﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:22.787
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:03:09.000 --> 00:03:11.787
اونجا مي ايستن و واق واق مي كنن
بيست و شش تا سگ هستن

00:03:12.338 --> 00:03:15.887
صورتهاي پست فطرتشون رو مي بينن
اومدن كه بكشن

00:03:16.593 --> 00:03:19.141
و به رئيسم بارتولد گفتن

00:03:19.679 --> 00:03:24.469
بواز رين رو به ما بدين ، وگرنه مشتريا تون رو ازتون مي گيريم
ظرف يك دقيقه

00:03:25.102 --> 00:03:26.967
بيست و شش تا سگ؟
دقيقا

00:03:27.479 --> 00:03:31.766
از كجا مي دوني بيست و شش تا هستن؟
سي تا نيستن

00:03:32.110 --> 00:03:33.623
دارم به همون نتيج مي رسم

00:03:39.035 --> 00:03:40.582
خوب؟
خوب چي؟

00:03:41.079 --> 00:03:45.391
فكر مي كني چه اتفاقي مي افته؟

00:03:47.045 --> 00:03:50.196
من بيدار مي شم

00:03:50.715 --> 00:03:52.740
دقيقا
هميشه همونجا مي مونه

00:03:53.219 --> 00:03:55.642
از كي؟
دو سال و نيم

00:03:56.180 --> 00:03:58.683
بعد از دو سال حالا منو خبر كردي؟
مرتيكه

00:03:59.225 --> 00:04:01.693
به من نگو مرتيكه

00:04:03.856 --> 00:04:06.040
اين رويا از يه جايي سر در آورده

00:04:06.567 --> 00:04:11.038
من همه چيزو بهت نگفتم
مثل چي؟

00:04:11.657 --> 00:04:12.965
مي دوني كه تو لبنان

00:04:13.451 --> 00:04:14.804
لبنان چي؟

00:04:15.286 --> 00:04:18.392
اول جنگ
ما به روستاهاي لبناني نشين رفتيم

00:04:18.957 --> 00:04:22.267
كه دنبال فلسطيني هاي فراري بگرديم

00:04:23.546 --> 00:04:24.649
خوب آره

00:04:40.399 --> 00:04:45.985
وقتي كسي وارد روستايي مي شه
سگها بو مي كشن و براي هشدار پارس مي كنن

00:04:46.948 --> 00:04:52.136
همه بيدار مي شن
و غريبه ها فرار مي كنن

00:04:53.205 --> 00:04:57.676
يكي بايد حسابشون رو مي رسيد
وگرنه نيروهاي ما از بين مي رفتن

00:04:58.295 --> 00:05:00.081
ولي چرا تو؟

00:05:00.589 --> 00:05:04.173
اونا مي دونستن كه نمي تونم به كسي شليك كنم
اونا بهم گفتن كه:

00:05:04.761 --> 00:05:08.026
برو جلو و به سگها شليك كن

00:05:25.076 --> 00:05:28.546
بيست وشش سگ
من تك تكشون رو به ياد دارم

00:05:29.122 --> 00:05:34.628
تك تك صورتهاشون ، تك تك زخماشون
نگاهشون...26 تا سگ

00:05:35.296 --> 00:05:38.129
از چند وقت پيش تو خوابت مي اومدن؟

00:05:38.676 --> 00:05:39.745
بيست سال

00:05:40.385 --> 00:05:43.297
هيچ راهي رو امتحان نكردي؟
مثل چي؟

00:05:43.848 --> 00:05:47.477
معالجه، مراجعه به يه روانپزشكي چيزي

00:05:48.061 --> 00:05:50.404
نه هيچي من تو رو خبر كردم

00:05:50.939 --> 00:05:52.406
من فقط يه فيلم ساز هستم

00:05:52.900 --> 00:05:54.811
فيلمها نمي تونن درماني باشن؟

00:05:55.445 --> 00:05:58.517
تو با همه اين موضوعات تو فيلمات برخورد داشتي
درسته؟

00:05:59.199 --> 00:06:01.429
ولي نه چيزي مثل اين

00:06:01.953 --> 00:06:03.659
هيچ بازتابي از لبنان؟

00:06:05.165 --> 00:06:08.191
نه. در واقع نه

00:06:08.752 --> 00:06:09.741
مطمئني؟

00:06:12.173 --> 00:06:13.322
نه

00:06:13.800 --> 00:06:15.347
بيروت، ساربا، شتيلا؟
خوب چي ؟

00:06:15.843 --> 00:06:18.630
تو فقط 100 كيلومتر اونطرف تر از اون قتل عام بودي

00:06:19.181 --> 00:06:22.605
يه چيزي مثل 200 تا 300 كيلومتر

00:06:23.186 --> 00:06:26.531
واقعيت اينه كه
اون تو سيستم جايي نداره

00:06:27.107 --> 00:06:30.292
هيچ بازتاب يا خوابي؟
هيچ وقت در موردش فكر نمي كني؟

00:06:30.861 --> 00:06:32.533
نه، نه

00:06:33.656 --> 00:06:34.680
نه

00:06:40.455 --> 00:06:42.161
اونوقت خوبي؟ آره؟

00:06:43.000 --> 00:06:44.945
تو اينطور فكر مي كني؟
مطمئنا

00:06:45.461 --> 00:06:48.567
مطمئني؟
بله ، به يه چيزي فكر مي كنم

00:06:49.383 --> 00:06:51.533
مطمئن
مطمئن

00:07:29.639 --> 00:07:32.790
ملاقات با بواز زمستون 2006 برگزار شد

00:07:33.351 --> 00:07:37.583
اون شب براي اولين بار در طي بيست سال

00:07:38.190 --> 00:07:40.454
برگشتم به زمان جنگ در لبنان

00:07:40.985 --> 00:07:45.376
نه فقط لبنان، بيروت
نه فقط بيروت

00:07:45.991 --> 00:07:50.257
بلكه كشتار مردم پناهنده  سابرا و شتيلا

00:09:17.348 --> 00:09:20.021
مشكل كجاست؟
ساعت 6:30 صبحه

00:09:21.102 --> 00:09:26.210
ما همه دوستايي داريم
كه وكيل و دكتر و روانشناس هستند

00:09:26.859 --> 00:09:30.124
بعضي وقتا رفاقت مي اندازتشون تو خرج

00:09:30.697 --> 00:09:34.360
ولي تو بيخودي دوست وكيلت رو ساعت 6:30 صبح بيدار نمي كني

00:09:34.952 --> 00:09:37.659
حق وكالت وكيل خودم 10 برابر از تو ارزونتره

00:09:38.498 --> 00:09:40.250
من فقط نمي فهمم

00:09:40.750 --> 00:09:46.734
چرا بواز خواب سگها رو مي بينه؟

00:09:48.759 --> 00:09:53.025
چرا بايد ذهنم رو درگير كنه و بهم بريزه
به من هيچ ربطي نداره

00:09:53.640 --> 00:09:58.350
حافظه جذب كننده اس
اين آزمايش رواني رو بگير

00:10:02.358 --> 00:10:07.864
به گروهي از آدما 10 مدل از عكسهاي كودكي نشون دادن

00:10:09.034 --> 00:10:12.265
نه تا واقعا مربوط به كودكي شون بود
و يكي واقعي نبود

00:10:12.829 --> 00:10:19.416
نقاشي يه سرزميني بود كه تا به حال هيچ كدوم نديده بودن

00:10:24.092 --> 00:10:27.004
ولي 8% اونا خودشون رو پيدا كردن

00:10:27.555 --> 00:10:30.581
اونا عكس جعلي رو هم پيدا كردن

00:10:31.142 --> 00:10:33.849
بيست درصد نمي تونستن به ياد بيارن

00:10:34.397 --> 00:10:36.627
محققين دوباره ازشون سوال كردن

00:10:37.150 --> 00:10:39.539
براي بار دوم بقيه هم گفتن كه عكس رو به ياد مي آرن

00:10:42.364 --> 00:10:45.674
چه روز خوبي با والدينم در پارك داشتم

00:10:46.243 --> 00:10:49.428
اونا چند تا تجربه ساختگي رو به ياد داشتند

00:10:50.915 --> 00:10:53.543
ذهن پويا است. زنده اس

00:10:54.127 --> 00:10:56.994
اگه بعضي جزئيات نيستند

00:10:57.548 --> 00:11:02.258
خاطره خلاء ها رو پر مي كنه با چيزايي كه هيچ وقت اتفاق نيافتادن

00:11:04.973 --> 00:11:10.957
پس تصوير ذهن من از قتل عام مثل اون عكس جعليه؟

00:11:11.982 --> 00:11:16.134
هيچ وقت اتفاق نيافتاده؟
من خواستم كه باشه؟ خودش واقعيت نداره؟

00:11:16.738 --> 00:11:19.332
نمي دونم
كي اونجا بود باهات

00:11:19.867 --> 00:11:23.451
كارمي اونجا بود
تو اونو از زمان مدرسه مي شناسي

00:11:24.997 --> 00:11:27.591
و يه نفر ديگه كه نشناختمش

00:11:29.336 --> 00:11:33.170
پس برو از كارمي بپرس كه اون چي به ياد داره
تو الان هلنده

00:11:33.757 --> 00:11:35.941
اون بيست ساله كه اونجا زندگي مي كنه

00:11:36.469 --> 00:11:39.893
اگه خيلي اذيتت مي كنه برو به هلند و ازش بپرس

00:11:40.474 --> 00:11:41.463
خطرناك نيست؟

00:11:41.933 --> 00:11:45.721
شايد چيزايي رو كه نمي خوام در مورد خودم بدونم رو كشف كنم

00:11:46.314 --> 00:11:47.588
اصلا نيست

00:11:48.066 --> 00:11:52.093
چيزاي مهمي دستگيرت مي شه كه حتما دوست داري بدوني

00:11:52.696 --> 00:11:56.325
ما جايي كه واقعا نخوايم نمي ريم

00:11:56.910 --> 00:12:01.097
يه مكانيزم انساني ما رو از رفتن به جاهاي تاريك باز مي داره

