﻿WEBVTT

00:01:57.336 --> 00:02:17.336
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.360 --> 00:02:25.530
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.990 --> 00:02:31.160
.:: قسمت پنجاه و هفتم ::.

00:02:32.700 --> 00:02:34.150
یان چانگ

00:02:37.240 --> 00:02:39.110
آماده سازی چطور پیش میره؟

00:02:39.110 --> 00:02:40.630
خیلی زود همه چیز آماده میشه

00:02:40.630 --> 00:02:44.960
خوبه, کاروان تداروکات ارتش باید همیشه
از نیروهای اون پیشی بیگره خسته نباشی

00:02:44.960 --> 00:02:46.470
ممنون جناب مشاور

00:02:46.470 --> 00:02:50.370
کار شما خیلی دشوار نیست, اما پر مخاطره است

00:02:50.370 --> 00:02:53.090
جناب مشاور, منظورتون چیه؟

00:02:53.090 --> 00:02:57.380
منظورم اینه که, این بار موقع حمل و نقل
تداروکات امنیت خودتون رو در اولویت قرار بدید

00:02:57.380 --> 00:03:00.880
اگر با نیروهای دشمن برخورد کردید که
سعی داشتند تداروکات ما رو غارت کنند

00:03:00.880 --> 00:03:03.920
اونها رو رها کن تو فقط لازمه از
امنیت جانی خودتون اطمینان حاصل کنی

00:03:03.920 --> 00:03:08.090
مشاور، چرا این حرف رو میزنید؟
اگه همه ی این تداروکات رو از دست بدیم

00:03:08.090 --> 00:03:11.900
اونوقت سربازامون گرسنه باقی می مونند
بعد چطور میتونید در میدان جنگ مبارزه کنیم؟

00:03:11.900 --> 00:03:15.370
نگران نباش ... سربازای
ما گرسنه نخواهند موند

00:03:15.370 --> 00:03:17.870
فقط از امنیت همه اطمینان پیدا کن

00:03:17.870 --> 00:03:21.640
بسيار خب ... به هر حال، من
هر کاری رو که شما بگید انجام میدم

00:03:21.640 --> 00:03:24.690
هر چی که شما توصیه کنید, هرچقدر هم که
غیرمنطقی باشه شانس پیروزی ما رو بیشتر میکنه

00:03:24.690 --> 00:03:28.390
این همون حرکت غافلگیر
کننده ایه که شما میگین

00:03:29.160 --> 00:03:31.420
تو جوونک هم خوب پیشرفت کردی

00:03:38.660 --> 00:03:41.520
من شب گذشته آسمون شب رو تماشا کردم

00:03:41.520 --> 00:03:45.620
و متوجه شدم که آسمون
روشن و تعداد ستاره ها هم زیاده

00:03:45.620 --> 00:03:47.410
این علامت خوش یمّنی ایه

00:03:47.410 --> 00:03:50.480
جدا؟ اما تا اونجایی که من اطلاع دارم

00:03:50.480 --> 00:03:54.090
هر روزی که فرداش آفتابی باشه
میشه دسته های ستاره رو در شب قبلش دید

00:03:54.090 --> 00:03:58.660
تو تا حدی درست میگی اما رصد و
تماشای ستاره ها یکی از استعدادهای منه

00:03:58.660 --> 00:04:01.480
زی لونگ, آسمون امروز رو تماشا کن

00:04:02.990 --> 00:04:05.100
چطوره؟ چیزی میبینی؟

00:04:06.260 --> 00:04:09.930
فقط یه آسمون صاف و روشنه - تو که
نمیدونی, یادمه جناب «پانگ» یه بار گفت -

00:04:09.930 --> 00:04:14.390
زی لونگ, تو شبیه ابرهایی ... بهشون نگاه کن
چقدر روشن هستند

00:04:14.390 --> 00:04:16.630
... چقدر باشکوه هستند ... چقدر

00:04:16.630 --> 00:04:19.210
کافیه, منظورت رو متوجه شدم

00:04:19.210 --> 00:04:21.620
تو خیلی چیزا بلدی

00:04:21.620 --> 00:04:24.210
خوبه ... این به این معنیه که

00:04:24.210 --> 00:04:26.640
تو ما رو به سمت مسیر امید بخشی هدایت میکنی

00:04:26.640 --> 00:04:29.660
و به هیچ مانعی در طول
سفرمون برخورد نمی کنیم

00:04:29.660 --> 00:04:33.750
و تو «ژائو زی لونگ», چنین منظره
باشکوهی از ابرها ثابت میکنه که

00:04:33.750 --> 00:04:36.640
تو در زندگیت به اهداف و
چیزهای بزرگی دست پیدا میکنی

00:04:36.640 --> 00:04:39.900
چیزهای بزرگی که زمین و
آسمون رو به لرزه میندازه ... تازه

00:04:39.900 --> 00:04:43.590
دیگه بسه, اینقدر ازم تعریف نکن

00:04:44.850 --> 00:04:47.640
نمیتونم اینا رو قبول کنم

00:04:47.640 --> 00:04:51.610
خوشحالم که میفهمی نه تنها من میتونم ستاره ها
رو بفهمم, حتی میتونم کف دست ردم رو هم بخونم

00:04:51.610 --> 00:04:54.600
نه تنها کف دست رو میتونم بخونم
بلکه با تاکتیک های نظامی هم آشنایی دارم

00:04:54.600 --> 00:04:57.500
... نه تنها با تاکتیک های
نظامی آشنایی دارم, من

00:05:07.100 --> 00:05:10.780
ارباب جوان! ... ارباب جوان!
یه سری اخبار به دستمون رسیده

00:05:10.780 --> 00:05:14.930
چی شده؟
- ژائو زی لونگ یه گروه از سربازا رو داره به سمت «شی چوان» هدایت میکنه -

00:05:16.940 --> 00:05:18.660
ژائو زی لونگ؟

00:05:20.080 --> 00:05:23.840
... خیلی وقته که میخوام
باهاش روبرو بشم و ببینم که اون

00:05:23.840 --> 00:05:26.590
چقدر ماهرت و توانایی داره؟

00:05:52.930 --> 00:05:54.400
!آماده باش

00:06:04.640 --> 00:06:05.760
عقب نشینی

00:06:20.130 --> 00:06:22.120
به این سرعت؟

00:06:22.120 --> 00:06:24.530
بله ... ما حتی مبارزه هم نکردیم

00:06:24.530 --> 00:06:26.840
اما اونا قبلش فرار کردند

00:06:27.920 --> 00:06:31.860
ضاهرا اونا میدونند که تعداد ما زیاده
برای همین جرات نکردند باهامون درگیر بشند

00:06:33.510 --> 00:06:37.080
تداروکات یه ارتش شالوده
و اساس پیشروی یه ارتشه

00:06:37.080 --> 00:06:42.410
اون کسی که این تداروکات رو اسکورت میکرده
واقعا یه موش بزدل بیشتر نبوده

00:06:42.410 --> 00:06:46.500
گویا این «ژائو زی لونگ» به اون
شگفت انگیزی که میگند هم نیست

00:06:46.500 --> 00:06:50.570
برادر، چطوره ما افرادمون رو
بفرستیم و «ژائو زی لونگ» رو بکشیم؟

00:06:50.570 --> 00:06:52.750
دشمنی ای باهم دارین؟

00:06:53.510 --> 00:06:56.210
نه اصلا -
پس چرا میخوای اونو بکشی؟ -

00:06:56.210 --> 00:06:59.420
من ... من فقط فکر کردم
شما از اون خوشتون نمیاد

00:06:59.420 --> 00:07:03.950
این فقط یه سری مسائل شخصیه
چرا باید سربازام رو در این موضوع دخالت بدم؟

