﻿WEBVTT

00:00:01.255 --> 00:00:09.255
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:09.279 --> 00:00:15.584
به جن ها اعتقاد ندارم به
ارواح شیطانی اعتقاد ندارم

00:00:16.653 --> 00:00:19.455
اما ناامید بودم

00:00:20.934 --> 00:00:25.675
در سال 2013 یه فیلم
ترسناک رکورد باکس آفیس را زد

00:00:25.817 --> 00:00:29.041
علاقه مندان ،پیشنهاد ویژه من حتما این دو
فیلم را ببینید THE Conjuring THE Conjuring 2

00:00:29.065 --> 00:00:31.614
فیلم احضار ارواح یه
جورایی داستان زندگی ما بود

00:00:31.638 --> 00:00:35.147
برای اولین بار در تلویزیون خانواده ی پرون
داستان واقعی را فاش میکنم

00:00:35.171 --> 00:00:37.879
اما بزار بهتون بگم در واقعیت

00:00:40.276 --> 00:00:42.278
خیلی وحشتناک تر بود

00:00:46.316 --> 00:00:49.207
باورم نمیشد پام

00:00:53.289 --> 00:00:56.978
اوه،خدای من اندریا

00:00:58.428 --> 00:00:59.668
کمکم کن

00:01:04.668 --> 00:01:08.110
تو خونتون شیطان زندگی میکنه

00:01:09.068 --> 00:01:15.103
کشتیش تا بحال اونقدر وحشت نکردم

00:01:35.231 --> 00:01:37.233
تقریبا رسیدیم

00:01:48.478 --> 00:01:51.123
لحظه ای که داخل حیاط پارک کردیم

00:01:51.147 --> 00:01:55.494
با تمام تار و پود قلبم جذبش شدم

00:01:55.518 --> 00:01:58.831
جای دوست داشتنی بود

00:01:58.855 --> 00:02:04.500
کارولین قلبش بهم گفت که مقدار
500 دلار بابت خونه پیش پرداخت داده

00:02:04.798 --> 00:02:07.530
گفتم ،
چرا این کار را کردی؟

00:02:07.801 --> 00:02:09.645
منظورم اینه که تمام پس اندازمون را خرج کردی

00:02:09.669 --> 00:02:12.244
تمام چیزی که واسه زندگی مون داشتیم

00:02:14.741 --> 00:02:18.154
اما زیبا بود فقط به
کاروبلین نگاه کردم وگفتم

00:02:18.178 --> 00:02:21.140
آره آره آره
کار درستی کردی

00:02:25.519 --> 00:02:27.497
بین پنج تا من خواهر بزرگم

00:02:27.521 --> 00:02:29.599
که البته خیلی تحمل میخواست

00:02:29.623 --> 00:02:32.335
اندریا میتونی جعبه را بیاری؟

00:02:32.359 --> 00:02:36.706
من دست راست مامانم
بودم واقعا بزرگه نانسی بود

00:02:36.730 --> 00:02:40.877
آپریل سیندی ،دختر شیطون خونه

00:02:40.901 --> 00:02:45.047
ما در مقابل دنیا بودیم مثل
چسب به هم متصل بودیم

00:02:45.071 --> 00:02:50.486
بزن بریم و در آخر کریستین
یه جورایی پراکنده شدیم

00:02:50.510 --> 00:02:52.989
مثل موشهای کوچولو
یکی میرفت اینور

00:02:53.013 --> 00:02:55.658
و من میخواستم اینو ببینم
بیاید بریم اونجا

00:02:55.682 --> 00:02:59.783
دوونه کننده بود ممنون اندریا

00:03:01.154 --> 00:03:03.675
خیلی خوشحال بودم

00:03:14.167 --> 00:03:17.101
یه روز هممون تو اتاق جمع شده بودیم

00:03:17.125 --> 00:03:18.770
و یکیمون یه ایده به ذهنش رسید

00:03:18.794 --> 00:03:21.115
بیایید قایم موشک بازی کنیم

00:03:23.031 --> 00:03:30.982
یک،دو،سه چهار،پنج سیندی
رفت قایم بشه شش،هفت

00:03:31.006 --> 00:03:37.522
خونه خیلی بزرگ بود مثل
مار پیچ بود 11, 12, 13,

00:03:37.546 --> 00:03:39.040
14, 15...

