﻿WEBVTT

00:00:40.332 --> 00:00:52.332
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.093 --> 00:01:43.882
قسمت سي و پنجم
<font color="FF6600">"نامه ي انگليسي"</c>

00:01:44.382 --> 00:01:56.382
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:19.977 --> 00:02:22.841
<i>.پرين" امروز 2 ساعت زودتر بيدار شد"</i>

00:02:25.182 --> 00:02:28.118
<i>.ديروز پدربزرگ ازش خواسته بود ترجمه کنه</i>

00:02:28.118 --> 00:02:30.822
<i>.او کارشو به نحو احسن انجام داد</i>

00:02:30.822 --> 00:02:35.152
<i>.بنابراين امروز هم براي ترجمه به کارخونه ي جديد ميره</i>

00:02:35.526 --> 00:02:37.396
<i>.يعني اينکه مي تونه دوباره پدربزرگو ببينه</i>

00:02:38.195 --> 00:02:42.724
<i>...پرين" اينقدر هيجان زده
ست" .که ديشب نتونست بخوابه</i>

00:03:05.923 --> 00:03:07.373
.چه ماهي بزرگي

00:04:13.723 --> 00:04:15.986
خب "بارُن" خوشت مياد؟

00:04:19.230 --> 00:04:22.199
بدبختانه ...پدربزرگ نابيناست

00:04:22.199 --> 00:04:26.370
.و نمي تونه اين گلهاي زيبا رو ببينه

00:04:35.658 --> 00:04:38.261
"صبح بخير "اورالي
"صبح بخير "روزالي

00:04:38.261 --> 00:04:43.333
صبح بخير مادربزرگ
صبح بخير "اورالي"

00:04:43.333 --> 00:04:49.471
چرا ديروز نيومدي؟ ببخشيد
...وقتي رسيدم خيلي دير بود

00:04:49.471 --> 00:04:53.375
.منم خيلي خسته بودم
.واسه همين مستقيم رفتم کلبه

00:04:53.375 --> 00:04:57.846
پس تونستي به آقاي
"بيلفران" کمک کني؟ آره

00:04:57.846 --> 00:05:05.120
.همه چيز خوب بود .خيلي
عاليه .اما ترجمه کار مشکليه

00:05:05.120 --> 00:05:07.357
...معني لغات مکانيکي رو ياد ندارم

00:05:07.357 --> 00:05:08.891
.و سخته ترجمه شون کنم

00:05:08.891 --> 00:05:12.661
آقاي "بيلفران" بهت گفت
کارتو خوب انجام دادي؟ ...خب

00:05:12.661 --> 00:05:15.398
.راستش هيچي بهم نگفت

00:05:15.398 --> 00:05:19.968
.او به اين راحتي ها از کسي
تعريف نمي کنه به هرحال

00:05:19.968 --> 00:05:25.307
.آقاي "بيلفران" گفت من کمک
بزرگي به شرکت کردم .محشره

00:05:25.307 --> 00:05:30.178
امروزم ميري اونجا؟ .آره
. يه کالسکه دنبالم مي فرستن

00:05:30.178 --> 00:05:32.882
ميخواي سوار کالسکه ي آقاي "بيلفران" بشي؟

00:05:32.882 --> 00:05:36.805
.فوق العاده ست راستي؟

00:05:37.653 --> 00:05:42.225
آقاي "بيلفران" به هر کسي اجازه
.نميده سوار کالسکه اش بشه

00:05:42.225 --> 00:05:47.362
.اورالي" بيشتر برام بگو" .باشه

00:05:47.829 --> 00:05:51.067
اورالي" صبحانه خوردي؟"

00:05:51.067 --> 00:05:55.471
.نه . ميخوام امروز اينجا
صبحانه بخورم ...بسيار خوب

00:05:55.471 --> 00:05:58.074
.برات کمي نون و سوپ ميارم

00:06:00.009 --> 00:06:03.478
مي تونين کمي غذا
هم به "بارُن" بدين؟ .بله

00:06:06.249 --> 00:06:09.250
.اورالي" بيا بشين اينجا" .باشه

00:06:12.822 --> 00:06:17.427
حالا آقاي "بيلفران" شناختت؟ .آره

00:06:17.427 --> 00:06:20.396
گفت هيچ وقت صدايي رو که
.بار اول بشنوه فراموش نمي کنه

