﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:07.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:07.333 --> 00:00:10.832
‫ده روز پیش یک زن در شرایط عجیبی کشته شد.

00:00:10.958 --> 00:00:14.957
‫خون من ریخته میشه. و
‫خیلی‌ها به همراه من کشته میشن.

00:00:15.083 --> 00:00:19.790
‫- بخش ویژه چی می‌دونه؟
‫- رابن سرجوخه بود.

00:00:19.916 --> 00:00:22.707
‫نه اثری از افسر پرک بود، نه جسدی.

00:00:28.916 --> 00:00:33.499
‫چرا اون ماشه رو نکشید؟
‫اون به اندازه‌ی کافی زمان داشت.

00:00:34.416 --> 00:00:38.957
‫وزارت دفاع باید مسئولیت
‫یه پرونده‌ی نظامی...

00:00:39.083 --> 00:00:44.749
‫که احتمالا به قتل‌ها
‫مربوطه رو به عهده بگیره.

00:00:44.875 --> 00:00:48.624
‫اگه این حقیقت داشته باشه،‌ من می‌خوام
‫علنی بشه. اگه نباشه...

00:00:50.416 --> 00:00:55.249
‫ما یه فکس از یه اردوگاه
‫توی افغانستان دریافت کردیم.

00:00:55.375 --> 00:00:59.957
‫بین قطعات بدن یه اشتباه صورت گرفته.
‫یه دست اضافه بوده.

00:01:00.083 --> 00:01:06.707
‫اون دست بمب‌گذار انتحاری بوده.

00:01:06.833 --> 00:01:11.749
‫- بایدم اینو بگی!
‫- این توی گزارش پزشکی بازنگری شده بود!

00:01:11.875 --> 00:01:14.165
‫این خیلی خسته‌کننده بوده.

00:01:14.291 --> 00:01:19.457
‫وزارت دفاع برای جلسه کاملا آماده بوده.

00:01:19.583 --> 00:01:21.290
‫نخست‌وزیر مطلع شده؟

00:01:21.416 --> 00:01:25.165
‫معلومه که مطلع شده!

00:01:27.708 --> 00:01:31.624
‫- هیچ کسی نبود!
‫- چرا باید دروغ بگم؟

00:01:31.750 --> 00:01:36.749
‫اون یه تتو روی شونه‌اش داشت.
‫من بلافاصله شناختمش.

00:01:37.750 --> 00:01:41.165
‫تو اونو ناامید نکردی.
‫بیشتر از اکثر همسرها دووم آوردی.

00:01:41.291 --> 00:01:43.540
‫من کمکت رو در مورد یه چیزی می‌خوام.

00:01:44.875 --> 00:01:47.415
‫می‌تونی کار موقت خودتو ادامه بدی.

00:01:47.541 --> 00:01:52.415
‫- سوگارد در مورد رابن چه فکری می‌کرد؟
‫- فکر خاصی نمی‌کرد. اونا توی وضع بدی بودن.

00:01:52.541 --> 00:01:57.124
‫در مورد افسری که به خونه فرستاده شده بود.

00:01:57.250 --> 00:02:00.249
‫می‌دونم که تو بودی! ما اومدیم تا
‫مرخصت کنیم. فکر کردی من احمقم؟

00:02:02.458 --> 00:02:04.707
‫من خونه فرستاده شدم
‫چون فروپاشی روانی داشتم.

00:02:09.625 --> 00:02:13.249
‫رابن... تفنگ رو بذار زمین.

00:02:13.375 --> 00:02:15.790
‫- پرک...
‫- تفنگت رو بنداز!

00:02:16.541 --> 00:02:18.415
‫نه!

00:02:24.958 --> 00:02:27.707
‫[دوشنبه، ۲۱ نوامبر، ساعت ۷:۱۹ عصر]

00:02:27.833 --> 00:02:32.707
‫قسمت چپ قفسه‌ی سینه.
‫گلوله ریه‌اش رو سوراخ کرده.

00:02:32.833 --> 00:02:37.124
‫- اون اخیرا غذا خورده؟
‫- اون خون زیادی از دست داده.

00:02:37.250 --> 00:02:43.082
‫- اون به دارویی حساسیت داره؟
‫- اونا سوابق پزشکیش رو داره.

00:02:43.208 --> 00:02:46.790
‫اون به ساکشن نیاز داره.
‫آماده‌اش کنین!

00:02:49.708 --> 00:02:51.790
‫تو نمی‌تونی بیای اینجا.

00:03:00.458 --> 00:03:04.207
‫اونا افسر رو برای بازجویی آوردن.

00:03:04.333 --> 00:03:05.957
‫شروع کنن یا منتظر ما بمونن؟

00:03:15.000 --> 00:03:16.915
‫اون حالش خوب میشه؟

00:03:18.541 --> 00:03:20.540
‫من مجبور بودم شلیک کنم.
‫اون داشت یه اسلحه سمتم گرفته بود.

00:03:28.000 --> 00:03:31.332
‫- چرا ننداختش؟
‫- نمی‌دونم.

00:03:31.458 --> 00:03:36.165
‫اون می‌خواست بذارتش روی زمین.
‫بعد تو اومدی.

00:03:36.291 --> 00:03:38.999
‫اون فکر می‌کرد تو پرک هستی.

00:03:41.583 --> 00:03:44.832
‫- اون کجاست؟
‫- روی میز عمل.

00:03:45.750 --> 00:03:48.082
‫چی شد؟

00:03:48.208 --> 00:03:50.749
‫اون افسر رو گروگان گرفته بود.
‫یه تفنگ داشت.

00:03:52.000 --> 00:03:56.999
‫و بعد فرار کرد.
‫اون تفنگش رو زمین نمیذاشت.

00:03:57.125 --> 00:03:59.874
‫- کی شلیک کرد؟
‫- من کردم. من بازوش رو نشونه گرفتم.

00:04:00.000 --> 00:04:04.499
‫برای رابن نگهبان بذار. هیچ کسی نباید
‫بدون اجازه‌ی ما بهش دسترسی داشته باشه.

00:04:05.708 --> 00:04:10.957
‫اون دووم میاره؟ چرا تفنگش رو نذاشت زمین؟

00:04:11.083 --> 00:04:15.082
‫نمیدونم. اما ما افسر رو گرفتیم.

00:04:18.166 --> 00:04:21.832
‫رابن اونو پیدا کرد، احتمالا همون باشه.

00:04:23.541 --> 00:04:25.999
‫- غلظت خون؟
‫- فشار خونش داره میاد پایین.

00:04:26.125 --> 00:04:28.999
‫- شوک قلبی بدین.
‫- اکسیژن بیشتری می‌خواد!

00:04:29.125 --> 00:04:32.457
‫- تفنگ رو بذار زمین!
‫- پرک...

00:04:41.583 --> 00:04:45.582
‫رابن گفت که افسری که اونا مرخصش کردن
‫اسمش پرک بوده.

00:04:46.916 --> 00:04:51.582
‫سوگار سه ماه قبل به مراسم خاکسپاری
‫پرک رفته بود.

00:04:51.708 --> 00:04:55.999
‫- فکر نمی‌کرد چنین چیزی عجیبه؟
‫- ممکنه اون پرک نباشه. چطور؟

00:04:56.125 --> 00:05:01.249
‫اون تماس بیسیمی که جوخه ادعا می‌کرد
‫دریافت کرده چی؟

00:05:01.375 --> 00:05:03.505
‫از یه واحد دانمارکی
‫که توی دردسر افتاده بودن.

00:05:03.529 --> 00:05:05.707
‫هیچ کدوم از سیستم‌های
‫ما اونو ثبت نکرده.

00:05:08.833 --> 00:05:13.999
‫ما وقتمون کمه. پیشنهاد می‌کنم که
‫این سوالات رو بندازیم به وقت دیگه.

00:05:20.750 --> 00:05:24.415
‫هیچ افسری در کار نبوده. ما
‫توی اون منطقه نیرو نداشتیم.

00:05:24.541 --> 00:05:26.040
‫نه...

00:05:28.583 --> 00:05:29.665
‫ما نیرویی نداشتیم.

00:05:33.666 --> 00:05:39.082
‫من رونوشت همه‌ی مکالمات
‫بی‌سیم اون منطقه رو میخوام.

00:05:39.208 --> 00:05:41.540
‫از ستاد عملیاتی ارتش بخواه
‫که اونا رو برای ما بفرسته.

00:05:43.208 --> 00:05:44.707
‫بیلال؟

00:05:45.791 --> 00:05:47.290
‫به کسی نگو.

00:06:22.333 --> 00:06:25.540
‫یه اتفاقی برای ینس افتاده.
‫پلیس زنگ زد.

00:06:25.666 --> 00:06:30.332
‫من با یوناس می‌مونم.
‫تو بهتره سریعتر بری.

00:06:30.458 --> 00:06:31.999
‫چی شد؟

00:06:34.583 --> 00:06:39.457
‫- چه جور عذری؟
‫- اسکانین یه فروپاشی روانی داشته.

00:06:39.583 --> 00:06:43.665
‫اون با رابن و سربازهای مصدوم رفته خونه.

00:06:43.791 --> 00:06:46.457
‫دوباره بررسیش کن.
‫من تو راهم.

00:06:50.375 --> 00:06:54.957
‫- الان از جراحی اومد بیرون.
‫- چی شد؟

00:06:55.083 --> 00:07:00.499
‫اون یه افسر رو گروگان گرفته بود.
‫یه تفنگ داشت. سعی کرد فرار کنه.

00:07:01.125 --> 00:07:02.957
‫چرا بهش شلیک کردین؟

00:07:04.083 --> 00:07:09.415
‫ما یه... وضعیتی داشتیم.

00:07:10.875 --> 00:07:14.499
‫اون سعی کرد خودکشی کنه.
‫بعد نظرش عوض شد.