00:03:42.662 --> 00:03:44.823
در زیر زمین فقط

00:03:46.331 --> 00:03:48.652
یه جورایی باز شد

00:03:50.302 --> 00:03:54.087
خیلی عالی بود اونا به
هیچ وجه نمیتونن پیدام کنن

00:03:55.413 --> 00:04:01.896
خوب یه چراغ قوه برداشتم
و رفتم پایین 27, 28, 29,

00:04:01.920 --> 00:04:09.837
30, 31, 32, 33...
احساس هیجانی داشتم

00:04:09.861 --> 00:04:13.023
خیال میکردم که در یه ماجراجویی کوچیک هستم

00:04:59.143 --> 00:05:03.467
بعد متوجه شدم که یه چیزی
اونجا تو یه گوشه هست

00:05:04.282 --> 00:05:11.528
نور را به سمتش گرفتم
یه جعبه ی قدیمی دیدم

00:05:12.991 --> 00:05:16.607
هیچ قلاب یا قفلی
روی در نبود هیچی

00:05:17.896 --> 00:05:19.816
درش را باز کردم

00:05:21.933 --> 00:05:23.077
ذوق زده بودم

00:05:23.101 --> 00:05:25.079
خیال میکردم بهترین نقطه
واسه قایم شدن را پیدا کردم

00:05:25.103 --> 00:05:27.624
چه آماده باشی چه نباشی
ما اومدیم

00:05:32.543 --> 00:05:36.786
و من تو جعبه رفتم

00:05:45.423 --> 00:05:46.983
سیندی؟

00:05:48.526 --> 00:05:50.768
همه جا را گشتیم

00:05:52.363 --> 00:05:55.776
اما نمیتونستیم پیداش کنیم سیندی؟

00:05:55.800 --> 00:05:57.521
کجا میتونه رفته باشه؟

00:06:00.972 --> 00:06:03.853
سریعا فهمیدم که چیزی درست نیست

00:06:06.144 --> 00:06:10.574
در جعبه باز نمیشد و خیلی گرم بود

00:06:13.284 --> 00:06:16.760
داشتم میترسیدم کمک

00:06:17.789 --> 00:06:20.757
اندریا کمک

00:06:22.093 --> 00:06:26.737
سیندی اون هیج جا نبود

00:06:27.565 --> 00:06:29.726
کجا میتونه رفته باشه؟

00:06:32.070 --> 00:06:33.670
کمک

00:06:35.206 --> 00:06:40.254
شروع کردم به جیغ زدن
کمکم کنید و مشت میزدم

00:06:40.278 --> 00:06:42.599
لگد میزدم

00:06:47.418 --> 00:06:50.820
اما یه چیزی منو گیر انداخته بود

00:06:55.460 --> 00:06:56.940
میتونستم حسش کنم

00:07:10.842 --> 00:07:13.363
دقیقا منو اون نگه داشته بود

00:07:16.481 --> 00:07:20.227
خواهرام کجان؟
خدایا ،خواهرام بیان

00:07:20.251 --> 00:07:25.566
فکر نمیکنی که اون
بالا رفته باشه؟ کریستین

00:07:25.590 --> 00:07:29.312
میتونستم حس کنم که اکسیژن داره تموم میشه

00:07:32.030 --> 00:07:33.630
کسی منو پیدا نمیکنه

00:07:35.533 --> 00:07:37.734
