﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:38.584 --> 00:00:44.484
سال 1999
خودم بودم و دخترم حنا

00:00:44.628 --> 00:00:47.930
تصميم گرفتم که به چيکو تو کاليفرنيا برم

00:00:51.067 --> 00:00:54.603
حس کردم که ممکنه براي بزرگ
کردن دخترم جاي خوبي باشه

00:00:54.604 --> 00:00:59.608
و همچنين دوستايي هم تو چيکو داشتم

00:00:59.609 --> 00:01:00.943
سلام،حنا را يادته ،نه؟

00:01:00.944 --> 00:01:01.944
آره
آره؟

00:01:01.945 --> 00:01:02.945
برو سلام کن

00:01:02.946 --> 00:01:04.179
سلام بچه ها

00:01:04.180 --> 00:01:07.249
و اون خيلي مشکل تو مانتانا داشت

00:01:07.250 --> 00:01:11.270
و ازش خواستم که بياد اينجا

00:01:11.788 --> 00:01:13.022
سلام
سلام

00:01:14.129 --> 00:01:16.363
و سرانجام اون قبول کرد و ما
خيلي هيجان زده بوديم ،ميدونيد؟

00:01:16.364 --> 00:01:17.668
بزار حساب کنم
نه، نه، نه، نه

00:01:17.669 --> 00:01:18.404
خودم حساب ميکنم

00:01:18.405 --> 00:01:19.368
خوب
چقدر شد؟

00:01:19.369 --> 00:01:21.229
80 دلار

00:01:21.230 --> 00:01:22.565
بفرماييد

00:01:22.566 --> 00:01:24.465
واقعا پولم خيلي کم بود

00:01:24.466 --> 00:01:29.542
من بايد يه آپارتمان با
قيمت مناسب پيدا ميکردم

00:01:29.742 --> 00:01:30.742
از کنار ساختمان باغ والنات رد ميشدم

00:01:30.942 --> 00:01:33.942
بيرونش که به نظر جالب ميومد

00:01:35.142 --> 00:01:36.342
همسايه ها هم خوب به نظر ميومدن

00:01:36.742 --> 00:01:38.642
جايي بود که دوست داشتي
خانوادهات اونجا زندگي کنند

00:01:38.682 --> 00:01:41.096
خوب اينم از خونه اون بالا

00:01:41.097 --> 00:01:45.420
يه آپارتمان وجود داشت
آپارتمان شماره 14

00:01:45.421 --> 00:01:47.355
آپارتماني تو طبقه ي همکف نداري؟

00:01:47.356 --> 00:01:48.958
من اونو بيشتر ترجيح ميدم

00:01:48.959 --> 00:01:54.359
من به شما تنها آپارتماني
که داشتيم را نشون دادم

00:01:56.055 --> 00:01:58.747
من يه دختر کوچيک دارم
اونجا به نظر امن نمياد؟

00:01:58.748 --> 00:02:00.364
اينجا کاملا امنه

00:02:00.365 --> 00:02:03.000
بچه هاي زيادي اينجا هست

00:02:03.001 --> 00:02:05.369
تا اونجايي که من
شنيدم،يکيشونم از دست نداديم

00:02:05.370 --> 00:02:07.004
من يه دختر دارم و فکر کردن به اينکه

00:02:07.005 --> 00:02:10.073
يکدفعه بيافته، يه جورايي منو ميترسوند

00:02:10.074 --> 00:02:11.808
اين چيزيه که برات داشتم

00:02:11.809 --> 00:02:16.313
اون همچنين گفت که به محض اينکه آپارتماني تو
طبقه ي همکف خالي شد

00:02:16.314 --> 00:02:18.982
من ميتونم به اونجا اثاث کشي کنم

00:02:18.983 --> 00:02:20.984
از جاش واقعا خوشم اومد

00:02:20.985 --> 00:02:23.086
آيا نرده ها محکمم؟

00:02:23.087 --> 00:02:26.023
من پول لازم بودم و هيچ چيزي نداشتم از...

00:02:26.024 --> 00:02:28.225
کل پس اندازم

00:02:28.226 --> 00:02:29.259
باشه

00:02:29.260 --> 00:02:33.580
خوب من تصميم گرفتم
که به جلو برم و قبولش کنم

00:02:34.065 --> 00:02:37.232
همون روز من قرارداد اجاره را امضا کردم

00:02:37.233 --> 00:02:41.571
اصلا هيچ نظري نداشتم
که زندگيم قرار جهنم بشه

00:02:53.918 --> 00:02:56.420
نميتوني همينجوري خودت بيايي بيرون
اصلا امن نيست

00:02:56.421 --> 00:02:58.106
مامان به مردم اونجا نگاه کن
اونا دارن تکون ميخورند

00:02:58.107 --> 00:03:01.024
يه کمي احساس نگراني ميکردم که

00:03:01.025 --> 00:03:04.194
دارم يه زندگي جديد با دخترم شروع ميکنم

00:03:04.195 --> 00:03:07.070
اولين شب تو آپارتمان 14

00:03:07.071 --> 00:03:10.551
يه خواب وحشتناک ديدم

00:03:13.671 --> 00:03:16.290
شاهد بودم که دونفر

00:03:16.291 --> 00:03:21.031
با لباس هاي که مردم تو دهه هفتاد ميپوشيدن

00:03:21.279 --> 00:03:23.613
يه ذات مجرمانه اي تو خواب وجود داشت

00:03:24.815 --> 00:03:28.655
اونا دنبال يه نفر بودند

00:03:28.853 --> 00:03:31.673
خيلي واقعي بود

00:03:32.190 --> 00:03:37.260
حس ميکردم که من واسه اونا مثل
يه روح هستم که نميتونن منو ببينن

00:03:37.261 --> 00:03:40.741
و هي حرف H را ميديدم

00:03:41.032 --> 00:03:42.665
اين آدما کي اند؟

00:03:42.666 --> 00:03:46.266
چرا اونا دنبال يه نفرند؟

00:03:46.371 --> 00:03:48.411
حنا

00:03:49.474 --> 00:03:53.926
اين خواب ناخوشايند تر از
خواب هايي بود که قبلا ميديدم

00:03:53.927 --> 00:03:54.941
خيلي ترسيدم

00:03:54.942 --> 00:03:59.322
فکر کردم که اونا واقعا اونجا هستند

00:04:00.918 --> 00:04:03.798
ترسناک بود

00:04:04.990 --> 00:04:09.044
براي اينکه آروم بشم به ايدي زنگ زدم

00:04:09.045 --> 00:04:12.029
يه جورايي نيمه خواب بودم

00:04:12.030 --> 00:04:13.830
اولش فکر کردم که اون تماس اضطراريه

00:04:13.831 --> 00:04:15.465
منظورم اينکه که ،مامانم
،خانواده ام ِا چيز ديگه اي باشه

00:04:15.466 --> 00:04:17.300
بله

00:04:17.301 --> 00:04:20.170
و اون گفت،...چه خبره؟
چرا بهم زنگ زدي؟

00:04:20.171 --> 00:04:23.106
اتفاقي براي حنا افتاده؟
آيا مريضه؟

00:04:23.107 --> 00:04:25.842
و من گفتم،ايدي...من ميترسم

00:04:25.843 --> 00:04:28.945
دونفر بودند و اومده بودند
سراغ حنا،و من نبودم که...

00:04:28.946 --> 00:04:30.247
باشه .

00:04:30.248 --> 00:04:32.615
اگه کسي اونجاست ،تو بايد به پليس زنگ بزني

00:04:32.616 --> 00:04:34.684
نه ،داشتم خواب ميديدم

00:04:34.685 --> 00:04:38.398
اين درمورد خوابته؟
بيخيال جودي ،بزار استراحت کنم

00:04:38.399 --> 00:04:40.290
اون يه جورايي از دستم اعصباني بود

00:04:40.291 --> 00:04:41.958
جودي،اصلا ميدوني الان ساعت چنده؟

00:04:41.959 --> 00:04:43.760
نه،ببخشيد

00:04:43.761 --> 00:04:45.581
اون منو توحيه کرد با گفتن...

