﻿WEBVTT

00:00:02.083 --> 00:00:03.043
<i>قرار بود کار آسون باشه</i>

00:00:03.167 --> 00:00:04.957
<i>بری داخل.. بیای بیرون</i>

00:00:04.958 --> 00:00:07.918
<i>پولدار شی هیچکس هم
 صدمه نبینه</i>

00:00:08.042 --> 00:00:12.332
<i>هر ایرلاین( خط هوایی) دارای صندوق بار
مخصوص به خودش بود</i>

00:00:12.333 --> 00:00:15.083
پول زیاد و اشیای قیمتی زیادی دارن

00:00:15.208 --> 00:00:18.078
<i>اما زمانی که اوباش نیویورکی
 دنبال قیمت میلیونی میرن..</i>

00:00:18.208 --> 00:00:20.958
<i>در قسمت بار لوفت هانزا..</i>

00:00:20.958 --> 00:00:22.958
<i>اگه کسی فیلم "رفقای خوب" رو دیده،</i>

00:00:22.958 --> 00:00:25.168
اینطوریه که اتفاق افتاد

00:00:25.167 --> 00:00:26.997
<i>هیچ چیز طبق نقشه پیش نمیره</i>

00:00:27.125 --> 00:00:29.245
<i>اگه مشکلی پیش بیاد، دخلشون اومده</i>

00:00:29.375 --> 00:00:31.575
یعنی، اون می‌خواست مشکلی پیش بیاد

00:00:31.708 --> 00:00:34.248
<i> یک کار داخلی با بیش از
چند جور پیچ و تاب</i>

00:00:34.375 --> 00:00:38.165
<i>تکان دهنده و خشنه</i>

00:00:38.167 --> 00:00:40.787
<i>دزدی لوفت هانزا قطعا</i>

00:00:40.792 --> 00:00:43.672
یکی از مرگبارترین سرقت هایی که
 تا به حال انجام شده

00:00:45.375 --> 00:00:46.665
 سرقتش، در مورد زنده موندن بود

00:00:49.042 --> 00:00:50.882
مغز متفکران پشت هر دزدی بزرگ

00:00:51.000 --> 00:00:52.670
چیزی رو می بینن که
اکثر مردم نمی دونن..

00:00:54.792 --> 00:00:58.042
<i>به خطر انداختن همه چیز برای
به دست اوردن یک عمر امتیاز</i>

00:00:58.167 --> 00:01:00.707
این کار، یک نقشه جسورانه می خواد..

00:01:00.833 --> 00:01:02.923
<i>تیم مناسب..</i>

00:01:03.042 --> 00:01:05.792
و مهارتی که یک قدم جلوتر از قانونه

00:01:05.816 --> 00:01:17.816

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:17.840 --> 00:01:29.840

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:35.500 --> 00:01:38.250
فرودگاه بین المللی جان اف کندی، یکی از

00:01:38.375 --> 00:01:40.745
 شلوغ ترین ترمینال های باری در جهانه

00:01:40.875 --> 00:01:42.665
و بزرگترین در ایالات متحده

00:01:42.833 --> 00:01:46.503
دسامبر 1978 ئه
و بیش از یک میلیون تن کالا..

00:01:46.667 --> 00:01:47.997
 از اینجا در حال تردده

00:01:48.000 --> 00:01:49.880
کالاهایی که شامل پول نقدن

00:01:50.000 --> 00:01:51.040
جواهرات، اصلا شما اسم ببرید

00:01:51.167 --> 00:01:53.827
برای خانواده های مافیایی نیویورک،

00:01:53.958 --> 00:01:56.578
فرودگاه یک گاو صندوق پر از پول نقده

00:02:02.667 --> 00:02:04.417
پنج خانواده اصلی در
 جنایت سازمان یافته وجود داره

00:02:04.542 --> 00:02:07.332
<i>در دهه 1970، نیویورک رو اشغال کردن</i>

00:02:07.333 --> 00:02:09.673
و برای مدت طولانی ای هم کار می کردن

00:02:09.833 --> 00:02:12.503
<i>بطوری که از خیلی از جهات، احساس
شکست ناپذیری می کنن</i>

00:02:12.625 --> 00:02:15.825
این خانواده ها به طور مستقل فعالیت می کنن

00:02:16.000 --> 00:02:18.040
اما با هم، همکاری می کنن

00:02:18.208 --> 00:02:19.998
اونا حوزه های نفوذ خودشون رو دارن

00:02:20.125 --> 00:02:21.995
<i>اوباش، به هر طریقی که می تونستن
</i>

00:02:22.000 --> 00:02:24.000
<i> از فرودگاه پول خارج میکردن</i>

00:02:24.125 --> 00:02:26.575
اما بیشترشون کامیون ها رو می دزدین

00:02:26.708 --> 00:02:28.288
یه راننده رو می گرفتی
 و به معنای واقعی کلمه

00:02:28.292 --> 00:02:30.382
 بارش رو ازش میگرفتی

00:02:30.500 --> 00:02:32.880
<i>جی اف کی پادشاه تپه بود</i>

00:02:33.000 --> 00:02:36.170
امروز، به ارزش 10 میلیون دلار

00:02:36.167 --> 00:02:38.037
 کالا وارد میشه

00:02:38.208 --> 00:02:40.628
هفته آینده، 50 میلیون دلار

00:02:40.750 --> 00:02:43.960
<i>پس ممکن فکر کنید
 که سرقت های زیادی </i>

00:02:43.958 --> 00:02:46.498
تو فرودگاه صورت گرفته.. نه اینطور نیست

00:02:46.625 --> 00:02:49.875
جایی که بیشتر سرقت ها اتفاق افتاده
 خارج از فرودگاه بوده

00:02:50.000 --> 00:02:52.040
<i>اما یه زمانی در سال 1976،</i>

00:02:52.167 --> 00:02:54.127
<i>یه نماینده باربری لوفت هانزا</i>

00:02:54.250 --> 00:02:56.500
<i>به نام پیتر گرونوالد</i>

00:02:56.500 --> 00:02:58.130
<i>فکری میزنه به ذهنش</i>

00:02:59.292 --> 00:03:01.712
<i>چرا یه صحنه دزدی رو
..در اینجا انجام ندن</i>

00:03:01.875 --> 00:03:05.165
<i>داخل محوطه بار لوفت هانزا؟</i>

00:03:05.167 --> 00:03:08.917
<i>تنها سوالش این بود: کی و چطوری؟</i>

00:03:09.042 --> 00:03:12.332
<i> فکر می کرد که یک نقشه کِش
 و یه نقشه ریز بزرگه</i>

00:03:12.333 --> 00:03:15.333
<i>و از حرکات بار هم خبر داشت</i>

00:03:15.333 --> 00:03:17.503
پس مدت زیادی به این موضوع فکر کرد

00:03:18.417 --> 00:03:19.787
<i>برای 24 ماه آینده،</i>

00:03:19.917 --> 00:03:22.997
<i>گرونوالد با وسواس دنبال
الگوهای حمل و نقل</i>

00:03:23.125 --> 00:03:25.325
<i>و نقص های امنیتیه</i>

00:03:25.458 --> 00:03:28.828
<i>چیزی که اون می بینه
علامتای دلاره</i>

00:03:29.417 --> 00:03:31.497
<i>در اواخر پاییز 1978،</i>

00:03:31.500 --> 00:03:34.750
<i>او می دونه که دسامبر زمان
مناسبی برای اعتصابه</i>

00:03:34.875 --> 00:03:37.205
دسامبر بدون شک شلوغ ترین زمان

00:03:37.333 --> 00:03:40.503
برای تردد بار، در فرودگاه کندی ئه

00:03:40.625 --> 00:03:42.575
<i>باربری لوفت هانزا خیلی </i>

00:03:42.708 --> 00:03:44.418
در طول تعطیلات

00:03:44.542 --> 00:03:46.332
به ویژه در تعطیلات کریسمس
 شلوغ میشه

00:03:46.458 --> 00:03:48.578
<i>بانک های اروپایی از لوفت هانزا
</i>

00:03:48.708 --> 00:03:50.668
<i>برای ارسال میلیون ها دلار در ماه
 استفاده می کنن</i>

00:03:50.792 --> 00:03:53.672
<i>برای مبادله ارز به بانک ها در ایالات متحده</i>

00:03:53.833 --> 00:03:57.503
<i>این ایرلاین، کالاهای لوکس
گران قیمت رو هم حمل می کنه</i>

00:03:57.625 --> 00:04:00.825
<i>مردم هدایا می فرستن، هدایای ارزشمندی،</i>

00:04:00.833 --> 00:04:02.213
<i>به ایالات متحده امریکا می فرستن</i>

00:04:02.333 --> 00:04:04.333
<i>به طور بالقوه می تونه
 میلیون ها دلار و</i>

00:04:04.458 --> 00:04:06.078
 میلیون ها دلار باشه

00:04:06.208 --> 00:04:08.498
<i>یه هدف عالی</i>

00:04:10.667 --> 00:04:14.127
<i>و در موقعیت عالی هم قرار داره</i>

00:04:14.125 --> 00:04:17.665
<i>محموله های لوفت هانزا در
ساختمان 261 نگهداری میشه</i>

00:04:17.792 --> 00:04:21.962
<i>آخرین انبار در محیط امن فرودگاه</i>

00:04:22.083 --> 00:04:24.583
ساختمان لوفت هانزا خیلی بزرگ بود

00:04:24.708 --> 00:04:28.328
حدود 180000 فوت مربع بود

00:04:28.458 --> 00:04:30.458
<i>سه طبقه داشت</i>

00:04:30.458 --> 00:04:33.328
<i>و طبقه سوم جایی بود
که همه دفاتر اونجا بودن،</i>

00:04:33.458 --> 00:04:35.288
<i>و اتاق ناهارخوری هم اونجا بود</i>

00:04:35.417 --> 00:04:38.417
<i>طبقه اصلی، تماما قسمت بار بود</i>

00:04:38.542 --> 00:04:41.172
و اتاقِ ارزش بالا هم وجود داشت

00:04:41.292 --> 00:04:44.582
در لوفت‌هانزا، ما طاق رو
 اتاق وال می‌گیم

00:04:45.875 --> 00:04:49.625
هر ایرلاین دارای صندوق
بار مخصوص به خودش بود

00:04:49.625 --> 00:04:52.745
<i>انبارهایی که درش
کالاهای ارزش بالایی دارن</i>

00:04:52.875 --> 00:04:59.955
مثل پول و جواهرات و شاید
بعضی از هنرهای با ارزش

00:05:00.458 --> 00:05:02.208
<i>با ارزش ترین محموله ها..</i>

00:05:02.333 --> 00:05:05.333
<i>در اتاق با ارزش لوفت هانزا نگهداری میشه</i>

00:05:05.333 --> 00:05:08.003
<i>تا زمانی که، بشتونن اونا رو
با ماشین های زرهی ببرن</i>

00:05:10.375 --> 00:05:14.165
برینکس اون چیزا رو
به یه بانک تعیین شده می برد

00:05:14.292 --> 00:05:16.882
 که شرکت هواپیمایی درش
سپرده گذاری می کرد

00:05:17.000 --> 00:05:19.540
<i>و جواهرات، خیلی از اوقات،</i>

00:05:19.667 --> 00:05:23.497
<i>به مرکز جواهرات در منهتن می رفت</i>

00:05:23.625 --> 00:05:28.075
اتاقِ با ارزش بالا، در آشیانه بار لوفت هانزا

00:05:28.208 --> 00:05:32.078
<i>در واقع دوتا اتاق بود که با
یه در فولادی تقسیم می شدن</i>

