﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:10.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:10.625 --> 00:00:14.374
‫ده روز پیش یه زن در
‫شرایط عجیبی کشته شده.

00:00:14.500 --> 00:00:19.332
‫اتحاد مسلمانان انتقام رنجی را
‫که دانمارک، در فلسطین

00:00:19.458 --> 00:00:21.874
‫عراق و افغانستان ایجاد
‫کرده است، خواهد گرفت

00:00:22.000 --> 00:00:25.624
‫بریکس معتقده تو می‌تونی نقطه نظرات
‫جدیدی راجع به این پرونده بهمون بدی.

00:00:25.750 --> 00:00:29.290
‫- دارید وقت‌تون رو تلف می‌کنید.
‫- می‌تونم از کمکت استفاده کنم.

00:00:30.958 --> 00:00:35.207
‫- آلن میگ پولسن، سرباز.
‫- و سلاح قتل؟

00:00:35.333 --> 00:00:38.665
‫- دور گردنشه.
‫- تو توی این پرونده نیستی.

00:00:38.791 --> 00:00:43.165
‫- پرونده نیاز به کسی داره که سابقه‌اش پاک باشه.
‫- این کاریه که من به بهترین شکل ممکن انجام می‌دم.

00:00:43.291 --> 00:00:47.749
‫به محل کارت اطلاع می‌دم چند
‫روزی تو رو بهمون قرض بدن.

00:00:47.875 --> 00:00:53.374
‫عبدالحسین کدمانی.
‫ویدیو تو سایتش بود.

00:00:53.500 --> 00:00:55.499
‫پلیس!

00:01:00.041 --> 00:01:03.165
‫دولت کارهای زیادی رو
‫روی لایحه تروریسم انجام داده.

00:01:03.291 --> 00:01:09.207
‫ما واسه رهبری مذاکرات بهت نیاز داریم.
‫وزیر دادگستری می‌شی؟

00:01:09.333 --> 00:01:12.832
‫لینک ساعت ۱۷:۰۳ فعال شد.
‫تو غروب آفتاب، روز آخر ماه رمضان.

00:01:12.958 --> 00:01:17.707
‫نه تنها این قربانی، بلکه اون زن
‫هم تو خارج از کشور خدمت کرده.

00:01:17.833 --> 00:01:22.790
‫- این چطور می‌تونه واسه‌مون یه مورد عجیب باشه؟
‫- وزیر قبلی از قضیه خبر داشتن.

00:01:22.916 --> 00:01:27.832
‫اما هیچ‌کدوم از ما فکر نمی‌کردیم
‫که به چنین بحرانی تبدیل بشه.

00:01:27.958 --> 00:01:31.082
‫باید امروز توافق رو اعلام کنیم

00:01:31.208 --> 00:01:34.082
‫تا به قاتلان نشون بدیم خودمون رو نباختیم.

00:01:34.208 --> 00:01:39.415
‫- حزب من در حال حاضر هیچ تصمیمی نمی‌گیره.
‫- قراره هفته آینده رای گیری انجام بشه.

00:01:39.541 --> 00:01:44.582
‫من از اون نامه‌ای که شعبه ویژه به وزیر
‫سابق درباره تروریسم هشدار داده خبر دارم

00:01:44.708 --> 00:01:48.915
‫ما دیگه بهت اعتماد نداریم.

00:01:50.875 --> 00:01:54.249
‫کانون اصلاح و تربیت درخواستت رو رد کرد.

00:01:54.375 --> 00:01:57.040
‫- چرا؟
‫- چرا نمی‌تونم ببینمش؟

00:01:57.166 --> 00:02:01.040
‫پرخاشگر شده
‫داروهاش رو نمی‌خوره

00:02:01.166 --> 00:02:05.915
‫- تصمیمات زیادی هست که باید گرفته بشه.
‫- من حالم خوبه.

00:02:06.041 --> 00:02:10.332
‫پلیس می‌خواد در مورد میگ پولسن
‫باهات صحبت کنه. اون کشته شده.

00:02:13.166 --> 00:02:18.957
‫شخصی که خودشو رفیق دینی معرفی می‌کرد
‫از طریق وب‌سایت باهام در ارتباط بوده

00:02:19.083 --> 00:02:22.415
‫اون می‌خواست یه
‫ویدیو مذهبی آپلود کنه.

00:02:22.541 --> 00:02:25.915
‫تا قبل از اینکه آپلود بشه نمی‌دونستم چیه.

00:02:26.041 --> 00:02:31.040
‫فقط روی کدمانی و
‫پیروانش تمرکز کنید. باشه؟

00:02:31.166 --> 00:02:36.457
‫- من فوتبال و اپرا را دوست دارم.
‫- تقاطع بعدی بپیچ به چپ.

00:02:38.750 --> 00:02:41.124
‫میگ پولسن سرباز خوبی بود.

00:02:41.250 --> 00:02:44.540
‫- تهدیداتی هم دریافت می‌کردید؟
‫- همیشه.

00:02:44.666 --> 00:02:48.332
‫این تخت خوابش بود و اینم کمدش.

00:02:48.458 --> 00:02:52.165
‫- رابن کیه؟
‫- اون بیمار شد.

00:02:52.291 --> 00:02:55.624
‫اون دچار توهمات اساسی شده
‫بود، یه پرستار رو گروگان گرفت.

00:02:55.750 --> 00:02:58.624
‫اون تا اطلاع ثانوی به
‫این موسسه سپرده شد

00:02:58.750 --> 00:03:03.749
‫آن دراگشولم رو می‌شناسی؟
‫اون با میگ پولسن در ارتباط بود؟

00:03:03.875 --> 00:03:07.665
‫- دو هفته پیش کشته شد.
‫- نمی‌شناسمش.

00:03:08.166 --> 00:03:11.082
‫واقعا بابت میگ متاسفم
‫اما الان بهت نیاز دارم

00:03:11.208 --> 00:03:14.749
‫می‌بینمت، عزیزم.

00:03:14.875 --> 00:03:18.499
‫- چی رو باید ببینم؟
‫- رابن کنار میگ پولسنه.

00:03:18.625 --> 00:03:20.915
‫خب که چی؟

00:03:21.708 --> 00:03:24.165
‫- آن دراگشولم؟
‫- گفت اونو نمی‌شناسه.

00:03:35.458 --> 00:03:39.374
‫کشتن

00:03:50.375 --> 00:03:55.374
‫اون بخش رو واسه دیدن متخصص بالینی
‫ترک کرده، اما دیگه سر و کله‌اش پیدا نشده.

00:03:56.708 --> 00:04:00.874
‫اون از کنار سیستم هشدار عبور
‫کرده و از طریق فاضلاب فرار کرده.

00:04:01.000 --> 00:04:05.040
‫- مشخص نیست چقدر از اینجا دور شده؟
‫- نه، اما نمی‌تونه زیاد دور شده باشه.

00:04:05.166 --> 00:04:08.124
‫ما فورا تعقیبش رو شروع
‫کردیم و هوا هم تاریکه.

00:04:11.000 --> 00:04:16.207
‫- لوله فاضلاب به کجا ختم میشه؟
‫- به تصفیه‌خونه ختم میشه.

00:04:16.333 --> 00:04:19.249
‫اما واسه پیدا کردن یه راه به اونجا
‫چیزی بیشتر از شانس نیاز داریم.

00:04:20.750 --> 00:04:23.165
‫زندان، همه دستورالعمل‌های
‫صحیح رو دنبال کرده.

00:04:24.541 --> 00:04:27.332
‫داریم مسیر فرار رو بررسی می‌کنیم.

00:04:28.208 --> 00:04:33.040
‫- اما اون به‌زودی از بوی تعفن خسته میشه.
‫- استرنج هستم.

00:05:04.333 --> 00:05:09.665
‫دارن شبکه فاضلاب رو بررسی می‌کنن.
‫حقه‌بازتر از چیزیه که فکر می‌کنن.

00:05:09.791 --> 00:05:14.040
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- هر چیزی درباره اون.

00:05:14.791 --> 00:05:18.040
‫- بریکس دنبال‌مون می‌گرده.
‫- مدیر پزشکی اینجاست؟

00:05:18.166 --> 00:05:22.499
‫آره، اما بریکس یه گزارش می‌خواد.
‫شعبه ویژه سه نفر رو بازداشت کرده...

00:05:22.625 --> 00:05:25.040
‫اول مدیر پزشکی رو می‌بینیم.

00:05:29.083 --> 00:05:36.790
‫رابن درخواست آزادی
‫مشروط کرده بود، اما رد شد.

00:05:36.916 --> 00:05:40.665
‫- حتما همین باعث عود کردنش شده.
‫- عود کردن چی؟

00:05:40.791 --> 00:05:45.874
‫استرس پس از سانحه
‫ناشی از تجربیاتش تو جنگ.

00:05:46.000 --> 00:05:48.790
‫چه تجربیاتی؟

00:05:48.916 --> 00:05:52.374
‫اون به‌خاطر رفتار پرخاشگرانه در بازگشت

00:05:52.500 --> 00:05:55.999
‫به این موسسه سپرده شد.

00:05:56.125 --> 00:06:02.332
‫- این تجربیات چی بودن؟
‫- محرمانه‌ست. ربطی به این موضوع داره؟

00:06:02.458 --> 00:06:06.957
‫وقتی جون مردم در خطر باشه
‫تو ملزم به رازداری نیستی.

00:06:07.083 --> 00:06:09.290
‫تو ادعا کردی که این مرد خطرناکه.

00:06:11.041 --> 00:06:16.207
‫بعضی از همرزم‌هاش تو جنگ
‫کشته شدن و اون احساس گناه می‌کرد.

00:06:17.291 --> 00:06:20.540
‫با این حال، فراموشیش
‫باعث شده کمتر غصه بخوره.

00:06:21.208 --> 00:06:25.540
‫تا حالا اسمی از یکی از همکارهای
‫ارتشیش به اسم آلن میگ پولسن برده؟

00:06:26.291 --> 00:06:29.457
‫نه تا دیروز.
‫می‌خواست بهش زنگ بزنه.