00:04:45.582 --> 00:04:50.200
جودي ،کابوس ها بعضي
موقع ها به خاطر استرس اند

00:04:50.201 --> 00:04:51.768
ضمير ناخودآگاهم مشغول به اين فکر بود که

00:04:51.769 --> 00:04:55.338
يه ترس غير منطقي،
درمورد اينکه حنا صدمه ببينه

00:04:58.476 --> 00:04:59.576
بگيرش

00:04:59.577 --> 00:05:02.045
ادامه بده، داره سرعتش کم ميشه

00:05:02.046 --> 00:05:06.249
روز بعدش ،هوا آفتابي بود
خيلي خوب بود

00:05:06.250 --> 00:05:10.019
خب سعي کردم که خوابم را فراموش کنم
و اون حادثه هم فراموش کنم

00:05:10.020 --> 00:05:13.022
و تا اونجايي که امکان داره به زندگي معموليم
ادامه بدم

00:05:20.798 --> 00:05:25.718
اما يه خواب ديگه درباره همون دوتا زوج ديدم

00:05:29.273 --> 00:05:34.373
اونا از راهرو به سمت آپارتمان من اومدن

00:05:35.313 --> 00:05:39.333
همه ي چيز خيلي واقعي به نظر ميرسيد

00:05:39.350 --> 00:05:43.610
من کاملا احساس آسيب پذيري و درماندگي ميکردم

00:05:43.887 --> 00:05:48.988
به اونا نگاه کن مامان اونا
موج دارن

00:05:48.989 --> 00:05:51.509
اون دوتا

00:05:51.756 --> 00:05:54.996
اونا سرچشمه ي پليدي بودند

00:05:55.032 --> 00:05:59.832
من مادرم و نميدونستم به دخترم کمک کنم

00:06:02.840 --> 00:06:03.988
يکدفعه فقط ديدم

00:06:03.989 --> 00:06:05.109
<font color=#FFFF00>کــــــــــمکــــــــــــم کن</c>

00:06:05.110 --> 00:06:08.410
دختر بيچاره ي بيگناه

00:06:08.446 --> 00:06:13.066
جيغ زدم
بس کنيد اون دختر را نبريد

00:06:14.952 --> 00:06:18.921
و دوباره سر ساعت 3:37 دقيقه از خواب پريدم

00:06:18.922 --> 00:06:21.758
قلبم بدجوري تند تند ميزد

00:06:21.759 --> 00:06:25.328
درواقع داشتم از ترس سکته ميکردم

00:06:25.329 --> 00:06:30.669
حس ميکردم که بايد برم سراغ
يکي از همسايه ها يا يه کسي

00:06:31.068 --> 00:06:32.068
جواب نميدادن

00:06:32.069 --> 00:06:33.970
ترو خدا در را باز کنيد

00:06:33.971 --> 00:06:39.791
احساس تنهايي ميکردم
خيلي ترسيده بودم ،خيلي وحشت کرده بودم

00:06:43.548 --> 00:06:45.682
جودي،هيچ کسي اونحا نيست
هيچ کسي اونجا نيست

00:06:45.683 --> 00:06:47.184
خوبه ،تو حالت خوبه

00:06:52.990 --> 00:06:56.693
مدير مجتمع بهم گفت که

00:06:56.694 --> 00:07:00.197
يه آپارتمان پايين داره خالي ميشه

00:07:00.198 --> 00:07:01.586
احساس راحتي ميکردم

00:07:01.587 --> 00:07:03.107
زمين بازي داشت و هرچيزي که

00:07:03.108 --> 00:07:04.036
حنا احساس امنيت ميکرد

00:07:04.037 --> 00:07:08.499
و ديگه فکر اين نبودم که
ممکن اون از بالاي بالکن بيافته

00:07:08.500 --> 00:07:12.875
اين باعث ميشد که ديگه کابوس هام تموم بشه
و همه چيز بايد خوب بشه

00:07:12.876 --> 00:07:14.544
يا بدتر بشه

00:07:16.214 --> 00:07:18.081
واقعا؟

00:07:18.082 --> 00:07:20.917
اهميت نميدادم که آپارتمان کثيف باشه

00:07:20.918 --> 00:07:24.854
فقط ميخواستم که از
آپارتمان شماره 14 بيام بيرون

00:07:24.855 --> 00:07:28.515
من يه حس عجيب و قريبي داشتم

00:07:29.227 --> 00:07:32.647
احساس سرما ميکردم

00:07:34.432 --> 00:07:38.092
حضور يه نفر را احساس ميکردم

00:07:39.203 --> 00:07:44.123
درواقع فکر کردم که يه نفر از کنارم رد شد

00:07:47.878 --> 00:07:51.534
تو آپارتمان احساس تهوع ميکردم

00:07:51.535 --> 00:07:54.384
اما بعدش حامله بودم

00:07:54.385 --> 00:07:59.348
با خودم ميگفتم که آيا مريض شده ام؟

00:07:59.349 --> 00:08:04.728
يا واقعا يه اتفاقهايي تو
اين ساختمون داره ميوفته

00:08:04.729 --> 00:08:06.630
خيلي هم بد نيست ،ايدي

00:08:06.631 --> 00:08:09.366
يه رنگ ميخواد و شايد هم چندتا فرش

00:08:09.367 --> 00:08:12.200
نميخواستم  به جودي بگم
چون نميخواستم که اونو بترسونم

00:08:12.201 --> 00:08:17.781
نميخواستم که اونو از آپارتمان جديدش بترسونم

00:08:25.020 --> 00:08:29.122
وقتي به آپارتمان 23 رفتم ،فکر کردم که اين
خونه ايه که من يه مدتي ميتونم توش زندگي کنم

00:08:29.123 --> 00:08:31.488
امروز وقتي که تو مدرسه بودي...

00:08:31.489 --> 00:08:34.190
اتاق خواب حنا را ما واقعا
گرم و نرم درستش کرديم

00:08:34.191 --> 00:08:37.727
البته که اون يه دختربچه است و همه چيز
را صورتي يا صورتي و سفيد دوست داره

00:08:38.996 --> 00:08:40.430
ميخوايي ببينيش؟
آره

00:08:40.431 --> 00:08:42.131
سوپرايز

00:08:42.132 --> 00:08:45.402
اون با من ميخوابيد،خوب اساسا
اون يه اتاق اسباب بازي و لباس بود

00:08:45.403 --> 00:08:47.036
نظرت چيه؟

00:08:47.037 --> 00:08:50.340
وووه،اوه مامان تو جاي
عروسک ها را اشتباه گذاشتي؟

00:08:50.341 --> 00:08:51.278
منظورت چيه؟

00:08:51.279 --> 00:08:55.945
عروسک مورد علاقه ي حنا يه
برت و ارني بود

00:08:55.946 --> 00:08:57.980
چون جاي ارني هميشه اونجاست

00:08:57.981 --> 00:09:01.751
يه جاي خاص روي کمد لباساش بود

00:09:01.752 --> 00:09:03.807
تو ميز نقاشي خودت را داري

00:09:03.808 --> 00:09:08.325
بعد از اثاث کشي به آپارتمان
23 خيلي طول نکشيد که

00:09:08.326 --> 00:09:11.060
چيزهاي عجيبي شروع به اتفاق افتادن کرد

00:09:11.061 --> 00:09:12.629
کليد م کو؟

00:09:12.630 --> 00:09:17.133
خيلي حساس بودم در مورد قرار دادن
وسايل جايي که راحت در دست رس باشه

00:09:17.134 --> 00:09:19.302
حنا کليد هاي منو نديدي؟
تو جاکليدي نيست؟

00:09:19.303 --> 00:09:23.023
نه ،مامان،نديدمشون

00:09:24.742 --> 00:09:26.275
چي،ها،خودم اين کار را کردم؟

00:09:27.102 --> 00:09:30.524
چرا بايد کليدها را وسط تخت بزارم؟

00:09:30.525 --> 00:09:32.882
چرا بايد اون کار را بکنم؟

00:09:32.883 --> 00:09:35.485
فکر کردم که بايد کار حنا باشه

00:09:35.486 --> 00:09:38.488
حنا احتمالا چيزها راجابچا
ميکنته چون اون بچه است ديگه

00:09:38.489 --> 00:09:40.529
حنا؟

00:09:40.658 --> 00:09:42.425
حنا کليدهام وسط تخت بود

00:09:42.426 --> 00:09:44.561
تو گذاشتيشون اونجا واسه
اينکه بخواي بازي کني؟

00:09:44.562 --> 00:09:46.128
چه جوري بازي ميتونه باشه؟

00:09:46.129 --> 00:09:48.264
يادمه که مامانم خيلي از دستم ناراحت بود

00:09:48.265 --> 00:09:50.867
چون فکر ميکرد که من تنها کسي هستم که
وسايلش را جابجا ميکنم

00:09:50.868 --> 00:09:53.880
حنا ،متوجه هستي که هرچيزي
بايد سر جاي خودش قرار بگيره؟

00:09:53.881 --> 00:09:55.572
من به کليدهاي تو دست نزدم ،باشه ،مامان؟

00:09:55.573 --> 00:09:58.675
اما اون هي اعصبانيتش
ادامه ميداد و ناراحت بود

00:09:58.676 --> 00:10:01.043
و اون اينجوري ميگفت که...
"تو نميتوني به وسايل من دست بزني"

00:10:01.044 --> 00:10:02.746
حنا داري بهم دروغ ميگي؟
نه ،مامان

00:10:02.747 --> 00:10:06.549
چرا بايد درمورد چندتا کليد مسخره دروغ بگم

00:10:06.550 --> 00:10:09.686
به نظر ميرسيد که ميخواد گريه کنه،
چون من داشتم داد ميزدم

00:10:09.687 --> 00:10:12.041
از دستش اعصباني بودم چون
ميدونيد که اون يه دختر بچه بود

00:10:12.042 --> 00:10:14.982
اون ميتونست بهم دروغ بگه

00:10:19.931 --> 00:10:22.931
نميفهميدم

00:10:27.137 --> 00:10:33.037
نميدونستم که چه خبره و چرا
من دارم اين اتفاق ها را ميبينم

00:10:34.077 --> 00:10:36.417
و بعدش..

