﻿WEBVTT

00:00:06.422 --> 00:00:08.822
من وپدربزرگم خیلی به هم نزدیک بودیم

00:00:09.219 --> 00:00:11.943
اون خیلی خودخواه و حسود بود

00:00:11.967 --> 00:00:15.249
اون هیچوقت نمیخواست
که دب بره گفتم نه

00:00:15.273 --> 00:00:18.920
وقتی که مُرد خیلی متاثر شدم

00:00:18.944 --> 00:00:23.090
پاپی خونه اش را برام گذاشت خوب
من تصمیم گرفتم برم توش

00:00:23.114 --> 00:00:25.893
<i>â™ھ <font color=#FFFF00>اوه عزیزم</c> â™ھ</i>

00:00:25.917 --> 00:00:30.880
هیچ کسی به غیر از من تو اون خونه
نبود پس چرا من صدای آهنگ میشنوم؟

00:00:33.091 --> 00:00:36.212
<i>â™ھ <font color=#FFFF00>اوه عزیزم</c> â™ھ</i>

00:00:37.462 --> 00:00:40.503
یه حسی داشتم که تنها نبودم

00:00:44.669 --> 00:00:46.389
چرا اینکار را میکنی؟

00:00:47.759 --> 00:00:58.759
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:58.783 --> 00:01:01.028
آره ،آدم خوبیه
خانواده ی خوبی داره

00:01:01.052 --> 00:01:03.064
واقعا ،از کجا خانواده اش را میشناسی؟

00:01:03.088 --> 00:01:04.932
خواهر بزرگشو میشناسم
اوه،آره

00:01:04.956 --> 00:01:09.971
اون تو کلاس منم هست ،جمی آره

00:01:09.995 --> 00:01:12.540
وقتی نوجوون بودم سه تا خواهر دیگه هم داشتم

00:01:12.564 --> 00:01:14.976
ما توی یه تریلر زندگی میکردیم
یه تریلر کوچیک

00:01:15.000 --> 00:01:19.981
یکی از بزرگترین مشکلاتمون
،مشکل اتاق بود مادر مُرد

00:01:20.005 --> 00:01:23.985
و ما هم اتاق تو خونه ی پدرمون نداشتیم

00:01:24.009 --> 00:01:27.622
پدر بزرگم خونه ی بزرگی داشت که دوتا
اتاق خالی هم داشت

00:01:27.646 --> 00:01:29.924
خوب من و خواهرم لیورا رفتیم اونجا

00:01:29.948 --> 00:01:33.194
به خونه ی پدر بزرگم
بعد از این که مادرمون مُرد

00:01:33.218 --> 00:01:35.062
دوست داشتیم باهاش زندگی کنیم

00:01:35.086 --> 00:01:38.099
باعث میشد یه سری چیزهای بد را فراموش کنی

00:01:38.123 --> 00:01:40.963
پاپی،ما خونه ایم

00:01:58.610 --> 00:02:00.729
پاپی

00:02:15.160 --> 00:02:18.641
نمیتونستم رنگ صورتیشو
بردارم ،با عرض معذرت , .

00:02:19.431 --> 00:02:21.008
تنها کاری که میتونستم بکنم

00:02:21.032 --> 00:02:23.377
من و پدر بزرگم خیلی با هم خوب بودیم

00:02:23.401 --> 00:02:26.380
اون کاملا بهترین دوستم بود

00:02:26.404 --> 00:02:29.450
وقتی 16 سالم بود تازه
گواهی نامه ام را گرفته بودم

00:02:29.474 --> 00:02:33.721
برای تولدم ،پاپ برام یه ماشین خریده بود

00:02:33.745 --> 00:02:37.058
تو 16 سالگی ماشین داشتم
،یه اتاق خواب واسه خودم

00:02:37.082 --> 00:02:43.164
دیگه چی میخوام خیلی صمیمی بودن

00:02:43.188 --> 00:02:44.899
فکر میکنم پاپ ،دب را بیشتر دوست داشت

00:02:44.923 --> 00:02:47.835
چون اون اولین نوه اش بود

00:02:47.859 --> 00:02:52.840
و دب به اندازه ی کافی بزرگ
بود که مادربزرگ را به یاد بیاره

00:02:52.864 --> 00:02:56.666
خوب پدر بزرگ یکمی اونو لوس کرده بود

00:02:57.235 --> 00:02:58.512
<i>â™ھ Just imagine â™ھ</i>

00:02:58.536 --> 00:03:00.581
در عوضش من هم باید تو
مدرسه نمره های خوبی میگرفتم

00:03:00.605 --> 00:03:05.219
باید صحبتهای عمومی را انجام میدادم
رفتارم باید رسمی و مناسب باشه

00:03:05.243 --> 00:03:07.221
و هرکاری که اون میخواست باید انجام بدی

00:03:07.245 --> 00:03:08.422
<i>â™ھ Just imagine â™ھ</i>

00:03:08.446 --> 00:03:09.757
اجازه نداشتم با کسی قرار بزارم

00:03:09.781 --> 00:03:12.793
اجازه داشتم به رقص های دونفره برم

00:03:12.817 --> 00:03:15.657
اما نمیتونستم قرار بزارم

00:03:16.520 --> 00:03:20.443
اما اینجوری پاپ میخواست
و چیزی که پاپ میخواست

00:03:21.960 --> 00:03:23.337
باید انجام میشد

00:03:23.361 --> 00:03:25.506
هیچ کس به اندازه ی کافی واسه من خوب نبود

00:03:25.530 --> 00:03:27.775
اون پدربزگ عالی و دوست داشتنی بود

00:03:27.799 --> 00:03:30.319
اما خوب سختگیر هم بود

00:03:38.099 --> 00:03:39.299
دو سال بعد

00:03:40.011 --> 00:03:43.557
18 سالم بود و از دبیرستان فارغ التحصیل شدم

00:03:43.581 --> 00:03:48.162
دو روز بعدش یه مصاحبه
کاری تو ایستگاه رادیویی داشتم

