﻿WEBVTT

00:00:02.176 --> 00:00:05.176
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:05.200 --> 00:00:13.900
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:00:16.590 --> 00:00:26.010
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:00:27.800 --> 00:00:33.600
♫ <i>کی بود؟کی در گوشم زمزمه کرد؟</i> ♫

00:00:33.600 --> 00:00:39.200
♫ <i> درباره ی عشقی تغییر ناپذیر ؟ </i> ♫

00:00:39.200 --> 00:00:45.000
♫ <i> فقط برای همون یک جمله</i> ♫

00:00:45.000 --> 00:00:50.600
♫ <i>حتی اگر دلشکسته بشم،افسوس نخواهم خورد</i> ♫

00:00:50.600 --> 00:00:56.200
♫ <i>باران دلشکسته و باد گریان است</i> ♫

00:00:56.200 --> 00:01:04.000
♫ <i>با رویاهایی طولانی از عشقی در دوردست</i> ♫

00:01:13.300 --> 00:01:22.000
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:01:24.500 --> 00:01:32.000
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:01:32.000 --> 00:01:36.400
[ افسانه ی مار سفید ]

00:01:36.400 --> 00:01:39.700
[ قسمت 23 ]

00:01:45.100 --> 00:01:46.800
چرا انقدر تلخه؟

00:01:46.800 --> 00:01:48.800
این غذای داروییه که برای شوهر جان درست کردم

00:01:48.800 --> 00:01:50.800
سوپ جوشونده ی جنسینگ

00:01:50.800 --> 00:01:53.600
چرا قبل از اینکه بذاری دهنت سوال نمیکنی؟

00:01:53.600 --> 00:01:56.000
برای اون درست کردی؟

00:01:58.800 --> 00:02:01.400
میخوای همینطوری ببخشیش؟

00:02:02.900 --> 00:02:06.600
اگه اون نمیرفت سراغ یک آدم جدید،تو اینطوری روز به روز
افسرده تر نمیشدی

00:02:06.600 --> 00:02:09.400
من هم اونطور بدبختانه گیر اون راهب نمیافتادم

00:02:09.400 --> 00:02:12.600
ژیائوچینگ،این چندوقت شوهرجان فقط حافظه اش رو از دست داده بود

00:02:12.600 --> 00:02:16.300
اون از قصد کاری نکرد.به خاطرش از دستش عصبانی نباش

00:02:16.300 --> 00:02:19.200
".بانو ژیائوچینگ باید عصبانی باشه"

00:02:22.400 --> 00:02:25.400
خانمم،همش تقصیر منه

00:02:25.400 --> 00:02:29.000
بانو ژیائوچینگ،بذار ازت عذرخواهی کنم

00:02:29.000 --> 00:02:32.200
شوهرم،چرا بلند شدی؟چرا یکم بیشتر دراز نکشیدی؟

00:02:32.200 --> 00:02:35.600
فقط یک زخم کوچیک دارم.لازم نیست مدت طولانی
تو تخت خواب بمونم

00:02:35.600 --> 00:02:40.600
تازه،نمیتونم اجازه بدم وقتی من تو تخت دراز کشیدم
تو تنهایی زحمت بکشی

00:02:41.410 --> 00:02:42.990
ژیائوچینگ

00:02:44.980 --> 00:02:46.970
ببخشید،از دستم افتاد

00:02:46.970 --> 00:02:51.600
من چاپ استیک و کاسه ی عروسیت رو شکستم
فکر نکنم ارباب ژو ناراحت باشه،مگه نه؟

00:02:51.600 --> 00:02:54.200
نیستم.تا وقتی خود بانو ژیائوچینگ بخواد

00:02:54.200 --> 00:02:57.600
.کل این وسایل خونه مال خودشه

00:03:02.000 --> 00:03:03.200
!تو

00:03:03.200 --> 00:03:08.400
خانمم،یک چیزی هست که نمیدونی.اخیرا،من گیج و سردرگم بودم

00:03:08.400 --> 00:03:12.800
شنیدن صدای این ظروف خیلی شگفت آور ذهنم رو باز کرد

00:03:12.800 --> 00:03:15.400
یعنی ممکنه صدای شکستن این ظروف

00:03:15.400 --> 00:03:19.000
واقعا توانایی تازه کردن روح رو داشته باشه؟

00:03:20.300 --> 00:03:22.000
بانو ژیائوچینگ،بفرما

00:03:32.190 --> 00:03:33.980
همین که ژیائو چینگ اینور و اونور شلوغ کاری میکنه کافیه

00:03:34.000 --> 00:03:36.600
تو چرا باهاش همراه شدی؟

00:03:36.600 --> 00:03:39.600
اونها بشقاب های خوبی بودن،بعد اینطوری شکوندیشون

00:03:39.600 --> 00:03:43.300
اگه خواهر  بفهمه،حتما در موردش واکنش نشون میده

00:03:45.600 --> 00:03:49.000
نگران نباش،خواهر دیگه به این و اون گیر نمیده

00:03:49.000 --> 00:03:51.200
و شک نمیکنه

00:03:51.200 --> 00:03:53.000
به خواهر چی گفتی؟

00:03:53.000 --> 00:03:55.000
فقط حقیقت رو بهش گفتم

00:03:55.000 --> 00:03:57.800
تازه،خانمم این همه با من خوبه

00:03:57.800 --> 00:04:01.600
.اگه من راضی باشم،خواهرمم راضیه

00:04:01.600 --> 00:04:05.800
شوهرم،تو...تو حس میکنی من واست خوبم؟

00:04:05.800 --> 00:04:08.000
البته که خوبی

00:04:08.000 --> 00:04:12.200
با داشتن همچین همسری،دیگه یک مرد چی میتونه بخواد؟

00:04:15.000 --> 00:04:17.400
...اون روز،موقع جشنواره ی قایق اژدها

00:04:17.400 --> 00:04:22.600
خانمم،دیگه به اتفاقات ناراحت کننده اشاره نکن

00:04:22.600 --> 00:04:26.700
من خیلی وقته اتفاقی که در
جشنواره ی قایق اژدها افتاد رو فراموش کردم

00:04:53.000 --> 00:04:56.800
تازه حالت بهتر شده،چرا باز داری مطالعه میکنی؟زودتر استراحت کن

00:04:56.800 --> 00:05:00.000
پس بیا با هم بخوابیم

00:05:16.000 --> 00:05:18.600
[ در جستجوی ماورا ]

00:05:40.300 --> 00:05:44.900
قرص زهره دان مار برای بیماری های سردی
چرا یکیش هم فروخته نشده؟

00:05:50.170 --> 00:05:52.480
بانو بای

00:05:55.400 --> 00:05:57.600
طبیب ژو

00:05:57.600 --> 00:06:02.400
بانو بای،روماتیسم من باز عود کرده

00:06:02.400 --> 00:06:06.600
در واقع امروز اومدم که یکم قرص های زهره دان مار
برای بیماری های لرز بخرم

00:06:06.600 --> 00:06:08.200
لطفا یکم صبر کنین

00:06:08.200 --> 00:06:09.900
عمو

00:06:11.600 --> 00:06:13.200
لطفا منتظر بمونین

00:06:13.200 --> 00:06:16.600
خانمم...سوپ ریشه ی فنگ جی و هوآنگ چی

00:06:28.600 --> 00:06:33.000
عمو،تالار بائوهه ی ما از این به بعد دیگه
قرص های زهره دان مار نمیفروشه

00:06:33.000 --> 00:06:35.200
چرا این سوپ ریشه ی فنگ جی و هوآنگ چی رو امتحان نمیکنین؟

00:06:35.200 --> 00:06:38.200
...این هم میتونه روماتیسم رو درمان کنه.تازه،قیمتش

00:06:38.200 --> 00:06:41.600
کمتر از نصف قیمت قرص زهره دان ماره...