00:06:29.583 --> 00:06:31.165
‫نگرانش بود.

00:06:31.291 --> 00:06:37.207
‫- نگران چی بود؟
‫- اینکه به خودش صدمه بزنه.

00:06:39.666 --> 00:06:41.665
‫چرا اینو می‌پرسی؟

00:06:42.708 --> 00:06:46.707
‫درباره این چی؟
‫مشاور حقوقی نظامی آن دراگشولم؟

00:06:46.833 --> 00:06:50.040
‫رابن به‌ندرت در مورد جنگ صحبت می‌کرد.

00:06:50.166 --> 00:06:53.165
‫اون رو آینده و
‫خونواده‌اش تمرکز داشت.

00:06:53.291 --> 00:06:56.207
‫ممکن بوده با اون در تماس باشه؟

00:06:56.333 --> 00:06:59.665
‫نه. بدون اطلاع من ممکن نبود.
‫چرا؟

00:06:59.791 --> 00:07:02.957
‫- ما داریم سعی می‌کنیم که بفهمیم...
‫- از کجا مطمئنی؟

00:07:04.500 --> 00:07:09.249
‫این لیستی از تماس‌های تلفنی و ملاقات‌های
‫اون در زمان حضورش در اینجاست.

00:07:10.958 --> 00:07:14.582
‫نمی‌دونم دنبال چی هستید، اما ما
‫قصد نداریم چیزی رو ازتون پنهون کنیم.

00:07:14.708 --> 00:07:18.415
‫فرارش مایه تاسفه و با توجه به تشخیص وضعیتش

00:07:18.541 --> 00:07:20.540
‫باید اینو پیش‌بینی می‌کردیم.

00:07:22.333 --> 00:07:26.999
‫این سوابق معاینات رابنه
‫قبل از اینکه به ما سپرده بشه.

00:07:27.125 --> 00:07:29.540
‫شاید بهتون کمک کنه.

00:07:39.750 --> 00:07:45.374
‫اون سه هفته رو تو اون سلول گذروند
‫تا بتونیم درمان رو شروع کنیم.

00:07:54.791 --> 00:07:59.707
‫- البته. متوجه‌ام.
‫- اون از ایستگاه پمپاژ بیرون اومده.

00:07:59.833 --> 00:08:02.415
‫۵ کیلومتر از اینجا فاصله داره. بریم؟

00:08:03.333 --> 00:08:08.290
‫منطقه باید جستجو بشه و باید
‫خونواده و دوستانش رو ببینیم.

00:08:08.416 --> 00:08:13.957
‫اون یه شخص گمشده‌ست نه یه مظنون.
‫پس حکم دستگیری‌ای واسه‌مون صادر نمی‌کنن.

00:08:14.916 --> 00:08:20.124
‫اون با دوتا قربانی عکس گرفته، اما
‫بیا همه مسائل رو با هم قاطی نکنیم.

00:08:20.250 --> 00:08:23.040
‫قاطی نمی‌کنیم.
‫اون یه چیزهایی می‌دونه.

00:08:23.166 --> 00:08:25.582
‫اون هر دوتا قربانی رو
‫می‌شناخت، دروغ گفت و فرار کرد.

00:08:25.708 --> 00:08:30.374
‫- اون چیزی راجع به اتحاد مسلمانان می‌دونه؟
‫- از کجا بدونم؟

00:08:30.500 --> 00:08:35.124
‫بریکس میگه چیزهای بیشتری راجع به کدمانی فهمیدن.
‫باید دوباره ازش بازجویی بشه.

00:08:39.583 --> 00:08:43.874
‫رابن از خیلی وقت پیش می‌تونست فرار کنه.

00:08:44.000 --> 00:08:48.999
‫- اون می‌تونه هر کاری بکنه.
‫- با این حال این زمان رو انتخاب می‌کنه.

00:08:49.125 --> 00:08:51.874
‫- بیا کارمونو ادامه بدیم.
‫- قبول کن، این عجیبه...

00:08:52.000 --> 00:08:56.624
‫من به روش‌های کاری تو احترام می‌ذارم
‫اما اونا موجب بروز اتفاق‌های بدی شده‌اند.

00:08:58.500 --> 00:09:02.540
‫- پس حالا این شایعات رو باور می‌کنی؟
‫- نه، فقط می‌گم...

00:09:02.666 --> 00:09:07.249
‫صحیح. من با بریکس صحبت می‌کنم.
‫خودم رانندگی می‌کنم. سوئیچو بده!

00:09:28.916 --> 00:09:32.707
‫نه، سابقه محرومیت کیفری نداره.
‫برگه‌اش رو دارم.

00:09:33.833 --> 00:09:39.082
‫همه چی رو واسه‌ات می‌فرستم.
‫مرسی که بررسی‌اش می‌کنی. خداحافظ.

00:09:40.416 --> 00:09:44.082
‫سلام. همین الان با یه وکیل دیگه صحبت کردم.

00:09:46.416 --> 00:09:48.624
‫لوئیز... یه لحظه وقت داری؟

00:09:48.750 --> 00:09:52.457
‫اون فکر می‌کنه ما مدارکی واسه
‫یه تجدیدنظر دیگه داشته باشیم.

00:09:52.583 --> 00:09:55.957
‫قراره همه مدارک رو واسه‌اش بفرستم...

00:09:56.083 --> 00:10:00.874
‫به‌نظر می‌رسه اون از مدت‌ها
‫پیش واسه فرارش نقشه داشته.

00:10:03.250 --> 00:10:06.999
‫- کی فرار کرده؟
‫- درست بعد از ملاقات دخترتون.

00:10:10.333 --> 00:10:15.040
‫اگر نظری دارید راجع به اینکه
‫کجا ممکنه رفته باشه، باید بهمون بگید.

00:10:15.166 --> 00:10:17.165
‫هیچ نظری نداریم.

00:10:20.875 --> 00:10:26.040
‫- اون با شخصی از خارج ارتباط داره؟
‫- آره، اون قبلا عضو ارتش بود.

00:10:26.166 --> 00:10:30.165
‫اون چندین جا خارج از کشور خدمت کرده
‫پس امکانش هست.

00:10:31.750 --> 00:10:35.249
‫و چیزی به شما نگفته؟

00:10:35.375 --> 00:10:38.415
‫اگر دخترم از چیزی
‫اطلاع داشت،‌ بهتون می‌گفت.

00:10:39.166 --> 00:10:43.582
‫باید درک کنید که به‌خاطر این
‫موضوع، ‌شوک بدی بهمون وارد شده.

00:10:44.875 --> 00:10:50.790
‫درسته... این کارت منه در صورتی که باهاتون
‫تماسی گرفت بهم اطلاع بدید. اون آدم خطرناکیه.

00:10:50.916 --> 00:10:53.582
‫ممنونم.
‫متوجه شدیم.

00:11:04.500 --> 00:11:06.999
‫می‌خوای بهت کمک کنم؟

00:11:12.125 --> 00:11:14.499
‫یه جای کار می‌لنگه.

00:11:14.625 --> 00:11:17.249
‫اون گفت که درمان رو دوباره شروع می‌کنه.

00:11:20.791 --> 00:11:23.832
‫حتما واسه هر کاری که
‫انجام داده دلیلی وجود داره.

00:11:29.125 --> 00:11:34.207
‫اون باید بهم می‌گفت.
‫می‌دونم که بدون دلیل فرار نمی‌کنه.

00:11:35.208 --> 00:11:36.290
‫مامان...

00:11:38.291 --> 00:11:42.082
‫چرا نخوابیدی جوناس؟
‫بیا بریم عزیزم.

00:12:48.458 --> 00:12:51.332
‫ببخشید.
‫می‌تونی منو تا یه جایی برسونی؟

00:12:52.333 --> 00:12:55.124
‫برو بریم، سوار شید.
‫یادتون نره کمربندهاتون رو ببندید.

00:12:55.250 --> 00:12:59.332
‫- من فقط می‌خوام از اون پل رد بشم.
‫- من از اون پل رد نمی‌شم.

00:12:59.458 --> 00:13:03.415
‫- به هر حال می‌تونم باهات بیام؟
‫- پیشنهاد می‌کنم یکی دیگه رو پیدا کنی.

00:13:05.375 --> 00:13:12.040
‫از رو پل رد می‌شی؟
‫می‌تونم باهات بیام؟ درست رفتار می‌کنم.

00:13:37.791 --> 00:13:41.207
‫توماس بوخ، وزیر
‫دادگستری تازه منصوب شده

00:13:41.333 --> 00:13:45.624
‫نتوانست توافق جامعی در مورد
‫لایحه تروریسم به‌دست آورد.

00:13:45.750 --> 00:13:50.832
‫اپوزیسیون دولت را متهم می‌کند
‫که حقایق مربوط به این دو قتل

00:13:50.958 --> 00:13:54.874
‫که تصور می‌شود اقدامات
‫تروریستی هستند را پنهان کرده است.

00:13:55.000 --> 00:13:59.790
‫شعبه ویژه در یک نامه محرمانه
‫به وزارت دادگستری هشدار داده

00:13:59.916 --> 00:14:03.999
‫که این قتل‌ها می‌تونه
‫اقدامات تروریستی باشه.

00:14:04.125 --> 00:14:07.999
‫من چیزی درباره اون نامه محرمانه نمی‌دونم!

00:14:08.125 --> 00:14:09.624
‫دولت هیچ اقدامی نکرده.

00:14:09.750 --> 00:14:14.707
‫آره. وقتی اطلاعات بیشتری به دستم برسه
‫با نخست‌وزیر تماس می‌گیرم. خدانگهدار.

00:14:14.833 --> 00:14:18.165
‫- کرابه‌ست از حزب مردم
‫- اول باید با پِلو صحبت کنم.

00:14:18.291 --> 00:14:23.457
‫- کدوم گوریه؟
‫- تلفنش رو جواب نمی‌ده.

00:14:24.791 --> 00:14:27.540
‫مطمئنم پِلو می‌تونه همه چیز رو توضیح بده.