00:10:36.680 --> 00:10:41.240
دوباره يه خواب ديگه درمورد همون زوج ديدم

00:10:42.753 --> 00:10:45.169
و يکي از اون خوابهاي واقعي بود که در

00:10:45.170 --> 00:10:49.430
آپارتمان 14 ميديدم

00:10:50.570 --> 00:10:54.196
اين دفعه اونا داشتم تو يه
ماشين آبي رانندگي ميکردن

00:10:54.197 --> 00:10:59.057
اونا کنار دختري که من ديدم داره قدم ميزنه
رانندگي ميکردند

00:10:59.169 --> 00:11:01.404
هي، عزيزم ،ميخوايي برسونيمت؟

00:11:01.405 --> 00:11:02.405
نه ،ممنون

00:11:02.406 --> 00:11:03.940
تو خوشگلي

00:11:03.941 --> 00:11:05.341
بزن بريم

00:11:05.342 --> 00:11:07.644
کجا زندگي ميکني؟

00:11:07.645 --> 00:11:11.815
اون همون دختري بود که قبلا تو خواب ديدمش

00:11:11.816 --> 00:11:14.451
ما يه دوست داريم که اونجا زندگي ميکنه

00:11:14.452 --> 00:11:18.892
مطمئني که نميخوايي برسونيمت

00:11:19.924 --> 00:11:24.160
ميخواستم بهش بگم
"نه سوار اون ماشين نشو"

00:11:24.161 --> 00:11:27.229
نگران نباش،ما اذيت نميکنيم

00:11:27.230 --> 00:11:28.765
ميتونستم صداي حرف زدنشون را بشنوم

00:11:28.766 --> 00:11:29.833
من جنيس هستم

00:11:29.834 --> 00:11:31.100
خوشبختم ،من مارليز هستم

00:11:31.101 --> 00:11:32.401
مارليز؟

00:11:32.402 --> 00:11:34.900
آره اسمم ماريه اما
مارليز صدام ميکنن

00:11:34.901 --> 00:11:37.540
اوه ،چه جالب

00:11:37.541 --> 00:11:38.675
اينم شوهرم کامرونه

00:11:38.676 --> 00:11:40.076
سلام
خوشبختم

00:11:40.077 --> 00:11:41.511
چند وقته که ازدواج کرديد؟

00:11:41.512 --> 00:11:43.112
تو چي؟دوست پسر داري؟

00:11:43.113 --> 00:11:45.515
آره دارم ولي تازه دعوامون شده

00:11:45.516 --> 00:11:47.149
اوه ،چه بد

00:11:47.150 --> 00:11:48.618
بريم سوارش کنيم؟

00:11:48.619 --> 00:11:50.932
نه.. نه ...اون خوبه
اون فقط.... اون فقط به زمان نياز داره

00:11:50.933 --> 00:11:52.188
اما يه نفر را که تو خونه داري؟

00:11:52.189 --> 00:11:53.490
اگه ناراحت باشي؟
يه هم اتاقي؟

00:11:53.491 --> 00:11:55.592
نه، نه ،ندارم ،اما خوبه به هرحال

00:12:00.430 --> 00:12:06.250
و يکدفعه گازشو گرفتن به سمت بزرگراه

00:12:09.239 --> 00:12:14.243
اونا به سمت يکي از خيابان
هاي محله ي چيکو رانندگي کردند

00:12:14.244 --> 00:12:17.196
اونجا را سريع شناختم

00:12:17.197 --> 00:12:20.077
خيابان خونه ي ما بود

00:12:25.756 --> 00:12:30.894
وقتي اونا کنار مجتمع پارک کردند،من ترسيدم

00:12:30.895 --> 00:12:32.529
خوب ميتونم از دست شويي استفاده کنم

00:12:32.530 --> 00:12:35.950
ميتونم از دست شويي شما استفاده کنم؟

00:12:39.098 --> 00:12:43.238
ميتونستم شيطان را تو قيافشون ببينم

00:12:43.340 --> 00:12:46.616
نميدونستم بايد چکار کنم

00:12:48.086 --> 00:12:51.347
چرا دارم خواب اين چيزهاي عجيب را ميبينم؟

00:12:51.348 --> 00:12:54.183
همون چيزي بود که تو
آپارتمان قبلي هم اتنفاق افتاد

00:12:54.184 --> 00:12:57.043
چرامن دقيقا سر ساعت 3:37
دقيقه صبح از خواب بيدار ميشم

00:12:57.044 --> 00:12:59.804
نميفهمم

00:13:08.253 --> 00:13:12.489
اين خوابها بدجوري روي
حالت فيزيکي من تاثير داشت

00:13:12.490 --> 00:13:15.896
خسته شدم
احساس ميکردم اصلا نخوابيدم

00:13:15.897 --> 00:13:18.131
يادمه که مامانم چقدر زير فشار بود

00:13:18.132 --> 00:13:21.301
چون ،مثل اين بود ،اون يه چيزهايي را ميبينه

00:13:21.302 --> 00:13:23.003
اما نميخواد باورشون کنه

00:13:23.004 --> 00:13:25.372
اينم کتت ،بپوشش

00:13:25.373 --> 00:13:26.874
جنا،کفش هات کجاست؟

00:13:26.875 --> 00:13:31.411
حنا يه جفت کفش صورتي داشت

00:13:31.412 --> 00:13:32.489
ما هميشه کفش هامون را کنار در ميذاشتيم

00:13:32.490 --> 00:13:33.972
کجا گذاشتيشون؟
نميدونم

00:13:33.973 --> 00:13:35.140
حنا با من بازي نکن

00:13:35.141 --> 00:13:38.293
اگه ميخوايي بري بيرون و بازي کني
پس برو کفش هاتو پيدا کن

00:13:38.294 --> 00:13:39.594
جنا کجا گذاشتيشون؟

00:13:39.595 --> 00:13:40.729
کجان؟
نميدونم..

00:13:40.730 --> 00:13:42.564
همين الان بهم بگو کجا گذاشتيشون؟

00:13:42.565 --> 00:13:44.676
اون خيال ميکرد که من اون
کار را کردم،ولي من نبودم

00:13:44.677 --> 00:13:45.731
من جابجاشون نکردم

00:13:45.732 --> 00:13:47.181
حنا ،واسه اين کارا وقت ندارم

00:13:47.182 --> 00:13:49.183
کجان؟
من جابجاشون نکردم

00:13:49.184 --> 00:13:53.154
حنا ،زود باش اين آخري باري که دارم بهت ميگم

00:13:53.155 --> 00:13:55.885
دقيقا جلوي روم بودند ،اونا اونجان

00:13:55.886 --> 00:13:58.714
حنا،رو تخت چيه؟

00:13:58.715 --> 00:13:59.781
کفشام؟

00:13:59.782 --> 00:14:01.227
تو کفش ها را روي تخت گذاشتي؟

00:14:01.228 --> 00:14:02.039
نه ،من بهشون دست نزدم

00:14:02.040 --> 00:14:04.090
حنا به من دروغ نگو
ديگه طاقت ندارم

00:14:04.091 --> 00:14:05.391
بس کن!
ببخشيد

00:14:05.392 --> 00:14:07.689
ناراحت کننده بود که مامانم
را ناراحت و غمگين ميديدم

00:14:07.690 --> 00:14:10.958
معذرت ميخوام ،
حق با توست

00:14:10.959 --> 00:14:13.564
حنا تو ديدي که مامانت
کفش ها را بزاره اونجا؟

00:14:13.565 --> 00:14:15.365
نه

00:14:15.934 --> 00:14:20.037
داشتم فکر ميکردم که شايد
دارم عقلم را از دست ميدم

00:14:20.038 --> 00:14:24.339
احساس ميکردم که بايد
از اون آپارتمان بيام بيرون

00:14:24.340 --> 00:14:29.500
فقط ميخواستم که وانمود کنم همه چيز خوبه

00:14:32.884 --> 00:14:35.086
ديوونه اي ،
مشکلت چيه؟

00:14:35.087 --> 00:14:38.200
کل .وجودم را اضطراب گرفته بود

00:14:38.201 --> 00:14:41.081
هي!هي،خوشگله

00:14:42.094 --> 00:14:44.100
ميخواستم احساس امنيت کنم

00:14:44.101 --> 00:14:47.941
نميخواستم  که خوابم ببره

00:14:48.546 --> 00:14:53.946
من واقعا احساس يه حس قريب الوقوعي را ميکردم

00:14:57.009 --> 00:15:01.211
اونا رفتن بالا به آپارتمان من
آپارتمان 14

00:15:01.212 --> 00:15:02.980
جاي عاليي اينجا داري

00:15:02.981 --> 00:15:04.081
اوه ،مرسي

00:15:04.082 --> 00:15:05.716
درواقع تازه اومدم اينجا ،خوب

00:15:05.717 --> 00:15:11.122
ديدم که مرده چند قطره از يه بطري را روي

00:15:11.123 --> 00:15:13.758
روي يه دستمال ريخت

00:15:13.759 --> 00:15:16.840
اصلا چرا من...

