﻿WEBVTT

00:01:57.276 --> 00:02:17.276
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.300 --> 00:02:25.560
.:: خدا جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.510 --> 00:02:30.890
.:: قسمت سی و ششم ::.

00:02:33.260 --> 00:02:36.940
یوان شو از قبل برامون
200,000 کیسه غلات فرستاده

00:02:37.520 --> 00:02:41.100
به این امید که ما مانع اون
نشیم تا «لـیـو بـی» رو بکشه

00:02:41.120 --> 00:02:45.980
در حالی که امروز «لـیـو بـی» هم یه
نامه برام فرستاده و تقاضای کمک کرده

00:02:45.980 --> 00:02:47.580
چطور باید با این موضوع برخورد کنیم؟

00:02:47.580 --> 00:02:48.840
کاملا مشخصه

00:02:48.900 --> 00:02:51.300
به طور معمول «شو ژو»
یه ایالت مستقل و خود مختاره

00:02:51.340 --> 00:02:54.420
اگه «یوان شو» در کشتن «لیو بی» و
دستیابی به اهدافش در «شو ژو» موفق بشه

00:02:54.440 --> 00:02:55.960
اونوقت ما هم دیگه در امنیت نیستیم

00:02:55.960 --> 00:02:58.120
گفته های «گونگ تای» کاملا درسته

00:02:58.140 --> 00:02:59.660
پس با این حساب مارکیز ون میخوان که

00:02:59.680 --> 00:03:02.390
من برم و به «لیو بی» کمک کنم, با نیروهای
اون متحد بشم و به «جی لینگ» حمله کنم

00:03:02.390 --> 00:03:04.630
نـه، بهتره که ما وارد جنگ نشیم

00:03:04.650 --> 00:03:07.370
در حال حاضر ... فقط کافیه
«جی لینگ» دستوراتش رو صادر کنه

00:03:07.390 --> 00:03:10.190
بعد می ترسم «شیائو پی» به کلی از بین بره

00:03:10.210 --> 00:03:12.870
اگه اون زمان ما دخالت
نکنیم و نخوایم وارد جنگ بشیم

00:03:12.870 --> 00:03:15.570
می ترسم این امکان پذیر نباشه

00:03:15.590 --> 00:03:20.510
نگران نباش، من یه نقشه دارم که هم
«یوان» و هم «لیو»از من رنجیده خاطر نشن

00:03:33.420 --> 00:03:36.960
من معمولا در جنگیدن و مذاکره خیلی خوب نیستم
اما این راه حل خوبیه

00:03:37.000 --> 00:03:39.520
شما دو گروه میتونین به چهره من نگاه کنین

00:03:39.520 --> 00:03:42.540
و بگین چطور میخواین نیروهاتون
رو فرماندهی و هدایت کنین؟

00:03:47.620 --> 00:03:49.180
!نمیشـه

00:03:49.180 --> 00:03:51.120
من به نمایندگی از سرورم دستور دارم

00:03:51.160 --> 00:03:54.140
تا 100هزار سرباز یک دست و منظم رو
برای دستگیری خائن بزرگ به اینجا هدایت کنم

00:03:54.180 --> 00:03:56.480
اصلا دلیلی واسه توقف
سربازام و انجام کار دیگه هست؟

00:03:58.680 --> 00:04:00.900
تو جرات کردی برادر بزرگ
منو خائن بزرگ خطاب کنی

00:04:05.360 --> 00:04:07.480
توهین کردن بهش که خیلی آسون و ساده است

00:04:07.480 --> 00:04:10.520
چند لحظه بعدش هم می تونم

00:04:10.560 --> 00:04:13.660
سر تک تک شما رو از تنتون
جدا کنم و به سرورم پیش کش کنم

00:04:14.980 --> 00:04:17.760
!بیا دیگه حروم زا... ,
خودم سرتو از تنت جدا میکنم

00:04:17.810 --> 00:04:21.550
اینقدر عجول نباش ... بزار ببینیم
ژنرال «لـو» چه برنامه ای دارن

00:04:21.550 --> 00:04:24.510
واسه شماها وقت واسه جنگیدن زیاده

00:04:24.510 --> 00:04:27.970
فقط لازمه از اوردوگاه برین بیرون,
اونوقت میتونین با دل خوش تا آخر بجنگین

00:04:27.970 --> 00:04:30.530
اما اینجا اردوگاه و چادرهای منـه

00:04:30.530 --> 00:04:32.810
من رفتارهای توهین آمیز شما رو تحمل نمیکنم

00:04:48.480 --> 00:04:50.950
هلبرد منو بیارین - اطاعت - *
هلبرد : ترکیبی از نیزه و تبر زین *

00:05:05.860 --> 00:05:08.200
اگه شما دو گروه میخواین با هم
صلح کنین یا همدیگه رو بکشین

00:05:08.200 --> 00:05:10.540
پس همه چیز رو به خواست و اراده خدا بسپارین

00:05:10.560 --> 00:05:14.280
من یه برنامه دارم ... اجازه
بدین خدا تصمیم نهایی رو بگیره

00:05:27.240 --> 00:05:30.400
از دروازه اردوگاه تا چادر
بزرگ و محل اینجا 150 قدمـه

00:05:30.400 --> 00:05:33.740
اگه من بتونم با استفاده از یه تیر,
نقاشی کوچیک روی هلبرد خودمو بزنم

00:05:33.760 --> 00:05:37.200
شما دو گروه باید سربازاتون رو از
جنگیدن مرخص کنین و عقب بکشین

00:05:37.240 --> 00:05:42.300
اگه من نتونم اونو بزنم, شماها میتونین به اردوگاه
های خودتون برگردین و روی نقشه های جنگتون کار کنین

00:05:42.300 --> 00:05:45.260
هم نیست کی بمیره یا زنده بمونه,
اهمیتی نمیدم و سوالی هم نمیکنم

00:05:45.280 --> 00:05:49.620
اگه هر کدوم از دو گروه این
پیشنهاد و توصیه منو قبول نکنه

00:05:49.620 --> 00:05:51.880
من به گروه دیگه کمک میکنم

00:05:51.880 --> 00:05:53.620
و برای حمله باهاش متحد میشم

00:05:53.640 --> 00:05:56.760
جناب مارکیز ون حرفتون
منطقی و صحیحه ... خوبـه

00:05:56.760 --> 00:06:00.900
آدم باید مهارت تیراندازی فوق العاده ای
داشته باشه تا هدف 100 قدمی رو بزنه

00:06:00.940 --> 00:06:06.160
با وجود فاصله 150 قدمی الان حتی اگه «لـو بـو» بازوهای
قویی داشته باشه , بازم پیش بینیش سخته بتونه اونو بزنه

00:06:06.160 --> 00:06:08.560
چرا باهاش موافقت نکنم

00:06:08.560 --> 00:06:13.060
اگه اون نتونه به هدف بزنه,
میتونم با خیال راحت اونا رو بکشم

00:06:13.060 --> 00:06:17.260
خوبـه ... منم به توصیه مارکیز ون گوش میکنم

00:06:26.330 --> 00:06:29.370
این «لـو بـو» احمق,
اگرچه آدم ماهر و تواناییه

00:06:29.410 --> 00:06:32.970
اما این بار، می ترسم به خودش
بیش از حد مغرور شده باشه