00:06:41.600 --> 00:06:44.200
چی؟قیمتش کمتر از نصفه؟

00:06:44.200 --> 00:06:46.800
!پس عالیه

00:06:46.800 --> 00:06:49.400
روماتیسم من برای مدتی طولانی دارو میخواد

00:06:49.400 --> 00:06:53.000
در واقع،ترسیده بودم که دارو ها انقدر قیمتشون زیاد بشه
که دیگه از پسشون برنیایم

00:06:53.000 --> 00:06:56.400
.طبیب ژو،شما واقعا صادق و مهربونی

00:06:56.400 --> 00:06:58.100
مراقب باشین

00:07:07.400 --> 00:07:10.800
خواهر،پس میگی که تو داروخانه هنوز قرص زهره دان مار دارین

00:07:10.800 --> 00:07:15.000
ولی طبیب ژو اون رو به بیماران نمیفروشه
 و گیاهان دارویی دیگه عوضش میده؟

00:07:16.000 --> 00:07:17.400
خب این فوق العاده نیست؟

00:07:17.400 --> 00:07:21.200
مگه مار هم جون نداره؟چرا باید مارها رو برای درمان مردم بکشیم؟

00:07:24.000 --> 00:07:26.400
خواهر،چی شده؟

00:07:26.400 --> 00:07:28.100
بذار ببینم

00:07:30.200 --> 00:07:32.000
حالت خوبه؟

00:07:32.000 --> 00:07:33.700
خوبم

00:07:35.320 --> 00:07:37.720
خواهر،چرا انقدر نگرانی؟

00:07:40.100 --> 00:07:44.600
فکر نمیکنی شوهر جدیدا یکم عجیب شده؟

00:07:44.600 --> 00:07:45.800
.فکر نکنم

00:07:45.800 --> 00:07:48.600
خواهر،داری زیادی فکر میکنی

00:07:49.400 --> 00:07:51.600
بانو ژیائوچینگ اینجاست؟

00:07:54.400 --> 00:07:56.200
چرا اون باز اینجاست؟

00:07:56.200 --> 00:07:59.800
اینطوری نباش.اون ناجیته

00:07:59.800 --> 00:08:02.200
بله،اون ناجیمه

00:08:02.200 --> 00:08:05.400
ولی من هم قبلا نجاتش دادم،پس بی حسابیم

00:08:13.000 --> 00:08:15.200
!بانو ژیائوچینگ،بانو ژیائوچینگ

00:08:15.200 --> 00:08:16.400
برادر ژانگ

00:08:16.400 --> 00:08:18.400
طبیب شو،بانو ژیائوچینگ کجاست؟

00:08:18.400 --> 00:08:20.800
انگار بانو ژیائوچینگ اینجا نیست

00:08:20.800 --> 00:08:22.200
بهتر که اینجا نیست

00:08:22.200 --> 00:08:25.600
اون ترسوئه.اینجوری نمیترسه

00:08:25.600 --> 00:08:28.800
طبیب ژو،امروز چیز خوبی گرفتم.بیا نگاه کن

00:08:28.800 --> 00:08:31.800
!ببین

00:08:33.600 --> 00:08:35.200
!ببین

00:08:41.400 --> 00:08:46.000
برادر ژانگ،من اون رو پانصد سکه ی مسی ازت میخرم.نظرت چیه؟

00:08:46.000 --> 00:08:50.200
.حتما!هر قیمتی طبیب ژو بگه من راضیم

00:08:56.000 --> 00:08:57.600
.بفرمایین

00:09:01.400 --> 00:09:04.000
طبیب ژو،شما با کشتن مارها مشکل داری؟

00:09:04.000 --> 00:09:07.000
.نگران نباش،میتونی به من بسپریش

00:09:07.000 --> 00:09:08.800
برادر ژانگ

00:09:09.600 --> 00:09:12.800
من دیگه این مار رو خریدم.تو میتونی کارش رو حل کنی؟

00:09:12.800 --> 00:09:14.800
!البته

00:09:14.800 --> 00:09:17.000
پس میشه آزادش کنی؟

00:09:17.000 --> 00:09:20.200
چی...چی...آزادش کنم؟

00:09:20.200 --> 00:09:24.400
.طبیب ژو،این یک مار نوار قرمز نادره

00:09:24.400 --> 00:09:27.000
خیلی از درمانگاه های طبابت واسش سر و دست میشکونن
با دقت نگاه کن

00:09:27.000 --> 00:09:29.000
...این ژانگ یوتانگ..من

00:09:39.990 --> 00:09:44.490
همین یک مدت پیش،من به سختی از یک مصیبت فرار کردم...و به سختی نجات پیدا کردم

00:09:45.400 --> 00:09:48.100
.میخوام کارهای خیر بیشتری انجام بدم

00:09:49.110 --> 00:09:51.580
.شاید شانس خوب برام بیاره

00:09:51.600 --> 00:09:55.900
میخوام شبیه اون آدمی باشم که دوست داره
حیوانات رو آزاد کنه تا بخت خوب رو جذب کنه

00:10:04.000 --> 00:10:06.000
برادر ژانگ

00:10:06.000 --> 00:10:10.000
.گرفتن مارها خیلی خطرناکه

00:10:10.000 --> 00:10:12.800
.اگه ممکنه،دیگه این کار رو نکن

00:10:17.400 --> 00:10:21.600
چیزی که طبیب ژو میگه منطقیه،ولی من کاملا نمیفهمم

00:10:21.600 --> 00:10:22.800
با اینحال مشکلی نیست.اگه طبیب ژو میگه نگیرمشون

00:10:24.220 --> 00:10:26.180
.پس دیگه نمیگیرمشون

00:10:26.180 --> 00:10:28.680
.حالا،اول میرم که این رو آزاد کنم

00:10:37.600 --> 00:10:40.400
اون ژانگ یوتانگ،در حد مرگ لجباز و عوض نشدنیه

00:10:46.600 --> 00:10:50.000
ژیائوچینگ،من واقعا حس میکنم یک چیزی مشکوکه

00:10:50.000 --> 00:10:50.900
چی مشکوکه؟

00:10:52.470 --> 00:10:55.640
شوهرم جدیدا انگار به طور خاصی مخالف صدمه زدن به مارها شده

00:10:55.640 --> 00:10:58.040
چرا باید اینکار رو بکنه؟

00:10:59.200 --> 00:11:02.070
خواهر،انقدر نگران نباش.هر چی هم باشه،اون نمیدونه که ما ماریم

00:11:02.070 --> 00:11:03.910
.نمیشه مطمئن بود

00:11:04.420 --> 00:11:05.980
...یادت میاد

00:11:05.980 --> 00:11:10.370
که شوهر قبلا چقدر از مارها متنفر بود؟
چرا باید یکدفعه ای عوض بشه؟

00:11:10.370 --> 00:11:16.580
علاوه بر این،چند روز پیش دیدم داشت در اتاق مطالعه،کتاب میخوند

00:11:17.370 --> 00:11:18.880
کی شده اون مطالعه نکنه؟

00:11:18.880 --> 00:11:21.750
ولی اون معمولا فقط کتاب های طبابت میخونه

00:11:21.750 --> 00:11:28.240
جدیدا،داره کتاب سه جلدی"در جستجوی ماورا"که به تازگی
مدرسه ی قبیله ی وی منتشر کرده رو میخونه

00:11:29.750 --> 00:11:34.010
این کتاب ها کلا شامل داستان هایی درباره ی ارواح و شیاطینه

00:11:34.010 --> 00:11:35.800
بهم بگو

00:11:36.590 --> 00:11:41.530
نکنه اون همه چیز رو به یاد آورده و هویتم رو حدس زده باشه؟

00:11:45.410 --> 00:11:48.620
.خواهر،انقدر نگران نباش

00:11:48.620 --> 00:11:54.100
چطوره که...ما یواشکی ببینیم در طول روز چیکار میکنه؟
اونوقت میفهمیم

00:12:01.870 --> 00:12:04.020
.مشتری،مراقب باشین

00:12:04.020 --> 00:12:09.670
ده زونگ دید که ژونگ کوی به خاطر عصبانیت زیاد
خودکشی کرده...چه اتفاق بزرگی!

