﻿WEBVTT

00:00:09.169 --> 00:00:14.107
مثل رسيدن به آرزوم بود که از هيچ چيز

00:00:14.132 --> 00:00:17.367
خونه ي به اين بزرگي بسازم

00:00:21.645 --> 00:00:26.710
من با صداهايي که فکر کردم
صداي پا، از خواب بيدار شدم

00:00:28.713 --> 00:00:30.280
کي اونجاست؟

00:00:31.915 --> 00:00:34.384
يه چيزي دوربين را قاپيد

00:00:34.385 --> 00:00:39.725
هرچيزي که بود اون دقيقا روبروي من بود

00:00:40.358 --> 00:00:43.826
چطور ميتونه تو خونه من روح وجود داشته باشه؟
اون خونه نوساز بود

00:00:45.162 --> 00:00:48.632
اون اينجاست کدوم آدم
لعنتي تو اين خونه با منه؟

00:00:48.633 --> 00:00:51.167
تو هستي،شارون؟

00:00:55.506 --> 00:00:58.626
دست همو ول نکنيد

00:00:59.971 --> 00:01:17.971
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:17.995 --> 00:01:21.264
برگرديم به سال 2002 من به عنوان
گاراگاه خصوصي کار ميکردم

00:01:21.265 --> 00:01:27.165
کارم جست و جوي دارايي ،پيدا
کردن اثار و پيدا کردن افراد گم شده بود

00:01:27.871 --> 00:01:30.019
اما من يه جورايي از پيدا
کردن چيزها خسته شده بودم

00:01:30.020 --> 00:01:33.242
اگر مردها به زنهاشون خيانت ميکردند

00:01:33.243 --> 00:01:39.015
من از خستگي شغلي زيادي رنج ميبردم
و بايد يه کار متفاوتي انجام ميدادم

00:01:39.016 --> 00:01:42.319
هميشه يکي از روياهام بوده
که يه خونه با پدرم بسازم

00:01:42.320 --> 00:01:44.217
پدرم يک سازنده بود

00:01:44.218 --> 00:01:47.089
و از زمان بچگيم اون هميشه خونه ميساخت

00:01:47.090 --> 00:01:52.990
و اون خونه اي که من توش به دنيا اومدم و
بزرگ شدم خونه اي بود که اون ساخته بود

00:01:54.432 --> 00:01:58.368
اون اين زمين را تو قسمت طبقه
بندي شده ي لس آنجلس پيدا کرد

00:01:58.369 --> 00:02:02.806
و اون گفت مسخره
است ،ديويد،40 هزار دلار

00:02:02.807 --> 00:02:05.168
و من ميگم ،40 هزارتا واسه يه زمين؟

00:02:05.169 --> 00:02:08.411
کجاست اين زمين،وسط...وسط ناکجا آباد؟

00:02:08.412 --> 00:02:12.014
و اون ادامه داد، نه، اون
بالاي تپه ي بِولري ست

00:02:12.015 --> 00:02:15.227
فکر ميکردم که غير ممکنه 40 هزارتا؟

00:02:15.228 --> 00:02:19.689
زمين هاي اين منطقه نيم
ميليون دلار يا بيشتر قيمت دارند

00:02:19.690 --> 00:02:23.827
$40,000? باور کن

00:02:23.828 --> 00:02:30.291
<font color=#FFFFFF>ادامه داد اين آدرسشه دات
دات دات سيلو درايو</c> اينجاست

00:02:32.069 --> 00:02:35.069
گفتم اينه!

00:02:36.374 --> 00:02:38.341
ميدونيد، جاي عاليي بود، بالاي تپه

00:02:38.342 --> 00:02:41.586
مثل جايي بود که بزرگ شده بودم
تو طبيعت بود

00:02:41.587 --> 00:02:45.281
خوب از جاش خوشم اومد

00:02:45.282 --> 00:02:51.182
اون موقع بي اراده چشمم
به انتهاي خيابون خورد

00:02:51.589 --> 00:02:57.489
با خودم فکر ميکردم که
کجا اسم سيلو درايو را شنيدم؟

00:03:00.931 --> 00:03:04.667
اما مصمم بودم که پيشنهادشو
قبول کنم و اين خونه را بسازم

00:03:08.867 --> 00:03:10.867
سه سال بعد

00:03:19.650 --> 00:03:24.337
يکي از آرزوهام اتفاق افتاد
و ساختن يه خونه ي بزرگ از

00:03:24.338 --> 00:03:29.091
از هيچ چيز که با
پدرم ساختم يه حسي از

00:03:29.092 --> 00:03:31.852
دستيابي به آرزوها بود

00:03:33.937 --> 00:03:36.499
تصميم گرفتم که يه مهموني
واسه خونه ي جديدم بگيرم

00:03:40.037 --> 00:03:42.639
مهموني را دوست دارم و دوست
دارم که رفيقام بيان با هم باشيم

00:04:08.205 --> 00:04:14.675
صداي در زدن شنيدم براي
چند ساعت انتظار کسي را نداشتم

00:04:33.457 --> 00:04:36.697
کسي اونجا نبود

00:04:39.864 --> 00:04:44.200
رفتم بيرون و بالا و پايين جاده را نگاه کردم

00:04:56.186 --> 00:04:59.916
هيچ احدي اونجا نبود
هي ماشيني نبود ،ساکت و خالي بود