00:06:37.750 --> 00:06:43.670
اگه اون موفق نشه, جنگ بزرگی رخ میده

00:06:43.670 --> 00:06:46.850
امیدوارم چشمای تیزی داشته باشه و اونو بزنه

00:07:22.990 --> 00:07:24.270
!بخور به هدف

00:07:35.190 --> 00:07:42.050
آره... آره  ... آره ... آره

00:07:43.750 --> 00:07:47.290
خدایان امیدوارن که شما
دو جناح متارکه و صلح کنین

00:07:47.610 --> 00:07:50.430
هیچ کس نباید از این فرمان الهی سرپیچی کنه

00:07:51.070 --> 00:07:54.180
مارکیز ون ... شما حقیقتا
جنگجویی خدایی و مقدس هستین

00:07:54.180 --> 00:07:56.300
من شما رو تحسین میکنم

00:08:03.260 --> 00:08:05.700
این «لـو بـو» هم جدا خیلی کارش عالی نیست؟

00:08:05.720 --> 00:08:10.020
همه این کارها رو فقط با کشیدن یه زه
کمان کرد بدون استفاده از حتی یه دونه سرباز

00:08:10.020 --> 00:08:11.340
جی لینگ رو مجبور کرد عقب نشینی کنه

00:08:11.360 --> 00:08:12.440
این حالا کار بزرگیه؟

00:08:12.480 --> 00:08:15.180
واسه برادر بزرگ, صد یا صد
و پنجاه قدم که اصلا چیزی نیست

00:08:15.230 --> 00:08:16.850
حتی سیصد قدم هم ساده و بچه بازیه

00:08:16.850 --> 00:08:19.390
شی می ... اینقدر لاف نزن

00:08:19.430 --> 00:08:20.750
من فقط حقیقت رو گفتم

00:08:20.770 --> 00:08:22.710
لیو بی الان در حال رفتن به «شیائو پی» ـه

00:08:22.730 --> 00:08:25.450
چطوری باید اونو اونجا پیدا کنیم؟

00:08:26.050 --> 00:08:28.830
این اصلا نمیشه ... بعد این همه بدبختی و
مشکلاتی که واسه نجات «زی لونگ» کشیدم

00:08:28.870 --> 00:08:30.610
البته که «زی لونگ» مجبوره
همراه من به «یو ژو» برگرده

00:08:30.630 --> 00:08:31.870
تو «زی لونگ» رو نجات دادی؟

00:08:31.870 --> 00:08:35.190
پس ممکنه از شاهزاده خانم
بپرسم, دقیقا چه کاری انجام دادن؟

00:08:35.230 --> 00:08:38.090
من ...من حداقل تسلیم نشدم و نرفتم

00:08:38.090 --> 00:08:40.530
من به چانگ شان اومدم و
جناب «پانگ» رو ملاقات کردم

00:08:40.570 --> 00:08:45.070
بعد از کلی مشکلات و سختی ها تونستم نجات
«زی لونگ» رو از دست «شیاهو جی» مدیریت کنم

00:08:45.130 --> 00:08:47.230
به همین خاطره که الان
میتونیم اینجا مخفی بشیم

00:08:47.250 --> 00:08:48.130
... تو خب

00:08:48.170 --> 00:08:50.190
همیشه سعی میکنی تمام اعتبار
و کارها رو به خودت نسبت بدی

00:08:50.210 --> 00:08:52.710
در هر صورت ... ما به «یو ژو» نمیاییم

00:08:52.710 --> 00:08:56.170
تـو ... تو الان دیگه خیالت راحت باشه

00:08:56.170 --> 00:08:59.770
اگه «زی لونگ» قبول کنه که با من به «یو ژو» برگرده من قطعا
مطمئن میشم که پدرم اونو تو پست و وقعیت مهمی قرار میده

00:08:59.770 --> 00:09:03.130
از لطف و سخاوتمندی شاهزاده خانم خیلی
ممنونیم, اما ژائو زی لونگ اینو قبول نمیکنه

00:09:03.130 --> 00:09:04.750
چرا تو داری جای اون حرف میزنی؟

00:09:04.750 --> 00:09:06.770
پس چرا تو داری از طرف
«گونگ سون زان» حرف میزنی؟

00:09:06.810 --> 00:09:08.490
چون من دخترشم

00:09:09.040 --> 00:09:10.880
استاد پانگ، هیچ کس حرف منو باور نمیکنه

00:09:10.880 --> 00:09:13.320
شما توانایی زیادی دارین,
میشه اینجا یه پیشگویی کنین

00:09:13.320 --> 00:09:14.900
و ببینین من دروغ میگم یا نه؟

00:09:15.310 --> 00:09:16.950
شاهزاده خانم خودتون رو اذیت نکنین

00:09:16.990 --> 00:09:17.970
شاهزاده

00:09:17.970 --> 00:09:20.430
موضوع بردن «زی لونگ»
به «یو ژو» رو بزارین کنار

00:09:20.430 --> 00:09:22.810
شیائو پی هم مسلما جایی نیست که اون بره

00:09:22.850 --> 00:09:25.600
لـرد «لیو» از شیائو پی رفته؟

00:09:25.670 --> 00:09:28.650
بله ... داشتم صحبتم رو تموم میکردم
که اونا پریدن وسط و حرفم رو قطع کردن

00:09:28.670 --> 00:09:31.650
با این حساب ... الان
وضعیت و شرایط تغییر کرده؟

00:09:31.650 --> 00:09:36.330
بله ... این مسئله با «ژانگ فی» در ارتباطـه

00:09:36.350 --> 00:09:40.030
ژانگ فی آدم بی پروایی ـه. اون خودش رو به عنوان
یه راهزن جا میزنه و اسب «لـو بـو» رو می دزده

00:09:40.030 --> 00:09:41.990
لـو بـو هم نمیخواسته اونو
همینجوری به حال خودش رها کنه

00:09:42.010 --> 00:09:45.170
ژانگ فی و «لـو بـو» با هم وارد مبارزه میشن و بعد از
صد دور ضربه و مبارزه اونم بدون مشخص شدن فرد پیروز

00:09:45.210 --> 00:09:48.450
اون موقع بود که «لیو بی»
تصمیم گرفت که مشکل رو حل کنه

00:09:48.490 --> 00:09:51.190
اما «لـو بـو» قبلا به حرفای
«چن گونگ» گوش کرده بوده

00:09:51.230 --> 00:09:53.530
تا «لیو بی» رو بکشه و جلوی هر
گونه مشکلی احتمالی در آینده رو بگیره

00:09:53.550 --> 00:09:56.830
سربازای «لیو بی» که الان
تعدادشون خیلی کمتر از «لـو بـو» ـه

00:09:56.890 --> 00:09:58.110
بله ... درست گفتی

00:09:58.110 --> 00:10:01.530
درسته که اون ارتش بزرگی
نداره, اما میتونه از دیگران کمک بگیره

00:10:01.530 --> 00:10:06.550
لـو بـو خیلی وقته که با «سائو سائو» دشمنی داره و در حال رقابتن
لیو بی هم میره و برای «سائو سائو» سوگند وفاداری و اتحاد میخوره

