﻿WEBVTT

00:01:57.566 --> 00:02:17.566
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.590 --> 00:02:25.520
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.660 --> 00:02:30.620
.:: قسمت چهل و هشتم ::.

00:02:42.880 --> 00:02:45.970
چند روزه که شما رو ندیدم,
تصور نمیکردم بیمار باشید

00:02:45.970 --> 00:02:48.490
جناب «ژوگه» تشریف آوردند

00:02:49.940 --> 00:02:52.780
گونگ جین, بدن تو بقای و
سرنوشت «دونگ وو» رو نگه داشته

00:02:52.780 --> 00:02:55.370
نباید بزاری به این سادگی
قدرتت به اضمحلال بره

00:02:57.920 --> 00:03:00.330
همه در زندگی دچار بلا و سختی میشند

00:03:00.330 --> 00:03:02.560
کی از تیر بلا مصون باقی میمونه؟

00:03:02.560 --> 00:03:07.050
بله ... زندگی پر از اتفاقات غیر قابل پیش
بینی ـه کی میتونه همه ی اون رو پیش بینی کنه؟

00:03:09.540 --> 00:03:14.590
جناب گونگ جین, شما نگرانی های زیادی دارید اگه اونا رو از
قلبتون بیرون بریزید به طور طبیعی سلامتتون رو بدست میارید

00:03:14.590 --> 00:03:17.080
حق با شماست جناب

00:03:17.980 --> 00:03:20.690
اما پزشک نظامی منو معاینه کرده

00:03:20.690 --> 00:03:23.080
هیچ فایده ای نداره

00:03:23.080 --> 00:03:26.340
گونگ جین، منم یه نسخه براتون دارم

00:03:26.340 --> 00:03:29.930
مطمئن نیستم میتونم شما رو
از بند نگرانی ها رها کنم یا نه

00:03:29.930 --> 00:03:34.020
چه نسخه ای ایه که اینقدر خوبه؟

00:03:41.480 --> 00:03:44.070
[ اگر مایل به شکست «سائو سائو» هستید, از آتش استفاده
کنید ] [ همه چیز مهیا شده, تنها شانس شما باد شرقیست ]

00:03:47.680 --> 00:03:50.820
فرمانده ارشد, این باید
بزرگترین نگرانیتون باشه

00:03:50.820 --> 00:03:54.910
...کونگ مینگ تـو

00:03:54.910 --> 00:03:58.020
این چه نسخه داروی فوق
العاده ایه؟ بزار منم ببینم

00:04:02.010 --> 00:04:05.060
اگر مایل به شکست «سائو
سائو» هستید, از آتش استفاده کنید

00:04:05.060 --> 00:04:08.800
همه چیز مهیا شده, تنها شانس شما باد شرقیست

00:04:10.250 --> 00:04:13.120
جناب .... حقیقتا شما باهوش هستید

00:04:13.800 --> 00:04:15.610
شما حرف دل منو گفتید

00:04:15.610 --> 00:04:18.780
فرمانده، برای حمله با آتیش شما به باد
موافق با جهت دلخواهتون احتیاج دارید

00:04:18.780 --> 00:04:22.980
ولی در این فصل، باد غالب از شمال غربی میاد
و اردوگاه «سائو سائو» در جهت موافق اونه

00:04:22.980 --> 00:04:26.560
این باد «سائو سائو» رو نابود
نمیکنه, بلکه باعث نابودی خودمون میشه

00:04:26.560 --> 00:04:29.650
منم از همین بابت نگرانم

00:04:29.650 --> 00:04:31.640
برای همین هم بیمار شدم و بهبود پیدا نمیکنم

00:04:31.640 --> 00:04:36.110
فرمانده، چطوره که اجازه بدین من باد
شرقی رو از خدا براتون قرض بگیرم؟

00:04:39.300 --> 00:04:40.530
چی گفتی؟

00:04:40.530 --> 00:04:44.190
فرمانده، تمام کاری که باید شما انجام بدید اینه که یه
محراب هفت ستاره در کوه «نان پینگ» برای من آماده کنید

00:04:44.190 --> 00:04:49.070
من میتونم برای سه روز و سه شب باد
شرقی رو براتون قرض بگیرم این باید کافی باشه

00:04:49.880 --> 00:04:53.440
به سه روز و سه شب نیازی
نیست, فقط یک شب هم کافیه

00:04:53.440 --> 00:04:56.320
خوبه ... فرمانده, پس شما فی
الفور دستور ساخت محراب رو بدید

00:04:56.320 --> 00:04:58.930
بقیه چیزها رو به من بسپارید

00:04:59.860 --> 00:05:03.180
فرمانده ارشد، شما باید استراحت کنید
تکون نخورین

00:05:03.180 --> 00:05:05.520
زی جینگ، این کار رو تو باید انجام بدی

00:05:05.520 --> 00:05:08.890
همه چیز رو مطابق دستورالعمل های
جناب «ژوگه» انجام بده بدون هیچ مضایقه ای

00:05:08.890 --> 00:05:12.790
متوجه شدم, خیالتون راحت بلافاصله میرم
و بدون فوت وقت ترتیب این کار رو میدم

00:05:12.790 --> 00:05:17.020
بسيار خب ... وقتی همه
چیز آماده شد منو مطلع کنید

00:05:18.040 --> 00:05:19.660
...با اجازه

00:05:27.250 --> 00:05:31.030
زی جینگ، به نظرت چنین آدمی رو

00:05:31.030 --> 00:05:32.720
میتونیم کنارمون نگه داریم؟

00:05:34.880 --> 00:05:37.080
اون حتی میتونه به طبیعت فرمان بده

00:05:37.080 --> 00:05:39.950
شک دارم بتونیم بهش دست هم بزنیم

00:05:59.680 --> 00:06:02.270
زی جینگ، تو لازم نیست اینجا باشی

00:06:02.270 --> 00:06:04.760
مسئله ای نیست ... مسئله ای
نیست ... من میخوام همراهیت کنم

00:06:04.760 --> 00:06:07.930
اگه به چیزی نیاز داشته
باشی, میتونم کمکت کنم

00:06:08.690 --> 00:06:11.890
میخوای تکنیک های مخفی
منو در مورد احضار طبیعت

00:06:11.890 --> 00:06:14.220
با اصول «یین و یانگ» رو یاد بگیری؟

00:06:14.220 --> 00:06:16.640
جدا داری منو دست میندازی

00:06:16.640 --> 00:06:19.450
انتظار داشتن چنین قدرتی رو ندارم

00:06:19.450 --> 00:06:22.670
اگه اینجا بمونی در مراسم و
آیین اینجا تداخل ایجاد میکنی

00:06:22.670 --> 00:06:26.510
اگه نتونیم باد رو بیاریم چه
جوابی باید به فرمانده ارشد بدیم؟

00:06:26.510 --> 00:06:29.140
... خب -
خیله خب ... تو برو و به «گونگ جین» کمک کن -