00:15:16.841 --> 00:15:19.388
اصلا چرا من دارم همه ي اين چيزا را ميبينم ؟
نميفهمم

00:15:19.389 --> 00:15:22.767
آره درواقع من تو مغازه عکاسي کار ميکنم

00:15:22.768 --> 00:15:28.668
و بعدش مثل اين بود که
من دارم يه خواب ديگه ميبينم

00:15:31.442 --> 00:15:32.509
فرار کن،فرار کن

00:15:39.084 --> 00:15:41.225
اونا با هم بلندش کردند و

00:15:41.226 --> 00:15:44.766
بردنش تو ماشين

00:15:45.157 --> 00:15:51.057
اگه کسي هم ديده باشدش اون بيشتر
شبيه بچه هاي مست دانشگاهي بود

00:15:57.903 --> 00:16:02.673
منو ميترسوند چون انگار
مثل واقعيت داره اتفاق ميافته

00:16:02.674 --> 00:16:07.894
مثل اين بود که من داشتم ميديدم
که يه نفر رو واقعا دارند ميبرن

00:16:09.181 --> 00:16:14.281
من سعي ميکردم که اون
را دوباره تو ذهنم بازبيني کنم

00:16:14.820 --> 00:16:18.022
اما يه چيزهايي هم بود که من نميتوستم
توصيحي براش بدم

00:16:18.023 --> 00:16:21.425
اتفاق هاي عجيبي که تو خونه اتفاق ميافتاد

00:16:21.426 --> 00:16:24.762
با چيزهاي کوچيک شروع شد،مثل
جابجا شدن کليد

00:16:24.763 --> 00:16:28.618
ريموت کنترل جابجا ميشد و
تو حموم پيدا ميشد و در آخر

00:16:28.619 --> 00:16:31.568
مثل ،صندلي هاي ناهار خوري تکون ميخوردند

00:16:31.569 --> 00:16:35.439
هيچ کدوم از اينا با عقلم جور درنميومد

00:16:35.440 --> 00:16:39.557
واقعا ديگه به اين فکر ميکردم که
اگه اينا کار حنا نيست

00:16:39.558 --> 00:16:42.258
کار خودمه پس

00:16:43.148 --> 00:16:45.883
که اين کارها را ميکنم

00:16:45.884 --> 00:16:50.420
ميخواستم از اول اين ماجرا شروع کنم و بفهمم
که اين قبلا چه خبر بوده

00:16:50.421 --> 00:16:52.890
اون خيال ميکرد کسي يا چيزي تو خونه هست

00:16:52.891 --> 00:16:55.893
ميدونيد،کسي که وسايلش را جابجا ميکنه
چون که کار من نبود

00:16:55.894 --> 00:17:00.694
شايد کسي سعي ميکنه که توجه منو جلب کنه

00:17:01.532 --> 00:17:04.973
اما نميدونستم که آيا اون
يکي از افراد مجتمع بود

00:17:04.974 --> 00:17:07.974
من نميشناختمش

00:17:08.064 --> 00:17:10.241
به ترک کردن آپارتمان هم فکر کردم

00:17:10.242 --> 00:17:13.731
به هرحال،پول کافي نداشتم که
اثاث کشي کنم

00:17:13.732 --> 00:17:16.046
من هنوزم کار نداشتم

00:17:16.047 --> 00:17:19.107
بايد اونجا ميموندم

00:17:20.185 --> 00:17:24.755
خيلي خسته بودم و ميترسيدم
برم بخوابم

00:17:24.756 --> 00:17:29.226
چون نميخواستم که يه خواب ديگه ببينم

00:17:29.227 --> 00:17:33.547
فکر ميکردم که فقط بيدار بمونم ،بيدار بمونم

00:17:36.101 --> 00:17:37.334
اوه خدا

00:17:37.335 --> 00:17:39.904
خفه شو

00:17:39.905 --> 00:17:43.607
تو خواب دوباره برگشتم با
همون دوتا زوج تو ماشين آبي

00:17:43.608 --> 00:17:45.609
منو کجا ميبريد؟

00:17:45.610 --> 00:17:47.950
بزاريد برم

00:17:49.447 --> 00:17:51.787
ترو خدا

00:17:52.383 --> 00:17:54.331
ترو خدا بزاريد برم

00:17:54.332 --> 00:17:58.292
و اون وسيله ي عجيب را درآورد

00:17:59.724 --> 00:18:01.458
اون وسيله چي بود؟

00:18:01.459 --> 00:18:02.659
نه
سرشو بگير

00:18:03.895 --> 00:18:06.697
اون چيز را روي سرش گذاشت

00:18:06.698 --> 00:18:09.366
الان ساکت ميشه

00:18:09.367 --> 00:18:14.108
ديدن ترس و وحشت تو صورتش بدجور منو ترسوند

00:18:20.178 --> 00:18:24.348
اين از اون کارهاي خشونت آميز تصادفي نبود

00:18:24.349 --> 00:18:26.250
اونا براش برنامه ريزي کرده بودند

00:18:30.655 --> 00:18:32.289
احساس خفه گي ميکردم

00:18:32.290 --> 00:18:34.291
ميخوام از اين جا برم ،ميخوام بيدار بشم

00:18:34.292 --> 00:18:38.552
و نميتونستم ،نميتونستم بيدار بشم

00:18:38.730 --> 00:18:44.630
نميدونستم که کجام ،نميدونستم که اونا کجان
ولي به نظر ميرسيد که خونشون بود

00:18:49.588 --> 00:18:55.348
چيز هاي عجيبي ميديدم ،مثل چيزهايي که
زنجير روشون بود

00:18:55.532 --> 00:18:57.391
اوه ،خدايا،خدايا
ششششششش

00:18:57.392 --> 00:19:00.517
هر چيزي که بود ،من دوست نداشتم اونو ببينم

00:19:03.321 --> 00:19:05.440
اون آويزون شده بود

00:19:05.441 --> 00:19:08.261
من کاري نميکنم

00:19:08.293 --> 00:19:09.459
فقط بزاريد برم

00:19:09.460 --> 00:19:12.263
تو خواب باشي و شاهدش باشي....

00:19:12.264 --> 00:19:13.830
تروخدا بزاريد برم

00:19:13.831 --> 00:19:16.776
و احساسي مثل اينکه
ميخوام کاري بکنم ولي نميتونم

00:19:16.777 --> 00:19:18.905
خيلي درناکه

00:19:18.960 --> 00:19:21.115
پدر و مادرم پولدارن
اونا هرچي بخواييد بهتون ميدن

00:19:21.116 --> 00:19:23.831
تروخدا بزاريد برم،تروخدا ،نه

00:19:23.832 --> 00:19:26.567
بزاريد برم

00:19:28.770 --> 00:19:33.930
زنه دهنش را گذاشت روي بدنش و اونو گاز گرفت

00:19:34.371 --> 00:19:37.675
و چشمهاي دختر نشون ميداد که....

