﻿WEBVTT

00:00:10.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:20.024 --> 00:00:25.024
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:06.984 --> 00:01:10.362
‫چیزی درمورد این لباس ها عجیب نیست؟

00:01:11.947 --> 00:01:14.783
‫تو هتل اتفاقات عجیب رخ میده؟

00:01:14.866 --> 00:01:16.577
‫آره خیلی عجیب.

00:01:16.660 --> 00:01:17.619
‫چی؟

00:01:18.370 --> 00:01:20.872
‫فقط لباسهای قرمز میبینم.

00:01:20.956 --> 00:01:24.126
‫و نمیدونم چرا اینطوریه.

00:01:24.209 --> 00:01:25.252
‫خودت چی فکر میکنی؟

00:01:25.335 --> 00:01:27.170
‫فکر کنم از «پاگوان» باشه.

00:01:27.254 --> 00:01:29.464
‫اینا لباسهای «پاگوان» و آدمهای همراه «پاگوانِ».

00:01:33.010 --> 00:01:36.722
‫زندگی تقریباً خیلی سریع تغییر کرد.

00:01:36.805 --> 00:01:40.642
‫خیلی از سیاره دور شده بودم.

00:01:40.726 --> 00:01:45.230
‫فقط میدونستم به زمان نیاز دارم
‫تا به اوضاع کمی فکر کنم.

00:01:49.109 --> 00:01:53.155
‫«کایلی» دخترم و من خیلی راضی و آسوده خاطر مینشستیم

00:01:53.238 --> 00:01:56.908
‫از اینکه جایی امن و مطمئن در آلمان به ما دادند.

00:01:59.953 --> 00:02:04.583
‫همه تو یه حالت شاد و خوشحال نشسته بودند.

00:02:04.666 --> 00:02:07.336
‫و بعد تلفن از اتاق دیگه به صدا در اومد،

00:02:07.419 --> 00:02:13.258
‫و یکی رفت بیرون و گفت از مرتع بود.

00:02:16.094 --> 00:02:19.931
‫مردم شروع کردن به اتاق برگشتن،

00:02:20.015 --> 00:02:22.267
‫و متفاوت بودن.

00:02:22.351 --> 00:02:24.561
‫کاملاً متفاوت بودن.

00:02:30.817 --> 00:02:34.404
‫ما تازه رفته بودیم، و «پاگوان»...

00:02:37.074 --> 00:02:39.368
‫سگهارو فرستاده بود دنبال ما.

00:02:41.203 --> 00:02:47.542
‫و واضح بود که اومده بود تا «شیلا»رو نابود کنه.

00:02:51.171 --> 00:02:53.882
‫چه «شیلا» رو دوست داشته باشی یا نه،

00:02:53.965 --> 00:02:58.428
‫شیلا کارشو خیلی خوب انجام داد
‫و اینکارو بخاطر «پاگوان» کرد.

00:02:58.512 --> 00:03:03.183
‫حس میکردم «پاگوان» به وفاداری او خیانت کرد.

00:03:14.653 --> 00:03:17.906
‫تو «ما آناند» هستی؟ یا «شیلا» هستی؟

00:03:17.989 --> 00:03:22.577
‫- یا همینطور بگیم خانم «سیلوراسمیت»؟
‫- من «ما اناند شیلا» هستم.

00:03:22.661 --> 00:03:24.621
‫دوباره میخوای ردای قرمز بپوشی؟

00:03:31.420 --> 00:03:32.504
‫الان نه.

00:03:32.587 --> 00:03:36.216
‫امنیت منو زیر سؤال میبره
‫امنیت جسمانی منو.

00:03:36.299 --> 00:03:40.512
‫«پاگوان» میخواست منو تضعیف کنه.

00:03:43.140 --> 00:03:48.019
‫او خیلی عصبانی بود ولی
‫من با «پاگوان» مقابله کردم.

00:03:48.103 --> 00:03:54.693
‫هیچکسی در تاریخ با «پاگوان» رودررو نشده بود...

00:03:55.277 --> 00:03:57.446
‫ولی من باهاش رودررو شدم.

00:03:57.529 --> 00:04:00.031
‫درحال حاضر شیلا و «پاگوان»،

00:04:00.115 --> 00:04:03.118
‫میشه بهش گفت
‫"امپراطوری حمله میکند."
‫[یکی از قسمتهای جنگ ستارگان]

00:04:04.161 --> 00:04:06.496
‫میخوای ببینی اون چه حرفی داشته بهت بگه؟

00:04:08.039 --> 00:04:12.961
‫«پاگوان» وقتشه اجازه بدی مردم بدونند تو کی هستی،

00:04:13.044 --> 00:04:14.588
‫طوری که من تورو شناختم،

00:04:14.671 --> 00:04:18.842
‫که از یک طرف تو یک مرد نابغه و زیبا هستی،

00:04:18.925 --> 00:04:23.346
‫و از طرف دیگه، تو درواقع از ضعف

00:04:23.430 --> 00:04:27.601
‫انسانی و احساساتشون سوءاستفاده میکنی.

00:04:29.269 --> 00:04:30.645
‫اونو چیزخور کردند.

00:04:34.483 --> 00:04:37.277
‫بدجور چیزخورش کردن.

00:04:37.778 --> 00:04:39.237
‫تو البته گفته بودی که «پاگوان»

00:04:39.321 --> 00:04:42.073
‫درواقع ذره‌ای به روشن فکری علاقه نداشته.

00:04:42.157 --> 00:04:43.283
‫پس یک کلاهبردار بود.
‫البته.

00:04:44.284 --> 00:04:49.456
‫شما به عنوان ملکه، بر یک امپراطوری
‫بزرگ از کلاهبرداری ریاست میکردید.

00:04:49.539 --> 00:04:51.500
‫بله من ریاست میکردم.

00:04:52.584 --> 00:04:56.755
‫من هرگز با او رابطه برقرار نکردم، اینو با قاطعیت میگم.

00:04:57.964 --> 00:05:00.383
‫شاید این یک حسادته.

00:05:01.635 --> 00:05:03.970
‫او همیشه میخواست...

00:05:05.764 --> 00:05:09.976
‫ولی من به وضوح گفتم که
‫هرگز با یک محرم اسرار رابطه نداشته باشم.

00:05:16.817 --> 00:05:20.487
‫من متوجه شدم «پاگوان»... از هم پاشید.

00:05:20.570 --> 00:05:26.076
‫«پاگوان» رنجور بود،
‫همونطور که من از ترکش رنج کشیدم.

00:05:27.953 --> 00:05:30.539
‫روابط عاشقانه هرگز تمام نمیشه.

00:05:33.208 --> 00:05:38.588
‫میتونه به رابطه تنفر تبدیل بشه.

00:05:39.256 --> 00:05:42.050
‫او اثبات نکرد که یک خانمه.

00:05:43.134 --> 00:05:46.137
‫او ثابت کرد که یک هرزه تمام عیاره.

00:05:48.473 --> 00:05:52.519
‫او میگه تو سعی کردی دکترش،
‫دندان پزشکش ، سرپرستش مسموم کردی،

00:05:52.602 --> 00:05:55.397
‫و یکی از دستیارانت به دکترش سوزن زد...

00:05:57.023 --> 00:05:59.693
‫یه سوزن سمی به باسن دکترش فرو کرد.

00:06:01.778 --> 00:06:03.029
‫خیلی خوبه.
‫کارشو درست انجام داد؟

00:06:05.865 --> 00:06:07.576
‫دکتر به نظر هنوز زندست.

00:06:07.659 --> 00:06:09.744
‫پس معلومه کارشو درست انجام نداده.

00:06:10.287 --> 00:06:16.209
‫او فقط همینطور مجنون و مجنونتر میشه
‫و بعدش به زندان میره.

00:06:18.003 --> 00:06:19.713
‫فقط صبر کنید.

00:06:22.507 --> 00:06:25.051
‫یا خودشو میکشه...

00:06:28.471 --> 00:06:33.184
‫بخاطر بار سنگین تمام جرایمی که مرتکب شده...

00:06:34.352 --> 00:06:38.815
‫یا مجبور میشه تمام عمرشو در زندان بگذرونه.

00:06:39.816 --> 00:06:41.151
‫زیادی میدونستم.

00:06:41.943 --> 00:06:48.867
‫خانواده من... تا همین امروز حراس دارن...

00:06:49.492 --> 00:06:52.329
‫که سینیاسین های «پاگوان» با من چیکار میکنن.

00:06:56.750 --> 00:06:58.084
‫چیزهایی که میدونم...

00:07:01.046 --> 00:07:03.298
‫وفور اطلاعاتی که من دارم...

00:07:04.924 --> 00:07:07.093
‫اطلاعاتی درونی که من دارم...

00:07:07.761 --> 00:07:09.554
‫خودش منو در خطر میندازه.

00:07:10.680 --> 00:07:11.765
‫ولی کی؟

00:07:11.848 --> 00:07:17.604
‫فکر میکنی «پاگوان» میتونه آدمکش
‫استخدام کنه تا تعقیبت کنند و بکشنت؟

00:07:21.274 --> 00:07:23.443
‫بازم میگم احتمالش هست.

00:07:26.780 --> 00:07:29.366
‫ما یه گروه 21 نفری بودیم،

00:07:29.449 --> 00:07:32.369
‫و ما در خطر بودیم.

00:07:32.452 --> 00:07:35.372
‫پس این واقعاً مارو به هم رسوند.

00:07:37.457 --> 00:07:41.086
‫من قطعاً پیرو شیلا بودم.

00:07:41.169 --> 00:07:44.005
‫من خودم رو تماماً وفق شیلا میکردم.

00:07:44.839 --> 00:07:47.092
‫و او تبدیل به استاد جایگزین من شد.

00:07:49.219 --> 00:07:53.306
‫امروز فهمیدم این کلمات...

00:07:54.349 --> 00:07:57.060
‫عقبه من رو قویتر کرد.

00:08:02.315 --> 00:08:04.943
‫حالا برای حفاظت از مردمم،

00:08:05.026 --> 00:08:07.529
‫باید حتی نترس تر میبودم،

00:08:07.612 --> 00:08:10.031
‫حتی قویتر.

00:08:10.115 --> 00:08:12.033
‫بدون مصالحه.

00:08:12.784 --> 00:08:13.994
‫شما ترسیدید؟

00:08:16.079 --> 00:08:17.998
‫نه، من زن شجاعی هستم.

00:08:18.790 --> 00:08:21.918
‫شناخت خودم نقطه قوتم بود.

00:08:22.752 --> 00:08:28.758
‫و باید قدرتهامونُ کنار هم قرار میدادیم
‫و به جلو حرکت میکردیم.

00:08:42.605 --> 00:08:43.648
‫هی!

00:09:15.680 --> 00:09:19.476
‫وقتی درمورد چیزی که بتازگی فهمید صحبت کرد

00:09:19.559 --> 00:09:22.771
‫انگار یه بمب تو اون سالن انداخت.

00:09:23.813 --> 00:09:25.523
‫برای همه یه بمب بود.

00:09:25.607 --> 00:09:27.984
‫برای خبرنگارها یه بمب بود

00:09:28.068 --> 00:09:30.487
‫برای سینیاسینها یه بمب بود

00:09:30.570 --> 00:09:32.906
‫برای «پاگوان» یه بمب بود.

00:09:32.989 --> 00:09:37.243
‫ینی، اون خودشوم شوکه شده بود.

00:09:37.327 --> 00:09:38.703
‫به نظر شوکه میومد.

00:09:38.787 --> 00:09:42.582
‫ولی احساس میکردیم نمیدونیم
‫کی قراره بمونه،

00:09:42.665 --> 00:09:44.125
‫نمیدونیم کی قراره بره.

00:09:44.209 --> 00:09:45.960
‫نمیدونستیم چه اتفاقی برای جنبش میافته.

00:09:46.044 --> 00:09:48.296
‫نمیدونستیم اصلاً خودش میمونه یا میره.

00:09:50.965 --> 00:09:54.636
‫اون، واقعاً دوران پرمخاطره‌ای بود.

00:10:03.061 --> 00:10:06.940
‫صحبتهای راجنیش پورام در این هفته
‫همه را تحت تأثیر قرار داد.

00:10:07.023 --> 00:10:08.566
‫با اینکه اینجارو یک شهر صدا میزنن،

00:10:08.650 --> 00:10:10.902
‫رهبرانش خیلی شبیه سیاستمداران هستن.

00:10:10.985 --> 00:10:14.114
‫به غیراز تغییرات در فرماندهی،
‫یه چیزی در مرتع فرق کرده.

00:10:14.197 --> 00:10:15.824
‫«راجنیش» داره سعی میکنه بفهمه چیه.

00:10:18.785 --> 00:10:21.204
‫توضیحش، سخته.

00:10:21.287 --> 00:10:25.250
‫از یه طرف هیچی عوض نشده
‫از طرفی همه چیز عوض شده.

00:10:25.333 --> 00:10:29.087
‫وقتی فکر میکنی یه چیزهایی میدونی،
‫حس میکنی در امان هستی، آره؟

00:10:29.170 --> 00:10:32.215
‫و فکر میکردم یه چیزهایی میدونم.

00:10:32.298 --> 00:10:35.218
‫و در این لحظه میدونم که نمیدونم.

