﻿WEBVTT

00:00:01.448 --> 00:00:09.448
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:09.472 --> 00:00:11.739
متل در دهه 40 میلادی ساخته شده بود

00:00:11.776 --> 00:00:13.475
جایی بود که دوست داشتی
آخر هفته ها اونجا باشی

00:00:13.511 --> 00:00:15.344
هرکسی میرفت اونجا

00:00:17.096 --> 00:00:18.547
اما همه چیز عوض شد

00:00:24.106 --> 00:00:25.305
یه حس عجیبی داشتم

00:00:25.341 --> 00:00:27.441
حسی که انگار کسی اونجا تو اتاق با من بود

00:00:29.111 --> 00:00:31.044
قلبم تند میزد ران

00:00:33.215 --> 00:00:34.882
به روح ها اعتقاد ندارم

00:00:40.256 --> 00:00:41.522
اون یه نکته ی اصلی بود

00:00:44.627 --> 00:00:45.792
روخدا ،بس کن

00:00:50.799 --> 00:00:53.500
آیا حالا شوهرم تسخیر
شده؟ میتونم بکشمت!

00:00:57.173 --> 00:00:58.772
اون موقع فهمیدم که شیطان واقعیه

00:01:19.712 --> 00:01:27.513
بر اساس اتفاقات رخ داده در جفرسون کانتی،
ایندیانا بین سالهای 1987 تا1997 میلادی

00:01:36.679 --> 00:01:39.613
اسم قدیمیه متل
ویندریفت متل بود

00:01:41.250 --> 00:01:43.283
نشان ساختمان خودش به عنوان عهدنامه

00:01:43.319 --> 00:01:47.321
از این که ساختمون چی بوده
،مونده بود وای،نظرت چیه؟

00:01:47.505 --> 00:01:50.813
کاملا اینطوری احساس میشد که بعد این همه
سال دست نخورده مونده بود

00:01:53.566 --> 00:01:55.733
وقتی اولین بار که خریدیدمش

00:01:55.768 --> 00:01:58.278
با خودم فکر میکردم که :وای اینجا عالیه

00:01:59.572 --> 00:02:02.373
این یه متل هست که به خونه چسبیده

00:02:02.408 --> 00:02:04.675
زودباش ران
دارم میام

00:02:04.711 --> 00:02:06.811
یه خونه ی بزرگ میخوام
که بچه هامو توش بزرگ کنم

00:02:06.846 --> 00:02:09.780
اون یه جایی را میخواست که فضای کافی

00:02:09.816 --> 00:02:11.315
برای کارش داشته باشه

00:02:13.786 --> 00:02:15.953
هنوز خونه را خوب نمیشناختیم اما

00:02:15.989 --> 00:02:18.464
میدونستم که یه داستانی هست و
یه ویژگی هایی داره

00:02:19.179 --> 00:02:21.413
و ما میتونیم به یه خونه تبدیلش کنیم

00:02:28.134 --> 00:02:29.800
همیشه دوست داشتم
که یه دختر بچه داشته باشم

00:02:29.836 --> 00:02:32.603
که بتونم روبان و تل به سرش ببندم
و لباسهای قشنگ تنش کنم

00:02:34.307 --> 00:02:37.308
من اتاق خواب بزرگه را انتخاب کردم

00:02:37.343 --> 00:02:41.445
مامانم سخت کار میکرد تا کاملش کنه

00:02:44.284 --> 00:02:49.353
واقعا خیلی دوست نداشتم
خوب خیلی تو خونه میموندم

00:02:49.389 --> 00:02:52.590
فکر کنم ،تو پیله ی خودم میموندم

00:03:14.047 --> 00:03:17.181
یه برنامه ایی چیدیم که خونه را نو کنیم

00:03:17.216 --> 00:03:19.317
و بعدش شروع به نوسازی متل کردیم

00:03:21.888 --> 00:03:29.260
خیلی کار داشت
،نقاشی،کاغذ دیواری،پنجره ها

00:03:29.295 --> 00:03:32.763
اهمیتی نداشت ما چکار میکردیم
هیچیز طبق برنامه پیش نمیرفت

00:03:38.371 --> 00:03:42.073
ران چیه بیا اینجا

00:03:51.017 --> 00:03:54.345
اینو ببین کاغذ دیواری
ها کنده شده بودند

00:03:55.254 --> 00:03:56.253
اما فقط همون نبود

00:04:04.864 --> 00:04:06.630
رنگ دیوار هم از روی دیوار بلند شده بود

00:04:09.235 --> 00:04:10.668
نمیفهمیدم چرا

00:04:13.873 --> 00:04:15.473
مثل این بود که خونه داشت میگفت

00:04:15.508 --> 00:04:17.908
"نه بس کنید دیگه تنهام بزارید"