00:06:20.396 --> 00:06:23.132
.درسته. او مرد باهوشيه

00:06:23.132 --> 00:06:28.471
وقتي خواستي براي آقاي
"بيلفران" ترجمه کني نترسيدي؟

00:06:28.471 --> 00:06:32.557
.بله .از ترس تمام بدنم مي لرزيد

00:06:35.944 --> 00:06:38.581
<i>روزالي" از "پرين" خواست"</i>

00:06:38.581 --> 00:06:43.447
<i>هر چي توي کارخونه ي جديد
.اتفاق افتاده رو واسش تعريف کنه</i>

00:06:43.720 --> 00:06:44.786
<i>...وقتي به کارخونه رسيد</i>

00:06:44.786 --> 00:06:48.201
<i>.بقيه کارگرا هم خيلي کنجکاو بودن</i>

00:06:49.158 --> 00:06:50.988
...واقعا

00:06:51.694 --> 00:06:54.492
کالسکه ي راحتيه؟
"اورالي"

00:06:57.899 --> 00:07:01.514
.آقاي "تاروئل"
ميخواد ببينتت .باشه

00:07:12.314 --> 00:07:13.427
.بيا داخل

00:07:21.331 --> 00:07:22.833
چه کاري مي تونم بکنم آقا؟

00:07:22.833 --> 00:07:28.108
.چون به کمکت نياز دارم
، خواستم ببينمت .بله آقا

00:07:28.672 --> 00:07:29.740
"اورالي"

00:07:29.740 --> 00:07:33.377
...بعد از اينکه ديروز واسه مهندساي انگليسي ترجمه کردي

00:07:33.377 --> 00:07:38.781
آقاي "بيلفران" ازت خواستن
کار ديگه اي انجام بدي؟ .نه

00:07:38.781 --> 00:07:41.117
...اما بعد از تمام شدن ترجمه ات

00:07:41.117 --> 00:07:44.822
.تا نيم ساعت توي دفتر آقاي "بيلفران" بودي

00:07:44.822 --> 00:07:50.793
.بله ، بودم درباره ي
چي صحبت کردين؟

00:07:50.793 --> 00:07:54.598
.آقاي "بيلفران" در مورد ماشينها و دستگاهها توضيح دادن

00:07:54.598 --> 00:08:01.771
همش همين بود؟ .بله ،
مطمئن باشين ...دروغ نگو

00:08:01.771 --> 00:08:04.742
.وگرنه بزودي حقيقت
برملا ميشه .راستشو بگو

00:08:04.742 --> 00:08:09.033
.دروغ نمي گم
چرا بايد دروغ بگم؟

00:08:09.713 --> 00:08:16.586
.خيلي خوبه .ميخوام کار
مهمي رو بهت بدم کار مهم؟

00:08:16.586 --> 00:08:19.790
...مهم نيست آقاي "بيلفران" چي بهت ميگه

00:08:19.790 --> 00:08:21.458
...يا چي ازت مي خواد

00:08:21.458 --> 00:08:24.327
.تو بايد همه چيزو به من اطلاع بدي

00:08:24.327 --> 00:08:28.264
فهميدي چي گفتم "اورالي"؟
.همين حالا بهت دستور ميدم

00:08:28.264 --> 00:08:29.677
.بله آقا

00:08:38.008 --> 00:08:40.977
.آقا ، اومدم مترجم رو ببرم

00:08:40.977 --> 00:08:43.080
.ممنون. مي توني الآن ببريش

00:08:43.080 --> 00:08:47.869
.اما قبلش ميخوان بهتون گزارش بدم

00:08:48.085 --> 00:08:50.597
.مي توني توي کالسکه
منتظر بموني .بله

00:09:03.830 --> 00:09:09.937
امروز صبح .يه نامه ي
انگليسي رسيد از کجا؟

00:09:09.937 --> 00:09:15.142
.اگه مي دونستم که خوب
بود .من انگليسي نمي دونم

00:09:15.142 --> 00:09:22.182
.متوجه شدم چيز ديگه
اي؟ .نه .خيلي خوبه

00:09:22.182 --> 00:09:27.053
...امروز بعد از اينکه برگشتي
.اون دخترو بيار پيش من

