﻿WEBVTT

00:00:00.660 --> 00:00:40.659
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:47.566 --> 00:01:50.127
‫اندازه‌ی قبلاً اتفاق نمیفته

00:01:50.777 --> 00:01:52.379
‫اینکه با هم پیاده میریم تا خونه

00:01:53.013 --> 00:01:55.172
‫- خیلی خوبه
‫- موافقم

00:01:56.033 --> 00:01:59.201
‫- برای شکرگزاری چیکار میکنید؟
‫- مناسبت مهمی برامون حساب نمیشه

00:01:59.202 --> 00:02:02.079
‫من و عمه هیلدا صبح،
‫رژه‌ی روز شکرگزاری میسی رو می‌بینیم

00:02:02.080 --> 00:02:05.124
‫و عمه زی هر فوتبالی باشه می‌بینه

00:02:05.125 --> 00:02:08.103
‫- عمه‌ی زلدات طرفدار فوتباله؟
‫- تمام ورزش‌هایی که درگیری داره

00:02:08.462 --> 00:02:12.065
‫بعدش، فیلم می‌بینیم و
‫غذای چینی می‌خوریم. شما چی؟

00:02:12.257 --> 00:02:15.593
‫پدربزرگم میاد، که یعنی
‫کلی آبجو می‌خوریم و شکار آهو میریم

00:02:15.594 --> 00:02:17.303
‫- از کِی تا حالا تو...
‫- من نه

00:02:17.304 --> 00:02:20.949
‫ولی ازاونجایی که الان تو معدن کار میکنم،
‫به "میراث کینکل" ارج می‌ذارم،

00:02:21.141 --> 00:02:23.841
‫- گفتن می‌تونم بهشون بپیوندم
‫- فقط قول بده مراقب هستی

00:02:23.935 --> 00:02:25.035
‫هستم

00:02:26.188 --> 00:02:28.915
‫- یجورایی براش هیجان‌زده‌م
‫- میخوای بیای تو؟

00:02:29.232 --> 00:02:30.332
‫تا یه سلامی بکنی؟

00:02:30.525 --> 00:02:31.625
‫حتماً

00:02:35.072 --> 00:02:39.200
‫راستش هاروی، یادم رفت،
‫عمه‌هام چند تا مهمون دارن

00:02:39.201 --> 00:02:40.719
‫میشه یه کار دیگه بکنیم؟

00:02:40.952 --> 00:02:44.622
‫- آره، البته، ولی...
‫- خیلی ممنون که درک میکنی

00:02:44.623 --> 00:02:46.600
‫فردا تو مدرسه می‌بینمت. خدافظ

00:02:48.293 --> 00:02:49.393
‫خدافظ

00:02:56.927 --> 00:03:00.405
‫عمه‌ها؟ امبروز؟

00:03:01.306 --> 00:03:04.642
‫کسی می‌تونه توضیح بده که چرا انگار
‫فیلم کشتار با اره‌برقی در تگزاس

00:03:04.643 --> 00:03:06.143
‫به درمون میخ شده؟

00:03:06.144 --> 00:03:07.436
‫عزیزم

00:03:07.437 --> 00:03:09.563
‫من میرم یکم صابون و ابر میارم

00:03:09.564 --> 00:03:12.942
‫و من یه کیسه‌ی پلاستیکی میارم
‫تا دل و روده‌های بره رو جمع کنم

00:03:12.943 --> 00:03:15.171
‫یه پیام از طرف شورا ست سابرینا.

00:03:15.772 --> 00:03:19.725
‫یعنی خانواده‌ی ما انتخاب شده تا در
‫جشن جشن‌های امسال شرکت کنه

00:03:20.992 --> 00:03:25.371
‫جشن جشن‌ها سابرینا، یکی از
‫مقدس‌ترین تعطیلات محفل ماست

00:03:25.372 --> 00:03:28.874
‫شبیه جشن شکرگزاری انسان‌هاست، ولی...

00:03:28.875 --> 00:03:31.436
‫مِنوش یکم فرق داره

00:03:31.753 --> 00:03:36.864
‫برای بزرگداشت بزرگ‌ترین جان‌فشانی‌ای
‫هست که یه ساحره برای نجات محفلش کرد

00:03:37.259 --> 00:03:40.362
‫ستایش میکنیم خواهر «فریا» رو.
‫باشد که دوباره هم رو ببینیم

00:03:41.012 --> 00:03:42.112
‫فریا کیه؟

00:03:42.431 --> 00:03:44.348
‫یه ملکه در بین ساحره‌ها

00:03:44.349 --> 00:03:45.683
‫قرن‌ها پیش

00:03:45.684 --> 00:03:49.611
‫چهارده زن که عضو نخستین
‫تجسم‌های کلیسای شب بودن

00:03:49.612 --> 00:03:52.565
‫از محدوده‌ی شهر گرین‌دیل بیرون رانده شدن

00:03:52.566 --> 00:03:54.626
‫به سمت تپه‌ها و جنگل

00:03:54.901 --> 00:03:56.001
‫هیلدا

00:03:56.069 --> 00:03:59.113
‫مردان گرین‌دیل همه‌ی حیوونا رو شکار کردن

00:03:59.114 --> 00:04:01.323
‫پس می‌دونی، واقعاً چیزی برای خوردن نبود

00:04:01.324 --> 00:04:05.951
‫اگه بخاطر جان‌فشانی‌های فریا،
‫جوان‌ترین و قوی‌ترین جادوگر نبود،

00:04:05.952 --> 00:04:08.890
‫جادوگرها اون زمستون از گرسنگی می‌مردن

00:04:09.124 --> 00:04:10.392
‫اون...

00:04:13.295 --> 00:04:16.881
‫فریا گلوی خودش رو برید و
‫بدنش رو پیشکش کرد تا محفل

00:04:16.882 --> 00:04:19.526
‫در طول ماه‌های سرد زمستون غذا داشته باشن

00:04:19.885 --> 00:04:22.094
‫- ستایش فریا را
‫- ستایش فریا را

00:04:22.095 --> 00:04:25.806
‫وایسین، ما واقعاً داریم
‫درباره‌ی آدم‌خواری حرف میزنیم؟

00:04:25.807 --> 00:04:27.475
‫با مُرده‌خواری فرقی نداره

00:04:27.476 --> 00:04:30.227
‫جشن جشن‌ها نمایش سالانه‌ی

00:04:30.228 --> 00:04:33.039
‫ارادت ما به ارباب تاریکی هست

00:04:33.774 --> 00:04:39.921
‫چهارده خانواده از محفل
‫انتخاب شدن تا شرکت کنن در...

00:04:40.739 --> 00:04:41.839
‫یک قرعه‌کشی

00:04:41.907 --> 00:04:44.492
‫بعدش خانواده‌ها یک نفر رو
‫انتخاب میکنن تا نماینده‌شون باشه

00:04:44.493 --> 00:04:47.369
‫- یه پیشکش سالانه، مثل همیشه
‫- فقط خانم‌ها می‌تونن انتخاب بشن چون...

00:04:47.370 --> 00:04:48.996
‫خواست ارباب تاریکی همینه

00:04:48.997 --> 00:04:50.498
‫در هر صورت...

00:04:50.499 --> 00:04:54.783
‫چهارده پیشکش قرعه میندازن تا ببینن
‫کی افتخار ملکه بودن رو پیدا میکنه

00:04:54.836 --> 00:04:56.378
‫ملکه بشی چی گیرت میاد؟

00:04:56.379 --> 00:04:59.215
‫میشی غذای اصلی

00:04:59.216 --> 00:05:03.236
‫ملکه خورده میشه؟
‫و ساحره‌ها با خواست خودشون...

00:05:03.678 --> 00:05:04.595
‫توش شرکت میکنن؟

00:05:04.596 --> 00:05:06.323
‫این یه رسم مقدس هست

00:05:07.057 --> 00:05:12.061
‫وظیفه‌ی ما اینه که زیر سوال نبریمش،
‫فقط اطاعت و مشارکت هست.

00:05:12.062 --> 00:05:14.063
‫ولی دیگه کسی گرسنگی نمیشه که

00:05:14.064 --> 00:05:16.357
‫و داریم درباره‌ی قتل حرف میزنیم

00:05:16.358 --> 00:05:19.276
‫قربانی آیینی. یکم فرق داره

00:05:19.277 --> 00:05:23.489
‫از اونجایی که هیلدا طرد شده،
‫فقط من و سابرینا واجد اینیم که

00:05:23.490 --> 00:05:25.991
‫در قرعه‌کشی شرکت کنیم، که یعنی...

00:05:25.992 --> 00:05:28.911
‫من نماینده‌ی خانواده
‫در قرعه‌کشی فردا شب خواهم بود

00:05:28.912 --> 00:05:32.432
‫نه نه نه نه. عمه زلدا، نمی‌تونین

00:05:33.166 --> 00:05:34.517
‫اگه انتخاب بشین چی؟

00:05:35.168 --> 00:05:37.479
‫عمه هیلدا؟ امبروز؟ یه چیزی بگین دیگه!

00:05:37.879 --> 00:05:41.107
‫ما اسپل‌من ها گونه‌ی در خطری هستیم

00:05:41.675 --> 00:05:43.193
‫من مامان و بابام رو از دست دادم...

00:05:44.928 --> 00:05:46.571
‫نمی‌خوام شما رو هم از دست بدم

00:05:49.850 --> 00:05:51.493
‫چه مهربونی سابرینا...

00:05:53.228 --> 00:05:54.812
‫ولی من و عمه هیلدات...

00:05:54.813 --> 00:05:58.566
‫تو این سال‌ها تو قرعه‌کشی‌های
‫زیادی شرکت کردیم،

00:05:58.567 --> 00:06:03.797
‫ارباب تاریکی هیچوقت ما رو قابل ندونسته
‫تا با ملکه شدن پاداشمون رو بده

00:06:04.489 --> 00:06:07.550
‫دلیلی نداره که باور کنم
‫امسال متفاوت خواهد بود

00:06:08.076 --> 00:06:10.786
‫پس خواهش میکنم،
‫جشن جشن‌ها برگزار میشه

00:06:10.787 --> 00:06:14.015
‫و خوشت بیاد یا نه، ما توش شرکت میکنیم

00:06:17.252 --> 00:06:18.770
‫یادت نره...