00:19:37.676 --> 00:19:40.316
کمکم کن

00:19:41.212 --> 00:19:43.447
نميتونستم و نميدونستم که بايد چکار کنم

00:19:43.448 --> 00:19:46.350
من مثل يه روح بودم تو خواب

00:19:47.619 --> 00:19:50.259
مامان،بيدار شو

00:19:54.105 --> 00:20:04.105
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:20:07.863 --> 00:20:11.265
اون وحشتناک ترين

00:20:11.266 --> 00:20:14.506
و نفرت انگيزترين چيز که ميشد ديد

00:20:15.094 --> 00:20:16.874
که آدم ،يه آدم

00:20:16.875 --> 00:20:19.785
ديگه را اونطور شکنجه کنه

00:20:19.786 --> 00:20:21.379
اون دختر واسه کسي عزيز بود

00:20:21.380 --> 00:20:24.348
اون دختر بچه ي کسي بود

00:20:26.152 --> 00:20:29.554
اگه اون اتفاق واسه حنا بيافته چي؟

00:20:29.555 --> 00:20:32.823
من طاقت اتفاق ديگه اي را نداشتم

00:20:32.824 --> 00:20:34.959
وايسا

00:20:34.960 --> 00:20:37.609
مامان،نگاه کن
چي؟

00:20:37.610 --> 00:20:40.262
مامان،دوست توست؟
چه دوستي؟

00:20:40.263 --> 00:20:41.662
نميدونستم که در مورد چي حرف ميزنه

00:20:41.663 --> 00:20:43.968
کسي اينجا نيست
اون دقيقا اونجاست

00:20:43.969 --> 00:20:47.029
اطراف را نگاه کردم

00:20:48.039 --> 00:20:50.019
کجا؟

00:20:50.842 --> 00:20:52.743
شايد تو تريسونديش و اونم رفت؟

00:20:52.744 --> 00:20:54.979
حالا بچه ام چيزهايي ميبينه

00:20:54.980 --> 00:20:57.781
حنا،حنا ،اينو ديگه نميتونم تحمل کنم؟

00:20:57.782 --> 00:20:59.334
از خودت درنيار ،باشه؟
ديگه بازي بسه

00:20:59.335 --> 00:21:01.919
با مامانت از اين بازي ها نکن؟
مامان،من از خودم درنميارم

00:21:01.920 --> 00:21:04.860
باشه ،با من بيا

00:21:05.857 --> 00:21:09.427
اون شب،يه خواب ديگه ديدم

00:21:09.428 --> 00:21:11.462
دختره تو حموم بود

00:21:11.463 --> 00:21:12.963
بزار برم
شششش

00:21:12.964 --> 00:21:15.666
تروخدا بايد بزاري من برم
نميتونم اينجا بمونم

00:21:15.667 --> 00:21:17.149
بايد برم خونه

00:21:17.150 --> 00:21:19.237
اون واسه زندگيش التماس ميکرد
تروخدا بزار برم

00:21:19.238 --> 00:21:20.704
تو اون مورد داشت دفاع ميکرد

00:21:20.705 --> 00:21:23.007
اوه خدابا

00:21:23.008 --> 00:21:25.876
اگه ساکت نشي
اون مياد اين جا

00:21:25.877 --> 00:21:28.697
ميشه خفه شي؟

00:21:28.813 --> 00:21:33.313
و ديدم که يه چاقو برداشت و

00:21:33.691 --> 00:21:35.929
و اينطوري گردنش رو گرفت

00:21:35.930 --> 00:21:39.230
و بعدش...

00:21:46.097 --> 00:21:49.637
من خيلي ترسيده بودم و مبهوت موندم

00:21:50.402 --> 00:21:52.503
کمکم کن

00:21:52.504 --> 00:21:57.341
چشماش دقيقا داشت منو نگاه ميکرد ،
اونجا بود که فهميدم داره منو ميبينه

00:21:57.342 --> 00:22:00.778
مطمئنم که اون منو ديد،و منم اونو ديدم

00:22:00.779 --> 00:22:03.381
کمکم کن

00:22:03.382 --> 00:22:05.818
و بعدش يکدفعه اون رفت

00:22:06.696 --> 00:22:10.388
ساعت 3:37 دقيقه ي صبح ،سايه گيرها

00:22:10.389 --> 00:22:12.356
خودشون ميرفتن بالا

00:22:12.357 --> 00:22:16.917
چراغ ها  تو آپارتمان فلش ميزدند

00:22:24.469 --> 00:22:26.683
تلويزيون روشن شد

00:22:26.684 --> 00:22:28.472
با صفحه برفکي

00:22:29.608 --> 00:22:33.644
عروسک هم وسط اتاق داشت داد ميزد

00:22:33.645 --> 00:22:35.313
<font color=#FFFF00>بيا حالا بازي کنيم</c>

00:22:35.314 --> 00:22:36.914
<font color=#FFFF00>بيا بازي کنيم،بيا بازي کنيم</c>

00:22:36.915 --> 00:22:39.850
دستپاچه شده بودم و ديگه نميتونستم ادامه بدم

00:22:44.380 --> 00:22:45.981
در مورد اون،ديگه نميخواستم تنها باشم

00:22:45.982 --> 00:22:49.004
ترسيده بودم ،بعد از يه کابوس

00:22:49.005 --> 00:22:51.320
چيزهاي عجيبي تو خونه اتفاق افتاده بود

00:22:51.321 --> 00:22:55.891
دلم برات تنگ شده بود
اوه ،خوشگل شدي ميستي

00:22:55.892 --> 00:22:57.125
ميستي يه دختر خاصي ـه

00:22:57.126 --> 00:22:59.126
اون درواقع کر هست

00:22:59.126 --> 00:23:00.326
<font color=#FFFF00>تو چاق شدي</c>

00:23:00.396 --> 00:23:01.396
جدي؟

00:23:01.397 --> 00:23:04.633
من سالها ميستي را ميشناسم و
بهش اعتماد دارم

00:23:04.634 --> 00:23:06.234
اون يه دوست خانوادگي بود

00:23:08.434 --> 00:23:10.134
<font color=#FFFF00>وقتي جودي زنگ زد</c>

00:23:11.334 --> 00:23:12.034
<font color=#FFFF00>از مامانم خواست</c>

00:23:12.034 --> 00:23:13.234
<font color=#FFFF00>که آيا من ميتونم برم و از بچه مراقبت کنم</c>

00:23:14.334 --> 00:23:15.034
<font color=#FFFF00>حنا کجاست؟</c>

00:23:15.512 --> 00:23:16.779
حنا؟

00:23:16.780 --> 00:23:18.246
نمـ... نمي ....نميدونم

00:23:19.248 --> 00:23:20.716
ميخواستم يه نفر را اونجا داشته باشم

00:23:20.717 --> 00:23:22.718
سوپرايز

00:23:22.719 --> 00:23:27.790
و اميدوار بودم که تموم شده باشه و
همه ي اونا را به حساب استرس گذاشتم

00:23:27.791 --> 00:23:31.451
اما اون اتفاق نيافتاد

00:23:37.934 --> 00:23:40.970
اوه ميستي ببخشيد
آيا خيلي وقته که منتظري؟

00:23:40.971 --> 00:23:43.451
معذرت ميخوام ،معذرت ميخوام

00:23:43.651 --> 00:23:45.651
<font color=#FFFF00>ما در را باز کرديم</c>

00:23:48.851 --> 00:23:55.851
<font color=#FFFF00>حس کردم کسي داره نگامون ميکنه
يه کسي اين اطراف بود</c>

00:23:57.420 --> 00:23:59.287
صداي عروسک ارني حنا را شنيدم

00:23:59.288 --> 00:24:04.808
حنا،وايسا حنا وايسا
احساس عالي دارم،احساس عالي دارم

00:24:06.396 --> 00:24:08.731
همينجا بمون
<font color=#FFFF00>عروسک :احساس عالي دارم</c>

00:24:08.732 --> 00:24:11.700
احساس نگراني ميکردم .....

00:24:11.701 --> 00:24:13.636
اما نميخواستم که بچه ها را بترسونم

00:24:23.194 --> 00:24:26.286
يه طناب دور گردن ارني بود

00:24:26.287 --> 00:24:27.585
همينجا بمون
واسه ارني چه اتفاقي افتاده؟

00:24:27.586 --> 00:24:30.056
اون با علامت بهم گفت،اون چيه؟

00:24:30.057 --> 00:24:33.360
نميدونم
کسي کليد اينجا را نداره

00:24:33.361 --> 00:24:35.928
اولين باري بود که گفتم
بزار به پليس زنگ بزنم

00:24:35.929 --> 00:24:39.466
تو اون مورد فکر ميکردم
که ميستي شاهد يه چيزي بوده

00:24:39.467 --> 00:24:43.040
حنا هم درمورد دوست خياليش صحبت ميکرد

00:24:43.041 --> 00:24:45.238
چيزي اينجا درست نيست

00:24:45.239 --> 00:24:48.448
کسي اومده تو
من درها و پنجره ها را چک کردم

00:24:48.449 --> 00:24:50.277
اما هيچ علامتي از ورود کسي نبود

00:24:50.278 --> 00:24:52.745
اما ميتونيد کسي را بفرستيد اينحا؟
ما اينجا خيلي نگرانيم

00:24:52.746 --> 00:24:54.714
خانوم ،چيزي هم گم شده؟
نه

00:24:54.715 --> 00:24:58.351
از وقتي که صحنه ي جرم را ديديد
چيزي هم تکون داديد؟

00:24:58.352 --> 00:25:00.820
نه ... آره.....نه

00:25:00.821 --> 00:25:05.175
متوجه هستم. پس کلا به نظر مي رسد تقريبا
همان اتاق مرتب يک دختر عادي است.