00:06:29.140 --> 00:06:31.190
سربازها رو به حرکت در بیارید

00:09:24.080 --> 00:09:28.470
باد شروع شد ... باد شروع شد

00:09:28.470 --> 00:09:31.030
فرمانده ارشد! ... باد شروع شد

00:09:31.900 --> 00:09:35.090
باد جنوب شرقیه! ... واقعا باد جنوب شرقیه

00:09:37.710 --> 00:09:41.860
لو سو ... فی الفور دستور رو ابلاغ کن
کارمون رو شروع میکنیم

00:09:41.860 --> 00:09:45.310
کشتی ها رو به آب بندازید
و آماده برای پیروزی

00:09:45.310 --> 00:09:49.010
کنگ مینگ واقعا خداییه ...
واقعا خداییه برای خودش

00:09:52.210 --> 00:09:56.330
من به «دینگ فنگ» و «شو شنگ» دستور دادم هر کدوم صد سرباز
بردارند و «ژوگه کونگ مینگ» رو در کوه نان پینگ دستگیر کنند

00:09:56.330 --> 00:10:00.090
بعد از دستگیرش, بلافاصله
سرش رو از تنش جدا کنند

00:10:00.850 --> 00:10:03.850
باید با سرش برگردند

00:10:03.850 --> 00:10:06.320
... فرمانده ارشد، شما الان

00:10:06.320 --> 00:10:11.180
ژگه لیانگ توانایی اداره طبیعت
و ارتباط با دنیای دیگه رو داره

00:10:11.670 --> 00:10:14.000
آدم ترسناکیه

00:10:15.520 --> 00:10:20.500
اگه بهش امان بدیم, در نهایت
«جیانگ دونگ» رو نابود میکنه

00:10:25.550 --> 00:10:29.590
در زمستان 208 پس از میلاد
مسیح و سیزدهمین سال از جیان آن

00:10:29.590 --> 00:10:32.970
فرمانده ارشد «دونگ وو» , ژو یـو

00:10:32.970 --> 00:10:35.150
استراتژی حمله با آتش را با همراهی ژنرال «هوانگ گای» اتخاذ کرد
* ژنرالی که در قسمت های گذشته توسط فرمانده ارشد کتک خورد *

00:10:35.150 --> 00:10:39.610
اون به ژنرالش فرمان داد تا برای گمراه کردن «سائو
سائو» نامه ای مبنی بر تسلیم شدن و حمایت از او بنویسد

00:10:39.610 --> 00:10:44.070
سائو سائو که مشتاق
پیروزی بود در دام آنها افتاد

00:10:50.060 --> 00:10:53.940
هوانگ گای فرماندهی ده کشتی
بزرگ برای حمله را به عهده گرفت

00:10:53.940 --> 00:10:56.200
آنها را با یونجه و گیاهان خشک پر کرد

00:10:56.200 --> 00:10:59.900
سپس به روغن آغشته کرد و با پارچه پوشاند

00:10:59.900 --> 00:11:02.380
با باد شرقی قوی ای که می وزید

00:11:02.380 --> 00:11:05.500
هوانگ گای کشتی ها را درست به سمت

00:11:05.500 --> 00:11:09.380
ناوگان «سائو سائو» هدایت
کرد و آنها را به آتش کشید

00:11:09.380 --> 00:11:15.970
آتش به سرعت به سراسر اردوگاه و زمین گسترش
یافت و ناوگان «سائو سائو» را نابود کرد

00:11:56.280 --> 00:12:00.330
بیش از پنجاه هزار سرباز از اتحاد
«سون لیو» به یکباره هجوم آوردند

00:12:00.330 --> 00:12:02.550
بیست هزار نفر از ارتش
«سائو سائو» را خلع سلاح شدند

00:12:02.550 --> 00:12:07.020
و بیش از نیمی از ارتش او کشته یا زخمی شدند

00:12:25.920 --> 00:12:28.730
زی لونگ، مشاور نظامی تشریف آوردند

00:12:28.730 --> 00:12:30.910
جناب مشاور ... خسته نباشد

00:12:30.910 --> 00:12:32.660
من از خستگی ترسی ندارم

00:12:32.660 --> 00:12:36.790
من از حسادت «ژو یو» می ترسم
که ممکن بود از قصد من رو بکشه

00:12:36.790 --> 00:12:40.910
راستی ... من ماموریتم رو در «گوی یانگ» به اتمام
رسوندم و همه چیز رو به «جیانگ شیا» منتقل کردم

00:12:40.910 --> 00:12:43.210
زمانی که نامه ی شما رو دریافت کردم

00:12:43.210 --> 00:12:46.000
اومدم و اینجا در انتظار شما نشستم

00:12:46.940 --> 00:12:48.870
پس میگی موفق شدی همه
ی پول ها رو بدست بیاری؟

00:12:48.870 --> 00:12:53.360
یکصد هزار «لیانگ» نقره و بیست هزار «لیانگ» طلا الان
در انبارهای ماست * لیانگ : واحد پول باستانی چین *

00:12:53.360 --> 00:12:58.430
عالیه ... میدونستم «زی
لونگ» منو ناامید نمیکنه

00:12:58.430 --> 00:13:01.450
بسیار خب ... جناب مشاور,
لطفا سوار کشتی بشین

00:13:01.450 --> 00:13:03.760
بیایید بریم

00:13:11.170 --> 00:13:15.140
چی گفتی؟ ژوگه لیانگ فرار کرد؟

00:13:15.140 --> 00:13:17.830
ژوگه لیانگ از مدتها پیش
این رو پیش بینی کرده بود

00:13:17.830 --> 00:13:21.420
و «ژائو زی لونگ» رو برای فراری دادنش
فراخونده بود ژائو زی لونگ حقیقتا قدرتمند بود

00:13:21.420 --> 00:13:23.790
اون بادبان کشتی من رو فقط با یک تیر شکست

00:13:23.790 --> 00:13:26.000
واقعا قادر به گرفتنشون نبودیم

00:13:30.540 --> 00:13:34.010
اون حتی یه نقشه و راه فرار
هم برای خودش طرح کرده

00:13:34.950 --> 00:13:38.490
این مرد واقعا آدم حیله گر و سیّاسیه

00:13:38.490 --> 00:13:41.910
واقعا باعث کابوس و بیخوابی
های زیادی برای من میشه

00:13:43.940 --> 00:13:48.700
کونگ مینگ با رفتنش هم داره بهتون یادآوری
میکنه که مراقب نحوه استفاده از سربازاتون باشید

00:13:48.700 --> 00:13:53.160
فراموش نکنید ... دشمنی که باهاش روبرو هستیم
کسی جز «سائو سائو» نیست

00:14:02.890 --> 00:14:06.380
عالیجناب ... غذا باب میلتون هست؟

00:14:06.380 --> 00:14:11.910
عالیه ... تعجبی نداره که شما وقتی
اینو چشیدید ازش دست نمی کشید

00:14:16.920 --> 00:14:20.570
زی لونگ , تو با همکاری لیو شن

00:14:20.570 --> 00:14:23.820
برای من پیروزی های بزرگی رو بدست
آوردی و خودت رو در شرایط خطرناکی قرار دادی

