﻿WEBVTT

00:02:02.276 --> 00:02:22.276
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:22.300 --> 00:02:30.460
.:: خدای جنگ, ژائو یون ::.

00:02:31.430 --> 00:02:35.830
.:: قسمت سی و سوم ::.

00:02:39.700 --> 00:02:41.600
اون اونجاست

00:02:44.560 --> 00:02:48.480
بابا....بابا...من یکی رو کشتم

00:02:48.480 --> 00:02:50.940
نترس...زودباش به پدرت بگو

00:02:50.940 --> 00:02:52.680
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

00:02:52.680 --> 00:02:56.250
بابا...اون «گونگ چوان» دزد پست

00:02:56.250 --> 00:02:58.380
اون جرات کرد بیاد

00:02:59.270 --> 00:03:01.900
!و وسط خیابون منو آزار و اذیت کنه

00:03:01.900 --> 00:03:03.270
!اون سگ صفت

00:03:03.270 --> 00:03:07.570
!من یه لحظه کنترلم رو از
دست دادم و واقعا کشتمش

00:03:07.570 --> 00:03:12.490
لیاقتش مرگ بوده....فقط حالا
دخترم رو مجبور کرده عذاب بکشه

00:03:12.490 --> 00:03:16.690
فی یان...موقعی که تو زندون بودی هیچ اشتباهی نکردی؟
- &lt;br&gt;نـه -

00:03:16.690 --> 00:03:20.550
از زمانی که بچه بودی, نتونستم
بزارم هیچ کار سختی رو انجام بدی

00:03:20.550 --> 00:03:24.110
حالا گذاشتم چنین رنج و
غذاب زیادی رو متحمل بشی

00:03:24.110 --> 00:03:26.720
این تخصیر منه که ازت به خوبی مراقبت نکردم

00:03:26.720 --> 00:03:31.700
حتی به قیمت زندگیم هم که
شده...تو رو از اینجا میارم بیرون

00:03:31.700 --> 00:03:34.760
بابا، این منم که فرزند خلف و درخوری نبودم

00:03:34.760 --> 00:03:38.040
من باعث شدم همه ی این مشکلات به وجود بیاد
و شما رو هم داخل این قضیه کردم

00:03:38.040 --> 00:03:42.580
اون بارها شلوغ کاری کرده...هنوز
یه جا واسه بحث درموردش هست

00:03:42.580 --> 00:03:44.610
همین الان میرم و با دلیل و
منطق براشون توضیح میدم

00:03:44.610 --> 00:03:49.480
نگران نباش....چیزی نیست...چیزی نیست

00:03:53.700 --> 00:03:56.760
این کاملا واضحه که اول «گونگ
چوان» بوده که مزاحم دخترم شده

00:03:56.760 --> 00:03:59.200
جناب «گائو»...شما که میدونین

00:03:59.200 --> 00:04:02.020
اون خوک کثیف همیشه چشمش دنبال دختر من بوده

00:04:02.020 --> 00:04:06.400
!اولین بارش نبوده که وسط
خیابون مزاحم فی یان شده

00:04:08.070 --> 00:04:10.910
شخص مرده ممکنه که اشتباه کرده باشه

00:04:10.910 --> 00:04:14.530
اما مشکل اینه که دولت قوانین خودش رو
داره و خانواده هم قوانین داخلی خودش رو

00:04:14.530 --> 00:04:17.330
اون زمان ...دخترتون در حضور
اون همه شاهد مرتکب قتل شده

00:04:17.330 --> 00:04:23.330
از طرفی اون یه مقام دولتی رو به قتل رسونده
این حقیقت هم غیر قابل انکاره

00:04:23.330 --> 00:04:25.070
جناب گائو

00:04:25.070 --> 00:04:28.930
منم یه حکمران محلی ام...وظیفه و
مسئولیت رسمی من مراقبت از مردم عادیـه

00:04:28.930 --> 00:04:32.810
با اینکه احساس تاسف شدیدی بابت این ماجرا
دارم اما فقط میتونم طبق قوانین عمل کنم

00:04:33.820 --> 00:04:36.200
...شما میخواین بگین که
-&lt;br&gt;من قبلا ترتیبش رو دادم

00:04:36.200 --> 00:04:38.080
یه دادگاه قانوی فردا برای
روشن شدن این مسئله باز میکنم

00:04:38.080 --> 00:04:41.710
...اگه شواهد و مدارک قطعی باشه...می ترسم

00:04:43.930 --> 00:04:47.750
نتونم حکم اعدام رو به عفو تغییر بدم
نه....نه -

00:04:47.750 --> 00:04:51.960
!فی یان این کار رو برای محافظت
از خودش کرده...اون یه قربانیه

00:04:51.960 --> 00:04:56.250
اون نباید مجازات و
محاکمه بشه...اون بی گناهه

00:04:59.090 --> 00:05:03.330
اگر چه باهاتون احساس همدردی
میکنم...اما نمیتونم کاری براتون بکنم

00:05:05.270 --> 00:05:08.870
جناب «گائو» شما حکمران شهر ژنگ دینگ هستین

00:05:08.870 --> 00:05:13.730
شما باید یه راه برای فرار
دخترم از مجازات پیدا کنین

00:05:13.730 --> 00:05:19.190
من ازتون درخواست میکنم...اگه واقعا
لازمه یه زندگی درقبال اون گرفته بشه

00:05:19.190 --> 00:05:22.290
من حاضرم زندگیمو در قبال اون بدم

00:05:22.290 --> 00:05:25.160
عمو لی! زودباشید بلند شین

00:05:26.370 --> 00:05:28.370
این نیست که نخوام کمکتون کنم

00:05:28.370 --> 00:05:32.710
فقط عنوان و مقام من کوچیکه...تواناییم
محدوده و واقعا چاره ای ندارم

00:05:34.150 --> 00:05:39.030
اه...درسته, ممکنه یه نفر
باشه که بتونه کمکتون کنه

00:05:39.030 --> 00:05:40.600
کی؟

00:05:40.600 --> 00:05:44.920
در حال حاضر...فرماندار چانگ شان از لحاظ قدرت
و نفوذ قضایی در جایگاه بالاتری قرار داره

00:05:46.160 --> 00:05:48.060
گونگ چوان هم در حقیقت یکی از زیردستای اونـه

00:05:48.060 --> 00:05:52.970
شاید بتونین از فرماندار تقاضا کنین تا
خارج از قانون بهتون این لطف رو بکنه

00:05:52.970 --> 00:05:55.590
شیاهو جی

00:05:55.590 --> 00:06:00.730
نکنه یکم تردید و ترس دارین؟ نمیخواین
از جناب فرماندار درخواست کنین؟

00:06:00.730 --> 00:06:05.590
نه، من پیرمرد...فقط یه آدم عادی و معمولی ام

00:06:05.590 --> 00:06:07.990
چطور میتونم با یه فرماندار حکومتی صحبت کنم؟

00:06:07.990 --> 00:06:10.370
تو این مورد من میتونم کمکتون کنم

00:06:10.370 --> 00:06:12.530
بزارین روک و بی پرده بهتون بگم

00:06:12.530 --> 00:06:15.750
این بار من به خواست و دستور
جناب فرماندار به ژنگ دینگ اومدم

00:06:15.750 --> 00:06:20.650
تا بدنبال یه کتاب به اسم صد
تاکتیک نظامی «یو یی» بگردم

00:06:20.650 --> 00:06:24.090
شایعه شده که این کتاب تاکتیک های
نظامی در اختیار عمو «لـی» قرار داره

00:06:24.090 --> 00:06:28.410
راستش دیگه سردرد گرفته بودم نمی دونستم
چطور باید بهتون در مورد این موضوع اشاره کنم

00:06:29.590 --> 00:06:31.720
اون کتاب تاکتیک های نظامی

00:06:31.720 --> 00:06:35.670
یعنی ممکنه اون کتاب تاکتیک
های نظامی با شما نباشه؟

00:06:35.670 --> 00:06:38.330
اگه اینجوری باشه

00:06:38.330 --> 00:06:41.810
....می ترسم گذشتن از موضوعی
که دخترتون باهاش روبرو ـه

00:06:41.810 --> 00:06:48.540
نـه، به خاطر دارم که...من این
کتاب رو تو مجموعه ی خودم داشتم

