﻿WEBVTT

00:01:57.076 --> 00:02:17.076
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.100 --> 00:02:25.510
خدای جنگ، ژائو یون

00:02:26.690 --> 00:02:31.400
قسمت بیست و هشتم

00:02:31.420 --> 00:02:34.650
اما انتظار نداشتیم 50 مایل بعد, توی مسیر

00:02:34.650 --> 00:02:40.500
اون دونگ ژو خائن بهشون حمله
کنه, و ژنرال کشته بشه - کی؟

00:02:41.480 --> 00:02:43.990
دونگ ژو؟ -
بله -

00:02:44.010 --> 00:02:47.830
نیروهایی که بهمون حمله کردن فریاد میزدن
که ژنرال های دونگ ژو هستن

00:02:54.200 --> 00:02:55.500
عالیجناب

00:03:01.270 --> 00:03:03.070
امکان نداره

00:03:03.740 --> 00:03:06.490
این مطلقا امکان نداره

00:03:06.510 --> 00:03:09.070
باید کار «یوان شائو» بوده باشه

00:03:09.070 --> 00:03:13.380
این حتما کار اون حرومزاده است و
داره واسه «دونگ ژو» پاپوش درست میکنه

00:03:13.430 --> 00:03:17.560
پیش از این منو متقاعد
کرد به «هان فو» حمله کنم

00:03:17.590 --> 00:03:19.620
تا به «جیژو» مسلط بشه

00:03:19.630 --> 00:03:23.730
صرفنظر از اینکه زمین
های «جیژو» رو تقسیم نکرد

00:03:24.240 --> 00:03:29.890
حتی....حتی تا جایی پیش
رفته که از این روش بی شرمانه

00:03:31.790 --> 00:03:34.610
واسه کشتن برادر کوچیکم استفاده کنه

00:03:36.080 --> 00:03:40.750
!با چنین خشم بزرگی,
چطور میتونم انتقام نگیرم

00:03:44.220 --> 00:03:45.670
برادر

00:03:46.800 --> 00:03:48.490
برادر بزرگت

00:03:49.160 --> 00:03:53.350
برادرت خودش شخصا «یوان شائو» رو

00:03:54.790 --> 00:03:57.490
تیکه تیکه میکنه

00:04:00.390 --> 00:04:02.380
به ارتش بگین

00:04:02.400 --> 00:04:04.260
!ما به جنگ میریم

00:04:04.260 --> 00:04:05.520
!اطاعت

00:04:05.530 --> 00:04:07.860
!برای انتقام مشاور نظامی

00:04:07.870 --> 00:04:11.250
!برای انتقام مشاور نظامی

00:04:12.420 --> 00:04:14.620
یک

00:04:14.620 --> 00:04:17.110
دو

00:04:17.110 --> 00:04:19.270
سه

00:04:19.320 --> 00:04:21.590
چهار

00:04:21.590 --> 00:04:23.620
پنج

00:04:23.630 --> 00:04:25.530
شش

00:04:25.530 --> 00:04:26.650
!وایستین

00:04:26.660 --> 00:04:28.930
درود بر شاهزاده خانم

00:04:28.950 --> 00:04:30.090
بلند شو

00:04:30.110 --> 00:04:32.670
چی باعث شده شاهزاده
خانم به زمین تمرین بیان؟

00:04:32.670 --> 00:04:34.490
فقط اومدم یه نگاهی بندازم

00:04:35.240 --> 00:04:37.510
بین شما کدومتون مهارت بهتری داره؟

00:04:37.530 --> 00:04:39.780
بیاد جلو باهام مبارزه کنه

00:04:39.780 --> 00:04:42.280
هـا؟ -
چیه؟ نمیخواین؟ -

00:04:42.320 --> 00:04:44.750
نه، نه، البته که نه

00:04:44.750 --> 00:04:46.650
اما هنرهای رزمی بانو خیلی بالاست

00:04:46.670 --> 00:04:49.750
کی میتونه حریف مهارت
شما بشه و باهاون مبارزه کنه؟

00:04:51.980 --> 00:04:53.200
شماها

00:04:53.220 --> 00:04:55.040
با همدیگه جلو برین, متوجه شدین؟

00:04:55.040 --> 00:04:57.440
با همدیگه - &lt;br&gt;اطاعت -

00:04:58.070 --> 00:04:59.760
شاهزاده خانم...بفرمایین

00:05:17.300 --> 00:05:18.800
!عالی بود....عالی بود

00:05:18.800 --> 00:05:20.860
شاهزاده خانم واقعا کارتون عالی بود

00:05:20.890 --> 00:05:22.540
تو هنوزم میتونی بخندی؟

00:05:22.540 --> 00:05:23.980
این چه سربازایی ـه که تو آموزش دادی؟

00:05:23.990 --> 00:05:25.890
واقعا که بدردنخوری

00:05:25.910 --> 00:05:27.110
میدونم اشتباه کردم

00:05:27.110 --> 00:05:30.550
اما هنرهای رزمی بانو خیلی خوبه,
چطور ممکنه بتونن حریف شما بشن

00:05:30.570 --> 00:05:33.610
هنر های رزمی بانو واقعا خیلی عالیه و فقط
دیدنش باعث میشه من احساس خجالت و شرمساری کنم

00:05:33.610 --> 00:05:36.840
فکر نکن با تملق گویی و چاپلوسی
از من همه چیز درست میشه

00:05:36.840 --> 00:05:40.090
دارم بهت میگم! پدرم و «یوان
شائو» میخوان با هم وارد جنگ بشن

00:05:40.090 --> 00:05:42.460
زودباش و آموزششون بده و هر
لحظه آماده باشین تا به جنگ بریم

00:05:43.860 --> 00:05:47.360
اطاعت, حتما میزان تمرینات
و مبارزه رو افزایش میدم

00:05:47.390 --> 00:05:50.430
بریم یه نگاهی به اطراف
بندازیم - اطاعت - بریم -

00:05:52.000 --> 00:05:54.600
بلند شین و تمرین کنین

00:06:09.940 --> 00:06:11.720
خودشه, واقعا این خودشه

00:06:11.720 --> 00:06:13.360
این اسب چطور ی اومده اینجا؟

00:06:13.380 --> 00:06:14.740
...شاهزاده خانم, شما

00:06:14.760 --> 00:06:16.730
!این اسب ژائو زی لونگ ـه

00:06:16.740 --> 00:06:19.840
گزارش میدم شاهزاده خانم اسبی که
اینجاست رو دو سرباز جدید به اینجا آوردن

00:06:19.860 --> 00:06:21.260
مشکلی پیش اومده؟

00:06:21.300 --> 00:06:22.540
اونا کجان؟ الان کجان

00:06:22.540 --> 00:06:26.790
اونا قوانین نظامی رو شکستن و منم
حبسشون کردم تا در مورد کارشون فکر کنن

00:06:28.960 --> 00:06:30.890
در رو باز کن -
اطاعت -

00:06:38.680 --> 00:06:40.450
زی لونگ

00:06:40.870 --> 00:06:43.200
!شاهزاده خانم, چرا شما اینجایین؟

00:06:43.200 --> 00:06:46.000
منم میخوام همینو ازت بپرسم,
چرا توی «یو ژو» هستی؟

00:06:46.020 --> 00:06:48.810
تو وارد ارتش شدی و قوانین نظامی رو شکستی

00:06:48.810 --> 00:06:50.750
شاهزاده خانم, شما درست به موقع اومدین

00:06:50.770 --> 00:06:53.350
این همون افسریه که ما رو اینجا زندونی کرده

00:06:54.400 --> 00:06:56.200
شاهزاده خانم لطفا منو ببخشین

00:07:07.030 --> 00:07:09.660
زی لونگ, فکرشم نمیکردم
ما دوباره با هم متحد بشیم

00:07:09.680 --> 00:07:10.950
اونم به این شکل

00:07:11.000 --> 00:07:16.100
بـلــه....منو زی لونگ با میل خودمون
اومدیم و میخواستیم سعی کنیم وارد ارتش بشیم

00:07:16.160 --> 00:07:18.350
میخواستیم کارای بزرگی انجام بدیم

00:07:18.350 --> 00:07:20.690
فکرشم نمیکردیم, قبل از اینکه
فرصتی واسه جنگیدن پیدا کنیم