00:07:03.950 --> 00:07:07.790
من تنهایی میرم تا این
«ژائو زی لونگ» رو ببینم

00:07:07.790 --> 00:07:14.320
میخوام ببینم اون واقعا چقدر خوبه -
چی گفتی؟ تداروکات ارتش رو غارت کردند؟ -

00:07:15.610 --> 00:07:19.960
به نظر میرسید از مسیر ما مطلع بودند
و از خیلی وقت پیش اونجا کمین زده بودند

00:07:19.960 --> 00:07:22.230
میدونی مهاجما کی بودند؟

00:07:22.230 --> 00:07:23.690
نمیدونم

00:07:23.690 --> 00:07:25.540
پس تعدادشون چقدر بود؟

00:07:25.540 --> 00:07:26.990
مطمئن نیستم

00:07:26.990 --> 00:07:31.080
یان چانگ، همراهی و اسکورت
تداروکات مسئله حیاتی و مهمیه

00:07:31.080 --> 00:07:33.330
چطور میتونی هیچ جوابی
برای سوالام نداشته باشی؟

00:07:34.620 --> 00:07:36.950
واضحه که اونا قصد
غارت تداروکات ما رو داشتند

00:07:36.950 --> 00:07:40.300
وقتی اونا رو دیدم, بلافاصله فرار کردیم

00:07:40.300 --> 00:07:42.700
لیو یان چانگ, تو دیگه خیلی بزدل و ترسویی

00:07:42.700 --> 00:07:45.490
!حتی اگه میمردی هم باید از
تداروکات محافظت می کردی

00:07:45.490 --> 00:07:48.600
حالا چرا از من عصبانی هستید؟
اینا دستورات مشاوره نظامیه

00:07:48.600 --> 00:07:51.710
اون گفت اگه برای غارت
تداروکات حمله کردند فرار کنم

00:07:52.760 --> 00:07:56.870
مشاور چطور ممکنه خواسته باشه تمام تداروکاتی که میتونست
سربازای ما رو تغذیه و گرم نگه داره از دست بدیم؟

00:07:56.870 --> 00:08:01.060
یان چانگ, حالا که چنین خطای بزرگی
رو مرتکب شدی چرا دنبال بهانه میگردی؟

00:08:01.060 --> 00:08:04.460
واقعا داری اشتباه میکنی
جدا مشاور این دستورات رو بهم داد

00:08:04.460 --> 00:08:07.630
اون گفت, به محض اینکه برای
غارت حمله کردند, من باید فرار کنم

00:08:07.630 --> 00:08:09.140
دیگه چیزی نگو

00:08:09.850 --> 00:08:12.380
تمام این مدت تو منو همراهی کردی

00:08:12.380 --> 00:08:15.880
من تو رو به چشم یه نزدیک و رازدار
خودم می دیدم من تو رو فرمانده سربازا کردم

00:08:15.880 --> 00:08:19.040
اما حالا تو مرتکب چنین اشتباه بزرگی شدی
نمیتونم بدون مجازات بزارمت

00:08:19.040 --> 00:08:20.470
نگهبانا

00:08:22.940 --> 00:08:25.440
!یان چانگ رو ببرید و 50 ضربه شلاق بزنید

00:08:25.440 --> 00:08:27.760
!بعد اون رو پیش عالیجناب می
بریم تا در انتظار مجازاتش باقی بمونه

00:08:27.760 --> 00:08:30.750
اطاعت -
یه دقیقه وایستا ... یه دقیقه وایستا -

00:08:30.750 --> 00:08:34.060
قوانین رو آدما تعیین می کنند,
درسته که «یان چانگ» اشتباه کرده

00:08:34.060 --> 00:08:36.870
اما مجبور نیستی تا این حد اونو با
توجه به قوانین نظامی مجازات کنی

00:08:36.870 --> 00:08:41.700
فکر میکنم بهتره بره و یکم آب و علوفه
پیدا کنه و اسب ها تیمار کنه درست میگم؟

00:08:41.700 --> 00:08:45.110
من هر کسی رو هم که بخواد از اون
حمایت کنه مجازات میکنم از اینجا ببرینش

00:08:45.110 --> 00:08:46.560
!زی لونگ

00:08:46.560 --> 00:08:50.210
من «لیو شن», اینکه از مرگ می ترسم یا نه
یعنی تو منو خوب نمیشناسی؟

00:08:50.210 --> 00:08:53.530
تدابیر جناب مشاور همیشه
برای ما غیرمنتظره و عجیب بوده

00:08:53.530 --> 00:08:56.100
اگر باور نمیکنی, میتونی کسایی
رو بفرستی و ازش سوال کنی

00:08:56.100 --> 00:08:59.240
اگر متوجه شدی که من ذره ای دروغ گفتم

00:08:59.240 --> 00:09:02.730
حتی اگر اعدام هم بشم اعتراضی نمیکنم

00:09:04.360 --> 00:09:08.460
ژنرال «ژائو», یه نفر
نامه ای رو براتون فرستاده

00:09:08.460 --> 00:09:09.400
اون شخص الان کجاست؟

00:09:09.400 --> 00:09:11.660
اون شخص بدون گفتن نام و
نشون خودش اینجا رو ترک کرد

00:09:11.660 --> 00:09:13.490
میتونی بری -
اطاعت -

00:09:20.530 --> 00:09:25.250
[ برای مبارزه به جنگل پیش رو بیایید, در
صورت پیروزی تداروکات شما بازگردانده می شود ]

00:09:25.250 --> 00:09:28.920
این آدم تداروکات ارتش ما رو غارت کرده
تا فقط تو رو به مبارزه تن به تن دعوت کنه؟

00:09:28.920 --> 00:09:30.720
زی لونگ, تو مطلقا نباید بری

00:09:30.720 --> 00:09:32.860
حتی اگر مجبور بشی بری باید نیروهای
خودت رو ببری و اونا رو محاصره کنی

00:09:32.860 --> 00:09:35.910
!وقتی پای مبارزه های
گروهی درمیون باشه, من بهترینم

00:09:35.910 --> 00:09:38.560
وایستا! حواست بهش باشه

00:09:38.560 --> 00:09:41.270
زی لونگ, به نظرم این یه دام ـه

00:09:41.270 --> 00:09:43.190
اگه تو به اونجا بری

00:09:43.190 --> 00:09:46.360
ممکنه اونجا کمین زده
باشند, به دقت بهش فکر کن

00:09:46.360 --> 00:09:48.250
درسته ... نباید خطر کنی و به اونجا بری

00:09:48.250 --> 00:09:50.600
اگه بخوای بری, منم باهات میام

00:09:50.600 --> 00:09:54.410
پس منم میام -
نه ... هیچ کدومتون نمیتونه بیاد -

00:09:54.410 --> 00:09:56.410
این شخص واضحه که داره
منو به مبارزه دعوت میکنه

00:09:56.410 --> 00:10:00.420
من نمیدونم هویت اون چیه,
نمیتونیم عجولانه عمل کنیم

00:10:00.420 --> 00:10:03.420
نگران نباشین, مراقب حرکاتشون هستم

00:11:06.520 --> 00:11:10.970
به خاطر ندارم قبلا همدیگه رو دیده باشیم
تو کی هستی؟