00:05:32.208 --> 00:05:34.418
<i>وقتی از در بیرونی وارد میشدی،</i>

00:05:34.542 --> 00:05:37.502
<i>باید پشت سرت قفلش میکردی</i>

00:05:37.625 --> 00:05:40.915
<i>قبل از اینکه بتونی
در داخلی رو باز کنی</i>

00:05:41.042 --> 00:05:43.502
<i>اگه این کار رو نمی کردیم، زنگ
هشدار </i>

00:05:43.625 --> 00:05:45.165
دوباره در اداره بندر
 به صدا در میومد

00:05:45.333 --> 00:05:47.133
<i>و اتاق داخلی جاییه که</i>

00:05:47.125 --> 00:05:49.075
<i> همه اقلام با ارزش بالا رو داخلش داشتن..</i>

00:05:49.208 --> 00:05:51.668
<i>پول نقد، جواهرات</i>

00:05:51.667 --> 00:05:54.327
و پس، برای انجام دزدی

00:05:54.458 --> 00:05:55.998
باید به اتاق اصلی اونجا می رفتی

00:05:56.125 --> 00:05:59.415
<i>و چالش های بیشتری وجود داره</i>
(پاییر1978، دوماه قبل از سرقت)

00:05:59.542 --> 00:06:01.332
<i>حتی اگه گرونوالد به انبار برسه</i>

00:06:01.333 --> 00:06:03.213
<i>تو شیفت شب،</i>

00:06:03.333 --> 00:06:05.383
<i> باید 7تا کارگر رو ازپا دربیاره</i>

00:06:05.500 --> 00:06:07.040
<i>موقعی که تحت کنترلن، می تونه</i>

00:06:07.167 --> 00:06:08.917
<i>از کلیدای سرپرست استفاده کنه</i>

00:06:09.042 --> 00:06:10.882
<i>وارد اتاق های-وال شه</i>
(اتاق طاق)

00:06:11.042 --> 00:06:14.632
<i>فقط یک مشکل وجود داره،
گرونوالد یه نقشه داره</i>

00:06:14.750 --> 00:06:17.040
<i>چیزی که،نداره یک تیمه</i>

00:06:17.167 --> 00:06:21.167
<i>پس میره سراغ یکی از همکارها
 که مشکل شناخته شده قمار داره </i>

00:06:21.167 --> 00:06:25.077
<i>و با اوباش ارتباط داره.. لویی ورنر</i>

00:06:26.750 --> 00:06:31.380
از بچه‌های محل کار شنیدم، لویی از قمار خوشش میومد

00:06:31.542 --> 00:06:34.672
و یه مقدار پول به اوباش بدهکاری داشت

00:06:34.667 --> 00:06:37.377
<i>لویی ورنر حدود 6000 دلار بدهکاره</i>

00:06:37.500 --> 00:06:40.210
در بدهی های قمار، که با پول امروزی

00:06:40.375 --> 00:06:41.625
 حدود 26000 دلاره

00:06:41.625 --> 00:06:44.325
پس برای پرداخت
این بدهی به هردری میزد

00:06:44.333 --> 00:06:47.333
<i>دلت نمی خواد
 به اوباش بدهکار باشی</i>

00:06:47.333 --> 00:06:50.503
<i>چون اونا، فقط یبار ازت پول می خوان</i>

00:06:50.667 --> 00:06:52.497
و اگه بار دوم پول رو نداشته باشی

00:06:52.625 --> 00:06:53.915
برمی گردن و پاهاتو قلم میکنن

00:06:55.750 --> 00:06:58.710
<i>خیلی از ادما مثل ورنر
 می‌خوان با اوباش</i>

00:06:58.875 --> 00:07:01.495
 درگیر شن و یه چیزایی برای اوباش بیارن

00:07:01.625 --> 00:07:03.455
 تا پیششون عزیز بشن
(یا بیفتن طرف خوبشون)

00:07:03.583 --> 00:07:06.383
وقتی یه شهروند عادی
 چیزی رو برای اوباش بیاره،

00:07:06.500 --> 00:07:07.830
 دیگه راه برگشتی وجود نداره

00:07:07.833 --> 00:07:11.083
<i>ورنر نقشه گرونوالد رو
به طرف شرط بندیش میگه،</i>

00:07:11.208 --> 00:07:15.128
<i>و درنهایت به گوش
 یه اوباش بدنام میرسه،</i>

00:07:15.125 --> 00:07:16.995
<i>جیمی برک</i>

00:07:17.167 --> 00:07:20.627
<i>اون یکی از اعضای خانواده جنایی
 لوکیسی نیویورکه،</i>

00:07:20.750 --> 00:07:23.580
<i>و مردی که نقشش رو
رابرت دنیرو در «رفقای خوب» بازی می‌کنه</i>

00:07:23.708 --> 00:07:25.418
<i>جیمی برک به</i>

00:07:25.542 --> 00:07:26.962
<i> خانواده لوکیسی همبسته بود</i>

00:07:26.958 --> 00:07:29.998
جیمی بیشتر شبیه
کاپیتان بود، مقام کاپیتانی رو داشت

00:07:30.000 --> 00:07:31.330
 چون خدمه خودش رو داشت

00:07:31.458 --> 00:07:33.748
با اینکه شریک بود

00:07:33.875 --> 00:07:36.825
<i>جیمی برک
" یک اسم مستعار داره، "جیمی آقا</i>

00:07:37.000 --> 00:07:38.670
و او این اسم مستعار رو
 به خاطر همین

00:07:38.792 --> 00:07:42.582
  عادت کوچیک انعام دادن 50 دلاری به رانندگان

00:07:42.708 --> 00:07:44.208
هر زمان که کامیوناشون رو می دزدیده، می گیره

00:07:44.333 --> 00:07:47.503
<i>یا انعام می گیری و
کامیونت سرقت میشه،</i>

00:07:47.500 --> 00:07:52.330
یا کشته میشی و
کامیونت سرقت میشه

00:07:52.333 --> 00:07:54.503
<i>بورک یک فرصتی رو میقاپه</i>

00:07:54.667 --> 00:07:58.497
<i>و یه ستوان مورد اعتماد
به اسم جو بودا رو می فرسته</i>
(جو بودا مانری، نفوذی)

00:07:58.667 --> 00:08:00.247
<i>برای بررسی ورنر</i>

00:08:00.271 --> 00:08:02.271
(شانزدهم نوامبر، 1978 ساعت 11 شب)

00:08:02.295 --> 00:08:03.809
(25 روز قبل از سرقت)

00:08:03.833 --> 00:08:06.673
<i>ورنر، واقعاً احساس میکنه که
این تنها راه نجاتش</i>

00:08:06.792 --> 00:08:09.422
از شر بدهی های قمارشه، و
پس میره و با جو بودا ملاقات می کنه

00:08:09.542 --> 00:08:11.962
<i>به عنوان یجور شرطبندی</i>

00:08:11.958 --> 00:08:15.668
<i>وقتی لو ورنر با جو بودا ملاقات کرد،</i>

00:08:15.833 --> 00:08:17.883
.زندگیش رو به خطر انداخت

00:08:18.000 --> 00:08:20.540
<i>چون اگه همه چیز درست پیش نمی رفت،</i>

00:08:20.667 --> 00:08:23.167
<i>یا بهش مشکوک میشدن
که یه خبرچینه،</i>

00:08:23.292 --> 00:08:25.132
 کشته می شد

00:08:27.500 --> 00:08:29.210
<i>اما اون یک قمارباز بود</i>

00:08:29.333 --> 00:08:30.503
 حاضر شانسش رو امتحان کنه

00:08:30.500 --> 00:08:31.880
.حاضره روش شرط بندی کنه

00:08:36.333 --> 00:08:37.543
<i> ورنر به بودا اساساً</i>

00:08:37.667 --> 00:08:39.287
<i> همه چیزایی که داره رو میده</i>

00:08:41.500 --> 00:08:43.670
<i>پس این نقشه سایته،</i>

00:08:43.792 --> 00:08:46.502
<i>این لیست اسامی کارکنانه،</i>

00:08:46.625 --> 00:08:48.995
.پروتکل امنیتی برای اتاقِ با ارزش بالا

00:08:50.833 --> 00:08:54.213
<i>اما ورنر اونقدر ترسیده بود که
 واقعا نمی تونست</i>

00:08:54.333 --> 00:08:56.463
<i>شرایط این معامله رو قبول کنه</i>

00:08:56.458 --> 00:08:57.918
<i>و پس، اوباش به
نوعی به درمیگن دیوار بشنوه که:، بله،</i>

00:08:58.042 --> 00:08:59.502
<i>تو قراره از این نقشه بری بیرون،</i>

00:08:59.625 --> 00:09:02.625
اما ورنر این جلسات رو با دونستن اینکه

00:09:02.750 --> 00:09:04.380
.دقیقاً قراره چی گیر بیاره، ترک نمی کنه

00:09:04.500 --> 00:09:05.960
<i> همیشه شانسش هست که</i>

00:09:06.083 --> 00:09:08.003
  به خدمه ای، مثل خدمه برک بربخوری

00:09:08.000 --> 00:09:10.710
و بهشون بگی چطوری 1 میلیون دلار بدزدن

00:09:10.833 --> 00:09:13.833
که می کشنت
 و از معادله بیرونت میکنن

00:09:13.958 --> 00:09:16.208
.تا خودشون یک میلیون دلار گیر بیارن

00:09:16.333 --> 00:09:17.923
<i>شهروند عادی که سراغ اوباش میره</i>

00:09:18.042 --> 00:09:19.422
<i>هرگز به پایان بازی فکر نمی کنه،</i>

00:09:19.542 --> 00:09:21.582
<i>و هرگز براشون نتیجه اش خوب نیست</i>

00:09:21.708 --> 00:09:23.998
<i>با طرحی که نقشه راه ثروته،</i>

00:09:24.125 --> 00:09:27.125
<i>جیمی جنت شروع به تشکیل تیمش می کنه</i>

00:09:27.250 --> 00:09:30.080
<i>بعضی از شرورترین مردان
 ساخته شده تو نیویورک</i>

00:09:30.208 --> 00:09:31.578
<i>.بخشی ازش میشن</i>

00:09:40.167 --> 00:09:43.457
<i>درست بعد از روز شکرگزاری، 1978،</i>

00:09:43.458 --> 00:09:44.998
<i>و جیمی جنت( جیمی آقا) اوباش</i>

00:09:45.125 --> 00:09:47.495
<i>در کوئینز جلسه ای برگزار می کنه</i>

00:09:47.500 --> 00:09:49.170
<i> مورد اعتماد ترین اعضای خدمه اش رو</i>

00:09:49.333 --> 00:09:51.543
<i>  جمع میکنه بهشون توضیح میده
 که چی می تونه...</i>

00:09:51.708 --> 00:09:52.828
<i>.امتیاز یک عمر رو داشته باشه</i>

00:09:58.458 --> 00:10:02.878
<i>اولین نفر دعوت شده به کار: وینی آسارو</i>

00:10:03.042 --> 00:10:05.042
<i>که جزو خدمه همیشگی جیمی نیست</i>

00:10:05.208 --> 00:10:07.628
<i>جیمی با خانواده جنایتکار لوکیسی بود،</i>

00:10:07.625 --> 00:10:10.875
و وینی با بنانوس بود

00:10:11.042 --> 00:10:13.002
<i>هیچ سوالی وجود نداشت</i>

00:10:13.000 --> 00:10:15.170
<i>که جیمی برک
 وینی آسارو رو ...</i>

00:10:15.333 --> 00:10:17.083
.برای سرقت لوفت هانزا میاره

00:10:17.208 --> 00:10:20.708
<i>که هر یک از دو خانواده جنایتکار بتونن،</i>

00:10:20.875 --> 00:10:23.075
<i>به قول برک، طعمش رو بچشن،</i>

00:10:23.208 --> 00:10:27.828
<i>وینی پسر عموش، گاسپار "گری" والنتی رو
به خدمت می گیره</i>