00:06:22.924 --> 00:06:24.884
‫این هفته شکرگزاری رو داریم بچه‌ها،

00:06:24.885 --> 00:06:27.612
‫و میخوام درباره‌ی شما
‫و این شهر صحبت کنم

00:06:27.804 --> 00:06:31.408
‫شجره‌نامه‌ی خانوادگی شما
‫داستان گرین‌دیل رو تعریف میکنه

00:06:31.892 --> 00:06:36.997
‫خب، شما چقدر ریشه‌های خودتون رو می‌شناسید؟

00:06:37.230 --> 00:06:40.625
‫مثلاً، شما آقای کینکل

00:06:41.276 --> 00:06:43.837
‫خانواده‌ی شما کِی به گرین‌دیل اومد؟

00:06:44.029 --> 00:06:45.338
‫کاملاً مطمئن نیستم

00:06:45.488 --> 00:06:48.299
‫چطور شد که صاحب معادن شدن؟ و چرا؟

00:06:48.909 --> 00:06:50.552
‫من نمی... نمی‌دونم

00:06:50.619 --> 00:06:52.595
‫خب، باید یکم تحقیق کنی

00:06:52.829 --> 00:06:54.097
‫همتون

00:06:55.165 --> 00:06:59.501
‫تکلیف این هفته اینه که درباره‌ی
‫تاریخ خانواده‌ی خودتون جستجو کنید

00:06:59.502 --> 00:07:04.149
‫وقتشه که خودمون و
‫همدیگه رو بهتر... بشناسیم

00:07:05.634 --> 00:07:07.652
‫کلاس تعطیله

00:07:08.470 --> 00:07:12.932
‫خانم وردول، تا حالا شنیدید
‫که ساحره‌ها چیزی به اسم

00:07:12.933 --> 00:07:15.318
‫جشن جشن‌ها رو جشن بگیرن؟

00:07:15.810 --> 00:07:17.037
‫همم

00:07:17.729 --> 00:07:22.107
‫محفل قبلیم، کلیسای سایه‌ها،
‫یه همچین آیینی داشت

00:07:22.108 --> 00:07:24.669
‫راهی رو می‌شناسین که...

00:07:25.278 --> 00:07:26.629
‫بتونی توش مشارکت نکنی؟

00:07:26.905 --> 00:07:28.798
‫یا جلوش رو بگیری؟

00:07:28.990 --> 00:07:31.408
‫الان که چیزی به ذهنم نمیاد،

00:07:31.409 --> 00:07:33.762
‫ولی اگه میخوای می‌تونم یکم تحقیق بکنم

00:07:33.837 --> 00:07:37.140
‫این عالی میشه خانم وردول،
‫و منم همین‌کارو میکنم

00:07:39.584 --> 00:07:40.727
‫ممنون

00:07:41.544 --> 00:07:45.464
‫بله سابرینا. من تحقیق میکنم،

00:07:45.465 --> 00:07:51.279
‫و می‌بینم که آقای کینکل...
‫مورد بخصوصی دارن یا نه

00:07:52.138 --> 00:07:55.241
‫بابابزرگ، بهم گفتن یه مقاله
‫درباره‌ی تاریخ خانواده‌مون بنویسم

00:07:55.475 --> 00:07:56.993
‫ما از اول معدن‌چی بودیم؟

00:07:57.769 --> 00:08:01.230
‫همیشه نه. قدیما، وقتی وان‌کانکل بودیم،

00:08:01.231 --> 00:08:02.582
‫تعقیبمون کردن و محاصره‌مون کردن

00:08:03.525 --> 00:08:06.211
‫و بعد، اون زمستون وحشتناک

00:08:06.861 --> 00:08:09.405
‫- و اون آدما
‫- کدوم آدما؟

00:08:09.406 --> 00:08:13.218
‫خب، هیچکس نمی‌دونست اهل کجا بودن،
‫ولی تو حاشیه‌ی شهر زندگی می‌کردن

00:08:13.368 --> 00:08:18.056
‫و اهالی شهر می‌گفتن که
‫دارن رو تپه‌هاشون حفاری میکنن

00:08:18.498 --> 00:08:21.166
‫ادعا کردن ما زمینشون رو دزدیدیم

00:08:21.167 --> 00:08:23.627
‫اینطور بود؟ زمینشون رو دزدیده بودیم؟

00:08:23.628 --> 00:08:26.147
‫مردم تپه اهالی شهر رو ترسوندن

00:08:26.631 --> 00:08:29.967
‫و تصمیم گرفتیم که یکی
‫باید از دستشون خلاص بشه،

00:08:29.968 --> 00:08:31.319
‫و اون وظیفه به گردن ما افتاد

00:08:32.220 --> 00:08:34.346
‫و بعد اینکه اونا رفتن،
‫ما از اون زمین استفاده کردیم

00:08:34.347 --> 00:08:37.367
‫چی سر اون آدما اومد؟ آدمای تپه؟

00:08:38.101 --> 00:08:40.537
‫امسال باهامون به شکار میای، مگه نه؟

00:08:42.355 --> 00:08:44.165
‫بهت نشون میدم چی شد

00:08:46.901 --> 00:08:49.504
‫عمو جسی تو تاریخ خانواده رو نگه داشته

00:08:49.738 --> 00:08:52.549
‫چیزهایی که بیشتر آدما
‫دور میندازنشون، اون نگه داشته

00:08:53.825 --> 00:08:55.969
‫اون دوروتی پاتنم هست

00:08:56.119 --> 00:08:59.079
‫اولین عضو خانواده‌مون که از اروپا اومد
‫و تو گرین‌دیل ساکن شد

00:08:59.080 --> 00:09:00.431
‫دوروتی؟

00:09:02.167 --> 00:09:04.561
‫ولی مثل مردها لباس پوشیده

00:09:05.045 --> 00:09:06.521
‫اونجا مرز بود

00:09:07.672 --> 00:09:09.256
‫یه مدتی تنها زندگی می‌کرد

00:09:09.257 --> 00:09:13.736
‫به گمونم اون موقع‌ها برای یه زن امن‌تر بود
‫که... لباس مردها رو بپوشه

00:09:17.348 --> 00:09:20.309
‫این‌ها دفاتر ثبت وقایع اون هستن

00:09:20.310 --> 00:09:22.370
‫خودم هم هیچوقت کامل نخوندمشون

00:09:23.104 --> 00:09:24.914
‫ننه روث؟

00:09:25.982 --> 00:09:29.151
‫منم. رازلند

00:09:29.152 --> 00:09:31.111
‫بیا بغلم عزیزم

00:09:31.112 --> 00:09:33.381
‫خیلی وقته ندیدمت

00:09:34.657 --> 00:09:37.719
‫خدا نگهت داره دختر خوشگلم

00:09:37.786 --> 00:09:43.791
‫ننه، تو مدرسه، ازمون خواستن تا
‫درباره‌ی تاریخ خانواده‌هامون تحقیق کنیم

00:09:43.792 --> 00:09:48.796
‫فکر کردم اومدی با من صحبت کنی
‫چون می‌ترسی که،

00:09:48.797 --> 00:09:52.108
‫ایمان کافی نداشته باشی، که چرنده

00:09:52.509 --> 00:09:54.510
‫- بابا بهت زنگ زد؟
‫- زنگ؟

00:09:54.511 --> 00:09:56.112
‫نه

00:09:57.263 --> 00:10:01.517
‫فراست چیزی که باید بدونم رو بهم میگه

00:10:01.518 --> 00:10:05.646
‫فراست... یعنی چی؟

00:10:05.647 --> 00:10:08.666
‫یه... شّم

00:10:09.567 --> 00:10:14.714
‫یه حس ششم تو وجودت که
‫کمکمون میکنه تا چیزهایی رو ببینیم...

00:10:15.115 --> 00:10:20.470
‫وقتی بقیه، مثل بابات، نمی‌تونن ببینن

00:10:21.496 --> 00:10:26.851
‫فراست من وقتی درست
‫هم‌سن تو بودم خودش رو نشون داد

00:10:27.460 --> 00:10:28.853
‫و مال تو...

00:10:29.712 --> 00:10:32.774
‫برا تو باید الان شروع بشه...

00:10:34.342 --> 00:10:36.152
‫اگه تا الان نشده باشه

00:10:41.141 --> 00:10:43.684
‫باورم نمیشه تو یکی
‫از 14 پیشکش هستی پرودنس

00:10:43.685 --> 00:10:44.643
‫چرا نمیشه؟

00:10:44.644 --> 00:10:47.563
‫مگه تمام شب برای ارباب تاریکی دعا نمی‌کردم؟

00:10:47.564 --> 00:10:49.815
‫- بله، ولی منم کردم
‫- منم کردم

00:10:49.816 --> 00:10:53.694
‫حسودی نکنین دخترا. شاید
‫سال دیگه نوبت شما بشه

00:10:53.695 --> 00:10:56.655
‫وایسا، پرودنس، تو
‫بخشی از قرعه‌کشی هستی؟

00:10:56.656 --> 00:11:00.343
‫رو تختش دل و روده ریخته بودن،
‫ولی همیشه از این شانس‌ها میاره

00:11:00.493 --> 00:11:02.553
‫شانس؟ صبر کنین

00:11:02.912 --> 00:11:04.305
‫واقعاً اینو میخوای؟

00:11:04.497 --> 00:11:06.206
‫میخوای قربانی بشی؟

00:11:06.207 --> 00:11:08.542
‫بیشتر از هر چیزی که تو زندگیم می‌خواستم

00:11:08.543 --> 00:11:11.170
‫ولی این دیوانگیه. چرا؟

00:11:11.171 --> 00:11:13.672
‫تو درک نمی‌کنی دورگه،
‫تو یه ساحره‌ی واقعی نیستی

00:11:13.673 --> 00:11:16.383
‫ولی افتخاری بزرگ‌تر از این نیست

00:11:16.384 --> 00:11:19.094
‫تصور کن، یه یتیم ملکه میشه

00:11:19.095 --> 00:11:22.031
‫تو تاریخ کلیسای شب اولین نمونه از این دست ِ

00:11:23.099 --> 00:11:24.993
‫نیکلاس وایسا. صبر کن

00:11:26.311 --> 00:11:29.289
‫نظر تو درباره‌ی جشن جشن‌ها چیه؟

00:11:29.564 --> 00:11:31.374
‫من یه اعتراض‌کننده‌ی باوجدانم

00:11:31.900 --> 00:11:33.358
‫فکر میکنم دیوانگیه

00:11:33.359 --> 00:11:34.359
‫ممنون

00:11:34.360 --> 00:11:37.630
‫حقیقتش وقتی پدرت کشیش اعظم بود
‫جشن جشن‌ها رو ممنوع کرد

00:11:37.864 --> 00:11:40.824
‫- گفت این وحشیانه‌ست
‫- پس چرا دوباره داره برگزار میشه؟

00:11:40.825 --> 00:11:43.761
‫خب، بلک‌وود همون سالی که
‫کشیش اعظم شد دوباره برگردوندش

00:11:44.204 --> 00:11:48.655
‫یه وحی از ارباب تاریکی دریافت کرد
‫که به سنت‌های قدیمی‌مون بازگردیم

00:11:50.293 --> 00:11:52.628
‫وایسا، تو که پیشکش نیستی، هستی؟

00:11:52.629 --> 00:11:55.398
‫نه. عمه زلدام داره
‫خودش رو پیشکش میکنه...

