﻿WEBVTT

00:00:00.750 --> 00:00:03.230
‏همه لیواناشونو دارن؟‏

00:00:03.520 --> 00:00:06.150
‏پروفسور، اگه ممکنه لطفاً شروع کنین.‏

00:00:07.200 --> 00:00:10.000
‏اول، همونطور که شایعات میگن،‏

00:00:10.000 --> 00:00:12.150
‏مدیر فعلی بیمارستان، لرد شالبارد،‏

00:00:12.150 --> 00:00:15.240
‏آخر ماه بعد بازنشسته میشه.‏

00:00:15.240 --> 00:00:18.700
‏انتخابات برای این پست خالی‏
‏به زودی برگزار میشه.‏

00:00:19.490 --> 00:00:23.010
‏جناح ما بزرگترین جناح تو بیمارستانه.‏

00:00:23.010 --> 00:00:25.330
‏ما بیشتر از حد کافی رأی داریم.‏

00:00:25.330 --> 00:00:28.450
‏علاوه بر این، یکی از هفت اشراف‌زاده بزرگ،‏
‏لرد فِنِل،‏

00:00:28.450 --> 00:00:31.420
‏قول داده که برای حمایتش از هیچ‏
‏هزینه‌ای دریغ نکنه.‏

00:00:32.790 --> 00:00:34.770
‏داداش، این دیوونگیه!‏

00:00:34.770 --> 00:00:37.720
‏اوضاع داره حسابی دیوونه‌کننده میشه!‏

00:00:37.720 --> 00:00:39.720
‏من که داداشت نیستم.‏

00:00:39.720 --> 00:00:42.410
‏اَه، اینجوری نباش دیگه! مگه نه، خواهر کوچیکه؟‏

00:00:42.410 --> 00:00:45.780
‏من که یه داداش بزرگ‏
‏مثل تو نمی‌خوام، کرسون.‏

00:00:45.780 --> 00:00:47.120
‏چه یخی...‏

00:00:47.860 --> 00:00:52.230
‏من مهمون داداشمم، ولی تو‏
‏مهمون نداری، هان، کرسون؟‏

00:00:53.010 --> 00:00:56.220
‏من فقط انقدر دوست‌دختر بالقوه دارم که‏
‏نمی‌تونم یکیشونو انتخاب کنم، همین.‏

00:00:56.220 --> 00:00:58.390
‏همشون گفتن نه، هان؟‏

00:00:58.390 --> 00:01:00.150
‏کرسون بیچاره.‏

00:01:00.150 --> 00:01:02.240
‏انقدر راحت تو روم نگو!‏

00:01:02.570 --> 00:01:04.800
‏از اومین پرسیدی؟‏

00:01:04.800 --> 00:01:05.960
‏هان؟‏

00:01:05.960 --> 00:01:09.460
‏چرا باید از بین این همه آدم اونو دعوت کنم؟‏

00:01:09.460 --> 00:01:12.890
‏چون تو همش اذیتش می‌کنی.‏

00:01:12.890 --> 00:01:17.720
‏و کارمیلا بهم گفت که پسرا همیشه‏
‏دختری که بیشتر از همه دوست دارن رو اذیت می‌کنن!‏

00:01:17.720 --> 00:01:19.680
‏کارمیلا دیگه کدوم خریه؟‏

00:01:21.430 --> 00:01:24.750
‏مهم نیست! من داداشم زنو رو دارم.‏

00:01:24.750 --> 00:01:27.090
‏می‌خوام مثل چسب بهش بچسبم!‏

00:01:27.090 --> 00:01:28.390
‏نه، ترجیح میدم این کارو نکنی.‏

00:01:30.820 --> 00:01:33.410
‏شماهایی که امروز اینجا جمع شدین‏

00:01:33.410 --> 00:01:36.290
‏برگزیده‌های بین همه‌ی‏
‏افراد گروهمون هستین.‏

00:01:36.290 --> 00:01:37.570
‏بهش افتخار کنین!‏

00:01:38.240 --> 00:01:39.190
‏به سلامتی!‏

00:01:39.260 --> 00:01:41.450
‏به سلامتی!‏

00:01:41.450 --> 00:01:46.240
‏خیلی خب! وقتشه بریم پاچه‌خواری کله‌گنده‌ها رو بکنیم!‏

00:01:47.310 --> 00:01:49.590
‏ما هم بهتره بریم سر کارمون.‏

00:01:49.590 --> 00:01:50.450
‏آره!‏

00:01:52.210 --> 00:01:55.920
‏آفرید بعد از اینکه به یه مهمونی شام‏
‏شبیه این دعوت شد، ناپدید شد.‏

00:01:56.600 --> 00:01:59.260
‏یه چیزی شنیدم که‏
‏توجهمو جلب کرد...‏

00:02:00.260 --> 00:02:04.080
‏اون موقع، آفرید داشت از بونز که‏
‏تو اون مهمونی مست کرده بود، مراقبت می‌کرد.‏

00:02:06.330 --> 00:02:08.350
‏شما آقای بونز هستین، درسته؟‏

00:02:09.560 --> 00:02:11.140
‏تو دیگه کدوم خری هستی؟‏

00:02:11.140 --> 00:02:13.570
‏می‌خواستم در مورد یه چیزی باهاتون حرف بزنم.‏

00:02:15.230 --> 00:02:18.990
‏تو مهمونی شام قبلی، یه پسری‏
‏به اسم آفرید بود، درسته؟‏

00:02:18.990 --> 00:02:22.990
‏آها، اون بچهه از آزمایشگاه تحقیقاتی دیگه.‏

00:02:22.990 --> 00:02:27.030
‏یادمه بعد از اینکه مست و پاتیل شدم‏
‏برام یه کم آب آورد...‏