00:04:33.526 --> 00:04:35.259
داشتم با خونه ی عروسکیم بازی میکردم

00:04:35.294 --> 00:04:39.530
و اوقات خوشی را با خودم سپری میکردم

00:04:51.911 --> 00:04:54.345
یادمه که یه حس عجیبی پیدا کردم

00:04:54.380 --> 00:04:56.679
که انگار کسی با من تو اتاق هست

00:05:11.063 --> 00:05:14.031
یه دختر بچه بود که بالای سرم وایستاده بود

00:05:16.969 --> 00:05:19.837
و خیلی هیجان زده بودم که اونجا بود

00:05:19.872 --> 00:05:22.873
و میخواستم که بیشتر درموردش بدونم

00:05:31.951 --> 00:05:34.084
خیلی وقت داشتم

00:05:34.120 --> 00:05:35.853
بعد از اینکه پدر و مادرم
منو میذاشتن تو تختم

00:05:35.888 --> 00:05:42.793
که میخواستم بلند بشم و
اونو پیدا کنم سلام،کجایی؟

00:05:44.730 --> 00:05:47.832
آیا تو آشپزخونه ای؟

00:05:50.136 --> 00:05:54.872
متوجه شدم که اشلی
شبا از خواب بیدار میشه

00:05:57.410 --> 00:05:59.210
نمیدونستم دقیقا چکار میکنه

00:05:59.245 --> 00:06:01.479
اما اون کلا شبها بیدار بود

00:06:02.982 --> 00:06:05.082
یواشکی میرفتم تو آشپزخونه

00:06:05.117 --> 00:06:08.128
میان وعده برای دو نفر درست میکردم

00:06:08.688 --> 00:06:11.856
و دوتا فنجان چایی خوری
بود دوتا بشقاب کوچیک

00:06:11.891 --> 00:06:13.290
همه چیز برای دو نفر بود

00:06:13.326 --> 00:06:17.261
بیشتر از هر چیزی فقط میخواستم دوستش باشم

00:06:22.502 --> 00:06:24.793
فکر میکنم که قسمتی از من
میدونست که یه چیزی درست نیست

00:06:24.985 --> 00:06:26.370
فقط به نظرم خیلی نرمال نبود

00:06:26.405 --> 00:06:28.606
که یه دختر بچه بخواد کل زمانشو تنها باشه

00:06:55.101 --> 00:06:57.167
تا چقدر میخوایی تیکه کیکت بزرگ باشه؟

00:06:58.905 --> 00:07:03.407
اشلی عزیزم نه چه اتفاقی
داره واسه دخترم میافته؟

00:07:03.442 --> 00:07:05.309
متوجه نیستم

00:07:05.344 --> 00:07:08.045
اون قبل از این که من ببینم داشت تغییر میکرد
و نمیدونستم چطور درستش کنم

00:07:08.080 --> 00:07:09.613
اینجا چکار میکنی؟

00:07:11.083 --> 00:07:13.384
من با لیسا داریم کیک میخوریم

00:07:17.890 --> 00:07:21.191
و با خودم میگفتم ،لیسا کیه؟

00:07:22.562 --> 00:07:25.629
و فکر کردم که اون دقیقا اونجاست

00:07:28.534 --> 00:07:29.833
زود باش ،برگرد تو تختت

00:07:29.869 --> 00:07:32.570
خیال کردم که دخترم تنها بوده

00:07:32.605 --> 00:07:35.205
و اینم دوست خیالیش هست

00:07:39.645 --> 00:07:42.713
اصلا به این فکر نمیکردم که لیسا واقعی باشه

00:07:55.962 --> 00:07:59.396
هر چه بیشتر و بیشتر خونه را نو میکردیم

00:07:59.432 --> 00:08:02.933
به نظر بدتر میشد مثل
اینکه هیچ چیزی انجام نمیشد

00:08:04.370 --> 00:08:09.306
بدجور داشت رو اعصابم
میرفت و داره انجام میشه دیگه

00:08:09.342 --> 00:08:12.042
بین من و دورتا داشت بدتر میشد

00:08:12.078 --> 00:08:15.546
میدونی شاید به جای اینکه
هی غر بزنی یه کم کمکم کن

00:08:15.581 --> 00:08:16.680
کل روز حواسم به اشلی هست

00:08:16.716 --> 00:08:18.749
دورتا هروز اعصبانی تر میشد

00:08:18.784 --> 00:08:21.185
همه ی این آشغالها قرار بود
هفته ی قبل انجام بشه

00:08:21.220 --> 00:08:26.390
موضوع چیه؟ اما اون
به من گوش نمیداد عالیه

00:08:30.296 --> 00:08:32.563
مثل این بود که انگار داره
آتشی تو رابطمون بوحود میاد

00:08:33.933 --> 00:08:35.065
آره ،خوب،اون و من

00:08:35.101 --> 00:08:36.800
دوست نداریم توی آشغال دونی زندگی کنیم

00:08:36.836 --> 00:08:39.136
دورتا من کل روز را کار میکنم
خوب؟

00:08:39.171 --> 00:08:43.173
خیلی وقتها من صدای جر و بحثاشون را میشنیدم

00:08:43.209 --> 00:08:47.144
آره باید بفهمیم دوست
دارم تو زباله زندگی کنم

00:08:47.179 --> 00:08:50.047
دعواشون خیلی ناراحتم میکرد
متنفر بودم میدیدم دعوا میکنن

00:08:53.185 --> 00:08:54.118
خوب میت لوف نه؟

00:09:00.259 --> 00:09:03.093
دیگه لیسا را بیشتر میدیدم

00:09:03.129 --> 00:09:07.231
خوب میدونید ما خیلی به هم نزدیک شده بودیم

00:09:16.275 --> 00:09:19.643
دیگه به جایی رسیده بودم که
واسم من خیلی عادی شده بود