00:12:09.670 --> 00:12:16.760
برای به دست آوردن دل مردم،اون دستور داد که مراسم ترحیم ژونگ کوی
 به اندازه ی بزرگترین دانشمند رسمی دولت بزرگ باشه

00:12:16.760 --> 00:12:21.590
و عنوان"خدای عقب راننده ی شیاطین"رو بهش اعطا کرد

00:12:21.590 --> 00:12:25.040
تا ارواح شیطانی از جهان رانده بشن

00:12:25.040 --> 00:12:30.670
برای اینکه بفهمیم بعدش چی شد
چطوره فصل بعدی هم گوش کنیم؟

00:12:30.670 --> 00:12:33.530
.خوبه...خوبه..عالی گفتی

00:12:52.270 --> 00:12:57.390
.قربان،میخوام درباره ی سوالاتی باهاتون مشورت کنم

00:12:58.580 --> 00:13:02.080
ممنونم...من پولی که خودم درآورده نیاورده باشم رو قبول نمیکنم

00:13:03.180 --> 00:13:06.050
چی میخوای بپرسی؟

00:13:06.050 --> 00:13:09.660
.راحت باش

00:13:14.050 --> 00:13:16.780
قربان،همین الان گفتین که ژونگ کوی هم یک روح بود

00:13:16.780 --> 00:13:20.000
پس چرا خدایی که ارواح و اهریمن ها رو میکشه،حساب شد

00:13:20.000 --> 00:13:24.000
در حالی که بقیه ی اهریمن ها و ارواح اشرار حساب شدن؟

00:13:24.000 --> 00:13:27.070
اون ارواح شیطانی به مردم آسیب زدن...
در حالی که ژونگ کوی مردم رو نجات داد

00:13:27.070 --> 00:13:30.670
.حتی در گونه های دیگه هم خوب و بد وجود داره

00:13:30.670 --> 00:13:33.580
.درسته.هزاران جاندار روحدار در جهان وجود دارن

00:13:33.580 --> 00:13:37.970
در اهریمنان هم خوبان و اشرار هستن و نباید باهم سرزنش بشن

00:13:37.970 --> 00:13:40.630
شما گفتین که ژونگ کوی، ارواح شیطانی رو کشت و هیولاها رو از بین برد

00:13:40.630 --> 00:13:42.550
اون چطور ارواح شیطانی رو کشت و هیولاها رو از بین برد؟

00:13:42.550 --> 00:13:45.370
تمامی اهریمن ها،ارواح و هیولاها از چی میترسن؟

00:13:45.370 --> 00:13:48.070
مهم نیست یک هیولا چقدر قدرتمند باشه
مرحله ی دائوی بالاتری از اون وجود داره

00:13:48.070 --> 00:13:52.040
برای مقابله با هیولاهای مختلف،ابزاری متفاوت وجود دارن

00:13:52.040 --> 00:13:56.020
اونها از چیزی که شکل اصلیشون ازش میترسه،وحشت دارن

00:13:56.020 --> 00:14:00.910
ارواح شیطانی علت تمام دردسرهان
اونها از چیزهایی که هاله ی نیکو دارن میترسن

00:14:01.740 --> 00:14:07.570
مثلا،خون سگ سیاه و سکه ی مسی پنج امپراتور
هر دو میتونن به ارواح شیطانی صدمه بزنن

00:14:07.570 --> 00:14:13.050
همینطور طلسم هایی از معبد هستن،برای اینکه از خودت
در مقابل ارواح شیطانی محافظت کنی

00:14:14.000 --> 00:14:18.390
.به هر حال،اینها همش افسانه هایی در داستان هان

00:14:18.390 --> 00:14:21.630
.اینکه باورشون کنی یا نه،بستگی به خودت داره

00:14:27.100 --> 00:14:32.110
پس در واقع اهریمن ها خیلی ضعیفن،چیزهای زیادی
میتونن بهشون آسیب بزنن

00:14:32.110 --> 00:14:34.620
.بهتره من برم دنبال استاد فاهای

00:14:40.280 --> 00:14:41.910
!مزخرفه

00:14:41.910 --> 00:14:45.220
خواهر،شنیدی دیگه؟اون واقعا داشت درباره ی اینکه چطور
 ارواح شیطانی رو رام کنه و اهریمن رو از بین ببره تحقیق میکرد

00:14:45.220 --> 00:14:47.950
.تازه،حتی رفت دنبال اون راهب بوگندو

00:14:47.950 --> 00:14:50.180
.اون قطعا نیت خوبی نداره

00:14:51.020 --> 00:14:52.830
!ژیائوچینگ

00:14:52.830 --> 00:14:55.250
.صبر کنین،صبر کنین،شما حساب نکردین

00:15:04.480 --> 00:15:08.790
تو همه ی حرکاتت رو محتاطانه انجام میدی،چه استراتژی خوبی

00:15:08.790 --> 00:15:12.770
.این بازی به نقطه ای بحرانی رسیده

00:15:12.770 --> 00:15:16.350
اگه نتونی مصمم باشی،سریع کشته و نابود میشی

00:15:16.350 --> 00:15:20.640
.میترسم که ببازی

00:15:20.640 --> 00:15:23.130
[ آلاچیق باد و باران ]

00:15:23.130 --> 00:15:25.500
.مردم میگن که راهبان قلب هایی بخشنده دارن

00:15:25.500 --> 00:15:28.130
و برای بقیه در هر شرایطی شانسی برای زنده موندن باقی میذارن

00:15:28.130 --> 00:15:33.890
با اینحال،استاد،شما در کشتار قاطعین و در هر قدم بسیار محکم عمل میکنین

00:15:33.890 --> 00:15:36.080
.واقعا شبیه یک راهب نیستین

00:15:36.650 --> 00:15:42.090
من بهت نصیحت کردم که این عشق رو بیخیال بشی
ولی عوضش از من میخوای با رحم باشم

00:15:42.090 --> 00:15:46.270
میدونی معنی اینکه میگن"هیچ فایده ای نداره دو نفر
که راهی متفاوت میرن،بهم توصیه کنن؟"

00:15:46.270 --> 00:15:49.740
الانش هم به زور از مرگ جون سالم به در بردی...واقعا سخت بوده

00:15:49.740 --> 00:15:54.640
چرا به رفتن راهی اشتباه اصرار داری؟
چرا به زجر کشیدن ادامه میدی؟

00:15:57.110 --> 00:16:00.830
من از تصمیمم پشیمون نیستم...شخصیت هر آدمی در بازی مشخصه

00:16:00.830 --> 00:16:06.200
این تنها بازی خسته کننده است.ببری یا ببازی
در چشم بهم زدنی تبدیل به هیچ میشه

00:16:06.200 --> 00:16:09.710
چرا باید انقدر خودت رو درش غرق کنی؟

00:16:09.710 --> 00:16:15.240
.نمیتونی هزاران چیز در جهان رو تو دستات نگه داری

00:16:23.000 --> 00:16:25.170
.یک قرعه

00:16:25.170 --> 00:16:27.140
چطور ممکنه؟

00:16:28.360 --> 00:16:32.560
فقط مثل این بازی،در ذهنت،مشکلات این دنیا

00:16:32.560 --> 00:16:35.560
.هم باید نبردی بین سیاه و سفید باشن

00:16:35.560 --> 00:16:40.840
اما در ذهن من،اینطور نیست که سیاه و سفید لزوما
نتونن باهم همزیستی کنن