00:06:48.540 --> 00:06:52.500
اما سالهای زیادی
گذشته...نمیدونم اونو کجا گذاشتم

00:06:52.500 --> 00:06:57.430
من یه مقدار زمان میخوام تا دنبالش بگردم

00:06:57.430 --> 00:07:01.490
هر زمان که اون کتاب رو پیدا
کردین, فقط کافیه به من تحویلش بدین

00:07:01.490 --> 00:07:05.350
وقتی من کتاب رو داشته باشم که به سرورم گزارش
و تحویل بدم ممکنه جناب فرماندار خوشحال هم بشن

00:07:05.350 --> 00:07:10.550
وقتی جناب فرماندار خوشحال باشن, طبیعیـه که
سخاوتمندانه و با گذشت با موضوع قتل برخورد میکنن

00:07:10.550 --> 00:07:17.790
خوبـه...پس من تمام تلاشم رو میکنم تااون کتاب
تاکتیک های نظامی رو پیدا کنم و شخصا تحویلتون بدم

00:07:19.390 --> 00:07:21.230
خدانگهدار

00:07:33.900 --> 00:07:36.560
تو هم واقعا اصلا آروم و قرار نداری

00:07:36.560 --> 00:07:39.780
فکر کردی نمی دونستم اون بیرون
قایم شده بودی و استراق سمع میکردی؟

00:07:41.920 --> 00:07:45.660
اگه فقط یکم دیگه آروم و راحت
باشم...همسرم از دستم میره

00:07:45.660 --> 00:07:50.680
که اینطور...پس دلیل اینکه چنین کاری کردی همش به
خاطر بدست آوردن اون کتاب تاکتیک های نظامی بود

00:07:50.680 --> 00:07:54.440
از اولش هم قصد نداشتی
منو به خانم «لـی» برسونی

00:07:55.680 --> 00:07:59.780
من از عالیجناب «شیاهو» برای انجام
این کار دستور دارم تو اعتراضی داری؟

00:08:02.460 --> 00:08:04.540
اما....تو بهم قول داده بودی

00:08:04.540 --> 00:08:07.780
که با «لی شوان» درمورد موضوع
من و خانم «لـی» صحبت میکنی

00:08:07.780 --> 00:08:11.840
وقتی «لی شوان» کتاب تاکتیک های نظامی رو بهم
داد شاید بتونم بعدش واسطه ی عشقی بین شما باشم

00:08:11.840 --> 00:08:14.660
حالا اگه اون نخواد کتاب تاکتیک
های نظامی رو بهت تحویل بده چی؟

00:08:14.660 --> 00:08:19.940
اون موقع منم اونو با دختر
عزیزش میفرستم پای چوبـه ی دار

00:08:19.940 --> 00:08:21.660
توی عوضی

00:08:24.250 --> 00:08:26.750
یه نگاه به رفتارت بنداز...فراموش نکن

00:08:26.750 --> 00:08:29.830
فرماندار تو رو اینجا فرستاده...و بهت
فرمان داده که از دستورای من پیروی کنی

00:08:29.830 --> 00:08:31.680
کدوم مرد واقعی ای از بی زنی بدبخت شده؟

00:08:31.680 --> 00:08:35.760
تو مثلا ژنرال «گونگ چوان»ی....نکنه
با چنین موضوعی خودتو باختی؟

00:08:49.440 --> 00:08:51.920
من از خیلی وقت پیش
باید انتظار اینو می داشتم

00:08:51.920 --> 00:08:55.660
تو این مدت کوتاه...«زی
لونگ» با نیزه ی یک صد پرنده

00:08:55.660 --> 00:08:58.120
توی میدان جنگ، پیروزی
و افتخاراتی رو کسب کرده

00:08:58.120 --> 00:09:02.000
این موضوع حتما توجه «شیاهو
جی» رو به خودش جلب کرده

00:09:02.620 --> 00:09:07.300
این پیرمرد طماع...دیگه
نمیتونه خودش رو کنترل کنه

00:09:07.300 --> 00:09:09.750
اون حتی «گائو ز» رو به اینجا فرستاده

00:09:09.750 --> 00:09:15.660
به نظر مصمم ـه تا این کتاب
تاکتیک های نظامی رو بدست بیاره

00:09:16.430 --> 00:09:21.010
عمو...فردا من مجبورم همه
رو به سمت «جیژو» هدایت کنم

00:09:21.010 --> 00:09:23.830
بودن دو تا کتاب تاکتیک های نظامی
با من چندان درست و به صلاح نیست

00:09:23.830 --> 00:09:27.110
من بخش اول کتاب رو از قبل خوندم و حفظ کردم

00:09:27.110 --> 00:09:29.910
از عمو میخوام از این به جای من مراقبت کنین

00:09:30.860 --> 00:09:33.700
خیله خب...تو بخش دوم رو با خودت داشته باش

00:09:33.700 --> 00:09:36.600
میتونی توی مسیر با دقت اونو مطالعه کنی

00:09:36.600 --> 00:09:40.920
یادت باشه به خوبی مراقبش باشی,
طوری که بدست دزدا و افراد دیگه نیوفته

00:09:40.920 --> 00:09:42.300
باشه

00:10:05.200 --> 00:10:07.570
شیاهو جی قصد و نیت خوبی نداره

00:10:07.570 --> 00:10:10.930
کتاب تاکتیک های نظامی نباید بدست اون بیوفته

00:10:10.930 --> 00:10:13.330
اون «گائو ز» هم آدم خوبی نیست

00:10:13.330 --> 00:10:17.850
دیروز، احتمالا می خواسته
بفهمه من اینو دارم یا نه

00:10:17.850 --> 00:10:21.160
افتادن «فی یان» به زندان
هم باید نقشه ی اون باشه

00:10:21.160 --> 00:10:25.840
اگه نتونم کتاب تاکتیک های نظامی رو تحویلش
بدم می ترسم «فی یان» تو این ماجرا کشته بشه

00:10:25.840 --> 00:10:30.190
باید یه نسخه ی جعلی ازش درست کنم این کار
جواب میده اگه «گائو ز» باور کنه که واقعیه

00:11:27.210 --> 00:11:30.930
اون سال...من به خاطر کوتـه فکری
اون کتاب تاکتیک های نظامی رو از دست دادم

00:11:30.930 --> 00:11:33.090
واقعا که تاسف آوره

00:11:33.090 --> 00:11:37.290
اما باید اون «یو یوان» خرفت رو سرزنش کرد اون زندگیشو
در گرو تحویل ندادن اون کتاب تاکتیک های نظامی داد

00:11:37.290 --> 00:11:39.350
و همه ی کارای بزرگ منو خراب کرد

00:11:44.270 --> 00:11:46.770
حالا که کتاب تاکتیک های
نظامی دوباره ضاهر شده

00:11:46.770 --> 00:11:51.360
نمیدونم «ون دینگ» میتونه بدستش بیاره؟

00:11:54.560 --> 00:11:55.690
!اربـاب

00:11:56.640 --> 00:11:59.850
اربـاب...بانوی جوان و ژنرال
«ژائو» از «یو ژو» رسیدن

00:11:59.850 --> 00:12:02.410
چند لحظه پیش به حیاط جلویی رسیدن و منتظرن

00:12:02.410 --> 00:12:03.590
عالی شد

00:12:11.160 --> 00:12:12.120
بـابـا

00:12:12.120 --> 00:12:15.150
!چینگ یی...بالاخره برگشتی

00:12:15.150 --> 00:12:21.740
ایشون...ژائو یون, ژائو زی لونگ هستن «این دو نفر
هم همراه های شجاع اون هستن...«لیو شن», «ژائو شی می

00:12:21.740 --> 00:12:24.770
زی لونگ به جناب فرماندار ادای
احترام میکنه -&lt;br&gt;ادای احترام جناب فرماندار -

00:12:24.770 --> 00:12:28.000
ژنرال «ژائو» نیازی به تشریفات
نیست...شما دو نفر هم نیازی نیست

00:12:30.860 --> 00:12:34.000
واقعا این ملاقات باعث افتخار و مباهات منه

00:12:34.000 --> 00:12:37.150
ژنرال ژائو مثل درخت یشمی در باد
هستن, برجسته و ممتاز در میان مردم

00:12:37.150 --> 00:12:39.820
می تونیم بگیم درست مثل یه قهرمان بزرگ

00:12:39.820 --> 00:12:42.430
سرورم بیش از حد از من تعریف
میکنن...من جرات قبولش رو ندارم