00:14:27.666 --> 00:14:31.624
‫آره ولی اون کجاست؟
‫من باید پیداش کنم؟

00:14:31.750 --> 00:14:35.040
‫- بابت تاخیر عذر می‌خوام. شروع کنیم؟
‫- آره.

00:14:36.083 --> 00:14:38.124
‫من از کارکنان بخش حقوقی‌مون
‫خواستم که بررسی کنن

00:14:38.250 --> 00:14:42.749
‫آیا بیانیه اگِر نقض قانون
‫حفظ اسرار رسمیه یا نه.

00:14:42.875 --> 00:14:48.374
‫- اما آیا این حرفش حقیقت داره؟
‫- هیچ‌کس نمی‌دونه کجای کار اشتباه بوده.

00:14:48.500 --> 00:14:51.790
‫حقیقت داره؟ جواب سوالم رو بده!

00:14:53.750 --> 00:14:55.499
‫بله. یه نامه محرمانه وجود داشته.

00:14:55.625 --> 00:14:59.499
‫و بله،‌ درباره تروریسم هشدار داده.

00:14:59.625 --> 00:15:03.832
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مشخص کنه که
‫اگِر چطور به اون نامه دست پیدا کرده.

00:15:03.958 --> 00:15:08.290
‫به یه ورم هم نیست که چطور به نامه دست پیدا کرده!
‫اما چرا اون نامه به دست من نرسیده؟

00:15:09.708 --> 00:15:13.790
‫- اگر اجازه بدید...
‫- می‌خوام همین الان اون نامه رو ببینم!

00:15:17.500 --> 00:15:21.582
‫نامه مستقیما واسه من ارسال شد.

00:15:21.708 --> 00:15:24.582
‫نامه رو به وزیر سابق نشون دادم.

00:15:24.708 --> 00:15:29.290
‫پرونده قتل تو پارک یادبود
‫رو به‌طور خلاصه شرح داده.

00:15:29.416 --> 00:15:32.999
‫شعبه ویژه به‌خاطر موقعیت
‫مکانی و گذشته قربانی نگران بودن.

00:15:33.125 --> 00:15:35.665
‫- اشاره‌ای به تروریسم شده؟
‫- بله.

00:15:35.791 --> 00:15:39.624
‫- نباید من از این موضوع خبردار می‌شدم؟
‫- با نگاهی به گذشته، بله.

00:15:39.750 --> 00:15:44.374
‫من و وزیر سابق جناب مونبرگ
‫این نامه رو از پرونده حذف کردیم.

00:15:44.500 --> 00:15:47.749
‫ما نمی‌تونستیم بابت منتشر
‫شدن این نامه، ریسک کنیم.

00:15:47.875 --> 00:15:52.040
‫جناب مونبرگ گفت این اطلاعات
‫می‌تونه امنیت ملی رو به‌خطر بندازه.

00:15:52.166 --> 00:15:57.082
‫- کدوم اطلاعات؟
‫- اطلاعات در مورد گذشته قربانی، فکر کنم.

00:15:57.208 --> 00:16:02.582
‫- فکر کنی؟
‫- بله. جناب مونبرگ بعد از این اتفاق بیمار شد.

00:16:02.708 --> 00:16:05.165
‫- اما مطمئنم...
‫- پس تو نمی‌دونی!

00:16:06.541 --> 00:16:09.624
‫جناب مونبرگ می‌خواست
‫با شعبه ویژه مشورت کنه.

00:16:09.750 --> 00:16:16.040
‫اون می‌دونست داره چیکار می‌کنه.
‫اون وزیر وظیفه‌شناسی بود.

00:16:16.166 --> 00:16:18.999
‫ما باید به این اطلاعات دست پیدا کنیم.

00:16:19.125 --> 00:16:22.582
‫یه ملاقات با کونیگ از شعبه ویژه ترتیب بده.

00:16:22.708 --> 00:16:25.457
‫حتما. اما نخست‌وزیر
‫فورا می‌خواد شما رو ببینه.

00:16:28.583 --> 00:16:34.624
‫- چرا به اون نامه عمل نکردید؟
‫- از پرونده حذف شده بود.

00:16:34.750 --> 00:16:39.040
‫- حذف شده بود؟ چرا؟
‫- قبل از بیمار شدن مونبرگ بوده.

00:16:39.166 --> 00:16:43.207
‫- امنیت ملی رو به‌ خطر می‌اندازه.
‫- چطور؟

00:16:43.833 --> 00:16:47.249
‫امیدوار بودم بتونید تو
‫پاسخ به این سوال کمکم کنید.

00:16:48.416 --> 00:16:51.999
‫- مونبرگ هیچ‌وقت چیزی نگفته بود...؟
‫- می‌تونم بهت اطمینان بدم که چیزی نگفته.

00:16:53.333 --> 00:16:56.457
‫- اگر گفته بود، اوضاع به اینجا کشیده نمی‌شد.
‫- البته که نگفته.

00:16:56.583 --> 00:17:02.332
‫اگِر می‌خواد بدنام‌مون کنه. جلوش رو بگیر.
‫رو لایحه تمرکز کن.

00:17:03.250 --> 00:17:05.707
‫رو حزب مردم تسلط داری؟

00:17:05.833 --> 00:17:08.999
‫- من این کار رو نمی‌کنم.
‫- اونا مترصد زمان مناسب هستن.

00:17:09.125 --> 00:17:12.457
‫تو باید اتهامات اگِر رو رد کنی.

00:17:12.583 --> 00:17:17.249
‫درسته. مونبرگ هنوز به هوش نیومده.

00:17:17.375 --> 00:17:21.707
‫پس منتظر گزارش شعبه ویژه هستم.

00:17:21.833 --> 00:17:28.374
‫این ماجرا همه‌مون رو شوکه کرده.
‫باید به جای بحث و جدل باهم متحد بشیم.

00:17:28.500 --> 00:17:31.874
‫اگر این قضیه حل نشه اوضاع بدتر می‌شه.

00:17:32.000 --> 00:17:36.582
‫- همین‌طوره. ببینم چی می‌شه.
‫- روت حساب باز کردم.

00:17:38.958 --> 00:17:41.290
‫درست باهات رفتار نشده.

00:17:41.416 --> 00:17:45.207
‫اگر هر کاری داشتی می‌تونی
‫رو کمک من حساب کنی.

00:17:46.375 --> 00:17:49.457
‫- ببخشید.
‫- خودم راه خروج رو پیدا می‌کنم.

00:17:59.208 --> 00:18:02.499
‫اگِر قراره حتی بیشتر
‫واسه‌مون دردسرساز بشه.

00:18:02.625 --> 00:18:07.332
‫اونا درخواست یه شورا واسه فردا رو دادن.

00:18:07.458 --> 00:18:09.457
‫اونا درباره اون نامه ازت توضیح می‌خوان

00:18:09.583 --> 00:18:14.415
‫اما امیدوارن که توضیحی نداشته باشی
‫تا تو رو جلو مطبوعات سرافکنده کنن.

00:18:15.375 --> 00:18:18.665
‫- من هیچ توضیحی ندارم.
‫- یه چیزهایی پیدا می‌کنی.

00:18:19.791 --> 00:18:22.665
‫ببین چرا مونبرگ درباره
‫امنیت ملی‌مون نگران بوده

00:18:22.791 --> 00:18:25.374
‫و قال قضیه رو بکن. فهمیدی؟

00:18:47.500 --> 00:18:49.749
‫سلام عزیزم. آره!

00:18:51.708 --> 00:18:54.290
‫دخترها خوابیدن؟

00:18:55.458 --> 00:18:59.540
‫ببخشید که نتونستم شب بخیر بگم.

00:19:00.000 --> 00:19:03.290
‫یه کاری برام پیش اومده...

00:19:05.250 --> 00:19:11.082
‫رابن انکار کرد که قربانی اول رو
‫می‌شناسه، اما ما این رو پیدا کردیم.

00:19:12.791 --> 00:19:18.082
‫گروهان ایگر متشکل از ۵۰۰
‫سرباز که تو افغانستان خدمت کردن.

00:19:18.208 --> 00:19:22.040
‫ینس پیتر رابن، آلن میگ
‫پولسن و آن دراگشولم.

00:19:22.166 --> 00:19:27.165
‫من هیچ ارتباطی با گروه
‫اتحاد مسلمانان نمی‌بینم.

00:19:27.291 --> 00:19:33.082
‫قاتل، فهرست همه اعضای
‫گروهان ایگر رو در اختیار داشته.

00:19:33.208 --> 00:19:37.332
‫پس ما باید رابن رو پیدا کنیم.
‫اون می‌دونه ماجرا چیه.

00:19:37.458 --> 00:19:41.582
‫شعبه ویژه یه نسخه چاپی از
‫فهرست اعضای گروهان پیدا کرده.

00:19:41.708 --> 00:19:46.874
‫اونا سه مظنون مرتبط با تشکیلات
‫کدمانی رو دستگیر کرده‌اند.

00:19:47.000 --> 00:19:50.582
‫وقتی محل مربوط به
‫تشکیلات رو بررسی می‌کردن

00:19:50.708 --> 00:19:54.290
‫اونا مدارک مهمی تو یه صندوق
‫پستی تو وستربرو پیدا کردن.

00:19:55.750 --> 00:20:00.749
‫به اسم کدمانی ثبت شده.
‫این محتویات خودش گویای همه چیزه.

00:20:02.291 --> 00:20:04.957
‫- لنارت.
‫- شروع کنیم؟

00:20:12.083 --> 00:20:17.624
‫تو با درگیری‌های طالبان علیه
‫نیروهای بین‌المللی همدردی می‌کنی.

00:20:17.750 --> 00:20:21.790
‫مردم افغانستان حق دارن
‫از خودشون دفاع کنن.

00:20:21.916 --> 00:20:25.249
‫کشتن سربازان
‫دانمارکی اشکالی نداره؟

00:20:25.375 --> 00:20:29.624
‫چه انتظاری دارید؟
‫شما تو جنگ هستید. شما هم باید بکشید!

