﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:09.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:09.541 --> 00:00:13.249
‫ده روز پیش یه زن تو
‫وضعیت غیرعادی‌ای کشته شد.

00:00:13.375 --> 00:00:18.290
‫اتحادیه مسلمانان انتقام رنج‌هایی را که
‫دانمارک ایجاد کرده است، خواهد گرفت...

00:00:18.416 --> 00:00:21.832
‫بریکس معتقده که تو می‌تونی نقطه
‫نظرات جدیدی بهمون ارائه بدی.

00:00:21.958 --> 00:00:24.332
‫باید دوباره از کدمانی بازجویی بشه.

00:00:24.458 --> 00:00:29.332
‫رابن هر دو قربانی رو می‌شناخته.
‫اون دروغ گفته. و حالا فرار کرده.

00:00:29.458 --> 00:00:32.665
‫- باید یه گروه جستجو اعزام کنیم.
‫- چرا اون؟

00:00:32.791 --> 00:00:37.165
‫من به روش‌های کاری تو احترام می‌ذارم
‫.اما تا حالا باعث بروز اتفاق‌های بدی شده‌اند

00:00:39.416 --> 00:00:42.582
‫دولت تلاش زیادی واسه
‫لایحه تروریسم کرده.

00:00:42.708 --> 00:00:47.124
‫ما واسه پیش بردن مذاکرات بهت نیاز داریم.
‫وزیر دادگستری می‌شی؟

00:00:47.250 --> 00:00:50.749
‫لینک ساعت ۱۷:۰۳ فعال شده.
‫غروب آفتاب، آخرین روز ماه رمضان.

00:00:50.875 --> 00:00:55.374
‫زنی که کشته شده هم
‫از اعضای ارتش بوده.

00:00:55.500 --> 00:01:00.415
‫بوخ نتوانست توافق جامعی در
‫مورد لایحه تروریسم به دست آورد.

00:01:00.541 --> 00:01:04.499
‫- یک نامه محرمانه واسه وزارت دادگستری ارسال شده.
‫- راست می‌گه؟

00:01:04.625 --> 00:01:09.290
‫آره. این نامه بعد از اولین
‫قتل، درباره تروریسم هشدار داد.

00:01:09.416 --> 00:01:13.082
‫من و مونبرگ، نامه رو
‫از پرونده حذف کردیم.

00:01:13.208 --> 00:01:16.915
‫من چیزی درباره اون نامه نمی‌دونستم.
‫از پرونده حذف شده بود.

00:01:17.041 --> 00:01:19.624
‫چرا مونبرگ نگران امنیت ملی بود؟

00:01:21.625 --> 00:01:25.415
‫- سازمان عفو مشروط درخواستت رو رد کرد.
‫- چرا؟

00:01:25.541 --> 00:01:30.749
‫- چرا نمی‌تونم ببینمش؟
‫- داروهاش رو نمی‌خوره.

00:01:30.875 --> 00:01:36.249
‫اون فرار نمی‌کنه مگر اینکه
‫دلیل موجه‌ای داشته باشه.

00:01:36.375 --> 00:01:40.540
‫سلام، کشیش!
‫من باید با چند نفری صحبت کنم.

00:01:41.416 --> 00:01:46.124
‫- میگ و دراگشولم مرده‌اند.
‫- میگ اومد ملاقاتم.

00:01:47.750 --> 00:01:52.999
‫- چرا صندوق امانات تهیه کردید؟
‫- رفیق دینی بهم گفت.

00:01:54.541 --> 00:01:58.332
‫به چه زبانی؟
‫یه لحظه خفه شو!

00:01:59.333 --> 00:02:02.415
‫- لوند...
‫- همه چیز رو راجع‌به لوند می‌دونم.

00:02:02.541 --> 00:02:06.999
‫اون به دلایل موجه‌ای اخراج شد.

00:02:07.125 --> 00:02:11.374
‫اون بازجویی به بدترین
‫شکل ممکن انجام شد.

00:02:12.583 --> 00:02:19.915
‫مونبرگ اسنادی رو در مورد
‫آن دراگشولم درخواست کرده.

00:02:20.041 --> 00:02:26.040
‫چرا مونبرگ اطلاعات مربوط
‫به هشدار تروریسم رو پنهان کرده؟

00:02:26.166 --> 00:02:30.457
‫می‌تونسته باعث به‌خطر افتادن
‫استراتژی نظامی‌مون در افغانستان

00:02:30.583 --> 00:02:33.707
‫و در نتیجه به‌خطر افتادن
‫جان سربازان دانمارکی بشه.

00:02:33.833 --> 00:02:39.540
‫فروده دفتر یادداشت دیگه‌ای هم داشته.
‫اون شخصا آن دراگشولم رو می‌شناخته.

00:02:39.666 --> 00:02:44.374
‫آن، احساس کرد ارتش حساب
‫اون دسته رو جدی نگرفته.

00:02:44.500 --> 00:02:48.374
‫- کدوم دسته؟
‫- اون یه پرونده واسه‌شون تشکیل داد.

00:02:48.500 --> 00:02:52.457
‫دراگشولم چند هفته قبل از
‫کشته شدنش با من تماس گرفت.

00:02:52.583 --> 00:02:57.374
‫فهرست اعضای گروهان ایگر رو داری؟
‫باید اعضای دسته رابن رو پیدا کنیم.

00:03:19.750 --> 00:03:23.749
‫کشتن

00:03:25.875 --> 00:03:29.040
‫پنجشنبه ۱۷ نوامبر ۱۸:۳۴

00:03:30.666 --> 00:03:33.665
‫- نمی‌تونید قطعش کنید؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم.

00:03:33.791 --> 00:03:39.332
‫اون تو ماشینش مورد حمله قرار
‫گرفته و رو ویلچرش تا اینجا کشونده شده.

00:03:39.458 --> 00:03:43.124
‫همه جا دود بود و نتونستیم وارد بشیم.

00:03:43.875 --> 00:03:46.749
‫- پس اطفا حریق چی؟
‫- غیرفعال بودن.

00:03:46.875 --> 00:03:53.832
‫دوربین‌های مداربسته چند دقیقه
‫قبل از ساعت ۱۷ خاموش شده بودن.

00:03:53.958 --> 00:03:58.040
‫رو بدن مقتول و اطرافش بنزین ریخته شده بود.

00:03:58.166 --> 00:04:01.582
‫آتش به‌واسطه یه تماس تلفنی شعله‌ور شده.

00:04:04.541 --> 00:04:09.665
‫دست‌های مقتول بسته شده بود و
‫ویلچرش زنجیر بسته شده بود.

00:04:09.791 --> 00:04:13.124
‫نشسته بوده و به
‫موبایلش نگاه می‌کرده

00:04:14.250 --> 00:04:17.499
‫در حالی که منتظر
‫بوده تا جهنم به پا بشه.

00:04:31.958 --> 00:04:36.124
‫- چه اطلاعاتی راجع‌بهش داریم؟
‫- دیوید گرونر، کهنه سرباز ۲۸ ساله.

00:04:36.250 --> 00:04:39.665
‫یک سال به عنوان
‫نگهبان، اینجا کار کرده.

00:04:39.791 --> 00:04:44.124
‫به پاهاش تو افغانستان تیر
‫خورده. تو دسته رابن بوده.

00:04:44.250 --> 00:04:48.124
‫- احتمالا زنده‌زنده سوزونده شده باشه.
‫- اون لاستیک ماشینه؟

00:04:48.250 --> 00:04:51.249
‫- آره.
‫- باید یه تماسی بگیرم.

00:04:55.958 --> 00:04:59.457
‫- پلاک نظامی نداشت؟
‫- چرا، تو ماشینش آویزون بود.

00:04:59.583 --> 00:05:02.499
‫به‌نظر کار همون قاتلِ دو مورد قبلی باشه.

00:05:02.625 --> 00:05:05.707
‫کاش به‌موقع بهمون اطلاع داده می‌شد.

00:05:05.833 --> 00:05:07.957
‫نمی‌دونستیم چه در انتظارمونه.

00:05:09.833 --> 00:05:13.499
‫لوند هم نمی‌دونست.
‫ما اومدیم اینجا و یکدفعه...

00:05:46.250 --> 00:05:47.749
‫باید می‌دونستم.

00:05:50.250 --> 00:05:51.749
‫من باید...

00:05:56.041 --> 00:05:58.040
‫من باید یه کاری می‌کردم.

00:06:02.583 --> 00:06:07.082
‫کاش نیم ساعت زودتر می‌اومدیم.
‫فقط ۱۵ دقیقه.

00:06:12.208 --> 00:06:16.290
‫- لوند؟
‫- خوبم.

00:06:22.625 --> 00:06:27.707
‫لاستیک ماشینی که دور گردنش بود

00:06:27.833 --> 00:06:31.790
‫رو خبرچین‌ها تو آفریفای جنوبی و نیروهای
‫امنیتی آمریکا تو عراق استفاده می‌کنن.

00:06:31.916 --> 00:06:37.207
‫- شنیدم یه شاهد هم واسه این پرونده داریم.
‫- رابن. نمی‌دونم اینجا چیکار می‌کرده.

00:06:37.333 --> 00:06:40.665
‫به‌نظر می‌رسه کار همون
‫عامل قتل‌های قبلی باشه.

00:06:42.750 --> 00:06:46.749
‫- سارا لوند همه این چیزها رو کشف کرده؟
‫- آره.

00:06:47.750 --> 00:06:51.999
‫به‌موقع واسه کنفرانس
‫مطبوعاتی بهمون اطلاع ندادن.

00:06:52.125 --> 00:06:58.332
‫- خب اون‌طوری بهتر می‌شد.
‫- کدمانی همچنان می‌تونه به پرونده مرتبط باشه.

00:06:58.458 --> 00:07:03.915
‫می‌خوام چند روزی لوند
‫رو از این پرونده کنار بذارم.

00:07:04.875 --> 00:07:08.874
‫چرا؟
‫یادمه دیروز چی گفتم.

00:07:09.666 --> 00:07:12.915
‫اما دوتا دلیل خوب
‫واسه حفظش وجود داره.

00:07:13.041 --> 00:07:19.624
‫دوست دارم بدونم نظرش درباره رفیق
‫دینی کدمانی که بهش اشاره شده، چیه.

00:07:20.375 --> 00:07:23.665
‫ما باید دید جامع‌تری
‫به پرونده داشته باشیم.

00:07:23.791 --> 00:07:25.624
‫و دلیل دوم چیه؟

00:07:27.291 --> 00:07:32.665
‫کدمانی به یک شرط با
‫بازجویی موافقت کرده.

