﻿WEBVTT

00:02:02.196 --> 00:02:22.196
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:22.220 --> 00:02:30.480
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:31.460 --> 00:02:35.720
.:: قسمت سی و دوم ::.

00:02:36.750 --> 00:02:41.950
اگه جناب «گائو» سر «ژائو زی لونگ» رو میخوان

00:02:41.950 --> 00:02:44.790
پس باید یه چیزی رو هم بابتش به ما بپردازین

00:02:44.790 --> 00:02:46.930
تو چی میخوای؟

00:02:48.190 --> 00:02:52.950
شنیدم جناب «گائو» یه جفت
حلقه ی یشم مادر و بچه دارن

00:02:52.950 --> 00:02:54.790
که ارزشش بیشتر از پولـه

00:02:55.640 --> 00:03:01.180
قبلا...حلقه ی مادر رو برای
تعمیر دیوار شهر به امانت گذاشتی

00:03:01.180 --> 00:03:06.620
پس مطمئنا حلقه بچه الان باید
دست جناب «گائو» باشه, درسته؟؟

00:03:18.570 --> 00:03:22.350
پول به مردم کمک میکنه تا شر و
فاجعه رو از خودشون دور کنن

00:03:22.350 --> 00:03:26.210
جناب «گائو»...منتظر خبرای خوش باشین

00:03:33.270 --> 00:03:38.690
ژائو زی لونگ....یه زمانی واسه تو به عنوان یه حریف خوب احترام
قائل بودم اما تو همچنان داری حد و مرز منو به چالش میکشی

00:03:38.690 --> 00:03:42.070
. . .حالا که خودت مسیر مرگ رو انتخاب کردی

00:03:42.070 --> 00:03:46.750
پس لازم نیست حتی شخصا این کار رو انجام بدم

00:04:05.180 --> 00:04:09.820
ون دینگ، حالا که پرسیدی، تو رو
به عنوان غریبه در نظر نمی گیرم

00:04:09.820 --> 00:04:12.040
منم بهت میگم

00:04:12.040 --> 00:04:13.900
در واقع، چیزی که من بهش اهمیت میدم

00:04:13.900 --> 00:04:15.640
اون نیزه ی نقره ای نیست

00:04:15.640 --> 00:04:19.800
بلکه کتاب تاکتیک های
نظامی ایه که صاحبش داشت

00:04:20.490 --> 00:04:22.250
مگه اون چه نوع کتاب تاکتیک های نظامی ایه؟

00:04:22.250 --> 00:04:25.830
صد تاکتیک نظامی یو یی

00:04:27.090 --> 00:04:28.510
«این کتاب تاکتیک های
نظامی ژنرال مشهور «یو یی

00:04:28.510 --> 00:04:30.610
در دوره ی جنگ های ایالتی
امپراتوری «یـان» نیست؟

00:04:30.610 --> 00:04:32.350
دقیقا

00:04:33.090 --> 00:04:37.170
اون تمام تجارب استراتژی های
جنگی خودشو در قالب یه کتاب نوشت

00:04:37.170 --> 00:04:39.850
بنابراین هر کس بتونه استراتژی
های توی اون کتاب رو یاد بگیر ـه

00:04:39.850 --> 00:04:41.410
مزایای بی پایانی رو بدست میاره

00:04:41.410 --> 00:04:44.330
این «شیاهو جی» هم معلوم شد خیلی احمقـه که اومد و
جای تقریبی اون کتاب تاکتیک های نظامی رو به من گفت

00:04:44.330 --> 00:04:47.850
کتاب تاکتیک های نظامی «یو یی»
یه شاهکار بی نظیر و فوق العاده است

00:04:47.850 --> 00:04:50.850
اگه بتونم موفق بشم...چطور میتونم
به این راحتی اونو از دستش بدم

00:04:50.850 --> 00:04:53.870
این «شیاهو جی» هم واقعا خیلی احمق و کودنـه

00:04:56.580 --> 00:04:58.480
!اومدن.....از سر راه برین
کنار....از سر راه برین کنار

00:04:59.200 --> 00:05:01.420
!برو عقب....برو عقب

00:05:01.420 --> 00:05:03.740
برین کنار -
این یکی خوب به نظر میرسه -

00:05:05.070 --> 00:05:06.950
!برو عقب....برو عقب

00:05:10.260 --> 00:05:11.640
از سر راه برین کنار

00:05:13.730 --> 00:05:15.100
!برین عقب

00:05:15.100 --> 00:05:18.900
گائو ز؟...اون چرا برگشته؟

00:05:18.900 --> 00:05:22.440
من تصور میکردم اون رفته تا به عنوان
حکمران اصلی شهر در امپراتوری ترفیع بگیره

00:05:30.570 --> 00:05:33.320
مثل یه شیر ـه، درسته؟

00:05:40.400 --> 00:05:42.850
!برین کنار....برین کنار...برین عقب تر

00:05:44.700 --> 00:05:46.560
!دارم با شما حرف میزنم
- &lt;br&gt;این کارت درست نیست -

00:05:46.560 --> 00:05:49.680
مگه به شماها یاد ندادم باید مردم رو
مثل بچه های خودتون دوست داشته باشین؟

00:05:49.680 --> 00:05:53.770
چطور می تونی اینجور شرم آور,
اونم با به یه خانم زیبا رفتار کنی؟

00:05:54.950 --> 00:05:56.680
خانم لی -
...وااا -

00:05:56.680 --> 00:06:00.190
حالتون خوبه؟ -
تا زمانی که همراه منـه معلومه که خوبـه -

00:06:02.400 --> 00:06:03.900
بیا بریم

00:06:03.900 --> 00:06:06.560
!خانم لی...خانم لی

00:06:20.750 --> 00:06:23.710
عمو لی، من اومدم بهتون ادای احترام کنم

00:06:24.900 --> 00:06:29.100
عمو لی، نمیخوای منو واسه خوردن
یه فنجون چای به داخل دعوت کنی؟

00:06:30.620 --> 00:06:33.760
من فقط آدمای خوب رو اینجا دعوت میکنم

00:06:33.760 --> 00:06:37.720
فکر می کنی واجد شرایط هستی بیای داخل؟

00:06:37.720 --> 00:06:39.660
عمو لی، لازم نیست اینقدر محتاط و مراقب باشی

00:06:39.660 --> 00:06:41.950
من اون روزی که به شهر اومدم شما رو دیدم

00:06:41.950 --> 00:06:45.300
اما نتونستم بهتون سلام کنم, به همین دلیل امروز
مخصوصا اومدم دیدنتون تا بهتون ادای احترامی کرده باشم