00:02:27.030 --> 00:02:28.960
‏چیز عجیبی متوجه نشدین؟‏

00:02:28.960 --> 00:02:30.990
‏تا جایی که یادمه نه!‏

00:02:30.990 --> 00:02:33.460
‏چشم باز کردم دیدم هوا روشن شده.‏

00:02:33.840 --> 00:02:34.790
‏که اینطور.‏

00:02:35.270 --> 00:02:38.220
‏ولی بچه خوبی بود.‏

00:02:38.220 --> 00:02:42.470
‏بیشتر این آدمای از خود راضی‏
‏اصلاً بهم توجهی نمی‌کنن.‏

00:02:42.470 --> 00:02:48.850
‏گولدران بهشون میگه من دروغگوام‏
‏و ازم دوری کنن.‏

00:02:50.000 --> 00:02:53.610
‏چرا باید با کسی که بهش مقام‏
‏منشی اول رو داده همچین کاری بکنه؟‏

00:02:53.610 --> 00:02:55.840
‏برامم مهم نیست.‏

00:02:55.840 --> 00:02:59.590
‏بالاخره من این سبک زندگی‏
‏بی‌دغدغه‌مو مدیون اونم.‏

00:02:59.590 --> 00:03:02.120
‏بزن به افتخار مدیر بعدی بیمارستان!‏

00:03:03.120 --> 00:03:05.890
‏چرا منشیش شدی؟‏

00:03:05.890 --> 00:03:07.680
‏ما سابقه‌ی آشناییمون طولانیه.‏

00:03:07.680 --> 00:03:08.860
‏چطور آشنا شدین؟‏

00:03:08.860 --> 00:03:10.460
‏خب...‏

00:03:11.990 --> 00:03:14.690
‏چه اهمیتی داره؟ ولم کن.‏

00:03:15.790 --> 00:03:17.730
‏کاملاً مست و پاتیله.‏

00:03:17.730 --> 00:03:20.090
‏به نظر نمی‌رسه چیزی یادش باشه.‏

00:03:20.390 --> 00:03:23.850
‏ولی فکر می‌کنم یه چیزایی می‌دونه.‏

00:03:29.350 --> 00:03:32.340
‏ببینیم می‌تونیم یه کم‏
‏بیشتر مستش کنیم.‏

00:03:48.040 --> 00:03:55.550
‏زندگی جدید شفادهنده‌ی درخشان‏
‏در سایه‌ها‏

00:03:55.570 --> 00:04:07.570
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:04:07.600 --> 00:04:19.600
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:05:05.820 --> 00:05:07.650
‏آها، آها. ادامه بده.‏

00:05:07.650 --> 00:05:08.820
‏همونطور که گفتم!‏

00:05:08.820 --> 00:05:12.190
‏وقتی جوون‌تر بودم، می‌خواستم‏
‏عکاس بشم!‏

00:05:12.190 --> 00:05:13.290
‏وای.‏

00:05:13.290 --> 00:05:15.960
‏می‌دونم، فوق‌العاده نیستم؟!‏

00:05:16.270 --> 00:05:18.480
‏واقعاً هستی.‏

00:05:18.480 --> 00:05:22.590
‏می‌دونی، اون موقع‌ها که جوون‌تر بودم...‏

00:05:19.760 --> 00:05:22.590
‏لیلی، این چیه؟‏

00:05:22.590 --> 00:05:26.560
‏اگه یه مرد داره می‌نوشه، و یه دختر‏
‏بهش بگه چقدر فوق‌العاده‌ست،‏

00:05:26.560 --> 00:05:29.850
‏اون جوگیر میشه و‏
‏همینجوری به حرف زدن ادامه میده!‏

00:05:29.850 --> 00:05:32.250
‏و اینو کی بهت یاد داده؟‏

00:05:32.250 --> 00:05:33.550
‏کارمیلا.‏

00:05:33.550 --> 00:05:35.410
‏اون شبح احمق...‏

00:05:35.850 --> 00:05:40.190
‏بگین ببینم، آقای بونز، اون موقع که‏
‏آفرید براتون آب آورد چی شد؟‏

00:05:41.150 --> 00:05:45.440
‏اگه درست یادم باشه، رفتیم بیرون‏
‏تا یه هوایی بخوریم.‏

00:05:45.440 --> 00:05:48.880
‏فکر خوبیه. ببینیم این کار‏
‏یه کم هوشیارت می‌کنه.‏

00:05:53.020 --> 00:05:55.330
‏تو می‌خوای چیکار کنی، زنوس؟‏

00:05:55.670 --> 00:05:57.100
‏یه فکری به سرم زد.‏

00:05:57.630 --> 00:06:01.120
‏چطوره همون شرایطی که با‏
‏آفرید پیش اومد رو بازسازی کنیم؟‏

00:06:10.370 --> 00:06:14.970
‏هی، گولدران، نگاه کن!‏
‏درست مثل قدیما.‏

00:06:14.970 --> 00:06:17.650
‏فکر می‌کنه من گولدرانم؟‏

00:06:18.140 --> 00:06:23.220
‏وقتی مدیر بیمارستان سلطنتی بشی،‏
‏یه اشراف‌زاده میشی، درسته؟‏

00:06:23.850 --> 00:06:27.360
‏به نظر می‌رسه دوباره با‏
‏لرد فنل رابطه برقرار کردی، هان؟‏

00:06:27.360 --> 00:06:28.990
‏«دوباره»؟‏

00:06:28.990 --> 00:06:31.970
‏بیخیال، خودتو به خنگی نزن!‏

00:06:31.970 --> 00:06:37.370
‏همون روز سیزده سال پیشه که‏
‏باعث شد الان اینی باشی که هستی!‏

00:06:37.370 --> 00:06:39.500
‏کدوم روز سیزده سال پیش؟‏

00:06:39.500 --> 00:06:41.750
‏بیخیال، نگو که یادت رفته!‏

00:06:41.750 --> 00:06:44.470
‏اه... نه، یادم نرفته.‏

00:06:44.470 --> 00:06:47.380
‏پسر، سیزده سال گذشته، هان؟‏

00:06:47.380 --> 00:06:53.570
‏روزی که زندگیت عوض شد، بعد از اینکه‏
‏این همه مدت تو تحقیقاتت به هیچ‌جا نرسیدی!‏