00:10:27.958 --> 00:10:31.168
<i>گری یک هواپیمارُبای
باتجربه و پر دراومد بود</i>

00:10:31.333 --> 00:10:32.503
<i>.برای بنانوس</i>

00:10:32.667 --> 00:10:34.497
پسر عموم وینی پیشن اومد، گفت

00:10:34.625 --> 00:10:36.745
 یه امتیاز بزرگ داره میاد واسمون

00:10:36.875 --> 00:10:40.575
<i> میگه جیمی شخصا از من
می خواد که دعوتت کنم</i>

00:10:40.708 --> 00:10:42.748
<i>بخشی از خدمه باشی</i>

00:10:42.875 --> 00:10:44.875
<i>گفت، باشه، میدونی؟ باعث افتخارمه</i>

00:10:45.042 --> 00:10:47.042
تو اون زندگی، افتخار بود

00:10:47.208 --> 00:10:48.998
<i>.میگم باشه</i>

00:10:49.000 --> 00:10:51.710
<i>قضیه احتمالاً 1 یا 2 میلیون دلاریه</i>

00:10:53.042 --> 00:10:55.002
گفتم، وای

00:10:56.417 --> 00:10:58.707
<i>برای هدایت تیم، برک دست
راستش رو انتخاب می کنه،</i>

00:10:58.833 --> 00:11:02.253
<i>تامی دسیمون، که توسط جو پسی</i>

00:11:02.375 --> 00:11:04.705
<i> در "رفقای خوب" جاودانه شد</i>

00:11:04.875 --> 00:11:07.955
<i>تامی یک مرد ساخته شده ست، و
مردی که حتی از</i>
(تامی دو تفنگه، دست راست)

00:11:08.083 --> 00:11:09.963
<i>.سرسخت ترین اوباش ها می ترسه</i>

00:11:12.042 --> 00:11:14.502
موها به تنم سیخ شد

00:11:14.625 --> 00:11:16.745
<i>تامیريال تامی "دو تفنگه" بود</i>

00:11:16.875 --> 00:11:18.875
<i>. همیشه دوتا تپانچه باهاش بود</i>

00:11:19.000 --> 00:11:20.630
<i> یه مرد وحشی بود</i>

00:11:20.625 --> 00:11:24.165
  حدود 6'3، 6'4 قد داشت
پسر خوش قیافه ای بود

00:11:24.167 --> 00:11:27.707
<i>اگه کسی فیلم "رفقای خوب" رو دیده باشه</i>

00:11:27.875 --> 00:11:30.575
 تو اون فیلم در مقایسه با چیزی که
 که زندگی واقعیش درباره اش بود

00:11:30.708 --> 00:11:32.168
 اون یک فرشته بود

00:11:33.625 --> 00:11:35.955
<i>تامی ادم بی ثباتی بود</i>

00:11:35.958 --> 00:11:39.538
سریع دعوا راه مینداخت و

00:11:39.667 --> 00:11:42.577
لازم بود، تو کشتنت شک نداشت

00:11:42.708 --> 00:11:46.328
<i>جیمی بهمون نشون داد،
این لوفت هانزا</i>

00:11:46.458 --> 00:11:48.458
خودِ تهِ امتیازاته

00:11:51.167 --> 00:11:53.497
 حداقل باید یک میلیون باشه

00:11:56.125 --> 00:11:58.825
نزدیک به 2 میلیون دلار، نقد

00:11:58.833 --> 00:12:02.333
<i>جیمی برک رئیس واقعی
پشت این سرقت بود...</i>

00:12:02.500 --> 00:12:06.170
<i>در لوفت هانزا، با دونستن
اینکه چندتا کارمند اونجا بودن،</i>

00:12:06.292 --> 00:12:09.042
<i>چندتا دستبند لازم میشه،</i>

00:12:09.167 --> 00:12:13.167
<i> برای انجام یک سرقت
به چند نفر نیاز داشت</i>

00:12:13.167 --> 00:12:15.037
<i>جیمی همه چیز رو کنار هم گذاشت</i>

00:12:17.583 --> 00:12:19.253
هیچ شکی در موردش وجود نداره

00:12:21.458 --> 00:12:25.208
<i>نسخه جیمی از نقشه، روی
کاغذ ساده به نظر می رسید</i>

00:12:25.375 --> 00:12:28.705
<i>خدمه دقیقا ساعت 3:00
به لوفت هانزا می رسن</i>

00:12:28.833 --> 00:12:31.213
<i>حین زمانِ غذای شیفت شب</i>

00:12:31.375 --> 00:12:34.825
<i>ون، شش مرد رو
 ورودی جلو پیاده می کنه</i>

00:12:34.833 --> 00:12:37.003
<i>بعدش به سمت پشت
ساختمان میره</i>

00:12:37.125 --> 00:12:39.955
<i>و منتظر سیگناله
.که سارقان رفتن داخل</i>

00:12:39.958 --> 00:12:42.498
<i>ناهارخوری طبقه سوم رو ایمن کردن</i>

00:12:42.667 --> 00:12:44.497
<i>جایی که همه کارمندها، به جز یک نفر</i>

00:12:44.625 --> 00:12:45.995
<i>.باید جمع شن</i>

00:12:52.167 --> 00:12:54.167
اون یک کارمند؟

00:12:54.292 --> 00:12:57.502
اون ناظر انباره و کلید سرقته

00:12:57.667 --> 00:13:01.577
چون به معنای واقعی کلمه
.کلیدای اتاقِ های وال رو دستش داره

00:13:01.708 --> 00:13:05.828
برای انجام این نقشه،
تیم باید اون رو از دفترش میکشیدن بیرون

00:13:06.000 --> 00:13:08.790
.و نذارن زدن زنگ خاموش رو بزنه

00:13:14.333 --> 00:13:17.833
<i>ناظر انبار ما رودی ایریش بود</i>

00:13:17.958 --> 00:13:21.828
اون به دوتا کلید نیاز داشت
تا درها رو باز کنه

00:13:22.000 --> 00:13:25.710
<i> به هر دو کلید نیاز داشت تا
 همزمان بچرخن...</i>

00:13:25.875 --> 00:13:30.285
<i>برای باز کردن قفلِ در، چون اگه اینطور نبود،</i>

00:13:30.292 --> 00:13:32.712
زنگ خطر، تو اداره بندرداری
. به صدا در میومد

00:13:38.667 --> 00:13:40.167
<i>نقشه تنظیم شده</i>

00:13:40.292 --> 00:13:43.382
<i>نفوذی لوئیس ورنر از تیم دزدی خبر میده</i>

00:13:43.500 --> 00:13:45.500
<i>وقتی اتاقِ وال پُره</i>

00:13:45.500 --> 00:13:48.710
<i>اون مغز متفکر اصلی، پیتر
گرونوالد رو تو تاریکی رها می کنه</i>

00:13:48.833 --> 00:13:52.003
<i>ورنر، هیچوقت درباره گرونوالد
 به اوباش چیزی نمیگه،</i>

00:13:52.125 --> 00:13:54.535
<i>و هیچوقت به همکارش که</i>

00:13:54.708 --> 00:13:56.788
<i>دو سال روی نقشه ریزی
 مایه گذاشت، نمیگه که</i>

00:13:56.917 --> 00:13:58.457
<i>.چی قراره ازهم بپاشه</i>

00:13:58.583 --> 00:14:01.753
ورنر فکر می کنه که
اگه گرونوالد رو از دزدی حذف کنه

00:14:01.875 --> 00:14:03.245
 پول بیشتری بدست میاره

00:14:03.375 --> 00:14:05.995
.و این به خاطر بدهی های قمار، براش مهمه

00:14:06.167 --> 00:14:08.707
گرونوالد واقعاً متوجه نیست
.که چه اتفاقی داره میفته

00:14:08.875 --> 00:14:10.495
 فکر می کنه که هنوز تو نقشه ست، و

00:14:10.625 --> 00:14:14.245
فکر می کنه که ورنر فقط وقت می خواد

00:14:14.375 --> 00:14:17.455
<i> .که یه نقشه ای بچینه</i>

00:14:17.458 --> 00:14:20.878
<i>در 8 دسامبر 1978</i>

00:14:21.042 --> 00:14:23.252
<i>ورنر متوجه میشه که یک پرواز لوفت هانزا</i>

00:14:23.375 --> 00:14:25.825
<i>تازه، با میلیون ها پول نقد ...</i>

00:14:25.958 --> 00:14:27.998
<i> از طرف بانک های خارج از کشور، فرود .اومده</i>

00:14:28.000 --> 00:14:30.790
<i>هر زمان که یه محموله با
ارزشی داشتیم که </i>

00:14:30.917 --> 00:14:35.167
<i>در یک پرواز ورودی، وارد می شد
برینکس برای...</i>

00:14:35.292 --> 00:14:39.332
.برداشتن محموله با ارزش مطلع میشد

00:14:39.333 --> 00:14:42.173
<i>برینکس اساسا پول رو بر میداره،</i>

00:14:42.292 --> 00:14:45.792
.و می بردنش به بانک

00:14:45.792 --> 00:14:50.382
و سال 1978، بانک ها
.ساعت 3:00 تعطیل می شدن

00:14:50.500 --> 00:14:55.170
پس اگه خیلی دیر میشد،
.برینکس پولی نمی گرفت

00:14:55.292 --> 00:14:58.292
.اونجا، پول ها رو تو اتاق وال گذاشتنش

00:15:00.458 --> 00:15:02.788
<i>اگه ورنر بتونه از کامیون زرهی
 برینکس جلوگیری کنه</i>

00:15:02.917 --> 00:15:05.827
<i> خودش بره دنبالش، میلیون ها پول نقد</i>

00:15:05.958 --> 00:15:08.288
<i>آخر هفته رو تو اتاق با ارزش
 سپری میکنه</i>

00:15:08.417 --> 00:15:10.667
<i>وقتی محموله باارزش وارد شد،</i>

00:15:10.792 --> 00:15:12.962
<i>لویی کار اداری رو به تاخیر انداخت</i>

00:15:12.958 --> 00:15:14.748
<i>برینکس گفت، نه، بانک ها تعطیلن</i>

00:15:14.875 --> 00:15:16.455
و نمیریم دنبال پول

00:15:16.583 --> 00:15:17.963
<i>ببینین، این کلیده</i>

00:15:17.958 --> 00:15:20.998
برینکس نتونست بره

00:15:21.125 --> 00:15:23.535
<i>این یعنی که تمام اون پول نقد باید</i>

00:15:23.708 --> 00:15:28.328
تو طاق تا آخر هفته بشینه
.و پول زیادی هم بود

00:15:31.500 --> 00:15:33.500
(9 دسامبر، 1978)

00:15:33.833 --> 00:15:35.833
<i>تقریباً باورش اصلا باعقل جور درنمیاد</i>
(دو روز قبل از سرقت)

00:15:36.000 --> 00:15:38.580
&lt;i پس ورنر به تیم اطلاع میده</i>

00:15:38.708 --> 00:15:42.828
<i>اگه اونا بتونن سریع حرکت
کنن، یک فرصت عالی هست</i>

00:15:43.000 --> 00:15:45.420
<i>ما از قبل لوازم و
 ماسک های اسکی و</i>

00:15:45.542 --> 00:15:47.712
<i>دستبند، دستکش داشتیم</i>

00:15:47.875 --> 00:15:49.745
<i>همه اسلحه داشتند</i>

00:15:49.875 --> 00:15:51.285
 جای نگرانی نداشت

00:15:51.292 --> 00:15:53.672
<i>خدمه جیمی همه چیز
مورد نیازشون رو دارن،</i>

00:15:53.792 --> 00:15:55.962
<i>.به جز وسیله نقلیه عالی</i>

00:15:56.083 --> 00:15:58.383
<i> باید یکیشون ر
 هرچه سریعتر رو بدزدن</i>

00:15:58.542 --> 00:16:01.672
<i>جیمی به بچه ها میگه که یک
ون به اندازه کافی بزرگ </i>