00:10:35.301 --> 00:10:37.887
‫ذهنم در شوکه و قلبم به درد اومده.

00:10:39.305 --> 00:10:41.975
‫و همین، من فقط...

00:10:42.058 --> 00:10:43.518
‫بیشتر از این نمیتونم بگم.

00:10:43.601 --> 00:10:44.727
‫میخواین اینجا بمونید؟

00:10:44.811 --> 00:10:48.314
‫اه تا جایی که بتونم آره، حتماً.

00:10:48.398 --> 00:10:51.192
‫من بتازگی احساسات متفاوتی رو تجربه کردم.

00:10:52.569 --> 00:10:57.157
‫و از یک طرف، بعضی وقتها درد
‫زیادی احساس میکنم...

00:10:58.575 --> 00:11:01.911
‫چون این آدما واقعاً قابل اعتماد هستند

00:11:01.995 --> 00:11:07.959
‫و مشخص شد اونها کاملاً برعکس چیزی
‫هستند که فکر میکردم بودن.

00:11:09.919 --> 00:11:12.130
‫شوکه، میدونی؟

00:11:12.213 --> 00:11:13.506
‫و حتی جریحه دار.

00:11:13.590 --> 00:11:16.050
‫ینی، "اه نه، میدونی؟ چی؟"

00:11:16.134 --> 00:11:20.054
‫وقتی که شنیدم صادقانه ترین واکنش من

00:11:20.138 --> 00:11:23.433
‫فقط یک غم و اندوه عمیق بود.

00:11:23.516 --> 00:11:24.726
‫خیلی غمگین بودم.

00:11:24.809 --> 00:11:28.104
‫فقط... حتی الان که بهش فکر میکنم،

00:11:28.187 --> 00:11:31.065
‫"چه اتفاقی برای این آدما افتاد

00:11:31.149 --> 00:11:35.653
‫که اینقدر از راه بدر شدند و اطراف اون باشن؟"

00:11:35.737 --> 00:11:38.990
‫خیلی دیوانه کننده بود برام.

00:11:40.116 --> 00:11:44.746
‫و البته من... واقعاً براشون ناراحت بودم.

00:11:44.829 --> 00:11:47.874
‫و فکر میکردم دیوانه شدند، جدی.

00:11:53.546 --> 00:11:56.883
‫در روزهای گذشته که «پاگوان» بهمون درمورد

00:11:56.966 --> 00:12:01.679
‫حقایق اتفاقاتی که برای این جامعه داشته میافتاده میگفت

00:12:01.763 --> 00:12:06.100
‫که درموردش نمیدونستیم،
‫احساس بار سنگین و افسردگی و

00:12:06.184 --> 00:12:09.687
‫ناراحتی و خشم و خیانت رو

00:12:09.771 --> 00:12:13.816
‫احساس میکردم.

00:12:14.692 --> 00:12:20.323
‫این جامعه مورد حمله قرار گرفته...
‫از طرف همه جهات.

00:12:21.991 --> 00:12:27.080
‫کسانی که اینجا بودند کسانی
‫که بهشون اعتماد داشتیم مارو به ... دادن.

00:12:28.373 --> 00:12:32.126
‫حس میکنم ما یه انتخاب اساسی و بنیادی داریم.

00:12:34.462 --> 00:12:40.843
‫و اون اینه... آیا میخواهیم با هم باشیم یا نمیخوایم؟

00:12:47.517 --> 00:12:51.938
‫واکنش جامعه در کل همون
‫واکنشی بود که من داشتم, فراغت.

00:12:52.689 --> 00:12:53.648
‫این...

00:12:55.900 --> 00:12:56.776
‫زودباش.

00:12:56.859 --> 00:13:01.739
‫این دیوانه قدرت، روان پریش

00:13:01.823 --> 00:13:08.746
‫که رسماً برای مدت طولانی همه رو
‫با چکش میزد دیگه رفته بود.

00:13:08.830 --> 00:13:13.167
‫نمیدونم. مثل یه ابری که به یک باره کنار رفت.

00:13:14.419 --> 00:13:18.881
‫به نحوی، یک ابری بود که ما حتی ازش خبر نداشتیم.

00:13:18.965 --> 00:13:24.345
‫و... خیلی سریع بعد از اینکه «شیلا» رفت،

00:13:24.429 --> 00:13:29.809
‫«هاسیا» به منشی جدید «اوشو» منصوب شد.

00:13:29.892 --> 00:13:32.812
‫«هاسیا» توسط هیئتی معتمد انتخاب شد

00:13:32.895 --> 00:13:35.982
‫تا ریاست بنیاد بین المللی راجنیش رو به عهده بگیره.

00:13:36.774 --> 00:13:40.236
‫او همینطور توسط «پاگوان شری راجنیش» به عنوان

00:13:40.319 --> 00:13:42.363
‫منشی شخصی وی انتخاب شده.

00:13:58.713 --> 00:14:01.799
‫جایگزین «شیلا» یک تهیه کننده ثروتمند
‫سینما به اسم «هاسیا»ست.

00:14:01.883 --> 00:14:04.260
‫او فیلم پدرخوانده رو جمع و جور کرد،

00:14:04.343 --> 00:14:06.637
‫حالا مسئول ایجاد صبح به مرتع هست.

00:14:06.721 --> 00:14:09.390
‫و «هاسیا» در روزهای اولش واقعاً،

00:14:09.474 --> 00:14:13.519
‫سعی داشت با رسانه طوری برخورد کنه

00:14:13.603 --> 00:14:20.610
‫که شرایط اتفاقاتی که درجریان بود رو خنثی کنه.

00:14:20.693 --> 00:14:23.613
‫از نقطه دید ساکنین اورگن، با کمک «هاسیا»

00:14:23.696 --> 00:14:26.532
‫چه تغییراتی قراره اتفاق بیافته؟

00:14:26.616 --> 00:14:29.118
‫خب فکر کنم بستگی داره چطور منو بپذیرن...

00:14:30.536 --> 00:14:33.331
‫چطور مارو میتونن ببینن.

00:14:34.582 --> 00:14:37.251
‫من قطعاً قصد هیچگونه آسیب رسانی رو ندارم.

00:14:37.335 --> 00:14:40.588
‫و آغوشهای ما به سمتشون باز شده.

00:14:40.671 --> 00:14:42.590
‫بالها بازه.

00:14:42.673 --> 00:14:47.512
‫خب بعد از رفتن «شیلا»، فکر کنم
‫نیمی از شورای شهر هم رفت، میدونی؟

00:14:47.595 --> 00:14:49.097
‫شهردار رفته بود.

00:14:50.264 --> 00:14:52.809
‫امروز شهردار راجنیش پورام کیه؟

00:14:52.892 --> 00:14:55.186
‫امروز اعلام خواهد شد.

00:14:56.521 --> 00:14:58.439
‫اعلام میکنید؟ اون رو منصوب میکنید؟

00:14:58.523 --> 00:14:59.399
‫اهمم

00:15:00.608 --> 00:15:05.154
‫و یه نفر اومد پیش من و گفت

00:15:05.238 --> 00:15:11.244
‫که... «اوشو» پیشنهاد داده
‫تو شهردار باشی.

00:15:13.913 --> 00:15:18.209
‫و فکر کردم "اه خوبه، همینو میخواستم، کار بیشتر."

00:15:20.336 --> 00:15:22.171
‫ولی به نظر پیشنهاد خودش بود.

00:15:22.255 --> 00:15:28.553
‫و خیلی عجیب نبود... من شهردار شدم.

00:15:28.636 --> 00:15:31.347
‫میخوام تنها نامزد رو معرفی کنم:

00:15:33.266 --> 00:15:35.309
‫سوامی پرم نیرن.

00:15:52.702 --> 00:15:54.412
‫اونا آدمای جدیدی بودند که باهاشون کار میکردم.

00:15:56.664 --> 00:16:02.587
‫و ما همه تلاش میکردیم تا این
‫جامعه رو کنار هم نگهداریم.

00:16:03.254 --> 00:16:04.714
‫پس امیدی وجود داشت.

00:16:06.340 --> 00:16:07.967
‫این جامعه هنوز هست.

00:16:09.760 --> 00:16:12.221
‫و بقیه هنوز هستند.

00:16:12.305 --> 00:16:17.643
‫و ما خیلی آزادتر از قبل هستیم.

00:16:17.727 --> 00:16:18.769
‫ولی میمونید؟

00:16:18.853 --> 00:16:20.897
‫معلومه که میمونم.

00:16:20.980 --> 00:16:22.482
‫آره جای دیگه ای نیست.

00:16:27.361 --> 00:16:28.863
‫«راجنیش» سکوتش رو شکست.

00:16:28.946 --> 00:16:32.033
‫این یکی از دو اشتباه بزرگی بود که مرتکب شد.

00:16:32.116 --> 00:16:36.579
‫او سکوتش رو شکست و به
‫دنیا گفت که شوکه شده، او شوکه شده بود.

00:16:36.662 --> 00:16:39.248
‫"اه شوکه شدم، دارم میگم شوکه شدم.

00:16:39.332 --> 00:16:41.751
‫شوکه، تازه اینو شنیدم
‫و میخوام بهت بگم."

00:16:41.834 --> 00:16:48.049
‫«پاگوان» داشت در یک شکل خیلی عمومی
‫علیه «شیلا» موضع میگرفت.

00:16:48.132 --> 00:16:49.884
‫اینجا واقعاً چه خبر شده؟

00:16:49.967 --> 00:16:52.386
‫اینا که نرفتن هویج بکارن.

00:16:52.470 --> 00:16:55.139
‫برخی از مسئولان بالارده این شهر از کشور فرار کردند

00:16:55.223 --> 00:16:57.808
‫بعد از اینکه رهبرشان، «پاگوان شری راجنیش»،

00:16:57.892 --> 00:16:59.936
‫اونها را به جرایم مختلفی متهم کرد.

00:17:00.019 --> 00:17:04.065
‫«دان الیور» گزارش میده که این
‫جامعه به اصطلاح بی نقص شاید

00:17:04.148 --> 00:17:05.358
‫از بی نقص بودن فاصله گرفتند.

00:17:05.441 --> 00:17:07.360
‫حالا دوباره صحبت میکنه،

00:17:07.443 --> 00:17:10.279
‫و چیزی که میخواد بگه مریدان خودش
‫رو بهت زده میکنه.

00:17:10.363 --> 00:17:13.574
‫داستانهایی از تلاش به قتل،
‫جاسوسی و خرابکاری،

00:17:13.658 --> 00:17:17.161
‫و خیانت توسط نزدیکترین
‫یارانش در راجنیش پورام.

00:17:17.245 --> 00:17:22.458
‫«شیلا» میخواست یکی از خلبانهای ما بمب رو ببره

00:17:22.542 --> 00:17:27.463
‫و با هواپیما در دفتر شهر واسکو سقوط کنه.

00:17:27.547 --> 00:17:33.052
‫او 43 میلیون دلار از اون پول رو دزدیده.

00:17:33.135 --> 00:17:37.431
‫یکی از دفاتر شهر واسکو آتش گرفت.

00:17:37.515 --> 00:17:40.768
‫باید پلیس بین الملل بندازن دنبالش.

00:17:40.851 --> 00:17:46.190
‫باید در قل و زنجیر برگردانندشون.

00:17:46.274 --> 00:17:50.194
‫اون برای اولین بار FBI رو به مرتع کشوند

00:17:50.278 --> 00:17:54.615
‫تا جرایمی که در منطقه تحت حفاظت
‫FBI بود رو تحقیق کنند.

00:18:04.083 --> 00:18:06.669
‫وقتی «پاگوان» این ادعاها رو کرد،

00:18:06.752 --> 00:18:09.255
‫این کلید درُ به ما داد.

00:18:12.383 --> 00:18:16.470
‫وقتی به شهر میرفتم، اولین چیزی که دیدم

00:18:16.554 --> 00:18:22.643
‫یک زوج نامزد در حال سکس روی
‫یه پل در غربیترین نقطه شهر بود

00:18:22.727 --> 00:18:27.064
‫و این کم و بیش شروع دوماه تحقیقات فدرال

00:18:27.148 --> 00:18:30.276
‫عجیب و غریب در این انجمن شد.

00:18:31.110 --> 00:18:32.069
‫اه...

00:18:32.153 --> 00:18:36.824
‫سکس بین اعضای انجمن باز و مکرر و بود

00:18:36.907 --> 00:18:40.119
‫و چیزهای دیگر هم چشم پوشی میشد

00:18:40.202 --> 00:18:44.707
‫چیزهایی که شما در مناطق دیگر
‫ایالت اورگن هرگز نمی‌بینید.

00:18:45.458 --> 00:18:48.210
‫برای اولین بار از زمانی که
‫انجمن در چهار سال پیش آغاز به کار کرد،

00:18:48.294 --> 00:18:52.048
‫افسران قانون برای تحقیقات
‫درمورد اتهامات به اونجا منتقل شدند.

00:18:52.590 --> 00:18:57.094
‫اونها رسماً درخواست کمک از ما کردن.

00:18:57.178 --> 00:19:00.181
‫FBI، الکل تنباکو اسلحه،

00:19:00.264 --> 00:19:02.933
‫پلیس ایالتی، مجریان قانون

00:19:03.017 --> 00:19:06.270
‫و اداره ما همگی درگیر بودند.