00:11:58.009 --> 00:12:02.002
‫ولی برام سواله اگه قرار باشه من قربانی بشم
‫نظرش درباره‌ی جشن فرق میکنه یا نه

00:12:02.388 --> 00:12:03.488
‫همم

00:12:09.646 --> 00:12:12.248
‫بگذار برگه‌ی من سفید بسوزد ارباب تاریکی

00:12:13.149 --> 00:12:14.334
‫منو انتخاب کن

00:12:14.567 --> 00:12:16.544
‫از دیدنت خوشحالم خواهر میلدرد

00:12:24.244 --> 00:12:27.263
‫امشب یک سنت دراز رو جشن می‌گیریم

00:12:27.538 --> 00:12:31.893
‫جشن جشن‌ها یک یادآوری هست...

00:12:32.377 --> 00:12:35.355
‫که حتی فرومایه‌ترین فرد بین ما
‫هم می‌تونه به سطحی برسه...

00:12:35.713 --> 00:12:37.982
‫که کنار ارباب تاریکی بنشینه

00:12:38.299 --> 00:12:43.092
‫و اینکه بقای محفل مهمتر از
‫جان تک‌تک ساحره‌هاست

00:12:44.806 --> 00:12:50.119
‫خواهران، بگذارید که
‫اراده‌ی ارباب تاریکی آشکار گردد

00:12:51.104 --> 00:12:53.039
‫صبر کنید!

00:13:01.531 --> 00:13:02.631
‫من شرکت میکنم

00:13:03.241 --> 00:13:05.218
‫من از طرف خانواده‌ی اسپل‌من شرکت میکنم

00:13:05.868 --> 00:13:08.679
‫سابرینا، محض رضای شیطان داری چیکار میکنی؟

00:13:09.080 --> 00:13:12.850
‫دارم از یه سنت عزیز حمایت میکنم عمه زلدا،

00:13:13.418 --> 00:13:18.463
‫مگه اینکه البته، بخوای اعتراف کنی
‫که این سنت وحشیانه‌ست،

00:13:18.464 --> 00:13:20.358
‫همونطور که پدرم معتقد بود

00:13:21.009 --> 00:13:23.152
‫خواهر زلدا، مشکلی هست؟

00:13:33.021 --> 00:13:34.414
‫نه عالی‌جناب

00:13:35.231 --> 00:13:38.734
‫خواهرزاده‌ی شجاعم امسال میخواد
‫نماینده‌ی خانواده باشه

00:13:38.735 --> 00:13:41.254
‫پس سابرینا، بفرما

00:13:45.033 --> 00:13:46.342
‫کاغذت رو انتخاب کن

00:14:06.763 --> 00:14:07.864
‫بسوزونینشون

00:14:32.663 --> 00:14:34.182
‫پرودنس ملکه میشه

00:14:39.670 --> 00:14:41.898
‫بهت گفتم

00:14:41.923 --> 00:14:43.733
‫ساحره‌ی خوش‌شانس

00:14:49.472 --> 00:14:51.407
‫نوبت من کِی میشه؟

00:14:58.981 --> 00:15:01.626
‫درود تمام بر ملکه‌ی جشن!

00:15:01.776 --> 00:15:04.962
‫درود تمام بر ملکه‌ی جشن!

00:15:06.614 --> 00:15:08.716
‫جلوی ملکه‌تون زانو بزنید!

00:15:21.671 --> 00:15:24.131
‫می‌دونی چقدر به اینکه
‫قربانی بشی نزدیک بودی؟

00:15:24.132 --> 00:15:26.591
‫فکر نمی‌کردم بذاری
‫تو قرعه‌کشی شرکت کنم!

00:15:26.592 --> 00:15:32.362
‫اوه، پس تقصیر منه که تو خواستی جلوی
‫تمام محفل منو به بازی بگیری. چه جالب

00:15:32.390 --> 00:15:33.974
‫باشه، خب، تمام شده و رفته

00:15:33.975 --> 00:15:37.370
‫بیاید از شیطان تشکر کنیم. اون تصمیم گرفت
‫از جون جفت‌تون بگذره

00:15:37.520 --> 00:15:38.645
‫نه کاملاً

00:15:38.646 --> 00:15:40.730
‫سابرینا قرعه‌ی کنیز آورد

00:15:40.731 --> 00:15:42.357
‫چوپان بودن بهتر از بره بودنه

00:15:42.358 --> 00:15:45.110
‫که دقیقاً یعنی چی؟
‫عمه زلدا هنوز بهم نگفته

00:15:45.111 --> 00:15:48.714
‫بره ملکه‌ست و چوپان کنیز

00:15:48.990 --> 00:15:51.575
‫تجلیل از ملکه بالاترین افتخاره،

00:15:51.576 --> 00:15:53.076
‫پس برای سه روز دیگه،

00:15:53.077 --> 00:15:55.763
‫درحالیکه محفل برای جشن آماده میشه،

00:15:56.080 --> 00:15:59.183
‫کنیز باید به تمام
‫خواست‌های ملکه رسیدگی کنه

00:15:59.417 --> 00:16:02.794
‫عالیه! پس من باید کلفتی
‫دختری رو بکنم که زخمیم کرد

00:16:02.795 --> 00:16:06.816
‫ترجیحاً با انجیر و تمشک
‫تا گوشتش رو تا قبل جشن شیرین کنی

00:16:07.216 --> 00:16:09.176
‫این اصلاً خنده‌دار نیست امبروز

00:16:09.177 --> 00:16:11.303
‫بی‌خیال دختر دایی، یکم خنده‌داره

00:16:11.304 --> 00:16:15.491
‫پرودنس با تبدیل شدن به خود دسر،
‫دسرهای مورد علاقه‌ش رو می‌خوره

00:16:25.693 --> 00:16:27.253
‫سلام علیک

00:16:27.570 --> 00:16:29.046
‫شما کی باشین؟

00:16:29.280 --> 00:16:30.965
‫من ملکه‌ی جشن هستم

00:16:32.408 --> 00:16:34.343
‫در اون صورت، بفرمایین تو

00:16:34.744 --> 00:16:36.554
‫- پرودنس
‫- کنیز

00:16:38.706 --> 00:16:40.558
‫اتاقم بالاست؟

00:16:41.334 --> 00:16:44.812
‫دلم خیلی یه وان شیر و کره میخواد

00:16:45.505 --> 00:16:47.231
‫و یه بشقاب بیسکوییت کرم‌دار

00:17:11.072 --> 00:17:12.673
‫الان می‌تونی پشتم رو لیف بکشی

00:17:19.914 --> 00:17:23.472
‫بگو ببینم کنیز، این اولین بارت هست
‫که گوشت یه ساحره رو می‌خوری؟

00:17:23.501 --> 00:17:27.438
‫چی!؟ من تو رو نمی‌خورم پرودنس

00:17:27.880 --> 00:17:30.590
‫می‌دونی که مجبور نیستی
‫این دیوانگی رو ادامه بدی

00:17:30.591 --> 00:17:33.426
‫منظورم اینه، بین خودمون بمونه، تو که
‫واقعاً نمیخوای ملکه بشی، میخوای؟

00:17:33.427 --> 00:17:34.761
‫البته که میخوام

00:17:34.762 --> 00:17:38.723
‫ولی اگه خواستی فرار کنی،
‫خوشحال میشم خودم رو به ندیدن بزنم

00:17:38.724 --> 00:17:40.660
‫چرا باید بخوام فرار کنم؟

00:17:41.018 --> 00:17:43.412
‫قراره به جسم دیگه‌ای تبدیل بشم

00:17:47.233 --> 00:17:48.333
‫یعنی چی؟

00:17:48.693 --> 00:17:50.443
‫بعد اینکه محفل بدن من رو بخوره،

00:17:50.444 --> 00:17:55.782
‫من تا ابد بخشی از وجود تک‌تک
‫ساحره‌های کلیسای شب میشم

00:17:55.783 --> 00:17:57.301
‫ولی بهترین بخشش این نیست

00:17:57.535 --> 00:18:02.370
‫روح من در کنار سایر ملکه‌ها
‫در قلب ارباب تاریکی منزل میکنه،

00:18:02.373 --> 00:18:04.958
‫در آتش باشکوهش حمام میکنه،

00:18:04.959 --> 00:18:07.752
‫تا اینکه شیپور آخرالزمان به صدا در بیاد

00:18:07.753 --> 00:18:09.087
‫و تو به این باور داری؟

00:18:09.088 --> 00:18:10.839
‫با قطعیت تمام

00:18:10.840 --> 00:18:13.359
‫ولی اگه این اتفاق نیفته چی؟

00:18:15.011 --> 00:18:18.239
‫اگه قربانی بشی و...

00:18:19.181 --> 00:18:21.534
‫هیچ اتفاقی نیفته؟

00:18:21.809 --> 00:18:23.202
‫این اعتقادیه که داری؟

00:18:23.936 --> 00:18:26.288
‫نمی‌دونم وقتی می‌میریم
‫چه اتفاقی میفته. این...

00:18:26.355 --> 00:18:27.689
‫نمیشه فهمید

00:18:27.690 --> 00:18:29.917
‫آره، ولی به چی اعتقاد داری؟

00:18:30.651 --> 00:18:31.752
‫ها؟

00:18:32.695 --> 00:18:34.088
‫خیلی برات ناراحتم

00:18:35.489 --> 00:18:37.425
‫به هیچی باور نداری

00:18:46.709 --> 00:18:48.310
‫میخوای کجا بخوابی؟

00:19:18.763 --> 00:19:19.763
امبروز؟

00:19:32.588 --> 00:19:33.688
‫نیکلاس؟

00:19:35.466 --> 00:19:36.692
‫اینجا چیکار میکنین؟

00:19:37.301 --> 00:19:38.718
‫من دعوتش کردم کنیز

00:19:38.719 --> 00:19:42.615
‫و هیچ فرد عادی‌ای نمی‌تونه ملکه‌ای رو که
‫چند روز دیگه قراره قربانی بشه رو نخواد

00:19:42.932 --> 00:19:46.410
‫همینطور نشون داد نیکی خیلی حشری ِ

00:19:47.895 --> 00:19:49.038
‫بهمون بپیوند سابرینا

00:19:52.274 --> 00:19:54.585
‫- نیکلاس
‫- یا می‌تونیم بریم اتاق تو

00:19:56.070 --> 00:19:57.379
‫فقط ما دو تا

00:19:59.490 --> 00:20:01.282
‫من...