00:07:20.700 --> 00:07:23.200
تبدیل به دو نفر مجرم بشیم

00:07:23.720 --> 00:07:26.620
متاسفم...متاسفم...من به
خوبی زیردستامو مدیریت نکردم

00:07:26.620 --> 00:07:29.090
ما قهرمان بزرگ ژنگ
دینگ رو توی دردسر انداختیم

00:07:30.310 --> 00:07:32.920
زی لونگ, بعد از نوشیدن این شراب

00:07:32.920 --> 00:07:35.350
اینو به عنوان عذرخواهی ازت در نظر میگیرم

00:07:38.390 --> 00:07:40.060
شاهزاده خانم

00:07:40.060 --> 00:07:43.090
منو اون هر دو باهم توی زندون
افتادیم و متحمل بی عدالتی شدیم

00:07:43.090 --> 00:07:45.740
شما فقط نگران اون هستین
و منو به کل فراموش کردین؟

00:07:45.740 --> 00:07:49.450
تو هنوزم روی گفتن اینو داری؟
الان به وضوح میدونم چه اتفاقی افتاده

00:07:49.450 --> 00:07:52.540
اگه به خاطر اون کار مغرورانه
و اذیت کردن دیگران ـه...تو نبود

00:07:52.540 --> 00:07:54.810
واقعا چطور ممکن بود زی
لونگ همراه تو به زندان بیوفته؟

00:07:54.810 --> 00:07:56.980
تو واقعا باید درمورد رفتارت خوب فکر کنی

00:07:56.980 --> 00:07:58.220
بــلـــه

00:07:58.220 --> 00:08:00.870
من واقعا باید درمورش خوب فکر کنم

00:08:01.450 --> 00:08:03.900
چرا اخه من اینقدر بدبخت و احمقم

00:08:03.900 --> 00:08:06.330
واقعا اشتباه کردم که به «یو ژو» اومدم

00:08:06.330 --> 00:08:08.660
تو چی گفتی؟

00:08:11.680 --> 00:08:14.840
گفتم, «یو ژو» مردم فوق
العاده ای داره و خیلی تمیزه

00:08:14.840 --> 00:08:17.170
شاهزاده خانم شخصیتشون ساده است

00:08:17.170 --> 00:08:19.230
درست مثل یه قهرمان زنـه

00:08:19.230 --> 00:08:22.630
مطمئنم عالیجناب «گونگ سون»
به داشتن چنین دختری افتخار میکنه

00:08:22.630 --> 00:08:25.860
و مردم و افکار عمومی هم
عمیقا به عالیجناب احترام میزارن

00:08:26.280 --> 00:08:29.130
چیزی که گفتی دقیقا درسته

00:08:29.130 --> 00:08:31.060
پدرم نه تنها مغرور و متکبر نیست

00:08:31.060 --> 00:08:33.020
بلکه مردم رو دوست داره

00:08:33.020 --> 00:08:35.420
اون میدونه زیردستاش رو

00:08:35.420 --> 00:08:37.050
در چه موقعیت و جایی قرار بده

00:08:37.050 --> 00:08:40.280
شما ها با اومدنتون به اینجا
بهترین انتخاب رو کردین

00:08:40.280 --> 00:08:43.220
اما من یه چیزی رو اصلا نمیفهمم

00:08:43.220 --> 00:08:46.930
چانگ شان جزو قلمرو و محدوده ی
«جیژو» ـه, همونطور که ارتشش هم هست

00:08:46.930 --> 00:08:52.520
چرا به «یوان شائو» ملحق نشدین و این
همه راه سفر کردین و به سمت «یو ژو» اومدین

00:08:52.520 --> 00:08:54.060
...نکنه

00:08:54.070 --> 00:08:56.010
یوان شائو حاضر نشده شماها رو قبول کنه؟

00:08:56.010 --> 00:08:58.990
البته که نه -
خب پس چرا؟ -

00:09:00.010 --> 00:09:03.040
حالا که شاهزاده خانم پرسیدن,
نمیخوام چیزی رو ازتون مخفی کنم

00:09:03.060 --> 00:09:07.410
پیش از این ما قصد داشتیم
به «یوان شائو» ملحق بشیم

00:09:07.420 --> 00:09:09.120
اما بعد اینکه وارد «جیژو» شدیم

00:09:09.170 --> 00:09:11.660
متوجه شدیم «یوان شائو»
نیروهاش رو به خوبی مدیریت نمیکنه

00:09:11.690 --> 00:09:14.460
اون اجازه میده افرادش هر
کاری دلشون میخواد انجام بدن

00:09:14.460 --> 00:09:17.410
افرادی مثل اون که هیچ درک و
فهمی از رنج و بدبختی مردم ندارن

00:09:17.410 --> 00:09:19.840
ارزش ندارن زیر دستشون خدمت کنیم

00:09:19.840 --> 00:09:25.210
درسته....از این جهت, پدر من
1000 برابر بهتر از «یوان شائو» ـه

00:09:29.420 --> 00:09:30.700
نگران نباش زی لونگ

00:09:30.700 --> 00:09:34.870
اگه تو مایلی که از پدرم پیروی کنی من پدرم
رو حتما راضی میکنم به خوبی ازت استفاده کنه

00:09:34.870 --> 00:09:38.500
رویاهایی که داری مسلما
اینجا به واقعیت مبدل میشه

00:09:40.690 --> 00:09:42.800
ممنون از لطفتون شاهزاده خانم

00:09:43.160 --> 00:09:44.890
...فقط اینکه -
فقط اینکه چی؟ -

00:09:44.890 --> 00:09:47.480
یعنی شما نمیدونین زی لونگ چه شخصیتی داره؟

00:09:47.480 --> 00:09:51.420
اگه اون میخواست به روابط متکی باشه, وقتی
وارد «یو ژو» شد قبلش مستقیم میامد پیش شما

00:09:51.420 --> 00:09:52.870
من این موضوع رو درک میکنم

00:09:52.870 --> 00:09:55.910
خودم شخصا شاهد توانایی و شخصیت زی لونگ بودم

00:09:55.910 --> 00:09:57.950
و قلبا اینو تحسین میکنم

00:09:58.440 --> 00:10:02.020
خیله خب, اینو بسپارش به خودم

00:10:02.870 --> 00:10:04.350
بیا

00:10:07.750 --> 00:10:10.020
بیایین صحبت رو تموم کنیم و بنوشیم

00:10:10.020 --> 00:10:12.450
باشه -
بیا -

00:10:22.960 --> 00:10:26.600
زی لونگ, من درمورد یه چیز کنجکاوم

00:10:30.440 --> 00:10:32.790
...تو و چینگ یی...اون

00:10:33.210 --> 00:10:39.200
اااه...چینگ یی بعد از بعد از شکست کامل راهزن
های کوهستان ژنگ دینگ رو ترک کرد و به خونه اش رفت

00:10:39.200 --> 00:10:40.660
اوووه...چرا؟

00:10:40.660 --> 00:10:43.150
تو این مدت اتفاقات خیلی
زیادی افتاده و همه ی اونا

00:10:43.150 --> 00:10:44.890
برآمده از اون «گائو ز» ی دورو و پست ـه

00:10:44.890 --> 00:10:46.560
اون حتی انسان هم نیس

00:10:46.560 --> 00:10:48.580
!یان چانگ -
باشه...باشه...باشه -

00:10:48.580 --> 00:10:50.060
هیچی نمیگم

00:10:50.060 --> 00:10:53.180
اگه بهش اشاره کردم, زبونم قطع بشه

00:10:53.950 --> 00:10:55.870
چیزی اتفاق افتاده؟

00:10:55.870 --> 00:10:57.570
...گائو ز, اون

00:10:57.570 --> 00:11:00.060
اگرچه ما برخی سوء ظن
ها نسبت به گائو ز داریم

00:11:00.060 --> 00:11:01.780
اما هنوز ثابت نشده

00:11:01.780 --> 00:11:03.420
ما نباید زود قضاوت کنیم

00:11:03.420 --> 00:11:04.850
این به چینگ یی مربوطه؟

00:11:04.850 --> 00:11:08.870
زی لونگ وقتی چانگ شان رو ترک کرد, خواست بره
چینگ یی رو ببینه و باهاش خداحافظی کنه