00:07:16.041 --> 00:07:21.040
‫اما اون سلاحش رو زمین نذاشت.
‫ببخشید. الان میام.

00:07:21.166 --> 00:07:23.582
‫اینا دارایی‌های شخصیش هستن.

00:07:29.708 --> 00:07:33.124
‫اونا دارن از افسر بازجویی می‌کنن.

00:07:33.250 --> 00:07:36.915
‫اظهاریه‌ی اون تایید شد.

00:07:37.041 --> 00:07:40.790
‫اما باید خودش باشه. ما
‫بقیه‌شون رو چک کردیم.

00:07:40.916 --> 00:07:45.374
‫- دکتر چی گفت؟
‫- ما شاید فردا بتونیم از رابن بازجویی کنیم.

00:07:45.500 --> 00:07:51.415
‫یه مشکلی هست. رابن قبل
‫اینکه بی‌هوش بشه حرف زد.

00:07:51.541 --> 00:07:56.207
‫اون پشت سر هم گفت پلیسی
‫که بهش شلیک کرد پرک بوده.

00:08:00.041 --> 00:08:04.749
‫دکتر گفت اون دچار توهم شده،
‫اما این توی گزارش پلیس میاد.

00:08:04.875 --> 00:08:09.290
‫- گزارش تو دقیقه؟
‫- آره، هست.

00:08:14.208 --> 00:08:16.374
‫دقیقا دکتر چی گفت؟

00:08:20.333 --> 00:08:22.832
‫یه چیزی درست نیست.

00:08:24.291 --> 00:08:26.790
‫وقتی رابن استرانگ رو دید گفت «پرک!»

00:08:28.541 --> 00:08:30.374
‫اما...

00:08:31.333 --> 00:08:33.582
‫اون قبلش تهدید کرده بود که خودکشی می‌کنه.

00:08:33.708 --> 00:08:36.874
‫اون توی وضعیت بدی بود.
‫اصلا حالت طبیعی نداشت.

00:08:37.958 --> 00:08:40.832
‫- استرانگ چی گفت؟
‫- چی می‌تونه بگه؟

00:08:40.958 --> 00:08:46.040
‫- من میرم به مقر.
‫- ما باید این قضیه رو جدی بگیریم.

00:08:49.625 --> 00:08:54.040
‫وقتی استرانگ یه سال پیش جز
‫ما شد من پرونده‌اش رو خوندم.

00:08:54.958 --> 00:08:58.249
‫- اون چند سال توی ارتش بوده.
‫- آره، می‌دونم. توی وردینگبورگ.

00:08:58.375 --> 00:09:03.040
‫اون کمردرد داشته. نمیشه
‫اونو مظنون در نظر گرفت.

00:09:04.208 --> 00:09:07.540
‫استرانگ فقط توی وردینگبورگ نبوده.

00:09:07.666 --> 00:09:12.790
‫اون توی نیروهای ویژه
‫بوده. اون یه افسر بوده.

00:09:16.708 --> 00:09:18.540
‫بریم؟

00:09:18.666 --> 00:09:25.832
‫رابن، تنها بازمانده‌ی جوخه وضع بدی داره.

00:09:25.958 --> 00:09:30.999
‫وزیر دادگستری بوخ وزیر دفاع رو متهم کرده...

00:09:31.125 --> 00:09:36.457
‫که اطلاعاتی رو در مورد کشتن غیرنظامیان
‫توی افغانستان افشا نکرده.

00:09:36.583 --> 00:09:40.249
‫نخست وزیر درخواست یه جلسه
‫با بوخ رو داده.

00:09:40.375 --> 00:09:46.540
‫- کرابه به من زنگ میزنه.
‫- من نمی‌تونم هی بهونه‌تراشی کنم.

00:09:51.208 --> 00:09:54.207
‫ببخشید که دیر اومدم،
‫اما اوضاع گیج‌کننده بوده.

00:09:54.333 --> 00:09:56.165
‫عیب نداره. بشین.

00:10:00.250 --> 00:10:03.040
‫- نوشیدنی می‌خوری؟
‫- نه، ممنون.

00:10:03.166 --> 00:10:07.915
‫من می‌خوام وزیر دفاع رو پیدا کنم
‫و باهاش در مورد بعضی چیزا حرف بزنم.

00:10:09.125 --> 00:10:14.082
‫- در مورد چی؟
‫- من متوجه شدم که کارم عجولانه بود.

00:10:14.208 --> 00:10:18.832
‫بابب سوتفاهم متاسفم.
‫من ازش عذرخواهی می‌کنم...

00:10:18.958 --> 00:10:22.957
‫و ما می‌تونیم رابطه‌ی
‫کاری‌مون رو ادامه بدیم.

00:10:23.083 --> 00:10:28.415
‫کرابه هم همین‌طور. لایحه‌ی مبارزه با
‫تروریسم ما رو تحت فشار زیادی گذاشت.

00:10:28.541 --> 00:10:32.207
‫اما اگه بتونم باهاش حرف بزنم، مطمئنم که...

00:10:32.333 --> 00:10:38.915
‫تو ۷ روز وزیر بودی.
‫خدا زمین رو توی اون زمان خلق کرد.

00:10:39.041 --> 00:10:42.249
‫ولی تو همه چیز رو نابود کردی.

00:10:42.375 --> 00:10:46.499
‫سیاستمدارا باید تیمی کار کنن.
‫سعی نکن که خودنمایی کنی.

00:10:46.625 --> 00:10:51.165
‫این اتهامات باعث شده که
‫جلوه‌ات خراب بشه.

00:10:51.291 --> 00:10:55.540
‫من به تو گوش کردم، اما مطمئنم که
‫داری اشتباه می‌کنی.

00:10:55.666 --> 00:11:00.749
‫- تو باید استعفا بدی.
‫- اما من آماده نیستم که استعفا بدم.

00:11:02.291 --> 00:11:05.290
‫مسائل زیادی هست که باید بهش رسیدگی بشه.

00:11:05.958 --> 00:11:10.915
‫چطور وزیر دفاع می‌دونست
‫که من به اون فکس اشاره می‌کنم؟

00:11:11.041 --> 00:11:13.707
‫کدوم فکس؟

00:11:13.833 --> 00:11:18.249
‫اون فکس در مورد گزارش پزشکی و دست اضافه.

00:11:18.375 --> 00:11:21.374
‫خیلی جالب بود! و من بهش نگفتم.

00:11:21.500 --> 00:11:25.249
‫- پس کی گفته؟
‫- من به راسینگ بگم بیاد اینجا؟

00:11:32.125 --> 00:11:33.624
‫نه.

00:11:36.125 --> 00:11:39.082
‫نه. بیخیالش.

00:11:39.208 --> 00:11:44.290
‫- شما توی مهمانی شرکت می‌کنین؟
‫- نه. من وقت ندارم.

00:11:46.791 --> 00:11:52.332
‫این کاریه که ما می‌کنیم: فردا ما
‫لایحه‌ی مبارزه با تروریسم رو تصویب می‌کنیم.

00:11:53.041 --> 00:11:58.457
‫و بعد تو می‌تونی یه کنفرانس خبری
‫برای پایان کارت برگزار کنی.

00:11:58.583 --> 00:12:05.499
‫نگران نباش. چند سال دیگه می‌تونی
‫به صحنه‌ی سیاست برگردی.

00:12:09.708 --> 00:12:13.040
‫فردا می‌بینمت. به خانواده‌ات سلام برسون.

00:12:19.125 --> 00:12:22.374
‫- چه مدتی توی سرویس ویژه بودی؟
‫- بس کن، بریکس!

00:12:22.916 --> 00:12:27.707
‫بهتره جواب بدی. در مورد تیراندازی
‫یه تحقیق صورت می‌گیره.

00:12:27.833 --> 00:12:33.124
‫- ما باید بدونیم که موضعمون چی هست.
‫- من چند سال توی ارتش بودم.

00:12:34.750 --> 00:12:38.707
‫اونا ازم پرسیدن که می‌خوام به نیروهای ویژه
‫ملحق بشم و منم قبول کردم.

00:12:40.333 --> 00:12:44.374
‫من خسته شدم و اونجا رو ول کردم.
‫بعد درخواست دادم وارد دانشکده‌ی افسری بشم.

00:12:44.500 --> 00:12:46.915
‫و دیگه چیزی نشد؟

00:12:47.041 --> 00:12:51.332
‫بعد ۱۱ سپتامبر از من خواسته شد
‫که دوباره ثبت‌نام کنم.

00:12:51.458 --> 00:12:56.374
‫من یه کار حوصله‌سربر توی بخش مبارزه با مواد
‫مخدر داشتم. برای همین دوباره تلاش کردم.

00:12:57.541 --> 00:13:00.832
‫من ۱۸ ماه پیش اونجا رو ترک کردم و دوباره
‫به پلیس ملحق شدم.

00:13:00.958 --> 00:13:02.374
‫تو توی افغانستان بودی؟

00:13:05.208 --> 00:13:10.124
‫آره. سه دوره. من هیچ
‫ربطی به تیم اگیر نداشتم.

00:13:10.250 --> 00:13:13.582
‫من ۶ ماه قبل اینکه اونا برن
‫از خدمت مرخص شدم.

00:13:13.708 --> 00:13:16.415
‫و من هیچ وقت ینس پیتر رابن رو ملاقات نکردم.

00:13:17.166 --> 00:13:21.874
‫فکر نمی‌کنین اگه در مورد این
‫پرونده می‌دونستم به شما می‌گفتم؟

00:13:22.000 --> 00:13:27.582
‫- چرا اینو نگفتی؟
‫- می‌خواستم فراموشش کنم.

00:13:29.666 --> 00:13:34.665
‫وقتی اونجا بودم زندگیم نابود شد.
‫ازدواج و بچه‌هام از دست رفت.

00:13:35.750 --> 00:13:40.415
‫خیلی طول کشید تا دوباره سرپا شم.

