﻿WEBVTT

00:00:40.332 --> 00:00:52.332
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.013 --> 00:01:43.069
قسمت چهل و ششم
<font color="FF6600">"آقاي "بيلفران" سياه پوش"</c>

00:01:43.569 --> 00:01:55.569
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:08.217 --> 00:02:11.121
.ارباب ، شام آماده ست

00:02:11.989 --> 00:02:19.697
.ارباب ، ارباب .ميل ندارم
.اما آقا براي سلامتيتون بده

00:02:29.573 --> 00:02:31.908
آقاي "بيلفران" کجان؟

00:02:32.131 --> 00:02:36.401
.آقاي "بيلفران" گفتند هيچي نمي خورن

00:02:36.401 --> 00:02:42.274
.ولي بايد يه چيزي بخورن
.خانم ، منم همينو بهشون گفتم

00:02:42.274 --> 00:02:47.045
...مي فهمم چه حالي دارن
...ولي اگه چيزي نخورن

00:02:47.045 --> 00:02:50.616
.بدنشون توان ايستادن رو
نداره .حق با شماست خانم

00:02:50.616 --> 00:02:55.454
.من غم و غصه ي آقا رو درک مي کنم

00:02:55.454 --> 00:02:58.757
.شامشونو بعدا براشون مي برم توي اتاقشون

00:02:58.757 --> 00:03:02.061
.حتي اگرم نخوان بايد يه چيزي بخورن

00:03:02.061 --> 00:03:05.563
.شما بايد امروز تنها غذا بخورين

00:03:05.563 --> 00:03:08.555
.لوئيس" براي خانم سوپ بريز" .بله

00:03:10.669 --> 00:03:14.573
"آقاي "سباستين .بفرماييد لطفا

00:03:14.573 --> 00:03:18.600
.مطمئن بشين آقاي "بيلفران"
غذاشونو بخورن .حتما

00:03:25.165 --> 00:03:27.935
<i>وقتي آقاي "بيلفران" شنيد پسرش مرده</i>

00:03:27.935 --> 00:03:31.991
<i>.در غم و اندوه زيادي فرو رفت</i>

00:03:42.194 --> 00:03:44.497
<i>آقاي "بيلفران" بعد از برگشت از کارخونه</i>

00:03:44.497 --> 00:03:47.266
<i>...در اتاقشو روي خودش قفل کرد</i>

00:03:47.266 --> 00:03:49.019
<i>.و نمي خواست هيچ کسي رو ببينه</i>

00:03:50.569 --> 00:03:54.873
<i>نمي خواست کسايي رو که براي عرض تسليت ميومدن ببينه</i>

00:03:54.873 --> 00:03:58.132
<i>.حتي نمي خواست "پرين" رو هم ببينه</i>

00:04:20.333 --> 00:04:21.862
"ادموند"

00:04:25.572 --> 00:04:30.478
ادموند" چرا مردي؟"

00:04:33.045 --> 00:04:39.403
مي دونستي... مي دونستي چقدر منتظر برگشتنت بودم؟

00:04:42.822 --> 00:04:46.892
...ادموند" چطور تونستي بميري"

00:04:46.892 --> 00:04:48.494
و پدر پير و بيچاره تو تنها بذاري؟

00:04:48.494 --> 00:04:55.238
.ادموند" تو پسر بدي
هستي" .يه پسر بد

00:05:20.259 --> 00:05:22.528
...روز بعد کارخونه ي "پانتابون" براي برگزاري

00:05:22.528 --> 00:05:27.197
.مراسم براي "ادموند" تعطيل شد

00:05:47.038 --> 00:05:49.708
برادرم چطوره "سباستين"؟

00:05:49.708 --> 00:05:53.877
.ارباب از ديروز خودشونو توي اتاقشون زنداني کردن

00:05:53.877 --> 00:05:58.850
.بهش بگين که من اينجام
.اميدوارم بتونم تسکينش بدم

00:05:58.850 --> 00:06:01.295
.خانم ، نمي تونم اينکارو بکنم

00:06:06.023 --> 00:06:10.961
.اما من خواهرشم حتي نمي
خواد خواهرشو ببينه؟ متاسفم

00:06:10.961 --> 00:06:13.329
... ارباب گفتن تا قبل از مراسم

00:06:13.329 --> 00:06:16.266
.نمي خوان هيچ کي رو ببينن

00:06:16.266 --> 00:06:19.069
.دايي ديشب از ديدن منم امتناع کردن

00:06:19.069 --> 00:06:25.141
.ارباب فعلا نمي خوان کسي
رو ببينن .حتي خانم "اورالي" رو

