﻿WEBVTT

00:00:11.000 --> 00:00:19.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:19.000 --> 00:00:27.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:30.000 --> 00:01:32.960
‫قسمت ۲۱ در جاده اصلی
مرمره‌های شمالی‬

00:01:32.960 --> 00:01:35.000
‫قسمت ۲۱ بله، فوراً کمک می‌خواهم‬

00:01:37.640 --> 00:01:39.200
‫شما دکترید؟‬

00:01:39.320 --> 00:01:43.360
‫باشه، عقب بروید. عقب بروید.
آمبولانس الان می‌رسد، کنار بروید‬

00:01:43.480 --> 00:01:45.280
‫تو ماشین‌ها آب هست؟‬

00:01:45.880 --> 00:01:49.720
‫برایم آب بیاورید، با من
بیایید. بیایید، اینجا بنشینید‬

00:01:49.720 --> 00:01:52.080
‫ترمز گرفتم، ولی
ماشین نایستاد‬

00:01:52.080 --> 00:01:56.280
‫باشه، دیدم. خودش پرید.
من شاهد هستم. باشه، بنشینید، آرام باشید‬

00:01:56.280 --> 00:01:58.000
‫به دوستمون آب بدید‬

00:01:58.120 --> 00:01:59.680
‫جیلین، حالت خوبه؟‬

00:02:02.280 --> 00:02:03.280
‫فوت کرد؟‬

00:02:03.280 --> 00:02:05.800
‫سعی کردم جلوی او را بگیرم‬

00:02:06.480 --> 00:02:08.680
‫اون به خاطر ما مرد؟‬

00:02:12.400 --> 00:02:14.200
‫اون به خاطر من مرد‬

00:02:14.400 --> 00:02:17.920
‫اگر دنبالش نمی‌رفتم...
چه کار کردم؟‬

00:02:17.920 --> 00:02:20.000
‫هیس. ما کاری نکردیم‬

00:02:20.000 --> 00:02:22.920
‫سعی کردم جلوی او را بگیرم،
تا قانعش کنم‬

00:02:22.920 --> 00:02:24.520
‫خودت دیدی، حرف منو گوش نکرد‬

00:02:31.680 --> 00:02:33.040
‫ایلگاز؟‬

00:02:33.680 --> 00:02:34.840
‫جیلین؟‬

00:02:37.000 --> 00:02:38.720
‫حالت خوبه؟‬

00:02:39.720 --> 00:02:41.240
‫نیازی...‬

00:02:41.240 --> 00:02:42.720
‫به من نگو!‬

00:02:48.880 --> 00:02:50.640
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟‬

00:02:51.000 --> 00:02:53.000
‫داداش، عقب برو، دمت گرم‬

00:02:53.000 --> 00:02:55.280
‫اوموت، به همه اطلاع بده.
سریع...‬

00:02:55.280 --> 00:02:57.800
‫غیرنظامی‌ها رو از اینجا خارج کنید‬

00:02:57.800 --> 00:02:59.800
‫باز کن داداش‬

00:02:59.880 --> 00:03:01.040
‫سریع، اوموت، سریع‬

00:03:01.200 --> 00:03:03.120
‫منطقی حرف بزنیم‬

00:03:03.600 --> 00:03:06.760
‫می‌گویید او برای نجات همسرش
خودش را به خطر انداخت‬

00:03:06.760 --> 00:03:09.280
‫پس بگذارید بپرسم: این خون
از کجا آمده؟‬

00:03:09.280 --> 00:03:10.400
‫خون مال انگین است‬

00:03:10.400 --> 00:03:12.120
‫فوراً توضیح می‌دهم، خانم دادستان‬

00:03:12.120 --> 00:03:14.360
‫انگین چند ساعت بعد پیدا شد‬

00:03:14.360 --> 00:03:18.960
‫همه جا خون بود، آنها فقط
با دستکش لمس کردند، درسته؟‬

00:03:18.960 --> 00:03:21.240
‫باشه، برویم سراغ بقیه چیزهایی که گفتید‬

00:03:21.240 --> 00:03:25.000
‫به لطف ایلگاز کایا، پاکت
کمی باد کرده است‬

00:03:25.000 --> 00:03:29.000
‫به ترتیب زمانی پیش می‌روم.
تصویر خوبی در ذهن خود داشته باشید‬

00:03:29.000 --> 00:03:30.400
‫خوش آمدید، بفرمایید‬

00:03:30.480 --> 00:03:32.480
‫حالا خانم من...‬

00:03:33.000 --> 00:03:37.480
‫جیلین زمانی که خواهرش به قتل رسید،
وارد یک ماجرا شد‬

00:03:37.480 --> 00:03:41.880
‫او به همراه دادستان ایلگاز،
مسواک‌ها را از خانه مظنون DNA دزدید‬

00:03:41.880 --> 00:03:44.840
‫البته، دادستان پارس آنها را گرفت‬

00:03:44.840 --> 00:03:46.960
‫ظاهراً او هم مثل شما فکر می‌کرد‬

00:03:46.960 --> 00:03:49.960
‫دادستان ایلگاز صادق است،
او هرگز چنین کاری نمی‌کند‬

00:03:49.960 --> 00:03:52.880
‫از نظرات خودداری کنید، آقای وکیل‬

00:03:52.880 --> 00:03:54.760
‫این را که از قبل باید می‌دانستید‬

00:03:54.760 --> 00:03:56.600
‫البته، البته... بگذریم‬

00:03:56.600 --> 00:03:59.640
‫دادستان پارس، ایلگاز را
برای شهادت فراخواند. اگر او می‌توانست ثابت کند...‬

00:03:59.640 --> 00:04:02.120
‫...شکایتی علیه خانم جیلین
به کانون وکلا ارائه می‌کرد‬

00:04:02.120 --> 00:04:07.280
‫آنها برای شهادت رفتند، اما به عنوان زن و شوهر...‬

00:04:07.280 --> 00:04:08.840
‫یعنی چطور؟‬

00:04:08.840 --> 00:04:11.480
‫تا آن روز، حرفی از
ازدواج نبود؟‬

00:04:11.480 --> 00:04:12.880
‫نه خانم‬

00:04:14.000 --> 00:04:15.480
‫بله...‬

00:04:16.480 --> 00:04:19.240
‫او نامزد قاضی نوا بود‬

00:04:19.240 --> 00:04:21.840
‫آنها درست در روزی که قرار بود
شهادت بدهند، ازدواج کردند‬

00:04:21.840 --> 00:04:24.560
‫حتی شیطان هم فکرش را نمی‌کرد،
می‌توانید از دادستان پارس بپرسید‬

00:04:24.560 --> 00:04:28.800
‫من در این مورد تصمیم می‌گیرم.
اما از راهنمایی شما متشکرم‬

00:04:29.000 --> 00:04:31.920
‫ایلگاز به دلیل رابطه زناشویی
شهادت نداد‬

00:04:31.920 --> 00:04:37.880
‫خانم جیلین او را نجات داد. از آن
روز به بعد مثل دیوانه‌ها با هم ازدواج کردند‬

00:04:37.880 --> 00:04:40.440
‫به آنها نگاه نکنید! خدا آنها را
از چشم بد حفظ کند‬

00:04:40.440 --> 00:04:42.520
‫باشه، فهمیدیم، آقای یکتا‬

00:04:43.280 --> 00:04:46.320
‫اما در نهایت آنچه مهم است نتیجه است.
آنها رسماً ازدواج کردند‬

00:04:46.320 --> 00:04:49.120
‫همانطور که گفتید، آنها مثل ترقه هستند‬

00:04:49.440 --> 00:04:53.480
‫خب پس، اگر چیز دیگری نیست،
می‌توانید بروید‬

00:04:53.480 --> 00:04:56.200
‫هست، البته که هست‬

00:04:56.200 --> 00:04:58.760
‫در حالی که پسر مرحومم
انگین در زندان بود...‬

00:04:58.760 --> 00:05:03.840
‫دادستان ایلگاز به جیلین
اجازه ملاقات با انگین را می‌داد...‬

00:05:03.840 --> 00:05:07.480
‫اگرچه خارج از حوزه قضایی او بود.
این سند را بررسی کنید‬

00:05:08.480 --> 00:05:10.720
‫باشه، آنها را بگذارید
من به همه آنها نگاه می‌کنم‬

00:05:10.720 --> 00:05:12.240
‫البته البته!‬

00:05:12.240 --> 00:05:19.120
‫این زمانی است که جیلین به طور غیرقانونی
در دفتر او منتظر مرکز بازداشت بود‬

00:05:19.120 --> 00:05:24.000
‫این زمانی است که او پرونده شکایت
بیمارستان را به همسرش تحویل داد‬

00:05:24.000 --> 00:05:26.480
‫لطفاً خانم، همه چیز را بررسی کنید.
- کافیه، آقای یکتا!‬

00:05:26.480 --> 00:05:30.440
‫چند بار باید بگویم؟
گفتم همه را بررسی می‌کنم، درست است؟‬

00:05:30.520 --> 00:05:31.280
‫باشه‬

00:05:31.280 --> 00:05:33.200
‫اما حالا تعجب می‌کنم، خانم دادستان‬

00:05:33.200 --> 00:05:38.000
‫آیا هنوز هم باور دارید که ایلگاز کایا
فردی محترم و صادق است؟‬

00:05:38.080 --> 00:05:41.880
‫امروز در پیدا کردن در مشکل دارید‬

00:05:41.880 --> 00:05:43.680
‫بگذارید کمکتان کنم‬

00:05:44.080 --> 00:05:48.600
‫پرونده را پیش شما می‌گذارم. شما
در زمان مناسب به این موضوع رسیدگی خواهید کرد‬

00:05:48.920 --> 00:05:50.800
‫شیفت خوبی داشته باشید‬

00:05:58.120 --> 00:05:59.680
‫می‌گویند او مرده است‬

00:05:59.680 --> 00:06:01.080
‫او توسط یک کامیون زیر گرفته شد، آقای دادستان‬

00:06:01.800 --> 00:06:03.880
‫این چیزی است که به من گفتند‬

00:06:06.080 --> 00:06:08.280
‫اینها اینجا چه می‌کنند، رئیس متین؟‬

00:06:10.080 --> 00:06:12.680
‫هر جا مشکلی هست،
این دو هم هستند!‬

00:06:25.480 --> 00:06:26.720
‫آقای دادستان، خوش آمدید‬

00:06:26.720 --> 00:06:28.880
‫چه خبره ارن، اینجا چه اتفاقی افتاده؟‬

00:06:31.000 --> 00:06:34.200
‫نیازی ماشینش را رها کرد و به خیابان
پرید، آقای دادستان‬

00:06:34.200 --> 00:06:35.680
‫و دلیلش؟‬

00:06:37.120 --> 00:06:38.680
‫او سعی داشت فرار کند‬

00:06:39.000 --> 00:06:40.680
‫توسط چه کسی؟‬

00:06:45.240 --> 00:06:47.080
‫او به آژانس زنگ زد تا
صحنه جرم را بررسی کند‬

00:06:47.080 --> 00:06:48.880
‫همانطور که دستور می‌دهید، آقای دادستان‬

00:06:48.880 --> 00:06:53.680
‫رئیس متین، این ۲ نفر را برای
شهادت احضار کنید. بگویید اینجا چه اتفاقی افتاد‬

00:06:53.680 --> 00:06:55.600
‫همانطور که دستور می‌دهید، آقای دادستان‬

00:06:57.120 --> 00:06:59.680
‫رفقا، اینطور ننشینید.
جمعیت را متفرق کنید‬

00:07:01.320 --> 00:07:05.200
‫برای شهادت به اداره می‌آیید.
- می‌آییم‬

00:07:05.400 --> 00:07:08.560
‫هالیت، کلیدهای وکیل را بگیر.
ماشین را می‌بری، باشه؟‬

00:07:08.560 --> 00:07:11.400
‫بله، رئیس.
آقای دادستان، کلیدها را به من بدهید‬

00:07:44.880 --> 00:07:46.520
‫بفرمایید داخل‬

00:07:49.040 --> 00:07:55.000
‫رفقا، ما یک مشکل بزرگ داریم. از اولین
کار خود چه کرده‌اید؟‬

00:07:55.000 --> 00:08:00.000
‫داداش، چون دارم
استفاده می‌کنم، می‌خواستم امتحانش کنم‬

00:08:00.000 --> 00:08:02.760
‫اگه خوشمون بیاد، می‌خریدیمش.
- خفه شو!‬

00:08:02.760 --> 00:08:05.880
‫وایسا! اول بیایید با هم آشنا شویم‬

00:08:06.080 --> 00:08:11.000
‫بیایید شما را بشناسیم، کی هستید،
چی هستید، گروه خونیتان چیست!‬

00:08:11.200 --> 00:08:12.880
‫و غیره...‬

00:08:13.280 --> 00:08:15.480
‫شروع کن به نوشتن، سیمکوز!‬

00:08:16.480 --> 00:08:20.480
‫تو سردار مشهوری...‬

00:08:20.600 --> 00:08:23.960
‫با من بازی نکن.
دوستت را بزن‬

00:08:23.960 --> 00:08:24.760
‫متوجه نشدم؟‬

00:08:24.760 --> 00:08:28.080
‫چیزی برای
فهمیدن نیست، پسر. یکی بزن!‬

00:08:28.080 --> 00:08:31.280
‫ببین، اگه خوشم نیاد،
شروع می‌کنیم‬

00:08:34.200 --> 00:08:36.280
‫بزن، گفتم!‬

00:08:39.680 --> 00:08:45.280
‫ما بچه‌ایم؟ هر
دوتون رو می‌کشم!‬

00:08:45.600 --> 00:08:47.880
‫کاری نیست که نتونی انجام بدی‬

00:08:48.000 --> 00:08:51.880
‫بیا، نوبت توست.
دوستت را بزن. تو هم بلند شو‬

00:08:51.880 --> 00:08:57.880
‫بزن! گفتیم چنار؟
فهمیدی. محکم بزن‬

00:09:01.080 --> 00:09:04.600
‫عالیه! عالیه، نه؟‬

00:09:06.000 --> 00:09:11.440
‫آفرین! بیا، نوبت توست، سردار.
بلند شو، او از تو لاغرتر است‬

00:09:11.440 --> 00:09:13.280
‫بیا. ببین، نزدی بهش...‬

00:09:14.280 --> 00:09:20.480
‫آفرین شیرهای من، عالیه!
درس اول از برادر کاتیپ!‬

00:09:20.880 --> 00:09:23.000
‫"سگ باید سگ را بکشد"‬

00:09:23.000 --> 00:09:26.280
‫عالیه! همین است!‬

00:09:26.280 --> 00:09:28.040
‫بزن!
بزن دلت براش نسوزه! بزن!‬

00:09:28.040 --> 00:09:33.280
‫آفرین، عالیه! همین است!
آفرین پسر، همین است‬

00:09:33.400 --> 00:09:37.280
‫محکم بزن، عالیه! آفرین به تو‬

00:09:41.400 --> 00:09:44.000
‫سیمکوز، بس کن نوشتن!‬

00:09:47.720 --> 00:09:54.800
‫حالا برویم سر اصل مطلب. شما باید
کالایی را که از من گرفتید، پس دهید‬

00:09:54.800 --> 00:09:57.680
‫داداش، اصلا وجود نداره!‬

00:09:57.680 --> 00:10:01.400
‫تو خودت کالا هستی، پسرم.
بگذار اینطور بگوییم...‬

00:10:01.400 --> 00:10:06.200
‫چیزی که از من دزدیدی ۵۰ هزار تا ارزش داره.
پول من است‬

00:10:06.200 --> 00:10:07.480
‫اوه نه!‬

00:10:07.480 --> 00:10:10.680
‫اوه خواهی گفت!‬

00:10:12.080 --> 00:10:16.680
‫فقط صد هزار بیار.
دو برابر چون از من دزدیدی‬

00:10:16.680 --> 00:10:23.040
‫مواظب همدیگر باشید.
شما رفیق هستید. رفاقت آسان نیست‬

00:10:23.040 --> 00:10:26.520
‫ببین چقدر رفیقت
اینطوری خوش تیپ شده‬

00:10:26.520 --> 00:10:33.040
‫تمرکز کن. من به شما ۲
روز وقت می‌دهم، نهایت استفاده را بکنید!‬

00:10:34.400 --> 00:10:37.480
‫ببینیم. ما پیدایتان می‌کنیم‬

00:10:44.800 --> 00:10:46.960
‫تو دیوانه‌ای؟
نمی‌فهمی؟‬

00:10:46.960 --> 00:10:49.880
‫من بچه‌ام را ترک نمی‌کنم
و هیچ جا نمی‌روم‬

00:10:50.080 --> 00:10:51.240
‫ولی من او را ترک می‌کنم‬

00:10:51.240 --> 00:10:53.680
‫همینطور است؛
پارلا بزرگ شده است‬

00:10:53.680 --> 00:10:57.480
‫تیلبه، او کوچک است، به من نیاز دارد‬

00:10:58.480 --> 00:11:01.480
‫بالاخره، من بدون او نمی‌توانم
کاری کنم، هیچ راهی نیست‬

00:11:02.000 --> 00:11:05.200
‫اول فرار کنیم و بعد
تیلبه را با خودمان می‌بریم‬

00:11:05.200 --> 00:11:09.080
‫بگویید که رفتیم، آیا زیور بعداً
دخترم را به من خواهد داد؟‬

00:11:09.120 --> 00:11:13.000
‫به هر حال مرا خواهد کشت.
زندگی کودک را خراب می‌کند‬

00:11:13.000 --> 00:11:15.520
‫نه، من نمی‌توانم هیچ جا بروم،
باشه؟ فراموشش کن‬

00:11:15.520 --> 00:11:19.440
‫زمرود، شاد باش، اینطور رفتار نکن.
ما راهی پیدا خواهیم کرد‬

00:11:19.440 --> 00:11:21.920
‫به من اعتماد کن، راهی پیدا می‌کنیم‬

00:11:21.920 --> 00:11:25.240
‫اگر بچه را از همان اول
با خودمان ببریم، آن وقت جهنم واقعی به پا می‌شود‬

00:11:25.240 --> 00:11:28.480
‫فکر می‌کنی زیور ما را
رها خواهد کرد؟ من اشتباه می‌کنم؟‬

00:11:31.880 --> 00:11:33.680
‫حق با توست‬

00:11:34.200 --> 00:11:35.880
‫اشتباهات زیادی کردم‬

00:11:36.080 --> 00:11:38.400
‫دل تو را شکستم‬

00:11:38.400 --> 00:11:41.280
‫اما این بار،
لطفاً حرفم را باور کن‬

00:11:41.280 --> 00:11:43.200
‫همه چیز خوب خواهد شد‬

00:11:43.680 --> 00:11:46.800
‫آیا من هرگز به تو اجازه می‌دهم که دلتنگ بچه‌ات باشی؟‬

00:11:47.280 --> 00:11:47.800
‫من می‌توانم این کار را با تو بکنم، زمرود؟‬

00:11:47.800 --> 00:11:53.680
‫اول برویم.
بیایید از این وضعیت خلاص شویم‬

00:11:54.000 --> 00:11:57.200
‫و بعد تیلبه را با خودمان می‌بریم.
قول می‌دهم‬

00:11:57.200 --> 00:11:58.800
‫مطمئنی، درسته عثمان؟‬

00:11:58.800 --> 00:12:04.480
‫اگر دوباره ناامیدم کنی،
خودداری نمی‌کنم، همه چیز را می‌گویم‬

00:12:05.000 --> 00:12:07.000
‫این اتفاق نمی‌افتد، دختر‬

00:12:07.000 --> 00:12:11.600
‫از اینجا می‌رویم.
زندگی‌مان را درست می‌کنیم‬

00:12:11.600 --> 00:12:14.480
‫دوباره صحبت می‌کنیم، اما به من
دو روز وقت بده، دو روز‬

00:12:14.480 --> 00:12:17.200
‫ما پنجشنبه می‌رویم‬

00:12:17.200 --> 00:12:19.440
‫بهت پیام می‌دهم‬

00:12:19.440 --> 00:12:23.600
‫فردا دوباره در موردش صحبت می‌کنیم
و درباره جزئیات حرف می‌زنیم‬

00:12:24.000 --> 00:12:25.400
‫باشه؟‬

00:12:25.480 --> 00:12:27.200
‫دوستت دارم‬

00:12:45.600 --> 00:12:48.440
‫رئیس متین، ایلگاز در
هیچ چیز مقصر نیست‬

00:12:48.440 --> 00:12:51.040
‫شما در اداره شهادت خواهید داد، خانم جیلین‬

00:13:04.280 --> 00:13:07.240
‫فهمیدم، باشه، ممنونم‬

00:13:10.600 --> 00:13:11.600
‫چه اتفاقی افتاد؟‬

00:13:11.600 --> 00:13:16.000
‫آقای یکتا، آنها یکی از کارمندان
آزمایشگاه را دستگیر کردند. سپس به شخص دیگری مظنون شدند‬

00:13:16.000 --> 00:13:18.720
‫مرد پرید جلوی کامیون‬

00:13:18.720 --> 00:13:22.600
‫اوه خدای من، او مرده؟
- بله‬

00:13:23.280 --> 00:13:28.600
‫ایلگاز و جیلین در زمان
حادثه آنجا بودند. و حالا برای شهادت می‌روند‬

00:13:28.680 --> 00:13:30.480
‫بیا، ژونت‬

00:13:30.480 --> 00:13:34.920
‫این سندا کجاست به اسم خدا؟
ما می‌دویم و هیچ جا پیدایش نمی‌کنیم‬

00:13:34.920 --> 00:13:36.720
‫نمی‌دانم.
او به من زنگ نزد‬

00:13:36.720 --> 00:13:38.040
‫بچه لوس!‬

00:13:42.520 --> 00:13:47.000
‫آفرین. تله خوبی برای
یکتا گذاشتی، دختر زیبا‬

00:13:47.000 --> 00:13:51.040
‫اما او داخلش نیفتاد! چون او
نمی‌داند. او هیچ چیز نمی‌داند‬

00:13:51.040 --> 00:13:55.280
‫مطمئنی؟ وقتی شما
می‌رفتید، یکتا برمی‌گشت‬

00:13:55.280 --> 00:13:57.480
‫او آن را برای شما می‌آورد؟‬

00:13:57.480 --> 00:13:58.840
‫اما خدایا، من باور کردم او را‬

00:13:58.840 --> 00:14:06.040
‫باشه، یکتا بازیگر خوبی است، او
حیله‌گر است اما صداقت چیز دیگری است‬

00:14:06.040 --> 00:14:07.840
‫تو او را می‌فهمی‬

00:14:07.840 --> 00:14:12.280
‫اگر واقعاً تعجب کرده باشد، اگر
دروغ می‌گوید، اگر پیچ و تاب می‌خورد...‬

00:14:12.880 --> 00:14:16.600
‫یا اگر واقعاً شما را اذیت می‌کند،
بعد از مدتی می‌فهمید‬

00:14:16.600 --> 00:14:19.240
‫ما به این بلوغ می‌گوییم‬

00:14:19.240 --> 00:14:23.080
‫او واقعاً حتی نمی‌داند که ظفر
مرده است، و همچنین نمی‌داند بدنش کجاست‬

00:14:23.080 --> 00:14:28.080
‫زندگی تو را مجبور می‌کند، دختر
زیبا، که سوالات دشوار بپرسی‬

00:14:28.080 --> 00:14:30.120
‫و نمی‌توانیم از
انگین بپرسیم، او مرده است‬

00:14:30.120 --> 00:14:34.240
‫پس دو جسد و یک راز وجود دارد!‬

00:14:34.840 --> 00:14:37.080
‫کار خوبی داشته باشید‬

00:14:37.600 --> 00:14:41.280
‫و من چطور بدانم؟ چطور می‌توانم
چیزی را بدانم که هیچ کس نمی‌داند؟‬

00:14:41.280 --> 00:14:45.680
‫این وظیفه توست، دختر زیبا‬

00:14:57.880 --> 00:14:59.000
‫تو لاچین هستی؟‬

00:14:59.000 --> 00:15:03.440
‫چه کار کردی سندا، توانستی
آن را ترتیب بدهی؟ قرار بود مرا پیش آقای مراد ببری‬

00:15:03.440 --> 00:15:05.200
‫سعی می‌کنم لاچین‬

00:15:05.200 --> 00:15:09.200
‫این راهنما چقدر مهم است؟
و من به شما قول آن را ندادم‬

00:15:09.600 --> 00:15:12.480
‫اگر بتوانم ترتیبش را بدهم، به شما اطلاع می‌دهم‬

00:15:13.480 --> 00:15:15.000
‫باشه‬

00:15:25.280 --> 00:15:27.280
‫آنها را برای بایگانی به دفتر من ببرید‬

00:15:27.280 --> 00:15:29.400
‫بله، رئیس‬

00:15:35.600 --> 00:15:38.480
‫شونا، یک مسکن به من بده‬

00:15:39.400 --> 00:15:42.280
‫سرم دارد منفجر می‌شود.
تو هم خواهی داشت‬

00:16:07.000 --> 00:16:12.200
‫کیوانچ، کامپیوترت را روشن کن.
بیایید شهادت‌ها را شروع کنیم‬

00:16:12.680 --> 00:16:15.000
‫اول با خانم جیلین شروع می‌کنیم‬

00:16:15.480 --> 00:16:17.000
‫اگر می‌خواهید می‌توانید بیرون بروید‬

00:16:17.000 --> 00:16:20.200
‫من به عنوان وکیلش اینجا می‌مانم،
اگر اجازه دهید‬

00:16:21.280 --> 00:16:22.800
‫اگر آماده هستید، شروع کنیم‬

00:16:22.800 --> 00:16:26.400
‫حالا که همه آماده‌اند،
بیایید یک ساعت زودتر تمام کنیم‬

00:16:54.000 --> 00:16:59.880
‫داداش، ممنونم. شما در خانه را باز کردی
و ما دوباره انسان شدیم، ممنونم‬

00:17:03.200 --> 00:17:09.040
‫چینار؟ وایسا هی! وایسا!
- چی؟ چی می‌خواهی؟‬

00:17:09.040 --> 00:17:11.120
‫قسم می‌خورم، از تو متنفرم!‬

00:17:11.120 --> 00:17:16.280
‫از کاری که به خاطر تو انجام دادم،
حالم به هم می‌خورد، داداش، از کاری که مجبورم کردی انجام دهم‬