00:13:40.541 --> 00:13:47.124
‫طبق گفته‌های گروگان رابن،
‫اون به یه تتوی خاص علاقه نشون داده.

00:13:48.916 --> 00:13:52.707
‫«اینگنیو ات آرمیس» یعنی «با هوش و سلاح».

00:13:52.833 --> 00:13:56.707
‫ما داریم وقت تلف می‌کنیم.
‫چرا از اون افسر بازجویی نمی‌کنیم؟

00:13:57.375 --> 00:14:00.124
‫اون شخص مورد نظر نیست.
‫ما فرستادیمش خونه.

00:14:01.458 --> 00:14:05.290
‫پس حتما یه چیزی رو از قلم انداختیم.

00:14:05.416 --> 00:14:08.915
‫فقط شونه‌ات رو نشون بده.
‫بذار این قضیه تموم بشه.

00:14:24.541 --> 00:14:28.332
‫قبل اینکه به من دستبند بزنین،
‫چک کنین چند تا افسر این تتو رو دارن.

00:14:28.458 --> 00:14:35.165
‫تفنگ و نشانت رو تحویل من بده
‫تا این قضیه حل بشه.

00:14:35.291 --> 00:14:40.957
‫بعد اینکه ازت بازجویی کردن، برو
‫خونه و تا اطلاع ثانوی اونجا بمون.

00:14:42.375 --> 00:14:45.124
‫استرانگ از کار تعلیق شده.

00:14:45.250 --> 00:14:49.124
‫جای اونو بگیر. به من و لوند گزارش بده.

00:14:49.250 --> 00:14:51.582
‫- باشه.
‫- لوند تو رو در جریان میذاره.

00:14:53.916 --> 00:14:59.374
‫من با نیروهای ویژه تماس می‌گیرم.
‫ما به لیست افسرانشون احتیاج داریم.

00:15:01.458 --> 00:15:03.957
‫اگه اون درگیر این قضیه بود من می‌فهمیدم.

00:15:04.083 --> 00:15:08.624
‫این پرونده به افغانستان ربط داره،
‫اما اون هیچ وقت چیزی نگفت.

00:15:08.750 --> 00:15:10.499
‫پرونده به طرز غیرمنتظره‌ای پیش رفت.

00:15:10.625 --> 00:15:14.624
‫اون یه مظنونه تا خلافش ثابت بشه.

00:15:18.916 --> 00:15:20.915
‫وقتی اون به رابن شلیک کرد، واقعا هیچ
‫چاره‌ی دیگه‌ای وجود نداشت؟

00:15:21.041 --> 00:15:22.540
‫نه.

00:15:25.250 --> 00:15:26.582
‫این کارش توجیه داشت.

00:15:26.708 --> 00:15:31.040
‫تو در زمان تمامی قتل‌ها پیش استرانگ بودی؟

00:15:41.083 --> 00:15:45.749
‫یا رابن دیوونه‌ست، یا استرانگ دروغ میگه.
‫من ترجیح میدم مورد دوم رو باور کنم.

00:15:46.708 --> 00:15:48.707
‫اما بهتره با دقت فکر کنی.

00:16:14.208 --> 00:16:17.582
‫- حالش چطوره؟
‫- اون تا فردا می‌خوابه.

00:16:17.708 --> 00:16:22.415
‫اما خوب میشه. می‌تونی بری ببینیش.

00:16:22.541 --> 00:16:26.582
‫من فردا برمیگردم. کسی لباساش رو میگیره؟

00:16:27.541 --> 00:16:30.540
‫برای اون مهمه که حس کنه
‫کسی هست که هواشو داشته باشه.

00:16:48.125 --> 00:16:50.540
‫دکتر گفت که من باید باهات حرف بزنم.

00:16:52.666 --> 00:16:54.749
‫من نمی‌دونم چی بگم.

00:17:01.500 --> 00:17:03.999
‫من امروز عصر یه ویدئوی قدیمی رو دیدم.

00:17:07.041 --> 00:17:10.165
‫ما قبل به دنیا اومدن یوناس توی ساحل بودیم.

00:17:11.541 --> 00:17:13.040
‫یادته؟

00:17:15.750 --> 00:17:18.165
‫ما نمی‌تونستیم سر اسمش تصمیم بگیریم.

00:17:19.666 --> 00:17:23.665
‫ما یه لیست طولانی اسم نوشته بودیم،
‫اما نمی‌تونستیم تصمیم بگیریم.

00:17:27.875 --> 00:17:30.290
‫آخرش تو می‌خواستی بری شنا کنی.

00:17:34.875 --> 00:17:38.040
‫اما من نرفتم، چون فکر
‫می‌کردم شبیه یه نهنگم.

00:17:43.458 --> 00:17:48.540
‫اما تو بغلم کردی و منو به دریا بردی.
‫تو منو بوسیدی.

00:17:51.958 --> 00:17:54.790
‫تو گفتی که می‌دونی اسمش چی باید باشه.

00:17:57.958 --> 00:17:59.957
‫اسمش باید یوناس باشه...

00:18:03.166 --> 00:18:05.832
‫چون یونس داخل نهنگ بود.

00:18:20.083 --> 00:18:21.415
‫من بهتره برم خونه.

00:18:40.250 --> 00:18:44.665
‫نظری ندارم. خداحافظ. تا چیز بیشتری
‫دستگیرمون بشه با رسانه‌ها صحبت نمی‌کنیم.

00:18:44.791 --> 00:18:46.516
‫راننده‌اش اونو ندیده.

00:18:46.540 --> 00:18:50.582
‫اون یه ساعت پیش از
‫دفتر نخست‌وزیر اومد بیرون.

00:18:50.708 --> 00:18:53.040
‫اون گوشیش رو جواب نمیده
‫و زنش اونو ندیده.

00:18:53.166 --> 00:18:57.249
‫- من شایعاتی شنیدم.
‫- بیا از زبون خودش بشنویم.

00:18:57.375 --> 00:19:01.290
‫شاید با اون زن روزنامه‌نگار ملاقات کرده.

00:19:01.416 --> 00:19:05.790
‫دبیرخانه؟ پلوغ هستم. وزیرمون گم شده.

00:19:05.916 --> 00:19:09.665
‫ممکنه توی یه جلسه‌ی کمیته باشه؟

00:19:09.791 --> 00:19:14.540
‫چی گفتی؟ کجا؟ تا کی؟

00:19:14.666 --> 00:19:18.874
‫- هیچی. ممنون.
‫- ممنون.

00:19:19.000 --> 00:19:22.957
‫- اون کجاست؟
‫- وزارت مهاجرت.

00:19:50.000 --> 00:19:52.124
‫این چیه؟ من یکی دیگه میخوام.

00:19:56.666 --> 00:19:59.332
‫سلام!

00:20:08.625 --> 00:20:12.790
‫- کانی ومر میخواد باهات حرف بزنه.
‫- شامپاین رو امتحان کن.

00:20:13.500 --> 00:20:17.457
‫به وزارت دفاع هشدار داده شد که
‫ما قضیه‌ی گزارش پزشکی رو پیش می‌کشیم.

00:20:17.583 --> 00:20:20.415
‫کرابه چی می‌خواست؟

00:20:20.541 --> 00:20:23.832
‫اونا رابن رو گرفتن. اون آسیب دیده، اما...

00:20:23.958 --> 00:20:26.540
‫همه چی تموم شد! من فردا استعفا میدم.

00:20:28.541 --> 00:20:30.832
‫- ما نمی‌تونیم بیخیال شیم.
‫- یه مشکلی هست.

00:20:30.958 --> 00:20:35.999
‫ما توی این قضیه با همیم.
‫باید‌ آرامش خودمون رو حفظ کنیم.

00:20:36.125 --> 00:20:40.332
‫حقیقت اینه که ما اینکاره نبودیم!

00:20:40.458 --> 00:20:43.040
‫دیگه کافیه. بیا برگردیم به دفتر.

00:20:43.166 --> 00:20:46.540
‫تو نمی‌دونی مانبرگ می‌خواست چکار کنه.

00:20:46.666 --> 00:20:50.749
‫و تو حتی با اون خوابیدی! لعنت بهت!

00:20:50.875 --> 00:20:53.999
‫نرید! برگردین.

00:20:54.125 --> 00:20:56.957
‫بیاین اینجا.

00:21:01.125 --> 00:21:03.124
‫من باید ازتون بخوام که برید.

00:21:11.000 --> 00:21:12.499
‫بله؟

00:21:14.166 --> 00:21:17.749
‫باشه بابا اومدم!

00:21:22.208 --> 00:21:25.207
‫- میشه بس کنی!
‫- آهای؟

00:21:29.125 --> 00:21:34.415
‫- بوخ! اینجا چکار می‌کنی؟
‫- ببخشید. ما باید حرف بزنیم.

00:21:35.125 --> 00:21:36.957
‫بفرما!

00:21:38.958 --> 00:21:43.165
‫- ما در مورد اونم حرف زدیم.
‫- چی؟

00:21:43.291 --> 00:21:47.082
‫- یه مهاجر بیاریم تو خانواده.
‫- اون همسرمه.

00:21:48.250 --> 00:21:50.082
‫و بچه‌هام.

00:21:58.500 --> 00:22:00.332
‫تو چی می‌خوای؟

00:22:02.000 --> 00:22:05.207
‫ببخشید اگه گیجت کردم.

00:22:06.166 --> 00:22:09.707
‫- چرا اومدی؟
‫- من هیچی نبودم.

00:22:10.875 --> 00:22:13.290
‫من اعتماد نخست وزیر رو داشتم.

00:22:13.416 --> 00:22:17.582
‫من می‌خوام بدونم که در مورد چی حرف زدین.

00:22:20.375 --> 00:22:23.743
‫بعد از اون نمایشت توی
‫تلویزون،‌ من عصبانی بودم.