00:12:01.707 --> 00:12:05.495
خاطره ما رو به جايي مي بره كه لازم داريم بريم

00:12:41.837 --> 00:12:43.020
همه اونو مي بيني؟

00:12:45.758 --> 00:12:47.191
آره

00:12:47.635 --> 00:12:49.182
همش مال منه

00:12:52.475 --> 00:12:53.624
همش؟

00:12:54.477 --> 00:12:57.071
از اون درختا تا رودخونه

00:12:57.606 --> 00:12:59.836
همه مال توئه؟
بله با اون خونه

00:13:01.110 --> 00:13:02.941
تقريبا 10 جريب

00:13:05.239 --> 00:13:08.743
همه اون فقط از راه فروش فلافل
فقط از فلافل

00:13:09.328 --> 00:13:11.922
عجب
بيا و ببين

00:13:16.419 --> 00:13:19.411
چقدر فلافل فروختي؟
سه سال كافي بود

00:13:21.070 --> 00:13:24.562
اوايل دهه 90
يه توقف كوچيك تو اترخت داشتم

00:13:25.180 --> 00:13:29.014
خوردن غذاي بهداشتي مد شده بود
خاور ميانه هم همين طور

00:13:29.393 --> 00:13:32.135
فلافل هم سالم و بهداشتيه  و هم براي خاور ميانه است

00:13:33.523 --> 00:13:37.391
همه فكر كردن تو يه فيزيكدان هسته اي شدي

00:13:38.523 --> 00:13:39.558
كي گفته؟

00:13:40.030 --> 00:13:43.659
نمي دونم، خانواده ات  خانواده من دوستامون

00:13:44.494 --> 00:13:48.760
فكر كردن تا چهل سالگي كانديد دريافت جايزه نوبل مي شي

00:13:49.996 --> 00:13:51.486
اون آينده سر بيست سالگي تموم شد

00:13:53.505 --> 00:13:54.688
سرده؟

00:13:54.798 --> 00:13:58.677
سرده؟دارم يخ مي زنم
بيا بريم داخل

00:13:59.929 --> 00:14:02.762
همه راه رو بايد پياده بريم؟

00:14:03.891 --> 00:14:06.519
جالبه كه الان سر و كله ات پيدا شده

00:14:07.020 --> 00:14:08.681
چرا؟
وقتي زنگ زدي

00:14:09.899 --> 00:14:14.165
تازه با پسرم توماس داشتم مي رفتم بيرون
هفت سالشه

00:14:14.779 --> 00:14:18.328
داشت با يه تفنگ اسباب بازي بازي مي كرد و شروع كرد به سوال پرسيدن

00:14:18.909 --> 00:14:21.776
تو جنگ چيكار مي كردي؟
به كسي هم شليك كردي؟

00:14:22.846 --> 00:14:24.336
كشتي؟
نمي دونم

00:14:25.333 --> 00:14:28.279
بيا بريم تو تا گرم بشيم

00:14:29.422 --> 00:14:32.607
اشكالي نداره از تو پسرت در حال بازي كردن تو برف يه نقاشي بكشم

00:14:33.593 --> 00:14:35.106
نه

00:14:35.971 --> 00:14:38.872
نه اصلا هر چقدر مي خواي بكش

00:14:39.642 --> 00:14:41.234
من دنبالش مي دوام

00:14:41.685 --> 00:14:44.392
تا وقتي كه بكشي اشكال نداره
فقط فيلم نگير

00:15:54.688 --> 00:15:59.432
همون قدر كه عجيب به نظر مي رسه هست
ما به جنگ فرستاده شديم

00:16:00.069 --> 00:16:05.302
با يه قايق عشقي كوچيك كه ارتش اجاره كرده بود و خدا مي دونه كه چي بود

00:16:06.159 --> 00:16:10.346
اونا مي خواستن كه ارتش رو گمراه كنن و يه حمله غير منتظره رو شروع كنن

00:16:11.582 --> 00:16:16.451
منظورت از قايق عشقي چيه؟
يه قايق با مشروب و وسايل خوشگذروني؟

00:16:17.090 --> 00:16:22.517
چي گفتي؟
خوب من اونطوري تصورش كردم

00:16:23.368 --> 00:16:29.352
بعدا فهميدم كه فقط يه قايق كماندويي قديمي بوده

00:16:30.667 --> 00:16:34.398
با اينكه 18 ساله بودي به نظر من خيلي باهوش مي اومدي
من تو رو به عنوان يه جنگجو نمي ديدم

00:16:35.027 --> 00:16:38.497
راستشو بخواي برام مهم بود به يه دليل خاصي

00:16:39.115 --> 00:16:42.858
احساس مي كردم كه همه مثل خرگوشا دور خودشون مي چرخيدن

00:16:43.495 --> 00:16:45.998
و من به همين خاطر تنها...چطوري بگم؟

00:16:46.582 --> 00:16:50.052
تنها كسي كه تو شطرنج و رياضي مهارت داشت

00:16:50.963 --> 00:16:55.514
ولي با مشكلات مردونه اي كه داشتم
بايد به همه ثابت مي كردم

00:16:56.135 --> 00:16:58.558
كه من بهترين جنگجو بودم و يه قهرمان بزرگ

00:16:59.097 --> 00:17:01.042
موفق شدي؟

00:17:02.226 --> 00:17:04.091
بله ، خيلي خوب پيش رفتم

00:17:04.979 --> 00:17:07.402
احساس قدرت و توانا بودن رو داشتم

00:17:08.900 --> 00:17:14.327
بعد جنگ شروع شد و اونا ما رو سوار اون قايق عشقي لعنتي كردن

00:17:15.867 --> 00:17:18.813
بعدش من...
تو چي؟

00:17:19.371 --> 00:17:24.081
مثل يه خوك بالا آوردم
فكر كردم دشمن پيش خودش چه فكري مي كنه

00:17:25.836 --> 00:17:28.589
آخرش روي عرشه افتادم و خوابم برد

00:17:29.757 --> 00:17:32.100
وقتي مي ترسم مي خوابم

00:17:33.429 --> 00:17:36.535
تاامروز
من با خواب ازش فرار مي كنم و هذيان مي گه

00:18:18.690 --> 00:18:20.396
بيهوش روي عرشه

00:18:23.737 --> 00:18:29.050
خواب مي ديدم كه يه زن مي آد

00:18:33.999 --> 00:18:36.911
و منو براي اولين بار مي بره

00:18:40.007 --> 00:18:44.558
من دوستام رو ديدم
كه جلوي چشمام آتش گرفتن

00:18:45.262 --> 00:18:47.935
كجا؟
تو قايق

00:19:21.180 --> 00:19:25.173
من قبل از اينكه لنگر بندازن بلند شدم
صبح شده و ما به يه شهري رسيديم

00:19:25.810 --> 00:19:28.233
كدوم شهر؟
چه مي دونم؟

00:19:28.939 --> 00:19:30.850
سيدان فكر مي كنم

00:19:31.566 --> 00:19:35.991
بدون توجه به ترس و تشويشي كه داشتيم
مثل ديوونه ها شروع به شليك كرديم

00:19:39.242 --> 00:19:41.233
به كي؟
چه مي دونم؟

00:19:43.998 --> 00:19:46.182
بعد يه مرسدس قديمي سر رسيد

00:19:46.709 --> 00:19:49.132
همه مثل ديوونه ها بهش تير مي زدند

00:19:53.468 --> 00:19:55.811
دو سال آموزش ديديم
ولي ترس داشتيم

00:19:56.346 --> 00:19:58.576
يه ترس غير قابل كنترل

00:20:02.103 --> 00:20:06.290
بعدش سكوت
سكوت عجيب مرگ

00:20:08.777 --> 00:20:09.880
پايان روز

00:20:11.489 --> 00:20:16.074
ويراني ها رو مي ديديم

00:20:19.206 --> 00:20:21.470
بدون اينكه بدونيم كجا هستيم

00:20:22.001 --> 00:20:24.151
تو ماشين خوابيدييم

00:20:25.964 --> 00:20:27.716
چي تو ماشين بود؟

00:20:28.175 --> 00:20:29.563
اجساد همه اعضاي يه خانواده

00:20:31.345 --> 00:20:32.892
چرا اومدي اينجا؟

00:20:33.473 --> 00:20:35.225
من؟من

00:20:36.727 --> 00:20:38.080
حافظه ام رو از دست دادم

00:20:38.729 --> 00:20:40.913
تو يه تصادف؟
چي؟

00:20:41.440 --> 00:20:43.988
تصادف كردي؟
منظورت چيه؟

00:20:44.986 --> 00:20:47.580
با يه ماشين، سر كار؟

00:20:48.156 --> 00:20:50.579
نه تصادف نكردم

00:20:51.118 --> 00:20:55.031
من فقط نمي تونم چيزي رو درباره جنگ لبنان به خاطر بيارم

00:20:55.623 --> 00:20:59.457
فقط يه تصوير تو ذهنمه

00:21:01.380 --> 00:21:04.292
يه جورايي الان باهاشي

00:21:04.843 --> 00:21:06.196
چه تصويري؟

00:21:43.763 --> 00:21:45.754
تو هم اونجا بودي؟

00:21:48.978 --> 00:21:49.490
گفتنش سخته

00:21:49.937 --> 00:21:51.609
منظورت چيه؟
اونجا بودي؟

00:21:52.107 --> 00:21:53.415
گفتنش سخته

00:21:54.901 --> 00:21:57.290
از كشتار چيزي يادم نمي آد

00:21:58.072 --> 00:22:01.735
ولي وقتي قتل عام انجام شد تو در بيروت بودي

00:22:02.327 --> 00:22:03.760
آره يادم ميآد اونجا بودم

00:22:04.204 --> 00:22:06.991
هيچ وقت رژه رفتنمون رو تو بيروت از ياد نمي برم

00:22:07.541 --> 00:22:10.169
ولي قتل عام
چطوري يادته؟

00:22:10.711 --> 00:22:13.384
اون تو سيستم من ذخيره نشده

00:22:13.548 --> 00:22:15.652
درسته
قتل عام

00:22:53.220 --> 00:22:57.486
تو يه تاكسي در حال رفتن به فرودگاه آمستردام اتفاق افتاد