00:14:24.530 --> 00:14:26.690
من هیچ وقت به درستی ازت تشکر نکردم

00:14:26.690 --> 00:14:28.780
عالیجناب , نیازی به تشکر نیست

00:14:28.780 --> 00:14:31.060
همه ی اونا فقط انجام وظیفه بوده

00:14:31.060 --> 00:14:34.270
بیا ... بزار اینو بنوشیم

00:14:42.280 --> 00:14:47.170
افسوس که «سائو سائو» فرار کرد

00:14:47.170 --> 00:14:50.480
این مثل آزاد کردن یه ببر وحشی به جنگله

00:14:52.590 --> 00:14:55.410
برادر دوم من خیلی ساده و احساساتیه

00:14:55.410 --> 00:14:59.520
از قبل هم نگران بودم که
اون «سائو سائو» رو رها کنه

00:14:59.520 --> 00:15:02.570
جناب مشاور, احتمالا شما
هم اینو پیش بینی میکردید

00:15:02.570 --> 00:15:05.750
با این حال چرا به فرستادن
برادر دوم اینقدر اصرار داشتید؟

00:15:05.750 --> 00:15:08.940
فقط «گوانگ یو» میتونست از
مسیر «هوارونگ» محافظت کنه

00:15:08.940 --> 00:15:13.090
من آسمون ماوراء رو بررسی کردم متوجه شدم ,
هر چند «سائو سائو»به طور کامل شکست خورده بود

00:15:13.090 --> 00:15:16.180
اما مرگ در تقدیرش نبود, ازونجایی
که «سائو سائو» نمیتونه بمیره

00:15:16.180 --> 00:15:19.870
پس بهتر بود که «گوانگ
یو» این لطف رو بهش بکنه

00:15:21.290 --> 00:15:25.500
پس معلوم شد از قبل برای
برادر دوم من برنامه داشتید

00:15:27.720 --> 00:15:29.890
جناب مشاور حقیقتا شخص با فراستی هستند

00:15:29.890 --> 00:15:33.480
حالا که این افتاق افتاده برادر «یون
چانگ» دیگه هیچ تعلق خاطری به اون نداره

00:15:33.480 --> 00:15:37.230
حتی اگه با «سائو سائو» روبرو هم بشه, دیگه هیچ جای نگرانی ای نخواهد داشت
[ هیچ نگرانی ای از بابت روابط گذشته اش با «سائو سائو» نخواهد داشت ]

00:15:38.230 --> 00:15:41.900
اگرچه «سائو سائو» با خوش اقبالی تونست
از نبرد صخره سرخ جوون سالم به در ببره

00:15:41.900 --> 00:15:45.090
اما روحیه ارتشش به کلی نابود شده

00:15:45.090 --> 00:15:48.170
فقط نمیدونم «ژو یـو» در
آینده چه راهبردی رو اتخاذ میکنه

00:15:48.170 --> 00:15:51.920
ژو یـو با پیروزی ای که بدست آورده قاعدتاً از
رودخانه عبور میکنه و به لشکر کشی خودش ادامه میده

00:15:51.920 --> 00:15:55.990
اون به تصرف مناطق «جینگ شیانگ» دلخوش کرده

00:15:59.980 --> 00:16:04.300
صحبت از چهار منطقه «جیانگ نان» که بکنیم همه ی اونها در
مناطق جغرافیایی خوب و دارای منابع طبیعی فراوانی هستند

00:16:04.300 --> 00:16:07.610
عالیجناب , نکنه شما اونا
رو برای خودتون میخواید؟

00:16:08.690 --> 00:16:11.000
جناب مشاور شما منو خیلی خوب میفهمید

00:16:12.140 --> 00:16:16.710
جناب مشاور, «ژو یـو»
زودتر از ما دست به کار نمیشه؟

00:16:16.710 --> 00:16:19.200
عالیجناب , فراموش نکنید ...
دونگ وو , «ژو یـو» رو داره

00:16:19.200 --> 00:16:22.790
اما ما هم «زی لونگ» رو داریم

00:16:31.300 --> 00:16:34.610
تکون نخورید ... تکون نخورید

00:16:36.020 --> 00:16:38.080
حرکت نکن ... زانو بزن

00:16:41.330 --> 00:16:43.270
اونا رو ساکت نگه دارین

00:16:45.080 --> 00:16:46.730
حرکت نکنند

00:16:47.360 --> 00:16:50.060
چی شده؟ چقدر سرو صدا میکنین -
اونو بگیرینش -

00:16:50.060 --> 00:16:51.930
اطاعت

00:16:53.430 --> 00:16:55.600
بیا اینجا -
چی کار میکنید؟ -

00:16:55.600 --> 00:17:00.010
قهرمان ... قهرمان ... قهرمان

00:17:01.600 --> 00:17:04.640
قهرمان .. شما میخواید چی کار کنید؟

00:17:04.640 --> 00:17:08.320
تو فقط کافیه کاری که من میگم انجام بدی دوتا
فرمان تسلیم و عقب نشینی باید برای ارتشت بنویسی

00:17:08.320 --> 00:17:10.470
اونوقت منم از زندگیت میگذرم

00:17:11.210 --> 00:17:14.150
اما ... تو کی هستی؟

00:17:15.460 --> 00:17:18.270
چانگ شان , ژائو زی لونگ
* اول محل تولد بعد نام شخص *

00:17:22.430 --> 00:17:26.020
ژا ... ژا ... ژائـ ... ژائو زی لونگ؟

00:17:28.790 --> 00:17:32.350
به دستور عالیجناب «لـیـو»
من «نانجون» رو از تو میگیرم

00:17:32.350 --> 00:17:36.050
حرف بزن ... مهر فرماندهی ارتشت کجاست؟

00:17:36.050 --> 00:17:39.480
مهـ ... مهر ارتش همراه خودمـه

00:17:40.260 --> 00:17:45.210
اونو بده -
بدم ... بدم ... بدم -

00:17:45.920 --> 00:17:48.180
بدم ... بدم ... بدم

00:17:51.140 --> 00:17:52.600
بگـ ... بگیر

00:17:53.580 --> 00:17:55.100
بزار فرمان رو بنویسه

00:17:55.100 --> 00:17:56.130
زودباش بنویس

00:17:56.130 --> 00:17:59.030
بنویسم ... بنویسم ... بنویسم

00:18:08.770 --> 00:18:11.880
می نویسم ... می نویسم

00:18:13.270 --> 00:18:14.900
عجله کن

00:18:30.850 --> 00:18:33.740
یه جفت سوار کار خوب پیدا کن و در سریع ترین
زمان ممکن نامه رو به «جینگ شیانگ» بفرست

00:18:33.740 --> 00:18:35.990
باشه ... متوجه شدم

00:18:40.290 --> 00:18:41.890
قهرمان

00:18:48.890 --> 00:18:50.480
کماندارا آماده

00:18:54.070 --> 00:18:57.840
من «ژائو زی لونگ» از چانگ
شان, به فرمان مشاور نظامی

00:18:57.840 --> 00:18:59.950
نانجون رو به تصرف در آوردم

00:18:59.950 --> 00:19:05.390
چه مزخرفاتی ... «ژائو زی
لونگ» میخوام ببینم چقدر توانایی داری