00:03:48.186 --> 00:03:49.544
خوب؟

00:03:50.789 --> 00:03:53.901
قبول شدی اون روز استخدام کار شدم

00:03:53.925 --> 00:04:00.074
حالا یه مجری دیسک هستم
بدون هیچ تجربه ی کاری

00:04:00.098 --> 00:04:01.742
خیلی به دب افتخار میکردم

00:04:01.766 --> 00:04:06.248
من قراره یه خواهر مشهور داشته باشم که
دی جی برنامه ی رادیویی هست

00:04:12.177 --> 00:04:14.188
ایستگاه رادیویی تو ایری بود

00:04:14.212 --> 00:04:17.591
ما تو شمال شرقی زندگی میکردیم و
فاصله تقریبا زیاد بود

00:04:17.615 --> 00:04:21.729
خوب میخواستم که برم این
واقعا فرصت خوبیه واسه من

00:04:21.753 --> 00:04:25.499
باورم نمیشه که اینقدر راحت بیخیال ما میشی

00:04:25.523 --> 00:04:30.538
اعصبانی بود اون نمیگذاشت که برم

00:04:30.562 --> 00:04:34.775
با صدای بلند سر همدیگه
داد میزدیم خواهرت چی؟

00:04:34.799 --> 00:04:35.776
اون بهت نیاز پیدا میکنه

00:04:35.800 --> 00:04:37.445
بعد از این همه کاری که ما برات کردیم

00:04:37.469 --> 00:04:40.347
منم به اندازه ی خودم اینجا زحمت کشیدم

00:04:40.371 --> 00:04:42.583
اون هیچوقت نمیخواست که دب از اون خونه بره

00:04:42.607 --> 00:04:45.286
اون نمیخواست که دب ،دوست پسر داشته باشه

00:04:45.310 --> 00:04:47.421
باید اینجا با خانواده ات بمونی

00:04:47.445 --> 00:04:50.324
اون میخواست که دب برای همیشه پیشش بمونه

00:04:50.348 --> 00:04:53.794
نمیتونی نزاری من
برم ،پاپی گفتم نه

00:04:53.818 --> 00:04:55.996
گفتم ،پاپی تو خودخواه هستی

00:04:56.020 --> 00:04:57.431
تو میخوایی همه چی تحت اختیار خودت باشه

00:04:57.455 --> 00:05:01.176
این یه فرصتی هست برا
من که نمیتونم بیخیالش بشم

00:05:01.693 --> 00:05:03.533
بدر جور صدمه روحی خورد

00:05:04.762 --> 00:05:09.577
اون کار را نکردم تا
راحت بشه فقط 18 سالم بود

00:05:09.601 --> 00:05:12.401
و یه فرصتی واسه زندگیم به دست آوردم

00:05:21.412 --> 00:05:24.093
الان دارم میرم

00:05:27.485 --> 00:05:30.731
قبل از اینکه برم ازم قول خواست که برگردم

00:05:30.755 --> 00:05:34.517
بهم قول بده که برگردی

00:05:35.593 --> 00:05:39.395
پاپی ،من برمیگردم

00:05:42.534 --> 00:05:46.147
و قول میدم گفتم
:پاپی ،من برمیگردم

00:05:46.171 --> 00:05:48.816
با من بیرون نیومد
برنگشت منو نگاه کنه

00:05:48.840 --> 00:05:52.321
موند تو خونه و ،منم رفتم

00:05:56.381 --> 00:05:59.026
واسه یه بارم تو زندگیم شده
یه کار را واسه خودم انجام دادم

00:05:59.050 --> 00:06:02.291
و اونم برنامه رادیویی بود
و من بدجور عاشقش بودم

00:06:17.936 --> 00:06:20.114
میتونم بگم که واقعا پاپ
دلش واسه دب تنگ شده بود

00:06:20.138 --> 00:06:27.322
مثل همیشه رفتار نمیکرد
فقط میشد بگی که دپرس شده

00:06:32.417 --> 00:06:36.430
اعصبانی بود واسه
دو ماه با من حرف نزد

00:06:36.454 --> 00:06:39.733
روزای خوشی داشتم ...فقط خوشی

00:06:39.757 --> 00:06:41.802
و نمیخواستم هیچوقت برگردم

00:06:41.826 --> 00:06:45.573
یکدفعه یه روز لورا بهم زنگ زد

00:06:45.597 --> 00:06:51.178
گفت که پاپ حالش خوب
نیست به دب زنگ زدم و گفتم که

00:06:51.202 --> 00:06:56.539
الان زنگ زدیم واسه آمبولانس
حالش اصلا خوب نیست

00:07:00.344 --> 00:07:02.122
سوار ماشینم شدم

00:07:02.146 --> 00:07:04.186
نمیدونم که چطور خودمو به بیمارستان رسوندم

00:07:07.852 --> 00:07:11.098
سلام دنبال پدر بزرگم
میگردم خواهرم اینجاست

00:07:11.122 --> 00:07:13.322
میدونید که اونا چه اتاقی هستند؟

00:07:15.493 --> 00:07:17.037
سلام

00:07:17.061 --> 00:07:22.075
معذرت میخوام ،تا اونجایی که
تونستم سریع خودمو رسوندم