00:09:34.493 --> 00:09:38.128
دیر وقت بود و ران هم
دو شیفت کار میکرد

00:09:38.164 --> 00:09:42.232
اشلی را گذاشتم تو تختش و
تلویزیون را روشن کردم

00:09:42.268 --> 00:09:44.835
و کلا تنها بودم

00:10:02.955 --> 00:10:04.822
میتونستم حس کنم که کسی تو اون اتاق هست

00:10:06.659 --> 00:10:09.993
اما وقتی که نگاه کردم کسی
تو اون اتاق نبود

00:10:26.712 --> 00:10:28.045
یه چیزی از اون طرف رد شد

00:10:30.082 --> 00:10:31.915
اشلی ،تویی؟

00:10:31.951 --> 00:10:34.318
خیال کردم که اشلی
داره سر به سرم مزاره

00:10:43.095 --> 00:10:46.330
اما اون تو تختش بود و سریع خوابش برده بود

00:10:49.735 --> 00:10:51.034
نمیدونستم که چه خبره

00:11:05.251 --> 00:11:07.818
بعدش یه صدایی از پشت پنجره شنیدم

00:11:18.798 --> 00:11:20.764
یه جورایی واسه یه دقیقه صبر کردم تا بشنوم

00:11:32.144 --> 00:11:35.445
تاریکیه مطلق،چیزی نمیدیدم

00:11:44.023 --> 00:11:44.988
بعدش صدای در زدن شنیدن

00:11:56.769 --> 00:11:58.001
سلام؟

00:12:05.377 --> 00:12:07.044
مشخصا اونجا برای سالها

00:12:07.079 --> 00:12:08.979
هتل بوده و تابلوشم اونجا نصب بود

00:12:09.014 --> 00:12:11.682
خوب ما عادت کرده بودیم به آدمهایی که
میومدن اتاق اجاره کنن

00:12:14.119 --> 00:12:15.552
اما ایندفعه فرق داشت

00:12:22.528 --> 00:12:23.627
وحشت کرده بودم

00:12:27.366 --> 00:12:30.200
خوب رفتم و برق ها را خاموش کردم

00:12:32.504 --> 00:12:34.338
چون نمیخواستم که اون بتونه منو ببینه

00:12:50.389 --> 00:12:51.655
اوه ،خدای من،تو بد مخمصه ای افتادم

00:13:19.265 --> 00:13:20.998
از کشو یه چاقوی تیز برداشتم

00:13:25.071 --> 00:13:26.337
با تقلا تلفن را برداشتم

00:13:28.808 --> 00:13:29.773
قطع بود

00:13:43.055 --> 00:13:45.856
میدونستم که باید بجنگم

00:13:46.561 --> 00:13:48.058
خیال کردم که میتونم یکدفعه سمتش بپرم

00:13:48.093 --> 00:13:49.626
وقتی دیدمش میام تو روشنایی

00:13:49.662 --> 00:13:50.961
و چا
قو هم در دستم دارم.

00:13:56.535 --> 00:13:58.502
و اون چیزی بود که خودم را آماده کرده بودم

00:14:06.612 --> 00:14:08.979
اوه ،عزیزم ،چکار میکنی؟

00:14:09.014 --> 00:14:11.915
اومدم سمت در و اونجا
دورتا منتظرم بود

00:14:11.951 --> 00:14:14.418
و اون یه چاقوی بزرگ در دستش داشت

00:14:14.453 --> 00:14:17.054
کسی بیرون بود و سعی میکردند بیان تو

00:14:20.226 --> 00:14:25.095
گفتم ،در را پشت سرم
قفل کن باشه؟ و رفتم بیرون

00:14:25.130 --> 00:14:26.129
قفلش کن

00:14:35.808 --> 00:14:36.874
چراغ قوه را روشن کردم

00:14:36.909 --> 00:14:38.842
تو یکی دستم هم چوب بیس بال بود

00:14:46.752 --> 00:14:47.851
چیزی نمی دیدم

00:14:49.121 --> 00:14:50.420
هیچ چیزی

00:14:52.044 --> 00:14:53.677
حرفشو باور نکردم

00:14:56.028 --> 00:14:57.477
چیزی اونجا نیست

00:14:58.531 --> 00:15:00.998
اون فقط میگفت نه هیچ
مشکلی با این خونه نیست

00:15:01.033 --> 00:15:05.769
هیچ چیزی همه ش....همه ش
تو سرته همش اینجاست دورتا

00:15:05.804 --> 00:15:07.571
تو خیال خودم ،فکر کردم که
اون داره دیوونه میشه

00:15:07.606 --> 00:15:10.741
فکر میکنم خسته شدی و داری توهم میزنی

00:15:10.776 --> 00:15:12.509
هیچ مشکلی با این خونه وجود نداره

00:15:12.545 --> 00:15:16.213
اولش باعث شد اعصبانی بشم اما بعدش
اون به نکته ای اشاره کرد

00:15:16.248 --> 00:15:17.381
که من باورش داشتم

00:15:19.485 --> 00:15:22.085
فکر کردم ،آره ،دارم عقلم را از دست میدم

00:15:22.121 --> 00:15:23.820
و حسم اینجوری بود

00:15:26.867 --> 00:15:28.333
مشکل منم

00:15:41.886 --> 00:15:43.619
دیدم که کسی ار پشت در رد شد

00:15:45.764 --> 00:15:48.665
سریعا دویدم تا ببینم کی هست

00:16:01.914 --> 00:16:03.213
اما کسی را ندیدم

00:16:24.703 --> 00:16:25.835
یه زن بود

00:16:29.207 --> 00:16:31.141
کامل مشخص بود که میخواست من دنبالش کنم

00:16:58.937 --> 00:17:02.005
همونجا وایستاده بود ران

00:17:02.040 --> 00:17:04.107
با خودم فکر میکردم که
چرا من دارم اینو میبینم؟

00:17:08.213 --> 00:17:10.246
مثل این بود که اون میخواست من ببینم
داره چکار میکنه