00:06:25.141 --> 00:06:30.814
."حتي "اورالي .بله ...خواهش
مي کنم تا قبل از مراسم

00:06:30.814 --> 00:06:35.117
.توي اتاقتون استراحت
کنين .بفرمايين از اينطرف

00:06:44.016 --> 00:06:49.185
<i>"همه ي اقوام ، دوستان و بستگان آقاي "بيلفران</i>

00:06:49.185 --> 00:06:53.088
<i>.براي حضور در مراسم
آمدند .عمارت حسابي شلوغ شده</i>

00:06:56.428 --> 00:07:00.954
<i>در اين لحظه .پرين" احساس کرد
حضورش براي کسي مهم نيست"</i>

00:07:12.545 --> 00:07:14.913
<i>همانطور که شروع مراسم نزديکتر ميشد</i>

00:07:14.913 --> 00:07:19.971
<i>...همه سوار کالسکه هاشون
شدن .و به سمت کليسا حرکت کردن</i>

00:07:32.831 --> 00:07:37.201
<i>.پرين" بتنهايي راه افتاد"</i>

00:07:40.843 --> 00:07:45.732
.عجله کن مادربزرگ .مراسم
شروع ميشه .خيلي خب

00:08:06.978 --> 00:08:08.350
"روزالي"

00:08:10.014 --> 00:08:12.120
.مادربزرگ ، "اورالي" اومد

00:08:15.620 --> 00:08:19.624
."سلام مادام "فرانسواز
."سلام "اورالي

00:08:19.624 --> 00:08:25.730
.خانم ، چشاتون قرمز شده
.از ديروز مدام گريه مي کنه

00:08:25.730 --> 00:08:27.966
.خيلي ناراحت و غمگينه

00:08:27.966 --> 00:08:31.369
.وقتي آقاي "ادموند" بچه بوده مراقبش بوده و بزرگش کرده

00:08:31.369 --> 00:08:35.279
.نمي تونم باور کنم "ادموند" مرده

00:08:36.173 --> 00:08:41.346
.مادربزرگ ، خواهش مي کنم
گريه نکن .نمي تونم فکرشو نکنم

00:08:41.346 --> 00:08:44.849
"اورالي" چرا با
آقاي "بيلفران" نرفتي؟

00:08:44.849 --> 00:08:49.052
.امروز همه ي دوستان و
اقوامشون دور و برشون بودن .درسته

00:08:49.052 --> 00:08:51.889
...مهم نيست چقدر آقاي "بيلفران" بهت اعتماد داره

00:08:51.889 --> 00:08:55.330
.اما تو که تنها فامليش نيستي

00:08:58.339 --> 00:09:02.876
<i>روزالي" اشتباه مي کني"
.امروز مراسم پدر منه</i>

00:09:02.876 --> 00:09:07.811
<i>.مراسم پدر من .پرين"
اينو در قلبش گفت"</i>

00:09:10.913 --> 00:09:13.381
.بياييد همگي غم ها را پشت سر بگذاريم

00:09:13.381 --> 00:09:17.052
...بياييد دستهايمان را با صادقانه ترين اميدها

00:09:17.052 --> 00:09:21.359
.به سوي خداوند بلند کنيم آمين

00:09:24.527 --> 00:09:28.831
..."بياييد در اين مراسم دعا کنيم روح آقاي "ادموند

00:09:28.831 --> 00:09:36.428
.در پيشگاه خداوند به
آرامش حقيقي برسد آمين

00:09:42.644 --> 00:09:45.681
<i>.مراسم امروز دلگير کننده بود</i>

00:09:45.681 --> 00:09:48.350
<i>با اينکه کارخونه بخاطر مراسم تعطيل شده بود</i>

00:09:48.350 --> 00:09:54.155
<i>.اما مردم کمي در مراسم
شرکت کرده بودن هفت ماه پيش</i>

00:09:54.155 --> 00:09:57.293
<i>...پرين" و مادرش به تنهايي پدر را در روستاي کوچکي"</i>

00:09:57.293 --> 00:10:02.032
<i>.در "بوسني" تشييع و
دفن کردن اما مراسم امروز</i>

00:10:02.032 --> 00:10:03.903
<i>.مثل همان مراسم تنها برگزار شده</i>

00:10:30.860 --> 00:10:35.697
"آقاي "فابري بايد فورا
برگردي خونه ي آقاي "بيلفران"؟

