﻿WEBVTT

00:00:00.415 --> 00:00:15.132
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::..

00:00:20.241 --> 00:00:24.040
‫این یکیو بگیر، محکم ببندش.

00:00:25.320 --> 00:00:27.079
‫پسر، اینقدر سربه هوا نباش.

00:00:30.240 --> 00:00:32.119
‫وای، اینجا فوق العاده‌ست.

00:00:32.200 --> 00:00:34.159
‫فقط شروعشه دوست من.

00:00:37.519 --> 00:00:39.278
‫به نظر عصبانی میای.

00:00:39.759 --> 00:00:41.718
‫میخوای چیکار کنم، برقصم؟

00:00:41.798 --> 00:00:43.277
‫دوسال گذشته.

00:00:43.358 --> 00:00:45.557
‫آره، از اینکه اومدم خونه خیلی خوشحالم.

00:00:45.638 --> 00:00:48.357
‫اما تو؟ وقتی مجبور شی بری گریه میکنی.

00:00:48.438 --> 00:00:50.357
‫ترینیداد وارد روحت میشه.

00:00:50.437 --> 00:00:53.076
‫حالا باید این بشکه‌هارو ببریم
‫جایی که اونا میرن.

00:00:55.277 --> 00:00:57.116
‫خیلی خب.

00:00:57.197 --> 00:01:00.396
‫اه! کنار ساحل سرت گیج نره.
‫میدونی.

00:01:00.476 --> 00:01:02.635
‫فقط میخوام، تعادلمو حفظ کنم.

00:01:02.716 --> 00:01:04.795
‫پس باید رو هیکلت بیشتر کار کنی.

00:01:04.876 --> 00:01:08.275
‫- یه باد بهت بخوره افتادی.
‫- اینقدرام لاغر نیستم.

00:01:08.355 --> 00:01:10.794
‫یکم داروی پرشاخ و برگ ترینیدادی برات جور میکنم.

00:01:13.035 --> 00:01:15.634
‫وقتی بچه بودم، هرروز میومدم اینجا.

00:01:15.714 --> 00:01:18.113
‫اصلاً خبر نداشتم همچین جایی هم وجود داره.

00:01:18.194 --> 00:01:20.593
‫اما هیچوقت فکرشو نمیکنی بتونی از اونجا...

00:01:20.674 --> 00:01:22.473
‫- هی اسمش چی بود؟
‫- "آونلی".

00:01:22.554 --> 00:01:24.273
‫قبلاً اینجا برای مامانم خرید میکردم.

00:01:24.353 --> 00:01:26.552
‫هر ماده غذایی که باهاش غذا
‫میپخت باید تازه میبود.

00:01:26.633 --> 00:01:28.072
‫تو آشپزخونه‌اش هیچ چیز مونده‌ای نبود.

00:01:28.153 --> 00:01:30.032
‫تمام این بوها داره منو گرسنه میکنه.

00:01:30.113 --> 00:01:32.392
‫تو جزیره شاهزاده «ادوارد» چیز
‫خوبی واسه خوردن داری؟

00:01:32.472 --> 00:01:35.111
‫- من سیب زمینی دوست دارم.
‫- بیخیال، سیب زمینی؟

00:01:35.192 --> 00:01:37.031
‫یه چیزی بده تا بتونم باهاش اینجا کار کنم.

00:01:37.112 --> 00:01:40.311
‫خب خانم «کینکانون» هر از چند
‫گاهی خرچنگ آماده میکرد.

00:01:40.391 --> 00:01:43.270
‫حالا شد یه چیزی! چطور میپزنش؟

00:01:43.911 --> 00:01:46.590
‫آب پزش میکنن، و یکم نمک.

00:01:46.671 --> 00:01:49.590
‫همین؟ خرچنگ با نمک؟

00:01:50.950 --> 00:01:52.029
‫مگه چیه؟

00:01:52.110 --> 00:01:54.909
‫هیچی. خرچنگ اگه درست
‫بپزیش خیلی خوشمزه‌ست.

00:01:54.990 --> 00:01:57.509
‫مثل خرچنگ کالالوی مامان، غذای یکشنبه.

00:01:57.589 --> 00:02:01.228
‫اون یه مقدار برگ تارو تو شیر نارگیل میجوشوند،

00:02:01.309 --> 00:02:03.748
‫یکم پیاز و سیر و بامیه اضافه میکرد،

00:02:03.829 --> 00:02:05.868
‫یکم چربی خوک و بعدش خرچنگ.

00:02:05.948 --> 00:02:08.307
‫یه عالمه فلفل گینه‌ای هم اضافه میکرد
‫و میذاشت آروم بجوشه.

00:02:08.388 --> 00:02:10.747
‫فکر نکنم تو عمرم فلفل خورده باشم.

00:02:10.828 --> 00:02:12.107
‫آره تو؟

00:02:12.188 --> 00:02:14.947
‫اون بدن لاغر و چروکیده که تو داری
‫نمیتونست طاقت بیاره!

00:02:15.347 --> 00:02:16.586
‫فکر کنم بتونم از پسش بر بیام.

00:02:18.827 --> 00:02:20.906
‫مامانی میگفت "«بش» بیا یکم بچش."

00:02:20.987 --> 00:02:24.266
‫من سرمو بالا مینداختم و اون یه
‫قاشق پر میذاشت دهنم.

00:02:24.346 --> 00:02:26.025
‫الانم میتونم مزه‌شو بیاد بیارم،

00:02:26.106 --> 00:02:29.265
‫میریختش تو دهنم مثل یه
‫داروی سبز معطر.

00:02:29.746 --> 00:02:30.905
‫به نظر خوشمزه میاد.

00:02:31.465 --> 00:02:32.504
‫اه آره.

00:02:32.585 --> 00:02:34.824
‫اما همیشه مزه اول بود.

00:02:34.905 --> 00:02:36.584
‫و بعدش برای خانواده سرو میکرد...

00:02:37.305 --> 00:02:39.704
‫و اگه خرچنگی باقی میموند به من میرسید.

00:02:40.904 --> 00:02:42.623
‫خب چرا با خانواده نمیخوردی؟

00:02:42.704 --> 00:02:44.743
‫من جزو خانواده نبودم.

00:02:44.824 --> 00:02:46.343
‫خانواده کی بود؟

00:02:46.424 --> 00:02:48.463
‫اون سفیدپوسته که براش کار میکرد «بلایت».

00:02:49.503 --> 00:02:51.222
‫حس حماقت بهم دست داد، خیلی متأسفم.

00:02:51.303 --> 00:02:54.502
‫نباش، اینطور به نظر میاد
‫هنوزم هر یکشنبه از یه قاشق پر

00:02:54.583 --> 00:02:57.302
‫میتونستم مزه بیشتری بچشم
‫که اندازه تمام عمر تو میشه.

00:02:57.382 --> 00:03:00.181
‫خرچنگ با، بفرما، ترکیب غذایی مخصوص:

00:03:00.262 --> 00:03:02.181
‫نمک.

00:03:03.182 --> 00:03:05.941
‫اه وای، چه زیباست.

00:03:06.421 --> 00:03:07.540
‫هی.

00:03:08.621 --> 00:03:10.300
‫قبلاً سوار یکی مثل این میشدم.

00:03:11.021 --> 00:03:13.460
‫بیا اینجا «بش»، اون مهربونه.

00:03:13.541 --> 00:03:14.700
‫من با اسبا میونه خوبی ندارم.

00:03:14.780 --> 00:03:18.019
‫هی پسر، حالا که داری دور اسب من میپلکی،

00:03:18.100 --> 00:03:20.019
‫ببرش به اسطبل و یکم غذا براش ببر.

00:03:20.980 --> 00:03:22.939
‫قبل از اینکه کار تموم بشه
‫یه انعام هم بزن به جیب؟

00:03:23.019 --> 00:03:26.258
‫من پسر شما نیستم. من آزاد هستم آقا،
‫از سال 1834.