00:17:11.717 --> 00:17:15.018
یه قلمو رنگ برداشت
C بزرگی را کشید

00:17:15.053 --> 00:17:16.820
و بعدش حرف K را کشید

00:17:28.767 --> 00:17:30.100
بعدش ،بووم،بیدار شدم

00:17:32.771 --> 00:17:35.772
قبلا همچین خوابی نمیدیدم

00:17:38.443 --> 00:17:44.122
چیه؟ گفت ران،من
واقعا خواب واضحی دیدم

00:17:45.578 --> 00:17:47.705
گفت ،خواب یه زن با موهای بلوند را دیده

00:17:48.487 --> 00:17:50.528
که حروف CK را نقاشی کرده

00:17:51.490 --> 00:17:53.890
فقط یه خوابه، دوورتا
خوب یه جورایی اهمیت ندادم

00:17:53.925 --> 00:17:55.558
برگرد بخواب عزیزم

00:17:59.264 --> 00:18:01.698
اما اون خواب خیلی واقعی به نظر میومد
انگار واقعا اتفاق افتاده

00:18:08.373 --> 00:18:10.273
نمیتونی همینجوری بیخیالش بشی و
بگیری بخوابی

00:18:10.308 --> 00:18:14.577
هنوزم حسش میکردم ،هنوزم
اون شوک را احساس میکردم

00:18:31.596 --> 00:18:33.763
خوب مستقیم به اتاق تاسیسات خونه رفتم

00:18:49.614 --> 00:18:53.316
من دقیقا همون حروف
CK را روی دیوار دیدم

00:18:53.889 --> 00:18:55.685
همونطور که واسه ران توصیف کردم

00:19:01.526 --> 00:19:02.959
ران!

00:19:04.029 --> 00:19:05.295
بیا اینو ببین

00:19:18.710 --> 00:19:20.043
دقیقا .....دقیقا شبیه خوابم هست

00:19:21.813 --> 00:19:24.581
سرکارم گذاشتی چطور
اون کار را کردی؟

00:19:26.084 --> 00:19:28.952
من این کار را نکردم
گفتم ،میدونم که تو کردی؟

00:19:28.987 --> 00:19:30.520
بیخیال دورتا

00:19:30.555 --> 00:19:31.921
من نکردم و اشلی هم اونقدر
بلند نیست که بتونه انجامش بده

00:19:31.957 --> 00:19:34.424
تو تنها کسی هستی که میتونه این کار را بکنه

00:19:34.459 --> 00:19:37.260
خل شدی،؟ من این کار
را نکردم اون رویا بود

00:19:37.295 --> 00:19:38.294
برات قسم میخورم

00:19:40.499 --> 00:19:41.965
میدونید ،من به ارواح اعتقاد ندارم

00:19:42.429 --> 00:19:44.529
آیا خیالاتی هستی یا یه چیز دیگه؟

00:19:45.904 --> 00:19:47.871
خیال میکنی من این کار را کردم؟

00:19:50.008 --> 00:19:52.408
اختلافات شروع شد،و ران....

00:19:52.444 --> 00:19:54.777
فکر نمیکنم که اون واقعا میخواست بدونه
چه اتفاقی داره میافته

00:19:54.813 --> 00:19:57.013
تنها چیزی که میخواست
بدونه این بود که مقصر کیه

00:19:57.048 --> 00:20:00.316
دیگه نمیخوام اینجا زندگی
کنم احساس امنیت نمیکنم

00:20:00.352 --> 00:20:01.851
نمیدونم که میخوایی من چکار کنم

00:20:01.887 --> 00:20:03.586
همیشه تو بیرونی ،و منم
که اینجا ک روز تنهام

00:20:03.622 --> 00:20:08.258
فکر میکنم که خونه باعث شده بود که
اوضاع بدتر پیش بره

00:20:08.293 --> 00:20:13.129
دیدن تمام اینها که در مقابلت
فرو میریزن خیلی سخته

00:20:14.399 --> 00:20:18.401
نمیتونم هم مواظب بچه باشم و هم برم سر کار

00:20:28.246 --> 00:20:30.513
اوه ،آره؟
بزار بره لای موهام

00:20:30.549 --> 00:20:34.186
آره،میخوام با کف برات
یه کلاه درست کنم چطوره؟

00:20:34.219 --> 00:20:35.220
خوب به نظر میرسه؟

00:20:37.122 --> 00:20:38.221
از حموم کردن خوشم میاد

00:20:38.256 --> 00:20:41.057
یادمه که مامانم برام مداد رنگی

00:20:41.092 --> 00:20:45.828
که میتونستی روی دیوار
بنویسی ،خریده بود ببین آره؟

00:20:45.864 --> 00:20:49.032
تمیز و خوشگلت بکنم تا مثل گلها بو بدی

00:20:49.067 --> 00:20:51.100
نگاش میکردم و اون خوشحال بود و
مخندید

00:20:51.136 --> 00:20:52.268
و از مداد رنگی هاش استفاده میکرد

00:20:52.304 --> 00:20:59.409
میخوام یه قلب اونجا بکشم
ممنون ازش خوشم میاد

00:21:07.285 --> 00:21:10.086
یه چیزی تو ی آب به چشمم خورد

00:21:18.349 --> 00:21:28.349
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:28.373 --> 00:21:30.030
و همونطور که حباب ها را کنار میزدم