00:19:06.354 --> 00:19:09.940
‫بازرسان فدرال، ایالت و شهر در راجنیش پورام دفتر ایجاد کردند

00:19:10.024 --> 00:19:13.027
‫به دنبال مدارک بر پیگیری اتهامات معلم مذهبی بودند.

00:19:14.487 --> 00:19:15.738
‫ما همکاری میکردیم میدونی؟

00:19:15.821 --> 00:19:20.868
‫اونا اومدند و ما بهشون دسترسی به اسناد
‫و دسترسی به افراد دادیم.

00:19:20.951 --> 00:19:26.332
‫تقریباً تمام تمرکز خودم صرف کار
‫کردن با مأمورین قانون بوده،

00:19:26.415 --> 00:19:28.250
‫تا مسئولان قانون گذار بتونند از

00:19:28.334 --> 00:19:30.961
‫هر طریق ممکن با ساکنین این

00:19:31.045 --> 00:19:32.755
‫شهر همکاری کامل داشته باشند.

00:19:32.838 --> 00:19:34.799
‫ما 100 هزار نوار تحویل دادیم

00:19:34.882 --> 00:19:40.846
‫نوارهایی که در یک اتاق مخفی
‫زیر خونه «شیلا» پیدا کردیم.

00:19:40.930 --> 00:19:42.890
‫اکنون که تحقیقات علیه «شیلا»

00:19:42.973 --> 00:19:45.851
‫و دیگر مقام بالا رتبه راجنیش ادامه داره،

00:19:45.935 --> 00:19:49.522
‫خبری از یک انبار در خانه‌ای
‫که «شیلا» قبلاً زندگی میکرد منتشر شد.

00:19:49.605 --> 00:19:51.399
‫در خانه لوکس قبلی «شیلا»،

00:19:51.482 --> 00:19:53.484
‫روز دیگری از افشاگری بوجود اومد.

00:19:53.567 --> 00:19:56.362
‫زیر استخر و لباسهای کثیف که
‫بین اتاقها بود

00:19:56.445 --> 00:19:58.155
‫چیزهایی بیشتر از تصور وجود داره.

00:19:58.239 --> 00:20:00.157
‫یک اهرم مخفی در مرموز رو باز میکنه

00:20:00.241 --> 00:20:02.910
‫کنار سالن که به اتاق خواب
‫قبلی شیلا ختم میشه.

00:20:02.993 --> 00:20:06.580
‫شیلا ورودی مخصوص به خودش از
‫طریق دستشویی به تونل داشت.

00:20:06.664 --> 00:20:10.292
‫کسانی که ساختند به نظر گفتند
‫اینجا یک مکان امن برای «پاگوان» هست.

00:20:10.376 --> 00:20:13.421
‫یک دکمه زیر این کولر یک
‫در مخفی دیگه رو باز میکنه

00:20:13.504 --> 00:20:16.757
‫که از پله های باریک به اتاقی غارمانند ختم میشه

00:20:16.841 --> 00:20:18.634
‫با سرویس بهداشتی و کمد لباس.

00:20:18.718 --> 00:20:22.304
‫یک راهرو که به سونای بزرگ میرسه.

00:20:23.723 --> 00:20:27.893
‫در یک گوشه، یک در مخفی دیگر هست،
‫این یکی به یه تونل میره.

00:20:28.477 --> 00:20:31.689
‫موضوع گمراه کننده این بود که
‫یک اتفاق سری درحال رخ دادن بود.

00:20:32.148 --> 00:20:35.568
‫در جامعه ای مثل مال ما، برای ما
‫کاملاً غیرقابل درکه.

00:20:35.651 --> 00:20:36.861
‫مارو غافلگیر کرد.

00:20:37.862 --> 00:20:43.492
‫هرکسی که به راجنیش پورام رفته
‫احتمالاً صداش ضبط شده.

00:20:43.576 --> 00:20:47.830
‫هرگونه تحرکاتی که داشتند ضبط شده بود.

00:20:47.913 --> 00:20:53.753
‫یک سیستم بشدت پیشرفته در
‫هرکدوم از ساختمونها بود.

00:20:53.836 --> 00:20:58.090
‫مسئولان راجنیش چندین وسایل
‫جاسوسی پیدا کردند.

00:20:58.174 --> 00:21:02.052
‫به نظر از اینها برای ضبط، عکاسی و
‫بعضی وقتها آسیب رساندن استفاده میشد.

00:21:04.930 --> 00:21:10.811
‫این بزرگترین واقعه استراق سمع در تاریخ هر کشوریه.

00:21:10.895 --> 00:21:14.190
‫FBI نوارهای ضبطی زیادی از مکالمات داره که

00:21:14.273 --> 00:21:16.859
‫برای گوش کردن تمامش ، یک فرد باید مدت

00:21:16.942 --> 00:21:19.195
‫دوسال روزی هشت ساعت اونهارو گوش کنه.

00:21:19.278 --> 00:21:22.782
‫احتمالاً نوارها شامل جرایم مرتکب
‫شده دیگری در اون مرتع بوده.

00:21:22.865 --> 00:21:28.412
‫تمرکز ما روی تجاوز، خرابکاری و تلاش برای قتل

00:21:28.496 --> 00:21:33.584
‫و هرچیز دیگری تقریباً به فکرمون میرسید بود.

00:21:33.667 --> 00:21:35.628
‫اونها جرایم بسیار خطرناکی بودند

00:21:35.711 --> 00:21:39.757
‫و از دید ما به رسیدگیهای بسیار جدی نیاز داشت.

00:21:44.553 --> 00:21:48.015
‫قبل از اینکه شیلا «پاگوان» و راجنیش پورام رو ترک کنه...

00:21:48.974 --> 00:21:52.311
‫یه روز ازم خواستند به رستوران بیام

00:21:52.394 --> 00:21:55.064
‫و شیلا گفت، "یه کاری برات دارم.

00:21:55.147 --> 00:21:58.275
‫به تفنگهایی نیاز داریم که نشه ردیابی کرد

00:21:58.359 --> 00:22:02.279
‫و تو و «ریتا» باید برین بیارینشون."

00:22:02.363 --> 00:22:06.200
‫و با هواپیما رفتیم سمت تگزاس.

00:22:08.536 --> 00:22:12.873
‫تو مغازهای مختلف اسلحه گشتیم
‫و تفنگ خریدیم.

00:22:12.957 --> 00:22:17.211
‫و هربار با یه تفنگ از یه فروشگاه میومدیم بیرون،

00:22:17.294 --> 00:22:19.380
‫میرفتیم مغازه بعدی.

00:22:19.463 --> 00:22:23.551
‫من فاکتور خرید تفنگو پاره کردم
‫و از پنجره انداختم بیرون،

00:22:23.634 --> 00:22:27.388
‫و خندیدیم و خوندیم چون خیلی خوشحال بودیم.

00:22:30.349 --> 00:22:33.143
‫من تفنگُ گذاشتم تو کیفم،

00:22:33.227 --> 00:22:36.522
‫و با یه اتوبوس برگشتم سمت پورتلند.

00:22:36.605 --> 00:22:42.653
‫من تو ایستگاه اتوبوس مردیو دیدم
‫که بهمون گفت چجور تفنگایی بخریم.

00:22:42.736 --> 00:22:46.073
‫اون کیسه سنگینو ازم گرفت،

00:22:46.156 --> 00:22:47.992
‫و دیگه ندیدمش.

00:22:51.161 --> 00:22:52.830
‫اگر انبار اسلحه‌ای در رودخانه

00:22:52.913 --> 00:22:56.458
‫راجنیش پورام انداخته باشند،
‫غواصان نیروی دریایی ارتش پیدا خواهند کرد.

00:22:56.542 --> 00:22:58.377
‫سلاحها به صورت غیرقانونی

00:22:58.460 --> 00:23:01.171
‫توسط یک گروه آدمکش برای
‫به قتل رساندن مقامات رسمی

00:23:01.255 --> 00:23:03.841
‫مثل دادستان کل منطقه «دیو فرونمایر» خریده شده بودند.

00:23:03.924 --> 00:23:06.343
‫به گفته یک منبع آگاه که ادعای
‫میکنه رابط مستقیم داره،

00:23:06.427 --> 00:23:08.721
‫تفنگهایی که تو رودخانه پاتانجالی انداختند

00:23:08.804 --> 00:23:10.556
‫زمانی بود که توطئهای قتل اتفاق افتاد.

00:23:10.639 --> 00:23:14.393
‫برای تسریع در جستجو، غواصان از یک
‫فلزیاب بسیار حساس با

00:23:14.476 --> 00:23:17.896
‫قابلیت یافتن اشیایی به کوچکی سنجاق سر هستند استفاده میکنند.

00:23:17.980 --> 00:23:21.984
‫دستیار دادستانی ایالت متحده «رابرت ویور» به
‫اخبار CBS گفت سلاحی یافت شده

00:23:22.067 --> 00:23:23.110
‫که احتمالاً مرتبط با

00:23:23.193 --> 00:23:26.947
‫تلاش قتل دادستان آمریکا
‫«چارلز ترنر» بوده است.

00:23:27.031 --> 00:23:34.038
‫اونها خونه «دیو فرونمایر و چارلی ترنر» و

00:23:34.121 --> 00:23:36.624
‫خانوادشونُ ماهها تحت نظارت داشتن،

00:23:36.707 --> 00:23:38.667
‫برای قتل نقشه میکشیدند.

00:23:39.877 --> 00:23:43.756
‫دختر جوان «دیو فرونمایر» «کیتی»
‫یه روز از مدرسه اومد خونه

00:23:43.839 --> 00:23:47.134
‫و امعا و احشاء یه حیوون خونیُ پیدا کرد

00:23:47.217 --> 00:23:52.473
‫و چندتا هم روزنامه در پیاده رو.

00:23:52.556 --> 00:23:56.977
‫پیروان راجنیش اینقدر به قتل
‫نماینده رئیس جمهور نزدیک شده بودند،

00:23:57.061 --> 00:23:59.438
‫تا «چارلز ترنرُ» بکشند.

00:23:59.521 --> 00:24:01.482
‫اینقدر به کشتنش نزدیک شده بودن.

00:24:01.565 --> 00:24:06.779
‫اگر دادستان ایالت متحده یا
‫دادستان کل اورگن رو بکشی،

00:24:06.862 --> 00:24:11.033
‫این یک تروره، این یک
‫جنایت سطح بالاست.

00:24:11.116 --> 00:24:13.952
‫براساس شهادتی که در این سند آمده،

00:24:14.036 --> 00:24:17.498
‫تمام داروها و سموم احتمالی از
‫شرکت دارویی راجنیش میومد.

00:24:17.581 --> 00:24:20.542
‫منشی خزانه داری
‫«ما آناند پوجا»،

00:24:20.626 --> 00:24:22.920
‫کنترل کامل بر این تأسیسات داشته.

00:24:23.003 --> 00:24:25.130
‫به گفته شاهدین، او دستور توزیع

00:24:25.214 --> 00:24:28.425
‫داروها و حتی ریزش آبجو برای کسانی که

00:24:28.509 --> 00:24:30.594
‫پاییز پارسال وارد مرتع شدند صادر کرد.

00:24:30.678 --> 00:24:33.639
‫به نظر من یکی از خبیثترین شخصیتهای کل عملیات

00:24:33.722 --> 00:24:37.393
‫همون «ما آناند پوجا» بود، که یک پرستار بود.

00:24:37.476 --> 00:24:40.646
‫این اثبات شده بود که «پوتا»...

00:24:41.772 --> 00:24:43.065
‫اسمش همین بود؟

00:24:43.148 --> 00:24:44.650
‫پوجا، آره.

00:24:44.733 --> 00:24:47.778
‫آره، پوتا تو اسپانیایی چیزی میشه
‫که نمیشه گفت، نه؟
‫[حرومزاده]

00:24:47.861 --> 00:24:53.992
‫«پوجا» از سم به عنوان ابزار
‫تنظیم داخلی استفاده میکرد.

00:24:54.076 --> 00:24:58.163
‫میدونی، یه نفر درست همکاری نمیکرد
‫و یهو مریض میشد.

00:24:58.997 --> 00:25:01.417
‫به نظر پلیس در کلینیک پزشکی دنبال مدارکی بودند

00:25:01.500 --> 00:25:03.252
‫که شاید اتهامات «پاگوان» را تأیید کند

00:25:03.335 --> 00:25:06.547
‫که «شیلا» و دوستاش سعی کردند
‫پزشک «پاگوان» رو مسموم کنند.

00:25:06.630 --> 00:25:11.719
‫یجور درد ناچیز، ینی یه جور سرگیجه عجیب بود

00:25:11.802 --> 00:25:16.724
‫و حس میکردم تمام اتفاقات
‫داره در خیالات وحشتناکم رخ میده.

00:25:16.807 --> 00:25:19.268
‫میدونی، «شانتی بادرا»، درد در کفل سمت چپم،

00:25:19.351 --> 00:25:22.813
‫قضیه مسموم کردن، تمامش ناگهان مشخص شد.

00:25:22.896 --> 00:25:24.398
‫خدای من این آدما.

