﻿WEBVTT

00:02:02.706 --> 00:02:22.706
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:22.730 --> 00:02:30.360
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:31.590 --> 00:02:35.690
.:: قسمت سی و چهارم ::.

00:02:37.000 --> 00:02:38.680
. . . تو این دنیا

00:02:38.680 --> 00:02:41.310
فقط یه کتابه که میتونه قابل مقایسه با
تاکتیک های نظامی «سون تسو» باشه

00:02:41.310 --> 00:02:43.470
که اونم کتاب کمیاب و نادریـه

00:02:43.470 --> 00:02:48.500
اسمش... صد تاکتیک نظامی «یو یی» ـه

00:02:48.500 --> 00:02:53.030
نمیدونم «زی لونگ» قبلا
چیزی در مورد اون شنیده یا نه؟

00:02:53.030 --> 00:02:56.150
ژائو یون کسیـه که استعداد کمی داره و خیلی دیر یاد
میگیره منو باید ببخشین اما چیزی در موردش نشنیدم

00:02:56.150 --> 00:03:00.650
از اونجایی که سرورم اینقدر به این کتاب علاقمنده,
ممکنه که شما رابطه ای با این کتاب داشته باشین؟

00:03:00.650 --> 00:03:05.160
البته که نه. منم فقط در مورد اون
به طور مختصر چیزایی رو شنیدم

00:03:07.470 --> 00:03:11.240
زی لونگ ... اگه در آینده دستت به
این کتاب تاکتیک های نظامی رسید

00:03:11.240 --> 00:03:13.200
باید اونو حتما با جزئیات کامل مطالعه کنی

00:03:13.200 --> 00:03:18.570
مطمئنم میتونه کمکت کنه تا مهارت های نیزه ات و
توانایی جنگیدنت به سطوح بالاتری ارتقاع پیدا کنه

00:03:20.230 --> 00:03:23.460
بیا چای بخوریم

00:03:32.070 --> 00:03:34.180
بـابـا، من برگشتم

00:03:34.180 --> 00:03:37.030
من کلی میوهای وحشی پیدا کردم و آوردم

00:03:43.950 --> 00:03:45.920
فی یان

00:03:45.920 --> 00:03:50.180
بیا اینجا.... چیزی هست که باید بهت بگم

00:03:55.820 --> 00:03:58.810
بابا، چی میخواین بگین؟

00:03:58.810 --> 00:04:00.760
من تمام شب رو داشتم فکر میکردم

00:04:00.760 --> 00:04:03.940
مخفی شدن اینجوری برای
همیشه راه حل درستی نیست

00:04:03.940 --> 00:04:08.580
مهمترین مسئله اینه که در سریعترین حالت ممکن,
ماجرای تبانی کردن «گائو ز» با «شیاهو جی» رو

00:04:08.580 --> 00:04:10.500
به «زی لونگ» بگیم

00:04:10.500 --> 00:04:12.780
بعد اون میتونه بیشتر مراقب باشه

00:04:12.780 --> 00:04:15.900
... پس بابا, منظورتون اینه که

00:04:18.050 --> 00:04:20.270
با جراحتی که پام داره

00:04:20.270 --> 00:04:24.850
برام سخته که بخوام حرکت کنم ...
انجام این کار رو تو باید به عهده بگیری

00:04:24.850 --> 00:04:28.970
فی یان ... ازت میخوام بلافاصله از
کوهستان بری و «زی لونگ» رو پیدا کنی

00:04:28.970 --> 00:04:32.290
و این کتاب تاکتیک های نظامی رو بهش بدی

00:04:32.290 --> 00:04:36.320
اما ... بابا, تو بدجور زخمی شدی

00:04:36.320 --> 00:04:39.030
من نمیتونم تو رو اینجا تنها بزارم

00:04:39.030 --> 00:04:42.930
چیز جدی ای نیست...من تو این کوهستان

00:04:42.930 --> 00:04:44.910
تله های زیادی واسه گیر انداختن
حیوون های وحشی کار گذاشتم

00:04:44.910 --> 00:04:49.130
اگه «گونگ چوان» و افرادش به اینجا
بیان ... از کرده خودشون پشیمون میشن

00:04:49.850 --> 00:04:53.520
چی میشه...چی میشه اگه اونا
قبل فکر کردن وارد عمل بشن؟

00:04:53.520 --> 00:04:57.180
نگران نباش، هدف اونا بدست
آوردن کتاب تاکتیک های نظامیه

00:04:57.180 --> 00:05:00.430
وقتی اونا نتون کتاب تاکتیک های نظامی رو
بدست بیارن اونا میخوان با من چیکار کنن؟

00:05:00.430 --> 00:05:01.300
بابا

00:05:01.300 --> 00:05:07.030
فی یان، گوش کن چی میگم ... این کتاب
تاکتیک های نظامی خیلی مهم و باارزشـه

00:05:07.030 --> 00:05:12.080
گائو ز رفتار پلیدی داره, «شیاهو
جی» هم قلبا آدم پلید و بد جنسیـه

00:05:12.080 --> 00:05:15.210
اگه این کتاب بدست اون دو نفر بیوفته

00:05:15.210 --> 00:05:17.220
قطعا باعث فاجعه میشه

00:05:17.220 --> 00:05:22.220
اون موقع... معلوم نیست پای چند تا
آدم بی گناه به این ماجرا کشیده میشه

00:05:23.460 --> 00:05:26.610
اگه هر اتفاقی بیوفته... حتی
اگه زندگیمون به خطر بیوفته

00:05:26.610 --> 00:05:29.080
ما باید هر جوری که شده
از این کتاب محافظت کنیم

00:05:32.310 --> 00:05:34.200
اما بابا

00:05:35.050 --> 00:05:38.090
دخترتون از جداشدن از شما متنفره

00:05:38.090 --> 00:05:40.430
اصلا احساس خوبی ندارم

00:05:41.420 --> 00:05:46.750
دیگه اینقدر دودل نباش ... من به
حرفت گوش میکنم و مراقب خودم هستم

00:05:53.360 --> 00:05:57.940
من یه راه مخفی توی
کوهستان بلدم... میبرمت اونجا

00:06:12.150 --> 00:06:15.190
بابا... مراقب باش

00:06:22.910 --> 00:06:24.750
بابا

00:06:27.890 --> 00:06:30.770
فقط از اون مسیر برو
پایین و به راهت ادامه بده

00:06:30.770 --> 00:06:34.890
تقریبا 2 ساعت وقت داری، تا
قبلش از شهرستان خارج بشی

00:06:34.890 --> 00:06:36.890
متوجه شدی؟

00:06:36.890 --> 00:06:38.870
بله... متوجه شدم

00:06:38.870 --> 00:06:44.080
اما بابا... از وقتی که «زی لونگ» رفته ,
هیچ خبری ازش نداشتیم از کجا باید پیداش کنم؟

00:06:44.080 --> 00:06:46.870
قبلا در این مورد هم فکر کردم

00:06:46.870 --> 00:06:51.100
یه نفر هست که مطمئنا جا و
محل تقریبی «زی لونگ» رو میدونه

00:06:53.000 --> 00:06:55.600
شیاهو چینگ یی؟

00:06:55.600 --> 00:06:59.650
مطمئنم «زی لونگ», هر جایی هم که بره

00:06:59.650 --> 00:07:01.610
اون دیگران رو از قلبش دور نمیندازه

00:07:01.610 --> 00:07:04.440
تو ممکنه که به شهرستان اصلی حکمران بری

00:07:04.440 --> 00:07:07.640
و از خانم «چینگ یی» در مورد
جا و مکان «زی لونگ» بپرسی

00:07:07.640 --> 00:07:11.820
اما باید مراقب «شیاهو جی» باشی

00:07:11.820 --> 00:07:13.920
فهمیدم

00:07:13.920 --> 00:07:15.700
دیگه برو

00:07:15.700 --> 00:07:19.620
بابا... تو هم باید مراقب خودت باشی

00:07:19.620 --> 00:07:22.580
بعد اینکه «زی لونگ» رو دیدم
... بلافاصله خیلی سریع برمیگردم