00:06:45.300 --> 00:06:49.320
جناب گائو...من فقط یه آدم دروغگو
و معمولی بین مردم کوهستان ام

00:06:49.320 --> 00:06:54.190
چطور میتونم مهربونی
ریاکارانه ی شما رو تحمل کنم

00:06:55.850 --> 00:06:59.850
شنیدم «زی لونگ» همشهریای شجاع رو از ژنگ
دینگ برده تا همراه خودش به ارتش ملحق بشن

00:06:59.850 --> 00:07:04.410
خودم به شخصه خیلی در این باره نگرانم,
اما نمیدونم کاری هست که بتونم انجام بدم؟

00:07:04.410 --> 00:07:07.812
لازم نیست...تو فقط بهتره بری

00:07:08.561 --> 00:07:10.121
عالیجناب

00:07:10.971 --> 00:07:13.651
ژائو زی لونگ میخواد از اینجا بره,
الانم بیرون عمارت اصلی منتظره

00:07:13.651 --> 00:07:16.351
اون گفت میخواد برای خداحافظی
با عالیجناب به حضورتون بیاد

00:07:16.351 --> 00:07:18.011
بره؟

00:07:21.541 --> 00:07:24.701
این جوونک هم واقعا یکی بیش
از حد متعصب ـه...درستـه؟

00:07:24.701 --> 00:07:28.621
با یه دستاورد کوچیک اینقدر
به خودش مغرور و متکبر شده

00:07:29.381 --> 00:07:37.681
نتونست منتظر بمونه تا من توی پست مهمی قرارش بدم
حالا منو با رفتنش و ترک اینجا داره تهدید میکنه

00:07:44.481 --> 00:07:49.631
زی لونگ...تا کی میخوایم مثل احمقا اینجا
منتظر بمونیم؟ مشخصه که نمیخوان ما رو ببینن

00:07:49.631 --> 00:07:52.651
چرا باید بیاییم و خداحافظی کنیم؟

00:07:52.651 --> 00:07:54.931
من نمیخوام درمورد دیگران قضاوت کنم

00:07:54.931 --> 00:07:58.391
اما اگه ما چیزی نگیم و ملاحظه
نکنیم, این کارمون خیلی بی ادبیـه

00:07:58.391 --> 00:08:00.531
چطور می تونی چنین افکار
سفت و سختی داشته باشی؟

00:08:00.531 --> 00:08:03.571
!فکر و ذهنت پر از اصول و قواعد خیلی بزرگـه

00:08:08.781 --> 00:08:12.561
تو خیلی وقته که منتظری و داری نگاه میکنی
حتی افراد اینجا هم غیبشون زده

00:08:13.901 --> 00:08:18.381
درسته -&lt;br&gt;یه ماه پیش هر
دوی ما اومدیم اینجا -

00:08:18.381 --> 00:08:23.061
و منتظر بودیم تا عالیجناب ما رو قبول
کنه, امروز هر دو نفرمون دوباره اومدیم اینجا

00:08:23.061 --> 00:08:26.381
فکرش رو نمیکردم این بار
واسه رفتن و خداحافظی باشه

00:08:27.071 --> 00:08:29.791
تو معمولا به طور مداوم برادرای
همراهت رو با اینجور حرفا تشویق میکنی

00:08:29.791 --> 00:08:33.821
"تا زمانی که به سختی کار کنین،
نتیجه ی خوبی هم بدست میارین"

00:08:33.821 --> 00:08:39.051
اما چرا این حرفا وقتی به گوش «گونگ
سون زان» میرسه...روش اثری نداره؟

00:08:39.091 --> 00:08:42.111
تو جنگ رو براش بردی و چندین بار نجاتش دادی

00:08:42.111 --> 00:08:46.251
چطور....چطور میتونه اخرش این کار رو بکنه؟

00:08:46.251 --> 00:08:49.111
اینکه بتونی طبیعت و ذات ارباب رو
درک کنی خودش خوش شانسیه بزرگیـه

00:08:49.111 --> 00:08:53.106
در غیر اینصورت همه شهر تنها
میتونن بخش بدون احساساتش رو دنبال کنن

00:08:53.516 --> 00:08:56.536
بانو...اصلا خوب نیست!....بانو

00:08:57.476 --> 00:09:01.416
نگاه کن! چطور میتونی اینقدر بی دقت باشی؟

00:09:02.706 --> 00:09:04.426
حالا باید دوباره از اول این کار رو بکنم

00:09:04.426 --> 00:09:08.326
بانو...چرا دارین کارای زنونـه انجام میدین؟

00:09:11.946 --> 00:09:16.166
تو این یکی دو روز....بعد
اینکه یکمی به خودم فکر کردم

00:09:16.936 --> 00:09:19.596
فهمیدم تو کدوم بخش مثل «چینگ یی» خوب نیستم

00:09:19.596 --> 00:09:21.596
خب بعدش چی؟

00:09:22.336 --> 00:09:28.016
خب بعدش....به این نتیجه رسیدم که
من به اندازه ی کافی شبیه زنـا نیستم

00:09:28.016 --> 00:09:30.396
به همین دلیل میخوام به
«ژائو زی لونگ» ثابت کنم

00:09:30.396 --> 00:09:32.676
نه تنها می تونم شونه به
شونه اش به جنگ برم و بجنگم

00:09:32.676 --> 00:09:35.536
بلکه وقتی به خونه و اتاق خصوصیم
برمیگردم...میتونم مثل یه زن ساده باشم

00:09:35.536 --> 00:09:37.816
و کارهای زیادی براش انجام بدم

00:09:37.816 --> 00:09:39.736
این عشق منو بهش ثابت میکنه

00:09:39.736 --> 00:09:42.416
!الان اینو ولش کنین...اون
میخواد از اینجا بره

00:09:43.156 --> 00:09:45.126
کی داره میره؟ -&lt;br&gt;آقـای ژائو -

00:09:45.126 --> 00:09:49.666
به نظر میرسه به این کار مصمم ـه و الانم
بیرون منتظره تا با عالیجناب خداحافظی کنه

