 --> 01:21:36.589
<i>خيلي از آنها قبول دارند که پايان زندگي بشر</i>
<i>بر روي اين زمين، تضمين شده است</i>

01:21:39.662 --> 01:21:43.428
<i>زندگي بشر قسمتي از يک</i>
<i>زنجيره‌ي بي‌پايان فجايع است</i>

01:21:43.900 --> 01:21:48.098
<i>انقراض دايناسور‌ها تنهاي يکي از</i>
<i>اين اتفاقات است</i>

01:21:49.772 --> 01:21:52.002
<i>به نظر مي‌آيد ما گزينه‌ي بعدي خواهيم بود</i>

01:21:58.147 --> 01:22:03.414
<i>و وقتي ما برويم، هزار سال بعد در آينده</i>
<i>چه اتفاقي خواهد افتاد؟</i>

01:22:06.856 --> 01:22:10.292
<i>آيا باستان‌شناسان بيگانه از</i>
<i>سياره‌اي ديگر</i>

01:22:10.626 --> 01:22:14.858
<i>تلاش خواهند کرد تا بفهمند ما</i>
<i>در قطب جنوب چه چيزي انجام ميداده‌ايم؟</i>

01:22:17.200 --> 01:22:22.035
<i>آنها داخل تونل‌هايي که ما زير قطب</i>
<i>جنوب کنده‌ايم حضور پيدا مي‌کنند</i>

01:22:24.207 --> 01:22:29.975
<i>اينجا هنوز 70درجه زير صفر است و اين دليلي</i>
<i>است که اينجا بيشتر از</i>

01:22:30.113 --> 01:22:32.638
<i>تمام شهرهاي بزرگ جهان دوام آورده است</i>

01:22:36.319 --> 01:22:38.219
<i>راه مي‌روند و راه مي‌روند</i>

01:22:57.907 --> 01:22:59.431
<i>و سپس اين</i>

01:23:00.009 --> 01:23:04.912
<i>در همان حين که ما ميخواستيم يکي از يادگاري‌هاي</i>
<i>حضورمان روي اين سياره را ترک بگوييم</i>

01:23:05.515 --> 01:23:09.918
<i>آنها يک ماهي خاويار يخ‌زده که بطرز مرموزي</i>
<i>از نظر رياضي دقيقاً زير</i>

01:23:10.419 --> 01:23:15.846
<i>قطب جنوب حقيقي پنهان شده را پيدا مي‌کنند</i>

01:23:35.344 --> 01:23:40.281
<i>آنها، آنرا درون معبد يخ‌زده‌اش براي</i>
<i>ابديت ديگري انبار مي‌کنند</i>

01:23:43.553 --> 01:23:47.649
<i>و سپس آنها چيزهاي ديگري پيدا مي‌کنند</i>
<i>خاطراتي از دنيا يکبار که سبز بود</i>

01:23:51.260 --> 01:23:56.527
<i>همانطورکه انسان دوست دارد حداقل مقداري از</i>
<i>زيبايي گمشده‌ي اين سياره را حفظ کند</i>

01:23:56.999 --> 01:24:01.402
<i>و آنها اين را بجا گذاشته‌اند،</i>
<i>قاب‌شده در حلقه‌هاي يخ‌زده‌ي ذرت</i>

01:24:11.781 --> 01:24:14.375
<i>به کمپ اصلي قله‌ اربوس برميگرديم</i>

01:24:19.188 --> 01:24:21.782
<i>به علت ارتفاع قابل توجه،</i>

01:24:22.124 --> 01:24:26.026
<i>هر از چند گاه، آتشفشان‌شناسان</i>
<i>به مراقبت پزشکي نياز دارند</i>

01:24:30.132 --> 01:24:32.726
<i>اما خيلي زود ما آنها را در حال کار مي‌يابيم</i>

01:25:40.937 --> 01:25:42.928
صورتم يخ زده

01:26:22.611 --> 01:26:24.579
امروز اين بالا کاملاً سرده

01:26:30.720 --> 01:26:35.555
با داشتن اون درياچه مذاب فوق‌العاده
اون پايين با يه عالم انرژي

01:26:35.825 --> 01:26:40.728
ما هنوز مجبوريم اين ژنراتورهاي بنزيني قديمي
رو به لبه دهانه بياريم

01:26:52.541 --> 01:26:58.241
انسان در مقابل ماشين‌. بخش 53
پروفسور کلايو اوپنهايمر بر روي قله اربس

01:27:00.349 --> 01:27:04.547
دست‌ها در جيب
منتظر است تا آن وسيله خود به خود راه بيفتد

01:27:05.955 --> 01:27:08.287
او مي‌تواند زمان زيادي منتظر بماند

01:27:09.725 --> 01:27:13.593
تا حالا ديدن که دو تا مرد
بالاي اربوس همديگه رو ببوسن؟

01:27:17.233 --> 01:27:18.860
درجه‌اش +18 است. حله؟

01:27:21.437 --> 01:27:23.428
از کارکردن با هري خوشم مياد

01:27:28.544 --> 01:27:30.910
<i>در امتداد دامنه‌هاي آتشفشان</i>

01:27:31.147 --> 01:27:34.148
<i>اين‌ها دهانه‌هايي هستند
که بخار آنها را ساخته</i>