00:07:22.580 --> 00:07:24.740
نگران نباش

00:07:24.740 --> 00:07:30.690
بابا... بهم قول بدین منتظر
میمونین تا من برگردم

00:07:34.040 --> 00:07:35.830
زودباش برو

00:07:36.550 --> 00:07:38.650
من دیگه میرم

00:07:38.650 --> 00:07:40.340
باشه ... برو

00:07:41.320 --> 00:07:43.580
بابا

00:07:54.470 --> 00:07:56.690
برو دیگه

00:09:15.490 --> 00:09:17.360
عمو لی

00:09:18.070 --> 00:09:21.360
فکرش رو نمیکردم که تو همه
چیز رو اینقدر بغرنج و پیچیده کنی

00:09:21.360 --> 00:09:23.700
باعث شدی منو تو دردسرهای زیادی بندازی

00:09:23.700 --> 00:09:26.690
اومدی اینجا حسابت رو تصویه کنی؟

00:09:29.250 --> 00:09:32.120
اینجا واقعا جای مخفی و مرموزی ایه

00:09:32.120 --> 00:09:34.840
واسه پیدا کردن شما دو نفر

00:09:34.840 --> 00:09:37.560
افرادم تلفات سنگینی دادن

00:09:37.560 --> 00:09:40.910
در نهایت که خودت پیدام کردی

00:09:40.910 --> 00:09:45.700
من... یه بار گفتم که اینجا رو

00:09:45.700 --> 00:09:50.150
فقط گاهی اوقات حیوونای وحشی اونم اتفاقی پیدا
میکنن افراد معمولی نمیتونن اینجا رو پیدا کنن

00:09:50.150 --> 00:09:52.120
... در نتیجه

00:09:52.120 --> 00:09:55.620
اشتباه میکنی... من یه حیوون وحشی نیستم

00:09:55.620 --> 00:10:00.170
آدمایی که میخوان به اهدافشون برسن, گاهی اوقات باید
کارهایی رو که حتی بی رحمانه تر از کارای حیووناست انجام بدن

00:10:00.910 --> 00:10:03.840
تو واقعا خیلی خوب خودتو می شناسی

00:10:03.840 --> 00:10:07.450
عمو لی، تو دخترتو فرستادی از اینجا بره؟

00:10:09.720 --> 00:10:14.120
به نظر میرسه یه قدم خیلی دیر رسیدم

00:10:14.120 --> 00:10:16.940
نیازی نیست چیزی در مورد
کتاب تاکتیک های نظامی بپرسم

00:10:16.940 --> 00:10:22.540
ای یااا... این کتاب واسه حیوونایی
که خوندن بلد نیستن چه فایده ای داره؟

00:10:23.090 --> 00:10:25.230
... حالا که اینطوره

00:10:26.000 --> 00:10:29.200
چه فایده ای داره بزارم تو زنده بمونی؟

00:10:47.340 --> 00:10:49.980
سرورم -
هر چند من «لی شوان» رو کشتم -

00:10:49.980 --> 00:10:54.720
اما به عنوان یه قهرمان بهش احترام میزارم
بدنش رو به خوبی توی یه قبر دفن کنین

00:10:54.720 --> 00:10:55.830
متوجه شدم

00:10:55.830 --> 00:11:00.560
کتاب تاکتیک های نظامی گم شده من برمیگردم
و اینو به عالیجناب شیاهو گزارش میدم

00:11:01.800 --> 00:11:05.220
به جای من مراقب دفتر حکومتی
اینجا باش... برام مشکل درست نکن

00:11:05.220 --> 00:11:06.760
بله....بله

00:11:09.340 --> 00:11:11.400
سرورم ...بفرمایین

00:11:27.150 --> 00:11:30.770
دستوراتم رو ابلاغ کن... بگو 10,000
سرباز بیرون شهر مراقب دروازه های شهر باشن

00:11:30.770 --> 00:11:33.970
مهم نیست آدم باشن یا حیوون اجازه دارن
وارد بشن اما اجازه ی خروج از شهر رو ندارن

00:11:33.970 --> 00:11:36.870
کل چانگ شان رو محاصره کنن... تاز
مانی که «ژائو زی لونگ» رو آزاد کنن

00:11:36.870 --> 00:11:39.670
اطاعت شاهزاده خانم -
عجله کن برو -

00:11:40.309 --> 00:11:44.269
شاهزاده، دیگه اینقدر جدیش نگیرین... کاملا
واضحه که ما با خودمون یه دونه سرباز هم نیاوردیم

00:11:46.289 --> 00:11:47.789
بیا بریم

00:11:48.519 --> 00:11:50.999
بانوی جوان شما قبلا حرفای محکم و
بی رحمانه ای به «ژائو زی لونگ» زدین

00:11:50.999 --> 00:11:54.519
چرا به «یو ژو» برنگشتین تقاضای
نیروی کمکی کنین تا به چانگ شان بیایین؟

00:11:54.519 --> 00:11:58.199
تو فکر میکنی اگه من برمی گشتم و از پدرم میخواستم تا ارتش
بفرسته تا «ژائو زی لونگ» رو نجات بدم, اون قبول میکرد؟

00:11:58.199 --> 00:12:00.859
نخیر... اما اون «ژائو زی
لونگ» قلبتون رو شکست

00:12:00.859 --> 00:12:04.479
نکنه میخواین به همین راحتی ببخشینش؟

00:12:04.479 --> 00:12:07.819
خب این به خاطر اینه که من خیلی
بزرگوار, منصف و با ملاحظه ام

00:12:07.819 --> 00:12:10.469
خب حالا برنامه شما چیه بانو؟

00:12:11.839 --> 00:12:13.799
...برنامه دارم که اینکار رو بکنم

00:12:13.799 --> 00:12:17.439
ببین... این «شیاهو چینگ یی» بود که باعث شد
«ژائو زی لونگ» به چانگ شان برگرده درسته؟

00:12:17.439 --> 00:12:19.439
خب اگه این ایده ی پدرش نبوده باشه چی؟

00:12:19.439 --> 00:12:22.239
اگه پدرش بیشتر از پدر من به «ژائو
زی لونگ» به چشم حقارت نگاه کنه چی؟

00:12:22.239 --> 00:12:26.649
بنابراین... اون موقع... ما وارد عمل میشیم و «ژائو
زی لونگ» رو میقاپیم و به «یو ژو» برمیگردونیم

00:12:26.649 --> 00:12:28.289
حس میکنم شدنیـه

00:12:29.049 --> 00:12:31.379
اما اگه «شیاهو جی» واقعا
«ژائو زی لونگ» رو تحسین کنه

00:12:31.379 --> 00:12:33.619
اجازه نمیده اون جایی بره... اون وقت چی؟

00:12:33.619 --> 00:12:36.239
اینقدر «اما» و «اگر» توش نیار

00:12:38.709 --> 00:12:41.749
پس طبق برنامه پیش میریم

00:12:42.789 --> 00:12:45.549
بزار اول شکممون رو قبل از حرف زدن پر کنیم

00:12:45.549 --> 00:12:47.239
بریم

00:12:47.239 --> 00:12:50.799
سالن غذاخوری قلعه شرقی

00:12:58.829 --> 00:13:01.519
به نظرت... «ژائو زی لونگ»
توی کدوم مهمان سرا اقامت میکنه؟

00:13:01.519 --> 00:13:04.749
این غیرممکنه، بانوی جوان...
شما منو چی فرض کردین؟

00:13:04.749 --> 00:13:08.799
آقـای ژائو الان زخمی هستن... ایشون مطمئنا
برای بهبودی توی عمارت شیاهو اقامت دارن