00:20:01.283 --> 00:20:03.177
‫داری حسمون رو می‌پرونی چوپان

00:20:03.536 --> 00:20:06.263
‫یا بیا تو یا برو بیرون

00:20:18.008 --> 00:20:19.235
‫خوب خوابیدی پرودنس؟

00:20:19.927 --> 00:20:21.904
‫انگار مرده بودم

00:20:23.973 --> 00:20:25.932
‫داشتم درباره‌ی سوالی
‫که پرسیدی فکر می‌کردم

00:20:25.933 --> 00:20:28.702
‫و هنوز نمی‌دونم وقتی از مرگ
‫سوال بشه، چه اعتقادی دارم

00:20:28.978 --> 00:20:31.664
‫ولی اعتقاد دارم اون زندگی،
‫همه‌ی زندگی‌ها...

00:20:32.648 --> 00:20:35.209
‫حتی زندگی کسی که سعی کرد منو بکشه...

00:20:36.068 --> 00:20:37.168
‫ارزشمنده

00:20:37.236 --> 00:20:39.237
‫زندگی ساحره‌ها، زندگی انسان‌ها

00:20:39.238 --> 00:20:42.949
‫زندگی ابدی، چیزی که
‫بعد جشن در انتظار منه

00:20:42.950 --> 00:20:45.660
‫و چیزی نیست که بتونم بگم
‫یا بکنم، که نظرت رو عوض کنه؟

00:20:45.661 --> 00:20:46.846
‫نه

00:20:47.538 --> 00:20:49.723
‫خیلی‌خب، پس...

00:20:51.459 --> 00:20:53.477
‫اگه نمیشه منصرفت کنم

00:20:53.878 --> 00:20:56.897
‫وایسا. داری کجا میری کنیز؟

00:20:57.047 --> 00:20:58.274
‫دبیرستان بکستر

00:20:58.591 --> 00:20:59.942
‫تا زندگیم رو بکنم

00:21:00.009 --> 00:21:02.969
‫به بهترین شکل ممکن، و
‫به طولانی‌ترین شکل ممکن

00:21:02.970 --> 00:21:05.096
‫چوپان باید از بره مراقبت کنه

00:21:05.097 --> 00:21:06.197
‫همم

00:21:07.475 --> 00:21:10.578
‫- اگه بخوای می‌تونی با من بیای
‫- چرا باید اینکارو بکنم؟

00:21:10.686 --> 00:21:11.787
‫پسرا

00:21:12.855 --> 00:21:15.583
‫کلی پسر فانی

00:21:15.733 --> 00:21:16.917
‫برای اینکه شکنجه‌شون کنی

00:21:17.109 --> 00:21:18.335
‫و اغوا

00:21:18.903 --> 00:21:20.003
‫یا جفت‌شون

00:21:20.279 --> 00:21:24.449
‫کی می‌دونه پرودنس، شاید معنای زندگی رو
‫تو دبیرستان بکستر پیدا کردی

00:21:24.450 --> 00:21:26.051
‫با همون شکنجه‌ی پسرا مخم رو زدی

00:21:28.621 --> 00:21:32.182
‫خانم وردول، ببخشید که سرزده اومدم

00:21:35.419 --> 00:21:37.938
‫چیکار می‌تونم...

00:21:40.257 --> 00:21:42.693
‫براتون بکنم، مدیر هاوثورن؟

00:21:42.927 --> 00:21:45.446
‫برنامه‌ی خاصی برای مناسبت آخر هفته دارید؟

00:21:45.888 --> 00:21:49.617
‫چون خوشحال میشم در منزلم پذیراتون باشم

00:21:50.893 --> 00:21:53.120
‫من مراسم خودم رو دارم

00:21:55.898 --> 00:21:57.124
‫غذا سفارش میدم

00:21:57.942 --> 00:21:59.251
‫شاید دفعه‌ی دیگه

00:22:00.319 --> 00:22:02.630
‫وقتی حس و حال یه غذای
‫واقعی رو داشته باشم

00:22:02.988 --> 00:22:04.173
‫آره

00:22:07.701 --> 00:22:10.387
‫بچه‌ها، این پرودنسه

00:22:10.496 --> 00:22:12.973
‫اون دخترخاله‌ی منه
‫که برای شکرگزاری اومده

00:22:13.290 --> 00:22:16.167
‫پرودنس، این دوست‌پسر من هاروی هست

00:22:16.168 --> 00:22:18.771
‫و دو تا بهترین دوستام، روزالند و سوزی

00:22:19.922 --> 00:22:22.966
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم.
‫بهم قول پسر دادی

00:22:22.967 --> 00:22:24.926
‫خواستم اول دوستام رو ببینی

00:22:24.927 --> 00:22:27.863
‫خب، درباره‌ی چی حرف میزدید؟

00:22:28.389 --> 00:22:30.849
‫جد من دوروتی

00:22:30.850 --> 00:22:34.435
‫اون جزء اولین ساکنین گرین‌دیل بود،
‫و همینطور یه دزد دریایی هم بود

00:22:34.436 --> 00:22:38.106
‫که به یه گروه از زنان کمک کرد که از
‫تعقیب مذهبی در اسکاتلند فرار کنن

00:22:38.107 --> 00:22:41.734
‫دوروتی پاتنم؟ تو مدرسه‌م دربار‌ه‌ش خوندیم

00:22:41.735 --> 00:22:45.798
‫اون یه متحد واقعی برای اون
‫زنان بود. یه قهرمان واقعی

00:22:46.031 --> 00:22:48.050
‫منم همین رو فهمیدم

00:22:48.450 --> 00:22:50.386
‫تو چیزی فهمیدی هاروی؟

00:22:51.161 --> 00:22:53.555
‫آره، ولی چیز جالبی نیست

00:22:54.039 --> 00:22:56.958
‫اساساً، کینکل‌ها مالکیت معادن رو...

00:22:56.959 --> 00:23:01.021
‫زوری گرفتن. یه سری آدم که رو تپه‌ها
‫زندگی می‌کردن رو حذف کردن و گرفتنشون

00:23:01.255 --> 00:23:03.965
‫- این یعنی چی؟
‫- از "حذف کردن" منظورش کشتنه

00:23:03.966 --> 00:23:05.901
‫و از "گرفتن" منظورش دزدیدنه

00:23:07.011 --> 00:23:08.696
‫گفتی فامیل خانواده‌تون چیه؟

00:23:08.888 --> 00:23:09.989
‫- هاروی؟
‫- کینکل

00:23:10.180 --> 00:23:12.408
‫پس از نوادگان وان‌کانکل هستی

00:23:13.601 --> 00:23:16.978
‫اون "آدم‌های روی تپه" که
‫اجدادت کشتن ساحره بودن

00:23:16.979 --> 00:23:18.479
‫که خانواده‌ی تو رو میکنه ساحره‌کُش...

00:23:18.480 --> 00:23:20.523
‫بس کن پرودنس، همه می‌دونن
‫ساحره‌ها واقعی نیستن

00:23:20.524 --> 00:23:24.235
‫خانواده‌ی تو مرتکب جنایت شدن،
‫و باید تقاص پس بدن

00:23:24.236 --> 00:23:26.380
‫- شوخی میکنه! داره شوخی میکنه
‫- وایسا، صبر کن

00:23:26.572 --> 00:23:31.326
‫من میرم بقیه‌ی مدرسه رو بهش نشون بدم،
‫ولی بعداً می‌بینیمتون!

00:23:31.627 --> 00:23:33.454
‫خدافظ

00:23:33.913 --> 00:23:36.373
‫واقعاً فکر کردی
‫من معنای زندگی رو اینجا پیدا میکنم؟

00:23:36.498 --> 00:23:38.416
‫بین دوستان فانیت؟

00:23:38.417 --> 00:23:41.311
‫اونا حتی حقیقت افتخارآمیز
‫اصل وجودیت رو نمی‌دونن

00:23:41.420 --> 00:23:44.005
‫- و دوست‌پسرت یه شکارچی ساحره‌ست!
‫- نه نیست

00:23:44.006 --> 00:23:47.842
‫من و خواهرم وقتی صحبت از شکارچیان ساحره
‫میشه، یه فلسفه‌ی ساده داریم:

00:23:47.843 --> 00:23:50.219
‫قبل اینکه فرصت کشتن ما رو پیدا کنن بکششون

00:23:50.220 --> 00:23:54.182
‫پرودنس، اگه کوچکترین صدمه‌ای به هاروی بزنی،
‫به شیطان قسم تیکه تیکه‌ت میکنم

00:23:54.183 --> 00:23:56.309
‫- برای روز جشن نگهش دار
‫- تو زده به سرت

00:23:56.310 --> 00:23:58.037
‫دخترا، دخترا

00:24:00.272 --> 00:24:03.292
‫بیاین اینطوری به هم نپرین، خب؟

00:24:04.818 --> 00:24:09.423
‫سابرینا، نمیخوای منو به
‫دوست دختر جدیدت معرفی کنی؟

00:24:10.491 --> 00:24:12.367
‫و می‌دونم یه سنت ساحره‌هاست،

00:24:12.368 --> 00:24:16.287
‫ولی میشه یکم سرعقل بیارینش خانم وردول؟

00:24:16.288 --> 00:24:20.792
‫و بهش بگین که جشن
‫واقعاً هیچ هدفی نداره؟

00:24:20.793 --> 00:24:23.878
‫نه وقتی که هزینه‌ش جان گران‌بهاست

00:24:23.879 --> 00:24:27.691
‫ولی پاداشش افتخار ابدی در قلب ارباب تاریکی ِ

00:24:28.384 --> 00:24:31.886
‫و این زن کیه که داریم رسوممون
‫رو باهاش در میون می‌ذاریم؟

00:24:31.887 --> 00:24:33.221
‫می‌تونیم به خانم وردول اعتماد کنیم

00:24:33.222 --> 00:24:36.283
‫اونم یه ساحره‌ست، از یه محفل دیگه طرد شده

00:24:38.435 --> 00:24:41.663
‫میخوای از یه مطرود نصیحت قبول کنم؟

00:24:42.022 --> 00:24:46.734
‫انقدر بی‌ادب نباش پرودنس.
‫خانم وردول خیلی باسواده

00:24:46.735 --> 00:24:51.280
‫و، طبق قولم، درباره‌ی جشن جشن‌ها یکم تحقیق کردم

00:24:51.281 --> 00:24:54.676
‫و یه... مسئله‌ی پیچیده‌ست

00:24:55.077 --> 00:24:59.998
‫حالا، شاید نخوای به حرف‌های
‫یه مطرود گوش بدی،

00:24:59.999 --> 00:25:03.936
‫ولی شاید یکی باشه که بخوای ببینیش

00:25:05.212 --> 00:25:10.609
‫ساحره‌ای که زمانی ملکه‌ی جشن بود،
‫تا اینکه تاج رو رد کرد.