00:03:26.739 --> 00:03:29.098
‫مطمئنم تو هتل میتونید خدمتکار پیدا کنین.

00:03:35.578 --> 00:03:38.257
‫چقدر بی ادب، طرف همینطوری
‫فکر کرد تو خدمتکاری.

00:03:38.858 --> 00:03:41.377
‫اوضاع اینطوریه دیگه.
‫اگه قراره بابت هر بار بخوایم گریه کنیم،

00:03:41.457 --> 00:03:43.456
‫تمام ترینیدادو آب میبره.

00:03:44.017 --> 00:03:45.856
‫حالا بیا بریم یه محله بهتر.

00:03:45.937 --> 00:03:48.616
‫هنوزم به دارو نیاز داری.

00:04:40.650 --> 00:04:42.769
‫صبح بخیر، خوشحالم بیدار شدی.

00:04:42.850 --> 00:04:44.449
‫من از دیشب چشم بهم نذاشتم.

00:04:44.530 --> 00:04:47.209
‫اینکه داریم تو "آونلی" رو طلا راه میریم.

00:04:47.849 --> 00:04:50.568
‫من سرگردانی اخلاقی شمارو درک میکنم.

00:04:51.049 --> 00:04:53.048
‫همه ما خیلی سپاسگذار و هیجان زده شدیم.

00:04:54.689 --> 00:04:57.368
‫خوندن در مورد طلا واقعاً شگفت آوره ولی...

00:04:57.448 --> 00:05:00.807
‫اگه میتونستم ببینمش خیلی
‫شگفت انگیزتر میشد.

00:05:00.888 --> 00:05:02.567
‫اها.

00:05:03.528 --> 00:05:05.767
‫این جور چیزا راستش مناسب بچه‌ها نیست.

00:05:06.767 --> 00:05:09.286
‫اما تو یه دختر ساده نیستی، مگه نه؟

00:05:14.246 --> 00:05:16.085
‫اه، بفرما.

00:05:16.646 --> 00:05:17.965
‫چه دیدنیه.

00:05:23.485 --> 00:05:24.804
‫من...

00:05:25.685 --> 00:05:27.124
‫چی...؟

00:05:28.205 --> 00:05:30.764
‫این، طلاست، نیست؟

00:05:31.524 --> 00:05:33.083
‫بذار چشمات عادت کنن.

00:05:33.524 --> 00:05:35.083
‫عجله نکن.

00:05:35.164 --> 00:05:37.243
‫شاید زیباتر از
‫اونی که تصور کردی باشه.

00:05:37.924 --> 00:05:40.363
‫اون ذرات کوچیک بین سرخی رو ببین چطور میدرخشن؟

00:05:40.763 --> 00:05:42.242
‫چرا نمیتونم ببینم؟

00:05:42.323 --> 00:05:44.122
‫اه خب تقصیر تو نیست، جوجه کوچولو.

00:05:44.203 --> 00:05:47.162
‫راستش، تقصیر منه معذرت میخوام.
‫تو چشمای یه متخصصو نداری.

00:05:47.242 --> 00:05:49.081
‫لطفاً از من ناامید نشو.

00:05:53.802 --> 00:05:55.881
‫اه آره، ایناهاش.

00:05:55.961 --> 00:05:59.000
‫راست میگفتی «نیت». چه طلای نفیسیه.

00:06:02.561 --> 00:06:06.560
‫خانم «ماریلا»، امروز مثل یه
‫تیکه جواهر میدرخشین.

00:06:10.400 --> 00:06:13.759
‫اه، آقای «دانلاپ»، نون برشته امروز
‫صبح چه بوی خوبی میده.

00:06:13.839 --> 00:06:16.478
‫بوی دارچینه دختر عزیزم باید جشن بگیریم.

00:06:17.119 --> 00:06:20.478
‫هر روزی که سر از قبر در
‫نیاوردیم روز جشن گرفته.

00:06:20.559 --> 00:06:22.318
‫دقیقاً درسته خانم «مریلا».

00:06:22.398 --> 00:06:25.357
‫من با آقای «دانلاپ» موافقم، نون
‫تستهای جشنو رد کنید بیاد.

00:06:26.158 --> 00:06:29.197
‫حالا «متیو»، خیلی دوست دارم
‫نمونه گیریو من انجام بدم.

00:06:29.277 --> 00:06:33.116
‫خوشحال میشم بهت کمک کنم. بیا
‫مطمئن بشیم این کار درست انجام میشه، همـ؟

00:06:35.477 --> 00:06:37.276
‫هیچ تست طلائی نمیگیریم.

00:06:38.876 --> 00:06:40.595
‫حداقل هنوز نه.

00:06:40.676 --> 00:06:42.355
‫من و «متیو» تصمیم نگرفتیم.

00:06:42.436 --> 00:06:45.155
‫اما باید بگیرید! ما میتونیم
‫یکی از پولدارترین آدمای "آونلی" باشیم.

00:06:45.236 --> 00:06:47.475
‫«متیو» مجبور نمیشه دیگه کشاورزی
‫کنه و شما هم میتونید هرکاری...

00:06:47.555 --> 00:06:50.754
‫گرونه «آنه»، و ما برای پول
‫محصول خیلی سختی کشیدیم.

00:06:54.075 --> 00:06:55.914
‫«متیو»، خانم «مارلا».

00:06:55.994 --> 00:06:58.513
‫من فکر میکنم احتیاط شما کاملاً درسته.

00:06:59.194 --> 00:07:02.153
‫این طلا یک ضمانته کامل داره
‫اما یه سری خطراتی هم هست.

00:07:02.794 --> 00:07:04.393
‫خب دیگه «آنه»،

00:07:04.473 --> 00:07:07.912
‫فکر کنم وقتش رسیده تا
‫یه تخته سیاه دیگه بخری.

00:07:09.753 --> 00:07:12.192
‫متشکرم «متیو»، نمیخواستم درخواست کنم،

00:07:12.272 --> 00:07:14.951
‫گرچه برای دفاع از خودم شکستمش.

00:07:15.032 --> 00:07:16.231
‫به نظر داستان خوبی میاد.

00:07:16.312 --> 00:07:17.991
‫الان وقت داستان گفتن نیست.

00:07:18.072 --> 00:07:21.631
‫میتونی بعد از مدرسه از فروشگاه
‫یه تخته سیاه دیگه بخری «آنه».

00:07:21.711 --> 00:07:24.830
‫- حالا غذاتو بخور و برو.
‫- اه بچه‌ها.

00:07:24.911 --> 00:07:27.470
‫با ارزش و پرهزینه.

00:07:29.710 --> 00:07:31.629
‫چرا حقیقتو به «نیت» نگفتی؟

00:07:31.710 --> 00:07:33.749
‫فکر کردم میشه طلارو به طور
‫واضح از تو خاک نگاه کرد.

00:07:33.830 --> 00:07:37.029
‫اون فکر میکنه من یه بچه‌ام، "جوجه کوچولو".

00:07:37.110 --> 00:07:39.909
‫نمیتونی انتظار داشته باشی در
‫حد اون باشی «آنه».

00:07:39.989 --> 00:07:42.668
‫اون یه بزرگسال و یه دانشمنده.

00:07:43.229 --> 00:07:45.468
‫اه، خب اینا همه‌اش بخاطر کتاب خونیه.

00:07:45.549 --> 00:07:47.828
‫و تو هم ثابت کردی که تو مطالعه
‫کردن مهارت داری.

00:07:48.548 --> 00:07:50.227
‫اما تو یه چیز دیگه هم داری.

00:07:50.588 --> 00:07:53.587
‫یادته وقتی «مینی می» مریض بود
‫و تو کف پاش پیاز گذاشتی

00:07:53.668 --> 00:07:56.347
‫- تا تبشو پایین بیاری؟
‫- اینو از پیرزنها یاد گرفتم.

00:07:56.427 --> 00:07:58.826
‫برای باور داشتن این چیزا به تخیلات نیاز داری.