00:21:31.076 --> 00:21:32.575
متوجه شدم که رشته مو هست

00:21:40.452 --> 00:21:44.554
و فهمیدم که فقط مو
نیست یه چیز دیگه هم هست

00:22:24.674 --> 00:22:26.741
یه سر اونجا بود زود باش

00:22:31.514 --> 00:22:34.982
مامان ،چی شده؟ هیچ چی،هیچ چی

00:22:35.018 --> 00:22:38.519
با دخترم سمت اتاق دویدم
اون مطمئنا چیزی ندیده بود

00:22:38.555 --> 00:22:40.088
میرم آب وان را خالی کنم

00:22:43.726 --> 00:22:45.393
سعی میکردم بفههم چه اتفاقی افتاده

00:22:46.863 --> 00:22:49.964
چون باورم نمیشد که یه زن تو
وان حمومم باشه

00:22:49.999 --> 00:22:51.365
اما اون چیزی بود که دیدم

00:23:10.053 --> 00:23:11.586
هیچ چیز تو اون وان نبود

00:23:14.002 --> 00:23:15.001
زنه اونجا نبود

00:23:22.198 --> 00:23:24.632
و خیال میکردم که عقلم را دارم از دست میدم

00:23:27.504 --> 00:23:29.937
معذرت میخوام

00:23:39.382 --> 00:23:44.285
ران ،ران اون موقع
،میدونستم که قضیه جدیه

00:23:44.320 --> 00:23:48.022
اون موقع ،حمایت کسی را
لازم داشتم کمک نیاز داشتم

00:23:48.057 --> 00:23:48.990
ران

00:23:51.332 --> 00:23:52.960
ران،ازت میخوام بهم گوش بدی

00:23:52.996 --> 00:23:54.896
یه اتفاقایی داره اینجا میافته

00:23:59.068 --> 00:24:01.769
ببین،میدونم که منو باور نداری
اما دروغ نمیگم

00:24:01.804 --> 00:24:04.013
اون برگشت و ازم دور شد و رفت

00:24:07.777 --> 00:24:11.946
و یه قوطی کلوچه را
برداشتم و تو هوا برتش کردم

00:24:11.981 --> 00:24:14.348
بفرما،حالا این توجه تو را جلب میکنه؟

00:24:14.384 --> 00:24:16.884
حالا اینجا باید درگیر
بشی دیونه شدی؟

00:24:16.920 --> 00:24:19.420
و اون اشتباه بود که بگم

00:24:19.455 --> 00:24:21.255
چون مثل این بود که من باورش نداشتم

00:24:21.291 --> 00:24:25.126
همهش تو سرته ،دورتا اون
چیزی بود که اون همش میگفت

00:24:25.161 --> 00:24:28.896
"همش تو سرته " هیچ زن
مو بلوندی نیس چرا هست

00:24:34.170 --> 00:24:36.337
با خودم فکر میکردم ،که
نمیتونم اینجا زندگی کنم

00:24:37.740 --> 00:24:39.640
اون موقع واقعا نمیدونستم چکار کنم

00:24:47.483 --> 00:24:49.370
از زمانی که خونه را خریدیم

00:24:50.386 --> 00:24:51.552
زنی که دوستش داشتم را از دست دادم

00:24:51.588 --> 00:24:53.298
چیز های بد بیشتر از چیزهای خوب بود

00:24:54.190 --> 00:24:56.123
میتونم بگم که تو اون لحظه

00:24:56.159 --> 00:24:57.792
ما هی بیشتر و بیشتر از هم فاصله میگرفتیم

00:25:16.528 --> 00:25:20.063
یه شب بود که یه کابوس وحشتناکی دیدم

00:25:26.238 --> 00:25:29.072
یه جورایی اطرافم را نگاه کردم و دیدم

00:25:29.107 --> 00:25:30.974
که تو راهرو هستم

00:25:35.747 --> 00:25:38.081
درها یکی پس از دیگری به هم میکوبیدند

00:25:42.154 --> 00:25:45.622
احساس وحشت آوری داشتم
یه چیزی بعدش اومد سراغم

00:25:50.262 --> 00:25:54.531
سایه تاریکی از یه مرد که اونجا وایستاده بود

00:26:07.279 --> 00:26:10.246
یکدفعه از خواب پریدم

00:26:10.282 --> 00:26:12.515
و سریعا رفتم به سمت مامانم تا بهش بگم

00:26:20.659 --> 00:26:22.926
چرا نمیتونستم مامانم را صدا بزنم؟

00:26:24.329 --> 00:26:27.297
مرد سایه ای ....بدجور روم تاثیر گذاشته بود

00:26:27.332 --> 00:26:32.437
و من فقط احساس ترس آوری ازش داشتم

00:26:33.171 --> 00:26:35.638