00:19:05.390 --> 00:19:08.020
سربازا گوش به بفرمان من .... حمله کنید

00:19:08.020 --> 00:19:09.740
تیرها رو رها کنید

00:19:31.760 --> 00:19:33.960
من اول باهات از در مدارا اومدم

00:19:33.960 --> 00:19:37.640
فرمانده ارشد، بهت توصیه میکنم
سربازات رو بیخودی به کشتن ندی

00:19:37.640 --> 00:19:40.190
بهتره هرچه زودتر به «دونگ وو» برگردی

00:19:40.190 --> 00:19:43.770
ژوگه لیانگ , تو یه پست فطرتی

00:19:43.770 --> 00:19:48.360
شهر منو وقتی که برای
دفاع ازش اینجا نبودم گرفتی

00:19:52.260 --> 00:19:55.000
فرمانده ارشد! ... فرمانده ارشد

00:20:07.545 --> 00:20:11.085
چقدر مزخرف! سربازای ما اینقدر سخت جنگیدن

00:20:11.110 --> 00:20:13.963
سائو سائو رو شکست دادند با این
همه هزینه و زندگی هایی که قربانی شدند

00:20:16.298 --> 00:20:20.488
چی گفتی؟ چطور ممکنه؟ با
اون ارتش کوچیکی که اونا دارند

00:20:20.488 --> 00:20:22.498
چطور ممکنه «جینگ ژو» و «شیانگ
یانگ» رو به این راحتی بگیرند؟

00:20:22.498 --> 00:20:24.648
اونها در حالی که نیروهای «سائو سائو»
برای دفاع از «نانجون» بسیج شده بودند

00:20:24.648 --> 00:20:27.448
موفق شدند این دو شهر رو بدون
هیچ کشتاری به تصرف در بیارند

00:20:27.448 --> 00:20:30.628
این باید از نقشه های «کونگ مینگ» باشه

00:20:37.288 --> 00:20:40.028
ژوگه لیانگ پست فطرت

00:20:40.028 --> 00:20:43.618
قسم میخورم تو رو از بین ببرم

00:20:47.643 --> 00:20:51.223
من فکر می کنم، «لیو شوان
دا» , کونگ مینگ رو داره

00:20:51.223 --> 00:20:53.433
ژنرال های شجاعی مثل «گوانگ»,
«ژانگ» و ژائو یون رو هم داره

00:20:53.433 --> 00:20:55.873
اونا الان روی خط برد قرار دارند

00:20:55.873 --> 00:21:00.063
از طرفی عالیجناب با مشکلات فراوانی
روبرو شده و سعی داره به «هـ فی» رخنه کنه

00:21:00.063 --> 00:21:03.273
چطوره ما برگردیم و به عالیجناب کمک کنیم

00:21:03.273 --> 00:21:05.823
و یه برنامه طولانی مدت و قابل قبول بریزیم

00:21:08.903 --> 00:21:14.613
دوباره اجازه دادیم اون «ژوگه لیانگ»
نقشه های شوم خودش رو عملی کنه

00:21:14.613 --> 00:21:18.323
میخوام ببینم

00:21:18.323 --> 00:21:21.663
دفعه بعد دیگه چه حقه ای میخواد سوار کنه

00:21:37.873 --> 00:21:41.913
جناب مشاور, حالا که ما «جینگ
شیانگ» و «نانجون» رو گرفتیم

00:21:41.913 --> 00:21:44.663
در گام بعدی چی کار باید بکنیم؟

00:21:44.663 --> 00:21:48.203
جینگ شیانگ محلیه که به راحتی میشه محاصره اش
کرد عاقلانه نیست که مدت زیادی اینجا بمونیم

00:21:48.203 --> 00:21:51.413
اما میتونیم اداره اینجا رو به ارباب جوان «لیو چی»
بسپاریم تا روابطمون هم با مردم «جینگ شیانگ» بهتر بشه

00:21:51.413 --> 00:21:54.493
حرکت بعدی باید چهار استان «جینگ نان» باشه

00:21:54.493 --> 00:21:57.523
بسيار خب. پس لطفا اوامرتون رو بگید

00:21:57.523 --> 00:22:01.283
سرورم شما میتونید «لینگ لینگ» رو شخصا بگیرید
و اجازه بدید که «یی د» , «وو لینگ» رو بگیره

00:22:01.283 --> 00:22:04.403
مسئولیت حمله به «چانگ شا» رو به
«یون چانگ» بسپارید و «زی لونگ» هم

00:22:04.403 --> 00:22:08.613
مسئولیت رسیدگی به «گوی یانگ»
رو بدید که باهاش یه آشنایی قدیمی داره

00:22:39.553 --> 00:22:44.043
بنده حکمران گو یانگ «ژائو فن» به
ژنرال «زی لونگ» ادای احترام میکنم

00:22:44.043 --> 00:22:45.823
ازونجایی که حاضر به تسلیم شدید

00:22:45.823 --> 00:22:48.703
مردم خودتون رو از وحشت و جنگ نجات دادین

00:22:48.703 --> 00:22:51.933
جدا حرکت عاقلانه ای انجام دادید

00:22:51.933 --> 00:22:55.723
... وظیفه ام بود سخاوت و فضیلت عالیجناب
«شوان دا» در تمام سرزمین ها شناخته شده است

00:22:55.723 --> 00:22:58.453
بعلاوه, اون یکی از اعضای
خاندان سلطنتی «هـان» ـه

00:22:58.453 --> 00:23:04.283
باعث افتخار و مباهات بنده است که
به عالیجناب «شوان دا» خدمت کنم

00:23:08.683 --> 00:23:12.513
این مهر شهر «گوی یانگ» ـه
, از حالا در اختیار ژنرال باشه

00:23:12.513 --> 00:23:16.723
بسیار خب, پس من اینو به
نمایندگی از سرورم نگه میدارم

00:23:16.723 --> 00:23:19.853
بله ... بله ... بله ... ژنرال بفرمایید

00:23:19.853 --> 00:23:21.723
بریم

00:23:29.343 --> 00:23:31.383
همشهری ها گوش کنید

00:23:32.623 --> 00:23:36.113
همگی بیایید اینجا , چیزی
هست که باید بهتون بگیم

00:23:36.113 --> 00:23:41.223
همشهری ها, ژنرال «ژائو یون» به
فرمان عالیجناب «لیو» به اینجا اومده

00:23:41.223 --> 00:23:42.943
تا به «گوی یانگ» تصرف کنه

00:23:42.943 --> 00:23:46.693
دوستان , نگران نباشید ... بعد از این
زندگیتون طبق روال عادی سپری خواهد شد

00:23:46.693 --> 00:23:49.683
مطمئنم تحت حکومت خردمندانه عالیجناب لیو

00:23:49.683 --> 00:23:53.033
همگی زندگی بهتری هم خواهید داشت

00:23:53.033 --> 00:23:55.113
خوبه ... خوبه

00:23:55.113 --> 00:23:57.053
اوضاع بهتر میشه

00:23:57.053 --> 00:24:00.683
درسته! ... خوبه ... خوبه

00:24:00.683 --> 00:24:02.643
عالیه

00:24:02.643 --> 00:24:04.533
عالی شد! ... اوضاع بهتر میشه

00:24:04.533 --> 00:24:06.043
عالیه

00:24:06.043 --> 00:24:08.773
دوستان ... برگردید به کارهاتون برسید

00:24:09.303 --> 00:24:12.033
بله ... بله ... بریم ... بریم

00:24:13.693 --> 00:24:19.703
کمک! ... کمک

00:24:20.323 --> 00:24:21.483
کمک کنید

00:24:21.483 --> 00:24:23.833
فرار نکن ... بگیرنش

00:24:25.119 --> 00:24:32.119
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:32.143 --> 00:24:33.923
چرا تویی؟