00:07:58.907 --> 00:08:02.146
‫تخیالات تو یه موهبته «آنه»،
‫یه چیزی که نمیشه یاد گرفت.

00:08:02.227 --> 00:08:05.706
‫آخه تخیلات به چه دردی میخوره اگه
‫نتونم چیزی که جلو چشممه رو ببینم؟!

00:08:08.466 --> 00:08:10.705
‫این خوشه مثل یه دست اسکلتی میمونه.

00:08:13.185 --> 00:08:15.024
‫یه اسکلت شیطانی...

00:08:15.105 --> 00:08:17.224
‫که تو جنگل اشباح زندگی میکنه...

00:08:17.905 --> 00:08:20.304
‫از جان بیگناهان تغذیه میکنه!

00:08:20.384 --> 00:08:22.583
‫«آنه»، این وحشتناکه!

00:08:22.664 --> 00:08:24.703
‫چرا الان دارن بهمون چنگ میزنن؟

00:08:24.784 --> 00:08:26.423
‫نکنه میخوان بهمون صدمه بزنن؟

00:08:27.464 --> 00:08:30.743
‫ارواحه سرگردان دارن هشدار میدند: هوشیار باش!

00:08:30.823 --> 00:08:33.062
‫- دارن میان سراغمون!
‫- باید فرار کنیم!

00:08:47.741 --> 00:08:50.060
‫بازم متشکرم، ممنون.

00:09:11.338 --> 00:09:12.857
‫اون «کولِ»؟

00:09:12.938 --> 00:09:15.017
‫- چقدر فرق کرده.
‫- خیلی بزرگتر شده.

00:09:15.098 --> 00:09:17.497
‫اصلاً شبیه قبل از دروی محصول نیست.

00:09:29.416 --> 00:09:32.135
‫هی «کول» توپو بنداز رفیق.

00:09:34.376 --> 00:09:35.335
‫هی خواهر!

00:09:37.015 --> 00:09:38.494
‫آره، تو!

00:09:40.735 --> 00:09:41.894
‫اه.

00:09:48.494 --> 00:09:50.813
‫پرتاب خوبی بود، میخوای بازی کنی؟

00:09:50.894 --> 00:09:53.573
‫نه نمیتونم، ولی ممنون.

00:09:59.653 --> 00:10:02.732
‫"«لانسلوت» فرمانده‌ی شوالیه‌ها پاسخ داد:"

00:10:02.812 --> 00:10:04.211
‫و با چه رویی،

00:10:04.292 --> 00:10:05.971
‫بعد از دستاویزم،

00:10:06.052 --> 00:10:08.571
‫در پیشگاه ملکه در کملات ظاهر شوم،

00:10:09.732 --> 00:10:13.171
‫من در مقابل پادشاهی که به قولش عمل میکرد،

00:10:13.251 --> 00:10:16.450
‫-همانگونه که قول..."
‫-فکر کنم تمام این شعر شرم آوره.

00:10:17.011 --> 00:10:18.810
‫اونا باید عصبانی و خشمگین باشن.

00:10:18.890 --> 00:10:20.009
‫«جوزی»؟

00:10:20.090 --> 00:10:23.089
‫«گوئنویر» با شاه ازدواج کرده
‫نه لنسلوت.

00:10:23.170 --> 00:10:25.249
‫اه آقای «فیلیپز» میشه مستقیم بریم

00:10:25.330 --> 00:10:28.809
‫جایی که عشق واقعی «ایلین» تبدیل
‫به یه تراژدی میشه؟

00:10:28.889 --> 00:10:30.128
‫نه.

00:10:30.569 --> 00:10:32.528
‫حرفمو دیگه قطع نکنین.

00:10:35.648 --> 00:10:37.487
‫ملکه گفت : آری،

00:10:37.568 --> 00:10:40.247
‫کودکی اخلاق مند که مهارت لازم برای فرمانروایی ندارد،

00:10:40.328 --> 00:10:42.767
‫چرا که اگر اینگونه نبود من را از دست نمیداد...

00:10:45.207 --> 00:10:46.006
‫«کول»؟

00:10:46.847 --> 00:10:48.846
‫اونجا چی افتاده؟

00:10:51.647 --> 00:10:52.686
‫«کول»!

00:10:52.766 --> 00:10:55.245
‫معذرت میخوام آقای «فیلیپز»
‫خودم تمیزش میکنم.

00:10:55.326 --> 00:10:57.165
‫داری بازیگوشی میکنی...

00:10:57.246 --> 00:11:01.565
‫در حالی که من دارم خستگی ناپذیر
‫خودمو وقف آموزش تو میکنم؟

00:11:02.205 --> 00:11:04.764
‫تخته سیاه!

00:11:04.845 --> 00:11:06.164
‫حالا!

00:11:29.562 --> 00:11:32.321
‫نقاشی دوست داری؟ اینو بکش.

00:11:33.762 --> 00:11:35.321
‫مطمئن شو خوانا باشه.

00:11:41.281 --> 00:11:43.000
‫سرها روی کتاب.

00:11:44.840 --> 00:11:46.959
‫ملکه گفت : آری ،

00:11:47.040 --> 00:11:49.439
‫کودکی اخلاق مند که مهارت لازم برای فرمانروایی ندارد،

00:11:49.520 --> 00:11:51.839
‫چرا که اگر اینگونه نبود من را از دست نمیداد...

00:12:02.798 --> 00:12:04.117
‫نمیخواد خوش خطی کنی.

00:12:04.518 --> 00:12:07.117
‫اینطوری برای 50 کلمه جای بیشتری میخوای.

00:12:11.797 --> 00:12:14.516
‫میوه تازه!

00:12:14.597 --> 00:12:15.956
‫سبوس تازه!

00:12:20.476 --> 00:12:22.995
‫دلم برای خیلی چیزهای اینجا تنگ شده بود.

00:12:24.356 --> 00:12:26.195
‫چیزهای دیگه ، اصلاً دلم تنگ نشد.

00:12:28.195 --> 00:12:30.514
‫- چقدر میشه؟
‫- چقدر داری؟

00:12:31.315 --> 00:12:35.234
‫اون هیچی نداره ، حتی یه سنتی.
‫بهت گفتم فقط اومدیم میونبر بزنیم.

00:12:36.514 --> 00:12:39.633
‫چطوره منو با این وسوسه‌های لذیذ آشنا کنی؟

00:12:39.714 --> 00:12:41.953
‫فقط خودتو کنترل کن ، پسر مزرعه دار.

00:12:42.314 --> 00:12:45.953
‫- اه این چطوره؟ فقط مزه؟
‫- نه، نیاز نداری.

00:12:46.033 --> 00:12:48.992
‫«بش» بدجوری گرسنه‌امه
‫و اینم خیلی خوشمزه میاد.

00:12:49.073 --> 00:12:50.952
‫البته ، ترینیدادیا خوب بلدن غذا بپزن.

00:12:51.033 --> 00:12:53.112
‫مخصوصاً چیزهای دور انداختنی که
‫کسی نمیخوره.

00:12:53.192 --> 00:12:55.511
‫اما تو باید چیزهاییو مزه کنی
‫که باهاش غذای واقعی درست میکنیم.

00:12:55.592 --> 00:12:58.431
‫چطوره برگردم تا یه چیزی
‫واسه مقایسه داشته باشم؟

00:12:58.512 --> 00:13:01.471
‫صبور باش پسر ، گریه نکن. فعلاً اینو نگه دار.

00:13:02.191 --> 00:13:04.910
‫این انبه‌ست. قراره آزمایش کنی.

00:13:07.111 --> 00:13:09.310
‫همــ، مــ!

00:13:09.390 --> 00:13:12.589
‫خوبه نه؟ پوستشو قورت نده.
‫تفش کن.

00:13:13.230 --> 00:13:15.629
‫قرار نیست منو بکشه ، چرا حرومش کنم؟

00:13:27.468 --> 00:13:29.627
‫تو اینجارو ول کردی
‫اومدی تو دیگ بخار کار میکنی؟

00:13:30.708 --> 00:13:33.267
‫واسه معامله باید چاره‌ای هم داشته باشی.