00:07:22.099 --> 00:07:24.745
حالش چطوره؟ گفتم
،فکر کنم که داره میمیره

00:07:24.769 --> 00:07:30.884
خوب دکتر بهمون گفت
اون سرطان معده داره

00:07:30.908 --> 00:07:34.588
و تو غدد لنفاوی اون
هست مثل یه تونل بود

00:07:34.612 --> 00:07:36.531
انگار که تو یه تونل هستی

00:07:39.817 --> 00:07:44.672
رفتم تو اتاقش ،رنگش سفید
شده بود خیلی خیلی سفید

00:07:48.759 --> 00:07:58.380
بهش نگاه کردم و گفتم
،پاپی من اینجام من اینجام

00:08:03.140 --> 00:08:05.461
دستم را فشار داد

00:08:15.186 --> 00:08:17.466
خیلی یواش حرف میزد

00:08:20.157 --> 00:08:23.719
هیچ وقت خونه نیومدی

00:08:24.829 --> 00:08:27.341
آخرین چیزی که به من گفت

00:08:27.365 --> 00:08:31.847
این بود که ،"دبی تو هیچ وقت خونه نیومدی"

00:08:33.604 --> 00:08:35.163
و بیهوش شد

00:08:44.749 --> 00:08:50.530
رفت تو کما تا سه روز زنده موند

00:08:50.554 --> 00:08:53.967
و سرطانش  داشت از درون میخوردش

00:08:53.991 --> 00:08:58.372
و دکترها هم میگفتن که
کاری از دستتشون برنمیومد

00:08:58.396 --> 00:09:01.908
دکتر صدام کرد و
گفت اون زنده نمیمونه

00:09:01.932 --> 00:09:04.894
فکر کنم بهترین راه این
باشه که دستگاه را قطع کنیم

00:09:14.779 --> 00:09:17.391
دکترها گفتند که پدر بزرگ تصمیم
گیری پزشکیش را به وارثش داده

00:09:17.415 --> 00:09:20.293
بزرگترین نوه اش بودم و وارث بعد از اون

00:09:20.317 --> 00:09:23.330
تنها کسی بودم که وکالت
پزشکی براش داشتم

00:09:23.354 --> 00:09:25.966
خوب چی داری بهم میگی؟

00:09:25.990 --> 00:09:29.903
به تو بستگی داره که به زندگیش خاتمه بدی؟

00:09:29.927 --> 00:09:36.677
اون موقع انگار دنیام به آخر رسید

00:09:36.701 --> 00:09:40.647
همش نوزده سالم بود و داشتم
زندگی یه نفر را به آخر میرسوندم

00:09:40.671 --> 00:09:43.450
فقط همینجا را امضا کنید

00:09:43.474 --> 00:09:47.516
سختترین چیزی بود که تو کل زندگیم انجام دادم

00:09:50.614 --> 00:09:52.133
بیا انجامش بده

00:10:05.730 --> 00:10:09.943
فکر میکنم که اون دق خورد
از این که فکر میکرد من ناامیدش کردم

00:10:09.967 --> 00:10:13.301
که مایوسش کردم
میدونید ،که باید برمیگشتم

00:10:16.173 --> 00:10:17.973
خیلی احساس گناه میکردم

00:10:27.051 --> 00:10:31.098
پاپی خونه اش را واسه من
گذاشت خونه ،پول ،ماشین

00:10:31.122 --> 00:10:34.122
تو سن 19 سالگی همش مال من بود

00:10:41.098 --> 00:10:43.410
از این که همه چیز را به
ارث بردم احساس گناه میکردم

00:10:43.434 --> 00:10:46.279
چون من کسی بودم که قلبش را شکستم

00:10:46.303 --> 00:10:49.883
من کسی بودم که به خونه برنگشتم

00:10:49.907 --> 00:10:54.121
من تنها کسی بودم که باید تصمیم
میگرفت که دستگاه را قطع کنه