فقط یه اتفاق خیلی بدی قرار بود بیافته

00:26:51.709 --> 00:26:53.208
تو حموم بودم و آرایشم را میکردم

00:27:09.293 --> 00:27:12.995
یه فلش بود،...دقیقا مثل فلش دوربین عکاسی

00:27:13.030 --> 00:27:14.930
خاموش و روشن میشد

00:27:23.174 --> 00:27:25.441
به چشمام هم اعتقاد نداشتم

00:27:25.476 --> 00:27:28.010
باورم نمیشد که چی دارم میبینم

00:27:33.451 --> 00:27:38.387
تو حموم بود ،اما یه
زمان دیگه بود چی؟

00:27:45.529 --> 00:27:47.096
دیدم که یه زن تو وان خوابیده

00:27:49.834 --> 00:27:51.400
چه خبره ؟،چرا من دارم اینو میبینم؟

00:27:57.541 --> 00:28:00.109
بعدش یه مرد اومد تو

00:28:07.752 --> 00:28:09.685
و اولش همه چیز خوب بود

00:28:15.092 --> 00:28:18.861
اما بعدش فهمیدم که حرفشون به جر و بحث کشید

00:28:32.443 --> 00:28:34.243
اون موقع ،فهمیدم که شیطان واقعی هست

00:28:57.492 --> 00:29:02.027
اون مرد واسه من قیافش مثل شیطان بود

00:29:07.028 --> 00:29:08.861
اون شروع کرد به فشار دادن اون تو آب

00:29:12.466 --> 00:29:15.034
اون دست و پا میزد اوه خدایا

00:29:16.571 --> 00:29:18.671
اما اون همونجور اونو تا آب نگه داشته بود

00:29:26.714 --> 00:29:29.148
با خودم گفتم؛خدای من، اونو کشت

00:29:33.821 --> 00:29:35.721
مامان،مامان

00:29:37.291 --> 00:29:40.693
و بعدش ،یکدفعه یه صدای
ضعیفی شنیدم مامان،مامان

00:29:48.169 --> 00:29:52.571
اوه نه یه دختر بچه دوید اومد تو

00:29:57.478 --> 00:29:59.979
اون مرد یه بیل را برداشت

00:30:08.422 --> 00:30:09.989
و باهاش دختر بچه را زد

00:30:19.000 --> 00:30:22.067
و بعدش برگشتم به حموم خودم

00:30:32.847 --> 00:30:33.979
کاملا واقعی بود

00:30:36.851 --> 00:30:40.119
اوه خدای من ،همون زن
مو بلوندی بود که دیده بودم

00:30:41.822 --> 00:30:43.789
اون میخواست که من
بدونم چه اتفاقی اینجا افتاده

00:31:00.174 --> 00:31:02.259
خیلی کار میکردم

00:31:02.877 --> 00:31:04.950
اون موقع که رسیدم خونه هوا تاریک بود

00:31:12.153 --> 00:31:16.055
همونجور که قدم میزدم،یه صدای
پا دیگه هم پشت سرم میشنیدم

00:31:23.864 --> 00:31:25.664
اما چیزی نمیدیدم

00:31:28.469 --> 00:31:30.703
و بعدش قطع شد

00:31:51.959 --> 00:31:56.795
یه زن دیدم،یه زن مو
بلود که جلوم وایستاده بود

00:32:02.203 --> 00:32:03.769
چیز بعدی که یادمه

00:32:07.408 --> 00:32:12.317
اون رفته بود
دورتا،دورتا،بیا اینجا

00:32:17.385 --> 00:32:19.485
اون از یه سمت دیگه خونه دوید اومد سمتم

00:32:19.520 --> 00:32:21.987
من ،...همین الان...
چی شده،چی شده؟

00:32:22.023 --> 00:32:27.926
همین الان زن مو بلوند را
دیدم چی؛؟تو هم دیدیش آره

00:32:27.962 --> 00:32:30.129
بعدش میتونستم تو چهره اش ببینم

00:32:30.164 --> 00:32:34.033
مثل این بود که انگار یه
باری را از دوشش برداشتن

00:32:34.068 --> 00:32:38.270
خدای من سرانجام سرانجام
اون هم تجربه اش کرد

00:32:38.305 --> 00:32:41.603
اون متوحه شد که چه چیزی
را براش توصیف میکردم

00:33:01.996 --> 00:33:03.429
این زن کیه؟

00:33:03.464 --> 00:33:06.298
این همون زنی هست که
حروف CK را روی دیوار نوشت

00:33:06.333 --> 00:33:08.489
همون زنی که تو وان حموم من غرق شده

00:33:09.296 --> 00:33:12.597
اینها همه سرنخ و قطعات ماجرایی
هست که اینجا اتفاق افتاده بوده