00:09:27.053 --> 00:09:28.388
.حتما آقا

00:09:33.644 --> 00:09:35.475
.يه نامه ي انگليسي

00:09:41.215 --> 00:09:43.951
<i>...توي راه کارخونه ي جديد</i>

00:09:43.951 --> 00:09:46.653
<i>پرين" داشت به آنچه
.آقاي "تاروئل" گفته بود فکر ميکرد"</i>

00:09:46.653 --> 00:09:49.556
<i>.و از آنچه مي خواست تعجب کرد</i>

00:09:49.556 --> 00:09:53.533
<i>.فکر ميکرد "گيوم" خيلي مشکوکه</i>

00:09:55.696 --> 00:09:58.432
.بنظر ميرسه آقاي "بيلفران" از تو خوشش اومده

00:09:58.432 --> 00:10:02.985
خوشش اومده؟ .امروز صبح
گفت تو دختر خيلي باهوشي هستي

00:10:05.004 --> 00:10:06.807
.پدربزرگ دوستش داره

00:10:06.807 --> 00:10:12.825
هيچ چيزي در دنيا نمي تونست
.به اين اندازه "پرين" رو خوشحال کنه

00:10:32.231 --> 00:10:37.303
.فکر کنم اون دختر کوچولو
رسيد .بايد خودش باشه دايي

00:10:37.303 --> 00:10:42.109
ميدونين چه فقيرانه لباس
پوشيده؟ راست ميگي؟

00:10:42.109 --> 00:10:45.379
.عملا لباس هاي ژنده اي پوشيده

00:10:45.379 --> 00:10:48.381
.بايد زندگي سختي داشته باشه

00:10:48.381 --> 00:10:49.982
...درسته که انگليسيش خوبه

00:10:49.982 --> 00:10:51.951
اما واقعا مجبورين اونو
به عنوان مترجم داشته باشيم؟

00:10:51.951 --> 00:10:54.488
...اگه تو مي تونستي انگليسي صحبت کني

00:10:54.488 --> 00:10:58.591
مجبور نبودم از کارگر چرخ دستي
.بخوام برام ترجمه کنه

00:10:58.591 --> 00:11:00.092
...اما بخاطر تخصصم در مديريته که

00:11:00.092 --> 00:11:01.227
.آلماني رو ياد گرفتم

00:11:01.227 --> 00:11:04.730
...اگه مي دونستم ازم ميخواين کارخونه رو اداره کنم

00:11:04.730 --> 00:11:08.434
انگليسي رو هم ياد مي
گرفتم .و ديگه هيچ مشکلي نبود

00:11:08.434 --> 00:11:11.692
.براي ياد گرفتن خيلي دير شده

00:11:16.034 --> 00:11:18.436
.اورالي" هستم آقا" .بيا داخل

00:11:22.767 --> 00:11:23.767
.صبح بخير

00:11:24.361 --> 00:11:25.812
"متشکرم "اورالي

00:11:26.429 --> 00:11:30.168
ميتوني توي کارخونه منتظر بموني
.مهندسا به زودي ميرسن

