﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:07.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:07.458 --> 00:00:10.999
‫ده روز پیش یک زن در شرایط عجیبی
‫کشته شد.

00:00:11.125 --> 00:00:16.082
‫اتحادیه‌ی مسلمانان انتقام
‫رنجی که دانمارک ایجاد کرده رو میگیره...

00:00:16.208 --> 00:00:19.957
‫خون من ریخته میشه و خیلی‌ها
‫با من میمیرند.

00:00:20.083 --> 00:00:23.082
‫بریکس فکر می‌کنه تو می‌تونی
‫این قضیه رو از دید جدیدی بررسی کنی.

00:00:23.208 --> 00:00:25.374
‫دیوید گرونر، کهنه‌سرباز ۲۸ ساله.

00:00:25.500 --> 00:00:30.207
‫- در مورد جوخه چی می‌دونی؟
‫- ۳ - ۲ آلفا. رابن رهبر جوخه بود.

00:00:30.333 --> 00:00:37.165
‫- میدونی بقیه کجان؟
‫- رابن و لیزبث تامسن.

00:00:37.291 --> 00:00:42.249
‫- اون توی یه جزیره‌ی سوئدی زندگی می‌کنه.
‫- رابن شاید پیداش شه.

00:00:43.250 --> 00:00:47.124
‫- سازمان عفو مشروط درخواستت رو رد کرد.
‫- چرا؟

00:00:47.250 --> 00:00:52.332
‫- چرا نمی‌تونم اونو ببینم؟
‫- رابن دروغ گفت و حالا فرار کرده.

00:00:52.458 --> 00:00:55.874
‫- اون پیداش شد.
‫- شما توافق کردین که همو ببینین؟

00:00:56.000 --> 00:01:02.582
‫- توی اون دهکده یه اتفاقی افتاده.
‫- اونا امکان نداره همین‌جوری غیبشون بزنه.

00:01:03.458 --> 00:01:06.832
‫- چی شده؟
‫- اون خودش رو پرک صدا میزنه.

00:01:06.958 --> 00:01:09.915
‫تامسن! روشنش نکن! صبر کن!

00:01:13.833 --> 00:01:18.582
‫دولت کلی در زمینه‌ی
‫لایحه‌ی تروریسم کار کرده.

00:01:18.708 --> 00:01:24.040
‫- تو وزیر دادگستری میشی؟
‫- من با مونبرگ رابطه‌ی مخفیانه داشتم.

00:01:24.166 --> 00:01:28.165
‫این گزارش یه حادثه توی افغانستانه.

00:01:28.291 --> 00:01:31.290
‫- من میدونم که باید استعفا بدم.
‫- اسم قربانی‌ها!

00:01:31.416 --> 00:01:36.582
‫تو برام چاره‌ای نذاشتی
‫جز این که به رسانه‌ها بگم...

00:01:36.708 --> 00:01:40.207
‫که دولت در مقابله با تروریسم ناتوانه.

00:01:40.333 --> 00:01:43.832
‫- بوخ؟
‫- ما باید جلوی اینو بگیریم.

00:01:43.958 --> 00:01:48.707
‫- این صرفا یه سری اتهاماته.
‫- من شواهد مکتوب دارم.

00:01:48.833 --> 00:01:52.707
‫مونبرگ سکته‌ی قلبی نکرد.
‫اون قرص خورد.

00:01:54.958 --> 00:02:00.332
‫اگه همه‌اش نقشه باشه چی؟
‫ویدئو، رفیق دینی، کودمانی؟

00:02:00.458 --> 00:02:04.040
‫- ارتش آدمای خودشو نمی‌کشه.
‫- شاید کار یه نفر تو ارتشه.

00:02:04.166 --> 00:02:07.790
‫- چرت نگو!
‫- لوند و استرانگ پرونده رو دنبال می‌کنن.

00:02:07.916 --> 00:02:11.874
‫- نه افسر پرکی بود، نه جسدی.
‫- همه‌ی اینا رو چک کردی؟

00:02:12.000 --> 00:02:16.957
‫- جانشینم منو در جریان گذاشت.
‫- اون کی بود؟

00:02:17.083 --> 00:02:22.707
‫جنگ کار کثیفیه. آدمای بیگناه توش میمیرن.
‫برای همینه که سیاستمدارا ما رو می‌فرستن.

00:02:24.125 --> 00:02:29.040
‫من به کمکت نیاز دارم. چرا اون
‫سعی کرد خودش رو بکشه؟

00:02:29.166 --> 00:02:30.165
‫چی؟

00:02:30.291 --> 00:02:33.832
‫- الان وقتش نیست.
‫- مونبرگ توی این پرونده نقش داره.

00:02:33.958 --> 00:02:37.915
‫وکیل کمک اونو برای بازگشایی
‫این پرونده خواست.

00:02:38.041 --> 00:02:43.457
‫وزارت دفاع درخواست یه جلسه
‫با وزیر دادگستری کرده.

00:02:43.583 --> 00:02:47.999
‫در مورد رهبر جوخه رابن.
‫اون توی یه آسایشگاه روانی بوده.

00:02:48.125 --> 00:02:52.040
‫- با ایم تپانچه‌ی بادی هم نمیتونی بخری!
‫- من بهش نیاز دارم!

00:02:52.166 --> 00:02:55.707
‫پدرم در مورد این گوشی می‌دونست.
‫حالت خوبه؟

00:02:55.833 --> 00:02:58.082
‫بهتره اینو بگیری.

00:02:58.208 --> 00:03:01.832
‫تو با تحویل دادن خودت کار خوبی می‌کنی.
‫بذار قبل رفتن لباسامو عوض کنم.

00:03:03.750 --> 00:03:08.707
‫چند نفر توسط یه ستوان یکم به اسم پرک
‫آموزش داده شدن.

00:03:08.833 --> 00:03:11.332
‫پر کا مولر. اون تو تیم اییر بود.

00:03:11.458 --> 00:03:16.540
‫همون خاکسپاری‌ای که می‌خواستن نصیبش شد.
‫این در مورد تحقیقاته؟

00:03:16.666 --> 00:03:20.749
‫یه وکیل همین‌جا بود
‫و همین سوالا رو می‌پرسید.

00:03:20.875 --> 00:03:24.165
‫اون سه ماه قبل واقعه مرد.

00:03:24.291 --> 00:03:27.790
‫سوگارد نمیذاره من جسد رو ببینم.

00:03:28.333 --> 00:03:34.582
‫ما باید اجازه‌ی اونو داشته باشیم تا تابوت
‫رو بیرون بیاریم و ببینیم خالیه یا نه.

00:03:40.166 --> 00:03:46.790
‫- یه مشکلی پیش اومد.
‫- تو قول دادی کمک کنی.
‫[لوردگ دی - ۱۹ نوامبر ۲۰:۰۵]

00:03:46.916 --> 00:03:52.124
‫- من فردا صبح میام.
‫- فردا؟ فردا عروسیمه!

00:03:52.250 --> 00:03:55.415
‫مامان الان نمی‌تونم حرف بزنم.
‫بعدا بهت زنگ میزنم. خداحافظ.

00:03:57.875 --> 00:04:01.874
‫- تا چه عمقی باید بکنیم؟
‫- حدود قد من.

00:04:02.000 --> 00:04:07.374
‫- تابوت هنوز سالمه؟
‫- من تا حالا قبر نکندم.

00:04:07.500 --> 00:04:12.582
‫- مراقب گیاها باشین!
‫- لوند؟ ما یه مشکلی داریم.

00:04:12.708 --> 00:04:18.749
‫ما الان نمی‌تونیم مجوز بگیریم.
‫قاضی میخواد چیزای بیشتری بدونه.

00:04:20.291 --> 00:04:24.624
‫بذار بشنویم کشیش محلی و
‫سرگرد سوگارد چه حرفی دارن.

00:04:25.791 --> 00:04:28.374
‫و مادر شخص متوفی پیداش شده.

00:04:28.500 --> 00:04:30.582
‫من نمی‌تونم با چنین چیزی موافقت کنم.

00:04:32.375 --> 00:04:34.707
‫- ما توی شرایط حساسی هستیم.
‫- اون کجاست؟

00:04:34.833 --> 00:04:40.124
‫اون آدما رو ببر بیرون.
‫من نمیخوام کسی اون‌جا رو بکنه.

00:04:40.250 --> 00:04:45.124
‫- میشه باهات حرف بزنم؟
‫- نه. من نظرم عوض نمیشه. برو!

00:04:45.250 --> 00:04:49.415
‫شاید توی خاکسپاری فرزندتون اشتباهی
‫رخ داده باشه.

00:04:49.541 --> 00:04:52.040
‫شما حق این کارو ندارین! برین!

00:04:52.166 --> 00:04:56.249
‫ما باید مطمئن باشیم که
‫پسر شما توی اون اون تابوته.

00:04:56.375 --> 00:04:59.582
‫و ما به اجازه‌ی شما نیاز داریم.

00:04:59.708 --> 00:05:04.707
‫- من قول میدم با دقت انجامش میدم.
‫- چرا نباید توی تابوت باشه؟

00:05:04.833 --> 00:05:09.540
‫ظاهرا اون سه ماه بعد از زمانی که
‫مرده فرض میشده مرده.

00:05:09.666 --> 00:05:13.999
‫بعضی سربازا توی افغانستان
‫یه چیزی رو شاهد بودن.

00:05:14.125 --> 00:05:19.540
‫ممکنه پسر شما در مورد کشته شدن
‫غیرنظامی‌ها درگیر باشه.

00:05:21.708 --> 00:05:25.124
‫با اجازه‌ی شما ما مستقیما
‫می‌تونیم شروع کنیم.

00:05:25.250 --> 00:05:29.790
‫وگرنه مجبور میشم از کس دیگه
‫اجازه بگیرم.

00:05:34.458 --> 00:05:37.707
‫- تو چجور آدمی هستی؟
‫- من متوجهم که ممکنه...

00:05:37.833 --> 00:05:40.915
‫لوند؟ بریکس میخواد تو رو ببینه.