00:09:49.666 --> 00:09:51.596
نمی تونم بزارم اون بره

00:09:55.456 --> 00:10:00.256
زی لونگ....به نظرت ممکنه
عالیجناب پشیمون بشه و

00:10:00.256 --> 00:10:02.416
بخواد ما اینجا بمونیم؟

00:10:02.416 --> 00:10:06.776
زی لونگ...اگه اینجوری
بشه, تو میخوای چی کار کنی؟

00:10:07.416 --> 00:10:10.806
از اونجایی که تصمیممون رو
گرفتیم...نمیتونیم مدت زیادی اینجا بمونیم

00:10:10.806 --> 00:10:12.336
. . . از طرفی

00:10:14.336 --> 00:10:18.776
افسر گارد...عالیجناب میخوان ما رو ببینن؟

00:10:18.776 --> 00:10:22.536
عالیجناب گفتن, اگه میخواین برین...خب
برین, دیگه نیازی به حرف زدن نیست

00:10:22.536 --> 00:10:26.036
خب....پس زحمت بکشین و به عالیجناب بگین

00:10:26.036 --> 00:10:28.716
زی لونگ ازشون خداحافظی میکنه

00:10:28.716 --> 00:10:30.516
برین....برین

00:10:31.506 --> 00:10:34.186
!زی لونگ....زی لونگ

00:10:34.186 --> 00:10:35.966
!وایستا

00:10:40.076 --> 00:10:42.456
بابا، چرا میخوای زی لونگ بره؟

00:10:42.456 --> 00:10:46.456
اون به هیچ کس اهمیتی نمیده....بهتره که بره

00:10:46.456 --> 00:10:48.236
پس تو هم هر روز منو کمتر عذاب بده

00:10:48.236 --> 00:10:50.876
!بابا...بهت التماس
میکنم...بزار اون اینجا بمونه

00:10:50.876 --> 00:10:53.156
اون مطمئنا افتخار و شایستگی های
زیادی رو در آینده براتون کسب میکنه

00:10:53.156 --> 00:10:55.326
اون مغرور و متکبره

00:10:55.326 --> 00:10:57.536
اون میخواد از رفتنش
برای تهدید من استفاده کنه

00:10:57.536 --> 00:11:01.006
من حتی به «لـیو بـی» هم اهمیتی نمیدم
حالا به جوونک احمقی مثل اون اهمیت بدم؟

00:11:01.006 --> 00:11:03.316
!برام مهم نیست....اگه شما
نمیخواین اون اینجا بمونه !من میخوام

00:11:03.316 --> 00:11:05.586
!نمیتونم بزارم از اینجا بره

00:11:05.586 --> 00:11:07.476
!زی لونگ -&lt;br&gt;جلوشو بگیرین -

00:11:07.476 --> 00:11:09.456
!زی لونگ....ولم کنین

00:11:09.456 --> 00:11:14.216
بائو یو...تو یه شاهزاده
ای...شان و وقار خودتو حفظ کن

00:11:14.216 --> 00:11:17.516
شاهزاده خانم رو به اتاقش برگردونین

00:11:17.516 --> 00:11:21.526
بدون اجازه ی من...حق
نداره نصف قدم هم جایی بره

00:11:21.526 --> 00:11:23.266
!بـابـا

00:11:26.876 --> 00:11:30.976
زی لونگ....زی لونگ...منو ترک نکن

00:11:30.976 --> 00:11:33.616
خیلی سخت بود که بتونیم
هر روز با همدیگه باشیم

00:11:33.616 --> 00:11:36.446
!زی لـونـگ!....زی لـونـگ

00:11:36.446 --> 00:11:38.476
!نـبـایـد بـری

00:11:38.476 --> 00:11:42.056
این «بائو یو» به نظر خیلی بهت دلـبـسته شده

00:11:53.666 --> 00:11:55.576
چرا برادر بزرگ هنوز نیومده؟ خیلی طول کشیده

00:11:55.576 --> 00:11:57.746
ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟

00:11:57.746 --> 00:12:01.886
نه...از اونجایی که «زی لونگ»
قول داده, پس از حرفش برنمیگرده

00:12:02.856 --> 00:12:05.116
برادر بزرگ هم یه چیزیش
میشه...ما فقط باید میرفتیم

00:12:05.116 --> 00:12:06.816
چرا باید میرفت خداحافظی کنه؟

00:12:06.816 --> 00:12:10.956
نکنه میخواد اون «گونگ سون» خرفت
به سلامتیش یه فنجون شراب بخوره؟

00:12:11.706 --> 00:12:14.446
اون میدونه کی عمل کنه...کی احتیاط کنه
کی جلو بره و چه زمانی هم عقب نشینی کنه

00:12:14.446 --> 00:12:17.526
این خصوصیت خوب زی لونگ در رفتار با مردمـه

00:12:24.716 --> 00:12:26.036
اونا اومدن

00:12:26.036 --> 00:12:27.736
!برگشتن

00:12:30.136 --> 00:12:32.556
برادر، برادر لیو

00:12:32.556 --> 00:12:33.856
برادر ژو و بقیه کجان؟

00:12:33.856 --> 00:12:36.236
برادر ژو و خیلی از افراد زودتر رفتن

00:12:36.236 --> 00:12:38.906
توافق کردیم که همدیگه رو بیرون
دروازه های شهر ملاقات کنیم

00:12:38.906 --> 00:12:41.516
خب...پس بیایین ما هم همین کار رو بکنیم

00:12:41.516 --> 00:12:45.276
برادر بزرگ, اون حکمران
«گونگ سون» بهت سخت نگرفت؟

00:12:46.036 --> 00:12:49.176
اون نجات دهندی زندگیش رو جدی نگرفت که هیچ

00:12:49.176 --> 00:12:52.316
حتی افسر زیردستش رو
فرستاد تا از شر ما خلاص بشه

00:12:52.316 --> 00:12:53.846
چی گفتی؟

00:12:53.846 --> 00:12:57.376
تو با خواهر «بائو یو» خداحافظی کردی؟
اون باید خیلی منتفر و ناراحت شده باشه