00:11:30.168 --> 00:11:31.279
.بله آقا

00:11:32.470 --> 00:11:33.606
.يه لحظه

00:11:34.471 --> 00:11:38.609
.تئودور" تو برو کارخونه" چي؟من؟

00:11:38.609 --> 00:11:41.578
.ميخوام با "اورالي" صحبت کنم

00:11:41.578 --> 00:11:47.751
.اما لازمه کسي باهاتون
باشه .او خواهد بود ...اما

00:11:47.751 --> 00:11:51.602
.بسه ديگه. برو .بله

00:12:00.298 --> 00:12:02.610
"اورالي" .بله

00:12:12.777 --> 00:12:17.524
.نامه هاي انگليسي رو
از بين اينا جدا کن .بله آقا

00:12:20.918 --> 00:12:23.245
.از اون دخترک خوشم نمياد

00:12:45.576 --> 00:12:52.750
جداشون کردي؟ .بله، 4تا
نامه ست فرستنده هاشون کيه؟

00:12:52.750 --> 00:12:56.620
...3تاشون از کارخانه ماشين "گلاسکو" هستن

00:12:56.620 --> 00:13:00.544
.و يکي هم از روزنامه
ي تجاري لندن .خيلي خب

00:13:02.826 --> 00:13:04.239
همش همينا بود؟

00:13:08.380 --> 00:13:11.836
.بله .پس نامه ام هنوز نرسيده

00:13:23.057 --> 00:13:29.177
.روزنامه ي تجاري
لندن رو برام بخون ...من

00:13:29.717 --> 00:13:34.655
چي شد؟ نمي توني
بخونيش؟ .نه ، اين نيست

00:13:34.655 --> 00:13:36.591
...مسئله اينه که تا حالا

00:13:36.591 --> 00:13:41.395
.هيچ وقت روزنامه هاي
اقتصادي نخوندم کاري نداره

00:13:41.421 --> 00:13:45.668
.بعضي اصطلاحات
رو يادت ميدم .ممنونم آقا

00:13:53.755 --> 00:14:01.416
.اول بايد ستون نساجي رو
پيدا کني .بله ، ستون نساجي

00:14:01.898 --> 00:14:06.469
.پيداش کردم .حالا
تيترشو بخون .چشم

00:14:06.469 --> 00:14:13.308
کتان ، نخي و گوني چيست؟
.کتان نوعي پارچه ست

00:14:13.308 --> 00:14:15.177
...نخي ، رشته هاي کتونه

00:14:15.177 --> 00:14:16.980
.و گوني هم منظور کيسه هاي کتونيه

00:14:16.980 --> 00:14:19.816
.آقاي "بيلفران" شما هم انگليسي ياد دارين

00:14:19.816 --> 00:14:23.552
.همه ي چيزي که ميدونم اصطلاحات مربوط به کارمه

00:14:23.552 --> 00:14:28.581
.حالا متن زيرشو بخون .بله

00:14:30.460 --> 00:14:35.898
صنعت نساجي آنچنان
.که انتظار ميرفت پيشرفت نکرده

00:14:35.898 --> 00:14:40.501
اگر چه که اين صنعت به سختي تلاش ميکند
...تا موقعيت خود را ارتقا دهد

00:14:40.501 --> 00:14:43.972
...اما براساس آخرين اطلاعات ما

00:14:43.972 --> 00:14:46.538
...اين وضعيت مشابه هند

00:14:48.277 --> 00:14:51.793
چيزي شده؟ .نه هيچي

00:14:53.916 --> 00:14:59.489
اين وضعيت مشابه تجارت هند در زمينه ي
.پنبه و کتون و ...ست

00:14:59.489 --> 00:15:04.884
<i>هند .جايي که والدين
"پرين" ازدواج کردن</i>

00:15:05.794 --> 00:15:08.778
<i>.و پدربزرگ مخالف ازدواجشان ست</i>

00:15:10.832 --> 00:15:14.849
<i>پرين" همونطور که درباره ي هند براي پدربزگ ميخوند"</i>

00:15:15.038 --> 00:15:17.327
<i>.خيلي ترسيده بود</i>

00:15:25.581 --> 00:15:29.297
.آقاي "بيلفران" آقايون از انگليس اينجا هستند

00:15:44.933 --> 00:15:48.236
.آقاي "بيلفران" لطفا دستتونو
بدين به من .لازم نيست

00:15:48.236 --> 00:15:51.974
خودم اين کارخونه رو
ساختم .حياط پشتي شو ياد دارم

00:15:51.974 --> 00:15:54.041
.البته آقا

00:16:12.528 --> 00:16:18.422
چيه؟ چيزي شده
"اورالي"؟ .چيزي نيست

00:16:20.736 --> 00:16:23.601
<i>چه مرد خودسري</i>

00:16:24.273 --> 00:16:27.110
<i>.پرين" خيلي متعجب بود"</i>

00:17:40.750 --> 00:17:46.484
.هي ، مواظب باش از کالسکه
نيفتي بيرون .معذرت ميخوام