00:11:10.970 --> 00:11:15.080
!اگه میخوای هویت منو بدونی,
بهتره اول منو شکست بدی

00:11:50.640 --> 00:11:52.950
چی کار می کنی؟

00:11:52.950 --> 00:11:54.440
چه مدته که «زی لونگ» رفته؟

00:11:54.440 --> 00:11:57.030
تقریبا یه ساعت نشده؟

00:11:57.030 --> 00:11:59.470
یک ساعت؟ با سطح مهارت های رزمی اون

00:11:59.470 --> 00:12:02.570
!معمولا فقط پنج دقیقه طول
میکشه تا کار یکی رو تموم کنه

00:12:02.570 --> 00:12:04.520
اینطوری نمیشه, من میرم دنیالش

00:12:11.170 --> 00:12:16.330
برای چی شمشیر برداشتی؟
زی لونگ مخصوصا بهم گفته که مراقب تو باشم

00:12:19.350 --> 00:12:21.130
چی شده؟

00:12:21.810 --> 00:12:24.920
یه دفعه ای معدم درد گرفت

00:12:24.920 --> 00:12:26.920
من میرم دستشویی

00:12:36.510 --> 00:12:38.160
احمق

00:13:43.220 --> 00:13:44.830
زی لونگ, تو حالت خوبه؟

00:13:44.830 --> 00:13:46.930
بائو یو، چی کار میکنی؟

00:13:51.520 --> 00:13:53.470
مـا منگ چی؟

00:13:57.540 --> 00:14:01.830
مـا منگ چی، بیدار شو

00:14:01.830 --> 00:14:06.990
مـا منگ چی، بیدار شو

00:14:06.990 --> 00:14:10.370
مـا منگ چی، بلند شو

00:14:10.370 --> 00:14:12.130
مـا منگ چی

00:14:29.020 --> 00:14:30.590
وقتشه داروهات رو بخوری

00:14:32.180 --> 00:14:34.420
زودباش لباسات رو بپوش

00:14:35.490 --> 00:14:36.990
زودباش بپوششون

00:14:39.470 --> 00:14:41.460
تموم شد؟

00:14:41.460 --> 00:14:43.950
زخمم خیلی درد میکنه, نمیتونم بپوشمشون

00:14:43.950 --> 00:14:46.820
بپوش وقتی میگم این کار رو بکن, عجله کن

00:14:48.400 --> 00:14:50.440
تموم شد؟

00:14:50.440 --> 00:14:54.840
خوب به حرفام گوش کن ... باشه؟

00:14:59.080 --> 00:15:03.290
بچرخ به راست ... یکم به چپ

00:15:03.290 --> 00:15:04.660
چی میخوای تو؟

00:15:04.660 --> 00:15:06.770
دو قدم بیا جلو

00:15:08.750 --> 00:15:10.360
بیا جلو

00:15:13.000 --> 00:15:14.310
خیله خب

00:15:16.630 --> 00:15:19.710
دیوانه ای؟! زودباش لباست رو بپوش

00:15:19.710 --> 00:15:21.460
سعی داری منو بکشی؟

00:15:21.460 --> 00:15:23.250
کی بهت اجازه داد منو دست بندازی

00:15:23.250 --> 00:15:25.750
مگه همه ی اینا تقصیر تو نیست؟

00:15:26.540 --> 00:15:28.340
به خاطر اینکه زخمی شدی

00:15:28.340 --> 00:15:31.550
من ... ازت میگذرم

00:15:31.550 --> 00:15:36.010
من از کجا باید میدونستم تو از ناکجا آباد
پیدات میشه تا به «ژائو زی لونگ» کمک کنی؟

00:15:36.010 --> 00:15:39.790
من فکر کردم این عجیبه از یه طرف تو
«ژائو زی لونگ» رو به مبارزه دعوت کردی

00:15:39.790 --> 00:15:43.290
از اون طرف خواستی تا
تداروکات ما رو که دزدیدی برگردونی

00:15:43.290 --> 00:15:45.450
دقیقا میخواستی چی کار کنی؟

00:15:46.580 --> 00:15:47.760
من؟

00:15:48.970 --> 00:15:52.460
من فقط میخواستم ببینم این «ژائو زی
لونگ» چقدر مقدس و فوق العاده است

00:15:52.460 --> 00:15:56.600
که تونسته کاری کنه خواهرم
خواب و خوراکش رو فراموش کنه

00:15:56.600 --> 00:16:00.460
و کسی رو که من دوست دارم دنبال خودش بکشونه

00:16:02.490 --> 00:16:05.580
کسی رو که دوست داری؟ کی هست؟

00:16:23.200 --> 00:16:25.730
تو که منو دوست نداری هااا؟

00:16:28.020 --> 00:16:31.750
غیرممکنه ... غیر ممکنه, تو
نمیتونی منو دوست داشته باشی

00:16:37.190 --> 00:16:40.080
تو واقعا این رو متوجه نشدی؟

00:17:03.350 --> 00:17:04.920
!یه آدم کش

00:17:04.920 --> 00:17:06.890
از عالیجناب محافظت کنید

00:17:06.890 --> 00:17:08.250
زودباشید اون قاتل رو بگیرید

00:17:08.250 --> 00:17:10.370
!آدم کش

00:17:35.910 --> 00:17:36.990
با من بیا

00:17:36.990 --> 00:17:38.540
بگیریدشون

00:17:38.540 --> 00:17:40.950
برید دنیالشون ... فرار نکنید

00:17:55.950 --> 00:17:59.790
احساسش کردی؟ -
نخیرم احساس نکردم ... غیر ممکنه -

00:17:59.790 --> 00:18:03.610
تو فقط چندبار منو دیدی, چطور
ممکنه منو دوست داشته باشی؟

00:18:07.200 --> 00:18:09.830
تو به خاطر گرفتن انتقام پدرت

00:18:09.830 --> 00:18:13.020
بدون فکر کردن به عواقبش
خواستی «یوان شائو» رو بکشی

00:18:14.230 --> 00:18:20.030
اون زمان, فکر میکردم
خیلی بی پروایی و عقل نداری

00:18:21.840 --> 00:18:23.840
اما بعد که بهش فکر کردم

00:18:23.840 --> 00:18:26.640
دقیقا به این خاطر که عقل نداری

00:18:27.150 --> 00:18:29.340
کاری میکنی دیگران دوستت داشته باشند

00:18:29.340 --> 00:18:31.280
دیوانه

00:18:32.130 --> 00:18:37.030
بعد از اون, بارها و بارها فکر
کردم ... تو خیلی حرف میزنی

00:18:37.030 --> 00:18:39.360
اما معمولا به هدفت نمیرسی

00:18:39.360 --> 00:18:40.960
!تـو

00:18:57.710 --> 00:19:00.550
هر زمان که میخوای منو ترک کنی

00:19:01.840 --> 00:19:04.810
قلبم به یکباره خالی و تهی میشه

00:19:04.810 --> 00:19:10.860
مثل اینه که هوای اطرافم سنگین شده باشه

00:19:11.570 --> 00:19:15.960
بائو یو میدونستی, هر وقت تو
رو از یه دردسری نجات میدم

00:19:17.230 --> 00:19:21.480
احساس میکنم به چیزی بیشتر از
کشتن و پیروزی در جنگ با دشمن رسیدم