00:20:29.750 --> 00:20:32.582
‫به‌خاطر همین پلاک‌های
‫نظامی رو جمع‌آوری می‌کردی؟

00:20:33.458 --> 00:20:37.540
‫- من واسه غیبتم تو صحنه جرم مدرک دارم.
‫- این تو صندوق امانات‌تون بوده.

00:20:38.708 --> 00:20:41.749
‫همچنین فهرست گروهان ایگر رو پیدا کردیم.
‫بین‌شون اسم اون دوتا قربانی هم هست.

00:20:41.875 --> 00:20:45.707
‫حدود یه ماه پیش این
‫صندوق امانات رو ثبت کردید.

00:20:48.416 --> 00:20:51.290
‫مال ما نیست.
‫تا حالا چنین چیزی ندیده‌ام.

00:20:51.416 --> 00:20:57.165
‫این پلاک‌ها با چیزهایی که سر
‫صحنه جرم پیدا شده، مطابقت داره.

00:20:57.291 --> 00:21:00.624
‫- اینا مال ما نیستن.
‫- تو صندوق شما بود.

00:21:00.750 --> 00:21:05.415
‫- چرا؟
‫- چرا اون صندوق رو گرفتید؟

00:21:06.375 --> 00:21:11.374
‫به این عکس‌ها نگاه کن.
‫این رو شما ترتیب دادید؟

00:21:11.500 --> 00:21:14.207
‫- من هیچی ترتیب ندادم.
‫- به عکس‌ها نگاه کن!

00:21:23.000 --> 00:21:26.624
‫رفیق دینی بهم گفت یه
‫صندوق امانات جور کنم.

00:21:26.750 --> 00:21:32.290
‫مزخرف نگو! شما واسه اعضای جوون
‫در مورد بی‌عدالتی موعظه می‌کردید.

00:21:32.875 --> 00:21:38.790
‫- چرا صندوق امانات دارید؟
‫- می‌ذارید که دیگران کارهای کثیف شما رو انجام بدن.

00:21:38.916 --> 00:21:42.665
‫- به چه زبونی می‌نوشت؟
‫- باید حقایق رو بگی.

00:21:42.791 --> 00:21:46.832
‫به زبون انگلیسی می‌نوشت؟
‫یه لحظه خفه شو!

00:21:47.541 --> 00:21:50.457
‫رفیق دینی چه چیزهایی می‌نوشت؟
‫راجع به رابن چی؟

00:21:50.583 --> 00:21:54.290
‫آیا اون به شخصی به‌نام ینس پیتر
‫رابن تو گروهان ایگر اشاره کرده؟

00:21:54.416 --> 00:21:58.665
‫- من دیگه حرفی ندارم.
‫- یه چیزی بهم بگو لعنتی!

00:21:58.791 --> 00:22:01.457
‫رفیق دینی کیه؟
‫چی راجع بهش می‌دونی؟

00:22:07.708 --> 00:22:11.374
‫اون و سه نفر دیگه همچنان
‫در بازداشت می‌مونن.

00:22:11.500 --> 00:22:13.749
‫- به کارمون ادامه می‌دیم.
‫- بله.

00:22:17.750 --> 00:22:22.374
‫لوند به‌عنوان مشاور استخدام شده.
‫اون قبلا...

00:22:22.500 --> 00:22:25.165
‫ممنون. همه چیز رو راجع به لوند می‌دونم.

00:22:27.500 --> 00:22:31.915
‫اون چند سالی تو پلیس مرزی خدمت کرده

00:22:32.625 --> 00:22:36.957
‫لنارت من تو تحقیقات شما
‫دخالت نمی‌کنم، اما لعنتی...

00:22:38.000 --> 00:22:43.457
‫اون رو به دلایل بسیار
‫موجهی کنار گذاشتن.

00:22:43.583 --> 00:22:47.707
‫مطمئنم که اون کارکشته بوده

00:22:47.833 --> 00:22:50.582
‫اما چیزی که امروز دیدیم
‫نشون داد خیلی بی‌کفایته.

00:23:07.500 --> 00:23:12.457
‫متاسفم.
‫نمی‌خواستم که...

00:23:12.583 --> 00:23:15.957
‫- می‌خوام با لوند صحبت کنم.
‫- خیلی‌خب.

00:23:33.000 --> 00:23:36.165
‫منم مایلم بگم که از لوند حمایت می‌کنم.

00:23:37.833 --> 00:23:43.665
‫نمی‌دونم که چطوره شده
‫که مدارک دستکاری شده

00:23:44.291 --> 00:23:47.374
‫اما اگر لوند نبود، هیچ‌وقت
‫به این نقطه نمی‌رسیدیم.

00:23:48.875 --> 00:23:52.957
‫اگر اون واسه رابن پافشاری می‌کنه، ممکنه
‫ارزشش رو داشته باشه که بررسی‌اش کنیم.

00:24:04.291 --> 00:24:06.790
‫درسته. خیلی‌خب. ممنون.

00:24:08.416 --> 00:24:12.374
‫به حز همسر و پسرش، افراد
‫خیلی کمی به ملاقات رابن رفتن.

00:24:12.500 --> 00:24:17.499
‫- حتی دوست‌هاش؟
‫- فقط میگ پولسن و وکیلش.

00:24:18.791 --> 00:24:22.124
‫یکی از اعضای گروهان ایگر می‌تونه راجع
‫به رابن و قربانی‌ها بهمون اطلاعاتی بده.

00:24:22.250 --> 00:24:28.665
‫بیش از ۵۰۰ نفر تو این فهرست هست.
‫می‌تونیم از فردا از پادگان کارمون رو شروع کنیم.

00:24:28.791 --> 00:24:32.457
‫- من پرونده رابن رو پیگیری می‌کنم.
‫- منم گروهان ایگر رو بررسی می‌کنم.

00:24:32.583 --> 00:24:33.832
‫راستی ممنون بابت...

00:24:38.333 --> 00:24:39.832
‫حرفشم نزن.

00:24:41.958 --> 00:24:45.624
‫تحت هر شرایطی باید به کارت ادامه می‌دادی.

00:24:45.750 --> 00:24:48.582
‫- مشکلی داره؟
‫- نه اتفاقا برعکس.

00:24:49.750 --> 00:24:52.582
‫استرنج؟
‫یه نفر بیرون منتظرته.

00:24:52.708 --> 00:24:54.207
‫الان میام.

00:24:55.500 --> 00:24:56.999
‫- فردا می‌بینمت.
‫- باشه.

00:24:57.125 --> 00:24:58.957
‫اگر به سرنخی پی بردی خبرم کن.

00:25:29.583 --> 00:25:32.832
‫لوند. باید این رو بهت می‌دادم.

00:25:33.958 --> 00:25:38.290
‫رابن تو دوربین مداربسته یه پمپ
‫بنزین تو جنوب کپنهاگ، دیده شده.

00:25:38.416 --> 00:25:41.457
‫داشته سعی می‌کرده سوار یه
‫ماشین بشه که به سمت غرب بره.

00:25:42.333 --> 00:25:43.832
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

00:26:08.375 --> 00:26:11.290
‫کلیسا تعطیله.
‫فردا تشریف بیارید.

00:26:17.458 --> 00:26:19.749
‫آهای! گفتم تعطیله.

00:26:26.750 --> 00:26:31.040
‫سلام کشیش.
‫پارسال دوست، امسال آشنا.

00:26:34.125 --> 00:26:37.082
‫- اندازه‌ات بودن؟
‫- آره. خوبه.

00:26:37.208 --> 00:26:41.749
‫غیر از میزبان‌های اینجا تنها
‫چیزی که تونستم پیدا کنم همین بود.

00:26:41.875 --> 00:26:43.957
‫شراب محراب خیلی خوشمزه‌ست.

00:26:45.833 --> 00:26:47.915
‫چیکار می‌خوای بکنی؟

00:26:48.791 --> 00:26:52.707
‫- از اون موقع تا حالا اینجا بودی؟
‫- آره.

00:26:52.833 --> 00:26:57.124
‫اینجا یه محله کشیش‌نشین خوب و نقلی پیدا کردم.
‫کاملا مناسبه واسه‌ام.

00:26:57.250 --> 00:27:00.332
‫- با کسی از بچه‌های گروهان ارتباط داری؟
‫- نه.

00:27:00.750 --> 00:27:05.915
‫اما قضیه میگ رو شنیدم.
‫نمی‌دونم چی تو سرته.

00:27:06.041 --> 00:27:07.499
‫اما مراقب باش.

00:27:08.125 --> 00:27:13.040
‫مغزت رو به‌کار بنداز.
‫به همسر و پسرت فکر کن.

00:27:13.166 --> 00:27:17.499
‫به کمکت نیاز دارم کشیش.
‫یه نفر هست که باید باهاش صحبت کنم.

00:27:19.458 --> 00:27:24.124
‫مسئله مهمیه.
‫نمی‌دونم دیگه از کی بخوام.

00:27:25.250 --> 00:27:27.249
‫بهم کمک می‌کنی؟

00:27:30.500 --> 00:27:33.499
‫پنجشنبه ۱۷ نوامبر ساعت ۸:۴۵

00:27:34.875 --> 00:27:37.124
‫روز چهارم

00:27:37.250 --> 00:27:42.582
‫به‌نظر می‌رسه رابن از پل عبور کرده.
‫داریم ارتباطاتش رو بررسی می‌کنیم.

00:27:42.708 --> 00:27:45.790
‫سه‌تا مظنون بازداشت هستن.

00:27:45.916 --> 00:27:50.499
‫واسه چند نفر از اعضای
‫تشکیلات کدمانی حکم بازرسی گرفتم.

00:27:56.666 --> 00:27:59.415
‫صحیح. خب گروهان ایگر چی؟

00:28:02.333 --> 00:28:08.749
‫دیشب یه قرار داشتم.
‫دیگه خیلی دیر شد.

00:28:08.875 --> 00:28:10.915
‫یه لحظه این رو بگیر.