00:22:23.767 --> 00:22:26.915
‫لایحه‌ی مبارزه با
‫تروریسم به فنا رفته بود.

00:22:27.458 --> 00:22:33.707
‫من باید توی کمیته‌ی اجرایی حزب
‫یه جلسه ترتیب می‌دادم.

00:22:33.833 --> 00:22:36.249
‫اما تو همین جا بودی!

00:22:37.375 --> 00:22:42.832
‫من تو راه بودم که از دفتر
‫نخست وزیر باهام تماس گرفتن.

00:22:43.833 --> 00:22:47.707
‫اونا گفتن که وزارت دفاع تبرئه شده...

00:22:47.833 --> 00:22:52.582
‫و لایحه‌ی مبارزه با تروریسم
‫فردا به رای گذاشته میشه.

00:22:52.708 --> 00:22:58.207
‫چطور می‌تونستن چنین چیزی رو قبل
‫جلسه‌ی کمیته‌ی امنیت ملی بدونن؟

00:22:58.333 --> 00:23:00.499
‫منم نتونستم اینو بفهمم.

00:23:01.500 --> 00:23:06.499
‫من فکر کردم قضیه تمومه و فهمیدم چی به چیه.

00:23:07.375 --> 00:23:11.207
‫دفتر نخست وزیری از قبل می‌دونسته، خب که چی؟

00:23:11.333 --> 00:23:15.707
‫اونا می‌دونستن که اتهامات شما رد میشه.

00:23:15.833 --> 00:23:21.832
‫برای همین با من تماس گرفتن که من
‫اوضاع رو توی حزبم بدتر نکنم.

00:23:22.666 --> 00:23:26.749
‫یا شاید اعتمادشون رو به تو از دست دادن.

00:23:26.875 --> 00:23:30.999
‫یا همون‌طور که تو میگی، وزیر دفاع
‫تو رو به گا داده.

00:23:31.958 --> 00:23:36.332
‫اما این معناش این نیست که
‫نخست‌وزیر آدم بدیه.

00:23:36.458 --> 00:23:39.832
‫من امروز عصر باهاش حرف زدم. همه چی خوب بود.

00:23:39.958 --> 00:23:45.040
‫ببخشید که اینو میگم، اما خوشحالم که
‫اون بهت فشار آورد. من بابت این جنگیدم.

00:23:47.125 --> 00:23:49.207
‫من برات تاکسی می‌گیرم.

00:23:51.416 --> 00:23:54.665
‫ما باید بدونیم کی استرانگ
‫به خونه فرستاده شده.

00:23:54.791 --> 00:23:59.332
‫- اون ادعا می‌کنه ۶ ماه قبل بوده.
‫- اونا اطلاعات رو نمیدن.

00:23:59.458 --> 00:24:03.165
‫اما ژنرال آرلید فردا صبح
‫میاد که ما رو ببینه.

00:24:03.291 --> 00:24:08.415
‫خوبه. می‌تونی پرونده‌ی
‫استرانگ رو برام بفرستی؟

00:24:09.708 --> 00:24:11.207
‫ممنون.

00:24:14.458 --> 00:24:15.957
‫لوند.

00:24:22.791 --> 00:24:27.207
‫مدارک سربازهایی که توی آخرین ماموریت
‫جوخه‌ی رابن کشته شدند.

00:24:27.333 --> 00:24:32.999
‫من اونا رو توی ماشین گذاشتن.
‫بهتره بری.

00:24:37.000 --> 00:24:40.415
‫برام مهم نیست بریکس یا اون رابن
‫دیوونه چه فکری می‌کنن.

00:24:40.541 --> 00:24:44.040
‫- ما نمی‌تونیم در مورد تحقیقات حرف بزنیم.
‫- به چی باور داری؟

00:24:48.958 --> 00:24:51.040
‫تو باید به من می‌گفتی.

00:24:51.166 --> 00:24:56.999
‫چرا؟ تو به من در مورد زندگیت
‫و همکارت که تیر خورد گفتی؟

00:25:01.916 --> 00:25:06.790
‫یه کاراگاه به من گفت که تو خل
‫شدی و باعث مرگ جان میری شدی.

00:25:06.916 --> 00:25:10.582
‫من همیشه کنارت بودم، با اینکه
‫هیچی به من نگفتی.

00:25:22.416 --> 00:25:24.249
‫من به بچه‌هام در مورد تو گفتم.

00:25:26.541 --> 00:25:28.207
‫اونا از من پرسیدن که
‫چرا خوشحال به نظر میام.

00:25:28.333 --> 00:25:31.582
‫بهشون گفتم سر کار یه نفر رو دیدم.

00:25:47.000 --> 00:25:50.582
‫ما همکاری خوبی داشتیم.

00:25:51.083 --> 00:25:57.332
‫بازجویی‌هات توی پادگاه و حالا
‫توی نیروهای ویژه.

00:25:57.458 --> 00:26:00.999
‫نیروهای ویژه دو سال پیش توی
‫اون محدوده بودند؟

00:26:01.125 --> 00:26:05.540
‫- بله، اونا توی ماموریت بودن.
‫- وقتی تیم اگیر اونجا بود؟

00:26:06.625 --> 00:26:12.165
‫الریک استرانگ ۶ ماه قبلش
‫از اونجا رفته بود؟

00:26:12.291 --> 00:26:17.790
‫- می‌دونی که نمی‌تونم اینو افشا کنم.
‫- من لیست کسایی که اونجا بودن رو می‌خوام.

00:26:17.916 --> 00:26:22.832
‫من نمی‌تونم چنین اطلاعاتی رو افشا کنم.

00:26:22.958 --> 00:26:26.790
‫اما هیچ کسی از نیروهای ویژه توی اون حادثه
‫درگیر نبود.

00:26:28.375 --> 00:26:29.874
‫بریکس؟

00:26:31.708 --> 00:26:37.207
‫نیروهای ویژه‌ی دانمارک
‫غیرنظامی‌های بیگناه رو نمی‌کشن.

00:26:38.250 --> 00:26:41.249
‫ببخشید. ما درگیر اعزام نیروها هستیم.

00:26:41.375 --> 00:26:44.749
‫این سربازها هم اعزام شدن
‫و ما به اطلاعات نیاز داریم.

00:26:46.166 --> 00:26:51.415
‫حرفای یه سرباز آسیب‌دیده کافی نیست.

00:26:52.458 --> 00:26:57.874
‫و چطور ینس پیتر رابن تونسته
‫بخش ویژه رو فریب بده؟

00:26:58.000 --> 00:27:03.207
‫این مدرکه. یا به من
‫چیزی که نیاز دارم رو میدی...

00:27:03.333 --> 00:27:07.374
‫یا من این سوال رو پیش
‫مطبوعات افشا می‌کنم.

00:27:07.500 --> 00:27:10.499
‫چرا تو در مورد حل این پرونده
‫به ما کمک نمی‌کنی؟

00:27:11.375 --> 00:27:15.124
‫منظورم رو گفتی؟ اگه این کار رو نکنی
‫کسی رو پیدا می‌کنم که بتونه.

00:27:20.875 --> 00:27:25.290
‫ظاهرا این اطلاعات مهمه.
‫ببینم چکار می‌تونم بکنم.

00:27:29.375 --> 00:27:32.207
‫ینس پیتر رابن بیدار شده.

00:27:32.750 --> 00:27:36.957
‫اونا می‌خواد سریعا بازجویی بشه. بدون وکیل.

00:27:37.083 --> 00:27:41.790
‫ما روی شاهرگت عمل انجام دادیم.
‫مراقب باش وگرنه ممکنه بمیری.

00:27:44.125 --> 00:27:49.874
‫صبر کن. صبر کن.
‫من یه نفرو پیدا می‌کنم که تو رو آماده کنه.

00:28:00.875 --> 00:28:04.374
‫ببخشید که باعث شرمندگی شما شدم.

00:28:04.500 --> 00:28:06.374
‫باید بدونین که من اینجا بودن رو دوست دارم.

00:28:07.083 --> 00:28:10.082
‫امیدوارم شما به جانشین من هم کمک کنین...

00:28:12.083 --> 00:28:15.124
‫هر کسی که باشه.

00:28:15.250 --> 00:28:17.082
‫ممنون.

00:28:21.833 --> 00:28:23.582
‫برنامه‌ی امروز.

00:28:25.083 --> 00:28:27.207
‫دفتر نخست وزیری ازت انتظار داره...

00:28:27.333 --> 00:28:30.582
‫که صحبت معمول رو بکنی و حاضر باشی.

00:28:33.291 --> 00:28:37.290
‫- در مورد ینس پیتر رابن...
‫- فراموشش کن.

00:28:37.416 --> 00:28:43.540
‫من می‌خوام در مورد
‫رفتار دیشبم عذرخواهی کنم.

00:28:43.666 --> 00:28:49.332
‫شما همیشه هوامو داشتین.
‫مسئولیت این گند با خودمه.

00:28:50.750 --> 00:28:55.415
‫این بهترین راه حل برای دولت و وزارته.

00:28:55.541 --> 00:28:59.374
‫من براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.
‫بفرما.

00:29:00.708 --> 00:29:02.749
‫و برای تو...

00:29:03.958 --> 00:29:07.374
‫ببخشید، باید اینو جواب بدم.

00:29:09.625 --> 00:29:13.624
‫- آرمنیاک مشکل داشت؟
‫- نه، خوب بود.

00:29:14.541 --> 00:29:16.124
‫پلوغ نگرانی‌های خودشو داره.

00:29:18.166 --> 00:29:22.499
‫اون به یه جلسه توی دفتر نخست‌وزیر
‫فراخونده شده.

00:29:22.625 --> 00:29:26.415
‫اونا می‌خوان سمت مشاور اتحادیه‌ی
‫اروپا توی اسکوپیه رو بهش بدن.

00:29:27.250 --> 00:29:32.082
‫اگه پلوغ بره، منم میرم.
‫اما مشکلی ندارم.