00:10:06.550 --> 00:10:09.730
و ارتش متحد «لـیـو و
سائو» با هم وارد جنگ میشن

00:10:09.750 --> 00:10:12.310
اگه لـرد «شوان دا» نیروهاش
رو با «سائو سائو» متحد کرده باشه

00:10:12.330 --> 00:10:14.880
اهمیتی نداره که چقدر مهارت و توانایی داره

00:10:14.880 --> 00:10:17.600
لـو بـو هیچ شانسی برای
مقاومت در برابرشون نداره

00:10:17.650 --> 00:10:19.910
بله ... ژنرال «ژائو» دقیقا درست گفتین

00:10:19.910 --> 00:10:23.490
لـو بـو اگرچه چنگجویی بی
نظیر ـه, اما خرد چندانی نداره

00:10:23.490 --> 00:10:26.570
سائو سائو چی؟ اون یه استراتژیست و با تدبیره

00:10:26.570 --> 00:10:29.960
ارتش متحد «لـیـو و سائو» بعد از
پایان مدت جنگ «شو ژو» رو گرفتن

00:10:29.960 --> 00:10:33.270
لـو بـو الان توی «شیا پی» به دام افتاده

00:10:35.360 --> 00:10:41.860
فرار کنین ... فرار کنین

00:11:02.480 --> 00:11:05.900
بانوی جوان ... اصلا خب
نیست ....اصلا خوب نیست

00:11:05.960 --> 00:11:08.480
وقتی «لـو بـو» با تمام توان در حال
مبارزه بوده, دروازه ی شهر شکسته شده؟

00:11:08.480 --> 00:11:11.520
نـه ... لـو بـو دستگیر شده

00:11:19.070 --> 00:11:21.070
لـو بـو خرگوش قرمز رو داره * اسب لـو بـو به
خاطر چابکی و موی قرمزش به این نام مشهور بوده *

00:11:21.530 --> 00:11:23.850
و هلبرد «برافروزنده آسمان» رو هم داره

00:11:24.590 --> 00:11:26.730
حتی اگه شهر شکست بخوره و از دست بره

00:11:27.810 --> 00:11:30.420
اون بازم میتونه حصار دشمن رو بشکنه

00:11:30.420 --> 00:11:32.840
با شجاعت و قدرت بی نظیری که اون داره

00:11:33.700 --> 00:11:36.020
چطوری به این راحتی دستگیر شده؟

00:11:36.720 --> 00:11:40.580
شنیدم که ژنرال زیردستش «هو چنگ»
بهش خیانت کرده و به «سائو سائو» پیوسته

00:11:40.620 --> 00:11:43.400
اول اسب مو قرمز و هلبرد «برافروزنده
ی آسمان» رو از «لـو بـو» به سرقت میبره

00:11:43.440 --> 00:11:46.700
بعد اونو اینجوری به دام
میندازه و دستگیرش میکنه

00:11:56.900 --> 00:12:00.600
!دست نگه دارین ... نباید کسی رو بکشین

00:12:05.320 --> 00:12:07.870
فرار کنین ... فرار کنین

00:12:07.870 --> 00:12:10.810
زودباشین فرار کنین ... زودباشین فرار کنین

00:12:10.810 --> 00:12:12.410
فرار کنین

00:12:13.910 --> 00:12:15.350
بیایین سریع فرار کنیم

00:12:22.380 --> 00:12:24.000
همتون وایستین و خوب به حرفام گوش کنین

00:12:24.000 --> 00:12:25.900
اگه جرات کنین و مردم عادی رو بکشین

00:12:25.960 --> 00:12:28.060
!منو سرزنش نکنین بدون
تامل سر و دستاتون رو قطع کنم

00:12:33.850 --> 00:12:35.830
!همتون پراکنده بشین

00:12:37.500 --> 00:12:41.620
زودباشین بریم ...زودباشین بریم

00:12:46.686 --> 00:12:48.826
خانواده «یوان شائو» در چهار
نسل اخیر سه «لـرد» داشتن

00:12:49.526 --> 00:12:52.006
اونم به خاطر بخشش و سخاوتمندی امپراتور بوده

00:12:53.026 --> 00:12:55.766
اون باید قدردان باشه و خودش
رو وقف خدمت به کشور کنه

00:12:57.506 --> 00:13:00.446
اما تنها نگرانیش گسترش قدرتشـه

00:13:03.446 --> 00:13:06.766
سون جیان یه زمان ترسناکترین جنگجو بود

00:13:06.766 --> 00:13:09.836
زمان قیام و شورش علیه دونگ ژو

00:13:09.836 --> 00:13:12.236
اون هم بخشی از اتحاد
18 جنگسالار فئودالی بود

00:13:14.326 --> 00:13:15.926
اما اون

00:13:17.606 --> 00:13:20.806
اما اون مهر سلطنتی رو به سرقت برد

00:13:20.866 --> 00:13:25.786
به خصوص سائو سائو .... یه زمانی اونا
قهرمان هایی بزرگ و دوستانی وفادار بودن

00:13:27.306 --> 00:13:29.886
چطور میتونه اون به چنین قصاب
و آدم کش خونریزی تبدیل بشه؟

00:13:29.926 --> 00:13:31.746
بانوی جوان

00:13:33.186 --> 00:13:35.666
همه ی اونا یه زمانی ستون
های این ملت و سرزمین بودن

00:13:35.666 --> 00:13:38.586
چرا همه ی اونا یه دفعه تبدیل
به یه مشت قصاب و دزد شدن؟

00:13:38.606 --> 00:13:41.846
چرا؟ ... چرا؟

00:13:44.146 --> 00:13:46.226
چرا مدام همه چیز  کثیف و کثیف تر میشه

00:13:46.266 --> 00:13:48.386
مردم عادی مدام باید سختی بکشن

00:13:48.386 --> 00:13:51.406
بانوی جوان ... دیگه بهش فکر نکنین

00:13:51.406 --> 00:13:55.366
اینا چیزایی نیستن که شما به
عنوان یه زن جوون بهش فکر کنین

00:14:04.382 --> 00:14:05.722
!زانو بزن

00:14:05.722 --> 00:14:07.222
!زانو بزن

00:14:16.382 --> 00:14:21.022
شوان دا ... تو الان یه مهمونی

00:14:21.042 --> 00:14:23.022
منم یه زندانی ام

00:14:23.022 --> 00:14:25.102
ازت خواهش میکنم تو این وضعیت طرف منو بگیری

00:14:37.952 --> 00:14:40.232
الان منو محکم بستن

00:14:40.252 --> 00:14:42.872
درد تمام بدنم غیر قابل تحمله

00:14:44.032 --> 00:14:47.752
چطور میتونیم یه ببر رو با طناب نبندیم؟

00:14:47.792 --> 00:14:50.532
شخصی که ازش می ترسی منم

00:14:50.572 --> 00:14:53.752
حالا من تسلیم شدم و گرفتین منو

00:14:54.152 --> 00:14:57.512
اگه اجازه بدی به نیروهای پیشگامت ملحق بشم

00:14:57.512 --> 00:15:01.892
مطمئن باش در جنگ ها برات
میجنگم و کمکت میکنم جهان رو فتح کنی