00:22:58.100 --> 00:23:00.694
ناگهان همه خاطره ها برگشتن

00:23:01.229 --> 00:23:03.174
نه توهمي
نه بيهوشي

00:23:03.940 --> 00:23:08.491
روز اول جنگ نوزده ساله بودم حتي ريشام هم در نيومده بود

00:23:09.114 --> 00:23:12.140
داريم از يه خيابون عبور مي كنيم
يه طرف خيابون پر درخت ميوه

00:23:12.701 --> 00:23:17.445
يه طرف ديگه دريا
به همه جا شليك مي كنيم

00:23:18.082 --> 00:23:20.186
به همه چيز تا شب برسه

00:23:25.174 --> 00:23:28.086
اون بعد از ظهر ما ايستاديم
افسر بهم گفت

00:23:28.636 --> 00:23:31.582
جنازه ها و زخمي ها رو بيارين

00:23:32.140 --> 00:23:34.483
برو چالشون

00:23:35.018 --> 00:23:38.124
چالشون كنم؟
بله ، چالشون كن

00:23:38.690 --> 00:23:39.918
كجا؟

00:23:40.400 --> 00:23:46.066
از كجا بدونم؟
اون بيرون ، نزديك اون روشنايي

00:23:46.740 --> 00:23:49.004
اونجا ببرشون

00:23:55.793 --> 00:23:59.661
پس بايد همه راهو برگردم

00:24:00.256 --> 00:24:04.602
تا حالا يه زخم بازو نديديه بودم
يا حتي خونريزي

00:24:05.221 --> 00:24:06.927
مسئول تانك بودم

00:24:07.431 --> 00:24:12.380
پر از جنازه و زخمي بود
دنبال يه راه نجات و يه روشنايي مي گستم

00:24:20.113 --> 00:24:23.185
بايد چيكار كنيم؟
چرا بهمون نمي گي چيكار كنيم؟

00:24:23.742 --> 00:24:25.573
شليك كن
به كي؟

00:24:26.078 --> 00:24:27.670
چه مي دونم؟ فقط بزن

00:24:28.164 --> 00:24:31.668
بهتر نيست دعا كنيم؟
پس دعا كن و بزن

00:24:43.598 --> 00:24:47.307
بالاخره نور چراغهاي هليكوپتر رو مي بينيم
مثل يه هاله

00:24:47.895 --> 00:24:52.764
همين طور كه به نور نزديك تر مي شيم
همه جا جنازه و زخمي مي بينيم

00:25:28.026 --> 00:25:32.816
همه رو تخليه كرديم
انگار نه انگار كه من وجود داشتم

00:25:33.449 --> 00:25:36.122
بعدش دور زديم و رفتيم

00:26:02.712 --> 00:26:05.203
روز اول جنگ

00:26:05.841 --> 00:26:08.685
من جنازه ها و زخمي ها رو

00:26:09.241 --> 00:26:12.153
از توي تانكها به كنار جاده بردم

00:26:13.142 --> 00:26:15.133
دنبال آدمهايي مي گشتم كه باهام بودن

00:26:15.289 --> 00:26:18.713
شماها ممكن بود بين شون باشين؟

00:26:18.918 --> 00:26:23.867
به نظر منطقي مي آد
ما تو منطقه بوديم

00:26:25.134 --> 00:26:27.125
تو قسمت غربي
ممكنه

00:26:27.721 --> 00:26:31.225
من رو اونجا شناختي؟

00:26:35.042 --> 00:26:36.134
نه

00:26:38.171 --> 00:26:40.162
من حتي خودم رو هم نمي شناسم

00:26:55.336 --> 00:26:59.329
عبور از مرز راش هانيكرا مثل يه گردش بود

00:26:59.925 --> 00:27:01.199
عكس گرفتيم

00:27:01.677 --> 00:27:03.622
جوك گفتيم به هم

00:27:04.139 --> 00:27:08.212
ما فرصت داشتيم كه خوش بگذرونيم قبل از اينكه عمليات رو شروع كنيم

00:27:09.770 --> 00:27:15.993
صبح بخير لبنان

00:27:24.037 --> 00:27:30.021
خيلي درد و رنج بايد تحمل كني

00:27:31.337 --> 00:27:36.525
صبح بخير لبنان

00:27:37.761 --> 00:27:42.744
منظره ها خيلي زيبا بود، همه جا پر از درخت بود

00:27:43.393 --> 00:27:48.581
چند تا خونه هم بود
يه صحنه داستاني ايده آل بود

00:27:49.233 --> 00:27:52.384
يواش رفتن ماشين هم به ما اجازه مي داد تااز منظره لذت ببريم

00:27:52.945 --> 00:27:59.418
ممكنه روياهات به واقعيت بپيوندن

00:28:00.454 --> 00:28:06.404
ممكنه كابوسهات تموم بشن

00:28:07.713 --> 00:28:12.696
وجود تو ستودني است لبنان

00:28:13.302 --> 00:28:16.692
تو يه تانك واقعا احساس امنيت مي كني

00:28:17.266 --> 00:28:21.612
يه تانك واقعا عظيم الجثه است
و يه وسيله سر بسته اس

00:28:22.229 --> 00:28:24.140
داخل تانك

00:28:24.650 --> 00:28:25.958
ما امن بوديم

00:28:29.718 --> 00:28:35.884
تيكه تيكه مي شي

00:28:36.580 --> 00:28:43.167
و تا زمان مرگ در آغوشم بودي

00:28:43.963 --> 00:28:46.375
تا زمان مرگ در آغوشم بودي

00:28:47.426 --> 00:28:50.816
تو عشق زندگي من هستي

00:28:52.098 --> 00:28:57.730
اي زندگي كوتاه و كوتاه من

00:28:58.397 --> 00:29:03.425
من رو تيكه تيكه كن

00:29:05.739 --> 00:29:08.128
خونريزي دارم

00:29:12.914 --> 00:29:17.180
ناگهان ارتباطمون با فرمانده مون قطع شد و ديگه صداشو نشنيديم

00:29:17.711 --> 00:29:19.383
كنارتون بود؟
آره

00:29:19.881 --> 00:29:24.272
من ديديم كه سرش افتاد جلوتر

00:29:25.554 --> 00:29:29.263
من رفتم داخل و ديدم تانك پر خون شده

00:29:30.518 --> 00:29:35.945
خون داشت از گردنش مي اومد

00:29:38.861 --> 00:29:42.774
تو فرمانده دوم بودي؟
بله بودم

00:29:43.366 --> 00:29:46.039
ولي سريع عمل نكردم

00:29:46.787 --> 00:29:50.974
ما فقط داخل تانك مونديم و به عقب نشيني فكر نكرديم

00:29:55.130 --> 00:29:56.119
دو دقيقه بعد

00:29:56.590 --> 00:30:00.538
يه انفجار صورت گرفت همه خسته بودن و توان فرار از تانك رو نداشتن

00:30:05.059 --> 00:30:08.290
بدون اسلحه و هيچي

00:30:08.854 --> 00:30:11.641
اونايي كه موندن همونجا توي تانك كشته شدن

00:30:17.907 --> 00:30:20.455
من تا جايي كه ميشد تند دوييدم

00:30:20.994 --> 00:30:23.542
به شكل زيگزاگ به سمت دريا

00:30:43.562 --> 00:30:45.029
تنها فكرم همين بود

00:30:45.523 --> 00:30:48.754
تموم شد

00:30:49.944 --> 00:30:54.290
اونا هر لحظه ممكنه بيان اينجا
و من تنها كاري كه مي تونم بكنم اينه كه منتظر آخرش بمونم

00:31:01.124 --> 00:31:04.867
من يه ساختمان ديديم كه از اونجا شليك مي كردن و فرمانده شون رو

00:31:05.463 --> 00:31:10.412
اميدوار بودم بيادنزديكتر

00:31:37.958 --> 00:31:41.826
نمي دونم چرا ولي شروع به عقب نشيني كرد

00:31:53.518 --> 00:31:58.103
احساس كردم كه نيروهامون تسليم شدن

00:32:03.113 --> 00:32:07.186
تصور كردم مادرم چه فكري مي كنه

00:32:07.785 --> 00:32:12.256
ما خيلي به هم نزديك بوديم
من هميشه مثل دست راستش بودم براش

00:32:12.875 --> 00:32:17.380
من تنها بچه اي بودم كه كاراي بيرون خونه رو انجام مي دادم

00:32:18.590 --> 00:32:20.182
مثل بچه اول

00:32:23.345 --> 00:32:27.008
زيرچشمي نگاهشون كردم
ديدم دارن حرف مي زنن و سيگار مي كشن

00:32:28.351 --> 00:32:30.342
فكر كردم چرا

00:32:30.854 --> 00:32:32.845
متوجه من نشدن

00:32:34.567 --> 00:32:38.640
چندبار ديگه هم سرك كشيدم
متوجه شدم كه احتمالا فكر مي كنن كه

00:32:39.239 --> 00:32:43.505
همه توي اون حمله كشته شدن

00:32:44.119 --> 00:32:47.145
تصميم گرفتم تا شب منتظر بمونم

00:32:47.707 --> 00:32:49.971
يه جاي خوب داشتم كه قايم بشم

00:32:59.262 --> 00:33:01.605
نمي دونم چرا ولي تصميمم رو گرفتم

00:33:02.141 --> 00:33:04.450
كه شنا كنم واز راه دريا برم

00:33:09.858 --> 00:33:15.330
نميخواستم نزديك ساحل بمونم
براي همينم شنا كردم

00:33:17.201 --> 00:33:21.547
وقتي احساس كردم به اندازه كافي دور شدم
به سمت جنوب شنا كردم

00:33:22.164 --> 00:33:23.153
دريا چطوري بود؟

00:33:23.624 --> 00:33:27.412
آروم بدون موج

00:33:28.630 --> 00:33:31.383
احساس آرامش كردم و صلح داشتم
فقط من بودم و دريا

00:33:47.319 --> 00:33:50.391
احساس امنيت داشتم چون دريا آروم بود

00:33:51.157 --> 00:33:54.069
ولي هنوز هم خيلي مي ترسيدم

00:33:55.327 --> 00:33:58.273
كه توانم رواز دست بدم و غرق بشم

00:33:58.833 --> 00:34:03.497
يا اينكه كسي متوجه من بشه و بهم شليك كنه و منو بكشه