00:11:08.890 --> 00:11:11.670
اما «چینگ یی» نسبت به «زی
لونگ» دچار یه سوء تفاهم هایی شده

00:11:11.670 --> 00:11:13.210
سوء تفاهم؟ - &lt;br&gt;بله

00:11:13.210 --> 00:11:16.050
یه شکاف بینشون ایجاد شده - &lt;br&gt; شکاف؟ -

00:11:20.470 --> 00:11:23.820
جدا خیلی عالیـه شد -
ااا...شاهزاده خانم -

00:11:24.920 --> 00:11:26.490
...شاهزاده خانم, شما

00:11:29.350 --> 00:11:31.000
منظورم این بود که

00:11:31.000 --> 00:11:34.100
چنین حادثه ای واقعا انتظار نمیرفت

00:11:34.100 --> 00:11:39.190
فکر کردن درمورد روزایی که باهمدیگه توی ژنگ دینگ با
راهزن های کوهستان به عنوان دشمن مشترکمون میجنگیدیم

00:11:39.190 --> 00:11:42.420
...رابطه و دوستی عمیقی ایجاد
کرده بود, تصورش رو نمیکردم

00:11:42.420 --> 00:11:46.220
شما یه آدمو فقط با چهرش میشناسین نه با قلبش

00:11:46.900 --> 00:11:49.380
منظورم اون پسره «گائو» بود

00:11:49.380 --> 00:11:52.410
آااه, درسته،...درسته،...درسته

00:11:52.410 --> 00:11:55.920
قلب آدما تغییر میکنه ...
احساسات هم تغییر میکنه

00:11:57.060 --> 00:11:59.690
الان یه گوسفند کشتم, یه
ظرف هم برای شما آوردم

00:11:59.690 --> 00:12:02.910
به نشانه ی عذرخواهیم
از برادر ژائو و برادر لیو

00:12:03.850 --> 00:12:08.020
ژانگ کوی، تو فکر کردی میتونی با
«ژائو زی لونگ» مثل یه برادر باشی؟

00:12:08.020 --> 00:12:09.980
اینو میدونستی که اون
در آینده یه ژنرال میشه؟

00:12:09.980 --> 00:12:12.140
بله, شاهزاده خانم درست میگن

00:12:12.140 --> 00:12:15.890
من واقعا کور بودم, من کودن بودم

00:12:17.550 --> 00:12:20.340
ممکنه شما اشتباه این آدم
بدبخت و کودن رو ببخشین

00:12:20.340 --> 00:12:23.170
افسر ژانگ، شما حرفاتون خیلی جدی و سنگین ـه
نه -

00:12:23.170 --> 00:12:25.860
اگه زودتر میدونستم شما
مهمان محترم بانوی ما هستین

00:12:25.860 --> 00:12:27.620
حتی اگه 10 برابر الان هم شجاعت داشتم

00:12:27.620 --> 00:12:28.840
بازم جرات نمیکردم اونجوری باهاتون رفتار کنم

00:12:28.840 --> 00:12:30.040
ژانگ کوی

00:12:30.040 --> 00:12:32.720
اتفاقی که امروز افتاد رو
نمیخوام تو رو بابتش مقصر بدونم

00:12:32.720 --> 00:12:34.360
اما منو سرزنش نکن

00:12:34.360 --> 00:12:39.190
بهت هشدار بدم که یادت نره ژائو زی
لونگ موقتا توی اردوگاه ارتش تو قراره بمونه

00:12:39.190 --> 00:12:42.480
هر رنج و سختی که به هر جهت اون متحمل بشه رو

00:12:42.480 --> 00:12:44.890
من اونو کاملا از چشم تو میبینم

00:12:44.890 --> 00:12:47.660
جراتش رو ندارم....جراتش رو ندارم

00:12:47.660 --> 00:12:49.240
گزارش

00:12:49.240 --> 00:12:53.590
گزارش کاپیتان، 50 جنگجو اومدن
و خواهان پیوستن به ارتش ما هستن

00:12:53.590 --> 00:12:55.610
یه گروه دیگه که میخوان سربار اضافی باشن

00:12:55.610 --> 00:12:58.180
اینجا اردوگاه ارتش ـه, هر
کسی نمیتونه همینجوری بیاد

00:12:58.180 --> 00:13:01.310
بهشون بگو برن گم شن - &lt;br&gt; اطاعت -
...یه لحظه لطفا -

00:13:02.060 --> 00:13:06.660
به احتمال زیاد اونا «شی می» و برادر ژو هستن
که بقیه افراد رو واسه ملحق شدن به من آوردن

00:13:08.000 --> 00:13:11.400
بریم و با هم بهشون خوشامد بگیم

00:13:22.340 --> 00:13:24.440
برادر ژائو. شاهزاده خانم بائو یو

00:13:24.440 --> 00:13:27.010
!پس واقعا شما بودین...عالی شد

00:13:27.010 --> 00:13:29.730
شماها زودتر از اونی که انتظار داشتم رسیدین

00:13:29.730 --> 00:13:32.620
شي می، برادر ژو، خیلی وقته ندیدمتون

00:13:32.620 --> 00:13:36.050
هنوز روزایی که با همدیگه با راهزن های
کوهستان توی چانگ شان میجنگیدیم یادتونه؟

00:13:36.050 --> 00:13:40.790
البته, برادرایی که اینجا همراهمن همشون شجاعانه
برای حفاظت از خونه و خانواده هاشون کمک کردن

00:13:40.790 --> 00:13:45.370
حالا همه امیدواریم بتونیم در خدمت
ژنرال «ژائو» برای کمک به کشورمون باشیم

00:13:45.370 --> 00:13:47.230
خوبـه...این واقعا خیلی عالیه

00:13:47.230 --> 00:13:49.290
ما در حال حاضر داریم با
«یوان شائو» وارد جنگ میشیم

00:13:49.290 --> 00:13:53.030
با اضافه شدن شماها, مثل
اینه که ما یه ببریم که بال داره

00:13:53.700 --> 00:13:55.230
ژانگ کوی - &lt;br&gt;شاهزاده خانم -

00:13:55.230 --> 00:13:57.950
به خوبی حواست بهشون
باشه, نباید نادیده بگیریشون

00:13:57.950 --> 00:13:59.030
اطاعت

00:13:59.030 --> 00:14:01.780
بانو. شما گونه هاتون درد نمیکنه؟

00:14:01.780 --> 00:14:02.980
چی؟

00:14:02.980 --> 00:14:06.310
اینجور که من میبینم, از وقتی
شما آقـای «ژائو» رو دیدین

00:14:06.310 --> 00:14:09.420
لبخند از روی چهرتون اصلا نمیره

00:14:09.420 --> 00:14:12.510
چین و چروک به زودی چهرتون رو
میگیره و طولی نمیکشه که پیر میشین

00:14:12.510 --> 00:14:14.530
واقعا؟

00:14:14.530 --> 00:14:16.270
دستتون انداختم

00:14:16.270 --> 00:14:20.300
تو دختریه خراب, چطور
جرات کردی منو دست بندازی؟

00:14:20.300 --> 00:14:21.880
اگه بهتون یادآوری نکنم

00:14:21.880 --> 00:14:25.010
و اربـاب شما رو ببینه, فکر
میکنه عقلتونو از دست دادین

00:14:25.010 --> 00:14:27.350
تو عقلتو از دست دادی که
بانوی خودت رو دست میندازی

00:14:27.350 --> 00:14:29.780
نمی ترسی برای تنبیه بفرستمت
بری توالت ها رو بشوری؟

00:14:29.780 --> 00:14:33.350
اشتباه کردم، خوبـه؟ من فقط واسه شما خوشحالم

00:14:33.350 --> 00:14:35.610
واسه چی خوشحالی؟

00:14:35.610 --> 00:14:39.430
من خیلی وقته که بهتون خدمت میکنم
یعنی نمیدونم به چی فکر میکنین؟

00:14:39.430 --> 00:14:43.870
قبلا، شما چندین بار با پدرتون صحبت کردین
اما هیچ وقت نتونستین آقای ژائو رو نگه دارین

00:14:43.870 --> 00:14:47.240
اما حالا اون با خواست خودش اومده

00:14:47.240 --> 00:14:50.420
نکنه این اتفاق باعث خوشحالی نیست؟

00:14:50.420 --> 00:14:52.090
در واقع این اتفاق باعث خوشحالیه

00:14:52.090 --> 00:14:55.680
ژائو زی لونگ هم در هنرهای رزمی و هم در شخصیت و
فضیلت مهارت داره اون یه استعداد ناب و حریفی متفاوته