00:33:16.169 --> 00:33:18.870
اون درخواست کمک میکرد کمک به چی؟

00:33:20.307 --> 00:33:21.640
باید این معما را حل کنیم

00:33:21.675 --> 00:33:23.441
ما باید دنبال یه سری اطلاعات بگردیم

00:33:23.477 --> 00:33:25.043
زنه کیه؟
CK کیه؟

00:33:34.855 --> 00:33:37.989
شنیده بودیم که اسم زنه
جورجیا جفریس بوده

00:33:38.025 --> 00:33:40.158
که به عنوان سرایدار تو هتل کار میکرده

00:33:40.993 --> 00:33:44.062
اون روزا،ویندریفت جای واقعا عالی بود

00:33:44.097 --> 00:33:47.499
اون برام توصیف کرد که
چطوری بوده و گفت ،اوه عزیزم

00:33:47.534 --> 00:33:49.234
اونجا جایی بود که برای آخر هفته ها خوب بود

00:33:49.269 --> 00:33:53.038
هر کسی میرفت اونجا اما
بعدش همه چیز عوض شد

00:33:59.780 --> 00:34:02.881
فحشا بود
خرید و فروشهای غیر قانونی بود

00:34:02.916 --> 00:34:04.349
و اون گفت یه جنایتی اونجا بود

00:34:06.720 --> 00:34:11.356
تعدادی مرموزانه
اونجا مُردند مثل کی؟

00:34:11.391 --> 00:34:13.692
و اون گفت :خوب من یه دوستی اونجا داشتم

00:34:13.727 --> 00:34:15.860
و اون گفت:اون اونجا مرد

00:34:17.855 --> 00:34:19.254
و اسمش هم کارولین بود

00:34:23.136 --> 00:34:28.372
نام خانوادگیش چی بود؟ کرسی

00:34:30.510 --> 00:34:32.190
کارولین کرسی

00:34:34.770 --> 00:34:37.504
ck
اوه خدای من اون اسمش بوده

00:34:52.482 --> 00:34:55.449
CK. Caroline Kersey.

00:35:00.788 --> 00:35:05.367
همش با عقل جور درمیومد
ظاهرا اون خودکشی کرده بود

00:35:06.961 --> 00:35:08.260
قرص

00:35:10.131 --> 00:35:12.965
اون بعد از اینگه کلی قرص خورده بود
غرق شده بود

00:35:13.000 --> 00:35:14.366
اون خودکشی نکرده بود

00:35:17.705 --> 00:35:19.405
شوهرش کشته بودش

00:35:23.511 --> 00:35:26.512
و جورجیا اصلا.... اصلا
با این حرفم شوکه نشده بود

00:35:28.749 --> 00:35:33.085
آیا کارولین بچه ای هم
داشت؟ وقتی رفتند اونجا

00:35:33.120 --> 00:35:35.487
اونا با دخترشون لیسا رفتند اونجا

00:35:40.094 --> 00:35:42.268
و اونجا بود که همه چی با هم جور دراومد

00:35:45.766 --> 00:35:46.999
لیسا دخترش بود

00:35:48.202 --> 00:35:49.468
از این که وقتتون را در
اختیار ما قرار دادید ممنونم

00:35:49.503 --> 00:35:53.072
خواهش میکنم از ملاقاتتون
خوشبختم همچنین ممنونم

00:35:56.444 --> 00:36:00.546
چه اتفاقی واسه شوهرش افتاد؟

00:36:00.581 --> 00:36:03.549
اوه،چارلز هنوز زنده است

00:36:05.809 --> 00:36:07.675
و گفت ،همین محله ی پایین زندگی میکنه

00:36:08.889 --> 00:36:09.955
ممنون

00:36:25.940 --> 00:36:28.607
آخرش همه ی قطعه های پازل با هم جور دراومد

00:36:30.478 --> 00:36:31.777
دوستت دارم عزیزم

00:36:33.214 --> 00:36:35.948
خیال کردم ،که یه جورایی خوب بود

00:36:35.983 --> 00:36:38.395
خیال کردیم که شاید آخرش باشه

00:36:39.653 --> 00:36:41.353
اما نبود

00:36:42.619 --> 00:37:02.619
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:02.643 --> 00:37:05.344
این مرد سیاه دقیقا جلوی من بود