00:24:35.603 --> 00:24:38.543
نگاش کن واقعا که خجالت آوره

00:24:38.543 --> 00:24:41.953
...چی کار میکنه؟  واقعا که

00:24:46.133 --> 00:24:47.583
یان چانگ

00:24:52.503 --> 00:24:54.013
بیا بریم

00:25:16.833 --> 00:25:21.543
زی لونگ, چیزی شده؟
... قیافت مثل ته قابلمه شده

00:25:21.543 --> 00:25:24.523
من به اینجور تجملات عادت ندارم

00:25:26.323 --> 00:25:30.773
من همش فکر میکنم از زمانی
که وارد شهر «گوی یانگ» شدیم

00:25:30.773 --> 00:25:33.583
تو هر لحظه به خانم «نیو یو» فکر میکنی

00:25:35.443 --> 00:25:38.653
نکنه تو امشب دلت کتک میخواد؟

00:25:38.653 --> 00:25:41.203
فکر کنم بهتره من دیگه برم

00:25:41.703 --> 00:25:44.683
اینقدر عجول نباش, شهر «گوی یانگ» رو

00:25:44.683 --> 00:25:48.113
ما بدون هیچ دردسری گرفتیم

00:25:48.113 --> 00:25:51.803
با تعهدی که «ژائو فن» و مقاماتش
دادند که به عالیجناب «لیو» وفادار باشند

00:25:51.803 --> 00:25:54.463
تو باید مطیع اوامر عالیجناب باشی

00:26:07.983 --> 00:26:12.623
ژنرال، شما با پیروزی ها و فتوحات بزرگی که
بدست آوردید جایگاه ویژه ای در قلب من دارید

00:26:12.623 --> 00:26:15.553
آنچنان با اون احساسات انس گرفتم
که قادر به دور کردنشون از خودم نیستم

00:26:15.553 --> 00:26:17.883
نبردتون برای دفاع از ژنگ دینگ

00:26:17.883 --> 00:26:22.413
نبرد «پـان ریـور» با «ون چائو», شکست دادن «شیاهو» در
شیب بو وانگ و نجات دادن شاهزاده کوچیک در دانگ یانگ

00:26:22.413 --> 00:26:28.043
اگه موافق باشید، دلم میخواد ما هم مراسم برادر شدن سرورم
«لیو بی», «گوانگ یو» و «ژانگ فی» رو در باغ هلو تقلید کنیم

00:26:28.043 --> 00:26:31.103
و برادر ژنرال باشم

00:26:31.103 --> 00:26:33.383
صرف نظر از اینکه من یکم باتجربه تر هستم

00:26:33.383 --> 00:26:35.973
و چندین سال بزرگتر از ژنرال هستم

00:26:35.973 --> 00:26:41.813
اما از صمیم قلبم همیشه ژنرال رو
به عنوان برادر بزرگ خودم میبینم

00:26:45.803 --> 00:26:48.763
جناب «ژائو», نیازی به این کارها نیست

00:26:48.763 --> 00:26:52.953
اگه قصد خدمت کردن به
سرورم «لیو بی» رو دارید

00:26:52.953 --> 00:26:56.453
پس من شریک و همکار شما خواهم بود

00:26:56.453 --> 00:27:00.463
ژنرال شما قبول کردید؟ ژنرال قبول کردید

00:27:01.043 --> 00:27:08.063
ژنرال ... نه ... برادر بزرگ
برادر بزرگ لطفا ادای احترام من رو بپذیرید

00:27:08.783 --> 00:27:11.323
این حرفا رو با صدای بلند هم میتونی بگی؟

00:27:11.323 --> 00:27:14.563
تو دیگه بیش از حد پوست کلفت نیستی؟

00:27:27.653 --> 00:27:29.543
بیا ... بیا ... بیا

00:27:31.973 --> 00:27:35.913
به بنده افتخار میدید یه
فنجون شراب براتون بریزنم؟

00:27:35.913 --> 00:27:39.463
شما؟ ... ما قبلا همدیگه رو ملاقات کردیم؟

00:27:39.463 --> 00:27:41.393
ژنرال شما حافظه خوبی دارید

00:27:41.393 --> 00:27:44.143
امروز ما همدیگه رو توی خیابون دیدیم

00:27:44.143 --> 00:27:46.923
ژنرال, شما حتی زندگی منو هم نجات دادین

00:27:46.923 --> 00:27:51.303
دوبار ملاقات اونم در یک روز ...
این کار سرنوشته ... کار سرنوشته

00:27:52.303 --> 00:27:57.563
اشتباهه! ... کسی که
شما رو نجات داد، من بودم

00:27:57.563 --> 00:28:01.063
برادر لیو، این چه ربطی به شما
داره؟ شما شرابت رو بنوش .... بنوش

00:28:01.063 --> 00:28:04.103
اینجا ... بشین کنار ژنرال

00:28:04.103 --> 00:28:06.443
هر کاری میتونی برای خدمت به ژنرال انجام بده

00:28:08.293 --> 00:28:12.943
برادر لیو! ... برادر
لیو ... برید اونجا بشینید

00:28:12.943 --> 00:28:14.743
بزار برادر بزرگ با شما شراب بنوشه

00:28:14.743 --> 00:28:17.833
بریم ... بریم ... بریم ... برو ... برو

00:28:18.843 --> 00:28:21.353
بفرما ... بفرما ... بفرما -
شرابم رو برام بیار -

00:28:25.893 --> 00:28:28.693
اینجا بشین... بشین ... بشین

00:28:28.693 --> 00:28:31.523
بیا مزاحم اونا نشیم

00:28:38.803 --> 00:28:41.243
ژنرال، به سلامتی

00:28:46.483 --> 00:28:50.833
بیا ... برادر لیو

00:28:56.263 --> 00:28:58.683
ژنرال تحمل شرابتون خیلی خوبه

00:28:58.683 --> 00:29:01.473
یه فنجون دیگه

00:29:01.473 --> 00:29:03.123
ژنرال، لطفا

00:29:03.123 --> 00:29:04.683
دیگه نمیخوام

00:29:04.683 --> 00:29:06.373
بیایین دیگه ... ژنرال

00:29:06.373 --> 00:29:07.223
نمیخوام

00:29:07.223 --> 00:29:09.503
من بهتون تعارف میکنم

00:29:11.643 --> 00:29:13.773
لطفا این خانم رو از اینجا ببرید

00:29:22.313 --> 00:29:23.793
شماها هم دیگه برید

00:29:23.793 --> 00:29:25.643
بله

00:29:26.809 --> 00:29:39.809
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:29:39.833 --> 00:29:44.593
برادر بزرگ , شما از تداروکی
که براتون دیده بودم راضی نیستید؟