00:05:48.791 --> 00:05:53.790
‫- ما در مورد نبش قبر حرف نزدیم.
‫- خانواده هیچ وقت جسد رو ندیدن.

00:05:53.916 --> 00:05:58.957
‫- کشیش و سوگارد گفتن...
‫- این کافی نیست!

00:05:59.083 --> 00:06:03.749
‫- بدون رضایت مادرش نمیشه.
‫- هیچ جسدی توی اون تابوت نیست.

00:06:03.875 --> 00:06:08.082
‫- اگه تابوت خالی باشه...
‫- این آدما رو بفرست خونه!

00:06:08.208 --> 00:06:10.040
‫بریکس، یه لحظه صبر کن!

00:06:12.416 --> 00:06:13.582
‫من می‌دونم که حق با منه.

00:06:16.583 --> 00:06:18.082
‫جون هر کی دوست داری به من اعتماد کن!

00:06:18.208 --> 00:06:24.207
‫- سوگارد از پرس و جو شدن امتناع می‌کنه.
‫- الان اونو به مرکز ببر.

00:06:25.458 --> 00:06:28.415
‫- و کشیش چی؟
‫- ما هنوز دنبالش می‌گردیم.

00:06:28.541 --> 00:06:32.707
‫ما نمی‌تونیم منتظر قتل‌های بیشتری باشیم.
‫باید یه کاری بکنیم!

00:06:57.125 --> 00:06:59.749
‫تو بخاطر شوهرت با کشیش ملاقات کردی؟

00:06:59.875 --> 00:07:05.040
‫بله. اون گفت که حالش خوب نیست.
‫الان می‌تونیم بریم؟

00:07:05.166 --> 00:07:08.332
‫شوهرت از دست کشیش عصبانی بود؟

00:07:08.458 --> 00:07:13.707
‫نه. اون می‌دونست فقط می‌خواد کمک کنه.
‫اونا با هم دوست بودن.

00:07:13.833 --> 00:07:17.332
‫- احتمال داشت شوهرت به اون آسیبی بزنه؟
‫- اینقدر بلند حرف نزن!

00:07:17.458 --> 00:07:21.874
‫کشیش با عجله رفته. اون یه جلسه‌ی
‫شورای کلیسا رو فراموش کرده.

00:07:22.000 --> 00:07:27.749
‫اون در حالی دیده شده که با کسی که
‫شبیه شوهرت بوده اینجا رو ترک می‌کرده.

00:07:27.875 --> 00:07:31.540
‫- می‌دونی اونا کجا داشتن می‌رفتن؟
‫- نه.

00:07:31.666 --> 00:07:34.624
‫اون حتی فکر آسیب رسوندن به کشیش
‫هم به ذهنش خطور نمی‌کرد.

00:07:37.166 --> 00:07:38.665
‫ممنونم.

00:07:44.875 --> 00:07:49.707
‫- پیتزا داره سرد میشه.
‫- ما توی راه خونه یکی دیگه می‌خریم.

00:08:00.666 --> 00:08:03.290
‫- داریم کجا میریم؟
‫- مسیر رو ادامه بده!

00:08:03.416 --> 00:08:06.082
‫درگزهلم چی گفت؟
‫چرا اون با تو تماس گرفت؟

00:08:11.208 --> 00:08:16.207
‫- اون داره پرونده رو بازگشایی می‌:نه؟
‫- اینجا بپیچ سمت چپ!

00:08:28.750 --> 00:08:30.999
‫سوئیچ ماشین رو در نیار.

00:08:35.583 --> 00:08:37.832
‫از ماشین فاصله بگیر.

00:08:39.583 --> 00:08:41.415
‫دورتر!

00:08:44.583 --> 00:08:46.582
‫می‌خوای چکار کنی، کشیش؟

00:08:48.000 --> 00:08:50.374
‫این برات فایده‌ای نداره.

00:08:50.500 --> 00:08:52.499
‫پلیس آخرش می‌فهمه.

00:08:53.375 --> 00:08:57.957
‫بله. الو؟ پلیس؟
‫اسم من گونار تورپ هست.

00:08:58.083 --> 00:09:02.415
‫من توی جنگل هارسکون هستم.
‫می‌خوام یه حمله رو گزارش بدم.

00:09:02.541 --> 00:09:05.874
‫این در مورد یه سرباز سابقه،
‫جنس پیتر رابن.

00:09:06.916 --> 00:09:10.124
‫اون با ماشین منو داخل جنگل برد
‫و منو با یه تفنگ تهدید کرد.

00:09:10.250 --> 00:09:13.499
‫نه، من نمی‌دونم اون کجاست.
‫من سر مسیر اصلی منتظرم.

00:09:14.291 --> 00:09:16.874
‫ممنونم.

00:09:19.291 --> 00:09:21.062
‫من نمی‌خوام توی این
‫قضیه نقشی داشته باشم.

00:09:21.086 --> 00:09:23.124
‫اگه دوباره با من تماس
‫بگیری، بهت شلیک می‌کنم.

00:09:23.250 --> 00:09:26.332
‫- درگزهولم چی می‌خواد؟
‫- بدو!

00:09:26.458 --> 00:09:31.457
‫- من هیچی نمی‌دونم. سر جات بمون!
‫- اون میگ، گرونر و تامسن رو دید.

00:09:32.250 --> 00:09:34.249
‫اون می‌خواست اونا علیه افسر شهادت بدن.

00:09:34.375 --> 00:09:39.582
‫من افسر رو خاک کردم،
‫سه ماه قبل حادثه!

00:09:39.708 --> 00:09:41.874
‫حالا گمشو!

00:09:52.250 --> 00:09:57.374
‫چی باعث شد درگزهلم پیدا بشه؟
‫چرا پرونده رو بازگشایی کردن؟

00:09:58.583 --> 00:10:03.915
‫اون می‌خواست من شهادت بدم.
‫من شنیدم اونا در مورد یه افسر حرف میزدن.

00:10:04.583 --> 00:10:07.915
‫- تو می‌دونستی یه چیزی اشتباهه.
‫- نه. من متوجه نبودم.

00:10:08.041 --> 00:10:12.707
‫- من از سوگارد در مورد این پرسیدم.
‫- و سوگارد چی گفت؟

00:10:13.833 --> 00:10:16.665
‫گفت که پرونده‌ای وجود نداشت.
‫همون‌طور که گزارش قاضی نظامی گفت.

00:10:16.791 --> 00:10:22.249
‫من ۲ سال زندانی بودم، بهم مواد می‌دادن،
‫رابطه‌ام رو با خانواده‌ام قطع کردن.

00:10:23.541 --> 00:10:27.707
‫با سوگارد، سرهنگ و
‫بقیه توی پادگان حرف بزن.

00:10:28.583 --> 00:10:30.665
‫نه!

00:10:31.333 --> 00:10:32.832
‫رابن...

00:10:34.208 --> 00:10:36.040
‫منو ببخش.

00:10:40.041 --> 00:10:43.457
‫به همسرت فکر کن!
‫به پسرت فکر کن!

00:11:05.000 --> 00:11:10.457
‫مردم شوکه شدن. ۴ قتل!
‫چرا ما کاری نمی‌کنیم؟

00:11:10.583 --> 00:11:14.124
‫تحقیقات پیچیده‌ست.

00:11:14.250 --> 00:11:18.749
‫بخاطر بنیادگراییه.
‫ما تحت حملات تروریستی هستیم.

00:11:18.875 --> 00:11:20.341
‫قضیه به همین سادگی نیست.

00:11:20.365 --> 00:11:23.124
‫چرا فکر می‌کنی این
‫قضیه‌ی کیری پیچیده‌ست؟

00:11:23.250 --> 00:11:26.040
‫با اینکه این جلسه محرمانه‌ست،

00:11:26.166 --> 00:11:30.332
‫وزیر کشور نباید کلمات رکیک به کار ببره.

00:11:30.916 --> 00:11:33.374
‫بله، البته. ببخشید.

00:11:34.500 --> 00:11:39.082
‫اما ما با هم توی این قضیه هستیم.
‫هیچ پیشرفتی صورت نگرفته.

00:11:39.208 --> 00:11:42.707
‫اپوزوسیون خوشحاله و
‫حزب مردم صبرش لبریز شده

00:11:42.833 --> 00:11:47.874
‫چون وزارت دادگستری لایحه‌ی تروریسم
‫رو قبول نمی‌کنه.

00:11:48.000 --> 00:11:52.790
‫- ما باید بررسیش کنیم.
‫- چیو بررسی کنیم؟

00:11:53.333 --> 00:11:55.797
‫من این سازمان‌های
‫اسلامی رو میشناسم،

00:11:55.821 --> 00:11:58.665
‫این آدمایی که تو ازشون
‫محافظت می‌کنی رو میشناسم.

00:11:58.791 --> 00:12:03.749
‫اگه بذاری دموکراسی رو با قانون شریعت
‫عوض می‌کنن.

00:12:03.875 --> 00:12:08.499
‫هیچ کدوم از همکارای خارج از کشورم
‫نمی‌فهمن که چرا هیچ کاری نمی‌کنیم.

00:12:08.625 --> 00:12:12.124
‫اگه این سازمان‌ها در
‫این قضیه دخیل باشن چی؟

00:12:13.291 --> 00:12:16.374
‫برای همین من درخواست این جلسه رو دادم.

00:12:16.500 --> 00:12:21.457
‫توماس میخواد که به ما
‫دیدگاهش رو توضیح بده.

00:12:21.583 --> 00:12:28.165
‫این دیگه به قضیه ربطی نداره.
‫اون یه سوتفاهم بود.

00:12:28.291 --> 00:12:32.165
‫- اینجا چه خبره؟
‫- گوش کنین.

00:12:32.291 --> 00:12:38.040
‫همه‌ی ما می‌دونیم که
‫بوخ شروع آسونی نداشته.

00:12:38.166 --> 00:12:42.290
‫چون اون قطعا لایحه‌ی تروریسم رو
‫تصویب می‌کنه اگه بتونه در آرامش کار کنه.

00:12:42.416 --> 00:12:47.165
‫بیاین روی دشمن مشترکمون تمرکز کنیم،
‫و همدیگه رو مقصر ندونیم.