00:13:46.466 --> 00:13:48.865
‫- سلام مامان.
‫- «سباستین»!

00:13:49.786 --> 00:13:51.625
‫پسر میخوای منو بکشی؟

00:13:52.185 --> 00:13:53.624
‫کسی تورو دید؟

00:13:54.345 --> 00:13:56.424
‫بیا بیا بیا بیا.

00:13:57.185 --> 00:13:58.424
‫بیا.

00:14:00.144 --> 00:14:01.983
‫اه!

00:14:05.464 --> 00:14:08.263
‫این پسره که شبیه مرغ پرکنده‌ست کیه؟

00:14:08.343 --> 00:14:10.182
‫چه اسمی روت گذاشتن؟

00:14:10.263 --> 00:14:13.902
‫اه ، «گیلبرت بلایت» خانم.

00:14:13.983 --> 00:14:15.942
‫خب ، عجیبه.

00:14:16.023 --> 00:14:19.102
‫تو باید اولین آدمی باشی که منو "خانم" صدا میزنه.

00:14:19.422 --> 00:14:20.701
‫اهل کجایی؟

00:14:20.782 --> 00:14:22.341
‫جزیره شاهزاده ادوارد ، کانادا.

00:14:22.422 --> 00:14:25.861
‫اونا تو قایق بهت غذا ندادن
‫«گیلبرت بلایت»؟

00:14:25.941 --> 00:14:30.460
‫«سباستین» بهم قول بهترین
‫داروی پرشاخ و برگ ترینیدادو داده!

00:14:31.581 --> 00:14:32.740
‫که اینطور.

00:14:37.540 --> 00:14:40.579
‫اسم «سباستین» خیلی قشنگتر از «بشِ».

00:14:40.780 --> 00:14:43.099
‫ساکت باش.

00:14:43.659 --> 00:14:45.378
‫تازه درست کردم.

00:14:46.179 --> 00:14:49.938
‫فکرشو میکردم بزودی بتونم پسرمو ببینم.

00:14:50.938 --> 00:14:52.377
‫«هیزل»!

00:14:52.458 --> 00:14:53.937
‫اه

00:14:55.178 --> 00:14:57.617
‫- داره دزدی میکنه؟
‫- نه «دودو».

00:14:57.698 --> 00:15:00.977
‫یادته عیسی مسیح گفت باید به مردم کمک کنیم.

00:15:01.057 --> 00:15:02.616
‫این آقایون فقط گرسنه هستن.

00:15:03.457 --> 00:15:05.016
‫خب ، اینم از غذاتون.

00:15:06.137 --> 00:15:08.336
‫اه ، میتونیم فردا برگردیم.

00:15:08.416 --> 00:15:10.175
‫نه ، همینقدر خیرات کافیه.

00:15:10.256 --> 00:15:12.655
‫اگه دوباره بخوای برگردی
‫پس حتماً دنبال دردسر میگردی.

00:15:14.616 --> 00:15:15.855
‫بیا «دودو».

00:15:32.054 --> 00:15:34.173
‫و این چیه؟

00:15:34.253 --> 00:15:36.852
‫چوب آویشن ، چاشنیه ، همون شاخ و برگ.

00:15:38.013 --> 00:15:39.532
‫و اه...

00:15:39.613 --> 00:15:40.892
‫این؟

00:15:43.052 --> 00:15:44.331
‫پودینگ ذرت.

00:15:47.612 --> 00:15:49.691
‫همــ ، فوق العاده‌ست.

00:15:49.772 --> 00:15:54.051
‫اگه این داروئه ، آرزو میکنم هرروز مریض باشم.

00:15:56.731 --> 00:15:59.690
‫خوشحالم میبینم از حاصل دست رنج بردگی داری لذت میبری.

00:16:01.530 --> 00:16:04.329
‫فکر کردم برده داری اینجا 50 سال پیش تموم شد.

00:16:04.410 --> 00:16:06.729
‫خانواده من هیچوقت کشاورزیُ رها نکردن.

00:16:07.569 --> 00:16:09.928
‫نه مادربزرگم ، نه مامانم.

00:16:11.609 --> 00:16:13.328
‫اون بچه‌هاشونُ بزرگ کرد.

00:16:14.289 --> 00:16:15.608
‫اصلاً نشناختمش.

00:17:13.402 --> 00:17:14.961
‫متشکرم.

00:17:15.721 --> 00:17:17.440
‫آقای «کاتبرت»...

00:17:17.881 --> 00:17:20.200
‫معادن طلا زشتن؟

00:17:20.721 --> 00:17:22.040
‫ممکنه باشن.

00:17:22.681 --> 00:17:25.320
‫- کجا میذاریشون؟
‫- هنوز تصمیم نگرفتیم.

00:17:32.439 --> 00:17:34.878
‫نباید میذاشتی سوار اون کشتی بخار بشه «آنه».

00:17:34.959 --> 00:17:37.518
‫اگه «گیلبورد» از عرشه بیافته
‫و غرق بشه تقصیر توئه.

00:17:37.599 --> 00:17:40.878
‫اگه میدونست تو مزرعه‌اش طلا هست
‫خیلی زود میومد خونه.

00:17:40.958 --> 00:17:43.357
‫«آنه» براش نامه نوشته ، مگه نه «آنه»؟

00:17:44.518 --> 00:17:45.997
‫اون بدجوری تنهاست.

00:17:46.558 --> 00:17:49.237
‫فکر کنم اون بیشتر غمگین و خوشتیپه تا تنها.

00:17:49.317 --> 00:17:52.196
‫«جوزی» دلش واسه «کول» غنج میره.

00:17:52.277 --> 00:17:54.596
‫نخیرم ، فقط داشتم نگاه میکردم.

00:17:54.677 --> 00:17:59.116
‫هیچ پسری غمگینتر و خوشتیپتر
‫از «گیلبرت بلایت» نیست.

00:18:01.276 --> 00:18:03.275
‫من دقیقاً میدونم اون چه حسی داره.

00:18:05.556 --> 00:18:08.315
‫نقاشیت عالی بود.
‫شهر کملوتُ زنده کردی.

00:18:08.395 --> 00:18:10.914
‫و تازه «بیلی اندروز» هم وحشیه.

00:18:10.995 --> 00:18:13.714
‫من نون توت فرنگی دارم بهت بدم.
‫میشه پیشت بشینیم؟

00:18:19.434 --> 00:18:20.753
‫شما دخترا نمیاین اینجا؟

00:18:28.153 --> 00:18:29.952
‫«دیانا» نون توت فرنگی داره.

00:18:34.712 --> 00:18:37.511
‫ببخشید «جوزی» ، من توت
‫فرنگی دوست دارم.

00:18:39.072 --> 00:18:40.471
‫متشکرم.

00:18:40.551 --> 00:18:43.270
‫- تو هم نون شیرینی میخوای؟
‫- خیلی دوست دارم.

00:18:43.351 --> 00:18:44.910
‫خب بفرما «پریسی».

00:18:44.991 --> 00:18:47.270
‫خوشحال میشم برای ناهار
‫بیام پیش شما و دختر بزرگترا.

00:18:47.351 --> 00:18:50.630
‫- کسی کیک دوست داره؟
‫- خیلی عالیه.

00:18:56.150 --> 00:18:59.309
‫"C-A-T"
‫گربه.

00:19:01.149 --> 00:19:02.508
‫آقای «کاتبرت» نگاه کنین.

00:19:03.669 --> 00:19:04.628
‫من انگلیسی مینوسیم.

00:19:16.227 --> 00:19:18.146
‫- دیگه نمینویسم.
‫- ببخشید.

00:19:18.907 --> 00:19:21.026
‫میرم سر یونجه‌ها.

00:19:26.466 --> 00:19:29.585
‫اشباح وجود ندارن.
‫اشباح وجود ندارن.