00:17:16.280 --> 00:17:20.280
‫وقتی به تو نگاه می‌کنم، از خودم خجالت می‌کشم‬

00:17:20.280 --> 00:17:23.160
‫اما باید نگاه کنی داداش.
- چرا؟‬

00:17:23.160 --> 00:17:25.080
‫یک دلیل بگو، چرا؟‬

00:17:25.080 --> 00:17:28.200
‫بهت می‌گویم. باید راهی پیدا کنیم‬

00:17:28.680 --> 00:17:34.240
‫پیدا کنیم؟ این چه
جسارتی است، داداش؟‬

00:17:34.240 --> 00:17:38.920
‫تو خودت کالا را می‌دزدی
و بعد ما باید راهی پیدا کنیم‬

00:17:38.920 --> 00:17:41.400
‫آره، هر چی تو بگی مرد!‬

00:17:41.400 --> 00:17:45.880
‫سهمم را گرفتم! اینطور می‌بینی؟
سهمم را گرفتم، باشه؟‬

00:17:45.880 --> 00:17:48.800
‫بقیه‌اش مال توست.
(***) داداش، باشه؟‬

00:17:56.000 --> 00:17:58.280
‫بفرمایید!‬

00:18:01.080 --> 00:18:03.600
‫می‌بینی، بفرمایید!‬

00:18:12.240 --> 00:18:15.440
‫می‌بینی، ما حالا در
یک فیلم بازی می‌کنیم، داداش‬

00:18:15.440 --> 00:18:17.200
‫این هم مشکل توست‬

00:18:17.200 --> 00:18:19.240
‫به همین دلیل باید پول پیدا کنیم‬

00:18:19.240 --> 00:18:21.720
‫بیخیال، هم تو گمشو هم پول!‬

00:18:25.280 --> 00:18:28.000
‫چینار، ما ۲ روز وقت داریم...‬

00:18:28.080 --> 00:18:31.880
‫چه کسی به شما گفت که نیازی مظنون است، خانم جیلین؟‬

00:18:37.440 --> 00:18:39.200
‫ایلگاز کایا‬

00:18:42.280 --> 00:18:44.800
‫آدرس را از چه کسی گرفتید؟‬

00:18:45.880 --> 00:18:48.400
‫از یکی از دوستانم در اجرای قانون‬

00:18:49.800 --> 00:18:52.680
‫این دوست خوب کیست؟‬

00:18:57.080 --> 00:18:58.400
‫نمی‌توانم منبعم را فاش کنم‬

00:18:58.400 --> 00:19:02.400
‫اگر از اجرای قانون است،
توضیح خواهید داد‬

00:19:02.480 --> 00:19:03.800
‫از چه کسی یاد گرفتی؟‬

00:19:03.800 --> 00:19:06.400
‫او حق دارد صحبت نکند‬

00:19:10.680 --> 00:19:13.320
‫چرا به خانه آن مرد رفتید، خانم جیلین؟‬

00:19:13.320 --> 00:19:17.600
‫آیا کار شماست که دنبال
آن مرد بروید، سعی کنید او را بگیرید؟‬

00:19:18.000 --> 00:19:21.280
‫با چه عنوانی آنجا بودید؟
به عنوان چه کسی، بر اساس چه چیزی؟‬

00:19:21.280 --> 00:19:23.320
‫ما سوالات شما را به طور کامل متوجه نشدیم، رئیس‬

00:19:23.320 --> 00:19:25.960
‫اگر می‌توانستید با آرامش
بیشتری دوباره بپرسید، ممنون می‌شدیم!‬

00:19:25.960 --> 00:19:31.200
‫من تصمیم می‌گیرم از کسی بپرسم
که سعی می‌کند کار پلیسی انجام دهد!‬

00:19:32.800 --> 00:19:36.880
‫نمی‌بینید که دخالت شما در پرونده
چه چیزی را باعث شده است؟‬

00:19:37.680 --> 00:19:39.280
‫کور هستی؟‬

00:19:39.280 --> 00:19:43.000
‫آن مرد دیگر وجود ندارد، او
نیست. فوت کرده است. او نیست!‬

00:19:43.200 --> 00:19:46.000
‫رئیس، می‌توانیم بیرون صحبت کنیم؟‬

00:19:46.000 --> 00:19:49.000
‫بسیار خب، وکیل،
لطفاً صحبت کنیم‬

00:19:57.200 --> 00:19:59.800
‫بفرمایید، وکیل، من گوش می‌دهم.
- کی اونجاست؟‬

00:19:59.800 --> 00:20:01.480
‫رئیس متین یا پدرم؟‬

00:20:01.480 --> 00:20:03.480
‫چه کسی می‌پرسد؟‬

00:20:03.480 --> 00:20:06.080
‫پسرم، دادستان
سابق یا وکیل جدید؟‬

00:20:06.080 --> 00:20:08.200
‫شما حق ندارید ما را انتقاد کنید‬

00:20:08.200 --> 00:20:10.480
‫تو کی هستی که به من دستور می‌دهی؟‬

00:20:10.600 --> 00:20:14.200
‫حدس می‌زنم موقعیت فعلی شما
برای این کار مناسب نیست، نه وکیل؟‬

00:20:14.200 --> 00:20:17.160
‫بخواهید که ما برویم، وگرنه...
- وگرنه چی؟‬

00:20:17.160 --> 00:20:19.680
‫پدر، نکن‬

00:20:22.000 --> 00:20:27.160
‫کسی که به او افتخار می‌کنم، کسی که
اشتباه نمی‌کند، کسی که خطاناپذیر است...‬

00:20:28.080 --> 00:20:33.800
‫از پسرم شهادت خواهم گرفت،
حتی سایه‌اش را هم ستایش می‌کنم‬

00:20:35.120 --> 00:20:38.280
‫تو حق نداشتی مرا
در این وضعیت قرار دهی‬

00:20:58.600 --> 00:21:01.200
‫کجا بودی عثمان، خیلی وقته!‬

00:21:01.200 --> 00:21:04.680
‫چه کار کنم ایلین؟
سرم شلوغ بود. می‌گویی خوشم می‌آید‬

00:21:04.880 --> 00:21:07.600
‫مشتری دیر کرد، نتوانستم بروم.
پارلا آمد تو؟‬

00:21:07.600 --> 00:21:11.800
‫وقتش است. ۴۵
دقیقه شده، الان بیرون می‌آید‬

00:21:12.000 --> 00:21:17.000
‫روانشناس شاید بخواهد ما را هم ببیند.
این چیزی است که منشی‌اش گفت‬

00:21:19.080 --> 00:21:20.800
‫بیرون آمد‬

00:21:25.640 --> 00:21:27.960
‫سلام.
- سلام‬

00:21:27.960 --> 00:21:29.880
‫پدرش هم اینجاست.
نوبت ماست؟‬

00:21:29.880 --> 00:21:32.640
‫امروز نمی‌توانم.
دو روز دیگر می‌بینمتان‬

00:21:32.640 --> 00:21:36.600
‫نیم ساعت با پارلا صحبت می‌کنم
و بعد با شما صحبت می‌کنم‬

00:21:36.600 --> 00:21:38.880
‫اگر می‌خواهید، یک تاریخ تنظیم کنیم.
- البته‬

00:21:38.880 --> 00:21:42.200
‫خانم سما، پنجشنبه
ساعت ۲، فکر می‌کنم آزادم‬

00:21:42.200 --> 00:21:45.600
‫برای آن زمان ترتیبش را بدهید.
می‌بینمتان، روز خوبی داشته باشید‬

00:21:46.080 --> 00:21:47.680
‫من شما را برای پنجشنبه ساعت ۲ علامت می‌زنم‬

00:21:47.680 --> 00:21:51.880
‫غیرممکن است، من در آن زمان جلسه دارم‬

00:21:51.880 --> 00:21:54.200
‫برای دخترت وقت بگذار‬

00:21:54.200 --> 00:21:55.840
‫یادداشت کن، می‌آییم‬

00:21:55.840 --> 00:22:00.600
‫نه، بیایید اینطور انجامش دهیم.
برای ساعت ۱۰ صبح ببینیم‬

00:22:00.600 --> 00:22:05.080
‫شاید، پنجشنبه ساعت ۱۰ را یادداشت می‌کنم.
- عالیه، ممنون‬

00:22:05.080 --> 00:22:07.800
‫چقدر بدهکاریم؟
- هزار پوند‬

00:22:10.120 --> 00:22:11.800
‫بفرمایید.
- حالت خوبه؟‬

00:22:11.800 --> 00:22:14.080
‫بله‬

00:22:14.280 --> 00:22:16.680
‫چطور پیش رفت؟ در مورد چی صحبت کردید؟‬

00:22:17.280 --> 00:22:20.520
‫خوب پیش رفت. مثل همیشه‬

00:22:20.520 --> 00:22:22.280
‫مشکلت را به او نگفتی؟‬

00:22:22.280 --> 00:22:25.240
‫به او گفتی که قلبت تند می‌زند، که
مشکل تنفس داری، درسته؟‬

00:22:25.240 --> 00:22:27.400
‫مامان، نمی‌خواهم حرف بزنم‬

00:22:27.400 --> 00:22:31.120
‫این یعنی چی پارلا؟
من مادرت هستم، به من بگو‬

00:22:31.120 --> 00:22:34.720
‫یه لطفی کن! دکتر گفت،
اگر نمی‌خواهم صحبت کنم، صحبت نمی‌کنم‬

00:22:34.720 --> 00:22:37.000
‫گفت من مجبور نیستم،
شخصیه!‬

00:22:37.000 --> 00:22:40.200
‫احترام بذارید! وای خدای من!‬

00:23:16.600 --> 00:23:19.080
‫این همه عجله برای چیست، پسر؟‬

00:23:19.280 --> 00:23:22.280
‫اگر می‌خواهی کاری بکنی،
باید با عشق انجامش بدهی‬

00:23:23.400 --> 00:23:26.680
‫چی شده؟ وقت داریم همو ببینیم‬

00:23:33.480 --> 00:23:35.680
‫این را بردار، بگذار ببینمت‬

00:23:38.680 --> 00:23:40.200
‫چی شده بود؟‬

00:23:41.200 --> 00:23:44.400
‫یک کار شخصی داشتم، پدربزرگ،
فراموشش کن!‬

00:23:46.200 --> 00:23:48.480
‫هیچ چیز «شخصی» وجود ندارد
برای پدربزرگت، پسرم‬

00:23:48.800 --> 00:23:53.240
‫ببین، ابرویت شکافته و
باند را خونی کرده است‬

00:23:53.240 --> 00:23:56.120
‫اینطور نمی‌شود،
برو عوضش کن‬

00:23:57.440 --> 00:24:00.440
‫چه چیزی را نمی‌توانی به اشتراک بگذاری و با چه کسی؟‬

00:24:07.120 --> 00:24:09.080
‫با کسی که گمراه شده، پدربزرگ‬

00:24:09.080 --> 00:24:13.920
‫سر یک موضوعی عصبی شده بودیم
و دعوا کردیم‬

00:24:13.920 --> 00:24:15.520
‫آره، آره‬

00:24:18.200 --> 00:24:21.480
‫خوبم پدربزرگ، قسم می‌خورم.
نگران نباش، خوبم‬

00:24:22.080 --> 00:24:26.600
‫به هر حال، می‌بینم وقتی من نبودم
پول خوبی درآوردی‬

00:24:26.600 --> 00:24:28.280
‫الان می‌خواهی اخراجم کنی‬

00:24:29.520 --> 00:24:32.680
‫اخراجت نمی‌کنم.
همه اینها مال توست‬

00:24:32.720 --> 00:24:34.720
‫از جمله گاوصندوق‬

00:24:36.280 --> 00:24:38.200
‫برو عوضش کن‬

00:24:50.080 --> 00:24:52.320
‫شهادت جیلین تقریباً تمام شده،
آقای دادستان‬

00:24:52.320 --> 00:24:54.480
‫حالا نوبت ایلگاز است‬

00:25:04.280 --> 00:25:07.680
‫من شهادتم را تمام کردم،
حالا نوبت ایلگاز است‬

00:25:07.880 --> 00:25:10.280
‫چرا به خانه نیازی رفتید؟‬

00:25:11.200 --> 00:25:14.280
‫وقتی حتی نمی‌دانستیم او بوده؟‬

00:25:14.280 --> 00:25:17.400
‫یعنی قبل از اینکه بفهمیم او
کسی بوده که به دفتر ایلگاز رفته؟‬

00:25:18.880 --> 00:25:21.600
‫من یک حس شهودی داشتم...
- حس شهودی؟‬

00:25:24.000 --> 00:25:26.800
‫اول یک حس شهودی بود، بعد البته
تبدیل به نظریه شد‬

00:25:26.800 --> 00:25:29.480
‫به ایلگاز و ارن هر دو گفتم‬

00:25:32.320 --> 00:25:37.200
‫چون مشکوک بودم رفتم.
فقط رفتم ببینم چه خبر است‬

00:25:39.080 --> 00:25:41.480
‫من دوستی‌ام را به شما پیشنهاد دادم‬

00:25:41.480 --> 00:25:44.000
‫من ایلگاز را تضمین کردم‬

00:25:44.400 --> 00:25:48.480
‫برای اینکه با کیفرخواست
هیچ حقی ندهم، کمک خواستم‬

00:25:49.480 --> 00:25:52.840
‫پس، آیا من از این
نظریه‌هایی که در هوا بود خبر داشتم؟‬

00:25:52.840 --> 00:25:55.280
‫نه. چرا؟‬

00:25:55.280 --> 00:25:57.200
‫ساده است‬

00:25:57.200 --> 00:25:59.040
‫چون پارس کیست؟‬

00:25:59.040 --> 00:26:01.840
‫ممکن است؟
- بله، فهمیدیم!‬

00:26:03.720 --> 00:26:07.280
‫جیلین، من تو را باور کردم، باور کردم‬

00:26:07.280 --> 00:26:09.720
‫من به دفتر شما آمدم‬

00:26:09.720 --> 00:26:13.720
‫بدون توجه به اینکه
در مورد من چه می‌گویند، آمدم‬

00:26:13.720 --> 00:26:15.680
‫من انتخاب کردم که کنار شما باشم‬

00:26:15.680 --> 00:26:18.480
‫بدون در نظر گرفتن
تبعات یکتا تیلمن آمدم‬

00:26:18.480 --> 00:26:20.680
‫من شما را در مورد همه چیز مطلع کردم‬

00:26:24.400 --> 00:26:26.840
‫و در ازای آن چه چیزی به دست می‌آورم؟‬

00:26:27.600 --> 00:26:29.440
‫یک هیچی بزرگ‬

00:26:30.440 --> 00:26:32.640
‫حتی وقتی شما به احتمالات فکر می‌کردید،
من با شما نبودم،‬

00:26:32.640 --> 00:26:35.080
‫بعدش هم کسی آنها را
در گوش من نجوا نکرد‬

00:26:35.080 --> 00:26:36.480
‫چرا؟‬

00:26:37.000 --> 00:26:40.600
‫چون شما به من ندادید
ارزشی که من به شما دادم‬

00:26:41.600 --> 00:26:46.960
‫پارسی که می‌شود کنار گذاشت، درسته؟
قشنگه. کاملاً به شما می‌آید!‬

00:26:46.960 --> 00:26:49.600
‫واقعاً ما چنین
قصدی نداشتیم پارس‬

00:26:49.600 --> 00:26:52.960
‫در یک لحظه انجام شد. می‌دانم که باید
به شما اطلاع می‌دادیم، اما...‬

00:26:52.960 --> 00:26:54.480
‫...ما چنین قصدی نداشتیم‬

00:26:54.480 --> 00:26:59.000
‫هر وقت خواستید به دفتر من بیایید
و سوال بپرسید، اما می‌دانید که...‬

00:26:59.400 --> 00:27:02.200
‫بعد از آن، درهای
این دفتر بسته شد‬

00:27:16.880 --> 00:27:20.120
‫من به او پیشنهاد دادم که
تسلیم شود و همکاری کند‬

00:27:20.120 --> 00:27:22.280
‫بعد من قصد او را فهمیدم‬

00:27:22.400 --> 00:27:25.280
‫حالت چهره‌اش،
نگاهش تغییر کرد‬

00:27:25.600 --> 00:27:28.680
‫به ذهنم رسید که
ممکن است کاری بکند‬

00:27:28.680 --> 00:27:31.520
‫به او گفتم بایستد ولی گوش نکرد.
او ناگهان به داخل کامیون پرید‬

00:27:31.520 --> 00:27:34.800
‫شاید او نمی‌پرید
اگر شما دنبالش نمی‌کردید‬

00:27:35.000 --> 00:27:36.600
‫او زنده می‌ماند‬

00:27:36.680 --> 00:27:39.080
‫همانطور که باید باشد‬

00:27:39.080 --> 00:27:40.880
‫پلیس هم او را می‌گرفت‬

00:27:40.880 --> 00:27:44.840
‫اگر کسی را می‌دیدم که در خیابان کیفی را می‌دزدد،
همین کار را می‌کردم، دنبالشان می‌دویدم‬

00:27:44.840 --> 00:27:47.000
‫او یک مجرم بود و سعی داشت
از مجازات فرار کند‬

00:27:47.000 --> 00:27:50.280
‫بله، کار ما نبود که آنجا باشیم،
اما بودیم‬

00:27:50.880 --> 00:27:52.280
‫نمی‌توانستم بگذارم فرار کند‬

00:27:52.280 --> 00:27:55.280
‫او باید دستگیر می‌شد
و به دست عدالت سپرده می‌شد‬

00:27:55.280 --> 00:28:01.280
‫به عنوان یک شهروند وظیفه من است که کمک کنم، نه اینکه
چشم بر اشتباهات، دروغ‌ها و بی‌عدالتی ببندم‬

00:28:01.280 --> 00:28:03.400
‫و همچنین، هیچ کس
او را هل نداد، رئیس متین!‬

00:28:03.400 --> 00:28:05.040
‫در عوض، من به او گفتم بایستد‬

00:28:05.040 --> 00:28:08.880
‫اما او به جای روبه‌رو شدن با
گناه خود، یک انتخاب کرد‬

00:28:10.800 --> 00:28:13.280
‫این به این معنی نیست که
من ناراحت نمی‌شوم‬

00:28:13.280 --> 00:28:16.600
‫وحشتناک است که ببینی
کسی خودش را می‌کشد‬

00:28:17.200 --> 00:28:21.840
‫اما شاهد بودن این وضعیت
مرا مجرم نمی‌کند. من فقط یک شاهد هستم‬

00:28:21.840 --> 00:28:24.240
‫و به عنوان یک شاهد، فکر می‌کنم
شهادت من اینجا به پایان می‌رسد‬

00:28:25.680 --> 00:28:29.080
‫دوستانت را به دفترت ببر.
من اظهارات آنها را بررسی خواهم کرد‬

00:28:29.080 --> 00:28:31.200
‫آنها هر وقت من بگویم تمام شد، می‌روند!‬

00:28:31.400 --> 00:28:33.400
‫همانطور که دستور می‌دهید، آقای دادستان‬

00:28:34.920 --> 00:28:36.480
‫کارمان تمام شد؟‬

00:28:38.000 --> 00:28:41.400
‫وضعیت داغ شده، عزیزانم!
برای بهبودی آرزو می‌کنم! بیا!‬

00:28:52.600 --> 00:28:54.680
‫پارس از ما خیلی عصبانی است‬

00:28:54.680 --> 00:28:59.120
‫او به من گفت: "چرا وقتی به نیازی مشکوک بودیم،
نرفتیم و به او نگفتیم؟"‬

00:28:59.120 --> 00:29:03.000
‫بیا عزیزم‬

00:29:03.000 --> 00:29:07.680
‫حق با اوست. اخیراً می‌آید
و همه چیز را با ما به اشتراک می‌گذارد‬

00:29:08.680 --> 00:29:12.240
‫و یک مرد از کسانی که برایشان
ارزش قائل است، آسیب می‌بیند‬

00:29:12.240 --> 00:29:15.000
‫بله، اما چیز خاصی نیست
که از او پنهان می‌کنیم‬

00:29:15.000 --> 00:29:18.640
‫داداش، بهتر بود او
کنار می‌ماند‬

00:29:18.640 --> 00:29:20.200
‫پارس غافلگیر شد‬

00:29:20.200 --> 00:29:23.480
‫او اینقدر عصبانی نمی‌شد
اگر ما اول او را می‌گرفتیم‬

00:29:25.280 --> 00:29:29.600
‫او با چشمانش مرا پاره پاره کرد!
اما خدایا، او مرا درهم شکست!!‬

00:29:29.600 --> 00:29:32.480
‫تو خوبی، متاسفم برایت‬

00:29:40.040 --> 00:29:44.400
‫نمی‌شود اینقدر زود باشد!
نباید اینقدر زود باشد‬

00:29:45.080 --> 00:29:48.000
‫کرکس و شاگردش آمدند‬

00:29:48.000 --> 00:29:51.040
‫حالا حالم خوب است‬

00:29:51.920 --> 00:29:54.840
‫می‌دانید، موهایی که
به آن مشکوک بودیم، مال ایلگاز بود‬

00:29:54.840 --> 00:29:57.360
‫کسی را که آنها را در دستکش گذاشته بود، پیدا کردیم‬

00:29:57.360 --> 00:30:00.400
‫یک دوست افسر به نام نیازی،
از آزمایشگاه جرم و جنایت‬

00:30:00.400 --> 00:30:02.880
‫یک شب او مخفیانه به دفتر ایلگاز
در دادگاه نفوذ کرد‬

00:30:02.880 --> 00:30:07.200
‫او موها و غیره را برداشت
و بعد همکارش را مقصر دانست‬

00:30:07.280 --> 00:30:07.840
‫باشه؟‬

00:30:07.840 --> 00:30:11.800
‫اصلاً خوب نیست! مثلاً آیا اینها را
اعتراف کرد، خودش آنها را گفت؟‬

00:30:13.200 --> 00:30:17.600
‫او نکرد، یا بهتر بگویم، نتوانست.
دیگر نمی‌تواند چون الان مرده است‬

00:30:17.600 --> 00:30:19.880
‫اینکه آن مرد به دادگاه رفت،
چیزی را ثابت نمی‌کند‬

00:30:19.880 --> 00:30:21.640
‫در دفاتر دوربین نیست‬

00:30:21.640 --> 00:30:23.640
‫شاید او برای هدف دیگری
وارد دادگاه شده بود‬

00:30:23.640 --> 00:30:25.400
‫از کجا می‌دانیم او مو جمع می‌کرد؟‬

00:30:25.400 --> 00:30:29.000
‫یکتا، آن مرد وقتی فهمید
که پلیس دنبالش است، فرار کرد‬

00:30:29.000 --> 00:30:31.320
‫شما با حدس و گمان
به نتیجه رسیدید‬

00:30:31.320 --> 00:30:34.600
‫او نگفت که موها را گذاشته است.
او نگفت که آنها را پخش می‌کرده‬

00:30:34.600 --> 00:30:39.240
‫شاید او قصدهای دیگری داشت.
همه چیز حدس یا قضاوت کسی است!‬

00:30:39.240 --> 00:30:41.800
‫شاید آن مرحوم به اداره می‌آمد
تا بگوید او این کار را نکرده است‬

00:30:41.800 --> 00:30:43.440
‫شاید او یک کار فوری داشت‬

00:30:43.440 --> 00:30:45.200
‫می‌گویی او آن را افشا کرد.
آیا دلیلی دارید؟‬

00:30:45.200 --> 00:30:47.440
‫یکتا، آیا آن مرد بیهوده
زیر کامیون پرید؟‬

00:30:47.440 --> 00:30:50.320
‫دوربین‌های امنیتی را دیدید؟
چطور پرید؟‬

00:30:50.320 --> 00:30:52.720
‫شاید او را ترغیب کردند!
شاید او لیز خورد و افتاد‬

00:30:52.720 --> 00:30:54.160
‫شاید او هرگز نمی‌خواست بمیرد‬

00:30:54.160 --> 00:30:57.920
‫یکتا، کافیه! مشخص نیست چه کسی
وکیل است و چه کسی دادستان اینجا!‬

00:30:57.920 --> 00:31:00.120
‫شما اینجا ایستاده‌اید و از من سوال می‌کنید!‬

00:31:00.120 --> 00:31:02.200
‫اگر اینطور است، بگذارید کارم را انجام دهم.
من می‌روم دوربین‌ها را بررسی کنم‬

00:31:02.200 --> 00:31:04.000
‫کنار برو!‬

00:31:09.320 --> 00:31:12.000
‫ایلگاز سعی می‌کند از آن خلاص شود‬

00:31:12.000 --> 00:31:16.080
‫آنها ادعا خواهند کرد که شخص سومی بوده
و او مرتکب قتل شده است‬

00:31:16.080 --> 00:31:17.640
‫و جیلین او را نجات خواهد داد‬

00:31:17.640 --> 00:31:20.640
‫ما نمی‌توانیم اجازه این کار را بدهیم.
باید چیزی پیدا کنیم‬

00:31:20.640 --> 00:31:24.160
‫چیزی که سوءظن‌ها را
در مورد شخص سوم برای جیلین عوض کند!‬

00:31:24.160 --> 00:31:27.000
‫اما چی؟‬

00:31:27.600 --> 00:31:29.280
‫بریم اداره‬

00:31:35.520 --> 00:31:39.240
‫او جلوی کامیون افتاد، خودکشی کرد‬

00:31:39.240 --> 00:31:41.800
‫درست است، آقای دادستان. چه حیف‬

00:31:42.000 --> 00:31:42.800
‫از تحقیقات چه چیزی به دست آمد؟‬

00:31:44.480 --> 00:31:47.680
‫یک اسلحه و گلوله‌های بدون مجوز
در خانه‌اش پیدا شد، آقای دادستان‬

00:31:48.000 --> 00:31:52.280
‫آن را به بالستیک بدهید تا بررسی کند. و
به خانواده بگویید برای بازجویی بیایند‬

00:31:52.680 --> 00:31:55.880
‫و همچنین گیوکسو که گفتیم
به شرکت تیلمن رفته بود...‬