00:13:09.959 --> 00:13:12.379
اون رستوران چطوره؟ -
خوبه -

00:13:12.379 --> 00:13:15.249
شما بچه ها منظورتون از این کار چیه؟

00:13:15.249 --> 00:13:17.719
برو گم شو،...گدای بی پول

00:13:20.419 --> 00:13:22.269
توی گدا...بدون پول میخوای غذا بخوری

00:13:22.269 --> 00:13:24.429
اگه گورت رو گم نکنی... میکشمت
و میبرمت به دفتر حکمران دولتی

00:13:24.429 --> 00:13:27.919
ببین آقای مغازه دار...چطور میتونی بگی
که من میخوام بدون پرداخت پول غذا بخورم؟

00:13:27.919 --> 00:13:32.469
تو...تو یه قرون هم پول با خودت نداری
یعنی نمیخوای بدون پرداخت کردن غذا بخوری؟

00:13:32.469 --> 00:13:34.949
تو فقط حرفش رو زدی, تجربش که نکردی

00:13:34.949 --> 00:13:37.839
همه ی مردم شهر هم اینجا هستن

00:13:37.839 --> 00:13:40.829
همه میتونن نظرشون رو در مورد این موضوع بگن

00:13:40.829 --> 00:13:44.119
رستوران اون غذاهایی رو
میفروشه که از برنج و گندم

00:13:44.119 --> 00:13:47.739
گوشت گاو و گوسفند... و غذاهای گیاهی
درست میشه وقتی ما وارد رستوران میشیم

00:13:47.739 --> 00:13:50.389
یعنی نمیتونیم هر چی که دلمون
میخواد صدا بزنیم بیارن تا بخوریم؟

00:13:50.389 --> 00:13:52.749
بله، بله .. این کاملا درسته

00:13:52.749 --> 00:13:55.529
یه چیزی درمورد این آدم اشتباهه

00:13:55.529 --> 00:13:57.229
ممکنه

00:13:57.929 --> 00:14:01.969
خیله خب... اگه تو پول داری پس نشونش بده

00:14:01.969 --> 00:14:04.029
اینجوری گفتنت نشون میده که آدم بدبینی هستی

00:14:04.029 --> 00:14:06.929
سرت فقط با پول و طلا پر شده

00:14:06.929 --> 00:14:10.609
بزار بهت بگم... تو این دنیا
چیزای باارزش تر از پول هم هست

00:14:10.609 --> 00:14:13.509
تو یه آدم کاملا بی رحمی

00:14:13.509 --> 00:14:16.479
پس بزار مردونه ازت بپرسم...تو میخوای

00:14:16.479 --> 00:14:18.559
چی در عوض غذای امروز بهم بدی؟

00:14:18.559 --> 00:14:22.079
...من بهت مشاوره میدم

00:14:22.079 --> 00:14:24.719
چی میدی؟.... مشاوره میدی

00:14:25.959 --> 00:14:28.469
قضاوتم کاملا درست بود... این ادم دیونه است

00:14:28.469 --> 00:14:31.779
تا زمانی که از مشاوره های من استفاده کنی
من کسب و کارت رو تضمین میکنم

00:14:31.779 --> 00:14:33.519
تو رو ثروتمند میکنه

00:14:33.519 --> 00:14:36.539
اینجوری میلیون ها بار بیشتر
از پول غذای من گیرت میاد

00:14:36.539 --> 00:14:38.889
زررشک....فکر کردی من بچه سه سالم؟

00:14:38.889 --> 00:14:41.459
راحت باش بیا مفتی بخور و بنوش  -
تو... دارم بهت میگم -

00:14:41.459 --> 00:14:43.689
شماها...بیایین بزنینش

00:14:44.849 --> 00:14:47.219
دست نگه دارین -
...واقعا که تو -

00:14:50.739 --> 00:14:52.599
شماها دارین یه آدم بیمار
رو تهدید و اذیت میکنین

00:14:52.599 --> 00:14:55.659
اگر چه دیوونه است...اما
بازم واسه خودش شخصیت داره

00:14:55.659 --> 00:14:58.119
و شما ها که دارین اینو با هیجان تماشا
میکنین...زودباشین برین خونه هاتون

00:14:58.119 --> 00:15:00.319
تموم شد ...برین

00:15:00.319 --> 00:15:02.949
تو دیگه کی هستی؟

00:15:02.949 --> 00:15:05.449
اینجا جایی نیست که بتونین
بینیتون رو روش بکشین

00:15:05.459 --> 00:15:09.249
....بانوی جوان ما از یـو ژو -
هی...ساکت باش -

00:15:10.869 --> 00:15:14.049
دیوونه...همتون دیونه هستین

00:15:14.049 --> 00:15:18.369
حوصله زدنتون رو هم
ندارم...برین...زودباشین برین گم شین

00:15:18.369 --> 00:15:20.049
بانوی جوان -
تو به من توهین کردی؟ -

00:15:20.049 --> 00:15:23.689
آروم باشین...آروم باشین...بیایین
بریم یه رستوران دیگه

00:15:24.669 --> 00:15:26.479
بریم

00:15:26.479 --> 00:15:28.899
شما دو تا خانم...لطفا بمونین

00:15:35.279 --> 00:15:39.379
ببینین...امروز زدین
برنامه های منو خراب کردین

00:15:39.379 --> 00:15:41.889
بقیه وعده غذایی امروز
منو، شما خانوم ها باید بدین

00:15:41.889 --> 00:15:44.339
تو... این بانوی من بود که تو رو نجات داد

00:15:44.339 --> 00:15:47.279
بله، بانوی تو منو نجات داد...ولی
من بابت هیچی از غذا خوردن افتادم

00:15:47.279 --> 00:15:49.339
من آینده و بخت و اقبالتون رو میگم

00:15:49.339 --> 00:15:52.659
متاسفم، ما یه آدم بیمار رو واسه گفتن
طالع و بخت و اقبالمون دعوت نمیکنیم

00:15:52.659 --> 00:15:54.949
شاهزاده خانم گونگ سون...من بیمار نیستم

00:15:54.949 --> 00:15:56.819
...بانوی من

00:15:58.099 --> 00:16:01.779
الان تونستم ببینم که شما علامت گنجشک
تیره رو دارین که ازتون محافظت میکنه

00:16:01.779 --> 00:16:05.249
منم نتیجه گرفتم که شما دختر گرانبهای
حکمران یـو ژو «گونگ سون زان» هستین

00:16:05.249 --> 00:16:07.439
درست نمیگم؟ -
تو از کجا میدونی؟ -

00:16:07.439 --> 00:16:09.999
نه تنها میدونم شما دختر
حکمران «گونگ سون زان» هستین

00:16:09.999 --> 00:16:13.419
حتی اینو هم میدونم که
اومدین اینجا دنبال کسی

00:16:14.369 --> 00:16:16.229
دنبال کی اومدم؟

00:16:16.229 --> 00:16:19.749
حالا میخواین بخت و اقبالتون رو بگم یا نه؟

00:16:19.749 --> 00:16:22.069
بله -
...پس وعده ی غذایی من -

00:16:22.069 --> 00:16:23.789
بفرمایین

00:16:33.189 --> 00:16:36.569
هنوز نمیدونم اسم جناب چیه؟

00:16:37.289 --> 00:16:39.929
این تا زمانی که بانو میدونن با یه آدم
توانا ملاقات کردن اصلا اهمیتی نداره

00:16:39.929 --> 00:16:43.249
نگران اسم من نباشین

00:16:44.749 --> 00:16:47.889
نمیدونم بانو تا حالا اینو شنیدن که اگه بتونین از بین
"ژوگه لیانگ" اژدهای پنهان" و پانگ تونگ "ققنوس جوان

00:16:47.889 --> 00:16:50.969
یکی از اون ها رو بدست بیارین,
میتونین تمام دنیا رو بدست بیارین؟

00:16:52.279 --> 00:16:54.719
این حرفا به نظر شنیدنش خیلی خوبه

00:16:54.719 --> 00:16:58.419
چند لحظه پیش ... چطوری
فهمیدی که من اومدم دنبال کسی؟