00:12:57.376 --> 00:13:00.326
شاهزاده خانم تو این مدت
با ما خیلی خوب رفتار کرد

00:13:00.326 --> 00:13:03.516
من نتونستم برای خداحافظی
کردن....باهاش روبرو بشم

00:13:03.516 --> 00:13:06.736
چینگ یی، زیاد بهش فکر نکن

00:13:06.736 --> 00:13:11.286
وقتی به چانگ شان برگردیم....دیگه
هیچ رابطه ای با «یو ژو» نداریم

00:13:40.376 --> 00:13:43.296
من که باور نمی کنم....اونا داخل نیان

00:13:47.886 --> 00:13:49.906
بانوی جوان...وقت غذا خوردنـه

00:13:50.586 --> 00:13:52.326
بریم

00:13:55.586 --> 00:13:58.006
بانو...شما خیلی قوی هستین

00:13:59.506 --> 00:14:01.166
بریم

00:14:44.356 --> 00:14:47.816
شما افراد.....شماها از
سربازای چانگ شان هستین؟ دقیقا

00:14:47.816 --> 00:14:50.876
ممکنه بپرسم کدوم ژنرال فرمانده و رهبر شماست
و ازتون خواسته تا مسیر ما رو ببندی

00:14:50.876 --> 00:14:52.546
من از عالیجناب دستور دارم

00:14:52.546 --> 00:14:55.506
تا اینجا منتظر شاهزاده خانم
«شیاهو» و ژنرال «ژائو یون» باشم

00:14:55.506 --> 00:14:58.306
بسیار خب...پس بزار اطلاع بدم

00:15:04.226 --> 00:15:07.306
سربازای شهر اون جلو هستن
و اومدن تا ما رو همراهی کنن

00:15:07.306 --> 00:15:09.646
پدرم کارش خیلی دقیق و با ملاحظه است

00:15:09.646 --> 00:15:11.756
حالا که اینطوره...لطفا ترتیبش رو بده

00:15:11.756 --> 00:15:13.236
باشه

00:15:13.236 --> 00:15:17.936
درسته...هوا داره سرد میشه...گرم نگهت میداره

00:15:32.176 --> 00:15:33.386
اینقدر نگاه نکن

00:15:33.386 --> 00:15:35.956
اگه آقـای ژائو بفهمه کل مسیر
سفر شما داشتین دیدش میزدین

00:15:35.956 --> 00:15:37.716
هیچ نظری ندارم که ممکنه
بخواد چطور بهتون بخنده

00:15:37.716 --> 00:15:40.376
صدات رو بیار پایین...نزار اینا رو بشنوه

00:15:41.026 --> 00:15:43.926
شما تمام سفر رو دارین میخندین و
حتی نمیخواین من حرف هم بزنم؟

00:15:43.926 --> 00:15:47.626
بیشتر حرف زدی
مراقب باش ممکنه دهنتو بهم بدوزم

00:15:48.406 --> 00:15:51.106
خیله خب...دیگه چیزی نمیگم

00:15:56.176 --> 00:15:58.716
بریم

00:17:58.296 --> 00:18:01.236
برادر، چرا من احساس می کنم

00:18:01.236 --> 00:18:02.936
یه چیزی اینجا درست نیست؟

00:18:02.936 --> 00:18:04.426
منم همینو احساس میکنم

00:18:04.426 --> 00:18:07.036
گروه برادر ژو جلوتر از ما راه افتاد

00:18:07.036 --> 00:18:09.996
منطقیـه که اونا همدیگه رو دیده باشن

00:18:09.996 --> 00:18:13.056
یادت باشه مراقب باشی

00:18:26.226 --> 00:18:27.706
!برادر

00:18:30.816 --> 00:18:32.676
!کمین زدن

00:19:04.946 --> 00:19:07.066
اینجا منتظرم بمون...مراقب باش...متوجه شدی؟

00:19:07.066 --> 00:19:08.946
!شما هم مراقب باشین

00:19:23.526 --> 00:19:25.026
شی می

00:19:57.916 --> 00:20:00.156
پس تو زخمی نشدی

00:20:00.856 --> 00:20:04.156
اگه من این کار رو نکنم، چطور
می تونم تو رو فریب بدم بیای بیرون؟

00:20:04.156 --> 00:20:05.776
لعنت به تو

00:20:05.776 --> 00:20:08.336
برادرا، اونو بکشین

00:20:42.226 --> 00:20:44.646
برادر، تو خوبی؟

00:21:05.776 --> 00:21:07.716
شماها کی هستین؟

00:21:09.976 --> 00:21:12.376
من قبلا یه راه واسه زنده
موندن و زندگی بهت دادم

00:21:12.376 --> 00:21:14.716
چرا تو به این خیال بیهوده ات
ادامه میدی و دوباره بهم حمله میکنی؟

00:21:14.716 --> 00:21:17.756
به خاطر کینه ی از دست دادن
یکی از دستام...باید انتقام بگیرم

00:21:17.756 --> 00:21:22.896
علاوه بر این، کسی بهم پول
داده تا سرت رو براش ببرم

00:22:22.892 --> 00:22:32.892
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:32.916 --> 00:22:34.636
تو حالت خوبه؟

00:23:32.106 --> 00:23:33.506
!بـائـو یـو

00:24:13.716 --> 00:24:15.616
!برادر!....برادر

00:24:15.616 --> 00:24:17.636
!برادر!....برادر

00:24:25.506 --> 00:24:27.706
برادرا....عقب نشینی

00:24:29.176 --> 00:24:33.016
!زودباشین عقب نشینی
کنین.....عقب نشینی ...عجله کنین

00:24:37.096 --> 00:24:38.836
تعقیبشون نکن

00:24:41.386 --> 00:24:43.046
چی شده؟

00:24:43.936 --> 00:24:46.396
زی لونگ...تو چت شده؟

00:24:47.796 --> 00:24:50.176
زی لونگ - &lt;br&gt;برادر بزرگ -

00:24:51.526 --> 00:24:53.116
زی لونگ...تو چت شده؟

00:24:53.116 --> 00:24:55.346
زی لونگ -&lt;br&gt;!برادر بزرگ -

00:24:55.346 --> 00:24:59.306
!زی لونگ......زی لونگ

00:25:15.166 --> 00:25:16.706
زی لونگ - &lt;br&gt;زی لونگ -

00:25:16.706 --> 00:25:18.366
!برادر

00:25:18.366 --> 00:25:20.046
!زی لونگ

00:25:23.766 --> 00:25:25.806
کس اینجا هست؟

00:25:29.756 --> 00:25:31.106
چی شده...خانم؟

00:25:31.106 --> 00:25:32.946
خواهر، ما رهگذریم

00:25:32.946 --> 00:25:34.606
داشتیم از این مسیر عبور
میکردیم که به راهزن ها برخوردیم