00:12:47.291 --> 00:12:51.082
‫هر کدوم از ما می‌تونستیم جای بوخ باشیم.

00:12:51.208 --> 00:12:53.707
‫ببخشید. راسینگ هستم.

00:12:55.208 --> 00:12:59.957
‫محافظت از اون سازمان‌ها
‫راه درست برای نشون دادن بردباری نیست.

00:13:00.083 --> 00:13:03.374
‫میشه به صورت خصوصی
‫در این مورد باهات حرف بزنم؟

00:13:03.500 --> 00:13:07.582
‫- قضیه چیه؟
‫- این خیلی طول نمی‌کشه. قول میدم.

00:13:07.708 --> 00:13:11.332
‫پلیس و بخش ویژه رو
‫بذارین که روی این کار کنن.

00:13:11.458 --> 00:13:13.624
‫به نظر میاد که پلیس خیلی سرش شلوغه.

00:13:14.625 --> 00:13:19.374
‫به وزارت دفاع اطلاع داده شده...

00:13:19.500 --> 00:13:23.540
‫که قراره یه سرباز مرده نبش قبر بشه.

00:13:23.666 --> 00:13:28.999
‫- چی داری میگی؟
‫- فرد داغدیده خیلی ناراحته.

00:13:30.000 --> 00:13:33.749
‫بوخ، تو توضیحی در این مورد داری؟

00:13:38.208 --> 00:13:42.665
‫من کاملا در این مورد اطلاع ندارم،‌
‫اما بذارین...

00:13:44.125 --> 00:13:47.790
‫شاید تازه سر کار اومده باشی،‌
‫اما نمی‌تونم ازت محافظت کنم...

00:13:47.916 --> 00:13:51.874
‫انگار نظرت در مورد مانبرگ عوض شده.

00:13:52.000 --> 00:13:55.207
‫- دلیل این نبش قبر چیه؟
‫- من زمان لازم دارم.

00:13:56.000 --> 00:13:57.749
‫به من بگو چه خبره.

00:13:59.166 --> 00:14:03.540
‫بهتره که نخست وزیر در مورد
‫چنین مسائلی ندونه.

00:14:04.916 --> 00:14:06.915
‫من به این رسیدگی می‌کنم.

00:14:07.041 --> 00:14:11.457
‫اما بعدها نباید گفته بشه که
‫نخست‌وزیر در این مورد مطلع بوده.

00:14:11.583 --> 00:14:16.332
‫- این ممکنه تو رو به خطر بندازه.
‫- چی داری میگی؟

00:14:17.708 --> 00:14:23.790
‫شاید در مورد اینکه مانبرگ تنها مقصره
‫اشتباه می‌کردم.

00:14:25.041 --> 00:14:29.457
‫درخواست یه جلسه با حزب مردم بده.

00:14:29.583 --> 00:14:33.332
‫خیالشون رو راحت کن، بگو ما لایحه‌ی تروریسم
‫رو تایید می‌کنیم.

00:14:33.458 --> 00:14:37.457
‫اما باید یه بار دیگه در مورد سازمان‌ها
‫تحقیق کنیم.

00:14:39.041 --> 00:14:42.040
‫- برای چه مدتی؟
‫- دو روز.

00:14:42.666 --> 00:14:47.374
‫من و تازه‌کاریم رو مقصر بدون.
‫کرابه اینو متوجه میشه.

00:14:48.458 --> 00:14:51.332
‫ما وقتمون تنگه. میشه به یه تصمیمی برسیم؟

00:14:54.333 --> 00:14:57.707
‫من با کرابه حرف میزنم.
‫من به توماس ۲۴ ساعت وقت میدم...

00:14:57.833 --> 00:15:00.415
‫تا شرایط خاصی رو بررسی کنه.

00:15:00.541 --> 00:15:05.124
‫- میشه بپرسم چه شرایطی؟
‫- نه. لطفا به بقیه اطلاع بده.

00:15:10.208 --> 00:15:14.374
‫تو ادعا کردی که افسری به اسم پرک
‫رو نمی‌شناسی.

00:15:14.500 --> 00:15:16.332
‫هنوزم نمی‌شناسم.

00:15:17.125 --> 00:15:20.624
‫نام مستعار افسر پر کی. مولر پرک بود...

00:15:20.750 --> 00:15:23.999
‫و اون توی تیم اگیر بود، مثل تو.

00:15:24.125 --> 00:15:27.124
‫درسته. چند تا از افسرها این
‫لقب رو روش گذاشته بودن.

00:15:27.250 --> 00:15:31.832
‫- بخاطر این منو کشوندین اینجا؟
‫- فقط سوال رو جواب بده.

00:15:31.958 --> 00:15:36.040
‫تو و کشیش وظیفه به مراسم
‫خاکسپاری اون رفتین. چرا؟

00:15:36.166 --> 00:15:40.874
‫ما توی پرواز برگشت تابوت رو همراهی کردیم
‫و می‌خواستیم ادای احترام کنیم.

00:15:41.000 --> 00:15:44.249
‫چرا به خانواده‌اش اجازه
‫ندادن که جسد اونو ببینن؟

00:15:44.375 --> 00:15:48.290
‫- اون توی یه انفجار مرد.
‫- بگو ببینم.

00:15:48.416 --> 00:15:53.999
‫سرش از بقیه‌ی بدنش جدا شده بود.
‫قضیه چیه؟

00:16:00.458 --> 00:16:03.874
‫با یه افسر مرده به اسم پرک،‌
‫حتما غافلگیر شدی...

00:16:04.000 --> 00:16:08.374
‫وقتی رابن و بقیه ادعا کردن که
‫یه افسری با این اسم رو ملاقات کردن.

00:16:08.500 --> 00:16:13.790
‫نه. این گزارش‌ اونا رو باورنکردنی‌تر کرد.
‫من اونو دفن کردم!

00:16:13.916 --> 00:16:18.499
‫- چرا تو به تنهایی اونو مرده اعلام کردی؟
‫- این مسخره‌ست!

00:16:18.625 --> 00:16:23.999
‫- چرا کالبدشکافی انجام نشد؟
‫- من چیزی که ازش مونده بود رو دیدم!

00:16:24.125 --> 00:16:28.707
‫ما می‌ترسیدیم که مرگ اون خودخواسته بوده.

00:16:28.833 --> 00:16:33.165
‫- تو ادعا می‌کنی که اون خودکشی کرده؟
‫- ما هیچ وقت نمی‌فهمیم.

00:16:33.291 --> 00:16:37.957
‫- اما بخاطر خانواده‌اش...
‫- چرت نگو!

00:16:38.083 --> 00:16:43.082
‫ما می‌خوایم یه تابوت خالی رو باز کنیم،
‫پس این چرت و پرتا رو به من نگو!

00:16:43.708 --> 00:16:46.290
‫نگو که می‌خواین اونو نبش قبر کنین!

00:16:47.208 --> 00:16:48.707
‫لوند...

00:16:51.833 --> 00:16:57.249
‫- تابوت بیرون کشیده شد.
‫- خب؟

00:17:02.958 --> 00:17:05.790
‫سلام، لوند. خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

00:17:05.916 --> 00:17:11.540
‫فقط وقتی تو هستی چنین کارایی
‫گیرم میاد.

00:17:11.666 --> 00:17:14.040
‫خب، سفیدپوست، بیست و خورده‌ای ساله.

00:17:14.166 --> 00:17:19.582
‫استخون رانش نشون میده که
‫حدود ۱۸۰ سانت قد داره.

00:17:19.708 --> 00:17:25.207
‫اون به طرز فجیعی مرده.
‫به نظرم انفجار بوده.

00:17:25.333 --> 00:17:31.207
‫وضعش داغونه. منو یاد یه زمانی
‫توی منطقه‌ی بالکان میندازه که...

00:17:31.333 --> 00:17:37.249
‫نمی‌تونه اون باشه. تو نمی‌تونی مطمئن
‫باشی که اون پر کی. مولر هست.

00:17:37.375 --> 00:17:42.165
‫- ما باید اونو ببریم...
‫- تو نمی‌تونی مطمئن بشی!

00:17:42.291 --> 00:17:46.999
‫ممکنه کس دیگه باشه.
‫ممکنه یه جسد دیگه رو گذاشته باشن.

00:17:47.125 --> 00:17:51.124
‫- اون به طور قطعی پر کی مولر نیست.
‫- اون چیه؟

00:17:55.791 --> 00:17:59.749
‫ما یه آزمایش دی‌ان‌ای می‌گیریم.
‫دندونش چی؟

00:17:59.875 --> 00:18:01.874
‫این نمی‌تونه درست باشه.

00:18:03.666 --> 00:18:06.124
‫این نمی‌تونه خودش باشه.

00:18:08.416 --> 00:18:11.999
‫سوگارد و کشیش نذاشتن اونا
‫جسد رو ببینن.

00:18:14.375 --> 00:18:18.207
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.
‫من می‌دونم..

00:18:26.416 --> 00:18:28.874
‫جمعش کنین.

00:18:49.500 --> 00:18:52.707
‫هی. چه خبره؟

00:18:52.833 --> 00:18:55.374
‫- کسی اینجا دفن شده؟
‫- نه.

00:18:55.500 --> 00:19:02.457
‫یه پلیس خل فکر می‌کرد یه
‫تابوت خالی اینجا خاک شده.

00:19:03.166 --> 00:19:05.999
‫انگار کار بهتری ندارن که بکنن.

00:19:15.208 --> 00:19:20.790
‫«اژدها خودش رو دور شهر جمع کرد،
‫دمش رو گاز گرفت و به خواب رفت.»

00:19:25.125 --> 00:19:28.540
‫تو هم باید بخوابی. فردا
‫ما اتاقتو خوشگل می‌کنیم.

00:19:28.666 --> 00:19:31.624
‫چرا اونا دنبال بابا هستن؟
‫اون رفته؟

00:19:35.125 --> 00:19:40.749
‫اون داره قایم موشک بازی می‌کنه،
‫مثل شماها توی مهدکودک.