00:15:03.432 --> 00:15:05.452
لـرد شوان دا

00:15:05.452 --> 00:15:07.992
تو چی فکر میکنی؟

00:15:12.272 --> 00:15:14.302
نمیدونم شما این موضوع رو فراموش کردین که

00:15:14.302 --> 00:15:18.452
لـو بـو یه زمانی واسه «دینگ یوان»
و «دونگ ژو» هم خدمت میکرد؟

00:15:21.482 --> 00:15:22.722
!افراد

00:15:22.722 --> 00:15:27.642
لـو بـو رو از دروازه های شهر بیرون
ببرین, ببندینش و سرشو از تنش جدا کنین

00:15:27.642 --> 00:15:28.642
اطاعت

00:15:28.642 --> 00:15:30.222
تکون نخور

00:15:33.802 --> 00:15:37.932
خائن بزرگ ! تو یه آدم نمک نشناسی
* توهین به لیو بی *

00:15:37.932 --> 00:15:42.052
فراموش کردی اون موقع چطور من با تیر اندازی
به هلبرد «برافروزنده ی آسمان» بهت کمک کردم؟

00:15:50.672 --> 00:15:53.632
لـو بـو, تو یه آدم بزدل و ترسویی,
... چرا از مرگ می ترسی؟

00:15:53.632 --> 00:15:55.492
ببرینش پایین -
!اطاعت -

00:15:55.492 --> 00:15:59.202
حرکت کن ... حرکت کن

00:15:59.202 --> 00:16:02.282
زانو بزن ... زانو بزن

00:16:03.462 --> 00:16:07.882
این آدم خیلی آشنا به نظر میرسه

00:16:07.882 --> 00:16:10.762
ما همدیگه رو توی «پو یانگ» دیدیم

00:16:10.782 --> 00:16:15.802
هیچ وقت فراموش نمیکنم, فقط احساس تاسف میکنم

00:16:19.702 --> 00:16:23.182
از قرار معلوم هنوز به خاطر داری

00:16:23.642 --> 00:16:29.222
از چی تاسف میخوری؟

00:16:30.542 --> 00:16:33.582
تاسف میخورم که آتیشی که اون
روز برافروخته شد خیلی کوچیک بود

00:16:33.602 --> 00:16:36.602
!تا خائنی مثل تو رو بسوزونه و بکشه

00:16:37.662 --> 00:16:39.522
لـرد «سائو» لطفا صبر کنین

00:16:40.862 --> 00:16:46.502
لـرد سائو ... وفاداری «ژانگ
لیائو» مشهور و شناخته شده است

00:16:46.522 --> 00:16:49.802
من حاضرم این رو با زندگی خودم ضمانت کنم

00:16:55.052 --> 00:16:58.212
چطور میتونم ندونم که تو
چقدر آدم وفاداری هستی؟

00:16:58.212 --> 00:17:00.012
کار الانم

00:17:00.012 --> 00:17:03.132
فقط یه شوخی بیشتر نبود

00:17:05.922 --> 00:17:08.722
عجله کنین ... طناب های اونو باز کنین

00:17:08.722 --> 00:17:10.122
اطاعت

00:17:18.182 --> 00:17:21.582
لـرد سائو ... چنین ذهن باز و روشنی دارن

00:17:21.602 --> 00:17:26.222
نفرت رو با فضیلت و وفاداری تلافی
میکنم ... حاضرم مطیع و زیردستتون باشم

00:17:28.602 --> 00:17:30.242
خوبـه

00:17:47.402 --> 00:17:49.002
!ولم کنین

00:17:49.022 --> 00:17:51.082
!خودم این کار رو میکنم

00:19:10.782 --> 00:19:14.742
بانوی جوان, به زودی نیروهای
«سائو سائو» این اقامتگاه رو پیدا میکنن

00:19:14.782 --> 00:19:17.622
ما باید خیلی سریع یه جا
واسه مخفی شدن پیدا کنیم

00:19:17.682 --> 00:19:19.562
تو برو زودتر وسایل رو جمع کن

00:19:19.562 --> 00:19:20.482
بله

00:19:20.482 --> 00:19:22.942
من به زمین های بالای چینگ یینگ میرم

00:19:23.522 --> 00:19:24.922
زمین های بالای چینگ یین؟

00:19:24.942 --> 00:19:27.222
لـو بـو واسه نیروهای خوبی خدمت نمیکرد

00:19:28.842 --> 00:19:31.382
به همین دلیل یه قهرمان نبود

00:19:34.022 --> 00:19:36.582
اما منو دوست داشت

00:19:38.202 --> 00:19:40.262
حالا اون مرده

00:19:40.262 --> 00:19:44.442
همه ی کاری که میتونم براش انجام بدم اینه
که براش آهنگی بزنم و باهاش خداحافظی کنم

00:19:53.162 --> 00:19:57.062
این دو شیء الهی و محافظ رو ما
از محل اقامت «لـو بـو» پیدا کردیم

00:20:23.282 --> 00:20:28.022
شمشیر چینگ گانگ ..... شمشیر یی تیان

00:20:28.022 --> 00:20:34.942
از «دونگ ژو» تا «لـو بـو»,
حالا سرانجام به من رسیدن

00:20:39.522 --> 00:20:40.902
خوبـه

00:22:48.792 --> 00:22:51.522
جیرجیرک ... جیرجیرک

00:22:51.562 --> 00:22:55.602
منو تو هر دو یه اسم رو داریم
تو بیشتر از 10 سال توی خاک عمیق مخفی میشی

00:22:55.602 --> 00:22:59.252
اما فقط واسه چند ماه به یه
جیرجیرک دشتی واقعی تبدیل میشی

00:22:59.272 --> 00:23:02.752
با این حال این شکوه و جلال
کوتاه مدت تمام زندگیت ـه

00:23:32.772 --> 00:23:37.372
جیرجیرک ... جیرجیرک ...تمام زندگیت

00:23:37.372 --> 00:23:40.092
تو فقط میخندی و جیرجیر میکنی

00:23:41.372 --> 00:23:43.292
صدا و جیرجیری که داری

00:23:43.792 --> 00:23:46.832
هر چند نمیتونه حلول و
تجلی این جهان رو تغییر بده

00:23:47.472 --> 00:23:50.072
اما حداقل باعث میشه همه تو این دنیا بدونن

00:23:50.652 --> 00:23:52.752
که توی این تابستون بوده

00:23:53.592 --> 00:23:55.872
که تو اومدی

00:24:15.848 --> 00:24:25.848
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:25.872 --> 00:24:28.852
الان دنیا تو هرج و مرج و آشوبـه

00:24:29.432 --> 00:24:30.347
به این خاطر که امپراتورمون ضعیفـه

00:24:41.376 --> 00:24:43.396
خانم دیائو چان

00:24:44.176 --> 00:24:47.536
شما به خاطر سلسله هان
خودتون رو قربانی کردین

00:24:47.536 --> 00:24:51.556
من ایمان دارم که تا نسل ها اسم
شما باقی میمونه و همه اونو میشنون