00:16:41.940 --> 00:16:46.350
در این جهان،هم انسان ها وجود دارن و هم اهریمنان

00:16:46.350 --> 00:16:51.760
از اونجایی که هر دو طبق قواعد آسمانی وجود دارن
چرا باید به یکی رحمت نشون بدی و علیه دیگری تعصب داشته باشی؟

00:16:56.860 --> 00:17:00.500
.با توانایی که تو داری،قطعا نمیتونی برنده بشی

00:17:00.500 --> 00:17:03.810
.ولی تو یک قرعه انتخاب کردی

00:17:03.810 --> 00:17:05.810
.من شکست رو قبول میکنم

00:17:06.500 --> 00:17:09.080
.یک راهب نسبت به جهانش صادقه

00:17:09.080 --> 00:17:14.090
از اونجایی که نتونستم ببرمت،دیگه برای بای سوژن مشکلی نمیتراشم

00:17:16.100 --> 00:17:17.990
.ممنونم استاد

00:17:22.420 --> 00:17:26.810
با اینحال،زندگی کردن با اهریمنان،در امنیت بودن رو سخت میکنه

00:17:26.810 --> 00:17:29.310
من فرصت دیگه ای بهت میدم

00:17:29.310 --> 00:17:33.500
اگه کمک نیاز داشتی،لطفا این مهره رو به سمت شرق پرت کن

00:17:33.500 --> 00:17:35.920
.من قطعا کمکت میکنم که از مخمصه بیرون بیای

00:17:43.870 --> 00:17:47.630
.نگفتم این فانیان ساده لوحن و زود خام میشن

00:17:47.630 --> 00:17:52.720
میترسم اون راهب بوگندو تا حالا کامل هویتمون رو فاش کرده باشه،نه؟

00:17:52.720 --> 00:17:54.410
خواهر

00:17:56.840 --> 00:18:01.290
خواهر،چیکار کنیم اگه اونها بخوان بلایی سرمون بیارن؟

00:18:01.950 --> 00:18:06.440
اون بار،من به شکل اصلیم برگشتم و نزدیک بود شوهرم رو بکشم

00:18:06.440 --> 00:18:13.010
من کسیم که از اول مخفی کاری کرد.اگه اون واقعا بخواد
کاری باهام بکنه،من فقط میتونم سرنوشتم رو قبول کنم

00:18:13.010 --> 00:18:16.330
...چرا باید اینکار رو بکنی؟خواهر!این

00:18:16.330 --> 00:18:19.480
.من کسیم که همیشه اون رو فریب داده

00:18:19.480 --> 00:18:25.020
اگه خودم زودتر همه چیز رو براش توضیح میدادم
 به بقیه شانس دخالت کردن نداده بودم

00:18:28.410 --> 00:18:30.060
خواهر

00:18:38.590 --> 00:18:41.570
.اون کاملا میدونه که بای سوژن یک اهریمنه

00:18:41.570 --> 00:18:46.580
و اینکه حتی تقریبا به خاطر اون جونش رو از دست داده،با اینحال
 هنوز احمقانه میگه که پشیمونی ای نداره

00:18:48.640 --> 00:18:53.370
ممکنه که این...همون عشق واقعی افسانه ای باشه؟

00:18:57.010 --> 00:19:00.830
"فقط داستان اهریمنی ماهر در فریفتن یک انسانه،همین"

00:19:00.830 --> 00:19:03.750
"اهریمن اهریمنه.عشق کجا بود؟"

00:19:03.750 --> 00:19:07.240
!کی داره اونجا شیطنت میکنه؟بیا بیرون

00:19:13.450 --> 00:19:17.940
"من خود توئم.چطور میتونی بگیریم؟"

00:19:17.940 --> 00:19:21.540
.روح شیطانی،اغوا کردنم رو بس کن

00:19:27.420 --> 00:19:33.030
تغذیه از پریشانی در ذهن تو،میتونه
به اندازه ی ده سال قدرتم رو ترقی بده

00:19:33.030 --> 00:19:37.360
اون ارواح شیطانی،قطعا همین راه رو پیش میگیرن

00:19:37.360 --> 00:19:41.240
فاهای،فراموش کردی؟

00:19:41.240 --> 00:19:43.510
فراموش کردی؟

00:19:58.350 --> 00:20:01.360
.ذهن های پریشان مردم برای تغذیه ان

00:20:34.080 --> 00:20:38.520
زل زدن به زیبارویی زیر نور فانوس،پری ای که از آسمان به زمین آمده

00:20:39.970 --> 00:20:42.270
.مردم قدیم خوب حرفی زدن

00:20:47.750 --> 00:20:53.780
چطور میتونم با اون گلها،جاودانان،اهریمنان
و هیولاهای در کتاب مقایسه بشم؟

00:20:53.780 --> 00:20:59.010
چطور اون زیبارویان در کتاب ها میتونن با همسر زیبام
 جلوی چشمهام مقایسه بشن؟

00:21:00.410 --> 00:21:03.710
ظاهر بیرون کل اون گلها؛جاودانان،اهریمنان و هیولاها به سحر وابسته است

00:21:03.710 --> 00:21:08.270
تنها کالبد و گریم انسانیه.چطور شایسته ی زیبا صدا کردنه؟

00:21:08.270 --> 00:21:12.360
.در لحظه ای،جوانی به پیری میرسه

00:21:12.360 --> 00:21:15.080
فقط بعد از خریدن کتاب های ماورایی زیادی فهمیدم

00:21:15.080 --> 00:21:18.810
که ظاهر اون گلها،جاودانان،اهریمن ها و هیولاها تغییر شکلی بوده

00:21:18.810 --> 00:21:20.680
که به زحمت در اثر تلاش های بی ریا به دست اومده

00:21:20.680 --> 00:21:24.760
احساس بی ریا و واقعی چیزیه که واقعا پیدا کردنش از همه چیز سختتره

00:21:26.680 --> 00:21:30.250
شوهرم،قبلا این داستان های ماورایی رو نمیخوندی

00:21:30.250 --> 00:21:33.020
چرا شخصیتت ناگهانی عوض شده؟

00:21:33.020 --> 00:21:38.480
.اگه سوالی داری،میتونی مستقیم ازم بپرسی

00:21:41.980 --> 00:21:46.640
خانمم،چیزی میخوای بهم بگی؟

00:21:49.380 --> 00:21:53.220
.اگه نخوای در موردش حرف بزنی،من دیگه نمیپرسم

00:21:53.220 --> 00:21:58.800
.فقط امیدوارم که،یک روزی، خودت بهم بگی

00:22:01.040 --> 00:22:05.640
.تو آدم باهوشی هستی.الان هم حدس زدی

00:22:08.550 --> 00:22:11.260
در روز جشنواره ی قایق اژدها

00:22:11.260 --> 00:22:14.170
افعی ای که تو خونه دیدی

00:22:14.940 --> 00:22:16.830
.من بودم

00:22:23.300 --> 00:22:26.910
.من یک مار سفید از کوه امی هستم

00:22:28.030 --> 00:22:33.170
برای اینکه خودم رو با دنیای فانی سازگار کن
،از شوژونگ به لین آن سفر کردم

00:22:33.170 --> 00:22:35.330
.و تو رو ملاقات کردم

00:22:37.800 --> 00:22:43.110
در اصل من باور داشتم که انسان ها و اهریمنان
موجوداتی متفاوتن،پس نباید عاشقت بشم

00:22:43.110 --> 00:22:49.400
اما فهمیدم جدا شدن ازت سخته.من یک روح مار هزار ساله ام

00:22:49.400 --> 00:22:53.310
سم شیطانی که در بدنمه میتونه جون یک انسان رو بگیره

00:22:53.310 --> 00:22:56.210
به خاطر من،بدنت در معرض زهری بسیار سمی قرار گرفت

00:22:58.600 --> 00:23:04.270
من به گوآن یین التماس کردم راهی برای کنترل سم نشونم بده
میخواستم هر طور شده برای سالهای زیادی باهات زندگی کنم