00:16:01.792 --> 00:16:04.462
.برای زنهونی کردن هشت یا ده نفر، بیارن

00:16:04.583 --> 00:16:06.963
<i>چون قصد دارن دزدی رو
 شب انجام بدن،</i>

00:16:06.958 --> 00:16:09.628
یه  ون سیاه می‌خوان که
.بهتر تو تاریکی ترکیب شن

00:16:09.625 --> 00:16:12.535
<i>گیرآوردن وسیله نقلیه
.مناسب سخته</i>

00:16:12.708 --> 00:16:14.708
<i>اونا تمام آخر هفته رو... </i>

00:16:14.875 --> 00:16:17.915
. دنبال ون مشکی برای سرقت، گذروندن

00:16:17.939 --> 00:16:19.309
(11دسامبر، 1978، 12:55 بامداد)

00:16:19.333 --> 00:16:23.463
<i>جو بودا بالاخره ون مناسب
برای کار رو پیدا می کنه،</i>

00:16:23.583 --> 00:16:27.883
<i>درست زمانی که یه محموله بزرگ
.دیگه، به لوفت هانزا می رسه</i>

00:16:28.042 --> 00:16:31.042
<i>باید خبر خوبی باشه،
اما یک نکته وجود داره</i>

00:16:31.167 --> 00:16:34.877
<i>پول نقدِ بیشتر، به معنای
.پرسنل اضافی تو سایته</i>

00:16:35.042 --> 00:16:37.002
<i>چیزی که تیم سرقت ازش بی خبرن</i>

00:16:37.125 --> 00:16:39.165
<i>چون بار اضافی داشتیم</i>

00:16:39.167 --> 00:16:40.957
.افراد رو واسه اضافه کار صدا زدن

00:16:40.958 --> 00:16:46.918
<i>اون شب، 11 دسامبر، ما واسه
.سه نفر دیگه نقشه ریزی کردیم</i>

00:16:47.042 --> 00:16:49.632
<i>اما اگه اون روز کار نمی کردین،</i>

00:16:49.625 --> 00:16:51.875
<i>از بخش اضافی خبر نداشتین،</i>

00:16:52.000 --> 00:16:53.380
 نمی دونستین که افراد اضافی

00:16:53.542 --> 00:16:55.502
.واسه اضافه کار اومدن

00:16:56.458 --> 00:16:59.078
<i>غافل از کارگران اضافی، تیم دزدی</i>

00:16:59.208 --> 00:17:01.828
<i>برای بررسی طرح هاشون
 .تشکیل جلسه میده</i>

00:17:02.000 --> 00:17:03.540
<i>بالاخره وقت رفتنه</i>

00:17:03.667 --> 00:17:07.537
اون شب سرقت، خونه جیمی
.همدیگه رو دیدیم

00:17:07.708 --> 00:17:08.828
<i>همه میان</i>

00:17:11.667 --> 00:17:14.327
<i>همه اسلحه هاشون رو چک کردن،
دستکش هاشون رو چک کردن،</i>

00:17:14.458 --> 00:17:17.788
<i>دستبند، ماسک اسکی،
.همه چیز رو چک کردن</i>

00:17:17.917 --> 00:17:21.077
<i>جیمی گفت: «بچه ها گوش
کنین، شما بهترینین</i>

00:17:21.208 --> 00:17:23.668
<i>"هیچ کس بهتر از شما نیست</i>

00:17:23.667 --> 00:17:25.497
<i>"به همین خاطر شما رو انتخاب کردم</i>

00:17:25.625 --> 00:17:27.875
"شما ها توانایی زیادی
 واسه انجام این کار دارین

00:17:28.042 --> 00:17:29.582
هیچ شکی تو ذهنم نیست"

00:17:29.708 --> 00:17:32.878
<i>خدمه با ون حرکت می کنن و به
دنبالش هم یه ماشین تصادفی،</i>

00:17:33.042 --> 00:17:34.672
<i>وسیله، آماده و منتظره...</i>

00:17:34.792 --> 00:17:38.832
<i>تا در صورت لزوم با خودروهای پلیس
 اداره بندر، تصادف کنه</i>

00:17:38.958 --> 00:17:41.078
 تو پمپ بنزین پارک کرده بودن

00:17:41.208 --> 00:17:43.498
<i>حدود دو مایلی از فرودگاه فاصله داره</i>

00:17:43.667 --> 00:17:46.377
<i> اسلحه هاشون بیرون از ماشین
 پشت تایرها بود</i>

00:17:46.500 --> 00:17:48.130
در صورت اومدن پلیس، می دونین،...

00:17:48.125 --> 00:17:50.285
مثلا " اینجا چیکار میکنین؟"  هر چیزی

00:17:50.417 --> 00:17:53.827
پس میان اسلحه ها رو
داخل چرخها پنهان می کنن

00:17:53.958 --> 00:17:56.168
<i>ِساعت 3:00 صبح، ون وارد...</i>

00:17:56.333 --> 00:17:58.173
<i> ورودی بدون محدودیتِ جلو، در...</i>

00:17:58.292 --> 00:18:01.962
<i>ساختمان 261 لوفت هانزا میشه</i>

00:18:01.958 --> 00:18:04.958
<i>همه خدمه به جز دو نفر
از ون خارج می شن</i>

00:18:04.958 --> 00:18:06.668
<i>دزدی از الان شروع میشه</i>

00:18:11.333 --> 00:18:14.213
<i>برای ورود به ساختمان،
به هیچ چیز نیاز نیست</i>

00:18:14.375 --> 00:18:16.875
.هیچ دزدگیر و نگهبانی نداشتیم

00:18:20.125 --> 00:18:22.375
<i>در اون زمان در باربری لوفت هانزا،</i>

00:18:22.542 --> 00:18:26.172
 اصلا انتظار چنین سرقتی رو نداشتیم

00:18:26.167 --> 00:18:28.917
<i>ما نمی دونستیم که بزرگترین دزدی</i>

00:18:29.042 --> 00:18:34.462
 در تاریخ خطوط هوایی
.قرار بود همون شب اتفاق بیفته

00:18:40.208 --> 00:18:44.038
<i>درست بعد از ساعت 3:00 بامداد
در 11 دسامبر 1978،</i>

00:18:44.167 --> 00:18:46.457
<i>تامی دیسیمون و خدمه</i>
(سرقت شروع میشه)

00:18:46.583 --> 00:18:49.963
<i> به ساختمان باربری 261 لوفت هانزا هجوم میبن</i>

00:18:49.958 --> 00:18:52.288
<i>اونا زمان ورودشون رو </i>

00:18:52.417 --> 00:18:54.127
<i>با زمان استراحت کارمندان
.همزمان کردن</i>

00:18:54.125 --> 00:18:57.245
<i>وقتی تیم داخلی
وارد اتاق ناهارخوری شد،</i>

00:18:57.375 --> 00:18:59.165
<i>اکثر افراد، از چیزی که ما می فهمیم،</i>

00:18:59.333 --> 00:19:03.083
...بعد از صحبت باهاشون
این حرف منه ها...

00:19:03.208 --> 00:19:04.628
" شلوارشون رو خیس کردن"

00:19:04.625 --> 00:19:07.035
<i> خیلی ناجور ترسیده بودن چون اینا</i>

00:19:07.167 --> 00:19:09.207
<i> اونجا اسلحه به نما میکشیدن</i>

00:19:09.333 --> 00:19:11.253
<i>طبقه بالا بود، اتاق ناهارخوری</i>

00:19:11.375 --> 00:19:13.825
<i>وارد می شن، تامی آدم بدی بود</i>

00:19:14.000 --> 00:19:15.250
<i>قاتل بود</i>

00:19:15.375 --> 00:19:18.625
بدون اینکه چشم بهم بزنی
.می کشتت

00:19:18.625 --> 00:19:21.125
.بی دلیل،  فقط می کشتت

00:19:21.125 --> 00:19:24.415
اگه مشکلی پیش
.بیاد، دخلشون اومده

00:19:24.542 --> 00:19:27.252
<i>همه مردایی که اون شب
مشغول به کار بودن..</i>

00:19:27.375 --> 00:19:31.325
هیچکدومشون انتظار
نداشتن که این اتفاق بیفته

00:19:31.458 --> 00:19:34.248
.این، واقعه ناگهانی و وحشتناکی بود

00:19:34.375 --> 00:19:37.575
<i> من به زندگی اینطور نگاه می کنم، وقتی
شماره ات خونده شده،خونده شده دیگه،</i>

00:19:37.708 --> 00:19:39.328
و هیچ کاری نمی تونی
در موردش انجام بدی

00:19:39.500 --> 00:19:41.670
برای بعضی از بچه ها، در واقع، ممکنه

00:19:41.667 --> 00:19:44.707
 وحشتناک ترین شب زندگیشون بوده باشه

00:19:44.833 --> 00:19:48.633
<i>در همین حین، ون به سمت
ساختمان حرکت می کنه،</i>

00:19:48.750 --> 00:19:51.830
<i>اما گری والنتی با دروازه
قفل شده برخورد می کنه</i>

00:19:51.958 --> 00:19:55.128
<i> دسترسی به اسکله بارگیری
.لوفت هانزا رو مسدود کرده</i>

00:19:57.542 --> 00:20:01.082
<i> از ون با زنجیر بُر بیرون اومدم</i>

00:20:01.208 --> 00:20:02.918
قفل رو نبریدم

00:20:03.042 --> 00:20:06.832
 برای این کار خیلی
باهوش بودم، چون نیروهای امنیتی

00:20:06.833 --> 00:20:08.673
.میومدن و قفل رو بررسی می کردن

00:20:08.833 --> 00:20:11.923
<i>پس حلقه پیوندی روی زنجیر رو
 بریدم و از هم جداشون کردم</i>

00:20:12.042 --> 00:20:14.632
<i>و بعد وقتی فرانکی با ون داخل شد</i>

00:20:17.125 --> 00:20:19.995
حلقه رو سرهم برگردوندم

00:20:20.125 --> 00:20:23.285
<i>والنتی حق داره محتاط باشه</i>

00:20:23.292 --> 00:20:28.042
<i>کندی یک فرودگاه 24 ساعته شبانه روزیه </i>

00:20:28.167 --> 00:20:30.327
<i>هواپیماها خیلی دیر وقت
.وارد می شن</i>

00:20:30.458 --> 00:20:33.998
مثلا نیمه شب نمیان و بعدش تعطیل شن

00:20:36.417 --> 00:20:38.787
به همین دلیل ما یک گروه بزرگ از

00:20:38.917 --> 00:20:40.247
افسرانِ پلیس همیشه در حال گشت زنی .بودیم

00:20:40.375 --> 00:20:43.415
<i>شیفت نیمه شب حدود 60 نفر بودیم</i>

00:20:43.542 --> 00:20:47.382
<i>اون وقت شب، نباید کسی</i>

00:20:47.500 --> 00:20:51.250
 پشت ساختمان میبود
 مگر اینکه افراد...

