﻿WEBVTT

00:00:00.026 --> 00:00:01.126
<c.yellow>‫آنچه گذشت...</c>

00:00:01.150 --> 00:00:02.110
چی فکرت رو مشغول کرده؟

00:00:02.570 --> 00:00:04.480
‫یه کتابی که پدربزرگم نوشته

00:00:06.730 --> 00:00:08.070
‫مادرم، تمام عمرش

00:00:08.150 --> 00:00:09.940
‫فکر می‌کرد اون یه مردِ شگفت‌انگیزه

00:00:10.190 --> 00:00:11.780
‫معلوم میشه اینطور نیست

00:00:14.530 --> 00:00:15.780
‫فکر می‌کنی تو مثلِ اونی؟

00:00:15.980 --> 00:00:18.020
‫پدربزرگت به برادرش خیانت کرد

00:00:18.110 --> 00:00:20.070
‫- نه! نه!
‫- دارید بهش صدمه می‌زنید

00:00:20.360 --> 00:00:21.400
‫اون نفرین شده،

00:00:21.480 --> 00:00:22.820
‫همه‌مون نفرین شدیم

00:00:23.530 --> 00:00:24.980
‫این پسر بچه رو لوس نکن

00:00:25.730 --> 00:00:27.230
‫پدرِ واقعیم زنده‌ست؟

00:00:29.900 --> 00:00:31.820
‫وقتی دزدکی می‌رفت تو اتاق برادرت
‫مچش رو گرفتم

00:00:32.320 --> 00:00:34.820
‫می‌خوام تا آخر هفته برادرم
‫از اونجا بیاد بیرون

00:00:35.980 --> 00:00:38.150
‫همه فکر می‌کنن رفتنش با تو اشتباهه

00:00:38.690 --> 00:00:40.190
‫من برادرم رو ول نمی‌کنم

00:00:48.026 --> 00:00:58.026
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:16.110 --> 00:01:18.020
‫هی، می‌دونی چیه؟ چند ماه دیگه برمی‌گردیم

00:01:18.110 --> 00:01:21.190
‫و میریم بالای تپه تمشک می‌چینیم. یادته؟

00:01:22.320 --> 00:01:24.570
‫برگ‌های درخت تمشک سمّی هستن

00:01:25.360 --> 00:01:28.440
‫وقتی تو بیمارستان بودم آسیابش می‌کردن
‫و می‌ریختنش تو چاییم

00:01:28.530 --> 00:01:30.190
‫اونجا سعی داشتن من رو بکشن

00:01:31.900 --> 00:01:33.980
‫اونا سمّی نیستن، رفیق

00:01:45.690 --> 00:01:46.980
‫وای

00:01:47.530 --> 00:01:49.980
‫تمام این شاه‌بلوط‌های کوتوله

00:01:51.190 --> 00:01:53.230
‫نگاهشون کن، توماس

00:01:54.230 --> 00:01:56.730
‫درست مثل وقتی هستن که بچه بودیم، درسته؟

00:01:56.820 --> 00:01:58.650
‫انگار همیشه غول‌پیکر بودن،

00:01:58.730 --> 00:02:00.360
‫حتی وقتی بچه بودیم

00:02:09.190 --> 00:02:10.570
‫اون رو یادته؟

00:02:12.570 --> 00:02:14.400
‫پنی آن درینکواتر

00:02:20.820 --> 00:02:22.570
‫هی، تو...

00:02:23.020 --> 00:02:25.530
‫وقتی اونجا بودی برادرش رو زیاد می‌دیدی؟

00:02:27.150 --> 00:02:28.900
‫کجا؟

00:02:28.980 --> 00:02:31.400
‫تو هَچ. نظافت‌چی

00:02:32.570 --> 00:02:34.570
‫رالف درینکواتر

00:02:41.940 --> 00:02:43.940
‫یادته، گفتی یه بار اون رو دیدی؟

00:02:59.940 --> 00:03:01.570
‫می‌خوای فالز رو ببینی؟

00:03:29.480 --> 00:03:31.480
‫یه مکانِ مقدس

00:03:32.820 --> 00:03:34.360
‫چی؟

00:03:34.650 --> 00:03:36.480
‫گفتم اینجا یه مکانِ مقدسه

00:03:42.480 --> 00:03:44.150
‫به خدا اعتقاد داری؟

00:03:47.530 --> 00:03:48.980
‫ای کاش داشتم، مرد

00:03:53.400 --> 00:03:56.610
‫عیسی مسیح ناجیِ توئه، دومنیک

00:03:58.020 --> 00:04:00.690
‫اون دوستت داره، تو رو می‌بخشه

00:04:02.150 --> 00:04:03.650
‫می‌دونم

00:04:15.190 --> 00:04:19.690
‫می‌دونی، یه بار یه نفر بهم گفت
‫که این... این رود زندگیه

00:04:23.530 --> 00:04:27.480
‫و تنها کاری که می‌کنه جاری شدن
‫از گذشته به آینده‌ست

00:04:30.530 --> 00:04:35.480
‫و در حالی که جریان داره
‫از کنارمون عبور می‌کنه

00:05:07.190 --> 00:05:08.900
‫بیا بریم تو آب

00:05:11.150 --> 00:05:13.900
‫نه، نه، زیادی سرده. یالا، بیا بریم

00:05:13.980 --> 00:05:16.070
‫وقتی گرم شد برت می‌گردونم

00:05:16.150 --> 00:05:19.400
‫تو بهار، وقتی برگِ بوها شکوفه می‌زنن

00:05:19.900 --> 00:05:22.610
‫قدم می‌زنیم. یالا، گرسنته؟

00:05:22.690 --> 00:05:25.270
‫من گرسنمه. بیا بریم یکم غذا بخوریم

00:05:53.600 --> 00:05:57.000
<c.yellow>‫« شرح حال دومنیکو اونافریو تمپستا،
‫بزرگ مردی از طبقه‌ی فرودست »</c>

00:05:59.570 --> 00:06:01.440
‫کونِ لقت، بابابزرگ

00:06:06.270 --> 00:06:07.940
‫خیلی خب. عالیه

00:06:10.440 --> 00:06:12.650
‫حاضری، رفیق؟ بیا ببریمت...

00:06:13.110 --> 00:06:15.270
‫یه پیژامه تنت کنیم، باشه؟

00:06:16.900 --> 00:06:18.570
‫دستات رو ببر بالا

00:06:23.820 --> 00:06:26.820
‫خیلی خب، پسر. یه دستی بهم بده

00:06:27.320 --> 00:06:29.400
‫قصد بازی با کلمات ندارم

00:06:32.980 --> 00:06:34.320
‫خیلی خب

00:06:34.860 --> 00:06:35.730
‫ممنون

00:06:35.820 --> 00:06:37.980
‫ممنون که ازم مراقبت می‌کنی

00:06:39.940 --> 00:06:41.190
‫آره

00:06:41.270 --> 00:06:42.570
‫ممنون

00:06:46.690 --> 00:06:48.360
‫دراز بکش، رفیق

00:06:59.530 --> 00:07:01.530
‫بگیر تخت بخواب

00:07:04.320 --> 00:07:05.690
‫چیزی لازم داری؟

00:07:07.270 --> 00:07:09.900
‫- آب
‫- یکم آب؟

00:07:10.320 --> 00:07:11.690
‫باشه

00:07:32.610 --> 00:07:33.900
‫هی، رفیق

00:07:35.400 --> 00:07:37.070
‫رفیق، برات آب آوردم

00:08:37.860 --> 00:08:39.110
‫توماس؟

00:08:43.440 --> 00:08:44.650
‫هی، توماس؟

00:08:55.980 --> 00:08:57.150
‫هی، توماس؟

00:09:02.820 --> 00:09:05.270
‫توماس؟

00:09:12.270 --> 00:09:13.440
‫توماس؟

00:09:17.400 --> 00:09:18.860
‫توماس؟

00:09:26.860 --> 00:09:28.150
‫توماس؟

00:09:29.110 --> 00:09:30.400
‫لعنتی

00:09:30.480 --> 00:09:31.610
‫توماس

00:09:35.530 --> 00:09:37.150
‫توماس

00:09:40.020 --> 00:09:41.190
‫توماس!

00:09:46.270 --> 00:09:47.530
‫توماس!

00:09:54.690 --> 00:09:56.150
‫توماس!

00:10:02.020 --> 00:10:03.650
‫در مورد یه فرد گمشده تماس گرفته بودید

00:10:03.730 --> 00:10:05.780
‫- بله، برادرم
‫- اومدیم کمک کنیم

00:10:05.860 --> 00:10:07.070
‫ایشون کیه؟ برادرتونه؟

00:10:07.150 --> 00:10:10.480
‫- نه، نه، اون پدرمه. ناپدریمه
‫- اون کدوم گوریه؟ کجاست؟

00:10:10.570 --> 00:10:12.320
‫اون گمشده، ولی ما پیداش می‌کنیم

00:10:12.400 --> 00:10:13.820
‫ما میریم اون بیرون و دنبالش می‌گردیم

00:10:13.900 --> 00:10:15.360
‫- کِی قراره این کارو بکنید؟
‫- ما پیداش می‌کنیم

00:10:15.440 --> 00:10:18.230
‫جای خاصی هست که دوست داره بره

00:10:20.820 --> 00:10:22.150
‫آره، آبشارِ فالز

00:10:31.190 --> 00:10:34.570
‫خدایا. خدای من

00:10:42.150 --> 00:10:43.530
‫توماس!

00:10:46.320 --> 00:10:47.440
‫توماس!

00:10:50.070 --> 00:10:51.400
‫تامی!

00:10:52.980 --> 00:10:54.530
‫توماس!

00:10:55.400 --> 00:10:57.110
‫توماس!

00:10:58.480 --> 00:10:59.900
‫بیا بیرون!

00:11:00.610 --> 00:11:03.940
‫تامی! تامی!

00:11:06.190 --> 00:11:07.440
‫تامی!

00:11:29.762 --> 00:11:38.704
« زیرنویس از سینا صداقت »
<c.color1E90FF>.: SinCities :.</c>

00:11:41.124 --> 00:11:47.124
دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
<c.red>.: T.me/SubSin :.</c>

00:13:03.020 --> 00:13:05.150
‫تو آبِ عمیق،

00:13:05.230 --> 00:13:07.780
‫تو چالابِ عمیق آبشار،

00:13:09.530 --> 00:13:11.440
‫پیداش کردن

00:13:11.530 --> 00:13:16.610
‫گفتن ساعت‌ها زیرِ نیروی
‫جریان آب گیر افتاده بود

00:13:18.110 --> 00:13:21.400
‫سنگ‌ها بدجوری درب و داغونش کرده بودن

00:13:21.480 --> 00:13:25.690
‫رِی بهم گفت سراسر صورتش
‫پر از زخم و خراش بود

00:13:25.780 --> 00:13:28.780
‫اون کسی بود که رفت جسد رو شناسایی کرد

00:13:28.860 --> 00:13:30.230
‫یه چیزی پیدا کردم

00:13:30.320 --> 00:13:32.610
‫علتِ مرگش رو حادثه اعلام کردن

00:13:40.270 --> 00:13:42.480
‫قبل از این که مقدماتِ
‫خاکسپاری رو شروع کنم،

00:13:42.570 --> 00:13:45.360
‫می‌خوام اطلاعاتی برای گواهیِ فوت جمع کنم

00:13:45.440 --> 00:13:47.900
‫پس اسمش رو توماس بردزی می‌نویسم

00:13:49.110 --> 00:13:50.780
‫تاریخ تولدش؟

00:13:51.230 --> 00:13:53.570
‫‏31 دسامبر، 1949

00:13:53.650 --> 00:13:56.440
‫سابقه‌ی خدمت تو نیروهای مسلح داشت؟

00:13:56.530 --> 00:13:58.230
‫- نه
‫- بسیار خب

00:14:00.400 --> 00:14:02.440
‫بالاترین سطح تحصیلات

00:14:03.230 --> 00:14:05.650
‫کلاس دوازدهم. یه سال هم دانشگاه رفته بود

00:14:05.730 --> 00:14:07.650
‫باشه، پس کمی تحصیلاتِ دانشگاهی

00:14:09.440 --> 00:14:11.150
‫و وضعیتِ تأهلش؟

00:14:11.230 --> 00:14:13.650
‫هیچی. مجرد بود

00:14:13.730 --> 00:14:16.570
‫مجرد بود. هرگز ازدواج نکرد. باشه

00:14:16.650 --> 00:14:19.020
‫خب، شغلِ توماس چی بود؟

00:14:19.110 --> 00:14:21.860
‫- اون کار نمی‌کرد
‫- خب، اون یه شغلی داشت

00:14:21.940 --> 00:14:25.530
‫یه شغل کوچولو داشت.
‫ولی هر از گاهی می‌رفت و میومد

00:14:25.610 --> 00:14:27.940
‫هر از گاهی تو بیمارستان‌های
‫دولتی بستری می‌شد،

00:14:29.150 --> 00:14:31.730
‫بیمارستان‌های روانی، ولی یه...