00:19:25.630 --> 00:19:28.800
هر چند زیاد حرف میزنی و
بهشون دست هم پیدا نمیکنی

00:19:28.800 --> 00:19:31.390
اما بازم گوش دادن به حرفات رو دوست دارم

00:19:32.830 --> 00:19:36.200
بائو یو، تو شجاع و بی ریا هستی

00:19:36.200 --> 00:19:38.460
من فقط میخوام ازت محافظت کنم

00:19:38.460 --> 00:19:42.780
خودت بگو, من عاشقت شدم؟

00:19:51.760 --> 00:19:54.630
نمیشه, نمیتونی عاشق من بشی

00:20:01.740 --> 00:20:03.940
چرا نمیتونم عاشقت بشم؟

00:20:05.320 --> 00:20:10.540
فقط به این دلیل که کس
دیگه ای رو توی قلبت داری؟

00:20:14.850 --> 00:20:17.740
اما «ژائو زی لونگ» هم تو رو دوست داره؟

00:20:20.250 --> 00:20:22.950
مجبور نیستی وقار خودت رو
به خاطر دنبال کردنش رها کنی

00:20:31.470 --> 00:20:35.970
بائو یو، من یه نفر رو دوست دارم

00:20:35.970 --> 00:20:38.820
تو هم یه نفر رو داری که دوسش داری

00:20:38.820 --> 00:20:43.400
چرا ما به همدیگه فقط یه فرصت ندیم؟

00:20:44.800 --> 00:20:46.750
بزار ببینیم

00:20:47.700 --> 00:20:50.860
کی واقعا بیشتر اسیر و بیماره

00:20:59.580 --> 00:21:02.240
ژنرال، ما یه مسیر مخفی
در طرف دیگه کوه پیدا کردیم

00:21:02.240 --> 00:21:04.540
اون ما رو به سمت دروازه
پشتی «بـا جون» هدایت میکنه

00:21:09.000 --> 00:21:10.490
دوباره بگو

00:21:10.490 --> 00:21:14.380
ما یه مسیر مخفی در طرف دیگه کوه پیدا کردیم اکه
میتونه ما رو به سمت دروازه پشتی «بـا جون» هدایت میکنه

00:21:15.790 --> 00:21:18.790
اگه یه راه دیگه بود, چرا زودتر بهم نگفتی

00:21:18.790 --> 00:21:22.150
چیزی نمونده بود غزل خداحافظی رو بخونم

00:21:22.150 --> 00:21:24.980
من تازه همین امروز از
وجود این مسیر مطلع شدم

00:21:29.450 --> 00:21:32.810
!خدا داره بهمون کمک میکنه

00:21:33.980 --> 00:21:35.510
!ژنرال

00:21:39.850 --> 00:21:41.930
عجله کن ... برو اسب ها و سربازا رو آماده کن

00:21:41.930 --> 00:21:43.870
میخوام بلافاصله ترتیب یه حمله به شهر رو بدم

00:21:43.870 --> 00:21:45.400
اطاعت

00:21:55.110 --> 00:21:57.800
امروز, همین که تونستم با ارباب
جوان لیانگ شرقی مبارزه کنم

00:21:57.800 --> 00:22:00.250
احساس خوشبختی میکنم

00:22:00.250 --> 00:22:03.590
لطفا وقتی برگشتید خوب استراحت کنید

00:22:03.590 --> 00:22:08.750
جراحت امروز رو ... بهتره پای یه
یادگاری از طرف «بائو یو» بزاریم

00:22:08.750 --> 00:22:13.870
درسته, من یه بار به پدرت برای
شورش در «شو چانگ» ظنین شدم

00:22:13.870 --> 00:22:17.810
تصور کردم اون قصد تسلیم
شدن به «سائو سائو» رو داره

00:22:17.810 --> 00:22:20.600
من واقعا احساس شرمندگی میکنم

00:22:20.600 --> 00:22:23.080
تو نه تنها در مورد پدرم بد قضاوت کردی

00:22:23.080 --> 00:22:26.940
بلکه کسی که بیشتر از همه در موردش
بد قضاوت کردی خواهرم «یـو رئـو» ـه

00:22:31.140 --> 00:22:34.300
خانم «مـا»؟, اون حالش خوبه؟

00:22:35.870 --> 00:22:40.570
خوب بودن یا نبودن خواهرم نیازی نیست ژنرال
«ژائو» به خاطر نگرانی از بابتش به زحمت بیوفتند

00:22:40.570 --> 00:22:45.140
بعد از مبارزه امروز من بهتون به
عنوان یه حریف ارزشمند احترام میزارم

00:22:45.850 --> 00:22:49.460
اما, در مورد سوء تفاهمی که
بین تو و خواهرم «یو رئو» ـه

00:22:49.460 --> 00:22:51.480
قطعا فرصتی پیدا میکنم

00:22:51.480 --> 00:22:54.410
و درست و حسابی خدمتت میرسم

00:22:56.030 --> 00:23:00.710
مـا منگ چی، چطور میتونی
اینقدر بی منطق باشی؟

00:23:00.710 --> 00:23:03.660
!عشق چیزیه که نمیشه به زور تحمیلش کرد

00:23:03.660 --> 00:23:07.250
به خودتون دو نفر نگاه کنید,
تصاویر و افکار بزرگ رو کنار گذاشتید

00:23:07.250 --> 00:23:10.260
و به خاطر عشق دارین جنگ و دعوا می کنید

00:23:10.260 --> 00:23:12.960
شما دیگه چه جور قهرمان هایی هستید؟

00:23:12.960 --> 00:23:15.860
بائو یو، فکر میکنم تو داری درست میگی

00:23:15.860 --> 00:23:20.570
امیدوارم چیزایی که امروز
گفتی رو به خاطر بسپاری

00:23:21.720 --> 00:23:23.730
منظورت چیه؟

00:23:23.730 --> 00:23:25.900
من فقط بهت یادآوری کردم

00:23:25.900 --> 00:23:30.260
احساس و عشق رو نمیشه به زور تحمیل کرد

00:23:32.260 --> 00:23:34.000
کی رو داری میگی تو؟

00:23:35.210 --> 00:23:39.970
ژائو زی لونگ, در طول مبارزه امروز ما

00:23:39.970 --> 00:23:42.040
تو جلوی تیر یه نفر رو

00:23:42.040 --> 00:23:44.900
که به سمتم زد گرفتی

00:23:46.240 --> 00:23:47.710
من یکی بهت بدهکارم

00:23:47.710 --> 00:23:51.710
اما تا قبل از اینکه ترتیب
مسئله بین تو و خواهرم رو بدیم

00:23:51.710 --> 00:23:54.490
من تو رو به چشم یه دوست خوب نمی بینم

00:23:54.490 --> 00:23:58.050
به عبارت دیگه, اگر ما باهم
در میدان جنگ روبرو شدیم

00:23:58.050 --> 00:24:02.050
من، «مـا چائو»، هیچ ترحمی نشون نخواهم داد

00:24:04.530 --> 00:24:08.120
بسیار خب, بعد از این برخوردمون
ما در جناحین متفاوتی خدمت خواهیم کرد

00:24:08.120 --> 00:24:10.900
منم بهت ترحمی نشون نمیدم

00:24:26.010 --> 00:24:30.480
بائو یو، میدونی از زمانی که همدیگه رو دیدیم

00:24:30.480 --> 00:24:33.230
کدوم گفته است که بیشتر
از همه بینمون رد و بدل شده؟

00:24:34.820 --> 00:24:36.710
دوباره همدیگه رو می بینیم

00:24:38.250 --> 00:24:41.910
خوبه ... پس دوباره همینو میگم

00:24:41.910 --> 00:24:44.930
دوباره همدیگه رو می بینیم

00:24:53.520 --> 00:24:56.070
گویا برادر منگ چی

00:24:56.070 --> 00:24:59.230
ارزش زیادی برای روابطش قائل میشه
درسته؟

00:24:59.230 --> 00:25:01.230
بله

00:25:01.230 --> 00:25:05.120
میتونم ببینم که اون همین
الان هم تو رو توی قلبش داره