00:25:25.691 --> 00:25:29.528
‫این باورنکردنیه، ولی اتفاق افتاد، میدونی؟

00:25:30.279 --> 00:25:36.285
‫اف.بی.آی ازم پرسید که آیا حس
‫میکنم که شاید مسموم شده باشم.

00:25:38.579 --> 00:25:42.207
‫یه روز بهم قهوه دادند.

00:25:43.625 --> 00:25:49.423
‫و من قهوه رو خوردم و سریع رفتم دستشویی
‫و گیج و منگ شدم.

00:25:49.506 --> 00:25:52.092
‫و یکی در میزد و دکتر میگفت،

00:25:52.176 --> 00:25:55.387
‫یه آمبولانس داره میاد! تو خوبی؟ درو باز کن!

00:25:57.389 --> 00:25:58.682
‫و بعد فهمیدم،

00:25:58.766 --> 00:26:04.104
‫روی برانکاردم سمت بهداری پیتاگورس.

00:26:04.188 --> 00:26:07.107
‫و فقط بیهوش بودم.

00:26:07.191 --> 00:26:11.195
‫و چشمامو باز میکردمو میبستم.

00:26:12.279 --> 00:26:16.283
‫و چندین روز بعد بیدار شدم.

00:26:16.366 --> 00:26:21.914
‫و داشت یادم میومد، "آه آره، راجنیش،

00:26:21.997 --> 00:26:26.168
‫اون توی رولز رویس توی مراسم
‫جلوی من وایساد.

00:26:26.251 --> 00:26:28.962
‫و یه عالمه گل رز روی
‫رولز رویس بود."

00:26:29.046 --> 00:26:32.508
‫و گفتم، "میخوای این رزهارو بردارم؟"

00:26:32.591 --> 00:26:35.010
‫و یه رز برداشتم.

00:26:35.093 --> 00:26:36.595
‫پنجره رو داد پایین.

00:26:36.678 --> 00:26:38.347
‫اصلاً نمیدونستم اسممو میدونه.

00:26:38.430 --> 00:26:44.436
‫و گفت "نه «سانی» باید تمام رزهارو برداری."

00:26:48.023 --> 00:26:51.443
‫به گذشته که نگاه میکنم انگار
‫اینطوری بودم خدای من، چه حسود.

00:26:51.527 --> 00:26:57.074
‫اه خدای، این یه رفتار زنانه خالص ناخودآگاهه.

00:26:57.908 --> 00:27:03.455
‫تمام کسانی که مورد لطف اوشو قرار گرفته بودن
‫توسط «شیلا» به ... میرفتن.

00:27:03.539 --> 00:27:10.045
‫و تمام کسانی که مورد لطف اوشو بودن
‫توسط «شیلا» مورد حمله قرار میگرفتن.

00:27:10.128 --> 00:27:13.090
‫فکر کنم همه ما همین حسو داریم
‫ولی میترسیم درموردش چیزی بگیم،

00:27:13.966 --> 00:27:16.051
‫بخاطر ترس از ترد شدن و
‫عواقب اون.

00:27:16.134 --> 00:27:17.302
‫چه حسی میکنی؟

00:27:17.386 --> 00:27:19.763
‫ترس زیاد. ینی هیچوقت درموردش حرف زده نشده بود،

00:27:19.847 --> 00:27:23.183
‫وحشت خیلی زیادی داشتیم که
‫«شیلا» یا هرفرد عالی رتبه‌ای

00:27:23.267 --> 00:27:25.936
‫ممکنه کاری بکنه، ممکنه ازت بخوان بری.

00:27:26.019 --> 00:27:28.647
‫فکر کنم مردم بیشتر خواهان این هستند...

00:27:28.730 --> 00:27:31.108
‫مخصوصاً بعد از اینکه «پاگوان» بهشون اجازه داد انجامش بدن،

00:27:31.191 --> 00:27:34.444
‫بیشتر خواهان این بودن تا درمورد «شیلا» داستانایی

00:27:34.528 --> 00:27:37.990
‫بگن که تا الآن با احترام از
‫زبان «پاگوان» فهمیده بودیم.

00:27:38.073 --> 00:27:40.284
‫چهار روز از کنفرانس های خبری و سخنرانی ها میگذره،

00:27:40.367 --> 00:27:42.494
‫راجنیش ادعا کرده که «شیلا» و دوستانش

00:27:42.578 --> 00:27:45.497
‫پشت پرده مصمویت غذایی سالمونلا در دالس در پاییز گذشته بودن.

00:27:45.581 --> 00:27:47.207
‫بخش بهداشت دولتی میگه

00:27:47.291 --> 00:27:50.294
‫باکتری سالمونلا در نمونه غذاهایی
‫که از رستورانها گرفته شده

00:27:50.377 --> 00:27:54.131
‫به طور کلی با باکتری که در خلال تحقیقات در

00:27:54.214 --> 00:27:55.883
‫مرتع یافت شده همسانه.

00:27:55.966 --> 00:28:00.137
‫اونا آزمایشگاهی داشتند که سالمونلا رو پرورش میدادن.

00:28:00.220 --> 00:28:02.431
‫که اونها میکروب سالمونلا رو برمیداشتند

00:28:02.514 --> 00:28:07.936
‫و به غذاها و بوفه سالاد در
‫رستورانهایی دالس اضافه میکردن.

00:28:10.105 --> 00:28:12.608
‫اونها لباسهای آستین بلند داشتند

00:28:12.691 --> 00:28:15.819
‫و یجور سیستمی متصل به آستینشون داشتند.

00:28:15.903 --> 00:28:19.781
‫میتونستند دستاشونُ روی سالاد حرکت بدن.

00:28:19.865 --> 00:28:23.619
‫میرفتیم و مزه میکردیم و مردم مریض میشدن.

00:28:25.203 --> 00:28:28.707
‫اونها برای یه مراسم بزرگ
‫میز رو چیده بودن.

00:28:28.790 --> 00:28:33.837
‫پیروان راجنیش سعی داشتند
‫روی انتخابات تأثیر بگذارن.

00:28:33.921 --> 00:28:36.048
‫موضوع برای اهالی بسیار جدیه.

00:28:36.131 --> 00:28:38.884
‫سازوکار سیاسی دادگاه شهر واسکو

00:28:38.967 --> 00:28:41.345
‫به خوبی میتونه آینده شهر رو تعیین کنه،

00:28:41.428 --> 00:28:44.723
‫که یعنی سرمایه گذاری به ارزش میلیونها دلار در اونجا وجود داره.

00:28:44.806 --> 00:28:48.393
‫که البته برای اهالی راجنیش از
‫نظر سیاسی عاقلانست

00:28:48.477 --> 00:28:52.940
‫تا بتونن کنترل سیاسی
‫شهر واسکو رو به دست بگیرن.

00:28:53.023 --> 00:28:57.778
‫هدف این بود که یه تلاش در روز انتخابات انجام بدن،

00:28:57.861 --> 00:29:00.113
‫تا بتونن اینقدر مردم رو مسموم کنند

00:29:00.197 --> 00:29:04.034
‫تا برای کنترل شهر به اندازه
‫کافی رأی داشته باشند.

00:29:06.161 --> 00:29:11.708
‫بوفه سالاد، اه اولین تلاش اونها نبوده.

00:29:14.795 --> 00:29:17.965
‫یه تهدید برای سمی کردن منبع آب شهر بود.

00:29:18.048 --> 00:29:22.469
‫ما آب انبارهای باز داشتیم که
‫سهم عظیمی از جامعه رو سیرآب میکرد.

00:29:23.845 --> 00:29:28.308
‫بیشتر آب دالس از زهکشی کوه هود میومد.

00:29:28.392 --> 00:29:33.647
‫و ما یه سد بزرگ داریم که بازه.

00:29:33.730 --> 00:29:36.650
‫یه نفر یه جایی خونده بود

00:29:36.733 --> 00:29:42.155
‫که سگهای آبی منبع بد از باکتریهاست،

00:29:42.239 --> 00:29:44.616
‫برای همین تصمیم گرفتند سگهای آبی رو

00:29:44.700 --> 00:29:47.911
‫به منبع آب دالس منتقل کنند.

00:29:47.995 --> 00:29:51.373
‫اونها با سگهای آبی رفتند،

00:29:51.456 --> 00:29:54.960
‫ولی دیدند یه شکاف کوچیک بین

00:29:55.043 --> 00:30:01.300
‫سرپوش و دیوار هست که با
‫طناب پوشونده شده.

00:30:02.342 --> 00:30:04.886
‫اونا نمیتونستند سگهای آبیُ وارد منبع آب بکنند.

00:30:07.347 --> 00:30:09.224
‫برای همین برگشتند و سگهای آبی رو کشتند.

00:30:09.308 --> 00:30:12.185
‫اونا انداختند تو مخلوط کن و سگهارو چرخ کردن...

00:30:12.269 --> 00:30:17.399
‫و بعد سگهای آبی چرخ شده رو ریختند تو منبع آب.

00:30:19.818 --> 00:30:21.862
‫اصلاً نمیدونستم این داستان حقیقت داشته یا نه،

00:30:21.945 --> 00:30:25.490
‫ولی یه کسی که اونجا بود این داستانو بهم گفت.

00:30:27.242 --> 00:30:29.286
‫این آدما دیوانه هستند.

00:30:29.995 --> 00:30:33.665
‫این باعث شد نسبت به این که

00:30:33.749 --> 00:30:37.336
‫این آدما کین و دارن چیکار
‫میکنن خیلی مشکوک بشم.

00:30:38.628 --> 00:30:40.589
‫«ویور» جلوی یه خانه خالی ایستاد

00:30:40.672 --> 00:30:43.383
‫تا بگه تمام مدت درمورد اهالی راجنیش درست میگفته.

00:30:43.759 --> 00:30:48.180
‫وقتی بالاخره خبرش منتشر شد
‫که حق با من بوده و من بردم،

00:30:48.263 --> 00:30:50.140
‫پیام آور شادی شدم.

00:30:50.223 --> 00:30:51.558
‫یه قهرمان بودم.

00:30:52.059 --> 00:30:57.272
‫میرفتم با روتاری حرف میزدم و جمهوری خواهان
‫هم ایستاده ازم استقبال میکردن.
‫[روتاری: یک سازمان خیریه جهانی بازرگانان]

00:31:01.401 --> 00:31:03.028
‫سه دو یک

00:31:03.111 --> 00:31:06.615
‫یه چیزی که فراموش نکنیم: تمام اتهامات خطاکاران

00:31:06.698 --> 00:31:09.534
‫یا از زبان «پاگوان» گفته شده یا کسانی
‫که در حصار قرار داشتند میگفتند.

00:31:10.243 --> 00:31:11.411
‫و این احتمال اینکه

00:31:11.495 --> 00:31:14.873
‫ارباب روشنگری کسی که ادعا میکرد توسط
‫زیردست خودش فریب خورده بود

00:31:14.956 --> 00:31:18.001
‫شاید بتونه در دادگاه ثابت کنه
‫دستانش پاک از خطا بوده.

00:31:18.668 --> 00:31:20.504
‫دوران پرآشوبیه.

00:31:20.587 --> 00:31:24.633
‫رفتند «شیلا» و اراده «پاگوان»

00:31:24.716 --> 00:31:31.014
‫برای درمعرض قراردادن تمام فعالیتهای غیرقانونی،

00:31:31.098 --> 00:31:34.726
‫در ذهن من، فقط تلاشهای

00:31:34.810 --> 00:31:40.982
‫سازمان مهاجرت و چندین آژانس دولتی
‫تداعی میشد که چطور «پاگوانُ» از کشور بیرون میکردن...

00:31:42.901 --> 00:31:45.695
‫و چطور باعث تفکیک اون جامعه میشد.

00:31:45.779 --> 00:31:47.739
‫ماه عسل خیلی طول نکشید.

00:31:47.823 --> 00:31:51.368
‫سالها بی اعتمادی از هر دو طرف
‫نمیشد یک شبه پاک بشه،

00:31:51.451 --> 00:31:53.995
‫و مشخص شد که بعضیها در مرتع هنوز هم

00:31:54.079 --> 00:31:56.373
‫ممکنه نسبت به پیگرد قانونی آسیب پذیر باشن.

00:31:56.456 --> 00:32:00.001
‫پس اهالی راجنیش که هرگز به
‫کنار گذاشتند عزت نفس معروف نبودند،

00:32:00.085 --> 00:32:01.795
‫حالا شروع به حمایت از شماره یک کردند.

00:32:01.878 --> 00:32:06.550
‫فکر نمیکنم تا به حال زمانی در تحقیقات وجود داشته

00:32:06.633 --> 00:32:10.679
‫که بتونم توصیف کنم مسئولان راجنیش همکاری میکردند.

00:32:10.762 --> 00:32:14.641
‫در تمام مدت یه رابطه ستیزه جو بود.

00:32:15.684 --> 00:32:17.561
‫اونها فقط جرایمش رو رسیدگی نمیکردن.

00:32:17.644 --> 00:32:22.190
‫اونها به دنبال انبوهی از مدارک بودند
‫تا بتونند آدمای مرتع رو پیگرد قانونی بکنند،

00:32:22.274 --> 00:32:23.483
‫نه فقط برای جرایم «شیلا»،

00:32:23.567 --> 00:32:27.320
‫ولی از پروندهای اونها و شکایاتشون حمایت کنند.