اینجا میمیرم

00:07:54.719 --> 00:07:59.767
مثل روح سفید شده بود
سیدی،حالت خوبه؟ و گفت

00:07:59.791 --> 00:08:03.980
جعبه نمیذاشت بیام بیرون
جعبه نمیذاشت بیام بیرون

00:08:19.243 --> 00:08:21.922
یه شب داشتم ظرفها را میشستم

00:08:21.946 --> 00:08:24.758
همیشه بدم میومد که رو پنجره ها پرده نداشتیم

00:08:24.782 --> 00:08:28.695
و من یه جورایی همیشه
بیرون را نگاه میکردم

00:08:28.719 --> 00:08:32.122
چون نمیدونستم اون بیرون چی هست

00:08:45.303 --> 00:08:48.745
یکدفعه یه صدایی اومد

00:08:52.844 --> 00:08:54.822
بدجوری منو ترسوند

00:08:54.846 --> 00:08:58.168
هیچ دلیلی نداشت که اون
در از زیرزمین باز بشه

00:09:05.123 --> 00:09:10.407
یه چیزی را روی زانو و پاهام حس کردم

00:09:12.730 --> 00:09:15.332
حس سرما بود

00:09:27.078 --> 00:09:30.881
تصویر انعکاسی را پشت سرم دیدم

00:09:33.417 --> 00:09:37.587
اما وقتی چرخیدم اونجا نبود

00:09:40.291 --> 00:09:43.653
هیچ چیزی اونجا نبود
هیچ کسی اونجا نبود

00:10:02.013 --> 00:10:04.525
یه روز بعد از ظهر تو اتاقم بودم

00:10:04.549 --> 00:10:06.870
تو تختم داشتم تکالیفم را انجام میدادم

00:10:13.791 --> 00:10:16.753
و صدای گریه بچه شنیدم

00:10:17.595 --> 00:10:24.060
کمی گیج شده بودم هیچ
بچه ای تو خونه نداشتیم

00:10:27.772 --> 00:10:30.533
به نظر صدا از پایین میومد

00:10:31.776 --> 00:10:34.097
اما من تنها کسی بودم که تو خونه بود

00:10:43.054 --> 00:10:45.375
خیلی غم آور بود

00:10:48.559 --> 00:10:53.083
صداش بلند بود انگار که از شدت درد جیغ میزد

00:10:58.502 --> 00:11:00.624
و بعدش قطع شد

00:11:05.076 --> 00:11:07.436
یکدفعه این صدا را شنیدم

00:11:15.052 --> 00:11:18.365
بخار از دهنم بیرون میومد

00:11:18.389 --> 00:11:21.471
و فهمیدم که دمای خونه داره میاد پایین

00:11:32.470 --> 00:11:35.111
در محکم بسته شد

00:11:44.548 --> 00:11:47.494
صدای گریه بچه شنیدم
و در خودش باز شد

00:11:47.518 --> 00:11:51.798
بدون شک بدجور
ترسیده بود چیزی نیست

00:11:51.822 --> 00:11:55.544
تصمیم گرفتم برم ببینم چه اتفاقی افتاده

00:11:58.529 --> 00:12:00.607
در را نگاه کردم

00:12:00.631 --> 00:12:04.835
اون در را نمیتونی باز کنی مگر
اینکه گیره شو بدی بالا