00:14:55.680 --> 00:14:59.850
اما ژائو زی لونگ تنها شخص روی زمین نیست که هم در
هنرهای رزمی و هم در شخصیت و تحصیلات مهارت داره

00:14:59.850 --> 00:15:03.910
چرا شما از بین همه ی اون آدما
به سمت اون تمایل پیدا کردین؟

00:15:05.170 --> 00:15:05.900
...من

00:15:05.900 --> 00:15:09.680
...مردی که تونسته هم تحسین شما
و هم چینگ یی رو به خودش جلب کنه

00:15:09.680 --> 00:15:12.480
به نظر میرسه این آقـای «ژائو»
در واقع فراتر از حد نرمال ـه

00:15:12.480 --> 00:15:14.460
تبریک میگم، بانوی جوان

00:15:15.180 --> 00:15:19.070
برای چی تبریک میگی؟ زی لونگ و چینگ
یی خیلی وقته که قلبشون رو به هم دادن

00:15:19.070 --> 00:15:21.650
نمیخوام برم و عشق یکی دیگه رو بدزدم

00:15:21.650 --> 00:15:26.710
میدونم شما وفادارین, اما ضاهرا چیزایی بین
آقـای زی لونگ و بانو چینگ یی اتفاق افتاده

00:15:26.710 --> 00:15:31.760
حتی بدون دخالت شما، رابطه
ی اونا بالاخره به پایان میرسه

00:15:31.760 --> 00:15:33.940
وقتی توی چانگ شان بودن, منم همینو گفتم

00:15:33.940 --> 00:15:37.120
اونا موانع زیادی بینشون وجود
داره و مناسب همدیگه نیستن

00:15:37.120 --> 00:15:41.600
پس درمورد شما و آقـای ژائو چی؟ مانعی هست؟

00:15:43.680 --> 00:15:47.810
هست...اما وقتی پدرم متوجه
اهمیت ژائو زی لونگ بشه

00:15:47.810 --> 00:15:50.140
و زمانی که زی لونگ شایستگی و
لیاقت خودشو توی نبرد کسب کنه

00:15:50.140 --> 00:15:53.210
مانعی که بین ماست به آرامی خودش ناپدید میشه

00:15:54.330 --> 00:15:57.810
بانوی من، مراقب چین و چروکا باشین

00:15:57.810 --> 00:15:59.850
دختریـه جنس خراب

00:16:16.430 --> 00:16:20.650
ژائو زی لونگ, فقط با یه دستاورد
کوچیک, اینقدر مغرور و متکبر شدی

00:16:20.650 --> 00:16:23.030
واقعا درموردت اشتباه قضاوت میکردم

00:16:23.490 --> 00:16:27.610
...اگه فقط اومده بودی اینجا که
بهم بگی «گائو ز» آدم درستی نیست

00:16:28.510 --> 00:16:31.110
حالا فهمیدم, پس دیگه میرم

00:16:31.910 --> 00:16:33.950
. . .چینگ یی، چینگ یی

00:16:33.950 --> 00:16:36.030
من مدام به خودم یادآوری میکنم

00:16:36.030 --> 00:16:39.990
از اونجایی که انتخاب کردم توی مسیر ارتش قدم
بردارم نباید خودمو غرق فکر کردن به یه زن کنم

00:16:39.990 --> 00:16:43.350
اما نمیدونم چرا همیشه
ناخودآگاه به تو فکر میکنم

00:16:43.350 --> 00:16:46.420
ما یه زمان همدیگه رو خیلی خوب میشناختیم
و با هم خو گرفته بودیم و مهربون بودیم

00:16:46.420 --> 00:16:49.460
اما چرا حالا حاضر نیستی بهم اعتماد کنی؟

00:16:49.980 --> 00:16:52.900
من خیلی حرفا واسه گفتن بهت داشتم

00:16:52.900 --> 00:16:57.840
اما وقتی کلماتم به دهنم رسید, فقط تونستم
کلمه ی"«مراقب خودت باش»" رو به زبون بیارم

00:17:05.280 --> 00:17:07.100
. . . زی لونگ

00:17:07.100 --> 00:17:11.500
بعد از این جدایی, شانسمون واسه
ملاقات همدیگه خیلی کم و سخته

00:17:12.660 --> 00:17:17.910
بدون بودنت کنارم, چطور
باید مراقب خودم باشم؟

00:17:19.390 --> 00:17:22.210
من نمیخوام باری رو دوشت باشم

00:17:22.670 --> 00:17:27.720
همیشه میدونستم اهداف بزرگ و دوری داری

00:17:27.720 --> 00:17:31.390
و روزی میرسه که ازم جدا میشی

00:17:32.950 --> 00:17:35.710
از وقتی که توی ژنگ دینگ از هم جدا شدیم

00:17:35.710 --> 00:17:39.950
میخواستم خودم شخصا برات لباسهای نبرد بدوزم

00:17:41.250 --> 00:17:43.220
تو این چند روز گذشته

00:17:43.220 --> 00:17:45.550
همش اندوهگین و ناراحت بودم

00:17:45.550 --> 00:17:47.590
چرا چنین حرفای آزار دهنده ای بهت گفتم؟

00:17:47.590 --> 00:17:52.250
نمیدونم چه مدت باید صبر
کنم تا بتونم ازت عذرخواهی کنم

00:17:53.270 --> 00:17:55.810
میترسم دیگه نتونم هیچ وقت ببینمت

00:17:55.810 --> 00:18:00.530
هیچ وقت فرصتی پیدا نکنم که
این رداء و لباس نبرد رو بهت بدم

00:18:13.500 --> 00:18:15.910
بانوی جوان....بانوی جوان

00:18:16.850 --> 00:18:18.070
کیه؟

00:18:18.070 --> 00:18:19.860
اخبار نظامی فوری دارم

00:18:19.860 --> 00:18:21.110
چی شده؟ زودباش بگو

00:18:21.110 --> 00:18:23.600
همین الان اخباری رسیده که ارتش
«یوان شائو» در «پـان ریـور» مستقر شده

00:18:23.600 --> 00:18:27.020
عالیجناب همین الان ارتش رو به اون
سمت هدایت کرده جنگ بزرگی در راهه

00:18:28.000 --> 00:18:30.270
چرا الان داری چنین چیز
فوری و مهمی رو بهم میگی؟

00:18:30.270 --> 00:18:32.080
خودمم الان متوجه شدم

00:18:32.080 --> 00:18:33.730
بریم, بیا با هم به اردوگاه ارتش بریم

00:18:33.730 --> 00:18:35.670
الان وقت خوبیه که ژائو زی لونگ
شایستگی خودشو به نمایش بزاره

00:18:35.670 --> 00:18:38.150
بانو...اول لباستون رو
عوض کنین - &lt;br&gt;وقتو هدر نده

00:18:38.150 --> 00:18:40.620
زره جنگیمو بیار -&lt;br&gt;اطاعت -

00:18:43.620 --> 00:18:46.420
زی لونگ....ژائو زی لونگ؟

00:18:47.330 --> 00:18:49.140
چی شاهزاده خانم رو به اینجا کشونده؟

00:18:49.140 --> 00:18:51.150
ژائو زی لونگ کجاست؟

00:18:51.150 --> 00:18:54.390
من گروه برادرای اونو به پشت کوه
فرستادم تا برخی گیاه و سبزیجات خرد کنن

00:18:54.390 --> 00:18:55.260
!گستاخ

00:18:55.260 --> 00:18:58.330
همین دیروز بهت گفتم که ژائو زی لونگ
یه ژنرال ـه که ارتش رو رهبری میکنه

00:18:58.330 --> 00:19:00.090
چطور میتونی بزاری اون
بره چنین کارایی رو انجام بده؟

00:19:00.090 --> 00:19:02.780
شما اشتباه فهمیدین شاهزاده خانم,
اون خودش خواست این کار رو انجام بده

00:19:02.780 --> 00:19:05.050
...هر چیزی که دیروز گفتین -&lt;br&gt;
این حرفای بی معنی رو تمومش کن -

