﻿WEBVTT

00:01:57.186 --> 00:02:17.186
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.210 --> 00:02:24.480
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:25.450 --> 00:02:29.820
.:: قسمت چهل و پنجم ::.

00:02:38.010 --> 00:02:41.160
جناب «لـو» اولین باره که
اینجا اومدن و مهمان هستن

00:02:41.160 --> 00:02:44.790
حتما باید طعم شراب عالی ما رو بچشین

00:02:54.950 --> 00:02:56.760
واقعا متاسفم

00:02:56.760 --> 00:03:01.760
قدرت من یکم بیش از حد زیاده
...گاهی اوقات سخت میتونم کنترلش کنم

00:03:01.760 --> 00:03:04.010
چیز جدیی نیست ... چیز جدیی نیست

00:03:05.560 --> 00:03:08.010
نمیدونم ایشون ...؟

00:03:09.120 --> 00:03:11.490
اووه ... دور از ادب ـه ...
فراموش کردم شماها رو معرفی کنم

00:03:11.490 --> 00:03:14.900
ایشون «ژائو یون» ... «ژائو زی لونگ» هستن

00:03:16.670 --> 00:03:20.000
پس شما همون «ژائو زی لونگ» هستین که به تنهایی ارباب
جوان خودتون رو در شیب «چانگ بان» از خطر نجات دادین

00:03:20.000 --> 00:03:23.330
ژنرال «ژائو» ... منو به خاطر رفتارم ببخشین

00:03:23.330 --> 00:03:28.640
جرات قبولش رو ندارم ... من فقط یه
آدم نظامی ساده ام الانم شما رو رنجوندم

00:03:28.640 --> 00:03:30.750
آقـا ... لطفا بشینین

00:03:36.700 --> 00:03:40.110
به نظر میرسه عالیجناب «لـیـو» با
پوشش ببر یه اژدها رو مخفی کرده

00:03:40.110 --> 00:03:44.250
من مدت هاست که شنیدم شما یه فرد استراتژیست هستین
که میتونین تاکتیک هایی غیر قابل تصوری رو اجرا کنین

00:03:44.250 --> 00:03:48.820
حالا که امروز افتخار ملاقات با شما رو پیدا کردم
امکانش هس شما من رو از بابت وضعیت جاری کشور روشن کنین

00:03:48.820 --> 00:03:51.280
خب ... من طرح و برنامه
کامل «سائو سائو» رو دیدم

00:03:51.280 --> 00:03:55.040
اما ما از درگیری مستقیم اجتناب
میکنیم چون به اندازه کافی قوی نیستیم

00:03:55.900 --> 00:03:58.150
عالیجناب «لیو» دارن برای موندن
طولانی مدت در اینجا برنامه ریزی میکنن؟

00:03:58.150 --> 00:04:01.840
با کمک ارباب بزرگ «لیو چی»
... ما میتونیم برای مدتی اینجا بمونیم

00:04:01.840 --> 00:04:03.720
اما این برنامه بلند مدت ما نیست

00:04:03.720 --> 00:04:06.620
عالیجناب ما یه آشنایی قدیمی با
حکمران «سانگ وو» , «وو چن» دارن

00:04:06.620 --> 00:04:09.470
ما برنامه داریم تا با اون
طرح یه اتحاد رو بریزیم

00:04:09.500 --> 00:04:11.800
من می ترسم این چندان خوب نباشه

00:04:11.800 --> 00:04:14.530
منابع من بهم گزارش دادن که نیروها و
تداروکات «وو چن» چندان گسترده و قوی نیست

00:04:14.530 --> 00:04:18.830
چطور اون میتونه به عالیجناب «لیو بی»
کمک کنه وقتی حتی نمیتونه خودش رو نجات بده؟

00:04:18.830 --> 00:04:20.960
بله شما اشاره درستی کردین

00:04:20.960 --> 00:04:23.510
اما با توجه به اینکه نیروهای «سائو
سائو» روز به روز قوی تر میشه

00:04:23.510 --> 00:04:26.990
جاه طلبی های اونم به همین صورت ـه ... نمیشه گفت
اون هیچ وقت نمیتونه از رودخانه «یانگ تسه» عبور کنه

00:04:26.990 --> 00:04:29.140
... اون زمان می ترسم

00:04:29.140 --> 00:04:31.140
ژنرال «سون چوان» سرزمینی
داره که بین شش ایالت قرار داره

00:04:31.140 --> 00:04:34.230
ارتشی داره که پر از افراد کهنه کار و با تجربه است و تداروکات
کافی داره احترام زیادی هم برای افراد بااستعداد قائلـه

00:04:34.230 --> 00:04:37.210
افراد زیادی در «جیانگ دونگ» برای ژنرال
«سون چوان» تقریبا بدون اعتراض کار میکنن

00:04:37.210 --> 00:04:41.210
ایجاد یه اتحاد با ژنرال «سون» مسلما
باعث میشه «سائو سائو» محتاط تر بشه

00:04:41.210 --> 00:04:45.290
فقط اینکه سرور من تقریبا هیچ آشنایی
و برخوردی با ژنرال «سون» نداشتن

00:04:45.940 --> 00:04:48.430
می ترسم این فقط هدر دادن
وقتمون برای یه چیزی بعید باشه

00:04:48.430 --> 00:04:50.000
...خب

00:05:00.680 --> 00:05:02.220
میگم این چطوره ؟

00:05:02.220 --> 00:05:05.250
اگه شما جناب «کونگ مینگ» واقعا تمایل
به ایجاد اتحاد با «جیانگ دونگ» هستین

00:05:05.250 --> 00:05:10.320
چرا همراه من به «دونگ وو» نمیایین تا
در این مورد با ژنرال «سون» بحث کنین؟

00:05:10.320 --> 00:05:13.910
شما حاضرین من رو بهشون
معرفی کنین؟ ... عالیه ... عالیه

00:05:17.780 --> 00:05:23.070
مشاور ... من واقعا در مورد امنیتتون
در سفر به «جیانگ دونگ» نگرانم

00:05:23.070 --> 00:05:26.500
چطوره که من «زی لونگ» رو همراهتون بفرستم؟

00:05:26.500 --> 00:05:31.750
عالیجناب نگران نباشین ... من ژنرال «سون» رو
بدون شکست متقاعد میکنم و در امنیت برمیگردم

00:05:31.750 --> 00:05:37.070
بعلاوه ... من کار دیگه ای برای
«زی لونگ» , در مدتی که نیستم دارم

00:05:37.070 --> 00:05:41.210
من این مأموریت رو مسلما به پایان می رسونم

00:05:41.210 --> 00:05:44.190
زی لونگ ... امیدوارم ازت
درخواست زیادی نکرده باشم

00:05:44.190 --> 00:05:47.220
با توجه به این که تو به تازگی به
«جیانگ شیا» رسیدی واقعا خسته نباشی

00:05:47.220 --> 00:05:53.430
این وظیفه منه تا کاری رو که جناب
مشاور بهم اطمینان کردن و سپردن, انجام بدم

00:05:58.080 --> 00:05:59.670
همگی مراقب باشین

00:05:59.670 --> 00:06:01.210
مراقب باشین

00:06:10.090 --> 00:06:11.690
[ جیانگ دونگ ]

00:06:12.790 --> 00:06:15.040
[ عمارت سون ]

00:06:24.510 --> 00:06:27.940
باید تسلیم بشیم؟

00:06:27.940 --> 00:06:29.930
حالا میریم جنگ یا نه؟

00:06:35.100 --> 00:06:37.070
تسلیم بشیم یا بجنگیم؟

00:06:39.340 --> 00:06:41.310
دشمنمون خیلی قویـه و ما هم ضعیفیم

00:06:42.860 --> 00:06:45.700
حالا چی کار کنیم؟ «سائو سائو» خیلی قدرتمنده

00:06:47.530 --> 00:06:50.580
بنده «لو سو» به عالیجناب ادای احترام میکنم

00:06:57.410 --> 00:07:01.880
وزیر ژانگ ... عالیجناب چی شده ...؟

00:07:02.910 --> 00:07:06.870
یه یادداشت محرمانه از «سائو سائو» رسیده
ایشون دارن بهش نگاه میکنن