00:10:35.697 --> 00:10:40.384
.نه پس مي تونم باهات
صحبت کنم؟ .حتما

00:10:48.844 --> 00:10:51.880
.آقاي "فابري" يه چيزي
رو بهم ميگين چي رو؟

00:10:51.880 --> 00:10:53.215
...چرا امروز هيچ کدوم

00:10:53.215 --> 00:10:56.384
از کارگراي کارخونه در مراسم حاضر نشدن؟

00:10:56.384 --> 00:11:01.389
.پدربزرگ به همه مرخصي
داده خودت نمي توني بفهمي چرا؟

00:11:01.389 --> 00:11:06.327
...فکر مي کردم آدماي زيادي
ميان .و کليسا شلوغ خواهد شد

00:11:06.327 --> 00:11:09.932
.اما آقاي "تاروئل" و بقيه که بودن

00:11:09.932 --> 00:11:13.369
... درسته ، اما
بقيه کارگرا "اورالي"

00:11:13.369 --> 00:11:16.437
.شايد بهتر باشه وقتي تنهاييم "پرين" صدات کنم

00:11:16.437 --> 00:11:21.378
.پرين " دوست داري يه
سري به تپه بزنيم" .خوبه

00:11:24.846 --> 00:11:29.217
نگاه کن .تو هنوزم مي توني
زمين هاي خالي رو ببيني

00:11:29.217 --> 00:11:32.254
.يک زماني براي کشاورزي مردم فقير استفاده ميشده

00:11:32.254 --> 00:11:35.658
...اما حالا کارخانه ي "پانتابون" اينجاست که

00:11:35.658 --> 00:11:40.763
...،"بدست پدربزرگ محترمت
، آقاي "بيلفران .تاسيس شده

00:11:40.763 --> 00:11:44.567
.اين کارخونه يکي از مهمترين کارخونه هاي فرانسه ست

00:11:44.567 --> 00:11:49.337
...کشاورزا زراعت رو رها
کردن .و توي کارخونه کار مي کنن

00:11:49.337 --> 00:11:51.440
.مردم از جاهاي ديگه هم براي کار ميان اينجا

00:11:51.440 --> 00:11:53.706
.در نتيجه جمعيت روستا روز به روز زياد ميشه

00:11:54.409 --> 00:11:55.778
بهرحال در کارخونه

00:11:55.778 --> 00:11:59.648
.به کارگرا به اندازه ي کار روزانه شون پول پرداخت نميشه

00:11:59.648 --> 00:12:02.585
...فقط وقتي که داري چرخ دستي رو هل ميدي

00:12:02.585 --> 00:12:05.988
...يادت مياد که چقدر بهت حقوق دادن و مي فهمي

00:12:05.988 --> 00:12:09.258
.آقاي "بيلفران" چه آدم فوق العاده ايه

00:12:09.258 --> 00:12:11.693
...اما هرگز به خودش زحمت نميده

00:12:11.693 --> 00:12:15.448
.با زندگي کارگرا آشنا بشه

00:12:17.198 --> 00:12:19.168
...فکر ميکنم براي اينه

00:12:19.168 --> 00:12:22.503
...که هميشه فکر مي کنه چطوري کارخونه رو بزرگ کنه

00:12:22.503 --> 00:12:25.607
.و وقت رسيدگي کردن به بقيه چيزا رو نداره

00:12:25.607 --> 00:12:29.711
.بعلاوه ، او مدت زياديه که نابيناست

00:12:29.711 --> 00:12:33.682
.نمي تونه ببينه کارگراي کارخونه چطور زندگيشونو مي چرخونن

00:12:33.682 --> 00:12:38.453
به اين خونه هاي کوچيک اطراف کارخونه نگاه کن

00:12:38.453 --> 00:12:40.089
.و حالا به جايي که تو زندگي مي کني نگاه کن

00:12:40.089 --> 00:12:43.607
.خونه ي آقاي "بيلفران" مثل يه کاخ مي مونه

00:12:45.226 --> 00:12:49.163
دليل اينکه کارگرا نخواستن در مراسم
...امروز شرکت کنن ، اينه که

00:12:49.163 --> 00:12:52.134
...حتي با وجود اينکه توي کارخونه کار مي کنن

00:12:52.134 --> 00:12:57.471
ولي اونها دليلي ندارن که
سپاسگذار .آقاي "بيلفران" باشن