00:14:31.820 --> 00:14:33.570
‫یه دکه‌ی قهوه فروشی داشت

00:14:33.650 --> 00:14:36.400
‫باشه، پس چطوره بنویسم "از کار افتاده"

00:14:36.480 --> 00:14:39.190
‫- بله، اشکالی نداره
‫- واقعاً؟ باشه

00:14:39.900 --> 00:14:44.440
‫حله، و اسم کوچیکِ پدرش رو می‌خوام

00:14:44.940 --> 00:14:46.530
‫این رو نمی‌دونیم

00:14:47.480 --> 00:14:50.650
‫- آره، ما نمی‌دونیم پدرش کیه
‫- می‌نویسم گمنام

00:14:50.730 --> 00:14:52.360
‫- اوهوم
‫- باشه

00:14:58.530 --> 00:15:00.320
‫شما با رالف درینکواتر تماس گرفتید،

00:15:00.400 --> 00:15:02.730
‫فلوت‌زن آیینیِ قبیله‌ی وکوئاناک

00:15:03.940 --> 00:15:07.320
‫سلام رالف، دومنیک بردزی هستم

00:15:07.610 --> 00:15:09.360
‫فقط زنگ زدم...

00:15:11.070 --> 00:15:13.270
‫بهت خبر بدم این هفته مجلسِ ختم برادرمه

00:15:13.360 --> 00:15:18.690
‫پنجشنه، ساعت 11 تو گورستان خیابانِ بازول

00:15:19.230 --> 00:15:22.860
‫قراره یه نیایش 20 دقیقه‌ای باشه

00:15:23.860 --> 00:15:25.820
‫اگه نمی‌رسی بیای هم خیلی مهم نیست

00:15:27.530 --> 00:15:29.020
‫ممنون، رالف

00:15:41.690 --> 00:15:43.730
‫الو؟

00:15:45.530 --> 00:15:47.150
‫دس؟

00:15:49.690 --> 00:15:51.230
‫اوه، دومنیک

00:15:51.980 --> 00:15:54.570
‫خدای من. خیلی متأسفم

00:15:55.570 --> 00:15:57.020
‫خوبی؟

00:15:57.940 --> 00:16:01.110
‫آره، فقط می‌خواستم تو رو به...

00:16:01.730 --> 00:16:03.190
‫ختمش دعوت کنم

00:16:04.070 --> 00:16:07.780
‫من... خواهرم قبلاً بهم گفت

00:16:07.860 --> 00:16:10.320
‫البته به هر حال می‌خواستم...

00:16:10.400 --> 00:16:12.070
‫برای مجلسش بیام

00:16:13.440 --> 00:16:14.570
‫مرسی

00:16:16.530 --> 00:16:19.360
‫- دومنیک؟
‫- بله؟

00:16:24.980 --> 00:16:26.020
‫می‌دونم...

00:16:27.730 --> 00:16:31.190
‫که تو کل عمرت رو صرفِ
‫تلاش برای نجات دادنش کردی

00:16:31.730 --> 00:16:33.270
‫و شکست خوردم

00:16:36.070 --> 00:16:37.940
‫تقصیرِ تو نبود، دومنیک

00:16:38.020 --> 00:16:39.530
‫آره، تقصیرِ کی بود؟

00:16:39.610 --> 00:16:42.440
‫هیچکس. تو نمی‌تونستی نجاتش بدی

00:16:44.270 --> 00:16:45.610
‫هیچکس نمی‌تونست

00:16:47.150 --> 00:16:49.440
‫تو برادرِ شگفت انگیزی براش بود

00:16:50.610 --> 00:16:54.150
‫اون می‌دونه چقدر دوستش داری

00:16:54.820 --> 00:16:56.320
‫باشه، مرسی

00:16:57.570 --> 00:16:58.940
‫دومنیک

00:16:59.940 --> 00:17:03.230
‫لطفاً به خودت سخت نگیر، باشه؟

00:17:03.320 --> 00:17:04.940
‫باشه

00:17:05.020 --> 00:17:07.020
‫تو مراسم می‌بینمت

00:17:07.110 --> 00:17:08.400
‫باشه، خدافظ

00:17:15.150 --> 00:17:19.940
‫"تا خداوند شُبانِ من است.
‫چیزِ دیگری نمی‌خواهم.

00:17:20.020 --> 00:17:22.690
‫او مرا وادار می‌کند در مراتع
‫سبز استراحت کنم.

00:17:23.820 --> 00:17:26.320
‫مرا از کنارِ آب‌های آرام هدایت می‌کند.

00:17:27.320 --> 00:17:29.900
‫او روحم را احیا می‌کند.

00:17:29.980 --> 00:17:35.020
‫او مرا در سایه‌ی نامش در مسیرِ
‫درست هدایت می‌کند.

00:17:35.110 --> 00:17:37.780
‫گرچه از دره‌ی سایه‌ی مرگ عبور کنم.

00:17:37.860 --> 00:17:42.610
‫از هیچ شیطانی نمی‌ترسم،
‫چون تو با من هستی.

00:17:42.690 --> 00:17:45.150
‫چوب و عصایت موجبِ آرامش من هستند.

00:17:46.400 --> 00:17:50.900
‫در حضور دشمنانم خوراکی برایم آماده می‌کنی.

00:17:50.980 --> 00:17:55.150
‫سرم را با روغن مسح می‌کنی،
‫و جامم لبریز می‌شود.

00:17:56.110 --> 00:17:59.780
‫حتماً خیر و رحمت در تمام روزهای
‫عمرم همراهم خواهند بود."

00:17:59.860 --> 00:18:00.940
‫دسا میاد؟

00:18:01.020 --> 00:18:02.610
‫آره، باهاش حرف زدم

00:18:02.690 --> 00:18:04.150
‫فکر کنم فقط دیر کرده

00:18:05.070 --> 00:18:08.190
‫- ...تا ابد. آمین
‫- آمین

00:18:09.650 --> 00:18:12.440
‫من شانسِ این رو نداشتم
‫که توماس رو بشناسم

00:18:12.860 --> 00:18:16.980
‫ولی خیلی از شما خاطراتِ خودتون
‫از توماس رو باهام در میون گذاشتید

00:18:17.480 --> 00:18:20.190
‫اون زندگی خیلی از افرادی

00:18:20.690 --> 00:18:25.400
‫که امروز اینجا هستن رو به طرقِ
‫مختلفی تحتِ تأثیر قرار داد

00:18:26.860 --> 00:18:29.650
‫از دومنیک، برادرش،

00:18:31.020 --> 00:18:32.480
‫دوقلوش

00:18:33.020 --> 00:18:37.610
‫خب، حتماً تو و توماس به بهترین نحوی که

00:18:39.150 --> 00:18:44.570
‫دو نفر می‌تونن هم رو بشناسن،
‫همدیگه رو می‌شناختید

00:18:45.860 --> 00:18:49.230
‫می‌دونم که در طول تمام رنج‌ها و مشکلاتش،

00:18:50.230 --> 00:18:51.570
‫تو سنگِ صبورش بودی

00:18:53.270 --> 00:18:56.230
‫تو مدافعش بودی، مگه نه؟

00:18:57.190 --> 00:18:58.440
‫برعکسِ قابیل

00:18:59.360 --> 00:19:01.440
‫اون برادرش هابیل رو کشت

00:19:01.860 --> 00:19:03.570
‫تو از برادرت دفاع کردی

00:19:04.480 --> 00:19:08.530
‫و به عنوانِ متولی برادرت در یادها می‌مونی

00:19:10.230 --> 00:19:12.020
‫ناپدریت، ری،

00:19:12.820 --> 00:19:17.230
‫اولین بار وقتی توماس و برادرش
‫دومنیک رو دید که پسربچه بودن

00:19:17.860 --> 00:19:20.110
‫و ری به این بچه‌ها نگاه کرد،

00:19:21.320 --> 00:19:23.480
‫و بعدش به مادرِ مجردی نگاه کرد

00:19:23.570 --> 00:19:25.230
‫که داشت بزرگشون می‌کرد،

00:19:25.320 --> 00:19:28.900
‫و حتماً رِی با خودش گفته،
‫"خدای من، چطور قراره از پسش بربیام؟"

00:19:31.650 --> 00:19:34.480
‫و بعدش خدا صداش رو شنید،
‫و جوابش رو داد

00:19:35.110 --> 00:19:39.900
‫و گفت "رِی، این چالش رو قبول کن
‫و نهایتِ تلاشت رو بکن"

00:19:41.980 --> 00:19:45.110
‫و با این اتفاق، رِی، تو مسئولیتِ

00:19:45.190 --> 00:19:49.820
‫بزرگ کردنِ اون دو پسربچه رو قبول کردی،

00:19:50.440 --> 00:19:52.940
‫و در یک لحظه، پدرشون شدی

00:19:53.900 --> 00:19:57.730
‫به مدت 41 سال، رِی پدرِ توماس بود

00:19:59.940 --> 00:20:01.820
‫و بیاید فراموش نکنیم

00:20:02.570 --> 00:20:05.190
‫مادرِ توماس، کانستینا

00:20:05.270 --> 00:20:08.480
‫دوستاش به اسمِ کانی می‌شناختنش،
‫ولی توماس،

00:20:08.570 --> 00:20:11.230
‫فقط "مامان" صداش می‌کرد

00:20:11.320 --> 00:20:12.940
‫یالا، توماس

00:20:13.020 --> 00:20:17.570
‫اوه، آقا خرگوشه. وقتشه

00:20:17.650 --> 00:20:19.530
‫- توماس و مامان...
‫- جستان و خیزان، جستان و خیزان

00:20:19.610 --> 00:20:21.190
‫بیشتر از یه مادر و پسر بودن

00:20:21.270 --> 00:20:23.650
‫اونا ارتباط خیلی خاصی داشتن

00:20:23.730 --> 00:20:25.360
‫یالا، بیا بریم

00:20:25.940 --> 00:20:29.440
‫به اون ژله دست نزن، هان؟
‫اون برای بعد از شامه

00:20:30.360 --> 00:20:32.270
‫اگه بابات اومد خونه بهم خبر بده، باشه؟

00:20:32.360 --> 00:20:34.440
‫بیا بریم، آقا خرگوشه

00:20:34.530 --> 00:20:37.270
‫و مردم می‌گفتن اونا مثلِ سیبی بودن
‫که از وسط نصف شده

00:20:37.360 --> 00:20:38.730
‫واقعاً بهترین دوستِ هم بودن

00:20:38.820 --> 00:20:41.110
‫مگه نه؟ دومنیک؟

00:20:42.860 --> 00:20:44.320
‫رِی؟

00:20:45.360 --> 00:20:49.190
‫مطمئنم که همه می‌تونیم کمی به آرامش برسیم

00:20:49.980 --> 00:20:52.400
‫با دونستن این که توماس و مامانش

00:20:52.860 --> 00:20:59.730
‫حالا تو یه جای خیلی خیلی
‫ویژه دوباره به هم رسیدن

00:21:00.610 --> 00:21:04.530
‫اونا الان تو بهشت چیکار می‌کنن؟

00:21:06.190 --> 00:21:08.360
‫شاید دارن یه بازی خاص می‌کنن

00:21:08.860 --> 00:21:10.690
‫اونا دوست دارن باهم بازی کنن

00:21:20.940 --> 00:21:25.020
‫می‌ذارم این حرف رو در نظر بگیرید
‫و بهش فکر کنید

00:21:25.320 --> 00:21:33.440
‫وقتی که پسرمون... برادرمون
‫و دوست‌مون رو به یاد میاریم

00:21:35.690 --> 00:21:36.860
‫توماس

00:21:40.650 --> 00:21:42.980
‫پروردگارا به او آرامشِ ابدی عطا فرما

00:21:43.070 --> 00:21:46.610
‫و به امید این که نورِ همیشگی به او بتابد

00:21:46.690 --> 00:21:51.480
‫به امید این که روحِ او و تمام
‫ارواح مؤمنان فوت شده

00:21:51.570 --> 00:21:55.480
‫در سایه‌ی رحمت الهی،
‫قرینِ آرامش شوند

00:21:55.570 --> 00:21:56.530
‫آمین

00:22:08.270 --> 00:22:10.440
‫تصادفی بود

00:22:11.320 --> 00:22:13.070
‫تمیزش می‌کنم

00:22:13.150 --> 00:22:15.440
‫- مادرت کجاست؟
‫- طبقه‌ی بالاست

00:22:15.530 --> 00:22:17.780
‫دوباره دارن بازیِ احمقانه‌شون رو می‌کنن

00:22:19.530 --> 00:22:21.940
‫ممنون، آقا خرگوشه

00:22:32.020 --> 00:22:34.360
‫باز اون تو چه خبره؟

00:22:34.440 --> 00:22:36.940
‫در مورد مهمونیِ چایی گرفتن چی گفته بودم؟

00:22:37.020 --> 00:22:39.530
‫- بیا اینجا، بیا اینجا!
‫- بهش صدمه نزن!