00:19:05.050 --> 00:19:07.100
همین الان یه تعداد از افرادت
رو بردار و اونو پیدا کنین

00:19:07.100 --> 00:19:09.630
پدرم و «یوان شائو» توی «پـان
ریـور» دارن جنگ رو شروع میکنن

00:19:09.630 --> 00:19:11.470
ما نمیتونیم ژنرال ببری مثل
«ژائو زی لونگ» رو نداشته باشیم

00:19:11.470 --> 00:19:14.550
اگه این باعث بشه ارتشمون این شانس رو از
دست بده همه ی تقصیر ها رو از چشم تو میبینم

00:19:15.270 --> 00:19:16.810
اطاعت

00:19:38.706 --> 00:19:48.706
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:19:48.730 --> 00:19:51.950
!یوان شائو، تو یه اشغال ناسپاسی

00:19:51.950 --> 00:19:54.570
دفعه ی قبل منو فریب دادی
تا «جیژو» رو بدست بیاری

00:19:54.570 --> 00:19:57.860
بعد برادر منو کشتی و وانمود
کردی کار «دونگ ژو» ـه

00:19:57.860 --> 00:20:01.480
!تو یه جونوری که حقیقت رو می پیچونی

00:20:01.940 --> 00:20:05.080
دونگ ژو به برادرت حمله کرده و اونو کشته

00:20:05.080 --> 00:20:06.750
اما تو میخوای گناهش رو بندازی گردن من

00:20:06.750 --> 00:20:08.950
بعلاوه, «هان فو» خودش بی کفایت بود

00:20:08.950 --> 00:20:12.570
خودش با خوشحالی «جیژو» رو به من واگذار کرد
چه ربطی به تو داره

00:20:12.570 --> 00:20:17.130
یوان شائو، قبلا، تصور
میکردم تو آدم وفاداری هستی

00:20:17.130 --> 00:20:20.130
من حمایتت کردم تا یه لـرد
بشی, اما اعمال امروزت

00:20:20.130 --> 00:20:22.570
نشون میده تو مثل یه گرگ مکار و حیله گری

00:20:22.570 --> 00:20:26.680
با چه افتخار و رویی تو
این دنیا داری زندگی میکنی؟

00:20:27.420 --> 00:20:32.040
فقط همین گونگ سون زان
ناچیز؟! تو حق نداری منو توبیخ کنی

00:20:34.870 --> 00:20:36.540
بیا، بده من

00:20:37.910 --> 00:20:40.160
بعدی...دارم میام

00:20:43.360 --> 00:20:44.750
بیا

00:20:44.750 --> 00:20:46.310
بده من

00:20:48.130 --> 00:20:50.100
بلندش کن...بلندش کن

00:20:50.100 --> 00:20:53.020
برادر بزرگ, چی کار داری میکنی؟

00:20:53.020 --> 00:20:56.920
تو یه ژنرال شجاعی, باید
اینجور کارا رو انجام بدی؟

00:20:56.920 --> 00:20:59.470
شی می, قبلا هم چندین بار بهت گفتم

00:20:59.470 --> 00:21:02.060
ما وارد ارتش شدیم, و باید منتظر فرصت بمونیم

00:21:02.060 --> 00:21:04.830
دیگه از این حرفای ناسپاس و ناامید کننده نزن

00:21:15.980 --> 00:21:16.450
بیا

00:21:16.450 --> 00:21:19.760
کی اولین نبرد رو میره؟ - &lt;br&gt; !من میرم -

00:21:45.060 --> 00:21:47.320
زی لونگ, فکر کنم صدای
طبل های جنگ ـه که میشنوم

00:21:47.320 --> 00:21:51.240
مثل اینکه صدا از محدوده ی مرزی میاد

00:21:54.120 --> 00:21:54.890
برادر بزرگ

00:21:54.890 --> 00:21:56.630
بریم...بیایین یه نگاهی بندازیم

00:21:56.630 --> 00:21:58.400
بریم دنبالش

00:22:01.730 --> 00:22:04.420
از حرکتم میتونی فرار هم بکنی؟

00:22:04.420 --> 00:22:07.000
برادر گونگ سون, این نشون میده واقعا باهوشی؟

00:22:07.000 --> 00:22:09.250
تمومش کن این مزخرفاتو

00:22:55.550 --> 00:22:58.800
از عالیجناب محافظت کنین,
رو به جلو پیشروی کنین

00:23:07.020 --> 00:23:13.420
حـمــلــه

00:23:42.200 --> 00:23:45.130
!گونگ سون زان...زندگیتو میگیرم

00:24:39.090 --> 00:24:42.730
گونگ سون زان, فقط همین امروز رو داری

00:25:21.550 --> 00:25:22.890
تازه وارد کی هستی؟

00:25:22.890 --> 00:25:26.150
لازم نیست بپرسی, حرکتمو ببین

00:25:31.710 --> 00:25:35.070
بی نام و نشون, بیا اینو بگیر و بمیر

00:26:08.150 --> 00:26:11.130
جوونک, بزار ببینم کجا میخوای فرار کنی

00:26:34.300 --> 00:26:37.790
ون چائو, بهترین ژنرال ارتش منـه

00:26:37.790 --> 00:26:40.970
اون هرگز تو جنگ های قبلیش شکست نخورده

00:26:40.970 --> 00:26:43.780
حتی 50 یا 60 مرد هم نمیتونن اونو زمین بزنن

00:26:43.780 --> 00:26:45.710
بهم بگو....اون آدم کیه؟

00:26:45.710 --> 00:26:49.660
گزارش میدم عالیجناب, ژنرال های
«گونگ سون زان» همشون وسط میدون جنگن

00:26:49.660 --> 00:26:53.780
اون کسی که با «ون چائو» مبارزه میکنه و لباس سربازا
رو پوشیده احتمالا باید یه سرباز بی نام و نشون باشه

00:26:53.780 --> 00:26:55.520
چی گفتی؟

00:27:58.180 --> 00:28:00.170
ناقوس عقب نشینی ارتش رو بزنین

00:28:09.970 --> 00:28:12.610
جوونک....این بار رو شانس آوردی

00:28:12.610 --> 00:28:14.890
مبارزمون باشه واسه یه روز دیگه

00:28:31.280 --> 00:28:32.980
عالیجناب, لطفا برین به
رختخواب و خوب استراحت کنین

00:28:32.980 --> 00:28:34.820
دیگه میتونی بری -
اطاعت -

00:28:49.000 --> 00:28:52.900
من شنیدم، مردم «جیژو» آرزو دارن که

00:28:52.900 --> 00:28:55.060
فقط یکی از آدمای «یوان شائو» باشن

00:28:55.060 --> 00:28:59.410
چطوره که تو میخوای از شر اون خلاص بشی؟

00:28:59.410 --> 00:29:02.820
به این دلیل که یه فرمانده کل باید
بتونه درست رو از غلط تشخیص بده

00:29:02.820 --> 00:29:06.670
یوان شائو «جیژو» رو فریب
داده و باعث مرگ «مو هان فو» شده

00:29:06.670 --> 00:29:08.920
بی عاطفه و ظالم

00:29:08.920 --> 00:29:13.260
من این بار تصمیم گرفتم به منظور خدمت به کشور
برای نجات مردم از تنگنا و سختی به ارتش ملحق بشم

00:29:13.260 --> 00:29:16.440
نه به خاطر منافع شخصی به همین دلیل
فاصله خودمو از «یوان شائو» حفظ کردم

00:29:16.440 --> 00:29:18.510
و اومدم تا به شما خدمت کنم, عالیجناب

00:29:19.640 --> 00:29:21.720
خوبه، خوبه، خوبه

00:29:22.600 --> 00:29:24.900
واقعا سخت بوده اومدی

00:29:24.900 --> 00:29:28.740
من هنوز نام و نشان تو رو نمیدونم

00:29:29.850 --> 00:29:32.300
چانگ شان, ژائو یون...ژائو زی لونگ

00:29:32.300 --> 00:29:34.650
دفاع اون از ژنگ دینگ در مقابل
راهزن های کوهستان در اون زمان