00:06:53.570 --> 00:06:56.670
‏روز انفجار!‏

00:06:56.670 --> 00:06:57.640
‏درسته...‏

00:06:58.020 --> 00:07:02.920
‏حمایت لرد فنل برات یه جایگاه‏
‏به عنوان پروفسور تو بیمارستان سلطنتی جور کرد!‏

00:07:02.920 --> 00:07:05.420
‏و این دفعه، قراره مدیر بشی!‏

00:07:05.420 --> 00:07:08.460
‏تو خیلی آدم زرنگی هستی!‏

00:07:14.540 --> 00:07:16.650
‏الان چیکار کنیم، زنوس؟‏

00:07:16.650 --> 00:07:20.140
‏حس می‌کنم در آستانه‌ی‏
‏یه چیز مهم هستیم،‏

00:07:20.140 --> 00:07:22.070
‏ولی اون بیدار نمیشه،‏
‏پس فکر کنم کارمون تمومه.‏

00:07:22.880 --> 00:07:26.460
‏می‌سپریمش به یکی از‏
‏کارکنا و یه استراحتی می‌کنیم.‏

00:07:30.320 --> 00:07:32.570
‏اطلاعات جمع کردنت تموم شد؟‏

00:07:34.350 --> 00:07:36.560
‏حس می‌کنم یه چیزی رو از دست دادم...‏

00:07:36.560 --> 00:07:38.140
‏فهمیدم!‏

00:07:38.140 --> 00:07:40.000
‏ترسوندیم...‏

00:07:38.810 --> 00:07:42.140
‏اجازه بده این معما رو برات فاش کنم.‏

00:07:42.140 --> 00:07:43.800
‏تو اینجا چیکار می‌کنی؟‏

00:07:43.800 --> 00:07:45.630
‏این عمارت پر از شفادهنده‌ست.‏

00:07:45.630 --> 00:07:46.980
‏مزاحمت ایجاد می‌کنم.‏

00:07:46.980 --> 00:07:50.520
‏و مزاحمت ایجاد کردن وقتی خطرناک‌تره‏
‏از همه سرگرم‌کننده‌تره!‏

00:07:50.520 --> 00:07:53.580
‏این حتی معنی هم نمیده.‏
‏چرا با این قیافه‌ی از خود راضی اینو میگی؟‏

00:07:53.580 --> 00:07:56.130
‏می‌تونی بفهمی چی شده، کارمیلا؟‏

00:07:56.130 --> 00:07:57.370
‏البته.‏

00:07:57.370 --> 00:08:01.310
‏وراجی‌های اون مسته بهم یه‏
‏درک کلی از اوضاع داد.‏

00:08:01.310 --> 00:08:05.760
‏محض اطلاعت، برخلاف ظاهرم،‏
‏من یه حکیم مشهور جهانی بودم.‏

00:08:05.760 --> 00:08:10.240
‏هیچ معمایی از هوش‏
‏بی‌نظیر من پنهان نمی‌مونه!‏

00:08:10.240 --> 00:08:11.880
‏وای، واقعاً؟‏

00:08:11.880 --> 00:08:12.960
‏اصلاً.‏

00:08:12.960 --> 00:08:14.760
‏چرا در مورد این دروغ میگی؟‏

00:08:19.010 --> 00:08:22.120
‏دکتر به این زودیا برمی‌گرده؟‏

00:08:22.120 --> 00:08:24.040
‏لینگا فکر می‌کنه برمی‌گرده.‏

00:08:24.040 --> 00:08:27.730
‏حس می‌کنم از بس منتظر موندم‏
‏دارم سنگ میشم.‏

00:08:27.730 --> 00:08:31.410
‏شما دوتا هر روز اینجا چیکار می‌کنین اصلاً؟‏

00:08:31.410 --> 00:08:35.240
‏به جای علاف بودن، آدمی ندارین‏
‏که مراقبش باشین؟‏

00:08:35.240 --> 00:08:37.300
‏لینگا می‌دونه که تو اینو فقط داری میگی‏

00:08:37.300 --> 00:08:42.370
‏تا وقتی تنها شدی بتونی مخفیانه‏
‏بالش سر زنوس رو بو کنی.‏

00:08:42.370 --> 00:08:46.210
‏چی؟! تو این کارو می‌کردی،‏
‏زوفیا؟! حسودیم شد!‏

00:08:46.210 --> 00:08:48.750
‏من مثل شما دوتا نیستم!‏

00:08:48.750 --> 00:08:51.180
‏خیلی خب، دیگه بسه.‏

00:08:51.180 --> 00:08:54.630
‏وقتی اون اینجا نیست، در افتادن‏
‏با شما دوتا فایده‌ای نداره.‏

00:08:54.630 --> 00:08:55.920
‏موافقم.‏

00:08:55.920 --> 00:08:59.080
‏به هر حال، اگه تو این پروسه زخمی بشیم‏
‏اون از دستمون ناراحت میشه.‏

00:09:01.520 --> 00:09:04.770
‏رئیس! زونده تو یه تصادف خیلی بد آسیب دیده!‏

00:09:04.770 --> 00:09:05.840
‏چی شده؟‏

00:09:05.840 --> 00:09:08.860
‏وقتی داشتیم کار می‌کردیم، یه ستون‏
‏شکست و رفت تو شکمش!‏

00:09:08.860 --> 00:09:11.360
‏دکتر کی برمی‌گرده؟‏

00:09:11.360 --> 00:09:14.830
‏لینگا فکر می‌کنه اگه منتظر‏
‏سر زنوس بمونیم، خیلی دیر میشه.‏