00:22:39.610 --> 00:22:41.900
‫ولم کن!

00:22:41.980 --> 00:22:43.190
‫همونجایی که هستی بمون!

00:22:43.270 --> 00:22:44.860
‫سرِ جات وایسا، لعنتی!

00:22:44.940 --> 00:22:47.230
‫بیا اینجا! این چیزهایی که دستته چین، هان؟

00:22:47.320 --> 00:22:49.440
‫هان؟ اونا رو دخترها می‌پوشن

00:22:49.530 --> 00:22:51.690
‫مگه تو چی هستی، یه دختر کوچولویِ لعنتی؟!

00:22:51.780 --> 00:22:55.150
‫اینا رو بده به من. اونا رو از
‫دست‌های کوفتیت در بیار

00:22:55.230 --> 00:22:59.440
‫این چیزیه که می‌خوای باشی؟
‫یه دختر کوچولوی لعنتی؟

00:23:00.480 --> 00:23:04.150
‫برو اون تو، برو اون تو. و اونجا بمون

00:23:04.900 --> 00:23:06.530
‫بذار بیام بیرون

00:23:10.820 --> 00:23:12.020
‫خواهش می‌کنم

00:23:12.860 --> 00:23:14.480
‫رِی!

00:23:14.570 --> 00:23:17.480
‫- بذار بیام بیرون
‫- تو رو خدا نکن! به من دست نزن!

00:23:18.150 --> 00:23:19.360
‫مامان؟

00:23:20.150 --> 00:23:21.400
‫چیزی نیست

00:23:21.480 --> 00:23:23.150
‫به من دست نزن!

00:23:26.190 --> 00:23:29.360
‫چیزی نیست، عزیزم. چیزیم نمیشه

00:23:44.360 --> 00:23:46.610
‫این زمین رو تمیز کن. این
‫گندی رو که زدی تمیز کن

00:23:46.690 --> 00:23:49.900
‫و حق نداری بذاری از اون در
‫بیاد بیرون، حالیت شد؟

00:24:24.610 --> 00:24:27.110
‫دومنیک؟

00:24:28.150 --> 00:24:29.730
‫بذار بیام بیرون!

00:24:31.150 --> 00:24:33.690
‫خواهش می‌کنم. بذار بیام بیرون

00:24:40.570 --> 00:24:42.900
‫دومنیک؟ تو رو خدا!

00:25:11.320 --> 00:25:13.110
‫می‌تونی درو باز بذاری

00:25:46.650 --> 00:25:48.190
‫دومنیک؟

00:25:48.270 --> 00:25:51.070
‫بذار بیام بیرون

00:25:52.230 --> 00:25:53.530
‫تو رو خدا!

00:25:53.610 --> 00:25:54.940
‫- بذار بیام بیرون
‫- دومنیک کجاست؟

00:25:55.020 --> 00:25:56.070
‫تو آشپزخونه‌ست

00:26:05.480 --> 00:26:07.610
‫سلام، بیا تو. حالت چطوره؟

00:26:08.440 --> 00:26:09.980
‫هی، چطوری؟

00:26:10.070 --> 00:26:12.110
‫خیلی ممنون...

00:26:13.730 --> 00:26:15.650
‫یالا، از اونجا بیا بیرون

00:26:20.690 --> 00:26:22.940
‫کجا، می‌خوای اینا رو کجا بذارم؟

00:26:23.020 --> 00:26:24.320
‫هان؟

00:26:24.400 --> 00:26:27.020
‫هرجایی اون تو خوبه، مرسی

00:26:29.190 --> 00:26:30.820
‫بشینید، بشینید

00:26:31.820 --> 00:26:34.650
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

00:26:35.360 --> 00:26:37.690
‫- لئو
‫- بفرما

00:26:37.780 --> 00:26:40.230
‫هی، بابا تو خونه مشروب نداره؟

00:26:40.320 --> 00:26:42.780
‫مطمئنم چندتا از این پیری‌ها مشروب می‌خوان

00:26:42.860 --> 00:26:44.020
‫هی!

00:26:44.440 --> 00:26:45.860
‫- خیلی از دیدنت خوشحالم
‫- آره

00:26:45.940 --> 00:26:47.270
‫فراموشش کن

00:26:47.610 --> 00:26:49.530
‫یالا، من خوبم، من خوبم

00:26:49.610 --> 00:26:51.780
‫- وین، چطوری رفیق؟
‫- خوبم

00:26:56.270 --> 00:26:57.860
‫- اون کجاست؟
‫- نمی‌دونم

00:26:57.940 --> 00:26:59.570
‫باید تا الان میومد اینجا

00:27:00.190 --> 00:27:01.480
‫باید یه زنگی بهش بزنی

00:27:01.570 --> 00:27:03.150
‫خوش اومدید. بیاید تو، سلام

00:27:03.230 --> 00:27:05.110
‫من... من رِی بردزی هستم

00:27:05.190 --> 00:27:08.070
‫من ناپدریِ توماس هستم

00:27:08.150 --> 00:27:09.690
‫- از آشنایی باهات خوش‌وقتم
‫- همچنین

00:27:09.780 --> 00:27:12.730
‫بابتِ تمام کارهایی که برای
‫دومنیک کردید هم ممنونم

00:27:12.820 --> 00:27:16.110
‫اون الان به کمکِ شما نیاز پیدا می‌کنه
‫چون داره خودش رو شکنجه می‌کنه

00:27:16.190 --> 00:27:19.020
‫- فقط حواستون بهش باشه...
‫- از هردوتون خیلی ممنونم

00:27:19.110 --> 00:27:22.070
‫نمی‌دونم کجاست، ولی آنجی براش پیغام می‌ذاره

00:27:22.150 --> 00:27:23.320
‫زندگیِ خودشه، مرد

00:27:23.400 --> 00:27:25.690
‫- اگه گرسنتونه...
‫- اون میاد

00:27:25.780 --> 00:27:27.940
‫نوشیدنی میل دارید؟

00:27:28.020 --> 00:27:29.230
‫پیداش میشه

00:27:29.650 --> 00:27:31.980
‫- کمک لازم دارید؟
‫- نه، نه، نه

00:27:32.070 --> 00:27:33.570
‫نمی‌دونم، جواب نمیده

00:27:36.070 --> 00:27:37.530
‫یکم ویسکی میل دارید؟

00:27:38.070 --> 00:27:40.940
‫خب، وقتی ویسکی برسه براتون ویسکی میاریم

00:28:27.610 --> 00:28:29.400
‫آنجی

00:28:32.400 --> 00:28:34.150
‫ببخشید

00:28:40.190 --> 00:28:41.400
‫خدای من، حالش خوبه؟

00:28:41.480 --> 00:28:44.400
‫خوبه. مجبور شدم برم اورژانس و اون...

00:28:44.480 --> 00:28:47.320
‫می‌خواستم زنگ بزنم. داشتم میومدم مراسم
‫و این رو یادم رفت

00:28:51.980 --> 00:28:54.070
‫پدرم بدجوری زمین خورده بود

00:28:54.150 --> 00:28:56.320
‫مجبور شدم ببرمش اورژانس

00:28:57.730 --> 00:29:00.270
‫صفِ انتظار خیلی طولانی بود و بعدش...

00:29:01.150 --> 00:29:02.610
‫- خیلی متأسفم
‫- هی

00:29:02.690 --> 00:29:04.610
‫بیخیال، سخت نگیر، سخت نگیر

00:29:04.690 --> 00:29:05.690
‫الان رسیدی اینجا

00:29:05.780 --> 00:29:08.530
‫- رِی، من...
‫- دختر کوچولوی من چطوره؟

00:29:09.820 --> 00:29:12.150
‫خیلی متأسفم که اینجا نبودم

00:29:15.860 --> 00:29:18.150
‫- رِی؟
‫- خیلی دلم براش تنگ میشه

00:29:18.230 --> 00:29:20.020
‫می‌دونم

00:29:36.530 --> 00:29:38.150
‫خیلی متأسفم

00:29:40.860 --> 00:29:43.360
‫به خاطرِ احساسِ گناهشه که گریه می‌کنه

00:29:46.570 --> 00:29:49.780
‫آره، رِی؟ تو تا سر حد مرگ بهش زورگویی کردی

00:29:50.360 --> 00:29:53.360
‫هردومون این کارو کردیم، مگه نه؟
‫من و تو

00:29:53.690 --> 00:29:55.650
‫یادته، رِی؟ باید قوی‌ترش می‌کردیم

00:29:55.730 --> 00:29:58.570
‫- تا مثلِ مامان ترسو نشه
‫- چیکار می‌کنی؟

00:29:58.900 --> 00:30:01.690
‫تو ناجیِ زندگیش بودی، رِی، یادته؟

00:30:01.780 --> 00:30:03.860
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- خدای من. دومنیک

00:30:03.940 --> 00:30:05.900
‫می‌دونید وقتی تو هَچ بود

00:30:05.980 --> 00:30:08.320
‫- چند بار به ملاقاتش رفت؟
‫- رفیق، رفیق، رفیق

00:30:08.400 --> 00:30:10.610
‫چند دفعه رفتی، رِی؟
‫می‌خوای بهش بگی؟

00:30:10.690 --> 00:30:14.230
‫چند دفعه به ملاقاتِ پسرت تو بیمارستان رفتی؟

00:30:14.320 --> 00:30:15.400
‫خودت رو خجالت نده

00:30:15.480 --> 00:30:17.440
‫من خودم رو خجالت نمیدم

00:30:17.530 --> 00:30:20.110
‫یا اینم برای قوی‌تر کردنش بود، هان؟

00:30:20.400 --> 00:30:21.650
‫- هی
‫- من می‌رفتم اونجا،

00:30:21.730 --> 00:30:24.650
‫از تمام اون تدابیر امنیتی مزخرف رد می‌شدم

00:30:24.730 --> 00:30:26.900
‫و اون میومد، رِی، اونا میاوردنش تو

00:30:26.980 --> 00:30:31.190
‫و بعدش می‌نشست، هر اتفاقی که اون
‫روز براش افتاده بود رو برام تعریف می‌کرد

00:30:31.270 --> 00:30:32.980
‫واسه ناهار چی خورده بود

00:30:33.070 --> 00:30:36.020
‫بعد از ظهرِ اون روز کی سعی داشت ترورش کنه

00:30:36.110 --> 00:30:38.980
‫و پنج دقیقه از ملاقات نگذشته بود،

00:30:39.070 --> 00:30:40.900
‫که می‌گفت "رِی چطوره؟

00:30:41.400 --> 00:30:43.570
‫چرا رِی به دیدنم نمیاد؟

00:30:44.690 --> 00:30:46.650
‫رِی از دستم عصبانیه؟"

00:30:47.650 --> 00:30:50.480
‫من تمامِ بهانه‌هایی رو که می‌تونستم
‫برات آوردم، رفیق

00:30:50.570 --> 00:30:55.690
‫آخه، یه نفر فقط تا یه حدی می‌تونه پیش بره
‫و جورِ هم تیمیش رو بکشه

00:30:55.780 --> 00:30:59.070
‫تو هفت ماه رِی، حتی یه بارم نرفتی

00:30:59.150 --> 00:31:02.070
‫پسرِ خودت رو ببینی که گفتی دوستش داشتی

00:31:02.150 --> 00:31:04.530
‫حتی واسه کریسمس هم نرفتی؟

00:31:04.610 --> 00:31:05.530
‫بیا بریم بیرون، مرد

00:31:05.610 --> 00:31:07.570
‫و منم معصوم نیستم. اعتراف می‌کنم

00:31:07.650 --> 00:31:10.320
‫منم مثلِ تو بودم. هر وقت که تونستم

00:31:10.400 --> 00:31:13.480
‫زندگیش رو خراب کردم، درست
‫همونطور که تو می‌خواستی، رِی

00:31:14.110 --> 00:31:16.320
‫و اون تحملش می‌کرد، رِی.
‫اون تحملش کرد.