00:12:06.070 --> 00:12:09.483
اما گیره نشکسته بود چیزی نیست

00:12:09.507 --> 00:12:11.747
نمیدونم به چی فکر کردم

00:12:47.778 --> 00:12:52.062
حس کردم که یه دستی به پشتم خورد

00:12:53.384 --> 00:12:55.896
از سمت راست شونه ام به سمت چپ شونه ام کشید

00:12:55.920 --> 00:12:59.589
خیال کردم که همسرم
کارولینه اوه،حس خوبیه

00:13:03.494 --> 00:13:05.415
و بعدش قطع شد

00:13:06.764 --> 00:13:09.285
اوه،خدای من
اون چی بود؟

00:13:28.642 --> 00:13:35.248
اوه،حس خوبیه خیال کردم
که همسرم کارولینه چرخیدم

00:13:39.601 --> 00:13:41.602
کارولین اونجا نبود

00:13:43.805 --> 00:13:45.424
کسی اونجا نبود

00:13:49.311 --> 00:13:51.632
چه اتفاقی داره اینجا میافته؟

00:14:03.658 --> 00:14:08.773
میدونستم که اتفاق عجیبی
واسم افتاده بود در را بستم

00:14:08.797 --> 00:14:12.439
در را با میخ کوبیدم و اونجا انتهای راه بود

00:14:25.680 --> 00:14:28.482
یه شب یادمه که خواب بودم

00:14:35.824 --> 00:14:38.145
و داشتم کابوس میدیدم

00:14:40.762 --> 00:14:46.107
انگار که گوشه ی اتاق
مامان و بابا وایستاده بودم

00:14:48.336 --> 00:14:50.858
و این چیزا را میدیدم

00:14:52.807 --> 00:14:56.850
این زن داشت مادرم را عذاب میداد

00:14:59.614 --> 00:15:03.738
چوبی از انتهای آستینش بیرون زده بود

00:15:04.553 --> 00:15:06.314
هیچ دستی نداشت

00:15:17.666 --> 00:15:20.788
پدرم کنارش دراز کشیده بود

00:15:22.871 --> 00:15:26.873
مثل این بود که یه حیوون وحشی بهش حمله کرده

00:15:33.782 --> 00:15:36.984
کاملا میتونست منو ببینه

00:15:48.863 --> 00:15:53.187
سست شده بودم
نمیتونستم تکون بخورم

00:16:19.094 --> 00:16:23.096
آخرش تموم شد و اون رفته بود

00:16:40.415 --> 00:16:45.296
صبح روز بعد رفتم
پایین و مامانم بود

00:16:45.320 --> 00:16:48.065
که از شدت خشم داشت با مدادش خط خطی میکرد

00:16:48.089 --> 00:16:50.411
چکار میکنه؟

00:16:53.762 --> 00:16:58.806
فنجون قهوه اش را
برداشتم و پایین را نگاه کردم

00:17:02.470 --> 00:17:06.741
مامان دیدم که مامانم
داره چی میکشه

00:17:11.579 --> 00:17:14.861
اون داشت چیزی که من
خواب دیدم را نقاشی میکرد

00:17:15.850 --> 00:17:18.172
دقیقا همون بود

00:17:20.555 --> 00:17:25.880
و اون شروع کرد به توضیح
دادن چیزی که دیده بود

00:17:28.930 --> 00:17:33.894
یه زن روی تختم
دستاش شبیه چوب بودند

00:17:35.136 --> 00:17:37.498
هیچ دستی نداشت

00:17:41.309 --> 00:17:44.021
و گفتم مامان:حقیقت را بهم بگو

00:17:44.045 --> 00:17:47.207
آیا واقعا اون واست اتفاق افتاده؟

00:17:50.285 --> 00:17:55.129
و گفت:آره عزیزم ،واقعا اتفاق افتاده

00:17:57.158 --> 00:18:01.883
مشتری سرسختی هستم و
به این راحتی ها نمیترسم

00:18:02.664 --> 00:18:04.745
اما این یکی جدی بود

00:18:17.846 --> 00:18:25.529
و من دوباره چیزی که
خواب دیدم را دیدم راجر پشتت

00:18:25.553 --> 00:18:32.313
چی شده؟ بهش
گفتم چه اتفاقی افتاده

00:18:44.506 --> 00:18:49.520
اولا بدجور منو
ترسوند اما نمیپذیرفتم

00:18:49.544 --> 00:18:51.865
باید یه توضیح منطقی براش باشه

00:18:55.750 --> 00:19:00.775
اون موقع باورم نمیشد
که بچه در خطر هستند

00:19:09.063 --> 00:19:13.352
یه شب تصمیم گرفتیم که
هممون تو اتاق اانی جمع بشیم

00:19:21.075 --> 00:19:24.779
نیمه سب از خواب پاشدم
نمیدونستم ساعت چنده

00:19:31.519 --> 00:19:33.641
دما اومد پایین

00:19:36.524 --> 00:19:42.396
میتونستم بخار دهنم را
ببینم موهای تنم هم سیخ شد

00:19:45.767 --> 00:19:48.529
یه کمی نشستم و

00:20:04.452 --> 00:20:07.464
میتونستم ببینم که این چیز

00:20:07.488 --> 00:20:10.451
بالای تخت اندریا معلق وایستاده

00:20:14.195 --> 00:20:17.541
من فقط چشمامو بهم میزدم

00:20:17.565 --> 00:20:22.689
با خودم میگفتم،چیه
دارم میبینم؟ اون چیه؟

00:20:33.748 --> 00:20:35.469
رو زمین کشیده شدم

00:20:36.684 --> 00:20:41.088
غریزه ام این بود که نرده ی راهرو را بگیرم

00:20:44.392 --> 00:20:46.153
خیال کردم که میمیرم

00:21:04.377 --> 00:21:10.015
یه زن پیر بود سعی میکرد
منو به پایین پله ها بکشه

00:21:13.286 --> 00:21:15.647
سعی میکردم جیغ بزنم

00:21:18.425 --> 00:21:20.785
اما صدام در نمیومد

00:21:23.863 --> 00:21:29.474
میدونستم که اون داره منو
به سمت زیرزمین میکشه

00:21:30.384 --> 00:21:35.384
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:35.408 --> 00:21:38.611
فکر نمیکردم که بتونم خیلی طاقت بیارم