00:25:10.968 --> 00:25:14.571
‫تو اعماق جنگل گرین‌دیل زندگی میکنه

00:25:15.264 --> 00:25:19.851
‫مون ولی، اگه شجاعت پیدا کردنش رو داشته باشین

00:25:19.852 --> 00:25:22.329
‫یه ساحره بی‌خیال ملکه بودن شد؟

00:25:22.646 --> 00:25:24.331
‫باور نمیکنم

00:25:25.274 --> 00:25:28.502
‫خب، اگه ایمانت اینقدر
‫محکمه که میگی پرودنس...

00:25:29.278 --> 00:25:31.255
‫شنیدن داستانش چه ضرری داره؟

00:25:34.408 --> 00:25:35.801
‫اگه من برم...

00:25:36.994 --> 00:25:38.846
‫میخوام خواهرام هم باهام بیان

00:25:38.954 --> 00:25:40.806
‫هر چه بیشتر بهتر

00:25:41.165 --> 00:25:45.352
‫و شیطان می‌دونه توی جنگل
‫ممکنه با چی روبرو بشیم

00:25:48.464 --> 00:25:50.899
‫شکرگزاری مناسبت مورد علاقه‌ی کانر بود

00:25:51.425 --> 00:25:53.819
‫خانم کمپر، اصلاً نمی‌تونم تصور کنم،

00:25:54.178 --> 00:25:57.197
‫این زمان از سال چقدر می‌تونه
‫براتون سخت باشه

00:25:58.515 --> 00:26:01.743
‫ولی احتمالاً جاش خیلی راحته...

00:26:03.228 --> 00:26:06.623
‫تو این کوزه‌ی خوشگل کوچیکی که
‫برای خاکسترش انتخاب کردین

00:26:07.483 --> 00:26:09.710
‫بذارمش رو طاقچه‌ی بالای بخاری، آره؟

00:26:10.110 --> 00:26:14.381
‫سرنخی هست درباره‌ی...

00:26:15.199 --> 00:26:17.718
‫از پلیس که هیچی

00:26:18.202 --> 00:26:23.539
‫ولی... من یه چیزایی پیدا کردم

00:26:23.540 --> 00:26:25.374
‫چجور چیزایی خانم کمپر؟

00:26:25.375 --> 00:26:26.876
‫یه جعبه پیدا کردم

00:26:26.877 --> 00:26:30.171
‫چیزهای مرموزی توش بودن

00:26:30.172 --> 00:26:32.399
‫طلسم، شیشه‌های خون

00:26:32.925 --> 00:26:36.010
‫فکر میکنیم که کانر عضوی از
‫یه فرقه‌ی شیطانی بوده،

00:26:36.011 --> 00:26:39.239
‫- و برا همین به قتل رسیده
‫- شاید من بتونم کمکی کنم

00:26:39.431 --> 00:26:43.327
‫فکر می‌کنین می‌تونین
‫اون وسایل رو بیارید اینجا؟

00:26:46.438 --> 00:26:48.916
‫چه فکر خوبی

00:27:08.210 --> 00:27:10.562
‫- اگه خونه نباشه چی؟
‫- همیشه خونه‌ست

00:27:11.380 --> 00:27:13.106
‫درست نیست دزملدا؟

00:27:15.759 --> 00:27:18.111
‫ما ساحره‌ایم، مثل تو...

00:27:19.471 --> 00:27:20.697
‫و دنبال مشورتیم

00:27:22.558 --> 00:27:24.576
‫چی باعث شد از ارباب تاریکی،

00:27:25.102 --> 00:27:26.328
‫فرار کنی دازملدا؟

00:27:26.478 --> 00:27:29.623
‫من از ارباب تاریکی فرار نکردم

00:27:30.232 --> 00:27:32.876
‫از کشیش اعظمم فرار کردم

00:27:33.986 --> 00:27:35.545
‫یه بچه بودم

00:27:35.737 --> 00:27:40.676
‫هممون بودیم. همه‌ی ما چهارده نفر
‫که توی قرعه‌کشی بودیم

00:27:40.993 --> 00:27:42.761
‫جوان‌تر از شما بودیم

00:27:43.078 --> 00:27:46.164
‫هیچکس اصل وجودش رو زیر سوال نبرد

00:27:46.165 --> 00:27:50.686
‫و من برای ملکه شدن انتخاب شدم

00:27:51.086 --> 00:27:52.562
‫و بعد...

00:27:54.715 --> 00:27:58.110
‫کشیش اعظمش یه وحی بهش رسید...

00:27:59.136 --> 00:28:03.115
‫که گفته میشه که خود ارباب تاریکی
‫بهش وحی رو رسونده

00:28:03.515 --> 00:28:05.183
‫شب قبل از جشن،

00:28:05.184 --> 00:28:07.160
‫کشیش اعظم می‌خواست...

00:28:09.771 --> 00:28:10.956
‫بکارتش رو برداره

00:28:12.608 --> 00:28:15.085
‫من یه بچه بودم

00:28:15.277 --> 00:28:21.925
‫بجای اینکه اجازه بده که بهش تجاوز بشه،
‫دزملدا به داخل جنگل... فرار کرد

00:28:23.160 --> 00:28:25.095
‫از اونموقع اینجا زندگی کرده

00:28:25.829 --> 00:28:28.915
‫اونموقع چه اتفاقی افتاد که
‫پدر بلک‌وود الان نمیخوادش؟

00:28:28.916 --> 00:28:30.726
‫خودت گوش کن چی میگی

00:28:31.084 --> 00:28:35.171
‫پدر بلک‌وود داره ازت میخواد
‫اینکارو کنی، نه ارباب تاریکی

00:28:35.172 --> 00:28:37.215
‫پدر بلک‌وود یه پیام‌رسان درست‌کاره

00:28:37.216 --> 00:28:38.608
‫ولی فرشته که نیست

00:28:38.800 --> 00:28:42.637
‫از گوشت و خونه، درست مثل من و تو

00:28:42.638 --> 00:28:45.574
‫که یعنی اشتباهاتی داره
‫و گناه مرتکب میشه

00:28:45.933 --> 00:28:48.618
‫می‌تونه اشتباه کنه، می‌تونه فاسد بشه

00:28:53.482 --> 00:28:58.128
‫این بخش از جنگل جاییه که
‫مردان کینکل همیشه شکار می‌کردن

00:28:58.987 --> 00:29:01.715
‫بهش می‌گفتن مون ولی

00:29:02.491 --> 00:29:03.675
‫باور کنین...

00:29:04.326 --> 00:29:07.554
‫چیزهای عجیبی اینجا دیدم

00:29:17.839 --> 00:29:19.191
‫چه خوشگله

00:29:23.512 --> 00:29:25.030
‫این اولین شکار هاروی ِ

00:29:25.514 --> 00:29:27.199
‫باید افتخارش مال اون باشه

00:29:30.018 --> 00:29:32.937
‫داری میگی که پدر بلک‌وود
‫طبق خواست خودش عمل میکنه،

00:29:32.938 --> 00:29:34.272
‫جدا از دستور ارباب تاریکی؟

00:29:34.273 --> 00:29:36.333
‫- دارم میگم ممکنه
‫- ولی چرا؟

00:29:37.317 --> 00:29:39.694
‫مشخصه که کشیش اعظم دزملدا نقشه‌ای داشته

00:29:39.695 --> 00:29:41.862
‫ولی مرگ من به چه درد پدر بلک‌وود می‌خوره؟

00:29:41.863 --> 00:29:46.242
‫اون ازم مراقبت کرده، بزرگم کرده،
‫مثل دخترش باهام برخورد کرده

00:29:46.243 --> 00:29:48.953
‫که باعث میشه کاری که میکنه
‫توطئه‌آمیزتر باشه

00:29:48.954 --> 00:29:52.557
‫اون کاری جز اجرای خواست
‫ارباب تاریکی نمی‌کنه

00:29:53.000 --> 00:29:56.478
‫و سابرینا، من میخوام ملکه بشم

00:29:56.670 --> 00:29:58.063
‫رویاش رو دیدم

00:29:58.422 --> 00:29:59.898
‫چرا نمی‌تونی اینو قبول کنی؟

00:30:01.091 --> 00:30:03.843
‫چیکار کردین؟ دیگه کی رو آوردین اینجا؟

00:30:03.844 --> 00:30:05.344
‫قسم میخورم هیچکس

00:30:05.345 --> 00:30:07.447
‫برین، و هیچوقت برنگردین

00:30:08.890 --> 00:30:12.452
‫- خانم وردول، این چیه؟
‫- این یکی از ما بود

00:30:12.978 --> 00:30:14.496
‫خیلی‌هاشون تو مون ولی بودن

00:30:20.360 --> 00:30:21.878
‫کی همچین کاری میکنه؟

00:30:23.405 --> 00:30:24.505
‫انسان‌ها

00:30:24.948 --> 00:30:28.718
‫- هی بابا، اینطرف!
‫- سریع، نخ پشمی رو بگیرین

00:30:30.454 --> 00:30:32.580
‫یه پنج‌ضلعی دور جانور شکل بدین

00:30:32.581 --> 00:30:34.516
‫وایسا خانم وردول، داریم چیکار می‌کنیم؟

00:30:35.000 --> 00:30:37.144
‫چشماشون رو می‌پوشونیم

00:30:37.377 --> 00:30:38.477
‫حرف نزنین

00:30:38.670 --> 00:30:41.440
‫خیلی ساکت بمونید،
‫وگرنه پنهان‌سازی جواب نمیده

00:30:49.890 --> 00:30:51.283
‫رد خون اینجا تموم میشه

00:30:52.476 --> 00:30:54.494
‫اون لعنتی کدوم گوریه؟

00:30:59.566 --> 00:31:03.753
‫اون شلیک کشنده‌ای بود.
‫تا اینجا هم نباید می‌رسید.