00:25:34.606 --> 00:25:36.596
ارباب ما زخمی شده

00:25:36.596 --> 00:25:41.246
یه جا نیاز داریم تا استراحت
کنیم...برای شما امکانش هست؟

00:25:42.926 --> 00:25:45.036
شما تعدادتون خیلی زیاده!...جای
مناسبی نیست...مناسب نیست

00:25:45.036 --> 00:25:47.596
خواهر! شما فقط کمکمون کنین یه جا بهمون بدین

00:25:47.596 --> 00:25:50.516
یه تعدادمون توی جنگل میمونیم

00:25:50.516 --> 00:25:52.526
بهت پول هم میدیم

00:25:52.526 --> 00:25:55.576
حالا شد...پس, من هنوز یه
اتاق توی حیاط خلوت خونه دارم

00:25:55.576 --> 00:25:58.316
اگه براتون مهم نیست...میتونین اونجا بمونین

00:25:58.316 --> 00:26:01.536
اهمیتی نمیدیم...اهمیتی
نمیدیم...خیلی ممنون خواهر

00:26:06.936 --> 00:26:09.906
چطور پیش میره؟ آماده شد؟ -
تقریبا آماده است -

00:26:14.576 --> 00:26:16.966
تو این سوپ داروی گیاهی
رو بیار...میخوام بدم به زی لونگ

00:26:16.966 --> 00:26:18.426
باشه

00:26:34.656 --> 00:26:38.856
خواهر...همین چند لحظه پیش دارو رو دم کردی, بهتره
بزاری خنک تر بشه بعد به «زی لونگ» بدی بخوره..خب؟

00:26:38.856 --> 00:26:41.716
من فعلا میرم این دارو رو
روی زخم «زی لونگ» میزارم

00:26:41.716 --> 00:26:43.896
خواهر....طبیب قبلا گفته که

00:26:43.896 --> 00:26:47.636
زی لونگ به خاطر سمی که داخل بدنشه از هوش
رفته و بیدار نمیشه این دارو مخصوص سم زدایی ـه

00:26:47.636 --> 00:26:49.496
خونریزی زخمش فعلا متوقف شده

00:26:49.496 --> 00:26:52.496
استفاده از این داروی زخم الان خیلی
ضروری نیست فعلا داروهای نوشیدنی مهمتره

00:26:52.496 --> 00:26:54.896
درسته...الان داروی سم زدایی مهمتره

00:26:54.896 --> 00:26:56.806
اما سوپ داروی گیاهی شما الان خیلی داغـه

00:26:56.806 --> 00:26:58.676
حالا که داغه...پس نمیتونین
واقعا اینو بدین بخوره

00:26:58.676 --> 00:27:01.856
بهتره صبر کنین تا بانوی ما دارو رو روی زخم
آقـای ژائو بزاره بعد داروی شما رو میخوره...خب؟

00:27:01.856 --> 00:27:03.066
این کار از هر جهت بهتره

00:27:03.066 --> 00:27:04.696
داروی سم زدایی مهمتره...اول دارو باید بخوره

00:27:04.696 --> 00:27:06.676
سوپ داروی گیاهی باید خنک تر
بشه...گذاشتن دارو روی زخم مهمتره

00:27:06.676 --> 00:27:08.116
اول باید دارو رو بخوره -
اول باید دارو رو روی زخمش بزاریم -

00:27:08.116 --> 00:27:09.256
اول دارو رو بخوره -&lt;br&gt;اول
دارو روی زخمش باید بزاریم -

00:27:09.306 --> 00:27:11.386
!!!اول دارو بخوره...!؟ -
گفتم که اول دارو روی زخم باید بزاریم -

00:27:11.386 --> 00:27:13.446
کافیه....دیگه نجنگین

00:27:13.456 --> 00:27:16.476
مگه نمیدونین جنگ و دعوای اینجوری
نمیزاره برادر بزرگ خوب استراحت کنه؟

00:27:17.536 --> 00:27:21.536
شماها همگی برین بیرون....داروی روی زخم و داروی
خوردنی رو بدین به من خودم همشو انجام میدم

00:27:25.226 --> 00:27:27.146
!برین بیرون

00:28:17.906 --> 00:28:20.406
دیر وقته خواهر...هنوز نخوابیدی؟

00:28:23.356 --> 00:28:25.696
خواهر شما هم نخوابیدین؟

00:28:25.696 --> 00:28:31.156
نمیتونم بخوابم...«زی لونگ» به شدت صدمه دیده
هنوزم بیدار نشده

00:28:31.156 --> 00:28:33.596
من واقعا در موردش خیلی نگرانم

00:28:36.896 --> 00:28:39.536
زی لونگ در اصل توی «یو
ژو» اوضاعش خیلی خوب بود

00:28:39.536 --> 00:28:42.316
به یکباره گفت میخواد به
استان چانگ شان برگرده

00:28:42.316 --> 00:28:46.536
تصور نمی کردم که چیزی
شبیه این توی مسیر اتفاق بیوفته

00:28:47.246 --> 00:28:51.986
خواهر، خیلی چیزا رو نمیشه
فقط با چند کلمه به وضوح بیان کرد

00:28:51.986 --> 00:28:56.486
ما قبلا سختی ها و مصیبت های
زیادی رو با همدیگه تجربه کردیم

00:28:56.486 --> 00:28:58.506
حالا بعد همه ی اون مشکلاته
که تونستیم با همدیگه باشیم

00:28:58.506 --> 00:29:01.466
شاید بین شماها تجربه ها و خاطرات زیادی باشه

00:29:01.466 --> 00:29:04.726
اما منم به خاطر «زی لونگ»
تو روی پدرم ایستادم و حرف زدم

00:29:04.726 --> 00:29:09.726
منم قبلا به خاطر اون وارد اردوگاه دشمن شدم,
اونم واسه خاطر نجات من زندگیشو به خطر انداخت