00:12:42.430 --> 00:12:45.020
کاملا مستحقش هستی

00:12:45.600 --> 00:12:49.790
جناب فرماندار...ما ابتدا میریم بیرون
تا با برادر «ژو» ملاقات کنیم -&lt;br&gt;باشه -

00:12:53.550 --> 00:12:55.510
ژنرال ژائو

00:12:55.510 --> 00:12:58.360
بیایین داخل صحبت کنیم - &lt;br&gt;...لطفا -

00:13:07.780 --> 00:13:09.250
ژنرال ژائو

00:13:10.730 --> 00:13:14.410
من به عنوان یه نسل جدید و تازه کار جرات قبول این افتخار
رو ندارم سرورم اگه منو همون «زی لونگ» صدا کنن بهتره

00:13:15.900 --> 00:13:19.200
خوبـه....اینجوری راحتتر و نزدیکتر هم هست

00:13:20.490 --> 00:13:25.510
زی لونگ...شنیدم که در جریان
تجاوز و حمله ی راهزن ها به ژنگ دینگ

00:13:25.510 --> 00:13:29.700
این تو بودی که از مردم و همشهری ها تقاضا کمک
کردی تا قدرت کافی برای دفاع از شهر داشته باشی

00:13:29.700 --> 00:13:32.460
به همین دلیل بوده که راهزن های
کوهستان با یک ضربه شکست خوردن

00:13:32.460 --> 00:13:36.710
در حال حاضر مردم و شهروندای ژنگ دینگ هر روز
در کمال آرامش و با خوشحالی کار و زندگی میکنن

00:13:36.710 --> 00:13:39.380
تو این کار رو انجام دادی
و ثابت کردی عالی هستی

00:13:39.380 --> 00:13:41.550
خیر. دفاع و فرونشاندن راهزن ها

00:13:41.550 --> 00:13:43.870
همش با اتکا و همکاری مردمی
بود که به نیروهای ما ملحق شدن

00:13:43.870 --> 00:13:45.980
ژائو یون جرأتش رو نداره این
اعتبار رو به خودش نسبت بده

00:13:48.980 --> 00:13:52.620
من فقط میتونم زیردستای خودمو سرزنش کنم که
همشون یه تعداد افراد بی فایده و بدردنخورن

00:13:52.620 --> 00:13:55.490
مسئله ی مهمی مثل این رو, هیچ
کدومشون اصلا به من گزارش نکردن

00:13:55.490 --> 00:13:59.620
اگه زودتر از این می دونستم که چنین
قهرمان بزرگ و برجسته ای مثل تو وجود داره

00:13:59.620 --> 00:14:03.500
بلافاصله برای ملاقات و دیدار با تو میومدم
و تو رو استخدام میکردم تا برای من کار کنی

00:14:03.500 --> 00:14:07.480
پدر...شما الان «زی لونگ» رو آوردین کنار خودتون
تا استخدامش کنین از این بابت هنوزم خیلی دیر نشده

00:14:07.480 --> 00:14:12.920
ممکنه اینطور باشه...اما به نظر میرسه
ما «گونگ سون زان» رو فریب دادیم

00:14:12.920 --> 00:14:17.830
من شنیدم که «زی لونگ» توی «یو
ژو» قدرت نظامیش خیلی زیاد بوده

00:14:17.830 --> 00:14:21.160
اما رنج و سختیش هم خیلی زیاد بوده

00:14:21.160 --> 00:14:26.970
بزرگترین ضعف «گونگ سون زان» اینه که اون بیش از
حد خود رای ـه و به حرف دیگران اصلا گوش نمیده

00:14:27.980 --> 00:14:31.640
راستش....حکمران «گونگ سون»
با من شایسته و خوب رفتار کرد

00:14:31.640 --> 00:14:35.160
حالا که همه چیز تا اینجا پیش
اومده..هنوزم طرف اونو میگیری؟

00:14:35.840 --> 00:14:37.820
زی لونگ شخصیت خیلی خوب و عالی ای داره

00:14:37.820 --> 00:14:41.270
اون همیشه به خودش سخت میگیره ولی نسبت به دیگران
سخاوتمنده اون هیچ وقت از سختی ها شکایت نمیکنه

00:14:41.270 --> 00:14:44.030
درسته...هر چیزی که توی
«یو ژو» اتفاق افتاده دیگه گذشته

00:14:44.030 --> 00:14:46.190
زی لونگ دیگه یکی از افراد
لایق و شایسته ی چانگ شان منـه

00:14:46.190 --> 00:14:49.670
همکاری و کمک تو برای برگشتن به زادگاهت
هم دقیقا همون چیزیه که همه آرزوشو دارن

00:14:49.670 --> 00:14:53.940
حالا که سلسله در شلوغی و بی
نظمیه...کل کشور هم در بی نظمی و اختلال ـه

00:14:53.940 --> 00:14:57.770
وجود شخصی مثل «زی لونگ» که وفادار
و دوستدار کشور خودشه خیلی نادر و کمیابه

00:14:57.770 --> 00:15:02.650
زی لونگ....حالا که حاضر شدی برای بقیه عمرت سخت کار
و تلاش کنی مطمئن باش منم باهات به خوبی رفتار میکنم

00:15:02.650 --> 00:15:06.650
نگران نباش...از این به بعد اگه تو مشکل و
سختی داشته باشی همیشه حامی و فرصتی داری

00:15:06.650 --> 00:15:11.010
از لطف و سخاوت سرورم سپاسگزارم, اما «زی
لونگ» هنوزم یه درخواست و تقاضا ازتون داره

00:15:11.010 --> 00:15:12.750
راحت باش بگو

00:15:13.830 --> 00:15:18.380
این بار که من به چانگ شان برگشتم....همراه
خودم چندین نفر از هموطن های شجاع رو هم آوردم

00:15:18.380 --> 00:15:20.550
همه ی اونها در نبرد برای
دفاع از ژنگ دینگ حضور داشتن

00:15:20.550 --> 00:15:22.770
ما حاضریم زندگیمون رو به خطر
بندازیم و با همدیگه مثل برادریم

00:15:22.770 --> 00:15:25.190
من صمیمانه از سرورم تقاضا
میکنم تا اونها رو هم بپذیرن

00:15:25.190 --> 00:15:26.870
این خیلی عالیه

00:15:26.870 --> 00:15:29.350
همه ی این افراد مورد
اعتماد و طرفدار تو هستن

00:15:29.350 --> 00:15:31.010
من حتما به خوبی ترتیب
کارهای اونها رو هم میدم

00:15:31.010 --> 00:15:32.590
بسیار ممنونم جناب فرماندار

00:15:34.824 --> 00:15:36.554
زی لونگ...تو حالت خوبه؟

00:15:39.284 --> 00:15:40.774
زی لونگ

00:15:40.774 --> 00:15:43.064
به نظر میرسه کمی ناخوش احوالی

00:15:43.064 --> 00:15:44.624
چه اتفاقی افتاده؟

00:15:44.624 --> 00:15:48.564
زمانی که ما توی مسیر برگشت
بودیم دشمن بهمون کمین زده بود

00:15:48.564 --> 00:15:50.994
اونا لباس راهزن های کوهستان رو پوشیده بودن

00:15:50.994 --> 00:15:55.834
توی نبرد ژنگ دینگ...«زی لونگ»
دست رهبر اونها «دو جوئه» رو قطع کرد

00:15:55.834 --> 00:15:59.094
هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردیم که راهزن ها
هنوزم کینه ی اون رو تو قلبشون نگه داشته باشن

00:15:59.094 --> 00:16:03.134
و مخفیانه بهمون حمله کنن...از این
رو «زی لونگ» هم به شدت مسموم شد

00:16:03.134 --> 00:16:04.554
چی گفتی؟

00:16:05.394 --> 00:16:07.804
!واقعا چنین اتفاقی افتاد

00:16:08.764 --> 00:16:10.944
من واقعا نمی فهمم

00:16:10.944 --> 00:16:16.014
اون «دو جوئه» از کجا می دونست ما قصد داریم به چانگ
شان برگردیم تا برای کمین و حمله منتظرمون بمونه؟