00:28:13.833 --> 00:28:19.082
‫در دو سال و نیم گذشته گروهان ایگر
‫در خارج از کشور مشغول خدمت بودن.

00:28:20.375 --> 00:28:23.957
‫رابن و میگ پولسن باهم بودن

00:28:24.083 --> 00:28:26.832
‫اما دراگشولم رو نمی‌دونم.

00:28:30.375 --> 00:28:32.749
‫- همین؟
‫- قرص مسکن داری؟

00:28:32.875 --> 00:28:35.707
‫نه! هیچ قرصی ندارم.

00:28:37.208 --> 00:28:40.874
‫دلیلی واسه حسادت وجود نداره.
‫اون فقط یه دوست قدیمیه.

00:28:41.000 --> 00:28:46.332
‫- برام اهمیتی نداره!
‫- خیلی‌خب! راجع به رابن چی فهمیدی؟

00:28:52.000 --> 00:28:57.124
‫رابن ۳۷ ساله‌ست. بیشتر دوران
‫بزرگسالی خودش رو تو ارتش بوده.

00:28:57.250 --> 00:29:02.124
‫درجه‌اش گروهبان دومه.
‫تو دانشکده افسری شهر سوندبورگ آموزش دیده.

00:29:02.250 --> 00:29:06.124
‫اون با نیروهای پیاده‌نظام زرهی
‫تو خارج از کشور خدمت کرده.

00:29:06.250 --> 00:29:08.540
‫- آخرین بار تو گروهان ایگر بوده.
‫- خیلی‌خب.

00:29:12.750 --> 00:29:18.540
‫اون چندین بار مدال افتخار گرفته
‫اما آسیب می‌بینه و می‌فرستنش خونه.

00:29:18.666 --> 00:29:22.249
‫حالش داشته بهتر می‌شده اما یهو اوضاع
‫بهم می‌ریزه. بقیه‌اش رو دیگه خودت می‌دونی.

00:29:22.375 --> 00:29:28.457
‫ضمنا، اون با لوئیز رابن
‫ازدواج کرده و یه پسر دارن.

00:29:30.083 --> 00:29:35.249
‫- خب این چه اهمیتی داره؟
‫- پدر لوئیز، سرهنگ جارنویگه.

00:29:35.375 --> 00:29:37.957
‫ینس پیتر رابن دامادشه.

00:29:39.750 --> 00:29:42.665
‫خیلی‌خب. دنیای کوچیکیه.

00:29:43.416 --> 00:29:47.165
‫خود سرهنگ همراه با گروهان ایگر بوده.
‫اون فرمانده گردان بوده.

00:29:51.125 --> 00:29:54.457
‫اما اون منکر آشنایی
‫با آن دراگشولم شد.

00:29:54.583 --> 00:29:57.499
‫چرا این رو قبلا بهم نگفتی؟

00:29:57.625 --> 00:30:01.124
‫مشغول حسادت کردن بودی.
‫می‌شه راه بیفتیم؟

00:30:05.000 --> 00:30:08.832
‫- شما ادعا می‌کنید که اصلا باهاش آشنایی نداشتید.
‫- اصلا باهاش آشنایی نداشتم!

00:30:08.958 --> 00:30:14.374
‫اون تو یه عکس و فهرست اعضای
‫گروهانیه که شما فرمانده‌شون بودید.

00:30:14.500 --> 00:30:18.665
‫اون عکس قبل از استقرارمون
‫تو اوکسبیل گرفته شده.

00:30:20.041 --> 00:30:25.999
‫شاید به این خاطر اونجا بوده تا به
‫سربازان در مورد قانون جنگ آموزش بده.

00:30:26.125 --> 00:30:30.332
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫که اون تو گروهان ایگر نبوده.

00:30:30.458 --> 00:30:33.749
‫شما که نمی‌تونید هر ۵۰۰
‫نفرشون رو به یاد داشته باشید.

00:30:35.166 --> 00:30:37.374
‫با فرماندهی عملیاتی
‫نیروهای مسلح هماهنگ کنید.

00:30:38.125 --> 00:30:41.207
‫من مشاورهای خودم رو می‌شناسم.
‫اون هیچ‌وقت مشاور من نبوده.

00:30:41.333 --> 00:30:43.165
‫مطمئنم دیگه حرفی باقی نمی‌مونه...

00:30:45.833 --> 00:30:49.165
‫مایلم راجع‌به دامادتون، ینس پیتر
‫رابن، یه سری چیزها رو بدونم.

00:30:53.000 --> 00:30:55.874
‫- چرا؟
‫- اون آسیب دیده و از خدمت ترخیص شده.

00:30:56.000 --> 00:30:58.207
‫واقعا چه اتفاقی افتاده؟

00:31:02.375 --> 00:31:08.707
‫- این سوالات‌تون قراره به چی ختم بشه؟
‫- ما یه سری تقارن پیدا کردیم...

00:31:08.833 --> 00:31:14.874
‫کی به تقارن‌های شما اهمیت می‌ده؟
‫دوتا سرباز کشته شدن.

00:31:15.416 --> 00:31:21.290
‫افراد من و خونواده‌هاشون نگرانن اون‌وقت
‫شما راجع‌به رابن ازم سوال می‌پرسید!

00:31:24.291 --> 00:31:27.124
‫شما کار خودتون رو انجام
‫بدید، ما هم کار خودمون رو.

00:31:33.791 --> 00:31:35.415
‫خیلی‌خب، ممنون.
‫خداحافظ.

00:31:36.791 --> 00:31:39.082
‫فرماندهی عملیاتی
‫نیروهای مسلح تایید می‌کنه

00:31:39.208 --> 00:31:42.499
‫که دراگشولم فقط واسه یه سمینار
‫حقوقی تو اوکسبیل حضور داشته.

00:31:42.625 --> 00:31:46.957
‫- اسمش که تو فهرست گروهان بود.
‫- می‌گن که کناره‌گیری کرده.

00:31:47.083 --> 00:31:50.915
‫اگر اون اصلا رابن و میگ رو
‫می‌شناخته، پس ظاهرا صمیمی نبودن.

00:31:52.166 --> 00:31:57.915
‫- خبری از رابن نشده؟
‫- نه. باید رو پرونده کدمانی بیشتر تمرکز کنیم.

00:31:58.041 --> 00:32:02.665
‫تحقیقات انجام شد.
‫باید همه‌اش رو ثبت کنیم.

00:32:02.791 --> 00:32:04.790
‫استرنج هستم.

00:32:06.375 --> 00:32:10.832
‫- تو برو. منم بعدا میام.
‫- حالا چیکار کنم؟ کجا می‌ری؟

00:32:12.750 --> 00:32:17.249
‫خیلی‌خب. داریم میایم.
‫حداقل یکی از ما داره میاد. خداحافظ.

00:32:17.375 --> 00:32:21.124
‫این یه شبکه متصل به اصحاب کهفه

00:32:21.250 --> 00:32:24.707
‫که توسط عبدالحسین کدمانی تاسیس شده.

00:32:24.833 --> 00:32:30.874
‫ما سه مظنون دیگه رو بازداشت کرده‌ایم.
‫در آینده موارد بیشتری رو هم بازداشت می‌کنیم.

00:32:31.000 --> 00:32:35.665
‫- پس پرونده تقریبا بسته می‌شه؟
‫- آره. مدارک موجود دال بر اتهامه.

00:32:35.791 --> 00:32:41.749
‫ما عاملین رو بازداشت کردیم.
‫امروز به اطلاع عموم می‌رسونیمش.

00:32:41.875 --> 00:32:47.540
‫اگِر چطور تونسته از محتوای اون نامه
‫محرمانه از طرف شعبه ویژه مطلع بشه؟

00:32:48.250 --> 00:32:50.415
‫از جانب ما به دستش نرسیده.

00:32:50.541 --> 00:32:55.707
‫مهم اینه که روند اتفاقات رو بدونیم.

00:32:55.833 --> 00:32:59.999
‫وزیر سابق از چه چیزی مطلع بود؟
‫چه اقدامی صورت گرفت؟ و چرا؟

00:33:00.125 --> 00:33:04.874
‫ما در حال بررسی
‫قتل پارک یادبود بودیم.

00:33:05.000 --> 00:33:10.665
‫مقتول از اعضای ارتش بوده پس ما یه
‫نامه محرمانه واسه جناب وزیر فرستادیم.

00:33:10.791 --> 00:33:15.582
‫- و من رو از این موضوع مطلع نکردید؟
‫- تو در جریان کار نبودی.

00:33:17.166 --> 00:33:19.540
‫و موقعیتی پیش نیومد که
‫بشه تنها باهم صحبت کنیم.

00:33:19.666 --> 00:33:23.249
‫واکنش وزیر سابق به این مسئله چی بود؟

00:33:25.166 --> 00:33:28.165
‫بهترین کسی که می‌تونه به این
‫سوال جواب بده، اون نیست؟

00:33:29.125 --> 00:33:32.165
‫من بعدا واسه روشن شدن
‫قضایا با مشاور دیدار می‌کنم.

00:33:32.291 --> 00:33:36.332
‫مطمئنم که وزیر سابق قدردان
‫کمک‌تون به ما تو این زمینه خواهند بود.

00:33:37.875 --> 00:33:43.540
‫بله، البته.
‫جناب وزیر خیلی نگران بودن.

00:33:43.666 --> 00:33:48.165
‫چرا شعبه ویژه به
‫پلیس اطلاع نداد؟

00:33:48.291 --> 00:33:52.665
‫به یه دلیل بسیار موجه.
‫شعبه ویژه دنبال تروریسم بود.

00:33:52.791 --> 00:33:56.082
‫خب چرا پلیس دو هفته از ماجرا بی‌خبر بود؟

00:33:56.208 --> 00:34:00.082
‫- می‌دونستید که این تروریسم بوده.
‫- مطمئن نبودیم.

00:34:00.208 --> 00:34:05.665
‫جناب وزیر، اطلاع‌رسانی به
‫پلیس رو خیلی خطرناک می‌دونست.