00:09:14.830 --> 00:09:18.620
‏موافقم. باید هر چه زودتر‏
‏اونو ببریم پیش زنوس.‏

00:09:18.620 --> 00:09:20.680
‏نمی‌تونیم.‏

00:09:20.680 --> 00:09:23.560
‏دکتر با یه هویت جعلی مخفی شده.‏

00:09:23.560 --> 00:09:25.250
‏کل نقشه رو خراب می‌کنیم.‏

00:09:25.250 --> 00:09:27.420
‏لینگا احساستو درک می‌کنه،‏

00:09:27.420 --> 00:09:29.280
‏ولی این یه موقعیت اضطراریه.‏

00:09:29.280 --> 00:09:31.630
‏می‌تونی تصور کنی زنوس در موردش ناراحت بشه؟‏

00:09:35.010 --> 00:09:36.880
‏آماده شین که بریم!‏

00:09:36.880 --> 00:09:39.530
‏و قراره دو برابر نرخ‏
‏معمولشو بهش بدیم!‏

00:09:40.730 --> 00:09:43.680
‏روز یه انفجار، سیزده سال پیش...‏

00:09:43.680 --> 00:09:47.020
‏روزی بود که یه مرد، که تا قبل از اون‏
‏یه محقق معمولی بود،‏

00:09:47.020 --> 00:09:50.110
‏بعد از نجات جون یه اشراف‌زاده،‏
‏زندگیش عوض شد.‏

00:09:50.560 --> 00:09:53.570
‏وقتی می‌شنوی یکی مدیون‏
‏یه شفادهنده‌ست، چی تصور می‌کنی؟‏

00:09:53.570 --> 00:09:57.760
‏حالت عادی اینه که فرض کنی‏
‏شفادهنده درمانش کرده.‏

00:09:57.760 --> 00:10:01.580
‏پس یه جورایی انفجار اتفاق افتاده‏
‏که لرد فنل توش زخمی شده...‏

00:10:01.580 --> 00:10:04.110
‏و گولدران درمانش کرده، درسته؟‏

00:10:04.110 --> 00:10:06.730
‏اگه به این سادگی بود، یه داستان شیرین می‌شد.‏

00:10:06.730 --> 00:10:10.330
‏ولی در نظر بگیر که این داستان چطور مخفی مونده.‏

00:10:10.330 --> 00:10:12.320
‏چرا بیشتر شناخته شده نیست؟‏

00:10:12.320 --> 00:10:14.280
‏شرایطی که بهتره مخفی بمونه، شرط می‌بندم.‏

00:10:14.280 --> 00:10:15.920
‏چه شرایطی؟‏

00:10:15.920 --> 00:10:17.840
‏اگه انفجاری بوده،‏

00:10:17.840 --> 00:10:20.590
‏می‌تونیم فرض کنیم که اشراف‌زاده‏
‏خیلی بد زخمی شده.‏

00:10:20.590 --> 00:10:25.390
‏با این حال، زنوس، شخصی که تو دیدی‏
‏به نظر می‌رسید حالش کاملاً خوبه.‏

00:10:25.390 --> 00:10:29.060
‏اینجور درمان کاملی ممکنه؟‏

00:10:29.060 --> 00:10:32.150
‏یعنی، تا وقتی قلب سالم باشه،‏
‏احتمالاً می‌تونی از پسش بربیای.‏

00:10:32.150 --> 00:10:34.610
‏من در مورد مورد خارق‌العاده‌ی‏
‏تو نپرسیدم.‏

00:10:34.610 --> 00:10:37.290
‏این گولدران می‌تونست از پسش بربیاد؟‏

00:10:39.070 --> 00:10:40.720
‏فکر کنم فهمیدم!‏

00:10:41.450 --> 00:10:44.460
‏سیزده سال پیش، یه انفجار بوده،‏

00:10:44.460 --> 00:10:46.950
‏و اون اشراف‌زاده زخمی شده...‏

00:10:46.950 --> 00:10:50.330
‏ولی کسی که درمانش کرده‏
‏افتخارشو به نام خودش نزده،‏

00:10:50.330 --> 00:10:55.390
‏و وقتی اون شخص رفته،‏
‏آقای گولدران اتفاقی پیداش شده.‏

00:10:55.390 --> 00:10:58.550
‏اون به اشراف‌زاده اینطور نشون داده که‏
‏خودش اونو درمان کرده.‏

00:10:58.550 --> 00:11:00.940
‏آقای بونز همه چیزو دیده‏

00:11:00.940 --> 00:11:03.680
‏و ازش برای باج‌گیری از آقای گولدران استفاده کرده!‏

00:11:03.680 --> 00:11:07.260
‏ولی این چطور به ناپدید شدن‏
‏آفرید ربط پیدا می‌کنه؟‏

00:11:08.600 --> 00:11:13.690
‏شاید آقای بونز تو اون مهمونی شام،‏
‏مثل این دفعه، مست کرده،‏

00:11:13.690 --> 00:11:16.690
‏و حقیقتو به آفرید گفته.‏

00:11:16.970 --> 00:11:22.350
‏بعدش قایم شده چون ترسیده که‏
‏آقای بونز‏

00:11:22.350 --> 00:11:25.330
‏یادش بیاد که به اون گفته... شاید؟‏

00:11:26.430 --> 00:11:28.950
‏خیلی تاثیرگذار بود، لیلی!‏

00:11:28.950 --> 00:11:31.680
‏شاید بتونم کارآگاه بشم!‏

00:11:31.680 --> 00:11:35.200
‏درمانگاه زنوس و آژانس کارآگاهی لیلی!‏

00:11:35.200 --> 00:11:37.470
‏معما حل شد!‏

00:11:38.950 --> 00:11:40.800
‏شماها اینجایین!‏

00:11:40.800 --> 00:11:43.000
‏چون با کله‌گنده‌ها یه آشنایی پیدا کردم،‏

00:11:43.000 --> 00:11:45.430
‏گفتم شما دوتا رو بهشون معرفی کنم!‏

00:11:45.430 --> 00:11:48.570
‏من یه داداش بزرگ‏
‏پاچه‌خوار نمی‌خوام.‏

00:11:48.570 --> 00:11:51.760
‏من بهت نشون میدم چطور تو دنیا‏
‏موفق بشی، خواهر کوچیکه.‏