00:20:51.375 --> 00:20:53.375
اداره بندر یا کارمندان
.لوفت هانزا باشن

00:20:53.500 --> 00:20:56.000
<i>.نباید کسی اونجا می بود</i>

00:20:58.458 --> 00:21:00.828
<i>تو اتاق استراحت، تامی دیسیمون</i>

00:21:01.000 --> 00:21:04.080
<i>چک می کنه تا مطمئن شه که
همه کارمندایی که...</i>

00:21:04.208 --> 00:21:05.998
<i>فهرستبندی شدن توسط لوئیس ورنر رو،
 تحت کنترلش داره</i>

00:21:06.167 --> 00:21:10.167
اونا همه کارمندان رو
به اتاق ناهارخوری میبرن

00:21:10.292 --> 00:21:11.832
بهشون دستبند زدند و گفتن

00:21:12.000 --> 00:21:13.500
.سرشون رو پایین بگیرن

00:21:13.625 --> 00:21:17.205
<i>بارها و بارها به ما گفته شد،</i>

00:21:17.375 --> 00:21:20.075
هرچی بهتون میگیم گوش کنین
اونوقت، هیچکس صدمه نمی بینه

00:21:21.625 --> 00:21:24.495
<i> کیف پول و کلید ماشین همگی
 رو خواستن،</i>

00:21:24.625 --> 00:21:26.625
و گفتن اینطوری
می دونیم کجایین

00:21:26.750 --> 00:21:28.330
اگه چیزی بگین میدونیم
کجا زندگی میکنین

00:21:28.458 --> 00:21:31.288
<i>اگه فردی رو تهدید
می کنید، اون شخص</i>

00:21:31.417 --> 00:21:33.327
ممکن سعی کنه
قهرمان شه یا نه

00:21:33.458 --> 00:21:35.168
اما وقتی شروع به تهدید خانواده شون می کنید

00:21:35.167 --> 00:21:37.627
  دو بار فکر می کنن

00:21:37.750 --> 00:21:39.830
<i>و این افراد باهوش ترین افراد نبودن،</i>

00:21:39.958 --> 00:21:42.578
اما می دونستن که چطوری
خانواده های مردم رو تهدید کنن

00:21:42.708 --> 00:21:45.168
سراغ همسر میرن، سراغ فرزندان میرن

00:21:45.292 --> 00:21:47.922
 و سراغ مادر و پدر میرن

00:21:48.042 --> 00:21:50.382
<i>اونا این تهدید رو کردن
 و هیچ کس،</i>

00:21:50.500 --> 00:21:52.540
<i>هیچکس نمی خواست کاری کنه</i>

00:21:52.667 --> 00:21:54.577
 فقط می خواستن
  از اونجا گمشن برن

00:21:56.167 --> 00:21:59.497
<i>حتی تیم دزدی هم می خواست
 از اونجا گمشه بره،</i>

00:21:59.500 --> 00:22:02.790
<i>اما دو مرد از لیست کارمندان گم شدن</i>

00:22:02.917 --> 00:22:08.577
<i>بیرون، بچه های داخل
ون نگران می شن</i>

00:22:08.708 --> 00:22:12.788
<i>تا الان، انتظار داشتن
که خدمه، کارمندان رو حبس کرده باشه</i>

00:22:12.792 --> 00:22:14.502
<i>و درِ محموله رو باز کنن</i>

00:22:14.625 --> 00:22:16.285
<i>اما ما تو یک ون نشستیم</i>

00:22:16.292 --> 00:22:19.172
<i> نقابمون رو برداشتیم چون
 دو نفر رو می بینیم</i>

00:22:19.167 --> 00:22:21.077
<i>تو یک ون، ماسک اسکی سرشونه..</i>

00:22:21.208 --> 00:22:23.578
چیزی شده، می دونین؟

00:22:31.292 --> 00:22:33.332
<i>تو ون نشسته بودم، یه نیسان رو دیدم</i>
 (25دقیقه حین سرقت)

00:22:33.500 --> 00:22:36.290
به سمت قسمت محموله حرکت کرد

00:22:39.542 --> 00:22:42.632
یکی از بچه هایی که اضافه
کاری داشت، کری ولین بود

00:22:44.708 --> 00:22:48.828
<i>اون کارش نقل و انتقالات بود،
از لوفت هانزا بار می گرفت</i>

00:22:48.958 --> 00:22:50.288
.به سایر خطوط هوایی میبرد

00:22:52.000 --> 00:22:55.630
حتماً ون رو از پشت در دیده

00:22:55.625 --> 00:22:57.625
<i>کری به درب محفظه بار نزدیک میشه</i>

00:22:57.750 --> 00:22:59.830
<i> چشماش هم به ون</i>

00:22:59.958 --> 00:23:03.208
<i>وقتی چهره‌های ناآشنا
  داخلش می‌بینه،</i>

00:23:03.375 --> 00:23:05.575
<i>وحشت می کنه و
شروع به دویدن می کنه</i>

00:23:05.708 --> 00:23:08.128
و اگه از اینجا به اونجا برسه

00:23:08.250 --> 00:23:10.170
فقط سرقت نیست که در خطره

00:23:10.292 --> 00:23:12.002
تامی «دو اسلحه» تو اتاق
استراحت، بی ثبات و خشنه

00:23:12.125 --> 00:23:16.955
.و به یه دلیلی این اسم مستعار رو داره

00:23:18.625 --> 00:23:22.455
وقتی یه مرد رو دیدم که به
سمتم میاد، منو می بینه

00:23:22.458 --> 00:23:23.998
<i>و می دونم که مجبورم کرد</i>

00:23:24.125 --> 00:23:25.125
<i>گفتم نمی تونه فرار کنه</i>

00:23:25.250 --> 00:23:26.460
چون اگه فرار می کنه،

00:23:26.583 --> 00:23:28.333
افرادم، اونجا اون داخل دستگیر می شن

00:23:28.458 --> 00:23:29.958
<i>به دام افتادن</i>

00:23:29.958 --> 00:23:33.918
 گفتم این مرد باید به هر طریقی گرفته شه

00:23:39.100 --> 00:23:41.100
(11دسامبر، 1978، 3:28 بامبداد)

00:23:38.875 --> 00:23:40.665
<i>کمتر از نیم ساعت از سرقت گذشته،</i>

00:23:40.833 --> 00:23:43.673
<i>گری والنتی و راننده ون، فرانکی برک</i>

00:23:43.792 --> 00:23:47.502
<i>با ورود یک کارمند
اضافی غافلگیر می شن</i>

00:23:47.625 --> 00:23:52.955
بیرون پریدم و به طرفش
دویدم و گفتم: «تکون نخور

00:23:53.083 --> 00:23:54.293
هیچکس قصد صدمه زدن بهت رو نداره"

00:23:54.417 --> 00:23:56.077
و شروع به دویدن میکنه و فریاد می کشه

00:23:58.542 --> 00:24:00.082
<i>پس منم با تپانچه به سرش زدم،</i>

00:24:00.208 --> 00:24:03.458
<i>سرش رو شکاف دادم و روی زمین افتاد</i>
(28 دقیقه حین سرقت)

00:24:03.583 --> 00:24:06.713
<i>فرانکی تپانچه اش رو رو
چشمش فرو کرد و گفت</i>

00:24:06.833 --> 00:24:09.173
"جنب نخور وگرنه
چشمت رو میپاشم بیرون

00:24:09.333 --> 00:24:10.503
<i>حالا فقط پاشو"</i>

00:24:10.500 --> 00:24:12.830
<i>بهش دستبند زدیم و
داخل ون گذاشتیمش</i>

00:24:13.000 --> 00:24:16.630
گروه من سمت ناهار رفتن
و من اونجا کار می کردم چون

00:24:16.750 --> 00:24:19.830
 سعی می کردم
همه چیز رو درگیر کنم

00:24:20.000 --> 00:24:23.290
<i>و یه صدای زوزه از پشت شنیدم،</i>

00:24:23.292 --> 00:24:26.712
و اونوقت بود که میزم رو ترک کردم

00:24:26.875 --> 00:24:28.375
تا از نزدیک ببینم سر و صدا چیه

00:24:31.292 --> 00:24:34.502
پس درب ورودی بیرونی رو باز می کنم

00:24:34.625 --> 00:24:38.415
یه مرد دیگه، رالف میاد بیرون

00:24:38.542 --> 00:24:40.502
<i>چون صدای داد و فریاد رو شنیده</i>

00:24:40.625 --> 00:24:42.495
<i> یه ون اون پشت هست و یه نفر...</i>

00:24:42.500 --> 00:24:44.500
<i>بیرون ون ایستاده</i>

00:24:44.625 --> 00:24:46.825
حدس می‌زنم صدای باز
شدن در رو شنید و منو دید

00:24:47.000 --> 00:24:48.670
و ازش پرسیدم که
می‌تونم بهش کمکی کنم

00:24:48.792 --> 00:24:52.292
و اون گفت: بله، و اسلحه رو
 به صورتم چسبوند

00:24:52.292 --> 00:24:54.002
<i>اسلحه رو، روش گرفتم</i>

00:24:54.000 --> 00:24:57.080
گفتم: ببین من دنبال دردسر نیستم

00:24:57.208 --> 00:25:00.208
<i>فقط دنبال من تا ون بیا
سوار ون شو و ساکت باش"</i>

00:25:00.375 --> 00:25:03.205
و اونم همکاری کرد، بی مشکل

00:25:03.333 --> 00:25:04.833
و پس، ما دو تاشون رو داشتیم

00:25:07.042 --> 00:25:09.922
<i>سوار وانت شدم و بعد
یه جورایی نگران شدم</i>

00:25:10.042 --> 00:25:13.172
چون یه مردی رو دیدم که اسلحه رو

00:25:13.333 --> 00:25:15.503
 بدون ماسک رو سرش، به صورتم چسبونده

00:25:17.542 --> 00:25:19.332
<i>تنها چیزی که به ذهنم رسید</i>

00:25:19.500 --> 00:25:21.000
این که اگه
بخوان به من شلیک کنن

00:25:21.125 --> 00:25:25.165
امیدوارم سریع باشن، و
نگران همسر و فرزندانم بودم

00:25:28.708 --> 00:25:29.828
<i>بعدش، جو بودا بیرون اومد</i>

00:25:29.833 --> 00:25:33.133
"میاد میگه: "ما نمی تونیم دو نفر رو پیدا کنیم

00:25:33.125 --> 00:25:35.705
گفتم: تو ون رو نگاه کن

00:25:35.833 --> 00:25:37.173
<i>یکی داد زد</i>

00:25:37.292 --> 00:25:38.502
  دنبال این یارو مرد رالفیم

00:25:38.625 --> 00:25:39.785
همه رو گرفتیم

00:25:39.917 --> 00:25:41.497
<i>دنبال این یارو رالف هستیم</i>

00:25:41.667 --> 00:25:43.417
<i>و بعدش، مردی که بیرون ون بود</i>

00:25:43.542 --> 00:25:45.172
<i>که دیدمش گفت، رالف یکی از شماست؟</i>

00:25:45.292 --> 00:25:46.922
و گفتم، آره، منم

00:25:50.375 --> 00:25:54.495
منو از وانت پیاده کردن تا
بیام داخل و در رو باز کنم

00:25:57.625 --> 00:25:59.825
<i>بعد از باز شدن درب محموله،</i>

00:25:59.833 --> 00:26:04.133
<i>وانت وارد انبار میشه</i>

00:26:04.125 --> 00:26:07.575
<i> منو همراه کری از انبار</i>

00:26:07.708 --> 00:26:10.078
با یک اسلحه پشتم از پله ها، عبور دادن

00:26:13.667 --> 00:26:16.167
کارها طبق نقشه پیش نمیره

00:26:16.333 --> 00:26:18.583
تعداد کارمندان خیلی زیاده و همه شون

00:26:18.708 --> 00:26:20.668
.جایی که ورنر گفته بود نیستن

00:26:20.667 --> 00:26:24.457
خدمه که حالا از تعداد بالقوه اونا بیشتره

00:26:24.458 --> 00:26:26.078
.باید کنترل وضعیت رو دوباره به دست بگیرن

00:26:29.375 --> 00:26:32.665
<i>در اتاق ناهار، می‌تونستم
بقیه خدمه رو ببینم</i>

00:26:32.792 --> 00:26:35.172
با صورت، دراز کشیدن روی زمین

00:26:35.333 --> 00:26:37.963
<i>کری رو گرفتم، گفتم چه
اتفاقی براشون افتاده؟</i>

00:26:37.958 --> 00:26:40.668
گفتم خب، می‌خواست آدم سرسختی باشه

00:26:40.792 --> 00:26:45.922
یکی از بچه هایی که کری رو بیرون زد، افتادن روش

00:26:46.042 --> 00:26:48.922
<i>زدنش و بازم زدنش و گفت:</i>

00:26:49.042 --> 00:26:52.172
"این یارو سعی کرد از اونجا فرار
کنه که من بهش گفتم این کار رو نکن"

