﻿WEBVTT

00:01:57.146 --> 00:02:17.146
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.170 --> 00:02:22.470
خدای جنگ، ژائو یون

00:02:26.790 --> 00:02:30.840
قسمت بیست و پنجم

00:02:32.020 --> 00:02:35.940
ژائو ان پدر منـه، لی شوان عمو و استادمـه

00:02:35.960 --> 00:02:39.760
شی یه لطفا بهم بگین, موضوع از چه قراره؟

00:02:39.760 --> 00:02:42.810
تو به خاطر سمی که داخل
بدنت بود کور شده بودی

00:02:42.830 --> 00:02:47.810
که به مرور باعث از دست دادن هوشیاریت هم میشد من با
استفاده از قدرت درونیم به زور سم رو از داخل بدنت خارج کردم

00:02:47.830 --> 00:02:49.880
همینطور دو شریان و رگهای
مستقیم و حیاتیتو باز کردم

00:02:49.920 --> 00:02:53.650
به همین خاطر تونستی نیزه ی نقره ای
رو از توی دیواری سنگی بیرون بکشی

00:02:53.650 --> 00:02:59.580
تو تونستی اون نیزه ی نقره ای رو بیرون بکشی, این
نشون میده که سرنوشت تو و اون اسلحه بهم گره خورده

00:02:59.600 --> 00:03:03.750
اسم من «یو یوان» ـه, تو فقط
میتونی منو به اسمم صدا کنی

00:03:03.770 --> 00:03:07.640
اگه بازم به «شی یه» صدا کردن من
اصرار کنی, منم مجبورم که تو رو ول کنم و برم

00:03:09.030 --> 00:03:12.360
یو یوان؟ -
من بیشتر از 20 ساله که اینجام -

00:03:12.390 --> 00:03:15.950
این 20 سال برام مثل یه خواب و رویا بوده

00:03:15.970 --> 00:03:18.600
برای 20 سال سردرگم و گیج بودم

00:03:18.620 --> 00:03:23.690
تنها زمانی که تو رو دیدم همه چیز
درمورد گذشته رو به خاطر آوردم

00:03:23.720 --> 00:03:27.600
بعد به تدریج و به آهستگی قدرت
تکلم و حرف زدنم رو بدست آوردم

00:03:27.620 --> 00:03:31.700
شی یه, من به وضوح توی
یه گرداب و شن روون افتادم

00:03:31.700 --> 00:03:34.740
چطور شد که سر از مرداب مرگ در آوردم؟

00:03:34.760 --> 00:03:40.040
در اون زمان منم به همین موضوع فکر میکردم چطور
تصور میکردم که دره ی مرگ و دریاچه ی ماه شب

00:03:40.060 --> 00:03:43.180
از طریق یه راه زیرزمینی به هم متصل هستن

00:03:43.180 --> 00:03:49.630
این واقعا کار خداست , اگه بر حسب اتفاق نبود
امکان نداشت چنین چیزی رو بشه تصور کرد

00:04:15.780 --> 00:04:18.470
ژائو ان و لی شوان اصلا کتاب
تاکتیک های نظامی رو دوست نداشتن

00:04:18.510 --> 00:04:21.040
بجز همون شاگرد جوون
که به اون کتاب علاقه داشت

00:04:21.040 --> 00:04:25.120
منم نمیتونستم به اون سادگی اون کتاب رو به
اون بدم همین باعث اضطراب و ترس اون شده بود

00:04:25.120 --> 00:04:27.660
اون بهم کنار رودخونه ی ریگ روان حمله کرد

00:04:27.680 --> 00:04:29.580
اون یه ضربه به سرم زد

00:04:29.600 --> 00:04:33.600
همین باعث سردرگمی و
گیجی من تو این 20 سال شد

00:04:33.600 --> 00:04:36.500
شی یه, حالا اون شخص کیه؟

00:04:36.530 --> 00:04:38.540
همه اینا مربوط به گذشته است

00:04:38.560 --> 00:04:40.850
در واقع خیلی ازش ممنون هم هستم

00:04:40.890 --> 00:04:44.650
اون باعث شد همه ی مدت من بدون
خوردن غصه ی جهان بیرون اینجا لذت ببرم

00:04:44.660 --> 00:04:47.240
و 20 سال مثل جاودانه ها زندگی کنم

00:04:47.240 --> 00:04:51.620
هر روز در کنار دسته های پرنده ها و
حیوونا, همراه با شاخه های سبز درخت تاک

00:04:51.640 --> 00:04:54.250
بدون هیچ مزاحمت و سرو صدایی بودم

00:04:54.260 --> 00:04:57.670
بعلاوه همه ی افکار مزاحم و
خیلی از نگرانی هامم از بین رفت

00:04:57.670 --> 00:05:00.750
به همین دلیل شما مدت
خیلی کوتاهی رو بیرون موندین

00:05:00.750 --> 00:05:03.260
اما چون نتونستین خودتون رو با جهان
بیرون وفق بدین دوباره به دره برگشتین

00:05:03.260 --> 00:05:06.440
برای قلبم خیلی سخت بود تا خالص و پاک بشه

00:05:06.440 --> 00:05:10.160
چرا باید به خودم زحمت بدم و به دنیای
کثیف بیرون برم و دوباره اونو خدشه دار کنم؟

00:05:10.170 --> 00:05:12.670
از همه اینا گذشته, من دیگه 70 سالمـه

00:05:12.690 --> 00:05:17.270
میخوام اخرین سالهای
زندگیمو برای خودم صرف کنم

00:05:17.280 --> 00:05:21.580
شی یه, چیزی هست که من باید بهتون بگم

00:05:22.960 --> 00:05:26.340
اگه همه ی مردم از امور و کارهای
انسانی برای حفظ صلح اجتناب کنن

00:05:26.340 --> 00:05:29.360
اونوقت چطور این جهان
آشفته به صلح و آرامش میرسه؟

00:05:29.380 --> 00:05:34.540
هر روز کشور ناپایدار تر میشه, مردم عادی
همه روزه به خاطر هرج و مرج و جنگ رنج میبرن

00:05:35.080 --> 00:05:38.320
هر بار که به این وضعیت فکر
میکنم, عمیقا از خودم بیزار میشم

00:05:38.340 --> 00:05:40.720
که هنوزم نمیتونم از مردم و کشورم محافظت کنم

00:05:40.730 --> 00:05:43.280
با شنیدن این حرفات میشه فهمید

00:05:43.290 --> 00:05:45.960
ژائو ان و لی شوان به خوبی بهت آموزش دادن

00:05:45.990 --> 00:05:49.320
خوبـه. تو هدف بزرگی رو برای خودت مشخص کردی

00:05:49.720 --> 00:05:51.960
چطوره که....یه امتحانیت بکنم؟

00:05:52.000 --> 00:05:54.020
شی یه لطفا راهنماییم کنین

00:05:54.020 --> 00:05:55.960
نظامی) چیه؟) 武 باشه. منظور از کاراکتر وو

00:05:55.980 --> 00:05:58.100
ساخته شده (戈) و...نیزه (止)
از کلمه...توقف (武) شکل...وو