00:11:51.760 --> 00:11:53.060
‏بیاین!‏

00:11:55.770 --> 00:11:58.660
‏تو می‌خوای چیکار کنی، زنوس؟‏

00:11:58.660 --> 00:11:59.900
‏در مورد چی؟‏

00:11:59.900 --> 00:12:01.510
‏خودت می‌دونی منظورم چیه.‏

00:12:01.510 --> 00:12:04.160
‏منظورت اون احتمال دیگه‌ست...‏

00:12:04.160 --> 00:12:06.410
‏پس تو هم متوجهش شدی.‏

00:12:06.410 --> 00:12:08.880
‏شنیدن توصیفت باعث شد متوجه بشم.‏

00:12:08.880 --> 00:12:10.760
‏با شنیدن صدای این انفجار،‏

00:12:10.760 --> 00:12:13.660
‏شک داشتم که لرد فنل‏
‏تنها قربانی باشه.‏

00:12:14.160 --> 00:12:18.020
‏انبوهی از آدمای زخمی، که یکیشون‏
‏ظاهر مرتب‌تری از بقیه داره.‏

00:12:18.020 --> 00:12:21.730
‏گولدران دنبال یه اشراف‌زاده می‌گشت‏
‏تا اونو مدیون خودش کنه.‏

00:12:21.730 --> 00:12:25.010
‏اینجاست که جادوی‏
‏انتقال زندگیش به کار میاد.‏

00:12:25.460 --> 00:12:29.760
‏اگه نیروی حیات باقی‌مونده رو از‏
‏همه‌ی اون زخمی‌ها منتقل کرده باشه...‏

00:12:29.760 --> 00:12:31.890
‏گولدران انتخاب کرده که کی زنده بمونه.‏

00:12:31.890 --> 00:12:34.020
‏و این جرمه؟‏

00:12:34.020 --> 00:12:36.990
‏اولویت‌بندی درمانی جرم نیست.‏

00:12:36.990 --> 00:12:41.030
‏ولی قربانی کردن آدمای دیگه برای نجات یکی...‏

00:12:41.030 --> 00:12:42.090
‏این فقط...‏

00:12:43.280 --> 00:12:46.280
‏ولی اگه کسی از اون اتفاق جون سالم به در برده باشه،‏

00:12:46.680 --> 00:12:50.230
‏و اون آفرید باشه... احتمالاً کاری که‏
‏گولدران کرده رو قبول نمی‌کنه.‏

00:12:50.230 --> 00:12:51.980
‏پس انتقام؟‏

00:12:51.980 --> 00:12:53.910
‏یه احتماله.‏

00:12:54.540 --> 00:12:57.430
‏آفرید... تو کجای این دنیایی؟‏

00:12:58.630 --> 00:13:01.160
‏خب، تو چیکار می‌کنی؟‏

00:13:01.160 --> 00:13:03.760
‏فقط چیزی که فهمیدم رو به بِکِر میگم.‏

00:13:03.760 --> 00:13:05.880
‏قضاوت کردن کار من نیست.‏

00:13:05.880 --> 00:13:07.800
‏من فقط یه شفادهنده‌ی زیرزمینیم.‏

00:13:07.800 --> 00:13:09.720
‏فکر کنم حق با توئه.‏

00:13:11.030 --> 00:13:12.730
‏ممنون، کارمیلا.‏

00:13:12.730 --> 00:13:13.820
‏هان؟‏

00:13:13.820 --> 00:13:16.480
‏اومدی حالمو بپرسی چون‏
‏نگرانم بودی، درسته؟‏

00:13:16.480 --> 00:13:18.610
‏و به لطف تو، یه چیزایی دستگیرم شد.‏

00:13:18.610 --> 00:13:22.480
‏احمق! من فقط برای مزاحمت اومدم،‏
‏تا خودمو سرگرم کنم.‏

00:13:22.480 --> 00:13:25.500
‏دِینمو بابت قضیه‌ی پادشاه زامبی‌ها‏
‏پرداخت شده حساب کن.‏

00:13:29.440 --> 00:13:30.300
‏این دیگه چیه...‏

00:13:31.280 --> 00:13:32.490
‏چی شده؟‏

00:13:32.490 --> 00:13:36.050
‏داداش. به نظر می‌رسه بیرون‏
‏یه جورایی شلوغ پلوغه.‏

00:13:39.120 --> 00:13:41.590
‏وایسا، اون اومین نیست؟‏

00:13:43.570 --> 00:13:44.590
‏دارم بهت میگم...‏

00:13:44.590 --> 00:13:47.040
‏من فقط باید با کسی به اسم زنو حرف بزنم!‏

00:13:47.040 --> 00:13:49.330
‏هیچکس بدون دعوت وارد نمیشه!‏

00:13:49.330 --> 00:13:52.600
‏پس میشه لطفاً صداش کنین؟‏
‏یه کم اضطراریه.‏

00:13:52.600 --> 00:13:54.330
‏پروفسور میزبان این مهمونیه!‏

00:13:54.330 --> 00:13:55.660
‏تو حق نداری مزاحمش بشی.‏

00:13:55.660 --> 00:13:56.750
‏ببخشید!‏

00:13:58.710 --> 00:13:59.850
‏لوئوه؟!‏

00:14:00.360 --> 00:14:02.730
‏اون اینجا چیکار می‌کنه؟‏

00:14:02.730 --> 00:14:06.770
‏احمق! چرا جایی که همه می‌تونن بشنون‏
‏اینجوری داد می‌زنی؟!‏