00:26:52.333 --> 00:26:55.713
گفتم، اقایون، به دوستتون نگاه کنین

00:26:55.875 --> 00:26:57.205
ممکن برای شما هم اتفاق بیفته

00:26:57.333 --> 00:27:01.463
هیچکس نمی خواد به شما صدمه بزنه
خودتون قراره به خودتون صدمه بزنین

00:27:01.458 --> 00:27:04.878
<i>و شنیدم که یکی میگه
 به اندازه کافی دستبند نداریم</i>

00:27:05.042 --> 00:27:08.922
پس، یکی دیگه گفت از
طناب استفاده کنیم و ببندیمشون

00:27:09.042 --> 00:27:12.172
و من و کری رو با طناب به هم بستن

00:27:12.292 --> 00:27:15.172
<i>کارگرهای باربری ممکن به حسابشون رسیده شه،</i>

00:27:15.333 --> 00:27:16.833
<i>اما فاز دو پیچیده تره</i>

00:27:16.958 --> 00:27:19.918
<i>اونا باید سرپرست رو
از دفترش بیرون کنن</i>

00:27:20.042 --> 00:27:23.922
<i>و نذارن دکمه وحشت اداره بندر رو فشار بده</i>

00:27:24.042 --> 00:27:27.252
<i>انجام این کار به مهارت
 افراد مشکوک بستگی داره</i>

00:27:27.375 --> 00:27:29.325
<i>تامی "دو تفنگه" دسیمون،</i>

00:27:29.500 --> 00:27:31.750
<i>مردی که به صبرش معروف نیست</i>

00:27:31.875 --> 00:27:34.955
فریب دادن سرپرست برای
 بیرون اومدن از دفتر محصورش ...

00:27:35.083 --> 00:27:39.133
بخش مهمی برای
.موفقیت آمیز بودن سرقت بود

00:27:39.250 --> 00:27:44.750
<i>اون شخصی بود که در مورد
سیستم های هشدار می دونست،</i>

00:27:44.875 --> 00:27:48.495
و شما نیاز داشتی که اون بازداشت کنی

00:27:50.375 --> 00:27:52.995
<i>رودی از دفترش
خارج نشد، مهم نیست هرچی بشه</i>

00:27:53.125 --> 00:27:58.125
پس اونا از مامور
ارشد دفتر خواستن یه تلفنی به

00:27:58.250 --> 00:28:01.330
رودی بزنه و بهش بگه که باید بیاد دفتر

00:28:01.458 --> 00:28:02.628
و باهاشون صحبت کنه

00:28:05.000 --> 00:28:07.000
<i> میگه هر چیزی اشتباه شه، میگه..</i>

00:28:07.167 --> 00:28:09.537
مثلاً، می‌خواست یه مشکلی پیش بیاد

00:28:09.667 --> 00:28:11.997
<i>اگه مشکلی پیش بیاد، می میرن</i>

00:28:12.125 --> 00:28:13.955
<i>مامور ارشد با تفنگ رو سرش</i>

00:28:14.083 --> 00:28:16.673
<i>فریب دادن رودی ایریش</i>

00:28:16.792 --> 00:28:18.172
<i>به اتاق استراحت طبقه سوم
سخته واسش</i>

00:28:18.292 --> 00:28:21.502
<i>تامی دیسیمون بهش میگه،
رودی و کلیدهای طاقِ...</i>

00:28:21.500 --> 00:28:25.290
<i>طبقه بالا رو بیار، وگرنه...</i>

00:28:25.292 --> 00:28:28.922
<i>و با تلفن دفتر، با رودی تماس گرفت</i>

00:28:29.042 --> 00:28:30.672
که از آلمان تماس گرفته و

00:28:30.667 --> 00:28:33.167
می خواستن با سرپرست صحبت کنن

00:28:35.250 --> 00:28:38.130
لطفا فقط بیا بالا

00:28:38.250 --> 00:28:39.500
<i>و جواب داد</i>

00:28:41.292 --> 00:28:45.542
<i>وقتی رودی به طبقه بالا
اومد، اسلحه هم رو سرش گرفتن</i>

00:28:45.708 --> 00:28:48.628
<i>پس حالا می دونست که یه سرقت در جریانه</i>

00:28:48.750 --> 00:28:51.290
<i>خدمه به سمت اتاق
های-وال حرکت می کنن</i>

00:28:51.292 --> 00:28:54.922
<i>با رودی حاضر، آماده برای قرار
دادن اطلاعات داخلیش</i>

00:28:55.042 --> 00:28:56.672
<i>واسه آزمون نهایی</i>

00:28:56.667 --> 00:28:58.377
<i>اگه قفل درب ها کار </i>

00:28:58.542 --> 00:29:03.042
<i>دقیقاً به ترتیب درست، کار نکنن
صدای آژیر و آلارم</i>

00:29:03.167 --> 00:29:04.287
<i>روشن میشه</i>

00:29:04.417 --> 00:29:08.167
وقتی سرپرست این افراد رو به داخل

00:29:08.292 --> 00:29:11.332
طاق برد، قطعاً تو این مرحله

00:29:11.500 --> 00:29:14.710
نمیفهمه که یک نفوذی
تو این کار هست، و من

00:29:14.875 --> 00:29:18.375
فکر می کنم که معتقده
که هنوز هم می تونه...

00:29:18.542 --> 00:29:21.882
زنگ هشدار رو تحریک کنه
.و از این وضعیت خارج شیم

00:29:22.042 --> 00:29:24.632
همین الان بازش کن
دست بجنبون

00:29:24.750 --> 00:29:28.250
برای باز کردن قفل در
به هر دو کلید نیاز بود

00:29:28.375 --> 00:29:31.825
و همزمان چرخیدن، چون
اگه این کار رو نمی‌کردی

00:29:31.833 --> 00:29:34.503
زنگ خطر تو اداره بندر به صدا در میاد

00:29:36.125 --> 00:29:37.825
<i>سرپرست، عصبی بود</i>

00:29:37.833 --> 00:29:39.463
دستانش می لرزید

00:29:39.458 --> 00:29:42.168
تامی بهش گفت که دست هاتو پایین بگیر و آروم باش

00:29:42.333 --> 00:29:44.793
 چون اگه دوباره دستت بلرزه، میگه

00:29:44.917 --> 00:29:46.207
 مغزت رو منفجر میکنم

00:29:46.333 --> 00:29:48.003
ادامه بده.  یالا

00:29:53.125 --> 00:29:55.825
<i>نزدیک به یک ساعت از
سرقت لوفت هانزا می گذره،</i>

00:29:55.833 --> 00:29:58.333
<i>و خدمه جیمی برک هنوز</i>

00:29:58.500 --> 00:30:00.500
<i>دستشون به غارت نرسیده</i>

00:30:00.500 --> 00:30:03.330
<i>موفقیت، در گرو متقاعد کردن...</i>

00:30:03.458 --> 00:30:07.418
<i>سرپرست اتاقِ ارزش بالا
برای همکاریه</i>

00:30:08.667 --> 00:30:11.747
ورنر به جو بودا گفت تو
باید در اول رو باز کنی

00:30:11.875 --> 00:30:13.575
<i> ببندیش و بعدش
در دوم رو باز کنی</i>

00:30:13.708 --> 00:30:15.288
.واسه رفتن به داخل طاق

00:30:15.292 --> 00:30:18.922
سرپرست احتمالاً می‌تونست
کاری کنه، اما این...

00:30:19.042 --> 00:30:22.832
ریسکی بود که فکر نمی‌کنم
.حاضر به انجامش باشه

00:30:22.958 --> 00:30:25.538
فکر نمی کنم که می خواست جون

00:30:25.667 --> 00:30:27.827
.همه کارمندان رو به خطر بندازه

00:30:27.958 --> 00:30:29.668
<i>فکر کنم اگه منم اسلحه رو سرم بود</i>

00:30:29.833 --> 00:30:33.503
نه گفتن به چیزی که، کسی ازت می خواد

00:30:33.500 --> 00:30:35.250
خیلی سخته

00:30:35.375 --> 00:30:37.075
خود حفظ کردنه

00:30:37.208 --> 00:30:40.078
<i>وقتی ایریش متوجه
میشه دزدها پروتکل های مخفی رو...</i>

00:30:40.208 --> 00:30:44.748
<i> برای جلوگیری از روشن شدن
زنگ هشدار می دونن، شکست میخوره</i>

00:30:44.875 --> 00:30:47.665
سرپرست با همه چیز همراه شد

00:30:47.792 --> 00:30:49.672
اون نمی خواست تبدیل
به یک قهرمان مُرده شه

00:30:49.792 --> 00:30:52.882
اتاق وال
 حالا مال اوناست

00:30:53.000 --> 00:30:56.380
وقتی دزدها طاق رو باز کردن

00:30:56.500 --> 00:30:58.250
  سریع حرکت کردن

00:31:00.167 --> 00:31:01.787
<i>من اولین نفری بودم
که با تامی وارد شدم،</i>

00:31:01.792 --> 00:31:04.712
و یه سری جعبه، کنار وجود داشت

00:31:07.542 --> 00:31:09.672
<i>دقیقا 50 تا جعبه بود</i>

00:31:09.667 --> 00:31:11.207
<i> تامی یکی رو برداشت</i>

00:31:11.375 --> 00:31:13.915
<i> روی زمین انداخت،
و پا گذاشت روش</i>

00:31:14.042 --> 00:31:18.502
و صدها 125.000 دید

00:31:18.500 --> 00:31:21.830
<i>وقتی پول رو دیدم، شروع
کردم به جمع و تفریق تو ذهنم</i>

00:31:21.833 --> 00:31:24.003
این خود ته امتیازه

00:31:24.167 --> 00:31:26.167
<i>اونا از مقدار پولی که دارن </i>

00:31:26.292 --> 00:31:27.332
<i> شوکه شدن</i>

00:31:27.333 --> 00:31:30.333
 بیشتر از دو برابر چیزیه که انتظار داشتن

00:31:30.333 --> 00:31:33.333
<i>به لطف حمل و نقل محموله غافلگیر،</i>

00:31:33.458 --> 00:31:36.708
<i>حالا خدمه با بهترین
نوع سرقت روبرو ان،</i>

00:31:36.833 --> 00:31:39.673
<i>حمل پول نقد، حتی بیشتر</i>

00:31:39.792 --> 00:31:41.792
<i>همونطور که جعبه ها
در حال برداشتن هستن،</i>

00:31:41.792 --> 00:31:45.832
<i>گری والنتی یه چیز دیگه رو جاسوسی می کنه</i>

00:31:46.000 --> 00:31:48.790
یک جعبه آلومینیومی بود

00:31:48.917 --> 00:31:52.167
 تقریباً 3 فوت در 3 بود

00:31:52.333 --> 00:31:56.083
کشو رو باز کردم
و الماس ها رو دیدم

00:31:56.208 --> 00:31:58.128
<i>کشوی دیگه رو باز
کردم، یاقوت سرخ رو دیدم،</i>

00:31:58.125 --> 00:32:01.035
.و کشوی دیگه زمرد بود

00:32:01.167 --> 00:32:05.207
محتویات کیف جواهرات، نزدیک به 900.000 دلار تا

00:32:05.333 --> 00:32:06.673
.به مجموع، اضافه می کنه

00:32:06.792 --> 00:32:09.792
 حالا، تنها چیزی که
اونا نیاز دارن یک فرار تمیزه

00:32:14.167 --> 00:32:17.497
<i>بعد از اینکه پول رو از
اتاق وال بیرون میبرن،</i>