00:34:05.791 --> 00:34:11.374
‫فکر می‌کرد که بعضی از اطلاعات
‫امنیت کشور رو به خطر می‌اندازه.

00:34:13.666 --> 00:34:17.790
‫- اون‌وقت این اطلاعات چیه؟
‫- منم مایلم بدونم.

00:34:17.916 --> 00:34:20.540
‫معمولا دونستن این چیزها کار منه.

00:34:20.666 --> 00:34:24.832
‫بعدا می‌خواست این موضوع رو
‫باهام در میون بذاره اما نتونست.

00:34:25.750 --> 00:34:30.499
‫- پس نمی‌دونی؟
‫- متاسفانه خیر.

00:34:34.708 --> 00:34:40.457
‫- فقط دوتا پرونده. بقیه‌شون معدوم شدن.
‫- باید همون‌جا باشه، ‌یه جایی هست.

00:34:42.541 --> 00:34:45.957
‫اگِر به نکته خوبی اشاره کرد. ما
‫خطر تروریسم رو جدی نگرفتیم.

00:34:46.083 --> 00:34:49.707
‫به مدت ۹ سال دفتردار
‫دائمی جناب مونبرگ بودم.

00:34:49.833 --> 00:34:55.290
‫- هیچ‌وقت گام اشتباهی برنداشته.
‫- از اطلاع رسانی راجع‌به این مسئله خودداری کرده.

00:34:55.416 --> 00:35:01.707
‫حتما دلایل خودش رو داشته.
‫بوخ، داری به دیوارها آسیب می‌زنی!

00:35:01.833 --> 00:35:07.082
‫یه چیزی پیدا کرده‌ام.
‫پرونده‌ها رو مرور کردم.

00:35:07.208 --> 00:35:11.624
‫مونبرگ اطلاعاتی راجع‌به
‫آن دراگشولم درخواست کرده.

00:35:12.791 --> 00:35:17.124
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- از وزارت دفاع خواسته.

00:35:17.250 --> 00:35:21.790
‫درخواست داده شده و مرجوع شده.

00:35:21.916 --> 00:35:24.790
‫باید بتونن بازیابی‌اش کنن.

00:35:24.916 --> 00:35:31.457
‫نمی‌فهمم. وزیر نمی‌تونه بدون
‫اطلاع من این کار رو انجام بده.

00:35:31.583 --> 00:35:34.915
‫شاید اون موقع دستشویی بودی پِلو!

00:35:35.041 --> 00:35:38.040
‫ما مشغول کاریم. تو چیکار می‌تونی بکنی؟

00:35:38.166 --> 00:35:42.999
‫با دبیر دائم تماس می‌گیرم.
‫کارینا، وزیر رو آماده کن.

00:35:43.125 --> 00:35:48.040
‫- سوالات رو مرور کنید.
‫- عجله کن لعنتی!

00:36:03.208 --> 00:36:07.457
‫- گرونر...
‫- سلام کشیش. پس گروه کُر کجاست؟

00:36:08.125 --> 00:36:13.624
‫- در حقیقت گروه کُر نمیان.
‫- چرا؟

00:36:15.041 --> 00:36:17.290
‫قطعه‌ام رو با خودم آوردم.

00:36:17.416 --> 00:36:20.415
‫یه نفر اینجاست که می‌خواد تو رو ببینه.

00:36:40.750 --> 00:36:44.915
‫اوضاع ردیفه.
‫اما خیلی جالب نیست.

00:36:45.041 --> 00:36:48.082
‫هنوز یکم سخت‌گیرم.

00:36:48.208 --> 00:36:53.082
‫- ماری چطوره؟
‫- خوبه. هیچ مشکلی باهم نداریم.

00:36:53.208 --> 00:36:56.124
‫- بچه چی؟
‫- بچه دیگه‌ای در کار نیست.

00:36:58.083 --> 00:37:00.332
‫اون مهم‌ترین دارایی زندگی منه حاجی.

00:37:02.166 --> 00:37:07.749
‫اون می‌خواد وقتی بزرگ شد
‫مثل باباش ویلچر داشته باشه.

00:37:12.041 --> 00:37:14.249
‫راستی دوباره نواختن موسیقی رو شروع کردم.

00:37:17.500 --> 00:37:21.332
‫- کی آزادت کردن؟
‫- آزاد نکردن.

00:37:22.041 --> 00:37:24.457
‫دقیقا از در اونجا خارج نشدم.

00:37:26.583 --> 00:37:29.374
‫اخیرا با کسی صحبت کرده‌ای؟

00:37:29.500 --> 00:37:32.832
‫- میگ بهت سر زد؟
‫- چرا فرار کردی؟

00:37:32.958 --> 00:37:34.374
‫چون میگ کشته شده.

00:37:34.500 --> 00:37:38.124
‫اون خانم حقوق‌دان هم همین‌طور.
‫اخبار رو دنبال نمی‌کنی؟

00:37:38.250 --> 00:37:41.874
‫چرا اما ما کارت‌‌های کریسمس‌مون
‫رو باهم عوض نمی‌کنیم.

00:37:42.916 --> 00:37:46.165
‫- قضیه چیه؟
‫- من چیزی نمی‌دونم.

00:37:47.666 --> 00:37:51.249
‫میگ و اون خانم حقوق‌دان کشته شدن
‫شاید فقط به این خاطر که خدا خواسته.

00:37:51.375 --> 00:37:53.957
‫میگ همون روزی که
‫اومد ملاقات من، کشته شد.

00:37:54.083 --> 00:37:59.999
‫من هیچی نمی‌دونم!
‫اون مزخرفات قدیمی رو جریحه‌دار نکن.

00:38:00.125 --> 00:38:03.582
‫- چی داری می‌گی؟
‫- ولم کن لعنتی!

00:38:03.708 --> 00:38:07.457
‫- من هیچی نمی‌دونم!
‫- یه چیزهایی می‌دونی.

00:38:07.583 --> 00:38:09.082
‫بیا اینجا.

00:38:15.791 --> 00:38:17.790
‫ولم کن!

00:38:27.000 --> 00:38:31.040
‫به امید دیدار رابن و خدا به همراهت.

00:38:31.166 --> 00:38:36.749
‫گرونر!  اگر خواستی باهام صحبت
‫کنی، به کشیش اطلاع بده. باشه؟

00:38:40.791 --> 00:38:44.374
‫- باید بقیه رو پیدا کنم.
‫- نمی دونم کجا هستن.

00:38:45.208 --> 00:38:49.082
‫تو آشناهایی داری.
‫می‌تونی جاشون رو پیدا کنی.

00:38:49.208 --> 00:38:52.874
‫- می‌شه موبایلت رو بهم قرض بدی؟
‫- چرا؟

00:38:53.000 --> 00:38:57.249
‫- باید به لوئیز بگم که چرا فرار کردم.
‫- درک نمی‌کنم.

00:38:58.791 --> 00:38:59.957
‫مراقب باش.

00:39:00.083 --> 00:39:02.290
‫[یک زندانی فرار کرده است]

00:39:03.208 --> 00:39:07.582
‫هر چی که می‌دونستم رو به پلیس گفتم.
‫می‌شه دست از سرم برداری؟

00:39:07.708 --> 00:39:11.957
‫این خانم آن دراگشولمه.
‫همسرت اون رو می‌شناخت.

00:39:12.083 --> 00:39:14.499
‫من نمی‌شناسمش.

00:39:15.125 --> 00:39:21.249
‫- اون نگران یا مضطرب به‌نظر می‌رسید؟
‫- رفیقش تازه کشته شده بود.

00:39:21.375 --> 00:39:25.582
‫درخواستش توسط کانون
‫اصلاح و تربیت رد شده بود.

00:39:25.708 --> 00:39:28.874
‫به‌نظرت به‌خاطر همین فرار کرده؟

00:39:31.500 --> 00:39:33.582
‫چند وقته ازدواج کرده‌اید؟

00:39:34.875 --> 00:39:39.832
‫ما ۱۴ سال پیش باهم آشنا شدیم و ۴
‫سال پیش باهم ازدواج کردیم. چطور؟

00:39:39.958 --> 00:39:41.957
‫چطور باهم آشنا شدید؟

00:39:42.916 --> 00:39:48.832
‫رفتم پادگان که پدرم رو ببینم
‫بعدش ینس من رو تا شهر رسوند.

00:39:48.958 --> 00:39:52.790
‫- تازه کارش رو اینجا شروع کرده بود.
‫- و بعدش رابطه‌تون رو شروع کردید؟

00:39:52.916 --> 00:39:57.749
‫نه. اون می‌خواست دور دنیا
‫رو بگرده و تغییراتی ایجاد کنه.

00:39:57.875 --> 00:40:02.624
‫من دوست نداشتم دوست‌دختر یه
‫سرباز باشم. پس قرار نبود این اتفاق بیفته.

00:40:07.041 --> 00:40:10.790
‫تصمیم گرفت که دیگه آخرین ماموریتش باشه.

00:40:10.916 --> 00:40:13.082
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:40:14.583 --> 00:40:18.415
‫بهشون شبیخون زده بودن و
‫ارتباط‌شون با بقیه قطع شده بود.

00:40:20.208 --> 00:40:23.249
‫به یه بیمارستان صحرایی برده بودنش

00:40:23.375 --> 00:40:26.207
‫تا اینکه به یه بیمارستان
‫همین‌جا منتقلش کردن.

00:40:27.375 --> 00:40:30.707
‫چند هفته گذشت تا بدونن
‫که زنده می‌مونه یا نه.

00:40:34.041 --> 00:40:37.290
‫هیچ ایده‌ای نداری که چرا فرار کرده؟

00:40:39.000 --> 00:40:40.499
‫نه.

00:40:41.666 --> 00:40:47.499
‫می‌دونی کجاست؟
‫پیامی نذاشته؟

00:40:50.083 --> 00:40:54.415
‫- باید برم دنبال پسرم.
‫- بله، البته.

00:40:55.291 --> 00:40:58.874
‫اگر باهاتون تماس گرفت،
‫حتما بهم اطلاع بدید.