00:19:29.666 --> 00:19:32.105
‫اشباح وجود ندارن.

00:19:59.302 --> 00:20:02.221
‫من همین الآن از وحشتناکترین
‫تجربه عمرم نجات پیدا کردم.

00:20:02.302 --> 00:20:06.661
‫فکر کنم نفرین شیطانی وحشتناک
‫"آونلی" رو در بر گرفته.

00:20:06.901 --> 00:20:10.300
‫به درز هر آلاچیق و شکافی و
‫روی هر درخت و شکوفه‌ای نفوذ میکنه.

00:20:10.381 --> 00:20:12.100
‫تمام ارواح در حال حرکتند.

00:20:12.181 --> 00:20:15.820
‫تقریباً مطمئنم روح یه زن سفیدپوست
‫کنار جوی آب دیدم.

00:20:16.340 --> 00:20:17.859
‫- اون چی میخواد؟
‫- مارو!

00:20:17.940 --> 00:20:20.859
‫اه ، ینی آدم از ترس سکته نمیکنه؟

00:20:23.179 --> 00:20:25.738
‫واقعی نیست «روبی» ، مگه نه «آنه»؟

00:20:26.139 --> 00:20:29.218
‫متشکرم «روبی» ، اشکهاتو به عنوان
‫یه تعریف در نظر میگیرم.

00:20:29.299 --> 00:20:33.858
‫اسم داستانمو گذاشتم: درّه اشباح ،
‫رعب انگیز ترین حکایت.

00:20:36.418 --> 00:20:38.217
‫میدونی که چقدر تخیلاتتو تحسین میکنم «آنه»،

00:20:38.298 --> 00:20:40.177
‫اما الان یادم افتاد تو خونه کار دارم.

00:20:40.257 --> 00:20:42.776
‫منم باید برم خونه. داره تاریک میشه.

00:20:42.857 --> 00:20:44.576
‫اما شما ته داستانو نشنیدین.

00:20:44.657 --> 00:20:47.456
‫هنوز بهش فکر نکردم ، اما قول میدم
‫حسابی شیطانی باشه.

00:20:47.537 --> 00:20:49.856
‫اه ، شاید فردا ، تو راه مدرسه.

00:20:49.936 --> 00:20:52.615
‫یکم که از گرگ و میش گذشت ، خدافظ.

00:20:53.256 --> 00:20:54.895
‫مراقب مسیر خونه باش!

00:21:00.855 --> 00:21:03.254
‫درّه اشباح ،

00:21:03.335 --> 00:21:06.174
‫توسط «آنه شیرلی کاتبرت».

00:21:08.734 --> 00:21:10.973
‫دخترک کوچک...

00:21:13.093 --> 00:21:15.852
‫یک نیروی تاریک رو حس کرد...

00:21:15.933 --> 00:21:17.492
‫در کمین...

00:21:17.573 --> 00:21:20.732
‫درست آنسوی درختها.

00:21:20.813 --> 00:21:23.012
‫اه!

00:21:27.972 --> 00:21:29.851
‫لطفاً منو نکش.

00:21:29.932 --> 00:21:32.651
‫لطفاً منو نکش.
‫لطفاً منو نکش.

00:21:43.050 --> 00:21:44.969
‫سلام.

00:21:57.288 --> 00:21:59.207
‫زودباش.

00:22:01.728 --> 00:22:05.167
‫اه ، من همین الآن یه رویارویی هیجان انگیز
‫با مخلوقات جنگل داشتم.

00:22:06.007 --> 00:22:07.486
‫چی شده؟

00:22:11.567 --> 00:22:13.326
‫خاله عزیزم «بیتریس»...

00:22:13.406 --> 00:22:14.765
‫اون مُرد.

00:22:16.006 --> 00:22:18.645
‫اه آقای «دانلاپ» ، آه.

00:22:21.765 --> 00:22:25.124
‫یه ارثیه قابل توجه به جا گذاشته ولی...

00:22:25.205 --> 00:22:28.484
‫مایه تسلی خیلی کمی میشه.

00:22:29.085 --> 00:22:32.084
‫من قبلاً هم یتیم بودم
‫مثل تو «آنه» ولی حالا...

00:22:32.804 --> 00:22:33.923
‫واقعاً تنهام.

00:22:34.884 --> 00:22:36.243
‫تو تنها نیستی.

00:22:36.724 --> 00:22:39.523
‫تو منو داری خواهر کوچولوت
‫یادته؟

00:22:40.403 --> 00:22:42.162
‫تو دختر خیلی مهربونی هستی «آنه».

00:22:42.683 --> 00:22:45.362
‫خاله «بی» همیشه میخواست
‫یه خانواده خوب داشته باشه.

00:22:46.323 --> 00:22:48.562
‫شاید خاله‌ات یه روح دوست داشتنی بشه.

00:22:48.962 --> 00:22:50.801
‫تو به روح اعتقاد داری؟

00:22:50.882 --> 00:22:53.921
‫سؤال جالبه باید بهشون باور داشته باشم؟

00:22:54.002 --> 00:22:56.161
‫دارم یه داستان مینویسم
‫اسمش "درّه اشباحه".

00:22:56.241 --> 00:22:58.920
‫و یه روح هم داره و خیلی هم قشنگه.

00:22:59.321 --> 00:23:03.360
‫منو میخ کوب کرده اما وظیفه‌ام به
‫عنوان یه قصه گو اینه که تمومش کنم.

00:23:03.441 --> 00:23:06.280
‫خاله «بی» عاشق یه داستان خوب ترسناک بود.

00:23:07.760 --> 00:23:12.479
‫تو ابزاری داری تا کار خوبتو ماندگار کنی؟

00:23:12.559 --> 00:23:15.598
‫- من خودکار و جوهر و مدادو ترجیح میدم.
‫- اه خب.

00:23:15.679 --> 00:23:18.438
‫یه نویسنده باید تازه‌ترین و شیکترین ابزار

00:23:18.519 --> 00:23:20.038
‫نوشتاریو داشته باشه.

00:23:20.798 --> 00:23:22.477
‫میخوام که اینو داشته باشی.

00:23:25.918 --> 00:23:28.877
‫من تا ابد قدردان هستم
‫متشکرم.

00:24:02.874 --> 00:24:03.913
‫اه.

00:24:04.993 --> 00:24:06.312
‫همگی عصر بخیر.

00:24:07.793 --> 00:24:09.872
‫روز من بسیار مفید گذشت.

00:24:10.353 --> 00:24:12.552
‫من یه بخششو با صحبت کردن
‫با «ویلیام» گذروندم.

00:24:12.632 --> 00:24:14.551
‫- اون کیه؟
‫- آقای «بری».

00:24:15.352 --> 00:24:19.111
‫بر اساس گفته‌ی «ویلیام» به نظر
‫خیلی از مردم در مورد طلا دو دل هستن،

00:24:19.192 --> 00:24:20.631
‫حتی بعد از جلسه‌ی شهری که گذاشتیم.

00:24:20.711 --> 00:24:23.350
‫انتظارشو میرفت این یه
‫کسب و کار غیرعادییه.

00:24:23.431 --> 00:24:25.510
‫خب ما ، من و «ویلیام» فکر کردیم،

00:24:25.591 --> 00:24:28.550
‫که باید یه دورهمی کمتر رسمی برگزار کنیم

00:24:28.630 --> 00:24:31.749
‫تا مردم "آونلی" بتونند حرفای دلشونُ راحت بزنن.

00:24:31.830 --> 00:24:33.509
‫- چه فکر بکری.
‫- همـــ

00:24:33.590 --> 00:24:35.789
‫خانواده «بری» تصمیم گرفتن
‫یه مهمونی بزرگ برای تمام

00:24:35.870 --> 00:24:37.509
‫کسانی که علاقه دارن برگزار کنن.

00:24:37.589 --> 00:24:39.268
‫منکه میگم کار باکلاسیه.

00:24:39.349 --> 00:24:42.028
‫«مریلا» تو و «متیو» باید برین!