00:31:16.400 --> 00:31:18.570
‫اون خیلی مهربون بود، درست مثلِ مامان

00:31:18.650 --> 00:31:20.900
‫تنها چیزی که آدمایی مثل من و تو ازش متنفریم

00:31:20.980 --> 00:31:23.530
‫- اونا آدم خوب‌ها بودن رِی، ولی ما لهشون می‌کردیم
‫- بس کن، بس کن

00:31:23.610 --> 00:31:25.530
‫مغزش نبود که باعث شد دیوونه شه

00:31:25.610 --> 00:31:27.820
‫ما بودیم. ما اون بلا رو سرش آوردیم

00:31:27.900 --> 00:31:29.570
‫- ما این کارو با هردوشون کردیم، رفیق
‫- هی

00:31:29.650 --> 00:31:31.940
‫کارِ ما بود. ما لهشون کردیم

00:31:32.020 --> 00:31:34.360
‫- ما قهرمانیم، رِی
‫- ببین

00:31:34.440 --> 00:31:36.270
‫من تمام تلاشم رو برای اون بچه کردم

00:31:36.360 --> 00:31:37.860
‫من تمام تلاشم رو برای تو کردم

00:31:37.940 --> 00:31:39.650
‫و وجدانم راحته، حالیت میشه؟

00:31:39.730 --> 00:31:42.780
‫- واقعاً، وجدانت راحته. واقعاً؟
‫- آره

00:31:42.860 --> 00:31:44.230
‫وجدانت راحته؟

00:31:44.320 --> 00:31:46.150
‫می‌دونی قاضی انحصار وراثت چی بهم گفت

00:31:46.230 --> 00:31:48.440
‫- روزی که شما دوتا رو به فرزندی گرفتم؟
‫- چی؟ بهم بگو

00:31:48.780 --> 00:31:51.070
‫گفت من مردِ خوبیم، این رو گرفت

00:31:51.150 --> 00:31:53.150
‫- وای
‫- اون گفت که یه مرد

00:31:53.230 --> 00:31:55.150
‫از بین هزاران مرد این مسئولیت رو قبول می‌کنه

00:31:55.230 --> 00:31:57.570
‫- اوه، نه بابا
‫- نه یکی، بلکه دوتا

00:31:57.650 --> 00:31:58.860
‫دوتاتون

00:31:58.940 --> 00:32:01.610
‫حالا ببین، من نمیگم اشتباه نکردم

00:32:01.690 --> 00:32:03.570
‫که نمی‌تونستم یه جور دیگه رفتار کنم

00:32:03.650 --> 00:32:06.860
‫- وای، تو شگفت انگیزی
‫- ولی می‌تونی بری تو اون دادگاه کوفتی

00:32:06.940 --> 00:32:09.020
‫و اگه می‌خوای اون گزارش رو بخونی، رفیق

00:32:09.110 --> 00:32:10.780
‫تو یه قهرمانی، مگه نه؟

00:32:10.860 --> 00:32:13.270
‫- نوزدهم مارس 1955
‫- تو یه قهرمانِ واقعی هستی

00:32:13.360 --> 00:32:15.940
‫- باید به خاطرش بهت مدال بدن، رِی. وای!
‫- دادگاه انحصار وراثتِ تری ریورز

00:32:16.020 --> 00:32:18.610
‫- عجب مردی! عجب مرد بامرامی هستی!
‫- چون قاضی هارلد تی آدامز...

00:32:18.690 --> 00:32:23.820
‫اون به منشیش گفت که تو اون گزارشِ لعنتی
‫بنویسه که من مردِ خوبی هستم!

00:32:23.900 --> 00:32:27.400
‫هارلد تی آدامز می‌دونست که
‫دستِ مادرم رو شکستی؟

00:32:29.190 --> 00:32:31.820
‫شرمنده. اوه، از زیرِ زبونم در رفت، آره؟

00:32:31.900 --> 00:32:33.980
‫اون قرار بود بینِ خودمون بمونه، یادم رفت

00:32:34.070 --> 00:32:37.480
‫اوه نه، می‌دونی چیه، کلِ این آت و
‫آشغال‌ها رو از اینجا تمیز می‌کنیم

00:32:37.570 --> 00:32:40.820
‫کل این آشغال‌های کهنه
‫امروز از این خونه میرن بیرون

00:32:40.900 --> 00:32:42.820
‫- اون یه حادثه بود
‫- آره

00:32:42.900 --> 00:32:46.020
‫یه حادثه. این چیزیه که میگیم

00:32:47.190 --> 00:32:48.940
‫اصلاً برو به جهنم!

00:32:49.730 --> 00:32:51.860
‫البته رِی. اونجا می‌بینمت

00:32:52.570 --> 00:32:53.940
‫حادثه بود

00:32:59.570 --> 00:33:01.320
‫آره، خیلی خب

00:33:01.980 --> 00:33:04.820
‫اون رو از سرِ راه برداشتیم.
‫کسی قهوه میل نداره، هان؟

00:33:04.900 --> 00:33:06.070
‫یکم دسر؟

00:33:06.650 --> 00:33:08.570
‫یه نوشیدنیِ دیگه، آنجی؟

00:33:09.070 --> 00:33:10.780
‫- کالباسِ گوشت چی؟
‫- آروم باش

00:33:10.860 --> 00:33:12.320
‫می‌تونم یه ساندویچ براتون درست کنم؟

00:33:12.400 --> 00:33:15.070
‫بذار یه چیزی براتون درست کنم.
‫ساندویچ می‌خواید؟

00:33:15.150 --> 00:33:17.610
‫بفرمایید، بفرمایید اینم ساندویچ

00:33:18.980 --> 00:33:24.150
‫کجا دارید میرید؟ فکر می‌کردم داریم زندگیِ
‫فلک‌زده‌ی توماس بردزی رو جشن می‌گیریم

00:33:25.070 --> 00:33:26.730
‫ممنون بابتِ طاس کباب هایی که آوردید

00:33:27.610 --> 00:33:29.070
‫چند روز دیگه بهت زنگ می‌زنم

00:33:29.150 --> 00:33:31.610
‫- صبر کن، کجا میری لئو؟
‫- بیا بریم

00:33:31.690 --> 00:33:34.730
‫شماها هفت ماه گذشته رو کدوم گوری بودید؟

00:33:36.110 --> 00:33:37.610
‫چی می‌خوای، دکتر؟

00:33:37.690 --> 00:33:39.900
‫حالا حرفی برای گفتن داری، هان؟

00:33:40.780 --> 00:33:42.230
‫مرسی که اومدید

00:33:42.730 --> 00:33:43.980
‫دومنیک

00:33:44.070 --> 00:33:46.440
‫- خیلی بهت تسلیت میگم
‫- ممنون

00:33:47.440 --> 00:33:49.530
‫ولی به خودت سخت نگیر، باشه؟

00:33:49.610 --> 00:33:51.440
‫دومنیک

00:33:52.110 --> 00:33:53.480
‫و به بقیه

00:33:54.690 --> 00:33:55.980
‫باشه

00:33:56.820 --> 00:33:58.650
‫هفته‌ی بعد می‌بینمت؟

00:33:59.400 --> 00:34:01.780
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

00:34:02.230 --> 00:34:06.940
‫دومنیک. سعی کن بیای، خواهش می‌کنم

00:34:13.480 --> 00:34:17.538
‫هی، راست می‌گفتی. بالأخره
‫غرورم برادرم رو به کشتن داد

00:34:17.720 --> 00:34:18.720
‫نه

00:34:19.940 --> 00:34:21.440
‫نه، دومنیک

00:34:25.320 --> 00:34:26.530
‫متأسفم

00:34:28.780 --> 00:34:30.530
‫متأسفم

00:34:33.400 --> 00:34:34.690
‫معذرت می‌خوام

00:34:39.360 --> 00:34:40.860
‫تقصیرِ تو نیست

00:34:55.980 --> 00:34:57.360
‫خب اینم از این

00:35:02.360 --> 00:35:04.820
‫قطعاً بلدی چطوری یه اتاق رو خالی کنی

00:35:19.150 --> 00:35:21.940
‫می‌دونی به نظرم بدترین گناهش همیشه چی بوده؟

00:35:22.650 --> 00:35:24.940
‫اینه که پدرِ واقعیت نبود

00:35:28.570 --> 00:35:31.730
‫این با فاصله‌ی زیاد بدترین گناهش نبود، عزیزم

00:35:31.820 --> 00:35:33.190
‫واقعاً؟

00:35:36.270 --> 00:35:38.980
‫ببین، به نظرم اون رو واسه
‫تمام اشتباهاتش می‌بخشیدی

00:35:39.070 --> 00:35:40.820
‫قبل از این که واسه این ببخشیش

00:35:40.900 --> 00:35:42.690
‫من هرگز نمی‌بخشمش

00:35:48.480 --> 00:35:50.480
‫فقط نمی‌دونم چرا این کارو می‌کنی

00:35:50.570 --> 00:35:52.110
‫چرا چیکار می‌کنم؟

00:35:52.190 --> 00:35:54.360
‫آخه، همه رو از خودت می‌رونی

00:35:55.070 --> 00:35:57.230
‫چرا آدما رو از خودت می‌رونی؟

00:35:57.320 --> 00:35:59.110
‫یالا، ما رو ببین

00:36:01.400 --> 00:36:02.940
‫ما نفرین شدیم، دس

00:36:04.780 --> 00:36:06.070
‫این دیگه چه مزخرفیه!

00:36:06.150 --> 00:36:08.400
‫کلِ خانواده‌ی من نفرین شده

00:36:11.730 --> 00:36:13.440
‫بیا قبولش کنیم

00:36:15.980 --> 00:36:17.610
‫می‌دونی، من این رو تموم می‌کنم

00:36:38.110 --> 00:36:39.780
‫آخرش مثلِ اون میشی

00:36:42.780 --> 00:36:44.110
‫مثلِ کی؟

00:36:50.780 --> 00:36:51.980
‫مثلِ کی؟

00:36:53.900 --> 00:36:55.150
‫مثلِ کی؟

00:36:58.320 --> 00:36:59.820
‫مثلِ کی؟

00:37:53.430 --> 00:37:55.915
‫"وقتی کانستینا داشت بزرگ می‌شد

00:37:55.916 --> 00:37:58.753
‫بهترین بخشِ روزهای طولانیم

00:37:58.754 --> 00:38:02.783
‫برگشتن به خونه و خوابوندنِ عزیز دلم بود

00:38:07.840 --> 00:38:11.439
‫خرگوش کوچولوی من مثلِ یه گُل رشد می‌کرد،

00:38:11.440 --> 00:38:15.170
‫و عشق منم بهش به همین ترتیب بیشتر می‌شد

00:38:16.730 --> 00:38:20.503
‫ولی بازم، اون پراسپرینه‌ی ساحره رو داشتم،

00:38:20.504 --> 00:38:22.011
‫که خونه‌ام رو اداره می‌کرد

00:38:25.480 --> 00:38:29.329
‫اون لایقِ زندگی کردن زیرِ سقف
‫خونه‌ی یه سرکارگر نبود

00:38:29.330 --> 00:38:32.479
‫جایگاهی که از طریق سخت‌کوشی
‫و تعهد به دست آورده بودم

00:38:34.810 --> 00:38:40.319
‫درست مثلِ خونه‌ام تو کارخونه
‫هم یه آدمِ بد حضور داشت

00:38:40.320 --> 00:38:45.420
‫و بنابراین دشمن‌هام من رو محاصره کرده بودن

00:38:50.020 --> 00:38:55.520
‫ساحره به دخترم وظایفِ زنونه‌اش
‫تو خونه رو یاد داده بود