01:27:34.149 --> 01:27:37.279
<i>آنها را دودخان مي‌‌نامند.
دودکش‌هايي عجيب از يخ</i>

01:27:37.620 --> 01:27:40.555
<i>گاهي ارتفاع‌شان به دو داستان مي‌رسد</i>

01:27:48.431 --> 01:27:51.491
<i>حرکت در بعضي از آنها امکانپذير است</i>

01:27:53.436 --> 01:27:58.772
<i>فقط بايد مواظب باشيد تا از آنهايي که</i>
<i>گازهاي سمي منتشر مي‌کنند اجتناب کنيد</i>

01:31:10.599 --> 01:31:14.000
<i>در پايين اربوس، روي درياي يخ‌زده</i>

01:31:14.103 --> 01:31:17.971
<i>دو ساختمان بلند اين قاره قرار گرفته اند</i>

01:31:18.707 --> 01:31:22.575
<i>در اين آشيانه‌ها، محموله‌هاي</i>
<i>علمي در حال آماده شدن براي</i>

01:31:22.711 --> 01:31:25.737
<i>برتاب بالون‌شان</i>
<i>بداخل استراتوسفر هستند</i>

01:31:39.662 --> 01:31:43.393
<i>ما به پروژه يافتن نوترينو</i>
<i>علاقه‌مند بوديم</i>

01:31:43.499 --> 01:31:47.162
<i>دانشمندان برنامه‌ريزي مي‌کنند تا</i>
<i>يک وسيله‌ي مشاهده‌گر را </i>

01:31:47.269 --> 01:31:50.534
<i>چهل کيلومتر بالا به لايه استراتوسفر بفرستند</i>

01:31:50.639 --> 01:31:54.700
<i>براي جستجوي ذرات اتمي</i>
<i>تقريباً غير قابل رويت</i>

01:32:01.150 --> 01:32:06.213
<i>وقتي بالا مي‌رود، اين حباب کوچک</i>
<i>گاز هليم گسترش مي‌يابد تا</i>

01:32:06.388 --> 01:32:10.882
<i>تا کل روکش را پر کند. چيزي که</i>
<i>اينجا شبيه به يک طناب سفيد است</i>

01:32:11.927 --> 01:32:17.593
<i>در نهايت همانند يک گوي غول پيکر</i>
<i>با بيش از 90متر قطر خواهد بود</i>

01:32:19.802 --> 01:32:21.895
<i>وقتي به استراتوسفر برسد</i>

01:32:22.004 --> 01:32:25.997
<i>ردياب هزاران مايل مربع از يخ</i>
<i>را پويش خواهد کرد</i>

01:32:26.108 --> 01:32:30.875
<i>بدون مواجهه با اختلالات الکتريکي حاصل از</i>
<i>جهاني تسخير شده</i>

01:32:32.047 --> 01:32:36.381
<i>قبل از پرتاب</i>
<i>ما درون آشيانه بوديم</i>

01:32:36.485 --> 01:32:41.388
<i>پروژه نوترينو توسط دکتر گرهام از</i>
<i>دانشگاه هاوايي رهبري ميشود</i>

01:32:41.623 --> 01:32:47.186
خب چيزي که ما ميخوايم با اين وسيله
انجام بديم اينه که اميدواريم اولين

01:32:47.296 --> 01:32:52.359
گروه علمي باشيم که نوترينوهاي با انرژي زياد
در جهان را پيدا مي‌کنه.

01:32:52.868 --> 01:32:56.668
<i>بله. اما دکتر گراهام، نوترينو
دقيقاً چه چيزيه؟</i>

01:32:57.339 --> 01:33:02.106
نوترينو... مضحک‌ترين ذره‌ايه که
شما ميتونين تصور کنين

01:33:02.344 --> 01:33:06.440
يک ميليارد نوترينو از دماغ من حيني که
داشتيم با هم حرف ميزديم خارج شد

01:33:06.715 --> 01:33:10.116
يک تيليارد، يک تيليارد از اونها
همين الان از دماغ من خارج شدن

01:33:10.219 --> 01:33:11.982
و اونها هيچ کاري با من نکردن.

01:33:12.087 --> 01:33:15.784
اونها پيوسته از درون تموم
چيزهاي مهم اطراف ما گذر ميکنن

01:33:16.058 --> 01:33:21.223
در يک انفجار بزرگ از ذراتي که
هيچ کاري انجام نميدن

01:33:21.530 --> 01:33:25.398
اونها مثل...
اونها تقريباً در يک دنياي جداگانه حضور دارند

01:33:25.501 --> 01:33:27.594
اما ما به عنوان فيزيکدان‌ها
ميدونيم که ميتونيم اندازه‌شون بگيريم

01:33:27.703 --> 01:33:32.072
ميتونيم پيش‌بيني‌ها و اندازه‌گيري‌هاي
دقيقي انجام بديم...اونها وجود دارن