00:31:03.862 --> 00:31:05.088
‫الان چیکار کنیم؟

00:31:06.239 --> 00:31:08.341
‫بازم می‌گردیم. اون شکار رو میخوام

00:31:36.228 --> 00:31:38.104
‫یه بار که شکارچی باشی
‫همیشه شکارچی‌ای

00:31:38.105 --> 00:31:39.980
‫هاروی یه شکارچی نیست

00:31:39.981 --> 00:31:43.943
‫گرچه باید اعتراف کنی، شبیه
‫یه شکارچی بود سابرینا

00:31:43.944 --> 00:31:45.170
‫بیشتر از شبیه بود

00:31:45.612 --> 00:31:48.197
‫اون یه شکارچی ساحره‌ست.
‫خانواده‌ش شکارچی ساحره‌ان

00:31:48.198 --> 00:31:49.573
‫خودش بهت گفت

00:31:49.574 --> 00:31:51.992
‫پس خون خون می‌طلبه، قانون همینه

00:31:51.993 --> 00:31:54.888
‫تقاص خونی برای قتل این خودی

00:31:56.039 --> 00:31:59.226
‫شاید بجای اینکه بذارم
‫منو اینور اونور بکشونی،

00:31:59.459 --> 00:32:03.087
‫بهتره آخرین ساعات زندگیم صرف این بشه
‫که پوست دوست‌پسرت رو زنده‌زنده بکنم

00:32:03.088 --> 00:32:04.755
‫تیکه تیکه‌ش کنیم

00:32:04.756 --> 00:32:07.716
‫ازش فاصله بگیرین. هاروی قاتل نیست

00:32:07.717 --> 00:32:09.236
‫به این باور داری سابرینا؟

00:32:09.845 --> 00:32:11.488
‫حتی با چیزی که الان دیدیم؟

00:32:11.721 --> 00:32:14.032
‫بله. بله

00:32:14.349 --> 00:32:18.620
‫ایمانت به این پسر فانی چه فرقی
‫با ایمان من به ارباب تاریکی داره؟

00:32:19.521 --> 00:32:21.957
‫چرا ایمان تو از من بااعتبارتره؟

00:32:25.902 --> 00:32:28.213
‫سردخونه‌ی اسپل‌من، زلدا هستم

00:32:29.990 --> 00:32:33.301
‫بانو بلک‌وود. الان میام

00:32:35.412 --> 00:32:39.099
‫ننه روث، این دوستم از مدرسه‌ست

00:32:39.958 --> 00:32:41.625
‫سلام پسر خوشتیپ

00:32:41.626 --> 00:32:45.504
‫نه ننه. اسمش سوزی ِ

00:32:45.505 --> 00:32:46.856
‫نه، اشکالی نداره راز

00:32:48.175 --> 00:32:51.677
‫از سوزی خواستم بیاد چون...

00:32:51.678 --> 00:32:55.073
‫چون دفعه‌ی پیش ترسوندمت

00:32:56.475 --> 00:32:57.575
‫ننه...

00:32:58.727 --> 00:33:02.747
‫ما زنان «واکر» چطور این فراست رو...

00:33:04.232 --> 00:33:05.332
‫بدست آوردیم؟

00:33:05.442 --> 00:33:07.085
‫نسل‌ها پیش...

00:33:08.487 --> 00:33:13.258
‫یکی از اجداد ما زنی رو
‫به ساحره بودن متهم کرد

00:33:13.825 --> 00:33:16.177
‫بقیه‌ی ساحره‌های گرین‌دیل،

00:33:16.369 --> 00:33:20.724
‫با نفرین خودشون ما زنان واکر رو نابینا کردن

00:33:22.209 --> 00:33:25.353
‫ولی ساحره‌ها واقعی نیستن، هستن ننه؟

00:33:26.588 --> 00:33:29.858
‫و نابینا بودن چه ربطی به فراست داشتن داره؟

00:33:30.842 --> 00:33:35.137
‫نمی‌دونم نفرین شدن فراست رو بهمون داده،

00:33:35.138 --> 00:33:38.158
‫یا فقط چیزی رو نمایان کرده که از قبل داشتیم

00:33:40.352 --> 00:33:45.123
‫ولی می‌دونم بیناییت رو از دست میدی

00:33:46.566 --> 00:33:48.293
‫ولی با فراستت...

00:33:49.653 --> 00:33:53.673
‫می‌تونی چیزهایی رو ببینی که بقیه نمی‌تونن

00:33:54.574 --> 00:33:58.762
‫و اون جونت رو نجات میده

00:34:07.337 --> 00:34:08.437
‫هاروی

00:34:10.590 --> 00:34:14.694
‫فکر می‌کردم امسال پیش
‫بابام و بابابزرگم متفاوت میشه

00:34:15.804 --> 00:34:17.906
‫اتفاقی افتاده؟

00:34:18.265 --> 00:34:20.200
‫همگی رفتیم به مون ولی تا شکار کنیم

00:34:22.435 --> 00:34:26.539
‫یه آهو دیدیم... و بابابزرگ گفت
‫نوبت منه شلیک کنم

00:34:28.233 --> 00:34:29.334
‫ولی من...

00:34:30.735 --> 00:34:31.735
‫نتونستم شلیک کنم

00:34:31.736 --> 00:34:36.156
‫برا همین بابابزرگ شلیک کرد، ولی من...
‫باید جلوش رو می‌گرفتم. اینکارو نکردم

00:34:36.157 --> 00:34:38.242
‫- باید جلوش رو می‌گرفتم، ولی نگرفتم
‫- اشکالی نداره

00:34:38.243 --> 00:34:39.719
‫این خیلی بده سابرینا

00:34:40.120 --> 00:34:43.139
‫غیر از تامی، من... با بقیه‌شون جور در نمیام

00:34:45.917 --> 00:34:47.185
‫تو مثل اونا نیستی

00:34:49.129 --> 00:34:50.522
‫حتی یه ذره

00:34:55.594 --> 00:34:56.903
‫آزارت به مورچه هم نمی‌رسه

00:34:58.972 --> 00:35:00.281
‫برا همین دوستت دارم

00:35:21.411 --> 00:35:24.413
‫- سابرینا، بعلزبوب رو شکر، بهت نیاز دارم
‫- برا چی؟

00:35:24.414 --> 00:35:26.790
‫بانو بلک‌وود پایینه و نزدیکه تشنج کنه،

00:35:26.791 --> 00:35:28.500
‫عمه هیلدات تو اون
‫کتاب‌فروشی مسخره‌ست،

00:35:28.501 --> 00:35:31.503
‫ولی یه قوری از چای آرامش‌بخشش
‫رو گازه. بریز و بیار پایین.

00:35:31.504 --> 00:35:33.797
‫اولش گرفتگی‌های شکمم بود،
‫بعدش خون دیدم

00:35:33.798 --> 00:35:36.216
‫لکه‌بینی داشتم. بچه‌هام خوبن؟

00:35:36.217 --> 00:35:38.761
‫افکارتون رو آرام کنید
‫بانو بلک‌وود، مشکلی ندارین

00:35:38.762 --> 00:35:41.805
‫نباید بچه‌هام رو از دست بدم.
‫فاستوس هیچوقت منو نمی‌بخشه

00:35:41.806 --> 00:35:44.475
‫- نمی‌خوام سرافکنده‌ش کنم
‫- چرند نگو. سابرینا، چای رو بریز

00:35:44.476 --> 00:35:47.227
‫- ریختم عمه زی
‫- سمی که نیست نه؟

00:35:47.228 --> 00:35:50.773
‫البته که نیست.
‫بابونه‌ست با یه عطر آرامش‌بخش

00:35:50.774 --> 00:35:52.041
‫بخور

00:35:53.151 --> 00:35:55.253
‫همش رو بخور، چه دختر خوبی

00:35:55.820 --> 00:35:57.863
‫داره چه اتفاقی میفته؟ چه مشکلی دارم؟

00:35:57.864 --> 00:36:00.741
‫فشار خونت بطور غیرعادی بالاست

00:36:00.742 --> 00:36:02.576
‫حمله‌ی عصبی بهت دست داده

00:36:02.577 --> 00:36:04.870
‫تازگی‌ها از طلسم قدرتمندی استفاده کردی؟

00:36:04.871 --> 00:36:06.872
‫گاهی اوقات می‌تونه
‫برای بارداری خطر داشته باشه

00:36:06.873 --> 00:36:10.059
‫خطرناک بود، ولی باید انجامش می‌دادم

00:36:11.711 --> 00:36:13.229
‫تو درک میکنی، مگه نه؟

00:36:16.883 --> 00:36:19.468
‫البته بانو بلک‌وود. درک‌تون میکنم

00:36:19.469 --> 00:36:21.738
‫تو می‌دونی درواقع چه شکلی هستن

00:36:22.055 --> 00:36:25.641
‫همیشه نجوا میکنن...
‫و دسیسه‌چینی میکنن و...

00:36:25.642 --> 00:36:27.893
‫و فکر میکنم میخوان بچه‌های منو بکشن

00:36:27.894 --> 00:36:29.853
‫هیچکس نمیخواد آسیبی به بچه‌هات بزنه

00:36:29.854 --> 00:36:33.249
‫تو فقط دچار دوره‌ی سه ماهه‌ی
‫سوم تشنج شدی، همین

00:36:33.608 --> 00:36:34.900
‫کی داره دسیسه‌چینی میکنه؟

00:36:34.901 --> 00:36:39.047
‫اون خواهرای عجیب و غریب. اون هرزه‌ها

00:36:41.825 --> 00:36:45.744
‫نمی‌ذارم علیهم دسیسه چینی کنن.
‫بچه‌هام زودتر دنیا میان.

00:36:45.745 --> 00:36:48.080
‫چرا؟ چرا یتیم‌ها باید بخوان بهت آسیب برسونن؟

00:36:48.081 --> 00:36:51.476
‫سه تایی‌شون، فکر میکنن خیلی باهوشن

00:36:51.960 --> 00:36:54.270
‫نقشه دارن چیزی که
‫متعلق به بچه‌هامه ازم بگیرن

00:36:54.504 --> 00:36:57.899
‫می‌تونن هر کاری بکنن.
‫بهشون آسیب بزنن، نفرین‌شون کنن

00:36:59.968 --> 00:37:01.820
‫پس من باید زودتر بهشون آسیب میزدم

00:37:03.847 --> 00:37:08.618
‫یکیشون رو کشتم، و بقیه‌شون
‫در نتیجه تهدیدی نیستن

00:37:13.898 --> 00:37:17.627
‫منظور بانو بلک‌وود چی بود که گفت
‫"بچه‌های اون" زودتر دنیا بیان؟

00:37:18.236 --> 00:37:23.049
‫بنظرم «کانستنس» فکر میکنه پدر بلک‌وود
‫بچه‌های دیگه هم داره

00:37:24.534 --> 00:37:26.160
‫اون اولین کشیش اعظمی نیست که

00:37:26.161 --> 00:37:29.413
‫بچه‌های حروم‌زاده‌ی عجیب اینور و اونور داره

00:37:29.414 --> 00:37:32.916
‫ولی اون بچه‌های دیگه چطور می‌تونن
‫تهدیدی برای دوقلوهای بانو بلک‌وود باشن؟

00:37:32.917 --> 00:37:36.712
‫بچه‌های کشیش اعظم،
‫حلال‌زاده باشن یا نه،

00:37:36.713 --> 00:37:38.881
‫می‌تونن ادعای جانشینیش رو بکنن

00:37:38.882 --> 00:37:42.443
‫پس اگه پدر بلک‌وود بچه‌های
‫دیگه‌ای هم داشته باشه...