00:19:40.875 --> 00:19:43.624
‫حالا دراز بکش و بخواب.

00:19:43.750 --> 00:19:49.665
‫- اونا از دست بابا عصبانین؟
‫- نه. اونا فقط میخوان پیداش کنن.

00:19:49.791 --> 00:19:53.207
‫وقتی پیداش کردن ما می‌تونیم دوباره
‫بهش سر بزنیم.

00:19:54.291 --> 00:19:57.624
‫بریم فردا اسکوتر جدیدت رو امتحان کنیم؟

00:20:03.166 --> 00:20:05.165
‫خوب بخوابی، عزیزم.

00:20:12.500 --> 00:20:17.665
‫بله، البته. متوجهم. ممنون. خداحافظ.

00:20:20.375 --> 00:20:22.207
‫اونا کشیش رو پیدا کردن.

00:20:23.625 --> 00:20:26.874
‫اونا گفتن ینس اونو برده
‫به جنگل و تفنگ سمتش گرفته.

00:20:31.083 --> 00:20:35.290
‫اون حالش خوبه، فقط یکمی مصدوم شده.

00:20:35.416 --> 00:20:40.332
‫من می‌خواستم مطمئن شم که تو حالت خوبه.
‫بهتره پادگان رو ترک نکنی.

00:20:41.958 --> 00:20:43.957
‫من می‌خوام بدونم که چه خبره.

00:20:46.333 --> 00:20:51.040
‫اینجا مواد منفجره پیدا شده.
‫تو و سوگارد بازجویی شدین.

00:20:51.166 --> 00:20:57.040
‫- و حالا کشیش داستان خودش رو میگه.
‫- این یه بازجویی روتین بود.

00:20:57.166 --> 00:21:01.540
‫چرت نگو! ینس گفت یه اتفاق بدی
‫توی افغانستان افتاده.

00:21:01.666 --> 00:21:03.499
‫در این مورد درست میگه.

00:21:04.250 --> 00:21:06.249
‫سه سرباز از این جوخه کشته شدن.

00:21:06.375 --> 00:21:11.290
‫- اون اتفاق این نبود، مگه نه؟
‫- یه توضیح ساده هست.

00:21:11.416 --> 00:21:15.957
‫به عنوان سرجوخه،‌ ینس تصمیم اشتباهی گرفت.
‫منم جاش بودم حس بدی پیدا می‌کردم.

00:21:16.083 --> 00:21:19.040
‫پس فکر می‌کنی اون از روی عذاب وجدان
‫اقدام کرده؟

00:21:19.166 --> 00:21:22.915
‫وقتش رسیده بفهمی ینس جنبه‌هایی
‫داره که تو نمی‌دونی.

00:21:24.416 --> 00:21:27.332
‫درسته. می‌خوام که بری.

00:21:27.458 --> 00:21:29.790
‫چرا وقتی یوناس به دنیا
‫اومد اون به جنگ رفت؟

00:21:29.916 --> 00:21:34.207
‫- اون به عراق فرستاده شد.
‫- نه. اون یه قرارداد نداشت.

00:21:34.333 --> 00:21:37.874
‫اون داوطلب شد.
‫اون می‌خواست که بره!

00:21:38.000 --> 00:21:42.415
‫- ینس مردی نیست که فکر می‌کنی...
‫-برو!

00:21:43.916 --> 00:21:45.915
‫از اینجا برو!

00:21:56.416 --> 00:21:59.874
‫راسینگ درخواست یه جلسه با مانبرگ کرد...

00:22:00.000 --> 00:22:02.874
‫و رابن موضوع بحث بود.

00:22:03.000 --> 00:22:08.332
‫دلیل رسمی «جلوگیری از جرائم در
‫میان سربازان از جنگ برگشته» بود.

00:22:08.458 --> 00:22:12.332
‫رابن تنها سربازی نیست که
‫به عنوان نمونه ازش اسم برده شده.

00:22:12.458 --> 00:22:13.957
‫بخور، پلوغ. این خیلی خوشمزه‌ست.

00:22:14.083 --> 00:22:21.040
‫وزارت دفاع نمی‌خواست اسم رابن رو افشا کنه.

00:22:21.166 --> 00:22:25.124
‫- چرا صورت جلسه‌ای در کار نیست؟
‫- وزا تنها بودن.

00:22:25.250 --> 00:22:28.374
‫من درگیر یه لایحه بودم.

00:22:28.500 --> 00:22:33.999
‫مانبرگ به رای‌دهنده‌هاش قول داده
‫که هزینه‌های خدمات نظارتی رو کاهش بده.

00:22:34.125 --> 00:22:36.665
‫دسری هم هست؟

00:22:36.791 --> 00:22:42.999
‫اگه مانبرگ در مورد این
‫پرونده‌ی نظامی می‌دونست...

00:22:43.125 --> 00:22:46.915
‫و وقتی درگزهولم کشته
‫شد به پلیس اطلاع نداد...

00:22:47.041 --> 00:22:50.374
‫پلیس و بخش ویژه چی گفتن؟

00:22:50.500 --> 00:22:55.374
‫فعلا اونا دارن در مورد
‫نبش قبر سرباز بحث می‌کنن.

00:22:55.500 --> 00:22:58.249
‫بخش ویژه مخالف این بود.

00:22:58.375 --> 00:23:05.540
‫من می‌خوام در موردش اطلاع پیدا کنم.
‫بفم به مانبرگ چی گفته شده.

00:23:06.541 --> 00:23:10.915
‫- مانبرگ دفتر ثبت وقایع داره؟
‫- می‌تونم از همسرش بپرسم.

00:23:11.041 --> 00:23:16.290
‫نه. بذار من این کارو بکنم. در همین
‫حین می‌تونی با کارینا حرف بزنی.

00:23:16.416 --> 00:23:20.707
‫من ازش خواستم بیاد تا ازش تشکر کنم،
‫و ازش بخوام کارشو ادامه بده.

00:23:20.833 --> 00:23:25.457
‫اون نمی‌تونه این کارو بکنه. فرایند‌های
‫انظباطی باید انجام بشه. اون جایگزین میشه.

00:23:26.375 --> 00:23:28.790
‫شماره‌ی همسر مانبرگ رو بگیر.

00:23:28.916 --> 00:23:32.207
‫ما نمی‌تونیم کاری که
‫اون کرده رو نادیده بگیریم.

00:23:32.333 --> 00:23:36.207
‫اون حتی بعد از اخراج شدنش
‫از رمز خودش استفاده کرد.

00:23:36.333 --> 00:23:41.749
‫- باهاش حرف بزن.
‫- نه! من با کارینا حرف نمیزنم.

00:23:44.000 --> 00:23:48.249
‫شب بخیر. توماس بوخ هستم.
‫ببخشید که این ساعت مزاحم شدم.

00:23:49.708 --> 00:23:52.707
‫می‌تونم با هن مانبرگ حرف بزنم؟

00:23:57.375 --> 00:24:00.207
‫- توماس گفت که تو می‌خوای منو ببینی.
‫- آره...

00:24:01.750 --> 00:24:05.249
‫نه. این فکر خودش بود.
‫من مطلع نبودم.

00:24:07.500 --> 00:24:09.207
‫باشه.

00:24:14.666 --> 00:24:18.040
‫می‌خوام بدونی که از کار کردن توی اینجا
‫لذت بردم.

00:24:18.166 --> 00:24:21.415
‫من تخصص تو رو تحسین می‌کنم.

00:24:23.041 --> 00:24:26.332
‫اما خیلی رو مخی.

00:24:26.458 --> 00:24:30.957
‫من ۳ تا پرستار بچه رو عوض کردم
‫چون باید هر روز اینجا می‌بودم...

00:24:31.083 --> 00:24:35.957
‫تا خواسته‌های غیرممکنت رو برآورده کنم.
‫اما هیچ وقت برات کافی نبود.

00:24:36.083 --> 00:24:39.790
‫- همه چیز باید درست انجام بشه.
‫- ظاهرا این‌طور نبوده.

00:24:41.166 --> 00:24:46.707
‫تو خیلی خودتو میگیری! اینکه من
‫با مانبرگ خوابیدم خیلی ناامیدت کرد!

00:24:47.625 --> 00:24:51.915
‫من تازه طلاق گرفته بودم.
‫اما ما در مورد این چیزا حرف نمی‌زنیم!

00:24:52.041 --> 00:24:56.249
‫کی تا حالا از من در مورد
‫زندگی شخصیم پرسیدی؟

00:24:56.375 --> 00:25:01.040
‫هیچ وقت! اما هر وقت اتفاقی می‌افتاد که...

00:25:01.166 --> 00:25:05.207
‫در مورد قوانین نبود خیلی خودتو می‌گرفتی.

00:25:05.333 --> 00:25:08.249
‫تو لیاقتت بهتر از اونه!

00:25:09.041 --> 00:25:12.749
‫کارینا! چطور تونستی
‫شغلتو اینجوری خراب کنی؟

00:25:12.875 --> 00:25:16.665
‫بعد از همه‌ی کارهایی که کردیم، بعد از همه‌ی
‫چیزایی که بهت یاد دادم. برای یه لحظه...

00:25:16.791 --> 00:25:18.874
‫حالت چطوره؟

00:25:20.208 --> 00:25:23.624
‫همسر مانبرگ گفت که اون دفتر
‫ثبت وقایع نداره.

00:25:23.750 --> 00:25:28.332
‫اما اون به هوش اومده. وضعیتش پایداره.

00:25:28.458 --> 00:25:32.249
‫ما باید در اسرع وقت باهاش حرف بزنیم.

00:25:32.375 --> 00:25:37.290
‫- من به بیمارستان زنگ می‌زنم.
‫- ما باید قبل راسینگ بهش برسیم.

00:25:37.416 --> 00:25:41.874
‫از سیستممون منو در جریان
‫قضیه‌ی رابن بذار.

00:25:42.000 --> 00:25:46.499
‫و بفهم پلیس و بخش ویژه چه
‫موضعی دارن. بجنب!

00:25:52.000 --> 00:25:56.165
‫- تو پرستار بچه داری؟
‫- بهش رسیدگی شده.