00:10:54.145 --> 00:10:57.257
از برنامه ی رادیویی مرخصی گرفتم

00:10:57.281 --> 00:10:59.025
و تصمیم  گرفتم که برگردم خونه

00:10:59.049 --> 00:11:01.728
لورا مونده بود پیش بابا

00:11:01.752 --> 00:11:02.863
در حالی که من داشتم خونه را تمیز میگردم

00:11:02.887 --> 00:11:04.364
و اونم قرار بود که با من بیاد تو اون خونه

00:11:04.388 --> 00:11:06.166
خوب تو خونه تنها بودم

00:11:06.190 --> 00:11:09.469
و عکس هایی از من وپاپی
اونجا بود اما نمیتونستم

00:11:09.493 --> 00:11:14.169
جراتش را نداشتم بهشون
نگاه کنم خوب برگردوندمشون

00:11:19.837 --> 00:11:23.358
تو شب کلا تنها بودم

00:11:26.610 --> 00:11:29.051
یکدفعه شنیدم که درب پشتی باز شد

00:11:33.284 --> 00:11:38.600
صدای جیر جیر شنیدم و گفتم لورا؟

00:11:39.356 --> 00:11:40.555
تویی؟

00:11:56.907 --> 00:12:00.109
حالا یه کمی ترسیدم

00:12:18.028 --> 00:12:20.628
در باز بود

00:12:30.207 --> 00:12:31.918
کسی اونجا نبود

00:12:31.942 --> 00:12:34.983
تصمیم گرفتم که لامپ بالکن
را تمام شب روشن بزارم

00:12:55.032 --> 00:13:00.434
یه روز گرم و آروم تابستون بود

00:13:01.138 --> 00:13:05.980
تو بالکن بودم و تصمیم گرفتم که به برم خونه

00:13:16.320 --> 00:13:19.266
یکدفعه از نمیدونم از کجا

00:13:19.290 --> 00:13:22.970
این مرد پرید بیرون و
شروع کرد به دنبالم کردن

00:13:43.656 --> 00:13:46.079
از هیچ جا، این مرد

00:13:46.103 --> 00:13:48.652
پرید بیرون و شروع کرد به دنبالم کردن

00:13:50.330 --> 00:13:52.691
تا اونجایی که میتونستم سریع میدویدم

00:13:53.833 --> 00:13:55.873
زمین خوردم

00:14:02.942 --> 00:14:05.142
کمک

00:14:10.183 --> 00:14:16.192
بلند شدم ،داشتم کابوس
میدیدم خیلی واقعی بود

00:14:17.423 --> 00:14:19.250
وحشتناک بود

00:14:31.537 --> 00:14:33.418
سلام

00:14:34.540 --> 00:14:38.687
یه روز صبح رفتم اونجا تا با دب صبحانه بخورم

00:14:38.711 --> 00:14:42.124
رفتم تو اتاق پذیرایی متوجه
شدم که چندتا عکس هست

00:14:42.148 --> 00:14:43.992
که برعکس افتادند

00:14:44.016 --> 00:14:46.729
تمام عکسهایی که برعکس افتاده بودند

00:14:46.753 --> 00:14:50.833
پدر بزرگ توشون بود دبی

00:14:50.857 --> 00:14:55.738
و از دب پرسیدم ،چرا تمام
این عکس ها را برعکس گذاشتی

00:14:55.762 --> 00:15:00.843
آره،من ...اه من فقط

00:15:00.867 --> 00:15:03.867
فقط فعلا نمیتونم باهاش کنار بیام

00:15:06.506 --> 00:15:07.916
حالت خوبه؟

00:15:07.940 --> 00:15:10.285
متوجه شدم که حسش چطوره چون
خیلی غم انگیز بود

00:15:10.309 --> 00:15:12.190
خیلی سخت بود که به اون عکسها نگاه کنی

00:15:13.446 --> 00:15:18.181
گرسنه ای؟ آره باشه
از گرسنگی دارم میمیرم

00:15:21.254 --> 00:15:24.134
خوب با هم نشستیم تا صبحانه بخوریم

00:15:27.059 --> 00:15:29.860
یک دفعه صدای خش خش اومد

00:15:33.332 --> 00:15:36.694
بلند شدم برم چک کنم

00:15:43.442 --> 00:15:45.687
وقتی به رادیو نگاه کردم

00:15:45.711 --> 00:15:49.458
عقربه از اون ایستگاهیی
که گذاشته بودم چرخیده بود

00:15:49.482 --> 00:15:52.011
با خودم گفتم که عجیبه

00:15:52.618 --> 00:15:55.099
خوب به ایستگاه رادیویی برگردوندمش

00:15:57.924 --> 00:16:00.284
یکدفعه دوباره صدای خش خش رادیو را شنیدم

00:16:02.094 --> 00:16:04.072
قطه شد و رفت به

00:16:04.096 --> 00:16:06.577
ایستگاه رادیویی مورد علاقه ی پدربزرگ

00:16:11.370 --> 00:16:14.249
متوجه شدم که تمام عکسها

00:16:14.273 --> 00:16:19.043
که روی زمین بودند
همشون بلند شده بودند دبورا!

00:16:29.589 --> 00:16:31.600
ترسیده بودم

00:16:31.624 --> 00:16:34.670
تما این چیزها داره تو خونه اتفاق میافته

00:16:34.694 --> 00:16:38.907
که نمیتونی توضیح بدی
اما ت همون لحظه

00:16:38.931 --> 00:16:43.934
واسم حس خوبی داشت که حتی
فکر میکردم پدر بزرگ اونجاست

00:16:50.943 --> 00:16:52.654
خواهرم لورا تصمیم گرفت

00:16:52.678 --> 00:16:56.291
که من خیلی خودم را درگیر کردم
که تو اون خونه بمونم

00:16:56.315 --> 00:17:00.162
و نمیخوام کاری بکنم
به چی هی نگاه میکنی؟

00:17:00.186 --> 00:17:03.899
هیچ چیز به هیچ چیز
نگاه نمیکنم من ...هیچ چی

00:17:03.923 --> 00:17:07.436
درگیر چیزی هستی نه،نیستم من میرم

00:17:07.460 --> 00:17:08.737
فقط میخوام که خوشحال باشه

00:17:08.761 --> 00:17:10.873
خوب اونو به این مرد به نام دیو معرفی کردم

00:17:10.897 --> 00:17:14.309
آدم خوبی بود فکر کردم
که شاید بتونن با هم باشن

00:17:14.333 --> 00:17:18.614
سلام سلام دبورا
این دوستم دیو هست

00:17:18.638 --> 00:17:20.782
سلام خوشبختم
سلام ،منم از دیدنت خوشبختم

00:17:20.806 --> 00:17:25.542
به هرحال ،من باید برم
خوش بگذره ،برمیگردم

00:17:28.614 --> 00:17:30.492
بعد از مرگ پدر بزرگ ،نمیخواستم با کسی باشم.

00:17:30.516 --> 00:17:33.095
نمیخواستم دوست پسری
داشته باشم نگفت تون نگفت

00:17:33.119 --> 00:17:34.918
اوه
نه ،اون چیزی به من نگفته

00:17:36.822 --> 00:17:44.973
اینا را گرفتم
اوه،ممنو،خیلی قشنگن قشنگن

00:17:44.997 --> 00:17:48.243
میرم بزارمشون تو آّب آره،آره،حتما

00:17:48.267 --> 00:17:49.578
میدونید اون اصلا علاقه ای نداشت به این

00:17:49.602 --> 00:17:55.851
که وارد رابطه ای بشه یه
جورایی اونجا پرت شده بودم

00:17:55.875 --> 00:17:58.275
و ممنونم چون بعدش یه سودی بردم

00:18:01.113 --> 00:18:03.859
متوجه شدیم که ما گذشته هامون با هم فرق داره

00:18:03.883 --> 00:18:07.062
دختر خوبی بود من
مشکلات زیادی داشتم

00:18:07.086 --> 00:18:10.299
اون پسر بدی بود میرفته بیرون

00:18:10.323 --> 00:18:12.367
پارتی میرفته و مست میکرده

00:18:12.391 --> 00:18:13.802
من هیچ کدوم از اون کارا را نمیکردم

00:18:13.826 --> 00:18:17.205
و فکر میکنم که اون آخرش
باعث شد که من جذبش بشم

00:18:17.229 --> 00:18:22.611
یه هفته بعد من دیو را دعوت کردم
تا با هم تلویزیون ببینیم