00:07:35.416 --> 00:07:39.165
‫- قبل از عروسی با بیورن آشنا شو.
‫- الان وقتش نیست.

00:07:39.291 --> 00:07:43.374
‫امروز عصر یه قهوه باهم بخوریم؟
‫می‌تونیم همدیگه رو ببینیم.

00:07:43.500 --> 00:07:46.624
‫- خبری از رابن نشد؟
‫- نه، ناپدید شده.

00:07:46.750 --> 00:07:50.540
‫- بقیه اعضای دسته‌اش چی؟
‫- جستجو ادامه داره.

00:07:50.666 --> 00:07:54.290
‫- لوند!
‫- پس امشب یه قهوه باهم بخوریم.

00:07:54.416 --> 00:07:59.374
‫- منم کیک می‌خرم. بعدا بهت زنگ می‌زنم.
‫- خوبه. می‌بینمت.

00:07:59.500 --> 00:08:04.124
‫فقط یادت باشه تو کیک هیچ مغزی نباشه!
‫بیورن به آجیل حساسیت داره.

00:08:05.500 --> 00:08:10.415
‫کدمانی قبول کرده که صحبت کنه.
‫اما به‌شرطی که فقط تو ازش بازجویی کنی.

00:08:46.291 --> 00:08:49.582
‫اما از کجا می‌دونی که اون کشته شده.

00:08:49.708 --> 00:08:52.624
‫- کشته شد.
‫- شاید اون فقط...

00:08:52.750 --> 00:08:56.415
‫کشیش! اون مرده، لعنتی!
‫واقعیت رو قبول کن!

00:09:02.166 --> 00:09:04.249
‫اون زن و یه بچه داشت.

00:09:05.875 --> 00:09:11.249
‫- بقیه رو پیدا کردی؟
‫- فقط یه نفر دیگه مونده.

00:09:11.375 --> 00:09:15.540
‫- تامسن.
‫- اچ‌سی چی؟

00:09:16.166 --> 00:09:18.207
‫پارسال تو یه تصادف فوت کرد.

00:09:20.291 --> 00:09:25.582
‫تامسن دیگه تو خونه‌اش
‫تو کپنهاگ زندگی نمی‌کنه.

00:09:29.208 --> 00:09:33.540
‫در قفله. همسرته.
‫گفت که یه نشونه واسه‌اش فرستادی.

00:09:33.666 --> 00:09:37.749
‫بهش گفتم ازت خبری ندارم،
‫اما اصرار کرد که بمونه.

00:09:37.875 --> 00:09:40.957
‫جوناس هر کاری که اون می‌گه رو انجام بده.
‫برو بخواب.

00:09:44.250 --> 00:09:46.582
‫خوب بخوابی عزیزم.

00:09:52.000 --> 00:09:54.957
‫- کی می‌دونه که الان اینجایی؟
‫- هيچ‌كس.

00:09:55.958 --> 00:09:59.249
‫به پرستار بچه گفتم می‌رم
‫یکی از دوست‌هام رو ببینم.

00:09:59.375 --> 00:10:03.332
‫- مطمئنی کسی دنبالت نکرده؟
‫- چرا فرار کردی؟

00:10:04.791 --> 00:10:07.332
‫میگ و گرونر کشته شده‌اند.

00:10:08.875 --> 00:10:09.957
‫نمی‌دونم چرا.

00:10:11.083 --> 00:10:14.707
‫اونا یه چیزهایی می‌دونستن.
‫ترسیده بودن.

00:10:14.833 --> 00:10:16.665
‫چی داری می‌گی؟

00:10:18.375 --> 00:10:21.290
‫یه اتفاقی تو افغانستان افتاد.

00:10:21.416 --> 00:10:26.749
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم. نمی‌تونم کامل به یادش بیارم.
‫فکر می‌کردم همه چی تموم شده.

00:10:26.875 --> 00:10:30.874
‫و اون اتفاق همه‌اش تو ذهنم بود.
‫وگرنه احتمالا از لحاظ روانی سالم بودم.

00:10:32.833 --> 00:10:36.874
‫اگر بهش پی نبرم، تو اون آسایشگاه می‌پوسم.

00:10:37.000 --> 00:10:38.499
‫چه چیزی رو بهم نگفتی؟

00:10:40.916 --> 00:10:43.332
‫ینس، خودت رو تحویل بده.

00:10:44.250 --> 00:10:49.874
‫یه جوری توجیه‌اش می‌کنیم
‫تا همه چیز خراب نشه.

00:10:50.000 --> 00:10:53.207
‫- نه. نمی‌تونم خودم رو تحویل بدم.
‫- چرا نمی‌تونی؟

00:10:53.333 --> 00:10:57.624
‫ما دو سال انتظار کشیده‌ایم!
‫با پزشک‌ها و وکلا صحبت کرده‌ایم.

00:10:58.208 --> 00:11:01.582
‫- داری گند می‌زنی به شانس‌مون...
‫- چه انتظاری داری؟

00:11:02.416 --> 00:11:06.040
‫باید ۱۰ سال صبر کنم و
‫اجازه بدم پسرم فراموشم کنه

00:11:06.166 --> 00:11:08.499
‫و اجازه بدم با سوگارد بزنی به چاک؟

00:11:13.041 --> 00:11:14.540
‫متاسفم.

00:11:17.875 --> 00:11:22.499
‫همه چیز رو راست و ریست می‌کنم.
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم. خیلی‌خب؟

00:11:29.833 --> 00:11:34.207
‫واسه پیدا کردن تامسن بهت نیاز دارم.

00:11:34.333 --> 00:11:37.832
‫پرونده‌های تو پادگان رو یه نگاه بنداز.
‫باید باهاش صحبت کنم.

00:11:37.958 --> 00:11:40.790
‫اون آخرین نفر باقی‌مونده از دسته ماست.

00:11:43.708 --> 00:11:46.207
‫این رو داشته باش. امنه.

00:11:48.833 --> 00:11:50.957
‫فردا صبح بهت زنگ می‌زنم.

00:11:52.208 --> 00:11:54.915
‫الان باید برم.
‫اونا میان اینجا دنبالم بگردن.

00:11:59.791 --> 00:12:01.999
‫جوناس رو به جای من ببوس.

00:12:14.750 --> 00:12:19.665
‫جنگ در افغانستان ناکام بوده.
‫تروریسم پیامد همین جنگه.

00:12:19.791 --> 00:12:23.915
‫شما بی‌شرمانه از یه بحران
‫ملی سواستفاده می‌کنید.

00:12:24.041 --> 00:12:29.499
‫شما حاکمیت قانون، آزادی بیان
‫و حقوق بشر رو نابود می‌کنید.

00:12:29.625 --> 00:12:34.624
‫ما از دولت حمایت می‌کنیم، اما لایحه
‫تروریسم چندان سخت گیرانه نیست.

00:12:34.750 --> 00:12:39.207
‫دولت، کشور رو به بحران کشونده.

00:12:39.333 --> 00:12:44.040
‫دولت نباید مثل شماها
‫کنترل خودش رو از دست بده.

00:12:44.166 --> 00:12:49.790
‫لایحه تروریسم از
‫سر ضرورت تهیه شده.

00:12:50.708 --> 00:12:55.915
‫دسیسه شخصی نباید مانع
‫از حل مشکلات توسط ما بشه.

00:12:56.041 --> 00:13:01.249
‫وزارت دادگستری سعی می‌کنه
‫تا اطلاعات رو مخفی نگه‌داره.

00:13:01.375 --> 00:13:06.415
‫اما وزیر دادگستری درباره اون نامه
‫محرمانه از طرف شعبه ویژه توضیح دادن.

00:13:06.541 --> 00:13:10.540
‫ما مطمئن نیستیم که وزارت دادگستری
‫چه نقشی رو تو این ماجرا ایفا می‌کنه.

00:13:10.666 --> 00:13:14.374
‫وزیر قل از جناب بوخ، اطلاعاتی رو در
‫مورد اولین قتل مخفی نگه‌داشت.

00:13:14.500 --> 00:13:17.207
‫ما توضیح داده‌ایم...

00:13:17.333 --> 00:13:22.832
‫با وجود تدابیر امنیتی،
‫احمقانه‌ست اگر به کسی نگیم.

00:13:22.958 --> 00:13:27.332
‫پس به‌نطر می‌رسه فقط
‫خودتون هستید و حزب مردم.

00:13:27.458 --> 00:13:31.082
‫- ما هنوز هم خواهان یه توافق جامع هستیم.
‫- و اگر نتیجه نداشته باشه چی؟

00:13:31.208 --> 00:13:37.499
‫همه می‌دونن که نظرم
‫راجع‌به طرح حزب مردم چیه.

00:13:37.625 --> 00:13:42.332
‫- مطمئنیم که نتیجه‌اش رو خواهید دید.
‫- خب به این ترتیب مناظره رو به‌پایان می‌رسونیم.

00:13:42.458 --> 00:13:45.957
‫- ممنونم.
‫- ممنونم بابت حضورتون.

00:13:46.083 --> 00:13:50.040
‫خوب پیش رفت.
‫می‌شه فردا صبح همدیگه رو ببینیم؟

00:13:50.166 --> 00:13:55.290
‫- ما داریم به یه چیزهایی پی می‌بریم.
‫- فقط می‌خوام این قضیه حل بشه.

00:13:55.416 --> 00:14:01.582
‫من که هستم. یا نکنه می‌خواید راجع‌بهش
‫فکر کنید و تصمیم‌تون رو بگیرید؟

00:14:05.333 --> 00:14:06.707
‫چه خبر؟

00:14:06.833 --> 00:14:10.749
‫مونبرگ و دراگشولم شخصا
‫همدیگه رو نمی‌شناختن.

00:14:10.875 --> 00:14:15.457
‫شعبه ویژه اطلاعی از این بابت نداشت
‫و کونیگ از شنیدن این ماجرا تعجب کرد.

00:14:15.583 --> 00:14:19.790
‫اما ما می‌دونیم که اونا آخر هفته، قبل از
‫کشته شدنش تو یه هتل باهم قرار داشتن.

00:14:19.916 --> 00:14:27.790
‫اون آخر هفته مونبرگ تو یه سمینار
‫راجع‌به حقوق بشر سخنرانی کرده.

00:14:27.916 --> 00:14:34.374
‫اون سمینار رو سازمان عفو ​​بین‌الملل ترتیب
‫داده و دراگشولم از اعضای هیئت اجرایی بوده.

00:14:34.500 --> 00:14:40.082
‫- شب رو اونجا موندن؟
‫- وزیر که خودش تنها موند.