00:25:05.120 --> 00:25:06.740
بله

00:25:09.320 --> 00:25:10.077
زی لونگ

00:25:11.493 --> 00:25:15.333
اینقدر مزخرف نگو! موش کوچیک

00:25:15.333 --> 00:25:18.643
اصلا آدم خوب میدونی چیه؟ شما فقط دزدین

00:25:18.643 --> 00:25:22.983
امروز, ترجیح میدم بمیرم تا تسلیم بشم

00:25:26.173 --> 00:25:28.553
خوبه, پس امروز به آرزوت میرسونمت

00:25:34.234 --> 00:25:35.624
بیا دیگه

00:25:39.594 --> 00:25:42.834
مسیر «شی چوان» یک راه سخته,
ما به همراهی «یان یان» نیاز داریم

00:25:42.834 --> 00:25:46.394
تو باید اونو رو به تسلیم شدن ترغیب کنی
نباید بکشیش

00:26:08.834 --> 00:26:12.514
ژنرال «یان»، شما واقعا مرد شجاعی هستین

00:26:12.514 --> 00:26:15.744
من واقعا تحسینتون میکنم

00:26:16.724 --> 00:26:20.314
چند لحظه پیش من واقعا گستاخ و احمق بودم

00:26:20.314 --> 00:26:24.404
لطفا من رو به خاطرش ببخشید

00:26:26.124 --> 00:26:29.064
بیایید ... بیایید ... بیایید ... بفرمایید

00:26:31.204 --> 00:26:35.504
ژنرال یان، بیایید ... بیایید

00:26:37.344 --> 00:26:39.174
بفرمایید ... بفرمایید

00:26:40.484 --> 00:26:45.684
لطفا ... لطفا بشینید

00:26:47.364 --> 00:26:50.324
راستش من, «ژانگ فی» توانایی خواصی ندارم

00:26:50.324 --> 00:26:52.924
من فقط دوتا برادر خوب دارم

00:26:52.924 --> 00:26:56.314
ژنرال «یان», شما حاضرید زندگی
خودتون رو برای دفاع از «بـا جون» فدا کنید

00:26:56.314 --> 00:26:59.444
این یه عمل قهرمانانه است

00:26:59.444 --> 00:27:04.094
نکنه نمیخواید به این کارهای
شرافتمندانه خودتون ادامه بدید؟

00:27:04.094 --> 00:27:07.274
و سهمی در احیای شکوه و
جلال سلسله «هان» داشته باشید

00:27:07.274 --> 00:27:10.654
ژنرال «یان», شما محافظ
حقیقیه «بـا جون» هستید

00:27:10.654 --> 00:27:12.504
مردم اینجا زندگی خوبی
رو تحت رهبری شما دارند

00:27:12.504 --> 00:27:14.664
اما بهش فکر کنید, هنوز مردم
زیاد دیگه ای هم وجود دارند

00:27:14.664 --> 00:27:18.484
که از عواقب قحطی و
جنگ های مداوم رنج می برند

00:27:18.484 --> 00:27:20.854
من ازتون تقاضا میکنم ژنرال

00:27:23.225 --> 00:27:26.695
بیایید ... بیایید, جناب مشاور

00:27:26.695 --> 00:27:29.685
بفرمایید .. بفرمایید ژنرال یان

00:27:29.685 --> 00:27:31.605
ژنرال یان، خسته نباشید

00:27:31.605 --> 00:27:33.535
جناب مشاور شما لطف دارین

00:27:34.265 --> 00:27:37.225
زمانی که سعی داشتم «بـا جون» رو
بگیرم باید باعث رنجش شما شده باشم

00:27:37.225 --> 00:27:41.315
ژنرال یان، شما خیلی سخاوتمندانه من
رو بخشیدید بزارید دوباره عذر خواهی کنم

00:27:41.315 --> 00:27:43.425
ژنرال «ژانگ», زیاد بهش فکر نکنید

00:27:44.105 --> 00:27:46.335
ژنرال یان، لطفا بیایید جلو

00:27:47.265 --> 00:27:49.275
ژنرال یان، شما فرماندار «بـا جون» هستید

00:27:49.275 --> 00:27:52.315
شما باید احاطه کاملی به
محیط این اطراف داشته باشید

00:27:52.315 --> 00:27:57.315
میخوام بدونم سریعترین مسیر از
اینجا به «لو چانگ» از کدوم طرفه

00:27:57.315 --> 00:28:00.525
چهل و پنج پست بازرسی در
مسیر رفتن به «لو چانگ» وجود داره

00:28:00.525 --> 00:28:03.025
تمام مقامات اونها از من دستور میگیرند

00:28:03.025 --> 00:28:05.155
من اونها رو تحت کنترل دارم

00:28:05.155 --> 00:28:09.025
اگر جناب مشاور و ژنرال
«ژانگ» به من اعتماد داشته باشند

00:28:09.025 --> 00:28:11.365
من حاضر جلوتر حرکت کنم و تک
تک اونها رو به تسلیم شدن متقاعد کنم

00:28:11.365 --> 00:28:15.185
من معتقدم که هیچ کس نباید به
خاطر گرفتن «لو چانگ» کشته بشه

00:28:15.185 --> 00:28:19.205
پس عالیه! اگر ژنرال
«یان» بتونند راهنمای ما باشند

00:28:19.205 --> 00:28:22.415
اینطوری سرعت ما در پیشروی بیشتر هم خواهد شد

00:28:22.945 --> 00:28:24.375
!عالیه

00:28:25.115 --> 00:28:28.785
با این حساب, برادر «یان» واقعا
انسان متشخص و خواصی هستند

00:28:28.785 --> 00:28:31.295
برادر, پس من میرم یه
همسر برای خودم پیدا میکنم

00:28:31.295 --> 00:28:34.105
و هشت پسر خدایی قوی میارم
که هر روز ازت مراقبت کنند

00:28:34.105 --> 00:28:37.375
بازم مزخرف گفتی, جلوی اون زبونت رو بگیر

00:28:48.265 --> 00:28:50.875
فرمان رو ابلاغ کن, همینجا
برای مدتی استراحت میکنیم

00:28:50.875 --> 00:28:52.885
همگی اینجا استراحت میکنیم

00:29:20.045 --> 00:29:21.505
پسش بده

00:29:24.285 --> 00:29:26.265
خیله خب باشه

00:29:37.295 --> 00:29:40.895
تو الان یه پنکیک گوشت خر رو خوردی
اگه دورش بندازی , غذا رو هدر دادی

00:29:40.895 --> 00:29:42.915
هدر دادن غذا گناه بزرگیه

00:29:42.915 --> 00:29:44.335
!تـو

00:29:45.045 --> 00:29:48.165
میدونم میخوای چی بگی, مثلا میگی
" ازونجایی که ما داریم با ارتش سفر میکنیم "

00:29:48.165 --> 00:29:52.875
" ما باید از چیزایی بخوریم که سربازا میخوند و در چادرایی بخوابیم
که سربازا میخوابند " " نباید خودمون رو استثنا تلقی کنیم "

00:29:52.875 --> 00:29:56.225
با این حال، جنگیدن نیاز به قدرت فیزیکی داره
استراتژی هم نیاز به قدرت روحی