00:24:42.709 --> 00:24:44.708
‫به نظر یه کار سبک و بیهوده میاد.

00:24:44.789 --> 00:24:46.628
‫خب شاید همینطوره ، ولی ممکنه به تو و «متیو»

00:24:46.708 --> 00:24:48.867
‫کمک کنه هرطور هست تصمیمتونُ نهایی کنین.

00:24:54.507 --> 00:24:59.106
‫و همینطور مرباهای لیمو، کیک کشمشی
‫کولوچه‌های کماجی.

00:25:00.067 --> 00:25:02.866
‫یه چیز بزمی لازم داریم ، یه چیزی که همه تحسینش کنن.

00:25:03.346 --> 00:25:05.065
‫ای کاش اعلانیه بیشتر داشتم.

00:25:05.506 --> 00:25:07.825
‫- کیک بستنی؟
‫- چی؟

00:25:08.306 --> 00:25:10.145
‫تو این خونه عرق نیشکر نمیارم «مری جو».

00:25:10.226 --> 00:25:13.825
‫- فقط برای مزه و بوئه خانم.
‫- «الیزا» ، چندتا مهمون دیگه هم دعوت کردم.

00:25:13.905 --> 00:25:15.984
‫اگه بتونی طبق این برنامه ریزیهارو انجام بدی.

00:25:16.385 --> 00:25:20.064
‫دقیقاً چند نفرن؟ کیک که
‫با جادو جمبل درست نمیشه عزیزم.

00:25:20.144 --> 00:25:22.263
‫باید اول یه فکری برای «توماس لیند» بکنم

00:25:22.344 --> 00:25:25.343
‫قبل از اینکه ترتیب تمام سفره خورکایو بده.

00:25:25.864 --> 00:25:29.823
‫اون صحنه توی پیک نیک کلیسا واقعاً مایه تأسف بود.

00:25:30.383 --> 00:25:32.702
‫ببین چیکار میتونی بکنی عزیزم، میشه؟

00:25:35.943 --> 00:25:37.822
‫لطفاً منم با خودتون ببرید.

00:25:37.902 --> 00:25:40.381
‫تو اینقدر خودتو ثابت کردی که
‫تنها توی خونه بمونی.

00:25:40.462 --> 00:25:43.221
‫- از تاریکی که نمیترسی؟
‫- نه راستش.

00:25:43.302 --> 00:25:46.101
‫وقتی رفتیم به جلسه تالار شهر
‫مشکلی برات پیش نیومد.

00:25:46.181 --> 00:25:49.380
‫خدای من ، باید یه پایان ممتاز
‫واسه داستانت نوشته باشی.

00:25:49.981 --> 00:25:51.460
‫دختر اسکلتی دختر کوچولو رو میگیره

00:25:51.581 --> 00:25:53.180
‫و اونو به زن سفید تحویل میده ،

00:25:53.261 --> 00:25:55.940
‫- ملکه ارواح ، و...
‫- ارواح یه چیز بی معنیه.

00:25:56.380 --> 00:25:58.779
‫تو همینجا میمونی و هیچ اتفاقی
‫نامساعد هم رخ نمیده.

00:25:59.460 --> 00:26:02.339
‫این میتونه تورو از تصورات
‫اتفاقات خطرناک تو این خونه خلاص کنه.

00:26:29.536 --> 00:26:35.415
‫نگرانم که این طلا باعث ایجاد
‫حرص و طمع تو شهر کوچیک ما بشه.

00:26:36.055 --> 00:26:39.734
‫اه ، اما این الهام بخش سخاوت زیادی
‫بین همشهریهای شماست.

00:26:40.175 --> 00:26:44.054
‫آره خب ، 150 دلار مبلغ زیادیه.

00:26:44.135 --> 00:26:47.894
‫یه عالمه کار خدماتی ده سنتی روزهای یکشنبه لازم دارند ، نه؟

00:26:47.974 --> 00:26:50.933
‫و اون فرد خیرخواه در ازای برطرف کردن

00:26:51.014 --> 00:26:55.093
‫نیاز مالی همسایه خودش با پرداخت

00:26:55.173 --> 00:26:57.852
‫هزینه آزمایش طلا چی نسیبش میشه؟

00:26:57.933 --> 00:27:02.052
‫یه سهم خیلی کوچک از طلایی
‫که متعلق به همسایه هست.

00:27:02.732 --> 00:27:05.691
‫این رفتار به واقع خودخواهانه
‫شاید کلیسارو قانع کنه

00:27:05.772 --> 00:27:09.891
‫تا به دیگر اهالی بخش در مورد
‫فواید پیشنهاد شما توصیه‌هایی بدند.

00:27:10.691 --> 00:27:12.530
‫یه توافق عادلانه آقایون.

00:27:21.570 --> 00:27:24.929
‫نمیتونیم بذاریم تمام این پوچی
‫به هدر بره خانم «مریلا».

00:27:27.969 --> 00:27:30.208
‫حداقل میتونید یکم خوش بگذرونین.

00:27:39.168 --> 00:27:41.967
‫- یه لیوان پوچی میخوری؟
‫- نه نه نه.

00:27:44.527 --> 00:27:46.046
‫تو موهاتو تغییر دادی؟

00:27:50.287 --> 00:27:52.526
‫«ناتانیل» یه لحظه وقت داری؟

00:27:53.726 --> 00:27:55.325
‫چکاری میتونم براتون بکنم؟

00:28:24.323 --> 00:28:27.882
‫اون «نیت» تو هم عجب اسب نجیبی میمونه.

00:28:27.962 --> 00:28:29.721
‫اون مال من نیست.

00:28:29.802 --> 00:28:32.121
‫فقط منظورم این بود که اون
‫یه جورایی بخشی از خانواده شده.

00:28:34.882 --> 00:28:36.721
‫امشب خیلی زیبا شدی «مریلا».

00:28:37.281 --> 00:28:38.920
‫این مدل مو بهت میاد.

00:29:33.635 --> 00:29:34.674
‫«گیلبرت»...

00:29:36.354 --> 00:29:37.553
‫عزیز ،

00:29:38.114 --> 00:29:39.353
‫تو...

00:29:39.434 --> 00:29:40.593
‫حالت...

00:29:43.313 --> 00:29:44.872
‫«گیلبرت»...

00:29:45.593 --> 00:29:47.152
‫عزیز...

00:30:03.871 --> 00:30:07.110
‫امشب مثل یه تیکه جواهر دارین میدرخشین مگه نه؟

00:30:08.590 --> 00:30:10.429
‫اه خب، متشکرم.

00:30:11.150 --> 00:30:13.909
‫- از مهمونی لذت میبرین؟
‫- خیلی مجلله ، بله.

00:30:13.990 --> 00:30:15.909
‫خوشحالم میشنوم.

00:30:28.468 --> 00:30:31.587
‫«ریچل» شما به نظر داره بهش خوش میگذره.

00:30:31.668 --> 00:30:33.787
‫اون یکی شهریار مجلسه.

00:31:01.624 --> 00:31:05.223
‫«دیانا» وقتی مدرسه‌اش تموم شد
‫قراره کیلومترها ازمون دور بشه.

00:31:06.184 --> 00:31:08.863
‫اون آقا چیزی از کلاس حالیش نیست؟

00:31:09.623 --> 00:31:12.822
‫اه! دلیلی نداره نتونم اینو
‫به نفع خودم کنم.

00:31:13.463 --> 00:31:14.262
‫اهم.

00:31:15.783 --> 00:31:17.022
‫- «توماس»!
‫- همــــ.

00:31:17.102 --> 00:31:19.061
‫- داری لذت میبری؟
‫- همـــ.

00:31:19.142 --> 00:31:22.701
‫این تجارت طلا ، هیجان انگیز و

00:31:22.782 --> 00:31:24.501
‫نگران کننده‌ست.