00:32:17.625 --> 00:32:19.665
<i> رودی رو به طبقه
بالا بردن و بهش گفتن</i>

00:32:19.792 --> 00:32:21.332
<i>که روی زمین دراز بکشه</i>

00:32:21.458 --> 00:32:23.418
و بعدش به ما گفتن که قرار یک

00:32:23.542 --> 00:32:27.042
یکی رو جا بذارن
و ما نباید بلند شیم

00:32:28.042 --> 00:32:29.172
<i>اونا همه چیز رو بردن بیرون</i>

00:32:29.167 --> 00:32:30.957
<i>درست پشت ون گذاشتن</i>

00:32:30.958 --> 00:32:32.538
.دقیق بودن

00:32:34.000 --> 00:32:37.290
همونطور که از فرودگاه خارج
می شیم، در حال رانندگی هستیم

00:32:37.292 --> 00:32:42.002
 و جیمی و وینی تو ماشین تصادفی بودن

00:32:42.125 --> 00:32:45.665
<i>و ما به سمت اونا میریم
 و می گیم، کجا؟</i>

00:32:45.667 --> 00:32:47.167
<i> ​​کجا برویم؟</i>

00:32:47.292 --> 00:32:49.502
<i>تنها دو دقیقه بعد از بیرون زدن با کالاهای غارتی،</i>

00:32:49.625 --> 00:32:51.325
<i>خدمه به سرعت گیر برخورد می کنه</i>

00:32:51.458 --> 00:32:55.878
<i> یه ون فراری دارن، اما هیچ
نقشه واقعی ای، برای فرار ندارن</i>

00:32:56.042 --> 00:32:58.752
همونطور که بعضیا میگن، مغز، درسته؟

00:32:58.875 --> 00:33:01.665
 یک دزدی 6 میلیون
دلاری انجام میدی

00:33:01.792 --> 00:33:03.462
<i> نمی دونین کجا بری</i>

00:33:03.458 --> 00:33:06.288
<i> وینی داد می زنه
"برو خونه پسر عموم "</i>

00:33:06.292 --> 00:33:08.422
این همون کاری بود که ما
انجام دادیم، به خونه من رفتیم

00:33:08.542 --> 00:33:12.332
ون رو بردیم داخل و اونو
 تو زیرزمینم تخلیه کردیم

00:33:13.667 --> 00:33:16.827
<i>در حالی که تیم به سمت خونه گری حرکت
می کنه، کارمندان موفق شدن با</i>

00:33:16.958 --> 00:33:19.168
<i>پلیس تماس بگیرن
 و اخبار رو برسونن که</i>

00:33:19.292 --> 00:33:22.422
<i>باربری لوفت هانزا دزدی سختی خورده</i>

00:33:22.542 --> 00:33:24.542
<i>کاپیتان عملیات اداره بندر،</i>

00:33:24.708 --> 00:33:27.878
<i>هنری دی جنست، یکی از اولین
کسانی بود که رسید</i>

00:33:28.000 --> 00:33:32.670
<i>ما کاراگاه واحد خودمون رو داشتیم
که در مورد اوباش </i>

00:33:32.792 --> 00:33:34.292
.برای پلیس اداره بندر تحقیق می کرد

00:33:34.417 --> 00:33:37.127
و وقتی اومدن، همه گفتن

00:33:37.125 --> 00:33:38.825
<i>این باید یه دزدی اوباشی باشه</i>

00:33:39.000 --> 00:33:40.500
هیچکس دیگه ای، به اندازه
اوباش اونقدر گستاخ نیست

00:33:40.625 --> 00:33:43.665
 که دزدی از فرودگاه
.جان اف کندی رو انجام بده

00:33:45.167 --> 00:33:47.877
<i>تو زیرزمین گری والنتی،</i>

00:33:48.000 --> 00:33:50.750
<i>روحیه تیم دزدی بالاست،</i>

00:33:50.875 --> 00:33:52.325
<i>و همینطور پشته های پول نقد</i>

00:33:52.458 --> 00:33:55.458
و جو بودا پولها رو شمرد

00:33:55.458 --> 00:33:59.458
<i>گفت: 2 میلیون دلار
25 میلیون دلار، 3 میلیون دلار،</i>

00:33:59.458 --> 00:34:00.828
<i>4 میلیون دلار</i>

00:34:00.958 --> 00:34:02.998
اوه خدای من
 پول به این حد انباشته شده بود

00:34:03.125 --> 00:34:05.245
همه اش اسکناس 100 دلاری

00:34:05.375 --> 00:34:07.285
<i>میگه، باورت میشه؟</i>

00:34:07.417 --> 00:34:09.877
و هنوز شمارش، تموم نشده

00:34:10.042 --> 00:34:12.832
 از سرخوشی صحبت می کنی
شگفت انگیز بود

00:34:12.958 --> 00:34:15.828
می دونین، این فکر که اساساً

00:34:15.958 --> 00:34:19.128
 به 5 میلیون، تقریباً 6 میلیون
دلار برخورد می کنن...

00:34:19.125 --> 00:34:24.125
 باور نکردنیه، به خصوص پول اون موقع

00:34:24.250 --> 00:34:27.330
منظورم این که، بیشتر از 20 میلیون
 دلار پول امروزیه

00:34:27.500 --> 00:34:32.130
این تفکر که فقط یک شب طول می کشه

00:34:32.250 --> 00:34:34.460
 باور نکردنیه

00:34:38.500 --> 00:34:43.080
<i>مرحله بعدی باید آسون باشه
.. از شر ون خلاص شید</i>

00:34:43.208 --> 00:34:46.998
<i>جیمی برک این کار رو
به خدمه محول می کنه</i>

00:34:47.167 --> 00:34:49.667
<i>پارنل "استکس" ادواردز</i>

00:34:51.292 --> 00:34:53.382
<i>وقتی اوباش از ماشین
تو یک سرقت استفاده می کنن،</i>

00:34:53.542 --> 00:34:55.502
<i>خلاص شدن از شر اون ماشین الزامیه</i>

00:34:55.625 --> 00:34:58.125
از اونجایی که گورستانهای
مرتبط به اوباش زیاد هست

00:34:58.250 --> 00:35:00.540
می فرستیش به زباله دونی تا اوراق شه

00:35:00.667 --> 00:35:01.997
<i>نقشه اینجاست</i>

00:35:02.125 --> 00:35:06.075
<i>برک به استکس دستور میده که
 ون رو فوراً ناپدید کنه</i>

00:35:06.208 --> 00:35:08.078
استکس رفت خونه دوست دخترش

00:35:08.208 --> 00:35:09.998
<i>سرخوش شد، و مواد مصرف کرد</i>

00:35:10.167 --> 00:35:12.997
<i>و ون رو دو روز تو خیابان رها کرد</i>

00:35:13.125 --> 00:35:15.535
<i>خلاف پارک شده</i>

00:35:15.667 --> 00:35:19.497
<i>این در حالیه که همه جا
خبر دزدی به گوش می رسه</i>

00:35:19.667 --> 00:35:22.537
صبح امروز در فرودگاه کندی شهر نیویورک

00:35:22.708 --> 00:35:24.998
 ابعادی تاریخی رخ داد...

00:35:25.167 --> 00:35:27.997
چندین میلیون دلار پول
نقد و جواهرات

00:35:28.125 --> 00:35:31.535
از یک انبار محموله، توسط گروهی از
.مردان مسلح

00:35:31.667 --> 00:35:33.327
 ماسک زده، ربوده شده

00:35:33.333 --> 00:35:35.333
<i>این خبر تو فضای مجازی منتشر شد</i>

00:35:35.333 --> 00:35:38.833
این بزرگترین سرقت در تاریخ خطوط هوایی بود

00:35:38.958 --> 00:35:43.248
<i>و زمزمه ها در مورد یک
نفوذی بلندتر میشه</i>

00:35:43.375 --> 00:35:45.875
<i>در عرض چند روز،
 مطلعینمون بهمون گفتن</i>

00:35:46.042 --> 00:35:47.832
<i>که جیمی برک و خدمه اش</i>

00:35:47.958 --> 00:35:49.288
.تو این سرقت شرکت داشتن

00:35:49.417 --> 00:35:51.327
هیچی بزرگتر و بهتر از

00:35:51.458 --> 00:35:54.538
اینجوری با غرور راه رفتن، وجود نداره

00:35:54.708 --> 00:35:57.498
<i>و اف بی آی گفت، خب، ما میدونیم
که کار شما ها بوده</i>

00:35:57.625 --> 00:36:00.705
خب، اگه می دونستین کار ما ست
چرا ما رو نمی گیرید؟

00:36:00.833 --> 00:36:02.463
اف‌بی‌آی اولین شکاف رو

00:36:02.458 --> 00:36:04.828
زمانی که اداره پلیس شهر نیویورک...

00:36:04.833 --> 00:36:10.293
<i>درمورد پلاک یک ون، که
خلاف پارک شده بود تماس گرفت، دریافت کرد</i>

00:36:10.292 --> 00:36:13.042
وقتی اونا پلاک ها رو چک کردن
 و متوجه شدن که

00:36:13.167 --> 00:36:16.827
ون دزدیده شده،
به طور خاص من اون شخص بودم که

00:36:16.833 --> 00:36:18.173
.اون شواهد رو بدست آورد

00:36:18.292 --> 00:36:21.212
<i>لوفت هانزا قبض های راه هوایی داشت،</i>

00:36:21.375 --> 00:36:24.035
و همچنین روی پاکت ها، لوفت هانزا
 .مشخص شده بود

00:36:24.208 --> 00:36:26.078
چی پیدا کردن؟
چیزی پیدا نکردن

00:36:26.208 --> 00:36:27.708
گفتن این و این و اون رو پیدا کردن

00:36:27.833 --> 00:36:29.673
.چیزی پیدا نکردن

00:36:29.667 --> 00:36:33.747
<i>چند روز بعد پلیس نیویورک</i>

00:36:33.875 --> 00:36:36.165
<i> ون رو به استک ادواردز وصل کرد</i>

00:36:36.292 --> 00:36:38.292
<i>مطمئنم وقتی جیمی برک </i>

00:36:38.292 --> 00:36:41.752
در مورد استکس و شکستش
تو خلاص شدن از شر ون، شنید

00:36:41.875 --> 00:36:43.415
عصبانی بود

00:36:43.542 --> 00:36:46.752
<i>استکس باید از شر ون خلاص میشد،
 و فقط یک وظیفه داشت،</i>

00:36:46.875 --> 00:36:48.035
<i>و این کار رو هم نکرد</i>

00:36:48.208 --> 00:36:50.378
تو ذهن جیمی برک
استکس باید حذف شه

00:36:57.542 --> 00:37:01.332
<i>سرقت لوفت هانزا
بدون مشکل انجام شد</i>

00:37:01.333 --> 00:37:04.633
<i>وقتی جیمی برک می شنوه که
یه نفر کارش رو انجام نداده،</i>
( هجدهم دسامبر 1978 )

00:37:04.750 --> 00:37:07.830
<i>اون تامی "دو تفنگه" دسیمون رو
</i>

00:37:07.958 --> 00:37:10.668
<i> می فرسته واسه
رسیدگی به مشکل</i>

00:37:10.792 --> 00:37:16.042
وقتی پلیس نیویورک
 استکس رو تا آپارتمانش ردیابی کرد