00:16:58.419 --> 00:17:01.439
بانو...به ستاره های توی شب نگاه کنین

00:17:01.439 --> 00:17:05.389
متوجه میشین که توی جنوب...یه ستاره ی شرقی به سمت
مشرق در حال حرکتـه با وجود تاریکی بازم اون درخشانه

00:17:05.389 --> 00:17:08.149
پشت سر اون، ستاره های
کوچکی به حرکت در میاند

00:17:08.149 --> 00:17:11.369
اینجوری مطمئن شدم که شما
دو نفر اومدین اینجا دنبال کسی

00:17:11.369 --> 00:17:14.449
و این شخص برای شما خیلی مهم و باارزشـه

00:17:14.449 --> 00:17:16.269
درسته یا نه؟

00:17:16.269 --> 00:17:18.599
همینطوره...خب بعدش؟

00:17:18.599 --> 00:17:21.259
«چهار کلمه است.....«اژدها...
در ... سایه ... گیر افتاده

00:17:21.259 --> 00:17:23.799
اژدها در سایه گیر افتاده؟

00:17:23.799 --> 00:17:27.319
کیه که ندونه بعد اینکه «دونگ ژو» مرد

00:17:27.319 --> 00:17:31.119
سائو سائو امپراتور رو دستگیر کرد, و اژدها رو توی سایه گیر
انداخته * در گذشته امپراتور رو نماد و فرزند اژدها می نامیدن *

00:17:31.119 --> 00:17:32.849
اون نه....اون نه

00:17:32.849 --> 00:17:36.999
بانو...اژدهایی که من در موردش
صحبت میکنم امپراتور نیست

00:17:36.999 --> 00:17:40.949
منظورم اژدهای ایه که توی قلب بانوی جوانـه

00:17:40.949 --> 00:17:43.289
اژدهایی که توی قلب منه؟ * منظورش
«زی لونگ» ـه...«لونگ» به معنی اژدها *

00:17:43.289 --> 00:17:46.459
منظورت «ژائو زی لونگ» ـه؟ اون تو خطره؟

00:17:47.759 --> 00:17:51.979
مدت زیادی از دیدن ستارها نبود که «یوان» و «گونگ سون بو گویی» در
پان ریـور باهم وارد جنگ شدن * گونگ سون بو گویی : گونگ سون زان *

00:17:51.979 --> 00:17:53.759
درست یا نه؟

00:17:56.319 --> 00:17:58.729
مدت زیادی از نبرد «پـان
ریـور» نگذشته بود که

00:17:58.729 --> 00:18:02.849
ستاره ی شرقی شروع به حرکت کرد و به یکباره
تاریک شد می ترسم که این نشانه ی بد و شومی باشه

00:18:02.849 --> 00:18:06.839
نشانه بد و شومیـه؟ منظورت چیه؟

00:18:08.779 --> 00:18:11.849
ستاره شرقی داره با ستاره مجازات
به طور موازی حرکت می کنه

00:18:11.849 --> 00:18:15.849
درخشانه اما در تاریکیه... اگه بیمار
نباشه, پس یه فاجعه براش در راهه

00:18:15.849 --> 00:18:19.949
حالا...حالا من باید چی کار کنم؟

00:18:19.949 --> 00:18:22.309
لازم نیست بترسین بانو

00:18:22.309 --> 00:18:25.429
با اینکه اون با خطرات زیادی مواجه ـه

00:18:25.429 --> 00:18:30.059
اما اون یه آدم نجیب و خوب رو ملاقات میکنه
و اون بهش کمک میکنه از فاجعه دوری کنه

00:18:30.059 --> 00:18:33.209
خوبه پس...ترسوندیم

00:18:34.949 --> 00:18:39.879
چرا یه دفعه ابروهات تو هم
رفت؟ نکنه چیزی تغییر کرد؟

00:18:39.879 --> 00:18:45.069
این ستاره نیازمند کمک ستاره ی آسمونی «کویی» و ستاره
ی زمینی «یوو» ـه تا از فاجعه به سلامت عبور کنه

00:18:46.669 --> 00:18:51.399
من اصلا نمی فهمم تو چی میگی, فقط
بهم بگو چطوری میتونم بهش کمک کنم؟

00:18:51.399 --> 00:18:54.329
«اینکه آسونه...چهار کلمه است
«صبرکن و دگرگونی ها رو تماشا کن

00:18:56.209 --> 00:19:00.049
چطور ممکنه؟ چطوری میتونم بشینم و
تماشا کنم «ژائو زی لونگ» توی خطر باشه؟

00:19:00.049 --> 00:19:04.769
بانوی جوان ... بحران ستاره ی
شرقی, یه فرصت تازه واسه شماست

00:19:04.769 --> 00:19:07.439
شما باید الان بشینین و
منتظر زمان مناسب باشین

00:19:07.439 --> 00:19:10.419
وقتی که زمان مناسبش رسید و شما دستتون رو برای
کمک دراز کردین تا اونو از فاجعه نجات بدین

00:19:10.419 --> 00:19:14.139
اون زمان شما تبدیل به نجیب ترین
و مهمترین شخص این ستاره میشین

00:19:15.459 --> 00:19:18.639
پس بهم بگو... کی این بحران اتفاق میوفته؟

00:19:20.739 --> 00:19:22.189
اوه...اوه...اوه خیلی سیر شدم

00:19:22.189 --> 00:19:27.369
بانوی جوان...ما توی
طالع بینی...یه قانون داریم

00:19:28.629 --> 00:19:31.129
یه طالع و بخت...یه وعده ی غذایی

00:19:31.129 --> 00:19:34.749
بانوی جوان... من امروز کاملا سیر شدم

00:19:34.749 --> 00:19:37.619
دفعه بعد .... دفعه بعد

00:19:37.619 --> 00:19:41.519
بزارین دفعه ی بعد همدیگه رو ببینیم -
!من هنوز حرفام تموم نشده -

00:19:41.519 --> 00:19:43.419
به امید دیدار

00:19:48.119 --> 00:19:49.619
!مهمترین شخص

00:19:52.909 --> 00:19:55.789
آقـای «پان تونگ» لطفا صبر کنین

00:19:59.119 --> 00:20:03.569
شاهزاده خانم، کی من به شما
گفتم اسمم «پانگ مینگ تونگ» ـه؟

00:20:03.569 --> 00:20:07.039
این اهمیتی نداره... چیزی که مهمه اینه که
شما چیزایی رو که میخواستین بگین تموم نکردین

00:20:07.039 --> 00:20:09.299
شاهزاده خانم، مگه همین
چند لحظه پیش بهتون نگفتم

00:20:09.299 --> 00:20:11.749
یه وعده ی غذایی در عوض یه طالع بینی
امروز من کاملا سیر شدم

00:20:11.749 --> 00:20:15.909
دیگه نمیتونم وعده ی غذایی دوم رو هم بخورم
یه امید دیدار... به امید دیدار

00:20:17.449 --> 00:20:19.529
راستی شاهزاده خانم...
یادم رفت اینو بهتون بگم

00:20:19.529 --> 00:20:22.539
می ترسم دفعه ی بعد بخواین منو برای
خوردن دعوت کنین و نتونین منو پیدا کنین

00:20:22.539 --> 00:20:26.429
یه راهنمایی بهتون میکنم... این جاده
رو مستقیم به سمت جنوب که برین

00:20:26.429 --> 00:20:29.099
یه مسافر خونه ی عالی و شیک اونجاست

00:20:29.099 --> 00:20:33.039
اونجا جای مناسبی واسه
افراد مهمی مثل شاهزاده خانم ـه

00:20:33.039 --> 00:20:36.279
من دیگه از حضورتون مرخص میشم... خدانگهدار

00:20:36.279 --> 00:20:37.979
!...شما

00:20:39.209 --> 00:20:40.629
بیا بریم

00:20:40.629 --> 00:20:45.249
بانو ... این آقـای «پـانگ» به
نظر عقل و هوش درستی نداره

00:20:45.249 --> 00:20:48.509
به حرفایی که میزنه میشه اعتماد کرد؟ -
نشنیدی که اون گفت -