00:04:59.917 --> 00:05:02.677
هيچ چيز نبود

00:05:08.325 --> 00:05:12.785
حدود 50 -60 تا آدم اونجا تو مهموني بودند و

00:05:12.786 --> 00:05:15.480
نوشيدني و چيزهاي ديگه ميخوردند

00:05:18.368 --> 00:05:22.204
هي! هي ،حالتون چطوره؟
خوشحالم ميبينمت منم همينطور

00:05:22.205 --> 00:05:26.409
بوس ،بوس مهموني عالي
بود ،مهمونا عالي بودند

00:05:26.410 --> 00:05:29.017
ميدونيد هميشه ميگم که ميشه مردم را براساس

00:05:29.018 --> 00:05:31.447
دوستاشون و مهموني که ميگيرن قضاوت کني

00:05:31.448 --> 00:05:34.551
و اون مهموني فقط پر از آدم هاي باحال بود

00:05:36.687 --> 00:05:39.288
خونه زيبا بود و من تحت تاثيرش قرار گرفتم

00:05:39.289 --> 00:05:41.558
باورم نميشد که اون خونه را ساخته

00:05:41.559 --> 00:05:46.059
اين خونه عاليه
ممنون ،ممنون

00:05:47.397 --> 00:05:51.834
اون خيلي مهمون نواز بود و سياست باز گذاشتن
درها را داشت وقتي ميومدي تو، احساس راحتي ميکردي

00:05:51.835 --> 00:05:57.735
فکر کنم که گفته بود
به عنوان غريبه بيا تو،به عنوان دوست برو

00:05:59.910 --> 00:06:02.178
رفتم تو آشپزخونه

00:06:23.801 --> 00:06:28.001
يه چيزي توجه منو جلب کرد

00:06:33.677 --> 00:06:37.413
کاملا نميتونستم ببينم کيه؟
فقط يه مرد با موهاي سياه بود

00:06:37.414 --> 00:06:40.583
و سعي ميکردم بفهمم که....
آدم هاي زيادي را تو مهموني ميشناختم

00:06:40.584 --> 00:06:45.624
بايد ميدونستم ، اون کي بود که رد شد

00:06:51.428 --> 00:06:56.168
اما اون اصلا با عقلم جور درنميومد

00:06:57.101 --> 00:07:02.294
اون پنجره حدود 20 تا30 فوت
از زمين فاصله داست

00:07:02.295 --> 00:07:08.195
غير ممکنه واسه کسي که بتونه
اينجوري کنار پنجره راه بره

00:07:18.522 --> 00:07:21.546
آخراي اون شب، تو مهموني همه
بالا جمع شده بوديم وجشن گرفته بوديم

00:07:21.547 --> 00:07:25.327
جف نزديک آشپزخونه بود

00:07:34.390 --> 00:07:42.805
يه ليوان شراب از بار پرت
شد بيرون ديدم که بيرون پرت شد

00:07:47.054 --> 00:07:52.954
و هيچ چيزي اونجا نبود
هيچ کسي اونجا تو آشپزخونه نبود

00:07:55.583 --> 00:08:01.602
در خصوص اون ،حداقلش
يخوايي بگي اولش نگران کننده بود

00:08:08.646 --> 00:08:13.077
از طريق يه دوست با ديويد آشنا شدم
و اولين باري که ديدمش

00:08:13.078 --> 00:08:16.074
يه جورايي شيفته اش شدم خسته شدم

00:08:17.399 --> 00:08:19.749
آره؟
آره، ميخوام برم بالا

00:08:19.750 --> 00:08:23.319
منظورم اينه خوش قيافه بود و داراي
شخصيت قوي و پرجنب وجوش بود

00:08:23.320 --> 00:08:26.518
تو هم ميايي بالا؟ نه ،ميخوام
مستند لاکپشتها را نگاه کنم

00:08:29.251 --> 00:08:32.995
بالا ميبينمت
باشه، شب بخير

00:08:32.996 --> 00:08:36.199
تصميم گرفتم که يه کم زودتر برم بخوابم
صبح روز بعدش بايد زود بيدار ميشدم

00:09:08.331 --> 00:09:11.960
يه کمي بعدش
تو حالت خواب و بيدار بودم

00:09:11.961 --> 00:09:16.221
ميدونيد تو اون لحظه تقريبا خواب بودم

00:09:23.147 --> 00:09:26.327
شنيدم در باز شد

00:09:36.093 --> 00:09:39.333
خيال کردم ديويد ـه

00:09:40.130 --> 00:09:46.932
ديويد؟ و اون هيچ
چيزي نگفت که عجيب بود

00:09:56.446 --> 00:09:59.686
يه کسي اونجا بود

00:10:01.382 --> 00:10:08.435
و بعدش ...اونا....اون
رفت واقعا ترسناک بود

00:10:12.462 --> 00:10:16.299
تو همين الان بالا بودي؟
تو همين الان بالا بودي؟

00:10:16.300 --> 00:10:20.362
نه ،چرا؟ من يه
چيزي يا کسي را ديدم

00:10:20.363 --> 00:10:22.846
نميفهميدم قضيه چيه
يالا، بشين ،کجا؟

00:10:22.847 --> 00:10:26.160
يه چيزي  داره اينجا اتافق ميافته
و من مطمئن نيستم که بودنم چي هست

00:10:26.161 --> 00:10:27.810
هيچ چيزي اونجا وجود نداره

00:10:27.811 --> 00:10:31.113
اون به نظر ميرسيد که تحت تاثير
چيزي که گفتم قرار گرفت

00:10:31.114 --> 00:10:33.814
اذيتش ميکرد

00:10:36.619 --> 00:10:40.056
به عنوان يه کارگاه خصوصي
بودن ،واسم مهم بود که بفهمم چه خبره

00:10:40.057 --> 00:10:41.518
اينبار کارم نبود

00:10:41.519 --> 00:10:46.628
اين چيزي بود که ....همينطور قديمي ها ميگن
اين يه مساله شخصيه