00:34:14.684 --> 00:34:19.269
همينطور كه داشتم تو درياي آروم شنا مي كردم

00:34:19.899 --> 00:34:22.891
يه دفعه يه صداي بلند شنيدم

00:34:23.444 --> 00:34:25.150
احساس كردم آب به جهش افتاده

00:34:25.655 --> 00:34:29.807
احساس كردم كه آب متلاطم منو احاطه كرده

00:34:30.870 --> 00:34:34.863
بدنم شروع به لرزيدن كرد

00:35:04.409 --> 00:35:08.641
از فاصله دور نور ديدم و به همون سمت شنا كردم

00:35:09.247 --> 00:35:11.841
ممكن بود نيروهاي اسرائيلي باشن

00:35:12.377 --> 00:35:16.165
به شنا ادامه دادم
ولي احساس كردم توانم از دست رفته

00:35:16.757 --> 00:35:19.180
به سختي دست و پامو تكون مي دادم

00:35:30.773 --> 00:35:34.402
گاهي اوقات فقط مي ذاشتم كه آب منو با خودش ببره

00:35:43.997 --> 00:35:46.591
بالاخره به ساحل رسيدم و شروع كردم به راه رفتن

00:35:47.126 --> 00:35:51.995
صداهاي راديو رو به زبان عبري صحبت مي كنن

00:35:52.632 --> 00:35:54.862
مي دونستم

00:35:55.927 --> 00:35:59.875
كه بايد به اونا برسم با اينكه خيلي خسته بودم

00:36:07.775 --> 00:36:11.848
با تعجب ديدم كه همون گروهي بودن كه تسليم شده بودن و منو ترك كرده بودن

00:36:15.785 --> 00:36:19.528
بعد از اينكه به گروه رسيدم

00:36:20.123 --> 00:36:22.307
احساس كردم

00:36:24.210 --> 00:36:27.202
كه من بودم كه همراهانم رو ترك كردم

00:36:27.756 --> 00:36:29.826
هميشه احساس مي كردم كه اونا با من مثل

00:36:35.098 --> 00:36:39.171
كسي برخورد مي كردن كه نتونست دوستانش رو نجات بده

00:36:39.353 --> 00:36:46.065
انگار كه از ميدون جنگ فرار كردم تا اينكه جون خودم رو نجات بدم

00:36:46.737 --> 00:36:48.648
گاهي اوقات احساس عذاب كردم

00:36:49.156 --> 00:36:51.226
رابطه خودم رو با خانواده ي كشته ها قطع كردم

00:36:51.743 --> 00:36:58.171
اولش كه رفتم سر قبراشون
ولي بعدش فقط ايستادم

00:36:58.876 --> 00:37:03.586
مي خواستم كه فراموش كنم
نمي خواستم اون لحظه ها رو به ياد بيارم

00:37:04.216 --> 00:37:08.374
با ديدن قبرها تو احساس ...كردي
گناه

00:37:08.971 --> 00:37:12.077
من وقتي بالاي قبرشون ايستادم احساس گناه كردم

00:37:12.643 --> 00:37:15.237
انگار كه كوتاهي كردم

00:37:15.854 --> 00:37:17.128
اون كاريو كه بايد انجام ندادم

00:37:17.606 --> 00:37:23.397
من قهرماني نبودم كه اسلحه حمل كنم و جون آدم ها رو نجات بدم

00:37:24.072 --> 00:37:26.939
من اونطوري نيستم از اون نوع من نيستم

00:38:05.162 --> 00:38:08.347
امروز سيدان رو بمباران كردن

00:38:09.959 --> 00:38:14.544
توده هاي دود رو سر صبح راه انداختن

00:38:15.341 --> 00:38:19.653
نزديك بود با يه تابوت به خونه برگردم

00:38:21.431 --> 00:38:23.934
من امروز سيدان روبمباران كردم

00:38:28.627 --> 00:38:31.881
يه ماه بعد از روني دياگ به خونه شالم رسيدم

00:38:32.444 --> 00:38:35.868
ارتش ساحل رو گرفت

00:38:36.449 --> 00:38:40.112
اونا به ما گفتن كه به زودي به بيروت حمله كنن
اونوقت همه ما مي ميريم

00:38:40.913 --> 00:38:45.145
ولي نزديك ساحل
ما خيلي به مرگ فكر نمي كرديم

00:38:45.751 --> 00:38:47.855
يه آلونك از برگهاي موز داشتم

00:38:48.380 --> 00:38:50.132
بهش كه فكر مي كنم

00:38:50.633 --> 00:38:55.946
از بوي روغن نعناع
هنوزم حالت تهوع بهم دست مي ده

00:38:57.849 --> 00:39:02.161
تو سالهاي دهه 80 خيلي معروف شده بود
براي هم اتاقي من فرنكل

00:39:02.772 --> 00:39:08.085
نعناع فقط يه بوي خوش نداشت
يه راهي به زندگي كردن داشت

00:39:37.062 --> 00:39:39.769
نعناع
چطور ازش استفاده مي كرديد؟

00:39:40.441 --> 00:39:41.874
نشونم بده

00:39:43.360 --> 00:39:47.148
يه قطره از آبش رو توي دستت ميچكوني
اينطوري

00:39:56.126 --> 00:39:57.309
اين شكلي

00:39:57.794 --> 00:40:00.547
همراهان تو هميشه مي دونستن كه تو اونجايي

00:40:01.090 --> 00:40:04.674
يادم مي آد رفيقام بهم مي گفتن:

00:40:05.261 --> 00:40:10.130
فرنكل تو خيلي تند راه مي ري مثل يه خرگوش

00:40:12.937 --> 00:40:16.122
راستشو بگو چيكار مي كني؟ بانعناع

00:40:16.691 --> 00:40:20.081
تو تاريكي شب هم
نمي تونستم از دستشون در برم

00:40:20.654 --> 00:40:24.727
عطرش خيلي خوبه
حتي توي دشت

00:40:25.702 --> 00:40:27.135
من هنوز ازش استفاده مي كنم

00:40:29.331 --> 00:40:32.915
ما امروز بيروت رو بمباران كرديم

00:40:34.671 --> 00:40:38.505
من هر روز بيروت رو بمباران مي كردم

00:40:39.801 --> 00:40:44.591
اگه به مرگ نزديك شدي
من نمي تونستم بگم

00:40:45.434 --> 00:40:48.301
بيروت رو هر روز بمباران كردم

00:40:50.189 --> 00:40:53.898
فقط در عرض كشيدن يك ماشه

00:40:55.737 --> 00:40:58.968
ما مي تونيم غريبه ها رو مستقيم به جهنم بفرستيم

00:41:01.535 --> 00:41:05.369
مطمئنا، و بعضي از بيگناهان رو هم همراه اونا مي كشيم

00:41:06.500 --> 00:41:11.210
اگه نزديك مرگ مي شدم
نمي تونستم بگم

00:41:11.839 --> 00:41:13.022
من هر روز بيروت رو بمباران كردم

00:41:15.927 --> 00:41:17.952
كار هر روزمون بود

00:41:19.639 --> 00:41:21.152
صبح بيدار مي شديم

00:41:22.477 --> 00:41:26.709
صبحانه رو توي اون روغن داغ كن ها آماده مي كرديم

00:41:27.462 --> 00:41:29.510
گوشت گاو و تخم مرغ

00:41:30.319 --> 00:41:31.809
روي ساحل
روي ساحل

00:41:32.927 --> 00:41:33.416
يه شناي كوچيك هم مي رفتيم

00:41:34.491 --> 00:41:37.483
لباس نظامي رو مي پوشيديدم بعد مي رفتيم دنبال تروريست ها

00:41:38.869 --> 00:42:04.869
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:43:05.556 --> 00:43:07.581
يكي داد زد فرنكل

00:43:09.727 --> 00:43:11.911
ديدم يه پسر يه آر پي جي رو نگه داشته

00:43:12.438 --> 00:43:13.905
يه بچه

00:43:27.622 --> 00:43:29.613
فرنكل منم اونجا بودم؟

00:43:30.168 --> 00:43:34.559
آره از روزاي آموزشي تو هر جايي كه مي رفتم باهام بودي

00:43:35.674 --> 00:43:37.665
حتي اونجا؟
بله اونجا هم

00:43:38.344 --> 00:43:41.393
خوبه. معلومه كه اونجا بودم

00:43:43.099 --> 00:43:47.251
معلومه كه نمي تونم اون اتفاق مهيج رو فراموش كنم

00:43:47.855 --> 00:43:49.482
ما بهشون مي گيم اتفاقات جدايي

00:43:50.107 --> 00:43:54.294
وقتيه كه يه نفر تو يه موقعيتي قرار داره ولي فكر مي كنه بيرونش بوده

00:43:54.905 --> 00:43:58.614
يه بار يه مرد جوون رو ديدم يه عكاس تازه كار

00:43:59.202 --> 00:44:02.512
من سال 1983 ازش پرسيدم كه چطور اون تو جنگ فجيع جان سالم بدر بردي؟

00:44:03.499 --> 00:44:07.003
جواب داد: تقريبا آسون بود
تو ذهنم اونو به عنوان يه سفر يك روزه طولاني  تجسم مي كردم

00:44:08.087 --> 00:44:11.432
اون به خودش گفت:
واي! عجب صحنه هاي زيبايي

00:44:12.009 --> 00:44:14.876
تير اندازي ،توپخانه، مردم مجروح، جيغ و فرياد

00:44:15.429 --> 00:44:20.253
اون به همه چيز از ديد يه دوربين تخيلي نگاه مي كرد

00:44:34.534 --> 00:44:36.126
بعد يه اتفاقي افتاد:

00:44:37.330 --> 00:44:39.321
دوربينش شكست

00:44:52.305 --> 00:44:54.899
گفت كه اوضاع رواني بهم ريخته اي پيدا كرد

00:44:55.434 --> 00:44:59.859
وقتي به نزديكي  اصطبل اسبها در بيروت رسيدن

00:45:00.482 --> 00:45:01.506
به هيپو دروم

00:45:01.983 --> 00:45:05.646
تعداد زيادي جسد

00:45:06.238 --> 00:45:10.072
از اسبهاي عرب كشته شده ديد

00:45:10.660 --> 00:45:15.450
گفت :قلبم شكست
اون اسباي بيگناه چه كرده بودن كه

00:45:16.083 --> 00:45:18.233
لايق چنين زجري باشن؟

00:45:18.753 --> 00:45:21.938
اون نتونست طاقت بياره كه اون اسباي مرده و زخمي رو ببينه