00:21:41.414 --> 00:21:43.736
تنها کاری که میتونستم بکنم
دعا کردن بود

00:21:59.866 --> 00:22:01.310
و بعدش اون رفت

00:22:01.334 --> 00:22:04.535
به همون سرعتی که اومد
به همون سرعت هم رفت

00:22:10.877 --> 00:22:13.318
هممون مشکلاتی تو اون خونه داشتیم

00:22:14.814 --> 00:22:20.406
هر کسی به روشهای
متفاوتی تاثیر گرفته بود همه

00:22:22.722 --> 00:22:25.334
خونه ی رویایی ما بود

00:22:25.358 --> 00:22:28.003
ما فقط میخواستیم تا آخر
توش با خوشحالی زندگی کنیم

00:22:28.027 --> 00:22:31.874
اون چیزی بود که میخواستیم
میخواستیم جایی باشه که

00:22:31.898 --> 00:22:34.176
در موردش نگرانی نداشته باشیم

00:22:34.200 --> 00:22:37.179
که کی قراره دفعه ی بعد صدمه ببینه؟

00:22:37.203 --> 00:22:40.325
هممون امیدوار بودیم که روزای خوشی بیاد

00:22:41.541 --> 00:22:43.661
اما هیچوقت نیومد

00:23:15.909 --> 00:23:17.589
بوی دود حس کردم

00:23:19.913 --> 00:23:22.754
بوی دود بود که منو بیدار کرد

00:23:40.133 --> 00:23:44.829
مردهای بلند قدی بودند
اونجا وایستاده بودند

00:23:47.474 --> 00:23:50.435
از ترس خشکم زد

00:23:55.181 --> 00:23:59.023
یکدفعه، یه زن اومد تو

00:24:08.728 --> 00:24:11.809
و شروع

00:24:13.433 --> 00:24:16.674
به کوبیدن مشعلش به زمین کرد

00:24:19.138 --> 00:24:21.419
شبیه آهنگ خاصی

00:24:26.846 --> 00:24:29.648
و بعدش حرف زد

00:24:32.819 --> 00:24:35.820
جادوگری بود

00:24:41.361 --> 00:24:43.272
اینطور بود که

00:24:43.296 --> 00:24:46.859
انگار سعی میکردن با جادو چیزی را حاضر کنن

00:24:50.837 --> 00:24:53.158
قلبم تند تند میزد

00:24:54.340 --> 00:24:56.100
اوه ،خدای من

00:25:04.083 --> 00:25:08.526
و یکدفعه
یه چیزی پامو سوراخ کرد

00:25:09.656 --> 00:25:12.657
و پتومو اینجوری دادم پایین

00:25:15.828 --> 00:25:17.749
رفتند

00:25:19.132 --> 00:25:23.855
دود،آدمها همه رفته بودند

00:25:27.874 --> 00:25:33.031
نگاه کردم و گفتم چی
شده؟ و گفت ،ببین ببین

00:25:37.050 --> 00:25:41.330
دیدم که از پاش خون
میاد اوه خدای من

00:25:41.354 --> 00:25:43.675
وایسا ،
همینجوری وایسا

00:25:46.059 --> 00:25:55.110
ضربه خورده بودم به
طور عمد با یه چیز تیز

00:25:55.134 --> 00:25:57.855
مثل میله قلاب بافی

00:26:02.675 --> 00:26:04.516
اون شروعش بود

00:26:21.894 --> 00:26:25.908
خوبی مامان؟ خیلی غم انگیز بود که

00:26:25.932 --> 00:26:31.095
ببینی مادرت داره هی بدتر میشه

00:26:40.780 --> 00:26:44.422
انگار که برای قرنها سنش زیاد شده بود

00:26:45.084 --> 00:26:48.806
یه چیزی داشت منو میخورد

00:27:10.552 --> 00:27:11.916
خوبی،مامان؟

00:27:20.423 --> 00:27:22.401
به این نتیجه رسیدم که

00:27:22.471 --> 00:27:25.916
هر اتفاقی که تو اون خونه داره میافته

00:27:26.161 --> 00:27:28.522
نیاز به تحقیق داره

00:27:30.732 --> 00:27:33.111
باید دنبال جواب بگردم

00:27:33.135 --> 00:27:37.257
متنفرم اینو بگم اما
فکر میکنم جن زده ست

00:27:39.307 --> 00:27:41.786
من اسنادی را در مورد کسانی که در

00:27:41.810 --> 00:27:46.012
در طول قرنها تو اون خونه
زندگی میکردند را خوندم

00:27:48.283 --> 00:27:54.098
مصیبت های زیادی تو اون
خونه رخ داده بوده خودکشی

00:27:54.122 --> 00:27:59.280
غرق شدن و مردمی
که از سرما یخ زدند

00:28:01.029 --> 00:28:06.072
نشون میداد که این مکان نفرین شده ست

00:28:09.237 --> 00:28:12.760
و بعد آخر یه چیزی پیدا کردم