00:23:06.200 --> 00:23:09.390
...اما انتظار نداشتم که تو جشنواره ی قایق اژدها

00:23:09.390 --> 00:23:14.180
به زرنیخ سرخ گرفتار بشم و به شکل اصلیم برگردم

00:23:14.180 --> 00:23:16.120
.و بهت صدمه بزنم

00:23:17.930 --> 00:23:19.510
شوهرم

00:23:21.300 --> 00:23:25.980
.تمام عذاب هات به خاطر من بود

00:23:27.590 --> 00:23:33.300
خانمم،من متوجه نشدم که تو چقدر برای نجات من زجر کشیدی

00:23:33.300 --> 00:23:36.940
ژو شیان الان ازت تشکر میکنه.من سپاسگزارم که

00:23:36.940 --> 00:23:40.980
.برای نجات من،تو ثابت قدم و وفادار بودی

00:23:43.200 --> 00:23:46.850
شوهرم،واقعا سرزنشم نمیکنی؟

00:23:46.850 --> 00:23:50.700
سرزنشت کنم؟چرا باید سرزنشت کنم؟

00:23:50.700 --> 00:23:55.960
باید واسه اینکه به هر قیمتی نجاتم دادی سرزنشت کنم؟
یا برای اینکه حاضر شدی تهذیب هزار سالت رو بیخیال بشی

00:23:55.960 --> 00:23:58.920
چون خواستی شریک زندگی یک فانی معمولی باشی سرزنشت کنم؟

00:24:00.670 --> 00:24:05.280
من یک اهریمنم.واقعا نمیترسی؟

00:24:07.300 --> 00:24:12.760
دخترک احمق،من از عشقت دارم میمیرم.چطور ازت بترسم؟

00:24:15.100 --> 00:24:18.920
خانمم،مهم نیست که تو یک انسان باشی یا یک مار

00:24:18.920 --> 00:24:21.520
تو هنوز همون خانمم هستی که از همه بیشتر عاشقشم

00:24:26.020 --> 00:24:31.600
ولی وقتی حافظه ات  رو از دست داده بودی،تو کاملا از مارها متنفر بودی

00:24:32.270 --> 00:24:35.350
.تو حتی تو رویاهات از مار میترسیدی

00:24:45.500 --> 00:24:49.820
وقتی گذشته رو فراموش کرده بودم،فقط تو رویا بود

00:24:49.820 --> 00:24:54.100
که قسمتی از خاطره ی جشنواره ی قایق اژدها یادم میومد

00:24:54.100 --> 00:24:58.360
اون موقع،من حتی فکر کردم اون مار همسرم رو خورد

00:24:58.360 --> 00:25:03.800
من پر از اندوه و خشم و حس هجران بودم،قلبم
 آنچنان شکسته بود که بعدا وقتی ماری می دیدم

00:25:03.800 --> 00:25:09.000
به فکر همسرم میافتادم.برای همین از مارها متنفر بودم

00:25:09.000 --> 00:25:13.740
پس وقتی که خاطرات برگشتن و فهمیدی که اون مار من رو نخورده

00:25:13.740 --> 00:25:17.550
.حدس زدی که در واقع اون مار خود من بودم

00:25:18.480 --> 00:25:22.200
فقط اون نبود.همینطور چندتا اتفاقات دیگه ی گذشته رو یادم اومد

00:25:22.200 --> 00:25:25.770
حتی یادم اومد که وقتی اولین بار دیدمت

00:25:25.770 --> 00:25:31.400
تو آداب انسان ها رو نمیفهمیدی.حتی نمیتونستی
 نمک و پنج ادویه رو از هم تشخیص بدی

00:25:31.400 --> 00:25:36.060
علاوه بر اون،موقع غذا خوردن به جای استفاده از دستهات
 برای برداشتن غذا،از دهنت استفاده میکردی

00:25:36.060 --> 00:25:40.890
خوشبختانه،تو باهوشی.پس در آخر تونستی
اوضاع رو با دروغ ماستمالی کنی

00:25:43.500 --> 00:25:45.520
اون موقع،تو حتی وقتی من رو میدیدی،بداخلاق بودی

00:25:45.520 --> 00:25:50.060
بعد از اینکه فهمیدی که مارها رو آزاد کردم،طرز برخوردت باهام عوض شد

00:25:50.060 --> 00:25:54.500
.اما من فکر کردم به خاطر جذابیتم اینطور شد

00:25:54.500 --> 00:25:57.670
الان که بهش فکر میکنم،میترسم که نکنه تو

00:25:57.670 --> 00:26:00.600
همون مار سفید خنگی باشه که وارد تالار جی شی شد

00:26:00.600 --> 00:26:04.720
و من تو یک کوزه گیرش انداختم و به خاطر پودر زرد من گیج شد

00:26:04.720 --> 00:26:10.000
جرات داری در موردش بگی.اگه به خاطر یک لحظه بی احتیاطیم نبود
نمیتونستی اونطوری دزدکی بگیریم

00:26:10.000 --> 00:26:13.600
حتی اگه تو رحم نشون نمیدادی،اون سبد نمیتونست من رو محدود کنه

00:26:13.600 --> 00:26:18.520
البته.خانم من باهوش ترین زنیه که من تو این دنیا دیدم

00:26:18.520 --> 00:26:24.200
هیچ مسئله ای نیست که اون نتونه حل کنه.همینطور در
جشنواره ی قایق اژدها،فقط خانمم نیمه ی گمشده ی من بود

00:26:24.200 --> 00:26:29.480
علاوه بر این،مهارت طبابت خانمم باورنکردنیه
حتی جون من هم تو نجات دادی

00:26:30.700 --> 00:26:35.860
ولی بعد از اینکه که حقیقت رو فهمیدی،تظاهر کردی که نمیدونی

00:26:35.860 --> 00:26:38.730
اینکه من یک موجود دیگه ام،هضمش برات سخت بود؟

00:26:38.730 --> 00:26:41.890
.اولش آره

00:26:42.900 --> 00:26:47.380
یک فانی معمولی مثل من که تنها داستان هایی عجیب تو کتاب ها خونده

00:26:47.380 --> 00:26:52.680
واقعا نگران بودم که با هم بودنمون همه جور سختی ای به بار بیاره

00:26:53.700 --> 00:26:59.480
ازت مخفی نمیکنم،من حتی مارهای دست فروش رو بررسی کردم

00:27:02.600 --> 00:27:04.970
".نترس.اونها نمیتونن نیشت بزنن"

00:27:04.970 --> 00:27:10.320
"رئیس،چرا این مارها تکون نمیخورن؟چون خیلی گرسنه ان؟"

00:27:10.320 --> 00:27:13.900
"هوا هر روز داره سردتر میشه
معلومه که این مارها واسه حرکت کردن تنبل میشن"

00:27:13.900 --> 00:27:16.710
"ولی این زبون دوشاخشون رو که تکون میدن ترسناکه"

00:27:16.710 --> 00:27:21.480
"به نظر میاد که مارها از سرما خوششون نمیاد.پس اونها
 زیر  نور خورشید تابستون بودن رو ترجیح میدن؟"

00:27:21.480 --> 00:27:26.800
"مارها از گرما هم میترسن.فکر کن چقدر واسمون سخته
 وقتی خورشید سوزانه،مارها رو بگیریم"

00:27:26.800 --> 00:27:30.110
"تک تک این مارها تو یک سوراخ تاریک قایم شدن"

00:27:30.840 --> 00:27:36.300
"هی،نزدیک یک ساعته که اینجا میگردی و یک عالم سوال پرسیدی
انتخاب کردی کدوم مار رو میخوای بخری؟"

00:27:36.300 --> 00:27:41.230
"اینطور نیست رئیس.این مارها همشون شبیه همن
نمیتونم از هم تشخیصشون بدم"