00:29:44.593 --> 00:29:47.503
این خانمی که اینجا بودند, کی بود؟

00:29:48.243 --> 00:29:52.643
اون بیوه برادر مرحوم من خانم «فن» بود

00:29:53.983 --> 00:29:56.973
چی باعث شده فکر کنید
اون مناسب خدمت به منـه؟

00:29:57.813 --> 00:30:00.483
برادر بزرگ، لطفا بشینید ... لطفا بشینید

00:30:01.123 --> 00:30:04.283
لطفا گوش کنید برادر
کوچیکتون براتون توضیح میده

00:30:06.373 --> 00:30:09.783
برادر بزرگ من سه ساله که از دنیا رفته

00:30:09.783 --> 00:30:13.473
اما همسر برادر من هنوز جوان و خوش چهره است

00:30:13.473 --> 00:30:16.553
فکر کردم این باعث تاسفه که اون
تمام وقت خودش رو توی خانه سپری کنه

00:30:16.553 --> 00:30:19.883
برای همین هم من بارها سعی کردم
اونو متقاعدش کنم که مجددا ازدواج کنه

00:30:19.883 --> 00:30:23.603
اما اون گفته که من باید
سه شرط اونو براورده کنم

00:30:23.603 --> 00:30:25.873
در غیر این صورت، اون به ازدواج رضایت نمیده

00:30:25.873 --> 00:30:27.643
چه شرط هایی؟

00:30:27.643 --> 00:30:32.793
اول، اون شخص باید در قلم و شمشیر
مهارت داشته و شهره عام و خاص باشه

00:30:32.793 --> 00:30:37.803
ثانیا، اون باید خوش تیپ و قد بلند باشه

00:30:37.803 --> 00:30:44.783
و سوم، باید نام خانوادگی «ژائو» رو هم
داشته باشه درست مثل برادر مرحوم من

00:30:44.783 --> 00:30:47.373
خودت بگو ... چطور ممکنه چنین
تصادفی تو این دنیا اتفاق بیوفته

00:30:47.373 --> 00:30:51.423
هر سه تای این شرط ها
رو شما برادر بزرگ دارین

00:30:52.723 --> 00:30:57.553
برای همین هم من فکر کردم
بهتر نیست که انتخاب درستی کنیم

00:30:57.553 --> 00:31:02.213
برادر بزرگ، شما اغلب وقتتون رو در میادین جنگ
سپری می کنید کسی رو هم ندارید که ازتون مراقبت کنه

00:31:02.213 --> 00:31:04.903
... اگه شما مشکلی نداشته باشید, میتونید

00:31:04.903 --> 00:31:06.603
مردک کلاش

00:31:07.353 --> 00:31:08.773
همسرم

00:31:08.773 --> 00:31:11.143
ژائو زی لونگ تو جرات کردی منو بزنی؟ تـو

00:31:11.143 --> 00:31:13.033
تو خوبی, همسرم؟

00:31:13.033 --> 00:31:17.463
ببند دهنتو ... ژائو فن , تو
بهم التماس کردی برادرت بشم

00:31:17.463 --> 00:31:22.353
اگه واقعا من برادرت شدم , پس همسر
برادر مرحومت همسر برادر بزرگ من میشه

00:31:22.353 --> 00:31:26.373
من در طول عمرم با تقوا زندگی کردم
فکر کردی من فریب حقه های مثل این رو میخورم

00:31:26.373 --> 00:31:30.563
و مرتکب چنین کارهای وقیحانه ای میشم؟

00:31:30.563 --> 00:31:32.683
ژائو زی لونگ، تو هیچ کاری نمیتونی بکنی

00:31:32.683 --> 00:31:36.763
یان چانگ، این مردک منحرف رو بنداز توی زندان

00:31:36.763 --> 00:31:39.053
بعد از گزارش به سرورم,
در موردش تصمیم میگیریم

00:31:39.053 --> 00:31:39.983
بله

00:31:39.983 --> 00:31:41.473
...تـو

00:31:42.333 --> 00:31:44.143
همسرم

00:31:45.223 --> 00:31:51.173
خانم، این بار واقعا منو بدبخت کردی رفت

00:31:54.663 --> 00:31:57.893
بهتره محتاط باشیم هر کدوم رهبری
یه گروه از نیروها رو به عهده میگیریم

00:31:57.893 --> 00:32:01.023
و نیروها رو به اردوگاه
اصلی خارج از شهر می بریم

00:32:01.023 --> 00:32:03.873
شهر گوی یانگ قبلا سوگند وفاداری
خورده, اینجا دیگه جزو قلمرو ماست

00:32:03.873 --> 00:32:05.733
چرا باید به اردوگاه ارتش برگردیم؟

00:32:07.073 --> 00:32:10.183
تو متوجه نشدی اینجا یه چیزی درست نیست؟

00:32:10.183 --> 00:32:13.813
من حتی یه سرباز هم توی
عمارت «ژائو فن» ندیدم

00:32:13.813 --> 00:32:16.193
اینجا هم همینطور

00:32:16.193 --> 00:32:19.463
منظورت اینه که «ژائو فن»
یه کاسه ای زیر نیم کاسشه؟

00:32:19.463 --> 00:32:21.533
یا شایدم یه دام برامون پهن کرده؟

00:32:21.533 --> 00:32:22.673
امکانش هست

00:32:22.673 --> 00:32:26.263
این که مشکل بزرگی نیست,
قبلا تو توی شیب چانگ بانگ

00:32:26.263 --> 00:32:29.013
تونستی از بین صدها هزار سرباز دشمن عبور کنی

00:32:29.013 --> 00:32:31.033
در مقایسه با اون, «گوی
یانگ» فوقش هزار سرباز داره

00:32:31.033 --> 00:32:33.423
حتی اگه نیروی زیادی هم نداشته باشیم

00:32:33.423 --> 00:32:37.373
ژائو فن هیچ کاری از دستش بر نمیاد

00:32:37.373 --> 00:32:39.513
وضع, الان با قبل توفیر کرده

00:32:39.513 --> 00:32:44.733
ازونجایی که ما مردم رو مطلع کردیم که
عالیجناب «لیو» کنترل اینجا رو بدست گرفته

00:32:44.733 --> 00:32:48.473
پس قاعدتاً ما نمیتونیم از
زور و نیروهامون استفاده کنیم

00:32:48.473 --> 00:32:51.213
اگه باعث ایجاد شک و تردید در دل مردم بشیم

00:32:51.213 --> 00:32:53.253
اونها از ما ناراضی میشند

00:32:54.333 --> 00:32:56.843
زی لونگ, چطوره بلافاصله برگردیم به عمارت

00:32:56.843 --> 00:32:59.373
و ترتیب «ژائو فن» رو بدیم؟

00:32:59.373 --> 00:33:00.733
مزخرف نگو

00:33:01.673 --> 00:33:05.923
در حال حاضر ما از صحت و سقم همه چیز مطلع
نیستیم اینکه «ژائو فن» چه قصد و غرضی داره