00:29:09.726 --> 00:29:14.446
محبت من نسبت به «زی لونگ»
مطلقا کمتر از تو خواهر نیست

00:29:14.446 --> 00:29:17.486
...خواهر -&lt;br&gt;دیگه چیزی نگو -

00:29:17.486 --> 00:29:21.906
بزار وقتی «زی لونگ»
بیدار شد نظر خودش رو بشنوم

00:29:22.856 --> 00:29:27.696
در هر حال...اون نیومد
روبروی من تا باهام خداحافظی کنه

00:29:27.696 --> 00:29:30.316
اون هنوز یه توضیح به من بدهکار ـه

00:29:59.666 --> 00:30:02.406
برادر!...بیداری شدی

00:30:02.406 --> 00:30:03.966
اینجا کجاست؟ -&lt;br&gt;فراموش کردی؟ -

00:30:03.966 --> 00:30:05.706
دیروز «دو جوئه» بهمون کمین زده بود

00:30:05.706 --> 00:30:08.546
تو به خاطر مسمومیت از هوش رفتی,
خوشبختانه این خانواده بهمون پناه دادن

00:30:08.546 --> 00:30:10.486
این کمک کرد تا حالت خوب بشه

00:30:14.846 --> 00:30:16.726
برادر، من نمی فهمم

00:30:16.726 --> 00:30:20.586
با هنرهای رزمی ای که تو داری, می تونستی
به راحتی از مسیر اون تیر فولادی کنار بری

00:30:20.586 --> 00:30:22.266
چطور تونستی...؟

00:30:23.286 --> 00:30:25.806
من عمدا خودمو توی کمین اون قرار دادم

00:30:25.806 --> 00:30:28.866
تا دشمن رو وادار کنم بیاد بیرون

00:30:28.866 --> 00:30:31.786
این توی کتاب صد تاکتیک
نظامی «یو یی» ذکر شده

00:30:31.786 --> 00:30:36.406
کنار رفتن از مسیر تیر در روشنایی آسونه....سخته از پیکان تیر در تاریکی اجتناب کرد
...اگه من این کار رو نمی کردم * منظور : سخت میشه از تله ی مخفی جان سالم به در برد *

00:30:36.406 --> 00:30:40.286
نمی تونستم بفهمم چه تعداد دشمن از طریق مخفی
شدن میخوان از پشت بهمون حمله کنن و با تیر بزنن

00:30:40.286 --> 00:30:45.266
اگه اینجوری میشد, نتیجه و
خسارتش خیلی بزرگتر میشد

00:30:46.426 --> 00:30:49.256
واقعا خیلی باهوشی...یاد
میگیری و استفاده میکنی

00:30:49.256 --> 00:30:51.696
«فقط فکر نمیکردم اون مردک «دو جوئه

00:30:51.696 --> 00:30:53.896
تا حدی پیش بره که از تیر سمی استفاده کنه

00:30:53.896 --> 00:30:55.826
طبیب گفت که سم درون بدنت

00:30:55.826 --> 00:30:57.156
فعلا موقتا درمان و متوقف شده

00:30:57.156 --> 00:30:59.416
با این حال کاملا از بین نرفته

00:31:00.576 --> 00:31:03.376
درسته...چینگ یی کجاست؟

00:31:07.256 --> 00:31:09.256
تو به چی میخندی؟ اون کجاست؟

00:31:09.256 --> 00:31:11.346
نگران نباش...اون حالش خوبه

00:31:11.346 --> 00:31:14.506
خنده ی من به برادر بزرگ ـه که سهوا بین

00:31:14.506 --> 00:31:19.816
نمایش «چینگ یی» و شاهزاده خانم «بائو
یو» بر سر اینکه کدوم مهمتره گیر افتادی

00:31:20.896 --> 00:31:27.716
بعد اینکه بیدار شدی...اولین نفری رو که درموردش
پرسیدی «چینگ یی» بود پس جوابش کاملا مشخصه

00:31:27.716 --> 00:31:31.286
اما من میتونم بهت ثابت
کنم...وقتی تو بی هوش بودی

00:31:31.286 --> 00:31:34.886
شاهزاده خانم بائو یو، توی مراقبت و
نگرانی برای تو کمتر از «چینگ یی» نبود

00:31:34.886 --> 00:31:37.996
تو که نمیدونی...شب گذشته اون دو نفر
واسه مراقبت از تو

00:31:37.996 --> 00:31:40.736
تقریبا داشتن از وسط نصفت میکردن

00:31:43.526 --> 00:31:48.096
شي مي، تو هم خسته
شدی...باید بری یکم استراحت کنی

00:31:48.096 --> 00:31:50.656
برادر بزرگ، راه فراری نداری

00:31:50.656 --> 00:31:53.536
همونطور که میگن...یه قهرمان وقتی یه خوشگل
به سراغش میاد نمیتونه به مشکلات غلبه کنه

00:31:53.536 --> 00:31:57.196
در حالی که تو الان دو تا آدم
خوشگل در مقابلت ضاهر شده

00:31:58.246 --> 00:32:02.286
!تو تمام تلاشتو بکن...دیگه میرم

00:32:17.096 --> 00:32:18.716
زی لونگ

00:32:21.696 --> 00:32:25.716
دنبال من می گشتی؟ زخمت بهتر شده؟

00:32:31.496 --> 00:32:34.216
...زی لونگ, تـو

00:32:34.996 --> 00:32:37.636
جراحتم خیلی هم بد نیست

00:32:37.636 --> 00:32:41.696
من صدات کردم بیای چون
میخوام یه چیزایی رو بهت بگم

00:32:42.796 --> 00:32:44.856
چیزی واسه گفتن داری؟

00:32:46.876 --> 00:32:50.016
چرا یه دفعه اینقدر جدی شدی؟

00:32:50.016 --> 00:32:54.316
چیزیه که من میخوام
بشنوم...یا...نمیخوام بشنوم؟

00:32:55.936 --> 00:32:57.676
خوب بهم گوش کن

00:32:57.676 --> 00:32:59.496
نمیخوام بشنوم

00:33:01.296 --> 00:33:04.096
اگه میخوای احساسات منو رد کنی

00:33:04.796 --> 00:33:07.196
آرزو میکنم برای بقیه عمرم ناشنوا باشم

00:33:07.196 --> 00:33:09.896
نمیخوام بشنوم اینو خودت شخصا بهم میگی

00:33:11.036 --> 00:33:12.716
شاهزاده خانم

00:33:13.856 --> 00:33:16.096
میتونی منو به اسمم صدا کنی؟

00:33:17.056 --> 00:33:19.376
همونطور که «چینگ یی» رو صدا میکنی

00:33:20.436 --> 00:33:23.046
...«تو باید بفهمی که
احساسات بین منو «چینگ یی

00:33:23.046 --> 00:33:26.336
من نمی فهمم...حتی یه ذره هم درک نمیکنم

00:33:26.336 --> 00:33:29.356
بعدشم، تو هیچ وقت اینو امتحان
نکردی، پس از کجا میدونی؟