00:05:58.130 --> 00:06:01.370
منظورش فقط توقف جنگ ها و خشونت هاست

00:06:01.390 --> 00:06:03.550
منظور از یه قهرمان چیه؟ -
یه قهرمان کسیه که -

00:06:03.570 --> 00:06:05.690
با پلیدی ها و زورگویی ها برای کمک به
کسانی که در سختی هستن مبارزه میکنه

00:06:05.720 --> 00:06:09.200
برای محافظت از مردم و صلح کشورش، صادقانه از
کشورش حمایت میکنه این شخص یه قهرمان بزرگ ـه

00:06:09.200 --> 00:06:12.640
پس هدف از یادگیری تاکتیک های جنگی چیه؟

00:06:12.640 --> 00:06:16.290
اینو...پدرم و عموم چیزی
دربارش بهم آموزش ندادن

00:06:16.300 --> 00:06:20.900
فراموش کرده بودم که در این مورد
چیزی به ژائو ان و لی شوان آموزش ندادم

00:06:20.900 --> 00:06:23.540
چون هر دوی اونا تاکتیک
های جنگی رو دوست نداشتن

00:06:23.560 --> 00:06:28.910
پس تو فقط عقاید و احساسات خودتو بگو
بیا...یه چیزی بگو

00:06:29.760 --> 00:06:32.960
یادگیری تاکتیک های جنگی
برای افزایش جنگ ها نیست

00:06:32.990 --> 00:06:35.650
برعکس برای توقف جنگ هاست

00:06:35.650 --> 00:06:37.880
برای اینکه به سرعت جنگ
ها و اختلافات رو سرکوب کنیم

00:06:37.900 --> 00:06:39.690
تا جلوی آسیب دیدن زندگی
خیلی از مردم رو بگیریم

00:06:39.690 --> 00:06:44.660
بدون جنگ بر مردم و ارتش ها مسلط
شدن خودش بهترین تاکتیک جنگی ـه

00:06:57.210 --> 00:06:59.040
زمانی که با ارتش خودت به جنگ میری

00:06:59.040 --> 00:07:03.240
باید یادت باشه! افراد کمتری رو
بکشی و خشونت کمتری به کار ببری

00:07:03.240 --> 00:07:06.600
حالا, من قصد دارم اینو به تو بدم

00:07:21.100 --> 00:07:26.300
من تمام مهارت ها و تجربیات زندگیم و
حتی مسئولیتم رو همه به تو تحویل میدم

00:07:26.320 --> 00:07:28.670
بعلاوه دیگه هیچ جای نگرانی وجود نداره

00:07:28.700 --> 00:07:32.220
خواسته هایی که «شی یه» ازم دارن رو در تمام
طول زندگیم, جرات نافرمانی ازشون رو ندارم

00:07:32.240 --> 00:07:36.790
تو باید اون اسلحه رو با این کتاب
تاکتیک های نظامی بگیری و از اینجا بری

00:07:36.820 --> 00:07:39.720
جهان بیرون از اینجا منتظر تو ـه

00:08:58.550 --> 00:09:01.060
من مخصوصا دلم برای
وقتایی که بچه بودیم تنگ میشه

00:09:01.060 --> 00:09:04.460
زمانی که من, تو و برادرم

00:09:04.460 --> 00:09:08.120
سه نفری به پای کوه
میرفتیم تا بامبو قطع کنیم

00:09:18.120 --> 00:09:19.880
زی لونگ

00:09:22.720 --> 00:09:25.960
زی لونگ, واقعا خودتی؟
واقعا خودتی که برگشتی؟

00:09:25.960 --> 00:09:28.890
!برادر! زی لونگ برگشته

00:09:35.280 --> 00:09:37.160
!نــه

00:09:37.160 --> 00:09:38.710
!چینگ ار

00:09:42.450 --> 00:09:44.460
!چینگ ار

00:09:55.120 --> 00:09:59.760
چینگ ار، تو خیلی خوب بودی

00:10:01.300 --> 00:10:06.800
مطمئن باش...انتقامت رو میگیرم

00:10:14.000 --> 00:10:15.600
چینگ ار

00:10:18.090 --> 00:10:20.310
من از یان چانگ مراقبت میکنم

00:10:21.700 --> 00:10:26.300
تو میتونی در آرامش باشی

00:10:34.230 --> 00:10:38.090
چینگ ار، در آرامش استراحت کن

00:10:39.180 --> 00:10:44.000
آرزوهاتو, من به واقعیت تبدیل میکنم

00:11:01.660 --> 00:11:04.620
زی لونگ, دیگه نمیتونم همراهیت کنم

00:11:04.620 --> 00:11:07.160
تو باید قهرمان بزرگی بشی

00:11:07.160 --> 00:11:08.990
یه قهرمان بزرگ که از مردم
و کشورش محافظت میکنه

00:11:09.030 --> 00:11:12.620
اینجوری، صرفنظر از اینکه زنده ام یا مرده

00:11:12.640 --> 00:11:15.400
همیشه بهت افتخار میکنم

00:11:47.800 --> 00:11:50.850
توی محل باتلاق و شن های روون,
من نیزه ی برادر ژائو رو برداشتم

00:11:50.850 --> 00:11:55.470
«جمله ی «هر کجا در این جهان زی لونگ برود, چینگ
یی همراه او خواهد بود رو که روی اون حکاکی شده بود

00:11:55.470 --> 00:11:57.890
یکی شکسته و ریز ریز کرده بود

00:11:57.890 --> 00:12:03.220
هرکی بوده از اون نیزه متنفر بوده -
باید از اون کلمات شدیدا متنفر بوده باشه -

00:12:03.220 --> 00:12:05.870
...اینجوری...به نظر میرسه که

00:12:05.870 --> 00:12:08.590
گونگ چوان و گائو ز مشکوک ترین افرادن

00:12:08.590 --> 00:12:10.890
مهارت گونگ چوان معمولی و عادیـه

00:12:10.890 --> 00:12:14.530
حتی اگه زی لونگ کور هم بوده باشه,
اون نمیتونه زی لونگ رو شکست بده

00:12:14.530 --> 00:12:19.280
پس به این معنیـه که
احتمالا مجرم اصلی گائو ز ـه

00:12:19.280 --> 00:12:23.210
اما گائو ز معمولا اینجور آدمی به نظر نمیرسه

00:12:23.210 --> 00:12:27.920
بله، گائو ز اخیرا شهر رو به خوبی اداره کرده

00:12:27.920 --> 00:12:32.130
اگه هر گونه بی عدالتی یا جرمی
مرتکب شده باشه بعد از محاکمه