00:12:59.307 --> 00:13:01.442
.امکانات بهداشتي خوبي نداريم

00:13:01.442 --> 00:13:04.145
.شيرخوارگاه مطمئني هم براي بچه ها وجود نداره

00:13:04.145 --> 00:13:07.349
...در عوض تا دلت بخواد
ميخانه داريم .که اصلا تميز نيستن

00:13:07.349 --> 00:13:10.552
.رستوران "روزالي" يکي از بهتريناست

00:13:10.552 --> 00:13:12.254
...و خودت بهتر از هر کسي ميدوني

00:13:12.254 --> 00:13:17.326
.چقدر خوابگاه زنان اوضاع
بدي داره ."مي فهمم آقاي "فابري

00:13:17.326 --> 00:13:20.962
.کارگراي کارخونه به پدربزرگ احساس نزديکي نمي کنن

00:13:20.962 --> 00:13:23.932
اگه همه شون آقاي "بيلفران" رو دوست مي داشتن

00:13:23.932 --> 00:13:26.235
...امروز آنقدر آدم در مراسم شرکت مي کرد

00:13:26.235 --> 00:13:32.094
.که توي کليسا جاي سوزن
انداختن هم نبود .حق با شماست

00:13:48.909 --> 00:13:50.477
.دايي نبايد اينکارو مي کرد

00:13:50.477 --> 00:13:52.581
...شما و بقيه فاميل براي حضور در مراسم اومدين

00:13:52.581 --> 00:13:55.149
.و او هم بعد از اتمام مراسم شما رو تنها گذاشت

00:13:55.149 --> 00:13:58.886
...بايد سعي کنيم حال "بيلفران" رو درک کنيم

00:13:58.886 --> 00:14:01.691
.اينکه يکدفعه بفهمه پسرش مرده

00:14:01.691 --> 00:14:05.059
.شکي نيست که نخواد کسي رو ببينه يا صحبت کنه

00:14:05.059 --> 00:14:10.298
.کاملا طبيعيه ...اگه
شرايط همينطوري پيش بره

00:14:10.298 --> 00:14:16.538
.دايي زياد زنده نمي مونه
"تئودور" .معذرت ميخوام

00:14:16.538 --> 00:14:22.443
.اما اين غم قطعا روي سلامتيش
تاثير ميذاره .درست ميگي

00:14:22.443 --> 00:14:24.578
.تئودور" خوب گوش کن"

00:14:24.578 --> 00:14:27.883
.بزودي تو مسئول کارخونه ي "پانتابون" ميشي

00:14:27.883 --> 00:14:32.957
.بايد سعي کني مسئوليت
پذيرتر باشي .ميدونم مادر

00:15:01.871 --> 00:15:07.912
خانم .شما بايد امشب
تنهايي شام بخورين

00:15:07.912 --> 00:15:12.216
آقاي "بيلفران" هنوزم نمي
خوان براي شام بيان پايين؟ .نه

00:15:12.216 --> 00:15:16.352
يعني از ديشب هيچي نخوردن؟ .نه

00:15:16.352 --> 00:15:21.826
.من ديگه نمي دونم چيکار کنم
.نمي تونن اينطوري ادامه بدن

00:15:21.826 --> 00:15:25.462
.من ميرم به اتاقشون ببخشين؟

00:15:25.462 --> 00:15:29.604
.ازشون ميخوام براي شام
بيان پايين .موفق باشين خانم

00:15:49.385 --> 00:15:53.677
سباستين" بهت گفتم گرسنه نيستم"

00:15:54.158 --> 00:15:56.302
."آقاي "بيلفران" منم "اورالي

00:15:56.860 --> 00:16:02.365
.الآن کارت ندارم
ميشه بيام تو؟ .نه

00:16:02.365 --> 00:16:10.140
.دلم ميخواد باهاتون صحبت
کنم .من نمي خوام گوش کنم

00:16:10.140 --> 00:16:15.879
.اما اميدوارم گوش کنين
.تنهام بذار .نه ، نميرم

00:16:15.879 --> 00:16:18.849
.اورالي" اينطوري با من حرف نزن"

00:16:18.849 --> 00:16:22.318
...مهم نيست چقدر با من
بداخلاقي کنين .حتما ميام تو

00:16:22.318 --> 00:16:26.625
.اورالي " اگه بياي تو ،
اخراجت مي کنم" .اهميت نميدم