00:17:47.390 --> 00:17:49.759
...توي کالسکه داري چت ميزني

00:17:49.759 --> 00:17:53.930
.حدس ميزنم بايد خيلي
کار کرده باشي ...نه اصلا

00:17:53.930 --> 00:17:57.500
.فکر نمي کنم کار خسته
کننده اي باشه .خوبه

00:17:57.500 --> 00:18:02.759
.حالا بريم به آقاي "تاروئل"
گزارش بديم گزارش؟

00:18:16.786 --> 00:18:19.221
"حالا "اورالي بهم بگو

00:18:19.221 --> 00:18:22.090
...نامه هايي که براي آقاي "بيلفران" خوندي

00:18:22.090 --> 00:18:24.420
از کجا اومده بودن؟

00:18:26.194 --> 00:18:31.767
.نگران نباش ، به کسي نمي
گم .هرچي مي دوني بهم بگو

00:18:31.767 --> 00:18:34.769
اما اونا نامه هاي شخصي آقاي "بيلفران"ــه

00:18:34.769 --> 00:18:38.740
.نمي تونم بهتون بگم مگه اينکه خودشون اجازه بدن

00:18:38.740 --> 00:18:43.746
...فراموش نکن .من
مسئول کارخونه هستم

00:18:43.746 --> 00:18:47.282
.دستور من دستور آقاي "بيلفران"ــه

00:18:47.282 --> 00:18:49.729
حالا جرات مي کني از من سرپيچي کني؟

00:18:51.787 --> 00:18:55.057
.آقاي "بيلفران" تو رو استخدام نکردن ، من کردم

00:18:55.057 --> 00:18:58.760
فراموش کردي؟ .بچه ي ناسپاسي هستي

00:18:58.760 --> 00:19:01.529
به آدمايي مثل تو توي کارخونه نياز نداريم

00:19:01.529 --> 00:19:03.531
.پس فورا برو بيرون

00:19:03.531 --> 00:19:06.501
آقاي "تاروئل" چطور مي تونين اينکارو بکنين؟

00:19:06.501 --> 00:19:10.873
..."من نمي خوام اينکارو بکنم "اورالي

00:19:10.873 --> 00:19:14.431
.اما لطفا وضعيت منو درک کن

00:19:15.176 --> 00:19:17.046
...خصوصي بهت ميگم

00:19:17.046 --> 00:19:20.115
.فکر ميکنم آقاي "بيلفران" اخيرا پيرتر شدن

00:19:20.115 --> 00:19:25.020
...اگه براشون اتفاقي بيفته
.مسئوليت کارخونه با منه

00:19:25.020 --> 00:19:28.924
علاوه براين من بايد همه
.چيزو درباره کارخونه بدونم

00:19:28.924 --> 00:19:30.358
...اگه تو به من نگي

00:19:30.358 --> 00:19:34.230
.مجبور ميشم از آقاي "بيلفران" بپرسم

00:19:35.798 --> 00:19:40.303
...من .بالاخره سر عقل اومدي

00:19:40.303 --> 00:19:43.717
خب ، اون نامه ها از کجا بودن؟

00:20:24.180 --> 00:20:25.513
"بارُن"

00:20:52.875 --> 00:20:54.509
.مجبور شدم بهش بگم

00:20:54.509 --> 00:20:57.179
...کاتالوگاي زيادي از کارخانه ماشين "گلاسکو" اونجا بود

00:20:57.179 --> 00:20:59.848
.و يه نامه هم از روزنامه
ي تجاري لندن .فهميدم

00:20:59.848 --> 00:21:04.252
چرا آقاي "تاروئل" مي خواد از نامه هاي انگليسي
.آقاي "بيلفران" سر در بياره

00:21:04.252 --> 00:21:07.355
.داره سعي مي کنه درباره آقاي "ادموند" چيزي بفهمه

00:21:07.355 --> 00:21:13.929
.بايد همين باشه ..."آقاي
"ادموند بهت که گفتم

00:21:13.929 --> 00:21:16.336
.او پسر آقاي"بيلفران"ــه

00:21:17.066 --> 00:21:20.336
من فکر ميکردم آقاي "بيلفران" پسرشو فراموش کرده

00:21:20.336 --> 00:21:23.740
.در صورتيکه اينطوري نيست

00:21:25.207 --> 00:21:28.344
آقاي "فيليپ" وکيل
رو مي شناسي؟ .نه

00:21:28.344 --> 00:21:30.846
بنظر ميرسه آقاي "بيلفران" از
...آقاي "فيليپ" خواسته