00:12:32.130 --> 00:12:34.160
همه چیز کاملا روشن میشه

00:12:34.160 --> 00:12:37.920
اگه گائو ز مجرم اصلی باشه، این
نوع افرد ادمای ترسناک تری هستن

00:12:37.920 --> 00:12:42.210
با انداختن یه نگاه به تمامی
شواهد, مشکوک ترین فرد گائو ز ـه

00:12:42.210 --> 00:12:45.030
اما گائو ز هرگز احساسات و افکار
خودشو موقع انجام کار فاش نمیکنه

00:12:45.030 --> 00:12:48.220
پیدا کردن مدارک و شواهدی
از کارای اون کار خیلی سختی ـه

00:12:48.220 --> 00:12:49.600
ما باید براش یه مقدار وقت بزاریم

00:12:49.600 --> 00:12:53.690
اون خائن ملی, دونگ ژو هم همچنان به کنترل اعلیححضرت داره
ادامه میده &lt;br&gt; و به زور از مردم مالیات های سنگین میگیره

00:12:53.690 --> 00:12:55.940
شاهزاده ها هم هنوز با خودشون درگیرن

00:12:55.940 --> 00:12:58.900
مردم عادی هم این وسط رنج میبرن

00:12:58.900 --> 00:13:00.640
من چند روزه که دارم به این موضوع فکر میکنم

00:13:00.640 --> 00:13:03.640
اینکه اول باید دنبال انتقام و مسائل شخصی
باشم یا به مشکلات کشور رسیدگی کنم

00:13:03.640 --> 00:13:09.160
زی لونگ, اینطور که تو حرف
میزنی, به نظر طرح و نقشه ای داری

00:13:09.160 --> 00:13:11.750
شاید میخوای به ارتش بپیوندی؟

00:13:14.180 --> 00:13:15.800
بله

00:13:16.290 --> 00:13:19.350
در حال حاضر مهارت های رزمیت و
دانش تاکتیک های جنگیت تقریبا کامل شده

00:13:19.350 --> 00:13:23.330
دیگه وقتشه که ژنگ دینگ رو ترک
کنی و از منطقه ی چانگ شان بری

00:13:24.210 --> 00:13:28.160
ما و حدودا 50 نفر از
روستایی ها هنوز پراکنده نشدیم

00:13:28.160 --> 00:13:30.860
من با احتیاط اونا رو هدایت
میکنم تا زی لونگ رو همراهی کنیم

00:13:30.860 --> 00:13:34.080
تو این سفر اونو از هر
جهت همراهی و حمایت میکنیم

00:13:35.190 --> 00:13:37.070
ممنونم برادر ژو

00:13:37.730 --> 00:13:39.540
ممنونم عمو

00:13:40.660 --> 00:13:43.620
زی لونگ, منم همراهت میام

00:13:43.620 --> 00:13:46.390
منم میخوام همراه برادر ژائو برم

00:13:48.940 --> 00:13:52.900
من... پدر... من هم میخوام برم

00:13:55.050 --> 00:13:58.060
لیو شن میتونه بره, شی می هم چون

00:13:58.060 --> 00:14:00.660
هنرهای رزمی رو میدونه, میتونه همراهشون بره

00:14:00.660 --> 00:14:06.780
فی یان، تو که اصلا هنرهای رزمی رو بلد نیستی
واسه چی داری با هیجان داوطلب میشی؟

00:14:06.780 --> 00:14:08.680
اجازه نداری بری

00:14:08.680 --> 00:14:10.110
بله

00:14:10.110 --> 00:14:15.090
همه ی ما که داریم , عمو شما و فی یان اگه
...توی ژنگ دینگ بمونین, اگه یه وقت

00:14:16.680 --> 00:14:20.480
حالا که چینگ یی و گونگ
چوان دیگه اینجا نیستن

00:14:20.480 --> 00:14:23.790
چه گائو ز آدم خوبی باشه چه بد

00:14:23.790 --> 00:14:29.220
بعید میدونم یه پیرمردی
مثل منو, به چشم دشمن ببینه

00:14:31.370 --> 00:14:35.850
زی لونگ, شاید وقتی تو از اینجا
بری, اینجا آروم و امن هم بشه

00:14:35.850 --> 00:14:39.310
توی چند روز گذشته, می ترسیدم
توی مسیر اشتباهی قدم برداری

00:14:39.310 --> 00:14:41.650
به همین خاطر تو رو مجبور
به ازدواج اجباری میکردم

00:14:41.650 --> 00:14:46.020
حالا که بهش فکر میکنم,
میبینم نباید اون کار رو میکردم

00:14:46.020 --> 00:14:48.110
یه رهبر باید برای سفر دور خودش
بلند پرواز باشه و یه هدف داشته باشه

00:14:48.110 --> 00:14:50.560
این زمانیه که تو باید بری

00:15:02.130 --> 00:15:06.030
الان روزهاست که هیچ خبری از زی لونگ نشده

00:15:06.640 --> 00:15:09.870
اینجوری نمیشه, من باید به ژنگ دینگ برم

00:15:09.870 --> 00:15:11.410
دوباره میخواین برین؟

00:15:11.410 --> 00:15:14.330
الان, همه...کل اقامتگاهتون
رو زیرنظر دارن و مراقبن

00:15:14.330 --> 00:15:19.360
حتی حرف رفتن به ژنگ دینگ هم
نزنینا&lt;br&gt;لان بیرون رفتن از عمارت «شیاهو» هم

00:15:19.360 --> 00:15:21.680
خودش یه مشکل بزرگ ـه

00:15:25.660 --> 00:15:27.560
زی لونگ

00:15:28.290 --> 00:15:31.090
چرا هنوز هیچ خبری ازت نشده؟

00:15:35.550 --> 00:15:40.720
یشم مهتاب، قراره فردا از اینجا بریم

00:15:40.720 --> 00:15:42.580
دلت برای اینجا تنگ میشه؟

00:15:48.670 --> 00:15:50.960
هر چمن و درخت اینجا

00:15:51.850 --> 00:15:54.020
همشون خیلی آشنان

00:15:55.630 --> 00:15:57.770
هر چیزی که اینجا اتفاق افتاده

00:15:59.160 --> 00:16:02.230
توی یاد و خاطرمون باقی میمونه

00:16:24.740 --> 00:16:27.950
نمیدونم الان چینگ یی حالش خوبه یا نه

00:16:31.210 --> 00:16:34.680
تو هم به چینگ یی فکر میکنی؟

00:16:35.840 --> 00:16:37.850
خودت شخصا شاهد بودی

00:16:37.850 --> 00:16:44.270
و بهتر میدونی، منو چینگ یی چقدر
توی احساساتمون بهم وفادار و ثابت قدمیم