00:31:24.582 --> 00:31:26.621
‫- میتونی...
‫- حالا «توماس» ،

00:31:26.701 --> 00:31:30.380
‫تا وقتی پیشنهاد منو نشنیدی
‫پیشنهاد «ویلیام» قبول نکن.

00:31:30.461 --> 00:31:33.180
‫«توماس» به عنوان همسایه نزدیکترت ،

00:31:33.261 --> 00:31:35.420
‫از نظر جغرافیایی به عنوان دوستت ،

00:31:35.500 --> 00:31:37.459
‫میخواستم هزینه آزمایش طلای تورو...

00:31:37.540 --> 00:31:40.579
‫در صورتی که خودت توانایی پرداختشو نداری پرداخت کنم...

00:31:40.660 --> 00:31:42.379
‫در ازای تصاحب بخش کوچکی از سهمت.

00:31:42.459 --> 00:31:44.698
‫همون پیشنهاد ، سهم کمتری میگیرم.

00:31:44.779 --> 00:31:46.338
‫من دنبال منفعت نیستم.

00:31:46.419 --> 00:31:49.578
‫فقط میخوام یه بار مالی از
‫روی دوشت بردارم «توماس».

00:31:50.179 --> 00:31:53.338
‫اقایون ، بابت پیشنهاداتون ممنونم ،

00:31:54.098 --> 00:31:55.977
‫این موضوعُ با همسرم در میون میذارم.

00:31:56.658 --> 00:32:00.097
‫من هرگز همچین تصمیم جسورانه‌ای
‫رو تنهای نمیگیرم.

00:32:12.416 --> 00:32:14.415
‫عالی بود.

00:32:14.496 --> 00:32:16.335
‫خیلی خوب ، خیلی خوب.

00:32:16.415 --> 00:32:19.294
‫و یه دست هم برای همراه باهوش و چابک من.

00:32:19.375 --> 00:32:21.494
‫آفرین.

00:32:23.695 --> 00:32:26.694
‫- خیلی خوبه عزیزم.
‫- متشکرم ، مردم "آونلی".

00:32:27.334 --> 00:32:29.053
‫من خبرایی دارم.

00:32:29.134 --> 00:32:30.733
‫محموله من رسیده.

00:32:30.814 --> 00:32:35.013
‫من به تازگی مقداری پول به ارث بردم
‫و اولین کاری که میخوام بکنم

00:32:35.093 --> 00:32:36.852
‫در "آونلی" زمین بخرم.

00:32:40.733 --> 00:32:44.172
‫و دومین کاری که میخوام بکنم
‫خاکمو آزمایش کنم!

00:33:04.610 --> 00:33:07.249
‫این خونه پر از چیزهاییه که به
‫اندازه تو زیباست.

00:33:28.047 --> 00:33:31.486
‫این میتونه صدای شیون شاخه‌های
‫درختهایی باشه که دارن بهم میخورن ،

00:33:31.567 --> 00:33:34.766
‫یا ناله یه موجود غیرزمینی که من
‫اونو فرا خوندم؟

00:33:36.486 --> 00:33:39.245
‫اگه طلایی در کار باشه اینقدری
‫هست تا از «آنه» مراقبت کنیم.

00:33:39.326 --> 00:33:41.005
‫فکر کنم باید اینو در نظر بگیریم.

00:33:41.085 --> 00:33:42.804
‫خب نمیدونم.

00:33:43.285 --> 00:33:47.044
‫چطوره من 150 دلارو از
‫ارثیه‌ای که دارم پرداخت کنم؟

00:33:47.125 --> 00:33:51.124
‫کمترین کاریه که میتونم برای
‫تشکر از شما و مخصوصاً «آنه» انجام بدم ،

00:33:51.204 --> 00:33:54.243
‫بخاطر اینکه نه تنها منو به خانه
‫بلکه به زندگیتون راه دادید.

00:33:54.324 --> 00:33:55.923
‫- ما هرگز نمیتونیم..
‫- اهم.

00:33:56.004 --> 00:33:58.563
‫- در مورد چی حرف میزنیم؟
‫- آقای «دانلاپ»...

00:33:58.643 --> 00:34:01.402
‫تازه پیشنهاد داد هزینه آزمایش طلای مارو پرداخت کنه.

00:34:01.483 --> 00:34:03.602
‫پول زیادی میشه آقای «دانلاپ».

00:34:03.683 --> 00:34:05.762
‫حالا وقت گرفتن چنین تصمیمایی نیست.

00:34:06.243 --> 00:34:09.442
‫باید قبل از اینکه «آنه» بخاطر داستانهای
‫ترسناکش دچار حمله عصبی بشه برگردیم خونه.

00:34:09.522 --> 00:34:11.721
‫و ازتون متشکرم آقای «دانلاپ» که
‫اونو تشویقش نکنین.

00:34:11.802 --> 00:34:13.441
‫«آنه» ما استعداد بزرگی داره.

00:34:13.522 --> 00:34:17.121
‫- من برم از خانواده «بری» خداحافظی کنم.
‫- من اسبارو زین میکنم.

00:34:27.880 --> 00:34:31.399
‫یه میراث؟ خریدن زمین؟

00:34:31.480 --> 00:34:33.319
‫- چه مرگت شده؟
‫- دارم سرمایه گذاری میکنم.

00:34:33.399 --> 00:34:35.998
‫تو داری تک روی میکنی ، داری زیاده روی میکنی.

00:34:36.079 --> 00:34:39.278
‫معلوم نیست شاید آقای «دانلاپ»
‫بتونه اینجا زندگی کنه.

00:34:39.919 --> 00:34:43.678
‫آقای «دانلاپ» یه آدم شیک پوشیه که ذهنش توسط

00:34:43.758 --> 00:34:45.397
‫یه فوضول مو قرمز تیره دشه.

00:34:46.278 --> 00:34:49.237
‫آقای «جونزی» پنج نفرو بخاطر اینکه سر
‫کارت بازی تقلب کردند

00:34:49.317 --> 00:34:51.356
‫با چاقو زد یه نفرو هم بخاطر کثیف کردن کفشاش!

00:34:51.437 --> 00:34:54.316
‫مطمئنم توی احمق سریع اینجا جا میافتی.

00:34:57.437 --> 00:35:00.316
‫میخوای منو بزنی؟ ها؟

00:35:00.396 --> 00:35:02.715
‫من پنج سال هیکل قناستُ با خودم حمل کردم.

00:35:08.155 --> 00:35:09.794
‫«آنه» صدمه دیدی؟!

00:35:09.875 --> 00:35:11.554
‫یه خواب خیلی بد دیدم.

00:35:11.635 --> 00:35:13.634
‫ما تو خطر بدی هستیم «مریلا».

00:35:14.794 --> 00:35:16.073
‫بر دل سیاه شیطون لعنت.

00:35:17.114 --> 00:35:18.873
‫همه‌اش تو ذهنت توئه «آنه».

00:35:21.314 --> 00:35:25.433
‫یه روزی بخاطر وقت گذرونی روی
‫تخیلاتت پشیمون میشی.

00:35:25.513 --> 00:35:27.072
‫اه نه «ماریلا».

00:35:27.953 --> 00:35:29.272
‫ای کاش تخیلات بیشتری داشتم.

00:35:29.353 --> 00:35:31.592
‫ای کاش وقتی خونه بی نقصمو تصور میکردم و اگه

00:35:31.672 --> 00:35:35.271
‫من تو و «متیو» و گرین گیبلز رو از خدا تمنا میکردم

00:35:35.352 --> 00:35:37.631
‫دوران حضورم تو یتیم خونه میتونست قابل تحملتر باشه.

00:35:41.591 --> 00:35:45.030
‫تو باید سعی کنی بخاطر بیاری
‫چی واقعی و خوبه «آنه».

00:35:46.671 --> 00:35:48.630
‫حالا یکم استراحت کن.

00:35:53.350 --> 00:35:56.069
‫اگه قول بدی بهش دست نزنی
‫میتونی شمعُ روشن بذاری.