00:14:40.208 --> 00:14:44.540
‫- من بعد از ظهرش از هتل خارج شدم.
‫- از ملاقات‌شون خبر داشتی؟

00:14:44.666 --> 00:14:50.082
‫اونا باهم رابطه نداشتن.
‫من متوجه شده بودم.

00:14:51.708 --> 00:14:53.707
‫پِلو اینجا چیکار می‌کنه؟

00:14:55.875 --> 00:14:57.749
‫تو یه پارکینگ طبقاتی پیداش کردن.

00:14:58.625 --> 00:15:03.624
‫به‌نظر می‌رسه کار همون قاتلیه
‫که دوتا قتل قبلی رو مرتکب شده.

00:15:04.583 --> 00:15:08.499
‫شعبه ویژه مطمئن نیست که
‫مظنون اصلی رو گرفته باشه.

00:15:08.625 --> 00:15:12.915
‫نخست وزیر می‌خواد یه جلسه
‫با شما و وزیر دفاع داشته باشه.

00:15:13.041 --> 00:15:16.665
‫ارتباط مونبرگ با اولین
‫قربانی چطور بوده؟

00:15:16.791 --> 00:15:21.999
‫ما باید بفهمیم که مونبرگ اطلاعات
‫رو به دلایل شخصی پنهون کرده یا نه.

00:15:23.083 --> 00:15:25.957
‫اتفاقات اخیر مجبورم می‌کنه
‫یه چیزهایی رو بهتون بگم.

00:15:26.083 --> 00:15:30.874
‫تو چند ماه اخیر، مونبرگ
‫بعضی از جلسات رو لغو می‌کرد.

00:15:31.000 --> 00:15:37.082
‫- همیشه یه عذر موجه داشت.
‫- برو سر اصل مطلب، پِلو.

00:15:38.291 --> 00:15:41.374
‫اون هیچ‌وقت جایی که
‫می‌گفت می‌خواد بره، نمی‌رفت.

00:15:41.500 --> 00:15:44.457
‫احساس می‌کردم یه نفر رو می‌بینه

00:15:44.583 --> 00:15:48.332
‫که احتمالا خونواده‌اش در جریانش نبودن.

00:15:49.666 --> 00:15:52.665
‫- با کسی رابطه داشت؟
‫- ظاهرا همین‌طور بود...

00:15:52.791 --> 00:15:54.749
‫به‌نظرت با دراگشوم رابطه داشت؟

00:15:54.875 --> 00:16:01.999
‫روزهایی که جلسات رو لغو
‫می‌کرد، تو هتل هامرشوج می‌موند.

00:16:02.125 --> 00:16:05.165
‫می‌دونیم که با دراگشولم اونجا قرار داشته.

00:16:05.291 --> 00:16:07.999
‫شعبه ویژه اطلاعی در این رابطه نداره.

00:16:08.125 --> 00:16:12.915
‫و اگر این موضوع ربطی به
‫تحقیقات داشت،‌ بهمون می‌گفتن.

00:16:14.958 --> 00:16:20.457
‫تو جلسه اشاره‌ای به این موضوع نکنید.
‫باید اطلاعات بیشتری به‌دست بیاریم.

00:16:20.583 --> 00:16:24.457
‫وزیر دفاع به مونبرگ نزدیک بود

00:16:24.583 --> 00:16:27.582
‫پس نمی‌تونیم این موضوع رو آشکار کنیم.

00:16:38.041 --> 00:16:42.874
‫عصر بخیر. ببخشید معطل شدی.
‫بفرما بشین.

00:16:47.125 --> 00:16:49.707
‫همکارم هم اینجا پیش‌مون می‌مونه.
‫بشین.

00:16:55.208 --> 00:16:57.290
‫می‌خواستی چیزی بهم بگی.

00:17:00.416 --> 00:17:03.915
‫می‌خوام تموم چیزهایی که درباره
‫رفیق دینی می‌دونم رو بهت بگم.

00:17:04.041 --> 00:17:11.499
‫اما اعضای تشکیلات من که دستگیرشون
‫کردید هیچ نقشی تو این ماجرا ندارن.

00:17:11.625 --> 00:17:16.957
‫هیچ معامله‌ای رو قبول نمی‌کنیم.
‫اینکه چه کسی رو دستگیر کنیم به خودمون مربوطه.

00:17:17.083 --> 00:17:21.499
‫می‌دونم که قراره
‫تاوان اشتباهاتم رو بدم.

00:17:21.625 --> 00:17:25.540
‫- فقط مطمئن بشید بقیه تاوان ندن.
‫- چه اشتباهی؟

00:17:30.541 --> 00:17:36.082
‫اولین ارتباطم با رفیق دینی
‫تو یکی از وبسایت‌هام بود.

00:17:36.208 --> 00:17:38.957
‫- تقریبا دو ماه پیش بود.
‫- ما چیزی پیدا نکردیم.

00:17:42.083 --> 00:17:47.290
‫به هیچی مشکوک نشده بودم اما حالا
‫که می‌بینم من به سازش می‌رقصیدم.

00:17:47.416 --> 00:17:52.124
‫دینم، دیدگاه‌های سیاسی‌ام، نفرتم...

00:17:52.250 --> 00:17:53.915
‫زندگی‌نامه‌ات رو واسه‌مون تعریف نکن.

00:17:54.833 --> 00:17:59.665
‫مطمئن بودم که می‌تونم بهش اعتماد کنم.
‫نوشته‌هاش متقاعدکننده بود.

00:18:01.291 --> 00:18:04.665
‫اون ازم خواست تا واسه کمک‌های
‫مالی‌اش یه صندوق امانات تهیه کنم.

00:18:05.750 --> 00:18:10.957
‫همچنین ازم پرسید که چطور
‫می‌تونه یه ویدیو تو وبسایتم آپلود کنه.

00:18:11.083 --> 00:18:15.124
‫- ازت خواست که آدم هم بکشی؟
‫- نه.

00:18:15.250 --> 00:18:17.582
‫اصلا از این خبرها نبود.

00:18:19.291 --> 00:18:23.790
‫تنها جرم من اینه که
‫اولش حس خوبی بهم داد.

00:18:24.500 --> 00:18:29.540
‫برای یک بار هم که شده افراد شما
‫مجازات می‌شدن. حس بی‌گناه بودن داشتم.

00:18:30.708 --> 00:18:33.207
‫تا اینکه عکس‌ها رو بهم نشون دادید.

00:18:33.750 --> 00:18:37.999
‫تا اینکه فهمیدم قراره ما تاوانش رو بدیم.

00:18:38.125 --> 00:18:42.290
‫- منطورت چیه؟
‫- شما فقط چیزهایی رو می‌بینید که می‌خواید ببینید.

00:18:42.416 --> 00:18:46.790
‫قاتلان بنیادگرا نیستن، بلکه
‫افرادی هستن که از ما متنفرن.

00:18:47.875 --> 00:18:52.540
‫- اون افراد چه کسانی هستن؟
‫- این رو دیگه شما باید بفهمید.

00:18:58.666 --> 00:19:00.999
‫نوشته‌های رفیق دینی
‫به چه زبانی بودن؟

00:19:02.416 --> 00:19:06.374
‫- انگلیسی با یکم عربی.
‫- عرب بود؟

00:19:06.500 --> 00:19:10.915
‫نه. واسه راضی نگه‌داشتن من بود.

00:19:11.041 --> 00:19:15.415
‫جملاتش بی‌ربط بهم به‌نظر می‌رسید.

00:19:15.541 --> 00:19:20.957
‫رفیق دینی چیزی راجع‌به یه دسته ارتش
‫یا شخصی به اسم آن دراگشولم نوشته بود؟

00:19:23.541 --> 00:19:28.165
‫- باید بدونی که...
‫- تو انتخاب کلمات...

00:19:28.291 --> 00:19:31.582
‫خیلی دقیق مختصر عمل می‌کرد.

00:19:33.458 --> 00:19:36.540
‫من متقاعد شده بودم که اون از اعضای ارتشه.

00:19:38.916 --> 00:19:41.540
‫یا اینکه قبلا از اعضای ارتش بوده.

00:19:42.083 --> 00:19:44.540
‫کدمانی هنوز بی‌گناهی‌اش ثابت نشده.

00:19:44.666 --> 00:19:47.624
‫اما چه چیزهایی راجع‌به رفیق دینی می‌دونیم؟

00:19:47.750 --> 00:19:53.624
‫اون احتمالا همه‌کاره اتحادیه مسلمانانه.

00:19:53.750 --> 00:19:57.249
‫- ویدئو، لیست گروهان، پلاک‌های نظامی.
‫- موافقم.

00:19:57.375 --> 00:20:01.915
‫حالا باید روی گروهان رابن تمرکز
‫کنیم و دنبال یه انگیزه واسه قتل‌ها باشیم.

00:20:02.041 --> 00:20:04.707
‫اگر کدمانی این کار رو نکرده
‫دیگه چه انگیزه‌ای وجود داره؟

00:20:07.125 --> 00:20:09.082
‫راجع‌به اون دسته چه اطلاعاتی دارید؟

00:20:11.208 --> 00:20:15.832
‫همه‌شون مدال افتخار گرفتن.
‫اسم اون دسته، ۳-۲-آلفا بود.

00:20:16.500 --> 00:20:21.290
‫شامل هشت نفر می‌شد.
‫رابن از سال ۲۰۰۱ فرمانده این دسته بود.

00:20:21.791 --> 00:20:28.540
‫این دسته اغلب تو خارج از کشور خدمت
‫می‌کرد و تو افغانستان عملکرد خوبی داشت.

00:20:28.666 --> 00:20:33.665
‫اما تو آخرین ماموریت‌شون، دسته سه
‫نفر از اعضاش رو از دست داد و منحل شد.

00:20:33.791 --> 00:20:37.457
‫- بقیه اعضای دسته چی شدن؟
‫- فقط دو نفرشون موندن.

00:20:37.583 --> 00:20:42.582
‫ینس پیتر رابن که در حال فراره.
‫لیزبث تامسن هم محل سکونتش مشخص نیست.

00:20:42.708 --> 00:20:49.082
‫اولین قربانی عضو اون دسته
‫نبود، فقط باهاشون در ارتباط بود.

00:20:49.208 --> 00:20:54.582
‫آره.  آن دراگشولم وکیل
‫دسته تو یه تحقیقی بود.

00:20:54.708 --> 00:20:56.832
‫تحقیق در مورد چی؟

00:20:56.958 --> 00:20:58.957
‫درباره آخرین ماموریت‌شون.

00:20:59.875 --> 00:21:03.082
‫غیرنظامیان بومی به نقض
‫کنوانسیون ژنو متهم‌شون کردن.