00:16:44.270 --> 00:16:47.360
یه روز، من سوار بر پشت تو

00:16:47.840 --> 00:16:50.850
برای دیدن تنها کسی که توی قلبم ـه میرم

00:17:09.330 --> 00:17:13.260
فردا, شما دیگه میرین

00:17:13.260 --> 00:17:15.070
...تـو

00:17:15.070 --> 00:17:17.100
حرفی برای گفتن بهم نداری؟

00:17:17.100 --> 00:17:22.150
راستش, خیلی چیزا داشتم که بهت بگم

00:17:22.150 --> 00:17:26.730
اما الان, نمیدونم چی باید بگم

00:17:28.840 --> 00:17:32.390
امشب که ماه کامل ـه

00:17:32.970 --> 00:17:36.970
ماه واقعا خیلی قشنگه

00:17:36.970 --> 00:17:39.270
رودخونه در حال جریانـه

00:17:39.270 --> 00:17:45.580
یه خانم هم که از همه ی اینا و
ستاره ها قشنگ تره کنارم نشسته

00:17:46.320 --> 00:17:55.300
من... من میترسم چیزی بگم
که این لحظه رو خراب کنم

00:18:01.350 --> 00:18:05.110
حتی اگه اینو نمیگفتی, چطور
میتونستم اینو متوجه نشم؟

00:18:05.110 --> 00:18:09.760
از همون وقتی که راهزن ها منو دزدیدن

00:18:10.420 --> 00:18:13.230
و تو بدون توجه به امنیت
خودت اومدی تا منو نجات بدی

00:18:13.230 --> 00:18:15.900
من همه چیز رو متوجه شدم

00:18:18.430 --> 00:18:24.920
راستش، برای یه زن، یه عشق
پرشور ...اگرچه خوب و خوش آینده

00:18:25.620 --> 00:18:29.160
اما پیدا کردن مردی که بتونه
به خوبی ازت مراقبت کنه

00:18:29.160 --> 00:18:33.750
و هیچ وقت ترکمون نکنه, خیلی مهمتره

00:18:38.520 --> 00:18:42.590
وقتی بارون میباره،
برامون یه چتر رو نگه داره

00:18:42.590 --> 00:18:48.420
وقتی هوا سرد میشه، میتونی کنارش بمونی و درآغوشش
بگیری و انگشتای پاهاتو برات گرم نگه داره

00:18:48.930 --> 00:18:55.370
وقتی با مشکلات روبرو میشن,بتونن
باهم حلش کنن و باهاشون روبرو بشن

00:18:56.940 --> 00:18:59.140
همین خودش کافیـه

00:18:59.140 --> 00:19:03.200
چیزایی رو که گفتی, من میتونم انجامشون بدم

00:19:03.940 --> 00:19:04.990
واقعنی؟

00:19:04.990 --> 00:19:06.460
!هــا

00:19:06.930 --> 00:19:10.700
پس به این معنیه که تو قبول کردی؟

00:19:11.250 --> 00:19:13.290
من؟

00:19:14.130 --> 00:19:18.300
قبول کردن من فایدای نداره,
این پدرمه که باید قبول کنه

00:19:21.930 --> 00:19:23.620
دلسرد نشو

00:19:23.620 --> 00:19:26.650
تو شاگرد پدرمی

00:19:26.650 --> 00:19:28.970
پدرم تو رو به خوبی میشناسه

00:19:28.970 --> 00:19:33.470
من مطمئنم اون طولی نمیکشه که اینو قبول کنه

00:20:34.620 --> 00:20:37.150
ژو هوای ژونگ و مردای
روستایی جلوتر منتظرتونن

00:20:37.150 --> 00:20:40.460
زی لونگ، لیو شن، شماها باید عجله کنین

00:20:40.460 --> 00:20:42.810
عمو -
کافیـه...کافیـه -

00:20:42.810 --> 00:20:44.910
دیگه اینقدر غم انگیزش نکن

00:20:44.910 --> 00:20:46.920
زودباش سوار اسبت شو

00:20:48.190 --> 00:20:50.060
هر دو نفرتون مراقب خودتون باشین

00:20:50.060 --> 00:20:51.800
خیلی زود برگردین

00:20:51.800 --> 00:20:53.000
باشه

00:20:53.000 --> 00:20:57.370
عمو، فی یان، هر دو
نفرتون مراقب خودتون باشین

00:21:06.590 --> 00:21:08.180
مراقب باش

00:21:09.640 --> 00:21:13.050
واااه...زودباش برو

00:21:51.550 --> 00:21:55.720
همه جا پر از هرج و مرج ـه و نمیدونیم
کی مسئولش ـه &lt;br&gt; حالا باید کجا بریم؟

00:21:55.720 --> 00:21:57.310
بیایین فعلا بریم و فقط ببینیم

00:21:57.310 --> 00:22:00.770
باید ببینیم هر کدوم از شاهزاده
ها چی میگن و چی کار میکنن

00:22:00.770 --> 00:22:03.120
ببینیم کی واقعا قلبش
برای«هان» میزنه و صادقه

00:22:03.120 --> 00:22:07.680
تنها چنین شخصی میتونه ما رو رهبری کنه

00:22:07.680 --> 00:22:10.980
بله،زی لونگ درست میگه

00:22:10.980 --> 00:22:15.020
یان چانگ, تو هنوزم یادته که «یو رانگ» که
مقبرش قبل از ورودی روستامون بود کیه؟

00:22:15.020 --> 00:22:16.610
البته که یادمـه

00:22:16.610 --> 00:22:19.630
هنوزم یادتـه که پدرم کنار
مقبره چی بهمون گفت؟

00:22:19.630 --> 00:22:21.210
یادمـه

00:22:21.760 --> 00:22:24.340
افسر ژائو مگه چی بهتون گفته؟

00:22:28.043 --> 00:22:33.353
پادشاهش «شی یائو» بود که جنگی رو با
فرمانروای «ژائو» شروع میکنه و کشته میشه

00:22:33.353 --> 00:22:36.223
از اونجایی که «شی یائو» قبل از مرگش
با اون خوب رفتار میکرد و دوستش داشت

00:22:36.223 --> 00:22:38.403
اون خیلی ازش ممنون بوده

00:22:39.333 --> 00:22:42.703
برای جبران لطف و مهربانیش اون
تصمیم میگره که «ژائو شیانگ زی» رو بکشه

00:22:42.703 --> 00:22:46.703
اما چندین بار تلاشش برای
ترور اون شکست میخوره

00:22:46.703 --> 00:22:49.603
اون به خاطر انجام ترور,
صورت خودش رو از بین برد

00:22:49.603 --> 00:22:53.003
و گلوی خودش رو میسوزونه

00:22:53.003 --> 00:22:57.523
ژائو شیانگ زی به شجاعت و تلاشی که «یو رانگ»
برای گرفتن انتقام فرمانرواش داشته, احترام میزاره