00:16:19.374 --> 00:16:24.534
این موضوع خیلی حساس و فوریـه, ما باید
بلافاصله جراحت ژنرال «ژائو» رو درمان کنیم

00:16:24.534 --> 00:16:25.764
خدمتکار

00:16:26.274 --> 00:16:27.394
اربـاب

00:16:27.914 --> 00:16:32.334
برو و از بهترین طبیب شهر دعوت کن
تا برای دیدن ژنرال «ژائو» به اینجا بیاد

00:16:32.334 --> 00:16:33.824
اطاعت

00:16:33.844 --> 00:16:35.194
صبر کن

00:16:36.254 --> 00:16:38.704
یه اتاق مناسب هم برای
ژنرال «ژائو» آماده کنین

00:16:38.704 --> 00:16:41.154
ایشون باید داخل خونه درمان بشن

00:16:41.154 --> 00:16:43.654
اطاعت -
ممنون ...بـابـا -

00:16:45.164 --> 00:16:47.944
راستش سرورم...این کار....درست به نظر نمیرسه

00:16:47.944 --> 00:16:50.054
زی لونگ....سعی نکن
پیشنهاد و خواست منو رد کنی

00:16:50.054 --> 00:16:52.674
فقط توی خونه بمون و
رو بهبودی کاملت تمرکز کن

00:16:52.674 --> 00:16:55.994
درسته «زی لونگ»...الان تو توی شرایطی
نیستی که بخوای به این طرف و اون طرف بری

00:16:55.994 --> 00:16:57.614
بهبودی کاملت الان بهترین گزینه است

00:16:57.614 --> 00:17:00.484
پس «زی لونگ» به دنبال دستوراتتون,
صمیمانه احترام و تشکرش رو ابراز میکنه

00:17:00.484 --> 00:17:01.814
متشکرم سرورم

00:17:01.814 --> 00:17:03.414
پس ترتیبش داده شد

00:17:16.014 --> 00:17:17.654
طبیب، وضعیتش چطوره؟

00:17:17.654 --> 00:17:19.154
گزارش میدم ...شاهزاده خانم

00:17:19.154 --> 00:17:23.914
اگرچه ژنرال مسموم شدن...اما به مرور زمان
معالجه میشن و عواقب جدی ای به دنبال نداره

00:17:23.914 --> 00:17:29.124
تا زمانی که داروهای خودشون رو به موقع مصرف کنن تا سم
از بدنشون پاک بشه طی چند روز آینده بهبود پیدا میکنن

00:17:29.124 --> 00:17:31.394
پس جناب طبیب لطفا بالافاصله نسخه
خودتون رو بنویسین و سریع بفرستین

00:17:31.394 --> 00:17:34.124
یادتون باشه...باید از بهترین
گیاها و داروها استفاده کنین

00:17:34.124 --> 00:17:37.064
طبیعتا شاهزاده خانم، لطفا نگران نباشین

00:17:37.064 --> 00:17:41.044
اگر چیزی دیگه ای نیست، من
دیگه از حضور مرخص میشم

00:17:44.354 --> 00:17:46.674
برادر، چطوری؟

00:17:46.674 --> 00:17:48.334
خوبم

00:17:49.294 --> 00:17:50.714
چینگ یی

00:17:50.714 --> 00:17:53.534
از لحظه ای که به اینجا
اومدم....همتون رو به زحمت انداختم

00:17:53.534 --> 00:17:56.364
مثل غریبه ها رفتار نکن, همونطور که پدرم گفت

00:17:56.364 --> 00:17:59.874
الان هیچی مهمتر از درمان مسمومیت تو نیست

00:17:59.874 --> 00:18:01.014
بله ...برادر

00:18:01.014 --> 00:18:05.594
اگر چه ما مدت زیادی نیست که به اینجا اومدم اما همه
میتونن ببینن که عالیجناب «شیاهو» چقدر برای تو ارزش قائلـه

00:18:05.594 --> 00:18:10.084
به زودی حالت خوب میشه و میتونی
به عنوان دست راست ایشو کار کنی

00:18:10.084 --> 00:18:13.474
و برای قدردانی از زحماتش بهش کمک میکنی
تا به اهداف و چیزهای بزرگی دست پیدا کنه

00:18:14.054 --> 00:18:15.514
شی می داره درسته میگه

00:18:15.514 --> 00:18:19.024
راستش...من قبلا یکم نگران بودم

00:18:19.024 --> 00:18:22.744
اما با دیدن طرز برخورد امروز پدرم با تو

00:18:22.744 --> 00:18:24.914
میدونم اون قطعا قدر استعداد تو رو میدونه

00:18:24.914 --> 00:18:27.354
پدرم الان دنبال استعدادهای
لایق و شایسته است

00:18:27.354 --> 00:18:29.604
مطمئنا تو رو توی پست
و موقعیت خوبی قرار میده

00:18:29.604 --> 00:18:33.104
منم هم امیدوارم که ایشون
رو از خودم مایوس نکنم

00:18:33.734 --> 00:18:38.934
شی یان, آقـای «ژائو» اینجا اقامت دارن هر چیزی که نیاز
داشتن...از دارو گرفته تا سایر نیازهای زندگی و چیزای دیگه

00:18:38.934 --> 00:18:42.034
تو مسئول تهیه همه چیز هستی
&lt;br&gt;یادت باشه...چیزی رو از قلم نندازی

00:18:42.034 --> 00:18:46.564
نگران نباشین...من از آقـای «ژائو»
مثل شوهر عمه ی خودم مراقبت میکنم

00:18:46.564 --> 00:18:48.194
دوباره پر حرفی کردی

00:18:59.314 --> 00:19:01.654
اربـاب...ایشون رو آوردم

00:19:01.654 --> 00:19:03.584
ادای احترام به جناب فرماندار

00:19:03.584 --> 00:19:05.104
تو دیگه میتونی بری

00:19:05.104 --> 00:19:06.584
اطاعت

00:19:10.204 --> 00:19:12.794
آسیب دیدگی ژنرال ژائو رو دیدی؟

00:19:12.794 --> 00:19:14.824
گزارش میدم سرورم...من اون رو دیدم

00:19:14.824 --> 00:19:16.454
سمی که ژنرال «ژائو» رو مسموم کرده بود

00:19:16.454 --> 00:19:21.044
خوشبختانه فعلا درمان شده
و به قلب ایشون حمله نکرده

00:19:21.474 --> 00:19:24.604
پس منظورت اینه که
پیامدش پایدار و بادوام نیست

00:19:24.604 --> 00:19:28.984
دقیقا....من قبلا یه نسخه تجویز
کردم و اون رو به پیشکار خونه دادم

00:19:28.984 --> 00:19:33.854
تا زمانی که ژنرال «ژائو» داروهای خودشون رو به موقع
مصرف کنن تا چند روز آینده کاملا بهبود پیدا میکنن

00:19:34.534 --> 00:19:37.594
کی ازت خواست بدون اجازه سرخود تصمیم بگیری؟

00:19:39.124 --> 00:19:43.564
سرورم...نسخه ای که من
نوشتم, همش طبق داروشناسی بوده

00:19:48.254 --> 00:19:52.704
اگه من بزارم نسخه رو تغییر بدی چی؟

00:19:53.164 --> 00:19:54.364
تغییر بدم؟

00:19:54.364 --> 00:19:56.484
دلیلش رو لازم نیست بپرسی

00:19:56.484 --> 00:20:00.692
خلاصه بگم...امیدوارم که داروی
تو تاثیرات دیگه ای داشته باشه

00:20:00.717 --> 00:20:03.094
صادقانه بگم، نمیخوام اونو بکشم

00:20:08.001 --> 00:20:09.191
جناب گائو

00:20:09.191 --> 00:20:11.701
عمو لی اومدین....لطفا بشینین

00:20:11.701 --> 00:20:12.661
!چای بیارین

00:20:12.661 --> 00:20:14.981
نیازی نیست.....نیازی نیست

00:20:14.981 --> 00:20:17.691
من فقط میخوام دخترم رو
در اسرع وقت بیارم بیرون

00:20:17.691 --> 00:20:20.601
من چای نمیخورم

00:20:20.601 --> 00:20:22.571
تو دیگه میتونی بری

00:20:22.571 --> 00:20:25.991
عمو لی، اون چیز رو آوردی؟

00:20:32.009 --> 00:20:34.309
این کتاب تاکتیک های نظامی جعلی ـه

00:20:34.309 --> 00:20:37.559
جعلی ـه؟ چطور ممکنـه؟

00:20:40.125 --> 00:20:50.125
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:20:50.149 --> 00:20:53.249
پخش بشین و تمام گوشه کناره ها رو
بگردین, همه ی کتاب ها رو پیدا کنین