00:29:32.583 --> 00:29:36.624
‫زن خبرنگار به من گفت که
‫همه چیو توضیح میده،

00:29:36.750 --> 00:29:41.249
‫اما فقط شخصا برای تو این کارو می‌کنه.
‫من فکر می‌کنم...

00:29:41.375 --> 00:29:45.624
‫من با نخست وزیر در مورد
‫شغل آینده‌ی تو صحبت می‌کنم.

00:29:45.750 --> 00:29:48.249
‫من درستش می‌کنم. پایین می‌بینمت.

00:29:56.375 --> 00:29:58.999
‫ما نباید ازش حمایت می‌کردیم.

00:29:59.125 --> 00:30:04.040
‫اونا به من زنگ زدن. میرم اسکوپیه.
‫مشاور اتحادیه‌ی اروپا.

00:30:04.166 --> 00:30:08.915
‫- بعد ۲۳ سال باید برم اسکوپیه کار کنم.
‫- ضرورتا این‌طور نیست.

00:30:09.041 --> 00:30:11.707
‫چی به زنم بگم؟

00:30:13.291 --> 00:30:15.582
‫اصلا اسکوپیه کجاست؟ ما نقشه داریم؟

00:30:15.708 --> 00:30:20.665
‫گوش کن چی میگم! شاید زنت
‫بتونه توی دانمارک بمونه.

00:30:22.500 --> 00:30:27.749
‫ساعت ۹:۳۲ صبح ما یه پیام از طرف یه واحد دانمارکی
‫که مورد حمله قرار گرفته بود دریافت کردیم.

00:30:28.541 --> 00:30:30.957
‫ما از رود رد شدیم، و
‫اوضاع حسابی خراب بود.

00:30:31.458 --> 00:30:34.457
‫تامسن شاید بهتون گفته که
‫چی شد.

00:30:35.083 --> 00:30:38.999
‫ما به روستا رسیدیم و جنگیدیم
‫تا به ساختمون رسیدیم.

00:30:39.125 --> 00:30:42.124
‫اما اونجا واحد دانمارکی وجود نداشت.

00:30:42.250 --> 00:30:47.707
‫فقط یه افسر اونجا بود که توی خونه‌ی
‫یه خانواده‌ی محلی مستقر شده بود.

00:30:47.833 --> 00:30:49.749
‫فکر می‌کنی چرا به خودش می‌گفت پرک؟

00:30:49.875 --> 00:30:52.665
‫خودش گفت. من پلاکش رو دیدم.

00:30:52.791 --> 00:30:58.749
‫من تا حالا اونو ندیده بودم. فرض کردم
‫از یه اردوگاه دانمارکی دیگه هست.

00:30:58.875 --> 00:31:05.832
‫- چطور کارش به اونجا کشیده بود؟
‫- از جوخه‌ی خودش جدا شده بود.

00:31:08.041 --> 00:31:11.707
‫طالبان دنبالش بود.
‫اون توی ساختمون پناه گرفته بود.

00:31:15.791 --> 00:31:21.582
‫فقط ۴ نفر از ما باقی مونده بودیم.
‫میگ، اچ‌سی، سباستین و من.

00:31:21.708 --> 00:31:26.374
‫و پرک. دولمر وقتی می‌خواستیم
‫بریم داخل کشته شد.

00:31:26.500 --> 00:31:28.499
‫پای گرونر متلاشی شده بود.

00:31:29.291 --> 00:31:31.957
‫اون کمک فوری لازم داشت. اما
‫ما مورد حمله قرار گرفته بودیم.

00:31:32.083 --> 00:31:34.749
‫و ما بی‌سیم رو پیش تامسن گذاشته بودیم.

00:31:34.875 --> 00:31:40.374
‫- بی‌سیم پرک چی؟
‫- اون گفت منفجر شده.

00:31:40.500 --> 00:31:41.915
‫اون تصمیم گرفت که بهتره صبر کنیم...

00:31:42.041 --> 00:31:44.624
‫و بعد بجنگیم و از اونجا بیایم بیرون.

00:31:44.750 --> 00:31:49.957
‫این کاری بود که کردیم.
‫تیراندازی ادامه داشت.

00:31:50.083 --> 00:31:55.790
‫روز بعد گرمازده شدیم. آب به اندازه‌ی کافی
‫وجود نداشت.

00:31:55.916 --> 00:32:00.665
‫بوی گند قابل تحمل نبود.
‫زمان گذشت ولی کمکی نیومد.

00:32:00.791 --> 00:32:05.957
‫پرک عصبی شد. اون می‌خواست یه راهی
‫برای خروج پیدا کنه.

00:32:10.208 --> 00:32:14.790
‫اون می‌خواست پدر خانواده کمکش کنه
‫یه بیسیم پیدا کنه.

00:32:14.916 --> 00:32:17.165
‫اما پدرش گفت اون راهی به ذهنش نمیرسه.

00:32:19.458 --> 00:32:23.499
‫پرک یکی از بچه‌ها رو برداشت.
‫یه دختربچه.

00:32:25.250 --> 00:32:27.165
‫یه تفنگ به سمت سرش گرفت.

00:32:27.291 --> 00:32:31.124
‫و از پدر پرسید که ترجیح میده
‫به طالبان کمک کنه یا ما.

00:32:32.958 --> 00:32:34.457
‫و بعد شلیک کرد.

00:32:36.250 --> 00:32:38.832
‫اون مادر بچه‌ها رو هم گرفت
‫و بهش شلیک کرد.

00:32:41.500 --> 00:32:46.165
‫پدر کوچیک‌ترین بچه رو که یه پسر بود گرفت
‫و التماس کرد که اونا رو نکشه.

00:32:49.375 --> 00:32:50.957
‫پرک به هر دوشون شلیک کرد.

00:32:55.416 --> 00:33:09.957
‫تو چکار کردی؟

00:33:11.625 --> 00:33:13.457
‫من اولین بچه رو گرفتم.

00:33:16.166 --> 00:33:17.665
‫دختره.

00:33:19.916 --> 00:33:24.665
‫- فکر نمی‌کردم اون شلیک کنه.
‫- بقیه چکار کردن؟

00:33:25.583 --> 00:33:28.582
‫همه داد میزدن.

00:33:28.708 --> 00:33:31.374
‫سباستین گریه می‌کرد.

00:33:31.500 --> 00:33:34.874
‫منظورت سباستین هولست هست؟

00:33:35.000 --> 00:33:37.082
‫جوون‌ترین فرد بین ما.

00:33:38.625 --> 00:33:42.040
‫اون بیشتر به دوربینش علاقه داشت
‫تا تفنگش.

00:33:43.166 --> 00:33:46.665
‫من دستمو انداختم گردنش
‫و آرومش کردم.

00:33:48.833 --> 00:33:54.124
‫وقتی هوا تاریک شد ما صدای
‫یه موتور رو شنیدیم.

00:33:54.250 --> 00:33:58.832
‫یه مرد با موتور گازیش اومد توی حیاط
‫و خودشو منفجر کرد.

00:34:00.000 --> 00:34:05.915
‫من چیز دیگه‌ای یادم نیست.
‫اونا بعدش اومدن کمکمون.

00:34:06.041 --> 00:34:09.290
‫- پرک اون موقع کجا بود؟
‫- نمی‌دونم.

00:34:10.625 --> 00:34:14.749
‫حتما یه راه خروجی پیدا کرده
‫قبل اینکه اونا بیان.

00:34:14.875 --> 00:34:19.707
‫- جسدهای خانواده چی؟
‫- حتما از شرشون خلاص شده.

00:34:21.041 --> 00:34:23.124
‫ازش بپرس!

00:34:23.250 --> 00:34:26.082
‫پرک اون افسر پلیسی هست
‫که دیروز به من شکلی کرد.

00:34:27.375 --> 00:34:30.582
‫- اون کجاست؟
‫- چرا فکر می‌کنی اونه؟

00:34:30.708 --> 00:34:36.249
‫خودشه. اون بقیه رو کشت.
‫اون روی شونه‌اش یه تتو داره.

00:34:36.375 --> 00:34:42.207
‫تو فکر می‌کردی افسری که گروگان گرفتی
‫هم پرکه.

00:34:48.791 --> 00:34:53.249
‫من می‌خوام به این عکس‌ها نگاه کنی.
‫با دقت.

00:35:05.208 --> 00:35:12.207
‫رابن یه دیلی داشت که اون داستان رو بگه.
‫اون با چندین اتهام مواجه بود.

00:35:12.333 --> 00:35:18.749
‫- امکان داشت استرانگ اونجا باشه؟
‫- هنوز اینو تایید نکردن.

00:35:18.875 --> 00:35:22.790
‫اما رابن از نظر ذهنی ناپایداره.
‫ما مدرک کتبی از این داریم.

00:35:24.750 --> 00:35:30.207
‫حتما استرانگ رو با یه افسر نیروهای
‫ویژه‌ی دیگه اشتباه گرفته.

00:35:31.375 --> 00:35:36.665
‫ما اینو بررسی می‌کنیم.
‫استرانگ روی پرونده کار می‌کرد.

00:35:36.791 --> 00:35:40.207
‫اون وقت نداشته که مسلم لیگ رو بازی بده.

00:35:40.333 --> 00:35:44.832
‫در هفته‌ی گذشته، عذر اون قابل قبول نیست.

00:35:45.583 --> 00:35:50.082
‫قبل اینکه به میگ پولسن برسیم،
‫بیشتر از یه ساعت گذشته بود.

00:35:52.291 --> 00:35:54.665
‫گرونر توی یه آتیش‌سوزی سوخت
‫که توسط یه گوشی فعال شده بود...

00:35:54.791 --> 00:35:57.624
‫و صاحبش رو نتونستیم پیدا کنیم.

00:36:01.666 --> 00:36:05.915
‫قبل اینکه به پارکینگ طبقاتی بریم
‫من با استرانگ ملاقات کرده بودم.