00:33:05.923 --> 00:33:11.573
یا هنوز کسایی باقی موندند که به «سائو سائو» وفادارند
و هر لحظه منتظر فرصتی برای کنار زدن ما هستند

00:33:11.573 --> 00:33:15.023
اینا چیزایی هستند که ما ازشون بی خبریم
قبلا هم گفتم

00:33:15.023 --> 00:33:18.763
در مقطع فعلی مطلقا نباید از
زور استفاده کنیم یادت میمونه؟

00:33:18.763 --> 00:33:20.113
بله

00:33:23.473 --> 00:33:28.063
مگه ما توافق نکرده بودیم که با علامت تو «ژائو
زی لونگ» رو با تیر بکشیم؟ چرا این کار رو نکردی؟

00:33:28.063 --> 00:33:30.483
الانم اون «ژائو زی لونگ» گذاشت از اینجا رفت

00:33:30.483 --> 00:33:35.713
مگه فراموش کردی؟ نخست وزیر
«سائو» با ده ها هزار نفر سرباز نخبه

00:33:35.713 --> 00:33:38.273
نتونست از پس «ژائو زی لونگ» بر بیاد

00:33:38.273 --> 00:33:41.573
با این تعداد نیرویی که ما داریم

00:33:43.273 --> 00:33:46.943
ما فقط میتونیم صبر کنیم تا او
مست کنه و بعد دست به کار بشیم

00:33:46.943 --> 00:33:51.983
اما این «ژائو زی لونگ» حتی فریب زنای
خوشگل هم نمیخوره و حاضر به خوردن شراب نیست

00:33:51.983 --> 00:33:54.723
دیگه باید چی کار میکردم؟

00:33:55.633 --> 00:34:00.793
نخست وزیر از «ژائو زی لونگ» خوشش اومده بود
برای همین کشتنش براش سخت بود

00:34:00.793 --> 00:34:04.413
اگه ما بتونیم سر اونو به
نخست وزیر «سائو» هدیه کنیم

00:34:04.413 --> 00:34:08.473
مسلما کوهی از طلا و پست و مقام های
عالی برای باقی عمرمون انتظارمون رو میکشه

00:34:10.193 --> 00:34:13.613
بکشیم ... باید اونو بکشیم

00:34:14.403 --> 00:34:17.153
باید ما «ژائو زی لونگ» رو بکشیم

00:34:17.153 --> 00:34:21.323
با این حال، باید خوب بهش فکر کنیم

00:34:21.323 --> 00:34:24.453
چطوری باید اونو بکشیم

00:34:27.443 --> 00:34:31.253
چی گفتی؟ میخوای وانمود کنی که تسلیمش شدی؟

00:34:32.843 --> 00:34:36.773
تو و «ژائو زی لونگ» کینه و
خصومت زیادی بینتون هست

00:34:36.773 --> 00:34:38.923
چطور ممکنه اون بهت اطمینان کنه؟

00:34:38.923 --> 00:34:41.973
ژائو زی لونگ... اون
البته که بهم اعتماد نمیکنه

00:34:41.973 --> 00:34:48.183
اما افراد «لیو بی» همه جا از خودشون
داستانهایی از مهربونی و درستکاریشون ساختند

00:34:48.183 --> 00:34:51.513
اونا با این پوشش مردم رو فریب میدند

00:34:51.513 --> 00:34:54.923
پس ... منم پانصد نفر سرباز با خودم
می برم و ازش درخواست کمک میکنم

00:34:54.923 --> 00:34:58.193
اون موقع, اون نمیتونه منو بکشه ... درسته؟

00:34:58.193 --> 00:35:00.403
درسته

00:35:01.223 --> 00:35:03.323
... ازونجایی که اون نمیتونه منو بکشه

00:35:09.863 --> 00:35:11.523
زی لونگ

00:35:13.623 --> 00:35:16.893
این طرز برخورد ارتش
نیک و درستکار با یه مهمونه ؟

00:35:19.093 --> 00:35:21.653
یان چانگ، شمشیرت رو بیار پایین

00:35:28.983 --> 00:35:32.213
ژائو فن قصد داره بهت حمله کنه

00:35:32.213 --> 00:35:35.873
فردا به محض ورود به شهر,
اونا با تیر میخواند تو رو بکشند

00:35:35.873 --> 00:35:38.863
اگه موفق نشند, اونا پل رو
بالا میبرند و دروازه رو می بندند

00:35:38.863 --> 00:35:41.313
و بارانی از تیر رو به سمتت شلیک می کنند

00:35:41.313 --> 00:35:45.973
این همش نیست ... اونا میخواند از روغن
داغ و چوب های شعله ور هم استفاده کنند

00:35:45.973 --> 00:35:50.643
و در «ون چنگ» محاصرت
کنند و در به آتشت بکشند

00:35:53.343 --> 00:35:56.873
گونگ چوان, تو آدمی هستی که
فقط دست به انجام کارای بد میزنی

00:35:56.873 --> 00:35:59.913
امروز چی شده یه دفعه تغییر کردی؟

00:36:01.273 --> 00:36:04.243
شما نباید منو به چشم
چنین آدم نفرت انگیزی ببینید

00:36:04.243 --> 00:36:06.113
آروم باشید و خوب بهش فکر کنید

00:36:06.113 --> 00:36:10.753
آدمای شما همه یا بدست «گائو ز», و یا بدست
افرادی که «شیاهو جی» می فرستاد کشته شدند

00:36:10.753 --> 00:36:14.283
من دستم به خون اطرافیان
شما هیچ وقت آلوده نشده

00:36:14.283 --> 00:36:16.973
برعکس، من حتی در حقتون خوبی هایی هم کردم

00:36:16.973 --> 00:36:19.423
تـو؟ ... اینقدر دیگه بی شرم نباش

00:36:19.423 --> 00:36:21.733
در حق ما خوبی هم کردی؟

00:36:22.893 --> 00:36:25.603
خدمتکار بانوی جوان ما
«شی یان» رو به خاطر دارین؟

00:36:25.603 --> 00:36:27.293
چه اتفاقی براش افتاده؟

00:36:27.293 --> 00:36:29.193
مرده

00:36:31.393 --> 00:36:35.103
گائو ز بیرون اردوگاه «سائو سائو» اونو کشت

00:36:38.043 --> 00:36:41.493
گائو ز ... اون آدم نیست

00:36:42.833 --> 00:36:46.123
گائو ز بدطینت تر از این حرفاست

00:36:46.123 --> 00:36:49.863
اون بعد از کشتن «شی یان»
بدن اونو در معرض دید بقیه گذاشت

00:36:49.863 --> 00:36:53.303
این من بودم که اونو دفن کردم

00:36:53.303 --> 00:36:55.413
این دور از معرفت و سیرت خدایان بود

00:36:55.413 --> 00:36:58.523
بعلاوه ... من فقط «شی
یان» تنها رو که دفن نکردم

00:36:58.523 --> 00:37:03.393
... توی چانگ شان, شهر ژنگ
دینگ ... عموی شما لی شوان رو

00:37:03.393 --> 00:37:04.943
گونگ چوان

00:37:07.613 --> 00:37:11.643
اگه به مزخرف گفتنت ادامه
بدی, سرت رو از تنت جدا میکنم