00:37:43.178 --> 00:37:45.446
‫همشون می‌تونن ادعای
‫جانشینیش رو داشته باشن

00:37:53.813 --> 00:37:56.332
‫پرودنس، باید باهات صحبت کنم

00:37:56.733 --> 00:37:58.817
دارم لباس روز جشنم رو تن میزنم

00:37:58.818 --> 00:38:02.696
‫وقتی به پدر بلک‌وود اتهام زدم
‫که وقتی تو رو بعنوان ملکه

00:38:02.697 --> 00:38:04.215
‫انتخاب کرد برنامه داشت، اشتباه کردم

00:38:04.616 --> 00:38:05.866
‫بالاخره سر عقل...

00:38:05.867 --> 00:38:09.661
‫در عوض، فکر میکنم شاید
‫بانو بلک‌وود باشه که میخواد تو بمیری

00:38:09.662 --> 00:38:11.288
‫عجب موجود کُفرگویی هستی

00:38:11.289 --> 00:38:13.999
‫تو گفتی پدر بلک‌وود
‫مثل دخترش باهات برخورد میکنه

00:38:14.000 --> 00:38:16.853
‫امکانش هست که شما واقعاً دخترش باشین؟

00:38:18.880 --> 00:38:21.840
‫چون اگه بودی، بانو بلک‌وود
‫تو رو تهدیدی برا خودش می‌دونست

00:38:21.841 --> 00:38:23.926
‫پاک عقلت رو از دست دادی؟

00:38:23.927 --> 00:38:26.553
‫شاید، ولی چرا پدر بلک‌وود
‫ازت سرپرستی میکرد؟

00:38:26.554 --> 00:38:28.013
‫چون آدم نیکوکاری هست

00:38:28.014 --> 00:38:30.098
‫اگه دختر پدر بلک‌وود باشی،

00:38:30.099 --> 00:38:32.768
‫می‌تونی یه روز رو کلیسای شب ادعا کنی

00:38:32.769 --> 00:38:34.746
‫این مدرسه، همه چیز

00:38:34.979 --> 00:38:38.065
‫ولی اول باید از شر
‫وراث قانونیش خلاص بشی

00:38:38.066 --> 00:38:40.025
‫بس کن. خواهشاً تمومش کن

00:38:40.026 --> 00:38:43.654
‫اگه بانو بلک‌وود همچین نقشه‌ای برات داشت،
‫براش راحت‌تر نبود که،

00:38:43.655 --> 00:38:46.031
‫تو جشن جشن‌ها قربانی بشی؟

00:38:46.032 --> 00:38:47.383
‫برا بار آخر میگم...

00:38:48.034 --> 00:38:51.036
‫این خواست ارباب تاریکی ِ که من ملکه بشم

00:38:51.037 --> 00:38:53.455
‫اگه خواست یه ساحره باشی چی؟

00:38:53.456 --> 00:38:58.728
‫یه ساحره‌ی باردار که نسبت
‫به تو و خواهرهات کینه داره؟

00:38:59.671 --> 00:39:01.797
‫الان تو خونه‌مون پیشش بودم

00:39:01.798 --> 00:39:05.133
‫داد و هوار راه انداخته بود
‫که علیهش دسیسه داری،

00:39:05.134 --> 00:39:08.762
‫و چقدر لازمه که قبل اینکه
‫بهش آسیب بزنی، بهت آسیب بزنه

00:39:08.763 --> 00:39:10.573
‫هیچ مدرکی برای اثباتش داری؟

00:39:10.807 --> 00:39:13.409
‫غیر از پریشان‌گویی‌های بانو بلک‌وود؟

00:39:13.601 --> 00:39:16.663
‫نه... فقط شمّم اینو میگه

00:39:19.607 --> 00:39:23.378
‫ولی جعبه‌ی قرعه‌کشی دست بانو بلک‌وود بود

00:39:24.362 --> 00:39:27.614
‫لطفاً پرودنس، می‌دونم که کاملاً ایمان داری

00:39:27.615 --> 00:39:29.616
‫که این تماماً خواست ارباب تاریکی هست،

00:39:29.617 --> 00:39:32.136
‫و همه چیز طبق برنامه‌ی اون پیش میره...

00:39:32.996 --> 00:39:36.623
‫ولی حتی اگه ذره‌ای شک تو ذهنت هست،

00:39:36.624 --> 00:39:38.184
‫نمیخوای حقیقت رو بدونی؟

00:39:38.710 --> 00:39:41.604
‫جلوی تمام محفل تو رو به قتل می‌رسونه

00:39:47.385 --> 00:39:52.532
‫اگه بخوام... این خیال تو رو قبول کنم...

00:39:55.351 --> 00:39:57.578
‫پیشنهاد میدی چیکار کنیم کنیز؟

00:40:00.356 --> 00:40:03.459
‫تمام ملکه‌های جشن
‫یه شام آخر میخورن، درسته؟

00:40:27.717 --> 00:40:28.860
‫دوروتی؟

00:40:33.348 --> 00:40:34.490
‫سوزی!

00:40:35.224 --> 00:40:36.367
‫شام آماده‌ست!

00:40:43.608 --> 00:40:45.192
‫این اتفاق هر سال میفته

00:40:45.193 --> 00:40:47.945
‫صبحونه نخورده شروع به مشروب خوردن میکنن
‫و قبل ناهار بیهوش میشن

00:40:47.946 --> 00:40:49.213
‫پس فقط من و توییم

00:40:49.989 --> 00:40:51.089
‫مشکلی ندارم

00:40:52.033 --> 00:40:53.760
‫شکرگزاری مبارک تامی

00:40:54.911 --> 00:40:56.345
‫شکرگزاری مبارک خر خون

00:40:58.039 --> 00:41:00.850
‫پدر بلک‌وود، بانو بلک‌وود، لطفاً بفرمایید تو

00:41:01.334 --> 00:41:04.169
‫مبارک باشه شکر... جشن جشن‌ها

00:41:04.170 --> 00:41:05.772
‫جشن مبارک

00:41:06.255 --> 00:41:09.025
‫امشب تو اتاق نشیمن شام می‌خوریم

00:41:10.718 --> 00:41:11.885
‫واو!

00:41:11.886 --> 00:41:15.806
‫پرودنس، چه خیره‌کننده شدی.
‫باید سرشار از...

00:41:15.807 --> 00:41:18.159
‫سرشار از خوشی‌ام بانو بلک‌وود، بله

00:41:18.893 --> 00:41:20.203
‫بخوریم؟

00:41:21.396 --> 00:41:22.538
‫اگه اجازه هست،

00:41:27.944 --> 00:41:31.297
‫از ملکه پرودنس بابت جان‌فشانی‌ای
‫که امشب میکنه تشکر کنم...

00:41:31.906 --> 00:41:33.216
‫برای محفل

00:41:36.744 --> 00:41:38.971
‫و خواهرتون هیلدا کجاست؟

00:41:39.163 --> 00:41:41.373
‫با توجه به وضعیت نامناسبی که داشتن،

00:41:41.374 --> 00:41:44.126
‫فکر کردم عدم حضورشون بهتر باشه

00:41:44.127 --> 00:41:46.229
‫همچنین، داره دسر درست میکنه

00:41:55.013 --> 00:41:57.031
‫چه جشنی داریم استولاس

00:41:57.682 --> 00:42:00.118
‫همم!

00:42:00.685 --> 00:42:02.912
‫این باید غذایی باشه که سفارش دادم

00:42:03.896 --> 00:42:07.291
‫اگه مودب باشی باهات... تقسیم میکنم

00:42:17.660 --> 00:42:21.180
‫وای... بنظر پیتزای سنگینی میاد

00:42:21.873 --> 00:42:24.934
‫میشه برام بذاریدش اونجا؟

00:42:27.086 --> 00:42:29.480
‫خیلی خوشحالم که اینجایین

00:42:30.089 --> 00:42:32.191
‫نمی‌تونم بگم چقدر گرسنه‌ام

00:42:33.176 --> 00:42:34.443
‫ضعف کردم

00:42:41.642 --> 00:42:43.852
‫عمه هیلدا، چه کردین

00:42:43.853 --> 00:42:48.446
‫امیدوارم. این دستور پخت مخفی مادرمه
‫وقتی فکر میکرد پدرم با یکی رابطه داره

00:42:48.608 --> 00:42:51.711
‫- چقدر میکشه تا اثر کنه؟
‫- باید فوراً اثر کنه

00:42:57.408 --> 00:43:00.303
‫و حالا، برای بهترین بخش امشب،

00:43:00.787 --> 00:43:04.682
‫کیک کاکائویی و کره‌ای و مارسپان
‫عمه هیلدام با کشمش‌های برندی

00:43:05.041 --> 00:43:07.185
‫بنظر خوشمزه میاد...

00:43:07.752 --> 00:43:10.897
‫ولی میخوام برا بعد جا نگه دارم

00:43:12.256 --> 00:43:16.152
‫چرند نگو بانو بلک‌وود. جای
‫سه نفر غذا می‌خورین، یادتونه؟

00:43:16.886 --> 00:43:17.986
‫فاستوس؟

00:43:21.599 --> 00:43:25.411
‫اگه کسی تو جشن جشن‌ها پرخوری نکنه
‫کجا میخواد بکنه؟

00:43:26.104 --> 00:43:27.580
‫موافقم

00:43:29.440 --> 00:43:30.540
‫عمیقاً

00:43:41.285 --> 00:43:44.246
‫بعنوان یه تغییر معکوس تازه
‫پدر بلک‌وود، من کنجکاوم،

00:43:44.247 --> 00:43:47.892
‫چرا تصمیم گرفتین بعد از اینکه
‫پدرم جشن رو منع کرد برگردونینش؟

00:43:49.001 --> 00:43:52.355
‫من بعد مرگ ادوارد که کشیش اعظم شدم،

00:43:53.047 --> 00:43:54.523
‫ارباب تاریکی بهم وحی فرستاد،

00:43:54.966 --> 00:43:59.028
‫که من باید به سنت‌های باستانی‌مون برگردم

00:44:00.972 --> 00:44:03.991
‫بعضی وقتا،‌ روش‌های قدیمی بهترینن

00:44:05.226 --> 00:44:06.994
‫چه وحی ملکوتی‌ای

00:44:08.771 --> 00:44:11.666
‫از روز جشن امسال لذت می‌برین بانو بلک‌وود؟

00:44:12.525 --> 00:44:15.002
‫خیلی بابتش هیجان دارم

00:44:15.778 --> 00:44:16.878
‫خب...