00:20:53.249 --> 00:20:55.389
!بریم

00:20:56.069 --> 00:20:58.419
جناب گائو...دقیق تر بهش نگاه کنین

00:20:58.419 --> 00:21:00.969
این کتاب تاکتیک های نظامی
چطور ممکنه جعلی باشه؟

00:21:01.549 --> 00:21:06.319
نیازی به دیدنش نیست...اگر
چه من هرگز اونو ندیدم

00:21:06.319 --> 00:21:09.629
«اما میدونم...این کتاب
صد تاکتیک نظامی «یو یی

00:21:09.629 --> 00:21:12.329
مربوط به دوران ایالت های
متخاصم بوده و اون زمان ثبت شده

00:21:12.329 --> 00:21:14.059
پس اون مال خیلی وقت پیش بوده

00:21:14.059 --> 00:21:18.989
هر چند این کتاب به نظر مدت ها پیش نوشته شده اما
کاملا واضحه که کلماتش توسط شخص دیگه ای نوشته شده

00:21:23.959 --> 00:21:27.789
جناب گائو...وقتی من در
گذشته این کتاب رو بدست آوردم

00:21:27.789 --> 00:21:30.599
اصلا نمیدونستم کپی هستن

00:21:30.599 --> 00:21:34.309
از اونجایی که این کتاب تاکتیک های
جنگی حدودا صدها سال پیش نوشته شده

00:21:34.309 --> 00:21:37.479
احتمالا نسخه های اصلیش
خیلی وقت پیش بکلی از بین رفته

00:21:37.479 --> 00:21:41.249
جناب گائو...راستش

00:21:41.249 --> 00:21:46.339
حتی اگه این نسخه ی اصلی نباشه
و کپی باشه, خب مشکلش چیه؟

00:21:46.339 --> 00:21:51.039
محتوای کتاب تاکتیک های نظامیـه که باارزشـه

00:21:53.249 --> 00:21:55.489
چیزی که گفتین غیر منطقی هم نیست

00:21:55.489 --> 00:22:00.539
با این حال، نمیدونم جناب فرماندار
اینو قبول میکنن؟ اگه نخوان اینو بپذیرن

00:22:00.539 --> 00:22:03.039
. . . اونوقت دخترتون, می ترسم

00:22:03.709 --> 00:22:09.389
خیله خب گائو ز....به
نظر نمیخوای اونو آزاد کنی

00:22:14.629 --> 00:22:18.429
من فکر میکردم جناب «گائو» کسی
هستن که سر حرف و قولشون میمونن

00:22:18.429 --> 00:22:22.459
تصور نمی کردم وقتی طبق قولمون
کتاب تاکتیک های نظامی رو تحویل دادم

00:22:22.459 --> 00:22:26.429
جناب «گائو» نخوان اونو آزاد کنن

00:22:27.169 --> 00:22:29.559
شما از این بابت دچار سوء تفاهم شدین

00:22:29.559 --> 00:22:33.739
من هیچ کینه و غرضی از خانم «لـی»
ندارم...چرا باید ایشون رو آزار بدم؟

00:22:33.739 --> 00:22:38.249
فقط اینکه در موقعیت فعلی من... من
باید پاسخگوی جناب فرماندار هم باشم

00:22:38.249 --> 00:22:42.129
درسته که این کتاب تاکتیک های نظامی کپی ـه

00:22:42.129 --> 00:22:46.319
با این حال من میدونم که

00:22:46.319 --> 00:22:49.909
این کتاب تاکتیک های
نظامی دنباله و ادامه هم داره

00:22:51.149 --> 00:22:56.029
واقعا اینطوره؟ پس شما بخش بعدی رو هم دارین؟

00:22:59.289 --> 00:23:02.599
من اونو به خاطر دارم

00:23:02.599 --> 00:23:07.249
با این حال، نتونستم اونو پیدا کنم

00:23:07.249 --> 00:23:12.719
اما...دخترم همیشه کتاب های منو مرتب میکرد

00:23:12.719 --> 00:23:16.109
شاید اگه اون برگرده

00:23:16.109 --> 00:23:18.549
بتونه اونو پیداش کنه

00:23:21.149 --> 00:23:25.299
عمو لی، الان دارین با من
مذاکره و معامله میکنین؟

00:23:27.259 --> 00:23:30.849
ما هر دو نفرمون توی یه قایق نشستیم,
شما کتاب تاکتیک های نظامی رو میخواین

00:23:30.849 --> 00:23:33.209
منم امنیت و آزادی دخترم رو میخوام

00:23:33.209 --> 00:23:36.699
بخش اول کتاب در حال حاضر در اختیار شماست

00:23:36.699 --> 00:23:38.489
من قبلا حسن نیتم رو نشون دادم

00:23:38.489 --> 00:23:43.689
فقط این به جناب «گائو» بستگی داره
که مایل به ادامه ی معامله هستن یا نه

00:23:46.629 --> 00:23:50.399
این پیرمرد مردنی بیشتر از اون
چیزی که فکر می کردم حیله گر ـه

00:23:52.049 --> 00:23:54.969
تمام ژنگ دینگ تحت اختیار منـه

00:23:54.969 --> 00:23:57.999
از چند تا حقه و ترفندی که اون
بخواد برام بازی کنه نمی ترسم

00:23:59.599 --> 00:24:03.259
من میتونم نگرانیتون رو از بابت
علاقه ای که به دخترتون دارین درک کنم

00:24:03.259 --> 00:24:08.149
پس منم به این علاقه احترام
میزارم و اونو آزادش میکنم

00:24:08.149 --> 00:24:11.269
مسئله ی کتاب تاکتیک های نظامی
رو....امیدوارم عمو لی به خاطر بسپارن

00:24:11.269 --> 00:24:13.549
اینطوری منم میتونم پاسخ درست
و مناسبی به جناب فرماندار بدم

00:24:13.549 --> 00:24:16.849
تا زمانی که جناب «گائو»
سر حرف و قولشون بمونن

00:24:16.849 --> 00:24:20.079
من پیرمرد هم تمام تلاشم
رو برای انجام این کار میکنم

00:24:20.079 --> 00:24:23.909
!فرمان منو ابلاغ کنین...«لی
فی یان» رو آزادش کنین

00:24:47.469 --> 00:24:49.149
!فی یان

00:24:50.269 --> 00:24:51.889
بـابـا؟

00:24:55.189 --> 00:24:57.559
!فی یان - &lt;br&gt;!بـابـا -

00:24:58.539 --> 00:25:01.119
زودباش بیا بریم...ما باید
بالافاصله چانگ شان رو ترک کنیم

00:25:01.119 --> 00:25:02.759
چیزی اتفاق افتاده؟

00:25:02.759 --> 00:25:04.529
بعدش....من چطوری به این زودی آزاد شدم؟

00:25:04.529 --> 00:25:07.989
الان وقت اینجور حرفا نیست...من
قبلا همه چیز رو آماده کردم

00:25:07.989 --> 00:25:10.839
زودباش بیا برگردیم...بریم

00:25:13.419 --> 00:25:16.079
ژنرال گونگ...یه بغچه پیدا کردم

00:25:19.089 --> 00:25:21.749
یه بغچه آماده کرده؟ می
دونستم قصد داره فرار کنه

00:25:21.749 --> 00:25:24.239
به گشتن ادامه بدین...همه
جا رو زیر و رو کنین

00:25:24.239 --> 00:25:26.329
اطاعت

00:25:43.909 --> 00:25:47.449
گونگ چوان!... تو نمردی؟

00:25:47.449 --> 00:25:49.079
البته که من نمردم

00:25:49.079 --> 00:25:52.539
لی شوان...بهت توصیه میکنم خیلی سربزیر و حرف
شنو کتاب تاکتیک های نظامی رو بهم تحویل بدی