00:26:02.083 --> 00:26:04.415
‫پزشک قانونی دندونش رو بررسی کرده.

00:26:04.541 --> 00:26:09.624
‫شکی در مورد هویت اون سرباز نیست.

00:26:14.458 --> 00:26:19.290
‫یا لوند به فنا میره یا تو.

00:26:20.000 --> 00:26:21.999
‫منظورم رو گرفتی؟

00:26:24.083 --> 00:26:27.207
‫من ازت محافظت می‌کنم، اما باید
‫این قضیه روشن بشه.

00:26:27.333 --> 00:26:31.832
‫بخش ویژه یه چیزی پیدا کرده.

00:26:31.958 --> 00:26:35.374
‫اونا رابن رو پیدا کردن.

00:26:35.500 --> 00:26:38.999
‫اون ماشین کشیش رو رها کرده
‫و پیاده مسیرش رو ادامه داده.

00:26:41.083 --> 00:26:45.499
‫- گرفتنش؟
‫- کونیگ فردا به ما اطلاع میده.

00:26:45.625 --> 00:26:49.249
‫میشه ازش بپرسی کاری از دست ما
‫بر میاد یا نه؟

00:26:57.333 --> 00:26:59.999
‫به این فکر می‌کنم چقدر
‫ممکنه اشتباه کرده باشی.

00:27:08.416 --> 00:27:10.499
‫کارتت هم بده، لطفا.

00:27:15.583 --> 00:27:20.415
‫من به گدسر اطلاع میدم
‫که می‌تونی کارت رو اونجا ادامه بدی.

00:27:22.791 --> 00:27:26.082
‫سرگرد سوگارد رو بفرست خونه.
‫من با بخش ویژه صحبت می‌کنم.

00:27:26.208 --> 00:27:29.207
‫بذار دو دقیقه‌ی دیگه باهات حرف بزنم.

00:27:47.125 --> 00:27:49.040
‫می‌خوای برسونمت خونه؟

00:27:57.625 --> 00:28:03.040
‫- ممنون بابت...
‫- لوند، من متاسفم...

00:28:04.541 --> 00:28:08.290
‫من فردا بهت زنگ می‌زنم.

00:28:08.416 --> 00:28:11.415
‫به مادرت سلامم رو برسون...

00:28:18.250 --> 00:28:21.124
‫رابن ماشین کشیش رو ول کرد.

00:28:21.250 --> 00:28:27.249
‫یه ولوو در نزدیکی اونجا دزدیده شده.
‫ما اونو حدود ساعت ۲ صبح پیدا کردیم.

00:28:28.458 --> 00:28:31.249
‫اون ۳ ساعت خوابید، بعدش رانندگی کرد.

00:28:31.375 --> 00:28:35.082
‫اون نزدیک پادگانه.

00:28:35.208 --> 00:28:40.665
‫- چرا اینجا نگیریمش؟
‫- رابن آخرین نفر از اون جوخه هست.

00:28:40.791 --> 00:28:47.124
‫- اون قربانی احتمالی بعدیه.
‫- پس می‌خوای به عنوان طعمه ازش استفاده کنی؟

00:28:47.250 --> 00:28:50.332
‫من بنیادگراها رو دنبال می‌کنم.

00:28:50.458 --> 00:28:54.249
‫اما دیر یا زود قاتل‌ها به رابن می‌رسن.

00:28:54.375 --> 00:28:58.207
‫- افراد ما می‌تونن کمکت کنن.
‫- ممنون.

00:28:59.083 --> 00:29:03.790
‫افراد ما مجهزتر هستن. شما باید
‫دوباره سازماندهی بشین چون لوند...

00:29:03.916 --> 00:29:07.457
‫ما به این عدم همکاری رسیدگی کردیم.

00:29:07.583 --> 00:29:08.915
‫ما آماده‌ایم.

00:29:09.041 --> 00:29:13.207
‫این خیلی خیال وزارت
‫دادگستری رو راحت می‌کنه.

00:29:14.458 --> 00:29:16.999
‫من می‌خوام اینو ببینین.

00:29:17.125 --> 00:29:22.415
‫پناهنده‌های ولایت هلمند دو سال اخیر
‫توی دانمارک زندگی کردن.

00:29:22.541 --> 00:29:28.082
‫- اونا ممکنه دنبال انتقام باشن.
‫- ببین.

00:29:28.208 --> 00:29:33.499
‫روی بعضی‌هاشون باید نظارت بشه، از بقیه باید
‫بازجویی بشه، هیچ کسی نباید نبش قبر بشه!

00:29:34.125 --> 00:29:37.707
‫یه لحظه وقت داری؟ لنارت، بیا حرف بزنیم.

00:29:43.208 --> 00:29:46.332
‫چرا رابن با زور اسلحه تو رو
‫به جنگل برد؟

00:29:46.458 --> 00:29:51.707
‫نمی‌دونم. شاید حالش خوب نبوده.

00:29:51.833 --> 00:29:55.499
‫اون تحت فشار شدیدی بود.

00:29:55.625 --> 00:29:59.499
‫من سعی کردم باهاش منطقی حرف بزنم.

00:29:59.625 --> 00:30:03.749
‫جنگ بلاهای عجیبی سر آدم میاره.

00:30:03.875 --> 00:30:09.915
‫ما اینو توی کلیسات پیدا کردیم.
‫کارت تماس ان دراگزهولم.

00:30:10.041 --> 00:30:13.582
‫- اونجا چکار می‌کرد؟
‫- حتما دست رابن بوده.

00:30:13.708 --> 00:30:18.457
‫- تو اونو می‌شناختی؟
‫- نه. رابن در مورد اون حرف میزد.

00:30:18.583 --> 00:30:21.749
‫اما هیچ وقت اونو ندیدم.
‫اون کارت هم ندیدم.

00:30:22.500 --> 00:30:26.249
‫میشه الان برم؟ امروز یکشنبه‌ست.
‫باید مراسم کلیسا رو اجرا کنم.

00:30:28.625 --> 00:30:30.999
‫باشه، مشکلی نیست.

00:30:34.916 --> 00:30:39.790
‫- بخش ویژه مراقب رابن هست.
‫- چرا دستگیرش نمی‌کنن؟

00:30:39.916 --> 00:30:43.191
‫ما کاری که اونا گفتن
‫رو می‌کنیم. اینا رو ببین.

00:30:43.215 --> 00:30:45.540
‫ما باید کشیش رو بررسی کنیم.

00:30:45.666 --> 00:30:50.790
‫پناهنده‌های افغان توی دانمارک.
‫برو ببینشون.

00:30:50.916 --> 00:30:53.832
‫- لوند به کشیش مشکوک بود.
‫- لوند دیگه اینجا نیست.

00:30:54.791 --> 00:30:58.165
‫دیگه چرت و پرت بسه. برو سراغ کارت.

00:31:01.958 --> 00:31:05.290
‫اگه کسی زنگ زد و خواست با لوند
‫حرف بزنه چی بگیم؟

00:31:06.666 --> 00:31:08.915
‫بگو اون رفته عروسی.

00:31:11.000 --> 00:31:15.707
‫من با مادر مولر حرف زدم.
‫خانواده‌اش بخاطر خسارت روحی...

00:31:15.833 --> 00:31:19.665
‫که پلیس باعثش شده شکایت می‌کنن.

00:31:20.541 --> 00:31:24.082
‫من با کشیش میدانی سابق خودمون
‫صحبت کردم. اون شوکه شده.

00:31:24.958 --> 00:31:27.624
‫سوال اینه که حرکت بعدی رابن چیه.

00:31:27.750 --> 00:31:32.624
‫انگار هیچ چاره‌ای نداره.
‫اون آخرین نفر از جوخه هست.

00:31:32.750 --> 00:31:34.415
‫حتما تحت فشار زیادیه.

00:31:34.541 --> 00:31:38.790
‫بهتره وقتی از پادگان میایم بیرون
‫چشم و گوشمون رو باز نگه داریم.

00:31:39.958 --> 00:31:45.249
‫- تو لوئیس رو مطلع کردی؟
‫- اون یکی از بهترین‌ها بود.

00:31:45.375 --> 00:31:48.915
‫وقتی بقیه تسلیم میشدن،
‫رابن هنوز ۱۰ درصد دیگه توان داشت.

00:31:49.041 --> 00:31:52.457
‫حیف که توی طولانی مدت دووم نیورد.

00:31:54.416 --> 00:31:58.749
‫ما ادعاهای رابن و جوخه‌اش رو بررسی کردیم؟

00:32:00.041 --> 00:32:05.749
‫- چقدر مطمئنیم؟
‫- ۱۰۰ درصد مطمئنیم. چطور؟

00:32:10.458 --> 00:32:14.707
‫این چند روز گذشته خیلی سخت بوده.
‫می‌تونم بهت مرخصی بدم.

00:32:14.833 --> 00:32:17.832
‫لازم نیست. بازم ممنون.

00:32:26.916 --> 00:32:30.832
‫گرسنه‌ای؟ ساندویچ می‌خوای؟

00:32:35.000 --> 00:32:36.499
‫بیا.

00:32:52.125 --> 00:32:54.124
‫ما فقط دو دقیقه وقت داریم.

00:32:57.083 --> 00:32:59.207
‫باید از پادگاه بیای بیرون!

00:32:59.333 --> 00:33:03.082
‫- تو با کشیش چکار کردی؟
‫- هیچی. اونا دارن بهت دروغ میگن.

00:33:03.208 --> 00:33:08.082
‫در مورد چی؟ پدرم در مورد اون
‫حادثه بهم گفت. تو عذاب وجدان داری.

00:33:08.208 --> 00:33:10.707
‫- قضیه این نیست.
‫- پس چیه؟

00:33:10.833 --> 00:33:14.957
‫اونا دارن کاری که یه افسر کرد
‫رو لاپوشونی می‌کنن.

00:33:15.083 --> 00:33:18.124
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم. سوگارد.

00:33:18.250 --> 00:33:22.790
‫- شاید بقیه. پدرت.
‫- پدرم؟

00:33:26.750 --> 00:33:28.915
‫من اینو باور نمی‌کنم.