00:27:41.230 --> 00:27:45.800
"اینطوری کن.اگه سلیقه ات یکم حساسه،یک نرمش رو انتخاب کن"

00:27:45.800 --> 00:27:51.380
"اگه میخوای پوستش رو استفاده کنی،یکی از
 درشت هاش رو انتخاب کن.پوستش ضخیم تر و بادوام تره"

00:27:52.020 --> 00:27:54.410
"میگی باید بکشمشون؟"

00:27:54.410 --> 00:27:57.300
"اگه نمیخوای بکشیشون،پس میخوای تو تخت خواب
 بغلشون کنی و بخوابی؟"

00:27:57.300 --> 00:28:02.040
"رئیس،اگه بخوام موقع خواب بغلشون کنم،باید حواسم جمع چی باشه؟"

00:28:02.040 --> 00:28:05.460
".تمام مارها زهر دارن و خون سرد"

00:28:05.460 --> 00:28:08.360
"ازشون نمیترسی که هیچ،میخوای بغلشون کنی؟"

00:28:09.200 --> 00:28:11.320
چرا نرفتی از برادر ژانگ بپرسی؟

00:28:11.320 --> 00:28:15.420
اینبار انقدر تو بازار سوال پرسیدی که مردم فکر میکنن دیوونه ای

00:28:15.420 --> 00:28:20.510
ترسیدم خیلی فکرت بهش مشغول بشه،واسه همین
 مجبور شدم برم از کس دیگه ای بپرسم

00:28:21.500 --> 00:28:25.960
پس..تو واقعا کل اون مارها رو خریدی و آزادشون کردی؟

00:28:25.960 --> 00:28:29.080
.اون فروشنده ی مار گفت که کل اون مارها سمین

00:28:29.080 --> 00:28:33.500
ترسیدم اگه آزادشون کنم،به مردم صدمه بزنن
واسه همین فقط تونستم نگهشون دارم

00:28:33.500 --> 00:28:36.350
.در آینده،روزی یکی دوبار بهشون سر میزنم

00:28:36.350 --> 00:28:40.060
فکر کردم..به هر حال،اونها با خانمم از یک گونه ان

00:28:40.060 --> 00:28:43.000
.همینطور دارم به احساسشون فکر میکنم

00:28:43.000 --> 00:28:47.190
پس حالا که بهشون نگاه میکنی،به نظرت یکم آشناتر و صمیمی تر میان؟

00:28:47.750 --> 00:28:51.620
چرا هنوز اونها رو مار میبینم و نمیتونم حس نزدیکی بهشون داشته باشم؟

00:28:52.500 --> 00:28:57.270
.فقط با اون مار سفید کوچیک حس صمیمیت دارم

00:29:00.500 --> 00:29:04.840
به هر حال،من دیگه حتی کل روز هم با اون مارها باشم،نمیترسم

00:29:04.840 --> 00:29:10.300
علاوه بر اون،الان میدونم که اونها دوست دارن شب ها اینور و اونور بخزن
وقتی هوا سرده،علاقه ای به غذا خوردن ندارن

00:29:10.300 --> 00:29:16.060
اونها حالت هاییه که مارهای معمولی دارن
اونها یکم با اهریمن ها متفاوتن

00:29:16.060 --> 00:29:21.060
با اینحال،تو میخوای به خاطر من اونها رو بشناسی و بهشون نزدیک بشی

00:29:21.060 --> 00:29:22.900
.من خیلی خوشحالم

00:29:24.500 --> 00:29:27.920
پس...اینکه یاد گرفتی که چطور اهریمنان رو دفع کنی و

00:29:27.920 --> 00:29:31.800
و رفتی سراغ فاهای هم،به خاطر من بود؟

00:29:31.800 --> 00:29:37.740
من یاد گرفتم که چطور اهریمنان رو دفع کنم تا بتونم
نقاط ضعفشون رو بفهمم،اونوقت بتونم درست ازت محافظت کنم

00:29:37.740 --> 00:29:40.650
من با فاهای شطرنج بازی کردم تا متقاعدش کنم

00:29:40.650 --> 00:29:44.630
که با تمام موجودات زنده،برابر رفتار کنه و سخت گرفتن به تو رو بس کنه

00:29:46.700 --> 00:29:50.060
.شوهرم،من در موردت اشتباه فکر کردم

00:29:50.060 --> 00:29:52.500
.واسه انجام کل اون کارها به خاطر من،ازت ممنونم

00:29:52.500 --> 00:29:57.300
خانمم،تو به خاطر من به تمام سختی ها غلبه کردی
 تا یک فانی معمولی باشی

00:29:57.300 --> 00:30:01.630
به سختی میشه گفت من کاری شبیهش کرده باشم.این که چیزی نبود

00:30:01.630 --> 00:30:05.500
.تو حاضری به خاطر من یک فانی باشی

00:30:05.500 --> 00:30:11.130
من هم حاضرم به خاطر تو،اهریمنان رو بشناسم
مهم نیست چه تفاوت هایی بین ما وجود داره

00:30:11.130 --> 00:30:13.760
.اونها مارو از هم جدا نمیکنن

00:30:18.900 --> 00:30:23.620
این رو امروز خریدم.این الهه ی نوواست.اون یکم شبیه توئه

00:30:23.620 --> 00:30:26.330
.هر دو زیبایی ای باشکوه و قلبی چون بوداسف دارید
(مترجم: در اندیشه‌های بودایی به موجوداتی که به همه موجودات هوشمند دیگر کمک می‌کنند تا به مرحله بیدار شدن روحانی برسند بوداسَف گفته می‌شود)

00:30:26.330 --> 00:30:29.960
.و همینطور قدرتی دارین که مردم عادی ندارن

00:30:30.800 --> 00:30:33.260
من،ژو شیان،آدمی بسیار سعادتمندم

00:30:33.260 --> 00:30:36.710
.که تونستم با تو ازدواج کنم،همسری شگفت انگیز

00:30:36.710 --> 00:30:40.510
چی داری میگی؟شوخی شوخی،با الهه نووا هم شوخی؟

00:31:03.900 --> 00:31:08.200
رئیس،چرا یکدفعه ای دیگه تو عمارت بای
 در دروازه ی چینگ بو زندگی نمی کنیم

00:31:08.200 --> 00:31:12.160
و به جاش این بیرون مشقت میکشیم؟

00:31:12.160 --> 00:31:15.800
کدوم عمارت بای؟چه دروازه ی چینگ بویی؟
اون ژو شیان هویت هامون رو فهمیده

00:31:15.800 --> 00:31:18.710
شاید تا همین الان هممون رو به اون راهب بوگندو فروخته باشه

00:31:18.710 --> 00:31:21.880
اونوقت دروازه ی چینگ بو میتونه هنوز وجود داشته باشه؟نکنه باید اونجا
 منتظر فاهای بمونیم تا بیاد نابودمون کنه؟

00:31:21.880 --> 00:31:25.600
.اونطوری نیست رئیس.ارباب ژو همچین آدمی نیست

00:31:25.600 --> 00:31:30.260
تازه،چطور ممکنه اون با فاهای بره تو یک تیم و علیه ما بشه؟

00:31:30.260 --> 00:31:34.300
اون یک انسانه،ما اهریمنیم.نمیدونی فانی ها چطورین؟

00:31:34.300 --> 00:31:39.470
لحظه ای که اونها بفهمن ما اهریمنیم،تک تکشون
مثل هم میشن و آرزو میکنن خدایان نابودمون کنن

00:31:41.450 --> 00:31:43.560
.حالا ما که فرار کردیم

00:31:43.560 --> 00:31:48.040
.من فقط ناراحت خواهرم.حتما خیلی دلش شکسته

00:32:05.600 --> 00:32:07.680
.بهم پسش بده

00:32:07.680 --> 00:32:09.200
.پسش نمیدم

00:32:10.180 --> 00:32:13.100
منصب دار معروف،ژانگ چنگ از سلسله ی هان

00:32:13.100 --> 00:32:18.490
هر روز ابروهای همسرش رو براش طرح میزد.و در طول قرن ها
به عنوان بهترین شوهر در قلب زنان شهرت داشت