00:29:56.225 --> 00:30:01.005
چطور میتونی بدون خوردن یه غذای
مقوّی به کارت ادامه بدی؟ ... به عنوان زن تو

00:30:03.795 --> 00:30:07.995
منظورم اینه که, ازونجایی که من
دارم تو و سربازات رو همراهی میکنم

00:30:07.995 --> 00:30:11.075
طبیعیه که ازت مرقبت
کنم, نیازی به تشکر هم نیست

00:30:13.715 --> 00:30:16.935
باشه ... باشه ... باشه
این درس های اخلاقی رو تمومش کن

00:30:16.935 --> 00:30:19.605
قسم میخورم این آخرین بارم باشه

00:30:21.375 --> 00:30:25.505
من که اصلا چیزی نگفتم, همش خودت حرف زدی

00:30:25.505 --> 00:30:30.185
واقعا؟ خب که چی؟
حالا مگه فرقی داره اینو من بگم یا تو؟

00:30:36.135 --> 00:30:39.345
میدونم خیلی چیزا هست که میخوای بهم بگی

00:30:39.345 --> 00:30:44.455
اما چون خجالتی هستی و توی حرف زدن خیلی وحشتناکی و بعلاوه
این واقعیت که ما وقت خیلی کمی رو باهم تنها سپری می کنیم

00:30:44.455 --> 00:30:48.405
برای همین هم, هر زمان که همدیگه رو می بینیم
این منم که دارم صحبت میکنم, درست میگم؟

00:30:49.395 --> 00:30:51.995
ببین ... ببین ... الان
این قیافه خودت رو ببین

00:30:51.995 --> 00:30:54.725
حتما سوال های زیادی داری
که میخوای ازم بپرسی , درسته؟

00:30:54.725 --> 00:30:59.565
خوشبختانه من خیلی باهوشم فقط با یه
نگاه میتونم بگم تو چی میخوای و چی نمیخوای

00:30:59.565 --> 00:31:02.585
وگرنه ... از اینکه کسی نمیتونه
درکت کنه باید خون بالا میاوردی

00:31:03.555 --> 00:31:06.965
خیله خب, من آماده ام ... بپرس

00:31:06.965 --> 00:31:08.695
من هیچ سوالی ندارم که بخوام ازت بپرسم

00:31:08.695 --> 00:31:11.645
چطور ممکنه هیچ سوالی نداشته باشی ازم بپرسی؟

00:31:12.815 --> 00:31:18.175
میدونم. حتما میخوای در مورد
رابطه منو «مـا منگ چی» بدونی

00:31:18.175 --> 00:31:22.055
و یا بدونی ما از کی همدیگه رو میشناسیم

00:31:22.055 --> 00:31:26.765
این برمیگرده به زمانی که من
سعی داشتم «یوان شائو» رو بکشم

00:31:26.765 --> 00:31:31.405
صبر کن. من نپرسیدم
نمیخوام هم چیزی درموردش بدونم

00:31:32.545 --> 00:31:37.175
باشه. تو هیچ علاقه ای نداری از
رابطه من و «مـا منگ چی» چیزی بدونی

00:31:37.175 --> 00:31:38.925
اما من میخوام بدونم

00:31:38.925 --> 00:31:42.805
بعد اینکه «مـا منگ چی» رو
دیدی به آدم خاصی فکر کردی؟

00:31:47.345 --> 00:31:49.665
خودت میدونی دارم در مورد کی حرف میزنم

00:31:57.735 --> 00:32:02.195
بعد از اینکه «مـا یـو رئـو»
رفت, دلت براش تنگ نشد؟

00:32:03.545 --> 00:32:05.365
اصلا بهش فکر نکردی؟

00:32:06.135 --> 00:32:10.565
تمام این مدت , اون به من کمک زیادی کرد

00:32:10.565 --> 00:32:15.175
هرگز یه لبخند کوچیک هم بهش نزدم
حتی جداییمون هم

00:32:15.175 --> 00:32:18.115
با سوء تفاهم همراه شد

00:32:18.115 --> 00:32:23.315
صحبت از این موضوع که
میشه, من خیلی بهش مدیونم

00:32:26.115 --> 00:32:28.435
تو میتونی احساسات خودت رو درک کنی

00:32:28.435 --> 00:32:31.205
وقتی من اشتباهاً به «مـا منگ چی» صدمه زدم

00:32:31.205 --> 00:32:34.535
منم احساس گناه مبهمی رو احساس کردم

00:32:38.415 --> 00:32:40.575
تو میگی این یکم عجیب نیست؟

00:32:40.575 --> 00:32:44.135
من خیلی وقته که تو رو میشناسم اما تا به حال هرگز پیش
نیومده بود که از افکار و احساسات درونیمون صحبت کنیم

00:32:44.135 --> 00:32:48.445
اما به محض اینکه صحبت از اون خواهر و برادر شد
بلافاصله به هرچی توی قلبمون بود اعتراف کردیم

00:32:49.195 --> 00:32:51.125
نکنه من واقعا چیزیم شده؟

00:32:51.125 --> 00:32:52.505
!زی لونگ

00:32:54.305 --> 00:32:55.845
چی شده؟

00:32:55.845 --> 00:32:57.975
ژنرال «ژانگ» یه نامه فرستاده

00:32:57.975 --> 00:33:01.045
گفته که اونا بدون هیچ مشکلی
از «بـا جون» عبور کردند

00:33:01.045 --> 00:33:04.265
حدس میزنم تا دو روز دیگه اونا به
شهر «لـو» و پیش عالیجناب میرسند

00:33:04.265 --> 00:33:07.715
خوبـه. پس بیا ما هم حرکت کنیم

00:33:24.365 --> 00:33:27.735
سرورم بیماریتون چندان جدی نیست,
فقط لازمه مدتی رو استراحت کنید

00:33:27.735 --> 00:33:30.815
لطفا خودتون رو به کار زیاد مشغول نکنید

00:33:30.815 --> 00:33:33.025
متشکرم, تو دیگه میتونی بری

00:33:33.025 --> 00:33:34.365
بله

00:33:40.795 --> 00:33:43.905
سرورم, مسئله از دست دادن مشاور پانگ
 مایه تاسفه

00:33:43.905 --> 00:33:47.875
اما سرورم لطفا تصویر
بزرگتری رو در ذهنتون نگه دارید

00:33:47.875 --> 00:33:50.435
سرورم لطفا مراقب سلامتیتون باشید

00:33:50.435 --> 00:33:53.645
سپاسگزارم آقـایون ژنرال
خوب میشم

00:33:53.645 --> 00:33:55.145
عالیجناب

00:33:58.765 --> 00:33:59.895
درود بر عالیجناب

00:33:59.895 --> 00:34:02.125
جناب مشاور, راحت باشید

00:34:02.125 --> 00:34:04.705
مشاور, شما ارتش رو به این
سرعت به «شی چوان» رسوندید

00:34:04.705 --> 00:34:07.555
من واقعا شگفت زده شدم

00:34:07.555 --> 00:34:13.425
نه تنها منو «یی د» جلوتر از زمان مقرّر رسیدیم
همینطور «زی لونگ» و سربازاش هم به اینجا رسیدند