00:36:08.166 --> 00:36:13.540
‫توی سوئد اون یه مدت غایب بود
‫وقتی که من از لیزبث تامسن بازجویی می‌کردم.

00:36:13.666 --> 00:36:19.749
‫و اون توی پادگاه بود شبی که
‫مواد منفجره دزدیده شد.

00:36:20.375 --> 00:36:26.040
‫اما وقتی که تو کشیش کلیسا رو
‫پیدا کردی، استرانگ توی هلسینگر بود.

00:36:26.166 --> 00:36:27.999
‫این بررسی شده؟

00:36:29.458 --> 00:36:32.790
‫من دیدم که برگشتن، اما بررسیش می‌کنم.

00:36:34.583 --> 00:36:37.624
‫من میرم والدین سباستین هولست رو ببینم.

00:36:37.750 --> 00:36:42.207
‫ما عکس‌هاش رو دیدیم. افسری در کار نبود.

00:36:42.333 --> 00:36:48.040
‫اون همیشه دوربینش همراهش بوده،
‫اما دوربینش پیدا نشد.

00:36:48.791 --> 00:36:53.749
‫- با استرانگ چکار کنیم؟
‫- بیاریدش و ازش بازجویی کنین.

00:36:56.416 --> 00:37:02.290
‫مافوق‌های ما می‌خوان بدونن که
‫چرا اونو گرفتی.

00:37:02.416 --> 00:37:05.415
‫من اونو استخدام نکردم.

00:37:05.541 --> 00:37:10.457
‫استرانگ در ارتباط با طرح اصلاحات پلیس
‫به اداره‌ی ما اومد.

00:37:10.583 --> 00:37:15.915
‫اگه کسی قرار باشه مقصر شناخته بشه،
‫مافوق‌های ما هستن.

00:37:23.041 --> 00:37:25.457
‫ممنون،‌ خداحافظ.

00:37:27.833 --> 00:37:30.290
‫اون خواست منو ببینه. من میرم.

00:37:31.041 --> 00:37:34.165
‫اونا دارن ازش بازجویی می‌کنن.
‫یادت نره اونا رو برداری.

00:37:34.291 --> 00:37:37.707
‫- اگه کمکی از دستم بر میاد بگو.
‫- چطور؟

00:37:37.833 --> 00:37:41.999
‫اون تحت بازداشته و داره متهم میشه.
‫مگه همینو نمی‌خواستی؟

00:37:46.416 --> 00:37:49.499
‫این برنامه‌ی مراسمه.

00:37:49.625 --> 00:37:53.915
‫میسپارمش به تو.
‫من میام اما می‌خوام تو صحبت کنی.

00:37:55.541 --> 00:37:59.415
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- بله.

00:37:59.541 --> 00:38:05.665
‫ستاد فرماندهی در مورد
‫رونویس پیام بی‌سیم سوال کرده.

00:38:05.791 --> 00:38:09.749
‫بهشون گفتم که شما یه نسخه‌ی
‫چاپی و فایل رایانه‌ای رو می‌خواین.

00:38:13.041 --> 00:38:17.957
‫- چرا بهش نیاز دارین؟
‫- فقط به مراسم رسیدگی کن.

00:38:22.291 --> 00:38:28.999
‫قبل از رای‌گیری یه استراحت کوتاه رو داریم.

00:38:29.125 --> 00:38:33.082
‫توی کنفرانس خبری بعدش، بوخ استعفا میده.

00:38:33.208 --> 00:38:37.290
‫خودش اومد. حرفی دارین؟

00:38:42.458 --> 00:38:45.040
‫- وقت داری؟
‫- البته.

00:38:45.166 --> 00:38:52.499
‫یه اشتباه مسخره رخ داده.
‫پلوغ رو دارن می‌فرستن بره.

00:38:52.625 --> 00:38:57.540
‫اشتباهی صورت نگرفته. ما باید
‫یه شروع جدید رو نشون بدیم.

00:38:57.666 --> 00:39:01.332
‫- از شر اسکلت قبلی خلاص شیم.
‫- اما من کسی بودم که...

00:39:01.458 --> 00:39:05.249
‫نخست وزیر به من گفت که تو
‫عذرخواهی کردی.

00:39:05.375 --> 00:39:08.790
‫من خوشحالم که اینو می‌شنوم.
‫مشکلی ندارم.

00:39:08.916 --> 00:39:13.124
‫ما اوضاع رو درست می‌کنیم.
‫ولی آب که از سر بگذره، چه یک وجب چه صد وجب.

00:39:14.208 --> 00:39:17.957
‫متن ما برای صحبتت توی کنفرانس
‫خبری رو دیدی؟

00:39:18.083 --> 00:39:22.499
‫- بله، ممنون.
‫- ببخشید. من باید با اون حرف بزنم.

00:39:26.541 --> 00:39:30.999
‫پلوغ. همه چیز برای کنفرانس خبری که
‫یکی دو ساعت دیگه برگزار میشه آماده‌ست.

00:39:32.208 --> 00:39:35.874
‫همسرت اومده. کارینا رفته دنبالش.

00:39:36.000 --> 00:39:40.290
‫- همسرم؟
‫- گفتم تو بیرون می‌بینیش.

00:39:45.250 --> 00:39:47.082
‫اون کجاست؟

00:40:04.791 --> 00:40:07.540
‫ما باید در مورد گزارش‌های پزشکی حرف بزنیم.

00:40:08.500 --> 00:40:11.082
‫سوار شو. میریم یه دور بزنیم.

00:40:13.250 --> 00:40:17.290
‫فکر می‌کنی من برای وزارت دفاع کار می‌کردم.

00:40:17.416 --> 00:40:21.290
‫منو بیرون کردن.
‫اگه از قبل اینو می‌دونسته...

00:40:21.416 --> 00:40:26.457
‫یکی از افرادت بهش خبر داده. بیخیال این.

00:40:26.583 --> 00:40:31.415
‫کل قضیه جلوی چشمت بود.

00:40:31.541 --> 00:40:35.082
‫چرا تاریخ دو تا گزارش پزشکی رو چک نکردی؟

00:40:43.375 --> 00:40:44.707
‫کدوم تاریخ؟

00:40:49.125 --> 00:40:53.749
‫این‌طور فکر می‌کنم که سباستین
‫همیشه دوربینش رو همراهش داشته.

00:40:54.708 --> 00:40:56.957
‫اون همیشه عکس می‌گرفت.

00:40:57.083 --> 00:41:01.290
‫یه جعبه‌ی پر از عکس هست.
‫تو اونا رو دیدی.

00:41:01.416 --> 00:41:06.124
‫گفتن که دوربینش دو سال پیش گم شده؟

00:41:06.250 --> 00:41:11.874
‫- گم نشده بود. اون فرستادش خونه؟
‫- اون دوربینش رو فرستاد خونه؟

00:41:12.000 --> 00:41:16.790
‫آره، اون شکسته بود. از من خواست
‫تعمیرش کنم.

00:41:26.875 --> 00:41:32.040
‫- چطور؟
‫- من دیگه بهتون زحمت نمیدم.

00:41:32.166 --> 00:41:36.582
‫از رادیو شنیدم که شما مسئول جوخه‌اش
‫رابن رو پیدا کردین.

00:41:37.166 --> 00:41:40.249
‫ظاهرا همه چیز قراره دوباره
‫سر زبون‌ها بیفته.

00:41:41.458 --> 00:41:43.874
‫چی در این مورد می‌دونی؟

00:41:45.208 --> 00:41:46.957
‫فکر نمی‌کنم اون یه افسر بوده.

00:41:48.291 --> 00:41:52.874
‫اونا اینو از خودشون در آوردن،
‫به عنوان یه بهونه که وارد اون ساختمون بشن.

00:41:53.000 --> 00:41:57.207
‫تقصیر رابن بودن بود که سباستین
‫و بقیه کشته شدن.

00:41:57.791 --> 00:42:00.165
‫چرا این‌طور فکر می‌کنی؟

00:42:00.791 --> 00:42:03.540
‫سباستین اینو پیش‌بینی کرده بود.

00:42:14.041 --> 00:42:17.915
‫هر دو پسرم رو توی جنگی از دست دادم
‫که نفهمیدمش.

00:42:18.041 --> 00:42:22.124
‫یکیشون با تابوت برگشت.
‫اون یکی همینجوری.

00:42:25.583 --> 00:42:29.457
‫نمی‌دونم چه کار اشتباهی کردیم.

00:42:33.208 --> 00:42:35.915
‫چیزی هست که در موردش به ما نگفتی؟

00:42:39.291 --> 00:42:45.040
‫- یه ثبت خاطرات ویدئویی.
‫- من دوست دارم ببینمش.

00:42:45.583 --> 00:42:48.707
‫من می‌خوام اظهاریه‌ی مکتوبت رو امضا کنی.

00:42:50.291 --> 00:42:54.624
‫- اجازه دارم همسرم رو ببینم.
‫- اون بیرون منتظره.

00:42:54.750 --> 00:42:58.374
‫به بیمارستان برمیگردی.
‫۵ دقیقه وقت داری.

00:43:29.083 --> 00:43:32.582
‫- میشه با هم تنها باشیم؟
‫- متاسفانه نه.

00:43:37.000 --> 00:43:38.999
‫بیا بشین.

00:43:44.208 --> 00:43:48.540
‫تو شنیدی دیروز چی شد.
‫من تو حال خودم نبودم.

00:43:48.666 --> 00:43:50.999
‫دیگه تکرار نمیشه.

00:43:54.083 --> 00:43:58.332
‫- ما بعدا در موردش حرف میزنیم.
‫- من تو رو ناامید کردم.

00:43:58.458 --> 00:44:01.707
‫من آماده نبودم.
‫یه پدر و شوهر داغون بودم.