00:10:46.629 --> 00:10:51.969
بايد ميفهميدم که تو خونه ام چه خبره

00:10:53.636 --> 00:10:55.437
خوب يه سري تحقيقات انجام دادم

00:10:55.438 --> 00:10:58.579
خوب من شروع کردم به
گشتم تو روزنامه هاي قديمي

00:10:58.580 --> 00:11:03.645
تا ببينم که چيزي هست تا بتونه جوابي بهم بده

00:11:03.646 --> 00:11:09.546
من مقالاتي درمورد قتل
و چيزهاي ديگه را خوندم

00:11:12.189 --> 00:11:18.089
و بعدش به يه مقاله رسيدم
که بدجور منو سوپرايز کرد

00:11:23.000 --> 00:11:26.540
و بعدش به فکرم رسيد

00:11:28.372 --> 00:11:32.534
در حقيقت سيلو درايو اسم يه خيابون بود

00:11:32.535 --> 00:11:38.435
جايي که جنايات چارلي منسون به
وقوع پيوسته بود حدود سي سال پيش

00:11:43.329 --> 00:11:49.229
فهميدم که جايي که من زندگي ميکنم نزديک به
مکاني هست که اون قتلهاي وحشتناک رخ داده

00:11:50.860 --> 00:11:53.963
اما جنايات منسون چه ربطي به خونه ي من داشت؟

00:11:53.964 --> 00:11:57.699
منظورم اينه که من چهار خونه پايين تر از
خيابوني هستم جايي که قتلها اتفاق افتاده بود

00:11:57.700 --> 00:12:01.689
خونه در سال 1992 خراب
شده بود خونه من نوسازه

00:12:01.690 --> 00:12:03.943
اصلا ارتباط فيزيکي بين جايي که

00:12:03.944 --> 00:12:08.204
خونه من بود با اين قتلهايي
که اتفاق افتاده بود ،نبود

00:12:20.617 --> 00:12:22.950
اون شب من دوستم جف و کشمير را دعوت کردم

00:12:22.951 --> 00:12:25.637
تا بيان و يه فيلم را تو اتاف فيلم ببينن

00:12:29.766 --> 00:12:31.621
معلوم شد که فيلم سياره ي ميمون هاست

00:12:31.622 --> 00:12:34.255
که من ميليون ها بار ديدمش
اما اهميتي نداشت

00:12:34.256 --> 00:12:40.156
فقط ديدنش توي خونه ي يکي ديگه، اونم
روي صفحه ي بزرگ بشيني روي مبل،عاليه

00:12:52.489 --> 00:12:55.691
صداهايي از دستگاه مخابره شنيديم

00:13:21.818 --> 00:13:26.732
کسي اونجاست؟ ديويد رفت

00:13:26.733 --> 00:13:32.633
به سمت دستگاه مخابره تا جوابشونو بده
اما اونا جوابشو ندادن

00:13:34.197 --> 00:13:39.237
اونا آروم و دائم صحبت ميکردند

00:13:39.269 --> 00:13:42.905
نميتونستم بفهمم که چي ميگن
طوري که اونا صحبت ميکردند انگار

00:13:42.906 --> 00:13:45.207
با خودشون حرف ميزدند
بيشتر از يک نفر بودند

00:13:47.010 --> 00:13:52.607
سيستم مخابره سراسر خونه
را در بر داشت کي اونجاست؟

00:13:52.715 --> 00:13:57.455
بايد داخل خونه باشي تا ازش استفاده کني

00:14:02.125 --> 00:14:07.985
خوب هرچيزي که بود داخل
خونه بود ز زي زير زيرن زيرنو

00:14:07.985 --> 00:14:08.241
زيرنوي

00:14:20.064 --> 00:14:25.104
شما اينجا باشيد من ميرم ببينم چيه

00:14:39.862 --> 00:14:43.264
خيلي آروم از پله ها ميرفتم

00:14:49.004 --> 00:14:52.641
دنبال کسي ميگشتم،
نميدونستم کيه ،نميدونستم چيه

00:14:52.642 --> 00:14:58.542
اما يه کسي تو خونه بود ،اگه بخوام
باهاتون صادق باشم در حد مرگ ترسيده بودم

00:15:21.670 --> 00:15:26.770
صداي حرف زدن و صداي پا از داخل اتاق ميشنيدم

00:15:29.069 --> 00:15:33.929
تفنگم را برداشتم
تفنگ 22 کاليبر کوچيکم

00:15:48.468 --> 00:15:51.588
هيچکس اونجا نبود

00:15:55.387 --> 00:15:58.639
ديويد هنوزم بالا بود

00:16:05.506 --> 00:16:08.817
و اون صداها ادامه داشت

00:16:08.818 --> 00:16:14.718
اما فقط ادامه نداشت، بلکه از
دستگاه مخابره بيرون هم ميومد

00:16:15.858 --> 00:16:18.626
و داخل اتاق حرکت ميکرد

00:16:23.199 --> 00:16:29.838
غم و اندوه و وحشتي تو صداها
بود صداي کي ميتونست باشه؟

00:16:29.839 --> 00:16:32.239
چي بود؟

00:16:33.775 --> 00:16:37.015
و بعدش تموم شد

00:16:53.695 --> 00:16:58.288
هشدار اشتباهي بود اوه،خداي
من نه،ديويد اينجا نبودي!