00:25:52.539 --> 00:25:54.709
!وگرنه...امروز می میری

00:25:54.709 --> 00:25:56.419
!زررررشک
* فنگ پی : معنی واقعیش میشه گوز *

00:25:56.419 --> 00:25:57.529
فی یان، زودباش برو

00:25:57.529 --> 00:26:00.679
امروز هیچ کس نمیتونه جایی بره...سربازا

00:26:05.419 --> 00:26:07.289
اونا رو بگیرین

00:26:36.199 --> 00:26:39.129
بـابـا، تو حالت خوبه؟

00:26:39.129 --> 00:26:41.369
انگاری توی حرکت " آهن
طلایی غیر قابل تخریب "استادی

00:26:41.369 --> 00:26:43.129
برو کنار

00:26:51.049 --> 00:26:52.879
بابا، تو خوبی؟

00:26:52.879 --> 00:26:54.699
!عجله کن بریم

00:26:55.269 --> 00:26:56.649
!بریم

00:27:03.469 --> 00:27:05.159
!بـابـا

00:27:05.159 --> 00:27:06.729
!بریم

00:27:06.729 --> 00:27:07.639
!نزارین فرار کنن

00:27:07.639 --> 00:27:10.179
!برین دنبالشون...تعقیبشون کنین

00:27:23.749 --> 00:27:27.889
ژنگ ز؟

00:27:28.449 --> 00:27:31.379
گائو فنگ ژنگ ز؟

00:27:31.379 --> 00:27:33.979
این حلقه یشم باید مال «گائو ز» باشه

00:27:33.979 --> 00:27:38.629
باید باشه....چطوری بدست «دو جوئه» رسیده؟

00:27:43.409 --> 00:27:46.469
زودباش...زودباش...زودباش

00:27:46.469 --> 00:27:49.899
معلم ژائو....شما یه تحصیل کرده
این.....می تونین مثل ما کارگرا کار کنین؟

00:27:49.899 --> 00:27:54.899
بله &lt;br&gt;اینجوری نگین...ما همه مثل همیم -

00:27:54.899 --> 00:27:57.169
ما باید با هم متحد بشیم

00:27:57.169 --> 00:28:00.339
اونوقت میتونیم دیوارهای قلعه رو تعمیر
کنیم...و جلوی حمله راهزن ها رو بگیریم

00:28:00.339 --> 00:28:03.149
بله...بله...بله

00:28:03.149 --> 00:28:07.969
شما بچه ها....میدونین پول تعمیر
و کار دیوارهای قلعه از کجا میاد؟

00:28:07.969 --> 00:28:10.269
مگه از کجا میاد؟ من نمیدونم

00:28:10.269 --> 00:28:13.149
نکنه از خزانه ی دولتی شهر میاد؟

00:28:13.149 --> 00:28:15.899
شهرستان ژنگ دینگ ما یه شهر خیلی کوچیکه

00:28:15.899 --> 00:28:18.039
مگه چقدر پول میتونه اونجا داشته باشه؟

00:28:18.039 --> 00:28:21.109
بزار به همتون بگم...هزینه
ی تعمیر دیوارهای شهر

00:28:21.109 --> 00:28:24.809
همشو حکمران «گائو» از پول خودش پرداخت کرده

00:28:24.809 --> 00:28:28.709
این راسته؟....تازه شنیدم به
منظور تامین هزینه های این کار

00:28:28.709 --> 00:28:33.519
اون یکی از دو جفت حلقه ی یشم مادر
و بچه, که جزو ارثیه ی خانوادگیش بوده

00:28:33.519 --> 00:28:36.849
یعنی حلقه ی مادر رو گرو گذاشته

00:28:36.849 --> 00:28:38.769
این حقیقت کل ماجراست

00:28:38.769 --> 00:28:41.329
تازه ...روی حلقه ی مادر دو کلمه نوشته شده

00:28:41.329 --> 00:28:45.679
گائو فنگ....همگی....به خاطر
داشتن چنین قهرمان بزرگی

00:28:45.679 --> 00:28:49.929
که خودش رو برای ما و شهر قربانی کنه
هستش که

00:28:49.929 --> 00:28:52.149
شهر ژنگ دینگ ما واقعا با برکت و پر موهبت ـه

00:28:52.149 --> 00:28:55.199
بله...این از خوش شانسیمونه....اینطور نیست؟

00:28:55.199 --> 00:28:58.729
بله، همینطوره

00:28:59.499 --> 00:29:03.929
به خاطر کینه از دست دادن یکی از دستام باید
انتقام میگرفتم علاوه بر این...کسی بهم پول داده

00:29:03.929 --> 00:29:06.149
تا سرت رو براش ببرم
* نوشته روی یشم : ژونگ ز *

00:29:08.309 --> 00:29:11.049
نکنه کسی که از «دو جوئه» خواسته تا منو بکشه

00:29:11.049 --> 00:29:13.739
گائو ز بوده؟

00:29:20.159 --> 00:29:21.999
بـابـا...مراقب باش

00:29:33.359 --> 00:29:37.999
همه جای کوهستان پر از تله
های شکاری ایه که من کار گذاشتم

00:29:37.999 --> 00:29:40.039
باید از اون طرف بریم

00:29:46.169 --> 00:29:48.309
زودباشین...باید دستگیرشون کنین

00:30:01.889 --> 00:30:03.069
وایستین

00:30:05.669 --> 00:30:07.769
شما چند نفر...اون طرف رو بگردین

00:30:07.769 --> 00:30:09.479
بقیه، مستقیم میریم

00:30:09.479 --> 00:30:11.009
اطاعت

00:30:12.169 --> 00:30:14.199
مراقب باش بابا

00:30:17.959 --> 00:30:20.039
عجله کن ...عجله کن...عجله کن

00:30:24.809 --> 00:30:26.879
از اون طرف

00:30:30.709 --> 00:30:34.099
لی شوان! سعی نکن تقلا کنی

00:30:34.099 --> 00:30:37.529
بی خودی دخترت رو عذاب نده

00:30:37.529 --> 00:30:38.939
بریم

00:30:49.889 --> 00:30:51.009
ژنرال گونگ

00:30:51.009 --> 00:30:53.439
!لی شوان

00:30:53.439 --> 00:30:55.519
برو و به «گائو ز» بگو

00:30:55.519 --> 00:30:58.629
شاهکار بی نظیر دست ژنرال یو یی

00:30:58.629 --> 00:31:02.509
تنها میتونه همراه کسانی
باشه که تقوا و فضیلت دارن

00:31:02.509 --> 00:31:06.019
آدم پستی مثل شیاهو جی

00:31:06.019 --> 00:31:08.709
هرگز تو این زندگی نمیتونه اونو بدست بیاره

00:31:08.709 --> 00:31:10.699
!شما برین و اونا رو دستگیر کنین

00:31:10.699 --> 00:31:12.939
برین دنبالشون....ژنرال گونگ

00:31:12.939 --> 00:31:14.329
بریم

00:31:21.189 --> 00:31:22.829
باید بریم دنبالشون؟

00:31:24.539 --> 00:31:27.539
الان دیگه دیر وقته...فک
نکنم بتونن خیلی دور فرار کنن

00:31:27.539 --> 00:31:30.989
عقب نشینی

00:31:48.276 --> 00:31:50.086
بد ذات

00:31:53.886 --> 00:31:55.976
منو به بازی گرفت؟

00:32:10.566 --> 00:32:12.476
مراقب باش بابا

00:32:13.196 --> 00:32:14.666
بـابـا

00:32:16.376 --> 00:32:19.426
بـابـا...اینجا کجاست؟

00:32:19.426 --> 00:32:22.956
از اینجا وقتایی که برای
شکار میومدم استفاده میکردم

00:32:24.196 --> 00:32:26.146
بابا...آروم تر

00:32:28.496 --> 00:32:32.536
بیا....بشین بابا

00:32:47.726 --> 00:32:53.276
بابا اونا میتونن اینجا
رو پیدا کنن؟ اینجا امنـه؟

00:32:53.836 --> 00:32:58.676
نگران نباش...حتی پرنده
هم این طرفا پر نمیزنه

00:32:58.676 --> 00:33:01.526
یه آدم معمولی نمیتونه اینجا رو پیدا کنه

00:33:01.526 --> 00:33:04.796
بابا...زخمتون خیلی بده

00:33:05.276 --> 00:33:07.946
فی یان، تو یه چیزایی از
داروهای گیاهی و طبابت میدونی