00:22:57.523 --> 00:22:59.933
چندین بار که اون گیر
افتاد نه تنها اونو نکشت

00:22:59.933 --> 00:23:01.773
بلکه حتی اونو آزادش هم کرد

00:23:01.773 --> 00:23:05.113
یو رانگ احساس کرد, محاله که بتونه در
زندگیش موفق به کشتن ژائو شیانگ زی بشه

00:23:05.113 --> 00:23:10.503
بعد از آخرین ترور ناموفقش, اون
از شیانگ زی یه درخواست میکنه

00:23:10.503 --> 00:23:14.253
اون از «ژائو شیانگ زی»
میخواد که لباس خوابش رو در بیاره

00:23:14.253 --> 00:23:15.713
میخواست با اون لباس چی کار کنه؟

00:23:15.713 --> 00:23:17.613
حرف نزن فقط گوش کن

00:23:17.613 --> 00:23:20.653
اون چندین بار با چاقو به
لباس خواب ضربه میزنه

00:23:20.653 --> 00:23:23.823
بعد، اون رو به آسمون فریاد میزنه

00:23:23.823 --> 00:23:27.673
سرورم، بالاخره انتقامتون رو گرفتم

00:23:27.673 --> 00:23:31.923
بعدش به زندگی خودش پایان میده

00:23:31.923 --> 00:23:33.963
اون اینجوری مرده؟

00:23:33.963 --> 00:23:38.493
جایی که «یو رانگ» خودکشی
کرد در استان «جولو» بوده

00:23:38.493 --> 00:23:40.203
که 200 مایل از اینجا فاصله داره

00:23:40.203 --> 00:23:44.283
همسر و بچه های اون در اواخر
زندگیشون به روستای خانوادگی ژائو اومدن

00:23:44.283 --> 00:23:47.473
مردم روستای ژائو به منظور احترام به اون

00:23:47.473 --> 00:23:50.603
مخصوصا این مقبره ی سرباز
گمنام رو براش ساختن * قبر خالی *

00:23:50.603 --> 00:23:52.883
الان 600 سال از اون زمان گذشته

00:23:52.883 --> 00:23:55.373
نوادگان اون همگی از دنیا رفتن

00:23:55.373 --> 00:23:58.673
دقیقا به دلیل همین عمل
قهرمانانه ی «جینگ که» است

00:23:58.673 --> 00:24:04.153
که از زمان های قدیم مرثیه ها و داستان های غم
انگیزی درمورد این دو سرزمین «یان و ژائو» گفته شده

00:24:04.153 --> 00:24:08.183
یو رانگ چون فرمانرواش براش احترام قائل
بود, اونم با مرگ خودش محبت اونو جبران کرد

00:24:08.183 --> 00:24:13.523
با اینکه حتی مجبور به از بین بردن صورتش و سوزوندن
گلوش با زغال شد اما هیچ پشیمونی و تاسفی نخورد

00:24:13.523 --> 00:24:16.383
عمل اون از روی وفاداری بوده

00:24:16.383 --> 00:24:19.113
حتی بعد از صدها سال از اون اتفاق, عمل اون
از نظر دیگران بی بدیل و بی همتاست

00:24:19.113 --> 00:24:22.903
پدر آقـا معلم بهمون یاد داده
که ما باید وفادار و عادل باشیم

00:24:22.903 --> 00:24:28.193
ما هم میخوایم وقتی بزرگ شدیم, مثل «یو رانگ
قهرمان» باشیم و به فرمانروامون وفادار باشیم

00:24:28.193 --> 00:24:31.233
بله. این دقیقا همون چیزیـه
که من میخوام به شماها یاد بدم

00:24:31.233 --> 00:24:34.593
وفاداری به فرمانروا مهم هست اما
نباید از روی حماقت و بی خردانه باشه

00:24:34.593 --> 00:24:38.533
ملت «ژائو» که توسط «ژائو شیانگ
زی» اداره میشد ملت خوب و صلح طلبی بود

00:24:38.533 --> 00:24:40.733
مردمش شادمان و آزاد بودن

00:24:40.733 --> 00:24:43.753
فکرش رو بکنین, اگه «یو
رانگ» در ترورش موفق میشد

00:24:43.753 --> 00:24:45.773
بعد از اون مردم اون سرزمین
چقدر دچار رنج و سختی میشدن

00:24:45.773 --> 00:24:49.983
پدر پس ما, عمل وفادارانه
ی «یو رانگ» رو انجام ندیم؟

00:24:49.983 --> 00:24:52.923
درسته, یه قهرمان به خاطر دوستش میمیره

00:24:52.923 --> 00:24:55.493
این عمل قهرمانانه لایق تحسین و ستایش ـه

00:24:55.493 --> 00:24:57.923
اما نباید در وفاداری مثل اون
بی خردانه و بی فکر عمل کنیم

00:24:57.923 --> 00:25:00.953
وقتی که بزرگ شدین, اینو
حتما باید به یاد داشته باشین

00:25:01.633 --> 00:25:04.623
تنها صادقانه به کشور و
فرمانروای خودتون خدمت کنین

00:25:04.623 --> 00:25:08.083
فقط اون زمانه که میتونین با مرگ خودتون
به خودتون کمک کنین

00:25:08.083 --> 00:25:11.043
یادتون باشه. یادتون باشه

00:25:11.043 --> 00:25:13.363
کی حاضره بحران این کشور رو حل کنه؟

00:25:13.363 --> 00:25:16.043
کی حاضر ـه مردم رو از آتش و مصیبت نجات بده؟

00:25:16.043 --> 00:25:20.163
کی واقعا لایق و سزاوار ملحق شدن ماست

00:25:20.163 --> 00:25:21.343
بله

00:25:21.343 --> 00:25:26.283
اما نمیدونم «یوان شائو» و «گونگ
سون زان» چنین آدمایی هستن یا نه؟

00:25:26.283 --> 00:25:30.703
یوان شائو و گونگ سون زان
هر دو یکی از 18 جنگسالارن

00:25:30.703 --> 00:25:32.863
اونا به زودی باهم وارد جنگ بزرگی میشن

00:25:32.863 --> 00:25:37.813
فکر کنم احتمالا اون خائن ملی
دونگ ژو از همه خوشحال تر میشه

00:25:41.129 --> 00:25:51.129
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:25:51.153 --> 00:25:55.563
این عالیه که اون خائنا به جون همدیگه بیوفتن

00:25:55.563 --> 00:25:57.783
بزارین اونا همدیگه رو گاز بگیرن

00:25:57.783 --> 00:26:03.123
وقتی اونا همدیگه رو تیکه تیکه کردن اون موقع
علیحضرت امپراتور میتونن رو به جلو حرکت کنن