00:25:05.176 --> 00:25:06.864
بله ،ولي به جز اينکه يه عروسک
ارني هم هست

00:25:06.865 --> 00:25:10.945
با يه طناب دور گردنش

00:25:10.983 --> 00:25:14.234
خوب ،بهم بگو که اخيرا "برت" کار
مشکوکي انجام نداده <font color=#FFFF00>برت اسم يه عروسکه</c>

00:25:14.235 --> 00:25:16.928
يا المو ؟فکر ميکني که کار المو بوده
<font color=#FFFF00>المو هم اسم يه اعروسکه</c>

00:25:16.929 --> 00:25:19.306
اون خيال کرد که من از
اون خل و چل هايي هستم که

00:25:19.307 --> 00:25:21.641
يه جوراي براي جلب توجه به پليس زنگ ميزنم

00:25:21.642 --> 00:25:23.343
اينجا يه شهر شلوغيه خانوم

00:25:23.344 --> 00:25:29.044
خوب حالا اگه چيز عجيبي دوباره
اتفاق بيافته به کي ميتونم زنگ بزنم

00:25:29.283 --> 00:25:32.852
ميستي يه رويداد مدرسه اي داشت

00:25:32.853 --> 00:25:37.533
اون لازم بود که سر ساعت
شش ايستگاه اتوبوس باشه

00:25:41.695 --> 00:25:47.215
هيچ کدوم از ما نميخواتيم تنها باشيم،چون
خيلي ميترسيديم

00:25:53.307 --> 00:25:54.907
کمکم کن

00:25:56.277 --> 00:25:57.981
خواهش ميکنم

00:26:03.973 --> 00:26:07.976
ما مطمئن شديم که ساعت  را روي
ساعت 5:30 کوک کرديم

00:26:07.977 --> 00:26:13.017
خوب اونميتونست سر ساعت شش به ايستگاه برسه

00:26:19.916 --> 00:26:22.076
کمکم کن

00:26:22.346 --> 00:26:23.812
خواهش ميکنم

00:26:29.812 --> 00:26:32.012
<font color=#FFFF00>ساختمون داشت ميلرزيد
من ديدم که چراغها خاموش و روشن ميشدند </c>

00:26:32.467 --> 00:26:36.781
اونطرفمو نگاه کردم و ديدم که ساعت شش صبحه

00:26:36.782 --> 00:26:38.146
ما ديرمون شده

00:26:38.147 --> 00:26:39.562
همه چيز داشت ديوونه ميشد

00:26:41.598 --> 00:26:43.299
ميگفتم،آيا اين خوابه؟

00:26:43.300 --> 00:26:45.934
آيا تو خواب هستم

00:26:45.935 --> 00:26:47.770
چرا نميتونم از اين خواب بيدار بشم

00:26:49.139 --> 00:26:51.940
عروسک ارني خاموش و روشن ميشد و ميگفت
احساس عاليي دارم،احساس عاليي دارم

00:26:56.179 --> 00:26:59.782
من ميگفتم ،چي ـه؟

00:26:59.783 --> 00:27:02.663
بدو،فقط بدو،برو

00:27:04.162 --> 00:27:07.222
3:37 دقيقه ي صبح

00:27:08.659 --> 00:27:12.082
من فقط ...من فقط با تمام وجودم جيغ زدم

00:27:12.083 --> 00:27:13.638
از خونه ي من برو بيرون

00:27:13.639 --> 00:27:15.186
از خونه ي من برو بيرون

00:27:15.187 --> 00:27:17.800
هر روح شيطاني که تو خونه هست به نام

00:27:17.801 --> 00:27:22.037
مسيح ،برو بيرون
اينجا اصلا جاي تو نيست

00:27:22.038 --> 00:27:24.607
ميخوام از اينجا برم
ميخوام بچه ام در امنيت باشه

00:27:24.608 --> 00:27:26.724
آره ،اون مشکل درست کرده

00:27:26.725 --> 00:27:27.725
آره؛ديدمش

00:27:27.726 --> 00:27:32.377
اونا به من يه آپارتمان ديگه
تو يه مجتمع ديگه پيشنهاد دادن

00:27:32.378 --> 00:27:34.914
در پايين چيکو

00:27:34.915 --> 00:27:38.250
بخشي از توافق نامه اين بود که من

00:27:38.251 --> 00:27:41.731
نبايد در مورد آپارتمان
روح زده با کسي حرف بزنم

00:27:43.423 --> 00:27:47.560
و با خودم ميگفتم هرچي که هست ،من دارم ميرم

00:27:47.561 --> 00:27:53.381
ميخوام از اينجا برم
ميخوام بچه ام در امنيت باشه

00:27:56.802 --> 00:28:01.413
روزي که من مجتمع مسکوني والنات
گاردن را ترک کردم زندگيم تغيير کرد

00:28:03.947 --> 00:28:06.612
من و حنا هيجان زده بوديم

00:28:06.613 --> 00:28:07.998
خوشحال بوديم

00:28:07.999 --> 00:28:11.984
يه کار پيدا کردم و با
يه مرد عالي هم آشنا شدم

00:28:11.985 --> 00:28:13.418
اسمش جوئل هست

00:28:13.419 --> 00:28:16.555
اجراي من خوب بود ولي
دختر ها خوب نبودند

00:28:17.557 --> 00:28:20.993
ما با هم وقتمون را ميگذرونديم
و لذت ميبرديم و متقابلا اونم

00:28:20.994 --> 00:28:22.739
هواي بچه هاي من را داشت

00:28:22.740 --> 00:28:24.514
خيلي خوب ،بزار ببينم چکار ميتوني بکني
برو ،برو

00:28:24.515 --> 00:28:27.020
وووو،حنا بگيرش

00:28:27.021 --> 00:28:32.537
جوئل با خودش ثبات و
خوشحالي را به زندگي من آورد

00:28:32.538 --> 00:28:37.109
ميخواستم هر چيزي کوچکي درمورد اون
آپارتمان روح زده را پشت سرم بزارم

00:28:37.110 --> 00:28:40.650
و کاملا  زندگيمو به جلو پيش ببرم

00:28:44.584 --> 00:28:46.860
يه بار ،يه خواب اونو ديدم

00:28:46.861 --> 00:28:48.228
ازش نميترسيدم

00:28:48.229 --> 00:28:50.527
چون فکر ميکردم که اون
يکي از دوست هاي مامانم

00:28:50.528 --> 00:28:52.224
و اون مثل اينکه آروم بود

00:28:54.794 --> 00:28:58.664
من احساسم اينطور بود که ميتونم
باهاش بعضي موقع ها حرف بزنم

00:28:58.665 --> 00:29:01.934
اون گفته بود که اسمش مارليز
اما من مايليز صداش ميکردم

00:29:01.935 --> 00:29:03.491
فکر کنم به خاطر اين بود
که نميتونستم تلفظش کنم

00:29:10.409 --> 00:29:13.144
چه اتفاقي واسه گردنت افتاده؟

00:29:13.145 --> 00:29:15.905
نترس

00:29:16.779 --> 00:29:18.819
.خواهش ميکنم

00:29:25.753 --> 00:29:28.961
يه روز حنا و پسر ايدي داشتند نقاشي ميکردند

00:29:28.962 --> 00:29:30.595
اون به نظر ميرسه که کاملا....