00:31:55.880 --> 00:31:58.320
‫دختر آمد چون گوشی‌اش را فراموش کرده بود‬

00:31:58.720 --> 00:32:03.480
‫بیایید دوربین‌های امنیتی
خیابان را بررسی کنیم، شاید نیازی گوشی را داشته‬

00:32:04.600 --> 00:32:06.480
‫همانطور که دستور می‌دهید، آقای دادستان‬

00:32:08.080 --> 00:32:09.600
‫بگذارید دوباره ببینیمش‬

00:32:12.480 --> 00:32:15.000
‫عزیزم...‬

00:32:17.680 --> 00:32:19.400
‫خبرهای انفجاری دارم!‬

00:32:20.680 --> 00:32:23.640
‫نیازی کفش شماره ۴۳ می‌پوشید!‬

00:32:23.640 --> 00:32:28.440
‫حالا از پزشکی قانونی فهمیدم.
او سایز ۴۶ می‌پوشید و داخلش جوراب می‌گذاشت!‬

00:32:28.440 --> 00:32:30.680
‫اَه!
- بازم اَه اَه!‬

00:32:30.680 --> 00:32:34.400
‫او مرده و من نمی‌توانم لعنتش کنم!‬

00:32:36.480 --> 00:32:41.000
‫به هر حال، در بازرسی
خانه‌اش یک اسلحه پیدا شد، دارند بررسی‌اش می‌کنند‬

00:32:41.000 --> 00:32:44.000
‫تعجب می‌کنم...
فقط می‌گویم، تعجب می‌کنم!‬

00:32:44.520 --> 00:32:46.200
‫آیا نیازی جلاد است؟‬

00:32:46.200 --> 00:32:49.800
‫اما خدایا، من هم همین را فکر می‌کردم‬

00:32:50.280 --> 00:32:54.000
‫چرا یک مرد
کفش سایز بزرگتر می‌پوشید؟‬

00:32:54.000 --> 00:32:57.600
‫موهایش بلند است،
بازویش بلند است...‬

00:32:58.880 --> 00:33:03.080
‫آه نیازی آه! اشتباه کردم که
اینقدر به او اعتماد کردم!‬

00:33:03.080 --> 00:33:06.480
‫نمی‌خواهم بگویم که گفتم،
اما حسش می‌کنم‬

00:33:06.480 --> 00:33:08.680
‫حسش می‌کنم، چه کار کنم؟‬

00:33:12.520 --> 00:33:16.200
‫ارن، من به دادگاه می‌روم.
این ۲ نفر می‌توانند بروند‬

00:33:16.200 --> 00:33:18.600
‫بله، آقای دادستان.
- پارس؟‬

00:33:22.680 --> 00:33:24.000
‫بریم‬

00:34:00.080 --> 00:34:03.080
‫اینجا چه کار می‌کنی؟ کشیك می‌دی؟‬

00:34:03.680 --> 00:34:07.480
‫آقای یکتا درخواست جلسه کرد.
تقریباً وقتش رسیده اما...‬

00:34:07.480 --> 00:34:09.800
‫به نظر می‌رسد او بیشتر در موردش فکر خواهد کرد‬

00:34:10.600 --> 00:34:13.480
‫برو داخل و به او یادآوری کن،
منتظر چی هستی؟‬

00:34:15.000 --> 00:34:19.040
‫اینطوری نمی‌شود. او
هنوز فکرهایش را تمام نکرده است‬

00:34:19.720 --> 00:34:22.240
‫الان داری مسخره می‌شوی‬

00:34:23.480 --> 00:34:25.480
‫حالا تمام شد!‬

00:34:27.680 --> 00:34:29.320
‫همه آماده‌اند؟
- آماده‌ایم، آقای یکتا‬

00:34:29.320 --> 00:34:31.080
‫می‌توانیم شروع کنیم‬

00:34:52.600 --> 00:34:57.560
‫انگین هنوز در حال محاکمه بود،
گناه او ثابت نشده بود‬

00:34:57.760 --> 00:35:03.040
‫شاید دادگاه او را
بی‌گناه می‌دانست و آزاد می‌کرد‬

00:35:04.080 --> 00:35:07.600
‫اما جلادش
حکم او را داد‬

00:35:07.600 --> 00:35:09.400
‫او دنبالش کرد‬

00:35:09.600 --> 00:35:15.200
‫جیلین ابتدا سعی کرد پسرم را مسموم کند.
خوشبختانه او زنده ماند‬

00:35:15.200 --> 00:35:17.480
‫وقتی فهمید که او قرار است
فرار کند، دنبالش کرد‬

00:35:17.480 --> 00:35:21.200
‫و سپس، بدون تردید...‬

00:35:21.200 --> 00:35:25.000
‫... او را بی‌رحمانه از ناحیه
قلب هدف قرار داد و کشت‬

00:35:29.680 --> 00:35:31.600
‫به من بگو، چرا؟‬

00:35:32.480 --> 00:35:34.760
‫برای انتقام؟
- نه‬

00:35:35.280 --> 00:35:37.000
‫انتقام به تنهایی کافی نیست‬

00:35:37.000 --> 00:35:39.560
‫انتقام یک انگیزه
انسانی در پشت خود پنهان می‌کند‬

00:35:39.560 --> 00:35:43.600
‫آسیب می‌زنی و آسیب می‌بینی.
درست یا غلط مهم نیست‬

00:35:43.600 --> 00:35:47.680
‫انتقام را می‌توان توضیح داد‬

00:35:53.800 --> 00:35:56.400
‫انگین به قتل رسید...‬

00:35:58.000 --> 00:36:00.800
‫چون جیلین آدم بدی است‬

00:36:00.800 --> 00:36:02.600
‫اینقدر ساده است‬

00:36:05.880 --> 00:36:08.120
‫او از همه عصبانی است‬

00:36:08.120 --> 00:36:12.280
‫او از زندگی عصبانی است.
یک زن دیوانه که نمی‌تواند باخت را تحمل کند‬

00:36:12.280 --> 00:36:15.880
‫یک گوی آتشین که می‌خواهد
دنیا را بسوزاند. یک بی‌رحم!‬

00:36:15.880 --> 00:36:22.800
‫یک زن خطرناک که هیچ چیز را نمی‌بیند.
این خشم او پسرم را از من گرفت‬

00:36:22.800 --> 00:36:33.640
‫ما به همه ثابت خواهیم کرد که او چقدر
عصبانی، چقدر بدجنس و پرخاشگر است‬

00:36:33.640 --> 00:36:39.680
‫ما این واقعیت را از بین می‌بریم که
دادگاه او را قربانی می‌بیند‬

00:36:39.680 --> 00:36:41.000
‫توجه...‬

00:36:42.160 --> 00:36:46.160
‫اول: او به دفتر دادستان رفت
و به پسرم گفت "من تو را خواهم کشت"‬

00:36:46.160 --> 00:36:49.440
‫دوم: او پیش سندا رفت و
دوباره گفت که او را می‌کشد‬

00:36:49.440 --> 00:36:52.400
‫سوم: او به دفتر من هجوم آورد.
شاهد هم وجود دارد‬

00:36:52.400 --> 00:36:55.480
‫او سعی کرد به من حمله کند،
مرا تهدید کرد!‬

00:36:55.480 --> 00:36:59.600
‫یک زن بزرگ، تحصیلکرده، با مدرک!‬

00:36:59.600 --> 00:37:03.600
‫اما ظاهراً او مشکل
خشم دارد، پرخاشگر است!‬

00:37:03.720 --> 00:37:06.560
‫هیچ کاری نیست که او
وقتی عصبانی باشد، نتواند انجام دهد‬

00:37:06.560 --> 00:37:10.400
‫درست مثل اینکه او بی‌رحمانه
انگین را در قلبش هدف قرار داد‬

00:37:14.880 --> 00:37:22.480
‫حالا حوادثی را پیدا کنید و برایم بیاورید
که جیلین تسلیم خشم خود شد‬

00:37:22.480 --> 00:37:24.400
‫همه آنها را در دادگاه ارائه خواهیم کرد‬

00:37:24.400 --> 00:37:28.400
‫این بار جیلین را با
خشمش می‌زنیم!‬

00:37:28.400 --> 00:37:30.480
‫جلسه تمام شد‬

00:37:46.600 --> 00:37:49.880
‫داغ است، مواظب باش‬

00:37:54.600 --> 00:37:57.280
‫نیازی دیگر نمی‌تواند چای بنوشد‬

00:37:58.400 --> 00:38:02.400
‫آره، اما ما در مورد کسی صحبت می‌کنیم
که ممکن است قاتل باشد، جیلین‬

00:38:02.400 --> 00:38:04.640
‫بیایید نیت‌های خوبمان را
برای بشریت نگه داریم‬

00:38:04.640 --> 00:38:07.400
‫باز هم خراب کردم!‬

00:38:07.400 --> 00:38:12.200
‫همه چیز را خراب کردم!
- چه کار کنم؟‬

00:38:12.200 --> 00:38:16.480
‫اگر می‌خواهی، زیر پتو برو،
افسرده شو و تمام روز بخواب‬

00:38:16.600 --> 00:38:19.000
‫دقیقاً همین کاری است که می‌خواهم انجام دهم!‬

00:38:39.880 --> 00:38:43.000
‫چیزی برایت می‌خوانم که به دردت می‌خورد‬

00:38:44.880 --> 00:38:48.000
‫خوب گوش کن. از یک
وب‌سایت خبری است‬

00:38:48.000 --> 00:38:50.480
‫<i>آیا دادستان سابق از همسرش محافظت می‌کند؟</i>‬

00:38:50.600 --> 00:38:53.400
‫<i>انگار کافی نبود که او
مخفیانه پرونده را به همسرش تحویل داد...</i>‬

00:38:53.400 --> 00:38:58.240
‫<i>... معلوم شد که او در حال
بازرسی غیرمجاز صحنه جرم بوده است.</i>‬

00:38:58.240 --> 00:39:01.040
‫<i>کیفرخواست تنظیم شده نیز
موضوع بحث‌های زیادی است...</i>‬

00:39:01.040 --> 00:39:03.600
‫<i>... و گفته می‌شود که
به صورت مغرضانه نوشته شده است.</i>‬

00:39:03.600 --> 00:39:05.480
‫<i>این یک لکه سیاه در
جامعه قضایی است...</i>‬

00:39:05.480 --> 00:39:07.080
‫آن را به من بده!‬

00:39:11.000 --> 00:39:12.400
‫یکتاست، مگر نه؟‬

00:39:12.400 --> 00:39:14.040
‫همیشه آن یکتا!‬

00:39:14.320 --> 00:39:19.080
‫بله، و هر چیزی که در دست داشت،
آنها را به دادستان دریا تحویل داد‬

00:39:19.080 --> 00:39:22.920
‫اما بیایید برویم بخوابیم،
بخوابیم، افسرده شویم...‬

00:39:23.400 --> 00:39:25.200
‫آه! چرا بلند شدی؟‬

00:39:25.400 --> 00:39:28.600
‫دو دوز از یکتا کافی بود.
فوراً حالت انتقام گرفتم‬

00:39:28.600 --> 00:39:31.480
‫آن حالت را رها کن.
مشکل ما حل پرونده است‬

00:39:36.240 --> 00:39:38.680
‫فکر می‌کنم جلادمان را پیدا کردیم‬

00:39:43.280 --> 00:39:46.680
‫چه کسی نیازی را استخدام کرد؟
این سوال اصلی ماست‬

00:39:46.880 --> 00:39:48.600
‫یکتا، البته! بعدی!‬

00:39:48.600 --> 00:39:51.440
‫با شما بحث نمی‌کنم
در مورد تصمیمات عجولانه‌ات‬

00:39:51.440 --> 00:39:53.000
‫پس بیایید اینطور انجامش دهیم‬

00:39:53.000 --> 00:39:57.600
‫بیایید به تصویر بزرگ نگاه کنیم.
بیایید دایره را ببندیم‬

00:40:09.600 --> 00:40:11.480
‫دادستان دریا؟‬

00:41:15.920 --> 00:41:18.480
‫او سخت کار می‌کند،
اما کمی سرد است‬

00:41:18.480 --> 00:41:21.640
‫این تغییر خواهد کرد.
حالا شروع کردی، نگران نباش‬

00:41:21.640 --> 00:41:23.200
‫صبر کن تا در را قفل کنم‬

00:41:36.320 --> 00:41:38.880
‫کسی در زد.
- ای وای خدای من!‬

00:41:38.880 --> 00:41:40.680
‫در را برای من باز می‌کنی؟‬

00:41:40.680 --> 00:41:43.400
‫دادستان پارس؟
دادستان خودم؟‬

00:41:44.000 --> 00:41:46.960
‫من داخل بودم، در را باز کن‬

00:41:46.960 --> 00:41:48.160
‫حقیقت!‬

00:41:54.640 --> 00:41:56.800
‫قبل از قفل کردن، باید به اتاق نگاه کرد!‬

00:41:56.800 --> 00:41:59.760
‫پنجره باز است.
اگر باد بزند، همه چیز می‌افتد!‬

00:41:59.760 --> 00:42:01.760
‫شما نمی‌توانید اینقدر بی‌دقت باشید!‬

00:42:01.760 --> 00:42:04.480
‫من به آن رسیدگی می‌کردم، آقای دادستان‬

00:42:04.480 --> 00:42:05.480
‫به هر حال!‬

00:42:05.480 --> 00:42:09.680
‫به او بگو که دادستان پارس پرونده
ایلگاز کایا را بست و روی میز گذاشت‬

00:42:09.680 --> 00:42:11.200
‫به او خواهم گفت‬

00:42:11.480 --> 00:42:12.880
‫عصر بخیر‬

00:42:12.880 --> 00:42:15.000
‫عصر بخیر، آقای دادستان.
- عصر بخیر، آقای دادستان‬

00:42:17.120 --> 00:42:22.880
‫حالا جیلین هم به حمله ما
ضدحمله خواهد زد‬

00:42:22.880 --> 00:42:26.440
‫جیلین را نمی‌توان دست کم گرفت.
او هم کثیف حمله خواهد کرد‬

00:42:27.520 --> 00:42:31.600
‫به همین دلیل ما باید ببندیم
آنچه را که باز گذاشته‌ایم‬

00:42:31.600 --> 00:42:33.080
‫نگران نباشید‬

00:42:33.080 --> 00:42:38.240
‫یک لیست کوچک تهیه کردم، بررسی‌اش کن.
شاید چیزی را از قلم انداخته باشم‬

00:42:38.240 --> 00:42:39.560
‫نگاهی بینداز و بعداً صحبت می‌کنیم‬

00:42:39.560 --> 00:42:41.680
‫نگران نباش. باشه‬

00:43:04.520 --> 00:43:08.080
‫اگر قرار است نوا را
بیرون بکشیم، باید با او صحبت کنیم‬

00:43:09.800 --> 00:43:11.480
‫من این کار را خواهم کرد‬

00:43:13.200 --> 00:43:15.200
‫چه اتفاقی افتاد، چرا اینطور ماندی؟‬

00:43:15.200 --> 00:43:17.800
‫نمی‌توانم با نامزد سابقت صحبت کنم؟‬

00:43:18.680 --> 00:43:21.080
‫نگران نباش، وارد اطلاعات
شخصی‌ات نمی‌شوم!‬

00:43:21.080 --> 00:43:23.320
‫نه، می‌توانی صحبت کنی،
اما فقط جالب است‬

00:43:25.680 --> 00:43:29.640
‫فکر می‌کنم نوا دختر شیرینی است.
او زن متمدنی است‬

00:43:29.640 --> 00:43:31.440
‫همینطور است‬

00:43:31.440 --> 00:43:35.880
‫اگرچه چیزی که تو به آن تمدن می‌گویی
تنها هیولای زن باقی‌مانده بود، مگر نه؟‬

00:43:35.880 --> 00:43:40.800
‫یعنی او کاری کرد
و به انگین یک کارت برنده داد!‬

00:43:42.800 --> 00:43:45.000
‫نمی‌توانیم بدانیم‬

00:43:45.680 --> 00:43:49.000
‫می‌گویم فردا برو این
راننده مراد را ببین‬

00:43:49.680 --> 00:43:51.400
‫چقدر عجیب!‬

00:43:51.680 --> 00:43:54.160
‫ما همه این افراد را می‌شناسیم‬

00:43:54.160 --> 00:43:58.840
‫ما با همه آنها تماس خاصی داریم،
اما یکی از آنها محرک است!‬

00:43:58.840 --> 00:44:00.640
‫یعنی یک قاتل‬

00:44:02.640 --> 00:44:06.400
‫به وضوح یکتاست،
من مطمئنم!‬

00:44:08.280 --> 00:44:14.000
‫کمی تحقیق کنیم؟ و شاید
یک کارت برنده برای از بین بردنش پیدا کنیم‬

00:44:14.000 --> 00:44:16.880
‫و او وقت نخواهد داشت تا با ما سر و کله بزند‬

00:44:16.880 --> 00:44:20.400
‫چون ما در جنگ هستیم، چرا
اسلحه برنمی‌داریم؟‬

00:44:20.400 --> 00:44:22.840
‫چرا از کمر
پایین نمی‌زنیم، خانم جیلین!‬

00:44:22.840 --> 00:44:25.400
‫ما روی پرونده خود تمرکز خواهیم کرد‬

00:44:25.400 --> 00:44:27.400
‫من چیزی می‌گویم‬

00:44:28.000 --> 00:44:30.000
‫شما خیلی خسته‌کننده هستید‬

00:44:30.600 --> 00:44:33.000
‫خیلی ممنونم‬

00:44:37.480 --> 00:44:39.200
‫ارن منتظر ماست. ما داریم می‌رویم.
- باشه‬

00:44:41.400 --> 00:44:42.920
‫بیایید با ماشین من برویم‬

00:44:42.920 --> 00:44:44.400
‫برویم یا...‬

00:44:45.480 --> 00:44:47.480
‫تنها بروی؟‬

00:44:47.880 --> 00:44:49.200
‫چرا؟‬

00:44:49.200 --> 00:44:54.360
‫می‌خواهم کمی قدم بزنم.
هنوز حالم بد است‬

00:44:54.360 --> 00:44:57.680
‫باشه، با ارن صحبت می‌کنیم
و بعد با هم قدم می‌زنیم‬

00:44:57.680 --> 00:45:01.000
‫فکر می‌کنم برای مدتی نیاز دارم تنها باشم‬

00:45:01.000 --> 00:45:07.080
‫البته، مگر اینکه اشتباه متوجه شوید.
می‌خواهم صدای توی سرم را ساکت کنم!‬

00:45:07.080 --> 00:45:10.120
‫فهمیدم، باشه.
لازم نیست آن را تحلیل کنی‬

00:45:10.120 --> 00:45:13.600
‫باشه، می‌خواهی تنها باشی.
بعداً می‌بینمت‬

00:45:13.600 --> 00:45:15.560
‫فقط یک دقیقه.
بی‌ادبی نبود، بود؟‬

00:45:15.560 --> 00:45:16.360
‫به چه کسی؟‬

00:45:16.360 --> 00:45:19.000
‫به ایلگاز عزیزم؟‬

00:45:20.680 --> 00:45:23.000
‫بعداً می‌بینمت‬

00:45:43.080 --> 00:45:45.320
‫برادر، از شما می‌خواهم که درک کنید‬

00:45:45.320 --> 00:45:49.120
‫فکر می‌کنی قاتل وجود دارد؟
- بله‬

00:45:49.640 --> 00:45:51.680
‫و آن قاتل نیازی است‬

00:45:51.680 --> 00:45:55.440
‫چند چیز در ذهن دارم.
حالا که فکرش را می‌کنم...‬

00:45:55.840 --> 00:45:57.320
‫موها مطابقت دارند‬

00:45:57.320 --> 00:46:02.200
‫سایز کفش بزرگتر می‌پوشد.
بعضی چیزها واضح است‬

00:46:03.280 --> 00:46:07.600
‫یعنی او جزئیات را نه برای محافظت
از شخص دیگری، بلکه برای محافظت از خودش تغییر داد...‬

00:46:07.600 --> 00:46:09.160
‫دقیقاً!‬

00:46:09.160 --> 00:46:12.480
‫اما سوال واقعی الان این است.
بیایید به بزرگترین سوال برویم...‬

00:46:12.480 --> 00:46:14.320
‫محرک کیست؟‬

00:46:20.320 --> 00:46:22.320
‫<i>تو هم آنجا بنشین.</i>‬

00:46:27.320 --> 00:46:28.600
‫ارن چه می‌خواهی؟‬

00:46:28.600 --> 00:46:30.800
‫فکر می‌کنم در زمان
اشتباهی تماس گرفتم، دادستان‬

00:46:30.800 --> 00:46:34.360
‫نه، زمان اشتباهی نیست،
متاسفم ارن! تو هستی!‬

00:46:34.360 --> 00:46:35.800
‫سریع بگو!‬

00:46:39.440 --> 00:46:42.400
‫خوب استراحت کنید، آقای دادستان.
با احترام من‬

00:46:44.200 --> 00:46:46.320
‫او رفته، ما دادستان
پارس را برای همیشه از دست دادیم‬

00:46:46.320 --> 00:46:50.360
‫اما خدایا، من امید داشتم که
عصبانیتش فروکش کند اما هیچ!‬

00:46:50.360 --> 00:46:53.400
‫به هر حال، هنوز تعجب می‌کنم که
چگونه از آن دیوارها عبور کردیم‬

00:46:53.400 --> 00:46:56.880
‫مرد، او ما را فوراً غافلگیر کرد‬

00:46:56.880 --> 00:47:00.000
‫حالا او همیشه ما را مسخره خواهد کرد!‬

00:47:00.000 --> 00:47:03.400
‫فقط به خاطر اینکه عصبانی است،
به این معنی نیست که اشتباه می‌کند‬

00:47:03.400 --> 00:47:05.760
‫این قسمت مربوط به ماست.
او کارش را انجام خواهد داد، ما هم همینطور‬

00:47:05.760 --> 00:47:07.880
‫بقیه به نوعی
ترتیب داده خواهد شد‬

00:47:07.880 --> 00:47:09.800
‫حق با توست، برادر‬

00:47:09.800 --> 00:47:12.760
‫به هر حال، داداش، کمی عجله دارم.
به سختی از دست رئیس متین فرار کردم‬

00:47:12.760 --> 00:47:15.040
‫اطلاعات را به شما می‌دهم و می‌روم‬

00:47:15.320 --> 00:47:19.280
‫ما سلاح پیدا شده در خانه نیازی را
بررسی کردیم. با دو قتل حل نشده مطابقت دارد‬

00:47:19.680 --> 00:47:22.880
‫فکر می‌کردم این اولین و
تنها (قتل) است، اما این را انتظار نداشتم‬

00:47:22.880 --> 00:47:26.600
‫قسم می‌خورم، همانطور که شما مشکوک بودید،
نیازی یک قاتل واقعی است‬

00:47:27.080 --> 00:47:32.200
‫ما یک قاتل کنار خود داشتیم!
فقط با فکر کردن به آن عصبانی می‌شوم‬

00:47:32.200 --> 00:47:34.080
‫واضح است که او این کار را برای پول انجام داده است‬

00:47:34.080 --> 00:47:37.720
‫می‌توانید برای
پول این کار را بکنید؟ شما یک پلیس هستید، پلیس!‬

00:47:37.720 --> 00:47:40.680
‫اولین چیزی که به آن فکر می‌کنی پول است.
احتمالاً همینطور است‬

00:47:40.680 --> 00:47:44.360
‫اما ما نمی‌دانیم شاید در مورد چیز
دیگری، او همه این کارها را انجام داد. باید بررسی کنی‬

00:47:44.360 --> 00:47:49.280
‫برادر، او تلفن همراه گیوکسو را برداشت و
یک ساعت در دفتر تیلمن پرسه زد‬

00:47:49.640 --> 00:47:51.800
‫رئیس متین، او یک
عملیات کامل را شروع کرده است‬

00:47:51.800 --> 00:47:54.800
‫اداره در آتش است!
به زودی خواهیم فهمید‬

00:47:55.080 --> 00:47:57.680
‫به هر حال، برادر، من باید بروم‬

00:48:00.600 --> 00:48:02.600
‫خداحافظ، برادر‬

00:48:04.360 --> 00:48:10.000
‫۲۰ ژانویه ۲۰۲۰.
یعنی دو سال پیش‬

00:48:10.000 --> 00:48:14.320
‫تاجر موسی اندرمنجی‬

00:48:17.200 --> 00:48:21.520
‫او دقیقاً دو سال
پیش هنگام اسکی در کاراتپه کشته شد‬

00:48:22.320 --> 00:48:24.320
‫با ۲ گلوله‬

00:48:24.800 --> 00:48:27.600
‫ممکن است خبرها را در روزنامه‌ها دیده باشید‬

00:48:27.600 --> 00:48:33.680
‫گلوله‌های جسد او و
گلوله‌های خانه نیازی مطابقت دارند‬

00:48:33.680 --> 00:48:36.800
‫آیا نیازی با این مرد ارتباطی دارد؟‬

00:48:36.800 --> 00:48:38.560
‫آیا نیازی آن روز سر کار رفت؟‬

00:48:38.560 --> 00:48:40.440
‫اگر رفت، چه ساعتی رفت، چه ساعتی برگشت؟‬

00:48:40.440 --> 00:48:45.400
‫تمام فیلم‌های دوربین
اتوبوس‌هایی که به کاراتپه می‌روند‬

00:48:45.400 --> 00:48:51.040
‫دوربین‌های امنیتی ورودی کاراتپه،
سوابق HTS، همه چیز را دوباره بررسی خواهیم کرد‬

00:48:51.040 --> 00:48:54.680
‫شاید او ماشین اجاره کرده بود.
بیایید همه اینها را یکی یکی بررسی کنیم‬

00:48:54.680 --> 00:48:57.040
‫این کار مال توست، امید.
- طبق دستور شما، رئیس‬

00:48:59.080 --> 00:49:03.040
‫در ماه مه ۲۰۱۲، یک
پیک به قتل رسید‬

00:49:03.040 --> 00:49:07.320
‫این دوست برای تحویل بسته
به آدرس می‌رود‬

00:49:07.320 --> 00:49:10.680
‫آنها در را باز می‌کنند و
به پیشانی او شلیک می‌کنند‬