00:28:17.279 --> 00:28:21.054
در مورد زنی به نام بتشیبع شرمن خوندم

00:28:21.078 --> 00:28:22.078
سوابق اصلی  رود آیلند

00:28:29.324 --> 00:28:36.789
تو مزرعه ی ما بوده
مسئول بچه ها بوده

00:28:37.065 --> 00:28:40.587
و یه نوزاد میمیره

00:28:43.405 --> 00:28:48.167
شایعات میگن که اون با شیطان هم پیمان بوده

00:28:49.144 --> 00:28:56.689
و اون بچه را برای زیبایی
و جوانی ابدی قربانی کرده

00:29:01.156 --> 00:29:03.836
گزارش پزشکی را خوندم

00:29:05.527 --> 00:29:09.977
پزشک قانونی بدن نوزاد
را شکافت و فهمید که یه میله

00:29:15.804 --> 00:29:21.447
داخل پشت جمجمه ی بچه فرو رفته بوده

00:29:26.214 --> 00:29:30.194
باورم نمیشد من و یاد خاطره ای که

00:29:30.218 --> 00:29:33.100
با میله مورد ضربه قرار گرفتم انداخت

00:29:34.289 --> 00:29:37.250
و منو به این فکر انداخت

00:29:38.960 --> 00:29:42.139
زمانی که بتشبع با میله منو زد

00:29:42.163 --> 00:29:46.366
برنامه ای داشته که بروی خونه و من نفرین کنه

00:29:49.004 --> 00:29:53.884
از خودم پرسیدم این دلیلیه
که من دارم هی پیرتر میشم

00:29:53.908 --> 00:29:56.870
و سلامتیم داره از بین میره

00:30:03.184 --> 00:30:04.344
یه روز عصر

00:30:05.186 --> 00:30:07.508
در زدند

00:30:10.492 --> 00:30:15.439
سلام عزیزم یه مرد
و یه زن پشت در بودند

00:30:15.463 --> 00:30:20.311
که هیچدوممون نمیشناختیم
مادرتون خونه ست؟ مامان؟

00:30:20.335 --> 00:30:23.814
اونا خودشون را
اد و لورن وارن،

00:30:23.838 --> 00:30:27.361
به عنوان محققان ماوراء الطبیعه
معرفی کردند

00:30:31.413 --> 00:30:35.575
اونا شنیده بودند که خانواده
ی ما یه سری مشکل دارن

00:30:36.751 --> 00:30:40.097
و اومده بودند کمکمون
کنن خانوم پرون

00:30:40.121 --> 00:30:44.935
میتونم نگاهی به داخل خونه
بندازم؟ زیاد طول نمبکشه

00:30:44.959 --> 00:30:50.408
تو اون موقع از هیچ کمکی
دریغ نمیکردم بدگمان بودم

00:30:50.432 --> 00:30:54.480
شکاک بودم اما امیدوار بودم

00:30:55.770 --> 00:30:57.730
ممنون

00:30:58.907 --> 00:31:00.484
اصلا نمیدونستیم که اونا یکی از

00:31:00.508 --> 00:31:05.032
مشهورترین محقق های ماوراطبیعی در دنیا هستند

00:31:15.957 --> 00:31:18.035
لورین در هر اتاقی وایمیستاد

00:31:18.059 --> 00:31:22.422
هر انرژیی که اونجا بود را میگرفت ....ـ

00:31:23.631 --> 00:31:27.154
و بعدش میرفت به اتاق بعدی و بعدی

00:31:41.649 --> 00:31:44.611
همه چیز تو خونه آروم بود

00:31:45.820 --> 00:31:47.900
میتونستی صدای قطره آّب را بشنوی

00:32:13.415 --> 00:32:16.335
لورن وارن شروع به لرزیدن کرد

00:32:17.252 --> 00:32:20.333
آشکارا نگران بود خوبی؟

00:32:28.863 --> 00:32:37.083
و گفت یه حضور بد طینتی
تو این خونه حس میکنم

00:32:42.444 --> 00:32:44.684
و اسمش

00:32:46.281 --> 00:32:48.241
بتشیبع

00:32:49.484 --> 00:32:53.126
بتشیبع؟ بتشیبع بتشیبع

00:33:14.201 --> 00:33:16.521
اسمش

00:33:18.238 --> 00:33:24.923
بتشیبع انگار که کسی
سیلی به گوشم زد

00:33:25.101 --> 00:33:27.143
آخه از کجا اینو میدونست؟

00:33:29.964 --> 00:33:32.485
آیا این اسم واست معنی داره؟

00:33:38.740 --> 00:33:41.552
خوب،دخترا ،نظرتون چیه ما بریم به اتاق دیگه

00:33:41.576 --> 00:33:44.221
و شما بهم بگید که تو این
خونه چه اتفاقایی افتاده بوده؟

00:33:44.245 --> 00:33:45.765
زود باشید

00:33:48.632 --> 00:33:53.035
معلوم بود که تحت تاثیر چیزی
که حس کرده بود قرار گرفته بود