00:38:58.240 --> 00:39:02.760
‫و به زودی، کانستینای عزیزم

00:39:02.770 --> 00:39:06.799
‫به سنی می‌رسید که تمام نیازهام رو برطرف کنه

00:39:39.120 --> 00:39:40.297
<c.yellow>‫پراسپرینه!</c>

00:39:42.120 --> 00:39:43.490
<c.yellow>‫پراسپرینه!</c>

00:39:49.540 --> 00:39:50.920
<c.yellow>‫این چیه؟</c>

00:39:57.220 --> 00:39:59.260
<c.yellow>‫به نظرم شبیه یه سنگ ریزه میاد</c>

00:39:59.760 --> 00:40:02.220
<c.yellow>‫- پیش میاد
‫- یه سنگ؟</c>

00:40:03.060 --> 00:40:04.580
<c.yellow>‫بدش به من. میندازمش دور</c>

00:40:04.600 --> 00:40:06.782
<c.yellow>‫به نظرِ من که شبیه شیشه‌ست</c>

00:40:09.440 --> 00:40:11.400
<c.yellow>‫شانس آوردی که دندونت رو نشکستی</c>

00:40:11.770 --> 00:40:14.570
<c.yellow>‫خدا رو شکر کن که دماغت رو نمی‌شکنم</c>

00:40:43.640 --> 00:40:45.760
<c.yellow>‫اون ضعیفه داشت چه توطئه‌ای
‫برای من می‌چید؟</c>

00:40:49.890 --> 00:40:52.190
<c.yellow>‫و چند وقت بود؟</c>

00:40:53.310 --> 00:40:55.610
<c.yellow>‫دوست نداشتم زودتر محلِ کارم رو ترک کنم</c>

00:40:57.190 --> 00:40:59.860
<c.yellow>‫ولی اگه اون زنیکه‌ی خائن...</c>

00:41:00.110 --> 00:41:02.410
<c.yellow>‫سعی داشت من رو مسموم کنه،</c>

00:41:02.570 --> 00:41:04.490
<c.yellow>‫باید سریع اقدام می‌کردم</c>

00:41:06.040 --> 00:41:07.790
<c.yellow>‫مچش رو می‌گرفتم</c>

00:41:10.500 --> 00:41:15.380
<c.yellow>‫چیزی که کشف کردم بدتر از
‫اونی بود که تصور می‌کردم...</c>

00:41:20.130 --> 00:41:25.890
<c.yellow>‫خونه‌ی من، که با رویاها و عرقِ
‫برادر مُرده‌ام ساخته بودم،</c>

00:41:26.350 --> 00:41:29.390
<c.yellow>‫داشت به یه آفتِ جدید دچار می‌شد</c>

00:41:37.820 --> 00:41:40.400
‫- اسمت چیه؟
‫- هنری

00:41:40.410 --> 00:41:43.140
‫- هنری؟
‫- درینکواتر

00:41:46.270 --> 00:41:47.675
‫برو!

00:41:48.040 --> 00:41:52.080
<c.yellow>‫بهش گفتم دیگه هرگز نزدیکِ دختر
‫موطلاییِ سیسیلیِ من نشه</c>

00:41:55.000 --> 00:41:56.330
<c.yellow>‫مشکوک شده بودم...</c>

00:41:56.750 --> 00:42:00.050
<c.yellow>‫که پراسپرینه با اون سرخ‌پوست همکاری می‌کنه
‫تو خونه‌ی من فتنه راه بندازه</c>

00:42:04.050 --> 00:42:07.510
<c.yellow>‫حالا که من شرایط رو واضح‌تر می‌دیدم</c>

00:42:07.760 --> 00:42:10.140
<c.yellow>‫توطئه‌شون بیشتر دوام نمیاورد</c>

00:42:11.640 --> 00:42:15.494
<c.yellow>‫من تو صورتِ هرکی که یه تمپستا
‫رو تهدید کنه تُف می‌کنم</c>

00:42:17.070 --> 00:42:19.159
<c.yellow>‫اون سرخ‌پوست رو اخراج کردم</c>

00:42:22.400 --> 00:42:25.150
<c.yellow>‫باید قاطعانه به دشمن‌هام غلبه می‌کردم</c>

00:42:26.660 --> 00:42:32.790
<c.yellow>‫پلیس که هنوز از حادثه‌ی مرگِ
‫برادرم احساس گناه می‌کرد،</c>

00:42:32.960 --> 00:42:34.420
<c.yellow>‫خیلی مشتاق شنیدنِ حرفام بود</c>

00:42:34.430 --> 00:42:35.879
‫بله

00:42:35.880 --> 00:42:38.710
<c.yellow>‫توضیح دادم که اگه چند روزی تو زندان بمونه،</c>

00:42:39.000 --> 00:42:40.840
<c.yellow>‫مشکل فقط برای چند روز حل میشه...</c>

00:42:40.880 --> 00:42:43.380
<c.yellow>‫ولی اگه تو یه تیمارستان بستری بشه...</c>

00:42:43.420 --> 00:42:44.690
<c.yellow>‫جایی که بهش تعلق داره،</c>

00:42:45.340 --> 00:42:49.429
<c.yellow>‫بعدش من و بچه‌ی بیچاره‌ام می‌تونیم
‫در آرامش زندگی کنیم</c>

00:42:51.850 --> 00:42:58.610
<c.yellow>‫بذارید برم، ولم کنید!
‫خدا لعنت‌تون کنه.</c>

00:43:07.910 --> 00:43:09.990
<c.yellow>‫دیگه هرگز اون ساحره رو ندیدم</c>

00:43:12.040 --> 00:43:16.040
<c.yellow>‫تا جایی که می‌دونم، اون هنوز
‫تو دیوونه خونه بستریه</c>

00:43:17.670 --> 00:43:19.750
<c.yellow>‫هنوز می‌خوره و نفس می‌کشه،</c>

00:43:21.340 --> 00:43:24.460
<c.yellow>‫و تقاصِ سرشاخ شدن با تمپستا رو پس میده</c>

00:44:23.020 --> 00:44:24.640
‫بفرما!

00:44:26.900 --> 00:44:28.310
‫دوستش داری؟

00:44:35.640 --> 00:44:38.980
‫این رو...

00:44:38.990 --> 00:44:40.680
‫همم؟

00:44:41.724 --> 00:44:42.890
‫این

00:45:15.330 --> 00:45:18.370
<c.yellow>‫و حالا که بالأخره شرِ
‫ساحره کم شده بود...</c>

00:45:18.620 --> 00:45:21.210
<c.yellow>‫جا برای نزدیک‌تر شدنِ رابطه‌ی
‫من و دخترم باز شده بود</c>

00:45:22.670 --> 00:45:27.049
<c.yellow>‫بالأخره ما تنها خانواده‌ی هم بودیم</c>

00:45:28.340 --> 00:45:31.260
<c.yellow>‫اون دخترِ لب شکریِ بیچاره...</c>

00:45:31.270 --> 00:45:32.790
‫...دختر لب شکریِ بیچاره...

00:45:33.050 --> 00:45:35.759
<c.yellow>‫که هیچ مرد دیگه‌ای نمی‌خواستش</c>

00:45:35.760 --> 00:45:37.696
‫...که هیچ مرد دیگه‌ای نمی‌خواستش

00:45:38.680 --> 00:45:41.730
<c.yellow>‫اون آشپزی می‌کنه، نظافت می‌کنه، ساکته</c>

00:45:42.560 --> 00:45:45.360
<c.yellow>‫سکوتش پدرش رو سربلند می‌کنه</c>

00:45:47.300 --> 00:45:51.220
‫کانستینا خونِ سیسیلی در رگ‌هاش داره

00:45:52.240 --> 00:45:54.640
‫اون بلده چطور رازهاش رو مخفی نگه داره

00:46:00.094 --> 00:46:01.915
‫این آخرشه

00:46:01.916 --> 00:46:04.480
‫همینجا تمومش می‌کنه، همینه

00:46:08.400 --> 00:46:10.835
‫من نمیگم غیرممکنه

00:46:10.836 --> 00:46:13.023
‫میگم خیلی بعیده

00:46:13.024 --> 00:46:16.199
‫آخه، بیخیال دکتر. تو جمله‌ی آخرش میگه

00:46:16.200 --> 00:46:17.679
‫"اون بلده چطور رازهاش رو نگه داره"

00:46:17.680 --> 00:46:21.799
‫خونِ سیسیلی. تمام این قوانینِ رازداری مافیا

00:46:21.800 --> 00:46:23.319
‫رازها... می‌تونه هر معنایی بده

00:46:23.320 --> 00:46:25.169
‫معنیش می‌تونه این باشه که
‫پراسپرینه رازهایی داره

00:46:25.170 --> 00:46:26.579
‫می‌تونه به معنی دستورپخت‌های سرّی باشه

00:46:26.580 --> 00:46:28.239
‫آخه، هرچیزی

00:46:28.240 --> 00:46:31.399
‫با توجه به چیزهایی که بهم گفتی
‫آره، پدربزرگت، اون...

00:46:31.400 --> 00:46:34.359
‫اون مرد منحرف و به شدت ناجوری بود

00:46:34.360 --> 00:46:37.219
‫بی‌رحم، خودخواه، شایدم کج‌خیال بود

00:46:37.220 --> 00:46:40.159
‫ولی هیچی، هیچکدوم از حرفایی که بهم زدی

00:46:40.160 --> 00:46:42.679
‫لزوماً به این معنی نیست
‫که به دخترش تجاوز کرده

00:46:42.680 --> 00:46:44.513
‫و پدرِ تو و برادرته

00:46:45.350 --> 00:46:48.239
‫باشه، پس درست برگشتم همونجایی
‫که شروع کردم، قبل از این که...

00:46:48.240 --> 00:46:50.560
‫قبل از این که حتی شروع
‫به خوندنِ این کتابِ کوفتی کنم

00:46:50.570 --> 00:46:53.640
‫- آره، و اون کجاست؟
‫- من درب و داغون و بی‌پدرم

00:46:53.650 --> 00:46:56.079
‫باشه، فقط بیا یه لحظه فکر کنیم، باشه؟

00:46:56.080 --> 00:46:59.359
‫بیا به این دست نوشته به عنوانِ یه معما

00:46:59.360 --> 00:47:01.749
‫با پایانی آزاردهنده و بی‌نتیجه نگاه نکنیم

00:47:01.750 --> 00:47:04.879
‫بیا بهش به عنوان یه حکایت نگاه کنیم

00:47:04.880 --> 00:47:07.463
‫آره؟ حکایات آموزنده هستن

00:47:07.464 --> 00:47:08.869
‫یه نفر به پایانِ یه تمثیل می‌رسه

00:47:08.870 --> 00:47:11.199
‫و با درسی که داره روبرو میشه

00:47:11.200 --> 00:47:13.829
‫پس ازت می‌پرسم،

00:47:13.830 --> 00:47:17.320
‫داستانِ پدربزرگت چی بهت یاد میده؟

00:47:17.330 --> 00:47:19.629
‫که ما محکوم به فناییم

00:47:19.630 --> 00:47:22.079
‫آخه، بیخیال

00:47:22.080 --> 00:47:23.660
‫تو چندتا خانواده می‌شناسی

00:47:23.670 --> 00:47:26.180
‫که انقدر اتفاقاتِ ناجور براشون افتاده؟

00:47:28.020 --> 00:47:30.049
‫جدی میگم

00:47:30.050 --> 00:47:32.679
‫من همه چی رو از دست دادم

00:47:32.680 --> 00:47:35.460
‫من بچه‌ام رو از دست دادم

00:47:35.470 --> 00:47:38.369
‫زنم رو از دست دادم. مادرم رو از دست دادم

00:47:38.370 --> 00:47:40.460
‫برادرم رو از دست دادم

00:47:41.350 --> 00:47:45.219
‫و فکر می‌کنی مرگِ برادرت به خاطرِ یه نفرینه

00:47:45.220 --> 00:47:46.850
‫آره

00:47:49.330 --> 00:47:50.489
‫آره

00:47:50.490 --> 00:47:52.499
‫چرا که نه؟

00:47:52.500 --> 00:47:56.335
‫دومنیک به نظر من...

00:47:56.336 --> 00:47:57.919
‫تو سعی کردی از برادرت محافظت کنی

00:47:57.920 --> 00:48:00.460
‫و یه حادثه‌ی وحشتناک اتفاق افتاد

00:48:00.470 --> 00:48:02.079
‫یه حادثه

00:48:02.080 --> 00:48:03.899
‫آره دومنیک، یه حادثه

00:48:03.900 --> 00:48:06.039
‫یه حادثه که کاملاً از کنترلت خارج بود

00:48:06.040 --> 00:48:07.499
‫از کنترلم خارج نبود

00:48:07.500 --> 00:48:09.940
‫از کنترلت خارج بود. تو اصلاً اونجا نبودی

00:48:09.950 --> 00:48:13.852
‫چرا انقدر برات سخته که
‫مفهومِ این رو درک کنی؟

00:48:13.853 --> 00:48:17.619
‫پسر تاوانِ گناهان پدرش رو میده

00:48:17.620 --> 00:48:20.279
‫به سرنوشت اعتقاد داری، آره؟

00:48:20.280 --> 00:48:22.315
‫- به سرنوشت اعتقاد داری؟
‫- اوهوم

00:48:22.316 --> 00:48:25.640
‫خب چرا این با مفهوم سرنوشت فرق داره؟

00:48:25.650 --> 00:48:27.419
‫- چون، دومنیک...
‫- نمی‌فهمم چرا تو...

00:48:27.420 --> 00:48:29.649
‫- ...نمی‌تونی این رو درک کنی
‫- چون گاهی اوقات،

00:48:29.650 --> 00:48:32.199
‫خیلی آسون‌تره که بیرون از خودمون

00:48:32.200 --> 00:48:34.790
‫دنبالِ توضیحاتی برای دردمون بگردیم

00:48:34.796 --> 00:48:36.583
‫ناکامی‌های خودمون، ناامیدی‌های خودمون،

00:48:36.584 --> 00:48:38.909
‫به جای این که درونِ خودمون رو بگردیم

00:48:38.910 --> 00:48:42.039
‫و مسئولیتِ کارهامون رو قبول کنیم

00:48:42.040 --> 00:48:44.085
‫- بیخیال
‫- آخه، اینجوری

00:48:44.086 --> 00:48:45.539
‫اینجوری خیلی آسون‌تر می‌شد، مگه نه،

00:48:45.540 --> 00:48:51.220
‫اگه شانس یا خدا یا ژنتیک
‫یا یه گناه غیرقابل تصور

00:48:51.223 --> 00:48:54.125
‫یا یه وِرد جادویی ما رو تبدیل به
‫کسی کرده باشه که هستیم

00:48:54.126 --> 00:48:55.499
‫آسون‌تر می‌شد، مگه نه؟

00:48:55.500 --> 00:48:56.979
‫آسون‌تر از چی؟

00:48:56.980 --> 00:48:59.739
‫این که خودمون بفهمیم کی هستیم

00:48:59.740 --> 00:49:02.659
‫و این که در واقع می‌تونیم چیزهای زیادی باشیم

00:49:02.660 --> 00:49:06.379
‫خشمگین و مهربون. قوی و ضعیف

00:49:06.380 --> 00:49:08.519
‫وحشت‌زده و غمگین

00:49:08.520 --> 00:49:11.045
‫ماتم‌زده ولی...

00:49:11.046 --> 00:49:13.600
‫بدونِ ترس از ادامه دادن

00:49:14.600 --> 00:49:15.999
‫حالا از قصد یا نه،

00:49:16.000 --> 00:49:20.499
‫پدربزرگت هدیه‌ی خیلی ارزشمندی
‫بهت داده، دومنیک

00:49:20.500 --> 00:49:25.119
‫حکایتی از ناکامیِ خودش، ناکامیِ شخصیتش

00:49:25.120 --> 00:49:29.180
‫ناکامیِ انتخاب‌هاش چون اون
‫انتخاب‌هایی داشت، دومنیک

00:49:31.310 --> 00:49:36.919
‫تو اعتقاد داری که یه آدم
‫اختیار داره دیگه، آره؟

00:49:36.920 --> 00:49:39.020
‫- خب، اعتقاد داری؟
‫- بیخیال

00:49:39.021 --> 00:49:41.894
‫- به این اعتقاد داری؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

00:49:41.895 --> 00:49:46.069
‫پس باید این هدیه رو بگیری
‫و باید ازش استفاده کنی

00:49:46.070 --> 00:49:48.719
‫باید ازش یاد بگیری

00:49:48.720 --> 00:49:52.560
‫یکم پیش گفتی که حس می‌کنی
‫درب و داغون و بی‌پدری

00:49:52.570 --> 00:49:54.699
‫آره، درسته

00:49:54.700 --> 00:49:57.359
‫- اینطوره؟
‫- آره

00:49:57.360 --> 00:50:00.159
‫من محترمانه مخالفم

00:50:00.160 --> 00:50:03.980
‫اولاً، تو قطعاً بی‌پدر نیستی، دومنیک

00:50:03.990 --> 00:50:07.479
‫به شرط این که مایل باشی
‫فراتر از تُخم و اسپرم فکر کنی

00:50:07.480 --> 00:50:11.359
‫بله، شاید هرگز هویت
‫پدرِ واقعیت رو پیدا نکنی

00:50:11.360 --> 00:50:16.560
‫ولی اگه یکی پدرش رو به عنوان
‫مرد بزرگتری در نظر بگیره،

00:50:16.570 --> 00:50:21.619
‫که از بچگی تا بزرگسالی کنارِشه،

00:50:21.620 --> 00:50:24.108
‫اون موقع پدرت خیلی هم زنده‌ست، مگه نه؟

00:50:26.180 --> 00:50:30.149
‫هر نقصی که رِی تو پدری کردن داشته،

00:50:30.150 --> 00:50:34.285
‫حضورش تو زندگیت مداوم بوده

00:50:35.230 --> 00:50:37.940
‫بعد از مجلسِ ختم باهاش حرف زدی؟

00:50:41.720 --> 00:50:43.529
‫نه

00:50:43.530 --> 00:50:46.230
‫فکر کنم یه سری کار داری که باید انجام بدی

00:51:08.557 --> 00:51:09.862
‫رِی؟

00:51:14.230 --> 00:51:16.350
‫ری

00:51:25.100 --> 00:51:26.390
‫هی، ری

00:51:42.311 --> 00:51:43.730
‫هی، ری؟

00:51:46.065 --> 00:51:47.600
‫ری؟

00:51:52.930 --> 00:51:54.100
‫ری؟

00:52:56.730 --> 00:52:58.040
‫تو کی هستی؟

00:52:59.880 --> 00:53:03.180
‫سلام بابا، منم دومنیک

00:53:04.740 --> 00:53:06.820
‫حالت چطوره؟

00:53:09.160 --> 00:53:11.339
‫کی؟

00:53:11.340 --> 00:53:14.099
‫دومنیک هستم

00:53:14.100 --> 00:53:16.906
‫پسرِ کانی. یکی از دوقلوها

00:53:18.720 --> 00:53:22.180
‫اوه، اوه

00:53:25.200 --> 00:53:27.430
‫بازی ساعت چند شروع میشه؟

00:53:28.876 --> 00:53:30.419
‫کدوم بازی؟

00:53:31.700 --> 00:53:33.100
‫فوتبال

00:53:34.890 --> 00:53:36.659
‫فوتبال پخش نمیشه، ری

00:53:36.660 --> 00:53:40.219
‫الان بهاره. فصلِ بیسباله

00:53:40.220 --> 00:53:42.060
‫بازی‌های پلی‌آفِ بسکتبال

00:53:44.390 --> 00:53:46.392
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، بابا،

00:53:46.393 --> 00:53:48.375
‫بابا، باید دراز بکشی

00:53:48.376 --> 00:53:49.930
‫چی؟

00:53:54.714 --> 00:53:58.350
‫- دومنیک
‫- آره، من اینجام بابا. من اینجام

00:54:00.980 --> 00:54:03.930
‫تو خوب میشی، بابا. من پیشتم

00:54:06.080 --> 00:54:07.980
‫تو پسرِ خوبی هستی

00:54:10.980 --> 00:54:12.659
‫تو پسرِ خوبی هستی

00:54:15.600 --> 00:54:18.253
‫تو پسرِ خوبی هستی، دام

00:54:21.929 --> 00:54:25.307
‫تو... پسرِ منی

00:54:43.310 --> 00:54:45.440
‫خب، پدرتون شبِ خیلی بدی داشت

00:54:47.390 --> 00:54:49.254
‫سکته‌ی قلبیِ شدیدی کرده

00:54:49.255 --> 00:54:51.089
‫تمام رگ‌های خونی

00:54:51.090 --> 00:54:52.709
‫که قلبش رو تغذیه می‌کنن مسدود شده بودن

00:54:52.710 --> 00:54:56.295
‫مجبور شدیم پنج تا از سرخرگ‌ها رو دور بزنیم

00:54:56.296 --> 00:54:59.019
‫تا یه ذره اکسیژن به عضله‌ی قلبش برسه

00:54:59.020 --> 00:55:03.000
‫می‌دونی، سکته‌ی قلبی خیلی بزرگی بود

00:55:04.140 --> 00:55:05.619
‫خب، سرت رو بلند می‌کنم

00:55:05.620 --> 00:55:07.730
‫و بالش‌ها رو عوض می‌کنم

00:55:07.731 --> 00:55:10.059
‫کارت خوب بود، یادت نره نفس بکشی

00:55:10.060 --> 00:55:12.684
‫در حال حاضر، این تنها چیزیه که براش مونده

00:55:12.685 --> 00:55:14.940
‫تنها راه برای نجاتِ جونش

00:55:14.950 --> 00:55:17.254
‫این بود که این جراحی بای‌پسِ
‫سرخرگ رو انجام بدیم

00:55:17.255 --> 00:55:19.179
‫هنوز به پسرم زنگ نزدید؟

00:55:19.180 --> 00:55:20.569
‫وقتی حموم کردنتون تموم شه،

00:55:20.570 --> 00:55:22.840
‫با پسرتون تماس می‌گیریم، باشه، آقای بردزی؟

00:55:22.850 --> 00:55:25.114
‫اون چند روز دیگه تو آی‌سی‌یو می‌مونه

00:55:25.115 --> 00:55:28.119
‫شاید سه روز، و بعدش چند
‫روزی تو بخش بستری میشه

00:55:28.120 --> 00:55:31.665
‫و بعدش باید به یه مرکزِ
‫توانبخشی نیمه حاد بره

00:55:31.666 --> 00:55:33.250
‫که یه آسایشگاه سالمندانه

00:55:34.270 --> 00:55:36.793
‫خیلی خب؟ احتمالاً هشت
‫تا دوازده هفته اونجا بمونه

00:55:36.794 --> 00:55:40.239
‫فقط یه ذره بیاید به سمتِ گوشه‌ی تخت، لطفاً

00:55:40.240 --> 00:55:42.173
‫اون این رو قبول نمی‌کنه، مرد

00:55:42.174 --> 00:55:44.999
‫آره، مجبوره. مجبوره قبول کنه

00:55:45.000 --> 00:55:47.779
‫اصلاً امکان نداره که بتونه
‫به زندگیِ قبلیش برگرده

00:55:47.780 --> 00:55:49.213
‫می‌دونی، جوری که قبلاً بود

00:55:49.214 --> 00:55:53.579
‫با شماره سه بلند می‌شیم. یک، دو، سه

00:55:54.690 --> 00:55:56.333
‫خیلی خب؟ اون شانس آورد

00:55:56.334 --> 00:55:59.899
‫افراد زیادی از چنین سکته‌ای
‫جون به در نمی‌برن

00:55:59.900 --> 00:56:01.401
‫- آره، خوش شانسه
‫- آره؟

00:56:01.403 --> 00:56:02.999
‫اون تنها زندگی می‌کنه؟

00:56:03.000 --> 00:56:06.499
‫آره. تو خونه پله‌های زیادی داره؟

00:56:06.500 --> 00:56:08.179
‫آره خونه پله داره

00:56:08.180 --> 00:56:09.787
‫آره، این سخت‌ترش می‌کنه

00:56:09.788 --> 00:56:12.139
‫این خیلی سخت‌ترش می‌کنه

00:56:12.140 --> 00:56:13.579
‫کارِ طاقت‌فرساییه،

00:56:13.580 --> 00:56:15.375
‫شکی توش نیست

00:56:15.376 --> 00:56:17.890
‫خودشم باید یکم برای این کار تلاش کنه

00:56:18.980 --> 00:56:21.589
‫چیزیت نیست

00:56:21.590 --> 00:56:24.045
‫می‌دونی، واقعاً به حمایتِ خانوادش نیاز داره

00:56:24.046 --> 00:56:25.430
‫تا این وضعیت رو پشتِ سر بذاره

00:56:27.350 --> 00:56:29.619
‫خیلی خب؟

00:56:29.620 --> 00:56:30.880
‫باشه

00:56:39.420 --> 00:56:41.540
‫- سلام
‫- سلام

00:56:41.546 --> 00:56:44.545
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ کسی مریضه؟

00:56:44.546 --> 00:56:46.835
‫مادرت؟ جین؟

00:56:46.836 --> 00:56:49.449
‫نه، من اینجا کار می‌کنم

00:56:49.450 --> 00:56:50.639
‫یادته بهت گفتم

00:56:50.640 --> 00:56:54.779
‫- تو بخش کودکان کار می‌کنم
‫- ببخشید، یادم رفته بود

00:56:54.780 --> 00:56:57.199
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:57:03.560 --> 00:57:05.585
‫خب اون قراره، قراره تقریباً

00:57:05.586 --> 00:57:08.259
‫یه هفته دیگه اینجا باشه...

00:57:08.260 --> 00:57:10.640
‫تا بره مرکز توانبخشی

00:57:12.060 --> 00:57:14.480
‫خدای من، اون عاشقش میشه

00:57:16.854 --> 00:57:19.503
‫- می‌تونی تصور کنی؟
‫- نه، نمی‌تونم تصور کنم

00:57:19.504 --> 00:57:22.270
‫- اوه، اون بیچاره‌ها
‫- می‌دونم

00:57:23.986 --> 00:57:28.099
‫خوبه که اومدی اینجا.
‫منظور، اینم یه قدمیه.

00:57:28.100 --> 00:57:29.760
‫- آره
‫- درسته؟

00:57:29.770 --> 00:57:34.460
‫آره، آره

00:57:34.470 --> 00:57:36.640
‫من...

00:57:37.680 --> 00:57:39.001
‫من واقعاً...

00:57:42.020 --> 00:57:46.239
‫در مورد روز...

00:57:46.240 --> 00:57:49.010
‫مجلس ختم معذرت می‌خوام

00:57:49.011 --> 00:57:52.100
‫می‌دونی، فهمیدم که من...

00:57:54.550 --> 00:57:57.540
‫هیچوقت واقعاً یاد نگرفتم
‫بابتِ کاری معذرت خواهی کنم

00:58:01.880 --> 00:58:06.959
‫پس... می‌خوام ازت معذرت خواهی کنم

00:58:06.960 --> 00:58:09.698
‫من...

00:58:10.640 --> 00:58:13.419
‫بابتِ اتفاقی که...

00:58:13.420 --> 00:58:15.379
‫برای آنجلا افتاد متأسفم

00:58:15.380 --> 00:58:17.799
‫معذرت می‌خوام که...

00:58:17.800 --> 00:58:22.479
‫پیشت نبودم. فقط پیشت نبودم

00:58:22.480 --> 00:58:26.350
‫و معذرت می‌خوام که برای سوگواری کردن
‫براش کنارت نبودم

00:58:28.350 --> 00:58:32.520
‫معذرت می‌خوام که شانسِ...

00:58:34.820 --> 00:58:36.600
‫بچه‌دار شدنِ دوباره رو از خودمون گرفتم

00:58:37.850 --> 00:58:39.379
‫اصلاً نیتِ بدی نداشتم

00:58:39.380 --> 00:58:42.440
‫فقط این بود که نمی‌دونستم
‫چطور یه جور دیگه انجامش بدم

00:58:44.600 --> 00:58:48.880
‫و این حرف رو برای این نمی‌زنم
‫که انتظاری ازت دارم

00:58:52.700 --> 00:58:54.219
‫ولی نمی‌دونستم چطور انجامش بدم

00:58:54.220 --> 00:58:56.270
‫می‌دونی، فقط نمی‌دونستم چطوری انجامش بدم

00:58:59.660 --> 00:59:01.680
‫و نمی‌دونستم چطور گوش بدم

00:59:07.600 --> 00:59:10.270
‫و می‌دونم که بابتِ رفتن ملامتت کردم

00:59:12.280 --> 00:59:15.160
‫ولی تقصیرِ من بود

00:59:15.170 --> 00:59:16.765
‫همش تقصیرِ من بود

00:59:18.390 --> 00:59:21.899
‫و بی‌انصافی بود که تقصیر رو انداختم گردنت

00:59:21.900 --> 00:59:23.894
‫و کاری کردم به خاطرش عذاب وجدان بگیری

00:59:23.895 --> 00:59:26.199
‫چون کارِ دیگه‌ای نبود که
‫بتونی انجام بدی، و من...

00:59:26.200 --> 00:59:27.585
‫بتونی انجام بدی، و من کاملاً...

00:59:27.586 --> 00:59:30.890
‫کاملاً متوجهم و درکش می‌کنم

00:59:33.660 --> 00:59:35.390
‫به هر حال...

00:59:49.560 --> 00:59:50.980
‫هی

00:59:52.640 --> 00:59:53.770
‫ممنون

00:59:54.780 --> 00:59:56.770
‫دوستت دارم، دس

01:00:13.300 --> 01:00:14.375
‫ری

01:00:14.376 --> 01:00:16.625
‫ملاقاتی دارید، آقای بردزی

01:00:16.626 --> 01:00:18.545
‫ری

01:00:18.546 --> 01:00:20.894
‫برات مهمون آوردم

01:00:20.895 --> 01:00:24.140
‫- سلام، دام
‫- سلام، این بچه رو یادته؟

01:00:26.520 --> 01:00:28.239
‫میمی ون دورن؟

01:00:30.440 --> 01:00:33.504
‫می‌ذارم مهمون‌تون رو ملاقات کنید

01:00:33.505 --> 01:00:35.999
‫باشه

01:00:36.000 --> 01:00:37.239
‫سلام

01:00:37.240 --> 01:00:40.539
‫میمی ون دورن کیه؟

01:00:40.540 --> 01:00:43.640
‫- ممنون
‫- اون رو یادت نمیاد؟

01:00:44.940 --> 01:00:48.230
‫اون خوشگل‌ترین سینه‌ها رو داشت

01:00:48.232 --> 01:00:50.579
‫اوه!

01:00:50.580 --> 01:00:52.940
‫درسته

01:00:52.950 --> 01:00:55.213
‫سلام عزیزم. دختر کوچولوی من

01:00:55.214 --> 01:00:57.640
‫خفه شو

01:01:00.140 --> 01:01:03.320
‫چه بلایی سرت اومده؟

01:01:03.330 --> 01:01:05.295
‫نمی‌دونم، من...

01:01:05.296 --> 01:01:07.499
‫گمونم یهویی دامنم رو گرفت

01:01:07.500 --> 01:01:10.919
‫خبر نداشتم بستری شدی،
‫بعدش به اون برخوردم

01:01:10.920 --> 01:01:12.560
‫- آره؟
‫- آره

01:01:12.570 --> 01:01:14.139
‫کجا بهش برخوردی؟

01:01:14.140 --> 01:01:17.499
‫- تو آسانسور
‫- اون اینجا کار می‌کنه

01:01:17.500 --> 01:01:20.999
‫تو... اینجا کار می‌کنی؟

01:01:21.000 --> 01:01:24.585
‫فقط داوطلبانه کار می‌کنم.
‫تو بخش کودکان کار می‌کنم.

01:01:24.586 --> 01:01:27.665
‫- خب، میام و بهت سر می‌زنم
‫- تو از جات تکون نخور

01:01:27.666 --> 01:01:29.549
‫- نباید حرکت کنی
‫- نه، باید...

01:01:29.550 --> 01:01:32.335
‫اجازه نداری از این اتاق بری بیرون

01:01:32.336 --> 01:01:36.719
‫باید پاشم و... حرکت کنم

01:01:36.720 --> 01:01:38.610
‫اون ویلچرم رو می‌رونه

01:01:38.616 --> 01:01:40.284
‫خدای من!

01:02:22.376 --> 01:02:24.270
‫میشه من رو ببری تو اتاقم؟

01:02:30.180 --> 01:02:32.545
‫خیلی خب، قدم‌های بلند بردار، رِی

01:02:33.930 --> 01:02:35.959
‫اگه اسب بودم، بهم شلیک می‌کردن

01:02:35.960 --> 01:02:37.760
‫داری خوب پیش میری

01:02:37.770 --> 01:02:39.659
‫از پسش برمیای، به حرکت ادامه بده

01:03:11.680 --> 01:03:16.279
‫مادرت همیشه به بهترین شکل ریشم رو می‌زد

01:03:16.280 --> 01:03:19.379
‫من که هیچوقت ندیدم این کارو بکنه

01:03:19.380 --> 01:03:21.640
‫چیه، فکر می‌کنی همه چی
‫رو در موردمون می‌دونستی؟

01:03:21.650 --> 01:03:23.699
‫نه، فقط...

01:03:23.700 --> 01:03:26.069
‫فقط نمی‌دونستم از این کارها باهم می‌کردید

01:03:26.070 --> 01:03:28.003
‫خب، ما کارهای زیادی باهم می‌کردیم

01:03:28.004 --> 01:03:30.040
‫که تو ازشون خبر نداشتی

01:03:33.280 --> 01:03:38.660
‫اون شاید یه ذره خجالتی بود.
‫ولی این اذیتم نمی‌کرد.

01:03:41.240 --> 01:03:44.460
‫اون یه اشتباه کرد، همین

01:03:44.470 --> 01:03:46.430
‫هرکسی می‌تونه اشتباه کنه

01:03:48.880 --> 01:03:52.140
‫چیه، فکر می‌کنی من تو
‫نیروی دریایی فرشته بودم؟

01:03:55.353 --> 01:03:57.850
‫بعلاوه، من از بزرگ کردنِ
‫شما بچه‌ها لذت می‌بردم

01:04:00.780 --> 01:04:03.050
‫"قوزِ بالا قوز"

01:04:03.057 --> 01:04:05.980
‫شماها رو اینطوری صدا می‌کردم

01:04:07.260 --> 01:04:09.020
‫اون اصلاً...

01:04:11.480 --> 01:04:14.279
‫اون اصلاً بهت گفت، رِی...

01:04:14.280 --> 01:04:16.180
‫پدرمون کی بود؟

01:04:21.740 --> 01:04:24.480
‫ما هیچوقت در مورد چنین چیزهایی حرف نمی‌زدیم

01:04:26.150 --> 01:04:29.029
‫اینا همه مربوط به گذشته بودن

01:04:29.030 --> 01:04:33.120
‫من و اون گذشته رو رها کرده بودیم

01:04:41.020 --> 01:04:42.520
‫آره

01:05:01.310 --> 01:05:05.999
‫شاید اونقدری که دوست دارم زنده نمونم

01:05:07.280 --> 01:05:12.560
‫ولی یه زندگیِ خوب، مهم‌تر از اینه
‫که مدتِ زیادی زنده باشی

01:05:12.570 --> 01:05:16.339
‫ولی تو داری خیلی شجاعت به خرج میدی، ویلبر

01:05:16.340 --> 01:05:19.750
‫آره، من خیلی شجاعم

01:05:20.964 --> 01:05:22.949
‫ولی این فقط یکی از چیزهای زیادیه

01:05:22.950 --> 01:05:25.665
‫که از دوستی با تو یاد گرفتم، شارلوت

01:05:29.400 --> 01:05:32.389
‫خوب بود. کارش عالی بود

01:05:35.220 --> 01:05:38.959
‫اگه جای تو بودم، کارِ روزانه‌ات
‫رو ادامه می‌دادم

01:05:38.960 --> 01:05:40.835
‫- اوه، بیخیال
‫- اوه

01:05:40.836 --> 01:05:42.769
‫اون داشت از خنده پاره می‌شد

01:05:42.770 --> 01:05:44.479
‫ازش خوشت اومد

01:05:44.480 --> 01:05:45.859
‫اصلاً ازش خوشت نیومد؟

01:05:45.860 --> 01:05:47.429
‫- کارت خوب بود
‫- ممنون

01:05:47.430 --> 01:05:48.449
‫کارت خوب بود

01:05:56.390 --> 01:05:58.792
‫شرط می‌بندم رفتن به خونه قراره
‫حسِ خوبی داشته باشه

01:05:59.940 --> 01:06:01.000
‫آره؟

01:06:03.380 --> 01:06:06.560
‫می‌تونی بعد از 9 تلویزیون ببینی

01:06:06.570 --> 01:06:08.769
‫دیگه ساعت 5 شام نمی‌خوری

01:06:08.770 --> 01:06:12.160
‫می‌تونی هر وقتی دلت می‌خواد
‫هرچی دلت می‌خواد بخوری

01:06:12.170 --> 01:06:13.915
‫غذا بد نیست

01:06:13.916 --> 01:06:15.921
‫خوب می‌پزنش

01:06:15.922 --> 01:06:18.140
‫من رو یاد آشپزیِ مادرت میندازه

01:06:19.680 --> 01:06:22.979
‫خوبه که روزی سه وعده غذای گرم می‌خورم

01:06:22.980 --> 01:06:25.829
‫از ظرف شستن بهتره، با اطمینان بهت میگم

01:06:25.830 --> 01:06:29.519
‫و دلم برای اون پله‌هام تنگ نشده

01:06:29.520 --> 01:06:33.959
‫آره، خب یکی از اون صندلی‌های
‫کوچیک الکتریکی برات می‌خرم

01:06:33.960 --> 01:06:35.787
‫که از پله‌ها می‌برتت بالا

01:06:37.330 --> 01:06:40.319
‫نه. نیازی بهش ندارم، مرسی

01:06:40.320 --> 01:06:42.350
‫نمی‌دونم، یه جورایی از اینجا خوشم میاد

01:06:44.060 --> 01:06:45.338
‫بیخیال

01:06:45.339 --> 01:06:47.390
‫چیه، داروهات رو بیشتر کردن؟

01:06:49.100 --> 01:06:51.020
‫الان داری هذیون میگی

01:06:54.306 --> 01:06:55.890
‫می‌خوای برش داری؟

01:07:00.310 --> 01:07:01.729
‫چی رو بردارم؟

01:07:01.730 --> 01:07:03.359
‫خونه رو

01:07:03.360 --> 01:07:05.692
‫مادرت می‌خواست اینطوری باشه

01:07:05.693 --> 01:07:07.230
‫بیخیال، رِی

01:07:09.572 --> 01:07:11.949
‫اونجا خونه‌ی توئه. اگه مادرم بود
‫می‌خواست اونجا زندگی کنی

01:07:11.950 --> 01:07:14.099
‫احتمالاً پدربزرگتم می‌خواست اون خونه

01:07:14.100 --> 01:07:15.568
‫- به تو برسه
‫- نمی‌دونم، ری

01:07:15.570 --> 01:07:16.870
‫چی برای دونستن هست؟

01:07:17.920 --> 01:07:20.079
‫فقط خاطراتِ زیادی دارم، ری

01:07:20.080 --> 01:07:23.060
‫خب...

01:07:23.070 --> 01:07:25.230
‫پس گمونم می‌تونیم بفروشیمش

01:07:28.230 --> 01:07:31.899
‫آره، آخه، مطمئنم به پرداختِ
‫قبض‌های اینجات کمک می‌کنه

01:07:31.900 --> 01:07:33.511
‫نه

01:07:33.512 --> 01:07:36.765
‫من به هر حال اونقدرهام زنده نمی‌مونم

01:07:39.800 --> 01:07:41.970
‫یه چیزی هست...

01:07:44.200 --> 01:07:47.520
‫که مدتیه بهش فکر می‌کنم و اذیتم می‌کنه

01:07:49.890 --> 01:07:55.799
‫گفتگویی رو که چند هفته پیش
‫در مورد پدرت داشتیم یادته؟

01:07:55.800 --> 01:08:00.998
‫این که گفتم مادرت هیچوقت
‫بهم نگفت اون کی بود؟

01:08:08.900 --> 01:08:12.980
‫مجبورم کرد قول بدم هیچ حرفی نزنم

01:08:17.580 --> 01:08:22.379
‫چند ماه قبل از این که فوت شه بهم گفت

01:08:22.380 --> 01:08:27.479
‫من... تا اون لحظه هیچی نمی‌دونستم

01:08:27.480 --> 01:08:31.139
‫منم به اندازه‌ی شما بی‌خبر بودم

01:08:31.140 --> 01:08:35.099
‫گمونم وقتی مریض شد،
‫این رو وجدانش سنگینی کرد

01:08:35.100 --> 01:08:37.329
‫واسه همین بهم گفت

01:08:37.330 --> 01:08:39.919
‫مجبورم کرد قول بدم هیچی نگم

01:08:39.920 --> 01:08:41.664
‫گمونم می‌ترسید

01:08:42.640 --> 01:08:44.310
‫یا خجالت می‌کشید...

01:08:45.350 --> 01:08:49.619
‫البته این روزها، مردم همیشه
‫بدونِ ازدواج بچه‌دار میشن،

01:08:49.620 --> 01:08:51.639
‫خودشم از نژادهای گوناگون و رنگارنگ،

01:08:51.640 --> 01:08:53.680
‫ولی اون موقع فرق می‌کرد

01:08:54.810 --> 01:08:56.678
‫مخصوصاً برای ایتالیایی‌ها

01:08:56.679 --> 01:08:59.197
‫منظورم خیلیاشونه، اونا...

01:08:59.198 --> 01:09:03.352
‫همیشه نسبت به رنگین‌پوست‌ها
‫و مکزیکی‌ها نظرِ منفی داشتن

01:09:03.353 --> 01:09:07.429
‫سرخ‌پوست‌ها هم همینطور. هر کسی
‫که پوستش ازشون تیره‌تر بود

01:09:07.430 --> 01:09:09.810
‫برای مثال پدرش...

01:09:13.680 --> 01:09:17.900
‫اگه می‌فهمید اون رو می‌کشت

01:09:20.840 --> 01:09:22.680
‫چی رو می‌فهمید، رِی؟

01:09:27.800 --> 01:09:30.220
‫بهم گفت همیشه نگران بود

01:09:32.760 --> 01:09:35.169
‫که شما دوتا بفهمید

01:09:35.170 --> 01:09:39.540
‫البته، زیاد در مورد برادرت نگران نبود، ولی تو

01:09:39.550 --> 01:09:43.267
‫فکر می‌کرد به خاطرش ازش متنفر بشی،

01:09:44.580 --> 01:09:46.330
‫یا از خودت متنفر بشی

01:09:46.336 --> 01:09:49.520
‫ولی حالا فرق می‌کنه، پس تو...

01:09:51.600 --> 01:09:54.000
‫دام، تو حق داری بدونی

01:09:56.320 --> 01:09:58.350
‫اسمش هنری بود

01:09:59.960 --> 01:10:04.180
‫اون تو کُره کشته شد

01:10:04.190 --> 01:10:08.709
‫طبقِ گفته‌ی مادرت حتی هیچوقت
‫نمی‌دونست شما دوتا وجود دارید

01:10:11.700 --> 01:10:14.060
‫حتماً خیلی دوستش داشت

01:10:17.480 --> 01:10:20.130
‫از نحوه‌ی حرف زدنش در موردش فهمیدم

01:10:21.180 --> 01:10:25.517
‫البته، نکته‌ی خنده‌دار اینه که...

01:10:26.660 --> 01:10:29.979
‫پدربزرگت پدرِ پدرت رو می‌شناخت

01:10:29.980 --> 01:10:32.940
‫گمونم اونا باهم تو کارخونه کار می‌کردن

01:10:35.940 --> 01:10:37.739
‫هنری چی؟

01:10:39.280 --> 01:10:41.460
‫فامیلیش چی بود؟

01:10:44.740 --> 01:10:46.530
‫درینکواتر

01:11:13.980 --> 01:11:25.100
‫« در راه خدمت به کشورش »
‫« هنری جوزف درینکواتر »

01:13:02.700 --> 01:13:06.060
‫هی، حالت چطوره، رالف؟

01:13:06.070 --> 01:13:09.299
‫من یه سر رفتم هَچ
‫ببینم می‌تونم اونجا پیدات کنم

01:13:09.300 --> 01:13:10.959
‫گفتن دیگه اونجا کار نمی‌کنی

01:13:10.960 --> 01:13:12.644
‫خب الان اینجایی

01:13:12.645 --> 01:13:15.396
‫چیکار می‌تونم برات بکنم؟

01:13:19.580 --> 01:13:22.270
‫آره، امروز بعد از ظهر یه چیزی فهمیدم

01:13:24.680 --> 01:13:25.823
‫چی؟

01:13:30.120 --> 01:13:32.430
‫هنری درینکواتر پدرمه

01:13:38.540 --> 01:13:40.140
‫امروز بعد از ظهر؟

01:13:41.770 --> 01:13:44.739
‫منظورت چیه امروز بعد از ظهر فهمیدی؟

01:13:44.740 --> 01:13:48.599
‫ناپدریم چند ساعت پیش بهم گفت

01:13:48.600 --> 01:13:51.319
‫تو این رو می‌دونستی؟

01:13:51.320 --> 01:13:53.392
‫من همیشه می‌دونستم ما پسرعموییم

01:13:53.393 --> 01:13:56.640
‫فکر می‌کردم تو هم تمامِ این مدت می‌دونستی

01:13:56.650 --> 01:13:59.659
‫فکر می‌کردم می‌خواستی مخفی بمونه

01:13:59.660 --> 01:14:03.800
‫نه مرد، من نمی‌دونستم. تازه فهمیدم

01:14:03.819 --> 01:14:05.404
‫خنده‌داره

01:14:07.100 --> 01:14:10.879
‫حالا که کازینوها باز شدن،

01:14:10.880 --> 01:14:13.279
‫بوی پول به مشام همه رسیده

01:14:13.280 --> 01:14:15.295
‫باورت نمیشه من چندتا پسرعمو دارم

01:14:15.296 --> 01:14:17.750
‫پولت اصلاً برام مهم نیست، مرد

01:14:18.930 --> 01:14:22.819
‫فقط می‌خوام ببینم واقعاً کی هستم

01:14:24.840 --> 01:14:26.840
‫من از تو و برادرت متنفر بودم

01:14:26.850 --> 01:14:29.879
‫وقتی چهارتامون تو مدرسه بودیم

01:14:29.880 --> 01:14:33.160
‫از این که همه همیشه ما رو از یه قماش
‫می‌دونستن متنفر بودم

01:14:33.170 --> 01:14:36.319
‫دو جفت دوقلو

01:14:36.320 --> 01:14:38.699
‫یکی سرخ‌پوست

01:14:38.700 --> 01:14:40.599
‫اون یکی سفیدپوست

01:14:40.600 --> 01:14:42.560
‫و به همین خاطر، بهتر

01:14:44.440 --> 01:14:47.760
‫وقتی خواهرم مُرد،

01:14:47.770 --> 01:14:52.180
‫اون روز که تو مراسمِ درخت کاری
‫اون سخنرانی رو در موردش خوندی

01:14:54.540 --> 01:14:56.370
‫اون روز می‌خواستم بکشمت

01:14:58.230 --> 01:15:02.099
‫اولین باری که به کلمه‌ی "دورو" برخوردم...

01:15:02.100 --> 01:15:05.279
‫بلافاصله تو اومدی تو فکرم

01:15:05.280 --> 01:15:08.217
‫پس، چرا کمک‌مون کردی، رالف؟

01:15:12.040 --> 01:15:14.779
‫چون ما باهم نسبت داریم

01:15:14.780 --> 01:15:16.660
‫چه ازت خوشم بیاد چه نیاد

01:15:27.300 --> 01:15:28.850
‫مرسی، رالف

01:15:34.480 --> 01:15:38.440
‫شاید یه وقتی دوباره بتونم
‫یه سر بیام و ببینمت

01:15:47.440 --> 01:15:48.790
‫مرسی

01:16:16.980 --> 01:16:20.119
من آدمِ چندان باهوشی نیستم

01:16:20.120 --> 01:16:23.760
‫ولی یه روزی، بعد از مدتِ طولانی،

01:16:23.770 --> 01:16:26.879
‫لنگان لنگان از جنگلِ تیره‌ی گذشته‌ی

01:16:26.880 --> 01:16:30.209
‫خودم، خانوادم و کشورم بیرون اومدم،

01:16:30.210 --> 01:16:34.799
‫در حالی که این حقایق رو در دست داشتم

01:16:34.800 --> 01:16:38.139
‫که عشق از بخشش به عمل میاد

01:16:38.140 --> 01:16:42.579
‫که نابودی، نوسازی رو به ارمغان میاره

01:16:42.580 --> 01:16:48.679
‫که نشانه‌های خدا تو روابط
‫ما با همدیگه وجود دارن

01:16:48.680 --> 01:16:51.140
‫حداقل تونستم انقدر بفهمم

01:16:53.020 --> 01:16:56.380
‫می‌دونم انقدر حقیقت داره

01:18:21.285 --> 01:18:36.485
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.