00:49:10.680 --> 00:49:12.000
‫هیچ کس در خانه نبود‬

00:49:12.000 --> 00:49:14.920
‫صاحبان خانه در آن زمان
در آلمان بودند‬

00:49:14.920 --> 00:49:17.240
‫اگر به یاد داشته باشید، ما آن زمان تحقیق کردیم‬

00:49:17.240 --> 00:49:20.520
‫ما هیچ اثری یا چیزی پیدا نکردیم.
به همین دلیل حل نشده باقی ماند‬

00:49:20.520 --> 00:49:22.960
‫و هیچ دوربین
امنیتی هم پیدا نکردیم، رئیس‬

00:49:22.960 --> 00:49:26.080
‫حق با شماست. اما حالا
وضعیت فرق می‌کند‬

00:49:26.080 --> 00:49:31.760
‫گلوله پیدا شده روی این مرد
با گلوله پیدا شده در خانه نیازی مطابقت دارد‬

00:49:31.760 --> 00:49:37.720
‫حالا، آیا نیازی مظنون
در هر دو این قتل‌هاست؟‬

00:49:37.720 --> 00:49:43.640
‫گذشته نیازی، خویشاوندانش،
همسایگانش، دوستانش...‬

00:49:43.640 --> 00:49:45.760
‫همه را یکی یکی بررسی خواهیم کرد. باشه؟‬

00:49:45.800 --> 00:49:49.040
‫حساب‌های بانکی او،
واریز و برداشت‌ها‬

00:49:49.040 --> 00:49:51.240
‫شما همه آنها را بررسی خواهید کرد‬

00:49:51.240 --> 00:49:54.720
‫چه ساعتی سر کار می‌رود؟
بعد از کار با چه کسی معاشرت می‌کند؟‬

00:49:54.720 --> 00:49:58.040
‫شما همه اینها را یکی یکی بررسی خواهید کرد.
باشه؟ بیا‬

00:49:58.040 --> 00:50:01.440
‫شما با سوالات به سراغ من نمی‌آیید،
بلکه با پاسخ‌ها. فهمیدی؟‬

00:50:01.440 --> 00:50:04.400
‫بگذار ببینیم.
- به فرمان شما، رئیس‬

00:50:29.640 --> 00:50:32.600
‫چنار! پسر، یک دقیقه صبر کن‬

00:50:33.080 --> 00:50:36.600
‫از اینکه بهت بگم وایسا خسته شدم.
یک ثانیه صبر کن‬

00:50:36.880 --> 00:50:40.200
‫پسر، فکر می‌کنی با نادیده گرفتن
من، از این قضیه خلاص می‌شویم؟‬

00:50:40.200 --> 00:50:44.280
‫پسر، باید کمی پول پیدا کنیم.
همه ما را نابود خواهند کرد‬

00:50:46.080 --> 00:50:48.280
‫باید از پدربزرگت بپرسیم؟‬

00:50:53.200 --> 00:50:54.800
‫برادر، چه بگوییم به او؟‬

00:50:54.800 --> 00:50:59.040
‫مثلاً، "پدربزرگ، ما دو نفر
احمق‌ترین آدم‌های دنیا هستیم...‬

00:50:59.040 --> 00:51:01.560
‫دست داریم اما هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهیم...‬

00:51:01.560 --> 00:51:06.960
‫ما از مافیا کالا دزدیدیم
اما نمی‌توانیم آن را پرداخت کنیم، شما می‌توانید پرداخت کنید؟"‬

00:51:06.960 --> 00:51:08.160
‫نظرت چیست؟‬

00:51:08.160 --> 00:51:11.360
‫پسر، به او خواهیم گفت.
خواهیم گفت که اشتباه کردیم‬

00:51:11.360 --> 00:51:14.360
‫اگر لازم باشد، به پایش می‌افتیم.
نمی‌توان این کار را کرد؟‬

00:51:14.360 --> 00:51:16.000
‫نه، برادر من‬

00:51:18.640 --> 00:51:26.400
‫باشه پس، بگذار مردانشان بیایند و گلوی ما را ببرند
و پدربزرگت بعداً به ما رسیدگی خواهد کرد‬

00:51:27.680 --> 00:51:31.800
‫به دخترها زنگ بزن که به
پشتی بام بیایند جایی که روز دیگر ملاقات کردیم‬

00:51:31.800 --> 00:51:37.400
‫بگذار هر پولی که دارند
و آنچه را که آن روز خریدند بیاورند‬

00:51:37.400 --> 00:51:41.200
‫بگذارید آنچه را که در
دست داریم به آنها بدهیم و بعد می‌بینیم. باشه؟‬

00:51:41.200 --> 00:51:43.000
‫به امید دیدار‬

00:52:23.360 --> 00:52:26.840
‫عروسم، خانم وکیل، آمد.
خوش آمدی‬

00:52:26.840 --> 00:52:29.840
‫فکر کنم بد موقع آمدم، وقتی داشتید می‌رفتید‬

00:52:29.840 --> 00:52:34.680
‫نه، نه. زمان همیشه
برای تو مناسب است. بیا، برویم داخل‬

00:52:41.440 --> 00:52:46.320
‫بگو.
چه بادی تو را به اینجا آورد؟‬

00:52:48.440 --> 00:52:51.480
‫زیاد معطلت نمی‌کنم،
به هر حال داشتید می‌رفتید‬

00:52:51.600 --> 00:52:53.720
‫پس مستقیم می‌روم سر اصل مطلب‬

00:52:53.720 --> 00:52:58.480
‫من کسانی را دوست دارم که مستقیم سر اصل مطلب می‌روند
و از بیرون آن را نمی‌آورند!‬

00:52:58.480 --> 00:53:02.600
‫برو سر اصل مطلب!
چه کسی تو را ناراحت کرد؟‬

00:53:03.000 --> 00:53:05.880
‫ایلگاز کمی در مورد شما به من گفت‬

00:53:05.880 --> 00:53:07.880
‫البته من هم کمی تحقیق کردم‬

00:53:07.880 --> 00:53:12.480
‫من شخصاً می‌دانم که شما
در زندان هم نفوذ دارید‬

00:53:12.480 --> 00:53:15.800
‫ما هم چند ترفند داریم‬

00:53:20.000 --> 00:53:23.520
‫خواستم در مورد موضوعی از شما کمک بخواهم‬

00:53:23.520 --> 00:53:25.600
‫و جان من فدای تو، عروسم‬

00:53:25.600 --> 00:53:31.800
‫برای تو، نوه‌هایم و
فرزندانم، من قربانی می‌شوم‬

00:53:31.800 --> 00:53:33.480
‫بگو تا انجام شود!‬

00:53:34.000 --> 00:53:36.800
‫پرونده‌ای هست که
من در حال محاکمه‌اش هستم، می‌دانید‬

00:53:36.800 --> 00:53:39.880
‫پرونده قتل انگین تیلمن.
- البته که می‌دانم‬

00:53:39.880 --> 00:53:44.720
‫پس شما هم یکتا تیلمن را می‌شناسید.
- این یکتا چه کرد؟‬

00:53:44.720 --> 00:53:50.320
‫او یک وکیل مشهور در
حلقه ماست، با شرکت حقوقی خودش‬

00:53:50.320 --> 00:53:53.520
‫او همیشه کارش را پیش می‌برد.
او پدر انگین است‬

00:53:53.520 --> 00:53:57.400
‫خلاصه، ما طرفین
مخالف این پرونده هستیم‬

00:53:57.400 --> 00:54:00.680
‫اینطور به نظر می‌رسد، اما ما دقیقاً
نمی‌دانیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است‬

00:54:00.680 --> 00:54:03.400
‫چرا پرانتز باز کردی؟
این یعنی چه؟‬

00:54:04.520 --> 00:54:08.960
‫اسمی هست،
لیستی هست اما...‬

00:54:08.960 --> 00:54:14.560
‫انگین قبل از مرگش پدرش را تهدید کرد. او
دیگران را هم تهدید کرد، اما این مسئله ما نیست‬

00:54:14.560 --> 00:54:19.600
‫در واقع، می‌خواهم بدانم انگین
با چه چیزی یکتا را تهدید کرد‬

00:54:19.600 --> 00:54:25.720
‫یعنی این یکتا آنقدر آدم بدی است
که می‌تواند یک قاتل بچه باشد، درست است؟‬

00:54:26.000 --> 00:54:33.280
‫ما حتی نمی‌توانیم او را قدیس بنامیم! او در گذشته
کارهای زیادی کرده و با من وسواس دارد‬

00:54:33.280 --> 00:54:40.720
‫حتی در ایلگاز. از همه جا حمله می‌کند.
من هم می‌خواهم به او پاسخ دهم اما چیزی ندارم‬

00:54:42.280 --> 00:54:46.720
‫فهمیدم.
- گفتم می‌توانی کمکم کنی‬

00:54:46.720 --> 00:54:52.840
‫شاید بتوانیم او را تماشا کنیم.
شاید بعضی از رازهای او را بفهمیم...‬

00:54:52.840 --> 00:54:57.480
‫شاید حداقل بتوانیم
چیزی برای شکست دادنش پیدا کنیم‬

00:54:57.800 --> 00:55:04.000
‫اما ممکن است پیدا نکنیم، البته.
چون ناامید هستم به سراغ شما آمدم‬

00:55:06.080 --> 00:55:12.600
‫تا صبح به من زمان بده.
من تو را پیدا خواهم کرد‬

00:55:13.400 --> 00:55:15.200
‫باشه. ممنون‬

00:55:15.200 --> 00:55:18.160
‫بگذار چیزی پیدا کنیم
و بعد از من تشکر کن، عزیزم‬

00:55:18.160 --> 00:55:21.200
‫باشه پس، برویم‬

00:55:21.680 --> 00:55:27.240
‫راستی، ایلگاز نمی‌داند من اینجا آمدم.
خوشحال می‌شوم اگر او نفهمد‬

00:55:27.240 --> 00:55:29.840
‫وقتی آمدی، فهمیدم،
نگران نباش‬

00:55:29.840 --> 00:55:38.680
‫ما رازهایمان را
به گور می‌بریم‬

00:55:38.680 --> 00:55:41.800
‫فهمیدم، پس بلند شو‬

00:55:42.600 --> 00:55:44.480
‫شب بخیر‬

00:56:16.320 --> 00:56:18.920
‫یکتا تیلمن...‬

00:56:22.280 --> 00:56:25.280
‫<i>"مدرک جعلی"</i>‬

00:56:35.120 --> 00:56:38.600
‫ایلگاز، چنار الان کار می‌کند؟‬

00:56:39.280 --> 00:56:40.480
‫بله‬

00:56:40.480 --> 00:56:44.800
‫اساساً من برای او کاری پیدا کرده بودم
اما او می‌خواست خودش تلاش کند‬

00:56:44.800 --> 00:56:49.280
‫او در باشگاه بیلیارد پدربزرگش کار می‌کند.
البته، این فرصت از دست رفت‬

00:56:49.280 --> 00:56:53.080
‫آیا آنجا برایش مناسب است؟ منظورم
این است که جای امنی است؟‬

00:56:53.080 --> 00:56:57.280
‫چیزی نمی‌گویم چون او با پدربزرگمان است
اما خوشحال‌تر می‌شدم اگر جای دیگری کار می‌کرد‬

00:56:57.280 --> 00:57:00.280
‫از او بپرس اگر آنجا راضی نیست...‬

00:57:00.600 --> 00:57:05.280
‫شاید راضی نباشد، اما فکر می‌کند
هیچ چاره دیگری ندارد‬

00:57:06.200 --> 00:57:07.840
‫شاید حق با شما باشد.
با او صحبت خواهم کرد‬

00:57:07.840 --> 00:57:10.200
‫فکر می‌کنم باید امروز
از او بپرسید، به تعویق نیندازید‬

00:57:10.200 --> 00:57:12.400
‫چرا ناگهان اینقدر به او وابسته شدی؟‬

00:57:13.200 --> 00:57:16.000
‫شما به خاطر من از خانواده‌تان غافل می‌شوید‬

00:57:16.000 --> 00:57:19.600
‫اگر او می‌دانست چنین فرصت شغلی
وجود دارد، شاید آنجا کار می‌کرد...‬

00:57:20.000 --> 00:57:24.360
‫شما اصلاً چنار را نمی‌شناسید. حتی اگر
به او می‌گفتم، احتمالاً می‌گفت نه‬

00:57:24.360 --> 00:57:27.680
‫باشه، خوش آمدید.
به شما گفتم و می‌روم‬

00:57:27.680 --> 00:57:32.320
‫ارن را می‌بینم، از آنجا به
زندان می‌روم تا مراد را ببینم و سپس به اینجا برمی‌گردم‬

00:57:32.320 --> 00:57:35.600
‫باشه و بعد می‌رویم
دنبال پرونده‌ها در فایل می‌گردیم‬

00:57:38.600 --> 00:57:40.000
‫بگو!‬

00:57:40.680 --> 00:57:42.000
‫چی؟‬

00:57:42.200 --> 00:57:46.000
‫نگرانی، یک هشدار
در چشمانت هست، بگو‬

00:57:46.000 --> 00:57:47.320
‫نه‬

00:57:47.320 --> 00:57:50.400
‫نه، نه، هست.
من آن نگاه را می‌شناسم‬

00:57:50.400 --> 00:57:53.480
‫حالا استرس داری چون می‌خواهم
نامزد سابقت را ببینم، مگر نه؟‬

00:57:53.480 --> 00:57:55.960
‫در واقع ما کمی در
تقسیم کار اشتباه کردیم!‬

00:57:55.960 --> 00:58:00.040
‫اما شما حتی مجوز هم ندارید.
نمی‌توانیم شما را به زندان بفرستیم‬

00:58:00.040 --> 00:58:05.000
‫نگران نباش، نامزد سابق دوستم را
در دفترش دفن می‌کنم و برمی‌گردم‬

00:58:06.080 --> 00:58:09.000
‫کمتر خونی و بی‌درد خواهد بود‬

00:58:09.880 --> 00:58:14.480
‫باشه، قول می‌دهم.
آرام و با دقت خواهم بود‬

00:58:14.480 --> 00:58:17.480
‫اگر بخواهم خیلی مهربانم!
- واقعاً؟‬

00:58:18.080 --> 00:58:19.800
‫به امید دیدار...‬

00:58:21.680 --> 00:58:23.000
‫موبایلم...‬

00:58:24.080 --> 00:58:27.200
‫هر چه داری از اینجا بردار.
- این را به من بده‬

00:58:36.880 --> 00:58:41.200
‫وای خدای من! حتی زندگی من
هم منظم‌تر از این است‬

00:58:48.000 --> 00:58:49.800
‫اصلاً از آنها خوشم نمی‌آید...‬

00:58:51.400 --> 00:58:55.840
‫دادگاه‌ها!
شما اینجا زیاد وقت می‌گذرانید، پس...‬

00:58:55.840 --> 00:58:59.840
‫بله، بستگی دارد که در کدام طرف وقت می‌گذرانید‬

00:58:59.840 --> 00:59:01.320
‫درست است، درست است‬

00:59:02.800 --> 00:59:05.760
‫حالا که مرا پیدا کردی، کمکم می‌کنی؟‬

00:59:05.760 --> 00:59:08.400
‫تا جایی که بتوانم‬

00:59:21.000 --> 00:59:23.400
‫کم و بیش‬

00:59:24.400 --> 00:59:26.600
‫<i>آیلا اِندار.</i>‬

00:59:28.000 --> 00:59:33.280
‫آیا ربطی به یکتا دارد؟ آیا
انگین او را با این تهدید می‌کرد؟ آیا آنها دشمن هستند؟‬

00:59:33.280 --> 00:59:35.480
‫چشمانت برق زد!‬

00:59:35.480 --> 00:59:39.680
‫وای بر کسانی که این هوش را
پشت چشمانشان نمی‌بینند‬

00:59:39.680 --> 00:59:45.440
‫تو باهوشی، جوانی، تکنولوژی را
بهتر از من می‌فهمی‬

00:59:45.440 --> 00:59:52.480
‫گرچه در هزارتو هستیم، فقط تو می‌توانی
با هوش خودت از آن خارج شوی‬

00:59:54.080 --> 00:59:56.400
‫رنگ خاکستری خیلی بهت می‌آید!‬

00:59:56.400 --> 01:00:02.400
‫آفرین نوه‌ام، زیباترین دختر
استانبول را به خانه ما به عنوان عروس آوردی!‬

01:00:02.400 --> 01:00:03.720
‫ممنون‬

01:00:03.800 --> 01:00:05.480
‫خداحافظ‬

01:00:19.800 --> 01:00:22.760
‫جوانان؟
- برای تو خوب است‬

01:00:23.960 --> 01:00:26.600
‫قهوه صبحگاهی از طرف من.
- واقعاً؟‬

01:00:28.400 --> 01:00:31.360
‫مطمئنم شما چیز خوبی برای جیلین دارید‬

01:00:31.360 --> 01:00:33.440
‫و واقعاً خیلی خوب!‬

01:00:37.240 --> 01:00:41.360
‫می‌دانید ایلگاز دو ماه پیش
جیلین را دستگیر کرد؟‬

01:00:41.360 --> 01:00:44.200
‫نه، باز چه خیری داشت؟‬

01:00:44.200 --> 01:00:48.280
‫چون وقتی هنوز دادستان بود، در وسط
خیابان به او حمله کرد‬

01:00:50.000 --> 01:00:53.520
‫اینها هستند!‬

01:00:53.520 --> 01:00:57.840
‫کسی که نمی‌تواند اعصابش را کنترل کند،
کسی که وقتی عصبانی می‌شود چشمانش می‌چرخد...‬

01:00:57.840 --> 01:01:01.720
‫جیلین ارگوان! عالی!‬

01:01:02.120 --> 01:01:04.360
‫امروز پرونده را از پلیس بگیرید...‬

01:01:04.360 --> 01:01:08.200
‫ما هر کسی را که در زمان دستگیری
حاضر بود، به عنوان شاهد در دادگاه ارائه خواهیم کرد‬

01:01:08.200 --> 01:01:14.320
‫ما همچنین نظر روانپزشکی را درخواست خواهیم کرد.
بیایید مشکل خشم او را مستند کنیم‬

01:01:14.320 --> 01:01:18.640
‫خوب است، اما نباید چیز دیگری پیدا کنیم؟‬

01:01:20.680 --> 01:01:24.880
‫حق با شماست، ما باید
چیز دیگری پیدا کنیم‬

01:01:26.680 --> 01:01:29.000
‫جونیات؟‬

01:01:29.400 --> 01:01:32.000
‫او نامزد سابق خانم...‬

01:01:32.000 --> 01:01:39.800
‫او می‌تواند شهادت دهد که این زن غیرقابل کنترل است،
و اگر عصبانی شود چه کارهایی از او ساخته نیست...‬

01:01:40.200 --> 01:01:42.080
‫چیز دیگری به شما می‌گویم‬

01:01:42.480 --> 01:01:48.480
‫بگذار بگوید که به سختی جانش را
از دست او نجات داد، که او هم سعی کرد او را بکشد؟‬

01:01:49.200 --> 01:01:52.000
‫شوخی کردم، واقعاً نه‬

01:01:54.400 --> 01:02:00.200
‫نمی‌دانم چقدر، اما آیا او این کار را می‌کند؟‬

01:02:02.680 --> 01:02:04.600
‫ما این کار را خواهیم کرد‬

01:02:07.880 --> 01:02:11.600
‫قهوه سفارش بدهم؟
- دوبل تلخ به دفتر من‬

01:02:37.800 --> 01:02:40.000
‫حرف شما را قطع کردم، ببخشید!‬

01:02:50.640 --> 01:02:52.680
‫درست دیدم؟‬

01:02:56.280 --> 01:02:59.200
‫شما چیزی را قطع نکردید، لطفاً‬

01:03:07.280 --> 01:03:09.200
‫بله، می‌شنوم‬

01:03:16.280 --> 01:03:22.880
‫اول از همه، اگر امروز بیرون هستم، به
خاطر تصمیم شماست. ممنونم‬

01:03:23.000 --> 01:03:26.800
‫لازم نیست از من تشکر کنی.
من کاری را که درست بود انجام دادم‬

01:03:28.280 --> 01:03:30.600
‫بله؟ منظورم؟‬

01:03:30.600 --> 01:03:33.960
‫تاریخ محاکمه
اعلام شده است، شاید شنیده باشید‬

01:03:33.960 --> 01:03:35.680
‫دنبالش نمی‌کنم‬

01:03:35.680 --> 01:03:39.360
‫باشه، پس مستقیم می‌روم سر اصل مطلب‬

01:03:40.200 --> 01:03:44.480
‫روزی که انگین مسموم شد،
شما در زندان بودید، چرا؟‬

01:03:44.480 --> 01:03:48.000
‫بفرمایید؛‬

01:03:49.000 --> 01:03:51.000
‫من یک سوال بسیار ساده پرسیدم‬

01:03:51.800 --> 01:03:55.440
‫نام شما در
دفتر مهمانان زندان ثبت شده است‬

01:03:55.440 --> 01:03:59.880
‫ایلگاز شما را دید که وارد تراموا شدید.
چرا سوار آمبولانس شدید؟‬

01:04:00.480 --> 01:04:02.200
‫برو بیرون!‬

01:04:04.480 --> 01:04:06.720
‫این خیلی عجیب نیست؟‬

01:04:07.080 --> 01:04:10.040
‫تا جایی که من می‌دانم، شما
هیچ ارتباطی با انگین ندارید‬

01:04:10.040 --> 01:04:13.000
‫البته، اگر ارتباطی هست که من از آن خبر ندارم...‬

01:04:15.480 --> 01:04:17.680
‫به شما گفتم برو بیرون‬

01:04:17.680 --> 01:04:20.600
‫جلوی شما یک قاضی است!‬

01:04:20.600 --> 01:04:25.440
‫مراقب حرف‌ها و ایده‌هایت باش
وگرنه دوباره پیش من نیا!‬

01:04:25.440 --> 01:04:27.000
‫جایگاهت را به یاد داشته باش‬

01:04:29.000 --> 01:04:33.360
‫خب پس، من از دادگاه
خواهم خواست که از شما بپرسد‬

01:04:33.360 --> 01:04:37.880
‫امیدوارم چیزی برای پنهان کردن نداشته باشید‬

01:04:41.800 --> 01:04:43.400
‫یا دارید؟‬

01:04:48.000 --> 01:04:49.440
‫خب‬

01:04:49.440 --> 01:04:52.200
‫پس همه در محاکمه...‬

01:04:53.080 --> 01:04:55.280
‫خودش من را خواست‬

01:04:59.280 --> 01:05:03.920
‫یک روز صبح که به دفترم آمدم،
یادداشتی زیر در پیدا کردم‬

01:05:04.520 --> 01:05:08.720
‫چه کسی آن را آورد، چه کسی آن را گذاشت، نمی‌دانم.
اما یادداشت می‌گفت او می‌خواهد مرا ببیند‬

01:05:08.720 --> 01:05:13.720
‫من از روی کنجکاوی به دیدارش رفتم
اما نه او را دیدم و نه صحبت کردم‬

01:05:13.720 --> 01:05:15.000
‫همین است‬

01:05:15.000 --> 01:05:16.800
‫می‌توانم یادداشت را ببینم؟‬

01:05:19.000 --> 01:05:20.400
‫انداختم‬

01:05:20.800 --> 01:05:22.400
‫انداختیش دور؟؟؟‬

01:05:23.680 --> 01:05:25.280
‫فهمیدم‬

01:05:26.000 --> 01:05:31.120
‫جوابم را گرفتم.
دوباره، متاسفم برای قطع صحبتتان‬

01:05:31.120 --> 01:05:34.240
‫شما را معطل کردم. موفق باشید‬

01:05:47.280 --> 01:05:51.200
‫جونت، می‌توانیم صحبت کنیم؟‬

01:05:51.400 --> 01:05:53.000
‫من یک تست بازیگری دارم‬

01:05:53.000 --> 01:05:56.000
‫باشه، برای تست دیر می‌رسی.
- جیلین؟?‬

01:05:57.200 --> 01:06:00.480
‫باشه. من اینجا منتظر می‌مانم، برو داخل‬

01:06:00.480 --> 01:06:03.400
‫دو دقیقه - دو سوال...‬

01:06:04.880 --> 01:06:08.080
‫دو دقیقه به من فرصت بدهید، الان می‌آیم‬

01:06:21.280 --> 01:06:22.880
‫چه می‌خواهی؟?‬

01:06:22.880 --> 01:06:24.280
‫این از کی شروع شده؟‬

01:06:24.280 --> 01:06:28.360
‫چقدر طول کشیده، جیلین؟ به من می‌گویی
مزخرف. برای همین من را اینجا صدا زدی؟‬

01:06:28.360 --> 01:06:31.600
‫تو مرا فریب نمی‌دهی! بگو، از کی؟
- ما فقط صحبت می‌کردیم‬

01:06:31.600 --> 01:06:34.520
‫مگر کورم، جونت؟ منظورت چیست
فقط صحبت می‌کردید؟‬

01:06:35.120 --> 01:06:40.480
‫همچنین، به من ربطی ندارد. من از
روی حسادت نپرسیدم و شما این را می‌دانید‬

01:06:40.480 --> 01:06:44.200
‫آیا قصدی هست، منفعتی هست؟
کنجکاوم که آیا واقعی است‬

01:06:45.000 --> 01:06:46.400
‫واقعی است‬

01:06:46.400 --> 01:06:50.640
‫خوب. پس برای همه آرزوی موفقیت دارم.
پارس می‌داند؟‬

01:06:50.640 --> 01:06:53.480
‫زیادی سوال می‌پرسی جیلین؟
آیا پارس یا شخص دیگری می‌داند؟‬

01:06:53.480 --> 01:06:57.760
‫می‌پرسم، در هیچ مکالمه‌ای از دستم در نرود‬

01:06:57.760 --> 01:07:00.280
‫او نمی‌داند. تمام شدی؟‬

01:07:00.280 --> 01:07:02.280
‫تمام نشدم، سوال دومی دارم‬

01:07:02.280 --> 01:07:04.600
‫مشکل نوا با انگین چیست؟‬

01:07:04.600 --> 01:07:08.720
‫او با یک مرده چه مشکلاتی می‌تواند داشته باشد؟
چرا اینقدر عصبانی هستی، نمی‌فهمم‬