00:41:00.250 --> 00:41:05.332
‫- پلیس مرزی گدسر؟
‫- شماره‌ام پشتشه.

00:41:07.500 --> 00:41:09.999
‫اون خانمی که تو عکسه...

00:41:11.375 --> 00:41:14.332
‫فکر کنم اون تو بیمارستان اومد ملاقات ینس.

00:41:14.458 --> 00:41:17.707
‫اما نام خانوادگی دیگه‌ای داشت.

00:41:17.833 --> 00:41:23.665
‫افراد زیادی واسه بازجویی از ینس
‫اومده بودن و فکر کنم اون هم بین‌شون بود.

00:41:25.083 --> 00:41:28.165
‫- لوند هستم.
‫- خیلی تلاش کردم بهت زنگ بزنم.

00:41:28.291 --> 00:41:34.207
‫کدمانی ایمیلی مبنی بر ادامه
‫جنگ تو خاک دانمارک ارسال کرده.

00:41:34.333 --> 00:41:38.915
‫ما همه افراد مرتبط با تشکیلات
‫اون رو دستگیر کرده‌ایم.

00:41:39.041 --> 00:41:42.707
‫آن دراگشولم رفته ملاقات رابن تو بیمارستان.

00:41:43.666 --> 00:41:46.790
‫لوئیز رابن شناختش.

00:41:47.458 --> 00:41:52.290
‫دراگشولم از رابن راجع‌به اتفاقاتی
‫که تو افغانستان افتاده بازجویی کرده.

00:41:53.166 --> 00:41:57.415
‫خیلی‌خب. چرا باید ازش بازجویی کنه؟

00:41:57.541 --> 00:42:00.832
‫باید از یکی که تو ارتشه بپرسی.

00:42:00.958 --> 00:42:04.499
‫- به‌اندازه کافی با ارتشی‌ها صحبت کرده‌ام.
‫- دوباره سعی‌ات رو بکن. برو اونجا.

00:42:04.625 --> 00:42:08.999
‫موقعی که رابن تو بیمارستان بستری
‫بوده، دراگشولم تو ارتش چیکار می‌کرده؟

00:42:09.583 --> 00:42:12.332
‫- خیلی‌خب. تو می‌خوای چیکار کنی؟
‫- از همسرش بازجویی می‌کنم.

00:42:12.458 --> 00:42:16.915
‫فکر بدیه. اون واسه دستگیری غیرقانونی شکایت
‫می‌کنه و در ضمن تشییع جنازه زنش امروزه

00:42:17.041 --> 00:42:18.540
‫استرنج؟

00:42:19.583 --> 00:42:23.832
‫شعبه ویژه خواسته یه کنفرانس
‫مطبوعاتی راجع‌به دستگیری‌ها انجام بشه.

00:42:23.958 --> 00:42:27.874
‫اگر چیز جدیدی متوجه شدی
‫هر چه سریع‌تر بهم اطلاع بده.

00:42:31.375 --> 00:42:34.374
‫لوند، گوش کن.
‫لوند؟

00:43:53.416 --> 00:43:54.582
‫لوئیز...

00:43:58.000 --> 00:44:00.415
‫- می‌خوای برسونم‌تون؟
‫- بله!

00:44:03.375 --> 00:44:07.040
‫الان یه نفر رو به پادگان
‫رسوندم پس کار سختی نیست.

00:44:26.708 --> 00:44:30.540
‫- گرونر هستم.
‫- چی شده؟

00:44:33.833 --> 00:44:39.790
‫اون خانم حقوق‌دان چند هفته قبل
‫از کشته شدنش باهام تماس گرفت.

00:44:39.916 --> 00:44:44.290
‫- راجع‌به چی گرونر؟
‫- می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟

00:45:04.875 --> 00:45:10.124
‫سلام سارا لوند هستم، کارآگاه پلیس.
‫می‌شه بهتون تسلیت می‌گم؟

00:45:10.250 --> 00:45:14.249
‫متاسفانه مجبورم چندتا سوال ازتون بپرسم.

00:45:18.208 --> 00:45:21.374
‫اگر مهم نبود امروز مزاحم‌تون نمی‌شدم.

00:45:24.708 --> 00:45:30.040
‫می‌ترسم چند نفر دیگه هم به
‫سرنوشت همسرتون دچار بشن...

00:45:36.875 --> 00:45:39.124
‫چرا اعتراف کردید؟

00:45:40.625 --> 00:45:44.624
‫به هر حال برام مهم نبود که شما باور می‌کنید یا نه.
‫اعتراف برام راحت‌تر بود.

00:45:45.541 --> 00:45:49.540
‫مهم‌تر این بود که اون بدونه من نبودم.

00:45:50.625 --> 00:45:55.832
‫- از کارش تو ارتش حرفی می‌زد؟
‫- نه زیاد.

00:45:55.958 --> 00:46:00.457
‫- هیچ‌وقت از شخصی به نام میگ پولسن اسم برده بود؟
‫- نه. یه بار دیگه هم این سوال رو ازم پرسیدن.

00:46:01.875 --> 00:46:05.124
‫- ینس پیتر رابن چطور؟
‫- نه.

00:46:08.208 --> 00:46:11.499
‫به‌خاطر آشنایی با شما
‫از ارتش کناره‌گیری کرد؟

00:46:11.625 --> 00:46:14.790
‫نه ما سال‌ها قبل از ازدواج
‫همدیگه رو می‌شناختیم.

00:46:14.916 --> 00:46:20.082
‫ازش خواستم یه شغل دیگه‌ای پیدا
‫کنه اما اون ارتش رو دوست داشت.

00:46:20.791 --> 00:46:27.082
‫- چرا کناره‌گیری کرد؟
‫- اخراج شد. خب ظاهرا که این‌طور بود.

00:46:27.208 --> 00:46:30.374
‫اخراج شد؟ چرا؟

00:46:30.500 --> 00:46:33.124
‫یه اختلافاتی پیش اومد.

00:46:33.250 --> 00:46:37.790
‫درباره حادثه‌ای که واسه چندتا
‫سرباز تو افغانستان رخ داد.

00:46:37.916 --> 00:46:41.874
‫- چه حادثه‌ای؟
‫- دیگه بیشتر از این نمی‌دونم.

00:46:42.000 --> 00:46:44.582
‫باید برم خونه و مهمون‌هام رو همراهی کنم.

00:46:44.708 --> 00:46:48.249
‫اما ارتش مجبورش کرده تا
‫درباره اون حادثه تحقیق کنه.

00:46:48.375 --> 00:46:53.374
‫بخشی از مشکل همین بود.
‫اون خودش تو اتجام این کار پیش‌قدم شد.

00:46:53.500 --> 00:46:58.415
‫ارتش انگار حساب
‫گروهان رو جدی نگرفت.

00:46:58.541 --> 00:47:01.957
‫گروهان سربازان.
‫اون پرونده‌شون رو به‌عهده گرفت.

00:47:03.875 --> 00:47:06.665
‫- یعنی وکیل‌شون بود؟
‫- بله.

00:47:09.416 --> 00:47:12.999
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:47:24.958 --> 00:47:28.999
‫من از فرماندهی دفاع پرس‌و‌جو کردم.
‫گفتن پیگیری می‌کنن.

00:47:29.125 --> 00:47:33.124
‫الان دیگه نیازی به اون نداریم.
‫فهرست گروهان ایگر رو داری؟

00:47:34.833 --> 00:47:37.290
‫باید یکی از اعضای گروه رابن رو پیدا کنیم.

00:47:38.625 --> 00:47:41.999
‫اپوزیسیون مدعیه که این
‫نامه محرمانه جدی گرفته نشده.

00:47:42.125 --> 00:47:47.165
‫این اصلا درست نیست.
‫شعبه ویژه در حال بررسی پرونده بوده

00:47:47.291 --> 00:47:53.124
‫و گروه‌های درگیر رو تحت نظر داشته.

00:47:53.250 --> 00:47:59.165
‫خیلی هم عالی!
‫اما چرا وزیر سابق

00:47:59.291 --> 00:48:02.915
‫اطلاعاتی که نشون داده تهدید
‫تروریسم حقیقت داره رو مخفی کرده.

00:48:03.041 --> 00:48:08.207
‫این امر به‌خاطر ملاحظات امنیت ملی بود.

00:48:08.333 --> 00:48:12.624
‫- مایلم بیشتر در این رابطه بشنوم.
‫- این جلسه غیرمترقبه بود.

00:48:12.750 --> 00:48:16.040
‫صبر یه فضیلت اخلاقیه که
‫مناسب چنین شرایطیه خانم اگِر.

00:48:16.708 --> 00:48:19.582
‫منتظرم کارینا مدارک رو بیاره.

00:48:19.708 --> 00:48:24.999
‫آیا دستگیری اعضای
‫اصحاب کهف حقیقت داره؟

00:48:25.125 --> 00:48:27.165
‫حقیقت داره اما...

00:48:27.291 --> 00:48:33.374
‫این یکی از تشکیلاتیه که حزب مردم
‫مایله که فعالیت‌هاش رو متوقف کنه.

00:48:33.500 --> 00:48:38.082
‫اگر وزیر سابق فکر می‌کرد
‫که این یک اقدام تروریستیه

00:48:38.208 --> 00:48:42.957
‫پس چرا پلیس ده روز وقت صرف
‫بازجویی از شوهر مقتول کرد؟

00:48:43.083 --> 00:48:47.874
‫چون شعبه ویژه روی سرنخ‌های
‫تروریستی بودن ماجرا تمرکز کرده بود.

00:48:48.750 --> 00:48:52.915
‫پلیس از نظریه تروریستی بودن
‫ماجرا از نظر شعبه ویژه مطلع شده بود؟

00:48:58.791 --> 00:49:01.290
‫نه، پلیس در جریان نبوده.

00:49:03.083 --> 00:49:06.415
‫- چه کسی مسئول این ماجرا بوده؟
‫- شعبه ویژه مشغول بررسی پرونده بوده.