00:21:03.208 --> 00:21:04.290
‫یعنی چی؟

00:21:06.083 --> 00:21:09.499
‫به‌اصطلاح قتل افراد غیرنظامی.

00:21:10.083 --> 00:21:15.874
‫گزارش دراگشولم و دادستان دادگاه
‫نظامی قاضی باعث تبرئه اعضای دسته شد.

00:21:16.000 --> 00:21:20.790
‫بنا به گفته همسر دراگشولم،
‫یه سری اختلافات وجود داشته.

00:21:20.916 --> 00:21:25.915
‫- به‌خاطر همین ارتش اخراجش کرده.
‫- ممکنه دراگشولم کینه به دل گرفته باشه.

00:21:26.041 --> 00:21:31.790
‫اما واقعیت اینه که اون استعفا داد.
‫این استعفای دراگشولمه.

00:21:34.250 --> 00:21:36.207
‫- یه دقیقه وقت دارید؟
‫- آره.

00:21:39.166 --> 00:21:41.207
‫کدمانی راجع‌به یه نظامی صحبت می‌کرد.

00:21:41.333 --> 00:21:44.665
‫شاید اون موقع تو افغانستان بوده.

00:21:44.791 --> 00:21:49.749
‫شاید بتونیم کسی رو پیدا کنیم که
‫درگیر این ماجرا بوده و الان دنبال انتقامه.

00:21:58.791 --> 00:22:01.790
‫گزارش دادستان دادگاه نظامی چیه؟

00:22:01.916 --> 00:22:06.332
‫دادستان‌های دادگاه نظامی می‌تونن علیه هر کسی
‫اعلام جرم کنن اما تو این پرونده این کار رو نکردن.

00:22:06.458 --> 00:22:11.040
‫خیلی‌خب. می‌خوام اون گزارش
‫هرچه سریع‌تر به دستم برسه.

00:22:11.166 --> 00:22:16.915
‫قبل از اینکه کار از کار بگذره باید
‫لیزبت تامسن رو پیدا کنیم. خبرم کن.

00:22:18.416 --> 00:22:21.749
‫مرسی. تو قنادی‌ای سراغ
‫نداری که الان باز باشه؟

00:22:31.458 --> 00:22:33.290
‫بهت زنگ می‌زنم.

00:22:37.166 --> 00:22:38.999
‫چی شده؟

00:22:41.791 --> 00:22:45.124
‫می‌بینم که تصمیم گرفتی لوند
‫رو تو این پرونده نگه‌داری.

00:22:46.625 --> 00:22:48.499
‫- مشکلی داره؟
‫- نه.

00:22:49.125 --> 00:22:52.457
‫اما اگر آینده شغلی‌ات رو در
‫نظر بگیری ممکنه نامعقول باشه.

00:22:54.833 --> 00:22:57.249
‫آینده من، موضوع بحث چند
‫لحظه پیشت با کونیگ بود؟

00:22:57.375 --> 00:23:03.290
‫داشتیم راجع‌به اینکه وزیر دادگستری
‫تحت فشاره، صحبت می‌کردیم.

00:23:05.666 --> 00:23:07.707
‫روث، جریان چیه؟

00:23:12.958 --> 00:23:16.082
‫دوست ندارم چیزی ازم پنهون بشه.

00:23:16.916 --> 00:23:19.707
‫اگر تو و کونیگ چیزی می‌دونید...

00:23:19.833 --> 00:23:22.499
‫به وقتش خبردار می‌شی.

00:23:23.333 --> 00:23:25.832
‫به‌اندازه کافی خودت مشغله داری.

00:23:25.958 --> 00:23:30.124
‫از جمله لوند که دغدغه‌ات حساب می‌شه.

00:23:30.916 --> 00:23:32.124
‫حله؟

00:23:37.375 --> 00:23:39.582
‫ما در مورد مسئله خاصی صحبت نمی‌کردیم.

00:23:42.291 --> 00:23:43.790
‫می‌شه بعدا همدیگه رو ببینیم؟

00:23:49.583 --> 00:23:53.499
‫خوبه.
‫روش حساب می‌کنم دیگه. خداحافظ.

00:23:56.458 --> 00:24:00.582
‫عصر امروز یک قربانی
‫تروریستی دیگر پیدا شد.

00:24:00.708 --> 00:24:06.374
‫دیوید گرونر ۲۸ ساله که در پادگان
‫ارتش ریوانگن خدمت می‌کرد.

00:24:06.500 --> 00:24:09.582
‫جسد او در یک
‫پارکینگ طبقاتی پیدا شد.

00:24:09.708 --> 00:24:14.790
‫او نیز مانند دو قربانی قبلی مورد
‫خشونت بی‌رحمانه‌ای قرار گرفت.

00:24:14.916 --> 00:24:19.540
‫پلیس و شعبه ویژه تعدادی
‫از مظنونان را دستگیر کرده‌اند

00:24:19.666 --> 00:24:23.249
‫اما هیچ پیشرفت قانع‌کننده‌ای در
‫جریان تحقیقات به دست نیامده است.

00:24:24.208 --> 00:24:27.749
‫- بوخ... خوشحالم می‌بینمت.
‫- ممنون. همچنین.

00:24:27.875 --> 00:24:32.249
‫- به‌خاطر دیر رسیدنم چیزی رو از دست دادم؟
‫- نه، فقط داشتیم احوالپرسی می کردیم.

00:24:32.375 --> 00:24:37.582
‫- تسلیم این شرایط سخت که نشدی؟
‫- نه دارم باهاش مقابله می‌کنم. دیوانه‌واره.

00:24:38.375 --> 00:24:41.540
‫همه چی درست می‌شه.
‫تو کارت رو عالی انجام دادی.

00:24:41.666 --> 00:24:46.415
‫مونبرگ خوشحال می‌شه اگر
‫بدونه تو جایگزینش شده‌ای.

00:24:47.375 --> 00:24:49.207
‫خیلی‌خب، بیاید کار رو شروع کنیم.

00:24:50.500 --> 00:24:56.415
‫اوضاع چندان خوب به‌نظر نمیاد اما
‫پلیس و شعبه ویژه دارن روش کار می‌کنن.

00:24:56.541 --> 00:24:59.749
‫- اما ممکنه یکم زمان‌بر باشه.
‫- متاسفانه همین‌طوره.

00:24:59.875 --> 00:25:05.540
‫تروریست‌ها بدترین زمان
‫ممکن رو انتخاب کرده‌اند.

00:25:05.666 --> 00:25:11.749
‫رسیدن به توافق بر سر
‫لایحه تروریسم ضروریه.

00:25:11.875 --> 00:25:16.790
‫و گرت، ما نمی‌تونیم صبر کنیم
‫تا اگِر و اپوزیسیون متقاعد بشن.

00:25:16.916 --> 00:25:22.040
‫ما با حزب مردم توافق می‌کنیم و فعالیت
‫بعضی از تشکیلات رو ممنوع می‌کنیم.

00:25:22.166 --> 00:25:26.874
‫تحقیقات به هیچ‌کدوم از اون
‫تشکیلات اشاره‌ای نداره.

00:25:27.000 --> 00:25:33.290
‫ما نمی‌تونیم از این بابت مطمئن باشیم.
‫ممنوع کردن فعالیت اونا به این خاطر درست نیست.

00:25:33.416 --> 00:25:37.957
‫من نگرانی‌ات رو درک می‌کنم.
‫اگر تو دوران صلح بودیم

00:25:38.083 --> 00:25:41.874
‫منم باهات هم‌نظر بودم.

00:25:42.000 --> 00:25:45.624
‫منم با وزیر دفاع موافقم.
‫ما باید یه هشدار صریح بفرستیم.

00:25:45.750 --> 00:25:47.915
‫نه بر این اساس!

00:25:51.125 --> 00:25:55.790
‫ما باید هشدار صریح‌تری بفرستیم، کار
‫دیگه‌ای بکنیم باعث می‌شه اشتباه پیش بیاد.

00:26:01.375 --> 00:26:07.374
‫مونبرگ، احتمالا اولین قربانی، آن
‫دراگشولم رو شخصا می‌شناخته.

00:26:08.000 --> 00:26:10.124
‫هیچ‌وقت به کسی نگفته.

00:26:11.500 --> 00:26:14.790
‫چطور اون رو می‌شناخته؟
‫شعبه ویژه چی می‌گه؟

00:26:14.916 --> 00:26:18.499
‫اونا هم اطلاعی راجع‌به این رابطه ندارن.

00:26:18.625 --> 00:26:23.540
‫- الان ما داریم راجع‌به شایعات صحبت می‌کنیم؟
‫- یه جورایی، این قضایا با عقل جور درنمیاد.

00:26:23.666 --> 00:26:27.082
‫اگر شعبه ویژه هیچ ارتباطی بین
‫اونا نمی‌بینه، پس چرا نگران باشیم؟

00:26:28.208 --> 00:26:31.165
‫توماس، چیزی می‌دونی؟

00:26:34.625 --> 00:26:35.874
‫نه، چیزی نمی‌دونم.

00:26:37.083 --> 00:26:41.915
‫اجازه بدیم شعبه ویژه کار خودش رو انجام
‫بده و ما هم رو کارهای خودمون تمرکز کنیم.

00:26:42.750 --> 00:26:48.540
‫ممکنه متهم کردن این تشکیلات
‫بخصوص عجولانه به‌نظر برسه.

00:26:48.666 --> 00:26:54.624
‫اما این تشکیلات اسلامی اظهارات
‫ناهنجار و خصمانه‌ای داشته‌اند

00:26:54.750 --> 00:26:58.832
‫ما باید اقداماتی انجام بدیم.

00:26:59.708 --> 00:27:02.415
‫پس ازت می‌خوام با
‫خواسته‌های کرابه موافق کنی

00:27:02.541 --> 00:27:07.165
‫و پرونده لایحه تروریسم رو با
‫حزب مردم هر چه سریع‌تر ببندید.

00:27:13.916 --> 00:27:16.707
‫استقرار نیروهای جدیدمون
‫با مشکل مواجه شده.

00:27:16.833 --> 00:27:21.082
‫ما در مورد امنیت و رویه‌های
‫برون مرزی اطلاع‌رسانی کرده‌ایم.

00:27:21.208 --> 00:27:25.332
‫اما ریسک در خطر بودن‌شون موقع برگشت

00:27:25.458 --> 00:27:27.957
‫بعضی از سربازها رو مجبور
‫به شونه خالی کردن، کرده.

00:27:29.291 --> 00:27:31.207
‫هیچ راهی نداریم؟

00:27:31.333 --> 00:27:35.499
‫ما سربازان و بستگان‌شون رو
‫به یه جلسه دعوت کرده‌ایم.