01:07:08.720 --> 01:07:15.000
‫دروغ همیشه آزارم می‌دهد، شاید به همین دلیل؟
علاوه بر این، می‌دانم انگین نوا را تهدید کرد‬

01:07:15.600 --> 01:07:18.480
‫اینجا هستی، رو برگرداندی، مچت را گرفتم!‬

01:07:18.880 --> 01:07:22.840
‫ببین، نمی‌دانم در مورد چه چیزی صحبت می‌کنی. راستش‬

01:07:22.840 --> 01:07:24.680
‫شما خیلی خوب می‌دانید‬

01:07:24.680 --> 01:07:27.480
‫شما می‌دانید او را با چه چیزی تهدید کرد، پس به من خواهید گفت‬

01:07:27.480 --> 01:07:30.000
‫اوه... کافیه!‬

01:07:31.600 --> 01:07:33.480
‫از حدت نگذر!‬

01:07:34.080 --> 01:07:36.480
‫این را می‌دانید؟ من آن را خواهم فهمید!‬

01:07:46.200 --> 01:07:49.000
‫برادر، ببخشید که تا اینجا کشاندنت، اما...‬

01:07:49.000 --> 01:07:53.440
‫نه، افسوس، من قبلاً در راه بودم.
کجاییم؟ پیشرفتی هست؟‬

01:07:53.440 --> 01:08:00.080
‫ما ۲ پرونده قدیمی را دیدیم. نیازی در روزهای
دو قتل در آزمایشگاه نبود‬

01:08:00.080 --> 01:08:04.840
‫او مجوز داشت و سوابق HTS
حضور او را در صحنه جرم نشان نمی‌دهد‬

01:08:04.840 --> 01:08:08.240
‫او پلیس بود. تلفن همراهش را
در صحنه جرم نمی‌داشت‬

01:08:08.240 --> 01:08:09.280
‫همینطور است...‬

01:08:09.320 --> 01:08:14.000
‫در همین حال، هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهد
او روزی که انگین کشته شد در شیله بود‬

01:08:14.000 --> 01:08:16.320
‫او یک کار تمیز انجام داد!‬

01:08:16.320 --> 01:08:20.840
‫چه ربطی به انگین داشت؟ آیا آنها
دشمنی یا دعوایی داشتند، شما به آن نگاه کردید؟‬

01:08:20.840 --> 01:08:23.880
‫ما هنوز چیزی نمی‌دانیم،
اما بچه‌ها در حال بررسی آن هستند‬

01:08:23.880 --> 01:08:26.200
‫از پرونده بانکی هم چیزی به دست نیامد‬

01:08:26.200 --> 01:08:27.960
‫همه چیز روشن شد، او پول نقد می‌گرفت‬

01:08:27.960 --> 01:08:32.720
‫اینطور به نظر می‌رسد. او پول نقد گرفت، واضح است.
اما ما چیزی پیدا خواهیم کرد، نگران نباشید‬

01:08:32.720 --> 01:08:39.600
‫همچنین، یک روز با چشم کبود به آزمایشگاه آمد. گفت
با یکی از خویشاوندانش دعوا کرده است. داریم بررسی می‌کنیم‬

01:08:39.600 --> 01:08:43.400
‫با چه کسی و چه مشکلی داشته،
حتماً چیزی پیدا خواهیم کرد‬

01:08:43.480 --> 01:08:47.200
‫ممنون. می‌توانید پرونده‌های
۲ قتل را برایم بفرستید؟‬

01:08:47.200 --> 01:08:52.480
‫البته برایتان می‌فرستم.
- ممنون. موفق باشید‬

01:08:52.480 --> 01:08:54.000
‫خداحافظ، برادر‬

01:08:59.480 --> 01:09:02.200
‫آیلا اِندار‬

01:09:06.440 --> 01:09:11.000
‫او منشی دانشکده
حقوق دانشگاه آکسوی است‬

01:09:20.600 --> 01:09:23.120
‫به امید دیدار، خانم دریا.
- به امید دیدار‬

01:09:35.280 --> 01:09:37.320
‫نوش جان، آقای دادستان‬

01:09:37.320 --> 01:09:40.320
‫خانم دادستان دریا، از کجا آمدید؟‬

01:09:40.440 --> 01:09:45.880
‫من هم اینجا کار می‌کنم. تصادفی نیست،
از این به بعد زیاد همدیگر را خواهیم دید‬

01:09:45.880 --> 01:09:47.000
‫بله البته‬

01:09:47.680 --> 01:09:49.880
‫شما دیروز وارد دفتر من شدید‬

01:09:49.880 --> 01:09:51.600
‫منظورتان چیست، من وارد شدم؟‬

01:09:51.680 --> 01:09:56.520
‫اگر فرزندانتان این را گفتند،
خیلی متاسفم. من یک پرونده گذاشتم...‬

01:09:56.520 --> 01:10:00.000
‫نه، نه، می‌دانم.
پاکتی که گذاشتید را بررسی کردم‬

01:10:01.200 --> 01:10:04.880
‫پس دیدید که ایلگاز کایا
هیچ ربطی به این حادثه نداشت‬

01:10:04.880 --> 01:10:06.920
‫دستکش از قبل آنجا بود‬

01:10:06.920 --> 01:10:11.280
‫ما حتی به شدت مشکوکیم
که این شخص سوم نیازی است‬

01:10:11.280 --> 01:10:14.080
‫به همین دلیل تصمیم خواهم گرفت که تعقیب قضایی نکنم‬

01:10:15.200 --> 01:10:17.280
‫ما تصمیم می‌گیریم!‬

01:10:17.280 --> 01:10:19.880
‫درست است، آقای دادستان؟
ما با هم تصمیم خواهیم گرفت‬

01:10:19.880 --> 01:10:22.640
‫ببخشید. این از وقتی
شما آمدید اتفاق افتاده است‬

01:10:22.640 --> 01:10:28.000
‫وقتی یک نفر به تنهایی کار کردن عادت دارد،
می‌تواند چنین اشتباهاتی بکند‬

01:10:28.520 --> 01:10:33.040
‫درخواست شما را مبنی بر عدم تعقیب قضایی بررسی خواهم کرد‬

01:10:33.640 --> 01:10:35.440
‫و به شما اطلاع خواهم داد‬

01:10:37.680 --> 01:10:39.800
‫حرفتان را قطع کردم، ببخشید‬

01:10:46.680 --> 01:10:48.400
‫خانم دادستان دریا؟‬

01:10:53.720 --> 01:10:55.480
‫خانم دادستان دریا؟‬

01:10:58.720 --> 01:11:02.080
‫چه چیزی در ذهنتان دارید؟
بیایید بحث کنیم‬

01:11:03.120 --> 01:11:08.600
‫ایلگاز کایا مدارک را تغییر نداد،
دستکش مال او نیست، تا اینجا خوب است...‬

01:11:08.600 --> 01:11:10.840
‫اما او آنقدرها هم
بی‌گناه نیست، قبول کنید‬

01:11:10.840 --> 01:11:14.840
‫او بدون اجازه به صحنه جرم رفت
و تحقیق کرد‬

01:11:15.480 --> 01:11:17.880
‫علاوه بر این، آقای یکتا
ادعاهای دیگری دارد‬

01:11:17.880 --> 01:11:21.040
‫آنها چه کسانی هستند؟ چون
ادعاهای او تمامی ندارد!‬

01:11:22.040 --> 01:11:25.640
‫دلتان برای همکار قدیمی‌تان تنگ شده است؟‬

01:11:29.120 --> 01:11:31.040
‫دلتان برایش تنگ شده...‬

01:11:31.520 --> 01:11:35.040
‫با این حال، همه می‌گویند
شما اصلاً با هم سازگار نبودید اما...‬

01:11:35.040 --> 01:11:40.880
‫واضح است که همدلی وجود دارد.
کمی حمایت‬

01:11:41.280 --> 01:11:45.800
‫خیلی کنجکاوم بدانم چرا.
چرا؟‬

01:11:46.000 --> 01:11:49.120
‫ببینید، خانم دریا، اگر در درخواست من
اشتباهی هست، آن را تصحیح کنید‬

01:11:49.520 --> 01:11:51.480
‫اما کنایه‌های شما مرا ناراحت می‌کند!‬

01:11:51.480 --> 01:11:54.640
‫آقای یکتا چه گفت که
اینقدر شما را تحت تاثیر قرار داد؟‬

01:11:54.640 --> 01:12:01.200
‫اگر یک طرف ترازو مورد حمایت نیست،
برای پر کردن طرف دیگر نیایید‬

01:12:02.080 --> 01:12:05.760
‫من تاکتیک‌های شما را درک می‌کنم‬

01:12:06.200 --> 01:12:07.840
‫من مدارک را دارم‬

01:12:07.840 --> 01:12:13.000
‫بگذارید کارم را انجام دهم،
بگذارید آنها را بررسی کنم‬

01:12:13.000 --> 01:12:16.880
‫همانطور که گفتم، به شما اطلاع خواهم داد‬

01:12:17.200 --> 01:12:19.000
‫نگران نباشید‬

01:13:02.080 --> 01:13:04.040
‫من الان دارم می‌روم، لاچین، کجایی؟‬

01:13:04.040 --> 01:13:05.280
‫در راهم، دارم می‌آیم‬

01:13:05.280 --> 01:13:07.600
‫باشه، جلوی زندان همدیگر را می‌بینیم‬

01:13:07.600 --> 01:13:10.600
‫باشه. می‌توانم او را ببینم،
درست است؟ مشکلی نخواهیم داشت؟‬

01:13:10.600 --> 01:13:15.120
‫گفتم ترتیبش را دادم، لاچین،
او را خواهی دید. اما، مخفیانه و به زودی!‬

01:13:15.120 --> 01:13:18.280
‫باشه، باشه. مشکلی نیست،
تا وقتی او را ببینم‬

01:13:18.280 --> 01:13:21.080
‫باشه.
-خیلی ممنون، سندا‬

01:13:37.000 --> 01:13:39.000
‫خواهش می‌کنم...‬

01:13:47.960 --> 01:13:50.880
‫ممنون که ملاقات را قبول کردید‬

01:13:51.480 --> 01:13:55.000
‫گفتم «چه خبر»، کنجکاو شدم و
به همین دلیل آمدم. خواهش می‌کنم‬

01:13:55.000 --> 01:13:58.480
‫من وکیل ایلگاز کایا هستم.
- می‌دانم‬

01:13:58.480 --> 01:14:01.600
‫منظورم این است که می‌دانم شما کی هستید‬

01:14:01.800 --> 01:14:05.520
‫پس می‌دانید من طرف
جیلین هستم و وکیل او هستم‬

01:14:05.520 --> 01:14:06.520
‫بله‬

01:14:09.880 --> 01:14:14.320
‫من اظهارات شما را خواندم. شما
گفتید به انگین برای فرار کمک کردید‬

01:14:14.320 --> 01:14:17.960
‫اما هیچ اطلاعات دیگری در
اظهارات نیست و این به دلم نمی‌نشیند‬

01:14:17.960 --> 01:14:21.240
‫پس انگین از شما خواست به او کمک کنید؟‬

01:14:21.240 --> 01:14:27.240
‫من بیمارستان را ترک نکردم مبادا
خانواده به چیزی نیاز داشته باشند و آنجا ماندم‬

01:14:27.240 --> 01:14:32.000
‫سپس یک پرستار به سراغ من آمد و به
من گفت که آقای انگین می‌خواهد مرا ببیند‬

01:14:32.000 --> 01:14:36.080
‫وقتی از کما خارج شد، می‌دانست
شما آنجا، در بیمارستان هستید‬

01:14:36.080 --> 01:14:39.240
‫برای اینکه او به من پیام بفرستد،
این را می‌گوید که می‌دانست‬

01:14:39.240 --> 01:14:42.280
‫ملاقات سخت نبود؟
چون او در بخش مراقبت‌های ویژه بود‬

01:14:43.680 --> 01:14:46.120
‫نه. من ریسک کردم و رفتم داخل‬

01:14:46.120 --> 01:14:49.680
‫سپس آقای انگین به
من گفت که به او کمک کنم تا فرار کند‬

01:14:49.680 --> 01:14:55.000
‫اگر می‌دانستم این اتفاق می‌افتد، به
او کمک نمی‌کردم، اما...‬

01:14:55.000 --> 01:14:57.640
‫اما... سرنوشت.
انجام شده است، می‌بینید‬

01:14:57.640 --> 01:15:02.200
‫ایده رفتن به سیله، ایده انگین بود؟
او خواست یا شما به آن فکر کردید؟‬

01:15:02.200 --> 01:15:03.880
‫او خواست‬

01:15:04.680 --> 01:15:13.080
‫و من کلیدها، مسدودکننده
و اسلحه را در ماشین گذاشتم‬

01:15:13.080 --> 01:15:15.600
‫آیا اسلحه مال شما بود؟‬

01:15:15.600 --> 01:15:16.880
‫بله، مال من بود‬

01:15:16.880 --> 01:15:18.880
‫فکر می‌کنم ثبت نشده بود، درست است؟‬

01:15:18.880 --> 01:15:20.800
‫نبود‬

01:15:20.800 --> 01:15:23.280
‫اسلحه چند میلی‌متر بود؟‬

01:15:25.680 --> 01:15:27.120
‫حالا چه فرقی می‌کند؟‬

01:15:27.120 --> 01:15:30.280
‫مهم نیست، فقط
مرا شوکه کرد‬

01:15:31.920 --> 01:15:37.440
‫فکر می‌کنم ۱۱ بود.
منظورم، ۱۱ میلی‌متر‬

01:15:37.440 --> 01:15:42.480
‫۱۱ میلی‌متر؟
- بله، ۱۱ میلی‌متر بود‬

01:15:43.080 --> 01:15:47.200
‫جواب اشتباه است. ۹ میلی‌متر بود‬

01:16:24.640 --> 01:16:26.400
‫صبح بخیر گیوکسو‬

01:16:27.600 --> 01:16:29.600
‫صبح بخیر، ببخشید‬

01:16:29.600 --> 01:16:31.400
‫من یک ساندویچ خریدم‬

01:16:32.280 --> 01:16:34.200
‫ما می‌خوریم؟‬

01:16:36.480 --> 01:16:38.480
‫می‌خواهم از شما عذرخواهی کنم‬

01:16:41.280 --> 01:16:47.480
‫ما به شدت فریب خوردیم، گیوکسو.
یا ما می‌خواستیم دل شما را بشکنیم؟‬

01:16:48.400 --> 01:16:51.200
‫اگر قبول کنید، بسیار خوشحال می‌شوم‬

01:16:54.480 --> 01:16:56.520
‫من چای سفارش می‌دهم، عذرخواهی می‌کنیم‬

01:16:56.520 --> 01:16:58.800
‫نوشیدنی سفارش بده، برویم‬

01:17:06.400 --> 01:17:08.200
‫قاضی نوا؟‬

01:17:08.480 --> 01:17:12.240
‫جیلین از من پرسید که او شما را
با چه چیزی تهدید می‌کرد، می‌دانید‬

01:17:12.240 --> 01:17:14.440
‫ممنون، آقای وکیل‬

01:18:03.800 --> 01:18:05.280
‫بفرمایید؛‬

01:18:05.400 --> 01:18:08.400
‫جیلین، خبرهای عالی برایت دارم.
کجایی؟‬

01:18:08.880 --> 01:18:11.200
‫من در دادگاه هستم.
- من الان می‌آیم‬

01:18:11.200 --> 01:18:14.800
‫باشه، کنار
نیمکت‌ها می‌مانم، آنجا منتظرت می‌شوم‬

01:18:23.080 --> 01:18:27.160
‫ببخشید، عجله دارم،
می‌توانید کمکم کنید؟‬

01:18:27.160 --> 01:18:29.880
‫البته، بفرمایید داخل.
- ممنون‬

01:18:33.400 --> 01:18:35.600
‫از تأخیر متاسفم.
چگونه می‌توانم کمکتان کنم؟‬

01:18:35.600 --> 01:18:41.000
‫افسوس. می‌خواستم در مورد آیلا اِندار بپرسم.
او احتمالاً الان بازنشسته است‬

01:18:41.000 --> 01:18:43.280
‫بله، او دبیر سابق بخش بود‬

01:18:43.280 --> 01:18:47.080
‫آیا شانسی هست که بتوانم او را ملاقات کنم؟
اگر شماره تلفن یا آدرسی دارید‬

01:18:47.080 --> 01:18:50.400
‫متاسفانه او فوت کرده است‬

01:18:51.400 --> 01:18:53.400
‫سه سال پیش‬

01:18:53.880 --> 01:18:56.200
‫فهمیدم. خیلی متاسفم‬

01:18:56.200 --> 01:19:00.200
‫تسلیت می‌گویم. از
چه؟ چند ساله بود؟‬

01:19:00.200 --> 01:19:02.000
‫او سرطان داشت‬

01:19:03.080 --> 01:19:09.200
‫من او را از مدت‌ها پیش می‌شناختم. ما همچنین
فامیل هستیم. او در گذشته خیلی به من کمک کرده است‬

01:19:09.200 --> 01:19:13.520
‫اگر شماره تلفن یا آدرسی دارید، مایلم
با خانواده‌اش تماس بگیرم تا تسلیت بگویم‬

01:19:13.520 --> 01:19:16.920
‫البته که هست.
- عالی‬

01:19:23.240 --> 01:19:28.720
‫۵ دقیقه، حتی یک دقیقه هم بیشتر نه.
۵ دقیقه. جلوی در منتظر خواهم بود‬

01:19:43.200 --> 01:19:45.680
‫چرا گریه می‌کنی لاچین؟‬

01:19:45.680 --> 01:19:49.480
‫ببین، من پشیمان نیستم، حالم خوب است‬

01:19:51.200 --> 01:19:53.000
‫دیگر گریه نکن‬

01:19:53.000 --> 01:19:56.400
‫چرا؟ چرا این کار را کردی؟‬

01:19:56.600 --> 01:19:58.440
‫مهم نیست چه کردم...‬

01:19:59.040 --> 01:20:02.720
‫من این کار را برای تو کردم، چون
دوستت دارم، لاچین‬

01:20:03.320 --> 01:20:09.800
‫ما هر دو این را می‌دانیم.
من سزاوار اینجام‬

01:20:09.800 --> 01:20:14.680
‫من گناه کرده‌ام و انسان
باید برای گناهانش مجازات شود‬

01:20:15.000 --> 01:20:16.080
‫راه فراری نیست‬

01:20:16.080 --> 01:20:19.800
‫گناهی نیست.
هر کاری که کردیم، هر دو با هم کردیم‬

01:20:20.080 --> 01:20:23.800
‫آنچه مرا آزار می‌دهد غیبت توست‬

01:20:23.800 --> 01:20:27.280
‫این ناامیدی نیست،
اشتیاق من به توست‬

01:20:28.000 --> 01:20:30.080
‫و اینگونه آرام می‌شوم‬

01:20:30.080 --> 01:20:35.480
‫مهم نیست چه شود، تو را از اینجا بیرون می‌آورم.
قول می‌دهم. تو را بیرون خواهم آورد‬

01:20:55.480 --> 01:20:58.920
‫حالت خوب است؟
- حالم خوب است. دارم می‌روم خانه‬

01:20:58.920 --> 01:21:02.200
‫من را الان از اینجا بیرون ببر.
- باشه‬

01:21:08.120 --> 01:21:11.520
‫خواهر، تا لونت ۳۷ دقیقه راه است.
بیا، چه کار می‌کنیم؟‬

01:21:12.800 --> 01:21:19.240
‫نه، به دادگاه می‌رویم.
شهر خوب است اما پیشرفت نمی‌کند‬

01:21:19.720 --> 01:21:21.920
‫هیچ جا نمی‌توانی بروی‬

01:21:28.920 --> 01:21:31.200
‫می‌توانی رانندگی کنی؟ حالت خوب است؟‬

01:21:31.200 --> 01:21:32.840
‫من خوبم.
- مراقب باش‬

01:21:32.840 --> 01:21:36.560
‫می‌روم از دوستی که در راهمان کمکمان کرد تشکر کنم و بروم‬

01:21:36.560 --> 01:21:38.000
‫باشه‬

01:21:53.480 --> 01:21:55.480
‫خانم سندا؟‬

01:22:01.680 --> 01:22:04.000
‫چرا مسئولیت را به گردن گرفتی؟‬

01:22:04.600 --> 01:22:06.880
‫آن روز هم به شما گفتم‬

01:22:06.880 --> 01:22:09.880
‫تا خانم لاچین
نسوزد، برای محافظت از او‬

01:22:09.880 --> 01:22:13.240
‫باشه، اما چه کسی به شما گفت او در خطر است؟‬

01:22:13.240 --> 01:22:15.840
‫هیچ کس به من نگفت. اما من شنیدم‬

01:22:15.840 --> 01:22:18.640
‫واقعاً؟ کجا این را شنیدید؟‬

01:22:19.000 --> 01:22:23.480
‫آن روز، بعد از اظهاراتم به
دادستان، خانم لاچین را بردم‬

01:22:23.480 --> 01:22:25.600
‫خیلی بد بود، از آنجا فهمیدم‬

01:22:25.600 --> 01:22:29.480
‫سپس آقای یکتا را شنیدم که با
دادستان پارس تلفنی صحبت می‌کرد‬

01:22:29.480 --> 01:22:33.000
‫عمداً نشنیدم اما...‬

01:22:35.880 --> 01:22:38.960
‫کجا و چه می‌گفتند؟‬

01:22:38.960 --> 01:22:40.520
‫در ماشین‬

01:22:41.520 --> 01:22:46.000
‫آقای یکتا درخواست کرد که نام خانم لاچین
در کیفرخواست ذکر نشود اما...‬

01:22:46.000 --> 01:22:50.440
‫...دادستان پارس اصرار داشت که من
حداقل ده سال حبس درخواست کنم‬

01:22:50.600 --> 01:22:52.400
‫او حتی گوش نمی‌کرد‬

01:22:55.080 --> 01:22:58.680
‫آقای یکتا خیلی ناراحت شد‬

01:22:59.200 --> 01:23:00.680
‫واقعاً؟‬

01:23:01.480 --> 01:23:04.880
‫یک وکیل و یک دادستان، آنها
تلفنی در موردش صحبت کردند، ها؟‬

01:23:04.880 --> 01:23:08.280
‫قسم می‌خورم، خانم سندا‬

01:23:09.000 --> 01:23:18.200
‫خانم لاچین و آقای یکتا، آنها سال‌هاست
که مرا "تغذیه" می‌کنند، من نتوانستم...‬

01:23:20.320 --> 01:23:23.680
‫باشه، آقای مراد، باشه‬

01:23:28.600 --> 01:23:30.480
‫به هر حال همدیگر را خواهیم دید‬

01:23:58.480 --> 01:24:01.280
‫آمدی؟ من رفتم آب بیاورم‬

01:24:01.280 --> 01:24:02.080
‫بیا به دادگاه برویم‬

01:24:02.080 --> 01:24:04.800
‫صبر کن، صبر کن.
بیایید همدیگر را در جریان بگذاریم‬

01:24:04.800 --> 01:24:06.080
‫شروع کنیم‬

01:24:06.880 --> 01:24:10.000
‫نامزد سابق شما...
- او را اینطور صدا نزنید، چون او اسم دارد‬

01:24:10.000 --> 01:24:13.840
‫خوش آمدی، نوا.
او یک محبوب جدید دارد!‬

01:24:13.840 --> 01:24:15.600
‫و حتی جونیت!‬

01:24:17.800 --> 01:24:20.400
‫آیا شما را اذیت کرد؟
- البته که نه‬

01:24:20.400 --> 01:24:22.920
‫می‌خواهم شاد باشی.
یعنی، خوب باشی‬

01:24:22.920 --> 01:24:27.320
‫باشه، ادامه می‌دهم. جونیت و
نوا به وضوح چیزی را پنهان می‌کنند‬

01:24:27.320 --> 01:24:30.280
‫همچنین، همانطور که پیش‌بینی می‌کردیم،
او پارس را با نوا تهدید کرد‬

01:24:30.280 --> 01:24:33.120
‫و جونیت این را می‌داند.
ما فوراً باید این راز را بدانیم‬

01:24:33.120 --> 01:24:36.280
‫این طرف کاملاً گیج کننده است.
اما ما راه حل را پیدا خواهیم کرد‬

01:24:37.080 --> 01:24:38.600
‫چیز دیگری؟‬

01:24:39.080 --> 01:24:40.320
‫هیچ چیز دیگری‬

01:24:40.320 --> 01:24:43.960
‫من با مراد ملاقات کردم، او
همان چیزی را گفت که در اظهارات بود اما...‬

01:24:43.960 --> 01:24:44.880
‫اما؟‬

01:24:44.880 --> 01:24:49.640
‫او نمی‌دانست اسلحه چند میلی‌متر بود.
حتی گفت ۱۱ میلی‌متر، انگار که مطمئن بود‬

01:24:49.640 --> 01:24:53.560
‫عجب! پس او او را نربود!
آیا اشتباه یکتا را پوشش می‌دهد؟‬

01:24:53.560 --> 01:24:55.840
‫اینقدر مطمئن نباش، «پرنده عجول»‬

01:24:55.840 --> 01:24:57.920
‫همین که داشتم می‌رفتم،
سندا و لاچین را دیدم‬

01:24:57.920 --> 01:25:01.400
‫فکر نمی‌کنم آنها کسی
غیر از مراد را ملاقات کنند!‬

01:25:01.400 --> 01:25:03.360
‫آفرین، رفیق!‬

01:25:03.360 --> 01:25:06.440
‫کنجکاوم که آیا لاچین او را ربود
و مسئولیتش را به گردن گرفت؟‬

01:25:06.440 --> 01:25:08.000
‫احتمالاً.
- البته...‬

01:25:08.000 --> 01:25:11.480
‫لاچین یک زن پاک‌تر،
انسان‌تر است‬

01:25:11.480 --> 01:25:12.760
‫باید برویم او را ببینیم؟‬

01:25:12.760 --> 01:25:15.440
‫ملاقات با طرف مقابل غیراخلاقی است.
هیچ شانسی نیست‬