00:33:29.356 --> 00:33:34.096
میدونم...البته که می فهمم

00:33:34.816 --> 00:33:39.686
نکنه من...«گونگ سون بائو
یو» حتی یه شانس هم ندارم؟

00:33:40.656 --> 00:33:44.526
تو یه شاهزاده ای...چرا همه
چیز رو برای خودت سخت میکنی؟

00:33:47.856 --> 00:33:52.476
نـه، برام اصلا سخت نیست

00:33:57.586 --> 00:34:03.086
ژائو زی لونگ....دارم بهت میگم, من فقط
تو رو دوست دارم و فقط میخوام با تو باشم

00:34:03.086 --> 00:34:07.406
دلیل اینکه الان از من خوشت نمیاد اینه که, تو الان منو منو
به اندازه کافی نمی شناسی....به اندازه کافی منو درک نمی کنی

00:34:07.406 --> 00:34:11.806
!یکم بیشتر بهم زمان بده...مطمئن
باش کاری منم ازم خوشت بیاد

00:34:12.886 --> 00:34:16.266
اینطور نیست که من ازت
خوشم نیاد, من تو رو بیشتر

00:34:16.266 --> 00:34:18.926
به عنوان یک دوست و خواهر دوست دارم

00:34:18.926 --> 00:34:20.806
!من اینجور «دوست داشتن» رو نمیخوام

00:34:20.806 --> 00:34:23.306
من واقعا نمیخوام بهت صدمه بزنم

00:34:23.306 --> 00:34:26.546
به همین دلیل «یو ژو» رو ترک کردم

00:34:28.386 --> 00:34:33.086
تو به وضوح بهم صدمه
زدی...تضاهر به خوب بودن نکن

00:34:43.276 --> 00:34:48.636
نـه...من نمیخوام فریبت رو بخورم,
داری منو امتحانم میکنی...درسته؟

00:34:49.516 --> 00:34:53.316
میدونم تا زمانی که تردید نکنم و دودل نشم

00:34:53.316 --> 00:34:57.836
مطمئنا میتونم جای «شیاهو چینگ
یی» رو توی قلب بگیرم...درسته؟

00:34:59.616 --> 00:35:03.436
من فعلا تصمیم گرفتم «یو ژو»
رو ترک کنم و به چانگ شان برگردم

00:35:03.436 --> 00:35:07.396
من پیش از این احساسات
توی قلبم رو در عمل ثابت کردم

00:35:13.336 --> 00:35:16.036
اگه من دست بر ندارم چی؟

00:35:16.036 --> 00:35:17.956
نمیتونی اینو تغییر بدی

00:35:23.026 --> 00:35:26.226
تا حالا داستان «چی هوانگ
گونگ» و «سای چی» رو شنیدی؟

00:35:32.096 --> 00:35:36.356
در تمام طول بهار و پاییز, «چی هوانگ
گونگ» فقط به خاطر اینکه عاشق «سای چی» بود

00:35:36.356 --> 00:35:40.116
در رفتن به جنگ تردید نکرد و
ارتش خودش رو برای جنگ فرستاد

00:35:41.376 --> 00:35:47.756
چی هوانگ گونگ تونست این کار رو بکنه من...«گونگ
سون بائو یو» هم می تونم این کار رو بکنم

00:35:47.756 --> 00:35:49.316
...تـو

00:35:51.626 --> 00:35:55.546
تو میخوای به چانگ شان
بری...میخوای از من دوری کنی....میتونی

00:35:55.546 --> 00:35:59.466
من به «یو ژو» برمیگردم....از
پدرم درخواست 10,000 سرباز میکنم

00:35:59.466 --> 00:36:03.886
اهمیتی نمیدم چه هزینه ای
داره....من تو رو کنار خودم برمیگردونم

00:36:06.086 --> 00:36:08.846
شاهزاده خانم....چرا اینجوری میکنین؟

00:36:08.846 --> 00:36:10.446
بی مسئولیت نباشین

00:36:10.446 --> 00:36:14.886
من قطعا این کار رو میکنم...قطعا انجامش میدم

00:36:16.081 --> 00:36:30.081
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:36:30.106 --> 00:36:33.906
فقط داشتم رد میشدم...نمیخواستم گوش وایستم

00:36:34.656 --> 00:36:38.636
چیزی نیست، بائو یو...اون
شخصیت صادق و روشنی داره

00:36:38.636 --> 00:36:41.356
مطمئنم خیلی زود خودش متوجه میشه

00:36:41.356 --> 00:36:44.036
بهتره ما یکم قبل رفتن استراحت کنیم

00:36:52.436 --> 00:36:54.276
ژنرال گائو...دنبال من می گشتین؟

00:36:54.276 --> 00:36:55.916
بشین

00:36:57.126 --> 00:36:58.866
چه فرصت و موردی پیش اومده که

00:36:58.866 --> 00:37:01.526
من واقعا می تونم بشینم
و با سرورم صحبت کنم؟

00:37:01.526 --> 00:37:03.946
...و خودتون هم که برام چای میریزین

00:37:03.946 --> 00:37:07.426
احساس میکنم این خیلی جالب و هیجان انگیزه

00:37:07.426 --> 00:37:10.666
چیزی هست که میخوام باهات در میان بزارم

00:37:11.786 --> 00:37:15.066
سرورم, هرچی میخواین
بگین...لطفا تامل و درنگ نکنین

00:37:15.866 --> 00:37:20.326
دیروز، وقتی وارد شهر شدیم....تو با خانم
«لی» خیلی با ملاحظه و محبت رفتار کردی