00:20:48.509 --> 00:20:51.389
من مهمترین شخص «ژائو زی لونگ» میشم؟

00:20:51.389 --> 00:20:53.119
البته که میشه بهش اعتماد کرد

00:21:02.249 --> 00:21:04.689
بانوی جوان

00:21:05.869 --> 00:21:07.139
حالتون خوبه؟

00:21:07.139 --> 00:21:09.549
شماها مگه کورین؟ -
اسب ندیده ها -

00:21:09.549 --> 00:21:12.589
!بانوی من از شما بیشتر اسب داره

00:21:17.609 --> 00:21:20.589
چرا «گونگ سون بائو یو» به چانگ شان اومده؟

00:21:20.589 --> 00:21:23.909
ژائو زی لونگ «یـو ژو» رو
ترک کرد و بعد اون تعقیبش کرده

00:21:23.909 --> 00:21:27.569
اگه «ژائو زی لونگ» مرده
چرا اون هنوز اینجاست؟

00:21:27.569 --> 00:21:31.289
نکنه «دو جوئه» در کشتن
«ژائو زی لونگ» شکست خورده؟

00:21:31.289 --> 00:21:34.389
جناب گائو، مشکل چیه؟

00:21:34.389 --> 00:21:37.329
اون دختری رو که چند لحظه پیش افتاد دیدین؟

00:21:37.329 --> 00:21:41.569
برین تعقیبش... اگه هر چیز مشکوکی
ازش دیدین بیایین بهم گزارش بدین اطاعت -

00:21:52.895 --> 00:22:02.895
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:02.919 --> 00:22:04.769
زی لونگ ... تو حالت خوبه؟

00:22:04.769 --> 00:22:08.669
حالم خوبه... داخل یکم احساس خفگی میکردم
اومدم بیرون یکم ورزش کنم

00:22:08.669 --> 00:22:12.469
تو ناسلامتی زخمی شدی... نمیدونی
چطوری باید از خودت مراقبت کنی؟

00:22:12.469 --> 00:22:15.619
باد بیرون خیلی قوی و
سرده... زودباش برگرد برو داخل

00:22:29.729 --> 00:22:33.669
جناب گائو....جناب گائو

00:22:33.669 --> 00:22:35.309
جناب فرماندار خونه تشریف دارن؟

00:22:35.309 --> 00:22:38.469
اربـاب میدونستن که شما تشریف میارین, به
همین دلیل داخل کتابخونه منتظر شما نشستن

00:22:38.469 --> 00:22:40.509
از این طرف لطفا

00:22:46.229 --> 00:22:49.389
فکر نمی کردم به این سرعت
برگردی...چطور پیش رفت؟

00:22:50.069 --> 00:22:54.109
گائو ز خیلی باهوش نبود و در
انجام درخواست پدر زن شکست خورد

00:22:54.109 --> 00:22:57.889
نکنه میگی که کتاب تاکتیک های
نظامی دست «لی شوان» نبود؟

00:22:57.889 --> 00:23:02.969
نه اینطور نیست... اون کتاب رو داشت

00:23:02.969 --> 00:23:05.829
من «لی شوان» رو فریبش دادم تا
کتاب تاکتیک های نظامی رو بهم بده

00:23:05.829 --> 00:23:09.609
اما تصور نمیکردم که «لی شوان» حقه ای توی آستینش
مخفی نگه داره و یه نسخه ی جعلی رو به من بده

00:23:11.069 --> 00:23:15.429
نسخه جعلی ... گائو ز

00:23:15.429 --> 00:23:18.049
تو مغروری و خیلی باهوشی

00:23:18.049 --> 00:23:22.269
!اما گذاشتی به این راحتی
یه پیرمرد مردنی فریبت بده؟

00:23:24.619 --> 00:23:26.719
بعد اینکه اون کتاب تاکتیک های نظامی
جعلی رو بهت داد چه اتفاقی افتاد؟

00:23:26.719 --> 00:23:29.769
تو که نزاشتی اون به راحتی قسر در بره؟

00:23:31.299 --> 00:23:36.799
از اونجایی که کتاب هنوز دست «لی شوان»
بود, من بازم نقشه ای واسه گرفتنش داشتم

00:23:36.799 --> 00:23:41.939
اما «گونگ چوان» از دستورات من سرپیچی کرد
و خودسرانه وارد عمل شد و گذاشت اون فرار کنه

00:23:42.599 --> 00:23:47.219
من نمیخوام این توضیحات رو
بشنوم... اینا همش بهانه است

00:23:47.219 --> 00:23:52.919
واقعیت اینه که تو همه ی این طرح و
نقشه رو خراب کردی, درسته نیست؟

00:23:56.719 --> 00:24:00.929
پدر زن لطفا خشمگین نباشین
.... حداقل ... حداقل در حال حاضر

00:24:00.929 --> 00:24:03.719
جا و محل کتاب نامعلوم باقی مونده

00:24:03.719 --> 00:24:09.739
یکم بهم زمان بدین...من حتما راهی
واسه بدست آوردن کتاب پیدا میکنم

00:24:24.429 --> 00:24:28.569
زی لونگ... احساس بهتری داری؟

00:24:28.569 --> 00:24:32.229
یه کمی... معمولا هیچ مشکلی ندارم

00:24:32.229 --> 00:24:36.309
اما وقتی تمرین میکنم ...
احساس میکنم هیچ قدرتی ندارم

00:24:36.309 --> 00:24:39.149
ممکنه به خاطر سمیـه که داخل بدنت رفته

00:24:39.149 --> 00:24:43.609
طبیب گفت که باید به دقت مراقب زخمت باشی

00:24:43.609 --> 00:24:46.469
تو مطلقا نباید شتابزده عمل کنی

00:24:47.429 --> 00:24:49.609
چطور میتون شتابزده عمل نکنم؟

00:24:49.609 --> 00:24:51.969
یان چانگ , برادر ژو و بقیه برادرا

00:24:51.969 --> 00:24:54.109
توی اردوگاه ارتش گیر
افتادن و منتظرن تا نجاتشون بدم

00:24:54.109 --> 00:24:57.389
اما من هنوز دارم از اینجا لذت می برم

00:24:58.189 --> 00:24:59.889
این حرفت اصلا درست نیست

00:24:59.889 --> 00:25:01.729
تو زخمی شدی به همین دلیل
مجبوری سلامتی خودتو بدست بیاری

00:25:01.729 --> 00:25:06.169
تو باید کاملا بهبود پیدا کنی تا
افرادت رو رهبری کنی درست نمیگم؟

00:25:06.169 --> 00:25:07.989
فهمیدم

00:25:07.989 --> 00:25:12.449
آقـای ژائو, بانوی من همیشه نگران شماست

00:25:12.449 --> 00:25:15.529
اون نه تنها درموردش حرف
میزنه, بلکه بهش عمل هم میکنه

00:25:15.529 --> 00:25:18.169
زودباش اونو بهش بده -
!شی یان -

00:25:18.169 --> 00:25:21.149
شما که قبلا اونو آوردینش ... بدین بهش دیگه

00:25:26.209 --> 00:25:27.949
... این یه

00:25:28.749 --> 00:25:32.589
من یه چیزی برات آماده کردم و میخوام بهت بدم

00:25:32.589 --> 00:25:37.149
آقـای ژائو... اینو بانوی من
خودش براتون درست کرده

00:25:38.019 --> 00:25:39.679
هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم

00:25:39.679 --> 00:25:41.969
از زمانی که بانو ژنگ دینگ رو ترک کرده

00:25:41.969 --> 00:25:44.289
با صبر و حوصله نشسته و اینو دوخته

00:25:44.289 --> 00:25:48.149
این رداء و لباس رو با عشق و
علاقه برای شما پر کرده و دوخته