00:33:56.073 --> 00:33:58.395
کارولین ،خواهش میکنم

00:33:59.844 --> 00:34:04.387
گوش کن شیطان تو
خونه ات زندگی میکنه

00:34:05.683 --> 00:34:08.444
میخواییم احضار ارواح انجام بدیم

00:34:18.896 --> 00:34:22.419
من مخالف هر نوعی احضار ارواح بودم

00:34:25.336 --> 00:34:27.314
نمیدونستم که چقدر میتونه مضر باشه

00:34:27.338 --> 00:34:29.016
اما از اعماف وچودم میدونستم

00:34:29.040 --> 00:34:32.281
که انجام دادن اون اشتباهه

00:34:35.613 --> 00:34:38.735
اونا یه واسطه هم داشتن

00:34:40.051 --> 00:34:43.773
کسی را داشتند که فیلم برداری میکرد

00:34:44.622 --> 00:34:47.664
اونا بهترین و آخرین شانس من بودند

00:34:53.831 --> 00:34:56.152
ما را طبقه ی بالا گذاشته بودند

00:35:00.037 --> 00:35:04.561
میگفتیم یواشی بریم پایین
ببینیم چه خبره

00:35:10.742 --> 00:35:13.721
یه شکاف به این اندازه روی در بود

00:35:13.745 --> 00:35:17.467
میخوام که همه دستای همو نگه دارید

00:35:20.886 --> 00:35:24.699
واسطه شروع به صدا کردن روح کرد

00:35:24.723 --> 00:35:28.069
اگر اینجا هستی به سمت ما بیا

00:35:28.093 --> 00:35:31.615
و بهمون بگو چی تو را آزار میده؟

00:35:40.205 --> 00:35:42.526
کاملا ساکت بود

00:36:10.969 --> 00:36:15.646
از شروع مراسم حداکثر
دو دقیقه گذشته بود که

00:36:17.109 --> 00:36:19.469
یه هو  اوضاع  بهم ریخت

00:36:27.185 --> 00:36:30.187
کل خونه میلرزید

00:36:30.989 --> 00:36:33.310
میلرزید

00:36:46.405 --> 00:36:50.284
میز از روی زمین بلند شد

00:36:50.308 --> 00:36:52.954
باورم نمیشد چی دارم با چشمام میبینم

00:36:52.978 --> 00:36:55.379
چه اتفاقی داشت میافتاد

00:37:06.324 --> 00:37:12.470
مادرم سرش را گرفت
پایین مادرم بدون حرکت بود

00:37:29.147 --> 00:37:32.669
درد را تو صورتش میدیدم

00:37:35.687 --> 00:37:37.207
کل بدنش

00:37:38.490 --> 00:37:45.536
کشیده شده بود زانوهاش
تو قفسه سینه اش بود

00:37:48.166 --> 00:37:54.004
مشخصه ی صورتش
شروع به تغییر کرد و میپیچید

00:37:58.176 --> 00:38:03.100
کل بدنش اینجوری
میشد کلا کج شده بود

00:38:04.616 --> 00:38:07.057
چه جهنمی اینجا داره اتفاق میافته؟

00:38:14.292 --> 00:38:16.654
تسخیر شده بود

00:38:26.304 --> 00:38:31.721
تا به حال تو زندگیم
اونقدر وحشت نکردم

00:38:45.557 --> 00:38:50.714
رفت عقب و چرخید

00:38:52.097 --> 00:38:56.477
جمجمه اش به زمین خورد کارولین

00:38:56.501 --> 00:38:58.822
و خیال کردم مادرم مُرد

00:39:00.102 --> 00:39:13.102
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:15.984 --> 00:39:18.065