00:21:30.846 --> 00:21:35.584
.تا آقاي "ادموند" رو براش
پيدا کنه چي؟ حقيقت داره؟

00:21:35.584 --> 00:21:38.153
.تازه درباره اش
شنيدم .بايد راست باشه

00:21:38.153 --> 00:21:42.590
اما وکيل چطوري ميخواد آقاي "ادموند" رو پيدا ميکنه؟

00:21:42.590 --> 00:21:46.327
...شنيدم به همه ي کليساهاي هند نامه نوشته

00:21:46.327 --> 00:21:50.732
.و ازشون خواسته آقاي "ادموند" رو پيدا کنن

00:21:50.732 --> 00:21:52.434
نوشتن نامه به هند؟

00:21:52.434 --> 00:21:56.568
چونکه آقاي "ادموند" مجبور بوده
.توي هند زندگي کنه

00:21:58.173 --> 00:22:02.377
يعني آقاي "بيلفران" ديگه از آقاي "ادموند" متنفر نيست؟

00:22:02.377 --> 00:22:04.113
.فکر نمي کنم

00:22:04.113 --> 00:22:07.115
.مادربزرگم فکر ميکنه او هرگز ازش متنفر نبوده

00:22:07.115 --> 00:22:11.019
.ممکنه هنوز آقاي "ادموند" رو دوست داشته باشه

00:22:11.019 --> 00:22:13.088
...آقاي "بيلفران" الآن پير شده

00:22:13.088 --> 00:22:16.659
.و به کسي نياز داره که تجارتشو تحويل بگيره

00:22:16.659 --> 00:22:20.162
...اما چي ميشه ...يعني

00:22:20.162 --> 00:22:22.727
چي ميشه اگه آقاي "ادموند" برنگرده؟

00:22:23.465 --> 00:22:26.669
يا اگه مرده باشه؟ .مسئله همينه

00:22:26.669 --> 00:22:29.672
.خيلي ها اينجا نميخوان آقاي "ادموند" برگرده

00:22:29.672 --> 00:22:33.174
"مثلا خواهرزاده آقاي "بيلفران"  ، "تئودور
."و آقاي "تاروئل

00:22:33.174 --> 00:22:35.877
...يعني اونا ميخوان تمام ثروت پدر

00:22:35.877 --> 00:22:39.882
آقاي "بيلفران" رو صاحب بشن؟ .آره

00:22:39.882 --> 00:22:41.517
...مي توني تصور کني چي ميشه اگه

00:22:41.517 --> 00:22:47.021
اين دوتا صاحب همه
چيز بشن؟ .وحشتناکه

00:22:47.021 --> 00:22:50.279
.فرقي نمي کنه کدومشون صاحب کارخونه بشه

00:22:52.193 --> 00:22:53.962
...مادربزرگم هميشه ميگه

00:22:53.962 --> 00:22:56.598
.آقاي "ادموند" آدم خيلي خوبيه

00:22:56.598 --> 00:22:59.934
.اميدوارم آقاي "ادموند" برگرده

00:23:03.105 --> 00:23:10.032
<i>"نه "روزالي "آقاي "ادموند
پدرم .هرگز برنميگرده</i>

00:23:11.013 --> 00:23:13.343
<i>.پرين" در قلبش گفت"</i>

00:23:22.724 --> 00:23:27.940
<i>...مادر .فکر ميکردم
پدربزرگ ، پدرو فراموش کرده</i>

00:23:27.963 --> 00:23:33.237
<i>... مادر با توجه به
اوضاع ...فکر نميکنم</i>

00:23:33.237 --> 00:23:39.499
<i>...پدربزرگ بدونه .که يه نوه داره</i>

00:23:39.999 --> 00:23:51.999
بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:07.511 --> 00:24:09.383
<i>.پرين" خيلي کار ميکنه"</i>

00:24:10.048 --> 00:24:14.012
<i>...او خيلي خوشحاله
.که با پدربزرگ کار ميکنه</i>

00:24:15.119 --> 00:24:18.455
<i>اما بعد از اينکه آقاي "فابري" از انگليس برگشت</i>

00:24:18.455 --> 00:24:20.724
<i>.ديگه به او براي ترجمه نيازي نداشتند</i>

00:24:20.724 --> 00:24:23.428
<i>.و او ديگه نمي تونست با  پدربزرگ کار کنه</i>

00:24:23.428 --> 00:24:27.730
<i>...پرين احساس بدي کرد
وقتي فهميد که</i>

00:24:27.755 --> 00:24:34.292
<i>قسمت بعدي
.بيم و اميد</i>