00:24:51.576 --> 00:24:54.316
زیر این آسمون ... افراد وفادار

00:24:54.316 --> 00:24:57.476
و سربازان شجاعی بودن که همگی
بدست «دونگ ژو» شکست خوردن

00:24:57.476 --> 00:25:00.336
فقط «دیائو چان» تونست
ما رو از شر اون خلاص کنه

00:25:00.356 --> 00:25:03.316
خانم «دیائو چان»، شما واسه خلاص
شدن از دست چنین مرد شوم و پلیدی

00:25:03.336 --> 00:25:07.916
عفت و پاکدامنی خودتون رو کنار گذاشتین
و خودتون رو در معرض خطر قرار دادین

00:25:07.936 --> 00:25:10.416
واقعا این کارتون تحسین
برانگیز و قابل ستایشـه

00:25:10.416 --> 00:25:13.856
من شنیدم خانم «دیائو چان» درست
مثل پری های آسمونی خوشگل و زیبا بوده

00:25:14.896 --> 00:25:16.996
برادر تو قبلا اونو دیدی؟

00:25:17.036 --> 00:25:19.166
ما یه بار فرصت ملاقات با همدیگه رو داشتیم

00:25:19.176 --> 00:25:21.516
خانم «دیائو چان» نه تنها زیبا بود

00:25:21.516 --> 00:25:25.336
بلکه خیلی برازنده و مهربون هم بود

00:25:28.956 --> 00:25:30.396
پس جای تعجبی نداره که

00:25:30.396 --> 00:25:35.376
دونگ ژو و «لـو بـو» زندگیشون رو
به خاطر شخص زیبایی مثل اون دادن

00:25:36.796 --> 00:25:40.496
خانم «دیائو چان»، اگر چه یه زن بیشتر نبود

00:25:40.496 --> 00:25:43.116
اما قلبش واسه دنیا می تپید

00:25:43.116 --> 00:25:46.316
دیائو چان تو اون وضعیت برای
«لـو بـو» با سنتور آهنگ می نواخته

00:25:46.336 --> 00:25:49.376
و همه نگرانی های مردم رو دور میریخته

00:25:49.376 --> 00:25:50.576
بله

00:25:50.596 --> 00:25:56.576
اون چنین فرد مهربون وشایسته ای بود احتمالا
مردهای زیادی نمیتونن قابل مقایسه با اون باشن

00:25:56.576 --> 00:26:00.656
حالا دنیا تو آشوب و هرج و مرجه و
لـرد های فئودالی سر قدرت دارن میجنگن

00:26:00.656 --> 00:26:02.236
هر کسی اهداف شوم خودش رو داره

00:26:02.236 --> 00:26:06.336
اون زمان من شمشیر های «چینگ گانگ
و یی تیان» رو به «وانگ یون» سپردم

00:26:06.376 --> 00:26:08.996
تا اونا توی خلاص شدن از
شر «دونگ ژو» کمکش کنن

00:26:10.026 --> 00:26:11.856
بعد اونا افتادن تو دستای لـو بـو

00:26:11.856 --> 00:26:15.246
تصور نمیکردم اونم مرد صالح و درستکاری نباشه

00:26:16.196 --> 00:26:19.556
اما «سائو سائو» هم مرد
خیرخواه و درستکاری نیست

00:26:19.576 --> 00:26:23.076
حالا اون سلاح های الهی بدست اون افتاده

00:26:23.096 --> 00:26:26.976
از این می ترسم که دربار
دوباره دچار فاجعه بشه

00:26:28.196 --> 00:26:31.996
شی می ... چیزایی که تو گفتی,
دقیقا همون چیزاییه که منم نگرانشم

00:26:32.576 --> 00:26:36.156
با این حال، این جنگ هرگز متوقف نمیشه

00:26:36.156 --> 00:26:39.476
من فقط امیدوارم یه رهبر عاقل و حکیم

00:26:39.476 --> 00:26:43.576
بتونه دنیا رو هدایت کنه و از
سلسله هان و مردم محافظت کنه

00:26:43.596 --> 00:26:46.456
اینطوری همه ی اونا میتونن دور از
نگرانی های مدام هر روزه زندگی کنن

00:27:07.916 --> 00:27:09.496
پدر زن

00:27:12.716 --> 00:27:16.036
چینگ یی رو دیدی؟ حالش چطور بود؟

00:27:16.996 --> 00:27:18.876
چینگ یی نمیخواد منو ببینـه

00:27:18.916 --> 00:27:20.916
از «شی یان» شنیدم که میگفت

00:27:20.916 --> 00:27:24.436
از بعد رفتن «ژائو یون» چینگ یی
اصلا غذا نخورده و خیلی ضعیف شده

00:27:24.436 --> 00:27:28.116
این بچه هیچ وقت نمیتونه
ببینه چی مهمه و چی نیست

00:27:28.616 --> 00:27:33.596
فقط یه «ژائو یون» بدردنخور
ارزش نداره خودش رو اینقدر به خاطرش عذاب بده

00:27:35.336 --> 00:27:36.756
فراموشش کن

00:27:37.196 --> 00:27:40.296
اینا فقط اثرات موندگار و بی ارزش عشقـه

00:27:40.296 --> 00:27:43.136
توی دنیایی که هر کس داره واسه خودش میجنگه

00:27:43.156 --> 00:27:45.676
این نگرانیه مهم و جدی ای نیست

00:27:47.236 --> 00:27:50.116
شما هیچ خبری از پایتخت دریافت کردین؟

00:27:51.786 --> 00:27:53.686
من فقط یه گزارش سری
از یه جاسوس به دستم رسیده

00:27:53.686 --> 00:27:55.866
ضاهرا «لـو بـو» توی شو ژو دستگیر شده

00:27:55.866 --> 00:27:57.446
و بعد کشته شده

00:27:57.446 --> 00:27:59.086
منم این خبر رو شنیدم

00:27:59.136 --> 00:28:02.636
لـو بـو یه جنگجوی بزرگ و مشهوری
بود که زیردستای قدرتمندی هم داشت

00:28:02.636 --> 00:28:04.896
چطور توی چنین راه و سرنوشتی افتاد؟

00:28:05.496 --> 00:28:10.536
لیو بی و «سائو سائو»، نیروهاشون رو
متحد کرده بودن لـو بـو حریف اونها نمیشد

00:28:10.536 --> 00:28:14.916
فکرش رو بکن ... خیلی وقت نیست که «لـو بـو» به
«لیو بی» کمک کرد تا «جی لینگ» ارتشش رو عقب بکشه

00:28:14.936 --> 00:28:19.656
و «سائو سائو» مدتها بود که
علیه «لیو بی» قرار گرفته بود

00:28:20.136 --> 00:28:24.676
کی فکرش رو میکرد اون
دو نفر با همدیگه متحد بشن

00:28:25.856 --> 00:28:29.536
این لـرد های فئودالی مدام در تمام مدت
به هم میپیوندن و اتحادشون رو میشکنن