00:29:30.596 --> 00:29:33.201
نه اما اونم همين جوري بود
فقط يه کمي فرق داشت

00:29:33.202 --> 00:29:36.081
يکدفعه نقاشيشو ديدم

00:29:36.082 --> 00:29:38.270
يه نقاشي شگفت انگيز بود

00:29:38.271 --> 00:29:40.139
يه جوراي منو شوکه کرد

00:29:40.140 --> 00:29:42.274
حنا اين چيه؟

00:29:42.275 --> 00:29:43.709
اين دختره کيه؟

00:29:43.710 --> 00:29:48.630
دوستمه مامان
دوست تو هم هست

00:29:48.648 --> 00:29:51.650
حنا اين همون دختريه که تو
،توي آينه آپارتمان ميديدي؟

00:29:51.651 --> 00:29:56.331
بهش گفتم اسمش مايليز ،فرشته ي منه

00:29:57.456 --> 00:29:59.058
حنا،اين چيه؟

00:29:59.059 --> 00:30:01.160
اونا آدمايي هستند که اونو اذيت کردند

00:30:01.161 --> 00:30:06.799
من اونو آويزون نقاشي کرده بودم و
روي صورتش هم اشک کشيده بودم

00:30:06.800 --> 00:30:09.434
کجا اينو ديدي؟

00:30:09.435 --> 00:30:13.157
نميخواستم که بچه ام همون تجربه اي که من

00:30:13.158 --> 00:30:16.709
تو خوابهام داشتم ،داشته باشه؟

00:30:16.710 --> 00:30:19.050
اشکال نداره

00:30:19.779 --> 00:30:23.248
باشه ،چرا اون مداد شمعي آبي ـت را
برنميداري و اون نقاشي را تموم کني؟

00:30:23.249 --> 00:30:24.516
حالت خوبه؟

00:30:24.517 --> 00:30:28.537
اون همه ي خاطرات را برگردوند

00:30:36.562 --> 00:30:39.598
يه دختر بود،اون ناپديد شد

00:30:39.599 --> 00:30:41.866
اون تو آپارتمان ناپديد شد

00:30:41.867 --> 00:30:46.805
وقتي اولين باري که به من گقت
من نميدونستم که بايد چکار کنم

00:30:46.806 --> 00:30:49.407
فکر ميکني که من ديوونه ام ،مگه نه؟
نه

00:30:49.408 --> 00:30:51.409
باورم ميکني؟
آره

00:30:52.612 --> 00:30:54.766
ميتونم ببيبنم که چقدر روت تاثير گذاشته

00:30:54.767 --> 00:30:56.749
من نشونه هاشو احساس کردم

00:30:56.750 --> 00:31:00.619
من احساس کردم که اتفاقي اينجا افتاده
که ميخواد برملا بشه

00:31:00.620 --> 00:31:02.143
و ...

00:31:02.144 --> 00:31:04.155
او  .....

00:31:04.156 --> 00:31:06.838
صداي داستان بود

00:31:06.839 --> 00:31:10.095
نميخوام که اين چيزا دوباره دنبالم ببياد

00:31:10.096 --> 00:31:11.930
خوب ما رفتيم تو کتابخانه

00:31:11.931 --> 00:31:17.051
و ما داشتيم تمام کپي هاي
روزنامه محلي را بررسي ميکرديم

00:31:17.052 --> 00:31:19.138
به نام چيکو

00:31:19.139 --> 00:31:20.590
ميرم اينو بررسي کنم ،برميگردم

00:31:20.591 --> 00:31:23.175
حتي نميدونستم که داريم دنبال چي ميگرديم

00:31:23.176 --> 00:31:27.990
ما ساعت ها و ساعت ها جست و جو کرديم
و يه کمي هم دلسرد شديم

00:31:27.991 --> 00:31:29.648
چون چيز زيادي پيدا نکرديم

00:31:29.649 --> 00:31:33.010
مثل اين بود که تو انبار
کاه دنبال سوزن بگردي

00:31:33.011 --> 00:31:34.887
سوم فوريه 1976

00:31:34.888 --> 00:31:38.390
و آخر جوئل يه خبر کوچيک پيدا کرد

00:31:38.391 --> 00:31:41.894
که ميگفت دختر محلي ناپديد شده

00:31:41.895 --> 00:31:43.762
دختر تو چيکو در کاليفرنيا ناپديد شده

00:31:43.763 --> 00:31:47.919
و بعدش ميگفت که ناپديد شده تو

00:31:47.920 --> 00:31:50.440
خيابان پارمس

00:31:50.513 --> 00:31:53.213
مجتمع والنات

00:31:53.439 --> 00:31:55.899
آپارتمان 14

00:31:56.111 --> 00:31:59.891
همون آپارتماني که من توش زندگي ميکردم

00:32:05.099 --> 00:32:08.819
دقيقا بالاش هم يه عکس بود

00:32:10.405 --> 00:32:13.833
سريعا شناختمش

00:32:13.834 --> 00:32:15.742
همون دختري بود که حنا ميديدش

00:32:15.743 --> 00:32:18.345
همون دختري بود که خوابش را ميديدم

00:32:18.346 --> 00:32:21.826
اون اتفاقها واقعي بودند

00:32:22.384 --> 00:32:24.685
واقعا يه دختري گم شده

00:32:24.686 --> 00:32:25.719
خودشه

00:32:25.720 --> 00:32:28.288
سرانجام ،من يه اسم پيدا کردم

00:32:28.289 --> 00:32:30.929
ماري اسپنکي

00:32:34.295 --> 00:32:39.733
بعد از اون که اون خبر را
خوندم ،خواب هاي بيشتري ديدم

00:32:41.703 --> 00:32:44.012
دو نفر را ديدم

00:32:44.013 --> 00:32:48.993
بدن ماري را پشت ماشينشون ميزارن

00:32:51.544 --> 00:32:54.604
اون مرده بود

00:32:54.982 --> 00:32:57.777
يه حسي هي بهم گوش زد ميکرد ،ميدونيد چي؟

00:32:57.778 --> 00:33:00.363
تو بايد گوش کني و
تو بايد دنبال اين باشي

00:33:00.364 --> 00:33:04.958
و تحقيق کني و ببيني که واقعا چي بوده

00:33:04.959 --> 00:33:06.125
و اونا اونو بردن به....

00:33:06.126 --> 00:33:11.398
من يه قرار ملاقات با گزارش
جنايت روزنامه ي محلي گذاشتم

00:33:11.399 --> 00:33:13.433
اين اصلا غير عادي نيست که مردم براي

00:33:13.434 --> 00:33:16.370
کسب اطلاعات درمورد
پرونده هاي جنايي تماس بگيرند

00:33:16.371 --> 00:33:17.738
و اونو آويزون کردن

00:33:17.739 --> 00:33:19.873
اون ديوونه نبود

00:33:19.874 --> 00:33:24.043
اون يه کم بي حال بود
شايد به خاطر اينکه ناراحت بود

00:33:24.044 --> 00:33:26.664
اون شروع کرد به جيغ
زدن و همينطور ادامه ميداد

00:33:26.665 --> 00:33:28.849
من و جودي با نگارني به
هم نگاه ميکرديم ،ميدوني؟

00:33:28.850 --> 00:33:29.883
باشه ،حالا چي؟

00:33:29.884 --> 00:33:31.685
و اون به ما تيکه هاي کاغذ نشون داد

00:33:31.686 --> 00:33:35.955
مورد اسپنيک در ارتباط با
موردي بود که خبرساز ملي شد

00:33:35.956 --> 00:33:39.559
که به اون مورد ميگفتند دختر در جعبه

00:33:39.560 --> 00:33:45.460
يه زوج به نام کامرون وجکي
يه زن را تو ردبالف دزديده بودند

00:33:45.466 --> 00:33:47.100
به نام کولين استن

00:33:47.101 --> 00:33:51.505
اونا بدنش را زيرتختش ــشون
براي هفت سال نگه داشته بودند

00:33:51.506 --> 00:33:54.775
از اون به هر روشي سو استفاده شده بود

00:33:54.776 --> 00:33:58.344
اما سرانجام اون آزاد شد و پليس هم آوردشون

00:33:58.345 --> 00:34:01.849
آيا عکسي از اونا داريد؟

00:34:01.850 --> 00:34:06.986
وقتي عکس را نشون حودي دادم عکس العملش مثل
عکس العمل

00:34:06.987 --> 00:34:10.142
يکي از اعضاي خانواده
بود وقتي که من تو گذشته

00:34:10.143 --> 00:34:14.823
درمورد چيزهاي وحشتناکي
که اتفاق افتاده بود گفتم

00:34:14.862 --> 00:34:18.124
خودشون بودن سياه و سفيد

00:34:18.125 --> 00:34:20.434
آدم هاي واقعي

00:34:20.435 --> 00:34:22.869
يه ترسي تو چشماش ديدم

00:34:22.870 --> 00:34:26.116
اون بيشترين پريشاني
بود که من تو قيافه اش ديدم

00:34:26.117 --> 00:34:27.641
خوب پس اونا اون زوج را گرفتن

00:34:27.642 --> 00:34:29.509
آره ،يه محاکمه ي بزرگ بود

00:34:29.510 --> 00:34:33.916
و زنش سريعا ، شهادت عليه شوهرش را قبول کرد

00:34:33.917 --> 00:34:36.015
اون با پليس يه مصاحبه طولاني داشت که

00:34:36.016 --> 00:34:38.940
به چيزي که اتفاق افتاده اشاره ميکرد

00:34:38.941 --> 00:34:41.725
يه سال قبل اونا يه دختر
مو خرمايي را گرفته بودند

00:34:41.726 --> 00:34:45.158
جايي که يه زن را از خيابون دزديده بودند

00:34:45.159 --> 00:34:46.927
آيا ماري؟

00:34:46.928 --> 00:34:52.380
جنيس به پليس گفت که اون فردي
که اونا دزديده بودند ماري اسپنيک

00:34:52.381 --> 00:34:56.664
اونو برده بودن خونشون و شکنجه اش دادن

00:34:56.665 --> 00:34:58.939
شواهد کمي وجود داشت

00:34:58.940 --> 00:35:02.943
و شهادت زن  اما
اثبات نشد

00:35:02.944 --> 00:35:06.544
هيچوقت هيچ بدني پيدا نشد

00:35:07.087 --> 00:35:09.449
خوب حالا برام معني پيدا کرد

00:35:09.450 --> 00:35:12.793
ماري اسپنيک هست که عدالت را ميخواد ...