00:34:13.425 --> 00:34:16.945
خوبه ... این عالیه

00:34:19.335 --> 00:34:21.125
بیا ... بیا ... بیا
برادر بزرگ

00:34:21.125 --> 00:34:22.635
یی د

00:34:22.635 --> 00:34:26.945
برادر! ایشون ژنرال «یان»
هستند که من دعوتشون کردم

00:34:26.945 --> 00:34:28.255
ژنرال یان؟

00:34:28.255 --> 00:34:31.205
بنده به عالیجناب «لیو» ادای احترام میکنم

00:34:33.515 --> 00:34:37.235
عالیجناب, شما شگفت زده بودید که
ما چطور به این سرعت به اینجا رسیدیم

00:34:37.235 --> 00:34:39.345
همه ی اینها رو مدیون ژنرال «یان» هستیم

00:34:39.345 --> 00:34:45.385
درسته! ما بدون راهنمایی و کمک ژنرال
«یان» به این سرعت به اینجا نمی رسیدیم

00:34:45.385 --> 00:34:50.495
اون حتی 45 مقام رسمی رو در پست های
بازرسی بین راه به تسلیم شدن متقاعد کرد

00:34:53.095 --> 00:34:56.375
تمامی احترامات و قدردانی
من رو پذیرید ژنرال یان

00:34:56.375 --> 00:34:58.865
عالیجناب «لیو», حقیر سزاوارش نیستم

00:35:00.331 --> 00:35:17.331
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:17.355 --> 00:35:20.495
شاهزاده خانم «بائو یو», شما کی اومدین؟

00:35:20.495 --> 00:35:23.425
شما دیگه خیلی بی احتیاط
هستین, اگر من دشمن بودم

00:35:23.425 --> 00:35:27.065
الان ارتشمون یه مشاور
دیگه رو از دست داده بود

00:35:27.065 --> 00:35:29.685
شاهزاده خانم «بائو یو», این چه حرفیه میزنید

00:35:29.685 --> 00:35:31.895
من هنوز میخوام چند سال دیگه زندگی کنم

00:35:34.305 --> 00:35:39.315
امروز یکم همه جا تاریک و تیره است
هیچ نشانه ای رو نمیتونم ببینم

00:35:40.075 --> 00:35:44.635
نکنه هنوز باید خیلی چیزا رو یاد بگیرم؟

00:35:44.635 --> 00:35:47.535
مشاور، شما چیزی تشخیص میدید؟

00:35:49.705 --> 00:35:54.555
اینطور که من می بینم,
فردا یه روز آفتابی خواهد بود

00:35:54.555 --> 00:35:59.225
همش همین؟با این دانشی که دارید
نباید چیزای بیشتری رو متوجه بشید؟

00:35:59.225 --> 00:36:03.595
چطوره پیش بینی کنی کی میتونیم
اون «ژانگ رن» رو بگیریم؟

00:36:03.595 --> 00:36:06.655
بزار بهت بگم, من از این
«ژانگ رن» شدیدا نفرت دارم

00:36:06.655 --> 00:36:09.555
نفرتی بین شما و «ژانگ رن» هست؟

00:36:09.555 --> 00:36:10.745
من اونو نمی شناسمش

00:36:10.745 --> 00:36:12.235
پس چرا...؟

00:36:12.235 --> 00:36:16.265
اونو نمیشناسم, اما «پانگ تونگ»,
«پانگ شی یوان» رو خیلی خوب میشناختم

00:36:16.265 --> 00:36:19.585
شما که نمیدونید, «پانگ شی
یوان» مشاور روابط من بود

00:36:19.585 --> 00:36:23.775
اون باعث شد من بتونم توی لشکرکشی ها همراه «زی
لونگ» باشم و کمکش کنم موفقیت های زیادی بدست بیاره

00:36:23.775 --> 00:36:26.295
همه اینها به خاطر راهنمایی
های جناب «پانگ» بوده

00:36:26.295 --> 00:36:29.645
حالا که هنوز «زی لونگ»
و من به نتیجه مثبتی نرسیدیم

00:36:29.645 --> 00:36:32.995
اون «ژانگ رن» چطور تونست
مشاور منو اینطوری بکشه؟

00:36:32.995 --> 00:36:37.995
واقعا که غیر قابل تحمله! اگه من
انتقامش رو نگرفتم اسمم «بائو یو» نیست

00:36:37.995 --> 00:36:39.535
شاهزاده خانم، واقعا میخواید انتقام بگیرید؟

00:36:39.535 --> 00:36:41.385
!البته

00:36:42.005 --> 00:36:47.045
مشاور, میدونم که شما موافق نبودین
که توی این لشکر کشی همراهتون بیام

00:36:47.045 --> 00:36:52.015
اما حالا که اومدم, باید یه کاری انجام بدم
نباید منو دست کم بگیرید

00:36:52.015 --> 00:36:56.455
شاهزاده خانم، من واقعا کاری
دارم که میتونم به شما محول کنم

00:36:56.455 --> 00:36:59.625
جدا؟ ... چی هست؟ بگید گوش میکنم

00:36:59.625 --> 00:37:01.765
جاسوسایی که به شهر
فرستاده بودم با اخباری برگشتند

00:37:01.765 --> 00:37:03.915
ضاهرا «ژانگ رن» به سه چیز اعتیاد داره

00:37:03.915 --> 00:37:07.185
. . . قمار, زن ها, و

00:37:07.185 --> 00:37:11.535
فهمیدم! شما میخواید من اون رو
با زیبایی خودم اغوا کنم , درسته؟

00:37:11.535 --> 00:37:13.145
!شما سراغ آدم درستی اومدید

00:37:13.145 --> 00:37:17.495
بزارید بهتون بگم ... با
وجود آدمی دوست داشتنی

00:37:17.495 --> 00:37:20.425
نجیب و خانمی مثل من

00:37:20.425 --> 00:37:24.125
قول میدم اون نمیتونه از چنگال من فرار کنه

00:37:24.125 --> 00:37:27.575
شاهزاده خانم، شخصیت
اصلی این ماموریت شما نیستید

00:37:27.575 --> 00:37:30.135
بنابراین لازم نیست شما
اون رو از راه بدر کنید

00:37:30.135 --> 00:37:35.715
نیازی به این کار نیست؟ پس باید از
هوش و ذکاوتم استفاده کنم؟ زودباشید بگید

00:37:35.715 --> 00:37:39.845
ژانگ رن نه تنها به قمار و زن های زیبا اعتیاد
داره بلکه از طرفدارای حریص جمع کردن اسب هم هست

00:37:39.845 --> 00:37:43.555
شنیدم که زمانی شما مسئولیت سواره
نظام ارتش پدرتون رو به عهده داشتید

00:37:43.555 --> 00:37:46.465
و پدرتون هم از علاقمندان به اسب بودند

00:37:46.465 --> 00:37:50.455
فکر میکنم, شما هم باید چیزای
زیادی از اسب ها بدونید, درست میگم؟

00:37:50.455 --> 00:37:52.905
البته که اینطوره

00:37:52.905 --> 00:37:57.375
یا یه نگاه به این دنیا
من اسب ها رو حتی بیشتر از آدما میشناسم

00:37:57.375 --> 00:38:02.375
منظورتون اینه که ... من برم
و اسب های دشمن رو بدزدم؟

00:38:02.375 --> 00:38:06.395
نه ... نه ... من امیدوارم
شما بتونید محتاطانه

00:38:06.395 --> 00:38:11.085
و بی صر و صدا «یشم
مهتاب» رو به «ژانگ رن» بدید

00:38:11.085 --> 00:38:14.255
اسب بهش بدم؟ اونم یشم مهتاب؟

00:38:14.255 --> 00:38:16.415
!اون که همراه محبوب و باارزش «زی لونگ» ـه

00:38:16.415 --> 00:38:19.825
برای جلب اعتماد «ژانگ رن» ,
این بهای سنگین و زیادی نیست؟