00:28:29.536 --> 00:28:32.416
امروز باهات مثل برادرن

00:28:32.436 --> 00:28:34.176
اما فردا

00:28:34.176 --> 00:28:37.045
ممکنه همدیگه رو توی
میدون جنگ علیه هم ببینیم

00:28:37.070 --> 00:28:38.245
نکنه شما به من اعتماد ندارین؟؟

00:28:39.268 --> 00:28:41.808
اون «ژائو یون» واقعا
جاسوس «گونگ سون زان» بود

00:28:41.828 --> 00:28:45.008
نگه داشتن اون اینجا, باعث دعوت
مشکل و ایجاد دردسر برای اینجا می شد

00:28:45.008 --> 00:28:49.308
از دست دادن «ژائو یون» به معنای
از دست دادن کتاب تاکتیک های نظامیـه

00:28:49.348 --> 00:28:54.748
ون دینگ، تو میدونی اون کتاب
تاکتیک های نظامی چقدر برای من مهمه

00:28:55.908 --> 00:28:58.348
البته که میدونم

00:28:58.368 --> 00:29:02.328
راستش ... گرفتن «ژائو یون» خیلی هم سخت نیست

00:29:03.048 --> 00:29:07.808
من نقشه ای دارم که میتونیم
«ژائو یون» رو زنده بگیریم

00:29:23.778 --> 00:29:27.278
ازم دزدی نکنین ... من هیچ پولی ندارم -
بسه ...بسه ... منم بابا -

00:29:27.278 --> 00:29:29.318
چرا به این راحتی می ترسی؟

00:29:30.418 --> 00:29:32.358
... شاهزاده گونگ سون شما

00:29:32.418 --> 00:29:33.298
... شما

00:29:33.358 --> 00:29:37.098
شما چی؟ نکنه بهم مشکوکی که جاسوسم؟

00:29:37.098 --> 00:29:40.398
من شنیدم - شنیدی ... شنیدی
... اصلا از مغزت استفاده کردی؟

00:29:40.398 --> 00:29:43.278
نکنه بانوی تو هم در بی گناهی
«ژائو زی لونگ» شک داره؟

00:29:43.278 --> 00:29:45.858
...بانوی جوان ... اون -
کافیه ... بانوی جوانت کجاست؟ -

00:29:45.858 --> 00:29:47.438
میخوام ببینمش

00:29:47.908 --> 00:29:53.338
فکر کنم کار سختیه ... بانوی جوان الان از لحاظ جسمی
خیلی ضعیف شده و اربـاب هم خیلی مراقب و سخت گیره

00:29:53.338 --> 00:29:55.338
می ترسم براش سخت باشه تا عمارت رو ترک کنه

00:29:55.942 --> 00:29:58.062
من یه راه دارم

00:29:58.062 --> 00:30:00.282
بیا اول یه جا واسه استراحت پیدا کنیم

00:30:00.342 --> 00:30:01.882
ما به عمارت شیاهو میریم

00:30:14.112 --> 00:30:16.582
خانم «شی یان»، ایشون...؟

00:30:16.582 --> 00:30:19.242
ایشون طبیبی هستن که من
واسه درمان بانو با خودم آوردم

00:30:19.242 --> 00:30:20.422
از کجا اونو پیدا کردی؟

00:30:20.462 --> 00:30:22.522
چرا اون به نظر ناآشنا میاد؟

00:30:22.562 --> 00:30:24.852
تمام اون آدمای قبلی اومدن و بانو رو دیدن

00:30:24.852 --> 00:30:26.762
اما حالشون اصلا خوب نشد

00:30:30.742 --> 00:30:33.402
دیگه کافیه ... برو کنار درمان و
بهبودی بانوی جوان خیلی مهمتر و فوریـه

00:30:33.402 --> 00:30:36.842
بله ... بفرمایین

00:30:43.752 --> 00:30:45.352
از این طرف

00:30:53.752 --> 00:30:55.432
بانوی جوان

00:31:00.152 --> 00:31:03.912
شی یان، بهت نگفتم که دیگه
نمیخوام هیچ طبیبی رو ببینم؟

00:31:04.402 --> 00:31:07.222
بانوی جوان .. دقیق تر
نگاه کنین, ایشون کی هستن؟

00:31:11.122 --> 00:31:12.662
منم

00:31:15.722 --> 00:31:17.622
گونگ سون بائو یو؟

00:31:21.322 --> 00:31:24.702
چی شده؟ حتی نمیخوای منو "«خواهر»" صدا کنی
به همین سادگی منو با اسم صدا میکنی

00:31:24.702 --> 00:31:28.802
یا شاید میخوای منو نگه داری و چند باری فریاد
بزنی بیرون تا بیان و منو تو خونه دستگیر کنن

00:31:32.532 --> 00:31:34.622
خیله خب ... پس بانوی
جوان, شما باهم صحبت کنین

00:31:34.622 --> 00:31:36.522
من میرم بیرون اتاق مراقب باشم

00:31:42.532 --> 00:31:45.212
خواهر «بائو یو», همونطور که گفتن و
انتظار میرفت ... تو واقعا به چانگ شان اومدی

00:31:45.232 --> 00:31:47.332
و حتی همراه «ژائو زی لونگ» هم هستم

00:31:47.332 --> 00:31:48.512
واقعا؟

00:31:48.552 --> 00:31:50.552
زی لونگ الان کجاست؟

00:31:51.282 --> 00:31:53.562
برام خوب نیست که اینو بهت بگم

00:31:56.922 --> 00:31:59.962
خب من ... درسته که از
طرز رفتار پدرت خوشم نمیاد

00:32:00.002 --> 00:32:02.682
اما از اونجایی که ما خواهریم

00:32:02.722 --> 00:32:05.062
نتونستم دیگه تحمل کنم و به دیدنت اومدم

00:32:05.692 --> 00:32:07.972
زی لونگ بهت گفت بیای؟

00:32:08.332 --> 00:32:09.732
اون چیزی نمیدونه

00:32:09.772 --> 00:32:11.252
اما ترسیدم که اون نگرانت بشه

00:32:11.252 --> 00:32:14.312
ترسیدم اگه من نیام
دیدنت, اون خودش بیاد اینجا

00:32:18.762 --> 00:32:21.962
ترجیح میدادم خودش میومد
اینجا و همه چیز رو روشن میکرد

00:32:25.922 --> 00:32:28.862
تو فکر نمیکنی به قدر کافی
به «زی لونگ» صدمه زدی؟

00:32:28.882 --> 00:32:31.182
تمام این مکان و جا تحت کنترل پدر تو ـه

00:32:31.182 --> 00:32:33.862
زی لونگ میومد اینجا , ...
خودش رو تو تله مینداخت

00:32:35.712 --> 00:32:37.692
زی لونگ حالش خوبه؟

00:32:38.872 --> 00:32:41.912
نگران نباش ... تا من اینجام
«زی لونگ» کاملا در امنیتـه

00:32:41.912 --> 00:32:45.672
اما یکی از افرادش که
همراهش بود بشدت زخمی شده

00:32:45.692 --> 00:32:50.572
اینطور که من میبینم, تمام اینا از خیلی وقت
پیش توسط پدرت و «گائو ز» برنامه ریزی شده بوده

00:32:51.792 --> 00:32:52.632
اینطوری نیست

00:32:52.692 --> 00:32:55.592
پدرم و «گائو ز» اصلا اینجور آدمایی نیستن

00:32:56.212 --> 00:32:58.532
... اگه به خاطر

00:33:00.272 --> 00:33:04.812
نکنه واقعا باور کردی که «زی
لونگ» جاسوسی بود که پدرم فرستاده؟