00:16:31.761 --> 00:16:33.828
"اورالي"

00:16:35.065 --> 00:16:37.171
...چقدر

00:16:37.802 --> 00:16:41.099
...تو خيلي

00:16:44.774 --> 00:16:47.977
."خواهش مي کنم بياين غذا بخورين آقاي "بيلفران

00:16:47.977 --> 00:16:50.815
.اورالي" از جلوي چشمم دور شو"

00:16:50.815 --> 00:16:54.618
.اگه چيزي نخورين ، مريض ميشين

00:16:54.618 --> 00:16:58.792
.خواهش ميکنم ، لااقل کمي سوپ بخورين

00:17:15.729 --> 00:17:19.833
.اورالي" اشتها ندارم. نمي خوام چيزي بخورم"

00:17:19.833 --> 00:17:22.836
.اگه غذا نخورين ، مريض ميشين

00:17:22.836 --> 00:17:27.741
.نمي خوام شما بخاطر اين درد و غم مريض بشين

00:17:27.840 --> 00:17:38.518
واقعا نگران مني؟ .بله
.نگرانم .تو واقعا نگران مني

00:17:38.518 --> 00:17:44.723
.بيشتر از هر کس ديگه اي ، ميفهمم چه حالي دارين

00:17:44.723 --> 00:17:49.128
.پدر و مادر منم هر دوشون
مردن ...غم و رنج من

00:17:49.128 --> 00:17:56.269
.کمتر از غم و رنج شما نيست
.اما پسر من در جواني مرد

00:17:56.269 --> 00:18:01.531
...پدر منم همينطور .و مادرم

00:18:03.143 --> 00:18:07.047
.درسته ...شايد
احساس گرسنگي نکنين

00:18:07.047 --> 00:18:11.549
.اما بايد حداقل يه چيزي
بخورين ."آقاي "بيلفران

00:18:20.180 --> 00:18:22.382
...فکر کنم خانم "اورالي" بتونه

00:18:22.382 --> 00:18:24.517
.آقاي "بيلفران" رو راضي کنه بياد پايين

00:18:24.517 --> 00:18:30.097
...اما خيلي وقته رفته
.شايد نتونسته .شايد

00:18:51.277 --> 00:18:53.265
"آقاي "بيلفران

00:18:56.749 --> 00:18:58.984
.اورالي" راضيم کرد"

00:18:58.984 --> 00:19:01.820
.فکر کردم بيام پايين و کمي سوپ بخورم

00:19:01.820 --> 00:19:06.400
.سباستين" معذرت مي خوام
نگرانت کردم" ...نه اصلا

00:19:23.175 --> 00:19:26.311
.سباستين"ـم" .ببخشيد
دير وقت مزاحمتون شدم

00:19:26.311 --> 00:19:28.025
.به هيچ وجه. بياين داخل

00:19:32.317 --> 00:19:38.557
آقاي "بيلفران" خوابيدن؟
.بله، الآن رفتن بخوابن

00:19:38.557 --> 00:19:40.359
چرا مي خواستين منو ببينين؟

00:19:40.359 --> 00:19:43.863
ميدونم بي ادبيه اين موقع شب مزاحمتون بشم

00:19:43.863 --> 00:19:49.501
.اما ميخواستم ازتون
تشکر کنم تشکر از من؟

00:19:49.501 --> 00:19:52.271
.بابت راضي کردن آقا به غذا خوردن

00:19:52.271 --> 00:19:56.776
.شما خانم شريف و محترمي
هستين .خيلي ازتون سپاسگذارم

00:19:56.776 --> 00:20:00.646
.لازم نيست از من تشکر
کنين "صادقانه بگم خانم"اورالي

00:20:00.646 --> 00:20:04.049
.واقعا شما رو تحسين
مي کنم منو؟ .بله

00:20:04.049 --> 00:20:06.885
.ارباب با تمام قلبش به شما اعتماد داره

00:20:06.885 --> 00:20:10.221
.مي تونم اينو ببينم

00:20:11.191 --> 00:20:13.990
."ممنونم آقاي "سباستين

00:20:18.397 --> 00:20:22.602
فکر مي کنم نه تنها بهتون اعتماد داره
.بلکه خيلي هم دوستون داره

00:20:22.602 --> 00:20:27.820
دوستم دارن؟ راست
ميگين؟ .بله راست ميگم

00:20:29.409 --> 00:20:35.080
...ارباب قبلا کسي رو دوست
نداشتند ."بجز آقاي "ادموند