00:29:34.650 --> 00:29:36.070
در حال حاضر بین عام و خاص مشهوره

00:29:36.070 --> 00:29:39.230
نکنه عالیجناب در این مورد چیزی نشنیدن؟

00:29:40.230 --> 00:29:41.390
بی ادب نباش

00:29:44.150 --> 00:29:45.510
برادرم آدم عجول و بی فکریه

00:29:46.310 --> 00:29:49.060
امیدوارم عالیجناب اونو ببخشن

00:29:49.060 --> 00:29:50.770
مهم نیست....مهم نیست

00:29:51.400 --> 00:29:52.900
!بـابـا

00:29:52.900 --> 00:29:55.890
بـابـا! زودباش! بزار ببینمت

00:29:56.700 --> 00:29:59.200
کجات زخمی شده؟ زودباش بزار ببینم

00:29:59.200 --> 00:30:02.300
یه زخم کوچیک, اینقدر وحشت نمیخواد

00:30:02.310 --> 00:30:03.860
خودتو ببین

00:30:03.860 --> 00:30:07.260
اگه دخترتون اونجا بود, مطمئنا زخمی نمیشدین

00:30:14.400 --> 00:30:15.400
دیگه کافیه

00:30:16.280 --> 00:30:20.700
فکر میکنی پدرت نمیدونه چه
قصدی تو اون ذهنت داری؟

00:30:20.700 --> 00:30:23.180
کدوم قصد و نیت؟

00:30:23.180 --> 00:30:26.230
تو یه دختری, باید بچه
خوبی باشی و تو خونه بمونی

00:30:26.230 --> 00:30:28.300
تمام مدت به کشت و کشتار و جنگیدن هم فکر نکن

00:30:28.300 --> 00:30:31.240
در آینده، وقتی جنگی پیش میاد،
اجازه نداری دیگه بهش اشاره کنی

00:30:31.240 --> 00:30:32.600
شنیدی چی گفتم؟

00:30:34.700 --> 00:30:36.630
پدر که ببر باشه, دختر سگ نمیشه

00:30:36.630 --> 00:30:38.390
تو نباید منو اینجوری محدود کنی

00:30:38.390 --> 00:30:40.650
من ببر نیستم, سگم...خوبـه؟

00:30:42.100 --> 00:30:46.340
چرا هر بار من در مورد اینجور چیزها
حرف میزنم میای و باهام بحث میکنی؟

00:30:56.620 --> 00:30:59.470
زی لونگ, پس تو اینجایی

00:30:59.470 --> 00:31:01.260
درود بر شاهزاده خانم

00:31:01.260 --> 00:31:02.700
راحت باشین...راحت باشین

00:31:04.030 --> 00:31:06.200
نکنه کسی که 10 دور با «ون چائو» مبارزه کرده

00:31:06.200 --> 00:31:09.640
و پدرمو نجات داده, اون
ژنرال جوون در واقع تو بودی؟

00:31:10.400 --> 00:31:11.400
بله

00:31:13.740 --> 00:31:15.970
شماها همدیگه رو میشناسین؟

00:31:15.970 --> 00:31:18.140
اون دقیقا همون شخصیه که من چندین
بار درموردش بهتون یادآوری کردم

00:31:18.140 --> 00:31:19.530
تا اونو در موقعیت مهمی
قرار بدین,......ژائو زی لونگ

00:31:19.530 --> 00:31:21.360
نکنه فراموش کردین؟

00:31:25.900 --> 00:31:27.700
یکمی یـادمـه....یکمی یـادمـه

00:31:28.350 --> 00:31:30.650
حالا میتونین به قضاوت دخترتون اعتماد کنین؟

00:31:30.650 --> 00:31:33.100
نبرد توی «پـان ریـور»,
اگه به خاطر زی لونگ نبود

00:31:33.100 --> 00:31:34.590
کافیه...کافیه...کافیه

00:31:34.950 --> 00:31:38.020
این بار، در عقب روندن ارتش یوان

00:31:38.020 --> 00:31:40.780
مشارکت و همکاری زی لونگ
رو مسلما نمیشه نادیده گرفت

00:31:40.780 --> 00:31:43.890
اما قوای کمکی «یان گانگ» درست به موقع رسید

00:31:43.890 --> 00:31:47.530
شخص کلیدی تو این جنگ «یان گانگ» بود

00:31:47.530 --> 00:31:51.610
تو از وضعیت جنگ چیزی نمیدونی, پس دخالت نکن

00:31:54.310 --> 00:31:56.230
...بابا, چطور میتونی

00:31:57.470 --> 00:31:59.340
در مورد پیروزی بزرگ این جنگ

00:31:59.340 --> 00:32:01.980
در آینده، وقتی موقع پاداش دادن رسید

00:32:01.980 --> 00:32:03.650
شما بچه ها بی نصیب نخواهین بود

00:32:04.350 --> 00:32:05.690
دیگه میتونین برین

00:32:05.690 --> 00:32:07.509
متشکرم عالیجناب, از حضورتون مرخص میشیم

00:32:07.647 --> 00:32:09.519
بابا، من نمی فهمم

00:32:09.518 --> 00:32:10.908
...من که گفتم

00:32:10.908 --> 00:32:13.708
تو وضعیت رو درک نمیکنی, پس مداخله نکن

00:32:13.708 --> 00:32:15.148
چرا گوش نمیدی؟

00:32:15.148 --> 00:32:17.858
اما «ژائو زی لونگ» لیاقت رتبه ی اول رو داشت

00:32:21.788 --> 00:32:25.118
دستاورد «ژائو زی لونگ» براساس شانس بود

00:32:25.778 --> 00:32:28.638
من «یان گانگ» و خیلی دیگه از
ژنرال های قویی زیر دستم رو دارم

00:32:28.638 --> 00:32:30.428
یعنی اونا پایین تر و پست تر از اون هستن؟

00:32:30.428 --> 00:32:32.558
شما لجبازین و تبعیض قائل میشین

00:32:32.558 --> 00:32:34.358
دیر یا زود خودتون پشیمون میشین

00:32:34.358 --> 00:32:35.288
!تـو

00:32:35.288 --> 00:32:38.218
چون «چانگ شان» جزو قلمرو
«یوان شائو» محسوب میشد

00:32:38.218 --> 00:32:42.858
گونگ سون زان به «ژائو زی لونگ» مشکوک بود

00:33:03.328 --> 00:33:04.888
برادر ژو

00:33:04.888 --> 00:33:07.288
چی کار میکنی؟ - &lt;br&gt; هیچی -

00:33:07.288 --> 00:33:09.558
شاهزاده خانم «بائو یو» واسه
«زی لونگ» یه مهمونی ترتیب داده

00:33:09.558 --> 00:33:11.578
تو نمیری؟ -
نمیرم -

00:33:11.578 --> 00:33:13.698
گوشت و شراب هم هست

00:33:13.698 --> 00:33:15.848
و زنای رقاص, بازم نمیری؟

00:33:15.848 --> 00:33:18.708
قلبم راضی نیست

00:33:19.098 --> 00:33:20.778
راضی نیست؟

00:33:20.778 --> 00:33:23.358
زی لونگ امروز عمل
قهرمانانه ای توی جنگ انجام داد

00:33:23.358 --> 00:33:24.968
همه شاهد این کار بودن

00:33:24.968 --> 00:33:27.148
اون زندگی «گونگ سون زان» رو نجات داد

00:33:27.148 --> 00:33:30.538
اما چرا فقط دخترش کار اونو
بزرگ داشته و تقدیر میکنه؟

00:33:30.538 --> 00:33:32.738
پس اون چی؟

00:33:32.738 --> 00:33:34.188
درست میگی

00:33:34.188 --> 00:33:35.668
من اعتراض دارم

00:33:35.668 --> 00:33:38.688
به همین خاطر نمیخوام به
این ضیافت تبریک گویی برم

00:33:45.428 --> 00:33:48.708
حق داری, کاملا درسته

00:33:54.108 --> 00:33:55.488
چی کار داری میکنی؟

00:33:56.438 --> 00:33:57.638
برادر ژو

00:33:58.038 --> 00:33:59.838
فکر میکنم تو داری درست میگی

00:34:00.598 --> 00:34:04.498
یه آدم باید وقار و شخصیت
خودش رو توی زندگی داشته باشه