00:44:02.333 --> 00:44:05.874
‫کاش می‌تونستم زمان رو به عقب برگردونم.

00:44:06.000 --> 00:44:11.915
‫اما اوضاع داره بهتر میشه.
‫اونا الان به حرفم گوش می‌کنن.

00:44:13.583 --> 00:44:16.082
‫تو و یوناس کل دنیای من هستین.

00:44:17.125 --> 00:44:20.624
‫- ما می‌تونیم اوضاع رو درست کنیم.
‫- من الان با سوگارد هستم.

00:44:35.125 --> 00:44:41.415
‫هیچ ربطی به اون نداشت.
‫من هر روز دلم برات تنگ میشد.

00:44:43.083 --> 00:44:45.165
‫فقط نمی‌تونستم دیگه تحملش کنم...

00:44:51.416 --> 00:44:55.832
‫متوجه نیستی؟ هیچ فایده‌ای نداره.

00:44:58.666 --> 00:45:02.624
‫- ما تو رو برای بازجویی می‌خوایم.
‫- فقط یه دقیقه.

00:45:02.750 --> 00:45:03.915
‫ببخشید...

00:45:10.666 --> 00:45:12.499
‫می‌تونم همسرم رو ببینم؟

00:45:12.625 --> 00:45:17.249
‫- وکیل می‌خوای؟
‫- نه. من می‌خوام همسرمو ببینم!

00:45:17.375 --> 00:45:23.957
‫سباستین هولست قبل مردنش
‫یه ویدئو فرستاده بود به خونه.

00:45:24.416 --> 00:45:31.665
‫نگران نشید، اما یه چیزی
‫توی جوخه‌ی ما درست نیست.

00:45:31.791 --> 00:45:38.332
‫- چرا باید اینو ببینم؟
‫- رابن خل شده.

00:45:40.625 --> 00:45:46.749
‫اون همه جا طالبان رو می‌بینه،
‫و فقط به کشتن فکر می‌کنه.

00:45:47.291 --> 00:45:52.124
‫اون ریسک‌های زیادی می‌کنه. مجبورمون
‫می‌کنه کارهایی کنیم که دستورش رو نگرفتیم.

00:45:52.250 --> 00:45:57.332
‫اون پیام جعل می‌کنه
‫و میره که آدم کشی کنه.

00:45:59.750 --> 00:46:04.832
‫امروز صبح اون از رودخونه رد شد
‫تا به یه خونه برای سومین بار حمله کنه...

00:46:04.958 --> 00:46:08.040
‫چون رابن فکر می‌کنه پدر اون خانواده طالبه.

00:46:10.041 --> 00:46:15.165
‫ما اونجا رو زیر و رو کردیم.
‫رابن اونو به مخبر بودن متهم کرد.

00:46:15.291 --> 00:46:18.040
‫اون تفنگش رو گذاشت روی صورتش.

00:46:19.666 --> 00:46:21.332
‫بدون هیچ دلیلی.

00:46:24.208 --> 00:46:28.915
‫بچه‌ها گریه می‌کردن. مادر
‫و یه پیرزن گریه می‌کردن.

00:46:29.833 --> 00:46:34.499
‫رابن زده به سرش.
‫اون می‌خواد دوباره این کارو بکنه.

00:46:34.625 --> 00:46:40.332
‫من سعی کردم با بقیه حرف بزنم،
‫اما اونا میگن همه چیز درست میشه.

00:46:40.458 --> 00:46:42.790
‫اونا نمی‌خوان باهاش در بیفتن.

00:46:43.750 --> 00:46:46.832
‫اما فکر کنم اون می‌دونه داره چکار می‌کنه.

00:46:46.958 --> 00:46:52.707
‫و وقتی اوضاع خراب میشه
‫بهترین کسی هست که میشه باهاش بود.

00:46:55.000 --> 00:47:00.165
‫دو هفته‌ی دیگه ما میایم خونه،
‫پس مشکلی نیست.

00:47:02.416 --> 00:47:05.499
‫دلم براتون تنگ شده. به زودی می‌بینمتون.

00:47:06.250 --> 00:47:09.749
‫سلامتونو به برادر بزرگه می‌رسونم.
‫خداحافظ.

00:47:12.375 --> 00:47:14.707
‫حرفی که میزنه حقیقت داره؟

00:47:23.041 --> 00:47:28.124
‫سباستین فقط اونجا بود که با برادر بزرگترش
‫رقابت کنه.

00:47:29.083 --> 00:47:32.749
‫این قضیه در مورد سباستین نیست،
‫در مورد اون افسره.

00:47:32.875 --> 00:47:35.207
‫اون خانواده که بهش اشاره کرد...

00:47:36.125 --> 00:47:39.040
‫همون خانواده‌ای هست که
‫ادعا می‌کنی کشته شدند؟

00:47:39.166 --> 00:47:41.165
‫بله.

00:47:41.291 --> 00:47:45.915
‫تو و جوخه چندین بار به
‫اون خونه رفته بودین،‌ درسته؟

00:47:46.041 --> 00:47:52.124
‫تو متقاعد شده بودی که اونا عضو طالبان هستن.
‫تو می‌خواستی دوباره بری.

00:47:53.500 --> 00:47:57.915
‫- این ربطی نداره.
‫- چرا، داره.

00:47:58.625 --> 00:48:01.665
‫هیچ چیزی نیست که نشون بده
‫تو پیامی دریافت کردی.

00:48:01.791 --> 00:48:04.957
‫و هیچ افسری به اسم پرک وجود نداشته.

00:48:06.833 --> 00:48:09.415
‫من همه چیز رو توضیح دادم.

00:48:11.750 --> 00:48:16.582
‫اینا رو ببین. پنج نفر کشته شدند.

00:48:16.708 --> 00:48:20.374
‫من هر کاری تونستم کردم
‫که اون افسر رو پیدا کنم.

00:48:21.750 --> 00:48:25.207
‫اگه دروغ میگی و اون وجود نداره...

00:48:25.333 --> 00:48:28.749
‫الان وقتشه که اعتراف کنی!

00:48:33.166 --> 00:48:38.582
‫تصمیم من بود که وارد اون روستا بشیم.
‫بقیه موافق نبودن.

00:48:40.125 --> 00:48:44.540
‫من باید به حرفشون گوش می‌کردم.
‫اما یه افسری وجود داشت.

00:48:44.666 --> 00:48:47.415
‫و اونیه که من دیروز دیدم.

00:48:51.750 --> 00:48:56.040
‫ما به تازگی از ارتش مدرکی دریافت کردیم
‫که نشون میده...

00:48:56.166 --> 00:49:00.665
‫شخصی که تو اونو افسر شناسایی کردی...

00:49:00.791 --> 00:49:04.499
‫اون زمان توی افغانستان نبوده.

00:49:10.500 --> 00:49:13.999
‫برادر بزرگتر سباستین چی؟
‫اونو می‌شناسی؟

00:49:15.916 --> 00:49:20.915
‫- اون یه دکتره. اون توی اردوگاهمون بود.
‫- یه جراح ارتش؟ اسمش چیه؟

00:49:21.833 --> 00:49:25.165
‫فردریک. فردریک هولست.

00:49:30.375 --> 00:49:36.040
‫فردریک هولست، جراح ارتش.
‫ما باید بریم سراغش.

00:49:36.166 --> 00:49:40.874
‫از پدر بپرس برادر بزرگه
‫در مورد جوخه‌ی رابن چی گفته.

00:49:43.250 --> 00:49:48.915
‫وزیر الان رفت. اون به زودی برمیگرده.

00:49:50.166 --> 00:49:52.415
‫اون چی گفت؟

00:49:52.541 --> 00:49:56.790
‫ببخشید که گولت زدم.
‫اما باید ومر رو می‌دیدی.

00:49:56.916 --> 00:50:01.207
‫ما می‌دونیم که تو نمی‌تونی
‫همه چیز رو به ما بگی.

00:50:01.333 --> 00:50:05.415
‫اما اگه تو بر اساسش عمل نکنی،
‫باید اطلاعات رو داشته باشی.

00:50:06.583 --> 00:50:10.790
‫من از اسکوپیه رفتن استعفا دادم.

00:50:10.916 --> 00:50:14.124
‫اگه تصمیم گرفتی عمل کنی،
‫باید تا آخرش بری.

00:50:14.250 --> 00:50:18.957
‫- اونا تا کجا رفتن؟
‫- رای گیری ده دقیقه‌ی دیگه شروع میشه.

00:50:19.083 --> 00:50:21.499
‫- کرابه اونجاست؟
‫- آره.

00:50:27.500 --> 00:50:29.999
‫اما اون هیچ ربطی به این قضیه نداره.

00:50:38.500 --> 00:50:39.999
‫کرابه؟

00:50:49.208 --> 00:50:52.665
‫- کرابه؟ تویی؟
‫- عجبا!

00:50:52.791 --> 00:50:57.457
‫اگه می‌خوای با من حرف بزنی،
‫می‌تونی به منشیم زنگ بزنی.

00:50:57.583 --> 00:51:03.165
‫گزارش پزشکی در مورد دست اضافه
‫توی آگوست فکس شد.

00:51:03.291 --> 00:51:09.749
‫گزارش تجدید نظر تا اکتبر نیومد.

00:51:09.875 --> 00:51:15.790
‫اول یه گزارش بوده که میگفته
‫غیرنظامی‌ها کشته شدند.

00:51:15.916 --> 00:51:19.874
‫این تلاشت برای سر پست و مقام موندن
‫رقت‌آوره!

00:51:20.000 --> 00:51:26.499
‫علیرغم بدیهی‌ بودنش، برای دو ماه
‫کسی به این واکنش نشون نداد.

00:51:26.625 --> 00:51:30.915
‫دلیلی نداشت. اون دست
‫بمب‌گذار انتحاری بود.