00:27:35.625 --> 00:27:40.207
‫- بلال فردا باهاشون صحبت می‌کنه.
‫- مرگ گرونر کار رو سخت‌تر کرده.

00:27:40.333 --> 00:27:46.124
‫بهشون توضیح بدید که این
‫شرایط موقت و غیرمعموله.

00:27:48.083 --> 00:27:50.457
‫دیگه وقتشه این اوضاع رو راست و ریست کنیم.

00:27:53.083 --> 00:27:55.832
‫یه چیز دیگه.

00:27:55.958 --> 00:27:58.832
‫گرونر هم مثل میگ پولسن
‫عضو دسته ۳-۲-آلفا بود.

00:27:58.958 --> 00:28:03.707
‫اولین قربانی هم همون مشاور
‫حقوقی بود که با دسته در ارتباط بود.

00:28:04.458 --> 00:28:09.582
‫- باید باعث یه سری گمانه‌زنی‌ها بشه.
‫- چیزی واسه پنهون کردن نداریم.

00:28:09.708 --> 00:28:13.124
‫هر پرونده‌ای که بازرس‌ها
‫می‌خوان بهشون بدید.

00:28:13.250 --> 00:28:14.332
‫حتما.

00:28:17.125 --> 00:28:21.957
‫به‌علاوه رابن هم هست.
‫فرارش ممکنه به این موضوع مربوط بشه.

00:28:22.083 --> 00:28:25.915
‫- اون فرمانده دسته بود...
‫- چرا الان داری راجع‌به این موضوع صحبت می‌کنی؟

00:28:26.041 --> 00:28:30.165
‫رابن دنبال آشناهاش تو ارتش می‌ره.

00:28:30.291 --> 00:28:35.790
‫- به محض اینکه پیداش کنیم،‌ بازداشتش می‌کنیم.
‫- بحث امنیت اینجا وسطه.

00:28:35.916 --> 00:28:39.582
‫بلال، اگر از بابت وفاداری دخترم نگرانی

00:28:39.708 --> 00:28:43.207
‫سخت در اشتباهی. فهمیدی؟

00:28:44.375 --> 00:28:49.040
‫سوگارد، باهام ‌بیا بریم پیش
‫همسر گرونر واسه ادای احترام.

00:28:49.166 --> 00:28:52.665
‫من یه دستور کار واسه ملاقات
‫با سربازان و خونواده‌هاشون می‌خوام.

00:28:58.541 --> 00:29:00.374
‫- یه لحظه وقت داری؟
‫- باشه واسه بعد.

00:29:00.500 --> 00:29:04.915
‫سعی می‌کنم تا فردا اثاثیه‌ام رو جمع کنم.

00:29:05.041 --> 00:29:07.540
‫شنیدم واسه گرونر چه اتفاقی افتاده.

00:29:07.666 --> 00:29:10.332
‫اون تو دسته ینس بود.
‫موضوع چیه؟

00:29:10.458 --> 00:29:14.457
‫نمی‌دونم اما ینس سر صحنه جرم دیده شده.

00:29:15.000 --> 00:29:20.082
‫احتمالا پلیس، تو و جوناس
‫رو زیر نظر می‌گیره.

00:29:24.833 --> 00:29:26.249
‫لوئیز...

00:29:29.166 --> 00:29:33.582
‫اگر ینس باهات تماس گرفت،
‫ضروریه که بهم اطلاع بدی.

00:29:34.791 --> 00:29:36.624
‫این کار رو می‌کنی؟

00:29:37.791 --> 00:29:39.290
‫آره.

00:30:00.250 --> 00:30:04.249
‫خوبه. گزارش پزشکی قانونی کی حاضر می‌شه؟

00:30:04.375 --> 00:30:05.874
‫خیلی‌خب.

00:30:08.041 --> 00:30:13.790
‫- مرسی. ببخشید. الان دیگه کاملا در خدمت‌تون هستم.
‫- یه نگاه به این بنداز.

00:30:13.916 --> 00:30:18.790
‫میزمون، نعل‌اسبی سنتیه.

00:30:18.916 --> 00:30:22.415
‫دیگه هیچی از مراسم‌مون سنتی نیست!

00:30:22.541 --> 00:30:27.707
‫- کیک‌ها خوشمزه‌اند.
‫- تو اونجا می‌شینی.

00:30:29.291 --> 00:30:31.540
‫نمی‌تونم کنار مارک بشینم؟

00:30:31.666 --> 00:30:34.749
‫پسر عموی بیورن تنهاست

00:30:34.875 --> 00:30:38.915
‫چون زنش مریضه.

00:30:40.750 --> 00:30:44.457
‫- می‌تونی یه همراه با خودت بیاری.
‫- نه.

00:30:45.083 --> 00:30:51.332
‫- دوست پسر نداری؟
‫- نه. سارا فعلا نمی‌خواد تو رابطه باشه.

00:30:52.708 --> 00:30:57.207
‫منم نمی‌خواستم تو رابطه
‫باشم اما بعدش نظرم عوض شد!

00:30:58.125 --> 00:31:02.207
‫- می‌دونی چطوری باهم آشنا شدیم؟
‫- یه لحظه اجازه بدید این رو جواب بدم. بله؟

00:31:03.291 --> 00:31:07.624
‫خیلی‌خب. فقط هر چه
‫سریع‌تر واسه‌ام بیارشون. عالیه.

00:31:08.375 --> 00:31:09.457
‫مرسی. خداحافظ.

00:31:11.250 --> 00:31:13.207
‫خب کجا باهم آشنا شدید؟

00:31:17.041 --> 00:31:19.040
‫تو یه سمساری بود.

00:31:19.166 --> 00:31:22.915
‫- جایی که وسایل دست دوم پیدا می‌کنی.
‫- البته باکیفیت خوب.

00:31:23.041 --> 00:31:26.082
‫برندهای معروف.
‫من داشتم دنبال یه کت می‌گشتم.

00:31:26.208 --> 00:31:27.249
‫با من کار دارن.

00:31:29.416 --> 00:31:32.957
‫وقتی که اون هنوز تو گدسر کار
‫می‌کرد باید باهم صحبت می‌کردیم.

00:31:37.416 --> 00:31:39.415
‫- خوبی؟
‫- آره.

00:31:39.958 --> 00:31:44.707
‫سلام. این گزارش دادستان دادگاه
‫نظامی و پرونده‌ای در مورد تامسنه.

00:31:44.833 --> 00:31:46.874
‫اطلاعات جدیدی از تامسن پیدا نکردی؟

00:31:47.916 --> 00:31:52.332
‫اون آپارتمانش رو اجاره داده و هر سه ماه یکبار واسه
‫چک کردن صندوق پستی و گرفتن اجاره می‌ره خونه‌اش.

00:31:52.458 --> 00:31:57.999
‫- فعلا همین رو می‌دونم.
‫- چرا نمی‌تونیم پیداش کنیم؟

00:31:58.125 --> 00:32:01.540
‫به‌نظرم اون خیلی تلاش
‫می‌کنه تا کسی پیداش نکنه.

00:32:01.666 --> 00:32:06.499
‫ما همین الان باید بریم.
‫بیورن حالش خوب نیست.

00:32:06.625 --> 00:32:09.707
‫مطمئنی هیچ آجیلی تو کیک‌ها نبود؟

00:32:09.833 --> 00:32:12.207
‫- آره...
‫- گلوتن هم این بلا رو سرم میاره.

00:32:13.916 --> 00:32:18.082
‫- ببخشید شما...؟
‫- اولریک استرنج هستم. همکارشون.

00:32:18.208 --> 00:32:21.040
‫ویبکه هستم. مادر سارا.
‫از آشنایی باهات خوشبختم.

00:32:21.166 --> 00:32:25.582
‫ما باید هر چه سریع‌تر بریم. اون واقعا
‫حالش خوب نیست. بهت زنگ می‌زنم.

00:32:27.416 --> 00:32:29.124
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:32:31.375 --> 00:32:35.665
‫از سرهنگ جارنویگ خواسته‌ام که کمک
‫کنه و در مورد گزارش بهمون توضیح بده.

00:32:35.791 --> 00:32:38.915
‫- هنوز خبری از رابن نشده؟
‫- نه.

00:32:41.583 --> 00:32:46.915
‫- خیلی‌خب. فردا می‌بینمت.
‫- مگر اینکه بخوای واسه اون کیک دعوتم کنی.

00:32:49.791 --> 00:32:52.124
‫- فردا می‌بینمت.
‫- باشه.

00:32:58.125 --> 00:33:03.624
‫تحقیقات پلیس برای یافتن
‫زندانی فراری تشدید شده است.

00:33:03.750 --> 00:33:09.832
‫ینس پیتر رابن، ۳۷ ساله، قد ۱۹۰
‫سانتی‌متر، موهای قهوه‌ای تیره.

00:33:09.958 --> 00:33:12.124
‫او خطرناک تصور می‌شود.

00:33:13.375 --> 00:33:14.707
‫الو؟

00:33:14.833 --> 00:33:17.499
‫- منم. کجایی؟
‫- همین الان از مهد کودک اومدم.

00:33:17.625 --> 00:33:21.082
‫- کسی تعقیبت می‌کنه؟
‫- فکر نکنم.

00:33:22.041 --> 00:33:23.874
‫نیم ساعت دیگه باید برگردم.

00:33:24.916 --> 00:33:26.457
‫چیزی پیدا کردی؟

00:33:27.541 --> 00:33:30.249
‫یه اسنادی واسه‌ات آوردم.

00:33:30.375 --> 00:33:33.124
‫- پرونده‌اش رو چک کردی؟
‫- آره.

00:33:33.250 --> 00:33:35.832
‫فقط آدرس خونه کپنهاگش بود.

00:33:36.458 --> 00:33:41.957
‫- تامسن اهل هیرتشالزه.
‫- چیزی راجع‌به هیرتشالز ننوشته.

00:33:42.083 --> 00:33:43.999
‫چیزی درباره اقوام نزدیکش نبود.
‫اون یه عمو داشت.

00:33:44.125 --> 00:33:46.749
‫تو سوئد، تو یه شهر جزیزه‌ای، زندگی می‌کرد.

00:33:47.500 --> 00:33:53.540
‫- وقت‌هایی که مرخصی داشت می‌رفت اونجا.
‫- آره... اینجا نوشته شده.

00:33:53.666 --> 00:33:56.832
‫اما اون عموش فوت کرده.
‫چیز دیگه‌ای ننوشته.

00:34:04.541 --> 00:34:06.582
‫من رسیدم.

00:34:13.625 --> 00:34:15.415
‫تو کجایی؟

00:34:21.416 --> 00:34:24.082
‫پیاده نشو.
‫اونا تحت نظرت دارن.