00:07:17.420 --> 00:07:19.030
آقـایـان

00:07:23.720 --> 00:07:26.720
سائو سائو پیشنهادش رو روشن گفته ...
اون میخواد من در «جیانگ شا» بهش ملحق بشم

00:07:26.720 --> 00:07:30.200
از شر «لیو بی» خلاص بشیم و
بعد «جینگ ژو» رو بینمون تقسیم کنیم

00:07:30.200 --> 00:07:33.970
من میخوام نظر شماها رو در این مورد بدونم

00:07:38.920 --> 00:07:40.870
عالیجناب

00:07:41.630 --> 00:07:44.290
سائو سائو با سرعت زیادی در حال پیشرویـه

00:07:44.290 --> 00:07:46.340
بعلاوه «جینگ ژو» هم در اختیار اونـه

00:07:46.340 --> 00:07:51.990
همین الان ما نیمی از مزیت جغرافیایی خودمون رو از
دست دادیم اون شمال رودخانه «یانگ تسه» رو تسخیر کرده

00:07:52.010 --> 00:07:58.000
هیچ راهی برای پیروزی در نبرد وجود نداره به نظر
من ... عاقلانه است که خودمون رو بهش تسلیم کنیم

00:08:01.250 --> 00:08:04.310
ما نیز با گفته های وزیر «ژانگ» موافقیم

00:08:04.310 --> 00:08:07.050
خدایان خواستار این هستن

00:08:11.800 --> 00:08:14.300
عالیجناب ... دیگه نیازی به تردید بیشتر نیست

00:08:14.300 --> 00:08:18.070
اگه ما تسلیم بشیم ... دیگه لازم نیست
مردم «جیانگ دونگ» وحشت از جنگ بشن

00:08:18.070 --> 00:08:22.050
ما میتونیم زیر ساخت های
خودمون رو از نابودی حفظ کنیم

00:08:27.442 --> 00:08:32.082
زی جینگ تو بمون ... بقیه دیگه میتونن برن

00:08:32.082 --> 00:08:33.812
اطاعت

00:09:00.579 --> 00:09:05.739
زی جینگ ... «ژانگ ژائو» و
گروهش همه متفق القول پافشاری میکنن

00:09:05.739 --> 00:09:10.579
تا با پیشنهاد «سائو سائو» موافقت کنم و تسلیم
بشم میخوام نظر تو رو هم در این مورد بشنوم؟

00:09:10.579 --> 00:09:14.669
عالیجناب ... شما نباید به صحبت
های «ژانگ ژائو» اعتماد کنین

00:09:14.669 --> 00:09:18.699
برای من اهمیتی نداره که دیگران تسلیم «سائو سائو»
میشن اما شما نباید این کار رو بکنین عالیجناب

00:09:18.699 --> 00:09:20.509
درموردش توضیح بده

00:09:20.509 --> 00:09:25.059
اگه اونا تسلیم بشن ... اونا توی موقعیت خوبی قرار
میگیرن حداقلش موقعیتی در سطح منطقه نسیبشون میشه

00:09:25.059 --> 00:09:29.279
اما شما چی؟ شما فقط تبدیل به یه
جنگسالار زیردست «سائو سائو» میشین

00:09:29.279 --> 00:09:33.059
تقریبا دیگه غیر ممکن میشه که
بتونین به موقعیت حال حاضرتون برسین

00:09:33.059 --> 00:09:38.269
از اون گذشته ... مگه در مورد همسر حکمران
جینگ ژو «لیو بیائو» بانو «سای» نشنیدین

00:09:38.269 --> 00:09:42.829
شهر رو به «سائو سائو» تسلیم کرد ... در عوض

00:09:44.746 --> 00:09:48.596
ژانگ ژائو و دار و دسته
اش واقعا مایوس کننده هستن

00:09:51.223 --> 00:09:53.403
آسمون اینجا چرا اینقدر ساکت و آرومه؟

00:10:04.813 --> 00:10:07.033
اینجا دیگه چه جور جاییه؟

00:11:22.805 --> 00:11:24.365
ارشد

00:11:25.125 --> 00:11:29.385
من دیگه قید زندگی کردن رو
زده بودم, چرا منو نجات دادین؟

00:11:29.385 --> 00:11:32.395
خداوند خیرخواه و بخشنده است

00:11:32.395 --> 00:11:38.365
من هرکسی رو که در آستانه مرگ باشه نجات میدم
فقط تو که نیستی

00:11:38.365 --> 00:11:43.395
من الان ... دقیقا کجام؟
ارشد ... شما کی هستین؟

00:11:44.085 --> 00:11:46.685
بدن تو زخمی شده

00:11:46.685 --> 00:11:50.925
اول بلند شو ... ما میریم یه گوشه
میشینیم و کم کم صحبت میکنیم

00:12:02.045 --> 00:12:03.785
ارشد یـو

00:12:04.595 --> 00:12:08.095
بعد از گذر از مرگ و زندگی
.. من از این دنیا خسته شدم

00:12:08.095 --> 00:12:11.335
فک میکنم -
همه چیز کار سرنوشته -

00:12:11.335 --> 00:12:13.955
اراده آسمون ها نخواست که تو بمیری

00:12:13.955 --> 00:12:17.405
به این معنیه که هنوز به تو امید دارن

00:12:17.405 --> 00:12:24.195
درست مثل من ... بیست سال پیش
من دیگه نباید توی دنیای انسانها می بودم

00:12:24.195 --> 00:12:29.575
اما خدایان منو توی این محل الهی قرار دادن

00:12:29.575 --> 00:12:32.105
اینجا قشنگ تر از دنیای پری هاست

00:12:32.105 --> 00:12:36.245
در این بیست سال ... من آرام
و بی تفاوت اینجا زندگی کردم

00:12:36.245 --> 00:12:39.225
شاید خدایان حاضر نبودن بزارن من

00:12:39.225 --> 00:12:42.695
کتاب صد تاکتیک نظامی «یو
یی» رو بلااستفاده رها کنم

00:12:42.695 --> 00:12:45.395
به همین دلیل بهم اجازه
دادن زنده بمونم و زندگی کنم

00:12:45.395 --> 00:12:47.475
برای تو هم همینطوره

00:12:47.475 --> 00:12:54.345
تو به این حادثه غلبه کردی آسمونها مسلما
برات تکلیف دیگه ای دارن که میخوان انجام بدی

00:12:56.125 --> 00:12:57.425
تکلیف دیگه؟

00:12:57.425 --> 00:13:00.845
شاید یه نیرویی فراتر از جهان
عادی پشت همه ی این چیزهاست

00:13:00.845 --> 00:13:07.125
وگرنه ... چرا من باید تو رو ملاقات کنم اونم زمانی
که بیرون رفته بودم تا «ژائو زی لونگ» رو پیدا کنم؟

00:13:09.595 --> 00:13:12.375
درسته که الان نمیتونی اینو درک کنی

00:13:12.375 --> 00:13:16.625
فعلا برات بهتره که جراحتت التیام پیدا کنه

00:13:16.625 --> 00:13:23.575
بعدا ... میتونی تصمیم خودت رو بگیری اینکه
بمیری یا زندگی کنی ... اینجا بمونی یا بری

00:13:47.035 --> 00:13:49.775
!زی لونگ ... عجله کن دیگه

00:13:51.395 --> 00:13:54.535
اصلا درک نمیکنم ... چرا مشاور

00:13:54.535 --> 00:13:56.225
همیشه منو توی مسیر چنین
کارهای مزخرفی میندازه

00:13:56.225 --> 00:13:57.965
زی لونگ ... مگه فراموش کردی

00:13:57.965 --> 00:14:02.515
تو الان یه تاجر ثروتمند از
«جیانگ دونگ» هستی آقـای ژونگ