00:33:07.946 --> 00:33:10.776
کمکم کن تیر رو بیرون بکشم

00:33:10.776 --> 00:33:15.106
اما واسه بیرون کشیدن تیر...لازمه که اول
خونریزی رو بند بیارم الان هوا بیرون تاریک شده

00:33:15.106 --> 00:33:18.326
یکم گیاهای دارویی اون طرف دارم ... برو ببین

00:33:18.326 --> 00:33:19.776
باشه

00:33:23.586 --> 00:33:26.276
افراد...افراد

00:33:26.736 --> 00:33:29.616
جناب گائو....ببینین چه چیز
فوق العاده ای رو براتون آوردم

00:33:29.616 --> 00:33:31.266
زودباشین بیارینش

00:33:33.456 --> 00:33:34.646
همینجا بزارینش

00:33:34.646 --> 00:33:36.516
بازش کنین....بازش کنین

00:33:40.446 --> 00:33:42.606
این دیگه چیه؟

00:33:42.606 --> 00:33:47.526
جناب گائو...مگه شما کتاب تاکتیک های نظامی رو نمیخواستین؟
من افرادمو بردم و بالا تا پایین خونه «لـی» رو گشتم

00:33:48.776 --> 00:33:52.036
کی گفت همچین کاری کنی؟ لی شوان الان کجاست؟

00:33:52.036 --> 00:33:54.546
اون پیرمرد بدجور زخمی
شد و رفت توی جنگ مخفی شد

00:33:54.546 --> 00:33:57.026
الان هوا دیگه خیلی تاریکه
که بخوایم پیداشون کنیم

00:33:57.026 --> 00:33:59.416
من افراد رو فردا برای
جستجو توی کوهستان میبرم

00:33:59.416 --> 00:34:04.186
جناب گائو ...نگران نباشین مطمئنم کتاب
تاکتیک های نظامی ای که دنبالشین قطعا اینجاست

00:34:06.856 --> 00:34:09.716
!احمق کله پوک...همه چیز رو خراب کردی

00:34:09.716 --> 00:34:10.986
. . . من

00:34:17.676 --> 00:34:20.926
بابا...این گیاه دارویی کفایت میکنه

00:34:25.286 --> 00:34:28.536
با این حساب «گونگ چوان» اصلا نمرده بود

00:34:28.536 --> 00:34:32.686
اون و «گائو ز» از روی
قصد و غرض منو فریب دادن

00:34:32.686 --> 00:34:36.386
اما چرا اونا این کار رو کردن؟

00:34:36.386 --> 00:34:40.056
همش به خاطر این کتاب تاکتیک های نظامی بود

00:34:45.346 --> 00:34:48.166
پدر, تو حالت خوبه؟

00:34:48.166 --> 00:34:52.146
پس این کتاب تاکتیک های نظامی
بود که جلوی زخمی شدنتون رو گرفت

00:34:52.146 --> 00:34:54.916
تعجبی نداره که یه ضربه کشنده رو رد کردین

00:34:54.916 --> 00:34:57.856
برگردیم به اصل موضوع

00:34:57.856 --> 00:35:01.246
زندگی من پیرمرد رو, ژنرال
«یو یی» بزرگ نجات داد

00:35:01.246 --> 00:35:05.676
بـابـا...تو این وضعیت هم میتونین شوخی کنین؟

00:35:06.486 --> 00:35:09.266
اما بابا، من هنوزم یه چیزی رو نمی فهمم

00:35:09.266 --> 00:35:11.946
اگه شما کتاب تاکتیک های
نظامی رو تحویل ندادین

00:35:11.946 --> 00:35:15.876
پس چرا «گائو ز» به راحتی
حاضر شد منو آزاد کنه؟

00:35:15.876 --> 00:35:21.436
گائو ز آدم خیلی باهوشیه...به
این راحتی نمیشه فریبش داد

00:35:21.436 --> 00:35:23.786
به همین خاطر من توی جوهر

00:35:23.786 --> 00:35:26.936
یه تعداد گیاهای خاصی ریختم

00:35:27.716 --> 00:35:30.106
و یه کتاب کپی درست کردم و بهش دادم

00:35:30.106 --> 00:35:34.026
مگه اینکه «گائو ز» یه حافظه
ی ذهنی فوق العاده داشته باشه

00:35:34.026 --> 00:35:38.076
و گرنه تا الان باید متوجه شده باشه

00:35:38.076 --> 00:35:41.486
که اون کلمات بعد از مدتی محو و ناپدید میشن

00:35:41.486 --> 00:35:45.836
اما «گائو ز»، چطوری به یک دفعه به
کتاب تاکتیک های نظامی تمایل پیدا کرد؟

00:35:45.836 --> 00:35:49.546
فکر میکنم این باید دستور «شیاهو جی» باشه

00:35:49.546 --> 00:35:52.166
... شیا هو

00:35:52.166 --> 00:35:56.206
دخترم، زودباش و اونو درش بیار

00:35:59.196 --> 00:36:00.936
... صبر کن، صبر کن، صبر کن

00:36:07.286 --> 00:36:08.796
میکشم

00:36:19.336 --> 00:36:21.006
شي يان

00:36:21.856 --> 00:36:24.226
خانم ژائو، شما هم اینجایین

00:36:24.226 --> 00:36:26.916
داروهای برادر ژائو رو آماده
می کردم...تقریبا آماده شده

00:36:26.916 --> 00:36:30.736
آقـای «ژائو» صبحانه خوردن؟ من
اومدم اینجا یکم صبحانه برای بانو ببرم

00:36:30.736 --> 00:36:32.506
اون قبلا خورده

00:36:32.506 --> 00:36:36.716
شی یان...منو برادر «ژائو»
الان چند روزه که اینجاییم

00:36:36.716 --> 00:36:40.456
اگه اینجوری پیش بره...می ترسم برادر
«ژائو» یه مدت لازم باشه استراحت کنه

00:36:40.456 --> 00:36:43.646
موندن ما تو این خونه برای
مدت طولانی ناجور بد نمیشه؟

00:36:43.646 --> 00:36:46.996
اینطور نیست....نکنه وسایل
راحتیشون به اندازه ی کافی نیست؟

00:36:46.996 --> 00:36:50.466
نه...نه...منظورم این نبود

00:36:50.466 --> 00:36:56.696
میگم...شاهزاده خانم «چینگ یی» و
نامزدشون جناب «گائو» هنوز ازدواج نکردن؟

00:36:56.696 --> 00:36:59.746
اگه بانوی ما تمایلی به ازدواج داشتن خیلی
وقت پیش این ازدواج با موفقیت سر گرفته بود

00:36:59.746 --> 00:37:02.256
اون ازدواج رو مدام به عقب
میندازه&lt;br&gt;همش هم به خاطر آقـای ژائو ـه

00:37:02.256 --> 00:37:05.426
نکنه...ایشون رنج و سختی هایی
که بانوی ما متحمل میشه رو نمیفهمه؟

00:37:05.426 --> 00:37:06.716
میفهمم....میفهمم

00:37:06.716 --> 00:37:09.366
فهمیدن تو چه سودی
داره؟&lt;br&gt;اون کسیه که باید اینو بفهمه

00:37:09.366 --> 00:37:13.486
البته...اگه من بفهمم,
پس برادر بزرگ هم میفهمه

00:37:14.076 --> 00:37:16.916
نکته ی مهم اینه که....اربـاب
شما هم اینو میفهمه؟

00:37:16.916 --> 00:37:19.486
راستش...اولش فکر میکردم اربـاب اینو نمیفهمه

00:37:19.486 --> 00:37:22.376
اون مدام بانوی جوان رو
مجبور به ازدواج می کرد

00:37:22.376 --> 00:37:24.776
اما الان وضعیت به نظر تغییر کرده

00:37:24.776 --> 00:37:27.286
به نظر میرسه اون با آقـای
«ژائو» به خوبی برخورد میکنه

00:37:27.286 --> 00:37:30.426
در اصل اون قبلا نمی
فهمید....اما الان یه دفعه میفهمه

00:37:30.426 --> 00:37:32.696
اینجور که من گفتم...تو فهمیدی؟

00:37:32.696 --> 00:37:35.826
فهمیدم...کاملا فهمیدم....سرت شلوغه

00:37:35.826 --> 00:37:37.646
تو هم سرت شلوغه

00:37:38.862 --> 00:37:48.862
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:48.886 --> 00:37:55.036
زی لونگ...امروز بالاخر تونستم
قلاب دوزی این رداء و لباس رو تموم کنم