00:20:35.080 --> 00:20:39.652
...ضمنا آقاي "بيلفران" به من گفتند که ايشون

00:20:39.652 --> 00:20:41.653
.فردا طبق معمول هميشه ميرن کارخونه

00:20:41.653 --> 00:20:43.890
...اما ايشون هنوز خيلي ضعيفن

00:20:43.890 --> 00:20:47.026
ميشه ازشون بخواين يه مدتي نگران کارخونه نباشن؟

00:20:47.026 --> 00:20:53.465
...نه ، بهترين راه براي
بهبودي ارباب .کار کردنه

00:20:53.465 --> 00:20:55.567
.حداقل ازشون بخواين فردا رو استراحت کنن

00:20:55.567 --> 00:21:01.574
.اين خواسته ي خود اربابه
که برن سرکار .شب بخير خانم

00:21:01.574 --> 00:21:03.798
."شب بخير آقاي "سباستين

00:21:08.847 --> 00:21:11.607
.نمي دونم پدربزرگ براي رفتن به کارخونه آماده ست

00:21:31.770 --> 00:21:33.563
.امروز چقدر هوا سرده

00:21:36.308 --> 00:21:39.803
"صبح بخير خانم "اورالي
."صبح بخير آقاي "فليکس

00:21:48.121 --> 00:21:51.535
.دارم ميرم .پسر خوبي باش

00:21:55.795 --> 00:21:58.555
.روز خوبي داشته باشي

00:22:00.136 --> 00:22:03.852
.خانم "اورالي" توي
کالسکه منتظره .باشه

00:22:07.744 --> 00:22:12.435
امروز هوا سرده؟ بله
.سردتر از هميشه شده

00:22:13.784 --> 00:22:18.070
.پس پالتو منو بيار
.بله آقا ، فورا ميارم

00:22:33.770 --> 00:22:36.138
.واقعا سرده

00:22:36.638 --> 00:22:48.638
بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:59.230 --> 00:23:00.681
"آقاي "بيلفران

00:23:02.098 --> 00:23:03.432
.آقا

00:23:05.368 --> 00:23:07.473
.آقا بيدار شين

00:23:08.638 --> 00:23:09.772
.پيشانيشون داغه

00:23:09.772 --> 00:23:12.476
.آقاي "سباستين" فورا آقا رو ببرين به اتاقشون

00:23:12.476 --> 00:23:15.027
.ميرم دکتر "لوچين"
رو بيارم .باشه خانم

00:23:17.314 --> 00:23:19.000
.بيا کمک کن -
.باشه -

00:23:28.325 --> 00:23:30.661
<i>...غم از دست دادن پسرش اينقدر بزرگ بود</i>

00:23:30.661 --> 00:23:33.106
<i>.که بالاخره آقاي "بيلفران" رو مريض کرد</i>

00:23:35.298 --> 00:23:40.003
<i>.پرين" با عجله به سمت مطب دکتر حرکت ميکرد"</i>

00:23:40.003 --> 00:23:42.267
سريعتر ، سريعتر

00:23:47.545 --> 00:23:49.650
سريعتر ، سريعتر

00:23:52.950 --> 00:23:54.701
سريعتر ، سريعتر

00:24:05.229 --> 00:24:10.401
<i>"مرگ "ادموند .خارج از
تحمل آقاي "بيلفران" بود</i>

00:24:10.911 --> 00:24:13.450
<i>مي خواست با کسي از بچه گي هاي "ادموند" صحبت کنه</i>

00:24:13.503 --> 00:24:16.006
<i>.و براي همين مادام "فرانسواز" رو به خونه اش دعوت کرد</i>

00:24:16.084 --> 00:24:17.486
<i>...در حين صحبتاشون</i>

00:24:17.486 --> 00:24:21.123
<i>.مادام "فرانسواز" سهوا گفت که "اورالي" شبيه "ادموند"ـه</i>

00:24:21.123 --> 00:24:23.491
<i>.ناگهان ، چيزي به ذهن آقاي "بيلفران" رسيد</i>

00:24:23.491 --> 00:24:25.926
<i>...از آقاي "فيليپ" خواست بياد پيشش</i>

00:24:25.926 --> 00:24:29.508
<i>.تا بهش بگه دنبال بچه ي
"ادموند" بگرده</i>

00:24:29.688 --> 00:24:36.421
<i>قسمت بعدي
شباهت خانواگي</i>