00:14:03.875 --> 00:14:06.425
آقـای ژونگ؟

00:14:07.695 --> 00:14:10.315
ما توی اینجا غریبه ایم

00:14:10.315 --> 00:14:13.905
بهتر نیست اول یه جایی واسه
پر کردن شکممون پیدا کنیم؟

00:14:13.905 --> 00:14:15.495
بیا بریم

00:14:19.375 --> 00:14:21.405
سلام به همگی

00:14:21.405 --> 00:14:23.545
!جناب ژائو ... جناب ژائو

00:14:24.715 --> 00:14:27.315
سلام به همگی -
جناب ژائو -

00:14:27.315 --> 00:14:30.295
همه زندگی خوبی دارین؟

00:14:30.295 --> 00:14:32.665
خوب ... عالی ... خیلی عالی

00:14:32.665 --> 00:14:35.445
!اما یادتون نره مالیات
این ماه رو پرداخت کنین

00:14:35.445 --> 00:14:37.885
دیر نکنین

00:14:40.965 --> 00:14:43.135
چی میگه؟ این عوضی رو ببین

00:14:43.175 --> 00:14:45.065
!تا آخرین سکه ی ما رو میخواد بدزده

00:14:53.185 --> 00:14:56.395
مالیات جمع میکنه ...
این تمام کاریه که میکنه

00:14:56.395 --> 00:14:58.655
!اون قیافه طماع و حریصش رو دیدی

00:15:02.145 --> 00:15:07.175
ببخشین .. اون مرد که
الان از اینجا گذشت کی بود؟

00:15:07.175 --> 00:15:08.645
تو مال این طرفا نیستی؟

00:15:08.645 --> 00:15:11.645
تو حتی جناب «ژائو» رو هم نمی
شناسی ... فرماندار «گوی یانگ»؟

00:15:11.645 --> 00:15:14.575
شوکه شدی؟

00:15:14.575 --> 00:15:16.675
وقتی مردم کنارش هستن بهش احترام میزارن

00:15:16.675 --> 00:15:18.785
تا پشتش رو بهشون میکنه

00:15:18.785 --> 00:15:21.865
همه تا بتونن بهش بد و بیراه میگن

00:15:21.865 --> 00:15:24.875
من یه خورده گیج شدم

00:15:24.875 --> 00:15:26.855
شما گفتین اون فرمانداره

00:15:26.855 --> 00:15:29.785
با این حال تنها و بدون خدمه ... اونم
سوار یه خر تو خیابون حرکت میکنه

00:15:29.785 --> 00:15:34.105
اصلا به نظر نمیرسه اون شبیه
مقام فاسدی که شما میگین باشه

00:15:35.325 --> 00:15:39.555
اون آدم خسیسیه ... سوار خر
شده چون ارزون تر از اسب ـه

00:15:39.555 --> 00:15:42.275
اون آدمیه که تو رو زنده زنده
بدون دور انداختن استخونات میخوره

00:15:42.275 --> 00:15:45.045
!آدمی به این خسیسی تا
حالا ما تو زندگی ندیدیم

00:15:45.985 --> 00:15:49.445
غیر عادیه ... واقعا خل و غیر عادیه

00:15:49.445 --> 00:15:52.115
بیا .. من باید پارچه ها رو ببینم

00:15:54.145 --> 00:15:55.495
این یکی به نظر خوب میاد

00:15:55.495 --> 00:15:58.065
شما هرچی بکارین همونم برداشت میکنین
...همه ی اون

00:15:58.065 --> 00:16:00.925
مردم بهش تضاهر به احترام میکنن

00:16:00.925 --> 00:16:02.895
مهم نیست چطور

00:16:02.895 --> 00:16:06.605
ما تونستیم تمام این اطلاعات رو بدست بیاریم

00:16:07.875 --> 00:16:10.525
زی لونگ ... یه غذاخوری اون طرف هست

00:16:10.525 --> 00:16:14.515
بهتر نیست الان بریم استراحت
کنیم و یه چیزی بخوریم؟

00:16:20.855 --> 00:16:23.515
!بخر وگرنه دیر میشه

00:16:42.575 --> 00:16:44.265
من قطعا برنده میشم

00:16:45.835 --> 00:16:49.255
باز کن! ... باز کن! ... باز کن

00:16:50.225 --> 00:16:52.555
خوبه ... خوبه ... خوبه ... خیلی خوبه

00:16:52.555 --> 00:16:54.955
دوباره باختم

00:16:54.955 --> 00:16:57.745
دوباره باخت ... دوباره باخت ... پول رو بده

00:17:01.915 --> 00:17:03.695
بانو ... شما واقعا فوق العاده یین

00:17:03.695 --> 00:17:06.675
ما پول رو نگه داشتیم ...
اما قبلش توافق کردیم که

00:17:06.675 --> 00:17:10.365
اگه تو شکست خوردی لباساتو در بیاری

00:17:10.365 --> 00:17:13.705
درسته -
در میارم ... این کار رو میکنم -

00:17:14.395 --> 00:17:17.945
!درسته ... درش بیار

00:17:21.625 --> 00:17:25.525
بیا یه دور دیگه بازی کنیم ... این بار بـزرگ

00:17:29.595 --> 00:17:32.255
این غذا خوری خیلی
خوبه ... تمام جاهاش پر شده

00:17:32.255 --> 00:17:34.445
!غذاتون آماده است

00:17:38.275 --> 00:17:42.185
نصف کیلو گوشت گاو پخته شده و
خوراک بادام زمینی تمام سفارشون اینجاست

00:17:42.185 --> 00:17:45.025
از غذا لذت ببرین -
صبر کن -

00:17:45.025 --> 00:17:48.835
بعد از اینکه غذامون رو تموم کردیم
... دو تا از بهترین اتاقات رو بهمون بده

00:17:48.835 --> 00:17:51.705
خیلی تاسف آقـا ... تمام
اتاق ها رو قبلا رزرو کردن

00:17:51.705 --> 00:17:53.125
بهترین اتاق های کنارمون پر شده

00:17:53.125 --> 00:17:56.235
الان حتی اتاق های معمولی هم از قبل رزرو شدن

00:17:56.235 --> 00:17:59.435
اشکالی نداره ... بزار بعدا
میریم و دنبال یه جای دیگه میگردیم

00:17:59.435 --> 00:18:01.445
شاید بتونیم یه مسافرخونه پیدا کنیم

00:18:01.445 --> 00:18:03.895
بسيار خب ... خوش باشین

00:18:12.845 --> 00:18:17.325
دور آخر ... این بار من بیشتر شرط می بندم

00:18:17.325 --> 00:18:19.705
تو دیگه تقریبا لخت شدی

00:18:19.705 --> 00:18:21.505
چقدر میتونی رو این دور شرط ببندی؟

00:18:21.505 --> 00:18:27.175
من نمیخوام باور کنم که
امروز اصلا رو شانس نیستم

00:18:27.175 --> 00:18:29.165
من از تمام چیزایی که دارم
برای این شرط استفاده میکنم

00:18:29.165 --> 00:18:33.025
اگه تو برنده شدی ... تمام
این شرط بندی رو به تو میدم

00:18:39.215 --> 00:18:40.825
عجله نکن

00:18:41.765 --> 00:18:44.005
اگه تو باختی چی؟

00:18:45.165 --> 00:18:47.375
تو تصمیم بگیر -
باشه -

00:18:47.375 --> 00:18:49.765
این زن شجاع و کله شقیه ...خوشم اومد

00:18:49.765 --> 00:18:51.985
اگه باختی ... تو باید تمام
پول روی میز رو به من بدی