00:14:06.770 --> 00:14:08.490
‏چه چاره‌ی دیگه‌ای هست؟‏

00:14:08.490 --> 00:14:12.740
‏خیلی! نمی‌تونیم دکترو تو دردسر بندازیم.‏

00:14:12.740 --> 00:14:15.710
‏نه، لینگا فکر می‌کنه حق با لوئوهه.‏

00:14:15.710 --> 00:14:18.750
‏وقت کافی برای آروم پیش رفتن‏
‏نداریم.‏

00:14:18.750 --> 00:14:21.330
‏بقیه هم اینجا هستن.‏

00:14:21.330 --> 00:14:22.680
‏آره...‏

00:14:23.500 --> 00:14:25.540
‏اونا نیمه‌انسان هستن؟‏

00:14:25.540 --> 00:14:29.090
‏اون موجودات پست تو عمارت من‏
‏چیکار می‌کنن؟‏

00:14:29.090 --> 00:14:30.970
‏همین الان بندازینشون بیرون!‏

00:14:39.980 --> 00:14:42.110
‏تو اینجایی، زنوس.‏

00:14:42.110 --> 00:14:44.250
‏ببخشید، ولی وضعیت اضطراریه!‏

00:14:44.250 --> 00:14:47.990
‏زنو... س؟ وایسا، همون دانشجوی تحقیقاتی ویژه؟‏

00:14:47.990 --> 00:14:50.880
‏اون این نیمه‌انسان‌ها رو می‌شناسه؟‏

00:14:50.880 --> 00:14:52.240
‏چی شده؟‏

00:14:52.240 --> 00:14:54.280
‏زونده بدجوری زخمی شده.‏

00:14:54.280 --> 00:14:56.250
‏داشتیم می‌رفتیم خوابگاه بیمارستان سلطنتی،‏

00:14:56.250 --> 00:15:00.120
‏ولی به اون دختر عینکیه برخوردیم،‏
‏و اون بهمون گفت کجایی.‏

00:15:00.120 --> 00:15:02.880
‏اه... بله، درسته.‏

00:15:02.880 --> 00:15:06.500
‏هی! دقیقاً رابطه‌ت با این‏
‏نیمه‌انسان‌ها چیه؟‏

00:15:06.500 --> 00:15:09.090
‏د-داداش... بگو که اینطور نیست...‏

00:15:09.090 --> 00:15:11.340
‏لوئوه، وضعیت زونده چطوره؟‏

00:15:11.340 --> 00:15:13.080
‏نفساش خیلی سطحیه.‏

00:15:13.080 --> 00:15:14.850
‏دکتر!‏

00:15:14.850 --> 00:15:17.020
‏متاسفم! خیلی متاسفم!‏

00:15:18.620 --> 00:15:21.530
‏نمی‌خواستم نقشه‌هاتو خراب کنم...‏

00:15:21.530 --> 00:15:25.480
‏ولی زونده... به نظر می‌رسه داره می‌میره...‏

00:15:25.480 --> 00:15:28.410
‏التماست می‌کنم... نجاتش بده.‏

00:15:29.490 --> 00:15:31.490
‏خیلی خب. دارم میام.‏

00:15:31.490 --> 00:15:34.080
‏وایسا! دیوونه شدی؟!‏

00:15:34.080 --> 00:15:36.550
‏نه، قطعاً عقلم سر جاشه.‏

00:15:36.550 --> 00:15:40.240
‏غیرممکنه! بعد از اینکه راهتو برای‏
‏رسیدن به افتخار تو جناح من هموار کردی،‏

00:15:40.240 --> 00:15:43.120
‏خودتو کوچیک می‌کنی تا این‏
‏دهاتی‌های نیمه‌انسان رو نجات بدی؟!‏

00:15:43.120 --> 00:15:44.880
‏اگه بری، راه برگشتی نیست!‏

00:15:44.880 --> 00:15:46.460
‏هر طور راحتی.‏

00:15:46.460 --> 00:15:52.340
‏نمی‌فهمی داری چیو دور می‌ندازی!‏
‏یه راه برای نخبه شدن!‏

00:15:52.870 --> 00:15:55.850
‏من علاقه‌ای به جزئی از‏
‏یه جناح نخبه بودن ندارم.‏

00:15:56.360 --> 00:15:58.600
‏من فقط یه شفادهنده‌ام.‏

00:15:58.960 --> 00:16:00.460
‏همیشه همین بودم.‏

00:16:01.350 --> 00:16:04.030
‏مراقب خودت باش، کرسون.‏

00:16:05.140 --> 00:16:06.550
‏لیلی، بیا.‏

00:16:06.550 --> 00:16:08.080
‏باشه. منم اومدم!‏

00:16:15.240 --> 00:16:17.740
‏داداش... چطور تونستی؟‏

00:16:18.260 --> 00:16:22.120
‏تو به اندازه‌ی اون احمق نیستی، اینطور فکر می‌کنم؟‏

00:16:22.480 --> 00:16:24.470
‏آینده‌ش نابود شد.‏

00:16:24.470 --> 00:16:27.730
‏مطمئن میشم که دیگه هیچوقت‏
‏به عنوان شفادهنده کار نکنه.‏

00:16:28.610 --> 00:16:31.670
‏حق با شماست. اون یه احمقه.‏

00:16:31.670 --> 00:16:35.710
‏من می‌خوام ترفیع بگیرم... یه خونه‌ی‏
‏خوب... یه زن جذاب...‏

00:16:35.710 --> 00:16:38.220
‏تمام این مدت برای همینا کار می‌کردم.‏

00:16:40.640 --> 00:16:44.600
‏ولی چه یه سگ باشه چه دختر‏
‏یه اشراف‌زاده‌ی بزرگ، اون...‏

00:16:46.630 --> 00:16:51.150
‏به هر حال هیچکس ازم خوشش نمیاد، و من‏
‏حریصم، و مردم فکر می‌کنن احمقم،‏