00:37:13.753 --> 00:37:17.343
پدرم کجاست؟ پدرم الان کجاست؟ زودباش بگو

00:37:20.033 --> 00:37:25.053
عموی من به عنوان یه زاهد توی کوهستان زندگی
میکنه نکنه افرادت رو برای جاسوسی از اون فرستادی؟

00:37:27.743 --> 00:37:31.873
پدرت وقتی توی کوهستان مخفی شده بود گائو ز چندین بار
با افرادش برای پیدا کردنش اون منطقه رو جستجو کرد

00:37:31.873 --> 00:37:36.193
یه بار, من عمدا از خودم صدا
در آوردم و گذاشتم اون فرار کنه

00:37:37.983 --> 00:37:40.433
چنین قلب مهربونی هم داری؟

00:37:41.913 --> 00:37:45.093
اون زمان ما دشمن بودیم, چون به
اربـاب های متفاوتی خدمت میکردیم

00:37:45.093 --> 00:37:49.243
بعلاوه, مناقشه و تضاد بین ما
بر سر منافعمون در ژنگ دینگ بود

00:37:49.963 --> 00:37:52.603
بعد رفتن شما, فقط «لی شوان» باقی مونده بود

00:37:52.603 --> 00:37:55.513
چرا باید برای یه پیرمرد زخمی
و تنها مشکل درست میکردم؟

00:37:55.513 --> 00:38:00.003
در ثانی, اون کتاب تاکتیک های جنگی
کهنه هم برای من اصلا اهمیت نداشت

00:38:00.003 --> 00:38:02.403
فقط «گائو ز» بود که
اونو به چشم گنجینه می دید

00:38:02.403 --> 00:38:06.053
گونگ چوان, به حرفات دقت کن

00:38:06.053 --> 00:38:11.223
تو آدم بدی نیستی, برعکش ... خیلی عاقلی
درسته؟

00:38:13.213 --> 00:38:17.953
هنوزم حرفایی واسه گفتن دارم
آدمای شما, اهمیتی نمیدم کدومشون

00:38:17.953 --> 00:38:22.703
میخواد «لیو چینگ ار», «ژو
هوای ژونگ» یا «ژائو شی می» باشه

00:38:22.703 --> 00:38:25.833
من کوچکترین تقصیری در مرگشون نداشتم

00:38:25.833 --> 00:38:28.533
برای همین هم هیچ نفرت
عمیقی بین ما وجود نداره

00:38:28.533 --> 00:38:32.923
به همین دلیل هم جرات کردم
به اینجا بیام و ازتون کمک بخوام

00:38:32.923 --> 00:38:36.423
گونگ چوان، حتی اگه تو
اطرافیان ما رو نکشته باشی

00:38:36.423 --> 00:38:39.653
اما بازم گناهانی که مرتکب شدی خیلی زیادند

00:38:39.653 --> 00:38:43.853
من نفرت عمیق و زیادی ازت دارم

00:38:43.853 --> 00:38:46.823
اما سرورم انسان شریفی ـه که به این
کینه ها و شکیایت های ناچیز اهمیت نمیده

00:38:46.823 --> 00:38:50.353
به خاطر این خصلت عالیجناب
هم که شده, تو رو نمیکشم

00:38:50.353 --> 00:38:54.613
امیدوارم تو هم اینو وقتی
با ما هستی یاد بگیری

00:38:55.853 --> 00:38:57.973
برادر زی لونگ -
زی لونگ -

00:38:57.973 --> 00:39:00.513
مطلقا نباید چنین آدمی رو اینجا نگه داریم

00:39:02.093 --> 00:39:03.713
دیگه حرفی نباشه

00:39:05.443 --> 00:39:06.893
نگهبان

00:39:07.783 --> 00:39:09.243
ژنرال ژائو

00:39:09.243 --> 00:39:12.153
ترتیب یه محل اقامت برای پانصد
سربازی که تازه به ما ملحق شدند رو بده

00:39:12.153 --> 00:39:13.603
اطاعت

00:39:33.933 --> 00:39:38.503
ای یاا ... خانومم، این معامله خیلی پر سودیه

00:39:39.523 --> 00:39:44.053
وقتی «ژائو زی لونگ» رو بکشیم,
نخست وزیر «سائو» بهم پاداش میده

00:39:44.053 --> 00:39:48.513
هزاران «لیانگ» طلا و یه قلمرو بزرگ با
وسعت دست کم هشتصد هزار خانوار میده

00:39:48.513 --> 00:39:51.423
پیشرفت میکنیم ... پیـشرفـت میکنیم

00:39:51.423 --> 00:39:53.453
عزیزم، جدا حقیقت داره؟

00:39:53.453 --> 00:39:57.593
جدا -
بیا ... بیا -

00:39:57.593 --> 00:39:59.123
یه بوس بده

00:39:59.123 --> 00:40:00.853
اطاعت

00:40:37.553 --> 00:40:39.443
من تنهایی میرم داخل, شما اینجا نگهبانی بدید

00:40:39.443 --> 00:40:40.933
اطاعت

00:41:51.423 --> 00:41:55.633
گونگ چوان، تو واقعا حد
و حدود خودت رو نمیدونی

00:41:55.633 --> 00:41:58.013
چی باعث شد فکر کنی میتونی
چنین حقه های سوار کنی؟

00:41:58.013 --> 00:42:01.423
نکنه «زی لونگ» رو احمق فرض کردی؟

00:42:01.423 --> 00:42:05.053
تو و «گائو ز» مرتکب پلید ترین کارها شدین

00:42:05.053 --> 00:42:08.273
وقتی به اسم تسلیم شدن و
صلح اومدی نمیتونستم بکشمت

00:42:08.273 --> 00:42:11.533
حالا, چهره واقعی خودت رو نشون دادی

00:42:12.313 --> 00:42:16.563
زی لونگ, وقتتو با حرف زدن باهاش هدر نده اون
لیاقت نداره حتی یک لحظه دیگه هم زنده بمونه

00:42:16.563 --> 00:42:18.193
وایستا

00:42:21.363 --> 00:42:25.533
زودباش بهم بگو ... پدرم کجاست؟

00:42:26.257 --> 00:42:27.757
فی یان

00:42:27.803 --> 00:42:30.923
راحتم بزار, دارم با اون حرف میزنم

00:42:30.923 --> 00:42:35.653
فراموشش کن ... «فی یان» دیر
یا زود خودش متوجه همه چیز میشه

00:42:40.373 --> 00:42:42.263
زودباش بهم بگو

00:42:44.273 --> 00:42:46.323
پدرت خیلی وقته که مرده

00:42:54.323 --> 00:42:58.813
اول «گائو ز» زخمیش کرد, بعد من اونو کشتم

00:42:58.813 --> 00:43:02.443
پدرت خیلی قوی بود من مجبور
شدم چندین بار بهش چاقو بزنم تا بمیره

00:43:02.443 --> 00:43:04.963
اون چاقو زدن واقعا لذت بخش بود

00:43:15.129 --> 00:43:35.129
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:35.153 --> 00:43:39.633
مردن به دست یه خانم خشگل, ارزشش رو داره