00:32:27.404 --> 00:32:32.159
‫پس از اون نقطه، هرکسی که باهاشون حرف زده شد
‫رفتند سراغ یه وکیل.

00:32:32.242 --> 00:32:34.161
‫همکاریها محدود شد وقتی

00:32:34.244 --> 00:32:36.830
‫معلوم شد به اونجا اومدند تا مچ مارو بگیرن.

00:32:36.913 --> 00:32:41.626
‫دعوت شدیم تا چیزهایی که میخواستند رو ببینیم

00:32:41.710 --> 00:32:46.548
‫ولی باعث نشد چیزی که میخواستند
‫به ما بگند رو همینطور بپذیریم.

00:32:46.631 --> 00:32:51.845
‫بنابراین ما همینطوری تصور نمیکردیم اونها
‫دارن تمام داستان رو به ما میگن.

00:32:53.638 --> 00:32:58.059
‫ما هنوز آماده نبودیم که یه
‫رودرویی کامل با «پاگوان» داشته باشیم.

00:33:03.982 --> 00:33:05.525
‫حالا، برای شفاف سازی...

00:33:07.444 --> 00:33:11.573
‫اوشو چیزی درمورد جرایمی که
‫در جریان بود خبر نداشت.

00:33:11.656 --> 00:33:16.286
‫وقتی چیزی درمورد آموزه‌هاش و کارش
‫بود اونوقت بود که بوووم.

00:33:16.369 --> 00:33:21.249
‫ولی وقتی چیزی خارج از محدوده
‫اینها بود...

00:33:23.293 --> 00:33:26.046
‫او همیشه از کسانی که بهشون
‫مسئولیت میداد خیلی حمایت میکرد.

00:33:26.129 --> 00:33:30.383
‫موضوع مورد بحثش اونطور که من درکش کردم،

00:33:30.467 --> 00:33:34.471
‫فقط بالا بردن آگاهی بشریت بود.

00:33:34.554 --> 00:33:36.848
‫هدفش این بود، تلاشش این بود.

00:33:36.932 --> 00:33:39.392
‫تنها دلیل صحبت کردنش همین بود.

00:33:39.476 --> 00:33:41.645
‫برای اوشو، تمام اینا یه بازی بود.

00:33:42.854 --> 00:33:47.025
‫تمام اینا یه بازی آگاهی برای
‫تغییر آگاهی بود.

00:33:48.485 --> 00:33:49.819
‫یه آدمی به اسم «گورجیف» بود...

00:33:52.155 --> 00:33:53.657
‫که مرد پررمز و راز مشهوری بود...

00:33:56.076 --> 00:33:58.119
‫چیزی ساخت که اسمشو گذاشت شیوهها.

00:33:59.371 --> 00:34:03.333
‫اون مردم رو در شرایط سخت
‫فیزیکی و روانی قرار میداد.

00:34:04.668 --> 00:34:06.545
‫و با مواجهه با چنین شرایطی،

00:34:06.628 --> 00:34:12.008
‫مردم به درون خودشون قفل میشدند و
‫درمورد خودشون یاد میگرفتند.

00:34:13.426 --> 00:34:19.057
‫در بعضی موارد کل ماجرا برای اوشو
‫فقط یه شیوه بزرگ «گورجیفیان» بود.

00:34:19.140 --> 00:34:21.893
‫یه شیوه برای ایالات متحده آمریکا بود،

00:34:21.977 --> 00:34:23.687
‫که ببینند خودشون کی هستند.

00:34:23.770 --> 00:34:26.648
‫یه شیوه برای «شیوا» بود که
‫بفهمه خودش کی بوده.

00:34:26.731 --> 00:34:28.984
‫یه شیوه برای همه ما در جامعه بود

00:34:29.067 --> 00:34:31.611
‫که بفهمیم ما تحت فشار چیکار میکنیم.

00:34:32.487 --> 00:34:37.117
‫آمریکا قطعاً همان امید...

00:34:39.536 --> 00:34:41.454
‫برای تمام دنیاست.

00:34:42.205 --> 00:34:48.128
‫ولی... نه اونطور که الآن هست.

00:34:48.211 --> 00:34:51.673
‫ما باید آمریکا را بازنویسی کنیم...

00:34:54.593 --> 00:34:56.928
‫از سیاستهای کثیف...

00:34:57.846 --> 00:35:00.515
‫از ادیان خیالی...

00:35:05.020 --> 00:35:11.276
‫از هرگونه ریاکاری.

00:35:11.359 --> 00:35:14.029
‫این یه تصادف نیست...

00:35:14.112 --> 00:35:19.826
‫که به ناگاه ما در اینجا فرود آمدیم.

00:35:19.909 --> 00:35:22.370
‫ما مجبوریم...

00:35:24.706 --> 00:35:30.462
‫یه کار خیلی بزرگ...

00:35:31.504 --> 00:35:34.507
‫برای بشریت انجام بدیم.

00:35:39.971 --> 00:35:43.475
‫«گورجیف» حق داشت.

00:35:43.558 --> 00:35:46.102
‫درود بر آمریکا.

00:35:53.109 --> 00:35:56.112
‫معلم مذهبی دیشب گفت آئین راجنیش بدون

00:35:56.196 --> 00:35:59.949
‫اجازه وی توسط معاون سابقش «ما آنان شیلا» شروع شد.

00:36:00.033 --> 00:36:02.869
‫من علیه تمام ادیان هستم.

00:36:04.287 --> 00:36:06.831
‫من رهبر شما نیستم.

00:36:08.416 --> 00:36:10.502
‫شما پیرو من نیستید.

00:36:12.087 --> 00:36:14.464
‫من همه چیز را نابود میکنم...

00:36:15.548 --> 00:36:19.552
‫تا تاریخ دیگه تکرار نشه.

00:36:19.636 --> 00:36:22.722
‫«پاگوان» گفت مریدانش میتونند
‫از الآن هررنگی خواستند بپوشند.

00:36:22.806 --> 00:36:26.309
‫اونها حتی میتونند تسبیح های
‫خودشون که نماد مریدی بود را پاره کنند.

00:36:26.393 --> 00:36:29.145
‫او هیچگونه تجملات یک دین سازمان دهی شده رو نمیخواهد.

00:36:30.063 --> 00:36:34.359
‫اگه بتونم یه ژاکت فیروزه‌ای بخرم
‫شادترین زن دنیا میشم.

00:36:36.736 --> 00:36:38.238
‫ولی بوتیک تموم کرده پس...

00:36:39.614 --> 00:36:41.908
‫فکر کنم واقعاً زیباست چون معنیش اینه که

00:36:41.991 --> 00:36:46.830
‫هیچگونه تفکیکی بین سینیاسینها و باقی دنیا نیست.

00:36:46.913 --> 00:36:48.581
‫اون میخواست مردم آزاد باشن.

00:36:49.749 --> 00:36:53.461
‫اون میخواست مردم از اون وضعیت آزاد بشن،

00:36:53.545 --> 00:36:57.006
‫تا از اون شرایط آزاد بشن،
‫تا انرژی خودشونُ آزاد کنند،

00:36:57.090 --> 00:37:00.677
‫تا ادراک خودشون آزاد کنند تا
‫فراگیری خودشون آزاد کنند.

00:37:00.760 --> 00:37:02.679
‫برای اولین بار...

00:37:03.972 --> 00:37:06.808
‫در کل تاریخ بشریت...

00:37:09.811 --> 00:37:14.691
‫یک دین... مرد.

00:37:31.958 --> 00:37:33.877
‫خیلی خب، سلام همگی!

00:37:36.296 --> 00:37:40.425
‫این آرزوی «شیلا» بود تا
‫کاهن اعظم باشه.

00:37:44.137 --> 00:37:46.806
‫و آرزوی «شیلا» تا پاپ بشه،

00:37:50.727 --> 00:37:57.066
‫و امروز جشن میگیریم چون
‫مذهب راجنیش مُرده.

00:38:04.532 --> 00:38:07.994
‫ما به این فکر افتادیم که «پاگوان» تا چه حد عصبانیه.

00:38:08.077 --> 00:38:11.664
‫او دستور داد کتابهای فرمان
‫و ادعیه راجنیش آتش بگیره.

00:38:11.748 --> 00:38:14.584
‫و درهمون زمان، دستور داد ردای «شیلا» رو بسوزونن.

00:39:01.756 --> 00:39:04.509
‫فکر کنم این یه رسمه...

00:39:04.592 --> 00:39:09.055
‫تا کسی که کفر میورزه رو آتش بزنن.

00:39:10.265 --> 00:39:12.934
‫این یه رسم قدیمیه...

00:39:13.810 --> 00:39:15.937
‫درست مثل آتش زدن جادوگرا.

00:39:19.399 --> 00:39:21.234
‫«شیلا» میگه هرگز خواستار

00:39:21.317 --> 00:39:23.736
‫تأسیس یک دین نبود.

00:39:23.820 --> 00:39:25.446
‫تمام اینا ایده اون بود نه تو؟

00:39:26.197 --> 00:39:28.074
‫من به همچین چیزهایی فکر نمیکردم.

00:39:28.157 --> 00:39:30.159
‫«پاگوان» بهشون فکر کرد؟

00:39:30.243 --> 00:39:32.370
‫و چون بهشون فکر کرده اونو گردن تو میندازه

00:39:32.453 --> 00:39:33.454
‫تا از شرشون خلاص بشه؟

00:39:33.538 --> 00:39:38.126
‫درسته، برای همین یه معاون
‫اجرایی میخواست تا بندازه گردنش.

00:39:38.209 --> 00:39:44.883
‫«پاگوان» دستور داد تا رداهای من و کتابهای
‫مکتب راجنیش رو آتش بزنن.

00:39:46.009 --> 00:39:47.302
‫اونا منو آتش نمیزنن.

00:39:48.428 --> 00:39:52.390
‫اونها «پاگوان» و خودشون رو آتش میزنن.

00:39:52.974 --> 00:39:55.602
‫روی من بازتابی نداره.

00:39:55.685 --> 00:39:58.771
‫روی این آدما بازتاب داره.

00:40:01.149 --> 00:40:07.739
‫نشون میده تأسف و خشمش تا چه حده.

00:40:08.573 --> 00:40:11.117
‫اون آماده بود منو هم آتش بزنه.

00:40:17.665 --> 00:40:22.629
‫«شیلا» و یه گروه از ما تو یه آپارتمان تعطیلات در بلک فورست بودیم.

00:40:23.421 --> 00:40:25.548
‫یه آشفتگی کامل رسانه‌ای وجود داشت.

00:40:25.632 --> 00:40:27.717
‫ینی، تمام دنیا «شیلا» رو میشناختن.

00:40:27.800 --> 00:40:29.344
‫ما آناند شیلا.

00:40:29.886 --> 00:40:33.848
‫و «پاگوان» هم که هرروز اتهامات تازه میزد،

00:40:33.932 --> 00:40:36.726
‫خبرنگارها همیشه یه چیزی برای نوشتن داشتن.

00:40:36.809 --> 00:40:39.270
‫این واقعاً یه خبر داغ بود

00:40:39.354 --> 00:40:43.191
‫و همه جای دنیا درموردش مینوشتند.

00:40:44.317 --> 00:40:46.486
‫گروه واقعاً به پول نیاز داشت.

00:40:46.569 --> 00:40:49.739
‫ما باید یه چیزی میخوردیم و
‫باید وسایل راحتی میداشتیم.

00:40:49.822 --> 00:40:50.865
‫لباسی برای پوشیدن میخواستیم.

00:40:50.949 --> 00:40:54.535
‫شلوارک هستن، نیاز به شلوارک نداریم.

00:40:54.619 --> 00:40:55.662
‫یه چیزی...

00:40:55.745 --> 00:40:57.455
‫آدمی مثل من...

00:40:59.123 --> 00:41:01.250
‫که مردم رو مدیریت میکردم...

00:41:03.086 --> 00:41:05.922
‫در راجنیش پورام میتونستم هرکاری بکنم.

00:41:06.005 --> 00:41:09.884
‫میتونم کوههارو تکون بدم میتونم خونه بسازم.

00:41:09.968 --> 00:41:12.762
‫ولی در دنیای واقعی...

00:41:13.596 --> 00:41:16.557
‫نمیدونستم چطور انجامش بدم.

00:41:17.934 --> 00:41:19.936
‫ما 25 نفر بودیم.

00:41:20.019 --> 00:41:23.022
‫ما یه رستوران بزرگ اجاره کردیم...

00:41:25.483 --> 00:41:26.985
‫و به پول نیاز داشتیم.

00:41:30.530 --> 00:41:35.535
‫ما به هیچ روزنامه‌ای یا هیچکسی
‫نگفتیم کجا بودیم

00:41:36.035 --> 00:41:39.330
‫مجله اشترن به «شیلا» تماس گرفت،

00:41:39.414 --> 00:41:42.166
‫که یه مجله خیلی محبوب در آلمان هست.

00:41:45.003 --> 00:41:50.758
‫مجله اشترن بابت یه داستان انحصاری میزان زیادی پول پرداخت کرد.

00:41:50.842 --> 00:41:54.178
‫ما نباید به هر دلیلی با خبرنگارها صحبت میکردیم.