00:45:22.508 --> 00:45:25.215
اون از راه حل هايي براي بيرون موندن از اتفاقات استفاده كرده بود

00:45:25.761 --> 00:45:29.071
انگار اينكه جنگ رو به شكل يه فيلم ديده  و خودش شركت نداشته

00:45:29.641 --> 00:45:31.632
اين ازش محافظت مي كرد

00:45:32.143 --> 00:45:36.295
وقتي به سمت اتفاقات كشيده مي شد
ديگه نمي تونست منكر واقعيت بشه

00:45:37.400 --> 00:45:40.984
ترس همه وجودش رو مي گرفت و مي لرزيد

00:45:48.412 --> 00:45:52.360
تو قبلا بهم گفتي كه يادت باغهاي ميوه رو نمي آد

00:45:52.960 --> 00:45:54.143
جايي كه پسره با آر پي جي ايستاده بود

00:45:55.879 --> 00:45:57.062
چيزاي ديگه رو به ياد داري؟
مثل رفتن به خونه

00:45:59.843 --> 00:46:02.391
با دوستان از اتفاقهاي اون زمان صحبت كردي

00:46:02.930 --> 00:46:06.798
يه چيزي كه ممكنه تو رو به ياد اون زمان انداخته باشه؟

00:46:07.393 --> 00:46:10.226
بله كاملا
مثلا؟

00:46:10.772 --> 00:46:13.445
من كاملا مي تونم تك تك مرخصي ها رو به ياد بيارم

00:47:03.876 --> 00:47:07.221
من وقتي 10 ساله بودم رو يادم مي آد
وقتي كه جنگ بود

00:47:08.465 --> 00:47:10.956
و مه چيز يكباره ايستاد
همه پدران اعزام شدن

00:47:11.927 --> 00:47:15.419
همه كودكان با مادراشون نشستن
توي خونه ها موندن

00:47:16.620 --> 00:47:19.111
پشت مخفي گاهها تو يه تاريكي

00:47:19.749 --> 00:47:22.855
منتظر يه هواپيما بودن كه يه بمب بندازه و اونا رو بكشه

00:47:25.610 --> 00:47:26.099
هيچ كس حتي فكر بيرون رفتن رو نمي كرد

00:47:29.323 --> 00:47:33.748
وقتي برگشتم خونه به لبنان
براي اولين بار بعد از شش هفته

00:47:34.412 --> 00:47:37.916
و اون زندگي رو ديدم كه داشت معمولي پيش مي رفت

00:47:49.930 --> 00:47:54.640
هدف من از رفتن اين بود كه مي خواستم دنبال دوست دخترم يالي بگردم

00:47:55.269 --> 00:47:58.102
اون شب قبلش تركم كرده بود
و از اونجا همه اين شروع شد

00:48:18.881 --> 00:48:23.113
يادت مي آد چطوري؟
يه جوني بهش بده

00:48:23.719 --> 00:48:25.107
آماده اي؟

00:48:35.525 --> 00:48:37.311
خاطرات دارن بر مي گردن

00:48:37.820 --> 00:48:42.644
من  با كسايي آشنا شدم كه بهم خدمت مي كردن
من تقريبا تصوير كاملش رودارم

00:48:43.284 --> 00:48:46.196
در كدوم نقطه؟
اولين روز جنگ

00:48:46.747 --> 00:48:48.897
محاصره بيروت

00:48:49.417 --> 00:48:51.487
يادت مي آد كه يالي يه هفته پيشش تركت كرد؟

00:48:52.545 --> 00:48:53.648
از كجا مي دوني؟

00:48:57.550 --> 00:49:00.781
مگه تو نمي دونستي كه من چندين سال عاشقش بودم؟

00:49:02.973 --> 00:49:05.567
نه اينو نمي دونستم

00:49:06.102 --> 00:49:07.330
واقعيت داره

00:49:09.690 --> 00:49:12.193
چي شده؟
اون مال 20 سال پيشه

00:49:12.735 --> 00:49:15.158
اشكال نداره من عصباني نيستم

00:49:18.075 --> 00:49:20.623
حداقل تو خونه و خانواده ات رو داشتي

00:49:21.162 --> 00:49:24.029
چه خونه اي ؟ كدوم خانواده؟

00:49:25.209 --> 00:49:26.198
تو از هيچي خبر نداري

00:49:26.835 --> 00:49:27.824
پدرم

00:49:28.670 --> 00:49:33.937
براي اينكه راحت زندگي كنم
بهم گفت كه زماني كه اون جنگيده

00:49:34.595 --> 00:49:36.426
جنگ جهاني دوم

00:49:36.931 --> 00:49:38.364
سربازهاي روسي در ستلينگارد

00:49:38.850 --> 00:49:41.956
چهل و هشت ساعت فرصت داشتن كه عقب نشيني كنن
تنها يك هفته بعد از جلو اومدن

00:49:51.572 --> 00:49:56.202
سوار يه قطار شدن و به ايستگاه خونشون رفتن

00:49:57.329 --> 00:49:59.399
تو ايستگاه دوست دختراشون رو بوسيدن

00:49:59.874 --> 00:50:04.186
بعد بايد دوباره سوار مي شدن تا برگردن به خط

00:50:04.796 --> 00:50:06.024
فهميدي؟

00:50:09.218 --> 00:50:14.008
اون فكر مي كرد كه اين حرفا آرومم مي كنه
در واقع اون درست فكرمي كرد

00:50:14.641 --> 00:50:17.713
بعد از 24 ساعت من دوباره به خدمت رفتم

00:50:18.270 --> 00:50:21.455
اون موقع يه گروه ديگه شروع كردن:
بمب ماشين

00:50:22.025 --> 00:50:23.458
كه امروزه هنوز معروفه

00:50:23.943 --> 00:50:26.411
كارشون انفجاره

00:50:26.947 --> 00:50:28.892
يه انفجار واقعي

00:50:30.806 --> 00:50:34.799
بعد رسيدم به يه ويلا در حوالي بيروت

00:50:41.422 --> 00:50:43.731
همه چيز از طلا ساخته شده بود

00:50:44.259 --> 00:50:48.207
روكش هاي مجلل، سنگ مرمر، وسايل طلا و همه چيز

00:50:50.641 --> 00:50:54.873
يه افسر جلوي تلويزيون نشسته و بهم نگاه نمي كنه

00:50:55.481 --> 00:50:58.507
مدام تكرار مي كنه: بزن بره جلو

00:50:59.778 --> 00:51:01.450
بزن بره جلو

00:51:02.197 --> 00:51:03.585
لوله كش مي آد

00:51:04.220 --> 00:51:08.111
من اينجام كه لوله هاتون رو چك كنم
اينجام

00:51:13.940 --> 00:51:17.933
ابزار من رو ديدي؟
كدوم ابزار؟

00:51:24.474 --> 00:51:24.963
بزن بره جلو

00:51:37.673 --> 00:51:38.662
وايستا

00:51:52.506 --> 00:51:53.370
نوار رو عوض مي كنه و مي گه

00:51:53.841 --> 00:51:57.789
يه خبر در مورد مرسدس بنز قرمز به دستمون رسيده

00:51:58.387 --> 00:51:59.979
داره مي آد كه نيروهاي تو رو از بين ببره
خوب؟

00:52:00.474 --> 00:52:02.704
تو اول منفجرش كن

00:52:03.227 --> 00:52:06.094
هر مرسدس بنز قرمزي رو؟
احمق

00:52:06.856 --> 00:52:08.767
مرسدس بنز اومد

00:52:09.526 --> 00:52:14.714
ما همه شب رو صبر كرديم تا مرسدس بنز رو ببينيم

00:52:15.366 --> 00:52:18.119
براي اين فاجعه در شرف وقوع

00:52:55.162 --> 00:53:00.065
بعد، نيمه هاي شب تلفن زنگ زد

00:53:01.753 --> 00:53:03.106
بشير مرده

00:53:04.340 --> 00:53:05.773
كدوم بشير؟
بشير گمايل

00:53:06.342 --> 00:53:08.492
رييس جمهور منتخب لبنان

00:53:09.303 --> 00:53:13.490
يه برادر، يه هم پيمان ، يه مسيحي
كشته شده

00:53:14.435 --> 00:53:18.303
همه رو بيدار كنيد
تا دو ساعت ديگه بايدبيروت باشيد

00:53:19.023 --> 00:53:22.254
خيلي به ياد نمي آرم
درباره پرواز به بيروت

00:53:22.778 --> 00:53:26.612
به جز اينكه داشت فكراي زيادي درباره مرگ به سرم مي زد

00:53:27.158 --> 00:53:30.821
چون دوست دخترم يالي هفته پيش تركم كرده بود

00:53:31.413 --> 00:53:34.200
مرگ انتقام من مي شه

00:53:34.750 --> 00:53:37.503
اونوقته كه احساس گناه كنه

00:53:38.045 --> 00:53:39.910
تاآخر عمرش

00:53:43.886 --> 00:53:46.377
در حاليكه داشتم تو خيال مرگم سير مي كردم

00:53:47.536 --> 00:53:49.026
به بيروت رسيديم

00:53:49.267 --> 00:53:51.735
يه شهر با هتلها و ساحل ها

00:53:52.750 --> 00:53:54.274
و مردمي كه بسرعت در حركت بودن

00:53:54.732 --> 00:53:57.485
تو فرودگاه بين المللي فرود اومديم

00:53:58.028 --> 00:54:03.091
هليكوپتر غول پيكر ارتش كنار جت هاي هواپيمايي فرانسه، تي دبل يو اي