00:44:17.655 --> 00:44:20.574
‫امیدوارم شام آخرت خیلی
‫بهت چسبیده باشه پرودنس

00:44:20.575 --> 00:44:23.219
‫هممون وقتی مُردی دلمون
‫برات تنگ میشه، مگه نه؟

00:44:23.536 --> 00:44:24.971
‫در جسم و روحمون

00:44:25.621 --> 00:44:26.705
‫بیشتر جسممون

00:44:26.706 --> 00:44:28.432
‫خیلی دلم برات تنگ میشه

00:44:28.875 --> 00:44:30.017
‫منم همینطور

00:44:30.126 --> 00:44:31.435
‫من نمیشم

00:44:35.965 --> 00:44:37.299
‫و چرا؟

00:44:37.300 --> 00:44:39.819
‫تو یه ننگی و بهتره از شرت خلاص بشیم

00:44:42.388 --> 00:44:45.432
‫کنستانس، پرودنس ملکه‌ی ماست

00:44:45.433 --> 00:44:48.744
‫نه، اون ملکه‌ی من نیست،
‫اون یه حروم‌زاده‌ست

00:44:53.566 --> 00:44:56.735
‫آخرین باری که از یه طلسم
‫استفاده کردین کِی بوده بانو بلک‌وود؟

00:44:56.736 --> 00:44:58.421
‫شب قرعه‌کشی روز جشن

00:45:00.531 --> 00:45:02.199
‫و از چه طلسمی استفاده کردین؟

00:45:02.200 --> 00:45:05.720
‫جعبه‌ی قرعه‌کشی رو افسون کردم
‫تا پرودنس رو بعنوان ملکه انتخاب کنه

00:45:07.830 --> 00:45:09.348
‫چرا همچین کاری کردی؟

00:45:12.335 --> 00:45:14.979
‫چون اون و خواهرهای هرزه‌ش
‫از تخم تو هستن

00:45:15.713 --> 00:45:18.733
‫چون تو خودت یه هرزه‌ی حریصی...

00:45:21.427 --> 00:45:23.112
‫و این یعنی دردسر برای بچه‌هام

00:45:25.473 --> 00:45:26.932
‫خیلی متاسفم شوهر

00:45:26.933 --> 00:45:31.495
‫نمی‌دونم چرا دارم اینطوری
‫خودم رو تخلیه میکنم

00:45:31.812 --> 00:45:37.126
‫برا اینه که ملکه‌تون درخواست
‫یه کیک ویژه برا شام آخرش داده

00:45:39.695 --> 00:45:41.130
‫کیک حقیقت عمه هیلدا

00:45:42.281 --> 00:45:44.383
‫یه گاز بزنی نمی‌تونی دروغ بگی

00:45:49.956 --> 00:45:54.226
‫کنستانس، چطور جرئت میکنی
‫تو اراده‌ی ارباب تاریکی دخالت کنی

00:45:54.585 --> 00:45:56.604
‫اصلاً می‌دونی که چه رسوایی،

00:45:57.046 --> 00:45:59.607
‫و اهانتی به کلیسا کردی؟

00:46:02.343 --> 00:46:03.569
‫متاسفم

00:46:06.055 --> 00:46:07.907
‫یعنی شما پدر من هستید؟

00:46:15.439 --> 00:46:16.540
‫بله

00:46:18.025 --> 00:46:19.210
‫و مادرم؟

00:46:19.527 --> 00:46:20.628
‫مُرده

00:46:20.861 --> 00:46:22.755
‫- توسط شما؟
‫- سابرینا

00:46:23.656 --> 00:46:24.882
‫بطور غیرمستقیم

00:46:30.663 --> 00:46:33.432
‫خودش رو انداخت تو یه رودخونه

00:46:34.292 --> 00:46:37.019
چون باهاش ازدواج نمی‌کردم

00:46:40.131 --> 00:46:41.231
‫عجب

00:46:42.550 --> 00:46:44.402
‫ما هم دختران تو هستیم؟

00:46:45.261 --> 00:46:46.361
‫همم؟

00:46:46.637 --> 00:46:48.322
‫نه، شما فقط یتیم هستید

00:46:51.976 --> 00:46:53.160
‫پرودنس؟

00:46:54.520 --> 00:46:56.539
‫پس حق با تو بود سابرینا

00:46:56.856 --> 00:46:59.417
‫ارباب تاریکی نمیخواد تا ملکه‌ش باشم

00:47:00.318 --> 00:47:01.585
‫محفل...

00:47:01.944 --> 00:47:03.754
‫محفل باید سریعاً تشکیل جلسه بده

00:47:04.989 --> 00:47:06.966
‫تا برای یه ملکه‌ی جدید دوباره قرعه بگیریم

00:47:07.408 --> 00:47:12.304
‫یا... ارباب تاریکی می‌تونه
‫بهتون یه وحی جدید بده

00:47:12.621 --> 00:47:16.183
‫یکی که مجبورتون کنه جشن رو منع کنید

00:47:17.001 --> 00:47:20.104
‫امسال و تمام سال‌های آینده

00:47:21.756 --> 00:47:24.483
‫و چیزی که امشب سر این میز آشکار شد...

00:47:25.593 --> 00:47:27.403
‫دیگه صحبتی ازش نمیشه

00:47:29.096 --> 00:47:33.117
‫هر اتفاقی که بیفته...
‫میخوام این لباس رو بپوشم...

00:47:35.311 --> 00:47:38.080
‫و... و روی تخت جمجمه‌ها بنشینم

00:47:40.066 --> 00:47:43.294
‫میشه لطفاً... پدر؟

00:48:10.596 --> 00:48:12.781
‫چند روزه چیزی نخوردم

00:48:21.524 --> 00:48:25.336
‫برادران و خواهران، این شب شیطانی
‫بر همه‌ی شما مبارک باد

00:48:25.736 --> 00:48:27.671
‫و همینطور به شما

00:48:27.905 --> 00:48:31.574
‫هر سال، جشن جشن‌ها یاد

00:48:31.575 --> 00:48:34.720
‫از خود گذشتگی‌ای که محفل‌مون
‫رو نجات داد زنده نگه می‌داره

00:48:35.204 --> 00:48:40.476
‫ستایش فریا را! ستایش فریا را!

00:48:41.419 --> 00:48:42.895
‫اگرچه...

00:48:44.880 --> 00:48:49.527
‫امشب، من بایست امشب با بی‌میلی
‫حامل اخبار تاریکی باشم

00:48:50.803 --> 00:48:52.804
‫در رویدادی غیرمنتظره،

00:48:52.805 --> 00:48:57.201
‫از طریق شرایطی که به کل
‫از کنترل ما خارجه...

00:49:01.981 --> 00:49:03.624
‫پرودنس نایت...

00:49:05.151 --> 00:49:08.087
‫نمی‌تونه وظیفه‌ش بعنوان
‫ملکه‌ی جشن رو به انجام برسونه

00:49:14.994 --> 00:49:16.202
‫کفرگویی!

00:49:16.203 --> 00:49:17.829
‫ما کاملاً گرسنه‌ایم

00:49:17.830 --> 00:49:19.056
‫باید جشن بگیریم!

00:49:20.416 --> 00:49:22.351
‫بعلاوه! بعلاوه!

00:49:22.626 --> 00:49:24.853
‫ارباب تاریکی بهم وحی فرستاد...

00:49:28.632 --> 00:49:29.775
‫که امسال...

00:49:30.426 --> 00:49:31.526
‫جشن...

00:49:33.345 --> 00:49:35.823
‫نخواهیم...

00:49:38.851 --> 00:49:41.287
‫زنده باد فریا! ستایش باد شیطان را!

00:50:10.382 --> 00:50:14.028
‫درود همه بر میلدرد! ملکه‌ی جشن!

00:50:14.386 --> 00:50:16.054
‫درود بر میلدرد!

00:50:16.055 --> 00:50:17.906
‫ملکه‌ی جشن!

00:50:59.473 --> 00:51:01.116
‫چی شد؟

00:51:01.433 --> 00:51:04.203
‫دفتر پزشک قانونی بود

00:51:05.229 --> 00:51:08.248
‫دارن دو تا جسد میارن اینجا

00:51:09.108 --> 00:51:10.149
‫یه زوج

00:51:10.150 --> 00:51:13.820
‫خودکشی... کردن

00:51:13.821 --> 00:51:15.280
‫این موقع از سال همیشه اتفاق میفته

00:51:15.281 --> 00:51:17.841
‫توی مناسبت‌ها انسان‌ها
‫می‌تونن خیلی بی‌حوصله باشن

00:51:18.325 --> 00:51:19.968
‫آقا و خانم کمپر هستن

00:51:32.881 --> 00:51:34.066
‫عمه زلدا؟

00:51:34.717 --> 00:51:36.360
‫بله سابرینا؟

00:51:36.760 --> 00:51:40.781
‫اگه جای پرودنس من بعنوان ملکه
‫انتخاب میشدم چی میشد؟

00:51:42.224 --> 00:51:44.743
‫می‌ذاشتی کاری که
‫با میلدرد کردن رو با من بکنن؟

00:51:46.270 --> 00:51:47.370
‫هیچوقت

00:51:48.689 --> 00:51:50.833
‫ولی اگه خواست ارباب تاریکی بود چی؟

00:51:54.445 --> 00:51:57.715
‫فرق نداره. حالا لطفآً سابرینا. من خسته‌ام

00:52:09.877 --> 00:52:11.044
‫سلام خر خون

00:52:11.045 --> 00:52:14.047
‫می‌دونی بهترین چیز کار کردن
‫تو جمعه‌ی بعد شکرگزاری چیه؟

00:52:14.048 --> 00:52:15.274
‫از خونه بیرون زدن؟

00:52:16.133 --> 00:52:17.443
‫گرفتن اضافه‌کار

00:52:27.603 --> 00:52:28.746
‫خواهران

00:52:30.731 --> 00:52:31.874
‫دارین چیکار میکنین؟

00:52:32.608 --> 00:52:33.708
‫دعا میکنیم

00:52:34.068 --> 00:52:36.754
‫- از ارباب تاریکی تشکر میکنیم...
‫- که هنوز پیش مایی

00:52:47.873 --> 00:52:49.933
‫آگاتا، نباید دعوتش می‌کردیم؟

00:52:51.335 --> 00:52:52.436
‫نه دوروکس

00:52:53.379 --> 00:52:55.105
‫بهتره تو این قضیه قاطیش نکنیم

00:53:07.267 --> 00:53:10.078
‫خون، خون می‌طلبه

00:53:25.953 --> 00:53:29.640
‫باشد که چوب‌ها و سنگ‌ها استخون‌های
‫شکارچیان ساحره رو بشکنه

00:53:30.064 --> 00:53:37.064
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:53:37.288 --> 00:53:50.288
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:54:35.272 --> 00:54:36.790
‫برت، سرت رو بکش کنار