00:16:51.150 --> 00:16:52.090
‏ولی با این حال...‏

00:16:53.610 --> 00:16:56.820
‏منم یه شفادهنده‌ام، لعنتی!‏

00:16:56.820 --> 00:16:58.060
‏چی؟!‏

00:17:01.000 --> 00:17:06.380
‏من، کرسون ومبلی، به خاطر شرایط مجبورم‏
‏از جناح کناره‌گیری کنم!‏

00:17:08.290 --> 00:17:13.420
‏داداش! وایسا! منم تو درمان کمک می‌کنم!‏

00:17:16.300 --> 00:17:18.780
‏من خیلی... متاسفم...‏

00:17:18.780 --> 00:17:19.910
‏اشکالی نداره.‏

00:17:20.430 --> 00:17:22.950
‏در این مورد متاسفم، دکتر.‏

00:17:22.950 --> 00:17:26.690
‏مشکلی نیست. متاسفم که این همه مدت نبودم.‏

00:17:26.690 --> 00:17:30.650
‏دیدی؟ درست همونطور که گفتم، سر زنوس اهمیتی نمیده.‏

00:17:30.650 --> 00:17:31.690
‏دقیقاً.‏

00:17:32.820 --> 00:17:34.090
‏دیگه تقریباً تمومه.‏

00:17:34.690 --> 00:17:37.820
‏اینم از کرسون! بذار تو درمان کمک...‏

00:17:39.320 --> 00:17:43.250
‏اه، بیخیال! اصلاً چرا من استعفا دادم؟!‏

00:17:43.250 --> 00:17:45.380
‏تو مثل همیشه احمقی.‏

00:17:45.380 --> 00:17:47.080
‏خـ-خفه شو!‏

00:17:47.360 --> 00:17:49.870
‏ولی من حرفاتو شنیدم.‏

00:17:49.870 --> 00:17:54.260
‏شاید احمق باشی، ولی اون لحظه بیشترین‏
‏تاثیری بود که تا حالا ازت گرفتم.‏

00:17:54.260 --> 00:17:58.640
‏خـ-خفه شو! به لطف شماهاست‏
‏که من تو این وضعیتم!‏

00:17:58.640 --> 00:18:00.490
‏پس بهتره مسئولیتشو قبول کنین.‏

00:18:00.490 --> 00:18:02.930
‏شاید واقعاً آدم ناخوشایندی هستی.‏

00:18:04.230 --> 00:18:07.270
‏درسته! من از بد هم بدترم!‏

00:18:07.270 --> 00:18:10.100
‏این بچه کیه، دکتر؟‏

00:18:11.450 --> 00:18:13.270
‏چطور بگم؟‏

00:18:15.460 --> 00:18:18.750
‏فکر کنم، مثل یه برادر کوچیکه‌ی مزاحمه.‏

00:18:23.150 --> 00:18:24.790
‏که اینطور.‏

00:18:25.050 --> 00:18:30.190
‏آفرید گفته بود که در بچگی تو یه‏
‏تصادف بزرگ گیر افتاده.‏

00:18:30.190 --> 00:18:32.750
‏شاید منظورش همین بوده.‏

00:18:32.750 --> 00:18:34.580
‏من نمی‌دونستم...‏

00:18:35.420 --> 00:18:40.510
‏مهمونی جشن انتخاب پروفسور گولدران‏
‏به سمت مدیریت کی هست؟‏

00:18:40.510 --> 00:18:41.580
‏فردا.‏

00:18:42.020 --> 00:18:45.970
‏آفرید ممکنه برای انتقام یه کاری بکنه.‏

00:18:46.820 --> 00:18:49.280
‏من باید تو اون مهمونی شرکت کنم.‏

00:18:49.950 --> 00:18:52.400
‏خب، اینو که بذاریم کنار...‏

00:18:52.400 --> 00:18:55.100
‏ممنونم که این اطلاعات‏
‏باارزشو برام آوردی.‏

00:18:55.100 --> 00:18:57.710
‏تو کارت رو انجام دادی، زنوس.‏

00:18:57.710 --> 00:18:59.160
‏ممنون بابتش.‏

00:18:59.680 --> 00:19:00.800
‏مطمئنی؟‏

00:19:00.800 --> 00:19:02.910
‏بالاخره قرارمون همین بود.‏

00:19:02.910 --> 00:19:05.870
‏باید یه روز دیگه برای کاغذبازی‌های‏
‏پایان دوره‌ی‏

00:19:05.870 --> 00:19:09.190
‏دانشجوی تحقیقاتی ویژه‌ت بمونی،‏

00:19:09.190 --> 00:19:13.690
‏پس پرداخت دیگه‌ت رو – در مورد‏
‏استادت – فردا انجام میدم.‏

00:19:14.210 --> 00:19:16.130
‏خیلی خب. متوجه شدم.‏

00:19:16.750 --> 00:19:19.920
‏پس امشب میام به اتاقت.‏

00:19:19.920 --> 00:19:22.260
‏کار دیگه‌ای هم داشتیم که انجام بدیم؟‏

00:19:22.260 --> 00:19:25.420
‏خب معلومه، مهمونی خداحافظیت!‏

00:19:31.380 --> 00:19:35.610
‏پس داداش توسط پروفسور بِکِر برای‏
‏تحقیق در مورد یه ناپدید شدن استخدام شده بود،‏

00:19:35.610 --> 00:19:37.780
‏و معمولاً یه درمانگاه تو یه‏
‏منطقه‌ی متروکه‌ی شهر داره،‏