کارولین

00:39:25.929 --> 00:39:31.528
کشتیش داد میزد تو
کشتیش وحشتناک بود

00:39:32.402 --> 00:39:36.103
از این خونه گورت
را گم کن همتون ،حالا

00:39:43.425 --> 00:39:45.770
نمیدونستم چه اتفاقی واسش افتاده

00:39:45.794 --> 00:39:49.808
نمیدونستم که اون در حال
مرگه نمیدونستم چکار کنم

00:39:49.832 --> 00:39:54.495
رفتم و خم شدم و
دستش را گرفتم کارولین

00:40:01.377 --> 00:40:06.024
دیگه نمیتونستم تحمل
کنم شونه هاشو گرفت

00:40:06.048 --> 00:40:10.295
و تکونش میداد و میگفت
برگرد پیشم نباید ترکمون کنی

00:40:10.319 --> 00:40:13.641
بچه هاتو ترک نمیکنی
ما را تنها نمیزاری

00:40:18.294 --> 00:40:23.651
حس کردم که اون برنمیگرده

00:40:26.235 --> 00:40:30.832
مامان خوب التماسش
کردم تروخدا برگرد

00:40:32.474 --> 00:40:40.661
مامان تروخدا برگرد
میدونیم که میتونی برگردی

00:40:41.977 --> 00:40:58.977
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:40:59.001 --> 00:41:04.846
اوه،سرم کارولین
اوه خدای من، کارولین

00:41:07.509 --> 00:41:11.656
تمام قدرت و قلبم را گرفته بود

00:41:11.680 --> 00:41:17.128
مطمئن هستم که ،فشار
بچه هام بود که منو برگردوند

00:41:17.152 --> 00:41:20.796
اما من کاملا مرده بودم

00:41:21.313 --> 00:41:23.457
میدونستیم که اون قوی و با اراده بود

00:41:23.481 --> 00:41:26.323
و فکر میکنم که این باعث شد برگرده

00:41:36.427 --> 00:41:39.640
آرخش فهمیدم که باید

00:41:39.664 --> 00:41:41.865
برای محافظت از اون و خانواده ام کاری بکنم

00:41:44.369 --> 00:41:46.930
خوب خونه را فروختیم

00:41:50.108 --> 00:41:53.030
خیلی خوشحال بودم

00:41:55.475 --> 00:41:59.037
اگه میموندیم ،ممکن بود که هممون را بکشه

00:42:01.614 --> 00:42:06.895
باشه ،تو بردی خونه را
در اختیار داری ما میریم

00:42:06.919 --> 00:42:12.000
جنگ نموم شد هیچوقت
خونه ی ما نبوده

00:42:12.024 --> 00:42:15.371
خونه ی اون زن بوده خیلی
قبل تر از اینکه مال ما باشه

00:42:15.395 --> 00:42:17.716
و هنوزم هست

00:42:24.470 --> 00:42:29.974
وقتی آخرش خونه را ترک
کردم احساس خوشی میکردم

00:42:30.437 --> 00:42:33.406
نمیتونستم نخندم

00:42:35.348 --> 00:42:40.592
میخواستم هر چیزی که اونجا
اتفاق افتاده را فراموش کنم

00:42:41.360 --> 00:42:46.760
فیلمی که تیم ماوراطبیعی در طول مراسم گرفته
بودند به طور مرموزانه ای نابود شده بود

00:42:49.572 --> 00:42:54.972
زمانی هم که خونه را ترک کردند
سلامتی کارولین هیچوقت به طور کامل برنگشت

00:42:55.666 --> 00:43:01.066
بعدها قبر بتشیبع به فاصله
ی 5 مایل از خونه پیدا شد