01:25:15.440 --> 01:25:16.880
‫اما شما با مراد ملاقات کردید‬

01:25:16.880 --> 01:25:18.920
‫اگر او نمی‌خواست، موافقت نمی‌کردم‬

01:25:18.920 --> 01:25:21.560
‫نمی‌دانم، شاید او بتواند چیزی به ما بگوید‬

01:25:21.560 --> 01:25:23.120
‫بیایید حداقل امتحان کنیم‬

01:25:23.120 --> 01:25:25.600
‫علاوه بر این، شما می‌گویید غیراخلاقی است،
اما او رفت و با مادرم صحبت کرد‬

01:25:25.600 --> 01:25:27.440
‫فکر می‌کنم من هم حق
دارم او را ملاقات کنم‬

01:25:27.440 --> 01:25:29.080
‫من می‌روم، شما نیایید‬

01:25:29.080 --> 01:25:32.640
‫ما می‌دانیم وقتی تنها عمل می‌کنی،
چه مشکلاتی برایمان ایجاد می‌کنی، خانم جیلین!‬

01:25:32.640 --> 01:25:35.720
‫تنها رفتن یک گزینه نیست‬

01:25:36.320 --> 01:25:37.480
‫من انجامش می‌دهم!‬

01:25:37.480 --> 01:25:41.720
‫بیا برویم این پرونده‌ها را بگیریم
و سپس به لاچین برویم‬

01:25:41.720 --> 01:25:43.080
‫بیا برویم‬

01:25:44.600 --> 01:25:46.080
‫گذشت‬

01:25:46.080 --> 01:25:48.880
‫به من گفتند که می‌خواستید مرا ببینید‬

01:25:48.880 --> 01:25:50.880
‫بیا، جونت‬

01:25:54.280 --> 01:25:56.000
‫بیا، بنشین‬

01:26:02.280 --> 01:26:04.320
‫شما کمی از من
ناراضی هستید، مگر نه؟‬

01:26:04.320 --> 01:26:06.800
‫چون من پرونده را به سندا دادم‬

01:26:07.280 --> 01:26:10.280
‫نه، چنین چیزی نیست، آقای یکتا‬

01:26:10.280 --> 01:26:11.880
‫همینطور است‬

01:26:12.880 --> 01:26:15.880
‫اما باور کنید، این کار را
چون به شما فکر می‌کردم انجام دادم‬

01:26:15.880 --> 01:26:18.880
‫نمی‌خواستم شما به دردسر بیفتید‬

01:26:18.880 --> 01:26:20.480
‫چگونه، متوجه نشدم؟‬

01:26:20.480 --> 01:26:23.080
‫جیلین نامزد سابق شماست‬

01:26:23.080 --> 01:26:26.560
‫می‌دانید، طبیعی است
که ذهن آدم سرگردان شود‬

01:26:26.560 --> 01:26:28.400
‫ممکن است برایش دلتان بسوزد و غیره...‬

01:26:28.400 --> 01:26:30.960
‫به همین دلیل است که شما را دور نگه می‌دارم‬

01:26:30.960 --> 01:26:35.120
‫به من ربطی ندارد، آقای یکتا.
جیلین برای من یک شخص عادی است‬

01:26:35.120 --> 01:26:36.560
‫شما بیهوده نگران بودید‬

01:26:36.560 --> 01:26:39.480
‫واقعاً؟ من نمی‌دانستم.
او را فراموش کردید؟‬

01:26:39.480 --> 01:26:44.440
‫دقیقاً. کاش
زودتر از من پرسیده بودید‬

01:26:44.440 --> 01:26:46.000
‫عصبانی نشوید‬

01:26:46.000 --> 01:26:48.720
‫شما قبلاً خیلی کمک کرده‌اید‬

01:26:50.600 --> 01:26:52.720
‫خب پس...‬

01:26:53.680 --> 01:26:58.600
‫...بیایید جیلین را نابود کنیم،
نظرت چیست جونت؟‬

01:26:58.600 --> 01:27:02.000
‫حالا که او را فراموش کرده‌ای،
بیایید برایش دل نسوزانیم‬

01:27:03.520 --> 01:27:06.000
‫برای من خوب است.
- عالی‬

01:27:06.000 --> 01:27:10.720
‫ما چیز بسیار جدی
در مورد مشکل خشم جیلین فهمیدیم‬

01:27:10.720 --> 01:27:13.200
‫اما باید آن را افزایش دهیم‬

01:27:13.200 --> 01:27:16.400
‫یک مثال تنها
ممکن است پذیرفته نشود‬

01:27:17.080 --> 01:27:19.760
‫به همین دلیل می‌گویم...‬

01:27:19.760 --> 01:27:25.080
‫...اگر در گذشته
لحظه ناخوشایندی با او داشتید...‬

01:27:25.520 --> 01:27:32.400
‫...یا اگر وجود ندارد و ما آن را بسازیم،
آیا شما شهادت می‌دهید، چه می‌گویید؟‬

01:27:33.680 --> 01:27:35.600
‫ممنون، آقای یکتا‬

01:27:35.600 --> 01:27:38.680
‫من آماده‌ام هر کاری لازم باشد
برای نابودی جیلین انجام دهم‬

01:27:38.800 --> 01:27:42.040
‫فوق‌العاده! بدون نگاه به عقب ادامه بده‬

01:27:42.040 --> 01:27:46.880
‫«لحظه حال است» معتبرترین
شعار در این زندگی است‬

01:27:53.880 --> 01:27:58.520
‫کجایی برادر؟ ده بار بهت زنگ زدم،
بین هر محاکمه آمدم‬

01:27:58.520 --> 01:28:02.600
‫من کار می‌کنم نوا، دیدم کجا مرا بردی.
زنگ زدم، اما جواب ندادی‬

01:28:02.600 --> 01:28:04.400
‫من در حال محاکمه بودم‬

01:28:06.600 --> 01:28:11.400
‫اگر با مقدمه کارتان تمام شد،
به من بگویید، من جلوی شما هستم‬

01:28:12.080 --> 01:28:14.200
‫داروهایم را مصرف می‌کنم، نگران نباش‬

01:28:14.200 --> 01:28:15.800
‫جیلین امروز به دفتر من آمد‬

01:28:15.800 --> 01:28:19.320
‫او از من پرسید چرا به دیدن انگین
در زندان رفتم، چرا سوار آمبولانس شدم و غیره‬

01:28:19.320 --> 01:28:23.400
‫تو به من قول دادی که اظهاراتم
را در پرونده نمی‌گذاری، برادر‬

01:28:23.400 --> 01:28:27.280
‫اسم شما در
دفتر مهمانان است، به همین دلیل‬

01:28:27.280 --> 01:28:29.280
‫حالا چه کار می‌خواهیم بکنیم؟‬

01:28:29.800 --> 01:28:31.200
‫به من چه گفتی؟‬

01:28:32.480 --> 01:28:34.800
‫من همان چیزی را به شما گفتم که گفتم‬

01:28:34.800 --> 01:28:36.640
‫یعنی، حقیقت‬

01:28:36.640 --> 01:28:38.560
‫باشه، پس هیچ
جای نگرانی نیست، درست است؟‬

01:28:38.560 --> 01:28:40.560
‫این همان چیزی است که شما گفتید‬

01:28:42.040 --> 01:28:44.000
‫درست است‬

01:28:44.600 --> 01:28:48.520
‫بی‌جهت نگران بودم، حق با شماست.
حالا که فکرش را می‌کنم...‬

01:28:49.600 --> 01:28:51.800
‫باشه، پس امشب می‌بینمت‬

01:29:09.680 --> 01:29:11.280
‫بفرمایید، پارس‬

01:29:12.000 --> 01:29:14.000
‫ما در
دادگاه هستیم، در پرونده‬

01:29:17.480 --> 01:29:18.680
‫می‌آید‬

01:29:18.800 --> 01:29:20.880
‫پنهان شویم؟‬

01:29:21.000 --> 01:29:25.080
‫قبول می‌کنم ایده بدی نیست،
چون دوست ما داشت بهتر می‌شد‬

01:29:25.400 --> 01:29:27.000
‫عالی!‬

01:29:33.000 --> 01:29:34.880
‫هدف شما چیست؟‬

01:29:35.800 --> 01:29:38.880
‫آیا در آرشیو نگاه می‌کنیم
و این ممنوع است؟‬

01:29:38.880 --> 01:29:42.000
‫می‌توانم بدانم چرا از نوا سوال می‌پرسید؟‬

01:29:42.000 --> 01:29:45.280
‫خواهرم در این پرونده کجاست؟‬

01:29:45.280 --> 01:29:47.040
‫هیچ جا وجود ندارد‬

01:29:47.040 --> 01:29:50.040
‫فکر می‌کنم همه ما می‌دانیم او
می‌خواست انگین را ملاقات کند‬

01:29:50.040 --> 01:29:52.520
‫فقط می‌خواستیم بپرسیم چرا، همین‬

01:29:52.520 --> 01:29:55.080
‫شما نمی‌توانید بپرسید. همچنین، اگر
می‌خواهید بپرسید، از من بپرسید‬

01:29:55.080 --> 01:29:57.120
‫باشه، پس می‌پرسم‬

01:29:57.120 --> 01:30:01.440
‫انگین نوا را با چه چیزی
تهدید می‌کرد؟ می‌توانیم بفهمیم؟‬

01:30:03.920 --> 01:30:06.040
‫شما به وضوح آن را می‌دانید، پارس‬

01:30:06.880 --> 01:30:10.000
‫همچنین، بگذارید به شما یادآوری کنم که
شما از ما عصبانی شدید چون چیزهایی را از شما پنهان می‌کنیم‬

01:30:10.200 --> 01:30:13.000
‫حالا که اینقدر کنجکاو هستید، به شما می‌گویم‬

01:30:13.000 --> 01:30:17.600
‫خواهرم فکر می‌کرد می‌خواهد
ازدواج کند، و بعد از اینکه ایلگاز او را ترک کرد...‬

01:30:17.600 --> 01:30:23.080
‫او شوکه شد، وحشت کرد، دیوانه شد!
به همین دلیل نمی‌دانست چه کند‬

01:30:23.080 --> 01:30:28.080
‫فقط برای اینکه در یک شهر با او باشد،
او سرش را پیش کسی خم کرد تا او را دوباره به دست آورد‬

01:30:28.080 --> 01:30:31.320
‫منظورم این است که او
سرش را در برابر ایلگاز خم کرد. باشه؟‬

01:30:31.320 --> 01:30:32.840
‫هی، ایلگاز؟‬

01:30:33.080 --> 01:30:34.880
‫بفرمایید!‬

01:30:35.200 --> 01:30:37.200
‫شما هم مراقب باشید‬

01:30:37.200 --> 01:30:41.200
‫از این به بعد از ابتدا خواهید دید
که به چه کسی و چقدر می‌توانید اعتماد کنید‬

01:30:42.280 --> 01:30:46.680
‫و ببینید وارد زندگی کسی شدن
و به پایان رسیدن آن چگونه است‬

01:31:08.000 --> 01:31:11.200
‫آقای دادستان، اگر وقت دارید،
می‌توانیم ۵ دقیقه صحبت کنیم؟‬

01:31:11.200 --> 01:31:15.200
‫البته، خانم. بیا پنج دقیقه
از کارمان را بگیریم. بفرمایید...‬

01:31:15.200 --> 01:31:18.200
‫آیا هرگز با یکتا در مورد
کیفرخواست تلفنی صحبت کردید؟‬

01:31:18.200 --> 01:31:19.600
‫شوخی می‌کنید!‬

01:31:19.600 --> 01:31:23.320
‫البته عزیزم، من او را بردم، نظرش را پرسیدم
و او به من کمک کرد‬

01:31:23.320 --> 01:31:25.360
‫این سوالات احمقانه را از کجا پیدا می‌کنید؟‬

01:31:25.360 --> 01:31:28.760
‫سلام، آیا درخواستی برای محاکمه لاچین
به عنوان مظنون در آدم‌ربایی انگین کرده‌اید؟‬

01:31:28.760 --> 01:31:30.280
‫مثلاً حبس جنایی ۱۰ ساله؟‬

01:31:30.280 --> 01:31:34.480
‫مطمئنید دانشکده حقوق را تمام کرده‌اید؟
کدام ۱۰ سال؟ چنین چیزی وجود ندارد‬

01:31:34.480 --> 01:31:37.320
‫اگر با سوالات دیوانه‌کننده‌تان تمام شدید،
حد روزانه شما هم به پایان رسیده است!‬

01:31:37.320 --> 01:31:39.000
‫ببخشید، من کار دارم‬

01:31:43.880 --> 01:31:46.000
‫آه یکتا، آه!‬

01:31:59.880 --> 01:32:02.000
‫می‌خواهی صحبت کنی؟‬

01:32:04.880 --> 01:32:09.200
‫حالا گیج شدم.
نوا چه کار می‌توانست بکند؟‬

01:32:09.480 --> 01:32:13.240
‫او گفت سرش را
خم کرد، پس یک بی‌نظمی وجود دارد‬

01:32:13.240 --> 01:32:16.000
‫چیزی که زندگی
و شغل او را به خطر می‌اندازد‬

01:32:18.000 --> 01:32:20.000
‫من هم همینطور فکر می‌کنم‬

01:32:23.280 --> 01:32:25.400
‫شما به دنبالش نخواهید گشت، درست است؟‬

01:32:25.400 --> 01:32:28.680
‫دختر همه کار را برای
تو، از روی عشقش به تو انجام داد‬

01:32:28.680 --> 01:32:33.000
‫چقدر می‌توانست به دردسر افتاده باشد که
با دانستن اینکه ضبط می‌شود به زندان برود؟‬

01:32:33.280 --> 01:32:38.920
‫ایلگاز، به من بگو چه در ذهنت است.
آیا حتی می‌تواند به طور غیرمستقیم به کسی آسیب برساند؟‬

01:32:38.920 --> 01:32:40.600
‫نمی‌دانم‬

01:32:42.400 --> 01:32:45.480
‫و فقط فکر می‌کنم...‬

01:32:46.400 --> 01:32:48.480
‫...خونم سرد شد‬

01:32:49.000 --> 01:32:51.080
‫آیا او می‌تواند محرک باشد؟‬

01:32:51.080 --> 01:32:54.480
‫و اگر خودش این کار را نکرده بود، شاید کس دیگری برایش انجام داده باشد‬

01:32:56.400 --> 01:32:58.400
‫منظورت جونیت است‬

01:32:58.400 --> 01:33:00.600
‫نگفتی که آنها با هم بودند؟‬

01:33:00.600 --> 01:33:04.880
‫اگر او را دوست داشته باشد، می‌تواند هر کاری بکند. به روشی تمیز یا کثیف‬

01:33:08.320 --> 01:33:11.200
‫قبل از اینکه به لاچین برویم، اینها را در دفتر بگذاریم؟‬

01:33:11.200 --> 01:33:12.840
‫یعنی هنوز آنجایی‬

01:33:12.840 --> 01:33:15.520
‫فکر می‌کنم بهتر است روی چیز دیگری تمرکز کنیم‬

01:33:16.480 --> 01:33:19.720
‫همچنین بله، شاید رفتن شما به لاچین اخلاقی نباشد...‬

01:33:19.720 --> 01:33:25.280
‫اما من وکیل نیستم. این حق من است. به همین دلیل شما نمی‌آیید‬

01:33:26.600 --> 01:33:28.000
‫بیا برویم‬

01:33:29.480 --> 01:33:31.000
‫مراقب باش‬

01:33:31.200 --> 01:33:33.000
‫برو داخل‬

01:33:49.000 --> 01:33:51.080
‫چیزی خواهیم شنید؟‬

01:33:55.280 --> 01:33:57.480
‫من این را دوست دارم‬

01:34:08.280 --> 01:34:10.080
‫روی دستت چه می‌نویسی؟‬

01:34:10.080 --> 01:34:14.600
‫این؟ اسم یک مشتری آینده‌نگر است. او دنبال وکیل می‌گردد‬

01:34:15.600 --> 01:34:17.680
‫چرا روی موبایلت ننوشتی؟‬

01:34:17.880 --> 01:34:20.880
‫نمی‌دانم، جلوی دادگاه همدیگر را دیدیم، او مهربان بود‬

01:34:20.880 --> 01:34:24.280
‫در یک لحظه نوشتمش، نتوانستم موبایلم را بیرون بیاورم‬

01:34:33.280 --> 01:34:35.920
‫پارلا؟ کمی آهسته‌تر برو‬

01:34:35.920 --> 01:34:36.920
‫پارلا؟‬

01:34:44.640 --> 01:34:46.640
‫چه خبر؟‬

01:34:59.640 --> 01:35:00.280
‫چه شد؟‬

01:35:00.280 --> 01:35:02.200
‫هیچی، ادامه بده‬

01:35:13.280 --> 01:35:17.080
‫نفهمیدم. وقتی اینطور بود، چرا اینقدر تلاش کردیم؟‬

01:35:17.080 --> 01:35:20.800
‫کار خراب شد، دختر. چی را نمی‌فهمی؟ من نمی‌فهمم‬

01:35:22.880 --> 01:35:25.480
‫صورت هر دوی شما مثل اسفنج شد‬

01:35:26.000 --> 01:35:29.080
‫به خاطر شما، کار خراب شد. فکر می‌کنم همه ریسک‌ها بی‌فایده بود‬

01:35:29.720 --> 01:35:32.800
‫ببین، دوباره می‌گویم. من هیچ ربطی به این پرونده ندارم‬

01:35:32.800 --> 01:35:37.280
‫اگر در مورد این اضافی‌ها صحبت کنیم، این ضمانت ما بود، باشه؟‬

01:35:37.880 --> 01:35:40.080
‫صورتم درد می‌کند، اذیتم نکن!‬

01:35:40.080 --> 01:35:43.120
‫کار کاملاً خراب شد، دوباره نپرس باشه؟ تمام شد‬

01:35:43.120 --> 01:35:44.800
‫بگذار حداقل این را نگه دارم‬

01:35:44.800 --> 01:35:49.800
‫نه دوست من، ما همه کار را خواهیم کرد. هر چی داری بریز‬

01:35:50.400 --> 01:35:52.480
‫دیر کردم، ببخشید‬

01:35:52.480 --> 01:35:56.200
‫حالا چه، چرا همه را پس می‌دهیم؟‬

01:35:56.200 --> 01:35:58.120
‫اینگونه باید باشد، عزیزم‬

01:35:58.120 --> 01:36:00.200
‫چه بلایی سر صورتت آمد؟‬

01:36:00.200 --> 01:36:02.480
‫یعنی صورت‌های شما‬

01:36:02.480 --> 01:36:06.680
‫اگر همه را پس ندهیم، چیزی باقی نمی‌ماند‬

01:36:06.680 --> 01:36:09.200
‫به همین دلیل پارلای من، بیا، تو هم بریز‬

01:36:11.480 --> 01:36:13.200
‫چقدر در آنجاست؟‬

01:36:31.000 --> 01:36:34.200
‫یادت می‌آید آخرین بار کی اینجا آمدم؟‬

01:36:35.800 --> 01:36:38.200
‫و سپس به سراغ شما آمدم‬

01:36:38.200 --> 01:36:41.000
‫اگر می‌خواهید می‌توانید جای دیگری صحبت کنید‬

01:37:51.880 --> 01:37:54.640
‫خانم لاچین، بابت مزاحمت متاسفم‬

01:37:54.640 --> 01:37:56.720
‫جیلین می‌آید‬

01:38:13.280 --> 01:38:15.280
‫خانم لاچین اینجاست؟‬

01:38:16.000 --> 01:38:17.280
‫خواهش می‌کنم...‬

01:38:50.440 --> 01:38:52.440
‫ممنون، خانم گونول‬

01:39:04.240 --> 01:39:13.000
‫این باغ، وارد شدن، بودن در این اتاق نشیمن، باور کنید، برایم بسیار دشوار بود‬

01:39:18.800 --> 01:39:21.480
‫اما باید این کار را بکنم‬

01:39:22.080 --> 01:39:26.480
‫چون من عدالت می‌خواهم. برای همه‬

01:39:32.000 --> 01:39:34.600
‫من همیشه شما را دوست داشتم، خاله لاچین‬

01:39:38.240 --> 01:39:45.200
‫شاید به این دلیل که به خاطر کاری که یکتا کرده بود، برایتان دلم می‌سوخت. نمی‌دانم...‬

01:39:46.280 --> 01:39:54.880
‫اما برای صبر و تلاش‌هایتان برای سازگاری با انگین، همیشه شما را تحسین می‌کردم...‬

01:40:07.080 --> 01:40:12.080
‫بعضی شب‌ها که خوابم نمی‌برد به آن فکر می‌کنم و شاید شما هم همینطور...‬

01:40:13.680 --> 01:40:18.200
‫به این فکر می‌کنم که چرا انگین اینگونه شد اما نه برای درک او...‬

01:40:20.400 --> 01:40:26.800
‫چون انسان می‌خواهد پاسخ سوالات درون خود را پیدا کند...‬

01:40:27.880 --> 01:40:34.080
‫فکر می‌کردم به خاطر ژن‌های یکتا یا بیماری روانی است اما...‬

01:40:34.200 --> 01:40:37.680
‫اما سپس وقتی رفتار شما را دیدم...‬

01:40:39.680 --> 01:40:43.080
‫شما هم مقصرید، این را می‌دانید، درست است؟‬

01:40:46.520 --> 01:40:48.880
‫چرا آمدی، جیلین؟‬

01:40:52.400 --> 01:40:55.200
‫شما رفتید مادرم را ببینید‬

01:40:55.200 --> 01:40:58.280
‫او گفت: «همدیگر را در آغوش گرفتیم و گریه کردیم»‬

01:41:00.600 --> 01:41:04.000
‫می‌دانم که هنوز ردی از وجدان در شما باقی است‬

01:41:05.080 --> 01:41:09.600
‫سپس شما رفتید راننده‌ای را که از شما محافظت می‌کرد ببینید‬

01:41:11.200 --> 01:41:14.880
‫حالا با این تفکر، لطفاً به من گوش کنید‬

01:41:17.000 --> 01:41:20.480
‫می‌دانید که من انگین را نکشتم، درست است؟‬

01:41:22.440 --> 01:41:24.480
‫شما این را می‌دانید‬

01:41:28.480 --> 01:41:31.400
‫من از شما یک سوال می‌پرسم‬

01:41:31.400 --> 01:41:34.880
‫انگین یکتا را با چه چیزی تهدید می‌کرد؟‬

01:41:35.400 --> 01:41:40.880
‫آیا ربطی به آیلا اِندار دارد؟ یا یکتا چه ربطی به آن دارد؟‬

01:41:46.960 --> 01:41:49.480
‫حالا برو، جیلین‬

01:41:49.880 --> 01:41:53.000
‫یکتا امروز زود برمی‌گردد‬

01:42:30.120 --> 01:42:32.200
‫حالت خوب است؟‬

01:42:33.800 --> 01:42:36.200
‫الان بهبود پیدا می‌کنم‬

01:42:40.200 --> 01:42:42.680
‫او حرف نمی‌زند‬

01:42:59.280 --> 01:43:02.800
‫خانم لاچین، این قاتل با چه جسارتی به اینجا آمد؟‬

01:43:02.800 --> 01:43:05.000
‫او از شما چه می‌خواهد؟‬

01:43:07.400 --> 01:43:10.000
‫او قاتل نیست!‬

01:43:15.280 --> 01:43:16.400
‫گیوکسو، تمام شد‬

01:43:16.400 --> 01:43:19.920
‫بیا گیوکسو.
- حالت خوب است؟
- ممنون، رئیس‬

01:43:19.920 --> 01:43:21.880
‫ما شما را کمی ناراحت کردیم با این حال‬

01:43:21.880 --> 01:43:23.600
‫من خوبم‬

01:43:23.600 --> 01:43:25.880
‫برگرم خوب بود‬

01:43:25.880 --> 01:43:29.000
‫آفرین. حالا، ببین گیوکسو...‬

01:43:29.000 --> 01:43:35.000
‫ما درخواستی از دادگاه داریم، دستکش برای باروت آزمایش نشده بود‬

01:43:38.200 --> 01:43:41.880
‫نیازی گفت نگاه کرده اما، گفت چیزی نیست‬

01:43:41.880 --> 01:43:45.280
‫ما باید همه پرونده‌هایی را که نیازی به آنها نگاه کرده بود دوباره بررسی کنیم‬

01:43:45.280 --> 01:43:50.200
‫هر چیزی که دست نیازی لمس کرده، کاری که انجام داده یا نداده، دوباره بررسی خواهد شد‬

01:43:50.200 --> 01:43:54.280
‫همانطور که می‌بینید، ما دو برابر کار خواهیم کرد. ما دستکش را داریم، مگر نه؟‬

01:43:54.280 --> 01:43:55.600
‫ما داریمش، رئیس‬

01:43:56.000 --> 01:44:05.200
‫خوب، حالا دوباره برای باروت چک کنید و ببینید آیا دی‌ان‌ای روی دستکش با نیازی مطابقت دارد یا نه‬

01:44:06.480 --> 01:44:08.320
‫نیازی شگفتی‌های زیادی برای ما داشت‬

01:44:08.320 --> 01:44:13.200
‫در بررسی بالستیک اسلحه او، دو پرونده حل نشده را شناسایی کردیم‬

01:44:13.200 --> 01:44:15.200
‫یعنی چطور؟‬

01:44:15.280 --> 01:44:18.480
‫پس! ما دیگر آدم‌ها را نمی‌شناسیم، گیوکسو‬

01:44:19.080 --> 01:44:22.880
‫متاسفانه! به کارتان برگردید. کار منتظر نمی‌ماند‬

01:44:22.880 --> 01:44:24.880
‫بله، رئیس‬

01:44:31.720 --> 01:44:33.680
‫ایلگاز، من از خانه‌ام می‌روم‬

01:44:34.680 --> 01:44:35.800
‫من هم‬

01:44:35.800 --> 01:44:39.400
‫به چینار فکر می‌کردم. می‌روم با او صحبت کنم‬

01:44:41.600 --> 01:44:44.000
‫تو به خانه می‌آیی، مگر نه؟‬

01:44:45.680 --> 01:44:47.680
‫می‌آیم‬

01:44:49.000 --> 01:44:52.080
‫مرا همینجا پیاده کن.
- باشه‬

01:45:15.320 --> 01:45:17.320
‫<i>برو جلو، مرد!</i>‬

01:45:18.320 --> 01:45:20.200
‫<i>بیا برادر!</i>‬

01:45:20.200 --> 01:45:24.000
‫البته، وسط راه می‌ایستند و مثل احمق‌ها بوق می‌زنند‬