00:16:58.289 --> 00:17:02.347
چي؟ هيچ کس تو
خونه نبود خونه خالي بود

00:17:02.348 --> 00:17:05.150
اصلا راه نداره ،،اصلا راه نداره
بزار من برم ببينم

00:17:05.151 --> 00:17:06.757
تو اينجا با کشمير باش
حتما

00:17:06.758 --> 00:17:12.658
صداش خيلي زياد بود
مثل اينکه تو اتاق بود

00:17:12.856 --> 00:17:20.932
داشتم از پله ها ميرفتم
بالا و ميرفتم به طبقه ي دوم

00:17:27.639 --> 00:17:30.699
و يه چيزي شنيدم

00:17:31.433 --> 00:17:36.204
به نظر ميرسيد که انگار
کسي راديو را روشن کرد

00:17:36.205 --> 00:17:38.892
و بعدش اين صداي گوش خراش اومد

00:17:38.893 --> 00:17:44.293
شبيه سخت نفس کشيدن بود
مثل صداي مرگ بود

00:17:47.950 --> 00:17:52.753
احساس کردم که يه انفجاري
از هوا به سمتم اومد و پرتم کرد

00:17:56.992 --> 00:18:02.892
اون چيز دقيقا بالاي سرم
بود و رفت بالا تو سقف

00:18:04.934 --> 00:18:09.010
تمام چيزهاي که اطرافم اتفاق ميافتاد تمام

00:18:09.011 --> 00:18:11.772
چيزهايي که باور داشتم
و نداشتم را به چالش کشيد

00:18:13.593 --> 00:18:17.973
نميتونستم بفهمم که چه خبره

00:18:19.281 --> 00:18:21.282
نميدونستم چه اتفاقي داره ميافته

00:18:21.283 --> 00:18:24.590
نميدونستم چرا اون صداها را ميشنوم

00:18:24.591 --> 00:18:27.149
دوستام صداها را ميشنيدند
صداي پا و صداهاي ديگه

00:18:27.150 --> 00:18:32.130
چه اتفاقي داره ميافته؟
هيچ نميدونستم

00:18:33.429 --> 00:18:35.299
من هميشه ديربارو بودم

00:18:37.066 --> 00:18:42.236
فکر ميکردم که بايد يه توضيح
فيزيکي و عملي براي اين اتفاقات باشه

00:18:42.237 --> 00:18:44.078
ديويد
چه خبره؟

00:18:44.079 --> 00:18:49.979
به ديويد پيشنهاد کردم که بهتره
با اين مسله با قاعده روبرو بشيم

00:18:50.846 --> 00:18:53.714
بيا مستند سازي کنيم
بيا آزمايش کنيم

00:18:53.715 --> 00:18:57.618
دوربين يک ، روز اول، اتاق پذيرايي ديويد

00:18:57.619 --> 00:19:00.621
اون کل خونه را پر از دوربين کرده بود

00:19:00.622 --> 00:19:03.724
خوب ما الان در حال
حرکت در اتاق پذيرايي هستيم

00:19:03.725 --> 00:19:06.527
دوربين شماره دو شومينه

00:19:06.528 --> 00:19:09.778
به روح و اين چيزا اعتقاد ندارم اما

00:19:09.779 --> 00:19:15.992
يه چيزي بود،بدجور کنجکاو
بودم دوربين شماره سه

00:19:15.993 --> 00:19:18.693
اتاق خواب ديويد

00:19:19.294 --> 00:19:24.214
تمام اين تجهيزات را داشتيم
و هيجان زده بوديم

00:19:29.784 --> 00:19:33.938
و ما واقعا هيچ چيزي
ضبط نکرديم پينت?

00:19:34.756 --> 00:19:39.786
براي چند بار اول ،تحقيقت موفقيت آميزي نبود

00:19:39.787 --> 00:19:43.687
اما ميدونستم که چه اتفاقي برام افتاده بود

00:19:43.688 --> 00:19:46.068
به چندتا از دوستام گفته بودم و
اونا خيال ميکردم ديوونه شدم

00:19:46.069 --> 00:19:49.870
و بايد چندتا از اين اتفاقات
را با دوربين ضبط ميکردم

00:19:49.871 --> 00:19:55.771
هرروز جف ميومد و اوضاع خونه را بدست ميگرفت

00:19:58.414 --> 00:20:01.775
اونجا بيشتر ميرفتم و به اين فکر ميکردم که

00:20:01.776 --> 00:20:05.856
شايد يه چيزي پيدا کنم

00:20:06.821 --> 00:20:09.257
جف يه کم زيادي به اون موضوع فکر ميکرد

00:20:09.258 --> 00:20:12.574
اون زياد اونجا ميمومد و منم
يه جورايي به دُمش بسته بودم

00:20:12.575 --> 00:20:15.561
ميخوايي با سه پايه انجامش بدي
يا فقط ميخوايي با دستت بگيري؟

00:20:15.562 --> 00:20:19.833
ميخوام اينبار با دست دوربين را بگيرم ولي
سه پايه را اونجا بزار واسه بعد نياز ميشه

00:20:19.834 --> 00:20:23.794
يه شب تا ديروقت اونجا بوديم

00:20:24.657 --> 00:20:29.324
ديويد خسته بود و روي کاناپه خوابش برده بود

00:20:29.325 --> 00:20:36.038
کس ديگه اي اونجا نبود
حرکت از چپ به راست

00:20:37.886 --> 00:20:41.786
اينم از ميز

00:20:42.324 --> 00:20:44.604
و حالا

00:20:45.160 --> 00:20:48.040
ما کنار تختيم

00:20:51.614 --> 00:20:59.621
چي شد ؟اون چيه؟ جف
انگار يه چيزي گرفتش

00:20:59.622 --> 00:21:01.656
مثل اين بود که انگار با يه چيزي درگير شده

00:21:01.657 --> 00:21:06.757
يه کسي لنز دوربين را
گرفته بود و پايين ميکشيد

00:21:06.782 --> 00:21:16.091
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. چي شد ؟اون چيه؟