00:32:18.490 --> 00:32:23.280
ژو شیان میخواد ازش تقلید کنه و هر روز ابروهات رو طرح بزنه

00:32:38.800 --> 00:32:41.580
چه پرهیزکاری یا توانایی ای دارم که

00:32:41.580 --> 00:32:46.080
که شایسته شدم همچین الهه ای رو به عنوان شریک زندگی داشته باشم؟

00:32:49.300 --> 00:32:54.810
اگه بتونم هر روزم رو با شوهرجان بگذرونم
دیگه میخوام به چی آسمانی ها غبطه بخورم؟

00:32:58.500 --> 00:33:01.210
!وقت ندارم.وقت ندارم

00:33:02.700 --> 00:33:06.380
هی،برادر و زن برادر هنوز نیومدن،چرا شروع کردی به خوردن؟

00:33:06.380 --> 00:33:08.500
.من امروز شیفت دارم.اگه الان نخورم دیگه وقت ندارم

00:33:08.500 --> 00:33:10.650
.باشه باشه باشه.پس من میرم سریع صداشون کنم

00:33:10.650 --> 00:33:13.110
.من آروم میخورم.سریع بیارشون

00:33:22.820 --> 00:33:27.130
هان ون،شما بیدارین؟

00:33:37.580 --> 00:33:39.310
خواهر_
خواهر شوهر_

00:33:39.310 --> 00:33:43.860
واسه صبحونه منتظرتون بودم،ولی نیومدین
برای همین خودم اومدم سراغتون

00:33:45.510 --> 00:33:50.310
هان ون،تازه بیماری جدیت بهتر شده.خوبه که شما دوتا عاشق همین

00:33:50.310 --> 00:33:52.550
.ولی باید خودت رو کنترل کنی

00:33:56.610 --> 00:34:00.590
.خواهر،متاسفم.امروز یکم دیر بیدار شدیم

00:34:00.590 --> 00:34:03.010
.حتی تو رو تو زحمت انداختیم

00:34:04.590 --> 00:34:07.590
ما از یک خانواده ایم،چرا عین غریبه ها حرف میزنی؟

00:34:07.590 --> 00:34:11.210
تلخی دوران تو و هان ون تموم و دوران شیرینیتون شروع شده
به عنوان یک خواهر،من کاملا خشنودم

00:34:11.210 --> 00:34:14.800
اوه راستی،اخیرا،همه چیز واسه خانواده ی ما بدشگون پیش رفته

00:34:14.800 --> 00:34:17.770
واسه همین من مخصوصا رفتم معبد و دوتا طلسم گرفتم

00:34:17.770 --> 00:34:20.020
.هر کدوم برای محافظت یکیش رو بردارین

00:34:20.020 --> 00:34:24.000
.خواهر،من و سوژن هر دومون طبیبیم

00:34:24.000 --> 00:34:27.270
اگه ما از این چیزها به خودمون بزنیم،بقیه ی مردم ممکنه فکر کنن

00:34:27.270 --> 00:34:30.180
فقط وقتی خوب میشن که برن به خدا و بودا التماس کنن

00:34:30.180 --> 00:34:32.750
.بیا بیخیال بشیم

00:34:32.750 --> 00:34:37.680
بچه جون،طبیب ها بیماری ها رو درمان میکنن
طلسم های محافظ شیطان رو دور میکنن.این دوتا کاری به هم ندارن

00:34:37.680 --> 00:34:40.280
تازه هم،بقیه ی مردم نمیتونن ببینن

00:34:40.280 --> 00:34:42.320
.اگه این رو روی بدنمون داشته باشیمش

00:34:42.320 --> 00:34:45.970
خواهر،به هر حال در اصل من به این چیزها اعتقادی ندارم

00:34:45.970 --> 00:34:49.070
واسم آسون نبود که اینها رو از معبد روح مخفی بگیرم

00:34:49.070 --> 00:34:51.840
.این..این طلسم خیلی موثره

00:34:53.330 --> 00:34:56.100
این طلسم های محافظ رو خواهر به سختی برامون گرفته

00:34:56.100 --> 00:35:00.940
یک بزرگتر داره بهمون میبخشه،چطور میشه ردش کنیم؟

00:35:00.940 --> 00:35:02.920
.بگیرش

00:35:02.920 --> 00:35:07.590
با این طلسم محافظ،شوهر و من در امنیت و سلامت میمونیم

00:35:07.590 --> 00:35:08.650
.ممنونم خواهر بزرگتر

00:35:08.650 --> 00:35:12.320
الحق که زن برادرم با درکه.زود بیاید و صبحونه بخورین

00:35:21.120 --> 00:35:22.860
خانمم

00:35:35.230 --> 00:35:37.740
خانمم،حالت خوبه؟

00:35:37.740 --> 00:35:39.590
.من خوبم.نگران نباش

00:35:39.590 --> 00:35:43.610
من...چطوری نگران نباشم؟چند روز پیش
من خصوصا رفتم قله ی می رن رو گشتم

00:35:43.610 --> 00:35:49.350
.تا یک غار ساکت پیدا کنم که تو..بتونی اونجا تهذیب کنی

00:35:52.500 --> 00:35:54.110
چرا میخندی؟

00:35:54.110 --> 00:35:57.810
مکانی برای تهذیب نمیتونه همینطوری یک جای ساکت و بی مزاحم باشه

00:35:57.810 --> 00:36:02.010
باید نیروی معنوی از آسمان و زمین انباشته باشه
و همینطور هستی خورشید و ماه حضور داشته باشه

00:36:02.010 --> 00:36:05.430
نیروی معنوی آسمان و زمین و هستی خورشید و ماه چین؟

00:36:05.430 --> 00:36:08.180
معنیش اینه که باید کوهستان و رودخانه ها،تپه های سبز و آب پاکیزه باشن

00:36:08.180 --> 00:36:10.750
باید نود و نه قله کوه و بیست و چهار غار باشه

00:36:10.750 --> 00:36:15.180
فقط اینطوری شبیه نود و نه اژدهای مذکر میشه
سرزمینی که انرژی معنوی در اون جمع میشه

00:36:15.930 --> 00:36:18.790
کجا میشه همچین مکانی رو پیدا کرد؟

00:36:18.790 --> 00:36:23.810
دقیقا چون پیدا کردن اینطور مکانی انقدر سخته،اینکه یک اهریمن
 بتونه تهذیب موفقی بکنه نیازمند فداکاری ای باورنکردنیه

00:36:23.810 --> 00:36:29.710
واسه همینه که بعضی از اهریمنان برای بالا بردن تهذیبشون،جوهر خون انسان رو جذب میکنن

00:36:29.710 --> 00:36:32.370
شوهرم

00:36:32.370 --> 00:36:34.560
واقعا نمیترسی؟

00:36:37.250 --> 00:36:39.280
اگه واسه تو مفید باشه

00:36:39.280 --> 00:36:42.080
چه مشکلی داره حتی اگه سر جونم قمار کنم؟

00:36:43.920 --> 00:36:48.980
خانمم،بیا،حداقل چقدر جوهر خون نیازه؟

00:37:09.790 --> 00:37:12.890
خانمم،یکدفعه یک فکری به سرم زد

00:37:12.890 --> 00:37:17.600
تو کتاب"در جستجوی ماورا"نوشته بود که
 بزاق انسان بیشترین مقدار نیروی یانگ رو داره

00:37:17.600 --> 00:37:21.760
واسه همین داستانی درباره ی ارشد سونگ دینگ هست
 که با بزاق ارواح رو میگرفته.پس تو ...