00:34:31.958 --> 00:34:35.665
‫نمی‌خوام تو رو قاطی این ماجرا بکنم.
‫مرسی که کمکم کردی عزیزم.

00:34:36.541 --> 00:34:38.874
‫- هر وقت بتونم بهت زنگ می‌زنم.
‫- ینس...

00:34:40.291 --> 00:34:44.499
‫دوستت دارم.
‫اما دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

00:34:44.625 --> 00:34:50.707
‫من از پادگان نقل مکان نمی‌کنم.
‫اونا تو درمانگاه نگهم می‌دارن.

00:34:51.333 --> 00:34:55.165
‫باید به فکر جوناس باشم.
‫اون بهم نیاز داره.

00:34:56.291 --> 00:35:00.540
‫- لوئیز...
‫- باید همین الان برم.

00:35:00.666 --> 00:35:02.415
‫صبر کن.

00:35:04.541 --> 00:35:06.124
‫مراقب خودت باش.

00:35:17.416 --> 00:35:21.915
‫تو گزارش دادستان دادگاه نظامی
‫به تلفات غیرنظامیان اشاره شده.

00:35:22.041 --> 00:35:27.040
‫از بعد از درگیر شدن‌مون تو جنگ، اکثر
‫اوقات چنین اتهاماتی بهمون وارد شده.

00:35:27.166 --> 00:35:30.790
‫دشمن می‌خواد باعث بدتر شدن شرایط بشه.

00:35:30.916 --> 00:35:34.749
‫- ماهیت سفسطه‌های جنگی همینه.
‫- اما هنوزم می‌تونه درست باشه.

00:35:34.875 --> 00:35:39.665
‫طالبان اکثر اوقات بین
‫غیرنظامیان پنهون می‌شن.

00:35:39.791 --> 00:35:44.124
‫تحقیقات کاملی صورت
‫گرفت که باعث تبرئه دسته شد.

00:35:47.041 --> 00:35:49.082
‫پس شما به این اتهامات اعتقادی ندارید؟

00:35:50.708 --> 00:35:55.124
‫- نه. اونا بی‌اساس بودن.
‫- اما تو این گزارش...

00:35:55.250 --> 00:35:58.582
‫اومدم کمک‌تون کنم نه اینکه
‫پاسخگوی این سوال‌ها باشم.

00:36:00.208 --> 00:36:04.290
‫ما سه نفر رو تو اون ماموریت از
‫دست دادیم که همگی از پادگان من بودن.

00:36:05.583 --> 00:36:07.165
‫معتقدم که این مورد
‫هم تو گزارش اومده.

00:36:09.250 --> 00:36:13.249
‫یعنی کسی هست که می‌خواد
‫انتقام اون اتهامات رو بگیره؟

00:36:13.958 --> 00:36:18.624
‫احتمالا.
‫این قضیه به اعتبار ما لطمه زد.

00:36:18.750 --> 00:36:22.624
‫سعی کردیم جبران کنیم.
‫اما ممکنه کسی همچنان ازمون کینه داشته باشه.

00:36:22.750 --> 00:36:29.290
‫به‌نظرتون ممکنه کسی از سربازهای
‫اینجا با افغانستان در ارتباط باشه؟

00:36:31.833 --> 00:36:34.749
‫نه. فکر نکنم.

00:36:35.541 --> 00:36:39.249
‫یعنی فکر می‌کنید یه سرباز دانمارکی
‫اعضای دسته رو یکی‌یکی می‌کشه؟

00:36:39.375 --> 00:36:41.915
‫این یه نظر دیوانه‌واره!

00:36:42.916 --> 00:36:45.082
‫مرسی. کار دیگه‌ای باهاتون دارم.

00:36:53.750 --> 00:36:58.207
‫- چیه؟
‫- لیزبث تامسن تو اسکوگو زندگی می‌کنه.

00:36:58.333 --> 00:37:03.249
‫تو خونه عموی مرحومش زندگی می‌کنه.
‫پلیس محلی تحت نظرش داره.

00:37:03.791 --> 00:37:07.874
‫- چند ساعته می‌تونیم برسیم اسکوگو؟
‫- اگر من رانندگی کنم، یکی دو ساعته.

00:37:18.958 --> 00:37:23.165
‫لیزبث تامسن واسه خدمت
‫سربازی داوطلب شده بود.

00:37:26.625 --> 00:37:31.207
‫- برداشتم اینه که تو واسه سربازی داوطلب نشدی؟
‫- نه بابا!

00:37:32.125 --> 00:37:37.749
‫اول تمارض کردم که کمردرد دارم.
‫اما درنهایت با لباس سربازی تو میدان عملیات رفتم.

00:37:37.875 --> 00:37:39.707
‫چطور بود؟

00:37:40.625 --> 00:37:46.165
‫راستش چند سالی موندم.
‫ارتش خیلی خوبه.

00:37:46.291 --> 00:37:49.499
‫نباید اونجا می‌پیچیدیم؟
‫باید یه قایق بگیریم.

00:37:49.625 --> 00:37:51.457
‫از جاده E6 بریم سریع‌تر می‌رسیم.

00:37:52.375 --> 00:37:55.707
‫از کجا می‌دونی؟
‫خونه ییلاقی داری اونجا؟

00:37:59.791 --> 00:38:04.499
‫قبلا یه دوست پسر سوئدی داشتم.

00:38:05.000 --> 00:38:06.582
‫آقای نیلسون؟

00:38:10.458 --> 00:38:14.707
‫- چرا ادامه نداشت؟
‫- نداشت دیگه.

00:38:18.083 --> 00:38:24.415
‫می‌خواستم نقل مکان کنم به سوئد
‫دیگه اما بعدش اتفاقات زیادی افتاد.

00:38:27.125 --> 00:38:30.832
‫تصور اینکه تو جنگل‌های سوئد
‫دست همدیگه رو بگیرید سخته.

00:38:41.291 --> 00:38:44.249
‫پلیس محلی از احتمال حضور
‫رابن در اونجا مطلع شده؟

00:38:44.375 --> 00:38:47.707
‫واقعا بعید نیست؟

00:39:44.916 --> 00:39:48.415
‫نخست وزیر گفت که همه
‫خواسته‌های حزب مردم رو قبول کن.

00:39:48.541 --> 00:39:51.665
‫- خیلی عجولانه‌ست.
‫- بازنویسی نهایی رو انجام بده!

00:39:51.791 --> 00:39:55.499
‫- تو هم خودت این توافق رو می‌خواستی.
‫- نه بر این اساس.

00:39:55.625 --> 00:40:00.749
‫- هنوز خیلی کار داره.
‫- و شما مخالف ممنوعیت فعالیت بودید.

00:40:00.875 --> 00:40:05.290
‫این دیگه فقط به من مربوط نمی‌شه.
‫یه تصمیم سیاسیه.

00:40:05.416 --> 00:40:08.624
‫اون تشکیلات تصاویر
‫ناگواری تو ذهن‌ها ایجاد کردن.

00:40:08.750 --> 00:40:13.207
‫و ما نمی‌تونیم ثابت کنیم که مونبرگ
‫و آن دراگشولم باهم در ارتباط بوده‌اند.

00:40:13.333 --> 00:40:16.290
‫پس بیاید همون کاری که
‫بهمون گفتن رو انجام بدیم.

00:40:20.333 --> 00:40:23.457
‫- زود رسیدم؟
‫- اصلا، بفرما.

00:40:25.125 --> 00:40:28.290
‫کارینا، کنفرانس مطبوعاتی‌مون
‫رو هماهنگ می‌کنی؟

00:40:33.666 --> 00:40:38.374
‫ممنوعیت فعالیت بعضی از
‫تشکیلات خاص رو هم شامل می‌شه.

00:40:39.541 --> 00:40:43.957
‫آره. متوجه‌ام که با نخست
‫وزیر صحبت کرده‌اید.

00:40:44.416 --> 00:40:48.665
‫- در مورد کنفرانس مطبوعاتی...
‫- یه تغییر کوچیک.

00:40:48.791 --> 00:40:54.999
‫"سازمان‌هایی که گفته می‌شود
‫تروریسم را تشویق یا ترغیب می‌کنند..."

00:40:55.125 --> 00:40:58.124
‫شما زمان زیادی واسه
‫اصلاحات داشته‌اید.

00:40:58.250 --> 00:41:01.665
‫آره. اما باید این‌جوری گفت:

00:41:02.875 --> 00:41:10.165
‫"... ترغیب تروریسم یا هرگونه
‫فعالیت خرابکارانه دیگر..."

00:41:10.291 --> 00:41:12.874
‫بیا همین الان راست و ریستش کنیم.

00:41:20.958 --> 00:41:25.624
‫برگشتیم همون جایی که مذاکره
‫با مونبرگ رو به پایان رسوندم.

00:41:26.875 --> 00:41:29.582
‫- حیف که نتونست تمومش کنه.
‫- دقیقا.

00:41:29.708 --> 00:41:34.374
‫با وجود ناراحتی قلبی‌ای که
‫داشت، واقعا تلاش زیادی کرد.

00:41:34.500 --> 00:41:36.457
‫فقط یکی از جلسات‌مون رو لغو کرد.

00:41:36.583 --> 00:41:42.582
‫روزی که وزیر مهاجرت و ادغام بیرون
‫خونه‌اش مورد سوقصد قرار گرفت.

00:41:43.625 --> 00:41:47.582
‫همین قضیه موضوع بحث جلسه بعدی‌مون شد.

00:41:48.708 --> 00:41:53.249
‫توافق‌نامه اصلاح‌شده رو واسه‌ام بفرستید.
‫تو کنفرانس مطبوعاتی می‌بینم‌تون.

00:41:57.666 --> 00:42:01.207
‫- این مرسوله مرجوع شده.
‫- مرسی.

00:42:03.291 --> 00:42:06.874
‫مونبرگ یه جلسه رو تو روز ۷ اکتبر لغو کرده.

00:42:07.000 --> 00:42:12.749
‫- نگفت کجا می‌ره؟
‫- نه. چطور؟

00:42:12.875 --> 00:42:17.415
‫یکی از اون روزهاییه که تو هتل اقامت داشته.

00:42:17.541 --> 00:42:21.915
‫- می‌خواسته بره دکتر.
‫- از رئیس شعبه ویژه واسه‌ام استعلام بگیر.

00:42:22.041 --> 00:42:28.374
‫اون روز شعبه ویژه از چندتا
‫از وزرا محافظت می‌کرده.

00:42:28.500 --> 00:42:30.749
‫اگر مونبرگ با دراگشولم تو یه هتل بوده

00:42:30.875 --> 00:42:33.915
‫باید تو گزارش‌شون نوشته شده باشه.