00:33:31.833 --> 00:33:37.749
‫سارا لوند توی اداره‌ی پلیس رو پیدا کن.
‫بهش بگو بررسی کنه که...

00:33:37.875 --> 00:33:41.915
‫این حقیقت داره که وقتی یوناس
‫به دنیا اومد تو داوطلب شدی؟

00:33:45.750 --> 00:33:50.582
‫- کی اینو بهت گفته؟
‫- راستشو بگو.

00:33:52.916 --> 00:33:58.624
‫آره، حقیقت داره. متوجه نیستی که
‫اونا دارن سعی می‌کنن ما رو جدا کنن؟

00:33:59.541 --> 00:34:01.874
‫این چیزی نیست که تو فکر می‌کنی.

00:34:03.791 --> 00:34:09.874
‫بعد از چیزهایی که دیدم و انجام دادم،
‫من لیاقت اونو ندارم.

00:34:11.166 --> 00:34:14.082
‫- اون خیلی پاک بود. من نبودم.
‫- ولم کن!

00:34:15.250 --> 00:34:18.707
‫من تغییر کردم. فقط می‌خوام بیام خونه
‫و پیش تو باشم.

00:34:18.833 --> 00:34:21.957
‫مامانو ول کن! ولش کن!

00:34:33.375 --> 00:34:34.874
‫چقدر بزرگ شدی!

00:34:35.833 --> 00:34:38.832
‫منم. بابات.

00:34:45.125 --> 00:34:50.374
‫- می‌تونم ببینمش؟ چه باحاله!
‫- مامان،‌ بیا بریم.

00:34:54.666 --> 00:34:58.540
‫دیگه هیچ وقت سعی نکن ما رو ببینی.

00:35:10.458 --> 00:35:13.290
‫- ترجیح میدی اینجا صبر کنی؟
‫- نه. عیب نداره.

00:35:20.166 --> 00:35:23.499
‫- اومدی.
‫- خوشحالم که می‌بینمت.

00:35:24.458 --> 00:35:26.832
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

00:35:26.958 --> 00:35:32.374
‫انگار طوفان بزرگی به پا شده.

00:35:34.541 --> 00:35:36.374
‫سلام، کارینا.

00:35:40.000 --> 00:35:42.499
‫خوشحالم که تونستی جای منو بگیری.

00:35:42.625 --> 00:35:45.957
‫حالا می‌تونم مراقب این قلب قدیمی باشم.

00:35:47.333 --> 00:35:50.749
‫فکر کنم دیگه اجازه
‫نداشته باشم شکلات بخورم.

00:36:01.291 --> 00:36:04.707
‫خب... ظاهرا مطلع شدی.

00:36:07.708 --> 00:36:11.040
‫من یه مدتیه که حالم خوش نیست.

00:36:11.166 --> 00:36:15.290
‫من نمی‌خوام خانواده‌ام الکی اذیت بشن.

00:36:15.416 --> 00:36:21.874
‫البته که نمیشن. ما فقط می‌خوایم در مورد
‫اون پرونده‌ی قدیمی ارتش حرف بزنیم.

00:36:22.375 --> 00:36:27.249
‫اونی که به تو رسید قبل اینکه...

00:36:27.375 --> 00:36:30.582
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

00:36:30.708 --> 00:36:36.124
‫من اونو برای ان دراگزهولم منتقل کردم...

00:36:36.250 --> 00:36:38.082
‫که از چند سال پیش می‌شناختم.

00:36:38.208 --> 00:36:43.082
‫ما یه جلسه داشتیم. اون داشت طلاق می‌گرفت.
‫ما در مورد قدیما حرف زدیم.

00:36:43.208 --> 00:36:47.499
‫وقتی داشتم می‌رفتم اون پرونده رو به من داد.
‫این پرونده خیلی براش مهم بود.

00:36:48.416 --> 00:36:50.832
‫اما هیچ وقت نتونستم ببینمش.

00:36:53.250 --> 00:36:55.999
‫- چطور؟
‫- تو در مورد پرونده می‌دونستی.

00:36:56.125 --> 00:37:01.915
‫وزارت دفاع در مورد یه
‫سرباز با تو جلسه گرفت.

00:37:02.041 --> 00:37:04.124
‫یه سرباز به اسم ینس پیتر رابن.

00:37:06.166 --> 00:37:09.957
‫متوجه نمیشم.

00:37:10.083 --> 00:37:12.624
‫فقط به من بگو توی جلسه با راسینگ
‫در مورد چی حرف زدی.

00:37:14.291 --> 00:37:17.999
‫این خیلی سال پیشه. من یادم نمیاد...

00:37:18.125 --> 00:37:23.249
‫فرود! تو اطلاعاتی رو در
‫مورد یه پرونده‌ی نظامی...

00:37:23.375 --> 00:37:28.790
‫از پلیس، بخش ویژه و بقیه‌ی
‫دنیا مخفی کردی. دلیلش چیه؟

00:37:29.250 --> 00:37:32.707
‫- چیو داری مخفی می‌کنی؟
‫- کارینا، قضیه چیه؟

00:37:32.833 --> 00:37:35.665
‫چرا در مورد اون سرباز جلسه گرفتین؟

00:37:36.791 --> 00:37:39.040
‫- راسینگ چی گفت؟
‫- تو چی داری میگی؟

00:37:39.166 --> 00:37:44.540
‫تو بعدتر با وزارت دفاع ملاقات کردی،
‫دراگزهولم پرونده رو باز کرد.

00:37:44.666 --> 00:37:47.540
‫اما تو هیچی بروز ندادی.
‫نه حتی وقتی که کشته شد.

00:37:47.666 --> 00:37:51.415
‫اگه اومدی که بابت اشتباهات خودت
‫منو سرزنش کنی، باید ازت بخوام که بری.

00:37:51.541 --> 00:37:54.624
‫راسینگ توی اون جلسه چی گفت؟

00:37:56.000 --> 00:38:01.124
‫بازم ملاقاتی داری؟ این خوب نیست.
‫از نگرانی‌تون ممنونم...

00:38:01.250 --> 00:38:06.082
‫اما دکتر باید شوهرم رو معاینه کنه.

00:38:06.916 --> 00:38:13.165
‫- این براش خوب نیست.

00:38:15.666 --> 00:38:18.165
‫فکر می‌کنم جناب وزیر می‌خواست بره.

00:38:25.625 --> 00:38:26.790
‫بله.

00:38:34.833 --> 00:38:36.499
‫ممنون، پلوغ.

00:38:36.625 --> 00:38:41.374
‫صبر کرابه لبریز شده.
‫اون می‌خواد با تو حرف بزنه.

00:38:41.500 --> 00:38:44.874
‫من ۲۴ ساعت وقت دارم. اونو
‫به دفتر نخست‌وزیر برگردون.

00:38:45.000 --> 00:38:50.749
‫پیشنهاد می‌کنم برای نبش قبر
‫اون سرباز عذرخواهی کنی.

00:38:53.416 --> 00:38:59.124
‫- کی نبش قبر رو سازماندهی کرده؟
‫- شخص مورد نظر اخراج شده.

00:38:59.250 --> 00:39:04.790
‫و این اولین بارش نبوده. وقتی
‫سربازرس بود یه معمای قتل رو حل کرد...

00:39:04.916 --> 00:39:08.749
‫و به تحقیقات در مورد درگیر بودن
‫مقامات محلی ادامه داد.

00:39:09.583 --> 00:39:14.790
‫پیشنهاد می‌کنم بگی که اون
‫اخراج شده و ما انتظار داریم که...

00:39:14.916 --> 00:39:16.332
‫من می‌خوام باهاش حرف بزنم.

00:39:18.583 --> 00:39:22.540
‫تو گفتی اون پرونده‌ی قتل رو حل کرده.
‫شاید یه چیزی بدونه.

00:39:22.666 --> 00:39:26.874
‫تو نمی‌تونی این کارو بکنی. این
‫رابطه‌ی تو رو با پلیس خراب می‌کنه.

00:39:27.000 --> 00:39:32.332
‫اگه مانبرگ حرف نزنه، من باید
‫چیز دیگه‌ای رو امتحان کنم. پیداش کن.

00:39:34.791 --> 00:39:41.874
‫من حالا شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

00:39:42.000 --> 00:39:45.165
‫- می‌تونی عروس رو ببوسی.
‫- واقعا میشه؟

00:39:53.083 --> 00:39:55.415
‫ممنون. خیلی ممنون.

00:39:55.541 --> 00:39:59.457
‫حالا بیاین یه چیزی بخوریم
‫و بنوشیم و ادامه بدیم!

00:40:01.000 --> 00:40:03.874
‫مشخصه که اون جز نیروهای گارد خانگی بوده.

00:40:07.458 --> 00:40:11.124
‫- تبریک میگم، مادربزرگ.
‫- ممنون.

00:40:11.250 --> 00:40:15.790
‫- در مورد این‌که من صحبت کنم...
‫- آره، مختصر حرف بزن.

00:40:15.916 --> 00:40:22.415
‫- باید برای رقص وقت باشه.
‫- ما باید عکس بگیریم.

00:40:22.875 --> 00:40:26.207
‫اینم از زنگ. ما می‌خوایم
‫هدایا روی میز باشه.

00:40:26.333 --> 00:40:30.290
‫از جمله‌ گل‌های تو. اون دسته گل قرمز.

00:40:33.000 --> 00:40:37.207
‫- باشه، ممنون.
‫-همه لطفا برن سر جاشون.

00:40:37.333 --> 00:40:40.749
‫- تبریک میگم.
‫- ممنون. بگین چیز!

00:41:26.708 --> 00:41:31.499
‫- تو هنوز توی مقر پلیس کار می‌کنی؟
‫- نه تا یه مدت.

00:41:33.208 --> 00:41:36.957
‫من توی روزنامه‌ی صبح خوندم که اونا
‫یه سرباز مرده رو نبش قبر کردن.

00:41:42.500 --> 00:41:49.082
‫ببخشید، یه نفر اینجاست که
‫می‌خواد تو رو ببینه. میگه مهمه.