00:18:22.635 --> 00:18:24.046
خوب روی کاناپه نشسته بودیم

00:18:24.070 --> 00:18:26.190
و شروع کردیم به هم نزدیک شدن

00:18:36.782 --> 00:18:40.662
لامپها شروع به پریدن کردن فیوزه

00:18:40.686 --> 00:18:43.554
حالا احساس راحتی
نمیکردم چون لامپها میپریدند

00:18:45.844 --> 00:18:57.307
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. تلفون زنگ خورد

00:18:58.604 --> 00:18:59.803
برو

00:19:03.376 --> 00:19:05.616
بلند شدم تلفن را جواب بدم

00:19:07.680 --> 00:19:09.200
سلام؟

00:19:10.149 --> 00:19:16.233
کسی نبود سلام فقط صدای خش خش

00:19:19.025 --> 00:19:22.106
شاید اشتباه گرفته

00:19:29.168 --> 00:19:35.283
سلام خش خش سلام با
خودم فکر کردم که شاید

00:19:35.307 --> 00:19:36.987
یه مرد دیگه باشه

00:19:42.048 --> 00:19:45.249
<font color=#FFFF00>دبــــــــــــــــــی</c>

00:20:07.338 --> 00:20:10.594
<font color=#FFFF00>دبــــــــــــــــــی</c>

00:20:12.586 --> 00:20:14.185
صدای آرومی شنیدم

00:20:16.403 --> 00:20:19.716
ووو...حالت خوبه؟
با خودم فکر کردم

00:20:19.740 --> 00:20:21.184
میتونه پاپی باشه

00:20:21.208 --> 00:20:26.055
از اینکه من دوست پسرم را آوردم خونه داره

00:20:26.079 --> 00:20:30.028
اعصبانیت یا نارضایتیشو
نشون میده فکر کنم باید بری

00:20:31.752 --> 00:20:35.593
اوه...باشه

00:20:37.658 --> 00:20:44.407
اما حالت خوبه؟ آره
معذرت میخوام بلند شدم و رفتم

00:20:44.431 --> 00:20:47.577
یه کسی نمیخواست اونشب ما باهم باشیم

00:20:47.601 --> 00:20:49.412
یه چیز بود که اون از من مخفی میکرد

00:20:49.436 --> 00:20:51.881
که یه خبرایی اون طرف خط تلفن رخ داد

00:20:51.905 --> 00:20:54.183
که معلوم نبود چی بود و
اون تو خودش نگهش داشت

00:20:54.207 --> 00:20:56.586
شب بخیر
شب بخیر

00:20:56.610 --> 00:21:00.289
میدونستم که این خیلی شبیه
عکس العملهای پدر بزرگه

00:21:00.313 --> 00:21:05.150
که من یه دوست پسر
داشته باشم میدونستم

00:21:15.162 --> 00:21:19.709
اون شب همون خواب را دیدم

00:21:19.733 --> 00:21:25.377
اما اینبار عقب را نگاه کردم
و لباس فرم کار داشت

00:21:28.642 --> 00:21:31.356
همون لباسی که پدر
بزرگم موقع کار میپوشید

00:21:46.560 --> 00:21:50.940
دبـــــــــــــــــی اون موقع

00:21:50.964 --> 00:21:55.645
فهمیدم مردی که زانوم
را گرفت پدر بزرگم بود

00:21:55.669 --> 00:21:58.285
اعصبانی بود

00:22:01.575 --> 00:22:05.543
بعدش چیزی شنیدم آهنگ

00:22:14.321 --> 00:22:19.383
از اتاقم بیرون اومدم صدای
موزیک هی بیشتر میشد

00:22:39.045 --> 00:22:41.126
رفتم تو اتاق پذیرایی

00:23:17.050 --> 00:23:19.411
خیلی آروم به سمت صندلی راحتی رفتم

00:23:48.315 --> 00:23:52.795
کسی اونجا نبود به
رادیو پاپ نگاه کردم

00:23:52.819 --> 00:23:57.181
از ایستگاه رادیویی من رفته
بود به سمت ایستگاه whyp.