00:26:07.573 --> 00:26:12.213
وقتی زمانش رسید, شما هم وارد عمل بشین

00:26:14.603 --> 00:26:17.793
فنگ شیان کجاست؟ کجا رفته؟

00:26:21.093 --> 00:26:24.543
این روزها مارکیز ون به «جین تانگ» میرن

00:26:24.543 --> 00:26:28.963
من فکر میکردم شما چیزی
براشون اونجا ترتیب دادین

00:26:47.113 --> 00:26:48.753
بانوی جوان

00:26:50.853 --> 00:26:52.403
بانوی جوان

00:26:55.733 --> 00:26:58.833
مارکیز ون، شما خیلی دیر اومدین

00:26:58.833 --> 00:27:00.483
چرا الان اومدین؟

00:27:00.483 --> 00:27:04.623
بانوی جوان, وزیر وانگ به
وضوح شما رو با من نامزد کردن

00:27:04.623 --> 00:27:07.313
یه دفعه چه اتفاقی افتاد؟

00:27:08.373 --> 00:27:10.333
چرا هنوز متوجه نیستین؟

00:27:10.333 --> 00:27:13.433
پدرم همیشه میدونستن که
من شما رو تحسین میکنم

00:27:13.433 --> 00:27:18.053
به همین دلیل ما رو نامزد
کردن, تا منو به آرزو برسونه

00:27:18.053 --> 00:27:23.873
اون شخصا منو برای ازدواج به
محل اقامت اعلیحضرت فرستادن

00:27:25.903 --> 00:27:28.113
اما کی تصورش رو میکرد

00:27:28.113 --> 00:27:31.013
که اعلیحضرت نیت بدی داره

00:27:32.133 --> 00:27:36.023
و بدون توجه به اخلاقیات،
از من استفاده میکنه

00:27:37.913 --> 00:27:39.543
!پدرخونده دیگه واقعا از حد گذرونده

00:27:39.543 --> 00:27:42.063
در اصل، میخواستم خودمو
بکشم و به همه چیز پایان بدم

00:27:42.783 --> 00:27:46.423
غیر از بانو کسی رو دوست نخواهم داشت,
غیر از بانو با هیچ کس دیگه ازدواج نمیکنم

00:28:02.545 --> 00:28:04.355
!سریعتر

00:28:08.725 --> 00:28:11.555
بودن تو اینجا مثل بودن تو زندونه ـه

00:28:11.555 --> 00:28:13.565
هر روزش مثل یک سال میمونه

00:28:14.535 --> 00:28:17.705
من فقط نگاهم به آینده است
که مارکیز ون منو نجات بدن

00:28:18.855 --> 00:28:23.205
این مسئله ی کوچیکی نیست,
برنامه ریزی بیشتری لازم داره

00:28:25.045 --> 00:28:27.635
حالا که منو به چشم حقارت نمیبینین

00:28:28.215 --> 00:28:31.815
چطور میتونین تحمل کنین که
من هنوز کنار اون پیرمرد باشم؟

00:28:34.275 --> 00:28:36.685
اعلیحضرت یه وزنه ی
سنگین توی دربار محسوب میشه

00:28:36.685 --> 00:28:40.285
من باید منتظر فرصت مناسبی
باشم تا شما رو نجات بدم

00:28:40.285 --> 00:28:44.405
اون پیرمرد به زودی برمیگرده,
من یه روز دیگه برای دیدنت میام

00:28:47.265 --> 00:28:49.145
مارکیز ون

00:28:50.795 --> 00:28:55.405
وقتی هنوز شما رو ندیده بودم, من
درمورد شهرت و آوازه ی شما شنیده بودم

00:28:55.405 --> 00:28:57.025
همیشه از ویژگی های
قهرمانانتون چیزایی می شنیدم

00:28:57.025 --> 00:29:00.075
فکر میکردم تو این دنیا, تنها
شما یه قهرمان واقعی هستین

00:29:00.075 --> 00:29:04.025
هرگز فکرش رو نمیکردم
که توسط دیگران کنترل میشین

00:29:09.325 --> 00:29:10.345
اعلیحضرت

00:29:10.345 --> 00:29:12.235
دیائو چان کجاست؟

00:29:12.235 --> 00:29:16.005
فکر میکنم ایشون باید به
محوطه ی داخلی رفته باشن

00:29:17.055 --> 00:29:19.605
من کسی نیستم که به این راحتیا از کسی بترسم

00:29:19.605 --> 00:29:22.335
فقط میخوام یه استراتژی و
نقشه ی کامل رو طرح ریزی کنم

00:29:25.185 --> 00:29:29.635
اگه بتونم همراه مارکیز ون بمیرم, دیگه تو
این زندگی هیچ پشیمونی و افسوسی ندارم

00:29:44.395 --> 00:29:46.615
مارکیز ون - &lt;br&gt;دیگه دیره -

00:29:46.615 --> 00:29:47.845
واقعا دیگه باید برم

00:29:47.845 --> 00:29:50.325
نـه، نمیخوام از اینجا بری

00:29:50.325 --> 00:29:52.865
ترجیح میدم بمیرم تا اینجا زندگی کنم

00:29:52.865 --> 00:29:54.645
...نکنه

00:29:56.135 --> 00:29:58.905
نکنه این درد رو احساس نمیکنین؟

00:30:00.145 --> 00:30:03.105
من این عذاب و ناامیدی رو تحمل کردم

00:30:03.775 --> 00:30:06.535
و بالاخره تونستم شما رو ببینم

00:30:07.895 --> 00:30:11.405
من تازه به زنده موندن و
زندگی کردن امیدوار شدم

00:30:11.405 --> 00:30:13.955
نکنه قلبا میخواین منو ترک کنین و برین؟

00:30:13.955 --> 00:30:19.555
نکنه همه ی چیزایی که بهم
گفتین فقط برای دلداری دادنم بوده؟