00:18:51.985 --> 00:18:56.365
و درست مثل الان من لباسات رو در بیاری

00:18:56.365 --> 00:18:57.925
پس بیا

00:19:08.035 --> 00:19:09.835
گویا شانس با من یاره

00:19:09.835 --> 00:19:12.635
به نظر میرسه الهه خوش
شانسی این بار طرف منو گرفته

00:19:12.635 --> 00:19:14.575
چی شده؟

00:19:14.575 --> 00:19:16.425
درشون بیار ... منتظر چی هستی؟

00:19:16.425 --> 00:19:18.645
درشون بیار ... درشون بیار

00:19:18.645 --> 00:19:21.215
!باختی دیگه ... قبول کن

00:19:21.215 --> 00:19:25.545
باخت رو قبول کنیم؟ فقط قرار نیست که
من تنها لباسامو در بیارم؟ مشکلی که نداری؟

00:19:29.015 --> 00:19:30.405
باشه بابا در میارم

00:19:30.405 --> 00:19:33.525
منظورت چیه؟ میخوای سر منو کلاه بزاری؟

00:19:34.275 --> 00:19:38.035
پس تو مهره اضافی داری ... تو یه متقلبی

00:19:39.355 --> 00:19:41.625
خفه شین

00:19:41.625 --> 00:19:45.785
!من کسی ام که تصمیم میگیرم
شک دارم که شماها عرضه داشته باشین

00:19:45.785 --> 00:19:48.705
برین و لباساشو در بیارین
بله -

00:19:50.415 --> 00:19:54.835
فرار نکن ... زودباشین
برین دنبالش ... عجله کنین

00:19:57.415 --> 00:20:00.455
برو اون طرف ... فرار نکن

00:20:00.455 --> 00:20:03.635
چقدر آدم دنبالشن

00:20:03.635 --> 00:20:05.985
!یه لحظه وایستین

00:20:09.095 --> 00:20:10.935
!وایستین

00:20:13.185 --> 00:20:15.965
چی کار میخوای بکنی؟

00:20:40.165 --> 00:20:42.525
به چی نگاه میکنین؟ برین دنبالشون

00:20:42.525 --> 00:20:46.895
بانو .... بانو ... زودباشین فرار کنین

00:21:11.475 --> 00:21:16.335
شیا هو چینگ یی؟ ... مگه تو نمردی؟

00:21:16.335 --> 00:21:20.825
نکنه من ... من دارم روحت رو می بینم؟

00:21:21.535 --> 00:21:24.185
به اندازه کافی منو نگه نداشتی؟

00:21:24.185 --> 00:21:26.965
بانو ... بانو .... اونا دارن میان دنبالمون

00:21:28.665 --> 00:21:31.115
از اون طرف ... اونجان ... اونجان

00:21:31.755 --> 00:21:33.625
اونجان

00:21:33.625 --> 00:21:37.385
دیگه نمیتونین فرار کنین ... بگیرین بزنینشون

00:21:41.905 --> 00:21:43.715
برادر

00:21:44.645 --> 00:21:47.725
کی لگد زد؟ ... کی بود؟
... کی به این لگد زد؟

00:21:47.725 --> 00:21:50.615
تـو بودی؟ ... یا تـو بودی؟

00:21:50.615 --> 00:21:51.925
من نبودم

00:21:51.925 --> 00:21:55.885
باتو ام ... جرات کردی
بیای اینجا شلوغ کاری کنی؟

00:21:55.885 --> 00:21:57.915
!بچه ها بیایین اینجا

00:22:01.385 --> 00:22:04.925
حرکت نکین

00:22:08.265 --> 00:22:10.435
برین دنبالشون ... بگیرینشون

00:22:16.665 --> 00:22:18.585
ممنونم ... قهرمان

00:22:18.585 --> 00:22:22.915
خانم شما خیلی لطف دارین
... اما من قهرمان نیستم

00:22:23.665 --> 00:22:26.665
پس تو خودت رو مخفی میکنی
و جور دیگه ای وانمود میکنی

00:22:27.215 --> 00:22:31.265
اما من کار خودمو خوب بلدم ...
حرکتت نتونست از چشمای من دور بمونه

00:22:31.265 --> 00:22:36.425
خانم ... چی دارین
میگین؟ ... من اصلا نمیفهمم

00:22:37.565 --> 00:22:41.135
هنوزم تضاهر میکنی؟ نه تنها هنرهای رزمی بلدی

00:22:41.135 --> 00:22:44.155
حتی توش استاد هم هستی ...
چرا حقیقت رو قبول نمیکنی؟

00:22:44.155 --> 00:22:47.025
خودم دقیق دیدم ... تو بودی
که به اون صندلی لگد زدی

00:22:47.025 --> 00:22:49.865
قدرت و زمانبندیت کاملا دقیق بود

00:22:49.865 --> 00:22:55.125
این به خاطر هنرهای رزمی عالی و
بالاست ... نه , منظورم هماهنگی کامله

00:22:55.125 --> 00:22:59.985
فک میکنم خانم دچار سوء تفاهم شدن
من فقط یه تاجر معمولیم

00:22:59.985 --> 00:23:03.945
اصلا هنرهای رزمی بلد نیستم -
هنرهای رزمی بلد نیستی؟ -

00:23:03.945 --> 00:23:06.855
!تو گفتی و منم باور کردم

00:23:08.621 --> 00:23:18.621
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:18.645 --> 00:23:20.315
یان چانگ

00:23:20.315 --> 00:23:22.815
چه اتفاقی..؟

00:23:26.685 --> 00:23:29.985
خانم ... من فقط چوبای غذا خوری رو برداشتم

00:23:30.975 --> 00:23:32.885
!...تو هم واقعا که

00:23:33.585 --> 00:23:35.785
اینجا اومدین که بمونین؟

00:23:35.785 --> 00:23:37.255
درسته

00:23:37.255 --> 00:23:38.745
بیا

00:23:40.285 --> 00:23:43.155
دو تا اتاق بالا رو مجانی بهشون بده

00:23:44.965 --> 00:23:46.585
بله

00:23:47.845 --> 00:23:49.905
مجانی؟

00:23:57.385 --> 00:24:02.155
مشاور و خدمتگذار عالیجناب لیو «ژوگه
کونگ مینگ» به ژنرال «سون» ادای احترام میکنه

00:24:02.685 --> 00:24:06.885
نیازی نیست ... من اغلب از «زی
جینگ» در مورد استعدادهای تو شنیدم

00:24:06.885 --> 00:24:09.245
من به شخصه تو رو تحسین میکنم

00:24:09.245 --> 00:24:10.875
جرات قبولش رو ندارم

00:24:11.465 --> 00:24:15.785
من مایلم در مورد برخی چیزها اول با شما
مشورت کنم امیدوارم جناب پاسخی به من بدین

00:24:15.785 --> 00:24:19.825
من مطمئنا پاسخ سوالاتتون رو
میدم ... ژنرال «سون» لطفا بپرسین

00:24:19.825 --> 00:24:24.535
از اونجایی که به «لیو شوان دا» کمک کردی تا به «سائو
سائو» حمله کنه پس باید از وضعیت سربازای «سائو» باخبر باشی

00:24:24.535 --> 00:24:27.365
قدرت ارتش «سائو» واقعا چقدره؟

00:24:27.365 --> 00:24:31.845
ارتش «سائو» به شدت قدرتمنده

00:24:33.025 --> 00:24:36.115
پس ارتششون تقریبا چقدر سرباز و اسب دارن؟

00:24:36.115 --> 00:24:39.845
کمتر از یک میلیون نیست

00:24:42.455 --> 00:24:46.055
فکر میکنم دارین دروغ میگین

00:24:46.055 --> 00:24:49.625
من دروغ نگفتم ... از یه
میلیون نفر کمتر هم نیست

00:24:49.625 --> 00:24:52.505
سائو سائو توی «ین ژو» حدود
200 هزار نفر سرباز داشت

00:24:52.505 --> 00:24:55.305
بعد از شکست «یوان شائو» 500
تا 600 هزار نفر رو بدست آورد

00:24:55.305 --> 00:24:57.705
بعد اون 300 تا 400 هزار نفر
رو از دشت های مرکزی استخدام کرد

00:24:57.705 --> 00:25:00.255
به تازگی هم کنترل سربازای «جینگ ژو» رو
بدست گرفت که حدودا 200 تا 300 هزار نفر هستن