00:23:58.091 --> 00:24:03.327
کانالی بود که پدر بزرگ
همیشه گوش میداد منو ترسوند

00:24:04.531 --> 00:24:07.243
نمیدونستم چکار کنم

00:24:07.267 --> 00:24:12.949
چطور کسی که دوستت داره
برمیگرده و اینکار را میکنه؟

00:24:12.973 --> 00:24:15.685
مطمئن بودم که اعصبانیه

00:24:15.709 --> 00:24:18.654
مطمئن بودم که احساس میکرد بهش خیانت شده

00:24:18.678 --> 00:24:20.990
باور داشتم که داره تنبیه هم میکنه

00:24:21.014 --> 00:24:26.257
به خاطر اینکه برنگشتم و از خونه رفتم

00:24:27.554 --> 00:24:32.235
به خونه ی دب رفتم و با هم حرف زدیم

00:24:32.259 --> 00:24:34.604
چرا اینقدر خسته ای؟

00:24:34.628 --> 00:24:36.372
به کسی احتیاج داشتم تا باهاش حرف بزنم

00:24:36.396 --> 00:24:38.507
خوب در مورد کابوسهام با لورا حرف زدم

00:24:38.531 --> 00:24:43.012
همش این خواب عجیب را میبینم

00:24:43.036 --> 00:24:45.837
بهش گفتم که در طول مسیر حیاط دنبالم کرد

00:24:46.907 --> 00:24:48.784
بهش گفتم که دنبالم میکنه

00:24:48.808 --> 00:24:51.354
و تا مزرعه ی ذرت دنبالم میاد

00:24:51.378 --> 00:24:54.357
و منم فرار میکنم و نمیتونم از دستش فرار کنم

00:24:54.381 --> 00:24:59.070
لورا به سمتم خم شد و
بهم گفت و زمین میخوری

00:25:00.587 --> 00:25:02.867
و زانوتو میگیره؟

00:25:05.392 --> 00:25:08.993
از کجا میدونی؟

00:25:10.730 --> 00:25:13.809
چون منم دقیقا همین کابوس را میبینم

00:25:13.833 --> 00:25:17.813
و فهمیدم که این به خاطر گناهکار بودنش نیست

00:25:17.837 --> 00:25:24.453
چون منم همونو تجربه
کردم این منو میترسوند

00:25:24.477 --> 00:25:27.790
خواهرم دیگه ام ،پنی،واسه
چند روز اومد پیشم بمونه

00:25:27.814 --> 00:25:30.175
کارت آخر

00:25:33.353 --> 00:25:36.565
بردم یه کم مهمونی نیاز داشتم

00:25:36.589 --> 00:25:40.231
و نمیخواستم که تنها
باشم باشه،شب بخیر

00:25:43.129 --> 00:25:45.341
خوب رفتم و روی کاناپه دراز کشیدم

00:25:45.365 --> 00:25:47.484
تلویزیونم روشن گذاشتم

00:25:51.104 --> 00:25:53.384
آخر خوابم برد

00:26:12.292 --> 00:26:17.908
بیدار شدم ،حس راحتی
نداشتم یه چیزی درست نبود

00:26:23.336 --> 00:26:25.897
اوه ،خدای من ،بوی دود حس کردم

00:26:29.009 --> 00:26:30.488
آتیش بود،دود بود

00:26:55.759 --> 00:26:59.005
طبقه ی بالا پنی

00:26:59.029 --> 00:27:05.306
خواهرم طبقه ی بالا بود و
جواب نمیداد خوب رفتم بالا

00:27:11.675 --> 00:27:15.254
شعله های آتیش اطراف تخت بود

00:27:15.278 --> 00:27:17.198
هیچ جای دیگه نبود فقط اطراف تخت

00:27:19.816 --> 00:27:23.996
پنی پنی بلند شو تکونش
دادم گفتم بیدار شو

00:27:24.020 --> 00:27:28.034
باید ببرمت پایین،بلند
شو پنی،باید بریم

00:27:28.058 --> 00:27:32.638
تکون نمیخورد شعله ها
داشتند به سمت دیوارها میرفتند

00:27:32.662 --> 00:27:35.808
پنی زود باش باید از
اونجا میاوردمش بیرون

00:27:35.832 --> 00:27:41.703
زود باش باید بریم
زود باش بلند شو

00:28:02.292 --> 00:28:06.814
پنی آخرش بلند شد اما گیج بود

00:28:07.831 --> 00:28:13.674
و درم محکم بسته شد
چی شده؟ اینجا بمون

00:28:17.808 --> 00:28:21.921
در قفل شده بود هرگز
اون در را قفل نکرده بودم

00:28:21.945 --> 00:28:24.505
تو اون خونه گیر کرده بودیم

00:28:26.116 --> 00:28:30.358
بالا را نگاه کردم و یه مرد بود

00:28:31.621 --> 00:28:36.257
سرش داد زدم و گفتم که
چرا این کار را میکنی؟

00:28:37.727 --> 00:28:43.251
بعدش صدای غرشی شنیدم

00:28:44.868 --> 00:28:49.631
بکدفعه یه نسیم سردی را
حس کردم که به سمتم میومد

00:28:54.477 --> 00:29:00.801
و صدای آرومی شنیدم
<font color=#FFFF00>هیچوقت خونه برنگشتی</c>