00:54:03.617 --> 00:54:05.608
و هواپيمايي انگليس فرود اومد

00:54:06.475 --> 00:54:09.558
هيجان زده بودم
انگار كه به يه سفر هوايي مي رفتم

00:54:09.958 --> 00:54:12.631
كاملا هيجان زده بودم

00:54:20.513 --> 00:54:22.538
بعضي اوقات راحت بلند مي شم و

00:54:23.057 --> 00:54:25.082
به ترمينال مي رم

00:54:26.269 --> 00:54:28.976
انگار كه به يه سفر تفريحي مي رفتم

00:54:30.544 --> 00:54:32.910
يه جورايي تخيلي

00:54:33.861 --> 00:54:35.567
من ايستادن تو يه ايستگاه

00:54:36.030 --> 00:54:38.783
منتظرانتخاب مقصدم

00:54:39.159 --> 00:54:42.390
قبل از سوار شدن

00:54:42.955 --> 00:54:46.186
همه انتخاب  براي منه

00:54:47.148 --> 00:54:49.480
پرواز ساعت 14:10 رو به لندن مي بينم

00:54:49.922 --> 00:54:51.947
ساعت 15:20 به پاريس

00:54:52.382 --> 00:54:53.565
ساعت 16 به نيو يورك

00:54:56.471 --> 00:54:57.654
توي ترمينال مي چرخم و فروشگاهها رو مي بينم

00:55:00.601 --> 00:55:03.274
جواهرات ، تنباكو

00:55:03.813 --> 00:55:04.837
الكل

00:55:05.315 --> 00:55:09.388
در حاليكه هنوز در اين سفر هستم
يه دفعه متوجه مي شم كه چه خبره

00:55:09.987 --> 00:55:13.377
از پشت پنجره ديدم

00:55:13.908 --> 00:55:18.402
كه همه هواپيماها
بدنه ضد گلوله دارن

00:55:20.186 --> 00:55:21.653
و مغازه ها تخليه شدن

00:55:22.418 --> 00:55:23.965
خيلي وقته كه غارت شدن

00:55:24.462 --> 00:55:28.831
و روي جدول برنامه ها ماههاست كه تغييري ايجاد نشده

00:55:30.699 --> 00:55:33.088
بعد يه صداهايي به گوشم خورد

00:55:34.203 --> 00:55:37.730
صداي شليك توي شهر شنيدم
و صداي بمب نيروي هوايي

00:55:39.167 --> 00:55:40.338
كم كم حاليم شد كه كجا هستم

00:55:40.773 --> 00:55:43.526
و نگران اينم كه بعدش چه اتفاقي مي خواد بيافته

00:55:48.491 --> 00:55:52.325
شروع به راه رفتن مي كنيم از فرودگاه به شمت شهر

00:55:52.912 --> 00:55:56.097
هتلهاي بلند رو بالا سرمون مي بينيم

00:55:57.209 --> 00:55:59.313
دريا يه طرفمون هست

00:56:07.262 --> 00:56:12.575
از كنار تفرجگاه گذشتيم و به سمت يه تقاطع بزرگ

00:56:13.937 --> 00:56:18.727
بعد با شليك تير انداز مخفي از طبقات بالاي هتل مواجه مي شيم

00:56:19.986 --> 00:56:25.379
نمي بينيم كه از كجا مي آد يا اينكه كي داره شليك مي كنه

00:56:26.034 --> 00:56:30.585
يه سرباز زخمي سر تقاطع افتاده بود ولي نمي تونستيم به طرفش بريم

00:56:31.332 --> 00:56:33.038
تا حد مرگ ترسيده بوديم

00:56:46.100 --> 00:56:47.965
بعد وسط اين معركه

00:56:48.477 --> 00:56:52.868
خبرنگار تلويزيوني ران بن سر و كله اش پيدا مي شه

00:56:53.691 --> 00:56:58.594
درست به سمت ما مي آد
از بين تيرها جاخالي مي ده مثل سوپر من

00:56:59.239 --> 00:57:03.232
مي آد جلو انگار كه هيچ مشكلي نيست در حاليكه تيرها از بغلش مي گذرن

00:57:03.996 --> 00:57:07.909
جلوش يه فيلم بردار وحشتزده راه مي آد

00:57:08.500 --> 00:57:13.290
از ترس مي لرزه
اونطرف كلاهش رو نمي تونه ببينه

00:57:14.070 --> 00:57:16.436
تقاطع بزرگي بود

00:57:17.490 --> 00:57:22.473
يه سمتش دقيقا به سمت خيابون هارما مي رفت

00:57:23.873 --> 00:57:26.239
به سمت شرق بيروت هارما

00:57:27.398 --> 00:57:30.890
صداي جلز و ولز كردن و هيس هيس رو مي شنيدم

00:57:31.715 --> 00:57:35.560
تعداد زيادي از آر پي جي شليك شد كه اونطوري صدا مي داد

00:57:36.659 --> 00:57:38.604
مثل يه آمريكايي بومي

00:57:39.120 --> 00:57:42.465
قبل از اينكه يه آر پي جي منفجر بشه اين صداي هيس رو داره

00:57:44.668 --> 00:57:47.296
صداي انفجار نمي شنوي

00:57:47.796 --> 00:57:51.789
ولي اين هيس صداش
بعد ديوارها مي شكنن

00:57:53.011 --> 00:57:58.495
از بين همه اينا
غير نظامي ها روي بالكن ها ايستادن

00:57:59.790 --> 00:58:00.779
زنها و بچه ها

00:58:01.563 --> 00:58:05.670
و آدمهاي پير دارن تماشا مي كنن
انگار كه دارن فيلم مي بينن

00:58:19.250 --> 00:58:24.233
دارن بهمون شليك مي كنن از همه طرف

00:58:30.513 --> 00:58:32.902
و ما نمي تونيم عبور كنيم

00:58:33.434 --> 00:58:37.268
من يه تيرانداز مگ ارتش بودم

00:58:38.001 --> 00:58:39.992
طي آموزشهاي افسر داري ، به خودم گفتم خيلي وقته از مگ استفاده كردي

00:58:40.733 --> 00:58:44.317
چرا يه چيز ديگه رو امتحان نمي كني؟

00:58:45.051 --> 00:58:45.540
اونا هم بهم يه گاليل دادن

00:58:46.824 --> 00:58:52.535
و همين طوري كه بهمون شليك مي كنن از همه جهت

00:58:53.540 --> 00:58:58.170
متوجه شدم كه من نمي تونم با گاليل كثل قبل شليك كنم

00:58:59.380 --> 00:59:03.692
دلم همون مگ قديمي رو كه باهاش آشنابودم رو خواست

00:59:04.803 --> 00:59:08.034
به ارز گفتم
ارز يه لطفي در حقم كن

00:59:10.769 --> 00:59:15.081
مگ خودت رو بهم بده
نمي تونم با گاليل از اينجا عبور كنم

00:59:15.274 --> 00:59:18.163
مگ رو بهم بده
با هم از خيابون عبور مي كنيم

00:59:19.342 --> 00:59:19.831
من بهتر شليك مي كنم

00:59:21.448 --> 00:59:24.554
مي گه فرنكل ديوونه شدي؟

00:59:25.118 --> 00:59:29.543
بهمون حمله كردن
چونه نزن!!! شليك كن

00:59:32.753 --> 00:59:35.017
بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه بايد

00:59:35.214 --> 00:59:38.399
يه قدم جدي بردارم و بگيرمش و بهش بگم

00:59:38.551 --> 00:59:45.024
گوش بده ارز مگ رو بهم بده يا به زور مي گيرمش

01:00:10.046 --> 01:00:12.310
بالاخره مي گيرمش

01:00:12.924 --> 01:00:14.994
فرنكل رسيد به تقاطع

01:00:15.511 --> 01:00:18.662
گلوله ها از همه طرف به سمتش مي اومدن

01:00:19.223 --> 01:00:21.851
به جاي عبور از تقاطع

01:00:22.395 --> 01:00:25.307
ديدمش كه داره مي رقصه انگار تو حالت خلسه رفته

01:00:26.607 --> 01:00:30.236
به تير اندازان بد و بيراه مي گفت انگار كه مي خواست تا ابد اونجا بمونه

01:00:30.820 --> 01:00:35.245
انگار كه مي خواست رقصش رو وسط تيراندازي نشون بده

01:00:35.868 --> 01:00:38.496
به پستر هايي از بشير كه بالا سرش بود

01:00:39.038 --> 01:00:42.223
و پيروان بشير

01:00:42.793 --> 01:00:44.704
كه آماده انتقام بود و فقط چند متر اونطرف تر بودن

01:00:45.212 --> 01:00:48.682
كشتار سابري و شتيلا

01:00:59.187 --> 01:01:02.338
داره يادم مي آد

01:01:03.108 --> 01:01:06.054
من آدمهاي اون موقع رو ديدم
داستانها ازش شنيدم

01:01:06.801 --> 01:01:08.291
داستان هايي در مورد خودم

01:01:09.407 --> 01:01:10.396
نمي خواستم باورشون كنم

01:01:12.786 --> 01:01:15.858
پس تو چيو به ياد نمي آري؟

01:01:16.562 --> 01:01:21.056
روز قتل عام رو
همه چيز ديگه رو به ياد داردم

01:01:22.298 --> 01:01:26.291
نمي فهمم چرا مردم اينقدر متعجب بودن

01:01:27.095 --> 01:01:29.928
از اينكه اونا كشتار رو انجام دادن

01:01:30.474 --> 01:01:33.125
تمام مدت مي دونستم كه چقدر ظالم هستن

01:01:38.024 --> 01:01:41.972
توي طوفان بيروت ما تو كشتارگاه بوديم

01:01:42.196 --> 01:01:45.609
كجا؟
كشتار گاه، اون خونه مزخرف

01:01:46.806 --> 01:01:51.300
جايي كه فلسطيني ها رو بازجويي مي كردن و اعدامشون مي كردن

01:01:51.999 --> 01:01:54.786
انگار تو يه سفر ال اس دي بودم

01:02:02.804 --> 01:02:05.637
اونا بدنهاي فلسطيني هاي كشته شده رو مي بردن

01:02:06.182 --> 01:02:08.366
توي خمرههاي فرمالئيد نگه مي داستن

01:02:10.854 --> 01:02:15.359
انگشت ها و چشم ها و هر چيزي كه مي خواستي رو نگه مي داشتن