00:25:00.255 --> 00:25:02.625
سر جمع ... نباید کمتر از
1,500,000 هزار نفر باشن

00:25:02.625 --> 00:25:08.145
من گفتم یک میلیون ... چون
ترسیدم که شما رو به وحشت بندازم

00:25:08.935 --> 00:25:12.265
زی جینگ ... مانعش نشو

00:25:21.915 --> 00:25:25.955
زی جینگ ... اجازه بده جناب
«ژوگه» هر چی میخوان بگن

00:25:27.415 --> 00:25:32.035
فکر میکنین هدف بعدی «سائو سائو» بعد
از شکست دادن «جین شیانگ» کجاست؟

00:25:32.035 --> 00:25:34.935
ارتش «سائو» درحال ساختن یه
اردوگاه در کنار ساحل رودخانه

00:25:34.935 --> 00:25:39.875
و تعمیر و ساخت کشتی های خودشـه غیر از «جیانگ
دونگ» چه هدف دیگه ای میتونه داشته باشه؟

00:25:40.905 --> 00:25:45.715
پس شما فکر میکنین من
باید باهاش مقابله کنم یا خیر؟

00:25:45.715 --> 00:25:49.695
اگه ژنرال «سون» فکر میکنن که «جیانگ
دونگ» توان رویارویی با ارتش «سائو» رو داره

00:25:49.695 --> 00:25:53.505
پس بهتون توصیه میکنم هر چه سریعتر ارتشتون
رو برای پیروزی علیه «سائو سائو» آماده کنین

00:25:53.505 --> 00:25:57.735
در غیر این صورت ...
بهتره همین الان تسلیم بشین

00:25:58.385 --> 00:26:02.775
با این حساب , پس چرا «لیو شوان
دا» به «سائو سائو» تسلیم نمیشه؟

00:26:02.775 --> 00:26:07.295
سرور من یه قهرمان در این دوره و
زمانه است که همگی تحسینش میکنن

00:26:07.295 --> 00:26:10.895
اون حتی اگه در بدترین شرایط
هم باشه ... تسلیم یه خائن نمیشه

00:26:10.895 --> 00:26:13.815
فقط اینکه مردم معمولی
اصلا باهاش قابل مقایسه نیستن

00:26:15.715 --> 00:26:18.535
عالیجناب ... لطفا عصبانی نشین

00:26:19.165 --> 00:26:22.515
میگم «کونگ مینگ» تو داری
به وضوح ما رو کوچیک میکنی

00:26:22.515 --> 00:26:25.275
چطور میتونی بگی سرور ما قابل
مقایسه با «لیو شوان دا» نیستن؟

00:26:25.275 --> 00:26:29.575
تو خیلی خوش شانسی که عالیجناب
ما آدم روشنفکریـه و باهات بحثی نمیکنه

00:26:30.115 --> 00:26:32.925
صبر و تحمل ژنرال «سون» اونقدرا هم کم نیست

00:26:32.925 --> 00:26:35.555
سائو سائو درسته که میلیون ها سرباز داره

00:26:35.555 --> 00:26:38.015
اما من راهی برای شکست اونها دارم

00:26:38.015 --> 00:26:41.135
با این حال ژنرال «سون»
اصلا چیزی از من نخواستن

00:26:41.135 --> 00:26:44.415
با این حساب ... تو طرحی واسه
شکست دادن «سائو سائو» داری؟

00:26:44.415 --> 00:26:49.115
از نظر من ... درسته که «سائو سائو» بیش از یک میلیون
سرباز داره اما بناش درست مثل یه کلونی و لونه مورچه است

00:26:49.115 --> 00:26:53.015
فقط یه حرکت کوچیک میتونه
همه ی اونها رو نابود کنه

00:26:57.975 --> 00:27:00.995
جناب «ژوگه» ... میخواین
بگین داشتین منو تحریک میکردین؟

00:27:00.995 --> 00:27:05.615
لطفا منو بابت صحبت های آزار دهنده ام ببخشین

00:27:05.615 --> 00:27:10.365
نیازی به این همه تواضع نیست من مسئله ای دارم
که دوست دارم درباره اون ازتون مشاوره بگیرم

00:27:10.365 --> 00:27:12.995
در گذشته «سائو سائو» موفق
شد «لـو بـو» رو شکست بده

00:27:12.995 --> 00:27:16.025
جلوی تحرکات «لیو بیائو»
و «یوان شائو» رو هم گرفت

00:27:16.025 --> 00:27:20.255
لیو بی هم در «جینگ ژو» شکست
خورد و به «جیانگ شیا» فرار کرد

00:27:20.255 --> 00:27:25.175
اما حالا چرا شما میگین یه استراتژی
برای شکست دادن «سائو سائو» دارین؟

00:27:25.175 --> 00:27:28.345
هر چند ما ارتشمون شکست خورد
... اما هنوز ده هزار نفر سرباز داریم

00:27:28.345 --> 00:27:30.825
لیو چی هم ده ها هزار نفر سرباز و اسب داره

00:27:30.825 --> 00:27:34.515
در حال حاضر ارتش «سائو سائو»
از جنگ های مداوم خسته و فرسوده شده

00:27:34.515 --> 00:27:38.065
اکثر قریب به اتفاق ارتش «سائو سائو» رو مردم شمالی
تشکیل میدن اونا در جنگ های دریایی اصلا خوب نیستن

00:27:38.065 --> 00:27:41.595
افراد «جینگ ژو» هم چون چاره ای
نداشتن دارن ارتش اون رو همراهی میکنن

00:27:41.595 --> 00:27:44.395
در واقع در اعماق قلبشون
به شدت از اونها متنفرن

00:27:44.395 --> 00:27:48.265
بنابراین اگه ژنرال «سون» به ما ملحق بشن

00:27:48.265 --> 00:27:50.305
مسلما میتونیم ارتش «سائو سائو» رو شکست بدیم

00:27:50.305 --> 00:27:53.955
صحبت های شما ذهن خسته ی من رو کاملا باز کرد

00:27:56.395 --> 00:27:59.335
شش ایالت «جیانگ دونگ» توسط پدرم تاسیس شده

00:27:59.335 --> 00:28:01.775
منم مسلما به این راحتیا اجازه نمیدم

00:28:01.775 --> 00:28:04.295
یه آدم بی ملاحظه همه ی اینها رو بدست بگیره

00:28:04.295 --> 00:28:06.755
بنابراین ... شما قبول کردین عالیجناب

00:28:06.755 --> 00:28:09.765
تا دست در دست «لیو شوان دا» بدین؟

00:28:10.665 --> 00:28:14.495
نـه ... یه بار, برادر بزرگترم
«شوان س» قبل از مرگش بهم گفت

00:28:14.495 --> 00:28:19.165
هر زمان مشکل داخلی داشتم سراغ «ژانگ ژائو» برم
و هر زمان مشکل خارجی داشتم به سراغ «ژو یو» برم

00:28:19.165 --> 00:28:22.795
...بنابراین فک میکنم قبل
اینکه بخوام صلح کنم یا بجنگم

00:28:22.795 --> 00:28:26.505
میخوام نظر ژنرال «ژو» رو در این مورد بشنوم

00:28:26.505 --> 00:28:29.835
پس اجازه بدین من با ژنرال «ژو» صحبت کنم

00:28:59.235 --> 00:29:01.675
برین بیرون ... برین بیرون -
اطاعت -

00:29:03.765 --> 00:29:06.635
من تعریف و تمجید های زیادی از
تحصیلات و هنرهای رزمی جناب «ژو» شنیدم

00:29:06.635 --> 00:29:09.465
امروز که موفق به دیدار با شما شدم
... متوجه شدم همه ی اونا درست بوده