00:37:20.326 --> 00:37:23.206
تو بهش علاقمندی؟

00:37:23.206 --> 00:37:28.586
این خانم «لی» آدم نجیب و
خوبیه...من واقعا یکمی دوستش دارم

00:37:28.586 --> 00:37:31.916
ژنرال «گونگ» تو دیگه به سن ازدواج رسیدی

00:37:31.916 --> 00:37:36.356
این مسئله طبیعیـه...بهتره که یه دختری
رو که تحسینش میکنی برای خودت پیدا کنی

00:37:36.356 --> 00:37:40.296
وقتی ازدواج کنی, اون
میتونه هر روز بهت خدمت کنه

00:37:40.296 --> 00:37:42.706
پس منظورم سرورم اینه که...؟

00:37:42.706 --> 00:37:44.566
تو چه نظر در مورد خانم لی

00:37:44.566 --> 00:37:46.806
برای تبدیل شدن به عنوان
همسر ژنرال «گونگ» داری؟

00:37:46.806 --> 00:37:50.916
البته، البته، به این
افتخار هم میکنم از خدامـه

00:37:50.916 --> 00:37:54.796
اما... خانم لی خلق و خوی کوچک و حقیری نداره

00:37:54.796 --> 00:37:58.596
من چند بار دوستانه باهاش
برخورد کردم...اما اون امتناع کرد

00:37:58.596 --> 00:38:01.916
بعلاوه اون «لی شوان», دخترش رو
به چشم یه مروارید خیلی باارزش میبینه

00:38:01.916 --> 00:38:04.526
اون به این راحتی راضی نمیشه

00:38:05.626 --> 00:38:10.206
من یه نقشه دارم که میتونه کمکت
کنه اون خانم زیبا رو بدست بیاری

00:38:10.206 --> 00:38:11.846
اما نمیدونم حاضر باهام همکاری کنی یا نه

00:38:11.846 --> 00:38:14.296
همکاری میکنم....همکاری
میکنم...البته که همکاری میکنم

00:38:14.296 --> 00:38:18.816
حتی اگه لازم باشه از کوه ها و دریای آتیش عبور
کنم یا خودمو قربانی کنم هیچ تردیدی نمیکنم

00:38:18.816 --> 00:38:22.356
فقط نمیدونم سرورم ازم میخوان
چه جور همکاری ای بکنم؟

00:38:22.356 --> 00:38:24.806
من فقط میخوام یه چیزی رو ازت قرض بگیرم

00:38:24.806 --> 00:38:26.586
چی میخواین؟

00:38:28.066 --> 00:38:30.626
من زندگیتو ازت میخوام

00:38:31.506 --> 00:38:33.576
زندگیمو؟

00:38:39.876 --> 00:38:42.176
خانم فی یان

00:38:42.176 --> 00:38:44.436
دوباره همدیگه رو ملاقات کردیم

00:38:46.656 --> 00:38:51.256
خانم فی یان، اینو میشه کار سرنوشت در نظر گرفت
که می تونیم همدیگه رو توی خیابون ملاقات کنیم

00:38:51.256 --> 00:38:55.786
ساختن یه قرار ملاقات چیزی نیست که به شانس وابسته باشه چرا نمیایین
با هم یه نوشیدنی بخوریم و در مورد افکار وتصمیماتتون حرف بزنیم؟

00:38:55.786 --> 00:38:57.326
برو کنار

00:38:58.456 --> 00:39:01.456
چهره ی عصبانی شما خیلی خوشگل و جذاب ـه

00:39:01.456 --> 00:39:03.136
من واقعا صادقانه میگم

00:39:03.136 --> 00:39:06.346
تو نباید مقاومت کنی و
هزاران مایل ازم دوری کنی

00:39:09.606 --> 00:39:12.576
پس تو دوست داری خودتو پرت کنی تو بغل دیگران

00:39:15.576 --> 00:39:18.686
بهم نزدیک نشو...وگرنه
باهات خوب رفتار نمیکنم

00:39:18.686 --> 00:39:23.056
بهت توصیه میکنم انرژیتو نگه
داری, نگهش دار واسه شب عروسیمون

00:39:23.896 --> 00:39:25.686
بـیـا

00:39:29.406 --> 00:39:32.676
کشتش....کشتش

00:39:36.636 --> 00:39:38.126
من یکی رو کشتم

00:39:38.126 --> 00:39:40.536
من یکی رو کشتم

00:39:41.396 --> 00:39:44.396
من یکی رو کشتم

00:39:44.396 --> 00:39:47.706
من منظوری نداشتم...من
منظوری نداشتم -&lt;br&gt;اون کشتش -

00:39:53.186 --> 00:39:55.766
تو کشتیش؟ -
باید حرفمو باور کنین -

00:39:55.766 --> 00:40:00.056
من منظوری نداشتم.....من واقعا منظوری نداشتم

00:40:00.056 --> 00:40:01.546
این دختر رو بگیرین و
به دفتر فرمانداری ببرین

00:40:01.546 --> 00:40:05.306
دو نفرتون هم جسد ژنرال
«گونگ» رو از اینجا ببرین

00:40:07.456 --> 00:40:10.726
نـه -
بریم -

00:40:10.726 --> 00:40:15.796
من منظوری نداشتم....ولم کنین

00:40:17.502 --> 00:40:33.502
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:40:33.526 --> 00:40:35.816
لی شوان...مشغله و کارتو بزار کنار

00:40:35.816 --> 00:40:39.016
برین گم بشین...جای منو کثیف نکنین

00:40:39.016 --> 00:40:42.726
دخترت یه مامور دولتی رو
کشته...دنبال ما به دفتر فرمانداری بیا

00:40:44.956 --> 00:40:46.856
تو چی گفتی؟

00:40:54.826 --> 00:40:57.206
وااا...دخترم الان کجاست؟
- &lt;br&gt;البته که توی زندونـه -

00:40:57.206 --> 00:41:01.766
جناب «گائو» استثناء قائل شده و اجازه
داده تو زندون ملاقاتش کنی دنبالمون بیا

00:41:01.766 --> 00:41:06.616
ممنونم -&lt;br&gt;بزارین پدر و دختر
همدیگه رو ببینن و با هم گریه کنن -

00:41:06.616 --> 00:41:09.706
بعد بیارینش به اتاق پذیرایی
تا من ملاقاتش کنم -&lt;br&gt;اطاعت -