00:41:54.262 --> 00:41:57.974
‫گزارشگره از مجله اشترن ترتیبی
‫اتخاذ کردن که «شیلا» و گروهش

00:41:58.057 --> 00:42:01.102
‫توسط یه درشکه و اسب و

00:42:01.185 --> 00:42:04.022
‫توسط یه اتوبوس

00:42:04.105 --> 00:42:08.234
‫و بعد توسط یه قایق به
‫جزیره دریای شمالی قاچاق بشن.

00:42:09.235 --> 00:42:15.116
‫ما تا وقتی داستان اشترن منتشر
‫بشه تو یه هتل مجلل ساکن شدیم.

00:42:15.199 --> 00:42:16.409
‫داستان لو رفت.

00:42:18.870 --> 00:42:21.080
‫«شیلا» برای اونها لختی عکس گرفت.

00:42:23.416 --> 00:42:28.171
‫و منم هم توی عکسشون بودم
‫به عنوان یکی از بادیگاردهاشون.

00:42:30.381 --> 00:42:35.595
‫مجله اشترن نسخهای زیادی فروخت.

00:42:35.678 --> 00:42:37.638
‫باورت نمیشه.

00:42:37.722 --> 00:42:40.683
‫و وقتی تمامش تموم شد...

00:42:42.143 --> 00:42:43.978
‫یه روز از پنجره بیرون نگاه کردیم

00:42:44.062 --> 00:42:47.565
‫و ازدحام خبرنگارهارو بیرون هتل دیدیم.

00:42:47.648 --> 00:42:49.650
‫لحظات اضطراب.

00:42:49.734 --> 00:42:51.736
‫اونا فهمیدن «شیلا» کجا بود.

00:42:51.819 --> 00:42:55.156
‫مکان او در اروپا تا الآن نامشخص بود.

00:42:55.239 --> 00:42:56.908
‫گرچه او در جزیره جوست

00:42:56.991 --> 00:43:00.620
‫خارج از خلیج آلمان مکان یابی شد.

00:43:00.703 --> 00:43:05.124
‫او در مجله اشترن اشاره کرد که
‫ریاست راجنیش بی معناست.

00:43:05.208 --> 00:43:07.376
‫او اضافه کرد که دلیل ترک مرتع

00:43:07.460 --> 00:43:10.088
‫این بود که نمیخواست لقمه را از دهان دیگران بگیرد

00:43:10.171 --> 00:43:12.048
‫تا برای او رولز رویس بخره.

00:43:12.131 --> 00:43:17.804
‫ینی تشکیلات آژانس یا فدرال یا محلی
‫سعی داشتند «شیلا»رو پس بگیرن؟

00:43:17.887 --> 00:43:20.223
‫من با وزارت دادگستری آمریکا صحبت کردم.

00:43:20.306 --> 00:43:24.727
‫اونها گفتند هیچ اقدامی برای استرداد مجرمین انجام نشده

00:43:24.811 --> 00:43:27.021
‫و نمیخوان بیشتر از این درموردش صحبت کنند.

00:43:34.862 --> 00:43:37.198
‫یادم میاد یه روز توی دفترم نشسته بودم،

00:43:37.281 --> 00:43:39.659
‫و تلفن زنگ زد و جواب دادم

00:43:39.742 --> 00:43:41.994
‫و اف.بی.آی بود.

00:43:42.078 --> 00:43:44.831
‫گفتند "باید بری به نزدیک ترین باجه تلفن

00:43:44.914 --> 00:43:47.041
‫و به این شماره به من زنگ بزنی."

00:43:47.125 --> 00:43:49.335
‫اولش فکر کردم، میدونی توهم زدم.

00:43:50.586 --> 00:43:53.256
‫این میدونی، یکی دیگه از حقه‌های راجنیشه؟

00:43:53.339 --> 00:43:54.423
‫این دیگه چیه؟

00:43:54.507 --> 00:43:57.260
‫میدونی، یجورایی مثل 007 همچین چیزی بود.

00:43:57.343 --> 00:44:00.138
‫منم سوار ماشین شدم، رفتم به نزدیکترین
‫باجه تلفن،

00:44:00.221 --> 00:44:01.639
‫شماره رو گرفتم با یارو حرف زدم.

00:44:01.722 --> 00:44:06.602
‫اون درمورد تحقیقات بهم گفت، و
‫داشتند حکم تفتیش تهیه میکردن.

00:44:07.770 --> 00:44:12.066
‫و ازم میخواستن هر نقشه‌ای از مرتع داشتم رو براشون ببرم،

00:44:12.150 --> 00:44:14.735
‫هرگونه طرح بندی فیزیکی،

00:44:14.819 --> 00:44:19.448
‫هرگونه توضیحاتی که بتونه
‫درمورد ساختمونهای مختلف بهشون کمک کنه.

00:44:20.533 --> 00:44:24.453
‫تمامشو بردم و با اف.بی.آی و پلیس ایالتی ملاقات کردم.

00:44:26.956 --> 00:44:31.794
‫یکم زمان برد تا این طراحیهارو
‫بررسی کنم و بفهمم کدوم ساختمون چیه

00:44:31.878 --> 00:44:35.339
‫و فکر میکردیم چه استفاده‌ای داشتن،

00:44:35.423 --> 00:44:40.928
‫و بالافاصله بعد از اون بود که یورش اتفاق افتاد.

00:44:41.012 --> 00:44:42.763
‫دهها پلیس ایالتی و فدرال

00:44:42.847 --> 00:44:45.558
‫با حکم تفتیش امروز عصر به
‫راجنیش پورام رفتند.

00:44:45.641 --> 00:44:48.394
‫بعد از ساعت 2 عصر
‫پلیس راه افتاد.

00:44:48.477 --> 00:44:51.856
‫اونها یه یورش به مرتع رو
‫با احتیاط زیاد هماهنگ کرده بودن.

00:44:51.939 --> 00:44:54.066
‫از یه جاده وارد اونجا شدن

00:44:54.150 --> 00:44:56.527
‫به صورت یه کاروان و مأموران رسمی فدرال

00:44:56.611 --> 00:44:57.778
‫و همینطوری پخش شدن.

00:44:57.862 --> 00:45:00.823
‫تعداد 50 مأمور اف.بی.آی و پلیس ایالتی

00:45:00.907 --> 00:45:02.325
‫به سمت مرتع هجوم بردند.

00:45:02.408 --> 00:45:04.911
‫مرکز پزشکی راجنیش بین 7 ساختمون بود

00:45:04.994 --> 00:45:06.245
‫جایی که حکم تفتیش بهش تعلق داشت.

00:45:06.329 --> 00:45:08.748
‫جرایم توطئه، تلاش برای قتل،

00:45:08.831 --> 00:45:11.292
‫حمله سطح یک، سه و چهار...

00:45:11.375 --> 00:45:13.294
‫اونها تونستند یه حکم تفتیش بگیرن...

00:45:14.045 --> 00:45:18.841
‫و اون درو به سمت «پاگوان» باز کرد.

00:45:20.593 --> 00:45:22.511
‫مثل یه آشفتگی غذایی بود.

00:45:22.595 --> 00:45:24.847
‫اینطوری بود "حالا میخوریمش!" میدونی؟

00:45:24.931 --> 00:45:27.058
‫نور توی صورتم نگیر لطفاً.

00:45:27.141 --> 00:45:29.226
‫داری اخلال ایجاد میکنی باشه؟

00:45:29.310 --> 00:45:30.811
‫یکم بهم فضا بدید ممنون.

00:45:30.895 --> 00:45:33.439
‫و مسئولان ایالتی

00:45:33.522 --> 00:45:37.234
‫از پنجره ها وارد میشدند و
‫درب ها رو میشکستند،

00:45:37.318 --> 00:45:42.907
‫تمام اسنادشون رو برمیداشتند تا چیزهایی
‫که بهشون ندادند رو بردارن.

00:45:42.990 --> 00:45:45.409
‫طوری با ما رفتار شد انگار مجرم بودیم.

00:45:45.493 --> 00:45:47.995
‫ما کسایی بودیم که با مسئولان تماس گرفتیم

00:45:48.079 --> 00:45:50.665
‫تا بیان و رسیدگی کنند.

00:45:50.748 --> 00:45:53.376
‫هدف پیدا کردن مجرم اصلی نیست،

00:45:53.459 --> 00:45:56.504
‫اینه که این جامعه رو وحشت زده
‫کنند و شاید نابودش بکنن.

00:45:58.297 --> 00:46:01.050
‫حتی یک دادستانی ایالت متحده یا

00:46:01.133 --> 00:46:04.595
‫یک دادستان از دفتر دادستانی کل اینجا وجود نداره

00:46:04.679 --> 00:46:07.598
‫که به روند رسیدگیها نظارت مستقیم داشته باشه.

00:46:07.682 --> 00:46:12.687
‫پس چیزی که داریم 50 نفر دارن
‫نقش دزد و پلیس بازی میکنن،

00:46:12.770 --> 00:46:16.357
‫از یه جای دور یه حکم دستشون دارن،

00:46:16.440 --> 00:46:18.359
‫و نمیدونند دارن دنبال چی میگردن.

00:46:19.902 --> 00:46:23.280
‫نمیدونم میشه اسمشو گذاشت ماهیگیری با نارنجک.

00:46:23.364 --> 00:46:25.574
‫سؤال اینجاست که این تحقیقات درمورد چیه؟

00:46:25.658 --> 00:46:30.287
‫اونا میدونستند اگه بتونند اوشو را
‫بگیرند جامعه از هم میپاشه.

00:46:32.456 --> 00:46:36.794
‫برای همین روی اوشو تمرکز داشتند... همیشه.

00:46:36.877 --> 00:46:39.630
‫در تحقیقاتی که به گفته شهردار راجنیش پورام

00:46:39.714 --> 00:46:43.342
‫یک نارنجک دودی از تلاش نیروهای فدرال
‫برای دیپورت راجنیش و پیروانش است.

00:46:43.426 --> 00:46:46.595
‫اونها اصلاً هیچ مدرکی نداشتند

00:46:46.679 --> 00:46:51.392
‫که او در هیچکدوم از جرایم «شیلا»
‫نقشی داشته باشه.

00:46:51.475 --> 00:46:53.269
‫اونا مدرک نداشتن.

00:46:53.352 --> 00:46:56.063
‫اونها در تلاشن تا برای دیپورت «پاگوان» پروندسازی کنند؟

00:46:56.981 --> 00:46:58.065
‫البته.

00:47:00.484 --> 00:47:02.653
‫اگه میخوان ما اینجارو ترک کنیم،

00:47:02.737 --> 00:47:04.905
‫مجبورن نابودش کنند،

00:47:04.989 --> 00:47:09.368
‫و همراهش مجبورن ماسک دموکراسی رو هم نابود کنند...

00:47:11.620 --> 00:47:13.706
‫احترام به اشخاص را نابود کنند...

00:47:15.750 --> 00:47:18.919
‫قوانین آزادی عقاید رو نابود کنند.

00:47:19.003 --> 00:47:23.215
‫همه آنها همراه با راجنیش پورام به زیر کشیده خواهد شد.

00:47:25.176 --> 00:47:27.261
‫اتفاق بین شما و محققان جنایی به نظر میاد

00:47:27.344 --> 00:47:30.431
‫از این نقطه به بعد یک جور نمایش وجود داره.

00:47:30.514 --> 00:47:33.851
‫دارید به پیروانتون میگید با هیچکسی صحبت نکنند

00:47:33.934 --> 00:47:36.395
‫مگه اینکه قبلش با شما هماهنگ کنند، این درسته؟

00:47:36.479 --> 00:47:40.149
‫من فقط دارم میگم اون آدما

00:47:40.232 --> 00:47:46.572
‫دارن برای نابودی یک اجتماع عرفانی توطئه میکنند.

00:47:47.656 --> 00:47:51.827
‫و من به کسی اجازه نمیدم اجتماع عرفانی
‫مارو نابود کنند.

00:47:53.579 --> 00:47:57.625
‫و به سینیاسینها خودم میخوام بگم،

00:47:57.708 --> 00:47:59.835
‫اکنون همکاری در کار نیست.

00:48:01.378 --> 00:48:05.674
‫کسی حق نداره چیزی گزارش کنه.

00:48:07.134 --> 00:48:09.136
‫همکاری ما به اتمام رسید.

00:48:11.263 --> 00:48:13.057
‫حالا میتونید برید به جهنم.

00:48:17.978 --> 00:48:20.106
‫با وجود اظهارات راجنیش،

00:48:20.189 --> 00:48:22.191
‫سینیاسینها همچنان توسط اف.بی.آی

00:48:22.274 --> 00:48:26.028
‫پلیس ایالتی اورگن و مسئولان شهر واسکو اینجا

00:48:26.112 --> 00:48:28.197
‫در این مزرعه این شهر گفتگو میکنند.

00:48:29.198 --> 00:48:34.787
‫ما میخواستیم چندتا سینیاسین ناراضی
‫در موقعیتی باشن

00:48:34.870 --> 00:48:38.415
‫تا بتونند و بخواند علیه «پاگوان» شهادت بدند.

00:48:41.961 --> 00:48:48.592
‫مأموران قانون حاضرن برای آوردن
‫شاهدین یک معامله انجام بدن.