00:29:09.465 --> 00:29:12.325
شما هم دقیقا آقـای اژدها هستین

00:29:12.325 --> 00:29:15.405
بنده , «کونگ مینگ» در
نهایت شما رو ملاقات کردم

00:29:15.405 --> 00:29:18.455
گونگ جین ... دلیل و دیدار
«کونگ مینگ» کاملا روشنه

00:29:18.455 --> 00:29:21.855
بزار حرفای بیهوده رو جلوی هم کنار بزاریم

00:29:21.855 --> 00:29:24.685
در شرایط فعلی سیاسی , تو از
جنگ حمایت میکنی یا تسلیم شدن؟

00:29:24.685 --> 00:29:27.685
سائو سائو بسیار قدرتمنده و پرچم فرزند بهشت
رو داره * فرزند بهشت : منظور امپراتوره *

00:29:27.685 --> 00:29:29.705
اگه ما باهاش وارد جنگ بشیم
... مسلما شکست میخوریم

00:29:29.705 --> 00:29:32.165
ما میتونیم خودمون رو در امنیت قرار
بدیم اگه با دربار امپراتوری همراه بشیم

00:29:32.165 --> 00:29:37.115
به همین دلیل تصمیم گرفتم که
به عالیجناب توصیه کنم تسلیم بشن

00:29:38.865 --> 00:29:43.555
اینطوری نباید بگی ... «جیانگ دونگ»
الان بیش از سه نسل ـه که بنیانگذاری شده

00:29:43.555 --> 00:29:48.135
سرورمون خواسته که تو از سرزمینمون حراست کنی تو
قهرمان «جیانگ دونگ» ی ... امید «جیانگ دونگ» ی

00:29:48.135 --> 00:29:51.825
چطور میتونی چنین اندیشه های بوالهوس
و نادرستی رو با دیگران به اشتراک بزاری

00:29:53.595 --> 00:29:57.265
طول عمر شش ایالت «جیانگ دونگ» ما نامعلومه

00:29:57.265 --> 00:30:02.055
تسلیم شدن میتونه ما رو از کم شدن قدرت ارتشمون
حفظ کنه و میتونیم مردممون رو در امنیت نگه داریم

00:30:02.055 --> 00:30:05.105
من نمیخوام به این راحتی به جنگ برم و
برای مردممون رنج و سختی به همراه بیارم

00:30:05.105 --> 00:30:09.095
به همین دلیل تصمیم گرفتم , تسلیم
شدن رو به عالیجناب توصیه کنم

00:30:09.095 --> 00:30:12.215
گونگ جین به نظرم اصل موضوع رو گم کردی
سرزمین ما مکان خوفناک و خطرناکیه

00:30:12.215 --> 00:30:14.955
تداروکات و ارتش کافی هم داریم ...
حتی اگه «سائو سائو» بهمون حمله کنه

00:30:14.955 --> 00:30:17.745
ممکنه نتونه کاری از پیش ببره

00:30:19.375 --> 00:30:21.825
جناب ... شما خندیدین؟

00:30:21.825 --> 00:30:26.485
من به ذهن بی خبر «زی جینگ»
خندیم ... اشاره های ژنرال کامل درسته

00:30:26.485 --> 00:30:28.445
من کسی هستم که بی خبرم؟

00:30:28.445 --> 00:30:33.525
سائو سائو در نبرد خیلی ماهر و خوبـه به همین
دلیل تونست بر «لـو بـو» و «یوان شائو» پیروز بشه

00:30:33.525 --> 00:30:38.095
سرور من هم به همین خاطر مجبور
به عقب نشینی به «جیانگ شیا» شده

00:30:38.095 --> 00:30:42.685
اگه شما ژنرال به «سائو سائو» تسلیم بشین
از طرفی میتونین همسران خودتون رو حفظ کنین

00:30:42.685 --> 00:30:47.815
و از طرف دیگه میتونین ثروت
خودتون رو هم حفظ کنین کجای این بده؟

00:30:48.925 --> 00:30:52.335
پس سرور من چی میشه؟ تو تمام
این راه رو تا «جیانگ دونگ» اومدی

00:30:52.335 --> 00:30:57.465
نکنه تمام کاری که میخوای بکنی اینه که
یه تسلیم شرماور رو بهمون تحمیل کنی؟

00:30:58.845 --> 00:31:01.435
زی جینگ، تو نمیخوای عالیجناب
خودتون تحقیر و خار بشه

00:31:01.435 --> 00:31:04.075
خب منم یه راه دارم که
با این مسئله مقابله کنین

00:31:04.075 --> 00:31:06.735
به نظر جناب اژدها کاملا آماده اومدن اینجا

00:31:06.735 --> 00:31:09.195
ممکنه بپرسم این راه فوق العاده چیه؟

00:31:09.195 --> 00:31:11.955
من, «گونگ جین» مایلم اونو بشنوم

00:31:11.955 --> 00:31:17.395
فقط به یه پیام رسون و یه قایق ساده نیازه و
کافیه فقط اونا رو به اون طرف رودخونه بفرستین

00:31:17.395 --> 00:31:21.265
سائو سائو با خوشحالی و
شخصا ارتشش رو عقب میکشه

00:31:22.585 --> 00:31:23.795
فقط دو نفر؟

00:31:23.795 --> 00:31:26.515
از دست دادن دو نفر برای
«جیانگ دونگ» چندان اهمیتی نداره

00:31:26.515 --> 00:31:29.785
درست مثل یه درخت بزرگ که
دو تا از برگهاش رو از دست بده

00:31:29.785 --> 00:31:33.895
با این حال اگه «سائو سائو» این دو نفر رو بدست
بیاره در واقع گنجینه های خودش رو بدست آورده

00:31:35.055 --> 00:31:37.935
حالا ... این دو نفر کی هستن؟

00:31:37.935 --> 00:31:41.725
شنیدم که «سائو سائو» قسم
خورده که دو آرزو در این زندگی داره

00:31:41.725 --> 00:31:45.145
اولی تسخیر جهان و تبدیل
شدن به یک امپراتور ـه

00:31:45.145 --> 00:31:49.605
دومین آرزوش داشتن دو تن از
زیباترین زنان «جیانگ دونگ» ـه

00:31:49.605 --> 00:31:52.285
دائو چیائو و «شیائو چیائو»
رو در اختیار داشته باشه

00:31:52.285 --> 00:31:56.085
شما میتونین از ترفند «فان لی» که یه زن زیبا
رو به امپراتور «وو» پیشکش کرد یاد بگیرین

00:31:56.085 --> 00:31:59.655
و کاری کنین «سائو سائو»
بدون جنگ عقب نشینی کنه

00:32:00.505 --> 00:32:04.195
اون «سائو سائو» پست فطرت
دیگه بیش از حد دل و جرات داره

00:32:04.195 --> 00:32:08.925
ژنرال عصبانی نشین ... این
فقط برای حفظ صلح در اینجاست

00:32:08.925 --> 00:32:12.325
امپراتورها برای حفظ حکومتشون دخترای
خودشون رو برای ازدواج با وحشی ها میفرستن

00:32:12.325 --> 00:32:16.655
شما چرا اینقدر به دو تا زن
معمولی و ناچیز اینقدر اهمیت میدین؟

00:32:16.655 --> 00:32:18.655
کونگ مینگ ... دیگه چیزی نگین

00:32:18.655 --> 00:32:22.805
نکنه نمیدونین که «دائو چیائو»
همسر مرحوم ژنرال «سون» ـه

00:32:22.805 --> 00:32:26.585
و «شیائو چیائو» هم همسر «گونگ جین» ـه

00:32:26.585 --> 00:32:29.005
...من سزاوار مرگم ...
سزاوار مرگم ... من واقعا

00:32:29.005 --> 00:32:31.355
!ژنرال ... لطفا این صحبت ها رو به دل نگیرین

00:32:31.355 --> 00:32:34.705
نه تنها اونا رو از دلم بیرون نمیکنم ...
حتی تک تکشون رو توی قلبم نگه میدارم

00:32:34.705 --> 00:32:38.865
!اون «سائو سائو» پست فطرت
جرات کرده چشم طمع به همسر من بدوزه