00:21:16.347 --> 00:21:23.813
انگار کسي ميکشيدش جف
دارم ميگم انگار يه چيزي گرفتش

00:21:24.116 --> 00:21:28.186
به نظر ميرسيد که انگار کسي
ميکشيدش يه چيزي گرفتش

00:21:28.187 --> 00:21:31.787
ديوونگي بود

00:21:32.792 --> 00:21:38.513
بدجور ترسيده بودم و
نميدونستم چکار کنم جف

00:21:41.509 --> 00:21:44.344
و بعدش وايستاد

00:21:44.345 --> 00:21:46.980
اون واقعا ترسيده بود و من
ميدونستم که وقتشه که بريم

00:21:46.981 --> 00:21:50.221
بيا از اينجا بريم بيرون

00:21:51.385 --> 00:21:56.356
از اونجا رفتيم بيرون ،حتي فکر نميکردم که
ديويد را بيدار کرده بوديم

00:21:56.357 --> 00:21:57.847
ما هردومون انرژي نداشتيم

00:21:57.848 --> 00:22:03.748
کشمير بايد ميرفت ميخوابيد و منم بايد مطمئن
ميشدم که آيا چيزي روي دوربين ضبط کردم ؟

00:22:03.898 --> 00:22:06.550
خوب ساعت سه يا چهار صبح بود

00:22:06.551 --> 00:22:09.736
عقب خونه بودم و با
کامپيوترم ويدئو را انتقال ميدادم

00:22:09.737 --> 00:22:18.524
از چپ به راست حالا کنار تختيم

00:22:26.256 --> 00:22:31.304
ميتونستم صداي حرف زدن
بشنوم ،اما صداش خيلي کم بود

00:22:31.305 --> 00:22:37.125
خوب من نوار را بردم عقب و
دوباره بهش گوش دادم

00:22:39.901 --> 00:22:41.601
خيلي ضعيف بود

00:22:41.602 --> 00:22:44.872
خوب من هي عقب ميبردم تا
ببينم واقعا ميشنوم چي ميگه؟

00:22:51.779 --> 00:22:55.288
اما هيچ چيزي تو ويدئو نميتوستي ببيني
چيزي اونجا نبود

00:22:55.289 --> 00:22:57.543
اما خيلي واضح ميتونستي صداها را بشنوي

00:22:57.544 --> 00:23:00.020
جفري ،به من شليک نکن

00:23:00.021 --> 00:23:04.581
<font color=#FFFF00>صداي واقعي ضبط شده
</c><font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c>

00:23:10.736 --> 00:23:17.331
و من فقط...فقط نميدونستم
چطور توضيحش بدم

00:23:34.322 --> 00:23:40.082
بعد اون شب من ساعت 1:35 رفتم تو تخت

00:23:47.972 --> 00:23:53.872
چند ساعت بعدش نصفه شب بيدار شدم

00:24:02.153 --> 00:24:05.243
ترسيده بودم

00:24:05.244 --> 00:24:09.383
ميدونيد ،وقتي تو يه خونه ي شيک زندگي ميکنيد
و آدمها شبانه ميان خونه تون دزدي

00:24:09.384 --> 00:24:15.284
دزد هاي اين زمونه و تو اين
سن معمولا تفنگ يا يه سلاحي دارند

00:24:41.267 --> 00:24:44.027
تفنگمو برداشتم

00:24:56.693 --> 00:25:02.593
از اتافق رفتم بيرون و بالا
و پايين راهرو را نگاه کردم

00:25:22.702 --> 00:25:23.935
کي اونجاست؟

00:25:39.452 --> 00:25:43.152
داخل اتاق پذيرايي را نگاه کردم

00:25:43.153 --> 00:25:47.859
اطراف آشپزخونه را نگاه کردم
چيزي نديدم

00:25:54.367 --> 00:25:56.863
صداهايي شنيدم

00:26:00.973 --> 00:26:05.843
اون صداها  از طبقه ي پايين ميومدند
از اتاق سينما

00:26:24.930 --> 00:26:28.433
رفتم پايين طبقه ي سوم
تفنگم هم دستم بود

00:26:28.434 --> 00:26:30.706
من ...تفنگ را از ضامن
خارج کردم و به اين فکر ميکردم

00:26:30.707 --> 00:26:33.615
اوه خداي من ،دارم ميلرزم
با خودم ميگفتم کي اونجاست؟

00:26:33.616 --> 00:26:35.476
کدوم خري با من تو اين خونه است؟

00:26:57.942 --> 00:27:02.371
ميتونم قسم بخورم که من
پروژکتور را آخر شب خاموش کردم

00:27:02.372 --> 00:27:07.172
و با خودم گفتم
بايد اشتباهي انجام داده باشم

00:27:22.054 --> 00:27:25.826
نميدونستم که چه چيزي باعث اون شد

00:27:25.827 --> 00:27:31.727
اما اون لحظه خيلي خسته بودم و فقط
رفتم بالا و برگشتم تو تختم

00:28:30.086 --> 00:28:33.806
اما اون همون لحظه ناپديد شد

00:28:37.355 --> 00:28:41.459
مثل يه انفجار بود
مثل صداي شليک تفنگ

00:28:41.460 --> 00:28:48.094
تاريک بود و هيچ چيزي اون
بيرون نبود کاملا عادي بود

00:28:54.437 --> 00:28:58.674
روز بعدش جف اومد و گفت
ديويد ،ديويد ، يه چيزي پيدا کردم

00:28:58.675 --> 00:29:03.244
من يه چيزايي روي نوار ضبط
کردم غير ممکنه ،باور نکردنيه

00:29:07.001 --> 00:29:09.651
<i><font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c></i>

00:29:12.689 --> 00:29:14.356
<i><font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c></i>

00:29:16.628 --> 00:29:18.107
<i><font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c></i>