01:02:21.325 --> 01:02:23.953
و هميشه يه تصويري از بشير داشتن

01:02:24.829 --> 01:02:28.060
تابلوهاي بشير ساعتهاي بشير
بشير اينطوري بشير اونطوري

01:02:28.625 --> 01:02:34.291
بشير براي اونامثل ديويد بوئي براي من بود

01:02:34.924 --> 01:02:39.236
يه ستاره، يه الگو، يه شاهزاداه، ستودني

01:02:40.430 --> 01:02:43.263
فكر مي كنم حتي تمايلات جنسي هم نسبت بهش داشتن

01:02:43.977 --> 01:02:45.683
كاملا شهواني

01:02:47.355 --> 01:02:51.621
الگوي اونا قرار بود پادشاه بشه ما قرار بود تاج پادشاهي رو روي سرش بذاريم

01:02:52.820 --> 01:02:54.890
روز بعد كشته شد

01:02:55.407 --> 01:02:58.877
واضح بود كه انتقام خونش رو به طور ظالمانه اي مي گرفتن

01:03:00.204 --> 01:03:02.957
انگار كه زناشون رو كشته بودن

01:03:03.500 --> 01:03:06.685
مسئله مربوط به احترام خانوادگي مي شد كه خيلي عميقه

01:03:10.091 --> 01:03:11.274
چرا برگشتي؟

01:03:11.946 --> 01:03:16.929
من هنوز اين توهمات رو در باره كشتار ساحلي رو دارم

01:03:18.433 --> 01:03:20.663
و تو هم اونجا باهام بودي

01:04:00.607 --> 01:04:02.199
ديوونه اي

01:04:02.902 --> 01:04:04.813
تو عقده اي شدي

01:04:05.281 --> 01:04:09.672
ساحل؟داري در مورد چي صحبت مي كني؟
كي اون شب رو ساحل بود؟

01:04:10.286 --> 01:04:12.231
كدوم ساحل؟

01:04:23.426 --> 01:04:25.929
من به بن بست رسيدم

01:04:26.472 --> 01:04:30.579
نمي تونم هيچكسي رو كه باهام تو كشتار بود رو پيدا كنم

01:04:31.561 --> 01:04:34.348
هيچكسي رو

01:04:34.898 --> 01:04:39.449
هيچكس كه يه خاطره مرده از روزهاي قتل عام داشته باشه

01:04:40.071 --> 01:04:43.063
من فقط همين يه تصوير ذهني رو دارم

01:04:43.617 --> 01:04:48.964
و كارمي تنها كسي كه در تصوير من هست انكار مي كنه كه باهام بوده

01:04:49.623 --> 01:04:51.853
هنوز واقعيه
يه خياله

01:04:52.377 --> 01:04:55.210
ولي مال توئه. توضيح بدم؟
بله

01:04:55.756 --> 01:05:00.227
تعبير دريا در خواب چيه؟
ترس. احساسات

01:05:01.554 --> 01:05:05.741
قتل عام تو رو مي ترسونه نمي توني راحت باشي
تو بهش نزديك بودي

01:05:06.351 --> 01:05:07.898
اون خيلي نمي تونه بهم كمك كنه

01:05:08.396 --> 01:05:13.379
علاقه تو به قتل عام خيلي قبل از اتفاق افتادنش بوده

01:05:14.319 --> 01:05:17.106
علاقه تو به قتل عام از يه قتل عام ديگه ريشه داري

01:05:17.657 --> 01:05:21.923
علاقه تو به اون چادرها در واقع به جاهاي ديگه ربط داره

01:05:22.537 --> 01:05:24.289
والدينت هم تو پناهگاهها بودن؟
بله

01:05:24.581 --> 01:05:26.094
اسويتز؟
بله

01:05:26.834 --> 01:05:31.066
پس قتل عام از وقتي كه تو شش سالهبودي باهات بوده

01:05:31.923 --> 01:05:34.676
تو با اون قتل عام و پناهگاهها زندگي كردي

01:05:35.510 --> 01:05:39.537
تنها راه حلش اينه كه بفهمه واقعا چه اتفاقي افتاده

01:05:40.725 --> 01:05:43.831
تو سبرا شتيلا
از مردم بپرس

01:05:44.437 --> 01:05:47.190
برو ببين واقعا چه اتفاقي افتاده از كسايي كه اونجا بودن بپرس

01:05:47.734 --> 01:05:50.806
جزئيات بيشتري رو پيدا كن
اينجوري

01:05:52.906 --> 01:05:56.774
ممكنه كه بفهمي تو واقعا اون رو ازكجا بودي

01:05:57.370 --> 01:05:59.281
و نقشت چي بوده

01:06:08.383 --> 01:06:13.252
اون رو زبه ما پستهاي مشخصي داده بودن

01:06:13.889 --> 01:06:17.518
در واقع روي يه تپه بود
اين تپه

01:06:17.727 --> 01:06:21.879
روبروي قسمت شرقي بود اردوگاه پناهندگان بود

01:06:22.441 --> 01:06:27.708
از اونجايي كه من ايستاده بودم
مي تونستم خونه هاي مسكوني رو ببينم

01:06:28.364 --> 01:06:30.912
گاه گاهي تيراندازي مي شد
ما سعي كرديم كه مكانيابي كنيم

01:06:31.451 --> 01:06:33.237
و تلافي كنيم

01:06:38.210 --> 01:06:40.758
نيروهاي مسيحي از راه رسيدن

01:06:41.297 --> 01:06:44.369
با وسايل كامل
سربازهايي با لباس اسرائيلي

01:06:44.925 --> 01:06:47.268
پشت تانكها سنگر گرفتن

01:06:48.722 --> 01:06:52.988
منبراي يه دستور فراخونده شدم
به انگليسي نوشته شده بود

01:06:53.853 --> 01:06:57.846
درباره چي بود؟
بهمون گفتن كه مسيحي ها

01:06:58.546 --> 01:07:01.538
وارد اردوگاه مي شن
و اونا رو تحت پوشش مي گيرن

01:07:02.654 --> 01:07:05.760
وقتي اردوگاه رو پاكسازي كردن

01:07:06.326 --> 01:07:08.396
ما كنترل رو بدست مي گيريم

01:07:08.578 --> 01:07:11.684
از چي پاكسازي كنن؟
تروريست هاي فلسطيني

01:08:02.891 --> 01:08:06.281
فردا صبحش شروع كردن به آوردن غيرنظامي ها

01:08:13.362 --> 01:08:18.311
اونا روبه سمت اردوگاه بردن

01:08:18.953 --> 01:08:22.502
تو يه صف بلند و طولاني

01:08:23.082 --> 01:08:26.586
و حواسشون بهشون بود و تفنگ به سمتشون مي گرفتن

01:08:27.170 --> 01:08:29.434
و گاه گاهي به آسمان تير مي انداختن

01:08:30.841 --> 01:08:32.388
زنان بودن، پير مردها

01:08:32.885 --> 01:08:37.390
و بچه ها به صف مي رفتن به سمت استاديوم

01:08:39.810 --> 01:08:45.794
از توي تانك تو به اين فكر كردي كه كجا مي برنشون

01:08:46.067 --> 01:08:48.297
در باره اش فكر كردي؟

01:08:48.403 --> 01:08:51.793
نه راستش، چون هرجايي كه مي رفتيم

01:08:51.949 --> 01:08:55.100
يه سخنراني مي شد براي ورود به اردوگاه

01:08:55.662 --> 01:09:01.134
غيرنظامي ها جدا مي شدن
اونايي كه باقي مي موندن به عنوان شورشي حساب مي شدن

01:09:01.377 --> 01:09:07.009
به نظر طبيعي مي اونده كه به افراد مستقر بگن

01:09:07.676 --> 01:09:10.782
اگه نمي خوايد آزارببينيد پس بيايد بيرون

01:09:34.352 --> 01:09:38.846
اون روز رفتم به دوكا يه شهر ساحلي

01:09:39.755 --> 01:09:43.566
يه محوطه اي داشت كه نيروهاي دفاع اسرائيل اونجا بودن

01:09:44.802 --> 01:09:45.951
تو مسير

01:09:46.429 --> 01:09:49.580
ماشينهاي اونا پيداشون مي شد

01:09:50.142 --> 01:09:55.694
باخوشحالي تير اندازي مي كردن انگار كه به هوا تير مي زنن

01:09:56.358 --> 01:10:00.351
تو فرودگاه من با يه دوست سرهنگي آشنا شدم

01:10:01.155 --> 01:10:03.305
بهم گفت

01:10:04.492 --> 01:10:07.484
شنيدي كه تو ارودگاههاي پناهندگان چه خبره؟

01:10:08.038 --> 01:10:10.506
به سابرا و شتيلا اشاره كرد

01:10:11.042 --> 01:10:13.636
پرسيدم چه اتاقي؟

01:10:14.171 --> 01:10:19.803
خودم نديدم ولي مي گن كه يه قتل عام فجيع رخ داده

01:10:20.469 --> 01:10:26.453
فلسطيني ها قتل عام شدن و شنيدم اونا رو ريختن توي كاميونها

01:10:27.394 --> 01:10:31.945
به گوشم رسيده كه صليب مسيح روي سينه هاشون بوده

01:10:32.567 --> 01:10:37.311
اونا به طرز فجيعي زخمي شدن

01:10:37.990 --> 01:10:40.481
به يه مقصد نا معلومي فرستاده شدن

01:10:50.463 --> 01:10:53.990
ما يكي از سربازاشون رو ديديم

01:10:54.635 --> 01:10:56.705
يه پير مرد رو مي برد

01:10:59.890 --> 01:11:03.200
به يه جايي كه صداي شليك شنيده مي شد

01:11:04.104 --> 01:11:05.969
صداشنيديم

01:11:06.982 --> 01:11:10.008
بعدش  سربازه تنها اومدبيرون

01:11:10.570 --> 01:11:13.801
ازش پرسيديم چي شد

01:11:14.699 --> 01:11:20.683
مي تونستيم بشنويم چي مي گه
ولي حالتهاش مي گفت كه تمومه