00:32:38.865 --> 00:32:41.625
نمیزارم به این راحتی قسر در بره

00:32:41.625 --> 00:32:46.065
ژنرال لطفا بیشتر درموردش فکر کنین نزارین
احساسات لحظه ای تصاویر بزرگتون رو خراب کنه

00:32:46.065 --> 00:32:50.705
دلم میخواد پرواز کنم و برم سر
اون «سائو سائو» رو از تنش جدا کنم

00:32:50.705 --> 00:32:54.725
با این حساب ... میگین قصد تسلیم شدن ندارین؟

00:32:55.385 --> 00:32:56.845
ترجیح میدم بمیرم تا اینکه تسلیم بشم

00:32:56.845 --> 00:32:59.985
بدون در نظر گرفتن نتیجه میخواین بجنگین؟

00:33:00.815 --> 00:33:05.365
نفرتم تا زمانی که «سائو
سائو» نابود نشه , از بین نمیره

00:33:07.055 --> 00:33:10.165
با این حال ... تا اونجایی که من میدونم

00:33:10.165 --> 00:33:13.475
عالیجناب ژنرال «سون» در تصمیم گیری برای جنگ

00:33:13.475 --> 00:33:16.825
هنوز تردید دارن

00:33:17.685 --> 00:33:18.885
چرا عالیجناب برای این کار تردید داره؟

00:33:18.885 --> 00:33:23.495
عالیجناب شما از این بابت نگران هستن که «سائو سائو»
بیش از حد قدرتمنده و «جیانگ دونگ» توان مقابله نداره

00:33:23.495 --> 00:33:27.405
اگه شما بتونین ژنرال
«سون» رو از نگرانی در بیارین

00:33:27.405 --> 00:33:32.365
ایشون هم بدون شک میتونن تصمیم بگیرن
اون زمان موفق خواهید شد

00:33:32.365 --> 00:33:34.525
جناب , استدلال شما کاملا منطقی ـه

00:33:34.525 --> 00:33:38.315
همین الان به دیدن عالیجناب میرم و
کمکشون میکنم تا به ذهنشون مسلط بشن

00:33:38.315 --> 00:33:41.415
شما باید قبل از اینکه هر
گونه تغییر رخ بده فورا برین

00:33:57.325 --> 00:33:59.655
شما واقعا نمیدونستین یا فقط وانمود کردین؟

00:33:59.655 --> 00:34:00.985
چی؟

00:34:02.055 --> 00:34:07.555
پرسیدم , شما واقعا نمیدونستین که
«دائو چیائو» و «شیائو چیائو» کی هستن؟

00:34:07.555 --> 00:34:11.155
شما واقعا جرات کردین چنین حرفای
جسورانه ای رو در مقابل «گونگ جین» بزنین

00:34:12.095 --> 00:34:15.405
ژو گونگ جین ... کسی نیست
که من بخوام نادیده اش بگیرم

00:34:15.405 --> 00:34:19.355
اما گفتن تسلیم کردن تمام شرق «وو»
به سائو سائو یه خورده ناامیدکننده بود

00:34:19.355 --> 00:34:22.695
اما از دست دادن همسرش
مطمئنا اونو خشمگین میکرد

00:34:23.905 --> 00:34:26.605
چه زوج عاشق پیشه ای

00:34:27.621 --> 00:34:46.621
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:34:46.645 --> 00:34:51.245
خربزه تلخ ... کدوم بهتره؟

00:34:51.245 --> 00:34:53.895
... بانو -
صبر کن -

00:34:55.995 --> 00:34:58.455
من فقط پرسیدم کدوم گیره مو قشنگ تره

00:34:58.455 --> 00:35:00.245
چیز دیگه ای نپرس

00:35:01.125 --> 00:35:03.705
اصلا فراموشش کن ... از این استفاده میکنم

00:35:04.395 --> 00:35:09.545
بانو ... عمارت «مـا» خودمون
در شرق لیانگ خیلی مشهوره

00:35:09.545 --> 00:35:13.415
ارباب ژنرال مشهور و
والی و حکمران لیانگ شرقی ـه

00:35:13.415 --> 00:35:16.575
ارباب جوان «مـا» هم یه
مرد با اعتبار و مشهور ـه

00:35:16.575 --> 00:35:19.365
خودم میدونم پدر و برادرم چه جور آدمایی هستن

00:35:19.365 --> 00:35:21.825
این پرحرفیا واسه چیه؟

00:35:21.825 --> 00:35:24.565
بانو ... حالا که شما
به خوبی اینا رو میدونین

00:35:24.565 --> 00:35:28.815
پس باید بدونین که شما یه دوشیزه
اصیل از یه خانواده اشراف زاده هستین

00:35:28.815 --> 00:35:31.695
پس چرا خودتون رو به خاطر اون
تاجرهای ناچیز به زحمت میندازین؟

00:35:31.695 --> 00:35:34.745
و براشون ضیافت هم گرفتین؟

00:35:39.595 --> 00:35:44.315
این خانم هدف های خودش رو برای انجام
دادن کارهاش داره پس تو سرت به کار خودت باشه

00:35:44.315 --> 00:35:48.155
بانو ... وقتی شما لیانگ رو ترک کردین
ارباب گفت که باید خیلی محتاط باشین

00:35:48.155 --> 00:35:51.655
مطلقا نباید زیاده روی و
بازیگوشی کنین و باعث دردسر بشین

00:35:52.405 --> 00:35:56.625
خوبـه ... پدرم اینو هم گفت که
تو باید به خوبی بهم خدمت کنی

00:35:56.625 --> 00:35:58.805
تو الان داری کارت رو خوب انجام میدی؟

00:35:58.805 --> 00:36:01.535
به اندازه کافی خوب بهتون خدمت نکردم؟

00:36:01.535 --> 00:36:04.505
وقتی گفتین میخواین برین و شرط بندی کنین
بدون هیچ اعتراضی همراهتون اومدم

00:36:04.505 --> 00:36:07.155
اما ما یه گروه از اون
قماربازا رو تحریک کردیم

00:36:07.155 --> 00:36:09.845
خوشبختانه توصیه عاقلانه ارباب بود که
کمکمون کرد و من کل مسافرخونه رو رزرو کردم

00:36:09.845 --> 00:36:11.935
حتی رئیس اینجا هم الان یکی از ماست

00:36:11.935 --> 00:36:15.065
و گرنه ... شما تا الان صدمه دیده بودین

00:36:15.065 --> 00:36:19.085
بازم هست؟ توی اون بحبوحه درگیری کجا بودی؟

00:36:19.085 --> 00:36:21.035
در عوض باید مراقب تو هم می بودم

00:36:21.035 --> 00:36:24.025
من بودم که نجاتت دادم ... میفهمی
... حالا چطور میخوای جبرانش کنی؟

00:36:24.025 --> 00:36:26.765
اگه حداقل کمتر حرف بزنی

00:36:27.445 --> 00:36:29.465
اونوقت منم بهت سخت نمیگیرم

00:36:29.465 --> 00:36:30.985
!اینطوری نیست

00:36:34.045 --> 00:36:38.915
اما بانو ... وقتی فکر میکنم شما
اون غریبه ها رو دعوت کردین

00:36:38.915 --> 00:36:41.335
من خیلی نگران میشم

00:36:41.335 --> 00:36:42.885
نگرانی برای چی؟

00:36:42.885 --> 00:36:48.265
بزار ازت بپرسم ... در این زمان
هدف ما از اومدن به «گوی یانگ» چیه؟

00:36:48.265 --> 00:36:51.905
البته که برای خرید غذا و آذوقه اینجا
و برگردوندن اونا به شرق لیانگ اومدیم

00:36:51.905 --> 00:36:54.485
بله ... خب حالا این کار رو کردیم؟

00:36:54.485 --> 00:36:58.405
نه ... چون هنوز برداشت محصول تموم نشده

00:36:58.405 --> 00:37:02.645
این کاملا درسته ... خب حالا چه
اشکالی داره که من کارای دیگه انجام بدم؟

00:37:04.175 --> 00:37:09.985
من فکر میکنم این دو نفر اونقدرا هم
که به نظر میرسه آدمای ساده ای نیستن