00:42:53.291 --> 00:42:57.124
‫خوش اومدید. لیزبث تامسن
‫اون طرف جزیره زندگی می‌کنه.

00:42:57.250 --> 00:42:59.999
‫- اون الان تحت محافظت پلیسه.
‫- جاش امنه؟

00:43:00.125 --> 00:43:04.915
‫چندتا نیرو اونجا داریم.
‫اما اون می‌تونه از خودش محافظت کنه.

00:43:05.041 --> 00:43:08.790
‫- باهاش ملاقات داشتی؟
‫- آره. اما تو لاک خودشه.

00:43:08.916 --> 00:43:11.374
‫- چی کاره‌ست؟
‫- تو جنگل کار می‌کنه.

00:43:11.500 --> 00:43:15.457
‫چوب می‌بره. شکار می‌کنه.
‫خیلی ماهره.

00:43:15.583 --> 00:43:17.999
‫بریم به اداره پلیس.

00:43:22.666 --> 00:43:26.207
‫احتمالا رابن باهاش ارتباط برقرار می‌کنه.

00:43:26.333 --> 00:43:28.499
‫درسته. ما هم آماده‌ایم واسه‌اش.

00:43:28.625 --> 00:43:30.790
‫به سمت چپ بپیچید.

00:43:54.458 --> 00:43:58.124
‫پلیس دانمارک باهامون تماس گرفته.
‫باید برای بازجویی همراه‌مون بیاید.

00:43:59.500 --> 00:44:03.040
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌خوای این رو با خودم بیارم؟

00:44:23.000 --> 00:44:26.165
‫- در جریان قضایا هستید؟
‫- آره.

00:44:26.291 --> 00:44:30.874
‫- می‌تونید اتفاقات اخیر رو توضیح بدید؟
‫- من فقط چیزهایی که تو اخبار دیدم رو می‌دونم.

00:44:32.291 --> 00:44:34.290
‫- آیا شما هم تهدید شده‌اید؟
‫- نه.

00:44:35.083 --> 00:44:38.957
‫اخیرا با میگ، گرونر
‫یا رابن تماس داشته‌اید؟

00:44:39.083 --> 00:44:41.874
‫دو ساله که هیچ‌کدوم‌شون رو ندیده‌ام.

00:44:42.000 --> 00:44:47.165
‫علاوه بر اعضای دسته‌تون،
‫وکیل‌تون هم کشته شده.

00:44:47.291 --> 00:44:50.457
‫آن دراگشولم. باهاتون در ارتباط بوده؟

00:44:58.583 --> 00:45:02.415
‫آگوست دو سال پیش چه اتفاقی افتاد؟

00:45:02.541 --> 00:45:05.915
‫سه نفر از اعضای دسته رو از دست دادیم.
‫تو گزارش اومده.

00:45:06.041 --> 00:45:08.207
‫می‌خوایم از زبون شما بشنویم.

00:45:13.000 --> 00:45:18.499
‫باید این سوالات رو ازتون بپرسیم.
‫واسه ما و شما مهمه.

00:45:24.666 --> 00:45:27.249
‫در حال گشت‌زنی تو منطقه بودیم.

00:45:28.250 --> 00:45:31.790
‫بعد از یه مدت یه دسته دانمارکی دیگه

00:45:31.916 --> 00:45:35.915
‫که مورد حمله قرار گرفته بود از
‫طریق بیسیم ازمون کمک خواستن.

00:45:37.458 --> 00:45:42.290
‫اونا تو منطقه‌ای نزدیک رودخونه بودن.

00:45:43.375 --> 00:45:46.207
‫تو منطقه سبز که
‫تحت کنترل دشمن بود.

00:45:48.125 --> 00:45:52.124
‫قرار بود از رودخانه بگذریم.

00:45:52.250 --> 00:45:55.124
‫اما پل‌ها مین‌گذاری شده بودن.

00:45:55.250 --> 00:46:00.832
‫پل منفجر شد.
‫و خودروی زرهی‌مون هم باهاش منفجر شد.

00:46:00.958 --> 00:46:04.290
‫بو،‌ روبروی من نشسته بودم،
‫لوله تفنگ به سمت بالا رو گلوش بود.

00:46:05.833 --> 00:46:09.415
‫و لوله تفنگ به سمت بالا رفت و رفت تو گلوش.

00:46:10.500 --> 00:46:12.665
‫ارتباط‌مون با بقیه اعضای جوخه قطع شد.

00:46:12.791 --> 00:46:17.165
‫اما بهمون گفتن که کمک واسه
‫شخص آسیب‌دیده تو راهه.

00:46:19.500 --> 00:46:23.915
‫رابن به بقیه اعضای دسته دستور داد که واسه
‫کمک به اون‌هایی که مورد حمله قرار گرفته بودن

00:46:24.041 --> 00:46:27.207
‫به سمت روستا حرکت کنن.

00:46:29.375 --> 00:46:31.207
‫بعد چی شد؟

00:46:31.333 --> 00:46:34.290
‫همون آخرین باری بود که دیدم‌شون.

00:46:34.416 --> 00:46:38.749
‫دو روز بعد پیداشون کرده بودن
‫و به کمپ برشون گردونده بودن.

00:46:39.500 --> 00:46:46.624
‫- تو چرا باهاشون نرفتی؟
‫- من قرار بود پیش شخص آسیب‌دیده بمونم.

00:46:46.750 --> 00:46:49.665
‫اما قبل از رسیدن هلیکوپتر فوت کرد.

00:46:49.791 --> 00:46:54.624
‫دوست‌هات بهت نگفتن که
‫تو روستا چه اتفاقی افتاده؟

00:46:54.750 --> 00:46:57.832
‫چرا، هر چی که تو گزارش نوشته.

00:46:59.125 --> 00:47:01.082
‫بهشون شبیخون زده بودن.

00:47:01.208 --> 00:47:04.165
‫دو نفر دیگه فوت کردن.
‫رابن و گرونر آسیب دیدن.

00:47:04.291 --> 00:47:10.624
‫اتهاماتی درباره خشونت و
‫کشتن غیرنظامی‌ها وجود داشته.

00:47:10.750 --> 00:47:12.790
‫چیزی در این باره نمی‌دونم.

00:47:12.916 --> 00:47:16.624
‫چطور می‌تونید چنین خشمی رو توجیه کنید؟

00:47:16.750 --> 00:47:21.957
‫حالم از این اتهامات بهم می‌خوره.
‫ما سه نفر از اعضای دسته رو از دست دادیم.

00:47:22.083 --> 00:47:24.165
‫دسته‌مون بی‌گناه بود.

00:47:27.000 --> 00:47:30.165
‫رابن، میگ و بقیه جون‌شون
‫رو به خطر انداختن.

00:47:31.000 --> 00:47:33.832
‫سرزنش‌شون نکنید.

00:47:33.958 --> 00:47:37.665
‫ما اون بیرون جون‌مون رو به خطر
‫می‌اندازیم و بعدش سرزنش می‌شیم.

00:47:37.791 --> 00:47:45.124
‫متاسفم. اما طبق این گزارش هیچ
‫جوخه‌ای مورد حمله قرار نگرفته.

00:47:45.250 --> 00:47:48.832
‫- ما یه پیام از بیسیم دریافت کردیم.
‫- اما مشکوک به‌نظر می‌رسه...

00:47:48.958 --> 00:47:53.415
‫- دیگه کاری باهام ندارید؟
‫- اینا به نفع خودته.

00:47:53.541 --> 00:47:57.499
‫- چرا اینجا قایم شدی؟
‫- نشدم!

00:47:57.625 --> 00:48:02.915
‫از آرامش لذت می‌برم.
‫البته لذت می‌بردم تا موقعی که شما اومدید.

00:48:03.041 --> 00:48:07.207
‫- تموم شد؟
‫- نه. لطفا یه نگاهی به این عکس‌ها بندازید.

00:48:07.333 --> 00:48:09.499
‫شاید بتونید بهمون کمک کنید.

00:48:16.791 --> 00:48:18.374
‫یا خدا...

00:48:26.625 --> 00:48:28.124
‫لعنتی...

00:48:31.333 --> 00:48:33.999
‫کرابه‌ست. چی بهش بگم؟

00:48:34.791 --> 00:48:37.457
‫اول باید ببینم شعبه ویژه چی می‌گه.

00:48:37.583 --> 00:48:41.124
‫- ما یه کنفرانس مطبوعاتی گذاشتیم.
‫- کونیگ چی گفت؟

00:48:41.250 --> 00:48:45.540
‫- باهاش صحبت نکرده‌ام.
‫- همین الان باید بریم.

00:48:45.666 --> 00:48:48.624
‫- شماره‌اش رو بهم بده.
‫- نیازی به این کار نیست.

00:48:48.750 --> 00:48:51.415
‫دراگشولم با مونبرگ رابطه نداشته.

00:48:52.875 --> 00:48:54.207
‫من بودم.

00:48:55.833 --> 00:48:58.332
‫فکر نمی‌کردم اهمیت خاصی داشته باشه.

00:48:59.166 --> 00:49:02.790
‫عصر روزی که مونبرگ و
‫دراگشولم باهم قرار داشتن

00:49:02.916 --> 00:49:05.540
‫منم تو همون هتل بودم.

00:49:05.666 --> 00:49:09.082
‫مونبرگ بعدازظهرش سخنرانی می‌کرد

00:49:09.208 --> 00:49:12.124
‫و ازم خواست شب برم پیشش تا
‫راجع‌به مسائل کاری باهم صحبت کنیم.

00:49:13.958 --> 00:49:18.790
‫من به‌تازگی به رابطه‌مون پایان داده بودم،
‫پس می‌ترسیدم که این تظاهر و فریب باشه.

00:49:19.333 --> 00:49:23.415
‫بعد از قرارش با
‫دراگشولم، تو بار هتل دیدمش.

00:49:24.250 --> 00:49:28.124
‫تقریبا ساکت بود.
‫اما تندتند مشروب می‌خورد.

00:49:28.250 --> 00:49:32.332
‫نگران شدم.
‫یه پرونده همراهش بود.

00:49:32.458 --> 00:49:35.874
‫اما واسه من نبود که بتونم ببینمش.
‫و بعدش اجازه داد که برم.

00:49:36.708 --> 00:49:40.707
‫- دراگشولم رو دیدی؟
‫- نه. مونبرگ هم اسمی ازش نبرد.

00:49:41.500 --> 00:49:44.332
‫چیزی راجع‌به ارتباط‌شون نمی‌دونستم.