00:38:19.825 --> 00:38:22.985
دقیقا به این خاطر که «یشم
مهتاب» اسب باارزش «زی لونگ» ـه

00:38:22.985 --> 00:38:25.225
و اینکه این اسب میتونه روابط
انسانی رو به خوبی درک کنه

00:38:25.225 --> 00:38:27.675
اگر شما این اسب رو به
نحوی به «ژانگ رن» بدید

00:38:27.675 --> 00:38:31.585
فکر میکنید, به غیر از «زی لونگ» کس
دیگه ای هست که بتونه اون رو کنترل کنه؟

00:38:33.975 --> 00:38:39.445
مشاور شما واقعا خدایی هستید برای خودتون از کجا ایده
استفاده از یه اسب به عنوان جاسوس به فکرتون رسید؟

00:38:40.765 --> 00:38:45.575
شاهزاده خانم، لطفا یادتون باشه که باید مراقب
امنیت خودتون باشید اولویت شما فقط تحویل اسب ـه

00:38:45.575 --> 00:38:49.885
یادتون باشه وقتی با «ژانگ رن» روبرو شدید نباید
تمایلتون برای گرفتن انتقام از اون رو آشکار کنید

00:38:49.885 --> 00:38:51.705
و این برنامه رو بهم بزنید

00:38:51.705 --> 00:38:53.925
بله ... «بائو یو» اطاعت میکنه

00:38:56.885 --> 00:38:59.865
یه اسب شخصیت اصلی این ماجراست

00:38:59.865 --> 00:39:02.805
استفاده از یه اسب به عنوان جاسوس

00:39:02.805 --> 00:39:07.375
مشاور، ایده های شما حقیقتا غیر معموله
تحت تاثیر قرار گرفتم

00:39:07.375 --> 00:39:09.525
این ایده ی «زی لونگ» بوده

00:39:10.625 --> 00:39:12.325
!شاهزاده خانم , مراقب باشید

00:39:15.945 --> 00:39:18.395
بائو یو شما رو ناامید نمیکنه

00:39:20.065 --> 00:39:21.485
چرا «زی لونگ» خودش اینو بهم نگفت؟

00:39:21.485 --> 00:39:26.395
این... میتونه ماموریت رو به سرانجام برسونه؟

00:39:41.775 --> 00:39:44.235
حواست به یشم مهتاب باشه,
من میرم داخل یه نگاهی بندازم

00:39:44.235 --> 00:39:46.025
... چشم, بانـ

00:39:46.025 --> 00:39:49.955
آقـا -
یکم باهوش تر باش هااا -

00:39:49.955 --> 00:39:54.215
خیله خب ... همینجا منتظرم بمون
همه چیز رو بسپار به عهده این آقـا

00:39:55.025 --> 00:40:00.485
بزرگ! ... بزرگ! ... بزرگ

00:40:01.135 --> 00:40:03.035
پول رو بده

00:40:03.715 --> 00:40:05.045
اونا رو بده به من

00:40:05.045 --> 00:40:06.895
این روز شانس منه

00:40:11.395 --> 00:40:14.445
برادر, اینجا بزرگترین قمارخانه شهر ـه؟

00:40:14.445 --> 00:40:15.865
البته

00:40:15.865 --> 00:40:18.595
من که نمیتونم چیز خاصی در مورد اینجا ببینم

00:40:18.595 --> 00:40:23.045
ژنرال «ژانگ» هم اینجا بازی میکنه, چطور ممکنه خاص نباشه؟
- اووه ... اون زیادی میاد اینجا؟ -

00:40:23.045 --> 00:40:25.405
اخیرا به خاطر جنگ های مکرر زیاد نیومده

00:40:25.405 --> 00:40:29.415
وقتی بیاد معمولا اونجا میشینه

00:40:33.605 --> 00:40:35.985
بزرگ! ... بزرگ! ... بزرگ

00:40:35.985 --> 00:40:39.205
!بازش کن ... بازش کن

00:40:40.075 --> 00:40:43.715
مشاور, من میخوام لباس مبدل بپوشم و
برم «یشم مهتاب» رو به «ژانگ رن» بدم

00:40:43.715 --> 00:40:47.105
تو لازم نیست بری, من قبلا
این کار رو به «بائو یو» سپردم

00:40:47.105 --> 00:40:48.405
بائو یو؟

00:40:48.405 --> 00:40:52.045
میدونم که «بائو یو» 9 تا از
10 ماموریتش رو خراب میکنه

00:40:52.045 --> 00:40:56.205
اما این بار، اون میدونه که تو این
ایده رو دادی قطعا اونو خراب نمیکنه

00:40:56.205 --> 00:41:01.885
زی لونگ, گاهی اوقات ما باید از افراد
خاصی برای دستیابی به پیروزی ها استفاده کنیم

00:41:01.885 --> 00:41:04.875
ژانگ رن در هنرهای رزمی بسیار مهارت داره

00:41:04.875 --> 00:41:09.025
اگه «بائو بو» بند رو آب بده
ممکنه در شرایط دشواری قرار بگیره

00:41:09.025 --> 00:41:15.665
... اگه اینطور بشه, فقط میتونم
آرزو کنم روحش در آسمون به آرامشـ

00:41:15.665 --> 00:41:20.385
زی لونگ, منظورم اینه که
اگرچه خانم «بائو یو» جنگجوی قابلی نیست

00:41:20.385 --> 00:41:24.105
اما زبون بازی و نطق کردنش از تو بهتره

00:41:49.725 --> 00:41:53.665
برادر کوچیک، این اسب مال شماست؟

00:41:54.435 --> 00:41:58.275
نـه، این مال ارباب جوان ماست

00:41:58.275 --> 00:42:00.535
به نظر من, این اسب فوق العاده ایه

00:42:00.535 --> 00:42:03.365
حدس میزنم اصالت ساده و
معمولی ای هم نداشته باشه

00:42:04.691 --> 00:42:14.691
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:14.715 --> 00:42:18.675
گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است

00:42:18.675 --> 00:42:23.835
این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند

00:42:23.835 --> 00:42:27.845
وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند

00:42:27.845 --> 00:42:32.215
خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است

00:42:32.215 --> 00:42:36.925
نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه

00:42:36.925 --> 00:42:41.485
تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند

00:42:41.485 --> 00:42:45.895
ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد

00:42:45.895 --> 00:42:50.835
اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است

00:42:50.835 --> 00:42:54.625
... لالالالا , لالالالا

00:42:54.625 --> 00:42:59.485
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:42:59.485 --> 00:43:03.995
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:43:03.995 --> 00:43:08.835
بدون برهم زدن گذشتـه

00:43:08.835 --> 00:43:12.565
... لالالالا , لالالالا

00:43:12.565 --> 00:43:17.375
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:43:17.375 --> 00:43:21.965
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:43:21.965 --> 00:43:29.715
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست

00:43:35.955 --> 00:43:40.515
... لالالالا , لالالالا

00:43:40.515 --> 00:43:47.325
جدایی پس از زمزه یک سرود

00:43:53.165 --> 00:43:58.065
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:43:58.065 --> 00:44:02.545
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:44:02.545 --> 00:44:08.215
بدون برهم زدن گذشتـه

00:44:11.125 --> 00:44:15.905
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:44:15.905 --> 00:44:20.515
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:44:20.515 --> 00:44:27.785
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست