﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:01.241 --> 00:04:04.775
! همه ي " چيني " ها بجز " وو " ازجاشون تکون نخورن

00:04:06.913 --> 00:04:10.447
! " وو " ! يه دقيقه صبر کن ؛ " وو "
! ميزنم ميکُشمِتا

00:04:10.749 --> 00:04:12.325
! وو " ؛ باهام بيا اينطرف "

00:04:13.544 --> 00:04:15.500
! دقيقا بخاطر اين مسخره بازياته که ميگم بيا عقب . .

00:04:16.922 --> 00:04:20.504
! اگه نياي ؛ ميزنم اون مغزِ چينيتو ميترکونم . .
! هي " ديوي " ؛ درو بازکن

00:04:23.762 --> 00:04:25.171
. متشکرم

00:04:50.663 --> 00:04:52.951
. " دوباره سروکله ي اين مرتيکه " وو " پيداشده آقاي " توليور

00:04:53.457 --> 00:04:55.698
. افرادش با آدماي " لي " درگير شدن

00:04:55.793 --> 00:04:57.950
. ظاهرا از هرطرف يک نفر کُشته شده

00:04:59.089 --> 00:05:01.793
اين " وو"يِ عوضي
از کدوم گوري پيداش شده ؟

00:05:02.091 --> 00:05:05.091
بنظر من که
! يهويي از عدم ظاهر شده

00:05:05.178 --> 00:05:08.344
يعني ميگي يهويي از آسمون افتاده
يا اينکه با يه جور وسيله ي خاصي اومده ؟

00:05:08.556 --> 00:05:10.631
اگه بخوام انتخاب کنم ؛
! ميگم از آسمون افتاده

00:05:10.725 --> 00:05:14.591
يه دقيقه ؛ کنار خوکدونيش نبود ؛
! اما به يه چشم بهم زدن سروکله اش پيداشد

00:05:14.687 --> 00:05:17.806
بعدش ؛ يکي از افرادِ " لي " ؛
. با تبر کُشته شد

00:05:18.274 --> 00:05:19.553
. و يه چيني ديگه هم با گلوله

00:05:19.649 --> 00:05:21.439
. که از آدماي " وو " بوده -
. درسته ؛ به وسيله ي گلوله اي که " لي " شليک کرد -

00:05:21.527 --> 00:05:25.025
بعدش " وو " و " لي " مثل دوتا
. . گوزنِ نر باهمديگه درگير شدن

00:05:25.114 --> 00:05:28.280
تا وقتي سروکله ي " برنز "پيدا شد . .
. و به زور " وو " رو باخودش به کافه ي " جِم " برد

00:05:28.367 --> 00:05:29.990
به زور " وو " رو برد کافه ي " جم " ؟

00:05:30.077 --> 00:05:33.326
بله ؛ " برنز " اينکارو کرد قربان ؛
. درحاليکه اسلحه اشو به سمتِ "لي " گرفته بود

00:05:34.289 --> 00:05:37.242
بنظرت امکان داره که از همون اولِ کار ؛ " وو " ؛
بصورت ناگهاني از همون کافه ي " جِم " بيرون اومده باشه ؟

00:05:37.334 --> 00:05:39.409
. امکانش وجود داره

00:05:42.798 --> 00:05:45.714
. . لارسون " ؛ شريکِ ماليم "

00:05:45.883 --> 00:05:49.168
ميگه که بتازگي " جورج هرست " رو . .
. به اردوگاه آورده قربان

00:05:53.099 --> 00:05:54.473
. . بعضيا که شناخت خوبي ازم ندارن

00:05:54.559 --> 00:05:57.512
ممکنه به اشتباه فکر کنن که . .
. علاقه اي به اين موضوع ندارم

00:05:57.604 --> 00:05:59.809
اونوقت فاحشه ات  ؛ بيکار يه گوشه نشسته
. . و داره کتاب ميخونه

00:05:59.897 --> 00:06:02.138
و اينجاست که ميدوني . .
. همچنان اميد به زندگي وجود داره

00:06:03.610 --> 00:06:06.016
. " کان استيپلتون " -
بله قربان ؟ -

00:06:06.445 --> 00:06:08.235
. . تو هتل " گرند سنترال " جا ميگيري

00:06:08.322 --> 00:06:11.772
و بهم گزارش ميدي اين " ولکاتِ "عوضي . .
. چيکار ميکنه و با کيا قرار داره و حرف ميزنه

00:06:11.867 --> 00:06:13.490
. " اطاعت ميشه آقاي " تي

00:06:14.704 --> 00:06:16.742
مگه اين گاوميش بدبخت ميتونه بهت
صدمه اي چيزي بزنه که اينطوري نگاش ميکني ؟

00:06:18.582 --> 00:06:22.199
يه چيزي ؛ درمورد اين جونور هست
. که بدجوري بهم احساس اندوه عميق ميده

00:06:23.837 --> 00:06:25.745
! يه روزِ لعنتي ديگه

00:06:26.548 --> 00:06:28.789
تنها کاري که بايد ميکرد اين بود
. . که خودشو کنترل کنه

00:06:28.884 --> 00:06:32.299
و اونقوت ميتونستم . .
. تو کسب و کار نگهِش دارم

00:06:32.679 --> 00:06:35.513
. . سويرنجن " ؛ " -
! " خفه خون بگير " وو -

00:06:35.599 --> 00:06:37.674
. لااقل اين مرتيکه عذر وبهانه اي داره
. اون " چينينِ"ـه

00:06:37.767 --> 00:06:40.173
کي ميدونه که آداب و رسومِ
. هرقبيله اي اونجا چيه و چيکار ميکنن

00:06:40.270 --> 00:06:42.807
. . شايد تو فرهنگِشون اگه آدم يه هفته کار نکنه

00:06:42.982 --> 00:06:46.765
اونوقت از بازي دامينو يا هرکوفت و مرضِ . .
. ديگه اي که بشه بگي ؛ کنار بذارنِش

00:06:46.860 --> 00:06:48.139
! اما تو

00:06:49.238 --> 00:06:51.479
با اين گوهي که خوردي
! همه ي کسب و کارمونو به خطر انداختي

00:06:51.573 --> 00:06:52.947
. " معذرت ميخوام " آل

00:06:53.033 --> 00:06:56.235
برداشتي يه چيني رو
. به زور اسلحه اينجا آوردي

00:06:56.327 --> 00:06:57.405
. متاسفم

00:06:57.495 --> 00:07:01.706
واقعا خوشحالم " جاني " که بهم اطمينان کردم
. تا بري بيرون برام گوشت بخري

00:07:01.958 --> 00:07:04.080
! از سرِ راهم گمشو کنار

00:07:05.128 --> 00:07:07.499
. به " هرست " بگو ميخوام ببينمش

00:07:07.881 --> 00:07:11.794
تنها چيزي که براي رفتن بي مِيلم ميکنه " آل " ؛
. اسهالِ شديديه که گرفتم

00:07:16.722 --> 00:07:21.050
. " اي.بي " -
. . البته اگه گفتگويي که قراره باهاش داشته باشم کوتاه باشه -

00:07:21.227 --> 00:07:23.764
کاملا ميتونم . .
. از پسِ اين ماموريت بربيام

00:07:25.022 --> 00:07:27.642
بگم به چه دليلي باهاش کار داري ؟

00:07:27.734 --> 00:07:29.772
حقيقت چطوره ؟

00:07:29.860 --> 00:07:34.521
بهش بگو " چيني " اي که به " چيني " اي که
. براش کار ميکنه حمله کرده ؛ توسط کارگرم دستگير شده

00:07:34.615 --> 00:07:37.105
اگه اسبابِ خوشحالي آقاي " هرست " رو فراهم ميکنه
. . ميخوام چند کلمه اي قبل از اينکه

00:07:37.201 --> 00:07:39.655
تصميم بگيرم با اين " چيني " اي که دستگير کردم . .
. چيکار کنم ؛ چندکلمه اي باهاشون صحبت کنم

00:07:39.745 --> 00:07:40.858
ميخواي اينجا باهاش حرف بزني ؟

00:07:40.955 --> 00:07:42.946
. " نميخواد هيچ شرط و شروطي براش بذاري " اي.بي

00:07:43.040 --> 00:07:45.826
خودش به اندازه ي کافي دليل براي اينکه
. يه نگاهي به دور واطراف بندازه داره

00:07:45.918 --> 00:07:47.292
. باشه خب

00:07:49.170 --> 00:07:51.838
ببرش يه جايي تو اتاق فاحشه ها
. محبوسِش کن

00:07:51.924 --> 00:07:53.962
. . بايد يکيو بذاري که مراقبش باشه

00:07:54.051 --> 00:07:57.253
حواست باشه کسي باشه که خوابش نبره ؛ . .
. آدم هاي بي کفايتِ بي خاصيتِ آشغال

00:08:01.391 --> 00:08:05.055
. " اون چيني ؛ موقعي که تحت مراقبت من بود ؛ فرار نکرده " آل -
. " گمشو پي کارت " جاني -

00:08:06.063 --> 00:08:07.889
. شيفتِ من از ساعت 10 تا 4 بود

00:08:08.022 --> 00:08:10.559
! اون درِ کوفتيِ لعنتيو ببند

00:08:19.409 --> 00:08:21.199
. . هنوز هم موافقيد آقاي " بلوک " ؛

00:08:21.285 --> 00:08:23.989
که من ؛ کارِ تدريس . .
به بچه هاي اردوگاهو بعهده بگيرم ؟

00:08:24.080 --> 00:08:26.486
. بله ؛ موافقم ؛ خيلي هم خوشحال ميشم

00:08:30.795 --> 00:08:32.169
. واقعا اسبابِ خوشحاليمو فراهم ميکنه

00:08:36.967 --> 00:08:40.169
نميخوام اونو ازدست بدم ؛
. اما همينطور نميخوام خاطر بقيه رو هم مکدر کنم

00:08:41.054 --> 00:08:42.251
. متوجهم

00:08:42.932 --> 00:08:45.932
به اندازه ي کافي از خود مدرسه اومدن وحشت دارن
.  که ديگه لازم نيست من چيزي بهش اضافه کنم

00:08:46.227 --> 00:08:47.506
. درسته

00:08:50.981 --> 00:08:54.681
دارم درباره ي اين حرف ميزنم که اين لباس هاي
. عزاداريِ مشکلي رنگو ؛ تا يک سال عوض نکنم

00:08:57.237 --> 00:08:59.478
. . اما فکر کنم

00:08:59.572 --> 00:09:03.355
. . اگه با عشق و لذت بهشون درس بدم . .

00:09:04.286 --> 00:09:06.657
. اونوقت اسباب ترس و وحشتِشونو فراهم نخواهم کرد . .

00:09:10.584 --> 00:09:12.872
. و همينطور نميخوام اونو هم ازدست بدم
" اشاره به پسرش "

00:09:14.420 --> 00:09:16.376
. هرگز از دستِش نخواهي داد

00:09:32.271 --> 00:09:34.346
عمليات خريد به انتها رسيده " فرانسيس " ؟

00:09:34.440 --> 00:09:36.562
تمام املاک مورد تقاضا خريداري شدن بجز
. يکي از زمين هاي مهم اکتشافِ طلا

00:09:36.651 --> 00:09:40.185
چهل عمليات اکتشافي بايد انجام بگيره و خب
. يه دستگاهِ آسيابِ مخصوص هم داره از " اوفير " ميرسه

00:09:40.279 --> 00:09:43.362
جايِ نصبِ آسياب مخصوصو مشخص کردم
. و زمين کاملا هموار شده و آماده اس

00:09:43.449 --> 00:09:46.864
زمين " گرت " که هنوز مالکِش نشديم هم
. مانعي براي عملياتِمون ايجاد نميکنه

00:09:46.952 --> 00:09:48.493
. ميخوام اون تکه زمين خريده بشه

00:09:48.579 --> 00:09:51.247
فکر کنم بحث و دعوا سر خريد اون تکه زمين
. تا چند ماهِ آينده طول بکِشه

00:09:51.331 --> 00:09:53.453
اگه بخوايم الان عجله کنيم فقط برنده ي مسابقه ي
. خريديم ؛ اما سودِ خوبي از لحاظ موقعيت نداره

00:09:53.542 --> 00:09:56.376
همه ي اين کارهاي بيهوده ؛ يه مشت مانورهاي
. مسخره براي بالابردن قيمت بين طرفينه

00:09:56.462 --> 00:09:58.038
ما همين الانشم بدون اون زمين مشکلي نداريم
." و کاملا براي شروع کار آماده ايم آقاي " هرست

00:09:58.130 --> 00:10:01.747
وقتي آسياب مخصوص بدستمون برسه ؛ با دوبرابرکردن
. شيفت هاي کاري ظرفِ يک هفته با حداکثر ظرفيت کارميکنيم

00:10:01.842 --> 00:10:05.174
بنايِ معدن ؛ از اول تا آخر ؛
. کاريه که عاشقشم

00:10:07.180 --> 00:10:09.800
ازت متشکرم که عمليات اخذ مالکيتِ
. " زمين ها رو انجام دادي " فرانسيس

00:10:11.393 --> 00:10:13.550
. " ببخشيد آقاي " هرست

00:10:15.272 --> 00:10:18.391
. . ميشه حضرتعاليو در خيابان مشايعت کنم

00:10:18.483 --> 00:10:22.562
تا به ديدارِ . .
يکي از شخصيت هاي تابناکِ محلي بريم ؟

00:10:22.946 --> 00:10:25.021
امروز صبح براي عمليات
بهم ملحق ميشين ؟

00:10:25.114 --> 00:10:26.821
. نه
. ممکنه بعدازظهر سري بزنم

00:10:26.908 --> 00:10:29.030
. امروز صبح ؛ ميخوام يکم استراحت کنم

00:10:34.582 --> 00:10:37.997
. اين يارو خيلي عجيب غريبه و مشکوکِه ها

00:10:40.004 --> 00:10:44.464
. ببخشيد آقايون محترم
. بنده رو عفو بفرماييد که مزاحم غذا خوردنتون شدم

00:10:44.800 --> 00:10:47.919
بنده " اي.بي فرانام " ؛
. شهردار و صاحب اين هتل هستم

00:10:48.930 --> 00:10:51.420
. و ميدونم که حضرتعالي " جورج هرست " هستيد

00:10:53.267 --> 00:10:54.428
بله ؟

00:10:54.977 --> 00:10:57.763
. " اجازه بفرماييد که لحظه اي سکوت کنم آقاي " هرست

00:10:58.063 --> 00:11:01.846
. . قربان ؛ آخه به بحران گوارشي اي دچار شدم که

00:11:02.151 --> 00:11:05.234
بايستي رويِ . .
. متوقف کردنِ نمودهايِ بيرونيش تمرکز کنم

00:11:07.615 --> 00:11:10.401
بعدي چيه ؟
شورتِ صورتي اي چيزي ؟

00:11:10.492 --> 00:11:14.405
! يامسيح ! يامسيح
. نميتونم اينکارو بکنم

00:11:14.497 --> 00:11:16.453
. و ميخوام يه نگاهي به يکي از اون شلوارها بندازم

00:11:16.540 --> 00:11:19.409
. الان نميشه
. منتها فردا يه قيمت خوبي براشون بهت ميدم

00:11:19.501 --> 00:11:22.454
ايشون دامادِ آينده ي عروسي موردِ انتظارِ امروز هستن ؛

00:11:22.545 --> 00:11:25.165
. و ميخوام بشکل خصوصي بهشون خدمات ارائه کنم . .

00:11:31.221 --> 00:11:35.681
غافلگير شدم وقتي خودم فروشگاهمو خالي کردم
. تو هنوز جنس داري و معامله ميکني

00:11:38.061 --> 00:11:39.803
حالا بگو ببينم ؛
اين چه کاريه که نميتوني بکني ؟

00:11:39.938 --> 00:11:42.013
! حس ميکنم . . هيچ کدومشونو نميتونم

00:11:42.440 --> 00:11:45.938
. بخصوص اين دستِکش ها

00:11:47.653 --> 00:11:50.653
. خياطِ کُسکِش ميگه " اينا سنتي " هستن

00:11:50.740 --> 00:11:53.194
خب ؛ لااقل از روي تجربه ي خودم ميگم که
! نخير  . . نيستن

00:11:53.284 --> 00:11:55.690
و اگه ميخواستم تصورِشو بکنم که
. . همچين چيزايي

00:11:55.786 --> 00:11:59.534
بينِ وسايلِ مردي که داره داماد ميشه . .
. چه جايگاهي دارن ؛ هيچي به ذهنم نميرسيد

00:11:59.791 --> 00:12:01.913
! آخه يه نگاه به اين کيرخورها بنداز

00:12:02.001 --> 00:12:03.375
! بنفشَن

00:12:03.878 --> 00:12:08.171
" آخرين مُدِ نيويورک سيتي "
. حالا هرمعنايِ مسخره اي که ميخواد داشته باشه

00:12:08.257 --> 00:12:10.829
ميخواي دستِت نکُنيشون ؟

00:12:10.926 --> 00:12:13.167
اگه ايده ي عروس خانم باشه چي ؟

00:12:13.429 --> 00:12:16.678
همچين چيزي باعث ميشه که
. مثل شتر جلوش زانو بزنم و هرکاري بگه بکنم

00:12:18.434 --> 00:12:20.924
! يا مسيح
! بدجوري به وضع بدبختي و نکبت افتادم

00:12:21.019 --> 00:12:25.597
. بگذريم . . امروز ؛ روزِ عروسيتِه

00:12:34.783 --> 00:12:37.024
داري براي مراسم عروسي ميري " دِيوي " ؟

00:12:37.661 --> 00:12:40.151
. " نه کاملا آقاي " سويرنجن
. آخه دعوت نشدم

00:12:40.246 --> 00:12:42.321
من دعوت شدم ؛
. اما قصدِ رفتن ندارم

00:12:42.415 --> 00:12:46.163
شايعات کينه توزانه اي مبني براينکه من
. باعثِ مرگِ شوهرِ اولِ اون زن بودم وجود داره

00:12:46.252 --> 00:12:48.920
انوقت زنيکه ي عوضي منو براي
! مراسم عروسيش دعوت کرده

00:12:49.005 --> 00:12:51.791
. فکر کنم رفتار و کارهاي مردم هم بي حساب شده

00:12:51.883 --> 00:12:55.796
. " حرفتو قبول دارم " دِيوي

00:12:56.846 --> 00:12:59.300
. مثلا ؛ اين مرتيکه ي " چيني " رو درنظر بگير -
وو " ؟ " -

00:13:00.516 --> 00:13:03.848
برميداره امنيت خودش
. . و ريسکِ احتمال بروز جنگ و درگيري در آينده رو

00:13:03.937 --> 00:13:06.225
بخاطر دعوايي که احتمالِ برنده شدنش . .
. توش مورد شک و ترديده ؛ به خطر ميندازه

00:13:06.313 --> 00:13:10.524
دوباره به اين سئوال ميرسيم که ؛
چي تو کله ي مردم ميگذره ؟

00:13:11.194 --> 00:13:13.351
. دَربست حرفِتو قبول دارم

00:13:14.363 --> 00:13:16.769
چي ؟ -
. هيچي . . داشتم مزه ميريختم -

00:13:16.866 --> 00:13:20.115
. نه ؛ نه ؛ نه
. " سربه سرِ من نذار " ديوي

00:13:21.036 --> 00:13:23.704
. نميخواستم رشته ي افکارتونو بهم بريزم

00:13:24.248 --> 00:13:26.286
چي ؟ -
. هيچي قربان -

00:13:29.712 --> 00:13:33.791
بگو ببينم ؛ تو اون مرتيکه ي " چيني " رو
آزاد کردي تا نقشه هامو بهم بريزي ؟

00:13:35.509 --> 00:13:36.670
. . بهم دروغ نگو " دِيوي " ؛

00:13:36.760 --> 00:13:39.380
! والا اين آخرين نفسيِه که تو عُمرت ميکِشي . .

00:13:39.471 --> 00:13:41.759
ميشه حرف بزنم ؟ -
. بِنال -

00:13:41.848 --> 00:13:43.638
. بايد نفس بکِشم

00:13:45.185 --> 00:13:46.975
. خب نفس بکِش

00:13:47.604 --> 00:13:50.473
موقع شيفتِ مراقبتم از اون مردِ چيني
. خوابم بُرد قربان

00:13:50.566 --> 00:13:52.142
يعني اون بهت پول نداد که بذاري بره ؟

00:13:52.233 --> 00:13:54.390
نه ؛ بخاطر خستگي بيش از حدم بابت
. سه شغلي که دارم ؛ خوابم بُرد

00:13:54.486 --> 00:13:57.818
. اون بهم گفت که بهت پول داده -
! پس يه دروغگوي حرومزاده اس -

00:14:05.371 --> 00:14:08.205
. " سرِ کار ؛ نخواب " دِيوي -
. اطاعت ميشه قربان -

00:14:08.291 --> 00:14:12.667
. قبل از اينکه خوابت ببره ؛ کارتو وِل کن -
. چشم قربان -

00:14:13.004 --> 00:14:16.752
. اوناهاش ؛ اون آقاي " سويرنجنِ"ـه -
. درسته . . خودم دارم ميبينم -

00:14:16.840 --> 00:14:19.128
. اين چيزيه که بهش ميگم تصادفِ مجلل و باشکوه

00:14:19.218 --> 00:14:21.293
شما آقاي " هرست " هستيد ؟ -
. بله آقا -

00:14:21.387 --> 00:14:24.719
آل سويرنجن " ؛ حالتون چطوره ؟ " -
. " از آشنايي با شما خوشوقتم آقاي " سويرنجن -

00:14:24.807 --> 00:14:27.641
. پيشنهاد ميکنم به اتاقِ من بريم

00:14:29.103 --> 00:14:31.225
شما کُشتينش آقا ؟ -
کيو ؟ -

00:14:31.688 --> 00:14:33.062
! اين گوزنو ميگم

00:14:33.148 --> 00:14:36.397
. اوه . . نه بابا
. من تيرانداز مزخرفي هستم

00:14:36.610 --> 00:14:38.767
. بهتره داخل اتاقم درباره ي کار صحبت کنيم

00:14:41.240 --> 00:14:44.904
من همينجا ميمونم آقايون ؛
. مگر اينکه بخواين بالا حضور داشته باشم

00:14:45.827 --> 00:14:49.242
کمردرد دارين ؟ -
. فقط امروز يکم اذيتم ميکنه -

00:14:49.622 --> 00:14:52.622
سن و سال آدم که بالا ميره ؛
. از اين مريض هاي تحقير کننده هم ميگيره

00:14:52.709 --> 00:14:56.373
آخرين بيماري اي که دنيا نصيبم کرد
. يه ورَم خوشگل اونم صاف کنار مقعدمِه

00:14:56.462 --> 00:14:58.952
بخاطرش نصف ساعات بيداريمو
. صرفِ تلاش ؛براي شاشيدن ميکنم

00:14:59.049 --> 00:15:03.591
. دان " ؛ اون مرتيکه ي " چيني " رو بيارش دفترم "
. ميخوام به آقاي " هرست " نشونش بدم

00:15:08.557 --> 00:15:10.679
. شروع بسيار فرخنده اي بود

00:15:12.771 --> 00:15:15.640
. . فکر کنم با وجود درهاي بازِ اين بالکن

00:15:15.731 --> 00:15:18.517
اين جا ؛ موقع تابستون ؛ . .
. بادخور و جريانِ هواي خوبي داشته باشيد

00:15:18.609 --> 00:15:19.722
. بدون شک همينطورم هست

00:15:19.819 --> 00:15:22.356
. تابستون گذشته در " مکزيک " گذروندم

00:15:22.446 --> 00:15:24.402
. گرماش بايد بدجوري داغون کننده بوده باشه

00:15:24.490 --> 00:15:27.692
. البته فکر کنم " نوادا " خشک تر باشه -
مگه تاحالا اونجا بودين ؟ -

00:15:27.786 --> 00:15:31.830
. جهنم ترين جايي که توش بودم " استراليا " بوده
. دو سال از عُمرمو اونجا تلف کردم

00:15:32.707 --> 00:15:34.116
. بله . . بياتو

00:15:35.375 --> 00:15:38.743
. بفرمايين
." اينم از ميمونِ زرد پوستِمون ؛ " وو

00:15:38.838 --> 00:15:41.838
آدم معمولا نميتونه تشخيص بده که اينا
. چند سالِشونو و کي ؛ از کي بزرگتره

00:15:41.923 --> 00:15:44.460
اين " وو " ؛ برام يه فايده هايي داشته
. و يه چندتايي کار واسم کرده

00:15:44.551 --> 00:15:46.957
. و بين همپالگي هاي خودشم آدم معروف و شناخته شده ايه

00:15:47.054 --> 00:15:49.508
. . درگيريش با " چيني " اي که براي شما کار ميکنه

00:15:49.598 --> 00:15:52.218
اولين دليليه که پيدا کردم اين مرتيکه هم . .
. برخلاف باورم ؛ غيرمنطقيه

00:15:52.309 --> 00:15:56.222
آقاي " لي " ؛ کسي که اين مرد ميخواسته بکُشتِش
. بخوبي در چندين اردوگاه برام کارکرده

00:15:56.313 --> 00:15:58.637
پس خدا به " لي " برکت بده و
. وو " رو از رويِ زمين برداره "

00:15:58.732 --> 00:16:02.480
شما رويِ دليل درگيري هم انگشت گذاشتيد
. اينکه " چيني " اي که براي شما کار ميکنه آينده نگري کرده

00:16:02.569 --> 00:16:04.726
. " اجسادو به آتش بکِشيد "

00:16:04.821 --> 00:16:07.489
. . اين يک . . از اون مُسِن تره اما -
کدوم " اجساد" رو به آتش بکِشن ؟ -

00:16:07.573 --> 00:16:09.814
. اينجاست که رسم و رسوم ؛ بر عقلِ انسان غلبه ميکنه

00:16:09.909 --> 00:16:13.158
کدوم " اجساد " ؛ آقاي " سويرنجن " ؟ -
. جسدهاي فاحشه هايي که براي کارگرهات ميارن -

00:16:13.246 --> 00:16:17.325
البته اين عمل ؛ علاوه براين که از
. . اشغال فضاي محموله هاي شما بابتِ اينکه

00:16:17.417 --> 00:16:20.619
بخواين بعداز مرگِشون استخوان هاشونو . .
. . به سرزمينِشو برگردونين

00:16:20.711 --> 00:16:24.874
که فکر کنم همچين کاري مهمترين فرصتِشون . .
. .  براي داشتن زندگي ؛ بعداز مرگِه جلوگيري ميکنه

00:16:24.966 --> 00:16:28.132
همينطور روشِ بسيار هولناکي . .
. براي ترسوندن بقيه اس

00:16:28.219 --> 00:16:30.210
شما چيزي درباره ي
اکتشاف معادن ميدونين آقاي " سويرنجن " ؟

00:16:30.305 --> 00:16:31.964
. هيچي ازش نميدونم

00:16:32.056 --> 00:16:34.297
و همينطور درباره ي حفظ امنيتِ طلاي يافته شده ؟

00:16:34.391 --> 00:16:37.510
. اينم هيچي درباره اش نميدونم -
. اينا ؛ تنها چيزايين که واقعا برام اهميت دارن -

00:16:37.603 --> 00:16:39.891
. اميدوارم همينطور باشه
. . خيلي بدم ميومد که ببينم اينقدر درچيزي که

00:16:39.980 --> 00:16:41.971
فقط براتون جنبه ي سرگرمي داره . .
. مهارت داريد ؛ خوبه که همه چيزتونه

00:16:42.066 --> 00:16:45.814
بيشتر اوقات ؛ سرمايه گذاري ها و اکتشافاتي که انجام ميدم
. انجام ميدم در اماکنِ وحشيه ؛ که البته ترجيح ميدم همينطور باشه

00:16:46.361 --> 00:16:48.767
اما اگه اوضاع به اين نحو نباشه
. . و به جاهايِ متمدني مثل اينجا بيام

00:16:49.114 --> 00:16:51.900
ترجيح ميدم با آدمايي که قبل از من . .
. . اينجا بودن روابط دوستانه داشته باشم

00:16:51.993 --> 00:16:56.488
تا بتونم امنيت طلاهاي يافته شده رو . .
. بدون دِلمشغولي خاصي تامين کنم

00:16:58.540 --> 00:17:00.163
تمرکز " ؛ ميدوني چي ميگم ؟ "

00:17:00.250 --> 00:17:03.416
فکر کنم " تمرکز " ؛
. کليدِ موفقيت امثالِ شماس

00:17:03.504 --> 00:17:08.379
اگه افراد ديگه اي اينجا باشن که بدون اينکه
اسباب بهم ريختگي اردوگاهو فراهم کنن
. . امنيت مورد نظرمو تامين کنن

00:17:08.717 --> 00:17:13.461
اون هم با خدماتي مثل مانند خدماتي که " لي " بهم درجاهاي
. ديگه ارائه ميده ؛ مانعي براي استفاده ازشون نميبينم

00:17:14.890 --> 00:17:16.846
پس ؛ منظورتون اينه که
کارگر عنصر اساسيه ؟

00:17:16.934 --> 00:17:18.842
. به نسبت تامين امنيت طلاهاي يافت شده

00:17:18.935 --> 00:17:22.552
. اين ؛ چينيِ اصيلِ اين اردوگاهِه
. بقيه رو اين مرتيکه به اينجا آورده

00:17:22.647 --> 00:17:24.473
وو " ؛ عمليات استخدام کارگر "
. براي معادنِتونو به عهده ميگيره

00:17:24.565 --> 00:17:28.265
و کارگرهاييو هم که از انفجار آسيب ببينن اما زنده بموننو
. هم ميتونه در جاهايي مثل رختشويي يا آشپزخانه بکار بگيره

00:17:28.361 --> 00:17:31.610
زبون ما رو متوجه ميشه ؟ -
. خيلي کم انگيسي صحبت ميکنه -

00:17:32.073 --> 00:17:35.322
. پس ؛ نه ؛ تاحالا که با زبوني که ما متوجه بشيم حرف نميزده
. " بگو « کيرخور « " وو

00:17:35.410 --> 00:17:36.867
. " کيرخور "

00:17:37.203 --> 00:17:40.452
اون کلمه ؛ بعلاوه ي " سانفرانسيسکو " و "سويرنجن " ؛
. تنها کلمات انلگيسي اي هستن که ازش شنيدم

00:17:40.540 --> 00:17:41.784
. . سويرنجن " ؛ " -
. خفه -

00:17:41.874 --> 00:17:43.782
حالا ؛ اگه بخوام بينِ آدمِ تو
. . و آدم خودم انتخاب کنم

00:17:43.876 --> 00:17:48.336
اول بايد يه چند چشمه از کارهاشو ببينم . .
. تا بعدش تصميم نهاييمو بگيرم

00:17:48.422 --> 00:17:50.544
. پس ؛ آدمِت بايد ثابت کنه که بهتره

00:17:50.632 --> 00:17:54.000
. اين واژه ايه که مخصوصِ معدنِه
. اصطلاحيه که قبلا هم به گوشم خورده

00:17:54.095 --> 00:17:56.964
و متوجهمي که مبنا و مفهومش چيه ؟

00:17:57.681 --> 00:17:59.055
. بله قربان

00:17:59.141 --> 00:18:01.429
. " آشنايي با شما باعث افتخارمه آقاي " سويرنجن

00:18:01.519 --> 00:18:04.223
بنده هم از آشنايي با حضرتعالي
. " بسي مفتخر شدم آقاي " هرست

00:18:12.612 --> 00:18:15.980
برو يه خروس بکُش " وو " ؛
. و گوشتِشو بعنوان قرباني پخش کن

00:18:16.116 --> 00:18:20.742
بعدش بنشينيد و براي نمايش امشب
. درست و حسابي اسلحه هاتونو تيز کنين

00:18:21.497 --> 00:18:23.903
يه بار ديگه سوزن بهم فرو کني " جول " ؛

00:18:23.998 --> 00:18:26.036
! اينقدر ميزنمت که تو خونِ خودت شناور بشي . .

00:18:26.126 --> 00:18:28.663
. خب آخه نميتوني صاف و ثابت وايسي

00:18:29.046 --> 00:18:32.165
بخاطر اين تکون ميخورم که ميخوام از خودم
. دربرابر سوزن هايي که بهم فرو ميکني دفاع کنم

00:18:37.261 --> 00:18:40.012
. بهرحال اون مرد چيزي که ميخوادو ميگيره

00:18:43.392 --> 00:18:45.134
. يهوديِ عوضيِ احمق

00:18:47.647 --> 00:18:49.056
. از اين استفاده کن

00:18:51.943 --> 00:18:54.433
. تو هم عجب شيطوني هستي واسه خودتا

00:18:57.323 --> 00:19:01.272
ببينم ؛ مثلا اون دفعه که اون اسلحه رو
برات فرستادم ؛ پولِشو چطوري دادي ؟

00:19:02.286 --> 00:19:04.242
! يه تيکه از کُسَمو فروختم

00:19:11.253 --> 00:19:15.713
چه خدمت ديگري ازم ساخته اس آقاي " هرست " ؟
باکلاس تر باشم يا متوسط ؟

00:19:15.799 --> 00:19:19.712
. روي هتلِت قيمت بذار
. آقاي " ولکات " ميگه از قيمت دادن طفره رفتي

00:19:19.803 --> 00:19:24.594
ميشه روي کلمه ي " طفره رفتن " اعتراضي داشته باشم قربان
چونکه بنظرم چندان با اين مورد سازگاري نداره ؟

00:19:26.685 --> 00:19:28.676
! اصلا و ابدا . . برو عقب

00:19:30.021 --> 00:19:35.015
الزاما تمام قيمت ندادن ها رو نميشه به
طفره رفتن  تفسير کرد ؛ قبول داريد ؟

00:19:35.735 --> 00:19:37.561
چقدر ميخواي ؟

00:19:37.904 --> 00:19:40.275
! ولم کن برو عقب . . خدا لعنتِت کنه

00:19:43.159 --> 00:19:44.356
. منو ببخشيد

00:19:45.537 --> 00:19:48.109
. ببخشيد
. من ديوونه ام

00:19:48.456 --> 00:19:51.788
. هتلم ؛ همينطور بيمارستانم هم هست
. درنتيجه ناظر و سرپرستِ خودم هستم

00:19:53.044 --> 00:19:58.168
نبايد اونجا رو بفروشم ؛ والا اينطوري
. . مثل ديوونه ها آواره ي خيابون ها ميشم

00:19:59.509 --> 00:20:02.081
و درحاليکه آلتِ جنسيمو تو مُشتم گرفتم . .
! اين ور و اون ور ميرم

00:20:03.721 --> 00:20:07.385
اگه اجازه بدم همچنان مدير هتل باقي بموني
با پيشنهاد 100 هزاردلاري موافقت ميکني ؟

00:20:07.558 --> 00:20:09.929
. بله قربان
. بايد قبول کنم ؛ البته که حاضرم

00:20:10.561 --> 00:20:13.846
. پس بعد پولو برات ميفرستم -
! خب  . . من کجام ؟ -

00:20:16.233 --> 00:20:18.059
چرا رو کونم نشستم ؟

00:20:20.237 --> 00:20:23.569
. . ميتونم بهتون بگم که درخلالِ يک هفته از ملاقاتمون

00:20:23.657 --> 00:20:27.654
. . مکاتبات تلگرافي زيادي با " يانکتون " داشتم . .

00:20:27.744 --> 00:20:31.657
که درجهت اصلاح تمام شروطِ پيشنهادِ مطروحه . .
. . با درنظر گرفتن منافع " دِدوود " ؛

00:20:31.749 --> 00:20:33.325
در پيشنهادي که دربرابر شما . .
قرار گرفته بودن ؟

00:20:33.416 --> 00:20:35.407
. بويِ شاشِ گربه ميدي

00:20:35.502 --> 00:20:39.997
بنده با جديت و خلوص نيت تمام
. . براي شما کار کردم آقاي " سويرنجن " ؛

00:20:40.090 --> 00:20:41.749
. و شايد بايد اينمورد مدِ نظر داشته باشيد . .

00:20:41.842 --> 00:20:45.590
صرفِ نظر از نتيجه ؛
. به تاييد شما نسبت به اين مورد افتخار ميکنم

00:20:45.762 --> 00:20:48.168
حالا بعداز اين حرفايي که گفتي
احتمالا ميتوني بيشتر توضيح بدي ؟

00:20:48.264 --> 00:20:51.015
. اجازه بديد اسناد خودشون صحبت کنن

00:20:51.560 --> 00:20:54.892
با اين ذره بيني که دست گرفتين ؛ ممکنه حروف
! درشت تر بشن ؛ اما اثري رويِ بزرگ شدن ارقام نداره

00:20:58.607 --> 00:21:00.016
. ممنو ببخشيد

00:21:00.193 --> 00:21:03.810
ساعات طولاني کارکردم
. و از بويِ گندِ طويله سرگيجه گرفتم

00:21:05.239 --> 00:21:06.946
. حالا خودمو جمع و جور ميکنم و احساساتمو کنترل ميکنم

00:21:10.662 --> 00:21:12.986
صدايي که بعداز اين ميشنوي
. صداي خودت خواهد بود

00:21:13.080 --> 00:21:16.033
! گورتو گم کن بيرون
. هروقت جوابي براي پيشنهادت داشتم خبرت ميکنم

00:21:16.125 --> 00:21:19.575
بايستي خدمتِتون عرض کنم که
. تا يک ساعت ديگه بايستي پاسختونو بهم بدين

00:21:21.797 --> 00:21:24.203
. يا حتي قدر سريعتر که تونستيد و امکانش بود

00:21:32.099 --> 00:21:35.134
! قيافه ام عينِهو گاگولا شده

00:21:36.061 --> 00:21:38.765
! اصلا خجالت ميکِشم بگم ميشناسمت

00:21:38.855 --> 00:21:41.475
زني که مثلا بايس باهوش باشه
. اينطوري به خرافات پايبنده

00:21:42.860 --> 00:21:46.442
اگه همون لباسيو که يک هفته پيش موقع مراسمِ خاکسپاري
. . . تنِت کرده بوديو تو مراسم عروسي هم بپوشي

00:21:46.530 --> 00:21:49.067
اونوقت باعث ميشه عروس و داماد . .
. تا ابد طلسم و نفرين بشن

00:21:50.825 --> 00:21:52.401
! " خفه شو " موس

00:21:52.494 --> 00:21:54.485
. درخواست کرده اينجا کار کنه

00:21:54.830 --> 00:21:57.746
به چه عنواني ؟ -
. پيشنهاد داده به عنوان نگهبان شروع کنه -

00:21:58.207 --> 00:22:01.160
اگه درست متوجه نشده ؛ اين ساختموني که توشيم
. خاليه و به هيچ نگهباني هم احتياج نداره

00:22:01.253 --> 00:22:03.707
. فکر کنم نميخواد از اينجا بره

00:22:04.464 --> 00:22:07.168
و لغت مناسبي که ميشه براي توصيفِ وضعيتش
. بکار برد " تمارضِ"ـه

00:22:08.260 --> 00:22:09.457
. بيا ؛ اينو بگير

00:22:10.219 --> 00:22:12.543
. نميپوشمش -
. چرا ؛ خيلي هم ميپوشيش -

00:22:14.307 --> 00:22:18.090
اينم بخشي از خرافاته ؟ -
! لباس زيرو ميگي ؟ آره ديگه -

00:22:18.644 --> 00:22:22.771
بايد اعضايِ جنسيتو تو چندلا لباس بذاري
. والا عروس و داماد محکوم به نابودي ميشن

00:22:25.192 --> 00:22:28.145
. . هرست " تو مِلکيه که  "

00:22:28.237 --> 00:22:31.190
وسطِ خيابون واقع شده ؛ . .
. هموني که از " مارون سامز " خريدي

00:22:31.282 --> 00:22:33.950
هنوزم " فارنام " همراهيش ميکنه ؟ -
. خير قربان -

00:22:34.869 --> 00:22:38.948
از کافه ي " جم " بيرون اومدن ؛ يکم حرف زدن
. و بعدش " فارنام " از پشت افتاد رو زمين

00:22:39.039 --> 00:22:43.451
بعدش " هرست " کمکش کرد بلند بشه
. و بعدش از همديگه جداشدن

00:22:43.835 --> 00:22:47.167
. " کاملا با عقل جور درمياد " کان
. آفرين

00:22:49.132 --> 00:22:52.001
. بعدشم " فارنام " برگشت هلتِش

00:22:52.094 --> 00:22:54.382
. دارن براي جشن عروسي آماده ميشن

00:22:54.471 --> 00:22:57.424
ميدونين ؛ براي مراسمِ عروسيِ
! " السورث " و بيوه ي " گرت "

00:22:58.976 --> 00:23:03.269
فکر کنم اين ديگه آخرين تيکه ي طلايي خواهد بود
. که " السورث " به چنگ مياره

00:23:05.774 --> 00:23:07.315
! اينطوري ديگه تا آخر عُمرش از پول بي نياز ميشه

00:23:15.449 --> 00:23:16.646
. بله

00:23:17.952 --> 00:23:20.703
. ديوي " گفت ميخواستي منو ببيني " -
. بيا اينجا -

00:23:21.038 --> 00:23:23.824
. کمک کن پيشنهادِ " يانکتون " رو تفسير کنم

00:23:24.208 --> 00:23:28.750
. تاآخر عُمرمون بايد ياد بگيريم

00:23:38.514 --> 00:23:42.677
همه اش سه ساعته وارد اردوگاه شدين و مستقيم
. با قدرت تمام دارين معادِنشو کشف ميکنين

00:23:42.810 --> 00:23:45.347
ساي توليور " هستم  آقاي " هرست " ؛ "
. . که در بعضي از مواردِ

00:23:45.438 --> 00:23:47.726
چندين قتلي که در ماه هاي گذشته . .
. اينجا اتفاق افتاد ؛ منافعتونو تامين کردم

00:23:47.814 --> 00:23:50.730
حالتون چطوره ؟
شما اين معدنو برام خريدين ؟

00:23:51.193 --> 00:23:53.599
. بله ؛ از " ماروين سامز " خريدمش قربان

00:23:53.695 --> 00:23:56.564
. اينجا طلاهاش ديگه تموم شدن پسرا
. معدنو پُر کنين و بياين بيرون

00:23:56.657 --> 00:23:59.063
بهم گفته شده بود که تمام پيشنهادهاي
. فروش رو قبول کنم و ملک رو بخرم

00:23:59.160 --> 00:24:02.860
. " شما کارتونو خوب انجام دادين آقاي " توليور
. ميخوام همه جا رو تحت پوشش داشته باشيم

00:24:06.291 --> 00:24:11.201
بنده ؛ تاحدودي خودمو بابت شما
. " درگير کردم آقاي " هرست

00:24:12.089 --> 00:24:15.421
مجبور شدم روگندکاري هاي اين آقايِ
. ولکاتِ"ـتونو لاپوشوني کنم "

00:24:15.508 --> 00:24:17.298
. بابتش ازتون سپاسگزارم

00:24:17.552 --> 00:24:21.134
تو جمع کردن و شستن و تميزکردنِ
. . دِل و روده و خون و خون ريزي کمک کردم

00:24:21.222 --> 00:24:24.507
چونکه من هرکاري که براي . .
. پيشرفت کسب و کار لازم باشه رو انجام ميدم

00:24:26.310 --> 00:24:27.851
. هتل محل اقامتم اونجاس

00:24:28.730 --> 00:24:31.849
بزرگترهاي اردوگاه براي بررسي
. عواقب بعدي درگيريها جلسه تشکيل دادن

00:24:32.483 --> 00:24:36.017
فرصت زيادي براي مخفي کردن آثار گندکاريام قبل از اينکه اونها
.  رو به فکر مفخي کردن آثار گندکاري هاي خودشون بندازم نداشتم

00:24:36.112 --> 00:24:38.400
. مدت زياد در سفر بسر بردم آقاي محترم

00:24:38.989 --> 00:24:42.274
چطوره صحبت هامونو
به بعداز زماني که استراحت کردم موکول کنيم ؟

00:24:42.827 --> 00:24:46.076
. . خب ؛ فکر کنم بتونم يه مدت ديگه هم

00:24:46.163 --> 00:24:48.451
. شک و ترديدها رو ازش دور کنم . .

00:24:49.166 --> 00:24:52.534
منظورم شک و ترديدهاييه که آقاي " هرست " ؛
. . درباره ي " ولکات " ؛ زمين شناسِتون وجود داره

00:24:52.628 --> 00:24:54.916
که ميگن . .
! گلويِ سه تا فاحشه رو بُريده

00:25:15.400 --> 00:25:17.522
! اي کيرخور

00:25:26.161 --> 00:25:28.615
. نميدونم چرا دنبالت گشتم

00:25:30.373 --> 00:25:34.370
اگر با وجود مُرده بودن
. . بتوني فکر کني يا احساساتي داشته باشي

00:25:35.003 --> 00:25:37.374
اونوقت ممکنه از من . .
. . و نقشم در سرنوشتِت متنفر بشي

00:25:37.463 --> 00:25:40.546
همونطور که من خودم هم بعضي وقتا . .
. بابت اينکه منو اينجا آوردي ازت متنفر ميشم

00:25:45.680 --> 00:25:48.466
گرچه ميدونم اين که منو اينجا آوردي
. . پايان بخشِ چيزي بود که

00:25:48.558 --> 00:25:52.389
خودم هم از همون ابتدايِ کار . .
. درست به اندازه ي تو ؛ درِش شريک بودم

00:25:56.440 --> 00:25:57.897
. ترسيده ام

00:26:00.152 --> 00:26:03.935
خيلي از اين وحشت دارم که زندگيم ؛
. . منو در مسيري که خودش ميخواد هدايت کنه

00:26:04.031 --> 00:26:08.407
و خيلي زود زندگيم به پايان برسه و  . .
. حتي يه لحظه هم براي خودم زندگي نکرده باشم

00:26:08.661 --> 00:26:12.574
و همينطور از اين موضوع که چطوري بدنم
. بهم ميگه که همه چي خوب و عاليه هم وحشت دارم

00:26:14.458 --> 00:26:18.158
شايد بخاطر اين دارم بهت اطمينان ميکنم و اين حرفايِ
. محرمانه رو بهت ميگم که نميتوني براي کسِ ديگه اي بازگو کني

00:26:27.095 --> 00:26:31.258
بزودي بچه دار خواهم شد و خب البته
. همين الان هم دارم از بچه اي نگهداري ميکنم

00:26:40.776 --> 00:26:42.483
. اوني که قراره باهاش ازدواج کنم مَردِ خوبيه

00:26:47.532 --> 00:26:50.236
. و اونو هم مثل تو ؛ دوست خواهم داشت

00:26:57.041 --> 00:26:59.329
. اين ديوارها بايد برداشته بشن

00:26:59.752 --> 00:27:01.209
بزودي ديوارهاي خودتون ميشن
. و ميتونين هرکاري بخواين باهاشون بکنين

00:27:01.295 --> 00:27:04.710
از دوران طفوليتم در " ميسوري " ؛
. تو هر سوراخي که پيداميکردم ميرفتم

00:27:04.799 --> 00:27:06.173
معروف بودم به
. " پسري که زمين باهاش حرف ميزنه "

00:27:06.259 --> 00:27:08.131
قبلا بهت گفته بودم ؛
. اين اسمي بود که سرخپوست ها روم گذاشته بودن

00:27:08.218 --> 00:27:09.331
. درسته

00:27:09.803 --> 00:27:12.554
. زمين با تو هم حرف ميزنه " فرانسيس " ؛ مطمئنم

00:27:12.890 --> 00:27:16.139
مدت زماني که باهمديگه بوديم
. شنوايي قوي اي داشتي

00:27:16.769 --> 00:27:18.511
. . منتها اين مرتيکه ي قمارباز . . " توليور " ؛

00:27:18.604 --> 00:27:21.972
که وکيلِمون براي حفظِ . .
. . معادن و ذخاير يافت شده بوده

00:27:22.482 --> 00:27:24.272
. درباره ات باهام حرف زده . .

00:27:25.444 --> 00:27:29.108
. ميگه تو چندتا زنِ فاحشه رو کُشتي

00:27:31.408 --> 00:27:33.779
و اين که اون ؛ براي گم و گورکردنِ
. اجساد بهت کمک کرده

00:27:36.663 --> 00:27:38.072
خب ؟

00:27:42.919 --> 00:27:46.963
کامپچِه " که بودم ؛"
. شما ؛ نامه ايو از طرفِ من نوشتيد

00:27:48.091 --> 00:27:50.166
. براي فرمانده ي پليس

00:27:51.887 --> 00:27:56.928
از سختي موقعيتي که آقاي " ولکات " درش قرارگرفته »
. . آگاهي کامل دارم و بابت هرنوع اصلاحاتي

00:27:57.016 --> 00:28:00.016
که حضرتعالي بخواهيد در اين پرونده . .
. « اعمال نماييد ؛ متشکر و سپاسگزار خواهم بود

00:28:03.940 --> 00:28:05.766
بنظرتون نامه ؛ درباره ي چي بود ؟

00:28:05.858 --> 00:28:09.356
. درباره اش فکر نکردم
. تو مامورم در " مکزيک " بودي

00:28:10.071 --> 00:28:11.398
. مسئوليت هاي زيادي به عهده ات بود

00:28:11.489 --> 00:28:13.279
خودت ازم خواستي که نامه رو بنويسم
. و منم بي هيچ فکر خاصي نوشتمِش

00:28:13.365 --> 00:28:16.531
همونطوريکه وقتي زمين ؛ به روش خاص خودش
باهاتون حرف ميزد هم هرگز دنبال دليلِش نرفتين ؟

00:28:16.619 --> 00:28:18.907
نيازي به دونستن دليل اينکه
. چرا اينقدر خوش شانسم ندارم

00:28:21.123 --> 00:28:25.334
اگر زمين باهامون حرف ميزنه
تا اسبابِ سرگرميشو فراهم کنيم چي ؟

00:28:25.418 --> 00:28:28.169
. بنظر من که اين حرفات همه اش يه مشت چرت و پرته

00:28:28.255 --> 00:28:31.623
فرض کنيم موقع حرف زدن
. . زمين درگوشِتون نجوا ميکنه که

00:28:32.759 --> 00:28:35.712
. « تو پادشاهمي و وظيفه ام اينه که آرزوهاتو برآورده کنم »

00:28:35.804 --> 00:28:37.131
. بي معنيه

00:28:37.306 --> 00:28:41.718
و همينطور در گوشِ من هم نجوا ميکنه
. « چيزي به اسم گناه وجود نداره »

00:28:47.399 --> 00:28:50.731
حادثه در " مکزيکو " اتفاق افتاد
. و حالا هم داره اينجا تکرار ميشه

00:29:04.707 --> 00:29:08.490
بايستي روابطِمونو باهمديگه
قطع کنيم ؛ متوجهي " فرانسيس " ؟

00:29:09.796 --> 00:29:13.246
هر دستمزدي که فکر ميکني منصفانه اس ازم بخواه
. خودت که ميدوني ؛ من بيخودي زبون بازي نميکنم

00:29:15.259 --> 00:29:19.587
ببينم ؛ منظورت اينه که
بدنت ؛ به تسخير روحي دراومده ؟

00:29:22.725 --> 00:29:23.803
. نه

00:29:26.645 --> 00:29:30.345
زمين بهم ميگه که جايِ طلاها کجاس و کجا ميتونم
. پيداشون کنم . . اين تمام چيزيه که بهم ميگه

00:29:33.527 --> 00:29:35.103
. خداي من

00:29:39.491 --> 00:29:43.155
. بايستي تاريخ معيني براش وجود داشته باشه
. ايني که نوشتن " درموعدِ مناسب " خيلي چرنده ها

00:29:43.286 --> 00:29:47.449
منظورشون از عبارت " در موعدِ مناسب " ؛
. وقتيه که ترياکِشونو کِشيده باشن

00:29:48.292 --> 00:29:50.034
ميخواي انتخابات کِي برگذار بشه ؟

00:29:50.126 --> 00:29:52.830
. هرچه سريعتر ؛ بهتر -
شش هفته مناسبه ؟ -

00:29:54.840 --> 00:29:56.167
. ديگه بيشتر از اين نباشه ها

00:29:56.466 --> 00:29:58.042
درباره ي موضوعِ
. . کاشفين طلا

00:29:58.134 --> 00:30:01.751
بنظرم طرحِ " گذاشتن مدت اقامت " ؛ . .
. ميتونه مثل چاقو تو پشتشون فرو بره و کارشونو بسازه

00:30:01.847 --> 00:30:04.337
. حالا داري از اون عقل لعنتيت استفاده ميکني

00:30:04.849 --> 00:30:07.220
حالا بنظرت اينايي که گفتيو
چطوري با جملات روي کاغذ بياريم ؟

00:30:08.228 --> 00:30:10.100
. " مدتِ اقامت "

00:30:10.188 --> 00:30:13.638
داري برام زرنگ بازي درمياري ؟ -
چطور توصيفِش ميکني ؟ -

00:30:14.609 --> 00:30:18.024
مثلا بگيم مدت اقامت از چقدر کمتر نباشه ؟

00:30:18.821 --> 00:30:20.195
. دو هفته

00:30:20.865 --> 00:30:23.437
. . ميگيم : " هيچ کس واجدِ شرايطِ راي دادن نيست

00:30:24.327 --> 00:30:26.318
. " مگر اينکه لااقل دو هفته در اردوگاه اقامت داشته باشن . .

00:30:26.412 --> 00:30:28.368
. حالا ديگه مگر اينکه بخوان به نفعِ ما راي بدن

00:30:28.455 --> 00:30:30.861
. ميخوام سروتهِ اين قضيه ي لعنتي جمع بشه

00:30:30.958 --> 00:30:33.033
. . که . .

00:30:34.420 --> 00:30:36.957
. لااقل دوهفته در اردوگاه اقامت داشته اند . .

00:30:42.970 --> 00:30:46.634
. حالا بقيه اشو بهت ميگم
. و البته گفتنش بشدت ناراحت و غمگينم ميکنه

00:30:46.724 --> 00:30:49.640
اون بندي که  مربوط به رشوه ي
. پنجاه هزار دلاري " يانکتون " به ما ميشه رو حذف کن

00:30:49.726 --> 00:30:51.801
ميشه باهات صحبت کنم
تا شايد نظرت عوض بشه ؟

00:30:52.062 --> 00:30:53.934
. . اين قضيه رو بطور کامل از اساس شروع ميکنيم

00:30:54.023 --> 00:30:57.723
و اگه اينطوري باشه ؛ اونوقت ديگه هيچ کسي نيست
. که براي دزدي از اين عوضيا بخواد مزاحمم بشه

00:30:57.818 --> 00:31:01.815
بخاطر همينم نميخوام در سندِ تاسيسي
. اسمي از رشوه برده بشه

00:31:03.865 --> 00:31:08.822
. " بندِ چهارم از سندِ اصلي حذف بشود "
! اصلا همين که از اول طرح شده بود خودش مايه ي تاسفه

00:31:12.207 --> 00:31:13.486
ديگه چي ؟

00:31:17.087 --> 00:31:20.751
اون عوضي اي که بويِ شاشِ گربه ميده
. و کلانتر گرانبارِمونو هم بفرست دنبالشون بيان اينجا

00:31:28.556 --> 00:31:31.342
! جناب نماينده
تشريف ميارين يه گپي بزنيم ؟

00:31:41.485 --> 00:31:43.975
! آخ که چقدر شمادوتا به همديگه مياين ها

00:31:44.530 --> 00:31:48.479
تريکسي " ؛ اينو بگير "
. که ديگه اون همه راه نيام سراغت

00:31:50.578 --> 00:31:52.368
. بايد ميذاشتي نامه به دماغش بخوره

00:31:52.454 --> 00:31:54.991
تا به يادِ بدرقه هايي که دوران گذشته
! ازش بعمل ميومد بيفته

00:31:55.082 --> 00:31:57.702
. . اون يه هديه واسه عروس خانم

00:31:57.793 --> 00:32:00.793
از طرف معلم خصوصي سابقش . .
. که البته اينجا تشريف ندارنِه

00:32:00.879 --> 00:32:05.374
." اشکالي نداره باهاش برقصي " استار
. فقط حواست باشه که انگشتهاشو لِه نکني

00:32:07.803 --> 00:32:10.886
آدامز " ؟ "
اون دورويِ " يانکتون"ـيو ديدي ؛ درسته ؟

00:32:11.598 --> 00:32:14.514
براي اينکه موقع راي گيري حدنصاب قانوني
. داشته باشيم ؛ اونو هم بيارش

00:32:31.450 --> 00:32:34.865
. بفرمايين اونو براش ببرين کاپيتان
. متشکرم

00:32:59.269 --> 00:33:00.643
. خدا بهتون برکت بده

00:33:06.819 --> 00:33:10.685
. خداخيرتون بده ؛ خدابهتون برکت بده ؛ خدا خيرتون بده

00:33:11.531 --> 00:33:14.103
! " روزِ نشون دادن استعدادهاس " تام

00:33:14.201 --> 00:33:16.987
. صحبت هايي درباره ي پيشنهادِ خريدِ هتلم شده

00:33:18.163 --> 00:33:22.290
درچه وضعيتي ميخواي جوابِ پيشنهادو بدي ؟ -
. اومدم با تو درباره اش مشورت کنم -

00:33:22.376 --> 00:33:25.044
سئوالم اين بود که ميخواي وقتي مَستي
جواب بدي يا وقتي به هوشي ؟

00:33:25.211 --> 00:33:27.167
. " خب ؛ الان عقلم سرِ جاشِه و به هوشم " آل

00:33:27.255 --> 00:33:28.534
. . پس شايد

00:33:29.174 --> 00:33:31.794
يکم ديگه ميخواي . . هان ؟ . . .

00:33:31.885 --> 00:33:34.553
. اينطوري معمايي باهام حرف نزن

00:33:34.638 --> 00:33:38.801
اگه مَست باشي " تام " ؛ به دلايل غير تجاري
. اونوقت تصميم به فروش ميگيري

00:33:39.309 --> 00:33:41.680
حالا اگه اين تصميميِه که گرفتي
. پس بذار منم پيشنهادي بهت بدم

00:33:41.770 --> 00:33:45.102
اگه به هوش باشي
. اونوقت ميدوني که فروش ؛ کارِ احمقانه ايه

00:33:45.231 --> 00:33:48.314
اونوقت اين دليل غير تجاري اي که ميگي
چي باشه ؟

00:33:48.401 --> 00:33:50.439
. از اون عقلِ خودت استفاده کن

00:33:55.158 --> 00:33:56.355
. " افسوس و پشيماني "

00:33:56.450 --> 00:33:59.616
اين که اون پسربچه رو اسب لگد کرد
. و مُرد ؛ تقصير تو نيست

00:34:01.873 --> 00:34:03.117
دوباره شراب ميخوري ؟

00:34:05.167 --> 00:34:06.743
. الان نه

00:34:10.547 --> 00:34:13.547
. السورث " و بيوه ي " گرت " هم که دارن ازدواج ميکنن "

00:34:14.802 --> 00:34:17.553
بنظرت همچين ازدواجي
برچه پايه اي انجام گرفته ؟

00:34:18.222 --> 00:34:20.593
. معمولا که همه ي ازدواج ها بخاطر عشق شروع ميشن

00:34:45.749 --> 00:34:48.417
موقع شروع مراسم نرسيده ؟

00:35:06.311 --> 00:35:08.682
. . و حالا ؛ بانويِ عزيزم

00:35:09.522 --> 00:35:13.104
آيا بايد اين لب هاي چرميِ خوشگلتو بازکنم ؟ . .

00:35:49.102 --> 00:35:51.140
. اين لباس زير لعنتي داره اذيتم ميکنه

00:35:52.688 --> 00:35:57.100
ميهمانان گرامي ؛
. . امروز اينجا ؛ در محضر خداوند

00:35:57.193 --> 00:35:59.184
. . و اين جمعِ گرانقدر جمع شده ايم . .

00:35:59.278 --> 00:36:03.738
تا اين زن و مرد را . .
. با پيوند مقدس ازدواج به همديگر پيوند دهيم

00:36:05.075 --> 00:36:09.368
و اين پيوند ؛ همانا عُلقه اي است که خداوند
. . در دوران بيگناهي انسان وضع نمود

00:36:09.914 --> 00:36:12.451
. . تا نمايانگر وحدتي روحاني . .

00:36:12.541 --> 00:36:15.161
. بين مسيح و کليسايش باشد . . .

00:36:15.586 --> 00:36:18.254
بنابراين چنين پيمان مقدسي
. . هرگز نبايد سبک شمرده شود

00:36:18.338 --> 00:36:23.498
بلکه بايستي با احترام ؛ از روي بصيرت ؛ عقلاني
. معقولانه و از روي ترس از خداوند  مورد نظر قرار گيرد

00:36:24.886 --> 00:36:27.423
. . اگر کسي اينجا مخالف ازدواج اين دو نفره

00:36:27.514 --> 00:36:29.920
و دليلي بر ادعاي خودش مبني بر عدمِ . .
. . برقرار شدن پيوند مقدس ازدواج بين اين دونفر داره

00:36:30.017 --> 00:36:34.643
يا همين الان بلند بشه و نظرِشو ابراز کنه . .
. يا اينکه تا ابد خاموش بماند

00:36:36.440 --> 00:36:38.597
. . ويتني کانوي السورث " ؛ "

00:36:40.110 --> 00:36:43.312
. . آيا اين زن را بعنوان همسر خويش انتخاب مينماييد . .

00:36:43.864 --> 00:36:48.774
تا تحت فرمان الهي . .
بوسيله ي پيوند مقدس ازدواج ؛ بايکديگر زندگي کنيد ؟

00:36:49.036 --> 00:36:52.736
آيا قبول ميکنيد که بهش عشق بورزيد ؛
. . مايه ي آسايش خيالش باشيد ؛ بوِي احترام بگذاريد

00:36:52.831 --> 00:36:54.538
. . و در بيماري و سلامت کنارش باشيد . .

00:36:54.624 --> 00:36:58.288
و چشم از همه بجز او در زندگي برداريد ؛ . .

00:36:58.378 --> 00:37:00.784
تا وقتي که مرگ ؛ . .
شما را از يکديگر جدا نمايد ؟

00:37:00.922 --> 00:37:02.119
. قبول ميکنم

00:37:02.507 --> 00:37:04.379
. . آلما راسل گرت " ؛ "

00:37:04.467 --> 00:37:07.669
آيا شما اين مَرد را . .
. . بعنوان شوهرتان ميپذيريد

00:37:07.762 --> 00:37:11.841
تا تحتِ امر الهي . .
بوسيله ي پيمان مقدس ازدواج با يکديگر زندگي کنيد ؟

00:37:11.933 --> 00:37:13.046
. ميپذيرم

00:37:13.309 --> 00:37:14.422
. . ادامه ميدهم

00:37:14.519 --> 00:37:17.056
. . آيا از او اطاعت ميکنيد و بهش خدمت ميکنيد

00:37:17.146 --> 00:37:20.312
به او عشق ميورزيد ؛ احترام ميگذاريد و
. . در بيماري و سلامتت درکنارش باقي ميمانيد

00:37:20.400 --> 00:37:22.475
. . و همينطور چشم از همه بجز وي برميگيريد . .

00:37:22.569 --> 00:37:26.151
و فقط خود را وقفِ وِي مينماييد . .
تا زماني که مرگ ؛ شما را از يکديگر جدا نمايد ؟

00:37:26.447 --> 00:37:27.691
. قبول ميکنم

00:37:29.950 --> 00:37:32.784
چه کسي قراره شاهد ازدواج و اعلام کننده ي قبوليِ
ازدواج اين دو نفر باشه ؟

00:37:32.870 --> 00:37:34.778
. من خودم اين کارو از طرف هردومون انجام ميدم

00:37:36.039 --> 00:37:39.454
بعداز من تکرارکنيد ؛
. . من ؛ " ويتني کانوي السورث " ؛

00:37:40.169 --> 00:37:43.537
. . من ؛ " ويتني کانوي السورث " ؛

00:37:43.880 --> 00:37:46.631
متعهد به عشق ورزيدن
. .  گرامي داشتن و محافظت از همسرم ميشوم

00:37:46.842 --> 00:37:49.510
متعهد به عشق ورزيدن
. .  گرامي داشتن و محافظت از همسرم ميشوم

00:37:49.594 --> 00:37:53.673
تا زمانيکه مرگ ؛ آنگونه که خداوند مقدر کرده . .
. . ما را از يکديگر جدا نمايد

00:37:54.516 --> 00:37:58.762
تا زمانيکه مرگ ؛ آنگونه که خداوند مقدر کرده . .
. . ما را از يکديگر جدا نمايد

00:37:59.104 --> 00:38:02.057
. و دراين جهت ؛ دربرابر شما متعهد ميشوم . .

00:38:02.273 --> 00:38:05.107
. و دراين جهت ؛ دربرابر شما متعهد ميشوم . .

00:38:06.987 --> 00:38:10.900
بعداز من تکرار کنيد ؛
. . من ؛ " آلما راسل گرت " ؛

00:38:12.993 --> 00:38:15.862
. . من ؛ " آلما راسل گرت " ؛

00:38:16.162 --> 00:38:18.652
متعهد به عشق ورزيدن ؛ گرامي داشتن ؛
. . و اطاعت از شوهرم ميشوم

00:38:18.748 --> 00:38:21.701
متعهد به عشق ورزيدن ؛ گرامي داشتن ؛
. . و اطاعت از شوهرم ميشوم

00:38:21.792 --> 00:38:25.456
تا زمانيکه مرگ ؛ آنگونه که خداوند مقدر کرده . .
. . ما را از يکديگر جدا نمايد

00:38:25.547 --> 00:38:28.915
تا زمانيکه مرگ ؛ آنگونه که خداوند مقدر کرده . .
. . ما را از يکديگر جدا نمايد

00:38:29.008 --> 00:38:31.759
. و دراين جهت ؛ دربرابر شما متعهد ميشوم . .

00:38:31.844 --> 00:38:34.678
. و دراين جهت ؛ دربرابر شما متعهد ميشوم . .

00:38:35.764 --> 00:38:37.138
حلقه ؟

00:38:43.606 --> 00:38:45.847
. با اين حلقه تو را به ازدواج خودم درمياورم

00:38:48.068 --> 00:38:50.439
. با اين حلقه تو را به ازدواج خودم درمياورم

00:38:51.572 --> 00:38:55.948
آنها که خداوند ايشان را به يکديگر پيوند مي دهد ؛
. باشد که هيچ بشري نتواند بينشان جدايي افکند

00:38:56.743 --> 00:38:59.612
. . از آنجاييکه " آلما " و " ويتني " ؛

00:38:59.705 --> 00:39:02.409
. . با پيوند مقدس ازدواج با يکديگر پيوند خورده اند . .

00:39:02.499 --> 00:39:06.330
. . و خداوند و اين جمع براين پيمان شاهد بوده اند . .

00:39:06.544 --> 00:39:11.288
و با توجه به اين که دربرابر يکديگر تعهد نموده اند
. . و به آن شاهدات داده اند

00:39:12.050 --> 00:39:16.925
و نيز دوباره همان تعهدات را موقع رد و بدل کردنِ
. . حلقه و دست در دست همديگر گذاشتن تکرار کرده اند

00:39:17.639 --> 00:39:20.722
. حالا ؛ شما را زن و شوهر اعلام مينمايم . .

00:39:34.697 --> 00:39:36.902
. . از همگي دعوت ميکنيم

00:39:36.991 --> 00:39:41.866
. براي وليمه و رقص در خيابان بهمون ملحق بشين . .

00:40:01.014 --> 00:40:02.211
! لعنتي

00:40:03.851 --> 00:40:06.637
چي اينقدر خنده داره . . جن " ؟ -
. هيچي -

00:40:13.693 --> 00:40:18.105
به کي واسه خودت داري دستور ميدي " وو " ؟
. تو فقط باعث شدي همگي مديون بشيم

00:40:22.035 --> 00:40:23.658
! بخاطر خدا

00:40:23.745 --> 00:40:26.911
من که يه ذره هم توي اين ماجرا تقصير نداشتم
. اما اينطوري بايد به اندازه ي بقيه جوابگو باشم

00:40:27.248 --> 00:40:28.492
. " سويرجن "

00:40:28.583 --> 00:40:30.621
اگه برم ازش بپرسم
. اجازه ي استفاده از اينو نميده

00:40:30.710 --> 00:40:31.989
! " سويرجن "

00:40:44.932 --> 00:40:46.970
ميخواي ماسک هامونو عوض کنيم ؟

00:41:01.198 --> 00:41:05.029
چيو داري بِروبِر نگاه ميکني ؟ -
! تو رو که نگاه نميکردم -

00:41:17.798 --> 00:41:20.833
آقاي " السورث " ؛
ببينم ؛ درمورد دستکِش ها درست گفته بودم ؟

00:41:29.893 --> 00:41:32.846
آخرين پرداخت ؛
. . بطور کامل خدمتِ شما آقاي " توليور " ؛

00:41:33.105 --> 00:41:37.102
. بابت تمام خدماتي که بهم ارائه کردين . .

00:41:37.609 --> 00:41:41.902
خدا شاهده که بهتون خدمات زيادي
. . ارئه کردم آقاي " هرست " ؛

00:41:42.864 --> 00:41:46.113
و همينطور هم خداوند بر جايزه اي که  . .
.  واقعا بابت اون خدمات شايستمِه هم شاهده

00:41:48.410 --> 00:41:52.573
ببينم ؛ کسي داره تو گوشم نجوا ميکنه ؟

00:41:53.875 --> 00:41:57.290
. . جورج هرست " ؛ جايزه ي عادلانه ي " ساي " ؛ "

00:41:58.171 --> 00:42:02.417
اينه که براي هر زميني که براي خريدش کمکِت کرده
. بايستي 5 درصد شريکِش کني

00:42:03.884 --> 00:42:08.841
ساي " ؛ چونکه من بعضي وقتا "
. . جاهاي ديگه اي مشغولم و نميتونم پيشت باشم

00:42:09.223 --> 00:42:13.006
وسايل احتياطي خاص خودتو بکار بگير
. و با انصاف با آدما رفتار کن

00:42:13.436 --> 00:42:18.346
و اگه " جورج " خواست بر عليهِت رفتار کنه
. اونوقت نامه ي " ولکات " رو منتشر کن

00:42:20.526 --> 00:42:22.316
. بهم بگو کدوم نامه رو داري ميگي

00:42:23.779 --> 00:42:27.361
جورج " داره ازم سئوال ميکنه "
. که منظورم کدوم نامه اس ؛ خدا

00:42:31.537 --> 00:42:36.198
همون نامه اي که تو ؛ " ساي " ؛ "
. . قبل از اينکه جسد اون فاحشه ها رو گم و گور کني

00:42:36.291 --> 00:42:38.199
. . اون زمين شناسِ قاتلو مجبور به نوشتنِش کردي . .

00:42:38.293 --> 00:42:42.124
هموني که يه بار بهت گفته بود . .
. " که « جورج » ؛ در جريان عاداتِش هست

00:42:45.842 --> 00:42:48.510
آيا در معرض ديدِ عموم قرار گرفتن
و نقل مجالس شدن ؛ آزارتون ميده ؟

00:42:49.095 --> 00:42:51.881
. البته خب بعضيا هستن که براشون مهم نيس
. اصلا بعضيا عاشق اينن که همه جا حرفشون باشه

00:42:52.724 --> 00:42:56.935
. اما نميدونم آيا شما هم جزو اون دسته هستين يا نه -
. اينقدر دستِتونو به طرف نگيريد آقاي محترم -

00:42:57.771 --> 00:43:01.269
من قصد صدمه زدن به شما رو ندارم
. اما نميتونم از جانب کاپيتان " ترنر " هم همچين قولي بدم

00:43:04.444 --> 00:43:07.397
. " دستِتو بيار پايين ؛ ساي "
. باشه . . هرکاري بگي ميگنم خدا

00:43:10.867 --> 00:43:15.160
وقتي داستان واقعيت داشته باشه ؛ حتي اگه
. روزنامه ها رو هم بخري فايده اي بحالت نداره

00:43:15.246 --> 00:43:17.237
. . وقتي همچين داستاني منتشر بشه . .

00:43:17.331 --> 00:43:20.699
که مردي مثل تو رو  . .
. . به زمين شناس داغوني مثل اون مرتبط ميکنه

00:43:20.793 --> 00:43:25.169
و وقتي اجساد اون فاحشه هاي بدبخت . .
. . که گردنِشون گوش تا گوش بُريده

00:43:25.256 --> 00:43:27.876
و همينطور همه ي اعضاي جنسيشون هم . .
. بُريده شده ؛ ديگه نميشه کاريش کرد

00:43:28.300 --> 00:43:29.841
حالا چي ميشه " خدا " ؟

00:43:31.220 --> 00:43:32.879
اگه تو باشي ؛ همچين کاري
با اين بدبخت ميکني ؟

00:43:32.971 --> 00:43:35.046
! تو هم عجب فکرايي تو سرِ آدم ميندازيا

00:43:35.599 --> 00:43:38.931
خدا ميگه ؛
. همچين داستاني اگه پخش بشه ؛ باور پذيره

00:43:41.938 --> 00:43:47.062
پنج درصد ؛ بهرحال ظاهرا همچين سهمي ميتونه
. کاري کنه آدم خودشو کنترل کنه و داستانو پخش نکنه

00:44:04.336 --> 00:44:07.668
اول از همه چيز ميخوام بدونم اينه که
. از " ولکات " بپرسي آيا اساسا نامه اي وجود داره يا نه

00:44:29.402 --> 00:44:32.437
اينگار تو حرف زدن کم نمياري و هرچي بگي
بازم حرف براي گفتن داري ؛ درسته ؟

00:44:33.113 --> 00:44:36.029
. تو جنگل پيداش کردم
. تنها چيزي که ميگفت " متاسفم " بود

00:44:41.080 --> 00:44:43.486
اولين باري که با " اندي " آشنا شدم
. تنها چيزي که ميتونست بگه " معامله " بود

00:46:30.687 --> 00:46:33.853
دِيوي " ؛ "
. به " مريک " بگو چاپو شروع کنه

00:46:44.492 --> 00:46:49.153
وسط اين انتخاباتمون هم
. چقدر داستان پيش اومده ها

00:46:49.496 --> 00:46:53.244
مثلا آيا اعليحضرتِمون مست ميکنه و سکس ميکنه
. . يا اينکه با کير شق شده چندين مايل

00:46:53.333 --> 00:46:56.368
ميفته دنبال اون بيوه که بلکه . .
يه راهي به " چشمه ي خوش آب و رنگِش " پيدا کنه ؟

00:46:57.713 --> 00:47:00.381
يا مثلا چه کسي قراره
پرچمدار محلي ها بشه ؟

00:47:40.087 --> 00:47:43.669
بيشتر آدما " اندي " ؛ بمحض اينکه
. . با خودشون طاعون به اردوگاه ميارن

00:47:43.758 --> 00:47:45.334
. از اينجا بيرون ميرن و گورِشونو گم ميکنن . .

00:47:45.426 --> 00:47:49.008
! اما اينگار تو اينطوري نيستي
! نخير ؛ قصدِت اينه که با کتاب مقدس جنده هامو دودِل کني

00:47:49.472 --> 00:47:51.594
. " کسي نميتونه خدارو مسخره کنه " ساي

00:47:52.474 --> 00:47:55.889
تو براي همه ي مناسبت ها ؛ بالاخره يه جور
! طاعون يا بيماري واگيردار ديگه اي داري

00:47:56.479 --> 00:47:59.562
! کسي نميتونه خدارو مسخره کنه مادرجنده

00:48:06.738 --> 00:48:09.310
! بهم چاقو زد

00:48:09.408 --> 00:48:11.150
. برو بهش برس عزيزم

00:48:12.786 --> 00:48:14.861
. من ؛ بمير نيستم

00:48:17.624 --> 00:48:19.662
. نذار بميرم

00:49:30.779 --> 00:49:32.735
! خوش اومدي عوضي

00:49:33.699 --> 00:49:35.737
. " خانم " استابس -
. " آقاي " آتر -

00:49:38.912 --> 00:49:42.529
اونا ميرقصن رئيس ؛
. . اما تعدادي زيادي

00:49:43.249 --> 00:49:47.293
مثل من و شما هستن که خونه هاشون . .
. عشق و آرامش منتظرشونه

00:49:55.261 --> 00:49:57.929
. بدون اينکه مايه ي رنجش و صدمه ديدن باشه

00:49:58.640 --> 00:50:01.308
. فکر نکن جلومون مقاومتي کردن

00:50:01.392 --> 00:50:03.514
. اميدوارم اينطوري نباشه

00:50:05.939 --> 00:50:07.266
اين يارو چطور جنگيد ؟

00:50:07.356 --> 00:50:10.558
آقاي " وو " خيلي خوب و درجه يک
. جنگيدن

00:50:11.152 --> 00:50:12.265
لي " ؟ "

00:50:12.820 --> 00:50:14.942
! . . مادرجنده ي " سانفرانسيسکو"ـيي

00:50:15.864 --> 00:50:17.654
. آفرين افراد

00:50:18.117 --> 00:50:21.865
. " و همينطور آفرين " آدامز
. امروز در داخل و خارج از اينجا کارت فوق العاده بود

00:50:22.412 --> 00:50:24.035
. ممنون ؛ تشکر

00:50:24.123 --> 00:50:25.865
. جونمو اونجا ؛ تويِ اون کوچه نجات دادي

00:50:25.958 --> 00:50:28.115
! يا مسيح -
. آدامزِ" لعنتي " -

00:50:32.548 --> 00:50:35.501
! " سويرنجن " -
. " خيلي خب " وو -

00:50:44.142 --> 00:50:46.762
! " وو آمريکا "

00:50:47.228 --> 00:50:50.347
. اون کار ؛ حسابي به " آمريکا " نزديکت ميکنه

00:51:08.166 --> 00:51:12.079
! انتخابات
! انتخابات داره شروع ميشه

00:51:12.294 --> 00:51:16.670
حاکم منطقه اي
! با اجراي انتخابات محلي موافقت کرده

00:51:16.758 --> 00:51:18.334
! موعدِ انتخابات داره فرا ميرسه

00:51:27.476 --> 00:51:30.476
تو خونه اي چيزي براي برگشتن نداري ؟

00:52:44.593 --> 00:52:47.427
. فکر کنم اين کاملا حقِت باشه

00:52:49.015 --> 00:52:51.635
. هي ؛ هنوز رقصيدنمون تموم نشده ها

00:52:51.636 --> 00:53:06.636
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:53:06.637 --> 00:53:16.637
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.