00:33:05.512 --> 00:33:06.392
نـه

00:33:06.392 --> 00:33:08.352
البته که «زی لونگ» چنین آدمی نیست

00:33:08.352 --> 00:33:11.332
باید سوء تفاهمی اتفاق افتاده باشه

00:33:11.332 --> 00:33:13.892
اگه بتونه رو در رو برام
همه چیز رو توضیح بده

00:33:13.892 --> 00:33:15.812
قطعا باورش میکنم

00:33:16.332 --> 00:33:19.472
چینگ یی ... تو همچنان میگی
که «زی لونگ» رو دوست داری

00:33:19.472 --> 00:33:22.392
اما اصلا شرایط اون رو
تمام و کمال در نظر نمی گیری

00:33:22.432 --> 00:33:25.632
وقتی اون به چانگ شان اومد,
زندگیش در معرض خطر قرار گرفت

00:33:25.652 --> 00:33:28.952
نکنه تو فکر میکنی کسی
اینا رو عمدا انجام نداده؟

00:33:29.712 --> 00:33:31.132
...این

00:33:32.692 --> 00:33:35.392
فراموشش کن... می توانم درک
کنم که تو به پدرت شک نمیکنی

00:33:35.432 --> 00:33:39.132
اما صادقانه بگم آرزو میکنم واسه همیشه
نسبت به «زی لونگ» سوء تفاهم داشته باشی

00:33:39.152 --> 00:33:42.852
به این ترتیب, دیگه هیچ مانع و مشکلی
بین منو «زی لونگ» هم نخواهد بود

00:33:44.692 --> 00:33:46.932
اینا چیه داری میگی؟

00:33:47.892 --> 00:33:50.252
من فقط دارم بهت حقیقت رو میگم

00:33:50.252 --> 00:33:52.872
چینگ یی، هر چند منو تو خواهریم

00:33:52.892 --> 00:33:55.912
اما احساساتم نسبت به
«زی لونگ» تغییری نمیکنه

00:33:55.932 --> 00:33:58.252
من مطلقا تسلیم نمیشم

00:34:00.312 --> 00:34:04.102
خب کافیه ... من اومدم تا به
خاطر «زی لونگ» تو رو ببینم

00:34:04.122 --> 00:34:06.302
با توجه به سوء تفاهمی که بین شما دو نفر هست

00:34:06.302 --> 00:34:08.162
این خیلی خوب و بهتره که به
سوء تفاهمت نسبت به اون ادامه بدی

00:34:08.182 --> 00:34:10.562
تا زمانی که اونو به طور کامل فراموش کنی

00:34:14.942 --> 00:34:17.782
خواهر «بائو یو», ازت
میخوام یه لطفی بهم بکنی

00:34:19.022 --> 00:34:22.222
میتونی چیزی رو از طرف من به «زی لونگ» بدی؟

00:34:27.838 --> 00:34:47.838
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:34:47.862 --> 00:34:49.322
ژائو زی لونگ

00:34:49.362 --> 00:34:53.362
تو واقعا میخوای این لباس نبرد رو نگه داری؟

00:34:57.642 --> 00:35:00.322
خیله خب ... باشه ... فهمیدم

00:35:00.322 --> 00:35:01.942
تو چی رو فهمیدی؟

00:35:02.382 --> 00:35:05.282
چشمات قبلا به قلبت خیانت کرده

00:35:06.122 --> 00:35:08.002
فراموشش کن ... فراموشش
کن.... من، گونگ سون بائو یو

00:35:08.042 --> 00:35:09.682
یه آدم کوتـه فکر نیستم

00:35:09.682 --> 00:35:11.702
اگه میخوای نگهش داری, خب نگهش دار

00:35:11.702 --> 00:35:15.502
بعد از اینکه یه لباس نبرد رو چند بار بپوشی,
به هر حال دیر یا زود آسیب میبینه و خراب میشه

00:35:17.242 --> 00:35:20.782
شاهزاده «بائو یو», نمیتونی
یکم کمتر حرف بزنی؟

00:35:20.822 --> 00:35:23.702
من دارم با «ژائو زی لونگ»
حرف میزنم, چه ربطی به تو داره؟

00:35:23.702 --> 00:35:26.202
الان «زی لونگ» داره به
خاطر مسائل عشقی رنج میبره

00:35:26.202 --> 00:35:28.002
اینقدر نمک رو زخمش نریز ... باشه؟

00:35:28.022 --> 00:35:29.482
به خاطر عشق رنج میبره؟

00:35:29.482 --> 00:35:31.122
ارزششو داره؟

00:35:33.332 --> 00:35:35.592
شیاهو چینگ یی دختر «شیاهو جی» ـه

00:35:35.592 --> 00:35:40.112
حتی اون به «زی لونگ» مشکوک شده که
پدرم اونو فرستاده تا به چانگ شان خیانت کنه

00:35:40.592 --> 00:35:42.132
بی گناه خودش میدونه که بی گناهه

00:35:42.172 --> 00:35:45.632
مطمئنم که «چینگ یی» آدمیه که میتونه
فرق بین درست و غلط رو از هم تشخیص بده

00:35:49.832 --> 00:35:51.512
منم منظور دیگه ای نداشتم

00:35:51.532 --> 00:35:56.292
منم واقعا امیدوارم که «شیاهو چینگ یی»
نره و با «شیاهو جی و گائو ز» همراه نشه

00:35:56.292 --> 00:35:59.092
با این حال، حتی اگه اون یه کوچولو
نسبت به تو دچار سوء تفاهم بشه

00:35:59.092 --> 00:36:00.432
من فکر میکنم اون خیلی
زیاده روی کرده و دور رفته

00:36:00.432 --> 00:36:04.272
این فقط ثابت میکنه که اون
به قدر کافی تو رو درک نمیکنه

00:36:04.292 --> 00:36:06.552
حتی اگه تو مجبور نباشی تا
تمام روابطت رو با اون قطع کنی

00:36:06.572 --> 00:36:08.452
اما با توجه به این حوادث

00:36:08.452 --> 00:36:10.472
تو هنوزم نمیتونی به وضوح اونو بشناسی؟

00:36:10.472 --> 00:36:13.392
به نظر من ... تو باید همراه
من به «یو ژو» برگردی

00:36:13.392 --> 00:36:15.212
تا حالا من چند بار بهت گفتم

00:36:15.232 --> 00:36:19.152
!مهم نیست این دنیا چقدر بزرگه,
ما به «یو ژو» ... اصلا نمیریم

00:36:21.192 --> 00:36:22.712
منظورت چیه؟

00:36:22.732 --> 00:36:23.932
چرا تو همیشه فضولی میکنی؟

00:36:23.972 --> 00:36:25.212
من دوباره هم بهت میگم

00:36:25.212 --> 00:36:27.272
!امکان نداره که ما به «یو ژو» بیاییم

00:36:27.852 --> 00:36:29.612
لیو شن، تو همیشه با من مخالفت میکنی

00:36:29.612 --> 00:36:32.022
باور کن ... راحتت نمیزارم

00:36:32.022 --> 00:36:35.322
!تو فقط یه دختر کوچولویی
با این حال اینقدر بی ادبی

00:36:35.342 --> 00:36:37.322
تو جرات میکنی به یه شاهزاده بگی بی ادب؟ -
دارم بهت میگم -