00:41:49.208 --> 00:41:52.999
‫من خیلی مشتاق بودم که
‫این صحبت رو انجام بدم....

00:41:53.125 --> 00:41:57.207
‫پس مستقیم میرم سر اصل مطلب.

00:41:59.208 --> 00:42:02.582
‫عیب نداره. من یه دقیقه صبر می‌کنم.

00:42:02.708 --> 00:42:07.749
‫- کارینا مونک، وزارت دادگستری.
‫- یه نوشیدنی می‌خوریم!

00:42:09.916 --> 00:42:14.165
‫این مکالمه کاملا محرمانه‌ست.

00:42:16.166 --> 00:42:18.582
‫کدوم مکالمه، با کی؟

00:42:22.208 --> 00:42:24.207
‫از این طرف بیا.

00:42:44.416 --> 00:42:46.582
‫سلام. توماس بوک هستم.

00:42:46.708 --> 00:42:51.957
‫کارینا گفت که ما قبلا اتفاقی همو دیدیم.

00:42:52.083 --> 00:42:55.374
‫اما راستش من شدیدا دنبال جواب هستم.

00:42:55.500 --> 00:42:59.790
‫اگه این قضیه در مورد نبش قبره،
‫من خیلی متاسفم.

00:42:59.916 --> 00:43:04.290
‫تو در مورد اتهاماتی علیه نیروهای دانمارکی
‫در افغانستان چیزی می‌دونی؟

00:43:05.875 --> 00:43:07.957
‫من...

00:43:08.083 --> 00:43:12.457
‫نشونه‌ای از کشتن غیرنظامی‌ها وجود داره؟

00:43:12.583 --> 00:43:17.582
‫بهتره با لنات بریکس یا روث هدبی تماس بگیری.

00:43:17.708 --> 00:43:21.082
‫تمرکز روی یه افسر خاصه.

00:43:21.208 --> 00:43:24.874
‫ممکنه این یه لاپوشونی باشه؟

00:43:25.000 --> 00:43:29.790
‫نه. و احتمالا افسری وجود نداشته.

00:43:32.916 --> 00:43:36.290
‫- چرا اون مرد رو نبش قبر کردی؟
‫- یه اشتباه رخ داده.

00:43:36.416 --> 00:43:41.499
‫من چیزی نمی‌دونم. من باید به عروسی برگردم.

00:43:41.625 --> 00:43:46.374
‫تو در مورد رهبر جوخه،
‫ینس پیتر رابن چی می‌دونی؟

00:43:46.500 --> 00:43:52.082
‫هیچی. من فکر می‌کردم
‫اون یه چیزی می‌دونه، اما...

00:43:53.583 --> 00:43:57.707
‫اونا ادعا می‌کنن که اون از نظر ذهنی بیماره.
‫اون دلیل خوبی برای فرار داشته.

00:43:57.833 --> 00:44:00.457
‫درخواستش رو رد کرده بودن.

00:44:00.583 --> 00:44:03.749
‫- توسط کی؟
‫- سازمان عفو مشروط.

00:44:05.625 --> 00:44:08.124
‫دکترها بهش گواهی سلامت دادن...

00:44:08.250 --> 00:44:12.665
‫اما سازمان عفو مشروط
‫درخواست عفوش رو رد کرد.

00:44:12.791 --> 00:44:18.207
‫و دوباره اخیرا اون دوباره ناامید شد.

00:44:19.833 --> 00:44:22.332
‫یه لحظه صبر کن.

00:44:25.375 --> 00:44:29.665
‫مانبرگ روی یه طرح در مورد
‫سازمان عفو مشروط کار می‌کرد.

00:44:29.791 --> 00:44:32.124
‫کی اون رها شد؟

00:44:34.125 --> 00:44:37.249
‫بلافاصله بعد از ملاقات بین مانبرگ
‫و وزارت دفاع.

00:44:37.375 --> 00:44:39.374
‫ما باید پلوغ رو پیدا کنیم.

00:44:41.125 --> 00:44:45.290
‫ممنون. و بابت عروسی مادرت تبریک میگم.

00:44:52.625 --> 00:44:54.832
‫تو منو خیلی خوشحال می‌کنی.

00:44:54.958 --> 00:45:00.415
‫من می‌خوام همیشه آواز بخونم و حرف بزنم.

00:45:00.541 --> 00:45:06.207
‫بعضی وقتا میگم کاش قبلتر توی زندگی
‫همو دیده بودیم.

00:45:06.333 --> 00:45:13.457
‫اما مطمئنم نیاز داشتیم که قبلش
‫آبدیده بشیم.

00:45:14.541 --> 00:45:19.874
‫من خیلی خوشحالم که اون روز وارد
‫فروشگاه سمساری شدم...

00:45:35.541 --> 00:45:38.915
‫زنده باد عروس!

00:46:04.666 --> 00:46:08.499
‫- کی این گل‌ها رو آورده؟
‫- پیک اونا رو تحویل داده.

00:46:09.500 --> 00:46:11.749
‫[پلاک رو بررسی کن - رابن]

00:46:22.500 --> 00:46:29.415
‫حالا که همه‌ی ما جمع شدیم،
‫من دوست دارم صحبتم رو ادامه بدم.

00:46:29.541 --> 00:46:31.874
‫بیورن عزیز...

00:46:41.041 --> 00:46:42.874
‫چی شده؟

00:46:45.916 --> 00:46:48.582
‫تو نمی‌تونی وسط صحبت مادرت بذاری بری!

00:46:48.708 --> 00:46:52.374
‫آره، اون دقیقا همین کارو کرد.
‫و عیبی نداره!

00:46:53.625 --> 00:46:55.957
‫به این عادت کن، بیورن!

00:46:56.083 --> 00:46:58.832
‫زن‌های این خانواده خیلی سرشون شلوغه.

00:46:58.958 --> 00:47:04.124
‫- باید با این کنار بیای!
‫- یکم دیر گفتی!

00:47:05.958 --> 00:47:09.832
‫کجا بودم؟ بیورن فوق‌العاده و عزیزم...

00:47:36.708 --> 00:47:38.582
‫من می‌خوام عذرخواهی کنم.

00:47:40.833 --> 00:47:44.040
‫می‌دونم که نمی‌تونم درستش کنم.

00:47:44.166 --> 00:47:47.749
‫امیدوارم که متوجه باشی که
‫مطمئن بودن خیلی مهم بود.

00:47:51.125 --> 00:47:53.957
‫درک می‌کنم که با من حرف نمیزنی.

00:47:54.458 --> 00:47:58.499
‫اما یه چیزی هست که باید بدونم.
‫هیچ کس دیگه‌ای نمی‌تونه کمک کنه.

00:47:58.625 --> 00:48:03.999
‫در مورد پلاک پسرته.
‫زنجیری که اسمش روی فلز اون بود.

00:48:04.708 --> 00:48:06.540
‫می‌دونی کجاست؟

00:48:11.041 --> 00:48:13.499
‫نه. اونا هیچ وقت پیداش نکردن.

00:48:15.625 --> 00:48:18.874
‫گفتن گم شده وقتی که...

00:48:19.000 --> 00:48:22.124
‫و با سایر وسایلش برگردونده نشد؟

00:48:24.541 --> 00:48:26.374
‫چرا اینو می‌پرسی؟

00:48:28.375 --> 00:48:32.707
‫من فکر می‌کنم یکی پلاکش رو پیدا کرده
‫و از اون استفاده کرده.

00:48:32.833 --> 00:48:37.082
‫یه نفر که نیاز داشته هویت دیگه‌ای
‫پیدا کنه.

00:48:39.708 --> 00:48:42.207
‫من دیگه مزاحمت نمیشم.

00:48:42.333 --> 00:48:45.832
‫صبر کن. من یه چیزی دارم که می‌خوام
‫نشونت بدم.

00:48:46.625 --> 00:48:47.624
‫بله؟

00:48:48.416 --> 00:48:51.332
‫فکر می‌کردم این یه اشتباهه.

00:48:51.458 --> 00:48:56.999
‫بعضی وقتا یه چیزایی پیدا میشه
‫انگار که پر هنوز زنده‌ست.

00:48:57.666 --> 00:48:59.999
‫مثلا رسید چندین خرید.

00:49:01.083 --> 00:49:03.290
‫آخریش مال دو ماه پیشه.

00:49:20.375 --> 00:49:23.040
‫باید ازت بخوام که در
‫طی ساعات ملاقات بیای.

00:49:26.958 --> 00:49:31.374
‫- من حرفی برای گفتن ندارم.
‫- نیازی نیست چیزی بگی.

00:49:33.375 --> 00:49:36.624
‫تو داشتی یه طرح آماده می‌کردی.

00:49:36.750 --> 00:49:40.040
‫تو به رای‌دهندگانت قول دادی
‫که هزینه‌های سازمان عفو مشروط رو کم کنی.

00:49:40.166 --> 00:49:43.457
‫- دیگه خبری از زندان‌های شلوغ نیست.
‫- حرف دیگه‌ای باقی نمونده که بزنم.

00:49:43.583 --> 00:49:48.124
‫و چند تا مجرم روانی‌ کمتر
‫توی زندان‌ها می‌مونن.

00:49:48.250 --> 00:49:53.749
‫بعضی از اون‌ها قرار بود دوباره ارزیابی بشن
‫و عفو مشروط شامل حالشون بشه.

00:49:54.875 --> 00:49:57.749
‫یکی از اونا ینس پیتر رابن بود.

00:49:57.875 --> 00:50:01.624
‫این چیزی بود که راسینگ می‌خواست
‫با تو در موردش حرف بزنه.

00:50:02.291 --> 00:50:05.207
‫عجیب بود که تو پیشنهادت
‫رو پس گرفتی.

00:50:05.333 --> 00:50:09.249
‫- هیچی ازش در نیومد.
‫- نه...

00:50:11.000 --> 00:50:15.082
‫- برای این دلایل دیگه‌ای وجود داشت.
‫- من دیگه مزاحمت نمیشم.