00:29:01.818 --> 00:29:03.129
دیگه دوست داشتن نبود

00:29:03.153 --> 00:29:06.632
این نیازی از کنترل و مالکیت بود

00:29:06.656 --> 00:29:08.936
اون داشت منو با خودش میبرد

00:29:09.860 --> 00:29:14.640
منو بگیر پنی را
ول کن ،فقط منو بگیر

00:29:14.664 --> 00:29:16.423
بزار پنی بره،فقط منو بگیر

00:29:20.637 --> 00:29:24.879
به محض اینکه اینو گفتم در باز شد

00:29:28.912 --> 00:29:31.472
پنی را گرفتم و دویدیم

00:29:49.132 --> 00:29:52.044
همیشه یه جورایی زندگی
بعد مرگ را باور داشتم

00:29:52.068 --> 00:29:54.947
اما هیچوقت فکرشو نمیکردم

00:29:54.971 --> 00:29:57.550
چیزی مثل این برام اتفاق بیافته

00:29:57.574 --> 00:30:01.215
یه خواب بد نبود
یه واقعیت زننده بود

00:30:03.513 --> 00:30:06.425
با خودم گفتم اگه خونه اش از بین رفته

00:30:06.449 --> 00:30:10.162
و روحش هم توش بوده
خوشحالم که حالت خوبه

00:30:10.186 --> 00:30:15.268
شاید دیگه تموم شده
باشه پنی چطوره؟

00:30:15.292 --> 00:30:18.070
خوبه،کمی ترسیده

00:30:18.094 --> 00:30:21.007
بیرون شهر کار میکردم
وقتی که اومدم خونه

00:30:21.031 --> 00:30:26.245
شنیدم که خونه آتیش
گرفته و همه حالشون خوبه

00:30:26.269 --> 00:30:29.471
حالت خوبه؟
آره،خوبم، خوبم

00:30:32.842 --> 00:30:35.621
چی شده؟ تنهاتون
میزارم تا با هم حرف بزنید

00:30:35.645 --> 00:30:37.404
باشه ،میبینمت

00:30:39.916 --> 00:30:43.162
باید یه چیزی بهت
بگم فکر کردم که وقتشه

00:30:43.186 --> 00:30:47.700
بهش بگم که چه خبره
همه چیز را بهش گفتم

00:30:47.724 --> 00:30:51.437
اون اصلا قضاوت نکرد ،خیلی هم حمایتم کرد

00:30:51.461 --> 00:30:57.838
اون بهم اعتماد کرد و همه
چیز را بهم گفت باورش کردم

00:30:59.269 --> 00:31:01.314
هیچ دلیلی نبود که بهم دروغ بگه

00:31:01.338 --> 00:31:04.050
اون کسی بود که خیلی بهش اهمیت میدادم

00:31:04.074 --> 00:31:05.418
و میخواستم به خاطرش اونجا باشم

00:31:05.442 --> 00:31:07.321
میخواستم تنها کسی باشم که بهش کمک میکنه

00:31:09.012 --> 00:31:12.493
و از اون لحظه به بعد جدا نشدنی شدیم

00:31:13.550 --> 00:31:17.352
کمتر از یه سال بعد من
و دیو باهم ازدواج کردیم

00:31:17.887 --> 00:31:20.499
قصل جدیدی از زندگی من بود

00:31:20.523 --> 00:31:24.337
خونه ی پاپی را با یه تریلر جایگزین کردیم

00:31:24.361 --> 00:31:29.175
و تو اونجا گذاشتیمش زمان
گذشت و ما بچه دار شدیم

00:31:29.199 --> 00:31:34.080
اسمشو گذاشتیم ریچل زندگی خوب بود

00:31:34.104 --> 00:31:37.249
خانوادمون را داشتیم
خیلی خوب،باید برم سر کار

00:31:37.273 --> 00:31:38.672
من و گذاشته اند تو شیفت شب

00:31:42.012 --> 00:31:43.889
دیگه حضور پاپی را احساس نمیکردم

00:31:43.913 --> 00:31:46.313
خوشحال بودم که به آرامش رسیده

00:31:59.229 --> 00:32:02.775
وقتی اون شب اومدم خونه ،تنها بودم

00:32:02.799 --> 00:32:08.323
دب و ریچل بیرون بودند،فقط من بودم

00:32:12.342 --> 00:32:13.460
دب؟

00:32:17.414 --> 00:32:20.214
تریلر تاریک بود

00:32:21.551 --> 00:32:26.754
برق را روشن کردم و سراغ کارم رفتم

00:32:47.644 --> 00:32:51.485
همینطوری ،برق رفت

00:33:00.890 --> 00:33:03.702
تنها کارم این بود که برم عقب تریلر

00:33:03.726 --> 00:33:05.086
و فیوز را چک کنم

00:33:16.072 --> 00:33:19.073
یه حسی داشتم که تنها نبودم

00:33:39.262 --> 00:33:42.903
ایده ای تو ذهنم بود که
پدربزگ دب یه جایی منتظر منه

00:34:10.688 --> 00:34:12.526
وحشتناک بود

00:34:13.365 --> 00:34:15.410
تا به حال اونقدر نترسیده بودم

00:34:22.078 --> 00:34:27.068
یه چیزی اونجا بود میتونستم
احساسش کنم،حسش کنم

00:34:37.861 --> 00:34:39.740
جعبه ی فیوز را باز کردم

00:34:42.866 --> 00:34:50.611
کلید اصلی پریده بود خوب
کلید را زدم و برق اومد

00:34:59.782 --> 00:35:07.733
چی شده؟ هیچی خوبی؟
آره باید باهات حرف بزنم

00:35:07.757 --> 00:35:11.070
ریچیل میشه ...بری

00:35:11.094 --> 00:35:14.874
با اسباب بازی هات
روی میز بازی کنی؟ باشه

00:35:14.898 --> 00:35:19.245
تا به حال ندیده بودم که اینجوری بترسه

00:35:19.269 --> 00:35:23.390
خوب اومدم خونه و برق ها رفتند

00:35:59.939 --> 00:36:19.939
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:36:19.963 --> 00:36:23.483
چی شده؟ یه مرد تو کمد منه

00:36:23.507 --> 00:36:27.268
ریچل خیلی سریع از اتاقش
اومد بیرون و گریه میکرد

00:36:28.712 --> 00:36:31.432
دویدم تو اتاق و دنبال اون شخص میکشتم

00:36:34.390 --> 00:36:37.472
احساس نگرانی میکردم

00:36:39.195 --> 00:36:44.310
خیال کردم که تموم
شده کسی اونجا نبود

00:36:44.334 --> 00:36:47.813
خودشه ،برگشته

00:36:47.837 --> 00:36:53.285
All I know is that Earl
made himself known to her,

00:36:53.309 --> 00:36:55.003
and she did not like it.