00:37:08.048 --> 00:37:09.648
اون دیگه شوهر من نبود

00:37:17.358 --> 00:37:21.727
دقیقا پشت سرم بود نه،رااان ،اه

00:37:24.331 --> 00:37:25.831
و همونطور که میرفتم سمت خونه

00:37:25.866 --> 00:37:30.335
خیال کردم که دیگه
تمومه نه ،بزار برم،نه

00:37:30.371 --> 00:37:31.688
نمیتونستم از دستش فرار کنم

00:37:36.377 --> 00:37:38.844
اه،نــــــــــــه
میتونم همینجا بکشمت

00:37:40.047 --> 00:37:43.215
و میگفت:میتونم
بکشمت میتونم بکشمت

00:37:44.251 --> 00:37:47.586
میتونم همین الان بکشمت
اه ،ران،صدامو میشنوی؟

00:37:47.621 --> 00:37:50.255
سعی میکردم که ران را صدا کنم

00:37:50.291 --> 00:37:52.157
اگه چیزی ازش مونده باشه

00:37:53.360 --> 00:37:55.861
میتونم همین الان بکشمت

00:37:57.164 --> 00:38:03.335
خیال کردم که میخواد منو
بکشه میکشمت نه،ران،نه

00:38:05.039 --> 00:38:10.509
میکشمت ولم کن ،نه،نه

00:38:16.450 --> 00:38:18.917
دورتا اونموقع یکدفعه وایستاد

00:38:20.730 --> 00:38:26.124
مثل این بود که
یکدفعه بیدار شد دورتا

00:38:26.160 --> 00:38:28.794
دورتا بهم دست نزن دورتا چی شده؟

00:38:28.829 --> 00:38:30.229
و میتونستی از چشاش بفهمی که خود ران بود

00:38:30.264 --> 00:38:31.830
به نظر گیج شده بود

00:38:31.866 --> 00:38:33.465
و مثل این بود که چه اتفاقی افتاده؟

00:38:36.303 --> 00:38:38.804
خیلی ناراحت بودم
من فقط....من گریه کردم

00:38:38.839 --> 00:38:40.272
باورم نمیشد که اون کار را کردم

00:38:43.544 --> 00:38:45.177
تحت فشار بود و هی میگفت

00:38:45.212 --> 00:38:48.347
معذرت میخوام ،دوست دارم ،معذرت میخوام

00:39:04.899 --> 00:39:07.499
متعجب بودم که شاید کارولین و چالرز هم

00:39:07.535 --> 00:39:08.800
همین قضیه براشون پیش اومده بوده

00:39:10.498 --> 00:39:12.237
شاید یه چیزی تو این خونه هست که

00:39:12.273 --> 00:39:13.939
روی مردم تاثیر میذاره

00:39:16.243 --> 00:39:19.211
خوب اون نشسته بوده کنار وان
حموم و فکر کرده که اونو بکشه

00:39:19.246 --> 00:39:20.712
اما شاید خود اون نبوده که همچین فکری میکرده

00:39:25.219 --> 00:39:26.852
میدونید ،میتونست واسه
خانواده ی منم اتفاق بیافته

00:39:26.887 --> 00:39:28.120
میتونست جای دختر اون ،دختر من باشه

00:39:29.790 --> 00:39:32.291
میتونست خودم جای اون تو وان باشم

00:39:32.326 --> 00:39:34.626
و میتونست همش تکرار بشه

00:39:56.206 --> 00:39:59.140
چند روز بعد،من و اشلی تو مغازه بودیم

00:40:09.129 --> 00:40:13.198
یه مردی بود که اونجا وایستاده بود و
خیال کردم که میشناسمش

00:40:24.712 --> 00:40:28.413
نه،موهاش سفید شده بود
صورتش چروک شده بود

00:40:28.449 --> 00:40:30.015
سنش ،حالا پیر بود

00:40:31.952 --> 00:40:33.785
اما شناختمش

00:40:38.125 --> 00:40:40.192
من دیدم که زنشو کشت

00:40:55.061 --> 00:41:01.198
آیا شما چارلز هستید؟ بله
همون مردی بودکه دیدمش

00:41:01.233 --> 00:41:04.268
سر زنش را زیر آب نگه داشت تا خفه اش کرد

00:41:04.303 --> 00:41:06.131
کارلین را کشتید

00:41:07.807 --> 00:41:11.909
به همه میگم چی؟
میتونستید تو چشماش ببینید

00:41:11.944 --> 00:41:14.078
اینجوری بود؛که اوه خدای من
این زن از کجا میدونه؟

00:41:14.529 --> 00:41:16.947
تو قاتلی! اون قاتل

00:41:16.982 --> 00:41:19.450
اون دقیقا اون چیزی بود که میگفتم

00:41:21.620 --> 00:41:25.289
مامانی!مامانی اشلی ،زود باش

00:41:32.098 --> 00:41:34.698
اون لحظه تو چشماش همه چیز را میشد خوند

00:41:37.470 --> 00:41:39.670
میدونستم که اون زنشو کشته

00:41:43.870 --> 00:41:45.870
دورتا گزارش سوء ظن شو را به مسئولین کرد

00:41:46.070 --> 00:41:52.070
اما پرونده ی مرگ کارولین کرسی
هیچ وقت باز نشد

00:41:53.246 --> 00:42:04.246
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:04.270 --> 00:42:07.270
ران و دورتا هنوزم تو اون خونه زندگی میکنن

00:42:07.470 --> 00:42:13.470
اما متل ویندریفت برای همیشه بسته ماند

00:42:18.244 --> 00:42:20.811
موقعی که با چارلز تو مغازه روبرو شدم

00:42:20.846 --> 00:42:23.847
احساس کردم که اون چیزی که
کارولین میخواست را انجام دادم

00:42:23.883 --> 00:42:26.383
احساس کردم ،که کارولین آزاد شد

00:42:26.418 --> 00:42:27.584
یه جورایی از این دنیا دست کشید

00:42:28.854 --> 00:42:30.975
حال و هوای خونه عوض شده بود

00:42:31.034 --> 00:42:35.669
اون انرژی از بین رفته بود و
منم دیگه لیسا را نمیدیدم

00:42:38.073 --> 00:42:40.073
اصلا یادم نمیاد که خداحافظی کرده باشم

00:42:42.018 --> 00:42:44.359
خیلی از مردم متوجه نیستند که
چرا ما هنوز اینجا زندگی میکنیم

00:42:45.591 --> 00:42:48.548
اما چیزی که واسه شماست
بخاطرش میجنگید

00:42:49.192 --> 00:42:51.192
من ،...من به این راحتی ها دست نمیکشم

00:42:52.013 --> 00:42:54.959
در واقع همه ی این اتفاقات به خاطر متل نبود

00:42:55.103 --> 00:42:57.103
به خاطر یه چیز دیگه ای بود

00:42:57.586 --> 00:43:01.251
عشق و دوستی قوی تر از هر
چیز اهریمنی یا شیطانی است

00:43:01.359 --> 00:43:03.773
عشق و دوستی هست که پیروز میشه

00:43:04.109 --> 00:43:06.632
من فکر میکنم که کنترل متل
ویندریفت را به دست گرفتیم