00:30:22.065 --> 00:30:25.375
نه، بانو جوان، شما هیچ
وقت نباید چنین فکری کنین

00:30:38.995 --> 00:30:40.845
مارکیز ون

00:30:41.965 --> 00:30:44.235
همین حالا منو از اینجا ببرین بیرون

00:30:45.765 --> 00:30:50.085
نمیتونم حتی یه لحظه هم اینجا رو تحمل کنم

00:30:50.085 --> 00:30:52.525
هر بار که اون پیرمرد خرفت رو میبینم

00:30:52.525 --> 00:30:56.255
دردی توی قلبم حس میکنم که غیر قابل تحمل ـه

00:30:57.875 --> 00:31:00.475
این...باید یکم منتظر بمونین

00:31:00.475 --> 00:31:03.075
باید اول به یه طرح و نقشه ی کامل فکر کنم

00:31:04.845 --> 00:31:07.045
میدونم که دارین منو تسلی میدین

00:31:07.045 --> 00:31:09.635
روشنه که نگران رابطه ی خویشاوندیتون هستین

00:31:09.635 --> 00:31:12.205
. . . حالا که شما
نمیخواین حقیقتا منو ببخشین

00:31:14.335 --> 00:31:16.055
. . .پس من

00:31:16.925 --> 00:31:19.715
زنده موندنم چه اهمیتی داره؟

00:31:48.035 --> 00:31:50.575
من ترجیح میدم که بمیرم

00:31:50.575 --> 00:31:52.415
!بانوی جوان, این کار رو نکنین

00:31:52.415 --> 00:31:53.175
!ولم کن

00:31:53.175 --> 00:31:55.065
!بانو, این کار رو نکنین

00:31:55.065 --> 00:31:56.405
من حتما باهاش حرف میزنم

00:31:56.405 --> 00:31:58.655
!بزار بمیرم

00:31:58.655 --> 00:31:59.465
!بانوی جوان

00:31:59.465 --> 00:32:01.605
!نمک نشناس

00:32:09.255 --> 00:32:13.125
!اعلیحضرت...اعلیحضرت

00:32:19.045 --> 00:32:22.355
!نمک نشناس...همونجا وایستا

00:32:22.355 --> 00:32:26.625
!نمک نشناس...همونجا وایستا گفتم

00:32:26.625 --> 00:32:28.815
!همونجا وایستا

00:32:30.145 --> 00:32:31.895
!نمک نشناس

00:32:36.765 --> 00:32:38.785
!نمک نشناس

00:32:40.625 --> 00:32:42.935
!نمک نشناس

00:32:46.235 --> 00:32:48.315
!لـو بـو! برگرد اینجا

00:32:48.315 --> 00:32:50.625
!خودم میکشمت

00:32:58.335 --> 00:33:01.345
مارکیز ون، چه اتفاقی افتاده؟

00:33:01.345 --> 00:33:03.785
چرا اینقدر وحشت کردین؟

00:33:04.375 --> 00:33:05.965
اعلیحضرت میخواد منو بکشه

00:33:05.965 --> 00:33:08.025
اخه چرا؟

00:33:15.697 --> 00:33:20.197
اونها از اون سربازای نخبه و ترسناک میترسن
و در بین اونها

00:33:20.237 --> 00:33:23.797
لـو بـو جنگجویی بزرگ و قهرمانی بی بدیل ـه

00:33:26.117 --> 00:33:30.077
اعلیحضرت..شما چرا فقط به خاطر
یه زن از دست لـو بـو عصبانی شدین؟

00:33:30.077 --> 00:33:32.697
شما سوار اسبین و بهتون خدمت میکنن

00:33:32.697 --> 00:33:34.497
همه ی اینا به لـو بـو بستگی داره

00:33:34.497 --> 00:33:37.017
اگه قلب «لـو بـو» بلرزه و تغییر کنه

00:33:37.057 --> 00:33:39.337
همه زحمتای یه دهه ی اعلیحضرت

00:33:39.337 --> 00:33:42.077
میترسم, همشون به یکباره فرو بریزه

00:33:43.377 --> 00:33:45.657
اینایی که گفتی درستـه

00:33:46.697 --> 00:33:51.197
اونا از من میترسن, چون
در واقع از لـو بـو میترسن

00:33:54.657 --> 00:33:59.117
فکر میکنی چی کار باید بکنیم؟

00:34:00.277 --> 00:34:03.817
....فکر میکنم, شما باید

00:34:27.857 --> 00:34:29.697
چرا هنوز متوجه نیستین؟

00:34:30.357 --> 00:34:32.877
پدرم همیشه میدونستن که
من شما رو تحسین میکنم

00:34:32.917 --> 00:34:36.657
به همین دلیل ما رو نامزد
کردن, تا منو به آرزوم برسونه

00:34:36.697 --> 00:34:41.237
اون شخصا منو برای ازدواج به
محل اقامت اعلیحضرت فرستادن

00:34:41.237 --> 00:34:44.177
اما کی تصورش رو میکرد
که اعلیحضرت نیت بدی داره

00:34:44.197 --> 00:34:47.557
و بدون توجه به اخلاقیات،
از من استفاده میکنه

00:34:48.753 --> 00:35:01.753
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:01.777 --> 00:35:05.297
اعلیحضرت...دیائو چان فقط یه زن ـه

00:35:05.357 --> 00:35:08.877
اما لـو بـو جنگجوی شکست
ناپذیر اعلیحضرت هستن

00:35:08.917 --> 00:35:10.877
شما میتونین این فرصت رو غنیمت بشمرین

00:35:10.917 --> 00:35:13.557
و ترتیب ازدواج «لـو بـو»
رو با «دیائو چان» بدین

00:35:13.597 --> 00:35:15.897
لـو بـو حتما سپاسگزار و
قدردان اعلیحضرت خواهد بود

00:35:15.917 --> 00:35:18.237
و تا پای مرگ وفادار میمونه

00:35:21.697 --> 00:35:25.017
نظر اعلیحضرت در اینباره چیه؟

00:35:28.637 --> 00:35:32.717
خبر بد، اعلیحضرت بانو خیلی
وقته که توی سالن درحال گریه کردنن

00:35:32.717 --> 00:35:35.417
به نظر میرسه قصد دارن خودکشی کنن

00:35:35.417 --> 00:35:38.757
اعلیحضرت برین و ببینینش

00:35:48.277 --> 00:35:50.157
تو هنوزم که داری گریه میکنی؟

00:35:55.997 --> 00:35:59.297
!فقط بلدی گریه کنی, خوب یه چیزی بگو

00:36:05.057 --> 00:36:07.037
بهم قلدری کردن و عذابم دادن

00:36:08.637 --> 00:36:11.037
اگه شماهم کمکم نمیکنین, خوبـه پس

00:36:12.357 --> 00:36:14.157
حالا هم میخواین تنبیهم کنین؟

00:36:14.197 --> 00:36:17.797
تـو! گفتی بهت قلدری کردن؟

00:36:18.897 --> 00:36:21.977
اونطور که من نگاهای تو و لـو بـو رو دیدم

00:36:22.017 --> 00:36:24.077
به نظر میرسید از بودن با
اون خوشت اومده و لذت میبردی