00:25:48.149 --> 00:25:50.209
و شبای زیادی رو به خاطرش بی خوابی کشیده

00:25:50.209 --> 00:25:53.069
حالا... میتونه خودش شخصا اینو بهتون بده

00:25:53.069 --> 00:25:55.729
شی یان ... کی بهت گفت اینقدر حرف بزنی

00:25:55.729 --> 00:25:58.169
باشه... باشه ... من پر حرفم

00:25:58.169 --> 00:26:01.029
فکر کنم نه تنها پر حرفم... بلکه
بدرنخور و از کار افتاده هم هستم

00:26:01.029 --> 00:26:02.799
خیله خب... شما میتونین با هم صحبت کنین

00:26:02.799 --> 00:26:06.419
من میرم آشپزخونه ببینم
دم کردن دارو تموم شده یا نه

00:26:10.949 --> 00:26:14.809
چینگ یی، تو تو خیلی با من خوبی

00:26:14.809 --> 00:26:17.429
نمیدونم چطور باید همه ی اینا رو جبران کنم

00:26:19.649 --> 00:26:24.129
تو جمع ما دو نفر لازم نیست اینقدر مودب باشی

00:26:24.129 --> 00:26:26.309
چرا تو اینا رو عوض نمیکنی؟

00:26:26.309 --> 00:26:28.709
واقعا دلم میخواد ببینم تو اینو پوشیدی

00:26:28.709 --> 00:26:30.429
باشه

00:26:33.169 --> 00:26:37.409
من «لی شوان» رو پیدا
کردم و بدون ترحم اونو کشتم

00:26:37.409 --> 00:26:40.089
چی گفتی!... تو اونو کشتی

00:26:40.089 --> 00:26:43.209
پس حالا کتاب تاکتیک های
نظامی بدون هیچ ردی گم شده

00:26:43.209 --> 00:26:46.329
نه اینطور نیست... من قبلا
درموردش فکر و تحقیق کردم

00:26:46.329 --> 00:26:49.729
قبل از اینکه «لی شوان» بمیره ترتیبی
داده بود تا دخترش از کوهستان بره پایین

00:26:49.729 --> 00:26:53.729
من مطمئنم که کتاب تاکتیک های
نظامی در حال حاضر با اونـه

00:26:53.729 --> 00:26:58.549
در مقایسه با اون «لی شوان» پیر,
در افتادن با یه دختر خیلی آسونتره

00:26:58.549 --> 00:27:01.749
این همه ی فکری بود که کرده بودی؟

00:27:08.539 --> 00:27:11.169
خوشبختانه من از قبل خودمو
برای این آماده کرده بودم

00:27:11.169 --> 00:27:15.839
چینگ یی در حال حاضر «ژائو
یون» رو به خونه ی من آورده

00:27:18.279 --> 00:27:20.159
ژائو یون اینجاست؟

00:27:20.159 --> 00:27:23.559
یعنی اون هنوز نمرده؟

00:27:26.359 --> 00:27:29.079
چطور می تونی اینو بگی؟

00:27:29.079 --> 00:27:34.719
نکنه وقتی «ژائو یون» داشت به چانگ شان
میومد, این تو بودی که بهش کمین زده بودی؟

00:27:35.739 --> 00:27:39.859
نه اینطوری نیست ... من هیچی درموردش نمیدونم

00:27:40.559 --> 00:27:43.519
تا اونجایی که من میدونم, تو و ژائو یون

00:27:43.519 --> 00:27:48.159
توی چانگ شان با هم هیچ
مشکلی نداشتین و خوب بودین

00:27:48.851 --> 00:27:50.689
نکنه این به خاطر «چینگ یی» ـه؟

00:28:02.522 --> 00:28:04.182
شی یان

00:28:05.042 --> 00:28:06.942
ژنرال گائو

00:28:08.022 --> 00:28:10.362
این دارو برای کیه؟ -
ژائو یون ... آقـای ژائو -

00:28:10.362 --> 00:28:13.922
اون مسموم شده ... به همین
خاطر با این باید درمان بشه

00:28:13.922 --> 00:28:15.302
بانوی جوان کجاست

00:28:15.302 --> 00:28:19.242
اون داره با آقـای ژائو صحبت میکنه .... الان

00:28:20.752 --> 00:28:24.292
منو راهنمایی کن ... من دارم میرم دیدنش

00:28:41.682 --> 00:28:45.022
چی شده؟ توش خوب نشدم؟

00:28:46.482 --> 00:28:48.822
نه... خیلی عالی به نظر میرسی

00:28:48.822 --> 00:28:52.562
وقتی داشتم این لباس رو میدوختم همش تصور
میکردم که تو داخلش چطوری به نظر میرسی

00:28:52.562 --> 00:28:54.592
امروز که بالاخره دارم می
بینم, هیچ خیال و تصوری

00:28:54.592 --> 00:28:58.062
نمیتونه قابل مقایسه با ضاهر الان تو
که درست روبروی من ایستادی باشه

00:29:03.242 --> 00:29:05.802
چینگ یی، ازت ممنونم

00:29:05.802 --> 00:29:10.022
در آینده توی میدون جنگ
من این لباس رو میپوشم

00:29:10.062 --> 00:29:13.482
اون موقع ... همش به تو فکر میکنم

00:29:13.482 --> 00:29:15.162
این دقیقا همون قصد و نیت منم بود

00:29:15.162 --> 00:29:18.982
دستیابی به موفقیت توی میدان جنگ واسه یه مرد
چیز مهمیه من نمیتونم همیشه همراه تو باشم

00:29:18.982 --> 00:29:24.622
اما اگه این لباس رو همیشه
بپوشی, مثل اینه که من همراهتم

00:29:27.032 --> 00:29:28.852
...با این حال

00:29:32.872 --> 00:29:35.082
تو باید یه چیزی رو بهم قول بدی

00:29:35.082 --> 00:29:36.692
...بگو

00:29:42.902 --> 00:29:45.882
چرا درب اتاق بسته است؟ -
ژنرال گائو, لطفا بیش از حد فکر نکنین -

00:29:45.882 --> 00:29:49.782
احتمالا من موقع رفتن تصادفی درب رو بستم

00:30:01.192 --> 00:30:04.092
زی لونگ ... میخوام اینو یادت بمونه

00:30:04.092 --> 00:30:07.972
وقتی توی میدون جنگ این
لباس رو پوشیدی و حمله کردی

00:30:08.632 --> 00:30:12.032
تو باید بیشتر مراقب خودت باشی

00:30:12.032 --> 00:30:17.332
من امیدوارم این فقط یه لباس واسه میدون
جنگ نباشه بلکه یه طلسم محافظت هم باشه

00:30:17.332 --> 00:30:23.142
بهم قول بده...مهم نیست توی چند تا میدون
نبرد میری و می جنگی باید صحیح و سالم برگردی

00:30:23.142 --> 00:30:25.732
باشه ... بهت قول میدم

00:30:26.702 --> 00:30:28.482
تکون نخور

00:30:33.712 --> 00:30:36.282
... گائو ز ... تـو

00:30:39.504 --> 00:30:43.324
به همین دلیل ... اهمیتی نمیدم که
دیگران سابقه و آب روی منو لکه دار کنن

00:30:44.993 --> 00:30:47.593
شی یان، بیا برگردیم

00:30:59.413 --> 00:31:03.733
به نظر برادر «ژی لونگ» نه تنها به عنوان
مهمون جناب فرماندار به چانگ شان برگشته

00:31:03.733 --> 00:31:06.273
بلکه حتی از لحاظ خوشی و
شادی هم چیزی کمبود نداره

00:31:07.413 --> 00:31:13.213
منو «چینگ یی» به شدت به قوانین و
اداب و رسوم در ابراز احساساتمون پایبندیم

00:31:13.213 --> 00:31:15.953
برادر «ون دینگ» هم یه
آدم تحصیل کرده و خردمنده

00:31:15.953 --> 00:31:19.973
چطور میتونین اینقدر کثیف و زشت درمورد
یه خانم صحبت کنین؟ حق با من نیست؟

00:31:19.973 --> 00:31:22.833
نکنه نمیدونی که منو «چینگ یی»
خیلی وقته که با هم نامزد شدیم؟