01:11:21.833 --> 01:11:25.985
فهميديم که به پيرمرد گفته زانو بزن

01:11:26.589 --> 01:11:29.535
وقتي كه نكرده
دوباره گفته

01:11:30.093 --> 01:11:31.879
بعدش به شكم و سرش شليك كرده

01:11:35.641 --> 01:11:39.133
هيچ وقت متوجه نشدي

01:11:39.937 --> 01:11:43.805
كه كاميونها خالي مي رفتن تو و پر بر مي گشتن

01:11:45.026 --> 01:11:49.019
زنان و بچه ها بيرون آورده مي شدن و بلدوزر ها مي رفتن تو

01:11:50.241 --> 01:11:51.230
ممكنه اونجا يه قتل عامي باشه؟

01:11:51.868 --> 01:11:55.793
فكر نكردي كه چرا زودتر متوجه نشدي؟

01:11:57.499 --> 01:11:59.023
بله

01:12:00.420 --> 01:12:06.143
من وقتي كه نيروهام بهم گفتن متوجه شدم كه چه خبره

01:12:06.885 --> 01:12:08.989
از بالاي تانكهاشون

01:12:09.513 --> 01:12:14.223
اوناشروع به شليك كردن
دارن مردم رو مي كشن

01:12:26.868 --> 01:12:30.861
اونا ادعا كردن كه مردم ايستادگي كردنواونا هم شليك كردن

01:12:31.789 --> 01:12:36.101
براي همين هم به افسر مافوقم تماس گرفتم

01:12:36.754 --> 01:12:40.781
من بهش گفتم كه از اتفاقات اردوگاه چي شنيدم

01:12:42.824 --> 01:12:46.669
گفت كه مي دونيم و تحت كنترله ما گزارش كرديم

01:12:47.413 --> 01:12:51.463
تا جايي كه ما مي دونيم ارتش عهده دار شده

01:12:51.646 --> 01:12:56.037
اتاقهاي جراحي كجا بودن؟

01:12:56.819 --> 01:13:00.812
تقريبا 100 متر اونطرف تر
بالاي يه ساختمان خيلي بلند

01:13:01.491 --> 01:13:05.200
چقدر بلند؟
اونقدر بلندكهمي شد همه چيز رو.ببيني

01:13:05.788 --> 01:13:08.894
اونا حتما ديد بهتري نسبت به من داشتن

01:13:34.530 --> 01:13:39.115
نميخواستم كه شب راه برم بنابراين رانندگي كردم

01:13:39.744 --> 01:13:43.134
به خونه ام در باهابدا
يه آپارتمان در بيروت داشتم

01:13:43.707 --> 01:13:48.451
ميكا فريدمن بانبود
ما تصميم گرفتيم شام درست كنيم

01:13:49.088 --> 01:13:55.675
ماكا يه سري دوست دعوت كرد

01:13:56.389 --> 01:14:00.576
بين خوردن شام فرمانده منو كشيد كنار

01:14:01.603 --> 01:14:04.231
گفت ران

01:14:04.773 --> 01:14:10.040
نيروهاي من مي گن كه يه قتل عام داره اتاق مي افته تو اردوگاه

01:14:10.698 --> 01:14:14.168
اون چند مورد نام برد

01:14:14.785 --> 01:14:16.514
گفت كه ديدن يه خانواده كشته شدن

01:14:17.642 --> 01:14:20.634
دوباره پرسيدم خودت ديدي

01:14:21.418 --> 01:14:24.785
گفت خودم نه
ولي سربازام گفتن

01:14:25.005 --> 01:14:30.932
افسراني كه اينجاهستند هم ديدن

01:14:31.889 --> 01:14:36.121
وقتي ساعت 11:30 رفتن

01:14:37.228 --> 01:14:41.380
يه ويسكي خورديم و وزير دفاع رو خبر كرديم

01:14:43.235 --> 01:14:45.226
اون موقع

01:14:45.613 --> 01:14:49.276
آريك خواب بود

01:14:49.868 --> 01:14:55.352
گفتم كه شنيدم يه قتل عام شده

01:14:56.647 --> 01:15:01.141
دارن فلسطيني هارو مي كشن بايد جلوشون رو بگيريم

01:15:02.049 --> 01:15:05.359
پرسيد خودت ديدي؟

01:15:07.139 --> 01:15:13.066
گفتم نه ولي چندين شاهد هستن

01:15:13.437 --> 01:15:15.541
باشه

01:15:16.462 --> 01:15:18.953
ممنون كه بهم تذكر دادي
همه اش همين بود

01:15:19.736 --> 01:15:23.604
معمولا مي گين كه چك مي كنم و نگاه مي كنم وپيگيري ولي در واقع نه

01:15:24.199 --> 01:15:29.307
گفت باري اينكه من رومتوجه كردي سال نو مبارك

01:15:30.290 --> 01:15:33.316
بعدش رفت خوابيد

01:15:33.877 --> 01:15:36.744
جالبه
يه قتل عام اتفاق افتاد

01:15:37.298 --> 01:15:40.643
توسط مسيحيان بود

01:15:43.097 --> 01:15:47.488
همه جا پر از سربازان بود

01:15:49.188 --> 01:15:51.497
همه يه اطلاعاتي داشتن

01:15:52.024 --> 01:15:54.811
اولي از همه بيشتر

01:15:58.406 --> 01:16:00.874
متوجه نشدن كه شاهداني هم هستن

01:16:01.410 --> 01:16:02.684
تو كدوم دايره بودي؟

01:16:03.162 --> 01:16:05.585
دوم يا سوم

01:16:06.124 --> 01:16:09.036
چيكار كردي؟

01:16:10.922 --> 01:16:14.585
رو يه سقف ايستاديم
وديديم كه آسمون روشن شد

01:16:15.510 --> 01:16:18.775
باچي؟
شعله

01:16:19.347 --> 01:16:23.215
شعله ها راه رو براشون روشن مي كرد

01:16:29.860 --> 01:16:31.566
تو شعله روروشن كردي؟

01:16:32.071 --> 01:16:33.345
مهمه؟

01:16:33.823 --> 01:16:37.054
فرقي مي كنه

01:16:37.619 --> 01:16:41.567
كه روشنشون كردم يا كمكم كردم به بقيه

01:16:43.751 --> 01:16:47.300
در نظر تو خيلي فرق نمي كرد

01:16:47.882 --> 01:16:51.591
تونمي توني يه قتل عام رو براي خودت به يادبياري

01:16:52.178 --> 01:16:56.444
كشته شده ها و اطرافيانشون همه تو يه دايره هستن

01:16:57.058 --> 01:16:59.845
تو در 19 سالگي احساس گناه كردي

01:17:00.396 --> 01:17:02.580
متاسفانه
نقش نازي رو گرفتي

01:17:03.108 --> 01:17:07.340
تو اونجابودي ولي جلوي قتل عام رو نگرفتي

01:17:23.089 --> 01:17:27.640
من 5:30بيدار شدم و همه رو بيدار كردم

01:17:28.804 --> 01:17:30.829
همه رو

01:17:31.348 --> 01:17:34.420
و رفتم به سبراوشتيلا

01:17:35.729 --> 01:17:37.640
وقتي رسيدم

01:17:38.398 --> 01:17:40.423
چه فاجعه اي

01:17:42.341 --> 01:17:46.334
اون نقاشي رو به يادداري؟

01:17:47.785 --> 01:17:51.551
اوني كه دستاش رو به آسمونه

01:17:54.001 --> 01:17:56.344
همون صفهاي بلند زنانو بچه ها

01:17:56.879 --> 01:17:59.871
شبيه اون بود

01:18:04.638 --> 01:18:08.586
ولي همون موقع كه داشتم مي رفتم آموس رسيد

01:18:09.185 --> 01:18:10.971
اون تا اول كانوي رفت

01:18:11.479 --> 01:18:15.427
ژستهاي عصباني اون مجبورشون كردكه بايستن

01:18:16.026 --> 01:18:19.018
و اون آخرش بود

01:18:49.231 --> 01:18:52.018
اون برگشتن به خيابونا

01:18:52.569 --> 01:18:56.960
زنان و بچه ها به اردوگاه برگشتن

01:18:57.575 --> 01:18:59.839
فلسطينيها؟
بله

01:19:07.670 --> 01:19:11.663
به مردا گفتن كه باهاشون ميرن

01:19:12.634 --> 01:19:14.386
بااون زنا و بچه ها

01:19:16.346 --> 01:19:19.736
مي بينيم كه اونجاچه اتفاقي افتاد

01:19:20.309 --> 01:19:23.096
داخل اردوگاه تعدادزيادي ويراني ديده مي شد

01:19:23.898 --> 01:19:25.570
چشمم گرفت

01:19:26.066 --> 01:19:28.057
يه دست كوچولو

01:19:28.570 --> 01:19:33.997
دست يه بچه

01:19:35.161 --> 01:19:39.473
بادقت نگاه كردم و مو ديدم

01:19:41.126 --> 01:19:46.553
يه دست مو با خاك پوشيده شده بود

01:19:47.217 --> 01:19:52.701
ولي يه سر بود

01:19:55.038 --> 01:19:56.528
يه سر ويه دست

01:19:57.186 --> 01:20:00.815
دختر كوچولوي من هم همين سن وسال رو داشت

01:20:01.399 --> 01:20:04.948
و اونم موهاي فرفري داشت

01:20:10.327 --> 01:20:13.956
خونه هاي فلسطيني ها با حياط بودش

01:20:14.540 --> 01:20:17.327
اين حياطها پر از جسدهاي زنهاو بچه ها بود

01:20:17.877 --> 01:20:20.789
مردهاي جوان اول كشته شده بودن

01:20:21.465 --> 01:20:24.537
بعدش بقيه خونواده كشته شده بودن

01:20:26.220 --> 01:20:29.690
وارد يه كوچه شدم
يه كوچه باريك

01:20:30.266 --> 01:20:33.099
خيلي باريك

01:20:33.687 --> 01:20:36.679
كوچه پر جنازه بود

01:20:37.274 --> 01:20:42.428
همه رو هم ريخته شدن بودن

01:20:43.031 --> 01:20:45.022
باجنازه هاي مردان جوان

01:20:45.534 --> 01:20:50.324
اون موقع بود كه فهميدم تو قتل عام چه اتفاقي افتاده

01:20:51.831 --> 01:21:20.831
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.