00:34:04.498 --> 00:34:07.498
اینطوریه که اون خوب و قابل احترام تلقی میشه

00:34:08.198 --> 00:34:09.688
تو نمیری

00:34:10.738 --> 00:34:12.238
پس منم نمیرم

00:34:16.888 --> 00:34:18.018
چه صدایی بود؟

00:34:24.228 --> 00:34:27.458
اینکه نمیرم به این معنی نیست که گرسنه نیستم

00:35:20.568 --> 00:35:22.298
برین و پاداشتون رو بگیرین

00:35:22.298 --> 00:35:24.138
بله

00:35:27.158 --> 00:35:28.378
شوانگ ار

00:35:28.378 --> 00:35:30.858
برای زی لونگ شراب بریز

00:35:44.678 --> 00:35:46.188
برادر زی لونگ

00:35:46.188 --> 00:35:49.858
از این ضیافت واسه دستاوردت
خوشحال و راضی هستی؟

00:35:50.588 --> 00:35:54.418
من...بائو یو، از طرف پدرم
و همچنین کل اردوگاه سربازا

00:35:54.418 --> 00:35:55.718
به سلامتیتون می نوشم

00:35:55.718 --> 00:35:57.528
جرات قبولش رو ندارم

00:35:57.528 --> 00:35:59.668
شاهزاده خانم, به سلامتی

00:36:07.068 --> 00:36:08.298
بریز

00:36:13.268 --> 00:36:15.788
کامل پرش کن - &lt;br&gt;شاهزاده خانم -

00:36:15.788 --> 00:36:17.468
کامل

00:36:25.898 --> 00:36:27.568
شاهزاده خانم, سلامت شما در اولویت ـه

00:36:27.568 --> 00:36:29.288
زی لونگ, صلاحیت یا چنین لیاقتی نداره

00:36:29.288 --> 00:36:31.478
شاهزاده خانم, نیازی
نیست اینقدر سخاوتمند باشین

00:36:32.538 --> 00:36:35.438
فنجون قبلی به سلامتی تو از طرف پدرم بود

00:36:35.438 --> 00:36:38.888
و این فنجون هم از طرف
خودم, «گونگ سون بائو یو» است

00:36:38.888 --> 00:36:41.608
چطور میتونی ردش کنی؟

00:36:41.608 --> 00:36:42.858
باشه

00:36:54.938 --> 00:36:59.538
برادر زی لونگ, تو واقعا نوع خیلی نادری از
یه قهرمان بزرگ توی دوره و زمانه ما هستی

00:36:59.538 --> 00:37:02.738
تو خیلی جوونی با این حال در
هنرهای رزمی بسیار ماهر و استادی

00:37:02.738 --> 00:37:07.068
تو تونستی «ون چائو » رو توی یه ترس از شکست
قرار بدی که بعد از 50 -60 ضربه و حرکت فرار کنه

00:37:07.068 --> 00:37:11.728
چیزی که بیشتر نادر و کمیابه, اینه که تو نه تنها در
مهارت از دیگران بهتری....بلکه خیلی جوانمرد هم هستی

00:37:11.728 --> 00:37:14.248
تو پدرمو وقتی که دچار
مشکل شده بود نجات دادی

00:37:14.248 --> 00:37:18.848
همه ی پیروزی امروز رو
تنها به «ژائو زی لونگ» مدیونیم

00:37:20.228 --> 00:37:22.488
من...زی لونگ جرات قبولش رو ندارم

00:37:23.828 --> 00:37:26.998
دیگه درمورد اینکه جرات
اینو داری یا نداری حرف نزن

00:37:26.998 --> 00:37:32.138
اینطور که من میبینم, برادر زی لونگ جوون
و توانمنده و همینطور ناجی پدرم هم هست

00:37:32.138 --> 00:37:35.368
من مطمئنم پدرم بهت
مسئولیت خیلی مهمی رو میده

00:37:35.368 --> 00:37:39.838
و تو یقینا به یه وزنه ی خیلی سنگین
در اردوگاه «گونگ سون» تبدیل میشی

00:37:39.838 --> 00:37:44.148
در آینده, درجه و بزرگی قهرمان
«ژائو» رو سخت بشه محدود کرد

00:37:44.758 --> 00:37:48.338
به نظر صحبت های که از شاهزاده
خانم میشنویم به نحوی ساختگی میرسه

00:37:49.728 --> 00:37:51.598
شی می

00:37:51.598 --> 00:37:53.298
بزار «شی می» صحبتش رو تموم کنه

00:37:53.298 --> 00:37:56.448
میخوام بشنوم کجای صحبت های
من, گونگ سون بائو یو ساختگیـه

00:37:56.448 --> 00:37:59.758
نکنه شاهزاده خانم نگرش عالیجناب
نسبت به برادر «ژائو» رو ندیدن؟

00:37:59.758 --> 00:38:03.358
کاملا واضحه که هیچ گونه
قصدی برای ترفیع یا پاداش ندارن

00:38:03.358 --> 00:38:05.478
فقط میخوان سرسری و راحت ازش بگذرن

00:38:05.858 --> 00:38:08.678
شی می، دهنتو ببند...دیگه چیزی نگو

00:38:09.538 --> 00:38:12.128
برادر زی لونگ، از دست «شی می» عصبانی نشو

00:38:12.128 --> 00:38:13.868
اون فقط دلواپس تو ـه

00:38:14.438 --> 00:38:15.988
اون خیلی جوونـه

00:38:15.988 --> 00:38:17.798
صحبتاش گستاخانه بود

00:38:17.798 --> 00:38:20.858
لطفا اونو به خاطر سوء
رفتارش نسبت به خودتون ببخشین

00:38:21.448 --> 00:38:23.738
درواقع پدرم واقعا یکم
سرسری گرفته و غفلت کرده

00:38:23.738 --> 00:38:27.308
اما من «گونگ سون بائو بو» تضمین
میکنم, با موقعیتم به عنوان شاهزاده

00:38:27.308 --> 00:38:30.018
دفعه ی بعد, تو به یکی از
پیشگامان و ژنرال ها تبدیل میشی

00:38:30.018 --> 00:38:32.628
بعد پدرم میتونه سلحشوری
و دلاوری واقعی تو رو ببینه

00:38:38.388 --> 00:38:42.108
بیایین....به سلامتی پیروزی فردا

00:38:58.038 --> 00:39:00.858
این ضیافت

00:39:00.858 --> 00:39:02.958
برای شادباش و سلامتیه ,
شایستگی ژنرال «ون» ـه

00:39:02.958 --> 00:39:06.018
همگی, خوش باشین و از مهمونی لذت ببرین

00:39:06.018 --> 00:39:08.078
بیایین

00:39:09.118 --> 00:39:10.698
متشکرم

00:39:11.554 --> 00:39:21.554
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:21.578 --> 00:39:24.838
اینطور که من میبینم,
این جنگ با گونگ سون زان

00:39:24.838 --> 00:39:26.898
ما پیروزی بزرگی بدست میاریم

00:39:26.898 --> 00:39:28.418
بله, و همش به لطف

00:39:28.418 --> 00:39:31.738
ژنرال «ون» ـه شجاع و دلیرمون خواهد بود
درسته -

00:39:31.738 --> 00:39:33.718
نگاه «گونگ سون زان» بعد از شکست خوردنش

00:39:33.718 --> 00:39:35.478
درست مثل یه سگ ترسوی شکست خورده بود

00:39:35.478 --> 00:39:37.878
این واقعا خیلی مسخره است

00:39:37.878 --> 00:39:40.078
بله...زمانی که ژنرال «ون» وارد عمل شد

00:39:40.078 --> 00:39:42.178
و گونگ سون زان شکست خورد و فرار کرد

00:39:42.178 --> 00:39:44.138
همه حیرت زده شدن و لذت بردن

00:39:44.138 --> 00:39:47.618
ژنرال ها، لازم نیست منو پوشش بدین

00:39:47.618 --> 00:39:50.638
اگرچه نزدیک بود اون «گونگ
سون زان» ترسو رو بکشم

00:39:50.638 --> 00:39:54.398
اما توی ده ها دور مبارزه شدیدم

00:39:54.398 --> 00:39:57.778
بازم نتونستم اون ژنرال
جوون اسب سفید رو ببرم

00:39:59.078 --> 00:40:00.958
. . . در واقع

00:40:04.198 --> 00:40:07.958
درواقع چیزی که منو شگفت زده کرد

00:40:07.958 --> 00:40:11.858
این بود که اون ژنرال جوون
هم از نیزه استفاده میکرد

00:40:11.858 --> 00:40:14.898
من, ون چائو...میتونم بگم یکی از بهترینام

00:40:14.898 --> 00:40:17.538
با این حال حرکات نیزه ی اون
جوون از هر جهت بی نظیر بود