00:36:37.322 --> 00:36:39.502
!تا وقتی که خارج از «یو
ژو» باشی, دیگه شاهزاده نیستی

00:36:39.502 --> 00:36:41.282
تو فقط یه دختر معمولی هستی

00:36:41.282 --> 00:36:42.302
اینطور نیست

00:36:42.332 --> 00:36:45.072
!تو فقط یه زن بی منطقی عوضی هستی

00:36:45.072 --> 00:36:47.112
جرات کردی منو عوضی صدا کنی؟

00:36:47.132 --> 00:36:48.512
اگه امروز من به تو یه
درست درست و حسابی ندادم

00:36:48.512 --> 00:36:50.772
من ... «گونگ سون بائو یو» اسمم رو عوض میکنم

00:36:50.792 --> 00:36:52.892
بیا ... ببینم کی از کی میترسه؟

00:36:55.692 --> 00:36:57.192
!همونجا وایستا

00:37:05.812 --> 00:37:07.512
یشم مهتاب

00:37:07.532 --> 00:37:10.312
ما با هم از آب و آتیش گذشتیم

00:37:10.312 --> 00:37:13.252
چیزی تو قلبم هست که فقط میتونم به تو بگم

00:37:14.912 --> 00:37:17.772
چینگ یی نمیتونه منو ببخشه

00:37:18.792 --> 00:37:20.912
منم میتونم احساساتش رو درک کنم

00:37:22.172 --> 00:37:26.332
حالا چانگ شان جایی نیست که
بتونم بیشتر از این داخلش بمونم

00:37:26.332 --> 00:37:29.732
طبیعتا «یو ژو» هم دیگه نمیتونم برم

00:37:30.842 --> 00:37:33.522
یشم مهتاب ... هی, یشم مهتاب

00:37:33.542 --> 00:37:36.002
بگو، تو این جهان به این بزرگی

00:37:36.002 --> 00:37:39.122
هنوز جایی هست که من ...
«ژائو زی لونگ» بتونم اونجا بمونم

00:37:42.378 --> 00:37:43.938
ژنرال

00:37:45.178 --> 00:37:48.078
ژنرال «زی لونگ»، شما
در مورد چی نگران هستین؟

00:37:48.578 --> 00:37:51.478
جناب «پانگ»، ... شما
خیلی زیرک و باهوش هستین

00:37:51.518 --> 00:37:53.078
بهتر نیست سوالی رو که
از قبل میدونین نپرسین؟

00:37:53.078 --> 00:37:55.658
پس منو ببخشین که راست
و مستقیم حرفم رو میزنم

00:37:56.918 --> 00:37:58.998
با هوش و ذکاوتی که شما ژنرال «ژائو» دارین

00:37:59.018 --> 00:38:01.558
نکنه هنوز نتونستین از شر
نگرانی های خودتو خلاص بشین؟

00:38:02.218 --> 00:38:03.538
لطفا خیلی ساده تر اینو
برام بیان و راهنمایی کنین

00:38:03.558 --> 00:38:04.678
ژنرال ژائو

00:38:04.678 --> 00:38:06.898
اگه میخواین از شر نگرانی
های تو قلبتون خلاص بشین

00:38:06.898 --> 00:38:10.038
شما اول باید خوب فکر کنین از ابتدا وقتی
که با بقیه برادرای همراهت حرکت کردین

00:38:10.038 --> 00:38:11.998
مقاصد و هدفهای اصلیتون چی بوده

00:38:12.018 --> 00:38:14.298
پاسخش به طور طبیعی جلوی چشماتون ضاهر میشه

00:38:14.318 --> 00:38:17.098
مقاصد اصلیم؟ -
بله -

00:38:17.118 --> 00:38:22.758
شما از قبل تصمیمتون رو گرفته
بودین, پس چرا تردید میکنین؟

00:38:24.338 --> 00:38:26.458
جناب ... شما از یه چیز غافل شدین

00:38:26.478 --> 00:38:28.018
من تصمیم گرفته بودم که به «لیو بی» ملحق بشم

00:38:28.018 --> 00:38:30.238
اما شنیدم که شما گفتین

00:38:30.258 --> 00:38:32.738
لیو بی الان مهمان «سائو
سائو» ـه و باهاش متحد شده

00:38:32.758 --> 00:38:36.078
من همیشه در نظرم مخالف «سائو
سائو» بودم و نسبت بهش محتاط بودم

00:38:36.078 --> 00:38:40.418
من نگرانم که اون واقعا به «هـان» وفادار
نباشه, و کسی نباشه که بتونم بهش اعتماد کنم

00:38:40.418 --> 00:38:42.358
ژنرال زی لونگ

00:38:42.378 --> 00:38:45.078
لیو شوان دا یه رهبر عاقل و درستکاره

00:38:45.098 --> 00:38:48.438
اون اراده بزرگی رو همراه خودش داره

00:38:48.458 --> 00:38:50.878
اگرچه اون در میان این هرج و
مرج دستخوش انحراف و جابجایی شده

00:38:50.898 --> 00:38:54.018
و هر چند در حال حاضر
کنار «سائو سائو» قرار گرفته

00:38:54.018 --> 00:38:57.918
اما من معتقدم که همه اینا
فقط موقتیـه. وقتی زمانش برسه

00:38:57.918 --> 00:39:00.598
من مطمئنم اون یه رهبر بی
نظیر و آتشین در زمان ما میشه

00:39:00.598 --> 00:39:03.338
زی لونگ باهوش نیست, لطفا
بی حاشیه باهام صحبت کنین

00:39:03.338 --> 00:39:04.978
ژنرال ژائو

00:39:04.978 --> 00:39:09.898
همونطور که همه میگن, یه قهرمان از دل هرج و مرج بیرون
میاد اگه میخوای یه اژدها بگیری باید به اعماق آب بری

00:39:10.448 --> 00:39:15.828
امروز همون زمانه ی هرج و مرج ـه

00:39:15.848 --> 00:39:19.208
ژنرال «زی لونگ»، اگر شما بتونین
اژدها رو فریب بدین و از آب بیرون بکشین

00:39:19.228 --> 00:39:21.568
به رهبر بالای خودت خدمت
کنی و به مردم زیر خودت کمک کنی

00:39:21.568 --> 00:39:25.808
اونوقت شما تو این هرج و مرج و شلوغی
شایستگی قابل توجهی رو بدست میارین

00:39:25.848 --> 00:39:29.268
جناب «پانگ»، شما واقعا عاقل هستین

00:39:29.268 --> 00:39:31.048
صحبت ها و کلماتتون

00:39:31.088 --> 00:39:33.588
ذهن من رو بازتر و سخت تر کرد

00:39:33.588 --> 00:39:37.688
پس همونطور که شما گفتین عمل میکنم
و به زودی به سمت «شو دو» حرکت میکنم

00:39:37.712 --> 00:39:57.712
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.