00:36:10.188 --> 00:36:13.427
‫باورت میشه «هارمون اندروز» داره
‫با من رقابت میکنه.

00:36:13.508 --> 00:36:16.387
‫تصور کن تو خونه خودم.

00:36:16.467 --> 00:36:17.826
‫تو مهمونی خودم.

00:36:19.987 --> 00:36:22.946
‫موفقیتی هم داشت؟ مهمونیتو میگم؟

00:36:24.106 --> 00:36:26.705
‫تونستی سرمایه گذاریهایی که
‫دنبالش بودی رو تضمین کنی؟

00:36:26.786 --> 00:36:28.385
‫یه پیروزی بود.

00:36:29.026 --> 00:36:32.905
‫تو اینجارو قشنگ کردی و منم
‫دست «اندروز» گذاشتم تو پوست گردو.

00:36:33.465 --> 00:36:35.344
‫چندتا آزمایشو تعهد دادی؟

00:36:35.905 --> 00:36:37.824
‫دقیقاً مثل خاله‌ام «جوزفین» حرف میزنی.

00:36:37.905 --> 00:36:41.824
‫اون مدیر خوبی برای مسائل مالی
‫ما نیست ، تو هم همینطور.

00:36:43.104 --> 00:36:46.863
‫ازت نمیخوام به این بخت و اقبال پشت کنی
‫ولی ، من همسرتم.

00:36:49.503 --> 00:36:52.622
‫«توماس لیندز» هیچوقت بدون
‫مشورت با «ریچل» تصمیمی نمیگرفت.

00:36:52.703 --> 00:36:55.022
‫همـــ ، دور از انصافه اینطور فکر نمیکنی؟

00:36:55.103 --> 00:36:56.902
‫اگه این قمار کوچیک ما شکست بخوره چی؟

00:36:57.662 --> 00:37:00.381
‫«دیانا» و «مینی می» باید تا
‫اتمام درسشون برن مدرسه.

00:37:00.902 --> 00:37:03.301
‫- اونا باید برن.
‫- آروم بگیر عزیزم.

00:37:03.382 --> 00:37:06.301
‫دخترا درسشون تموم میشه ، ترسی نداشته باش.

00:37:06.981 --> 00:37:09.100
‫و خودت میدونی چقدر دوست دارم برگردم خونه.

00:37:09.181 --> 00:37:11.220
‫نمیتونم دیگه هیچوقت لندنو نبینم.

00:37:11.301 --> 00:37:13.100
‫میتونیم تو اسپانیا قشلاق کنیم.

00:37:14.580 --> 00:37:17.459
‫تو و دخترا تمام چیزهایی که میخواین
‫رو بدست میارین.

00:37:18.780 --> 00:37:21.099
‫حالا ، بسپارشون به من.

00:37:33.258 --> 00:37:34.937
‫خدای بزرگ «متیو».

00:37:35.018 --> 00:37:37.697
‫ببخشین ، نمیخواستم بترسونمت.

00:37:37.778 --> 00:37:41.257
‫به نظر تخیلات تاریک «آنه» واگیرداره.

00:37:42.977 --> 00:37:45.056
‫خب چی شده؟

00:37:47.976 --> 00:37:52.975
‫ما تو بانک یه مقدار پول داریم
‫یه چیزی حدود 150 دلار.

00:37:53.536 --> 00:37:56.255
‫و آقای «دانلاپ» هم پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای داده ،

00:37:56.335 --> 00:37:57.694
‫ولی به نظر درست نمیاد...

00:37:58.695 --> 00:38:00.134
‫گرین گیبلز رو شخم زدن؟

00:38:00.775 --> 00:38:02.574
‫ینی شاید طلا باشه.

00:38:03.455 --> 00:38:04.854
‫و اگر هم بود ما نگهش میداریم.

00:38:05.414 --> 00:38:07.693
‫اما میخوام به «آنه» یه مزرعه بدیم.

00:38:07.774 --> 00:38:09.973
‫یه بزرگشو و میتونه...

00:38:10.054 --> 00:38:12.373
‫بعد از مرگ ما معدن کاوی کنه.

00:38:12.454 --> 00:38:14.093
‫اگه تصمیمش این باشه.

00:38:16.173 --> 00:38:18.252
‫من کاملاً موافقم.

00:38:30.491 --> 00:38:32.370
‫«آنه»؟

00:38:32.451 --> 00:38:36.490
‫اه «متیو» ، خودتی؟ فکر
‫کردم دیگه کارم تمومه.

00:38:36.571 --> 00:38:38.370
‫اهممــ

00:38:38.450 --> 00:38:40.249
‫فکر کنم وقتشه...

00:38:40.330 --> 00:38:42.409
‫بهتره بگیری بخوابی.

00:38:45.650 --> 00:38:47.289
‫اینجا جات امنه.

00:38:47.769 --> 00:38:49.128
‫قول میدم.

00:38:58.968 --> 00:39:01.207
‫«بش» میخوای در موردش حرف بزنی؟

00:39:02.208 --> 00:39:03.207
‫«بش».

00:39:04.367 --> 00:39:06.406
‫میدونم خواب نیستی. چشمات بازن.

00:39:08.447 --> 00:39:09.606
‫«سباستین»؟

00:39:10.687 --> 00:39:12.366
‫اسم اصلیت «سباستین»؟

00:39:13.086 --> 00:39:14.925
‫به نظر تو باید صاحب این قایق باشی.

00:39:15.006 --> 00:39:17.485
‫و من فکر کردم «بش» ینی
‫میخوای بزنی یکیو آش و لاش کنی.

00:39:17.566 --> 00:39:18.765
‫خوب شد فهمیدم.

00:39:19.566 --> 00:39:23.325
‫داری اعتبار منو از بین میبری.
‫میتونم الان یکی دو تا نثارت کنم.

00:39:23.405 --> 00:39:25.484
‫یه دختر تو "آونلی" بود.

00:39:26.285 --> 00:39:27.244
‫«آنه».

00:39:27.325 --> 00:39:31.564
‫یه بار صداش زدم هویج ، با یه چیزی زد تو سرم.

00:39:31.644 --> 00:39:34.043
‫- بهش حق میدم.
‫- اون مو قرمزه.

00:39:34.124 --> 00:39:37.683
‫- بداخلاق.
‫- باید محکمتر میزد تو سرت.

00:39:37.764 --> 00:39:39.443
‫نمیدونم دوباره میبینمش یا نه.

00:39:40.683 --> 00:39:42.962
‫تا کی میخوای تو این کشتی بمونی؟

00:39:43.043 --> 00:39:44.122
‫نمیدونم.

00:39:44.203 --> 00:39:46.602
‫میخوام تا هرجایی که رمق دارم برم.

00:39:48.122 --> 00:39:49.801
‫بابام قبلاً اینو میگفت.

00:39:50.482 --> 00:39:52.561
‫من حس میکنم تا ابد باید
‫ذغال خرد کنیم.

00:39:53.762 --> 00:39:57.321
‫مثل پیستونهای یه موتور ، همینطور
‫در حال رفتن و رفتن و رفتن به ناکجاآباد.

00:39:59.121 --> 00:40:00.440
‫اینجا گیر کردم.

00:40:01.321 --> 00:40:02.800
‫من حس میکنم تو "آونلی" گیر کردم.

00:40:04.080 --> 00:40:05.599
‫اگه برگردم خونه.

00:40:05.680 --> 00:40:07.559
‫شاید دیگه نتونم اونجارو ترک کنم.

00:40:08.600 --> 00:40:10.759
‫پسر ، تو به این میگی مشکل؟

00:40:11.920 --> 00:40:13.719
‫بعضی از ماها خونه نداریم.

00:41:03.233 --> 00:41:04.672
‫صبح بخیر «جری».

00:41:04.753 --> 00:41:06.112
‫سلام.

00:41:08.393 --> 00:41:09.752
‫سلام.

00:41:47.428 --> 00:41:49.747
‫نه نه نه!

00:41:50.108 --> 00:42:05.947
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.