00:35:12.794 --> 00:35:16.623
و  تو خوابهام با من ارتباط برقرارميکنه

00:35:22.930 --> 00:35:25.030
35. 76.

00:35:25.497 --> 00:35:27.439
عددها را ميشنيدم

00:35:27.440 --> 00:35:29.470
35. 76.

00:35:29.471 --> 00:35:31.511
35.76.

00:35:39.997 --> 00:35:43.657
حالا فهميدم ،حالا فهميدم

00:35:43.847 --> 00:35:47.507
خواب يه جايي را ميديدم

00:35:49.590 --> 00:35:53.693
احساس ميکردم که خيلي
مهمه که اون را به پليس بگه

00:35:53.694 --> 00:35:59.214
و واکنشش اينجور بود که
اونا باورشون نميشه

00:35:59.500 --> 00:36:03.937
زنگ زدم چون من يه اطلاعاتي
در مورد پرونده ي ماري دارم

00:36:03.938 --> 00:36:07.073
اون يه دختريه که تو سال 1976 در چيکو گم شده

00:36:07.074 --> 00:36:08.668
ميدونم که به نظر عجيب مياد

00:36:08.669 --> 00:36:12.618
و اون گفت،جودي چرا امروز زنگ زدي؟

00:36:12.619 --> 00:36:15.549
ميتوني بهم بگي که چرا الان زنگ زدي؟

00:36:15.550 --> 00:36:19.152
من يه حس شديد داشتم که بايد به تو زنگ بزنم

00:36:19.153 --> 00:36:20.820
تو منو ترسوندي

00:36:20.821 --> 00:36:22.589
من نميتونم جزيات بيشتري بهت بدم

00:36:22.590 --> 00:36:25.358
و ما الان وسط انجام دادن کاري هستيم

00:36:25.359 --> 00:36:27.226
در مورد اين پرونده

00:36:27.227 --> 00:36:30.317
واقعا؟
خيلي وقته

00:36:30.318 --> 00:36:34.167
همون روز اونا کارگاه مسئول را فرستادند

00:36:34.168 --> 00:36:35.963
و براي چند ساعت با من مصاحبه کردند

00:36:35.964 --> 00:36:39.672
از ظاهر کامرون چيزي  ياد تو مونده؟

00:36:39.673 --> 00:36:40.799
آره،کمربندشه

00:36:40.800 --> 00:36:42.287
کل جزئيات

00:36:42.288 --> 00:36:45.749
روي سگک کمربندشم حرف اچ بود

00:36:45.750 --> 00:36:48.247
چيزهايي که تو خواب ديدم

00:36:48.248 --> 00:36:50.283
آره ،دقيقا خودشه

00:36:50.284 --> 00:36:56.184
پليس نميتونست هر چيزي را تاييد کنه
چون اون پرونده هنوز باز بود

00:36:56.186 --> 00:37:00.386
اوان ازم پرسيدن خوب اون عدد 3576 چيه؟

00:37:00.436 --> 00:37:05.322
من فکر ميکنم که اين مختصات جايي
هست که ماري را اونجا دفن کردن

00:37:05.323 --> 00:37:10.226
داشتم نااميد ميشدم ،چون
فقط ميخواستم يه چير تاييد بشه

00:37:10.227 --> 00:37:14.531
يه چيز که در حوزه ي عمومي نبود

00:37:14.532 --> 00:37:17.404
فقط به خاطر سلامت عقل خودم

00:37:17.405 --> 00:37:21.681
خوب من با يه خبرنگار محقق تماس پيدا کردم

00:37:21.682 --> 00:37:26.419
خوب ماري همه ي اين
نشونه ها را براي کمک و حل

00:37:26.420 --> 00:37:29.369
مساله ي ناپديد شدنش

00:37:29.370 --> 00:37:30.452
ار اون دنيا به تو داده؟

00:37:30.452 --> 00:37:31.854
به کمکت احتياج دارم

00:37:31.855 --> 00:37:33.322
چيزهاي بيشتري درموردش هست من فقط...

00:37:33.323 --> 00:37:35.054
هنوز متوجه نميشم

00:37:35.103 --> 00:37:37.237
وقتي به کلانتري بالف رفتم

00:37:37.238 --> 00:37:42.343
اونا نميخواستم درمورد ناپديد
شدن ماري با من صحبت کنن

00:37:42.344 --> 00:37:46.547
اما من ميتونستم که برم
فايل هاي اونا را بررسي کنم

00:37:46.548 --> 00:37:50.551
چون اونا يه فايل در مورد گمشدن اون داشتن

00:37:50.552 --> 00:37:53.122
اونا درمورد مصاحبه هايي با مردمي بود که

00:37:53.123 --> 00:37:56.724
با ماري زندگي کرده بودند ،کارکرده بودند

00:37:56.725 --> 00:38:00.145
و دوست پسرش اون موقع

00:38:02.364 --> 00:38:07.034
و بعدش فايل شهادت دادن تنيس هوکر بود

00:38:07.035 --> 00:38:10.805
ميخواستم چيزي پيدا کنم که
جودي نميتونسته بهش دست پيدا کنه

00:38:10.806 --> 00:38:15.876
تا به وسيله ي اون بخواد به من و کسي
ديگه اي بگه که خوابهاش واقعي هستند

00:38:15.877 --> 00:38:20.147
چيزي که اون نميتونسته
تو کتابها يا مجله خونده باشه

00:38:20.148 --> 00:38:24.452
آخراي ماه ژانويه سال 1976 ما
داشتيم تو چيکو رانندگي ميکرديم

00:38:24.453 --> 00:38:28.856
وقتي که کامرون يه زن را
شناسايي کرد که داشت قدم ميزد

00:38:28.857 --> 00:38:31.359
ما وايساديم و بهش پيشنهاد کرديم که سوار بشه

00:38:31.360 --> 00:38:32.693
خيلي خوشگلي

00:38:32.694 --> 00:38:35.696
کامرون به سختي اونو ساکتش کرد

00:38:36.698 --> 00:38:39.299
خيلي سروصدا ميکرد

00:38:39.300 --> 00:38:41.535
خواهش ميکنم بزاريد برم

00:38:42.871 --> 00:38:46.206
بعد از اين که اون شکنجه شد ،اونو
آورده بوديم طبقه ي بالا تو دست شويي

00:38:46.207 --> 00:38:48.275
آخر پيداش کردم

00:38:48.276 --> 00:38:50.972
اونو آورده بوديم طبقه ي بالا تو دست شويي

00:38:50.973 --> 00:38:54.482
قسمتي از اطلاعاتي که من دنبالش بودم

00:38:54.483 --> 00:38:58.519
کامرون تصميم گرفت تارهاي صوتيشو قطع کنه

00:38:58.520 --> 00:39:01.387
اون از يه چاقو استفاده کرد
تا از جيغ زدنش جلو گيري کنه

00:39:01.388 --> 00:39:03.891
اين داستان جودي را تاييد ميکرد

00:39:03.892 --> 00:39:05.926
اونا گلوشو مثل اون بريدن

00:39:05.927 --> 00:39:09.296
اون همه ي اين جزئيات را به خوبي توصيف کرد

00:39:09.297 --> 00:39:13.768
مرديت خاک شده تو اعتراف
هاي جنيس هوکر پيدا شده بود

00:39:13.769 --> 00:39:18.006
جزئيات براي عموم نشان داده نشده بود

00:39:18.007 --> 00:39:23.610
به عنوان روزنامه نگار،اين
همون چيزيه که ما دنبالش هستيم

00:39:23.611 --> 00:39:26.013
ووو،من احساس ميکنم به عدالت رسيدم

00:39:26.014 --> 00:39:29.348
احساس ميکنم که حالا

00:39:29.349 --> 00:39:31.329
اثبات شد

00:39:32.686 --> 00:39:35.400
اين قسمت بزرگي از زندگيم بوده

00:39:35.401 --> 00:39:38.592
زندگي حنا،زندگي دوستام

00:39:38.593 --> 00:39:41.507
من اعتقاد دارم که سالها ست

00:39:41.508 --> 00:39:44.398
ماري اسپکين بوده که

00:39:44.399 --> 00:39:50.099
ميخواسته عدالت برقرار بشه و با
من ارتباط برقرار کرده