00:37:16.208 --> 00:37:18.668
.اونو مرده پیدا کردن

00:37:18.792 --> 00:37:21.292
<i>تو اون زندگی اگه بهت
بگن یه کاری کن،</i>

00:37:21.417 --> 00:37:22.787
یه دلیلی وجود داره که بهت
گفته میشه این کار رو کنی

00:37:22.917 --> 00:37:25.537
و انجامش که نمیدی، زندگیت در خطره

00:37:25.708 --> 00:37:28.668
<i>...با 6 میلیون دلار، رو خط و فشار</i>

00:37:28.833 --> 00:37:32.043
<i>ساختمان از اف بی آی، برک مصممه...</i>

00:37:32.167 --> 00:37:33.997
<i>واسه خاطرجمع شدن از
 هرچی که باقی مونده </i>

00:37:34.167 --> 00:37:36.957
<i>استکس ادواردز تنها اولین نفره</i>

00:37:36.958 --> 00:37:41.038
اولین کسیه که لویی ورنر
برای رسیدن به اوباش

00:37:41.167 --> 00:37:43.997
باهاش تماس گرفت، در
.ژانویه 1979 ناپدید شد

00:37:44.167 --> 00:37:48.627
<i>در همون دوره، تامی
دسیمون هم ناپدید شد</i>

00:37:48.625 --> 00:37:51.455
جیمی شروع به کشتن افراد
می کنه،

00:37:51.583 --> 00:37:53.793
 چون افراد چند دلاری که
.که اون بهشون داده بود رو خرج میکنن

00:37:53.917 --> 00:37:55.497
 دچار پارانوئید شد

00:37:55.625 --> 00:37:59.125
<i>اونا برای همسرانشون ماشین،
کت راسو و کت خز خرید،</i>

00:37:59.250 --> 00:38:00.670
<i>جواهرات، ساعت</i>

00:38:00.792 --> 00:38:04.292
<i>اگه اعضای خدمه ات
پول زیادی خرج می کنن،</i>

00:38:04.292 --> 00:38:06.502
توجه رو جلبت می کنه

00:38:06.625 --> 00:38:08.535
در طول دوره تحقیقات

00:38:08.708 --> 00:38:11.378
<i>به نظر می رسید که
ما فقط یکی، دو قدم </i>

00:38:11.500 --> 00:38:13.750
<i> پشت سر جیمی برک بودیم</i>

00:38:13.875 --> 00:38:15.495
<i>هر بار که بیرون می رفتم</i>

00:38:15.500 --> 00:38:19.040
<i>برای صحبت با یکی از
 همکاران جیمی برک که...</i>

00:38:19.208 --> 00:38:21.378
<i> تو سرقت نقش داشته...</i>

00:38:21.500 --> 00:38:25.130
.به نظر می رسید که در نهایت می میرن

00:38:26.500 --> 00:38:29.000
<i>بازرسان هم مصمم می شن</i>

00:38:29.000 --> 00:38:33.000
<i>که باید قبل از ناپدید شدن
نفوذی هم، اونو پیداش کنن</i>

00:38:33.024 --> 00:38:35.024
شش ژانویه، 1979

00:38:35.208 --> 00:38:37.958
<i>بیچاره پیتر گرونوالد زمانی
 متوجه دزدی که میشه...</i>
(دو روز بعد از سرقت)

00:38:37.958 --> 00:38:40.078
 بقیه دنیا متوجهش میشن

00:38:40.208 --> 00:38:43.828
<i> چنان وحشت زده میشه که
تصمیم می گیره از کشور فرار کنه،</i>

00:38:43.958 --> 00:38:47.328
<i>و موقع تلاش برای فرار، دستگیر میشه</i>

00:38:47.333 --> 00:38:50.833
<i>گرونوالد اعتراف می کنه
که این نقشه اون بوده،</i>

00:38:50.833 --> 00:38:54.333
<i>اما به بازرسان میگه
که بهش عمل نکرده،</i>

00:38:54.458 --> 00:38:57.328
<i>و لویی ورنر اون رو برای اوباش میبره</i>

00:38:57.458 --> 00:38:59.498
ورنر تنها کسیه که برای

00:38:59.625 --> 00:39:01.665
هواپیمارُبایی لوفت هانزا، محکوم شد...

00:39:01.792 --> 00:39:04.332
<i>درست روز بعد از محکومیت ورنر</i>

00:39:04.333 --> 00:39:06.423
<i> صحبت در مورد جو بودا،</i>

00:39:06.542 --> 00:39:07.962
<i>.جو بودا کشته شد</i>

00:39:07.958 --> 00:39:10.998
<i>مجریان قانون جو بودا رو
 در 17 مه مرده پیدا کردن</i>

00:39:11.125 --> 00:39:14.785
 تو یک ماشین در بروکلین به سرش شلیک کردن

00:39:14.917 --> 00:39:15.877
 و همونجا رهاش کردن

00:39:16.000 --> 00:39:19.460
<i>در نهایت، پلیس 12 قتل رو </i>

00:39:19.583 --> 00:39:21.463
<i>به سرقت لوفت هانزا
 بهم مرتبط می کنه</i>

00:39:21.458 --> 00:39:25.208
<i>حتی بیشتر، یک پرونده طبقه بندی
شده، به طور بالقوه </i>

00:39:25.375 --> 00:39:27.375
<i>در محافل جنایت سازمان یافته مرتبط بود،</i>

00:39:27.542 --> 00:39:30.002
<i>دونستن بیش از حد در مورد این سرقت</i>

00:39:30.167 --> 00:39:32.127
<i>حکم اعدام داره</i>

00:39:32.250 --> 00:39:34.670
مردم در اطراف جیمی
چپ و راست کشته م شن

00:39:34.792 --> 00:39:37.292
من می تونم بگم که تقریباً...

00:39:37.292 --> 00:39:40.792
بین 20 تا 30 نفر کشته و قتل عام شدن

00:39:40.792 --> 00:39:43.382
کشته نشدن، من میگم "قتل عام" شدن، کم و بیش

00:39:43.542 --> 00:39:45.212
سرقت لوفت هانزا
قطعا یکی از مرگبارترین

00:39:45.333 --> 00:39:48.503
.سرقت هایی که تا حالا انجام شده

00:39:48.625 --> 00:39:50.455
<i>با افزایش تعداد اجساد،</i>

00:39:50.458 --> 00:39:54.538
<i>اف بی آی 60.000 دلار از
لویی ورنر بازپس گرفت</i>

00:39:54.708 --> 00:39:58.708
<i>اما بیش از 5 میلیون دلار
.به سادگی ناپدید میشه</i>

00:39:58.875 --> 00:40:02.785
<i>جیمی سهم هنگفتی از پول رو </i>

00:40:02.792 --> 00:40:06.292
به خاطر اونایی که کشته می شدن گرفت

00:40:06.417 --> 00:40:09.037
<i>سهم اونا رو حفظ می کرد</i>

00:40:09.167 --> 00:40:10.537
قانون اوباش اینطوریهه

00:40:10.708 --> 00:40:13.168
فردی که در بالا و راس قرار داره
پول بیشتر رو می گیره

00:40:13.292 --> 00:40:18.212
 و زیردسا هاش سهم کمتر و کمتری میگیرن

00:40:18.333 --> 00:40:21.713
<i>من و وینی هرکدوم 750.000 دلار گرفتیم</i>

00:40:21.833 --> 00:40:24.173
خیلی ها هیچوقت
مبلغ کامل رو نگرفتن

00:40:24.292 --> 00:40:28.502
<i>و بقیه غارت، 60.000 دلار از لویی ورنا،</i>

00:40:28.500 --> 00:40:31.330
<i>خب، این تمام چیزیه که
پلیس تا به حال پیدا کرده</i>

00:40:31.458 --> 00:40:33.628
<i>در نهایت، جیمی برک محکوم میشه،</i>

00:40:33.750 --> 00:40:35.630
<i>نه برای بزرگترین دزدی
خطوط هوایی در تاریخ...</i>

00:40:35.750 --> 00:40:37.380
<i>یا واسه تمام قتل های بعدش</i>

00:40:37.542 --> 00:40:39.082
<i>اما برای مشارکتش</i>

00:40:39.208 --> 00:40:42.498
<i>تو یک توطئه، برای چشم دوختن به
بازی های بسکتبال کالج</i>

00:40:42.625 --> 00:40:45.665
<i>برک در سال 1996 در زندان درگذشت</i>

00:40:45.667 --> 00:40:48.877
<i>در اواخر دهه 1970، یک تحلیل دقیق</i>

00:40:49.042 --> 00:40:52.172
<i>از اقدامات امنیتی، در جی.اف.کی </i>

00:40:52.333 --> 00:40:53.793
<i>توسط مسئولان اداره بندر انجام شد،</i>

00:40:53.917 --> 00:40:56.827
<i>اگرچه بعضیا اون رو
یکم خیلی دیر می دونن</i>

00:40:57.000 --> 00:40:58.580
<i>امنیت در ساختمان های باربری</i>

00:40:58.708 --> 00:41:00.378
<i>به طور چشمگیری تغییر کرد</i>

00:41:00.542 --> 00:41:02.672
<i>ما در تمام ساختمان های
باربری دوربین قرار دادیم</i>

00:41:02.792 --> 00:41:05.422
<i>که مستقیماً رو میز پلیس هاست</i>

00:41:05.542 --> 00:41:09.382
پس ما همچنین می تونستیم
 ببینیم چه خبره

00:41:09.542 --> 00:41:12.792
<i>گری والنتی و پسر عموش وینسنت آسارو</i>

00:41:12.917 --> 00:41:15.327
<i>آخرین بازماندگان تیم </i>

00:41:15.333 --> 00:41:17.213
<i>مرتبط با سرقت هستن</i>

00:41:17.375 --> 00:41:21.165
<i>در سال 2015، گری علیه آسارو شهادت داد،</i>

00:41:21.333 --> 00:41:23.083
<i>در مورد دخالت پسر عموش</i>

00:41:23.208 --> 00:41:24.578
<i>در کار لوفت هانزا</i>

00:41:24.708 --> 00:41:26.668
<i>زمانی که دیگه نمی تونستم
 یک پولدار باشم،</i>

00:41:26.792 --> 00:41:28.712
<i>می دونین، تو اون زندگی
اینطوریه که زنده می مونی</i>

00:41:28.875 --> 00:41:32.125
یا پول در میاری یا، می میری

00:41:32.125 --> 00:41:34.035
یا میری رو قفسه

00:41:34.208 --> 00:41:36.128
پس گفتم، میدونی چیه؟

00:41:37.875 --> 00:41:39.825
 یک خبرچین می شم

00:41:39.958 --> 00:41:41.828
تصمیم گرفتم
فکرام رو کردم

00:41:41.958 --> 00:41:46.708
 روحم رو پاک کردم و
می خوام شهادت بدم

00:41:46.875 --> 00:41:49.915
در کمال تعجب همه، از جمله متهم،

00:41:50.042 --> 00:41:52.672
وینسنت آسارو از تمامی اتهامات مربوط به

00:41:52.833 --> 00:41:55.463
سرقتی که از همینجا شروع شد، تبرئه شد

00:41:55.458 --> 00:41:57.828
در ساختمان 261 لوفت هانزا

00:41:57.833 --> 00:42:00.463
چیزی که با تخیلات یک کارگر شروع شد،

00:42:00.583 --> 00:42:03.833
به بدنام ترین سرقت در
.تاریخ اوباش تبدیل شد

00:42:03.958 --> 00:42:07.208
عواقب خونینش، در «رفقای خوب» جاودانه شد

00:42:07.375 --> 00:42:09.915
با ده ها کشته و برداشتی به ارزش

00:42:10.042 --> 00:42:13.172
.بیش از 20 میلیون دلار، به دلار امروز

00:42:13.292 --> 00:42:17.832
این کار در لوفت هانزا متعلق به
.بزرگترین سرقت های تاریخه

00:42:17.856 --> 00:42:23.956

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.