00:49:06.541 --> 00:49:11.082
‫پس وزیر سابق تصمیم
‫گرفته پلیس رو در جریان نذاره

00:49:11.208 --> 00:49:14.332
‫و در نتیجه کل تحقیقات
‫رو به‌خطر بندازه.

00:49:14.458 --> 00:49:20.832
‫وزیر سابق الان نمی‌تونن پاسخگو باشن اما
‫من هر چی که لازم بوده رو به کمیته گفته‌ام.

00:49:20.958 --> 00:49:25.874
‫بله درباره امنیت ملی.
‫اما دیگه جوابگوی چه مسئله‌ای هست؟

00:49:26.000 --> 00:49:30.374
‫در این مورد به حزب
‫مردم هم اطلاعی داده نشده.

00:49:30.500 --> 00:49:34.624
‫اگر توضیحات بیشتری ارائه نشه

00:49:34.750 --> 00:49:38.957
‫باید به این نتیجه برسیم که وزارت
‫دادگستری اطلاعاتی رو مخفی کرده

00:49:39.083 --> 00:49:41.499
‫که در نتیجه باعث گمراه
‫شدن پارلمان‌مون شده.

00:49:45.000 --> 00:49:46.999
‫جناب وزیر سراسیمه به‌نظر می‌رسن.

00:49:47.125 --> 00:49:52.332
‫ایشون باید از قواعد
‫این مشاوره‌ها مطلع بشن.

00:49:52.458 --> 00:49:56.290
‫اگرچه احتمالا واسه مدت طولانی‌ای
‫دیگه نیازی به دونستن این چیزها ندارن!

00:50:10.208 --> 00:50:14.207
‫بابت وقفه ایجاد شده عذرخواهی می‌کنم.
‫خب کجا بودیم؟

00:50:15.458 --> 00:50:19.082
‫مسئولیت دولت در قبال این فاجعه.

00:50:19.208 --> 00:50:23.665
‫نامه محرمانه شعبه ویژه
‫اطلاعات طبقه‌بندی‌شده بوده.

00:50:23.791 --> 00:50:29.290
‫انتشارش در زمانی که ما باید متحد
‫باشیم باعث ایجاد بی‌اعتمادی می‌شده.

00:50:29.416 --> 00:50:35.165
‫دولت خودش باعث بی‌اعتمادی شده.
‫ما خواستار بررسی دقیق‌تری هستیم.

00:50:35.291 --> 00:50:39.624
‫بله حق‌تونه.
‫اما ابتدا باید یه نگاهی به این سند بندازید

00:50:39.750 --> 00:50:45.749
‫که راجع‌به خطراتیه که در انتشار
‫دانسته‌های قربانی وجود داره.

00:50:45.875 --> 00:50:50.582
‫یک تحقیقات باز می‌تونسته
‫اطلاعاتی رو آّشکار کنه

00:50:50.708 --> 00:50:56.874
‫که استراتژی نظامی ما که باعث به‌خطر
‫افتادن جان سربازان دانمارکی می‌شده

00:50:57.000 --> 00:51:00.249
‫رو زیر سوال ببره.

00:51:01.666 --> 00:51:09.707
‫- ما باید این موضوع رو بررسی کنیم.
‫- این اطلاعات طبقه‌بندی‌شده‌ست.

00:51:09.833 --> 00:51:14.790
‫باید به‌صورت خیلی
‫محرمانه درنظر گرفته بشه.

00:51:14.916 --> 00:51:18.415
‫بدیهیه که نباید واسه مطبوعات منتشر بشه.

00:51:19.041 --> 00:51:23.582
‫خب اگر کس دیگه‌ای نسبت به
‫علت اقدامات وزیر سابق شکی نداره

00:51:23.708 --> 00:51:27.207
‫من از حضورتون مرخص می‌شم و وظایفم رو ازسر می‌گیرم.
‫ممنونم.

00:51:35.875 --> 00:51:41.499
‫- لعنتی عالی بودیم!
‫- هوشمندانه جمعش کردی.

00:51:41.625 --> 00:51:47.374
‫- ازت ممنونم. زیاده‌روی که نکردیم؟
‫- نه! اون خودش این رو ازمون خواست!

00:51:47.500 --> 00:51:52.249
‫فقط باید بفهمیم که چطور
‫به اون نامه دست پیدا کرده.

00:51:52.375 --> 00:51:57.124
‫- نخست‌وزیر پشت خطه.
‫- یه بیانیه مطبوعاتی صادر کنید.

00:51:57.250 --> 00:52:02.290
‫سلام توماس. تبریک می‌گم.
‫شنیدم اوضاع خیلی خوب پیش رفته.

00:52:02.416 --> 00:52:05.915
‫ممنونم.
‫کارکنانم من رو به‌خوبی آماده این کار کرده بودن.

00:52:06.041 --> 00:52:09.749
‫حالا می‌تونی رو لایحه تروریسم تمرکز کنی.

00:52:09.875 --> 00:52:13.999
‫- با حزب مردم صحبت می‌کنم.
‫- موفق باشی.

00:52:14.125 --> 00:52:17.832
‫بیا اینجا. یه نوشیدنی بخور.

00:52:17.958 --> 00:52:22.957
‫کراب تلاش می‌کنه که مجبورت کنه که
‫فعالیت‌های اون تشکیلات رو ممنوع اعلام کنی.

00:52:23.083 --> 00:52:27.582
‫- خودشون می‌دونن که با کی درافتادن!
‫- کارینا بیا نوشیدنی بخور.

00:52:27.708 --> 00:52:31.082
‫چندتا بطری هم واسه وزارت دفاع بفرستید.

00:52:31.208 --> 00:52:36.040
‫داشتم اسناد خصوصی مونبرگ رو
‫جمع‌آوری می‌کردم و این رو پیدا کردم.

00:52:36.166 --> 00:52:40.915
‫- هر چی که هست رو واسه‌اش بفرست.
‫- به‌سلامتی! ممنون بابت کمک‌هاتون.

00:52:41.041 --> 00:52:45.874
‫پِلو، مونبرگ یه دفترچه یادداشت
‫خصوصی داشته که من ازش بی‌خبر بودم.

00:52:46.000 --> 00:52:49.999
‫ظاهرا آن دراگشولم
‫رو شخصا می‌شناخته.

00:52:51.083 --> 00:52:56.374
‫چیز زیادی متوجه نشدم اما
‫حداقل دوبار باهاش قرار داشته.

00:52:56.500 --> 00:53:00.290
‫شماره موبایلش هم همونه.

00:53:00.416 --> 00:53:04.249
‫آخرین قرارشون هم تو یه هتل، آخر
‫هفته‌ی قبل از کشته شدنش بوده.

00:53:10.375 --> 00:53:13.207
‫- بررسی‌اش کنید.
‫- بسیار خب.

00:53:45.333 --> 00:53:48.665
‫- به این زودی شام می‌خوریم؟
‫- یه لحظه صبر کن عزیزم.

00:53:50.250 --> 00:53:54.665
‫دارم سر این اژدها رو جدا
‫می‌کنم اما به‌جای خون، جوهر داره.

00:53:54.791 --> 00:53:57.582
‫خوبه. باید گرسنه باشی.

00:54:08.041 --> 00:54:11.374
‫نظرت چیه که اتاق مخصوص
‫خودت رو داشته باشی؟

00:54:12.833 --> 00:54:16.332
‫پدربزرگ می‌گه می‌تونی
‫اتاق خودت رو داشته باشی.

00:54:18.250 --> 00:54:20.915
‫می‌تونیم اتاقت رو با همه
‫اسباب‌بازی‌هات جمع‌و‌جور کنیم.

00:54:23.625 --> 00:54:25.457
‫این کار رو بکنیم؟

00:54:28.791 --> 00:54:32.415
‫و یه مدرسه واسه‌ات پیدا
‫کرده‌ام که باید بریم ببینیمش.

00:54:32.541 --> 00:54:36.790
‫- از تابستون امسال می‌رم مدرسه؟
‫- آره، همین‌طوره.

00:54:36.916 --> 00:54:38.749
‫سلام

00:54:39.916 --> 00:54:42.665
‫قرار نیست بابا هم اتاق
‫مخصوص خودش رو داشته باشه؟

00:54:44.083 --> 00:54:47.249
‫چرا، ‌اما...

00:54:49.833 --> 00:54:52.915
‫ببینیم چی می‌شه.
‫وقت شامه.

00:54:53.041 --> 00:54:56.040
‫- می‌شه نقاشی کنم؟
‫- البته.

00:54:57.750 --> 00:55:01.665
‫- نگهبان‌هامون دستکش جوناس رو پیدا کرده بودن.
‫- عه؟ مرسی.

00:55:01.791 --> 00:55:06.124
‫حتما تو راه انداختیش.
‫خوشبختانه برچسب اسمش روش بوده.

00:55:06.250 --> 00:55:11.082
‫برچسب اسمی روش نیست.
‫ما با ماشین سوگارد اومدیم.

00:55:12.250 --> 00:55:15.207
‫خب به هر حال جلو ورودی پیداش کرده بودن.

00:55:15.333 --> 00:55:17.165
‫چطوری جوناس؟

00:55:50.958 --> 00:55:52.790
‫گرونر؟

00:56:00.875 --> 00:56:06.874
‫- دراگشولم وکیل گروهان بوده؟
‫- آره. باید بابتش مطمئن بشیم.

00:56:08.416 --> 00:56:10.749
‫اما این قضیه مربوط به چندین سال پیش بوده.

00:56:11.416 --> 00:56:14.832
‫- اسمش چی بود؟
‫- دیوید گرونر.

00:56:14.958 --> 00:56:19.915
‫- شیفت عصر داره.
‫- مطمئنی همین‌جاست؟

00:56:20.041 --> 00:56:24.624
‫آره. برو داخل.
‫منم این اطراف یه دوری می‌زنم و ورودی اصلی رو پیدا می‌کنم.

00:57:27.791 --> 00:57:29.457
‫آهای!

00:57:29.481 --> 00:57:41.481
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:57:41.505 --> 00:57:53.505
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.