00:50:15.208 --> 00:50:18.415
‫من اینو به پلوغ و متخصصین حقوقی می‌سپارم.

00:50:18.541 --> 00:50:20.040
‫صبر کن.

00:50:31.875 --> 00:50:34.707
‫- الان می‌خوای چکار کنی؟
‫- به تو بستگی داره.

00:50:35.458 --> 00:50:39.499
‫- اما خوب به نظر نمیاد.
‫- این تصمیم من نبود.

00:50:39.625 --> 00:50:41.915
‫- چی؟
‫- من فقط می‌خواستم کارمو بکنم.

00:50:44.041 --> 00:50:47.040
‫راسینگ نمی‌خواست رابن آزاد بشه.

00:50:48.000 --> 00:50:50.415
‫اون یه ریسک امنیتی بود.

00:50:50.541 --> 00:50:53.332
‫منافع ملی حکم می‌کرد
‫که اون توی زندان بمونه.

00:50:53.458 --> 00:50:56.957
‫- منافع ملی؟
‫- اون جزئیات رو توضیح نداد.

00:50:58.375 --> 00:51:04.957
‫- رابن می‌دونست یه جای کار می‌لنگه.
‫- من از این چیزا سر در نمی‌آوردم.

00:51:05.083 --> 00:51:08.999
‫- راسینگ به من گفت که چکار کنم.
‫- اما تو دلیلش رو فهمیدی.

00:51:09.125 --> 00:51:13.207
‫وقتی ان دراگزهلم می‌خواست پرونده
‫رو دوباره بازگشایی کنه.

00:51:13.333 --> 00:51:16.124
‫دراگزهلم چی گفت؟ اون چیو پیدا کرده بود؟

00:51:16.250 --> 00:51:20.165
‫- من نمی‌تونم...
‫- لعنت بهت!‌ به من بگو!

00:51:21.250 --> 00:51:25.040
‫مردم دارن می‌میرن!

00:51:25.166 --> 00:51:29.082
‫تقصیرا میفته گردن تو، نه راسینگ.

00:51:36.583 --> 00:51:43.582
‫اون فهمیده بود که سربازها حقیقت رو می‌گفتن.

00:51:44.583 --> 00:51:46.999
‫افراد غیرنظامی کشته شدند.

00:51:47.958 --> 00:51:52.457
‫رابن به ناحق زندانی شده بود.

00:51:52.583 --> 00:51:56.499
‫- اون چی پیدا کرد؟
‫- افسره رو.

00:51:57.458 --> 00:52:00.540
‫اون افسری که اون کارو کرده بود پیدا کرد.

00:52:00.666 --> 00:52:02.915
‫فقط همینو می‌دونم!

00:52:05.833 --> 00:52:06.832
‫الان چی میشه؟

00:52:06.958 --> 00:52:10.457
‫- اون افسر کی بود؟
‫- اون چیزی نگفت.

00:52:16.375 --> 00:52:19.957
‫- من باید چکار کنم؟
‫- همه چی درست میشه.

00:52:20.083 --> 00:52:22.415
‫کار درستی کردی که اینا رو به من گفتی.

00:52:24.375 --> 00:52:27.707
‫ببخشید، اما باید باهات حرف بزنم.
‫مهمه.

00:52:30.166 --> 00:52:35.624
‫- دو دقیقه.
‫- راسینگ هیچی نمیگه.

00:52:35.750 --> 00:52:38.665
‫تو نمی‌تونی مجبورش کنی.
‫تو اونو نمی‌شناسی.

00:52:44.000 --> 00:52:49.582
‫من مانبرگ رو راضی کردم حرف بزنه.
‫ما باید بخش ویژه رو بیاریم اینجا.

00:52:49.708 --> 00:52:54.915
‫- کرابه درخواست کرده استعفا بدی.
‫- به این مطمئنی یا...؟

00:52:55.041 --> 00:52:57.249
‫اون به نخست وزیر ضرب‌العجل داده.

00:52:57.375 --> 00:53:00.124
‫یا تو میری، یا دولت سقوط می‌کنه.

00:53:00.250 --> 00:53:02.665
‫مانبرگ داره یه توضیح رسمی میده.

00:53:02.791 --> 00:53:04.790
‫ما از اینجا ادامه میدیم.

00:53:05.916 --> 00:53:07.915
‫همه چیز درست میشه.

00:53:16.208 --> 00:53:19.790
‫- مانبرگ کجاست؟
‫- اون می‌خواست یکم هوا بخوره.

00:53:31.375 --> 00:53:35.832
‫- الان صافه؟
‫- گوشه‌اش رو بلند کن. حالا اون طرف.

00:53:35.958 --> 00:53:39.499
‫- اینجوری؟
‫- آره.

00:53:39.625 --> 00:53:41.832
‫اینم از این.

00:53:44.041 --> 00:53:46.707
‫قشنگ شده، مگه نه؟

00:53:52.333 --> 00:53:55.665
‫- من میذارم بهش برسی.
‫- ممنون که کمک کردی، بابا.

00:53:57.166 --> 00:53:59.790
‫ببخشید بابت چیزهایی که دیروز گفتم.

00:54:00.416 --> 00:54:04.832
‫عیب نداره. من احمق بودم.

00:54:05.333 --> 00:54:10.415
‫بیا پیش ما توی مراسم دانشجوهای
‫افسری. دوست دارم بیای.

00:54:10.541 --> 00:54:14.457
‫- برات خوبه.
‫- حوصله‌اش رو ندارم.

00:54:14.583 --> 00:54:18.249
‫- و می‌خوام پیش یوناس باشم.
‫- یوناس چیزیش نمیشه.

00:54:18.375 --> 00:54:19.874
‫من نگران تو هستم.

00:54:21.625 --> 00:54:24.499
‫بیا. به نفعته.

00:54:26.500 --> 00:54:27.832
‫من پرستار بچه خبر می‌کنم.

00:54:29.000 --> 00:54:32.665
‫فقط دو ساعته. هر وقت بخوای
‫می‌تونیم برگردیم.

00:54:35.333 --> 00:54:39.415
‫البته تصمیمش با خودته.
‫می‌بینمت.

00:54:41.166 --> 00:54:42.499
‫کی میری؟

00:55:28.333 --> 00:55:31.415
‫- تو توی عروسی نیستی؟
‫- باید یه چیزی رو چک کنی.

00:55:31.541 --> 00:55:37.415
‫من اینجا به یه مترجم
‫توی مرکز پناهندگان هستم.

00:55:37.541 --> 00:55:40.124
‫- من میام بیرون.
‫- باشه.

00:55:42.500 --> 00:55:43.999
‫چه خبر؟

00:55:44.125 --> 00:55:48.124
‫یه نفر از هویت پر کا. مولر استفاده کرده.
‫پلاکش گم شده.

00:55:48.250 --> 00:55:51.207
‫اخیرا با اسمش خرید شده.

00:55:51.333 --> 00:55:54.290
‫با کشیش یا سرگرد سوگارد حرف بزن.

00:55:54.416 --> 00:55:59.957
‫اسمش رو هم توی سیستم بزن
‫ببین چی میاد.

00:56:00.083 --> 00:56:02.915
‫من توی هلسینگر هستم. چه خبره؟

00:56:03.041 --> 00:56:05.624
‫- کی برمیگرده؟
‫- دو ساعت دیگه.

00:56:05.750 --> 00:56:10.290
‫- با بریکس حرف زدی؟
‫- نه. فعلا نه.

00:56:10.416 --> 00:56:13.124
‫حتما حرف میزنم.

00:56:13.250 --> 00:56:15.749
‫ببخشید. خداحافظ.

00:56:22.541 --> 00:56:26.040
‫استرانگ و تیم هنوز دارن
‫از پناهنده‌ها بازجویی می‌کنن.

00:56:26.166 --> 00:56:29.582
‫- خبری نشد؟
‫- اونا دوندگی کردن.

00:56:31.375 --> 00:56:33.249
‫بخش ویژه در مورد رابن چی میگه؟

00:56:33.375 --> 00:56:38.374
‫اون تا ساعت ۱۱ توی پادگان بود
‫و بعد رفت سراغ همسر و پسرش.

00:56:38.500 --> 00:56:42.749
‫اونا بحث کردن و حالا
‫اون برگشته به پادگان.

00:56:42.875 --> 00:56:47.124
‫- ردی از مجرمی نیست؟
‫- نه. خیلی عجیبه.

00:56:47.250 --> 00:56:52.040
‫کونیگ حق داشت که روی رابن تمرکز کرد،
‫چون اون آخرین مرد توی جوخه هست.

00:56:52.166 --> 00:56:56.790
‫این تلاش بیهوده نیست.
‫می‌خوای بیای یه غذایی بخوریم؟

00:56:57.916 --> 00:57:00.457
‫یا می‌خوای کل روز اینجا
‫بشینی و زانوی غم بغل بگیری؟

00:57:00.583 --> 00:57:04.749
‫این از بخش فنی اومده. استرانگ فرستاده بودش
‫که چک بشه.

00:57:04.875 --> 00:57:07.124
‫- این چیه؟
‫- کارت ویزیت.

00:57:07.250 --> 00:57:09.249
‫اونی که کشیش در موردش نمی‌دونست.

00:57:09.375 --> 00:57:16.207
‫- من دیگه به کشیش کاری ندارم.
‫- پس از اثر انگشتشه.

00:57:17.000 --> 00:57:20.415
‫عجیبه، مخصوصا با اینکه گفته
‫در موردش چیزی نمی‌دونه.

00:57:53.458 --> 00:57:54.957
‫آهای؟

00:58:00.083 --> 00:58:01.915
‫کسی اینجاست؟

00:58:06.250 --> 00:58:07.749
‫آهای؟

00:59:15.125 --> 00:59:19.540
‫سارا لوند هستم. یه آمبولانس به
‫کلیسای سینت سیمون وستربرو بفرستین.

00:59:19.666 --> 00:59:23.665
‫من کشیش رو پیدا کردم.
‫اون هنوز نفس می‌کشه اما...

00:59:23.689 --> 00:59:35.689
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:59:35.713 --> 00:59:47.713
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.