00:37:11.905 --> 00:37:14.895
مـا چی ... در این مورد تو دقیقا درست گفتی

00:37:14.895 --> 00:37:17.845
اونا اصلا آدمای عادی ای نیستن
... من باید بفهمم اونا واقعا کی هستن

00:37:17.845 --> 00:37:20.915
دلیلشون برای اومدن به «گوی یانگ» چیه

00:37:20.915 --> 00:37:26.635
کی میدونه ... شاید بتونم یه چیز
غیرمنتظره این وسط بدست بیارم

00:37:30.375 --> 00:37:34.805
زی لونگ ... اونها ما رو دعوت
کردن ... این دور از ادب ـه

00:37:34.805 --> 00:37:38.735
بعلاوه ... سخته که دعوت مهمونی رو رد کنیم
اگه تو نری

00:37:38.735 --> 00:37:41.135
فکر میکنم خیلی بی ادبی میشه

00:37:41.135 --> 00:37:44.835
مگه فراموش کردی؟ ما واسه ماموریت اومدیم

00:37:44.835 --> 00:37:49.955
مشاور ما رو اینجا نفرستاده
که بازی کنیم و خوش بگذرونیم

00:37:49.955 --> 00:37:52.885
ما اومدیم ماموریت ولی میتونیم که چیز بخوریم

00:37:52.885 --> 00:37:57.575
بعدشم ... اونا دارن ما رو مجانی دعوت میکنن
اگه غذا نخوریم ... ماییم که ضرر کردیم

00:37:57.575 --> 00:37:59.665
حرص و طمع بدست آوردن یه سود و منفعت کوچیک
منجر به ایجاد اشتباه میشه

00:37:59.665 --> 00:38:02.835
فعلا ماموریتمون در اولویتـه
... باید محتاط تر باشیم

00:38:02.835 --> 00:38:06.365
اینطور که من میبینم ... این
به خاطر ماموریتمون نیست

00:38:06.365 --> 00:38:09.815
این به خاطر ترسی ایجاد
بدگمانی و تردیده که تو قلبت داری

00:38:09.815 --> 00:38:10.945
چه ترس و عدم اطمینانی دارم؟

00:38:10.945 --> 00:38:14.275
ما برادریم ... فکر میکنی
نمیدونم تو به چی فکر میکنی؟

00:38:14.275 --> 00:38:19.215
تو خب ... چهره اون باعث ناراحتیت میشه

00:38:19.215 --> 00:38:22.645
اما واسه منم خیلی عجیبه ... تو این دنیا

00:38:22.645 --> 00:38:25.415
چطور ممکنه دو نفر آدم
اینقدر به همدیگه شبیه باشن؟

00:38:25.415 --> 00:38:27.965
زی لونگ ... اگه تو جرات
نداری بری جشن و غذا بخوری

00:38:27.965 --> 00:38:31.745
به این خاطره که می ترسی اون
صحنه احساساتت رو بهم بریزه

00:38:31.745 --> 00:38:35.785
اما ... از اینا گذشته ... این خانم رئیس

00:38:35.785 --> 00:38:39.875
هر کسی که ببینتش فک میکنه اون
یه تجسم از «شیاهو چینگ یی» ـه

00:38:39.875 --> 00:38:45.735
زی لونگ ... شاید تو به اندازه
کافی جفا و بدبختی نکشیدی؟

00:38:45.735 --> 00:38:49.795
کافیه دیگه -
باشه ... باشه ... دیگه چیزی نمیگم -

00:38:49.795 --> 00:38:53.025
اما بدبختی هنوزم بدبختیـه
... تو هم باید هنوز غذا بخوری

00:38:53.025 --> 00:38:57.305
اگه نخوای بری ... مجبورم
من به نمایندگی از تو برم

00:39:06.455 --> 00:39:11.305
عالیجناب ... من پیشنهاد میکنم ما
از تمام ارتش و قدرتمون استفاده کنیم

00:39:11.305 --> 00:39:13.135
و «سائو سائو» رو شکست بدیم

00:39:13.135 --> 00:39:15.645
ژنرال ... چطور شما به این نتیجه رسیدین؟

00:39:15.645 --> 00:39:20.495
جیانگ دونگ ما بیش از سه
نسل ـه که بنیانگذاری شده

00:39:20.495 --> 00:39:24.155
ما نمیتونیم به این راحتی تسلیم بشیم

00:39:24.975 --> 00:39:28.565
سائو سائو یه خائن به سلسله هـان ـه

00:39:28.565 --> 00:39:31.045
عالیجناب ... شما بسیار
سخاوتمند و بخشنده هستین

00:39:31.045 --> 00:39:37.975
شما در «جیانگ دونگ» ارتش
قدرتمند و غذا و تداروکات زیادی دارین

00:39:37.975 --> 00:39:41.365
ما میتونیم اون خائن به کشور رو کنار بزنیم

00:39:42.135 --> 00:39:45.875
ما نمیتونیم به این راحتیا تسلیم بشیم

00:39:45.875 --> 00:39:47.415
درسته

00:39:47.415 --> 00:39:52.235
گونگ جین ... فراموش نکن که
ارتش «سائو» ده ها هزار نفره

00:39:52.235 --> 00:39:55.495
تو چه برنامه ای برای مقابله با اونا داری؟

00:39:55.495 --> 00:40:00.415
سائو سائو خیلی از قوانین نظامی
رو برای تسخیر جنوب نقض کرده

00:40:00.415 --> 00:40:04.005
اول ... خط عقب «سائو سائو» ناپایداره

00:40:04.005 --> 00:40:06.115
مـا تنگ از «لیانگ شرقی» و هان شویی

00:40:06.115 --> 00:40:11.725
همواره چشمشون به «شو چانگ» بوده
بنابراین هر لحظه آماده جنگ هستن

00:40:11.725 --> 00:40:16.755
دوم ... ارتش های شمالی اغلب
با جنگ های دریایی آشنا نیستن

00:40:16.755 --> 00:40:20.345
سائو سائو با عوض کردن اسب های اونا با کشتی

00:40:20.345 --> 00:40:24.045
مطلقا نمیتونه کاری کنه اونا
حریف نیروی دریایی ما بشن

00:40:24.045 --> 00:40:28.275
سوم ... الان تقریبا نزدیک فصل زمستانیم

00:40:28.275 --> 00:40:31.035
اونا فاقد علوفه و غذا برای
اسب های خودشون هستن

00:40:31.035 --> 00:40:36.695
چهارم ... ارتش دشت های مرکزی که اغلب به سرزمین
ما میان به آب و هوای «جیانگ دونگ» ما عادت ندارن

00:40:36.695 --> 00:40:38.725
همه ی اونا در معرض بیماری قرار میگیرن

00:40:39.755 --> 00:40:47.735
بنابراین ... سائو سائو ممکنه افراد زیادی
داشته باشه اما چندان خوشنود و راضی کننده نیستن

00:40:52.325 --> 00:40:55.695
اون «سائو سائو» خائن همیشه
میخواسته دنیا رو تحت سلطه خودش بگیره

00:40:55.695 --> 00:40:59.245
اما من ... بهش اجازه
نمیدم به مسیر و هدفش برسه

00:40:59.245 --> 00:41:02.475
گونگ جین ... من میدونم که تو
داوطلبانه حاضری به جنگ بری

00:41:02.475 --> 00:41:06.195
تو واقعا منو ناامید نمیکنی

00:41:06.195 --> 00:41:09.805
عالیجناب ... «سائو سائو»
تهدید چندان بزرگی نیست

00:41:09.805 --> 00:41:14.975
من حاضرم ارتش رو برای نبرد و
پایان دادن به «سائو سائو» رهبری کنم

00:41:14.975 --> 00:41:18.805
تنها ترسم اینه که عالیجناب
روی تصمیمشون ثابت قدم نباشن

00:41:19.575 --> 00:41:21.265
بسيار خب

00:41:21.289 --> 00:41:41.289
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.