00:29:20.221 --> 00:29:21.901
<i>صداي واقعي ضبط شده</i>
<font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c>

00:29:22.587 --> 00:29:25.612
سرانجام بهم ثابت شد که يه
شواهدي فيزيکي وجود دارد

00:29:25.613 --> 00:29:28.169
که تو خونه ي من روح وجود دارد

00:29:30.137 --> 00:29:34.298
<font color=#FF0000>جفري، به من شليک نکن</c>
تو يه مفهموم،خيلي خوشحال

00:29:34.299 --> 00:29:39.939
و راحت بودم از اينکه ميدونستم که
ديوونه نشدم

00:29:43.695 --> 00:29:46.043
بعد از ديدن اون نوار فيلم

00:29:46.044 --> 00:29:48.560
و مردي که پايين تختم وايستاده بود

00:29:48.561 --> 00:29:51.928
تعجب سراسر وجودم را گرفت که اون کيه

00:29:51.929 --> 00:29:55.249
و چه اتفاقي داخل خونه من افتاده

00:29:55.250 --> 00:29:59.501
در واقع جنايات منسون
150 فيت پايينتر از خيابون

00:29:59.502 --> 00:30:05.402
تنها چيزي بود که من احتمال
ميدادم با اين اتفاقات در رابطه باشه

00:30:05.899 --> 00:30:10.219
چيز ديگه اي نميدونستم

00:30:10.704 --> 00:30:16.604
به عنوان يه کارگاه خصوصي سابق
-به دوستانم تو لس انجلس تماس گرفتم

00:30:19.179 --> 00:30:24.126
ممنونم برام يه
جعبه آوردند که توش

00:30:24.127 --> 00:30:27.967
2000 عکس از صحنه هاي جنايات بود

00:30:32.110 --> 00:30:39.106
عکسهايي از قربانيها
روبروي حياط روي چمن

00:30:45.005 --> 00:30:49.385
اصلا در کل ديدن اون
عکس ها تجربه ي خوبي نبود

00:30:57.367 --> 00:31:00.503
بعدي اون عکس را پيدا کردم

00:31:00.504 --> 00:31:05.441
اون همون مردي بود که من نيمه شب ديدم

00:31:05.442 --> 00:31:08.442
نوشته بود ،جي سيبرينگ

00:31:11.882 --> 00:31:18.324
اون نامزد سابق شارون
تيتس بود و يکي از قرباني ها

00:31:20.524 --> 00:31:23.893
برق شليک تفنگ ديدم ،مثل اينکه يه
لوله ي تفنگ شليک شده باشه

00:31:25.162 --> 00:31:29.833
و بعدش صدايي که شنيدم در
حقيقت صداي شليک تفنگ بود

00:31:29.834 --> 00:31:32.535
اما چرا اون به خيابون اشاره ميکرد؟

00:31:32.536 --> 00:31:35.836
تمام اينا به خاطر چيه؟

00:31:41.478 --> 00:31:44.614
شايد به ستيون پرونت ربط داشته باشه

00:31:44.615 --> 00:31:50.515
يه پسر 18 ساله دبيرستاني
که تو ماشينش بهش شليک شده

00:31:52.589 --> 00:31:56.429
حالا داره معما حل ميشه

00:31:58.629 --> 00:32:04.273
و بعدش رسيدم به عکسهاي
کامل از بدن شارون تيت

00:32:04.274 --> 00:32:08.538
اون تازه تو فيلم درّه ايي از عروسکها بازي
کرده بود اون داشت به يه شخصيت معروف تبديل ميشد

00:32:08.539 --> 00:32:13.128
اون داشت بيشتر وبيشتر به
چهره ي عمومي تبديل ميشد

00:32:13.129 --> 00:32:17.603
با خودم فکر کردم شايد
صداهايي که تو دستگاه مخابره بود و

00:32:17.604 --> 00:32:19.735
صداي پاهايي که تو خونه ميشنيدم

00:32:19.736 --> 00:32:24.065
و صداي زني که تو نوار
ويدئويي بود جفري ،بهم شليک نکن

00:32:24.066 --> 00:32:25.892
جفري، بهم شليک نکن

00:32:25.893 --> 00:32:31.793
اگه در حقيقت اون روح شارون
باشه که ميخواد با رابطه ايجاد کنه چي؟

00:32:41.722 --> 00:32:44.454
احساس ميکردم که دارم به نتيجه ميرسم

00:32:44.455 --> 00:32:48.962
از چيزي که قادر بودم انجام بدم و بفهمم

00:32:48.963 --> 00:32:52.657
حالا به يه جستجوگر حرفه اي نياز داشتم

00:32:52.658 --> 00:32:57.272
اون روز بعد از ظهر ميتونستم برم
به طور ساده سوار ماشين شدم و رفتم

00:32:57.273 --> 00:33:02.778
حالا ،اهل ساحل شرقي بودند
،من اصلا نميدونستم کجا دارم ميرم

00:33:02.779 --> 00:33:07.750
خوب اينه اگه ميخوايي
به اطراف يه نگاهي بنداز

00:33:07.751 --> 00:33:09.652
يه کمي کار دارم بايد انجام بدم
باشه

00:33:09.653 --> 00:33:13.355
کاري که ميخوايي انجام بدي را انجام بده

00:33:13.356 --> 00:33:15.925
بسيار خوب،ممنون
ممنون

00:33:15.926 --> 00:33:18.787
احساس ميکردم که اگه اون
چيزي درمورد خونه نميدونه

00:33:18.788 --> 00:33:22.050
هرچيزي که اون تو خونه
تجربه ميکنه اول از همه

00:33:22.051 --> 00:33:26.251
موثق و اساسي بودن تو تجربه اش خواهد بود

00:33:33.677 --> 00:33:39.377
من کاملا تو اتاق پذيرايي
طبقه ي بالا تنها بودم

00:33:46.857 --> 00:33:48.958
داشتم يه چيز عجيب

00:33:48.959 --> 00:33:53.939
يه انرژي نادوام يه انرژي
ناملايم حس ميکردم

00:33:56.499 --> 00:34:00.736
يه چيز ناراحت کننده ي تو محيط وجود داشت

00:34:00.737 --> 00:34:02.972
نميتونستم بهش دست بزنم

00:34:19.189 --> 00:34:22.153
سرماي سردي داشت

00:34:22.154 --> 00:34:28.054
تقريبا وقتي نفس ميکشيدي
ميتونستي بخار نفست را ببيني