00:48:48.676 --> 00:48:50.803
‫تا نه تنها سرعت رسیدگیهارو بالا میبره

00:48:50.886 --> 00:48:53.556
‫بلکه اطلاعات بخصوصی در اختیار قرار میده.

00:48:53.639 --> 00:48:56.308
‫اگر کسی که اطلاعات دست اولی داره در اختیار داشته باشی،

00:48:56.392 --> 00:49:00.729
‫که بگه "من تو اتاق بودم جایی
‫که تصمیم گرفتن بوفه سالاد رو مسموم کنن."

00:49:00.813 --> 00:49:03.107
‫این تورو تبدیل به یه شاهد خیلی معتبر میکنه.

00:49:03.190 --> 00:49:07.570
‫هیچکس، تقریباً هیچکس حاضر
‫نبود با ما حرف بزنه.

00:49:08.279 --> 00:49:10.531
‫اونا شاید از «شیلا» متنفر بودن و
‫شاید از بعضی از

00:49:10.614 --> 00:49:14.160
‫ادمای اون گروه مدیریت که «شیلا»
‫فرماندهی میکرد متنفر بودن،

00:49:14.243 --> 00:49:17.997
‫ولی هنوزم خیلی نسبت به «پاگوان» وفادار بودند.

00:49:22.459 --> 00:49:25.087
‫میدونی بعضی وقتها بهتره که خوش شانس باشی تا خوب.

00:49:41.020 --> 00:49:42.771
‫چه حسی داره که دوباره به تالار برگشتی؟

00:49:42.855 --> 00:49:44.982
‫خوبه که اینجام.
‫خوبه که اینجام.

00:49:45.065 --> 00:49:46.150
‫کجا بودین؟

00:49:47.026 --> 00:49:49.653
‫من، همین اطراف بودم.

00:49:49.737 --> 00:49:50.696
‫تو زوریخ نبودم

00:49:50.779 --> 00:49:54.241
‫مثل چیزی که تو روزنامه دیدم
‫روزی که از اینجا رفتم.

00:49:54.325 --> 00:49:57.703
‫«پاگوان» قبلاً گفت تو در
‫لس آنجلس پنهان شده بودی،

00:49:57.786 --> 00:49:59.538
‫با مأموران قانون معامله میکردی.

00:50:01.665 --> 00:50:03.334
‫هیچ دلیلی... ینی

00:50:05.336 --> 00:50:06.337
‫نه.

00:50:06.921 --> 00:50:08.923
‫شما اطلاعاتی از جرایم «شیلا» دارید که ...

00:50:09.006 --> 00:50:11.008
‫متوجه شدم که میگن...

00:50:12.134 --> 00:50:15.179
‫میدونم گفت شما برای رفتن به یک
‫جامعه جدید با

00:50:15.262 --> 00:50:16.222
‫مسئولان مذاکره میکردید.

00:50:16.305 --> 00:50:17.848
‫با مسئولان حرف نزدید؟

00:50:17.932 --> 00:50:20.142
‫ببین حرفی برای گفتن ندارم.

00:50:20.226 --> 00:50:22.019
‫هیچ حرفی درمورد اینا ندارم بزنم.

00:50:27.274 --> 00:50:30.152
‫«کی.دی» که شهردار راجنیش پورام بود...

00:50:31.195 --> 00:50:36.283
‫مردی حیله گر که از قدرتی
‫که «شیلا» بهش داد لذت میبرد

00:50:36.367 --> 00:50:38.994
‫به عنوان کسی که در خط مقدم قرار داره.

00:50:40.454 --> 00:50:43.082
‫«کی.دی» مدام جلسه داشت و جلسه پشت جلسه.

00:50:43.165 --> 00:50:45.626
‫خودش در بعضی از این چیزها سهیم میشد.

00:50:47.503 --> 00:50:51.715
‫«شیلا» اونو وارد چرخه داخلیش کرد...

00:50:52.549 --> 00:50:55.636
‫و اون رو اغواش کرد.

00:50:55.719 --> 00:51:00.057
‫نه به روش جسمی، ولی اونو با
‫قدرت اغواش کرد.

00:51:00.766 --> 00:51:03.352
‫بعضی وقتها خیلی ازش سوءاستفاده میکرد.

00:51:04.061 --> 00:51:07.940
‫همینطور بهش ضربه میزد، میدونی؟
‫صداش میزد بزدل.

00:51:08.023 --> 00:51:09.650
‫خیلی بهش فشار میآورد.

00:51:10.776 --> 00:51:12.945
‫و نمیتونست تحملش کنه.

00:51:15.155 --> 00:51:18.826
‫پس وقتی شیلا رفت، کی.دی فهمید ممکنه بره زندان.

00:51:19.326 --> 00:51:23.080
‫و بهش گفتم میتونه بره وکیل بگیره، میدونی؟ ما پولشو میدیم.

00:51:26.208 --> 00:51:29.962
‫ولی رفت پیش دولت فدرال تا معامله کنه.

00:51:30.045 --> 00:51:32.506
‫دادستان کل «دیو فرونمایر» امروز گفت

00:51:32.589 --> 00:51:36.302
‫توافق باعث یک گشایش بزرگ
‫در تحقیقات جنایی شد.

00:51:36.385 --> 00:51:39.138
‫آقای «نپ» از اتفاقات درونی محفل
‫اطلاعاتی ارائه دادند

00:51:39.221 --> 00:51:43.309
‫که نشان از قانون شکنی و به طبع اون
‫ادامه تحقیقات راه خواهد داشت.

00:51:44.393 --> 00:51:47.187
‫او همچنین موافقت کرد که مدارک جزء به جزء تحویل بده

00:51:47.271 --> 00:51:50.190
‫و تحویل هم داد، اطلاعاتی باورنکردنی

00:51:50.274 --> 00:51:54.069
‫و اخباری از توطئهای قانون شکنی در سطوح بالای مدیریتی.

00:51:55.154 --> 00:51:56.739
‫اون نقطه کلیدی بود.

00:51:57.656 --> 00:52:01.660
‫چیزهای زیادی از «کی.دی» شنیدم

00:52:01.744 --> 00:52:05.331
‫اینکه ما بیشتر از انتظارم

00:52:05.414 --> 00:52:08.834
‫از دید اهالی راجنیش منفور بودیم.

00:52:10.461 --> 00:52:16.800
‫وقتی مردم تحت فشار هستن،
‫شخصیت عمیق درونیشون افشا میشه.

00:52:16.884 --> 00:52:20.387
‫ینی تو جنگ اتفاق میافته، در تمام
‫شرایط مختلف اتفاق میافته.

00:52:20.471 --> 00:52:23.140
‫در سیاست اتفاق میافته.

00:52:23.223 --> 00:52:24.975
‫وقتی مردم تحت فشار هستند...

00:52:27.728 --> 00:52:30.606
‫بیشتر مردم به ترس واکنش نشون میدن

00:52:30.689 --> 00:52:33.942
‫و برای محافظت از خودشون واکنش نشون میدن.

00:52:34.026 --> 00:52:36.779
‫خب اول از همه واکنش کلی شما

00:52:36.862 --> 00:52:39.156
‫نسبت به شهردار سابق این شهر

00:52:39.239 --> 00:52:41.617
‫که به جرایم مورد اتهام قرار گرفته بود اعتراف کرده

00:52:41.700 --> 00:52:43.952
‫و همینطور همکاری کردن با پلیسها چیه؟

00:52:44.036 --> 00:52:45.537
‫خب حتماً یه کاری کرده.

00:52:45.621 --> 00:52:47.498
‫او اونطور که من فهمیدم،

00:52:47.581 --> 00:52:50.918
‫او به جرایمی اعتراف کرده تا

00:52:51.001 --> 00:52:55.672
‫اجازه نده مجریان قانون جرایم
‫جدیتر رو پیگیری کنن.

00:52:56.298 --> 00:52:57.591
‫و ام...

00:53:00.052 --> 00:53:01.929
‫خب این واقعیتشه.

00:53:02.012 --> 00:53:04.765
‫این روی ارزیابی شما نسبت
‫به «کی.دی» چه اثری میگذاره؟

00:53:04.848 --> 00:53:06.850
‫منظورم اینه که شما مدت زیادی اونو میشناسید.

00:53:15.359 --> 00:53:17.820
‫این بین من و «کی.دی» شخصیه.

00:53:24.368 --> 00:53:28.122
‫فکر کنم «کی.دی» یه بزدل بود.

00:53:31.834 --> 00:53:36.004
‫من درمورد هیچ انسانی
‫نظر بدی ندارم.

00:53:37.339 --> 00:53:39.925
‫به نظرم مشمئزکنندست.

00:53:43.011 --> 00:53:44.930
‫ولی اون هرکسیُ میفروخت.

00:53:48.517 --> 00:53:49.518
‫اه...

00:53:49.601 --> 00:53:51.645
‫اون خودشو میفروشه که فروخت.

00:53:53.772 --> 00:53:56.567
‫اون خودشو فروخت.

00:53:56.650 --> 00:53:58.527
‫دادستان کل اعلام کرد

00:53:58.610 --> 00:54:02.573
‫«کریشنا دیوا» تحت محافظت شاهدین
‫توسط نیروهای فدرال قرار میگیره

00:54:02.656 --> 00:54:04.616
‫بخاطر ترس از امنیت خودش.

00:54:04.700 --> 00:54:06.243
‫اتهامات به سمت جرایمی

00:54:06.326 --> 00:54:09.913
‫در حوزه تلاش برای قتل تا
‫کلاهبرداری مهاجرین برآمده است.

00:54:14.209 --> 00:54:19.465
‫ما قصد داشتیم تمام کسانی که در این توطئه بزرگ

00:54:19.548 --> 00:54:24.344
‫نقض قوانین آمریکا دست داشتند رو پاسخگو کنیم.

00:54:24.428 --> 00:54:27.890
‫ما برای تک تکشون حکم جلب گرفتیم.

00:54:27.973 --> 00:54:29.933
‫اتهامات مخفی «پاگوان» و

00:54:30.017 --> 00:54:31.643
‫هفت تن از پیروانش

00:54:31.727 --> 00:54:35.397
‫35 مورد توطئه فریبکاری ایالات متحده

00:54:35.481 --> 00:54:38.358
‫و اظهارات دروغ درمورد پرورش بیگانگان.

00:54:39.485 --> 00:54:45.491
‫ما با یک بازداشت همزمان «پاگوان»،

00:54:45.574 --> 00:54:48.160
‫که هدف اصلی پرونده بود،

00:54:48.243 --> 00:54:51.079
‫و مردمان داخل مرتع و شیلا،

00:54:51.163 --> 00:54:53.707
‫و اهداف دیگری که الان در آلمان هستند رودر رو بودیم.

00:54:53.790 --> 00:54:56.335
‫ما باید اینکارو سریع و مطمئن انجام میدادیم.

00:54:57.461 --> 00:55:02.174
‫«شیلا» در فاصله 50 مایلی یا نزدیک
‫به مرز سوئیس ساکن شده.

00:55:02.257 --> 00:55:04.968
‫وقتی از مرز رد بشه، دیگه غیرقابل استرداد میشه.

00:55:06.094 --> 00:55:10.641
‫ما ناگزیر بودیم که بلافاصله «شیلا و پاگوان» رو بگیریم.

00:55:13.018 --> 00:55:15.229
‫بعد از اینکه اعلام جرم رو گرفتیم،

00:55:15.312 --> 00:55:20.234
‫مأمور پرونده من «جور گرین»، توسط
‫مرکز فرماندهی در واشنگتن خبردار شد.

00:55:20.317 --> 00:55:23.153
‫که اون حق نداره این حکم رو اجرا کنه.

00:55:23.237 --> 00:55:25.822
‫در بیشتر پرونده ها، اونا منتظر همین بودن،

00:55:25.906 --> 00:55:28.784
‫میدونی همون موانع مال وقتی که بخوایم دستبند بزنیم.

00:55:29.868 --> 00:55:34.206
‫برای ما در آخرین دقایق بود و
‫از نیروهای مارشال خواستیم که

00:55:34.289 --> 00:55:39.211
‫برن و در یک مکانی که بشدت
‫مسلح هستند حکم رو اجرا کنه...

00:55:44.383 --> 00:55:46.635
‫آره، یکم برای تصمیم گیری تأمل میکنند

00:55:46.718 --> 00:55:51.223
‫و برای جلوگیری از خشونت
‫به یک نقشه نیاز دارن.

00:55:55.769 --> 00:56:00.607
‫مکان راجنیش پورام در یک درّه بسته

00:56:00.691 --> 00:56:03.485
‫باعث ایجاد مشکلات زیادی میشد

00:56:03.569 --> 00:56:07.155
‫چون هرگونه رویه قانونی،

00:56:07.239 --> 00:56:12.077
‫اه، میتونست شامل... کابوسهای لوجستیکی

00:56:12.160 --> 00:56:13.996
‫برای تأمین امنیت کسانی که

00:56:14.079 --> 00:56:17.040
‫میخواستن اجرا کنند میشد.

00:56:17.124 --> 00:56:21.712
‫و نگرانی بزرگی وجود داشت که نکنه مردم تحریک

00:56:21.795 --> 00:56:23.589
‫بشند و خودشون اوضاعُ تحت کنترل بگیرن.