00:36:26.057 --> 00:36:28.677
اعلیحضرت, شما منو چنین آدمی فرض کردین

00:36:30.777 --> 00:36:33.397
پس من میرم و جلوی چشماتون خودمو میکشم

00:36:33.977 --> 00:36:35.957
تا خلوص نیتم رو اثبات کنم

00:36:36.737 --> 00:36:38.617
خوشگل...خوشگل

00:36:39.157 --> 00:36:41.837
من فقط داشتم شوخی میکردم

00:36:41.897 --> 00:36:44.797
زودباش بهم بگو چه اتفاقی افتاد؟

00:36:49.537 --> 00:36:52.177
امروز من تنها توی باغچه قدم
میزدم و گل ها رو تماشا میکردم

00:36:52.177 --> 00:36:54.537
اما کی فکرش رو میکرد
که لـو بـو افکار پلیدی داره

00:36:54.537 --> 00:36:58.077
من هیچ چاره ای جز پریدن توی حوض نداشتم

00:36:58.077 --> 00:36:59.857
تا از پاکدامنی و عفتم محافظت کنم

00:36:59.897 --> 00:37:01.777
اما اون منو توی بغلش گرفته بود

00:37:01.777 --> 00:37:03.557
نمیتونستم فرار کنم

00:37:03.577 --> 00:37:05.777
خوشبختانه اعلیحضرت به موقع رسیدن

00:37:05.817 --> 00:37:07.557
اگه شما منو باور نمیکنین

00:37:08.217 --> 00:37:10.157
میتونین از خدمتکار بپرسین

00:37:10.817 --> 00:37:12.917
چطوری میتونم حرفتو باور نکنم؟

00:37:12.937 --> 00:37:14.457
...فقط

00:37:19.357 --> 00:37:22.737
من پیرم و سن بالایی دارم

00:37:22.737 --> 00:37:25.377
اما لـو بـو جوون و خوش تیپ ـه

00:37:25.377 --> 00:37:27.597
بعلاوه اون یه ژنرال بزرگ ـه

00:37:28.197 --> 00:37:32.357
زیبایی تو هم توی این دنیا بی بدیل و نادر ـه

00:37:32.357 --> 00:37:36.197
شاید شما دو نفر بیشتر
به هم میایین و جور هستین

00:37:36.197 --> 00:37:41.537
چطوره که من تو رو به عقد لـو بـو در بیارم

00:37:48.737 --> 00:37:50.717
چطور میتونین اینو بهم بگین؟

00:37:52.337 --> 00:37:54.417
من فقط به شما خدمت میکنم

00:37:56.237 --> 00:37:58.657
لـو بـو فقط خدمتگذارتون ـه

00:38:00.477 --> 00:38:03.417
شما مدام میگفتین که منو دوست دارین

00:38:04.637 --> 00:38:07.597
حالا امروز میخواین منو
به زیردستتون هدیه بدین؟

00:38:14.597 --> 00:38:20.277
حتی اگه....قلبم

00:38:22.397 --> 00:38:24.737
به قهرمانی اشتباهی وعده داده بشه

00:38:26.157 --> 00:38:28.257
هنوزم میخوام برم و بمیرم تا فراموشش کنم

00:38:28.697 --> 00:38:30.217
عزیزم....عزیزم

00:38:30.737 --> 00:38:32.077
من اشتباه کردم

00:38:32.077 --> 00:38:35.977
از این به بعد، جایی نرو،
فقط با من بمون، باشه؟

00:38:36.017 --> 00:38:38.357
باید بعضی از افراد بی تربیت و ناهماهنگ رو

00:38:38.377 --> 00:38:40.117
حدو مرزشون رو مشخص کنین

00:38:40.137 --> 00:38:42.237
اگه شما واقعا به اون افراد
تبه کار اجازه بدین موفق بشن

00:38:42.857 --> 00:38:45.797
شما حتی نمیتونین از همسر
محبوبتون محافظت کنین

00:38:46.437 --> 00:38:50.797
اون موقع چطور میخواین جلوی دهن
و بدگویی دیگران رو درآینده بگیرین؟

00:38:51.477 --> 00:38:53.377
اون «لی رو» هم

00:38:53.417 --> 00:38:56.097
با اون قیافه ی مظلوم و خندونش,
داشت منو توی چاه مینداخت

00:38:58.777 --> 00:39:01.217
پس اون «لی رو» ـه که سوار غازه و داره میره

00:39:02.097 --> 00:39:05.537
اما این لـو بـو اصلا آدم خوبی نیست

00:39:05.537 --> 00:39:07.717
شما هنوزم میخواین کمکش کنین موفق بشه؟

00:39:08.437 --> 00:39:11.537
نگران کارای دیگران نباش, این اشتباه من بود

00:39:11.537 --> 00:39:12.957
خوشگل

00:39:12.977 --> 00:39:17.537
از این به بعد، چطوری میتونم
دوری و نبودنت رو تحمل کنم؟

00:39:17.537 --> 00:39:22.257
اعلیحضرت, منم حاضر نیستم با لـو بـو باشم؟

00:39:22.277 --> 00:39:24.197
ترجیح میدم از خاری و رسوایی بمیرم

00:39:24.257 --> 00:39:27.097
اعلیحضرت...شما تنها کسی
هستین که میخوام باهاش باشم

00:39:27.117 --> 00:39:31.057
اگه منو رها کنین...منم ترجیح میدم بمیرم

00:39:31.057 --> 00:39:32.997
خوشگل من

00:39:33.417 --> 00:39:37.197
به آسمونها سوگند, هر کس
جرات کنه بهت بی احترامی کنه

00:39:37.217 --> 00:39:40.237
با دستای خودم اونو میکشمش

00:39:45.077 --> 00:39:47.997
من احساساتتون رو میفهمم

00:39:48.017 --> 00:39:50.397
اما اگه شما خونه نباشین

00:39:50.397 --> 00:39:52.917
لـو بـو بیاد و مزاحمم بشه

00:39:52.957 --> 00:39:54.897
اون وقت من چی کار کنم؟

00:39:56.957 --> 00:39:58.377
این چطوره؟

00:39:58.377 --> 00:40:00.737
از این به بعد, من به دربار نمیرم

00:40:00.777 --> 00:40:02.817
هر روز کنارت و همراهت میمونم

00:40:03.757 --> 00:40:07.897
میتونم اجازه بدم کلی سربازبرای
محافظت به اینجا بیان, خوبـه؟

00:40:31.837 --> 00:40:33.757
من...«لـو بـو» ام

00:40:33.797 --> 00:40:37.277
چو نیزه در دست باشد....ده هزار نفر نامناسب

00:40:39.377 --> 00:40:43.277
با زره بد نمایم، ده هزار
نفر هم جلو دارم نیستن

00:40:43.977 --> 00:40:46.137
امروز

00:40:46.517 --> 00:40:48.977
من اونو ناامیدش کردم

00:40:48.997 --> 00:40:51.697
اخه من چه قهرمانی ام؟

00:40:52.753 --> 00:41:07.753
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:07.777 --> 00:41:10.277
اخه چه جور قهرمانی ام؟