00:34:32.335 --> 00:34:35.095
چيزي احساس کردم

00:34:51.803 --> 00:34:55.285
اونجا بود که اونو ديدم رد شد

00:34:55.286 --> 00:34:58.526
مثل اينکه اونجا خونه اش بود

00:35:11.183 --> 00:35:13.787
و انتظار داشتم که اون هر لحظه برگرده و

00:35:13.788 --> 00:35:16.568
مثل هرکسي تو اون خونه به من نگاه کنه

00:35:16.569 --> 00:35:21.309
ولي اون کار را نکرد ، کاملا ناپديد شد

00:35:22.437 --> 00:35:28.337
و من از پله ها آروم ميرفتم پايين
تا ببينم اون کجا ميتونه رفته باشه

00:35:39.954 --> 00:35:43.494
اوه ،ببخشيد ،حالت خوبه؟
خوبم ،خوبم

00:35:43.495 --> 00:35:47.931
دوست دختري داري که اينجا باشه؟
و گفتم نه

00:35:47.932 --> 00:35:51.068
اون ادامه داد
خوب من يه زن ديدم که رد شد

00:35:51.069 --> 00:35:53.918
گفتم ،فکر ميکني کي
باشه؟ و اون گفت، نميدونم

00:35:53.919 --> 00:35:57.155
اما اگه اون کسي هست که تونميشناسي
پس بايد يکي از ارواح باشه

00:35:57.156 --> 00:36:01.656
گفتم :فکر ميکنم که زمان احضار روح هست

00:36:21.800 --> 00:36:24.402
زياد اعتقادي به احضار روح ندارم

00:36:24.403 --> 00:36:29.640
من آدمي نيستم که تظاهر کنم که قادرم
با مرده ها ارتباط برقرار کنم و صحبت کنم

00:36:29.641 --> 00:36:34.850
اما فکر کردم چرا نه؟
ارزش امتحان کردن داره؟

00:36:35.881 --> 00:36:38.842
آلما به نظر ميرسيد که ميدونه داره
چکار ميکنه خيلي دقيق کارشو ميکرد

00:36:38.843 --> 00:36:41.650
اگه يه احضار کننده ي حرفه
اي ارواح وجود داشته باشه

00:36:41.651 --> 00:36:43.628
اون مطمئنا مثل اونا عمل ميکرد

00:36:43.629 --> 00:36:46.891
اون کنترل کاملي به اوضاع داشت

00:36:46.892 --> 00:36:50.628
اون کل درها و پنجره هاي
خونه ي ديويد را بسته بود

00:36:50.629 --> 00:36:53.765
من هنوزم اون لحظه فکر ميکردم
که کار احمقانه اي هست اما

00:36:53.766 --> 00:36:55.666
من....من ديويد را حمايت ميکردم

00:36:55.667 --> 00:36:59.470
به خاطر اون اونجام
انجام اون کار ضرر نداره

00:36:59.471 --> 00:37:03.497
تا اونموقع تو هيچ احضار ارواحي نبودم
اين اولين بارم بود

00:37:03.498 --> 00:37:09.818
و خوب نميدونستم نميدونستم
که قراره چه اتفاقي بيافته

00:37:10.783 --> 00:37:17.154
آماده اي؟ خوبم من
اونجا با دوربين بودم

00:37:17.155 --> 00:37:18.890
و اون دسته همه را نگه داشته بود

00:37:18.891 --> 00:37:22.911
همه ،دستهاي همو نگه داريد

00:37:25.716 --> 00:37:28.506
هرکاري که ميکنيد،بايد باهم متصل باشيم

00:37:28.507 --> 00:37:33.228
اهميتي نداره چي ميشه
شما بايد دستاتون به هم باشه

00:37:33.229 --> 00:37:36.349
چشمامونو ميبنديم

00:37:45.002 --> 00:37:47.702
آيا کسي اينجاست؟

00:37:52.438 --> 00:38:12.438
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:12.462 --> 00:38:15.965
شعله ي روي شمع از نصفه ي به سمت راست خم شد

00:38:19.823 --> 00:38:27.019
داري ميگيري اينو؟ آره شعله
دوتا شمع ديگه مستيقيم بودند

00:38:28.245 --> 00:38:32.234
پرسيدم تو هستي ،شارون؟

00:38:35.070 --> 00:38:38.487
برقها رفت
شمع ها هم سريعا خاموش شدند

00:38:38.488 --> 00:38:39.856
چيزي نيست ،چراغ قوه دارم

00:38:42.452 --> 00:38:47.964
اون جواب سوالم بود،شارون
اونجا بود دستاتونو ول نکنيد

00:38:47.965 --> 00:38:50.545
در ارتباط باشيد

00:38:51.701 --> 00:38:54.281
در ارتباط باشيد

00:38:54.972 --> 00:39:00.410
دستاتونو ول نکنيد اون يه
جوايي همه چيز را تغيير داد