01:45:50.120 --> 01:45:51.600
‫صدای شما را می‌شنوم، آقای دادستان‬

01:45:51.600 --> 01:45:54.920
‫اِرن، یک نشانی بهت می‌دهم، آن را ببین و به من خبر بده‬

01:45:54.920 --> 01:45:56.560
‫باشه، یادداشت می‌کنم، آقای دادستان‬

01:45:56.560 --> 01:45:59.480
‫۳۴ ر ز...
- ۳۴ ر ز‬

01:45:59.480 --> 01:46:02.000
...۴۵۳۷۵

01:46:07.880 --> 01:46:09.000
‫برادر؟‬

01:46:09.880 --> 01:46:13.520
‫من از پنجره نگاه می‌کردم، آن بیرون چه شد؟‬

01:46:13.520 --> 01:46:16.120
‫به خاطر تاکسی که گرفتم‬

01:46:16.120 --> 01:46:21.200
‫او پول خرد نداشت به من بدهد و مردم پشت سرش بی‌تاب بودند‬

01:46:21.200 --> 01:46:23.800
‫به همین دلیل بوق زدند؟‬

01:46:26.200 --> 01:46:27.400
‫به من بگو، اِرن‬

01:46:27.400 --> 01:46:29.480
‫پیدایش کردیم، آقای دادستان، یک ماشین اجاره‌ای است‬

01:46:29.480 --> 01:46:31.240
‫مال کیست؟‬

01:46:31.240 --> 01:46:33.320
‫آن را پیدا نکردم، آقای دادستان، اما هنوز دنبالش هستم‬

01:46:33.320 --> 01:46:36.400
‫خوش آمدی، خواهی فهمید! باشه اِرن، ساکت شو!‬

01:46:39.400 --> 01:46:41.880
‫اوه خدای من‬

01:46:52.280 --> 01:46:55.400
‫مرا ببخش که در چنین زمانی مزاحم شما شدم‬

01:46:55.400 --> 01:47:00.480
‫مزاحمتی نیست، به آمدن شاگردان مادرم به خانه عادت دارم‬

01:47:00.480 --> 01:47:02.480
‫آنها او را خیلی دوست داشتند‬

01:47:02.480 --> 01:47:07.080
‫من هم او را دوست داشتم، او "مادر" کل بخش بود‬

01:47:07.480 --> 01:47:10.600
‫ای کاش قبل از فوتش او را دیده بودم‬

01:47:11.080 --> 01:47:13.200
‫زندگی همین است‬

01:47:13.480 --> 01:47:17.800
‫او اخیراً حالش خیلی خوب نبود. بهتر که او را ندیدی‬

01:47:20.080 --> 01:47:22.200
‫فکر می‌کنم او مدت زیادی بیمار بوده است؟‬

01:47:22.200 --> 01:47:24.080
‫او حتی به خارج از کشور هم رفت‬

01:47:24.080 --> 01:47:28.080
‫وقتی ناامید هستید، همه چیز را امتحان می‌کنید‬

01:47:34.880 --> 01:47:37.400
‫یکتا تیلمن را می‌شناسید؟‬

01:47:37.400 --> 01:47:39.480
‫بله، او را خیلی خوب می‌شناسم‬

01:47:39.480 --> 01:47:41.600
‫او شخص بسیار خوبی است‬

01:47:44.680 --> 01:47:49.480
‫او تمام هزینه‌های درمان مادرم را پوشش داد‬

01:47:49.480 --> 01:47:53.600
‫او علاقه زیادی نشان داده بود. او دائماً می‌پرسید و کمک می‌کرد‬

01:47:53.680 --> 01:47:59.000
‫اینکه مادرم اینقدر عمر کرد به خاطر اوست‬

01:47:59.680 --> 01:48:05.000
‫واقعاً؟ من هم او را دوست دارم. او یک رده بالاتر از من بود‬

01:48:06.000 --> 01:48:08.000
‫درست است. من او را دوست داشتم‬

01:48:16.480 --> 01:48:19.000
‫اوه نه!‬

01:48:19.000 --> 01:48:24.800
‫داری از من دزدی می‌کنی؟؟؟ داری این کار را می‌کنی؟؟؟‬

01:48:29.400 --> 01:48:32.280
‫خانم دافنه، شما در این کار خیلی خوبید‬

01:48:33.200 --> 01:48:36.520
‫خواهش می‌کنم، پسرم. میز تقریباً آماده است‬

01:48:36.520 --> 01:48:37.720
‫برادر، خوش آمدید‬

01:48:37.720 --> 01:48:41.080
‫پسر، کجا می‌روی؟ بیا تو را ببینم، نرو‬

01:48:42.880 --> 01:48:44.600
‫می‌روم او را ببینم‬

01:48:53.680 --> 01:48:55.200
‫چه کار می‌کنی؟‬

01:48:55.800 --> 01:48:57.480
‫من خوبم، برادر‬

01:48:58.480 --> 01:48:59.680
‫چه بلایی سرت آمد؟‬

01:48:59.680 --> 01:49:02.280
‫هیچی، یک دعوای بی‌دلیل!‬

01:49:02.800 --> 01:49:04.400
‫با چه کسی دعوا کردی؟‬

01:49:04.600 --> 01:49:08.280
‫اما به خدا هیچ اتفاقی نیفتاد، برادر. انگار که هرگز اتفاق نیفتاده است!‬

01:49:08.280 --> 01:49:10.080
‫با چه کسی؟‬

01:49:11.000 --> 01:49:15.040
‫با سردار. ما داشتیم شوخی می‌کردیم و آن احمق یک نمایش کامل راه انداخت‬

01:49:15.040 --> 01:49:17.840
‫پسرم، چرا هنوز آن آشغال را می‌بینی؟‬

01:49:18.480 --> 01:49:21.200
‫برادر، فهمیدم که نباید او را ملاقات می‌کردم‬

01:49:21.280 --> 01:49:25.960
‫ببین، چینار، این چیزی است که اگر زندگی‌ات را سر و سامان ندهی، خواهی شد‬

01:49:26.000 --> 01:49:30.480
‫شما تصمیم بگیرید. آیا مرد می‌شوید یا صندوق‌دار کنار پدربزرگتان؟‬

01:49:31.200 --> 01:49:33.200
‫من دارم می‌روم خارج از کشور، برادر‬

01:49:33.200 --> 01:49:37.400
‫پسر، شما احتمالاً نمی‌فهمید. محاکمه شما هنوز در حال برگزاری است‬

01:49:37.400 --> 01:49:39.880
‫باشه، بعداً می‌روم، برادر‬

01:49:40.000 --> 01:49:42.680
‫آنجا چه کار می‌خواهی بکنی؟ دلیل؟‬

01:49:42.680 --> 01:49:44.080
‫زندگی‌ام را درست خواهم کرد‬

01:49:44.080 --> 01:49:46.200
‫پسرم، آن را اینجا، در خانه پدرت درست کن‬

01:49:46.200 --> 01:49:48.200
‫می‌گویم به یک مدرسه بروید‬

01:49:48.200 --> 01:49:51.680
‫پس من همیشه می‌خواستم طراح گرافیک شوم، این چیزی است که می‌خواهم بخوانم‬

01:50:00.120 --> 01:50:02.000
‫من نمی‌دانستم‬

01:50:02.400 --> 01:50:04.280
‫حالا فهمیدی‬

01:50:04.280 --> 01:50:07.480
‫ببین، برای اینکه تو درس بخوانی، من هر کاری می‌کنم‬

01:50:07.480 --> 01:50:10.680
‫اما خارج از کشور سخت است. بیا اینجا یک مدرسه پیدا کنیم‬

01:50:10.680 --> 01:50:14.240
‫چرا، برادر؟ چون من موفق نمی‌شوم؟‬

01:50:14.240 --> 01:50:17.280
‫چرا من کیلومترها دور خواهم بود و شما مرا چک نمی‌کنید؟‬

01:50:17.280 --> 01:50:21.320
‫چون هیچ کس به اندازه تو موفق، سخت‌کوش و مصمم نیست، درست است؟‬

01:50:21.320 --> 01:50:22.600
‫این چه ربطی دارد؟‬

01:50:23.800 --> 01:50:28.520
‫پسر، چرا مدام ما را مقایسه می‌کنی؟ خسته نشدی؟ خسته نشدی؟‬

01:50:28.520 --> 01:50:33.720
‫برادر، می‌گویم، آیا هر کس باید به کار خودش رسیدگی کند؟ من بچه نیستم!‬

01:50:34.440 --> 01:50:36.400
‫بابا از یک طرف، پدربزرگ از طرف دیگر‬

01:50:36.400 --> 01:50:37.680
‫حداقل تو بیرون بمان، برادر‬

01:50:37.680 --> 01:50:42.680
‫این انرژی، زمانی که با من تلف کردی، آن را صرف نجات جیلین کن!‬

01:50:46.480 --> 01:50:49.200
‫خاله، من خیلی گرسنه هستم. می‌خورم و می‌روم‬

01:50:49.600 --> 01:50:53.000
‫چینار، پسرم، چه بلایی سر صورتت آمد؟‬

01:50:53.000 --> 01:50:55.320
‫برادر، کار اشتباهی کردی؟‬

01:50:55.320 --> 01:50:59.240
‫نه پرنسس، من خوبم، نگران نباش. سیر شدم، ممنون‬

01:51:01.880 --> 01:51:05.000
‫چه شد، بازی تمام شد؟ هنوز نبردی، بیا‬

01:51:05.000 --> 01:51:06.840
‫بیا، بیایید بازی‌مان را تمام کنیم‬

01:51:12.200 --> 01:51:14.480
‫خاله؟
- پارلا؟‬

01:51:19.680 --> 01:51:21.400
‫چیزی اتفاق افتاد؟‬

01:51:22.200 --> 01:51:25.480
‫امروز شما را در خیابان دیدم.
- خب؟‬

01:51:25.600 --> 01:51:27.880
‫کیف را که در دستتان داشتید از کجا پیدا کردید؟‬

01:51:28.680 --> 01:51:30.400
‫کدام کیف؟‬

01:51:30.400 --> 01:51:32.400
‫شوخی می‌کنی؟‬

01:51:32.400 --> 01:51:34.840
‫دیدم یک کیف گران‌قیمت طراح‌ساز بود، اینجاست؟‬

01:51:34.840 --> 01:51:37.200
‫چه کار می‌کنی خاله، دیوانه شدی؟
- کجاست؟ بیاورش اینجا‬

01:51:37.200 --> 01:51:40.480
‫کجاست، داخل است؟ اینجاست؟
- دیوانه شدی، خاله؟‬

01:51:40.480 --> 01:51:44.520
‫گفتم بده، بده! بهت می‌گویم تو را دیدم، دیدمت‬

01:51:44.520 --> 01:51:47.600
‫حتی صدایت کردم، شما پیچ خیابان را دور زدید‬

01:51:47.600 --> 01:51:50.080
‫من هیچ کیف طراح‌ساز گران‌قیمتی ندارم!‬

01:51:50.080 --> 01:51:52.840
‫با چه کسی شوخی می‌کنی؟
- شوخی نمی‌کنم، رهایم کن!‬

01:51:52.840 --> 01:51:58.040
‫اِنگی کیف‌هایی مثل آن داشت، یادت نمی‌آید؟ او چنین کیف‌هایی را نگه می‌داشت‬

01:51:58.040 --> 01:52:01.800
‫باشه! او دوست من بود، باشه؟‬

01:52:01.800 --> 01:52:05.080
‫او آن را برای مدتی به من داد چون دست‌هایش پر بود، باشه؟؟؟‬

01:52:05.200 --> 01:52:07.120
‫چرا شب فریاد می‌زنی؟‬

01:52:07.120 --> 01:52:08.840
‫چه خبر، پرلا؟‬

01:52:11.880 --> 01:52:14.200
‫از خاله‌ام بپرس‬

01:52:18.080 --> 01:52:21.080
‫پارلا؟‬

01:52:23.600 --> 01:52:26.600
‫پارلا؟ ببخشید، پار...‬

01:52:27.800 --> 01:52:29.200
‫جیلین؟‬

01:52:31.200 --> 01:52:33.280
‫چرا داد می‌زنی؟‬

01:52:34.800 --> 01:52:40.400
‫خواهر، خیلی متاسفم. وقتی دیدم کیف را در دست دارد...‬

01:52:42.200 --> 01:52:45.600
‫برای لحظه‌ای فکر کردم که او مثل اِنگی می‌شود، او را از دست خواهیم داد‬

01:52:45.600 --> 01:52:48.480
‫خواهر، خیلی متاسفم، او یک کیف طراح‌ساز در دست داشت‬

01:52:48.480 --> 01:52:50.080
‫آن کدام کیف است؟‬

01:52:51.080 --> 01:52:53.680
‫مال او نبود، مال یکی از دوستانش بود‬

01:52:53.800 --> 01:52:59.600
‫لعنت! او را هم ناراحت کردم. خیلی متاسفم، خیلی متاسفم!‬

01:53:01.280 --> 01:53:03.800
‫باشه‬

01:53:10.000 --> 01:53:11.800
‫ببخشید...‬

01:53:27.200 --> 01:53:30.880
‫رفقا، چه عجله‌ای است؟‬

01:53:31.600 --> 01:53:38.880
‫برادر، ما اینجا ۱۵ هزار دلار داریم و اگر آنها را هم بفروشیم به ۳۰ هزار دلار می‌رسیم‬

01:53:39.280 --> 01:53:42.320
‫ما بقیه پول را خواهیم آورد. پول شما را نگه نمی‌داریم‬

01:53:42.320 --> 01:53:44.080
‫حالا این کار را اینگونه انجام می‌دهیم...‬

01:53:44.080 --> 01:53:47.320
‫برادر خطیب به شما درس انسانیت خواهد داد‬

01:53:48.000 --> 01:53:52.000
‫شما آن اسباب‌بازی‌های کودکان را آوردید‬

01:53:52.000 --> 01:53:55.880
‫آنها نه به شما می‌آیند و نه به من‬

01:53:57.680 --> 01:54:03.080
‫این کیف‌ها را برای دخترانتان بگیرید، آنها خوشحال خواهند شد‬

01:54:08.800 --> 01:54:11.400
‫برادر عزیز سردار...‬

01:54:11.400 --> 01:54:14.200
‫...آن پول را نگه دار‬

01:54:15.480 --> 01:54:17.000
‫آنها را بگیرید...‬

01:54:19.680 --> 01:54:23.840
‫شما این همه راه را بی‌جهت آمدید، بیایید بر این اساس پیش برویم‬

01:54:23.840 --> 01:54:25.720
‫چه کار کنیم، سیمکوز؟‬

01:54:25.720 --> 01:54:27.720
‫از آنجا که پولی نیست...‬

01:54:27.920 --> 01:54:35.880
‫پس آنها ظرف خواهند شست، کثیفی‌ها را تمیز می‌کنند، گناهان برملا خواهند شد و بهایش پرداخت خواهد شد‬

01:54:35.880 --> 01:54:44.200
‫قاعده اساسی. شما کار خواهید کرد، من در موردش فکر می‌کنم و در مورد تقسیم وظایف به شما اطلاع خواهم داد‬

01:54:44.600 --> 01:54:49.000
‫کار آسانی نیست. حالا شما برای من کار خواهید کرد‬

01:54:49.800 --> 01:54:51.400
‫بیا ببینیم‬

01:54:54.400 --> 01:54:58.560
‫آفرین. بیا، بیا. آفرین‬

01:54:58.560 --> 01:55:00.440
‫من شما را پیدا خواهم کرد‬

01:55:01.200 --> 01:55:03.440
‫خدا نگهدارتان باشد رفقا!‬

01:55:09.880 --> 01:55:13.600
‫دیدی؟ دیدی ما را درگیر چه کسانی کردی؟‬

01:55:13.680 --> 01:55:15.280
‫احمق!‬

01:55:17.080 --> 01:55:18.600
‫برو جلو!‬

01:55:28.400 --> 01:55:30.080
‫از من عصبانی نیستی؟‬

01:55:32.280 --> 01:55:35.680
‫شاید حق داشته باشید که مشکوک باشید‬

01:55:36.080 --> 01:55:38.080
‫منظورت چیست؟‬

01:55:38.080 --> 01:55:40.680
‫پارلا وقت داشت به مدرسه برود‬

01:55:40.880 --> 01:55:43.080
‫امروز برای اولین بار رفت‬

01:55:43.080 --> 01:55:45.440
‫منظورت چیست که کار نمی‌کند، نمی‌فهمم؟‬

01:55:45.440 --> 01:55:47.800
‫همه چیز بعد از آن دعوا شروع شد‬

01:55:47.800 --> 01:55:51.160
‫او نمی‌خواست برود، ما فکر کردیم می‌رود اما او پیچاند‬

01:55:51.160 --> 01:55:53.480
‫و بعد از اینکه به مدرسه نمی‌رود چه کار می‌کند؟‬

01:55:53.600 --> 01:55:58.400
‫او می‌گوید با دوستانش خوش می‌گذراند و می‌نشینند و بازی می‌کنند!‬

01:55:59.400 --> 01:56:01.000
‫ای خدای من!‬

01:56:01.000 --> 01:56:05.680
‫نگران نباش، امروز او را تا مدرسه دنبال کردم. ما به روانشناس مراجعه کردیم‬

01:56:05.800 --> 01:56:08.080
‫وضعیت اینقدر جدی است؟‬

01:56:08.280 --> 01:56:11.680
‫خواهر، مراقبش باش! و عثمان هم‬

01:56:11.680 --> 01:56:18.200
‫راستی، من قرار را برای جمعه، دو روز دیگر، رزرو کردم‬

01:56:18.200 --> 01:56:21.560
‫من همچنین به زمرد پیامی فرستادم، او گفت باشه!‬

01:56:21.560 --> 01:56:25.120
‫باشه، من با شما خواهم بود. شما تنها نخواهید بود‬

01:56:25.120 --> 01:56:28.600
‫<i>در را باز نگذارید، خانه سرد می‌شود!</i>‬

01:56:30.200 --> 01:56:32.160
‫خدا را شکر کفش‌هایم را ندید، وگرنه...‬

01:56:32.160 --> 01:56:33.360
‫گم شو!‬

01:56:43.920 --> 01:56:46.480
‫اموت، من این رفقا را یادم می‌آید...‬

01:56:46.880 --> 01:56:49.280
‫بیا، برادرم.
- نوش جان‬

01:56:49.280 --> 01:56:52.400
‫ممنون، بیا یک تکه بخور.
- ممنون‬

01:56:52.400 --> 01:56:55.280
‫توکسه از شما خوشش نمی‌آید؟
- می‌آید‬

01:56:55.280 --> 01:56:56.880
‫چرا خانه نیستی؟‬

01:56:57.080 --> 01:56:58.680
‫چطور می‌توانم خانه باشم، برادر؟‬

01:56:59.600 --> 01:57:02.680
‫می‌توانم از کار خلاص شوم؟ ما حتی در خواب هم کار می‌کنیم!‬

01:57:02.680 --> 01:57:05.600
‫پسر، در خانه کار کن، برو آنجا غذا بخور!‬

01:57:08.200 --> 01:57:10.200
‫حق با شماست، برادر‬

01:57:10.200 --> 01:57:14.200
‫فکر نمی‌کنم به پدر بودن یا داشتن کسی در خانه عادت کرده باشم‬

01:57:14.200 --> 01:57:17.000
‫فکر نمی‌کنم او به سراغ شما آمد چون جایی برای رفتن نداشت...‬

01:57:17.000 --> 01:57:19.080
‫من ناگهان بحث را باز کردم اما...‬

01:57:19.680 --> 01:57:21.680
‫نه، نه، کار خوبی کردی‬

01:57:23.800 --> 01:57:26.000
‫تو چشمانم را باز کردی!‬

01:57:27.040 --> 01:57:29.440
‫به خدا، من دارم می‌روم خانه، برادر‬

01:57:29.440 --> 01:57:31.480
‫من از شما یک لطف می‌خواهم...‬

01:57:32.200 --> 01:57:36.000
‫یک پسر بود، سردار دنجی دوست چینار،‬

01:57:36.400 --> 01:57:39.000
‫سردار؟ بله، او را یادم آمد‬

01:57:39.000 --> 01:57:40.000
‫من آدرس خانه‌اش را می‌خواهم‬

01:57:40.000 --> 01:57:42.200
‫باشه، این آسان است. آن را به من بسپارید‬

01:57:42.480 --> 01:57:44.600
‫دارم می‌آیم.
- باشه‬

01:57:52.480 --> 01:57:54.960
‫اجازه می‌دهید؟‬

01:57:54.960 --> 01:57:56.600
‫سندا؟‬

01:58:03.280 --> 01:58:07.520
‫فکر می‌کردم شما صادق هستید، این را می‌دانید؟ که شما ناامید بودید‬

01:58:07.520 --> 01:58:12.200
‫خوشحال بودم که شما سعی می‌کردید دوباره با هم باشید. گفتم او اشتباهش را فهمیده است‬

01:58:13.000 --> 01:58:15.200
‫او دستش را به سمت شما دراز می‌کند...‬

01:58:16.600 --> 01:58:19.000
‫گفتم، آن دست را رها نکن، سندا‬

01:58:20.000 --> 01:58:22.000
‫او خواهر شماست‬

01:58:28.280 --> 01:58:32.800
‫اما معلوم شد که خواهر عزیزم مرا بازیچه قرار داده بود!‬

01:58:32.800 --> 01:58:35.000
‫چه می‌گویی، سندا؟‬

01:58:39.600 --> 01:58:41.680
‫خیلی ممنون!‬

01:58:42.000 --> 01:58:44.600
‫شما او را یک بار دیگر به من نزدیک کردید‬

01:58:44.800 --> 01:58:49.280
‫برای شما دلم می‌سوخت. واقعاً فکر می‌کردم به من نیاز دارید‬

01:58:51.000 --> 01:58:54.880
‫شما از صداقت و احساسات من برای نجات خود استفاده کردید‬

01:58:55.480 --> 01:58:58.600
‫اما تمام شد. من دیگر وجود ندارم‬

01:58:59.080 --> 01:59:02.320
‫خودت فکر کن چطور از دست یکتا نجات پیدا می‌کنی‬

01:59:02.320 --> 01:59:05.280
‫چه شده سندا؟ می‌شود به من بگویی، لطفا؟‬

01:59:11.880 --> 01:59:14.080
‫من از رابطه شما با مورات خبر دارم‬

01:59:20.800 --> 01:59:23.280
‫امروز وقتی رفتی و او را دیدی، متوجه شدم‬

01:59:25.600 --> 01:59:30.880
‫وقتی یک زن از عشق رنج می‌برد، من می‌فهمم! آن مرد خودش را فدای شما کرد‬

01:59:30.880 --> 01:59:33.240
‫و شما می‌خواهید او را نجات دهید‬

01:59:33.240 --> 01:59:37.280
‫اما بی‌فایده تلاش می‌کنید، چون یکتا همه چیز را می‌داند‬

01:59:38.480 --> 01:59:40.480
‫نه، او نمی‌داند. نمی‌تواند بداند‬

01:59:41.280 --> 01:59:43.200
‫پس شما اینطور فکر می‌کنید‬

01:59:44.480 --> 01:59:47.000
‫می‌دانید چرا مورات در زندان است؟‬

01:59:47.000 --> 01:59:51.000
‫چون شوهر محبوبتان با او بازی کرد!‬

01:59:53.000 --> 01:59:56.080
‫داستانی سرهم کنید که دادستان قصد دارد شما را متهم کند...‬

01:59:56.280 --> 01:59:58.280
‫...فیتیله را روشن کنید....‬

01:59:58.400 --> 02:00:02.280
‫...و راننده فقیر و عاشق خود را فدای شما کرد‬

02:00:03.680 --> 02:00:06.720
‫یکتا با هر دوی شما بازی کرد‬

02:00:08.680 --> 02:00:12.240
‫او با شکست دادن عشق شما، از شما انتقام می‌گیرد‬

02:00:12.240 --> 02:00:15.880
‫نه، نمی‌تواند‬

02:00:17.880 --> 02:00:19.480
‫و با این حال او این کار را کرد!‬

02:00:22.200 --> 02:00:24.800
‫حالا به آن فکر کن، خواهرم‬

02:00:25.480 --> 02:00:29.000
‫نمی‌دانم شوهر محبوبتان چه پایانی برای شما در نظر گرفته است؟‬

02:00:32.480 --> 02:00:35.800
‫<i>گونول، همسر عزیزم کجاست؟</i>‬

02:00:38.280 --> 02:00:39.920
‫تو هم نمی‌میری، لاچین‬

02:00:39.920 --> 02:00:40.800
‫چه شد؟‬

02:00:40.800 --> 02:00:44.000
‫از دست دادن فرزندتان سخت است اما باید با آن کنار بیایید‬

02:00:44.000 --> 02:00:45.600
‫دوباره بد شد‬

02:00:45.600 --> 02:00:48.480
‫آه، همسر عزیزم...‬

02:00:48.480 --> 02:00:52.400
‫شما به اندازه کافی ناراحت بودید، کافی است! لاچین! عزیزم!‬

02:00:53.880 --> 02:00:56.000
‫دیگر غمگین نباش‬

02:00:56.000 --> 02:00:58.000
‫سندا؟‬

02:01:03.800 --> 02:01:05.000
‫عزیزم!‬

02:01:49.280 --> 02:01:50.680
‫خانم گونول؛‬

02:01:50.680 --> 02:01:52.600
‫صبح بخیر، آقای یکتا‬

02:01:52.600 --> 02:01:55.280
‫صبح بخیر، لاچین صبحانه‌اش را می‌خورد؟‬

02:01:55.280 --> 02:01:58.000
‫نه، خانم لاچین زود رفت‬

02:02:04.680 --> 02:02:06.560
‫هنوز کمی مانده، عزیزم‬

02:02:06.560 --> 02:02:08.200
‫خواهر هالیده را ناراحت نکن، باشه؟‬

02:02:08.520 --> 02:02:10.680
‫صبحانه‌ات را بخور‬

02:02:12.600 --> 02:02:16.000
‫من هم خیلی دلتنگت بودم. اما، کمی مانده...‬

02:02:16.000 --> 02:02:19.880
‫یک کار دیگر دارم. وقتی تمام شد، بلافاصله برمی‌گردم‬