00:31:22.833 --> 00:31:27.013
به غیر از اون اینو هم میدونم که,
«گائو ون دینگ» لیاقت اونو نداره

00:31:27.013 --> 00:31:28.693
!...تـو

00:31:30.043 --> 00:31:34.483
حرفات به نظر نمیرسه از
یه آدمی باشه که مجروح شده

00:31:34.483 --> 00:31:36.563
تقریبا... دیگه کاملا دارم خوب میشم

00:31:36.563 --> 00:31:41.743
این بار که تونستم خطر و فاجعه رو به امنیت تغییر
بدم می ترسم که جناب «گائو» رو ناامید کرده باشم

00:31:42.583 --> 00:31:46.223
چرا باید ناامید شده باشم؟ من
واست خیلی خوشحال هم هستم

00:31:46.223 --> 00:31:51.183
قبلا, تو به عنوان زیر دست «گونگ سون» کار میکردی و شایستگی
و افتخاراتی رو بدست آوردی, منو مردم بهت افتخار می کنیم

00:31:51.183 --> 00:31:54.043
الان فقط منو تو اینجاییم

00:31:54.043 --> 00:31:56.583
نیازی به تضاهر و ضاهر سازی نیست

00:31:57.503 --> 00:32:01.403
به نظر میرسه تو عمیقا نسبت
به من دچار سوء تفاهم شدی

00:32:01.403 --> 00:32:05.363
این سوء تفاهم نیست...
من به وضوح اینو درک میکنم

00:32:05.363 --> 00:32:08.623
اما یه حادثه رو من همیشه قادر به درکش نبودم

00:32:08.623 --> 00:32:10.503
بگو، دارم گوش می کنم

00:32:11.303 --> 00:32:13.443
اون زمان که ما توی ژنگ دینگ بودیم

00:32:13.443 --> 00:32:16.483
تو و من با همدیگه کار میکردیم
و با راهزن ها مبارزه کردیم

00:32:16.483 --> 00:32:18.583
ما دوستی خوبی رو درست کرده بودیم

00:32:18.583 --> 00:32:23.903
از اون به بعد, منو تو هیچ گونه مشکل و شکایتی از هم
نداشتیم چرا یکدفعه تغییر موضع دادی و دشمن من شدی؟

00:32:23.903 --> 00:32:28.503
و تلاش زیادی کردی تا منو بکشی؟

00:32:29.603 --> 00:32:32.583
در واقع منو تو هیچ کینه و
شکایتی از هم برای گفتن نداشتیم

00:32:32.583 --> 00:32:36.603
اما تو تبدیل به یه مانع برای من شدی

00:32:36.603 --> 00:32:40.623
هر قدمی که برمیداشتم, هر مسیری که
انتخاب میکردم همشون تحت کنترل من بود

00:32:40.623 --> 00:32:44.523
اما بعد اینکه سرو کله ی تو پیدا شد رابطه ی منو
«چینگ یی» خراب شد و تو تبدیل به یه تهدید شدی

00:32:44.523 --> 00:32:47.163
تو حتی به یه قهرمان بزرگ تبدیل شدی

00:32:47.163 --> 00:32:48.783
نه

00:32:49.563 --> 00:32:53.503
من... «زی لونگ» لیاقت نام
یا شهرت حال حاضر رو ندارم

00:32:53.503 --> 00:32:57.183
می ترسم که جناب گائو
بیش از حد کینه توز و کوتـه فکر باشن

00:32:57.823 --> 00:33:01.043
من، گائو ز، نمیتونم ببینم کسی
از من جلو میزنه و پیشی میگیره

00:33:01.043 --> 00:33:04.243
حتی اگه این یه لکه و نشونه ی کوچیک هم باشه
من باید اقدامات پیشگیرانه رو انجام بدم

00:33:04.243 --> 00:33:08.483
به همین دلیل ... تو «دو جوئه»
رو خریدی تا زندگی منو بگیره؟

00:33:10.623 --> 00:33:15.163
....تو هنوزم یادت هست؟ یه
بار بهت گفتم روزی میرسه که

00:33:15.163 --> 00:33:19.743
خودت میای و ثابت میکنی که چه جور آدمی هستی

00:33:23.403 --> 00:33:27.003
مطمئنا این چیز باید مال برادر «گائو» باشه

00:33:27.843 --> 00:33:29.903
این باید برات خیلی آشنا باشه

00:33:31.713 --> 00:33:34.533
این حلقه ی یشم خانوادگی
تو ـه که بهت به ارث رسیده

00:33:34.533 --> 00:33:36.733
خیلی وقت پیش تو حلقه ی مادر رو گرو گذاشتی

00:33:36.733 --> 00:33:39.713
تا هزینه ی تعمیر دیوارهای شهر رو تامین کنی

00:33:39.713 --> 00:33:42.773
اون موقع تو عشق و ستایش
مردم ژنگ دینگ رو بدست آوردی

00:33:42.773 --> 00:33:47.443
حالا به نظر میرسه که اون
بیشتر شبیه یه رسوایی بوده

00:33:47.443 --> 00:33:50.973
بعد، تو از حلقه ی بچه برای خرید یه
قاتل واسه کشتن کسی استفاده کردی

00:33:50.973 --> 00:33:53.013
تو چنین معامله ی مخفی ای انجام دادی

00:33:53.013 --> 00:33:55.393
گائو ز، آدمی مثل تو

00:33:55.393 --> 00:33:58.993
واقعا صلاحیت داشتن حمایت
و ستایش مردم رو داره؟

00:33:58.993 --> 00:34:03.443
واقعا لیاقت دریافت عشق «چینگ یی» رو داره؟

00:34:15.383 --> 00:34:16.943
تمومش کنین

00:34:19.023 --> 00:34:21.923
ون دینگ، این چه کاریه که تو میکنی؟

00:34:21.923 --> 00:34:23.663
پدر زن

00:34:27.113 --> 00:34:29.333
تو به خوبی میدونی که «زی
لونگ» مهمون مهم و باارزش ماست

00:34:29.333 --> 00:34:32.693
فکر می کنم رفتار الان تو یه
اهانت و تعرض به مهمون ماست

00:34:32.693 --> 00:34:36.433
شما دچار سوء تفاهم شدین,
من فقط کمی بی حوصله بودم

00:34:36.433 --> 00:34:38.613
به همین خاطر خواستم از برادر
«زی لونگ» مهارت های رزمی یاد بگیرم

00:34:38.613 --> 00:34:40.433
یاد بگیری؟

00:34:41.353 --> 00:34:45.933
مهارت های رزمی برادر «ون دینگ» خیلی بالاست
من حریفشون نمیشم

00:34:47.333 --> 00:34:49.333
زی لونگ الان زخمی شده

00:34:49.333 --> 00:34:54.513
مبارزه الانت با اون به منزله ی
گرفتن مزیت و فرصت از اونـه

00:34:57.153 --> 00:34:59.233
دامادتون به اشتباهش واقفه و میفهمه

00:34:59.233 --> 00:35:03.263
برادر زی لونگ... لطفا عصبانیت منو ببخشین

00:35:04.003 --> 00:35:08.403
پدر زن, شما مشغول میزبانی
هستین, دامادتون فعلا مرخص میشه

00:35:14.173 --> 00:35:16.973
زی لونگ ... لطفا منو ببخش

00:35:32.363 --> 00:35:36.623
تو برو و از «چینگ یی»
در مورد «زی لونگ» بپرس

00:35:36.623 --> 00:35:40.343
اما مراقب باش و از «شیاهو جی» دوری کن

00:35:43.023 --> 00:35:45.383
ژنرال گائو

00:35:45.383 --> 00:35:47.363
ون دینگ، صبر کن

00:35:51.033 --> 00:35:52.593
چند لحظه پیش چه اتفاقی افتاد؟

00:35:52.593 --> 00:35:55.993
نکنه تو و «ژائو یون»
واقعا با هم اختلاف دارین؟

00:35:58.463 --> 00:36:03.263
من که قبلا هم گفتم... منو اون فقط داشتیم
یه رقابت میکردیم و چیزی یاد میگرفتیم