00:40:17.538 --> 00:40:19.718
مملوع از انواع تغییرات و حرکات فوق العاده

00:40:20.818 --> 00:40:23.978
من مثل اون خوب نیستم

00:40:24.838 --> 00:40:26.798
اینطور که من میبینم

00:40:26.798 --> 00:40:29.398
توانایی تو ژنرال ون

00:40:29.398 --> 00:40:32.898
اصلا قابل قیاس با یه تعداد
سرباز ناچیز و پایه نیست

00:40:32.898 --> 00:40:36.078
سرباز, فنجان شراب ژنرال ون رو براش پر کن

00:40:36.078 --> 00:40:39.418
بزار یه بار دیگه به سلامتیت بنوشیم

00:40:41.138 --> 00:40:44.398
اینطور که من میبینم, ژنرال ون

00:40:44.398 --> 00:40:47.338
امروز به خاطر اینکه مجبور شد
«گونگ سون زان» رو تعقیب کنه

00:40:47.338 --> 00:40:49.298
مقدار زیادی از انرژی
فیزیکیش رو از دست داد بود

00:40:49.298 --> 00:40:53.338
به همین دلیل به اون سرباز بی
نام و نشون یه فرصت داده درسته؟

00:40:53.338 --> 00:40:56.818
دقیقا....دقیقا
درسته -

00:40:56.818 --> 00:40:59.198
دفعه ی بعد که دوباره با
«گونگ سون زان» بجنگیم

00:40:59.198 --> 00:41:00.858
و دوباره با اون سرباز
بی نام و نشون مواجه شدیم

00:41:00.858 --> 00:41:03.518
بزارین خودم به آسونی خدمتش میرسم

00:41:06.858 --> 00:41:09.378
ژنرال جو، لطفا بهم خوب گوش کنین

00:41:09.378 --> 00:41:13.818
از زمان های قدیم، قهرمانها
از جوونا به وجود میومدن

00:41:13.818 --> 00:41:16.838
از حالا به بعد, اگه با این حریف روبرو شدی

00:41:16.838 --> 00:41:19.058
باید ده هزار برابر محتاط تر باشی

00:41:19.058 --> 00:41:22.958
بیایین حرف زدن رو تموم کنیم.....بیایین

00:41:22.958 --> 00:41:26.298
!به سلامتی

00:41:32.538 --> 00:41:35.138
وزنه ی سنگین؟ این سلاح های
جنگیه که واقعا خیلی سنگین اند

00:41:35.138 --> 00:41:37.378
اینجوری یه وزنه ی سنگینی؟

00:41:37.978 --> 00:41:39.318
ببین اون چطوری نجات زندگیش رو جبران کرد

00:41:39.318 --> 00:41:42.478
اگه دوباره ما وارد جنگ بشیم
و اون باز از روی اسب بیوفته

00:41:42.478 --> 00:41:44.178
میخوام ببینم کی میره کمکش کنه

00:41:44.178 --> 00:41:46.558
من قبلا اینا رو به برادر بزرگ گفتم

00:41:46.558 --> 00:41:49.858
اما برادر بزرگ هیچ واکنشی نشون نداد

00:41:50.988 --> 00:41:53.488
زی لونگ, الان داریم چی کار می کنیم؟

00:41:53.488 --> 00:41:55.988
تو هنوزم میتونی اینا رو تحمل کنی؟

00:41:55.988 --> 00:41:58.888
اگه کسی نتونه خلق و خوی خودش رو تحمل کنه
چطور میخواد به عظمت و بزرگی دست پیدا کنه

00:41:58.888 --> 00:42:02.948
پس منظورت اینه که با دنبال کردن این دستورات عجیب
توی اردوگاه ارتش میتونیم به عظمت و بزرگی برسیم؟

00:42:02.948 --> 00:42:05.608
این همه ی موارد و وضعیت جنگ نیست

00:42:05.608 --> 00:42:08.428
اگه ارتشی جلو هست, باید سمت عقب هم باشه

00:42:08.428 --> 00:42:11.328
اگه کسانی برای پرتاب تیر هستن
پس کسایی هم هستن که تیرها رو آماده میکنن

00:42:11.328 --> 00:42:13.418
مهمترین چیز اینه که همه

00:42:13.418 --> 00:42:15.348
مسئولیت های خودشون رو به خوبی انجام بدن

00:42:15.348 --> 00:42:18.188
تنها زمانیکه یه گروه متحد باشه,
میشه پیروزی بدست آورد, درسته؟

00:42:18.188 --> 00:42:20.408
درست نیست...اگه میخوای پیروز بشی

00:42:20.408 --> 00:42:23.658
پس باید افراد لایق رو تو
پست های مناسب قرار بدی

00:42:23.658 --> 00:42:25.928
اون گونگ سون زان, دفعه
ی قبل تو زندگیشو نجات دادی

00:42:25.928 --> 00:42:27.668
حتی ژنرال های دیگه هم دیدن و متوجه شدن

00:42:27.668 --> 00:42:29.728
اما اون همه چیز رو نادیده گرفت -
دقیقا -

00:42:29.728 --> 00:42:31.888
من اصلا خوشحال نیستم

00:42:31.888 --> 00:42:34.748
من اعتقاد دارم عالیجناب
ارتش بزرگی رو رهبری میکنه

00:42:34.748 --> 00:42:36.358
و راه و روش های خودشو
برای تعیین پست افراد داره

00:42:36.358 --> 00:42:39.338
ما باید ناله و شکایت رو بزاریم کنار

00:42:39.338 --> 00:42:41.138
به بستن طناب ادامه بدین

00:42:43.078 --> 00:42:44.808
کار کن

00:42:44.808 --> 00:42:47.358
هر کس که مانع راه جنگ باشه

00:42:48.358 --> 00:42:50.558
بدون حرف لیاقتش مرگ ـه

00:42:52.418 --> 00:42:53.818
برین کنار

00:42:54.658 --> 00:42:56.358
جلومو نگیرین

00:42:58.898 --> 00:43:00.668
...این بچه

00:43:00.668 --> 00:43:01.818
پدر ژنرال

00:43:01.818 --> 00:43:03.608
چرا تو اینجایی؟

00:43:03.608 --> 00:43:05.268
من دست راست و چپ پدر, ژنرالم هستم

00:43:05.268 --> 00:43:08.398
توی چنین نبرد مهمی.
چطور می توانم درگیر نباشم؟

00:43:08.398 --> 00:43:10.518
تو همه جا هستی

00:43:10.518 --> 00:43:12.628
من فقط یکم دیر کردم

00:43:12.628 --> 00:43:15.198
و شما یه اشتباه بزرگ رو مرتکب شدین

00:43:16.278 --> 00:43:17.628
چه اشتباه بزرگی؟

00:43:17.628 --> 00:43:19.898
پست افراد رو اشتباه قرار دادین

00:43:19.898 --> 00:43:21.498
بگو اونو بشنوم

00:43:21.498 --> 00:43:25.098
شما ژائو زی لونگ, کسی رو که میتونه جنگ رو
پیروز بشه و همینطور زندگیتونو نجات داده رو

00:43:25.098 --> 00:43:28.138
عقب ارتش نگه داشتین, این
هدر دادن یه استعداد بزرگ نیست؟

00:43:28.138 --> 00:43:31.518
نه تنها به خودتون خیانت کردین،
بلکه به دشمنتون هم کمک کردین

00:43:32.338 --> 00:43:33.498
یه مشت مزخرف

00:43:33.498 --> 00:43:36.178
پدر, چطور باید اینو بهت بگم تا متوجه بشی؟

00:43:36.178 --> 00:43:39.128
حتی اگر چیزی درمورد عمل قهرمانانه
ی «ژائو زی لونگ» در زادگاهش

00:43:39.128 --> 00:43:40.868
و بیرون روندن و شکست
دادن دشمنانش نشنیده بودین

00:43:40.868 --> 00:43:44.958
حداقل با چشمای خودتون
نمایشش توی نبرد رو دیدن

00:43:44.982 --> 00:44:04.982
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.