00:19:37.780 --> 00:19:41.280
‏و اینجوریه که نیمه‌انسان‌ها رو می‌شناسه؟ واقعاً؟‏

00:19:41.280 --> 00:19:43.160
‏آره. همش راسته.‏

00:19:43.160 --> 00:19:47.640
‏وقتی تو بری من باید چیکار کنم؟!‏

00:19:47.640 --> 00:19:49.380
‏این دیگه خیلی رقت‌انگیزه.‏

00:19:49.380 --> 00:19:50.930
‏خیلی بی‌رحمانه‌ست، همکلاسی!‏

00:19:50.930 --> 00:19:53.040
‏تو موافق نیستی، خواهر کوچیکه؟‏

00:19:53.040 --> 00:19:55.380
‏من یه داداش بزرگ رقت‌انگیز نمی‌خوام.‏

00:19:55.380 --> 00:19:57.380
‏حتی خواهر کوچیکمم بی‌رحمه!‏

00:19:57.380 --> 00:19:59.380
‏بیخیال، داداش!‏

00:19:59.380 --> 00:20:03.130
‏تو اونقدر سازگاری که هرجا بری‏
‏زنده می‌مونی.‏

00:20:03.130 --> 00:20:07.640
‏این حس یه تعریف کامل رو نمیده...‏
‏تو چی فکر می‌کنی، خواهر کوچیکه؟‏

00:20:07.640 --> 00:20:10.000
‏لیلی در واقع خواهر کوچیکه‌ی من نیست.‏

00:20:10.000 --> 00:20:11.640
‏جدی؟!‏

00:20:11.640 --> 00:20:13.760
‏متاسفم که دروغ گفتم، کرسون.‏

00:20:13.760 --> 00:20:16.950
‏من در واقع زن زنوسم!‏

00:20:16.950 --> 00:20:18.800
‏جـ-جدی؟!‏

00:20:18.800 --> 00:20:20.530
‏نه، جدی نیست.‏

00:20:20.530 --> 00:20:21.950
‏فکر کنم دارم دیوونه میشم...‏

00:20:21.950 --> 00:20:25.530
‏حتی دارم یه چیزی شبیه‏
‏شبح پشت اون ستون می‌بینم.‏

00:20:27.280 --> 00:20:29.280
‏چرا اومدی بیرون، کارمیلا؟‏

00:20:29.280 --> 00:20:31.290
‏چطور می‌تونستم نیام؟‏

00:20:31.290 --> 00:20:34.420
‏اون پسر داره تو شراب من غرق میشه!‏

00:20:34.420 --> 00:20:36.750
‏این فقط یه چیزاییه که از‏
‏خونه‌ی گولدران کش رفتی.‏

00:20:36.750 --> 00:20:39.960
‏اون شراب آرزو داره که من بنوشمش.‏

00:20:39.960 --> 00:20:41.020
‏زنوس؟‏

00:20:42.090 --> 00:20:43.850
‏نگران نباش، مشکلی نیست.‏

00:20:43.850 --> 00:20:45.130
‏قلب مهربونی داره.‏

00:20:45.390 --> 00:20:48.530
‏یه شبح... قلب مهربون؟ چی؟‏

00:20:49.420 --> 00:20:52.780
‏تو تنها کسی هستی که بهش اجازه میدم‏
‏در موردم اینجوری حرف بزنه.‏

00:20:53.640 --> 00:20:55.220
‏همشو نخور.‏

00:20:55.220 --> 00:20:57.900
‏اگه این کارو بکنی، تو و نواده‌هاتو نفرین می‌کنم.‏

00:21:08.320 --> 00:21:10.540
‏تو فکر چی رفتی؟‏

00:21:11.000 --> 00:21:14.920
‏من از محله‌های فقیرنشینم، و گروهی که‏
‏باهاشون کار می‌کردم باهام خیلی بد رفتار کردن،‏

00:21:14.920 --> 00:21:17.380
‏ولی اون دوتا با من هیچ فرقی‏
‏قائل نمیشن.‏

00:21:17.380 --> 00:21:20.430
‏فهمیدن اینکه آدمایی مثل اونا‏
‏وجود دارن یه کم آرامش‌بخشه.‏

00:21:20.880 --> 00:21:22.880
‏از جدا شدن ازشون ناراحتی؟‏

00:21:23.380 --> 00:21:27.260
‏شایدم. ولی من به خداحافظی کردن عادت دارم.‏

00:21:27.780 --> 00:21:31.800
‏دیدار با آدما، جدا شدن ازشون،‏
‏و دوباره دیدنشون، اگه سرنوشت باشه.‏

00:21:32.320 --> 00:21:35.360
‏این چرخه، که تکرار میشه، خود زندگی انسانه.‏

00:21:35.360 --> 00:21:38.770
‏اینجوریه که ما وسعت و‏
‏عمق دنیا رو یاد می‌گیریم.‏

00:21:39.060 --> 00:21:42.280
‏تو گاهی وقتا واقعاً حرف منطقی می‌زنی.‏

00:21:42.280 --> 00:21:44.860
‏بعد از ۳۰۰ سال زندگی‏
‏یه چیزایی یاد می‌گیری.‏

00:21:44.860 --> 00:21:46.460
‏جز اینکه تو مُردی.‏

00:21:49.940 --> 00:21:52.240
‏خب، بابت همه چی ممنونم.‏

00:21:52.240 --> 00:21:55.680
‏تو کسی هستی که به ما کمک کرده.‏

00:21:55.680 --> 00:21:57.010
‏داداش!‏

00:21:57.010 --> 00:21:58.000
‏اوه، راستی!‏

00:21:58.000 --> 00:22:03.460
‏دکتر بِکِر ازم خواست یه نامه حاوی جزئیات‏
‏در مورد استادت بهت بدم.‏

00:22:07.930 --> 00:22:10.740
‏این... داخل میزش بود...‏

00:22:12.640 --> 00:22:14.220
‏این دیگه چیه...‏

00:22:14.240 --> 00:22:26.240
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:55.580 --> 00:24:00.040
‏انتخاب اینکه چه کسی زنده بماند‏

00:23:57.240 --> 00:23:58.720
‏«انتخاب اینکه چه کسی زنده بماند.»‏