00:37:22.400 --> 00:37:26.090
بزاق،نور خورشید،شمشیر چوب گیلاس و همینطور سکه ی مسی پنج امپراتور

00:37:26.090 --> 00:37:29.070
همشون میتونن ارواح و هیولاها رو مهار کنن
ولی کاری با ما اهریمنان نمیتونن بکنن

00:37:29.070 --> 00:37:31.770
ژیائوچینگ و من هر دومون اهریمنان چند صد هزار ساله ایم

00:37:31.770 --> 00:37:36.250
تازه،من اندازه ی هزار سال تهذیب دارم
یک طلسم معمولی کار خاصی باهام نمیکنه

00:37:36.250 --> 00:37:40.750
نیازه که شوهرجان اینطوری خودش رو فدا کنه تا خانمش رو تغذیه کنه؟

00:37:40.750 --> 00:37:43.640
پس...من شنیدم که استاد گفت که

00:37:43.640 --> 00:37:46.790
اگه ارواح،هیولاها و اهریمن ها با بودائیست ها،تاتوئیسم ها
 و مقدسین و شبیهشون برخورد کنن

00:37:46.790 --> 00:37:51.510
تهذیبشون ممکنه بسیار دردناک بشه و حتی بیشتر از اون
حتی ممکنه به شکل اصلیشون برگردن

00:37:51.510 --> 00:37:55.160
.خانمم،تو اصلا نباید زیاد خودت رو نشون بدی

00:37:55.160 --> 00:37:57.550
سطح قدرت یک بودائیست هم به سطح تهذیبش بستگی داره

00:37:57.550 --> 00:38:01.150
.همینطور قدرت ارواح و هیولاها هم سطوحی داره

00:38:01.150 --> 00:38:03.770
هیولاهای کوهستانی معمولی میتونن از طسم ها آسیب ببینن

00:38:03.770 --> 00:38:07.110
اما اونهایی که تهذیب بالایی دارن میتونن در برابرشون مقاوت کنن

00:38:08.650 --> 00:38:10.500
.شوهرم،نگاه کن

00:38:25.160 --> 00:38:26.780
خانم؟

00:38:39.360 --> 00:38:41.700
خانم؟_
چطوره؟_

00:38:42.680 --> 00:38:44.420
!هان ون

00:38:46.070 --> 00:38:47.590
خواهر

00:38:49.530 --> 00:38:51.090
!صبر کن،من

00:38:55.780 --> 00:38:57.710
این چیه؟

00:38:58.560 --> 00:39:00.800
.به زودی تولد ژیائوچینگه

00:39:00.800 --> 00:39:03.080
.اون اسباب بازی های کمیاب و عجیب دوست داره

00:39:03.080 --> 00:39:06.960
داشتم درباره اینکه اون رو غافلگیر کنیم با شوهرجان حرف میزدم
 و داشتم اینجا تمرین میکردم

00:39:06.960 --> 00:39:08.070
نظرت چیه؟

00:39:08.070 --> 00:39:09.770
.این واقعا کمیاب و عجیبه

00:39:09.770 --> 00:39:12.680
خواهر،چرا رفتی و باز برگشتی؟

00:39:12.680 --> 00:39:15.610
اوه!چیز خاصی نیست.فقط یکدفعه یادم اومد که امروز

00:39:15.610 --> 00:39:18.470
باید با شوهر خواهرت به عروسی یکی از رفیق هاش برم

00:39:18.470 --> 00:39:20.580
.پس ما واسه ناهار برنمیگردیم

00:39:25.210 --> 00:39:27.510
اینهمه گل تو اتاقتون چیکار میکنه؟

00:39:27.510 --> 00:39:30.210
به نظر میاد بعضی هاشون معمولا تو این فصل گل نمیدن

00:39:30.210 --> 00:39:32.100
.خیلی زیباست

00:39:34.400 --> 00:39:39.500
اگه میتونه آدم هوشیاری مثل تو رو گول بزنه
پس ژیائوچینگ هم حتما گول میخوره

00:39:43.120 --> 00:39:46.330
چقدر زیباست!این ایده ی کی بوده؟

00:39:47.590 --> 00:39:50.730
.اینها...در واقع همشون رو شوهرجان پیشنهاد داده

00:39:50.730 --> 00:39:55.330
اون گفت که اگه گل های همه ی فصول الان حاضر باشن
ژیائوچینگ بیشتر غافلگیر میشه

00:39:55.330 --> 00:39:59.300
همش به لطف دست های ماهر سوژنه که
کاری کرده تقلبی،واقعی به نظر بیاد

00:39:59.300 --> 00:40:03.710
پس شما دوتا به این خاطر همش تو اتاقتون چپیده بودین؟

00:40:09.910 --> 00:40:12.390
پس چی فکر کردی؟

00:40:12.390 --> 00:40:13.200
خوب به نظر نمیاد؟

00:40:13.200 --> 00:40:14.500
.خوب به نظر میاد

00:40:14.500 --> 00:40:16.800
.من میرم به شوهر خواهرت نشون بدم

00:40:22.790 --> 00:40:28.290
خانمی،تو واسه غالگیر کردن ژیائوچینگ یک اتاق کامل رو
درست کردی.پس واسه من چی درست کردی؟

00:40:31.500 --> 00:40:32.700
.بیا بریم

00:40:46.590 --> 00:40:50.940
خانمی،اینطوری از لین آن به شوی مرکزی سفر کردی؟

00:40:50.940 --> 00:40:53.500
قبلا پرسیدی که زمینی یا دریایی سفر کردم؟

00:40:53.500 --> 00:40:56.840
خوشبختانه که من تیزهوشم.وگرنه ممکن بود گیر بیافتم

00:40:56.840 --> 00:40:59.370
.سفر از طریق دریا،زمین و حتی هوا

00:40:59.370 --> 00:41:02.530
.ما همشون رو تجربه کردیم

00:41:02.530 --> 00:41:06.780
تو شگفت انگیزی.این معنیه این حرفه که میگن"از مسیر معمولی نرو"

00:41:06.780 --> 00:41:08.980
.چقدر پرحرف شدی

00:41:14.710 --> 00:41:16.760
.این کوه اِمیه

00:41:18.370 --> 00:41:20.660
.دره ی مار خونه ی منه

00:41:20.660 --> 00:41:22.950
این شوئه؟

00:41:22.950 --> 00:41:27.300
تو شگفت انگیزی!ما تو یک چشم بهم زدن هزار مایل سفر کردیم

00:41:36.610 --> 00:41:38.920
.اونجا دره ی ماره

00:41:38.920 --> 00:41:41.890
.شو واقعا زیبا و الهام بخشه

00:41:41.890 --> 00:41:44.320
.بیخود نیست که خیلی باهوشی

00:41:47.390 --> 00:41:51.360
اوه،درسته.جینگ سونگ هم یک روح از کوه امیه،مگه نه؟

00:41:51.360 --> 00:41:54.330
میشه ببینیمش؟

00:41:58.240 --> 00:42:00.380
.اون اینجاست

00:42:00.920 --> 00:42:03.630
.پس بیا بریم و ببینیمش

00:42:37.170 --> 00:42:49.780
♫ <i>دریاچه ی غرب،در روز های ماه مارس،چه چشم انداز زیبایی داره</i> ♫

00:42:49.780 --> 00:43:03.600
♫ <i>باران بهاری مزه ی شراب میده و درختان بید ،مه آلود به نظر میان</i> ♫

00:43:03.600 --> 00:43:09.900
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:43:09.900 --> 00:43:16.200
♫ <i>با قلبی مشترک با هم پیر شدن،واقعا منظره ای خوب خواهد بود</i> ♫

00:43:16.200 --> 00:43:22.440
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:43:22.440 --> 00:43:30.600
♫ <i>با قلبی مشترک با هم پیر شدن،واقعا منظره ای خوب خواهد بود</i> ♫

00:43:30.624 --> 00:43:50.624
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:50.648 --> 00:44:11.648
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.