01:33:32.174 --> 01:33:34.836
اما نمي‌تونيم دست‌مون رو بهشون برسونيم

01:33:34.943 --> 01:33:37.776
اما بنظر مي‌آد اونها در يک
مکان ديگه حضور دارن

01:33:38.213 --> 01:33:43.173
و در عين حال بدون نوترينوها آغاز
جهان امکان‌پذير نبود

01:33:43.419 --> 01:33:45.944
ما اون ماده‌اي که الان داريم
را نداشتيم چون

01:33:46.054 --> 01:33:48.989
چون شما نمي‌تونين عناصر رو بدون
نوترينوها بسازيد

01:33:49.091 --> 01:33:52.652
در ثانيه‌هاي نخستين و اوليه‌ي مهبانگ

01:33:52.761 --> 01:33:56.322
نوترينوها ذرات غالب اونجا بودند و
اونها در واقع اونها جنبش توليد بيشتر

01:33:56.432 --> 01:34:00.926
عناصري که ما الان ميشناسيم رو
توليد کردند.

01:34:01.036 --> 01:34:04.062
پس جهان بدون نوترينوها به اين شکلي
که الان هست نميتونست وجود داشته باشه

01:34:04.206 --> 01:34:07.767
اما بنظر مياد که اونها در
جهان جداگانه خودشون حضور دارند

01:34:07.876 --> 01:34:10.845
و در واقع ما داريم سعي ميکنيم تا
با اون تماس پيدا کنيم

01:34:10.946 --> 01:34:13.540
جهان آخرتي از نوترينوها

01:34:14.716 --> 01:34:18.208
و به عنوان يک فيزيکدان با اينکه

01:34:19.188 --> 01:34:23.249
بصورت رياضي اين را ميفهمم و بصورت
عقلاني درکش ميکنم

01:34:23.392 --> 01:34:25.485
هنوز من را از درون ميخوره

01:34:26.061 --> 01:34:29.462
که يه چيزي اين دور و بر هست که

01:34:29.565 --> 01:34:33.365
تقريباً من رو مثل يک جور
روح يا خدا احاطه کرده

01:34:33.469 --> 01:34:35.300
چيزي که نمي‌تونم لمسش کنم

01:34:35.637 --> 01:34:38.197
اما ميتونم اندازه‌اش بگيرم

01:34:38.307 --> 01:34:39.433
ميتونم يه اندازه‌گيري ترتيب بدم

01:34:39.541 --> 01:34:42.806
مثل اندازه گرفتن روح جهان يا چيزي
مثل اون ميمونه

01:34:42.911 --> 01:34:45.471
شما ميتونيد بريد بيرون و اين چيزها رو لمس کنيد

01:34:46.982 --> 01:34:51.476
<i>بدون تعجب، ما اين طلسم را</i>
<i>با زبان هاوايي بر روي</i>

01:34:51.587 --> 01:34:53.521
<i>ردياب او يافتيم</i>

01:34:54.256 --> 01:34:57.589
<i>براي وقتي بود که ارواح به اجبار احضار ميشدند</i>

01:34:59.661 --> 01:35:03.597
<i>ما چه چيزي ميديديم اگه ميتونستيم</i>
<i>از آثار يک نوترينو فيلم‌برداري کنيم؟</i>

01:35:04.600 --> 01:35:09.731
چيزي که شما ميديديد اينه... شما يک ميله
نور با حدود ده متر طول ميديدين

01:35:10.038 --> 01:35:11.972
با اين ضخامت

01:35:12.074 --> 01:35:16.374
و در سرعت نور در اين فاصله ده متري
منفجر ميشد

01:35:16.478 --> 01:35:20.278
و شما زيباترين نور آبي که چشماتون
تا بحال ديده رو ميديدين

01:35:20.449 --> 01:35:22.508
اين در حدود

01:35:24.853 --> 01:35:27.617
 کل ايمپالس موج‌هاي راديويي

01:35:27.723 --> 01:35:31.284
که احتمالاً در حدود يکصد ميلياردم ثانيه

01:35:31.393 --> 01:35:34.885
بالا و پايين ميشه اتفاق ميفته

01:35:35.664 --> 01:35:40.067
فقط اينطور صدا ميکنه و از بين ميره و
اين چيزي که ما داريم دنبالش ميگرديم

01:36:08.263 --> 01:36:12.324
يک گفته‌ي زيبا از يک آمريکايي وجود داره

01:36:13.602 --> 01:36:19.507
يک فيلسوف به نام آلن واتس و
او قبلاً اين رو ميگفت که
از طريق چشمان ما

01:36:19.775 --> 01:36:22.209
جهان در حال درک خويش است

01:36:22.678 --> 01:36:27.308
و از طريق گوش‌هايمان، جهان در حال
گوش دادن به هماهنگي‌هاي کهکشاني است

01:36:27.749 --> 01:36:32.152
و ما شاهد اون هستيم که جهان

01:36:33.221 --> 01:36:36.713
از شکوه و عظمت خودش آگاه ميشه.

01:36:36.737 --> 01:36:48.737
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:36:48.761 --> 01:37:00.761
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.