00:49:45.875 --> 00:49:49.165
‫- اما رفتارش عوض شد.
‫- چطور؟

00:49:49.291 --> 00:49:54.290
‫فکر می‌کردم به‌خاطر تموم شدن رابطه‌اش با منه.
‫گوشه‌گیر شده بود.

00:49:54.958 --> 00:49:59.124
‫ازم دوری می‌کرد.
‫تا روز قبل از سکته کردنش.

00:49:59.250 --> 00:50:03.749
‫آخرین یکشنبه ازم خواست
‫تو فرستادن یه بسته کمکش کنم.

00:50:03.875 --> 00:50:07.207
‫من بهش یه پاکت دادم و اونم
‫یه سری مدارک توش گذاشت.

00:50:09.208 --> 00:50:11.207
‫همون شد آخرین باری که دیدمش.

00:50:13.500 --> 00:50:15.415
‫حالا اون پاکت مرجوع شده.

00:50:15.541 --> 00:50:18.957
‫این پاکت حاوی مدارکی
‫از دیدارش با دراگشولمه.

00:50:19.958 --> 00:50:23.624
‫می‌خواست مطمئن بشه که
‫پاکت و مدارک برمی‌گرده.

00:50:25.791 --> 00:50:29.457
‫این گزارش یه دادستان دادگاه
‫نظامی در مورد یه حادثه تو افغانستانه.

00:50:29.583 --> 00:50:32.790
‫و همچنین سوابق نیروهای یک دسته خاصه.

00:50:32.916 --> 00:50:39.082
‫- اسم چندتا از قربانی‌ها توشه!
‫- چرا دراگشولم این رو بهش داده؟

00:50:39.208 --> 00:50:41.832
‫یه نوشته کوتاه از مونبرگ هم هست.

00:50:43.833 --> 00:50:47.082
‫"درخواست بررسی مجدد پرونده"

00:50:47.791 --> 00:50:50.457
‫می‌فهمم که باید استعفا بدم.

00:50:52.875 --> 00:50:54.707
‫واقعا متاسفم.

00:50:57.625 --> 00:50:59.499
‫بازم کرابه‌ست.
‫چیکار کنیم؟

00:51:05.666 --> 00:51:09.415
‫- جلسه چطور بود؟
‫- پنج نفرشون انصراف دادن.

00:51:10.208 --> 00:51:13.540
‫بعضی از بستگان‌شون از
‫بابت مرگ گرونر نگران بودن.

00:51:13.666 --> 00:51:16.540
‫همه‌شون تا ساعت ۹ صبح فردا
‫فرصت دارن تا دوباره راجع‌بهش فکر کنن.

00:51:21.375 --> 00:51:25.040
‫به سوگارد بگو فردا صبح اینجا باشه. از
‫اینجا به بعدش رو خودمون انجام می‌دیم.

00:51:27.000 --> 00:51:33.332
‫دیشب به پرونده لیزبث تامسن
‫تو این سیستم وارد شدی؟

00:51:33.458 --> 00:51:37.207
‫- نه.
‫- به‌نظرت سوگارد این کار رو کرده؟

00:51:38.208 --> 00:51:42.707
‫- نه. از افسرهای امنیتی می‌پرسم.
‫- نیازی نیست.

00:51:51.500 --> 00:51:57.040
‫- جدیدا با افسرهای امنیتی آشنا شدم.
‫- گفتم نیازی نیست.

00:51:57.791 --> 00:51:59.707
‫در حال حاضر هست.

00:52:08.166 --> 00:52:13.332
‫- مبل‌ها زیاد نیستن.
‫- می‌شن.

00:52:17.708 --> 00:52:20.540
‫- حالا چی؟
‫- دیگه هیچی.

00:52:22.250 --> 00:52:27.040
‫جوناس پیش یکی از دوست‌هاش می‌مونه.
‫باید اتاق جدیدش رو رنگ کنم.

00:52:27.166 --> 00:52:30.582
‫- می‌خوای بهت کمک کنم؟
‫- این لطفت رو می‌رسونه.

00:52:32.291 --> 00:52:34.957
‫اما رنگ‌آمیزی درمان خوبیه.

00:52:40.000 --> 00:52:42.624
‫یکمی...

00:52:49.458 --> 00:52:51.540
‫هنوز یکم...

00:52:57.541 --> 00:53:00.207
‫خیلی ازت ممنونم...

00:53:06.000 --> 00:53:09.749
‫تو فقط لب تر کن.
‫میام و کمکت می‌کنم.

00:53:09.875 --> 00:53:11.374
‫مرسی.

00:53:15.541 --> 00:53:18.540
‫کی دیدیش؟
‫اینجا تو پادگان بود؟

00:53:21.125 --> 00:53:25.124
‫- بهتره من برم.
‫- همین جا بمون. به تو هم مربوط می‌شه.

00:53:28.500 --> 00:53:31.082
‫اون می‌خواست محل زندگی تامسن رو بدونه.

00:53:32.208 --> 00:53:38.457
‫من به سیستم تو وارد شدم.
‫متاسفم. گفت مسئله مهمیه.

00:53:38.583 --> 00:53:41.082
‫- گذاشتی بیاد تو پادگان؟
‫- نه.

00:53:42.291 --> 00:53:46.957
‫بهش گفتم یا خودش رو تحویل
‫بده یا دست از سرمون برداره.

00:53:48.833 --> 00:53:51.624
‫- حالا خیالت راحت شد؟
‫- اون کجاست؟

00:53:51.750 --> 00:53:55.499
‫- نمی‌دونم. چطور؟
‫- دزدی شده.

00:53:55.625 --> 00:53:57.582
‫از انبارمون.

00:53:58.375 --> 00:54:00.332
‫یکی که با رویه‌های
‫امنیتی‌مون آشنایی داشته

00:54:00.458 --> 00:54:03.957
‫پنج کیلو مواد منفجره رو دزدیده.

00:54:07.416 --> 00:54:11.499
‫- باید اطلاعات بیشتری داشته باشی.
‫- نه. می‌خوام برم خونه.

00:54:13.083 --> 00:54:14.582
‫لوند...

00:54:22.333 --> 00:54:27.457
‫- چیه؟
‫- هیچ‌کس اینجا دراگشولم رو ندیده.

00:54:28.750 --> 00:54:32.457
‫اون یه چیزهایی می‌دونه.
‫رابن چطور؟

00:54:32.583 --> 00:54:36.040
‫ما اون رو ندیده‌ایم.
‫تامسن رو برسونیم خونه؟

00:54:38.250 --> 00:54:42.374
‫- نه ما با خودمون می‌بریمش.
‫- من نمیام کپنهاگ!

00:54:42.500 --> 00:54:46.874
‫- می‌ذاریم وسایلت رو جمع کنی.
‫- یعنی چی؟

00:54:47.000 --> 00:54:50.374
‫بجنب.
‫قایق ۴۵ دقیقه دیگه حرکت می‌کنه.

00:55:03.750 --> 00:55:06.707
‫اگر تو مسئول جاده‌های اینجایی
‫پس گله و شکایاتی ازت دارم.

00:55:08.250 --> 00:55:13.082
‫- بریکسم. چه خبر؟
‫- با خودمون میاریمش.

00:55:13.208 --> 00:55:18.707
‫- داریم می‌ریم سمت قایق.
‫- با مستاجرش صحبت کردیم.

00:55:18.833 --> 00:55:22.749
‫یه هفته پیش از اداره
‫مالیات باهاش تماس گرفتن.

00:55:23.875 --> 00:55:27.540
‫اونا با تهدید به بیرون انداختنش
‫ازش خواستن وقتی که نامسن اومد

00:55:27.666 --> 00:55:31.749
‫بهشون اطلاع بده. اونا
‫می‌خواستن تامسن رو ببینن.

00:55:32.875 --> 00:55:35.749
‫- خب این چه اهمیتی داره؟
‫- از کارمندان اداره مالیات سوال کردیم.

00:55:35.875 --> 00:55:40.707
‫هیچ‌کدوم‌شون راجع‌به
‫تامسن پرس‌و‌جو نکرده‌ بودن.

00:55:42.583 --> 00:55:45.582
‫احتمالا فقط شما تو اون جزیره نیستید.

00:55:46.458 --> 00:55:48.749
‫خیلی‌خب. مرسی.

00:56:08.750 --> 00:56:11.749
‫- قبلا چنین چیزی دیده‌ای؟
‫- بیا دور بزنیم.

00:56:14.000 --> 00:56:17.415
‫- الان بررسی‌اش می‌کنم.
‫- نه،‌استرنج...

00:56:38.541 --> 00:56:40.290
‫دور بزن! بریم!

00:56:43.041 --> 00:56:44.082
‫همین‌جا بمون.

00:56:44.208 --> 00:56:47.957
‫یه اتفاقاتی تو اون روستا افتاد.
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه.

00:56:48.750 --> 00:56:52.582
‫- من اونجا نبودم. اطلاعات بیشتری ندارم.
‫- پس از کجا می‌دونی یه اتفاقاتی افتاده؟

00:56:52.708 --> 00:56:55.957
‫دوست‌هام گفتن.
‫و حالا هم که مرده‌اند. بریم!

00:56:56.083 --> 00:57:00.040
‫- گفتن که افراد غیرنظامی کشته شدن؟
‫- اونا این کار رو نکردن.

00:57:00.166 --> 00:57:04.249
‫یکی از افسرهای عوضی دیوونه شده بوده.

00:57:04.375 --> 00:57:08.290
‫طبق گزارش دادستان دادگاه
‫نظامی هیچ افسری اونجا نبوده.

00:57:08.416 --> 00:57:11.790
‫اونا از افسری به نام پرک صحبت می‌کردن.

00:57:13.375 --> 00:57:16.665
‫هیچ‌کس حرف‌شون رو باور نکرد.
‫پرونده مختومه شد.

00:57:16.791 --> 00:57:22.415
‫اما اون وکیل حرف‌شون رو باور کرد.
‫اون ازم پرسید که می‌تونم شهادت بدم.

00:57:22.541 --> 00:57:25.540
‫پلیس!
‫بیا بیرون وگرنه شلیک می‌کنم!

00:57:25.666 --> 00:57:27.165
‫همین‌جا بمون.

00:57:34.875 --> 00:57:36.540
‫چی شده؟

00:57:38.458 --> 00:57:39.790
‫برگرد پیش تامسن.
‫همین حالا!

00:58:09.833 --> 00:58:12.332
‫- من مانعت شدم.
‫- تو اینجا بودی؟

00:58:12.458 --> 00:58:14.082
‫نه. چطور؟

00:58:23.625 --> 00:58:25.374
‫برو بیرون!

00:58:25.398 --> 00:58:37.398
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:58:37.422 --> 00:58:49.422
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.