00:37:55.036 --> 00:37:59.376
فکر میکردم فرصتی
پیدا نمیکنم تا اینو بهت بدم

00:37:59.376 --> 00:38:06.306
اما حالا تو توی چانگ شان هستی و من میتونم با
چشمای خودم ببینم داخل این چطور به نظر میرسی

00:38:06.306 --> 00:38:08.866
بعد از این که بدنت سلامتیش رو بدست آوردی

00:38:08.866 --> 00:38:12.966
میتونی اینو بپوشی و به میدان جنگ بری

00:38:15.606 --> 00:38:18.026
برادر، دم کردن دارو تموم شد

00:38:20.096 --> 00:38:23.046
شی می...این چند روز واقعا زحمت کشیدی

00:38:23.046 --> 00:38:27.296
این که چیزی نیست...در مقایسه با روزهایی
که به عنوان خدمتکار عمارت «شیاهو» بودیم

00:38:27.296 --> 00:38:29.336
این خیلی راحت تره

00:38:29.336 --> 00:38:33.726
برادر...دمای داروت خیلی مهمه...الان بخورش
وقتی سرد بشه تاثیرش رو دیگه از دست میده

00:38:33.726 --> 00:38:35.716
عجله ای نیست...من اینو توی یه لحظه میخورم

00:38:35.716 --> 00:38:37.506
پس فراموش نکنی

00:38:39.126 --> 00:38:41.456
برادر...اینو جدی میگم

00:38:41.456 --> 00:38:43.656
فکر کنم عمارت شیاهو

00:38:43.656 --> 00:38:47.326
واسه همه ی ما خیلی بهتره...خیلی با ملاحظه
تر از اون گونگ سون زان باهامون برخورد میکنن

00:38:47.326 --> 00:38:50.756
اونا میدونن که تو مطمئنا
یه قهرمان بزرگ میشی

00:38:50.756 --> 00:38:52.806
آینده چیزی نیست که بشه ازش مطمئن بود

00:38:52.806 --> 00:38:55.456
اگه من میگم میشی...پس واقعا میشی

00:38:55.456 --> 00:38:58.936
بعلاوه...من از یه چیز
دیگه هم میتونم مطمئن باشم

00:39:00.546 --> 00:39:03.636
اونم احساسیه که شاهزاده خانم
«چینگ یی» نسبت به تو داره

00:39:03.636 --> 00:39:06.346
اون خیلی به تو متعهد و وفادار ـه

00:39:06.346 --> 00:39:10.386
شنیدم که....اون به خاطر شما
ازدواجش رو پشت سر هم عقب میندازه

00:39:10.386 --> 00:39:13.896
فکر میکنم اون مطمئنا با
«گائو ز» که ازدواج نمیکنه

00:39:13.896 --> 00:39:16.386
شی می...باز شروع کردی به مزخرف گفتن؟

00:39:16.386 --> 00:39:18.466
اخبار من کاملا موثق و درسته

00:39:18.466 --> 00:39:22.126
بعلاوه...عشق واقعی شما دو نفر

00:39:22.126 --> 00:39:24.436
چیزیه که ما نتونیم ببینیم؟

00:39:25.636 --> 00:39:28.906
تو میگی...اگه اینجوری پیش بره

00:39:29.886 --> 00:39:33.016
ممکنه تو واقعا داماد «شیاهو» بشی؟

00:39:35.146 --> 00:39:36.956
جناب فرماندار -
جناب فرماندار -

00:39:36.956 --> 00:39:38.546
لازم نیست مودب باشین

00:39:38.546 --> 00:39:41.536
من اومدم ببینم جراحت «زی لونگ» چطوره

00:39:41.536 --> 00:39:45.656
سرورم رو با نگرانی درمورد خودم به زحمت
انداختم زخمم هم خیلی بهتره و داره خوب میشه

00:39:45.656 --> 00:39:49.346
خوبه پس...زی لونگ...هوا امروز خیلی خوبه

00:39:49.346 --> 00:39:52.536
اگه مایل باشی با هم قدمی بزنیم

00:39:53.276 --> 00:39:54.866
باشه

00:39:54.866 --> 00:39:56.476
بیا...از این طرف

00:40:00.346 --> 00:40:03.406
زی لونگ...بعد از نبرد پـان ریـور

00:40:03.406 --> 00:40:06.286
مطمئنم کمی تا حدی تجربه
از میدان جنگ بدست آوردی

00:40:06.286 --> 00:40:08.016
پس من الان تو رو یه امتحانی میکنم

00:40:08.016 --> 00:40:12.986
اگه تو با یه جنگجوی بزرگ دیگه ای مثل
«ون چائو» توی میدان جنگ روبرو بشی

00:40:12.986 --> 00:40:17.496
چه چیز دیگه ای به غیر از داشتن مهارت بالا
رزمیت میتونه یه مزیت برای پیروزیت باشه؟

00:40:17.496 --> 00:40:21.186
ژائو یون بی توجه و چیزی
نمیدونه...لطفا راهنماییم کنین

00:40:22.456 --> 00:40:25.526
اینطور نیست که ندونی...تو شکسته نفسی میکنی

00:40:26.426 --> 00:40:30.096
لـو بـو تونسته یه ژنرال مشهور توی جهان بشه

00:40:30.096 --> 00:40:34.586
اونم فقط به خاطر داشتن اسب مو قرمزی که بر روش سواره
و نیزه ی چهارگوش «برافروزنده ی آسمان» ـه که توی دستشه

00:40:34.586 --> 00:40:38.336
و تو «زی لونگ» هم یه اسب
بی نظیر به اسم یشم مهتاب داری

00:40:38.336 --> 00:40:42.506
و توی دستت هم نیزه ی
الهی ـه یک صد پرنده رو داری

00:40:43.436 --> 00:40:48.156
پس شما همه چیز رو در
مورد من به وضوح میدونین

00:40:48.156 --> 00:40:52.296
این نیزه...اسلحه ایه که
حدود صد ساله که دیده نشده

00:40:52.296 --> 00:40:54.426
من از زمانی که بچه بودم در موردش شنیدم

00:40:54.426 --> 00:40:58.656
فقط نمیدونم «زی لونگ» چطوری اونو بدست آورده

00:40:58.656 --> 00:41:00.676
اون سعی داره چیزی رو کشف کنه؟

00:41:00.676 --> 00:41:03.306
اگه من منشاء اصلی رسیدن
این نیزه به خودم رو بهش بگم

00:41:03.306 --> 00:41:05.956
این برای شی یه مشکل درست میکنه
* شی یه : استاد, استادش *

00:41:07.056 --> 00:41:09.006
اجازه نداری چیزی بگی؟

00:41:09.006 --> 00:41:13.356
نه...در پاسخ به سوالتون باید بگم...سرورم
من قبلا شاگرد «لی شوان» از چانگ شان بودم

00:41:13.356 --> 00:41:15.996
این نیزه رو هم استادم بهم هدیه داده

00:41:17.176 --> 00:41:19.946
استادت این نیزه رو چطوری بدستش آورده؟

00:41:19.946 --> 00:41:22.086
این چیزیه که منم مطمئن نیستم

00:41:22.086 --> 00:41:27.086
هـاااا...راستی, استادت به غیر از این نیزه

00:41:27.086 --> 00:41:30.976
چیز دیگه ای هم بهت داده؟ -
نه...هیچی نداده -

00:41:30.976 --> 00:41:35.896
زی لونگ...چه نوع کتاب تاکتیک
های نظامی ای معمولا میخونی؟

00:41:35.896 --> 00:41:40.106
من از همون کتاب هایی که اکثر ارتشی
ها ازش استفاده میکنن تمرین و مطالعه میکنم

00:41:42.596 --> 00:41:46.886
تو این دنیا....فقط یه کتابه که میتونه قابل مقایسه با تاکتیک های
نظامی «سون تسو» باشه * نام یک مولف و نویسنده کتاب تاکتیک های نظامی *

00:41:46.886 --> 00:41:48.936
اونم یه کتاب کمیاب و نادره

00:41:48.936 --> 00:41:53.506
به اسم...صد تاکتیک نظامی «یـو یـی» ـه

00:41:53.530 --> 00:42:13.530
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.