00:36:56.045 --> 00:37:00.025
تصمیم گرفتم صبح روز
بعدش ، برم کشیش را ببینم

00:37:00.049 --> 00:37:03.128
تا بفهمم که چطور میشه از
شر پاپی برای همیشه خلاص شد

00:37:03.152 --> 00:37:05.731
قبل از اینکه اتفاقی واسه دخترم بیافته

00:37:05.755 --> 00:37:07.194
به پدر برنز زنگ میزنم

00:37:16.599 --> 00:37:20.414
من با کلیسا رفتن بزرگ
شدم و پدر منو میشناسه

00:37:26.075 --> 00:37:29.755
بیرون وایستاده بودم و
فکر میکردم چی به پدر بگم؟

00:37:29.779 --> 00:37:33.993
خیال میکنه که دیوونه
شدم خوشحالم میبینمت

00:37:34.017 --> 00:37:35.861
ممنون از اینکه اومدی

00:37:35.885 --> 00:37:37.685
هر چیزی که بهش گفتم را باور کرد

00:37:38.621 --> 00:37:41.495
خیلی حمایت کرد
فکر میکنم که برگشته

00:37:43.092 --> 00:37:45.270
گفت دبورا ،فرزندم

00:37:45.294 --> 00:37:50.338
تو یه تملک خاص داری
و من بهت کمک میکنم

00:37:51.501 --> 00:37:52.659
ممنونم

00:37:53.536 --> 00:37:55.736
پدر من را غسل کرد

00:37:57.106 --> 00:38:01.268
یه صلیب برداشت ،تبرکش کرد

00:38:02.679 --> 00:38:04.678
یه بطری روغن مقدس هم تبرک کرد

00:38:05.748 --> 00:38:07.868
او مدال سنت مایکل به من داد.

00:38:08.751 --> 00:38:11.263
گفت ،اینا ابزارهایی برای جنگ هستند

00:38:11.287 --> 00:38:13.999
تو قراره که روح پدربزرگت را آزاد کنی

00:38:14.023 --> 00:38:19.605
تملک تو نتیجه ی گناهی هست که نگهش داشتی

00:38:19.629 --> 00:38:22.550
و این تنها راهی هست که میتونی تمومش کنی

00:38:24.934 --> 00:38:31.984
اونموقع فهمیدم که
منم و من باید دوباره

00:38:32.008 --> 00:38:35.729
از شرش خلاص بشم

00:38:53.996 --> 00:38:56.041
اون روز بعد از ظهر ما به همه ی اتاقها رفتیم

00:38:56.065 --> 00:39:01.748
آب مقدس را همه جا میپاشیدیم و
دعای سنت مایکل را میخوندیم

00:39:01.904 --> 00:39:03.816
دعای پدرمون رو میخوندیم

00:39:03.840 --> 00:39:07.200
و درخواست میکردیم که پاپی بره

00:39:08.144 --> 00:39:13.325
آماده ام گفتم پاپی
اینجا دیگه جای تو نیست

00:39:13.349 --> 00:39:15.549
اینجا جای تو نیست

00:39:17.253 --> 00:39:19.293
دیگه نمیتونی بهم صدمه بزنی

00:39:20.857 --> 00:39:22.935
نمیتونی اینجا باشی

00:39:22.959 --> 00:39:26.972
خیلی ناراحت بودم که باید این کار را بکنم

00:39:26.996 --> 00:39:28.640
خیلی واسش سخت بود

00:39:28.664 --> 00:39:33.226
چون اون قسمت بزرگی از زندگی اش بود

00:39:41.043 --> 00:39:43.163
شروع به باد وزیدن شد

00:39:45.882 --> 00:39:49.122
میتونستم اضطراب سنگینی را حس کنم

00:39:52.522 --> 00:39:54.600
هر چیزی که تو اتاق بود و به چیزی وصل نبود
تو هوا میچرخید

00:39:54.624 --> 00:39:56.983
کاغذ،کتابها

00:40:05.849 --> 00:40:07.969
اون دیگه پاپی من نبود

00:40:09.019 --> 00:40:13.021
میتونستم اعصبانیت و نفرت را حس کنم

00:40:14.224 --> 00:40:21.029
از عشق به تملک عبور کرد

00:40:23.333 --> 00:40:25.613
یکدفعه نمیتونستم تکون بخورم

00:40:27.237 --> 00:40:30.197
انگار یه چیزی نمیذاشت تکون بخورم

00:40:54.716 --> 00:41:14.716
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:17.532 --> 00:41:21.645
میتونستی بگی که اون ونجاست
میتونستی بگی که روبروشه

00:41:21.669 --> 00:41:28.641
گفتم ،پاپی خیلی دوستت دارم

00:41:37.952 --> 00:41:42.299
بعد تمام کاری که برام کردی

00:41:42.323 --> 00:41:45.444
هیچوقت دست از دوست داشتنت برنمیدارم

00:41:46.761 --> 00:41:48.561
گفتم،اما باید بری

00:41:49.964 --> 00:41:54.607
دیگه نمیتونی با
من بمونی باید بری

00:41:59.707 --> 00:42:02.187
و گفتم ،دوستت دارم

00:42:08.349 --> 00:42:09.589
باد قطع شد

00:42:11.019 --> 00:42:13.339
میتونستم بچرخم و دیو را نگاه کنم

00:42:19.194 --> 00:42:20.312
تموم شد

00:42:21.396 --> 00:42:24.642
و اون رفته بود شاهد
این رویدادها بودند

00:42:24.666 --> 00:42:27.666
چیزیه که هیچ وقت فراموش نمیکنم

00:42:28.536 --> 00:42:34.752
توصیه ی پدر برنز
دقیقا درست بود جواب داد

00:42:34.776 --> 00:42:40.191
دیگه هیچ وقت حضور پاپی
را احساس نکردم اون رفته

00:42:40.215 --> 00:42:43.894
آره باور دارم که اون روز آزاد شد

00:42:43.918 --> 00:42:49.475
سرانجام به آرامش رسید
منم سرانجام به آرامش رسیدم

00:42:58.500 --> 00:43:00.820
آخر پاپی به خونه ی ابدیش رفت