00:56:27.259 --> 00:56:31.138
‫اوضاع داشت یجورایی، بهم ریخته میشد.

00:56:31.221 --> 00:56:35.517
‫ما یه چادر تو یه غار با غذا و،

00:56:35.601 --> 00:56:38.687
‫با تخت خواب و با مهمات و اسلحه داشتیم.

00:56:39.980 --> 00:56:41.106
‫اگه میخواستیم با عجله بریم،

00:56:41.189 --> 00:56:44.484
‫ماشین و با کلیدش رو به عقب نگه میداشتیم.

00:56:44.568 --> 00:56:47.863
‫و پلیس ایالتی میترسید که بره اونجا

00:56:47.946 --> 00:56:51.533
‫چون قدرتشون کم بود. و میدونستند.

00:56:51.617 --> 00:56:55.412
‫اونها سلاحهای گرم بیشتری نسبت به ما داشتند.

00:56:55.495 --> 00:56:59.416
‫مسئولان فدرال هشدار دادند بیشتر از
‫17 هزار فشنگ،

00:56:59.499 --> 00:57:02.753
‫به همراه 20 اسلحه نیمه اتوماتیک یوزی،

00:57:02.836 --> 00:57:06.298
‫و همینطور 96 کلاشنیکف روسی

00:57:06.381 --> 00:57:09.259
‫همراه یک میلیون فشنگ کلاشنیکف وجود داره.

00:57:09.343 --> 00:57:14.598
‫اینا روی هم دیگه بیشتر از تمام سلاحهای
‫اتوماتیکیه که پلیس ایالت اورگن روی هم دارن.

00:57:14.681 --> 00:57:17.309
‫اگر راجنیش بخواد از جامعه خودش دفاع کنه،

00:57:17.392 --> 00:57:19.811
‫سخنگوی امنیتی راجنیش نمیگه

00:57:19.895 --> 00:57:24.775
‫چه میزان سلاح نیمه اتوماتیک در اختیار
‫دارن، فقط اینکه به اندازه کافیه.

00:57:24.858 --> 00:57:29.196
‫اگه کسی بخواد «پاگوانُ» دستگیر کنه،
‫بهش دستبند بزنه،

00:57:29.279 --> 00:57:34.785
‫این معتقدین مسلح، به عنوان وظیفشون
‫از او دفاع خواهند کرد.

00:57:35.702 --> 00:57:40.916
‫من صداشون میزنم سلاحهایی که فقط
‫برای دفاع از خود استفاده میشه،

00:57:40.999 --> 00:57:45.712
‫فقط برای مواقع خطر جانی، فقط
‫برای دفاع از جامعه.

00:57:45.796 --> 00:57:48.632
‫اگه بیان اینجا تیراندازی کنند
‫ما هم تیراندازی میکنم.

00:57:48.715 --> 00:57:51.009
‫آخه باید درک کنید که جامعه وحشت زده بود.

00:57:51.093 --> 00:57:54.304
‫ینی روزنامه و تلوزیون دست ما بود،

00:57:54.388 --> 00:57:57.641
‫و میترسیدن ممکنه یه تهاجم در کار باشه.

00:57:58.558 --> 00:58:01.728
‫و مردم زندگیشونُ فدا میکردن تا
‫از اوشو دفاع کنن.

00:58:01.812 --> 00:58:04.898
‫ما انتظار داشتیم که شاید در آخر یه

00:58:04.982 --> 00:58:11.989
‫تهاجم تمام عیار به اون شهر داشته باشیم.

00:58:18.578 --> 00:58:22.082
‫دو افسر از گارد ملی اورگن از ردمند

00:58:22.165 --> 00:58:24.751
‫به اینجا اومده بودن.

00:58:24.835 --> 00:58:28.922
‫احساس میکردن شاید مجبور بشن ورود پیدا کنند.

00:58:29.006 --> 00:58:31.299
‫اونا دنبال جای مناسب برای عبور بودن.

00:58:31.383 --> 00:58:34.011
‫خب، اون پایینهای ملک من،

00:58:34.094 --> 00:58:38.432
‫با عبور از رودخانه اونجا خیلی پات خیس هم نمیشه.

00:58:39.474 --> 00:58:43.061
‫و من گفتم "خب اینجا جای مناسبی برای عبوره."

00:58:43.937 --> 00:58:48.608
‫ولی گفتم، "جدی میگم، خیلی از این
‫بچه‌هارو به کشتن میدین.

00:58:48.692 --> 00:58:50.986
‫شما ماهی یه هفته همو میبینین.

00:58:51.069 --> 00:58:54.990
‫من شنیدم اونا هرروز دارن تمرین تیراندازی میکنن."

00:58:57.659 --> 00:58:59.745
‫بر اساس این گزارش از فرماندار،

00:58:59.828 --> 00:59:04.458
‫حدود 300 نیروی گاردملی محض
‫احتیاط در حالت آماده باش قرار دارن.

00:59:05.417 --> 00:59:08.712
‫گزارش همینطور اعلام کرده
‫که تمریناتی اتخاذ شده

00:59:08.795 --> 00:59:13.175
‫که در بدترین حالت ممکن هلیکوپترها
‫بتونند سربزنگاه در دسترس باشن.

00:59:13.258 --> 00:59:16.011
‫گاردملی اورگن و گارد ارتش و گارد هوایی،

00:59:16.094 --> 00:59:20.724
‫اونها توانایی کامل از هرگونه
‫روشهای نظامی ممکن رو دارن.

00:59:32.527 --> 00:59:36.073
‫خب بگذارید الان بگیم خوشحالیم که
‫شما اونجایید و خوشحالیم که آماده اید،

00:59:36.156 --> 00:59:37.908
‫ولی امیدواریم که بهتون نیاز نداشته باشیم.

00:59:37.991 --> 00:59:44.790
‫گارد ملی چندین مکان اطراف راجنیش پورام تجهیز کردند،

00:59:44.873 --> 00:59:51.588
‫منتظر صدور فرمان از طرف
‫فرماندار آتیا بودن.

00:59:51.671 --> 00:59:55.050
‫و مردم میگفتند قرار نیست به
‫آرومی بیان اونجا.

00:59:55.133 --> 00:59:59.596
‫قراره وسط شب باشه و قراره تا دندان مسلح باشن.

00:59:59.679 --> 01:00:06.103
‫اینا فکر میکردن قراره به یه شهر مذهبی جونزتاون بیان،
‫[خودکشی دسته جمعی و واقعه جونز تاون و بزرگ‌ترین خودکشی‌ دسته‌جمعی‌ تاریخ]

01:00:06.186 --> 01:00:11.525
‫جایی که فقط دستشون تو کار، میدونی،
‫تلاش قتل کردند.

01:00:12.109 --> 01:00:15.654
‫هیچوقت تیم واکنش سریع اف.بی.آی از سنفرانسیسکو فراموش نمیکنم

01:00:15.737 --> 01:00:18.240
‫که برای کمک به این یورش اومده بودن.

01:00:18.323 --> 01:00:20.200
‫و توی اتاق کنار من بودن.

01:00:20.283 --> 01:00:22.244
‫و یادمه به مکالمه گوش میکردم

01:00:22.327 --> 01:00:25.497
‫اینکه چقدر نگران بودن که این معتقدین متعصب

01:00:25.580 --> 01:00:28.583
‫چطور بعد از اومدن پلیس میخوان تیراندازیو شروع کنند.

01:00:30.168 --> 01:00:35.090
‫اهالی راجنیش خودشونُ برای ورود ما و دستگیری آماده میکردن.

01:00:35.173 --> 01:00:40.303
‫«نیرن» اگه درست یادم بیاد اومدم و
‫تا ببینه ما علیه «پاگوان» کیفرخواست داریم.

01:00:40.387 --> 01:00:41.763
‫ما هم بهش نگفتیم.

01:00:42.722 --> 01:00:44.099
‫ما برای تسلیم داوطلبانه

01:00:44.182 --> 01:00:48.645
‫برای جلوگیری از درگیری تلاش میکردیم.

01:00:48.728 --> 01:00:53.984
‫و «ترنر» گفت "من تأیید نمیکنم که یک کیفرخواستی

01:00:54.067 --> 01:00:57.571
‫هست و درمورد تسلیم داوطلبانه هم مذاکره نمیکنم."

01:00:57.654 --> 01:00:59.281
‫ما این آدمارو نمیشناختیم.

01:00:59.364 --> 01:01:01.908
‫سوابقی ازشون نداشتیم.
‫بهشون اعتماد نداشتیم.

01:01:01.992 --> 01:01:04.494
‫و راستش باور نمیکردم اونا میتونستند «پاگوانُ» تحویل بدن

01:01:04.578 --> 01:01:06.913
‫چون فکر نمیکنم اونها تحت کنترلش داشتند.

01:01:06.997 --> 01:01:11.376
‫پس نه، حتی یه لحظه هم به اون
‫پیشنهاد فکر نکردیم.

01:01:11.459 --> 01:01:13.086
‫تصمیم گرفته شده.

01:01:13.170 --> 01:01:17.799
‫گاردملی قراره بسیج بشه

01:01:17.883 --> 01:01:22.637
‫بدون هیچگونه درخواست مجوز
‫یا همکاری از طرف هیچ فردی

01:01:22.721 --> 01:01:26.766
‫درون جامعه به هدف جلوگیری از درگیری، قراره دستگیری انجام بشه.

01:01:26.850 --> 01:01:30.854
‫اونها کیفرخواست داشتند، اونها حکم داشتند.

01:01:30.937 --> 01:01:33.690
‫اونها همه چیز داشتند. آماده بودن
‫فردا بیان دستگیر کنند.

01:01:37.152 --> 01:01:37.986
‫و بله...

01:01:38.069 --> 01:01:42.908
‫اگه سؤالتون اینه که ما یک شرایط
‫خطرناک برای اون بازداشت ایجاد کردیم؟

01:01:43.617 --> 01:01:45.076
‫فکر میکنم.

01:01:45.160 --> 01:01:47.746
‫و من باید شب قبلش با ترس زیاد

01:01:47.829 --> 01:01:50.790
‫از اینکه قراره چی بشه میرفتم تو تختم.

01:01:50.874 --> 01:01:54.085
‫شرط میبندم این قراره یه درگیری
‫مسلحانه باشه.

01:01:54.169 --> 01:01:56.796
‫هیچ شکی ندارم که این قراره یجور

01:01:56.880 --> 01:01:59.090
‫شرایط کشتار جمعی باشه.

01:02:09.643 --> 01:02:12.562
‫یک یورش در شرف انجام بود.

01:02:18.443 --> 01:02:21.404
‫«تام کیسی» برای سازمان مهاجرت کار میکرد.

01:02:22.364 --> 01:02:25.075
‫پس اون از کسایی که اونجا زندگی میکردن

01:02:25.158 --> 01:02:28.912
‫خواست اگه چیز غیرعادی دیدن بهش زنگ بزنن.

01:02:30.288 --> 01:02:33.792
‫و من با یه گله کوچیک گاو سوار اسب شدم...

01:02:35.168 --> 01:02:41.132
‫و دوتا جت در مرتع راجنیش فرود اومدن.

01:02:42.175 --> 01:02:43.677
‫به «تام» زنگ زدم و گفتم...

01:02:43.760 --> 01:02:49.516
‫گفتم "دوتا جت حدود 45 دقیقه پیش اومدن

01:02:49.599 --> 01:02:50.642
‫و همین الان رفتن."

01:03:00.360 --> 01:03:01.486
‫«ایزابل» بهم زنگ زد.

01:03:04.072 --> 01:03:10.453
‫و ... اون گفت، "چه خبر شده؟ چه خبر شده؟"

01:03:10.537 --> 01:03:13.748
‫من گفتم "چی؟" اون گفت "به من دروغ نگو."

01:03:13.832 --> 01:03:18.878
‫و گفتم "ایزابل، چی شده؟ نمیدونم درمورد چی حرف میزنی."

01:03:18.962 --> 01:03:20.297
‫«لری لی داگ»

01:03:20.380 --> 01:03:23.675
‫مسئول ارشد خدمات مشتری بهم زنگ زد.

01:03:23.758 --> 01:03:26.553
‫اون خبرچین تو مرتع داشت.

01:03:26.636 --> 01:03:31.599
‫دوتا جت وارد مرتع شد و سریع بار کرد و رفت.

01:03:31.683 --> 01:03:33.768
‫و درحالی که خبرچین مطمئن نبود،

01:03:33.852 --> 01:03:36.604
‫اون فکر میکرد یکیش راجنیش بود.

01:03:36.688 --> 01:03:40.608
‫و اون گفت، "اوشو همین الان رفت فرودگاه

01:03:40.692 --> 01:03:43.361
‫سوار هواپیما شد و مرتعُ ترک کرد."

01:03:45.405 --> 01:03:47.324
‫و من گفتم "اه لعنت

01:03:50.660 --> 01:03:52.579
‫این فکر خوبی نیست."

01:03:54.331 --> 01:03:56.291
‫اه اه...

01:03:58.126 --> 01:04:01.171
‫خب، من غافلگیر شده بودم،

01:04:01.254 --> 01:04:04.090
‫ولی بعد یه فرصت دیدم.

01:04:04.114 --> 01:04:09.114
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.