00:39:00.411 --> 00:39:06.193
خيلي شديد شد در ارتباط باشيد

00:39:07.651 --> 00:39:10.653
چي،،،،يه چيزي
دوربين را گرفت اون،خدا

00:39:10.654 --> 00:39:14.223
مثل اين بود که دوربين خودش حرکت ميکرد

00:39:14.224 --> 00:39:18.884
قيافه جف اينطوري بود
سرشو با ناباوري تکون ميداد

00:39:18.885 --> 00:39:24.088
و بعدش کشمير را ديدم
يه چيزي صندليمو تکون داد

00:39:24.089 --> 00:39:26.202
من درواقع به بالا و پايين پرت شدم

00:39:27.570 --> 00:39:30.441
اوه،خداي من اون گفت
،يه کسي صندليمو کشيد

00:39:30.442 --> 00:39:36.078
با هم در ارتباط باشيد آروم
باشيد،درست ميشه ،آروم باشيد

00:39:36.079 --> 00:39:43.270
آروم باشيد آروم باشيد
واسه چي اينجايي؟

00:39:49.947 --> 00:39:56.934
اون چيه؟ يک جيغ
غم انگيز و دلخراش بود

00:40:04.529 --> 00:40:10.289
و اونور ميز ديدم که
يه اتفاقي واسه آلما افتاد

00:40:10.623 --> 00:40:15.852
آلما؟ چي شده؟ نميدونم
اون به جلو خم شده بود و

00:40:15.853 --> 00:40:19.222
خودشو گرفته بود آلما؟ مشکل چيه؟

00:40:20.224 --> 00:40:22.624
اون بلند شد و شکمشو محکم گرفته بود

00:40:23.918 --> 00:40:26.011
ديويد مشکل چيه...ا
چي شده؟

00:40:26.012 --> 00:40:28.013
مثل اين بود که شکمم يه چيزي رفته توش

00:40:31.217 --> 00:40:33.763
حالت خوبه؟
و اون خيلي قوي بود

00:40:33.764 --> 00:40:37.659
کمک کنيد
و اون دردناک بود

00:40:37.660 --> 00:40:41.359
خيلي ترسناک بود
منطورم اينه...چيه اتفاقي افتاد؟

00:40:41.360 --> 00:40:45.956
کمکم کن چي؟ بهم حمله شده بود

00:40:57.687 --> 00:41:01.523
کمک ،يه نفر کمکمون
کنه چه اتفاقي داره ميافته؟

00:41:01.524 --> 00:41:06.528
چيه...اون چيه؟ ببينيد
اوه...کمک کنيد چي؟

00:41:06.529 --> 00:41:09.298
اون داشت بالاي شکمشو ميگرفت
داشت بالاي سينه شو ميگرفت

00:41:09.299 --> 00:41:12.301
داشت بالاي کِتفشو
ميگرفت اوه ،خداي من

00:41:13.766 --> 00:41:17.873
ديدن اون باعث شد ديويد
يه حالتي بشه چي؟چي شده؟

00:41:17.874 --> 00:41:19.775
گفت اون چاقو خورده

00:41:24.281 --> 00:41:29.128
بعد از همه چيزي که اون شب تو
احضار روح اتفاق افتاد متوجه شدم که

00:41:29.129 --> 00:41:33.872
ما تجربه ي مشترکي داشتيم
از قرباني هايي که توسط

00:41:33.873 --> 00:41:38.369
چالز منسون و پيروانش
در خيابان کشته شده بودند

00:41:38.370 --> 00:41:42.064
<i>پنج نفر که يکيشون بازيگر زن شارون تيت بوده
جنازشون داخل خونه ي...ا</i>

00:41:42.065 --> 00:41:44.266
<i>جنايت وحشيانه در تابشي از
تبليغات هاليوود</i>

00:41:44.267 --> 00:41:45.601
<i>هرکدوم چند ضربه چاقو خورده بودند</i>

00:41:45.602 --> 00:41:50.393
<i>قتل شارون تيت و مهمانش
در ....ا در سيلو 10050 ا</i>

00:41:50.631 --> 00:41:56.145
اما خونه ي من 150 فيت از محل قتل فاصله داشت
خوب چرا خونه ي من روح زده شد؟

00:41:56.146 --> 00:41:58.629
<i>برا اساس توصيف يکي از محققان صحنه ي جرم از</i>

00:41:58.630 --> 00:42:03.385
<i>کشف صحنه ي جرم و اينکه قربانيان
جيغ زنان به سمت همسايه ها فرار ميکردند</i>

00:42:03.386 --> 00:42:06.222
با خودم فکر کردم....ا

00:42:06.223 --> 00:42:10.192
شايد اونا سعي ميکردند که از خونه فرار کنن

00:42:10.193 --> 00:42:16.013
و به سمت خيابون فرار ميکردند
و از همسايه ها درخواست کمک ميکردند

00:42:18.624 --> 00:42:20.198
شايد اين چيزها همينطوري باشند

00:42:20.199 --> 00:42:25.158
شايد يه جورايي در حال چرخش هستند
و شايد ما تکرار اونا را ميشنويم

00:42:25.159 --> 00:42:30.559
آيا شارون اينجا هستي؟
اگه هستي با يه علامت نشونمون بده

00:42:30.847 --> 00:42:34.807
صندليم الان ديوونه ميشه

00:42:37.491 --> 00:42:42.469
الان يه صدايي شنيدم
الان صدايي شنيدم

00:42:50.269 --> 00:42:53.869
<i><font color=#FFFF00>ديويد هنوزم اونجا زندگي ميکنه</c></i>

00:42:54.969 --> 00:42:58.569
<i><font color=#FFFF00>اون هنوزم فعاليت هاي
فراطبيعي را تجربه ميکنه</c></i>

00:42:58.593 --> 00:43:18.593
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.