00:51:31.041 --> 00:51:34.999
‫چرا چیزی نگفتن؟ نقشه‌شون چی بوده؟

00:51:35.125 --> 00:51:37.332
‫وقتی گزارش اول اومد...

00:51:37.458 --> 00:51:40.624
‫نخست وزیر طرح بودجه‌ی اضافی...

00:51:40.750 --> 00:51:44.499
‫برای تقویت نظامی در افغانستان رو
‫پیشنهاد داد.

00:51:44.625 --> 00:51:48.457
‫وقتی پارلمان در ماه اکتبر باز شد
‫این طرح رو به صورت فوری تایید کردند.

00:51:48.583 --> 00:51:53.165
‫تو و حزبت به نفعش رای دادین.

00:51:54.500 --> 00:51:57.999
‫این چیزی رو ثابت نمی‌کنه.
‫فقط حدس و گمانه.

00:51:58.583 --> 00:52:04.124
‫- چرا نخست وزیر باید...
‫- خب این اتفاق افتاده!

00:52:04.833 --> 00:52:09.499
‫اگه دوست داری برو و یه لایحه‌ی مبارزه
‫با تروریسم رو به تصویب برسون.

00:52:09.625 --> 00:52:12.957
‫اما این روی آدمای اشتباهی تاثیر میذاره.

00:52:14.041 --> 00:52:18.457
‫ازت می‌خوام کمکم کنی
‫یه کاری در این مورد بکنیم.

00:52:32.500 --> 00:52:35.207
‫ما اونا رو با روحیه‌ی بالا فرستادیم.

00:52:35.333 --> 00:52:38.582
‫تو به من در مورد پیامی که
‫۵ روز قبل گرفتیم نگفتی.

00:52:42.416 --> 00:52:47.207
‫بله، ما یه پیام گرفتیم.
‫در ماه آگوست دو سال پیش.

00:52:47.333 --> 00:52:49.665
‫پنج روز قبل حادثه.

00:52:51.750 --> 00:52:55.332
‫از واحد نیروهای ویژه.

00:52:57.166 --> 00:52:58.165
‫نمی‌فهمم.

00:52:58.291 --> 00:53:04.124
‫اونا فقط ۱۵۰ کیلومتر از جایی که
‫جوخه‌ی رابن بود فاصله داشتن.

00:53:06.666 --> 00:53:10.415
‫- من این پیام رو ندیدم.
‫- تو فرمانده بودی.

00:53:11.750 --> 00:53:13.624
‫منظورت چیه؟

00:53:13.750 --> 00:53:17.707
‫جوخه‌ی رابن گفتن که یه نفر اونجا بوده.
‫ما حرفشون رو باور نکردیم.

00:53:18.416 --> 00:53:23.874
‫- ما گفتیم اونا شبح دیدن.
‫- همین‌طوره. این چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

00:53:24.000 --> 00:53:28.749
‫- چرا به این اشاره‌ای نکردی؟
‫- من در این مورد نمی‌دونستم.

00:53:30.791 --> 00:53:34.582
‫اگه شکایت رسمی انجام
‫شده، دوست دارم اونو ببینم.

00:53:35.333 --> 00:53:37.415
‫- من میرم به فرودگاه.
‫- نه.

00:53:37.541 --> 00:53:42.707
‫تا اطلاع بعدی توی پادگان بمون.
‫فهمیدی؟

00:53:47.041 --> 00:53:51.874
‫خوشحالم که اومدی. من
‫می‌خواستم باهات تماس بگیرم.

00:53:52.916 --> 00:53:54.999
‫کل روز بیرون بودی.

00:53:55.125 --> 00:53:59.540
‫امکان داره حق با جوخه‌ی رابن بوده باشه.

00:53:59.666 --> 00:54:05.832
‫پنج روز قبلش یه تماس بی‌سیم
‫با یه واحد دانمارکی صورت گرفته بود.

00:54:07.333 --> 00:54:12.999
‫- ما باید به پلیس بگیم.
‫- اونا روی نیروهای ویژه تمرکز کردن.

00:54:14.083 --> 00:54:16.915
‫اما چرا تو اینقدر درگیرشی؟

00:54:17.916 --> 00:54:21.290
‫سوگارد ممکنه از افشای
‫اطلاعات خودداری کرده باشه.

00:54:21.416 --> 00:54:24.332
‫من توی کابل بودم. اون فرمانده بود.

00:54:24.458 --> 00:54:28.624
‫یه چیزی جور در نمیاد،
‫اما سوگارد مشکل ما نیست.

00:54:30.166 --> 00:54:33.957
‫تو به رابن کمک کردی که
‫بخش ویژه رو فریب بده؟

00:54:38.291 --> 00:54:41.790
‫من به تو اطلاعات محرمانه در مورد
‫تحت نظر داشتنش دادم.

00:54:41.916 --> 00:54:48.915
‫به من اطلاع دادن که کمی بعدش
‫تو باهاش ملاقات کردی.

00:54:49.041 --> 00:54:53.999
‫این اطلاعات مهمی هست که
‫ما باید در موردش تحقیق کنیم.

00:54:54.125 --> 00:54:58.499
‫- نمیشه...
‫- تورستن، جوابمو بده!

00:54:58.625 --> 00:55:01.290
‫تو به رابن کمک کردی یا نه؟

00:55:03.750 --> 00:55:05.582
‫کی؟

00:55:10.250 --> 00:55:13.290
‫بله. درسته. ممنون.

00:55:13.416 --> 00:55:17.415
‫برادر بزرگتر توی افغانستانه.

00:55:17.541 --> 00:55:19.957
‫همین دیروز رفت.

00:55:20.083 --> 00:55:25.124
‫اون سه هفته مرخصی اومده بود.
‫ما اینو پیدا کردیم.

00:55:42.416 --> 00:55:47.082
‫ما باید ازش بازجویی کنیم.
‫امشب با پرواز سربازا میریم.

00:55:52.166 --> 00:55:56.915
‫- چی گفتی؟
‫- ما وقتمون رو داریم تلف می‌کنیم.

00:55:57.500 --> 00:56:00.457
‫فردریک هولست ویدئوی برادرش رو دید.

00:56:00.583 --> 00:56:05.540
‫اون توی بیمارستان نظامی بود
‫وقتی که جسد برادرش رو بردن.

00:56:05.666 --> 00:56:10.832
‫ما باید اجازه بگیریم. من از هدبی می‌خوام...

00:56:10.958 --> 00:56:13.874
‫اینجوری چند روز زمان می‌بره!
‫ما نمی‌تونیم برای این صبر کنیم.

00:56:19.291 --> 00:56:23.957
‫من به کپی گزارشات پزشکی نیاز دارم.

00:56:25.208 --> 00:56:29.957
‫- به عنوان یه توریست میری اونجا؟
‫- اگه بخوای می‌تونی اینو درست کنی.

00:56:30.083 --> 00:56:33.457
‫تو ارتباطاتی داری.

00:56:33.583 --> 00:56:36.165
‫به من نگو که همه چیز دست
‫روث هدبیه.

00:56:38.583 --> 00:56:42.415
‫درسته! تی‌ان‌تی، تتریل، آردی‌ایکس.
‫هر چی که بگی.

00:56:42.541 --> 00:56:45.124
‫و ترقه برای شب سال نو.

00:57:07.416 --> 00:57:10.999
‫همکارم... ین مایر.

00:57:12.958 --> 00:57:15.957
‫ما به یه انبار رفتیم.

00:57:20.750 --> 00:57:25.749
‫من رفتم داخل. فکر نمی‌کردم
‫کسی توی ساختمون باشه.

00:57:31.041 --> 00:57:33.040
‫بعد مایر رفت داخل.

00:57:36.083 --> 00:57:39.832
‫باید جلوش رو می‌گرفتم.
‫اشتباه از من بود.

00:57:45.125 --> 00:57:50.290
‫ما مجرم رو گرفتیم.
‫اما این... بی‌اهمیت به نظر میومد.

00:57:52.958 --> 00:57:54.957
‫من تسلیم شدم.

00:57:56.500 --> 00:57:59.999
‫من اون شغل توی گدسر رو قبول کردم
‫و این برام خوب بود.

00:58:00.708 --> 00:58:03.040
‫من می‌خواستم خودمو مخفی کنم.

00:58:09.666 --> 00:58:15.165
‫اگه تو با خبری که از بریکس داشتی
‫نمیومدی، هنوز اونجا بودم.

00:58:18.333 --> 00:58:20.332
‫ببخشید.

00:58:35.708 --> 00:58:37.540
‫حالا چی؟

00:58:38.500 --> 00:58:40.499
‫ما باید بریم.

00:58:44.791 --> 00:58:46.874
‫کجا؟

00:58:47.000 --> 00:58:50.040
‫وقتی منو کشوندن اینجا نذاشتن
‫کاپشنم رو بردارم.

00:58:50.166 --> 00:58:52.665
‫پسر بهتره بری برش داری.

00:58:55.291 --> 00:58:56.540
‫میای؟

00:58:57.375 --> 00:59:02.665
‫پرونده‌ی فردریک هولست.
‫حکم بازداشتش. آشناهاش.

00:59:02.791 --> 00:59:07.415
‫استرانگ، تو مسیریاب هستی.
‫توی استانبول توقف کنین.

00:59:07.541 --> 00:59:11.749
‫من با فکس ویزا و مدارکتون رو می‌فرستم.

00:59:11.875 --> 00:59:16.915
‫شما با یه هواپیمای ارتش و تحت فرمان اونا
‫به افغانستان میرید.

00:59:17.041 --> 00:59:20.374
‫از دستوراتشون پیروی کنین.
‫فهمیدی، لوند؟

00:59:20.500 --> 00:59:23.249
‫۳۶ ساعت دیگه اینجا باشین.

00:59:24.750 --> 00:59:26.582
‫مراقب خودتون باشین.

00:59:26.606 --> 00:59:38.606
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:59:38.630 --> 00:59:50.630
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.