02:02:19.880 --> 02:02:22.640
‫سخت کار خواهم کرد، زود تمامش می‌کنم و می‌آیم‬

02:02:22.640 --> 02:02:24.120
‫باشه، عزیزم؛‬

02:02:24.120 --> 02:02:25.800
‫بوسه‌ها‬

02:02:26.120 --> 02:02:28.080
‫دوستت دارم‬

02:02:33.000 --> 02:02:34.600
‫انجه؟‬

02:02:34.600 --> 02:02:36.240
‫صبح بخیر، خانم سندا‬

02:02:36.240 --> 02:02:38.800
‫چه کار کردی؛ پرونده‌هایی که گفتم را پیدا کردی؟‬

02:02:39.200 --> 02:02:41.960
‫فقط توانستم بفهمم کجاست‬

02:02:41.960 --> 02:02:45.680
‫در دفتر آقای یکتا، در داشبورد قفل شده است‬

02:02:47.200 --> 02:02:48.480
‫ممنون‬

02:02:53.320 --> 02:03:01.160
‫وقتی نوجوانان اشتباه می‌کنند، این والدین هستند که راه را نشان می‌دهند و مرزها را تعیین می‌کنند‬

02:03:01.160 --> 02:03:06.480
‫اگر این کار را بکنید، پارلا خواهد دانست چه اتفاقی می‌افتد...‬

02:03:06.480 --> 02:03:10.440
‫او خواهد دانست که این رفتارش چه نتیجه‌ای به همراه خواهد داشت...‬

02:03:10.440 --> 02:03:12.880
‫او هم احساس امنیت خواهد کرد‬

02:03:12.880 --> 02:03:15.880
‫او باید به شما اعتماد کند‬

02:03:16.000 --> 02:03:17.920
‫در طول این فرآیند، شما باید آرام باشید‬

02:03:17.920 --> 02:03:23.080
‫پارلا باید احساس کند که شما کنارش هستید. این مهمترین چیز است‬

02:03:24.280 --> 02:03:28.200
‫البته، پدرش و من هر کاری لازم باشد انجام خواهیم داد‬

02:03:30.080 --> 02:03:32.000
‫اینطور نیست، عثمان؟‬

02:03:32.480 --> 02:03:34.200
‫البته‬

02:03:34.200 --> 02:03:36.960
‫هفته آینده دوباره پارلا را خواهم دید‬

02:03:36.960 --> 02:03:40.720
‫در صورت لزوم، دوباره با شما صحبت خواهم کرد. ممنون‬

02:03:40.720 --> 02:03:43.600
‫ممنون.
- ممنون. کار خوب‬

02:03:43.600 --> 02:03:45.000
‫خداحافظ‬

02:04:04.040 --> 02:04:05.360
‫بابا؛‬

02:04:40.120 --> 02:04:42.560
‫بپرس! سوار قطار می‌شویم‬

02:04:42.560 --> 02:04:46.280
‫بله، عزیزم، سوار قطار می‌شویم و می‌رویم‬

02:05:48.400 --> 02:05:50.800
‫<i>من اینجا خوبم، خوشحالم.</i>‬

02:05:51.280 --> 02:05:54.280
‫<i>جیلین به زودی اینجا خواهد بود و ما شروع به کار خواهیم کرد.</i>‬

02:05:59.640 --> 02:06:01.680
‫باشه، حتماً سر می‌زنم‬

02:06:01.680 --> 02:06:05.000
‫باشه، خیلی ممنون. موفق باشید‬

02:06:06.080 --> 02:06:07.240
‫چه گفت؛‬

02:06:07.240 --> 02:06:10.720
‫او لیستی از آخرین پرونده‌هایی که نوا قبول کرده، برای ما خواهد فرستاد‬

02:06:10.720 --> 02:06:13.800
‫همچنین بررسی خواهد کرد که انتقال چگونه انجام شد‬

02:06:15.080 --> 02:06:17.680
‫او درباره مدرسه، درباره مدرک کارشناسی ارشد گفت‬

02:06:17.880 --> 02:06:20.680
‫به هر حال، ما بالاخره خواهیم فهمید او چه کرد‬

02:06:21.200 --> 02:06:24.800
‫شما می‌دانید که این می‌تواند ما را به جایی بکشاند که نمی‌خواهیم، درست است؟‬

02:06:24.800 --> 02:06:27.680
‫شاید، خواهیم دید‬

02:06:35.920 --> 02:06:38.680
‫بیایید سندا را هم در اولویت قرار دهیم‬

02:06:38.680 --> 02:06:40.600
‫آیا باید با او تماس بگیرم؟‬

02:06:43.080 --> 02:06:44.680
‫چه کار می‌خواهید بکنید؟‬

02:06:44.680 --> 02:06:47.680
‫من قصد دارم با مشتری جدیدمان، خانم آیلا، ملاقات کنم‬

02:06:47.680 --> 02:06:50.000
‫اگر پرونده‌ای باشد که قابل قبول باشد، آن را قبول می‌کنیم‬

02:06:50.000 --> 02:06:51.600
‫ما تا زمان محاکمه کمی وقت داریم‬

02:06:51.600 --> 02:06:53.240
‫به هر حال، شما می‌دانید، البته، اما...‬

02:06:53.240 --> 02:06:55.320
‫هر دقیقه از وقت ما ارزشمند است‬

02:06:55.320 --> 02:06:59.280
‫امروز واقعاً توانایی دیدن هیچ یک از تیلمن‌ها را ندارم‬

02:07:01.600 --> 02:07:03.800
‫من منتظر کسی نبودم.
- من هم‬

02:07:19.000 --> 02:07:20.480
‫می‌توانم رد شوم؟‬

02:07:21.600 --> 02:07:23.480
‫البته‬

02:07:32.480 --> 02:07:34.000
‫کیست؟‬

02:07:40.480 --> 02:07:42.840
‫بابت مزاحمت متاسفم‬

02:07:42.840 --> 02:07:44.640
‫بفرمایید‬

02:07:50.920 --> 02:07:54.600
‫می‌بینم که برای محاکمه آماده می‌شوید.
- متاسفانه‬

02:07:58.400 --> 02:08:01.400
‫شما هیچ اثری از انگین باقی نگذاشتید‬

02:08:08.320 --> 02:08:11.400
‫از من پرسیدید او را با چه چیزی تهدید می‌کرد؟‬

02:08:11.400 --> 02:08:15.000
‫و همچنین برای آیلا اِندار‬

02:08:16.680 --> 02:08:18.280
‫بله...‬

02:08:18.600 --> 02:08:21.680
‫او منشی دپارتمان در دانشگاه یکتا بود‬

02:08:22.680 --> 02:08:28.080
‫او بیش از حد لازم به او توجه می‌کرد. آن زمان این را نمی‌فهمیدم‬

02:08:28.200 --> 02:08:30.400
‫اما حالا می‌فهمم‬

02:08:31.800 --> 02:08:35.000
‫ظاهراً آن زن به او کمک کرد...‬

02:08:35.080 --> 02:08:37.600
‫و یکتا بهای کمک او را پرداخت‬

02:08:37.800 --> 02:08:39.480
‫اما چطور؟‬

02:08:50.600 --> 02:08:53.480
‫مدرک یکتا جعلی است‬

02:08:57.800 --> 02:09:00.680
‫او هرگز دانشکده حقوق را تمام نکرد‬

02:09:02.480 --> 02:09:05.600
‫یعنی، در واقع، او حتی وکیل هم نیست‬

02:09:06.080 --> 02:09:08.480
‫او یک کلاهبردار بزرگ است، اینطور نیست؟‬

02:09:09.800 --> 02:09:13.880
‫فکر می‌کنم این اطلاعاتی است که می‌خواستید بدانید‬

02:09:21.240 --> 02:09:25.000
‫من هرگز باور نکردم که شما انگین را کشتید‬

02:09:33.000 --> 02:09:34.880
‫خیلی ممنون‬

02:09:35.880 --> 02:09:38.080
‫این لطف را هرگز فراموش نخواهم کرد‬

02:09:48.080 --> 02:09:50.080
‫باورم نمی‌شود‬

02:09:50.400 --> 02:09:52.320
‫واقعاً نفس‌ام را بند آورد‬

02:09:52.600 --> 02:09:57.320
‫می‌توانید تصور کنید اگر او بفهمد چه اتفاقی می‌افتد؟ یکتا بلافاصله به زندان خواهد رفت‬

02:09:57.320 --> 02:10:00.720
‫از این سن به بعد، بیرون آمدن از آنجا غیرممکن است‬

02:10:03.000 --> 02:10:06.840
‫یکتا برای پنهان کردن آن، چه برسد به انگین، به هر کسی آسیب می‌زند‬

02:10:06.840 --> 02:10:10.800
‫حالا بیایید به دانشگاه برویم تا سوابق قدیمی را بررسی کنیم، بیا‬

02:10:11.840 --> 02:10:15.000
‫اول، یک سوال مهمتر وجود دارد که باید پاسخ داده شود‬

02:10:16.000 --> 02:10:19.880
‫این مشتری من که نامش را بردید، آیلا، همان که روی دستتان نوشتید‬

02:10:20.600 --> 02:10:22.400
‫چه کار می‌کنی؟‬

02:10:22.600 --> 02:10:24.600
‫سعی می‌کنم شما را بفهمم...‬

02:10:24.600 --> 02:10:28.120
‫سعی می‌کنم درک نشان دهم، سعی می‌کنم شما را همانطور که هستید بپذیرم...‬

02:10:28.120 --> 02:10:32.280
‫اما شما هنوز پشت سر من کارهایتان را انجام می‌دهید‬

02:10:32.480 --> 02:10:34.560
‫آن اسم را از چه کسی گرفتی؟‬

02:10:34.560 --> 02:10:39.560
‫چون هر دوی ما توافق یا درک یکسانی نداریم، باشه؟‬

02:10:40.200 --> 02:10:47.200
‫من نمی‌توانم همه چیز را مثل شما بر ترازو بگذارم، نمی‌توانم فکر کنم چه چیزی عادلانه است و چه چیزی نیست!‬

02:10:47.840 --> 02:10:49.600
‫به خاطر خدا!‬

02:10:50.400 --> 02:10:53.200
‫من ۳۰ سال است که اینطور هستم، فهمیدی؟‬

02:10:54.600 --> 02:11:00.800
‫بگذار عادت بنامید، بگذار شخصیتم بنامید، اگر می‌خواهید حماقت بنامید، اما من اینطور هستم‬

02:11:01.600 --> 02:11:03.280
‫آن اسم را از کجا آوردی؟‬

02:11:06.400 --> 02:11:08.920
‫این را با نگاه کردن به یادداشت‌های قدیمی انگین پیدا کردم‬

02:11:08.920 --> 02:11:12.400
‫به شما نگفتم چون گفتید یکتا را ناجوانمردانه هدف قرار ندهم‬

02:11:13.200 --> 02:11:15.720
‫خوشحال؟ ما خوبیم؟‬

02:11:45.800 --> 02:11:47.080
‫بیا، دختر، برویم‬

02:11:47.080 --> 02:11:50.240
‫ساعت ۱۲ است، قطارمان آمده؟‬

02:11:50.240 --> 02:11:52.560
‫ساعت از ۱۲ گذشته، ما سوار قطار نمی‌شویم‬

02:11:52.560 --> 02:11:54.680
‫پس کجا برویم؟‬

02:11:55.280 --> 02:11:56.600
‫بیا‬

02:12:00.960 --> 02:12:03.080
‫شما ریسک بزرگی کردید، جیلین‬

02:12:03.080 --> 02:12:04.240
‫چه؟‬

02:12:04.240 --> 02:12:08.240
‫کاری که یکتا کرد. خیلی راحت می‌توان اثبات کرد‬

02:12:08.240 --> 02:12:12.360
‫کلاهبرداران زیادی در این دنیا هستند که می‌دانند مثل شما فکر کنند‬

02:12:12.360 --> 02:12:16.200
‫و به همین دلیل این کلاهبرداران در زندگی ما ادامه خواهند داشت‬

02:12:16.200 --> 02:12:19.440
‫ما در مورد یکتا صحبت می‌کنیم، جیلین‬

02:12:19.440 --> 02:12:21.680
‫بیا، ما را خلاص کن. این مرد ده‌ها دشمن دارد‬

02:12:21.680 --> 02:12:23.680
‫هیچ کدامشان علاقه‌مند نبودند؟‬

02:12:23.680 --> 02:12:25.400
‫شاید علاقه‌مند نبوده‌اند‬

02:12:25.880 --> 02:12:27.680
‫چیزی به نام دولت الکترونیک وجود دارد‬

02:12:27.680 --> 02:12:30.600
‫یک مقام ذیصلاح می‌تواند با دو کلیک به همه چیز دسترسی پیدا کند‬

02:12:30.600 --> 02:12:34.080
‫یا یک "هکر" بدخواه. شاید همه یک بازی باشد‬

02:12:34.600 --> 02:12:35.640
‫یعنی چطور؟‬

02:12:35.640 --> 02:12:40.280
‫پس می‌تواند یک بازی باشد که یکتا ترتیب داده است. برای گمراه کردن ما!‬

02:12:40.880 --> 02:12:42.880
‫فکر می‌کنم لاچین کاملاً صادق به نظر می‌رسید‬

02:12:42.880 --> 02:12:45.520
‫آیا او هم یک مهره دستکاری شده است؟‬

02:12:46.680 --> 02:12:49.000
‫شما واقعاً اصرار دارید؟‬

02:12:49.680 --> 02:12:51.400
‫بله‬

02:12:51.600 --> 02:12:54.760
‫چون مطمئنم چیزی پیدا خواهد شد. من یکتا را می‌شناسم‬

02:12:54.760 --> 02:12:59.200
‫به ذهنت نمی‌رسد، می‌فهمم. چون مغز تو اینطور کار نمی‌کند‬

02:12:59.200 --> 02:13:03.640
‫با وجود تمام چیزهایی که تجربه کرده‌اید، با وجود تمام مجرمانی که دیده‌اید...‬

02:13:03.640 --> 02:13:06.840
‫درونتان باور دارید که مردم مثل شما هستند...‬

02:13:06.840 --> 02:13:09.840
‫اما، صبح بخیر ایلگاز. بعضی از آدم‌ها بد هستند‬

02:13:09.840 --> 02:13:13.280
‫بعضی‌ها راه کج را انتخاب می‌کنند‬

02:13:13.280 --> 02:13:19.680
‫و بعضی‌ها از ریسک‌هایی که می‌کنند، دروغ‌هایی که می‌گویند و شرارتی که انجام می‌دهند تغذیه می‌کنند‬

02:13:19.680 --> 02:13:22.600
‫و این آدم‌ها دوست دارند محدودیت‌هایشان را رد کنند‬

02:13:22.600 --> 02:13:24.880
‫گاهی اوقات حتی مرزها را هم نمی‌شناسند‬

02:13:24.880 --> 02:13:30.000
‫برای شکست دادن آنها، شما باید هیچ محدودیتی نداشته باشید، حتی در فکر‬

02:13:30.400 --> 02:13:34.200
‫اینها همه حدس و گمان است، شما استدلال قوی در دست ندارید‬

02:13:34.680 --> 02:13:35.800
‫خب‬

02:13:35.800 --> 02:13:40.600
‫مثلاً، آیا اسم منشی مدرسه‌ای که از آن فارغ‌التحصیل شدید را به خاطر دارید؟‬

02:13:41.600 --> 02:13:44.920
‫یادتان نمی‌آید، درست است؟ چه تصادفی، من هم یادم نمی‌آید‬

02:13:44.920 --> 02:13:47.880
‫اما به دلایلی، دخترش یکتا را با احترام به یاد می‌آورد‬

02:13:47.880 --> 02:13:53.240
‫علاوه بر این، یکتا با کمال میل هزینه‌های درمانی آن زن را در خارج از کشور پرداخت. چرا؟‬

02:13:53.240 --> 02:13:55.280
‫یک دقیقه، یک دقیقه...‬

02:13:55.880 --> 02:13:58.120
‫آیا با خانواده این زن ملاقات کردید؟‬

02:13:58.120 --> 02:14:00.160
‫این الان موضوع ما نیست. بله، البته که رفتم‬

02:14:00.160 --> 02:14:02.000
‫من همچنین باید تحقیق می‌کردم‬

02:14:02.000 --> 02:14:06.680
‫چه نوع بدهی وفاداری یکتا را به منشی دپارتمان مرتبط می‌کند؟‬

02:14:07.080 --> 02:14:08.400
‫به شما می‌گویم‬

02:14:08.400 --> 02:14:10.240
‫تمام اطلاعات وارد شده به سیستم‬

02:14:10.240 --> 02:14:13.880
‫نتایج امتحانات، اطلاعات غیبت، به طور خلاصه...‬

02:14:13.880 --> 02:14:17.040
‫کسی که تمام اطلاعات را دارد، البته شما به او "خوراک" می‌دهید‬

02:14:17.040 --> 02:14:21.080
‫اگر فسادی در رتبه‌بندی‌ها وجود داشته باشد، البته شما فرد مسئول آن را انتخاب خواهید کرد‬

02:14:21.080 --> 02:14:22.440
‫این منطقی‌ترین چیز است‬

02:14:22.440 --> 02:14:26.040
‫حتی اگر شانس پیدا کردن چیزی یک درصد باشد، من آنجا می‌روم‬

02:14:26.040 --> 02:14:27.880
‫من به سراغ آن پرونده می‌روم، ایلگاز‬

02:14:27.880 --> 02:14:31.800
‫ما هنوز می‌توانیم از مقامات بخواهیم تحقیق کنند، می‌دانید‬

02:14:31.800 --> 02:14:37.240
‫این قطار حرکت کرده است، ما پارس را از دست دادیم. پس من به روش‌های خودم برمی‌گردم و...‬

02:14:37.240 --> 02:14:41.480
‫شما مجبور نیستید با آنها کنار بیایید. صادقانه بگویم، ببینید احترام من بی‌حد و حصر است‬

02:14:41.480 --> 02:14:43.000
‫شما نمی‌توانید بیایید‬

02:14:44.880 --> 02:14:46.600
‫برو داخل!‬

02:14:46.600 --> 02:14:50.480
‫به زودی یک برگ برنده بزرگ خواهیم داشت و همه باید آن را بشنوند‬

02:14:55.080 --> 02:14:56.960
‫آیا اطلاعات را به خبرنگاران دادگاه می‌دهید؟‬

02:14:56.960 --> 02:14:59.200
‫بله، و در واقع به همه‬

02:15:00.480 --> 02:15:04.200
‫بیا ببینیم، بیایید با بوشرا شروع کنیم‬

02:15:07.200 --> 02:15:10.240
‫عصر بخیر بوشرا، من جیلین ارگوان هستم...‬

02:15:10.240 --> 02:15:11.640
‫...کایا!‬

02:15:11.640 --> 02:15:15.600
‫من یک خبر تکان‌دهنده دارم که فکر می‌کنم برای شما جذاب خواهد بود‬

02:15:19.440 --> 02:15:21.280
‫نوش جان، اِرن‬

02:15:21.480 --> 02:15:24.200
‫خوش آمدید، آقای دادستان. داشتم به شما زنگ می‌زدم‬

02:15:25.000 --> 02:15:29.880
‫من از شما خواستم کاری برایم انجام دهید، اما این به معنای دوستی ما نیست‬

02:15:30.480 --> 02:15:31.840
‫یخ آب نشد‬

02:15:31.840 --> 02:15:35.320
‫بین ما محدودیت‌ها و فاصله‌های غیرقابل عبور وجود دارد‬

02:15:35.440 --> 02:15:39.760
‫چرا؟ چرا با دوستان محبوبتان متحد شدید و مرا کنار گذاشتید!‬

02:15:39.760 --> 02:15:41.160
‫من اجازه نمی‌دهم‬

02:15:41.640 --> 02:15:44.200
‫افسوس، آقای دادستان، چرا باید شما...‬

02:15:47.280 --> 02:15:49.200
‫فهمیدم، آقای دادستان‬

02:15:50.200 --> 02:15:52.000
‫آیا چیزی در مورد ماشین فهمیدید؟‬

02:15:52.680 --> 02:15:55.880
‫فهمیدم، آقای دادستان، دقیقاً به همین دلیل داشتم به شما زنگ می‌زدم‬

02:15:56.080 --> 02:15:59.720
‫ماشین توسط یکی از کارمندان شرکت تیلمن اجاره شده بود‬

02:15:59.720 --> 02:16:01.200
‫این چه ربطی دارد؟‬

02:16:03.200 --> 02:16:05.880
‫با صدای بلند فکر کردم، به آن گیر نده، اِرن ادامه داد‬

02:16:05.880 --> 02:16:08.280
‫کیست؟ پیدا کردی چه کسی ماشین را اجاره کرده؟‬

02:16:08.680 --> 02:16:12.880
‫دست راست یکتا، آقای دادستان، جونیت، او ماشین را اجاره کرد‬

02:16:15.200 --> 02:16:17.880
‫آیا به تحقیقات مربوط است، آقای دادستان؟‬

02:16:17.880 --> 02:16:21.200
‫یخ آب نشد، فاصله‌ها را به خاطر بسپار اِرن!‬

02:16:22.400 --> 02:16:26.200
‫همچنین، با این همه کربوهیدراتی که هر روز می‌خوری، خوشبختانه مغزت هنوز کار می‌کند‬

02:16:26.280 --> 02:16:28.000
‫شیفت خوبی داشته باشید‬

02:16:30.080 --> 02:16:34.440
‫اگر کمی از این کربوهیدرات‌ها می‌خوردی، یک هورمون شادی از آنها آزاد می‌شد و...‬

02:16:34.440 --> 02:16:38.000
‫ما را هم راحت می‌گذاشتی!‬

02:16:38.400 --> 02:16:43.000
‫فقط از سر لجبازی، کربوهیدرات می‌خورم.....‬

02:17:05.760 --> 02:17:12.080
‫خواهر پارلا! خواهر پارلا! ما به سراغ آنها می‌رویم، به سراغ خواهر پارلا می‌رویم‬

02:17:31.720 --> 02:17:35.360
‫بله، بله، خبر عالی! به شما می‌گویم با اسناد خواهم آمد‬

02:17:35.360 --> 02:17:39.800
‫اما اگر شما علاقه‌مند نیستید، البته می‌توانم آنها را به سوات بدهم، او آنها را منتشر خواهد کرد‬

02:17:40.640 --> 02:17:46.720
‫باشه، موافقم. پس یک ساعت و نیم دیگر بیرون دادگاه همدیگر را می‌بینیم، باشه؟‬

02:17:46.720 --> 02:17:51.120
‫من چنان خبری برایتان می‌آورم که مکان را به لرزه درمی‌آورد!‬

02:17:51.120 --> 02:17:53.280
‫باشه. بعداً می‌بینمت‬

02:17:56.480 --> 02:17:59.200
‫فکر کرده‌اید چرا لاچین این لطف را در حق ما کرد؟‬

02:17:59.200 --> 02:18:01.400
‫در نهایت، او به شوهرش خیانت کرد‬

02:18:02.080 --> 02:18:03.080
‫نمی‌دانم‬

02:18:03.080 --> 02:18:06.480
‫چه می‌شود اگر بین او و راننده‌اش مسئله عمیق‌تری از آنچه فکر می‌کردیم وجود داشته باشد؟‬

02:18:06.480 --> 02:18:09.080
‫اگر انگین می‌دانست و آنها را تهدید می‌کرد؟‬

02:18:10.400 --> 02:18:13.080
‫پس شما می‌گویید هر کسی که این کار را با شوهرش کرد...‬

02:18:13.080 --> 02:18:15.760
‫تا این راز فاش نشود، کاری که ممکن است با پسرش کرده باشد‬

02:18:15.760 --> 02:18:20.000
‫یا یک مرد حاضر است برای محافظت از زنی که دوستش دارد به زندان برود‬

02:18:22.920 --> 02:18:24.600
‫ما رسیدیم‬

02:18:24.600 --> 02:18:27.000
‫لیست همین الان بزرگ‌تر شد!‬

02:18:27.000 --> 02:18:30.280
‫بیایید آن اسناد را بگیریم و سپس به اینها نگاه می‌کنیم‬

02:18:45.720 --> 02:18:47.600
‫او نمی‌تواند در جامعه ظاهر شود!‬

02:18:47.600 --> 02:18:49.480
‫من او را منفجر می‌کنم!‬

02:18:50.280 --> 02:18:51.520
‫کار تو تمام است، یکتا!‬

02:19:44.600 --> 02:19:48.320
‫<i>با خبری فوق‌العاده، عزیزان شنونده، بولتن خبری خود را ادامه می‌دهیم.</i>‬

02:19:48.320 --> 02:19:52.560
‫<i>انفجاری در ساختمان دانشگاه آکسوی استانبول رخ داد.</i>‬

02:19:52.560 --> 02:19:55.680
‫<i>طبق اطلاعات، علت این انفجار نشت گاز بوده است.</i>‬

02:19:55.680 --> 02:20:02.000
‫<i>در حالی که آتش‌سوزی در حال خاموش شدن است، گزارش‌ها حاکی از آن است که تلفاتی در پی نداشته است.</i>‬

02:20:02.000 --> 02:20:05.000
‫<i>با تحولات جدید دوباره به شما گزارش خواهیم داد.</i>‬

02:20:05.400 --> 02:20:07.000
‫عالی!‬

02:20:09.000 --> 02:20:11.800
‫اینگونه است که آنچه پنهان است را از بین می‌بری، جونیت!‬

02:20:11.800 --> 02:20:13.480
‫تبریک می‌گویم!‬

02:20:14.880 --> 02:20:17.800
‫بیایید در خانه‌مان را تمیز نگه داریم...‬

02:20:17.800 --> 02:20:22.080
‫...تا کسی نتواند روی آن پا بگذارد، درست است؟‬

02:20:32.080 --> 02:20:35.480
‫<i>پایان قسمت ۲۱ ~S.~</i>‬

02:20:33.000 --> 02:20:43.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال دوبله به فارسي
.:: www.bolboljan.net ::.