00:36:03.263 --> 00:36:05.623
من اینطور فکر نمیکنم

00:36:07.983 --> 00:36:11.683
من به هیچ وجه نمیخوام درگیر
کینه و دشمنی تو و اون بشم

00:36:11.683 --> 00:36:13.643
اما بهت یادآوری میکنم

00:36:13.643 --> 00:36:15.663
من الان با «ژائو یون» خیلی خوب رفتار میکنم

00:36:15.663 --> 00:36:19.503
تنها به این خاطر که میخوام محل
کتاب تاکتیک های نظامی رو پیدا کنم

00:36:19.503 --> 00:36:22.953
سعی نکن برام مشکل درست کنی

00:36:22.953 --> 00:36:27.113
اگه سعی کنی مار تو چمن رم بدی و باعث بشی
اون گوش به زنگ و هوشیار بشه

00:36:27.913 --> 00:36:30.843
ما همه چیز رو از دست
میدیم و هیچی نصیبمون نمیشه

00:36:33.943 --> 00:36:37.403
گائو ز ملاحظه ی حرفای پدر زن رو میکنه

00:36:45.799 --> 00:37:05.799
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:05.823 --> 00:37:07.683
نگرانی پدرم بی دلیل نبود

00:37:07.683 --> 00:37:10.123
گائو ز و «شیاهو جی» با هم تبانی کردن

00:37:10.123 --> 00:37:15.043
خوشبختانه من وارد عمارت فرمانداری نشدم
وگرنه با پای خودم تو دامشون میوفتادم

00:37:23.833 --> 00:37:25.593
چرا اون اینجاست و داره مرغ پخته میخوره؟

00:37:25.593 --> 00:37:28.173
اون اصلا پولی واسه همه
ی این وعده های غذایی داره؟

00:37:29.033 --> 00:37:31.253
برو سر کارت

00:37:35.983 --> 00:37:38.943
هی... دارم با تو حرف میزنم -
میدونم میخوای چی بگی -

00:37:38.943 --> 00:37:41.973
تو می ترسی من بدون دادن
پولت غذا بخورم, درسته؟

00:37:41.973 --> 00:37:45.623
ای آدم حقه باز -
بازم میدونم تو میخوای چی بگی -

00:37:45.623 --> 00:37:50.523
بزار بهت بگم ... تمام هزینه ی غذا و اقامت
من تو اینجا رو بانو «گونگ سون» پرداخت میکنه

00:37:50.523 --> 00:37:52.223
حالا دیگه برو -
تو داری چی میگی -

00:37:52.223 --> 00:37:54.183
اصلا اون قبول میکنه؟

00:37:54.183 --> 00:37:56.893
ای یااا ... فقط هر کاری
میگم بکن, اینقدر حرف نزن

00:37:56.893 --> 00:37:58.753
!برو گم شو

00:37:58.753 --> 00:38:01.503
خودم میدونم که اون قبول میکنه -
برو گم شو -

00:38:01.503 --> 00:38:02.923
... بزار بهت بگم, رئیسی مثل تو

00:38:02.923 --> 00:38:04.593
چطور میتونه بره دنبال تجارت و کسب و کار؟

00:38:04.593 --> 00:38:06.493
اینطوری نیست که نخوام پولت رو بدم

00:38:06.493 --> 00:38:08.233
یه نگاه به خودت بنداز

00:38:08.233 --> 00:38:10.143
بزار بهت بگم... من از این مطمئنم

00:38:10.143 --> 00:38:12.293
شماها چی کار میکنین؟

00:38:13.273 --> 00:38:18.633
بانو گونگ سون این آدم مفت خور تمام روزه
اومده و داره مفت و مجانی میخوره و مینوشه

00:38:18.633 --> 00:38:20.743
متوجه شدم

00:38:20.743 --> 00:38:24.583
تمام هزینه های آقـای «پانگ»
رو , بزارینش پای حساب من

00:38:24.583 --> 00:38:26.203
تو دیگه میتونی بری -
بله -

00:38:26.203 --> 00:38:27.833
شنیدی چی گفت؟.... شنیدی چی گفت؟

00:38:27.833 --> 00:38:31.953
برو دیگه... برو یکم برام شراب خوب بیار

00:38:33.153 --> 00:38:35.363
شاهزاده خانم ... شما درست به موقع اومدین

00:38:35.363 --> 00:38:37.483
و گرنه اونا میوفتادن دنبال
استراتژیست و متخصصتون

00:38:37.483 --> 00:38:39.823
اگر اینجا نبودم... چی؟

00:38:39.823 --> 00:38:41.243
من فکر میکنم اون از قبل
کاملا همه چیز رو حساب کرده

00:38:41.243 --> 00:38:45.233
به ما گفت بیاییم اینجا تا گولتون
بزنه و تمام پولتون رو خرج کنه

00:38:45.233 --> 00:38:47.873
این یکم پول اصلا برام مهم نیست

00:38:47.873 --> 00:38:51.283
آقـای پانگ، شما خوب غذا و نوشیدنی خوردین

00:38:51.283 --> 00:38:53.863
نکنه قصد دارین چیزی بهم بگین؟

00:38:53.863 --> 00:38:58.273
البته. البته. شاهزاده خانم

00:38:58.273 --> 00:39:04.093
ستاره های شب رو که دیدم, متوجه
شدم که ستاره ی شرقی در حال حرکته

00:39:04.093 --> 00:39:07.723
...با اینکه تو تاریکیه اما
میدرخشه, هر دو تاریک و روشن

00:39:07.723 --> 00:39:10.583
اینا رو قبلا گفتین

00:39:12.103 --> 00:39:14.093
رئیس

00:39:15.933 --> 00:39:17.843
!لی فی یان

00:39:18.783 --> 00:39:20.843
شاهزاده خانم بائو یو

00:39:23.003 --> 00:39:25.163
واقعا انتظار نداشتم اینجا ببینمت

00:39:25.163 --> 00:39:27.523
فی یان، چی شد اومدی اینجا؟

00:39:27.523 --> 00:39:29.393
...من

00:39:32.273 --> 00:39:34.993
...ایشون -
...ایشون -

00:39:34.993 --> 00:39:38.373
نگران من نباشین, اسم من پانگ مینگ تونگ ـه

00:39:38.373 --> 00:39:42.593
بهش توجهی نکن, تو اومدی
اینجا دنبال ژائو زی لونگ؟

00:39:49.023 --> 00:39:51.913
من اینجا دنبال «ژائو زی لونگ» نیومدم

00:39:51.913 --> 00:39:54.803
میفهمم... بریم طبقه ی بالا صحبت کنیم

00:39:56.439 --> 00:40:15.439
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:40:15.463 --> 00:40:19.323
دستیابی به موفقیت توی میدان جنگ واسه یه مرد
چیز مهمیه من نمیتونم همیشه همراه تو باشم

00:40:19.323 --> 00:40:24.783
اما اگه این لباس رو همیشه
بپوشی, مثل اینه که من همراهتم

00:40:24.783 --> 00:40:30.203
من امیدوارم این فقط یه لباس واسه میدون
جنگ نباشه بلکه یه طلسم محافظت هم باشه

00:40:36.803 --> 00:40:41.143
چینگ یی، میدونی وقتی قبول
کردم که به چانگ شان برگردم

00:40:41.143 --> 00:40:46.563
دلیل دیگه ای داشتم و اگه
واقعا حدسم درست باشه

00:40:46.563 --> 00:40:49.583
ما دو نفر چطور میتونیم ادامه بدیم؟

00:40:49.583 --> 00:40:53.243
تو فداکاری های زیادی برای من
کردی, چطور میتونم بهت خیانت کنم؟

00:40:53.243 --> 00:40:58.563
چینگ یی، من واقعا می ترسم که
در آینده یه وقت به قلبت صدمه بزنم